دو فصلنامه تأملات رشد شماره 2 - مگ لند

دو فصلنامه تأملات رشد شماره 2

دو فصلنامه تأملات رشد شماره 2

دو فصلنامه تأملات رشد شماره 2

‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫شماره دوم‪ ،‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫نشانی دفتر نشریه‪:‬‬ ‫تهران‪ -‬بزرگراه شهید چمران‪-‬‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‪ -‬مرکز رشد‬ ‫تلفکس‪89775592-88590027 :‬‬ ‫رایانامه‪info@pm.rushd.ir :‬‬ ‫فروشگاه مجازی‪store.rushd.ir :‬‬ ‫مدیرهنری‪ :‬سید مصطفی شفیعی‬ ‫با نوشته هایی از‪:‬‬ ‫‪ 1‬محمدرضا ارام‬ ‫مدیرمسئول‪ :‬دکتر سید مجتبی امامی‬ ‫سردبیر‪ :‬دکتر مصباح الهدی باقری‬ ‫مدیرداخلی‪ :‬حسین سرابادانی تفرشی‬ ‫هیئت تحریریه‪ :‬رامین مددلو‪ ،‬اسحاق سلطانی‪،‬‬ ‫محمد رحمتی‪ ،‬حسین سرابادانی تفرشی‪،‬‬ ‫حمید ایزدبخش‪ ،‬محمدامین علی احمدی‬ ‫مدیرفنی‪ :‬سامان قاموس‬ ‫‪ 16‬دکتر نادر جعفری‬ ‫‪ 32‬دکترمهدی سپهری‬ ‫‪ 48‬دکترمحمدحسین قوام‬ ‫‪ 17‬علی جعفری‬ ‫‪ 33‬سید علیرضا سجادیه‬ ‫‪ 49‬مجید کریمی‬ ‫‪ 2‬جواد ازادی‬ ‫‪ 18‬مجتبی جوادی‬ ‫‪ 34‬حسین سرابادانی‬ ‫‪ 50‬عباسعلی کمال‬ ‫‪ 3‬محمد ازادی‬ ‫‪ 19‬دکترمرتضی جوانعلی اذر‬ ‫‪ 35‬سیدمهدی سرخان‬ ‫‪ 51‬محمدرضا کوهکن‬ ‫‪ 4‬حمیدرضا ارفع‬ ‫‪ 20‬هادی حبیب اللهی‬ ‫‪ 36‬اکبر سعیدی‬ ‫‪ 52‬سجاد لطفی‬ ‫‪ 5‬دکترسیدمجتبی امامی‬ ‫‪ 21‬سیدکاظم حسینی‬ ‫‪ 37‬اسحاق سلطانی‬ ‫‪ 53‬دکترمیثم لطیفی‬ ‫‪ 6‬حمید ایزدبخش‬ ‫‪ 22‬دکترسیدابوالحسن حسینی‬ ‫‪ 38‬هاشم سوداگر‬ ‫‪ 54‬رامین مالک‬ ‫‪ 7‬دکترمجتبی باباخانی‬ ‫‪ 23‬سیدجواد حسینی‬ ‫‪ 39‬احمد شریعتمداری‬ ‫‪ 55‬مجید محمدزمانی‬ ‫‪ 8‬محمد امین باقری‬ ‫‪ 24‬مهرداد حیدری‬ ‫‪ 40‬دکتربهنام طالبی‬ ‫‪ 56‬رامین مددلو‬ ‫‪ 9‬دکترمصباح الهدی باقری‬ ‫‪ 25‬دکتر ابراهیم خانی‬ ‫‪ 41‬سیامک طهماسبی‬ ‫‪ 57‬دکترسعید مسعودی پور‬ ‫‪ 10‬محسن باقری‬ ‫‪ 26‬محمد رضا ذوالفقاریان‬ ‫‪ 42‬علی عبداهلل زاده‬ ‫‪ 58‬علی مصطفوی‬ ‫‪ 11‬مسعود بنافی‬ ‫‪ 27‬ابراهیم راستیان‬ ‫‪ 43‬محمدامین علی احمدی‬ ‫‪ 59‬محمدمهدی مهدی خواه‬ ‫‪ 12‬رضا پاینده‬ ‫‪ 28‬محمد رحمتی‬ ‫‪ 44‬امیر حسین غفاری‬ ‫‪ 60‬دکترمهدی موحدی‬ ‫‪ 13‬محمدصادق تراب زاده‬ ‫‪ 29‬دکتر محمدجواد رضایی‬ ‫‪ 45‬سیدمحمدرضا فقیه ایمانی‬ ‫‪ 61‬سید محمدحسین میرهادی‬ ‫‪ 14‬محمدصادق توسلی‬ ‫‪ 30‬پرهام روشنایی‬ ‫‪ 46‬عباس قائمی‬ ‫‪ 62‬دکترمحمد نوروزی‬ ‫‪ 15‬مرتضی تیموریان‬ ‫‪ 31‬حسین زیبنده‬ ‫‪ 47‬علی قربانی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫یادداشت رشد‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫فهرست‬ ‫‪10‬‬ ‫بــرای حمایت از کــاالی ایــرانــی مجبوریم دســت به‬ ‫اصالحات ساختاری‪ -‬قانونی بزنیم‪.‬‬ ‫چرا به کاالی ایرانی تعصب نداریم؟!‬ ‫‪17‬‬ ‫یـکــی از عــلــل ع ــدم عــاقــه بــه ک ــاالی ای ــران ــی‪ ،‬نبود‬ ‫مناسبات عادالنه در سهم بری عوامل تولید در نظام‬ ‫تولید ایرانی است‪.‬‬ ‫وضعیت قرمز‬ ‫‪22‬‬ ‫ً‬ ‫در چنین شرایطی سوال اصلی این است که حقیقتا‬ ‫«چرا نباید کاالی ایرانی خرید»؟‬ ‫به نام اقتصاد مقاومتی به کام ‪...‬‬ ‫‪27‬‬ ‫نظام اداری کشور از مبانی نظری التقاطی‪ ،‬متناقض‬ ‫و ضعف های ساختاری برای تحقق اقتصاد مقاومتی‬ ‫رنج می برد‪.‬‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫سیدکاظم حسینی‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫دکتر مرتضی جوانعلی اذر‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫حسین سرابادانی تفرشی‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫نامعادله حمایت‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫دکتر محمد نوروزی‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫‪7‬‬ ‫اندیشه ورزی در‬ ‫ساحت انقالب اسالمی‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫سردبیر‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫فهرست‬ ‫‪2‬‬ ‫هاشم سوداگر‬ ‫وارث زخم های شاهانه‬ ‫امروز در چهل سالگی انقالب‪ ،‬حوزه کشاورزی زخم هایی‬ ‫التیام نیافته از اخرین تیرهای ترکش شاهنشاهی بر تن دارد‪.‬‬ ‫‪31‬‬ ‫دکتر سیدابوالحسن حسینی‬ ‫هیئت؛ قرارگاه جنگ اقتصادی‬ ‫«هیئت های حسینی» سنگر مهم پیروزی ما در جنگ‬ ‫نظامی‪ ،‬جنگ سیاسی‪ ،‬جنگ فرهنگی و امروز «جنگ‬ ‫اقتصادی» است‪.‬‬ ‫‪36‬‬ ‫سیامک طهماسبی‬ ‫داستان جزیره ها‬ ‫با استفاده از کنسرسیوم های ملی می توان توانمندی های‬ ‫دانشی نهادهای نظامی را وارد بازار مصرف عمومی ایران نمود‪.‬‬ ‫‪41‬‬ ‫مجید محمدزمانی‬ ‫چکاپ کامل‬ ‫شاید همه مشکل در اقتصاد نباشد؛ شاید فرهنگ‪،‬‬ ‫سیاست و اموزش هم دچار مشکل باشد!‬ ‫‪44‬‬ ‫محمدمهدی مهدی خواه‬ ‫واکاوی یک سیاست‪:‬‬ ‫دست ملت بر زانوی خود!‬ ‫جمهوری اسالمی ایران از فقدان عینی اجماع نظر و وفاق در‬ ‫میان سیاست گذاران در مورد مقوله خودکفایی رنج می برد‪.‬‬ ‫‪47‬‬ ‫‪58‬‬ ‫طریق رسیدن به حیات طیبه در دنیا‪ ،‬حرکت در قالب‬ ‫شریعت و در دو ساحت علم و عمل است‪.‬‬ ‫‪62‬‬ ‫انسان در سیر هبوط و عروج تعریف می شود‪.‬‬ ‫همه چیز با ِ‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫دکتر مهدی سپهری‬ ‫ْ‬ ‫جهانی الهی‬ ‫انسان‬ ‫ِ‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حیات طیبه‪ :‬یک بشارت قرانی‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫سید محمدرضا فقیه ایمانی | علی عبداهلل زاده‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪52‬‬ ‫م ـی تــوان بــا طــی صحیح مسیر تحقیق موضوعی‪،‬‬ ‫«سازماندهی» را در بیان قران بازشناسی نمود‪.‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫اکبر سعیدی‬ ‫تفسیر سازماندهی‬ ‫ِ‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫دکتر بهنام طالبی طادی‬ ‫فقه نظام ساز‬ ‫اجتماعی کارامد‬ ‫به باور شهید صدر‪ ،‬ساخت نظامات‬ ‫ِ‬ ‫تنها از مسیر فقه اسالمی ممکن است‪.‬‬ ‫‪97‬‬ ‫سید مهدی سرخان‬ ‫همه هنر‪ ،‬حسین‬ ‫اگر هنر تجلی اسماء حسنی الهی باشد‪ ،‬حسین؟ع؟‬ ‫اغاز و انجام هنر است‪.‬‬ ‫‪103‬‬ ‫سید محمدحسین میرهادی‬ ‫هیئت تراز‬ ‫ّ‬ ‫هیئت تراز‪ ،‬یک قله نیست بلکه «سلسله قلل» یک‬ ‫رشته کوه واحد است‪.‬‬ ‫‪107‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪76‬‬ ‫ترجمه صرف‪ ،‬موجب گسترش تغافل از پرسش منشا‬ ‫انسان در عرصه های دانشگاهی شده است‪.‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫ایدنتیتی؛ تجاهل یا تغافل؟‬ ‫ِسلف و ِ‬ ‫در نظام اجتماعی تکافل‪ ،‬مــردم ع ـهــده دار حفظ‬ ‫جهان های اجتماعی اطراف خود هستند‪.‬‬ ‫‪112‬‬ ‫با سداد جای خالی را پر کنید!‬ ‫اهل سداد‪ ،‬در جستجوی به اغوش کشیدن مشکالت‬ ‫هستند‪ .‬به شکلی مبدعانه‪ ،‬متناسب با زمینه ها و‬ ‫فارغ از توجه به تنگنای زمینه ها‪.‬‬ ‫‪116‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪83‬‬ ‫مروری بر توصیه های امام خمینی؟هر؟ در سالروز پیروزی‬ ‫انقالب اسالمی در پیام های ‪ 22‬بهمن هر سال ایشان‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫علی جعفری هرستانی‬ ‫مراقبه های سلوکی بیست و ّ‬ ‫دوم‬ ‫بهمن از نگاه امام خمینی؟هر؟‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪91‬‬ ‫جهان موازی فقاهت‪ ،‬باید رفته رفته به جهان معاصر‬ ‫نزدیک شود و مسئوالنه‪ ،‬در معرض مسائل پیچیده‬ ‫اجتماعی قرار بگیرد‪.‬‬ ‫ادب پژوهش و پژوهشگری‬ ‫ِ‬ ‫من فقط شرایط را اماده می کنم و تو رشد می کنی و ثمر‬ ‫می دهی؛ من هم از ان ثمر استفاده می کنم‪.‬‬ ‫‪121‬‬ ‫سیدعلیرضا سجادیه‬ ‫محمدصادق توسلی‬ ‫فقاهت‪ :‬مسئولیت و معاصرت‬ ‫مجتبی جوادی‬ ‫‪3‬‬ ‫مدرسه عدالت‬ ‫عدالت اجتماعی‪ ،‬یگانه ارزشــی است که قابلیت‬ ‫تقلیل همه ارزش های متعالی «سند تحول بنیادین»‬ ‫به ان وجود دارد‪.‬‬ ‫‪124‬‬ ‫فهرست‬ ‫عباسعلی کمال‬ ‫تکافل‪ ،‬حقیقتی ورای واقعیت ها‬ ‫دکتر میثم لطیفی‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪68‬‬ ‫جامعه علمی ما به عقالنیت توصیفی‪-‬از سنخ انچه‬ ‫در منبرهای حجت االسالم پناهیان نمایان است‪-‬‬ ‫نیاز مبرم دارد‪.‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫دکتر ابراهیم خانی‬ ‫منبر و تحول در علوم انسانی اسالمی‬ ‫محمدرضا ارام‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫‪141‬‬ ‫نفی‬ ‫تصمیم گیری گروهی را نمی توان به همان راحتی ِ‬ ‫تصمیم گیری فردی تجویز کرد‪.‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫استقالل فرهنگی‪ :‬نسخه شرقی‬ ‫اسحاق سلطانی‬ ‫‪145‬‬ ‫دستگاه های هنجارساز رویاهایمان را بر روی کف‬ ‫اب بنا می کنند‪.‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫رویاپردازی کازینویی؛‬ ‫ساخته شدن واقعی‬ ‫دکتر سید مجتبی امامی‬ ‫‪150‬‬ ‫مشکل امروز کشور ما این است که چهارچوب های‬ ‫مواجهه با مسائل را گم کرده ایم‪.‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫از مجادله با دوست‬ ‫تا مسامحه با دشمن‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫محمدصادق تراب زاده جهرمی‬ ‫‪154‬‬ ‫چالش اصلی در حل مسائل عدالت اجتماعی‪،‬‬ ‫تشخیص درست مسئله است‪.‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫جنگ مسئله ها؛‬ ‫دوئل اندیشه های عدالت اجتماعی‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فهرست‬ ‫مجید محمد زمانی‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪138‬‬ ‫بازاریابی در پی ا گاه سازی و اقناع مخاطب نسبت به‬ ‫پدیده هایی است که از شدت حضور دیده نمی شوند‪.‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫غافل از غریق بودن‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫محمدامین علی احمدی‬ ‫سلبریتی ها فرصت هستن و نه تهدید؛ ولی حیف؛‬ ‫برای مدیرای فرهنگی قبول واقعیت سخته‪.‬‬ ‫‪158‬‬ ‫دکتر مصباح الهدی باقری‬ ‫ارشمیدس به حمام می رود؟‬ ‫ش زندگی می کرد؛ هنوز هم کسی‬ ‫ارشمیدس با مسئله ا ‬ ‫برای حل مسائل‪ ،‬با ان ها زندگی می کند؟‬ ‫‪162‬‬ ‫حمید ایزدبخش‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪134‬‬ ‫ارمان غربزدگان ایرانی تعلیم به شیوه نوین نبود‪ ،‬بلکه‬ ‫تعلیم برای غربی شدن بود‪.‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫برای غربی شدن‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫علی قربانی‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪127‬‬ ‫در حالی که رکن اصلی برنامه ریزی درسی‪ ،‬اهداف ان‬ ‫است؛ اهداف سند تحول اموزش و پرورش بیش ازحد‬ ‫کلی‪ ،‬نامنسجم و ناقص است‪.‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫امیرحسین غفاری‬ ‫تربیت ِمه الود‬ ‫دکتر نادر جعفری هفت خوانی‬ ‫سلبریتی ها و بازاریابی‬ ‫سیاست های عمومی‬ ‫‪4‬‬ ‫مقاوم سازی‪،‬‬ ‫راز حکومت داری اثربخش‬ ‫پرداخت صحیح به مسئله می تواند بهترین مدخل‬ ‫برای مقاوم سازی حکومت داری باشد‪.‬‬ ‫‪167‬‬ ‫مسعود بنافی‬ ‫مقتدر تابع‬ ‫ های‬ ‫دولت ِ‬ ‫ِ‬ ‫خبرگی تخصصی‪ ،‬دسترسی به داده های دولتی و ترس‬ ‫دولت ها از بدنامی‪ ،‬سه دلیل اصلی تبعیت دولت ها‬ ‫از سازمان های بین المللی است‪.‬‬ ‫‪171‬‬ ‫دکتر سعید مسعودی پور‬ ‫فساد دولتی‪ :‬درد قابل درمان‬ ‫چگونه ساختار جمهوری اسالمی در برابر پذیرش و‬ ‫پرورش فساد دولتی تاب می اورد؟‬ ‫‪175‬‬ ‫حمید ایزدبخش‬ ‫باال نشینی شفافیت!‬ ‫شفافیت ابزاری است در کنار سایر ابزارها که باید با‬ ‫سنگ اقتصاد مقاومتی محک زده شود‪.‬‬ ‫‪180‬‬ ‫جواد ازادی‬ ‫سناریوی شکست‬ ‫خــا اصــلــی درمــواجــهــه ده مــاهــه بــا پــیــام رســان هــای‬ ‫اجتماعی‪ ،‬فقدان برنامه منسجم و سناریوپردازی‬ ‫صحیح در مسیر اجرای سیاست ساماندهی انها بود‪.‬‬ ‫‪186‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪216‬‬ ‫مدیریت ضعیف قوه قضائیه در حوزه رسانه و تصویر‬ ‫سازمانی‪ ،‬تالش های این قوه را بی اثر می سازد‪.‬‬ ‫‪220‬‬ ‫بیان صحیح واقعیت هاست‪.‬‬ ‫بازاریابی‬ ‫دانش ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ایینه های زخمی‬ ‫‪225‬‬ ‫چالش مهم جمهور ی اسالمی‪ ،‬فراگیر شدن تصویر سوم ایران‬ ‫با ویژگی های ابهام‪ ،‬خستگی‪ ،‬فریب کاری و اشرافیت است‪.‬‬ ‫‪234‬‬ ‫بخشی از یاس و ناامیدی در جامعه‪ ،‬نتیجه استفاده نامتعارف‬ ‫از تاکتیک انتخاباتی جاذبه ترس در انتخابات سال ‪ 96‬است‪.‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫احمد شریعتمداری‬ ‫دخترک گل مروارید ایرانی‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫محمدامین باقری‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫حمیدرضا ارفع الرفیعی‬ ‫جنگ نامتقارن‬ ‫از نو ع نرم‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫رامین مالک‬ ‫اصرار به ندیدن‬ ‫‪5‬‬ ‫اگر در هدایت و مدیریت جامعه خود موفق باشیم‪،‬‬ ‫به بهترین روش برای اقناع مخاطبان در دریافت پیام‬ ‫انقالب اسالمی دست یافته ایم‪.‬‬ ‫‪238‬‬ ‫محمدصادق تراب زاده جهرمی‬ ‫تنو ع اموزشی عادالنه‬ ‫باید بین تنوع مدارس و تنوع اموزشی تفکیک نمود‪.‬‬ ‫راهکار‪ ،‬تغییر زمین بــازی از شیوه سنتی «دولتی‪-‬‬ ‫غیردولتی» به «تنظیم گری اموزش» در کشور است‪.‬‬ ‫‪248‬‬ ‫ابراهیم راستیان | علی قربانی‬ ‫در مصائب یک مصوبه‬ ‫نمی توان مشخص نمود بر اساس چه فرایند سیاسی‪،‬‬ ‫اقتصادی یا علمی مصوب ه حذف ازمون های مدارس‬ ‫خاص طرح گردید‪.‬‬ ‫‪255‬‬ ‫سجاد لطفی‬ ‫اموزگاری برای سازگاری‬ ‫ایــا امــوزش جنسی باعث کاهش طــاق در جامعه‬ ‫ایرانی می شود؟‬ ‫‪262‬‬ ‫مرتضی تیموریان‬ ‫حکایت دانا و دهبان‬ ‫دانش خط مشی عمومی با علوم حوزه های تخصصی دارای‬ ‫نوعی وابستگی متقابل و بده‪-‬بستان همیشگی است‪.‬‬ ‫‪267‬‬ ‫رامین مددلو‬ ‫در جستجوی فهم یک ترجیح اجباری‬ ‫از نظر شیعیان ترکیه‪ ،‬یک حکومت الئیک بهتر می تواند‬ ‫عدالت را پیاده کند یا یک حکومت اسالم گرای اهل سنت؟‬ ‫‪271‬‬ ‫دکتر مجتبی باباخانی‬ ‫در تقدیس حباب‬ ‫دوران رضــاشــاه نــه امنیت داشــتـیــم و نــه تمامیت‬ ‫ارضی مان حفظ شد‪.‬‬ ‫‪278‬‬ ‫فهرست‬ ‫‪210‬‬ ‫اگر رسانه های خودی در برابر شرایط فعلی کشور باز‬ ‫هم محافظه کاری پیشه کنند‪ ،‬مدیریت ادراک مردم‬ ‫به دست رسانه های غیرخودی خواهد افتاد‪.‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫بن بست امید‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫پرهام روشنایی‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪203‬‬ ‫این یک واقعیت تلخ است‪ :‬ما در جهان عرب مقبولیت اندکی داریم‪.‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫محمدرضا کوهکن‬ ‫جزیره ناشناخته مردم عرب‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪198‬‬ ‫بــرای ارزشیابی فضای مجازی‪ ،‬باید هر دو مفهوم‬ ‫شایستگی و صالحیت این فضا بررسی شود‪.‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫مهرداد حیدری‬ ‫حقیقت یک مجاز‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪193‬‬ ‫فیلترینگ ِصرف دیگر موثر نیست‪ ،‬باید به افزایش‬ ‫سواد مجازی والدین روی اوریم‪.‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫حسین زیبنده‬ ‫بازگشت به خانواده‬ ‫سید جواد حسینی‬ ‫به بزرگی یک انقالب‪،‬‬ ‫به فراموشی یک ارمان‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫‪300‬‬ ‫مطالعات گذار به بررسی و تسهیل تغییرات بنیادین‬ ‫در سیستم های اجتماعی می پردازد‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫محمد رضا ذوالفقاریان‬ ‫گذر از بهبودهای تدریجی‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫‪293‬‬ ‫تحول درترتیبات نهادی استخدام انسانی‪ ،‬فراتر از خلق‬ ‫اصطالحات جدید نرفته است‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫حسین سرابادانی تفرشی‬ ‫سرخط؛ از بردگی تا سرمایه انسانی‬ ‫نقطه ِ‬ ‫عباس قائمی‬ ‫‪310‬‬ ‫مشکل عدم تقارن اطالعات در نظام سالمت را می توان‬ ‫با توسعه مدل ائتالف چندجانبه حل نمود‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫راهی فراتر از مکمل ها‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫فهرست‬ ‫محمد ازادی‬ ‫‪321‬‬ ‫بــرای سنجش میزان موفقیت در اقتصاد مقاومتی‬ ‫نیازمند برنامه ای دقیق‪ّ ،‬‬ ‫کمی و جزئی نگر هستیم‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سنجش اقتصاد مقاومتی‬ ‫ کش‬ ‫ِ‬ ‫خط ِ‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫محمد رحمتی‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫‪315‬‬ ‫شاخص سهولت انجام کسب وکار شاخصی بی طرف‬ ‫نیست‪ ،‬بلکه مبلغ نئولیبرالیسم ودولــت زدای ــی‬ ‫است‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫مسعود بنافی‬ ‫نیمه ناپیدای یک پروژه بین المللی‬ ‫تجویزهای سازمان های بین المللی‪ ،‬قوانین فسادزا‪،‬‬ ‫نفوذی ها و برجام واره ها چاه های پیش روی بحران‬ ‫اقتصادی اخیر ایران است‪.‬‬ ‫‪329‬‬ ‫علی مصطفوی ثانی‬ ‫توزیع بدهی یا توزیع درامد؟‬ ‫مالی سازی اقتصاد با خلق بدهی و گسترش سفته بازی‪،‬‬ ‫نابرابری فزاینده و ساختاری به جامعه تحمیل می کند‪.‬‬ ‫‪337‬‬ ‫اقتصاد ضعیف و ساختارهای‬ ‫ضعیف تر‬ ‫نقش خاص دولت در اقتصاد به همراه نقدینگی فراوان‪،‬‬ ‫بیشتر از شوک های ارزی ضربه می زنند‪.‬‬ ‫‪342‬‬ ‫هادی حبیب اللهی‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫‪304‬‬ ‫تــاســیــس م ــرک ــز ش ــت ــاب ده ــن ــده در حـــــوزه تــولــیــد‬ ‫پویانمایی‪ ،‬اتفاق مبارکی بود اما تنها حلقه مفقوده‬ ‫این حوزه نبود‪.‬‬ ‫از چاله بحران تا چاه پسابحران‬ ‫مجید کریمی‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫حلقه های مفقوده‬ ‫چرا مردم برای خرید کاالهایی که در یک شوک تورمی‬ ‫گران تر شده صف می کشند؟‬ ‫‪325‬‬ ‫دکتر محمدحسین قوام‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫‪286‬‬ ‫مهندسی صفر تا صد همزمان قواعد و تدابیر برای‬ ‫تحقق اهدافی خاص ممکن نیست‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫دکتر محمدجواد رضائی‬ ‫توپ «تدابیر» در زمین «قواعد»‬ ‫دکتر مهدی موحدی‬ ‫«ترس» و «طمع»‪ :‬دمیدن در اتش‬ ‫شوک های تورمی‬ ‫‪6‬‬ ‫باید یک محمد یونس باشیم‬ ‫فقر مــردم بنگالدش دغــدغــه محمد یونس شــد؛ با‬ ‫دغــدغـه اش زیست‪ ،‬عــذاب کشید‪ ،‬گریه کــرد و در‬ ‫اخر ان را حل نمود‪.‬‬ ‫‪347‬‬ ‫رضا پاینده‬ ‫انقالب اموزش و فوران فین تک‬ ‫فناوری مالی با تکیه بر سواد مالی‪ ،‬در حال تهدید‬ ‫بانکداری سنتی و نواوری اساسی در نظام بانکی است‪.‬‬ ‫‪351‬‬ ‫محسن باقری‬ ‫ابادی من؛ سکانس دوم‬ ‫نیازمند ده ها خانه توسعه گلباف هستیم تا حکمرانی‬ ‫مردم بنیان شکل گیرد‪.‬‬ ‫‪356‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫طراحی و اجــرا گردیده اســت؛ هم مقابله سخت در‬ ‫قالب جنگ و تــرور‪ ،‬سازمان داده شــده و هم مقابله‬ ‫نرم در قالب التقاط فکری‪ ،‬تهاجم فرهنگی‪ ،‬تحریم‬ ‫اقتصادی و هجوم رسانه ای پیش روی انقالب‪ ،‬قد‬ ‫علم کرده است‪.‬‬ ‫انقالب اسالمی‪ ،‬با جان فشانی و جانبازی سربازان‬ ‫خمینی و خامنه ای‪ ،‬در مقابل توطئه های سخت‪،‬‬ ‫جـهــادی بــزرگ انـجــام داد و روسفید شــد؛ امــا انچه‬ ‫سال هاست از اغاز انقالب تاکنون جریان دارد‪ ،‬جنگ‬ ‫نرم دشمنان برای افول چراغ انقالب‪ ،‬دست برداشتن‬ ‫از اصول و مرگ ارمان هاست‪ .‬ازاین جهت به صورت‬ ‫ُ‬ ‫چندبعدی و چــنــدالیـه ای‪ ،‬عملیات نرم‬ ‫گسترده‪،‬‬ ‫دشمنان همه حیثیت و شخصیت انقالب را مورد‬ ‫هجمه قرار داده است‪.‬‬ ‫انچه این روزها در جریان انقالب اسالمی شاهد هستیم‪،‬‬ ‫بروز حجم زیادی از وقایع و پدیداری مسائل متعدد از‬ ‫دل ان هاست‪ .‬نیک واضح است این مسئله ها‪ ،‬حاصل‬ ‫حجم بسیار بزرگ تری از تصویرساز ی های ماهرانه برای‬ ‫درگیر کردن افکار‪ ،‬انحراف اذهان و یا بزرگ جلوه دادن‬ ‫ّ‬ ‫مسائل است‪ .‬مسلم اینکه‪ ،‬انقالبی که در طول چهل‬ ‫سال حیات‪ ،‬تالش دارد بر اصــول خــود‪ ،‬مقتدرانه و‬ ‫استوار بایستد‪ ،‬خود تهدیدی بالقوه برای قدرت های‬ ‫استکباری است چراکه به فضل خدا توانسته است‬ ‫موجبات بیداری امت های مظلوم و ملت های ستمدیده‬ ‫را فراهم کند و نقطه روشنی برای ازادگان عالم باشد‪.‬‬ ‫ازایــن رو‪ ،‬در این مسیر چهل ساله‪ ،‬انــواع حــوادث در‬ ‫مقابل صراط مستقیم انقالب اسالمی توسط دشمنان‬ ‫و بدخواهان چه از بیرون مرزها و چه از درون کشور‪،‬‬ ‫‪7‬‬ ‫یادداشت رشد‬ ‫اندیشه ورزی در‬ ‫ساحت انقالب اسالمی‬ ‫یادداشت رشد‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫(ش ـمــاره اول) ‪-‬کــه بــه ترتیب نشریات هسته های‬ ‫«عدالت پژوهی»‪« ،‬مدیریت جــهــادی»‪« ،‬بازاریابی‬ ‫سیاسی» و «نــواوری و فناوری» هستند‪ -‬می توانید‬ ‫مطالعه فرمائید‪.‬‬ ‫همچنین بعد از انتشار اولین شماره دوفصلنامه‬ ‫«تامالت» تالش شد تا با اخذ بازخورد از مخاطبین و‬ ‫خوانندگان نشریه‪ ،‬به بهبود تامین محتوا‪ ،‬ساختار صوری‬ ‫و طراحی مجله کمک شود‪ .‬لذا در این شماره‪ ،‬عالوه‬ ‫بر سه ساحت فرهنگ و اندیشه‪ ،‬سیاست و اجتماع‬ ‫و اقتصاد و مدیریت‪ ،‬پرونده ویژه ای نیز برای تمرکز بر‬ ‫یکی از موضوعات مهم روز تدارک دیده شده و اعضای‬ ‫مرکز رشد از منظر ماموریت علمی شان ان مسئله را مورد‬ ‫توجه قرار داده اند‪ .‬در اولین پرونده موضوع نام امسال‬ ‫«حمایت از کاالی ایرانی» مورد بررسی قرارگرفته و ‪۹‬‬ ‫یادداشت بدان اختصاص داده شده است‪.‬‬ ‫همچنین می توانید در حوزه «فرهنگ و اندیشه» ‪۱۹‬‬ ‫یادداشت‪ ،‬در مقوله «سیاست و اجتماع» ‪ ۲۴‬نوشته و‬ ‫در بخش «اقتصاد و مدیریت» ‪ 14‬مقاله را مطالعه کنید‪.‬‬ ‫امید است این شماره نشریه مقبول نظر خوانندگان‬ ‫ارجمند واقع شده و با ارائه نظرات و پیشنهادهای‬ ‫خود‪ ،‬ما را در بهبود امر نشریه یاری کنند‪.‬‬ ‫ازایــن رو‪ ،‬نشریه «تامالت» که حاصل اندیشه ورزی‬ ‫اعضای مرکز رشد دانشگاه امــام صادق؟ع؟است‪،‬‬ ‫تالش می نماید تا مسئله های اکنون انقالب اسالمی‪،‬‬ ‫در ساحت «فرهنگ و اندیشه»‪« ،‬سیاست و اجتماع»‪،‬‬ ‫«اقتصاد و مدیریت» را در معنای موسع شان واکاوی‬ ‫نماید‪ .‬انچه پیش روی مبارک شماست‪ ،‬دومین شماره‬ ‫این نشریه است‪.‬‬ ‫در انتخاب موضوعات دو عنصر «ضرورت مورد توجه‬ ‫واقع شدن مسئله» و «مقتضیات زمانی» مورد عنایت‬ ‫واقع گردیده است‪ .‬ازانجاکه تامالت نشریه ای در قامت‬ ‫مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟ است و البته متمایز‬ ‫از سایر نشریات تخصصی مرکز‪ ،‬که فقط به یک مسئله‬ ‫انقالب اسالمی ورود کرده اند‪ ،‬تالش دارد تا ساحت های‬ ‫مختلف اندیشه ای فرد فرد اعضای مرکز را در مواجهه با‬ ‫مسئله های امروز جامعه ایران منعکس نماید‪.‬‬ ‫همچنین به جهت معرفی مسائلی که در مرکز به صورت‬ ‫تخصصی دارای نشریه می باشند‪ ،‬از این شماره‪ ،‬از‬ ‫هر نشریه یک یادداشت منتخب عرضه می گردد‪ .‬لذا‬ ‫در نشریه پیش رو‪ ۴ ،‬یادداشت را از ‪ ۴‬نشریه «عدالت‬ ‫اجتماعی» (شماره اول)‪« ،‬مدیریت جهادی»(شماره‬ ‫ دوم)‪« ،‬بازاریابی سیاسی»(شماره سوم) و «نوافرین»‬ ‫سردبیر نشریه‬ ‫‪8‬‬ ‫ن ݨݒݦ ݐ ݦݩ‬ ‫ݫٮݬݕرݣوݣ� ݣݠدݤ ݤه ݣ ݣوݤ ݫى ݣݬݫݔهݤݣر اݤىں ݤݤیݤ‬ ‫مح ىاݣ ݑ ݦ ݦ ݣ ݣݨݐاݤ ݣ ݦ‬ ‫ٮݣݦݥݨݠرݤݨݨ ݣݣک ݣا ݣ ݣ ݣݤݤی ݫالݣ ݫ ݣ ݫر ݣ ݫݔ ݣݤݤا‬ ‫ݫ ݫݬݔ‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫دکتر محمد نوروزی‬ ‫پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫دانش اموخته دکتری مدیریت قراردادهای بین المللی‬ ‫نفت و گاز دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫نامعادله حمایت‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫یکی می گفت‪ ،‬مسئولین هر وقت نمی خواهند (= یا‬ ‫نمی توانند) کاری انجام بدهند می گویند این کارها‬ ‫نیازمند فرهنگ سازی است و ازانجاکه فرهنگ سازی‬ ‫ً‬ ‫کاری زمان بر‪ ،‬پیچیده و معموال بدون ابزار قابل اعتماد‬ ‫برای ارزیابی است‪ ،‬پس هر کاری که در این راستا انجام‬ ‫ً‬ ‫بشود (احتماال) خوب است! بگذریم ‪. ...‬‬ ‫بارها پیش امده است که عده ای‪ ،‬حمایت از کاالی‬ ‫ایرانی را مساوی استفاده بیشتر مردم از محصوالت‬ ‫ایرانی دانسته و با برقراری همین نسبت مخدوش‪،‬‬ ‫فرهنگ سازی و تشویق مردم را تنها راهکار حمایت‬ ‫از ان می دانند‪ ،‬حال انکه نه حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مساو ی با مصرف بیشتر محصوالت ایرانی توسط‬ ‫ً‬ ‫م ــردم اســت و نــه صــرفــا یــک مقوله (بـه اصـطــاح)‬ ‫فرهنگی است!‬ ‫همان قدر که حمایت از کاالی ایرانی به معنی استفاده‬ ‫بیشتر مردم از محصوالت ایرانی است به همان نسبت‬ ‫هم به معنی حمایت از تولید کاالی ایرانی و توسعه‬ ‫ً‬ ‫ّ‬ ‫کمی و کیفی ان است که اتفاقا ارتباط اشکاری با‬ ‫مقوله فرهنگ‪ -‬به معنی ُعرفی ان‪ -‬نداشته و بیشتر‬ ‫یک بحث فنی و تخصصی اســت که نه تنها مرور‬ ‫تجارب ملی و بین المللی در این امر ضروری است‬ ‫بلکه همت متخصصان نظری و اجرایی را نیز برای‬ ‫پیاده سازی سازوکارهای اصالحی می طلبد‪.‬‬ ‫برای حمایت از کاالی ایرانی مجبوریم دست به اصالحات‬ ‫ساختاری‪ -‬قانونی بزنیم‬ ‫‪10‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫‪ -1‬ساختار‪-‬کارگزار؛ یک دعوای ناتمام‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪11‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫قدمت بحث درباره بعضی دوگان ها به اندازه عمر بشر‬ ‫است‪ .‬شاید بتوان یکی از این دوگان های معروف را‪،‬‬ ‫ساختار‪-‬کارگزار دانست‪ .‬اینکه ساختارها مهم ترند یا‬ ‫افراد! اینکه اگر ادم خوب را در یک ساختار بد بگذاریم‪،‬‬ ‫در نهایت ادم خوب هم نمی تواند کار خوبی از پیش‬ ‫ببرد و یا اینکه اگر ادم ناجور هم در یک ساختار خوب‬ ‫قرار گیرد‪ ،‬خروجی سیستم‪ ،‬خوب خواهد بود و یا اینکه‬ ‫ادم های خوب‪ ،‬ساختارهای خوب را شکل می دهند‬ ‫و ساختار‪ ،‬ابزار کار ادم هاست و ‪. ...‬‬ ‫ً‬ ‫نکته جالب این است که معموال افراد بنا به موقعیتشان‬ ‫درباره نسبت شان با این دوگان ها تصمیم می گیرند‪ .‬اگر‬ ‫در داخل سیستم باشند‪ ،‬اشکال را از ساختار می دانند‬ ‫و اگر در خارج از ان باشند‪ ،‬اشکال را از افراد! و البته‬ ‫نه بر این دعوا‪ ،‬پایانی وجود دارد و نه هر یک از طرفین‬ ‫ً‬ ‫ساختار یا کارگزار تمامی حق را می گویند و طبیعتا‬ ‫تاثیر هیچ یک‪ ،‬به کلی قابل انکار نیست‪ .‬داستان از‬ ‫انجا اوج می گیرد که با تسامح‪ ،‬قسمت کارگزار را برابر‬ ‫با بخش فرهنگ سازی بدانیم و قسمت ساختار را‬ ‫همان بخش غیرفرهنگی! یعنی چه بخواهیم و چه‬ ‫نخواهیم برای هر تغییر اجتماعی‪ ،‬هم ساختار الزم‬ ‫است و هم کارگزار‪.‬‬ ‫با همان فهم اولیه که نسبت به مفاهیم «تغییر اجتماعی»‬ ‫و «پایداری» در اذهان وجود دارد‪ ،‬باید گفت که حمایت‬ ‫از کاالی ایرانی و تولید ملی تنها زمانی موثر است که‬ ‫به حرکتی هدفمند‪ ،‬نظام مند و البته نهادینه تبدیل‬ ‫شود‪ .‬در غیر این صورت‪ ،‬تشویق مردم به خرید کاالی‬ ‫ایرانی حتی اگر به استقبال اولیه ان ها جهت مصرف‬ ‫این کاالها به هر دلیل ملی و دینی بینجامد‪ ،‬پایدار‬ ‫نخواهد بود و این جوشش ملی به خاموشی خواهد‬ ‫گرایید‪ .‬به عبارت دیگر حتی اگر از انبوه موانع عینی‬ ‫و ذهنی مردم به ویژه طبقه فرامتوسط برای مصرف‬ ‫کاالی ایرانی بگذریم باید گفت استمرار حمایت مردم‬ ‫از کاالی ایرانی (یا ترجیح و خرید این کاالها) زمانی‬ ‫رخ می دهد که سازوکارهای تبدیل شدن ان به یک‬ ‫تغییر اجتماعی پایدار لحاظ شده باشد و گرنه بنا به‬ ‫حافظه تاریخی درست یا نادرست مردم درباره کاالی‬ ‫ایرانی‪ ،‬جنبش های مقطعی برای حمایت از این کاالها‬ ‫ً‬ ‫با شکست مواجه شده و اتفاقا خیزش مجدد چنین‬ ‫حرکت هایی را نیز دشوارتر خواهد ساخت‪.‬‬ ‫«تغییر اجتماعی برنامه ریزی شده» که امروزه به عنوان‬ ‫مفهومی کلیدی در بسیاری از شاخه های علوم اجتماعی‬ ‫طرح می شود چند گزاره کلیدی دارد‪:‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪ -2‬تغییر پایدار اجتماعی؛ الزمه حمایت‬ ‫از کاالی ایرانی و تولید ملی‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی اگر قرار است به یک‬ ‫تغییر اجتماعی پایدار بدل شود می بایست‬ ‫دارای پــشــتــوان ـه ای از خــردمــای ـه هــای‬ ‫ساختاری‪-‬قانونی نیز باشد‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫‪ -3‬اقدام اول‪ :‬جایگزینی سیاست تجاری‬ ‫تولیدمحور به جای واردات محور‬ ‫اول) تغییر اجتماعی امــری پیچیده است و تالش‬ ‫مصلحان اجتماعی بر این است که تمام موانع‬ ‫تغییر را از میان برداشته و در جهت تثبیت تغییرات‬ ‫مثبت گام بردارند‪.‬‬ ‫دوم) نمی توان منشا یک تغییر را تنها و تنها به یک‬ ‫عامل نسبت داد‪.‬‬ ‫ً‬ ‫سوم) لزوما همه تغییرات پایدار نمی مانند‪.‬‬ ‫چهارم) اگر تغییرات به درستی مدیریت نشوند در‬ ‫ً‬ ‫حالت گذار باقی می مانند و اصطالحا در «چاله‬ ‫تغییر» گیر می کنند‪.‬‬ ‫پنجم) گاهی یک تالش نامنسجم برای تغییر‪ ،‬می تواند‬ ‫تحقق حالت مطلوب را سال ها به تاخیر بیندازد و‬ ‫به عبارت دیگر شکست یک تغییر‪ ،‬زمینه حرکت‬ ‫جدید را هم با مشکل مواجه خواهد ساخت‪.‬‬ ‫با این تفاصیل باید گفت حمایت از کاالی ایرانی اگر قرار‬ ‫است به یک تغییر اجتماعی پایدار بدل شود می بایست‬ ‫دارای پشتوانه ای از خردمایه های ساختاری‪-‬قانونی‬ ‫نیز باشد و ساختارهایی پایدار جهت حمایت از کل‬ ‫زنجیره تولید ایده تا مصرف کاالی ایرانی را دربرگیرد‪.‬‬ ‫قوت الزم برای پیاده سازی بخشی از این حرکت ها‬ ‫فقط در ساختار حا کمیت وجود دارد و تنها از این‬ ‫طریق قابل پیگیری است‪ .‬به بیان ساده تر نمی توان‬ ‫بار تغییر را با تشویق مردم به مصرف کاالی‬ ‫تمامی ِ‬ ‫ایرانی (که به اصطالح یک حرکت فرهنگی است) پیش‬ ‫برد؛ بلکه نیازمند اقدامات (به اصطالح) غیرفرهنگی‬ ‫نیز هستیم و دولت (در معنای اعم ان) مسئول پیشبرد‬ ‫این بخش از کار است‪ .‬در ادامه به برخی از مصادیق‬ ‫این اقدامات (به اصطالح) غیرفرهنگی الزم جهت‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی اشاره شده است‪.‬‬ ‫یکی از اقــدامــات ض ــروری بــرای حمایت از کــاالی‬ ‫ایرانی و تولید ملی‪ ،‬اصالح سیاست ها و به تبع ان‬ ‫اصالح ساختارهای حمایت از کاالی ایرانی جهت‬ ‫پیاده سازی سیاست های مذکور است‪ .‬اگر در همان‬ ‫دور باطل دعوای ساختار‪-‬کارگزار بمانیم اولین واکنش‬ ‫به اصالح سیاست ها این است که «مگر با اصالح‬ ‫سیاست ها چه می شود؟! مگر کسی هست که این‬ ‫سیاست ها را اجرا کند؟!» ولی پاسخ اولیه این است‬ ‫که نباید سیاست ها و ساختارها ّ‬ ‫مقوم و تسهیل گر‬ ‫اقدامات ضد تولید ملی باشند و به نوعی به تشویق‬ ‫واردات نادرست منجر شوند! اگر فضای محیطی‬ ‫ِ‬ ‫کسب وکار به نوعی شکل گرفته باشد که افراد‪ ،‬جریان‬ ‫اطالعات و سرمایه را به سمتی نادرست سوق دهند‬ ‫چه امیدی به اصــاح درونــی تشکیالت اســت! لذا‬ ‫یکی از کارهای به اصطالح «غیرفرهنگی» الزم برای‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‪ ،‬اصالح ساختارهای معیوب‬ ‫و چرخه های مخدوش است‪ .‬برای توضیح بیشتر به‬ ‫یکی از مصادیق عملی در این زمینه اشاره می شود‪.‬‬ ‫ادغــام وزارت صنایع و معادن و وزارت بازرگانی در‬ ‫‪ 1390‬انجام گرفت و وزارت صنعت‪ ،‬معدن و تجارت‬ ‫تشکیل شد[‪ .]1‬پیش از انکه به قضاوت درباره عملکرد‬ ‫فعلی وزارت صمت بنشینیم بهتر است به بررسی‬ ‫ضرورت یکپارچگی دو بخش تولید و تجارت نظری‬ ‫بیفکنیم‪ .‬وزارتخانه ها بازوهای سیاست گذاری و اجرای‬ ‫دولت هستند و بدیهی است که وجود تناقض های‬ ‫هدف گذاری و عملکردی در رفتارهای دو وزارتخانه‪،‬‬ ‫نه تنها عجیب که بسیار مذموم است‪ .‬مرور تجارب‬ ‫‪12‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪13‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫بین المللی نشان می دهد‬ ‫که ادغام یا تفکیک دو حوزه‬ ‫صنعت و تــجــارت از یک‬ ‫الگوی واحد تبعیت نکرده و کشورها بنا به مصالح‬ ‫ملی و شرایط ساختاری خود‪ ،‬به ادغــام یا تفکیک‬ ‫این دو حوزه در قالب یک یا دو وزارتخانه پرداخته اند‬ ‫ولی نکته مشترک همه این ساختارها‪ ،‬چیزی نیست‬ ‫جز یکپارچگی در فرایند سیاست گذاری و رگالتوری‪.‬‬ ‫در واقــع طراحی ساختاری بــرای ایجاد یکپارچگی‬ ‫نهادی جهت پوشش نیازهای هر دو بخش صنعت‬ ‫و تجارت‪ ،‬فصل مشترک تمام الگوهای موفق بوده و‬ ‫هست‪ ،‬لذا نمی توان ادغام یا تفکیک وزارتخانه ها را‬ ‫به تنهایی به عنوان عامل کلیدی برای توسعه صنعت‬ ‫و تجارت دانست بلکه لحاظ کردن تمامی اقتضائات‬ ‫و کاهش هزینه های تغییر از واجبات این امر است‪.‬‬ ‫با این وصف‪ ،‬می خواهیم به این سوال نیز پاسخ دهیم‬ ‫که باالخره تشکیل وزارت صمت بیشتر به نفع کشور‬ ‫است یا تفکیک وزارتخانه ها؟ اهتمام به صادرات‬ ‫کاالی نهایی مستلزم ایجاد ساختار سیاست گذاری‪،‬‬ ‫تصمیم گیری و عملیات یکپارچه است که متاسفانه‬ ‫در ساختار تفکیکی وزارت صنایع و معادن و وزارت‬ ‫ً‬ ‫بازرگانی رخ نمی داد و اتفاقا در بزنگاه های تغییر‪ ،‬ورودهای‬ ‫یک جانبه وزارت بازرگانی در واردات برخی کاالهای‬ ‫نه چندان ضروری به بهانه هایی نظیر تنظیم بازار و یا‬ ‫تعدیل قیمت ها‪ ،‬کل جریان تولید داخلی را مختل‬ ‫می ساخت و حالت گذار رشد در ان صنعت را ناموفق‬ ‫می نمود لذا اصالح ساختاری در وزارتخانه های مذکور‬ ‫در ایران‪ ،‬در دستور کار قرار گرفت و وزارت صنعت‪،‬‬ ‫معدن و تجارت تشکیل شد و بخش تجارت مرتبط‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫با غــذا نیز به وزارت جهاد‬ ‫کشاورزی منتقل گردید‪.‬‬ ‫هر چند پژوهش های متعددی‬ ‫(از جمله گزارش ‪ 15431‬مرکز پژوهش های مجلس‬ ‫شورای اسالمی) توسط برخی از مراکز مستقل نسبت به‬ ‫اسیب شناسی وزارت صمت و اصالحات ساختاری‬ ‫ً‬ ‫ان انجام شده است که اتفاقا تشکیل این وزارتخانه را‬ ‫در راستای حمایت از کاالی ایرانی و تولید ملی ارزیابی‬ ‫کرده اند؛ ولی تالش های متعدد برخی از افراد نسبت به‬ ‫تفکیک مجدد وزارتخانه به جای اصالحات درونی و‬ ‫بهبود عملیاتی ان محل تعجب است! به عبارت دیگر‪،‬‬ ‫اسیب شناسی ها نشان می دهد که عملکرد ضعیف‬ ‫بخش تولید و تجارت پس از ادغــام به ایــن سبب‬ ‫ً‬ ‫بوده است که اوال قرار بوده است وزارت صمت یک‬ ‫ً‬ ‫وزارتخانه یکپارچه باشد درحالی که هم اکنون صرفا‬ ‫یک «تجمیع» ساختاری رخ داده است که نیازمند‬ ‫اصالح است و از سوی دیگر شرایط اقتصادی کشور از‬ ‫جمله رکود تورمی حاکم بر اقتصاد‪ ،‬گسترش تحریم ها‪،‬‬ ‫افــت قیمت نفت‪ ،‬بی ثباتی در نــرخ ارز و بازارهای‬ ‫پول‪ ،‬مسکن و سرمایه‪ ،‬مشکالت موجود در بازار کار‪،‬‬ ‫ضعف در اجرای هدفمندسازی یارانه ها و غفلت از‬ ‫پرداخت سهم تولید‪ ،‬خصوصی سازی نامناسب و‬ ‫مواردی ازاین دست‪ ،‬در بروز ضعف عملکردی و عدم‬ ‫توفیق وزارت صمت (پس از ادغام) موثر بوده است‪.‬‬ ‫تحلیل اولیه درباره مخالفت برخی افراد و سازمان های‬ ‫نسبت به تشکیل وزارت صمت و اصرار به تفکیک‬ ‫مجدد ان نشان می دهد که بسیاری از مخالفت ها ریشه‬ ‫علمی نداشته و تنها به سبب تضاد منافع شخصی‬ ‫ناشی از واردکنندگان ذی نفوذ و برخی از مسئولین‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫تشکیل وزارت صمت یکی از اقدامات مناسب‬ ‫برای تغییر رویکرد از واردات محوری به‬ ‫تولید محوری است و حتی اگر در مقام‬ ‫عملیات اشـکــاال تــی وجــود دارد‪ ،‬همت‬ ‫بیشتر مسئولین و مجریان را می طلبد و‬ ‫نه بازگشت به گذشته را!‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫بــرای کاهش هزینه مبادله می بایست‬ ‫دو دسته اق ــدام حقوقی و غیرحقوقی‬ ‫ً‬ ‫در دستور کــار قــرار گیرد و اتفاقا بخش‬ ‫قابل توجهی از اقدامات الزم برای کاهش‬ ‫هزینه مبادله نیازمند اقدامات دولت (به‬ ‫معنی اعم ان) است‪.‬‬ ‫هزینه های کسب اطالعات‬ ‫در ب ــاره اجــزای مبادله نظیر‬ ‫فروشنده‪ ،‬خریدار‪ ،‬کیفیت‬ ‫کاال یا خدمت‪ ،‬هزینه های‬ ‫عــقــد قـ ـ ــرارداد‪ ،‬هزینه های‬ ‫نظارت بر عملکرد طرف مقابل‪ ،‬هزینه های حقوق‬ ‫مالکیت و تضمین ان‪ ،‬هزینه فسخ احتمالی عقد‬ ‫و مــواردی ازایـن دســت اســت‪ .‬عــاوه بر اثــرات منفی‬ ‫گسترده ای که به سبب بــاال بــودن هزینه مبادله در‬ ‫کاهش سطح کسب وکار رخ می دهد این پدیده‪ ،‬تبعاتی‬ ‫نظیر افزایش فساد اداری را نیز به دنبال خواهد داشت‪.‬‬ ‫نکته قابل توجه در بــاره هزینه مبادله ایــن اســت که‬ ‫ً‬ ‫معموال پیش بینی وقــوع یا عدم وقــوع ان کار اسانی‬ ‫نیست و جنبه ادراکی نیز دارد‪ .‬از سوی دیگر به علل‬ ‫مختلف از جمله عدم تقارن اطالعات طرفین قراردادها‪،‬‬ ‫وجود منافع شخصی در افراد‪ ،‬رانت های اطالعاتی‪،‬‬ ‫مناسبات سیاسی و ‪ ...‬همه قراردادها دارای هزینه‬ ‫مبادله هستند و گریزی از این هزینه ها نیست ولی‬ ‫سوال این است که ایا نمی توان هزینه مبادله را که‬ ‫به سهولت کسب وکار و اطمینان هر چه بیشتر افراد‬ ‫جهت سرمایه گذاری در عرصه های تولیدی و حتی‬ ‫خرید کاالی موردنظر (در اینجا کاالی ایرانی مدنظر‬ ‫است) می انجامد کاهش داد؟ نقش دولت در این‬ ‫کاهش هزینه مبادله چیست؟ نا گفته پیداست که‬ ‫برای کاهش هزینه مبادله می بایست دو دسته اقدام‬ ‫ً‬ ‫حقوقی و غیرحقوقی در دستور کار قرار گیرد و اتفاقا‬ ‫بخش قابل توجهی از اقدامات الزم برای کاهش هزینه‬ ‫مبادله نیازمند اقدامات دولت (به معنی اعم ان) است‬ ‫که مواردی نظیر اصالح قوانین‪ ،‬تامین زیرساخت هایی‬ ‫برای توسعه شفافیت‪ ،‬ارائه اموزش های حقوقی الزم‪،‬‬ ‫نهادساز ی های موثر برای حمایت از حقوق مالکیت‬ ‫و ‪ ...‬را شامل می شود‪.‬‬ ‫ذی ربط‪ ،‬همچنان گاه گاهی‬ ‫تفکیک وزارت صمت در‬ ‫دستور کار دولت و مجلس قرار‬ ‫می گیرد و حتی در برخی موارد‬ ‫بدون لحاظ کردن متغیرهای‬ ‫گوناگون‪ ،‬ضعف در فرایند صنعت و تجارت را ناشی از‬ ‫ادغام وزارتخانه ها می دانند! به طور خالصه باید گفت‬ ‫که حمایت از کاالی ایرانی و تولید ملی‪ ،‬اقتضائات و‬ ‫ملزومات ساختاری در سطوح مختلف را داراست و‬ ‫طبیعی است که ساختارهای عالی در سطح وزارتخانه ها‬ ‫نیز می بایست به این ضروریات توجه کرده و پایبند‬ ‫باشند‪ .‬تشکیل وزارت صمت یکی از اقدامات مناسب‬ ‫برای تغییر رویکرد از واردات محوری به تولید محوری‬ ‫است و حتی اگر در مقام عملیات اشکاالتی وجود‬ ‫دارد‪ ،‬همت بیشتر مسئولین و مجریان را می طلبد و‬ ‫نه بازگشت به گذشته را!‬ ‫‪ -4‬اقدام دوم‪ :‬کاهش هزینه مبادله در کسب وکار‬ ‫همان گونه که در ابتدای بحث گفته شد‪ ،‬علی رغم‬ ‫اینکه عده ای می خواهند (یا دوست دارند) حمایت‬ ‫از کاالی ایرانی را یک مقوله فرهنگی بدانند و تنها‬ ‫به نقش تشویق و تبلیغ برای مصرف هر چه بیشتر‬ ‫کــاالی ایرانی ا کتفا کنند ولــی حکومت نیز نقشی‬ ‫ً‬ ‫جدی (و اتفاقا به ظاهر غیرفرهنگی) در حمایت از‬ ‫کاالی ایرانی و تولید ملی داراست‪ .‬یکی دیگر از این‬ ‫راهکارهای به اصطالح غیرفرهنگی‪ ،‬کاهش هزینه‬ ‫مبادله در کسب وکار است‪.‬‬ ‫تعاریف متعددی از هزینه مبادله وجود دارد ولی به طور‬ ‫اجمالی به ان دسته از هزینه های پیش بینی نشده ای‬ ‫اشاره دارد که افراد در فرایند مبادله اقتصادی متحمل‬ ‫می شوند تا حقوق مالکیت خود را مشخص‪ ،‬تعریف‬ ‫و تضمین کنند‪ .‬یعنی هزینه مبادله دربرگیرنده‬ ‫‪14‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫‪15‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫باز هم یاداوری می شود همان قدر که حمایت از کاالی‬ ‫ایرانی و تولید ملی به استفاده مردم از تولیدات داخلی‬ ‫گره خورده است؛ نیازمند کارهای بنیادین و حاکمیتی‬ ‫است‪ .‬قوانین متعددی در کشور وجود دارند که به عرصه‬ ‫کسب وکار گره خورده اند و گاه همین قوانین‪ ،‬به جای‬ ‫پیشبرد امور‪ ،‬بستر سوءاستفاده های متعدد برخی افراد‬ ‫را فراهم می کنند‪ .‬حتی اگر ان دسته از افرادی را که‬ ‫در جامعه به دنبال منافع فردی هستند و شکستن یا‬ ‫دور زدن قانون را در دستور کار خود قرار داده اند در نظر‬ ‫نگیریم‪ ،‬ولی گاه مواد قانونی به گونه ای هستند که افراد‬ ‫ً‬ ‫خاکستری (و نه لزوما معارض) هم ترجیح می دهند تا‬ ‫حد امکان خودشان را درگیر این قوانین نکنند‪ .‬بارها‬ ‫گفته شده است که «قانون کار» کشور مشکل دارد و‬ ‫نیازمند اصالح است و حتی برخی کارشناسان ادعا‬ ‫می کنند که قانون کار‪ ،‬ضد تولید است‪ .‬ایا اصالح‬ ‫چنین قانونی ضــروری نیست؟! یا بارها گفته شده‬ ‫است که نظام مالیاتی کشور نیازمند بازنگری است و‬ ‫در چنین قانون مالیاتی‪ ،‬تولیدکنندگان ترجیح می دهند‬ ‫تمرکز خود را از تولید کاال به سمت واردات و یا حتی‬ ‫کارهای خریدوفروش سوق دهند‪.‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪ -6‬اقدام چهارم‪ :‬ضرورت اصالح قوانین کسب وکار‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫یکی از کلیدهای توسعه تولید و مصرف کاالی ایرانی‬ ‫ً‬ ‫ورود به بازارهای مصرف جدید است که معموال در‬ ‫محمل صادرات به کشورهای دیگر صورت می گیرد‬ ‫ً‬ ‫و اتفاقا با رویکرد برونگرایی اقتصاد نیز هم راستاست‪،‬‬ ‫لذا ایجاد زمینه های حضور و فعالیت تولیدکنندگان‬ ‫و صادرکنندگان ایرانی در بازارهای خارجی یکی از‬ ‫اقداماتی است که می بایست از سوی دولــت برای‬ ‫حمایت از تولید ملی و کاالی ایرانی در دستور کار‬ ‫قــرار گیرد‪ .‬استفاده از ظرفیت پیمان های پولی دو‬ ‫یا چندجانبه و یا عضویت ایــران در برخی گروه ها‬ ‫و سازمان های اقتصادی موثر از جمله راهکارهای‬ ‫پیشنهادی برای این امر است‪.‬‬ ‫به عنوان یک نمونه‪ ،‬بررسی های کارشناسی نشان‬ ‫می دهد که ایــران‪ ،‬تمامی استانداردهای حداقلی‬ ‫اقتصادی را بــرای عضویت به عنوان بــازوی انــرژی‬ ‫کشورهای گروه بریکس (با عضویت برزیل‪ ،‬روسیه‪،‬‬ ‫هند‪ ،‬چین و افریقای جنوبی) داراست؛ ولی تحقق‬ ‫چنین امری مستلزم دیپلماسی هوشمندانه و موثر‬ ‫با معرفی ظرفیت های ایران جهت توسعه اقتصادی‬ ‫است و چه بسا اگر مسئولین به جای تالش های نافرجام‬ ‫(و البته نادرست) برای عضویت ایــران در سازمان‬ ‫تجارت جهانی‪ ،‬به دنبال توسعه همکار ی های کشور‬ ‫با گروه های اقتصادی متناسب تر (نظیر گروه بریکس)‬ ‫باشند اثرات مثبت به مراتب ماندگارتری بر تولید ملی‬ ‫و توسعه صادرات کاالی ایرانی بگذارند‪.‬‬ ‫ضمن اینکه ضرورت توسعه صادرات ایجاب می کند‬ ‫که امنیت سرمایه گذاری و امنیت نقل وانتقال پول و ارز‬ ‫فراهم شود؛ ولی تجربه تحریم ایران توسط برخی کشورها‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫‪ -5‬اقدام سوم‪ :‬عضویت‬ ‫ایران در سازمان های‬ ‫اقتصادی و پیمان های‬ ‫پولی دوجانبه‬ ‫نشان می دهد که اسیب های‬ ‫وابستگی به ارزهایی نظیر دالر‬ ‫و یــورو بسیار اشکار است‪.‬‬ ‫درح ــالـ ـی ک ــه پ ـی ـمــان پــولــی‬ ‫دوجانبه که جنبه ذخیره ارزی نداشته و راهکاری برای‬ ‫توسعه و تسهیل مبادالت تجاری بین کشورهاست‪،‬‬ ‫زمینه الزم برای توسعه تعامالت و تبادالت اقتصادی‬ ‫را با شرایط بهتری فراهم می کند‪ .‬البته همان گونه که‬ ‫اشاره شد‪ ،‬اجرای چنین پیمان هایی مستلزم توسعه‬ ‫دیپلماسی های هدفمند سیاسی و اقتصادی است‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫‪ -7‬خاتمه‬ ‫همچنین گفته می شود «قانون حداکثر استفاده از‬ ‫توان تولیدی و خدماتی» نیازمند بازنگری است‪ .‬بنا‬ ‫بر مواد این قانون‪ ،‬همه دستگاه های دولتی موظف اند‬ ‫در تامین کاالهای مصرفی و سرمایه ای‪ ،‬امور خدمات‬ ‫مهندسی مشاور‪ ،‬پیمانکاری ساختمانی و تاسیساتی‬ ‫و در نهایت تامین تجهیزات کلیه پروژه های کشور‬ ‫از تولیدات داخلی استفاده کنند‪ .‬پس چرا با وجود‬ ‫چنین حکم الزام اوری همچنان شاهد عدم رعایت‬ ‫قانون توسط بسیاری از دستگاه های اجرایی به ویژه‬ ‫شرکت های دولتی هستیم؟! واقعیت این است که این‬ ‫قانون‪ ،‬خالهای قابل توجهی دارد و زمینه سوءاستفاده‬ ‫و به اصطالح دور زدن را در درون خودش فراهم ساخته‬ ‫است‪ .‬این قانون‪ ،‬ضمانت اجرایی خوب و موثری را‬ ‫پیش بینی نکرده و البته دارای استثنائاتی است که‬ ‫اجازه نقض قانون را داده است‪ .‬به عنوان نمونه‪ ،‬اجازه‬ ‫خاصی به باالترین مقام اجرایی دستگاه ها داده شده‬ ‫است که در صورت تائید انان‪ ،‬کاالهایی از خارج وارد‬ ‫شوند‪ .‬سازوکارهای ارتقاء و رشد تولیدات نیز در این‬ ‫قانون در نظر گرفته نشده است و به همین سبب زمینه‬ ‫رشد محصوالت تولیدی را فراهم نمی کند‪.‬‬ ‫درهرصورت نظام اجتماعی نیازمند قوانینی است که‬ ‫تسهیل گر و حامی شرایط بهتر باشد‪ .‬وقتی خود قانون‪،‬‬ ‫مشکل زاست و تغییر قانون وظیفه حا کمیت است‪،‬‬ ‫هیچ تاخیری در اصالح این قوانین پذیرفته نیست‪.‬‬ ‫هدف این نوشتار کوتاه ان بود که نشان دهد‪ ،‬خالف‬ ‫تصور برخی افراد که حمایت از کاالی ایرانی و تولید‬ ‫ملی را تنها یک رفتار فرهنگی می دانند؛ بسیاری از‬ ‫الزامات و بسترهای (به ظاهر) غیرفرهنگی نیز برای‬ ‫تحقق یک تغییر اجتماعی پایدار در راستای حمایت‬ ‫از کاالی ایرانی الزم است و البته فراهم سازی این‬ ‫الزامات‪ ،‬از شئون حا کمیت است‪ .‬دوگان ساختار‪-‬‬ ‫کارگزار نیز موید این گزاره است که همان قدر که باید‬ ‫فرهنگ سازی کرد باید ساختارها را نیز اصالح کرد‬ ‫و بهبود بخشید‪.‬‬ ‫البته ممکن اســت برخی کارشناسان بــا برخی از‬ ‫پیشنهادهای مطرح شده در این نوشتار موافق نباشند‪.‬‬ ‫ولی اگر همین قدر از مدعای نویسنده را بپذیرند که‬ ‫ً‬ ‫بــرای حمایت از کــاالی ایــرانــی‪ ،‬صرفا نباید انتظار‬ ‫یک طرفه از مردم داشت و این امر محدود به کارهای‬ ‫فرهنگی و تبلیغی برای مصرف هر چه بیشتر کاالی‬ ‫ایرانی نمی شود‪ ،‬هدف اصلی این نوشتار محقق شده‬ ‫است‪ ،‬هر چند این ادعا بدیهی به نظر بیاید!‬ ‫پی نوشت‬ ‫[‪ ]1‬در متن جهت اختصار به جای وزارت صنعت‪ ،‬معدن و تجارت‪ ،‬وزارت‬ ‫«صمت» ذکر شده است‪.‬‬ ‫‪16‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫حسین سرابادانی تفرشی‬ ‫پژوهشگر هسته عدالت پژوهی مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری مدیریت دولتی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫‪17‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫یکی از علل عدم عالقه به کاالی ایرانی‪ ،‬نبود مناسبات‬ ‫عادالنه در سهم بری عوامل تولید در نظام تولید ایرانی است‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫چرا به کاالی ایرانی‬ ‫تعصب نداریم؟!‬ ‫این تشبیه همراه با مزاح مقام معظم رهبری در بیانات‬ ‫شروع سال ‪ 1397‬در حرم رضوی‪ ،‬پرسشی را به ذهن‬ ‫متبادر می کند که چرا همچون تعصب یک هوادار‬ ‫دو اتیشه فوتبالی به تیمش‪ ،‬به کاالی ایرانی تعصب‬ ‫نداریم؟ نوشتار فعلی تالش می کند از منظر عدالت‬ ‫اجتماعی و موضوع «سهم بری عادالنه عوامل تولید»‬ ‫به این پرسش به اجمال پاسخ دهد‪.‬‬ ‫بدون تردید علل عدم تعصب به کاالی ایرانی از منظرهای‬ ‫دیگر مانند فرهنگ مصرفی جامعه مشتمل بر گرایش به‬ ‫برندهای خارجی‪ ،‬نگاه به مصرف به عنوان ابزار اعالم‬ ‫تشخص و طبقه اجتماعی‪ ،‬تضعیف اعتمادبه نفس‬ ‫ملی و خودباختگی در برابر دنیای مدرن قابل تحلیل و‬ ‫ارزیابی است‪ .‬به طورکلی در تبیین پدیده های اجتماعی‬ ‫که واقعیت ان ها به شکل نظام واری به عوامل گوناگون‬ ‫پیوند خورده است‪ ،‬عناصر موثر و مرتبط زیادی در نظام‬ ‫اجتماعی قابل پیگیری است که هرگونه تحلیل علل‬ ‫در این زمینه را با دشواری روبرو می کند؛ اما به جهت‬ ‫تبیین بحث باید منظر خاصی برای توضیح پدیده‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫«جوان های ما تعصب دارند به فوتبال؛ یکی طرفدار‬ ‫تیم قرمز و یکی طرفدار تیم ابی است؛ حتی تعصب‬ ‫دارند به تیم های خارجی مثل رئال و ‪...‬اگر همین اندازه‬ ‫تعصب را نسبت به اقتصاد ملی و تولید داخلی داشته‬ ‫باشیم‪ ،‬بسیاری از کارهای ما اصالح خواهد شد‪».‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫سهم بری عادالنه ان است که هر کدام از‬ ‫صاحبان نهاده های تولید به تناسب ارزشی‬ ‫که خلق کرده است‪ ،‬از برخوردار ی های‬ ‫نهایی نظام تولید نیز بهره ببرد‪.‬‬ ‫در یک کشتی نشسته اند؛ نفع یک نفر نفع همه و زیان‬ ‫او به زیان همه است‪ ،‬در گرو تحقق عادالنه مناسبات‬ ‫اجتماعی در یک نظام اجتماعی است‪ .‬در انجاست‬ ‫که وحدت منافع منجر به ایجاد سازوکارهای تعاملی‬ ‫همکارانه و مولد به نفع احاد جامعه می شود و عالقه‬ ‫به خروجی سیستم شکل می گیرد‪.‬‬ ‫اما بحث ما در اینجا ان است که «کاالی ایرانی» خروجی‬ ‫یک نظام است و ان «نظام تولید ایرانی» است‪ .‬این‬ ‫نظام‪ ،‬دارای ورودی هایی است که کلیت فعالیت این‬ ‫مجموعه را به مثابه سیستم حفظ می کند‪ .‬این ورودی ها‬ ‫حسب ادبیات اقتصاد متعارف‪ ،‬در واقع نهاده های‬ ‫تولید هستند‪ .‬منابع طبیعی‪ ،‬سرمایه فیزیکی‪ ،‬سرمایه‬ ‫مالی‪ ،‬نیروی کار فیزیکی‪ ،‬سرمایه انسانی‪ ،‬کارافرینی‪،‬‬ ‫مهندسی و طراحی (سرمایه دانشی) و سایر مواد اولیه‬ ‫و نهاده های تولید در کنار یکدیگر و به فراخور نوع‬ ‫محصول در این نظام دخالت دارند‪]4[ .‬‬ ‫صاحبان این نهاده ها حسب مناسبات و روابطی با‬ ‫یکدیگر در تعامل هستند‪ .‬در تاریخ اندیشه اقتصادی‬ ‫در سده های گذشته‪ ،‬پرسش بزرگ نحوه سهم بری هر‬ ‫کدام از این صاحبان عوامل تولید از ارزش ایجاد شده‬ ‫است؛ به عبارت دیگر‪ ،‬دستاوردهای نظام تولید ملی‬ ‫حسب چه ترتیبات نهادی تقسیم و توزیع می گردد و‬ ‫سهم هرکس از صاحبان نهاده های تولید از کیک بزرگ‬ ‫تولید در یک کشور چقدر است؟‬ ‫بدون تردید سهم بری عادالنه ان است که هر کدام از‬ ‫صاحبان نهاده های تولید به تناسب ارزشی که خلق‬ ‫اجتماعی را برگزید و به نظر نگارنده یکی از منظرهای‬ ‫مهم در این مسئله‪ ،‬تحلیل ان بر اساس مناسبات‬ ‫عادالنه در نظام تولید کاالی ایرانی است‪.‬‬ ‫عالقه‪ ،‬تعصب و دلبستگی به یک نظام اجتماعی‬ ‫انگاه شکل می گیرد که همه بازیگران احساس کنند‬ ‫شرایط کلی حا کم بر نظام اجتماعی عادالنه است؛‬ ‫میدان بزرگ فعالیت های اقتصادی‪ ،‬عرصه تالش و‬ ‫کوشش و صحنه بروز استعدادهای مختلف و مهیا برای‬ ‫رسیدن به ارزش ها و دستاوردهای مدنظرشان است‪.‬‬ ‫راه فرد یا گروهی مهیاتر از راه فرد یا گروه دیگر نیست و‬ ‫میان ُ بری به بهای تضییع حقوق دیگران وجود ندارد‪.‬‬ ‫نردبان تحرک درامدی و رشد برای عموم افراد جامعه‬ ‫میسر است و توزیع فرصت ها متناسب با قابلیت های‬ ‫هر فرد به شکل گسترده ای در دسترس است‪.‬‬ ‫استاد شهید مرتضی مطهری در اثار خود‪ ،‬در فرازهایی‬ ‫خواندنی بیان می کند؛ وجود یا عدم وجود عدالت‬ ‫اجتماعی در شکل گرفتن افکار و عقاید مردم جامعه‬ ‫[‪ ،]1‬اخالق فردی [‪ ]2‬و رفتار عمومی [‪ ]3‬تاثیرگذار است‪.‬‬ ‫این سطوح اثرگذاری مقوله عدالت اجتماعی در فکر‪،‬‬ ‫نگرش و رفتار افراد جامعه حکایت از تاثیرگذاری این‬ ‫مقوله از منظر اسالمی در تحلیل پدیدهای اجتماعی‬ ‫دارد‪ .‬از ثمره های عدالت در یک نظام اجتماعی‬ ‫افزایش پیوندها و انسجام اجتماعی‪ ،‬اعتماد عمومی‪،‬‬ ‫محبت و مودت تعاملی میان افراد مجموعه‪ ،‬هم جهتی‬ ‫و هم راستایی اهداف و منافع کلیت نظام اجتماعی‬ ‫است‪ .‬باور به اینکه همه افراد در یک مجموعه اجتماعی‬ ‫‪18‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪19‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫کرده است‪ ،‬از برخوردار ی های نهایی نظام تولید نیز‬ ‫بهره ببرد‪ .‬انگاه که ورودی ها با ستاده ها و شایستگی ها‬ ‫با برخوردار ی ها تطابق نداشته باشد‪ ،‬مناسبات مبتنی‬ ‫بر عدالت که به نوبه خود منجر به تعامالت همکارانه‬ ‫و مولد می شود به مناسبات مبتنی بر ظلم که به نوبه‬ ‫خود منجر به تعامالت مبتنی بر ستیز و نامولد تبدیل‬ ‫خواهد شد‪ .‬نظام تولیدی به تعبیر اقتصاددانان‪ ،‬وارد‬ ‫بازی جمع صفری می شود که قابل تداوم نخواهد بود‪.‬‬ ‫رمز تداوم تعامالت مولد‪ ،‬شکل گیری تعامالت حول‬ ‫رعایت حقوق همه بازیگران و رسیدن هر کس به حق‬ ‫وضع شده برای اوست‪.‬‬ ‫به دالیل مختلف‪ ،‬تعصب به کاالی ایرانی به شکل‬ ‫مطلوب در میان ایرانیان وجــود نــدارد‪ .‬یکی از این‬ ‫دالیل ان است که نظام تولید ایرانی‪ ،‬سال هاست که‬ ‫وارد یک بازی جمع صفر و یک حلقه تضعیف کننده‬ ‫ذاتی شده است‪ .‬سهم بری صاحبان نهاده های تولید‬ ‫ایرانی عادالنه نیست و انجا که عدالت نباشد‪ ،‬عالقه‬ ‫و دلبستگی وجود نخواهد داشت‪.‬‬ ‫اما چرا نظام تولید ایرانی مبتنی بر مناسبات عادالنه‬ ‫نیست؟ شاید چند سنجه اماری در این مورد کافی‬ ‫باشد‪ .‬یکی از سنجه های مهم در بازار کار‪ ،‬سهم هزینه‬ ‫دستمزد نیروی کار در کل هزینه تمام شده در تولید‬ ‫است‪ .‬میانگین این عدد در صنعت کشور حدود ‪8‬‬ ‫درصد است و این عدد حاوی ان است که کارگر ایرانی‬ ‫از جمله کشورهای با پایین ترین سطح دستمزدی در‬ ‫میان کشورهای جهان است‪ .‬سنجه مهم دیگر جهت‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫براورد عدالت اجتماعی در بازار کار‪ ،‬نسبت دستمزد به‬ ‫بهره وری نیروی کار در کشور است‪ .‬میانگین کلی این‬ ‫سنجه در دهه گذشته در نظام تولیدی کشور‪ ،‬حدود‬ ‫‪ 30‬درصد است؛ این بدان معناست که کارگر ایرانی‬ ‫حدود یک سوم بهره وری خود دستمزد دریافت می کند‪.‬‬ ‫این نظام تولیدی بنا به عقالنیت و خردی که حتی‬ ‫ســرمــایـه داری مــدرن نیز حــدود صدسال قبل به ان‬ ‫رسید‪ ،‬قابل تداوم نیست؛ زیرا نظام اقتصادی یک‬ ‫حلقه و شبکه به هم مرتبط است‪ .‬تولید‪ ،‬مبادله و‬ ‫مصرف‪ .‬اگر به عنوان مثال سهم کارگر به عنوان یکی‬ ‫از صاحبان نهاده های تولید‪ ،‬به اندازه ارزش ایجاد‬ ‫شده او نباشد‪ ،‬عالوه بر انکه عدالت اجتماعی شکل‬ ‫نگرفته و انباشت سرمایه برای اقلیت رقم می خورد‪ ،‬به‬ ‫چرخه اقتصاد طبیعی نیز صدمه می زند؛ زیرا کاهش‬ ‫قدرت خرید ان ها‪ ،‬در حقیقت کاهش قدرت خرید‬ ‫مصرف کنندگان خروجی های این نظام تولیدی است‬ ‫و این خودبه خود به کاهش خرید محصوالت صاحبان‬ ‫بنگاه تولیدی منجر می شود‪.‬‬ ‫واضح است که اگر تعامالت در نظام تولیدی را در‬ ‫بلندمدت و در یک تداوم زمانی مشاهده کنیم‪ ،‬در‬ ‫تحلیل انچه رقم می خورد کمی متفاوت تر از حالت‬ ‫ایستا عمل می کنیم‪ .‬خانواده چند ده میلیونی کارگران‬ ‫ایرانی امروز خریداران بالقوه کاالی ایرانی هستند‬ ‫اما نه قدرت خرید کافی برای این کار را دارند و نه‬ ‫تعصب و عالقه به این کار را‪ .‬کارگر ایرانی‪ ،‬کاالی‬ ‫ایرانی را برای خود نمی داند چون به واسطه شکل گیری‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫امروز دهک های پایین و متوسط درامدی‪،‬‬ ‫در پرتو مناسبات غیرعادالنه نظام تولید‬ ‫ایرانی‪ ،‬به کاالی ایرانی تعصب ندارند چون‬ ‫به دلیل قدرت خرید پایین خود‪ ،‬تنها‬ ‫فاکتور خرید خود را «قیمت» می بینند و‬ ‫پارامترهای دیگر را دارای اهمیت نمی توانند‬ ‫بدانند‪.‬‬ ‫دالر افزایش و در براوردهای اولیه بیش از ‪ 70‬میلیارد‬ ‫دالر واردات قانونی و قاچاق در کشور صورت پذیرفته‬ ‫است‪ .‬اگرچه بخشی از این واردات مربوط به کاالهای‬ ‫سرمایه ای و مواد اولیه تولیدی است‪ ،‬اما مع الوصف‬ ‫بخش عمده کاالهای بی کیفیت اما ارزان متناسب‬ ‫با قدرت خرید این گروه های درامدی است‪ .‬در واقع‬ ‫اهرم قیمت زمانی دارای اهمیت شده است که نابرابری‬ ‫ناموجه دستمزدی و درامــدی به شکل نظام مند در‬ ‫کشور شکل گرفته است و این امر منجر به اهمیت‬ ‫نــدادن به عنصر «ساخت ایــران» در فرایند خرید و‬ ‫مصرف شده است‪.‬‬ ‫وقتی «قانون پاداش دهی عوامل تولید» به گونه ای است‬ ‫که مولدها جریمه و غیرمولدها تشویق می شوند‪ ،‬انگاه‬ ‫غیرمولدها نیز به نظام تولید ایرانی و به تبع کاالی ایرانی‬ ‫تعصب ندارند‪ .‬برای دهک های باالی درامدی که در‬ ‫اثر مناسبات رانتی و ظالمانه نهاده های تولید‪ ،‬به ثروت‬ ‫دست یافته اند‪ ،‬تعصب به برندهای خارجی اصل‬ ‫محوری قرار می گیرد چراکه مصرف نه برای رفع نیازهای‬ ‫حقیقی که برای تشخص یابی اجتماعی و ایجاد تمایز با‬ ‫گروه های دیگر اجتماعی صورت می پذیرد‪ .‬این بینش‬ ‫به شکل ویروس گونه ای در میان طبقه متوسط شهری‬ ‫نیز به مرور سرریز می شود و رفتارهای فراتر از شکل و توان‬ ‫این مناسبات در سهم بری ارزش های نهایی نظام‬ ‫تولید در کشور‪ ،‬فروش یا عدم فروش کاالی ایرانی را‬ ‫موثر در ایجاد تغییری ملموس در وضعیت زندگی و‬ ‫معیشت خود تلقی نمی کند‪ .‬ارزش های ایجادشده‬ ‫حاصل از فروش کاالی ایرانی به جهت فهم طبقاتی‬ ‫جامعه از سوی کارگران‪ ،‬در اختیار اقلیت ثروتمند‬ ‫بی توجه به وضعیت کارگران تصور می شود که خود‬ ‫این اقلیت مصرف کننده کاالهای خارجی به واسطه‬ ‫علل فرهنگی همچون برندگرایی‪ ،‬غرب زدگی‪ ،‬تجمل‬ ‫و اشرافیت است‪.‬‬ ‫هــوادار یک تیم فوتبال‪ ،‬خــود را با یازده نفری که در‬ ‫مستطیل سبز در تالش برای پیروزی هستند‪ ،‬متحد‬ ‫و هم جبهه می داند اما کارگر ایرانی چنین تعلقی را به‬ ‫خروجی نظام تولیدی که خود در ان فعال است ندارد؛‬ ‫چون در افراطی ترین صورت به تعبیر مارکس‪ ،‬دچار‬ ‫نوعی خودبیگانگی شده است که انچه را تولید کرده‬ ‫متعلق به خود نمی داند‪.‬‬ ‫امــروز دهک های پایین و متوسط درامــدی‪ ،‬در پرتو‬ ‫مناسبات غیرعادالنه نظام تولید ایرانی‪ ،‬به کاالی‬ ‫ایرانی تعصب ندارند چون به دلیل قدرت خرید پایین‬ ‫خود‪ ،‬تنها فا کتور خرید خود را «قیمت» می بینند و‬ ‫پارامترهای دیگر را دارای اهمیت نمی توانند بدانند‪.‬‬ ‫در سال ‪ ،1396‬واردات در کشور بیش از ‪ 6‬میلیارد‬ ‫‪20‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫‪21‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫[‪ .]1‬ایشان از جمله این تاثیرات را اعتقاد به بخت و شانس در زندگی عمومی‬ ‫و بدبینی نسبت به روزگار و جهان افرینش می دانند‪.‬‬ ‫[‪ .]2‬به باور شهید مطهری‪ ،‬اخالق عادی و متعادل تنها در پرتو جامعه ای متعادل‬ ‫و موزون شکل می گیرد‪ .‬ا گر سازمان‪ ،‬مقررات اجتماعی و حقوق اجتماعی‪،‬‬ ‫موزون و متعادل نباشد‪ ،‬اخالق شخصی و فردی موزون نخواهد ماند‪ .‬ایشان‬ ‫نتیجه سوء بی عدالتی را نه تنها در طبقه عوام که محروم بوده اند بلکه در طبقه‬ ‫خواص که از مواهب ان برخوردار بوده اند نیز می دانند‪.‬‬ ‫[‪ .]3‬این اثار خود را در فقر به عنوان یکی از اثار بی عدالتی در جامعه نشان‬ ‫می دهد؛ جایی که در ان فقر به تعبیر امیر المومنین؟ع؟ موجب نقصان‬ ‫دین‪ ،‬فکر پریشان و تحقیر اجتماعی می شود‪ .‬در نقطه مقابل شهید مطهری‬ ‫با استناد به روایت پیامبر ا کرم؟ص؟ و سلم که فرمودند‪« :‬معتدل و هم سطح‬ ‫باشید و در میان شما ناهمواری ها و تبعیض ها وجود نداشته باشد تا دل های‬ ‫شما به هم نزدیک شود و در یک سطح قرار بگیرید» از اثار عدالت را‪« ،‬وحدت‬ ‫اجتماعی» می داند‪.‬‬ ‫[‪ .]4‬ذکر این نکته الزم به نظر می رسد که در نظام اقتصادی اسالم‪ ،‬انسان‬ ‫نهاده تولید در کنار دیگر نهاده های تولید نیست و تقریر جایگاه انسان در نظام‬ ‫تولید بر اساس این منظر‪ ،‬ساخته جریان حا کم بر دانش اقتصاد در سده اخیر‬ ‫است‪ .‬به تعبیر شهید صدر در کتاب «اقتصادنا» انسان موجودی متمایز در‬ ‫میان نهاده های تولید و خلیفه الهی بر روی زمین است و هم تراز کردن ان با‬ ‫دیگر نهاده های تولید به نوعی تنزل کرامت ذاتی انسان و مقام واالی او در‬ ‫نظام افرینش است‪.‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫پی نوشت‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫این طبقه با خرید برندهای خارجی به عنوان هنجار و‬ ‫ارزش پدیدار می شود‪.‬‬ ‫حــمــایــت از ک ــاالی ای ــران ــی‪ ،‬امـ ــروز ع ــاوه بــر ایــجــاد‬ ‫حمایت های گسترده مردمی و مداخالت حداقلی‬ ‫دولت با سیاست های تجاری‪ ،‬ارزی و بودجه ای‪ ،‬نیازمند‬ ‫بازطراحی ساختاری است به نحوی که برخوردار ی ها‬ ‫متناسب با صالحیت ها و بر طبق الگوی عادالنه‬ ‫مناسبات صاحبان نهاده های تولید باشد‪ .‬در شرایطی‬ ‫که ساالنه بیش از ‪ 200‬هــزار میلیارد تومان ســود به‬ ‫سپرده های بانکی و صاحبان سرمایه مالی‪ ،‬توسط‬ ‫نظام بانکی ‪-‬که حیات نباتی و تنفس مصنوعی خود‬ ‫را از نظام تولیدی کشور می گیرد‪ -‬پرداخت می شود‪،‬‬ ‫دشوار ی ها و مسائل برای برو ن رفت از این حلقه های‬ ‫تضعیف کننده تولید ملی نمایان می شود‪.‬‬ ‫در روایات اسالمی ثمره «عدالت اجتماعی»‪ ،‬ابادانی‬ ‫و رونق همگانی بیان شده است‪ .‬بدون تردید اصالح‬ ‫نهادهایی که به شکل تاریخی در نظام تولید ایرانی‬ ‫شکل و قوام گرفته اند‪ ،‬به گونه ای که زمینه به هم‬ ‫خوردن منطق ظالمانه توز یع رانت ها شود‪ ،‬موجب‬ ‫حیات واقعی نظام تولید ایرانی به عنوان پیشران‬ ‫توسعه ملی و ایجاد عالقه و تعصب به برند «ساخت‬ ‫ایران» خواهد شد؛ چراکه عموم افراد جامعه احساس‬ ‫می کنند در جبهه ای واحد قرار دارند و برخوردار ی ها‬ ‫و سختی ها هر دو عمومی است و متعلق به طبقه‬ ‫یا گروه اجتماعی خاصی نیست‪ .‬در این صورت‬ ‫است که نظام تولید ایرانی وارد یک حلقه بازتقویت‬ ‫شونده و یک بازی جمع مثبت می شود‪ .‬رفتارهای‬ ‫تعاملی مبتنی بر تقابل به رفتارهای تعاملی مبتنی‬ ‫بر همکاری تبدیل می شود و کاالی ایرانی بعد از‬ ‫فتح بازارهای داخلی‪ ،‬وارد بازارهای منطقه ای و‬ ‫جهانی خواهد شد‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫دکتر مرتضی جوانعلی اذر‬ ‫پژوهشگر هسته احیای امر مرکز رشد‬ ‫عضو هیئت علمی دانشکده معارف اسالمی و مدیریت دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫‪ -1‬پرده اول‪ :‬ما و مصائب خرید کاالی ایرانی‬ ‫وضعیت قرمز‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫ملیت و افتخار به ان برای ما ایرانی ها ان قدر مهم‬ ‫هست که بــرای یک مساوی و یا حتی یک باخت‬ ‫خوب در مسابقه فوتبال تا صبح در خیابان مشغول‬ ‫شادی و خوشحالی باشیم؛ چیزی که شاید در خیلی‬ ‫از کشورها نتوان نظیری برای ان پیدا کرد‪.‬‬ ‫علی رغم نکته ی فوق اجازه دهید خیلی بی تعارف و‬ ‫صریح یک سوال را هم از خودمان بپرسیم‪:‬‬ ‫ً‬ ‫حقیقتا چرا با این میزان از عرق ملی‪ ،‬ما ایرانی ها با‬ ‫«خرید کاالی ایرانی» مشکل داریم؟‬ ‫به نظر پاسخ به این سوال ان قدرها دشوار نیست و با‬ ‫ً‬ ‫اندکی تامل یا نهایتا پرسش از چند نفر ‪ -‬که به راحتی‬ ‫می توان ان ها را نمونه ی مناسبی برای کل مردم ایران‬ ‫محسوب کرد ‪ -‬می توان به ان دست یافت‪.‬‬ ‫ •قیمت کاالی ایرانی تفاوت چندانی با نمونه ی‬ ‫خارجی ندارد‪.‬‬ ‫ •کاالی ایرانی کیفیت ندارد‪.‬‬ ‫ •کاالی ایرانی خدمات پس از فروش مناسبی ندارد‪.‬‬ ‫ •همین خدمات پس از فروش نیم بند کاالی ایرانی هم‬ ‫زمانی به پایان می رسد که مخارج ان شروع می شود‪.‬‬ ‫ •و ‪. ...‬‬ ‫فارغ از مناقشه در صحت یا کلیت اظهارنظرهای باال یا‬ ‫بررسی منصفانه بودن یا نبودن ان ها‪ ،‬واقعیت این است‬ ‫که جمالت فوق همگی مولفه هایی هستند که تصویر‬ ‫کاالی ایرانی را می سازند و اگر این تصویر از کاالی ایرانی‬ ‫در ذهن ما ایرانی ها شکل گرفته باشد خیلی طبیعی‬ ‫است که خرید کاالی ایرانی هم به جای وطن پرستی‬ ‫و عرق ملی بیشتر نشانه ی بی کالسی و نداری باشد‪.‬‬ ‫ً‬ ‫در چنین شرایطی سوال اصلی این است که حقیقتا «چرا‬ ‫نباید کاالی ایرانی خرید»؟‬ ‫‪22‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫با چنین تصویری از کاالی ایرانی‪ ،‬خیلی‬ ‫طبیعی است که خرید کاالی ایرانی به جای‬ ‫وطن پرستی و عرق ملی بیشتر نشانه ی‬ ‫بی کالسی و نداری باشد‪.‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫خیلی ها هم که بلند چیزی نمی گفتن ضمن توافق‬ ‫کامل بر بی مسئولیتی پدر یا مادر اون بچه ها‪ ،‬با بغل‬ ‫دستی شون مشغول مرور کردن اصول تربیت فرزند بودن‪.‬‬ ‫در همین اثناء بود که راننده اتوبوس تالش می کرد تا‬ ‫با نزدیک کردن اتوبوس به کناره خیابون خودش رو‬ ‫به ایستگاه برسونه و صف مسافران منتظر رو هم به‬ ‫مسافران اتوبوس اضافه کنه‪.‬‬ ‫اتوبوس داشت به ایستگاه می رسید که یه دفعه یه نفر‬ ‫از روی صندلی بلند شد و جوری که معلوم بود پدر‬ ‫اون بچه هاست بهشون گفت‪:‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫عقرب ه ساعت زمان پایان ساعت کاری ادارات رو نشون‬ ‫می داد و اتوبوس شرکت واحد در ترافیک سنگین خیابون‬ ‫با ترکیبی از ایستادن ها و حرکت های کوتاه مشغول‬ ‫پیشروی متر به متر بود‪ .‬حال و روز مسافرها هم خیلی‬ ‫بهتر از حال روز خود اتوبوس نبود؛ توی اون شلوغی نه‬ ‫کسی با کسی حرف می زد و نه حتی کسی حال فکر‬ ‫کردن به چیزی رو داشت‪ ،‬اندک مسافرایی هم که تو‬ ‫اون وضعیت به چیزی فکر می کردن موضوع فکرشون‬ ‫ً‬ ‫حدس زدن این بود که چه کسی احتماال در ایستگاه‬ ‫بعدی پیاده می شه تا قبل از این کار خودشون رو به رو‬ ‫به روی صندلی اون بنده خدا برسونن تا با نشستن در‬ ‫مابقی مسیر تحمل این فضا را اندکی برای خودشون‬ ‫ساده تر کنن‪ .‬حوصله ها سر رفته بود و خستگی کار‪،‬‬ ‫صف اتوبوس‪ ،‬ترافیک و ‪ ...‬او ن قدر مرام ها رو تحلیل‬ ‫برده بود که فقط پیرمردها و پیرز ن های عصا به دست‬ ‫شانس نشستن در جای کسی رو که به احترام سن و‬ ‫سال به او ن ها جا داده بود داشته باشن‪.‬‬ ‫تو دل اون سکوت فقط صدای چهار تا بچ ه قد و نیم قد‬ ‫بود که سکوت سراسر خستگی اتوبوس رو می شکست‪.‬‬ ‫کم کم این سر و صدا با دویــدن بین مسافرا هم گره‬ ‫خورده بود و بچه ها مثل بچه هایی که تو پارک دنبال‬ ‫هم می دون جمعیت مسافرا رو می شکافتن و دنبال‬ ‫هم می دویدن‪.‬‬ ‫چند دقیقه ای وضع به همین منوال ادامه داشت تا‬ ‫این که اولین صدای اعتراض بلند شد و یه نفر همراه‬ ‫با ضربه ای که به پشت یکی از بچه ها زد گفت‪:‬‬ ‫‪« ...‬اقا اینا بچه های کین؟ صاحب ندارن؟» ‪...‬‬ ‫‪« ...‬بچه هاشونو ول کردن تو جمعیت معلوم نیست‬ ‫خودشون کجا رفتن» ‪...‬‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫‪ -2‬پرده دوم‪ :‬دو نگاه در یک اتوبوس‬ ‫همین یه اعتراض کافی بود تا خیلی زود بقیه هم شروع‬ ‫کنن به غرولند کردن‪.‬‬ ‫«بچه ها از اتوبوس پیاده شید‪ ،‬ته صف مسافرا وایستید‪،‬‬ ‫بعد دوباره سوار اتوبوس بشید‪»...‬‬ ‫«از همه کسایی که به خاطر شیطنت بچه ها اذیت‬ ‫شدن معذرت می خوام و امیدوارم که بنده رو ببخشن‪.‬‬ ‫راستش رو بخواید االن دارم از بیمارستان میام؛ مادر‬ ‫بچه ها امروز فوت کرد و من هنوز اینو بهشون نگفتم؛‬ ‫گیج گیجم‪ ،‬از یه طرف دلم نمیاد بهشون چیزی بگم‬ ‫و حتی اگه بخوامم نمی تونم چیزی بگم و از طرف‬ ‫دیگه باالخره باید اینو یه جوری بهشون بگم‪ .‬می دونم‬ ‫که هم ه این حرفایی که زدم توجیه کار بچه ها نمیشه‪،‬‬ ‫‪«ِ ...‬د مراقب باش بچه‪ ،‬مگه کوری»‬ ‫‪23‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫هنوز مسافرا تو تعجب از حرف پدر بودن که بچه ها از‬ ‫اتوبوس پیاده شدن و پدر بچه ها شروع به صحبت کرد‪:‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫به اعتقاد مارچ انسان ها پیش از انجام‬ ‫هر کاری سه سوال را از خود می پرسند‪:‬‬ ‫‪ .1‬من در چه وضعیتی قرار دارم؟ ‪ .2‬من چه‬ ‫کسی هستم؟ ‪ .3‬افراد دیگری که شرایطی‬ ‫مشابه من دارنــد در چنین شرایطی چه‬ ‫کار می کنند؟‬ ‫‪ -3‬پرده سوم‪ :‬منطق مناسب بودن‬ ‫اما امیدوارم این کوتاهی من رو به خاطر وضعیت منو‬ ‫و بچه ها ببخشید»‪.‬‬ ‫جیمز مارچ به عنوان یکی از اندیشمندان برجسته ی‬ ‫حــوزه ی علوم اجتماعی تالش کــرده است تا الگو و‬ ‫منطقی را برای پیش بینی رفتار افراد ارائه کند‪ .‬نتیجه ‬ ‫این تالش او چیزی است که «منطق مناسب بودن» یا‬ ‫«‪ »Logic of Appropriateness‬نامیده می شود‪.‬‬ ‫به اعتقاد مارچ انسان ها پیش از انجام هر کاری سه‬ ‫سوال را از خود می پرسند‪:‬‬ ‫‪1.1‬من در چه وضعیتی قرار دارم؟ (سر کار هستم یا‬ ‫در خانه؟ پول دارم یا ندارم؟ نزدیکان و دوستانم‬ ‫در کنارم هستند یا نه؟ طرف رو به روی من نیاز به‬ ‫کمک دارد یا ندارد؟ و ‪)...‬‬ ‫‪2.2‬من چه کسی هستم؟ (برای مثال االن که می خواهم‬ ‫این کار را انجام بدهم دانشجو هستم؟ رفیق هستم؟‬ ‫فرزند خانوده ام هستم؟ و ‪.)...‬‬ ‫‪3.3‬افراد دیگری که شرایطی مشابه من دارند در چنین‬ ‫شرایطی چه کار می کنند؟‬ ‫مارچ معتقد است بر اساس سه سوال فوق است که‬ ‫انسان ها در هر موقعیتی عمل صحیح را تشخیص‬ ‫می دهند‪ ،‬از همین رو شاید بــتــوان نظریه مــارچ را‬ ‫تبیینی مناسب برای دو نگاه و دو عملکرد در یک‬ ‫اتوبوس دانست‪.‬‬ ‫صحبت که به اینجا رسید کم کم داشت نوبت سوار‬ ‫شدن بچه ها هم می رسید‪ .‬پدر روی صندلیش نشست‬ ‫و بچه ها هم که فکر می کردن این پیاده و سوار شدن هم‬ ‫یه بخشی از بازی اونهاست‪ ،‬سوار شدن و به محض‬ ‫سوار شدن دوباره شروع کردن به شکافتن جمعیت‪،‬‬ ‫حرکت های مارپیچ و خالصه بازی پر سر و صدای‬ ‫قبلی رو ادامه دادن‪.‬‬ ‫ً‬ ‫همه چیز مثل قبل بود‪ ،‬دقیقا مثل قبل؛ اما دیگه کسی‬ ‫اعتراض نمی کرد‪.‬‬ ‫نگاهی که حاکی از دلسوزی بود تو نگاه همه مسافرا‬ ‫موج می زد‪ .‬بچه ها که می دویدن مسافرا تالش می کردن‬ ‫تا با همه ی فشردگی فضای اتوبوس راه رو برای دویدن‬ ‫او ن ها باز کنن تا وقت بازی اذیت نشن‪.‬‬ ‫یکی از مسافرا هم که نشسته بود داشت به یکی از بچه ها‬ ‫می گفت که هر وقت از بازی خسته شد‪ ،‬می تونه روی‬ ‫پاش بشینه‪ .‬مسافر دیگه ای داشت چند تا شکالتی‬ ‫رو که تو کیفش داشت به یکی از بچه ها می داد تا با‬ ‫خواهر و برادراش بخوره‪...‬‬ ‫هیچی عوض نشده بود‪ ،‬نه شلوغی اتوبوس‪ ،‬نه ترافیک‪،‬‬ ‫نه خستگی بعد از کار؛ اما نگاه مسافرا عوض شده بود‬ ‫و این کافی بود برای عوض شدن تمامی رفتارها‪. ...‬‬ ‫‪24‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫جناب اقای پزشکیان؛ نایب رئیس محترم مجلس‬ ‫شورای اسالمی‪:‬‬ ‫«باید اعالم جنگ اقتصادی شود؛ امریکا هرروز علیه‬ ‫ایران برنامه ریزی می کند تا اقتصاد ما را زمین گیر کند‪ ...‬ما‬ ‫هم گاه و بی گاه کاری می کنیم [اما] با این روند نمی شود‬ ‫اقتصاد کشور را در شرایط جنگ اقتصادی مدیریت کرد»‪.‬‬ ‫‪25‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪ -5‬پرده پنجم‪ :‬جنگ اقتصادی‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫چند وقتی بود که عراق به ایران حمله کرده بود و وضعیت‬ ‫ً‬ ‫متاسفانه اصال خوب نبود‪ .‬ایران در تحریم تسلیحاتی‬ ‫قرار داشت و حتی برای وارد کردن سیم خاردار باید‬ ‫کلی دوندگی می کرد و از اون طرف هشتاد کشور همه‬ ‫جوره از صدام حمایت می کردن‪ .‬وضع اقتصادی هم‬ ‫تعریفی نداشت‪ ،‬همه چیز کوپنی بود و کوپنی بودن‬ ‫عالوه بر محدودیت معنای بی کیفیتی رو هم می داد‪.‬‬ ‫با این وجود خیلی از خانواده ها با فرستادن پاره های‬ ‫تنشون از جبهه ها حمایت می کردن و با اوردن شهدا‬ ‫از خطوط مقدم جبهه ها خیلی هاشون هم بدن های‬ ‫پاره پاره و خونین فرزندانشون رو تحویل می گرفتن‪.‬‬ ‫شرایط سخت بود‪ ،‬اما نتیجه خیلی روشن بود‪:‬‬ ‫ایرانی ها از جونشون گذشتن‪ ،‬اما یک وجب از خاکشون‬ ‫رو ندادن‪.‬‬ ‫ما ایرانی ها در ازمون جان بازی موفق بودیم‪ ،‬اما گویا‬ ‫فراموش کردیم که جهاد و دفاع فقط با جان نیست؛ وقتی‬ ‫جنگ اقتصادی باشه جهاد هم اقتصادیه‪ .‬تردید ندارم‬ ‫که در دور ه جنگ حتی اگر با کیفیت ترین‪ ،‬ارزان ترین‬ ‫و بهترین ضمانت نامه یخچال‪ ،‬ماشین لباس شویی‬ ‫و ‪ ...‬در بازار مربوط به یک شرکت عراقی بود نه کسی‬ ‫حاضر به تبلیغ و فروش اون کاالها می شد و نه کسی‬ ‫او ن ها رو می خرید؛ اما امروز می بینیم که برخی کشورها‬ ‫نفت ما رو نمی خرن و اجاز ه فروش اون رو هم نمی دن‪،‬‬ ‫فروش دارو به ما رو تحریم کردن‪ ،‬اموال و سرمایه های‬ ‫ما رو در بانک های خارجی بلوکه کردن‪ ،‬با زورگویی‬ ‫قصد دارن ما رو از حقوقمون محروم کنن و اون وقت‬ ‫ما با خرید کاالهای اونها داریم به اونها کمک می کنیم‪.‬‬ ‫جالبه کارخونه هایی که تعطیل می شن رو می بینیم‪،‬‬ ‫جوانان بیکار رو در بین اشنایانمون می بینیم‪ ،‬حقوق هایی‬ ‫که ‪ ۷۰‬درصد‪ ۵۰ ،‬درصد یا با تاخیر چند ماهه واریز‬ ‫می شن رو می بینیم و هنوز فکر می کنیم ما در شرایط‬ ‫عــادی هستیم و می تونیم همون طور که یک نفر در‬ ‫شرایط عادی خرید می کنه خرید کنیم‪.‬‬ ‫ً‬ ‫ایا حقیقتا نمی دونیم که تفاوت زیادی بین تعطیلی یک‬ ‫کارخونه و حراج دستگا ه های اون با اصابت موشک‬ ‫به اون کارخونه وجود نداره؟‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫‪ -4‬پرده چهارم‪ :‬ما و جنگ تحمیلی‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪ -6‬پرده ششم‪:‬‬ ‫از جنگ اقتصادی تا جهاد اقتصادی‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫ً‬ ‫ایا حقیقتا نمی دونیم که فرق زیادی بین حاصل جمع‬ ‫بیکاری‪ ،‬فقر و قرض با غلطیدن در خون وجود نداره‪،‬‬ ‫َ‬ ‫َْ ْ‬ ‫چنان که امیرالمومنین؟ع؟ فرمودند «الفق ُر َم َع ّالد ْی ِن‬ ‫َْ‬ ‫ْ‬ ‫ال َم ْو ُت الا ْح َمر»؛‬ ‫و خالصه در کنار ده ها ایای دیگه‬ ‫ایا نمی دونیم که در چنین شرایطی سوال اصلی اینه‬ ‫ً‬ ‫که حقیقتا «چرا نباید کاالی ایرانی خرید»؟‬ ‫بسیار راحت تر از اون چیزی که با برنامه ریزی های‬ ‫دولتی قابل تصوره حل بشه‪.‬‬ ‫ما همچنین نباید این نکته رو فراموش کنیم که این‬ ‫اولین بــاری نیست که تجارت و اقتصاد با جهاد و‬ ‫دفاع گره می خورن و بی گمان اخرین بار هم نخواهد‬ ‫بود و در این کارزار و جنگ اقتصادی و تجاری چه‬ ‫باک وقتی امداد الهی با نیت های صحیح و عملکرد‬ ‫درست ما همراه خواهد شد و بشارت های فتح ما رو تا‬ ‫اخرین منازل پیروزی همراهی خواهد کرد و چه گواهی‬ ‫محکم تر از سخن خداوند حکیم می توان بر این مدعا‬ ‫پیدا کرد (صف‪ ۱۰ :‬تا ‪:)۱۳‬‬ ‫‪ -7‬پرده هفتم‪ :‬از تجارت و‬ ‫اقتصاد تا جهاد و بشارت‬ ‫خدای حکیم در کتابش ده مرتبه جهاد با بذل مال رو‬ ‫در کنار جهاد با بذل جان قرار داده و ما ایرانی ها در‬ ‫جهاد با جان یکی از پر افتخارترین صفحات تاریخ‬ ‫رو به نام خودمون ثبت کردیم‪.‬‬ ‫اما یه سوال؟‬ ‫ایا امکان داره ملتی که در بذل جان شون این گونه‬ ‫عمل کردن در بذل مال این قدر ضعیف عمل کنن؟‬ ‫به نظرم این باورکردنی به نظر نمی رسه؛ اجازه بدید‬ ‫یه بار دیگه از «منطق مناسب بودن» کمک بگیریم و‬ ‫مطالب پرده ششم رو اصالح کنیم‪.‬‬ ‫ما ایرانی ها هنوز شرایط رو دقیق تشخیص ندادیم و‬ ‫برای تحقق این مهم همه کسانی که گوش مردم به‬ ‫سخن رانی‪ ،‬پیام‪ ،‬کانال‪ ،‬پیج‪ ،‬توئیت و ‪ ...‬او ن هاست‬ ‫وظیفه دارن تا این موضوع رو به گونه ای مستدل و‬ ‫مشخص با مردم در میون بگذارن و میشه مطمئن‬ ‫بود که اگر این اتفاق بیفته‪ ،‬بدون هیچ گونه تغییری‬ ‫حتی تغییراتی که الزمه پاسخ گویی به انتقادات به‬‫حق مردم در مورد کاالهای ایرانی هستند ‪ -‬رفتارهای‬ ‫ما خیلی متفاوت تر با امروز خواهد بود‪ .‬کافی شرایط‬ ‫درست تبیین بشه تا با اعتماد به خود مردم این مسئله‬ ‫َ ُ‬ ‫َ َ‬ ‫کم َع َلى تج َارهٍ ُتنج ُ‬ ‫َیا ُّیها ّال ِذ َین َء َام ُن ْوا َه ْل ا ُد ّل ُ‬ ‫یکم ِّم ْن‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫َع َذاب َالیم ‪ 10‬۝ ُت ْوم ُن َ‬ ‫ون با َّلل ِه َو َر ُسولِهِ َو ُ ُ َ َ‬ ‫یل‬ ‫ٍ َِ ٍ‬ ‫ِ‬ ‫تج ِاهدون ِفى س ِب ِ‬ ‫َِ‬ ‫َ‬ ‫ُ‬ ‫کم َخ ْیر ّل ُ‬ ‫کم َو ا ُنف ِس ُک ْم َذ ِال ُ‬ ‫ا َّلل ِه با ْم َو ِال ُ‬ ‫کم ِان ک ُنت ْم‬ ‫ِ‬ ‫َ ْ َ ُ َ َ ْ ْ َ ُ ُ ُ َ ُ َ ُ ْ ْ ُ َّ‬ ‫ات َ‬ ‫تج ِرى‬ ‫کم و ید ِخل ‬ ‫کم ذنوب ‬ ‫تعلمون ‪ 11‬۝ یغ ِفر ل ‬ ‫کم َجن ٍ‬ ‫تحتها ْال َا ْنه ُار َو َم َساک َن َط ّی َب ًه فى َج َّنات َع ْدن َذل َ‬ ‫َ‬ ‫ک‬ ‫ٍ ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِمن ِ‬ ‫ِ ِ‬ ‫ُ‬ ‫ْ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫ْ‬ ‫ّ‬ ‫ْ‬ ‫ُ‬ ‫تح ّب َ‬ ‫ونها ن ْص ٌر ِّم َن الل ِه َو فت ٌح قر ٌ‬ ‫ى ُ‬ ‫ْال َف ْو ُز ال َع ِظ ُ‬ ‫یب‬ ‫یم ‪ 12‬۝ َو اخ َر ‬ ‫ِ‬ ‫َو َب ّ ِشر ْال ُم ْو ِم ِن َ‬ ‫ین ‪ 13‬۝‬ ‫ِ‬ ‫اى کسانى که ایمان اورده اید! ایا شما را به تجارتى راهنمایى‬ ‫کنم که شما را از عذاب دردناک رهایى مى بخشد؟! *‬ ‫به خدا و رسولش ایمان بیاورید و با اموال و جانهایتان در‬ ‫راه خدا جهاد کنید (که) این براى شما (از هر چیز) بهتر‬ ‫است اگر بدانید! * (و بدانید که اگر چنین کنید خداوند)‬ ‫گناهانتان را مى بخشد و شما را در باغ هایى از بهشت‬ ‫داخل مى کند که نهرها از زیر درختانش جارى است و‬ ‫در مسکن هاى پاکیزه در بهشت جاویدان جاى مى دهد‬ ‫و این پیروزى عظیم است! * و (نعمت) دیگرى که ان‬ ‫را دوست دارید به شما مى بخشد‪ ،‬و ان یارى خداوند‬ ‫و پیروزى نزدیک است و (ای پیامبر من) مومنان را (به‬ ‫این پیروزى بزرگ) بشارت ده! *‬ ‫‪26‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫سیدکاظم حسینی‬ ‫پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫دانشجوی دکتری مدیریت دولتی دانشگاه تربیت مدرس‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫‪27‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫نظام اداری کشور از مبانی نظری التقاطی‪ ،‬متناقض‬ ‫و ضعف های ساختاری برای تحقق اقتصاد مقاومتی‬ ‫رنج می برد‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫به نام‬ ‫اقتصاد مقاومتی‬ ‫به کام ‪...‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫خط مشی های عمومی محمل تجلی اراده حکومت ها‬ ‫هستند‪ .‬تحقق این خط مشی ها با اتکا به نظام حکمرانی‬ ‫انجام می شود‪ .‬حکومت ها برای تحقق نظام حکمرانی‬ ‫ً‬ ‫در عمل و دنـیــای واقــعــی معموال از ســه شیوه مدد‬ ‫می گیرند‪ :‬برخی سعی می کنند نظام حکمرانی را‬ ‫از طریق سازوکارهای سلسله مراتبی نظام اداری یا‬ ‫همان چیزی که در اصطالح بوروکراسی نامیده می شود‬ ‫اجرا کنند‪ .‬طریق دوم بهره گیری از نظام بازار است‬ ‫ً‬ ‫که عموما تحت عنوان خصوصی سازی شناخته‬ ‫می شود‪ .‬خصوصی سازی با منطق شکست انحصار‬ ‫ارائه خدمات عمومی و بهره گیری از سازوکار بازار در‬ ‫پی بهبود کیفیت ایــن خدمات اســت‪ .‬شیوه سوم‬ ‫بهره گیری از شبکه است که ناشی از تغییرات جدید‬ ‫در معماری و ارایش حکومت ها است که در ان عالوه‬ ‫بر دولت بازیگرانی حضور دارند که در برخی عرصه ها‬ ‫بسیار قدرتمندتر از دولت هستند‪.‬‬ ‫حمایت از اقتصاد ملی و تولیدات داخلی به عنوان‬ ‫یک ارزش و خواست عمومی نیازمند تدوین خط مشی‬ ‫است‪ .‬وزارتخانه ها و دستگاه های دولتی لیستی از‬ ‫برنامه ها به عنوان خط مشی های حمایت از تولید‬ ‫داخــل ارائ ــه کــرده انــد‪ .‬به طورکلی کیفیت و جنس‬ ‫خط مشی های تدوین شده و شیوه هایی که دولت‬ ‫برای تحقق ان ها برمی گزیند نشان دهنده نوع نگاه‬ ‫دولت به مردم‪ ،‬نقشی که دولت برای خود قائل است‬ ‫و ارزش های مرجح دولتمردان است‪ .‬خط مشی ها و‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫اصــاح و تحول ساختار دولــت و نظام‬ ‫چشم نمی خورد و اهــداف‬ ‫سرفصل های ارائه شده ذیل اداری در کــشــور مــا از ابــتــدای طــرح ان‬ ‫هــیـچ کــدام از ایــن دو گــروه‬ ‫مفهوم کالن اقتصاد مقاومتی مترادف با رویکردهایی از قبیل تفکیک و‬ ‫ً‬ ‫به روشنی مشخص نیست‬ ‫نه تنها صرفا گرداوری موارد ادغــام وزارتخانه ها‪ ،‬خصوصی سازی‪،‬‬ ‫و هــی ـچ کــدام نتوانسته اند‬ ‫از پیش موجود است بلکه کوچک سازی‪ ،‬قرارداد گرایی و موضوعاتی‬ ‫در ایــن ســال هــا یکدیگر را‬ ‫حاوی برخی موارد متناقض از این قبیل بوده است‪.‬‬ ‫متقاعد کنند‪ .‬به دیگر بیان‪،‬‬ ‫و نگران کننده نیز هست‪ .‬در‬ ‫تفکیک ها و ادغام های انجام شده بیشتر در پرتو جریانات‬ ‫تقسیم بندی این برنامه ها چهارده برنامه در حوزه نظام‬ ‫و فشارهای سیاسی‪-‬اجتماعی اتفاق افتاده است‪.‬‬ ‫اداری دولت قرار گرفته است‪ .‬برخی از این برنامه ها‬ ‫گرایش به بخش خصوصی و واگذاری امور از طریق‬ ‫ناظر به تحول در بخش دولتی است؛ از جمله ان ها‬ ‫قراردادها و برو ن سپار ی ها یکی دیگر از تصمیماتی است‬ ‫می توان به دو برنامه «اصالح ساختار کالن دولت» و‬ ‫که در حوزه نظام اداری برای تحقق اقتصاد مقاومتی‬ ‫«اصالح نظام اداری و استقرار دولت الکترونیک» که‬ ‫اتخاذ شده است‪ .‬درمجموع مقرر شده برای کمک به‬ ‫به سازمان امور اداری و سازمان برنامه وبودجه سپرده‬ ‫تحقق اقتصاد مقاومتی ‪ 5500‬طرح عمرانی ملی و استانی‬ ‫ شده است‪ ،‬اشاره کرد‪ .‬تحول و اصالح ساختار دولت‬ ‫نیمه تمام به بخش خصوصی واگذار شود‪ .‬اینکه چگونه‬ ‫از قدیمی ترین مسائل هم در حوزه اجرا و هم در حوزه‬ ‫منطق برو ن سپاری می تواند به این مهم کمک کند‬ ‫نظر و محافل علمی‪-‬دانشگاهی مدیریت دولتی بوده؛‬ ‫جای سوال دارد اما اگر از این ابهام هم بگذریم و فارغ‬ ‫هرچند نحوه تحقق و اجرای این برنامه ها مشخص‬ ‫از موضوع اقتصاد مقاومتی به ان نگاه کنیم درمی یابیم‬ ‫نشده اما اصالح و تحول ساختار دولت و نظام اداری‬ ‫که این رویکردها در طول زمان با چالش های جدی‬ ‫در کشور ما از ابتدای طرح ان مترادف با رویکردهایی از‬ ‫مواجه بوده اند‪ .‬بانک جهانی به عنوان یکی از مروجان‬ ‫قبیل تفکیک و ادغام وزارتخانه ها‪ ،‬خصوصی سازی‪،‬‬ ‫اصلی رویکرد خصوصی سازی تنها پنج سال بعد از‬ ‫کوچک سازی‪ ،‬قرارداد گرایی و موضوعاتی از این قبیل‬ ‫ارائه نسخه تجویزی از ان برای کشورهای جهان سوم‪،‬‬ ‫بوده است‪.‬‬ ‫توبه نامه ای منتشر کرد و این کار را اشتباهی فاحش‬ ‫حرکت زیگزاگی در ادغام و تفکیک وزارتخانه ها طی‬ ‫دانست‪ .‬در کشور ما و بعد از انقالب اسالمی رگه های‬ ‫سالیان گذشته نمی تواند نشان دهنده وجود خردمایه ای‬ ‫این رویکردها در اولین برنامه توسعه کشور ظاهر شد‬ ‫منسجم در این حرکات باشد‪ .‬حکومت ها در ادغام‪،‬‬ ‫و تا به امروز ادامه پیداکرده است تا جایی که یکی‬ ‫تفکیک و طراحی وزارتخانه ها اهدافی را دنبال می کنند‪.‬‬ ‫از سیاست های کلی نظام در قالب «سیاست های‬ ‫بهبود پاسخگویی ملی وزارتخانه ها‪ ،‬ارتقا کیفیت‬ ‫کلی اصل ‪ ۴۴‬قانون اساسی» به این امر اختصاص‬ ‫مدیریت برنامه های ملی‪ ،‬صرفه جویی مالی‪ ،‬افزایش‬ ‫پیداکرده است‪ .‬خصوصی سازی به عنوان پرچم دار‬ ‫انسجام وزارتخانه ای‪ ،‬تقویت تعامل با سایر قوا از جمله‬ ‫یکی از رویکردهای اداره دولت و حکومت‪ ،‬حیات خود‬ ‫این اهداف هستند؛ البته در برخی موارد نیز اهدافی‬ ‫را از ارزش ها و اصولی می گیرد که بی توجهی به ان ها و‬ ‫مثل حذف یک وزیر و تبانی های سیاسی می تواند‬ ‫صرف به کارگیری روش ها و ابزارهای ارائه شده توسط‬ ‫پشتوانه این اصالحات باشد‪ .‬رصد این مجادالت‬ ‫ان منشا بسیاری از مشکالت اقتصادی و اجتماعی‬ ‫در کشور نشان می دهد انسجام و وحدت رویه ای در‬ ‫امــروز جامعه ایرانی اســت‪ .‬تقدم عدالت‪ ،‬انصاف‬ ‫نظرات موافقان و مخالفان این موضوع در کشور به‬ ‫‪28‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪29‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫و عــام ـه م ـحــوری بــر کسب‬ ‫درامد‪ ،‬کارایی و رقابت یکی از‬ ‫پایه های مشروعیت حکومت‬ ‫ارزش‬ ‫در نگاه اسالمی است‪ِ .‬‬ ‫مــحــوری خــصــوصـی ســازی‬ ‫یعنی تزریق رقابت و افزایش‬ ‫کارایی تا حدودی این ارزش ها‬ ‫را به حاشیه می راند و بسیاری از اقدامات حکومت‬ ‫را غیرمعقول می داند‪ .‬انچه این رویکردها را خطرنا ک‬ ‫می کند این است که سعی می کنند عالوه بر استفاده از‬ ‫فنون و ابزارهای بخش بازار در عرصه عمومی ارزش های‬ ‫بازاری را نیز در روح و کالبد بخش عمومی بدمد؛ بردن‬ ‫صندوق رای به روستایی دورافتاده و صعب العبور که‬ ‫تعداد خانوار ان از تعداد انگشتان یک دست کمتر‬ ‫است و رای گیری از ان ها هزینه ای بر دولت تحمیل‬ ‫می کند که در منطق اقتصاد و کارایی غیرمعقول است‬ ‫اما از نگاه عدالت محوری‪ ،‬مشارکت در انتخابات حق‬ ‫همه واجدان شرایط است و حکومت متولی انجام‬ ‫این مهم است‪.‬‬ ‫تمایز بخش‬ ‫از بین رفتن عامه محوری به عنوان عامل‬ ‫ِ‬ ‫بخش خصوصی مرز این دو بخش را کمرنگ‬ ‫عمومی از‬ ‫ِ‬ ‫می کند و به تبع ان‪ ،‬نقش ســازمــان هــای عمومی و‬ ‫ِ‬ ‫خصوصی مبهم و چالش پاسخگویی جدی می شود؛‬ ‫باالخره دولــت پاسخگوی ‪ 5500‬طــرح وا گــذار شده‬ ‫است یا بخش خصوصی؟ دولت انتقادها را به بخش‬ ‫خصوصی حواله می دهد و بخش خصوصی خود را‬ ‫ملزم به پاسخگویی به عامه نمی داند‪ .‬وقتی کارایی در‬ ‫تاروپود مدیریت جامعه تزریق شود مفهوم خدمت و‬ ‫خادم بودن زیر سوال می رود و نامعقول جلوه می کند؛‬ ‫حتی مردم نیز به چشم مشتری نگریسته می شوند که‬ ‫به واسطه ازادی ایجاد شده برای ان ها جهت انتخاب‬ ‫خدمات هزینه می پردازند‪ .‬می توان گفت مدیریت‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫اقـتـصــادی کــارامــد‪ ،‬بیشتر‬ ‫خادم اغنیا است زیرا ان ها‬ ‫توانایی بیشتری برای خرید‬ ‫خدمات از بخش عمومی‬ ‫دارند و این رویه به نوعی منجر‬ ‫به حاکمیت سرمایه داری در‬ ‫کشور خواهد شد‪.‬‬ ‫وقتی ارائه برخی خدمات به بخش خصوصی سپرده‬ ‫می شود و دولت تنها خریدار این خدمات است چه‬ ‫اتفاقی می افتد؟ ایا منجر به شکل گیری ائتالفی واحد‬ ‫بین عرضه کنندگان این خدمات و به عبارت دقیق تر‬ ‫شکل گیری انحصار خصوصی نمی شود؟ تخریب رقابت‬ ‫با شکل گیری انحصار خصوصی می تواند حاصل تالش‬ ‫مدیرانی فرصت طلب در دولت باشد که شکست بازار‬ ‫منافع ان ها را تامین می کند‪ .‬خصوصی سازی به همان‬ ‫چیزی مبتال می شود که با ادعای مبارزه با ان ظهور کرد؛‬ ‫انحصارگرایی‪ .‬تنها تفاوت در نوع انحصار است؛ از‬ ‫انحصار دولتی به انحصار خصوصی‪.‬‬ ‫یکی دیگر از ابهامات برنامه های اداری ارائه شده‬ ‫ذیل موضوع اقتصاد مقاومتی تشتت در مبانی است‪.‬‬ ‫ً‬ ‫مثال «ظرفیت سازی برای افزایش مشارکت و نظارت‬ ‫نظام مند مردم‪ ،‬سازمان های مردم نهاد و نهادهای‬ ‫جامعه مدنی در ارتقای سالمت اداری» از جمله‬ ‫برنامه های احصا شده است‪ .‬عالوه بر تضاد رویکردهای‬ ‫خصوصی سازی با عامه محوری که در باال ذکر شد؛‬ ‫این رویکرد به نوعی منجر به تضعیف نهادها و جامعه‬ ‫مدنی نیز می شود‪ .‬جامعه مدنی وظیفه پاسبانی از‬ ‫ارزش های اجتماعی و پرورش شهروندان مسئول و‬ ‫حساس به این مسائل را بر عهده دارد‪ .‬حال با تزریق‬ ‫ارزش های بازاری و کاسب کارانه چه بالیی بر سر ان‬ ‫خواهد امد؟ ورود ارزش های بازار یعنی تشویق افراد‬ ‫به پیگیری منافع فردی و این روند در جامعه مدنی‬ ‫که وظیفه پاسبانی از ارزش های اجتماعی و پرورش‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫خصوصی سازی به عنوان پرچم دار یکی از‬ ‫رویکردهای اداره دولت و حکومت‪ ،‬حیات‬ ‫خود را از ارزش ها و اصولی می گیرد که‬ ‫بی توجهی به ان ها و صرف به کارگیری‬ ‫روش ها و ابزارهای ارائه شده توسط ان‬ ‫منشا بسیاری از مشکالت اقتصادی و‬ ‫اجتماعی امروز جامعه ایرانی است‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫عدم اگاهی به مبانی‪ ،‬پیروی مقلدانه و‬ ‫ُمدگونه از مدل های اداری و التقاط در‬ ‫روش ها هم اقتصاد مقاومتی را به شکست‬ ‫خواهد کشاند و هم نوعی انزجار عمومی‬ ‫از این مفهوم ایجاد خواهد کرد که دیگر‬ ‫هیچ کس تــوان و جرئت بلند کــردن این‬ ‫گفتمان را نخواهد داشت‪.‬‬ ‫وق ــت ــی دول ـ ــت بــســیــاری از‬ ‫وظایف خود را واگذار می کند‬ ‫به مــوازات ان باید از حجم‬ ‫نیروهای خود نیز بکاهد؛ این‬ ‫امر سبب ایجاد احساس عدم‬ ‫امنیت شغلی در بین کارکنان‬ ‫دولت شده و اعتماد ان ها به‬ ‫دولت را تضعیف می کند‪.‬‬ ‫ع ــاوه بــر تضعیف اعتماد‬ ‫کارکنان به دولت‪ ،‬با گسترش‬ ‫روند خصوصی سازی اعتماد‬ ‫عمومی نیز به دولت کاهش‬ ‫می یابد چراکه یکی از ابزارهای‬ ‫مروجان این رویکرد القای‬ ‫تصویری فاسد و نا کارامد از‬ ‫دولت و مدیران دولتی است‬ ‫تا بتوانند فضای عمومی را با خود هم راستا کنند‪ .‬لذا بر‬ ‫روی تقویت احساسات ضددولتی مردم تمرکز می کنند‪.‬‬ ‫انچه گفته شد نقد برخی از برنامه های اداری ارائه شده‬ ‫در موضوع اقتصاد مقاومتی بود‪ .‬سیر تبدیل ارزشی‬ ‫به نام اقتصاد مقاومتی به برنامه ها و خط مشی ها و‬ ‫سپس طراحی و انتخاب شیوه اجــرای ان ها نه تنها‬ ‫نشان دهنده نوعی مسیر تقلیل ارزشــی بلکه نوعی‬ ‫تحول و دگرگونی ارزشی است‪ .‬اقتصاد مقاومتی که‬ ‫برای تقویت استحکام ساخت درونی قدرت ملی در‬ ‫اقتصاد مطرح شده بود‪ ،‬به شدت منجر به تضعیف‬ ‫دولت به عنوان محور ساخت درونی می شود‪ .‬عدم‬ ‫ا گاهی به مبانی‪ ،‬پیروی مقلدانه و ُمدگونه از مدل های‬ ‫اداری و التقاط در روش ها هم اقتصاد مقاومتی را به‬ ‫شکست خواهد کشاند و هم نوعی انزجار عمومی از‬ ‫این مفهوم ایجاد خواهد کرد که دیگر هیچ کس توان‬ ‫و جرئت بلند کردن این گفتمان را نخواهد داشت‪.‬‬ ‫افراد بر اساس این ارزش ها‬ ‫را بر عهده دارد تهدید بزرگی‬ ‫محسوب می شود‪ .‬در این‬ ‫منطق تجمیع منافع فردی‬ ‫تقریبی از مــنــا فــع عمومی‬ ‫جامعه حساب می شود که‬ ‫به نوعی نقش اقدام جمعی‬ ‫مردمی را مخدوش می کند‬ ‫و مفهوم منفعت عامه را در‬ ‫هاله ای از ابهام قرار می دهد‪.‬‬ ‫همچنین به دلیل اینکه این‬ ‫رویکرد عقالنیت را از ان مدیر‬ ‫تصور می کند؛ فضای گفتمان‬ ‫عمومی را بسته نگه می دارد‬ ‫و ادعای مشارکت عمومی‬ ‫نــوعــی نــگــاه متناقض گونه‬ ‫خواهد بود‪.‬‬ ‫سپردن بسیاری از امور به بخش ها و نهادهایی غیر از‬ ‫دولت باعث می شود مدیران سیاسی کنترل خود بر‬ ‫برنامه ها و خط مشی ها را از دست بدهند و این نوعی‬ ‫عطش در ان ها برای کنترل بیشتر بر اجرای برنامه ها و‬ ‫خط مشی ها ایجاد می کند که ثمره ان سیاست زدگی‬ ‫دستگاه بوروکراسی خواهد بود‪ .‬دستگاه بوروکراسی که‬ ‫باید پاسدار منافع ملی و عمومی باشد به ابزار تحقق‬ ‫منافع حزب سیاسی حاکم تبدیل خواهد شد‪.‬‬ ‫در بسیاری از موارد سپردن امور دولت به نهادهای‬ ‫غیردولتی و خصوصی بــه هــدف بهبود عملکرد و‬ ‫افزایش کیفیت خدمات نیست بلکه به دلیل فضای‬ ‫سنگین سیاسی است که حامیان این رویکردها را‬ ‫محترم شمرده و مخالفان ان را متهم و برچسب های‬ ‫منفی به ان ها می زند؛ لذا در این فضای سنگین نه تنها‬ ‫هیچ کس جرئت مخالفت نمی کند بلکه حتی به ان‬ ‫فکر هم نمی کند‪.‬‬ ‫‪30‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫هاشم سوداگر‬ ‫پژوهشگر هسته سیاست کشاورزی مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری مدیریت دولتی دانشگاه تهران‬ ‫طبیعت ایران‪ ،‬غیر از چند حوزه ابریز خاص‪ ،‬کم اب‬ ‫ً‬ ‫است و این وضعیت برای ایرانیان‪ ،‬همواره کامال طبیعی‬ ‫بوده است‪ .‬پس نیاکان ما‪ ،‬خردمندانه و واقع گرایانه‪،‬‬ ‫ساخت اجتماعی و اقتصادی تمدن خود را متناسب‬ ‫با این کم ابی طبیعی بنا کردند‪ .‬دهات در اکثر پهنه‬ ‫جغرافیایی ایران‪ ،‬در واقع با همکاری جمعی و مردمی‬ ‫در مدیریت کمیاب ترین منبع کشاورزی در ایران‪ ،‬یعنی‬ ‫اب‪ ،‬شکل می گرفتند‪ .‬این همکاری و مشارکت مردمی‬ ‫در مدیریت اب‪ ،‬هم در مرحله استحصال اب‪ ،‬همچون‬ ‫امروز در چهل سالگی انقالب‪ ،‬حوزه کشاورزی زخم هایی‬ ‫التیام نیافته از اخرین تیرهای ترکش شاهنشاهی بر تن دارد‬ ‫‪31‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫‪ -2‬تمدن سازی در قلمرو اقلیم‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫وارث زخم های‬ ‫شاهانه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫واضح است که برای تدبیر امور عامه در مسیر اینده‪،‬‬ ‫همواره باید نگاهی به گذشته داشت‪ .‬ملتی که تاریخ‬ ‫نداند محکوم به تکرار و تداوم اشتباه های تاریخی‬ ‫خود است‪ .‬تاریخ کشاورزی ایران از منظری دیگر‪،‬‬ ‫می تواند تاریخ تمدن این مرزوبوم باشد‪ .‬مگر غیرازاین‬ ‫است که تمدن از خالل زندگی روزبه روز انسان ها‬ ‫شکل می گیرد و مگر غیرازاین ا ســت که نسل به‬ ‫نسل نیا کان ما‪ ،‬روزبه روز و فصل به فصل خود را در‬ ‫ِ‬ ‫خالل تعاملشان با خا ک و اب و کشت و زرع تعریف‬ ‫کــرده انــد؟ پس وا کــاو ی تار یخی کــشــاورزی ایــران‪،‬‬ ‫نه تنها الزمه شناخت دردهای مزمن و ظرفیت های‬ ‫عظیم تولید در بخش کشاورزی است؛ بلکه متضمن‬ ‫عبرت هایی برای اصالح مسیر اینده تمدن ماست‪.‬‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫‪ -1‬تاریخ‪ ،‬کشاورزی‪ ،‬تمدن‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫پهلوی ها عاشق مظاهر مدرنیته بودند و برای تعبیر این خواب‬ ‫شاهانه‪ ،‬قمارهایی سنگین با فرهنگ‪ ،‬اقتصاد و کشاورزی ایران‬ ‫اسالمی کردند؛ از کشف حجاب رضاخانی گرفته تا انقالب‬ ‫سفید محمدرضا! به دهقانان گفته شد که برای پایان دادن به‬ ‫استثمار نهادینه شده در کشاورزی ایران‪ ،‬رژیم ارباب ورعیتی‬ ‫ملغی خواهد شد‪.‬‬ ‫نظامی و دیوانی کند تا سلطه خود را بر زمین از طریق‬ ‫جلوگیری از پیدایش قدرت های خودمختار محلی یا‬ ‫حمله دشمنان خارجی حفظ کند [‪ .]3‬قابل تامل است‬ ‫که در این نظام اجتماعی‪ ،‬اقتصادی و سیاسی‪ ،‬در‬ ‫ضمن مزیت هایی همچون توسعه متناسب با شرایط‬ ‫ِ‬ ‫استثمار نهادینه شده‬ ‫اقلیمی‪ ،‬ضعف هایی همچون‬ ‫ِ‬ ‫در سلسله مراتب قــدرت وجــود داشــت‪ .‬دهقانان بر‬ ‫زمین های خان کار می کردند؛ زمین هایی که مالکیت‬ ‫ً‬ ‫ان ها عمدتا در پی مناسبات سیاسی به خان ها داده‬ ‫می شد (از ان ها گرفته می شد)‪ .‬خان‪ ،‬صاحب سهم‬ ‫عمده محصول می شد و سلسله مراتب سهم گرفتن‬ ‫تا شاهنشاه ادامه می یافت‪.‬‬ ‫ساخت و نگهداری قنات و کاریز خود را نشان می داد‬ ‫و هم در مرحله توزیع اب توسط میراب ها و ابیارها در‬ ‫میان دهقانان‪ .‬در واقع ِده به صورت یک واحد مدیریت‬ ‫مردمی و خودانگیخته ی استحصال و توزیع اب‪،‬‬ ‫سازماندهی می شد‪ .‬عالوه بر این‪ ،‬در واحدهایی که به‬ ‫نام هایی همچون ُ«بنه» یا «صحرا» خوانده می شدند‪،‬‬ ‫سایر تصمیم گیری های مهم تولید نظیر تصمیم گیری‬ ‫در مورد ترکیب کشت محصوالت‪ ،‬ایش اراضی و برنامه‬ ‫چرای دام در مراتع‪ ،‬به صورت محلی و خودانگیخته‬ ‫انجام می شد [‪ ]1‬و [‪ .]2‬از جمله ویژگی های مهم این‬ ‫واحدهای روستایی‪ ،‬خودکفایی و خودمختاری ان ها‬ ‫ً‬ ‫در فرایند تولید بوده است‪ .‬به علت کم ابی‪ ،‬معموال‬ ‫هیچ یک از این واحدهای روستایی ان قدر بزرگ نمی شد‬ ‫که بتواند زمینه ایجاد یک پایگاه قدرت فئودالی را‬ ‫فراهم کند؛ اما چنانچه کسی می توانست تعداد زیادی‬ ‫از این واحدهای روستایی کوچک و مستقل را تحت‬ ‫جمعی چندان بزرگی از این‬ ‫مازاد‬ ‫سلطه خود دراورد‪ِ ،‬‬ ‫ِ‬ ‫اقتصادهای پراکنده حاصل می شد که می توانست‬ ‫یک نیروی سازمان یافته منطقه ای یا کشوری را تجهیز‬ ‫کند‪ .‬حجم مازاد جمعی محصوالت کشاورزی این‬ ‫ً‬ ‫واحدها ان قدر بود که حکومت مرکزی را که معموال‬ ‫بــا زورمــنــدی بــر همگان حا کم شــده بــود و شیوه ای‬ ‫استبدادی در حکومت داری داشت‪ ،‬قادر به صرف‬ ‫مبالغی بــرای حمل ونقل‪ ،‬ارتباطات و سازمان های‬ ‫‪ -3‬بی کفایتی ملوکانه‬ ‫دوره تسلط ‪ 130‬ساله قاجارها بر ایران مصادف بود با‬ ‫کل قرن ‪ 19‬و یک ربع از قرن ‪ 20‬میالدی‪ .‬پیشرفت های‬ ‫علمی‪ ،‬فناوری و صنعتی غرب در این بازه زمانی‬ ‫منجر به افزایش چشمگیر حجم و کیفیت تولیدات‬ ‫صنعتی در مغرب زمین شد‪ .‬نمی توان ادعا کرد که‬ ‫ً‬ ‫پیشرفت علم و فناوری صرفا در گرو سیاست های‬ ‫ً‬ ‫دولت است؛ اما قطعا می توان ادعا کرد که دودمان‬ ‫قاجار کمکی به پیشرفت علمی و اقتصادی ایران‪،‬‬ ‫مبتنی بر اقلیم ایران و فرهنگ اسالمی نکرد‪ .‬ضمن‬ ‫اینکه بندهای تجاری و تعرفه ای که در قراردادهایی‬ ‫‪32‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫‪33‬‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫پهلوی ها عاشق مظاهر مدرنیته بودند و برای تعبیر‬ ‫این خواب شاهانه‪ ،‬قمارهایی سنگین با فرهنگ‪،‬‬ ‫اقتصاد و کشاورزی ایران اسالمی کردند؛ از کشف‬ ‫حجاب رضاخانی گرفته تا انقالب سفید محمدرضا!‬ ‫انقالب‬ ‫اصالحات ارضی اولین اصل از اصول نوزده گانه‬ ‫ِ‬ ‫به اصطالح سفید محمدرضا پهلوی بود‪ .‬به دهقانان‬ ‫گفته شد که برای پایان دادن به استثمار نهادینه شده‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪ -4‬مدرنیته شاهانه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫همچون ترکمانچای گنجانده شده بود منجر به ورود‬ ‫پرحجم کاالهای صنعتی ارزان قیمت و با کیفیت‬ ‫غربی می شد‪ .‬ابوت‪ ،‬کنسول انگلستان در تبریز‪ ،‬در‬ ‫نخستین سال حکومت ناصرالدین شاه درخواست‬ ‫تجار کاشان و تبریز به دربار را مبنی بر جلوگیری از‬ ‫ورود کاالهای اروپایی گزارش کرده و می نویسد که‬ ‫در نتیجه تجارت با اروپا کاالهای وارداتی به تدریج‬ ‫در سرتاسر مملکت پخش شده اند و باعث از بین‬ ‫رفتن بسیار ی از شعب صنایع محلی شد ه اند و‬ ‫این صنایع به سرعت رو به انحطاط هستند [‪.]4‬‬ ‫با افول صنایع‪ ،‬اقتصاد ایــران بیش ازپیش متکی‬ ‫به تولیدات کـشــاورزی شــد؛ تولیداتی با ابــزارهــا و‬ ‫روش های ابتدایی و به روز نشده متناسب با بستر‬ ‫استثمار نهادینه شده‬ ‫بومی خود [‪ ]5‬و نیز زیر فشار‬ ‫ِ‬ ‫در تار یخ کشاورزی ایران!‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫در کشاورزی ایران‪ ،‬رژیم ارباب ورعیتی ملغی خواهد‬ ‫شد و زمین ها به دهقانان و روستانشینان داده می شود‪.‬‬ ‫به زارعین گفته شد زین پس بر زمین های خود کشت‬ ‫و کار خواهید کرد و الزم نیست عمده محصول خود‬ ‫را تقدیم خوانین و اربابان کنید‪.‬‬ ‫خــان هــا مجبور شدند زمین های خــود را بــا قیمت‬ ‫تعیین شده به دهقانان واگذار کنند‪ .‬طبیعی بود که‬ ‫خان ها از این وضعیت ناراضی باشند‪ .‬ولی تنها یک‬ ‫دهه بعد‪ ،‬با سرازیر شدن دالرهای نفتی دهه ‪ 50‬به شهرها‬ ‫بود که خان ها متوجه شدند چه به موقع ان دارایی های‬ ‫غیرمنقول‪ ،‬کم بازده و بدون مشتری را تبدیل به پول‬ ‫و سهام کارخانجات مدرن کردند و حاال چه خوب‬ ‫است که می توانند به مدد سیاست های تجددخواهانه‬ ‫شاه در توجه به شهرها که مظاهر مدرنیته بودند‪ ،‬جزء‬ ‫طبقه مرفه شهری باشند [‪. ]6‬‬ ‫اما دهقانان‪ ...‬قابل تامل است که در عمل نه به همه‬ ‫روستاییان زمین رسید؛ نه زمینی که به عمده دهقانان‬ ‫داده شد به اندازه ای بود که کشت ان صرفه اقتصادی‬ ‫دهقانان خرده مالک‬ ‫داشته باشد [‪]7‬؛ نه عمده این‬ ‫ِ‬ ‫شده‪ ،‬دانش و درایت کافی برای به سود رساندن یک‬ ‫کسب وکار کشاورزی را داشتند‪ .‬لذا بسیاری از ان ها در‬ ‫همان سال های ابتدایی‪ ،‬زمین خود را به تعاونی های‬ ‫تازه تاسیس روستایی سپردند و به امید درامدی دیگر‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫یکی از بزرگ ترین خطاها در سیاست‬ ‫اصالحات ارضی‪ ،‬بی اهمیت انگاشتن بوم‬ ‫تولید و نظام سنتی کشاورزی ایران بود‪.‬‬ ‫هرگز وجود نداشته اند‪ .‬امروزه کار به جایی رسیده است‬ ‫که تصور اداره بسیاری از اموری که طی قرن ها‪ ،‬بدون‬ ‫دخالت دولت ها به صورت خودانگیخته و محلی‬ ‫به طور کارامد و موثر اداره می شدند‪ ،‬بدون دخالت‬ ‫پرهزینه و کم اثر دولت مشکل است‪.‬‬ ‫قابل ذکر است که برنامه دولت شاهنشاهی‪ ،‬جایگزین‬ ‫کردن کشاورزی سنتی و بومی ایران با شرکت های مدرن‬ ‫کشاورزی و کشت وصنعت های عظیم به سبک غربی‬ ‫بود [‪ .]10‬نمونه هایی که در دشت مغان و طرح های عظیم‬ ‫نیشکر خوزستان و چند جای دیگر به بهره برداری رسید‪.‬‬ ‫بااین حال قابل تامل است که مطابق امار محدودی‬ ‫که از تولید این شرکت ها و کشت وصنعت ها در دوره‬ ‫پهلوی موجود است‪ ،‬تولیدات کشاورزی این واحدهای‬ ‫مدرن و پرهزینه که با مدیریت مستشاران غربی ایجاد‬ ‫شده بودند‪ ،‬کمتر از تولیدات همان زمین ها قبل از‬ ‫واگذاری به این شرکت ها بوده اند! القصه‪ ...‬ایران از‬ ‫همان دهه ‪ 40‬یک واردکننده عمده محصوالت پایه‬ ‫کشاورزی شد و کار به جایی رسید که در سال ‪،1350‬‬ ‫ارزش کل تولید کشاورزی کشور حتی کمتر از ارزش کل‬ ‫مصرف روستاییان بود [‪ !]11‬اما چرا این جریان منجر به‬ ‫قحطی فراگیر نشد؟! پاسخ را باید در درامدهای نفتی‬ ‫دولت جست وجو کرد‪ .‬به مدد جهش قیمت نفت در‬ ‫دهه ‪ 50‬و سرازیر شدن دالرهای نفتی به کشور‪ ،‬دولت‬ ‫شاهنشاهی بدون هیچ دغدغه ای‪ ،‬کسری غذای کشور‬ ‫را از بازارهای جهانی تامین کرد‪ .‬ایا اگر قصدی برای‬ ‫از بین بردن سنت های حسنه کشاورزی این مرزوبوم‬ ‫به شهرها که نه‪ ،‬به حاشیه شهرها مهاجرت کردند و‬ ‫چه حلبی ابادها که اباد نکردند [‪!]8‬‬ ‫امــا دامـ ــداران‪ ...‬دام ــداری ایــران بـه صــورت تاریخی‬ ‫مبتنی بر پرورش گوسفند‪ ،‬بز‪ ،‬شتر و گاو بوده است‪ .‬از‬ ‫این میان‪ ،‬گوسفند و بز که بیشترین سهم از تولیدات‬ ‫دامی را به خود اختصاص می دادند به دست عشایر‬ ‫کوچ نشین و در مــراتــع و کوهستان ها پ ــرورش داده‬ ‫می شدند‪ .‬پیرو اصالحات ارضــی‪ ،‬مراتع تبدیل به‬ ‫اراضی ملی شدند و به این ترتیب بهره مندی عشایر‬ ‫از این منابع محدود گردید‪ .‬ضمن اینکه شاه همواره‬ ‫از عشایر که به لحاظ اقتصادی و اجتماعی خودکفا‬ ‫ً‬ ‫بودند و به واسطه زندگی در طبیعت بکر‪ ،‬کامال مقاوم‬ ‫بودند هراس داشت‪ .‬پس با قدرت نظامی و حتی در‬ ‫مــواردی با بمباران پناهگاه ها‪ ،‬ان ها را تحت سلطه‬ ‫خود دراورد و یکجانشین کرد‪ .‬واضح است که این‬ ‫داستان منجر به کاهش چشمگیر تولیدات دامی از‬ ‫جمله گوشت‪ ،‬پشم و لبنیات شد [‪.]9‬‬ ‫بدین ترتیب‪ ،‬برنامه اصالحات ارضی‪ ،‬نه تنها سفره‬ ‫دهقانان و دام ــداران را رنگین تر نکرد؛ بلکه اخرین‬ ‫بارقه های نظام بومی کشاورزی ایران زمین را که میراث‬ ‫گران سنگ نیاکان حکیم ما در پیوند زدن اقتضائات‬ ‫اقلیمی با فرهنگ ایرانی اسالمی بود در معرض نابودی‬ ‫س از این مداخله حساب نشده‬ ‫قرار داد‪ .‬تنها چند سال پ ‬ ‫در نظام کشاورزی بود که مدیریت مردمی منابع ابی‪،‬‬ ‫مدیریت یکپارچه الگوی کشت‪ ،‬صیانت خودانگیخته‬ ‫از مراتع و بسیاری دیگر از مزیت های نهادینه شده در‬ ‫نظام بومی کشاورزی ما چنان از بین رفت که گویی‬ ‫‪34‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫‪ -5‬کشاورزی‪ ،‬اقلیم‪ ،‬فرهنگ‬ ‫[‪ ]1‬و [‪ ]3‬و [‪ ]9‬و [‪ .]11‬کاتوزیان‪ ،‬همایون‪ ،1396 ،‬اقتصاد سیاسی ایران از‬ ‫مشروطیت تا پایان سلسله پهلوی‪ ،‬ترجمه نفیسی و عزیزی‪ ،‬تهران‪ :‬نشر‬ ‫مرکز‪ ،‬صص ‪.344-361‬‬ ‫[‪ .]2‬فرهادی‪ ،‬مرتضی‪ ،1373 ،‬فرهنگ یاریگری در ایران‪ :‬درامدی بر مردم شناسی‬ ‫و جامعه شناسی تعاون‪ ،‬جلد اول‪ :‬یاریگری سنتی در ابیاری و کشتکاری‪،‬‬ ‫تهران‪ :‬مرکز نشر دانشگاهی‪.‬‬ ‫[‪ .]4‬میرکیایی‪ ،‬مهدی‪ ،1394 ،‬نان و سیاست‪ :‬تاثیر بحران های نان بر سیاست‬ ‫و اقتصاد عصر ناصری‪ ،‬تهران‪ :‬نشر علم‪ ،‬صص ‪.14-15‬‬ ‫[‪ .]5‬سیف‪ ،‬احمد‪ ،1394 ،‬قرن گمشده‪ :‬اقتصاد و جامعه ایران در قرن نوزدهم‪،‬‬ ‫تهران‪ :‬نشر نی‪ ،‬ص ‪.182‬‬ ‫[‪ ]6‬و [‪ .]8‬نوروزی‪ ،‬عباس‪ ،1388 ،‬تاریخ شفاهی ترویج کشاورزی در ایران‪ :‬گفتگو‬ ‫با دکتر اسماعیل شهبازی‪ ،‬مشهد‪ :‬انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد‪ ،‬ص ‪.61‬‬ ‫[‪ ]7‬و [‪ ]10‬لهسایی زاده‪ ،‬عبدالعلی‪ ،1387 ،‬جامعه شناسی کشاورزی ایران‪،‬‬ ‫تهران‪ :‬سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها‪ ،‬صص ‪-145‬‬ ‫‪ 129‬و صص ‪.173-178‬‬ ‫‪35‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫پی نوشت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫پس از گذشت نزدیک به ‪ 60‬سال از اعمال اصالحات‬ ‫ارضی به سبک پهلوی‪ ،‬هنوز ارزیابی جامعی از اثرات‬ ‫و ره اوردهــای این سیاست بر نظام تولید کشاورزی‬ ‫کشور صورت نگرفته است‪ .‬بااین حال بر اساس این‬ ‫تجربه تاریخی به وضوح می توان نتیجه گرفت برخی‬ ‫سیاست های مرتبط با تولید‪ ،‬گستره و عمق اثر بسیار‬ ‫زیادی دارند و گاه ره اوردهای منفی غیرقابل جبرانی‪،‬‬ ‫نه تنها بر فضای تولید بلکه بر فضای اجتماعی و تمدنی‪،‬‬ ‫برجای می گذارند‪ .‬به نظر می رسد یکی از بزرگ ترین‬ ‫خطاها در سیاست اصالحات ارضــی‪ ،‬بی اهمیت‬ ‫انگاشتن بوم تولید و نظام سنتی کشاورزی ایران بود‪.‬‬ ‫حتی اگر با خوش بینی تمام‪ ،‬فرض شود که سیاست‬ ‫ً‬ ‫اصالحات ارضی واقعا به دنبال رفع فاصله طبقاتی‬ ‫و از بین بردن امکان استثمار دهقانان در فرایند تولید‬ ‫محصوالت کشاورزی بود‪ ،‬باید به گونه ای طراحی می شد‬ ‫که کل نظام کشاورزی و بلکه ساخت اجتماعی جامعه‬ ‫ایران را به یک باره برهم نزند‪.‬‬ ‫امروز در چهل سالگی انقالب‪ ،‬کشاورزی جمهوری‬ ‫اسالمی زخم هایی التیام نیافته از اخرین تیرهای‬ ‫ترکش شاهنشاهی بر تن دارد؛ اما این زخم ها و دردها‬ ‫فایده هایی هم دارند‪ .‬شاید اگر این تجربه های تاریخی‬ ‫پرهزینه و دردناک را نداشتیم هرگز باور نمی کردیم که‪:‬‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫در میان بود‪ ،‬راهی کوتاه تر و موثرتر از این می توانست‬ ‫طراحی شود؟!‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫الف) نسخه هایی که در خارج از مرزها برای ما پیچیده‬ ‫می شوند‪ ،‬یا الاقل از خارج از مرزها سرچشمه می گیرند‪،‬‬ ‫درد ما را دوا نخواهند کرد‪.‬‬ ‫ب) نظام تولید کاالی ایرانی‪ ،‬به ویژه کاالهایی که فرایند‬ ‫تولید ان ها در متن جامعه رخ می دهد و بر مناسبات‬ ‫اجتماعی اثر مستقیم دارد‪ ،‬باید برامده از بوم اجتماعی‪،‬‬ ‫اقتصادی و فرهنگی ما باشد‪.‬‬ ‫به نظر می رسد پیشرفت متناسب با «بــوم» در حوزه‬ ‫کشاورزی‪ ،‬یعنی پیشرفت متناسب با «اقتضائات‬ ‫اقلیمی» و «فرهنگ اسالمی»‪ .‬مشکالت کشاورزی ما‪ ،‬یا‬ ‫در اثر به کارگیری سازوکارها و فناور ی های غیرمتناسب‬ ‫با اقلیم های ایران اند و یا برامده از فرهنگ غیر اسالمی‬ ‫(چه فرهنگ استبدادی و چه فرهنگ غربی)‪ .‬پس‬ ‫کشاورزی جمهوری اسالمی ایران‪ ،‬جز با پیشرفت بر‬ ‫مبنای «اقتضائات اقلیمی» و «فرهنگ اسالمی»‪ ،‬به‬ ‫صالح نخواهد رسید‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫‪ .1‬حمایت از کاالی ایرانی‪،‬‬ ‫قطعه ای از پازل جنگ اقتصادی‬ ‫الزمه فهم درست از نام گذاری سال ‪ 1397‬با عنوان‬ ‫«حمایت از کاالی ایرانی»‪ ،‬مرور عناوینی است که در‬ ‫دو دهه گذشته برای این سال ها انتخاب شده است‪.‬‬ ‫این مجموعه در کنار یکدیگر‪ ،‬داللت های مهمی برای‬ ‫امروز ما خواهند داشت‪.‬‬ ‫رهبر معظم انقالب از سال های ‪ 73‬و ‪ ،74‬با تا کید‬ ‫بر صرفه جویی‪ ،‬انضباط اقتصادی و وجدان کاری‪،‬‬ ‫اولین گام ها برای طرح این مسئله که انقالب اسالمی‬ ‫باید اقتصاد متناسب با خود را پیدا و معرفی کند‬ ‫برداشتند و در سال های ‪ 83‬و ‪ 84‬بار دیگر با تا کید بر‬ ‫خدمت گذاری‪ ،‬پاسخگویی و مشارکت عمومی‪ ،‬دوباره‬ ‫نام گذاری سال ها را به موضوع اقتصاد انقالب اسالمی‬ ‫بازگردانند‪ .‬در سال ‪ ،86‬در سخنرانی ابتدای سال در‬ ‫حرم مطهر رضوی‪ ،‬به صراحت به برنامه ریزی دشمن در‬ ‫ً‬ ‫حوزه اقتصاد اشاره کردند و در نام سال ‪ 90‬رسما اعالم‬ ‫«جهاد اقتصادی» کردند و تا سال ‪ ،97‬در هر یک از‬ ‫این سال ها بر یکی از حوزه های اقتصاد مقاومتی مانند‬ ‫تولید‪ ،‬اشتغال‪ ،‬کار و سرمایه تا کید کرده اند‪.‬‬ ‫ایـن طــور به نظر می اید که تمام نــام هــای اقتصادی‬ ‫که مقام معظم رهبری بر سال ها گذاشته اند‪ ،‬نه تنها‬ ‫شعارهایی زودگذر نبوده اند بلکه حلقه هایی از یک‬ ‫پازل و منظومه کامل در حوزه اقتصاد بوده است که‬ ‫نقشه راه «نبرد اقتصادی» پیش روی انقالب اسالمی‬ ‫را مشخص می کرده است‪ .‬درحالی که در این سال ها‬ ‫به ندرت کسی به وجود جنگ تمام عیار اقتصادی‬ ‫باور داشته است‪.‬‬ ‫هیئت؛‬ ‫قرارگاه جنگ‬ ‫اقتصادی‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫دکتر سیدابوالحسن حسینی‬ ‫پژوهشگر هسته احیای امر مرکز رشد‬ ‫دانش اموخته دکتری رشته مدیریت دولتی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه‬ ‫«هیئت های حسینی» سنگر مهم پیروزی ما در جنگ‬ ‫نظامی‪ ،‬جنگ سیاسی‪ ،‬جنگ فرهنگی و امروز «جنگ‬ ‫اقتصادی» است‬ ‫‪36‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫ادراک شرایط جنگی در مسئله اقتصاد‪،‬‬ ‫ازانجا اهمیت دارد که جنگ اقتصادی‬ ‫برخالف جنگ نظامی‪ ،‬لشکر رویت شدنی‬ ‫ندارد و تهاجمی پنهان و از جنس نرم است‪.‬‬ ‫‪37‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫در این شرایط که راند جدید تقابل دشمن با انقالب‬ ‫اسالمی‪ ،‬در قالب فشار اقتصادی است و تالش دارد‬ ‫به واسطه قدرت رسانه ای خود‪ ،‬ناکارامدی اقتصادی‬ ‫و بحران اقتصادی را القاء کند‪ ،‬دو نکته ضرورت‬ ‫خواهد داشت‪:‬‬ ‫ً‬ ‫اوال؛ ادراک شرایط جنگی در حوزه اقتصاد‬ ‫ً‬ ‫ثانیا؛ تشخیص راهبرد مقابله با تهاجم اقتصادی‬ ‫ادراک شرایط جنگی در مسئله اقتصاد‪ ،‬ازانجا اهمیت‬ ‫دارد که جنگ اقتصادی برخالف جنگ نظامی‪ ،‬لشکر‬ ‫رویت شدنی ندارد و تهاجمی پنهان و از جنس نرم‬ ‫ً‬ ‫است و اثاری عمدتا تدریجی و تحمل پذیرتر دارد‪ .‬یکی‬ ‫از دالیلی که هنوز بسیج مردمی علیه ان شکل نگرفته‬ ‫است‪ ،‬نیز همین نکته هست‪ .‬باید توجه داشت غفلت‬ ‫از برنامه دشمن‪ ،‬و اینکه دشمن درصدد حمله است‪،‬‬ ‫شکستی قطعی را در پی خواهد داشت‪.‬‬ ‫اما هوشمندانه ترین راهبرد در برابر این تهدید دشمن‪،‬‬ ‫طرح «اقتصاد مقاومتی» بود‪ .‬دو واژه ساده که در کنار‬ ‫یکدیگر‪ ،‬سه مفهوم کلیدی را مطرح می سازد‪:‬‬ ‫ً‬ ‫اوال؛ افزایش ثبات و توان اقتصادی درو ن زا‬ ‫ً‬ ‫ثانیا؛ مردمی کردن اقتصاد و ورود مردم به عرصه اقتصاد‬ ‫ً‬ ‫ثالثا؛ شکل گیری تحرکات اقتصادی به صورتی جهاد گونه‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪ .3‬جهاد اقتصادی راهبرد مقابله‬ ‫با تهاجم اقتصادی دشمن‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫توفیق الگوی جمهوری اسالمی و انقالبی برخاسته از‬ ‫اسالم ناب که از اغاز پیدایش خود به مقابله با نظام‬ ‫استکباری پرداخته است‪ ،‬همواره زنگ خطری برای‬ ‫منافع قدرت های استکباری بوده است‪ .‬ازاین رو تهاجم‬ ‫علیه موجودیت نظام اسالمی به طرق مختلف در دستور‬ ‫کار قرار گرفت‪ .‬در ابتدا بر اساس روحیه نظامی گری‬ ‫استکبار‪ ،‬تهاجمی نظامی را علیه ایران اسالمی اغاز‬ ‫کردند‪ .‬اما مقاومت دلیرانه جوانان مومن انقالبی‪ ،‬این‬ ‫تهاجم نظامی را با شکست مواجه ساخت‪ .‬سپس در‬ ‫جبهه ای دیگر‪ ،‬تهاجمی فرهنگی علیه نظام اسالمی‬ ‫اغاز شد‪ ،‬در این جنگ فرهنگی نیز هرچند تلفاتی از‬ ‫ما گرفتند و اسیب هایی وارد ساختند‪ ،‬اما قوت های‬ ‫ارزشی و فرهنگی و دینی ما باعث شکل گیری رویش های‬ ‫جدیدی شد که اجازه نداد در این جنگ پیروز شوند‪.‬‬ ‫فتنه ‪ 88‬و تهاجم سیاسی‪ ،‬جبهه دیگری از این جنگ‬ ‫چندالیه بود که به برکت عاشورای حسینی‪ ،‬این تهاجم‬ ‫نیز نتوانست نجات بخش نظام استکبار باشد‪ .‬در پی‬ ‫این شکست های مکرر و اغاز پیشرفت های درو ن زا و‬ ‫پرشتاب علمی و فناوری ایران اسالمی‪ ،‬نظام استکبار‬ ‫وادار گردید تهاجم اقتصادی تمام عیاری را اغاز کند‪.‬‬ ‫چراکه می دید ایران اسالمی طالیه دار تمدن نوینی در‬ ‫جهان شده است که تمدن غرب را با تمامی نظامات‬ ‫و ارکان ان به چالش کشیده و متزلزل کرده است‪.‬‬ ‫کوین فریمن (‪ )Kevin D. Freeman‬از نظریه پردازان‬ ‫«جنگ اقتصادی جهانی» (‪،)global economic warfare‬‬ ‫جنگ اقتصادی با ایران را از مهم ترین چالش های‬ ‫امنیت ملی ایاالت متحده عنوان می کند‪ .‬وی معتقد‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫‪ .2‬علت اغاز جنگ اقتصادی از سوی غرب‬ ‫است مقاومت ایران در این جنگ‪ ،‬به معنای اشکار‬ ‫شدن ضعف امریکا و پایان یافتن مبارزه ‪ 40‬ساله‬ ‫امریکا با انقالب اسالمی خواهد بود و البته این جنگ‬ ‫اقتصادی را اخرین حربه ممکن برای امریکا می داند‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫می کنند‪ .‬در این اقتصاد «تحرک اقتصادی برای خدا»‪،‬‬ ‫«کار به اندازه وسع» و «مصرف به اندازه کفاف» اخالق‬ ‫و فرهنگ اصلی است‪.‬‬ ‫اما چگونه می توان در زمانه ای که تنها انگیزه زندگی‪،‬‬ ‫کسب سود و منفعت شخصی بیشتر معرفی می شود این‬ ‫فرهنگ را به مردم معرفی کرد؟ در زمانه ای که سرمایه دار‬ ‫به دنبال کسب سود باالتر‪ ،‬کارگر به دنبال کار کمتر‬ ‫و دستمزد باالتر‪ ،‬و مصرف کننده هم به دنبال کاالی‬ ‫ارزان تر و مرغوب تر هست‪ ،‬چطور می توان خدایی غیر‬ ‫از سوداگری نفس پرستانه را محور تحرک اقتصادی قرار‬ ‫داد؟ چطور می توان بازار را از محل مسابقه و رقابت بر‬ ‫سر دنیا به محلی برای مسابقه بر سر خیرات بدل نمود؟!‬ ‫در روزگاری که انسان ها از سر منفعت جویی تمام عیار‪،‬‬ ‫دورهــم جمع می شوند تا بر سر بقا‪ ،‬منازعه و رقابت‬ ‫کنند و انسان ها از درون خانواده هم احساس ناامنی‬ ‫می کنند‪ ،‬چگونه می توان از انگیزه دیگری برای فعالیت‬ ‫اقتصادی دم زد؟‬ ‫تنظیم جامعه بر مبنای اقتصاد و تنظیم اقتصاد بر مبنای‬ ‫سود‪ ،‬موجب می شود افراد با هر وسیله ای تالش کنند‬ ‫سود خود را حداکثر کنند و در کنش های اقتصادی‬ ‫خود هیچ مالحظه ای جز سود نداشته باشند‪.‬‬ ‫امروزه مفاسد چنین بنای کجی‪ ،‬تا حد زیادی اشکار‬ ‫شده است و رویکردهای مختلف اقتصادی به دنبال‬ ‫راهی برای برو ن رفت از این وضعیت هستند‪ .‬اما هر‬ ‫یک به نحوی سرگردان اند‪ ،‬غافل از اینکه در شرایطی‬ ‫که «اقتصاد»‪ ،‬فرهنگ و سیاست و امنیت و معیشت‬ ‫جامعه را به خدمت خود دراورده است‪ ،‬تنها شیوه‬ ‫«اقتصاد مقاومتی»‪ ،‬یعنی اقتصادی «درو ن زا‪ ،‬مردمی و‬ ‫جهادی» که در شرایط جنگی‪ ،‬ظرفیت های مردمی را‬ ‫در مقابله با دشمن مشترک ازاد کرده و مردم را با فرهنگ‬ ‫مجاهده الهی به کارزار مبارزه اقتصادی خواهد اورد‪.‬‬ ‫با ورود جهادی مردم به میدان اقتصاد‪ ،‬تمرکززدایی و‬ ‫حضور مردمی که هر دو از چالش های کنونی اقتصاد‬ ‫ً‬ ‫ماست مرتفع خواهد شد‪ .‬خصوصا که تمرکز دشمن‬ ‫بر اقتصاد‪ ،‬با هدف ایجاد مشکل برای مردم‪ ،‬فشار بر‬ ‫مردم و دل زده کردن و جدا کردن مردم از نظام اسالمی‬ ‫صورت گرفته است‪.‬‬ ‫‪ .4‬چگونگی تحقق اقتصاد مقاومتی‬ ‫اما مسئله اصلی چگونگی تحقق این سه ویژگی در‬ ‫عرصه اقتصاد است‪ .‬برای حل این مسئله‪ ،‬باید دو‬ ‫ً‬ ‫سوال اساسی را پاسخ داد‪ .‬اوال چگونه می توان فرهنگی‬ ‫ایجاد کرد که مردم به جای افزایش سهم مصرفی خود از‬ ‫منابع و امکانات‪ ،‬به دنبال افزایش سهم مولد خود در‬ ‫ً‬ ‫جامعه باشند؟ ثانیا اینکه چگونه می توان سامانه ای‬ ‫بــرای بسیج عمومی مــردمــی در جنگ اقتصادی‪،‬‬ ‫طراحی نمود؟‬ ‫مکانیزم اول؛ ارتقاء فرهنگ اقتصادی‬ ‫اقتصاد مقاومتی الگوی اقتصاد بومی و علمی است‬ ‫که منشا ان فرهنگ انقالبی و اسالمی و طرحی برای‬ ‫عبور از اخرین درگیری با جبهه استکبار است‪ .‬اقتصاد‬ ‫مقاومتی روش مستضعفین عالم برای پیروزی در جنگ‬ ‫فقر و غنایی است که اهل باطل ان را بر مردم تحمیل‬ ‫‪38‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫ورود انگیزه های عظیم حسینی به عرصه‬ ‫روابط اجتماعی مبتنی بر رقابت بازاری‪،‬‬ ‫زمین کارزار اقتصادی را به سمت یک میدان‬ ‫نااشنا برای دنیای غرب تغییر خواهد داد‪.‬‬ ‫‪39‬‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫اما مهم تر از تحلیل و تبیین اقتصاد فرهنگی‪ ،‬قدرتی‬ ‫است که بتواند با یک بسیج عمومی مردمی‪ ،‬چنین‬ ‫فرهنگی را نهادینه کند‪ .‬برای درک مکانیزم تحقق این‬ ‫بسیج عمومی مردمی باید به سابقه ‪ 40‬ساله انقالب‬ ‫بازگردیم‪ .‬همان مکانیزمی که مردم را در ایجاد انقالب‪ ،‬وارد‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫مکانیزم دوم؛ تحقق بسیج عمومی مردم‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫مقابله‪ ،‬تغییر نگاه به اقتصاد است‪ .‬چاره این مشکل‬ ‫در تنظیم جامعه اسالمی مبتنی بر فرهنگ است و نه‬ ‫اقتصاد‪ .‬در چنین نگاهی‪ ،‬بازار و معامله و تجارت‬ ‫سود سوداگرانه نخواهد بود؛ در بازار رقابت‬ ‫انسان تابع ِ‬ ‫میان عرضه ها و تقاضاها‪ ،‬فرهنگ دنیاپرستی حا کم‬ ‫نخواهد بود بلکه فرهنگ خداپرستی ‪-‬و بیش از دنیا را‬ ‫خواستن‪ -‬بر محاسبه سود و زیان سایه خواهد انداخت‪.‬‬ ‫بنابراین‪ ،‬روح حا کم بر اقتصاد مقاومتی‪ ،‬فرهنگ‬ ‫«تجاره لن تبور» و انتخاب «احدی الحسنیین» است‪.‬‬ ‫رسوخ ارزش های متعالی فرهنگی در روابط اقتصادی‬ ‫است که می تواند اقتصاد را از بن بست فقر و استعمار و‬ ‫ً‬ ‫استثمار‪ ،‬رهایی بخشد‪ ،‬نه فرورفتن در ان! اساسا تمام‬ ‫انچه در انقالب اسالمی رخ داد‪ ،‬همین بود که میان‬ ‫زندگی مادی و دنیوی و ارزش هــای معنوی و الهی‪،‬‬ ‫ارتباط برقرار کرد‪.‬‬ ‫شاید بتوان گفت مهم ترین عرصه ای که توانست این‬ ‫انقالب فرهنگی را در درون انقالب اسالمی تحقق‬ ‫بخشد «هیئت حسینی» بودند‪ .‬هیئت ها با تحریک‬ ‫قلوب و ساماندهی اجتماعی بــر محور محبت و‬ ‫عاطفه‪ ،‬توانسته اند در طول قرون و اعصار با احیای‬ ‫یاد و نام قیام عاشورا‪ ،‬فرهنگ عاشورایی را در بدنه‬ ‫اجتماعی احیا کنند‪ .‬فرهنگی که بذل جان و مال‬ ‫در ان موج میزند و همه از روی محبت برای یکدیگر‬ ‫ایثار و فداکاری می کنند‪.‬‬ ‫این اجتماع عواطف صــادق‪ ،‬در طول تاریخ تمدن‬ ‫شیعه‪ ،‬هیئات را به کانون تحوالت اجتماعی تبدیل‬ ‫کرده است‪ ،‬که نمونه معاصر ان پیروزی انقالب اسالمی‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫بود‪ .‬نه تنها علت موجده انقالب اسالمی‪ ،‬بلکه علت‬ ‫مبقیه ان در جنگ نظامی و فرهنگی و سیاسی‪ ،‬هیئات‬ ‫بودند و در جنگ اقتصادی نیز همین نهاد اجتماعی‬ ‫برامده از فرهنگ اصیل انبیاء است که می تواند و باید‬ ‫کار را تمام کند!‬ ‫ورود انگیزه های عظیم حسینی به عرصه روابط اجتماعی‬ ‫مبتنی بر رقابت بازاری‪ ،‬زمین کارزار اقتصادی را به‬ ‫سمت یک میدان نااشنا بــرای دنیای غــرب تغییر‬ ‫خواهد داد‪ .‬جایگزین شدن انگیزه تعلق به اهل بیت‬ ‫به جای نفس پرستی‪ ،‬خدمت رسانی به محبان بی شمار‬ ‫اهل بیت‪ ،‬به جای خدمت رسانی به خواسته های‬ ‫بی شمار نفس‪ ،‬ثروت اندوزی برای اهل بیت‪ ،‬به جای‬ ‫ثروت اندوزی برای خود‪ ،‬جامعه محبین اهل بیت را به‬ ‫موجوداتی فرا خاکی در جنگ اقتصادی بدل می کند‪،‬‬ ‫چنانچه بسیجیان خمینی در هشت ســال جنگ‬ ‫تحمیلی و بسیجیان خامنه ای در دفاع از حرم چنین‬ ‫رویین تن شدند! با تحرک نیروی ایمانی مردم‪ ،‬مسیری‬ ‫بومی و برامده از ظرفیت ادیان رونمایی خواهد شد و‬ ‫استعدادی نو از بشر برای تولید توازن طبیعی اجتماعی‬ ‫و بدون نیاز به اجبار بیرونی و دولتی برمال خواهد شد‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫حضرت امــام؟هر؟ فضائلی را که برای‬ ‫بکاء و تباکی بر سیدالشهدا در روایــات‬ ‫بیان شده اســت‪ ،‬ناشی از همین کارکرد‬ ‫سیاسی‪-‬اجتماعی هیئات می دانند که‬ ‫موجب یکپارچه شدن و بسیج عمومی‬ ‫ملت ها می شود‪.‬‬ ‫صحنه کرد‪ ،‬همان مکانیزم‬ ‫است که می تواند مردم را برای‬ ‫حفظ انقالب در عرصه های‬ ‫مختلف‪ ،‬بسیج کند‪ .‬همان که در جنگ تحمیلی نیز‬ ‫عامل پیروزی ما شد‪:‬‬ ‫شیعه محدود نمی شود و از‬ ‫اغاز دوران غیبت‪ ،‬در تمامی‬ ‫حرکت های اجتماعی شیعی‬ ‫مشاهده می شود‪.‬‬ ‫اگر در مبارزات سیاسی انقالب اسالمی‪ ،‬هیئات به‬ ‫کمک این مبارزه امدند‪ ،‬امروز نیز در مبارزه اقتصادی‬ ‫نظام اسالمی با نظام سلطه‪ ،‬حضور هیئات و انگیزه هایی‬ ‫که بر محور تعلق به اهل بیت شکل گرفته می تواند و‬ ‫باید این جنگ را به نفع حق مغلوبه کند‪ .‬هیئات باید‬ ‫سلول جدید جامعه ای شود که اقتصاد مقاومتی‪ ،‬نوع‬ ‫َ‬ ‫تحرک اقتصادی ان است‪ .‬هیئات باید َعلم حمایت‬ ‫از کاالی ایرانی و ورود به عرصه تولید و کارافرینی و‬ ‫نهضت خدمت رسانی و تکافل را بلند کنند و همانند‬ ‫تمام طول تاریخ که با شمر زمان درگیر بوده اند و محل‬ ‫صف بندی حق و باطل را تشخیص داده و به ان ورود‬ ‫کرده اند در این عرصه نیز واردشده و محاسبات را بر‬ ‫هم زنند‪ .‬و این مطالبه از هیئات‪ ،‬بر اساس ظرفیت‬ ‫عظیمی است که این نهاد تاریخی شیعه‪ ،‬در درون‬ ‫خود نهفته دارد‪:‬‬ ‫«اگر حادثه ى کربال و اسوه گیری از ان نبود‪ ،‬این انقالب‬ ‫پیروز نمى شد‪ .‬امام بزرگوارمان که در ّ‬ ‫محرم سال ‪57‬‬ ‫فرمودند «ماهى که خون بر شمشیر پیروز است»‪ ،‬این‬ ‫خط و این درس را از ّ‬ ‫محرم دادند‪ .‬سراغ جنگ هم که‬ ‫بروید همین است‪)1372/03/26( ».‬‬ ‫ً‬ ‫حضرت امــام؟هر؟ که حقیقتا یک عــارف سیاسی‬ ‫ً‬ ‫اجتماعی بودند‪ ،‬مکررا به تبیین و تفصیل این قدرت‬ ‫نهفته در درون مجالس حسینی پرداخته اند و از ان‬ ‫بحث کرده اند‪ .‬ایشان اجتماع عظیمی که با انگیزه‬ ‫حسینی در ایام محرم و صفر‪ ،‬یک دل شده و همه بر‬ ‫محور سیدالشهدا قلوبشان را تطهیر می کنند‪ ،‬از بزرگ ترین‬ ‫عوامل اتحاد و انسجام اجتماعی برمی شمارند‪ .‬بزرگ ترین‬ ‫بسیج عمومی در محرم و صفر شکل می گیرد که همه‬ ‫را برای یک موضوع‪ ،‬هم جهت و هم مسیر می کند‪.‬‬ ‫حضرت امام؟هر؟ فضائلی را که برای بکاء و تبا کی‬ ‫بر سیدالشهدا در روایــات بیان شده است‪ ،‬ناشی از‬ ‫همین کارکرد سیاسی‪-‬اجتماعی هیئات می دانند‬ ‫که موجب یکپارچه شدن و بسیج عمومی ملت ها‬ ‫می شود‪( .‬صحیفه امام‪ ،‬ج‪ ،13‬ص ‪)323‬‬ ‫هیئات به دلیل قــدرت باالیی که در سازماندهی‬ ‫اجتماعی و بسیج عمومی دارند‪ ،‬در برهه های مختلف‬ ‫تاریخ شیعه‪ ،‬نقش افرین بوده اند‪ .‬هرچند این مسئله‬ ‫در شکل گیری و حرکت رو به پیش انقالب اسالمی‪،‬‬ ‫ً‬ ‫کامال اشکار است‪ ،‬اما این امر به این برهه از تاریخ‬ ‫«در ان روزها‪ ،‬ان مجالس به نظام طاغوتی که بر سر کار‬ ‫بود‪ ،‬متوجه بود؛ امروز الحمداهلل نظام طاغوت بر سر کار‬ ‫َ‬ ‫نیست؛ اما حرف های دیگری برای گفتن و َعلم های‬ ‫دیگری برای بلند کردن وجود دارد‪ .‬همه مفاهیمی که‬ ‫امروز نظام اسالمی دنبال ان هاست ‪ -‬عدالت؛ مبارزه‬ ‫با فساد؛ مبارزه با استکبار جهانی‪ ،‬مبارزه با تبعیض‪،‬‬ ‫توجه به شایسته ساالری و شایسته گزینی ‪ -‬مفاهیم‬ ‫اساسی دینی ماست و همه اش هم حسینی است؛‬ ‫این ها باید در سینه زنی ها بیاید‪)1380/02/19( ».‬‬ ‫‪40‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫سیامک طهماسبی‬ ‫پژوهشگر هسته «نواوری و فناوری» مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری مدیریت صنعتی دانشگاه مالک اشتر‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫‪41‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫با استفاده از کنسرسیوم های ملی می توان توانمندی های‬ ‫دانشی نهادهای نظامی را وارد بــازار مصرف عمومی‬ ‫ایران نمود‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫داستان جزیره ها‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫«حمایت از کاالی ایرانی» در عین سادگی معنایی‪،‬‬ ‫دارای مفهومی چندالیه بوده که در هر سطح راهبردهای‬ ‫خاص خود را می طلبد‪ .‬در ادامه به برخی از موارد اشاره‬ ‫می کنم (بدیهی است تکمیل و ارتقای ان نیازمند‬ ‫گفتگو و هم اندیشی های متعدد است)‪:‬‬ ‫‪ .1‬معنی ســاده شعار مـطــرح شــده عـبــارت اســت از‬ ‫«خرید محصوالت تولیدشده ایرانی و اجتناب از‬ ‫خرید محصوالت تولیدشده خارج»؛ که البته این‬ ‫معنی ساده در جایگاه خود اهمیت باالیی داشته‬ ‫و پایبندی واقعی نهادها‪ ،‬سازمان ها و احاد مردم‬ ‫ایران نسبت به ان می تواند باعث «تحریک تقاضای‬ ‫داخلی» شده و محرک تولید و رونق صنعتی و به تبع‬ ‫ان افزایش اشتغال و کاهش بیکاری گردد‪( .‬البته‬ ‫با توجه به تا کیدات قبلی مقام معظم رهبری‪،‬‬ ‫ً‬ ‫سازمان های دفاعی و نظامی قبال تا حد زیادی این‬ ‫راهبرد را در دستور کار خود قرار داده بودند و در این‬ ‫مسیر تالش کرده اند‪).‬‬ ‫‪ .2‬کمک به ارتقای سطح فناوری شرکت های تولیدی‪:‬‬ ‫یکی از مشکالت جدی صنایع داخلی‪ ،‬کیفیت‬ ‫نامناسب محصوالت تولیدی است‪ .‬بخشی از این‬ ‫مشکل ریشه در استفاده از مواد اولیه بی کیفیت‬ ‫دارد و بخشی دیگر نشات گرفته از بی توجهی و‬ ‫بی دقتی در فرایند تولید است‪ ،‬اما بخشی هم ناشی‬ ‫از «ب ـه روز نبودن فناوری و ماشین االت تولیدی»‬ ‫اســت‪ .‬صنایع دفــاعــی کــه به نوعی از حــوزه هــای‬ ‫پیشرو در فناوری است می تواند ارتقای فناوری‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫در ســواحــل کــشــور شــاهــد اس ـتــفــاده از‬ ‫جت اسکی های ساخت کشور کره جنوبی‬ ‫هستیم؛ درصورتی که فناوری ساخت ان‬ ‫به راحتی برای سازمان صنایع دریایی‬ ‫قابل حصول است‪.‬‬ ‫موجود را فراهم کنند‪ .‬برای توضیح بیشتر مثال هایی‬ ‫ذکر می شود که از باب تقریب به ذهن است‪:‬‬ ‫‪ .3-1‬در سواحل کشور شاهد استفاده از جت اسکی های‬ ‫ساخت کشور کره جنوبی هستیم؛ درصورتی که‬ ‫فناوری ساخت ان به راحتی برای سازمان صنایع‬ ‫دریایی قابل حصول است‪ .‬شایسته است سازمان‬ ‫صنایع دریایی به واسطه راهبردی مانند «شرکت های‬ ‫زایشی» زمینه تاسیس شرکت های خصوصی مرتبط‬ ‫را ایجاد کرده و حتی برخی از نیازهای مشابه خود‬ ‫را (در خانواده محصول یا قطعات مشابه) از ان‬ ‫شرکت تامین نماید‪.‬‬ ‫‪ .3-2‬در برخی از موارد متاسفانه از داشته های خود‬ ‫ً‬ ‫به صورت تجاری استفاده نمی کنیم‪ ،‬یعنی اساسا‬ ‫تولیدی نــدار یــم که حمایت کنیم‪ .‬درصورتی که‬ ‫ً‬ ‫ظرفیت های ان بالقوه وجــود دارد؛ مثال ساخت‬ ‫«هاورکرافت تفریحی» برای استفاده گردشگران در‬ ‫سواحل ایران و حتی برای صــادرات ان‪ .‬سازمان‬ ‫صنایع دریایی محصوالت مشابهی را با فناوری‬ ‫باال ساخته است اما هیچ گاه از ان محصوالت در‬ ‫گردشگری استفاده نشده است‪ .‬مشابه نمونه باال‬ ‫برخی از صنایع مشابه را در دستور کار قرار دهد‬ ‫و در یک رابطه برد‪-‬برد اقدام به این عمل نماید‪.‬‬ ‫(در سال های اخیر شاهد ان هستیم که در بالهای‬ ‫طبیعی مانند زلزله نیروهای ارتش و سپاه در کنار‬ ‫سایر نهادها اقدام به کمک رسانی به حادثه دیده ها‬ ‫نموده و در فرایند بازسازی شهرها کمک می کنند‪.‬‬ ‫این راهبرد مثبت و قابل تقدیر می تواند در عرصه‬ ‫ارتقای فناوری و به روزرسانی ماشین االت تولیدی‬ ‫صنایع غیرنظامی نیز تعمیم یابد‪).‬‬ ‫‪ .3‬کمک به رفع گلوگاه های تولید و مشارکت در پر‬ ‫کردن خالهای موجود‪ :‬در برخی از عرصه ها علی رغم‬ ‫وجود کشش تقاضا متاسفانه ظرفیتی برای تولید‬ ‫محصول داخلی ایجاد نشده و الجرم اقدام به خرید‬ ‫محصوالت خارجی می شود‪ .‬درصورتی که بعضی از‬ ‫ان موارد به صورت بالقوه امکان تولید داخلی را دارد‪.‬‬ ‫در چنین مواردی سازمان های صنایع دفاعی به عنوان‬ ‫سازمان های حا کمیتی می توانند وارد میدان شده‬ ‫و با کمک های فناورانه خود زمینه ایجاد یا تقویت‬ ‫شرکت های خصوصی یا تقویت شرکت های دولتی‬ ‫‪42‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫ این یادداشت در شماره اول دوفصلنامه نشریه نوافرین(پاییز و زمستان‬‫‪ )۹۷‬متعلق به هسته «نواوری و فناوری» مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟‪،‬‬ ‫منتشر گردیده است‪.‬‬ ‫[‪ .]1‬اشاره به محصوالتی دارد که در زمینه دفاعی و غیر دفاعی (تجاری) قابلیت‬ ‫کاربرد دارد‪ .‬به عنوان نمونه‪ ،‬فناوری سنسورهای تصویری هم در دوربین های‬ ‫شخصی و هم در سیستم های نظارتی امنیتی بخش دفاع دارای کاربرد است‪.‬‬ ‫‪[2]. CMI: Civil-Military Integration‬‬ ‫‪43‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫پی نوشت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫می توان شرکت هایی زایشی ایجاد کرد که با تولید‬ ‫چنین محصوالتی تولید داخلی تقویت شده و باری‬ ‫از دوش صنایع دفاعی برداشته می شود‪.‬‬ ‫‪ .3-3‬ایجاد کنسرسیوم هایی برای تولید محصوالت‬ ‫چ ـنــدم ـن ـظــوره‪ :‬ام ـ ــروزه اس ـت ـفــاده از مـحـصــوالت‬ ‫چندمنظوره[‪ ]1‬در کانون توجه شرکت های مختلف‬ ‫دنیا قرار دارد‪ .‬چون فناوری و محصول تولید شده با‬ ‫صرف هزینه تحقیقات محدودتری‪ ،‬در عرصه های‬ ‫مختلفی بکار گرفته می شود به عبارت دیگر از صرف‬ ‫چندباره هزینه تحقیق و توسعه اجتناب می شود‪.‬‬ ‫برای نمونه «موتور» یک محصول چندمنظوره است‬ ‫که سطح پایین ان در قوای محرکه خودروهای سبک‬ ‫و موتورسیکلت استفاده شده‪ ،‬سطح متوسط ان‬ ‫در خودروهای سنگین و لوکوموتیو بکار گرفته شده‬ ‫و سطح باالی ان در قوای محرکه کشتی استفاده‬ ‫مـی گــردد‪ .‬چنانچه کنسرسیومی از سازمان های‬ ‫مختلف (مانند ایران خودرو‪ ،‬صنایع دریایی‪ ،‬مپنا‬ ‫و ‪ )...‬تشکیل شــده و ایــن فـنــاوری را در سطوح‬ ‫مختلف ایجاد نماید‪ ،‬ضمن تامین نیاز کشور‪ ،‬از‬ ‫خروج ارز جلوگیری می شود‪ .‬این پیشنهاد با راهبرد‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫«یکپارچگی صنعت دفاعی و غیردفاعی» [‪ ]2‬نیز‬ ‫می تواند هم راستا باشد‪ .‬البته الزم است ظرفیت های‬ ‫جدید بیرون از سازمان های دفاعی ایجاد شود و در‬ ‫زیست بوم طبیعی بازار فعالیت نماید که مواقع مورد‬ ‫نیاز مورد حمایت دولت و مشتریان اصلی هم قرار‬ ‫گیرد‪ .‬این راهبرد در کشورهای پیشرفته بسیار مشاهده‬ ‫ً‬ ‫می شود؛ مثال شرکت بوئینگ امریکا در کنار ساخت‬ ‫هواپیماهای مسافربری اقدام به ساخت هواپیماهای‬ ‫نظامی نیز می نماید؛ یا شرکت رولزرویس انگلستان‬ ‫در کنار ساخت موتور خودرو اقدام به ساخت موتور‬ ‫هواپیما نیز می کند‪ .‬حتی شرکت خودروسازی فورد‬ ‫امریکا در کنار تولید خودروهای سواری‪ ،‬خودروهای‬ ‫تاکتیکی و نظامی نیز تولید می کند‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مجید محمدزمانی‬ ‫پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫دانشجوی دکتری سیاست گذاری فرهنگی دانشگاه خوارزمی‬ ‫‪ .1‬سلطه مصرفی غرب‬ ‫چکاپ کامل‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫مصرف تا اوایل قرن بیستم به عنوان پدیده ای اقتصادی‬ ‫در نظر گرفته می شد‪ ،‬اما امــروزه‪ ،‬در دنیای مدرن‪،‬‬ ‫مصرف نه به عنوان مقوله ای اقتصادی بلکه به عنوان‬ ‫مقوله ای جامعه شناختی مورد تحلیل های فرهنگی‬ ‫اجتماعی قرار گرفته و باید از منظر ایدئولوژیکی مورد‬ ‫واکاوی قرار گیرد‪.‬‬ ‫امروزه در دنیای غرب و به تبع در جامعه ایرانی افراد با‬ ‫شیوه‪ ،‬سطح و تنوع مصرف‪ ،‬هویت خود را می سازند‬ ‫و مصرف پیش از تامین نیازهای اولـیــه و واقعی‪،‬‬ ‫تامین کننده نیازهای ثانویه و نشانگر جایگاه اجتماعی‬ ‫افراد است‪ .‬کاری به درستی و غلطی این مرام ندارم‪ ،‬ولی‬ ‫با کمال تاسف مسابقه مصرف گرایی در همه سطوح‬ ‫جامعه ایرانی سرعت گرفته است‪ .‬اشراف اقتصادی‬ ‫هر روز با مصرف خاص به دنبال تمایزسازی خود در‬ ‫اجتماع بــوده و طبقه نوکیسه و حتی پایین جامعه‬ ‫با تقلید اجتماعی به دنبال شبیه سازی خود با ان‬ ‫طبقه هستند‪ .‬در این میان رسانه ها و تبلیغات چرخه‬ ‫مصرف را تداوم بخشیده و مصرف کننده را به تجربه‬ ‫کاالهای جدید‪ ،‬زیبا و متنوع تشویق می نمایند‪ .‬در‬ ‫این فضا‪ ،‬شاید به ظاهر مصرف کننده احساس ازادی‬ ‫و اختیار کند اما به طور غیرمستقیم تحت سلطه نظام‬ ‫مصرف گرایی برخاسته از نظام سرمایه داری قرار دارد‪.‬‬ ‫این سلطه پنهان موجب ایجاد فرهنگ مادی گرایی و‬ ‫شاید همه مشکل در اقتصاد نباشد؛ شاید فرهنگ‪ ،‬سیاست‬ ‫و اموزش هم دچار مشکل باشد!‬ ‫‪44‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫جهان غرب با مصرف گرایی سود می برد و‬ ‫برعکس جهان سوم‪ ،‬بخشی از سرمایه و‬ ‫درامد خود را با مصرف از دست می دهد‪.‬‬ ‫‪ .2‬حمایت از مصرف کننده‬ ‫باید دانست که حمایت از کاالی ایرانی به معنای‬ ‫حمایت غیرعالمانه و ناشیانه نیست‪ ،‬چراکه جز‬ ‫هزینه زایی بی فایده در بلندمدت برای کشور چیزی به‬ ‫همراه ندارد‪ .‬نظیر انچه در صنعت خودروسازی اتفاق‬ ‫افتاده است‪ .‬حمایت از کاالی ایرانی زمانی محقق‬ ‫می شود که از مصرف کننده ایــرانــی حمایت شود‪.‬‬ ‫چراکه امروزه محور بقا و پویایی اقتصادی‪ ،‬رضایت‬ ‫مصرف کننده و ارتباط با اوست‪.‬‬ ‫‪45‬‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫حــمــایــت فــرهــنــگــی از مــصــرف کــنــنــده یعنی تغییر‬ ‫برساخت های ارزشــی و اصــاح فرهنگ مصرف با‬ ‫تمام ظرفیت های اقتصادی‪-‬سیاسی و فرهنگی‪.‬‬ ‫چراکه اصالح و تغییر حوزه اقتصادی وابسته به سایر‬ ‫نهادهای غیراقتصادی نیز است‪.‬‬ ‫شاید تک تک افراد از نظر علمی خرید کاالی ایرانی را‬ ‫سودمند برای پیشرفت کشور بدانند‪ ،‬اما فضای ارزشی‬ ‫حاکم بر جامعه مصرفی با سلطه مصرفی خود‪ ،‬با استفاده‬ ‫از قدرت سیاسی و فرهنگی‪ ،‬موجب تحریک و سلب‬ ‫اختیار از افراد شده و در اینجاست که مصرف کننده‬ ‫با تسلیم شدن در برابر این ارزش ها‪ ،‬به سمت کاالی‬ ‫خارجی متمایل می شود‪.‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪ .3‬حمایت از فرهنگ‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫رشد اسیب های اجتماعی‬ ‫همچون پوچ گرایی‪ ،‬مدگرایی‬ ‫و نــارضــایـتــی همیشگی از‬ ‫م ـصــرف در م ـیــان جامعه‬ ‫می گردد‪ .‬یادمان نرود تحریک‬ ‫امیال در افکار و تخیالت‬ ‫مصرف کننده‪ ،‬اساس پویایی نظام سرمایه داری است‪.‬‬ ‫به عقیده التوچ بزرگ ترین بازنده مصرف گرایی کشورهای‬ ‫جهان سوم اند‪ ،‬چراکه جهان غرب با مصرف گرایی‬ ‫سود می برد و برعکس جهان سوم‪ ،‬بخشی از سرمایه و‬ ‫درامد خود را با مصرف از دست می دهد و این نابرابری‪،‬‬ ‫روزبه روز بیشتر می شود‪ .‬در این رقابت ناعادالنه برندهای‬ ‫خارجی برنده بالمنازع بازی بوده و استفاده از کاالی‬ ‫بومی (ایرانی) نه تنها افتخار نبوده‪ ،‬بلکه ننگ و عار‬ ‫نیز محسوب می شود‪.‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫حمایت از مصرف کننده تنها‬ ‫توجه به نیازهای او در طراحی‪،‬‬ ‫قیمت گذاری‪ ،‬زیبایی‪ ،‬توزیع‬ ‫و‪ ...‬کــاالی ایــرانــی خالصه‬ ‫نمی شود‪ ،‬زیــرا همه این ها‬ ‫در حوزه حمایت اقتصادی‬ ‫ً‬ ‫از مصرف کننده است که قطعا توجه به ان ها نتایج‬ ‫مبارکی برای پویایی اقتصادی در کوتاه مدت به همراه‬ ‫خواهد داشت؛ اما انچه مهم تر از حمایت اقتصادی‬ ‫است‪ ،‬حمایت فرهنگی از مصرف کننده ایرانی است‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫‪ .4‬مقصر؟!‬ ‫بی رغبتی به کاالی ایرانی در حوزه اقتصادی ناشی از‬ ‫تا زبان و فرهنگ و ادب مغرب زمین را بهتر از سرزمین‬ ‫ارزش ها و سیاست های نادرست فرهنگی‪ -‬اجتماعی‬ ‫بومی خود شناخته و با ان اخت شده اند‪ ،‬دعوت به‬ ‫است که از دهه ‪ 70‬اغــاز شده و در سال های اخیر‬ ‫خرید کاالی ایرانی برای انان امری غریب و وصله ای‬ ‫سرعت گرفته است‪ .