هفته نامه صدای خاک شماره 40 - مگ لند

هفته نامه صدای خاک شماره 40

هفته نامه صدای خاک شماره 40

هفته نامه صدای خاک شماره 40

‫ﻫﻔﺘﻪ ﻧﺎﻣﻪ اﻗﺘﺼﺎدى‪-‬‬ ‫اﺟﺘﻤﺎﻋﻰ ﺻﺪاى ﺧﺎک‬ ‫ﺳﺎل ﺳﻮم‪ -‬ﺷـﻤـﺎره ﭼﻬﻠﻢ‬ ‫ﺷﻨﺒﻪ ‪ 29‬اﺑﺎن ﻣـﺎه‪1400‬‬ ‫ﻗﯿﻤﺖ‪ 30000:‬ﺗﻮﻣﺎن‬ ‫ﺧﺴﺎرت ﻣﯿﻠﯿﺎردى‬ ‫زﻟﺰﻟﻪ‬ ‫ﺑﻪاﺳﺘﺎنﻫﺮﻣﺰﮔﺎن‬ صفحه 1 صفحه 2 ‫به نام او‬ ‫مریم حضرتی‬ ‫مدیر مسئول‬ ‫زلزله یکی از هولناکترین حوادث طبیعی است که در جهان رخ می دهد و اسیبها و تلفات‬ ‫جانی و مالی بسیاری به بار میاورد اما متاسفانه پیش بینی وقوع ان امکانپذیر نیست‪.‬‬ ‫در سال ‪ ۲۰۰۴‬زلزله ای در اقیانوس هند رخ داد که تقریبا‪ ۱۰‬دقیقه به طول انجامید‪،‬‬ ‫همینطور زلزله ای دیگر در شرق مدیترانه که بدترین زمین لرزه تاریخ را به خود اختصاص‬ ‫داد و جان حدود یک میلیون نفر را گرفت‪ .‬در ایران هم خاطرههای بسیاری از زمین لرزههایی‬ ‫داریم که جان بیش از هزاران تن از هموطنانمان را گرفت؛ زلزلههای تهران‪ ،‬رودبار‪ ،‬بم‪،‬‬ ‫ورزقان‪،‬کرمانشاه و اندیکای خوزستان زلزلههایی بودند که هیچگاه خاطره تلخ انها از ذهنمان‬ ‫پاک نخواهد شد‪ .‬اما چرا این شماره به زلزله اختصاص داده شده به این علت است که روز‬ ‫یکشنبه ‪ ۲۳‬ابان ماه یک بار دیگر ‪ ۲‬زلزله سنگین به بزرگای ‪ ۶‬و ‪ ۶/۵‬ریشتر در بندرعباس‬ ‫رخ داد که به شدت در بندرعباس‪ ،‬میناب‪ ،‬رودان و جزیره قشم احساس شد‪ .‬زلزله ای که باز‬ ‫هم تلفات جانی (‪ ۲‬کشته) و ‪ ۱۰۴‬مصدوم داشت؛ البته مانند زلزله رودبار‪ ،‬بم و کرمانشاه‪،‬‬ ‫تلفات جانی انچنان نداشت اما باز هم تبعات ان میتواند از لحاظ بهداشت و درمان و مشکالت‬ ‫روحی بر جان و روح مردم این استان وارد میشود و البته تاسفبرانگیزتر اینکه همین زلزله‬ ‫موجب خسارت بنای تاریخی قلعه فین و ابنیه های تاریخی شده که جای جبران ندارد‪.‬‬ ‫حال اتفاقی بود که افتاده اما باید مسئوالن در این سرمای پاییزی بیشتر به فکر زلزله زدگان‬ ‫استان هرمزگان باشند؛ چرا که باید از لحاظ اعزام اقالم و نیروهای امدادی و همینطور تامین‬ ‫چادر‪ ،‬پوشاک‪ ،‬اب اشامیدنی و وسایل گرمایشی اهتمام بورزند‪ .‬نشریه صدای خاک عالوه‬ ‫بر اینکه با این هموطنان عزیز همدردی میکند در پی کمکرسانی به این عزیزان می باشد‪.‬‬ ‫‪SEDAYEKHAK.IR‬‬ ‫اﺧﺒﺎر ﻫﻔﺘﻪ ﻧﺎﻣﻪ ﺻﺪاى ﺧﺎک را در ﺳﺎﯾﺖ ﺧﺒﺮى ﺑﺨﻮاﻧﯿﺪ‬ ‫‪4‬‬ ‫ردپایگرانیکاغذدرﻇهیراالسالم‬ ‫‪6‬‬ ‫خدمت در درجه اول باید صادقانه به محرومین و مستضعفین برسد‬ ‫‪7‬‬ ‫اشنایی با درخت انجیلی یا درخت اهن‬ ‫‪7‬‬ ‫تعامل بهینه شهرداری قلب طهران و اتشنشانی‬ ‫‪8‬‬ ‫رونمایی از ‪ 62‬طرح پژوهشی کمیته امداد در حوزه اسیبشناسی‬ ‫دانشگرایی و تحولخواهی‪ ،‬رویکرد جدید در تنظیم برنامه ‪ 7‬کمیته امداد ‪8‬‬ ‫‪9‬‬ ‫روان درمانی معتادان‪ ،‬گامی مهم در حل معضل اعتیاد است‬ ‫‪9‬‬ ‫بانک پاسارگاد مروج فرهنگ کتابخوانی‬ ‫‪9‬‬ ‫خرید دام مازاد عشایر با قیمت تضمینی در البرز اغاز شد‬ ‫‪10‬‬ ‫کشف و ثبت جهانی گونه ای ماهی به نام علی دایی‬ ‫‪10‬‬ ‫ساخت دستگاه تشخیص صحیح شستشو‬ ‫‪10‬‬ ‫مساجد باید مرکزیت فعالیت محالت باشند‬ ‫‪11‬‬ ‫دانشگاههای علمی کاربردی مهارت را در جامعه ترویج میدهند‬ ‫‪12‬‬ ‫داراالکرام به چالشهای پدران و مادران با نسل دیجیتال میپردازد‬ ‫‪14‬‬ ‫ضرورت نهادینه کردن فرهنگ مطالعه و کتابخوانی در میان شهروندان‬ ‫‪15‬‬ ‫کمپین سامسونگ با برترین کارگردانهای سینما‬ ‫ﻫﻔﺘﻪ ﻧﺎﻣﻪ اﻗﺘﺼﺎدى‪ -‬اﺟﺘﻤﺎﻋﻰ ﺻﺪاى ﺧﺎک‬ ‫ﺑﺎ ﻣﺠﻮز )‪ (83579‬از وزارت ارﺷﺎد‬ ‫ﺳﺎل ﺳﻮم‪ -‬ﺷﻤﺎره ﭼﻬﻠﻢ ‪،‬‬ ‫ﺷﻨﺒﻪ ‪ 29‬اﺑﺎن ﻣﺎه ‪1400‬‬ ‫اماده سازی پیست اسکی مجموعه توچال)گزارش تصویری(‬ ‫اختالالت مرتبط و اختالل دو قطبی‬ ‫چﻘدر از زمان زندگی روزانه خود را با شادی سپری میکنیم؟‬ ‫بلوبانک زمین بازی را تغییر داده است‬ ‫تامین اجتماعی را مردمی اداره میکنیم‬ ‫فرهنگ زیر چکمه سیاست و اقتصاد!‬ ‫از احداث ‪ 2150‬واحد تا تعمیر ‪ 1025‬واحد در روستاهای زلزله زده‬ ‫پیاده تا پارس فیلم‬ ‫چند کلمه حرف حساب درباره رانندگی مردها و زنهای هموطن‬ ‫کلید عملیات اجرایی طرحهای توسعه چادرملو زده شد‬ ‫چرا سینماگران فاقد یک تریبون رسانهای مستﻘل هستند؟!‬ ‫دادن بیانیه‪ ،‬مشکالت خانه سینما را حل نمیکند‬ ‫ترس)داستان(‬ ‫سخنی کوتاه و برادرانه با وزیر ارشاد و ریاست سازمان سینمایی‬ ‫محفل هنری‬ ‫ﺻﺎﺣﺐ اﻣﺘﯿﺎز و ﻣﺪﯾﺮﻣﺴﺌﻮل‪ :‬ﻣﺮﯾﻢ ﺣﻀﺮﺗﻰ ﺗﺤﺮﯾﺮﯾﻪ‪ :‬دﮐﺘﺮ ﻣﺤﻤﺪ ﺟﻮاد اﻣﯿﺮى‪ ،‬دﮐﺘﺮ ﺳﻮﺳﻦ ﺻﻔﺎوردى‪ ،‬دﮐﺘﺮ‬ ‫ﺳﺎﺳﺎن ﻋﻠﯿﺠﺎﻧﻰ‪،‬ﯾﻮﺳﻒ ﺧﺎﮐﯿﺎن ‪ ،‬ﮐﺎﻣﺮان ﺣﺪادى‪ ،‬ﺳﻌﯿﺪاﻣﺎﻧﻰ‪ ،‬ﺷﯿﻮا‬ ‫دﺑﯿﺮاﺳﺘﺎن ﮔﯿﻼن‪ :‬اﻣﻨﻪ ﺟﻌﻔﺮى‬ ‫زﻧﺪى‪ ،‬ﻣﺒﯿﻦ ﻣﻨﺘﻈﺮى‪ ،‬ﺳﻮﻓﯿﺎ ﻋﺎدﻟﺨﺎﻧﻰ‪ ،‬ﻣﺤﺒﻮﺑﻪ دﻫﻘﺎن‪ ،‬ﻣﺤﻤﺪ ﺑﻮﯾﺮى‪،‬‬ ‫ﻧﯿﺎ‬ ‫ﺧﻮرﺷﯿﺪى‬ ‫دﺑﯿﺮاﺳﺘﺎن ﮐﺮﻣﺎﻧﺸﺎه‪ :‬ﻓﺎﻃﻤﻪ‬ ‫ﺳﻤﯿﻪ ﺳﯿﻤﯿﻦ ﻗﺪ‪ ،‬ارزو ﻗﺎﺳﻤﻰ‪ ،‬ﻣﺴﻌﻮد رﺣﯿﻤﻰ‪،‬ﺳﺎرا ﺻﺎدﻗﻰ‪ ،‬ﻏﻼﻣﺮﺿﺎ‬ ‫ﮔﻤﺮﮐﻰ‪ ،‬ﻓﺮﯾﺪه ذاﮐﺮى‪ ،‬ﺷﺎﻫﭙﻮر ﻣﺤﻤﺪى‪ ،‬وﻟﻰ اﷲ ﻧﯿﺴﺮﯾﺎن‪ ،‬اﮐﺮم‬ ‫ﻋﮑﺎس‪ :‬ﻣﺤﺴﻦ رﺿﺎﯾﻰ‬ ‫ﺟﺪﯾﺪى ﻣﻤﺘﺎز‪ ،‬ﺟﺒﺎر اذﯾﻦ‪ ،‬اﺑﺮاﻫﯿﻢ ﻣﺤﻤﺪ ﺣﺴﯿﻨﻰ‪ ،‬اﻧﺎﻫﯿﺘﺎ رﺣﯿﻤﻰ و‬ ‫ﻣﺸﺎور ﭘﺰﺷﮑﻰ‪ :‬دﮐﺘﺮ ﮐﯿﺎﻧﺎ ﻓﺮﻫﻰ‬ ‫ﺳﯿﺪرﺿﺎ اورﻧﮓ‬ ‫ادرس‪ :‬ﺧﯿﺎﺑﺎن ﺟﻤﺎﻟﺰاده‪ -‬ﻧﺼﺮت ‪ -‬ﭘﻼک ‪ 40‬ﮐﺪﭘﺴﺘﻰ‪1419873495:‬‬ ‫ﺗﻠﻔﻦ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ )ﭘﯿﺎم ﺑﮕﺬارﯾﺪ(‪ 09371952793 :‬ﻓﮑﺲ‪88942253‬‬ ‫‪S E D A Y E K H A K . I R‬‬ ‫‪_ s e d a y _ k h a k‬‬ ‫‪16‬‬ ‫‪18‬‬ ‫‪18‬‬ ‫‪19‬‬ ‫‪19‬‬ ‫‪20‬‬ ‫‪21‬‬ ‫‪22‬‬ ‫‪24‬‬ ‫‪25‬‬ ‫‪26‬‬ ‫‪27‬‬ ‫‪28‬‬ ‫‪29‬‬ ‫‪30‬‬ ‫ﻣﺪﯾﺮ ﻫﻨﺮى‪ :‬ﻧﺮﮔﺲ ﺣﻀﺮﺗﻰ‬ ‫وﯾﺮاﺳﺘﺎرى‪ :‬ﺷﯿﻮا زﻧﺪى‬ ‫ﻣﺪﯾﺮﺑﺎزارﯾﺎﺑﻰ‪ :‬ﻣﺎﺋﺪه ﺣﻀﺮﺗﻰ‬ ‫ﻣﺤﺴﻦ ﻣﺮادﭘﻮر‪ -‬ﻣﺮﺳﻞ ﺧﻮﺷﺤﺎل‬ ‫ﺳﻮﻓﯿﺎ ﻋﺎدﻟﺨﺎﻧﻰ و ﻟﯿﻼ اﻟﯿﺎﺳﻰ‬ ‫ﭼﺎپ‪ :‬اﯾﺮان ﮐﻬﻦ‬ ‫ﺻﺪاى ﺧﺎک در ﺗﻠﮕﺮام‬ ‫ﺻﺪاى ﺧﺎک در اﯾﻨﺴﺘﺎﮔﺮام‬ صفحه 3 ‫گزارش‬ ‫ردپای گرانی کاغذ در ﻇهیر االسالم‬ ‫در این روزهای ســرد پاییزی‪ ،‬ظهیراالســالم در‬ ‫سکوت مطلق به ســر می برد‪ ،‬گویا گرد ناامیدی‬ ‫در خیابان ریخته شده است ‪ ،‬خیابان انقدر خلوت‬ ‫اســت که به زور می توان در ان خریــداری پیدا‬ ‫کرد‪ ،‬فروشــندگان هم از اوضاع نابســامان کاغذ‬ ‫میگویند؛ از اینکه جنس هســت ولــی به دلیل‬ ‫گرانیها مشــتری وجود ندارد و این شرایط باعث‬ ‫شده همکارانشان به ناچار شغل خود را ترک گویند‬ ‫حتی بعضیها هم از صحبت کردن میترســند!‬ ‫وقتی به سمتشان می روم به ســوی دیگری فرار‬ ‫می کنند و ما را با حجم زیادی از سوالهای بی پاسخ‬ ‫تنها می گذارند اما ما همچنان به دنبال جوابهایمان‬ ‫به ســراغ تک تــک مغــازه های ظهیراالســالم‬ ‫رفتیــم و بــا برخــی از فروشــندگان مصاحبه‬ ‫کردیــم و در انتها هم بــه ســراغ دو صاحبنظر؛‬ ‫مهشــید پورداد دبیر ســندیکای تولیدکنندگان‬ ‫کاغذ و مقوای ایــران و غالمرضا شــجاع نماینده‬ ‫تشــکلهای صنعــت چــاپ و مصرفکنندگان‬ ‫کاغذ اســتانهای سراسر کشــور رفتیم تا جویای‬ ‫احواالت بازار کاغذ و مقوا شویم‪ .‬در ادامه میتوانید‬ ‫این نظــرات را در قالب ایــن گــزارش بخوانید‪.‬‬ ‫بازاربیثباتاست‪/‬جنسهستاماخریدار‬ ‫نداریم‬ ‫فروشــندگان کاغــذ‪ -‬کســبه اول‪ :‬اوضاع‬ ‫کاغــذ فاجعــه اســت ‪ ،‬قیمتهــا هــر روز گران‬ ‫مــی شــود‪ ،‬بــازار ثبــات نــدارد؛ چراکــه بــا‬ ‫افزایــش دالر بــازار هــم تــکان میخــورد ‪.‬‬ ‫‪4‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه ‪1400‬‬ ‫کســبه دوم‪ :‬مقواهایی که وارداتی هستند‬ ‫حداقل ‪ ۷۰‬تــا ‪ ۸۰‬درصد گران شــدند و‬ ‫کاغــذی که ‪ ۳‬الی ‪ ۴‬ســال پیــش ورقی‬ ‫‪۵‬هزار تومان با مالیــات بود در حال حاضر‬ ‫‪ ۲۰‬الــی ‪ ۲۵‬تومان فروخته می شــود‪ .‬در‬ ‫حوزه کاغذهای بسته بندی هم می توانم‬ ‫بگویم این کاغذ یکی از اجناسی است که در‬ ‫همه کشورها حرف اول را می زند شما هر‬ ‫جنســی که بخرید باید از کاغذ ان متوجه‬ ‫شــوید که داخل ان بســته چیست‪ ،‬اگر‬ ‫کاغذ ان کیفیت خود را درســت پس دهد‬ ‫مردم ‪۱۰۰‬درصد از ان استقبال می کنند‪.‬‬ ‫کســبه ســوم‪ :‬در بحث کاغذهای رنگی‬ ‫بایــد بگویم کــه «اشــتنباخ» گرانترین‬ ‫کاغذ اســت چون تولید داخل نیســت و‬ ‫قیمت ان بین ‪ ۳۷‬تا ‪۴۷‬هزار تومان اســت‪.‬‬ ‫کســبه چهارم‪ :‬کاغذها نمــی توانند نیاز‬ ‫بــازار را تامین کنند‪ .‬قیمتها ثابت اســت‬ ‫اما خرید و فروشــی صورت نمــی گیرد و‬ ‫جنس خاصی نیست که بشــود مانور داد‪.‬‬ ‫کســبه پنجم‪ :‬جنس فراوان است اما چون‬ ‫دالر باال و پایین می شود قیمتها باال می‬ ‫رود‪ ،‬بــرای همین از بازار خبری نیســت؛‬ ‫با کمبود کاغذ مواجه هســتیم انقدر باید‬ ‫کاغذ باشد که بازار اشــباع شود‪ ،‬چون بازار‬ ‫دســت چند وارد کننده است و انها تعیین‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ ‫بخ‬ ‫ش‬ ‫د‬ ‫وم‬ ‫کننــده قیمتها هســتند‪.‬‬ ‫درصدخمیر‪،‬رویقیمت‬ ‫وکیفیتکاغذتاثیرمی‬ ‫گذارد‪ /‬در بحﺚ واردات‬ ‫مواداولیهمشکالت‬ ‫خاصی وجود دارد‬ ‫سارا صادقی‬ ‫ﺧﺒﺮﻧﮕﺎر‬ ‫مهشید پورداد دبیر سندیکای تولید کنندگان‬ ‫کاغذ و مقــوای ایران‪،‬از تولید کاغذ در کشــور‬ ‫گفت‪ :‬بــا افتخار می توانــم بگویم بخش عمده‬ ‫ای از نیاز کشــور به کاغذ را تامیــن می کنیم‬ ‫به طور کلی ‪ ۷‬نوع کاغذ بســته بنــدی داریم‬ ‫که یک بخــش ان کاغذهای چــاپ و روزنامه‬ ‫اســت و بخش دیگــر شــامل کاغــذ فیلتر‪،‬‬ ‫بهداشتی و‪ ...‬را داخل کشــور تولید می کنیم ‪.‬‬ ‫وی افزود‪ :‬برای کاغذ بسته بندی ما ‪۱۰۰‬درصد‬ ‫نیاز داخل را تامین می کنیــم و عالوه بر ان هم‬ ‫مازاد تولید داریم؛ با توجه به سیاســتهایی که‬ ‫اتفاق افتاده مــا ان را در بخشــهای صادراتی‬ ‫هدایت مــی کنیم ‪ ،‬متاســفانه با وجــود این‬ ‫تحریمها ما تمرکزمان بیشــتر بر روی صادرات‬ ‫به کشورهای همسایه اســت و در اینده برنامه‬ ‫ریزی داریم تا با کشورهایی که قبال کار صادرات‬ ‫را انجام می دادیم این ارتباط را داشــته باشیم‪.‬‬ ‫دبیر ســندیکای تولیدکنندگان کاغذ و مقوای‬ ‫ایران خاطر نشــان کرد‪ :‬مشکالت زیادی وجود‬ ‫دارد؛ در بحث واردات مواد اولیه مشکالت خاصی‬ صفحه 4 ‫برای همکاران ما پیش امد‪ ،‬از دیگر مشکالت‪ ،‬ایا توقع داشته با کمترین قیمت‪ ،‬باالترین قیمت‬ ‫مــراودات بانکــی و تحریمها بــود که برای را دریافت کند که معمــوال این اتفاق نمی افتد‪.‬‬ ‫همه تولیدکنندگان وجود داشــت‪ .‬در بحث‬ ‫صادرات هم مشکالتی داشتیم که همکاران اگر مدارس باز شود با کمبود کاغذ مواجه‬ ‫ما با تالش و پشــتکاری که داشــتند خیلی‬ ‫می شویم ‪ /‬ما مشکل اساسی در تولید‬ ‫از مســائل را رفع و رجوع کردند‪ ،‬کمکهایی‬ ‫کاغذ چاپ و تحریر داریم‬ ‫هم دولت داشــت برای بحث مراودات بانکی‬ ‫که تقریبا حل شــد ولی عمده ترین مشکل‪ ،‬غالمرضا شــجاع نماینده تشــکلهای صنعت‬ ‫نوســانات نرخ ارز برای تامین مواد اولیه بود چاپ و مصــرف کننــدگان کاغذ اســتانهای‬ ‫که گریبانگیر همــه تولید کننــدگان بود‪ .‬سراسر کشور‪ ،‬از وضعیت تولید کاغذ در کشور‬ ‫گفت ‪ :‬طــی ‪ ۲‬این ســال مدارس بــه صورت‬ ‫پورداد گفت‪ :‬از ابتدای ســال ‪ ۹۷‬با راه اندازی انالین برگزار شــد‪ ،‬اگر با این بحــران کمبود‬ ‫یکســری واحدهای بزرگ برای تولید کاغذ کاغذ مدارس باز شــود قطعا دانش اموزان ما با‬ ‫بســته بندی‪ ،‬تحول بزرگی در کشور اتفاق کمبود دفترچه مواجه هستند اگر چه سیاست‬ ‫افتاد؛ واحدهای بزرگی به چرخه تولید اضافه کلی اموزش و پــرورش این اســت که کتاب‬ ‫شــدند که برخی از واحدها طرح توسعه ای درسی بچه ها گران نشــود چون در حال حاضر‬ ‫داشتند که این جهشی که در تولید اتفاق افتاد ما ریزش دانش اموز داریــم ولی کمبود کاغذ‬ ‫باعث شد هم کیفیت کاغذها باال رود و هم در در کشور یک بحران اســت‪ .‬ما هنوز در کشور‪،‬‬ ‫زمینه تولید کاغذ‪ ،‬بسته بندی فراوانی ایجاد اســتانهای محروم زیاد داریم کــه خانواده به‬ ‫شود و این اتفاق باعث شد نیاز کشور به یکباره خاطر گرانیها فرزنــد را از تحصیل محروم کرده‬ ‫توسط تولید کننده داخلی پوشش داده شود‪ .‬چون قیمــت دفترچه خیلی گران اســت؛ ما با‬ ‫ما صادرات خوبی هم داشــتیم اصال یکی از این واقعیت مواجه هســتیم اگرچــه در قانون‬ ‫واحدها با هدف صــادرات راه اندازی شــد ‪ .‬اساسی اموزش و پرورش امده که باید تحصیل‬ ‫وی تصریح کرد‪ :‬امروزه در نقطه ای هستیم رایگان باشــد امــا چنین چیزی وجــود ندارد‬ ‫که نه تنها نیــاز داخل را کامال بــراورده می و این ظلمی اســت که متاســفانه ادامه دارد‪.‬‬ ‫کنیم بلکه اهــداف صادراتی هــم خواهیم‬ ‫داشــت‪ .‬به عقیــده مــن‪ ،‬از لحــاظ کیفی وی افزود‪ :‬ما مشکل اساسی در تولید کاغذ چاپ‬ ‫کاغذهای خوبی تولید می کنیم‪ ،‬مشــتریان و تحریر داریم‪ ،‬یعنی ســرمایه گذاری هایی که‬ ‫راضی هســتند‪،‬حداقل کاری که می کنیم در ‪ ۲‬دهه اخیر در کشــور اتفاق افتاده جز چوب‬ ‫اینکــه از خــروج ارز جلوگیــری کردیم؛ تا و کاغذ مازندران که توانمنــدی در حوزه چاپ‬ ‫ســال ‪ ۹۶‬وارد کننــده کاغذ بســته بندی و تحریر را داشــته بقیه کارخانه ها مثل کارون‬ ‫بودیم اما از ان تاریخ تــا االن ما صادر کننده در خوزســتان که زمانی کاغذهــای خوبی در‬ ‫کاغذ بسته بندی هســتیم؛ این اتفاق خوبی حوزه چاپ و تحریر تولید می کرد نتوانســتند‬ ‫بود کــه برای اقتصاد کشــور افتاده اســت‪ .‬دوام بیاورند؛ حــدود ‪ ۳‬الی ‪ ۴‬ســال پیش هم‬ ‫کارخانه ای در بهشــهر توســط رئیس جمهور‬ ‫دبیــر ســندیکای تولیدکننــدگان کاغذ و وقت راه اندازی شــد که کاغذهــای خوبی هم‬ ‫مقوای ایران افزود‪ :‬نیاز را خود مصرف کننده داشت اما متاسفانه بعدها فهمیدیم که تعطیل‬ ‫تشــخیص می دهد کــه نیاز بــه تولید چه شــد انهم به علت اینکه توان قیمت رقابتی با‬ ‫محصولی دارد‪ ،‬هر چقدر خمیر بیشتری در کاغذهایی که به کشــور وارد می شد نداشت‪.‬‬ ‫کاغذ استفاده شده باشد به طبع ان کیفیت نماینــده تشــکلهای صنعت چــاپ و مصرف‬ ‫و قیمتش باالتر مــی رود‪ .‬ان درصد خمیری کنندگان کاغذ اســتانهای سراســر کشــور‬ ‫که همکاران استفاده می کنند روی قیمت و خاطر نشان کرد‪ :‬اگر کشــور در شرایط خوبی‬ ‫کیفیت کاغذ تاثیر می گذارد؛ اینکه می گویند باشــد ما امروز باید حــدود ‪ ۴۰۰‬تــن کاغذ‬ ‫مصرف کننده روی قیمت نظر می دهد باید چاپ و تحریر مصرف داشــته باشــیم‪ ،‬یعنی‬ ‫دید چه نیازی داشته باید دید نیازی که داشته وقتی در ســال ‪ ۹۵‬و ‪ ۹۶‬میــزان مصرف کاغذ‬ ‫ایا تولید کننده نتوانسته براورده کند یا نه ؟! ما حــدود ‪ ۳۵۰‬الــی ‪ ۵۰۰‬تــن بوده بعــد از‪.‬‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ ‫‪ ۵‬ســال باید افزایش مصرف داشــته باشیم‪.‬‬ ‫در مجموع تولید داخلی واردات ما در ان سالها‬ ‫حدود ‪ ۱۰‬الی ‪ ۱۵‬درصد بود ولی متاسفانه هر‬ ‫چه جلوتر می رویم می بینیم امتیازات الزمی به‬ ‫تولید کننده داخلی نمی دهند و برای صادرات‬ ‫هم دولت از تولیــد کننده داخلــی حمایتی‬ ‫نمی کرد برای همین تولید کننــده در حوزه‬ ‫تسهیالت با فشارهای مالیاتی و‪ ....‬مواجه بود‪.‬‬ ‫او عنوان کرد‪ :‬مشکل اساســی که ما داریم این‬ ‫اســت که کاغذ در ایران دارد مونتاژ می شود؛‬ ‫همان مشــکلی که در خودروســازی داریم؛‬ ‫چراکه مواد اولیه کال وارداتی اســت از ســال‬ ‫‪ ۱۹۷۶‬که کارخانــه چوب و کاغــذ مازندران‬ ‫افتتاح شــد ان روز مدیرعامل وقت روی چوب‬ ‫مازندران حســاب می کردند چیــزی حدود‬ ‫‪ ۶‬هزار جنــگل را در اختیارشــان گذاشــته‬ ‫بودنــد اما اجازه برداشــت به انهــا را ندادند و‬ ‫همین موضوع باعث شــد کم کم تولید کاغذ‬ ‫چــاپ و تحریر ایــن کارخانه به صفر برســد‪.‬‬ ‫به ســختی بقیه کاغذها را تولیــد می کردند‬ ‫چوب وخمیرشان مشــمول مالیات بر ارزش‬ ‫افزوده بود که با پیگیری انجام شــده توســط‬ ‫خود مدیران وسندیکای تولید کنندگان کاغذ‬ ‫و ســتاد تنظیم بازار خوشــبختانه از مافیات‬ ‫مالیاتی‪ 9‬درصد خالص شدند و نفسی کشیدند‬ ‫ولی کافی نبود برای اینکه تولید انها به نرمال‬ ‫برسد نیاز به تزریق تسهیالت کم بهره دارند ‪.‬‬ ‫شجاع در ادامه با اشاره به موضوع مافیای کاغذ‬ ‫گفت‪ :‬واردات و مافیــا از انجا اتفاق می افتد که‬ ‫دست دولت در ان باشــد‪ :‬در ان حیات خلوت‬ ‫های دولت مثل شستا ‪،‬بانکها ‪،‬ارگانهای نظامی‬ ‫و‪ ...‬اگر کســی دنبال مافیا می گردد انجا برود‬ ‫جناباقایسیدعباسعظیمی‬ ‫بازگشتافتخارامیزجنابعالیرابهعنوان‬ ‫مدیرعاملموسسههنرمندانپیشکسوت‬ ‫صمیمانه تبریکعرضنمودهو امیداست‬ ‫درراهخطیریکهپیشروداریدهمچون‬ ‫گذشتهموفقومویدباشید‬ ‫با احترام‪:‬مریمحضرتیوغالمرضاگمرکی‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه‪1400‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫‪5‬‬ صفحه 5 ‫؟؟؟؟؟؟‬ ‫گزارش‬ ‫خدمتدردرجهاولبایدصادقانهبهمحرومینومستضعفینبرسد‬ ‫رئیس سازمان بهزیستی کشــور در نشســت طرح راهکار یکپارچه‬ ‫هدایت کمکهای خیرخواهانه بــا بیان اینکه در دولت ســیزدهم که‬ ‫خدمــت در درجــه اول باید صادقانــه به محرومین و مســتضعفین‬ ‫برســد و کار باید هوشــمند شــود‪ ،‬گفت‪ :‬در راســتای اگاه سازی و‬ ‫معرفی بهزیســتی به افراد خارج از کشــور ‪ ،‬باید ارتباطات بین الملل‬ ‫را حفظ کنیم و پنجره واحدی از ســوی فضای بین الملل دیده شــود‪.‬‬ ‫به گزارش جهانی پرس‪« ،‬علی محمد قادری» رئیس سازمان بهزیستی‬ ‫کشور در نشست طرح راهکار یکپارچه هدایت کمک های خیرخواهانه‬ ‫درخصوص شناســایی و ثبت موسســات خیریه‪،‬گفت‪ :‬در این راستا‬ ‫فعاالن این حوزه باید احصاء و موسســات غیرفعال مشــخص شوند‪.‬‬ ‫رئیس سازمان بهزیستی کشــور ادامه داد‪ :‬در حال حاضر ساماندهی‬ ‫خیریه هایی که از ســازمان بهزیســتی‪ ،‬وزارت کشــور‪ ،‬و ناجا مجوز‬ ‫گرفته اند هرکدام به صورت مجزا صــورت می گیرد که با هم اتفاق نظر‬ ‫هم ندارند‪ .‬این در حالی اســت که هیچ خیریه ای نیز بانک اطالعاتی‬ ‫خیرین خود را ارائه نمی کند و حتی بعضاً شفافیت هم ندارند؛ لذا یکی‬ ‫از حکمهای مــا در این دوره که باید از طریق حوزه مشــارکت مردمی‬ ‫پیگیری شــود این اســت که به نســبت صدور مجوزها‪ ،‬فرایندهای‬ ‫جلــب و جــذب مشــارکتهای مردمی چگونــه صــورت می گیرد‪.‬‬ ‫وی با اشاره به اهمیت پویشها برای جلب مشــارکت مردمی‪ ،‬تصریح‬ ‫‪6‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه ‪1400‬‬ ‫کرد‪ :‬تجمیع اعداد و ارقام خیریه ها باید تسهیلگری شود و اگر پویشها‬ ‫را به فصل خود و به موقع انجام دهیم تسریع در حمایت و امدادرسانی‬ ‫را افزایش می دهــد‪ ،‬همچنین در مشــارکت از صنــوف و کاالهای‬ ‫متعدد غیرنقدی می توان هــزاران نوع خدمت و کار خیــر انجام داد‪.‬‬ ‫قادری با بیان اینکــه جنس کار خیریــن باید کمی و مدرن شــود‪،‬‬ ‫گفت‪ :‬هر اقلیمی خیریــن متفاوتــی دارد‪ ،‬لذا باید با برش اســتانی‬ ‫نیز به این مهم پرداخته شــود که بــه همین خاطر بایــد ارتباطات‬ ‫بین الملل را حفظ کرد؛ چراکه بســیار افراد در خارج از کشور عالقمند‬ ‫هســتند تا در جریان اطالعات سازمان بهزیستی کشــور قرار گیرند‪،‬‬ ‫بطوریکه عده ای فکر می کنند بهزیســتی فقط پرورشــگاه اســت؛‬ ‫لذا بایــد پنجره واحــدی از ســوی فضــای بین الملل دیده شــود‪.‬‬ ‫رئیس سازمان بهزیستی کشــور هوشمندســازی را یکی از راههای‬ ‫جلب اعتماد مردم دانســت و گفت‪ :‬بهزیســتی به عنوان یک سازمان‬ ‫زیرمجموعه وزارت تعاون‪ ،‬کار و رفــاه اجتماعی باید اتکا کند به اینکه‬ ‫فضایی معنوی وجود دارد که ســرمایه اجتماعی مردم را دارد اما این‬ ‫نیازمند زیرساخت حرفه ای است تا تمام روندهای جذب مشارکت های‬ ‫مردمی در ان ثبت شــود؛ لذا باید ســراغ شــرکتهای خوشنام رفت‪.‬‬ ‫وی در پایان یاداور شــد‪ :‬در دولت ســیزدهم که خدمت در درجه اول‬ ‫باید صادقانه به محرومین و مستضعفین برسد‪ ،‬کار باید هوشمند شود‪.‬‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ صفحه 6 ‫اشناییبادرختانجیلی‬ ‫یا درخت اهن‬ ‫نام علمی‪parrotia persica :‬‬ ‫نامعمومی‪ :‬انجیلی‪ ،‬درخت اهن‬ ‫درخت انجیلی درختی خزان پذیر و بومی‬ ‫ابراهیم محمدحسینی‬ ‫جنگلهای شمال ایران است که ارتفاع ان‬ ‫به بیش از ‪۲۰‬متر هم می رسد‪ .‬از ویژگی‬ ‫دیگر این درخت زیبا می توان به سختی و محکمی چوب و تنه درخت‬ ‫و برجستگی های روی شاخه درخت که به دلیل جوش خوردن سریع‬ ‫شاخه ها بهم اتفاق می افتد و همچنین تنوع رنگ های مختلف در فصل‬ ‫پاییز اشاره کرد‪ .‬از ویژگی های مثبت و حائز اهمیت دیگر این درخت‬ ‫میتوانبهمقاومتباالیایندرختدربرابرخشکسالی‪،‬افات‪،‬الودگی‬ ‫های شهری و باد اشاره کرد‪.‬‬ ‫نگهداری‪ :‬برای درخت انجیلی خاکهای غنی‪ ،‬ماسه ای و شنی و اسیدی‬ ‫مناسبتر است و از لحاظ نور بهتر است در افتاب و نیمسایه باشد تا رشد‬ ‫خوبی داشته باشد‪ .‬بهترین دما برای این درخت ‪ -۳‬الی ‪ ۱۶‬درجه است و‬ ‫نیاز به ابیاری متوسطی دارد‪.‬‬ ‫روشتکﺜیر‪ :‬بهترین و مهمترین روش تکثیر درخت انجیلی از طریق‬ ‫قلمه زدن از چوب های نرم گیاه است که انجام می شود‪.‬‬ ‫اشنایی‬ ‫با گیاه‬ ‫خارپنبه‬ ‫نام علمی‪Onopordum acanthium :‬‬ ‫پراکنشاصلیدرجهان‪:‬اروپا‪،‬ایران‪،‬ترکیه‪،‬قفقاز‪،‬اسیایمرکزی‬ ‫گیاه «خار پنبه» گیاهی‪ ۲‬ساله و به ارتفاع‪۳۰‬تا‪۱۵۰‬سانتیمتراز خانواده‬ ‫بزرگ کاسنیان است‪ .‬گیاه خارپنبه دارای برگهای علفی و به رنگ سفید‬ ‫و متمایل به سبز است که دارای گلهای بنفش رنگ زیباست و زمان‬ ‫گلدهی این گیاه در فصل تابستان یعنی از ماه تیر تا شهریور می باشد‪.‬‬ ‫گیاه خار پنبه مقاوم به سرما است و همچنین به عنوان علف هرز و به‬ ‫صورت خود رو در کنار جاده ها‪،‬باغ ها‪،‬بعضی مناطق بیابانی و نقاط‬ ‫مخروبه می روید‪ .‬برخی از خواص دارویی گیاه خارپنبه عبارتند از‪ :‬درمان‬ ‫بیماریهایکبدومعده‪،‬التیامزخمهایسرطانی‪،‬قطعخونریزیسینه‪،‬‬ ‫رفع تبهای کهنه در کودکان و‪...‬‬ ‫نکته‪ :‬گیاهان دارویی از قدیم تا به امروز همواره نقش مهمی در سالمت‬ ‫انسانها داشته اند اما مصرف بیش از حد ان می تواند خطرات و عواقب‬ ‫جبران ناپذیری را داشته باشد و توصیه می شود قبل از مصرف هرگونه از‬ ‫گیاهانداروییحتماباپزشکمربوطهمشورتنمایید‪.‬‬ ‫روش تکﺜیر‪ :‬از طریق کاشت بذر در فصل بهار و پاییز امکان پذیر است‪.‬‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ ‫تعامل بهینه شهرداری قلب طهران و‬ ‫اتشنشانی‬ ‫شــهردار منطقه ‪ ۱۲‬از امادگی همهجانبه و تعامل حداکثری شهرداری‬ ‫و سازمان اتشنشــانی برای پیشــگیری از بحران و حفظ ایمنی در این‬ ‫منطقه مرکزی تهران خبــر داد‪ .‬به گزارش روابط عمومی شــهرداری‬ ‫منطقه ‪ ،۱۲‬عصر روز دوشــنبه ‪ ۲۴‬ابانماه‪ ،‬جلسه کمیته ایمنی منطقه‬ ‫‪ ۱۲‬با حضور امیر یزدی شــهردار منطقــه‪ ،‬مهــدی داوری مدیرعامل‬ ‫ســازمان اتشنشــانی و خدمات ایمنی شــهر تهران‪ ،‬کامران عبدولی‬ ‫معاون حفاظت و پیشــگیری حریق ســازمان‪ ،‬رســول هاللــی معاون‬ ‫امور اجتماعی و فرهنگــی‪ ،‬امیر هاتفی مدیر منطقــه ‪ ۵‬عملیات‪ ،‬جالل‬ ‫ملکی ســخنگو و رئیس روابط عمومی‪ ،‬معاونان شــهرداری منطقه ‪۱۲‬‬ ‫و شــهرداران نواحی در ســاختمان شــهرداری منطقه ‪ ۱۲‬برگزار شد‪.‬‬ ‫در این جلســه‪ ،‬داوری بــا یاداوری اینکــه منطقه ‪ ۱۲‬از حساســترین‬ ‫و مهمترین مناطق شــهری تهران اســت‪ ،‬گفت‪ :‬این منطقــه با وجود‬ ‫بافت تاریخی ارزشــمند‪ ،‬مجلس شــورای اســالمی‪ ،‬بازار بزرگ تهران‪،‬‬ ‫وزارتخانههــا و ســاختمانهای اداری حســاس و کلیــدی‪ ،‬همچنین‬ ‫جمعیت متراکم شــناور و تــردد بین یک تــا ‪ ۲‬میلیون نفــر در روز به‬ ‫توجــه همهجانبه بــرای حفظ ایمنی و پیشــگیری از بحــران نیازمند‬ ‫اســت و به همین دلیل ســازمان اتشنشــانی و خدمات ایمنی شــهر‬ ‫تهران بــرای نیل به این هــدف از هیچ تالشــی فروگــذار نخواهد بود‪.‬‬ ‫وی ضمن اشاره به اجرای موفقیتامیز اولین ایستگاه روزانه اتشنشانی‬ ‫در منطقه ‪ ۱۲‬گفت‪ :‬این ایستگاه که در تاریخ ســوم اذرماه سال گذشته‬ ‫در سوله پیشگیری و مدیریت بحران منطقه ‪ ۱۲‬اجرایی شد‪ ،‬پاسخگوی‬ ‫خوبی به نیازهای منطقــه در این حوزه بود و به همین دلیل پیشــنهاد‬ ‫میشود ایســتگاه دیگری در محدوده بازار بزرگ تهران راهاندازی شود‪.‬‬ ‫مدیرعامل سازمان اتشنشانی شهر تهران بر اهمیت اموزش شهروندان‬ ‫در زمینه حفظ ایمنی تاکید کرد و افزود‪ :‬موضوع پیشــگیری‪ ،‬از مباحث‬ ‫مهم و اساسی اســت که اول رعایت اصول ایمنی و دوم اگاهیبخشی به‬ ‫مردم و کســبه را طلب میکند؛ بنابراین راهاندازی کمیتههای فرهنگی و‬ ‫اجتماعی مشترک بین سازمان و شــهرداری در کنار کمیتههای ایمنی‬ ‫در ســطح منطقه برای اموزشــهای ضروری به مردم و کســبه ضروری‬ ‫به نظر میرســد‪ .‬یزدی شــهردار منطقه‪ ۱۲‬ضمن قدردانی از تالشهای‬ ‫مجدانه ســازمان اتشنشــانی برای پیشــگیری از بحران در منطقهای‬ ‫که قلب طهران به شــمار میرود‪ ،‬بیان کرد‪ :‬ایمنی از اولویتهای اصلی ما‬ ‫در شهرداری منطقه ‪ ۱۲‬اســت و همکاران من در این منطقه از امادگی‬ ‫همهجانبه برای تعامل با سازمان اتشنشــانی در این زمینه برخوردارند‪.‬‬ ‫وی بــا تاکید بر بررســی تمهیــدات ترافیکی برای تســهیل رفتوامد‬ ‫وســایل نقلیه ســازمان اتشنشــانی ادامــه داد‪ :‬با توجه بــه ترافیک‬ ‫اخر ســال بهویژه در محــدوده بــازار و لزوم اســتقرار ایســتگاههای‬ ‫اتشنشــانی موقــت در ایــن محــدوده‪ ،‬بجــز برنامهریــزی بــرای‬ ‫تســهیل تردد در معابــر و خیابانهــا‪ ،‬در حــوزه خدمات شــهری نیز‬ ‫همکاریهــای الزم با ســازمان اتشنشــانی صــورت خواهــد گرفت‪.‬‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه‪1400‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫‪7‬‬ صفحه 7 صفحه 2 ‫گزارش‬ ‫؟؟؟؟؟؟‬ ‫باحضوررئیسکمیتهامدادانجامشد؛‬ ‫رونمایی از‪ ۶۲‬طرح پژوهشی‬ ‫کمیتهامداد درحوزهاسیب شناسی‬ ‫رئیسمرکزبرنامه ریزیوپژوهشکمیتهامدادعنوانکرد‪:‬‬ ‫دانش گراییوتحول خواهی‪،‬رویکردجدید‬ ‫درتنظیمبرنامههفتمکمیتهامداد‬ ‫مراســم رونمایــی از ‪ ۶۲‬طــرح پژوهشــی کمیتــه‬ ‫امــداد در حــوزه اسیب شناســی و اثربخشــی‬ ‫خدمات‪ ،‬بــا حضــور رئیس کمیتــه امــداد برگزار شــد‪.‬‬ ‫به گزارش جهانــی پرس‪ ،‬ســیدمرتضی بختیــاری رئیس‬ ‫کمیته امداد در این مراســم با اشــاره به حساســیتهای کار‬ ‫بــرای محرومــان و نیازمندان گفــت‪ :‬تجربیات ‪ ۴۲‬ســاله‬ ‫کمیته امداد در امدادرســانی به محرومان بســیار ارزشمند‬ ‫اســت اما در روشــهای خدمت رســانی با رویکــرد تکریم و‬ ‫توانمندسازی‪ ،‬نیازمند استفاده از پژوهش و تحقیق هستیم‪.‬‬ ‫وی تقویــت پژوهــش را از برنامه های جدی کمیتــه امداد‬ ‫دانست و افزود‪ :‬در تمام فعالیتها‪ ،‬برنامه ریزیها و اولویت بندی‬ ‫طرحها‪ ،‬مبنــای اقدامــات باید براســاس پژوهش باشــد‪.‬‬ ‫رئیــس کمیته امداد بــا تاکید بــر اینکه مهارت پــروری در‬ ‫کنار تقویــت بنیه علمــی باید در متــن برنامه هــای امداد‬ ‫دیــده شــود‪ ،‬ادامــه داد‪ :‬پژوهش بایــد کاربردی باشــد و‬ ‫اطمینــان داریم ‪ ۶۲‬پژوهش انجام شــده در کمیتــه امداد‪،‬‬ ‫در موفقیــت ماموریتهــای مــا مهــم و موثر خواهــد بود‪.‬‬ ‫بختیــاری اســتفاده از تــوان کارشناســان و متخصصــان‬ ‫داخلی کمیتــه امــداد را از مزیتهای این پژوهشــها عنوان‬ ‫کرد و گفــت‪ :‬مرکــز رصــد فقــر و شناســایی نیازمندان‬ ‫بــر همیــن مبنــای پژوهش محوری تشــکیل شــده تا با‬ ‫یک نگاه علمــی به موضــوع علــل و عوامل فقر بپــردازد‪.‬‬ ‫وی با اشاره به برخی پراکندگیها در حوزه حمایت از محرومان‬ ‫در کشــور‪ ،‬خاطرنشــان کرد‪ :‬پراکندگی مراجع و نهادهای‬ ‫خدمت رســان اگر به هم افزایی منجر نشــود‪ ،‬اسیب زاست و‬ ‫در این راســتا خواستار همکاری مشــترک و هم افزایی همه‬ ‫خیریه ها‪ ،‬مراکز نیکــوکاری و نهادهای حمایتی هســتیم‪.‬‬ ‫رئیس کمیته امداد بــر ضرورت وجود یــک مرجعیت واحد‬ ‫در رســیدگی به نیازمندان تاکیــد کرد و افــزود‪ :‬در همین‬ ‫راستا‪ ،‬ســامانه واحدی در کمیته امداد در حال طراحی است‬ ‫و بانک اطالعاتــی جامعی از نیازمندان ایجاد شــده اســت‪.‬‬ ‫بختیاری اظهار کرد‪ :‬رویکرد کمیته امداد‪ ،‬شناسایی نیازمندان‬ ‫پیش از مراجعه انان به این نهاد اســت و اقدام برای کمک به‬ ‫محرومان نباید معطل به مراجعه و درخواســت انان باشــد‪.‬‬ ‫‪8‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه ‪1400‬‬ ‫رئیس مرکز برنامه ریزی و پژوهش کمیته امداد گفــت‪ :‬در تدوین برنامه هفتم‬ ‫کمیته امداد رویکرد دانش گرایی و تحول خواهی در اولویت قرار گرفته اســت‪.‬‬ ‫بــه گــزارش جهانــی پــرس‪ ،‬ســعید زارع زاده در مراســم رونمایــی از‬ ‫‪ ۶۲‬طــر ح پژوهشــی ایــن نهــاد در حــوزه اسیب شناســی و اثربخشــی‬ ‫خدمــات‪ ،‬افــزود‪ :‬سیاســتهای کالن کمیتــه امــداد بــا هــدف تقویــت‬ ‫کمیــت و کیفیت خدمــات‪ ،‬بر مبنــای پژوهش محــوری شــکل می گیرد‪.‬‬ ‫وی شــناخت وضع موجود و برنامه ریزی برای اینده را از مزیتهای کار پژوهشی‬ ‫دانســت و ادامه داد‪ :‬شناســایی نقاط ضعف و قوت کمیته امــداد و همچنین‬ ‫ایجاد فضــای دانش گرایــی و تحول خواهــی در برنامه هفتم امــداد‪ ،‬از جمله‬ ‫مســائلی اســت که در رویکرد پژوهش محوری کمیته امداد پیگیری می شود‪.‬‬ ‫رئیس مرکز برنامه ریــزی و پژوهش کمیته امداد خاطرنشــان کرد‪ :‬در همین‬ ‫راســتا از ســال گذشــته گروه های پژوهشــی با همکاری کارکنان مجرب و‬ ‫متخصص امداد و حضور اعضای هیئت علمی دانشــگاه های معتبر تشــکیل‬ ‫و نســبت به برنامه ریــزی پژوهشــی در جهت اهداف امــداد‪ ،‬اقــدام کردند‪.‬‬ ‫زارع زاده کاربــردی بــودن پژوهش هــای کمیتــه امــداد را یــک امتیــاز‬ ‫عنوان کــرد و گفــت‪ :‬در هر اســتان ‪ ۲‬طرح پژوهشــی بــا اتکا بــه نخبگان‬ ‫داخلــی امــداد و همــکاری ‪ ۲۰‬ناظــر دانشــگاهی پیــش بــرده شــد و‬ ‫بیــش از هــزار مصاحبه عمیــق و کیفــی بــا مددجویــان انجــام گرفت‪.‬‬ ‫وی بــا بیــان اینکه رویکــرد کمیتــه امــداد در پژوهشــهای انجام شــده‪،‬‬ ‫اینده پژوهی اســت‪ ،‬تاکید کرد‪ :‬از این پژوهشــهای کاربردی در تدوین برنامه‬ ‫هفتم امــداد و همچنین سیاســتهای کالن این نهاد اســتفاده خواهد شــد‪.‬‬ ‫رئیــس مرکــز برنامه ریــزی و پژوهش کمیتــه امــداد از امادگی ایــن نهاد‬ ‫برای همــکاری با نخبــگان‪ ،‬پژوهشــگران و جامعه دانشــگاهی خبــر داد و‬ ‫خاطرنشــان کرد‪ :‬چهار هزار جلد کتاب در ســامانه کتابخانه کمیته امداد در‬ ‫دســترس پژوهشــگران به ویژه در حوزه فقــر و محرومیت زدایی قــرار دارد‪.‬‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ صفحه 8 ‫به نام او‬ ‫مریم حضرتی‬ ‫مدیر مسئول‬ ‫زلزله یکی از هولناکترین حوادث طبیعی است که در جهان رخ می دهد و اسیبها و تلفات‬ ‫جانی و مالی بسیاری به بار میاورد اما متاسفانه پیش بینی وقوع ان امکانپذیر نیست‪.‬‬ ‫در سال ‪ ۲۰۰۴‬زلزله ای در اقیانوس هند رخ داد که تقریبا‪ ۱۰‬دقیقه به طول انجامید‪،‬‬ ‫همینطور زلزله ای دیگر در شرق مدیترانه که بدترین زمین لرزه تاریخ را به خود اختصاص‬ ‫داد و جان حدود یک میلیون نفر را گرفت‪ .‬در ایران هم خاطرههای بسیاری از زمین لرزههایی‬ ‫داریم که جان بیش از هزاران تن از هموطنانمان را گرفت؛ زلزلههای تهران‪ ،‬رودبار‪ ،‬بم‪،‬‬ ‫ورزقان‪،‬کرمانشاه و اندیکای خوزستان زلزلههایی بودند که هیچگاه خاطره تلخ انها از ذهنمان‬ ‫پاک نخواهد شد‪ .‬اما چرا این شماره به زلزله اختصاص داده شده به این علت است که روز‬ ‫یکشنبه ‪ ۲۳‬ابان ماه یک بار دیگر ‪ ۲‬زلزله سنگین به بزرگای ‪ ۶‬و ‪ ۶/۵‬ریشتر در بندرعباس‬ ‫رخ داد که به شدت در بندرعباس‪ ،‬میناب‪ ،‬رودان و جزیره قشم احساس شد‪ .‬زلزله ای که باز‬ ‫هم تلفات جانی (‪ ۲‬کشته) و ‪ ۱۰۴‬مصدوم داشت؛ البته مانند زلزله رودبار‪ ،‬بم و کرمانشاه‪،‬‬ ‫تلفات جانی انچنان نداشت اما باز هم تبعات ان میتواند از لحاظ بهداشت و درمان و مشکالت‬ ‫روحی بر جان و روح مردم این استان وارد میشود و البته تاسفبرانگیزتر اینکه همین زلزله‬ ‫موجب خسارت بنای تاریخی قلعه فین و ابنیه های تاریخی شده که جای جبران ندارد‪.‬‬ ‫حال اتفاقی بود که افتاده اما باید مسئوالن در این سرمای پاییزی بیشتر به فکر زلزله زدگان‬ ‫استان هرمزگان باشند؛ چرا که باید از لحاظ اعزام اقالم و نیروهای امدادی و همینطور تامین‬ ‫چادر‪ ،‬پوشاک‪ ،‬اب اشامیدنی و وسایل گرمایشی اهتمام بورزند‪ .‬نشریه صدای خاک عالوه‬ ‫بر اینکه با این هموطنان عزیز همدردی میکند در پی کمکرسانی به این عزیزان می باشد‪.‬‬ ‫‪SEDAYEKHAK.IR‬‬ ‫اﺧﺒﺎر ﻫﻔﺘﻪ ﻧﺎﻣﻪ ﺻﺪاى ﺧﺎک را در ﺳﺎﯾﺖ ﺧﺒﺮى ﺑﺨﻮاﻧﯿﺪ‬ ‫‪4‬‬ ‫ردپایگرانیکاغذدرﻇهیراالسالم‬ ‫‪6‬‬ ‫خدمت در درجه اول باید صادقانه به محرومین و مستضعفین برسد‬ ‫‪7‬‬ ‫اشنایی با درخت انجیلی یا درخت اهن‬ ‫‪7‬‬ ‫تعامل بهینه شهرداری قلب طهران و اتشنشانی‬ ‫‪8‬‬ ‫رونمایی از ‪ 62‬طرح پژوهشی کمیته امداد در حوزه اسیبشناسی‬ ‫دانشگرایی و تحولخواهی‪ ،‬رویکرد جدید در تنظیم برنامه ‪ 7‬کمیته امداد ‪8‬‬ ‫‪9‬‬ ‫روان درمانی معتادان‪ ،‬گامی مهم در حل معضل اعتیاد است‬ ‫‪9‬‬ ‫بانک پاسارگاد مروج فرهنگ کتابخوانی‬ ‫‪9‬‬ ‫خرید دام مازاد عشایر با قیمت تضمینی در البرز اغاز شد‬ ‫‪10‬‬ ‫کشف و ثبت جهانی گونه ای ماهی به نام علی دایی‬ ‫‪10‬‬ ‫ساخت دستگاه تشخیص صحیح شستشو‬ ‫‪10‬‬ ‫مساجد باید مرکزیت فعالیت محالت باشند‬ ‫‪11‬‬ ‫دانشگاههای علمی کاربردی مهارت را در جامعه ترویج میدهند‬ ‫‪12‬‬ ‫داراالکرام به چالشهای پدران و مادران با نسل دیجیتال میپردازد‬ ‫‪14‬‬ ‫ضرورت نهادینه کردن فرهنگ مطالعه و کتابخوانی در میان شهروندان‬ ‫‪15‬‬ ‫کمپین سامسونگ با برترین کارگردانهای سینما‬ ‫ﻫﻔﺘﻪ ﻧﺎﻣﻪ اﻗﺘﺼﺎدى‪ -‬اﺟﺘﻤﺎﻋﻰ ﺻﺪاى ﺧﺎک‬ ‫ﺑﺎ ﻣﺠﻮز )‪ (83579‬از وزارت ارﺷﺎد‬ ‫ﺳﺎل ﺳﻮم‪ -‬ﺷﻤﺎره ﭼﻬﻠﻢ ‪،‬‬ ‫ﺷﻨﺒﻪ ‪ 29‬اﺑﺎن ﻣﺎه ‪1400‬‬ ‫اماده سازی پیست اسکی مجموعه توچال)گزارش تصویری(‬ ‫اختالالت مرتبط و اختالل دو قطبی‬ ‫چﻘدر از زمان زندگی روزانه خود را با شادی سپری میکنیم؟‬ ‫بلوبانک زمین بازی را تغییر داده است‬ ‫تامین اجتماعی را مردمی اداره میکنیم‬ ‫فرهنگ زیر چکمه سیاست و اقتصاد!‬ ‫از احداث ‪ 2150‬واحد تا تعمیر ‪ 1025‬واحد در روستاهای زلزله زده‬ ‫پیاده تا پارس فیلم‬ ‫چند کلمه حرف حساب درباره رانندگی مردها و زنهای هموطن‬ ‫کلید عملیات اجرایی طرحهای توسعه چادرملو زده شد‬ ‫چرا سینماگران فاقد یک تریبون رسانهای مستﻘل هستند؟!‬ ‫دادن بیانیه‪ ،‬مشکالت خانه سینما را حل نمیکند‬ ‫ترس)داستان(‬ ‫سخنی کوتاه و برادرانه با وزیر ارشاد و ریاست سازمان سینمایی‬ ‫محفل هنری‬ ‫ﺻﺎﺣﺐ اﻣﺘﯿﺎز و ﻣﺪﯾﺮﻣﺴﺌﻮل‪ :‬ﻣﺮﯾﻢ ﺣﻀﺮﺗﻰ ﺗﺤﺮﯾﺮﯾﻪ‪ :‬دﮐﺘﺮ ﻣﺤﻤﺪ ﺟﻮاد اﻣﯿﺮى‪ ،‬دﮐﺘﺮ ﺳﻮﺳﻦ ﺻﻔﺎوردى‪ ،‬دﮐﺘﺮ‬ ‫ﺳﺎﺳﺎن ﻋﻠﯿﺠﺎﻧﻰ‪،‬ﯾﻮﺳﻒ ﺧﺎﮐﯿﺎن ‪ ،‬ﮐﺎﻣﺮان ﺣﺪادى‪ ،‬ﺳﻌﯿﺪاﻣﺎﻧﻰ‪ ،‬ﺷﯿﻮا‬ ‫دﺑﯿﺮاﺳﺘﺎن ﮔﯿﻼن‪ :‬اﻣﻨﻪ ﺟﻌﻔﺮى‬ ‫زﻧﺪى‪ ،‬ﻣﺒﯿﻦ ﻣﻨﺘﻈﺮى‪ ،‬ﺳﻮﻓﯿﺎ ﻋﺎدﻟﺨﺎﻧﻰ‪ ،‬ﻣﺤﺒﻮﺑﻪ دﻫﻘﺎن‪ ،‬ﻣﺤﻤﺪ ﺑﻮﯾﺮى‪،‬‬ ‫ﻧﯿﺎ‬ ‫ﺧﻮرﺷﯿﺪى‬ ‫دﺑﯿﺮاﺳﺘﺎن ﮐﺮﻣﺎﻧﺸﺎه‪ :‬ﻓﺎﻃﻤﻪ‬ ‫ﺳﻤﯿﻪ ﺳﯿﻤﯿﻦ ﻗﺪ‪ ،‬ارزو ﻗﺎﺳﻤﻰ‪ ،‬ﻣﺴﻌﻮد رﺣﯿﻤﻰ‪،‬ﺳﺎرا ﺻﺎدﻗﻰ‪ ،‬ﻏﻼﻣﺮﺿﺎ‬ ‫ﮔﻤﺮﮐﻰ‪ ،‬ﻓﺮﯾﺪه ذاﮐﺮى‪ ،‬ﺷﺎﻫﭙﻮر ﻣﺤﻤﺪى‪ ،‬وﻟﻰ اﷲ ﻧﯿﺴﺮﯾﺎن‪ ،‬اﮐﺮم‬ ‫ﻋﮑﺎس‪ :‬ﻣﺤﺴﻦ رﺿﺎﯾﻰ‬ ‫ﺟﺪﯾﺪى ﻣﻤﺘﺎز‪ ،‬ﺟﺒﺎر اذﯾﻦ‪ ،‬اﺑﺮاﻫﯿﻢ ﻣﺤﻤﺪ ﺣﺴﯿﻨﻰ‪ ،‬اﻧﺎﻫﯿﺘﺎ رﺣﯿﻤﻰ و‬ ‫ﻣﺸﺎور ﭘﺰﺷﮑﻰ‪ :‬دﮐﺘﺮ ﮐﯿﺎﻧﺎ ﻓﺮﻫﻰ‬ ‫ﺳﯿﺪرﺿﺎ اورﻧﮓ‬ ‫ادرس‪ :‬ﺧﯿﺎﺑﺎن ﺟﻤﺎﻟﺰاده‪ -‬ﻧﺼﺮت ‪ -‬ﭘﻼک ‪ 40‬ﮐﺪﭘﺴﺘﻰ‪1419873495:‬‬ ‫ﺗﻠﻔﻦ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ )ﭘﯿﺎم ﺑﮕﺬارﯾﺪ(‪ 09371952793 :‬ﻓﮑﺲ‪88942253‬‬ ‫‪S E D A Y E K H A K . I R‬‬ ‫‪_ s e d a y _ k h a k‬‬ ‫‪16‬‬ ‫‪18‬‬ ‫‪18‬‬ ‫‪19‬‬ ‫‪19‬‬ ‫‪20‬‬ ‫‪21‬‬ ‫‪22‬‬ ‫‪24‬‬ ‫‪25‬‬ ‫‪26‬‬ ‫‪27‬‬ ‫‪28‬‬ ‫‪29‬‬ ‫‪30‬‬ ‫ﻣﺪﯾﺮ ﻫﻨﺮى‪ :‬ﻧﺮﮔﺲ ﺣﻀﺮﺗﻰ‬ ‫وﯾﺮاﺳﺘﺎرى‪ :‬ﺷﯿﻮا زﻧﺪى‬ ‫ﻣﺪﯾﺮﺑﺎزارﯾﺎﺑﻰ‪ :‬ﻣﺎﺋﺪه ﺣﻀﺮﺗﻰ‬ ‫ﻣﺤﺴﻦ ﻣﺮادﭘﻮر‪ -‬ﻣﺮﺳﻞ ﺧﻮﺷﺤﺎل‬ ‫ﺳﻮﻓﯿﺎ ﻋﺎدﻟﺨﺎﻧﻰ و ﻟﯿﻼ اﻟﯿﺎﺳﻰ‬ ‫ﭼﺎپ‪ :‬اﯾﺮان ﮐﻬﻦ‬ ‫ﺻﺪاى ﺧﺎک در ﺗﻠﮕﺮام‬ ‫ﺻﺪاى ﺧﺎک در اﯾﻨﺴﺘﺎﮔﺮام‬ صفحه 3 ‫اقامحمدی‪:‬‬ ‫رواندرمانیمعتادان‬ ‫گامی مهم در حل معضل اعتیاد است‬ ‫عضو مجمع تشــخیص مصلحت نظــام با بیــان اینکه در امر اســیبهای‬ ‫اجتماعــی‪ ،‬دســتگاههای رســمی و حاکمیتــی بیشــتر تســهیل‬ ‫گــر و زمینــه ســاز ورود گروههــای مــردم نهــاد و خیریــن باشــند‪،‬‬ ‫گفــت‪ :‬تحقــق این امــر مــی تواند بــه شــکل اساســی و معنــادار در‬ ‫حــوزه کاهــش اســیبهای اجتماعــی در محــات اثرگــذار باشــد‪.‬‬ ‫به گــزارش پایگاه اطالع رســانی وزارت کشــور‪ ،‬دکتر علــی اقامحمدی‬ ‫در نوزدهمیــن نشســت طــرح تحول محــات کشــور که بــا حضور‬ ‫نماینــدگان دســتگاههای ذیربــط در محل وزارت کشــور برگزار شــد‬ ‫با بیــان اینکه اعتیــاد بزرگتریــن چالش پیــش روی کشــور در مناطق‬ ‫حاشیه نشین کشــور اســت‪ ،‬گفت‪ :‬اعتیاد از جمله اســیبهای اجتماعی‬ ‫اســت که حل ان بــه تنهایــی از تــوان و ظرفیــت دولت خارج اســت‪.‬‬ ‫وی در این خصوص گفت‪ :‬در حل معضل اعتیــاد ضمن توجه به برنامه های‬ ‫کوتاه مدت‪ ،‬بایــد راهبردهای بلندمدت اموزشــی و فرهنگی در کشــور‬ ‫اتخاذ شــود‪ .‬عضو مجمع تشــخیص مصلحت نظام یاداور شــد‪ :‬در حوزه‬ ‫ســازماندهی‪ ،‬پیشــگیری‪ ،‬درمان و توانبخشــی‪ ،‬باید راهبردهای کارامد‬ ‫و اثربخش در کشــور برای حــل این چالش بــزرگ به کار گرفته شــود‪.‬‬ ‫وی اضافه کرد‪ :‬در دنیا تجربه شــده کــه بهترین روش بــرای این موضوع‬ ‫بکارگیــری ظرفیــت های عمومــی و ســازمانهای مــردم نهاد اســت‪.‬‬ ‫دکتر اقامحمدی با بیان اینکه در حل معضل اعتیاد بیشــتر به مساله مواد‬ ‫مخدر توجه شده است‪ ،‬گفت‪ :‬در این موضوع ابتدا باید خود فرد مورد مطالعه‬ ‫کارشناسی قرار گیرد و اینکه چه زمینه ها و عواملی باعث سوق دادن جوانان‬ ‫به سمت اعتیاد می شود‪ .‬وی گفت‪ :‬بســترهای اعتیادزا در کشور شناسایی‬ ‫و مدیریت شــود‪ .‬دکتر اقامحمدی در ادامه صحبت های خود گفت‪ :‬درمان‬ ‫واقعی معتاد زمانی تحقق می یابد که فرد معتاد به صورت اصولی روان درمانی‬ ‫شــود و نباید با صرف مصرف متادون تصور کنیم که فرد درمان یافته است‪.‬‬ ‫عضو مجمع تشــخیص مصلحت نظام با اشــاره به اینکه نباید قبح اعتیاد و‬ ‫اســتفاده از مواد مخدر در کشور شکســته شــود‪ ،‬گفت‪ :‬در این راستا‪ ،‬باید‬ ‫برنامه های فرهنگی‪ ،‬اموزشــی و تربیتی از متولیان این حوزه تولید شــود‬ ‫و اعتیاد بیش از گذشــته به عنوان یک امر نابهنجار و خالف عرف نزد افکار‬ ‫عمومی تبیین شود‪ .‬وی اضافه کرد‪ :‬در کنار این امر‪ ،‬خانواده ها هم اموزشهای‬ ‫الزم را برای تربیــت فرزندان خود در قــرار نگرفتــن در دام اعتیاد ببینند‪.‬‬ ‫دکتر اقامحمدی با تصریح این موضوع که با گذشت زمان‪ ،‬مواد اعتیاد زا در‬ ‫جهان افزایش یافته است‪ ،‬گفت‪ :‬اموزش و اگاه ســازی در این بستر معنا و‬ ‫مفهوم دارد که فــرد تصور نکند فقط با مصرف مواد مخدر معتاد می شــود‪.‬‬ ‫وی اضافه کرد‪ :‬امروزه داروهای جدید اعتیادزا به شکلهای مختلف وجود دارند‬ ‫و باید با رویکرد فرهنگی و اموزشــی‪ ،‬اگاهی عمومی را در محالت و مناطق‬ ‫حاشیه نشین کشــور نســبت به پیامدهای مخرب این داروها افزایش داد‪.‬‬ ‫دکتــر اقامحمدی در ادامــه گفت‪ :‬تجربــه گویای این واقعیت اســت که‬ ‫رویکردهــای امنیتــی و نظامی هم نمی توانــد چاره بخــش کار در حوزه‬ ‫مدیریت و کنتــرل اعتیاد باشــد و برای همیــن تغییر رویه و اســتفاده از‬ ‫روشــهای فرهنگی و نرم ضــروری به نظر می اید‪ .‬عضو مجمع تشــخیص‬ ‫مصلحت نظام در پایان یاداور شد‪ :‬در امر اسیبهای اجتماعی‪ ،‬دستگاههای‬ ‫رسمی و حاکمیتی بیشتر تســهیل گر و زمینه ســاز ورود گروههای مردم‬ ‫نهاد و خیرین باشــند و این امر در صورت تحقق می تواند به شکل اساسی‬ ‫و معنادار در حوزه کاهش اســیبهای اجتماعی در محالت اثرگذار باشــد‪.‬‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ ‫بانکپاسارگاد‬ ‫مروجفرهنگکتابخوانی‬ ‫بانک پاســارگاد با اهدای بیــش از ‪ ۱۷‬کتابخانــه در مناطق‬ ‫کمتــر توســع ه یافتــه کشــور‪ ،‬روز کتــاب و کتابخوانی را‬ ‫بــه تمامــی عالقمنــدان علــم و فرهنــگ تبریــک گفت‪.‬‬ ‫به گــزارش جهانی پرس‪ ،‬بانک پاســارگاد در راســتای ایفای‬ ‫مسئولیت های اجتماعی خود ضمن ساخت مدارس و خانه های‬ ‫بهداشت در مناطق کمتر توسع ه یافته کشور‪ ،‬به منظور تقویت‬ ‫و ترویج فرهنگ مطالعه و کتابخوانی اقدام به ساخت کتابخانه‬ ‫و اهدای کتــاب به انها در بســیاری از مناطق محروم کشــور‬ ‫نموده اســت‪ .‬از جمله این موارد می توان به احداث ‪ ۵‬کتابخانه‬ ‫در مناطق محروم اســتان اردبیل‪ ۸ ،‬کتابخانه در شهرستانهای‬ ‫کبودراهنگ‪ ،‬مالیــر‪ ،‬تویســرکان و بهار در اســتان همدان‪،‬‬ ‫‪۲‬کتابخانهدرشهرستانگچساراناستانکهگیلویهوبویراحمد‪،‬‬ ‫یک کتابخانه در شهرستان کوهدشت اســتان لرستان و یک‬ ‫کتابخانه در شهرستان پاسارگاد در اســتان فارس اشاره کرد‪.‬‬ ‫گفتنی است که در ســال ‪ ۱۳۹۷‬طی مراسمی که توسط نهاد‬ ‫کتابخانه های عمومی کشور در محل تاالر وحدت برگزار شده‬ ‫بود‪ ،‬از دکتر مجید قاسمی مدیرعامل بانک پاسارگاد‪ ،‬به عنوان‬ ‫«خیر نمونه کشــوری» در امر ســاخت کتابخانه تقدیر شد‪.‬‬ ‫خرید دام مازاد عشایر با‬ ‫قیمتتضمینیدرالبرزاغازشد‬ ‫در ادامــه طرحهــای حمایتــی از عشــایر اســتان‪ ،‬خریــد‬ ‫دام مازاد عشــایر بــا قیمــت تضمینــی در البرز اغاز شــد‪.‬‬ ‫به گزارش جهانی پرس‪ ،‬مدیر امور عشــایر اســتان البرز اظهار‬ ‫کرد‪ :‬این طرح که در راســتای حمایت از این قشــر زحمتکش‬ ‫در برابر اســیبهای ناشی از خشکسالی ســال گذشته و جاری‬ ‫و همچنین افزایش بهــای نهاده های دامی در کشــور در حال‬ ‫انجام اســت‪ ،‬در اســتان البرز طی تفاهمنامه خریــد دام مازاد‬ ‫فیمابین شــرکت پشــتیبانی امور دام و امور عشــایر استان از‬ ‫اواسط ابان ماه شروع شده است و همچنان ادامه خواهد داشت‪.‬‬ ‫ایشــان با اشــاره بــه میــزان خریــد ‪ ۲۰۰‬راس دام بصورت‬ ‫روزانــه ادامــه داد‪ :‬در قالــب ایــن طــرح تاکنــون ‪۱۴۰۰‬‬ ‫راس دام از عشــایر اســتان البــرز خریداری شــده اســت‪.‬‬ ‫علــی نقــدی بازنشــین‪ ،‬حذفــی بــودن میــش و یــا بز‪،‬‬ ‫ابســتن نبــودن دام و برخــورداری کامــل دام از ســامت‬ ‫را از شــرایط اصلــی قرارگیــری دام عشــایر در ایــن طرح‬ ‫بر شــمرد و اظهــار امیــدواری کرد که بــا اجــرای این طرح‬ ‫بخشی از مشکالت عشــایر اســتان و کشــور برطرف گردد‪.‬‬ ‫ایشــان در پایــان خاطــر نشــان کــرد‪ :‬عشــایر در قبــال‬ ‫تحویل هــر کیلوگــرم دام زنده‪ ،‬بــه میــزان ‪ ۳‬کیلوگرم جو‬ ‫از شــرکت پشــتیبانی امــور دام دریافــت خواهنــد کــرد‪.‬‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه‪1400‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫‪9‬‬ صفحه 9 ‫گزارش‬ ‫ردپای گرانی کاغذ در ﻇهیر االسالم‬ ‫در این روزهای ســرد پاییزی‪ ،‬ظهیراالســالم در‬ ‫سکوت مطلق به ســر می برد‪ ،‬گویا گرد ناامیدی‬ ‫در خیابان ریخته شده است ‪ ،‬خیابان انقدر خلوت‬ ‫اســت که به زور می توان در ان خریــداری پیدا‬ ‫کرد‪ ،‬فروشــندگان هم از اوضاع نابســامان کاغذ‬ ‫میگویند؛ از اینکه جنس هســت ولــی به دلیل‬ ‫گرانیها مشــتری وجود ندارد و این شرایط باعث‬ ‫شده همکارانشان به ناچار شغل خود را ترک گویند‬ ‫حتی بعضیها هم از صحبت کردن میترســند!‬ ‫وقتی به سمتشان می روم به ســوی دیگری فرار‬ ‫می کنند و ما را با حجم زیادی از سوالهای بی پاسخ‬ ‫تنها می گذارند اما ما همچنان به دنبال جوابهایمان‬ ‫به ســراغ تک تــک مغــازه های ظهیراالســالم‬ ‫رفتیــم و بــا برخــی از فروشــندگان مصاحبه‬ ‫کردیــم و در انتها هم بــه ســراغ دو صاحبنظر؛‬ ‫مهشــید پورداد دبیر ســندیکای تولیدکنندگان‬ ‫کاغذ و مقوای ایــران و غالمرضا شــجاع نماینده‬ ‫تشــکلهای صنعــت چــاپ و مصرفکنندگان‬ ‫کاغذ اســتانهای سراسر کشــور رفتیم تا جویای‬ ‫احواالت بازار کاغذ و مقوا شویم‪ .‬در ادامه میتوانید‬ ‫این نظــرات را در قالب ایــن گــزارش بخوانید‪.‬‬ ‫بازاربیثباتاست‪/‬جنسهستاماخریدار‬ ‫نداریم‬ ‫فروشــندگان کاغــذ‪ -‬کســبه اول‪ :‬اوضاع‬ ‫کاغــذ فاجعــه اســت ‪ ،‬قیمتهــا هــر روز گران‬ ‫مــی شــود‪ ،‬بــازار ثبــات نــدارد؛ چراکــه بــا‬ ‫افزایــش دالر بــازار هــم تــکان میخــورد ‪.‬‬ ‫‪4‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه ‪1400‬‬ ‫کســبه دوم‪ :‬مقواهایی که وارداتی هستند‬ ‫حداقل ‪ ۷۰‬تــا ‪ ۸۰‬درصد گران شــدند و‬ ‫کاغــذی که ‪ ۳‬الی ‪ ۴‬ســال پیــش ورقی‬ ‫‪۵‬هزار تومان با مالیــات بود در حال حاضر‬ ‫‪ ۲۰‬الــی ‪ ۲۵‬تومان فروخته می شــود‪ .‬در‬ ‫حوزه کاغذهای بسته بندی هم می توانم‬ ‫بگویم این کاغذ یکی از اجناسی است که در‬ ‫همه کشورها حرف اول را می زند شما هر‬ ‫جنســی که بخرید باید از کاغذ ان متوجه‬ ‫شــوید که داخل ان بســته چیست‪ ،‬اگر‬ ‫کاغذ ان کیفیت خود را درســت پس دهد‬ ‫مردم ‪۱۰۰‬درصد از ان استقبال می کنند‪.‬‬ ‫کســبه ســوم‪ :‬در بحث کاغذهای رنگی‬ ‫بایــد بگویم کــه «اشــتنباخ» گرانترین‬ ‫کاغذ اســت چون تولید داخل نیســت و‬ ‫قیمت ان بین ‪ ۳۷‬تا ‪۴۷‬هزار تومان اســت‪.‬‬ ‫کســبه چهارم‪ :‬کاغذها نمــی توانند نیاز‬ ‫بــازار را تامین کنند‪ .‬قیمتها ثابت اســت‬ ‫اما خرید و فروشــی صورت نمــی گیرد و‬ ‫جنس خاصی نیست که بشــود مانور داد‪.‬‬ ‫کســبه پنجم‪ :‬جنس فراوان است اما چون‬ ‫دالر باال و پایین می شود قیمتها باال می‬ ‫رود‪ ،‬بــرای همین از بازار خبری نیســت؛‬ ‫با کمبود کاغذ مواجه هســتیم انقدر باید‬ ‫کاغذ باشد که بازار اشــباع شود‪ ،‬چون بازار‬ ‫دســت چند وارد کننده است و انها تعیین‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ ‫بخ‬ ‫ش‬ ‫د‬ ‫وم‬ ‫کننــده قیمتها هســتند‪.‬‬ ‫درصدخمیر‪،‬رویقیمت‬ ‫وکیفیتکاغذتاثیرمی‬ ‫گذارد‪ /‬در بحﺚ واردات‬ ‫مواداولیهمشکالت‬ ‫خاصی وجود دارد‬ ‫سارا صادقی‬ ‫ﺧﺒﺮﻧﮕﺎر‬ ‫مهشید پورداد دبیر سندیکای تولید کنندگان‬ ‫کاغذ و مقــوای ایران‪،‬از تولید کاغذ در کشــور‬ ‫گفت‪ :‬بــا افتخار می توانــم بگویم بخش عمده‬ ‫ای از نیاز کشــور به کاغذ را تامیــن می کنیم‬ ‫به طور کلی ‪ ۷‬نوع کاغذ بســته بنــدی داریم‬ ‫که یک بخــش ان کاغذهای چــاپ و روزنامه‬ ‫اســت و بخش دیگــر شــامل کاغــذ فیلتر‪،‬‬ ‫بهداشتی و‪ ...‬را داخل کشــور تولید می کنیم ‪.‬‬ ‫وی افزود‪ :‬برای کاغذ بسته بندی ما ‪۱۰۰‬درصد‬ ‫نیاز داخل را تامین می کنیــم و عالوه بر ان هم‬ ‫مازاد تولید داریم؛ با توجه به سیاســتهایی که‬ ‫اتفاق افتاده مــا ان را در بخشــهای صادراتی‬ ‫هدایت مــی کنیم ‪ ،‬متاســفانه با وجــود این‬ ‫تحریمها ما تمرکزمان بیشــتر بر روی صادرات‬ ‫به کشورهای همسایه اســت و در اینده برنامه‬ ‫ریزی داریم تا با کشورهایی که قبال کار صادرات‬ ‫را انجام می دادیم این ارتباط را داشــته باشیم‪.‬‬ ‫دبیر ســندیکای تولیدکنندگان کاغذ و مقوای‬ ‫ایران خاطر نشــان کرد‪ :‬مشکالت زیادی وجود‬ ‫دارد؛ در بحث واردات مواد اولیه مشکالت خاصی‬ صفحه 4 ‫؟؟؟؟؟؟‬ ‫اخبارهای گوناگون‬ ‫کشف و ثبت جهانی گونه ای‬ ‫ماهی به نام "علی دایی"‬ ‫گونه جدید ماهی کشف شده توسط عضو هیات علمی دانشــگاه گیالن و همکارانش به‬ ‫نام علی دایی افتخار فوتبال ایران نامگذاری شــد‪ .