‬اقتصادی که مبتنی بر فرهنگ‬ ‫ناجور است‪ .‬دیگر بگذریم از رسانه های منفعلی که‬ ‫مصرف گرایی غربی شکل گیرد و فرهنگ و سیاستی‬ ‫به خاطر وابستگی اقتصادی به تبلیغ سرمایه داری‬ ‫که توجیه گر ایدئولوژی نظام سرمایه داری باشد‪ ،‬خروجی‬ ‫می پردازند و به بهان ه هماهنگ بودن با ذائقه مخاطب‬ ‫ان چیزی جز ارزشمند شدن مصرف برندهای پرجاذبه‬ ‫بر طبل مصرف گرایی می کوبند!‬ ‫خارجی نیست‪.‬‬ ‫حاصل انکه‪ ،‬این فرایندها در بلندمدت تاثیر انباشتی‬ ‫نمی شود از منظر فرهنگی‪ ،‬سعادتی را ترویج کرد که با‬ ‫بر افکار‪ ،‬نگرش ها و ارزش های افراد گذاشته و نباید‬ ‫لذت و مصرف همراه است (اخالق رمانتیکی)‪ ،‬ولی‬ ‫به فکر درمان یک شبه ان باشیم هر چند بیدار شدن‬ ‫در حوزه اقتصادی از مردم درخواست نمود تا از لذت‬ ‫مسئولین و بدنه اجتماعی نسبت به این فرایند نرم‪،‬‬ ‫مصرف برندهای خارجی‬ ‫امــری ضــروری و الزم است‬ ‫چشم بپوشند‪ .‬نمی شود از حمایت فرهنگی از مصرف کننده یعنی‬ ‫هرچند خیلی دیر شده است!‬ ‫جـلــوگــیــری از ورود کــاالی‬ ‫طرفی فرهنگ تجمل گرایی اصالح فرهنگ مصرف و هم راستا کردن‬ ‫خـ ــارجـ ــی ش ــای ــد ب ـ هظــاهــر‬ ‫و فردگرایی در میان الگوهای سیاست های اموزشی‪ ،‬فرهنگی و سیاسی‬ ‫دسترسی به فرهنگ غربی‬ ‫فرهنگی‪ -‬سیاسی تبلیغ شود و در جهت تقویت فرهنگ مطلوب مصرف‪.‬‬ ‫از طرف دیگر از مردم خواست‬ ‫را کم کند ولی نباید ما را از‬ ‫تا با قناعت و ایثار‪ ،‬از کاالی ایرانی استفاده کنند‪.‬‬ ‫درمان های بلندمدت غافل سازد‪.‬‬ ‫سال هاست که شعار اصالح الگوی مصرف و حمایت‬ ‫حمایت فرهنگی از مصرف کننده یعنی اصالح فرهنگ‬ ‫از سرمایه ایرانی گفته شده‪ ،‬اما پیامدهای ناخواسته‬ ‫مصرف و هم راستا کــردن سیاست های امــوزشــی‪،‬‬ ‫سیاست های نادرست فرهنگی و غیرفرهنگی سبب‬ ‫فرهنگی و سیاسی در جهت تقویت فرهنگ مطلوب‬ ‫نا کامی همه تالش های اقتصادی در این مسیر شده‬ ‫مصرف‪ .‬استقرار نظام اقتصادی که مصرف در ان‬ ‫است‪.‬‬ ‫جایگاه مطلوب خود را به درستی پیدا کرده‪ ،‬تنها راه حل‬ ‫مقاطع‬ ‫در‬ ‫اقتصادی‬ ‫و‬ ‫مالی‬ ‫سواد‬ ‫رشد‬ ‫به‬ ‫توجه‬ ‫اگرچه‬ ‫بلندمدت حمایت از سرمایه و کاالی ایرانی است‪.‬‬ ‫مختلف تحصیلی راهی مفید برای مشارکت صحیح‬ ‫تجربه این نگاه را می توان در پیشرفت اقتصادی برخی‬ ‫اف ــراد جامعه در اصــاح وضعیت اقتصادی امــروز‬ ‫کشورهای شرق اسیا یافت که با جایگزینی فرهنگ‬ ‫است‪ ،‬ولی باید توجه داشت که مشکل عمیق تر از این‬ ‫قناعت به جای فرهنگ مصرف گرایی در مدت کوتاهی‬ ‫ های‬ ‫حرف هاست‪ .‬قریب به ‪ 3‬دهه است که با سستی‬ ‫معجزه شرق اسیا را رقم زدند‪.‬‬ ‫نظام اموزشی و فرهنگی کشور‪ ،‬جوانان و نوجوانان این‬ ‫باید دانست حمایت اقتصادی از مصرف کننده ایرانی‬ ‫اقلیم پرگوهر‪ ،‬از عقب ه تاریخی‪ -‬فرهنگی خود جدا شده‬ ‫در کوتاه مدت و حمایت فرهنگی از او در بلندمدت‬ ‫و به سبب خال هویتی‪ ،‬ناخواسته به دنبال هویت سازی‬ ‫به صورت توامان تنها راه حمایت از کاالی ایرانی و‬ ‫ً‬ ‫اسم‬ ‫با برندهای خارجی هستند‪ .‬قطعا جوانانی که از‬ ‫کسب استقالل اقتصادی است‪.‬‬ ‫‪46‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫محمدمهدی مهدی خواه‬ ‫پژوهشگر هسته نواوری و فناوری مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری سیاست گذاری علم و فناوری‬ ‫سازمان پژوهش های علمی و صنعتی ایران‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫‪47‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫جمهوری اسالمی ایران از فقدان عینی اجماع نظر و وفاق در‬ ‫میان سیاست گذاران در مورد مقوله خودکفایی رنج می برد‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫واکاوی یک سیاست‪:‬‬ ‫دست ملت‬ ‫بر زانوی خود!‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫هرچند دست بر زانوی خود گرفتن و بلند شدن‪ ،‬اعتماد‬ ‫و اتکا بر داشته های خــود‪ ،‬سخن صــواب و متینی‬ ‫است اما در گستره ی یک ملت و در بروندادی به نام‬ ‫سیاست خودکفایی‪ ،‬بازتاب های متفاوتی داشته‬ ‫است‪ .‬جشن های مکرر خودکفایی و سپس بازگشت‬ ‫از ان ها نشان می دهد‪ ،‬این سیاست نیازمند تبیین‬ ‫صحیح و واکاوی هدفمند است‪ .‬در ابتدای سخن‬ ‫و به عنوان مثالی ساده‪ ،‬ایران در سال ‪ 1377‬مقام اول‬ ‫واردات گندم در جهان را کسب کرد‪ ،‬در یک دوره پنج‬ ‫شش ساله خودکفایی‪ ،‬در سال ‪ 1383‬شاهد جشن‬ ‫خودکفایی بود و در سه سال بعد‪ ،‬یعنی در سال ‪1386‬‬ ‫بار دیگر میزان واردات گندم به کشور به شش میلیون‬ ‫تن رسید‪ .‬این اشفتگی در خط مشی گذاری به همین جا‬ ‫ختم نشد و در سال ‪ 1390‬به خودکفایی نزدیک شد‪،‬‬ ‫اما کمی پس ازان در سال ‪ 1391‬واردات گندم به شدت‬ ‫افزایش یافت‪ .‬نمودار شماره ‪ ،1‬خود گویای همه چیز‬ ‫است؛ سیاست های زیگزاگی خودکفایی‪.‬‬ ‫همچنین خبر از خودکفایی فناور ی های هسته ای‪،‬‬ ‫صنایع نفت و گاز علی الخصوص بنزین‪ ،‬دارویی‪،‬‬ ‫فناور ی های نظامی‪ ،‬محصوالت کشاورزی‪ ،‬صنعت‬ ‫خودرو‪ ،‬صنعت برق و دیگر صنایع و فناور ی های کشور‬ ‫در دولت های مختلف و برگزاری انواع جشن پیرامون‬ ‫ان ها و سپس عقب گرد و بازگشت از ان ها به بهانه انکه‬ ‫اشتباه شده‪ ،‬و بعد از مدتی مجدد جشن خودکفایی‬ ‫گرفته و حتی صادر کننده شدن و بعد دو بــاره جزء‬ ‫واردکننده های اول دنیا در ان محصول شدن‪ ،‬نشان‬ ‫از عدم حرکت بر یک مسیر استوار و صحیح می دهد‪.‬‬ ‫نــگــارنــده ایــن س ـطــور‪ ،‬بــانــک داده جامعی را از دو‬ ‫طریق تحلیل محتوای اسناد موجود و مصاحبه با‬ ‫سیاست گذاران علم و فناوری‪ ،‬از فضای سیاست گذاری‬ ‫کشور در این خصوص جمع اوری کرده است که شرح‬ ‫مفصل ان در پایان نامه دوره دکتری و خالصه ای از‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اینترنتی می تواند به دست اورد و البته پژوهش های‬ ‫علمی نیز به برخی از ان ها اشاره کرده اند‪.‬‬ ‫حال سوال اینجاست که چرا این همه اختالف نظر و‬ ‫تالطم ارا؟! واضح است که این تشتت نظری‪ ،‬نه تنها‬ ‫بحث‪ ،‬مجادله و مشاجره را به دنبال دارد بلکه در‬ ‫عرصه ی عمل نیز اختالف سیاستی عمیقی را رقم‬ ‫می زند که امار سینوسی واردات گندم که به ان اشاره‬ ‫شد‪ ،‬تنها نمونه خیلی کوچکی از ان بود‪.‬‬ ‫اگر کمی دیگر جستجوها را ادامه دهید‪ ،‬می بینید که‬ ‫طرف های درگیر همدیگر را به باندبازی و ذینفع بودن‬ ‫طرف مقابل در حمایت یا مخالفت با این سیاست‬ ‫متهم می کنند یا با طعنه بیان می کنند که نظریات‬ ‫علمی را درست نخوانده و به خوبی فرانگرفته اند‪،‬‬ ‫تجربه ی دنیا را ندیده اند و یا به روابط قدرت و ثروت‬ ‫متصل هستند‪ .‬طرف های مجادله گر‪ ،‬برای اثبات‬ ‫ً‬ ‫مــدعــای خــود بــه وقایعی تــار یـخــی‪ ،‬علمی و بعضا‬ ‫دینی استناد می کنند و شواهد طرف مقابل خود‪،‬‬ ‫کــه ان هــا نیز دیــنــی‪ ،‬تاریخی و یــا علمی هستند را‬ ‫مخدوش می سازند‪ .‬طرفداران این سیاست جمالتی‬ ‫از امام؟هر؟ و رهبری گرانقدر را شاهد می اورند که «ما‬ ‫اگر بخواهیم که یک مملکت مستقل باشیم‪ ،‬باید‬ ‫ّ‬ ‫همه چیز‪ ،‬در همه چیزمان‪ ،‬جدیت کنیم که خودکفا‬ ‫ان در مقاالت علمی امده است‪ ،‬مخلص کالم ان‬ ‫است که نظرات سیاست گــذران در یک سیاست‬ ‫به ظاهر واضــح! چقدر متناقض‪ ،‬متضاد و متباین‬ ‫است‪ .‬گاهی این سیاست در منظر سیاست گذاران‬ ‫کشور‪ ،‬در تقابل با واردات مطرح می گردد و گاهی ان‬ ‫را منافی واردات نمی دانیم و یا گاهی به منظور ایجاد‬ ‫الزام در خوداتکایی یا خودکفایی فناور ی های کشور‪،‬‬ ‫در مجلس قانون تصویب می کنیم‪ .‬گاهی این سیاست‬ ‫را برخاسته از دنیای کمونیستی میدانیم اما گاهی‬ ‫ان را در جهت سازندگی و ایستادگی یک کشور و در‬ ‫راستای خودباوری‪ ،‬اعتماد و اعتقاد به داشته های‬ ‫ملی و در جهت تعامل قدرتمندانه با دنیا تفسیر و‬ ‫تبیین کنیم‪ ،‬گاهی سیاست خودکفایی را حمایت‬ ‫از صنایع داخلی فهم می کنیم و گاهی ان را اندیشه ی‬ ‫مقابله با استعمارگران تلقی می کنیم‪ .‬بعضی اوقات‬ ‫ریشه ی سیاست خودکفایی را قطع وابستگی میدانیم‬ ‫و وابستگی را مذموم تلقی می کنیم و بعضی اوقات با‬ ‫سیاستمدارانی مواجه می شویم که وابستگی را تعامل‬ ‫با دنیا و در جهت استقالل کشور می دانند‪ .‬این ها تنها‬ ‫موارد کوچکی از یک درهم ریختگی سیاستی است‬ ‫که شواهد ان را خواننده محترم با چند جستجوی‬ ‫‪48‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪49‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫باشیم‪ ...‬و بر دولت ها و دست اندرکاران است که به‬ ‫انچه دارند بسازند تا خود همه چیز بسازند» و طرف‬ ‫دیگر از این دو بزرگوار شواهد دیگری را بر مدعای خود‬ ‫می اورند و طرف مقابل را به بهره گیری یک سویه متهم‬ ‫می کنند که اگر حضرت امام صحبت از خودکفایی‬ ‫فرمودند‪ ،‬صحبت از مبادالت و معامالت بین المللی‬ ‫نیز کرده اند یا منظور مقام معظم رهبری در خصوص‬ ‫کلمه خودکفایی یا استقالل‪ ،‬خودبسندگی اقتصادی‬ ‫یا موضع دفاعی گرفتن پشت مرزهای داخلی اقتصاد‬ ‫ایران نیست‪ .‬ان یکی شواهدی از ادب پارسی را بر این‬ ‫سیاست ضمیمه می کند و از شیخ اجل‪ ،‬سعدی‪،‬‬ ‫سخن به میان می اورد که «هر که نان از عمل خویش‬ ‫خورد منت حاتم طائی نبرد» تا نشان دهد این سیاست‬ ‫از دیرباز در دستور کار بوده است! و دیگری سیاست‬ ‫خودکفایی را همسنگ قناعت دانسته‪ ،‬دو بــاره بر‬ ‫سعدی و شواهد دینی مرتبط با ان تکیه می کند‪« :‬به‬ ‫نان خشک قناعت کنیم و جامه دلق‪ ،‬که با محنت‬ ‫خویش‪ ،‬به که بار منت خلق»‪« ،‬ملعون من القی کله‬ ‫َ ُ‬ ‫الناس و َلو َ‬ ‫سال َ‬ ‫مات ُجوعا»‪.‬‬ ‫«ش َیع ُتنا َمن لا ی‬ ‫علی الناس»‪ِ ،‬‬ ‫چنین پدیده ای ان قدر در جامعه سیاست گذاری ما‬ ‫وافر گشته است که حالتی طبیعی و معمولی پیداکرده‬ ‫و جامعه مخاطبان و مردم را دچار سردرگمی کرده‬ ‫است؛ که با ندایی از عمق وجود فریاد می زنند‪« :‬تو را‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫به خدا یک سیاست مشخص! یک مسیر درست!!»‪.‬‬ ‫متاسفانه داستان سیاست خودکفایی از سیاست هایی‬ ‫چون اقتصاد مقاومتی و حمایت از کاالی ایرانی دور‬ ‫نیست‪ ،‬و شواهد ان را کم وبیش مشاهده می کنیم‪.‬‬ ‫عملکردهای گوناگون و گاه متضاد که دولتمردان ان را‬ ‫بر سیاست هایی چون اقتصاد مقاومتی حمل می کنند‬ ‫و فقط در ابتدای جمالت خود و شرح اقدامات گذشته‬ ‫یک عبارت اضافه می کنند «در راستای سیاست های‬ ‫اقتصاد مقاومتی‪ .»...‬گویی تمام اقدامات گذشته‪،‬‬ ‫حال و اینده در راستای این سیاست بوده و هست‪،‬‬ ‫هرچند با هم اختالف ماهوی داشته باشند‪.‬‬ ‫ام ــا راه حـ ــل را بایستی در شــنــاخــت ســاخـتــارهــای‬ ‫ذهنی سیاست گذاران جستجو کرد‪ .‬چراکه تحقق‬ ‫سیاست گذاری موفق و پــایــدار برنامه های توسعه‬ ‫ملی به متغیرهای گونا گون بستگی دارد‪ .‬یکی از‬ ‫متغیرهای اساسی ضــرورت اجماع و فهم مشترک‬ ‫سیاست گذاران کشور و شناخت و مواجهه صحیح‬ ‫بــا چنین اخـتــاف نــظــرهــای عمیق در موضوعات‬ ‫سیاستی است‪.‬‬ ‫باید توجه داشته باشیم که تحقق درست یک سیاست در‬ ‫جهان واقع‪ ،‬منوط به اجماع نسبی سیاست گذاران در ان‬ ‫موضوع است‪ ،‬پس باید در ابتدا فضای سیاست گذاران‬ ‫در حوزه موردنظر را به سمت یک اجماع نسبی سوق‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫یکی از متغیرهای اساسی ضرورت اجماع‬ ‫و فهم مشترک سیاست گذاران کشور و‬ ‫شناخت و مــواجـهــه صحیح بــا چنین‬ ‫اختالف نظرهای عمیق در موضوعات‬ ‫سیاستی است‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫تجربه سیاست گذاری توسعه و پیشرفت در‬ ‫کشور ما حکایت از ذهنیت های متفاوت و‬ ‫گاه متضاد در میان تصمیم گیران و برنامه‬ ‫ریزان کشور دارد‪.‬‬ ‫تنها یکی از ان هاست؛ و همان طور که اشــاره شد‪،‬‬ ‫سیاست اقتصاد مقاومتی و حمایت از تولید داخلی‬ ‫نیز ممکن است به همین درد مبتال گردند‪ .‬دردی که‬ ‫به افزایش اصطکا ک در تعامالت سیاست گذران در‬ ‫کشور منجر شده و بسیاری از حوزه های سیاستی در‬ ‫کشور ما را با چالش و اغتشاش مواجه کند‪ .‬امری که‬ ‫نه تنها پژوهش های علمی بلکه شواهد تجربی نیز بر ان‬ ‫صحه می گذارند‪ .‬مسئله این است که عموم برنامه های‬ ‫سیاستی اگرچه ممکن است ریشه در بنیان های نظری‬ ‫مختلفی داشته باشند لیکن این مبانی به طور اشکار‬ ‫در اسناد ذکر نشده و فقط داللت های عملی و اجرایی‬ ‫ان ها در نظر قرار می گیرند و فقط در اسیب شناسی‬ ‫بعد از سال های اجرا‪ ،‬بیان می کنیم که چرا این همه‬ ‫اختالف سلیقه عملکردی؟! امید است با توجه به‬ ‫این موضوع راهی میانه‪ ،‬استوار‪ ،‬مشخص‪ ،‬متقن و‬ ‫سدید پیش روی فضای سیاست گذاری کشور قرار‬ ‫گیرد‪ .‬ان شاء اهلل تعالی‪.‬‬ ‫پایان سخن انکه‪ ،‬تعبیر دست به زانو گرفتن دو معنا دارد؛‬ ‫یکی زمانی که ادمی دست به زانوی خود می گیرد و بر‬ ‫داشته های خود تکیه کرده و بلند می شود؛ و دیگر زمانی‬ ‫که از شدت مصیبت و فاجعه‪ ،‬ادمی دست غم بر زانوی‬ ‫خود می گیرد‪ .‬گویی هر دوی این تعبیرها در خصوص‬ ‫این سیاست با این همه فرازوفرود و اختالف سلیقه های‬ ‫نظری و عملی به جا و مناسب است‪.‬‬ ‫دهیم‪ .‬خود این فرایند‪ ،‬مستلزم شناخت نظرگاه های‬ ‫اصلی در حوزه موردنظر است‪ .‬پس اولین گام شناخت‬ ‫این نظرگاه ها و نقاط افتراق و اشتراک ان ها است‪.‬‬ ‫تنها پس از ایــن شناخت اســت که مـی تــوان فرایند‬ ‫سیاست گذاری را اصــاح و تسهیل نمود و امیدوار‬ ‫بود که پس از رسیدن به اجماع نسبی‪ ،‬بیشترین حد‬ ‫از سیاست در عالم واقع تحقق پیدا کند‪ .‬در غیر این‬ ‫صورت باید منتظر منازعات سیاسی و قانونی در عرصه‬ ‫تدوین سیاست و قانون‪ ،‬و مــوازی کــاری‪ ،‬اشفتگی‬ ‫و حتی عملکردهای متضاد در عرصه اجرا بمانیم‪.‬‬ ‫واضــح اســت که جمهوری اسالمی ایــران به عنوان‬ ‫یک کشور درحال توسعه از فقدان عینی اجماع نظر‬ ‫و وفاق در میان سیاست گذاران رنج می برد‪ .‬تجربه‬ ‫سیاست گذاری توسعه و پیشرفت در کشور ما حکایت‬ ‫از ذهنیت های متفاوت و گاه متضاد در میان تصمیم‬ ‫گیران و برنامه ریزان کشور دارد‪ .‬وجود این بردارهای‬ ‫ذهنی غیر هم جهت و تداوم ان ها نیل به اجماع در بدنه‬ ‫کارشناسی و اتخاذ تصمیم های کالن در کشور را بسیار‬ ‫دشوار کرده است‪ .‬در شرایط فقدان چنین اجماع؛‬ ‫تعارض های میان نخبگان غیرقابل حل باقی مانده و‬ ‫در نتیجه برنامه های توسعه ملی دچار اخالل گردیده‬ ‫و منجر به شکست می شود‪ .‬شواهد بسیاری را می توان‬ ‫برشمرد که فضای سیاست گذاری در کشور از تضادها و‬ ‫تقابل های متعددی رنج می برد که سیاست خودکفایی‬ ‫‪50‬‬ ‫ف ݐݩ ݦ ݐ ݩݦ ݒݩݩ‬ ‫ىݡسهݤ‬ ‫گݣ ݣاݣںݣ ݣݠد ݫ ݬݫ ݫݬݔݣ‬ ‫� ݣرݣݠهں ݣ ݣ ݤوݣ ݣ ݢ‬ ‫ݩ‬ ‫ٮݧ‬ ‫ݐ‬ ‫ں‬ ‫لݤ‬ ‫ݫݕ ݫݓحره ݣاݤݣ ݣوݤ ݤ‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫اکبر سعیدی‬ ‫پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫دانش اموخته کارشناسی ارشد رشته مدیریت بازرگانی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫‪ .1‬سخن نخست‬ ‫تفسیر سازماندهی‬ ‫ِ‬ ‫‪ .2‬پایبندی به کلیدواژه ها‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫نخستین و از حساس ترین گام های یک مطالعه یا‬ ‫تحقیق موضوعی روشمند در قران کریم‪ ،‬ان است که‬ ‫«کلمه کلیدی» یا «کلیدواژه» متناظر با موضوع مورد‬ ‫نظرمان را بیابیم و همان گونه که از نام با ّ‬ ‫مسمای ان‬ ‫پیداست‪ ،‬با این کلید درهای بسته فهم خود را به بیان‬ ‫قران با یافتن ایات مرتبط با موضوعمان «باز» و این راه‬ ‫را «اغاز» کنیم‪ .‬بر اساس انچه در پرتو داللت ایات و‬ ‫روایات در ارتباط با اسماء و اوصاف قران اموخته ایم‪،‬‬ ‫همچنین تجربه گذشتگان و حالمان‪ ،‬باور داریم که‬ ‫بــدون استثنا هر موضوعی را می توان در قــران کریم‬ ‫تحقیق کرد‪ ،‬به شرط انکه بتوانیم به کلیدواژه یا واژگان‬ ‫کلیدی متناسب و کارامد برای پژوهش موردنظرمان‬ ‫دست یابیم‪.‬‬ ‫ساختار ظاهری قران «موضوعی» نیست و متن قران‬ ‫مطابق معمول کتاب های دیگر‪ ،‬به موضوعات اصلی‬ ‫و فرعی و ابواب و فصول موضوعی تقسیم نشده است؛‬ ‫همچنان که در جهان افرینش نیز عناصر اصلی و‬ ‫ترکیبات گوناگون ان ها جداجدا در جای جای طبیعت‬ ‫دسته بندی و بسته بندی نشده اند‪ .‬قران نسخه «تدوینی»‬ ‫کتاب خدا و جهان و کیهان نسخه «تکوینی» کتاب‬ ‫َ‬ ‫مخاطب شایسته و بایسته این هر‬ ‫خداست و انسان‪،‬‬ ‫دو نسخه از «کتاب» الهی است‪ .‬به عکس‪ ،‬باطن قران‪،‬‬ ‫همانند باطن جهان‪ ،‬ساختاری موضوعی دارد که برای‬ ‫مــی ت ــوان بــا طــی صـحـیــح مـسـیــر تحقیق مــوضــوعــی‪،‬‬ ‫«سازماندهی» را در بیان قران بازشناسی نمود‬ ‫‪52‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫‪53‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫موضوعی قران کریم‪ ،‬دکتر محمدعلی‬ ‫‪ -1‬برگرفته از‪/‬رک به‪ :‬درسنامه روش تحقیق‬ ‫ِ‬ ‫لسانی فشارکی‪ ،‬انتشارات فالح‪ ،‬به سفارش معاونت قران و عترت وزارت فرهنگ و‬ ‫ارشاد اسالمی با همکاری وزارت علوم‪ ،‬تحقیقات و فناوری‪ ،‬قم‪.1393 ،‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫گذر اطمینان بخش از ساختار ظاهری غیرموضوعی‬ ‫ً‬ ‫قران به ساختار موضوعی باطنی قران‪ ،‬ضرورتا‪ ،‬به یک‬ ‫روش تحقیقی خودجوش و برامده از درون قران کریم‬ ‫فس ُر‬ ‫نیازمند هستیم تا به درستی‪ ،‬سامانه «القران ُی ّ ِ‬ ‫ً‬ ‫ُ‬ ‫بعضه بعضا» برای ما ّفعال گردد و بتوانیم از طریق‬ ‫ّ‬ ‫تدبر روشمند در ایات قران کریم‪ ،‬مطالعه‪ ،‬پژوهش و‬ ‫تحقیق خود را در قران سامان بدهیم‪.‬‬ ‫در متن قران کریم‪ ،‬این خصوصیت منحصربه فرد تعبیه‬ ‫و تدارک شده است که «خودبرگردان» َ(مثانی) است؛‬ ‫یعنی هر سوره و ایه و فراز از قران را نظایر ان (یعنی‬ ‫سوره ها و ایه ها و فرازهای متناظر ان) که در جای جای‬ ‫مصحف شریف جــای گرفته اند‪ ،‬تفسیر می کنند‪.‬‬ ‫شاخص این تناظر‪ ،‬پدیده ای بارز و اشکار عبارت از‬ ‫«اشتراک کلمه» است‪ .‬در ایات و عبارات متناظر در‬ ‫ً‬ ‫قران کریم‪ ،‬گاه یک کلمه عینا و حتی گاه یک جمله و‬ ‫ً‬ ‫فراز عینا تکرار شده‪ ،‬و گاه کلمات مشترک با یکدیگر‬ ‫هم خانواده هستند‪ ،‬یعنی حروف ریشه ان ها مشترک‬ ‫است‪ .‬استناد به این پدیده ساری و جاری در اسلوب‬ ‫بیان قران و استفاده از ان تنها راه مطمئن و تایید شده‬ ‫به عنوان روش مطالعه و تحقیق در قران است‪.‬‬ ‫اعجاز قران در واژه گزینی یکی از وجوه مهم اعجاز قران‬ ‫کریم است‪ .‬از یک سوی به تجربه پیوسته است که در‬ ‫مواردی که ایاتی از قران کریم به موجب تناظر و تشابه‬ ‫از طریق اشتراک کلمه به فهرست ایات اصلی برای‬ ‫یک مطالعه یا تحقیق موضوعی وارد شده اند و در نگاه‬ ‫نخستین مضامین و مطالب ان ایات و سیاق های‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫ان ها مرتبط با موضوع به نظر نمی رسد‪ ،‬همین که محقق‬ ‫بنا را بر ان می گذارد که با اعتماد به سامانه اشتراک‬ ‫کلمات که ریشه در اعجاز واژه گزینی در قران دارد‪،‬‬ ‫مانند دیگر ردیف ها ان ایات اصلی و سیاق هایشان را‬ ‫نیز مورد بررسی و تدبر قرار بدهد‪ ،‬به دریافت های قابل‬ ‫ّ‬ ‫توجهی در جهت بیان و تبیین موضوع مورد تحقیق‬ ‫دست می یابد‪.‬‬ ‫از سوی دیگر‪ ،‬نباید ناگفته بماند که در صورت جای‬ ‫دادن ایــات در فهرست تحقیق بر طبق هر مبنای‬ ‫دیگری‪ ،‬راه پژوهشگر و محقق خواسته یا ناخواسته‬ ‫به سوی دخالت دادن اراء و نظرات خود یا دیگران در‬ ‫سیر و روند اسمانی و الهی بیان قران کریم منحرف‬ ‫خواهد شد‪ ،‬و حتی اگر به نتایج مطلوب و درستی هم‬ ‫برسند‪ ،‬از یافته هایشان به عنوان تفسیر و بیان و پیام‬ ‫قران نمی توانند دفاع کنند؛ زیرا گزینش ایات مستند‬ ‫به قران نبوده و مبتنی بر سلیقه شخصی خودشان‬ ‫یا دیگران بوده است‪ .‬نیز گفتنی است تا زمانی که‬ ‫به هر ترتیب‪ ،‬شیوه گرداوری و جاسازی ایات قرانی‬ ‫در فهرست تحقیق مبتنی بر اسلوب و ساختار قران‬ ‫و برای همگان یکسان نباشد‪ ،‬در بهترین وضعیت‪،‬‬ ‫می تواند به عنوان «ضرب القران بعضه ببعض» مورد‬ ‫منع و نهی و انکار قرار بگیرد که ان شیوه و ان رویکرد‬ ‫در لسان احادیث در نقطه مقابل «القران ّ‬ ‫یفسر بعضه‬ ‫ً‬ ‫بعضا» قرار گرفته است‪.1‬‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫قران نسخه «تدوینی» کتاب خدا و جهان‬ ‫و کیهان نسخه «تکوینی» کتاب خداست‬ ‫َ‬ ‫مخاطب شایسته و بایسته این‬ ‫و انسان‪،‬‬ ‫هر دو نسخه از «کتاب» الهی است‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫ً‬ ‫تحقیق موضوعی در قران کریم طبعا با‬ ‫طرح یک موضوع اغاز می شود‪ .‬عنوان‬ ‫موضوع با یک‪ ،‬دو یا سه کلمه کلیدی‬ ‫مشخص می شود‪.‬‬ ‫عالقه مندی به تحقیق یک موضوع در قران‪ ،‬در شرایط‬ ‫بی اطالعی یا بسیار کم اطالعی از ان موضوع‪ ،‬نمی تواند‬ ‫بسنده باشد و بازدهی شایسته تحقیق را رقم بزند‪.‬‬ ‫برای دستیابی به «کلمه کلیدی» موضوعاتی فراتر از‬ ‫یک سلسله موضوعات ‪ -‬که تعدادشان هم کم نیست‬ ‫و می توان گفت که خود قران ان موضوعات را پیشنهاد‬ ‫می کند‪ ،‬همچون «اسالم»‪« ،‬ایمان»‪« ،‬صبر»‪« ،‬توکل» و‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫مانند این ها‪ -‬اوال‪ ،‬ازانجاکه تحقیق عمال دو طرف دارد‪،‬‬ ‫ً‬ ‫غالبا‪ ،‬نیاز به دو کارشناسی داریم؛ یکی کارشناسی‬ ‫در حوزه علمی و تخصصی مرتبط با موضوع تحقیق و‬ ‫دیگری کارشناسی در حوزه علمی و تخصصی مطالعات‬ ‫قرانی‪ .‬وقتی این دو کارشناسی به هم بپیوندند‪ ،‬واژگان‬ ‫کلیدی متناسب با موضوعات مورد نظر برای مطالعه و‬ ‫تحقیق قرانی مشخص می شوند و ما می توانیم با کمال‬ ‫اطمینان گام های بعدی را برداریم و به مراحل بعدی‬ ‫منتقل شویم‪ .‬نکته مهم دیگر این است که گذشته از‬ ‫اشارات قرانی و اموزه های حدیثی‪ ،‬کارشناسان برتر و‬ ‫پیشکسوت و متخصص صاحب مکتب در حوزه‬ ‫مطالعات و تحقیقات قرانی‪ ،‬تصریح کرده اند بر اینکه‬ ‫متخصصان رشته های مختلف علمی‪ ،‬فنی‪ ،‬هنری‪،‬‬ ‫ادبی و غیره هر یک در حوزه کارشناسی و تخصصی‬ ‫خودشان باید در محضر قران بنشینند و یافته های‬ ‫علمی و داشته های ذهنی خودشان را شا گردوار به‬ ‫عرض استاد (قران) برسانند و از بیانات و ارشادات و‬ ‫تذکرات و تعلیمات قران کریم در جهت تصحیح و‬ ‫تکمیل و جهت دادن به اراء و نظرات خودشان و دیگران‬ ‫رف‬ ‫استفاده کنند‪ .‬بنابراین‪ ،‬باید توجه داشت که ِص ِ‬ ‫‪ -3‬مراحل تحقیق موضوعی در قران کریم‬ ‫ً‬ ‫تحقیق موضوعی در قران کریم طبعا با طرح یک موضوع‬ ‫اغاز می شود‪ .‬عنوان موضوع با یک‪ ،‬دو یا سه کلمه‬ ‫ً‬ ‫کلیدی مشخص می شود که لزوما اگر در قران نیامده‬ ‫باشند باید به زبان قران ترجمه بشوند و کلمه یا کلمات‬ ‫کلیدی شناسایی شوند‪ .‬کلمه یا کلمات کلیدی را به‬ ‫معجم المفهرس عرضه می کنیم و همه ایاتی را که ان‬ ‫کلمات یا هم خانواده هایشان در ان ایات به کاررفته اند‪،‬‬ ‫به ترتیب اخر به اول قران فهرست می کنیم‪ .‬فهرست‬ ‫ایات اصلی را به جدول سیاق ها‪ 1‬عرضه می کنیم و‬ ‫فهرستمان را با درج شماره ایات اغاز و پایان سیاق‬ ‫هریک از ایات اصلی و عین کلمه یا کلمات به کاررفته‬ ‫در ان ایات تکمیل می کنیم‪.‬‬ ‫یک دسته کاغذ یکنواخت (که فقط از یک روی ان‬ ‫استفاده خواهیم کرد) دست کم به تعداد ایات اصلی‬ ‫فهرستمان اماده می کنیم‪ .‬باالی هر ورق شماره ردیف‬ ‫ایه اصلی و زیر ان نشانی ایه و در سطر سوم متن کامل‬ ‫ایه را بدون زیروزبر و عالئم دیگر می نویسیم و مفهوم یابی‬ ‫را شــروع می کنیم‪ ،‬یعنی‪ ،‬روی هر ورق‪ ،‬به ترتیب‪،‬‬ ‫‪-1‬تقسیم قران به ‪ 555‬واحد موضوعی‪.‬‬ ‫‪54‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫یکی از موضوعاتی که جایگاهی کلیدی در پیشبرد امور‬ ‫اجتماعی دارد‪ ،‬موضوع «سازماندهی» است‪ .‬تحقیق‬ ‫موضوع «سازماندهی» در قران کریم که طی سال های‬ ‫گذشته بــرای اولین بــار در گــروه مدیریت بازرگانی‬ ‫دانشکده معارف اسالمی و مدیریت دانشگاه امام‬ ‫صادق؟ع؟ به عنوان یک پایان نامه کارشناسی ارشد‬ ‫به تصویب رسید‪ ،‬پس از طی مراحل ان توسط اقای‬ ‫‪55‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪ .4‬موضو ع «سازماندهی»‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫هرچه از ایه می فهمیم یا هر سوالی که راجع به ایه به‬ ‫ذهنمان می رسد‪ ،‬بدون انکه بخواهیم در مورد امال و‬ ‫انشای ان وسواس به خرج بدهیم یا نکته ها و سوال ها‬ ‫را جداجدا دسته بندی کنیم‪ ،‬به همان ترتیب که به‬ ‫ذهنمان می رسند‪ ،‬مورد به مورد‪ ،‬هرچه تفکیک شده تر‪،‬‬ ‫با شماره های ‪ ...- 5 - 4 - 3 - 2 - 1‬می نویسیم‪ .‬وقتی‬ ‫در مفهوم یابی ایه اصلی به جایی رسیدیم که دیگر چیزی‬ ‫به ذهنمان نمی رسد‪ ،‬به سراغ ایات بعدی می رویم و‬ ‫بدون انکه متن ایات بعدی یا شماره ان ها را بنویسیم‪،‬‬ ‫در جهت فهم بیشتر و بهتر ایه اصلی‪ ،‬ان ایات را تا اخر‬ ‫سیاق مفهوم یابی می کنیم و در ادامه همان شماره های‬ ‫مفهوم یابی ایه اصلی می نویسیم‪ .‬هرگاه ورقه هر ردیف‬ ‫ُپر شد‪ ،‬اوراق دیگری به ان ورق اضافه می کنیم و بدون‬ ‫انکه شماره صفحه بزنیم‪ ،‬در باالی ورق یا اوراق اضافی‬ ‫می نویسیم‪ :‬ادامه مفهوم یابی ردیف ‪. ...‬‬ ‫وقتی تا اخر سیاق‪ ،‬ایات بعدی را یک به یک مفهوم یابی‬ ‫کردیم و ارتباط ان ایات را با ایه اصلی مورد تامل و تدبر‬ ‫قرار دادیم‪ ،‬برمی گردیم به ایه قبل از ایه اصلی و ایات‬ ‫قبلی را مانند ایات بعدی یکی پس از دیگری بررسی‬ ‫می کنیم تا برسیم به اولین ایه سیاق که با بررسی و‬ ‫مفهوم یابی اولین ایه سیاق‪ ،‬مفهوم یابی یک ردیف از‬ ‫تحقیق موضوعی ما پایان می یابد‪.‬‬ ‫وقتی که همه ردیف ها را به همین ترتیب مفهوم یابی‬ ‫کردیم‪ ،‬یک دور دیگر از اول تا اخر مفهوم یابی هایمان را‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫مرور می کنیم و مفهوم های جدید یا سواالت جدیدی را‬ ‫ً‬ ‫که به ذهنمان طبعا خواهد رسید‪ ،‬به دنبال مفهوم یابی‬ ‫همان ردیف و در ادامه شماره های ان اضافه می کنیم‪.‬‬ ‫در دور ســوم می توانیم به ترجمه های قــران و منابع‬ ‫تفسیری قدیم و جدید هم با هر ّ‬ ‫کمیت و کیفیتی که‬ ‫بخواهیم‪ ،‬مراجعه کنیم و دریافت های خودمان را از‬ ‫ان ترجمه و تفسیرها به مفهوم یابی های مستقیم قبلی‬ ‫و به دنبال ان ها در ادامه همان شماره ها اضافه کنیم‪.‬‬ ‫ً‬ ‫در ان صورت‪ ،‬اوال نباید فراموش کنیم که در اخر هر‬ ‫مطلب برگرفته از ترجمه ها یا تفسیرها نشانی جلد و‬ ‫صفحه و دیگر مشخصات الزم ان منابع را داخل پرانتز‬ ‫ً‬ ‫بنویسیم؛ ثانیا برای مراجعه به ترجمه ها یا تفسیرها‪،‬‬ ‫از اخر فهرستمان به اول سیر کنیم؛ زیرا ترجمه ها و‬ ‫ً‬ ‫تفسیرهای ترتیبی قران عمال به ترتیب اول به اخر قران‬ ‫تالیف و تدوین شده اند‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫یک سازمان‪ ،‬بدون هیچ تشریفات و تشکیالتی با یک ندا‬ ‫سازماندهی می شود و با اجتماع کسانی که به ان ندا‬ ‫جواب مثبت داده اند و به ان فضا وارد شده اند‪ ،‬هدف خود‬ ‫را دنبال می کند و پس از انجام عملیات الزم‪ ،‬سازماندهی‬ ‫به پایان می رسد‪.‬‬ ‫حمیدرضا محمدی که اکنون در دوره دکتری مدیریت‬ ‫دانشگاه امام حسین؟ع؟ مشغول به تحصیل هستند‪،‬‬ ‫تحقیق‪ ،‬ارائه و دفاع شد‪ .‬این پایان نامه با طرح سوال از‬ ‫چگونگی شکل گیری مجموعه های انسانی هدف دار‬ ‫که در اصطالح علوم مدیریتی از ان به «سازماندهی»‬ ‫یاد می شود‪ ،‬به بررسی مشخصه های «سازماندهی»‬ ‫در بیان قران کریم را پرداخته است؛ مفهومی که با‬ ‫یک بررسی کارشناسانه در دانش مدیریت و سازمان‪،‬‬ ‫از ان به فعالیت هایی یاد می شود که افــرادی برای‬ ‫ّ‬ ‫شکل گیری یک اجتماع (انسانی) در جهت تحقق‬ ‫اهدافی مشترک و معین از طریق تعامل و همکاری با‬ ‫یکدیگر صورت می دهند‪.‬‬ ‫بر این اساس و مبتنی بر یک بررسی و مشورت کارشناسانه‬ ‫در حــوزه مطالعات قرانی‪ ،‬کلمه کلیدی «جمع» و‬ ‫هم خانواده های ان‪ ،‬به عنوان کلیدواژه موضوع سازماندهی‬ ‫در قــران کریم شناسایی شــد؛ با ایــن توضیح که از‬ ‫کاربردهای قرانی هم خانواده های این کلمه مواردی نظیر‬ ‫قیود تا کیدی «اجمعین» به منظور عمق یابی بیشتر در‬ ‫مسیر مفهوم یابی از دایره کلمات کلیدی خارج شدند و‬ ‫با لحاظ کلمات باقیمانده فهرست ایات تحقیق تهیه‬ ‫و تنظیم گردید‪ .‬حاصل این مقدمات تدارک فهرستی‬ ‫مشتمل بر ‪ 692‬ایۀ اصلی و فرعی در ‪ 61‬ردیف‪ 1‬گردید‪.‬‬ ‫َ‬ ‫یا َا ُّی َها َّال َ‬ ‫نودی ِل َ‬ ‫وم ُ‬ ‫ذین َامنوا ِاذا َ‬ ‫الج ُم َع ِه ‪...‬‬ ‫لصلاهِ ِمن ی ِ‬ ‫ّ‬ ‫با اتکا به گزینش روشمند‪ ،‬کارشناسانه و برامده از‬ ‫ساختار و اسلوب قــران کریم‪ ،‬بر سر سفره پرنعمت‬ ‫و پربرکت و بی پایان ایاتی از قران کریم قرار می گیریم‬ ‫که در اغلب موارد به حساب تصور و دریافتی اولیه‬ ‫که از ظاهر ایات داریم‪ ،‬هیچ گاه برای بررسی موضوع‬ ‫«سازماندهی» در قران کریم‪ ،‬به سراغ ان ها نمی رفتیم‪.‬‬ ‫یکی از این ایات‪ ،‬ایه مشهور نماز جمعه‪ 2‬است‪ .‬این‬ ‫ایه به حساب کلمه کلیدی ُ‬ ‫«الج ُم َع ِه» که یکی از‬ ‫هم خانواده های کلیدواژه «جمع» به شمار می رود‪ ،‬در‬ ‫فهرست ایات اصلی تحقیق موضوعی «سازماندهی» در‬ ‫قران کریم قرار می گیرد‪ .‬اگرچه اهل لغت نیز غیر از این‬ ‫نگفته اند که این روز را (البته با تحلیل های مختلف)‬ ‫ازان جهت «جمعه» نامیده اند که در ان اجتماع و جمع‬ ‫شدن رخ داده است یا می دهد و این نام گذاری را یک‬ ‫نام گذاری اسالمی دانسته اند و نام این روز را پیش از‬ ‫اسالم یوم «العروبه» عنوان کرده اند؛ اما مطابق روش و‬ ‫به حکم اسلوب زبان قران‪ ،‬این کلمه در کاربرد قرانی‬ ‫خود هم خانواده «جمع» به شمار می رود و ازاین جهت‬ ‫در مجموعه کلیدواژه های تحقیق ما قرار می گیرد و به‬ ‫زیبایی و حکیمانه‪ ،‬تنها ایه ای از ایات قران کریم را که‬ ‫مشتمل بر این کلمه کلیدی است‪ ،‬در فهرست ایات‬ ‫این تحقیق می گنجاند‪.‬‬ ‫این ایه شریفه که در موقعیت نشان داری از فهرست‬ ‫ایات تحقیق موضوعی «سازماندهی»‪ ،‬سازماندهی شده‬ ‫ُ‬ ‫است‪ ،3‬یکی از غ َرر ایات اصلی این موضوع به شمار‬ ‫می رود‪ .‬مطابق مراحل «روش تحقیق موضوعی در قران‬ ‫‪ -2‬جمعه‪.62/‬‬ ‫‪-3‬در ردیف ‪ 9‬از فهرست ‪ 61‬ردیفی مشتمل بر ‪ 692‬ایۀ اصلی و فرعی واقع شده که‬ ‫نشانی ان ایۀ ‪ 9‬از سورۀ ‪ 62‬قران کریم است‪.‬‬ ‫‪-1‬یعنی ‪ 61‬ایۀ اصلی که مشتمل بر کلمات کلیدی تحقیق موضوعی «سازماندهی» هستند‪.‬‬ ‫‪56‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫‪57‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫قبلی ایه اصلی در محدوده واحد موضوعی یا رکوعی‬ ‫‪-1‬یعنی در ایات بعدی و ایات ِ‬ ‫که در ان واقع شده است‪.‬‬ ‫‪ -2‬واحد موضوعی یا رکوع این ایه‪ ،‬واحد موضوعی دوم از سورۀ دو واحدی جمعه‬ ‫است که سه ایۀ ‪ 9‬تا ‪ 11‬را در بردارد‪.‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫کریم» ابتدا ایه اصلی که مشتمل بر کلمۀ کلیدی موضوع‬ ‫ماست‪ ،‬با تمرکز و تاملی بیشتر بررسی می شود و بیان‬ ‫ایه درباره موضوع مورد تحقیق ما یعنی «سازماندهی»‬ ‫در ان مورد توجه و سوال و تدبر قرار می گیرد؛ سپس با‬ ‫ِسیر در سیاق ایه‪ 1‬با تدبری گذراتر به دنبال توضیحات‬ ‫و بیان های تکمیلی ایات سیاق در بــاره ایه اصلی و‬ ‫موضوع تحقیقمان می گردیم‪.‬‬ ‫یکی از بیان های زیبای این ایه شریفه و ایات بعدی‬ ‫ان‪ 2‬که می تواند سرفصل بررسی های بعدی و دقیق تر‬ ‫و گسترده تر درباره موضوع «سازماندهی» باشد‪ ،‬ارائه‬ ‫یک نمونه و الگوی مفید‪ ،‬موفق و موثر سازماندهی‬ ‫است که در عین اختصار‪ ،‬جامعیت شگفت انگیز و‬ ‫حکیمانه ای در تبیین ارکان‪ ،‬ابعاد و جوانب مختلف‬ ‫این موضوع دارد که گره از بسیاری چالش ها و مسائل‬ ‫روز ما در امر سازماندهی باز می کند؛ به ویژه اگر در‬ ‫مراحل گسترش تحقیق‪ ،‬سیاق ایه اصلی تحقیق را‬ ‫از رکوع ان فراتر در نظر بگیریم و کل سوره جمعه را در‬ ‫دامنه سیاق بگنجانیم‪.‬‬ ‫این نمونه موفق و موثر سازماندهی که موفقیت و اثربخشی‬ ‫ان قابلیت بررسی های علمی دارد (ذلکم خیر لکم ان‬ ‫کنتم تعلمون)‪ ،‬هــم بـه عــنــوان یکی از اساسی ترین‬ ‫سازمان ها و سازماندهی ها برای مومنان معرفی می شود‬ ‫و هم تمرین و زمینه امادگی هفتگی مومنان را برای‬ ‫سازماندهی و شکل دادن به هر نوعی از سازمان‪ ،‬تدارک‬ ‫می کند و فراهم می اورد‪ .‬با یک فراخوان و ندا اغاز می شود‬ ‫(اذا نودی)؛ ندایی که می تواند از جانب هر منادی ای‬ ‫شکل بگیرد (نودی)‪ .‬با یک فراخوان‪ ،‬سازمان نماز جمعه‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫با اجتماع مومنان و با هدف ذکر و یاد کردن خداوند‪ ،‬در‬ ‫دل فعالیت های روزانه شکل می گیرد و عملیات خود‬ ‫را به انجام می رساند و با برگزاری نماز‪ ،‬ضروری است‬ ‫که این سازمان از حالت سازماندهی خارج بشود (فاذا‬ ‫قضیت الصلوه فانتشر وا فی الارض) و افراد به وضعیت‬ ‫پیشین خود و زمینه های کسب وکار خودشان بازگردند‬ ‫و درحالی که یاد خداوند‪ ،‬به عنوان یک هدف قابل‬ ‫توجه و ماندگار‪ ،‬در انان زنده شده است‪ ،‬دست یافتن‬ ‫به برخوردار ی ها و تجدید یاد خداوند را با الگو گرفتن‬ ‫از سازمانی که در ان بودند‪ ،‬در مسیر رستگاری و فالح‬ ‫دنبال کنند (و ابتغوا من فضل ا ّلله و اذکر وا ا ّلله کثیرا‬ ‫ّ‬ ‫لعلکم تفلحون)‪ .‬یک سازمان‪ ،‬بدون هیچ تشریفات و‬ ‫تشکیالتی با یک ندا سازماندهی می شود و با اجتماع‬ ‫کسانی که به ان ندا جواب مثبت داده اند و به ان فضا‬ ‫وارد شده اند‪ ،‬هدف خود را دنبال می کند و پس از انجام‬ ‫عملیات الزم‪ ،‬سازماندهی به پایان می رسد و افراد به‬ ‫وضعیت های خود بازمی گردند و این فرایندی مفید و‬ ‫موثر خواهد بود؛ همانگونه که در لسان احادیث و روایات‬ ‫ردپای الگوگیری از این نمونه را فراوان مشاهده می کنیم؛‬ ‫در موقعیت های مختلفی که مردم با ندای «الصاله‬ ‫جامعه» یکدیگر را به اجتماع فرامی خوانند (تعبیری‬ ‫که برامده از این الگو است) و جایی گرد هم می ایند‬ ‫و سازمان پیدا می کنند و مطالب و امور طرح و تبیین‬ ‫می شوند و افراد با مسئولیت ها و زمینه های کاری متنوع‬ ‫به انچه از عهده هر یک برمی اید‪ ،‬واقف شده و پس ازان‬ ‫از کنار هم پراکنده می شوند و با ّ‬ ‫توجه به هدف گذاری‬ ‫صورت گرفته به عرصه های کاری خود بازمی گردند و‬ ‫این ّ‬ ‫قصه ادامه دارد ‪. ...‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫سید محمدرضا فقیه ایمانی‬ ‫پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫دانشجوی دکتری علوم قران و حدیث دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫تصور کنید که قرار است با خانواده خود راهی یک‬ ‫سفر شوید‪ .‬بسته به اینکه مقصد خود را کجا تعیین‬ ‫می کنید‪ ،‬عزم و همت شما برای طی طریق متفاوت‬ ‫خواهد شد‪ .‬هرچه مقصد ما نزدیک تر و دم دستی تر‬ ‫ً‬ ‫باشد‪ ،‬طبیعتا همت فوق العاده ای برای رسیدن به ان‬ ‫نیاز نیست و به همین نسبت ممکن است انسان خیلی‬ ‫زود و به بهانه های مختلف از ادامه مسیر منصرف شود‪.‬‬ ‫برعکس اگر مقصد ما‪ ،‬دورتر باشد‪ ،‬همت بیشتری برای‬ ‫رسیدن به ان الزم است و چنانکه این عزم در انسان‬ ‫ایجاد شــود‪ ،‬به فاصله زمانی دیرتری از ادامــه مسیر‬ ‫ً‬ ‫منصرف خواهد شد‪ .‬مثال اگر قصد ما حرکت از تهران‬ ‫به سمت سمنان باشد‪ ،‬ممکن است در میانه های راه‬ ‫احساس خستگی کنیم؛ این در حالی است که اگر‬ ‫مقصد ما رسیدن به مشهد باشد‪ ،‬پس از پشت سر‬ ‫ً‬ ‫گذراندن سمنان و حتی شاهرود‪ ،‬احتماال احساس‬ ‫خستگی خواهیم نمود‪ .‬به عبارت دیگر هرچه همت‬ ‫ما بلندتر باشد‪ ،‬دیرتر از ادامه راه منصرف خواهیم شد‪.‬‬ ‫در روایات معصومین؟مهع؟ از حرکت به سمت مقصد‬ ‫نهایی که همان رسیدن به خدا است تعبیر به سفر‬ ‫شــده اســت‪ .1‬در ایــن مسیر انسان ها در طی طریق‬ ‫متفاوت هستند‪ .‬برخی به حداقل ها اکتفا نموده‪،‬‬ ‫حیات طیبه‪:‬‬ ‫یک بشارت قرانی‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫علی عبداهلل زاده‬ ‫پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫دانشجوی دکتری علوم قران و حدیث دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫طریق رسیدن به حیات طیبه در دنیا‪ ،‬حرکت در قالب‬ ‫شریعت و در دو ساحت علم و عمل است‬ ‫‪ -1‬نک‪ :‬عالمه مجلسی‪ ،1403 ،‬ج ‪ ،75‬ص ‪.378‬‬ ‫‪58‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫‪59‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪ -1‬العنکبوت‪.64 ،‬‬ ‫‪ -2‬نک‪ :‬النحل‪.97 ،‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫در ابتدای مسیر متوقف می شوند و حیات دنیا را از‬ ‫ً‬ ‫حیات اخرت بیشتر دوست دارند و صرفا برای نجات‬ ‫از عذاب جهنم و خوف از ان به رعایت خطوط قرمز‬ ‫دین بسنده می کنند‪ .‬این افراد‪ ،‬گویی خداوند متعال را‬ ‫مانند حاکم قدرتمندی می بینند که مجبور به اطاعت از‬ ‫او هستند‪ .‬برخی فراتر از این گام برداشته و حیات خود‬ ‫را بر پایه شوق رسیدن به نعمت های الهی بنا می نهند‪.‬‬ ‫در این میان افرادی نیز هستند که مقصد ان ها رسیدن‬ ‫به خداوند و حرکت ان ها بر اساس محبت به اوست‪.‬‬ ‫ً‬ ‫قران کریم اساسا نازل شده تا همگان را به مقصد نهایی‬ ‫برساند؛ اما ازانجاکه حرکت در مسیر رسیدن به خدا‬ ‫بر اساس محبت‪ ،‬پس از طی مرحله خوف و شوق رخ‬ ‫می دهد‪ ،‬خداوند متعال در قران کریم از باب ضرورت‪،‬‬ ‫معارف و مقاصد نهایی را در قالب اوامر و نواهی و بر‬ ‫پایه پایین ترین سطح استعداد انسانی‪ ،‬بیان نموده‬ ‫تا از این طریق مخاطبان خود را به حقیقت دین‪،‬‬ ‫که حرکت بر اساس محبت الهی است‪ ،‬سوق دهد‪.‬‬ ‫ان گونه که یک پدر حکیم برای فرزندان خردسالش‬ ‫ابزار بازی ّ‬ ‫تهیه می کند‪.‬‬ ‫در واقع َم َث ِل احکام دینى و ثواب و عقاب های مترتب بر‬ ‫ان‪َ ،‬م َث ِل ابزاری است که مربى حکیم در اختیار کودک‬ ‫قرار داده تا بدین وسیله عضالت طفل را ورزیده نماید‬ ‫و او را برای ورود به سطوح عالی تر اماده نماید‪ .‬وراى‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫احکام موجود در کتاب و سنت‪ ،‬امری خطیرتر و اسرارى‬ ‫نفیس تر وجود دارد که توجه دادن به ان مقصود است؛‬ ‫ازاین رو خدای مهربان در کتاب کریمش می فرماید‪:‬‬ ‫ْ َ ُ ُّ ْ َّ َ ْ ٌ َ َ ٌ َ َّ َّ َ ْ َ‬ ‫اخ َره‬ ‫هذهِ الحیاه الدنیا ِالا لهو و ل ِعب و ِان الدار ال ِ‬ ‫َ«و ما ِ‬ ‫َ ْ‬ ‫ُ‬ ‫ل ِه َی ال َح َیوان»‪.1‬‬ ‫فهم این کالم نورانی انگاه برایمان شیرین تر خواهد شد‬ ‫که بدانیم الزمه بهره مندی از حیات اخرت که از ان به‬ ‫«مطلق حیات» تعبیر شده‪ ،‬مرگ و رحلت از این دار‬ ‫فانی نیست؛ بلکه ادمی می تواند با تغییر نگاه خود به‬ ‫َ‬ ‫عالم هستی‪ ،‬از حیات دنیا به حیات اخرت منتقل‬ ‫شود و این همان امری است که قران کریم از ان به‬ ‫«حیات طیبه» یاد می کند‪ .‬خداوند متعال در قران کریم‬ ‫به صراحت اعالم می کند که هرکس ‪-‬چه مرد باشد و‬ ‫چه زن ‪ -‬درحالی که ایمان به او دارد‪ ،‬عمل صالحی را‬ ‫انجام دهد‪ ،‬به وسیله حیات جدیدى غیرازان حیات‬ ‫عمومی که به دیگران نیز داده شده‪ ،‬تکریم خواهد شد‪.2‬‬ ‫ََ‬ ‫ً‬ ‫َ‬ ‫ً‬ ‫تعبیر قران کریم چنین است‪« :‬فل ُن ْح ِی َی ّن ُه َحیاه َط ِّی َبه»‬ ‫که از ان استفاده می شود خدای متعال ماهیت حیات‬ ‫شخص را تغییر نمى دهد به این نحو که اصل حیات‬ ‫ً‬ ‫همان حیات عمومى باشد؛ اما صرفا حیات خبیث او‬ ‫را مبدل به حیات طیب کند؛ زیرا اگر مقصود این بود‪،‬‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫خــداونــد مــتـعــال در ق ــران کــر یــم از بــاب‬ ‫ضــرورت‪ ،‬معارف و مقاصد نهایی را در‬ ‫قالب اوامر و نواهی و بر پایه پایین ترین‬ ‫سطح استعداد انسانی‪ ،‬بیان نموده تا از‬ ‫این طریق مخاطبان خود را به حقیقت‬ ‫دین‪ ،‬که حرکت بر اساس محبت الهی‬ ‫است‪ ،‬سوق دهد‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫ََ‬ ‫َ َ‬ ‫کافى بود که بفرماید‪« :‬فل ُن ِط َیب ّن َحیاته» ولى این طور نفرمود؛‬ ‫بلکه فرمود‪ :‬ما او را به حیاتى طیب زنده مى سازیم‪.‬‬ ‫بنا بر بیان عالمه طباطبایی؟وضر؟ حیات َطیبه در این‬ ‫َ‬ ‫کان‬ ‫مانند حیاتی است که در ایه شریفه‪« :‬ا َو َم ْن‬ ‫ایه‬ ‫َْ ً ََ ْ َ ْ ُ َ َ َ ْ َُ ُ ً‬ ‫َّ‬ ‫َ‬ ‫ْ‬ ‫میتا فاحییناه و جعلنا له نورا یم ِشی ِبهِ فِی الن ِاس» بیان‬ ‫شده است و به این معنی است که خداى تعالى از‬ ‫نو حیاتى جدید به انسان افاضه مى فرماید تا انجا که‬ ‫گویی دوباره متولد شده است‪.1‬‬ ‫حضرت امام خمینی؟وضر؟ نیز دراین باره می فرماید‪:‬‬ ‫‪ -1‬خداى سبحان در قران کریم فرموده که این کتاب‬ ‫تاویلى دارد که همه معارف و احکام و قوانین و سایر‬ ‫تعلیمات دینی‪ ،‬دائر مدار ان تاویل است و غایت و‬ ‫مقصد نهایی انسان‪ ،‬معرفت به همین حقائق است‪.‬‬ ‫[تاویل از نگاه عالمه طباطبایی از جنس مفهوم نیست؛‬ ‫بلکه از سنخ حقائق خارجی است که این الفاظ شریف‪،‬‬ ‫ظهورات ان ها می باشند و ان حقائق در قیامت بر همگان‬ ‫ً‬ ‫اشکار خواهند شد‪ ].‬اما عموم انسان ها‪ ،‬عمال همت و‬ ‫عزم رسیدن به این حقائق را ندارند و تنها کسانی که‬ ‫به وادی طهارت مطلق راه یافته اند‪ ،‬می توانند به تاویل‬ ‫َ‬ ‫قران برسند‪« :‬ا َّنما ُی ُ َّ ُ ُ ْ َ َ ْ ُ ُ ّ‬ ‫الر ْج َس ا ْه َل‬ ‫رید الله ِلیذ ِهب عنکم ِ‬ ‫ِ‬ ‫ً‬ ‫ْ‬ ‫ُ َ‬ ‫ال َب ْی ِت َو ُی َط ِّه َرک ْم ت ْطهیرا»‪ 4‬بنابراین اگر بنا بود قران کریم‬ ‫ً‬ ‫صرفا بر اساس محکمات و بر مبنای تاویل خود ظهور‬ ‫نماید‪ ،‬هیچ کس جز معصومان ان را درک نمی کرد‪.‬‬ ‫‪ -2‬این نکته که فهم تاویل قران تنها نصیب معصومان‬ ‫خواهد شد‪ ،‬مانع از این نمی شود که حقیقت قران تنزل‬ ‫پیدا کند تا دیگران هم بتوانند راهی برای عروج به سمت‬ ‫قران نازل‬ ‫سطوح دیگر حقیقت قران پیدا کنند‪ .‬هرچند ِ‬ ‫شده دربردارنده برخی متشابهات باشد تا بتواند خود را‬ ‫به سطح تک تک مخاطبان نزدیک کند و زمینه صعود‬ ‫ان ها را به قدر همتی که دارند فراهم اورد‪.‬‬ ‫خداوند متعال مى فرماید کسی که عامل به عمل صالح‬ ‫باشد را به زندگى ّ‬ ‫طیب و طاهر زنده مى کنیم‪ ،‬نه اینکه‬ ‫ّ‬ ‫گمان کنى چنین کسى در این عالم‪ ،‬در زندگى طیب‬ ‫عامل صالح شد‪ ،‬در همین‬ ‫و طاهر نیست؛ بلکه اگر‬ ‫ِ‬ ‫عالم‪ ،‬زندگى ّ‬ ‫طیب و طاهر پیدا مى کند‪.2‬‬ ‫مرحوم عالمه طباطبایی در تفسیر شریف المیزان به‬ ‫نکته ای بسیار کلیدی اشاره می کنند که فهم سطوح‬ ‫ذکر شده در معرفت دینی را ممکن می سازد‪ .3‬ایشان‬ ‫در مواجهه با این پرسش که چرا قران کریم مشتمل بر‬ ‫متشابهات است‪ ،‬پاسخ خود را ضمن طرح مقدماتی‪،‬‬ ‫بیان می فرمایند‪:‬‬ ‫‪ -1‬نک‪ :‬عالمه طباطبایی‪ ،1390 ،‬ج ‪ ،12‬ص ‪ 341‬و ‪.342‬‬ ‫‪ -2‬نک‪ :‬امام خمینی‪ ،1409 ،‬ج ‪ ،3‬ص ‪.465‬‬ ‫‪ -3‬نک‪ :‬عالمه طباطبایی‪ ،1390 ،‬ج ‪ ،3‬ص ‪.58‬‬ ‫‪ -4‬االحزاب‪.33 ،‬‬ ‫‪60‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫ساحت علم و عمل ترسیم می کند‪ .‬در ساحت علم‪،‬‬ ‫حقائق مربوط به مبدا و معاد و سایر حقائق مرتبط‬ ‫با این دو را به انسان متذکر می شود تا انسان بتواند‬ ‫نسبت خود را با این حقائق تعریف نموده‪ ،‬مسیرش را‬ ‫به درستی تعیین نماید‪ .‬در ساحت عمل نیز‪ ،‬قوانین‬ ‫و تکالیف اجتماعى را بر او تحمیل می کند تا به این‬ ‫وسیله شئون زندگى اجتماعی اش اصــاح گــردد‪ ،‬و‬ ‫در نتیجه مفاسد زندگى اجتماعى‪ ،‬او را از حرکت‬ ‫به سوی معارف و حقائق و بــرخــوردارى از ان هــا باز‬ ‫ندارد‪ .‬همچنین عالوه بر تحمیل تکالیف اجتماعی‪،‬‬ ‫پی نوشت‬ ‫‪ .1‬امام خمینی‪ ،‬سید روح اهلل‪ ،1409 ،‬تقریرات فلسفه‪ ،‬تهران‪ ،‬موسسه تنظیم‬ ‫و نشر اثار امام خمینی‬ ‫‪ .2‬عالمه طباطبایی‪ ،‬سید محمدحسین‪ ،1390 ،‬المیزان فی تفسیر القران‪،‬‬ ‫تهران‪ ،‬دار الکتب االسالمیه‬ ‫‪ .3‬عالمه مجلسی‪ ،‬محمدباقر‪ ،1403 ،‬بحار االنوار‪ ،‬بیروت‪ ،‬دار احیاء التراث العربی‬ ‫‪ -2‬فاطر‪.10 ،‬‬ ‫‪ -1‬المائده‪.6 ،‬‬ ‫‪61‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫از این مقدمات‪ ،‬یک نتیجه مهم به دست مى اید و‬ ‫ان این است که‪ :‬قوانین اجتماعى اسالم در حقیقت‬ ‫مقدمه ای براى تکالیف عبادى و تکالیف عبادى نیز‬ ‫خود مقدمه ای براى معرفت خدا و ایات او است‪ .‬در‬ ‫نتیجه کمترین اخالل یا تحریف و یا تغییر در احکام‬ ‫اجتماعى اســام‪ ،‬باعث فساد در عبودیت انسان‬ ‫م ـی گــردد و فساد در عــبــودیــت‪ ،‬بــه اخــتــال معرفت‬ ‫منجر خواهد شد و این همه سبب خواهد شد انسان‬ ‫از مقصد خود که همان رسیدن به خداوند متعال با‬ ‫ورود به وادی طهارت و حیات طیبه است‪ ،‬بازماند‪.‬‬ ‫ان شاء اهلل در مقاالت بعدی به بیان حقیقت طهارت‬ ‫خواهیم پرداخت‪.‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪ -3‬ازانجاکه بیان شد تنها مطهران هستند که می توانند با‬ ‫حقیقت قران ارتباط داشته باشند‪ ،‬می توان وادی ارتباط‬ ‫با قران را وادی طهارت دانست که هر کس بیشتر خود‬ ‫را به این وادی نزدیک سازد‪ ،‬بهره بیشتری از ارتباط با‬ ‫قران خواهد داشت و التزام حقیقی به شریعت و احکام‬ ‫دین مهم ترین عاملی است که انسان را به طهارت و‬ ‫حیات طیبه نزدیک می سازد‪ .‬خداوند متعال در قران‬ ‫َ ُ‬ ‫َ‬ ‫کریم می فرماید‪« :‬ما ُی ِر ُید ا ّلل ُه ِل َی ْج َع َل َعل ْیک ْم ِم ْن َح َر ٍج‪َ ،‬و‬ ‫ُ‬ ‫لک ْن ُی ِر ُید ِل ُی َط ِّه َرک ْم»‪1‬؛ هدف ما از بیان این اوامر و نواهی‪،‬‬ ‫ِ‬ ‫به رنج و زحمت انداختن شما نبود؛ بلکه این مسیر‪،‬‬ ‫شما را به وادی طهارت وارد خواهد نمود‪.‬‬ ‫‪ -4‬از سوی دیگر خداوند متعال مسیر طهارت و طریق‬ ‫رسیدن به حیات طیبه را در قالب شریعت‪ ،‬در دو‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫برخی از تکالیف عبادى نیز بر او ّ‬ ‫مقرر می دارد‪ ،‬که در‬ ‫اثر تکرار و مواظبت بر ان‪ ،‬نفس او متوجه مبدا و معاد‬ ‫شود‪ ،‬و به وادی حیات طیبه و طهارت نزدیک و مشرف‬ ‫گردد‪ ،‬و از الودگى به مادیات و پلیدی هاى ان رهایی‬ ‫َ ْ َ ْ َ ُ ْ َ ُ َّ‬ ‫الط ِّی ُب‪،‬‬ ‫یابد‪ .‬اینجاست که کریمه‪«ِ :‬الیهِ یصعد الک ِلم‬ ‫َ‬ ‫َ ْ َ َ ُ َّ‬ ‫و العمل‬ ‫الص ِال ُح َی ْرف ُع ُه»‪ 2‬رخ می نماید‪.‬‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مـی تــوان وادی ارتـبــاط بــا قــران را وادی‬ ‫طهارت دانست که هر کس بیشتر خود را‬ ‫به این وادی نزدیک سازد‪ ،‬بهره بیشتری‬ ‫از ارتباط با قران خواهد داشت‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫دکتر مهدی سپهری‬ ‫استاد هادی مرکز رشد‬ ‫عضو هیئت علمی دانشکده الهیات دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫‪ -1‬ضرورت اتکا به مبنای قابل استناد‬ ‫ْ‬ ‫جهانی الهی‬ ‫انسان‬ ‫ِ‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫چــارلــز تیلور در «اخ ــاق اصــالــت» حــذف خــاطــره و‬ ‫خاطره انگیزی اشیاء و امــور در جهان مــدرن را نقد‬ ‫می کند‪ .‬حذف خاطره انگیزی به این معنا است که‬ ‫ً‬ ‫مثال خانه از یک فضای خاطره انگیز که تاریخی داشته‬ ‫و انسی در ان برقرار بوده و پیوندی با سا کنان خود‬ ‫داشته و تداعی کننده ی خاطرات تمام ان بزرگ ترها‬ ‫بوده است‪ ،‬تبدیل به کاالیی شده است که چند سالی‬ ‫در ان به سر می بریم تا بتوانیم ان را تبدیل به احسن در‬ ‫مکان یا اندازه بزرگ تر بکنیم‪ .‬معنا و احساسی که در‬ ‫مفهوم خانه پدری بود در دنیای جدید به کلی از بین‬ ‫ً‬ ‫رفته است و اصال غیرقابل درک است‪ .‬در دنیای جدید‬ ‫همه چیز چنین وضعی پیدا کرده است‪.‬‬ ‫در خالل چنین بحثی‪ ،‬کسی چنین می پرسد‪:‬‬ ‫چــرا باید حــذف خاطره انگیزی از امــور و اشــیــاء را‬ ‫به عنوان یک اشکال و نقد مطرح کنیم؟ درحالی که‬ ‫از منظر دینی نیز انسان نباید به این جهان و امور ان از‬ ‫قبیل خانه تعلق خاطری داشته باشد‪ .‬مفاهیم مثل‬ ‫زهد و هجرت و جهاد به صراحت تا کید بر استفاده ‬ ‫از داشته های دنیایی و دل نبستن و تعلق نداشتن به‬ ‫ان حکایت می کند‪ .‬مگر کسی که شهید می شود از‬ ‫همه چیز قطع تعلق نمی کند؟ مگر مومن نباید همواره‬ ‫ً‬ ‫به وظیفه فکر کند و هر چیزی را صرفا به عنوان وسیله ای‬ ‫برای انجام وظیفه و کسب رضایت خداوند به کار‬ ‫بگیرد؟ خاطره انگیزی دست وپای انسان را می بندد‪.‬‬ ‫چرا خاطره انگیزی نباید حذف شود و بر اساس چه‬ ‫مبنایی می توان از خاطره انگیزی دفــاع کــرد؟ اگر با‬ ‫صــرف تحلیل مثال ها و ارتـبــاط دادن ان بــا برخی‬ ‫ارزش ها و نشان دادن تعارضات و تالئمات باشد‪ ،‬در‬ ‫انسان در سیر هبوط و عروج‬ ‫همه چیز با‬ ‫ِ‬ ‫تعریف می شود‬ ‫‪62‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫مــا در گــذر از انـقــاب اســامــی بــه دول ــت‪ ،‬جامعه و‬ ‫در نهایت تمدن اسالمی با تفکری اشنا شده ایم که‬ ‫نام های مختلفی به خود گرفته مانند نگاه انتقادی به‬ ‫مدرنیته‪ ،‬نگاه تمدنی‪ ،‬نگاه اجتماعی به دین‪ ،‬نگاه‬ ‫تاریخی فلسفی و‪ ...‬و همواره در تالش بــرای فهم و‬ ‫شرح این نگاه بوده ایم‪ ،‬اما کمتر «درباره ی» این نگاه‪،‬‬ ‫به بحث پرداخته ایم‪ .‬کم تر این سوال را پرسیده ایم که‬ ‫این تفکر یا نگاه چه نسبتی با نگاه دینی دارد؟ این‬ ‫سوال وقتی حساس تر می شود که بدانیم چنین تفکر‬ ‫‪63‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪ -2‬در جست وجوی نگرش مبنایی‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫مقابل نیز می توان مثال هایی‬ ‫بیان کرد و با تحلیل و برقرار‬ ‫کردن ارتباط ها موضع مقابل‬ ‫را تقویت کرد‪ .‬به هر شکلی می توان نقد کرد و با مثال‬ ‫اقناع ایجاد کرد‪ .‬در اینجا ما با یک خال مبنایی مواجه‬ ‫می شویم که باالخره کدام مطلوب است‪ ،‬خاطره انگیزی‬ ‫یا نفی خاطره انگیزی؟ ما چگونه باید در این میان‬ ‫موضعی ثابت داشته باشیم و به چه مبنایی می توانیم‬ ‫تکیه کنیم؟ و البته منظور از موضع ثابت هم نوعی‬ ‫دگم اندیشی که ما را از تعامل با سطح پویای حقیقت‬ ‫باز دارد‪ ،‬نیست‪ .‬ایا صرف نقد می تواند موضع محکمی‬ ‫در این میان باشد؟‬ ‫شاید الزم باشد که برگردیم و بدانیم که اصل داستان‬ ‫چیست؟ منظورم داستان ادمیت است‪ ،‬از کجا امده ایم‪،‬‬ ‫ً‬ ‫در کجا هستیم و در حال رفتن به کجا هستیم؟ اصال‬ ‫ً‬ ‫و اساسا ایا «در حال رفتن» هستیم؟ یا «ایستاده »ایم؟‬ ‫و شاید بدین گونه بتوان از نقدهای فاقد مال ک های‬ ‫قابل اتکا نیز گذر کرده و به نقدهایی قابل اعتماد و‬ ‫اتکا دست یابیم‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫یا نگاهی در نهایت تبدیل به‬ ‫گفتمان شده و ممکن است‬ ‫به عنوان مبنای سیاست ها و‬ ‫برنامه های اجرایی قرار بگیرد‪.‬‬ ‫در خصوص نسبت نگاه تمدنی با نگاه دینی و تفاوت‬ ‫یا تشابهش با یکدیگر‪ ،‬من به سیری که از حدود شش‬ ‫سال پیش برای خودم اتفاق افتاد اشاره می کنم‪ .‬داستان‬ ‫ترتیبی‬ ‫به طرح بحثی که استاد عابدینی در تفسیر‬ ‫ِ‬ ‫سوره بقره داشتند برمی گردد‪ .‬ایشان وقتی به داستان‬ ‫حضرت ادم رسید و ایات مربوط به ان را تفسیر کرد‪،‬‬ ‫ً‬ ‫من احساس کردم که این داستان‪ ،‬که صرفا داستان‬ ‫حضرت ادم ‪-‬علی نبینا و اله و علیه السالم‪ -‬نیست‪،‬‬ ‫بحث‬ ‫بلکه داستان ادمیت و داستان خلیفه اهلل است‪ِ ،‬‬ ‫مبنایی بسیار مهم و تعیین کننده ای اســت‪ .‬در ان‬ ‫ِ‬ ‫زمان شاید به تطبیق ان مباحث‪ ،‬با مباحثی مانند‬ ‫کتاب «هستی و هبوط» اقای پارسانیا نیز چندان توجه‬ ‫ِ‬ ‫ً‬ ‫نداشتم‪ ،‬هرچند ان را قبال دیده‪ ‬بودم‪.‬‬ ‫تصمیم گرفتم که ان بحث را تدریس کنم‪ .‬رسال ه عالمه‬ ‫طباطبایی با موضوع «انسان قبل الدنیا» را مطالعه‬ ‫کردم و دیدم عالمه همان بحث هبوط ادم را در تتمه‬ ‫رساله اورده است‪ ،‬شاید ان حکیم فرزانه دریافته‪ ‬بود که‬ ‫انسان قبل الدنیا بدون داستان ادم ناتمام است‬ ‫داستان ِ‬ ‫ً‬ ‫و بلکه اساسا بدون ان قوام نمی یابد‪ .‬در ادامه رساله‬ ‫«انسان فی الدنیا» را مباحثه کردیم و دیدیم که عالمه‬ ‫در این رساله بحث اعتباریات خود را پیش کشیده‬ ‫تا ساخت حیات دنیا را توضیح دهد و از انجا نیز به‬ ‫مهندسی‬ ‫بحث مهم معرفت النفس ‪-‬که به تعبیری‬ ‫ِ‬ ‫معکوس اعتبارسازی اســت‪ -‬کشیده شده‪ ‬است‪.‬‬ ‫ِ‬ ‫عالمه در اینجا به وجه جهان شناسانه اعتباریات‬ ‫توجه کرده اند‪.‬‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫سخن عالمه در رساله انسان فی الدنیا‬ ‫این است که خروج انسان از فضای اعتبار‬ ‫یا همان حیات دنیا‪ ،‬از طریق توجه به‬ ‫حقیقت نفس یا همان معرفت النفس‬ ‫اتفاق می افتد‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫جامعه با انسان تعریف می شود‪ ،‬تمدن‬ ‫با انسان تعریف می شود‪ ،‬عصر و دوره با‬ ‫انسان تعریف می شود‪ ،‬تاریخ با انسان‬ ‫تعریف می شود و حتی «فــرد» با انسان‬ ‫تعریف می شود؛ نه بالعکس‪.‬‬ ‫عکسی از او‪ .‬همیشه بحث در‬ ‫انسان شناسی‪ ،‬تمام داستان‬ ‫به این خالصه می شود که‬ ‫انسان عقل و خیال و حس‬ ‫دارد و عقل باید حس و خیال را کنترل کند‪ .‬این یک‬ ‫ً‬ ‫نگاه کامال ایستا به انسان است‪ .‬نگاه قران نگاهی پویا‬ ‫است و انسان را در سیر می بیند؛ انسان از کجا امده‬ ‫و به کجا می رود‪ .‬وقتی می گوییم انسان از جایی امده‬ ‫است و دارد به جایی می رود‪ ،‬پس جامعه ی انسانی‬ ‫نیز از جایی امده است و دارد به جایی می رود و تمدن‬ ‫او نیز از جایی امده است و دارد به جایی می رود‪ ،‬در‬ ‫نتیجه جامعه شناسی در عرض و یا قبل از انسان شناسی‬ ‫نیست بلکه جامعه شناسی ذیل انسان شناسی قرار‬ ‫می گیرد‪ .‬تمام بحث های مربوط به اجتماع ذیل انسان‬ ‫جای می گیرد‪.‬‬ ‫در توضیح این نگاه وقتی به این رسیدیم که دنیا را‬ ‫چطور توضیح بدهیم‪ ،‬دیدیم تعبیر قران خیلی جالب‬ ‫است و می فرماید «الحیاه الدنیا»‪ ،‬یعنی «دنیا» را‬ ‫به صورت وصفی می اورد و کم تر دنیا خود به عنوان یک‬ ‫«چیز» مطرح است؛ بلکه دنیا وصف یک نوع زندگی‬ ‫است‪ .‬ما دنیا را یک چیز و یک جهان می دانیم که در‬ ‫ان می اییم‪ ،‬درحالی که بر اساس این مبنا دریافتیم که‬ ‫وصف برهه ای‬ ‫دنیا وصف یک نوع زندگی است یعنی‬ ‫ِ‬ ‫از شدن و صیرورت ما‪.‬‬ ‫این بحث ها یکی یکی در کنار هم چیده می شد تا اینکه‬ ‫در گروه تاریخ و تمدن‪ ،‬بحث تاریخ تمدن ها‪ ،‬سیر تاریخ‬ ‫انبیاء و ارتباطات ان با ظهور و عصر مهدویت پیش امد‬ ‫و باز هم به این رسیدیم که بحث با ماجرای حضرت‬ ‫ادم و خلیفه اهلل شدن گره می خورد یعنی محوریت‬ ‫«انسان در سیر»‪ ،‬و دیدیم که با این نگاه می توان تاریخ‬ ‫ِ‬ ‫انبیاء را در یک سیر منسجم بیان کرد و نسبت ها را‬ ‫اصل سخن عالمه در انجا‬ ‫ایــن اســت کــه قــوام حیات‬ ‫دنیا به اعتباریات است و‬ ‫اگر انسان می خواهد از فضای‬ ‫اعتبارات دنیوی خارج شود و گرفتار ان نشود باید به‬ ‫معرفت النفس و توجه به حقیقت نفس بپردازد‪ .‬عالمه‬ ‫این بحث مهم را خیلی خالصه و در چند پاراگراف‬ ‫بیان می کند و به پایان می برد‪.‬‬ ‫‪ -3‬حاصل جست وجو‬ ‫در ادامه ی سیری که به ان اشاره شد‪ ،‬رفته رفته این‬ ‫توجه برای من برجسته شد که نظامی معرفتی که ما‬ ‫به دنبال ان هستیم و می خواهیم بر اساس ان به امور‬ ‫نگاه کنیم و ان ها را تحلیل کنیم‪ ،‬می تواند بر اساس‬ ‫همین بحث شکل بگیرد که‪:‬‬ ‫«انسان» را در «سیر» هبوط و عروج ببینیم و همه چیز‬ ‫را با «انسان» تعریف نماییم و هر چیزی را در این فضا‬ ‫تحلیل کنیم‪.‬‬ ‫با مبنا قرار دادن انسان می بینیم که ظرفیت فراوانی‬ ‫برای تحلیل پدیده های مختلف وجود دارد‪ .‬جامعه با‬ ‫انسان تعریف می شود‪ ،‬تمدن با انسان تعریف می شود‪،‬‬ ‫عصر با انسان تعریف می شود‪ ،‬دوره با انسان تعریف‬ ‫می شود‪ ،‬تاریخ با انسان تعریف می شود و حتی «فرد»‬ ‫با انسان تعریف می شود؛ نه بالعکس؛ یعنی نمی شود‬ ‫انسان را با جامعه‪ ،‬عصر‪ ،‬دوره‪ ،‬تاریخ و یا حتی فرد‬ ‫تعریف کرد‪ .‬چنین کاری در واقع تحریف انسان است‬ ‫نه تعریف‪ .‬ما به جای فروکاهش انسان به فرد قائل به‬ ‫فرا زایش فرد به انسان هستیم‪.‬‬ ‫نکته حائز اهمیت اینکه در این نگاه انسان را به نحوی‬ ‫پویا و در سیر می بینیم نه به نحوی ایستا و منجمد‪.‬‬ ‫ً‬ ‫به تعبیر دیگر فیلمی از انسان ارائه می دهیم نه صرفا‬ ‫‪64‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪65‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫مـشـخــص ســاخــت‪ .‬حتی‬ ‫بحث به مالئکه و شیطان‬ ‫رسید و روشــن شد که این‬ ‫مباحث وقتی در ذیل انسان‬ ‫مطرح می شوند چقدر مهم‬ ‫هستند و می توانند در فهم حقیقت انسانی و مظاهر‬ ‫تاریخی تمدنی او تعیین کننده باشند‪ .‬در چنین فضایی‬ ‫می توان تاریخ را بر اساس سیر انبیاء در یک مسیر پیوسته‬ ‫توضیح داد و به این پرداخت که دوره های انبیاء چه‬ ‫بوده است و در ان دوره ها تمدن ها چه شکلی داشته‬ ‫است و امور به چه شکلی رقم می خورده است و پس ازان‬ ‫سیر تاریخ و جوامع چه مسیری را پیموده و خواهد‬ ‫پیمود و نسبت هر یک با عصر ظهور چیست‪ .‬این‬ ‫نگاه پیوسته را باید جایگزین گزارش ها و تحلیل های‬ ‫ِ‬ ‫گسسته ساخت که نسبتشان با هم مشخص نیست؛‬ ‫در مقام نقد هم می توان به عنوان جایگزین نگاه های‬ ‫انتقادی ای لحاظ شود که حتی در فهم موضع خود‬ ‫ِ‬ ‫نیز دچار سردرگمی هستند‪.‬‬ ‫در مجموع به این نتیجه رسیدم که می توان این مبنای‬ ‫متخذ از معرفت النفس بر مدار «انسان» را پایه نظام‬ ‫فکری‪ ،‬هم در مقام فهم برای خودمان و هم برای ترویج‬ ‫قرار بدهیم و عالم و ادم را از ان منظر بنگریم و تحلیل‬ ‫کنیم‪ .‬مفاهیم فراوانی که مستند به متون نقلی دینی‬ ‫هستند نیز در این میان برای تحلیل امور مختلف به‬ ‫کمک می ایند‪ .‬البته هیچ لزومی ندارد که همه‪ ،‬وارد‬ ‫بحث های فنی و پیچیده و فلسفی ان و یا همه حوزه های‬ ‫مختلف ان بشوند؛ اما به هرحال جهان بینی کلی ان‬ ‫برای هرکسی که در علوم انسانی کار می کند ضروری و‬ ‫الزم است‪ ،‬حال اگر کسی عالقه داشته باشد می تواند‬ ‫به حوزه مورد توجه خود ورود تفصیلی داشته باشد‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫من هرچه فکر کردم و مباحث‬ ‫را جابه جا کردم تا سیری از‬ ‫مباحث را در نظر بیاورم تا‬ ‫بلکه به طرحی بهتر برسم‪،‬‬ ‫به نظامی دیگر نرسیدم و باز‬ ‫به عالمه طباطبایی بازگشتم و متوجه شدم عالمه‬ ‫ً‬ ‫طباطبایی در رسائل خــود کامال هوشمندانه نظام‬ ‫فکری را به شکل کامل اورده است‪:‬‬ ‫سه رساله در توحید‪:‬‬ ‫‪ .1‬التوحید‬ ‫‪ .2‬االسماء‬ ‫‪ .3‬االفعال‬ ‫که بحث های بسیار جدی و عمیقی در ان ها طرح‬ ‫شده است‪.‬‬ ‫سه رساله درباره ی انسان‪:‬‬ ‫‪ .1‬االنسان قبل الدنیا‬ ‫‪ .2‬االنسان فی الدنیا‬ ‫‪ .3‬االنسان بعد الدنیا‬ ‫که اشاره ا ی به ان شد‪،‬‬ ‫مبنایی کیفیت سلوک‬ ‫ های‬ ‫و رساله الوالیه که بحث ِ‬ ‫ِ‬ ‫«انسان در سیر» در ان امده است‪.‬‬ ‫حرکت‬ ‫و‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫رساله های دیگر هم هرکدام به نوبه خود در تفصیل این‬ ‫ً‬ ‫مباحث جایگاه ویژه ای دارند مثال در رسال ه اعتباریات‪،‬‬ ‫بحث مهم اعتباریات مطرح شده است که اضالع‬ ‫ً‬ ‫و ابعاد بسیاری دارد‪ ،‬هرچند متاسفانه صرفا برخی‬ ‫بحث های معرفت شناسانه ان مورد توجه واقع شده‪،‬‬ ‫درحالی که بحث اعتباریات ماجراهای دیگری هم‬ ‫ً‬ ‫دارد‪ .‬مثال در همین بحث اعتباریات می توان درباره‬ ‫ذهنیت سازی و حتی تغییر ذهینت بحث های خوبی‬ ‫داشت؛ اینکه اعتبارات چگونه تغییر پیدا می کند‪،‬‬ ‫برای ما که به دنبال تغییر هستیم بسیار مهم است و‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫«اعتباریات» ماجراهای مغفولی دارد‪.‬‬ ‫ً‬ ‫مثال در بحث اعتباریات می توان درباره‬ ‫ذه ـنــی ـت ســازی و حــتــی تغییر ذهینت‬ ‫بحث های خوبی داشت؛ و یا اینکه اساسا‬ ‫عالم دنیای انسان را می توان با اعتباریات‬ ‫توضیح داد‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اینکه ما در جستجوی نظام فکری «فارغ‬ ‫از اشخاص انسانی» باشیم یا اینکه نظام‬ ‫فکری را در «ذیل اشخاص انسانی» جستجو‬ ‫ً‬ ‫کنیم دو مبنای کامال متفاوت است‪.‬‬ ‫چنین ساختاری این است‬ ‫کــه مــاجــرای اصلی بــر مــدار‬ ‫ً‬ ‫شخص اســت و ما اصالتا‬ ‫ً‬ ‫و نهایتا با اشخاص انسانی‬ ‫مواجه هستیم نه اشیائی دارای ذهن!‬ ‫‪ .2‬نمونه دیگر‪-‬در ساحت تفکر‪ -‬وقتی است که به‬ ‫نظام فکری می اندیشیم‪ .‬اینکه ما در جستجوی نظام‬ ‫فکری «فارغ از اشخاص انسانی» باشیم یا اینکه نظام‬ ‫فکری را در «ذیل اشخاص انسانی» جستجو کنیم دو‬ ‫ً‬ ‫مبنای کامال متفاوت است‪ .‬در مبنای اول نظام فکری‬ ‫به خودی خود دارای هویتی است که ممکن است فردی‬ ‫ان را برگیرد یا برنگیرد اما در مبنای دوم نظام فکری‬ ‫هیچ هویت و وحدتی ندارد مگر انکه در ذیل شخص‬ ‫انسانی در نظر گرفته شود‪ .‬در این مبنا اندیشه در باب‬ ‫یک نظام فکری فارغ از انسانی که چنین نظامی دارد‬ ‫یا انسانی که ان را اخذ می کند ره به جایی نمی برد‪،‬‬ ‫چراکه علم جدای از عالم نیست و تعامل علمی چیزی‬ ‫جز تعامل عالمان نیست‪.‬‬ ‫‪ .3‬نمونه دیگر ‪-‬در ساحت تفکر‪ -‬فهم و تحلیل ما‬ ‫از تجربه گرایی است‪ .‬در مبنایی که گفته شد بحث‬ ‫معرفت النفس بسیار مهم و کلیدی است‪ .‬شما اگر‬ ‫با این مبنا به سراغ ذهن غربی بروید تا ببینید ذهن‬ ‫غربی چگونه شکل گرفت است‪ ،‬چه واقعیاتی در ان‬ ‫باقی است و چه چیزهای تغییر کرده است‪ ،‬به فهمی‬ ‫متفاوت دست می یابید‪ .‬ما تاکنون تجربه گرایی را در‬ ‫قالب های رایج بازخوانی و نقد کرده ایم‪ ،‬اما اگر از منظر‬ ‫اصل‬ ‫معرفت النفس به موضوع نگاه کنیم‪ ،‬می بینیم ِ‬ ‫دغدغه‪ ،‬درست‪ ،‬مهم و جالب است‪ .‬مسئله و دغدغه‬ ‫این بوده است که چرا ما انچه را ادراک می کنیم نمی یابیم‬ ‫و حس نمی کنیم؟ چرا ما با واقعیتی که می فهمیم ارتباط‬ ‫برقرار نمی کنیم؟ چرا درباره ی واقعیت فکر می کنیم و‬ ‫سخن می گوییم‪ ،‬اما از واقعیت دور هستیم؟ اصل‬ ‫به ما نشان می دهد که در این‬ ‫دست کارها به یک اتاق فکری‬ ‫اعتباریات متغیر‬ ‫برای کار روی‬ ‫ِ‬ ‫جامعه نیاز هست که می تواند‬ ‫حلقه وصلی باشد بین حوزه های فکری از یک سو و‬ ‫حوزه های هنری‪ ،‬پیام ساز‪ ،‬تصویر ساز و داستان پرداز‬ ‫از سوی دیگر‪ .‬به کمک همین اعتباریات وضع فعلی‬ ‫و نظام سیاسی و اقتصادی جامعه تحلیل می شود‪ .‬هر‬ ‫کسی نیز می تواند به صورت تخصصی در هر زمینه ای‬ ‫از این مبنای کلی استفاده کند‪.‬‬ ‫‪ -4‬نمونه ها و مثال هایی از لوازم‬ ‫انسان محوری در این مبنا‬ ‫قرار دادن انسان به عنوان محور در این نگاه نتایج و‬ ‫لوازم بسیار مهمی دارد که به صورت پراکنده به برخی‬ ‫اشاره می کنم‪ ،‬یک نمونه در حیطه ساختاری و نهادی‬ ‫و دو نمونه در ساحت تفکر‪:‬‬ ‫‪ .1‬یک نمونه وقتی است که به نهاد علم یا دانشگاه‬ ‫ً‬ ‫فکر می کنیم‪ ،‬ما معموال به مجموعه ای از امور بر مدار‬ ‫علم یا ساختار دانشگاه می پردازیم؛ درحالی که اگر‬ ‫مبنای فوق را برگزینیم‪ ،‬انسان مدار اصلی تعریف و‬ ‫تحلیل خواهد شد و ساختار و علم نیز از این منظر‬ ‫تعریف و تحلیل می شود‪ .‬مرکز رشدی که در دانشگاه‬ ‫امام صادق؟ع؟ تاسیس شده است‪ ،‬ظاهرش تفاوت‬ ‫خاصی با یک مرکز تحقیقات و مشابه ان ندارد‪ ،‬اما‬ ‫واقعیت این است که تفاوت بنیادینی با این مراکز دارد‬ ‫و ان این است که اتم اصلی ان بر اساس انسان بوده‪،‬‬ ‫و هدف گیری ان ناظر به «شخص» است‪ .‬هدف این‬ ‫است که شخص رشد کند و در نتیجه هر شخصی‬ ‫باید در فضای خود برنامه ای ارائه کند و پیش ببرد‪،‬‬ ‫شاخص های ارزیابی نیز متناسب با هر شخص و‬ ‫فضای او و برنامه اش مشخص می شود‪ .‬نگاه اصلی‬ ‫‪66‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫‪67‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫عدم ایینه‪ ،‬عالم عکس و انسان‬ ‫چو چشم عکس در وى شخص پنهان‬ ‫تو چشم عکسى و او نور دیده ست‬ ‫بدیده دیده یى را دیده دیده ست‬ ‫جهان انسان شد و انسان جهانى‬ ‫ازین پاکیزه تر نبود بیانى‬ ‫چو نیکو بنگرى در اصل این کار‬ ‫هم او بیننده هم دیده است و دیدار‬ ‫حدیث قدسى این معنى بیان کرد‬ ‫و «بى یسمع و بى یبصر» عیان کرد‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫چنین فکر و دغدغه ای که‬ ‫انحراف تفکر نیست‪ ،‬بلکه‬ ‫انحراف در وجــه دیگری از‬ ‫ماجراست؛ مگر خود ما این‬ ‫معنا را در عــرفــان نــداریــم؟‬ ‫در عرفان نیز ماجرا همین‬ ‫ـت از دور‬ ‫اســت کــه شـنــاخـ ِ‬ ‫شناخت‬ ‫عرفان‬ ‫کل‬ ‫ بخشد‪.‬‬ ‫ی‬ ‫نم‬ ‫ارزشی ندارد و ثمر‬ ‫ِ‬ ‫شناخت از دور را نقد می کند‪ .‬وقتی از‬ ‫بدون ارتباط و‬ ‫ِ‬ ‫منظر معرفت النفس می نگریم‪ ،‬به ارتباط تجربه گرایی‬ ‫با معرفت حضوری می رسیم‪ .‬در معرفت حضوری‬ ‫نیز با مسئله ای از همین سنخ مواجه هستیم‪ .‬اینکه‬ ‫تجربه گرایی به انحراف رفته است سخن دیگری است‪،‬‬ ‫اما نباید مبنا و جایگاه تجربه گرایی را در جای دیگری‬ ‫جست وجو کنیم‪ .‬ارتباط صنعت و دانشگاه در غرب‬ ‫نیز در ادامه همین قرار می گیرد که به خاطر این مبنا و‬ ‫ً‬ ‫دغدغ ه تجربه گرایی‪ ،‬دانشگاه کامال با صنعت مرتبط‬ ‫است و این دو در انسجام با هم قرار دارند و کارامدند‪.‬‬ ‫تجربه گرایی در غرب به انحراف رفت چون عوالم را‬ ‫نگرانی ارتباط نزدیک با‬ ‫محدود و مقید دید وگرنه اصل‬ ‫ِ‬ ‫واقعیت که انحراف نیست‪ .‬اکنون از مهم ترین معضالت‬ ‫جامعه این است که ادم ها با واقعیت ارتباط ندارند‪ .‬ما‬ ‫داریم مجازی می شویم‪ .‬عالمه در تحلیل دنیا می گوید‬ ‫دنیا با اعتبار ساخته می شود و وهم ما ان را می سازد‪.‬‬ ‫ما هبوطی پیدا کردیم و گرفتار اعتبار شده ایم و حال‬ ‫این هبوط‪ ،‬مضاعف شده است‪ .‬فضای مجازی و‬ ‫تاثیر ان در اغتشاشاتی که گاهی در عرصه سیاست‬ ‫رخ می دهد به روشنی نشان از این دور شدن از واقعیت‬ ‫و قطع ارتباط با واقعیت دارد‪.‬‬ ‫وقتی غرب می گوییم منظور غرب جغرافیایی نیست‪،‬‬ ‫هر جایی که از واقعیت ملموس کنار برود و انسان از‬ ‫حقیقت دور شود یا حقیقت را فروبکاهد ماجرای غرب‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫را دارد‪ ،‬ماجرای غرب ماجرای‬ ‫غــروب حقیقت اســت‪ .‬اگر‬ ‫ارتباط با واقعیت و حضور‬ ‫روشن شود‪ ،‬انسان ها هر جا‬ ‫باشند خــودب ـه خــود موضع‬ ‫می گیرند‪ ،‬چه غــرب و چه‬ ‫شرق باشد‪ .‬برای من سوال‬ ‫بود که چرا کسانی مثل رنه گنون و دیگرانی که در غرب‬ ‫بزرگ شده اند‪ ،‬در مقابل غرب موضع می گیرند؟ پاسخ‬ ‫این است که چون با معرفت حضوری ارتباط پیدا‬ ‫کره اند و همین معرفت حضوری ان ها را با عوالمی اشنا‬ ‫کرده لذا با غرب احساس موضع می کنند‪ .‬حقایق را‬ ‫درک کرده اند و احساس می کنند این فهم مدرن یک‬ ‫انحراف است‪ .‬با این نگاه ممکن است که رویکرد شما‬ ‫از اساس متفاوت شود و به جای بحث های همیشگی‬ ‫در نقد غرب‪ ،‬با تا کید بر معرفت حضوری راه را باز‬ ‫کنید تا افراد خود انحراف را درک کنند و موضع گیری‬ ‫الزم و به جا داشته باشند‪.‬‬ ‫حسن ختام این بحث ابیاتی از شیخ محمود شبستری‬ ‫باشد که در ان به این مبنا اشاراتی داشته است‪:‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫دکتر ابراهیم خانی‬ ‫پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫دانش اموخته دکتری رشته حکمت متعالیه دانشگاه اصفهان‬ ‫‪ -1‬حرف علمی باالی منبر‬ ‫منبر و تحول در‬ ‫علوم انسانی اسالمی‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫از سال ها پیش وقتی مباحث حجت االسالم علیرضا‬ ‫پناهیان را پیگیری می کردم‪ ،‬نقاط مثبت قابل توجهی‬ ‫را در ان مباحث می دیدم‪ .