‬به گزارش دیــده بان علم ایران‪ ،‬حاصل‬ ‫هشت سال تحقیقات مستمر یک گروه تحقیقاتی بین المللی متشکل از محققین ایرانی‬ ‫و المانی بر روی ماهیان خانواده سیسوریده در حوضه ابریز رودخانههای دجله و فرات در‬ ‫کشورهای ایران‪ ،‬ترکیه‪ ،‬ســوریه و عراق در قالب یک مقاله در مجله ‪ Zootaxa‬منتشر شد‪.‬‬ ‫دکتر ســید حامد موســوی ثابت‪ ،‬عضو هیئت علمی گروه شــیالت دانشــگاه گیالن و‬ ‫سرپرســت این تحقیق مشــترک اظهار کرد‪ :‬این تحقیقات با همــکاری دکتر ایگدری‪،‬‬ ‫عضو هیئت علمی دانشــگاه تهران‪ ،‬دکتر وطندوســت‪ ،‬عضو هیئت علمی گروه شیالت‬ ‫دانشــگاه ازاد بابل و دکتر یــورگ فرایهوف‪ ،‬ماهیشــناس موزه تاریــخ طبیعی برلین‬ ‫انجام شــده و ماهیان ناشــناخته از این خانواده برای اولینبار به جهان علم معرفی شدند‪.‬‬ ‫وی افــزود‪ :‬نام علمــی یک گونــه از ایــن ماهیان کــه در رودخانه ســیمره زیســت‬ ‫می کند‪ ،‬به پــاس فعالیتهای انســان دوســتانه علــی دایی بعــد از زلزله کرمانشــاه‬ ‫بــه افتخــار وی‪ ،‬کتفیــش علــی دایــی(‪ )Glyptothorax alidaeii‬نامگــذاری شــد‪.‬‬ ‫ساختدستگاهتشخیصصحیحشستشووضدعفونیدستبرپایهالگوریتمهای‬ ‫یادگیریعمیقدرکشور‬ ‫به گــزارش دیده بان علم ایــران‪ ،‬با توجه به اهمیــت ضدعفونی‬ ‫دســت در پیشــگیری از انتقــال میکروبهــا‪ ،‬باکتریهــا و‬ ‫ویروســها‪ ،‬ســازمان بهداشــت جهانی دســتورالعمل خاصی‬ ‫برای شستشــو و ضدعفونــی صحیح دســت ارائه داده اســت‪.‬‬ ‫در ایــن راســتا‪ ،‬ازمایشــگاه تعامل انســان و ربات دانشــکده‬ ‫مهندســی بــرق و کامپیوتــر دانشــگاه تهــران بــا همکاری‬ ‫شــرکت توان رســان‪ ،‬اولین نمونه ایرانی دســتگاه هوشــمند‬ ‫جهت تســهیل در تشــخیص فراینــد شستشــو و ضدعفونی‬ ‫صحیــح و اصولــی دســتها را طراحــی و اجــرا کرده اســت‪.‬‬ ‫مساجدباید مرکزیت‬ ‫فعالیتمحالتباشند‬ ‫جلسه مالقات مردمی و دیدار صمیمانه امیر‬ ‫یزدی‪ ،‬شهردار منطقه با مردم منطقه به همراه‬ ‫حجت االسالموالمسلمینسیدمحمدخلیلی ‬ ‫تهرانی‪ ،‬امام جماعت مســجد خاتم االنبیاء‬ ‫(صلی اهلل) در محل این مســجد برگزار شد‪.‬‬ ‫بر اســاس ایــن گــزارش حجت الســام‬ ‫والمســلمین خلیلی تهرانی‪ ،‬در خطبه های‬ ‫بین دو نماز‪ ،‬ضمن استقبال از برگزاری چنین‬ ‫نشستی گفت‪ :‬این برنامه‪ ،‬نخستین مالقات‬ ‫مردمی شهردار منطقه ‪ ۱۲‬در مساجد است‬ ‫و ان شــاءاهلل عزیزان ما در شهرداری منطقه‬ ‫اماده پاسخگویی به خواســته ها و سواالت‬ ‫نمازگزاران خواهند بود که امیدواریم همگی‬ ‫بتوانند با دست پر از این مسجد بیرون بروند‪.‬‬ ‫یزدی نیز طی ســخنانی با ســپاس از امام‬ ‫جماعت مســجد ‪ ،‬هیات امنا‪ ،‬شــورایاری و‬ ‫‪10‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه ‪1400‬‬ ‫این دســتگاه که به سرپرســتی دکتر مهــدی طالع ماســوله و با‬ ‫همکاری دکتر احمــد کلهــر از اعضای هیئت علمی دانشــکده‬ ‫مهندسی برق و کامپیوتر طراحی و ساخته شــده‪ ،‬تمامی مراحل‬ ‫ضدعفونی دست را طبق دستورالعمل سازمان بهداشت جهانی به‬ ‫کاربر نمایش داده و با بررسی حرکات دســت کاربر توسط دوربین‬ ‫و الگوریتم هــای یادگیری عمیق‪ ،‬کیفیت عملکرد او را ســنجیده‬ ‫و در صورت اجــرای صحیح مراحل بــه کاربر بازخــورد می دهد‪.‬‬ ‫این پــروژه حاصــل همــکاری دانشــجویان؛ فاطمــه غفارپور‪،‬‬ ‫مبینا شــاه بنده و ســینا ولــی و محمدامیــن حق پناه اســت‪.‬‬ ‫همه کسانی که در برگزاری این جلسه تالش‬ ‫کردند‪ ،‬هــدف از اجرای چنیــن برنامه هایی‬ ‫در فضای مســاجد را رســاندن این پیام که‬ ‫مســئوالن‪ ،‬خادمــان مــرد م و از خــود انها‬ ‫هســتند‪ ،‬بیان کرد و گفت‪ :‬امروز که به لطف‬ ‫الهی‪ ،‬توفیق خدمتگــزاری به مــردم را پیدا‬ ‫کرده ایم‪ ،‬اولیــن جایی که بایــد حضور پیدا‬ ‫کنیم مسجد است؛ چراکه مساجد بزرگترین‬ ‫ســرمایه اســام‪ ،‬شــیعه و انقالب ماســت‪.‬‬ ‫ت یافتــن‬ ‫وی ســپس از ضــرورت مرکزیــ ‬ ‫فعالیت های محالت در مساجد سخن گفت و‬ ‫افزود‪ :‬پیغمبر عظیم الشان اسالم (صلی اهلل) در‬ ‫مسجد به حکومتداری می پرداخت‪ ،‬مشکالت‬ ‫مردم را می شنید و به انها رسیدگی می کرد‪ .‬ما‬ ‫نیز به ایشان و ائمه اطهار (علیهم السالم) اقتدا‬ ‫می کنیم و تصمیم بر این اســت که ان شاءاهلل‬ ‫هر اقدامــی در محالت به مرکزیت مســاجد‬ ‫به انجام برســد‪ .‬امیدواریم با اســتفاده از این‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ ‫فضای معنوی‪ ،‬امور محالت در حوزه شهری‪،‬‬ ‫ساماندهی و به مشکالت مردم رسیدگی شود‪.‬‬ ‫شهردار قلب طهران با اشاره به ایه ‪ ۲۸۶‬سوره‬ ‫«ل یُ َک ّل ِ ُف َّ‬ ‫مبارکه بقره که می فرماید َ‬ ‫الل ن َ ْف ًسا‬ ‫ا ِ َّل ُو ْســ َع َها»‪ ،‬یاداور شــد‪ :‬تالش بر این است‬ ‫که تا انجا که در تــوان و حیطه اختیارات من‬ ‫در شــهرداری منطقه ‪ ۱۲‬است‪ ،‬خواسته های‬ ‫شــهروندان منطقه به بهترین نحــو به انجام‬ ‫برســانم و چنانچــه خداونــد می فرماید که‬ ‫هیچکــس را تکلیف نمی کند مگر بــه اندازه‬ ‫توانایی اش‪ ،‬امیدوارم به برکت نظر حق تعالی و‬ ‫دعای شهروندان مومن و متدین این منطقه‪،‬‬ ‫بضاعت ما برای حل و فصل مسائل و مشکالت‬ ‫مردم که ولی نعمتان ما هســتند‪ ،‬کافی باشد‬ ‫و بتوانیم به انقــاب و نظــام خدمت کنیم‪.‬‬ ‫در این جلســه‪ ،‬تعداد زیادی از شــهروندان‬ ‫در حوزه هــای مختلــف شــهری بــا‬ ‫شــهردار منطقــه دیــدار و گفتگــو کردند‬ ‫و بــه خواســته های انها رســیدگی شــد‪.‬‬ صفحه 10 ‫برای همکاران ما پیش امد‪ ،‬از دیگر مشکالت‪ ،‬ایا توقع داشته با کمترین قیمت‪ ،‬باالترین قیمت‬ ‫مــراودات بانکــی و تحریمها بــود که برای را دریافت کند که معمــوال این اتفاق نمی افتد‪.‬‬ ‫همه تولیدکنندگان وجود داشــت‪ .‬در بحث‬ ‫صادرات هم مشکالتی داشتیم که همکاران اگر مدارس باز شود با کمبود کاغذ مواجه‬ ‫ما با تالش و پشــتکاری که داشــتند خیلی‬ ‫می شویم ‪ /‬ما مشکل اساسی در تولید‬ ‫از مســائل را رفع و رجوع کردند‪ ،‬کمکهایی‬ ‫کاغذ چاپ و تحریر داریم‬ ‫هم دولت داشــت برای بحث مراودات بانکی‬ ‫که تقریبا حل شــد ولی عمده ترین مشکل‪ ،‬غالمرضا شــجاع نماینده تشــکلهای صنعت‬ ‫نوســانات نرخ ارز برای تامین مواد اولیه بود چاپ و مصــرف کننــدگان کاغذ اســتانهای‬ ‫که گریبانگیر همــه تولید کننــدگان بود‪ .‬سراسر کشور‪ ،‬از وضعیت تولید کاغذ در کشور‬ ‫گفت ‪ :‬طــی ‪ ۲‬این ســال مدارس بــه صورت‬ ‫پورداد گفت‪ :‬از ابتدای ســال ‪ ۹۷‬با راه اندازی انالین برگزار شــد‪ ،‬اگر با این بحــران کمبود‬ ‫یکســری واحدهای بزرگ برای تولید کاغذ کاغذ مدارس باز شــود قطعا دانش اموزان ما با‬ ‫بســته بندی‪ ،‬تحول بزرگی در کشور اتفاق کمبود دفترچه مواجه هستند اگر چه سیاست‬ ‫افتاد؛ واحدهای بزرگی به چرخه تولید اضافه کلی اموزش و پــرورش این اســت که کتاب‬ ‫شــدند که برخی از واحدها طرح توسعه ای درسی بچه ها گران نشــود چون در حال حاضر‬ ‫داشتند که این جهشی که در تولید اتفاق افتاد ما ریزش دانش اموز داریــم ولی کمبود کاغذ‬ ‫باعث شد هم کیفیت کاغذها باال رود و هم در در کشور یک بحران اســت‪ .‬ما هنوز در کشور‪،‬‬ ‫زمینه تولید کاغذ‪ ،‬بسته بندی فراوانی ایجاد اســتانهای محروم زیاد داریم کــه خانواده به‬ ‫شود و این اتفاق باعث شد نیاز کشور به یکباره خاطر گرانیها فرزنــد را از تحصیل محروم کرده‬ ‫توسط تولید کننده داخلی پوشش داده شود‪ .‬چون قیمــت دفترچه خیلی گران اســت؛ ما با‬ ‫ما صادرات خوبی هم داشــتیم اصال یکی از این واقعیت مواجه هســتیم اگرچــه در قانون‬ ‫واحدها با هدف صــادرات راه اندازی شــد ‪ .‬اساسی اموزش و پرورش امده که باید تحصیل‬ ‫وی تصریح کرد‪ :‬امروزه در نقطه ای هستیم رایگان باشــد امــا چنین چیزی وجــود ندارد‬ ‫که نه تنها نیــاز داخل را کامال بــراورده می و این ظلمی اســت که متاســفانه ادامه دارد‪.‬‬ ‫کنیم بلکه اهــداف صادراتی هــم خواهیم‬ ‫داشــت‪ .‬به عقیــده مــن‪ ،‬از لحــاظ کیفی وی افزود‪ :‬ما مشکل اساسی در تولید کاغذ چاپ‬ ‫کاغذهای خوبی تولید می کنیم‪ ،‬مشــتریان و تحریر داریم‪ ،‬یعنی ســرمایه گذاری هایی که‬ ‫راضی هســتند‪،‬حداقل کاری که می کنیم در ‪ ۲‬دهه اخیر در کشــور اتفاق افتاده جز چوب‬ ‫اینکــه از خــروج ارز جلوگیــری کردیم؛ تا و کاغذ مازندران که توانمنــدی در حوزه چاپ‬ ‫ســال ‪ ۹۶‬وارد کننــده کاغذ بســته بندی و تحریر را داشــته بقیه کارخانه ها مثل کارون‬ ‫بودیم اما از ان تاریخ تــا االن ما صادر کننده در خوزســتان که زمانی کاغذهــای خوبی در‬ ‫کاغذ بسته بندی هســتیم؛ این اتفاق خوبی حوزه چاپ و تحریر تولید می کرد نتوانســتند‬ ‫بود کــه برای اقتصاد کشــور افتاده اســت‪ .‬دوام بیاورند؛ حــدود ‪ ۳‬الی ‪ ۴‬ســال پیش هم‬ ‫کارخانه ای در بهشــهر توســط رئیس جمهور‬ ‫دبیــر ســندیکای تولیدکننــدگان کاغذ و وقت راه اندازی شــد که کاغذهــای خوبی هم‬ ‫مقوای ایران افزود‪ :‬نیاز را خود مصرف کننده داشت اما متاسفانه بعدها فهمیدیم که تعطیل‬ ‫تشــخیص می دهد کــه نیاز بــه تولید چه شــد انهم به علت اینکه توان قیمت رقابتی با‬ ‫محصولی دارد‪ ،‬هر چقدر خمیر بیشتری در کاغذهایی که به کشــور وارد می شد نداشت‪.‬‬ ‫کاغذ استفاده شده باشد به طبع ان کیفیت نماینــده تشــکلهای صنعت چــاپ و مصرف‬ ‫و قیمتش باالتر مــی رود‪ .‬ان درصد خمیری کنندگان کاغذ اســتانهای سراســر کشــور‬ ‫که همکاران استفاده می کنند روی قیمت و خاطر نشان کرد‪ :‬اگر کشــور در شرایط خوبی‬ ‫کیفیت کاغذ تاثیر می گذارد؛ اینکه می گویند باشــد ما امروز باید حــدود ‪ ۴۰۰‬تــن کاغذ‬ ‫مصرف کننده روی قیمت نظر می دهد باید چاپ و تحریر مصرف داشــته باشــیم‪ ،‬یعنی‬ ‫دید چه نیازی داشته باید دید نیازی که داشته وقتی در ســال ‪ ۹۵‬و ‪ ۹۶‬میــزان مصرف کاغذ‬ ‫ایا تولید کننده نتوانسته براورده کند یا نه ؟! ما حــدود ‪ ۳۵۰‬الــی ‪ ۵۰۰‬تــن بوده بعــد از‪.‬‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ ‫‪ ۵‬ســال باید افزایش مصرف داشــته باشیم‪.‬‬ ‫در مجموع تولید داخلی واردات ما در ان سالها‬ ‫حدود ‪ ۱۰‬الی ‪ ۱۵‬درصد بود ولی متاسفانه هر‬ ‫چه جلوتر می رویم می بینیم امتیازات الزمی به‬ ‫تولید کننده داخلی نمی دهند و برای صادرات‬ ‫هم دولت از تولیــد کننده داخلــی حمایتی‬ ‫نمی کرد برای همین تولید کننــده در حوزه‬ ‫تسهیالت با فشارهای مالیاتی و‪ ....‬مواجه بود‪.‬‬ ‫او عنوان کرد‪ :‬مشکل اساســی که ما داریم این‬ ‫اســت که کاغذ در ایران دارد مونتاژ می شود؛‬ ‫همان مشــکلی که در خودروســازی داریم؛‬ ‫چراکه مواد اولیه کال وارداتی اســت از ســال‬ ‫‪ ۱۹۷۶‬که کارخانــه چوب و کاغــذ مازندران‬ ‫افتتاح شــد ان روز مدیرعامل وقت روی چوب‬ ‫مازندران حســاب می کردند چیــزی حدود‬ ‫‪ ۶‬هزار جنــگل را در اختیارشــان گذاشــته‬ ‫بودنــد اما اجازه برداشــت به انهــا را ندادند و‬ ‫همین موضوع باعث شــد کم کم تولید کاغذ‬ ‫چــاپ و تحریر ایــن کارخانه به صفر برســد‪.‬‬ ‫به ســختی بقیه کاغذها را تولیــد می کردند‬ ‫چوب وخمیرشان مشــمول مالیات بر ارزش‬ ‫افزوده بود که با پیگیری انجام شــده توســط‬ ‫خود مدیران وسندیکای تولید کنندگان کاغذ‬ ‫و ســتاد تنظیم بازار خوشــبختانه از مافیات‬ ‫مالیاتی‪ 9‬درصد خالص شدند و نفسی کشیدند‬ ‫ولی کافی نبود برای اینکه تولید انها به نرمال‬ ‫برسد نیاز به تزریق تسهیالت کم بهره دارند ‪.‬‬ ‫شجاع در ادامه با اشاره به موضوع مافیای کاغذ‬ ‫گفت‪ :‬واردات و مافیــا از انجا اتفاق می افتد که‬ ‫دست دولت در ان باشــد‪ :‬در ان حیات خلوت‬ ‫های دولت مثل شستا ‪،‬بانکها ‪،‬ارگانهای نظامی‬ ‫و‪ ...‬اگر کســی دنبال مافیا می گردد انجا برود‬ ‫جناباقایسیدعباسعظیمی‬ ‫بازگشتافتخارامیزجنابعالیرابهعنوان‬ ‫مدیرعاملموسسههنرمندانپیشکسوت‬ ‫صمیمانه تبریکعرضنمودهو امیداست‬ ‫درراهخطیریکهپیشروداریدهمچون‬ ‫گذشتهموفقومویدباشید‬ ‫با احترام‪:‬مریمحضرتیوغالمرضاگمرکی‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه‪1400‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫‪5‬‬ صفحه 5 ‫دانشگاه هایعلمیکاربردیبجایمدرک گرایی‪،‬مهارترادرجامعهترویجمی دهند‬ ‫از انجاییکه دانشــگاهها کانــون اموزش و پژوهــش برای اغاز‬ ‫هر برنامه توســعه ای هســتند‪ ،‬در بین احاد مــردم به عنوان‬ ‫الگویی مناســب در این مورد دیده می شــوند امــا در بین انها‬ ‫دانشــگاه جامع علمی‪ -‬کاربردی یک دانشــگاه مهارتی است‬ ‫که در مهرماه ســال ‪ ۱۳۷۰‬فعالیتهای خود را اغاز کرد و امروزه‬ ‫حدود ‪ ۶۰۰‬مرکز اموزشــی در رشــته های مختلف مهارتی در‬ ‫سراسر کشــور دارد که حدود ‪ ۲۰۰‬مرکز اموزشی این دانشگاه‬ ‫در کالنشــهر تهران قرار گرفت ه اســت‪ .‬این دانشــگاه با هدف‬ ‫افزایش ســطح مهارت شاغلین بخشــهای مختلف صنعتی و‬ ‫اقتصادی و افزایش مهارتهای حرفه ای ایجاد شد‪ .‬سمت و سوی‬ ‫دانشــگاه های علمی ‪ -‬کاربردی ارزش گذاری به مهارت اســت‬ ‫و بجــای مدرک گرایی‪«،‬مهارت» را در جامعــه ترویج می دهد‪.‬‬ ‫حتی مقام معظم رهبری هم در ســال ‪ ۸۹‬در جمع کارافرینان‬ ‫فرمودند که مراکز اموزش علمی کاربردی و اموزشکده های فنی و‬ ‫حرفه ای باید توسعه یابند‪ ،‬چون به علم و پنجه کارامد نیاز داریم‪.‬‬ ‫در جایی هم دکتر محمدعلی زلفــی گل ‪ -‬وزیر علوم‪،‬تحقیقات‬ ‫و فناوری‪ -‬گفتند‪ :‬این دانشــگاهها هســتند کــه باعث تحقق‬ ‫ارمانهای یک جامعه می شوند؛ چراکه تحقق ارمانها بدون علم‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ ‫و دانش مقدور نیســت‪ ،‬پس برای همین وزیر علوم‪ ،‬تحقیقات و‬ ‫فناوری با صدور حکمی‪« ،‬حسین بلندی» را به عنوان سرپرست‬ ‫«دانشــگا ه جامع علمی ‪-‬کاربردی» منصوب کرد‪ ،‬چون یک دوره‬ ‫ای که ایشان در دانشگاه علمی‪-‬کاربردی فعال بودند اوج دانشگاه‬ ‫علمی‪ -‬کاربردی بود که امیدواریم دوباره شاهد این اتفاق باشیم‪.‬‬ ‫زلفــی گل معتقــد اســت‪ :‬بلنــدی بایــد از تمامــی امکانات‬ ‫دانشــگاه درجهــت توســعه مهارت افزایــی و کارافرینــی بر‬ ‫اســاس راهبردهــای «بیانیــه گام دوم انقــاب اســامی» و‬ ‫«سند دانشــگاه اســامی» اســتفاده کند و گام بلندی بردارد‪.‬‬ ‫در یک نگاه کلــی می توان گفت که دانشــگاه علمی کاربردی بر‬ ‫حسب نیاز دستگاهها‪ ،‬دانشــجو جذب می کند و به نظر می رسد‬ ‫دانشــجویان دانشــگاه علمی کاربردی به واســطه اموزشهای‬ ‫مهارتی پس از فارغ التحصیل شــدن یک کار افرین می شــوند‪.‬‬ ‫دانشــجویان بــه جای رفتــن بــه کارگاه هــای خصوصی می‬ ‫تواننــد مهــارت الزم را در این دانشــگاهها امــوزش ببینند‬ ‫تــا بتوانند بــه عنوان یــک کارافریــن وارد بــازار کار شــوند‪.‬‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه‪1400‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫‪11‬‬ صفحه 11 ‫؟؟؟؟؟؟‬ ‫گزارش‬ ‫خدمتدردرجهاولبایدصادقانهبهمحرومینومستضعفینبرسد‬ ‫رئیس سازمان بهزیستی کشــور در نشســت طرح راهکار یکپارچه‬ ‫هدایت کمکهای خیرخواهانه بــا بیان اینکه در دولت ســیزدهم که‬ ‫خدمــت در درجــه اول باید صادقانــه به محرومین و مســتضعفین‬ ‫برســد و کار باید هوشــمند شــود‪ ،‬گفت‪ :‬در راســتای اگاه سازی و‬ ‫معرفی بهزیســتی به افراد خارج از کشــور ‪ ،‬باید ارتباطات بین الملل‬ ‫را حفظ کنیم و پنجره واحدی از ســوی فضای بین الملل دیده شــود‪.‬‬ ‫به گزارش جهانی پرس‪« ،‬علی محمد قادری» رئیس سازمان بهزیستی‬ ‫کشور در نشست طرح راهکار یکپارچه هدایت کمک های خیرخواهانه‬ ‫درخصوص شناســایی و ثبت موسســات خیریه‪،‬گفت‪ :‬در این راستا‬ ‫فعاالن این حوزه باید احصاء و موسســات غیرفعال مشــخص شوند‪.‬‬ ‫رئیس سازمان بهزیستی کشــور ادامه داد‪ :‬در حال حاضر ساماندهی‬ ‫خیریه هایی که از ســازمان بهزیســتی‪ ،‬وزارت کشــور‪ ،‬و ناجا مجوز‬ ‫گرفته اند هرکدام به صورت مجزا صــورت می گیرد که با هم اتفاق نظر‬ ‫هم ندارند‪ .‬این در حالی اســت که هیچ خیریه ای نیز بانک اطالعاتی‬ ‫خیرین خود را ارائه نمی کند و حتی بعضاً شفافیت هم ندارند؛ لذا یکی‬ ‫از حکمهای مــا در این دوره که باید از طریق حوزه مشــارکت مردمی‬ ‫پیگیری شــود این اســت که به نســبت صدور مجوزها‪ ،‬فرایندهای‬ ‫جلــب و جــذب مشــارکتهای مردمی چگونــه صــورت می گیرد‪.‬‬ ‫وی با اشاره به اهمیت پویشها برای جلب مشــارکت مردمی‪ ،‬تصریح‬ ‫‪6‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه ‪1400‬‬ ‫کرد‪ :‬تجمیع اعداد و ارقام خیریه ها باید تسهیلگری شود و اگر پویشها‬ ‫را به فصل خود و به موقع انجام دهیم تسریع در حمایت و امدادرسانی‬ ‫را افزایش می دهــد‪ ،‬همچنین در مشــارکت از صنــوف و کاالهای‬ ‫متعدد غیرنقدی می توان هــزاران نوع خدمت و کار خیــر انجام داد‪.‬‬ ‫قادری با بیان اینکــه جنس کار خیریــن باید کمی و مدرن شــود‪،‬‬ ‫گفت‪ :‬هر اقلیمی خیریــن متفاوتــی دارد‪ ،‬لذا باید با برش اســتانی‬ ‫نیز به این مهم پرداخته شــود که بــه همین خاطر بایــد ارتباطات‬ ‫بین الملل را حفظ کرد؛ چراکه بســیار افراد در خارج از کشور عالقمند‬ ‫هســتند تا در جریان اطالعات سازمان بهزیستی کشــور قرار گیرند‪،‬‬ ‫بطوریکه عده ای فکر می کنند بهزیســتی فقط پرورشــگاه اســت؛‬ ‫لذا بایــد پنجره واحــدی از ســوی فضــای بین الملل دیده شــود‪.‬‬ ‫رئیس سازمان بهزیستی کشــور هوشمندســازی را یکی از راههای‬ ‫جلب اعتماد مردم دانســت و گفت‪ :‬بهزیســتی به عنوان یک سازمان‬ ‫زیرمجموعه وزارت تعاون‪ ،‬کار و رفــاه اجتماعی باید اتکا کند به اینکه‬ ‫فضایی معنوی وجود دارد که ســرمایه اجتماعی مردم را دارد اما این‬ ‫نیازمند زیرساخت حرفه ای است تا تمام روندهای جذب مشارکت های‬ ‫مردمی در ان ثبت شــود؛ لذا باید ســراغ شــرکتهای خوشنام رفت‪.‬‬ ‫وی در پایان یاداور شــد‪ :‬در دولت ســیزدهم که خدمت در درجه اول‬ ‫باید صادقانه به محرومین و مستضعفین برسد‪ ،‬کار باید هوشمند شود‪.‬‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ صفحه 6 ‫«داراالکرام» به چالشها ی پدران و مادران با نسل دیجیتال می پردازد‬ ‫؟؟؟؟؟؟‬ ‫فضای دیجیتال از ابتدا برای کودکان طراحی نشده بود‪،‬ولی با رایج‬ ‫شدن پدید ه تک فرزندی و اشتغال همزمان پدر و مادر‪ ،‬این فضا بیش‬ ‫از هر گروه دیگری‪ ،‬بر این گروه حساس و اسیب پذیر تاثیر می گذارد‪.‬‬ ‫با توجه به اینکــه تصمیماتی که امروز می گیریم ایند ه را شــکل‬ ‫می دهند و اگر تصمیمات ما فاقد بینشــی وســیع باشد‪ ،‬اینده ‬ ‫زندگی بطور تصادفی تعیین خواهد شــد؛ بنابرایــن باید به این‬ ‫پرســش‪ ،‬پاســخ بدهیم که کودکان مــا به چــه مهارتهایی در‬ ‫فضای دیجیتال نیــاز دارند تا بتوانند پیرامونشــان را درک کنند‬ ‫و راه خــود را در میان پیچ و خمهــای زندگی بیابند؟ پرســش‬ ‫بزرگتر اینکــه راه حل مــا برای ایــن دنیای جدید چیســت؟‬ ‫به ایــن منظور موسســ ه خیریــه داراالکرام‪،‬حامــی تحصیلی‬ ‫کودکان مســتعد فاقد سرپرســت موثر که دغدغ ه ارائ ه اموزش‬ ‫مناســب و در کنــار ان خدمات روحــی و روانــی‪ ،‬فرهنگی و‬ ‫بهداشتی و ورزشــی به این کودکان را نیز دارد‪ ،‬فراخوان سومین‬ ‫جایز ه ســاالن ه خود را به موضــوع فضای دیجیتــال و کودکان‬ ‫اختصاص داده اســت تــا در این روزهــای کرونایی بــا انچه در‬ ‫توان دارد بــه واکاوی این پرسشــهای چالش برانگیــز بپردازد‪.‬‬ ‫انچــه می خوانیــد گفتگــو بــا دکتــر علــی صاحبــی‪-‬‬ ‫روانشــناس بالینی‪،‬فــوق تخصــص اختــاالت اضطرابــی و‬ ‫وســواس و اســتاد دانشــگاه‪ ،‬نویســنده و مترجم‪ -‬اســت‪.‬‬ ‫به نظــر شــما بــا وجــود تکنولــوژی و امکانات بیشــتر‪،‬‬ ‫می توان گفــت کودکان امــروز شــادتر از کــودکان دیروزند؟‬ ‫پاسخ به این سوال که مبتنی بر پژوهش اســت و نه مبتنی بر نظر من‪ ،‬منفی‬ ‫اســت‪ .‬اجتماعات امروز به لحــاظ تکنولوژیــک برخوردارترنــد و امکانات‬ ‫بیشــتری دارند اما ایا از اجتماعات گذشــته شــادترند؟ ســامت روان و‬ ‫بهزیستی بیشــتری دارند؟ طالق‪ ،‬زندانی و افســردگی کمتری دارند؟ خیر‪.‬‬ ‫طبق تحقیقات‪ ،‬یک کودک ‪ ۸‬ســاله که زمان بیشــتری در دنیای دیجیتال‬ ‫سپری می کند‪ ،‬نسبت به پدربزرگ ‪ ۶۸‬ســاله اش اطالعات بیشتری نسبت‬ ‫به جهان دارد‪ ،‬چون اون ســریع گوگل می کند؛ اما ایا او شــادتر نیز هست؟‬ ‫پژوهشهای ‪ ۷۰‬سال اخیر یا پژوهشــهای طولی یا مقطعی نشان داده اند که‬ ‫عامل اصلی شادکامی‪ ،‬داشتن روابط غنی با اطرافیان و عزیزان است اما کودکان‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه ‪1400‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫عصر‪12‬تکنولوژی‪،‬همبــازی ندارند‪ .‬کودک امروز گرچه بــه لحاظ تکنولوژیک‬ ‫خیلی پیشرفته است اما به لحاظ روانشناختی‪،‬در فقر بیشتری بسر می برد‪.‬‬ ‫یعنیاحساستنهاییبیشترشدهاست؟‬ ‫خیر‪ .‬قطع رابطه یعنی احساس بی کسی‪ ،‬بیشــتر شده است‪ .‬این موضوع‬ ‫با مقول ه تنهایی که مفهوم معنادارتری هســت‪ ،‬فرق می کند‪ .‬احســاس‬ ‫بی کســی یعنی فرد کســی را ندارد که بــا او احساســاتش را در میان‬ ‫بگذارد و بــا او تعامل فکری برقرار کند‪ .‬بی کســی یک حالت احساســی‬ ‫تهی بــودن و خالی از معنا بودن اســت که بــر اثر ان میــزان اختالالت‬ ‫روانشــناختی و در انتهای این طیف‪،‬خودکشــی نیز بیشــتر شده است‪.‬‬ ‫راهکار شما برای برطرف شــدن این احساس تنهایی بین فردی‬ ‫چیست؟ و چگونه می توان از حجم این انزوای اجتماعی کاست؟‬ ‫سهم تکنولوژی در انزوای اجتماعی بزرگساالن‪،‬چندان چشمگیر نیست اما‬ ‫در انزوای اجتماعی کودکان سهم چشمگیری دارد؛البته انزوای اجتماعی‬ ‫والدین که نتیج ه از بین رفتن چسب اعتماد در جامعه است‪ ،‬بر محیطی که‬ ‫کودک در ان رشد می کند اثر می گذارد‪ .‬سهم مدرسه در تربیت کودکان‬ ‫‪ ۱۶‬درصد اســت‪ .‬والدین و بعد از ان رســانه های اجتماعی با تریبونهای‬ ‫بزرگ‪ ،‬بیشــترین ســهم را دارند‪ .‬در ایران و نیز جامع ه جهانــی با انزوای‬ ‫کودکان ســروکار داریم‪ .‬حتی در مهمانیهای خانوادگی هم اشتیاق برای‬ ‫شنیدن و فهمیدن یکدیگر کم شده است؛ وقت بســیار زیادی از کودکان‬ ‫صرف گذراندن با وسایل دیجیتال می شــود‪ .‬یکی از مهمترین دالیل این‬ ‫اتفاق والدین هستند؛ چراکه از اینترنت و فضای دیجیتال به عنوان پستانک‬ ‫روانی برای سرگرم کردن کودک خود استفاده می کنند‪ .‬دو ریل نیاز است‬ ‫تا لوکوموتیو رشد کودک از مبدایی به مقصدی حرکت کند‪ .‬کودک برای‬ ‫اینکه به یک موجود اجتماعی و نوعدست تبدیل شود‪ ،‬باید بتواند ارتباط‬ ‫برقرار کند‪ ،‬تعارضاتش را حل کند‪ ،‬از پس کارهای خودش بر اید‪ ،‬عمل خیر‬ ‫انجام دهد‪ ،‬درخواست کمک کند‪ ،‬احساسات و هیجانات دیگری را درک‬ ‫کند و نیازها و هیجانات خود را به شــکل موثر و اخالقــی برطرف کرده و‬ ‫بتواند استعدادهای خود را شــکوفا کند‪ .‬یکی از این ‪ ۲‬ریل‪ ،‬رشد شناختی‬ ‫یا عقالنی اســت یعنی توجه به هوش و ذکاوت کودک اما به موازات رشد‬ ‫شناختی و عقالنی‪ ،‬رشد اجتماعی هم هســت که اساسی و بنیادین است‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ ‫و اکثر والدین و مدارس به ان توجهی نمی کنند و اکثر مدارس دنبال نمره ‬ صفحه 12 ‫اشناییبادرختانجیلی‬ ‫یا درخت اهن‬ ‫نام علمی‪parrotia persica :‬‬ ‫نامعمومی‪ :‬انجیلی‪ ،‬درخت اهن‬ ‫درخت انجیلی درختی خزان پذیر و بومی‬ ‫ابراهیم محمدحسینی‬ ‫جنگلهای شمال ایران است که ارتفاع ان‬ ‫به بیش از ‪۲۰‬متر هم می رسد‪ .‬از ویژگی‬ ‫دیگر این درخت زیبا می توان به سختی و محکمی چوب و تنه درخت‬ ‫و برجستگی های روی شاخه درخت که به دلیل جوش خوردن سریع‬ ‫شاخه ها بهم اتفاق می افتد و همچنین تنوع رنگ های مختلف در فصل‬ ‫پاییز اشاره کرد‪ .‬از ویژگی های مثبت و حائز اهمیت دیگر این درخت‬ ‫میتوانبهمقاومتباالیایندرختدربرابرخشکسالی‪،‬افات‪،‬الودگی‬ ‫های شهری و باد اشاره کرد‪.‬‬ ‫نگهداری‪ :‬برای درخت انجیلی خاکهای غنی‪ ،‬ماسه ای و شنی و اسیدی‬ ‫مناسبتر است و از لحاظ نور بهتر است در افتاب و نیمسایه باشد تا رشد‬ ‫خوبی داشته باشد‪ .‬بهترین دما برای این درخت ‪ -۳‬الی ‪ ۱۶‬درجه است و‬ ‫نیاز به ابیاری متوسطی دارد‪.‬‬ ‫روشتکﺜیر‪ :‬بهترین و مهمترین روش تکثیر درخت انجیلی از طریق‬ ‫قلمه زدن از چوب های نرم گیاه است که انجام می شود‪.‬‬ ‫اشنایی‬ ‫با گیاه‬ ‫خارپنبه‬ ‫نام علمی‪Onopordum acanthium :‬‬ ‫پراکنشاصلیدرجهان‪:‬اروپا‪،‬ایران‪،‬ترکیه‪،‬قفقاز‪،‬اسیایمرکزی‬ ‫گیاه «خار پنبه» گیاهی‪ ۲‬ساله و به ارتفاع‪۳۰‬تا‪۱۵۰‬سانتیمتراز خانواده‬ ‫بزرگ کاسنیان است‪ .‬گیاه خارپنبه دارای برگهای علفی و به رنگ سفید‬ ‫و متمایل به سبز است که دارای گلهای بنفش رنگ زیباست و زمان‬ ‫گلدهی این گیاه در فصل تابستان یعنی از ماه تیر تا شهریور می باشد‪.‬‬ ‫گیاه خار پنبه مقاوم به سرما است و همچنین به عنوان علف هرز و به‬ ‫صورت خود رو در کنار جاده ها‪،‬باغ ها‪،‬بعضی مناطق بیابانی و نقاط‬ ‫مخروبه می روید‪ .‬برخی از خواص دارویی گیاه خارپنبه عبارتند از‪ :‬درمان‬ ‫بیماریهایکبدومعده‪،‬التیامزخمهایسرطانی‪،‬قطعخونریزیسینه‪،‬‬ ‫رفع تبهای کهنه در کودکان و‪...‬‬ ‫نکته‪ :‬گیاهان دارویی از قدیم تا به امروز همواره نقش مهمی در سالمت‬ ‫انسانها داشته اند اما مصرف بیش از حد ان می تواند خطرات و عواقب‬ ‫جبران ناپذیری را داشته باشد و توصیه می شود قبل از مصرف هرگونه از‬ ‫گیاهانداروییحتماباپزشکمربوطهمشورتنمایید‪.‬‬ ‫روش تکﺜیر‪ :‬از طریق کاشت بذر در فصل بهار و پاییز امکان پذیر است‪.‬‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ ‫تعامل بهینه شهرداری قلب طهران و‬ ‫اتشنشانی‬ ‫شــهردار منطقه ‪ ۱۲‬از امادگی همهجانبه و تعامل حداکثری شهرداری‬ ‫و سازمان اتشنشــانی برای پیشــگیری از بحران و حفظ ایمنی در این‬ ‫منطقه مرکزی تهران خبــر داد‪ .‬به گزارش روابط عمومی شــهرداری‬ ‫منطقه ‪ ،۱۲‬عصر روز دوشــنبه ‪ ۲۴‬ابانماه‪ ،‬جلسه کمیته ایمنی منطقه‬ ‫‪ ۱۲‬با حضور امیر یزدی شــهردار منطقــه‪ ،‬مهــدی داوری مدیرعامل‬ ‫ســازمان اتشنشــانی و خدمات ایمنی شــهر تهران‪ ،‬کامران عبدولی‬ ‫معاون حفاظت و پیشــگیری حریق ســازمان‪ ،‬رســول هاللــی معاون‬ ‫امور اجتماعی و فرهنگــی‪ ،‬امیر هاتفی مدیر منطقــه ‪ ۵‬عملیات‪ ،‬جالل‬ ‫ملکی ســخنگو و رئیس روابط عمومی‪ ،‬معاونان شــهرداری منطقه ‪۱۲‬‬ ‫و شــهرداران نواحی در ســاختمان شــهرداری منطقه ‪ ۱۲‬برگزار شد‪.‬‬ ‫در این جلســه‪ ،‬داوری بــا یاداوری اینکــه منطقه ‪ ۱۲‬از حساســترین‬ ‫و مهمترین مناطق شــهری تهران اســت‪ ،‬گفت‪ :‬این منطقــه با وجود‬ ‫بافت تاریخی ارزشــمند‪ ،‬مجلس شــورای اســالمی‪ ،‬بازار بزرگ تهران‪،‬‬ ‫وزارتخانههــا و ســاختمانهای اداری حســاس و کلیــدی‪ ،‬همچنین‬ ‫جمعیت متراکم شــناور و تــردد بین یک تــا ‪ ۲‬میلیون نفــر در روز به‬ ‫توجــه همهجانبه بــرای حفظ ایمنی و پیشــگیری از بحــران نیازمند‬ ‫اســت و به همین دلیل ســازمان اتشنشــانی و خدمات ایمنی شــهر‬ ‫تهران بــرای نیل به این هــدف از هیچ تالشــی فروگــذار نخواهد بود‪.‬‬ ‫وی ضمن اشاره به اجرای موفقیتامیز اولین ایستگاه روزانه اتشنشانی‬ ‫در منطقه ‪ ۱۲‬گفت‪ :‬این ایستگاه که در تاریخ ســوم اذرماه سال گذشته‬ ‫در سوله پیشگیری و مدیریت بحران منطقه ‪ ۱۲‬اجرایی شد‪ ،‬پاسخگوی‬ ‫خوبی به نیازهای منطقــه در این حوزه بود و به همین دلیل پیشــنهاد‬ ‫میشود ایســتگاه دیگری در محدوده بازار بزرگ تهران راهاندازی شود‪.‬‬ ‫مدیرعامل سازمان اتشنشانی شهر تهران بر اهمیت اموزش شهروندان‬ ‫در زمینه حفظ ایمنی تاکید کرد و افزود‪ :‬موضوع پیشــگیری‪ ،‬از مباحث‬ ‫مهم و اساسی اســت که اول رعایت اصول ایمنی و دوم اگاهیبخشی به‬ ‫مردم و کســبه را طلب میکند؛ بنابراین راهاندازی کمیتههای فرهنگی و‬ ‫اجتماعی مشترک بین سازمان و شــهرداری در کنار کمیتههای ایمنی‬ ‫در ســطح منطقه برای اموزشــهای ضروری به مردم و کســبه ضروری‬ ‫به نظر میرســد‪ .‬یزدی شــهردار منطقه‪ ۱۲‬ضمن قدردانی از تالشهای‬ ‫مجدانه ســازمان اتشنشــانی برای پیشــگیری از بحران در منطقهای‬ ‫که قلب طهران به شــمار میرود‪ ،‬بیان کرد‪ :‬ایمنی از اولویتهای اصلی ما‬ ‫در شهرداری منطقه ‪ ۱۲‬اســت و همکاران من در این منطقه از امادگی‬ ‫همهجانبه برای تعامل با سازمان اتشنشــانی در این زمینه برخوردارند‪.‬‬ ‫وی بــا تاکید بر بررســی تمهیــدات ترافیکی برای تســهیل رفتوامد‬ ‫وســایل نقلیه ســازمان اتشنشــانی ادامــه داد‪ :‬با توجه بــه ترافیک‬ ‫اخر ســال بهویژه در محــدوده بــازار و لزوم اســتقرار ایســتگاههای‬ ‫اتشنشــانی موقــت در ایــن محــدوده‪ ،‬بجــز برنامهریــزی بــرای‬ ‫تســهیل تردد در معابــر و خیابانهــا‪ ،‬در حــوزه خدمات شــهری نیز‬ ‫همکاریهــای الزم با ســازمان اتشنشــانی صــورت خواهــد گرفت‪.‬‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه‪1400‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫‪7‬‬ صفحه 7 ‫باالتر دانش اموز هستند‪ .‬در گذشته‪،‬به طور اتوماتیک‪ ،‬تعامالت زیادی‬ ‫بین بچه ها صورت می گرفت؛ امکانات خاصی وجود نداشت و کودکان‬ ‫خودشان بازیهای خاص و حتی بازیهای فصلی را خلق می کردند و در‬ ‫اثر تعامل‪ ،‬رقابت و خالقیت و نوعدوستی ساخته می شد‪ .‬انچه والدین‬ ‫و حتی مدارس بــه ان توجه ندارند ریل تحول اجتماعیســت؛ یعنی‬ ‫رابطه با دیگری برقرار کردن‪،‬دچار تعارض شدن‪ ،‬توانایی حل تعارض‪،‬‬ ‫نوعدوستی‪ ،‬شفقت ورزی‪ ،‬محبت به انسان دیگر‪ ،‬پیدا کردن راه حل در‬ ‫صورت بروز تعارض در منافع‪ ،‬همبستگی و مشارکت گروهی‪ .‬بالیی که‬ ‫فضای دیجیتال سر دانش اموزان اورده است در حوز ه تحول اجتماعی‬ ‫انهاست‪ ،‬امروزه بچه ها مهارت اجتماعی چندانی برای برقراری ارتباط‬ ‫و گفتگو ندارند‪ .‬مدارس خوب مدارســی کیفی هســتند که کودک‬ ‫را در یک مثلث رشــد می دهند؛ مثلثی که ســه بعد دارد‪ :‬پیشرفت‬ ‫تحصیلی‪ ،‬رشد شخصی و شــخصیتی کودک و نیز نتایج اجتماعی‪.‬‬ ‫اما کودک امروز اصال دغدغه ای برای جامعه ندارد‪ ،‬به تالش انسانهای‬ ‫دیگر برای خودش نمی اندیشد‪ .‬او به پاکبانی که محله را جارو می کند‬ ‫فکر نمی کند و بــه اینکه باید قدردان انها باشــد‪ .‬فضای مجازی‪ ،‬بعد‬ ‫اجتماعی شــدن را مورد غفلت قرار داده اســت و کــودکان در این‬ ‫زمینه ها اموزش نمی بینند‪ .‬اساسا مدرسه مکانی صرفا برای تحصیل‬ ‫نبوده‪ ،‬بلکه مکانی برای اجتماعی شــدن بوده اســت تا بچه در کنار‬ ‫دیگران قرار بگیرد و با تعامل اجتماعی از خودمحوربینی بیرون بیاید‪.‬‬ ‫اما امــروزه بچه ها اصــا نمی دانند که نیــاز و ســلیق ه دیگری هم‬ ‫وجــود دارد‪ .‬بچه بــا کامپیوتــر بازی می کنــد و به محــض اینکه‬ ‫می بــازد کامپیوتــر را خاموش می کنــد‪ ،‬چون ظرفیت شکســت‬ ‫و ناکامــی را ندارد‪ .‬اگــر بچه ها در ارتباطات انســانی ناکام نشــوند‬ ‫و یــاد نگیرند چگونــه بــر ناکامــی غلبــه و ان را جبــران کنند‪.‬‬ ‫شــما فرزندپروری نمی کنید بلکــه اژدهاپــروری می کنید‪ .‬فضای‬ ‫دیجیتــال بزرگترین اســیب خــود را به بعــد تحــول اجتماعی‬ ‫کــودکان وارد کــرده اســت و کــودکان به علــت عــدم تعامل با‬ ‫جهان بیــرون‪ ،‬تحمل کــردن و احتــرام گذاشــتن را نیاموخته اند‪.‬‬ ‫به گمان شــما ایا می توان از فضای دیجیتال برای کودک‪،‬‬ ‫معنا خلق کــرد و مدیریــت ناکامی را به او امــوزش داد؟‬ ‫جهان تغییر کرده و با جهان دیجیتال و تکنولــوژی در وقت و هزینه‬ ‫صرفه جویی شده است اما باید به خاطر داشــته باشیم برای کودک و‬ ‫نوجوان ایــن اتفاق به طــور محدودتری رخ می دهد‪ .‬کــودک باید با‬ ‫انسان دیگری تعامل داشته باشد‪ ،‬باید روابط انسانی بسازد تا خالقیت‬ ‫اصیل خود را تمرین کند و اســتعدادهای خود را شکوفا سازد‪ .‬فضای‬ ‫دیجیتال برای همه ما چه کودک و چه بزرگســال حد محدودی دارد‬ ‫و در همین حد به فرزنــدان ما فرصتهای محــدودی برای خالقیت‬ ‫و بازی می دهد‪ .‬بازی‪ ،‬تفکر کودک اســت و ان را شــکل می دهد اما‬ ‫منظور از بازی اینکه در ان تعامل انسانی وجود دارد و کودک بازخورد‬ ‫اراده دیگــری را می بیند و تصمیم‬ ‫دریافت می کند و در مقابــل ان ‍ ‬ ‫می گیرد که محبت یا گذشــت کند‪ ،‬نوعدوســت باشــد و گاه ناکام‬ ‫بشود‪ .‬فضای دیجیتال هرگز نمی تواند جایگاه رابطه انسانی را بگیرد‪.‬‬ ‫است‪ .‬اعتیاد به اینترنت و اســیب پذیری مغز بر اثر ان خیلی مورد‬ ‫بحث قــرار گرفته اســت‪ .‬هنگام نــگاه کردن به صفحه گوشــی‪،‬‬ ‫تمام مغز ســاکت می شــود و فقط نقط ه خاصی از ان کار می کند‪.‬‬ ‫توصی ه اکید روانشناســان بــه والدین این اســت که اســتفاد ه از‬ ‫این فضا را بــرای کودکان محــدود کنید امــا این فضــا را از انها‬ ‫نگیریــد؛ چراکه وجــود این فضای پــر از دانش و اطالعــات برای‬ ‫انها ضروریســت اما باید بــه طرز محــدود از ان اســتفاده کنند؛‬ ‫همچنانکه مصرف قند برای کودک خیلــی ضرری ندارد اما مصرف‬ ‫بیش از انــدازه ان اســیب زاســت و او را دچار اختــال می کند‪.‬‬ ‫چهراهکارهایرفتاریراتوصیهمی کنید؟‬ ‫در قــرن ‪ ۲۱‬اســتراتژیهای رفتــاری را باید برای همیشــه کنار‬ ‫بگذاریم‪ .‬هیــچ نوع رویکــرد رفتــاری را نمی توان بنا کــرد‪ ،‬مگر‬ ‫اینکه اندیشــه ورزی درســتی بکنیم؛ تا زمانی که به کودکی گفته‬ ‫نشــود که چرا این فضا برای تو ضــرر دارد تا وقتی بچــه بداند که‬ ‫عقالنیتی پشــت این تصمیم وجود دارد حتی اگر شــما اینترنت‬ ‫را قطــع کنیــد‪ ،‬او از اینترنت همســایه اســتفاده خواهــد کرد‪.‬‬ ‫شــیوه های فرزندپــروری و مدیریت فرزنــد را باید امــوزش داد‪.‬‬ ‫نهادهایی مثل داراالکرام می توانند کمپینهای اســتفاده هوشمند‬ ‫و خردمندانه و موثر از تکنولــوژی در خانه و مدرســه راه بیندازند‬ ‫و والدیــن را اگاه کننــد؛ مثل کمپین نه به شــکر و نــه به نمک‪.‬‬ ‫بســیاری از والدیــن خوب و دلســوز اصــا نمی داننــد که این‬ ‫تکنولــوژی چه بالیی بر ســر فرزندانشــان مــی اورد و نمی دانند‬ ‫کودک خــود را معتــاد می کنند‪.‬والدیــن باید شــبهایی با عنوان‬ ‫لو‬ ‫شــبهای ازاد از موج تعریف کننــد و تلویزیون و رادیــو و موبای ‬ ‫تلفن‪ ،‬خاموش باشــد و با کودک خود غذا بپزند‪ ،‬شطرنج بازی کنند‬ ‫و به کودک خود بیاموزند که بدون موج هم می شــود زندگی کرد‪.‬‬ ‫برای درمان اختالالت رفتاری کودکان و نوجوانان‪ ،‬باید والدینشان‬ ‫را کمی گوشمالی داد‪ .‬والدین باید بتوانند نظامی انضباطی در خانه‬ ‫برقرار کنند‪ .‬برخی والدین امروز هرگز والدین موثری نیستند؛ انها‬ ‫هیچ جایی اموزش ندیده اند و سیســتمهای والدین خودشــان را‬ ‫هم قبول ندارند؛ بنابراین کودک در خانه ســلطان و رئیس اســت‪.‬‬ ‫دوره تولد تا ‪ ۶-۵‬ســالگی دوره اطاعت از والدین است اما مادر و پدر‬ ‫نتوانسته اند جایگاه خود را ثابت و فرایندهای تحول مسئولیت پذیری‬ ‫را در کــودک ایجاد کنند‪.‬مراحــل اموزش مســئولیت پذیری در‬ ‫خانواده شــروع می شــود؛اینکه کودک مســئولیت پذیرانه از هر‬ ‫وســیله ای اســتفاده کند و پیامدهای عمل خود را بپذیرد‪ .‬والدین‬ ‫مسئول زندگی بچ ‪‎‬ه ها هســتند و باید اموزش ببینند که هر بچه ای‬ ‫با توجه به سن خود روزانه چند دقیقه را می تواند در اینترنت سپری‬ ‫کند‪ .‬تا زمانی که شــناخت تغییر نکند‪ ،‬رفتار تغییــر نخواهد کرد‪.‬‬ ‫ایــا شــما نمونه هایــی از اســیبهای فیزیکــی هم‬ ‫در کــودکان و نوجوانــان مشــاهده کرده ایــد؟‬ ‫ایا روانشناســان مــا در داخل کشــور به این چالشــها بله‪ .‬درگیری در فضای دیجیتال باعث شده نوجوانان دچار اختالل‬ ‫پرداخته اند؟ چه کارهــا و برنامه ریزیهایی صورت داده اند؟ در تغذیه و ناراحتی های جدی معده و روده شوند‪ .‬بزرگترین اسیب‬ ‫فضای مجازی بی صبــری و بی طاقتی و بی حوصلگــی و اختالل‬ ‫ پردازد‪.‬‬ ‫حداقل ‪۲۰‬سال است که علم روانشناســی به این موضوع می‬ ‫دروازه‬ ‫اســت‪-،‬وقتی‬ ‫اباندرواز ه‬ ‫توجــه‪،‬‬ ‫اجتماعی در توجه و تمرکز اســت‪.‬‬ ‫شماره چهلم‬ ‫ماه‪ 1400‬ذهنسال سوم‬ ‫شنبه ‪29‬‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪-‬‬ ‫شــده‬ ‫اعتیاد بــه اینترنت از اولین مباحثــی بوده که به ان پرداخته‬ ‫ذهن‪ ،‬لق و خراب می شــود‪ ،‬هر موضوع غریبه ای وارد ان می شود‪.‬‬ ‫‪13‬‬ صفحه 13 ‫گزارش‬ ‫؟؟؟؟؟؟‬ ‫باحضوررئیسکمیتهامدادانجامشد؛‬ ‫رونمایی از‪ ۶۲‬طرح پژوهشی‬ ‫کمیتهامداد درحوزهاسیب شناسی‬ ‫رئیسمرکزبرنامه ریزیوپژوهشکمیتهامدادعنوانکرد‪:‬‬ ‫دانش گراییوتحول خواهی‪،‬رویکردجدید‬ ‫درتنظیمبرنامههفتمکمیتهامداد‬ ‫مراســم رونمایــی از ‪ ۶۲‬طــرح پژوهشــی کمیتــه‬ ‫امــداد در حــوزه اسیب شناســی و اثربخشــی‬ ‫خدمات‪ ،‬بــا حضــور رئیس کمیتــه امــداد برگزار شــد‪.‬‬ ‫به گزارش جهانــی پرس‪ ،‬ســیدمرتضی بختیــاری رئیس‬ ‫کمیته امداد در این مراســم با اشــاره به حساســیتهای کار‬ ‫بــرای محرومــان و نیازمندان گفــت‪ :‬تجربیات ‪ ۴۲‬ســاله‬ ‫کمیته امداد در امدادرســانی به محرومان بســیار ارزشمند‬ ‫اســت اما در روشــهای خدمت رســانی با رویکــرد تکریم و‬ ‫توانمندسازی‪ ،‬نیازمند استفاده از پژوهش و تحقیق هستیم‪.‬‬ ‫وی تقویــت پژوهــش را از برنامه های جدی کمیتــه امداد‬ ‫دانست و افزود‪ :‬در تمام فعالیتها‪ ،‬برنامه ریزیها و اولویت بندی‬ ‫طرحها‪ ،‬مبنــای اقدامــات باید براســاس پژوهش باشــد‪.‬‬ ‫رئیــس کمیته امداد بــا تاکید بــر اینکه مهارت پــروری در‬ ‫کنار تقویــت بنیه علمــی باید در متــن برنامه هــای امداد‬ ‫دیــده شــود‪ ،‬ادامــه داد‪ :‬پژوهش بایــد کاربردی باشــد و‬ ‫اطمینــان داریم ‪ ۶۲‬پژوهش انجام شــده در کمیتــه امداد‪،‬‬ ‫در موفقیــت ماموریتهــای مــا مهــم و موثر خواهــد بود‪.‬‬ ‫بختیــاری اســتفاده از تــوان کارشناســان و متخصصــان‬ ‫داخلی کمیتــه امــداد را از مزیتهای این پژوهشــها عنوان‬ ‫کرد و گفــت‪ :‬مرکــز رصــد فقــر و شناســایی نیازمندان‬ ‫بــر همیــن مبنــای پژوهش محوری تشــکیل شــده تا با‬ ‫یک نگاه علمــی به موضــوع علــل و عوامل فقر بپــردازد‪.‬‬ ‫وی با اشاره به برخی پراکندگیها در حوزه حمایت از محرومان‬ ‫در کشــور‪ ،‬خاطرنشــان کرد‪ :‬پراکندگی مراجع و نهادهای‬ ‫خدمت رســان اگر به هم افزایی منجر نشــود‪ ،‬اسیب زاست و‬ ‫در این راســتا خواستار همکاری مشــترک و هم افزایی همه‬ ‫خیریه ها‪ ،‬مراکز نیکــوکاری و نهادهای حمایتی هســتیم‪.‬‬ ‫رئیس کمیته امداد بــر ضرورت وجود یــک مرجعیت واحد‬ ‫در رســیدگی به نیازمندان تاکیــد کرد و افــزود‪ :‬در همین‬ ‫راستا‪ ،‬ســامانه واحدی در کمیته امداد در حال طراحی است‬ ‫و بانک اطالعاتــی جامعی از نیازمندان ایجاد شــده اســت‪.‬‬ ‫بختیاری اظهار کرد‪ :‬رویکرد کمیته امداد‪ ،‬شناسایی نیازمندان‬ ‫پیش از مراجعه انان به این نهاد اســت و اقدام برای کمک به‬ ‫محرومان نباید معطل به مراجعه و درخواســت انان باشــد‪.‬‬ ‫‪8‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه ‪1400‬‬ ‫رئیس مرکز برنامه ریزی و پژوهش کمیته امداد گفــت‪ :‬در تدوین برنامه هفتم‬ ‫کمیته امداد رویکرد دانش گرایی و تحول خواهی در اولویت قرار گرفته اســت‪.‬‬ ‫بــه گــزارش جهانــی پــرس‪ ،‬ســعید زارع زاده در مراســم رونمایــی از‬ ‫‪ ۶۲‬طــر ح پژوهشــی ایــن نهــاد در حــوزه اسیب شناســی و اثربخشــی‬ ‫خدمــات‪ ،‬افــزود‪ :‬سیاســتهای کالن کمیتــه امــداد بــا هــدف تقویــت‬ ‫کمیــت و کیفیت خدمــات‪ ،‬بر مبنــای پژوهش محــوری شــکل می گیرد‪.‬‬ ‫وی شــناخت وضع موجود و برنامه ریزی برای اینده را از مزیتهای کار پژوهشی‬ ‫دانســت و ادامه داد‪ :‬شناســایی نقاط ضعف و قوت کمیته امــداد و همچنین‬ ‫ایجاد فضــای دانش گرایــی و تحول خواهــی در برنامه هفتم امــداد‪ ،‬از جمله‬ ‫مســائلی اســت که در رویکرد پژوهش محوری کمیته امداد پیگیری می شود‪.‬‬ ‫رئیس مرکز برنامه ریــزی و پژوهش کمیته امداد خاطرنشــان کرد‪ :‬در همین‬ ‫راســتا از ســال گذشــته گروه های پژوهشــی با همکاری کارکنان مجرب و‬ ‫متخصص امداد و حضور اعضای هیئت علمی دانشــگاه های معتبر تشــکیل‬ ‫و نســبت به برنامه ریــزی پژوهشــی در جهت اهداف امــداد‪ ،‬اقــدام کردند‪.‬‬ ‫زارع زاده کاربــردی بــودن پژوهش هــای کمیتــه امــداد را یــک امتیــاز‬ ‫عنوان کــرد و گفــت‪ :‬در هر اســتان ‪ ۲‬طرح پژوهشــی بــا اتکا بــه نخبگان‬ ‫داخلــی امــداد و همــکاری ‪ ۲۰‬ناظــر دانشــگاهی پیــش بــرده شــد و‬ ‫بیــش از هــزار مصاحبه عمیــق و کیفــی بــا مددجویــان انجــام گرفت‪.‬‬ ‫وی بــا بیــان اینکه رویکــرد کمیتــه امــداد در پژوهشــهای انجام شــده‪،‬‬ ‫اینده پژوهی اســت‪ ،‬تاکید کرد‪ :‬از این پژوهشــهای کاربردی در تدوین برنامه‬ ‫هفتم امــداد و همچنین سیاســتهای کالن این نهاد اســتفاده خواهد شــد‪.‬‬ ‫رئیــس مرکــز برنامه ریــزی و پژوهش کمیتــه امــداد از امادگی ایــن نهاد‬ ‫برای همــکاری با نخبــگان‪ ،‬پژوهشــگران و جامعه دانشــگاهی خبــر داد و‬ ‫خاطرنشــان کرد‪ :‬چهار هزار جلد کتاب در ســامانه کتابخانه کمیته امداد در‬ ‫دســترس پژوهشــگران به ویژه در حوزه فقــر و محرومیت زدایی قــرار دارد‪.‬‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ صفحه 8 ‫گﻔﺘﮕو‬ ‫؟؟؟؟؟؟‬ ‫شهردارکومله‪:‬‬ ‫ضرورتنهادینهکردنفرهنگمطالعهوکتابخوانی‬ ‫در میان شهروندان‬ ‫فریبرزبائوجالهوتی‬ ‫منوچهرمهدیپور‬ ‫شهردارکومله‬ ‫صادقعظیمی‬ ‫مهدیهرزاقی‬ ‫سیدهمائدههاشمی‬ ‫شــهردار کومله در گفتگو با صدای خاک ‪ ،‬به نقش شــهرداری‬ ‫به عنوان یــک نهــاد اجتماعی در ارتقــای ســرانه مطالعه در‬ ‫کشــور اشــاره کرد و افزود‪ :‬نهادینه کردن فرهنــگ مطالعه و‬ ‫کتابخوانــی در میان شــهروندان به عنوان یک ضرورت اســت‬ ‫و نقــش خانواده هــا‪ ،‬اموزش و پــرورش و ســازمانها در ایجاد‬ ‫انگیزه و احســاس نیاز به کتــاب و کتابخوانی و ایجــاد رفتاری‬ ‫به نام مطالعه میــان مخاطبان در جامعه موثر و مهم میباشــد‪.‬‬ ‫شــهردار کومله همچنین به مناســبت هفته کتــاب و ترویج‬ ‫فرهنــگ کتابخوانی در میان شــهروندان‪،‬با بیــان اینکه کتاب‬ ‫و کتابخوانی تاثیر زیــادی در ارتقای فرهنــگ عمومی جامعه‬ ‫دارد‪ ،‬افزود‪ :‬افزایش مطالعــه در خانواده ها از بــروز ناهنجاریها‬ ‫و اســیبهای فردی و اجتماعی در جامعــه جلوگیری می کند؛‬ ‫لذا این نهاد همــواره در راســتای غنیســازی و افزایش تعداد‬ ‫داشــته اســت‪.‬‬ ‫توجه و اهتمام خاصی را‬ ‫کتاب و کتابخانههــا‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه ‪1400‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫‪14‬‬ ‫وی همچنین از امادگی شــهرداری و شــورای اسالمی کومله‬ ‫برای مشــارکت در طــرح های فرهنگی این شــهر خبــر داد‪.‬‬ ‫کوروش امیدی راد‬ ‫مهــدی پــور در بخــش دیگــر ســخنانش گفــت‪ :‬تــالش مجموعه‬ ‫شــهرداری و شــورای اســالمی شــهر این اســت کــه بــا بکارگیری‬ ‫تیمهای تخصصــی و مشــاوره ای بــه برنامه ریــزی عملی بپــردازد‪.‬‬ ‫وی عنوان کرد‪ :‬برای نیل به این هدف‪ ،‬همســویی خود با شورای اسالمی‬ ‫شهر را یک "فرصت طالیی" برای پیشــبرد برنامهها و توسعه شهر خواند و‬ ‫افزود‪ :‬به این ترتیب بخــش زیادی از مجوزهــا میتواند در جهت جهش‬ ‫شــهر با وجود این ارتبــاط و تعامل صادر شــود و بر این اســاس اجرای‬ ‫فعالیتهای عمرانی شــهرداری با شــتاب خوبی بویژه در پارک «سیزده‬ ‫بدر» شــهید وحید رازقی شــهر کومله‪ ،‬پالت کاری پروژه بزرگ پیاده رو‬ ‫ســالمت ‪ ،‬نورپردازی و نصب چراغهای دکوراتیو در بلوار خیابان شهیدان‬ ‫الهوتی‪ ،‬پروژه اسفالت در کوچه های شــهر‪ ،‬پروژه لوله گذاری هدایت و‬ ‫دفع ابهای ســطحی‪ ،‬مرمت و بازســازی ورودی نگین ســبز که در پی‬ ‫بارش شدید روزهای گذشــته دچار رانش شــد‪ ،‬در حال اجرا می باشد‪.‬‬ ‫ســخنان خــود‪،‬از همت و تکاپــوی مجموعه‬ ‫شــهردار کومله در پایان‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ ‫شــورای اســالمی شــهر و پرســنل شــهرداری درخصــوص اجرای‬ ‫پروژه هــا و برطرف کــردن مشــکالت شــهری تقدیر و تشــکر کرد‪.‬‬ ‫گزارش‪:‬امنهجعفری‬ صفحه 14 ‫اقامحمدی‪:‬‬ ‫رواندرمانیمعتادان‬ ‫گامی مهم در حل معضل اعتیاد است‬ ‫عضو مجمع تشــخیص مصلحت نظــام با بیــان اینکه در امر اســیبهای‬ ‫اجتماعــی‪ ،‬دســتگاههای رســمی و حاکمیتــی بیشــتر تســهیل‬ ‫گــر و زمینــه ســاز ورود گروههــای مــردم نهــاد و خیریــن باشــند‪،‬‬ ‫گفــت‪ :‬تحقــق این امــر مــی تواند بــه شــکل اساســی و معنــادار در‬ ‫حــوزه کاهــش اســیبهای اجتماعــی در محــات اثرگــذار باشــد‪.‬‬ ‫به گــزارش پایگاه اطالع رســانی وزارت کشــور‪ ،‬دکتر علــی اقامحمدی‬ ‫در نوزدهمیــن نشســت طــرح تحول محــات کشــور که بــا حضور‬ ‫نماینــدگان دســتگاههای ذیربــط در محل وزارت کشــور برگزار شــد‬ ‫با بیــان اینکه اعتیــاد بزرگتریــن چالش پیــش روی کشــور در مناطق‬ ‫حاشیه نشین کشــور اســت‪ ،‬گفت‪ :‬اعتیاد از جمله اســیبهای اجتماعی‬ ‫اســت که حل ان بــه تنهایــی از تــوان و ظرفیــت دولت خارج اســت‪.‬‬ ‫وی در این خصوص گفت‪ :‬در حل معضل اعتیــاد ضمن توجه به برنامه های‬ ‫کوتاه مدت‪ ،‬بایــد راهبردهای بلندمدت اموزشــی و فرهنگی در کشــور‬ ‫اتخاذ شــود‪ .‬عضو مجمع تشــخیص مصلحت نظام یاداور شــد‪ :‬در حوزه‬ ‫ســازماندهی‪ ،‬پیشــگیری‪ ،‬درمان و توانبخشــی‪ ،‬باید راهبردهای کارامد‬ ‫و اثربخش در کشــور برای حــل این چالش بــزرگ به کار گرفته شــود‪.‬‬ ‫وی اضافه کرد‪ :‬در دنیا تجربه شــده کــه بهترین روش بــرای این موضوع‬ ‫بکارگیــری ظرفیــت های عمومــی و ســازمانهای مــردم نهاد اســت‪.‬‬ ‫دکتر اقامحمدی با بیان اینکه در حل معضل اعتیاد بیشــتر به مساله مواد‬ ‫مخدر توجه شده است‪ ،‬گفت‪ :‬در این موضوع ابتدا باید خود فرد مورد مطالعه‬ ‫کارشناسی قرار گیرد و اینکه چه زمینه ها و عواملی باعث سوق دادن جوانان‬ ‫به سمت اعتیاد می شود‪ .‬وی گفت‪ :‬بســترهای اعتیادزا در کشور شناسایی‬ ‫و مدیریت شــود‪ .‬دکتر اقامحمدی در ادامه صحبت های خود گفت‪ :‬درمان‬ ‫واقعی معتاد زمانی تحقق می یابد که فرد معتاد به صورت اصولی روان درمانی‬ ‫شــود و نباید با صرف مصرف متادون تصور کنیم که فرد درمان یافته است‪.‬‬ ‫عضو مجمع تشــخیص مصلحت نظام با اشــاره به اینکه نباید قبح اعتیاد و‬ ‫اســتفاده از مواد مخدر در کشور شکســته شــود‪ ،‬گفت‪ :‬در این راستا‪ ،‬باید‬ ‫برنامه های فرهنگی‪ ،‬اموزشــی و تربیتی از متولیان این حوزه تولید شــود‬ ‫و اعتیاد بیش از گذشــته به عنوان یک امر نابهنجار و خالف عرف نزد افکار‬ ‫عمومی تبیین شود‪ .‬وی اضافه کرد‪ :‬در کنار این امر‪ ،‬خانواده ها هم اموزشهای‬ ‫الزم را برای تربیــت فرزندان خود در قــرار نگرفتــن در دام اعتیاد ببینند‪.‬‬ ‫دکتر اقامحمدی با تصریح این موضوع که با گذشت زمان‪ ،‬مواد اعتیاد زا در‬ ‫جهان افزایش یافته است‪ ،‬گفت‪ :‬اموزش و اگاه ســازی در این بستر معنا و‬ ‫مفهوم دارد که فــرد تصور نکند فقط با مصرف مواد مخدر معتاد می شــود‪.‬‬ ‫وی اضافه کرد‪ :‬امروزه داروهای جدید اعتیادزا به شکلهای مختلف وجود دارند‬ ‫و باید با رویکرد فرهنگی و اموزشــی‪ ،‬اگاهی عمومی را در محالت و مناطق‬ ‫حاشیه نشین کشــور نســبت به پیامدهای مخرب این داروها افزایش داد‪.‬‬ ‫دکتــر اقامحمدی در ادامــه گفت‪ :‬تجربــه گویای این واقعیت اســت که‬ ‫رویکردهــای امنیتــی و نظامی هم نمی توانــد چاره بخــش کار در حوزه‬ ‫مدیریت و کنتــرل اعتیاد باشــد و برای همیــن تغییر رویه و اســتفاده از‬ ‫روشــهای فرهنگی و نرم ضــروری به نظر می اید‪ .‬عضو مجمع تشــخیص‬ ‫مصلحت نظام در پایان یاداور شد‪ :‬در امر اسیبهای اجتماعی‪ ،‬دستگاههای‬ ‫رسمی و حاکمیتی بیشتر تســهیل گر و زمینه ســاز ورود گروههای مردم‬ ‫نهاد و خیرین باشــند و این امر در صورت تحقق می تواند به شکل اساسی‬ ‫و معنادار در حوزه کاهش اســیبهای اجتماعی در محالت اثرگذار باشــد‪.‬‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ ‫بانکپاسارگاد‬ ‫مروجفرهنگکتابخوانی‬ ‫بانک پاســارگاد با اهدای بیــش از ‪ ۱۷‬کتابخانــه در مناطق‬ ‫کمتــر توســع ه یافتــه کشــور‪ ،‬روز کتــاب و کتابخوانی را‬ ‫بــه تمامــی عالقمنــدان علــم و فرهنــگ تبریــک گفت‪.‬‬ ‫به گــزارش جهانی پرس‪ ،‬بانک پاســارگاد در راســتای ایفای‬ ‫مسئولیت های اجتماعی خود ضمن ساخت مدارس و خانه های‬ ‫بهداشت در مناطق کمتر توسع ه یافته کشور‪ ،‬به منظور تقویت‬ ‫و ترویج فرهنگ مطالعه و کتابخوانی اقدام به ساخت کتابخانه‬ ‫و اهدای کتــاب به انها در بســیاری از مناطق محروم کشــور‬ ‫نموده اســت‪ .‬از جمله این موارد می توان به احداث ‪ ۵‬کتابخانه‬ ‫در مناطق محروم اســتان اردبیل‪ ۸ ،‬کتابخانه در شهرستانهای‬ ‫کبودراهنگ‪ ،‬مالیــر‪ ،‬تویســرکان و بهار در اســتان همدان‪،‬‬ ‫‪۲‬کتابخانهدرشهرستانگچساراناستانکهگیلویهوبویراحمد‪،‬‬ ‫یک کتابخانه در شهرستان کوهدشت اســتان لرستان و یک‬ ‫کتابخانه در شهرستان پاسارگاد در اســتان فارس اشاره کرد‪.‬‬ ‫گفتنی است که در ســال ‪ ۱۳۹۷‬طی مراسمی که توسط نهاد‬ ‫کتابخانه های عمومی کشور در محل تاالر وحدت برگزار شده‬ ‫بود‪ ،‬از دکتر مجید قاسمی مدیرعامل بانک پاسارگاد‪ ،‬به عنوان‬ ‫«خیر نمونه کشــوری» در امر ســاخت کتابخانه تقدیر شد‪.‬‬ ‫خرید دام مازاد عشایر با‬ ‫قیمتتضمینیدرالبرزاغازشد‬ ‫در ادامــه طرحهــای حمایتــی از عشــایر اســتان‪ ،‬خریــد‬ ‫دام مازاد عشــایر بــا قیمــت تضمینــی در البرز اغاز شــد‪.‬‬ ‫به گزارش جهانی پرس‪ ،‬مدیر امور عشــایر اســتان البرز اظهار‬ ‫کرد‪ :‬این طرح که در راســتای حمایت از این قشــر زحمتکش‬ ‫در برابر اســیبهای ناشی از خشکسالی ســال گذشته و جاری‬ ‫و همچنین افزایش بهــای نهاده های دامی در کشــور در حال‬ ‫انجام اســت‪ ،‬در اســتان البرز طی تفاهمنامه خریــد دام مازاد‬ ‫فیمابین شــرکت پشــتیبانی امور دام و امور عشــایر استان از‬ ‫اواسط ابان ماه شروع شده است و همچنان ادامه خواهد داشت‪.‬‬ ‫ایشــان با اشــاره بــه میــزان خریــد ‪ ۲۰۰‬راس دام بصورت‬ ‫روزانــه ادامــه داد‪ :‬در قالــب ایــن طــرح تاکنــون ‪۱۴۰۰‬‬ ‫راس دام از عشــایر اســتان البــرز خریداری شــده اســت‪.‬‬ ‫علــی نقــدی بازنشــین‪ ،‬حذفــی بــودن میــش و یــا بز‪،‬‬ ‫ابســتن نبــودن دام و برخــورداری کامــل دام از ســامت‬ ‫را از شــرایط اصلــی قرارگیــری دام عشــایر در ایــن طرح‬ ‫بر شــمرد و اظهــار امیــدواری کرد که بــا اجــرای این طرح‬ ‫بخشی از مشکالت عشــایر اســتان و کشــور برطرف گردد‪.‬‬ ‫ایشــان در پایــان خاطــر نشــان کــرد‪ :‬عشــایر در قبــال‬ ‫تحویل هــر کیلوگــرم دام زنده‪ ،‬بــه میــزان ‪ ۳‬کیلوگرم جو‬ ‫از شــرکت پشــتیبانی امــور دام دریافــت خواهنــد کــرد‪.‬‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه‪1400‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫‪9‬‬ صفحه 9 ‫کمپین سامسونگبا برترینکارگردانهایسینما‬ ‫داستانهاییازسرتاسرجهان‬ ‫کارگردان برنده بفتا فیلم خود را بصورت کامل با گلکســی ‪Ul- S21‬‬ ‫‪ tra‬فیلمبرداری کرد‪ .‬به گزارش جهانی پرس‪ ،‬شــرکت سامسونگ‬ ‫همکاری جدیدی را با برخی از مشهورترین فیلمسازان جهان برای‬ ‫ســاخت فیلم با گوشــی گلکســی‪ UltraS21‬خود اغاز کرده است‪.‬‬ ‫سامســونگ قصد دارد به کمک این کمپین کاربران را تشویق کند‬ ‫تا خالقیت خود را به کمک گوشــی گلکســی به نمایش بگذارند‪.‬‬ ‫ثبتجادوباگلکسی‬ ‫در اولین قــدم از این کمپیــن‪« ،‬جو رایت» کارگــردان برنده بفتا‪،‬‬ ‫جدیدترین فیلم خود با نام شــاهزاده و فلفلی )‪Princess & Pepper-‬‬ ‫‪ (nose‬را بصورت کامل با دوربین گلکســی ‪ Ultra S21‬سامســونگ‬ ‫فیلمبرداری کرده اســت‪ .‬این کارگردان بریتانیایی بیشــتر بخاطر‬ ‫فیلمهای غرور و تعصب و تاوان‪ ،‬شــهرت جهانی پیدا کرده اســت‪.‬‬ ‫شــاهزاده و فلفلی یک فیلم موزیــکال درباره شاهزادهایســت که‬ ‫در جســتجوی عشــق و برای رســیدن به خواســتههای خود از‬ ‫هنجارها عبــور میکند‪ .‬جــو رایت بــرای روایت این داســتان از‬ ‫ترکیب نمایش عروســکی و حرکات موزون اســتفاده کرده است‪.‬‬ ‫جو رایت در مورد این فیلــم میگوید‪« :‬پدر و مادرم اولین ســالن‬ ‫اختصاصی تئاتــر عروســکی را در بریتانیا تاســیس کردند و من‬ ‫فکر کردم این فرصتی عالی برای بازگشــت به ریشــههایم است‪.‬‬ ‫شــگفتانگیزترین نکته در این پروژه برای من این بود که بالفاصله‬ ‫بعد از رسیدن به لوکیشن‪ ،‬میتوانستیم کار را شروع کنیم‪ .‬در واقع‬ ‫دوربینمان همیشه اماده بود و فقط کافی بود سوژه را تعیین کرده‬ ‫و فیلمبرداری را شروع کنیم»‪ .‬در طول ســاخت شاهزاده و فلفلی‪،‬‬ ‫رایت و گروهش از لنــز ‪ ۱۳‬میلیمتری فوق عریــض )‪(Ultra-Wide‬‬ ‫گلکســی ‪ 5G Ultra S21‬نهایت اســتفاده را بردند تا نمای کامل هر‬ ‫صحنه را ثبت کنند‪ .‬یکی از فیلمبرداران در مورد دوربین اســتفاده‬ ‫شــده میگوید ‪« :‬ما ترجیح دادیم از لنز عریضتر اســتفاده کنیم‪،‬‬ ‫کاری که قبال هرگز انجام نداده بودیم‪ .‬برای کلوزاپها از همان لنزی‬ ‫اســتفاده کردیم که نماهای بازتر را گرفتیم و این ظاهر و احساس‬ ‫بســیار خاصی به فیلم داده‪ ،‬نوعی کیفیت شبحالود و توهمامیز که‬ ‫ما را به زمان فیلمبــرداری با دوربینهــای ‪ ۸ Super‬برمیگرداند»‪.‬‬ ‫پس از فیلم رایت‪ ،‬سامسونگ داستانهای بیشــتری از فیلمهای گرفته‬ ‫شده با گلکســی را از کارگردانان معتبر در سراســر جهان منتشر خواهد‬ ‫کرد‪ ،‬از جمله کارگردان ایندهدار چینی «شــا مو» که با فیلمهای «عشق‬ ‫مــا را جدا خواهــد کرد» و «دوســتان هاکلبری» شــناخته میشــود‪.‬‬ ‫شــا مو از گلکســی‪ 5GUltraS21‬برای ضبط فیلم جدید خــود «فرزندان‬ ‫بهشــت» اســتفاده کرده اســت‪ .‬فیلم نگاهی شــاعرانه به درگیریهای‬ ‫بین کودکان در مدرســهای کوچک در حومه شــهر دارد‪ .‬شــا مو‪ ،‬برای‬ ‫ثبت این داســتان بــه حالــت کارگــردان )‪ (Director Mode‬گلکســی‬ ‫‪ 5GUltraS21‬تکیــه کرد تا ‪ ۳‬شــات مختلف را همزمان داشــته باشــد‬ ‫و تجربه فیلمبــرداری شــهودی و تقریباً حرفــهای را به ثبت برســاند‪.‬‬ ‫شــا مو درباره این تجربه جدید میگویــد‪«:‬در حین کار با سامســونگ‬ ‫متوجه شــدم هر کســی که بخواهد خود را بیــان یا داســتانی را روایت‬ ‫کند‪ ،‬تجهیزات مورد نیــازش را در دســت دارد‪ .‬گلکســی ‪5G Ultra S21‬‬ ‫به من این امــکان را داد تــا زوایا و حرکاتــی را ثبت کنم کــه نمیتوانم‬ ‫انهــا را به ســادگی با یــک دوربیــن بزرگتر ضبــط کنــم‪ .‬زمانی که‬ ‫فیلمبرداری را شــروع کردم‪ ،‬برای کشــف داستان و شــخصیتها انقدر‬ ‫هیجانزده بــودم که تقریباً فرامــوش کردم دارم با یک گوشــی موبایل‬ ‫فیلمبــرداری میکنــم و ایدهها همچنان در ســرم در جریــان بودند»‪.‬‬ ‫هــر ‪ ۲‬فیلــم شــاهزاده و فلفلی و فرزنــدان بهشــت‪ ،‬در مــاه اکتبر در‬ ‫جشــنواره بین المللــی فیلــم بوســان (‪ )BIFF‬رونمایی خواهند شــد‪.‬‬ ‫«اســتفانی چوی» رئیس بخش بازاریابی ارتباطات موبایل سامســونگ‬ ‫الکترونیکــس‪ ،‬میگوید‪«:‬فیلــم گرفتــن یکــی از قدرتمندتریــن‬ ‫ابزارهای داستانســرایی و از بهتریــن راههای برقــراری ارتباط عاطفی‬ ‫با مخاطبان اســت‪ .‬مــا میخواهیم بــا ایــن مجموعه به مردم نشــان‬ ‫دهیم که برای ســاختن فیلمهــای شــگفتانگیز واقعاً بــه تجهیزات‬ ‫اســتودیویی فانتزی یــا بودجههــای کالن نیــاز ندارنــد‪ .‬تنها چیزی‬ ‫که نیاز دارند کمیتخیل و دســتگاه گلکســی در جیبشــان اســت»‪.‬‬ ‫منتظــر محتــوای مهیــج تــر از برخــی از بهتریــن فیلمســازان‬ ‫جهــان باشــید و توجــه داشــته باشــید کــه چگونــه از همیــن‬ ‫ترفندهــا بــرای ارائــه داســتان خودتــان اســتفاده کنیــد‪.‬‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه‪1400‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫‪15‬‬ صفحه 15 ‫؟؟؟؟؟؟‬ ‫اخبارهای گوناگون‬ ‫کشف و ثبت جهانی گونه ای‬ ‫ماهی به نام "علی دایی"‬ ‫گونه جدید ماهی کشف شده توسط عضو هیات علمی دانشــگاه گیالن و همکارانش به‬ ‫نام علی دایی افتخار فوتبال ایران نامگذاری شــد‪ .‬به گزارش دیــده بان علم ایران‪ ،‬حاصل‬ ‫هشت سال تحقیقات مستمر یک گروه تحقیقاتی بین المللی متشکل از محققین ایرانی‬ ‫و المانی بر روی ماهیان خانواده سیسوریده در حوضه ابریز رودخانههای دجله و فرات در‬ ‫کشورهای ایران‪ ،‬ترکیه‪ ،‬ســوریه و عراق در قالب یک مقاله در مجله ‪ Zootaxa‬منتشر شد‪.‬‬ ‫دکتر ســید حامد موســوی ثابت‪ ،‬عضو هیئت علمی گروه شــیالت دانشــگاه گیالن و‬ ‫سرپرســت این تحقیق مشــترک اظهار کرد‪ :‬این تحقیقات با همــکاری دکتر ایگدری‪،‬‬ ‫عضو هیئت علمی دانشــگاه تهران‪ ،‬دکتر وطندوســت‪ ،‬عضو هیئت علمی گروه شیالت‬ ‫دانشــگاه ازاد بابل و دکتر یــورگ فرایهوف‪ ،‬ماهیشــناس موزه تاریــخ طبیعی برلین‬ ‫انجام شــده و ماهیان ناشــناخته از این خانواده برای اولینبار به جهان علم معرفی شدند‪.‬‬ ‫وی افــزود‪ :‬نام علمــی یک گونــه از ایــن ماهیان کــه در رودخانه ســیمره زیســت‬ ‫می کند‪ ،‬به پــاس فعالیتهای انســان دوســتانه علــی دایی بعــد از زلزله کرمانشــاه‬ ‫بــه افتخــار وی‪ ،‬کتفیــش علــی دایــی(‪ )Glyptothorax alidaeii‬نامگــذاری شــد‪.‬‬ ‫ساختدستگاهتشخیصصحیحشستشووضدعفونیدستبرپایهالگوریتمهای‬ ‫یادگیریعمیقدرکشور‬ ‫به گــزارش دیده بان علم ایــران‪ ،‬با توجه به اهمیــت ضدعفونی‬ ‫دســت در پیشــگیری از انتقــال میکروبهــا‪ ،‬باکتریهــا و‬ ‫ویروســها‪ ،‬ســازمان بهداشــت جهانی دســتورالعمل خاصی‬ ‫برای شستشــو و ضدعفونــی صحیح دســت ارائه داده اســت‪.‬‬ ‫در ایــن راســتا‪ ،‬ازمایشــگاه تعامل انســان و ربات دانشــکده‬ ‫مهندســی بــرق و کامپیوتــر دانشــگاه تهــران بــا همکاری‬ ‫شــرکت توان رســان‪ ،‬اولین نمونه ایرانی دســتگاه هوشــمند‬ ‫جهت تســهیل در تشــخیص فراینــد شستشــو و ضدعفونی‬ ‫صحیــح و اصولــی دســتها را طراحــی و اجــرا کرده اســت‪.‬‬ ‫مساجدباید مرکزیت‬ ‫فعالیتمحالتباشند‬ ‫جلسه مالقات مردمی و دیدار صمیمانه امیر‬ ‫یزدی‪ ،‬شهردار منطقه با مردم منطقه به همراه‬ ‫حجت االسالموالمسلمینسیدمحمدخلیلی ‬ ‫تهرانی‪ ،‬امام جماعت مســجد خاتم االنبیاء‬ ‫(صلی اهلل) در محل این مســجد برگزار شد‪.‬‬ ‫بر اســاس ایــن گــزارش حجت الســام‬ ‫والمســلمین خلیلی تهرانی‪ ،‬در خطبه های‬ ‫بین دو نماز‪ ،‬ضمن استقبال از برگزاری چنین‬ ‫نشستی گفت‪ :‬این برنامه‪ ،‬نخستین مالقات‬ ‫مردمی شهردار منطقه ‪ ۱۲‬در مساجد است‬ ‫و ان شــاءاهلل عزیزان ما در شهرداری منطقه‬ ‫اماده پاسخگویی به خواســته ها و سواالت‬ ‫نمازگزاران خواهند بود که امیدواریم همگی‬ ‫بتوانند با دست پر از این مسجد بیرون بروند‪.‬‬ ‫یزدی نیز طی ســخنانی با ســپاس از امام‬ ‫جماعت مســجد ‪ ،‬هیات امنا‪ ،‬شــورایاری و‬ ‫‪10‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه ‪1400‬‬ ‫این دســتگاه که به سرپرســتی دکتر مهــدی طالع ماســوله و با‬ ‫همکاری دکتر احمــد کلهــر از اعضای هیئت علمی دانشــکده‬ ‫مهندسی برق و کامپیوتر طراحی و ساخته شــده‪ ،‬تمامی مراحل‬ ‫ضدعفونی دست را طبق دستورالعمل سازمان بهداشت جهانی به‬ ‫کاربر نمایش داده و با بررسی حرکات دســت کاربر توسط دوربین‬ ‫و الگوریتم هــای یادگیری عمیق‪ ،‬کیفیت عملکرد او را ســنجیده‬ ‫و در صورت اجــرای صحیح مراحل بــه کاربر بازخــورد می دهد‪.‬‬ ‫این پــروژه حاصــل همــکاری دانشــجویان؛ فاطمــه غفارپور‪،‬‬ ‫مبینا شــاه بنده و ســینا ولــی و محمدامیــن حق پناه اســت‪.‬‬ ‫همه کسانی که در برگزاری این جلسه تالش‬ ‫کردند‪ ،‬هــدف از اجرای چنیــن برنامه هایی‬ ‫در فضای مســاجد را رســاندن این پیام که‬ ‫مســئوالن‪ ،‬خادمــان مــرد م و از خــود انها‬ ‫هســتند‪ ،‬بیان کرد و گفت‪ :‬امروز که به لطف‬ ‫الهی‪ ،‬توفیق خدمتگــزاری به مــردم را پیدا‬ ‫کرده ایم‪ ،‬اولیــن جایی که بایــد حضور پیدا‬ ‫کنیم مسجد است؛ چراکه مساجد بزرگترین‬ ‫ســرمایه اســام‪ ،‬شــیعه و انقالب ماســت‪.‬‬ ‫ت یافتــن‬ ‫وی ســپس از ضــرورت مرکزیــ ‬ ‫فعالیت های محالت در مساجد سخن گفت و‬ ‫افزود‪ :‬پیغمبر عظیم الشان اسالم (صلی اهلل) در‬ ‫مسجد به حکومتداری می پرداخت‪ ،‬مشکالت‬ ‫مردم را می شنید و به انها رسیدگی می کرد‪ .‬ما‬ ‫نیز به ایشان و ائمه اطهار (علیهم السالم) اقتدا‬ ‫می کنیم و تصمیم بر این اســت که ان شاءاهلل‬ ‫هر اقدامــی در محالت به مرکزیت مســاجد‬ ‫به انجام برســد‪ .‬امیدواریم با اســتفاده از این‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ ‫فضای معنوی‪ ،‬امور محالت در حوزه شهری‪،‬‬ ‫ساماندهی و به مشکالت مردم رسیدگی شود‪.‬‬ ‫شهردار قلب طهران با اشاره به ایه ‪ ۲۸۶‬سوره‬ ‫«ل یُ َک ّل ِ ُف َّ‬ ‫مبارکه بقره که می فرماید َ‬ ‫الل ن َ ْف ًسا‬ ‫ا ِ َّل ُو ْســ َع َها»‪ ،‬یاداور شــد‪ :‬تالش بر این است‬ ‫که تا انجا که در تــوان و حیطه اختیارات من‬ ‫در شــهرداری منطقه ‪ ۱۲‬است‪ ،‬خواسته های‬ ‫شــهروندان منطقه به بهترین نحــو به انجام‬ ‫برســانم و چنانچــه خداونــد می فرماید که‬ ‫هیچکــس را تکلیف نمی کند مگر بــه اندازه‬ ‫توانایی اش‪ ،‬امیدوارم به برکت نظر حق تعالی و‬ ‫دعای شهروندان مومن و متدین این منطقه‪،‬‬ ‫بضاعت ما برای حل و فصل مسائل و مشکالت‬ ‫مردم که ولی نعمتان ما هســتند‪ ،‬کافی باشد‬ ‫و بتوانیم به انقــاب و نظــام خدمت کنیم‪.‬‬ ‫در این جلســه‪ ،‬تعداد زیادی از شــهروندان‬ ‫در حوزه هــای مختلــف شــهری بــا‬ ‫شــهردار منطقــه دیــدار و گفتگــو کردند‬ ‫و بــه خواســته های انها رســیدگی شــد‪.‬‬ صفحه 10 ‫دانشگاه هایعلمیکاربردیبجایمدرک گرایی‪،‬مهارترادرجامعهترویجمی دهند‬ ‫از انجاییکه دانشــگاهها کانــون اموزش و پژوهــش برای اغاز‬ ‫هر برنامه توســعه ای هســتند‪ ،‬در بین احاد مــردم به عنوان‬ ‫الگویی مناســب در این مورد دیده می شــوند امــا در بین انها‬ ‫دانشــگاه جامع علمی‪ -‬کاربردی یک دانشــگاه مهارتی است‬ ‫که در مهرماه ســال ‪ ۱۳۷۰‬فعالیتهای خود را اغاز کرد و امروزه‬ ‫حدود ‪ ۶۰۰‬مرکز اموزشــی در رشــته های مختلف مهارتی در‬ ‫سراسر کشــور دارد که حدود ‪ ۲۰۰‬مرکز اموزشی این دانشگاه‬ ‫در کالنشــهر تهران قرار گرفت ه اســت‪ .‬این دانشــگاه با هدف‬ ‫افزایش ســطح مهارت شاغلین بخشــهای مختلف صنعتی و‬ ‫اقتصادی و افزایش مهارتهای حرفه ای ایجاد شد‪ .‬سمت و سوی‬ ‫دانشــگاه های علمی ‪ -‬کاربردی ارزش گذاری به مهارت اســت‬ ‫و بجــای مدرک گرایی‪«،‬مهارت» را در جامعــه ترویج می دهد‪.‬‬ ‫حتی مقام معظم رهبری هم در ســال ‪ ۸۹‬در جمع کارافرینان‬ ‫فرمودند که مراکز اموزش علمی کاربردی و اموزشکده های فنی و‬ ‫حرفه ای باید توسعه یابند‪ ،‬چون به علم و پنجه کارامد نیاز داریم‪.‬‬ ‫در جایی هم دکتر محمدعلی زلفــی گل ‪ -‬وزیر علوم‪،‬تحقیقات‬ ‫و فناوری‪ -‬گفتند‪ :‬این دانشــگاهها هســتند کــه باعث تحقق‬ ‫ارمانهای یک جامعه می شوند؛ چراکه تحقق ارمانها بدون علم‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ ‫و دانش مقدور نیســت‪ ،‬پس برای همین وزیر علوم‪ ،‬تحقیقات و‬ ‫فناوری با صدور حکمی‪« ،‬حسین بلندی» را به عنوان سرپرست‬ ‫«دانشــگا ه جامع علمی ‪-‬کاربردی» منصوب کرد‪ ،‬چون یک دوره‬ ‫ای که ایشان در دانشگاه علمی‪-‬کاربردی فعال بودند اوج دانشگاه‬ ‫علمی‪ -‬کاربردی بود که امیدواریم دوباره شاهد این اتفاق باشیم‪.‬‬ ‫زلفــی گل معتقــد اســت‪ :‬بلنــدی بایــد از تمامــی امکانات‬ ‫دانشــگاه درجهــت توســعه مهارت افزایــی و کارافرینــی بر‬ ‫اســاس راهبردهــای «بیانیــه گام دوم انقــاب اســامی» و‬ ‫«سند دانشــگاه اســامی» اســتفاده کند و گام بلندی بردارد‪.‬‬ ‫در یک نگاه کلــی می توان گفت که دانشــگاه علمی کاربردی بر‬ ‫حسب نیاز دستگاهها‪ ،‬دانشــجو جذب می کند و به نظر می رسد‬ ‫دانشــجویان دانشــگاه علمی کاربردی به واســطه اموزشهای‬ ‫مهارتی پس از فارغ التحصیل شــدن یک کار افرین می شــوند‪.‬‬ ‫دانشــجویان بــه جای رفتــن بــه کارگاه هــای خصوصی می‬ ‫تواننــد مهــارت الزم را در این دانشــگاهها امــوزش ببینند‬ ‫تــا بتوانند بــه عنوان یــک کارافریــن وارد بــازار کار شــوند‪.‬‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه‪1400‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫‪11‬‬ صفحه 11 ‫گزارش ﺗﺼوﯾﺮی‬ ‫؟؟؟؟؟؟‬ ‫محسن رضایی‬ ‫ﻋﮑﺎس‬ ‫امادهسازی‬ ‫پیستاسکی‬ ‫مجموعهتوچال‬ ‫مراحــل اولیه امــاده ســازی و کوبیدن‬ ‫برف قبلــی در پیســت اســکی توچال‬ ‫انجــام شــده اســت‪ ،‬روز چهارشــنبه‬ ‫‪ ۱۹‬ابان ماه پیســت بازگشــایی شــد‪.‬‬ ‫شرایط بازگشایی پیســت توچال فراهم‬ ‫است و این پیست میتواند با اعالم رسمی‬ ‫مســئوالن فعالیت خود را از ســر بگیرد‪.‬‬ ‫با بازگشــایی مجموعه ورزشــی توچال ‪،‬‬ ‫ورزشــکاران و عموم مــردم میتوانند در‬ ‫این پیســت به ورزش اســکی بپردازند‪.‬‬ ‫‪16‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه ‪1400‬‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ صفحه 16 ‫«داراالکرام» به چالشها ی پدران و مادران با نسل دیجیتال می پردازد‬ ‫؟؟؟؟؟؟‬ ‫فضای دیجیتال از ابتدا برای کودکان طراحی نشده بود‪،‬ولی با رایج‬ ‫شدن پدید ه تک فرزندی و اشتغال همزمان پدر و مادر‪ ،‬این فضا بیش‬ ‫از هر گروه دیگری‪ ،‬بر این گروه حساس و اسیب پذیر تاثیر می گذارد‪.‬‬ ‫با توجه به اینکــه تصمیماتی که امروز می گیریم ایند ه را شــکل‬ ‫می دهند و اگر تصمیمات ما فاقد بینشــی وســیع باشد‪ ،‬اینده ‬ ‫زندگی بطور تصادفی تعیین خواهد شــد؛ بنابرایــن باید به این‬ ‫پرســش‪ ،‬پاســخ بدهیم که کودکان مــا به چــه مهارتهایی در‬ ‫فضای دیجیتال نیــاز دارند تا بتوانند پیرامونشــان را درک کنند‬ ‫و راه خــود را در میان پیچ و خمهــای زندگی بیابند؟ پرســش‬ ‫بزرگتر اینکــه راه حل مــا برای ایــن دنیای جدید چیســت؟‬ ‫به ایــن منظور موسســ ه خیریــه داراالکرام‪،‬حامــی تحصیلی‬ ‫کودکان مســتعد فاقد سرپرســت موثر که دغدغ ه ارائ ه اموزش‬ ‫مناســب و در کنــار ان خدمات روحــی و روانــی‪ ،‬فرهنگی و‬ ‫بهداشتی و ورزشــی به این کودکان را نیز دارد‪ ،‬فراخوان سومین‬ ‫جایز ه ســاالن ه خود را به موضــوع فضای دیجیتــال و کودکان‬ ‫اختصاص داده اســت تــا در این روزهــای کرونایی بــا انچه در‬ ‫توان دارد بــه واکاوی این پرسشــهای چالش برانگیــز بپردازد‪.‬‬ ‫انچــه می خوانیــد گفتگــو بــا دکتــر علــی صاحبــی‪-‬‬ ‫روانشــناس بالینی‪،‬فــوق تخصــص اختــاالت اضطرابــی و‬ ‫وســواس و اســتاد دانشــگاه‪ ،‬نویســنده و مترجم‪ -‬اســت‪.‬‬ ‫به نظــر شــما بــا وجــود تکنولــوژی و امکانات بیشــتر‪،‬‬ ‫می توان گفــت کودکان امــروز شــادتر از کــودکان دیروزند؟‬ ‫پاسخ به این سوال که مبتنی بر پژوهش اســت و نه مبتنی بر نظر من‪ ،‬منفی‬ ‫اســت‪ .‬اجتماعات امروز به لحــاظ تکنولوژیــک برخوردارترنــد و امکانات‬ ‫بیشــتری دارند اما ایا از اجتماعات گذشــته شــادترند؟ ســامت روان و‬ ‫بهزیستی بیشــتری دارند؟ طالق‪ ،‬زندانی و افســردگی کمتری دارند؟ خیر‪.‬‬ ‫طبق تحقیقات‪ ،‬یک کودک ‪ ۸‬ســاله که زمان بیشــتری در دنیای دیجیتال‬ ‫سپری می کند‪ ،‬نسبت به پدربزرگ ‪ ۶۸‬ســاله اش اطالعات بیشتری نسبت‬ ‫به جهان دارد‪ ،‬چون اون ســریع گوگل می کند؛ اما ایا او شــادتر نیز هست؟‬ ‫پژوهشهای ‪ ۷۰‬سال اخیر یا پژوهشــهای طولی یا مقطعی نشان داده اند که‬ ‫عامل اصلی شادکامی‪ ،‬داشتن روابط غنی با اطرافیان و عزیزان است اما کودکان‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه ‪1400‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫عصر‪12‬تکنولوژی‪،‬همبــازی ندارند‪ .‬کودک امروز گرچه بــه لحاظ تکنولوژیک‬ ‫خیلی پیشرفته است اما به لحاظ روانشناختی‪،‬در فقر بیشتری بسر می برد‪.‬‬ ‫یعنیاحساستنهاییبیشترشدهاست؟‬ ‫خیر‪ .‬قطع رابطه یعنی احساس بی کسی‪ ،‬بیشــتر شده است‪ .‬این موضوع‬ ‫با مقول ه تنهایی که مفهوم معنادارتری هســت‪ ،‬فرق می کند‪ .‬احســاس‬ ‫بی کســی یعنی فرد کســی را ندارد که بــا او احساســاتش را در میان‬ ‫بگذارد و بــا او تعامل فکری برقرار کند‪ .‬بی کســی یک حالت احساســی‬ ‫تهی بــودن و خالی از معنا بودن اســت که بــر اثر ان میــزان اختالالت‬ ‫روانشــناختی و در انتهای این طیف‪،‬خودکشــی نیز بیشــتر شده است‪.‬‬ ‫راهکار شما برای برطرف شــدن این احساس تنهایی بین فردی‬ ‫چیست؟ و چگونه می توان از حجم این انزوای اجتماعی کاست؟‬ ‫سهم تکنولوژی در انزوای اجتماعی بزرگساالن‪،‬چندان چشمگیر نیست اما‬ ‫در انزوای اجتماعی کودکان سهم چشمگیری دارد؛البته انزوای اجتماعی‬ ‫والدین که نتیج ه از بین رفتن چسب اعتماد در جامعه است‪ ،‬بر محیطی که‬ ‫کودک در ان رشد می کند اثر می گذارد‪ .‬سهم مدرسه در تربیت کودکان‬ ‫‪ ۱۶‬درصد اســت‪ .‬والدین و بعد از ان رســانه های اجتماعی با تریبونهای‬ ‫بزرگ‪ ،‬بیشــترین ســهم را دارند‪ .‬در ایران و نیز جامع ه جهانــی با انزوای‬ ‫کودکان ســروکار داریم‪ .‬حتی در مهمانیهای خانوادگی هم اشتیاق برای‬ ‫شنیدن و فهمیدن یکدیگر کم شده است؛ وقت بســیار زیادی از کودکان‬ ‫صرف گذراندن با وسایل دیجیتال می شــود‪ .‬یکی از مهمترین دالیل این‬ ‫اتفاق والدین هستند؛ چراکه از اینترنت و فضای دیجیتال به عنوان پستانک‬ ‫روانی برای سرگرم کردن کودک خود استفاده می کنند‪ .‬دو ریل نیاز است‬ ‫تا لوکوموتیو رشد کودک از مبدایی به مقصدی حرکت کند‪ .‬کودک برای‬ ‫اینکه به یک موجود اجتماعی و نوعدست تبدیل شود‪ ،‬باید بتواند ارتباط‬ ‫برقرار کند‪ ،‬تعارضاتش را حل کند‪ ،‬از پس کارهای خودش بر اید‪ ،‬عمل خیر‬ ‫انجام دهد‪ ،‬درخواست کمک کند‪ ،‬احساسات و هیجانات دیگری را درک‬ ‫کند و نیازها و هیجانات خود را به شــکل موثر و اخالقــی برطرف کرده و‬ ‫بتواند استعدادهای خود را شــکوفا کند‪ .‬یکی از این ‪ ۲‬ریل‪ ،‬رشد شناختی‬ ‫یا عقالنی اســت یعنی توجه به هوش و ذکاوت کودک اما به موازات رشد‬ ‫شناختی و عقالنی‪ ،‬رشد اجتماعی هم هســت که اساسی و بنیادین است‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ ‫و اکثر والدین و مدارس به ان توجهی نمی کنند و اکثر مدارس دنبال نمره ‬ صفحه 12 ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه‪1400‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫‪17‬‬ صفحه 17 ‫باالتر دانش اموز هستند‪ .‬در گذشته‪،‬به طور اتوماتیک‪ ،‬تعامالت زیادی‬ ‫بین بچه ها صورت می گرفت؛ امکانات خاصی وجود نداشت و کودکان‬ ‫خودشان بازیهای خاص و حتی بازیهای فصلی را خلق می کردند و در‬ ‫اثر تعامل‪ ،‬رقابت و خالقیت و نوعدوستی ساخته می شد‪ .‬انچه والدین‬ ‫و حتی مدارس بــه ان توجه ندارند ریل تحول اجتماعیســت؛ یعنی‬ ‫رابطه با دیگری برقرار کردن‪،‬دچار تعارض شدن‪ ،‬توانایی حل تعارض‪،‬‬ ‫نوعدوستی‪ ،‬شفقت ورزی‪ ،‬محبت به انسان دیگر‪ ،‬پیدا کردن راه حل در‬ ‫صورت بروز تعارض در منافع‪ ،‬همبستگی و مشارکت گروهی‪ .‬بالیی که‬ ‫فضای دیجیتال سر دانش اموزان اورده است در حوز ه تحول اجتماعی‬ ‫انهاست‪ ،‬امروزه بچه ها مهارت اجتماعی چندانی برای برقراری ارتباط‬ ‫و گفتگو ندارند‪ .‬مدارس خوب مدارســی کیفی هســتند که کودک‬ ‫را در یک مثلث رشــد می دهند؛ مثلثی که ســه بعد دارد‪ :‬پیشرفت‬ ‫تحصیلی‪ ،‬رشد شخصی و شــخصیتی کودک و نیز نتایج اجتماعی‪.‬‬ ‫اما کودک امروز اصال دغدغه ای برای جامعه ندارد‪ ،‬به تالش انسانهای‬ ‫دیگر برای خودش نمی اندیشد‪ .‬او به پاکبانی که محله را جارو می کند‬ ‫فکر نمی کند و بــه اینکه باید قدردان انها باشــد‪ .‬فضای مجازی‪ ،‬بعد‬ ‫اجتماعی شــدن را مورد غفلت قرار داده اســت و کــودکان در این‬ ‫زمینه ها اموزش نمی بینند‪ .‬اساسا مدرسه مکانی صرفا برای تحصیل‬ ‫نبوده‪ ،‬بلکه مکانی برای اجتماعی شــدن بوده اســت تا بچه در کنار‬ ‫دیگران قرار بگیرد و با تعامل اجتماعی از خودمحوربینی بیرون بیاید‪.‬‬ ‫اما امــروزه بچه ها اصــا نمی دانند که نیــاز و ســلیق ه دیگری هم‬ ‫وجــود دارد‪ .‬بچه بــا کامپیوتــر بازی می کنــد و به محــض اینکه‬ ‫می بــازد کامپیوتــر را خاموش می کنــد‪ ،‬چون ظرفیت شکســت‬ ‫و ناکامــی را ندارد‪ .‬اگــر بچه ها در ارتباطات انســانی ناکام نشــوند‬ ‫و یــاد نگیرند چگونــه بــر ناکامــی غلبــه و ان را جبــران کنند‪.‬‬ ‫شــما فرزندپروری نمی کنید بلکــه اژدهاپــروری می کنید‪ .‬فضای‬ ‫دیجیتــال بزرگترین اســیب خــود را به بعــد تحــول اجتماعی‬ ‫کــودکان وارد کــرده اســت و کــودکان به علــت عــدم تعامل با‬ ‫جهان بیــرون‪ ،‬تحمل کــردن و احتــرام گذاشــتن را نیاموخته اند‪.‬‬ ‫به گمان شــما ایا می توان از فضای دیجیتال برای کودک‪،‬‬ ‫معنا خلق کــرد و مدیریــت ناکامی را به او امــوزش داد؟‬ ‫جهان تغییر کرده و با جهان دیجیتال و تکنولــوژی در وقت و هزینه‬ ‫صرفه جویی شده است اما باید به خاطر داشــته باشیم برای کودک و‬ ‫نوجوان ایــن اتفاق به طــور محدودتری رخ می دهد‪ .‬کــودک باید با‬ ‫انسان دیگری تعامل داشته باشد‪ ،‬باید روابط انسانی بسازد تا خالقیت‬ ‫اصیل خود را تمرین کند و اســتعدادهای خود را شکوفا سازد‪ .‬فضای‬ ‫دیجیتال برای همه ما چه کودک و چه بزرگســال حد محدودی دارد‬ ‫و در همین حد به فرزنــدان ما فرصتهای محــدودی برای خالقیت‬ ‫و بازی می دهد‪ .‬بازی‪ ،‬تفکر کودک اســت و ان را شــکل می دهد اما‬ ‫منظور از بازی اینکه در ان تعامل انسانی وجود دارد و کودک بازخورد‬ ‫اراده دیگــری را می بیند و تصمیم‬ ‫دریافت می کند و در مقابــل ان ‍ ‬ ‫می گیرد که محبت یا گذشــت کند‪ ،‬نوعدوســت باشــد و گاه ناکام‬ ‫بشود‪ .‬فضای دیجیتال هرگز نمی تواند جایگاه رابطه انسانی را بگیرد‪.‬‬ ‫است‪ .‬اعتیاد به اینترنت و اســیب پذیری مغز بر اثر ان خیلی مورد‬ ‫بحث قــرار گرفته اســت‪ .‬هنگام نــگاه کردن به صفحه گوشــی‪،‬‬ ‫تمام مغز ســاکت می شــود و فقط نقط ه خاصی از ان کار می کند‪.‬‬ ‫توصی ه اکید روانشناســان بــه والدین این اســت که اســتفاد ه از‬ ‫این فضا را بــرای کودکان محــدود کنید امــا این فضــا را از انها‬ ‫نگیریــد؛ چراکه وجــود این فضای پــر از دانش و اطالعــات برای‬ ‫انها ضروریســت اما باید بــه طرز محــدود از ان اســتفاده کنند؛‬ ‫همچنانکه مصرف قند برای کودک خیلــی ضرری ندارد اما مصرف‬ ‫بیش از انــدازه ان اســیب زاســت و او را دچار اختــال می کند‪.‬‬ ‫چهراهکارهایرفتاریراتوصیهمی کنید؟‬ ‫در قــرن ‪ ۲۱‬اســتراتژیهای رفتــاری را باید برای همیشــه کنار‬ ‫بگذاریم‪ .‬هیــچ نوع رویکــرد رفتــاری را نمی توان بنا کــرد‪ ،‬مگر‬ ‫اینکه اندیشــه ورزی درســتی بکنیم؛ تا زمانی که به کودکی گفته‬ ‫نشــود که چرا این فضا برای تو ضــرر دارد تا وقتی بچــه بداند که‬ ‫عقالنیتی پشــت این تصمیم وجود دارد حتی اگر شــما اینترنت‬ ‫را قطــع کنیــد‪ ،‬او از اینترنت همســایه اســتفاده خواهــد کرد‪.‬‬ ‫شــیوه های فرزندپــروری و مدیریت فرزنــد را باید امــوزش داد‪.‬‬ ‫نهادهایی مثل داراالکرام می توانند کمپینهای اســتفاده هوشمند‬ ‫و خردمندانه و موثر از تکنولــوژی در خانه و مدرســه راه بیندازند‬ ‫و والدیــن را اگاه کننــد؛ مثل کمپین نه به شــکر و نــه به نمک‪.‬‬ ‫بســیاری از والدیــن خوب و دلســوز اصــا نمی داننــد که این‬ ‫تکنولــوژی چه بالیی بر ســر فرزندانشــان مــی اورد و نمی دانند‬ ‫کودک خــود را معتــاد می کنند‪.‬والدیــن باید شــبهایی با عنوان‬ ‫لو‬ ‫شــبهای ازاد از موج تعریف کننــد و تلویزیون و رادیــو و موبای ‬ ‫تلفن‪ ،‬خاموش باشــد و با کودک خود غذا بپزند‪ ،‬شطرنج بازی کنند‬ ‫و به کودک خود بیاموزند که بدون موج هم می شــود زندگی کرد‪.‬‬ ‫برای درمان اختالالت رفتاری کودکان و نوجوانان‪ ،‬باید والدینشان‬ ‫را کمی گوشمالی داد‪ .‬والدین باید بتوانند نظامی انضباطی در خانه‬ ‫برقرار کنند‪ .‬برخی والدین امروز هرگز والدین موثری نیستند؛ انها‬ ‫هیچ جایی اموزش ندیده اند و سیســتمهای والدین خودشــان را‬ ‫هم قبول ندارند؛ بنابراین کودک در خانه ســلطان و رئیس اســت‪.‬‬ ‫دوره تولد تا ‪ ۶-۵‬ســالگی دوره اطاعت از والدین است اما مادر و پدر‬ ‫نتوانسته اند جایگاه خود را ثابت و فرایندهای تحول مسئولیت پذیری‬ ‫را در کــودک ایجاد کنند‪.‬مراحــل اموزش مســئولیت پذیری در‬ ‫خانواده شــروع می شــود؛اینکه کودک مســئولیت پذیرانه از هر‬ ‫وســیله ای اســتفاده کند و پیامدهای عمل خود را بپذیرد‪ .‬والدین‬ ‫مسئول زندگی بچ ‪‎‬ه ها هســتند و باید اموزش ببینند که هر بچه ای‬ ‫با توجه به سن خود روزانه چند دقیقه را می تواند در اینترنت سپری‬ ‫کند‪ .‬تا زمانی که شــناخت تغییر نکند‪ ،‬رفتار تغییــر نخواهد کرد‪.‬‬ ‫ایــا شــما نمونه هایــی از اســیبهای فیزیکــی هم‬ ‫در کــودکان و نوجوانــان مشــاهده کرده ایــد؟‬ ‫ایا روانشناســان مــا در داخل کشــور به این چالشــها بله‪ .‬درگیری در فضای دیجیتال باعث شده نوجوانان دچار اختالل‬ ‫پرداخته اند؟ چه کارهــا و برنامه ریزیهایی صورت داده اند؟ در تغذیه و ناراحتی های جدی معده و روده شوند‪ .‬بزرگترین اسیب‬ ‫فضای مجازی بی صبــری و بی طاقتی و بی حوصلگــی و اختالل‬ ‫ پردازد‪.‬‬ ‫حداقل ‪۲۰‬سال است که علم روانشناســی به این موضوع می‬ ‫دروازه‬ ‫اســت‪-،‬وقتی‬ ‫اباندرواز ه‬ ‫توجــه‪،‬‬ ‫اجتماعی در توجه و تمرکز اســت‪.‬‬ ‫شماره چهلم‬ ‫ماه‪ 1400‬ذهنسال سوم‬ ‫شنبه ‪29‬‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪-‬‬ ‫شــده‬ ‫اعتیاد بــه اینترنت از اولین مباحثــی بوده که به ان پرداخته‬ ‫ذهن‪ ،‬لق و خراب می شــود‪ ،‬هر موضوع غریبه ای وارد ان می شود‪.‬‬ ‫‪13‬‬ صفحه 13 ‫چﻘدر از زمان زندگی روزانه خود را با‬ ‫شادیسپریمیکنیم؟‬ ‫روانﺸﻨاﺳﻰ‬ ‫اختالالت مرتبط و اختالل دوقطبی‬ ‫سعید امانی‬ ‫ﮐﺎرﺷﻨﺎس‬ ‫اختالالتارتباطی‬ ‫این اختالالت مواردی هستند که توانایی‬ ‫عملکرد ‪ ،‬درک یا تشخیص زبان و گفتار‬ ‫را تحت تاثیر قرار میدهند‪ ۴ .‬نوع مختلف‬ ‫از اختالالت ارتباطی عبارتند از ‪ :‬اختالل‬ ‫زبان‪ ،‬اختالل صدای گفتار‪ ،‬اختالل‬ ‫فصاحت گفتار (لکنت زبان) و اختالل‬ ‫ارتباط اجتماعی(عملی)‪.‬‬ ‫اختالل دو قطبی‬ ‫با وجود تغییر در خلق و خو و همچنین تغییر در فعالیت و سطح انرژی‬ ‫صورت می گیرد‪ .‬این اختالل اغلب شامل تغییرات احساسی بین حالتهای‬ ‫سرخوشی و دوره های افسردگی است‪ .‬چنین حالتهای سرخوشی می تواند‬ ‫به عنوان شیدایی (مانیا) یا نیمه شیدایی (هیپومانیا) تشخیص و اعالم شود‪.‬‬ ‫شیدایی‬ ‫این حالت با دوره مشخصی از حاالت سرخوشی‪ ،‬خوشحالی و تحریک‬ ‫پذیری و افزایش فعالیت و انرژی خود را نشان می دهد‪ .‬گاهی اوقات این‬ ‫دوره های شیدایی با احساس پریشانی‪ ،‬تحریک پذیری و اعتماد بنفس‬ ‫بیش از حد مشخص می شوند‪ .‬افرادی که تحت دوره شیدایی قرار میگیرند‪،‬‬ ‫مستعدانجامفعالیتهاییهستندکهممکناستعواقبمنفیدرازمدتی‬ ‫مانند قمار و ولخرجی را نیز در پی داشته باشد‪.‬‬ ‫دورههایافسردگی‬ ‫این دوره ها با احساس افسردگی یا بدخلقی همراه با عدم عالقه به انجام‬ ‫کارهاقابلتشخیصهستندوممکناستاحساسگناه‪،‬خستگیو‬ ‫عصبانیت را نیز در بر گیرند‪ .‬افراد مبتال به اختالل دوقطبی در طول دوره‬ ‫افسردگی ممکن است عالقه خود را نسبت به انجام فعالیتهایی که پیش از‬ ‫این از انها لذت می بردند از دست بدهند‪ ،‬مشکالت خواب داشته باشند و‬ ‫یا حتی به خودکشی فکر کنند‪ .‬شایان ذکر است که هر دوی این دوره های‬ ‫شیدایی و افسردگی می توانند هم برای فردی که این نشانه ها را تجربه می‬ ‫کند و هم خانواده‪ ،‬دوستان و سایر نزدیکان که شاهد این رفتارها و حالتهای‬ ‫روحیهستند‪،‬ترسناکباشد‪.‬خوشبختانهدرمانهایمناسبوموثرکه‬ ‫اغلب شامل داروها بوده و روان درمانی می شوند‪ ،‬می توانند به بیماران‬ ‫مبتال به اختالل دوقطبی در کنترل موفق این عالئم کمک کنند‪.‬‬ ‫تاخیرکلیرشد‬ ‫این تشخیص در مورد ناتوانیهای رشدی کودکان زیر ‪ ۵‬سال سن صدق‬ ‫میکند‪.‬اینتاخیرهامربوطبهمهارتهایگفتاری‪،‬زبانی‪،‬شناختی‪،‬‬ ‫عملکرد اجتماعی و حرکتی است‪ .‬این موضوع عموماًبه عنوان تشخیص‬ ‫موقت برای کودکانی مطرح می شود که هنوز خردسال هستند و ازمونهای‬ ‫‪ IQ‬انها استاندارد است‪ .‬هنگامی که کودکان به سن و سالی رسیدند که قادر‬ ‫به انجام یک تست هوش استاندارد باشند‪ ،‬ممکن است وجود ناتوانی ذهنی‬ ‫در انها تشخیص داده شود‪.‬‬ ‫‪18‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه ‪1400‬‬ ‫همواره شاد زیستن و شاد بودن یکی از ارزوهای همیشگی بشر بوده‬ ‫و هست‪ .‬گاه پیش می اید که هر یک از ما در اثر نامالیمات زندگی‬ ‫احساس کنیم شاد نیستیم؛ اینجاست که باید با خود رو راست باشیم‬ ‫و از خود بپرسیم چقدر از زمان زندگی روزانه خود را با شادی سپری‬ ‫می کنیم؟ منظور از این جمله ابدا این نیست که همواره در جشنها و‬ ‫مهمانیهای دوستانه باشیم و بیشتر زمان خود را به تفریح و وقت گذرانی‬ ‫مشغول شویم‪ ،‬بلکه منظور داشتن احساس شادی در درون خود است‪.‬‬ ‫در واقع باید به این سوال پاسخ دهیم که چقدر از خود و عملکرد خود در‬ ‫زندگی رضایت داریم؟‬ ‫چه چیزهایی حال درونی ما را بهم میریزد؟ چه افرادی باعث خوشحالی‬ ‫ما در زندگی می شوند؟ چه کارهای باقیمانده در زندگی داریم که می‬ ‫توانستیم انها را انجام دهیم و انجام ندادیم؟ چه کتابهایی در کتابخانه‬ ‫منزل و دفتر کارمان زیر تلی از خاک‪ ،‬ما را صدا می زنند و ما غافل از‬ ‫خواندن انها هستیم؟ اینها و سواالت متعدد دیگر را ابتدا از خود‬ ‫میپرسم و سپس از شما دوستان عزیز و خوانندگان اگاه و دوست‬ ‫داشتنی‪.‬‬ ‫مننسیمنجفیهستم‬ ‫روانشناس‪،‬‬ ‫عاشق یادگیری و اموختن به دیگران و معتقد به انتقال حال خوب به‬ ‫صورت زنجیره ای از خود به دیگران‪.‬‬ ‫می دانم مشکالت عدیده فراوانی در جامعه امروز ما و حتی در جوامع‬ ‫دیگر رخ داده و در حال رخ دادن است که گاهی سنگ راهمان میشوند‬ ‫و همچون سدی جلوی رشد و پیشرفت ما را می گیرند و حال خوب‬ ‫ما را کم می کنند اما هرگز نباید در مسیر با وجود این سنگهای ریز و‬ ‫درشت‪ ،‬هدفمان را گم کنیم و به فراموشی بسپاریم‪ ،‬بلکه باید به دنبال‬ ‫راهکارهای جدید باشیم که ما را در مسیر رسیدن به اهدافمان باز‬ ‫گردانده و به ارامش‪ ،‬امنیت و اسایش برسانند‪.‬‬ ‫در سلسله مطالبی که برای شما عزیزان همراه می نویسم گاه گریزی‬ ‫می زنیم به حکایتهای مختلف از زندگی و تجربه مراجعینی که به مدد‬ ‫راهکارهای صحیح‪ ،‬به زندگی خود نظم و سامان داده اند و باور دارم حال‬ ‫خوب امروز انها باعث بهتر شدن حال خوب ما نیز می شود‪.‬‬ ‫امروز من و همه شما خوانندگان نازنینم باهم همراه میشویم تا این شعار‬ ‫را فریاد زنیم‪ :‬انسان خردمند ناله افسردگی سر نمی دهد؛ حال خوب تو‬ ‫حال خوب من است‪.‬‬ ‫به کمپین حال خوب تو حال خوب من خوش امدید‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ صفحه 18 ‫گﻔﺘﮕو‬ ‫؟؟؟؟؟؟‬ ‫شهردارکومله‪:‬‬ ‫ضرورتنهادینهکردنفرهنگمطالعهوکتابخوانی‬ ‫در میان شهروندان‬ ‫فریبرزبائوجالهوتی‬ ‫منوچهرمهدیپور‬ ‫شهردارکومله‬ ‫صادقعظیمی‬ ‫مهدیهرزاقی‬ ‫سیدهمائدههاشمی‬ ‫شــهردار کومله در گفتگو با صدای خاک ‪ ،‬به نقش شــهرداری‬ ‫به عنوان یــک نهــاد اجتماعی در ارتقــای ســرانه مطالعه در‬ ‫کشــور اشــاره کرد و افزود‪ :‬نهادینه کردن فرهنــگ مطالعه و‬ ‫کتابخوانــی در میان شــهروندان به عنوان یک ضرورت اســت‬ ‫و نقــش خانواده هــا‪ ،‬اموزش و پــرورش و ســازمانها در ایجاد‬ ‫انگیزه و احســاس نیاز به کتــاب و کتابخوانی و ایجــاد رفتاری‬ ‫به نام مطالعه میــان مخاطبان در جامعه موثر و مهم میباشــد‪.‬‬ ‫شــهردار کومله همچنین به مناســبت هفته کتــاب و ترویج‬ ‫فرهنــگ کتابخوانی در میان شــهروندان‪،‬با بیــان اینکه کتاب‬ ‫و کتابخوانی تاثیر زیــادی در ارتقای فرهنــگ عمومی جامعه‬ ‫دارد‪ ،‬افزود‪ :‬افزایش مطالعــه در خانواده ها از بــروز ناهنجاریها‬ ‫و اســیبهای فردی و اجتماعی در جامعــه جلوگیری می کند؛‬ ‫لذا این نهاد همــواره در راســتای غنیســازی و افزایش تعداد‬ ‫داشــته اســت‪.‬‬ ‫توجه و اهتمام خاصی را‬ ‫کتاب و کتابخانههــا‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه ‪1400‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫‪14‬‬ ‫وی همچنین از امادگی شــهرداری و شــورای اسالمی کومله‬ ‫برای مشــارکت در طــرح های فرهنگی این شــهر خبــر داد‪.‬‬ ‫کوروش امیدی راد‬ ‫مهــدی پــور در بخــش دیگــر ســخنانش گفــت‪ :‬تــالش مجموعه‬ ‫شــهرداری و شــورای اســالمی شــهر این اســت کــه بــا بکارگیری‬ ‫تیمهای تخصصــی و مشــاوره ای بــه برنامه ریــزی عملی بپــردازد‪.‬‬ ‫وی عنوان کرد‪ :‬برای نیل به این هدف‪ ،‬همســویی خود با شورای اسالمی‬ ‫شهر را یک "فرصت طالیی" برای پیشــبرد برنامهها و توسعه شهر خواند و‬ ‫افزود‪ :‬به این ترتیب بخــش زیادی از مجوزهــا میتواند در جهت جهش‬ ‫شــهر با وجود این ارتبــاط و تعامل صادر شــود و بر این اســاس اجرای‬ ‫فعالیتهای عمرانی شــهرداری با شــتاب خوبی بویژه در پارک «سیزده‬ ‫بدر» شــهید وحید رازقی شــهر کومله‪ ،‬پالت کاری پروژه بزرگ پیاده رو‬ ‫ســالمت ‪ ،‬نورپردازی و نصب چراغهای دکوراتیو در بلوار خیابان شهیدان‬ ‫الهوتی‪ ،‬پروژه اسفالت در کوچه های شــهر‪ ،‬پروژه لوله گذاری هدایت و‬ ‫دفع ابهای ســطحی‪ ،‬مرمت و بازســازی ورودی نگین ســبز که در پی‬ ‫بارش شدید روزهای گذشــته دچار رانش شــد‪ ،‬در حال اجرا می باشد‪.‬‬ ‫ســخنان خــود‪،‬از همت و تکاپــوی مجموعه‬ ‫شــهردار کومله در پایان‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ ‫شــورای اســالمی شــهر و پرســنل شــهرداری درخصــوص اجرای‬ ‫پروژه هــا و برطرف کــردن مشــکالت شــهری تقدیر و تشــکر کرد‪.‬‬ ‫گزارش‪:‬امنهجعفری‬ صفحه 14 ‫بلوبانکزمینبازیراتغییردادهاست‬ ‫تامیناجتماعیرامردمیادارهمی کنیم‬ ‫احتماال این روزها کارتهای رنگی‪ ،‬جذاب و درعین حال ساد ه بلوبانک را دیده اید‬ ‫یا متوجه تبلیغات ان در سطح شهر شــده اید‪« .‬بلوبانک» یک استارتاپ بانکی‬ ‫است که درســال ‪ ۹۸‬شــروع به کار کرد‪ .‬هدف بلوبانک‪ ،‬ارائ ه تجربه ای مشابه از‬ ‫نئوبانک ها یا همان بانک های تماما انالین به نسل جوان بود‪ .‬بلوبانک خیلی زود‬ ‫توانست با تعبیر یک رویای ناممکن به یک واقعیت ممکن‪ ،‬سبکی نو از بانکداری‬ ‫را ارائه دهد و خدمات بانکی را به شــیوه ای جدید در اختیــار کاربران قرار دهد‪.‬‬ ‫تا پیش از بلوبانک‪ ،‬داشتن حساب بانکی و اســتفاده از خدمات بانکی بدون نیاز‬ ‫به حضور در شــعب بانک برای خیلی از افراد یک رویا بود یا حتی چنین ایده ای‬ ‫ناممکن به نظر می رســید اما حاال بلوبانک با ممکن کردن یک رویای ناممکن‪،‬‬ ‫تجربه ای جدیــد از خدمات بانکی را در اختیار کاربران خود گذاشــته اســت‪.‬‬ ‫شعبهبانکدرتلفنهوشمندشما‬ ‫اولین و شاید مهمترین ویژگی بلوبانک این اســت که هیچ شعبه ای به صورت‬ ‫فیزیکی برای مراجعه حضوری ندارد‪ .‬این موضوع در نگاه اول‪ ،‬برای کســانی که‬ ‫تجربه ای از نئوبانک ندارند‪ ،‬شــاید کمی عجیب به نظر برسد اما باید بگوییم که‬ ‫دقیقا همین ویژگی باعث می شــود تا کارهای بانکی با بلوبانک بسیار راحتتر از‬ ‫سایر بانک ها باشد‪ .‬در بلوبانک‪ ،‬شعبه بانک در موبایل هوشمند شماست و به این‬ ‫ترتیب هر زمان که بخواهید از خدمات بانکی اســتفاده کنید‪ ،‬کافی است تلفن‬ ‫همراه هوشمند خود را بردارید و اپلیکیشن بلوبانک را باز کنید‪ .‬این ویژگی مهم‪،‬‬ ‫چالشهای بســیاری همچون مراجعه حضوری به بانک در یک زمان مشخص‪،‬‬ ‫ماندن در ترافیک یا صفهای شلوغ بانک یا عقب افتادن کارهای بانکی در روزهای‬ ‫تعطیل را رفع می کند و تجربه ای متفاوت از خدمات بانکی به شما ارائه می دهد‪.‬‬ ‫همراه شما در تمام ساعات روز‬ ‫یکی دیگــر از ویژگی هایی کــه می توانید بــا بلوبانک تجربه کنید‪ ،‬اســتفاده‬ ‫‪۲۴‬ســاعته از خدمات بانکی اســت‪ .‬بــا بلوبانک اســتفاده از خدمــات بانکی‬ ‫وابســته به ســاعات و روزهای اداری نخواهد بود‪ .‬در هر ســاعتی از شبانه روز‬ ‫می توانید کارهــای بانکی خود را به ســادگی انجام دهید و برای هر قســمتی‬ ‫که با ســوال مواجه شــدید با پشــتیبانی بلوبانک تماس بگیرید‪ .‬با باز کردن‬ ‫حساب بلوبانک و اســتفاده از خدمات ‪۲۴‬ســاعته دیگر نیازی به مرخصی های‬ ‫ســاعتی یا پیدا کردن زمان خالی برای انجام کارهای بانکی نخواهید داشــت‪.‬‬ ‫یکقدمبرایمحیطزیست‬ ‫دغدغه حفظ محیط زیست این روزها پررنگتر از همیشه است‪ .‬همه ما می دانیم‬ ‫ط زیســت است و باید برای مراقبت‬ ‫که زندگی و حیات ما وابسته به حفظ محی ‬ ‫از ان تــاش کنیم‪ .‬ســاده ترین کاری کــه می توانیم برای مراقبــت از محیط‬ ‫زیســت انجام دهیم‪ ،‬اســتفاده کمتر از کاغذ‪ ،‬کاهش زباله و اســتفاده کمتر از‬ ‫سوختهای فسیلی اســت‪ .‬بلوبانک با ارائه خدمات تماما انالین و حذف فرمهای‬ ‫کاغذی بانکی‪ ،‬گام مهمی در راســتای حفظ محیط زیســت برداشــته است‪،‬‬ ‫ضمن اینکه با اســتفاده از بلوبانک و کاهش تردد در ســطح شــهر‪ ،‬به استفاده‬ ‫کمتر از سوختهای فســیلی هم کمک خواهید کرد‪ .‬با بلوبانک می توانید گاهی‬ ‫مثبت در جهت حفظ محیط زیســت بردارید و تاثیر مثبت خــود را بر محیط‬ ‫اطرافتان‪ ،‬بیشــتر کنید‪ .‬نکته قابل توجه اینجا اســت که تمام ایــن تجربه از‬ ‫افتتاح حســاب تا دریافت کارت و اســتفاده از خدمات کامال رایگان بوده و الزم‬ ‫به پرداخت هیچ مبلغی نیســت‪ .‬در واقع اگر بخواهیم سیســتم بانکداری را به‬ ‫یک بازی تشــبیه کنیم‪ ،‬می توانیم بگوییم که بلوبانک به جــای تغییر قوانین‬ ‫بازی‪ ،‬زمین بازی را عوض کرده اســت و ان را به ســمت زمینی تماما دیجیتال‬ ‫برده اســت‪ .‬بلوبانک حاال فناوری را بیشــتر از همیشــه به فضای بانکی اضافه‬ ‫کرده است و توانســته تجربه ای جدید از فضای بانکی به کاربران خود ارائه دهد‪.‬‬ ‫دکتر میرهاشم موســوی اظهارکرد‪ :‬به روح بلند حضرت امام(ره)‬ ‫و شهدای بزرگوار بویژه شهدای استان گلستان درود می فرستیم‬ ‫و امیدواریم بتوانیم با خدمت شایســته به مردم عزیز این اســتان‬ ‫دین خود را تا حد امکان ادا کنیم‪ .‬وی ســفرهای استانی و حضور‬ ‫در واحدهای اجرایی را اقدامی در راستای ایجاد فهم مشترک بین‬ ‫حوزه صف و ســتاد ســازمان تامین اجتماعی عنوان کرد و گفت‪:‬‬ ‫در این سفرها استان هایی که نیاز به رسیدگی بیشتری دارند‪ ،‬در‬ ‫اولویت قرار گرفته اند‪ .‬موسوی افزود‪ :‬در سفرهای استانی وظیفه ما‬ ‫سراغ گرفتن از مردم است و ما به ســراغ کار می رویم و امیدواریم‬ ‫با اقدامات موثر و نتیجه بخش بتوانیم رضایتمندی و اعتماد مردم‬ ‫را افزایش دهیم‪ .‬اقدامات ما زمانی نتیجه بخش اســت که مردم از‬ ‫خدمات ارزیابی خوبی داشــته باشــند و در ســفرهای استانی با‬ ‫حضور در محیط عملیاتــی میزان رضایتمندی مــردم به خوبی‬ ‫قابل بررسی و ارزیابی است‪ .‬سرپرست سازمان تامین اجتماعی با‬ ‫اشــاره به طرح بیمه فراگیر خانواده ایرانی‪ ،‬گفت‪ :‬طرح اولیه برای‬ ‫بیمه فراگیر خانواده ایرانی تهیه شــده اســت و ما در این طرح به‬ ‫دنبال توسعه خدمات ســازمان تامین اجتماعی هستیم‪ .‬موسوی‬ ‫با بیان اینکه مفاهیم تحول‪ ،‬عدالت و اعتماد همواره مبنای کارها‬ ‫و فعالیت های این سازمان خواهد بود‪ ،‬گفت‪ :‬تحول در چشم انداز‬ ‫ماموریتی در هر دو بخش بیمه ای و درمانی‪ ،‬تحول در خط مشــی‬ ‫و سیاســت گذاری های حکمرانــی ســازمانی و همچنین تحول‬ ‫در فرایند هــا و روندهایی که باید اصالح شــود را با جدیت دنبال‬ ‫می کنیم‪ .‬وی با تاکید بــر اینکه رویکرد تحولی ســازمان تامین‬ ‫اجتماعی باید برمبنای عدالت باشــد‪ ،‬گفت‪ :‬تبعیضی اگر هست‪،‬‬ ‫باید از بین برود و اگر اخالل‪ ،‬عدم شــفافیت و احیانا فسادی وجود‬ ‫دارد‪ ،‬باید برخورد قانونی صورت گیرد‪ .‬موسوی با بیان اینکه اعتماد‬ ‫دومین مفهوم محوری فعالیت های سازمان تامین اجتماعی است‪،‬‬ ‫گفت‪ :‬کارایی و کارامدی ما خلق اعتماد می کند و اگر ظرفیت های‬ ‫موجود در اســتان در جهت صحیح و کارامد به کار گرفته شــود‪،‬‬ ‫اعتماد نیز ایجاد می شود و ســرمایه انسانی سازمان نقش اصلی را‬ ‫در ایجاد اعتماد به سیستم برعهده دارد‪ .‬سرپرست سازمان تامین‬ ‫اجتماعی گره گشایی و رفع برخی از مشکالت را زمینه ساز ایجاد‬ ‫تحول دانســت و گفت‪ :‬تحول در برخی موارد از اصالحات کوچک‬ ‫اغاز می شود و اگر مستمر باشــد منجر به عدالت و اعتماد می شود‬ ‫موسوی برلزوم مشارکت جدی همکاران تامین اجتماعی سراسر‬ ‫کشــور در برنامه های تحولی تاکیــد کرد و گفــت‪ :‬وقتی برنامه‬ ‫هوشمند سازی تامین اجتماعی را شــروع می کنیم انتظار داریم‬ ‫که در اســتانها نیز طرح هایی برای اجرای بهتــر و اثرگذارتر این‬ ‫گونه برنامه ها ارائه شود‪ .‬وی فعالیت مدیران و کارکنان واحدهای‬ ‫اجرایی این سازمان را بسیار مهم و ارزشــمند عنوان کرد و گفت‪:‬‬ ‫هر گونه برنامه تحولی باید از محیط عملیاتی به واحدهای ستادی‬ ‫و تصمیم گیری ارائه شــود و رمز موفقیت برنامه تحولی شروع ان‬ ‫از مراکز اجرایی است‪ .‬موســوی با طرح این سوال که رمز موفقیت‬ ‫کشور ما در جنگ تحمیلی چه بود‪ ،‬گفت‪ :‬رمز موفقیت این بود که‬ ‫مدیران جنگی ما در خط مقدم حضور داشتند و فرماندهان‪ ،‬جنگ‬ ‫را نه از پشت میز و اتاق های خود بلکه در میدان مدیریت می کردند‪.‬‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه‪1400‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫‪19‬‬ صفحه 19 ‫کمپین سامسونگبا برترینکارگردانهایسینما‬ ‫داستانهاییازسرتاسرجهان‬ ‫کارگردان برنده بفتا فیلم خود را بصورت کامل با گلکســی ‪Ul- S21‬‬ ‫‪ tra‬فیلمبرداری کرد‪ .‬به گزارش جهانی پرس‪ ،‬شــرکت سامسونگ‬ ‫همکاری جدیدی را با برخی از مشهورترین فیلمسازان جهان برای‬ ‫ســاخت فیلم با گوشــی گلکســی‪ UltraS21‬خود اغاز کرده است‪.‬‬ ‫سامســونگ قصد دارد به کمک این کمپین کاربران را تشویق کند‬ ‫تا خالقیت خود را به کمک گوشــی گلکســی به نمایش بگذارند‪.