‬بااین حال مانند بسیاری‬ ‫از مخاطبان‪ ،‬این نقاط مثبت را تنها در سطح یک‬ ‫سخنرانی خوب و جذاب دینی ارزیابی می کردم؛ اما‬ ‫بعدها که با فضای علوم انسانی و کمبودها و خالهای‬ ‫ان بیشتر اشنا شدم فهمیدم برخی از خصوصیات‬ ‫روشی و محتوایی سخنرانی های ایشان تنها به درد یک‬ ‫منبر مفید و جذاب نمی خورد‪ ،‬بلکه برای تولید علوم‬ ‫انسانی نیز به شدت مورد نیاز است‪ .‬و این در حالی‬ ‫است که چنین مالحظات روشی در فضای مرسوم‬ ‫علوم انسانی به شدت مورد غفلت قرار گرفته است‪.‬‬ ‫یادم می اید در دوران دانشجویی‪ ،‬درسی با موضوع فلسفه‬ ‫اگزیستانسیالیسم داشتم و همان زمان در ایام محرم‬ ‫مباحث اقای پناهیان را پیگیری می کردم‪ .‬موضوع بحث‬ ‫ایشان به طور اتفاقی با مباحث کالس بسیار همپوشانی‬ ‫داشت و من به وضوح می دیدم که ایشان چگونه متناظر‬ ‫با جدی ترین مسائل فلسفه اگزیستانسیالیسم در مورد‬ ‫حیات انسان‪ ،‬رنج و ‪ ...‬ان هم با روشی تا حدودی مشابه‬ ‫(و با صبغه ای فرادینی) در حال طرح مباحثی انسان‬ ‫شناسانه بودند‪ .‬در ان ایام یک روز استاد سر کالس‬ ‫گفت که ما متاسفانه در فضای علمی خودمان به این‬ ‫ً‬ ‫مباحث مهم نپرداخته ایم و من به ایشان گفتم که اتفاقا‬ ‫بنده این روزها همین مسائل را در سخنرانی های اقای‬ ‫پناهیان پیگیری می کنم و وجوه قوت مباحث ایشان‬ ‫در این موضوع با حفظ همین ساختار روشی‪ ،‬بسیار‬ ‫بیشتر از برخی فیلسوفان معروف اگزیستانسیالیسم و‬ ‫سایر مکاتب غربی است‪ .‬اما استاد که تا حدودی از‬ ‫حرف من براشفته شده بود گفت مباحث ایشان که‬ ‫طرح علمی ندارد‪ ،‬منظور من عدم وجود این مباحث‬ ‫در فضای علمی کشور است‪.‬‬ ‫جامعه علمی ما به عقالنیت توصیفی‪-‬از سنخ انچه در‬ ‫منبرهای حجت االسالم پناهیان نمایان است‪ -‬نیاز مبرم دارد‬ ‫‪68‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫ما برای رسیدن به علوم انسانی اسالمی‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪69‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫ برهانی به دنبال اثبات‬‫و ایــن شــایــد حــرف خیلی باید ابتدا تلقی خودمان را از علمی بودن‬ ‫گــزاره هــای حــق و تفکیک‬ ‫از اهالی دیگر علوم انسانی و غیرعلمی بودن تصحیح کنیم و خود را‬ ‫ان از گزاره های باطل است‪.‬‬ ‫نیز باشد که حاضر نیستند‬ ‫در جزیره ای از مالک های رایج علمیت‬ ‫عقالنیتی کــه یقین نظری‬ ‫علمیت این گونه مباحث‬ ‫محصور نکنیم؛‬ ‫را بـه عــنــوان ارزشمندترین‬ ‫را بپذیرند و یا خال این گونه‬ ‫دارایــی علمی بــرای انسان‬ ‫مباحث و روش ها را در حیطه‬ ‫به ارمغان می اورد و انسان را از شک‪ ،‬تردید‪ ،‬شبهه‬ ‫علوم انسانی قبول کنند و این گونه مباحث را تنها‬ ‫و جهل نسبت به حقایق رهــا مـی ســازد‪ .‬در علوم‬ ‫سخنرانی هایی جــذاب و مذهبی بــرای عموم مردم‬ ‫اسالمی مانند فلسفه‪ ،‬تفسیر‪ ،‬کالم‪ ،‬اصول فقه‪ ،‬فقه‬ ‫تلقی می کنند‪.‬‬ ‫و ‪ ...‬حضور پررنگ عقالنیت استداللی را به وضوح‬ ‫‪ -2‬انس با عقالنیتی کم استفاده‬ ‫می توان مشاهده کرد و این البته از مزیت ها و نقاط‬ ‫قــوت علوم اســامــی اســت؛ علومی کــه بــا تکیه بر‬ ‫موضوع بحث این مقاله مرتبط با همین مسئله مهم‬ ‫همین عقالنیت استداللی خود را از ورطه خطرنا ک‬ ‫است‪ .‬اینکه ما برای رسیدن به علوم انسانی اسالمی‬ ‫نسبیت های رایج جهان علمی امروز دور نگه داشته اند‬ ‫باید ابتدا تلقی خودمان را از علمی بودن و غیرعلمی‬ ‫و نظامات علمی مستحکمی در حوزه مسائل مورد‬ ‫بودن تصحیح کنیم و خود را در جزیره ای از مال ک های‬ ‫بررسی خود پدید اورده انــد که گذر زمان نمی تواند‬ ‫رایــج علمیت محصور نکنیم؛ مال ک هایی که گاه‬ ‫به راحتی در شالوده ان تغییری ایجاد کند‪.‬‬ ‫جزیره های خصوصی و متروکی را برای برخی از اهالی‬ ‫علم درست می کند که جز خودشان و هم رشته هایشان‬ ‫پرکاربرد نامانوس‬ ‫عقالنیت‬ ‫‪-3‬‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫حاضر به ماندن در ان جزیره نیستند‪.‬‬ ‫اما برخالف عقالنیت استداللی‪ ،‬عقالنیت توصیفی‬ ‫البته در این مقاله نمی خواهم همه جوانب و مال ک های‬ ‫به این اندازه برای ما مانوس نیست و برای همین هم‬ ‫مطلوب بــرای تولید علوم انسانی اسالمی را بررسی‬ ‫توضیح دادن ان کار اسانی نیست‪ .‬عقالنیت توصیفی‬ ‫کنم؛ بلکه جوانبی از ان را مورد بررسی قرار می دهم که‬ ‫عقالنیتی است که پس از اثبات حقیقتی توسط عقل‬ ‫شاید امثال اقای پناهیان و معدود افراد دیگری در این‬ ‫ً‬ ‫استداللی به نظاره ان حقیقت می نشیند و در شهودی‬ ‫زمینه واقعا قابل استفاده هستند ولی فضای علمی به‬ ‫عقالنی‪ ،‬چیستی و چگونگی ان را از نزدیک لمس‬ ‫ان توجه نمی کند‪.‬‬ ‫ً‬ ‫کرده و به توصیف می کشد‪ .‬مثال ما شاید یک بار نیاز‬ ‫برای توضیح این مطلب باید از کاربردهای عقالنیت‬ ‫داشته باشیم تا با عقالنیت استداللی وجود حق تعالی‬ ‫شروع کنیم‪ .‬عقالنیت را از یک منظر می توان به دو‬ ‫را با روشی برهانی و یقینی برای خود اثبات کنیم؛ اما‬ ‫نــوع عقالنیت تقسیم نمود‪ :‬عقالنیت استداللی‬ ‫بعدازان باید بارها با چشمان عقالنیت توصیفی‪ ،‬وجوه‬ ‫و عقالنیت توصیفی‪ .‬عقالنیت استداللی همان‬ ‫عقالنی این حقیقت اثبات شده را بنگریم و ان را برای‬ ‫عقالنیتی است که سنت تاریخی و رایج در حوزه های‬ ‫خودمان مرور و توصیف کنیم و لوازم ان را با شهودی‬ ‫علمیه با ان انــس فــراوانــی دارد‪ .‬عقالنیتی که در‬ ‫ً‬ ‫عقالنی درک کنیم‪.‬‬ ‫قالب ساختارهای کامال منطقی و با روش استداللی‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫عقالنیت توصیفی عقالنیتی است که پس‬ ‫از اثبات حقیقتی توسط عقل استداللی به‬ ‫نظاره ان حقیقت می نشیند و در شهودی‬ ‫عقالنی‪ ،‬چیستی و چگونگی ان را از نزدیک‬ ‫لمس کرده و به توصیف می کشد‪.‬‬ ‫با این حساب می توان گفت‬ ‫چه بسیار انسان هایی که‬ ‫بازوان عقالنیت استداللی‬ ‫ان ه ــا تنومند اســت امــا در‬ ‫حیطه عقالنیت توصیفی‬ ‫ً‬ ‫بسیار ضعیف و الغراندام هستند؛ مثال در فضای علوم‬ ‫اسالمی کم نیستند کسانی که صفات حسنای الهی‬ ‫را به کمک ده ها استدالل عقالنی اثبات می نمایند‬ ‫اما توانایی مشاهده تجلیات فراوان این صفات را در‬ ‫حیات خود و عالم هستی ندارند‪.‬‬ ‫در ادامه بیشتر به توصیف عقالنیت توصیفی خواهیم‬ ‫پرداخت اما برای درک اهمیت این موضوع ابتدا باید‬ ‫گفت که به نظر می رسد ما در حیطه علوم اسالمی با‬ ‫وجود قوت فراوان در حیطه عقالنیت استداللی‪ ،‬ضعف‬ ‫و کمبود فراوانی در بهره بردن از عقالنیت توصیفی داریم‬ ‫و بخش قابل توجهی از عدم توانایی ما در استفاده از‬ ‫مبانی اسالمی در تولید علوم انسانی اسالمی ناشی از‬ ‫همین ضعف بنیادین است‪.‬‬ ‫بگذارید به عنوان شاهدی برای این مدعا از مثالی در‬ ‫فلسفه اسالمی اغاز کنم‪ .‬قرن هاست که فلسفه اسالمی‬ ‫در قالب حکمت متعالیه به نقاط اوج بسیار فراوانی‬ ‫در حیطه عقالنیت استداللی رسیده است‪ .‬حکمت‬ ‫متعالیه در بسیاری از مسائل مهم هستی شناسانه هفت‬ ‫شهر عقالنیت استداللی را پیموده است‪ .‬مسائلی که‬ ‫بسیاری از مکاتب فلسفی دیگر تا همین دوره معاصر‬ ‫گــاه در پیچ وخم کوچه های ان باقی مانده اند؛ اما‬ ‫همان مکاتب مدرن و پست مدرن امروزی به کمک‬ ‫همین عقالنیت توصیفی‪ ،‬همان اندک بهره ای را که از‬ ‫عقالنیت دارند ان قدر توسعه داده اند که در هر شعبه ای‬ ‫از علوم انسانی سر می زنید نام و نشان ان ها وجود دارد؛‬ ‫اما در این میان هیچ نام و نشانی از فلسفه اسالمی و‬ ‫حکمت متعالیه نیست‪.‬‬ ‫از این منظر عقالنیتی که در‬ ‫سراسر ادعیه و متون عبادی‬ ‫ما نظیر نماز و سایر مناسک‬ ‫دینی وجود دارد بیشتر از سنخ‬ ‫عقالنیت توصیفی اســت‪.‬‬ ‫قران کریم بارها انسان ها را به تعقل دعوت کرده است‪،‬‬ ‫اما اگر در موارد این دعوت قرانی توجه کنیم این دعوت‬ ‫بیش از انکه ناظر به عقل استداللی باشد ناظر به عقل‬ ‫توصیفی است‪ .‬یعنی انسان پس ازانکه با عقل استداللی‬ ‫حق تعالی‪ ،‬معاد‪ ،‬نبوت و سایر حقایق عالم را برای خود‬ ‫ً‬ ‫اثبات کرد همچنان شدیدا نیازمند عقالنیتی است که‬ ‫ً‬ ‫انچه را که صرفا یک بار برای همیشه با روشی استداللی‬ ‫اثبات کرده است‪ ،‬حاال به نظاره بنشیند و اوصاف و‬ ‫ویژگی های ان را از نزدیک با عقل خود درک کند‪ .‬اگر‬ ‫به طور مثال صفات الهی مانند حکمت و رحمت را‬ ‫یک بار با عقل استداللی اثبات نمود باید یک عمر به‬ ‫کمک عقل توصیفی ان را در تمامی ابعاد حیات خود‬ ‫و عالم هستی به نظاره بنشیند و توصیف ان را بعینه‬ ‫در متن وقایع زندگی خود بیابد‪.‬‬ ‫البته عقالنیت توصیفی را نباید با مکاشفات عرفانی‬ ‫اشتباه گرفت که مخصوص نوادری از انسان هاست‪.‬‬ ‫این عقالنیت بسیار قابل دسترس تر است ولی نیازمند‬ ‫تمرین و کسب مهارت است‪ .‬کار عقالنیت توصیفی‬ ‫همچون کار مجتهدی است که پس از درک و اثبات‬ ‫اصول و محکمات رشته علمی خود‪ ،‬با تمرین و مهارت‬ ‫به مرور می تواند حضور و سریان این اصول را با دقت در‬ ‫تمامی فروع علمی رشته خود درک نماید‪ .‬عقالنیت‬ ‫استداللی با خواندن و دقت در استدالل ها حاصل‬ ‫می شود اما عقالنیت توصیفی جز با درک عمیق محتوای‬ ‫ان استدالل ها و کشف نحوه حضور محتوای ان در‬ ‫مصادیق متعدد فعلیت پیدا نمی کند‪.‬‬ ‫‪70‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫‪71‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪ -4‬علوم انسانی اسالمی با درکی انتزاعی؟‬ ‫ً‬ ‫اما بعدا که به دانشگاه امدم و در رشته فلسفه اسالمی‬ ‫شــروع بــه درس خــوانــدن و مطالعه ک ــردم‪ ،‬بااینکه‬ ‫بهره های فراوانی در حیطه عقالنیت استداللی بردم‪،‬‬ ‫کمتر از عقالنیت توصیفی در سر کالس ها خبری‬ ‫بود‪ .‬این بود که به وفور دانشجویانی را می دیدم که‬ ‫با وجود درک انتزاعی ادله متعدد مباحث فلسفی‬ ‫با ان ها رابطه ای انضمامی برقرار نمی کنند و جز در‬ ‫برگه امتحان و یا در حل مسائل مشخص فلسفی‬ ‫ً‬ ‫از ان بهره ای نمی برند و دقیقا به همین خاطر در‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫سال ها و بلکه قرن هاست ادله اثبات «اصالت وجود»‬ ‫میان معلمان و متعلمین فلسفه اسالمی ردوبــدل‬ ‫و محکم کاری می شود اما هنوز عقالنیت توصیفی‬ ‫این قاعده مهم فلسفی در حوزه های تدریس فلسفه‬ ‫اسالمی به خوبی راه نیافته است‪ .‬یادم می اید که در‬ ‫دوران نوجوانی در اصفهان در جلسات درس کسی‬ ‫شرکت می کردم که از نوادر استادانی بود که فلسفه‬ ‫اسالمی را به سبک عقالنیت توصیفی درس می داد‪.‬‬ ‫استاد اصغر طاهرزاده تالش می نمود تا عمیق ترین‬ ‫معارف حکمت متعالیه را به زبان عقل توصیفی برای‬ ‫قشرهای مختلف و به خصوص جوانان بیان کند و‬ ‫تالش می کرد تا بیش از انکه قواعد حکمت متعالیه‬ ‫را برای ان ها اثبات کند برایشان توصیف نماید‪ .‬بارها‬ ‫مالحظه می کردم ایشان با بهره گیری از همین روش‪،‬‬ ‫چگونه ثمره قواعد مختلف حکمت متعالیه را تا‬ ‫سطح مسائل جاری جامعه پیگیری و تبیین می نمود‬ ‫و مخاطب به وضوح ثمرات معنای اصالت وجود را در‬ ‫ساحات مختلف حیات از سیاست و فرهنگ و ‪...‬‬ ‫می یافت‪ .‬به این ترتیب برای مخاطب ایشان مبنای‬ ‫اصالت وجود و بسیاری از مبانی حکمت متعالیه‬ ‫افکاری زنده و اثرگذار جلوه می نمود‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫میان چنین دانشجویانی کمتر انگیزه تولید علوم‬ ‫انسانی اسالمی بر اساس معارف اسالمی و از جمله‬ ‫فلسفه اسالمی شکل می گیرد و این طبیعی است‪.‬‬ ‫متعلمی که نتواند فراتر از عقالنیت استداللی‪ ،‬در‬ ‫شهودی عقالنی وسعت حقیقت اثبات شده را در‬ ‫عرصه های مختلف حیات ببیند نمی تواند از چنین‬ ‫استدال ل هایی برای مشکالت اصیل حیات بشری‬ ‫دوایی بیابد‪ .‬با این حساب صدها قاعده ارزشمند‬ ‫در علوم اسالمی و از جمله فلسفه اسالمی در صفی‬ ‫رخوت انگیز منتظر معلمین و متعلمینی هستند‬ ‫که با بهره بردن از عقالنیت توصیفی ان ها را از دل‬ ‫کتاب های خا ک خــورده بیرون بکشند و در وسط‬ ‫معرکه تولید علوم انسانی اسالمی خرجشان کنند‪.‬‬ ‫اما حیف که نظام اموزش حوزه و دانشگاه ان قدر که‬ ‫برای رشد عقالنیت استداللی تالش می کند ارجی‬ ‫برای عقالنیت توصیفی قائل نیست‪.‬‬ ‫تا زمانی که مال ک برتری علمی در حیطه علوم اسالمی‬ ‫و از جمله فلسفه اسالمی تنها بر اساس دقت های‬ ‫عقل استداللی مشخص شود؛ البته استادانی مانند‬ ‫استاد طاهرزاده ها جدی گرفته نمی شوند‪ .‬با این وضع‬ ‫ممکن است صدها کتاب و پایان نامه و مقاله در حیطه‬ ‫عقالنیت استداللی نگاشته شود اما هیچ ثمره ای از‬ ‫ان به ساحات علوم انسانی درز نکند‪.‬‬ ‫اثرگذاری عقالنیت توصیفی ان قدر باالست که در برخی‬ ‫از مکاتب غربی می توان به وضوح دید بدون انکه ان‬ ‫مکتب دارای پشتوانه عقالنیت استداللی مستحکمی‬ ‫ً‬ ‫باشد‪ ،‬صرفا با بهره بردن از عقالنیت توصیفی حرف‬ ‫خود را به کرسی محافل علمی نشانده است‪.‬‬ ‫عقالنیت استداللی مانند اسکلت و استخوان بندی یک‬ ‫اندیشه زنده است اما اگر این اسکلت با گوشت و پوست‬ ‫عقالنیت توصیفی همراه نشود کمتر کسی جرئت نزدیک‬ ‫شدن به ان اسکلت بدون استخوان را پیدا می کند‪ .‬نظام‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫علم کالم‪ ،‬علم تفسیر‪ ،‬علم‬ ‫اخالق‪ ،‬علم فقه و سایر علوم‬ ‫اسالمی نیز چنین کمبودهایی‬ ‫وجود دارد‪ .‬شاید از مهم ترین‬ ‫مزیت های شهید مطهری‬ ‫و علل اثــرگــذاری ایشان در‬ ‫احیای علم کالم شیعه در‬ ‫دوران معاصر‪ ،‬توانایی ایشان در حیطه عقالنیت‬ ‫توصیفی باشد‪ .‬ایشان در بسیاری از اثار خود به زیبایی‬ ‫و با هنرمندی عقالنیت استداللی را با عقالنیت‬ ‫توصیفی درامیخته اند و همین امر باعث شده تا اثار‬ ‫ایشان هنوز زنده و اثرگذار باشد‪.‬‬ ‫در حیطه تفسیر هنوز جای کسانی مانند عین صاد خالی‬ ‫است تا به روش عقالنیت توصیفی صدها صفحه در‬ ‫تبیین تنها یک حقیقت قرانی بنویسند‪ .‬بیست جلد‬ ‫تفسیر متراکم المیزان را ده ها شهید مطهری و صفایی‬ ‫حائری نیاز است تا بلکه بتوانند در صدها مجلد‬ ‫معارف ان را در حیطه های مختلف علوم انسانی با‬ ‫همین روش عقالنیت توصیفی توسعه دهند‪.‬‬ ‫اصل حرفی را که می خواستم بیان کنم عرضه کرده ام؛‬ ‫اما شاید یکی از شاخص ترین چهره های معاصر در‬ ‫بهره بردن از عقالنیت توصیفی استاد علیرضا پناهیان‬ ‫باشد‪ .‬ایشان با بهره بردن از این روش در عرضه و ارائه‬ ‫علم اخالق و ظرایف و دقائق ان برای اقشار مختلف‬ ‫جامعه توفیقات فراوانی داشته است که در ادامه اندکی‬ ‫به تحلیل ان خواهیم پرداخت و در ضمن این تحلیل‬ ‫برخی دیگر از مزیت های روش عقالنیت توصیفی را‬ ‫بیان می کنیم‪.‬‬ ‫علم اخ ــاق هــم مانند ســایــر عـلــوم اســامــی گــاه در‬ ‫حیطه عقالنیت استداللی متوقف شــده و شــور و‬ ‫اثر عمیق خود را ازدســت داده اســت‪ .‬حضرت امام‬ ‫خمینی؟هر؟ در برخی از اثار اخالقی خود با شهامتی‬ ‫اندیشه در بسیاری از علوم‬ ‫اسالمی با اینکه از اسکلت‬ ‫و اســتــخــوان بــنــدی بسیار‬ ‫مستحکمی برخوردار است‬ ‫که حتی در زیر بار سنگین ترین‬ ‫شبهات قدیمی و یا جدید کمر‬ ‫خم نمی کند؛ اما متاسفانه به‬ ‫دلیل کمتر بهره بردن از عقالنیت توصیفی به انسان الغر‬ ‫و نحیفی شبیه شده است و در مقابل‪ ،‬نظام اندیشه‬ ‫برخی از مکاتب پویای دنیای غرب بااینکه به لحاظ‬ ‫عقالنیت استداللی بسیار ضعیف و شکننده است اما‬ ‫این ضعف خود را با ماهیچه های قوی عقالنیت توصیفی‬ ‫چنان جبران نموده است که دیگر کسی با دیدن این‬ ‫ماهیچه های قوی باور نمی کند پشت این ماهیچه ها‬ ‫استخوانی نحیف و شکننده پنهان شده است‪.‬‬ ‫برخی مواقع که اثار سروش را مطالعه می کردم می دیدم‬ ‫او چگونه با استفاده از عقالنیت توصیفی ضعف های‬ ‫فراوان و بنیادین خود در حیطه عقل استداللی را پنهان‬ ‫می کند‪ .‬او با تمام ضعفش در حیطه عقالنیت استداللی‬ ‫خیلی خوب بر روش عقالنیت توصیفی مسلط است‬ ‫و علت نفوذ او نیز همین است‪ .‬او گاه حرفی را که به‬ ‫لحاظ بیان استداللی در سه چهار جمله می توان خالصه‬ ‫کرد و در همان سه چهار جمله نیز می توان کمبودهای‬ ‫استداللی ان را به وضوح یافت به زیبایی در صدها‬ ‫صفحه به توصیف می کشد و از همین راه مخاطبینش‬ ‫را ان قدر مجذوب توصیفات زیبایش می کند که به کلی‬ ‫از ضعف استداللی ان غافل می شوند‪.‬‬ ‫‪ -5‬خمینی‪ ،‬مطهری‪ ،‬عین صاد‪ ،‬پناهیان‪:‬‬ ‫حلقه های وصل زنجیره عقالنیت توصیفی‬ ‫کمبود و خال توجه به رشد عقالنیت توصیفی تنها‬ ‫مخصوص حوزه های درس فلسفه اسالمی نیست‪ .‬در‬ ‫‪72‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫متاسفانه امــوزش اخــاق به سبک اثار‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪73‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫گاه در میان مباحث ایشان‬ ‫که مخصوص خــود ایشان اخالقی امام‪ ،‬تبدیل به یک سنت فراگیر‬ ‫بسیار متعجب و شــاداب‬ ‫است به معروف ترین کتب نشده است و جز در گوشه و کنار کسانی‬ ‫م ـی شــوم از ایـنــکــه می بینم‬ ‫اخالقی می تازند و می گویند را با این سبک نمی توان پیدا کرد‪.‬‬ ‫ایشان چگونه با کمک همین‬ ‫کتاب اخالق نباید تنها نسخه‬ ‫عقالنیت توصیفی عمیق ترین اموزه های عرفان اسالمی‬ ‫دوای امراض اخالقی باشد بلکه باید خود دوای این‬ ‫و یا برخی از معضالت فلسفی و کالمی را بدون اینکه‬ ‫دردهــا باشد‪ .‬امــام به همین خاطر در اثــار اخالقی‬ ‫در محظور اصطالحات و ادله دشوار ان وارد شوند برای‬ ‫خود به زیبایی عقل استداللی را با عقل توصیفی‬ ‫مخاطب عمومی بیان می کنند و وقتی مخاطب را هم‬ ‫درامیخته اند و بسیار فراتر از اثبات و تبیین استداللی‬ ‫نظاره می کنم می بینم که او نیز به شدت درگیر طرح‬ ‫ملکات اخالقی و راه های دستیابی به ان‪ ،‬با بهره ای‬ ‫بحث ایشان شده است‪.‬‬ ‫وافــر از عقالنیت توصیفی زیبایی اخــاق توحیدی‬ ‫را به رخ مخاطب کشیده اند و او را در همان حال‬ ‫ً‬ ‫‪ -6‬ثمرات عقالنیت توصیفی‬ ‫مطالعه کتاب عمال وارد در معرکه مبارزه با نفس و‬ ‫تزکیه نموده اند؛ اما متاسفانه اموزش اخالق به سبک‬ ‫‪ .6-1‬فرهنگ اندیشه‬ ‫ایشان تبدیل به یک سنت فراگیر نشده است و جز‬ ‫از مزیت های بهره بردن از عقالنیت توصیفی‪ ،‬توسعه‬ ‫در گوشه و کنار کسانی را با این سبک نمی توان پیدا‬ ‫ً‬ ‫فرهنگ اندیشه است‪ .‬ما در جامعه شدیدا نیازمند تفکر‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫کرد‪ .‬اگر هم احیانا چنین افرادی یافت شوند معموال‬ ‫و اندیشه هستیم تا با توسعه این فرهنگ‪ ،‬جامعه از‬ ‫برای عموم مردم قابل استفاده نیستند و تنها خواص‬ ‫تقلیدهای کورکورانه و سطحی نگری در مسائل مختلف‬ ‫و عالقه مندان به سلوک از مباحث ان ها بهره می برند‪.‬‬ ‫نجات یابد‪ .‬دین‪ ،‬افرینش‪ ،‬انسان‪ ،‬وضعیت جهان‪،‬‬ ‫در همین راستا به نظر می رسد یکی از شاخص ترین‬ ‫وضعیت سیاسی و هزاران مسئله دیگر وجود دارد که‬ ‫کسانی که توانسته است با بهره بردن فراوان از عقالنیت‬ ‫نیازمند اندیشه و تفکر عمیق است‪ .‬تفکر عمیقی که‬ ‫توصیفی‪ ،‬علم اخالق را با همین ظرفیت و متناسب با‬ ‫دیگر مخصوص نخبگان جامعه نیست و باید راه‬ ‫نیازهای زمانه به نسل جدید منتقل کند اقای پناهیان‬ ‫نفوذی در اقشار مردم پیدا کند‪ .‬حال برخی با درک‬ ‫است‪ .‬بهره بردن مناسب از عقالنیت توصیفی این‬ ‫این نیاز و برای پاسخگویی به ان‪ ،‬مخاطب را تنها‬ ‫مجال را برای ایشان فراهم نموده است که مرزهای‬ ‫درگیر اموزش عقالنیت استداللی می کنند؛ درحالی که‬ ‫رایج علم اخالق را جابجا کند و در بسیاری از مواقع‬ ‫در عین ضرورت اموزش عقالنیت استداللی‪ ،‬اموزش‬ ‫عرفانی ترین مضامین معرفتی را که به ظاهر جز در‬ ‫اندیشیدن در حیطه عقالنیت توصیفی بسیار الزم تر‬ ‫خصوصی ترین جلسات سلوکی نمی توان مطرح کرد‬ ‫و کارامدتر است‪ .‬کم نیستند کسانی که عقالنیت‬ ‫و یا سنگین ترین مباحث فلسفی و کالمی را که هر‬ ‫استداللی ان ها تورم کرده است اما به خاطر بی بهره بودن‬ ‫کسی توان درک استداللی ان را ندارد به کمک همین‬ ‫از عقالنیت توصیفی اثری از ان همه استدالل را نمی توان‬ ‫روش با عموم مردم در میان گذارد و ساعت ها بدون‬ ‫در عرصه های مختلف حیات ان ها مشاهده کرد‪ .‬ما‬ ‫اینکه نامی از اصطالحات فنی و دشوار ان بیاورند‪ ،‬از‬ ‫در اموزش عقالنیت برای عموم جامعه باید همان قدر‬ ‫ان ها با مردم سخن گویند‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫که بر عقالنیت استداللی تکیه نمی توان به اهالی هنر اسکلت بدون گوشت‬ ‫دیــن (بــدون اینکه نیازمند‬ ‫می کنیم عقالنیت توصیفی را و پوست معارف دینی را نشان داد و بعد از‬ ‫عامل خارجی باشند) اثار‬ ‫هم توسعه دهیم‪ ،‬منتها مبتنی انها خواست تا در تبلیغ این اسکلت شعرها‬ ‫هنری خلق خواهند کرد‪.‬‬ ‫بــر مــعــارف اســامــی‪ .‬به طور بسرایند‪ ،‬فیلم ها بسازند و رمان ها بنویسند!‬ ‫ب ـ ـنـ ــده ب ـ ــاره ـ ــا در م ــی ــان‬ ‫سخنرانی های اقای پناهیان با‬ ‫مثال چقدر غصه اور است‬ ‫ایده های قابل توجهی برای کارهای هنری روبرو شده ام‬ ‫که عوام و خواص جامعه ما کمتر مهارت اندیشیدن‬ ‫که حاصل همین بهره بردن فراوان ایشان از عقالنیت‬ ‫در متون اسالمی مانند قران و روایات را دارند و کسانی‬ ‫توصیفی است و بارها با خود گفته ام که چقدر جای‬ ‫که می خواهند اهل اندیشه باشند گمان می کنند تنها‬ ‫اصحاب هنر و رسانه پای این منبرها خالی است‪.‬‬ ‫می توان این مهارت را در قالب عقالنیت استداللی‬ ‫عقالنیت توصیفی همان قدر که می تواند برای اهالی‬ ‫در علوم رایج جستجو کنند‪.‬‬ ‫هنر ایده افرین باشد خود نیز نیازمند هنرمندی است‪.‬‬ ‫در همین راستا سخنرانی های اقای پناهیان از معدود‬ ‫سخنرانی هایی است که به وضوح می توان در ان ّ‬ ‫هر کسی نمی تواند مضامین عقالنیت استداللی را‬ ‫جو‬ ‫به ساحت عقالنیت توصیفی وارد کند‪ .‬عقالنیت‬ ‫اندیشیدن و تفکر عمیق را حس کــرد‪ .‬گــاه بهترین‬ ‫توصیفی طراوت هنری هم می خواهد‪ .‬اگر دیگر مانند‬ ‫سخنرانی ها تنها مجالی برای شنیدن و یادگرفتن است‬ ‫مولوی ها و سعدی ها وجود ندارند تا در نهایت هنرمندی‬ ‫اما سخنرانی های کمی پیدا می شود که بتوان در ان در‬ ‫عقالنیت معارف دینی را به توصیف بکشند حداقل‬ ‫عین شنیدن‪ ،‬گرمی تفکر کردن مخاطب را هم حس‬ ‫می توان در حوزه فهم و تبلیغ دین و تولید علوم انسانی‬ ‫کرد و این مزیت به خاطر قوت ایشان در بهره بردن از‬ ‫اسالمی انتظار وجود عالمانی را داشت که بسیار بیشتر‬ ‫عقالنیت توصیفی است عقالنیتی که با به توصیف‬ ‫از وضعیت موجود از هنر عقالنیت توصیفی بهره برده‬ ‫کشیدن حقایق به مخاطب اجازه چشیدن و اندیشیدن‬ ‫ُ‬ ‫باشند‪ .‬از این بعد نیز بارها قبل از انکه محتوای مباحث‬ ‫همزمان در مورد مسائل مختلف را می دهد و او را محدود‬ ‫استاد پناهیان مرا به خود جذب کند هنرمندی ایشان‬ ‫به درک مختصر و مفید عقالنیت استداللی نمی کند‪.‬‬ ‫در توصیف حــاالت و مفاهیم ایمانی برایم جذاب‬ ‫‪ .6-2‬همسایگی با هنر‬ ‫بوده است‪.‬‬ ‫از دیگر مزایای عقالنیت توصیفی نسبت ان با هنر است‪.‬‬ ‫‪ .6-3‬مجالی برای درک انفسی‬ ‫ما تا نتوانیم معارف اسالمی را با بهره بردن از عقالنیت‬ ‫یکی دیگر از ویژگی های مهم عقالنیت توصیفی نسبت‬ ‫توصیفی برای اهالی هنر قابل درک نماییم نمی توانیم از‬ ‫وثیق ان با روش های انفسی است‪ .‬برخالف عقالنیت‬ ‫ان ها انتظار داشته باشیم تا اثار هنری مطابق با اهداف‬ ‫استداللی که بیشتر صبغه افاقی دارد و انسان به وسیله‬ ‫اسالمی تولید کنند‪ .‬نمی توان به اهالی هنر اسکلت‬ ‫ان از بیرون و به صورت انتزاعی به محتوای عقالنی‬ ‫بدون گوشت و پوست معارف دینی را نشان داد و‬ ‫یک حقیقت می نگرد؛ در عقالنیت توصیفی مجال‬ ‫بعد از ان ها خواست تا در تبلیغ این اسکلت شعرها‬ ‫بسیار بیشتری برای درک انفسی و انضمامی حقایق‬ ‫بسرایند‪ ،‬فیلم ها بسازند و رمان ها بنویسند! اما اگر چهره‬ ‫فراهم می شود و به همین دلیل نیز تفکر در قالب‬ ‫ملیح و جذاب دین را به کمک عقالنیت توصیفی به‬ ‫عقالنیت توصیفی زنده تر است‪ .‬ما برای فهم و تبلیغ‬ ‫رخ ان ها بکشیم؛ ان ها خود در تعریف چشم و ابروی‬ ‫دین و دستیابی به علوم انسانی عالوه بر درک افاقی‬ ‫‪74‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫‪75‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫تا اینجا تنها از مزیت های عقالنیت توصیفی گفتیم و این‬ ‫به خاطر توجه کمتر جامعه علمی به ان بود اما به عنوان‬ ‫یک اسیب شناسی محتمل از روش معدود کسانی که‬ ‫از عقالنیت توصیفی بیشتر بهره برداری می کنند باید‬ ‫مواظب بود که توجه به عقالنیت توصیفی باعث نشود‬ ‫از ارزش و جایگاه عقالنیت استداللی کاسته شود‪.‬‬ ‫یک انسان سالم و سرزنده هم به اسکلت بندی قوی‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫اصلی مباحث را به طور خالصه در قالبی استداللی‬ ‫ً‬ ‫مشاهده کنند و ثانیا کسانی که گمان می کنند این‬ ‫مباحث علمی و استداللی نیست‪ ،‬منطق علمی‬ ‫مباحث را فارغ از شرح ان توسط عقالنیت توصیفی‬ ‫یکجا مالحظه کنند‪ .‬این گونه کارها می تواند منجر به‬ ‫پذیرش علمیت عقالنیت توصیفی در مجامع علمی‬ ‫و بهره بردن از مزیت های ان شود‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫حقایق به تقریر انفسی ان ها عقالنیت توصیفی تنها پشت سر عقالنیت‬ ‫و مستحکم نیازمند است و‬ ‫نیز به شدت نیازمندیم‪ .‬این استداللی حرکت نمی کند؛ بلکه گاه از او‬ ‫هم به ماهیچه های قــوی و‬ ‫ویژگی از مهم ترین مزیت های جلو هم می زند و مسیرهایی را که هنوز‬ ‫سرزنده و عقالنیت استداللی‬ ‫سخنرانی های استاد پناهیان عقالنیت استداللی به ان راه نیافته است‬ ‫و توصیفی مانند استخوان و‬ ‫است و در مباحث ایشان کشف می کند‪.‬‬ ‫ماهیچه بدن عقالنیت دینی‬ ‫نباید از همدیگر جدا شوند‪.‬‬ ‫م ـی تــوان کیفیت توصیف‬ ‫در دوران معاصر پیرو برخی از جریان های مــدرن و‬ ‫انفسی بسیاری از مفاهیم دینی را مشاهده کرد که البته‬ ‫ً‬ ‫پست مدرن غربی‪ ،‬برخی اساسا با عقالنیت استداللی‬ ‫در اینجا مجال بسط و شرح ان ها نیست‪.‬‬ ‫و معارف انتزاعی حاصل از ان مشکل پیدا کرده اند و‬ ‫عقالنیت توصیفی تنها پشت سر عقالنیت استداللی‬ ‫به یقین حاصل از ان به دیده تردید می نگرند‪ .‬از این‬ ‫حرکت نمی کند بلکه گاه از او جلو هم می زند و مسیرهایی‬ ‫منظر الزم است کسانی که در فضای اسالمی بر روش‬ ‫را که هنوز عقالنیت استداللی به ان راه نیافته است‬ ‫عقالنیت توصیفی تا کید می ورزند مرز خود را با چنین‬ ‫کشف می کند؛ راه هایی که تــازه بعد از کشف ان‪،‬‬ ‫جریان هایی حفظ و اعــام کنند و به خاطر تا کید‬ ‫عقالنیت استداللی به فکر تامین منطق استداللی‬ ‫بر ارزش فراموش شده عقالنیت توصیفی‪ ،‬مزیت ها‬ ‫ان می افتد‪ .‬به همین دلیل عقالنیت توصیفی توانایی‬ ‫و ضــرورت عقل استداللی را منکر نشوند و یا ان را‬ ‫فتح مرزهای جدید علمی را نیز دارد و همین ویژگی‬ ‫کم رنگ جلوه ندهند‪.‬‬ ‫می تواند به تولیدات جدید در علوم انسانی کمک‬ ‫در واقع همان گونه که اسکلت و استخوان بندی بدن‬ ‫کند‪ .‬از این منظر بسیار مشاهده کرده ام کسانی که از‬ ‫باعث قوام و نظام بخشی به اجزای بدن می شود عقالنیت‬ ‫عقالنیت توصیفی قابل توجهی برخوردار هستند پیش‬ ‫استداللی نیز به مجموعه معارف و داشته های علمی‬ ‫از انکه به امری به واسطه عقالنیت استداللی تنبه پیدا‬ ‫و معرفتی انسان نظمی منطقی می بخشد و به وسیله ان‬ ‫کنند در مسیر عقالنیت توصیفی با ان حقیقت روبرو‬ ‫امکان رسوخ شبهات کاسته می شود‪ .‬به همین دلیل‬ ‫شده اند‪ .‬از همین رو گاه در مباحث اقای پناهیان با‬ ‫به نظر می رسد مناسب باشد کسانی همچون اقای‬ ‫مطالبی روبرو شده ام که در اثار و قالب های مرسوم‬ ‫پناهیان عالوه بر استمرار روش عقالنیت توصیفی خود‪،‬‬ ‫موضوع موردبحث نمی توان مشابه ان را یافت و طرح‬ ‫در اثاری مکتوب عقالنیت استداللی مباحث مهم‬ ‫ان از نواور ی های علمی به حساب می اید‪.‬‬ ‫خود را به صورتی منقح و خالصه شده ارائه نمایند تا‬ ‫‪ -7‬افراط؟ اخطار‬ ‫اوال کسانی که مباحث ایشان را پیگیری می کنند نظام‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫ایدنتیتی‬ ‫‪ .1‬سلف و ِ‬ ‫«ایدنتیتی»‬ ‫«سلف» و مشتقات ان [‪ ،]1‬و ِ‬ ‫اصطالحات ِ‬ ‫و مشتقات ان [‪ ،]2‬امروزه در متون ا کادمیک‪ ،‬متعدد‬ ‫به چشم می خورد و البته از رهگذر ترجمه‪ ،‬در قالب‬ ‫الفاظی چون «خود» و «هویت»‪ ،‬و ترکیبات اضافی و‬ ‫وصفی این دو‪ ،‬به متون علمی‪-‬دانشگاهی ما نیز راه‬ ‫یافته است‪ .‬اعضای جامعه علمی‪ -‬دانشگاهی ما‪،‬‬ ‫ً‬ ‫این الفاظ را مکررا به کار می برند اما کمتر «دربــاره»‬ ‫ان ها تامل می کنند‪.‬‬ ‫چنانکه در خاستگاه ان گفته اند به طور متداول‪ ،‬ان‬ ‫ا گاهی شهودی [‪ ]3‬که افراد از خودشان دارند و یا اینکه‬ ‫«سلف» در نظر گرفته‬ ‫چگونه به خودشان نگاه می کنند ِ‬ ‫«سلف»‪ ،‬یک مفهوم تجربی است‪.‬‬ ‫می شود‪ .‬مفهوم ِ‬ ‫ُ‬ ‫ِ«سلف» توانایی فرد در ابژه به شمار اوردن خودش است‪.‬‬ ‫«سلف» توانایی عجیب فرد است که می تواند‬ ‫در واقع‪ِ ،‬‬ ‫ُ‬ ‫«سلف»‬ ‫هم سوژه باشد و هم ابژه‪ .‬اطفال در بدو تولد‪ِ ،‬‬ ‫«سلف» با ایجاد فعالیت اجتماعی و روابط‬ ‫ندارند‪ِ .‬‬ ‫اجتماعی‪ ،‬و در ظرف ان ها ظاهر می شود‪ .‬لذا غیرممکن‬ ‫«سلف» ظاهر‬ ‫است در غیاب تجربه های اجتماعی‪ِ ،‬‬ ‫«سلف» شکل گرفت‬ ‫شود‪ .‬بااین حال‪ ،‬یک بار که ِ‬ ‫ادام ه حیات برای ان‪ ،‬بدون برخورد اجتماعی ممکن‬ ‫«سلف»‪ ،‬بازاندیشی‬ ‫است‪ .‬سازوکار کلی برای رشد ِ‬ ‫یا توانایی فرد در قرار دادن خودش به جای دیگران‬ ‫به طور ناخودا گاه‪ ،‬و عمل کردن مانند ایشان است‪ .‬در‬ ‫نتیج ه چنین امری‪ ،‬افراد قادر هستند که خودشان را‬ ‫مورد بررسی قرار دهند همان گونه که دیگران‪ ،‬می توانند‬ ‫ایشان را مورد بررسی قرار دهند‪.‬‬ ‫ایدنتیتی؛‬ ‫ِسلف و ِ‬ ‫تجاهل یا تغافل؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫عباسعلی کمال‬ ‫پژوهشگر حلقه عالمه پژوهی مرکز رشد‬ ‫دانش اموخته کارشناسی ارشد رشته مدیریت دولتی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫ترجمه صرف‪ ،‬موجب گسترش تغافل از پرسش منشا‬ ‫انسان در عرصه های دانشگاهی شده است‬ ‫‪76‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫ایدنتیتی گفته اند که از گذشته‬ ‫در خاستگاه ِ‬ ‫این سوال مطرح بوده است‪« :‬هستی انسانی‬ ‫چیست که در نتیجه ان‪ ،‬ما از خودمان و از‬ ‫یکدیگر اگاهیم؟»‪.‬‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪77‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫اما افراد نمی توانند خودشان را به طور مستقیم تجربه‬ ‫کنند‪ .‬دو نمود یا دو مرحل ه ِ«سلف»‪« ،‬من» و «مرا» هستند‪.‬‬ ‫ً‬ ‫«سلف»‪ ،‬اصوال یک فرایند اجتماعی است که با این‬ ‫ِ‬ ‫دو مرحله ی قابل تمیز‪ ،‬در جریان است‪« .‬من» و «مرا»‬ ‫هم «چیز» نیستند بلکه فرایندهایی درون فرایند بزرگ تر‬ ‫«سلف» هستند‪« .‬من»‪ ،‬پاسخ فوری فرد به دیگران‬ ‫ِ‬ ‫است و غیرقابل محاسبه و غیرقابل پیش بینی و نمود‬ ‫«سلف» است‪ .‬هرگز ا گاهی کامل از «من» برای‬ ‫خالق ِ‬ ‫فرد شکل نمی گیرد‪« .‬مرا»‪ ،‬مجموعه ای سازمان یافته‬ ‫از حالت های (نگرش های) دیگران است که فرد در‬ ‫مورد خودش فرض می گیرد‪ .‬افراد‪ ،‬از «مرا» ا گاه اند و‬ ‫جامعه از طریق «مرا» بر فرد مسلط می شود‪.‬‬ ‫امــا «ســلــف»‪ ،‬مفهومی پیچیده و سیال اســت که‬ ‫عهده دار تحلیل مسائل متعددی از جامعه شناسی و‬ ‫روان شناسی اجتماعی است‪ .‬لذا پژوهشگران‪ ،‬متوجه‬ ‫«ایدنتیتی» شدند و تمرکزشان بر روی این مفهوم‬ ‫مفهوم ِ‬ ‫افزایش یافت‪.‬‬ ‫ایدنتیتی گفته اند که از گذشته این‬ ‫در خاستگاه ِ‬ ‫سوال مطرح بوده است‪« :‬هستی انسانی چیست که‬ ‫در نتیجه ان‪ ،‬ما از خودمان و از یکدیگر ا گاهیم؟»‪.‬‬ ‫متفکران تالش می کنند با استفاده از نمادهایی که به‬ ‫لحاظ تاریخی در دسترس ایشان است به این سوال‬ ‫پاسخ دهند‪ .‬به طور سنتی‪ ،‬پاسخ ها از جهان بینی های‬ ‫اسطوره ای‪ ،‬مذهبی‪ ،‬الهی‪ ،‬انسان گرایانه (اومانیستی)‪،‬‬ ‫فلسفی و روزمره نشات گرفتند؛ اما در قرن گذشته‪ ،‬ظهور‬ ‫علم روان شناسی و علم اجتماعی‪ ،‬نمادها و مدل های‬ ‫دیگری را برای پرداختن به این سوال میسر ساخت‪.‬‬ ‫ایدنتیتی تحوالت گسترده ای داشت‪ .‬استوارت‬ ‫اما ِ‬ ‫هال یکی از رهبران نظریه ی فرهنگی بریتانیا‪ ،‬بر این‬ ‫«ایدنتیتی»‬ ‫باور است که سه ادراک بسیار متفاوت از ِ‬ ‫وجود دارد‪:‬‬ ‫‪ .1‬سوژه روشنگری؛‬ ‫‪ .2‬سوژ ه جامعه شناختی؛‬ ‫‪ .3‬سوژه پست مدرن‪.‬‬ ‫سوژه روشنگری‪ ،‬مبتنی بر ادراکی از شخص انسانی‬ ‫به عنوان فردی یکپارچه است که به طور کامل در مرکز‬ ‫«ایدنتیتی» شخص‬ ‫قرار گرفته‪ ،‬و لذا مرکز ذاتی ِ«سلف»‪ِ ،‬‬ ‫است‪ .‬این ادراک‪ ،‬ادراکی بسیار فردگرایانه از «سوژه»‬ ‫نتیتی سوژه است‪.‬‬ ‫و ِ‬ ‫اید ِ‬ ‫مفهوم سوژ ه جامعه شناختی‪ ،‬انعکاس این باور است‬ ‫که هست ه درونی سوژه خوداتکا و خودبسنده نیست بلکه‬ ‫در نسبت با «دیگران مهم» شکل می گیرد‪ .‬مطابق با‬ ‫«سلف» و جامعه‬ ‫«ایدنتیتی» در تعامل بین ِ‬ ‫این نگاه‪ِ ،‬‬ ‫شکل می گیرد‪ .‬سوژه هنوز یک هسته درونی و یا یک‬ ‫ذات دارد که همان «مرای واقعی» است اما این هسته ‬ ‫فرهنگی‬ ‫درونی‪ ،‬در یک گفتگوی مداوم با جهان های‬ ‫ِ‬ ‫«ایدنتیتی»هایی که انها عرضه می کنند‪،‬‬ ‫«بیرون» و ِ‬ ‫«ایدنتیتی»‬ ‫شکل می گیرد و اصالح شده و تغییر می یابد‪ِ .‬‬ ‫در این ادراک جامعه شناختی‪ ،‬شکاف بین «درون»‬ ‫و «بـیــرون» (بین جهان های شخصی و عمومی) را‬ ‫ً‬ ‫کاهش می دهد‪ .‬سوژه‪ ،‬که قبال به عنوان دارنده یک‬ ‫«ایدنتیتی» یکپارچه و پایدار تجربه شده بود‪ ،‬در حال‬ ‫ِ‬ ‫«ایدنتیتی»های متعدد‬ ‫چندپاره شدن است یعنی از ِ‬ ‫ایدنتیتی ای واحد که گاهی اوقات متناقض و یا‬ ‫و نه ِ‬ ‫نامعلوم هستند‪ ،‬تشکیل می شود‪.‬‬ ‫این شرایط‪ ،‬سوژ ه پست مدرن را تولید می کند که هیچ‬ ‫«ایدنتیتی»‬ ‫«ایدنتیتی» ثابت‪ ،‬ذاتی و یا دائمی ندارد‪ِ .‬‬ ‫ِ‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫ً‬ ‫این احساس واقعا در انسان هست‪ .‬انسان‬ ‫در این جهان یک نوع احساس بیگانگی با‬ ‫همه این عالم می کند و یک نوع احساس‬ ‫غربت در همه عالم می کند‪.‬‬ ‫(یا حداقل مالزم با ان)‪ ،‬پرسش از «منشا انسان» یعنی‬ ‫افرینش و تطور اوست که مجهول واقع شده است‪ .‬چرا؟‬ ‫چنانکه گفته اند در غرب پس از رنسانس‪ ،‬با به حاشیه‬ ‫رفتن دیدگاه مسیحیت در خصوص «افرینش و تطور‬ ‫انسان»‪ ،‬معروف ترین تالش جهت پرداختن به این‬ ‫مسئله‪ ،‬در سال ‪ 1859‬میالدی توسط چالز داروین با‬ ‫انتشار کتاب درباره ی منشا انواع صورت گرفته است‪.‬‬ ‫ّ‬ ‫امروزه‪ ،‬هر چند در غرب نظریه ی داروین طرفدار جدی‬ ‫ندارد ّاما دیدگاه مسیحیت نیز مورد ّ‬ ‫توجه نیست و این‬ ‫بحث تا حدودی با تجاهل برگزار می گردد هرچند اثار‬ ‫ان همچنان بر علم غربی حاکم است‪]4[ .‬‬ ‫اما شاید بتوان دریچه ای دیگر گشود و روزنه ای جدید‬ ‫یافت‪.‬‬ ‫به یک «عیش مدام» تبدیل می شود که به طور مداوم‬ ‫شکل می گیرد و تغییر شکل می دهد در نسبت با‬ ‫شیوه هایی که ما نشان داده می شویم و یا مورد خطاب‬ ‫قرار می گیریم در نظام های فرهنگی که ما را احاطه‬ ‫ایدنتیتی‪ ،‬به لحاظ تاریخی و نه از دیدگاهی‬ ‫کرده اند‪ .‬این ِ‬ ‫زیست شناختی‪ ،‬تعریف می شود‪ .‬سوژه پست مدرن‪،‬‬ ‫«ایدنتیتی»های متفاوتی را در زمان های مختلف اتخاذ‬ ‫ِ‬ ‫«سلف»‬ ‫یک‬ ‫پیرامون‬ ‫که‬ ‫نتیتی»هایی‬ ‫«اید‬ ‫ کند‪،‬‬ ‫ی‬ ‫م‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫منسجم‪ ،‬یکپارچه و متحد نمی شوند‪ .‬در درون ما‪،‬‬ ‫«ایدنتیتی»های متناقضی هستند که در جهت های‬ ‫ِ‬ ‫ ایدنتیتی های‬ ‫مختلفی می کشند‪ ،‬به طور ی که تعیین ِ‬ ‫ما‪ ،‬به طور مــداوم در حال جابه جا شدن در اطراف‬ ‫ایدنتیتی ای‬ ‫ان هاست‪ .‬اگر ما احساس می کنیم که ِ‬ ‫یکپارچه از تولد تا مرگ داریم تنها بدین خاطر است که‬ ‫‹سلف›» درباره ی‬ ‫داستانی تسلی بخش و یا «روایتی از ِ‬ ‫ً‬ ‫«ایدنتیتی»ِ کامال یکپارچه‪ ،‬کامل‪،‬‬ ‫خودمان ساخته ایم‪ِ .‬‬ ‫امن و منسجم‪ ،‬یک خیال پردازی است‪.‬‬ ‫البته این سه ادراک تا حدی ساده سازی شده اند و در‬ ‫واقع‪ ،‬پیچیده تر بوده و دارای قیود بیشتری هستند‪.‬‬ ‫‪ .3‬مسئله «غربت انسان در جهان»‬ ‫در کتاب «عرفان حافظ»‪ ،‬شهید مطهری‪ ،‬در مقام‬ ‫بیان مسائل جهان بینی عرفانی در خصوص انسان‪،‬‬ ‫َ‬ ‫به دنبال طرح مسئله «انسان قبل الدنیا» و البته به ت َبع‬ ‫ان‪ ،‬به مسئله «غربت انسان در جهان» اشاره می کند‪.‬‬ ‫ایشان بیان می کند که «در ادبیات عرفانی‪ ،‬انسان در‬ ‫دنیا حکم فردی را دارد که در بالد غربت بسر می برد‪،‬‬ ‫چه جور احساس غربت و احساس بیگانگی و احساس‬ ‫عدم تجانس می کند؟ بعد از هزار سال که عرفا این‬ ‫حرف ها را زده اند حاال تازه فرنگی ها در فلسفه های‬ ‫جدید مسئله غربت انسان را مطرح کرده اند ان هم به‬ ‫ً‬ ‫یک شکل کثیف پلیدی‪ .‬ولی این احساس واقعا در‬ ‫انسان هست‪ .‬انسان در این جهان یک نوع احساس‬ ‫بیگانگی با همه این عالم می کند و یک نوع احساس‬ ‫‪ .2‬غوطه ور در تجاهل‬ ‫«ایدنتیتی»‬ ‫«سلف» و ِ‬ ‫با توجه به انچه تا کنون درباره ِ‬ ‫گذشت‪ ،‬می توان گفت که بنیادی ترین پرسشی که‬ ‫کانون توجه قرار گرفته و در پاسخ به ان‪ ،‬ضمن طی‬ ‫«ایدنتیتی» غالب شده است سوال‬ ‫مسیری‪ ،‬تمرکز بر ِ‬ ‫از «هستی انسانی» بوده است؛ اما (اندکی‪ ،‬با تسامح)‬ ‫می توان گفت که مقدم بر پرسش از «هستی انسانی»‪،‬‬ ‫‪78‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫‪79‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫اما عالمه طباطبایی؟ق؟‪ ،‬انسان را به گونه ای خاص به‬ ‫نظاره می نشیند‪ .‬ایشان انسان را نه به نحو ایستا‪ ،‬بلکه‬ ‫پویا در بدء و عود مالحظه نموده و ظرفیت حیات سابق‬ ‫و الحق را در توجه به انسان فعال می سازد‪.‬‬ ‫مرحوم عالمه؟ق؟‪ ،‬از یک سو‪ ،‬متناظر با «عوالم سه گانه ‬ ‫وجود» یعنی ّ‬ ‫ماده‪ ،‬مثال و عقل‪ ،‬از «مراتب وجودی‬ ‫انسان» پرده برمی دارد [‪ ،]5‬از سوی دیگر‪« ،‬حیات های‬ ‫قبل حیات دنیای انسان‪،‬‬ ‫سه گانه ی انسان» را حیات ِ‬ ‫بعد حیات دنیای انسان‬ ‫حیات دنیای انسان و حیات ِ‬ ‫می داند [‪ ]6‬و عناوین «انسان قبل الدنیا»‪« ،‬انسان‬ ‫فی الدنیا» و «انسان بعد الدنیا» را جهت اطالق به‬ ‫این «حیات های سه گانه ی انسان» به کار می گیرد‬ ‫(همان‪ ،‬ج‪.)13 :1.‬‬ ‫در خصوص معنای «حیات»‪ ،‬عالمه؟ق؟ در المیزان‪،‬‬ ‫همراهی با «انسان فی الدنیا» شکل گیری معنای‬ ‫ابتدا در‬ ‫ِ‬ ‫«حیات» را دنبال نموده و به این جا می رسد که انسان‬ ‫اذعان می کند که امری ورای حواس وجود دارد که مبدا‬ ‫احساسات و ادراکات علمی و افعال مبتنی بر علم‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫‪ .4‬طلیعه تحول‪« ،‬انسان» نزد‬ ‫عالمه طباطبایی؟ق؟‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫غربت در همه عالم می کند»‪ .‬شهید مطهری در ادامه‪،‬‬ ‫به ابیاتی از حافظ اشاره کرده و بیان می کند که تمام‬ ‫سعی حافظ در این ابیات‪ ،‬این است که غربت انسان‬ ‫را نشان بدهد‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫و اراده بوده و اسم ان «حیات» است‪ ،‬لذا «حیات» را‬ ‫«نحوه ای از وجود که علم و قدرت از ان ترشح و تراوش‬ ‫می کند» تعریف می نماید‪ .‬در نهایت ایشان «حقیقت‬ ‫حیات» را به «حیات خدای تعالی» بازمی گرداند و با‬ ‫ْ ُ ُ ْ َّ َ‬ ‫هذهِ ال َحیاه ّالدنیا ِالا ل ْه ٌو‬ ‫تمسک به ایه ی شریفه ی َ«و ما ِ‬ ‫ُ َ ْ َُ‬ ‫َ َ ٌ َ َّ َّ َ ْ َ َ َ َ ْ َ َ ُ َْ‬ ‫اخره ل ِهی الحیوان لو کانوا یعلمون»َ‬ ‫و ل ِعب و ِان الدار ال ِ‬ ‫(عنکبوت‪ )64:‬بیان می کند که حقیقت حیات و‬ ‫کمال ان (که همان حیاتی است که بعد از ان‪ ،‬مرگی‬ ‫نیست) از حیات دنیا سلب شده است (الطباطبایی‬ ‫‪1417‬ه‪.‬ق‪ ،‬ج‪.)330-328 :2.‬‬ ‫البته باید توجه داشت که این تصور صحیح نیست که‬ ‫(‪ )1‬از یک سو‪« ،‬عوالم سه گان ه وجود» همچون ظرف های‬ ‫مکانی‪ ،‬و «مراتب وجودی انسان» و موجودات منتسب‬ ‫به این عوالم همچون مظروف های مکانی باشد؛ (‪)2‬‬ ‫از سوی دیگر «حیات های سه گانه ی انسان» همچون‬ ‫ظرف های زمانی بوده که «انسان» مظروف زمانی ان‬ ‫واقع شود‪ ،‬تا در نتیجه‪ ،‬انسان‪« ،‬بدنی» در نظر گرفته‬ ‫شود که در پنج ظرف مکانی و زمانی زنجیره وار قرار‬ ‫می گیرد به گونه ای که گویی انسان با افریده شدن‪،‬‬ ‫مثال در بدء (قوس نزول) را در نوردیده‪ ،‬به‬ ‫عوالم عقل و ِ‬ ‫ُ‬ ‫عالم ماده رسیده‪ ،‬و پس ازان‪ ،‬در یکی از طرق سعادت‬ ‫عقل در عود (قوس صعود)‬ ‫یا شقاوت‪ ،‬عوالم مثال و ِ‬ ‫را طی نماید‪ .‬بلکه شاید بتوان گفت‪:‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫تنبه انسان فی الدنیا یا «ایجاد ّ‬ ‫‪ .1‬مقام ّ‬ ‫تنبه برای‬ ‫انسان محدود شده به حیات دنیای خویش»؛‬ ‫ِ‬ ‫انسان‬ ‫‪ .2‬مقام تحقق انسان بعد الدنیا یا «هدایت‬ ‫ِ‬ ‫تنبه یافته»‪.‬‬ ‫ایشان در مقام اول بحث‪ ،‬به طور مثال بیان می کند‪:‬‬ ‫الف) انسان همواره در برخی از سخنانش‪ ،‬الفاظ «من»‬ ‫و «خودم» را به زبان می اورد و با این الفاظ از حقیقتی از‬ ‫حقایق جهان هستی حکایت می کند درحالی که ناگزیر‬ ‫می فهمد چه می گوید و می داند چه می خواهد؛ اما چون‬ ‫هم و ّ‬ ‫برای رفع حوائج مادی خویش‪ّ ،‬‬ ‫غمش معطوف‬ ‫به اماده ساختن ارکان حیات بدن بوده و مشغول به‬ ‫َ‬ ‫اعمال جسم است از تعمق در امر این «نفس»‪ ،‬که از‬ ‫ان با الفاظ «من» و «خودم» حکایت کرده‪ ،‬صرف نظر‬ ‫می کند‪ .‬چه بسا در وهمش می پندارد که «نفس» همان‬ ‫ََ‬ ‫بدن است‪ .‬چه بسا «نفس» را همان «نفس» پنداشته که‬ ‫«ریح» یا هواست لذا ان را «روح» نامیده و حکم کرده‬ ‫که انسان مجموع روح و بدن است‪ .‬چه بسا «نفس»‬ ‫را خون پنداشته و یا ان را اجزای اصلی نطفه دانسته‬ ‫است (الطباطبایی ‪1417‬ه‪.‬ق‪ ،‬ج‪178 :6.‬و‪.)179‬‬ ‫ََ‬ ‫ب) پنداشتن «نفس» همچون بدن‪ ،‬نفس‪ ،‬خون یا‬ ‫اصلی نطفه و امثال این موارد‪ ،‬منافاتی ندارد‬ ‫اجزای‬ ‫ِ‬ ‫بااینکه انسان درحالی که انسان است از حقیقت بیان‬ ‫الفاظ «من» و «خودم» به چیزی نائل شود و البته در ان‬ ‫خطا نکند‪ .‬چون بعید نیست که حقیقتی از حقایق‬ ‫جهان هستی را به طور اجمالی و بدون خطا درک کنیم‪،‬‬ ‫سپس به طور تفصیلی به بحث از هویت و واقعیت امر‬ ‫ان مبادرت ورزیم و در این بحث تفصیلی دچار خطا‬ ‫شویم (الطباطبایی ‪1417‬ه‪.‬ق‪ ،‬ج‪ .)179 :6.‬لذا برخی‬ ‫از افراد هستند که به پاره ای از معارف «نفس» نائل شده‬ ‫ولی به حقیقت «نفس» همان گونه که هست معرفت‬ ‫پیدا نمی کنند لذا در تفسیر انچه بدان نائل شده اند‬ ‫خطا می کنند و در توجیه امر ان‪ ،‬به ضاللت می افتند‬ ‫(الطباطبایی ‪1417‬ه‪.‬ق‪ ،‬ج‪.)192 :6.‬‬ ‫‪ .1‬در «حیات انسان قبل الحیاه الدنیا»‪ ،‬مالزم با‬ ‫افرینش انسان در «بدء» مراتب «عقل» و «مثال»‬ ‫و «مادی» وی نیز ُم ّ‬ ‫یسر شده است‪.‬‬ ‫‪ .2‬با هبوط انسان‪ ،‬از یک سو در واقع توجه انسان به‬ ‫«حیات دنیای خویش» معطوف و منحصر شده‬ ‫و «خود» را تنها مرتبه ی «مادی» وجودش یعنی‬ ‫«تن» پنداشته است‪ ،‬از سوی دیگر‪« ،‬عود» او اغاز‬ ‫سالک یکی از دو طریق‬ ‫شده و الجرم انسان‪،‬‬ ‫ِ‬ ‫سعادت یا شقاوت‪ ،‬شده است‪.‬‬ ‫‪ .3‬در «حیات انسان بعد الحیاه الدنیا»‪ ،‬انسان‬ ‫متوجه مراتب «مثال» و «عقل» وجــود خویش‬ ‫شــده و یقین او نسبت بــه ان هــا حاصل شده‬ ‫است که این امر‪ ،‬پیش از مرگ‪ ،‬و با وجود مرتبه ‬ ‫مادی انسان نیز ممکن است‪ .‬لذا در نتیج ه این‬ ‫«امـکــان»‪ ،‬تحلیل «حیات انسان بعد الحیاه‬ ‫الدنیا» دو گونه خواهد بود‪.‬‬ ‫ً‬ ‫درنهایت اینکه‪ ،‬نزد عالمه؟ق؟‪ ،‬اساسا در حیات انسان‬ ‫است که «بدء» و «عود» معنا می یابد‪.‬‬ ‫به نظر می رسد توجه به این مقدمه در خصوص «انسان»‪،‬‬ ‫زمینه ی فهم و درک صحیح «نفس» در معرفه النفس‬ ‫نزد عالمه طباطبایی؟ق؟ است‪.‬‬ ‫‪« .5‬نفس» در معرفه النفس‬ ‫قبال سوال هایی نظیر «هستی انسانی چیست؟»‬ ‫در ِ‬ ‫النفس‬ ‫و یا «من که هستم؟» می توان «نفس»ِ در معرفه‬ ‫ِ‬ ‫عالمه طباطبایی؟ق؟ را دنبال نمود‪.‬‬ ‫شاید بتوان گفت که عالمه؟ق؟ (که در تفسیر المیزان‬ ‫ذیل ایه ی ‪ 105‬سوره مائده‪ ،‬و هم چنین در فصل چهارم‬ ‫رساله الوالیه‪ ،‬به طور صریح به مباحث مرتبط با معرفه‬ ‫النفس و یا عرفان النفس پرداخته است)‪ ،‬حداقل در‬ ‫دو مقام به بحث پیرامون «نفس»ِ در معرفه النفس‬ ‫پرداخته است‪:‬‬ ‫‪80‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫«عالمه طباطبایی؟ق؟ در بحث معرفه النفس‪ ،‬اوال‬ ‫ً‬ ‫علم النفس را از معرفه النفس جدا می کند‪ ،‬ثانیا از‬ ‫ُ‬ ‫تفکیک معرفت انفسی از معرفت‬ ‫معرفه النفس‪ ،‬به‬ ‫ِ‬ ‫افاقی‪ ،‬منتقل می شود» چنانکه در تفسیر المیزان در‬ ‫این خصوص می فرماید‪« :‬و اعلم ان عرفان النفس‬ ‫بغیه عملیه ال یحصل تمام المعرفه بها اال من طریق‬ ‫السلوک العملی دون النظری‪ ،‬و اما علم النفس الذی‬ ‫دونه ارباب النظر من القدماء فلیس یغنی من ذلک‬ ‫ُ‬ ‫شیئا»‪ .‬هم چنین مرحوم عالمه؟ق؟‪« ،‬معرفت انفسی را‬ ‫حتی معرفت منحصر برای شناخت حقیقت می داند»‪،‬‬ ‫چنانکه تصریح می کند‪« :‬فقد تحصل ان النظر فی ایات‬ ‫االنفس انفس و اغلى قیمه و انه هو المنتج لحقیقه‬ ‫المعرفه فحسب»‪.‬‬ ‫‪81‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫ُ‬ ‫‪ .6‬معرفت انفسی و رهایی از‬ ‫ُ‬ ‫فرض تفکیک سوژه و ابژه‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫ج) شکی نیست که انسان در جمیع اوقــات وجود‬ ‫خویش‪ ،‬امری را مشاهده می کند که خارج از او نبوده و‬ ‫از ان با الفاظ «من» و «خودم» تعبیر می کند و اگر نظرش‬ ‫ً‬ ‫را تلطیف نموده و در انچه در مشاهده اش یافته عمیقا‬ ‫تعمق نماید شیئی را می یابد که برخالف امور جسمانی‬ ‫است که قابلیت تغییر و انقسام و اقتران به مکان و‬ ‫زمان را دارند‪ .‬این شیء‪ ،‬غیر از بدن است که محکوم‬ ‫به احکام ماده و محکوم به اعضا و اجزای خود است‪.‬‬ ‫چراکه انسان چه بسا عضوی از اعضایش را فراموش کند‬ ‫یا از تمامی بدن خویش غافل شود درحالی که «نفس»‬ ‫خویش را فراموش نمی کند و از ان غافل نمی شود‪ .‬لذا‬ ‫انسان از این شعور نفسی‪ ،‬که برای او حقیقت نفسش‬ ‫را ‪ -‬که از ان با لفظ «من» تعبیر می کند‪ -‬ممثل می سازد‪،‬‬ ‫خالی نمی شود و اگر با رویگردان شدن از پراکندگی‬ ‫مشاغل بدن و ارزوهــای مــادی اش‪ ،‬اندکی با انچه از‬ ‫خودش مشاهده می کند انس بگیرد‪ ،‬حکم می کند به‬ ‫این که نفسش از سنخ مادیات نیست چراکه خواص و‬ ‫اثار نفسش را مغایر با خواص و اثار امور مادی می یابد‬ ‫(الطباطبایی ‪1417‬ه‪.‬ق‪ ،‬ج‪179 :6.‬و‪.)180‬‬ ‫هم و غمّ‬ ‫د) یک فرد عادی از انسان اگرچه به واسطه ّ‬ ‫غذا و مسکن و لباس از غور در حقیقت «نفس» خویش‬ ‫بازمی ماند لکن حــوادث مختلفی که در طــول ایام‬ ‫حیاتش بر او هجوم می اورند خالی از عواملی نیستند‬ ‫خلوت با «نفس» خویش‬ ‫انصراف از غیر و‬ ‫که او را به‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫متوجه سازند‪ .‬عواملی همچون خوف شدید‪ ،‬سرور و‬ ‫اندوه بسیار‪ ،‬عشق شدید‪ ،‬و اضطرار شدید‪ .‬این عوامل‬ ‫که اثار نفسانی خاصی را سبب می شوند در بعضی‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫افراد به طور موقت و در زمان هایی کوتاه محقق شده‬ ‫و در بعضی افراد به طور ثابت و مستمر تحقق می یابند‬ ‫(الطباطبایی ‪1417‬ه‪.‬ق‪ ،‬ج‪180 :6.‬و‪.)181‬‬ ‫لذا می توان گفت «نفس»ِ در معرفه النفس‪ ،‬در مقام‬ ‫اول‪ ،‬همان است که انسان با الفاظ «من» و «خودم» از‬ ‫ان حکایت می کند؛ همان است که انسان از حقیقت‬ ‫بیان این الفاظ بــدان نائل شده و البته در ان خطا‬ ‫نمی کند؛ همان است که به هنگام خوف شدید‪ ،‬سرور‬ ‫و اندوه بسیار‪ ،‬عشق شدید‪ ،‬و اضطرار شدید‪ ،‬انسان‬ ‫در خلوت با ان قرار می گیرد‪.‬‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫عــامــه طباطبایی؟ق؟ در بحث معرفه‬ ‫النفس‪ ،‬اوال علم النفس را از معرفه النفس‬ ‫ً‬ ‫جدا می کند‪ ،‬ثانیا از معرفه النفس‪ ،‬به‬ ‫ُ‬ ‫تفکیک معرفت انفسی از معرفت افاقی‪،‬‬ ‫ِ‬ ‫منتقل می شود‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اما با توجه به اینکه غفلت از جهل حساس تر است‪،‬‬ ‫چراکه برای برطرف شدن جهل‪ ،‬به علم نیاز است‬ ‫اما برای برطرف شدن غفلت به ایجاد توجه‪ ،‬و اگر‬ ‫کسی در مقطعی عالم شود‪ ،‬دیگر جاهل نیست‪ ،‬ولی‬ ‫غفلت‪ ،‬می تواند دامنگیر اهل علم نیز بشود؛ می توان‬ ‫گفت تغافل نیز از تجاهل حساس تر است؛ چراکه در‬ ‫تجاهل‪ ،‬جمعی نسبت به انچه در مقام علم حصولی‪،‬‬ ‫(ولو به نحو اجمال) بدان اشراف دارند اظهار به جهل‬ ‫می کنند و البته در این اظهار به جهل‪ ،‬مشارکت و‬ ‫هم افزایی دارند‪ ،‬اما در تغافل همان جمع‪ ،‬توجه خویش‬ ‫را از انچه نزد نفس خویش (ولو به نحو بسیط) حاضر‬ ‫می یابند‪ ،‬منصرف ساخته و در این عمل‪ ،‬مشارکت‬ ‫و هم افزایی دارند‪ .‬در نتیجه واضح است که تغافل‪،‬‬ ‫زیان بارتر است‪.‬‬ ‫با این تعریف از تجاهل و تغافل و توضیح مطرح شده‬ ‫درباره تمایز میان این دو‪ ،‬می توان نتیجه گرفت که‬ ‫«سلف» و «ایدنتیتی» در خاستگاه ان‪ ،‬همراه‬ ‫بحث از ِ‬ ‫با تجاهل برگزار نشده‪ ،‬بلکه همراه با تغافل در حال‬ ‫گسترش و تکاثر است و البته ترجمه صرف این دو‪،‬‬ ‫زمینه ی این نوع تغافل را برای جامعه علمی‪ -‬دانشگاهی‬ ‫ما نیز فراهم کرده است‪.‬‬ ‫در امتدادبخشی به اندیشه عالمه؟ق؟ می توان گفت‬ ‫ُ‬ ‫سی مدنظر ایشان‪ ،‬فرض تفکیک سوژه‬ ‫در معرفت ًانف ِ‬ ‫ُ‬ ‫و ابژه اساسا پذیرفته نمی شود‪.‬‬ ‫در توضیح این مطلب می بایست کمی به عقب برگردیم‬ ‫ً‬ ‫و ببینیم اساسا تلقی از خارج از کجا شروع شد؟ اصال‬ ‫«خارج» یعنی چه؟ «خارج» در مقابل «ذهن» است‪،‬‬ ‫نه در مقابل «نفس»‪« .‬ذهن»‪ ،‬وقتی در مقابل «خارج»‬ ‫استفاده می شود‪ ،‬معنای خاصی دارد‪ .‬این دو‪ ،‬در مقابل‬ ‫هم و با هم فهمیده می شوند‪« .‬ذهن» همواره در مقابل‬ ‫«خارج» در نظر گرفته می شود و «خارج» هم در مقابل‬ ‫«ذهن»‪ .‬ذهن یعنی حیثیتی ناظر به خارج و حاکی از‬ ‫ان‪ ،‬که به خارج از خودش توجهی پیدا می کند و تلقی‬ ‫خارجی دارد‪ .‬اما در مقام نفس (یعنی مقام حضور)‪،‬‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫ُ‬ ‫اصال ذهن به این معنا نداریم‪ .‬در معرفت انفسی‪ ،‬اساسا‬ ‫به این معنا‪« ،‬خارج» در مقابل «ذهن» مطرح نیست تا‬ ‫سخن از رابطه «ذهن» و «خارج» و بحث هایی مانند‬ ‫حکایت ماهوی و مفهومی و ‪ ...‬مطرح شود‪ .‬اگر هم‬ ‫سخن از «خارج» می شود ان خارجی است که اوسع‬ ‫است و به تعبیری مقسم تفکیک ذهن‪/‬خارج است‬ ‫نه قسیم ذهــن‪ .‬نفس‪ ،‬ذهــن نیست و عالم ادرا کــی‬ ‫خودش از اشیاء را در بر می گیرد و به طور بی واسطه با‬ ‫خارج مقسمی ارتباط دارد»‪.‬‬ ‫ِ‬ ‫پی نوشت‬ ‫‪ .7‬تجاهل یا تغافل؟‬ ‫‪[1]. Self-Esteem, Self-Worth, Self-Reflective, Self-Interested,‬‬ ‫‪Self-Concept, Self-Conceptions, Self-Phenomena, Self-Efficacy,‬‬ ‫‪Self-Regulating, Self-Regulatory, Self-Generated, Self-Processes,‬‬ ‫‪Self-Verification, Self-Oriented, Self-Gratification, Self-Determination,‬‬ ‫‪Self-Sacrifice, Self-Consistency, Self-Expressive, Self-Image,‬‬ ‫‪Self-Idealization, Self-Directive, Self-Observation, Self-Reaction,‬‬ ‫‪Self-Reactive, Self-Monitoring, and so on.‬‬ ‫‪[2]. Role Identity, Social Identity, Personal Identity, Relational Identity,‬‬ ‫‪Organizational Identity, Identification (Professional Identification, Social‬‬ ‫‪Identification), and so on.‬‬ ‫‪[3]. the sense‬‬ ‫[‪ .]4‬بیگدلی‪ ،‬عطاءاله‪ .1386 .‬مبانی تعارض فقه امامیه و حقوق ایران و‬ ‫کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان در مبحث ازدواج‪ .‬پایان نامه ی کارشناسی‬ ‫ارشد‪ ،‬دانشکده ی معارف اسالمی و حقوق دانشگاه امام صادق؟ع؟‪.‬‬ ‫[‪ .]5‬الطباطبایی‪ ،‬سیدمحمدحسین‪1387 .‬ه‪.‬ق‪ .‬رسالۀ االنسان قبل الدنیا‪.‬‬ ‫در کتاب االنسان‪ ،‬نسخه دستنوشته محمد محمدی گیالنی‪.‬‬ ‫[‪ .]6‬الطباطبایی‪ ،‬سیدمحمدحسین‪1417 .‬ه‪.‬ق‪ .‬المیزان فی تفسیر القران‪.‬‬ ‫‪ 20‬ج‪ .‬قم‪ :‬دفتر انتشارات اسالمی‬ ‫تجاهل و تغافل‪ ،‬هر دو از باب تفاعل است‪.‬‬ ‫معنای غالبی باب تفاعل‪« ،‬مشارکت» است یعنی‬ ‫مشارکت میان دو یا چند نفر در حدثی؛ اما معنای‬ ‫دیگر باب تفاعل‪« ،‬تظاهر» است یعنی خود را به حالتی‬ ‫زدن که اصل ان در فرد وجود ندارد‪.‬‬ ‫با ترکیب این دو معنی‪« ،‬تجاهل» یعنی «مشارکت‬ ‫جمعی در اظهار به جهل‪ ،‬زمانی که به موضعی علم‬ ‫هست» و «تغافل» یعنی «مشارکت جمعی در خود را‬ ‫به غفلت زدن»‪ .‬به نظر می رسد تجاهل در مقام علم‬ ‫حصولی معنا می یابد و تغافل در حیطه علم حضوری‪.‬‬ ‫‪82‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫علی جعفری هرستانی‬ ‫پژوهشگر هسته مکتب امام؟هر؟ مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری رشته علوم سیاسی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫‪83‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫مروری بر توصیه های امام خمینی؟هر؟ در سالروز پیروزی‬ ‫انقالب اسالمی در پیام های ‪ 22‬بهمن هر سال ایشان‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫مراقبه های سلوکی‬ ‫بیست و ّ‬ ‫دوم بهمن از‬ ‫نگاه امام خمینی؟هر؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫یکی از مراقبت های سلوکی مهم‪ ،‬توجه و مراقبت‬ ‫نسبت به ایام و مناسبت های خاص زندگی است‪.‬‬ ‫ای ـت اهلل میرزا جــواد اقــای ملکی تبریزی در ابتدای‬ ‫کتاب شریف المراقبات می فرمایند؛ زمان ها منازل‬ ‫سلوک الی اهلل هستند‪ ]2[ .‬به این معنا که هر زمانی‬ ‫که واقعه ای در ان اتفاق افتاده و تعلق و نسبتی با‬ ‫یک حقیقت معنوی در ان هست‪ ،‬یا مناسبتی در ان‬ ‫قرار گرفته است‪ ،‬یک منزل سلوکی مهم است که اگر‬ ‫ّ‬ ‫انسان به ان منزل توجه کرد و حظ و بهره کافی از ان‬ ‫منزل گرفت و توانست از طریق توجه به ان منزل‪ ،‬با‬ ‫حقیقت ان ارتباط برقرار کند‪ ،‬ان منزل سلوک را طی‬ ‫کرده است‪ .‬اما اگر غفلت کرد و این ارتباط را برقرار‬ ‫نکرد و رابطه او با ان زمان و حقیقتی که در ظرف ان‬ ‫زمان واقع شده است برقرار نشد‪ ،‬انسان محروم شده‬ ‫است و این منزل را ازدست داده است‪ .‬این منازل‪ ،‬برای‬ ‫سلوک اجتماعی نیز معنادار هستند و افراد یک امت نیز‬ ‫باید در سیر خودشان به سمت کمال و تحقق جامعه‬ ‫الهی و توحیدی‪ ،‬مراقبه های جمعی داشته باشند‪ .‬در‬ ‫حیات اجتماعی نیز‪ ،‬زمان هایی که برای یک جامعه‪،‬‬ ‫رخ می دهند‪ ،‬منازل سلوک اجتماعی هستند و توجه‬ ‫به ان ها و مراقبه جمعی نسبت به ان ها الزم است‪.‬‬ ‫جامعه اسالمی برای حرکت به سمت مقاصد الهی‬ ‫خود‪ ،‬در منازلی قرار می گیرد که ایام و مناسبت های‬ ‫الهی مهم ترین ان ها است‪]3[ .‬‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫‪ّ .1‬ایام‪ ،‬منازل سلوک انسان و جامعه‬ ‫الهی به سوی توحید [‪]1‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫‪ .2‬بیست ودوم بهمن از‬ ‫ّایام اهلل و منازل سلوکی‬ ‫جامعه انقالبی ایران‬ ‫خداوند در قران کریم‪ ،‬روز سرنگونی حکومت‬ ‫و خروج از والیت طاغوت را ّ‬ ‫«ایام اهلل» نامیده‬ ‫است و به حضرت موسی؟ع؟ فرمان داده‬ ‫است که این ّایام اهلل را به مردم یاداوری‬ ‫کن و زنده نگه دار‪.‬‬ ‫َّ ُ ُ ُ ْ ُ َ ُ ْ َ ُّ َ‬ ‫الن ِور ِالى‬ ‫الطاغوت یخ ِرجونهم ِمن‬ ‫ُّ ُ‬ ‫مات [‪ ]5‬طاغوت را در مقابل‬ ‫الظل ِ ‬ ‫خــودش قــرار مى دهد‪ .‬خداى‬ ‫تبارک وتعالی شغل طاغوت را هم بیان مى فرماید‪.‬‬ ‫همان طوری که خداوند ّ‬ ‫ولى مومنین است و مومنین‬ ‫را از ظلمات‪ ،‬از همه انواع ظلمات و تیرگی ها به سوی‬ ‫نور مى برد؛ در مقابل‪ّ ،‬‬ ‫ولى کفار طاغوت است‪ ،‬و ان ها را‬ ‫از نور به ظلمات مى کشد‪ .‬این دو مطلبى است مقابل‬ ‫هم‪ :‬اخراج از ظلمات به نور؛ ظلمت ها و تاریکی ها را‬ ‫زدودن و به نور رساندن ملت‪ .‬در مقابل‪ ،‬نورها را از بین‬ ‫بردن و مردم را به ظلمت کشیدن‪ .‬این شغل طاغوت‬ ‫است؛ ان هم امر خدا»‪]6[ .‬‬ ‫َ َْ‬ ‫ْ‬ ‫«موسى؟ع؟ مامور شد‪ :‬ا ْن اخ ِرج؛ قومت را از ظلمات به‬ ‫نور ِ[ب َبر] ماموریت این است‪ .‬ماموریت همه انبیا این‬ ‫است که این ها را از این ظلمت ها‪ ،‬از این چیزهایى‬ ‫که برخالف مسیر انسانیت است‪ ،‬برخالف مسیر ملیت‬ ‫است‪ ،‬این ها را خارج کند‪ ،‬و متوجه ب ه نور کند‪ ،‬وارد‬ ‫کند در نور وحى و نورانى باشد‪ .‬قلب نورانى نمى تواند‬ ‫فاخرش را دارند زیر پا مى گذارند و‬ ‫ببیند که َما ِثر و َم ِ‬ ‫حرف نزند‪ .‬نمى تواند یک قلب نورانى ببیند که ملتش‬ ‫ّ‬ ‫را به این ذلت کشیدند و افرادش در اطراف تهران هم‬ ‫باز یک سوراخ منزلشان است و این صحبت نکند‪ .‬و‬ ‫ان ها مى خواهند که شما را جورى بار بیاورند که در همه‬ ‫امورشان بى تفاوت باشید؛ نپرسید که چرا این مستمندان‬ ‫به حال مستمندى باقی مانده اند‪ ،‬و نفت های ما را دیگران‬ ‫ً‬ ‫مى بردند‪ ،‬نپرسید و در ذهنتان اصال نیاید‪ .‬در ذهن‬ ‫وارد نشود که یک همچو گرفتار ی هایی هم ما داریم‪.‬‬ ‫امــر دومــى که فــرمــوده اســت خــداى تبارک وتعالی به‬ ‫َ َ ّ ْ ُ ْ َ َّ َ‬ ‫ّ‬ ‫ام ا ّلل ِه این ها را متذکر‬ ‫حضرت موسى‪ :‬و ذ ِ‬ ‫کرهم ِبای ِ‬ ‫کن به ّ‬ ‫«ایام خدا»‪ .‬همه ّایام مال خداست؛ لکن بعضى‬ ‫بیست ودوم بهمن‪ ،‬سالروز پیروزی انقالب اسالمی‬ ‫است و روز خروج ملت انقالبی ایران از ذیل حکومت‬ ‫الهی بود‪.‬‬ ‫طاغوتی پهلوی و ورود به‬ ‫والیت و حاکمیت َ َ‬ ‫َ َ ْ َْ َ ْ‬ ‫ایاتنا ا ْن ا ْخرجْ‬ ‫ُ‬ ‫در قران کریم می‬ ‫ فرماید «ل ُقد ارسَلنا موسى ِب َ ِ َ َ ِ‬ ‫ُّ ُ‬ ‫َ‬ ‫َ ّ َ ّ ْ ُ ْ َّ‬ ‫ّ‬ ‫َ‬ ‫ّ‬ ‫ام الل ِ ه ِان فِی‬ ‫م ِبای ِ ‬ ‫کره ‬ ‫ور و ذ ِ‬ ‫ق ْو َمک ِم َن الظل ِ‬ ‫مات ِالى الن ُ ِ‬ ‫َ َ‬ ‫ُ‬ ‫َ‬ ‫ایات ِلک ِ ّل َص َّب ٍار شکور‪ ».‬خداوند روز سرنگونی‬ ‫ِذلک ل ٍ‬ ‫حکومت و خروج از والیت طاغوت را ّ‬ ‫«ایام اهلل» نامیده‬ ‫است و به حضرت موسی؟ع؟ فرمان داده است که این‬ ‫ّایام اهلل را به مردم یاداوری کن و زنده نگه دار‪.‬‬ ‫به نظر می رسد سالروز پیروزی انقالب اسالمی‪ ،‬یکی‬ ‫از ایــام اهلل حقیقی برای امت انقالبی ایران است که‬ ‫باید مراقبه های سلوکی و جمعی خاص در مورد ان‬ ‫انجام شود و اگر امت انقالب اسالمی با توجه به این‬ ‫مراقبه جمعی‪ ،‬این یوم اهلل را مورد توجه قرار دهد‪ ،‬هر‬ ‫ساله گامی در مسیر رشد و تعالی انقالب اسالمی‬ ‫برداشته می شود‪.‬‬ ‫حضرت امام؟هر؟ در تفسیر ایه شریفه فوق می فرمایند‪:‬‬ ‫«در قــران کریم مى فرماید که ما موسى را فرستادیم‬ ‫ُّ ُ‬ ‫َ ُّ‬ ‫َْ َْ َ‬ ‫َ‬ ‫ور‬ ‫به سوی‬ ‫قومش‪ :‬ان اخ ِر ْج ق ْو َمک ِم َن الظل ِ‬ ‫مات ِالى الن ِ‬ ‫َّ‬ ‫َ َ ّ ْ ُ ْ َ َّ‬ ‫ام الل ِه [‪ ]4‬دو تا ماموریت به حضرت‬ ‫وذ ِ‬ ‫کرهم ِبای ِ‬ ‫موسى مى دهد خداى تبارک وتعالی‪ :‬یکى اینکه مردم‬ ‫را از ظلمات خارج کن به نور‪ .‬و یک ماموریت دیگر‬ ‫َ ّ ْ ُ ْ َ َّ َ‬ ‫ام ا ّلل ِه این ها را متذکر کن به ایام‬ ‫اینکه ‪ :‬ذ ِ‬ ‫کرهم ِبای ِ‬ ‫خدا‪ .‬همه انبیا مبعوث اند به اینکه مردم را از ظلمت ها‬ ‫به نور خارج کنند‪.‬‬ ‫َّ‬ ‫َّ‬ ‫ُ‬ ‫ُ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫ُ‬ ‫ین امنوا‬ ‫خداى تبارک وتعالی هم مى فرماید ک ه الل ه ولِ ی ال ِذ ‬ ‫ُّ ُ‬ ‫َ ُّ َ َّ َ َ‬ ‫ْ‬ ‫ک َف ُر وا َا ْول ُ‬ ‫یاو ُه ُم‬ ‫ور و ال ِذین‬ ‫ِ‬ ‫ُیخ ِر ُج ُه ْم ِم َن الظل ِ‬ ‫مات ِالى الن ِ‬ ‫‪84‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫ً‬ ‫صراحتا در مواضع ّ‬ ‫متعدد‪ ،‬بیست ودوم‬ ‫امام‬ ‫ّ‬ ‫بهمن را ایام اهلل می داند‪.‬‬ ‫ً‬ ‫ّ‬ ‫امام صراحتا در مواضع متعدد‪ ،‬بیست ودوم بهمن را‬ ‫ّایام اهلل می داند [‪ ]10‬و می فرماید‪:‬‬ ‫«در استانه چهارمین سال پیروزى انقالب اسالمى‬ ‫ایران اگر نگاهى به نخستین سال نهضت تا پیروزى و‬ ‫نخستین روزهاى پیروزى تا امروز بکنیم و نشیب و فرازها‬ ‫ً‬ ‫و تحوالت چندین ساله‪ ،‬خصوصا سال های پیروزى‬ ‫را با دقت از نظر بگذرانیم و افکار طبقات مختلف و‬ ‫گروه های متعدد را سنجش نماییم‪ ،‬به برداشت های‬ ‫ارزشمند و نتایج بسیار سودمندى مى رسیم‪ »...‬و سپس‬ ‫به ارزیابی خود از عملکرد چهارساله انقالب اسالمی‬ ‫و افتخارات و حماسه های ان و فراز و نشیب های ان‬ ‫امد و نصرت اعجازامیز اسالم بر کفر تحقق یافت‪ .‬در‬ ‫‪85‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫«این یکى از ّ‬ ‫«ایام اهَّلل» بود که شما ملت شریف نورانى‬ ‫با قلب های ُپر از ایمان نترسیدید و ان روز ریختید به‬ ‫خیابان ها‪ ،‬بااینکه اعالم حکومت نظامی بود‪ ،‬ریختید به‬ ‫خیابان ها‪ ،‬و خنثى شد ان چیزى که ان ها مى خواستند‪.‬‬ ‫مى خواستند خیابان ها خلوت بشود‪ ،‬تانک ها را بیاورند‬ ‫همه جا مستقر بکنند‪ ،‬و شب مشغول ان جنایت بشوند‪.‬‬ ‫داد این ملت رسید‪ .‬و ان روز‬ ‫خداى تبارک وتعالی به ِ‬ ‫یکى از ایام اهَّلل بزرگ است‪ ... .‬خداى تبارک وتعالی به‬ ‫شما مرحمت فرمود‪ ،‬شما را بر این قدرت های بزرگ‬ ‫پیروز کرد و دست اجانب را از مملکت شما کوتاه کرد‪.‬‬ ‫و ان شاءاهلل تا اخر کوتاه است‪ .‬این ایام یادتان باشد؛ از‬ ‫یادتان نبرید‪ .‬این ایام بزرگ الهى که از ّ‬ ‫«ایام اهَّلل» است‬ ‫این ها را یادتان باشد‪]11[ ».‬‬ ‫«در چنین روز فرخنده اى حق بر باطل و جنود رحمانى‬ ‫بر اولیاى شیطان و حزب اهَّلل بر طاغوت و طاغوتیان‬ ‫غلبه نمود و حکومت عدل اسالمى مستقر گردید‪ .‬و‬ ‫دست انتقام حق از استین ملت رزمنده ایران بیرون‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫حضرت امام در پیام های مربوط به سالگرد پیروزی‬ ‫انقالب‪ ،‬به ارزیابی عملکرد و محاسبه انقالب اسالمی‬ ‫می پرداختند‪ .‬پیام های ایشان از اولین سالگرد انقالب‬ ‫اسالمی‪ ،‬در مناسبت هر ساله بیست ودوم بهمن‪،‬‬ ‫ضمن مروری بر فراز و نشیب های انقالب اسالمی در‬ ‫مسیر گذشته خود و محاسبه میزان توفیق انقالب در‬ ‫تحقق اهداف خویش‪ ،‬تذکراتی را که می توان از ان به‬ ‫مراقبه های جمعی انقالب اسالمی تعبیر کرد گوشزد‬ ‫می نمودند‪ .‬تذکراتی که برخی از ان هــا خطاب به‬ ‫عموم مردم‪ ،‬برخی خطاب به اقشار خاصی از جمله‬ ‫دانشگاهیان‪ ،‬حوزویان‪ ،‬نویسندگان‪ ،‬نظامیان و ‪ ...‬و‬ ‫برخی خطاب به مسئوالن جمهوری اسالمی است‪.‬‬ ‫[‪ ]13‬به عنوان نمونه ایشان در پیام چهارمین سالگرد‬ ‫پیروزی انقالب اسالمی می فرمایند‪:‬‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫‪ .3‬مراقبه ساالنه در سلوک انقالبی‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫از ّایام یک خصوصیتى دارد که براى ان خصوصیت‬ ‫«یوم اهَّلل» مى شود‪ .‬روزى که پیغمبر اکرم هجرت کردند‬ ‫به مدینه‪ ،‬این روز «یوم اهَّلل» است‪ .‬روزى که مکه را فتح‬ ‫یوم قدرت نمایی خداست که یک‬ ‫کردند «یوم اهَّلل»‬ ‫است‪ِ .‬‬ ‫َ َ‬ ‫ش [‪ ]7‬کرده بودند‪ ،‬نمى توانست‬ ‫یتیم را که همه رفض ‬ ‫زندگى بکند تو وطن خودش‪ ،‬تو خانه خودش‪ ،‬بعد از‬ ‫ّ‬ ‫ُُْ‬ ‫چندى فتح مکه به دست او شد؛ و ان قلدرها و ان‬ ‫ثروتمندها و ان قدرتمندها همه در تحت سیطره او‬ ‫ُ ُ ُّ َ َ‬ ‫الطلقاء [‪ ]8‬دیگر ازادتان کردم‪،‬‬ ‫واقع شد‪ ،‬و فرمود‪ :‬انتم‬ ‫بروید؛ این «یوم اهَّلل» است‪]9[ ».‬‬ ‫چنین روز مسعودى‪ ،‬همبستگى قشرهاى ملت دلیر‬ ‫روزافزون‪ ،‬و ارتش و سایر قواى انتظامى وفادارى خود‬ ‫را به اسالم و ایران نشان دادند و میهن خود را از ّ‬ ‫شر‬ ‫طاغوت های زمان که در راس انان دولت امریکاست‬ ‫رهایى بخشیدند‪]12[ ».‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫نشویم‪ ...‬همان طور که یک فرد باید خودش را محاسبه‬ ‫کند‪ ،‬یک جمع هم ‪ -‬مثل مجلس شما‪ ،‬مثل دولت ها‪،‬‬ ‫مثل مجموعه ها و افراد مسئول در کشور ‪ -‬باید خودشان‬ ‫را محاسبه کنند؛ ما خودمان را باید محاسبه کنیم [‪]18‬‬ ‫‪ ...‬محاسب ه ملی هم یک کار با اهمیت و پرارزش است؛‬ ‫خودمان را محاسبه کنیم‪ ،‬به خودمان نگاه کنیم؛ انچه‬ ‫را که بر ما گذشته است‪ ،‬بار دیگر مورد نظر قرار دهیم؛ از‬ ‫ان درس و عبرت بگیریم‪ ،‬برای اینده بهره ببریم»‪]19[ .‬‬ ‫می پردازند‪ .‬همچنین در پنجمین سالگرد انقالب‬ ‫ً‬ ‫اسالمی مجددا به جایگاه انقالب اسالمی و بیان تذکراتی‬ ‫به عنوان مراقبه های جمعی در پیشبرد انقالب اسالمی‬ ‫می پردازند‪ ]14[ .‬همین روند در ششمین [‪ ]15‬هفتمین‬ ‫[‪ ]16‬و هشتمین [‪ ]17‬سالگرد انقالب اسالمی نیز ادامه‬ ‫یافته است‪ .‬عالوه بر این پیام ها‪ ،‬سخنرانی های امام‬ ‫در ّایام اهلل دهه فجر هر سال‪ ،‬به این ارزیابی از انقالب‬ ‫اختصاص داشته است‪ .‬مرور این توصیه ها می تواند‬ ‫مراقبه های جمعی ّامت انقالبی ایران را در مسیر پیشبرد‬ ‫انقالب روشن نماید‪.‬‬ ‫بنابراین در سالگرد پیروزی انقالب اسالمی چه خوب‬ ‫است محاسبه ای از حرکت انقالب اسالمی داشته‬ ‫باشیم و در بعد فردی نیز‪ ،‬تالش هایی که هر یک از‬ ‫ما برای پیشبرد انقالب اسالمی داشته ایم را محاسبه‬ ‫کنیم و بر توفیقات پیش امده خداوند را شاکر باشیم و‬ ‫بر انچه کوتاهی کرده ایم‪ ،‬طلب بخشش کنیم و درصدد‬ ‫جبران براییم‪ .‬به تعبیر مقام معظم رهبری «چه خوب‬ ‫است که انسان ‪ -‬در هر مرتبه و در هر شغلی ‪ -‬وقتی‬ ‫به پشت سر خود نگاه می کند‪ ،‬در یک محاسبه دقیق‬ ‫و سختگیرانه و بدون مسامحه‪ ،‬فهرستی از کارهایی‬ ‫را مشاهده کند که قابل ارائ ه به پیشگاه الهی است‪.‬‬ ‫این که به ما گفته اند‪« :‬حاسبوا انفسکم قبل ان تحاسبوا»‬ ‫و علمای سلوک و اخالق‪ ،‬محاسبه را یکی از اولین‬ ‫وظائف سالک دانسته اند‪ ،‬برای این است که ما دائم‬ ‫‪ .4‬مهم ترین مراقبه های جمعی‬ ‫در یوم اهلل بیست ّ‬ ‫ ودوم بهمن‬ ‫گرچه بیانات امام؟هر؟ سرشار از توصیه ها و مراقبه های‬ ‫جمعی است و پیام ها و سخنرانی هایی که ایشان به‬ ‫مناسبت ّایــام اهلل دهه فجر داشته اند‪ ،‬اگر مرور شود‬ ‫می تواند برای عموم مردم و اقشار مختلف و همچنین‬ ‫برای مسئوالن‪ ،‬نکاتی را در مراقبه نسبت به انقالب‬ ‫اسالمی روشــن نماید‪ ،‬امــا در اینجا اشــاره کــردن به‬ ‫مهم ترین مراقبه های جمعی انقالب اسالمی که در‬ ‫پیام های ایشان تبلور یافته است‪ ،‬خالی از لطف نیست‪.‬‬ ‫ّ‬ ‫‪ .4-1‬تذکر (بزرگداشت) ایام اهلل برای تداوم بیداری‬ ‫یکی از مهم ترین مراقبه های سالگرد پیروزی انقالب‬ ‫اسالمی‪ ،‬پاسداشت این مناسبت به عنوان یکی از ّایام‬ ‫الهی است‪ .‬حضرت امام می فرمایند؛‬ ‫«باید یاداورى کنید این ّ‬ ‫«ایام اهَّلل» را‪ .‬چنانچه کردید‪،‬‬ ‫از یاد نباید برود این ّ‬ ‫«ایام اهَّلل» براى اینکه این ایام اند‬ ‫در حال خواندن نام ه عمل خودمان باشیم و در روزی‬ ‫که این نامه ی اعمال خوانده خواهد شد‪ ،‬غافلگیر‬ ‫‪86‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫‪ .4-2‬شکر نعمت انقالب و حکومت اسالمی‬ ‫نعمت والیت‪ ،‬یکی از باالترین نعمت های الهی است‪.