‬‬ ‫ثبتجادوباگلکسی‬ ‫در اولین قــدم از این کمپیــن‪« ،‬جو رایت» کارگــردان برنده بفتا‪،‬‬ ‫جدیدترین فیلم خود با نام شــاهزاده و فلفلی )‪Princess & Pepper-‬‬ ‫‪ (nose‬را بصورت کامل با دوربین گلکســی ‪ Ultra S21‬سامســونگ‬ ‫فیلمبرداری کرده اســت‪ .‬این کارگردان بریتانیایی بیشــتر بخاطر‬ ‫فیلمهای غرور و تعصب و تاوان‪ ،‬شــهرت جهانی پیدا کرده اســت‪.‬‬ ‫شــاهزاده و فلفلی یک فیلم موزیــکال درباره شاهزادهایســت که‬ ‫در جســتجوی عشــق و برای رســیدن به خواســتههای خود از‬ ‫هنجارها عبــور میکند‪ .‬جــو رایت بــرای روایت این داســتان از‬ ‫ترکیب نمایش عروســکی و حرکات موزون اســتفاده کرده است‪.‬‬ ‫جو رایت در مورد این فیلــم میگوید‪« :‬پدر و مادرم اولین ســالن‬ ‫اختصاصی تئاتــر عروســکی را در بریتانیا تاســیس کردند و من‬ ‫فکر کردم این فرصتی عالی برای بازگشــت به ریشــههایم است‪.‬‬ ‫شــگفتانگیزترین نکته در این پروژه برای من این بود که بالفاصله‬ ‫بعد از رسیدن به لوکیشن‪ ،‬میتوانستیم کار را شروع کنیم‪ .‬در واقع‬ ‫دوربینمان همیشه اماده بود و فقط کافی بود سوژه را تعیین کرده‬ ‫و فیلمبرداری را شروع کنیم»‪ .‬در طول ســاخت شاهزاده و فلفلی‪،‬‬ ‫رایت و گروهش از لنــز ‪ ۱۳‬میلیمتری فوق عریــض )‪(Ultra-Wide‬‬ ‫گلکســی ‪ 5G Ultra S21‬نهایت اســتفاده را بردند تا نمای کامل هر‬ ‫صحنه را ثبت کنند‪ .‬یکی از فیلمبرداران در مورد دوربین اســتفاده‬ ‫شــده میگوید ‪« :‬ما ترجیح دادیم از لنز عریضتر اســتفاده کنیم‪،‬‬ ‫کاری که قبال هرگز انجام نداده بودیم‪ .‬برای کلوزاپها از همان لنزی‬ ‫اســتفاده کردیم که نماهای بازتر را گرفتیم و این ظاهر و احساس‬ ‫بســیار خاصی به فیلم داده‪ ،‬نوعی کیفیت شبحالود و توهمامیز که‬ ‫ما را به زمان فیلمبــرداری با دوربینهــای ‪ ۸ Super‬برمیگرداند»‪.‬‬ ‫پس از فیلم رایت‪ ،‬سامسونگ داستانهای بیشــتری از فیلمهای گرفته‬ ‫شده با گلکســی را از کارگردانان معتبر در سراســر جهان منتشر خواهد‬ ‫کرد‪ ،‬از جمله کارگردان ایندهدار چینی «شــا مو» که با فیلمهای «عشق‬ ‫مــا را جدا خواهــد کرد» و «دوســتان هاکلبری» شــناخته میشــود‪.‬‬ ‫شــا مو از گلکســی‪ 5GUltraS21‬برای ضبط فیلم جدید خــود «فرزندان‬ ‫بهشــت» اســتفاده کرده اســت‪ .‬فیلم نگاهی شــاعرانه به درگیریهای‬ ‫بین کودکان در مدرســهای کوچک در حومه شــهر دارد‪ .‬شــا مو‪ ،‬برای‬ ‫ثبت این داســتان بــه حالــت کارگــردان )‪ (Director Mode‬گلکســی‬ ‫‪ 5GUltraS21‬تکیــه کرد تا ‪ ۳‬شــات مختلف را همزمان داشــته باشــد‬ ‫و تجربه فیلمبــرداری شــهودی و تقریباً حرفــهای را به ثبت برســاند‪.‬‬ ‫شــا مو درباره این تجربه جدید میگویــد‪«:‬در حین کار با سامســونگ‬ ‫متوجه شــدم هر کســی که بخواهد خود را بیــان یا داســتانی را روایت‬ ‫کند‪ ،‬تجهیزات مورد نیــازش را در دســت دارد‪ .‬گلکســی ‪5G Ultra S21‬‬ ‫به من این امــکان را داد تــا زوایا و حرکاتــی را ثبت کنم کــه نمیتوانم‬ ‫انهــا را به ســادگی با یــک دوربیــن بزرگتر ضبــط کنــم‪ .‬زمانی که‬ ‫فیلمبرداری را شــروع کردم‪ ،‬برای کشــف داستان و شــخصیتها انقدر‬ ‫هیجانزده بــودم که تقریباً فرامــوش کردم دارم با یک گوشــی موبایل‬ ‫فیلمبــرداری میکنــم و ایدهها همچنان در ســرم در جریــان بودند»‪.‬‬ ‫هــر ‪ ۲‬فیلــم شــاهزاده و فلفلی و فرزنــدان بهشــت‪ ،‬در مــاه اکتبر در‬ ‫جشــنواره بین المللــی فیلــم بوســان (‪ )BIFF‬رونمایی خواهند شــد‪.‬‬ ‫«اســتفانی چوی» رئیس بخش بازاریابی ارتباطات موبایل سامســونگ‬ ‫الکترونیکــس‪ ،‬میگوید‪«:‬فیلــم گرفتــن یکــی از قدرتمندتریــن‬ ‫ابزارهای داستانســرایی و از بهتریــن راههای برقــراری ارتباط عاطفی‬ ‫با مخاطبان اســت‪ .‬مــا میخواهیم بــا ایــن مجموعه به مردم نشــان‬ ‫دهیم که برای ســاختن فیلمهــای شــگفتانگیز واقعاً بــه تجهیزات‬ ‫اســتودیویی فانتزی یــا بودجههــای کالن نیــاز ندارنــد‪ .‬تنها چیزی‬ ‫که نیاز دارند کمیتخیل و دســتگاه گلکســی در جیبشــان اســت»‪.‬‬ ‫منتظــر محتــوای مهیــج تــر از برخــی از بهتریــن فیلمســازان‬ ‫جهــان باشــید و توجــه داشــته باشــید کــه چگونــه از همیــن‬ ‫ترفندهــا بــرای ارائــه داســتان خودتــان اســتفاده کنیــد‪.‬‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه‪1400‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫‪15‬‬ صفحه 15 ‫؟؟؟؟؟؟‬ ‫خبﺮ‬ ‫محمد بویری‬ ‫ﻃﺮاح‬ ‫فرهنگزیرچکمه‬ ‫سیاستواقتصاد!‬ ‫جبار اذین‬ ‫ﻧﻮﯾﺴﻨﺪه ‪ ،‬ﻣﺪرس و ﻣﻨﺘﻘﺪ‬ ‫تفاوت من با شما این است که من این مســائل را از راه نگارش با‬ ‫مخاطب بیشــتر در میان مــی گذارم‪،‬انهم به قصــد بیداری و‬ ‫همدلــی و همراهی و هشــدار و یافته شــدن راهکارهایی برای‬ ‫اصالح امور زندگی اجتماعی و محو فســاد و بی عدالتی و تباهی‪.‬‬ ‫کسانی که نان و نام و مقامشــان در اب گل الود است و با اندیشه‬ ‫و خرد و عدالت بیگانــه اند و این چیزها را برنمــی تابند‪ ،‬همانها‬ ‫هســتند که اندیشــه ها و قلمها را محصور می کننــد‪ .‬به خود‬ ‫بیاییــد و انســان و ازاده و جوانمرد و مردمی باشــید‪ .‬درودتان‪.‬‬ ‫‪20‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه ‪1400‬‬ ‫‪ -۱‬فیلمی از داریوش مهرجویی با موضوع دردسرهای یک‬ ‫شهرستانی ساده دل در پایتخت؟‬ ‫‪ -۲‬فیلم ناخدا خورشید اثر تقوایی‪،‬اقتباسی ازاد از کدام داستان‬ ‫ارنستهمینگویاست؟‬ ‫‪ -۳‬کمال الملک سینمای ایران؟‬ ‫‪ -۴‬هدیه تهرانی در کدام فیلم فریدون جیرانی ایفای نقش کرده‬ ‫است؟‬ ‫‪ -۵‬طراح گریم فیلم ادم برفی؟‬ ‫‪ -۶‬بازیگر نقش اقای هالو؟‬ ‫‪ -۷‬هامون سینمای ایران؟‬ ‫‪ -۸‬ساخت این فیلم سراغاز موج نو سینمای ایران دانسته میشود؟‬ ‫‪ -۹‬محمدعلی کشاورز در کدام فیلم عباس کیارستمی ایفای نقش‬ ‫کرد؟‬ ‫‪ -۱۰‬بازیگر نقش اول زن فیلم چریکه تارا؟‬ ‫‪ -۱۱‬بازیگر نقش قطام در سریال امام علی؟‬ ‫‪ -۱۲‬فیلمی از ناصر تقوایی با بازی خسرو شکیبایی و هدیه تهرانی؟‬ ‫‪-۱۳‬اهنگسازفیلم"بانو"اثرمهرجویی؟‬ ‫‪ -۱۴‬بازیگر نقش "بانو" در فیلم داریوش مهرجویی؟‬ ‫‪ -۱۵‬فیلمی از داریوش مهرجویی براساس داستانی از هوشنگ‬ ‫مرادی کرمانی که برنده جایزه بهترین فیلم از جشنواره فجر شد؟‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ ‫جواب سواالت در صفحه اخر‬ ‫یکی از دوســتان قدیم که اســتاد‬ ‫دانشگاه و مدرس ســینما است‪ ،‬در‬ ‫زیر یادداشــت اخیر من نوشته است‪:‬‬ ‫‪..‬پرداختن شــما به سیاســت‪ ،‬دلیل اصلی ممنوع القلم شــدن‬ ‫شماســت‪ .‬بی خیال سیاســت شــوید‪ ،‬به هنر بپردازیــد و به‬ ‫کســی کاری نداشته باشــید‪"!..‬برای این دوســت عزیز نوشتم‪:‬‬ ‫"عزیزم‪،‬سیاســت یعنی توجه به امور مملکــت و زندگی مردم‬ ‫و این وظیفه تمام وطن پرســتان ازاده است‪ .‬گرچه من سیاسی‬ ‫نویــس نیســتم و کار و تخصصم هنــر و فرهنگ اســت‪ ،‬ولی‬ ‫ایا اهالی هنر و قلم و رســانه ‪ ،‬تافته هایی جدا از مردم و جامعه‬ ‫اند و ایا برای انان مانند ســایر قشــرهای جامعــه‪ ،‬فقر و گرانی‬ ‫و فســاد و بی عدالتــی و بیکاری و امیــد و ارمــان وجودندارد‪.‬‬ ‫اگر از دیگران جدا نیســتند که به طور مســلم نیســتند‪ ،‬این‬ ‫امور به انها هم مربوط اســت و پرداختن به این مســائل یعنی‬ ‫سیاســت؛ حال چنانچه چون همیشــه تاریخ صاحبــان زر و‬ ‫زور و تزویر این را نمی پســندند‪ ،‬به معنای انکار ان نیست‪ .‬شما‬ ‫در درازنای تاریخ حتی یک هنرمند وارســته را نمی یابید که در‬ ‫زیر پای قدرت اقتصاد و سیاســت فاســد لگدکوب نشده باشد؛‬ ‫از فردوســی و شــجریان بگیرید تا مســعود جعفری جوزانی‪.‬‬ ‫امروز هم اوضاع همان ان اســت و ســرمایه ســاالری با فرمان‬ ‫و هدایت سیاســت‪ ،‬عرصــه را بر همــگان بویژه اهالــی هنر و‬ ‫قلم و رســانه تنگ کرده و جامعه به ســوی ناکجا اباد می رود‪.‬‬ ‫دوســت عزیز من هم ماننــد دیگــر ازادگان‪ ،‬نمــی توانم در‬ ‫برابــر فقر و فســاد ســرمایه و سیاســت غلط‪ ،‬زانوی تســلیم‬ ‫زمین زنــم و به چاپلوســی و مماشــات بپــردازم و یــا مانند‬ ‫شمایان ســرم را در خلوتســراها با فیلم و ســریال و موسیقی‬ ‫گرم کرده و چشــم بــر واقعیتها ببندم‪ .‬البته شــما و ســایرین‬ ‫هم ماننــد مــن در متــرو و اتوبــوس و تاکســی و جمعهای‬ ‫خانوادگــی بــه سیاســت و امــور کشــور مــی پردازیــد‪.‬‬ صفحه 20 ‫از احداث‪ 2150‬واحد تا تعمیر‪ 1025‬واحد در روستاهای زلزله زده هرمزگان‬ ‫ساعت ‪ 15:36‬روز یکشــنبه ) ‪ 23‬ابان‬ ‫‪ (1400‬زمینلرزهای به بزرگی ‪ 6/4‬ریشتر‬ ‫عمــق ‪ 18‬کیلومتری منطﻘــه الفت در‬ ‫اســتان هرمزگان را لرزاند و چند ثانیه‬ ‫پس از ان نیز زلزلــهای دیگر به بزرگی‬ ‫‪ 6/3‬ریشــتر همین منطﻘه را در عمق‬ ‫‪ 10‬کیلومتری از زمین لرزاند‪ .‬در جریان‬ ‫این زمین لرزه یک نفر بر اثر سﻘوط تیر‬ ‫چراغ برق کشته شد و تا روز ‪ 25‬ابان ماه‬ ‫تعداد مصدومان از‪ 100‬نفــر عبور کرد‪.‬‬ ‫از احداث‪ 2150‬واحد تا تعمیر‪ 1025‬واحد‬ ‫درروستاهایزلزلهزدههرمزگان‬ ‫استاندارهرمزگانگفت‪:‬بنیادمسکنواکیپهای‬ ‫اجرایی باید در روســتاهای زلزله زده مستقر و‬ ‫عملیات اواربرداری و ســپس عملیات اجرایی‬ ‫واحدهای مسکونی را اغاز کنند‪ .‬با هدف بهره‬ ‫گیری همه جانبه از ظرفیت های موجود و اغاز‬ ‫عملیات اواربرداری‪ ،‬احداث و تعمیر واحدهای‬ ‫اســیب دیده از زلزله در بندرعباس‪ ،‬نشستی‬ ‫به ریاست مهدی دوستی اســتاندار هرمزگان‬ ‫با حضــور مجید جــودی معاون بازســازی و‬ ‫مسکن روستایی بنیاد مسکن انقالب اسالمی‬ ‫برگزار شد‪ .‬در این نشســت‪ ،‬مقرر شد با توجه‬ ‫به اینکه براورد خسارت در مراحل پایانی قرار‬ ‫دارد‪ ،‬میزان خسارت وارده در سریعترین زمان‬ ‫ممکن به وزارت کشور ارسال شود‪ .‬همچنین بر‬ ‫اساس تصمیم دیگر در این نشست‪ ،‬مقرر شد‬ ‫تا زمان ابالغ و تخصیص اعتبار از سوی دولت‪،‬‬ ‫بنیاد مسکن کشــور از محل اعتبارات حساب‬ ‫‪ ۱۰۰‬امام ( تهیه مسکن برای محرومان) نسبت‬ ‫به تامین مصالح مورد نیاز برای احداث و تعمیر‬ ‫منازل روستایی اسیب دیده از زلزله اقدام کند‪.‬‬ ‫همچنین با دستور اســتاندار هرمزگان بنیاد‬ ‫مسکن و اکیﭗ های اجرایی باید در روستاهای‬ ‫زلزله زده مستقر و عملیات اواربرداری و سپس‬ ‫عملیــات اجرایی واحدهای مســکونی را اغاز‬ ‫کنند‪ .‬عملیــات احداث ‪ ۲‬هــزار و ‪ ۱۵۰‬واحد‬ ‫و تعمیر یک هــزار و ‪۲۵‬واحد در روســتاهای‬ ‫زلزله زده هرمــزگان‪ ،‬پــس از تصویب دولت‬ ‫اجرایی خواهد شــد‪ .‬بر اساس پیشنهاد مطرح‬ ‫شده و در صورت موافقت دولت‪۲۵۰ ،‬میلیون‬ ‫تومان تســهیالت بانکــی و بالعــوض برای‬ ‫واحدهای مســکونی احداثــی و ‪ ۵۰‬میلیون‬ ‫تومان تســهیالت بانکــی و بالعــوض برای‬ ‫واحدهای تعمیری اختصاص پیــدا می کند‪.‬‬ ‫شروع اواربرداری و ساخت خانههای‬ ‫زلزلهزدگانهرمزگان‬ ‫معاون بازسازی بنیاد مســکن ضمن اعالم اغاز‬ ‫عملیات اجرایی اواربرداری و ســاخت خانههای‬ ‫زلزلهزده هرمــزگان‪ ،‬از افزایش امــار واحدهای‬ ‫احداثی بــر اثر پسلرزهها بــه ‪ ۲۴۸۰‬واحد خبر‬ ‫داد‪ .‬مجید جودی در گفتگو با ایسنا‪ ،‬اظهار کرد‪:‬‬ ‫بر اساس اخرین براوردها تعداد واحدهای احداثی‬ ‫(تخریبی) زلزله‪ ۶/۴‬ریشتری هرمزگان از ‪ ۲‬هزار‬ ‫به ‪ ۲۴۸۰‬واحد افزایش یافــت‪ .‬تعداد واحدهای‬ ‫تعمیری نیز ‪ ۷۰۲‬واحد است‪ .‬در واقع پسلرزهها‬ ‫باعث تخریب تعــدادی از خانههــای تعمیری‬ ‫شــد که امار واحدهای احداثــی افزایش یافت‪.‬‬ ‫وی افزود‪ :‬با استقرار ماشــیناالت بنیاد مسکن‬ ‫انقالب اســالمی‪ ،‬عملیات اواربرداری و ساخت‬ ‫واحدها اغاز شده است‪ .‬ما از محل منابع حساب‬ ‫‪ ۱۰۰‬امام (ره) مصالح را تامین کردهایم و در انتظار‬ ‫مصوبه تسهیالت نماندیم‪ .‬اســکلت‪ ،‬میلگرد و‬ ‫ســیمان در حال ورود به منطقه اســت‪ .‬جودی‬ ‫درباره اخرین وضعیت زلزلــهزدگان فین گفت‪:‬‬ ‫خوشبختانه انجا منطقه ســردی نیست و چادر‬ ‫بین مردم توزیع شده اســت‪ ۲۰ .‬میلیون تومان‬ ‫هم برای اســکان موقت پیش بینی شده است‪.‬‬ ‫البته اکثر افراد با یکدیگر خویشــاوند هســتند‬ ‫و مشکلی از بابت اســکان ندارند‪ .‬از طرف دیگر‬ ‫هرچه سریع تر واحدها را میســازیم و به مردم‬ ‫تحویل میدهیم‪ .‬معاون بازســازی بنیاد مسکن‬ ‫تاکید کرد‪ :‬براوردهای خسارت توسط نیروهای‬ ‫بنیاد انجام شده و تشــکیل پروندهها به منظور‬ ‫معرفی به بانک و دریافت تســهیالت اغاز شده‬ ‫است‪ .‬جودی درباره مبلغ تســهیالت به منظور‬ ‫بازسازی و نوسازی واحدهای زلزلهزده هرمزگان‬ ‫یاداور شد‪ :‬پیشــنهاد ما که البته باید به تصویب‬ ‫دولت برسد ‪ ۱۵۰‬میلیون تومان وام احداث‪۳۰ ،‬‬ ‫میلیون تومان وام معیشتی و اسباب و اثاثیه و ‪۷۰‬‬ ‫میلیون تومان کمک بالعوض در ســرفصلهای‬ ‫مختلف پرداخت شــود‪ .‬این ســرفصلها شامل‬ ‫‪ ۲۰‬میلیون تومان به منظور اســکان موقت‪۲۰ ،‬‬ ‫میلیون تومــان کمک معیشــتی و ‪ ۳۰‬میلیون‬ ‫تومان کمک بالعوض احداث خواهد بود‪ .‬یعنی‬ ‫به طور کلی ‪ ۲۵۰‬میلیون تومان وام و بالعوض به‬ ‫واحدهای احداثی پرداخت خواهد شد‪ .‬وی با بیان‬ ‫اینکه احتماال یکشنبه هفته جاری تسهیالت در‬ ‫دولت به تصویب میرسد‪ ،‬گفت‪ :‬برای واحدهای‬ ‫تعمیری نیز ‪ ۳۰‬میلیون تومان تســهیالت و ‪۲۰‬‬ ‫میلیون کمک بالعوض در نظر گرفته شده است‪.‬‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ ‫خسارت‪ 12‬میلیاردریالیزلزلهبهقلعهفین‬ ‫مدیــر کل میراثفرهنگی‪ ،‬صنایعدســتی و‬ ‫گردشگری هرمزگان گفت‪ :‬زمینلرزههای روز‬ ‫یکشنبه و دوشــنبه ‪ ۲۳‬و ‪ ۲۴‬ابان به قلعه فین‬ ‫خسارت وارد کرده است‪ .‬سهراب بناوند افزود‪:‬‬ ‫در پی زمینلرزههــای رخداده‪ ،‬بخشهایی از‬ ‫قلعه فین دچار خسارت شــده است‪ .‬مدیرکل‬ ‫میراثفرهنگی‪ ،‬گردشــگری و صنایعدستی‬ ‫هرمزگان تصریــح کرد‪ :‬برج و صخــرهای که‬ ‫سازه بنا به ان متصل است و همچنین پایههای‬ ‫ضلع شــرقی قلعه فین اســیبدیده اســت‪.‬‬ ‫وی میزان براورد خسارت به این بنای تاریخی‬ ‫را ‪ ۱۲‬میلیارد ریال عنــوان کرد و افزود‪ :‬قدمت‬ ‫قلعه فین از روی ســفالهای بهدســتامده‬ ‫میتوان به قرون میانه اســالمی نسبت داد‪ ،‬اما‬ ‫بنای یادشــده تا دوره قاجار نیز مورداستفاده‬ ‫قرار میگرفته است‪ .‬بناوند تاکید کرد‪ :‬به دلیل‬ ‫شــدت زلزله و وقوع پسلرزهها کارشناســان‬ ‫میراثفرهنگی و عوامل یگان حفاظت بهطور‬ ‫مداوم در حال بررســی شرایط هســتند و در‬ ‫صورت وصول گزارشی دیگر مبنی بر خسارت‬ ‫به اثار و ابنیه تاریخی اطالعرسانی خواهد شد‪.‬‬ ‫تمدیداعزاممشموالنمناطقزلزلهزده‬ ‫هرمزگان‬ ‫ســازمان وظیفه عمومی نیــروی انتظامی از‬ ‫ارائــه خدمات ویــژه و تمدید تاریــخ اعزام به‬ ‫خدمت مشــموالن مناطق زلزله زده اســتان‬ ‫هرمزگان خبرداد‪ .‬به گزارش ایســنا‪ ،‬سازمان‬ ‫وظیفه عمومی نیروی انتظامی در اطالعیه ای‬ ‫اعالم کرد‪ :‬مشموالنی که خود را برای اعزام به‬ ‫خدمت اماده کرده و برگ اعزام به خدمت در‬ ‫تاریخ های اذرماه و دی مــاه دریافت کرده اند‬ ‫ولی به دلیل وقوع زلزله در اســتان هرمزگان‬ ‫دچار حادثه شــده و امکان معرفــی در تاریخ‬ ‫اعزام تعیین شده را ندارند ‪ ،‬به منظور همدردی‬ ‫با این عزیزان و خانواده های انان با مســاعدت‬ ‫سازمان وظیفه عمومی می توانند تاریخ اعزام‬ ‫به خدمت خود را تمدید کنند‪ .‬بر اساس گزارش‬ ‫پایگاه خبری پلیس‪ ،‬این دسته از مشموالن می‬ ‫توانند درخواست تمدید تاریخ اعزام به خدمت‬ ‫خود را از طریــق دفاتر خدمــات الکترونیک‬ ‫انتظامی (پلیس‪ )۱۰+‬ثبــت و پیگیری کنند‪.‬‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه‪1400‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫‪21‬‬ صفحه 21 ‫گزارش ﺗﺼوﯾﺮی‬ ‫؟؟؟؟؟؟‬ ‫محسن رضایی‬ ‫ﻋﮑﺎس‬ ‫امادهسازی‬ ‫پیستاسکی‬ ‫مجموعهتوچال‬ ‫مراحــل اولیه امــاده ســازی و کوبیدن‬ ‫برف قبلــی در پیســت اســکی توچال‬ ‫انجــام شــده اســت‪ ،‬روز چهارشــنبه‬ ‫‪ ۱۹‬ابان ماه پیســت بازگشــایی شــد‪.‬‬ ‫شرایط بازگشایی پیســت توچال فراهم‬ ‫است و این پیست میتواند با اعالم رسمی‬ ‫مســئوالن فعالیت خود را از ســر بگیرد‪.‬‬ ‫با بازگشــایی مجموعه ورزشــی توچال ‪،‬‬ ‫ورزشــکاران و عموم مــردم میتوانند در‬ ‫این پیســت به ورزش اســکی بپردازند‪.‬‬ ‫‪16‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه ‪1400‬‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ صفحه 16 ‫یادیازگذشته‬ ‫پیادهتاپارسفیلم‬ ‫خاطره ؛ به مرورزمان‬ ‫به تاریخ گره میخورد و‬ ‫تاریخ؛ خود خاطره است‪.‬‬ ‫دهه ‪ ۴۰‬بود‪ .‬دوستی‬ ‫داشتم به نام (بیژن)‬ ‫که سال اخر ادبیات را‬ ‫غالمرضا گمرکی میگذراند‪ .‬از من خواست‬ ‫ﻧﻮﯾﺴﻨﺪه‬ ‫تا برای پایان نامهاش یک‬ ‫رمانبنویسم‪ .‬خجالت‬ ‫کشیدم بهش نه بگویم ‪ .‬پذیرفتم و برایش نوشتم‪.‬‬ ‫در ان سالها ؛ تازه یکی دوتا از داستانهایم همرا با‬ ‫عکس خودم درنشریات انزمان چاپ شده بود ومن‬ ‫سرازپانمیشناختم‪.‬بهرکسمیرسیدمبرخوردم‬ ‫جوری بود (که ‪ ،‬منم رستم دستان)‪ ....‬باد به غبغب‬ ‫میانداختم و چنان ژست برای طرف میگرفتم که‬ ‫بیا و ببین‪ .‬درحالیکه این بندگان خدا روحشان‬ ‫هم از کار و حرفه من خبر نداشت که ازچه راهی‬ ‫امرارمعاش میکنم ! این برخورد ناشایست ؛ خیلی‬ ‫زود مرا از خواب نادانی و خودبزرگ بینی بیدارکرد‬ ‫چون کمکم احساس میکردم بزرگترین نویسنده‬ ‫دنیا هستم و صغیر وکبیر بایستی به من احترام‬ ‫بگذارند‪ .‬خب جوانی بود وهزار ارزو‪ ...‬وایرا‪ ..‬واقعیت‬ ‫این تلنگر را بیژن که برایش پایان نامه را نوشته بودم‬ ‫بمن زد ومرا از خواب خر گوشی بیدارکرد‪ .‬اینجا بود‬ ‫که پی بردم زمانیکه دست دیگران رادرهرموردی‬ ‫بگیری باالخره روزی کسی دستت را خواهد گرفت‬ ‫واین قانون روزگار است‪.....‬‬ ‫تا اینکه توسط یکی از دوستانم به نام (جهانگیر) با‬ ‫زندهیادحسینمدنینویسندهوکارگردانسینما‬ ‫و خالق کتاب پر اوازه( اسمال درنیویورک) اشنا‬ ‫شدم‪.‬‬ ‫درخیابان الله زار کوچه فردوسی یک شرکت‬ ‫فیلمسازیبودبهنام(گروهمتحدهسینماهای‬ ‫تهران)متعلقبه(ناصرمجدبیگدلی)‬ ‫پدر خانمجمالامیدنویسندهومنتقدسینما‪.‬‬ ‫حسینمدنیبرایایشانمشغولساختفیلم‬ ‫بود‪.‬جهانگیرازدستیارکارگردانانفعالوخستگی‬ ‫نا پذیر سینمابودو اکثر کارگردانان از کار بااو لذت‬ ‫میبردند‪.‬بهمینخاطرهمیشهسرکاربود‪.‬جهانگیر‬ ‫مراچنان با اب وتاب به حسین مدنی معرفی کردکه‬ ‫مدنیتصورنمودبابزرگتریننویستدهنامی‬ ‫سینما روبرو شده است‪ .‬با رفتن جهانگیری از‬ ‫دفتر؛ مدنی ازمن سوال کرد تا حاال کدام یک‬ ‫ازنوشته هایت فیلم شده ؟ زمانیکه گفتم من تاحاال‬ ‫فیلمنامهننوشتمکهتبدیلبهفیلمشوداحساس‬ ‫کردم بادکنکی بودم که ترکید وبادش خوابید!!!!‬ ‫‪22‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه ‪1400‬‬ ‫از انجا که اهالی سینمای قبل انقالب‬ ‫ازهر نظر بخصوص مرام ومعرفت و‬ ‫لوطیگرینمونهبودندوهستند؛مدنی‬ ‫یک جلد فیلمنامه تایﭗ شده بمن داد‬ ‫وگفت ‪ :‬اینو چند بار بخون وسعی کن‬ ‫اصطالحات رو یاد بگیری‪ .‬از او تشکرکردم‬ ‫و داستان جدیدم را برای مطالعه به او دادم‬ ‫و قرارشد هفته بعد ایشان را در محل دفتر‬ ‫ناصرخانببینم‪...‬‬ ‫از دفتر که زدم بیرون باعجله خودمو به‬ ‫خانهرساندم‪.‬مادرخدابیامرزمگفت‪:‬‬ ‫چی شده اینقدر هراسانی ؟ بهش گفتم‪:‬‬ ‫میرم تو اتاق تا نیومدم بیرون لطفادمنو‬ ‫صدا نکن یه کتابه باید بخونم‪ .‬نشان بﺂن‬ ‫نشان که یادم هست سه روز من مدام‬ ‫فیلمنامه را به دفعات خوندم تاجایی که‬ ‫مادرم بشدت کالفه شده بود که چرا از اتاق‬ ‫بیروننمیایم‪....‬‬ ‫یک هفته مهلت بسر امد ومن طبق‬ ‫قرارخدمتجنابمدنیرسیدم‪.‬بعد‬ ‫سالمواحوالپرسی زد پشت شانه من‬ ‫وگفت‪ :‬مرسی قلم خوبی داری‪ .‬از‬ ‫دیالوگها وکنش وواکنش قصه ات‬ ‫خوشم اومد‪ .‬من که قند توی دلم اب‬ ‫شده بود فقط تشکر کردم ویک دفعه‬ ‫گفتم‪:‬خبجناب مدنیهمینداستان‬ ‫رو بهفیلمنامهتبدیلمیکنموخودتونم‬ ‫بسازیدش‪.‬‬ ‫گفت‪:‬اتفاقاباناصرخان(مجدبیگدلی)‬ ‫صحبت کردم اونم قصه شمارو خوندولی‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ ‫گفتبدرددکترکوشان میخوره‪.‬گفتم‪:‬‬ ‫منکه با ایشان اشنا نیستم‪ .‬گفت‪ :‬اول برو‬ ‫داستان رو به فیلمنامه تبدیل کن وقتی‬ ‫تموم شد بیار من بخونم‪ ،‬اون موقع یه یاد‬ ‫داشت بهت میدم میری خدمت دکتر‬ ‫کوشان‪ ....‬دیگه من حرفی برای گفتن‬ ‫نداشتم‪.‬ازمدنیتشکرکردموامدممنزل‪.‬‬ ‫دوباره خودمو توی همون اتاق زندانی‬ ‫کردموشروعکردمبهنوشتن فیلمنامه‬ ‫از روی قصه خودم‪ .‬حدودا ده روز طول‬ ‫کشید‪ .‬حاال قصه باسم( میوه گناه) اماده‬ ‫شده و باید تایﭗ بشه‪.‬‬ ‫دران زمان اکثرکسانی که کار تایﭗ انجام‬ ‫می دادند یا جلوی دانشگاه تهران بودند یا‬ ‫مقابل کاخ دادگستری‪ .‬پولی از مادر گرفتم‬ ‫و راهی جلوی دانشگاه تهران شدم‪ .‬با مرد‬ ‫مسنی صحبت کردم و قرار شد مبلغ نا‬ ‫چیزی به او بدهم‪ .‬من میخواندم و او تایﭗ‬ ‫میکرد‪ .‬اواسط کارازمن پرسی این قصه‬ ‫میخواد کتاب بشه؟ گفتم ‪ :‬نه قراره‬ ‫فیلمبشه‪.‬گفت‪:‬اول صبحی اشک منو‬ ‫دراوردی‬ ‫جوون‪ ...‬گفتم ‪ :‬قصه اش چطوره ؟ گفت‪ :‬تا‬ ‫اینجا که من کیف کردم‪ .‬اذان ظهر بود که‬ ‫تایﭗ تمام شد ومن پول تایﭗ را پرداخت‬ ‫کردم وحین رفتن بمن گفت‪ :‬قصه ات‬ ‫اگه فیلم شد برای منم بلیط سینما این‬ ‫ورسال رو بیار برم ببینم‪ .‬که البته االن اسم‬ ‫سینماشده(انقالب)‪....‬‬ ‫همانجافیلمنامهرادادمصحافیوراهی‬ صفحه 22 ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه‪1400‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫‪17‬‬ صفحه 17 ‫دفتر جناب مدنی شدم وبعد از سالم و‬ ‫احوالپرسیوتعریفازپشتکارمگفت‪:‬‬ ‫خوبه جلدشم انجام دادی‪ .‬باشه من‬ ‫میخونم شما دوروز دیگه بدفتر زنگ بزن‬ ‫قراربگذاریم‪.‬خداحافظیکردموازدفتر‬ ‫خارج شدم ولی این دو روز باندازهدیک‬ ‫سال بمن سخت گذشت‪....‬‬ ‫دوروزبعدمقابلحسینمدنینشستم‪ .‬‬ ‫اوفیلمنامهرامطالعهکردهبودچندمورد‬ ‫اصالحی را بمن تذکر دادکه حضورا بدکتر‬ ‫کوشانبگویموخداییخیلیازفیلمنامه‬ ‫راضی بود‪.‬‬ ‫بعد یادداشتی نوشت وداخل پاکت‬ ‫گذاشت و درحالیکه به من میدادگفت‪:‬‬ ‫میری کیلومتر‪ ۹‬جادهکرجبغلکارخانه‬ ‫بستنی سازی کیم ‪ .‬یه باغ بسیار بزرگی‬ ‫اونجاست که بهش میگن پارس فیلم‪ .‬فردا‬ ‫صبح میری االن بعید میدونم دکتر باشه‪.‬‬ ‫از قول من خدمت دکتر سالم برسون واین‬ ‫یادداشت رو بهش بده‪ .....‬از مدنی تشکر‬ ‫کردم و از دفترخارج شدم‪ .‬وقتی به خانه‬ ‫رسیدم از ذوق یادم رفت به مادرم سالم‬ ‫کنم واو‬ ‫توی چشمای من ذل زد وگفت ‪ :‬علیک‬ ‫سالم‪ .‬صورت مادرم رابوسیدم‪ .‬بغلش‬ ‫کردم وگفتم برام دعا کن‪ .‬فردا قرار نتیجه‬ ‫این همه زحمت وبی خوابی رو بهم بگن‪..‬‬ ‫مادرمگفت‪ :‬توکلتبخداباشهایشااله‬ ‫که درست میشه ‪ .‬تو ؛ بچه خوش قلبی‬ ‫هستی‪ ....‬وقتی رفتم توی اتاق کذایی‬ ‫یادم افتاد فرداکه میخوام برم جاده کرج‬ ‫پول ندارم ‪ .‬راستش خجالت کشیدم‬ ‫دوباره از مادر پول بگیرم‪ .....‬به مادر گفتم ‪:‬‬ ‫االن برمیگردم‪ .‬سریع ازخونه زدم بیرون‬ ‫ویکراسترفتمپیشجهانگیر‪.‬بادیدنم‬ ‫خیلی خوشحال شدو قبل ازاینکه حرفی‬ ‫بزنم گفت‪ :‬دیروز با اقای مدنی ذکر‬ ‫وخیرت بود‪ .‬گفتم ‪ :‬چطور ؟ گفت‪ :‬ازت‬ ‫تعریف میکرد میگفت بچه باهوش و با‬ ‫پشتکاریه‪ .‬قراره فردا بری پارس فیلم؟‬ ‫گفتم‪ :‬اره بخاطر همین اومدم یه کم‬ ‫پول بمن قرض بدی‪ .‬دیگه روم نمیشه‬ ‫از مادرم بگیرم‪ .‬گفت ‪ :‬یه تومن کافیه ؟‬ ‫گفتم‪ :‬ممنون‪ .‬پول را دادو من راهی منزل‬ ‫شدم‪.... .‬‬ ‫انشب تا خود صبح خواب ازمن قهرکرده‬ ‫بود و هیچ جور حاضر به اشتی نبود‪.‬‬ ‫باالخره هوا روشن شد‪ .‬با عجله نان‬ ‫وپنیر وچای شیرین خوردم از منزل زدم‬ ‫بیرون‪ ...‬دران زمان هنوز شرکت واحد‬ ‫اتوبوسرانی تهران گستره نشده بود و‬ ‫(اتوتوکل) مسافرینراجابجا میکرد‪.‬‬ ‫سوار اتوبوس شدم ویه ربع بعد میدان‬ ‫‪ ۲۴‬اسفند (میدان انقالب) فعلی بودم‪.‬‬ ‫پیاده شدم سواراتوبوس های کرج شدم‬ ‫و کیلومتر‪ ۹‬جاده کرج پیاده شدم ورفتم‬ ‫گ پارس فیلم‪ .‬اولین بار بود‬ ‫داخل باغ بزر ‬ ‫که دکور های ساخت زنده یاد(خاکدان)‬ ‫راکه برای فیلم های تاریخی ساخته بود‬ ‫میدیدم‪ .‬رسیدم به دفتر دکتر کوشان تقه‬ ‫ای بدر زدم صدایی مرا بداخل فرا خواند‪.‬‬ ‫داخل که شدم مردی موقراز پشت میز‬ ‫برخواست محترمانه دست داد و خودش‬ ‫را معرفی کرد‪ .‬من هم خودم را معرفی‬ ‫کردم و پاکت مدنی را بایشان دادم‪ .‬تا‬ ‫یادداشت را بخواند ابدارچی چای اورد‬ ‫وبا رفتن او دکتر گفت ‪ :‬درخدمتم‪ .‬ومن‬ ‫فیلمنامه ام رابایشان دادم ‪ .‬او نگاهی به‬ ‫بعضی از صفحات انداخت وگفت؛‬ ‫ممنون‪.‬باشهمیخونم‪.‬انشاءاهللهفته‬ ‫دیگهبرایجوابشهمین موقعبیاین‪ .‬‬ ‫ازاو تشکر کردم که بروم نگاهی بساعت‬ ‫مچی اش کردو گفت‪ :‬االن موقع ناهاره‪.‬‬ ‫ناهار بخورین بعد برین‪ .‬گفتم‪ :‬جایی قرار‬ ‫دارم و باید برم سپس دستم را بگرمی‬ ‫فشرد وتا دم دراتاق مرا همراهی کردومن‬ ‫امدم بیرون و راهی منزل شدم‪.....‬‬ ‫یک هفته گذشت ومن طبق قرار بایستی‬ ‫برای جواب به پارس فیلم میرفتم‪ .‬اما‬ ‫پولی در بساط نبود‪ .‬نمی خواستم از‬ ‫مادرم بگیرم از طرفی به جهانگیر هم‬ ‫بدهکاربودم‪..‬‬ ‫کامال مستاصل شده بودم‪ .‬تصمیم گرفتم‬ ‫صبح زوداز منزل راه بیافتم تا بموقع به‬ ‫پارس فیلم برسم‪ .‬توکل بخدا کردم و‬ ‫راهی شدم وبا کمی تاخیر وارد اتاق دکتر‬ ‫کوشان شدم‪ .‬عین روز اول با احترام‬ ‫پذیرایم شد و بی مقدمه گفت ‪ :‬بریم سر‬ ‫اصلمطلب‪.‬فیلمنامهشماروخوندم‪.‬‬ ‫ازخط داستان خوشم اومد ولی باید بدم‬ ‫به دوستان ‪ .‬یه بازنویسی الزم داره گفتم‪:‬‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ ‫ببخشیدمیشهبفرماییدمشکلکجاست‬ ‫خودم بازنویس کنم؟ لبخندی زد وجوابداد ‪:‬‬ ‫شماتمامفکروخالقیتترودراینفیلمنامه‬ ‫ریختی‪ .‬باید فکر دوم وسومی روی این‬ ‫داستان پیاده بشه تا مورد توجه من بعنوان‬ ‫تهیهکنندهقراربگیره‪...‬درسته؟‬ ‫منکهحرفیبرایگفتننداشتمباسرتایید‬ ‫کردم‪ .‬دکتر؛ فرم نوشته شده ای را بمن داد‬ ‫که امضاء کنم‪ .‬فرم را که خواندم واگذاری‬ ‫فیلمنامه بود‪ .‬بایاد خدا فرم را امضاء وبایشان‬ ‫دادم‪ .‬دکترپاکت نامه دربست ای را بمن داد‬ ‫و گفت ‪ :‬انشاءاهلل درکارهاتون موفق باشید‪.‬‬ ‫دوست دارم امروز ناهار رو باهم بخوریم ‪ .‬اما‬ ‫انگار یه کسی به من می گفت ‪ :‬احترام خودتو‬ ‫نگه دار‪ .....‬گفتم ‪ :‬خیلی ممنون و او مثل دفعه‬ ‫قبل مرا تا جلوی اتاق بدرقه کرد‪ ....‬زمانیکه به‬ ‫جاده رسیدم درپاکت را باز کردم و با دیدن‬ ‫‪ 500‬تومان (نه‪ 500‬هزارتومان) یعنی نصف‬ ‫هزار تومان ) سرم درد گرفت و باورم نمیشد‬ ‫چنین پولی که نمیدانم دران زمان چند دالر‬ ‫میشد؛نصیبمشده!!!!!‬ ‫راستش همون موقع مادرم اومد جلو نظرم‬ ‫که گفته بود ‪ :‬توکلت بخدا باشه‪.....‬‬ ‫پریدم تواتوبوس راهی میدان‪ ۲۴‬اسفند و‬ ‫از انجا به منزل شدم‪ .‬زمانیکه به درب منزل‬ ‫رسیدم خیلی در زدم اما کسی در را باز نکرد‪.‬‬ ‫در همین موقع متوجه صدای اذان ظهر‬ ‫شدم‪ .‬یادم افتاد که مرحوم مادرم همیشه‬ ‫با اذان برسجاده سر می ایستاد‪ .‬پشت در‬ ‫نشست متاباالخرهمادرمبیننمازظهروعصر‬ ‫در را باز کرد ‪ .‬پریدم توی بغلش وپاکت پول را‬ ‫دودستی تقدیمش کردم اما او با اینکه پول‬ ‫رادید بسرعت رفت توی اتاق برای ادامه نماز‪.‬‬ ‫یکربع بعد که نمازش باتمام رسید گفت‪ :‬این‬ ‫همه پول رو از کجا اوردی پسر‪..‬؟ گفتم ‪ :‬فکر‬ ‫بد نکن مادر‪ .‬من شیر پاک تورا خوردم‪ .‬این‬ ‫پول بابت همون شب زنده داری هاییست‬ ‫که داستان مینوشتم و شما ایراد میگرفتی‬ ‫ومیگفتی چشمات ضعیف میشن ؛ اره مادر‬ ‫من امروز نوشته هامو فروختم تا کمک خرج‬ ‫خانواده باشم‪ .‬مادرم مرا دراغوش کشید و‬ ‫گفت‪ :‬خیر از جوانیت ببینی که بفکر مایی‪.‬‬ ‫خدا برات بسازه مادر‪ .....‬الهی عاقبت بخیر‬ ‫بشی مادر که بفکر پدر پیرت هستی‪....‬‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه‪1400‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫‪23‬‬ صفحه 23 ‫چﻘدر از زمان زندگی روزانه خود را با‬ ‫شادیسپریمیکنیم؟‬ ‫روانﺸﻨاﺳﻰ‬ ‫اختالالت مرتبط و اختالل دوقطبی‬ ‫سعید امانی‬ ‫ﮐﺎرﺷﻨﺎس‬ ‫اختالالتارتباطی‬ ‫این اختالالت مواردی هستند که توانایی‬ ‫عملکرد ‪ ،‬درک یا تشخیص زبان و گفتار‬ ‫را تحت تاثیر قرار میدهند‪ ۴ .‬نوع مختلف‬ ‫از اختالالت ارتباطی عبارتند از ‪ :‬اختالل‬ ‫زبان‪ ،‬اختالل صدای گفتار‪ ،‬اختالل‬ ‫فصاحت گفتار (لکنت زبان) و اختالل‬ ‫ارتباط اجتماعی(عملی)‪.‬‬ ‫اختالل دو قطبی‬ ‫با وجود تغییر در خلق و خو و همچنین تغییر در فعالیت و سطح انرژی‬ ‫صورت می گیرد‪ .‬این اختالل اغلب شامل تغییرات احساسی بین حالتهای‬ ‫سرخوشی و دوره های افسردگی است‪ .‬چنین حالتهای سرخوشی می تواند‬ ‫به عنوان شیدایی (مانیا) یا نیمه شیدایی (هیپومانیا) تشخیص و اعالم شود‪.‬‬ ‫شیدایی‬ ‫این حالت با دوره مشخصی از حاالت سرخوشی‪ ،‬خوشحالی و تحریک‬ ‫پذیری و افزایش فعالیت و انرژی خود را نشان می دهد‪ .‬گاهی اوقات این‬ ‫دوره های شیدایی با احساس پریشانی‪ ،‬تحریک پذیری و اعتماد بنفس‬ ‫بیش از حد مشخص می شوند‪ .‬افرادی که تحت دوره شیدایی قرار میگیرند‪،‬‬ ‫مستعدانجامفعالیتهاییهستندکهممکناستعواقبمنفیدرازمدتی‬ ‫مانند قمار و ولخرجی را نیز در پی داشته باشد‪.‬‬ ‫دورههایافسردگی‬ ‫این دوره ها با احساس افسردگی یا بدخلقی همراه با عدم عالقه به انجام‬ ‫کارهاقابلتشخیصهستندوممکناستاحساسگناه‪،‬خستگیو‬ ‫عصبانیت را نیز در بر گیرند‪ .‬افراد مبتال به اختالل دوقطبی در طول دوره‬ ‫افسردگی ممکن است عالقه خود را نسبت به انجام فعالیتهایی که پیش از‬ ‫این از انها لذت می بردند از دست بدهند‪ ،‬مشکالت خواب داشته باشند و‬ ‫یا حتی به خودکشی فکر کنند‪ .‬شایان ذکر است که هر دوی این دوره های‬ ‫شیدایی و افسردگی می توانند هم برای فردی که این نشانه ها را تجربه می‬ ‫کند و هم خانواده‪ ،‬دوستان و سایر نزدیکان که شاهد این رفتارها و حالتهای‬ ‫روحیهستند‪،‬ترسناکباشد‪.‬خوشبختانهدرمانهایمناسبوموثرکه‬ ‫اغلب شامل داروها بوده و روان درمانی می شوند‪ ،‬می توانند به بیماران‬ ‫مبتال به اختالل دوقطبی در کنترل موفق این عالئم کمک کنند‪.‬‬ ‫تاخیرکلیرشد‬ ‫این تشخیص در مورد ناتوانیهای رشدی کودکان زیر ‪ ۵‬سال سن صدق‬ ‫میکند‪.‬اینتاخیرهامربوطبهمهارتهایگفتاری‪،‬زبانی‪،‬شناختی‪،‬‬ ‫عملکرد اجتماعی و حرکتی است‪ .‬این موضوع عموماًبه عنوان تشخیص‬ ‫موقت برای کودکانی مطرح می شود که هنوز خردسال هستند و ازمونهای‬ ‫‪ IQ‬انها استاندارد است‪ .‬هنگامی که کودکان به سن و سالی رسیدند که قادر‬ ‫به انجام یک تست هوش استاندارد باشند‪ ،‬ممکن است وجود ناتوانی ذهنی‬ ‫در انها تشخیص داده شود‪.‬‬ ‫‪18‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه ‪1400‬‬ ‫همواره شاد زیستن و شاد بودن یکی از ارزوهای همیشگی بشر بوده‬ ‫و هست‪ .‬گاه پیش می اید که هر یک از ما در اثر نامالیمات زندگی‬ ‫احساس کنیم شاد نیستیم؛ اینجاست که باید با خود رو راست باشیم‬ ‫و از خود بپرسیم چقدر از زمان زندگی روزانه خود را با شادی سپری‬ ‫می کنیم؟ منظور از این جمله ابدا این نیست که همواره در جشنها و‬ ‫مهمانیهای دوستانه باشیم و بیشتر زمان خود را به تفریح و وقت گذرانی‬ ‫مشغول شویم‪ ،‬بلکه منظور داشتن احساس شادی در درون خود است‪.‬‬ ‫در واقع باید به این سوال پاسخ دهیم که چقدر از خود و عملکرد خود در‬ ‫زندگی رضایت داریم؟‬ ‫چه چیزهایی حال درونی ما را بهم میریزد؟ چه افرادی باعث خوشحالی‬ ‫ما در زندگی می شوند؟ چه کارهای باقیمانده در زندگی داریم که می‬ ‫توانستیم انها را انجام دهیم و انجام ندادیم؟ چه کتابهایی در کتابخانه‬ ‫منزل و دفتر کارمان زیر تلی از خاک‪ ،‬ما را صدا می زنند و ما غافل از‬ ‫خواندن انها هستیم؟ اینها و سواالت متعدد دیگر را ابتدا از خود‬ ‫میپرسم و سپس از شما دوستان عزیز و خوانندگان اگاه و دوست‬ ‫داشتنی‪.‬‬ ‫مننسیمنجفیهستم‬ ‫روانشناس‪،‬‬ ‫عاشق یادگیری و اموختن به دیگران و معتقد به انتقال حال خوب به‬ ‫صورت زنجیره ای از خود به دیگران‪.‬‬ ‫می دانم مشکالت عدیده فراوانی در جامعه امروز ما و حتی در جوامع‬ ‫دیگر رخ داده و در حال رخ دادن است که گاهی سنگ راهمان میشوند‬ ‫و همچون سدی جلوی رشد و پیشرفت ما را می گیرند و حال خوب‬ ‫ما را کم می کنند اما هرگز نباید در مسیر با وجود این سنگهای ریز و‬ ‫درشت‪ ،‬هدفمان را گم کنیم و به فراموشی بسپاریم‪ ،‬بلکه باید به دنبال‬ ‫راهکارهای جدید باشیم که ما را در مسیر رسیدن به اهدافمان باز‬ ‫گردانده و به ارامش‪ ،‬امنیت و اسایش برسانند‪.‬‬ ‫در سلسله مطالبی که برای شما عزیزان همراه می نویسم گاه گریزی‬ ‫می زنیم به حکایتهای مختلف از زندگی و تجربه مراجعینی که به مدد‬ ‫راهکارهای صحیح‪ ،‬به زندگی خود نظم و سامان داده اند و باور دارم حال‬ ‫خوب امروز انها باعث بهتر شدن حال خوب ما نیز می شود‪.‬‬ ‫امروز من و همه شما خوانندگان نازنینم باهم همراه میشویم تا این شعار‬ ‫را فریاد زنیم‪ :‬انسان خردمند ناله افسردگی سر نمی دهد؛ حال خوب تو‬ ‫حال خوب من است‪.‬‬ ‫به کمپین حال خوب تو حال خوب من خوش امدید‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ صفحه 18 ‫ﯾادداﺷﺖ‬ ‫چند کلمه حرف حساب درباره رانندگی مردها و زنهای هموطن‬ ‫ثانیه شــمار چراغ‬ ‫رو نــگاه میکنی‬ ‫و تــا جایــی کــه‬ ‫میتونــی پاتو رو‬ ‫پــدال گاز فشــار‬ ‫سوفیا عادلخانی‬ ‫میــدی کــه نکنه‬ ‫ﮐﺎرﺷﻨﺎس ارﺷﺪ ارﺗﺒﺎﻃﺎت‬ ‫تو ایــن ثانیههای‬ ‫ﻣﺪرس داﻧﺸﮕﺎه‬ ‫اخر مجبور بشــی‬ ‫‪ ۵۰‬ثانیــه پشــت‬ ‫چــراغ قرمز بمونی‬ ‫که یهو ســر و کله یک راننده خانــم مقرراتی‬ ‫جلوت سبز میشه و همه برنامههاتو نقش بر اب‬ ‫میکنه! خانم راننده که مثل بیشــتر خانمهایی‬ ‫که پشت رل می نشینن‪ ،‬عالقه وافری به رعایت‬ ‫مقررات داره به محض مشاهده چراغ زرد میزنه‬ ‫رو ترمز و خالصه تا بیایی بجنبــی چراغ قرمز‬ ‫شــده و هیچ ‪ ...‬البته طفلک خانوم راننده! این‬ ‫اقدام قانون پسندانه البته که اعتراض هم داره!‬ ‫اقایون کــه به خاطر خانم باید‪۵۰‬ثانیه پشــت‬ ‫چراغ وایســن معلومه که اعتــراض میکنن و‬ ‫اعتراضشــون رو هم به اشــکال مختلف نشون‬ ‫میدن؛ از بوق زدنهای ســوت بلبلی و گاوی و‬ ‫شیههای گرفته تا انواع و اقسام متلکهای ابدار‪...‬‬ ‫تو این یک مورد انصافاً حق با خانمهاست‪ ،‬اونها‬ ‫رانندههای قانونمدار و مطمئنتری هســتند‪،‬‬ ‫ایــن رو امار میگه‪ .‬خــب با هم ایــن دادهها رو‬ ‫مرور کنیم‪ .‬وقوع ‪ ۴۰۰‬هــزار تصادف رانندگی‬ ‫و کشته شــدن ســاالنه‪ ۲۷‬هزار نفر در سوانح‬ ‫رانندگی‪ ،‬کســب رتبه اول مرگ و میر ناشی از‬ ‫تصادفات نسبت به هر ‪ ۱۰‬هزار نفر در میان تمام‬ ‫کشورهای جهان و اختصاص رتبه دوم مرگ و‬ ‫میر از تصادفات‪ ،‬مجموعه اخبار و اطالعاتی است‬ ‫که برای هر ایرانی موجی از نگرانی را در پی دارد‪.‬‬ ‫چگونه میتوان نحوه صحیح رانندگی در ایران‬ ‫را نهادینه کرد؟ چه مقررات یا قوانینی میتواند‬ ‫باعث جلوگیری از خطرات و اسیبپذیریهای‬ ‫ناشــی از نحــوه رانندگی در کشــور شــود؟‬ ‫چراغخطر‬ ‫عبور از چــراغ قرمز‪ -‬در صورتــی که پلیس در‬ ‫صحنه نباشــد‪ -‬یک نوع زرنگی بــرای بعضی‬ ‫رانندهها محســوب میشــود‪ ،‬چراغ زرد اص ً‬ ‫ال‬ ‫معنا ندارد به گونهای که حتی تا چند ثانیه بعد‬ ‫از قرمز شــدن چراغ برخی رانندگان همچنان‬ ‫با سرعت سرســاماور از تقاطع عبور میکنند‪.‬‬ ‫راهنما‬ ‫چراغ راهنمــای خــودرو‪ ،‬بــرای رانندههای‬ ‫‪24‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه ‪1400‬‬ ‫ناشــی و اماتور اســت! راننده حرفهای‬ ‫کسی اســت که خودروی پشت سرش‬ ‫نفهمد ایــن راننده باالخــره قصد دارد‬ ‫به کدام مســیر بپیچد! چﭗ یا راست؟‬ ‫ورودممنوع!‬ ‫تابلوی ورود ممنوع تنها وقتی ضمانت‬ ‫اجرایی دارد که یــک پلیس راهنمایی‬ ‫با قبــض جریمه در وســط یــا انتهای‬ ‫مسیر ایســتاده باشــد وگرنه میتوان‬ ‫از ان مسیر با خیال اســوده تخت گاز‬ ‫عبور کرد و در جواب رانندههای پررو و‬ ‫بینزاکتی کــه از مقابل میایند با چراغ‬ ‫دادن و بــوق زدن ممتد اعتراض کنی تا‬ ‫راهشــان را بگیرند بروند پی کارشان‪.‬‬ ‫دندهعﻘب‬ ‫اگر در اتوبان یا خیابانی از مسیر مورد نظر‬ ‫عبور کردی فقط کافیست ترمز کنی و در‬ ‫میان خودروهایی که با سرعت حرکت‬ ‫میکنند دنده عقب بگیری‪ ،‬مهم نیست‬ ‫که نظم خودروها را بهم می زنی یا عامل‬ ‫تصادف میشوی‪ ،‬چشــم دارند ببینند‬ ‫که شــما در حال دنده عقــب گرفتن‬ ‫هســتی تا خودشــان را کنار بکشند‪.‬‬ ‫بوق‬ ‫از بوق میتوان برای ابراز خوشــحالی‪،‬‬ ‫ناراحتی‪ ،‬اعتراض‪ ،‬جلب توجه‪ ،‬تشــکر‪،‬‬ ‫احوالپرســی‪ ،‬ترســاندن‪ ،‬ابــراز تنفر‪،‬‬ ‫دوست داشــتن‪ ،‬ابراز عشــق‪ ،‬تهدید‪،‬‬ ‫ســرگرمی‪ ،‬ناســزا گفتــن در همــه‬ ‫حال و در همــه جا‪ ،‬شــب‪ ،‬روز‪ ،‬صبح‪،‬‬ ‫نصف شــب در کوچه‪،‬خیابــان‪ ،‬تونل‬ ‫زیرگذر و جلوی بیمارســتان استفاده‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ ‫کــرد؛ خالصه اچار فرانســه ســت دیگه‪...‬‬ ‫مارپیچ‬ ‫این حرکــت البته مختص جوونهاســت‬ ‫بنابراین اگر یک اقای مث ً‬ ‫ال میانســال به باال‬ ‫یا یک خانم از نســل جوانهای قدیم دیدید‬ ‫که ویراژ میرود حق داریــد اعتراض کنید‪،‬‬ ‫اصوالً ویراژ بهترین وســیله خودنمایی است‬ ‫و در اتوبان‪ ،‬کوچه‪ ،‬خیابــان‪ ،‬تونل‪ ،‬زیر گذر‬ ‫و همه جا میشــود ویــراژ داد‪ ،‬بــرای درک‬ ‫میزان مهــارت در این اصل مهــم رانندگی‬ ‫ایرانی باید دیــد ایا جیغ کســی ‪ ،‬عابری یا‬ ‫خانمی بلند میشــود یــا نه؟! اگر شــد که‬ ‫خب شــما موفق بــودی و اگر نــه باید یک‬ ‫فکر اساســی بکنی تا مهارتــت را باال ببری!‬ ‫پارک‬ ‫حال که شــهرداری به فکر ایجاد پارکینگ‬ ‫نیســت‪ ،‬هر جــا پیش امــد‪ ،‬خــوش امد!‬ ‫حریم تقاطع‪ ،‬حریم میــدان‪ ،‬پارک ممنوع‪،‬‬ ‫پــارک دوبلــه‪ ،‬پارک جلــوی پل یــا جلو‬ ‫پارکینگ‪ ،‬اصال مهم نیســت‪ ،‬اگــر هم بعد‬ ‫از هــزار بار تخلــف یک بار جریمه شــدی‬ ‫برو اعتراض کــن و بگو حقــت را خوردهاند!‬ ‫خطعابرپیاده‬ ‫توقــف روی خــط عابر پیــاده کــه دیگه‬ ‫امــری کامــ ً‬ ‫ال عــادی اســت‪ .‬عابــر پیاده‬ ‫کیلویی چند اســت‪ .‬بــرود چند قــدم ان‬ ‫طرفتر‪ ،‬تــازه اگر امــد البــهالی خودروها‬ ‫بوق بزنیم تا جــا بخورد و یه کــم بخندیم!‬ ‫خطویژه‬ ‫خداییــش بــا خــط ویــژه در تهــران‬ ‫نمیشــود شــوخی کــرد‪ .‬در هــر ‪۱۰۰‬‬ ‫متر خط ویژه یک ســرباز ایســتاده اســت‬ صفحه 24 ‫بلوبانکزمینبازیراتغییردادهاست‬ ‫تامیناجتماعیرامردمیادارهمی کنیم‬ ‫احتماال این روزها کارتهای رنگی‪ ،‬جذاب و درعین حال ساد ه بلوبانک را دیده اید‬ ‫یا متوجه تبلیغات ان در سطح شهر شــده اید‪« .‬بلوبانک» یک استارتاپ بانکی‬ ‫است که درســال ‪ ۹۸‬شــروع به کار کرد‪ .‬هدف بلوبانک‪ ،‬ارائ ه تجربه ای مشابه از‬ ‫نئوبانک ها یا همان بانک های تماما انالین به نسل جوان بود‪ .‬بلوبانک خیلی زود‬ ‫توانست با تعبیر یک رویای ناممکن به یک واقعیت ممکن‪ ،‬سبکی نو از بانکداری‬ ‫را ارائه دهد و خدمات بانکی را به شــیوه ای جدید در اختیــار کاربران قرار دهد‪.‬‬ ‫تا پیش از بلوبانک‪ ،‬داشتن حساب بانکی و اســتفاده از خدمات بانکی بدون نیاز‬ ‫به حضور در شــعب بانک برای خیلی از افراد یک رویا بود یا حتی چنین ایده ای‬ ‫ناممکن به نظر می رســید اما حاال بلوبانک با ممکن کردن یک رویای ناممکن‪،‬‬ ‫تجربه ای جدیــد از خدمات بانکی را در اختیار کاربران خود گذاشــته اســت‪.‬‬ ‫شعبهبانکدرتلفنهوشمندشما‬ ‫اولین و شاید مهمترین ویژگی بلوبانک این اســت که هیچ شعبه ای به صورت‬ ‫فیزیکی برای مراجعه حضوری ندارد‪ .‬این موضوع در نگاه اول‪ ،‬برای کســانی که‬ ‫تجربه ای از نئوبانک ندارند‪ ،‬شــاید کمی عجیب به نظر برسد اما باید بگوییم که‬ ‫دقیقا همین ویژگی باعث می شــود تا کارهای بانکی با بلوبانک بسیار راحتتر از‬ ‫سایر بانک ها باشد‪ .‬در بلوبانک‪ ،‬شعبه بانک در موبایل هوشمند شماست و به این‬ ‫ترتیب هر زمان که بخواهید از خدمات بانکی اســتفاده کنید‪ ،‬کافی است تلفن‬ ‫همراه هوشمند خود را بردارید و اپلیکیشن بلوبانک را باز کنید‪ .‬این ویژگی مهم‪،‬‬ ‫چالشهای بســیاری همچون مراجعه حضوری به بانک در یک زمان مشخص‪،‬‬ ‫ماندن در ترافیک یا صفهای شلوغ بانک یا عقب افتادن کارهای بانکی در روزهای‬ ‫تعطیل را رفع می کند و تجربه ای متفاوت از خدمات بانکی به شما ارائه می دهد‪.‬‬ ‫همراه شما در تمام ساعات روز‬ ‫یکی دیگــر از ویژگی هایی کــه می توانید بــا بلوبانک تجربه کنید‪ ،‬اســتفاده‬ ‫‪۲۴‬ســاعته از خدمات بانکی اســت‪ .‬بــا بلوبانک اســتفاده از خدمــات بانکی‬ ‫وابســته به ســاعات و روزهای اداری نخواهد بود‪ .‬در هر ســاعتی از شبانه روز‬ ‫می توانید کارهــای بانکی خود را به ســادگی انجام دهید و برای هر قســمتی‬ ‫که با ســوال مواجه شــدید با پشــتیبانی بلوبانک تماس بگیرید‪ .‬با باز کردن‬ ‫حساب بلوبانک و اســتفاده از خدمات ‪۲۴‬ســاعته دیگر نیازی به مرخصی های‬ ‫ســاعتی یا پیدا کردن زمان خالی برای انجام کارهای بانکی نخواهید داشــت‪.‬‬ ‫یکقدمبرایمحیطزیست‬ ‫دغدغه حفظ محیط زیست این روزها پررنگتر از همیشه است‪ .‬همه ما می دانیم‬ ‫ط زیســت است و باید برای مراقبت‬ ‫که زندگی و حیات ما وابسته به حفظ محی ‬ ‫از ان تــاش کنیم‪ .‬ســاده ترین کاری کــه می توانیم برای مراقبــت از محیط‬ ‫زیســت انجام دهیم‪ ،‬اســتفاده کمتر از کاغذ‪ ،‬کاهش زباله و اســتفاده کمتر از‬ ‫سوختهای فسیلی اســت‪ .‬بلوبانک با ارائه خدمات تماما انالین و حذف فرمهای‬ ‫کاغذی بانکی‪ ،‬گام مهمی در راســتای حفظ محیط زیســت برداشــته است‪،‬‬ ‫ضمن اینکه با اســتفاده از بلوبانک و کاهش تردد در ســطح شــهر‪ ،‬به استفاده‬ ‫کمتر از سوختهای فســیلی هم کمک خواهید کرد‪ .‬با بلوبانک می توانید گاهی‬ ‫مثبت در جهت حفظ محیط زیســت بردارید و تاثیر مثبت خــود را بر محیط‬ ‫اطرافتان‪ ،‬بیشــتر کنید‪ .‬نکته قابل توجه اینجا اســت که تمام ایــن تجربه از‬ ‫افتتاح حســاب تا دریافت کارت و اســتفاده از خدمات کامال رایگان بوده و الزم‬ ‫به پرداخت هیچ مبلغی نیســت‪ .‬در واقع اگر بخواهیم سیســتم بانکداری را به‬ ‫یک بازی تشــبیه کنیم‪ ،‬می توانیم بگوییم که بلوبانک به جــای تغییر قوانین‬ ‫بازی‪ ،‬زمین بازی را عوض کرده اســت و ان را به ســمت زمینی تماما دیجیتال‬ ‫برده اســت‪ .‬بلوبانک حاال فناوری را بیشــتر از همیشــه به فضای بانکی اضافه‬ ‫کرده است و توانســته تجربه ای جدید از فضای بانکی به کاربران خود ارائه دهد‪.‬‬ ‫دکتر میرهاشم موســوی اظهارکرد‪ :‬به روح بلند حضرت امام(ره)‬ ‫و شهدای بزرگوار بویژه شهدای استان گلستان درود می فرستیم‬ ‫و امیدواریم بتوانیم با خدمت شایســته به مردم عزیز این اســتان‬ ‫دین خود را تا حد امکان ادا کنیم‪ .‬وی ســفرهای استانی و حضور‬ ‫در واحدهای اجرایی را اقدامی در راستای ایجاد فهم مشترک بین‬ ‫حوزه صف و ســتاد ســازمان تامین اجتماعی عنوان کرد و گفت‪:‬‬ ‫در این سفرها استان هایی که نیاز به رسیدگی بیشتری دارند‪ ،‬در‬ ‫اولویت قرار گرفته اند‪ .‬موسوی افزود‪ :‬در سفرهای استانی وظیفه ما‬ ‫سراغ گرفتن از مردم است و ما به ســراغ کار می رویم و امیدواریم‬ ‫با اقدامات موثر و نتیجه بخش بتوانیم رضایتمندی و اعتماد مردم‬ ‫را افزایش دهیم‪ .‬اقدامات ما زمانی نتیجه بخش اســت که مردم از‬ ‫خدمات ارزیابی خوبی داشــته باشــند و در ســفرهای استانی با‬ ‫حضور در محیط عملیاتــی میزان رضایتمندی مــردم به خوبی‬ ‫قابل بررسی و ارزیابی است‪ .‬سرپرست سازمان تامین اجتماعی با‬ ‫اشــاره به طرح بیمه فراگیر خانواده ایرانی‪ ،‬گفت‪ :‬طرح اولیه برای‬ ‫بیمه فراگیر خانواده ایرانی تهیه شــده اســت و ما در این طرح به‬ ‫دنبال توسعه خدمات ســازمان تامین اجتماعی هستیم‪ .‬موسوی‬ ‫با بیان اینکه مفاهیم تحول‪ ،‬عدالت و اعتماد همواره مبنای کارها‬ ‫و فعالیت های این سازمان خواهد بود‪ ،‬گفت‪ :‬تحول در چشم انداز‬ ‫ماموریتی در هر دو بخش بیمه ای و درمانی‪ ،‬تحول در خط مشــی‬ ‫و سیاســت گذاری های حکمرانــی ســازمانی و همچنین تحول‬ ‫در فرایند هــا و روندهایی که باید اصالح شــود را با جدیت دنبال‬ ‫می کنیم‪ .‬وی با تاکید بــر اینکه رویکرد تحولی ســازمان تامین‬ ‫اجتماعی باید برمبنای عدالت باشــد‪ ،‬گفت‪ :‬تبعیضی اگر هست‪،‬‬ ‫باید از بین برود و اگر اخالل‪ ،‬عدم شــفافیت و احیانا فسادی وجود‬ ‫دارد‪ ،‬باید برخورد قانونی صورت گیرد‪ .‬موسوی با بیان اینکه اعتماد‬ ‫دومین مفهوم محوری فعالیت های سازمان تامین اجتماعی است‪،‬‬ ‫گفت‪ :‬کارایی و کارامدی ما خلق اعتماد می کند و اگر ظرفیت های‬ ‫موجود در اســتان در جهت صحیح و کارامد به کار گرفته شــود‪،‬‬ ‫اعتماد نیز ایجاد می شود و ســرمایه انسانی سازمان نقش اصلی را‬ ‫در ایجاد اعتماد به سیستم برعهده دارد‪ .‬سرپرست سازمان تامین‬ ‫اجتماعی گره گشایی و رفع برخی از مشکالت را زمینه ساز ایجاد‬ ‫تحول دانســت و گفت‪ :‬تحول در برخی موارد از اصالحات کوچک‬ ‫اغاز می شود و اگر مستمر باشــد منجر به عدالت و اعتماد می شود‬ ‫موسوی برلزوم مشارکت جدی همکاران تامین اجتماعی سراسر‬ ‫کشــور در برنامه های تحولی تاکیــد کرد و گفــت‪ :‬وقتی برنامه‬ ‫هوشمند سازی تامین اجتماعی را شــروع می کنیم انتظار داریم‬ ‫که در اســتانها نیز طرح هایی برای اجرای بهتــر و اثرگذارتر این‬ ‫گونه برنامه ها ارائه شود‪ .‬وی فعالیت مدیران و کارکنان واحدهای‬ ‫اجرایی این سازمان را بسیار مهم و ارزشــمند عنوان کرد و گفت‪:‬‬ ‫هر گونه برنامه تحولی باید از محیط عملیاتی به واحدهای ستادی‬ ‫و تصمیم گیری ارائه شــود و رمز موفقیت برنامه تحولی شروع ان‬ ‫از مراکز اجرایی است‪ .‬موســوی با طرح این سوال که رمز موفقیت‬ ‫کشور ما در جنگ تحمیلی چه بود‪ ،‬گفت‪ :‬رمز موفقیت این بود که‬ ‫مدیران جنگی ما در خط مقدم حضور داشتند و فرماندهان‪ ،‬جنگ‬ ‫را نه از پشت میز و اتاق های خود بلکه در میدان مدیریت می کردند‪.‬‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه‪1400‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫‪19‬‬ صفحه 19 ‫و موتورهــا را با باتــوم و خودروهــا را با قبــض جریمــه‪ ،‬ادب می کند‪.‬‬ ‫البته عبــور از خــط ویژه مشــروط به شــلوغ‪ ،‬پلــوغ بــودن اوضاع و‬ ‫نبودن پلیس اســت که نادیــده گرفتن ایــن موقعیت موجب پشــی‬ ‫مانــی بــه خصــوص در روزهــای بارندگــی می شــود‪.‬‬ ‫فرهنگورانندگی‬ ‫بدون شــک انچه گفته شــد تبیین وضعیت رانندگی ما ایرانی ها البته‬ ‫با زبانی امیخته به طنــز؛ طنزی که خمیرمایه تلخــی از حقیقت دارد و‬ ‫شــما می توانید ده ها مورد ریز و درشــت دیگر به این ســیاهه بیفزایید‪.‬‬ ‫عجیب است ما ایرانی ها ادم های مهماندوست و غریب نوازی هستیم‪ .‬اگر‬ ‫مهمانی به خانه ما وارد شود حتی اگر غریبه باشــد‪ ،‬هر چه در توان داریم‬ ‫برای تکریم او به کار می گیریم اما با همشــهریهای خودمان در کوچه و‬ ‫خیابان مهربان نیستیم‪ .‬در واقع در خانه با هم دوستیم و در خیابان دشمن!‬ ‫حاضر نیســتیم به اندازه حتی چنــد ثانیه از حق خــود بگذریم‪ .