‬‬ ‫اگرچه منظور از نعمت والیت‪ ،‬والیت ظاهری و باطنی‬ ‫اهل بیت؟ع؟ اســت‪ّ ،‬امــا روشــن اســت که حکومت‬ ‫مقام والیت باشیم‪ .‬مقام والیت که مقام تولیت امور بر‬ ‫‪87‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫ما و بشر نمى تواند به تمام معنا ان عدالت اجتماعى‬ ‫و عدالت حقیقى را که حضرت امیر قدرت بر پیاده‬ ‫کردنش داشت‪ ،‬نمى توانیم ماها و هیچ کس‪ ،‬قدرت‬ ‫نداریم که پیاده کنیم‪ ،‬لکن اگر ان الگو پیدا شده بود‬ ‫و حاال هم ما باید به یک مقدار کمى که قدرت داریم‬ ‫تمسک کنیم‪ .‬تمسک به مقام والیت معنایش این‬ ‫ّ‬ ‫است که‪ -،‬یکى از معانى اش این است که‪ -‬ما ِظل ان‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫َ ّ‬ ‫ْ‬ ‫کین ب َو َ‬ ‫لایه امیر ْال ُم ِوم َ‬ ‫ى َج َع َلنا ِم َن ْال ُم َت َم ِ ّس َ‬ ‫نین‬ ‫«ال َح ْم ُد ّلله الذ ‬ ‫ِ‬ ‫َو ْاه ِل َب ْی ِتهِ [‪ .]22‬تمسک به والیت امیرالمومنین چى‬ ‫هست؟ یعنى ما همین این را بخوانیم و رد بشویم؟ ان هم‬ ‫تمسک به والیت امیرالمومنین در روزى که والیت به‬ ‫همان معناى واقعى خودش بوده است‪ ،‬نه تمسک به‬ ‫ً‬ ‫محبت امیرالمومنین‪ ،‬تمسک به محبت اصال معنا هم‬ ‫ندارد‪ ،‬تمسک به مقام والیت ان بزرگوار به اینکه گرچه‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫که ادم سازند‪ .‬این ّایــام است که جوان های ما را از‬ ‫عشرتکده ها بیرون مى اورد به میدان جنگ مى برد‪.‬‬ ‫این ّایام الهى هست که ملت َما را بیدار مى کند‪ ،‬و‬ ‫َّ ُ َ‬ ‫اهَّلل ؛ ّ‬ ‫«ایــام اهَّلل» را‬ ‫بیدار کرد‪ .‬امر مى کند‪ :‬ذ ِک ْره ْم ِبا ّی ِام ِ‬ ‫در ذکر مردم وارد کن‪ .‬یادتان نرود این ایام بزرگى که بر‬ ‫ملت ما گذشت‪]20[ ».‬‬ ‫چراکه نسیان و کفران نعمت موجب می شود که انسان‬ ‫از نعمت های الهی محروم گردد‪ .‬تعظیم شعائر عالوه بر‬ ‫شکر نعمت‪ ،‬موجب بروز و اظهار عقیده و غلبه فضای‬ ‫انقالبی می گردد‪ .‬اکثریت مردم علی رغم اختالف سالیق‬ ‫سیاسی‪ ،‬از اصل انقالب و نظام حمایت می کنند ّاما‬ ‫عدم ابراز عقیده باعث شده است که فضای عمومی‬ ‫جامعه این گونه دیده نشود و دفاع از انقالب رنگ و‬ ‫بوی حاکمیتی و رسمی پیدا کند‪ .‬اگر جریان انقالبی‬ ‫و ارزشی در ابراز عقیده مستحکم و صریح عمل کند‪،‬‬ ‫عموم افراد جامعه که در شرایط کنونی فضا را برای ابراز‬ ‫عقیده مناسب نمی دانند‪ ،‬شهامت پیدا می کنند تا از‬ ‫ارزش ها و ارمان های انقالب دفاع کنند‪ .‬درحالی که‬ ‫در شرایط کنونی فضاسازی بیش از اینکه در اختیار‬ ‫جریان انقالبی و عموم مردم باشد‪ ،‬در اختیار مخالفان‬ ‫قرار می گیرد‪.‬‬ ‫اسالمی و والیت فقیه ماذون الهی که نایب عام امام‬ ‫معصوم؟ع؟ است‪ ،‬پرتویی از این والیت الهی است‪.‬‬ ‫حضرت امــام در پیام های خود در سالگرد انقالب‬ ‫اسالمی تذکر می دهند که «انچه که به دست اوردید‬ ‫از نفى طاغوت و جایگزین کردن جمهورى اسالمى‬ ‫به جای ان‪ ،‬ارزان نبوده است بلکه با خون هزاران جوان‬ ‫مومن و هزاران معلول و مجروح که ما باید تا اخر عمر‬ ‫خود را رهین انان بدانیم‪ ،‬به دست امده است‪ .‬این‬ ‫نعمت بزرگ الهى را ارزان از دست ندهید»‪ ]21[ .‬در‬ ‫شکر نعمت تشکیل حکومت اسالمی می فرمایند‪:‬‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫در بیان امام یــاداوری و ذکر نعمت انقالب‬ ‫اسالمی و دستاوردهای ان امری ضروری‬ ‫است‪ .‬ایشان در کنار اشاره به کم و کاستی هایی‬ ‫که وجود دارد‪ ،‬ذکر دستاوردهای انقالب را‬ ‫ذکر نعمت الهی و شکر ان می دانند‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫ً‬ ‫تقریبا در همه پیام های امام خمینی؟هر؟‬ ‫در سالگرد پیروزی انقالب اسالمی‪ ،‬یکی از‬ ‫مراقبه های جمعی و تذکرهای ویژه امام‪،‬‬ ‫خط کشی و صف بندی نسبت به استکبار‬ ‫جهانی و در راس ان امریکای جهانخوار است‪.‬‬ ‫«تمام ناروایی ها ظلمات است‪ .‬تمام عقب افتادگی ها‬ ‫ظلمت است‪ .‬تمام توجه های به عالم طبیعت ظلمت‬ ‫است‪ .‬همه غربزدگی ها ظلمت است‪ .‬این هایی که‬ ‫توجهشان به غرب است‪ ،‬توجهشان به اجانب است‪،‬‬ ‫قبله شان غرب است‪ ،‬رو به غرب توجه دارند‪ ،‬این ها‬ ‫در ظلمات فرورفته اند؛ اولیایشان هم طاغوت است‪...‬‬ ‫همین طاغوت زمان های اخیر‪ ،‬زمان های ما‪ ،‬همین ها‪،‬‬ ‫دامــن زدنــد به این غرب زدگی‪ .‬هر چیزى را به غرب‬ ‫نسبت داده انــد‪ .‬هر مطلبى را از غرب گرفته اند‪َ ...‬و‬ ‫َّ َ َ َ ُ َ ْ ُ ُ ُ َّ‬ ‫الط ُاغ ُ‬ ‫وت ان هایی که کافر‬ ‫ال ِذین کفر وا او ِلیاوهم‬ ‫هستند‪ ،‬کفران نعمت خدا را مى کنند؛ مستور است‬ ‫واقعیات پیش ان ها‪ ،‬در سطح و در تیرگی هستند‪ ،‬که‬ ‫این ها اولیایشان طاغوت است‪ .‬کار طاغوت چیست؟‬ ‫ُ ْ ُ ُ ْ َ ُّ َ ُّ ُ‬ ‫مات از نور‪ ،‬از نور مطلق‪ ،‬از‬ ‫ور ِالى الظل ِ‬ ‫یخ ِرجهم ِمن الن ِ‬ ‫هدایت‪ ،‬از استقالل‪ ،‬از ملیت‪ ،‬از اسالمیت‪ ،‬این ها‬ ‫را بیرون مى کند و وارد مى کند در ظلمت ها‪ .‬در این‬ ‫ظلمات این ها را وارد مى کنند‪]26[ ».‬‬ ‫مسلمین و مقام حکومت بر مسلمین است‪ ،‬این است‬ ‫که چنانچه حکومت تشکیل شد‪ ،‬حکومت تمسکش‬ ‫به والیت امیرالمومنین و این است که ان عدالتى که‬ ‫امیرالمومنین اجــرا مى کرد‪ ،‬این هم بـه انــدازه قدرت‬ ‫خودش اجرا کند‪]23[ ».‬‬ ‫در بیان امام یــاداوری و ذکر نعمت انقالب اسالمی‬ ‫و دســتــاوردهــای ان امــری ضــروری اســت‪ .‬ایشان در‬ ‫کنار اشاره به کم و کاستی هایی که وجود دارد‪ ،‬ذکر‬ ‫دستاوردهای انقالب را ذکر نعمت الهی و شکر ان‬ ‫می دانند و می فرمایند‪:‬‬ ‫«این عنایت خدا بود که همه را به این ازادى و به این‬ ‫عرض کنم‪ -‬استقالل و به این مقام رسانده است‪.‬‬‫ت خدا را بجا بیاوریم و‬ ‫حاال ما عوض اینکه شکر نعم ‬ ‫براى خاطر خدا قیام کنیم [‪ ...]24‬اگر ناسپاسى خداى‬ ‫تبارک وتعالی از ما دید‪ ،‬بااینکه این همه نعمت به ما‬ ‫عنایت کرده است‪ ،‬اگر ناسپاسى ببیند ‪-‬خدای نخواسته‪-‬‬ ‫ت خدا‬ ‫عنایتش را کم بکند و ما تباه بشویم‪ .‬شکر نعم ‬ ‫بکنید‪]25[ ».‬‬ ‫ً‬ ‫تقریبا در همه پیام های امام خمینی؟هر؟ در سالگرد‬ ‫پیروزی انقالب اسالمی‪ ،‬یکی از مراقبه های جمعی و‬ ‫تذکرهای ویژه امام‪ ،‬خط کشی و صف بندی نسبت‬ ‫به استکبار جهانی و در راس ان امریکای جهانخوار‬ ‫ّ‬ ‫است‪ .‬اعالم برائت و انزجار و تنفر از امریکا هیچ گاه‬ ‫در ادبیات امــام خمینی؟هر؟ ذره ای کمرنگ نشد‬ ‫ّ‬ ‫به نحوی که می توان گفت‪ ،‬استکبارستیزی و تنفر از‬ ‫ً‬ ‫مصداق اتـ ّـم ان یعنی امریکا و اذنــاب ان خصوصا‬ ‫‪ .4-3‬مبارزه با طاغوت‪ ،‬استکبارستیزی‬ ‫و برائت از دشمنان انقالب اسالمی‬ ‫حضرت امام؟هر؟ اولین مرتبه خروج ملت ایران از سلطه‬ ‫والیت طاغوت را پیروزی انقالب اسالمی می داند اما‬ ‫یاداور می شود که علت امر خداوند به تذکر و یاداوری‬ ‫ّایام اهلل این است که والیت طاغوت و ظلمت ان در‬ ‫الیه های دیگر ادامه دارد و باید با ان ها مقابله کرد‪ .‬لذا‬ ‫ایشان در ادامه همان سخنرانی می فرمایند‪:‬‬ ‫‪88‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫‪ .4-4‬حفظ وحدت کلمه و کلمه‬ ‫توحید (وحدت و انگیزه الهی)‬ ‫جهان که در راه خدا و حق و حقیقت و ازادى مبارزه‬ ‫مى کنند‪ ،‬پشتیبانى مى کنیم‪ .‬ملت های برادر عرب و‬ ‫برادران لبنانى و فلسطینى بدانند که هر چه بدبختى‬ ‫دارند از اسرائیل و امریکاست‪ ،‬هر چه گرفتارى دارند‬ ‫از اختالف بین سران کشورهاى اسالمى است‪ .‬باید‬ ‫متحد شوند و با نیروى ایمان‪« ،‬اسرائیل» ریشه فساد‬ ‫منطقه را از ُبن برکنند‪]27[ ».‬‬ ‫حضرت امام در پیام نخستین سالگرد پیروزی انقالب‬ ‫اسالمی متذکر می شوند که «ما انقالبمان را به تمام جهان‬ ‫صادر مى کنیم؛ چراکه انقالب ما اسالمى است‪ .‬و تا‬ ‫بانگ الاله االاهلل و محمد رسول اهلل بر تمام جهان طنین‬ ‫‪89‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫«بى تردید رمز بقاى انقالب اسالمى همان رمز پیروزى‬ ‫است؛ و رمز پیروزى را ملت مى داند و نسل های اینده‬ ‫در تاریخ خواهند خواند که دو رکن اصلى ان‪ :‬انگیزه ‬ ‫الهى و مقصد عالى حکومت اسالمى؛ و اجتماع ملت‬ ‫در سراسر کشور با وحدت کلمه براى همان انگیزه و‬ ‫مقصد‪ .‬این جانب به همه نسل های حاضر و اینده‬ ‫وصیت مى کنم که اگر بخواهید اسالم و حکومت اهلل‬ ‫استثمارگران خارج و‬ ‫برقرار باشد و دست استعمار و‬ ‫ِ‬ ‫داخل از کشورتان قطع شود‪ ،‬این انگیزه الهى را که‬ ‫خداوند تعالى در قران کریم بر ان سفارش فرموده است‬ ‫از دست ندهید؛ و در مقابل این انگیزه که رمز پیروزى‬ ‫و بقاى ان است‪ ،‬فراموشى هدف و تفرقه و اختالف‬ ‫است‪]30[ ».‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫«ای کاش ملت ما مى توانست از متفکران جهان‪ ،‬انگاه که‬ ‫خیابان ها و کوى و برز ن ها از خون جوانان برومند ما‬ ‫رنگین شده بود و اسمان ایــران به رنگ شفق سرخ‬ ‫درامده بود‪ ،‬دعوت کند‪ .‬ای کاش مردم ازاده جهان اه‬ ‫و ناله مادران و خواهران داغ دیده ما را مى شنیدند تا‬ ‫مشتى از خروار جنایت های امریکاى جهانخوار و شاه‬ ‫مخلوع را مشاهده مى کردند‪ .‬ملت ازاده ایران هم اکنون از‬ ‫ملت های مستضعف جهان در مقابل انان که منطقشان‬ ‫ً‬ ‫توپ و تانک و شعارشان سرنیزه است کامال پشتیبانى‬ ‫مى نماید‪ .‬ما از تمام نهضت های ازادی بخش در سراسر‬ ‫حضرت امام؟هر؟ در اولین سالگرد انقالب اسالمی‬ ‫«وحدت کلمه زیر پرچم توحید» [‪ ]29‬را رمز پیروزی‬ ‫انقالب اسالمی دانسته اند و این توصیه بارها و بارها‬ ‫در بیانات و پیام های ایشان تا وصیت نامه حضرت‬ ‫ادامه یافت‪ .‬تا جایی که می توان یقین کرد که این امر‬ ‫ً‬ ‫ضرورتا یکی از مراقبه های سلوکی انقالب اسالمی‬ ‫بــرای پیشرفت به سوی اهــداف ان اســت‪ .‬ایشان در‬ ‫وصیت نامه خویش می فرمایند‪:‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫اسرائیل جنایتکار یکی از اصول هویتی انقالب اسالمی‬ ‫از دیدگاه ایشان است‪.‬‬ ‫به عنوان نمونه امــام؟هر؟ در اولین سالگرد انقالب‬ ‫اسالمی می فرمایند‪:‬‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫نیفکند مبارزه هست‪ .‬و تا مبارزه در هر جاى جهان‬ ‫علیه مستکبرین هست ما هستیم‪]28[ ».‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫پی نوشت‬ ‫‪ .4-5‬صبر جمعی بر مشکالت‬ ‫ّ‬ ‫«فذکرهم ّ‬ ‫بایام اهلل»‪ ،‬ایام اهلل را ایات الهی‬ ‫در ایه شریفه‬ ‫برای ظهور عظمت‪ ،‬قدرت و والیت حق تعالی می داند‪،‬‬ ‫اما الزمه متذکر شدن به این ایات الهی را ّ‬ ‫صبار بودن و‬ ‫شکور بودن انسان مومن بیان می کند‪ .‬تحمل سختی ها‬ ‫و مشکالت برای افــراد یک جامعه وقتی همه با هم‬ ‫متحد باشند و پشتیبان یکدیگر باشند‪ ،‬میسر خواهد‬ ‫بود‪ .‬لذا خداوند متعال عالوه بر دعوت به صبر فردی‪،‬‬ ‫مومنان را به تواصی به صبر فرامی خواند که توصیه کردن‬ ‫دیگران به همراهی با یکدیگر در صبر جمعی است‪.‬‬ ‫در ایات قران صبر جمعی در مرتبه ای عالی تر از صبر‬ ‫فردی معرفی شده و به ان امر شده است‪ ]31[ .‬حضرت‬ ‫امام در سالروز پیروزی انقالب اسالمی می فرمایند‪:‬‬ ‫[‪ .]1‬ایده این بحث از فرمایشات استاد ارجمند‪ ،‬ایت اهلل محمدرضا عابدینی در‬ ‫جلسات جهاد ا کبر (اخالق توحیدی) و جلسات مناسبتی ّایام محرم و فاطمیه‬ ‫ایشان و همچنین مباحث حضرت امام؟هر؟ گرفته شده است‪.‬‬ ‫[‪ .]2‬میرزاجواد اقا ملکی تبریزی‪ ،‬مقدمه کتاب المراقبات‪.‬‬ ‫[‪ .]3‬حضرت امام؟هر؟ منازل سلوک معنوی را برای جامعه نیز می پذیرند و‬ ‫یقظه و بیداری‪ ،‬قیام هلل‪ ،‬توبه‪ ،‬انابه و ‪ ...‬را که منازل سیر و سلوک انسانی‬ ‫هستند‪ ،‬برای جامعه نیز محقق می داند‪ .‬ن‪.‬ک‪ :‬کتاب مبانی معرفتی اندیشه‬ ‫امام خمینی؟هر؟‪ ،‬نوشته علی جعفری هرستانی‪ ،‬انتشارات سدید‪ ،‬مرکز‬ ‫تحقیقات بسیج دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫[‪ .]4‬سوره ابراهیم‪ ،‬ایه ‪« :5‬و به او دستور دادیم که قومت را از ظلمات جهل‬ ‫و گمراهى بیرون اور و به عالم نور برسان‪ .‬و روزهاى خدا را به یاد ان ها بیاور‪».‬‬ ‫[‪ .]5‬سوره بقره‪ ،‬ایه ‪« :257‬خدا یار اهل ایمان است‪ .‬انان را از تاریکی های جهان‬ ‫بیرون ارد و به عالم روشنایى برد‪ ،‬و انان که راه کفر گزیدند یار ایشان شیطان‬ ‫و دیو راهزن است‪ .‬ان ها را از جهان روشنایى به تاریکی های گمراهى افکند‪».‬‬ ‫[‪ .]6‬صحیفه امام‪ ،‬ج‪ ،9‬ص ‪.459‬‬ ‫[‪ .]7‬طرد کردن و خارج ساختن‪.‬‬ ‫[‪ .]8‬بحار االنوار‪ ،‬ج ‪ ،97‬ص ‪ ،59‬ح ‪ .6‬السنن الکبرى‪ ،‬بیهقى‪ ،‬ج ‪ ،9‬ص ‪.118‬‬ ‫[‪ .]9‬صحیفه امام‪ ،‬ج‪ ،9‬صص ‪ 464‬و ‪.465‬‬ ‫[‪ .]10‬صحیفه امام‪ ،‬ج ‪ ،17‬ص ‪.328‬‬ ‫[‪ .]11‬صحیفه امام‪ ،‬ج ‪ ،9‬ص ‪.468‬‬ ‫[‪ .]12‬صحیفه امام‪ ،‬ج ‪ 12‬ص ‪ .146‬پیام ‪ 22‬بهمن ‪ 1358‬به مناسبت اولین‬ ‫سالگرد پیروزی انقالب اسالمی‬ ‫[‪ .]13‬به عنوان نمونه ن‪.‬ک‪ :‬صحیفه امام‪ ،‬ج ‪ ،14‬ص ‪ ،71‬پیام ‪ 22‬بهمن ماه ‪1359‬‬ ‫به مناسبت دومین سالگرد پیروزی انقالب اسالمی‪ .‬در این پیام حضرت امام‪،‬‬ ‫پس از ذکر شیرینی ها و تلخی های دو سال سپری شده از پیروزی انقالب اسالمی‪،‬‬ ‫به توصیه ها و تذکرات جمعی نه گانه ای برای تداوم انقالب اسالمی می پردازند‪.‬‬ ‫[‪ .]14‬صحیفه امام‪ ،‬ج ‪ ،17‬ص ‪.299‬‬ ‫[‪ .]15‬صحیفه امام‪ ،‬ج ‪ ،19‬ص ‪.146‬‬ ‫[‪ .]16‬صحیفه امام‪ ،‬ج‪ 19‬صفحه ‪.487‬‬ ‫[‪ .]17‬صحیفه امام‪ ،‬ج ‪ ،20‬ص ‪.196‬‬ ‫[‪ .]18‬مقام معظم رهبری‪1386/3/8 ،‬‬ ‫[‪ .]19‬مقام معظم رهبری‪1392/1/1 ،‬‬ ‫[‪ .]20‬صحیفه امام‪ ،‬ج‪ ،9‬ص ‪.466‬‬ ‫[‪ .]21‬صحیفه امام‪ ،‬ج ‪ ،14‬ص ‪.73‬‬ ‫[‪« .]22‬سپاس خدایى را که ما را از متمسکین به والیت حضرت على و‬ ‫اهل بیت او؟ع؟ قرار داد‪».‬‬ ‫[‪ .]23‬صحیفه امام‪ ،‬ج ‪ ،18‬ص ‪.153‬‬ ‫[‪ .]24‬صحیفه امام‪ ،‬ج ‪ ،13‬ص ‪.204‬‬ ‫[‪ .]25‬صحیفه امام‪ ،‬ج ‪ ،17‬ص ‪.128‬‬ ‫[‪ .]26‬صحیفه امام‪ ،‬ج ‪ ،9‬ص ‪.460‬‬ ‫[‪ .]27‬صحیفه امام‪ ،‬ج ‪ ،12‬ص ‪.138‬‬ ‫[‪ .]28‬صحیفه امام‪ ،‬ج ‪ 12‬ص ‪ .148‬پیام ‪ 22‬بهمن ‪ 1358‬به مناسبت اولین‬ ‫سالگرد پیروزی انقالب اسالمی‬ ‫[‪ .]29‬صحیفه امام‪ ،‬ج ‪ ،12‬ص ‪.137‬‬ ‫‪ ،21‬ص َ‪.404‬‬ ‫[‪ .]30‬صحیفه امام‪ ،‬ج َ‬ ‫ذین َام ُنوا ْاصب ُروا َو صاب ُروا َو راب ُطوا َو َّات ُقوا َ‬ ‫[‪ .]31‬قران می فرماید «یا ا ُّی َها ّال َ‬ ‫اهَّلل‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫َل َع َّل ُک ْم ُت ْف ِل ُح َ‬ ‫ون» بنابر دیدگاه برخی از مفسران‪ ،‬معنای «اصبروا»‪ ،‬صبر فردی‬ ‫بر سختی ها‪ ،‬مشکالت‪ ،‬ترک معصیت و صبر در اطاعت از خدا است‪ .‬معنای‬ ‫«صابروا»‪ ،‬صبر اجتماعی و دست جمعی بر مشکالت و اذیت های دشمنان است‪.‬‬ ‫مراد از «رابطوا»‪ ،‬شکیبایی نمودن و متحد شدن تمام افراد‪ ،‬در تمام شئون‬ ‫زندگی چه در سختی و مشکالت چه در خوشی ها می باشد‪ .‬طبق نظر برخی‬ ‫دیگر‪« ،‬اصبروا»‪ ،‬صبر در مقاومت در برابر دشمن و مخالف ‪-‬چه دشمن درونی و‬ ‫نفسانی شما باشد یا دشمنان دین و اسالم باشد‪ -‬است‪ .‬مراد از «صابروا»‪ ،‬که‬ ‫باب مفاعله و معنای دو طرف بودن را می رساند؛ این است که شما در جنگ با‬ ‫دشمنان دین شکیبا و بردبار باشید‪ ،‬همچنان که انان در مقابل شما شکیبا‬ ‫و بردبار هستند‪( .‬سوره مبارکه ال عمران‪ ،‬ایه ‪)200‬‬ ‫[‪ .]32‬صحیفه امام‪ ،‬ج ‪ ،16‬ص ‪.45‬‬ ‫«مـلــت ای ــران پــس از ان ـقــاب مــواجــه بــا مشکالت و‬ ‫گرفتار ی هایی که الزمه اجتناب ناپذیر هر انقالبى است‬ ‫مى باشند‪ .‬و باید بدانند که این انقالب چون مردمى و‬ ‫اسالمى است‪ ،‬از همه انقالب های جهان پرثمرتر و کم‬ ‫ضایعه تر است‪ .‬و مردم انقالبى ما باید بدانند که براى‬ ‫حفظ اسالم و انقالب و نگهبانى از ثمرات ان و پاس‬ ‫خون شهیدان الزم است از خود صبر و بردبارى انقالبى‬ ‫نشان دهند و به تبلیغات غرض الود دشمنان انقالب‬ ‫و اسالم‪ ،‬که با تمام وجود کوشش مى کنند تا مردم را‬ ‫از انقالب و جمهورى اسالمى نگران و دلسرد کنند‪،‬‬ ‫گوش فرا ندهند‪ . ...‬البته هدف بزرگ داراى اشکاالت‬ ‫و گرفتار ی های بــزرگ نیز هست‪ .‬طبقات محروم و‬ ‫زجرکشیده انقالب به اندازه پیامبران عظیم الشان و‬ ‫ً‬ ‫پیغمبر اسالم در طول زندگى‪ ،‬خصوصا سیزده سال‬ ‫قبل از هجرت‪ ،‬رنج و زحمت متحمل نشده اند؛ ولى‬ ‫چون هدف بــزرگ بود با روى گشاده تحمل کردند‪.‬‬ ‫و هدف انقالب ما همان هدف پیامبر عظیم الشان‬ ‫است‪ .‬با صبر و تحمل انقالبى به پیش‪ ،‬تا گسترش‬ ‫عدل الهى و اسالم عزیز» [‪.]32‬‬ ‫‪90‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫محمدصادق توسلی‬ ‫پژوهشگر حلقه فقاهت نظام ساز مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری مدیریت دولتی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫جهان موازی فقاهت‪ ،‬باید رفته رفته به جهان معاصر‬ ‫نزدیک شــود و مسئوالنه‪ ،‬در معرض مسائل پیچیده‬ ‫اجتماعی قرار بگیرد‬ ‫‪91‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فقاهت‪:‬‬ ‫مسئولیت و معاصرت‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سخن گفتن از فقه و نسبت ان با حل مسائل اجتماعی‪،‬‬ ‫پیش از انکه معنای مراد از این دو مفهوم تحدید شود‪،‬‬ ‫بی مایه و گزافه است‪ .‬تعدد معانی اراده شده از «فقه»‬ ‫و از «مسئله اجتماعی»‪ ،‬ما را ملزم می کند تا معنای‬ ‫مورد نظر خود در این نوشتار را پیش از ورود به متن‬ ‫مباحث‪ ،‬روشن سازیم‪.‬‬ ‫واژه فقه‪ ،‬از بدو شکل گیری تا کنون‪ ،‬معانی متعددی‬ ‫را به خود دیده است‪ .‬مطلق فهم‪ ،‬فهم عمیق‪ ،‬فهم‬ ‫عمیق دین‪ ،‬علم به احکام شرعی از ادله تفصیلیه‬ ‫ان‪ ،‬منهج استنباط احکام از منابع دین و همچنین‬ ‫نفس اعتبارات و تشریعات شارع مقدس‪ ،‬بخشی از‬ ‫معانی هستند که در طول تاریخ‪ ،‬از این واژه اراده شده‬ ‫است‪ .‬مقصود ما از فقه در این نوشتار‪ ،‬ماحصل اجتهاد‬ ‫و فقاهت فقیهان در طول تاریخ و در یک کلمه‪ ،‬تراث‬ ‫فقهی شیعه تا به امروز است و هم نظریه (اصول) و هم‬ ‫تطبیق (فروع) را شامل می شود‪.‬‬ ‫مسئله نیز می تواند برای معانی مختلفی همچون موضوع‬ ‫چالش برانگیز‪ ،‬وضعیت نابسامان‪ ،‬پرسش از امری‬ ‫نامعلوم و امثال ان به کار رود؛ اما در این نوشتار‪ ،‬مقصود‬ ‫از مسئله اجتماعی‪ ،‬فاصله و شکاف ادرا ک شده میان‬ ‫وضعیت موجود و وضعیت مطلوب در جامعه است‪.‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪ .1‬کدام فقه؟ کدام مسئله اجتماعی؟‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مقصود از مسئله اجتماعی‪ ،‬فاصله و‬ ‫شکاف ادراک شده میان وضعیت موجود‬ ‫و وضعیت مطلوب در جامعه است‪.‬‬ ‫ً‬ ‫اطالقات ادله محرزه (دلیل اجتهادی) نباشد‪ ،‬ماال‬ ‫با مراجعه به یکی از اصول عملیه (دلیل فقاهتی)‪،‬‬ ‫مشخص خواهد شد‪.‬‬ ‫ظرفیت پاسخگویی فقه به مسائل جامعه‪ ،‬حتی‬ ‫با تحوالت گسترده اجتماعی در دهه های اخیر و‬ ‫پیشرفت های چشم گیر علم و ف ـن اوری‪ ،‬و نیز ظهور‬ ‫عصر ارتباطات و اطالعات و شکل گیری نهادهای‬ ‫اجتماعی و اقتصادی بین المللی و فرایند جهانی شدن‪،‬‬ ‫همچنان به قوت خود محفوظ است و هر مسئله ای‬ ‫حتی در پیچیده ترین صورت خود‪ ،‬پاسخی در فقه‬ ‫خواهد داشت‪]3[ .‬‬ ‫اما باید میان پاسخ گفتن به مسئله و بیان وظیفه‬ ‫عملی مکلف‪ ،‬با حل یک مسئله اجتماعی تمایز‬ ‫قائل شد‪ .‬حل یک مسئله پیچیده به این معناست‬ ‫که فاصله و شکاف ادرا ک شده میان وضع موجود و‬ ‫وضع مطلوب از بین برود و یک موقعیت اجتماعی‪،‬‬ ‫به وضعیت بهینه خود برسد‪ .‬لذا‪ ،‬این واقعیت که‬ ‫فقه پاسخگوی نیازهای بشر در تمام دوره های تاریخی‬ ‫ً‬ ‫بوده است‪ ،‬لزوما به این معنا نیست که فقه‪ ،‬ظرفیت‬ ‫حل مسائل پیچیده اجتماعی در دنیای امروز را واجد‬ ‫است و ادعای اخیر (توانمندی فقه در حل مسئله)‬ ‫ً‬ ‫باید مستقال مورد بحث قرار گیرد‪.‬‬ ‫به عنوان مثال‪ ،‬یک مسئله اجتماعی نظیر سرمایه گذاری‬ ‫در بانک در قالب یک عقد غیرشرعی را در نظر بگیرید‪.‬‬ ‫اگر مکلفی از مرجع تقلید خود با تشریح صورت مسئله‪،‬‬ ‫جواز یا حرمت چنین سرمایه گذاری را استفتاء کند‪،‬‬ ‫فتوای فقیه‪ ،‬در فرض ســوال‪ ،‬حرمت سپرده گذاری‬ ‫خواهد بود‪ .‬در اینجا‪ ،‬فقه‪ ،‬به مسئله مکلفین پاسخ‬ ‫داده اســت‪ ،‬ولی مسئله ای اجتماعی‪ ،‬یعنی وجود‬ ‫‪ .2‬از پاسخگویی تا حل مسئله‬ ‫استفتاء و افتاء‪ ،‬مهم ترین سازوکار تعامل فقه با جامعه‬ ‫و مردم بوده و هست‪ .‬همواره مکلفین‪ ،‬مسائل شرعی‬ ‫خود را به فقیه عرضه کرده و فقیه‪ ،‬بر اساس استنباط‬ ‫خود از ادله‪ ،‬وظیفه عملی مکلف را بیان می کند [‪.]1‬‬ ‫بر اساس همین پیوند وثیق میان مسائل و احتیاجات‬ ‫مردم و جریان فقاهت‪ ،‬می توان چنین ادعا نمود که فقه‬ ‫در هر دوره تاریخی‪ ،‬ایینه زمانه خویش بوده و نگاهی‬ ‫تحلیلی به ابواب فقهی‪ ،‬رسائل فقهی‪ ،‬فتاوای فقها‪،‬‬ ‫مناهج استنباط و فقاهت و به طورکلی‪ ،‬وضع فقه در‬ ‫هر دوره تاریخی تا حد زیادی بیانگر اوضاع واحوال‬ ‫جامعه در ان دوره بوده است‪.‬‬ ‫بر این اساس‪ ،‬گزافه نیست که بگوییم همواره فقه‬ ‫پاسخگوی مسائل مــردم بــوده اســت و فقیهان‪ ،‬در‬ ‫هر مسئله ای‪ ،‬پاسخی را بر اساس استنباط خود از‬ ‫ً‬ ‫پیش رو ی مــردم نهاده اند که غالبا در قالب‬ ‫ادلــه‪،‬‬ ‫ِ‬ ‫یکی از احکام خمسه تکلیفیه (وجوب‪ ،‬استحباب‪،‬‬ ‫اباحه‪ ،‬کراهت و حرمت) بوده است‪ .‬این واقعیت‪،‬‬ ‫عالوه بر ریشه های کالمی و اعتقادی که در اندیشه‬ ‫شیعه و قائلین به تخطئه دارد‪ ،‬نشات گرفته از تکامل‬ ‫مناهج استنباط در طــول تــار یــخ‪ ،‬بـه ویــژه در دوره‬ ‫وحید بهبهانی و شیخ انصاری رحمهما اهلل است‪.‬‬ ‫برجسته شــدن جایگاه اصــول عملیه (ب ـه و یــژه دو‬ ‫اصل برائت و استصحاب) در کنار سایر ادله فقهی‬ ‫و نیز گرداوری مجامع روایی و تبویب ان ها بر اساس‬ ‫عناوین فقهی در قرن ‪ 11‬و ‪ 12‬هجری‪ ،‬دستمایه های‬ ‫فقها برای پاسخگویی به هر سوال و استفتائی را بیش‬ ‫از گذشته غنا بخشید‪ .‬بدین صورت حکم [‪ ]2‬هر‬ ‫مسئله ای‪ ،‬حتی اگر ان مسئله مشمول عمومات و‬ ‫‪92‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫‪ .4‬فقه‪ ،‬معرفت انباشتی یا تکاملی؟‬ ‫‪ .3‬از ُحکم دانی تا حکمرانی‬ ‫‪93‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فقه در رایج ترین تعریف خود‪ ،‬علم به احکام شرعی‬ ‫فرعی‪ ،‬از ادله تفصیلی ان دانسته می شود‪ .‬فقیه‪ ،‬بر‬ ‫اساس همین تلقی‪ ،‬عالم به احکام شرعی فرعی است‬ ‫و علم او‪ ،‬ریشه در تتبع و تحقیق میان ادله دارد‪ ،‬نه‬ ‫تقلید از دیگران‪ .‬قید شرعی و فرعی برای حکم‪ ،‬این‬ ‫داللت را دارد که علم به معقوالت و نیز علم به اصول‬ ‫شرعیه (خواه مراد از اصل‪ ،‬معتقدات شرعی باشد و‬ ‫خواه قواعد کلی استنباط) از دایره فقه خارج است‪.‬‬ ‫این تضییق و تقیید در معنا‪ ،‬هرچند ریشه های تاریخی‬ ‫و جامعه شناختی دارد و در طول زمان بر معنای وسیع‬ ‫و اسالمی فقه تحمیل شده است‪ ،‬ولی به هرتقدیر بر‬ ‫جایگاه امروزین فقه در نهاد اجتماع‪ ،‬سایه سنگین‬ ‫خود را گسترانده و تلقی اجتماعی از فقیه‪ ،‬ان چنان که‬ ‫واژگان «مرجع» نیز بر ان اشعار دارد‪ ،‬دانای به احکامی‬ ‫است که باید به او رجوع کرد و حکم هر مسئله ای را‬ ‫پرسید‪ .‬این تلقی اجتماعی‪ ،‬در تعامل فقیه با احاد‬ ‫مکلفین در ضمن سازوکار استفتاء و افتاء‪ ،‬روزبه روز‬ ‫تقویت شده و رسالت جریان اصیل فقاهت را به عنوان‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫نگاهی تحلیلی و تاریخی به فقه‪ ،‬این واقعیت را بر‬ ‫ما اشکار می سازد که فقه پیوسته در بافت اجتماعی‬ ‫محیط پیرامون خود حیات داشته و فرزند زمانه خویش‬ ‫ً‬ ‫بوده است‪ .‬اساسا تراث گران سنگ فقهی که امروز در‬ ‫اختیار امت اسالمی است‪ ،‬خروجی تفقه و تتبع میان‬ ‫ادله‪ ،‬مجرد از ظروف و مالبسات اجتماعی نبوده و‬ ‫نیست‪ ،‬بلکه ترجمان ابتالءات و اقتضاءات فردی و‬ ‫اجتماعی امت اسالمی در گفتمان اجتهاد و فقاهت‬ ‫ً‬ ‫است‪ .‬صورت و ماده [‪ ]4‬تراث فقهی‪ ،‬عمیقا در تاثیر‬ ‫و تاثر با وضع سیاسی‪ ،‬اقتصادی و فرهنگی جامعه‬ ‫بوده و می توان به عدد تالیفات و تصنیفات فقهی‪،‬‬ ‫برای این واقعیت‪ ،‬شواهد مستند ارائه نمود‪ .‬اما در این‬ ‫نوشتار‪ ،‬بیش از انکه در پی اثبات این مدعا باشیم‪،‬‬ ‫در پی فهم کیفیت این تاثیر و تاثر هستیم و اصل این‬ ‫ساخت دوسویه میان فقه و اجتماع را مفروض می گیریم‪.‬‬ ‫پرسش اساسی اینجاست که ایا فقه‪ ،‬از بدو شکل گیری‬ ‫در عصر ائمه هدی ؟مهع؟ الی یومنا هذا‪ ،‬تراکم و انباشتی‬ ‫از فتاوی و ماحصل اجتهادات فقها است‪ ،‬یا فقه در هر‬ ‫دوره‪ ،‬گونه تکامل یافته و انطباق پذیر از جوهره فقاهت‪،‬‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫یک نهاد سرمایه گذاری غیرمولد و مبتنی بر خلق‬ ‫اعتبار در نظام اقتصادی‪ ،‬همچنان به قوت خود باقی‬ ‫است‪ .‬حل این مسئله‪ ،‬به این معناست که فقه بتواند‬ ‫ضمن فهم پیچیدگی های نهادی بانک به عنوان یک‬ ‫موجودیت سرمایه داری و وابستگی بخش های مختلف‬ ‫نهاد‬ ‫اقتصاد به این نهاد‪ ،‬برنامه عملیاتی استقرار ِ‬ ‫بهبودیافته و یا جایگزین را با لحاظ تمام پیچیدگی ها‬ ‫و عدم اطمینان های ناشی از تضاد منافع‪ ،‬حاکمیت‬ ‫استانداردها و قواعد نهادهای مالی و پولی بین المللی‬ ‫همچون بانک جهانی و صندوق بین المللی پول‪،‬‬ ‫مدیریت افکار عمومی و ‪ ،...‬ارائه دهد‪.‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫نهاد متولی اقامه دین ّقیم در جامعه‪ ،‬به وظیفه تدوین‬ ‫رساله عملیه و پاسخ به مسائل شرعی فرعی تقلیل‬ ‫داده است‪.‬‬ ‫نگاهی به وضعیت امت اسالمی و مسائل و مشکالت‬ ‫عدیده و پیچیده ای که با ان مواجه است‪ ،‬این حقیقت‬ ‫را بر ما اشکار می سازد که نمی توان به صرف بیان‬ ‫االحکام فی کل واقعه‪ ،‬این مسائل درهم تنیده و ذوابعاد‬ ‫را حل کرد‪ .‬حل این مسائل‪ ،‬مستلزم ان است که فقه‪،‬‬ ‫از سازوکار تحصیل الحجه و بیان الحکم‪ ،‬به نرم افزار‬ ‫حکمرانی در جامعه اسالمی ارتقا یابد‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اگر فقه را یک علم تکاملی بدانیم‪ ،‬سرگذشت‬ ‫فقاهت‪ ،‬روایــت تکامل و تطور صورت و‬ ‫ماده فقه‪ ،‬در دادوستد میان نهاد فقه و‬ ‫مناسبات و مالبسات اجتماعی است‪ ،‬نه‬ ‫حکایت تراکم فتوایی بر فتاوای گذشته‪.‬‬ ‫با حیات فردی و اجتماعی‬ ‫ان دوره است‪ .‬این پرسش‪،‬‬ ‫ان زمان اهمیت خود را نشان‬ ‫می دهد که با واکاوی و تحلیل تاریخی حیات ‪1400‬‬ ‫ سازی نواور ی ها و‬ ‫ساله فقه‪ ،‬با شکل گیری و جریان‬ ‫ِ‬ ‫ابداعات در صورت و ماده فقاهت از سویی و نسخ‬ ‫و طرد بسیاری از افکار سائد و مناهج مستقر از سوی‬ ‫دیگر مواجه شویم‪ .‬نگاه انباشتی به فقه‪ ،‬در توجیه این‬ ‫تطورات و تحوالت ایجابی و سلبی در صورت و ماده‬ ‫فقاهت‪ ،‬حرفی برای گفتن نخواهد داشت‪ .‬اما اگر فقه‬ ‫را یک علم تکاملی بدانیم‪ ،‬سرگذشت فقاهت‪ ،‬روایت‬ ‫تکامل [‪ ]5‬و تطور صورت و ماده فقه‪ ،‬در دادوستد میان‬ ‫نهاد فقه و مناسبات و مالبسات اجتماعی است‪ ،‬نه‬ ‫حکایت تراکم فتوایی بر فتاوای گذشته‪.‬‬ ‫در اینجا الزم است متذکر شویم که این نگاه به فقه‪،‬‬ ‫به معنای پذیرش قبض و بسط تئوریک در شریعت‬ ‫ً‬ ‫اوال ّ‬ ‫محط بحث در این نوشتار‪،‬‬ ‫نیست‪ .‬کوتاه سخن انکه‬ ‫خصوص معرفت فقهی به عنوان یک علم عملی است‬ ‫ً‬ ‫نه مطلق شریعت؛ ثانیا مدعای این نوشتار‪ ،‬تاثیر نهاد‬ ‫فقاهت بر مولفه های جامعه دینی و تاثر از خصائص‬ ‫و شرائط ان جامعه است‪ ،‬ان هم در ضمن یک منطق‬ ‫ً‬ ‫تکاملی و نه یک فرایند خطی و مکانیکی؛ ثالثا در این‬ ‫نوشتار هیچ تالزمی میان پیشرفت معارف بشری و‬ ‫تکامل معرفت دینی ‪-‬ان چنان که قبض و بسط تئوریک‬ ‫مدعی ان است‪ -‬ادعا نشده‪ ،‬بلکه شواهد متعددی بر‬ ‫عدم چنین تالزمی وجود دارد که از ان جمله می توان به‬ ‫ظهور تجربه گرایی در غرب (قرن ‪ 17‬میالدی) و شکل‬ ‫یافتن انقالب علمی و پیشرفت چشمگیر معارف بشری‬ ‫به دنبال ان از سویی و ظهور همزمان اخباریگری (قرن‬ ‫‪ 11‬هجری) و افول جریان فقاهت اشاره کرد‪.‬‬ ‫َ‬ ‫‪ .5‬عالم فقه‪ :‬جهان‬ ‫معاصر یا جهان موازی‬ ‫تا پیش از انقالب صنعتی و‬ ‫ظهور تحوالت گسترده و شگرف در زندگی بشر‪ ،‬فقه‬ ‫در متن جامعه و جزئی از بافت سیاسی‪ ،‬اقتصادی‬ ‫و فرهنگی جامعه بوده است و همپای فرازوفرودهای‬ ‫اجتماعی و انفتاح و اختناق ها و دگرگونی های سیاسی‬ ‫َ‬ ‫و فرهنگی‪ ،‬در عالم فقاهت نیز‪ ،‬فرازوفرودهایی [‪]6‬‬ ‫قابل رصد هستند‪ .‬البته نا گفته پیداست که مراد از‬ ‫این پیوستگی و درهم تنیدگی‪ ،‬رواج و رونق فقاهت‬ ‫نیست‪ ،‬به ویژه انکه جریان فقاهت برخالف مذاهب‬ ‫اهل سنت‪ ،‬به جز مقاطع محدودی در عصر ال بویه و‬ ‫به ویژه صفویه‪ ،‬همواره برکنار از قدرت سیاسی و یا در‬ ‫تقابل با ان به حیات خود ادامه داده است‪ .‬همین‬ ‫انعزال از قدرت‪ ،‬به عنوان یک مولفه سیاسی‪ ،‬موجب‬ ‫شد تا در طول زمان‪ ،‬فقاهت به منظور بقاء و انطباق‬ ‫با مولفه های پیرامونی‪ ،‬به عنوان یک نهاد مستقل از‬ ‫قدرت به لحاظ اقتصادی و سیاسی شکل بگیرد‪.‬‬ ‫پس از انقالب صنعتی و سرعت حیرت انگیز دگرگونی های‬ ‫اجتماعی و شکل گیری پدیده استعمارگری سیاسی‪،‬‬ ‫اقتصادی و فرهنگی غرب‪ ،‬جریان فقاهت در تقابل و‬ ‫نفی استعمارگری به پا خاست و در مقاطع مختلف‪،‬‬ ‫ّ‬ ‫ظرفیت فقه را از طریق صدور فتاوای دال بر تحریم پذیرش‬ ‫سلطه اقتصادی و یا صدور حکم جهاد با تجاوزگران و‬ ‫نظایر ان‪ ،‬به کار بست‪ .‬اما با وجود این مجاهدت ها‪،‬‬ ‫پیشرفت های تکنولوژیک و مظاهر ابادانی غربی‪ ،‬به‬ ‫بهشت موعود جریان روشنفکری و دربــار‪ ،‬به ویژه در‬ ‫عصر قاجار و پهلوی مبدل شد و مستشاران غربی‬ ‫و تحصیل کردگان فرنگ دیده‪ ،‬دروازه هــای فرهنگ و‬ ‫اقتصاد و سیاست ایران را درنوردیدند‪.‬‬ ‫‪94‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫‪95‬‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫همچنان که پیشتر بدان اشاره شد‪ ،‬فقاهت یک معرفت‬ ‫تکاملی است‪ ،‬البته نه با تقریر داروینی از معرفت شناسی‬ ‫فقهی و مفروضات جبرگرایانه و طبیعی ان‪ ،‬بلکه با‬ ‫نگاهی تحلیلی به تاریخ فقه به عنوان یک علم عملی‬ ‫و تعامل و تعاطی مستمر نهاد فقاهت‪ ،‬با مولفه های‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪ .6‬تکامل فقاهت در بستر جهان معاصر‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫ایـ ــن ت ــح ــوالت در عــرصــه‬ ‫اجتماع‪ ،‬رفته رفته موجب‬ ‫شد تا جریان فقاهت‪ ،‬برای‬ ‫مصون ماندن از هجمه های‬ ‫استعمارگرانه و حفظ حریم‬ ‫اصیل خود‪ ،‬از متن تحوالت اجتماعی فاصله بگیرد‬ ‫و ذره ذره برای خود جهانی دیگر بسازد‪ .‬بدین صورت‪،‬‬ ‫فقاهت در این دوره در سیر عمودی خود ‪-‬ان چنان که‬ ‫شهید سید محمدباقر صدر تعبیر می کند‪ -‬به نقطه‬ ‫کمال می رسد و مناهج استنباط‪ ،‬به لحاظ عمق‬ ‫نظری و دقت استداللی توسط شیخ انصاری و سلسله‬ ‫شا گردان ایشان‪ ،‬بیش از هر زمــان‪ ،‬تعمیق و تنقیح‬ ‫می شود‪ .‬اما در مقابل‪ ،‬ان چنان که تحوالت شگرف‬ ‫اجتماعی و پدیده های متعدد نوظهور در دنیای جدید‬ ‫می طلبید‪ ،‬نهاد فقاهت‪ ،‬توسعه افقی نیافت و رفته رفته‪،‬‬ ‫در مرزهای ابواب محدودی که میراث احوال جامعه‬ ‫در سده های گذشته بود‪ ،‬محصور شد‪.‬‬ ‫بدین صورت‪ ،‬نهاد فقاهت در جهانی موازی با جهان‬ ‫معاصر‪ ،‬با زبان و فرهنگ و گفتمانی متمایز‪ ،‬به حیات‬ ‫خود ادامه داد و حتی انفجار عظیمی همچون پیروزی‬ ‫انقالب اسالمی به رهبری امام راحل ‪-‬به عنوان یک فقیه‬ ‫برجسته‪ -‬نتوانست دیوارهای بلند این قلعه را فرو بریزد‬ ‫و فقه را به متن مسائل جامعه بکشاند‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫محیط پیرامون در طول تاریخ‬ ‫این علم‪ .‬تالش برای ظرفیت‬ ‫شناسی تــراث فقهی شیعه‬ ‫برای ورود به مسائل اجتماعی‬ ‫معاصر‪ ،‬ب ــدون لـحــاظ این‬ ‫خصوصیت معرفت فقهی‪ ،‬یا انکار صالحیت فقه برای‬ ‫حل چنین مسائلی را در پی خواهد داشت و یا بسنده‬ ‫کردن به رویکرد پاسخگویی (به جای حل مسئله) و‬ ‫استخراج احکام خمسه تکلیفیه برای تک مسئله ها‬ ‫بدون در نظر گرفتن پیچیدگی های عالم واقع‪.‬‬ ‫برای فهم بهتر ظرفیت نهاد فقاهت برای حل مسائل‬ ‫اجتماعی‪ ،‬تمایز میان جوهره فقاهت‪ ،‬به عنوان عنصر‬ ‫ثابت و ّ‬ ‫مقوم معرفت فقهی‪ ،‬و اعراض فقاهت‪ ،‬به عنوان‬ ‫عناصر متغیر و متکامل معرفت فقهی‪ ،‬ضروری است‪.‬‬ ‫در این نوشتار‪ ،‬درصدد بیان وجه تمایز و مرز میان ثابت‬ ‫و متغیر در معرفت فقهی نیستیم‪ ،‬ولی به کارکردهای‬ ‫مختلف این دو گونه از عناصر برای فهم بهتر ظرفیت‬ ‫فقاهت‪ ،‬اشاره می کنیم‪.‬‬ ‫جوهره فقاهت‪ ،‬که همان معالم رئیسی و اساسی فقه‬ ‫شیعه [‪ ]7‬اســت‪ ،‬همچون هسته سختی است که‬ ‫در گذر احوال و اوضــاع‪ ،‬دستخوش تبدل و تحویل‬ ‫نمی شود و تجاوز و یا عدول از ان ها‪ ،‬به منزله خروج‬ ‫از قواعد نهادی فقاهت اســت‪ .‬در مقابل‪ ،‬اعراض‬ ‫فقاهت‪ ،‬عناصری هستند که در تعامل نهاد فقاهت با‬ ‫محیط پیرامون و به تبع شرائط اجتماعی‪ ،‬دستخوش‬ ‫تغییر می شوند و ضامن بقا و سازگاری معرفت فقهی با‬ ‫تحوالت اجتماعی هستند‪ .‬از مهم ترین این عناصر‪،‬‬ ‫منطقه الفراغ و یا حوزه ای است که تدبیر ان به ولی امر‬ ‫سپرده شده است؛ اما عالوه بر منطقه الفراغ که نمونه‬ ‫بارز چنین اعراضی است‪ ،‬عناصری از صورت و ماده‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫می افتد‪ .‬شرط اساسی بــرای این تحول موضوعی و‬ ‫البته هر تحول دیگر‪ ،‬حفاظت و حراست از دقت و‬ ‫عمق استدالل فقهی و اجتناب از سطحی نگری و‬ ‫تسامح در استنباط است‪.‬‬ ‫فقاهت نیز چنانچه در سیر تاریخی تطور و تکون یافته‬ ‫باشند‪ ،‬جزئی از اعراض هستند‪.‬‬ ‫ً‬ ‫شــرط اساسی بــرای تکامل اعــراض و نتیجتا بقای‬ ‫فقاهت در بافت زندگی اجتماعی‪ ،‬تالقی و تعاطی با‬ ‫واقعیت است‪ .‬جهان موازی فقاهت‪ ،‬باید رفته رفته‬ ‫به جهان معاصر نزدیک شود و مسئوالنه‪ ،‬در معرض‬ ‫مسائل پیچیده اجتماعی قرار بگیرد‪ .‬فقه‪ ،‬به تعبیر‬ ‫شهید سید محمدباقر صدر‪ ،‬همزه وصل میان اسالم و‬ ‫واقعیت جامعه است و هیچ معرفت دیگری نمی تواند‬ ‫این پیوند را میان رسالت جهانی ّ‬ ‫نبی خاتم؟ص؟ و جهان‬ ‫زیسته بشر برقرار کند‪.‬‬ ‫برای تحقق این غایت نا گزیر‪ ،‬در سه بعد نگرشی‪،‬‬ ‫گفتمانی و علمی به این موضوع نگریسته ایم و باالجمال‪،‬‬ ‫الزاماتی را برای برقراری این پیوند پیشنهاد می کنیم‪:‬‬ ‫در بعد نگرشی‪ ،‬نهاد فقاهت‪ ،‬باید در یک بازاندیشی و‬ ‫بازگشت به خویشتن‪ ،‬خود را به عنوان نرم افزار اصالح‬ ‫ً‬ ‫و تغییر اجتماعی تعریف کند‪ ،‬نه صرفا دستگاه‬ ‫پاسخگویی به تک مسئله های شرعی‪.‬‬ ‫در بعد گفتمانی‪ ،‬باید زبانی مشترک میان گفتمان‬ ‫فقاهت و زبان فهم و تبیین مسائل پیچیده اجتماعی‬ ‫یافت‪ .‬این رسالت‪ ،‬بیش از هر کس‪ ،‬بر دوش حوزویانی‬ ‫است که در رشته های علوم اجتماعی تحصیل کرده اند‪.‬‬ ‫در بعد علمی‪ ،‬مهم ترین گام‪ ،‬تحول موضوع فقاهت‬ ‫از فــرد‪ ،‬به نهادهای اجتماعی و ارایش هایی است‬ ‫که کنش های فردی و جمعی در ضمن ان ها اتفاق‬ ‫پی نوشت‬ ‫[‪ .]1‬در بسیاری از موارد‪ ،‬پاسخ فقیه در قالب یک گزاره شرطی است‪ .‬در این‬ ‫ً‬ ‫گزاره شرطی‪ ،‬غالبا یک موضوع‪ ،‬مفروض دانسته شده و تکلیف مکلف بر اساس‬ ‫ان موضوع مشخص می گردد‪ .‬به عبارت دیگر‪ ،‬در بسیاری از موارد‪ ،‬فقیه‪ ،‬حکم‬ ‫یک موضوع را با شرایط ان برای مکلف بازگو می کند و مکلف‪ ،‬باید وظیفه عملیه‬ ‫خود را بر اساس موضوع بیان شده در متن فتوا‪ ،‬مشخص کند‪.‬‬ ‫[‪ .]2‬مقصود از حکم‪ ،‬وظیفه عملیه مکلف است‪ ،‬نه حکم واقعی‪.‬‬ ‫[‪ .]3‬برای نمونه حضرت امام خمینی رحمه اهلل در انتهای کتاب تحریر الوسیله‪،‬‬ ‫متعرض بسیاری از این مسائل (همچون زندگی در فضا و کرات دیگر‪ ،‬تعامل با‬ ‫انسان هایی از سیارات دیگر و امثالهم) می شوند‪.‬‬ ‫[‪ .]4‬مقصود از صورت فقه‪ ،‬مناهج استنباط و صورت قیاس استدالل فقهی‬ ‫و مراد از ماده‪ ،‬نفس مقدمات‪ ،‬اوساط و نتایج قیاس (فتاوی و احکام فقهی‬ ‫به عنوان ماحصل استنباط) است‪.‬‬ ‫ً‬ ‫[‪ .]5‬تکامل در اینجا معادل ‪ Evolution‬است و لزوما به معنای کامل شدن نیست‪،‬‬ ‫بلکه به معنای تحول و دگرگونی مبتنی بر حفظ و بهبود عناصر انطباق پذیر‬ ‫و حذف عناصر غیرمتناسب با خصوصیت ها و ویژگی های محیطی است که‬ ‫انتظار اجتماعی از فقه را می سازند‪ .‬همچنان که فقه در دوره هایی (همچون‬ ‫عصر مقلده بعد از وفات شیخ الطائفه و یا ظهور و رواج اخباریگری در قرن ‪ 11‬و‬ ‫‪ )12‬مسیر تکاملی خود را به معنای مذکور طی کرده ولی در این مسیر‪ ،‬نه تنها‬ ‫کمال نیافته‪ ،‬که با افول جدی مواجه شده است‪.‬‬ ‫[‪ .]6‬نمونه هایی از این فرازوفرودها در قوت و ضعف جریان های عقل گرا یا اهل‬ ‫حدیث‪ ،‬توسعه و تضییق ابواب فقهی‪ ،‬تالیف رسائل فقهی در باب عناوین‬ ‫مبتالبه‪ ،‬ورود یا کناره گیری فقه در عرصه مناسبات سیاسی و قدرت و ابعاد‬ ‫دیگری از مولفه های فقاهت و اجتهاد در هر دوره‪ ،‬منعکس و جلوه گر است‪.‬‬ ‫[‪ .]7‬این معالم اساسی در توجیهات ائمه اطهار ؟مهع؟ خطاب به فقهای اصحاب‬ ‫متجلی است‪ .‬توجیهاتی همچون «علینا القاء االصول و علیکم التفریع» و یا‬ ‫نهی از قیاس حنفی و یا عدم نقض یقین به شک‪ ،‬به عنوان کبراهای مسلم‬ ‫و ماخوذ از سنت‪ ،‬جوهره فقاهت را تشکیل می دهند‪ .‬اما سازوکارهای تفریع‬ ‫فروع از اصول‪ ،‬اثبات و یا نفی انواع اقیسه در استدالل فقهی‪ ،‬انواع شک و‬ ‫مجاری استصحاب یقین سابق‪ ،‬از اعراض معرفت فقهی در نظریه فقاهت‬ ‫هستند‪ .‬در تطبیق نیز‪ ،‬مسلمات فقهی‪ ،‬همچون وجوب الصلوه و وجوب‬ ‫الصوم‪ ،‬در عداد جوهره فقاهت و کیفیات و شرائط و مقدمات و احکام ان ها‬ ‫در زمره اعراض فقاهت به شمار می رود‪.‬‬ ‫‪96‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫دکتر بهنام طالبی طادی‬ ‫پژوهشگر حلقه فقاهت نظام ساز مرکز رشد‬ ‫دانش اموخته دکتری رشته فقه و مبانی حقوق اسالمی دانشگاه عدالت‬ ‫‪97‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫اجتماعی کارامد‬ ‫به باور شهید صدر‪ ،‬ساخت نظامات‬ ‫ِ‬ ‫تنها از مسیر فقه اسالمی ممکن است‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فقه نظام ساز‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫بر اساس دیدگاه شهید صدر نیاز بشریت به نظام را‬ ‫می توان از اولی ترین غرایز فطری انسانی یعنی حس‬ ‫خودخواهی دانست‪ .‬از همین غریزه است که وی با‬ ‫تمام هستی اعم از جمادات گیاهان و دیگر انسان ها‬ ‫ارتـبــاط می گیرد‪ .‬در ارتــبــاط با غیر انسان رابطه ای‬ ‫یک سویه را شاهد بود و در ارتباط با دیگر انسان ها با‬ ‫عملکردهای متشابه و متقابل روبه رو می شد؛ یعنی‬ ‫هر انسانی درصــدد بهره گیری از دیگری در راستای‬ ‫منافع خود است‪ .‬بر اساس همین حس دوسویه جوامع‬ ‫انسانی شکل گرفت‪ .‬لذا شکل گیری زندگی اجتماعی‬ ‫بر اثر گرایش فطری انسان بوده است‪ .‬تجربه حیات‬ ‫اجتماعی و بهره گیری پیشرفته تر از طبیعت نوع انسان‬ ‫را بر ان داشت تا حد یقفی برای منفعت طلبی و حس‬ ‫خودخواهی قائل نباشد و اقدام به سیطره بر همه هستی‬ ‫در راستای منافع خویش نماید‪ .‬حال با چنین تزاحمی‬ ‫که هر انسانی در پی تسلط و بهره کشی از دیگران و‬ ‫محیط پیرامونی در راستای منافع خود بود‪ ،‬طراحی و‬ ‫تکون «نظام»های مختلف برای کنترل‪ ،‬اداره و ارتقای‬ ‫زندگی اجتماعی ضرورت یافت‪]1[ .‬‬ ‫ازانجا که موجب اختالف و تزاحمات انسانی همین‬ ‫غرایز فطری و حوایج طبیعی انسانی بوده است‪ ،‬نمی توان‬ ‫امر نظام نامه و تکون ساخت بنیادهای یک اجتماع‬ ‫را به انسان عودت داد‪ .‬بلکه این نظام باید مبتنی بر‬ ‫دریافت های فراانسانی باشد تا بتواند انگیزه های شخصی‬ ‫را به گونه ای تغییر دهد تا با اقتضائات جامعه انسانی‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫‪ .1‬هدف از نظام سازی‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫بسیاری از احکام اسالمی مشخص نشده است‪ ،‬مردم‬ ‫به جوهره دین و هویت مذهبی پایبند بوده لیکن التزام‬ ‫به احکام فرعی نداشته و ان ها را سبک می شمارند‪.‬‬ ‫مسائلی مانند حجاب‪ ،‬حق الناس‪ ،‬صداقت و‪ ...‬از‬ ‫جمله مصادیق واضحی است که امروزه با وجود اقرار‬ ‫مسلم ناقضین این هنجارها به اصل دیانت و اسالم‪،‬‬ ‫بازهم شاهد ترک و هتک چنین احکام فرعی هستیم‪.‬‬ ‫لذا باید به نظام سازی اسالمی پرداخت زیرا‪:‬‬ ‫یک‪ .‬نیاز به قانون گذاری مبتنی بر مبانی اعتقادی‬ ‫است‪ .‬یکی از مهم ترین عوامل کارامدی و تحقق غایات‬ ‫قوانین‪ ،‬پشتوانه اعتقادی ان ها و زمینه فکری است که‬ ‫می تواند در بین اجتماع هدف داشته باشد‪ .‬با چنین‬ ‫پشتوانه عاطفی و روحی می توان تنظیم ساختارهای‬ ‫اجتماع را مبتنی بر اصول و قواعد اسالمی پی ریزی نمود‪.‬‬ ‫دو‪ .‬تلفیق جنبه های معنوی و مادی حیات انسانی‪.‬‬ ‫ابتنای نظام سازی بر اســام است که می تواند خال‬ ‫معنویت در زندگی اجتماعی را جبران کند‪ .‬چراکه‬ ‫منشا معنویت که یک نیاز پذیرفته شده انسانی است‬ ‫نمی تواند زادگاه انسانی داشته باشد بلکه باید فراانسانی‬ ‫و از طرف ذات خالق انسان نازل شده باشد‪.‬‬ ‫سه‪ .‬جایگزینی الگوی اسالمی به جای الگوی الحادی‪.‬‬ ‫با توجه به هژمونی فکری و اندیشه ای نظام های سلطه‬ ‫همچون نظام سرمایه داری‪ ،‬استخراج درو ن مایه های‬ ‫نظام سازی اسالمی از دل منابع دینی می تواند خیزش‬ ‫مناسبی در راستای هویت بخشی به اندیشه اسالمی‬ ‫در مقابل نظام های کفر و ارائــه الگوهای موفق در‬ ‫نظام سازی باشد‪]4[ .‬‬ ‫با این توضیحات مشخص می شود که کارامدی در امر‬ ‫نظام سازی بدون توجه به متعلق و خاستگاه ان چنین‬ ‫اقتضایی دارد که با واقعیت انسان به عنوان یک «انسان»‬ ‫مرتبط باشد و وجود او را تفسیر کند و ویژگی های حقیقی‬ ‫او و رابطه اش با اشیاء را به او بشناساند‪ .‬چنین غایتی‪،‬‬ ‫فوق نظر به پیش زمینه فکری و خاستگاه اندیشه ای‬ ‫همسو گــردد‪ .‬لذا طبق دیدگاه شهید صدر پیرامون‬ ‫نظام سازی‪« ،‬دین تنها ساختاری است که جامعه‬ ‫می تواند در درون ان راه حلی بــرای مشکل اجتماع‬ ‫بیابد و هیچ نظام اجتماعی از پس معضل تضاد بین‬ ‫انگیزه های شخصی و منافع اجتماعی برنمی اید‪ ،‬مگر‬ ‫این که ساختار ان نظام یک ساختار دینی باشد»‪]2[ .‬‬ ‫شهید صدر معتقد است اساس و شرط مهم نهضت‬ ‫و قیام هر امتی به داشتن یک مبنا و مکتب منسجم‬ ‫است؛ انچه در این نوشتار ما از ان به «نظام» یادکرده ایم‪.‬‬ ‫چنین مکتب و نظامی در عرصه های مختلف می تواند‬ ‫اه ــداف و غــایــات میان مدت و بلندمدت امــت را‬ ‫مشخص کرده و او را در ادامه حیات خود یاری رساند‪.‬‬ ‫اگر یک امت دارای مکتب و نظام فکری منسجم بود و‬ ‫توانست ان را فهم و سپس بدان ایمان بیاورد می تواند‬ ‫نهضتی حقیقی را درون خود تحقق بخشد‪ .‬شهید‬ ‫صدر معتقد است اگر تا کنون امر نظام سازی مبتنی‬ ‫بر نهضت جهانی اسالم صورت نپذیرفته است تنها به‬ ‫دلیل محقق نشدن یکی از شروط مذکور فوق است و‬ ‫ان هم عدم ایمان کافی امت به تمام جوانب و ابعاد این‬ ‫برنامه جامع مکتبی است‪ .‬دلیل فقدان چنین ایمانی‬ ‫نیز دسیسه هایی است که از طرف استعمارگران جهانی‬ ‫در جهت ایجاد فاصله بین امت و مبانی دین مبین‬ ‫اسالم است‪ .‬درعین حال ایمان مردم به اصل اسالم و‬ ‫جوهره متعالی دین ثابت و استوار ماند‪ .‬در این حالت‬ ‫بود که ایمان مردم به اسالم محفوظ ماند اما فهم انان‬ ‫از اسالم و مفاهیم و حقایق مربوط به ان‪ ،‬در هاله ای از‬ ‫ضعف و کاستی قرار گرفت‪ .‬به تعبیر شهید صدر این‬ ‫نقطه اغاز یک «تضاد عجیب در هویت امت اسالمی»‬ ‫شد به نحوی که امت علی رغم پایداری ایمان او به‬ ‫اسالم‪ ،‬فهم صحیح و کاملی از ان نداشته باشد‪]3[ .‬‬ ‫این حقیقتی مهم است که امروزه نیز به انحاءمختلف‬ ‫می توان ثمرات این تضاد هویتی را در اجتماع مسلمین‬ ‫شاهد بود‪ .‬ازانجاکه فلسفه و مناط اجتماعی و مکتبی‬ ‫‪98‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪99‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫در امر نظام سازی است؛ زیرا‬ ‫هدف ساختن نظام واره ها‬ ‫در ابـعــاد مختلف حیات‬ ‫انسان‪ ،‬ایصال به این نقطه‬ ‫مطلوب است که کامل ترین‬ ‫صــورت و قالبی که انسان‬ ‫می تواند دریابد را به وی بشناساند و برای تحقق این‬ ‫امر راهی جز احاطه کامل این نظام بر تمام واقعیات‬ ‫مرتبط با انسان نیست‪ .‬به همین جهت است که‬ ‫مکاتب انسانی متولی امر نظام سازی با وجود نقایص‬ ‫ذاتی تفکر بشری و نگرش های کوتاهی که نسبت به‬ ‫واقعیت های انسانی داشتند‪ ،‬در هر دوره ای نسبت به هم‬ ‫می توانند کامل تر و کارامدتر ظاهر شوند‪ .‬این تنها دلیل‬ ‫و وجه تفوق یک تمدن در مقطع زمانی خاص است‪.‬‬ ‫لذا ازانجا که تنها معیار علمی و عینی برای سنجش‬ ‫یک نظام اندیشه ای در درانداختن کالن نظام واره های‬ ‫اجتماعی و انسانی‪ ،‬معیار «مطابقت با واقعیت و رفع‬ ‫نیازهای انسانی» است‪ ،‬همواره اندیشه ای که شمول‬ ‫بیشتری نسبت به حقایق و مصادیق واقعی تحت‬ ‫موضوع خود داشته باشد می تواند نسبت به اندیشه‬ ‫دیگر تفوق و برتری جوید؛ زیرا رابطه انسان با واقعیات‬ ‫همواره رابطه کشف و احاطه بر ان است بنابراین وقتی‬ ‫اندیشه ای جدید برای وی مطرح می شود‪ ،‬ان اندیشه‬ ‫را در ضمن اندیشه قبلی و به مثابه وجه تکاملی ان‬ ‫قلمداد می نماید‪.‬‬ ‫بر این اساس اگر در امر نظام سازی به حوزه دین تمسک‬ ‫جسته شد‪ ،‬باید انتظارات فوق نیز محقق گردد؛ یعنی‬ ‫اخبار و اطالعات گسترده نسبت به واقعیات و همچنین‬ ‫تعیین موضع عملی انسان نسبت به گستره وسیع این‬ ‫واقعیت ها‪ .‬در امر نظام سازی فقهی‪ ،‬اعتقاد بر این است‬ ‫که خداوند متعال از طریق وحی‪ ،‬تمامی ان اخبار و‬ ‫اطالعات جامع از واقعیاتی که انسان برای حیات خود‬ ‫بدان نیاز دارد ابالغ نموده است‪ .‬دین مبین اسالم در دو‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫کالن ساحت هستی شناسی‬ ‫و دین شناسی اخبار جامعی‬ ‫را پیرامون اجزاء جهان افرین‪،‬‬ ‫روابط بین اجزاء و حرکت ان ها‬ ‫به انسان ارائه می دهد‪.‬‬ ‫اجزاء جهان افرینش عبارت اند‬ ‫از عالم شهادت و غیب که خود دارای اجزائی همچون‬ ‫بهشت و اتش و دنیا و‪ . ...‬همچنین روابط بین اجزاء‬ ‫همچون رابطه انسان و فرشتگان اتفاق سجده ان ها‬ ‫بر انسان را ذکر می کند که بیان گر این حقیقت است‬ ‫که انسان در حیات خود نمی تواند بدون تدبیر مالئکه‬ ‫الهی ابعاد کاملی از زندگی خود را تجربه کند‪ .‬عالوه‬ ‫بر این دو قسم‪ ،‬اندیشه اسالمی اطالعات جامعی‬ ‫نسبت به فرجام نهایی حرکت انسان و عالم مرتبط با او‬ ‫می دهد‪ .‬لذا دو محور اصلی در نظام سازی فقهی را باید‬ ‫واقع بینی و هم چنین فراگیری و جامعیت دانست؛ زیرا‬ ‫هیچ چیز در اندیشه اسالمی وجود ندارد که با واقعیت‬ ‫در ارتباط نباشد‪ .‬از طرف دیگر این واقعیت که شامل‬ ‫شهود و غیب می شود با تمام گستردگی و ابعاد وسیع‬ ‫خود در سیطره این اندیشه قرار دارد‪ .‬به همین جهت‬ ‫این نظام تفکری از هر نظام دیگری شایسته تر در جهت‬ ‫به حرکت دراوردن انسان و ساختن حیات اجتماعی‬ ‫وی است‪]5[ .‬‬ ‫چنین خاستگاهی برای رسیدن به امر نظام سازی مبتنی‬ ‫بر دین‪ ،‬ازاین جهت است که تمامی علوم و معارف‬ ‫دینی ابزاری است برای رشد و پیشرفت جامعه اسالمی‪.‬‬ ‫لذا صرف دانستن این مباحث هیچ تغییر در اوضاع‬ ‫واقعی مسلمانان ایجاد نمی کند‪ .‬شهید صدر دراین باره‬ ‫معتقد است کشف یک فتوای جدید در مقابل باقی‬ ‫ً‬ ‫فتاوا لزوما به معنای ایجاد پیشرفت واقعی برای کشور‬ ‫نیست؛ زیرا «هر دو فتوا عذراور است و اگر مسلمانی به‬ ‫هریک از ان ها عمل کند‪ ،‬روز قیامت پاداش عملش را‬ ‫می بیند‪ .‬هردوی این فتاوا از جهت منجزیت و معذریت‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫کارامدی در امر نظام سازی بدون توجه‬ ‫به متعلق و خاستگاه ان چنین اقتضایی‬ ‫دارد که با واقعیت انسان به عنوان یک‬ ‫«انسان» مرتبط باشد و وجود او را تفسیر‬ ‫کند و ویژگی های حقیقی او و رابطه اش‬ ‫با اشیاء را به او بشناساند‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫و ضمانت ورود عمل کننده ما نسبت به هر انسانی در دورترین نقطه‬ ‫اورد دیگر به مرتبه ای رسیده‬ ‫ان به بهشت‪ ،‬یکسان اند و جهان اسالم که علیرغم وجود امکانات‪،‬‬ ‫اســت که می تواند بی حرکت‬ ‫هیچ فرقی باهم ندارند‪ ]6[ ».‬منحرف است‪ ،‬مسئول هستیم چه برسد‬ ‫بماند و نیازی نیست برای بهبود‬ ‫همچنین در جای دیگر چنین به ان کسانی که در وطن ما‪ ،‬در کشور ما و‬ ‫و اصــاح عبادت و افــزودن بر‬ ‫دریافت هایش از قران و سنت‬ ‫در میان مردم ما زندگی می کنند‪.‬‬ ‫بیان داشته است که‪:‬‬ ‫پیامبر ؟ص؟ و مناجات با پروردگار‬ ‫«این ماییم که در برابر خدای‬ ‫در دل تاریکی شب و توبه و استغفار‪ ،‬تالش و مجاهده‬ ‫متعال نسبت به هر انسانی که از دین منحرف شود‬ ‫کند و دین برای او مدیریتی تبدیل می شود که ان نشاط‬ ‫پاسخ گو هستیم‪ ،‬ما نسبت به هر انسانی در دورترین‬ ‫پیش برنده در ان نیست؛ نشاطی که فقط از سرچشمه‬ ‫نقطه جهان اسالم که علی رغم وجود امکانات‪ ،‬منحرف‬ ‫سجود در جان جوشیدن می گیرد‪]8[ ».‬‬ ‫است‪ ،‬مسئول هستیم چه برسد به ان کسانی که در وطن‬ ‫لذا در مورد هدف از نظام سازی باید گفت شهید صدر‬ ‫دو غایت را بــرای پرداختن به چنین سنخ مطالبی‬ ‫مطرح می نماید‪:‬‬ ‫ابتدا توجه به ضرورت دینی این چنین مباحث؛ زیرا که‬ ‫موجب اجرای فرمان خدا بر روی زمین می گردد‪ .‬دوم از‬ ‫جهت دستاوردهای عظیم فرهنگی و توانایی سترگ‬ ‫ان که فراتر از یک ضرورت دینی‪ ،‬یک ضرورت تمدنی‬ ‫است‪ ]9[ .‬بر همین اساس شهید صدر با تحلیل جایگاه‬ ‫«هدف» در حرکت ها و تالش های انسانی بیان می دارد‬ ‫که نیرو و انگیزه هر حرکتی از «هدف» و غایتی است‬ ‫که برای ان مدنظر قرار گرفته است؛ بنابراین «هدف هم‬ ‫سوخت و انرژی حرکت است و هم نیرویی است که‬ ‫وقتی هدف تحقق یافت‪ ،‬حرکت را در خود فرو برده‬ ‫به سکون مبدل می شود‪ ]10[ ».‬لذا هر اندازه هدف یک‬ ‫حرکت بزرگ تر و عالی تر باشد‪ ،‬محرکیت ایجاد شده از‬ ‫جانب ان هدف نیز مستمرتر خواهد بود‪ .‬بر این اساس‬ ‫علت درماندگی ایدئولوژ ی های مطرح جهانی همچون‬ ‫ماتریالیسم تاریخی که بر طبق قوانین دیالکتیک تاریخ‬ ‫تحوالت بشری را تفسیر می نمود‪ ،‬چیزی نیست جز هدف‬ ‫کوچک و ناا گاهانه ای که مارکسیسم برای حرکت تاریخ‬ ‫و خط سیر انسان در نظر می گیرد؛ زیرا او معتقد است‬ ‫هدف حرکت تکاملی انسان‪ ،‬ازاد سازی ابزار تولید از‬ ‫مناسبات دست وپاگیر توزیع و نابودی موانع اجتماعی‬ ‫ما‪ ،‬در کشور ما و در میان مردم ما زندگی می کنند‪]7[ ».‬‬ ‫البته نباید گمان کرد که انسان دین پژوه باید تا یک‬ ‫مقطع خاص به این علوم ابزاری بپردازد و از یک مقطع‬ ‫ً‬ ‫دیگر با بی نیازی از این ابزارها‪ ،‬صرفا وارد فاز اجرا‬ ‫و عمل شود‪ .‬شهید صدر با باطل شمردن این ایده‬ ‫که با استعاره از عملکرد مسلمانان در مکه به عنوان‬ ‫مقطع زمانی اندوختن و ذخیره سازی و همچنین در‬ ‫مدینه به عنوان مقطع زمانی عمل و اجرای حکومت‬ ‫اسالمی‪ ،‬تصریح دارد که‪:‬‬ ‫«بارها دیده ام و می بینم بسیاری از کسانی که درباره‬ ‫دین اسالم می نویسند یا دراین باره سخن می گویند‪،‬‬ ‫اشکارا بین دوران مکی و مدنی زندگی پیامبر ؟ص؟ و‬ ‫کسانی که با او ایمان اوردند‪ ،‬فرق می گذارند و دوران‬ ‫مکه را دوران خودسازی و صبر و شکیبایی و دوران‬ ‫مدینه را دوران اجرا و برپایی حکومت‪ ،‬می شمارند‪...‬‬ ‫گاهی این طور به ذهن می رسد که خودسازی در تاریخ‬ ‫اجتماع{اسالمی} یک دوران محدودی دارد و پس ازان‪،‬‬ ‫دوره اجرا فرامی رسد که در ان خیلی به خودسازی توجه‬ ‫نمی شود؛ اما شواهد زندگی در مکه و مدینه روشی را‬ ‫که باید در پیش بگیریم برای ما اشکار می سازد و حکم‬ ‫می کند که ما پیش از هر چیز به استحکام و تقویت‬ ‫ایمان در دل های خودمان توجه کنیم‪...‬گاهی انسان‬ ‫خیال می کند که پس ازانکه مقداری از دین را به دست‬ ‫‪100‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫‪101‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫در جهان کنونی که بشر با بن بست های نظری مختلفی‬ ‫در عرصه اداره امور بشر روبه رو شده است تنها روبه رو‬ ‫شدن با وجاهت علمی اسالم است که می تواند ان ها‬ ‫را از ورطه پوچی و انحراف نجات دهد‪ .‬شهید صدر‬ ‫معتقد است اسالم به مثابه یک ایینه بازتاب دهنده‬ ‫شریعت توحیدی برای جهانیان در عرصه اداره امور‬ ‫بشر است‪ .‬اگر این ظرفیت به پویایی الزم نرسد‪ ،‬اسالم‬ ‫به عنوان یک شریعت همچنان در طاقچه ها باقی‬ ‫می ماند و بشر امــروزی نیز بر لب پرتگاه است‪ .‬خود‬ ‫امت اســام نیز جزئی از این جهان در حال سقوط‬ ‫است و با این سقوط همراهی می کند‪ .‬دراین بین باید‬ ‫به دنبال یک نقطه وصل بود تا اسالم را به جهانیان‬ ‫معرفی نموده و ان ها را از ظلمات موجود نجات دهد‪.‬‬ ‫شهید صدر معتقد است تنها حق واصلی [‪ ]14‬که‬ ‫می تواند این ماموریت حیاتی و بزرگ را انجام داده و‬ ‫بشر را به سرمنزل مقصود رهنمون سازد‪ ،‬دانش «فقه»‬ ‫است‪ .‬مشکالت و قضایای مختلف زندگی بشر در‬ ‫جامعیت فقه و تنقیح احکام و مفاهیم اسالم از طریق‬ ‫این دانش به سامان می رسند‪ .‬در کارنامه حیات این‬ ‫دانش است که می توان ثمرات شریعت و قوانین ان‬ ‫را برای بشر ارزیابی نمود لذا هرقدر این معرف فراگیرتر‬ ‫و دقیق تر باشد اسالم بازتاب بهتری خواهد داشت‪.‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪ .2‬جایگاه فقه در نظام سازی‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫رشد نیروهای تولید و ابزار‬ ‫تولید است که با از بین بردن‬ ‫مالکیت خصوصی حاصل‬ ‫می شود‪ .‬به همین دلیل با‬ ‫حــاصــل ش ــدن ای ــن هــدف‬ ‫کوچک تمام حرکت تاریخ‬ ‫و خط سیر انسان متوقف‬ ‫می شود‪.‬‬ ‫بنابراین غایتی که برای پرداختن به نظام سازی فقهی و‬ ‫طراحی سازوکارهای استنباط مبتنی بر فقه در راستای‬ ‫انطباق الیه های مختلف حیات بشری بر معارف‬ ‫توحیدی بنیان نهاده می شود‪ ،‬نباید اهداف کوچک و‬ ‫مادی همچون رسیدن به نظم اجتماعی‪ ،‬صرف عدالت‬ ‫اجتماعی‪ ،‬تولید ثروت‪ ،‬قدرت‪ ،‬اقتدار حکومتی و‪...‬‬ ‫باشد؛ بلکه اگر «ذات بار ی تعالی» هدف اصلی از‬ ‫چنین پردازشی را تعیین کند و مسیر حرکت تکاملی‬ ‫انسان را رهبری نماید؛ تحقق عدالت‪ ،‬توسعه علم‪،‬‬ ‫اقتدار و قدرت سیاسی و اجتماعی ابزاری می شود‬ ‫برای رسیدن به ان غایت نهایی و لذا انسان مسلمان با‬ ‫این هدف نهایی حتی با دست یافتن به غایات میانی‬ ‫همچون عدالت و قدرت از حرکت بازنمی ایستد‪ .‬زیرا‬ ‫افق های گسترده تری در پیش روی او گشوده می شود‪.‬‬ ‫پس هدف اصلی و ایدئولوژیک از نظام سازی باید‬ ‫رسیدن به چنین غایت عظمایی باشد‪]11[ .‬‬ ‫نکته بسیار مهمی دیگر که در مقوله هدف نظام سازی‬ ‫باید بدان اشــاره داشت این است که هیچ طراحی‬ ‫نظام و الگوواره ای با هدف تحول و رشد بشری بدون‬ ‫حرکت خود بشر امکان پذیر نیست‪ .‬لذا شهید صدر‬ ‫تا کید می کند که «چنانچه امت رشد نکند‪ ،‬هیچ‬ ‫روش یا ساختار بی روحی نمی تواند واقعیت را ذره ای‬ ‫دگرگون کند‪ ]12[ ».‬این مهم وقتی صورت می پذیرد که‬ ‫طراحی نظام ها و ساختارها مبتنی بر احساسات امت‪،‬‬ ‫روان شناسی و ساختار عقیدتی و تاریخی وی باشد؛‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫زیــرا هــدف از نـظــام ســازی‪،‬‬ ‫ً‬ ‫صرفا طراحی چارچوبی از‬ ‫چارچوب های سازمان دهی‬ ‫اجتماعی نیست لذا نمی توان‬ ‫به صورت انتزاعی و جدا از‬ ‫واقعیت خارجی عمل نمود‬ ‫مگر انکه چارچوبی انتخاب‬ ‫شود که امت به راستی جذب‬ ‫ان شود و با ان همراهی نماید‪]13[ .‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫فقدان پیشرفت و توسعه کمی بدین جهت‬ ‫است که فقه نتوانسته ابــواب و مسائل‬ ‫خــود را بــا تـحــوالت عصری و دگرگونی‬ ‫موضوعات‪ ،‬تغییر و تحول بخشد‪.‬‬ ‫بر این اساس بایسته است که‬ ‫جنبه های کمی فقه نیز هم تراز‬ ‫جنبه های کیفی ان رشد نماید‬ ‫تا بتوان تناسب صورت و ظاهر با دین مطابق و هماهنگ‬ ‫شود‪ .‬این مهم نیز با تغییرات سطحی و روبنایی در فرایند‬ ‫استنباط میسر نخواهد شد «بلکه باید خود ساختار‬ ‫و ساختمان فقهی را عوض کنیم‪ ،‬باید فرایند تحول‬ ‫در ساختمان فقه را اغاز کنیم‪ ،‬باید این ساختمان را‬ ‫گسترش افقی بدهیم‪ .‬باید انقباض موجود در ابعاد فقه‬ ‫را از بین ببریم‪ ]16[ »...‬تغییراتی که در نهایت بتواند به‬ ‫کارامدی و کارایی دانش فقه و بالطبع دین منجر شود‪.‬‬ ‫چنین غایتی نیز محقق نمی شود مگر این که دانش فقه‬ ‫«در سطح نیازهای این جهان باشد‪ ،‬در سطحی باشد‬ ‫که حل مشکالت این جهان‪ ،‬اقتضای ان را دارد‪ ،‬در‬ ‫سطح مسائل فراوانی باشد که امروز برای بشر مطرح است‬ ‫و مکاتب فاسد بشری برای این مسائل‪ ،‬راه حل هایی‬ ‫مختلف و متضاد ارائه کرده اند»‪.‬‬ ‫مرحوم شهید صدر معتقد‬ ‫است در این وظیفه و رسالتی‬ ‫که فقه بر عهده دارد‪ ،‬از نظر‬ ‫کیفی پیشرفت داشته است ولیکن از لحاظ کمی به‬ ‫ازادســازی ظرفیت های خود کما هو حقه نپرداخته‬ ‫است‪ .‬پیشرفت کیفی فقه از جهت توسعه روش های‬ ‫استنباط و تعمیق و تدقیق فرایند استنباط است که این‬ ‫دانش را در ژرف نگری مسائل و پرداختن تام به گستره‬ ‫موضوعات خود در مقابل دیگر دانش ها بی بدیل نموده‬ ‫است‪ .‬لیکن فقدان پیشرفت و توسعه کمی بدین جهت‬ ‫است که فقه نتوانسته ابواب و مسائل خود را با تحوالت‬ ‫عصری و دگرگونی موضوعات‪ ،‬تغییر و تحول بخشد‪.‬‬ ‫فقه امروز چارچوب مسائل و موضوعات هزار یا صدها‬ ‫سال پیش را مطمح نظر قرار داده و دانش پژوه مبتدی‬ ‫خود را نیز در عنفوان فقه اموزی با چنین افقی روبه رو‬ ‫می سازد‪ .‬تالی فاسد این پدیده نیز در ارائه راهکارها‬ ‫و راه حل های درمانی برای مسائل امروزی بشر است‬ ‫که افقی فراتر از مسائل قرون گذشته و صاحبان اثار و‬ ‫تراث اصلی فقهی‪ ،‬بیش نیست‪.‬‬ ‫مسائلی که امروز با پیچیدگی ها و امیختگی های عصر‬ ‫مدرن همراه است‪ ،‬نمی تواند به تحلیل ها و پاسخ های‬ ‫فقهی با افق هزار سال گذشته روی خوش نشان دهد‪.‬‬ ‫لذا شهید صدر معتقد است‪:‬‬ ‫پی نوشت‬ ‫[‪ .]1‬صدر‪ ،‬محمدباقر (‪ )1394‬بارقه ها‪ ،‬ترجمه سید امید موذنی‪ ،‬قم‪ :‬انتشارات‬ ‫دارالشهید صدر (پژوهشگاه علمی ‪ -‬تخصصی شهید صدر)‪ ،‬صص ‪106 - 103‬‬ ‫[‪ .]2‬همان‪ ،‬صص ‪110-109‬‬ ‫[‪ .]3‬صدر‪ ،‬محمدباقر (‪ )1393‬اسالم‪ ،‬راهبر زندگی؛ مکتب اسالم؛ رسالت ما‪،‬‬ ‫ترجمه سید مهدی زندیه‪ ،‬قم‪ :‬انتشارات دارالشهید صدر (پژوهشگاه علمی‬ ‫ تخصصی شهید صدر)‪ ،‬صص ‪432 - 429‬‬‫[‪ .]4‬بارقه ها‪ ،‬صص ‪115-113‬‬ ‫[‪ .]5‬همان‪ ،‬صص ‪232-228‬‬ ‫[‪ .]6‬همان‪ ،‬ص ‪34‬‬ ‫[‪ .]7‬همان‪ ،‬ص ‪40‬‬ ‫[‪ .]8‬همان‪ ،‬صص ‪260-253‬‬ ‫[‪ .]9‬اسالم‪ ،‬راهبر زندگی؛ مکتب اسالم؛ رسالت ما‪ ،‬ص ‪195‬‬ ‫[‪ .]10‬همان‪ ،‬ص ‪197‬‬ ‫[‪ .]11‬همان‪ ،‬صص ‪199-197‬‬ ‫[‪ .]12‬همان‪ ،‬صص ‪214‬‬ ‫[‪ .]13‬همان‪ ،‬صص ‪214-213‬‬ ‫[‪ .]14‬شهید صدر فقه را وصل کننده اسالم و حیات امروزی می داند به همین‬ ‫خاطر تعبیر واصل اورده شده است‪.‬‬ ‫[‪ .]15‬بارقه ها‪ ،‬صص ‪418-417‬‬ ‫[‪ .]16‬همان‪ ،‬ص ‪418‬‬ ‫«پیشرفت در فقه عمودی بوده است‪ ،‬نه افقی‪ ،‬کیفی‬ ‫بوده است‪ ،‬نه کمی؛ یعنی فقه به شکل عمودی عمق‬ ‫پیدا کرده‪ ،‬اما در افق گسترشی نداشته است‪ .‬تا زمانی‬ ‫که فقه از لحاظ کمی توسعه پیدا نکند و به طور افقی‬ ‫گسترش نیابد‪ ،‬نمی تواند دین اسالم را با همه جامعیت‬ ‫و فراگیری ان به ظهور برساند و قادر نیست ویژگی ها‪،‬‬ ‫غنا و قدرت و ظرفیت اسالم را برای حل مشکالت‬ ‫امروز بشر نشان دهد‪ ،‬نمی تواند اسالم را در چهره ای به‬ ‫نمایش بگذارد که توجه امت را به خود جلب کند» [‪]15‬‬ ‫‪102‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫سید مهدی سرخان‬ ‫پژوهشگر هسته احیای امر مرکز رشد‬ ‫دانشجوی کارشناسی ارشد الهیات دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫‪103‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫اگر هنر تجلی اسماء حسنی الهی باشد‪ ،‬حسین؟ع؟ اغاز‬ ‫و انجام هنر است‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫همه هنر‪ ،‬حسین‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫در فلسفه ی اسالمی در تحلیل معنای زیبایی و در‬ ‫تعریف هنر بر روی مفهوم ُ‬ ‫«حسن» و «جمال» متمرکز‬ ‫ً‬ ‫می شوند‪ .‬البته الزم به ذکر است که تقریبا هیچ یک‬ ‫از فیلسوفان اسالمی به طور مشخص در فلسفه ی‬ ‫هنر ان طور که در عصر حاضر به ان پرداخته می شود‬ ‫ممحض نشده اند لکن با مطالعه ی اثار انان و بازسازی‬ ‫اندیشه ی ان بزرگان انگشت اشاره ی ان ها در اغلب‬ ‫موارد به سوی اسماء ُحسنی و صفات جمالیه ی الهی‬ ‫است‪ .‬فلذا اجمال نظریه ی بازساز ی شده ی انان در‬ ‫پاسخ به مسائل فلسفه ی هنر بدین صورت خواهد‬ ‫بود که انچه نمایش دهنده ی اسماء حسنی و صفات‬ ‫جمال الهی باشد یک اثر هنری خواهد بود‪.‬‬ ‫ً‬ ‫انچه به عنوان تعریف هنر گفته شد قطعا به مزاج عده ای‬ ‫خوش نخواهد امد چون هنر را زیبایی بدون جناح بندی‬ ‫می پندارند و اگر هنر به اسماء و صفات الهی پیوند‬ ‫ً‬ ‫بخورد قاعدتا نمی توان اثار هنری و زیبایی های ساخته‬ ‫و پرداخته ی غیرموحدین را هنر و زیبایی دانست‪.‬‬ ‫البته نظر این دسته نمی تواند نظر ُپر بیراهی باشد‪ ،‬نه‬ ‫به این معنا که هنری که ان ها خلق می کنند زیبایی‬ ‫است‪ ،‬بلکه صبغه و ّ‬ ‫شمه ای از زیبایی را داراست‬ ‫است که گفته شد چراکه‬ ‫َاما زیبایی حقیقی‬ ‫همان َ َ‬ ‫ً َ‬ ‫«ا ْنـ َـز َل م َن َّ‬ ‫سال ْت ا ْو ِد َیـ ٌـه ب َق َدرها َف ْ‬ ‫اح َت َم َل‬ ‫ف‬ ‫ماء‬ ‫ماء‬ ‫الس ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫َّ ْ َ ْ‬ ‫َّ ْ ُ َ َ ً ً َ َّ ُ ُ َ َ‬ ‫ون َعل ْیهِ فِی الن ِار اب ِت‬ ‫رابیا و ِمما ی ِوقد‬ ‫د‬ ‫ا‬ ‫ب‬ ‫ز‬ ‫السیل‬ ‫غاء ِحل َیهٍ‬ ‫ِ‬ ‫َ َ ْ ُ َّ ُ ْ َ َّ َ ْ‬ ‫َْ َ َ َ ٌ ْ ُ ُ َ‬ ‫َ‬ ‫باطل»‪.‬‬ ‫ذلک یض ِرب الله الحق و ال ِ‬ ‫تاع زبد ِمثله ک ِ‬ ‫او م ٍ‬ ‫توجه به فلسفه ی تاریخ ما را متوجه این مسئله می کند‬ ‫که همه چیز در عالم بر محور دو جبهه ی حق و باطل‬ ‫شکل می گیرد و هیچ امری نمی تواند از این دو خارج‬ ‫باشد‪ .‬هنر نیز بسته به اینکه در کدام قسمت و توسط‬ ‫اف ــراد کــدام جبهه خلق و منتشر مـی شــود متفاوت‬ ‫خواهد بود‪ .‬همه ی عالم مظهر اسماء و صفات الهی‬ ‫است و اثار هنری نیز با الهام از ان ها ساخته می شود‬ ‫پس هنر غیردینی کفی است بر رودخانه ی هنر دینی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫همه ی عالم مظهر اسماء و صفات الهی‬ ‫اســت و اثــار هنری نیز بــا الـهــام از ان هــا‬ ‫ساخته می شود پس هنر غیردینی کفی‬ ‫است بر رودخانه ی هنر دینی‪.‬‬ ‫وصول به حق از سایرین جلوتر است‪ ،‬حقایق را زودتر‬ ‫فهم می کند و از بستر تخیل اجتماعی احساسات‬ ‫جامعه را برمی انگیزد و به این صورت ان را به سوی‬ ‫توحید و وصول حقیقت سیر می دهد؛ همانطورکه در‬ ‫جامعه ی غیرایمانی و کفرالود نیز هنرمند انی است‬ ‫که حقایق عالم را زودتر ادراک می کند با این تفاوت‬ ‫که توانایی هنری و تخیل خود را در تضاد و تقابل با‬ ‫حقایق به کار می گیرد و با دست اندازی به احساسات‬ ‫جامعه در جهت عکس فطرتش‪ ،‬ان را به سوی ابلیس‬ ‫و دوزخ سوق می دهد‪.‬‬ ‫هنری هنرمند را محصور در‬ ‫کار‬ ‫اگر خروجی و محصول‬ ‫ِ‬ ‫نمونه های امروزین ان ندانیم و تعریفی که برای هنر ذکر‬ ‫شد را از هرگونه قالبی مثل شعر‪ ،‬فیلم سینمایی‪ ،‬تابلوی‬ ‫نقاشی‪ ،‬رمان و ‪ ...‬تجرید و خالص کنیم و هنر را به‬ ‫هرگونه فعل انسانی که در تعریف مذکور بگنجد نسبت‬ ‫دهیم‪ ،‬یافتن هنرمندانی در طول تاریخ اثرگذار بوده اند‬ ‫متفاوت خواهد بود‪ .‬با این تفاسیر زمانی که برای یافتن‬ ‫هنرمند در جامعه ی اسالمی در تاریخ سرک می کشیم‪،‬‬ ‫هنر و زیبایی اصیل را در سخن بانویی می یابیم در‬ ‫ََ َ‬ ‫جنگ‪« :‬فقال‬ ‫قامت اسیر جنگی و در‬ ‫مجلس َپیروز َ‬ ‫َ ْ َ َ َ ْ ُ ْ َ َّ‬ ‫ْ‬ ‫ْ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫ک‬ ‫ْاب ُن ز َیاد کی‬ ‫یک و اه ِل بی ِت ِ‬ ‫ف رای ِت صنع الل ِه ِبا ِخ ِ‬ ‫َ َ َ ِ ْ ٍ َ َ ُ َّ‬ ‫َ‬ ‫فقالت َما رایْت ِالا ج ِمیلا‪ ]2[ ».‬جواب زینب کبری؟اهس؟‬ ‫در مجلس ابن زیاد‪-‬لعنه اهلل علیه‪ -‬این واقعیت را روشن‬ ‫می کند که حسین بن علی؟ع؟ پرده از حقیقت زیبایی‬ ‫و حسن و جمال در عالم برداشته چراکه در میدان کربال‬ ‫که گویا چیزی جز شکست برای او نداشته‪ ،‬در نظر‬ ‫خواهرش که اکنون هم مصیبت زده است و هم در بند‬ ‫اسارت‪ ،‬چیزی جز زیبایی نیافریده است‪ .‬این زیبایی‬ ‫زیبایی را دارد نه خود زیبایی را‬ ‫و در حقیقت رنگی از‬ ‫َ َ َّ َّ َ ُ َ َ ْ َ ُ ُ ً َ َ َّ َ ْ َ ُ َّ َ َ َ ْ ُ ُ‬ ‫«فاما الزبد فیذهب جفاء و اما ما ینفع الناس فیمکث‬ ‫َْ‬ ‫َ َْ َ‬ ‫َ‬ ‫کذل َ‬ ‫ک َی ْض ِر ُب ا ّلل ُه الا ْمثال»‪]1[ .‬‬ ‫فِی الا ْر ِض‬ ‫ِ‬ ‫اما در خصوص ِان خلق هنر؛ زمانی که احساسات هنرمند‬ ‫نسبت به موضوعی برانگیخته می شود‪ ،‬به پدیده ای‬ ‫حساس شده و با ان درگیر می شود‪ ،‬وقتی ان پدیده‬ ‫به مسئله ی او تبدیل می شود‪ ،‬با تخیل خود می تواند‬ ‫احساسات و عواطفش را از بستر تخیل اجتماعی عبور‬ ‫داده و با برانگیختن احساسات جمعی و القاء مسئله ی‬ ‫خود در لفافه ی هنر به انان‪ ،‬در ان راستا ایجاد حرکت‬ ‫اجتماعی نماید‪ .‬این تهییج احساسات و ایجاد حرکت‬ ‫اجتماعی که توسط تخیل هنرمند به وجود امده جز‬ ‫دو مقصد نمی تواند داشته باشد‪ ،‬یا به سوی نور حرکت‬ ‫می کند و یا به سوی نار‪ .‬چراکه هنرمند هم عضوی از‬ ‫جامعه است با این فرق که انبعاث حس در او از سایر‬ ‫اعضا قوی تر است به عالوه ی اینکه توانایی تبدیل این‬ ‫حس به اثری که حس سایرین را هم برانگیزد دارد‪ ،‬اما‬ ‫او در خال زندگی نمی کند و زیست او در هر جامعه ای‬ ‫متناسب با فرهنگ ان است‪ .‬هنرمند کاتالیزوری است‬ ‫که اعضای جامعه را مدام برای رسیدن به ارمان های‬ ‫خویش ترغیب و تهییج می کند‪ ،‬پس مخلوق او و اثر او‬ ‫خارج از دایره ی تفکری و حیطه ی فرهنگی جامعه ی‬ ‫او نخواهد بود چراکه در این صورت وجودش و اثرش‬ ‫نقض غرض خواهند بود‪.‬‬ ‫با فهم انچه در خصوص فلسفه ی تاریخ و درگیری‬ ‫دائمی حق و باطل گفته شد و نقشی که هنرمند در‬ ‫هر یک از جوامع ایفا می کند نتیجه این می شود که در‬ ‫یک جامعه ی ایمانی هنرمند ان کسی ست که در راه‬ ‫‪104‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪105‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫نمی تواند چیزی جز زیبایی‬ ‫الهی باشد‪ .‬نمی تواند زیبایی‬ ‫جهت دار نبوده و متعلق به‬ ‫جناح توحیدی نباشد‪ .‬اگر‬ ‫کسی خــاف ایــن را بگوید‬ ‫خــاف بینات حسین بن‬ ‫علی؟ع؟ حرف زده است‪.‬‬ ‫او بــرای توحید برخواسته و‬ ‫با قیامش جلوه ا ی از اسماء و صفات حسنای الهی‬ ‫را برای کل تاریخ نمایش داده است به گونه ای که اگر‬ ‫عالم موسی؟ع؟ می بود‪ ،‬هنگامی که خداوند جلوه ی‬ ‫ً‬ ‫َ‬ ‫خود را به او نشان داد خ َّر ُموسى َص ِعقا‪]3[ .