‬هنگام‬ ‫رانندگی ســعی می کنیم روی همدیگــر را کم کنیم‪ ،‬اگر ماشــین بغل‬ ‫دســتی گاز داد و از ما جلو زد‪ ،‬رگ گردنمان بیرون می زند و بر پدال گاز‬ ‫می فشــاریم‪ ،‬اگر کســی جلوی ما بپیچد یا درخواســت گردش به یک‬ ‫سمت کرد تا جایی که راه داشــته باشــد به او اجازه عبور نمی دهیم‪ .‬ما‬ ‫ایرانی ها از معدود مردمی هســتیم که تا همین پارسال از کمربند ایمنی‬ ‫در خودروها اســتفاده نمی کردیم و اکنون نیز از معدود مردمی هستیم‬ ‫که بین خطوط رانندگی نمی کنیم‪ .‬بارها صحنه های تاسف بار تصادفات‬ ‫رانندگی را دیده ایم‪ ،‬حتی ممکن اســت شــاهد برخی تصادفات خونین‬ ‫نیز بوده و یا حتی خودمان در حادثه ای اســیب دیده باشــیم‪ .‬اما تاسف‬ ‫خوردنمان همــان چند دقیقه اول اســت و بعــد روز از نــو‪ ،‬روزی از نو‪.‬‬ ‫بارها جریمه شــده ایم امــا حتی یک بار حــق را به پلیــس نداده ایم‪ .‬ما‬ ‫خودمــان یک پــا‪ ،‬کارشــناس رانندگی هســتیم و حتی به درســتی‬ ‫می توانیم خــودروی مقصــر در صحنه تصــادف را معرفــی کنیم اما‬ ‫مقررات مال دیگران اســت‪ ،‬همیشــه غرولند می کنیم که چرا این یا ان‬ ‫خودرو‪ ،‬چنین و چنین می راند امــا خودمان همان خطــا را چند بار در‬ ‫روز انجام می دهیم‪ .‬مهــارت اجتناب از تصادف‪ ،‬یک مهارت اموزشــی‬ ‫در جهان توسعه یافته اســت که در ایران امر غریب و ناشناخته ای است‪.‬‬ ‫هیچ جایی هم این مهارت را به شــما یاد نمی دهنــد‪ ،‬تمام مهارت های‬ ‫اموزشی اموزشــگاه های رانندگی در پارک‪ ،‬پل و دور سه فرمان خالصه‬ ‫می شود‪ ،‬حتی اجازه تمرین یا حرکت با دنده ‪ 4‬یا رانندگی در اماکن شلوغ‬ ‫یا صحنه های خطرزا را هم ندارید‪ ،‬صحنه خطر را باید انالین تجربه کنید‪.‬‬ ‫امار کشــته های ما در ســوانح رانندگــی از امار شــهدا در طول جنگ‬ ‫تحمیلی هم بیشــتر اســت‪ ،‬جاده هــا امــروز به صحنه هــای جنگ‬ ‫تبدیل شــده و ســالی‪ ۲۷‬هزار نفــر در این جنگ کشــته می شــوند‪،‬‬ ‫قربانیانی که به گفته کارشناســان‪ ،‬تــا حد ‪ ۸۰‬درصد خــود مقصرند!‬ ‫اما بــه گفته پلیــس راهــور ناجــا خانم هــا در قیــاس با اقایــان به‬ ‫مراتــب بیشــتر و بهتــر بــه قوانیــن احتــرام می گذارنــد؛ اگرچه‬ ‫مجبــور هســتند در مــوارد معتنابهــی الفاظ تمســخر اقایــان را به‬ ‫جــان بخرند‪ .‬بــا این حــال به قــول معروف یک دســت صدا نــدارد‪.‬‬ ‫برای کاهــش مــرگ و میــر حــوادث رانندگی هــم خانم هــا و هم‬ ‫اقایــان باید بــه قوانین احتــرام بگذارنــد و جســارت اً بایــد گفت که‬ ‫چــه خــوب اقایــان در رانندگی بــه خانم ها اقتــدا کننــد‪ ،‬کاری که‬ ‫اگرچه ســخت بــه نظر می رســد اما نتایــج شــیرینی در پــی دارد‪...‬‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ ‫کلیدعملیاتاجراییطرحهای‬ ‫توسعهچادرملوزدهشد‬ ‫در دومین نشســت رفــع موانع توســعه چادرملــو با حضور‬ ‫اســتاندار‪،‬معاونین و مدیران اجرایی اســتان یزد و مدیرعامل‬ ‫و مجریــان طرحهای توســعه چادرملــو در اســتانداری یزد‬ ‫برگزار شــد با تخصیص مکان های اجــرای ‪ ۱۰‬واحد صنعتی‬ ‫موافقــت و کلید عملیات پیاده ســازی این طرحها زده شــد‪.‬‬ ‫به گــزارش جهانی پرس‪ ،‬در این جلســه که در پی نشســت‬ ‫های متعــدد کارشناســی و ارزیابی طــرح ها برگزارشــد با‬ ‫موافقت مســوالن اجرای اســتان بــه چادرملو اجــازه داده‬ ‫شــد عملیات اماده ســازی پروژه های خــود را اغــاز کند‪.‬‬ ‫ایــن طــرح هــای بــزرگ صنعتــی شــامل‪ ،‬واحدهــای‬ ‫گندلــه ســازی‪ ،‬اهن اســفنجی‪ ،‬کنســانتره ســنگ اهن‪،‬‬ ‫تولیــد ورق و فوالدهــای الیــاژی‪ ،‬اجــرام و اجــر نســوز‪،‬‬ ‫ذوب و کالف فــوالدی و نیــروگاه خورشــیدی می باشــد‪.‬‬ ‫مهندس تقــی زاده مدیر عامل چادرملو ضمــن تقدیر از نگاه‬ ‫مثبت و موثر اســتاندار جدید یزد و همــکاری در جهت حل‬ ‫موانع راه اندازی طرح های توســعه بخــش و حمایت بی دریغ‬ ‫نمایندگان محترم اســتان در مجلس شــورای اســامی‪ ،‬در‬ ‫خصوص منابع مالــی این طرح هــا گفت ‪ :‬برای اجــرای این‬ ‫پروژها بالغ بر ‪ ۸۰‬هــزار میلیارد تومان ســرمایه گذاری پیش‬ ‫بینی شــده اســت ک ه بخش اعظــم ان از محل تســهیالت‬ ‫و اعتبــارات بانکــی‪ ،‬حمایت ســهامداران‪ ،‬درامــد حاصل از‬ ‫فعالیت واحدهــای معدنــی و صنعتــی موجــود و تدابیر و‬ ‫فنــون مدیریتی تامین می گــردد‪ .‬وی اظهار امیــدواری کرد‬ ‫در ســریعترین زمان کار ســاخت ایــن واحدها اغاز شــود‪.‬‬ ‫بر اســاس همین گــزارش دکتر فاطمــی اســتاندار یزد نیز‬ ‫با تشــکر از خدمات ارزنده مدیــر عامل چادرملــو در جهت‬ ‫توســعه اقتصادی اســتان تاکید کــرد ‪ :‬برای تحقــق اهداف‬ ‫توســعه در این اســتان به ویــژه پــروژه ای مهــم چادرملو‪،‬‬ ‫همچنــان بــه حمایت هــای خــود ادامــه خواهنــد داد ‪.‬‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه‪1400‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫‪25‬‬ صفحه 25 ‫؟؟؟؟؟؟‬ ‫خبﺮ‬ ‫محمد بویری‬ ‫ﻃﺮاح‬ ‫فرهنگزیرچکمه‬ ‫سیاستواقتصاد!‬ ‫جبار اذین‬ ‫ﻧﻮﯾﺴﻨﺪه ‪ ،‬ﻣﺪرس و ﻣﻨﺘﻘﺪ‬ ‫تفاوت من با شما این است که من این مســائل را از راه نگارش با‬ ‫مخاطب بیشــتر در میان مــی گذارم‪،‬انهم به قصــد بیداری و‬ ‫همدلــی و همراهی و هشــدار و یافته شــدن راهکارهایی برای‬ ‫اصالح امور زندگی اجتماعی و محو فســاد و بی عدالتی و تباهی‪.‬‬ ‫کسانی که نان و نام و مقامشــان در اب گل الود است و با اندیشه‬ ‫و خرد و عدالت بیگانــه اند و این چیزها را برنمــی تابند‪ ،‬همانها‬ ‫هســتند که اندیشــه ها و قلمها را محصور می کننــد‪ .‬به خود‬ ‫بیاییــد و انســان و ازاده و جوانمرد و مردمی باشــید‪ .‬درودتان‪.‬‬ ‫‪20‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه ‪1400‬‬ ‫‪ -۱‬فیلمی از داریوش مهرجویی با موضوع دردسرهای یک‬ ‫شهرستانی ساده دل در پایتخت؟‬ ‫‪ -۲‬فیلم ناخدا خورشید اثر تقوایی‪،‬اقتباسی ازاد از کدام داستان‬ ‫ارنستهمینگویاست؟‬ ‫‪ -۳‬کمال الملک سینمای ایران؟‬ ‫‪ -۴‬هدیه تهرانی در کدام فیلم فریدون جیرانی ایفای نقش کرده‬ ‫است؟‬ ‫‪ -۵‬طراح گریم فیلم ادم برفی؟‬ ‫‪ -۶‬بازیگر نقش اقای هالو؟‬ ‫‪ -۷‬هامون سینمای ایران؟‬ ‫‪ -۸‬ساخت این فیلم سراغاز موج نو سینمای ایران دانسته میشود؟‬ ‫‪ -۹‬محمدعلی کشاورز در کدام فیلم عباس کیارستمی ایفای نقش‬ ‫کرد؟‬ ‫‪ -۱۰‬بازیگر نقش اول زن فیلم چریکه تارا؟‬ ‫‪ -۱۱‬بازیگر نقش قطام در سریال امام علی؟‬ ‫‪ -۱۲‬فیلمی از ناصر تقوایی با بازی خسرو شکیبایی و هدیه تهرانی؟‬ ‫‪-۱۳‬اهنگسازفیلم"بانو"اثرمهرجویی؟‬ ‫‪ -۱۴‬بازیگر نقش "بانو" در فیلم داریوش مهرجویی؟‬ ‫‪ -۱۵‬فیلمی از داریوش مهرجویی براساس داستانی از هوشنگ‬ ‫مرادی کرمانی که برنده جایزه بهترین فیلم از جشنواره فجر شد؟‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ ‫جواب سواالت در صفحه اخر‬ ‫یکی از دوســتان قدیم که اســتاد‬ ‫دانشگاه و مدرس ســینما است‪ ،‬در‬ ‫زیر یادداشــت اخیر من نوشته است‪:‬‬ ‫‪..‬پرداختن شــما به سیاســت‪ ،‬دلیل اصلی ممنوع القلم شــدن‬ ‫شماســت‪ .‬بی خیال سیاســت شــوید‪ ،‬به هنر بپردازیــد و به‬ ‫کســی کاری نداشته باشــید‪"!..‬برای این دوســت عزیز نوشتم‪:‬‬ ‫"عزیزم‪،‬سیاســت یعنی توجه به امور مملکــت و زندگی مردم‬ ‫و این وظیفه تمام وطن پرســتان ازاده است‪ .‬گرچه من سیاسی‬ ‫نویــس نیســتم و کار و تخصصم هنــر و فرهنگ اســت‪ ،‬ولی‬ ‫ایا اهالی هنر و قلم و رســانه ‪ ،‬تافته هایی جدا از مردم و جامعه‬ ‫اند و ایا برای انان مانند ســایر قشــرهای جامعــه‪ ،‬فقر و گرانی‬ ‫و فســاد و بی عدالتــی و بیکاری و امیــد و ارمــان وجودندارد‪.‬‬ ‫اگر از دیگران جدا نیســتند که به طور مســلم نیســتند‪ ،‬این‬ ‫امور به انها هم مربوط اســت و پرداختن به این مســائل یعنی‬ ‫سیاســت؛ حال چنانچه چون همیشــه تاریخ صاحبــان زر و‬ ‫زور و تزویر این را نمی پســندند‪ ،‬به معنای انکار ان نیست‪ .‬شما‬ ‫در درازنای تاریخ حتی یک هنرمند وارســته را نمی یابید که در‬ ‫زیر پای قدرت اقتصاد و سیاســت فاســد لگدکوب نشده باشد؛‬ ‫از فردوســی و شــجریان بگیرید تا مســعود جعفری جوزانی‪.‬‬ ‫امروز هم اوضاع همان ان اســت و ســرمایه ســاالری با فرمان‬ ‫و هدایت سیاســت‪ ،‬عرصــه را بر همــگان بویژه اهالــی هنر و‬ ‫قلم و رســانه تنگ کرده و جامعه به ســوی ناکجا اباد می رود‪.‬‬ ‫دوســت عزیز من هم ماننــد دیگــر ازادگان‪ ،‬نمــی توانم در‬ ‫برابــر فقر و فســاد ســرمایه و سیاســت غلط‪ ،‬زانوی تســلیم‬ ‫زمین زنــم و به چاپلوســی و مماشــات بپــردازم و یــا مانند‬ ‫شمایان ســرم را در خلوتســراها با فیلم و ســریال و موسیقی‬ ‫گرم کرده و چشــم بــر واقعیتها ببندم‪ .‬البته شــما و ســایرین‬ ‫هم ماننــد مــن در متــرو و اتوبــوس و تاکســی و جمعهای‬ ‫خانوادگــی بــه سیاســت و امــور کشــور مــی پردازیــد‪.‬‬ صفحه 20 ‫چراسینماگرانفاقدیکتریبونرسانهایمستﻘلهستند؟!‬ ‫نﻘﺪ‬ ‫در خبرهــا‬ ‫امده بود که‬ ‫گروهــی از‬ ‫اقتصاد دانان‬ ‫طی نامه ای‬ ‫بــه رییس‬ ‫شاهپور محمدی‬ ‫رســانه ملی‬ ‫ﻣﺴﺘﻨﺪﺳﺎز و ﻣﻨﺘﻘﺪ‬ ‫از ایشــان‬ ‫د ر خو ا ست‬ ‫کــرده بودند کــه نام شــبکه ایــران کاال‬ ‫را بــه شــبکه اقتصــاد تغییــر دهنــد‪!..‬‬ ‫اینکه این افــراد چرا چنین درخواســتی را‬ ‫مطرح کــرده اند‪ ،‬موضوع بحث ما نیســت؛‬ ‫بحث ما بر ســر ماهیت اقدام انهاست که با‬ ‫یک اتحاد و نگاه جمعی‪ ،‬بــه اهمیت مقوله‬ ‫اقتصاد کشور اشــاره درست و منطقی دارند!‬ ‫صنــف فیلمســازان و ســینماگران در این‬ ‫کشــور بالغ بر ‪ ۱۰۰‬سال اســت که مشغول‬ ‫تولید محصول فرهنگی و هنری میباشــند‬ ‫اما با وجود اینهمه تنوع کانالهای تلویزیونی‪،‬‬ ‫تاکنون نتوانسته اند از یک تریبون و شبکهای‬ ‫مستقل برای معرفی اثار و افراد صنف خود ‪،‬‬ ‫بصورت گسترده برخوردار شوند! طبق قانون‬ ‫اساســی‪ ،‬ایجاد شــبکه های تلویزیونی در‬ ‫کشــور ما برای بخش خصوصی امکان پذیر‬ ‫نیست اما در دل همین عدم امکان‪ ،‬تلویزیون‬ ‫ملی ما انواع و اقسام شــبکه های کاربردی با‬ ‫عناوین مختلف را توانسته است ایجاد کند‪.‬‬ ‫همچون شبکه سالمت‪ ،‬اموزش ‪ ،‬ورزش و‪...‬‬ ‫حتی کانال مربوط به تبلیغ و فروش کاال و‪!..‬‬ ‫حال سوال اینســت ایا واقعا شبکه ای به نام‬ ‫ســینما با نظارت همین تلویزیــون دولتی‬ ‫نمی توانســت و نمی توانــد در دل این همه‬ ‫شــبکه تخصصی و کاربردی ایجاد شــود؟‬ ‫نبود چنین شبکه و تریبون مهمی از ‪۲‬منظر‬ ‫قابل تامل و بررسی است‪ :‬اول اینکه به نظر می‬ ‫رسد تاکنون گسترش مقوله ای به نام سینما‬ ‫در حد صنعتی شــدن‪ ،‬برای سیاستمداران‬ ‫و مدیران کالن فرهنگی کشــور ما اهمیت‬ ‫چندانــی ایجاد نکــرده اســت! دوم اینکه‬ ‫نبود یک مدیریت کاربلــد حرفهای در راس‬ ‫مدیریت سینمای کشور در همه ادوار گذشته‪،‬‬ ‫باعث گردیده که چنین رســانه مستقلی در‬ ‫جهت معرفی و رشد و پویایی بیشتر جامعه‬ ‫‪26‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه ‪1400‬‬ ‫ســینمایی ایجاد نگردد و ســینماگران‬ ‫کشــورمان از یک چنین شــبکه مهم‬ ‫تلویزیونی بــرای خود محــروم بمانند‪.‬‬ ‫وجــود یک شــبکه مســتقل حرفه ای‬ ‫‪ ،‬انهم در ســطح ملــی بــرای خانواده‬ ‫بزرگ ســینمای ایــران یک امــر الزم‬ ‫و ضروری اســت تــا بتوانند بــه صورت‬ ‫تخصصی نیازهــای رســانه ای و اطالع‬ ‫رســانی خــود را به شــکل فراگیــر از‬ ‫طریق انتن سراســری برطرف ســازند!‬ ‫چرا هنر بزرگ و صد ساله ای بنام سینما‪،‬‬ ‫در حد تبلیغــات کاال و خدمــات‪ ،‬تا به‬ ‫امروز در دل اینهمه شــبکه های متنوع‬ ‫و مختلف‪ ،‬اهمیت و جایگاهی نداشــته‬ ‫است؟! ســوال بزرگ بی پاسخی است!‬ ‫مثال بــارز در این مورد ســاختار برنامه‬ ‫«هفت» به عنوان تنها برنامه حرفهای و‬ ‫تخصصی متعلق به سینما و سینماگران‬ ‫اســت که تحت امر حوزه رســانه ملی‬ ‫تولید می شــود! انچه در مورد تولید این‬ ‫برنامه تلویزیونی مشــاهده میشود این‬ ‫اســت که هر زمان بخواهنــد این برنامه‬ ‫را تولیــد میکنند و هر زمان تشــخیص‬ ‫بدهند که سینما نیازمند برنامه « هفت‬ ‫» نیســت ‪ ،‬تولید انرا متوقــف میکنند!‬ ‫بماند که در زمان تولیــد مقطعی برنامه‬ ‫نیز تصور ســازندگان ان بر این اســت‬ ‫که به هر شــکل ممکن باید نــگاه ها و‬ ‫دیدگاه های ســلیقه ای رســانه ملی را‬ ‫در تمامــی مراحل تولید ا ِعمــال کنند‪.‬‬ ‫در حالــی کــه برنامه «هفت» ســینما‬ ‫متعلق به تک تک ســینماگران این مرز‬ ‫و بوم اســت و باید به دســت خود دست‬ ‫اندرکاران ســینمای کشــور ســاخته‬ ‫شــود و نــه کارمنــدان رســانه ملی!‬ ‫رســانه نیز وظیفه دارد صرفا ان را پخش‬ ‫نموده و صرفا مســئولیت فرســتنده را‬ ‫ا ِعمال کند‪ .‬وقتی ســینما یک شــبکه‬ ‫اختصاصی برای خود نداشــته باشــد ‪،‬‬ ‫مسلما جامعه سینمایی هم محکوم است‬ ‫به اینکه نظرگاه های سیاسی و ممیزیهای‬ ‫اعمال شــده از طرف دســت اندرکاران‬ ‫رســانه را در مورد محتوا و ســاختار این‬ ‫برنامه ها بپذیرد و حتی نقد فیلمها را به‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ ‫صورت ســلیقه ای و حتــی گاهی بدون‬ ‫حضور ســازندگان فیلمها تحمل نماید‪.‬‬ ‫همین امر باعــث گردیده تا ســینمای‬ ‫کشور ما و فرهنگ مربوط به ان به شکل‬ ‫غیر واقعی و انطور که بایــد برای عموم‬ ‫مردم معرفی نشود و این موضوع تا جایی‬ ‫پیش میرود که گاه بدلیل سوء برداشتها‬ ‫نســبت به نحــوه فعالیت افــراد در این‬ ‫رشته ‪ ،‬به بدبین شــدن مردم نسبت به‬ ‫سینما و ادمهای ان نیز منجر میگردد!‬ ‫نبود یک چنین تریبون مســتقلی باعث‬ ‫گردیده تا رســانه بــا اعمــال نظرهای‬ ‫ســلیقه ای و نادیده گرفتن حجم کثیر‬ ‫عالقمندان به ســینما در سراسر کشور‬ ‫به تنها برنامه هفتگی ســینماگران بی‬ ‫اعتنایی نموده و حتــی زمان پخش این‬ ‫تنها برنامه تخصصی در مورد سینما را به‬ ‫یک زمان کامال نامناسب اخر جمعه شب‬ ‫اختصاص دهد که اینگونــه اقدامات به‬ ‫نوعی کم توجهی و کم لطفی به سینما و‬ ‫ادمهای منتسب به ان محسوب میشود!‬ ‫از طرفی اگر حوزه سینمای کشورمان از‬ ‫یک مدیریت قاطــع و کاردانی برخوردار‬ ‫بود همچون مدیران حوزه اقتصادی کشور‬ ‫که در تالش مضاعف برای ایجاد شــبکه‬ ‫مستقل اقتصادی در تلویزیون ملی برای‬ ‫خود میباشند ‪ ،‬امروز میتوانست تمامی‬ ‫اخبــار و فعالیتهای فرهنگــی و هنری‬ ‫سینماگران را از طریق یک شبکه مستقل‬ ‫و قدرتمند رســانه ای در طیف وسیعی‬ ‫پوشــش داده و نگاه احاد مردم جامعه را‬ ‫نیز نسبت به شــناخت صحیح و درست‬ ‫انها از هنــر‪ ،‬صنعت ســینما و ادمهای‬ ‫ان تقویــت نمــوده و حتــی تغییــر‬ ‫داده و اســتقالل جامعــه ســینمایی‬ ‫کشــور را بــا ایجــاد یــک شــبکه‬ ‫مســتقل رســانه ای به ثبت برســاند‪.‬‬ ‫فراموش نکنیم که در دنیای تکنولوژیک‬ ‫و پیشرفته امروزی ‪ ،‬در اختیار گرفتن یک‬ ‫چنین شبکه رسانه ای در سطح معرفی‬ ‫سینمای یک کشور ‪ ،‬امری پیش پا افتاده‬ ‫بوده و توقع زیادی محســوب نمیگردد‪.‬‬ صفحه 26 ‫از احداث‪ 2150‬واحد تا تعمیر‪ 1025‬واحد در روستاهای زلزله زده هرمزگان‬ ‫ساعت ‪ 15:36‬روز یکشــنبه ) ‪ 23‬ابان‬ ‫‪ (1400‬زمینلرزهای به بزرگی ‪ 6/4‬ریشتر‬ ‫عمــق ‪ 18‬کیلومتری منطﻘــه الفت در‬ ‫اســتان هرمزگان را لرزاند و چند ثانیه‬ ‫پس از ان نیز زلزلــهای دیگر به بزرگی‬ ‫‪ 6/3‬ریشــتر همین منطﻘه را در عمق‬ ‫‪ 10‬کیلومتری از زمین لرزاند‪ .‬در جریان‬ ‫این زمین لرزه یک نفر بر اثر سﻘوط تیر‬ ‫چراغ برق کشته شد و تا روز ‪ 25‬ابان ماه‬ ‫تعداد مصدومان از‪ 100‬نفــر عبور کرد‪.‬‬ ‫از احداث‪ 2150‬واحد تا تعمیر‪ 1025‬واحد‬ ‫درروستاهایزلزلهزدههرمزگان‬ ‫استاندارهرمزگانگفت‪:‬بنیادمسکنواکیپهای‬ ‫اجرایی باید در روســتاهای زلزله زده مستقر و‬ ‫عملیات اواربرداری و ســپس عملیات اجرایی‬ ‫واحدهای مسکونی را اغاز کنند‪ .‬با هدف بهره‬ ‫گیری همه جانبه از ظرفیت های موجود و اغاز‬ ‫عملیات اواربرداری‪ ،‬احداث و تعمیر واحدهای‬ ‫اســیب دیده از زلزله در بندرعباس‪ ،‬نشستی‬ ‫به ریاست مهدی دوستی اســتاندار هرمزگان‬ ‫با حضــور مجید جــودی معاون بازســازی و‬ ‫مسکن روستایی بنیاد مسکن انقالب اسالمی‬ ‫برگزار شد‪ .‬در این نشســت‪ ،‬مقرر شد با توجه‬ ‫به اینکه براورد خسارت در مراحل پایانی قرار‬ ‫دارد‪ ،‬میزان خسارت وارده در سریعترین زمان‬ ‫ممکن به وزارت کشور ارسال شود‪ .‬همچنین بر‬ ‫اساس تصمیم دیگر در این نشست‪ ،‬مقرر شد‬ ‫تا زمان ابالغ و تخصیص اعتبار از سوی دولت‪،‬‬ ‫بنیاد مسکن کشــور از محل اعتبارات حساب‬ ‫‪ ۱۰۰‬امام ( تهیه مسکن برای محرومان) نسبت‬ ‫به تامین مصالح مورد نیاز برای احداث و تعمیر‬ ‫منازل روستایی اسیب دیده از زلزله اقدام کند‪.‬‬ ‫همچنین با دستور اســتاندار هرمزگان بنیاد‬ ‫مسکن و اکیﭗ های اجرایی باید در روستاهای‬ ‫زلزله زده مستقر و عملیات اواربرداری و سپس‬ ‫عملیــات اجرایی واحدهای مســکونی را اغاز‬ ‫کنند‪ .‬عملیــات احداث ‪ ۲‬هــزار و ‪ ۱۵۰‬واحد‬ ‫و تعمیر یک هــزار و ‪۲۵‬واحد در روســتاهای‬ ‫زلزله زده هرمــزگان‪ ،‬پــس از تصویب دولت‬ ‫اجرایی خواهد شــد‪ .‬بر اساس پیشنهاد مطرح‬ ‫شده و در صورت موافقت دولت‪۲۵۰ ،‬میلیون‬ ‫تومان تســهیالت بانکــی و بالعــوض برای‬ ‫واحدهای مســکونی احداثــی و ‪ ۵۰‬میلیون‬ ‫تومان تســهیالت بانکــی و بالعــوض برای‬ ‫واحدهای تعمیری اختصاص پیــدا می کند‪.‬‬ ‫شروع اواربرداری و ساخت خانههای‬ ‫زلزلهزدگانهرمزگان‬ ‫معاون بازسازی بنیاد مســکن ضمن اعالم اغاز‬ ‫عملیات اجرایی اواربرداری و ســاخت خانههای‬ ‫زلزلهزده هرمــزگان‪ ،‬از افزایش امــار واحدهای‬ ‫احداثی بــر اثر پسلرزهها بــه ‪ ۲۴۸۰‬واحد خبر‬ ‫داد‪ .‬مجید جودی در گفتگو با ایسنا‪ ،‬اظهار کرد‪:‬‬ ‫بر اساس اخرین براوردها تعداد واحدهای احداثی‬ ‫(تخریبی) زلزله‪ ۶/۴‬ریشتری هرمزگان از ‪ ۲‬هزار‬ ‫به ‪ ۲۴۸۰‬واحد افزایش یافــت‪ .‬تعداد واحدهای‬ ‫تعمیری نیز ‪ ۷۰۲‬واحد است‪ .‬در واقع پسلرزهها‬ ‫باعث تخریب تعــدادی از خانههــای تعمیری‬ ‫شــد که امار واحدهای احداثــی افزایش یافت‪.‬‬ ‫وی افزود‪ :‬با استقرار ماشــیناالت بنیاد مسکن‬ ‫انقالب اســالمی‪ ،‬عملیات اواربرداری و ساخت‬ ‫واحدها اغاز شده است‪ .‬ما از محل منابع حساب‬ ‫‪ ۱۰۰‬امام (ره) مصالح را تامین کردهایم و در انتظار‬ ‫مصوبه تسهیالت نماندیم‪ .‬اســکلت‪ ،‬میلگرد و‬ ‫ســیمان در حال ورود به منطقه اســت‪ .‬جودی‬ ‫درباره اخرین وضعیت زلزلــهزدگان فین گفت‪:‬‬ ‫خوشبختانه انجا منطقه ســردی نیست و چادر‬ ‫بین مردم توزیع شده اســت‪ ۲۰ .‬میلیون تومان‬ ‫هم برای اســکان موقت پیش بینی شده است‪.‬‬ ‫البته اکثر افراد با یکدیگر خویشــاوند هســتند‬ ‫و مشکلی از بابت اســکان ندارند‪ .‬از طرف دیگر‬ ‫هرچه سریع تر واحدها را میســازیم و به مردم‬ ‫تحویل میدهیم‪ .‬معاون بازســازی بنیاد مسکن‬ ‫تاکید کرد‪ :‬براوردهای خسارت توسط نیروهای‬ ‫بنیاد انجام شده و تشــکیل پروندهها به منظور‬ ‫معرفی به بانک و دریافت تســهیالت اغاز شده‬ ‫است‪ .‬جودی درباره مبلغ تســهیالت به منظور‬ ‫بازسازی و نوسازی واحدهای زلزلهزده هرمزگان‬ ‫یاداور شد‪ :‬پیشــنهاد ما که البته باید به تصویب‬ ‫دولت برسد ‪ ۱۵۰‬میلیون تومان وام احداث‪۳۰ ،‬‬ ‫میلیون تومان وام معیشتی و اسباب و اثاثیه و ‪۷۰‬‬ ‫میلیون تومان کمک بالعوض در ســرفصلهای‬ ‫مختلف پرداخت شــود‪ .‬این ســرفصلها شامل‬ ‫‪ ۲۰‬میلیون تومان به منظور اســکان موقت‪۲۰ ،‬‬ ‫میلیون تومــان کمک معیشــتی و ‪ ۳۰‬میلیون‬ ‫تومان کمک بالعوض احداث خواهد بود‪ .‬یعنی‬ ‫به طور کلی ‪ ۲۵۰‬میلیون تومان وام و بالعوض به‬ ‫واحدهای احداثی پرداخت خواهد شد‪ .‬وی با بیان‬ ‫اینکه احتماال یکشنبه هفته جاری تسهیالت در‬ ‫دولت به تصویب میرسد‪ ،‬گفت‪ :‬برای واحدهای‬ ‫تعمیری نیز ‪ ۳۰‬میلیون تومان تســهیالت و ‪۲۰‬‬ ‫میلیون کمک بالعوض در نظر گرفته شده است‪.‬‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ ‫خسارت‪ 12‬میلیاردریالیزلزلهبهقلعهفین‬ ‫مدیــر کل میراثفرهنگی‪ ،‬صنایعدســتی و‬ ‫گردشگری هرمزگان گفت‪ :‬زمینلرزههای روز‬ ‫یکشنبه و دوشــنبه ‪ ۲۳‬و ‪ ۲۴‬ابان به قلعه فین‬ ‫خسارت وارد کرده است‪ .‬سهراب بناوند افزود‪:‬‬ ‫در پی زمینلرزههــای رخداده‪ ،‬بخشهایی از‬ ‫قلعه فین دچار خسارت شــده است‪ .‬مدیرکل‬ ‫میراثفرهنگی‪ ،‬گردشــگری و صنایعدستی‬ ‫هرمزگان تصریــح کرد‪ :‬برج و صخــرهای که‬ ‫سازه بنا به ان متصل است و همچنین پایههای‬ ‫ضلع شــرقی قلعه فین اســیبدیده اســت‪.‬‬ ‫وی میزان براورد خسارت به این بنای تاریخی‬ ‫را ‪ ۱۲‬میلیارد ریال عنــوان کرد و افزود‪ :‬قدمت‬ ‫قلعه فین از روی ســفالهای بهدســتامده‬ ‫میتوان به قرون میانه اســالمی نسبت داد‪ ،‬اما‬ ‫بنای یادشــده تا دوره قاجار نیز مورداستفاده‬ ‫قرار میگرفته است‪ .‬بناوند تاکید کرد‪ :‬به دلیل‬ ‫شــدت زلزله و وقوع پسلرزهها کارشناســان‬ ‫میراثفرهنگی و عوامل یگان حفاظت بهطور‬ ‫مداوم در حال بررســی شرایط هســتند و در‬ ‫صورت وصول گزارشی دیگر مبنی بر خسارت‬ ‫به اثار و ابنیه تاریخی اطالعرسانی خواهد شد‪.‬‬ ‫تمدیداعزاممشموالنمناطقزلزلهزده‬ ‫هرمزگان‬ ‫ســازمان وظیفه عمومی نیــروی انتظامی از‬ ‫ارائــه خدمات ویــژه و تمدید تاریــخ اعزام به‬ ‫خدمت مشــموالن مناطق زلزله زده اســتان‬ ‫هرمزگان خبرداد‪ .‬به گزارش ایســنا‪ ،‬سازمان‬ ‫وظیفه عمومی نیروی انتظامی در اطالعیه ای‬ ‫اعالم کرد‪ :‬مشموالنی که خود را برای اعزام به‬ ‫خدمت اماده کرده و برگ اعزام به خدمت در‬ ‫تاریخ های اذرماه و دی مــاه دریافت کرده اند‬ ‫ولی به دلیل وقوع زلزله در اســتان هرمزگان‬ ‫دچار حادثه شــده و امکان معرفــی در تاریخ‬ ‫اعزام تعیین شده را ندارند ‪ ،‬به منظور همدردی‬ ‫با این عزیزان و خانواده های انان با مســاعدت‬ ‫سازمان وظیفه عمومی می توانند تاریخ اعزام‬ ‫به خدمت خود را تمدید کنند‪ .‬بر اساس گزارش‬ ‫پایگاه خبری پلیس‪ ،‬این دسته از مشموالن می‬ ‫توانند درخواست تمدید تاریخ اعزام به خدمت‬ ‫خود را از طریــق دفاتر خدمــات الکترونیک‬ ‫انتظامی (پلیس‪ )۱۰+‬ثبــت و پیگیری کنند‪.‬‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه‪1400‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫‪21‬‬ صفحه 21 ‫ﻧﻘﺪ‬ ‫دادنبیانیه‪،‬مشکالتخانهسینماراحلنمیکند‬ ‫سیدرضااورنگ‬ ‫منتﻘدفیلمومدرسسینما‬ ‫روزهــای اول بعــد از پیــروزی انقــالب‪ ،‬وقتی‬ ‫گروههای سیاســی اجازه فعالیت پیــدا کردند‪،‬‬ ‫چﭗ و راســت بیانیــه و نامه سرگشــاده صادر‬ ‫می کردند تــا خود را مهــم جلــوه داده و فریاد‬ ‫بزنند که ما هم هســتیم و دســته و گروه داریم‪.‬‬ ‫روزی نبود که چندین بیانیه از ســوی گروههای‬ ‫سیاســی منتشــر نشــود‪ .‬وقتی روی پیاده رو و‬ ‫حتی خیابان انقالب قدم می زدیــم یا روی تلی‬ ‫از اعالمیه ها پای می گذاشــتیم یا قــدم به قدم‬ ‫بیانیه هــای کاغذی به دســتمان مــی دادند‪.‬‬ ‫وقتی کاغذ گران شــد‪ ،‬با خویش گفتم ای کاش‬ ‫ان زمــان کاغذهای گرانقیمــت را که فقط یک‬ ‫طرف ان بیانیه و نامه سرگشــاده نوشته شده بود‬ ‫را از کف خیابان یا دســت رهگــذران جمع می‬ ‫کردم‪ .‬اگر چنین کرده بودم‪ ،‬االن مرد ثروتمندی‬ ‫بــودم و منت حاتــم طایی را نیز نمی کشــیدم!‬ ‫ان زمان این همه بیانیه و نامه سرگشــاده صادر و‬ ‫منتشر شــد اما احدالناســی وقعی به انها ننهاد‪.‬‬ ‫نوشتن بیانیه جمعی و فردی یک نوع پز سیاسی‬ ‫بود‪ ،‬زیرا صادر کنندگان خودشان هم میدانستند‬ ‫که کســی تره هــم برایشــان خرد نمــی کند‪.‬‬ ‫ســالها از ان زمان گذشــت و صدور بیانیه بسیار‬ ‫کمتر شــد اما از بیــن نرفت ‪ ،‬زیرا بــرای عده ای‬ ‫و گروههایــی هنوز یک پز شــاخص محســوب‬ ‫می شد که توســط ان می توانســتند نام خود یا‬ ‫گروهشان را سر زبانها بیندازند‪ ،‬ولو برای یک روز!‬ ‫متاســفانه چند سالی اســت که نوشــتن نامه‬ ‫سرگشــاده و دادن بیانیه به عالم هنر به خصوص‬ ‫سینما نیز سرایت کرده و گاهی بیش از گروههای‬ ‫سیاســی پس از انقالب‪ ،‬در این عرصه توســط‬ ‫برخی نهادهــا‪ ،‬صنــوف و ســینماگران صادر‬ ‫میشود‪ .‬این بیانیه ها دیگر پز سیاسی محسوب‬ ‫نمی شوند‪ ،‬بلکه ادای هنری به حساب می ایند!‬ ‫چندین سال پیش‪ ،‬متولیان خانه سینما به جای‬ ‫انجام کار صنفی و رفع و رجوع کار ســینماگران‪،‬‬ ‫چون توان این کار را نداشــتند یا نمی خواستند‬ ‫به رتق و فتق امور بپردازند و دنبال نفع شــخصی‬ ‫بودند‪ ،‬به جاده خاکی سیاســت زده و مدام برای‬ ‫هرچیز پیش پا افتاده ای بیانیه صادر کردند و نامه‬ ‫سرگشاده به این و ان نوشتند؛ همه انها نیز‬ ‫بدون تاثیر بودند و حتی خوانده نیز نشــدند‪.‬‬ ‫این طبیعی اســت وقتی مدیرانی نتوانند از‬ ‫عهده اداره امور محوله براینــد‪ ،‬برای اینکه‬ ‫اذهان را منحــرف کنند تا به ضعفشــان و‬ ‫یا سوءاســتفاده انان از مقامشــان پی برده‬ ‫نشود‪ ،‬شهر را شــلوغ کرده و اب را گل الود‬ ‫کننــد‪ .‬دادن بیانیه هــای مکرر از ســوی‬ ‫ســردمداران خانــه ســینما در دوره ای‬ ‫خاص‪ ،‬فقط و فقــط برای این منظــور بود‪.‬‬ ‫در ان دوران نحس‪ ،‬درگیریهای شــخصی و‬ ‫حزبی کار را به جایی کشاند که خانه سینما‬ ‫برای مدتی تعطیل شــد و ســینماگران رو‬ ‫در روی هــم قــرار گرفته و بــرای یکدیگر‬ ‫شمشــیرها را از رو بســتند و پنجــه طعنه‬ ‫و تهمت را به ســر و صورت هم کشــیدند‪.‬‬ ‫همان ســردمداران که بــا دادن بیانیه های‬ ‫مشــکوک‪ ،‬اوضاع خانه ســینما را متشنج‬ ‫کردنــد و بعدها پســتهای مهمــی گرفته‬ ‫و بودجه هــای کالنــی هم برای ســاخت‬ ‫فیلــم دریافــت کردند‪،‬حتــی بــه دبیری‬ ‫جشــنواره فجر هم رســیدند! اما انانی که‬ ‫با تضریــب این متولیــان بــه روی هم تیغ‬ ‫کشــیدند‪ ،‬جز شــرمندگی از روی دوستان‬ ‫و دســتانی تهی چیزی نصیبشــان نشــد‪.‬‬ ‫عجیب اینکــه متولیان خانه ســینما در ان‬ ‫دوران پراشــوب که کار صنفی در زمانشان‬ ‫معنا نداشت‪ ،‬علیه صدا و سیما بیانیه تند می‬ ‫دادند اما خودشان چندی بعد‪ ،‬از مدیران صدا‬ ‫و سیما پول کالن گرفتند برای ساخت سریال‬ ‫هایی که حتی یک ریال هم نمــی ارزیدند!‬ ‫انــان از صــدور بیانیــه به نفع خودشــان‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ ‫اســتفاده کردنــد امــا دیگرانــی کــه زیر‬ ‫علــم انان ســینه زدنــد و گریبــان دریدند‬ ‫سرشــان مثــل همیشــه بــی کاله مانــد!‬ ‫امروز خانه ســینما به دنبال دادن بیانیه علیه‬ ‫این و ان نیســت‪ ،‬هر وقت که الزم باشــد در‬ ‫کنار مــردم و هنرمندان می ایســتد و از انان‬ ‫حمایت می کنــد‪ ،‬چه بــا قلم‪،‬چه بــا قدم‪.‬‬ ‫وظیفــه ســردمداران و اعضــای صنــوف‬ ‫خانــه ســینما انجــام امــور صنفی اســت‬ ‫که بــدون جنجــال در حــال انجام اســت‪.‬‬ ‫نمی توان نادیده گرفت که بین اعضای صنوف‬ ‫با یکدیگر و دیگر صنوف همچنان کشمکش‬ ‫وجود دارد‪ ،‬هر چند ظاهرا به چشــم نمی اید‪.‬‬ ‫برخی از صنوف خانه سینما که حتی رئیسشان‬ ‫نیز در خارج از کشور زندگی می کند‪ ،‬همچنان‬ ‫دنبال ان هستند که شهر را شلوغ کرده و جار و‬ ‫جنجال راه بیندازند تا چرخ امور از کار بیفتد‪.‬‬ ‫دوبــاره بیانیه صادر می کنند و دم از مســائل‬ ‫پیش پــا افتاده مــی زننــد و همــه چیز را‬ ‫غیرقانونــی می داننــد‪ .‬وقتی ادعــا دارند در‬ ‫خانه ســینما بی قانونی صورت گرفته‪ ،‬دست‬ ‫بگذارنــد روی بندهای اساســنامه و بگویند‬ ‫در این مــورد خالف صورت گرفتــه‪ .‬اگر حق‬ ‫با انان اســت که متولیان خانه سینما وظیفه‬ ‫دارند به ان رســیدگی کنند و اگر رســیدگی‬ ‫نشــد حق شــکایت برای انان محفوظ است‪.‬‬ ‫دور هم نشســتن و مشــکالت را حل کردن‬ ‫بهتر اســت یا بیانیه دادن و پز هنری گرفتن؟‬ ‫سینما متعلق به همه سینماگران و مردم است‬ ‫و کســی نمی تواند این حــق را از انان بگیرد‪.‬‬ ‫لطفا جــو خانــه ســینما را نــاارام نکنید تا‬ ‫امــور صنفــی در ارامــش انجــام بگیــرد‪.‬‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه‪1400‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫‪27‬‬ صفحه 27 ‫یادیازگذشته‬ ‫پیادهتاپارسفیلم‬ ‫خاطره ؛ به مرورزمان‬ ‫به تاریخ گره میخورد و‬ ‫تاریخ؛ خود خاطره است‪.‬‬ ‫دهه ‪ ۴۰‬بود‪ .‬دوستی‬ ‫داشتم به نام (بیژن)‬ ‫که سال اخر ادبیات را‬ ‫غالمرضا گمرکی میگذراند‪ .‬از من خواست‬ ‫ﻧﻮﯾﺴﻨﺪه‬ ‫تا برای پایان نامهاش یک‬ ‫رمانبنویسم‪ .‬خجالت‬ ‫کشیدم بهش نه بگویم ‪ .‬پذیرفتم و برایش نوشتم‪.‬‬ ‫در ان سالها ؛ تازه یکی دوتا از داستانهایم همرا با‬ ‫عکس خودم درنشریات انزمان چاپ شده بود ومن‬ ‫سرازپانمیشناختم‪.‬بهرکسمیرسیدمبرخوردم‬ ‫جوری بود (که ‪ ،‬منم رستم دستان)‪ ....‬باد به غبغب‬ ‫میانداختم و چنان ژست برای طرف میگرفتم که‬ ‫بیا و ببین‪ .‬درحالیکه این بندگان خدا روحشان‬ ‫هم از کار و حرفه من خبر نداشت که ازچه راهی‬ ‫امرارمعاش میکنم ! این برخورد ناشایست ؛ خیلی‬ ‫زود مرا از خواب نادانی و خودبزرگ بینی بیدارکرد‬ ‫چون کمکم احساس میکردم بزرگترین نویسنده‬ ‫دنیا هستم و صغیر وکبیر بایستی به من احترام‬ ‫بگذارند‪ .‬خب جوانی بود وهزار ارزو‪ ...‬وایرا‪ ..‬واقعیت‬ ‫این تلنگر را بیژن که برایش پایان نامه را نوشته بودم‬ ‫بمن زد ومرا از خواب خر گوشی بیدارکرد‪ .‬اینجا بود‬ ‫که پی بردم زمانیکه دست دیگران رادرهرموردی‬ ‫بگیری باالخره روزی کسی دستت را خواهد گرفت‬ ‫واین قانون روزگار است‪.....‬‬ ‫تا اینکه توسط یکی از دوستانم به نام (جهانگیر) با‬ ‫زندهیادحسینمدنینویسندهوکارگردانسینما‬ ‫و خالق کتاب پر اوازه( اسمال درنیویورک) اشنا‬ ‫شدم‪.‬‬ ‫درخیابان الله زار کوچه فردوسی یک شرکت‬ ‫فیلمسازیبودبهنام(گروهمتحدهسینماهای‬ ‫تهران)متعلقبه(ناصرمجدبیگدلی)‬ ‫پدر خانمجمالامیدنویسندهومنتقدسینما‪.‬‬ ‫حسینمدنیبرایایشانمشغولساختفیلم‬ ‫بود‪.‬جهانگیرازدستیارکارگردانانفعالوخستگی‬ ‫نا پذیر سینمابودو اکثر کارگردانان از کار بااو لذت‬ ‫میبردند‪.‬بهمینخاطرهمیشهسرکاربود‪.‬جهانگیر‬ ‫مراچنان با اب وتاب به حسین مدنی معرفی کردکه‬ ‫مدنیتصورنمودبابزرگتریننویستدهنامی‬ ‫سینما روبرو شده است‪ .‬با رفتن جهانگیری از‬ ‫دفتر؛ مدنی ازمن سوال کرد تا حاال کدام یک‬ ‫ازنوشته هایت فیلم شده ؟ زمانیکه گفتم من تاحاال‬ ‫فیلمنامهننوشتمکهتبدیلبهفیلمشوداحساس‬ ‫کردم بادکنکی بودم که ترکید وبادش خوابید!!!!‬ ‫‪22‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه ‪1400‬‬ ‫از انجا که اهالی سینمای قبل انقالب‬ ‫ازهر نظر بخصوص مرام ومعرفت و‬ ‫لوطیگرینمونهبودندوهستند؛مدنی‬ ‫یک جلد فیلمنامه تایﭗ شده بمن داد‬ ‫وگفت ‪ :‬اینو چند بار بخون وسعی کن‬ ‫اصطالحات رو یاد بگیری‪ .‬از او تشکرکردم‬ ‫و داستان جدیدم را برای مطالعه به او دادم‬ ‫و قرارشد هفته بعد ایشان را در محل دفتر‬ ‫ناصرخانببینم‪...‬‬ ‫از دفتر که زدم بیرون باعجله خودمو به‬ ‫خانهرساندم‪.‬مادرخدابیامرزمگفت‪:‬‬ ‫چی شده اینقدر هراسانی ؟ بهش گفتم‪:‬‬ ‫میرم تو اتاق تا نیومدم بیرون لطفادمنو‬ ‫صدا نکن یه کتابه باید بخونم‪ .‬نشان بﺂن‬ ‫نشان که یادم هست سه روز من مدام‬ ‫فیلمنامه را به دفعات خوندم تاجایی که‬ ‫مادرم بشدت کالفه شده بود که چرا از اتاق‬ ‫بیروننمیایم‪....‬‬ ‫یک هفته مهلت بسر امد ومن طبق‬ ‫قرارخدمتجنابمدنیرسیدم‪.‬بعد‬ ‫سالمواحوالپرسی زد پشت شانه من‬ ‫وگفت‪ :‬مرسی قلم خوبی داری‪ .‬از‬ ‫دیالوگها وکنش وواکنش قصه ات‬ ‫خوشم اومد‪ .‬من که قند توی دلم اب‬ ‫شده بود فقط تشکر کردم ویک دفعه‬ ‫گفتم‪:‬خبجناب مدنیهمینداستان‬ ‫رو بهفیلمنامهتبدیلمیکنموخودتونم‬ ‫بسازیدش‪.‬‬ ‫گفت‪:‬اتفاقاباناصرخان(مجدبیگدلی)‬ ‫صحبت کردم اونم قصه شمارو خوندولی‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ ‫گفتبدرددکترکوشان میخوره‪.‬گفتم‪:‬‬ ‫منکه با ایشان اشنا نیستم‪ .‬گفت‪ :‬اول برو‬ ‫داستان رو به فیلمنامه تبدیل کن وقتی‬ ‫تموم شد بیار من بخونم‪ ،‬اون موقع یه یاد‬ ‫داشت بهت میدم میری خدمت دکتر‬ ‫کوشان‪ ....‬دیگه من حرفی برای گفتن‬ ‫نداشتم‪.‬ازمدنیتشکرکردموامدممنزل‪.‬‬ ‫دوباره خودمو توی همون اتاق زندانی‬ ‫کردموشروعکردمبهنوشتن فیلمنامه‬ ‫از روی قصه خودم‪ .‬حدودا ده روز طول‬ ‫کشید‪ .‬حاال قصه باسم( میوه گناه) اماده‬ ‫شده و باید تایﭗ بشه‪.‬‬ ‫دران زمان اکثرکسانی که کار تایﭗ انجام‬ ‫می دادند یا جلوی دانشگاه تهران بودند یا‬ ‫مقابل کاخ دادگستری‪ .‬پولی از مادر گرفتم‬ ‫و راهی جلوی دانشگاه تهران شدم‪ .‬با مرد‬ ‫مسنی صحبت کردم و قرار شد مبلغ نا‬ ‫چیزی به او بدهم‪ .‬من میخواندم و او تایﭗ‬ ‫میکرد‪ .‬اواسط کارازمن پرسی این قصه‬ ‫میخواد کتاب بشه؟ گفتم ‪ :‬نه قراره‬ ‫فیلمبشه‪.‬گفت‪:‬اول صبحی اشک منو‬ ‫دراوردی‬ ‫جوون‪ ...‬گفتم ‪ :‬قصه اش چطوره ؟ گفت‪ :‬تا‬ ‫اینجا که من کیف کردم‪ .‬اذان ظهر بود که‬ ‫تایﭗ تمام شد ومن پول تایﭗ را پرداخت‬ ‫کردم وحین رفتن بمن گفت‪ :‬قصه ات‬ ‫اگه فیلم شد برای منم بلیط سینما این‬ ‫ورسال رو بیار برم ببینم‪ .‬که البته االن اسم‬ ‫سینماشده(انقالب)‪....‬‬ ‫همانجافیلمنامهرادادمصحافیوراهی‬ صفحه 22 ‫از صفحــه مانیتــوری‬ ‫که روی میــزش بود ‪،‬‬ ‫هراس و وحشــت زن‬ ‫را نگاه می کــرد مانند‬ ‫دانشمندی که بر روی‬ ‫موش ازمایشــگاهیش‬ ‫دارو یا شــوکی را وارد‬ ‫ولی اﷲ نیسریان‬ ‫کرده و مــوش با همه‬ ‫ﻧﻮﯾﺴﻨﺪه‬ ‫وجود خود را بــه در و‬ ‫دیوار قفــس می کوبد ‪،‬‬ ‫هر حرکت موش به او می گویــد کارش را با او‬ ‫چگونه پیش ببرد ‪ .‬صفحه مانیتور کامال بطرف‬ ‫خودش بود ‪ ،‬به نظر می رســید فراموش کرده‬ ‫مهمان دارد ‪ .‬شــاید دیدن یــک فیلم هیجان‬ ‫انگیز هم او را این چنین هیجان زده نمی کرد‪،‬‬ ‫برایش رفتار کارمندی که تازه استخدام کرده‬ ‫بود هم تعجب اور بود و هم راضی کننده‪ .‬گاهی‬ ‫در حین تماشا از کشــف روحیات و هراس زن‬ ‫دچار تعجب و لذت می شــد ‪ .‬تاکنون اینقدر‬ ‫ســریع به روحیات کارمندانش دست نیافته‬ ‫بود‪ .‬با همــه زرنگی حداقل چنــد ماهی باید‬ ‫زمان می برد که بداند چه ادمی را اســتخدام‬ ‫کــرده‪ .‬به خاطر این فتح ‪ ،‬ســرخوش و شــاد‬ ‫به پشــتی صندلیش تکیه داد و زیرچشــمی‬ ‫به بازرس بیمه نگاهی انداخــت‪ .‬بازرس بیمه‬ ‫اوراقی را پر کرد ‪ ،‬امضاء مدیر شرکت را گرفت‬ ‫و ســپس محل شــرکت را ترک کرد ‪ .‬مدیر از‬ ‫پشــت میزش بلند شــد ‪ ،‬چند قدمی بازرس‬ ‫بیمه را مشایعت کرد ‪ .‬منشی شرکت مشغول‬ ‫کارش بود ‪ ،‬به طرف میز منشــی رفت و گفت‪:‬‬ ‫برای کارمند جدید اب قند ببر ‪ .‬منشی با تعجب‬ ‫به مدیر نگاهی کرد و بیصدا به ابدارخانه رفت‪.‬‬ ‫اب قندی درســت کرد و رفت به انبار کوچکی‬ ‫که درش به ابدارخانه باز می شــد ‪ .‬زن با ترس‬ ‫پرسید ‪ :‬بازرس بیمه رفت؟ منشی اب قند را به‬ ‫او داد و سپس کنارش ایستاد و به قفسهبندی‬ ‫مــدارک تکیه داد‪ .‬با دســتهایش شــانههای‬ ‫همکارش را که تازه یکماه بود به شرکت امده‬ ‫بود مالش داد ‪ .‬هر دو ســاکت بودند ‪ .‬منشی به‬ ‫دوربین نصب شــده روی سقف نگاه می کرد و‬ ‫زن که با دستهای لرزان اب قند را جرعه جرعه‬ ‫می خورد‪ ،‬نگاهش به در بود‪ .‬منشی گفت‪ :‬خانم‬ ‫جمالی‪ ،‬چند وقت است که بازنشسته شده ای؟‬ ‫زن حاال کمی ارامش یافته بــود ‪ ،‬لیوان خالی‬ ‫را به منشــی داد و از او تشکر کرد‪.‬منشی ادامه‬ ‫داد‪ :‬اگر به من میگفتی بازنشسته هستی ‪ ،‬بهت‬ ‫‪28‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه ‪1400‬‬ ‫می گفتم امروز نیایی‪ .‬زن یکبار دیگر به‬ ‫منشی نگاه کرد ‪ ،‬روســریش را دراورد و‬ ‫موها و سپس لباســش را مرتب کرد و در‬ ‫حالی که سعی می کرد ارام باشد از اطاق‬ ‫بایگانی خارج شــد ‪ .‬مستقیم رفت پشت‬ ‫میزش ‪ .‬ســعی میکرد خونسرد باشد ‪ ،‬به‬ ‫مرتب کردن مــدارک مالی پراکنده روی‬ ‫میزش پرداخت‪.‬مســئول حســابداری‬ ‫شرکت بود و همیشــه به نظم در کارش‬ ‫توجه می کرد ‪ .‬نگاه سنگین‪ ،‬مستقیم و‬ ‫جستجوگر مدیر شرکت را روی وجودش‬ ‫حس کرد ‪ ،‬ســعی کرد حواســش را به‬ ‫موضوع کارش و منظم کردن اوراق مالی‬ ‫متمرکز کند‪ ،‬ولی چرا مدیر به او اینجوری‬ ‫نگاه کرد؟ حس کرد االن کســی بیاید و‬ ‫کتکش بزند ممکن اســت مقاومتی هم‬ ‫نکند‪ .‬از این حــس بدش امــد و بدون‬ ‫اینکه ســرش را بلند کند رفت ســمت‬ ‫دستشویی شرکت‪ .‬روبروی اینه ایستاد‬ ‫و زل زد به خودش‪.‬سعی کرد گریه نکند‪.‬‬ ‫چند ماه از بازنشســتگیش می گذشت ‪،‬‬ ‫اینجا را با سفارش یکی از وابستگانش به‬ ‫نام اقای رســولی پیدا کرده بود ‪ .‬پس از‬ ‫بازنشستگی بالفاصله به جستجوی کار‬ ‫پرداخت‪.‬باال بودن ســن‪ ،‬اشتغال سالها‬ ‫به حســابداری در یک ســازمان دولتی‬ ‫که با حسابداری شــرکتهای خصوصی‬ ‫متفاوت بــود ‪ ،‬پیدا کــردن کار را برایش‬ ‫دشوار میکرد‪ .‬با شــروطی در این شرکت‬ ‫بازرگانی پذیرفته شــد ‪ ،‬اقای رسولی که‬ ‫حسابدار کارکشتهای بود به مدیر شرکت‬ ‫قول داده بــود خانم جمالــی را از جهت‬ ‫هماهنگی مالی و امــوزش تنها نگذارد‪.‬‬ ‫خانم جمالی شنیده بود بازرس بیمه هر‬ ‫از چند گاهی برای سرشــماری پرسنل‬ ‫بیمه شده می اید‪ ،‬اگر متوجه حضور یک‬ ‫بازنشسته شــود‪ ،‬برایش دردسر ساز می‬ ‫شد‪ .‬نفس عمیقی کشید‪ ،‬چشمهایش را‬ ‫بست و ســعی کرد به ارامش برسد ‪ .‬ولی‬ ‫چرا مدیر شرکت اینجور نگاهش میکرد‪.‬‬ ‫ابی به صورتش زد و از دستشویی بیرون‬ ‫امد ‪ .‬سعی کرد ارام باشد ‪ .‬منشی مشغول‬ ‫کارش بود ‪ ،‬تحصیلدار شرکت که پس از‬ ‫انجام امور بانکی و گمرک به شرکت امده‬ ‫بــود ‪ ،‬روی تراس و پیش مدیر شــرکت‬ ‫مشــغول دادن گزارش کارش بود‪ .‬مدیر‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ ‫ق‬ ‫داﺳﺘان‬ ‫ول‬ ‫تا‬ ‫سم‬ ‫ترس‬ ‫داشت سیگار می کشــید و با تحصیلدار‬ ‫دعوا میکــرد‪ .‬تحصیلدار هم ســرش را‬ ‫انداخته بود پاییــن و چیزی نمی گفت ‪.‬‬ ‫تعدادی حوالههای بانکــی و اوراق دیگر‬ ‫که تحصیلدار از بانکها اورده بود ‪ ،‬روی میز‬ ‫خانم جمالی بود ‪ ،‬انها را بایگانی کرد‪.‬باید‬ ‫برای پاره ای سواالت مالی به اقای رسولی‬ ‫زنگ می زد و راهنمایی می خواست ولی‬ ‫با این شــرایط روحی حاال وقتش نبود‪.‬‬ ‫گاهی صدای مدیر که با تحصیلدار دعوا‬ ‫می کرد انقــدر بلند بود کــه برای خانم‬ ‫جمالــی ازار دهنده و اعصــاب خرد کن‬ ‫شــده بود‪ .‬اپارتمان شرکت در مجتمعی‬ ‫بود که ‪ ۱۰‬واحد داشــت و تعــدادی از‬ ‫واحدها مسکونی بودند ‪ .‬گاهی اسانسور‬ ‫خراب می شــد یا برق می رفت ‪ ،‬چند بار‬ ‫خانم مســنی را هنگام تردد در راه پله ها‬ ‫دیده بود که از واحدش خارج می شــد ‪،‬‬ ‫یکبار ناخواســته متوجه پیرمردی روی‬ ‫ویلچر شده بود ‪ .‬زن مطمئن بود این سر‬ ‫و صداها همسایهها را ناراحت می کند و‬ ‫توی بورد در ورودی ‪ ،‬نوشته هایی مبنی‬ ‫بر دعوت بــه ارامش و ســکوت را دیده‬ ‫بود ‪ .‬فقط ســر و صدای مدیر شــرکت با‬ ‫تحصیلدار و گاهی با منشی‪ ،‬نظم ارامش‬ ‫را در ســاختمان بهم می زد ‪ .‬دو همکار‬ ‫دیگر که انهــا اغلب در بنــادر جنوب یا‬ ‫شــمال در کار ترخیص کاال و سفارشات‬ ‫مشــتریان طرف قرارداد شرکت فعالیت‬ ‫می کردند و به ندرت به شرکت می امدند‪.‬‬ ‫در این یکماهه مدیر بــا او دعوایی نکرده‬ ‫بود‪ .‬نمی دانســت کی زمان او می رسد‪.‬‬ ‫خانم جمالی مشــغول کارش بود که در‬ ‫کشویی تراس باز شد و تحصیلدار امد به‬ ‫طرف میز حسابداری تحصیلدار در مورد‬ ‫مدارک توضیحاتی داد‪ .‬خانم جمالی به‬ ‫تحصیلدار که مردی ‪۵۵‬ساله بود نگاه کرد‬ ‫‪ .‬نحیف بود و خســته‪ .‬در گرما و سرما با‬ ‫موتوری که شرکت در اختیارش گذاشته‬ ‫بود به همه جا می رفت و درخواســتهای‬ ‫شرکت و گاهی سفارشات خصوصی مدیر‬ ‫و همسر مدیر را انجام می داد ‪ .‬زن داشت‬ ‫و ‪۳‬بچه ‪ ،‬مســتاجر هم بود در منطقه ای‬ ‫که خانم جمالی نامش را تاکنون نشنیده‬ ‫بود ‪ .‬زمــان ناهار هر کارمنــد غذایش را‬ ‫گرم مــی کــرد‪ ...‬ادامه در شــماره بعد‪.‬‬ صفحه 28 ‫دفتر جناب مدنی شدم وبعد از سالم و‬ ‫احوالپرسیوتعریفازپشتکارمگفت‪:‬‬ ‫خوبه جلدشم انجام دادی‪ .‬باشه من‬ ‫میخونم شما دوروز دیگه بدفتر زنگ بزن‬ ‫قراربگذاریم‪.‬خداحافظیکردموازدفتر‬ ‫خارج شدم ولی این دو روز باندازهدیک‬ ‫سال بمن سخت گذشت‪....‬‬ ‫دوروزبعدمقابلحسینمدنینشستم‪ .‬‬ ‫اوفیلمنامهرامطالعهکردهبودچندمورد‬ ‫اصالحی را بمن تذکر دادکه حضورا بدکتر‬ ‫کوشانبگویموخداییخیلیازفیلمنامه‬ ‫راضی بود‪.‬‬ ‫بعد یادداشتی نوشت وداخل پاکت‬ ‫گذاشت و درحالیکه به من میدادگفت‪:‬‬ ‫میری کیلومتر‪ ۹‬جادهکرجبغلکارخانه‬ ‫بستنی سازی کیم ‪ .‬یه باغ بسیار بزرگی‬ ‫اونجاست که بهش میگن پارس فیلم‪ .‬فردا‬ ‫صبح میری االن بعید میدونم دکتر باشه‪.‬‬ ‫از قول من خدمت دکتر سالم برسون واین‬ ‫یادداشت رو بهش بده‪ .....‬از مدنی تشکر‬ ‫کردم و از دفترخارج شدم‪ .‬وقتی به خانه‬ ‫رسیدم از ذوق یادم رفت به مادرم سالم‬ ‫کنم واو‬ ‫توی چشمای من ذل زد وگفت ‪ :‬علیک‬ ‫سالم‪ .‬صورت مادرم رابوسیدم‪ .‬بغلش‬ ‫کردم وگفتم برام دعا کن‪ .‬فردا قرار نتیجه‬ ‫این همه زحمت وبی خوابی رو بهم بگن‪..‬‬ ‫مادرمگفت‪ :‬توکلتبخداباشهایشااله‬ ‫که درست میشه ‪ .‬تو ؛ بچه خوش قلبی‬ ‫هستی‪ ....‬وقتی رفتم توی اتاق کذایی‬ ‫یادم افتاد فرداکه میخوام برم جاده کرج‬ ‫پول ندارم ‪ .‬راستش خجالت کشیدم‬ ‫دوباره از مادر پول بگیرم‪ .....‬به مادر گفتم ‪:‬‬ ‫االن برمیگردم‪ .‬سریع ازخونه زدم بیرون‬ ‫ویکراسترفتمپیشجهانگیر‪.‬بادیدنم‬ ‫خیلی خوشحال شدو قبل ازاینکه حرفی‬ ‫بزنم گفت‪ :‬دیروز با اقای مدنی ذکر‬ ‫وخیرت بود‪ .‬گفتم ‪ :‬چطور ؟ گفت‪ :‬ازت‬ ‫تعریف میکرد میگفت بچه باهوش و با‬ ‫پشتکاریه‪ .‬قراره فردا بری پارس فیلم؟‬ ‫گفتم‪ :‬اره بخاطر همین اومدم یه کم‬ ‫پول بمن قرض بدی‪ .‬دیگه روم نمیشه‬ ‫از مادرم بگیرم‪ .‬گفت ‪ :‬یه تومن کافیه ؟‬ ‫گفتم‪ :‬ممنون‪ .‬پول را دادو من راهی منزل‬ ‫شدم‪.... .‬‬ ‫انشب تا خود صبح خواب ازمن قهرکرده‬ ‫بود و هیچ جور حاضر به اشتی نبود‪.‬‬ ‫باالخره هوا روشن شد‪ .‬با عجله نان‬ ‫وپنیر وچای شیرین خوردم از منزل زدم‬ ‫بیرون‪ ...‬دران زمان هنوز شرکت واحد‬ ‫اتوبوسرانی تهران گستره نشده بود و‬ ‫(اتوتوکل) مسافرینراجابجا میکرد‪.‬‬ ‫سوار اتوبوس شدم ویه ربع بعد میدان‬ ‫‪ ۲۴‬اسفند (میدان انقالب) فعلی بودم‪.‬‬ ‫پیاده شدم سواراتوبوس های کرج شدم‬ ‫و کیلومتر‪ ۹‬جاده کرج پیاده شدم ورفتم‬ ‫گ پارس فیلم‪ .‬اولین بار بود‬ ‫داخل باغ بزر ‬ ‫که دکور های ساخت زنده یاد(خاکدان)‬ ‫راکه برای فیلم های تاریخی ساخته بود‬ ‫میدیدم‪ .‬رسیدم به دفتر دکتر کوشان تقه‬ ‫ای بدر زدم صدایی مرا بداخل فرا خواند‪.‬‬ ‫داخل که شدم مردی موقراز پشت میز‬ ‫برخواست محترمانه دست داد و خودش‬ ‫را معرفی کرد‪ .‬من هم خودم را معرفی‬ ‫کردم و پاکت مدنی را بایشان دادم‪ .‬تا‬ ‫یادداشت را بخواند ابدارچی چای اورد‬ ‫وبا رفتن او دکتر گفت ‪ :‬درخدمتم‪ .‬ومن‬ ‫فیلمنامه ام رابایشان دادم ‪ .‬او نگاهی به‬ ‫بعضی از صفحات انداخت وگفت؛‬ ‫ممنون‪.‬باشهمیخونم‪.‬انشاءاهللهفته‬ ‫دیگهبرایجوابشهمین موقعبیاین‪ .‬‬ ‫ازاو تشکر کردم که بروم نگاهی بساعت‬ ‫مچی اش کردو گفت‪ :‬االن موقع ناهاره‪.‬‬ ‫ناهار بخورین بعد برین‪ .‬گفتم‪ :‬جایی قرار‬ ‫دارم و باید برم سپس دستم را بگرمی‬ ‫فشرد وتا دم دراتاق مرا همراهی کردومن‬ ‫امدم بیرون و راهی منزل شدم‪.....‬‬ ‫یک هفته گذشت ومن طبق قرار بایستی‬ ‫برای جواب به پارس فیلم میرفتم‪ .‬اما‬ ‫پولی در بساط نبود‪ .‬نمی خواستم از‬ ‫مادرم بگیرم از طرفی به جهانگیر هم‬ ‫بدهکاربودم‪..‬‬ ‫کامال مستاصل شده بودم‪ .‬تصمیم گرفتم‬ ‫صبح زوداز منزل راه بیافتم تا بموقع به‬ ‫پارس فیلم برسم‪ .‬توکل بخدا کردم و‬ ‫راهی شدم وبا کمی تاخیر وارد اتاق دکتر‬ ‫کوشان شدم‪ .‬عین روز اول با احترام‬ ‫پذیرایم شد و بی مقدمه گفت ‪ :‬بریم سر‬ ‫اصلمطلب‪.‬فیلمنامهشماروخوندم‪.‬‬ ‫ازخط داستان خوشم اومد ولی باید بدم‬ ‫به دوستان ‪ .‬یه بازنویسی الزم داره گفتم‪:‬‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ ‫ببخشیدمیشهبفرماییدمشکلکجاست‬ ‫خودم بازنویس کنم؟ لبخندی زد وجوابداد ‪:‬‬ ‫شماتمامفکروخالقیتترودراینفیلمنامه‬ ‫ریختی‪ .‬باید فکر دوم وسومی روی این‬ ‫داستان پیاده بشه تا مورد توجه من بعنوان‬ ‫تهیهکنندهقراربگیره‪...‬درسته؟‬ ‫منکهحرفیبرایگفتننداشتمباسرتایید‬ ‫کردم‪ .‬دکتر؛ فرم نوشته شده ای را بمن داد‬ ‫که امضاء کنم‪ .‬فرم را که خواندم واگذاری‬ ‫فیلمنامه بود‪ .‬بایاد خدا فرم را امضاء وبایشان‬ ‫دادم‪ .‬دکترپاکت نامه دربست ای را بمن داد‬ ‫و گفت ‪ :‬انشاءاهلل درکارهاتون موفق باشید‪.‬‬ ‫دوست دارم امروز ناهار رو باهم بخوریم ‪ .‬اما‬ ‫انگار یه کسی به من می گفت ‪ :‬احترام خودتو‬ ‫نگه دار‪ .....‬گفتم ‪ :‬خیلی ممنون و او مثل دفعه‬ ‫قبل مرا تا جلوی اتاق بدرقه کرد‪ ....‬زمانیکه به‬ ‫جاده رسیدم درپاکت را باز کردم و با دیدن‬ ‫‪ 500‬تومان (نه‪ 500‬هزارتومان) یعنی نصف‬ ‫هزار تومان ) سرم درد گرفت و باورم نمیشد‬ ‫چنین پولی که نمیدانم دران زمان چند دالر‬ ‫میشد؛نصیبمشده!!!!!‬ ‫راستش همون موقع مادرم اومد جلو نظرم‬ ‫که گفته بود ‪ :‬توکلت بخدا باشه‪.....‬‬ ‫پریدم تواتوبوس راهی میدان‪ ۲۴‬اسفند و‬ ‫از انجا به منزل شدم‪ .‬زمانیکه به درب منزل‬ ‫رسیدم خیلی در زدم اما کسی در را باز نکرد‪.‬‬ ‫در همین موقع متوجه صدای اذان ظهر‬ ‫شدم‪ .‬یادم افتاد که مرحوم مادرم همیشه‬ ‫با اذان برسجاده سر می ایستاد‪ .‬پشت در‬ ‫نشست متاباالخرهمادرمبیننمازظهروعصر‬ ‫در را باز کرد ‪ .‬پریدم توی بغلش وپاکت پول را‬ ‫دودستی تقدیمش کردم اما او با اینکه پول‬ ‫رادید بسرعت رفت توی اتاق برای ادامه نماز‪.‬‬ ‫یکربع بعد که نمازش باتمام رسید گفت‪ :‬این‬ ‫همه پول رو از کجا اوردی پسر‪..‬؟ گفتم ‪ :‬فکر‬ ‫بد نکن مادر‪ .‬من شیر پاک تورا خوردم‪ .‬این‬ ‫پول بابت همون شب زنده داری هاییست‬ ‫که داستان مینوشتم و شما ایراد میگرفتی‬ ‫ومیگفتی چشمات ضعیف میشن ؛ اره مادر‬ ‫من امروز نوشته هامو فروختم تا کمک خرج‬ ‫خانواده باشم‪ .‬مادرم مرا دراغوش کشید و‬ ‫گفت‪ :‬خیر از جوانیت ببینی که بفکر مایی‪.‬‬ ‫خدا برات بسازه مادر‪ .....‬الهی عاقبت بخیر‬ ‫بشی مادر که بفکر پدر پیرت هستی‪....‬‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه‪1400‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫‪23‬‬ صفحه 23 ‫باالتر دانش اموز هستند‪ .‬در گذشته‪،‬به طور اتوماتیک‪ ،‬تعامالت زیادی‬ ‫بین بچه ها صورت می گرفت؛ امکانات خاصی وجود نداشت و کودکان‬ ‫خودشان بازیهای خاص و حتی بازیهای فصلی را خلق می کردند و در‬ ‫اثر تعامل‪ ،‬رقابت و خالقیت و نوعدوستی ساخته می شد‪ .‬انچه والدین‬ ‫و حتی مدارس بــه ان توجه ندارند ریل تحول اجتماعیســت؛ یعنی‬ ‫رابطه با دیگری برقرار کردن‪،‬دچار تعارض شدن‪ ،‬توانایی حل تعارض‪،‬‬ ‫نوعدوستی‪ ،‬شفقت ورزی‪ ،‬محبت به انسان دیگر‪ ،‬پیدا کردن راه حل در‬ ‫صورت بروز تعارض در منافع‪ ،‬همبستگی و مشارکت گروهی‪ .‬بالیی که‬ ‫فضای دیجیتال سر دانش اموزان اورده است در حوز ه تحول اجتماعی‬ ‫انهاست‪ ،‬امروزه بچه ها مهارت اجتماعی چندانی برای برقراری ارتباط‬ ‫و گفتگو ندارند‪ .‬مدارس خوب مدارســی کیفی هســتند که کودک‬ ‫را در یک مثلث رشــد می دهند؛ مثلثی که ســه بعد دارد‪ :‬پیشرفت‬ ‫تحصیلی‪ ،‬رشد شخصی و شــخصیتی کودک و نیز نتایج اجتماعی‪.‬‬ ‫اما کودک امروز اصال دغدغه ای برای جامعه ندارد‪ ،‬به تالش انسانهای‬ ‫دیگر برای خودش نمی اندیشد‪ .‬او به پاکبانی که محله را جارو می کند‬ ‫فکر نمی کند و بــه اینکه باید قدردان انها باشــد‪ .‬فضای مجازی‪ ،‬بعد‬ ‫اجتماعی شــدن را مورد غفلت قرار داده اســت و کــودکان در این‬ ‫زمینه ها اموزش نمی بینند‪ .‬اساسا مدرسه مکانی صرفا برای تحصیل‬ ‫نبوده‪ ،‬بلکه مکانی برای اجتماعی شــدن بوده اســت تا بچه در کنار‬ ‫دیگران قرار بگیرد و با تعامل اجتماعی از خودمحوربینی بیرون بیاید‪.‬‬ ‫اما امــروزه بچه ها اصــا نمی دانند که نیــاز و ســلیق ه دیگری هم‬ ‫وجــود دارد‪ .‬بچه بــا کامپیوتــر بازی می کنــد و به محــض اینکه‬ ‫می بــازد کامپیوتــر را خاموش می کنــد‪ ،‬چون ظرفیت شکســت‬ ‫و ناکامــی را ندارد‪ .‬اگــر بچه ها در ارتباطات انســانی ناکام نشــوند‬ ‫و یــاد نگیرند چگونــه بــر ناکامــی غلبــه و ان را جبــران کنند‪.‬‬ ‫شــما فرزندپروری نمی کنید بلکــه اژدهاپــروری می کنید‪ .‬فضای‬ ‫دیجیتــال بزرگترین اســیب خــود را به بعــد تحــول اجتماعی‬ ‫کــودکان وارد کــرده اســت و کــودکان به علــت عــدم تعامل با‬ ‫جهان بیــرون‪ ،‬تحمل کــردن و احتــرام گذاشــتن را نیاموخته اند‪.‬‬ ‫به گمان شــما ایا می توان از فضای دیجیتال برای کودک‪،‬‬ ‫معنا خلق کــرد و مدیریــت ناکامی را به او امــوزش داد؟‬ ‫جهان تغییر کرده و با جهان دیجیتال و تکنولــوژی در وقت و هزینه‬ ‫صرفه جویی شده است اما باید به خاطر داشــته باشیم برای کودک و‬ ‫نوجوان ایــن اتفاق به طــور محدودتری رخ می دهد‪ .‬کــودک باید با‬ ‫انسان دیگری تعامل داشته باشد‪ ،‬باید روابط انسانی بسازد تا خالقیت‬ ‫اصیل خود را تمرین کند و اســتعدادهای خود را شکوفا سازد‪ .‬فضای‬ ‫دیجیتال برای همه ما چه کودک و چه بزرگســال حد محدودی دارد‬ ‫و در همین حد به فرزنــدان ما فرصتهای محــدودی برای خالقیت‬ ‫و بازی می دهد‪ .‬بازی‪ ،‬تفکر کودک اســت و ان را شــکل می دهد اما‬ ‫منظور از بازی اینکه در ان تعامل انسانی وجود دارد و کودک بازخورد‬ ‫اراده دیگــری را می بیند و تصمیم‬ ‫دریافت می کند و در مقابــل ان ‍ ‬ ‫می گیرد که محبت یا گذشــت کند‪ ،‬نوعدوســت باشــد و گاه ناکام‬ ‫بشود‪ .‬فضای دیجیتال هرگز نمی تواند جایگاه رابطه انسانی را بگیرد‪.‬‬ ‫است‪ .‬اعتیاد به اینترنت و اســیب پذیری مغز بر اثر ان خیلی مورد‬ ‫بحث قــرار گرفته اســت‪ .‬هنگام نــگاه کردن به صفحه گوشــی‪،‬‬ ‫تمام مغز ســاکت می شــود و فقط نقط ه خاصی از ان کار می کند‪.‬‬ ‫توصی ه اکید روانشناســان بــه والدین این اســت که اســتفاد ه از‬ ‫این فضا را بــرای کودکان محــدود کنید امــا این فضــا را از انها‬ ‫نگیریــد؛ چراکه وجــود این فضای پــر از دانش و اطالعــات برای‬ ‫انها ضروریســت اما باید بــه طرز محــدود از ان اســتفاده کنند؛‬ ‫همچنانکه مصرف قند برای کودک خیلــی ضرری ندارد اما مصرف‬ ‫بیش از انــدازه ان اســیب زاســت و او را دچار اختــال می کند‪.‬‬ ‫چهراهکارهایرفتاریراتوصیهمی کنید؟‬ ‫در قــرن ‪ ۲۱‬اســتراتژیهای رفتــاری را باید برای همیشــه کنار‬ ‫بگذاریم‪ .‬هیــچ نوع رویکــرد رفتــاری را نمی توان بنا کــرد‪ ،‬مگر‬ ‫اینکه اندیشــه ورزی درســتی بکنیم؛ تا زمانی که به کودکی گفته‬ ‫نشــود که چرا این فضا برای تو ضــرر دارد تا وقتی بچــه بداند که‬ ‫عقالنیتی پشــت این تصمیم وجود دارد حتی اگر شــما اینترنت‬ ‫را قطــع کنیــد‪ ،‬او از اینترنت همســایه اســتفاده خواهــد کرد‪.‬‬ ‫شــیوه های فرزندپــروری و مدیریت فرزنــد را باید امــوزش داد‪.‬‬ ‫نهادهایی مثل داراالکرام می توانند کمپینهای اســتفاده هوشمند‬ ‫و خردمندانه و موثر از تکنولــوژی در خانه و مدرســه راه بیندازند‬ ‫و والدیــن را اگاه کننــد؛ مثل کمپین نه به شــکر و نــه به نمک‪.‬‬ ‫بســیاری از والدیــن خوب و دلســوز اصــا نمی داننــد که این‬ ‫تکنولــوژی چه بالیی بر ســر فرزندانشــان مــی اورد و نمی دانند‬ ‫کودک خــود را معتــاد می کنند‪.‬والدیــن باید شــبهایی با عنوان‬ ‫لو‬ ‫شــبهای ازاد از موج تعریف کننــد و تلویزیون و رادیــو و موبای ‬ ‫تلفن‪ ،‬خاموش باشــد و با کودک خود غذا بپزند‪ ،‬شطرنج بازی کنند‬ ‫و به کودک خود بیاموزند که بدون موج هم می شــود زندگی کرد‪.‬‬ ‫برای درمان اختالالت رفتاری کودکان و نوجوانان‪ ،‬باید والدینشان‬ ‫را کمی گوشمالی داد‪ .‬والدین باید بتوانند نظامی انضباطی در خانه‬ ‫برقرار کنند‪ .‬برخی والدین امروز هرگز والدین موثری نیستند؛ انها‬ ‫هیچ جایی اموزش ندیده اند و سیســتمهای والدین خودشــان را‬ ‫هم قبول ندارند؛ بنابراین کودک در خانه ســلطان و رئیس اســت‪.‬‬ ‫دوره تولد تا ‪ ۶-۵‬ســالگی دوره اطاعت از والدین است اما مادر و پدر‬ ‫نتوانسته اند جایگاه خود را ثابت و فرایندهای تحول مسئولیت پذیری‬ ‫را در کــودک ایجاد کنند‪.‬مراحــل اموزش مســئولیت پذیری در‬ ‫خانواده شــروع می شــود؛اینکه کودک مســئولیت پذیرانه از هر‬ ‫وســیله ای اســتفاده کند و پیامدهای عمل خود را بپذیرد‪ .‬والدین‬ ‫مسئول زندگی بچ ‪‎‬ه ها هســتند و باید اموزش ببینند که هر بچه ای‬ ‫با توجه به سن خود روزانه چند دقیقه را می تواند در اینترنت سپری‬ ‫کند‪ .‬تا زمانی که شــناخت تغییر نکند‪ ،‬رفتار تغییــر نخواهد کرد‪.‬‬ ‫ایــا شــما نمونه هایــی از اســیبهای فیزیکــی هم‬ ‫در کــودکان و نوجوانــان مشــاهده کرده ایــد؟‬ ‫ایا روانشناســان مــا در داخل کشــور به این چالشــها بله‪ .‬درگیری در فضای دیجیتال باعث شده نوجوانان دچار اختالل‬ ‫پرداخته اند؟ چه کارهــا و برنامه ریزیهایی صورت داده اند؟ در تغذیه و ناراحتی های جدی معده و روده شوند‪ .‬بزرگترین اسیب‬ ‫فضای مجازی بی صبــری و بی طاقتی و بی حوصلگــی و اختالل‬ ‫ پردازد‪.‬‬ ‫حداقل ‪۲۰‬سال است که علم روانشناســی به این موضوع می‬ ‫دروازه‬ ‫اســت‪-،‬وقتی‬ ‫اباندرواز ه‬ ‫توجــه‪،‬‬ ‫اجتماعی در توجه و تمرکز اســت‪.‬‬ ‫شماره چهلم‬ ‫ماه‪ 1400‬ذهنسال سوم‬ ‫شنبه ‪29‬‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪-‬‬ ‫شــده‬ ‫اعتیاد بــه اینترنت از اولین مباحثــی بوده که به ان پرداخته‬ ‫ذهن‪ ،‬لق و خراب می شــود‪ ،‬هر موضوع غریبه ای وارد ان می شود‪.‬‬ ‫‪13‬‬ صفحه 13 ‫سخنی کوتاه و برادرانه با وزیر ارشاد و ریاست سازمان سینمایی‬ ‫غالمرضا گمرکی‬ ‫ﻧﻮﯾﺴﻨﺪه‬ ‫انسانیت ‪ ،‬اخالق ؛ منش و محبت هیچ ربطی به تخصص وکاردانی ندارد‪.‬‬ ‫خوشبختانه خاطرات ازجمله مواردی اســت که کمتر از ذهن و حافظه‬ ‫ادمی پاک می شــود‪ .‬زمانیکه دکتر حجت اهلل ایوبی به ریاست سازمان‬ ‫سینمایی منصوب گردید؛ در تاالر پذیرایی دیپلماتیک وزارت امور خارجه‬ ‫به منظور معرفی فیزیکی او به اهالی ســینما از تمام هنرمندان خواسته‬ ‫شده بودکه بالباس رسمی درمراسم شرکت نمایند‪ .‬زمانیکه دکتر ایوبی‬ ‫وارد تاالر شدبرســر تک تک میزها امد وبه کلیــه میهمانان خوش امد‬ ‫گفت؛ بعد از ســخنرانی و شام ؛ مراســم خاتمه یافت وهمه تاالر را ترک‬ ‫کردند‪ .‬انجا بود که من پی بردمدکتر ایوبی بســیار ادم تشــریفاتی است‬ ‫وخدا کند بــه همین کاردانی به امور ســینما وحل معضــالت ان واقف‬ ‫باشد‪ ....‬ایشان برصندلی ریاست نشســت و به تدریج تغییراتی که بیشتر‬ ‫جنبه تجمالتی وتشــریفاتی داشت درتمام طبقات ســاختمان وزارت‬ ‫ارشاد پوستر فیلمهای تولید شده در قابهای نفیس به دیوارها نصب شدو‬ ‫بر چسب اموال ســازمان ســینمایی روی کلیه کامپیوترها خود را نشان‬ ‫دادند که صد البته هیچ حاصل و منفعتی برای کارایی اهالی ســینما در‬ ‫برنداشــت‪ .‬انها تشــنه برنامه ریزی تولید وتوزیع ومشــکالت؛ برایشان‬ ‫اهمیت داشــت‪ .‬خیلی زود مشخص شــد که دکتر ایوبی هیچ شناختی‬ ‫به امورتولید وتوزیع وکال امور ســینما ندارد‪ .....‬گرچه بعدها طرح سینما‬ ‫سیار را مطرح نمود که متاسفانه کسی از او حمایت نکردوعملی هم نشد‪.‬‬ ‫ازانجا که حرفه خبرنــگاری ایجاب میکند باید پیگیراین نوع مســائل‬ ‫بودتا عاقبت کاربتواندبه ســمع و نظر مردم برســد ازهمان ابتدا تمامی‬ ‫عملکردهای دکتر ایوبی از نگاه حقیر پنهان نماند وهر هفته اشــتباهات‬ ‫ایشــان را تحت یادداشــت در روزنامه بانی فیلم ویا مجله جهان سینما‬ ‫بایشان گوشــزد میکردم ‪ .‬این پیگیری وانتقادات انقدر گسترش یافت تا‬ ‫یکروز تلفنی ازحقیر دعوت شد بدفتر ایشــان بروم‪ .....‬زمانی که به دفتر‬ ‫دکتر مراجعه کردم منشی ایشــان (اقای زمانی)گفت‪ :‬دکتر بیشتراز ‪۵‬‬ ‫دقیقه نمیتواند با شما مالقات داشته باشد چون بیرون از اداره جلسه دارد‪.‬‬ ‫گفتم‪ :‬گرفتاری من ازایشــان خیلی بیشــتره‪ ،‬دو دقیقه دیگه خدمت‬ ‫شما هســتم‪ ...‬و بعد درب اتاق به وسیله ریموت باز شــد و من وارد اتاق‬ ‫دکتر شدم‪ .‬ایشان با گشاده رویی از من اســتقبال و اشاره کرد روی مبل‬ ‫بشینم‪ .‬اما من درحالیکه از داخل کیف دستی ام زونکن نفیسی را که روی‬ ‫صفحه ان ســوره ای از قران نوشته شــده بود بیرون میاوردمتا به ایشان‬ ‫بدهمگفتم‪ :‬منشی تون گفتن شما جلسه دارید و من بیشتر از ‪ ۵‬دقیقه‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ ‫نمیتونم در خدمتتون باشم انشاءاهلل در فرصت های بعدی‪ .‬اما دکتر‬ ‫که محو نوشتههای نشریات درون زونکن شده بود گفت‪ :‬بفرمایید‪.‬‬ ‫از زمان نشســتن تــا پایــان گفتگوهایمان درســت کمترازیک‬ ‫ســاعت طــول کشــید‪ .‬زمانیکــه داشــتم از دفتربیرونمیرفتم‬ ‫گفت‪ :‬اولین کســی هســتی کــه فقــط درمورد صنــف صحبت‬ ‫کــردی خودتــون کاری بامــن نداریــد؟ تشــکر کــردم وامدم‬ ‫بیرون‪ .‬البتــه ناگفته نمانــد هنوز با ایشــان درارتباط هســتم‪....‬‬ ‫این مقدمه رابدیــن جهت بیان نمودم تا به جناب وزیرارشــاد گفته‬ ‫باشم دیگران با چنین تشریفاتی برمسند ریاست سازمان سینمایی‬ ‫نشســتندو نه تنها کاری نکردندبلکه متاســفانه چهار سال بدلیل‬ ‫عدم تجربه و اشــنایی به امورسینمانتوانســتند هیــچ کار مثبتی‬ ‫برای ســینمای ملی ایران انجام دهند‪ .‬جناب وزیر؛ شما که خوتان‬ ‫جناب خزاعــی را بعنوان ریاســت ســازما ن انتخــاب کردید که‬ ‫بســیار کار شایســته ای انجام دادید به چه دلیــل بایدمطالبی را‬ ‫عنوانکنید که نه تنها اهالی ســینما واکنش منفی نشــان دهند‬ ‫بلکه جناب خزاعــی رادلســردنمایید‪ .‬جناب وزیر‪ ،‬ازبــدو انتخاب‬ ‫شــما بدلیل مبتال بودن به کرونا ‪ ،‬شــخصا چندین پیام درواتساپ‬ ‫برایتان ارســال نمودم اما دریغ از فقط یک جواب سالم‪ .‬مگر نه این‬ ‫اســت که درقران امده سالم مســتحب وجواب ان واجب است!!!؟‬ ‫بهرحال قطعا اطالع دارید که محمد خزاعی از جنس سینماســت‬ ‫تهیه کننــده نــام اشــنا و مــورد احتــرام اهالی سینماســت و‬ ‫ازهمــه مهمتــر به تمــام امــور ســینما اشــراف کامل داشــته‬ ‫واهالی ســینما را بخوبــی میشناســد‪ .‬بااین اوصاف جا دارد شــما‬ ‫بامورات دیگری برســید وســینما را بایشــان بســپارید مطمئن‬ ‫باشــید اهالی ســینما اگر اشــتباهی از جناب خزاعی ســر بزند با‬ ‫زبان خود ایشــان اشــتباهات راگوشــزد وبر طــرف خواهد کرد‪.‬‬ ‫جناب وزیر؛ تا انجا کــه من میدانم اهالی ســینما ازانتصاب جناب‬ ‫خزاعی خوشحال وخرسند هســتند وهیچ نیازی نیست بخواهند‬ ‫برای ایشان کالس الفبای سینما تشــکیل بدهند بشرطی که برای‬ ‫بقای خواسته شخصی خود تکیه بر میز ریاست نزندوهر جا احساس‬ ‫کند مافوق ایشان برخالف دیدگاه حرفه ای خود قصد دخالت بی جا‬ ‫وبی اعتبار شدن تخصص اودر زمینه ســینما رادارد ؛ عطای ریاست‬ ‫را به لقایش خواهد بخشــید چرا که محمد خزاعی این موقعیت را‬ ‫اسان بدســت نیاوره ونیک میداند بامردم بودن شــرط عقل است‪.‬‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه‪1400‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫‪29‬‬ صفحه 29 ‫ﯾادداﺷﺖ‬ ‫چند کلمه حرف حساب درباره رانندگی مردها و زنهای هموطن‬ ‫ثانیه شــمار چراغ‬ ‫رو نــگاه میکنی‬ ‫و تــا جایــی کــه‬ ‫میتونــی پاتو رو‬ ‫پــدال گاز فشــار‬ ‫سوفیا عادلخانی‬ ‫میــدی کــه نکنه‬ ‫ﮐﺎرﺷﻨﺎس ارﺷﺪ ارﺗﺒﺎﻃﺎت‬ ‫تو ایــن ثانیههای‬ ‫ﻣﺪرس داﻧﺸﮕﺎه‬ ‫اخر مجبور بشــی‬ ‫‪ ۵۰‬ثانیــه پشــت‬ ‫چــراغ قرمز بمونی‬ ‫که یهو ســر و کله یک راننده خانــم مقرراتی‬ ‫جلوت سبز میشه و همه برنامههاتو نقش بر اب‬ ‫میکنه! خانم راننده که مثل بیشــتر خانمهایی‬ ‫که پشت رل می نشینن‪ ،‬عالقه وافری به رعایت‬ ‫مقررات داره به محض مشاهده چراغ زرد میزنه‬ ‫رو ترمز و خالصه تا بیایی بجنبــی چراغ قرمز‬ ‫شــده و هیچ ‪ ...‬البته طفلک خانوم راننده! این‬ ‫اقدام قانون پسندانه البته که اعتراض هم داره!‬ ‫اقایون کــه به خاطر خانم باید‪۵۰‬ثانیه پشــت‬ ‫چراغ وایســن معلومه که اعتــراض میکنن و‬ ‫اعتراضشــون رو هم به اشــکال مختلف نشون‬ ‫میدن؛ از بوق زدنهای ســوت بلبلی و گاوی و‬ ‫شیههای گرفته تا انواع و اقسام متلکهای ابدار‪...‬‬ ‫تو این یک مورد انصافاً حق با خانمهاست‪ ،‬اونها‬ ‫رانندههای قانونمدار و مطمئنتری هســتند‪،‬‬ ‫ایــن رو امار میگه‪ .‬خــب با هم ایــن دادهها رو‬ ‫مرور کنیم‪ .‬وقوع ‪ ۴۰۰‬هــزار تصادف رانندگی‬ ‫و کشته شــدن ســاالنه‪ ۲۷‬هزار نفر در سوانح‬ ‫رانندگی‪ ،‬کســب رتبه اول مرگ و میر ناشی از‬ ‫تصادفات نسبت به هر ‪ ۱۰‬هزار نفر در میان تمام‬ ‫کشورهای جهان و اختصاص رتبه دوم مرگ و‬ ‫میر از تصادفات‪ ،‬مجموعه اخبار و اطالعاتی است‬ ‫که برای هر ایرانی موجی از نگرانی را در پی دارد‪.‬‬ ‫چگونه میتوان نحوه صحیح رانندگی در ایران‬ ‫را نهادینه کرد؟ چه مقررات یا قوانینی میتواند‬ ‫باعث جلوگیری از خطرات و اسیبپذیریهای‬ ‫ناشــی از نحــوه رانندگی در کشــور شــود؟‬ ‫چراغخطر‬ ‫عبور از چــراغ قرمز‪ -‬در صورتــی که پلیس در‬ ‫صحنه نباشــد‪ -‬یک نوع زرنگی بــرای بعضی‬ ‫رانندهها محســوب میشــود‪ ،‬چراغ زرد اص ً‬ ‫ال‬ ‫معنا ندارد به گونهای که حتی تا چند ثانیه بعد‬ ‫از قرمز شــدن چراغ برخی رانندگان همچنان‬ ‫با سرعت سرســاماور از تقاطع عبور میکنند‪.‬‬ ‫راهنما‬ ‫چراغ راهنمــای خــودرو‪ ،‬بــرای رانندههای‬ ‫‪24‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه ‪1400‬‬ ‫ناشــی و اماتور اســت! راننده حرفهای‬ ‫کسی اســت که خودروی پشت سرش‬ ‫نفهمد ایــن راننده باالخــره قصد دارد‬ ‫به کدام مســیر بپیچد! چﭗ یا راست؟‬ ‫ورودممنوع!‬ ‫تابلوی ورود ممنوع تنها وقتی ضمانت‬ ‫اجرایی دارد که یــک پلیس راهنمایی‬ ‫با قبــض جریمه در وســط یــا انتهای‬ ‫مسیر ایســتاده باشــد وگرنه میتوان‬ ‫از ان مسیر با خیال اســوده تخت گاز‬ ‫عبور کرد و در جواب رانندههای پررو و‬ ‫بینزاکتی کــه از مقابل میایند با چراغ‬ ‫دادن و بــوق زدن ممتد اعتراض کنی تا‬ ‫راهشــان را بگیرند بروند پی کارشان‪.‬‬ ‫دندهعﻘب‬ ‫اگر در اتوبان یا خیابانی از مسیر مورد نظر‬ ‫عبور کردی فقط کافیست ترمز کنی و در‬ ‫میان خودروهایی که با سرعت حرکت‬ ‫میکنند دنده عقب بگیری‪ ،‬مهم نیست‬ ‫که نظم خودروها را بهم می زنی یا عامل‬ ‫تصادف میشوی‪ ،‬چشــم دارند ببینند‬ ‫که شــما در حال دنده عقــب گرفتن‬ ‫هســتی تا خودشــان را کنار بکشند‪.‬‬ ‫بوق‬ ‫از بوق میتوان برای ابراز خوشــحالی‪،‬‬ ‫ناراحتی‪ ،‬اعتراض‪ ،‬جلب توجه‪ ،‬تشــکر‪،‬‬ ‫احوالپرســی‪ ،‬ترســاندن‪ ،‬ابــراز تنفر‪،‬‬ ‫دوست داشــتن‪ ،‬ابراز عشــق‪ ،‬تهدید‪،‬‬ ‫ســرگرمی‪ ،‬ناســزا گفتــن در همــه‬ ‫حال و در همــه جا‪ ،‬شــب‪ ،‬روز‪ ،‬صبح‪،‬‬ ‫نصف شــب در کوچه‪،‬خیابــان‪ ،‬تونل‬ ‫زیرگذر و جلوی بیمارســتان استفاده‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ ‫کــرد؛ خالصه اچار فرانســه ســت دیگه‪...‬‬ ‫مارپیچ‬ ‫این حرکــت البته مختص جوونهاســت‬ ‫بنابراین اگر یک اقای مث ً‬ ‫ال میانســال به باال‬ ‫یا یک خانم از نســل جوانهای قدیم دیدید‬ ‫که ویراژ میرود حق داریــد اعتراض کنید‪،‬‬ ‫اصوالً ویراژ بهترین وســیله خودنمایی است‬ ‫و در اتوبان‪ ،‬کوچه‪ ،‬خیابــان‪ ،‬تونل‪ ،‬زیر گذر‬ ‫و همه جا میشــود ویــراژ داد‪ ،‬بــرای درک‬ ‫میزان مهــارت در این اصل مهــم رانندگی‬ ‫ایرانی باید دیــد ایا جیغ کســی ‪ ،‬عابری یا‬ ‫خانمی بلند میشــود یــا نه؟! اگر شــد که‬ ‫خب شــما موفق بــودی و اگر نــه باید یک‬ ‫فکر اساســی بکنی تا مهارتــت را باال ببری!‬ ‫پارک‬ ‫حال که شــهرداری به فکر ایجاد پارکینگ‬ ‫نیســت‪ ،‬هر جــا پیش امــد‪ ،‬خــوش امد!‬ ‫حریم تقاطع‪ ،‬حریم میــدان‪ ،‬پارک ممنوع‪،‬‬ ‫پــارک دوبلــه‪ ،‬پارک جلــوی پل یــا جلو‬ ‫پارکینگ‪ ،‬اصال مهم نیســت‪ ،‬اگــر هم بعد‬ ‫از هــزار بار تخلــف یک بار جریمه شــدی‬ ‫برو اعتراض کــن و بگو حقــت را خوردهاند!‬ ‫خطعابرپیاده‬ ‫توقــف روی خــط عابر پیــاده کــه دیگه‬ ‫امــری کامــ ً‬ ‫ال عــادی اســت‪ .‬عابــر پیاده‬ ‫کیلویی چند اســت‪ .‬بــرود چند قــدم ان‬ ‫طرفتر‪ ،‬تــازه اگر امــد البــهالی خودروها‬ ‫بوق بزنیم تا جــا بخورد و یه کــم بخندیم!‬ ‫خطویژه‬ ‫خداییــش بــا خــط ویــژه در تهــران‬ ‫نمیشــود شــوخی کــرد‪ .‬در هــر ‪۱۰۰‬‬ ‫متر خط ویژه یک ســرباز ایســتاده اســت‬ صفحه 24 ‫گﻔﺘﮕو‬ ‫؟؟؟؟؟؟‬ ‫شهردارکومله‪:‬‬ ‫ضرورتنهادینهکردنفرهنگمطالعهوکتابخوانی‬ ‫در میان شهروندان‬ ‫فریبرزبائوجالهوتی‬ ‫منوچهرمهدیپور‬ ‫شهردارکومله‬ ‫صادقعظیمی‬ ‫مهدیهرزاقی‬ ‫سیدهمائدههاشمی‬ ‫شــهردار کومله در گفتگو با صدای خاک ‪ ،‬به نقش شــهرداری‬ ‫به عنوان یــک نهــاد اجتماعی در ارتقــای ســرانه مطالعه در‬ ‫کشــور اشــاره کرد و افزود‪ :‬نهادینه کردن فرهنــگ مطالعه و‬ ‫کتابخوانــی در میان شــهروندان به عنوان یک ضرورت اســت‬ ‫و نقــش خانواده هــا‪ ،‬اموزش و پــرورش و ســازمانها در ایجاد‬ ‫انگیزه و احســاس نیاز به کتــاب و کتابخوانی و ایجــاد رفتاری‬ ‫به نام مطالعه میــان مخاطبان در جامعه موثر و مهم میباشــد‪.‬‬ ‫شــهردار کومله همچنین به مناســبت هفته کتــاب و ترویج‬ ‫فرهنــگ کتابخوانی در میان شــهروندان‪،‬با بیــان اینکه کتاب‬ ‫و کتابخوانی تاثیر زیــادی در ارتقای فرهنــگ عمومی جامعه‬ ‫دارد‪ ،‬افزود‪ :‬افزایش مطالعــه در خانواده ها از بــروز ناهنجاریها‬ ‫و اســیبهای فردی و اجتماعی در جامعــه جلوگیری می کند؛‬ ‫لذا این نهاد همــواره در راســتای غنیســازی و افزایش تعداد‬ ‫داشــته اســت‪.‬‬ ‫توجه و اهتمام خاصی را‬ ‫کتاب و کتابخانههــا‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه ‪1400‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫‪14‬‬ ‫وی همچنین از امادگی شــهرداری و شــورای اسالمی کومله‬ ‫برای مشــارکت در طــرح های فرهنگی این شــهر خبــر داد‪.‬‬ ‫کوروش امیدی راد‬ ‫مهــدی پــور در بخــش دیگــر ســخنانش گفــت‪ :‬تــالش مجموعه‬ ‫شــهرداری و شــورای اســالمی شــهر این اســت کــه بــا بکارگیری‬ ‫تیمهای تخصصــی و مشــاوره ای بــه برنامه ریــزی عملی بپــردازد‪.‬‬ ‫وی عنوان کرد‪ :‬برای نیل به این هدف‪ ،‬همســویی خود با شورای اسالمی‬ ‫شهر را یک "فرصت طالیی" برای پیشــبرد برنامهها و توسعه شهر خواند و‬ ‫افزود‪ :‬به این ترتیب بخــش زیادی از مجوزهــا میتواند در جهت جهش‬ ‫شــهر با وجود این ارتبــاط و تعامل صادر شــود و بر این اســاس اجرای‬ ‫فعالیتهای عمرانی شــهرداری با شــتاب خوبی بویژه در پارک «سیزده‬ ‫بدر» شــهید وحید رازقی شــهر کومله‪ ،‬پالت کاری پروژه بزرگ پیاده رو‬ ‫ســالمت ‪ ،‬نورپردازی و نصب چراغهای دکوراتیو در بلوار خیابان شهیدان‬ ‫الهوتی‪ ،‬پروژه اسفالت در کوچه های شــهر‪ ،‬پروژه لوله گذاری هدایت و‬ ‫دفع ابهای ســطحی‪ ،‬مرمت و بازســازی ورودی نگین ســبز که در پی‬ ‫بارش شدید روزهای گذشــته دچار رانش شــد‪ ،‬در حال اجرا می باشد‪.‬‬ ‫ســخنان خــود‪،‬از همت و تکاپــوی مجموعه‬ ‫شــهردار کومله در پایان‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ ‫شــورای اســالمی شــهر و پرســنل شــهرداری درخصــوص اجرای‬ ‫پروژه هــا و برطرف کــردن مشــکالت شــهری تقدیر و تشــکر کرد‪.‬‬ ‫گزارش‪:‬امنهجعفری‬ صفحه 14 ‫اخبار‬ ‫بازیگرقدیمیدربستربیماری‬ ‫محمد کاســبی‪ ،‬بازیگر کهنه کار تئاتر‪ ،‬سینما و‬ ‫تلویزیون‪ ،‬چندی است که با بیماری دست و پنجه‬ ‫نرم می کند‪ .‬این هنرمند مردمــی برای درمان‬ ‫اکنون در بیمارســتان به ســر می برد‪« .‬محمد‬ ‫کاسبی» چهره ای اشــنا و سرشناس در عرصه‬ ‫تئاتر ‪ ،‬ســینما و تلویزیون است که تاکنون بارها‬ ‫و بارها روی صحنه و مقابل دوربین رفته اســت‪.‬‬ ‫وی از معدود بازیگرانی است که توانایی بازی در‬ ‫نقشهای مختلف را دارد‪ .‬مردم با هنر و چهره این‬ ‫بازیگر مردمی و دوســت داشتنی اشنایی کامل‬ ‫دارند و از بازیهایش اســتقبال کرده و می کنند‪.‬‬ ‫محمد کاســبی مدتی اســت که به خاطر یک‬ ‫عارضه قدیمی در بیمارســتان بســتری است‪.‬‬ ‫وی سال گذشــته نیز ‪ ۲‬بار زیر تیغ جراحی رفته‬ ‫بود‪.‬گویا هنوز بیماری وی بــه طور کامل بهبود‬ ‫پیدا نکرده اســت‪ .‬نمی دانیم وزیر ارشاد و رئیس‬ ‫سازمان سینمایی به عیادت این هنرمند قدیمی‬ ‫رفته اند یــا خیر؟!اگر نرفته اند هرچه ســریعتر‬ ‫به دیدارش رفتــه و جویای حال وی شــوند‪ ،‬به‬ ‫خصوص محمد خزاعی که سابقه همکاری با وی‬ ‫را داشته و بر گردنش حق دارد‪ .‬لطفا این بار مخبر‬ ‫و عکاس و فیلمبردار و خدم و حشــم را به دنبال‬ ‫خود راه نیندازید‪ ،‬زیرا هــم بیمار چنین کاری را‬ ‫خوش نمی دارد و هم خدا و مردم راضی نیستند‪.‬‬ ‫حبیب ایل بیگی معاون نظارت وارزشیابی‬ ‫سازمانسینماییشد‬ ‫محمد خزایی طی حکمی ایــل بیگی را بعنوان‬ ‫معاون نطارت وارزشــیابی ســازمان سینمایی‬ ‫منصوب نمود‪ .‬پیــش از این ایل بیگی ســمت‬ ‫های ذیــل را بعهده داشــت‪ :‬قائم مقــام بنیاد‬ ‫ســینمایی فارابی‪ .‬رییس هیت مدیــره ومدیر‬ ‫عامل انجمــن ســینمای جوانان‪ .‬دبیر ســی‬ ‫ویکمین جشــنواره فیلم کوتاه تهــران و مدیر‬ ‫روابط عمومــی وامور بین الملل حــوزه هنری‪.‬‬ ‫(مجله صــدای خــاک) این انتصاب شایســته‬ ‫را بــه جنــاب ایــل بیگــی تبریــک میگوید‪.‬‬ ‫‪30‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه ‪1400‬‬ ‫حکمتجدیدنظرحبیباسماعیلی‬ ‫حبیب اسماعیلی مدیر موسسه رسانه فیلمسازان‬ ‫مولود ؛ عهده دار پخش فیلم ( حکم تجدید نظر )‬ ‫شد‪ .‬ژاله صامتی‪ .‬همایون ارشادی‪ .‬فرید سجادی‬ ‫حسینی‪ .‬گیتی قاســمی‪ .‬زیبا کرمعلی‪ .‬شاهرخ‬ ‫فروتنیان‪ .‬احسان امانی ‪.‬ارش عدل پروربامعرفی‬ ‫مجید یالن در این فیلم ایفای نقش میکنند‪ .‬محمد‬ ‫امین کریــم پوربعنوان کارگــردان ورضا کریمی‬ ‫نویسندگیوتهیهکنندگیاینفیلمرابعهدهدارند‪.‬‬ ‫افتخاردیگریبرایفیلمسینمایی)شنای‬ ‫پروانه(‬ ‫فیلم شــنای پروانه برنــده بهتریــن فیلمنامه‬ ‫ازجشــنواره فیلمهــای اســیایی( بارســلونا)‬ ‫شــد‪ .‬شــنای پروانه بکارگردانــی محمد کارت‬ ‫وتهیه کنندگی رســول صدر عاملی وســرمایه‬ ‫گــذاری محمد صادق رنجکشــان تهیه شــده‬ ‫اســت‪ .‬محمد کارت‪ .‬حســین دومــاری وپدرام‬ ‫پــور امیــری؛ فیلمنامه این اثــر را نوشــته اند‪.‬‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ ‫لختگی در شمال کشور مﻘابل دوربین‬ ‫می رود‬ ‫به گزارش مشــاور رســانهای پروژه‪(،‬امین‬ ‫اعتمــادی مجــد) فیلــم ســینمایی‬ ‫«لختگی» به کارگردانــی کاوه دهقانپور‪،‬‬ ‫تهیهکنندگی مهدی ودادی و نویسندگی‬ ‫حســن وارســته بــزودی در شــمال‬ ‫کشــور مقابــل دوربیــن خواهــد رفت‪.‬‬ ‫نادر فالح‪ ،‬سهیال گلستانی‪ ،‬مهدی کوشکی‪،‬‬ ‫نسیم ادبی‪ ،‬گیتی قاسمی‪ ،‬سیامک صفری‪،‬‬ ‫توماج دانشبهــزادی‪ ،‬عاطفه اکبری‪ ،‬مریم‬ ‫مرادینیا‪ ،‬فرهنگ شاهسواری و (با حضور)‬ ‫امیررضا دالوری‪ ،‬بازیگران این فیلم هستند‬ ‫«لختگــی» بــرای حضــور در چهلمین‬ ‫جشــنواره فیلم فجر تولید خواهد شــد‪،‬‬ ‫مدیــر فیلمبــرداری‪ :‬حمیــد مهرافروز‪،‬‬ ‫مدیر صدابــرداری‪ :‬یاســر رمضانی‪ ،‬طراح‬ ‫گریم‪ :‬محســن دارســنج‪ ،‬طراح صحنه و‬ ‫لباس‪ :‬رامین غفــوری‪ ،‬سرپرســت گروه‬ ‫کارگردانی‪ :‬حمیدرضا الیاســی‪ ،‬دســتیار‬ ‫نگارش‪ :‬حمید یونســی‪ ،‬تدوین‪ :‬احســان‬ ‫واثقــی‪ ،‬جلوههــای ویژه میدانــی‪ :‬عظیم‬ ‫محمدی‪ ،‬مجری طرح‪ :‬مجتبــی بهرامی‪،‬‬ ‫مدیر تولید‪ :‬رضا نوروزی‪ ،‬منشــی صحنه‪:‬‬ ‫جواب سواالت اطالعات عمومی‬ ‫ اقای هالو‬‫‪ -۲‬داشتن و نداشتن ‪ -۱۱‬ویشکا اسایش‬ ‫‪-۳‬جمشیدمشایخی ‪ -۱۲‬کاغذ بی خط‬ ‫‪ -۱۳‬ناصر چشم اذر‬ ‫‪ -۴‬قرمز‬ ‫‪ -۵‬عبداهلل اسکندری ‪ -۱۴‬بیتا فرهی‬ ‫‪ -۱۵‬مهمان مامان‬ ‫‪-۶‬علینصیریان‬ ‫‪-۷‬خسروشکیبایی‬ ‫‪ -۸‬گاو‬ ‫‪ -۹‬زیر درختان زیتون‬ ‫‪-۱۰‬سوسنتسلیمی‬ صفحه 30 ‫و موتورهــا را با باتــوم و خودروهــا را با قبــض جریمــه‪ ،‬ادب می کند‪.‬‬ ‫البته عبــور از خــط ویژه مشــروط به شــلوغ‪ ،‬پلــوغ بــودن اوضاع و‬ ‫نبودن پلیس اســت که نادیــده گرفتن ایــن موقعیت موجب پشــی‬ ‫مانــی بــه خصــوص در روزهــای بارندگــی می شــود‪.‬‬ ‫فرهنگورانندگی‬ ‫بدون شــک انچه گفته شــد تبیین وضعیت رانندگی ما ایرانی ها البته‬ ‫با زبانی امیخته به طنــز؛ طنزی که خمیرمایه تلخــی از حقیقت دارد و‬ ‫شــما می توانید ده ها مورد ریز و درشــت دیگر به این ســیاهه بیفزایید‪.‬‬ ‫عجیب است ما ایرانی ها ادم های مهماندوست و غریب نوازی هستیم‪ .‬اگر‬ ‫مهمانی به خانه ما وارد شود حتی اگر غریبه باشــد‪ ،‬هر چه در توان داریم‬ ‫برای تکریم او به کار می گیریم اما با همشــهریهای خودمان در کوچه و‬ ‫خیابان مهربان نیستیم‪ .‬در واقع در خانه با هم دوستیم و در خیابان دشمن!‬ ‫حاضر نیســتیم به اندازه حتی چنــد ثانیه از حق خــود بگذریم‪ .‬هنگام‬ ‫رانندگی ســعی می کنیم روی همدیگــر را کم کنیم‪ ،‬اگر ماشــین بغل‬ ‫دســتی گاز داد و از ما جلو زد‪ ،‬رگ گردنمان بیرون می زند و بر پدال گاز‬ ‫می فشــاریم‪ ،‬اگر کســی جلوی ما بپیچد یا درخواســت گردش به یک‬ ‫سمت کرد تا جایی که راه داشــته باشــد به او اجازه عبور نمی دهیم‪ .‬ما‬ ‫ایرانی ها از معدود مردمی هســتیم که تا همین پارسال از کمربند ایمنی‬ ‫در خودروها اســتفاده نمی کردیم و اکنون نیز از معدود مردمی هستیم‬ ‫که بین خطوط رانندگی نمی کنیم‪ .‬بارها صحنه های تاسف بار تصادفات‬ ‫رانندگی را دیده ایم‪ ،‬حتی ممکن اســت شــاهد برخی تصادفات خونین‬ ‫نیز بوده و یا حتی خودمان در حادثه ای اســیب دیده باشــیم‪ .‬اما تاسف‬ ‫خوردنمان همــان چند دقیقه اول اســت و بعــد روز از نــو‪ ،‬روزی از نو‪.‬‬ ‫بارها جریمه شــده ایم امــا حتی یک بار حــق را به پلیــس نداده ایم‪ .‬ما‬ ‫خودمــان یک پــا‪ ،‬کارشــناس رانندگی هســتیم و حتی به درســتی‬ ‫می توانیم خــودروی مقصــر در صحنه تصــادف را معرفــی کنیم اما‬ ‫مقررات مال دیگران اســت‪ ،‬همیشــه غرولند می کنیم که چرا این یا ان‬ ‫خودرو‪ ،‬چنین و چنین می راند امــا خودمان همان خطــا را چند بار در‬ ‫روز انجام می دهیم‪ .‬مهــارت اجتناب از تصادف‪ ،‬یک مهارت اموزشــی‬ ‫در جهان توسعه یافته اســت که در ایران امر غریب و ناشناخته ای است‪.‬‬ ‫هیچ جایی هم این مهارت را به شــما یاد نمی دهنــد‪ ،‬تمام مهارت های‬ ‫اموزشی اموزشــگاه های رانندگی در پارک‪ ،‬پل و دور سه فرمان خالصه‬ ‫می شود‪ ،‬حتی اجازه تمرین یا حرکت با دنده ‪ 4‬یا رانندگی در اماکن شلوغ‬ ‫یا صحنه های خطرزا را هم ندارید‪ ،‬صحنه خطر را باید انالین تجربه کنید‪.‬‬ ‫امار کشــته های ما در ســوانح رانندگــی از امار شــهدا در طول جنگ‬ ‫تحمیلی هم بیشــتر اســت‪ ،‬جاده هــا امــروز به صحنه هــای جنگ‬ ‫تبدیل شــده و ســالی‪ ۲۷‬هزار نفــر در این جنگ کشــته می شــوند‪،‬‬ ‫قربانیانی که به گفته کارشناســان‪ ،‬تــا حد ‪ ۸۰‬درصد خــود مقصرند!‬ ‫اما بــه گفته پلیــس راهــور ناجــا خانم هــا در قیــاس با اقایــان به‬ ‫مراتــب بیشــتر و بهتــر بــه قوانیــن احتــرام می گذارنــد؛ اگرچه‬ ‫مجبــور هســتند در مــوارد معتنابهــی الفاظ تمســخر اقایــان را به‬ ‫جــان بخرند‪ .‬بــا این حــال به قــول معروف یک دســت صدا نــدارد‪.‬‬ ‫برای کاهــش مــرگ و میــر حــوادث رانندگی هــم خانم هــا و هم‬ ‫اقایــان باید بــه قوانین احتــرام بگذارنــد و جســارت اً بایــد گفت که‬ ‫چــه خــوب اقایــان در رانندگی بــه خانم ها اقتــدا کننــد‪ ،‬کاری که‬ ‫اگرچه ســخت بــه نظر می رســد اما نتایــج شــیرینی در پــی دارد‪...‬‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ ‫کلیدعملیاتاجراییطرحهای‬ ‫توسعهچادرملوزدهشد‬ ‫در دومین نشســت رفــع موانع توســعه چادرملــو با حضور‬ ‫اســتاندار‪،‬معاونین و مدیران اجرایی اســتان یزد و مدیرعامل‬ ‫و مجریــان طرحهای توســعه چادرملــو در اســتانداری یزد‬ ‫برگزار شــد با تخصیص مکان های اجــرای ‪ ۱۰‬واحد صنعتی‬ ‫موافقــت و کلید عملیات پیاده ســازی این طرحها زده شــد‪.‬‬ ‫به گــزارش جهانی پرس‪ ،‬در این جلســه که در پی نشســت‬ ‫های متعــدد کارشناســی و ارزیابی طــرح ها برگزارشــد با‬ ‫موافقت مســوالن اجرای اســتان بــه چادرملو اجــازه داده‬ ‫شــد عملیات اماده ســازی پروژه های خــود را اغــاز کند‪.‬‬ ‫ایــن طــرح هــای بــزرگ صنعتــی شــامل‪ ،‬واحدهــای‬ ‫گندلــه ســازی‪ ،‬اهن اســفنجی‪ ،‬کنســانتره ســنگ اهن‪،‬‬ ‫تولیــد ورق و فوالدهــای الیــاژی‪ ،‬اجــرام و اجــر نســوز‪،‬‬ ‫ذوب و کالف فــوالدی و نیــروگاه خورشــیدی می باشــد‪.‬‬ ‫مهندس تقــی زاده مدیر عامل چادرملو ضمــن تقدیر از نگاه‬ ‫مثبت و موثر اســتاندار جدید یزد و همــکاری در جهت حل‬ ‫موانع راه اندازی طرح های توســعه بخــش و حمایت بی دریغ‬ ‫نمایندگان محترم اســتان در مجلس شــورای اســامی‪ ،‬در‬ ‫خصوص منابع مالــی این طرح هــا گفت ‪ :‬برای اجــرای این‬ ‫پروژها بالغ بر ‪ ۸۰‬هــزار میلیارد تومان ســرمایه گذاری پیش‬ ‫بینی شــده اســت ک ه بخش اعظــم ان از محل تســهیالت‬ ‫و اعتبــارات بانکــی‪ ،‬حمایت ســهامداران‪ ،‬درامــد حاصل از‬ ‫فعالیت واحدهــای معدنــی و صنعتــی موجــود و تدابیر و‬ ‫فنــون مدیریتی تامین می گــردد‪ .‬وی اظهار امیــدواری کرد‬ ‫در ســریعترین زمان کار ســاخت ایــن واحدها اغاز شــود‪.‬‬ ‫بر اســاس همین گــزارش دکتر فاطمــی اســتاندار یزد نیز‬ ‫با تشــکر از خدمات ارزنده مدیــر عامل چادرملــو در جهت‬ ‫توســعه اقتصادی اســتان تاکید کــرد ‪ :‬برای تحقــق اهداف‬ ‫توســعه در این اســتان به ویــژه پــروژه ای مهــم چادرملو‪،‬‬ ‫همچنــان بــه حمایت هــای خــود ادامــه خواهنــد داد ‪.‬‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه‪1400‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫‪25‬‬ صفحه 25 ‫کمپین سامسونگبا برترینکارگردانهایسینما‬ ‫داستانهاییازسرتاسرجهان‬ ‫کارگردان برنده بفتا فیلم خود را بصورت کامل با گلکســی ‪Ul- S21‬‬ ‫‪ tra‬فیلمبرداری کرد‪ .‬به گزارش جهانی پرس‪ ،‬شــرکت سامسونگ‬ ‫همکاری جدیدی را با برخی از مشهورترین فیلمسازان جهان برای‬ ‫ســاخت فیلم با گوشــی گلکســی‪ UltraS21‬خود اغاز کرده است‪.‬‬ ‫سامســونگ قصد دارد به کمک این کمپین کاربران را تشویق کند‬ ‫تا خالقیت خود را به کمک گوشــی گلکســی به نمایش بگذارند‪.‬‬ ‫ثبتجادوباگلکسی‬ ‫در اولین قــدم از این کمپیــن‪« ،‬جو رایت» کارگــردان برنده بفتا‪،‬‬ ‫جدیدترین فیلم خود با نام شــاهزاده و فلفلی )‪Princess & Pepper-‬‬ ‫‪ (nose‬را بصورت کامل با دوربین گلکســی ‪ Ultra S21‬سامســونگ‬ ‫فیلمبرداری کرده اســت‪ .‬این کارگردان بریتانیایی بیشــتر بخاطر‬ ‫فیلمهای غرور و تعصب و تاوان‪ ،‬شــهرت جهانی پیدا کرده اســت‪.‬‬ ‫شــاهزاده و فلفلی یک فیلم موزیــکال درباره شاهزادهایســت که‬ ‫در جســتجوی عشــق و برای رســیدن به خواســتههای خود از‬ ‫هنجارها عبــور میکند‪ .‬جــو رایت بــرای روایت این داســتان از‬ ‫ترکیب نمایش عروســکی و حرکات موزون اســتفاده کرده است‪.‬‬ ‫جو رایت در مورد این فیلــم میگوید‪« :‬پدر و مادرم اولین ســالن‬ ‫اختصاصی تئاتــر عروســکی را در بریتانیا تاســیس کردند و من‬ ‫فکر کردم این فرصتی عالی برای بازگشــت به ریشــههایم است‪.‬‬ ‫شــگفتانگیزترین نکته در این پروژه برای من این بود که بالفاصله‬ ‫بعد از رسیدن به لوکیشن‪ ،‬میتوانستیم کار را شروع کنیم‪ .‬در واقع‬ ‫دوربینمان همیشه اماده بود و فقط کافی بود سوژه را تعیین کرده‬ ‫و فیلمبرداری را شروع کنیم»‪ .‬در طول ســاخت شاهزاده و فلفلی‪،‬‬ ‫رایت و گروهش از لنــز ‪ ۱۳‬میلیمتری فوق عریــض )‪(Ultra-Wide‬‬ ‫گلکســی ‪ 5G Ultra S21‬نهایت اســتفاده را بردند تا نمای کامل هر‬ ‫صحنه را ثبت کنند‪ .‬یکی از فیلمبرداران در مورد دوربین اســتفاده‬ ‫شــده میگوید ‪« :‬ما ترجیح دادیم از لنز عریضتر اســتفاده کنیم‪،‬‬ ‫کاری که قبال هرگز انجام نداده بودیم‪ .‬برای کلوزاپها از همان لنزی‬ ‫اســتفاده کردیم که نماهای بازتر را گرفتیم و این ظاهر و احساس‬ ‫بســیار خاصی به فیلم داده‪ ،‬نوعی کیفیت شبحالود و توهمامیز که‬ ‫ما را به زمان فیلمبــرداری با دوربینهــای ‪ ۸ Super‬برمیگرداند»‪.‬‬ ‫پس از فیلم رایت‪ ،‬سامسونگ داستانهای بیشــتری از فیلمهای گرفته‬ ‫شده با گلکســی را از کارگردانان معتبر در سراســر جهان منتشر خواهد‬ ‫کرد‪ ،‬از جمله کارگردان ایندهدار چینی «شــا مو» که با فیلمهای «عشق‬ ‫مــا را جدا خواهــد کرد» و «دوســتان هاکلبری» شــناخته میشــود‪.‬‬ ‫شــا مو از گلکســی‪ 5GUltraS21‬برای ضبط فیلم جدید خــود «فرزندان‬ ‫بهشــت» اســتفاده کرده اســت‪ .‬فیلم نگاهی شــاعرانه به درگیریهای‬ ‫بین کودکان در مدرســهای کوچک در حومه شــهر دارد‪ .‬شــا مو‪ ،‬برای‬ ‫ثبت این داســتان بــه حالــت کارگــردان )‪ (Director Mode‬گلکســی‬ ‫‪ 5GUltraS21‬تکیــه کرد تا ‪ ۳‬شــات مختلف را همزمان داشــته باشــد‬ ‫و تجربه فیلمبــرداری شــهودی و تقریباً حرفــهای را به ثبت برســاند‪.‬‬ ‫شــا مو درباره این تجربه جدید میگویــد‪«:‬در حین کار با سامســونگ‬ ‫متوجه شــدم هر کســی که بخواهد خود را بیــان یا داســتانی را روایت‬ ‫کند‪ ،‬تجهیزات مورد نیــازش را در دســت دارد‪ .‬گلکســی ‪5G Ultra S21‬‬ ‫به من این امــکان را داد تــا زوایا و حرکاتــی را ثبت کنم کــه نمیتوانم‬ ‫انهــا را به ســادگی با یــک دوربیــن بزرگتر ضبــط کنــم‪ .‬زمانی که‬ ‫فیلمبرداری را شــروع کردم‪ ،‬برای کشــف داستان و شــخصیتها انقدر‬ ‫هیجانزده بــودم که تقریباً فرامــوش کردم دارم با یک گوشــی موبایل‬ ‫فیلمبــرداری میکنــم و ایدهها همچنان در ســرم در جریــان بودند»‪.‬‬ ‫هــر ‪ ۲‬فیلــم شــاهزاده و فلفلی و فرزنــدان بهشــت‪ ،‬در مــاه اکتبر در‬ ‫جشــنواره بین المللــی فیلــم بوســان (‪ )BIFF‬رونمایی خواهند شــد‪.‬‬ ‫«اســتفانی چوی» رئیس بخش بازاریابی ارتباطات موبایل سامســونگ‬ ‫الکترونیکــس‪ ،‬میگوید‪«:‬فیلــم گرفتــن یکــی از قدرتمندتریــن‬ ‫ابزارهای داستانســرایی و از بهتریــن راههای برقــراری ارتباط عاطفی‬ ‫با مخاطبان اســت‪ .‬مــا میخواهیم بــا ایــن مجموعه به مردم نشــان‬ ‫دهیم که برای ســاختن فیلمهــای شــگفتانگیز واقعاً بــه تجهیزات‬ ‫اســتودیویی فانتزی یــا بودجههــای کالن نیــاز ندارنــد‪ .‬تنها چیزی‬ ‫که نیاز دارند کمیتخیل و دســتگاه گلکســی در جیبشــان اســت»‪.‬‬ ‫منتظــر محتــوای مهیــج تــر از برخــی از بهتریــن فیلمســازان‬ ‫جهــان باشــید و توجــه داشــته باشــید کــه چگونــه از همیــن‬ ‫ترفندهــا بــرای ارائــه داســتان خودتــان اســتفاده کنیــد‪.‬‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه‪1400‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫‪15‬‬ صفحه 15 صفحه 31 ‫چراسینماگرانفاقدیکتریبونرسانهایمستﻘلهستند؟!‬ ‫نﻘﺪ‬ ‫در خبرهــا‬ ‫امده بود که‬ ‫گروهــی از‬ ‫اقتصاد دانان‬ ‫طی نامه ای‬ ‫بــه رییس‬ ‫شاهپور محمدی‬ ‫رســانه ملی‬ ‫ﻣﺴﺘﻨﺪﺳﺎز و ﻣﻨﺘﻘﺪ‬ ‫از ایشــان‬ ‫د ر خو ا ست‬ ‫کــرده بودند کــه نام شــبکه ایــران کاال‬ ‫را بــه شــبکه اقتصــاد تغییــر دهنــد‪!..‬‬ ‫اینکه این افــراد چرا چنین درخواســتی را‬ ‫مطرح کــرده اند‪ ،‬موضوع بحث ما نیســت؛‬ ‫بحث ما بر ســر ماهیت اقدام انهاست که با‬ ‫یک اتحاد و نگاه جمعی‪ ،‬بــه اهمیت مقوله‬ ‫اقتصاد کشور اشــاره درست و منطقی دارند!‬ ‫صنــف فیلمســازان و ســینماگران در این‬ ‫کشــور بالغ بر ‪ ۱۰۰‬سال اســت که مشغول‬ ‫تولید محصول فرهنگی و هنری میباشــند‬ ‫اما با وجود اینهمه تنوع کانالهای تلویزیونی‪،‬‬ ‫تاکنون نتوانسته اند از یک تریبون و شبکهای‬ ‫مستقل برای معرفی اثار و افراد صنف خود ‪،‬‬ ‫بصورت گسترده برخوردار شوند! طبق قانون‬ ‫اساســی‪ ،‬ایجاد شــبکه های تلویزیونی در‬ ‫کشــور ما برای بخش خصوصی امکان پذیر‬ ‫نیست اما در دل همین عدم امکان‪ ،‬تلویزیون‬ ‫ملی ما انواع و اقسام شــبکه های کاربردی با‬ ‫عناوین مختلف را توانسته است ایجاد کند‪.‬‬ ‫همچون شبکه سالمت‪ ،‬اموزش ‪ ،‬ورزش و‪...‬‬ ‫حتی کانال مربوط به تبلیغ و فروش کاال و‪!..‬‬ ‫حال سوال اینســت ایا واقعا شبکه ای به نام‬ ‫ســینما با نظارت همین تلویزیــون دولتی‬ ‫نمی توانســت و نمی توانــد در دل این همه‬ ‫شــبکه تخصصی و کاربردی ایجاد شــود؟‬ ‫نبود چنین شبکه و تریبون مهمی از ‪۲‬منظر‬ ‫قابل تامل و بررسی است‪ :‬اول اینکه به نظر می‬ ‫رسد تاکنون گسترش مقوله ای به نام سینما‬ ‫در حد صنعتی شــدن‪ ،‬برای سیاستمداران‬ ‫و مدیران کالن فرهنگی کشــور ما اهمیت‬ ‫چندانــی ایجاد نکــرده اســت! دوم اینکه‬ ‫نبود یک مدیریت کاربلــد حرفهای در راس‬ ‫مدیریت سینمای کشور در همه ادوار گذشته‪،‬‬ ‫باعث گردیده که چنین رســانه مستقلی در‬ ‫جهت معرفی و رشد و پویایی بیشتر جامعه‬ ‫‪26‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه ‪1400‬‬ ‫ســینمایی ایجاد نگردد و ســینماگران‬ ‫کشــورمان از یک چنین شــبکه مهم‬ ‫تلویزیونی بــرای خود محــروم بمانند‪.‬‬ ‫وجــود یک شــبکه مســتقل حرفه ای‬ ‫‪ ،‬انهم در ســطح ملــی بــرای خانواده‬ ‫بزرگ ســینمای ایــران یک امــر الزم‬ ‫و ضروری اســت تــا بتوانند بــه صورت‬ ‫تخصصی نیازهــای رســانه ای و اطالع‬ ‫رســانی خــود را به شــکل فراگیــر از‬ ‫طریق انتن سراســری برطرف ســازند!‬ ‫چرا هنر بزرگ و صد ساله ای بنام سینما‪،‬‬ ‫در حد تبلیغــات کاال و خدمــات‪ ،‬تا به‬ ‫امروز در دل اینهمه شــبکه های متنوع‬ ‫و مختلف‪ ،‬اهمیت و جایگاهی نداشــته‬ ‫است؟! ســوال بزرگ بی پاسخی است!‬ ‫مثال بــارز در این مورد ســاختار برنامه‬ ‫«هفت» به عنوان تنها برنامه حرفهای و‬ ‫تخصصی متعلق به سینما و سینماگران‬ ‫اســت که تحت امر حوزه رســانه ملی‬ ‫تولید می شــود! انچه در مورد تولید این‬ ‫برنامه تلویزیونی مشــاهده میشود این‬ ‫اســت که هر زمان بخواهنــد این برنامه‬ ‫را تولیــد میکنند و هر زمان تشــخیص‬ ‫بدهند که سینما نیازمند برنامه « هفت‬ ‫» نیســت ‪ ،‬تولید انرا متوقــف میکنند!‬ ‫بماند که در زمان تولیــد مقطعی برنامه‬ ‫نیز تصور ســازندگان ان بر این اســت‬ ‫که به هر شــکل ممکن باید نــگاه ها و‬ ‫دیدگاه های ســلیقه ای رســانه ملی را‬ ‫در تمامــی مراحل تولید ا ِعمــال کنند‪.‬‬ ‫در حالــی کــه برنامه «هفت» ســینما‬ ‫متعلق به تک تک ســینماگران این مرز‬ ‫و بوم اســت و باید به دســت خود دست‬ ‫اندرکاران ســینمای کشــور ســاخته‬ ‫شــود و نــه کارمنــدان رســانه ملی!‬ ‫رســانه نیز وظیفه دارد صرفا ان را پخش‬ ‫نموده و صرفا مســئولیت فرســتنده را‬ ‫ا ِعمال کند‪ .‬وقتی ســینما یک شــبکه‬ ‫اختصاصی برای خود نداشــته باشــد ‪،‬‬ ‫مسلما جامعه سینمایی هم محکوم است‬ ‫به اینکه نظرگاه های سیاسی و ممیزیهای‬ ‫اعمال شــده از طرف دســت اندرکاران‬ ‫رســانه را در مورد محتوا و ســاختار این‬ ‫برنامه ها بپذیرد و حتی نقد فیلمها را به‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ ‫صورت ســلیقه ای و حتــی گاهی بدون‬ ‫حضور ســازندگان فیلمها تحمل نماید‪.‬‬ ‫همین امر باعــث گردیده تا ســینمای‬ ‫کشور ما و فرهنگ مربوط به ان به شکل‬ ‫غیر واقعی و انطور که بایــد برای عموم‬ ‫مردم معرفی نشود و این موضوع تا جایی‬ ‫پیش میرود که گاه بدلیل سوء برداشتها‬ ‫نســبت به نحــوه فعالیت افــراد در این‬ ‫رشته ‪ ،‬به بدبین شــدن مردم نسبت به‬ ‫سینما و ادمهای ان نیز منجر میگردد!‬ ‫نبود یک چنین تریبون مســتقلی باعث‬ ‫گردیده تا رســانه بــا اعمــال نظرهای‬ ‫ســلیقه ای و نادیده گرفتن حجم کثیر‬ ‫عالقمندان به ســینما در سراسر کشور‬ ‫به تنها برنامه هفتگی ســینماگران بی‬ ‫اعتنایی نموده و حتــی زمان پخش این‬ ‫تنها برنامه تخصصی در مورد سینما را به‬ ‫یک زمان کامال نامناسب اخر جمعه شب‬ ‫اختصاص دهد که اینگونــه اقدامات به‬ ‫نوعی کم توجهی و کم لطفی به سینما و‬ ‫ادمهای منتسب به ان محسوب میشود!‬ ‫از طرفی اگر حوزه سینمای کشورمان از‬ ‫یک مدیریت قاطــع و کاردانی برخوردار‬ ‫بود همچون مدیران حوزه اقتصادی کشور‬ ‫که در تالش مضاعف برای ایجاد شــبکه‬ ‫مستقل اقتصادی در تلویزیون ملی برای‬ ‫خود میباشند ‪ ،‬امروز میتوانست تمامی‬ ‫اخبــار و فعالیتهای فرهنگــی و هنری‬ ‫سینماگران را از طریق یک شبکه مستقل‬ ‫و قدرتمند رســانه ای در طیف وسیعی‬ ‫پوشــش داده و نگاه احاد مردم جامعه را‬ ‫نیز نسبت به شــناخت صحیح و درست‬ ‫انها از هنــر‪ ،‬صنعت ســینما و ادمهای‬ ‫ان تقویــت نمــوده و حتــی تغییــر‬ ‫داده و اســتقالل جامعــه ســینمایی‬ ‫کشــور را بــا ایجــاد یــک شــبکه‬ ‫مســتقل رســانه ای به ثبت برســاند‪.‬‬ ‫فراموش نکنیم که در دنیای تکنولوژیک‬ ‫و پیشرفته امروزی ‪ ،‬در اختیار گرفتن یک‬ ‫چنین شبکه رسانه ای در سطح معرفی‬ ‫سینمای یک کشور ‪ ،‬امری پیش پا افتاده‬ ‫بوده و توقع زیادی محســوب نمیگردد‪.‬‬ صفحه 26 ‫گزارش ﺗﺼوﯾﺮی‬ ‫؟؟؟؟؟؟‬ ‫محسن رضایی‬ ‫ﻋﮑﺎس‬ ‫امادهسازی‬ ‫پیستاسکی‬ ‫مجموعهتوچال‬ ‫مراحــل اولیه امــاده ســازی و کوبیدن‬ ‫برف قبلــی در پیســت اســکی توچال‬ ‫انجــام شــده اســت‪ ،‬روز چهارشــنبه‬ ‫‪ ۱۹‬ابان ماه پیســت بازگشــایی شــد‪.‬‬ ‫شرایط بازگشایی پیســت توچال فراهم‬ ‫است و این پیست میتواند با اعالم رسمی‬ ‫مســئوالن فعالیت خود را از ســر بگیرد‪.‬‬ ‫با بازگشــایی مجموعه ورزشــی توچال ‪،‬‬ ‫ورزشــکاران و عموم مــردم میتوانند در‬ ‫این پیســت به ورزش اســکی بپردازند‪.‬‬ ‫‪16‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه ‪1400‬‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ صفحه 16 صفحه 32 ‫ﻧﻘﺪ‬ ‫دادنبیانیه‪،‬مشکالتخانهسینماراحلنمیکند‬ ‫سیدرضااورنگ‬ ‫منتﻘدفیلمومدرسسینما‬ ‫روزهــای اول بعــد از پیــروزی انقــالب‪ ،‬وقتی‬ ‫گروههای سیاســی اجازه فعالیت پیــدا کردند‪،‬‬ ‫چﭗ و راســت بیانیــه و نامه سرگشــاده صادر‬ ‫می کردند تــا خود را مهــم جلــوه داده و فریاد‬ ‫بزنند که ما هم هســتیم و دســته و گروه داریم‪.‬‬ ‫روزی نبود که چندین بیانیه از ســوی گروههای‬ ‫سیاســی منتشــر نشــود‪ .‬وقتی روی پیاده رو و‬ ‫حتی خیابان انقالب قدم می زدیــم یا روی تلی‬ ‫از اعالمیه ها پای می گذاشــتیم یا قــدم به قدم‬ ‫بیانیه هــای کاغذی به دســتمان مــی دادند‪.‬‬ ‫وقتی کاغذ گران شــد‪ ،‬با خویش گفتم ای کاش‬ ‫ان زمــان کاغذهای گرانقیمــت را که فقط یک‬ ‫طرف ان بیانیه و نامه سرگشــاده نوشته شده بود‬ ‫را از کف خیابان یا دســت رهگــذران جمع می‬ ‫کردم‪ .‬اگر چنین کرده بودم‪ ،‬االن مرد ثروتمندی‬ ‫بــودم و منت حاتــم طایی را نیز نمی کشــیدم!‬ ‫ان زمان این همه بیانیه و نامه سرگشــاده صادر و‬ ‫منتشر شــد اما احدالناســی وقعی به انها ننهاد‪.‬‬ ‫نوشتن بیانیه جمعی و فردی یک نوع پز سیاسی‬ ‫بود‪ ،‬زیرا صادر کنندگان خودشان هم میدانستند‬ ‫که کســی تره هــم برایشــان خرد نمــی کند‪.‬‬ ‫ســالها از ان زمان گذشــت و صدور بیانیه بسیار‬ ‫کمتر شــد اما از بیــن نرفت ‪ ،‬زیرا بــرای عده ای‬ ‫و گروههایــی هنوز یک پز شــاخص محســوب‬ ‫می شد که توســط ان می توانســتند نام خود یا‬ ‫گروهشان را سر زبانها بیندازند‪ ،‬ولو برای یک روز!‬ ‫متاســفانه چند سالی اســت که نوشــتن نامه‬ ‫سرگشــاده و دادن بیانیه به عالم هنر به خصوص‬ ‫سینما نیز سرایت کرده و گاهی بیش از گروههای‬ ‫سیاســی پس از انقالب‪ ،‬در این عرصه توســط‬ ‫برخی نهادهــا‪ ،‬صنــوف و ســینماگران صادر‬ ‫میشود‪ .‬این بیانیه ها دیگر پز سیاسی محسوب‬ ‫نمی شوند‪ ،‬بلکه ادای هنری به حساب می ایند!‬ ‫چندین سال پیش‪ ،‬متولیان خانه سینما به جای‬ ‫انجام کار صنفی و رفع و رجوع کار ســینماگران‪،‬‬ ‫چون توان این کار را نداشــتند یا نمی خواستند‬ ‫به رتق و فتق امور بپردازند و دنبال نفع شــخصی‬ ‫بودند‪ ،‬به جاده خاکی سیاســت زده و مدام برای‬ ‫هرچیز پیش پا افتاده ای بیانیه صادر کردند و نامه‬ ‫سرگشاده به این و ان نوشتند؛ همه انها نیز‬ ‫بدون تاثیر بودند و حتی خوانده نیز نشــدند‪.‬‬ ‫این طبیعی اســت وقتی مدیرانی نتوانند از‬ ‫عهده اداره امور محوله براینــد‪ ،‬برای اینکه‬ ‫اذهان را منحــرف کنند تا به ضعفشــان و‬ ‫یا سوءاســتفاده انان از مقامشــان پی برده‬ ‫نشود‪ ،‬شهر را شــلوغ کرده و اب را گل الود‬ ‫کننــد‪ .‬دادن بیانیه هــای مکرر از ســوی‬ ‫ســردمداران خانــه ســینما در دوره ای‬ ‫خاص‪ ،‬فقط و فقــط برای این منظــور بود‪.‬‬ ‫در ان دوران نحس‪ ،‬درگیریهای شــخصی و‬ ‫حزبی کار را به جایی کشاند که خانه سینما‬ ‫برای مدتی تعطیل شــد و ســینماگران رو‬ ‫در روی هــم قــرار گرفته و بــرای یکدیگر‬ ‫شمشــیرها را از رو بســتند و پنجــه طعنه‬ ‫و تهمت را به ســر و صورت هم کشــیدند‪.‬‬ ‫همان ســردمداران که بــا دادن بیانیه های‬ ‫مشــکوک‪ ،‬اوضاع خانه ســینما را متشنج‬ ‫کردنــد و بعدها پســتهای مهمــی گرفته‬ ‫و بودجه هــای کالنــی هم برای ســاخت‬ ‫فیلــم دریافــت کردند‪،‬حتــی بــه دبیری‬ ‫جشــنواره فجر هم رســیدند! اما انانی که‬ ‫با تضریــب این متولیــان بــه روی هم تیغ‬ ‫کشــیدند‪ ،‬جز شــرمندگی از روی دوستان‬ ‫و دســتانی تهی چیزی نصیبشــان نشــد‪.‬‬ ‫عجیب اینکــه متولیان خانه ســینما در ان‬ ‫دوران پراشــوب که کار صنفی در زمانشان‬ ‫معنا نداشت‪ ،‬علیه صدا و سیما بیانیه تند می‬ ‫دادند اما خودشان چندی بعد‪ ،‬از مدیران صدا‬ ‫و سیما پول کالن گرفتند برای ساخت سریال‬ ‫هایی که حتی یک ریال هم نمــی ارزیدند!‬ ‫انــان از صــدور بیانیــه به نفع خودشــان‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ ‫اســتفاده کردنــد امــا دیگرانــی کــه زیر‬ ‫علــم انان ســینه زدنــد و گریبــان دریدند‬ ‫سرشــان مثــل همیشــه بــی کاله مانــد!‬ ‫امروز خانه ســینما به دنبال دادن بیانیه علیه‬ ‫این و ان نیســت‪ ،‬هر وقت که الزم باشــد در‬ ‫کنار مــردم و هنرمندان می ایســتد و از انان‬ ‫حمایت می کنــد‪ ،‬چه بــا قلم‪،‬چه بــا قدم‪.‬‬ ‫وظیفــه ســردمداران و اعضــای صنــوف‬ ‫خانــه ســینما انجــام امــور صنفی اســت‬ ‫که بــدون جنجــال در حــال انجام اســت‪.‬‬ ‫نمی توان نادیده گرفت که بین اعضای صنوف‬ ‫با یکدیگر و دیگر صنوف همچنان کشمکش‬ ‫وجود دارد‪ ،‬هر چند ظاهرا به چشــم نمی اید‪.