‬‬ ‫اکنون انچه واضح به نظر می رسد این است که در‬ ‫جامعه ی اسالمی و چه بسا جهان کسی جز حسین بن‬ ‫علی؟ع؟ را نمی توان هنرمند دانست‪ .‬وی با قیام خود‪،‬‬ ‫احساسات نه تنها جوامع شیعی که همه ی انانی که‬ ‫در دایره ی تشعشعاتش قرار می گیرند را در طول تاریخ‬ ‫مبعوث کرده‪ ،‬ارمان های توحیدی را به عنوان مسئله ی‬ ‫اول و اخر خود برای عالم تبیین کرده و پای ان را با خون‬ ‫امضا کرده‪ ،‬حرکت های اجتماعی زوال ناپذیری را با‬ ‫تحریک خیال و بیداری عقالنیت‪ ،‬در راستای نیل به‬ ‫ان ارمان ها شکل داده‪ ،‬می دهد و خواهد داد‪ .‬با این‬ ‫درک از هنر جمله ی «شهادت هنر مردان خداست» نیز‬ ‫به گونه ی دیگری فهم خواهد شد‪ .‬شهادت باالترین‬ ‫مقام هنر است که کسی هنرمندانه تر از حسین؟ع؟‬ ‫با شهادتش و با بذل جانش مسیر حرکت مشخص‬ ‫نکرده و اجتماع را به حرکت وانداشته است‪ ،‬کاری‬ ‫که شهدای پس از او به تقلید از او می کنند‪.‬‬ ‫قلب او‪ ،‬احساسات رقیق و عمیق و دقیق او‪ ،‬در قدم‬ ‫اول سبک زندگی غیرموحدانه را نمی پذیرد و سپس در‬ ‫طول حرکت خود از مدینه به مکه و از مکه به کربال فریاد‬ ‫می زند که زیر بار ظلم نمی رود‪ ،‬اشرافیت را رد می کند و‬ ‫تبعیض را نمی پذیرد و به عبارت کلی تر تغییر و تبدیل‬ ‫و تلبیس اسالم را برنمی تابد‪ .‬فریاد او اگرچه تا لحظه ی‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫شهادت عده ی قلیلی را با‬ ‫وی همراه می کند اما از زمانی‬ ‫که زینب کبری؟اهس؟ قیام او‬ ‫را تبلیغ و ترو یج می کند و‬ ‫پیام او را تفسیر و تشریح و راز‬ ‫هنرنمایی او برمال می سازد دل‬ ‫کوفی و شامی را _ که همه یا در‬ ‫صحنه ی قتال با حسین؟ع؟‬ ‫سنگی ان ها‬ ‫دل‬ ‫بوده اند یا پشت جبهه _ می لرزاند‪ ،‬بر ِ‬ ‫ِ‬ ‫نیز تاثیر می گذارد و اشک ها را جــاری می کند‪ .‬این‬ ‫اولین قدم های عبور از تخیل اجتماعی و هنر حسین‬ ‫بن علی است‪ .‬این است که از شهادت حسین بن‬ ‫علی به بعد‪ ،‬نهضت او همواره الهام بخش و تهییج و‬ ‫ترغیب کننده ی گروه های فراوانی برای احیای مقاصد‬ ‫شریعت و حرکت در این مسیر بوده است‪.‬‬ ‫انچه از هنر و زیبایی عرض شد همه و همه در حسین‬ ‫بن علی؟ع؟ و در هنرنمایی کربالی او جمع است‬ ‫به گونه ای که حسین بن علی در اوج قرار دارد و ما در‬ ‫حضیض‪ .‬پس برای خلق هنر چاره ای نیست و راهی‬ ‫باقی نمی ماند جز اقتدا و اشاره به قله و حرکت به سمت‬ ‫ارتفاعات ارمان شهر کربال‪ .‬معطوف کردن جان ها به او‬ ‫به طرز مضاعفی احساسات جامعه را اماده ی پذیرش‬ ‫حقایق و نیل به ان می کند و نقطه ی کانونی توجه به‬ ‫ت عزاداری‪.‬‬ ‫حسین بن علی؟ع؟ جایی نیست جز هیئا ‬ ‫محیط هایی که همواره به صورت هفتگی و مناسبتی‬ ‫و به ویژه در ماه های محرم و صفر مرکز تجمع دلدادگان‬ ‫حسینی ست که خود این اجتماع قلوب و هماهنگی‬ ‫نفوس جاذبه ی شخص شخیص سیدالشهداست‪.‬‬ ‫تبیین شد که هنر ربط وثیقی با حسین بن علی؟ع؟‬ ‫دارد و نتیجه ان شد که هنر‪ ،‬موفق و موثر است اگر و‬ ‫فقط اگر به او و حرکت او اشاره کند و از هر جا بهتر‬ ‫برای این اشاره هیئات عزادار ی اند که چهار عامل‬ ‫مهم در ان ها موجود است‪:‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫نبود؛ ارتباط قلبی خود را با سیدالشهدا؟ع؟ به عنوان‬ ‫محور و مدار بیشتر کند و شدت تاثراتش از نهضت‬ ‫کربال بیشتر باشد‪ ،‬رقیق تر‪ ،‬دقیق تر و عمیق تر می تواند‬ ‫با تخیل خود تخیل اجتماعی را تحت تاثیر قرار داده‬ ‫و احساسات و عواطف جامعه را حول وجود مقدس‬ ‫ابا عبداهلل؟ع؟ به جوشش دراورد تا حرکت حسینی‬ ‫به همان صورت‪ ،‬در این اجتماع نیز شکل بگیرد و‬ ‫رفته رفته جامعه را به تمدن مهدوی برساند‪.‬‬ ‫ً‬ ‫در اخر مجددا تکرار می کنم هنر چیزی نیست جز اشاره‬ ‫به اسماء حسنی و صفات جمال الهی و کدام یک از‬ ‫اسماء حسنی شیرین تر [‪]4‬و[‪ ]5‬و کدام جمال الهی‬ ‫جمیل تر از حسین؟!‬ ‫ای مظهر جمال جمیل خدا حسین‪. ...‬‬ ‫‪ .1‬محور هنر‪ :‬اباعبداهلل؟ع؟ که محور و مظهر هنر‬ ‫است ان گونه که بیان شد‪.‬‬ ‫‪ .2‬مخاطب هنر‪ :‬جمعی که برای عزاداری امده اند‪،‬‬ ‫جمعی که متاثرین از هنر عاشورایی خواهند بود‪.‬‬ ‫‪ .3‬خالق هنر‪ :‬خدامی که برای برپایی عزا جمع‬ ‫شده اند‪ ،‬جمعی که موثرین هنر خواهند بود‪،‬‬ ‫ان هــایــی که هنر را حــول محور اباعبداهلل؟ع؟‬ ‫خلق می کنند‪.‬‬ ‫‪.4‬بستر ارائه هنر‪ :‬برپایی مدام مجالس عزای حسینی‬ ‫که الزمه ی پیوستگی حرکت به سمت توحید‬ ‫ذیل پرچم مقدس و مطمئن اباعبداهلل؟ع؟ را‬ ‫فراهم می کند‪.‬‬ ‫تعریف هنر گفته شد و ربط و نسبت ان با اباعبداهلل؟ع؟‬ ‫مشخص شد و به این که در هیئات عزاداری ّ‬ ‫مقومات‬ ‫امر هنری مهیاست نیز اشــاره شد‪ .‬البته این اشاره‬ ‫کوچک و کوتاهی در فهم کلی مسئله بود ولی با خرد‬ ‫شدن در قالب های امروزی هنر در نهایت الزم به ذکر‬ ‫است که چه گونه هایی قابلیت رشد در ساحت هیئات‬ ‫را خواهند داشت؟‬ ‫در ابتدای پاسخ به این پرسش ذهن مخاطب شاید‬ ‫تنها هنر خطابه و شعر را بیابد اما دقت در جوانب‬ ‫گوناگون کار هیئات غیر از این دو نوع که البته بسیار‬ ‫اساسی هم هستند اقسام دیگری نیز یافت می شود‪.‬‬ ‫از جمله ساخت ملودی و موسیقی متناسب با هدف‬ ‫عزاداری‪ ،‬طراحی پوستر‪ ،‬فضاسازی و طراحی دکوراسیون‬ ‫و ‪ . ...‬ظرفیت هایی مثل تعزیه نیز که خیلی قبل تر از‬ ‫ابراز وجود تئاتر و سینما در ایران نشان دهنده ی رشد‬ ‫هنر نمایش در ارتباط مستقیم و بی پرده با دستگاه‬ ‫اباعبداهلل؟ع؟ است؛ امروزه وجهه ی خود را از دست‬ ‫داده و کمتر مورد توجه قرار می گیرد‪ .‬به هر حال هرقدر‬ ‫خالق این اثار در کنار یادگیری و به کارگیری امور فنی‬ ‫و ساختاری که در این مقال مجال پرداختن به ان ها‬ ‫پی نوشت‬ ‫[‪ .]1‬ایه شریفه ‪ 17‬سوره مبارکه رعد‪ :‬خداوند از اسمان ابى فرستاد؛ و از هر‬ ‫ّ‬ ‫دره و رودخانه اى به اندازه ان ها سیالبى جارى شد؛ سپس سیل بر روى خود‬ ‫کفى حمل کرد؛ و از انچه (در کوره ها)‪ ،‬براى به دست اوردن زینت االت یا‬ ‫وسایل زندگى‪ ،‬اتش روى ان روشن مى کنند نیز کف هایی مانند ان به وجود‬ ‫مى اید‪ -‬خداوند‪ ،‬حق و باطل را چنین مثل مى زند!‪ّ -‬اما کف ها به بیرون‬ ‫پرتاب مى شوند‪ ،‬ولى انچه به مردم سود مى رساند [اب یا فلز خالص ] در زمین‬ ‫مى ماند؛ خداوند این چنین مثال مى زند!‬ ‫[‪ .]2‬اللهوف على قتلى الطفوف ‪ /‬ترجمه فهرى ‪ /‬النص ‪ / 160 /‬المسلک‬ ‫الثالث فی االمور المتاخره عن قتله صلوات اهلل علیه ؛ ابن زیاد گفت‪ :‬نظرت‬ ‫درباره ی انچه خدا با برادر و اهل بیتت کرد چیست؟ زینب کبری فرمود‪ :‬جز‬ ‫زیبایی چیزی ندیدم‪. ...‬‬ ‫[‪ .]3‬ایه ی شریفه ی ‪ 143‬از سوره ی مبارکه ی اعراف؛ َو َل َّما َ‬ ‫جاء ُموسى ِلمیقا ِتنا َو‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫َ َّ َ ُ َ ُّ ُ َ‬ ‫ُْ ْ َ ْ َ َ َ‬ ‫ْ َ ََّ‬ ‫َ‬ ‫قال َر ّب َارنی َا ْن ُظ ْر ال ْی َ‬ ‫ک قال ل ْن ترانی َو ِ ًلک ِن انظر ِالى الجب ِل ف ِا ِن َاستقر‬ ‫کلمه ربه‬ ‫َ َ َ ِ ِ َ َ َ ِ َّ ُ ْ‬ ‫َ ّ َ‬ ‫ً ََ َ َ‬ ‫َمکان ُه ف َس ْوف َترانی فل ّما َت َجلَى َ َر ّب ُه ِلل َج َب ِل َج َعل ُه َدکا َو خ َّر ُموسى َص ِعقا فل ّما افاق‬ ‫ْ‬ ‫ُ‬ ‫َ‬ ‫َ ُ ْ َ‬ ‫ک ُت ْب ُت ال ْی َ‬ ‫حان َ‬ ‫ک َو ا َنا ا َّول ال ُم ْو ِم َ‬ ‫نین‪ :‬و هنگامی که موسى به میعادگاه‬ ‫قال سب‬ ‫ِ‬ ‫ما امد‪ ،‬و پروردگارش با او سخن گفت‪ ،‬عرض کرد‪« :‬پروردگارا! خودت را به من‬ ‫نشان ده‪ ،‬تا تو را ببینم!» گفت‪« :‬هرگز مرا نخواهى دید! ولى به کوه بنگر‪ ،‬ا گر‬ ‫در جاى خود ثابت ماند‪ ،‬مرا خواهى دید!» اما هنگامی که پروردگارش بر کوه‬ ‫جلوه کرد‪ ،‬ان را همسان خا ک قرار داد؛ و موسى مدهوش به زمین افتاد‪ .‬چون‬ ‫به هوش امد‪ ،‬عرض کرد‪« :‬خداوندا! منزهى تو (از اینکه با چشم تو را ببینم)!‬ ‫من به سوی تو بازگشتم! و من نخستین مومنانم!»‬ ‫ْ‬ ‫[‪ .]4‬الکافی َ(ط ‪ -‬االسالمیه) ‪ /‬ج ‪ / 144 / 1‬باب َالنوادر ‪ ...‬ص‪143 :‬؛ ال ُح َس ْی ُن‬ ‫ْ ُ ُ َ َّ ْ ْ َ ُّ َ ُ َ َّ ُ ْ ُ َ ْ َ َ ً‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫یعا َع ْن ا ْح َمد ْبن ا ْس َحاق َع ْ‬ ‫ن َس ْعد َان‬ ‫بن محم ٍد الشع ِری و محمد بن یحیَى ج ِم‬ ‫َ‬ ‫َ ْ ِ ِ َ َّ َ َ َّ َ َّ‬ ‫َ‬ ‫َ َ َ‬ ‫َ‬ ‫ل‬ ‫و‬ ‫‬‫ل‬ ‫ج‬ ‫و‬ ‫ز‬ ‫ع‬ ‫اهَّلل‬ ‫ل‬ ‫و‬ ‫ق‬ ‫ی‬ ‫ف‬ ‫ع‬ ‫ ‬ ‫اهَّلل‬ ‫ُِ‬ ‫ِْ ِ‬ ‫ْب ْ َِن ُم ْس ِل ٍ ْم ع ْن ُم َع ِ َاو َیه ْب ِن ع ّم ٍار َ َع ْن ا ِبی ع ْب ِد ِ ْ َ ِ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫ّ‬ ‫َْ‬ ‫َ‬ ‫ْ‬ ‫ُ‬ ‫ُ‬ ‫َ‬ ‫ُ‬ ‫ْ‬ ‫َ‬ ‫ُ‬ ‫َ‬ ‫ُ‬ ‫ْ‬ ‫ْ‬ ‫َ‬ ‫اهَّلل السماء الحسنى ال ِتی ل یقبل‬ ‫ال ْسماء ال ُح ْسنى ف‬ ‫ادعوه ِب َها قال نحن و ِ‬ ‫َ‬ ‫ّ‬ ‫ْ‬ ‫ً‬ ‫ُ‬ ‫اهَّلل ِم َن َ ال ِع َب ِاد َع َمل ِال ِب َم ْع ِرف ِت َنا؛ امام صادق (ع) در بیان قول قران در ایه ی‬ ‫َ َّ ْ‬ ‫ْ‬ ‫َ‬ ‫ْ‬ ‫ُ‬ ‫ُ‬ ‫ُ‬ ‫ْ‬ ‫ْ‬ ‫ل السماء الحسنى فادعوه ِبها» فرمودند به خداقسم که اسماء حسنی ما‬ ‫«و ِ‬ ‫]اهل بیت[ هستیم که خدا عمل بندگانش را َبدون َمعرفت ما قبول نمی کند‪.‬‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫ُ‬ ‫[‪ .]5‬مفاتیح الجنان ‪ /‬زیارت جامعه کبیره‪ :‬ف َما‪ ‬ا ْحلی ا ْس َم َاء ک ْم‪ :‬چقدر نام های‬ ‫شما ]اهل بیت[ شیرین است‪. ...‬‬ ‫‪106‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫سید محمدحسین میرهادی‬ ‫پژوهشگر هسته احیای امر مرکز رشد‬ ‫دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫‪107‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫ّ‬ ‫هیئت تراز‪ ،‬یک قله نیست بلکه «سلسله قلل» یک رشته‬ ‫کوه واحد است‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫هیئت تراز‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫طبق نقل تاریخ‪ ،‬از حضرت ادم تا حضرت خاتم و بعد‬ ‫از ان‪ ،‬اولیای الهی‪ ،‬همگی روضه خوان مصیبت سید‬ ‫الشهدا؟ع؟ بوده اند‪ .‬نقل تمام مقاتل و منابع است که‬ ‫از همان عصر عاشورا نیز که ان فاجعه عظیم اتفاق‬ ‫افتاد‪ ،‬و امام حسین؟ع؟ به شهادت رسید‪ ،‬حضرت‬ ‫زینب؟ع؟ بر سر پیکر مطهر برادر حاضر شده و شروع‬ ‫به عزاداری می کنند و با این حرکت‪ ،‬عزاداری برای‬ ‫امام حسین؟ع؟ اغاز می شود‪ .‬کاروان اسرای اهل بیت‬ ‫؟مهع؟ نیز از همان روز عاشورا و پس از ان‪ ،‬به انحای‬ ‫مختلف‪ ،‬مجالس ع ــزاداری و تبیین حرکت سید‬ ‫الشهدا؟ع؟ را اغاز نمودند [‪ .]1‬پس از واقعه عاشورا‪،‬‬ ‫امامان ما از طرف حکومت وقت تحت فشار بوده و‬ ‫بسط ید زیادی نداشتند‪ ،‬به همین جهت است که‬ ‫طبق نقل تاریخی که حضرت سجاد؟ع؟‪ ،‬بعد از واقعه‬ ‫عاشورا‪ ،‬با بهره گیری از هر فرصتی نظیر هنگام نوشیدن‬ ‫اب و ‪ ،...‬به یاداوری مصیبت کربال می پرداخته اند‬ ‫و از قضا برخالف تصور عموم‪ ،‬این حرکت امام امری‬ ‫همیشگی و روزمــره نبوده‪ ،‬بلکه هدفمند و در زمان‬ ‫مناسب در جهت منقلب نمودن قلوب و اثرگذاری‪،‬‬ ‫صورت می پذیرفته است [‪ .]2‬با فراهم شدن شرایط‬ ‫نسبی در زمان امامین صادقین؟امهع؟‪ ،‬دعوت به زیارت‬ ‫سید الشهدا؟ع؟ جدی تر شده و با گذشت زمان‪ ،‬در‬ ‫ً‬ ‫زمان امام کاظم؟ع؟ و خصوصا حضرت رضا؟ع؟‪،‬‬ ‫عزاداری و گریه بر سیدالشهدا؟ع؟ عمومیت بیشتری‬ ‫پیدا می نماید [‪ ]3‬به نحوی که در این زمان‪ ،‬حزن و‬ ‫عزاداری در ایام دهه اول محرم به صورت رسمی شکل‬ ‫گرفته و در زمان سایر ائمه بعد از ان نیز ادامه یافته و‬ ‫تقویت می گردد‪]4[ .‬‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫‪ .1‬مقدمه‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫هیئت محل «بیان» و «تبیین» برای «هدایت»‬ ‫است؛ بیان معارف اهل بیت ؟مهع؟‪ ،‬در بستر‬ ‫«عاطفه» و «محبت»‪ .‬از این رو در هیئت‪،‬‬ ‫بروز عاطفه شمولیت بیشتری نسبت به‬ ‫تعقل دارد‪.‬‬ ‫ای ـن صــورت اســت کــه مــا ک حضور و جمعیت در‬ ‫هیئت‪ ،‬کثرت ابدان نبوده و به مال ک جذب قلوب‬ ‫در هیئت باز می گردد‪]7[ .‬‬ ‫در واقع امر‪ ،‬کارکرد اصلی نهاد هیئت‪ ،‬ابالغ و رساندن‬ ‫پیام امــام به امــت اســت [‪ ]8‬و تفاوت عمده ان با‬ ‫سایر تشکل ها‪ ،‬در این است که افراد‪ ،‬عالوه بر ارتباط‬ ‫«بینشی»‪ ،‬ارتباط و پیوند «عاطفی» دارنــد و عاطفه‬ ‫ً‬ ‫و محبت‪ ،‬محور است‪ ]9[ .‬از این رو‪ ،‬هیئت صرفا‬ ‫برگزاری یک مراسم مذهبی نبوده‪ ،‬بلکه محلی برای‬ ‫برانگیختن اندیشه و احساس در جهت حق‪ ،‬اولیای‬ ‫دین و تحقق حق می باشد‪ ]10[ .‬در بیانات ایت اهلل‬ ‫مصباح یــزدی در خصوص وظیفه اصلی هیئات‬ ‫داریم که‪« :‬کار اصلی هیئت ها‪ ،‬احیاء امر اهل بیت‬ ‫صلوات اهلل علیهم اجمعین است‪ .‬اگر ما بخواهیم‬ ‫وظیفه هیئت ها را در یک ز بــان نسبتا علمی ارائــه‬ ‫کنیم‪ ،‬باید بگوییم که انسان بــرای اینکه این مسیر‬ ‫صحیح را انتخاب کند و قوای خودش را در ان راه‬ ‫بسیج کند و از ان استفاده کند‪ ،‬به دو چیز احتیاج‬ ‫دارد؛ یکی شناخت‪ ،‬و یکی انگیزه احساسی‪ .‬ان وقتی‬ ‫این شناخت‪ ،‬مرا به حرکت وا می دارد که توام شود با‬ ‫عاطفه‪ ،‬با محبت‪ ،‬با احساس‪ .‬عقل و احساس باید‬ ‫باشد‪ .‬عقل راه را باز کند و نشان بدهد و احساس به‬ ‫حرکت در بیاورد‪ .‬نقش اساسی هیئت ها در جامعه ما‪،‬‬ ‫بخصوص جامعه شیعی‪ ،‬تقویت احساس و عواطف‬ ‫مذهبی است‪]11[».‬‬ ‫زمانی که عاطفه و محبت‪ ،‬محور اجتماع و حرکتی‬ ‫قرار گیرد‪ ،‬قدرت اثرگذاری ان جمع را چندین برابر‬ ‫از این روســت که مجالس مذهبی‪ ،‬بعنوان یکی از‬ ‫کانون های اصیل تشیع از همان زمان بر محور واقعه‬ ‫عاشورا و برانگیختن عواطف عمومی با محوریت‬ ‫محبت امام حسین؟ع؟ شکل گرفته و تا به امروز نیز‬ ‫امتداد ان‪ ،‬ادامه یافته است‪ .‬به نحوی که بسیاری‬ ‫از اندیشمندان غیر مسلمان نیز‪ ،‬زنده ماندن یاد این‬ ‫حادثه را از معجزات ان برمی شمارند‪.‬‬ ‫‪ .2‬عزاداری با هویتی مستقل‬ ‫امــروزه نیز با گذشت بیش از هزار و سیصد و پنجاه‬ ‫سال از حادثه کربال‪ ،‬نه تنها این مجالس عــزاداری‬ ‫کمرنگ نگردیده بلکه با اوج گرفتن این مجالس در‬ ‫طی تاریخ‪« ،‬هویتی مستقل» نیز پیدا کرده است که‬ ‫از ان تعبیر به «هیئت» می گردد‪ .‬هیئات مذهبی به‬ ‫عنوان متولیان اصلی برپایی مجالس مذهبی‪ ،‬به عنوان‬ ‫نهادی مستقل و مردمی عمل کرده و مفهوم‪ ،‬کیفیت‬ ‫و کمیت عزاداری را نیز توسعه بخشیده اند و از طرف‬ ‫دیگر‪ ،‬منحصر در عزاداری نگردیده بلکه شادی اهل‬ ‫بیت ؟مهع؟ را نیز به ان اضافه نموده اند‪.‬‬ ‫هیئت محل «بیان» و «تبیین» برای «هدایت» است؛‬ ‫[‪ ]5‬بیان معارف اهل بیت ؟مهع؟‪ ،‬در بستر «عاطفه» و‬ ‫«محبت»‪ .‬از این رو در هیئت‪ ،‬بروز عاطفه شمولیت‬ ‫بیشتری نسبت به تعقل دارد‪ ]6[ .‬از ان جــایــی که‬ ‫تعریف هیئت‪ ،‬به «انسان» صورت می پذیرد‪ ،‬و چون‬ ‫انسان ُبعد فرابدنی نیز دارد‪ ،‬لذا در تعریف هیئت نیز‬ ‫نباید به بعد ظاهری محدود شویم‪ .‬از این روست که‬ ‫حضور در هیئت‪ ،‬بعد فرابدنی نیز پیدا می کند و در‬ ‫‪108‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫‪ -3‬هیئت تراز‪ :‬الگوی حداقلی یا حداکثری؟‬ ‫در پیروزی انقالب اسالمی نیز‪ ،‬جریان عاشورا و حرکت‬ ‫امام حسین؟ع؟ به عنوان عامل ّ‬ ‫محرکه مردم و هیئات‬ ‫به عنوان بستری برای مبارزه‪ ،‬نقش افرینی عمده ای‬ ‫داشتند‪ .‬چنان چه در بیانات رهبر معظم انقالب‬ ‫‪109‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫تفکرات صحیح اسالمی بوده است‪ ...‬در انقالب ما‪،‬‬ ‫این معنا به صورت ّبینی واضح بود‪ .‬معلوم نبود اگر‬ ‫ما این حادثه را نمی داشتیم‪ ،‬چه طور می توانستیم در‬ ‫این معرکه خوض کنیم‪ .‬این خودش فصل عریض و‬ ‫قابل تعمقی است که تمسک به ذیل ماجرای عاشورا‬ ‫و مجاهدت سیدالشهدا علیه ّ‬ ‫الصاله و ّ‬ ‫السالم‪ ،‬چه‬ ‫تاثیری در وضع انقالب ما داشت‪ .‬انسان وقتی در این‬ ‫مساله غور می کند‪ ،‬از عظمت تاثیر ان حادثه به دهشت‬ ‫می افتد و فکر می کند کسانی که از ان محرومند‪ ،‬این‬ ‫خال را چگونه می توانند ُپر کنند‪]15[ ».‬‬ ‫در عصر حاضر و در دوران انقالب اسالمی‪ ،‬چگونگی‬ ‫هیئات مذهبی و نقش و کارکرد ان ها نیاز به بررسی‬ ‫و تامل بیشتری دارد‪ .‬طبیعی اســت که با استقرار‬ ‫حکومت اسالمی‪ ،‬از طرفی‪ ،‬نقش ایجابی این نهاد‬ ‫مردمی و اصیل شیعی‪ ،‬نیز متفاوت و پررنگ تر گردیده‬ ‫و از طرفی دیگر‪ ،‬تالش مخالفان برای اسیب ساز ی ‬ ‫در جهت بی اثر ساختن و به انحراف کشیدن ان نیز‬ ‫بیشتر خواهد شد‪ .‬از ای ـن رو است که در سال های‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫می نماید‪ .‬به همین جهت است که هیئات و مجالس‬ ‫مذهبی‪ ،‬از اثرگذاری باالیی در جامعه در راستای‬ ‫تحقق حق برخوردارند‪.‬‬ ‫دشمنان نیز به خوبی به ایــن امــر واق ـف انــد‪ .‬از این‬ ‫روست که از هیچ برنامه ای جهت کم رنگ ساختن و یا‬ ‫«اسیب سازی» هیئات کوتاهی نمی ورزند‪ .‬نمونه هایی‬ ‫مانند ان چه که در مقاله ی «جفری هالورسون» استاد‬ ‫ارتباطات استراتژیک دانشگاه اریزونا امده است این‬ ‫مدعی را تایید می نماید [‪ .]12‬در برش تاریخی نیز‬ ‫مشاهده می کنیم که یکی از کارهای رضاخان برای‬ ‫ایجاد محبوبیت در بین مردم‪ ،‬حضور در دسته ها و‬ ‫هیئت های عزاداری بوده است‪ .‬این در حالی است که‬ ‫پس از بدست اوردن قدرت و گذشت زمان‪ ،‬نمونه ای‬ ‫از تالش برای به تعطیلی کشاندن نهاد مردمی هیئت‬ ‫را نیز در همان زمان می توان مشاهده نمود‪ .‬جالب‬ ‫توجه است که در ان زمان که دولت های استعماری و‬ ‫دست نشانده ی انان یعنی رضاخان‪ ،‬اسالم را به عنوان‬ ‫ّ‬ ‫سدی در برابر اهداف استعماری خود دیدند‪ ،‬دست به‬ ‫سه اقدام زدند‪ .1 :‬ممنوعیت لباس روحانیت ‪ .2‬کشف‬ ‫حجاب ‪ .3‬ممنوعیت برگزاری هیئات و جلسات‬ ‫مذهبی؛ [‪ ]13‬که این امر خود نشان دهنده واقف بودن‬ ‫دشمنان بر شدت اثرگذاری هیئت در جامعه است‪.‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫اسالمی نیز داریــم که «مراسم عاشورای حسینی در‬ ‫انقالب ما نقش تعیین کننده داشت‪ .‬هیجانی که‬ ‫مــردم در ایــن مراسم پیدا می کردند‪ ،‬توانست ملت‬ ‫ما را متحول کند؛ هم در سال ‪ ۵۹‬که اول کار و اول‬ ‫هیجان و تالطم این اقیانوس بود‪ ،‬و هم در سال ‪ ۵۷‬که‬ ‫اوجش بود؛ مراسم عاشورا این گونه است‪ ]14[ ».‬و یا در‬ ‫جایی دیگر می فرمایند‪« :‬ماجرای حسین بن علی علیه‬ ‫ً‬ ‫ّ‬ ‫ السالم‪ ،‬حقیقتا موتور حرکت قرون اسالمی در جهت‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫در پیروزی انقالب اسالمی نیز‪ ،‬جریان‬ ‫عاشورا و حرکت امام حسین؟ع؟ به عنوان‬ ‫عامل ّ‬ ‫محرکه مــردم و هیئات به عنوان‬ ‫بستری برای مبارزه‪ ،‬نقش افرینی عمده ای‬ ‫داشتند‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫هیئت تراز شامل اصول و چارچوب های‬ ‫اص ـلــی و ثــابــت اس ــت ک ــه مـتـنــاســب با‬ ‫فرهنگ های مختلف و اقتضائات هر زمان‬ ‫و مکان‪ ،‬قابلیت تطبیق پیدا می نماید‪.‬‬ ‫جهت حرکت را نشان داده و موقعیت و موفقیت ما را‬ ‫در مسیر مشخص می سازد‪ .‬در مقدمه فانوس [‪،]19‬‬ ‫هیئت تراز انقالب اسالمی‪ ،‬چنین تعریف شده است‪:‬‬ ‫ّ‬ ‫«هیئت تراز انقالب اسالمی‪ ،‬همان قله ای است که‬ ‫باید به سویش حرکت نمود‪ .‬همان هیئت الگویی‬ ‫که گوشه گوشه و لحظه لحظه اش مورد رضایت امام‬ ‫عصر عجل اهلل تعالی فرجه الشریف باشد‪ .‬هیئتی‬ ‫که شایسته برپایی در حضور حضرتش باشد‪ .‬هیئتی‬ ‫اماده حضور و ظهور‪ ...‬ترسیم بایسته ها و شایسته های‬ ‫چنین هیئتی‪ ،‬هر چند سخت و دشوار می نماید؛ اما‬ ‫الزم است و ضــروری‪ .»...‬هیئت تراز‪ ،‬بستری برای‬ ‫ّ‬ ‫خط کشی و ایجاد مرز بین هیئات نیست‪ ،‬بلکه قله ای‬ ‫جهت حرکت رو به جلو و وحدت در چشم انداز و‬ ‫هدف است‪.‬‬ ‫وجود معصـومین؟مهع؟ دریایی بی کران و الیتنهی است‬ ‫و فیض انان در شمار و اعداد نمی گنجد‪ .‬هیئت نیز‬ ‫منتسب به امام و بستر پیوند با والیت معصوم است‪ ،‬از‬ ‫این رو حد یقف نداشته و هیچ گاه نمی توان با ّ‬ ‫قطعیت‬ ‫ّادعا نمود که به غایت و منتهای خود رسیده است‪.‬‬ ‫به همین جهت است که ّ‬ ‫اهمیت تعریف حداکثری‬ ‫«هیئت تــراز»‪ ،‬در این است که هیئت را از تالش و‬ ‫کوشش در جهت «رشــد» بازنداشته و با موفقیت و‬ ‫اثرگذار ی های مقطعی‪ ،‬متوقف نمی سازد‪.‬‬ ‫در این جا این سوال اساسی پیش می اید که ایا تعریف‬ ‫مفهوم هیئت تراز‪ ،‬به معنی طرح یک الگو و بمنظور‬ ‫یکسان سازی هیئات است؟ در پاسخ باید گفت که‬ ‫ً‬ ‫اساسا اقتضای فهم درست از هیئت و هئیت داری‬ ‫اخیر‪ ،‬موضوعی با عنوان «هیئت تراز» مطرح گردیده‬ ‫و نظرات پیرامون ان نیز متنوع می باشد‪.‬‬ ‫در این جا کمی بیشتر به تبیین و تفصیل منظور خود از‬ ‫«هیئت تراز» می پردازیم‪ .‬در یک تمثیل‪« ،‬هیئت» مانند‬ ‫«اسالم» است‪ .‬همان طور که اسالم مراتب و حداقل‬ ‫و حداکثر داشته و از شهادتین اغاز و تا شهادت قابل‬ ‫تعریف است [‪ ،]16‬هیئت نیز ذو مراتب بوده و طیف‬ ‫وسیعی را شامل می شود‪ .‬عده ای از صاحب نظران‬ ‫معتقدند که تعریف مفهومی به نام هیئت تراز برای‬ ‫هیئات صحیح نبوده و اگر هم قابل تعریف باشد‪ ،‬یک‬ ‫الگو و مفهوم «حداقلی» است‪ ]17[ .‬بدین معنی که اگر‬ ‫بخواهیم هیئت تراز را تعریف نماییم‪ ،‬در نهایت به یک‬ ‫سری اصول و چارچوب های حداقلی خواهیم رسید‪ .‬در‬ ‫رد این نظر باید گفت که جمعی دیگر از صاحب نظران‬ ‫معتقدند که برای وضع چنین اصول های حداقلی‪،‬‬ ‫نیازی به تعریف مفهوم جدیدی به نام هیئت تراز‬ ‫نیست‪ ،‬بلکه با ارائه تعریف جامع و مانع از هیئت‪،‬‬ ‫اصول حداقلی برای این که به یک تشکل و نهاد‪ ،‬اطالق‬ ‫هیئت گردد‪ ،‬نیز پوشش داده خواهد شد که بسط این‬ ‫مطلب در حیطه مقال دیگری است‪.‬‬ ‫با عنایت به نکته فوق‪ ،‬می توان دریافت که مفهوم‬ ‫هیئت تراز‪ ،‬اشاره به یک مدل و الگوی «حداکثری»‬ ‫ّ‬ ‫دارد‪ .‬هیئت تراز «قله» است؛ [‪ ]18‬یعنی اشاره به‬ ‫هدف و چشم انداز دارد‪ .‬رسیدن به ان مستلزم تالش‬ ‫و سختی بــوده امــا ناممکن نیست‪ .‬وجــود هدف‪،‬‬ ‫ً‬ ‫ض ــروری و الزم اســت و ا گــر هــدف نباشد‪ ،‬اساسا‬ ‫حرکت بی معنی و بی اثر خواهد بود‪ .‬هدف است که‬ ‫‪110‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪111‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫[‪ .]1‬برگرفته از نشست تخصصی هسته احیا امر با اقای دکتر رجبی دوانی‪96/10/25 ،‬‬ ‫[‪ .]2‬برگرفته از نشست تخصصی هسته احیا امر با ایت اهلل علم الهدی‪96/04/11 ،‬‬ ‫[‪ .]3‬برگرفته از نشست تخصصی هسته احیا امر با اقای دکتر رجبی دوانی‪96/10/25 ،‬‬ ‫[‪ .]4‬برگرفته از نشست تخصصی هسته احیا امر با ایت اهلل علم الهدی‪96/04/11 ،‬‬ ‫[‪« .]5‬تعابیری که در قران [برای هدایت] امده است {هدی للناس} یا در‬ ‫مرتبه ای {هدی للمتقین} است و هر دوی این ها در هیئت نقش دارد‪ .‬یعنی‬ ‫هیئت هم نقش هدایت مردم و هم هدایت متقین را بر عهده دارد؛ پس باید‬ ‫برنامه هایش به گونه ای باشد که هم هدایت ناس را شامل بشود هم هدایت‬ ‫متقین را» برگرفته از نشست تخصصی هسته احیا امر با حجت االسالم و‬ ‫المسلمین عابدینی‪97/02/31 ،‬‬ ‫[‪ .]6‬برگرفته از نشست تخصصی با حجت االسالم و المسلمین کردمیهن‪96/11/18 ،‬‬ ‫[‪ .]7‬برگرفته از نشست تخصصی هسته احیا امر با حجت االسالم و المسلمین‬ ‫عابدینی‪97/02/31 ،‬‬ ‫[‪ .]8‬برگرفته از فرمایشات ایت اهلل میرباقری‬ ‫[‪ .]9‬برگرفته از نشست تخصصی هسته احیا امر با ایت اهلل علم الهدی‪96/04/11 ،‬‬ ‫[‪ .]10‬بیانات حجت االسالم و المسلمین پناهیان در اولین همایش ملی هیئت‬ ‫های فعال در عرصه اربعین‪94/08/21 ،‬‬ ‫[‪ .]11‬بیانات ایت اهلل مصباح یزدی در دومین همایش ملی هیئت های محوری‬ ‫و برگزیده کشور‪1392/12/08 ،‬‬ ‫[‪ .]12‬جفری هالورسون نظریه پرداز و پروفسور دانشگاه اریزونای امریکا‪ ،‬با انتشار‬ ‫مقاله ای تصریح نمود که دیگر راهکارهای نظامی برای مقابله را در «براندازی‬ ‫نرم» با حکومت ایران چندان کارایی نداشته و جبهه غرب و استکبار باید تغییر‬ ‫تا کتیک داده و دستور کار خویش قرار دهد‪ .‬هالورسون در این مقاله‪ ،‬استراتژی‬ ‫پیشنهادی خود را اینگونه مطرح می کند که برای موفقیت در مقابل نظام و‬ ‫حکومت ایران‪ ،‬باید از ماجرای کربال بهره برداری صورت پذیرد‪ .‬نکتۀ جالب‬ ‫توجه در این جاست که او یک جریان خاص را بعنوان بهترین کارا کتر برای‬ ‫ایفا نمودن نقش طرفداران امام حسین و مقابله با یزید ساختگی یعنی نظام‬ ‫مقدس جمهوری اسالمی معرفی می کند‪.‬‬ ‫[‪ .]13‬برگرفته از نشست تخصصی هسته احیا امر با اقای دکتر رجبی دوانی‪،‬‬ ‫‪96/10/25‬‬ ‫[‪ .]14‬بیانات مقام معظم رهبری در تاریخ ‪1363/08/10‬‬ ‫[‪ .]15‬بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از روحانیون‪1370/04/20 ،‬‬ ‫[‪ .]16‬برگرفته از نشست تخصصی هسته احیا امر با حجت االسالم و المسلمین‬ ‫طائب‪97/05/02 ،‬‬ ‫[‪ .]17‬برگرفته از نشست تخصصی هسته احیا امر با جناب اقای حسام‬ ‫مظاهری‪96/04/10 ،‬‬ ‫[‪ .]18‬برگرفته از نشست تخصصی هسته احیا امر با جناب اقای مهدی‬ ‫رسولی‪96/11/01 ،‬‬ ‫[‪ .]19‬نشریه جامعه ایمانی مشعر‬ ‫[‪ .]20‬برگرفته از نشست تخصصی هسته احیا امر با جناب اقای حسام‬ ‫مظاهری‪96/04/10 ،‬‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫پی نوشت‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫نشان می دهد که ایجاد مشابهت و یکسان سازی‬ ‫هیئات پدیده ای نادرست است‪ .‬خاصه اگر موضوع‬ ‫صحبت‪ ،‬جامعه ایرانی باشد که دارای فرهنگ ها‬ ‫و خرده فرهنگ های متکثری بوده و هر فرهنگ با‬ ‫اقتضائات خاص خــودش همراه اســت‪ .‬فهم تکثر‬ ‫فرهنگی و توجه به تفاوت های فرهنگی و اداب و‬ ‫رسوم متنوع و متفاوت خرده فرهنگ های مختلف‪،‬‬ ‫ما را به این نتیجه می رساند که هیئت تراز نیز برای‬ ‫فرهنگ های گونا گون‪ ،‬متفاوت است‪ .‬از این رو است‬ ‫ً‬ ‫که در اسیب شناسی هیئات نیز‪ ،‬لزوما مساله ای به‬ ‫نام اسیب نداشته‪ ،‬بلکه «اسیب ها» برای «هیئت ها»‬ ‫داریم‪]20[ .‬‬ ‫با توجه به تبیین فوق‪ ،‬این طور می توان بیان نمود که‬ ‫ّ‬ ‫در واقع هیئت تراز‪ ،‬یک قله نبوده بلکه «سلسله قلل»‬ ‫یک رشته کوه واحد است‪ .‬هیئت تراز شامل اصول‬ ‫و چارچوب های اصلی و ثابت است که متناسب با‬ ‫فرهنگ های مختلف و اقتضائات هر زمان و مکان‪،‬‬ ‫قابلیت تطبیق پیدا می نماید‪ .‬از این رو‪ ،‬با تعریف مفهوم‬ ‫ً‬ ‫هیئت تــراز‪ ،‬نه تنها لزوما مشابهت و یکسان سازی‬ ‫هیئات صورت نمی پذیرد‪ ،‬بلکه شرایط و اقتضائات‬ ‫هر هیئت نیز البته در یک چارچوب حداکثری در نظر‬ ‫گرفته می شود‪ .‬در این صورت است که می توان مسیر‬ ‫رشد و حرکت هیئت را سنجید و هر هیئت‪ ،‬با توجه‬ ‫به مقتضیات خود‪ ،‬می تواند به سمت هدف اصلی‬ ‫این نهاد اصیل شیعی و درجهت نزدیک شدن به‬ ‫ّ‬ ‫قله تالش نماید و از اسیب های دشمنان در این راه‬ ‫مصون بماند‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫محمدرضا ارام‬ ‫پژوهشگر هسته حکمرانی مردم بنیان مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری علوم سیاسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی‬ ‫تکافل‪،‬‬ ‫‪ -1‬نهاد «اخوت و برادری»‬ ‫حقیقتی ورای واقعیت ها‬ ‫انسان ها به واسطه اعتقادات و جهان بینی های خود‬ ‫اشتراکات و افتراقاتی می یابند‪ .‬اشتراک در انسان بودن‬ ‫کمترین میزان این اشتراک است‪ .‬هر کس به واسطه انسان‬ ‫بودن نسبت به همنوعان خود حقوق و تکالیفی دارد‪.‬‬ ‫در مرتبه ای باالتر می توان از اشتراک موحدان در ایمان‬ ‫به خدای یگانه نام برد‪ .‬با این مال ک تمامی خداپرستان‬ ‫و موحدان عالم از جمله اهل کتاب مشمول حقوق‬ ‫و تکالیفی مهم می شوند‪ .‬در مرتبه ای باالتر اعتقاد به‬ ‫نبوت پیامبر خاتم؟ص؟ باعث ایجاد رابطه ایمانی اخوت‬ ‫و برادری دینی میان تمام مسلمان می شود‪ .‬اعتقاد به‬ ‫امامت ائمه معصومین؟مهع؟ موجب حقوق و تکالیف‬ ‫بیشتری در ارتباط شیعیان با یکدیگر می شود‪ .‬تجلی گاه‬ ‫بارز این روابط را می توان در نهادهایی چون مسجد و‬ ‫هیئت مشاهده نمود‪ .‬در اینجا شرط الزم صدق عنوان‬ ‫برادری تولد از یک مادر نیست‪ ،‬تنها شرط برادری‪،‬‬ ‫ایمان است‪ .‬لذا در قران کریم بیان شده است که رابطه‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫تکافل اجتماعی به معنای شناسایی نوع و میزان‬ ‫نیازها و مشکالت یکدیگر بــرای یــاری چندجانبه‬ ‫میان افراد در جامعه مدنی است‪ ،‬به طور ی که بخش‬ ‫قابل توجهی از نیازهای افراد تامین شود‪ .‬این همیاری‬ ‫مدنی در بستر نهادهای فعال در حوزه تکافل (مثل‬ ‫خانواده‪ ،‬همسایه‪ ،‬خویشاوندان‪ ،‬عشیره‪ ،‬دوستان و‬ ‫برادران دینی) به مثابه کمربندهای حمایتی‪-‬تامینی‬ ‫پیشادولتی انجام می شود‪ .‬کالن ترین الیه پیشادولتی‬ ‫این نظریه‪ ،‬نهاد اخوت و برادری عام دینی است‪ .‬تکافل‬ ‫اجتماعی بستری بسیار مناسب برای حل معضالت‬ ‫مختلف اجتماعی‪ ،‬از جمله فقر است‪.‬‬ ‫در نظام اجتماعی تکافل‪ ،‬مردم عهده دار حفظ جهان های‬ ‫اجتماعی اطراف خود هستند‬ ‫‪112‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫مــردم بر دو گونه هستند‪ :‬یا بــرادر دینی‬ ‫تو هستند یا اینکه همنوع تو از لحاظ‬ ‫انسان بودن‪.‬‬ ‫‪ .1-1‬همنوعان‬ ‫«اسالم دستور به قطع رابطه با دیگر ادیان نمی دهد‪ ،‬بلکه‬ ‫در شرایط دشوار دستور به تکافل با ان ها را می دهد‪،‬‬ ‫چراکه اسالم به باالتر از اختالفات و تفاوت های دینی‬ ‫نگاه می کند و افــق دیــد اســام در سطح انسانیت‬ ‫است‪ ».‬پس از اشتراک با کافران و مشرکان در انسان‬ ‫بودن‪ ،‬نوبت به اشتراک بر سر اعتقاد به خدای یگانه‬ ‫می رسد‪ .‬قران کریم هم مسلمانان را دعوت به تعامل‬ ‫و همیاری با اهل کتاب می کند و برخی از ان ها را به‬ ‫خاطر امانت داری می ستاید‪ .‬حتی ازدواج با زنان اهل‬ ‫ّ‬ ‫کتاب و متکفل شدن امور ان ها هم جایز شمرده شده‬ ‫است‪( .‬المائده‪.)5 :‬‬ ‫‪ .3-1‬عموم مسلمانان‬ ‫اسالم تمام مسلمان ها را به حکم یک خانواده مى داند‬ ‫و همه را خواهر و برادر یکدیگر خطاب می کند؛ انان‬ ‫‪113‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪ .2-1‬موحدان و اهل کتاب‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫حضرت علی؟ع؟ در عهدنامه مالک اشتر مردم را به‬ ‫دو گروه تقسیم می کنند‪« :‬مردم بر دو گونه هستند‪ :‬یا‬ ‫برادر دینی تو هستند یا اینکه همنوع تو از لحاظ انسان‬ ‫بــودن‪ ».‬بنابراین نباید با احدی تعامل حیوان گونه و‬ ‫سودجویانه داشت‪ .‬در نتیجه این نوع نگاه انسان دوستانه‬ ‫و برادرانه به دیگران است که در هنگام توزیع اولیه‬ ‫منابع و امکانات‪ ،‬همگان رفتاری منصفانه خواهند‬ ‫داشت و شکاف میان دارا و ندار یا کارفرما و کارگر به‬ ‫پایین ترین سطح ممکن خواهد رسید‪.‬‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫میان مومنان چیزی جز رابطه برادری نمی تواند باشد‬ ‫(الحجرات‪]1[ )10 :‬؛ برادرانی که در قبال فقر یکدیگر‬ ‫احساس مسئولیت می کنند‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫نه تنها در لفظ و در شعار که در عمل و تعهدهاى‬ ‫متقابل نیز همه خواهر و برادرند‪ .‬در حدیثی راوی از‬ ‫امام صادق؟ع؟ از نحوه تعامل با غیرشیعیان می پرسد‬ ‫و ان حضرت رسیدگی به کارهای انان از جمله عیادت‬ ‫مریض و حضور در تشیع جنازه را از وظایف شیعیان‬ ‫برمی شمارند‪.‬‬ ‫در میان هم کیشان‪ ،‬برخی از گروه ها به دلیل داشتن‬ ‫برخی نیازها یا مشکالت خاص‪ ،‬در تکافل از اولویت‬ ‫و اهمیت بیشتری برخوردارند‪ .‬مهم ترین این گروه ها‬ ‫عبارت هستند از‪ :‬ایتام‪ ،‬فقرا و مسا کین‪ ،‬سائلین و‬ ‫محرومین‪ .‬دستور اسالم در این زمینه‪ ،‬یار ی رسانی‬ ‫مستقیم و چهره به چهره با فقراست‪ .‬رسول خدا؟ص؟‬ ‫می فرمایند‪« :‬صدقه دادن با دست خویش از مردن در‬ ‫شرایط و اوضاع بد حفظ مى کند‪ ،‬و هفتاد نوع از انواع‬ ‫بال را برطرف می سازد‪ ،‬و از میان دو ّ‬ ‫فک هفتاد شیطانى‬ ‫جدا مى شود که همگى اقدام کننده به صدقه را به ترک‬ ‫ان فرمان می دهند‪ ]2[ ».‬دلیل تا کید بر صدقه دادن‬ ‫با دست خــود‪ ،‬موضوعیت داشتن ارتباط مستقیم‬ ‫در جریان کمک رسانی است‪ .‬مهم ترین کارکردهای‬ ‫ً‬ ‫رسیدگی بالواسطه به فقرا عبارت است از اینکه اوال‬ ‫در اثر مقایسه‪ ،‬فرد ّ‬ ‫خیر با محدود شدن دامنه و گستره‬ ‫خواسته ها و تمایالتش‪ ،‬احساس رضایت و ارامش در‬ ‫ً‬ ‫مورد داشته های خود داشته باشد‪ .‬ثانیا فرد نیازمند را تا‬ ‫ً‬ ‫سرحد بی نیازی یاری می رساند‪ .‬ثالثا بسیاری از نیازهای‬ ‫ً‬ ‫غیرمادی و عاطفی فرد نیازمند را تامین می کند‪ .‬رابعا‬ ‫امکان شناسایی نیازمندان واقعی از غیرواقعی و فهم‬ ‫مقدار و نوع نیاز هر فرد نیازمند اسان تر می گردد‪ .‬همچنین‬ ‫می توان از مکان ها و زمان های خاص رسیدگی به فقرا‬ ‫در اسالم سخن گفت‪ .‬موسم حج و زیارت مهم ترین‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫اوج رابطه اخوت و برادری و مسئولیت های‬ ‫متقابل ناشی از ان در تعامالت میان شیعیان‬ ‫مشاهده می شود‪.‬‬ ‫ام ـ ــام ب ــاق ــر؟ع؟ از یــکــی از‬ ‫یپــرس ـنــد‪:‬‬ ‫شـیـعـیــانـشــان م ـ ‬ ‫«برادرى شما تا این حد رسیده‬ ‫است که یک نفر بیاید و دستش را در کیف پول برادر‬ ‫دینى خود بکند و انچه نیاز دارد بردارد‪ ،‬و دستش را‬ ‫نگیرند؟ من گفتم‪ :‬من چنین رسم و ایینى در میان‬ ‫برادران دینى ندیده ام‪ .‬امام باقر؟ع؟ فرمودند‪ :‬پس هنوز‬ ‫به برادرى کامل نرسیده اید»‪.‬‬ ‫زمان ها و مسجد و حسینیه‬ ‫مهم ترین مکان های رسیدگی‬ ‫به فقرا محسوب می شوند‪.‬‬ ‫در نهاد مسجد امام جماعت نقشی محوری و واسط‬ ‫در فقرزدایی ایفا می کند‪ .‬در نتیجه‪ ،‬در محله های‬ ‫جامعه اسالمی با محوریت مسجد و امام جماعت‬ ‫از یک سو مومنین ابرومند مشکالت مالی خود را به‬ ‫او انعکاس می دهند و از سوی دیگر مومنین متمکن‬ ‫امام جماعت را امین خود قرار داده و کمک های مالی‬ ‫خود را به او می سپارند‪ .‬امام صادق؟ع؟ می فرمایند‪:‬‬ ‫«در زمان پیامبر؟ص؟ مسجد‪ ،‬جایگاه استراحت شبانه‬ ‫فقرا بود‪ ».‬مساجد همچنین به مثابه نهاد تعلیم و تربیت‬ ‫دینی و غیررسمی می توانند با تعلیم سبک زندگی‬ ‫صحیح به مومنین از افتادن ان ها به دام فقر غیرمادی‬ ‫پیشگیری کنند‪.‬‬ ‫‪ -2‬عراق‪ ،‬تکافل و فقرزدایی‬ ‫کشور عراق را می توان به دلیل ساخت اجتماعی ان‬ ‫ً‬ ‫نمونه نسبتا موفقی در ارزیابی نقش تکافل در فقرزدایی‬ ‫از این کشور بررسی کرد‪ .‬کشور عراق یکی از نمونه های‬ ‫بارز کشورهای درحال توسعه است که از چند جهت‬ ‫دچار عقب ماندگی و کندی روند توسعه شده است‪.‬‬ ‫عراق از سال ‪ 2000‬تا کنون درگیر دو جنگ مهم بوده‬ ‫ً‬ ‫است‪ّ :‬اول‪ ،‬حمله امریکا به عراق‪ .‬عراق رسما هشت‬ ‫سال در اشغال نیرو ی های امریکایی بود‪ .‬طی اشغال‬ ‫عراق از سال ‪ 2003‬تا سال ‪ 2011‬به نقل از پروژه شمارش‬ ‫اجساد عراقی (‪ 114731)IBC‬نفر غیرنظامی به طرز‬ ‫خشونت بار کشته می شوند‪ .‬در خالل این جنگ ضمن‬ ‫نابودی بخش وسیعی از زیرساخت های این کشور‪،‬‬ ‫بخش قابل توجهی از نخبگان علمی و سرمایه های‬ ‫انسانی عراق هم به قتل می رسند که ضربه سنگینی‬ ‫به توسعه این کشور وارد می شود‪ .‬در عراق تا سال ‪۲۰۰۷‬‬ ‫سوءتغذیه کودکان به ‪ ۲۸‬درصد رسید؛ و گزارش ها‬ ‫حا کی از ان بود که حدود ‪ ۶۰‬تا ‪ ۷۰‬درصد از کودکان‬ ‫عراقی دچار مشکالت روانــی شده اند‪ّ .‬‬ ‫دوم‪ ،‬جنگ‬ ‫عراق با داعش‪ .‬عراق از سال ‪ 2014‬تاکنون درگیر جنگ‬ ‫با گروه تکفیری‪-‬تروریستی داعش است‪ .‬این جنگ‬ ‫بخش زیادی از سرمایه های اقتصادی و انسانی این‬ ‫کشور را نابود کرده است‪.‬‬ ‫‪ .4-1‬شیعیان‬ ‫اوج رابطه اخوت و برادری و مسئولیت های متقابل‬ ‫ناشی از ان در تعامالت میان شیعیان مشاهده می شود‪.‬‬ ‫خالصه این رابطه را می توان در مفهوم «مواسات» فهم‬ ‫کرد‪ .‬مواسات به معنای شریک و سهیم دانستن کسی‬ ‫با خود در مال و مضایقه نکردن ان از او است‪ .‬امام‬ ‫علی علیه ّ‬ ‫ السالم درباره اهمیت مواسات می فرمایند‪:‬‬ ‫«نظام برادری با هیچ چیزی به اندازه مواسات پایدار‬ ‫نمی ماند‪ ».‬در جای دیگری تکافل فردی و مواسات را‬ ‫به عنوان ویژگی های سامان بخش دین یاد می کنند‪.‬‬ ‫[‪ ]3‬رفع فقر مــادی با کمک های بالعوض کمترین‬ ‫موضوعی است که در این رابطه به ان پرداخته می شود‪.‬‬ ‫امام باقر؟ع؟ فرمودند‪« :‬از جمله حقوق مومن بر برادر‬ ‫مومنش این است که گرسنگى او را سیر کند و پوشاک‬ ‫او را تامین کند و از گرفتاری نجاتش بخشد و بدهی اش‬ ‫را بپردازد و هنگامی که بمیرد سرپرستی خانواده و‬ ‫فرزندانش را عهده دار شود‪».‬‬ ‫‪114‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫‪ .1-2‬اربعین‪ :‬نمونه بارز فرهنگ تکافل‬ ‫‪115‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫َّ َ ْ ُ ْ ُ َ ْ‬ ‫ون ِاخ َوه»‬ ‫[‪«ِ .]1‬انما المو ِمن‬ ‫َّ َ ُ ْ‬ ‫َ َ َّ ْ َ َ ْ َ ُ َ ْ َ َ ْ ً ْ َ ْ َ ْ َ َ َ َ ُ ُّ‬ ‫ک‬ ‫«الص َدقه ِبال َی ِد َت ِقی ِمیت ُه الس ْو ِء و َتدفع سب ِعین نوعا ِمن انو ِاع البل ِء و تف‬ ‫[‪.]2‬‬ ‫َ ْ َ ْ َ ْ َ ْ َ َ ْ َ ً ُ ّ ُ ْ َ ُ ُ ُ ْ َ َ َْ‬ ‫عن لحیی سب ِعین شیطانا کلهم یامره ان ل یفعل»‬ ‫َ ْ َ َ ْ َ ُ َ ْ َ ْ َ َ ُ َ َ ُ َْ‬ ‫َ‬ ‫ّ‬ ‫ان ِانصافک ِمن نف ِسک و مواساه ِاخوا ِنک»‬ ‫[‪ِ « .]3‬نظ ُام ِ‬ ‫ین خصلت ِ‬ ‫الد ِ‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫پی نوشت‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫مردم کشور عراق با برخورداری از خانواده های گسترده و‬ ‫با ابتنای به نظام عشیره ای توانسته اند‪ ،‬علی رغم وجود‬ ‫موانع و مشکالت فراوان ناشی از توسعه نیافتگی‪ ،‬بر‬ ‫بخش زیادی از ان ها فائق شوند‪ .‬به دلیل وجود الیه های‬ ‫تکافل در این نظام اگر یک فرد دچار فقر و تنگدستی‬ ‫شود احساس تنهایی نمی کند‪ ،‬هرچند که دولت ان ها‬ ‫فاسد و نهادهایش بهره کش باشد‪.‬‬ ‫حضور بیست ودو میلیون زائر از ‪ 80‬کشور دنیا در ایام‬ ‫اربعین حسینی را به عنوان یکی از بزرگ ترین اجتماعات‬ ‫بشر در طول تاریخ یاد کرده اند که این جمعیت ده برابر‬ ‫شرکت کنندگان در مراسم حج است‪ .‬پذیرایی از این زائران‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫و اسکان ان ها اوال به صورت کامال مردمی و داوطلبانه ثانیا‬ ‫به صورت رایگان و بدون هیچ ّمنتی انجام می گیرد‪ .‬این‬ ‫امر تا حدود زیادی مدیون نظام عشیره ای عراق است‬ ‫به طور ی که ‪ 7060‬موکب را در سال ‪ 1394‬در مسیرهای‬ ‫ً‬ ‫منتهی به کربال برای پذیرایی و اسکان زائران به طور کامال‬ ‫خودجوش راه اندازی کرده اند‪ .‬موکب ها سازمان های‬ ‫مردم نهادی هستند که متولی برگزاری مراسم عزاداری‬ ‫مذهبی هستند و در ایام اربعین در مسیرهای منتهی‬ ‫به کربال ارائه انواع خدمات رفاهی‪ ،‬بهداشتی‪ ،‬غذایی‪،‬‬ ‫واکس زدن کفش ها‪ ،‬ماساژ بدن و پا ها‪ ،‬تعمیر وسایل و‬ ‫دیگر موارد‪ ،‬می پردازند‪« .‬اعتقاد به فضیلت بسیار زیاد‬ ‫زیارت امام حسین؟ع؟ به خصوص در اربعین و جایگاه‬ ‫زائــران ان حضرت باعث رقابت هرچه بیشتر و بهتر‬ ‫صاحبان موکب های مختلف و ارائه دهندگان خدمات‬ ‫برای جلب نظر زائران شده است‪ .‬در این مراسم افراد از‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫ً‬ ‫نهادهای دولتی در کشور عراق عموما فاسد و بهره کش‬ ‫هستند‪ .‬این کشور در رتبه بندی شفافیت و فساد از‬ ‫‪ 167‬رتبه‪ ،‬در جایگاه ‪ 161‬در میان کشورها قرار دارد‪.‬‬ ‫تعطیلی پارلمان و تظاهرات عمومی علیه فساد در کشور‬ ‫عراق بارها و بارها تکرار شده است که خود گواهی بر‬ ‫عمق این فاجعه است‪.‬‬ ‫هر جنس‪ ،‬سن‪ ،‬نژاد‪ ،‬ملیت و حتی دین و مذهب با‬ ‫گرایش های گوناگون فکری‪ ،‬فرهنگی‪ ،‬مذهبی و سیاسی‬ ‫حضور دارند‪ّ .‬‬ ‫حتی برخی افراد دارای معلولیت جسمی‬ ‫با ویلچر و عصا در این ایین شرکت می کنند‪».‬‬ ‫ً‬ ‫این زائران به طور متوسط و در مجموع حدودا هفت روز‬ ‫مشغول پیاده روی و اقامت در کربال و مسیرهای منتهی‬ ‫به ان می شوند‪ .‬هرچند امار دقیقی در مورد هزینه هایی‬ ‫که مردم در این مراسم متکفل می شوند وجود ندارد‪ ،‬با‬ ‫در نظر گرفتن ‪ 20‬هزار تومان متوسط هزینه ای که روزانه‬ ‫برای هر کدام از این زائران می شود‪ ،‬به مبلغی بیش‬ ‫از ‪ 3000‬میلیارد تومان می رسیم‪ .‬به طور ی که می توان‬ ‫ادعــا کــرد که هیچ دولتی به تنهایی قــادر به اداره و‬ ‫تامین امکانات کافی برای این اجتماع عظیم بشری‬ ‫نیست‪ .‬تخصیص امکانات و مزایا نه بر اساس میزان‬ ‫دارایی های افراد بلکه بر اساس اتصاف افراد به صفت‬ ‫زائر صورت می گیرد‪ .‬لذا فقیرترین افراد و غیرمسلمانان‬ ‫هم در این راهپیمایی شرکت می کنند‪.‬‬ ‫این نوع از رابطه میان افراد در ایام اربعین حسینی‬ ‫در کشور عــراق مصداقی عینی از تکافل محسوب‬ ‫می شود‪ .‬با گسترش این فرهنگ به باقی مکان ها و‬ ‫زمان ها می توانیم شاهد نوع جدیدی از تعامالت و‬ ‫مناسبات غیرپولی میان افراد باشیم که در ان فقیری‬ ‫وجود نداشته باشد‪.‬‬ ‫شکل گیری این نوع از مناسبات و تسری ان به دیگر ایام‬ ‫و امکنه‪ ،‬نویدبخش ظهور ان دولت کریمه ای است‬ ‫که در ان هیچ فقیری یافت نمی شود‪ .‬دولتی که در ان‬ ‫به جای فقرا‪ ،‬ثروتمندان اواره کوچه ها و خیابان ها برای‬ ‫پیدا کردن یک فقیر هستند تا واجبات مالی خود را به‬ ‫او پرداخت نمایند‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫دکتر میثم لطیفی‬ ‫استاد هادی هسته مدیریت جهادی مرکز رشد‬ ‫عضو هیئت علمی دانشکده معارف اسالمی و مدیریت دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫با سداد جای‬ ‫خالی را پر کنید!‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫‪ .1‬مقدمه‬ ‫ُ‬ ‫بعضی کارها و برخی افراد در گذر زمان گل می کنند‪.‬‬ ‫ان قدر که داستان زندگی شان دهان به دهان و نسل‬ ‫ُ‬ ‫به نسل‪ ،‬نقل محافل می شود و حتی می شود سرمشق‬ ‫بزرگان و رهبران‪ .‬در همین اطراف خودمان هم چنین‬ ‫داستان هایی از افراد و کارهای فوق العاده و ارزشمندشان‬ ‫ّ‬ ‫هست که در خاطره ملتمان شیرین است و باشکوه‪.‬‬ ‫ریزعلی خواجوی و محمدحسین فهمیده ادم هایی‬ ‫بودند که در همین نزدیکی می زیستند و با فداکار ی شان‬ ‫و کار فوق العاده ای که نمونه نداشت جاودانه شدند‪.‬‬ ‫سال هاست که خاطراتشان را دانش اموزان دبستانی‬ ‫می خوانند و بزرگ ترها از ان ها به نیکی یاد می کنند‪.‬‬ ‫با اندک دقتی می توان فهرستی طوالنی از این انسان های‬ ‫خاص و کارهای فوق العاده شان تهیه کرد و عرضه‬ ‫کرد و نسل ها را هویت بخشید‪ .‬استاد مرتضی مطهری‬ ‫که عمرش را وقف کرد برای ارائه تفکر ناب اسالمی‬ ‫تا پاسخگوی شبهات اعتقادی و اجتماعی همه‬ ‫دوره ای های خود باشد یا حسن باقری که برای عکاسی‬ ‫به جبهه رفت و شد استراتژیست جنگ یا دکتر کاظمی‬ ‫اشتیانی که همه او را با رویان و سلول های بنیادین‬ ‫و حل مشکل ناباروری می شناسند یا دکتر شهریاری‬ ‫که یاداور عزت بخشی به ایران اسالمی در دستیابی به‬ ‫غنی سازی بیست درصدی در انرژی هسته ای است یا‬ ‫حسن تهرانی مقدم که با خمپاره انداز شروع کرد و ارزوی‬ ‫ساخت موشک های دوربرد و نقطه زن را محقق کرد‬ ‫و بسیاری دیگر از سرمایه های ارزشمند این مرزوبوم‪،‬‬ ‫نمونه هایی از این تمایز و تعالی هستند‪.‬‬ ‫ایــن انسان ها و داستان ان هــا چیست که ایشان را‬ ‫متمایز کرده است؟ سوال اصلی که در این نوشته به‬ ‫ان پرداخته می شود حول همین موضوع خواهد بود‪.‬‬ ‫اهل سداد‪ ،‬در جستجوی به اغوش کشیدن مشکالت‬ ‫هستند به شکلی مبدعانه‪ ،‬متناسب با زمینه ها و فارغ از‬ ‫توجه به تنگنای زمینه ها‬ ‫‪116‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫سدید از مـ ّـاده ّ‬ ‫سد و در لفظ به معنای‬ ‫«محکم و استوار» و خلل ناپذیر و موافق‬ ‫حق و واقع است‪.‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪117‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪ .3‬سدید و سداد‬ ‫ّ ّ‬ ‫ماده سد و در لفظ به معنای «محکم و استوار»‬ ‫سدید از‬ ‫و خلل ناپذیر و موافق حق و واقع است و این واژه دو‬ ‫ْ ْ َ َّ‬ ‫بار در قران کریم استفاده شده است‪«َ .‬ول َیخش ال ِذ َین‬ ‫ً َ ُ ْ َ‬ ‫َْ‬ ‫َ َ ُ ْ‬ ‫ُ ًَ‬ ‫َْ َُ‬ ‫ل ْو ت َرکوا ِم ْن خل ِف ِه ْم ذ ّ ِر ّیه ِضَ َعافا خافوا َعل ْی ِه ْم فل َی ّتقوا ا ّلل َه‬ ‫َ ُّ َ َّ َ َ ُ َّ ُ َّ َ َ ُ ُ‬ ‫ْ‬ ‫ْ ُ ُ َ ً‬ ‫َول َیقولوا ق ْولا َس ِد ًیدا» [‪ ]1‬و یا ایها ال ِذین امنوا اتقوا الله وقولوا‬ ‫َ ً‬ ‫ق ْولا َس ِد ًیدا‪ ]2[ .‬در هر دو ایه مذکور که مدنی هم هستند‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫سدید با واژه قوال امده است که ظاهرا ناظر به «گفتار‬ ‫محکم و استوار» است‪ .‬نکته مهم دیگر اینکه مقدمه‬ ‫گفتار محکم و استوار (قول سدید) تقوی است و این‬ ‫مهم در سیاق امر‪ ،‬به اهل ایمان تذکر داده شده است‪.‬‬ ‫ّ‬ ‫سد ریشه ســداد نیز هست و ســداد یعنی پر کردن‪.‬‬ ‫مسدد هم از همین ریشه است‪ ،‬یعنی استوار و محکم‬ ‫و راست‪ .‬این واژگان در ادبیات دعایی اهل بیت؟مهع؟‬ ‫نیز مورد توجه بوده است و هم از لحاظ اشتقاقات و‬ ‫هم از حیث معنایی گسترش یافته است‪.‬‬ ‫انجایی که در مناجات با حضرت حق عرضه می دارد‬ ‫«یا مرسل یا مرشد یا مسدد» (اعمال ام داود) که به عنوان‬ ‫یکی از صفات الهی یادشده است‪.‬‬ ‫یا انجا که در فرازهای اولیه دعای نورانی افتتاح‪ ،‬منت‬ ‫خداوند بر بندگان در پایمردی بر نیکی را می ستاید و‬ ‫عرضه می دارد «اللهم انی افتتح الثناء بحمدک و انت‬ ‫مسدد للصواب بمنک»‪.‬‬ ‫و انجا که از خداوند می خواهد که در مسیر کارهای‬ ‫نیک‪ ،‬استوار باشد «و سدد الی صوائب» (جوشن صغیر)‪.‬‬ ‫و جایی که درخواست می نماید زبانمان با نیکی و‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫شاید کسی بگوید رمز ماندگاری این انسان های بزرگوار‪،‬‬ ‫فداکاری ایشان است‪ .‬این در حالی است که بسیاری‬ ‫ً‬ ‫در طول تاریخ فداکاری کرده اند اما لزوما در این سطح‬ ‫ماندگار و اثرگذار نبوده اند‪ .‬این همه افرادی که برای‬ ‫خانواده خود فداکاری می کنند؛ سروقت سرکار می روند‬ ‫و تالش می کنند و کسب حالل دارند و تولید می کنند‬ ‫و تجارت و تدریس و قضاوت و‪...‬این ها همه فداکارند‬ ‫ولی چرا چنین ماندگار نیستند؟ به نظر می رسد فداکاری‬ ‫مهم است اما تمام پاسخ نیست‪.‬‬ ‫ُ‬ ‫شاید کسی بگوید این افراد خود به دنبال گل کردن‬ ‫ً‬ ‫بودند و می خواستند دیده شوند‪ .‬اصال با برنامه‪ ،‬طوری‬ ‫حرکت کرده اند که بتوانند در طول تاریخ نام خود را‬ ‫روی سنگ نوشته ای حک کنند یا بر سردر شهری اویزان‬ ‫کنند! واقعیت این است که اگرچه این طور ادم هایی‬ ‫ً‬ ‫در طول تاریخ بوده اند اما از بد حادثه اتفاقا خیلی‬ ‫ً‬ ‫ماندگار نبوده اند و عموما هم اگر ماندگاری داشته اند‬ ‫با یاد نیک همراه نبوده است‪.‬‬ ‫شاید کسی بگوید ایشان به دنبال ثــواب بوده اند و‬ ‫کار خیری انجام داده اند تا توشه ی اخرتشان باشد‪.‬‬ ‫ً‬ ‫خصوصا اینکه این روزها خیلی ها دنبال ثواب هستند‪،‬‬ ‫به ویژه از راه میان بر‪ ،‬البته با چاشنی زرنگی! ولی به‬ ‫نظر می رسد اینانی که این چنین ماندگار شده اند فقط‬ ‫ثواب برایشان مهم نبوده باشد وگرنه راه های کم خطرتر‬ ‫و در مقیاس های ما‪ ،‬سهل الوصول تر برای ثواب وجود‬ ‫داشته و دارد‪.‬‬ ‫مدت ها ذهن نویسنده درگیر این موضوع بود تا با واژه ای‬ ‫غریب و البته قریب که دست بر قضا ریشه قرانی دارد‬ ‫اشنا شد؛ و ان واژه «سداد» بود‪ .‬احساس نویسنده این‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫‪ .2‬فداکاری رمز ماندگاری در این سطح نیست‬ ‫است که واژه سداد بسیار دقیق تر می تواند این پدیده‬ ‫ممتاز را تبیین کند؛ یا حداقل از منظری دیگر می تواند‬ ‫این موضوع بسیار مهم را تبیین کند‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫در ســداد مفهوم دقیقی مستور است و‬ ‫ان مفهوم پر کــردن اســت‪ .‬استقامت اگر‬ ‫ایستادگی و پایمردی را متبادر می کند اما‬ ‫سداد یعنی دیدن جای خالی ها و اقدام‬ ‫برای پر کرد‪.‬‬ ‫است؛ بنابراین‪« ،‬قول سدید» عبارت است از سخنی‬ ‫که هم مطابق با واقع باشد و هم لغو نباشد و یا اگر‬ ‫فایده ای دارد فایده اش چون سخن چینی و امثال ان‬ ‫غیر مشروع نباشد‪ ]4[ .‬و جای دیگر که ذیل ایه ‪ 9‬سوره‬ ‫«نساء» است می فرمایند «قول سدید» کنایه از اتخاذ‬ ‫روش صحیح عملی و ساده تر است‪]5[ .‬‬ ‫بدین ترتیب سداد هم جنبه گفتاری و هم جنبه رفتاری‬ ‫دارد؛ اما سداد چگونه رفتاری است؟‬ ‫حکمت اسـتــواری یابد «ســدد السنتنا بالصواب و‬ ‫الحکمه» (دعای امام زمان) و گوش هایمان در برابر‬ ‫سخن بیهوده و غیبت بسته باشد «و اسدد اسماعنا‬ ‫عن اللغو و الغیبه» (دعای امام زمان)‪.‬‬ ‫امام حسین؟ع؟ نیز در دعای عرفه متضرعانه از خداوند‬ ‫پاکی و سداد را می خواهد و عرضه می دارد «یا ذالجلال‬ ‫و الاکــرام اللهم و نقنا و سددنا و اقبل تضرعنا»‪ .‬و‬ ‫همچنین است در زیارت ناحیه مقدسه که امام عصر‬ ‫عجل اهلل تعالی فرجه از خداوند نگاه داشته شدن از‬ ‫لغزش ها و استواری در گفتار و عمل را می طلبد «اللهم‬ ‫اعصمنی من الزلل و سددنی فی القول و العمل»‪.‬‬ ‫از مجموعه فــرازهــای مذکور در بــاال مـی تــوان چنین‬ ‫برداشت نمود که مسدد از اسماء اهلل است و سداد‬ ‫منحصر در قول نبوده و در عمل نیز معنا دارد‪.‬‬ ‫‪ .5‬فراتر از استقامت‬ ‫در برخی از منابع‪ ،‬سداد هم ارز استقامت و استواری‬ ‫امده است‪ ]6[ .‬شاید چنین تناظری از این حیث است‬ ‫که سد‪ ،‬معادل پایداری گرفته شده است‪ .‬اما به نظر‬ ‫می رسد که استقامت متناظر و هم معنای کاملی برای‬ ‫سداد نیست‪ .‬در سداد مفهوم دقیقی مستور است و‬ ‫ان مفهوم پر کردن است‪ .‬استقامت اگر ایستادگی و‬ ‫پایمردی را متبادر می کند اما سداد یعنی دیدن جای‬ ‫خالی ها و اقــدام بــرای پر کــردن شکاف ها و به قول‬ ‫عین‪ .‬صاد‪ .‬یعنی برداشتن کسری ها و کمبودها‪]7[ .‬‬ ‫‪ .4‬سداد در گفتار و رفتار‬ ‫در برخی پژوهش ها‪ ،‬قول سدید هم ارز قول حسن و احسن‪،‬‬ ‫قول معروف و حتی قول کریم در نظر گرفته شده است‪.‬‬ ‫[‪ ]3‬این هم ارز پنداری ازانجا نشاءت گرفته است که‬ ‫معنای «قول» به ظهور معنایی ان یعنی «گفتار» محدود‬ ‫مانده است در حالی که مرحوم عالمه طباطبایی قول‬ ‫سدید را هم به گفتار و هم به عمل تفسیر نموده اند‪.‬‬ ‫عالمه طباطبایی درباره تفسیر «قول سدید» دو بیان‬ ‫دارند؛ یکجا ذیل ایه ‪ 70‬سوره احزاب که ان را به معنای‬ ‫سخن و کالم دانسته اند و می فرمایند کلمه «سدید» از‬ ‫ماده «سداد» و به معنای اصابت رای و داشتن رشاد‬ ‫‪ .6‬جای خالی را پر کنید!‬ ‫عظمت انسان های بزرگوار و ماندگار تاریخ در این‬ ‫است که در تاریکی ها و هنگام خطر و زمانی که همه‬ ‫به وضع موجود راضی اند و خو کــرده و دل داده‪ ،‬به‬ ‫دنبال پیدا کردن کسری ها هستند و در جستجوی‬ ‫کمبودها هستند؛ نه بــرای اینکه بر کمبودها روضه‬ ‫‪118‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫‪ .7‬رمز جاودانگی‬ ‫رمز جاودانگی برخی انسان ها و کارهای فوق العاده شان‬ ‫همین است‪ .‬علی؟ع؟ در نوجوانی اش انجا که جای‬ ‫خالی پیامبر را در بستر پر کرد و مرگ را به اغوش کشید‬ ‫یا انجا که خواسته بینوا را با اهدای انگشتری اش در‬ ‫رکوع اجابت نمود کار اهل سداد را انجام داد‪ .‬و جالب‬ ‫اینکه بودند بسیاری که بعد از او در رکوع تالش کردند‬ ‫که به بینوایی انگشتری بدهند که شاید ایه ای برایشان‬ ‫نازل شود و در تاریخ ماندگار شوند و نشدند که در سداد‪،‬‬ ‫رمزی وجود دارد که در تقلیدها و تکرارها نیست‪ .‬سداد‪،‬‬ ‫مبدعانه است و متناسب با زمینه ها و نه تقلیدوار و‬ ‫فارغ از توجه به شرایط و زمینه ها‪.‬‬ ‫رمز ماندگاری عاشورا و امام حسین؟ع؟ و یارانش نیز‬ ‫همین مسدد بودن است؛ که اگر اخالص و فداکاری‬ ‫‪119‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫انگاه که علی؟ع؟ شنید یکی از کارگزاران و مدیرانش‬ ‫بر سر سفره ای دعوت شده است و فقیران از ان منع‬ ‫شده اند او را مالمت فرمود و از زندگی ساده و بی پیرایه ی‬ ‫خود گفت و گفت که اگرچه تو و امثال تو نمی توانید‬ ‫علی وار زندگی کنید ولی علی را با دامن کشیدن از‬ ‫دنیا (ورع) و تالش بی وقفه (اجتهاد) و پا ک دامنی‬ ‫(عفت) و دیدن کمبودها و قیام برای برطرف کردن‬ ‫ان ها (سداد) یاری کنید [‪ .]8‬این یعنی ما می توانیم‬ ‫و باید اهل سداد باشیم وگرنه داعیه یار ی رساندن به‬ ‫ّ‬ ‫ولی را هر کسی می تواند بگوید و به ان عمل نکند‪.‬‬ ‫این گونه است که عالمه طباطبایی؛ سداد را نه تنها در‬ ‫گفتار بلکه در عمل نیز تفسیر نموده است‪ .‬سداد یعنی‬ ‫برخورداری از اراده پوالدین برای پر کردن شکاف ها و‬ ‫اقدام عملی برای ان و این یکی از مهم ترین مولفه های‬ ‫مدیریت جهادی است که جز با عنایت حضرت حق‬ ‫که خود مسدد است امکان پذیر نیست‪.‬‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫‪ .8‬رسالت ما‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫بخوانند و نقطه ضعف ها را چماق کنند‪ .‬و نه برای‬ ‫اینکه ژست بگیرند و روشنفکرمابانه فقط نقد کرده‬ ‫باشند بلکه برای اینکه نسبت خود را با این کمبودها‬ ‫بسنجند و خود را بازتعریف کنند و وارد میدان شوند‬ ‫و با ابروی خود و جان خود و وقت خود و مال خود و‬ ‫هر چه که در ان شرایط‪ ،‬خاصیت ُپر کنندگی داشته‬ ‫باشد ضعف ها و کمبودها و کسری ها را از بین ببرند‪.‬‬ ‫ازاین روست که وجود مسدد وجودی است که خود‬ ‫شکاف و کسری ندارد و اهل سداد کسانی هستند که‬ ‫شکاف ها را پر می کنند و کسری ها را تکمیل می کنند‬ ‫و کمبودها را از بین می برند‪.‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫به تنهایی معیار ماندگاری و کار فوق العاده بود هزاران‬ ‫کشته ای که بعد از قیام عاشورا و به خونخواهی حسین؟ع؟‬ ‫به شهادت رسیدند نیز باید در زمره اصحاب حسین‬ ‫قلمداد می شدند و ان گونه مشعشع‪ .‬کار حسین و یاران‬ ‫بصیرش همین شناخت زمانه بود و تعریف نسبت خود‬ ‫با پیرامون و قیام برای پر کردن خالها‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫سداد ملی انجایی است که یک ملت به ساخت درونی‬ ‫خوداگاه باشد و دشمنی دشمنان را فهم کند و با بصیرت به‬ ‫مصاف دشمن برود و با کاری بدیع و انتخاب هایی صحیح‪،‬‬ ‫میدان را برای حرکت به سمت اهداف واالی خود بگشاید‪.‬‬ ‫‪ -9‬سطوح سداد‬ ‫را برای حرکت به سمت اهداف واالی خود بگشاید و‬ ‫در عرصه جهانی خالها را بشناسد و مسئوالنه درصدد‬ ‫رفع این کاستی ها باشد و دشمنان را مایوس نموده و‬ ‫ملت های مظلوم را امیدوار کند‪.‬‬ ‫سداد را می توان در سطوح فردی‪ ،‬گروهی‪ ،‬سازمانی و‬ ‫ملی تعریف نمود‪:‬‬ ‫س ــداد ف ــردی یعنی اینکه یــک نفر حسب ظرفیت‬ ‫خودش میدان را بشناسد و کاری فوق العاده کند یا‬ ‫مثل کارمندی که نواقص شغلی خود را می بیند و خود‬ ‫درصدد رفع مشکل برمی اید یا مثل ورزشکاری که در‬ ‫میدان مبارزه‪ ،‬خال را می بیند و حریف را ضربه فنی‬ ‫می کند یا مثل رزمنده ای که در گوشه ای میدان نبرد‬ ‫از رخنه دشمن با گذشت جان جلوگیری می کند‪.‬‬ ‫سداد گروهی این است که گروهی که ظرفیت خود را‬ ‫می شناسند و موانع را می بینند و تحرکات طرف مقابل‬ ‫را رصد می کنند‪ ،‬متناسب با شرایط ارایش گروهی خود‬ ‫را می سازند و برای دستیابی به هدف خود به صورت‬ ‫هماهنگ اقــدام می کنند‪ ،‬مثل گروه های جهادی‪،‬‬ ‫تبلیغی‪ ،‬گروه های ورزشی و‪. ...‬‬ ‫سداد سازمانی نیز به معنای ساخت دهی به سازمانی‬ ‫است که در وجــود کمبودها و محرومیت ها‪ ،‬رقبا و‬ ‫دشمنانش را بشناسد و ماموریت خود را با اراده ای‬ ‫بلند و تالشی مضاعف و به صورتی اثربخش محقق‬ ‫سازد‪ .‬این سازمان تنها به دنبال سود مادی نیست بلکه‬ ‫درصدد است خالهایی را که جامعه از ان رنج می برد‬ ‫و راه نفوذ را بر امت هموار نموده است را مسدود کند‪.‬‬ ‫ســداد ملی نیز قابل تعریف اســت‪ .‬انجایی است که‬ ‫یک ملت به ساخت درونی خودا گاه باشد و دشمنی‬ ‫دشمنان را فهم کند و با بصیرت به مصاف دشمن‬ ‫برود و با کاری بدیع و انتخاب هایی صحیح‪ ،‬میدان‬ ‫‪ .10‬جمع بندی‬ ‫با بررسی ریشه های قرانی و روایی سداد می توان چنین‬ ‫جمع بندی نمود که سداد هم در گفتار و هم در رفتار‬ ‫است و هم در سطح فردی و گروهی و سازمانی و هم ملی‪.‬‬ ‫سداد یعنی برخورداری از اراده ای پوالدین برای پر کردن‬ ‫شکاف ها و از بین بردن راه های نفوذ و رخنه ها؛ و اینکه‬ ‫سداد حرکتی مبدعانه است و نه تقلیدوار که می تواند‬ ‫برای دیگران الگویی باشد‪ .‬می توان گفت که گام های‬ ‫پیاده سازی سداد به صورت زیر در همه سطوح معنا دارد‪:‬‬ ‫‪1.1‬فهم خطر و شناخت ابعاد ان‬ ‫‪2.2‬شناخت استعدادها و ظرفیت های درونی خود‬ ‫‪3.3‬تعریف خالقانه کار خطیر و بی نظیر‬ ‫‪4.4‬توکل و فداکاری ا گاهانه‪.‬‬ ‫پی نوشت‬ ‫ این یادداشت در شماره دوم فصلنامه مدیریت جهادی(بهار ‪ )1397‬متعلق به‬‫هسته «مدیریت جهادی» مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟‪ ،‬منتشر گردیده است‪.‬‬ ‫[‪ .]1‬سوره نساء‪ ،‬ایه مبارکه ‪9‬‬ ‫[‪ .]2‬سوره احزاب‪ ،‬ایه مبارکه ‪70‬‬ ‫[‪ .]3‬شجاعی‪ ،‬احمد (‪ .)1389‬سخن نیکو از منظر قران‪ ،‬معرفت‪ ،‬سال نوزدهم‬ ‫شماره ‪ ،152‬صص ‪.123-115‬‬ ‫[‪ .]4‬طباطبایی‪ ،‬سید محمدحسین‪ ،‬المیزان فی تفسیر القران‪ ،.‬ج ‪ ،16‬ص ‪523‬‬ ‫[‪ .]5‬همان‪ ،‬ج ‪ ،2‬ص ‪.317‬‬ ‫[‪ .]6‬دانشنامه اسالمی اهل البیت‪wiki .ahlolbait .com :‬‬ ‫[‪ .]7‬صفایی‪ ،‬علی (‪ .)1395‬وارثان عاشورا‪ ،‬قم‪ :‬انتشارات لیل َه القدر‪ ،‬ص ‪.55‬‬ ‫َ‬ ‫ّ‬ ‫سداد‬ ‫هاد َو ِعف ٍه َو‬ ‫ٍ‬ ‫اجت ٍ‬ ‫[‪ .]8‬نامه ‪ 45‬نهج البالغه‪ :‬و ِلکن اعینونی ِب َو َر ٍع َو ِ‬ ‫‪120‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫مجتبی جوادی‬ ‫پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫دانشجوی دکتری مدیریت دولتی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫‪121‬‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫من فقط شرایط را اماده می کنم و تو رشد می کنی و ثمر‬ ‫می دهی؛ من هم از ان ثمر استفاده می کنم‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫پژوهش و پژوهشگری‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫ادب‬ ‫ِ‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫نوازش نسیم بهاری و خنک صبحگاهی‪ ،‬چنان خوابش‬ ‫را پراند که صد رحمت به پریدن تیر از تیرکمان بچه های‬ ‫محله؛ و پیام ان چیزی جز جمع کردن سریع وسایل و‬ ‫راه افتادن برای گردش یک روزه در دل طبیعت نبود‪.‬‬ ‫هفته پیش برنامه این سفر را ریخته بود؛ و با خودش قرار‬ ‫گذاشته بود پس از یک هفته کار ماموریتی‪ ،‬ذهنش را‬ ‫استراحتی بدهد تا ّاره را تیزتر کند! جاده های پرپیچ وخم‬ ‫دوطرفه‪ ،‬جنگل های انبوه و کوه های مالیم را پشت سر‬ ‫می گذاشت تا به مکانی که از قبل تعیین کرده بود‪،‬‬ ‫برسد؛ و پس از ساعتی رسید‪. ...‬‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫فضا کامال بکر بود‪ ،‬گویا هنوز انسانی‪ ،‬مخصوصا از نوع‬ ‫کوه خوارش به انجا راه نیافته بود‪ .‬غرش سنگ های‬ ‫داخــل رودخــانــه و سایه درختان قد کشیده بلوط و‬ ‫فــنــدق‪ ،‬فــضــای بـه شــدت خنک و بــاطــراوتــی را رقم‬ ‫زده بود‪ .‬نور خورشید هم از البالی برگ ها‪ ،‬روی اب‬ ‫رودخانه می افتاد و پونه های وحشی و نعناهای معطر‬ ‫اب تنی می کردند‪ .‬اندکی پس از رسیدنش که گذشته‬ ‫بود‪ ،‬خانواده ای با چهار بچه قد و نیم قد رسیدند و‬ ‫کمی ان طرف تر از ان ها اتراق کردند‪ .‬از قبل با خودش‬ ‫قرار گذاشته بود که می خواهد ذهنش را کمی از همه‬ ‫مفاهیم حکمرانی‪ ،‬حکمرانی پژوهش‪ ،‬جامعه شناسی‬ ‫و فلسفه علم‪ ،‬وضعیت علم ایران و ‪ ...‬که ماموریتش‬ ‫می دانست‪ ،‬ازاد کند؛ از قیل وقال مدرسه حالی دلم‬ ‫گرفت‪ /‬چندی رویم و خدمت معشوق و می کنیم؛‬ ‫ولی باز هم نتوانست‪.‬‬ ‫اب بازی کودکانی که تازه رسیده بودند و صدا و طراوت‬ ‫اب‪ ،‬ان چنان با دلش بازی کرد که نتوانست دوام بیاورد‬ ‫و پاچه را باال زد تا خنکی اب را به جان بگیرد‪ .‬گوشه‬ ‫دیگری پسرکی را دید که خارج از هیاهوی بازی برادر و‬ ‫خواهرانش‪ ،‬نشسته و با پونه ها بازی می کند؛ شاید دو‬ ‫سالش تمام نشده بود؛ با دستان کوچکش برگ های‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫ً‬ ‫پونه های کوچک تر را می چید این بچه فکر می کند که با کشیدن برگ ها‪،‬‬ ‫قطعا مسیری جــز کشیدن‬ ‫ً‬ ‫و ان ها را از طرفین می کشید تا ان ها بزرگ می شوند؛ این نوع نگاه‪ ،‬دقیقا‬ ‫برگ های ان و وضع قوانین‬ ‫سلسه مراتبی و باال به پایین‬ ‫برگ پاره می شد و باز می رفت شبیه همان نگاه مکانیکی و سخت به‬ ‫محض است‪.‬‬ ‫سراغ پونه دیگری‪ .‬ذهنش را مقوله راهبری و حکمرانی است‪.‬‬ ‫یــک ر بــع گذشت و پسرک‬ ‫خیلی درگیر کرد؛ سراغ پسرک‬ ‫همچنان در حال بزرگ کردن پونه ها بود! و البته نیت‬ ‫رفت و با لهجه بچه گانه پرسید‪ :‬عزیزم چرا برگ ها را‬ ‫خیری هم داشــت‪ ،‬باالخره می خواست ان هــا زودتر‬ ‫می کشی پاره می کنی؟ بچه با اشاره به پونه های قد‬ ‫بزرگ بشوند و ثمر بدهند‪ ،‬ولی نمی دانست که راهش‬ ‫کشیده و بزرگ تر‪ ،‬پاسخ داد‪ :‬می خوام این کوچک ها‬ ‫این نیست‪ .‬وارد صحبت با پسرک شد؛ نمی دانست‬ ‫هم مثل ان ها بزرگ بشوند‪ ...‬خواه ناخواه قرارش شکسته‬ ‫چطوری به او بگوید؛ گفت‪ :‬ببین عزیزم‪ ،‬این پونه ها‬ ‫شد؛ با خودش فکر کرد «این بچه فکر می کند که با‬ ‫این طوری رشد نمی کنند‪ ،‬باید فقط شرایطش را فراهم‬ ‫کشیدن برگ ها‪ ،‬ان ها بزرگ می شوند؛ این نوع نگاه‪،‬‬ ‫ً‬ ‫بکنی‪ ،‬ان وقت خودشان رشد می کنند‪ .‬پسرک گفت‪:‬‬ ‫دقیقا شبیه همان نگاه مکانیکی و سخت به مقوله‬ ‫ً‬ ‫خب شرایطش چه هستند؟ گفت‪ :‬مثال اب بدهی‪،‬‬ ‫راهبری و حکمرانی اســت‪ ».‬لحظاتی در ال ک خود‬ ‫خا ک خوب‪ ،‬نور خورشید و مواد معدنی مورد نیاز‪.‬‬ ‫فرو رفت‪ ،‬فکرش درگیر هزاران جا شد‪ :‬فرایند تصویب‬ ‫پسرک هنوز برگ ها را بزرگ می کرد‪.‬‬ ‫موضوع پایان نامه در دانشکده‪ ،‬فرایند جذب پروژه از‬ ‫ً‬ ‫دوباره ذهنش درگیر شد‪ ،‬واقعا برای حکمرانی و راهبری‬ ‫دولت‪ ،‬جریان اعطای گرنت های پژوهشی داخلی‪،‬‬ ‫پژوهش هم نیاز است که شرایط ان فراهم بشود‪ ،‬نه‬ ‫فراخوان های پژوهشی بخش های مختلف کشور‪،‬‬ ‫اینکه حکمران به طور مستقیم وارد بشود و موضوع و‬ ‫پروژه های کسر خدمت سربازی‪ ،‬نحوه برخورد برخی‬ ‫روش و رویکرد را تعیین بکند؛ بلکه تصمیم نهایی‬ ‫موسسه های پژوهشی با پژوهشگران و ‪ ...‬که یک نقطه‬ ‫برای پژوهش‪ ،‬توسط خود پژوهشگر گرفته می شود و‬ ‫مشترک در همه ان ها وجود دارد و ان هم دیدن پژوهشگر‬ ‫حکمران بــرای تحول و تغییر در پژوهش‪ ،‬باید فقط‬ ‫به شکل بسیار منفعل و مسلوب االراده است؛ یعنی‬ ‫شرایط را مهیا کند‪ .‬اگر تصمیم گیرنده برای چگونگی‬ ‫عده ای بنشینند و قانون وضع می کنند و بگویند باید‬ ‫ً‬ ‫پژوهش‪ ،‬خود پژوهشگر نباشد‪ ،‬چیزی که درمی اید‬ ‫بشود و اصال اراده ای برای پژوهشگر قائل نباشند؛ بعدش‬ ‫ً‬ ‫قطعا پژوهش نیست‪ ،‬بلکه یک کار رفع تکلیفی پوچ‬ ‫هم کاری ندارند که این قانون یا خط مشی اطاعت شد‬ ‫و بی ثمر است‪ .‬کاش این پسرک این اصل را می فهمید‬ ‫یا نه؟ فقط می گویند باید بشود؛ و ضمانت اجرایی‬ ‫که «اب وخــا ک از من؛ برگ های معطر پونه از تو‪»...‬؛‬ ‫هم برای ان دارند و ان هم تنبیه است؛ اگر کسی قانون‬ ‫یعنی من فقط شرایط را اماده می کنم و تو رشد می کنی‬ ‫را عمل نکرد‪ ،‬تنبیه می شود و ‪...‬؛ ولی ایا پژوهش و‬ ‫و ثمر می دهی و من از ان میوه استفاده می کنم؛ بنابراین‬ ‫پیشرفت هم مثل ان برگ پونه در دست پسرک است‬ ‫قانون گذاری صرف به معنای اطاعت صددرصدی‬ ‫که با کشیدن ان‪ ،‬بزرگ بشود؟ یا اینکه پسرک با کشیدن‬ ‫پژوهشگران یا تغییر رفتار پژوهشی نیست؛ باید به فکر‬ ‫برگ برای بزرگ کردن ان‪ ،‬فقط ان را تباه می کند؟ ان‬ ‫ً‬ ‫تحلیل تغییر رفتار پژوهشی و اطاعت پژوهشگران بود‬ ‫پونه ها واقعا با کشیدن برگ های ان بزرگ می شدند؟‬ ‫و این مستلزم نوع خاصی از قانون گذاری و ضرورتی‬ ‫معلوم است‪ :‬نخیر‪ ،‬بلکه برگ ها این طوری پاره می شوند‬ ‫و از بین می روند‪ .‬شرایط رشد پونه و راهبری پژوهش‬ ‫‪122‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪123‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫برای تحلیل تحقق رهاوردهای‬ ‫قانون و تحلیل اطاعت قبل از‬ ‫تصویب قانون است‪.‬‬ ‫از فرط خنکی اب‪ ،‬پاهایش‬ ‫یـ ـ ـخ زده بـ ــود ولـ ــی درگــیــری‬ ‫ذه ــن ــش‪ ،‬از پــاهــا غافلش‬ ‫کــرده بــود‪ .‬بــرای بــار دیگر طائر خیالش پــرواز کــرد به‬ ‫سمت کالس های این ترمشان در زمینه نظریه های‬ ‫ً‬ ‫حکمرانی‪ .‬واقعا انچه به یک تمدن نظم می دهد رابطه‬ ‫تبعیت است؛ رابطه حا کم و محکوم؛ این تبعیت در‬ ‫قالب های مختلفی در جامعه رخ می دهد‪ ،‬ممکن‬ ‫اســت گاهی سلسله مراتبی و بــاال به پایین باشد‪،‬‬ ‫گاهی شکل بازاری و طرفینی به خود بگیرد و گاهی‬ ‫هم تبعیت‪ ،‬از جنس قرار گرفتن در یک شبکه باشد‬ ‫که به نوعی همه مساوی هستند‪ .‬ولی در جهان واقعی‬ ‫هیچ یک از این سه گانه به صورت منفرد وجود ندارند‪،‬‬ ‫بلکه ترکیبی از ان ها روابط تبعیت و اطاعت را رقم‬ ‫می زنند‪ .‬شرایطی که به خاطر ماهیت پژوهش و علم‪،‬‬ ‫در حکمرانی پژوهش ضروری است‪ ،‬بیشتر ترکیبی از‬ ‫سنخ شبکه ای و تا حدودی بازاری و به اندازه بسیار‬ ‫ً‬ ‫کمی سلسله مراتبی و باال به پایین است‪ .‬اصال اجتماع‬ ‫علمی از سنخ شبکه علمی است و راهبری ان نیازمند‬ ‫چیزی از جنس مکانیسم های راهبری شبکه است‪.‬‬ ‫اصل مقوم در یک شبکه اعتماد است؛ و مهم ترین و‬ ‫موثرترین عامل و ابزار راهبری و نفوذ نیز گفتگو و ارتباط‬ ‫در قالب های مختلف است‪ .‬حضور نگاه های بازاری‬ ‫(طرفینی و مبتنی بر عرضه و تقاضا) و سلسله مراتبی‬ ‫(بــاال به پایین و بخشنامه ای و ایین نامه ای) نیز در‬ ‫تخصیص منابع و مشروعیت بخشی ها دیده می شود‪.‬‬ ‫سه بچه دیگر که رودخانه را رد کرده بودند و ان طرف‬ ‫بودند‪ ،‬وقتی دیدند او پیش پسرک پونه چین نشسته و‬ ‫با او صحبت می کند‪ ،‬شروع کردند به اب بازی با او‪.‬‬ ‫ً‬ ‫بچه ها در عرض دو سه دقیقه کال خیسش کردند؛ بازی‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫خوبی شکل گرفته بــود‪...‬‬ ‫چقدر سریع توانسته بود با‬ ‫ان هــا ارتباط بگیرد؛ دلگرم‬ ‫از این ارتباط و مرابطه گرم‬ ‫و معصومانه بــا بچه ها بود‬ ‫که خاطرش با ایه ‪ 200‬سوره‬ ‫رابطو‪»...‬؛ از این‬ ‫مبارکه ال عمران تزیین شد؛ «‪ ...‬و ِ‬ ‫جالب تر‪ ،‬یادش امد که عالمه طباطبایی هم ذیل این‬ ‫ایه تفسیر مهمی اورده اند و مباحث مربوط به اجتماع و‬ ‫حکومت اسالمی را در ان بیان نموده اند‪ .‬انجا هم عالمه‬ ‫از چرایی عدم تبعیت از قانون (به تعبیری عدم تغییر‬ ‫رفتار در اثر قانون گذاری صرف) سخن گفته اند و اینکه‬ ‫چه می شود برخی قوانین به اثر نمی رسند؟ پاسخش‬ ‫واضح است‪ ،‬چون انسان اراده دارد و می تواند قانون‬ ‫را به راحتی دور بزند؛ یعنی اگر نخواهد قانون را اجرا‬ ‫کند‪ ،‬اجرا نمی کند‪ ،‬به همین راحتی؛ ولی راه حلش‬ ‫زیاد کردن قانون است؟ یا طی کردن مسیر دیگری برای‬ ‫ً‬ ‫تغییر رفتار (که خود رهاورد قانون است)؟ اکنون اکثرا‬ ‫اولین و اسان ترین راه حل را انتخاب می کنند و پیش‬ ‫به سوی شش قفله کردن پژوهشگر در قوانین پژوهشی‬ ‫یا ‪ ...‬می روند؛ ولی راه حل دوم مغفول است؛ حداقل‬ ‫باید قبول کنند که برای تغییر محتوای پژوهش‪ ،‬باید‬ ‫شرایط را تغییر بدهند که تصمیم پژوهشگر در ان شکل‬ ‫می گیرد‪ ،‬نه به طور مستقیم تصمیم پژوهشگر را عوض‬ ‫ً‬ ‫کنند؛ چون اصال نمی توانند‪.‬‬ ‫مادر بچه ها امد سراغشان؛ دو ساعت از نشستن او‬ ‫در اب گذشته بود‪ .‬قدری از پونه های خوشبوی کنار‬ ‫رود را چید و امد که در محل اتراقش صبحانه و چای‬ ‫کوهی را بار بگذارد‪ .‬او از پسرک جدا شد؛ ولی با یک‬ ‫درس امــوزی بسیار مهم از پسرک داستان‪ ،‬در زمینه‬ ‫یکی از اصول مهم حکمرانی پژوهش؛ ان هم اینکه‪:‬‬ ‫«اب وخاک از ما؛ میوه از شما‪»...‬‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫بــرای حکمرانی و راهـبــری پژوهش هم‬ ‫نیاز است که شرایط ان فراهم بشود‪ ،‬نه‬ ‫اینکه حکمران به طور مستقیم وارد بشود‬ ‫و موضوع و روش و رویکرد را تعیین بکند؛‬ ‫بلکه تصمیم نهایی برای پژوهش‪ ،‬توسط‬ ‫خود پژوهشگر گرفته می شود‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫سید علیرضا سجادیه‬ ‫پژوهشگر هسته عدالت پژوهی مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری مدیریت دولتی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫مدرسه عدالت‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫جایگاه و اهمیت حوزه تعلیم و تربیت و به طور خاص‬ ‫اموزش وپرورش در کشور و گستره و تنوع مخاطبان و‬ ‫جمعیت وابسته به ان از یک سو نشان از اهمیت و‬ ‫نقش راهبردی ان در ریل گذار ی های اینده کشور و از‬ ‫سوی دیگر بیانگر پیچیدگی و رعایت اقتضائات فردی‪،‬‬ ‫ّ‬ ‫خانوادگی‪ ،‬قومی‪ ،‬استانی و ملی است‪.‬‬ ‫هرچقدر فهم و گسترده تر کردن این تنوع ها و توجه به‬ ‫ان ها در مقام نظر الزم و خوب است اما در مقام منطق‬ ‫عملی و سیاست گذاری باید به دنبال نقاط مشترک و‬ ‫مورد توافق و تفاهم برای پیاده سازی اهداف و ارمان ها‬ ‫بود‪ .‬به معنای دیگر هرچقدر انتظارات و سالیق به شکل‬ ‫حداکثری در اسناد و برنامه ها بازتاب پیدا کنند کمتر‬ ‫قابلیت عملیاتی شدن را پیدا خواهند کرد‪.‬‬ ‫در ای ــن م ـیــان و م ـطــابــق ب ــا س ـنــد ت ـحــول بـنـیــادیــن‬ ‫امــوزش و پــرورش‪ ،‬نظام تعلیم و تربیت رسمی ما به‬ ‫دنبال تربیت پرورش یافتگانی است که مجموعه وسیعی‬ ‫از ویژگی های خوب را در خود داشته باشند‪« :‬تربیت‬ ‫انسانی موحد‪ ،‬مومن و معتقد به معاد و اشنا و متعهد‬ ‫به مسئولیت ها و وظایف در برابر خدا‪ ،‬خود‪ ،‬دیگران و‬ ‫طبیعت‪ ،‬حقیقت جو و عاقل‪ ،‬عدالت خواه و صلح جو‪،‬‬ ‫ظلم ستیز‪ ،‬جهادگر‪ ،‬شجاع و ایثارگر و وطن دوست‪،‬‬ ‫مهرورز‪ ،‬جمع گرا و جهانی اندیش‪ ،‬والیتمدار و منتظر‬ ‫و تالشگر در جهت تحقق حکومت عدل جهانی‪ ،‬با‬ ‫اراده و امیدوار‪ ،‬خودباور و دارای عزت نفس‪ ،‬امانت دار‪،‬‬ ‫دانا و توانا‪ ،‬پاکدامن و با حیا‪ ،‬انتخاب گر و ازادمنش‪،‬‬ ‫متخلق به اخالق اسالمی خالق و کارافرین و مقتصد‬ ‫و ماهر‪ ،‬سالم و بانشاط‪ ،‬قانون مدار و نظم پذیر و اماده ی‬ ‫ورود به زندگی شایسته فردی‪ ،‬خانوادگی و اجتماعی‬ ‫بر اساس نظام معیار اسالمی»‪.‬‬ ‫بــه لیست بلندباالی فــوق م ـی تــوان تـعــداد صفات‬ ‫بیشتری را نیز اضافه کــرد تا کامل تر شــده و بتواند‬ ‫اینه تمام نمای انسان کامل باشد! اینجا است که‬ ‫عدالت اجتماعی‪ ،‬یگانه ارزشی است که قابلیت تقلیل همه‬ ‫ارزش های متعالی «سند تحول بنیادین» به ان وجود دارد‬ ‫‪124‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫از ساختارهای ناعادالنه نمی توان انتظار‬ ‫تربیت انسان های عادالنه داشت‪.‬‬ ‫‪125‬‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫ثابت اند؛ ازجمله‪ ،‬ارزش عدالت است»‪.‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫«جهت گیری تعلیم و تربیت کشور باید به سمت برخورداری‬ ‫تربیت‬ ‫از عدالت باشد؛ یعنی اموزش وپرورش ما‪ ،‬تعلیم و‬ ‫ِ‬ ‫ما‪ ،‬عدالت پرور تربیت کند‪ ،‬عدالت خواه تربیت کند‪،‬‬ ‫عدالت ساز تربیت کند؛ چون عدالت‪ ،‬ان ارزش واالیی‬ ‫است که از ّاو ِل تاریخ بشر تا امروز‪ ،‬همواره مورد نظر احاد‬ ‫ِ‬ ‫بشر بوده است‪ .‬ارزش ها به مرور زمان و به ّ‬ ‫ تحول نسل ها‬ ‫تغییر پیدا می کنند‪ّ ،‬‬ ‫[اما] بعضی از ارزش ها از ّاول تا اخر‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫رعایت اقتضای منطق عملی‬ ‫اهمیتی دوچندان می یابد و‬ ‫باید نوعی اولویت بندی و ارزش گذاری بین این صفات‬ ‫را ناظر به شرایط و توان اجرایی دستگاه مجری مورد‬ ‫مالحظه قرار داد‪ .‬شاید ّ‬ ‫سر عدم توافق و همدلی بین‬ ‫تدوین کنندگان و مجریان سند در مراحل اجرایی‬ ‫سازی ان تقابل همین دو نگاه حداکثری و حداقلی‬ ‫در دخالت دادن شرایط اجرای یک سیاست و برنامه‬ ‫ً‬ ‫است‪ .‬چراکه هریک از این ویژگی های فوق الذکر اوال‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫باید به طور صحیح تعریف‪ ،‬ثانیا ابعاد ان بررسی و ثالثا‬ ‫روش پیاده سازی ان در عرصه تعلیم و تربیت رسمی‬ ‫ً‬ ‫تجویز و رابعا میزان تحقق ان در بین دانش اموزان مورد‬ ‫سنجش و ارزیابی قرار بگیرد که در یک جمله عمر نوح‬ ‫و صبر ایوب را طلب می کند‪ .‬مسئله ای که شاید یکی‬ ‫از علل مهم عدم اجرایی سازی سند تحول تا به امروز‬ ‫همین معضل (البته در کنار تمام ضعف های نظام‬ ‫برنامه ریزی وزارت اموزش وپرورش) باشد‪.‬‬ ‫سوال باقی مانده ان است که ایا این ارزش ها و صفات‬ ‫متعالی قابل تقلیل به یک ارزش محوری هستند؟ ایا‬ ‫می توان با نوعی تسامح هدف تعلیم و تربیت رسمی‬ ‫را در یک جمله خالصه کرد؟ به شکل ارتکازی پاسخ‬ ‫قاطبه اندیشمندان به این سوال منفی است؛ اما شاید‬ ‫این جمله سال ‪ 1397‬کمتر در اذهان متخصصان این‬ ‫حوزه ماندگار شده باشد‪:‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫پذیرش اینکه در هندسه و‬ ‫زنجیره به هم پیوسته ارزش های‬ ‫دینی‪ ،‬نقش عدالت‪ ،‬محوری و کلیدی است چنین‬ ‫داللــت مهمی را بــا خــود بــه هـمــراه خــواهــد داشــت‪.‬‬ ‫عدالت خواه شدن‪ ،‬هم نظر به اول خلقت دارد و هم‬ ‫نظر به پایان و انتهای ان‪ .‬هم باید در وجود فردی پیاده‬ ‫شود و هم در شکل جمعی اشاعه و گسترش یابد‪ .‬هم‬ ‫نیازمند صبر است و هم نیازمند تالش‪ .‬هم حکومت‬ ‫می خواهد و هم تبعیت‪ .‬هم فهم نظری می خواهد و هم‬ ‫جدیت عملی‪ .‬هم سهل است و هم ممتنع‪.‬‬ ‫بنابراین عینک عدالت به مسائل مختلف عرصه‬ ‫اموزش وپرورش کشور‪ ،‬معنا و تصویری دیگر به ان ها‬ ‫خواهد داد‪ .‬اگرچه این وصف عدالت برای فراگیران‬ ‫عرصه تعلیم و تربیت ذکر شده است اما از ساختارهای‬ ‫ناعادالنه نمی توان انتظار تربیت انسان های عادالنه‬ ‫داشت‪:‬‬ ‫نیروی انسانی‪ :‬اینکه ما در حوزه صف و خط مقدم‬ ‫مبارزه و تالش (عرصه معلمی) دچار خال و کمبود جدی‬ ‫نیرو هستیم [‪ ]1‬اما در عوض در حوزه پشتیبانی و ستاد‬ ‫مازاد نیرو داریم نشان از عدم توازن و عدم تعادل کل‬ ‫سیستم و فقدان مدیریت صحیح ان است‪.‬‬ ‫معلمان‪ :‬اینکه درباره اوضاع معیشتی معلمان همواره‬ ‫بحث و به نوعی نارضایتی عمومی وجود دارد بخشی از‬ ‫ان به ادراک معلمان از عادالنه بودن وضعیت شغلی‬ ‫خود برمی گردد (که خود این ادراک جای بحث و تامل‬ ‫جدی دارد) و بخشی از ان ناشی از بی عدالتی در قوانینی‬ ‫است که مبنای پرداخت حقوق در کشور قرار می گیرند‪.‬‬ ‫هدایت تحصیلی‪ :‬اینکه طرحی که همگی به اهمیت‬ ‫و خوبی ان معتقدند در عمل با یک شکست مواجه‬ ‫شده (و در برخی جاها تولید بحران نیز می کند) ناشی‬ ‫از عدم توازن در عرصه اشتغال و درامدی خاص است‬ ‫که خود را در این حوزه بازتولید کرده و منجر به انتخاب‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫شاید یکی از ابعاد کــار بــردی بــودن و در‬ ‫نتیجه جذاب بودن سند ‪ 2030‬نیز همین‬ ‫ساده کردن و توجه به مفاهیم اندک و‬ ‫درعین حال جامع است‪.‬‬ ‫(و تقلیل بیش ازحد ساده انگارانه ان به برابری صرف‬ ‫[‪ )]3‬اما توانسته با بهره گیری از شاخص های عینی و‬ ‫قابل سنجش بخش عمده ای از رفتارهای بازیگران‬ ‫مختلف را هدایت کند‪.‬‬ ‫گام مهم بعدی با پذیرش چنین وضعیتی‪ ،‬دستیابی‬ ‫به تعریفی اولیه از عدالت اموزشی‪ -‬چه در حوزه تعلیم‬ ‫دانش اموزان و چه در حوزه پشتیبانی از عملیات تعلیم‬ ‫و تربیت‪ -‬است‪ .‬قدم مهم تر سرریز و تبدیل شدن این‬ ‫تعریف به شاخص هایی متقن برای سنجش عدالت‬ ‫در عرصه امــوزش وپــرورش با صبغه دینی و اسالمی‬ ‫است‪ .‬شاخص هایی که بتوانند ابعاد مختلف این‬ ‫مفهوم مانند نیاز‪ ،‬بــرابــری‪ ،‬کــارایــی و تــاش را مورد‬ ‫مالحظه قرار بدهد‪.‬‬ ‫ّ‬ ‫در حوزه شاخص های ملی نیز اگرچه شــورای عالی‬ ‫امــوزش و پــرورش مجموعه نشانگرهایی را مصوب و‬ ‫سنجش می کند اما بیشتر این شاخص ها ناظر به دسترسی‬ ‫به تحصیل‪ ،‬سطح تحصیل کارکنان‪ ،‬بازماندگی از‬ ‫تحصیل و‪ ...‬است و سنجه هایی متناسب به منظور‬ ‫ارزیابی وضعیت عناصر مهم عرصه تعلیم و تربیت و‬ ‫تجویزهایی عادالنه و عملیاتی برای اصالح وضعیت‬ ‫موجود در دسترس قرار ندارد‪.‬‬ ‫رشته تجربی [‪ ]2‬و بی اعتنایی به دیگر رشته ها با معیار‬ ‫تضمین درامد و اینده شغلی می شود‪.‬‬ ‫کنکور‪ :‬اینکه االن بخش اعظمی از اهداف تربیتی و‬ ‫ً‬ ‫اموزشی در دوره های نزدیک به کنکور تقریبا به فراموشی‬ ‫سپرده شده و همه چیز مدرسه‪ ،‬معلمان‪ ،‬دانش اموزان‬ ‫در موفقیت در کنکور خالصه می شود ناشی از عدم‬ ‫اهتمام کافی و عدالت خواه نبودن مسئوالن در برداشتن‬ ‫ابزار ناعادالنه ای همچون کنکور است‪.‬‬ ‫مدارس غیردولتی‪ :‬اینکه به بهانه مشکالت مالی و‬ ‫بودجه اموزش وپرورش تالش کنیم مدارس غیردولتی را‬ ‫ترویج کنیم (بدون اینکه به اهداف موسسان توجه کنیم‬ ‫و بدون اینکه بر کیفیت مدارس دولتی بیفزاییم) نوعی‬ ‫از عدم توازن و بی عدالتی در سطح کیفیت دسترسی‬ ‫(نه مقدار دسترسی) در نقاط مختلف کشور (حتی در‬ ‫پایتخت) ایجاد خواهد کرد که تبعاتی چون حاکمیت‬ ‫ارزش پولی بر عرصه تعلیم و تربیت را در پی دارد‪.‬‬ ‫سمپاد‪ :‬اینکه حذف دفعی این مدارس در دستور کار‬ ‫وزارتخانه قرار می گیرد و به تبعات کاهش دسترسی‬ ‫عادالنه افراد کمتر برخوردار‪ -‬اما دارای استعدادهای‬ ‫اموزشی باالتر‪ -‬به اموزش متناسب بی توجهی می شود‬ ‫ناشی از دقت اندک نسبت به ایجاد توازن در فضای‬ ‫متنوع استعدادها در عرصه تعلیم و تربیت رسمی است‪.‬‬ ‫شاید یکی از ابعاد کاربردی بودن و در نتیجه جذاب‬ ‫بودن سند ‪ 2030‬نیز همین ساده کردن و توجه به مفاهیم‬ ‫اندک و درعین حال جامع است‪ .‬مشابه با مورد فوق‪،‬‬ ‫شعار «امــوزش فراگیر و برابر برای همه» تجلی شعار‬ ‫عدالت این بار از نگاهی بین المللی است‪ .‬نگاهی که‬ ‫علیرغم ضعف جدی در تعریف صحیح از عدالت‬ ‫پی نوشت‬ ‫[‪ .]1‬تا سال ‪ 1401‬حدود ‪ 350‬هزار نفر در اموزش وپرورش بازنشسته می شوند‬ ‫[‪ .]2‬تعداد داوطلبین برای گروه های مختلف ازمون سراسری سال ‪ 97‬به‬ ‫ترتیب فراوانی‪:‬‬ ‫گروه تجربی‪ 642 :‬هزار و ‪ 288‬نفر؛ گروه علوم انسانی‪ 204 :‬هزار و ‪ 936‬نفر؛ گروه‬ ‫علوم ریاضی‪ 144 :‬هزار و ‪ 437‬نفر‬ ‫[‪ .]3‬صرف نظر از دیگر نقایص و تهدیدات نرم این سند برای استقالل فرهنگی‬ ‫و اموزشی جمهوری اسالمی‬ ‫‪126‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫امیرحسین غفاری‬ ‫پژوهشگر هسته تعلیم و تربیت مرکز رشد‬ ‫دانش اموخته کارشناسی ارشد رشته مدیریت مالی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫‪127‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫در حالی که رکن اصلی برنامه ریزی درسی‪ ،‬اهداف ان‬ ‫است؛ اهداف سند تحول اموزش و پرورش بیش ازحد‬ ‫کلی‪ ،‬نامنسجم و ناقص است‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫تربیت ِمه الود‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫شهید مطهری زندگی و رشد را نیازمند سه عامل کلیدی‪:‬‬ ‫تربیت‪ ،‬ازادی و امنیت می داند‪ .‬تربیت عبارت است‬ ‫از اینکه انچه الزمه رشد موجود زنده است در اختیارش‬ ‫قرار گیرد‪ .‬تربیت در مورد انسان رساندن استعدادهای‬ ‫او از حالت بالقوه به بالفعل است‪ ،‬ان چنانکه شرایط‬ ‫بندگی خداوند متعال اقتضاء می کند‪ .‬این تربیت نیز‬ ‫در ُبعد فردی و اجتماعی خودش را نشان می دهد‪.‬‬ ‫در ابتدا به دنبال یافتن پاسخی به این سواالت هستیم‬ ‫که حقیقت فقر و غنا در معارف اسالمی به چه شکل‬ ‫است و ایا فقر به عنوان نمونه ای از بال و مصیبت سازنده‬ ‫مومن و تربیت کننده او است؟ غنای حقیقی در اسالم‬ ‫به چه شکل است؟ در اکثر اوقــات از کنار مفاهیم‬ ‫فقر و غنا به راحتی عبور می کنیم و اکثر افراد حقیقت‬ ‫فقر و غنا را در ُبعد مادی و مالی خالصه می کنند و‬ ‫اینکه اگر جامعه ای از نظر امور اقتصاد اسالمی‪ ،‬در‬ ‫یک وضعیت بحرانی و غیرمتعارف قرار داشته باشد‪،‬‬ ‫ان جامعه به سختی به سمت فهم چنین حقایقی و‬ ‫مصادیق فقر در اسالم (فقر صدیقین‪ ،‬فقر متقین و فقر‬ ‫صالحین) حرکت می کند؛ درعین حال که در معارف‬ ‫اسالمی این مفاهیم از حقایق واالیی برخوردار هستند‬ ‫و هر کدام از مفاهیم فقر و غنا به طور توامان می توانند‬ ‫هم نقش سازندگی داشته باشند و هم نقش تخریبی‬ ‫و برنامه درسی دانش اموزان ما فاقد چنین نقشی در‬ ‫تربیت اقتصادی ان ها است‪.‬‬ ‫غنای وجودی‪ ،‬غنای روحی و غنای مالی و از ان طرف‬ ‫فقر وجودی‪ ،‬فقر روحی و فقر مالی و شقوق ان ها نیاز‬ ‫به تدبر و تامل در ایات و روایات دارد‪ :‬فقر حریص‪ ،‬فقر‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫‪ .1‬حقیقت فقر و غنا‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫فقر حریص‪ ،‬فقر قانع‪ ،‬فقر زاهد‪ ،‬فقر خائفین‪،‬‬ ‫فقر راجین‪ ،‬فقر عارفین و فقیر مستغنی‬ ‫راضی را که از ایات و روایــات استخراج‬ ‫می شود را می توان جزء شقوق مختلف‬ ‫فقر نام برد‪.‬‬ ‫سازندگی باالیی داشته باشد و کسانی که در زندگی فقر‬ ‫را بسان هدیه ای اسمانی در اغوش می گیرند‪ ،‬کسانی‬ ‫هستند که قناعت‪ ،‬رضا‪ ،‬صبر و صدق را پیشه خود‬ ‫ساخته اند؛ از فقر کراهت ندارند‪ ،‬خدا را به خاطر فقر‬ ‫شکرگزارند؛ توکلشان به خداست و هیچ گاه چشم‬ ‫طمع به دست بندگان خدا نخواهند داشت‪ .‬این ها‬ ‫کسانی هستند که فقر خود را مخفی نگاه داشته و با‬ ‫تالش و کوشش برای روزی حالل‪ ،‬از چشم داشت به‬ ‫اموال دیگران خــودداری می کنند‪ .‬این ها با تکیه به‬ ‫خدا در مقابل اغنیا سربلند و با عزت سینه سپر کرده‬ ‫و هر جا الزم باشد از بیان حرف حق دریغ نخواهند‬ ‫کرد‪ .‬با وجود تنگدستی در راه خدا انفاق می کنند و‬ ‫در هیچ یک از فرامین الهی‪ ،‬اهل سستی و کوتاهی‬ ‫نیستند‪ .‬این ها همان کسانی هستند که پیغمبر‬ ‫َ‬ ‫اکرم؟ص؟ و سلم در شان ایشان فرمودند‪« :‬لو ِق ِ ّس َم َهذا‬ ‫َ‬ ‫ََ‬ ‫اهل الارض ل َو َّس َعها» اگر نور این شخص را بر تمام‬ ‫علی ِ‬ ‫اهل زمین تقسیم می کردند‪ ،‬به همه ان ها می رسید‪.‬‬ ‫این فقر‪ ،‬همان فقری است که سبب غنای قلبی و‬ ‫روحی مومن می شود‪.‬‬ ‫سوالی پیش می اید که ایا می توان بین فقر و غنا جمع‬ ‫کرد؟ ایا می شود کسی هم فقیر باشد و هم مستغنی؟‬ ‫بله‪ .‬با دو حالت امکان پذیر است و فقر این دسته‬ ‫در دو رابطه مطرح می شود‪ :‬یک‪ ،‬احساس احتیاج‬ ‫انسان به حضرت حق در جمیع امور‪ .‬دوم‪ ،‬ان احتیاج‬ ‫مالی که ممکن است در دنیا در رابطه با این حالت‬ ‫قانع‪ ،‬فقر زاهد‪ ،‬فقر خائفین‪ ،‬فقر راجین‪ ،‬فقر عارفین و‬ ‫فقیر مستغنی راضی را که از ایات و روایات استخراج‬ ‫می شود را می توان جزء شقوق مختلف فقر نام برد و‬ ‫در همه موارد مربوط به فقر و غنا‪ ،‬غنای روحی نقش‬ ‫سازندگی اساسی دارد و بدین معناست که روح انسان‬ ‫ کند باید خود‬ ‫در رابطه با نیازی که به خدا احساس می‬ ‫َ ُّ َ َّ‬ ‫ُ‬ ‫َرا نسبت به جهان ماده بی نیاز ببیند؛ «یا ایها الناس‬ ‫َْ ّ ْ‬ ‫ّ‬ ‫ُُْ ُْ َ ُ َ ّ‬ ‫راء ِ‪ ‬الى ا َلل ِه َو ا َلل ُه ُه َو الغ ِن ُی ال َح ِمید»‬ ‫انتم الفق‬ ‫اگر چنین نگرشی انسان داشته باشد‪ ،‬معنای حقیقی‬ ‫ایات و روایات زیر که در برخی موارد در ظاهر متناقض‬ ‫َ‬ ‫«الف ُ‬ ‫قر فخری»‪،‬‬ ‫به نظر می رسد را بهتر می تواند درک کند‪:‬‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫الم ُ‬ ‫قر ُ‬ ‫ّ‬ ‫قر َ‬ ‫«الف ُ‬ ‫«الف ُ‬ ‫سواد َ‬ ‫الوجه فی الدارین»‪،‬‬ ‫الاکبر»‪،‬‬ ‫وت‬ ‫َ‬ ‫َّ ْ‬ ‫َ َ‬ ‫ْ َ‬ ‫ن‪ ‬ی ُک َ‬ ‫‪ ‬الا َنس َ‬ ‫ان َ‪ ‬ل ْیط َغی ا َ‬ ‫قر َا َ‬ ‫‪ ‬الف ُ‬ ‫ون‬ ‫ن‪ ‬ر ُاه ْاس َتغنی»‪« ،‬کاد‬ ‫ِ«ان ِ‬ ‫ُ‬ ‫کفرا»‪« ،‬ان فقراء المومنین یتقلبون فی ریاض الجنه‬ ‫ّ‬ ‫قبل اغنیائهم باربعین َخریفا»‪« ،‬قال؟ع؟ ِلا ْب ِنهِ ُم َح َم ِد‬ ‫ْ‬ ‫ْ ْ َ َ َّ َ ُ َ َّ ّ َ ُ َ َ ْ َ ْ َ ْ َ‬ ‫ّ‬ ‫ک الفق َر‪ ‬ف ْاس َت ِعذ ِبالل ِه‬ ‫اب ِن الحن ِفیهِ ‪ :‬یا بنی ِ‪ ،‬ان ِی اخاف علی‬ ‫َْ َ َ ٌ َْْ َ ٌَ‬ ‫ْ ُ َ َّ ْ َ ْ ْ َ ٌ ّ‬ ‫لد ِین! مدهشه ِللعق ِل‪ ،‬د ِاعیه‬ ‫ِمنه‪ ،‬ف ِان‪ ‬الفق َر َ‪ ‬منق َصه ِل ِ‬ ‫ّ‬ ‫ُ َ َ‬ ‫ُ َ‬ ‫ْ ْ‬ ‫الفقر َ‬ ‫حف ُه ُ‬ ‫ُ»‪« ،‬من احبنا‬ ‫وم ِن‪ ‬فِی‪ ‬الدنیا‬ ‫ِلل َمق ِت»‪« ،‬ت‬ ‫الم ِ‬ ‫اهل البیت فلیستعد‪ ‬للفقر جلبابا» و ‪ . ...‬فقر و غنا از‬ ‫دل ایات و روایات به خوبی فهم می شود و غنای مالی‬ ‫برای انسان های ساخته نشده اثر سوء دارد و فقر مالی‬ ‫برای انسان های ساخته شده اثر سازندگی دارد‪ .‬اصل‬ ‫بر تربیت انسان بر محور مفاهیم و حقائق الهی است‪.‬‬ ‫در نتیجه با این نگاه به عالم حقیقت فقر و غنا را‬ ‫به گونه ای دیگر می توان فهمید که فقر نیز می تواند اثر‬ ‫‪128‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫حال باید به سراغ این برویم که این مفاهیم الهی به چه‬ ‫شکل و چگونه در برنامه ریزی درسی در راستای تربیت‬ ‫اقتصادی می تواند قرار بگیرد و «تربیت اقتصادی در‬ ‫دانش تعلیم و تربیت چه جایگاهی دارد؟» تا در انتها‬ ‫نیز به نقش برنامه ریزی درسی برای تعلیم و تربیت‬ ‫اقتصادی دانش اموزان نیز برسیم‪.‬‬ ‫برای یافتن پاسخ این سوال‪ ،‬به خود تعلیم و تربیت و‬ ‫ِ‬ ‫کارکرد ان برمی گردیم‪ .‬تعلیم و تربیت همواره یکی از‬ ‫موضوعات مورد عالقه بشر بوده است‪ .‬والدین و سایر‬ ‫افراد جامعه‪ ،‬همواره در این فکر بوده اند که چگونه به‬ ‫فرزندان خویش کمک کنند تا بهتر رشد کنند و به رشد‬ ‫همه جانبه برسند‪ .‬به تدریج که جوامع تخصصی تر و‬ ‫پیچیده تر شده اند‪ ،‬نهادهای مخصوصی جهت مرتفع‬ ‫‪129‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪ .2‬چگونگی تسری حقیقت فقر و‬ ‫غنا در تعلیم و تربیت اقتصادی‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫نفس توجه انسان به خدا‪،‬‬ ‫برای انسان به وجود بیاید‪ِ .‬‬ ‫روگردانی از غیر خداست و روگردانی از غیر خدا‪ ،‬نفس‬ ‫استغنای اوست‪ .‬اگر انسان از چیزی روگردان شود‪،‬‬ ‫همین روگــردانــی‪ ،‬غنای انسان نسبت به ان شیء‬ ‫است‪ .‬هنگامی که روح توجه خود را از شیء برداشته‬ ‫و به شیء دیگری توجه پیدا می کند‪ ،‬خود را محتاج‬ ‫نفس احتیاج به اهلل‪ ،‬عین‬ ‫به شیء دیگر خواهد دید‪ِ .‬‬ ‫غنی از ماسوی اهلل است‪ .‬کسی که فقیر الی اهلل است‪،‬‬ ‫غنی از غیر خداست‪ .‬در نتیجه هم فقیر است و هم‬ ‫غنی و در عین فقر مالی‪ ،‬غنای روحی دارد‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫کردن نیازهای خاص بشری شکل گرفته اند و مدارس و‬ ‫دانشگاه ها برای رشد بهتر‪ ،‬به عنوان یک نهاد تخصصی‬ ‫تربیت به وجود امدند‪ .‬در اینجا بود که فیلسوفان‪،‬‬ ‫نظریه پردازان اجتماعی‪ ،‬رهبران سیاسی و مذهبی‪،‬‬ ‫متخصصان تعلیم و تربیت و گروه کثیری از والدین‪،‬‬ ‫معلمان و استادان در برابر این پرسش قرار گرفتند که‬ ‫«چه چیز و چگونه باید اموزش داده شود؟» پاسخ به این‬ ‫سوال همان برنامه ایست که برای تربیت در نظر گرفته‬ ‫می شود که در انتهای متن به ان پرداخته خواهد شد‪.‬‬ ‫بحث ل ــزوم تــوجــه بــه تربیت اقــتـصــادی و نیازهای‬ ‫دانشی و بینشی در این حوزه در هر جامعه ای مبتنی‬ ‫بر اموزه ها و مبانی ان جامعه مورد توجه و عنایت بوده‬ ‫و با استفاده از ابزارهای مختلف در ان مسیر اقدام‬ ‫می شده است‪ .‬در جامعه ما وضعیت دیگری حاکم‬ ‫است‪ .‬دانش اموختگان نظام اموزشی کشور که وارد‬ ‫زندگی خانوادگی و عهده دار مسئولیت های اجتماعی‬ ‫مختلف می شوند‪ ،‬به نحو سیستماتیک واجد اطالعات‬ ‫مورد نیاز از مفاهیم و اصول اولیه اقتصادی نیستند‪.‬‬ ‫به طور ی که نه در زندگی فــردی خود و در مواجهه با‬ ‫موقعیت ها و شرایطی که صبغه اقتصادی دارنــد‪،‬‬ ‫ان گونه که باید و شاید حضور دارند و نه در تعبیر و تفسیر‬ ‫جریانات و تحوالت و وقایع اقتصادی کشور‪ ،‬توانایی‬ ‫کافی از خود بروز می دهند‪ .‬اموخته های قبلی ان ها چه‬ ‫رسمی و از طریق برنامه های اشکار اموزش وپرورش و‬ ‫چه غیررسمی و از طریق برنامه های پنهان خانواده‪،‬‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫دانش اموختگان نظام اموزشی کشور که وارد‬ ‫زندگی خانوادگی و عهده دار مسئولیت های‬ ‫اجتماعی مختلف می شوند‪ ،‬بــه نحو‬ ‫سیستماتیک واجد اطالعات مورد نیاز از‬ ‫مفاهیم و اصول اولیه اقتصادی نیستند‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫بنا به اینکه برنامه ریزان از چه نظریه‬ ‫یادگیری پیروی کنند‪ ،‬همه تصمیم گیر ی ها‬ ‫را با معیارهای همان نظریه جواب می دهند‪.‬‬ ‫دانش برنامه ریزی درسی در مرحله طراحی از گستردگی‬ ‫زیادی برخوردار است و دانشمندان ارکان و ابعاد گوناگونی‬ ‫برای ان ترسیم می نمایند‪ .‬دیدگاه های مختلف درباره‬ ‫ً‬ ‫طراحی برنامه درسی‪ ،‬معموال در قالب یک نمودار یا الگو‬ ‫ارائه می گردد تا به این ترتیب رابطه ارکان و مولفه های‬ ‫مختلف مورد نظر‪ ،‬بهتر فهمیده شود‪.‬‬ ‫در برنامه ریزی درسی اهداف‪ ،‬دانش‪ ،‬یادگیری‪ ،‬جامعه‬ ‫و مخاطب‪ ،‬حول محور مبانی نظری در گردش هستند‪.‬‬ ‫مبانی نظری‪ ،‬قانون اساسی و سیاست های کلی ناظر‬ ‫بر تعلیم و تربیت در هر زمینه ای هستند‪ .‬مبانی نظری‬ ‫به نحو مستقیم یا غیرمستقیم بر تمام عناصر مهم‬ ‫برنامه ریزی تاثیر دارد‪ .‬در برنامه درسی تربیت اقتصادی‬ ‫ناظر به مبانی نظری‪ ،‬نیاز به طرح جامعی است که تمام‬ ‫مبانی خداشناسی‪ ،‬انسان شناسی‪ ،‬دین شناسی و‬ ‫علم شناسی با توجه به نظر اسالم استخراج و در نظامی‬ ‫منسجم و ناظر به موضوع تربیت اقتصادی تدوین شود‪.‬‬ ‫در بحث یادگیری این نکته حائز اهمیت است که‬ ‫تربیت اقتصادی با چه روش هایی به نحو مطلوب انجام‬ ‫خواهد شد؟ در باب یادگیری‪ ،‬نظریه های مختلفی‬ ‫وجــود دارد و هر کــدام از ان هــا در خصوص ماهیت‬ ‫یادگیری‪ ،‬هدف یادگیری‪ ،‬اصول و قوانین یادگیری‪،‬‬ ‫قضاوت ویژه ای دارند‪ .‬می توان ادعا کرد برنامه ریزی‬ ‫درسی به وسیله رویکردهای متعدد یادگیری هدایت‬ ‫می شود‪ .‬بنا به اینکه برنامه ریزان از چه نظریه یادگیری‬ ‫پیروی کنند‪ ،‬همه تصمیم گیری ها را با معیارهای همان‬ ‫نظریه جواب می دهند‪.‬‬ ‫نهادهای فرهنگی‪ ،‬اموزشی و رسانه های مختلف‪،‬‬ ‫به طورمعمول ارتباطی به مسائل و مفاهیم اقتصادی‬ ‫و تدبیر زندگی بر اساس عقالنیت اسالمی و بومی و‬ ‫مبانی وحیانی ندارد‪.‬‬ ‫در این بین در راستای تربیت اقتصادی نظام مند‬ ‫جامعه بر اساس مکتب تربیتی مختص خود نیاز به‬ ‫طراحی های مختلف داریم که یک نمود عینی ان در‬ ‫کتاب های درسی و اموزشی دانش اموزان است‪ .‬تولید‬ ‫و بهره گیری از کتاب های درسی در کشورهای جهان‬ ‫به دو شیوه متمرکز و غیرمتمرکز انجام می شود‪ .‬در‬ ‫ایران‪ ،‬استفاده از کتاب های درسی به صورت متمرکز‬ ‫صورت می گیرد؛ یعنی کتاب های درسی از یک کانال‬ ‫تغذیه می شوند و یک متن واحــد درســی در سراسر‬ ‫ً‬ ‫کشور تدریس می شود؛ اما در برخی از کشورها معموال‬ ‫برنامه درسی ملی اعالم می شود و مدارس می کوشند‬ ‫به اهداف ان برنامه نزدیک شوند و در این مسیر هیچ‬ ‫الزامی به استفاده از یک کتاب درسی خاص ندارند‪.‬‬ ‫لذا معلم از بین منابع زیادی که وجود دارد برخی را‬ ‫گزینش نموده و در اختیار دانش اموزان قرار می دهد‪.‬‬ ‫‪ .3‬ارکان برنامه ریزی درسی و تربیت اقتصادی‬ ‫در یک تعریف جامع ‪ ،‬برنامه درسی عبارت است از‬ ‫محتوای رسمی و غیررسمی و اموزش های اشکار و‬ ‫پنهان که به وسیله ان ها‪ ،‬متعلمان دانشی را به دست‬ ‫می اورند‪ ،‬مهارت هایی را کسب می کنند و گرایش ها‬ ‫و ارزش هایی در ان ها تغییر می یابد‪.‬‬ ‫‪130‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫‪131‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫صاحب نظران و متخصصان برنامه ریزی درســی‪،‬‬ ‫نظریات مختلفی را درباره اهداف اموزشی و چگونگی‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪ .4‬ترسیم اهداف برنامه ریزی‬ ‫برای تربیت اقتصادی‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫در بحث مخاطب نیز علی رغم اختالف دیدگاه ها در‬ ‫ً‬ ‫باب انسان و به تبع متعلمان تقریبا همه ان ها در این‬ ‫نکته اتفاق نظر دارند که دانش اموز و دانشجو پذیرنده‬ ‫صرف نیست‪ ،‬او لوح نانوشته ای نیست که بتوان هر‬ ‫چیزی بر ان نوشت و یا مومی نیست که بتوان مطابق‬ ‫با هر ایده ذهنی به او شکل داد‪ .‬متعلمان در فرایند‬ ‫اموزش‪ ،‬هم منفعل و هم فعال هستند و به همین دلیل‬ ‫شناخت ان ها ضرورت پیدا می کند‪ .‬این ضرورت ناشی‬ ‫ً‬ ‫از اهمیت پاسخ به این پرسش مهم است که اصوال‬ ‫برنامه های تربیتی برای چه کسانی تنظیم می شود‪.‬‬ ‫پاسخ دقیق به این پرسش سبب می شود که اهداف‬ ‫تعلیم برنامه ریزان با نتیجه تعلم متعلمان‪ ،‬فاصله هر‬ ‫چه کمتری داشته باشد‪ .‬به بیان دیگر شناخت مخاطب‬ ‫ازاین جهت ضرورت دارد که تا وقتی برنامه ریزان ندانند‬ ‫ً‬ ‫که دقیقا مخاطب در چه وضعیتی است نمی توانند‬ ‫مسیر رسیدن به هدف را برای او مشخص سازند‪.‬‬ ‫در مــورد جامعه ســوال اصلی ایــن اســت که تربیت‬ ‫اقتصادی برای تامین نیازهای چه اقتصادی انجام‬ ‫می شود؟ تمامی مکاتب و نظریه پردازان تعلیم و تربیت‪،‬‬ ‫علی رغم اختالف نظر در باب میزان اهمیت جامعه‬ ‫در تعیین اهــداف اموزشی در این امر متفق هستند‬ ‫که یکی از اهــداف و وظایف عمده تعلیم و تربیت‬ ‫پرداختن به وظایف اجتماعی و تالش در جهت رفع‬ ‫نیازهای جامعه است و لذا هدف ها و به تبع محتوای‬ ‫برنامه درسی تربیت در حوزه اقتصاد باید متناسب با‬ ‫شرایط و امکانات و نیازهای جامعه از نظر اقتصادی‬ ‫تعیین شوند‪.‬‬ ‫در مورد دانش نیز بایستی یاداور شد که هر برنامه درسی‬ ‫با یکی از رشته های علمی ارتباط مستقیم دارد‪ .‬برای‬ ‫تعیین هدف های جزئی اموزشی شناخت ساختار و‬ ‫مقتضیات ان رشته ضروری است‪ .‬در بررسی رشته‬ ‫علمی موضوعاتی مانند ساختار و شاخه های اصلی‪،‬‬ ‫مفاهیم‪ ،‬مطالب اساسی‪ ،‬مهارت ها‪ ،‬نگرش ها‪ ،‬روش‬ ‫تحقیق در ان علم و ‪ ...‬مورد بررسی قرار می گیرد‪ .‬در‬ ‫بحث تربیت اقتصادی نیز اقتصاد به عنوان یک شاخه‬ ‫علمی مورد بررسی قرار می گیرد‪.‬‬ ‫در نهایت در مــورد اهــداف باید گفت تا فــرد نداند‬ ‫مقصدش کجاست‪ ،‬هرگز نمی تواند به گزینش بهترین‬ ‫راه رسیدن به ان بپردازد‪ .‬دلیل وجودی هر نظام اموزشی‬ ‫نیز تحقق بخشیدن به مجموعه ای از هدف هاست‪ .‬اگر‬ ‫هدف های مورد نظر به درستی تحلیل و اولویت های ان‬ ‫به روشنی تعیین و تصریح نشده باشد‪ ،‬امکان حرکت و‬ ‫فعالیت صحیح و در نهایت تحقق هدف های تربیتی‬ ‫در درون ان نظام غیرممکن خواهد بود؛ زیرا بر اساس‬ ‫اهداف تربیتی است که برنامه ریزی اموزشی و درسی‬ ‫و فعالیت درون نظام های اموزشی شکل می گیرد‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫شاید بتوان یکی از اهداف میانی تربیت در‬ ‫جهت هدف غایی خدایی شدن را رسیدن‬ ‫به حیات طیبه دانست‪.‬‬ ‫از سوی دیگر با توجه به اصول و روش های یادگیری‪،‬‬ ‫تربیت اقتصادی چه نوع اهدافی را در پی خواهد‬ ‫داشت‪ .‬همچنین به مقتضای دانش اقتصاد‪ ،‬اهمیت و‬ ‫ضرورت مباحث‪ ،‬اولویت های مفاهیم برای شکل گیری‬ ‫دیدی تحلیلی در نگاه به مسائل اقتصادی و ‪ ...‬چه‬ ‫اهدافی باید دنبال شوند؟ و اینکه پاسخگویی و حل‬ ‫معضالت جامعه از نظر اقتصادی چه از حیث فرهنگ‬ ‫اقتصادی و چه از نظر هماهنگی با سیاست ها برای‬ ‫موفقیت ان ها‪ ،‬پیگیری چه اهدافی را در این تربیت‬ ‫ضروری می کند؟ در نهایت با توجه به وضعیت کنونی‬ ‫دانش اموز (توانایی‪ ،‬نیاز و عالقه) و برای رسیدن به‬ ‫اهداف عالی اش در زندگی هم از نظر فردی و هم از‬ ‫نظر اجتماعی‪ ،‬اهــداف میانی که اقتصاد درصــدد‬ ‫ان هاست‪ ،‬کدام است؟‬ ‫در مرحله بعد از اهداف‪ ،‬بایستی با توجه به اهداف‬ ‫تدوین شده‪ ،‬دانش موجود اقتصادی که دانستن و‬ ‫رفتارسازی ان ها برای فرد الزم است و ‪ ...‬محتوای‬ ‫الزم برای تربیت اقتصادی فراهم گردد‪.‬‬ ‫در رابطه با اهداف تربیت اقتصادی در اسالم‪ ،‬در مبانی‬ ‫نظری سند تحول بنیادین اموزش وپرورش به نکاتی‬ ‫پرداخته شده است که ان ها در ادامه می اید و بررسی‬ ‫در رابطه با ان ها صورت خواهد گرفت‪.‬‬ ‫در مبانی نظری سند تحول بنیادین به حیات طیبه‬ ‫اشاره شده است‪« :‬حیات طیبه وضع مطلوب زندگی‬ ‫بشر در همه ابعاد و مراتب‪ ،‬بر اساس نظام معیار ربوبی‬ ‫است که تحقق ان باعث دستیابی به غایت زندگی‬ ‫یعنی قرب الی اهلل خواهد شد‪».‬‬ ‫تهیه و تنظیم ان ها ارائه کرده اند‪ .‬دیویی معتقد است‬ ‫هدف «به منزله روشــی است بــرای دگرگون ساختن‬ ‫موقعیت موجود؛ و هدف شایسته هدفی است که‬ ‫با توجه به اوضاع واحوال موجود اتخاذ شود‪ ».‬بلوم نیز‬ ‫می گوید‪« :‬هدف های تربیتی بیان صریح روش هایی‬ ‫است که با استفاده از ان می توان انتظار داشت که‬ ‫رفتار شا گردان تغییر کند‪ ».‬و می گر در کتاب تدارک‬ ‫هدف های اموزشی‪ ،‬هدف را بیان وضعیت مطلوبی‬ ‫می داند که باید در شاگرد به وجود اید‪ .‬به عقیده می گر‬ ‫هدف‪ ،‬نتیجه اموزش را وصف می کند نه فرایند اموزش‬ ‫را؛ به عبارت دیگر هدف نتایج را روشن می کند و نه‬ ‫وسیله دستیابی به ان نتایج را‪.‬‬ ‫اهمیت تبیین صریح و شفاف اهداف به این دلیل‬ ‫است که در غیر اینصورت معیار قابل قبولی برای‬ ‫ً‬ ‫ارزیابی وضعیت و بهبود ان در دست نخواهد بود‪ .‬مثال‬ ‫تا زمانی که برای تربیت اقتصادی یک جوان مسلمان‬ ‫ایرانی هدفی تعیین نشده باشد‪ ،‬امکان ارزیابی اینکه‬ ‫هم اکنون جوانان ما از این جهت در چه وضعیتی‬ ‫هستند و چگونه می توان ان را بهبود داد‪ ،‬سخنی‬ ‫نادرست خواهد بود‪.‬‬ ‫اینکه اهداف چگونه شکل می گیرند‪ ،‬سوال مهم دیگری‬ ‫است‪ .‬از یک سو بایستی دید التزام به مبانی نظری‪،‬‬ ‫پیگیری چه اهدافی را در تربیت اقتصادی ضروری‬ ‫ً‬ ‫مـی ســازد؛ مثال نگاه خــاص ما به انسان و نیازهای‬ ‫مــادی او در مبانی نظری اهــداف ما در رفتارسازی‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی الگوی خاصی از حمایت را‬ ‫شکل خواهد داد‪.‬‬ ‫‪132‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪133‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫با این وصف شاید بتوان یکی از اهداف میانی تربیت در‬ ‫جهت هدف غایی مذکور (خدایی شدن) را رسیدن به‬ ‫حیات طیبه دانست‪ .‬حیات طیبه به این معنا مفهومی‬ ‫عام و شامل کلیه ابعاد زندگی بشر می شود که با توجه به‬ ‫ابعاد مختلف ان می توان ساحت های مختلف تربیت‬ ‫را معرفی و تشریح نمود‪ .‬بر همین اساس مبانی نظری‬ ‫سند تحول ساحت های شش گانه ای را برای تربیت‬ ‫برمی شمرد که یکی از ان ها تربیت اقتصادی و حرفه ای‬ ‫ناظر به اماده سازی فردی و جمعی متربیان در مسیر‬ ‫تحقق شان اقتصادی و حرفه ای حیات طیبه است‪.‬‬ ‫این ساحت های شش گانه عبارت اند از‪ :‬تربیت دینی‬ ‫و اخالقی‪ ،‬تربیت زیستی و بدنی‪ ،‬تربیت اجتماعی و‬ ‫سیاسی‪ ،‬تربیت اقتصادی و حرفه ای‪ ،‬تربیت علمی و‬ ‫فن اوری و تربیت هنری و زیبایی شناختی‪.‬‬ ‫روشــن اســت که ایــن مجموعه تربیت اقتصادی را‬ ‫به عنوان یکی از ساحت ها و ابعاد دستیابی به حیات‬ ‫طیبه که هدفی واال در جهت قرب الهی است‪ ،‬مطرح‬ ‫نموده که متصدی تحقق هدف مذکور در تنظیم امور‬ ‫اقتصادی و معیشتی زندگی است‪ .‬اینکه این ساحت ها‬ ‫به خوبی دسته بندی و ارائه شده یا خیر و اینکه ساحتی‬ ‫را نادیده گرفته و یا دچار هم پوشانی است‪ ،‬مورد بحث‬ ‫نیست‪ ،‬اما اینکه بعد اقتصادی زندگی از جمله ابعادی‬ ‫است که باید برای ان برنامه ریزی هدفمندی در عرصه‬ ‫تربیتی انجام گیرد‪ ،‬مطلبی است که بارها مورد تا کید‬ ‫معصومین؟مهع؟ قرار داشته است‪ .‬در هر حال مجموعه‬ ‫مبانی نظری سند تحول بنیادین در اموزش وپرورش‬ ‫اهدافی را برای این ساحت تربیتی (تربیت اقتصادی‬ ‫و حرفه ای) ارائه می دهد که عبارت اند از‪:‬‬ ‫ •تدبیر امر معاش و زندگی اقتصادی با درک موقعیت‬ ‫اقتصادی خود و جامعه و تالش برای بهبود پیوسته‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫ان از طریق مشارکت ســازنــده در فعالیت های‬ ‫اقتصادی متناسب بر اساس نظام معیار اسالمی؛‬ ‫ •درک و فهم مسائل اقتصادی خود و جامعه (در‬ ‫زمینه تاریخی‪ ،‬فرهنگی و اجتماعی) و رعایت‬ ‫الگوهای ملی تولید‪ ،‬توزیع و مصرف منابع‪ ،‬کاالها‬ ‫و خدمات با توجه به نظام معیار اسالمی؛‬ ‫ •مراعات قوانین و احکام معامالت و التزام به ارزش های‬ ‫اخالقی و رعایت حق‪ ،‬عدالت و انصاف در روابط‬ ‫اقتصادی با دیگران بر اساس نظام معیار اسالمی؛‬ ‫ •کسب شایستگی های الزم جهت تکوین و تعالی‬ ‫مداوم هویت حرفه ای و انتخاب ا گاهانه شغلی‬ ‫متناسب با توانایی و عالئق خود و نیاز جامعه و‬ ‫فعالیت در ان حرفه در جهت تشکیل جامعه سالم‬ ‫و پیشرفت مداوم ان بر اساس نظام معیار اسالمی؛‬ ‫ •تالش فــردی و جمعی بــرای تحقق غنا‪ ،‬کفاف‪،‬‬ ‫عمران‪ ،‬رشد و استقالل اقتصادی‪ ،‬حفظ و پیشرفت‬ ‫ثروت ملی‪ ،‬افزایش بهره وری‪ ،‬تامین رفاه عمومی‬ ‫و بسط عدالت اقتصادی و شناسایی عوامل فقر‪،‬‬ ‫فساد و تبعیض و تالش جهت مقابله با ان ها در‬ ‫سطح ملی و جهانی در جهت تشکیل جامعه سالم‬ ‫و پیشرفت مداوم ان بر اساس نظام معیار اسالمی‪.‬‬ ‫مجموعه اه ــداف فــوق ا گــرچــه بسیاری از مفاهیم‬ ‫موردنظر اسالم در تدبیر امور فردی و جمعی زندگی یک‬ ‫انسان مسلمان را ذکر می نماید‪ ،‬ولی بیش ازحد کلی‬ ‫بوده‪ ،‬به نحو منسجم و نظام مندی تدوین نشده و از‬ ‫جامعیت و مانعیت کافی برخوردار نیست‪ .‬در نتیجه‬ ‫در راستای برنامه ریزی درسی تربیت اقتصادی مناسب‬ ‫نیست و یکی از ارکان برنامه ریزی درسی که اهداف‬ ‫است را به خوبی در بر نمی گیرد و نیاز به تبیین و فهم‬ ‫حقائق اسالمی و رساندن ان حقائق به بهترین روش‬ ‫به دانش اموزان است‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫علی قربانی‬ ‫پژوهشگر هسته تعلیم و تربیت مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه تهران‬ ‫پادشاهی پسر به مکتب داد‬ ‫بر سر لوح او نبشته به زر‬ ‫جور استاد به ز مهر پدر [‪]1‬‬ ‫وقتی این شعر سعدی را می خوانیم و لفظ مکتب را‬ ‫در ان می بینیم‪ ،‬یا در متنی تاریخی نقل قولی پیرامون‬ ‫«مدارس نظامیه» می خوانیم‪ ،‬ناخودا گاه ان را با دوره‬ ‫ابتدائی و این یکی را با مدارس نوینی که خود در ان‬ ‫تحصیل نمودیم مطابقت می دهیم و می پنداریم‪،‬‬ ‫مدرسه همان مدرسه است؛ البته با خشونت بیشتر و‬ ‫مواد درسی متفاوت! اما واقع امر این گونه نیست و نظام‬ ‫اموزشی ایران در قرن سیزدهم با شکاف و گسستی‬ ‫روبرو می شود که باعث تحولی ماهوی در ان می گردد‬ ‫و تاریخ مدارس نوین را باید در ریلی خواند که سابقه ‬ ‫ایران پیش از سده سیزدهم ندارد‪ .‬مقایسه‬ ‫قابل توجهی در ِ‬ ‫گذرای تاریخ نظام اموزشی فرانسه (و تا حدودی اروپا)‬ ‫که دورکیم برای دوره کاراموزی معلمان دوره متوسطه‬ ‫در سوربن بیان می کند [‪ ]2‬با انچه در کتاب «تاریخ‬ ‫ادبیات کودکان ایران» [‪ ]3‬درباره تاریخ نظام اموزشی‬ ‫ایران از ابتدای دوره اسالمی تا امروز نقل شده است این‬ ‫شکاف تاریخی را به خوبی نمایان می سازد‪ .‬درحالی که‬ ‫دورکیم ریشه های نظام اموزشی متوسطه فرانسه را با‬ ‫ادله دقیق تاریخی تا ‪ 10‬قرن به عقب بازمی گرداند و از‬ ‫شارلمانی تا اسکوالستیک و نظام کالجی دانشگاه ها‬ ‫سیر می کند و در نهایت با پیوند رنسانس و انقالب‬ ‫فرانسه این خط سیر را به نظام نوین اموزشی پیوند‬ ‫می دهد‪ ،‬ما به سختی می توانیم نشانه هایی از پیوند‬ ‫نظام تعلیم و تربیت پیش از قاجاریه با انچه در سده‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫برای غربی شدن‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫لوح سیمینش بر کنار نهاد‬ ‫ارمان غربزدگان ایرانی تعلیم به شیوه نوین نبود‪ ،‬بلکه‬ ‫تعلیم برای غربی شدن بود‬ ‫‪134‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫پیش از انکه روشنفکران ایرانی دوره خردسالی خود را سپری‬ ‫نمایند و زبان باز کنند‪ ،‬موج گسترده ای از میسیونرهای امریکائی‪،‬‬ ‫انگلیسی‪ ،‬فرانسوی‪ ،‬روسی و ‪ ...‬کار تربیتی و ترویجی خود را‬ ‫در ایران اغاز و مدارسی به سبک نوین برپا نمودند‪.‬‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪135‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫سیزدهم جوانه هایش شکل گرفت و با روی کار امدن‬ ‫رضا قلدر سراسر ایران را فراگرفت بازیابیم‪.‬‬ ‫اما چه شد که چنین تحولی رخ داد و گسستی این چنین‬ ‫در نظام تعلیم و تربیتی ما به وجود اورد؟ نظام تعلیم‬ ‫و تربیتی پیوند یافته با فرهنگ یک اجتماع است و‬ ‫تحولی گسترده در ان که بتواند «مدرسه» را جایگزین‬ ‫«مکتب خانه» نماید وابسته به فعالیت گسترده و‬ ‫مستمری است که زمینه ان را فراهم نماید‪ .‬عمده ترین‬ ‫و تاثیرگذارترین این جریانات قرن سیزدهم کدام ها‬ ‫بــودنــد؟ بـی شــک درک عقب ماندگی تکنیکی در‬ ‫مقایسه با دولت های استعمارگر اروپائی توسط برخی‬ ‫سیاستمداران قاجاریه و به ویژه جریان منورالفکری‪،‬‬ ‫همچون میرزاملکم خان و طالبوف و میرزا فتحعلی‬ ‫اخوندزاده تاثیر به سزایی در این تحول داشته‪ ،‬اما‬ ‫پیش از انکه این روشنفکران دوره خردسالی خود را‬ ‫سپری نمایند و ز بــان بــاز کنند‪ ،‬مــوج گسترده ای از‬ ‫میسیونرهای امریکائی‪ ،‬انگلیسی‪ ،‬فرانسوی‪ ،‬روسی و‪...‬‬ ‫کار تربیتی و ترویجی خود را در ایران اغاز و مدارسی‬ ‫به سبک نوین برپا نمودند‪ .‬جاستین پرکینز امریکائی‬ ‫سال ‪.1213‬ش (زمانی که ملکم خان هنوز دو سالش‬ ‫هم نبود!) به ایران امد و در سال ‪.1215‬ش نخستین‬ ‫مدرسه میسیونری پروتستان را برای کودکان اشوری در‬ ‫ارومیه احداث نمود‪ .‬دکتر گرانت عضو دیگر هیئت‬ ‫مذهبی پروتستان در سال ‪.1219‬ش مدرسه دیگری را‬ ‫در ارومیه برای اموزش وپرورش کودکان مسلمان (!) برپا‬ ‫ساخت و تا سال ‪.1274‬ش میسیونرهای امریکائی‬ ‫در ارومیه و روستاهای پیرامون ان ‪ 117‬مدرسه بنیان‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫نهادند‪ ]4[ .‬این فقط گزارش هیئت امریکائی است و‬ ‫می دانیم امریکائی ها در ان دوران نفوذ کمتری نسبت‬ ‫به اروپائیان در ایران داشتند‪ .‬الزاریست های فرانسوی‬ ‫گروه دیگری بودند که کار خود را در غرب ایران اغاز‬ ‫نموده و کودکان مسلمان و یهودی را نیز در کنار اشوریان‬ ‫پرورش می دادند و البته از گروه های انگلیسی و روسی‬ ‫نیز که در ان دوره دستی قدرتمند در ایران داشتند‬ ‫نباید غافل ماند‪.‬‬ ‫نویسندگان کتاب «تاریخ ادبیات کودکان» وقتی به‬ ‫اینجا می رسند‪ ،‬پای منورالفکران را این گونه به ماجرا‬ ‫باز می کنند‪« :‬با گسترش اموزشگاه های میسیونرهای‬ ‫مذهبی اروپایی و امریکائی‪ ،‬برخی روشنفکران که‬ ‫نگران چیرگی فرهنگ و کاهش نفوذ ز بــان فارسی‬ ‫بودند‪ ،‬بر این نکته پای فشردند که ایرانیان خود باید به‬ ‫بنیادگذاری اموزشگاه های نو بپردازند‪ ]5[ ».‬اما کدام‬ ‫روشنفکر و کدام زبان فارسی؟ خوب است اینجا از‬ ‫دو نفر از منورالفکرانی که در کتاب به عنوان ناجیان‬ ‫عرصه فرهنگ و تربیت از ایشان مباحثی نقل شده و‬ ‫به عالوه کتاب به حضور گرامی امثال ایشان تقدیم‬ ‫شده است [‪ ،]6‬یادی نمائیم‪ :‬میرزاملکم خان و میرزا‬ ‫فتحعلی اخوندزاده‪.‬‬ ‫می دانیم زبان و خط‪ ،‬دو کلید اصلی تداوم تاریخی‬ ‫هر فرهنگی است و جالب توجه است که روشنفکران‬ ‫عصر قاجاریه یکی از پروژه های اصلی خود را تغییر‬ ‫در زبان و خط قرار دادند‪ .‬به باور ملکم خان نارسایی‬ ‫الفبای عربی (یا همان الفبای قرانی!) سرچشمه ناتوانی‬ ‫و عقب ماندگی فکری و خودکامگی در سرزمین های‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫ً‬ ‫اگر ما تاریخ نمی خوانیم «ان ها» می خوانند‪ ،‬و حتما میرزاملکم های‬ ‫به ظاهر روشنفکر و به غایت ساده لوح امروز را خوب می شناسند که‬ ‫در بستر نظام اموزش نوین چگونه ‪ 2030‬را بدون هیچ زور و اجباری‬ ‫و با «شوق زیاد» به عنوان سوغات شگفت انگیز فرنگ می پذیرند‪.‬‬ ‫پایتخت را برای شنیدن نصایح ازادی بخش حضرت‬ ‫سالزبری بدهد‪:‬‬ ‫اسالمی بوده و ازاین رو با ویرایش الفبا‪ ،‬خط جدیدی‬ ‫بــرای زبــان فارسی پیشنهاد نمود و حتی گلستان و‬ ‫برخی رساالت دیگر را به این خط نگارش و چاپ کرد‪.‬‬ ‫اخوندزاده حتی به این حد هم رضایت نداد و به جای‬ ‫دستکاری الفبای موجود‪ ،‬به ابداع الفبایی نوین اقدام‬ ‫نمود‪ .‬خوشبختانه تمام این تالش ها برای تغییر خط‬ ‫و ز بــان نا کام ماند اما نوع نگاه روشنفکران ان دوره‬ ‫برای حل معضالت فرهنگی موجود درس هایی برای‬ ‫نظام تعلیم و تربیت امروز ما دارد‪ .‬ملکم خان قانون‬ ‫و قانون مندی را از پایه های پیشرفت غرب می دید و‬ ‫در قوانینی که برای همه دستگاه های کشور پیشنهاد‬ ‫داد‪ ،‬فراگیری دانـش هــای جدید‪ ،‬تخصصی کردن‬ ‫کارها‪ ،‬اموزش افراد و اموزش عالی از همه مهم تر بود و‬ ‫قانون چهل و یکم را به قانون اموزش ملی اختصاص‬ ‫داد‪ .‬درسی که از نوع نگاه میرزاملکم خان‪ ،‬موسس‬ ‫فراموشخانه در ایــران‪ ،‬در ابعاد سیاسی و فرهنگی‬ ‫روزگار خود باید بیاموزیم شاید بیش از هر جای دیگر‬ ‫در نامه لرد سالزبری‪ ،‬نخست وزیر انگلیس‪ ،‬به سفیر‬ ‫این کشور در ایران نهفته باشد؛ درحالی که میسیونرهای‬ ‫امریکائی‪ ،‬انگلیسی و فرانسوی در دوره ای ‪ 40‬ساله‬ ‫ایران را درنوردیدند و پایه های ایجاد نظام نوین اموزشی‬ ‫را با قدرت در زمین ان کوبیدند‪ ،‬ملکم خان در حال‬ ‫نگارش رسم الخط جدید خود بود و برای رهایی از‬ ‫شر روسیه‪ ،‬در مقام وزیرمختاری ایران با خواهش و‬ ‫التماس به دفتر نخست وزیر انگلیس می رود و حاضر‬ ‫است هرگونه امتیاز نظامی و سیاسی‪ ،‬همچون تغییر‬ ‫«چند روز پیش وزیرمختار ایــران از مــن تقاضای‬ ‫مالقات کرد‪ .‬وقتی که امد درباره اوضاع ایران‪ ،‬تنزل‬ ‫تدریجی ان‪ ،‬خطر خارجی که ایران را تهدید می کند‬ ‫و بی عالقگی اشکار دولت انگلستان به وقایعی که‬ ‫در حال تکوین هستند گفتگو کرد و گفت اکنون شاه‬ ‫بیش از هر زمانی طالب خیرخواهی و حسن توجه‬ ‫دولت انگلستان نسبت به مشکالتی می باشد که او‬ ‫را احاطه کرده است‪ .‬من راجع به معنی دقیق لغت‬ ‫«خیرخواهی» توضیح خواستم که ایا مقصودش نوعی‬ ‫کمک مالی یا نظامی است؟ ولی وزیرمختار تصریح‬ ‫نمود که منظورش تقاضای راهنمایی و خیرخواهی‬ ‫انگلستان نسبت به مشکالت فعلی ایران است‪...‬‬ ‫وزیرمختار ایران از نظر شخص خودش پیشنهاد مرا در‬ ‫تغییر پایتخت (از تهران به اصفهان و احداث راه های‬ ‫ارتباطی از خلیج فارس به اصفهان برای سلطه کامل‬ ‫انگلیس!) تصدیق کرد ولی به راهنمایی دیگر من در‬ ‫ً‬ ‫اصالحات داخلی‪ ،‬ظاهرا ان اندازه اهمیت نداد‪ .‬او‬ ‫گفت انچه او می خواست این نبود؛ در اصل مطلب‬ ‫ً‬ ‫و لزوم اصالحات کامال موافق بود ولی به عقیده او‬ ‫برای اصالح مملکت می بایست خبرگان اروپایی را‬ ‫در سازمان های مختلف مملکتی اعم از لشکری و‬ ‫کشوری استخدام نمود تا مفاهیم حکومت اروپایی‬ ‫و روش غربی را در دستگاه حکومت رواج بدهند تا‬ ‫ماموران دولتی رفته رفته با ان اصــول اشنا گردند و‬ ‫ان اصول را به کار بندند‪ .‬وزیرمختار در این مطلب‬ ‫‪136‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫‪137‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫[‪ .]1‬گلستان سعدی‪ .‬باب هفتم در تاثیر تربیت‪ .‬حکایت چهارم‬ ‫[‪ .]2‬دورکیم‪.‬امیل‪ .‬جامعه شناسی تربیتی‪.‬ترجمه محمد مشایخی‪ .‬شرکت‬ ‫سهامی انتشار‪1381 .‬‬ ‫[‪ .]3‬هادی محمدی و زهره قایینی‪ .‬تاریخ ادبیات کودکان ایران‪ .‬چیستا‪1390.‬‬ ‫[‪ .]4‬تاریخ ادبیات کودکان‪.‬ج‪.3‬ص‪183‬‬ ‫[‪ .]5‬همان‪.‬ص‪187‬‬ ‫[‪ .]6‬این دو دفتر پیشکش به بزرگانی که در دوره مشروطه‪ ،‬در نبرد دشوار‬ ‫نوگرائی و کهنه پرستی‪ ،‬نهال نازک ادبیات نوین ایران را نشاندند و با جان‬ ‫خویش ان را پروردند‪ :‬فتحعلی اخوندزاده‪ ،‬عبدالرحیم طالبوف‪ ،‬ایرج میرزا‪...،‬‬ ‫‪ /‬تاریخ ادبیات کودکان‪.‬ج‪3‬‬ ‫[‪ .]7‬ترجمه نامه لرد سالیسبوری به سفیر ایران‪ ،‬در‪ :‬نورایی‪.‬فرشته‪ .‬گفتگوی‬ ‫ملکم خان و سالیسبوری‪ .‬بررسی های تاریخی‪ .‬مهر و ابان ‪1350‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫پی نوشت‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫ملکم خان درد عقب ماندگی تکنیکی را با عمق جان‬ ‫درک کرده و از مردان پرکار عصر قاجاریه بود‪ ،‬اما برای‬ ‫حل مشکل فرهنگی و اموزشی کشور راهی که در پیش‬ ‫گرفت ساده لوحانه بود؛ دولت فخیمه انگلستان که‬ ‫حاضر نیست کمک نظامی و مالی به ایران داشته باشد‬ ‫و از این راه ایران را زیر بار ِدین خود ببرد‪ ،‬چگونه ممکن‬ ‫است علم و فرایند اموزشی دستیابی به تکنولوژی و‬ ‫اصالحات فرهنگی را که کلید رهایی از وابستگی به‬ ‫انگلستان است را در اختیار ایران بگذارد؟! روحیه‬ ‫استعماری ابرقدرت های جهان مانع از ان است که‬ ‫مشکلی از کشورهای دیگر را بدون گرفتن امتیازاتی‬ ‫بزرگ تر حل نمایند و اگر حل این مشکل به منزله عدم‬ ‫ً‬ ‫وابستگی طرف مقابل باشد‪ ،‬قاعدتا پای به چنین‬ ‫عرصه خطیری نخواهند گذاشت‪ .‬لرد سالزبری در‬ ‫انتهای نامه به سفیر انگلیس در ایران تا کید می کند‬ ‫دم به تله پرسش هایی ازاین دست ندهد و اگر مجبور‬ ‫به پاسخ بود چیزی بیش از گفته وی نگوید و اهمیت‬ ‫این امر تا حدی است که سواد نامه را برای وزیر دارائی‬ ‫و وزیر هندوستان نیز می فرستد تا انان نیز از ماهیت‬ ‫این گفتگو ا گاه گردند‪.‬‬ ‫شکل گیری و رشد مدارس نوین ایران را‪ ،‬با وجود تمام‬ ‫ضعف های نظام سنتی و پیگیری دلسوزانه برخی‬ ‫دغدغه مندان‪ ،‬نمی توان فارغ از جریان استعمارگری‬ ‫فرهنگی و مصلحت اندیشی های جریان روشنفکری‬ ‫(از جنس ملکم خان) مطالعه نمود‪ .‬جریان مدارس‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫با شوق زیاد از سیاست دولت انگلستان و توجه و‬ ‫دلسوزی که در کار ایران در اغاز این قرن نشان داده‬ ‫بود بحث کرد‪]7[ ».‬‬ ‫نوین‪ ،‬جریانی پیوسته و تاریخی است که از حدود‬ ‫سال ‪ 1200‬اغاز شده و هنوز با وجود استقرار کامل‪،‬‬ ‫به انتهای راه خود نرسیده‪ ،‬بلکه جریان استعمارگری‬ ‫فرهنگی بین المللی‪ ،‬مصلحت اندیشی های روشنفکرانه‬ ‫و اصطکاک دیدگاه های سنتی همچنان در حال تغییر‬ ‫و تحول در درون این نظام هستند‪ .‬فهم تاریخی این‬ ‫فرایند در نوع تصمیم گیری برای اینده و تاثیرگذاری‬ ‫بر نقش افرینان تحول نظام اموزشی اهمیتی حیاتی‬ ‫ً‬ ‫دارد؛ اگر ما تاریخ نمی خوانیم ان ها می خوانند‪ ،‬و حتما‬ ‫میرزاملکم های به ظاهر روشنفکر و به غایت ساده لوح‬ ‫امروز را خوب می شناسند که در بستر نظام اموزش‬ ‫نوین چگونه ‪ 2030‬را بدون هیچ زور و اجباری و با‬ ‫«شوق زیاد» به عنوان سوغات شگفت انگیز فرنگ‪،‬‬ ‫بدون اینکه قدری در پیوند ان با تاریخ فرهنگی این‬ ‫کشور تامل نمایند‪ ،‬می پذیرند و به مصوبه تبدیلش‬ ‫می کنند؛ طرحی که فقط در نظام اموزشی نوین قابل‬ ‫عرضه است‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫محمدامین علی احمدی‬ ‫پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫منقول است که قصابی در همسایگی عالمی گمنام‬ ‫می زیسته و در خالل این همسایگی با اتکا به زور بازو‬ ‫و هیبت خویش در حق همسایه مظلوم خود درشتی‬ ‫و بدی می کرده؛ ان همسایه مظلوم نیز تحمل و مدارا‬ ‫می نموده است؛ تا اینکه روزی اجل ان عالم سر می رسد‬ ‫و دارفانی را وداع می کند‪ .‬شاگردان و ارادتمندانش از‬ ‫اطراف و اکناف به قصد تعظیم در تجهیز‪ ،‬تکفین‪،‬‬ ‫تدفین و‪ ...‬گرد می ایند و سنگ تمام می گذارند و در‬ ‫مقامات و کرامات وی داد سخن سر می دهند‪ .‬از‬ ‫قضا هرچه بیشتر در فضل و کرامات عالم می گویند‬ ‫بر اعجاب قصاب که او را جز در قامت همسایه ای‬ ‫مظلوم ندیده است افزون می گردد و با خود می گوید‬ ‫اگر وی این چنین صاحب فضل و کمال بود ای وای بر‬ ‫من که او را نشناختم و از محضرش توشه نچیده ام اما‬ ‫چه سود‪ ،‬حال که او نیست چنین شناختی حاصل‬ ‫شده است‪.‬‬ ‫این تنها بار نیست که چنین حسرت هایی برای افراد‬ ‫رخ داده است‪ ،‬تاریخ را که خریدارانه کاوش کنیم‪،‬‬ ‫ان را مشحون از چنین حسرت هایی می یابیم که‬ ‫معلول عدم ادراک صحیح و به هنگام از پدیده ها‬ ‫و موجودیت های مختلف اعم از افراد‪ ،‬علوم‪ ،‬وقایع‪،‬‬ ‫خدمات‪ ،‬حکومت ها و‪ ...‬است‪.‬‬ ‫غافل از غریق بودن‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪ .1‬پرده اول‬ ‫بازاریابی در پی ا گاه سازی و اقناع مخاطب نسبت به‬ ‫پدیده هایی است که از شدت حضور دیده نمی شوند‬ ‫‪138‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪139‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫در توضیح عامل حسرت در روایــت فــوق‪ ،‬مفهوم‬ ‫«حجاب معاصرت» طرح و تبیین شده است‪ .‬هرچند‬ ‫در مسیر فهم و تفسیر هر پدیده ای ُح ُجب گونا گونی‬ ‫گریبان گیر ادمی می شود ولی یکی از فراگیرترین ان‬ ‫حجاب ها‪ ،‬گرفتاری در بند حجاب معاصرت است‬ ‫ً‬ ‫که هر فردی حتما در معرض ان است‪ .‬این سنخ از‬ ‫حجاب از ان جهت اهمیت بیشتری نمی یابد که تنها‬ ‫دامن گیر افرادی می شود که جانب دارانه و مبتنی بر‬ ‫حب و بغض با پدیده ای مواجه می شوند؛ بلکه دایره‬ ‫عمومیت اثار ان حتی افراد بی طرف را نیز تحت تاثیر‬ ‫خود قرار می دهد‪ .‬جهت دیگر اهمیت ان این است‬ ‫ً‬ ‫که عمدتا به صورت غیرا گاهانه و در غالب غفلت در‬ ‫فرد اثر می گذارد و این مهم خود عامل اسیب پذیری‬ ‫بیشتر افراد در مواجهه با ان می گردد‪ .‬بنابراین یکی از‬ ‫مهم ترین ماموریت هایی که باید جهت ایجاد فهم و‬ ‫ادراک صحیح و به هنگام عمومی پی جویی نمود؛‬ ‫ماموریت کشف حجاب معاصرت است‪.‬‬ ‫پرداختن به کیفیت تحقق اهــداف این ماموریت‪،‬‬ ‫مستلزم مفاهمه پیرامون معنا و حدود اصطالح «حجاب‬ ‫معاصرت» است‪ .‬بنابراین سطوری به این قصد می اید‪:‬‬ ‫مى گویند‪ ،‬روزى ماهى ای کوچک از مادر خود سئوال‬ ‫کرد‪ :‬مادر! این همه مى گویند اب‪ ،‬اب کجاست؟ من‬ ‫به شمال دریا رفتم اثرى از اب ندیدم! به جنوب سفر‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫کردم خبرى از اب نبود! به شرق رو اوردم و به غرب رفتم‬ ‫چیزى به نام اب مشاهده نکردم! مادر که در طول عمر‬ ‫خود چندبار به وسیله امواج به ساحل پرتاب شده و‬ ‫مرگ را به خاطر دور ماندن از اب مشاهده کرده بود‪ ،‬و‬ ‫اگر امواج بعدى او را به اغوش دریا باز نمى گرداند براى‬ ‫همیشه فراموش مى شد‪ ،‬گفت‪ :‬مادر! حق دارى اب را‬ ‫ً‬ ‫نبینى‪ ،‬چرا که دائما غرق در اب هستى‪ ،‬و غیر اب را هرگز‬ ‫ندیده اى‪ ،‬به همین دلیل اب و ارزش اب را‪ ،‬نمى دانی!‬ ‫ماهیان ندیده غیر از اب‬ ‫پرس پرسان ز هم که اب کجاست؟‬ ‫ً‬ ‫پدیده های عالم نیز عموما همین گونه است؛ تا پاى‬ ‫فقدان ان به میان نیامده‪ ،‬هیچکس التفات الزم را‬ ‫ً‬ ‫به ان ندارد و غالبا زمانى از اهمیت و خدمات ان با‬ ‫خبر می شود که دیگر فرصت ها از دست رفته است‪.‬‬ ‫در واقع قدر نعمت ها همیشه در فقدان ان ها است که‬ ‫دانسته می شود و حکیم سخن سعدی چه زیبا این‬ ‫مهم را به لسان نظم سروده است که‪:‬‬ ‫سل المصانع رکبا تهیم فی الفلوات [‪]1‬‬ ‫تو قدر اب چه دانی که در کنار فراتی‬ ‫باری غرض انکه معنای «حجاب معاصرت» غفلت‬ ‫و قدرناشناسی فــرد نسبت بــه پــدیــده ای اســت که‬ ‫معلول هم عصری و غرق شدن وی در ان موجودیت ‬ ‫و پدیده است‪.‬‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫معنای «حجاب معاصرت» غفلت و قدرناشناسی‬ ‫فــرد نسبت بــه پــدیــده ای اســت کــه معلول‬ ‫هم عصری و غرق شدن وی در ان موجودیت ‬ ‫و پدیده است‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫می توان گفت غدیرخم و ایه تبلیغ نیز به نوعی‬ ‫هدف زدودن غبار غفلت مردم از نعمت وجود‬ ‫و والیت امیرالمومنین را مد نظر قرار داده است‪.‬‬ ‫‪ .2‬پرده دوم‬ ‫مطلوب خود مد نظر قــرار می دهدکه ان نقطه کمتر‬ ‫مــورد توجه دیگر ابــزارهــای مشابه اســت و ان توجه‬ ‫به «اقناع» مخاطب و در نتیجه تغییر رفتار ان بر اثر‬ ‫ا گاهی بخشی جدید است‪ .‬بنابراین می توان با اتکا‬ ‫به ان به ابزارهای کارامدتر و یا سنجه های عینی تر در‬ ‫مسیر کشف حجاب معاصرت طی طریق نمود و به‬ ‫هدف غایی مقدسی چون کشف حجاب معاصرت‬ ‫از منظر و عینک بازاریابی نگریست و با استمداد از‬ ‫فنون‪ ،‬مفاهیم و ابزارهای ان به ان مهم دست یافت‪.‬‬ ‫همان طور که گفته شد در این مسیر می توان به قابلیت های‬ ‫گوناگون این دانش اتکا نمود ولی انچه مهم تر می نماید‬ ‫لزوم فراگیری منظر بازاریابانه در ا گاه سازی عمومی است‪.‬‬ ‫مقصود از منظر بازاریابی توجه به لزوم اقناع مخاطب‬ ‫در مسیر تحقق هدفی با اشراف به تفاوت های فردی‪،‬‬ ‫فرهنگی‪ ،‬اجتماعی‪ ،‬اقتصادی‪ ،‬قومیتی و‪ ...‬ان ها‬ ‫است که برنامه ریزی منحصر به فردی را مبتنی بر دو‬ ‫مرحله تشخیص شرایط‪ ،‬خواسته ها و نیازها مخاطب‬ ‫و سپس پاسخ به ان است‪ .‬چراکه فردی که از این منظر‬ ‫به همه مسائل پیرامون خود بنگرد ا گاه سازی را همسان‬ ‫با اقناع قلمداد می نماید و لذا بجای اطالع رسانی های‬ ‫غیر اثربخش صرف که مهم ترین عامل ایجاد حجاب‬ ‫معاصرت است به اقناع روی می اورد و به این واسطه‬ ‫حجاب معاصرت زدوده می شود‪.‬‬ ‫حال باید اندیشید که چه باید کرد تا با زدودن این‬ ‫حجاب‪ ،‬از زندگی فردی و اجتماعی انسان دفع افات‬ ‫نمود و فرصت بهره مندی از ثمرات ان حقیقت معاصر‬ ‫را مهیا نمود‪ .‬کشف این حجاب را می توان تنها در‬ ‫گروی «ا گاهی بخشی کارا و اثربخش» پیرامون حقیقت‬ ‫ان موجودیت معاصر دانست که در ادبیات دینی ما‬ ‫نیز ذیل عناوین بالغ و تبلیغ به نوعی مورد توجه بوده‬ ‫است‪ .‬حتی می توان گفت غدیرخم و ایه تبلیغ [‪ ]2‬نیز‬ ‫به نوعی این چنین هدفی‪ ،‬یعنی زدودن غبار غفلت‬ ‫مردم از نعمت وجود و والیت امیرالمومنین را مد نظر‬ ‫قرار داده است‪.‬‬ ‫حال اگر بخواهیم این سطح ا گاهی بخشی در سطح‬ ‫ّ‬ ‫ملی و اجتماعی صورت پذیرد‪ ،‬بالطبع باید از ابزارهای‬ ‫ا گاهی بخشی عمومی که به واسطه رشــد فناوری‬ ‫و دانش یا دچار قلب شده اند و شکلی تازه به خود‬ ‫گرفته اند‪ ،‬استفاده نمود یا از بزارهای نوین و مستحدثه‬ ‫بهره جست‪ .‬در این میان می توان مفاهیم و مقاصد‬ ‫دانش بازاریابی را جزو نزدیک ترین مفاهیم به ابزارهای‬ ‫تبلیغی که عامل زدودن حجاب معاصرت بوده است‬ ‫دانست‪ .‬بر ایــن مبنا می توان امــروزه بازاریابی را به‬ ‫عنوان یکی از مهم ترین ابزارهای نرم در ا گاهی بخشی‬ ‫مخاطب قلمداد نمود‪.‬‬ ‫‪ .3‬پرده سوم‬ ‫پی نوشت‬ ‫ظرفیت های دانش بازاریابی می تواند بسیار اثربخش تر‬ ‫و کاراتر از ابزارهای مشابه در خدمت این مقصود و‬ ‫منظور در اید‪ .‬چراکه بازاریابی نقطه ای را به عنوان‬ ‫بپرس‪.‬‬ ‫(گوارایی) چشمه ها را ُاز سواران سرگردان در دشت‬ ‫[‪.]1‬‬ ‫ها َ َّ‬ ‫َ‬ ‫َ ْ ْ‬ ‫ک م ْن َر ّب َ‬ ‫َّ َ ّ ُ ّ ْ ْ َ َ َ‬ ‫ک َو ِا ْن ل ْم َتف َعل ف َما َبل ْغ َت ِر َسال َت ُه‬ ‫[‪«َ .]2‬یا ا ُیها َالر ُسول َب ِلغ َما ان ِزل ِاَل ْی ِ‬ ‫ْ َِ ْ َ ْ َ‬ ‫َّ ّ‬ ‫َ َُّ َ ْ ُ َ َ َّ‬ ‫ْ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫اس ِان الل ل یه ِدی القوم الک ِاف ِرین» سوره مائده‪-‬ایه ‪۶۷‬‬ ‫والل یع ِصمک ِمن الن ِ‬ ‫‪140‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫مجید محمد زمانی‬ ‫پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫دانشجوی دکتری سیاست گذاری فرهنگی دانشگاه خوارزمی‬ ‫نفی‬ ‫تصمیم گیری گروهی را نمی توان به همان راحتی ِ‬ ‫تصمیم گیری فردی تجویز کرد‬ ‫‪141‬‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫ی برا ‬ ‫ی‬ ‫نظریه پردازان نوسازی معتقدند جوامع جهان سوم ‬ ‫پیشرفت و توسعه ی اقتصادی و دستیابی به ثبات و‬ ‫استقالل سیاسی‪ ،‬باید همان مسیری را ک ه کشورهای ‬ ‫ی شد ه غرب در قرن نوزدهم‪ -‬شامل فرایندهای‬ ‫نوساز ‬ ‫شهری شدن‪ ،‬صنعتی شدن‪ ،‬سکوالریزه شدن طی‬ ‫ی تحقق این پیشرفت از‬ ‫ط اصل ‬ ‫کرده اند‪ ،‬بپیمایند‪ .‬شر ‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪ .1‬پذیرش فرهنگ واحد جهانی‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫استقالل فرهنگی‪:‬‬ ‫نسخه شرقی‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫حفظ و حرست از فرهنگ ملی در طول تاریخ دغدغه‬ ‫متولیان فرهنگی جــوامــع بــوده اســت‪ .‬ایــن دغدغه‬ ‫در دوران مدرن به سبب افزایش ارتباطات و انتقال‬ ‫عناصر فرهنگی بین جــوامــع‪ ،‬دارای اهمیت ویــژه‬ ‫است‪ .‬ازایـن رو سوال اساسی این است که با اتخاذ‬ ‫چه رویکردی می توان در تعامالت فرهنگی جهانی‬ ‫نقشی موثر ایفا کرد؟‬ ‫جمهوری اسالمی ایران با توجه به قدرت فرهنگی خود‬ ‫توان تبدیل شدن به یک بازیگر فعال در عصر جهانی‬ ‫شدن را دارد‪ .‬ازایـن رو انتخاب راهبرد ملی مناسب‬ ‫جهت تعامل کارامد در این عصر ضروری است‪.‬‬ ‫در این مقاله در ادامه با بررسی به سه رویکرد پذیرش‬ ‫فرهنگی‪ ،‬پیشگیری فرهنگی و مقاومت فرهنگی به عنوان‬ ‫سه رویکرد کلی و مورداستفاده کشورهای مختلف‬ ‫در مواجهه با فرهنگ جهانی‪ ،‬به ارائه رویکرد چهارم‬ ‫به عنوان استقالل فرهنگی ‪ -‬برگرفته از نگاه فرهنگ‬ ‫از منظر فلسفه صدرایی‪ -‬به عنوان پاسخی متفاوت و‬ ‫بومی به پدید ه جهانی شدن فرهنگ خواهیم پرداخت‪.‬‬ ‫رویکردی که از لحاظ فرهنگ اسالمی و بومی قابلیت‬ ‫اجرا و پذیرش داشته و تقلیدی نیست‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫دفاع از فرهنگ بومی در مقابل تهاجم‬ ‫فرهنگ بیگانه با استمداد از محدودسازی‬ ‫فرهنگ بیگانه‪ ،‬تنها یک مقاومت منفعالنه‬ ‫است‪.‬‬ ‫ن سنت ه ا و ارزش های بومی‬ ‫دیدگاه این عده‪ ،‬کنار زد ‬ ‫ع توسع ه در تمام ابعاد ان است‪.‬‬ ‫به عنوان مهم ترین مان ‬ ‫در ایــن گفتمان با جــذب بازدیدکنندگان خارجی‬ ‫یــا مصرف کنندگان بیگانه‪ ،‬مـیــراث ملی و محلی‬ ‫دگرگون شده و امر فرهنگی به شکل کاالی مبادله ای‬ ‫تقلیل می یابد و فرهنگ ابزاری تجاری برای کسب‬ ‫سود می شود‪ .‬این روند به نفی تمدن ها و به حاشیه‬ ‫راندن سایر فرهنگ ها می انجامد‪.‬‬ ‫باید دانست تضاد درونی موجود در مبانی مدرنیته و‬ ‫واقعیت کثرت گرایی فرهنگی جهان کنونی‪ ،‬نشانگر عدم‬ ‫مطلوبیت و امکان ناپذیری یکسان سازی فرهنگی است‬ ‫و از پذیرش تنوع و گوناگونی فرهنگی‪ ،‬گریزی نیست‪.‬‬ ‫بیگانه توسط دولت‪ ،‬می توان به حفظ و حراست از‬ ‫فرهنگ ملی پــرداخــت‪ .‬باید توجه داشــت با فرض‬ ‫اینکه چنین پیشگیری ممکن باشد‪ ،‬فرهنگ ملی به‬ ‫علت عدم تبادل با سایر فرهنگ ها دچار ثبات شده و‬ ‫پاسخگوی نیازهای جدید مخاطبان خود نخواهد شد‪.‬‬ ‫‪ .3‬مقاومت فرهنگی‬ ‫رویکرد مقاومت فرهنگی‪ ،‬نظریه همگون سازی فرهنگی‬ ‫را مــورد انتقاد قــرار داده و مدعی اســت که واکنش‬ ‫فرهنگی در برابر فرایند جهانی شدن‪ ،‬به هیچ وجه‬ ‫ً‬ ‫صرفا انفعال‪ ،‬استحاله و تسلیم نبوده و در بیشتر موارد‬ ‫واکنش فرهنگ ها با مقاومت در قالب توسل ب ه عناصر‬ ‫هویت بخش زمانی‪ ،‬دینی یا قومی و نژادی‪ ،‬نمود می یابد‪.‬‬ ‫گفتمان مقاومت فرهنگی در برخی کشورهای جهان‬ ‫با مداخله دولت ها به شکل حداقلی یا حداکثری‬ ‫متناسب با میزان تکثر فرهنگی جامعه است‪ .‬بر این‬ ‫اســاس دولت ها با ابزارهایی همچون مالیات های‬ ‫سنگین‪ ،‬قــرار دادن ممیزی بــرای کنترل و نظارت‪،‬‬ ‫تعرفه و خروج مسائل فرهنگی از تجارت ازاد سعی در‬ ‫جلوگیری از ورود فرهنگ بیگانه دارند‪.‬‬ ‫الزم به ذکر است این نوع مقاومت در برخورد با فرهنگ‬ ‫بیگانه‪ ،‬مقاومت منفعالنه اســت‪ ،‬چــرا کــه دفــاع از‬ ‫فرهنگ بومی در مقابل تهاجم فرهنگ بیگانه‪ ،‬تنها با‬ ‫محدودسازی فرهنگ بیگانه صورت می گیرد و فرهنگ‬ ‫ملی به عرضه ی غنای فرهنگی خود جهت حراست‪،‬‬ ‫دفاع و نفوذ فرهنگی در سایر فرهنگ ها نمی پردازد‪.‬‬ ‫‪ .2‬پیشگیری فرهنگی‬ ‫منتقدین جهانی شدن معتقدند جهانی شدن نوعی‬ ‫همگن سازی فرهنگی را به دنبال دارد کـه هـدف از‬ ‫ان گسترش و اشاعه مجموعه ارزش هــا‪ ،‬هنجارها و‬ ‫نمادهای مشترک فرهنگ غرب است‪ .‬برخی فرهنگ های‬ ‫گ مصرفی غرب‪ ،‬به عنوان امپریالیسم ‬ ‫مذهبی از فرهن ‬ ‫فرهنگی نام می برند‪.‬‬ ‫در بسیاری از کشورهای در معرض جهانی شدن‪ ،‬فرهنگ‬ ‫سنتی و قومی می تواند ابزار مناسبی برای محافظت و‬ ‫پیشگیری از امواج جهانی شدن باشند‪ .‬پیشگیری در‬ ‫قالب هایی همچون حمایت از تولیدکنندگان فرهنگ‬ ‫بومی‪ ،‬منع اشاعه نمادهای مروج فرهنگ بیگانه (مانند‬ ‫ماهواره) و دخالت دولت در کنترل حوزه فرهنگ است‪.‬‬ ‫در این رویکرد‪ ،‬با جلوگیری و پیشگیری از نفوذ فرهنگ‬ ‫‪142‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫رویکرد استقالل فرهنگی‪ ،‬به دنبال ایجاد وحــدت در‬ ‫ضمن تنوع فرهنگی است‪ .‬این رویکرد‪ ،‬ضمن پذیرش‬ ‫تنوع فرهنگی‪ ،‬به دنبال ایجاد و رشد فرهنگ حق در میان‬ ‫فرهنگ های مختلف است‪.‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪143‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫استقالل فرهنگی با بهره گیری از نگاه فرهنگ از منظر‬ ‫فلسفه صــدرایــی به ارائــه ایــده وحــدت فرهنگی در‬ ‫عین تنوع فرهنگی پرداخته و از این رهگذر به ارائه‬ ‫سیاست هایی در جهت تعامل اثربخش با فرهنگ‬ ‫جهانی می پردازد‪.‬‬ ‫فرهنگ از منظر فلسفه صدرایی صورتی از ا گاهی‬ ‫(اعم از عقلی‪ ،‬وهمی یا خیالی) است که به وساطت‬ ‫برخی انسان ها از اسمان وجودی خود نازل شده‪ ،‬به‬ ‫عرصه ا گاهی مشترک اجتماعی انان راه یافته‪ ،‬هویتی‬ ‫بین االذهانی گرفته و اراده و رفتار عمومی انان را به‬ ‫تسخیر و تصرف خــود دراورده اســت‪ .‬پس فرهنگ‬ ‫دارای حقیقتی عینی و درعین حال مجرد است‪ .‬این‬ ‫معانی از زاویه ذهن افراد خارج و در باورها‪ ،‬عادت ها‪،‬‬ ‫نهادها‪ ،‬کنش های اجتماعی افراد ظهور پیدا می کند‪.‬‬ ‫افراد با اختیار خود با پیوند برقرار کردن با معانی مشترک‬ ‫مجرد دارای وحــدت فرهنگی می شوند ولــی میزان‬ ‫حوزه های مشترک و شدت اتحاد می تواند زمینه ساز‬ ‫تنوع فرهنگی گردد‪ .‬بدین ترتیب اشتراکات کمی و‬ ‫کیفی فرهنگی عامل ایجاد فرهنگ واحد جهانی است‪.‬‬ ‫رویکرد استقالل فرهنگی‪ ،‬به دنبال ایجاد وحدت در‬ ‫ضمن تنوع فرهنگی است‪ .‬این رویکرد‪ ،‬ضمن پذیرش‬ ‫تنوع فرهنگی‪ ،‬به دنبال ایجاد و رشد فرهنگ حق در‬ ‫میان فرهنگ های مختلف است‪.‬‬ ‫در این رویکرد‪ ،‬سطوح مختلف فرهنگی نظیر فرهنگ‬ ‫محلی‪ ،‬فرهنگ ملی و فرهنگ فراملی مورد پذیرش‬ ‫بوده و تعامل فرهنگی بر محور اشتراک ارزش های حق‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫‪ .4‬استقالل فرهنگی‬ ‫و اخالقی است؛ بنابراین فرهنگ ملی در عین حفظ‬ ‫تنوع و استقالل فرهنگی خود‪ ،‬در تعامل با فرهنگ‬ ‫جهانی با اشتراک‪ ،‬جذب و بومی سازی فرهنگ حق‬ ‫به اصالح و رشد فرهنگی می پردازد و مال ک صحت‬ ‫تعامالت بین فرهنگی‪ ،‬رشد وحدت و تنوع فرهنگی‬ ‫در مسیر و حدود ارزش های حق است‪ .‬در این رویکرد‪،‬‬ ‫فرهنگ های مختلف با بهره گیری از نقشی فعال و‬ ‫مستقالنه در تعامالت فرهنگی به ایجاد فرهنگ واحد‬ ‫جهانی و رشد فرهنگی خود در مسیر استقرار فرهنگ‬ ‫حق می پردازند‪.‬‬ ‫با توجه به انچه گفته شد‪ ،‬برخی از ویژگی های رویکرد‬ ‫استقالل فرهنگی به شرح ذیل است‪:‬‬ ‫مشارکت ازادان ــه‪ :‬ایجاد وحــدت فرهنگی در قالب‬ ‫اشتراک معنایی‪ ،‬توسط حضور ازادانه فرهنگ صورت‬ ‫می گیرد‪ .‬اختیار و ازادی در تعامل فرهنگی در سطح‬ ‫مختلف فرهنگی نشان از نقش فعال و نه منفعل‬ ‫کنشگران دارد‪.‬‬ ‫ارزش مداری تعامل فرهنگی‪ :‬وحدت فرهنگی باید بر‬ ‫محور ارزش های مشترک فرهنگ های مختلف صورت‬ ‫می گیرد‪ .‬ازایـن رو شناخت و عرضه ارزش هــای مورد‬ ‫پذیرش سایر جوامع قبل از تبادل فرهنگی ضروری است‪.‬‬ ‫حق مداری تعامل فرهنگی‪ :‬تعامل فرهنگی باید در‬ ‫راستای ترویج و گسترش فرهنگ حق باشد‪ .‬علم و‬ ‫معرفت مال ک حق و واقع نمایی ان است‪ .‬لذا تبادل‬ ‫نقادانه جهت پذیرش فرهنگ حق در تعامل فرهنگی‬ ‫ضروری است‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫رشد ‪-‬و نه ابزار رشد‪ -‬در نظر گرفته می شود‪ .‬ازاین رو‬ ‫نیازمند تقویت‪ ،‬اصالح و رشد مستمر بر اساس حق‬ ‫محوری است‪.‬‬ ‫تحقق استقالل فرهنگی‪ ،‬بر مبنای پذیرش وحدت در‬ ‫ضمن تنوع فرهنگی است‪ .‬شرط تحقق تنوع فرهنگی‬ ‫مشارکت عمومی فرهنگ های مختلف است‪ .‬عرضه ‬ ‫ارزش های جهان شمول مشترک سبب وحدت فرهنگی‬ ‫می گردد‪ .‬البته در تعامل فرهنگی نیازمند تبادل نقادانه‬ ‫فرهنگی جهت پذیرش فرهنگ حق هستیم‪ .‬جهت حق‬ ‫مداری فرهنگی‪ ،‬گاهی الزم است به اصالح فرهنگ‬ ‫بیگانه به وسیله بومی سازی فرهنگی اقدام نماییم‪.‬‬ ‫همچنین فرهنگ ملی جهت ظهور مراتب و ظرفیت های‬ ‫خود در مواجهه با فرهنگ جهانی‪ ،‬نیازمند نواوری‬ ‫فرهنگی و تولید قالب های جدید فرهنگی متناسب‬ ‫با شرایط زمان و مکان عصر جدید است‪ .‬این مهم با‬ ‫انعطاف پذیری الیه های متغیر و رویین فرهنگ بومی‬ ‫و تقویت گروه های مرجع صورت می گیرد‪.‬‬ ‫بومی سازی فرهنگی‪ :‬تبادل فرهنگی کارامد‪ ،‬تبادلی‬ ‫است که به وسیله ان فرهنگ حق و ارزش های اخالقی‬ ‫مورد پذیرش و جذب قرار گیرد‪ .‬در نتیجه گاهی باید‬ ‫ً‬ ‫در راستای اصالح فرهنگ بیگانه ناحق‪ ،‬اوال باید به‬ ‫ً‬ ‫تصحیح انحرافات ان اقدام نمود و ثانیا با بومی سازی‪،‬‬ ‫ان فرهنگ را در فرهنگ موجود نهادینه ساخت‪.‬‬ ‫شکوفایی فرهنگی‪ :‬به دلیل ذومراتب بودن فرهنگ و‬ ‫ضرورت ظهور این مراتب‪ ،‬عالوه بر جذب فرهنگ ها‬ ‫به حوزه فرهنگ ملی‪ ،‬خود فرهنگ ملی نیز نیازمند‬ ‫بالفعل کردن ظرفیت های فرهنگی خود جهت رفع‬ ‫نیازهای فرهنگی و رشد فرهنگی جامعه است‪.‬‬ ‫استقالل فرهنگی را می توان در کنار سه رویکرد پذیرش‬ ‫فرهنگی‪ ،‬پیشگیری فرهنگی و مقاومت فرهنگی‬ ‫به عنوان چهارمین رویکرد در برخورد با فرهنگ جهانی‬ ‫به حساب اورد‪ .‬استقالل فرهنگی برگرفته از نگاه‬ ‫صدرایی به مقوله فرهنگ است‪ .