‬‬ ‫برخی از صنوف خانه سینما که حتی رئیسشان‬ ‫نیز در خارج از کشور زندگی می کند‪ ،‬همچنان‬ ‫دنبال ان هستند که شهر را شلوغ کرده و جار و‬ ‫جنجال راه بیندازند تا چرخ امور از کار بیفتد‪.‬‬ ‫دوبــاره بیانیه صادر می کنند و دم از مســائل‬ ‫پیش پــا افتاده مــی زننــد و همــه چیز را‬ ‫غیرقانونــی می داننــد‪ .‬وقتی ادعــا دارند در‬ ‫خانه ســینما بی قانونی صورت گرفته‪ ،‬دست‬ ‫بگذارنــد روی بندهای اساســنامه و بگویند‬ ‫در این مــورد خالف صورت گرفتــه‪ .‬اگر حق‬ ‫با انان اســت که متولیان خانه سینما وظیفه‬ ‫دارند به ان رســیدگی کنند و اگر رســیدگی‬ ‫نشــد حق شــکایت برای انان محفوظ است‪.‬‬ ‫دور هم نشســتن و مشــکالت را حل کردن‬ ‫بهتر اســت یا بیانیه دادن و پز هنری گرفتن؟‬ ‫سینما متعلق به همه سینماگران و مردم است‬ ‫و کســی نمی تواند این حــق را از انان بگیرد‪.‬‬ ‫لطفا جــو خانــه ســینما را نــاارام نکنید تا‬ ‫امــور صنفــی در ارامــش انجــام بگیــرد‪.‬‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه‪1400‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫‪27‬‬ صفحه 27 ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه‪1400‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫‪17‬‬ صفحه 17 ‫از صفحــه مانیتــوری‬ ‫که روی میــزش بود ‪،‬‬ ‫هراس و وحشــت زن‬ ‫را نگاه می کــرد مانند‬ ‫دانشمندی که بر روی‬ ‫موش ازمایشــگاهیش‬ ‫دارو یا شــوکی را وارد‬ ‫ولی اﷲ نیسریان‬ ‫کرده و مــوش با همه‬ ‫ﻧﻮﯾﺴﻨﺪه‬ ‫وجود خود را بــه در و‬ ‫دیوار قفــس می کوبد ‪،‬‬ ‫هر حرکت موش به او می گویــد کارش را با او‬ ‫چگونه پیش ببرد ‪ .‬صفحه مانیتور کامال بطرف‬ ‫خودش بود ‪ ،‬به نظر می رســید فراموش کرده‬ ‫مهمان دارد ‪ .‬شــاید دیدن یــک فیلم هیجان‬ ‫انگیز هم او را این چنین هیجان زده نمی کرد‪،‬‬ ‫برایش رفتار کارمندی که تازه استخدام کرده‬ ‫بود هم تعجب اور بود و هم راضی کننده‪ .‬گاهی‬ ‫در حین تماشا از کشــف روحیات و هراس زن‬ ‫دچار تعجب و لذت می شــد ‪ .‬تاکنون اینقدر‬ ‫ســریع به روحیات کارمندانش دست نیافته‬ ‫بود‪ .‬با همــه زرنگی حداقل چنــد ماهی باید‬ ‫زمان می برد که بداند چه ادمی را اســتخدام‬ ‫کــرده‪ .‬به خاطر این فتح ‪ ،‬ســرخوش و شــاد‬ ‫به پشــتی صندلیش تکیه داد و زیرچشــمی‬ ‫به بازرس بیمه نگاهی انداخــت‪ .‬بازرس بیمه‬ ‫اوراقی را پر کرد ‪ ،‬امضاء مدیر شرکت را گرفت‬ ‫و ســپس محل شــرکت را ترک کرد ‪ .‬مدیر از‬ ‫پشــت میزش بلند شــد ‪ ،‬چند قدمی بازرس‬ ‫بیمه را مشایعت کرد ‪ .‬منشی شرکت مشغول‬ ‫کارش بود ‪ ،‬به طرف میز منشــی رفت و گفت‪:‬‬ ‫برای کارمند جدید اب قند ببر ‪ .‬منشی با تعجب‬ ‫به مدیر نگاهی کرد و بیصدا به ابدارخانه رفت‪.‬‬ ‫اب قندی درســت کرد و رفت به انبار کوچکی‬ ‫که درش به ابدارخانه باز می شــد ‪ .‬زن با ترس‬ ‫پرسید ‪ :‬بازرس بیمه رفت؟ منشی اب قند را به‬ ‫او داد و سپس کنارش ایستاد و به قفسهبندی‬ ‫مــدارک تکیه داد‪ .‬با دســتهایش شــانههای‬ ‫همکارش را که تازه یکماه بود به شرکت امده‬ ‫بود مالش داد ‪ .‬هر دو ســاکت بودند ‪ .‬منشی به‬ ‫دوربین نصب شــده روی سقف نگاه می کرد و‬ ‫زن که با دستهای لرزان اب قند را جرعه جرعه‬ ‫می خورد‪ ،‬نگاهش به در بود‪ .‬منشی گفت‪ :‬خانم‬ ‫جمالی‪ ،‬چند وقت است که بازنشسته شده ای؟‬ ‫زن حاال کمی ارامش یافته بــود ‪ ،‬لیوان خالی‬ ‫را به منشــی داد و از او تشکر کرد‪.‬منشی ادامه‬ ‫داد‪ :‬اگر به من میگفتی بازنشسته هستی ‪ ،‬بهت‬ ‫‪28‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه ‪1400‬‬ ‫می گفتم امروز نیایی‪ .‬زن یکبار دیگر به‬ ‫منشی نگاه کرد ‪ ،‬روســریش را دراورد و‬ ‫موها و سپس لباســش را مرتب کرد و در‬ ‫حالی که سعی می کرد ارام باشد از اطاق‬ ‫بایگانی خارج شــد ‪ .‬مستقیم رفت پشت‬ ‫میزش ‪ .‬ســعی میکرد خونسرد باشد ‪ ،‬به‬ ‫مرتب کردن مــدارک مالی پراکنده روی‬ ‫میزش پرداخت‪.‬مســئول حســابداری‬ ‫شرکت بود و همیشــه به نظم در کارش‬ ‫توجه می کرد ‪ .‬نگاه سنگین‪ ،‬مستقیم و‬ ‫جستجوگر مدیر شرکت را روی وجودش‬ ‫حس کرد ‪ ،‬ســعی کرد حواســش را به‬ ‫موضوع کارش و منظم کردن اوراق مالی‬ ‫متمرکز کند‪ ،‬ولی چرا مدیر به او اینجوری‬ ‫نگاه کرد؟ حس کرد االن کســی بیاید و‬ ‫کتکش بزند ممکن اســت مقاومتی هم‬ ‫نکند‪ .‬از این حــس بدش امــد و بدون‬ ‫اینکه ســرش را بلند کند رفت ســمت‬ ‫دستشویی شرکت‪ .‬روبروی اینه ایستاد‬ ‫و زل زد به خودش‪.‬سعی کرد گریه نکند‪.‬‬ ‫چند ماه از بازنشســتگیش می گذشت ‪،‬‬ ‫اینجا را با سفارش یکی از وابستگانش به‬ ‫نام اقای رســولی پیدا کرده بود ‪ .‬پس از‬ ‫بازنشستگی بالفاصله به جستجوی کار‬ ‫پرداخت‪.‬باال بودن ســن‪ ،‬اشتغال سالها‬ ‫به حســابداری در یک ســازمان دولتی‬ ‫که با حسابداری شــرکتهای خصوصی‬ ‫متفاوت بــود ‪ ،‬پیدا کــردن کار را برایش‬ ‫دشوار میکرد‪ .‬با شــروطی در این شرکت‬ ‫بازرگانی پذیرفته شــد ‪ ،‬اقای رسولی که‬ ‫حسابدار کارکشتهای بود به مدیر شرکت‬ ‫قول داده بــود خانم جمالــی را از جهت‬ ‫هماهنگی مالی و امــوزش تنها نگذارد‪.‬‬ ‫خانم جمالی شنیده بود بازرس بیمه هر‬ ‫از چند گاهی برای سرشــماری پرسنل‬ ‫بیمه شده می اید‪ ،‬اگر متوجه حضور یک‬ ‫بازنشسته شــود‪ ،‬برایش دردسر ساز می‬ ‫شد‪ .‬نفس عمیقی کشید‪ ،‬چشمهایش را‬ ‫بست و ســعی کرد به ارامش برسد ‪ .‬ولی‬ ‫چرا مدیر شرکت اینجور نگاهش میکرد‪.‬‬ ‫ابی به صورتش زد و از دستشویی بیرون‬ ‫امد ‪ .‬سعی کرد ارام باشد ‪ .‬منشی مشغول‬ ‫کارش بود ‪ ،‬تحصیلدار شرکت که پس از‬ ‫انجام امور بانکی و گمرک به شرکت امده‬ ‫بــود ‪ ،‬روی تراس و پیش مدیر شــرکت‬ ‫مشــغول دادن گزارش کارش بود‪ .‬مدیر‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ ‫ق‬ ‫داﺳﺘان‬ ‫ول‬ ‫تا‬ ‫سم‬ ‫ترس‬ ‫داشت سیگار می کشــید و با تحصیلدار‬ ‫دعوا میکــرد‪ .‬تحصیلدار هم ســرش را‬ ‫انداخته بود پاییــن و چیزی نمی گفت ‪.‬‬ ‫تعدادی حوالههای بانکــی و اوراق دیگر‬ ‫که تحصیلدار از بانکها اورده بود ‪ ،‬روی میز‬ ‫خانم جمالی بود ‪ ،‬انها را بایگانی کرد‪.‬باید‬ ‫برای پاره ای سواالت مالی به اقای رسولی‬ ‫زنگ می زد و راهنمایی می خواست ولی‬ ‫با این شــرایط روحی حاال وقتش نبود‪.‬‬ ‫گاهی صدای مدیر که با تحصیلدار دعوا‬ ‫می کرد انقــدر بلند بود کــه برای خانم‬ ‫جمالــی ازار دهنده و اعصــاب خرد کن‬ ‫شــده بود‪ .‬اپارتمان شرکت در مجتمعی‬ ‫بود که ‪ ۱۰‬واحد داشــت و تعــدادی از‬ ‫واحدها مسکونی بودند ‪ .‬گاهی اسانسور‬ ‫خراب می شــد یا برق می رفت ‪ ،‬چند بار‬ ‫خانم مســنی را هنگام تردد در راه پله ها‬ ‫دیده بود که از واحدش خارج می شــد ‪،‬‬ ‫یکبار ناخواســته متوجه پیرمردی روی‬ ‫ویلچر شده بود ‪ .‬زن مطمئن بود این سر‬ ‫و صداها همسایهها را ناراحت می کند و‬ ‫توی بورد در ورودی ‪ ،‬نوشته هایی مبنی‬ ‫بر دعوت بــه ارامش و ســکوت را دیده‬ ‫بود ‪ .‬فقط ســر و صدای مدیر شــرکت با‬ ‫تحصیلدار و گاهی با منشی‪ ،‬نظم ارامش‬ ‫را در ســاختمان بهم می زد ‪ .‬دو همکار‬ ‫دیگر که انهــا اغلب در بنــادر جنوب یا‬ ‫شــمال در کار ترخیص کاال و سفارشات‬ ‫مشــتریان طرف قرارداد شرکت فعالیت‬ ‫می کردند و به ندرت به شرکت می امدند‪.‬‬ ‫در این یکماهه مدیر بــا او دعوایی نکرده‬ ‫بود‪ .‬نمی دانســت کی زمان او می رسد‪.‬‬ ‫خانم جمالی مشــغول کارش بود که در‬ ‫کشویی تراس باز شد و تحصیلدار امد به‬ ‫طرف میز حسابداری تحصیلدار در مورد‬ ‫مدارک توضیحاتی داد‪ .‬خانم جمالی به‬ ‫تحصیلدار که مردی ‪۵۵‬ساله بود نگاه کرد‬ ‫‪ .‬نحیف بود و خســته‪ .‬در گرما و سرما با‬ ‫موتوری که شرکت در اختیارش گذاشته‬ ‫بود به همه جا می رفت و درخواســتهای‬ ‫شرکت و گاهی سفارشات خصوصی مدیر‬ ‫و همسر مدیر را انجام می داد ‪ .‬زن داشت‬ ‫و ‪۳‬بچه ‪ ،‬مســتاجر هم بود در منطقه ای‬ ‫که خانم جمالی نامش را تاکنون نشنیده‬ ‫بود ‪ .‬زمــان ناهار هر کارمنــد غذایش را‬ ‫گرم مــی کــرد‪ ...‬ادامه در شــماره بعد‪.‬‬ صفحه 28 ‫چﻘدر از زمان زندگی روزانه خود را با‬ ‫شادیسپریمیکنیم؟‬ ‫روانﺸﻨاﺳﻰ‬ ‫اختالالت مرتبط و اختالل دوقطبی‬ ‫سعید امانی‬ ‫ﮐﺎرﺷﻨﺎس‬ ‫اختالالتارتباطی‬ ‫این اختالالت مواردی هستند که توانایی‬ ‫عملکرد ‪ ،‬درک یا تشخیص زبان و گفتار‬ ‫را تحت تاثیر قرار میدهند‪ ۴ .‬نوع مختلف‬ ‫از اختالالت ارتباطی عبارتند از ‪ :‬اختالل‬ ‫زبان‪ ،‬اختالل صدای گفتار‪ ،‬اختالل‬ ‫فصاحت گفتار (لکنت زبان) و اختالل‬ ‫ارتباط اجتماعی(عملی)‪.‬‬ ‫اختالل دو قطبی‬ ‫با وجود تغییر در خلق و خو و همچنین تغییر در فعالیت و سطح انرژی‬ ‫صورت می گیرد‪ .‬این اختالل اغلب شامل تغییرات احساسی بین حالتهای‬ ‫سرخوشی و دوره های افسردگی است‪ .‬چنین حالتهای سرخوشی می تواند‬ ‫به عنوان شیدایی (مانیا) یا نیمه شیدایی (هیپومانیا) تشخیص و اعالم شود‪.‬‬ ‫شیدایی‬ ‫این حالت با دوره مشخصی از حاالت سرخوشی‪ ،‬خوشحالی و تحریک‬ ‫پذیری و افزایش فعالیت و انرژی خود را نشان می دهد‪ .‬گاهی اوقات این‬ ‫دوره های شیدایی با احساس پریشانی‪ ،‬تحریک پذیری و اعتماد بنفس‬ ‫بیش از حد مشخص می شوند‪ .‬افرادی که تحت دوره شیدایی قرار میگیرند‪،‬‬ ‫مستعدانجامفعالیتهاییهستندکهممکناستعواقبمنفیدرازمدتی‬ ‫مانند قمار و ولخرجی را نیز در پی داشته باشد‪.‬‬ ‫دورههایافسردگی‬ ‫این دوره ها با احساس افسردگی یا بدخلقی همراه با عدم عالقه به انجام‬ ‫کارهاقابلتشخیصهستندوممکناستاحساسگناه‪،‬خستگیو‬ ‫عصبانیت را نیز در بر گیرند‪ .‬افراد مبتال به اختالل دوقطبی در طول دوره‬ ‫افسردگی ممکن است عالقه خود را نسبت به انجام فعالیتهایی که پیش از‬ ‫این از انها لذت می بردند از دست بدهند‪ ،‬مشکالت خواب داشته باشند و‬ ‫یا حتی به خودکشی فکر کنند‪ .‬شایان ذکر است که هر دوی این دوره های‬ ‫شیدایی و افسردگی می توانند هم برای فردی که این نشانه ها را تجربه می‬ ‫کند و هم خانواده‪ ،‬دوستان و سایر نزدیکان که شاهد این رفتارها و حالتهای‬ ‫روحیهستند‪،‬ترسناکباشد‪.‬خوشبختانهدرمانهایمناسبوموثرکه‬ ‫اغلب شامل داروها بوده و روان درمانی می شوند‪ ،‬می توانند به بیماران‬ ‫مبتال به اختالل دوقطبی در کنترل موفق این عالئم کمک کنند‪.‬‬ ‫تاخیرکلیرشد‬ ‫این تشخیص در مورد ناتوانیهای رشدی کودکان زیر ‪ ۵‬سال سن صدق‬ ‫میکند‪.‬اینتاخیرهامربوطبهمهارتهایگفتاری‪،‬زبانی‪،‬شناختی‪،‬‬ ‫عملکرد اجتماعی و حرکتی است‪ .‬این موضوع عموماًبه عنوان تشخیص‬ ‫موقت برای کودکانی مطرح می شود که هنوز خردسال هستند و ازمونهای‬ ‫‪ IQ‬انها استاندارد است‪ .‬هنگامی که کودکان به سن و سالی رسیدند که قادر‬ ‫به انجام یک تست هوش استاندارد باشند‪ ،‬ممکن است وجود ناتوانی ذهنی‬ ‫در انها تشخیص داده شود‪.‬‬ ‫‪18‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه ‪1400‬‬ ‫همواره شاد زیستن و شاد بودن یکی از ارزوهای همیشگی بشر بوده‬ ‫و هست‪ .‬گاه پیش می اید که هر یک از ما در اثر نامالیمات زندگی‬ ‫احساس کنیم شاد نیستیم؛ اینجاست که باید با خود رو راست باشیم‬ ‫و از خود بپرسیم چقدر از زمان زندگی روزانه خود را با شادی سپری‬ ‫می کنیم؟ منظور از این جمله ابدا این نیست که همواره در جشنها و‬ ‫مهمانیهای دوستانه باشیم و بیشتر زمان خود را به تفریح و وقت گذرانی‬ ‫مشغول شویم‪ ،‬بلکه منظور داشتن احساس شادی در درون خود است‪.‬‬ ‫در واقع باید به این سوال پاسخ دهیم که چقدر از خود و عملکرد خود در‬ ‫زندگی رضایت داریم؟‬ ‫چه چیزهایی حال درونی ما را بهم میریزد؟ چه افرادی باعث خوشحالی‬ ‫ما در زندگی می شوند؟ چه کارهای باقیمانده در زندگی داریم که می‬ ‫توانستیم انها را انجام دهیم و انجام ندادیم؟ چه کتابهایی در کتابخانه‬ ‫منزل و دفتر کارمان زیر تلی از خاک‪ ،‬ما را صدا می زنند و ما غافل از‬ ‫خواندن انها هستیم؟ اینها و سواالت متعدد دیگر را ابتدا از خود‬ ‫میپرسم و سپس از شما دوستان عزیز و خوانندگان اگاه و دوست‬ ‫داشتنی‪.‬‬ ‫مننسیمنجفیهستم‬ ‫روانشناس‪،‬‬ ‫عاشق یادگیری و اموختن به دیگران و معتقد به انتقال حال خوب به‬ ‫صورت زنجیره ای از خود به دیگران‪.‬‬ ‫می دانم مشکالت عدیده فراوانی در جامعه امروز ما و حتی در جوامع‬ ‫دیگر رخ داده و در حال رخ دادن است که گاهی سنگ راهمان میشوند‬ ‫و همچون سدی جلوی رشد و پیشرفت ما را می گیرند و حال خوب‬ ‫ما را کم می کنند اما هرگز نباید در مسیر با وجود این سنگهای ریز و‬ ‫درشت‪ ،‬هدفمان را گم کنیم و به فراموشی بسپاریم‪ ،‬بلکه باید به دنبال‬ ‫راهکارهای جدید باشیم که ما را در مسیر رسیدن به اهدافمان باز‬ ‫گردانده و به ارامش‪ ،‬امنیت و اسایش برسانند‪.‬‬ ‫در سلسله مطالبی که برای شما عزیزان همراه می نویسم گاه گریزی‬ ‫می زنیم به حکایتهای مختلف از زندگی و تجربه مراجعینی که به مدد‬ ‫راهکارهای صحیح‪ ،‬به زندگی خود نظم و سامان داده اند و باور دارم حال‬ ‫خوب امروز انها باعث بهتر شدن حال خوب ما نیز می شود‪.‬‬ ‫امروز من و همه شما خوانندگان نازنینم باهم همراه میشویم تا این شعار‬ ‫را فریاد زنیم‪ :‬انسان خردمند ناله افسردگی سر نمی دهد؛ حال خوب تو‬ ‫حال خوب من است‪.‬‬ ‫به کمپین حال خوب تو حال خوب من خوش امدید‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ صفحه 18 ‫سخنی کوتاه و برادرانه با وزیر ارشاد و ریاست سازمان سینمایی‬ ‫غالمرضا گمرکی‬ ‫ﻧﻮﯾﺴﻨﺪه‬ ‫انسانیت ‪ ،‬اخالق ؛ منش و محبت هیچ ربطی به تخصص وکاردانی ندارد‪.‬‬ ‫خوشبختانه خاطرات ازجمله مواردی اســت که کمتر از ذهن و حافظه‬ ‫ادمی پاک می شــود‪ .‬زمانیکه دکتر حجت اهلل ایوبی به ریاست سازمان‬ ‫سینمایی منصوب گردید؛ در تاالر پذیرایی دیپلماتیک وزارت امور خارجه‬ ‫به منظور معرفی فیزیکی او به اهالی ســینما از تمام هنرمندان خواسته‬ ‫شده بودکه بالباس رسمی درمراسم شرکت نمایند‪ .‬زمانیکه دکتر ایوبی‬ ‫وارد تاالر شدبرســر تک تک میزها امد وبه کلیــه میهمانان خوش امد‬ ‫گفت؛ بعد از ســخنرانی و شام ؛ مراســم خاتمه یافت وهمه تاالر را ترک‬ ‫کردند‪ .‬انجا بود که من پی بردمدکتر ایوبی بســیار ادم تشــریفاتی است‬ ‫وخدا کند بــه همین کاردانی به امور ســینما وحل معضــالت ان واقف‬ ‫باشد‪ ....‬ایشان برصندلی ریاست نشســت و به تدریج تغییراتی که بیشتر‬ ‫جنبه تجمالتی وتشــریفاتی داشت درتمام طبقات ســاختمان وزارت‬ ‫ارشاد پوستر فیلمهای تولید شده در قابهای نفیس به دیوارها نصب شدو‬ ‫بر چسب اموال ســازمان ســینمایی روی کلیه کامپیوترها خود را نشان‬ ‫دادند که صد البته هیچ حاصل و منفعتی برای کارایی اهالی ســینما در‬ ‫برنداشــت‪ .‬انها تشــنه برنامه ریزی تولید وتوزیع ومشــکالت؛ برایشان‬ ‫اهمیت داشــت‪ .‬خیلی زود مشخص شــد که دکتر ایوبی هیچ شناختی‬ ‫به امورتولید وتوزیع وکال امور ســینما ندارد‪ .....‬گرچه بعدها طرح سینما‬ ‫سیار را مطرح نمود که متاسفانه کسی از او حمایت نکردوعملی هم نشد‪.‬‬ ‫ازانجا که حرفه خبرنــگاری ایجاب میکند باید پیگیراین نوع مســائل‬ ‫بودتا عاقبت کاربتواندبه ســمع و نظر مردم برســد ازهمان ابتدا تمامی‬ ‫عملکردهای دکتر ایوبی از نگاه حقیر پنهان نماند وهر هفته اشــتباهات‬ ‫ایشــان را تحت یادداشــت در روزنامه بانی فیلم ویا مجله جهان سینما‬ ‫بایشان گوشــزد میکردم ‪ .‬این پیگیری وانتقادات انقدر گسترش یافت تا‬ ‫یکروز تلفنی ازحقیر دعوت شد بدفتر ایشــان بروم‪ .....‬زمانی که به دفتر‬ ‫دکتر مراجعه کردم منشی ایشــان (اقای زمانی)گفت‪ :‬دکتر بیشتراز ‪۵‬‬ ‫دقیقه نمیتواند با شما مالقات داشته باشد چون بیرون از اداره جلسه دارد‪.‬‬ ‫گفتم‪ :‬گرفتاری من ازایشــان خیلی بیشــتره‪ ،‬دو دقیقه دیگه خدمت‬ ‫شما هســتم‪ ...‬و بعد درب اتاق به وسیله ریموت باز شــد و من وارد اتاق‬ ‫دکتر شدم‪ .‬ایشان با گشاده رویی از من اســتقبال و اشاره کرد روی مبل‬ ‫بشینم‪ .‬اما من درحالیکه از داخل کیف دستی ام زونکن نفیسی را که روی‬ ‫صفحه ان ســوره ای از قران نوشته شــده بود بیرون میاوردمتا به ایشان‬ ‫بدهمگفتم‪ :‬منشی تون گفتن شما جلسه دارید و من بیشتر از ‪ ۵‬دقیقه‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ ‫نمیتونم در خدمتتون باشم انشاءاهلل در فرصت های بعدی‪ .‬اما دکتر‬ ‫که محو نوشتههای نشریات درون زونکن شده بود گفت‪ :‬بفرمایید‪.‬‬ ‫از زمان نشســتن تــا پایــان گفتگوهایمان درســت کمترازیک‬ ‫ســاعت طــول کشــید‪ .‬زمانیکــه داشــتم از دفتربیرونمیرفتم‬ ‫گفت‪ :‬اولین کســی هســتی کــه فقــط درمورد صنــف صحبت‬ ‫کــردی خودتــون کاری بامــن نداریــد؟ تشــکر کــردم وامدم‬ ‫بیرون‪ .‬البتــه ناگفته نمانــد هنوز با ایشــان درارتباط هســتم‪....‬‬ ‫این مقدمه رابدیــن جهت بیان نمودم تا به جناب وزیرارشــاد گفته‬ ‫باشم دیگران با چنین تشریفاتی برمسند ریاست سازمان سینمایی‬ ‫نشســتندو نه تنها کاری نکردندبلکه متاســفانه چهار سال بدلیل‬ ‫عدم تجربه و اشــنایی به امورسینمانتوانســتند هیــچ کار مثبتی‬ ‫برای ســینمای ملی ایران انجام دهند‪ .‬جناب وزیر؛ شما که خوتان‬ ‫جناب خزاعــی را بعنوان ریاســت ســازما ن انتخــاب کردید که‬ ‫بســیار کار شایســته ای انجام دادید به چه دلیــل بایدمطالبی را‬ ‫عنوانکنید که نه تنها اهالی ســینما واکنش منفی نشــان دهند‬ ‫بلکه جناب خزاعــی رادلســردنمایید‪ .‬جناب وزیر‪ ،‬ازبــدو انتخاب‬ ‫شــما بدلیل مبتال بودن به کرونا ‪ ،‬شــخصا چندین پیام درواتساپ‬ ‫برایتان ارســال نمودم اما دریغ از فقط یک جواب سالم‪ .‬مگر نه این‬ ‫اســت که درقران امده سالم مســتحب وجواب ان واجب است!!!؟‬ ‫بهرحال قطعا اطالع دارید که محمد خزاعی از جنس سینماســت‬ ‫تهیه کننــده نــام اشــنا و مــورد احتــرام اهالی سینماســت و‬ ‫ازهمــه مهمتــر به تمــام امــور ســینما اشــراف کامل داشــته‬ ‫واهالی ســینما را بخوبــی میشناســد‪ .‬بااین اوصاف جا دارد شــما‬ ‫بامورات دیگری برســید وســینما را بایشــان بســپارید مطمئن‬ ‫باشــید اهالی ســینما اگر اشــتباهی از جناب خزاعی ســر بزند با‬ ‫زبان خود ایشــان اشــتباهات راگوشــزد وبر طــرف خواهد کرد‪.‬‬ ‫جناب وزیر؛ تا انجا کــه من میدانم اهالی ســینما ازانتصاب جناب‬ ‫خزاعی خوشحال وخرسند هســتند وهیچ نیازی نیست بخواهند‬ ‫برای ایشان کالس الفبای سینما تشــکیل بدهند بشرطی که برای‬ ‫بقای خواسته شخصی خود تکیه بر میز ریاست نزندوهر جا احساس‬ ‫کند مافوق ایشان برخالف دیدگاه حرفه ای خود قصد دخالت بی جا‬ ‫وبی اعتبار شدن تخصص اودر زمینه ســینما رادارد ؛ عطای ریاست‬ ‫را به لقایش خواهد بخشــید چرا که محمد خزاعی این موقعیت را‬ ‫اسان بدســت نیاوره ونیک میداند بامردم بودن شــرط عقل است‪.‬‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه‪1400‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫‪29‬‬ صفحه 29 ‫بلوبانکزمینبازیراتغییردادهاست‬ ‫تامیناجتماعیرامردمیادارهمی کنیم‬ ‫احتماال این روزها کارتهای رنگی‪ ،‬جذاب و درعین حال ساد ه بلوبانک را دیده اید‬ ‫یا متوجه تبلیغات ان در سطح شهر شــده اید‪« .‬بلوبانک» یک استارتاپ بانکی‬ ‫است که درســال ‪ ۹۸‬شــروع به کار کرد‪ .‬هدف بلوبانک‪ ،‬ارائ ه تجربه ای مشابه از‬ ‫نئوبانک ها یا همان بانک های تماما انالین به نسل جوان بود‪ .‬بلوبانک خیلی زود‬ ‫توانست با تعبیر یک رویای ناممکن به یک واقعیت ممکن‪ ،‬سبکی نو از بانکداری‬ ‫را ارائه دهد و خدمات بانکی را به شــیوه ای جدید در اختیــار کاربران قرار دهد‪.‬‬ ‫تا پیش از بلوبانک‪ ،‬داشتن حساب بانکی و اســتفاده از خدمات بانکی بدون نیاز‬ ‫به حضور در شــعب بانک برای خیلی از افراد یک رویا بود یا حتی چنین ایده ای‬ ‫ناممکن به نظر می رســید اما حاال بلوبانک با ممکن کردن یک رویای ناممکن‪،‬‬ ‫تجربه ای جدیــد از خدمات بانکی را در اختیار کاربران خود گذاشــته اســت‪.‬‬ ‫شعبهبانکدرتلفنهوشمندشما‬ ‫اولین و شاید مهمترین ویژگی بلوبانک این اســت که هیچ شعبه ای به صورت‬ ‫فیزیکی برای مراجعه حضوری ندارد‪ .‬این موضوع در نگاه اول‪ ،‬برای کســانی که‬ ‫تجربه ای از نئوبانک ندارند‪ ،‬شــاید کمی عجیب به نظر برسد اما باید بگوییم که‬ ‫دقیقا همین ویژگی باعث می شــود تا کارهای بانکی با بلوبانک بسیار راحتتر از‬ ‫سایر بانک ها باشد‪ .‬در بلوبانک‪ ،‬شعبه بانک در موبایل هوشمند شماست و به این‬ ‫ترتیب هر زمان که بخواهید از خدمات بانکی اســتفاده کنید‪ ،‬کافی است تلفن‬ ‫همراه هوشمند خود را بردارید و اپلیکیشن بلوبانک را باز کنید‪ .‬این ویژگی مهم‪،‬‬ ‫چالشهای بســیاری همچون مراجعه حضوری به بانک در یک زمان مشخص‪،‬‬ ‫ماندن در ترافیک یا صفهای شلوغ بانک یا عقب افتادن کارهای بانکی در روزهای‬ ‫تعطیل را رفع می کند و تجربه ای متفاوت از خدمات بانکی به شما ارائه می دهد‪.‬‬ ‫همراه شما در تمام ساعات روز‬ ‫یکی دیگــر از ویژگی هایی کــه می توانید بــا بلوبانک تجربه کنید‪ ،‬اســتفاده‬ ‫‪۲۴‬ســاعته از خدمات بانکی اســت‪ .‬بــا بلوبانک اســتفاده از خدمــات بانکی‬ ‫وابســته به ســاعات و روزهای اداری نخواهد بود‪ .‬در هر ســاعتی از شبانه روز‬ ‫می توانید کارهــای بانکی خود را به ســادگی انجام دهید و برای هر قســمتی‬ ‫که با ســوال مواجه شــدید با پشــتیبانی بلوبانک تماس بگیرید‪ .‬با باز کردن‬ ‫حساب بلوبانک و اســتفاده از خدمات ‪۲۴‬ســاعته دیگر نیازی به مرخصی های‬ ‫ســاعتی یا پیدا کردن زمان خالی برای انجام کارهای بانکی نخواهید داشــت‪.‬‬ ‫یکقدمبرایمحیطزیست‬ ‫دغدغه حفظ محیط زیست این روزها پررنگتر از همیشه است‪ .‬همه ما می دانیم‬ ‫ط زیســت است و باید برای مراقبت‬ ‫که زندگی و حیات ما وابسته به حفظ محی ‬ ‫از ان تــاش کنیم‪ .‬ســاده ترین کاری کــه می توانیم برای مراقبــت از محیط‬ ‫زیســت انجام دهیم‪ ،‬اســتفاده کمتر از کاغذ‪ ،‬کاهش زباله و اســتفاده کمتر از‬ ‫سوختهای فسیلی اســت‪ .‬بلوبانک با ارائه خدمات تماما انالین و حذف فرمهای‬ ‫کاغذی بانکی‪ ،‬گام مهمی در راســتای حفظ محیط زیســت برداشــته است‪،‬‬ ‫ضمن اینکه با اســتفاده از بلوبانک و کاهش تردد در ســطح شــهر‪ ،‬به استفاده‬ ‫کمتر از سوختهای فســیلی هم کمک خواهید کرد‪ .‬با بلوبانک می توانید گاهی‬ ‫مثبت در جهت حفظ محیط زیســت بردارید و تاثیر مثبت خــود را بر محیط‬ ‫اطرافتان‪ ،‬بیشــتر کنید‪ .‬نکته قابل توجه اینجا اســت که تمام ایــن تجربه از‬ ‫افتتاح حســاب تا دریافت کارت و اســتفاده از خدمات کامال رایگان بوده و الزم‬ ‫به پرداخت هیچ مبلغی نیســت‪ .‬در واقع اگر بخواهیم سیســتم بانکداری را به‬ ‫یک بازی تشــبیه کنیم‪ ،‬می توانیم بگوییم که بلوبانک به جــای تغییر قوانین‬ ‫بازی‪ ،‬زمین بازی را عوض کرده اســت و ان را به ســمت زمینی تماما دیجیتال‬ ‫برده اســت‪ .‬بلوبانک حاال فناوری را بیشــتر از همیشــه به فضای بانکی اضافه‬ ‫کرده است و توانســته تجربه ای جدید از فضای بانکی به کاربران خود ارائه دهد‪.‬‬ ‫دکتر میرهاشم موســوی اظهارکرد‪ :‬به روح بلند حضرت امام(ره)‬ ‫و شهدای بزرگوار بویژه شهدای استان گلستان درود می فرستیم‬ ‫و امیدواریم بتوانیم با خدمت شایســته به مردم عزیز این اســتان‬ ‫دین خود را تا حد امکان ادا کنیم‪ .‬وی ســفرهای استانی و حضور‬ ‫در واحدهای اجرایی را اقدامی در راستای ایجاد فهم مشترک بین‬ ‫حوزه صف و ســتاد ســازمان تامین اجتماعی عنوان کرد و گفت‪:‬‬ ‫در این سفرها استان هایی که نیاز به رسیدگی بیشتری دارند‪ ،‬در‬ ‫اولویت قرار گرفته اند‪ .‬موسوی افزود‪ :‬در سفرهای استانی وظیفه ما‬ ‫سراغ گرفتن از مردم است و ما به ســراغ کار می رویم و امیدواریم‬ ‫با اقدامات موثر و نتیجه بخش بتوانیم رضایتمندی و اعتماد مردم‬ ‫را افزایش دهیم‪ .‬اقدامات ما زمانی نتیجه بخش اســت که مردم از‬ ‫خدمات ارزیابی خوبی داشــته باشــند و در ســفرهای استانی با‬ ‫حضور در محیط عملیاتــی میزان رضایتمندی مــردم به خوبی‬ ‫قابل بررسی و ارزیابی است‪ .‬سرپرست سازمان تامین اجتماعی با‬ ‫اشــاره به طرح بیمه فراگیر خانواده ایرانی‪ ،‬گفت‪ :‬طرح اولیه برای‬ ‫بیمه فراگیر خانواده ایرانی تهیه شــده اســت و ما در این طرح به‬ ‫دنبال توسعه خدمات ســازمان تامین اجتماعی هستیم‪ .‬موسوی‬ ‫با بیان اینکه مفاهیم تحول‪ ،‬عدالت و اعتماد همواره مبنای کارها‬ ‫و فعالیت های این سازمان خواهد بود‪ ،‬گفت‪ :‬تحول در چشم انداز‬ ‫ماموریتی در هر دو بخش بیمه ای و درمانی‪ ،‬تحول در خط مشــی‬ ‫و سیاســت گذاری های حکمرانــی ســازمانی و همچنین تحول‬ ‫در فرایند هــا و روندهایی که باید اصالح شــود را با جدیت دنبال‬ ‫می کنیم‪ .‬وی با تاکید بــر اینکه رویکرد تحولی ســازمان تامین‬ ‫اجتماعی باید برمبنای عدالت باشــد‪ ،‬گفت‪ :‬تبعیضی اگر هست‪،‬‬ ‫باید از بین برود و اگر اخالل‪ ،‬عدم شــفافیت و احیانا فسادی وجود‬ ‫دارد‪ ،‬باید برخورد قانونی صورت گیرد‪ .‬موسوی با بیان اینکه اعتماد‬ ‫دومین مفهوم محوری فعالیت های سازمان تامین اجتماعی است‪،‬‬ ‫گفت‪ :‬کارایی و کارامدی ما خلق اعتماد می کند و اگر ظرفیت های‬ ‫موجود در اســتان در جهت صحیح و کارامد به کار گرفته شــود‪،‬‬ ‫اعتماد نیز ایجاد می شود و ســرمایه انسانی سازمان نقش اصلی را‬ ‫در ایجاد اعتماد به سیستم برعهده دارد‪ .‬سرپرست سازمان تامین‬ ‫اجتماعی گره گشایی و رفع برخی از مشکالت را زمینه ساز ایجاد‬ ‫تحول دانســت و گفت‪ :‬تحول در برخی موارد از اصالحات کوچک‬ ‫اغاز می شود و اگر مستمر باشــد منجر به عدالت و اعتماد می شود‬ ‫موسوی برلزوم مشارکت جدی همکاران تامین اجتماعی سراسر‬ ‫کشــور در برنامه های تحولی تاکیــد کرد و گفــت‪ :‬وقتی برنامه‬ ‫هوشمند سازی تامین اجتماعی را شــروع می کنیم انتظار داریم‬ ‫که در اســتانها نیز طرح هایی برای اجرای بهتــر و اثرگذارتر این‬ ‫گونه برنامه ها ارائه شود‪ .‬وی فعالیت مدیران و کارکنان واحدهای‬ ‫اجرایی این سازمان را بسیار مهم و ارزشــمند عنوان کرد و گفت‪:‬‬ ‫هر گونه برنامه تحولی باید از محیط عملیاتی به واحدهای ستادی‬ ‫و تصمیم گیری ارائه شــود و رمز موفقیت برنامه تحولی شروع ان‬ ‫از مراکز اجرایی است‪ .‬موســوی با طرح این سوال که رمز موفقیت‬ ‫کشور ما در جنگ تحمیلی چه بود‪ ،‬گفت‪ :‬رمز موفقیت این بود که‬ ‫مدیران جنگی ما در خط مقدم حضور داشتند و فرماندهان‪ ،‬جنگ‬ ‫را نه از پشت میز و اتاق های خود بلکه در میدان مدیریت می کردند‪.‬‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه‪1400‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫‪19‬‬ صفحه 19 ‫اخبار‬ ‫بازیگرقدیمیدربستربیماری‬ ‫محمد کاســبی‪ ،‬بازیگر کهنه کار تئاتر‪ ،‬سینما و‬ ‫تلویزیون‪ ،‬چندی است که با بیماری دست و پنجه‬ ‫نرم می کند‪ .‬این هنرمند مردمــی برای درمان‬ ‫اکنون در بیمارســتان به ســر می برد‪« .‬محمد‬ ‫کاسبی» چهره ای اشــنا و سرشناس در عرصه‬ ‫تئاتر ‪ ،‬ســینما و تلویزیون است که تاکنون بارها‬ ‫و بارها روی صحنه و مقابل دوربین رفته اســت‪.‬‬ ‫وی از معدود بازیگرانی است که توانایی بازی در‬ ‫نقشهای مختلف را دارد‪ .‬مردم با هنر و چهره این‬ ‫بازیگر مردمی و دوســت داشتنی اشنایی کامل‬ ‫دارند و از بازیهایش اســتقبال کرده و می کنند‪.‬‬ ‫محمد کاســبی مدتی اســت که به خاطر یک‬ ‫عارضه قدیمی در بیمارســتان بســتری است‪.‬‬ ‫وی سال گذشــته نیز ‪ ۲‬بار زیر تیغ جراحی رفته‬ ‫بود‪.‬گویا هنوز بیماری وی بــه طور کامل بهبود‬ ‫پیدا نکرده اســت‪ .‬نمی دانیم وزیر ارشاد و رئیس‬ ‫سازمان سینمایی به عیادت این هنرمند قدیمی‬ ‫رفته اند یــا خیر؟!اگر نرفته اند هرچه ســریعتر‬ ‫به دیدارش رفتــه و جویای حال وی شــوند‪ ،‬به‬ ‫خصوص محمد خزاعی که سابقه همکاری با وی‬ ‫را داشته و بر گردنش حق دارد‪ .‬لطفا این بار مخبر‬ ‫و عکاس و فیلمبردار و خدم و حشــم را به دنبال‬ ‫خود راه نیندازید‪ ،‬زیرا هــم بیمار چنین کاری را‬ ‫خوش نمی دارد و هم خدا و مردم راضی نیستند‪.‬‬ ‫حبیب ایل بیگی معاون نظارت وارزشیابی‬ ‫سازمانسینماییشد‬ ‫محمد خزایی طی حکمی ایــل بیگی را بعنوان‬ ‫معاون نطارت وارزشــیابی ســازمان سینمایی‬ ‫منصوب نمود‪ .‬پیــش از این ایل بیگی ســمت‬ ‫های ذیــل را بعهده داشــت‪ :‬قائم مقــام بنیاد‬ ‫ســینمایی فارابی‪ .‬رییس هیت مدیــره ومدیر‬ ‫عامل انجمــن ســینمای جوانان‪ .‬دبیر ســی‬ ‫ویکمین جشــنواره فیلم کوتاه تهــران و مدیر‬ ‫روابط عمومــی وامور بین الملل حــوزه هنری‪.‬‬ ‫(مجله صــدای خــاک) این انتصاب شایســته‬ ‫را بــه جنــاب ایــل بیگــی تبریــک میگوید‪.‬‬ ‫‪30‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه ‪1400‬‬ ‫حکمتجدیدنظرحبیباسماعیلی‬ ‫حبیب اسماعیلی مدیر موسسه رسانه فیلمسازان‬ ‫مولود ؛ عهده دار پخش فیلم ( حکم تجدید نظر )‬ ‫شد‪ .‬ژاله صامتی‪ .‬همایون ارشادی‪ .‬فرید سجادی‬ ‫حسینی‪ .‬گیتی قاســمی‪ .‬زیبا کرمعلی‪ .‬شاهرخ‬ ‫فروتنیان‪ .‬احسان امانی ‪.‬ارش عدل پروربامعرفی‬ ‫مجید یالن در این فیلم ایفای نقش میکنند‪ .‬محمد‬ ‫امین کریــم پوربعنوان کارگــردان ورضا کریمی‬ ‫نویسندگیوتهیهکنندگیاینفیلمرابعهدهدارند‪.‬‬ ‫افتخاردیگریبرایفیلمسینمایی)شنای‬ ‫پروانه(‬ ‫فیلم شــنای پروانه برنــده بهتریــن فیلمنامه‬ ‫ازجشــنواره فیلمهــای اســیایی( بارســلونا)‬ ‫شــد‪ .‬شــنای پروانه بکارگردانــی محمد کارت‬ ‫وتهیه کنندگی رســول صدر عاملی وســرمایه‬ ‫گــذاری محمد صادق رنجکشــان تهیه شــده‬ ‫اســت‪ .‬محمد کارت‪ .‬حســین دومــاری وپدرام‬ ‫پــور امیــری؛ فیلمنامه این اثــر را نوشــته اند‪.‬‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ ‫لختگی در شمال کشور مﻘابل دوربین‬ ‫می رود‬ ‫به گزارش مشــاور رســانهای پروژه‪(،‬امین‬ ‫اعتمــادی مجــد) فیلــم ســینمایی‬ ‫«لختگی» به کارگردانــی کاوه دهقانپور‪،‬‬ ‫تهیهکنندگی مهدی ودادی و نویسندگی‬ ‫حســن وارســته بــزودی در شــمال‬ ‫کشــور مقابــل دوربیــن خواهــد رفت‪.‬‬ ‫نادر فالح‪ ،‬سهیال گلستانی‪ ،‬مهدی کوشکی‪،‬‬ ‫نسیم ادبی‪ ،‬گیتی قاسمی‪ ،‬سیامک صفری‪،‬‬ ‫توماج دانشبهــزادی‪ ،‬عاطفه اکبری‪ ،‬مریم‬ ‫مرادینیا‪ ،‬فرهنگ شاهسواری و (با حضور)‬ ‫امیررضا دالوری‪ ،‬بازیگران این فیلم هستند‬ ‫«لختگــی» بــرای حضــور در چهلمین‬ ‫جشــنواره فیلم فجر تولید خواهد شــد‪،‬‬ ‫مدیــر فیلمبــرداری‪ :‬حمیــد مهرافروز‪،‬‬ ‫مدیر صدابــرداری‪ :‬یاســر رمضانی‪ ،‬طراح‬ ‫گریم‪ :‬محســن دارســنج‪ ،‬طراح صحنه و‬ ‫لباس‪ :‬رامین غفــوری‪ ،‬سرپرســت گروه‬ ‫کارگردانی‪ :‬حمیدرضا الیاســی‪ ،‬دســتیار‬ ‫نگارش‪ :‬حمید یونســی‪ ،‬تدوین‪ :‬احســان‬ ‫واثقــی‪ ،‬جلوههــای ویژه میدانــی‪ :‬عظیم‬ ‫محمدی‪ ،‬مجری طرح‪ :‬مجتبــی بهرامی‪،‬‬ ‫مدیر تولید‪ :‬رضا نوروزی‪ ،‬منشــی صحنه‪:‬‬ ‫جواب سواالت اطالعات عمومی‬ ‫ اقای هالو‬‫‪ -۲‬داشتن و نداشتن ‪ -۱۱‬ویشکا اسایش‬ ‫‪-۳‬جمشیدمشایخی ‪ -۱۲‬کاغذ بی خط‬ ‫‪ -۱۳‬ناصر چشم اذر‬ ‫‪ -۴‬قرمز‬ ‫‪ -۵‬عبداهلل اسکندری ‪ -۱۴‬بیتا فرهی‬ ‫‪ -۱۵‬مهمان مامان‬ ‫‪-۶‬علینصیریان‬ ‫‪-۷‬خسروشکیبایی‬ ‫‪ -۸‬گاو‬ ‫‪ -۹‬زیر درختان زیتون‬ ‫‪-۱۰‬سوسنتسلیمی‬ صفحه 30 ‫؟؟؟؟؟؟‬ ‫خبﺮ‬ ‫محمد بویری‬ ‫ﻃﺮاح‬ ‫فرهنگزیرچکمه‬ ‫سیاستواقتصاد!‬ ‫جبار اذین‬ ‫ﻧﻮﯾﺴﻨﺪه ‪ ،‬ﻣﺪرس و ﻣﻨﺘﻘﺪ‬ ‫تفاوت من با شما این است که من این مســائل را از راه نگارش با‬ ‫مخاطب بیشــتر در میان مــی گذارم‪،‬انهم به قصــد بیداری و‬ ‫همدلــی و همراهی و هشــدار و یافته شــدن راهکارهایی برای‬ ‫اصالح امور زندگی اجتماعی و محو فســاد و بی عدالتی و تباهی‪.‬‬ ‫کسانی که نان و نام و مقامشــان در اب گل الود است و با اندیشه‬ ‫و خرد و عدالت بیگانــه اند و این چیزها را برنمــی تابند‪ ،‬همانها‬ ‫هســتند که اندیشــه ها و قلمها را محصور می کننــد‪ .‬به خود‬ ‫بیاییــد و انســان و ازاده و جوانمرد و مردمی باشــید‪ .‬درودتان‪.‬‬ ‫‪20‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه ‪1400‬‬ ‫‪ -۱‬فیلمی از داریوش مهرجویی با موضوع دردسرهای یک‬ ‫شهرستانی ساده دل در پایتخت؟‬ ‫‪ -۲‬فیلم ناخدا خورشید اثر تقوایی‪،‬اقتباسی ازاد از کدام داستان‬ ‫ارنستهمینگویاست؟‬ ‫‪ -۳‬کمال الملک سینمای ایران؟‬ ‫‪ -۴‬هدیه تهرانی در کدام فیلم فریدون جیرانی ایفای نقش کرده‬ ‫است؟‬ ‫‪ -۵‬طراح گریم فیلم ادم برفی؟‬ ‫‪ -۶‬بازیگر نقش اقای هالو؟‬ ‫‪ -۷‬هامون سینمای ایران؟‬ ‫‪ -۸‬ساخت این فیلم سراغاز موج نو سینمای ایران دانسته میشود؟‬ ‫‪ -۹‬محمدعلی کشاورز در کدام فیلم عباس کیارستمی ایفای نقش‬ ‫کرد؟‬ ‫‪ -۱۰‬بازیگر نقش اول زن فیلم چریکه تارا؟‬ ‫‪ -۱۱‬بازیگر نقش قطام در سریال امام علی؟‬ ‫‪ -۱۲‬فیلمی از ناصر تقوایی با بازی خسرو شکیبایی و هدیه تهرانی؟‬ ‫‪-۱۳‬اهنگسازفیلم"بانو"اثرمهرجویی؟‬ ‫‪ -۱۴‬بازیگر نقش "بانو" در فیلم داریوش مهرجویی؟‬ ‫‪ -۱۵‬فیلمی از داریوش مهرجویی براساس داستانی از هوشنگ‬ ‫مرادی کرمانی که برنده جایزه بهترین فیلم از جشنواره فجر شد؟‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ ‫جواب سواالت در صفحه اخر‬ ‫یکی از دوســتان قدیم که اســتاد‬ ‫دانشگاه و مدرس ســینما است‪ ،‬در‬ ‫زیر یادداشــت اخیر من نوشته است‪:‬‬ ‫‪..‬پرداختن شــما به سیاســت‪ ،‬دلیل اصلی ممنوع القلم شــدن‬ ‫شماســت‪ .‬بی خیال سیاســت شــوید‪ ،‬به هنر بپردازیــد و به‬ ‫کســی کاری نداشته باشــید‪"!..‬برای این دوســت عزیز نوشتم‪:‬‬ ‫"عزیزم‪،‬سیاســت یعنی توجه به امور مملکــت و زندگی مردم‬ ‫و این وظیفه تمام وطن پرســتان ازاده است‪ .‬گرچه من سیاسی‬ ‫نویــس نیســتم و کار و تخصصم هنــر و فرهنگ اســت‪ ،‬ولی‬ ‫ایا اهالی هنر و قلم و رســانه ‪ ،‬تافته هایی جدا از مردم و جامعه‬ ‫اند و ایا برای انان مانند ســایر قشــرهای جامعــه‪ ،‬فقر و گرانی‬ ‫و فســاد و بی عدالتــی و بیکاری و امیــد و ارمــان وجودندارد‪.‬‬ ‫اگر از دیگران جدا نیســتند که به طور مســلم نیســتند‪ ،‬این‬ ‫امور به انها هم مربوط اســت و پرداختن به این مســائل یعنی‬ ‫سیاســت؛ حال چنانچه چون همیشــه تاریخ صاحبــان زر و‬ ‫زور و تزویر این را نمی پســندند‪ ،‬به معنای انکار ان نیست‪ .‬شما‬ ‫در درازنای تاریخ حتی یک هنرمند وارســته را نمی یابید که در‬ ‫زیر پای قدرت اقتصاد و سیاســت فاســد لگدکوب نشده باشد؛‬ ‫از فردوســی و شــجریان بگیرید تا مســعود جعفری جوزانی‪.‬‬ ‫امروز هم اوضاع همان ان اســت و ســرمایه ســاالری با فرمان‬ ‫و هدایت سیاســت‪ ،‬عرصــه را بر همــگان بویژه اهالــی هنر و‬ ‫قلم و رســانه تنگ کرده و جامعه به ســوی ناکجا اباد می رود‪.‬‬ ‫دوســت عزیز من هم ماننــد دیگــر ازادگان‪ ،‬نمــی توانم در‬ ‫برابــر فقر و فســاد ســرمایه و سیاســت غلط‪ ،‬زانوی تســلیم‬ ‫زمین زنــم و به چاپلوســی و مماشــات بپــردازم و یــا مانند‬ ‫شمایان ســرم را در خلوتســراها با فیلم و ســریال و موسیقی‬ ‫گرم کرده و چشــم بــر واقعیتها ببندم‪ .‬البته شــما و ســایرین‬ ‫هم ماننــد مــن در متــرو و اتوبــوس و تاکســی و جمعهای‬ ‫خانوادگــی بــه سیاســت و امــور کشــور مــی پردازیــد‪.‬‬ صفحه 20 صفحه 31 ‫از احداث‪ 2150‬واحد تا تعمیر‪ 1025‬واحد در روستاهای زلزله زده هرمزگان‬ ‫ساعت ‪ 15:36‬روز یکشــنبه ) ‪ 23‬ابان‬ ‫‪ (1400‬زمینلرزهای به بزرگی ‪ 6/4‬ریشتر‬ ‫عمــق ‪ 18‬کیلومتری منطﻘــه الفت در‬ ‫اســتان هرمزگان را لرزاند و چند ثانیه‬ ‫پس از ان نیز زلزلــهای دیگر به بزرگی‬ ‫‪ 6/3‬ریشــتر همین منطﻘه را در عمق‬ ‫‪ 10‬کیلومتری از زمین لرزاند‪ .‬در جریان‬ ‫این زمین لرزه یک نفر بر اثر سﻘوط تیر‬ ‫چراغ برق کشته شد و تا روز ‪ 25‬ابان ماه‬ ‫تعداد مصدومان از‪ 100‬نفــر عبور کرد‪.‬‬ ‫از احداث‪ 2150‬واحد تا تعمیر‪ 1025‬واحد‬ ‫درروستاهایزلزلهزدههرمزگان‬ ‫استاندارهرمزگانگفت‪:‬بنیادمسکنواکیپهای‬ ‫اجرایی باید در روســتاهای زلزله زده مستقر و‬ ‫عملیات اواربرداری و ســپس عملیات اجرایی‬ ‫واحدهای مسکونی را اغاز کنند‪ .‬با هدف بهره‬ ‫گیری همه جانبه از ظرفیت های موجود و اغاز‬ ‫عملیات اواربرداری‪ ،‬احداث و تعمیر واحدهای‬ ‫اســیب دیده از زلزله در بندرعباس‪ ،‬نشستی‬ ‫به ریاست مهدی دوستی اســتاندار هرمزگان‬ ‫با حضــور مجید جــودی معاون بازســازی و‬ ‫مسکن روستایی بنیاد مسکن انقالب اسالمی‬ ‫برگزار شد‪ .‬در این نشســت‪ ،‬مقرر شد با توجه‬ ‫به اینکه براورد خسارت در مراحل پایانی قرار‬ ‫دارد‪ ،‬میزان خسارت وارده در سریعترین زمان‬ ‫ممکن به وزارت کشور ارسال شود‪ .‬همچنین بر‬ ‫اساس تصمیم دیگر در این نشست‪ ،‬مقرر شد‬ ‫تا زمان ابالغ و تخصیص اعتبار از سوی دولت‪،‬‬ ‫بنیاد مسکن کشــور از محل اعتبارات حساب‬ ‫‪ ۱۰۰‬امام ( تهیه مسکن برای محرومان) نسبت‬ ‫به تامین مصالح مورد نیاز برای احداث و تعمیر‬ ‫منازل روستایی اسیب دیده از زلزله اقدام کند‪.‬‬ ‫همچنین با دستور اســتاندار هرمزگان بنیاد‬ ‫مسکن و اکیﭗ های اجرایی باید در روستاهای‬ ‫زلزله زده مستقر و عملیات اواربرداری و سپس‬ ‫عملیــات اجرایی واحدهای مســکونی را اغاز‬ ‫کنند‪ .‬عملیــات احداث ‪ ۲‬هــزار و ‪ ۱۵۰‬واحد‬ ‫و تعمیر یک هــزار و ‪۲۵‬واحد در روســتاهای‬ ‫زلزله زده هرمــزگان‪ ،‬پــس از تصویب دولت‬ ‫اجرایی خواهد شــد‪ .‬بر اساس پیشنهاد مطرح‬ ‫شده و در صورت موافقت دولت‪۲۵۰ ،‬میلیون‬ ‫تومان تســهیالت بانکــی و بالعــوض برای‬ ‫واحدهای مســکونی احداثــی و ‪ ۵۰‬میلیون‬ ‫تومان تســهیالت بانکــی و بالعــوض برای‬ ‫واحدهای تعمیری اختصاص پیــدا می کند‪.‬‬ ‫شروع اواربرداری و ساخت خانههای‬ ‫زلزلهزدگانهرمزگان‬ ‫معاون بازسازی بنیاد مســکن ضمن اعالم اغاز‬ ‫عملیات اجرایی اواربرداری و ســاخت خانههای‬ ‫زلزلهزده هرمــزگان‪ ،‬از افزایش امــار واحدهای‬ ‫احداثی بــر اثر پسلرزهها بــه ‪ ۲۴۸۰‬واحد خبر‬ ‫داد‪ .‬مجید جودی در گفتگو با ایسنا‪ ،‬اظهار کرد‪:‬‬ ‫بر اساس اخرین براوردها تعداد واحدهای احداثی‬ ‫(تخریبی) زلزله‪ ۶/۴‬ریشتری هرمزگان از ‪ ۲‬هزار‬ ‫به ‪ ۲۴۸۰‬واحد افزایش یافــت‪ .‬تعداد واحدهای‬ ‫تعمیری نیز ‪ ۷۰۲‬واحد است‪ .‬در واقع پسلرزهها‬ ‫باعث تخریب تعــدادی از خانههــای تعمیری‬ ‫شــد که امار واحدهای احداثــی افزایش یافت‪.‬‬ ‫وی افزود‪ :‬با استقرار ماشــیناالت بنیاد مسکن‬ ‫انقالب اســالمی‪ ،‬عملیات اواربرداری و ساخت‬ ‫واحدها اغاز شده است‪ .‬ما از محل منابع حساب‬ ‫‪ ۱۰۰‬امام (ره) مصالح را تامین کردهایم و در انتظار‬ ‫مصوبه تسهیالت نماندیم‪ .‬اســکلت‪ ،‬میلگرد و‬ ‫ســیمان در حال ورود به منطقه اســت‪ .‬جودی‬ ‫درباره اخرین وضعیت زلزلــهزدگان فین گفت‪:‬‬ ‫خوشبختانه انجا منطقه ســردی نیست و چادر‬ ‫بین مردم توزیع شده اســت‪ ۲۰ .‬میلیون تومان‬ ‫هم برای اســکان موقت پیش بینی شده است‪.‬‬ ‫البته اکثر افراد با یکدیگر خویشــاوند هســتند‬ ‫و مشکلی از بابت اســکان ندارند‪ .‬از طرف دیگر‬ ‫هرچه سریع تر واحدها را میســازیم و به مردم‬ ‫تحویل میدهیم‪ .‬معاون بازســازی بنیاد مسکن‬ ‫تاکید کرد‪ :‬براوردهای خسارت توسط نیروهای‬ ‫بنیاد انجام شده و تشــکیل پروندهها به منظور‬ ‫معرفی به بانک و دریافت تســهیالت اغاز شده‬ ‫است‪ .‬جودی درباره مبلغ تســهیالت به منظور‬ ‫بازسازی و نوسازی واحدهای زلزلهزده هرمزگان‬ ‫یاداور شد‪ :‬پیشــنهاد ما که البته باید به تصویب‬ ‫دولت برسد ‪ ۱۵۰‬میلیون تومان وام احداث‪۳۰ ،‬‬ ‫میلیون تومان وام معیشتی و اسباب و اثاثیه و ‪۷۰‬‬ ‫میلیون تومان کمک بالعوض در ســرفصلهای‬ ‫مختلف پرداخت شــود‪ .‬این ســرفصلها شامل‬ ‫‪ ۲۰‬میلیون تومان به منظور اســکان موقت‪۲۰ ،‬‬ ‫میلیون تومــان کمک معیشــتی و ‪ ۳۰‬میلیون‬ ‫تومان کمک بالعوض احداث خواهد بود‪ .‬یعنی‬ ‫به طور کلی ‪ ۲۵۰‬میلیون تومان وام و بالعوض به‬ ‫واحدهای احداثی پرداخت خواهد شد‪ .‬وی با بیان‬ ‫اینکه احتماال یکشنبه هفته جاری تسهیالت در‬ ‫دولت به تصویب میرسد‪ ،‬گفت‪ :‬برای واحدهای‬ ‫تعمیری نیز ‪ ۳۰‬میلیون تومان تســهیالت و ‪۲۰‬‬ ‫میلیون کمک بالعوض در نظر گرفته شده است‪.‬‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ ‫خسارت‪ 12‬میلیاردریالیزلزلهبهقلعهفین‬ ‫مدیــر کل میراثفرهنگی‪ ،‬صنایعدســتی و‬ ‫گردشگری هرمزگان گفت‪ :‬زمینلرزههای روز‬ ‫یکشنبه و دوشــنبه ‪ ۲۳‬و ‪ ۲۴‬ابان به قلعه فین‬ ‫خسارت وارد کرده است‪ .‬سهراب بناوند افزود‪:‬‬ ‫در پی زمینلرزههــای رخداده‪ ،‬بخشهایی از‬ ‫قلعه فین دچار خسارت شــده است‪ .‬مدیرکل‬ ‫میراثفرهنگی‪ ،‬گردشــگری و صنایعدستی‬ ‫هرمزگان تصریــح کرد‪ :‬برج و صخــرهای که‬ ‫سازه بنا به ان متصل است و همچنین پایههای‬ ‫ضلع شــرقی قلعه فین اســیبدیده اســت‪.‬‬ ‫وی میزان براورد خسارت به این بنای تاریخی‬ ‫را ‪ ۱۲‬میلیارد ریال عنــوان کرد و افزود‪ :‬قدمت‬ ‫قلعه فین از روی ســفالهای بهدســتامده‬ ‫میتوان به قرون میانه اســالمی نسبت داد‪ ،‬اما‬ ‫بنای یادشــده تا دوره قاجار نیز مورداستفاده‬ ‫قرار میگرفته است‪ .‬بناوند تاکید کرد‪ :‬به دلیل‬ ‫شــدت زلزله و وقوع پسلرزهها کارشناســان‬ ‫میراثفرهنگی و عوامل یگان حفاظت بهطور‬ ‫مداوم در حال بررســی شرایط هســتند و در‬ ‫صورت وصول گزارشی دیگر مبنی بر خسارت‬ ‫به اثار و ابنیه تاریخی اطالعرسانی خواهد شد‪.‬‬ ‫تمدیداعزاممشموالنمناطقزلزلهزده‬ ‫هرمزگان‬ ‫ســازمان وظیفه عمومی نیــروی انتظامی از‬ ‫ارائــه خدمات ویــژه و تمدید تاریــخ اعزام به‬ ‫خدمت مشــموالن مناطق زلزله زده اســتان‬ ‫هرمزگان خبرداد‪ .‬به گزارش ایســنا‪ ،‬سازمان‬ ‫وظیفه عمومی نیروی انتظامی در اطالعیه ای‬ ‫اعالم کرد‪ :‬مشموالنی که خود را برای اعزام به‬ ‫خدمت اماده کرده و برگ اعزام به خدمت در‬ ‫تاریخ های اذرماه و دی مــاه دریافت کرده اند‬ ‫ولی به دلیل وقوع زلزله در اســتان هرمزگان‬ ‫دچار حادثه شــده و امکان معرفــی در تاریخ‬ ‫اعزام تعیین شده را ندارند ‪ ،‬به منظور همدردی‬ ‫با این عزیزان و خانواده های انان با مســاعدت‬ ‫سازمان وظیفه عمومی می توانند تاریخ اعزام‬ ‫به خدمت خود را تمدید کنند‪ .‬بر اساس گزارش‬ ‫پایگاه خبری پلیس‪ ،‬این دسته از مشموالن می‬ ‫توانند درخواست تمدید تاریخ اعزام به خدمت‬ ‫خود را از طریــق دفاتر خدمــات الکترونیک‬ ‫انتظامی (پلیس‪ )۱۰+‬ثبــت و پیگیری کنند‪.‬‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه‪1400‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫‪21‬‬ صفحه 21 صفحه 32 ‫یادیازگذشته‬ ‫پیادهتاپارسفیلم‬ ‫خاطره ؛ به مرورزمان‬ ‫به تاریخ گره میخورد و‬ ‫تاریخ؛ خود خاطره است‪.‬‬ ‫دهه ‪ ۴۰‬بود‪ .‬دوستی‬ ‫داشتم به نام (بیژن)‬ ‫که سال اخر ادبیات را‬ ‫غالمرضا گمرکی میگذراند‪ .‬از من خواست‬ ‫ﻧﻮﯾﺴﻨﺪه‬ ‫تا برای پایان نامهاش یک‬ ‫رمانبنویسم‪ .‬خجالت‬ ‫کشیدم بهش نه بگویم ‪ .‬پذیرفتم و برایش نوشتم‪.‬‬ ‫در ان سالها ؛ تازه یکی دوتا از داستانهایم همرا با‬ ‫عکس خودم درنشریات انزمان چاپ شده بود ومن‬ ‫سرازپانمیشناختم‪.‬بهرکسمیرسیدمبرخوردم‬ ‫جوری بود (که ‪ ،‬منم رستم دستان)‪ ....‬باد به غبغب‬ ‫میانداختم و چنان ژست برای طرف میگرفتم که‬ ‫بیا و ببین‪ .‬درحالیکه این بندگان خدا روحشان‬ ‫هم از کار و حرفه من خبر نداشت که ازچه راهی‬ ‫امرارمعاش میکنم ! این برخورد ناشایست ؛ خیلی‬ ‫زود مرا از خواب نادانی و خودبزرگ بینی بیدارکرد‬ ‫چون کمکم احساس میکردم بزرگترین نویسنده‬ ‫دنیا هستم و صغیر وکبیر بایستی به من احترام‬ ‫بگذارند‪ .‬خب جوانی بود وهزار ارزو‪ ...‬وایرا‪ ..‬واقعیت‬ ‫این تلنگر را بیژن که برایش پایان نامه را نوشته بودم‬ ‫بمن زد ومرا از خواب خر گوشی بیدارکرد‪ .‬اینجا بود‬ ‫که پی بردم زمانیکه دست دیگران رادرهرموردی‬ ‫بگیری باالخره روزی کسی دستت را خواهد گرفت‬ ‫واین قانون روزگار است‪.....‬‬ ‫تا اینکه توسط یکی از دوستانم به نام (جهانگیر) با‬ ‫زندهیادحسینمدنینویسندهوکارگردانسینما‬ ‫و خالق کتاب پر اوازه( اسمال درنیویورک) اشنا‬ ‫شدم‪.‬‬ ‫درخیابان الله زار کوچه فردوسی یک شرکت‬ ‫فیلمسازیبودبهنام(گروهمتحدهسینماهای‬ ‫تهران)متعلقبه(ناصرمجدبیگدلی)‬ ‫پدر خانمجمالامیدنویسندهومنتقدسینما‪.‬‬ ‫حسینمدنیبرایایشانمشغولساختفیلم‬ ‫بود‪.‬جهانگیرازدستیارکارگردانانفعالوخستگی‬ ‫نا پذیر سینمابودو اکثر کارگردانان از کار بااو لذت‬ ‫میبردند‪.‬بهمینخاطرهمیشهسرکاربود‪.‬جهانگیر‬ ‫مراچنان با اب وتاب به حسین مدنی معرفی کردکه‬ ‫مدنیتصورنمودبابزرگتریننویستدهنامی‬ ‫سینما روبرو شده است‪ .‬با رفتن جهانگیری از‬ ‫دفتر؛ مدنی ازمن سوال کرد تا حاال کدام یک‬ ‫ازنوشته هایت فیلم شده ؟ زمانیکه گفتم من تاحاال‬ ‫فیلمنامهننوشتمکهتبدیلبهفیلمشوداحساس‬ ‫کردم بادکنکی بودم که ترکید وبادش خوابید!!!!‬ ‫‪22‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه ‪1400‬‬ ‫از انجا که اهالی سینمای قبل انقالب‬ ‫ازهر نظر بخصوص مرام ومعرفت و‬ ‫لوطیگرینمونهبودندوهستند؛مدنی‬ ‫یک جلد فیلمنامه تایﭗ شده بمن داد‬ ‫وگفت ‪ :‬اینو چند بار بخون وسعی کن‬ ‫اصطالحات رو یاد بگیری‪ .‬از او تشکرکردم‬ ‫و داستان جدیدم را برای مطالعه به او دادم‬ ‫و قرارشد هفته بعد ایشان را در محل دفتر‬ ‫ناصرخانببینم‪...‬‬ ‫از دفتر که زدم بیرون باعجله خودمو به‬ ‫خانهرساندم‪.‬مادرخدابیامرزمگفت‪:‬‬ ‫چی شده اینقدر هراسانی ؟ بهش گفتم‪:‬‬ ‫میرم تو اتاق تا نیومدم بیرون لطفادمنو‬ ‫صدا نکن یه کتابه باید بخونم‪ .‬نشان بﺂن‬ ‫نشان که یادم هست سه روز من مدام‬ ‫فیلمنامه را به دفعات خوندم تاجایی که‬ ‫مادرم بشدت کالفه شده بود که چرا از اتاق‬ ‫بیروننمیایم‪....‬‬ ‫یک هفته مهلت بسر امد ومن طبق‬ ‫قرارخدمتجنابمدنیرسیدم‪.‬بعد‬ ‫سالمواحوالپرسی زد پشت شانه من‬ ‫وگفت‪ :‬مرسی قلم خوبی داری‪ .‬از‬ ‫دیالوگها وکنش وواکنش قصه ات‬ ‫خوشم اومد‪ .‬من که قند توی دلم اب‬ ‫شده بود فقط تشکر کردم ویک دفعه‬ ‫گفتم‪:‬خبجناب مدنیهمینداستان‬ ‫رو بهفیلمنامهتبدیلمیکنموخودتونم‬ ‫بسازیدش‪.‬‬ ‫گفت‪:‬اتفاقاباناصرخان(مجدبیگدلی)‬ ‫صحبت کردم اونم قصه شمارو خوندولی‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ ‫گفتبدرددکترکوشان میخوره‪.‬گفتم‪:‬‬ ‫منکه با ایشان اشنا نیستم‪ .‬گفت‪ :‬اول برو‬ ‫داستان رو به فیلمنامه تبدیل کن وقتی‬ ‫تموم شد بیار من بخونم‪ ،‬اون موقع یه یاد‬ ‫داشت بهت میدم میری خدمت دکتر‬ ‫کوشان‪ ....‬دیگه من حرفی برای گفتن‬ ‫نداشتم‪.‬ازمدنیتشکرکردموامدممنزل‪.‬‬ ‫دوباره خودمو توی همون اتاق زندانی‬ ‫کردموشروعکردمبهنوشتن فیلمنامه‬ ‫از روی قصه خودم‪ .‬حدودا ده روز طول‬ ‫کشید‪ .‬حاال قصه باسم( میوه گناه) اماده‬ ‫شده و باید تایﭗ بشه‪.‬‬ ‫دران زمان اکثرکسانی که کار تایﭗ انجام‬ ‫می دادند یا جلوی دانشگاه تهران بودند یا‬ ‫مقابل کاخ دادگستری‪ .‬پولی از مادر گرفتم‬ ‫و راهی جلوی دانشگاه تهران شدم‪ .‬با مرد‬ ‫مسنی صحبت کردم و قرار شد مبلغ نا‬ ‫چیزی به او بدهم‪ .‬من میخواندم و او تایﭗ‬ ‫میکرد‪ .‬اواسط کارازمن پرسی این قصه‬ ‫میخواد کتاب بشه؟ گفتم ‪ :‬نه قراره‬ ‫فیلمبشه‪.‬گفت‪:‬اول صبحی اشک منو‬ ‫دراوردی‬ ‫جوون‪ ...‬گفتم ‪ :‬قصه اش چطوره ؟ گفت‪ :‬تا‬ ‫اینجا که من کیف کردم‪ .‬اذان ظهر بود که‬ ‫تایﭗ تمام شد ومن پول تایﭗ را پرداخت‬ ‫کردم وحین رفتن بمن گفت‪ :‬قصه ات‬ ‫اگه فیلم شد برای منم بلیط سینما این‬ ‫ورسال رو بیار برم ببینم‪ .‬که البته االن اسم‬ ‫سینماشده(انقالب)‪....‬‬ ‫همانجافیلمنامهرادادمصحافیوراهی‬ صفحه 22 ‫دفتر جناب مدنی شدم وبعد از سالم و‬ ‫احوالپرسیوتعریفازپشتکارمگفت‪:‬‬ ‫خوبه جلدشم انجام دادی‪ .‬باشه من‬ ‫میخونم شما دوروز دیگه بدفتر زنگ بزن‬ ‫قراربگذاریم‪.‬خداحافظیکردموازدفتر‬ ‫خارج شدم ولی این دو روز باندازهدیک‬ ‫سال بمن سخت گذشت‪....‬‬ ‫دوروزبعدمقابلحسینمدنینشستم‪ .‬‬ ‫اوفیلمنامهرامطالعهکردهبودچندمورد‬ ‫اصالحی را بمن تذکر دادکه حضورا بدکتر‬ ‫کوشانبگویموخداییخیلیازفیلمنامه‬ ‫راضی بود‪.‬‬ ‫بعد یادداشتی نوشت وداخل پاکت‬ ‫گذاشت و درحالیکه به من میدادگفت‪:‬‬ ‫میری کیلومتر‪ ۹‬جادهکرجبغلکارخانه‬ ‫بستنی سازی کیم ‪ .‬یه باغ بسیار بزرگی‬ ‫اونجاست که بهش میگن پارس فیلم‪ .‬فردا‬ ‫صبح میری االن بعید میدونم دکتر باشه‪.‬‬ ‫از قول من خدمت دکتر سالم برسون واین‬ ‫یادداشت رو بهش بده‪ .....‬از مدنی تشکر‬ ‫کردم و از دفترخارج شدم‪ .‬وقتی به خانه‬ ‫رسیدم از ذوق یادم رفت به مادرم سالم‬ ‫کنم واو‬ ‫توی چشمای من ذل زد وگفت ‪ :‬علیک‬ ‫سالم‪ .‬صورت مادرم رابوسیدم‪ .‬بغلش‬ ‫کردم وگفتم برام دعا کن‪ .‬فردا قرار نتیجه‬ ‫این همه زحمت وبی خوابی رو بهم بگن‪..‬‬ ‫مادرمگفت‪ :‬توکلتبخداباشهایشااله‬ ‫که درست میشه ‪ .‬تو ؛ بچه خوش قلبی‬ ‫هستی‪ ....‬وقتی رفتم توی اتاق کذایی‬ ‫یادم افتاد فرداکه میخوام برم جاده کرج‬ ‫پول ندارم ‪ .‬راستش خجالت کشیدم‬ ‫دوباره از مادر پول بگیرم‪ .....‬به مادر گفتم ‪:‬‬ ‫االن برمیگردم‪ .‬سریع ازخونه زدم بیرون‬ ‫ویکراسترفتمپیشجهانگیر‪.‬بادیدنم‬ ‫خیلی خوشحال شدو قبل ازاینکه حرفی‬ ‫بزنم گفت‪ :‬دیروز با اقای مدنی ذکر‬ ‫وخیرت بود‪ .‬گفتم ‪ :‬چطور ؟ گفت‪ :‬ازت‬ ‫تعریف میکرد میگفت بچه باهوش و با‬ ‫پشتکاریه‪ .‬قراره فردا بری پارس فیلم؟‬ ‫گفتم‪ :‬اره بخاطر همین اومدم یه کم‬ ‫پول بمن قرض بدی‪ .‬دیگه روم نمیشه‬ ‫از مادرم بگیرم‪ .‬گفت ‪ :‬یه تومن کافیه ؟‬ ‫گفتم‪ :‬ممنون‪ .‬پول را دادو من راهی منزل‬ ‫شدم‪.... .‬‬ ‫انشب تا خود صبح خواب ازمن قهرکرده‬ ‫بود و هیچ جور حاضر به اشتی نبود‪.‬‬ ‫باالخره هوا روشن شد‪ .‬با عجله نان‬ ‫وپنیر وچای شیرین خوردم از منزل زدم‬ ‫بیرون‪ ...‬دران زمان هنوز شرکت واحد‬ ‫اتوبوسرانی تهران گستره نشده بود و‬ ‫(اتوتوکل) مسافرینراجابجا میکرد‪.‬‬ ‫سوار اتوبوس شدم ویه ربع بعد میدان‬ ‫‪ ۲۴‬اسفند (میدان انقالب) فعلی بودم‪.‬‬ ‫پیاده شدم سواراتوبوس های کرج شدم‬ ‫و کیلومتر‪ ۹‬جاده کرج پیاده شدم ورفتم‬ ‫گ پارس فیلم‪ .‬اولین بار بود‬ ‫داخل باغ بزر ‬ ‫که دکور های ساخت زنده یاد(خاکدان)‬ ‫راکه برای فیلم های تاریخی ساخته بود‬ ‫میدیدم‪ .‬رسیدم به دفتر دکتر کوشان تقه‬ ‫ای بدر زدم صدایی مرا بداخل فرا خواند‪.‬‬ ‫داخل که شدم مردی موقراز پشت میز‬ ‫برخواست محترمانه دست داد و خودش‬ ‫را معرفی کرد‪ .‬من هم خودم را معرفی‬ ‫کردم و پاکت مدنی را بایشان دادم‪ .‬تا‬ ‫یادداشت را بخواند ابدارچی چای اورد‬ ‫وبا رفتن او دکتر گفت ‪ :‬درخدمتم‪ .‬ومن‬ ‫فیلمنامه ام رابایشان دادم ‪ .‬او نگاهی به‬ ‫بعضی از صفحات انداخت وگفت؛‬ ‫ممنون‪.‬باشهمیخونم‪.‬انشاءاهللهفته‬ ‫دیگهبرایجوابشهمین موقعبیاین‪ .‬‬ ‫ازاو تشکر کردم که بروم نگاهی بساعت‬ ‫مچی اش کردو گفت‪ :‬االن موقع ناهاره‪.‬‬ ‫ناهار بخورین بعد برین‪ .‬گفتم‪ :‬جایی قرار‬ ‫دارم و باید برم سپس دستم را بگرمی‬ ‫فشرد وتا دم دراتاق مرا همراهی کردومن‬ ‫امدم بیرون و راهی منزل شدم‪.....‬‬ ‫یک هفته گذشت ومن طبق قرار بایستی‬ ‫برای جواب به پارس فیلم میرفتم‪ .‬اما‬ ‫پولی در بساط نبود‪ .‬نمی خواستم از‬ ‫مادرم بگیرم از طرفی به جهانگیر هم‬ ‫بدهکاربودم‪..‬‬ ‫کامال مستاصل شده بودم‪ .‬تصمیم گرفتم‬ ‫صبح زوداز منزل راه بیافتم تا بموقع به‬ ‫پارس فیلم برسم‪ .‬توکل بخدا کردم و‬ ‫راهی شدم وبا کمی تاخیر وارد اتاق دکتر‬ ‫کوشان شدم‪ .‬عین روز اول با احترام‬ ‫پذیرایم شد و بی مقدمه گفت ‪ :‬بریم سر‬ ‫اصلمطلب‪.‬فیلمنامهشماروخوندم‪.‬‬ ‫ازخط داستان خوشم اومد ولی باید بدم‬ ‫به دوستان ‪ .‬یه بازنویسی الزم داره گفتم‪:‬‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ ‫ببخشیدمیشهبفرماییدمشکلکجاست‬ ‫خودم بازنویس کنم؟ لبخندی زد وجوابداد ‪:‬‬ ‫شماتمامفکروخالقیتترودراینفیلمنامه‬ ‫ریختی‪ .‬باید فکر دوم وسومی روی این‬ ‫داستان پیاده بشه تا مورد توجه من بعنوان‬ ‫تهیهکنندهقراربگیره‪...‬درسته؟‬ ‫منکهحرفیبرایگفتننداشتمباسرتایید‬ ‫کردم‪ .‬دکتر؛ فرم نوشته شده ای را بمن داد‬ ‫که امضاء کنم‪ .‬فرم را که خواندم واگذاری‬ ‫فیلمنامه بود‪ .‬بایاد خدا فرم را امضاء وبایشان‬ ‫دادم‪ .‬دکترپاکت نامه دربست ای را بمن داد‬ ‫و گفت ‪ :‬انشاءاهلل درکارهاتون موفق باشید‪.‬‬ ‫دوست دارم امروز ناهار رو باهم بخوریم ‪ .‬اما‬ ‫انگار یه کسی به من می گفت ‪ :‬احترام خودتو‬ ‫نگه دار‪ .....‬گفتم ‪ :‬خیلی ممنون و او مثل دفعه‬ ‫قبل مرا تا جلوی اتاق بدرقه کرد‪ ....‬زمانیکه به‬ ‫جاده رسیدم درپاکت را باز کردم و با دیدن‬ ‫‪ 500‬تومان (نه‪ 500‬هزارتومان) یعنی نصف‬ ‫هزار تومان ) سرم درد گرفت و باورم نمیشد‬ ‫چنین پولی که نمیدانم دران زمان چند دالر‬ ‫میشد؛نصیبمشده!!!!!‬ ‫راستش همون موقع مادرم اومد جلو نظرم‬ ‫که گفته بود ‪ :‬توکلت بخدا باشه‪.....‬‬ ‫پریدم تواتوبوس راهی میدان‪ ۲۴‬اسفند و‬ ‫از انجا به منزل شدم‪ .‬زمانیکه به درب منزل‬ ‫رسیدم خیلی در زدم اما کسی در را باز نکرد‪.‬‬ ‫در همین موقع متوجه صدای اذان ظهر‬ ‫شدم‪ .‬یادم افتاد که مرحوم مادرم همیشه‬ ‫با اذان برسجاده سر می ایستاد‪ .‬پشت در‬ ‫نشست متاباالخرهمادرمبیننمازظهروعصر‬ ‫در را باز کرد ‪ .‬پریدم توی بغلش وپاکت پول را‬ ‫دودستی تقدیمش کردم اما او با اینکه پول‬ ‫رادید بسرعت رفت توی اتاق برای ادامه نماز‪.‬‬ ‫یکربع بعد که نمازش باتمام رسید گفت‪ :‬این‬ ‫همه پول رو از کجا اوردی پسر‪..‬؟ گفتم ‪ :‬فکر‬ ‫بد نکن مادر‪ .‬من شیر پاک تورا خوردم‪ .‬این‬ ‫پول بابت همون شب زنده داری هاییست‬ ‫که داستان مینوشتم و شما ایراد میگرفتی‬ ‫ومیگفتی چشمات ضعیف میشن ؛ اره مادر‬ ‫من امروز نوشته هامو فروختم تا کمک خرج‬ ‫خانواده باشم‪ .‬مادرم مرا دراغوش کشید و‬ ‫گفت‪ :‬خیر از جوانیت ببینی که بفکر مایی‪.‬‬ ‫خدا برات بسازه مادر‪ .....‬الهی عاقبت بخیر‬ ‫بشی مادر که بفکر پدر پیرت هستی‪....‬‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه‪1400‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫‪23‬‬ صفحه 23 ‫ﯾادداﺷﺖ‬ ‫چند کلمه حرف حساب درباره رانندگی مردها و زنهای هموطن‬ ‫ثانیه شــمار چراغ‬ ‫رو نــگاه میکنی‬ ‫و تــا جایــی کــه‬ ‫میتونــی پاتو رو‬ ‫پــدال گاز فشــار‬ ‫سوفیا عادلخانی‬ ‫میــدی کــه نکنه‬ ‫ﮐﺎرﺷﻨﺎس ارﺷﺪ ارﺗﺒﺎﻃﺎت‬ ‫تو ایــن ثانیههای‬ ‫ﻣﺪرس داﻧﺸﮕﺎه‬ ‫اخر مجبور بشــی‬ ‫‪ ۵۰‬ثانیــه پشــت‬ ‫چــراغ قرمز بمونی‬ ‫که یهو ســر و کله یک راننده خانــم مقرراتی‬ ‫جلوت سبز میشه و همه برنامههاتو نقش بر اب‬ ‫میکنه! خانم راننده که مثل بیشــتر خانمهایی‬ ‫که پشت رل می نشینن‪ ،‬عالقه وافری به رعایت‬ ‫مقررات داره به محض مشاهده چراغ زرد میزنه‬ ‫رو ترمز و خالصه تا بیایی بجنبــی چراغ قرمز‬ ‫شــده و هیچ ‪ ...‬البته طفلک خانوم راننده! این‬ ‫اقدام قانون پسندانه البته که اعتراض هم داره!‬ ‫اقایون کــه به خاطر خانم باید‪۵۰‬ثانیه پشــت‬ ‫چراغ وایســن معلومه که اعتــراض میکنن و‬ ‫اعتراضشــون رو هم به اشــکال مختلف نشون‬ ‫میدن؛ از بوق زدنهای ســوت بلبلی و گاوی و‬ ‫شیههای گرفته تا انواع و اقسام متلکهای ابدار‪...‬‬ ‫تو این یک مورد انصافاً حق با خانمهاست‪ ،‬اونها‬ ‫رانندههای قانونمدار و مطمئنتری هســتند‪،‬‬ ‫ایــن رو امار میگه‪ .‬خــب با هم ایــن دادهها رو‬ ‫مرور کنیم‪ .‬وقوع ‪ ۴۰۰‬هــزار تصادف رانندگی‬ ‫و کشته شــدن ســاالنه‪ ۲۷‬هزار نفر در سوانح‬ ‫رانندگی‪ ،‬کســب رتبه اول مرگ و میر ناشی از‬ ‫تصادفات نسبت به هر ‪ ۱۰‬هزار نفر در میان تمام‬ ‫کشورهای جهان و اختصاص رتبه دوم مرگ و‬ ‫میر از تصادفات‪ ،‬مجموعه اخبار و اطالعاتی است‬ ‫که برای هر ایرانی موجی از نگرانی را در پی دارد‪.‬‬ ‫چگونه میتوان نحوه صحیح رانندگی در ایران‬ ‫را نهادینه کرد؟ چه مقررات یا قوانینی میتواند‬ ‫باعث جلوگیری از خطرات و اسیبپذیریهای‬ ‫ناشــی از نحــوه رانندگی در کشــور شــود؟‬ ‫چراغخطر‬ ‫عبور از چــراغ قرمز‪ -‬در صورتــی که پلیس در‬ ‫صحنه نباشــد‪ -‬یک نوع زرنگی بــرای بعضی‬ ‫رانندهها محســوب میشــود‪ ،‬چراغ زرد اص ً‬ ‫ال‬ ‫معنا ندارد به گونهای که حتی تا چند ثانیه بعد‬ ‫از قرمز شــدن چراغ برخی رانندگان همچنان‬ ‫با سرعت سرســاماور از تقاطع عبور میکنند‪.‬‬ ‫راهنما‬ ‫چراغ راهنمــای خــودرو‪ ،‬بــرای رانندههای‬ ‫‪24‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه ‪1400‬‬ ‫ناشــی و اماتور اســت! راننده حرفهای‬ ‫کسی اســت که خودروی پشت سرش‬ ‫نفهمد ایــن راننده باالخــره قصد دارد‬ ‫به کدام مســیر بپیچد! چﭗ یا راست؟‬ ‫ورودممنوع!‬ ‫تابلوی ورود ممنوع تنها وقتی ضمانت‬ ‫اجرایی دارد که یــک پلیس راهنمایی‬ ‫با قبــض جریمه در وســط یــا انتهای‬ ‫مسیر ایســتاده باشــد وگرنه میتوان‬ ‫از ان مسیر با خیال اســوده تخت گاز‬ ‫عبور کرد و در جواب رانندههای پررو و‬ ‫بینزاکتی کــه از مقابل میایند با چراغ‬ ‫دادن و بــوق زدن ممتد اعتراض کنی تا‬ ‫راهشــان را بگیرند بروند پی کارشان‪.‬‬ ‫دندهعﻘب‬ ‫اگر در اتوبان یا خیابانی از مسیر مورد نظر‬ ‫عبور کردی فقط کافیست ترمز کنی و در‬ ‫میان خودروهایی که با سرعت حرکت‬ ‫میکنند دنده عقب بگیری‪ ،‬مهم نیست‬ ‫که نظم خودروها را بهم می زنی یا عامل‬ ‫تصادف میشوی‪ ،‬چشــم دارند ببینند‬ ‫که شــما در حال دنده عقــب گرفتن‬ ‫هســتی تا خودشــان را کنار بکشند‪.‬‬ ‫بوق‬ ‫از بوق میتوان برای ابراز خوشــحالی‪،‬‬ ‫ناراحتی‪ ،‬اعتراض‪ ،‬جلب توجه‪ ،‬تشــکر‪،‬‬ ‫احوالپرســی‪ ،‬ترســاندن‪ ،‬ابــراز تنفر‪،‬‬ ‫دوست داشــتن‪ ،‬ابراز عشــق‪ ،‬تهدید‪،‬‬ ‫ســرگرمی‪ ،‬ناســزا گفتــن در همــه‬ ‫حال و در همــه جا‪ ،‬شــب‪ ،‬روز‪ ،‬صبح‪،‬‬ ‫نصف شــب در کوچه‪،‬خیابــان‪ ،‬تونل‬ ‫زیرگذر و جلوی بیمارســتان استفاده‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ ‫کــرد؛ خالصه اچار فرانســه ســت دیگه‪...‬‬ ‫مارپیچ‬ ‫این حرکــت البته مختص جوونهاســت‬ ‫بنابراین اگر یک اقای مث ً‬ ‫ال میانســال به باال‬ ‫یا یک خانم از نســل جوانهای قدیم دیدید‬ ‫که ویراژ میرود حق داریــد اعتراض کنید‪،‬‬ ‫اصوالً ویراژ بهترین وســیله خودنمایی است‬ ‫و در اتوبان‪ ،‬کوچه‪ ،‬خیابــان‪ ،‬تونل‪ ،‬زیر گذر‬ ‫و همه جا میشــود ویــراژ داد‪ ،‬بــرای درک‬ ‫میزان مهــارت در این اصل مهــم رانندگی‬ ‫ایرانی باید دیــد ایا جیغ کســی ‪ ،‬عابری یا‬ ‫خانمی بلند میشــود یــا نه؟! اگر شــد که‬ ‫خب شــما موفق بــودی و اگر نــه باید یک‬ ‫فکر اساســی بکنی تا مهارتــت را باال ببری!‬ ‫پارک‬ ‫حال که شــهرداری به فکر ایجاد پارکینگ‬ ‫نیســت‪ ،‬هر جــا پیش امــد‪ ،‬خــوش امد!‬ ‫حریم تقاطع‪ ،‬حریم میــدان‪ ،‬پارک ممنوع‪،‬‬ ‫پــارک دوبلــه‪ ،‬پارک جلــوی پل یــا جلو‬ ‫پارکینگ‪ ،‬اصال مهم نیســت‪ ،‬اگــر هم بعد‬ ‫از هــزار بار تخلــف یک بار جریمه شــدی‬ ‫برو اعتراض کــن و بگو حقــت را خوردهاند!‬ ‫خطعابرپیاده‬ ‫توقــف روی خــط عابر پیــاده کــه دیگه‬ ‫امــری کامــ ً‬ ‫ال عــادی اســت‪ .‬عابــر پیاده‬ ‫کیلویی چند اســت‪ .‬بــرود چند قــدم ان‬ ‫طرفتر‪ ،‬تــازه اگر امــد البــهالی خودروها‬ ‫بوق بزنیم تا جــا بخورد و یه کــم بخندیم!‬ ‫خطویژه‬ ‫خداییــش بــا خــط ویــژه در تهــران‬ ‫نمیشــود شــوخی کــرد‪ .‬در هــر ‪۱۰۰‬‬ ‫متر خط ویژه یک ســرباز ایســتاده اســت‬ صفحه 24 ‫و موتورهــا را با باتــوم و خودروهــا را با قبــض جریمــه‪ ،‬ادب می کند‪.‬‬ ‫البته عبــور از خــط ویژه مشــروط به شــلوغ‪ ،‬پلــوغ بــودن اوضاع و‬ ‫نبودن پلیس اســت که نادیــده گرفتن ایــن موقعیت موجب پشــی‬ ‫مانــی بــه خصــوص در روزهــای بارندگــی می شــود‪.‬‬ ‫فرهنگورانندگی‬ ‫بدون شــک انچه گفته شــد تبیین وضعیت رانندگی ما ایرانی ها البته‬ ‫با زبانی امیخته به طنــز؛ طنزی که خمیرمایه تلخــی از حقیقت دارد و‬ ‫شــما می توانید ده ها مورد ریز و درشــت دیگر به این ســیاهه بیفزایید‪.‬‬ ‫عجیب است ما ایرانی ها ادم های مهماندوست و غریب نوازی هستیم‪ .‬اگر‬ ‫مهمانی به خانه ما وارد شود حتی اگر غریبه باشــد‪ ،‬هر چه در توان داریم‬ ‫برای تکریم او به کار می گیریم اما با همشــهریهای خودمان در کوچه و‬ ‫خیابان مهربان نیستیم‪ .‬در واقع در خانه با هم دوستیم و در خیابان دشمن!‬ ‫حاضر نیســتیم به اندازه حتی چنــد ثانیه از حق خــود بگذریم‪ .‬هنگام‬ ‫رانندگی ســعی می کنیم روی همدیگــر را کم کنیم‪ ،‬اگر ماشــین بغل‬ ‫دســتی گاز داد و از ما جلو زد‪ ،‬رگ گردنمان بیرون می زند و بر پدال گاز‬ ‫می فشــاریم‪ ،‬اگر کســی جلوی ما بپیچد یا درخواســت گردش به یک‬ ‫سمت کرد تا جایی که راه داشــته باشــد به او اجازه عبور نمی دهیم‪ .‬ما‬ ‫ایرانی ها از معدود مردمی هســتیم که تا همین پارسال از کمربند ایمنی‬ ‫در خودروها اســتفاده نمی کردیم و اکنون نیز از معدود مردمی هستیم‬ ‫که بین خطوط رانندگی نمی کنیم‪ .‬بارها صحنه های تاسف بار تصادفات‬ ‫رانندگی را دیده ایم‪ ،‬حتی ممکن اســت شــاهد برخی تصادفات خونین‬ ‫نیز بوده و یا حتی خودمان در حادثه ای اســیب دیده باشــیم‪ .‬اما تاسف‬ ‫خوردنمان همــان چند دقیقه اول اســت و بعــد روز از نــو‪ ،‬روزی از نو‪.‬‬ ‫بارها جریمه شــده ایم امــا حتی یک بار حــق را به پلیــس نداده ایم‪ .‬ما‬ ‫خودمــان یک پــا‪ ،‬کارشــناس رانندگی هســتیم و حتی به درســتی‬ ‫می توانیم خــودروی مقصــر در صحنه تصــادف را معرفــی کنیم اما‬ ‫مقررات مال دیگران اســت‪ ،‬همیشــه غرولند می کنیم که چرا این یا ان‬ ‫خودرو‪ ،‬چنین و چنین می راند امــا خودمان همان خطــا را چند بار در‬ ‫روز انجام می دهیم‪ .‬مهــارت اجتناب از تصادف‪ ،‬یک مهارت اموزشــی‬ ‫در جهان توسعه یافته اســت که در ایران امر غریب و ناشناخته ای است‪.‬‬ ‫هیچ جایی هم این مهارت را به شــما یاد نمی دهنــد‪ ،‬تمام مهارت های‬ ‫اموزشی اموزشــگاه های رانندگی در پارک‪ ،‬پل و دور سه فرمان خالصه‬ ‫می شود‪ ،‬حتی اجازه تمرین یا حرکت با دنده ‪ 4‬یا رانندگی در اماکن شلوغ‬ ‫یا صحنه های خطرزا را هم ندارید‪ ،‬صحنه خطر را باید انالین تجربه کنید‪.‬‬ ‫امار کشــته های ما در ســوانح رانندگــی از امار شــهدا در طول جنگ‬ ‫تحمیلی هم بیشــتر اســت‪ ،‬جاده هــا امــروز به صحنه هــای جنگ‬ ‫تبدیل شــده و ســالی‪ ۲۷‬هزار نفــر در این جنگ کشــته می شــوند‪،‬‬ ‫قربانیانی که به گفته کارشناســان‪ ،‬تــا حد ‪ ۸۰‬درصد خــود مقصرند!‬ ‫اما بــه گفته پلیــس راهــور ناجــا خانم هــا در قیــاس با اقایــان به‬ ‫مراتــب بیشــتر و بهتــر بــه قوانیــن احتــرام می گذارنــد؛ اگرچه‬ ‫مجبــور هســتند در مــوارد معتنابهــی الفاظ تمســخر اقایــان را به‬ ‫جــان بخرند‪ .‬بــا این حــال به قــول معروف یک دســت صدا نــدارد‪.‬‬ ‫برای کاهــش مــرگ و میــر حــوادث رانندگی هــم خانم هــا و هم‬ ‫اقایــان باید بــه قوانین احتــرام بگذارنــد و جســارت اً بایــد گفت که‬ ‫چــه خــوب اقایــان در رانندگی بــه خانم ها اقتــدا کننــد‪ ،‬کاری که‬ ‫اگرچه ســخت بــه نظر می رســد اما نتایــج شــیرینی در پــی دارد‪...‬‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ ‫کلیدعملیاتاجراییطرحهای‬ ‫توسعهچادرملوزدهشد‬ ‫در دومین نشســت رفــع موانع توســعه چادرملــو با حضور‬ ‫اســتاندار‪،‬معاونین و مدیران اجرایی اســتان یزد و مدیرعامل‬ ‫و مجریــان طرحهای توســعه چادرملــو در اســتانداری یزد‬ ‫برگزار شــد با تخصیص مکان های اجــرای ‪ ۱۰‬واحد صنعتی‬ ‫موافقــت و کلید عملیات پیاده ســازی این طرحها زده شــد‪.‬‬ ‫به گــزارش جهانی پرس‪ ،‬در این جلســه که در پی نشســت‬ ‫های متعــدد کارشناســی و ارزیابی طــرح ها برگزارشــد با‬ ‫موافقت مســوالن اجرای اســتان بــه چادرملو اجــازه داده‬ ‫شــد عملیات اماده ســازی پروژه های خــود را اغــاز کند‪.‬‬ ‫ایــن طــرح هــای بــزرگ صنعتــی شــامل‪ ،‬واحدهــای‬ ‫گندلــه ســازی‪ ،‬اهن اســفنجی‪ ،‬کنســانتره ســنگ اهن‪،‬‬ ‫تولیــد ورق و فوالدهــای الیــاژی‪ ،‬اجــرام و اجــر نســوز‪،‬‬ ‫ذوب و کالف فــوالدی و نیــروگاه خورشــیدی می باشــد‪.‬‬ ‫مهندس تقــی زاده مدیر عامل چادرملو ضمــن تقدیر از نگاه‬ ‫مثبت و موثر اســتاندار جدید یزد و همــکاری در جهت حل‬ ‫موانع راه اندازی طرح های توســعه بخــش و حمایت بی دریغ‬ ‫نمایندگان محترم اســتان در مجلس شــورای اســامی‪ ،‬در‬ ‫خصوص منابع مالــی این طرح هــا گفت ‪ :‬برای اجــرای این‬ ‫پروژها بالغ بر ‪ ۸۰‬هــزار میلیارد تومان ســرمایه گذاری پیش‬ ‫بینی شــده اســت ک ه بخش اعظــم ان از محل تســهیالت‬ ‫و اعتبــارات بانکــی‪ ،‬حمایت ســهامداران‪ ،‬درامــد حاصل از‬ ‫فعالیت واحدهــای معدنــی و صنعتــی موجــود و تدابیر و‬ ‫فنــون مدیریتی تامین می گــردد‪ .‬وی اظهار امیــدواری کرد‬ ‫در ســریعترین زمان کار ســاخت ایــن واحدها اغاز شــود‪.‬‬ ‫بر اســاس همین گــزارش دکتر فاطمــی اســتاندار یزد نیز‬ ‫با تشــکر از خدمات ارزنده مدیــر عامل چادرملــو در جهت‬ ‫توســعه اقتصادی اســتان تاکید کــرد ‪ :‬برای تحقــق اهداف‬ ‫توســعه در این اســتان به ویــژه پــروژه ای مهــم چادرملو‪،‬‬ ‫همچنــان بــه حمایت هــای خــود ادامــه خواهنــد داد ‪.‬‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه‪1400‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫‪25‬‬ صفحه 25 ‫چراسینماگرانفاقدیکتریبونرسانهایمستﻘلهستند؟!‬ ‫نﻘﺪ‬ ‫در خبرهــا‬ ‫امده بود که‬ ‫گروهــی از‬ ‫اقتصاد دانان‬ ‫طی نامه ای‬ ‫بــه رییس‬ ‫شاهپور محمدی‬ ‫رســانه ملی‬ ‫ﻣﺴﺘﻨﺪﺳﺎز و ﻣﻨﺘﻘﺪ‬ ‫از ایشــان‬ ‫د ر خو ا ست‬ ‫کــرده بودند کــه نام شــبکه ایــران کاال‬ ‫را بــه شــبکه اقتصــاد تغییــر دهنــد‪!..‬‬ ‫اینکه این افــراد چرا چنین درخواســتی را‬ ‫مطرح کــرده اند‪ ،‬موضوع بحث ما نیســت؛‬ ‫بحث ما بر ســر ماهیت اقدام انهاست که با‬ ‫یک اتحاد و نگاه جمعی‪ ،‬بــه اهمیت مقوله‬ ‫اقتصاد کشور اشــاره درست و منطقی دارند!‬ ‫صنــف فیلمســازان و ســینماگران در این‬ ‫کشــور بالغ بر ‪ ۱۰۰‬سال اســت که مشغول‬ ‫تولید محصول فرهنگی و هنری میباشــند‬ ‫اما با وجود اینهمه تنوع کانالهای تلویزیونی‪،‬‬ ‫تاکنون نتوانسته اند از یک تریبون و شبکهای‬ ‫مستقل برای معرفی اثار و افراد صنف خود ‪،‬‬ ‫بصورت گسترده برخوردار شوند! طبق قانون‬ ‫اساســی‪ ،‬ایجاد شــبکه های تلویزیونی در‬ ‫کشــور ما برای بخش خصوصی امکان پذیر‬ ‫نیست اما در دل همین عدم امکان‪ ،‬تلویزیون‬ ‫ملی ما انواع و اقسام شــبکه های کاربردی با‬ ‫عناوین مختلف را توانسته است ایجاد کند‪.‬‬ ‫همچون شبکه سالمت‪ ،‬اموزش ‪ ،‬ورزش و‪...‬‬ ‫حتی کانال مربوط به تبلیغ و فروش کاال و‪!..‬‬ ‫حال سوال اینســت ایا واقعا شبکه ای به نام‬ ‫ســینما با نظارت همین تلویزیــون دولتی‬ ‫نمی توانســت و نمی توانــد در دل این همه‬ ‫شــبکه تخصصی و کاربردی ایجاد شــود؟‬ ‫نبود چنین شبکه و تریبون مهمی از ‪۲‬منظر‬ ‫قابل تامل و بررسی است‪ :‬اول اینکه به نظر می‬ ‫رسد تاکنون گسترش مقوله ای به نام سینما‬ ‫در حد صنعتی شــدن‪ ،‬برای سیاستمداران‬ ‫و مدیران کالن فرهنگی کشــور ما اهمیت‬ ‫چندانــی ایجاد نکــرده اســت! دوم اینکه‬ ‫نبود یک مدیریت کاربلــد حرفهای در راس‬ ‫مدیریت سینمای کشور در همه ادوار گذشته‪،‬‬ ‫باعث گردیده که چنین رســانه مستقلی در‬ ‫جهت معرفی و رشد و پویایی بیشتر جامعه‬ ‫‪26‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه ‪1400‬‬ ‫ســینمایی ایجاد نگردد و ســینماگران‬ ‫کشــورمان از یک چنین شــبکه مهم‬ ‫تلویزیونی بــرای خود محــروم بمانند‪.‬‬ ‫وجــود یک شــبکه مســتقل حرفه ای‬ ‫‪ ،‬انهم در ســطح ملــی بــرای خانواده‬ ‫بزرگ ســینمای ایــران یک امــر الزم‬ ‫و ضروری اســت تــا بتوانند بــه صورت‬ ‫تخصصی نیازهــای رســانه ای و اطالع‬ ‫رســانی خــود را به شــکل فراگیــر از‬ ‫طریق انتن سراســری برطرف ســازند!‬ ‫چرا هنر بزرگ و صد ساله ای بنام سینما‪،‬‬ ‫در حد تبلیغــات کاال و خدمــات‪ ،‬تا به‬ ‫امروز در دل اینهمه شــبکه های متنوع‬ ‫و مختلف‪ ،‬اهمیت و جایگاهی نداشــته‬ ‫است؟! ســوال بزرگ بی پاسخی است!‬ ‫مثال بــارز در این مورد ســاختار برنامه‬ ‫«هفت» به عنوان تنها برنامه حرفهای و‬ ‫تخصصی متعلق به سینما و سینماگران‬ ‫اســت که تحت امر حوزه رســانه ملی‬ ‫تولید می شــود! انچه در مورد تولید این‬ ‫برنامه تلویزیونی مشــاهده میشود این‬ ‫اســت که هر زمان بخواهنــد این برنامه‬ ‫را تولیــد میکنند و هر زمان تشــخیص‬ ‫بدهند که سینما نیازمند برنامه « هفت‬ ‫» نیســت ‪ ،‬تولید انرا متوقــف میکنند!‬ ‫بماند که در زمان تولیــد مقطعی برنامه‬ ‫نیز تصور ســازندگان ان بر این اســت‬ ‫که به هر شــکل ممکن باید نــگاه ها و‬ ‫دیدگاه های ســلیقه ای رســانه ملی را‬ ‫در تمامــی مراحل تولید ا ِعمــال کنند‪.‬‬ ‫در حالــی کــه برنامه «هفت» ســینما‬ ‫متعلق به تک تک ســینماگران این مرز‬ ‫و بوم اســت و باید به دســت خود دست‬ ‫اندرکاران ســینمای کشــور ســاخته‬ ‫شــود و نــه کارمنــدان رســانه ملی!‬ ‫رســانه نیز وظیفه دارد صرفا ان را پخش‬ ‫نموده و صرفا مســئولیت فرســتنده را‬ ‫ا ِعمال کند‪ .‬وقتی ســینما یک شــبکه‬ ‫اختصاصی برای خود نداشــته باشــد ‪،‬‬ ‫مسلما جامعه سینمایی هم محکوم است‬ ‫به اینکه نظرگاه های سیاسی و ممیزیهای‬ ‫اعمال شــده از طرف دســت اندرکاران‬ ‫رســانه را در مورد محتوا و ســاختار این‬ ‫برنامه ها بپذیرد و حتی نقد فیلمها را به‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ ‫صورت ســلیقه ای و حتــی گاهی بدون‬ ‫حضور ســازندگان فیلمها تحمل نماید‪.‬‬ ‫همین امر باعــث گردیده تا ســینمای‬ ‫کشور ما و فرهنگ مربوط به ان به شکل‬ ‫غیر واقعی و انطور که بایــد برای عموم‬ ‫مردم معرفی نشود و این موضوع تا جایی‬ ‫پیش میرود که گاه بدلیل سوء برداشتها‬ ‫نســبت به نحــوه فعالیت افــراد در این‬ ‫رشته ‪ ،‬به بدبین شــدن مردم نسبت به‬ ‫سینما و ادمهای ان نیز منجر میگردد!‬ ‫نبود یک چنین تریبون مســتقلی باعث‬ ‫گردیده تا رســانه بــا اعمــال نظرهای‬ ‫ســلیقه ای و نادیده گرفتن حجم کثیر‬ ‫عالقمندان به ســینما در سراسر کشور‬ ‫به تنها برنامه هفتگی ســینماگران بی‬ ‫اعتنایی نموده و حتــی زمان پخش این‬ ‫تنها برنامه تخصصی در مورد سینما را به‬ ‫یک زمان کامال نامناسب اخر جمعه شب‬ ‫اختصاص دهد که اینگونــه اقدامات به‬ ‫نوعی کم توجهی و کم لطفی به سینما و‬ ‫ادمهای منتسب به ان محسوب میشود!‬ ‫از طرفی اگر حوزه سینمای کشورمان از‬ ‫یک مدیریت قاطــع و کاردانی برخوردار‬ ‫بود همچون مدیران حوزه اقتصادی کشور‬ ‫که در تالش مضاعف برای ایجاد شــبکه‬ ‫مستقل اقتصادی در تلویزیون ملی برای‬ ‫خود میباشند ‪ ،‬امروز میتوانست تمامی‬ ‫اخبــار و فعالیتهای فرهنگــی و هنری‬ ‫سینماگران را از طریق یک شبکه مستقل‬ ‫و قدرتمند رســانه ای در طیف وسیعی‬ ‫پوشــش داده و نگاه احاد مردم جامعه را‬ ‫نیز نسبت به شــناخت صحیح و درست‬ ‫انها از هنــر‪ ،‬صنعت ســینما و ادمهای‬ ‫ان تقویــت نمــوده و حتــی تغییــر‬ ‫داده و اســتقالل جامعــه ســینمایی‬ ‫کشــور را بــا ایجــاد یــک شــبکه‬ ‫مســتقل رســانه ای به ثبت برســاند‪.‬‬ ‫فراموش نکنیم که در دنیای تکنولوژیک‬ ‫و پیشرفته امروزی ‪ ،‬در اختیار گرفتن یک‬ ‫چنین شبکه رسانه ای در سطح معرفی‬ ‫سینمای یک کشور ‪ ،‬امری پیش پا افتاده‬ ‫بوده و توقع زیادی محســوب نمیگردد‪.‬‬ صفحه 26 ‫ﻧﻘﺪ‬ ‫دادنبیانیه‪،‬مشکالتخانهسینماراحلنمیکند‬ ‫سیدرضااورنگ‬ ‫منتﻘدفیلمومدرسسینما‬ ‫روزهــای اول بعــد از پیــروزی انقــالب‪ ،‬وقتی‬ ‫گروههای سیاســی اجازه فعالیت پیــدا کردند‪،‬‬ ‫چﭗ و راســت بیانیــه و نامه سرگشــاده صادر‬ ‫می کردند تــا خود را مهــم جلــوه داده و فریاد‬ ‫بزنند که ما هم هســتیم و دســته و گروه داریم‪.‬‬ ‫روزی نبود که چندین بیانیه از ســوی گروههای‬ ‫سیاســی منتشــر نشــود‪ .‬وقتی روی پیاده رو و‬ ‫حتی خیابان انقالب قدم می زدیــم یا روی تلی‬ ‫از اعالمیه ها پای می گذاشــتیم یا قــدم به قدم‬ ‫بیانیه هــای کاغذی به دســتمان مــی دادند‪.‬‬ ‫وقتی کاغذ گران شــد‪ ،‬با خویش گفتم ای کاش‬ ‫ان زمــان کاغذهای گرانقیمــت را که فقط یک‬ ‫طرف ان بیانیه و نامه سرگشــاده نوشته شده بود‬ ‫را از کف خیابان یا دســت رهگــذران جمع می‬ ‫کردم‪ .‬اگر چنین کرده بودم‪ ،‬االن مرد ثروتمندی‬ ‫بــودم و منت حاتــم طایی را نیز نمی کشــیدم!‬ ‫ان زمان این همه بیانیه و نامه سرگشــاده صادر و‬ ‫منتشر شــد اما احدالناســی وقعی به انها ننهاد‪.‬‬ ‫نوشتن بیانیه جمعی و فردی یک نوع پز سیاسی‬ ‫بود‪ ،‬زیرا صادر کنندگان خودشان هم میدانستند‬ ‫که کســی تره هــم برایشــان خرد نمــی کند‪.‬‬ ‫ســالها از ان زمان گذشــت و صدور بیانیه بسیار‬ ‫کمتر شــد اما از بیــن نرفت ‪ ،‬زیرا بــرای عده ای‬ ‫و گروههایــی هنوز یک پز شــاخص محســوب‬ ‫می شد که توســط ان می توانســتند نام خود یا‬ ‫گروهشان را سر زبانها بیندازند‪ ،‬ولو برای یک روز!‬ ‫متاســفانه چند سالی اســت که نوشــتن نامه‬ ‫سرگشــاده و دادن بیانیه به عالم هنر به خصوص‬ ‫سینما نیز سرایت کرده و گاهی بیش از گروههای‬ ‫سیاســی پس از انقالب‪ ،‬در این عرصه توســط‬ ‫برخی نهادهــا‪ ،‬صنــوف و ســینماگران صادر‬ ‫میشود‪ .‬این بیانیه ها دیگر پز سیاسی محسوب‬ ‫نمی شوند‪ ،‬بلکه ادای هنری به حساب می ایند!‬ ‫چندین سال پیش‪ ،‬متولیان خانه سینما به جای‬ ‫انجام کار صنفی و رفع و رجوع کار ســینماگران‪،‬‬ ‫چون توان این کار را نداشــتند یا نمی خواستند‬ ‫به رتق و فتق امور بپردازند و دنبال نفع شــخصی‬ ‫بودند‪ ،‬به جاده خاکی سیاســت زده و مدام برای‬ ‫هرچیز پیش پا افتاده ای بیانیه صادر کردند و نامه‬ ‫سرگشاده به این و ان نوشتند؛ همه انها نیز‬ ‫بدون تاثیر بودند و حتی خوانده نیز نشــدند‪.‬‬ ‫این طبیعی اســت وقتی مدیرانی نتوانند از‬ ‫عهده اداره امور محوله براینــد‪ ،‬برای اینکه‬ ‫اذهان را منحــرف کنند تا به ضعفشــان و‬ ‫یا سوءاســتفاده انان از مقامشــان پی برده‬ ‫نشود‪ ،‬شهر را شــلوغ کرده و اب را گل الود‬ ‫کننــد‪ .‬دادن بیانیه هــای مکرر از ســوی‬ ‫ســردمداران خانــه ســینما در دوره ای‬ ‫خاص‪ ،‬فقط و فقــط برای این منظــور بود‪.‬‬ ‫در ان دوران نحس‪ ،‬درگیریهای شــخصی و‬ ‫حزبی کار را به جایی کشاند که خانه سینما‬ ‫برای مدتی تعطیل شــد و ســینماگران رو‬ ‫در روی هــم قــرار گرفته و بــرای یکدیگر‬ ‫شمشــیرها را از رو بســتند و پنجــه طعنه‬ ‫و تهمت را به ســر و صورت هم کشــیدند‪.‬‬ ‫همان ســردمداران که بــا دادن بیانیه های‬ ‫مشــکوک‪ ،‬اوضاع خانه ســینما را متشنج‬ ‫کردنــد و بعدها پســتهای مهمــی گرفته‬ ‫و بودجه هــای کالنــی هم برای ســاخت‬ ‫فیلــم دریافــت کردند‪،‬حتــی بــه دبیری‬ ‫جشــنواره فجر هم رســیدند! اما انانی که‬ ‫با تضریــب این متولیــان بــه روی هم تیغ‬ ‫کشــیدند‪ ،‬جز شــرمندگی از روی دوستان‬ ‫و دســتانی تهی چیزی نصیبشــان نشــد‪.‬‬ ‫عجیب اینکــه متولیان خانه ســینما در ان‬ ‫دوران پراشــوب که کار صنفی در زمانشان‬ ‫معنا نداشت‪ ،‬علیه صدا و سیما بیانیه تند می‬ ‫دادند اما خودشان چندی بعد‪ ،‬از مدیران صدا‬ ‫و سیما پول کالن گرفتند برای ساخت سریال‬ ‫هایی که حتی یک ریال هم نمــی ارزیدند!‬ ‫انــان از صــدور بیانیــه به نفع خودشــان‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ ‫اســتفاده کردنــد امــا دیگرانــی کــه زیر‬ ‫علــم انان ســینه زدنــد و گریبــان دریدند‬ ‫سرشــان مثــل همیشــه بــی کاله مانــد!‬ ‫امروز خانه ســینما به دنبال دادن بیانیه علیه‬ ‫این و ان نیســت‪ ،‬هر وقت که الزم باشــد در‬ ‫کنار مــردم و هنرمندان می ایســتد و از انان‬ ‫حمایت می کنــد‪ ،‬چه بــا قلم‪،‬چه بــا قدم‪.‬‬ ‫وظیفــه ســردمداران و اعضــای صنــوف‬ ‫خانــه ســینما انجــام امــور صنفی اســت‬ ‫که بــدون جنجــال در حــال انجام اســت‪.‬‬ ‫نمی توان نادیده گرفت که بین اعضای صنوف‬ ‫با یکدیگر و دیگر صنوف همچنان کشمکش‬ ‫وجود دارد‪ ،‬هر چند ظاهرا به چشــم نمی اید‪.‬‬ ‫برخی از صنوف خانه سینما که حتی رئیسشان‬ ‫نیز در خارج از کشور زندگی می کند‪ ،‬همچنان‬ ‫دنبال ان هستند که شهر را شلوغ کرده و جار و‬ ‫جنجال راه بیندازند تا چرخ امور از کار بیفتد‪.‬‬ ‫دوبــاره بیانیه صادر می کنند و دم از مســائل‬ ‫پیش پــا افتاده مــی زننــد و همــه چیز را‬ ‫غیرقانونــی می داننــد‪ .‬وقتی ادعــا دارند در‬ ‫خانه ســینما بی قانونی صورت گرفته‪ ،‬دست‬ ‫بگذارنــد روی بندهای اساســنامه و بگویند‬ ‫در این مــورد خالف صورت گرفتــه‪ .‬اگر حق‬ ‫با انان اســت که متولیان خانه سینما وظیفه‬ ‫دارند به ان رســیدگی کنند و اگر رســیدگی‬ ‫نشــد حق شــکایت برای انان محفوظ است‪.‬‬ ‫دور هم نشســتن و مشــکالت را حل کردن‬ ‫بهتر اســت یا بیانیه دادن و پز هنری گرفتن؟‬ ‫سینما متعلق به همه سینماگران و مردم است‬ ‫و کســی نمی تواند این حــق را از انان بگیرد‪.‬‬ ‫لطفا جــو خانــه ســینما را نــاارام نکنید تا‬ ‫امــور صنفــی در ارامــش انجــام بگیــرد‪.‬‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه‪1400‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫‪27‬‬ صفحه 27 ‫از صفحــه مانیتــوری‬ ‫که روی میــزش بود ‪،‬‬ ‫هراس و وحشــت زن‬ ‫را نگاه می کــرد مانند‬ ‫دانشمندی که بر روی‬ ‫موش ازمایشــگاهیش‬ ‫دارو یا شــوکی را وارد‬ ‫ولی اﷲ نیسریان‬ ‫کرده و مــوش با همه‬ ‫ﻧﻮﯾﺴﻨﺪه‬ ‫وجود خود را بــه در و‬ ‫دیوار قفــس می کوبد ‪،‬‬ ‫هر حرکت موش به او می گویــد کارش را با او‬ ‫چگونه پیش ببرد ‪ .‬صفحه مانیتور کامال بطرف‬ ‫خودش بود ‪ ،‬به نظر می رســید فراموش کرده‬ ‫مهمان دارد ‪ .‬شــاید دیدن یــک فیلم هیجان‬ ‫انگیز هم او را این چنین هیجان زده نمی کرد‪،‬‬ ‫برایش رفتار کارمندی که تازه استخدام کرده‬ ‫بود هم تعجب اور بود و هم راضی کننده‪ .‬گاهی‬ ‫در حین تماشا از کشــف روحیات و هراس زن‬ ‫دچار تعجب و لذت می شــد ‪ .‬تاکنون اینقدر‬ ‫ســریع به روحیات کارمندانش دست نیافته‬ ‫بود‪ .‬با همــه زرنگی حداقل چنــد ماهی باید‬ ‫زمان می برد که بداند چه ادمی را اســتخدام‬ ‫کــرده‪ .‬به خاطر این فتح ‪ ،‬ســرخوش و شــاد‬ ‫به پشــتی صندلیش تکیه داد و زیرچشــمی‬ ‫به بازرس بیمه نگاهی انداخــت‪ .‬بازرس بیمه‬ ‫اوراقی را پر کرد ‪ ،‬امضاء مدیر شرکت را گرفت‬ ‫و ســپس محل شــرکت را ترک کرد ‪ .‬مدیر از‬ ‫پشــت میزش بلند شــد ‪ ،‬چند قدمی بازرس‬ ‫بیمه را مشایعت کرد ‪ .‬منشی شرکت مشغول‬ ‫کارش بود ‪ ،‬به طرف میز منشــی رفت و گفت‪:‬‬ ‫برای کارمند جدید اب قند ببر ‪ .‬منشی با تعجب‬ ‫به مدیر نگاهی کرد و بیصدا به ابدارخانه رفت‪.‬‬ ‫اب قندی درســت کرد و رفت به انبار کوچکی‬ ‫که درش به ابدارخانه باز می شــد ‪ .‬زن با ترس‬ ‫پرسید ‪ :‬بازرس بیمه رفت؟ منشی اب قند را به‬ ‫او داد و سپس کنارش ایستاد و به قفسهبندی‬ ‫مــدارک تکیه داد‪ .‬با دســتهایش شــانههای‬ ‫همکارش را که تازه یکماه بود به شرکت امده‬ ‫بود مالش داد ‪ .‬هر دو ســاکت بودند ‪ .‬منشی به‬ ‫دوربین نصب شــده روی سقف نگاه می کرد و‬ ‫زن که با دستهای لرزان اب قند را جرعه جرعه‬ ‫می خورد‪ ،‬نگاهش به در بود‪ .‬منشی گفت‪ :‬خانم‬ ‫جمالی‪ ،‬چند وقت است که بازنشسته شده ای؟‬ ‫زن حاال کمی ارامش یافته بــود ‪ ،‬لیوان خالی‬ ‫را به منشــی داد و از او تشکر کرد‪.‬منشی ادامه‬ ‫داد‪ :‬اگر به من میگفتی بازنشسته هستی ‪ ،‬بهت‬ ‫‪28‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه ‪1400‬‬ ‫می گفتم امروز نیایی‪ .‬زن یکبار دیگر به‬ ‫منشی نگاه کرد ‪ ،‬روســریش را دراورد و‬ ‫موها و سپس لباســش را مرتب کرد و در‬ ‫حالی که سعی می کرد ارام باشد از اطاق‬ ‫بایگانی خارج شــد ‪ .‬مستقیم رفت پشت‬ ‫میزش ‪ .‬ســعی میکرد خونسرد باشد ‪ ،‬به‬ ‫مرتب کردن مــدارک مالی پراکنده روی‬ ‫میزش پرداخت‪.‬مســئول حســابداری‬ ‫شرکت بود و همیشــه به نظم در کارش‬ ‫توجه می کرد ‪ .‬نگاه سنگین‪ ،‬مستقیم و‬ ‫جستجوگر مدیر شرکت را روی وجودش‬ ‫حس کرد ‪ ،‬ســعی کرد حواســش را به‬ ‫موضوع کارش و منظم کردن اوراق مالی‬ ‫متمرکز کند‪ ،‬ولی چرا مدیر به او اینجوری‬ ‫نگاه کرد؟ حس کرد االن کســی بیاید و‬ ‫کتکش بزند ممکن اســت مقاومتی هم‬ ‫نکند‪ .‬از این حــس بدش امــد و بدون‬ ‫اینکه ســرش را بلند کند رفت ســمت‬ ‫دستشویی شرکت‪ .‬روبروی اینه ایستاد‬ ‫و زل زد به خودش‪.‬سعی کرد گریه نکند‪.‬‬ ‫چند ماه از بازنشســتگیش می گذشت ‪،‬‬ ‫اینجا را با سفارش یکی از وابستگانش به‬ ‫نام اقای رســولی پیدا کرده بود ‪ .‬پس از‬ ‫بازنشستگی بالفاصله به جستجوی کار‬ ‫پرداخت‪.‬باال بودن ســن‪ ،‬اشتغال سالها‬ ‫به حســابداری در یک ســازمان دولتی‬ ‫که با حسابداری شــرکتهای خصوصی‬ ‫متفاوت بــود ‪ ،‬پیدا کــردن کار را برایش‬ ‫دشوار میکرد‪ .‬با شــروطی در این شرکت‬ ‫بازرگانی پذیرفته شــد ‪ ،‬اقای رسولی که‬ ‫حسابدار کارکشتهای بود به مدیر شرکت‬ ‫قول داده بــود خانم جمالــی را از جهت‬ ‫هماهنگی مالی و امــوزش تنها نگذارد‪.‬‬ ‫خانم جمالی شنیده بود بازرس بیمه هر‬ ‫از چند گاهی برای سرشــماری پرسنل‬ ‫بیمه شده می اید‪ ،‬اگر متوجه حضور یک‬ ‫بازنشسته شــود‪ ،‬برایش دردسر ساز می‬ ‫شد‪ .‬نفس عمیقی کشید‪ ،‬چشمهایش را‬ ‫بست و ســعی کرد به ارامش برسد ‪ .‬ولی‬ ‫چرا مدیر شرکت اینجور نگاهش میکرد‪.‬‬ ‫ابی به صورتش زد و از دستشویی بیرون‬ ‫امد ‪ .‬سعی کرد ارام باشد ‪ .‬منشی مشغول‬ ‫کارش بود ‪ ،‬تحصیلدار شرکت که پس از‬ ‫انجام امور بانکی و گمرک به شرکت امده‬ ‫بــود ‪ ،‬روی تراس و پیش مدیر شــرکت‬ ‫مشــغول دادن گزارش کارش بود‪ .‬مدیر‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ ‫ق‬ ‫داﺳﺘان‬ ‫ول‬ ‫تا‬ ‫سم‬ ‫ترس‬ ‫داشت سیگار می کشــید و با تحصیلدار‬ ‫دعوا میکــرد‪ .‬تحصیلدار هم ســرش را‬ ‫انداخته بود پاییــن و چیزی نمی گفت ‪.‬‬ ‫تعدادی حوالههای بانکــی و اوراق دیگر‬ ‫که تحصیلدار از بانکها اورده بود ‪ ،‬روی میز‬ ‫خانم جمالی بود ‪ ،‬انها را بایگانی کرد‪.‬باید‬ ‫برای پاره ای سواالت مالی به اقای رسولی‬ ‫زنگ می زد و راهنمایی می خواست ولی‬ ‫با این شــرایط روحی حاال وقتش نبود‪.‬‬ ‫گاهی صدای مدیر که با تحصیلدار دعوا‬ ‫می کرد انقــدر بلند بود کــه برای خانم‬ ‫جمالــی ازار دهنده و اعصــاب خرد کن‬ ‫شــده بود‪ .‬اپارتمان شرکت در مجتمعی‬ ‫بود که ‪ ۱۰‬واحد داشــت و تعــدادی از‬ ‫واحدها مسکونی بودند ‪ .‬گاهی اسانسور‬ ‫خراب می شــد یا برق می رفت ‪ ،‬چند بار‬ ‫خانم مســنی را هنگام تردد در راه پله ها‬ ‫دیده بود که از واحدش خارج می شــد ‪،‬‬ ‫یکبار ناخواســته متوجه پیرمردی روی‬ ‫ویلچر شده بود ‪ .‬زن مطمئن بود این سر‬ ‫و صداها همسایهها را ناراحت می کند و‬ ‫توی بورد در ورودی ‪ ،‬نوشته هایی مبنی‬ ‫بر دعوت بــه ارامش و ســکوت را دیده‬ ‫بود ‪ .‬فقط ســر و صدای مدیر شــرکت با‬ ‫تحصیلدار و گاهی با منشی‪ ،‬نظم ارامش‬ ‫را در ســاختمان بهم می زد ‪ .‬دو همکار‬ ‫دیگر که انهــا اغلب در بنــادر جنوب یا‬ ‫شــمال در کار ترخیص کاال و سفارشات‬ ‫مشــتریان طرف قرارداد شرکت فعالیت‬ ‫می کردند و به ندرت به شرکت می امدند‪.‬‬ ‫در این یکماهه مدیر بــا او دعوایی نکرده‬ ‫بود‪ .‬نمی دانســت کی زمان او می رسد‪.‬‬ ‫خانم جمالی مشــغول کارش بود که در‬ ‫کشویی تراس باز شد و تحصیلدار امد به‬ ‫طرف میز حسابداری تحصیلدار در مورد‬ ‫مدارک توضیحاتی داد‪ .‬خانم جمالی به‬ ‫تحصیلدار که مردی ‪۵۵‬ساله بود نگاه کرد‬ ‫‪ .‬نحیف بود و خســته‪ .‬در گرما و سرما با‬ ‫موتوری که شرکت در اختیارش گذاشته‬ ‫بود به همه جا می رفت و درخواســتهای‬ ‫شرکت و گاهی سفارشات خصوصی مدیر‬ ‫و همسر مدیر را انجام می داد ‪ .‬زن داشت‬ ‫و ‪۳‬بچه ‪ ،‬مســتاجر هم بود در منطقه ای‬ ‫که خانم جمالی نامش را تاکنون نشنیده‬ ‫بود ‪ .‬زمــان ناهار هر کارمنــد غذایش را‬ ‫گرم مــی کــرد‪ ...‬ادامه در شــماره بعد‪.‬‬ صفحه 28 ‫سخنی کوتاه و برادرانه با وزیر ارشاد و ریاست سازمان سینمایی‬ ‫غالمرضا گمرکی‬ ‫ﻧﻮﯾﺴﻨﺪه‬ ‫انسانیت ‪ ،‬اخالق ؛ منش و محبت هیچ ربطی به تخصص وکاردانی ندارد‪.‬‬ ‫خوشبختانه خاطرات ازجمله مواردی اســت که کمتر از ذهن و حافظه‬ ‫ادمی پاک می شــود‪ .‬زمانیکه دکتر حجت اهلل ایوبی به ریاست سازمان‬ ‫سینمایی منصوب گردید؛ در تاالر پذیرایی دیپلماتیک وزارت امور خارجه‬ ‫به منظور معرفی فیزیکی او به اهالی ســینما از تمام هنرمندان خواسته‬ ‫شده بودکه بالباس رسمی درمراسم شرکت نمایند‪ .‬زمانیکه دکتر ایوبی‬ ‫وارد تاالر شدبرســر تک تک میزها امد وبه کلیــه میهمانان خوش امد‬ ‫گفت؛ بعد از ســخنرانی و شام ؛ مراســم خاتمه یافت وهمه تاالر را ترک‬ ‫کردند‪ .‬انجا بود که من پی بردمدکتر ایوبی بســیار ادم تشــریفاتی است‬ ‫وخدا کند بــه همین کاردانی به امور ســینما وحل معضــالت ان واقف‬ ‫باشد‪ ....‬ایشان برصندلی ریاست نشســت و به تدریج تغییراتی که بیشتر‬ ‫جنبه تجمالتی وتشــریفاتی داشت درتمام طبقات ســاختمان وزارت‬ ‫ارشاد پوستر فیلمهای تولید شده در قابهای نفیس به دیوارها نصب شدو‬ ‫بر چسب اموال ســازمان ســینمایی روی کلیه کامپیوترها خود را نشان‬ ‫دادند که صد البته هیچ حاصل و منفعتی برای کارایی اهالی ســینما در‬ ‫برنداشــت‪ .‬انها تشــنه برنامه ریزی تولید وتوزیع ومشــکالت؛ برایشان‬ ‫اهمیت داشــت‪ .‬خیلی زود مشخص شــد که دکتر ایوبی هیچ شناختی‬ ‫به امورتولید وتوزیع وکال امور ســینما ندارد‪ .....‬گرچه بعدها طرح سینما‬ ‫سیار را مطرح نمود که متاسفانه کسی از او حمایت نکردوعملی هم نشد‪.‬‬ ‫ازانجا که حرفه خبرنــگاری ایجاب میکند باید پیگیراین نوع مســائل‬ ‫بودتا عاقبت کاربتواندبه ســمع و نظر مردم برســد ازهمان ابتدا تمامی‬ ‫عملکردهای دکتر ایوبی از نگاه حقیر پنهان نماند وهر هفته اشــتباهات‬ ‫ایشــان را تحت یادداشــت در روزنامه بانی فیلم ویا مجله جهان سینما‬ ‫بایشان گوشــزد میکردم ‪ .‬این پیگیری وانتقادات انقدر گسترش یافت تا‬ ‫یکروز تلفنی ازحقیر دعوت شد بدفتر ایشــان بروم‪ .....‬زمانی که به دفتر‬ ‫دکتر مراجعه کردم منشی ایشــان (اقای زمانی)گفت‪ :‬دکتر بیشتراز ‪۵‬‬ ‫دقیقه نمیتواند با شما مالقات داشته باشد چون بیرون از اداره جلسه دارد‪.‬‬ ‫گفتم‪ :‬گرفتاری من ازایشــان خیلی بیشــتره‪ ،‬دو دقیقه دیگه خدمت‬ ‫شما هســتم‪ ...‬و بعد درب اتاق به وسیله ریموت باز شــد و من وارد اتاق‬ ‫دکتر شدم‪ .‬ایشان با گشاده رویی از من اســتقبال و اشاره کرد روی مبل‬ ‫بشینم‪ .‬اما من درحالیکه از داخل کیف دستی ام زونکن نفیسی را که روی‬ ‫صفحه ان ســوره ای از قران نوشته شــده بود بیرون میاوردمتا به ایشان‬ ‫بدهمگفتم‪ :‬منشی تون گفتن شما جلسه دارید و من بیشتر از ‪ ۵‬دقیقه‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ ‫نمیتونم در خدمتتون باشم انشاءاهلل در فرصت های بعدی‪ .‬اما دکتر‬ ‫که محو نوشتههای نشریات درون زونکن شده بود گفت‪ :‬بفرمایید‪.‬‬ ‫از زمان نشســتن تــا پایــان گفتگوهایمان درســت کمترازیک‬ ‫ســاعت طــول کشــید‪ .‬زمانیکــه داشــتم از دفتربیرونمیرفتم‬ ‫گفت‪ :‬اولین کســی هســتی کــه فقــط درمورد صنــف صحبت‬ ‫کــردی خودتــون کاری بامــن نداریــد؟ تشــکر کــردم وامدم‬ ‫بیرون‪ .‬البتــه ناگفته نمانــد هنوز با ایشــان درارتباط هســتم‪....‬‬ ‫این مقدمه رابدیــن جهت بیان نمودم تا به جناب وزیرارشــاد گفته‬ ‫باشم دیگران با چنین تشریفاتی برمسند ریاست سازمان سینمایی‬ ‫نشســتندو نه تنها کاری نکردندبلکه متاســفانه چهار سال بدلیل‬ ‫عدم تجربه و اشــنایی به امورسینمانتوانســتند هیــچ کار مثبتی‬ ‫برای ســینمای ملی ایران انجام دهند‪ .‬جناب وزیر؛ شما که خوتان‬ ‫جناب خزاعــی را بعنوان ریاســت ســازما ن انتخــاب کردید که‬ ‫بســیار کار شایســته ای انجام دادید به چه دلیــل بایدمطالبی را‬ ‫عنوانکنید که نه تنها اهالی ســینما واکنش منفی نشــان دهند‬ ‫بلکه جناب خزاعــی رادلســردنمایید‪ .‬جناب وزیر‪ ،‬ازبــدو انتخاب‬ ‫شــما بدلیل مبتال بودن به کرونا ‪ ،‬شــخصا چندین پیام درواتساپ‬ ‫برایتان ارســال نمودم اما دریغ از فقط یک جواب سالم‪ .‬مگر نه این‬ ‫اســت که درقران امده سالم مســتحب وجواب ان واجب است!!!؟‬ ‫بهرحال قطعا اطالع دارید که محمد خزاعی از جنس سینماســت‬ ‫تهیه کننــده نــام اشــنا و مــورد احتــرام اهالی سینماســت و‬ ‫ازهمــه مهمتــر به تمــام امــور ســینما اشــراف کامل داشــته‬ ‫واهالی ســینما را بخوبــی میشناســد‪ .‬بااین اوصاف جا دارد شــما‬ ‫بامورات دیگری برســید وســینما را بایشــان بســپارید مطمئن‬ ‫باشــید اهالی ســینما اگر اشــتباهی از جناب خزاعی ســر بزند با‬ ‫زبان خود ایشــان اشــتباهات راگوشــزد وبر طــرف خواهد کرد‪.‬‬ ‫جناب وزیر؛ تا انجا کــه من میدانم اهالی ســینما ازانتصاب جناب‬ ‫خزاعی خوشحال وخرسند هســتند وهیچ نیازی نیست بخواهند‬ ‫برای ایشان کالس الفبای سینما تشــکیل بدهند بشرطی که برای‬ ‫بقای خواسته شخصی خود تکیه بر میز ریاست نزندوهر جا احساس‬ ‫کند مافوق ایشان برخالف دیدگاه حرفه ای خود قصد دخالت بی جا‬ ‫وبی اعتبار شدن تخصص اودر زمینه ســینما رادارد ؛ عطای ریاست‬ ‫را به لقایش خواهد بخشــید چرا که محمد خزاعی این موقعیت را‬ ‫اسان بدســت نیاوره ونیک میداند بامردم بودن شــرط عقل است‪.‬‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه‪1400‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫‪29‬‬ صفحه 29 ‫اخبار‬ ‫بازیگرقدیمیدربستربیماری‬ ‫محمد کاســبی‪ ،‬بازیگر کهنه کار تئاتر‪ ،‬سینما و‬ ‫تلویزیون‪ ،‬چندی است که با بیماری دست و پنجه‬ ‫نرم می کند‪ .‬این هنرمند مردمــی برای درمان‬ ‫اکنون در بیمارســتان به ســر می برد‪« .‬محمد‬ ‫کاسبی» چهره ای اشــنا و سرشناس در عرصه‬ ‫تئاتر ‪ ،‬ســینما و تلویزیون است که تاکنون بارها‬ ‫و بارها روی صحنه و مقابل دوربین رفته اســت‪.‬‬ ‫وی از معدود بازیگرانی است که توانایی بازی در‬ ‫نقشهای مختلف را دارد‪ .‬مردم با هنر و چهره این‬ ‫بازیگر مردمی و دوســت داشتنی اشنایی کامل‬ ‫دارند و از بازیهایش اســتقبال کرده و می کنند‪.‬‬ ‫محمد کاســبی مدتی اســت که به خاطر یک‬ ‫عارضه قدیمی در بیمارســتان بســتری است‪.‬‬ ‫وی سال گذشــته نیز ‪ ۲‬بار زیر تیغ جراحی رفته‬ ‫بود‪.‬گویا هنوز بیماری وی بــه طور کامل بهبود‬ ‫پیدا نکرده اســت‪ .‬نمی دانیم وزیر ارشاد و رئیس‬ ‫سازمان سینمایی به عیادت این هنرمند قدیمی‬ ‫رفته اند یــا خیر؟!اگر نرفته اند هرچه ســریعتر‬ ‫به دیدارش رفتــه و جویای حال وی شــوند‪ ،‬به‬ ‫خصوص محمد خزاعی که سابقه همکاری با وی‬ ‫را داشته و بر گردنش حق دارد‪ .‬لطفا این بار مخبر‬ ‫و عکاس و فیلمبردار و خدم و حشــم را به دنبال‬ ‫خود راه نیندازید‪ ،‬زیرا هــم بیمار چنین کاری را‬ ‫خوش نمی دارد و هم خدا و مردم راضی نیستند‪.‬‬ ‫حبیب ایل بیگی معاون نظارت وارزشیابی‬ ‫سازمانسینماییشد‬ ‫محمد خزایی طی حکمی ایــل بیگی را بعنوان‬ ‫معاون نطارت وارزشــیابی ســازمان سینمایی‬ ‫منصوب نمود‪ .‬پیــش از این ایل بیگی ســمت‬ ‫های ذیــل را بعهده داشــت‪ :‬قائم مقــام بنیاد‬ ‫ســینمایی فارابی‪ .‬رییس هیت مدیــره ومدیر‬ ‫عامل انجمــن ســینمای جوانان‪ .‬دبیر ســی‬ ‫ویکمین جشــنواره فیلم کوتاه تهــران و مدیر‬ ‫روابط عمومــی وامور بین الملل حــوزه هنری‪.‬‬ ‫(مجله صــدای خــاک) این انتصاب شایســته‬ ‫را بــه جنــاب ایــل بیگــی تبریــک میگوید‪.‬‬ ‫‪30‬‬ ‫سال سوم ‪ -‬شماره چهلم‬ ‫شنبه ‪ 29‬ابان ماه ‪1400‬‬ ‫حکمتجدیدنظرحبیباسماعیلی‬ ‫حبیب اسماعیلی مدیر موسسه رسانه فیلمسازان‬ ‫مولود ؛ عهده دار پخش فیلم ( حکم تجدید نظر )‬ ‫شد‪ .‬ژاله صامتی‪ .‬همایون ارشادی‪ .‬فرید سجادی‬ ‫حسینی‪ .‬گیتی قاســمی‪ .‬زیبا کرمعلی‪ .‬شاهرخ‬ ‫فروتنیان‪ .‬احسان امانی ‪.‬ارش عدل پروربامعرفی‬ ‫مجید یالن در این فیلم ایفای نقش میکنند‪ .‬محمد‬ ‫امین کریــم پوربعنوان کارگــردان ورضا کریمی‬ ‫نویسندگیوتهیهکنندگیاینفیلمرابعهدهدارند‪.‬‬ ‫افتخاردیگریبرایفیلمسینمایی)شنای‬ ‫پروانه(‬ ‫فیلم شــنای پروانه برنــده بهتریــن فیلمنامه‬ ‫ازجشــنواره فیلمهــای اســیایی( بارســلونا)‬ ‫شــد‪ .‬شــنای پروانه بکارگردانــی محمد کارت‬ ‫وتهیه کنندگی رســول صدر عاملی وســرمایه‬ ‫گــذاری محمد صادق رنجکشــان تهیه شــده‬ ‫اســت‪ .‬محمد کارت‪ .‬حســین دومــاری وپدرام‬ ‫پــور امیــری؛ فیلمنامه این اثــر را نوشــته اند‪.‬‬ ‫هفته نامه اقتصادی‪ -‬اجتماعی‬ ‫لختگی در شمال کشور مﻘابل دوربین‬ ‫می رود‬ ‫به گزارش مشــاور رســانهای پروژه‪(،‬امین‬ ‫اعتمــادی مجــد) فیلــم ســینمایی‬ ‫«لختگی» به کارگردانــی کاوه دهقانپور‪،‬‬ ‫تهیهکنندگی مهدی ودادی و نویسندگی‬ ‫حســن وارســته بــزودی در شــمال‬ ‫کشــور مقابــل دوربیــن خواهــد رفت‪.‬‬ ‫نادر فالح‪ ،‬سهیال گلستانی‪ ،‬مهدی کوشکی‪،‬‬ ‫نسیم ادبی‪ ،‬گیتی قاسمی‪ ،‬سیامک صفری‪،‬‬ ‫توماج دانشبهــزادی‪ ،‬عاطفه اکبری‪ ،‬مریم‬ ‫مرادینیا‪ ،‬فرهنگ شاهسواری و (با حضور)‬ ‫امیررضا دالوری‪ ،‬بازیگران این فیلم هستند‬ ‫«لختگــی» بــرای حضــور در چهلمین‬ ‫جشــنواره فیلم فجر تولید خواهد شــد‪،‬‬ ‫مدیــر فیلمبــرداری‪ :‬حمیــد مهرافروز‪،‬‬ ‫مدیر صدابــرداری‪ :‬یاســر رمضانی‪ ،‬طراح‬ ‫گریم‪ :‬محســن دارســنج‪ ،‬طراح صحنه و‬ ‫لباس‪ :‬رامین غفــوری‪ ،‬سرپرســت گروه‬ ‫کارگردانی‪ :‬حمیدرضا الیاســی‪ ،‬دســتیار‬ ‫نگارش‪ :‬حمید یونســی‪ ،‬تدوین‪ :‬احســان‬ ‫واثقــی‪ ،‬جلوههــای ویژه میدانــی‪ :‬عظیم‬ ‫محمدی‪ ،‬مجری طرح‪ :‬مجتبــی بهرامی‪،‬‬ ‫مدیر تولید‪ :‬رضا نوروزی‪ ،‬منشــی صحنه‪:‬‬ ‫جواب سواالت اطالعات عمومی‬ ‫ اقای هالو‬‫‪ -۲‬داشتن و نداشتن ‪ -۱۱‬ویشکا اسایش‬ ‫‪-۳‬جمشیدمشایخی ‪ -۱۲‬کاغذ بی خط‬ ‫‪ -۱۳‬ناصر چشم اذر‬ ‫‪ -۴‬قرمز‬ ‫‪ -۵‬عبداهلل اسکندری ‪ -۱۴‬بیتا فرهی‬ ‫‪ -۱۵‬مهمان مامان‬ ‫‪-۶‬علینصیریان‬ ‫‪-۷‬خسروشکیبایی‬ ‫‪ -۸‬گاو‬ ‫‪ -۹‬زیر درختان زیتون‬ ‫‪-۱۰‬سوسنتسلیمی‬ صفحه 30 صفحه 31 صفحه 32

آخرین شماره های هفته نامه صدای خاک

هفته نامه صدای خاک ۱۰۸

هفته نامه صدای خاک ۱۰۸

شماره : ۱۰۸
تاریخ : 1402/01/23
هفته نامه صدای خاک 41

هفته نامه صدای خاک 41

شماره : 41
تاریخ : 1400/09/06
هفته نامه صدای خاک 36

هفته نامه صدای خاک 36

شماره : 36
تاریخ : 1400/08/14
هفته نامه صدای خاک 35

هفته نامه صدای خاک 35

شماره : 35
تاریخ : 1400/07/25
هفته نامه صدای خاک 32

هفته نامه صدای خاک 32

شماره : 32
تاریخ : 1400/07/10
هفته نامه صدای خاک 31

هفته نامه صدای خاک 31

شماره : 31
تاریخ : 1400/06/20
ثبت نشریه در مگ لند

شما صاحب نشریه هستید ؟

با عضویت در مگ لند امکانات متنوعی را در اختیار خواهید داشت
ثبت نام ناشر
لطفا کمی صبر کنید !!