‬در اندیشه صدرایی‬ ‫فرهنگ امری مجرد و ذومراتب بوده و به عنوان غایت‬ ‫جدول ذیل به مقایسه ‪ 4‬رویکرد مذکور به طور خالصه پرداخته است‪:‬‬ ‫جایگاه فرهنگ‬ ‫مبانی معرفتی رویکردها‬ ‫مدرنیسم‬ ‫پذیرش‬ ‫وحدت گرایی‬ ‫فرهنگی‬ ‫پست مدرنیسم‬ ‫پیشگیری‬ ‫فرهنگی‬ ‫پست مدرنیسم مقاومت فرهنگی‬ ‫صدرایی‬ ‫وحدت در‬ ‫تنوع فرهنگی‬ ‫راهبردها‬ ‫نقد‬ ‫معرف شناسانه‬ ‫هستی شناسانه‬ ‫روش‬ ‫نفی فرهنگ‬ ‫بومی و سلطه‬ ‫فرهنگ های‬ ‫خاص‬ ‫سلطه فرهنگی‬ ‫صاحبان سرمایه‪،‬‬ ‫نقش منفعل در‬ ‫تعامل فرهنگی‬ ‫ارزشمند بودن‬ ‫فرهنگی بومی‬ ‫ارزشمند بودن‬ ‫فرهنگ ملی‬ ‫فرهنگ ابزار‬ ‫انسجام ملی‬ ‫انحصارگرایی‬ ‫فرهنگ بومی‬ ‫عدم تبادل و‬ ‫ثبات فرهنگی‬ ‫کثرت گرایی‬ ‫فرهنگی و‬ ‫ارزشمند بودن‬ ‫فرهنگ بومی‬ ‫سیالیت و متکثر‬ ‫بودن فرهنگ‬ ‫فرهنگ ابزار‬ ‫مقاومت و‬ ‫شالوده شکنی‬ ‫ایجاد تنوع گرا‬ ‫فرهنگی و تقویت‬ ‫فرهنگ بومی‬ ‫فقدان انسجام‬ ‫فرهنگ ملی‬ ‫ارزشمند بودن‬ ‫فرهنگ حق‬ ‫مجرد و ذو مراتب فرهنگ غایت‬ ‫بودن فرهنگ رشد نه ابزار رشد‬ ‫تبادل نقادانه و‬ ‫نواوری فرهنگی‬ ‫برای کسب‬ ‫فرهنگ حق‬ ‫‪-‬‬ ‫محوریت رشد‬ ‫فرهنگ ابزار‬ ‫جهان شمولی اقتصادی و تقلیل‬ ‫سلطه برای رشد‬ ‫امر فرهنگی به‬ ‫ارزش های غربی‬ ‫اقتصادی‬ ‫کاالی اقتصادی‬ ‫‪144‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫اسحاق سلطانی‬ ‫پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی‬ ‫‪145‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫دستگاه های هنجارساز رویاهایمان را بر روی کف اب‬ ‫بنا می کنند‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫رویاپردازی کازینویی؛‬ ‫ساخته شدن واقعی‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫برای طبقه متوسط شهری‪ ،‬به واسطه تنفس در هوای‬ ‫فرهنگ و سبک زندگی رواج یافته‪ ،‬مجموعه ای از‬ ‫نیازها شکل گرفته است‪ .‬به بیانی دقیق تر مجموعه ای از‬ ‫نیازهای مادی برای او برساخته شده و اولویت نامعقول‬ ‫یافته است‪ .‬تا حدی این نیازها برایش پررنگ شده که‬ ‫هویت و خویشتن خود را در اینه تحقق این نیازهای‬ ‫برساخته می جوید‪ .‬لذا تمام تالش او در وهله نخست‬ ‫معطوف به ارضاء همین نیازها می شود‪.‬‬ ‫او به واسطه کاالیی که به خود ضمیمه کرده است‪،‬‬ ‫خویشتن خود را در مسیر هویت یابی و تحقق می یابد‪،‬‬ ‫با اتومبیلش‪ ،‬با ساعتش‪ ،‬با گوشی تلفن همراهش و‬ ‫‪ . ...‬او تالش نمی کند تا نیاز خود به داشتن یک گوشی‬ ‫تلفن همراه با قابلیت هایی مشخص را برطرف کند‪.‬‬ ‫او تالش نمی کند تا اتومبیل خریده و نیاز خود برای‬ ‫جابه جایی را برطرف کند‪ .‬او تالش نمی کند تا برای‬ ‫برطرف شــدن نیازهایی که در منزل دارد کاالهای‬ ‫مشخصی را برای زندگی فراهم کند‪ .‬او تالش نمی کند‬ ‫برای نیاز به تفریح و ارامش و اسایش خود در پی خرید‬ ‫ویال در شمال کشور باشد و او تالش نمی کند و نمی کند‬ ‫ً‬ ‫و ‪ . ...‬او این گونه تالش نمی کند‪ ،‬چون اساسا مهارت‬ ‫فکر کــردن و ارزیابی نیازهای خود را نــدارد‪ .‬تا بوده‬ ‫نیازهایی برایش از درودیوار برساخته شده و او خود را‬ ‫محبوس در میان قفس نیازهای برساخته یافته است‪.‬‬ ‫چون این برخورداری از مادیات به جهت برطرف شدن‬ ‫نیازهایی مستقر و سنجیده نبوده است‪ ،‬در نتیجه بهره‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫‪ .1‬هوای این روزهایمان‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫زندگی به سرعت در او اوج می گیرد‪ .‬ارامــش خود را‬ ‫ازدست داده و او را به سمت انجام کنش هایی برانگیخته‬ ‫سوق می دهد‪ .‬پس کافی است وضعیت به گونه ای‬ ‫دراید که چنین فردی برطرف شدن نیازهای خود را‬ ‫به عنوان ارزوی بربادرفته و یا در حال بر باد رفتن یابد‪.‬‬ ‫انگاه است که از شرایط اعتدال خارج شده و شروع به‬ ‫ً‬ ‫انجام حرکاتی می کند که صرفا باعث بدتر شدن اوضاع‬ ‫برانگیخته امروز‬ ‫شهری‬ ‫انسان‬ ‫اوست‪ .‬این شرح حال‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ماست‪ .‬یکی از نمودهای چنین وضعیتی اضطراب‬ ‫حاکم بر بازارهای کشور و ورود حجم باالی نقدینگی‬ ‫به بازارهای طال و خودرو و بورس است که حا کی از‬ ‫نگرانی نسبت به اینده است؛ نگرانی و اضطرابی که‬ ‫خود باعث می شود قیمت ها به نحوی رشد کنند که‬ ‫افراد تحقق واقعی نیازهای برساخته خویش را هر روز‬ ‫و هر لحظه دورتر و دورتر یابند‪.‬‬ ‫اما موضوع محوری این مختصر کالم ان است که‬ ‫چرا این نیازها برساخته می شوند؟ برای پاسخ باید‬ ‫به سراغ دستگاه های هنجارساز کشور رفت‪ .‬در این‬ ‫میان به نظر می رسد مهم ترین دستگاه هنجارساز‬ ‫کشور‪ ،‬صداوسیمای جمهوری اسالمی ایران است‪.‬‬ ‫انجاست که به واسطه تداعی مکرر سبک خاصی‬ ‫از زندگی نیازهای ما برساخته می شود‪ .‬البته در این‬ ‫مجمل قصد تحلیل تمامی فعالیت های این سازمان را‬ ‫ً‬ ‫نداشته و صرفا بر سنخ خاصی از برنامه ها که این روزها‬ ‫به تکرار در تلویزیون جمهوری اسالمی با ان ها روبه رو‬ ‫چندانی نیز از وضعیت جدید نمی برد‪ .‬گوشی تلفن‬ ‫همراهی می خرد که قیمتش هشت میلیون تومان است‬ ‫ولی استفاده مشخصی که از ان می برد با یک تلفن‬ ‫همراه یک میلیون تومانی براورده می شود‪ .‬در شمال‬ ‫ویال می خرد‪ ،‬درحالی که در تمام طول سال ده روز هم‬ ‫از ان استفاده نمی کند‪ .‬این اتفاق رخ می دهد‪ ،‬چراکه‬ ‫این انسان برای خود خلوتی ندارد تا بتواند فارغ از تمام‬ ‫هجمه های هنجارساز تبلیغاتی به انچه نیاز دارد فکر‬ ‫کرده و ان ها را ارزیابی کند‪ .‬این انسان نمی تواند خود‬ ‫را به دادگاه برده و از خویش انتقاد کند‪ .‬برای او این‬ ‫نهادینه شده است که خرید لباس برند خوب است‬ ‫َ‬ ‫و خالکوبی های رنگارنگ (تتو) روی دست و گردن‬ ‫زیباست و هرگز در مقابل این گزاره ها عالمت سوال‬ ‫قــرار نمی دهد‪ .‬فضای شهری حا کم برایش حسن‬ ‫بودن این امور را بدیهی کرده است‪ .‬شهروند ما برای‬ ‫هویت بخشی به خود رو به سوی نیازهای برساخته‬ ‫می اورد تا خویشتن خود را ّ‬ ‫تعین بخشد‪ ،‬غافل از اینکه‬ ‫با این کار تنها خویشتن حقیقی خود را تعلیق کرده‬ ‫و در پس پرده حجاب امری اعتباری خود را سرکوب‬ ‫کرده است‪ .‬او به بهانه توجه به انسان در حال نابود‬ ‫کردن انسان است‪.‬‬ ‫ً‬ ‫پس او صرفا در حال تالش است تا نیازهایی که برایش‬ ‫برساخته شده را محقق کرده و اگر نتواند این نیازهای‬ ‫ً‬ ‫برساخته را ‪-‬که عموما نیازهایی لوکس بوده و فوریتی‬ ‫در حقیقت ندارند‪ -‬بــراورده کند حس نارضایتی از‬ ‫‪146‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫‪ .2‬شرکت در قرعه کشی یا ‪...‬‬ ‫‪ .3‬ثمرات غیر مثمر‬ ‫ً‬ ‫نتیجه فوری ورود به کازینو این است که او دائما در‬ ‫حال تهیه سکه شانس است تا اگر اکنون بخت با او‬ ‫همراه نبود شاید در مورد بعدی اقبالش بلند شود‪.‬‬ ‫واقعیت ان است که اهمیت یافتن غیرمعقول یک‬ ‫احتمال غیرمحتمل باعث می شود اگر پیش ازاین‬ ‫فالن نوشیدنی را مصرف نمی کردیم‪ ،‬حاال ان نوشیدنی‬ ‫تبدیل به جزء ترک نشدنی سبد خریدمان شود‪ .‬امری‬ ‫که به ان نیازی نداریم تبدیل به نیاز ترک ناشدنی مان‬ ‫ً‬ ‫می شود‪ .‬این حالت میزان مصرف ما را دائما باال برده‬ ‫‪147‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫با کمی اغراق می توان ادعا کرد این روزها کمتر زمانی‬ ‫است که شبکه ای از تلویزیون را مشاهده کنید‪ ،‬مگر‬ ‫انکه حداقل در یک شبکه مجری را می بینی که در‬ ‫حال انجام دادن قرعه کشی است‪ .‬به صورت خاص در‬ ‫ایام نگارش این یادداشت (ایام برگزاری جام جهانی‬ ‫فوتبال روسیه) با قرعه کشی انواع خودرو برای افرادی که‬ ‫در پیش بینی باز ی های جام جهانی شرکت می کنند‪،‬‬ ‫ً‬ ‫یا برنامه روبیکا را صرفا نصب می کنند‪ ،‬افرادی که در‬ ‫سامانه های مشخص تراکنش های مالی خود را انجام‬ ‫می دهند و یا از فروشگاه مشخصی خرید می کنند‬ ‫و ‪ ...‬روب ـه رو هستیم‪ .‬حجم بسیار زیــاد این راهکار‬ ‫تبلیغاتی اغواکننده باعث می شود تا تعداد زیادی از‬ ‫جمعیت کشور هر روزه درگیر چنین فرایندهایی شوند‪.‬‬ ‫این وضعیت باعث می شود تا یکی از رویاهای انسان‬ ‫ایرانی این باشد که یک روز به تلفن همراه او زنگ زده‬ ‫و خواهند گفت که در قرعه کشی میزان قابل توجهی‬ ‫پول‪ ،‬خودرو و یا منزل برنده شده است‪( .‬حجم باالی‬ ‫کاله بردار ی های ریزودرشتی که تا کنون با مژده برنده‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫هستیم متمرکز می شوم؛ ان مورد قرعه کشی های رایج‬ ‫در تلویزیون است‪ .‬در واقع قصد ان است تا با بررسی‬ ‫قرعه کشی های انبوهی که در تلویزیون انجام می شود‬ ‫به تاثیرات چنین برنامه هایی در برساخته شدن سنخ‬ ‫خاصی از نیازها برای جامعه ایرانی پرداخته شود‪.‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫شدن در قرعه کشی صورت گرفته است به خوبی نشان‬ ‫از وجود این رویا و انتظار براورده شدن ان دارد)‬ ‫وقتی چنین فعالیتی به صورت مداوم تکرار می شود و‬ ‫این رویا (باوجوداینکه احتمال تحقق ان بسیار پایین‬ ‫بــوده و به صفر میل می کند) در ما نهادینه گشت‪،‬‬ ‫ارام ارام این باور قلبی را در فرد شکل می دهد که جهش‬ ‫ً‬ ‫اقتصادی بزرگ (یک شبه ثروتمند شدن) امری کامال‬ ‫شدنی است‪ .‬در حقیقت به واسطه سوءاستفاده از‬ ‫ابزارهای تبلیغاتی‪ ،‬این احتمال ناچیز ان قدر مهم‪،‬‬ ‫بزرگ و محتمل نشان داده می شود که جامعه هدف‬ ‫تبلیغات به خود می گوید چرا من برنده بعدی قرعه کشی‬ ‫نباشم؟ وقتی چنین گــزاره ای از ذهن جامعه هدف‬ ‫گذشت یعنی ان ها وارد کازینو شده اند‪.‬‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫به واسطه سوءاستفاده از ابزارهای تبلیغاتی‪،‬‬ ‫این احتمال ناچیز ان قــدر مهم‪ ،‬بزرگ و‬ ‫محتمل نشان داده می شود که جامعه‬ ‫هدف تبلیغات به خود می گوید چرا من‬ ‫برنده بعدی قرعه کشی نباشم؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫وض ـع ـیــت مـتـنــاقــض م ـیــان نــاخــودا گــاه‬ ‫شکل گرفته فرد و عدم تالئم ان با واقعیات‬ ‫بیر ونی سبب می شود زمینه مناسبی‬ ‫برای خروج فرد از اعتدال و ورود به وادی‬ ‫برانگیختگی برایش فراهم شود‪.‬‬ ‫ان برای برنامه های خود صداوسیما است‪ ،‬این نیاز‬ ‫را در شهروند ایرانی نهادینه می کند که باید منتظر‬ ‫یک رشد اقتصادی بی پشتوانه باشید‪ .‬ناخودا گاه او‬ ‫این گونه ساخته می شود که حرکت از نقطه صفر بی معنا‬ ‫اســت‪ .‬همواره به سمت امر استثنائی‪ ،‬برنامه ریزی‬ ‫نشده و بدون زحمت سوق داده می شود؛ اما چنین‬ ‫فردی انگاه که مدتی در این وضعیت بود و با واقعیات‬ ‫زندگی دست وپنجه نرم کرد‪ ،‬می فهمد که قرار نیست‬ ‫بدون زحمت به نتیجه ای برسد‪ .‬می فهمد قرار نیست‬ ‫نیازهای او به واسطه امور موهومی چون دل خوش کردن‬ ‫به تبلیغات کازینویی قرعه کشی های تلویزیونی براورده‬ ‫شود‪ .‬این وضعیت متناقض میان ناخودا گاه شکل گرفته‬ ‫فرد و عدم تالئم ان با واقعیات بیرونی سبب می شود‬ ‫زمینه مناسبی برای خروج فرد از اعتدال و ورود به وادی‬ ‫برانگیختگی برایش فراهم شود‪ .‬وضعیتی که افزایش‬ ‫تنش ها و درگیری های روحی و اجتماعی را در دل داشته‬ ‫و به شدت گیری خشونت در جامعه ختم می شود‪.‬‬ ‫در اخر باید گفت به واسطه این شکل از عرضه قرعه کشی ها‬ ‫و نشان دادن افــرادی که به واسطه برنده شدن برگه‬ ‫بخت ازمایی شان دارای زندگی متفاوتی شده و در‬ ‫ً‬ ‫جامعه جایگاهی یافته اند‪ ،‬این عقیده دائما محکم‬ ‫و محکم تر می شود که کلید اساسی هویت یابی شما‬ ‫در جامعه میزان برخوردار ی های مادی شما است؛ و‬ ‫شما برای یافتن خویشتن خود در جامعه باید میزان‬ ‫برخوردار ی های مادی خود را ارتقا دهید؛ و این برای‬ ‫ما یعنی ‪. ...‬‬ ‫و به همان اندازه باعث می شود از توانایی مان برای‬ ‫برطرف کردن حقیقی نیاز خود دور شویم‪.‬‬ ‫اثر مانای این وضعیت بر ناخودا گاه افراد جامعه‪ ،‬به ویژه‬ ‫قشر جوان‪ ،‬بسیار مخرب تر است‪ .‬این تصور که می توان‬ ‫ره صدساله را یک شبه پشت سر گذاشت‪ ،‬وقتی در‬ ‫نسل جوان ما تبدیل به یک اعتقاد گشت نتیجه ان‬ ‫خواهد بود که رگه های تالش و کوشش در فرد خشک‬ ‫می شود‪ .‬لذا از چنین تربیت یافتگانی انتظار روحیه‬ ‫جهادی را نمی توان داشت‪ .‬در عوض باید اوج گیری‬ ‫روحیه دالل صفتی را شاهد بود؛ همچنان که از چنین‬ ‫تربیت یافتگانی نمی توان انتظار حضور و نقش افرینی‬ ‫در بخش واقعی اقتصاد و تمرکز بر تولید و حمایت از‬ ‫کاالی ایرانی را انتظار داشت‪.‬‬ ‫ً‬ ‫در عوض کامال معقول است که نمادهای سرمایه داری‬ ‫کازینویی به سرعت در ان رشد کنند‪ .‬باید انتظار داشت‬ ‫کــه باشگاه ها و سایت های شرط بندی به سرعت‬ ‫مشتریان خود را بیایند‪ .‬باید انتظار داشت که بورس‪،‬‬ ‫به ویژه بازار اتی ها‪ ،‬به خوبی رشد کرده و تاثیراتی واقعی‬ ‫بر اقتصاد کشور بگذارد‪ .‬در مجموع به نظر می رسد‬ ‫تسری و گسترش اعتقاد به امکان یک شبه ثروتمند‬ ‫شدن از اموری است که می تواند اقتصاد یک کشور‬ ‫را در مسیر انحطاط قرار دهد‪.‬‬ ‫‪ .4‬عاقبت امر‬ ‫پس تلویزیون جمهوری اسالمی ایران با ارائه حجم باالیی‬ ‫از قرعه کشی های مختلف‪ ،‬که قسمت قابل توجهی از‬ ‫‪148‬‬ ‫س س ݑݩݦ ݦ ݦ ݦ ݤو اح ݑݩٮݦ‬ ‫ݠݠݠٮ ݣ ماݣعݤ‬ ‫ݣ ݣى ݬݫݣݔاݣ ݣ ݣ ݣ ݣݢ ݣ ݣ ݤ ݣݭ ݣݫݭ ݓݣ‬ ‫ٮ ݧݩݐ‬ ‫ں‬ ‫ݫݕ ݫݓحره ݣد ݣوݤݣمݤ‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫دکتر سید مجتبی امامی‬ ‫پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫عضو هیئت علمی دانشکده معارف اسالمی و مدیریت دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫از مجادله با دوست‬ ‫تا مسامحه با دشمن‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫این روزها به هر جمع واقعی یا مجازی وارد می شویم‪،‬‬ ‫شاهد مومنان و مدافعان انـقــاب‪ ،‬و یا مایوسان و‬ ‫منتقدانی هستیم که در مــورد مسائل و مشکالت‬ ‫ً‬ ‫مختلف کشور داد سخن داده انــد و غالبا به اظهار‬ ‫ً‬ ‫نگرانی و بعضا به نسخه پیچی مشغول اند‪ .‬یکی به‬ ‫تحریم می پردازد و دیگری به اشتغال‪ ،‬یکی به سکه و‬ ‫دیگری به اسیب های اجتماعی و ان دیگری به اب!‬ ‫من هم بسیار وارد این مجادالت و بحث ها شده ام‪،‬‬ ‫نظر داده ام و پیروز یا مقهور بیرون امده ام؛ ّاما هر چه‬ ‫بیشتر در مسائل مختلف کشور ّ‬ ‫تامل می کنم‪ ،‬بیشتر‬ ‫به این جمع بندی می رسم که بزرگ ترین چالش امروز‬ ‫انقالب اسالمی‪« ،‬خود مسائل و مشکالت» نیستند‪.‬‬ ‫دشمنی امریکا‪ ،‬فساد‪ ،‬اشتغال‪ ،‬اشرافی گری‪ ،‬خیانت‬ ‫این مدیر یا ان کشور‪ ،‬سبک زندگی جوانان و یا ده ها‬ ‫و صدها مشکل دیگر‪ ،‬مختص دیروز یا امروز انقالب‬ ‫نبوده و نیست‪ .‬این مشکالت سال هاست بوده اند‬ ‫و به نظر می رسد سال های طوالنی دیگری هم ادامه‬ ‫خواهند داشت؛ همان گونه که جنگ حق و باطل‪،‬‬ ‫معضل منافقین و دغدغه فقر و معیشت مردم هیچ گاه‬ ‫صحنه تاریخ را رها نکرده اند‪ .‬البته قائل به انطباق‬ ‫کامل نیستم‪ ،‬اما شاکله مشکالت شبیه به هم به نظر‬ ‫می رسد‪ .‬به نظر می رسد انچه ملتی را در یک عصر و‬ ‫جغرافیای خاص با دیگر ملت ها متمایز می سازد‪،‬‬ ‫«چگونگی مواجهه ان ها با مسائل» است‪ ،‬نه خود این‬ ‫مسائل‪ .‬این چگونگی مواجهه با مسئله‪ ،‬بخش بسیار‬ ‫مهمی از منطق محاسباتی است که در تک تک افراد‬ ‫جامعه‪ ،‬بخصوص کارشناسان‪ ،‬مدیران و تصمیم گیران‬ ‫جاری است و در همه تصمیم گیری ها‪ ،‬انتخاب ها و‬ ‫ّ‬ ‫اقدامات ان ها متجلی می شود‪ .‬این چگونگی مواجهه‬ ‫مشکل امروز کشور ما این است که چهارچوب های مواجهه‬ ‫با مسائل را گم کرده ایم‬ ‫‪150‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪151‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫به «یافتن راه حل و اجرای ان» محدود نمی شود و ّ‬ ‫حتی‬ ‫بر «فهم و تعریف مسئله و مشکل» نیز حاکمیت دارد‪.‬‬ ‫این نگاشته کوتاه قصد دارد به اندکی از این چگونگی‬ ‫مواجهه ها با مسائل بپردازد‪.‬‬ ‫چــرا در چند دهــه گذشته‪ ،‬ان مقدار که در جنگ‬ ‫موفقیت داشته ایم‪ ،‬ان مقدار که در امنیت و دفاع‬ ‫توفیق داشته ایم‪ ،‬در اقتصاد و فرهنگ‪ ،‬در پیشرفت و‬ ‫ّ‬ ‫عدالت‪ ،‬چندان موفق نبوده ایم؟‬ ‫اگر مسائل و خط مشی های داخلی را دنبال می کنید‪،‬‬ ‫ً‬ ‫شاهد مجادالت سرنوشت ساز وزارت نیرو با‬ ‫حتما‬ ‫ِ‬ ‫کشاورزی بر سر اب‪ ،‬یا اختالفات سازمان محیط زیست با‬ ‫بخش های صنعتی و اقتصادی بر سر حفظ محیط زیست‬ ‫بوده اید‪ .‬رقابت همیشگی وزارت نفت و نیرو را بر سر‬ ‫ّ‬ ‫تولی گری کالن انرژی که شهره خاص و عام است و‬ ‫اختالفات وزارتخانه های اقتصادی با وزارت خارجه بر سر‬ ‫ً‬ ‫دیپلماسی اقتصادی تقریبا تمامی ندارد‪ .‬از تعارضات‬ ‫بنیادی بر سر الگوی درست عملکرد فرهنگی بگذریم‪،‬‬ ‫دستگاه های مختلف فرهنگی کشور هنوز بر سر حوزه‬ ‫اختیارات و وظایف هر یک به شدت درگیر هستند؛ و‬ ‫‪ . ...‬جالب تر انکه این اختالفات و تعارضات تنها در‬ ‫بین سطوح باال و سیاسی برقرار نیست‪ ،‬بلکه در درون‬ ‫هر دستگاه و وزارتخانه هم بین بخش های مختلف‬ ‫ّ‬ ‫وجود دارد و حتی گاهی شدت و حدت بیشتری هم‬ ‫پیدا می کند‪.‬‬ ‫در بسیاری از امور داخلی که توفیقی احساس کرده ایم؛‬ ‫ً ّ‬ ‫مثال سدی یا جاده ای به سرانجام رسیده است‪ ،‬شهری‬ ‫یا منطقه ای رنگ پیشرفت به خود دیده است‪ ،‬صنعتی‬ ‫یا تجارتی توفیق پیدا کــرده اســت‪ ،‬عــرف فعاالن و‬ ‫کارشناسان دو عامل اساسی را سرمنشا ان دانسته اند‪:‬‬ ‫‪ .1‬اقتدار بسیار مدیر مربوطه در زیرمجموعه خود که‬ ‫به واسطه خصوصیات ذاتی یا اکتسابی وی پدید‬ ‫امده است و البته در برخی موارد حتی به شکل‬ ‫دیکتاتورمابی رخ می نماید‪.‬‬ ‫‪ .2‬توان البی و مذاکره بسیار باالی مدیر در مجموعه های‬ ‫باالدستی که ان هم به واسطه سابقه گذشته فرد و‬ ‫یا عوامل متعدد دیگری پدید امده است‪ .‬هر چند‬ ‫نویسنده با چنین برداشتی چندان همراه نیست‬ ‫و یا حداقل ان را عامل اصلی توفیق نمی داند‪،‬‬ ‫ّاما به هر جهت این ادراکی است که در بسیاری‬ ‫از مدیران و مجریان کشور به وجود امده است‬ ‫و مبتنی بر همین ادراک‪ ،‬حیات و تصمیمات‬ ‫مدیریتی خود را شکل می دهند‪ .‬به بیان دیگر‪ ،‬اگرچه‬ ‫بسیاری اوقات‪ ،‬پشتکار‪ ،‬اخالص و جهادی بودن‬ ‫در توفیقات بی تاثیر نبوده است‪ّ ،‬اما با فراگیر شدن‬ ‫ادراک باال‪ ،‬امور ارزشمندی مثل جهادی بودن‪،‬‬ ‫ً‬ ‫حداقل در چشم مدیران‪ ،‬کم فروغ و بعضا گم شده‬ ‫ً‬ ‫است‪ .‬این چنین است که برای کسب توفیق‪ ،‬غالبا‬ ‫به دنبال «مدیر مقتدر دارای ارتباط با باال» می گردند‬ ‫و خود را هم به همین شکل نشان می دهند‪ .‬اگر‬ ‫وزارتخانه ما با وزارت دیگری درگیر است‪ ،‬کسی‬ ‫برنده است که با قدرت بیان‪ ،‬اقتدار و محبوبیت‬ ‫باالتری امر را در شوراها و مجامع تصمیم گیری دنبال‬ ‫می کند و در مواقع اوج درگیری به تصمیم گیرنده‬ ‫ارشد نزدیک تر است‪ .‬به همین دلیل مهندسان و‬ ‫پزشکان باهوش بهترین مدیران ما بوده اند؛ کسانی‬ ‫که به طور طبیعی‪ ،‬وقتی بر هدفی قفل می کنند‪ ،‬هیچ‬ ‫امر دیگری را نمی بینند‪ .‬امر دایر بر این شده است‬ ‫که یا اقتدار و قدرت بالمنازع یک فرد یا فکر حاکم‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫هر چه بیشتر رهبری از ما می خواهد که‬ ‫ارزش های به ظاهر متعارض را با هم جمع‬ ‫ً‬ ‫کنیم؛ ما بنا را بر این گذاشته ایم که صرفا‬ ‫یک طرف تاکید ایشان را بــاور کنیم و با‬ ‫مدافعان طرف دیگر ان قدر بجنگیم که به‬ ‫رهبری بفهمانیم این مسئله دارای تزاحم‬ ‫یا تعارض است‪.‬‬ ‫را با عــدالــت‪ ،‬رسیدگی به‬ ‫مـحــرومـیــن را بــا ن ـشــاط در‬ ‫سرمایه گذاری‪ ،‬اعتماد به‬ ‫مسئولین را با مبارزه قاطع‬ ‫ّ‬ ‫با فساد‪ ،‬تجلیل از معلمان‬ ‫و عالمان و هنرمندان را با‬ ‫لحاظ امکانات و مقدورات مالی و اقتصادی کشور‬ ‫و ‪ ...‬با هم تحقق بدهیم‪ ،‬ما بنا را بر این گذاشته ایم‬ ‫ً‬ ‫که صرفا یک طرف تا کید ایشان را بــاور کنیم و با‬ ‫مدافعان طرف دیگر ان قــدر بجنگیم که به رهبری‬ ‫بفهمانیم این مسئله دارای تزاحم یا تعارض است و‬ ‫باید در مورد خاص دعوا‪ ،‬یک طرف را انتخاب کند‪.‬‬ ‫ً‬ ‫اصال رهبر برای این رهبر است که فصل الخطاب‬ ‫باشد! او باید بگوید که در ایــن مــورد‪ ،‬حق با من‬ ‫است یا طرف مقابل‪ .‬کودکانی را می مانیم که پیش‬ ‫پدر رفته اند و اصــرار دارنــد یکی را حق و دیگری را‬ ‫باطل اعالم کند‪ .‬بخش عمده ای از امور کشور را هم‬ ‫ّ‬ ‫معطل همین دعواها کرده ایم‪ .‬همین است که همه‬ ‫دستگاه ها ّ‬ ‫معطل اختیارات هستند و تا اختیاراتشان‬ ‫به رسمیت شناخته نشود‪ ،‬مسئولیت هیچ نقصانی‬ ‫را نمی پذیرند؛ دعوایی که جز با تقدیم همه اختیارات‬ ‫رهبری به ان ها و اعالم حقانیت مطلق ان ها پایانی‬ ‫برایش متصور نیست‪ .‬اما گویا فراموش کرده ایم پدری‬ ‫که صبح تا شب نقش فصل الخطاب داشته باشد و‬ ‫همواره در حال ترجیح برادری بر برادر دیگر است‪،‬‬ ‫دیگر خانواده ای برایش باقی نمی ماند‪ .‬همین جاست‬ ‫کــه مسئولین کشور هــر روز در دادگ ــاه تصمیمات‬ ‫رهبری حاضرند؛ نصیحت و توصیه به همکاری و‬ ‫صحبت‪ ،‬و یا طرح اهمیت هر دو طرف هم تنها در‬ ‫سخنرانی جواب می دهد‪ .‬ما اصرار داریم رهبری را‬ ‫در هر مسئله ای چنان به تزاحم برسانیم که مجبور‬ ‫شود و تصمیم توسط او‬ ‫یا مبتنی بر ان فکر واحد‬ ‫گرفته شود و کار پیش‬ ‫رود‪ ،‬و یا دورانی طوالنی‬ ‫موضوعات کش پیدا کند‬ ‫و کسالت و خمودگی بر‬ ‫مجموعه ها مستولی شود و کاری از پیش نرود‪.‬‬ ‫در مواقع بسیاری سیاست گذاران‪ ،‬مدیران و کارشناسان‬ ‫با همتایان خود وارد مجادله می شوند و هر چه می کنند‪،‬‬ ‫نه می توانند ان هــا را قانع کنند و نه موضع ان هــا را‬ ‫می پذیرند‪ .‬ازانجا که هیچ توجیه معقولی برای طرف‬ ‫مقابل در ذهــن خــود ســراغ ندارند موضع ان هــا را به‬ ‫منفعت پرستی‪ ،‬رفتار سیاسی و باندی‪ ،‬یا لجبازی‬ ‫تعبیر می کنند‪ .‬این در حالی است که طرف مقابل‬ ‫هم چنین برداشتی دارد؛ و این هر دو برداشت‪ ،‬موجب‬ ‫چرخه فزاینده ای از رفتارهای مغرضانه سیاسی می شود‪.‬‬ ‫نه تنها مسائل حل نمی شود‪ ،‬بلکه تعارضات سیاسی‬ ‫بسیاری هم ایجاد می شود و این ادراک در بین مدیران‬ ‫و کارشناسان بیشتر و بیشتر می شود که همه چیز‬ ‫به اصطالح سیاسی است‪.‬‬ ‫باوری بین ما بسیار رواج یافته و در ان بسیار افراط‬ ‫کرده ایم؛ و ان اینکه مدیر‪ ،‬فصل الخطاب است؛ اگر‬ ‫بین هم رده ها دعوا و مجادله باال گرفت‪ ،‬نظر و انتخاب‬ ‫و حکم مدیر تعیین کننده است‪ .‬همه ان تعارضات‬ ‫ابتدای بحث را به خاطر اورید؛ رئیس جمهور و یا رهبری‬ ‫باید به تناوب مشخص کنند در امر اب‪ ،‬حق با وزیر‬ ‫کشاورزی است‪ ،‬یا وزیر نیرو؛ در امر بازرگانی خارجی‪،‬‬ ‫حق با وزیر امور خارجه است یا وزیر بازرگانی؛ در فالن‬ ‫شائبه فساد‪ ،‬حق با وزیر مربوطه است یا قوه قضائیه!‬ ‫هر چه بیشتر رهبری از ما می خواهد که ارزش های به ظاهر‬ ‫ً‬ ‫متعارض را با هم جمع کنیم؛ مثال می خواهد پیشرفت‬ ‫‪152‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫ما هر وقت به فهمی از یک امر اجتماعی‬ ‫ّ‬ ‫دست می یابیم تصور می کنیم که «کل»‬ ‫حقیقت در مورد ان امر را یافته ایم‪.‬‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪153‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫شود برای پیشبرد امور کشور‪،‬‬ ‫یک طــرف را بر طــرف دیگر‬ ‫ترجیح دهد‪ .‬جالب انکه خودمان هم ظرفیت این‬ ‫فصل الخطاب ها را نداریم؛ باالخره یک روز پیروز این‬ ‫محا کمه هستیم و یک روز مغلوب‪ .‬اینجاست که‬ ‫ناراضی می شویم و انباشت این نارضایتی ها چنان‬ ‫می کند که در مسئولین ابتدا تا کنون انقالب کم‬ ‫ندیده ایم‪ .‬ولی چند نفر از ما توجه داریم که خودمان‬ ‫رهبری را به فصل الخطاب رساندیم؛ خودمان او را‬ ‫مجبور کردیم که یکی از ما را حق و درست‪ ،‬و دیگری‬ ‫را نادرست اعالم کند‪.‬‬ ‫ّ‬ ‫شاید ریشه ای ترین عل ِت شیوع این چنین مناسباتی‬ ‫فهم نادرست ما از امر اجتماعی است‪ .‬ما هر وقت‬ ‫به فهمی از یک امر اجتماعی دست می یابیم تصور‬ ‫ّ‬ ‫می کنیم که «کل» حقیقت در مورد ان امر را یافته ایم؛‬ ‫درست مثل ان موقع که اثبات کرده ایم مجموع زوایای‬ ‫مثلث ‪ 180‬درجه است‪ .‬چنین است که نظر و قضاوت‬ ‫دیگران را یکسره ناحق و عاری از حداقلی از عقالنیت‬ ‫می یابیم؛ انگار که دیگران بدیهی ترین بدیهیات را منکر‬ ‫می شوند‪ .‬هر چه هم شا کله ما بیشتر با علوم طبیعی‬ ‫ترکیب شده باشد‪ ،‬این گونه از فهم حاکمیت بیشتری‬ ‫در ما می یابد‪ .‬به همین دلیل است که وقتی با نظر‬ ‫مخالف خود مواجهه می شویم‪ ،‬انگار که جنگ حق‬ ‫و باطل روی داده است و من یکه سوار مدافع حق در‬ ‫میان صدها نظر باطل هستم‪ .‬چنین است که حتی‬ ‫به ذهنمان خطور نمی کند که شاید دیدگاه رقیب هم‬ ‫بهره ای از حق برده باشد‪ ،‬چه برسد به اینکه به سرمان‬ ‫بزند و بخواهیم با او مذاکره کنیم؛ و چه خبط بزرگی‬ ‫شکل خواهد گرفت اگر خواسته باشیم با او معامله یا‬ ‫مصالحه کنیم‪ .‬و این چنین است که هر روز تعارضات‬ ‫بین امثال ما و دستگاه ها و سازمان های ما بیشتر و بیشتر‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫می شود‪ .‬هر روز بیشتر و بیشتر‬ ‫تعارضات در سلسله مراتب‬ ‫مسئولیت ها باال و باالتر می رود و به باالترین رده های‬ ‫کشور می رسد‪ .‬ان موقع هم باید مسئولین رده باالی‬ ‫کشور بین ما قضاوت کنند و فصل الخطاب باشند‪.‬‬ ‫نکته ظریف قضیه این است که بسیاری اوقات رده‬ ‫ً‬ ‫باالتری هم وجود دارد و می توان قضاوت مثال وزیر را‬ ‫این بار به دادگاه رئیس جمهور برد؛ و چه بسا حکمی‬ ‫دیگر گرفت‪ .‬اگر رئیس جمهور هم نشد‪ ،‬خدا را شاکریم‬ ‫که رهبر داریم‪ .‬می توانیم ان قدر فشار بیاوریم که او را‬ ‫مجبور به قضاوت کنیم‪ .‬اما اگر او هم طرف مقابل ما‬ ‫را گرفت‪ ،‬یعنی منکر ‪ 180‬درجه بودن مجموع زوایای‬ ‫یک مثلث است؛ یعنی ‪. ...‬‬ ‫بحث پیرامون این پدیده اجتماعی در بین فعاالن‬ ‫اجتماعی ما‪ ،‬ریشه ها و اثار ان بحثی بسیار مفصل‬ ‫است و متن حاضر تنها دریچه ای برای ورود به این‬ ‫بحث دامنه دار است‪ .‬سخن اخری می ماند و ان اینکه‬ ‫انچه گفته شد در مورد تعامل بین مسئولین و فعاالن‬ ‫ً‬ ‫جامعه انقالبی‪ ،‬ایمانی و اسالمی است؛ و اتفاقا این‬ ‫چهارچوب به کل با چهارچوب مواجهه با دشمن‬ ‫متفاوت است‪ .‬چه بسا دشمن حرف درستی هم می زند‪،‬‬ ‫اما در چهارچوب تحلیلی مواجهه با دشمن‪ ،‬باید با‬ ‫حرف درست او‪ ،‬مواجهه دیگری داشت‪.‬‬ ‫مشکل امروز کشور ما این است که چهارچوب های‬ ‫مواجهه با مسائل را گم کرده ایم‪ .‬فشارها و مشکالت‬ ‫ما را به جایی رسانده که با دوست به سبب تفاوت‬ ‫دیدگاه مقابله و تخاصم می کنیم و با دشمن‪ ،‬به سبب‬ ‫اضطرار و فشار‪ ،‬مذاکره و مصالحه؛ غافل از اینکه این‬ ‫اضطرار و فشارَ ناشی از همان مقابله و تخاصم بین‬ ‫َ ْ َ ُ‬ ‫َ‬ ‫َ َ َ‬ ‫خود ماست‪َ :‬وا ِط ُیعوا ا ّلل َه َو َر ُسول ُه َولا ت َن َاز ُعوا ف َتفشلوا‬ ‫َ َْ َ َ ُ ُ‬ ‫م (انفال‪ .)46 :‬‬ ‫یحک ْ‬ ‫و تذهب ِر‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫هر روزه با مسائل بسیاری مواجهیم که ما را احاطه‬ ‫کرده اند و همه تالش ها برای حل این مسئله هاست‪.‬‬ ‫ً‬ ‫به جهت اینکه موجودی کمال طلب هستیم‪ ،‬دائما‬ ‫وضعیت موجود را وضعیتی نامطلوب می دانیم‪ .‬همواره‬ ‫جهت ما‪ ،‬حرکت به سمت نقطه مطلوب است‪ .‬ازاین رو‪،‬‬ ‫ً‬ ‫همواره و خصوصا در عرصه اجتماعی‪ ،‬مداخالتی‬ ‫طراحی می کنیم که وضعیت موجود را بهبود دهند‪.‬‬ ‫مداخله هایی طراحی می شوند اما بسیاری از ان ها‬ ‫دچار شکست شده و به اهداف مورد انتظار خویش‬ ‫نمی رسند‪ .‬یکی از خصوصیت های مــا‪ ،‬ان است‬ ‫که به محض احساس مشکل‪ ،‬به سرعت دنبال یک‬ ‫راه حل بهینه می گردیم‪ .‬این کار باعث می شود که به‬ ‫دلیل نقایص و محدودیت هایمان‪ ،‬به خوبی موقعیت‬ ‫را تحلیل نکنیم و دچ ــار اشتباه شــویــم‪ .‬شکست‬ ‫تصمیمات ممکن است به خاطر اشتباه در تعریف‬ ‫مسئله باشد‪ .‬از منظر تحلیل خط مشی‪ ،‬اولین و مهم ترین‬ ‫گام در دستیابی به پاسخ و راه حل مسائل خط مشی‪،‬‬ ‫ساختاردهی و تعریف مناسب مسئله است‪ .‬هرگونه‬ ‫ساختاردهی‪ ،‬حل مسئله را به نحو خاصی مدیریت‬ ‫می کند؛ بنابراین اگر مسئله به درستی تعریف نشود‪،‬‬ ‫مداخله های طراحی شده در خدمت مسئله غلط قرار‬ ‫می گیرند که حتی با اجرای خوب راه حل ها‪ ،‬وضعیت‬ ‫نامطلوب به قوت خود باقی می ماند‪.‬‬ ‫به طور مثال ترافیک شهری تهران یک موقعیت مسئله الود‬ ‫است که مجموعه راهکارهایی نیز برای حل ان تاکنون‬ ‫مطرح شده است‪ :‬طرح زوج و فرد‪ ،‬طرح اتوبوس های‬ ‫جنگ مسئله ها؛‬ ‫دوئل اندیشه های‬ ‫عدالت اجتماعی‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫محمدصادق تراب زاده جهرمی‬ ‫پژوهشگر هسته عدالت پژوهی مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری مدیریت دولتی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫چالش اصلی در حل مسائل عدالت اجتماعی‪ ،‬تشخیص‬ ‫درست مسئله است‬ ‫‪154‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪155‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫تندرو‪ ،‬طرح افزایش مساحت اتوبان های درو ن شهری‪،‬‬ ‫طرح ترافیک‪ ،‬توسعه خطوط مترو و حمل ونقل عمومی‪،‬‬ ‫‪...‬؛ اما هیچ یک از این راهکارها در عین مفید بودن‪،‬‬ ‫مسئله را حل نکرده است‪ .‬شاید اگر مسئله ترافیک را‬ ‫واکاوی کنیم‪ ،‬علت مشخص شود‪ .‬مسئله ترافیک تهران‬ ‫کدام است؟ تعداد زیاد ماشین‪ /‬فرهنگ نامناسب‬ ‫ترافیک‪ /‬کمبود مساحت خیابانی‪ /‬جمعیت زیاد‪/‬‬ ‫الودگی هوا‪... /‬؟ شاید هیچ کدام‪ .‬عمده راهکارهای‬ ‫تولیدشده که به نام راهکارهای ترافیکی طراحی و‬ ‫اجرا می شود به خاطر مسائلی است که شاید مسئله‬ ‫درستی نباشند‪ .‬شاید مشکل ترافیک تهران‪ ،‬مهندسی‬ ‫غلط شهری است که افراد مجبورند برای تدبیر امور‬ ‫معاش و شغل خود یا دریافت و ارائه خدمات زندگی‪،‬‬ ‫مسافت های طوالنی را طی کرده و در طی کردن این‬ ‫مسیرها‪ ،‬حداکثر مسافت ها را با حداکثر تغییر مسیر‬ ‫و بدون استفاده از حمل ونقل عمومی مناسب طی‬ ‫کنند‪ .‬افراد مجبورند عمده کارهای خود را حضوری‬ ‫پیگیری کنند و دولت الکترونیک چندان محقق نشده‬ ‫اســت‪ .‬در گذشته کاغذها به صورت دستی تهیه و‬ ‫جابجا می شد اما اکنون تایپ و پرینت شده و جابجا‬ ‫می شوند‪ .‬مسئله جابجایی اما حل نشد‪ .‬نیروی کار‪،‬‬ ‫هر روز صبح از حاشیه تهران به مرکز تهران و از جنوب‬ ‫به شمال تهران حرکت می کند و در انتهای روز مسیر‬ ‫بالعکس را‪ .‬همه مراجعات اداری در مرکز تهران است و‬ ‫‪ . ...‬در چنین طرح مسئله ای‪ ،‬هیچ یک از راهکارهای‬ ‫تولیدی مورداشاره‪ ،‬مسئله را حل نمی کند‪ .‬پس چالش‬ ‫اصلی‪ ،‬تشخیص و تعریف درست مسئله است‪ .‬حال‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫اگر بپذیریم که مسئله ترافیک تهران‪ ،‬مهندسی غلط‬ ‫شهری اســت‪ ،‬چه راهکارهایی تولید می شود؟ ایا‬ ‫راهکارها به طرح زوج و فرد‪ ،‬توسعه مساحت خیابان‬ ‫و ‪ ...‬می انجامد؟‬ ‫چرا مسئله ها این قدر سیال هستند؟ این چالش به‬ ‫دلیل ماهیت مسائل اجتماعی و مسائل خط مشی‬ ‫است‪ .‬مسائل خط مشی چندبعدی‪ ،‬دارای ماهیت‬ ‫ذهنی و ذینفعان متکثر است‪ .‬سیبی از درخت رها‬ ‫شده و بر سر فردی می خورد که در زیر درخت است‪.‬‬ ‫ً‬ ‫فورا مسئله شکل می گیرد اما مسئله چه کسی معتبر و‬ ‫درست است؟ برای عابر‪ ،‬جایابی خود یا درخت یا معبر‬ ‫مسئله می شود؛ برای باغبان با توجه به شرایط فصلی‬ ‫و برانداز درخت‪ ،‬موعد برداشت یا افت زدگی مسئله‬ ‫می شود و برای یک دانشمند‪ ،‬جاذبه زمین و نیروهای‬ ‫موثر بر حرکت جسم مسئله می شود‪ .‬ازایـن رو‪ ،‬اینکه‬ ‫مسئله از کدام زاویه فرموله شود‪ ،‬اینکه ان زاویه چقدر‬ ‫مصاب باشد‪ ،‬اینکه مسئله از زاویه چه کسی و منطبق‬ ‫بر منفعت چه کسی طرح می شود‪ ،‬موجب خواهد شد تا‬ ‫تعاریف مختلفی از یک موقعیت مسئله الود ارائه شود‪.‬‬ ‫بدیهی است که هر نوع تعریف مسئله نیز راه حل های‬ ‫ً‬ ‫خود را تولید خواهد کرد که لزوما به موفقیت نخواهند‬ ‫رسید‪ .‬پس سوال این است که کدام نوع تعریف مسئله‬ ‫به موفقیت بیشتری خواهد رسید و معیار قضاوت در‬ ‫این زمینه چیست‪ .‬اینجاست که چارچوب ها‪ ،‬ارزش ها‪،‬‬ ‫ایده ها و هر نوع گــزاره توصیفی‪ ،‬تبیینی و هنجاری‬ ‫می توانند تعریف مسئله را مدیریت کنند‪ .‬تعریف‬ ‫مسئله‪ ،‬امری ارزش محور است‪ .‬ازاین رو در مناظر و‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫اینکه مسئله از زاویه چه کسی و منطبق بر‬ ‫منفعت چه کسی طرح می شود‪ ،‬موجب‬ ‫خواهد شد تا تعاریف مختلفی از یک‬ ‫موقعیت مسئله الود ارائه شود‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اگر تعریف ما از عدالت اموزشی در مقام‬ ‫فــرد‪ ،‬تعادل تربیتی و شکوفایی متوازن‬ ‫همه ابعاد شخصیتی دانش اموز باشد‪،‬‬ ‫انگاه ناتوانی او برای زندگی در اجتماع‪،‬‬ ‫مسئله خواهد شد‪.‬‬ ‫مکاتب مختلف اندیشه ای‪،‬‬ ‫با ساختاردهی های متفاوتی‬ ‫رو ب ــرو می شویم‪ .‬نگاه اســامــی بــه دستگاه تعریف‬ ‫مسئله‪ ،‬عینکی متفاوت برای دیدن موقعیت مسئله‬ ‫در اختیار قرار می دهد‪ .‬این عینک ما را از افتادن در‬ ‫دام خطای نوع سوم تصمیم گیری یعنی «حل مسئله‬ ‫غلط» بازمی دارد‪.‬‬ ‫به طور مثال‪ ،‬اگر تعریف ما از عدالت اموزشی در مقام‬ ‫فــرد‪ ،‬تعادل تربیتی و شکوفایی متوازن همه ابعاد‬ ‫شخصیتی دانـش امــوز باشد‪ ،‬انگاه ناتوانی او برای‬ ‫زندگی در اجتماع‪ ،‬مسئله خواهد شد‪ .‬درحالی که اگر‬ ‫ً‬ ‫عدالت اموزشی را صرفا تقویت استعدادهای خاص‬ ‫هر فرد بدانیم‪ ،‬تخصصی نشدن را به عنوان مسئله درک‬ ‫ً‬ ‫می کنیم‪ .‬هر کدام از این دو تعریف مسئله‪ ،‬اوال تابع‬ ‫ً‬ ‫ذهنیت ما از معنای عدالت اموزشی است و ثانیا به‬ ‫راه حل های متفاوتی منجر خواهد شد؛ بنابراین انچه‬ ‫در مقام تصمیم گیری محل چالش اصلی است‪ ،‬در‬ ‫الیه اول جنگ مسئله ها و در الیه ای عمیق تر‪ ،‬جنگ‬ ‫ایدئولوژ ی ها و تعریف ها از خوبی‪-‬بدی و درست‪-‬غلط‬ ‫است‪ .‬ایده ها‪ ،‬اندیشه ها و ‪ ...‬که مسئله ها را جهت دهی‬ ‫می کنند به دلیل ان است که هر کدام‪ ،‬غایت مطلوب‬ ‫متفاوتی را ترسیم می کنند‪ .‬این غایات متفاوت‪ ،‬یعنی‬ ‫مطلوب های متفاوت‪ .‬پس مسئله بودن ها‪ ،‬تابع غایات‬ ‫به تکثر می افتند؛ اما جایگاه عدالت اجتماعی در‬ ‫مسئله شناسی خط مشی ها و تصمیمات چیست؟‬ ‫در مقام تعریف مسئله خط مشی‪ ،‬از دو حیث سوال‬ ‫از عدالت اجتماعی دارای اهمیت است‪:‬‬ ‫الف‪ :‬عدالت به مثابه‬ ‫سوال از غایت مطلوب‬ ‫عدالت اجتماعی به عنوان یکی از ارزش های اجتماعی‬ ‫ً‬ ‫که اتفاقا در اندیشه اسالمی‪ ،‬به عنوان ارزش حا کم بر‬ ‫همه ارزش های اجتماعی شناخته می شود‪ ،‬می تواند‬ ‫ً‬ ‫عینکی در تعریف مسئله خط مشی قرار گیرد‪ .‬اساسا‬ ‫چون وضعیت عادالنه یعنی بهترین وضعیت‪ ،‬هر‬ ‫سوالی از غایت مطلوب‪ ،‬ســوال از عدالت است و‬ ‫هرگاه مسئله اجتماعی باشد‪ ،‬در مقایسه با یک ایده‬ ‫عدالت اجتماعی‪ ،‬مطلوب و نامطلوب طرح می شود‪.‬‬ ‫ً‬ ‫پــس مسئله های اجتماعی ذات ــا س ــوال از عدالت‬ ‫اجتماعی هستند‪.‬‬ ‫ب‪ :‬عدالت به مثابه مرزبندی برخوردار ی ها‬ ‫مبتنی بر نگاه سیستمی‪ ،‬تعریف مسئله در واقع‬ ‫نوعی تعریف مرز بــرای مسئله اســت‪ .‬در این نگاه‬ ‫هر نوع مرزبندی‪ ،‬اشعار به نوعی مشروعیت بخشی‬ ‫اخالقی نسبت به عناصر داخل و خارج از مرز دارد‪.‬‬ ‫این چنین خواهد بود که با مرزبندی ها‪ ،‬منافع یا مضاری‬ ‫بــرای افــراد درون مرز و خــارج مرز تعریف می شود‪.‬‬ ‫افراد خارج از مرز‪ ،‬طردشدگان و به حاشیه رفتگانی‬ ‫ً‬ ‫هستند که قاعدتا از موضوع ان مسئله خط مشی‬ ‫خارج می شوند؛ اما این مشروعیت بخشی اخالقی و‬ ‫ً‬ ‫دخالت در تخصیص منابع و مواهب‪ ،‬قطعا موضوع‬ ‫عدالت اجتماعی و مبتنی بر نظریه ای از عدالت‬ ‫اجتماعی خواهد بود‪ .‬پس می توان به جرئت گفت‬ ‫که هر نوع تعریف مسئله خط مشی‪ ،‬نوعی تعریف‬ ‫مسئله عدالت اجتماعی است‪ .‬هرگاه جامعه را به‬ ‫ً‬ ‫پیر و جوان تقسیم می کنیم‪ ،‬عمال گروهی را به مواهبی‬ ‫‪156‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫صــورت ب ـنــدی دی ـنــی ک ـل گــرا از عــدالــت‬ ‫اجتماعی‪ ،‬چارچوبی فکری است که به‬ ‫پاالیش موقعیت مسئله الود می پردازد‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪157‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫می رسانیم و گروهی را از ان مواهب محروم می کنیم‪.‬‬ ‫حال اگر تقسیم بندی دوگانه پیر‪-‬جوان را به سه گانه‬ ‫پیر‪-‬میانسال‪-‬جوان تقسیم کنیم نوع برخوردار ی ها‬ ‫ً‬ ‫و جمعیت اماری انان متفاوت می شود‪ .‬عمال با این‬ ‫برچسب زنی ها‪ ،‬توزیع مواهب اجتماعی دستخوش‬ ‫تغییر می شود‪.‬‬ ‫بنابراین عدالت اجتماعی نه تنها به عنوان معیار و‬ ‫عقالنیت حل مسئله و نه تنها به عنوان یک عینک در‬ ‫تعریف مسئله‪ ،‬بلکه به جهت ذات هنجاری مسائل‬ ‫خط مشی‪ ،‬به عنوان مهم ترین چارچوب برای فهم و‬ ‫تعریف هر مسئله خط مشی مطرح است‪ .‬حال سوال‬ ‫ان است که چارچوب یا دستگاه مناسب ساختاردهی‬ ‫مسئله و به عبارت دیگر‪ ،‬ابزار صورت بندی موقعیت‬ ‫که بتواند مسائل خط مشی را به خوبی فرموله کند‬ ‫چیست؟ به عبارت دیگر کــدام چــارچــوب مقتبس‬ ‫از عــدالــت اجتماعی اســت کــه در تعریف مسئله‬ ‫خط مشی می تواند مصاب به حق و حقیقت باشد؟‬ ‫قسط (عدالت اجتماعی) مفهومی است قرانی که‬ ‫می تواند به عنوان یک چارچوب اسالمی برای تعریف‬ ‫مسئله در تحلیل خط مشی عمومی به کار گرفته شود‪.‬‬ ‫تعریف درســت عدالت اجتماعی می تواند مبنای‬ ‫تعریف مسئله درست قرار گیرد‪ .‬عدالت اجتماعی‬ ‫ب ه انحاء مختلف تعریف شده است و الزم است که‬ ‫صورت بندی دینی از این مفهوم متناسب با نظام‬ ‫خط مشی گذاری کشور به دست اید‪.‬‬ ‫امــا بــررســی عــدالــت اجتماعی از منظر اس ــام‪ ،‬در‬ ‫پژوهش های موجود دچار یک اشکال روشی است‪:‬‬ ‫عدم توجه به صورت بندی کالن و کل گرا‪ .‬صورت بندی‬ ‫دینی کل گرا از عدالت اجتماعی‪ ،‬چارچوبی فکری‬ ‫است که به پاالیش موقعیت مسئله الود می پردازد و این‬ ‫قضاوت را برای مشاهده گر به وجود می اورد که ایا این‬ ‫موقعیت از زاویه عدالت اجتماعی‪ ،‬دارای مسئله است‬ ‫یا خیر؛ و اگر دارای مسئله است‪ ،‬ان مسئله چیست‬ ‫و مختصات و ابعاد ان چگونه است؛ بنابراین توجه‬ ‫صرف به معیارهای عدالت و تعاریف عدالت در این‬ ‫حوزه کفایت نمی کند‪ .‬اکنون نیازمند انیم تا بدانیم‪،‬‬ ‫دین چگونه عدالت اجتماعی را صورت بندی می کند‬ ‫و چگونه از دل این صورت بندی می توان موقعیت‬ ‫پیرامونی را تحلیل کرد‪.‬‬ ‫ً‬ ‫اگر بپذیریم عدالت اجتماعی مطلوب صرفا درون نظام‬ ‫سیاسی عادالنه محقق می شود‪ ،‬تشکیل حکومت‬ ‫عدل‪ ،‬اولین مسئله و مهم ترین مسئله اجتماعی تلقی‬ ‫می شود‪ .‬ازاین روست که تشکیل‪ ،‬حفظ‪ ،‬امنیت و‬ ‫قوام نظام سیاسی مهم ترین دستور کار خواهد شد‪ .‬در‬ ‫ادامه اگر بپذیریم که کلیه تعامالت اعضای جامعه‬ ‫باید درون شبکه اجتماعی الیه بندی شده موجهی‬ ‫صورت گیرد‪ ،‬انگاه رها بودن ها‪ ،‬سرپرست نداشتن ها‪،‬‬ ‫شبکه نداشتن ها و متولی نداشتن ادم ها یا اجتماع های‬ ‫درو ن جامعه‪ ،‬مهم ترین مسئله اجتماعی بعد از‬ ‫تشکیل حکومت عدل خواهد شد‪ .‬حتی صحبت‬ ‫از مبادالت اقتصادی نیز درون الیه های شبکه های‬ ‫اجتماعی موجه و منسجم است که منجر به تحقق‬ ‫عدالت اجتماعی می شود‪ .‬پس مسئله بعدی‪ ،‬انفکاک‬ ‫تعامالت اقتصادی از الیه های اجتماعی است‪ .‬پس‬ ‫یکی از اولویت های نظام تصمیم گیری ما‪ ،‬ایده عدالت‬ ‫اجتماعی منتخب است‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫گاهی حرف زدن از بعضی چیزها که تبدیل به تابوی‬ ‫اجتماعی شدن‪ ،‬دشــواره؛ ولی معتقدم همه تابوها‪،‬‬ ‫خــوب یا بــد‪ ،‬نشانه توجه مردمن‪ .‬درواقــع اگــه مردم‬ ‫ً‬ ‫بهشون توجه نداشتن که اصال تابو نمی شدن! شاید‬ ‫سلبریتی ها یا همون ادمای مشهور و محبوب اجتماعی‬ ‫(ورزشکارا‪ ،‬هنرمندا‪ ،‬مجریان تلویزیون و مثل اینا) که‬ ‫یکی از پدیده های مهم فرهنگ مردم پسند توی جوامع‬ ‫امروزین‪ ،‬یکی از همین موضوعات باشن‪ .‬واقعیت‬ ‫اینه که سلبریتی ها خیلی مهم تر از اونی هستن که ما‬ ‫فکر می کنیم؛ چون در مقایسه با سازمان ها (به عنوان‬ ‫یکی از مهم ترین ابزارهای مدرن اجرای سیاست های‬ ‫ّ‬ ‫عمومی) ویژگی های متفاوت و البته جذابی دارن‪:‬‬ ‫سلبریتی ها و بازاریابی‬ ‫سیاست های عمومی‬ ‫‪ .1‬سلبریتی ها شفاف هستن‬ ‫یعنی مردم اونا رو می بینن؛ خانواده شون رو می بینن؛‬ ‫خیلی خودشونو پنهان نمی کنن؛ مــردم در جریان‬ ‫کارهاشون هستن؛ باهاشون در ارتباطن؛ بهشون نظر‬ ‫می دن؛ همونطور که اونا ازشون نظر می خوان ‪ ...‬خالصه‬ ‫بگم سلبریتی ها راحت دیده می شن‪ .‬یا دست کم مردم‬ ‫ّ‬ ‫فکر می کنن اونا شفافن ‪...‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫دکتر نادر جعفری هفت خوانی‬ ‫استاد هادی هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫عضو هیئت علمی دانشکده معارف اسالمی و مدیریت دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫‪ .2‬سلبریتی ها واقعی و عینی هستن‬ ‫یعنی مردم می تونن کار و عمل اونا رو ببینن؛ گریه شون‬ ‫و خنده شون رو ببینن؛ باهاشون همراه بشن؛ صداشونو‬ ‫َ‬ ‫بشنون؛ باهاشون حرف بزنن؛ سخنگو ندارن؛ کمیسیون‬ ‫ندارن؛ دفتر و دستک ندارن ‪ ...‬خالصه اینکه خودشونن‪،‬‬ ‫خودشون؛ کمتر عوض می شن و سعی می کنن مثل‬ ‫مردم بمونن ‪...‬‬ ‫سلبریتی ها فرصت هستن و نه تهدید؛ ولی حیف؛ برای‬ ‫مدیرای فرهنگی قبول واقعیت سخته‬ ‫‪158‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫دیدار ایت اهلل طالقانی با اقاتختی پهلوان محبوب مردم‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪159‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫یعنی میشه با اونا حرف زد؛‬ ‫عاطفه و احساس دارن؛ درد‬ ‫مردم رو می فهمن و باهاشون‬ ‫یعنی یه جورایی کوچیکن‬ ‫همدردی می کنن؛ کارهایی‬ ‫و جــم ـع وجــورن؛ کــارمــنــد و‬ ‫مــثــل بقیه م ــردم می کنن؛‬ ‫کــارشـنــاس و خــدم و حشم‬ ‫احساساتشون رو با مردم در‬ ‫نــدارن؛ بیشتر کارهاشون رو‬ ‫میون می ذارن؛ برای چیزایی‬ ‫مثل بقیه ی مردم خودشون‬ ‫که مردم مهم می دونن اهمیت‬ ‫یا دوستاشون رفاقتی انجام‬ ‫قائلن و به اونا واکنش نشون‬ ‫م ـ ـی دن؛ ن ـیــاز بــه تحقیق و‬ ‫می دن؛ میشه ازشون امضا‬ ‫دیدار حضرت امام؟ق؟ با علی پروین‬ ‫پــژوهــش و بــرنــام ـه ریــزی! و‬ ‫گرفت؛ میشه باهاشون عکس‬ ‫و گروهی از فوتبالیست ها (‪)۱۳۶۰‬‬ ‫طراحی انچنانی ندارن؛ زود‬ ‫گرفت؛ مردم از زن و بچه شون‬ ‫و راحــت تصمیم می گیرن؛‬ ‫خبر دارن و اونا رو هم می تونن دنبال کنن ‪ ...‬خالصه‬ ‫اشتباه می کنن؛ گاهی هم به اشتباه شون اعتراف‬ ‫با مردم در ارتباطن ‪. ...‬‬ ‫می کنن؛ قــدرت مخوف سازمانی نــدارن؛ مسافرت‬ ‫ّ‬ ‫خارجی به خرج خودشون مـی رن؛ معاونای متعدد‬ ‫‪ .4‬سلبریتی ها بخشی از مردم هستن‬ ‫ً‬ ‫ندارن؛ بیشترشون اصال معاون ندارن ‪ ...‬خالصه اینکه‬ ‫یعنی یکی از همین مردمن؛ از همین کوچه و خیابونان؛‬ ‫َ‬ ‫غیررسمی ن‪ ،‬مثل خود مردم ‪...‬‬ ‫توی همین مدرسه ها درس خوندن؛ البه الی همین‬ ‫همین چیزاس که باعث می شه مردم بتونن توی امور‬ ‫مردم بودن (حتی اگه االن کمتر باشن)؛ یه جورایی‬ ‫اجتماعی به سلبریتی ها اعتماد کنن‪ .‬اونم هر موقعی که‬ ‫در دسترس مردمن؛ مثل مردم حرف می زنن؛ قلمبه‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫اونا پا پیش بذارن‪ ،‬و تقریبا همه ی مواقع‪ ...‬چه واسه‬ ‫سلمبه نیستن؛ رضایت و خوشامد مردم براشون واقعا‬ ‫ً‬ ‫ّ‬ ‫خیریه ها و چه موقع مصیبت هایی مثل زلزله و سیل‪...‬‬ ‫مهمه؛ معموال اهل سیاست و حزب و تشکل نیستن؛‬ ‫و حتی موقع انتخابات‪.‬‬ ‫خالصه اینکه مردم باهاشون احساس راحتی دارن و‬ ‫از نقش سلبریتی ها توی فضای سیاسی دو دهه ی‬ ‫حتی گاهی که ازشون ناراحتن‪ ،‬میتونن بهشون بدوبیراه‬ ‫اخیر گذر می کنم و برمی گردم به حضور اجتماعی شون‬ ‫و نقش مهمی که توی بسیج اجتماعی توده ها (اینجا‬ ‫‪ .5‬سلبریتی ها‬ ‫سازمان نیستن‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫‪ .3‬سلبریتی ها‬ ‫انسان هستن‬ ‫بگن و کسی هم اونا را «تحت‬ ‫پیگرد قانونی قرار نمی ده»! ‪...‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫همین ّ‬ ‫رویــه رو میشه توی‬ ‫منظورم عموم مردمه نه فقط‬ ‫خ ــی ــل ــی از م ــوض ــوع ــات‬ ‫عوام) داشتن‪ .‬اقاتختی‪ ،‬پهلوان‬ ‫اجــتـمــاعــی و عامه پسند‬ ‫دوسـت داشــتــنــی و محبوب‬ ‫(مردم پسند) هم دید؛ یعنی‬ ‫اقشار مختلف مردم در دهه ی‬ ‫میون داری سلبریتی ها در‬ ‫سی و چهل شمسی و یاداوری‬ ‫صفحه اینستاگرام بهرام رادان با ‪3/1‬میلیون دنبال کننده‬ ‫موضوع هایی که یه جوری به‬ ‫نقشش در زلزله ی سال ‪۱۳۴۱‬‬ ‫مردم مرتبطه‪ :‬از زلزله و دفاع‬ ‫بوئین زهرا و گلریزون عجیبی‬ ‫مقدس گرفته تا هیات داری‬ ‫کــه بــا پ ــی ــاده روی خ ــودش از‬ ‫و امور خیریه‪ .‬انچه که در‬ ‫خیابونای شمالی شهر تا جنوب‬ ‫پاییز سال گذشته در ماجرای‬ ‫تهرون انجام داد شاید مفید‬ ‫زلزله ی کرمانشاه دیدیم از‬ ‫باشه‪ .‬شاید مالقات اقاتختی‬ ‫همین دست نمونه هاس‪.‬‬ ‫با ایت اهلل طالقانی که ایشون‬ ‫کننده‬ ‫دنبال‬ ‫میلیون‬ ‫‪7/2‬‬ ‫با‬ ‫جوان‬ ‫رامبد‬ ‫اینستاگرام‬ ‫صفحه‬ ‫ح ـ ـ ـضـ ـ ــور هـ ـ ـم ـ ــدالنـ ـ ـه ی‬ ‫ه ــم مــحــبــوبــیــت اجــتــمــاعــی‬ ‫هنرمندها ‪ ،‬ورزشکارا و بقیه ی‬ ‫قابل توجهی بین عموم مردم‬ ‫چهره های مشهور اجتماعی‬ ‫داشتن رو هم از همین منظر‬ ‫(سلبریتی ها) در این حادثه‬ ‫بشه تحلیل کرد‪.‬‬ ‫پررنگ تر از همیشه بود‪ .‬برخی‬ ‫یاداوری دیدار خاص حضرت‬ ‫از واکنش های مهم درباره ی‬ ‫ام ــام؟ق؟ بــا محمد نصیری‪،‬‬ ‫ایــن رخــداد مهم رو با هم‬ ‫قـهــرمــان وزنـ ـه ب ــرداری جهان‬ ‫مرور کنیم‪:‬‬ ‫(اردیبهشت ‪ )۱۳۵۸‬و نیز دیدار‬ ‫صفحه اینستاگرام علی دایی با ‪ 3‬میلیون دنبال کننده‬ ‫• بالفاصله بعد از حادثه‬ ‫ایشون با گروهی از فوتبالیست ها‬ ‫فیلم هایی منتشر شــد از‬ ‫ازجــمــلــه عــلــی اقـ ــای پــرویــن‬ ‫حضور بهرام رادان که خودش‬ ‫(اسفندماه ‪ )۱۳۶۰‬هم شاید‬ ‫همراه با محموله کمک هاش‬ ‫خالی از لطف نباشه؛ مالقاتی‬ ‫عازم منطقه شد ‪ ،‬بین مردم‬ ‫که با یکی دو جمله ی معروف‬ ‫مصیبت زده رفت و اعالم‬ ‫از امام؟ق؟ همراه بود که‪:‬‬ ‫همدردی کرد‪.‬‬ ‫«مـ ــن امـ ــیـ ــدوارم ک ــه شما‬ ‫ورزشکارها ‪ ...‬که ماشاء اهَّلل صفحه اینستاگرام میثم مطیعی با بیش از نیم میلیون دنبال کننده • ایــن اتفاق خــوب میون‬ ‫خیلی از سلبریتی ها هم‬ ‫با بازوهاى ستبر اینجا االن‬ ‫ادامه پیدا کرد‪ :‬مریال زارعی‪ ،‬کتایون ریاحی‪ ،‬علی‬ ‫نشسته اید و من هم خیلى خوشم مى اید‪ ،‬همان طور‬ ‫دایی و بسیاری دیگه‪ ،‬فردی یا گروهی‪ ،‬عازم کرمانشاه‬ ‫به على؟ع؟ اقتدا کنید‪( ».‬صحیفه نور‪ ،‬ج‪ )۲۶۳ :۷‬و‬ ‫شدن‪ .‬رامبد جوان که ایران نبود نماینده فرستاد تا‬ ‫«من خودم ورزشکار نیستم‪ ،‬اما ورزشکارها را دوست‬ ‫ضمن رسوندن کمکا ‪ ،‬از کمبودهای مردم مطلع بشه‪.‬‬ ‫دارم‪( ».‬صحیفه نور‪ ،‬ج‪)۸۰ :۱۶‬‬ ‫‪160‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫ًّ‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪161‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫لیال بلوکات که به روستایی جدا فکر می کنم سلبریتی ها توی فضای‬ ‫اقا میثم بعدتر با پست های‬ ‫توی همون منطقه رفته بود‪ ،‬اجتماعی امروز ‪ -‬شایدم دهه های اخیر‪-‬‬ ‫اجتماعی دیگه ای راجع به‬ ‫برای فردی اسیب دیده که بیشتر یه جور فرصت بودن تا یه تهدید؛‬ ‫وضعیت اب ابادان‪ ،‬یا امور‬ ‫ویلچرش زیــر اوار مونده االنم هستن‪ ،‬شک ندارم که میشه اونا رو‬ ‫خیریه با همراهی و معرفی‬ ‫بــود‪ ،‬ویلچر جدید تهیه فرصت دید‪.‬‬ ‫بهروز صفاریان پور‪ ،‬و حتی‬ ‫راجــع بــه تیم ملی فوتبال و‬ ‫کــرد‪ .‬مــردم این اتفاقها رو‬ ‫انسجام اجتماعی ناشی از موفقیت نسبی این تیم در‬ ‫دلگرم کننده می دونستن و بهشون امید داشتن‪.‬‬ ‫جام جهانی ‪ ۲۰۱۸‬روسیه‪ ،‬نشون داد که درک خوبی از‬ ‫• رامبد جوان تا سه هفته بعد از زلزله‪ ،‬بیشترین تعداد‬ ‫«ظرفیت ادم های مشهور اجتماعی در فضای رسانه ای‬ ‫پست ها رو با ‪ ۲۱‬پست و مجموع ‪ ۸.۷‬میلیون نفر‬ ‫امروز کشور و مبتنی بر شبکه های اجتماعی» پیدا کرده‬ ‫بیننده گذاشت‪ ،‬و گــزارش تصویری کمک های‬ ‫ّ‬ ‫ّ‬ ‫و به طور جدی مایله که از این ظرفیت برای تشکل مندی‬ ‫تهیه شده از محل مشارکت های ریالی مردم رو از‬ ‫هواخاهاش و طرفداراش استفاده کنه‪.‬‬ ‫همین طریق به اطالع مخاطبانش می رسونه‪.‬‬ ‫به هر حال با تا کید بر اون تفاوت هایی که واسه ی‬ ‫• پریناز ایزدیار هم در فضای اینستا گرام فعال بود‬ ‫ّ ً‬ ‫سلبریتی ها شمردم‪ ،‬جدا فکر می کنم سلبریتی ها توی‬ ‫و تالش کرده ضمن ‪ ۸‬پست مرتبط‪ ،‬با بارگذاری‬ ‫ً‬ ‫فضای اجتماعی امروز ‪ -‬شایدم دهه های اخیر‪ -‬بیشتر‬ ‫مجدد پست نوید محمدزاده (هنرمند کردی که قبال‬ ‫یه جور فرصت بودن تا یه تهدید؛ االنم هستن‪ ،‬شک‬ ‫با ‪ ۵‬پست بیش از ‪ ۲.۷‬میلیون بار دیده شده بود)‬ ‫ندارم که میشه اونا رو فرصت دید‪ .‬اگرچه واسه خیلی‬ ‫از میون داری اون واسه جلب مشارکت های مردمی‬ ‫از مدیرای فرهنگی و اجتماعی جامعه ی ما‪ ،‬هنوز درک‬ ‫حمایت کنه‪ .‬جالب تر اینکه خود اقانوید هم بعد‬ ‫این موضوع خیلی سخته که با سلبریتی ها کنار بیان‪،‬‬ ‫چند روز با این پست که «یکى شدن بهترین راهه‪،‬‬ ‫چه برسه به اینکه نقش اجتماعی اونا رو باور کنن یا‬ ‫کمک هاى نقدی تون رو به حسابى که على اقا دایى‬ ‫باهاشون همکاری کنن! اگه باور داشته باشیم که مردم‬ ‫معرفى کردن بریزید» نشون داد که اعتماد میون خود‬ ‫و به خصوص جوونا توی جامع ه امروز ما چه اهمیت و‬ ‫سلبریتی ها هم برقراره و با این کارش اعتماد مردم رو‬ ‫جایگاهی به سلبریتی ها می دن و چقدر واسه همین‬ ‫هم بیشتر کرد‪.‬‬ ‫محبوبیت شون ارزش قائلن؛ و اگه متوجه باشیم که‬ ‫• علی دایی هم با ورود تمام قد به میدون جمع اوری‬ ‫خود همین اعتماد مردم چقدر سرمای ه اجتماعی واسه ‬ ‫و ارسال کمک های مردمی ظرف یک هفته تونست‬ ‫ً‬ ‫کشورمونه؛ و اگه باور داشته باشیم که عموم مردم واقعا‬ ‫‪ ۱۵‬محموله کمک غیرنقدی و حدود ‪ ۶۳‬میلیارد‬ ‫بهترین پشتیبان دولت و نظامن ‪ ...‬شاید خیلی بیشتر‬ ‫ریال کمک نقدی جمع اوری و ارسال کنه‪.‬‬ ‫از گذشته‪ ،‬محبوبیت و ابروی سلبریتی هایی رو که‬ ‫نمونه های ز یــاد دیگه ای رو هم از این طور حضور و‬ ‫جزئی از همین مردمن و برای همین کشور دلسوزن‪،‬‬ ‫نقش افرینی اجتماعی «افراد مشهور اجتماعی» میشه‬ ‫فرصت می دونستیم؛ تا هم مشارکت مردم رو واسه‬ ‫مثال زد‪ .‬ازجمله حضور دکتر میثم مطیعی در معدن‬ ‫فعالیت های اجتماعی‪ ،‬عام المنفعه و خیریه ها بیشتر‬ ‫کوهبنان (اذر ‪ )۹۶‬برای توجه دادن مردم و مسووالن به‬ ‫جلب کنیم‪ ،‬و هم محبوبیت و ابروی نظام و دولت رو‬ ‫این منطقه که البته به دلیل بی سابقه بودن این حرکت‬ ‫پیش همین مردم بیشتر کنیم ‪ ...‬همیشه امیدوارم‪.‬‬ ‫ایشون‪ ،‬پوشش خبری قابل مالحظه ای هم پیدا کرد‪.‬‬ ‫ِ‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫دکتر مصباح الهدی باقری‬ ‫پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫عضو هیئت علمی دانشکده معارف اسالمی و مدیریت دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫‪ .1‬مواجهه عجوالنه با مسائل‬ ‫ارشمیدس به‬ ‫حمام می رود؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫چند وقتی است که موضوع مدارس سمپاد و حذف‬ ‫ازمون های دوره ابتدایی و مــدارس خاص دوره اول‬ ‫متوسطه به جنجالی خبری بین موافقین و مخالفین‬ ‫تبدیل شده است‪ .‬جالب این که ذیل دولت فعلی نیز‪،‬‬ ‫دو گروه تشکیل شده و هر گروه‪ ،‬از ابزارهای قدرت خود‬ ‫برای پیدا کردن دست برتر و رساندن فرجام کار به انچه‬ ‫خود می پسندند تالش می کنند‪ .‬جالب تر این که بین‬ ‫شورای عالی اموزش وپرورش و شورای عالی انقالب‬ ‫فرهنگی نیز تعارض صالحیت تصمیم گیری پیش امده‬ ‫است؛ یعنی دعوا بر سر این است که هر شورا‪ ،‬خود را‬ ‫ّ‬ ‫ّ‬ ‫غیرمحق‪.‬‬ ‫محق به تصمیم گیری می داند و دیگری را‬ ‫حــاال دعوایی از جنس دیگر‪ :‬چه می شود که برای‬ ‫مسئله ای‪ ،‬به دو راه متضاد می رسیم‪ .‬ایا گیروگرفت‬ ‫ما در مسئله شناسی و سناریونویسی و تعیین معیار و‬ ‫ضریب وزنی و رسیدن به گزینه تصمیم و چگونگی‬ ‫اجرا و پایش و نظارت بر اجرا و اخذ بازخور و یادگیری‬ ‫و اصالح مسیر است یا مترها و شاید کیلومترها قبل‬ ‫از رسیدن به اصل مسئله است و در چاله های هوائی‬ ‫اتمسفر مسئله گرفتاریم؟‬ ‫برای روشن شدن موضوع چند نمونه مسئله و طریقه‬ ‫مواجهه با ان را ببینید‪:‬‬ ‫‪ .1‬ســال ‪ 70‬تصمیم گرفته می شود که در نیمه اول‬ ‫سال و در روز اول فروردین‪« ،‬یک ساعت» زمان را‬ ‫به جلو ببریم و در روز سی شهریور ان را به حالت‬ ‫سابق برگردانیم‪.‬‬ ‫‪ 14‬ســال بعد در انتهای ســال ‪ 84‬دولــت نهم در‬ ‫اولین سال حیاتش‪ ،‬این مصوبه را ملغی می کند‪.‬‬ ‫در همان حال وزارت نیروی همان دولت می گوید‬ ‫در فروردین ماه میزان مصرف برق به صورت میانگین‬ ‫‪ 1.5‬درصد با تغییر ساعت کاهش پیدا می کند و‬ ‫بدیهی است در ماه های بعدی می تواند این نسبت‬ ‫ارشمیدس با مسئله اش زندگی می کرد؛ هنوز هم کسی‬ ‫برای حل مسائل‪ ،‬با ان ها زندگی می کند؟‬ ‫‪162‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪163‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫بیشتر هم شود‪ .‬دولت نهم‪ ،‬دو سال این دعوا را هم‬ ‫ً‬ ‫در خودش دارد و هم با مجلس و‪ ...‬نهایتا مجلس‪،‬‬ ‫در مرداد ‪ 86‬دولت را مکلف می کند که هر سال دو‬ ‫بار ساعت را تغییر دهد‪.‬‬ ‫امسال با تغییر این قانون در اروپا و برگشت ساعت‬ ‫به جای قبلی اش‪ ،‬باز هم درستی این تا کتیک در‬ ‫کشورمان‪ ،‬مورد تردید قرار گرفت‪.‬‬ ‫‪ .۲‬در دولت پنجم‪ ،‬الیحه برنامه اول توسعه‪ ،‬توسط‬ ‫مجلس شورای اسالمی‪ ،‬مصوب و به دولت برای‬ ‫اجرا‪ ،‬ابالغ شد‪ .‬تک مضرابی که در ان سال های‬ ‫حیات دولت پنجم و ششم‪ ،‬زیاد شنیده می شد‪ ،‬این‬ ‫بود‪« :‬ما از برنامه جلوتریم‪ ».‬این قدر این جلوافتادگی‬ ‫در بخش ها و طرح های مختلف ز یــاد گفته شد‬ ‫که انسان دچار حیرت می شد‪ .‬الیحه ای که خود‬ ‫ً‬ ‫دولت داده و حتما باید با لحاظ منابع و توانش‬ ‫طراحی شده باشد‪ ،‬چه اتفاقی می افتد که همیشه‬ ‫ما از برنامه جلوتریم‪ .‬تعریف «برنامه»‪ ،‬در گذر زمان‬ ‫عوض شده یا مفهوم «جلو بودن»‪...‬‬ ‫‪ .۳‬در جلسه رای اعتماد بــه وزرای کابینه دولــت‬ ‫ششم‪ ،‬مجلس چهارم به مرحوم نوربخش به عنوان‬ ‫وزیر اقتصاد رای اعتماد نداد‪ .‬در کسری از زمان‪،‬‬ ‫معاونت اقتصادی رئیس جمهور از زیرزمین‪ ،‬به عنوان‬ ‫خلق الساعه ترین ساختار دولتی‪ ،‬سبز شد و مرحوم‬ ‫نوربخش‪ ،‬معاون اقتصادی رییس جمهور و همه کاره‬ ‫تیم اقتصادی دولت شد‪ .‬بعد اقای محمدخان وزیر‬ ‫ً‬ ‫شد و نهایتا‪ ،‬دستپخت تورم ‪ ۴۸‬درصدی رخ عیان‬ ‫نمود؛ همان رکود تورمی معروف‪.‬‬ ‫باقی ماجرا برای حل مسئله تورم‪ ،‬خودش کتابی‬ ‫طوالنی است‪ .‬این قصه را مرتضی محمدخان در‬ ‫مصاحبه ای مفصل تعریف کرده است‪ .‬خواندنی‬ ‫است‪ :‬تیم اقتصادی دولت در مشهد و جلسات‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫مداوم و قربانی کردن یک گوسفند برای رسیدن به‬ ‫ً‬ ‫راه حل‪ ...‬حتما بخوانیدش‪.‬‬ ‫‪ .۴‬دولت هفتم طرحی را برای اشتغال زایی ارائه کرد که‬ ‫در ان بنگاه های کوچک به ازای اشتغال هر نفر‪۳ ،‬‬ ‫میلیون تومان‪ ،‬تسهیالت می گیرند‪ .‬تخمین دولت‬ ‫هم ‪ ۳۰۰‬هزار نفر اشتغال زایی حاصل از اجرای این‬ ‫طرح بود‪ .‬نتیجه این شد‪ ۲۹۷ :‬هزار فقره تسهیالت‬ ‫اعطا شد و کمتر از ‪ ۱۵۰‬هزار شغل ایجاد گردید‪ .‬حاال‬ ‫همین شغل ها هم چقدر دوام اورد‪ ،‬خدا می داند‪.‬‬ ‫مالحظه می کنید که به همین راحتی و اسانی و‬ ‫ً‬ ‫البته به شیوه کامال دیمی می خواستیم از زیرزمین‬ ‫شغل برویانیم‪. ...‬‬ ‫‪ .۵‬در انتهای دولــت هفتم‪ ،‬سازمان برنامه وبودجه‬ ‫و سازمان امور استخدامی با هم ادغام و سازمان‬ ‫مدیریت وبرنامه ریزی را با ده معاونت ایجاد کردند‪.‬‬ ‫در اغاز دولت نهم‪ ،‬سازمان مدیریت از نظر ساختاری‬ ‫منفجر و به صورت کامل منهدم شد‪ .‬سه سال بعد‪،‬‬ ‫باز با تغییراتی در دولت دهم در قالب دو معاونت‬ ‫ریاست جمهوری (برنامه ریزی ونظارت راهبردی و‬ ‫توسعه مدیریت وسرمایه انسانی) تعریف شد‪ .‬یک‬ ‫سال بعد از اغاز دولت یازدهم سازمان مدیریت و‬ ‫برنامه ریزی احیا شد و یک سال و نیم بعد‪ ،‬دوباره‬ ‫برگشتیم به سازمان برنامه وبودجه و سازمان امور‬ ‫استخدامی‪...‬چه چرخ وفلک ساختاری درست‬ ‫کردیم ما‪. ...‬‬ ‫‪ .۶‬در دولــت هشتم بــا افــزایــش قیمت نفت‪ ،‬کمی‬ ‫وضعیت دخل وخرج به نفع دخل بیشتر شد و مانده‬ ‫بودیم چگونه این درامد اضافی را از دامنمان پاک‬ ‫کنیم! لذا از ان تصمیمات یک شبه گرفته شد و مقرر‬ ‫شد‪ ،‬حقوق اساتید دانشگاه ها تا ‪ 2.5‬برابر افزایش‬ ‫ً‬ ‫پیدا کند‪ .‬برای این افزایش قواعدی هم که قبال‬ ‫ً‬ ‫وجود داشت و رعایت نمی شد مجددا به صورت‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫چهارده هزار نفر رسیده ایم‪.‬‬ ‫لذا در عرض ‪ ۱۲‬سال‪ ،‬تعداد‬ ‫دانشجوی دکتری‪ ،‬بیش از ‪۹‬‬ ‫برابر می شود‪ .‬بگذریم از تغییر‬ ‫سبک امتحان و چند دوره عوض کردن معیار و‪...‬‬ ‫تا بعد از یک دهه‪ ،‬به کمی ارامش در این خصوص‬ ‫برسیم‪ ...‬ادامه این مصیبت را با من بخوان‪ ،‬باقی‬ ‫فسانه است‪ :‬در دانشگاه ازاد هم تعداد پذیرش از‬ ‫چهارهزار نفر در سال ‪ 92‬به دوازده هزار نفر در سال‬ ‫‪ 93‬افزایش پیدا می کند؛ یعنی طی یک سال‪ ،‬سه‬ ‫برابر‪ ...‬در هر جای دنیا این اتفاق می افتاد همه‬ ‫مسئولین ریزودرشت موثر در این تصمیم گیری را تا‬ ‫اخر عمر مجبور به ارائه خدمات اجتماعی با اهدای‬ ‫یک کیسه زباله و گشت وگذار در طبیعت می کردند‪.‬‬ ‫(الحمداهلل به واسطه هزینه های سرسام اور ثبت نام‬ ‫در مقطع دکتری‪ ،‬دانشگاه ازاد با همه تالشی که‬ ‫کرد و با همه امتیازات فراوان و پذیرش با نمره های‬ ‫زیر ناپلئونی که داد‪ ،‬به این میزان پذیرش نرسید‪).‬‬ ‫‪ .۸‬دانشگاه پیام نور که قــرار بود امــوزش از راه دور و‬ ‫غیرحضوری را بر عهده بگیرد‪ ،‬در تطوری عجیب‪ ،‬در‬ ‫دولت نهم تبدیل شد به یک دانشگاه همه فن حریف‬ ‫و برای همه مقاطع و تخصص ها‪ .‬جالب این که نود‬ ‫درصد افزایش ظرفیت پذیرش دانشگاه ها در دوره‬ ‫اموزش عالی در مقطع کارشناسی را نیز بر عهده این‬ ‫ّ‬ ‫دانشگاه قرار دادند‪ .‬در ان سال ها دال این موضوع‬ ‫را بسط عدالت اموزشی!! معرفی کردند [بیچاره‬ ‫عدالت که در هر عروسی و عزایی بدون بسم اهلل ذبح‬ ‫می شود!] و با انواع ترفندها بر علم فروشی به عنوان‬ ‫یک کاسبی معاصر صحه گذاردند‪.‬‬ ‫پررنگ تری‪ ،‬مصوب شد‬ ‫ً‬ ‫(مـثــا حضور ‪ 40‬ساعته‬ ‫استاد در دانشگاه)‪ .‬جالب‬ ‫اینکه خیلی زود و کمتر از‬ ‫دو سال همه چیز برگشت سر جای قبلی خودش‬ ‫به جز حقوق زیاد شده‪. ...‬‬ ‫‪ .۷‬تا پایان دولــت هشتم ساالنه یک هزار و پانصد‬ ‫دانشجوی دکتری جذب و با درصــدی اختالف‬ ‫فارغ التحصیل می شدند‪ .‬نا گهان در دولت نهم‪،‬‬ ‫تصمیم گرفته می شود که این عدد چندین برابر‬ ‫شود‪ .‬توجیه ان‪ ،‬این بود که‪ :‬چرا به جای رفتن به‬ ‫خارج از کشور و مدرک گرفتن از کشورهای دیگری‬ ‫مثل مالزی‪ ،‬خودمان مقاطع دکتری راه نیندازیم‪.‬‬ ‫مگر خودمان چه ایرادات ساختاری و فنی داریم که‬ ‫نمی توانیم؟ بنابراین بدون درست کردن هیچ گونه‬ ‫ساختار مقدماتی حتی از جنس سخت افزاری‬ ‫(نرم افزار ی ها را که نپرسید)‪ ،‬تعداد بسیار زیادی‬ ‫دانشجوی دکتری وارد دانشگاه هایی می شوند که‬ ‫حداقل ها را هم ندارند‪ ،‬حتی باید استاد‪ ،‬اجاره و کرایه‬ ‫کنند؛ یعنی در جایی که تاسیس هر رشته دکتری‬ ‫نیازمند حداقل یک استاد تمام و دو دانشیار برای‬ ‫جذب محدود دانشجو (زیر انگشتان یک دست)‬ ‫اســت‪ ،‬بــدون لحاظ معیارهای خودمان‪ ،‬مسئله‬ ‫ً‬ ‫را به نحو کامال بومی!! حل می کنیم و کالس های‬ ‫ً‬ ‫ده نفره و بیست نفره و بعضا بیشتر در مقطع دکتری‬ ‫راه اندازی می کنیم (گینسی ها کجا هستند که این‬ ‫شاهکار را ببینند و ثبت کنند)‪ .‬در واقع‪ ،‬بدون ایجاد‬ ‫زیرساخت های علمی و فنی‪ ،‬از یک هزار و پانصد‬ ‫نفر ورودی دوره دکتری در سال ‪ ،۸۴‬ابتدا به پنج هزار‬ ‫و ششصد نفر پذیرش‪ ،‬بعد به ده هزار نفر و االن به‬ ‫‪164‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫‪ .2‬حل مسئله یا انحالل مسئله؟‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪165‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫از صفر تا صد هر مسئله ای اگر به طور نسبی روشن‪،‬‬ ‫شناسایی و فهم نشود‪ ،‬مسئله حل نخواهد شد‪.‬‬ ‫همچنین است اگر از صفر تا صد اجــرای تصمیم و‬ ‫راهکار و اعالن ان را به صورت اشفته و درهم ریخته ارائه‬ ‫و برگزار کنیم‪ ،‬مسئله حل نخواهد شد و پیچیدگی ها‬ ‫ً‬ ‫مضاعف هم می شود‪ .‬یعنی مثال‪ ،‬اگر بلد نباشیم که‬ ‫چگونه از رسانه برای ارائه چیستی و چگونگی حل‬ ‫مسئله کمک بگیریم‪ ،‬ان وقت است که یک راهکار‬ ‫خوب تبدیل به راهکاری معمولی و یا ضعیف و یا حتی‬ ‫غیرقابل اجرا می شود‪ .‬اگر بلد نباشیم که از چه کلماتی‬ ‫برای ادای درست راه حل بهره بگیریم‪ ،‬ان وقت است‬ ‫ً‬ ‫که باید مسائل جدیدی را حل کنیم و بعضا مسئله‬ ‫قبلی فراموش شده یا اولویتش را از دست می دهد‪.‬‬ ‫باید دانست‪ ،‬هرکسی مسئله بین نیست‪ ،‬هر کسی‬ ‫مسئله شناس نیست‪ ،‬هر کسی سناریونویس نیست‪،‬‬ ‫هر کسی حالل مسئله نیست‪ ،‬هرکسی مجری راه حل‬ ‫نیست‪ ،‬هر کسی سخنگوی ارائــه راهکار نیست و‬ ‫هر کسی به درد «کاری» می خورد و مسئله هم خود‪،‬‬ ‫«کاری» است‪ .‬بسیاری از مسائلی که به جوابی برایش‬ ‫رسیده ایم‪ ،‬به علت نقص در یکی از بخش های فهم و‬ ‫احاطه و ارائه و اجرا و‪ ...‬در واقع ان را حل نکرده ایم؛ یا‬ ‫به عبارت دقیق تر راهی را باز نکرده ایم‪ ،‬بلکه راه هایی‬ ‫را بسته ایم و درجه ازادی پیدا شدن یک راه خوب را‬ ‫محدود کرده ایم‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫‪ .۹‬در دولـ ــت دهـ ــم‪ ،‬نظام‬ ‫اموزش وپرورش از ‪-۳-۵‬‬ ‫‪ ۱+۳‬تبدیل شد به ‪-3-3‬‬ ‫‪ .6‬هر کس نیز رای مخالف‬ ‫داشت باید می رفت؛ چون تصمیم گرفته شده بود‪.‬‬ ‫چگونه اش مهم نــبــود‪ .‬حــاال مــا ماندیم و تالیف‬ ‫کتاب های درسی کالس ششم‪ ،‬ما ماندیم و معلمانی‬ ‫که برای سال ششم ابتدائی تربیت نشدند‪ ،‬ما ماندیم‬ ‫و مدارسی که حتی تعداد کالس هایش هم از نظر‬ ‫کمی با نظام جدید مطابقت نداشت‪ ،‬ما ماندیم و‬ ‫برنامه ریزی درسی و اموزشی فشل شده بعدازاین‬ ‫ً‬ ‫تغییر‪( ...‬لطفا به برنامه ریزی تربیتی کار نداشته‬ ‫باشید که قبل از ان هم خیلی صاحبی نداشت‪).‬‬ ‫‪ .۱۰‬نظام تحول سالمت یکی از ‪ 3‬اولویت انتخاباتی‬ ‫دولت یازدهم بود‪ .‬حاال چند سال است که دو وزیر‬ ‫متولی امر (وزیر بهداشت و‪ ...‬و وزیر رفاه و‪ )...‬زیر‬ ‫سایه یک دولت‪ ،‬باهم نمی توانند صحبت کنند‪.‬‬ ‫اشکاالت متعددی را در مورد عواقب اجرای طرح‬ ‫و کسری هــزاران میلیارد تومانی می شنویم‪ .‬حاال‬ ‫مسئله سالمت حل شده؟ به نفع چه قشری حل‬ ‫ً‬ ‫شده؟ به نظر باید منتظر وزیر بعدی بود تا احتماال‬ ‫همه چیز از سرخط شروع شود‪. ...‬‬ ‫از این قصه ها و تصمیمات‪ ،‬دائم در اطرافمان اتفاق‬ ‫می افتد که اخرینش همین ماجرای سمپاد و حذف‬ ‫ازمون است‪ .‬ما هنوز نیاموخته ایم که با یک مسئله‬ ‫محترم! چگونه مواجه شویم‪ .‬همچنان وقتی می بینیمش‪،‬‬ ‫دست وپایمان را گم می کنیم‪ ،‬هول می شویم‪ ،‬سرخ‬ ‫ً‬ ‫می شویم‪ ،‬عجول می شویم‪ ،‬اشفته می شویم و نهایتا‬ ‫خرابش می کنیم‪ .‬طــوری رفتار می کنیم که مسئله‪،‬‬ ‫کالف سردرگم می شود و هر‬ ‫چه به همش می زنیم‪ ،‬گره های‬ ‫کورتری می سازیم‪.‬‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫ما هنوز نیاموخته ایم که با یک مسئله‬ ‫محترم! چگونه مواجه شویم‪ .‬همچنان‬ ‫وقتی می بینیمش‪ ،‬دست وپایمان را گم‬ ‫می کنیم‪ ،‬هول می شویم‪ ،‬سرخ می شویم‪،‬‬ ‫ً‬ ‫عجول می شویم‪ ،‬اشفته می شویم و نهایتا‬ ‫خرابش می کنیم‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اگر نتوانیم مسئله را مال خود بیشتر تصمیماتی که ما را از چاله به چاه‬ ‫در هــمــیــن بــســتــر و فــضــا‪،‬‬ ‫کنیم و بر ان مشرف و مسلط می اندازد‪ ،‬بدین سبب است که کمتر به هنر‬ ‫دوبــاره به مواجهه با مسئله‬ ‫شویم و بــر زوای ــای معلوم و و دانش فهم و شناسایی و حل و اجرا توجه‬ ‫سمپاد و سمپادی ها دقت‬ ‫احتمالی ان ّ‬ ‫تفوق حاصل شده و بیشتر درگیر تکنیک شده است‪.‬‬ ‫کنید‪ :‬برای مسئله ای دنبال‬ ‫راهکار می گردند‪ ،‬فکر می کنند‬ ‫کنیم و در یک کالم‪ ،‬همچنان‬ ‫پیداکرده اند‪ ،‬راهکار را بدون‬ ‫نگاهمان به مسئله از بیرون‬ ‫پخت وپز مناسب در شورای‬ ‫باشد و نتوانیم ان را درونی‬ ‫عالی امــوزش وپــرورش طرح‬ ‫کنیم‪ ،‬بر ان فرایند و نتیجه باید‬ ‫مـی کــنــنــد‪ .‬در اجـ ــرای ایــن‬ ‫تردید کرد‪ .‬به قصه ارشمیدس‬ ‫ً‬ ‫راهکار حرفه ای متعدد و بعضا‬ ‫و حمام و تاج قالبی پادشاه‬ ‫متعارض توسط مسئولین‬ ‫و «یافتم یافتم» ارشمیدس‪،‬‬ ‫امــر طــرح مـی گــردد‪ .‬حتی از‬ ‫توجه کنید‪ .‬ببینید مسئله‬ ‫نظر زمانی‪ ،‬برای اجرای طرح‬ ‫با او زندگی می کرده و نه تنها‬ ‫زمان های متفاوت ارائه می شود‪ .‬ناگهان اعالم می شود‬ ‫همراه که جزء او بوده‪ ،‬لذا اخر سر هم با وجد و بهجت‬ ‫برای سال اتی باید این ازمون ها برداشته شود‪ .‬جنجال‬ ‫تمام و البته عریانی! کار را به نتیجه می رساند‪.‬‬ ‫بین موافقین و مخالفین پیش می اید‪ .‬وزیر محترم دنبال‬ ‫نکته دیگر اینکه‪ ،‬در حقیقت‪ ،‬اگر ارزشیابی کیفیت‬ ‫اجرای خواسته خود است و با استفاده از فرصتی که‬ ‫مدیریت را در ارزیابی کیفیت تصمیمات مدیر بدانیم‪،‬‬ ‫تریبون های در اختیار‪ ،‬اماده می کنند‪ ،‬بر طبل اجرائی‬ ‫پس خــوب اســت ایــن را هم لحاظ کنیم همان طور‬ ‫کردن مصوبه ای که دورهمی و به دوراز شرایط شور و‬ ‫که گل وجودی مدیریت از سه رکن هنر و فن و علم‬ ‫مشورت به تصویب رسیده است‪ ،‬می کوبد‪ .‬یکی از‬ ‫ل شده‪ ،‬گل وجودی هر تصمیم نیز ممزوج از این‬ ‫تشکی ‬ ‫مشاورین رییس جمهور‪ ،‬با جمع کردن چند نظرگاه‬ ‫سه است و نمی توان با اتکای صرف به فن و تکنیک‪،‬‬ ‫مخالف در جلسه ای‪ ،‬سعی می کند با استفاده از‬ ‫و عدم استفاده درست از هنر و علم‪ ،‬به یک تصمیم‬ ‫جایگاه خود‪ ،‬پایه های اجرای این مصوبه را لنگ کند‬ ‫باکیفیت رسید و اجرا کرد‪ .‬بیشتر تصمیماتی که ما را‬ ‫و در نهایت کار به کشمکش و البی گری های پنهان و‬ ‫از چاله به چاه می اندازد‪ ،‬بدین سبب است که کمتر‬ ‫یارگیری از اصحاب قدرت می رسد‪ .‬حتی رهبری هم‬ ‫به هنر و دانــش فهم و شناسایی و حل و اجــرا توجه‬ ‫به تامل بیشتر و دیدن نقاط قوت و ضعف این تصمیم‬ ‫شده و بیشتر درگیر تکنیک شده است‪ .‬البته تعارض‬ ‫به صورت دقیق تر‪ ،‬توصیه می کنند و‪. ...‬‬ ‫منافع و مشورت های کارنشناسانه! و غلبه خمیرمایه‬ ‫اوج ضایع کردن پیدائی یک راهکار خوب برای یک‬ ‫مهندسی خوانده مدیران هم کم بی تاثیر نیست‪.‬‬ ‫مسئله معمولی را می توانید در بند بندش ببینید‪. ...‬‬ ‫بدی ماجرا اینجاست که عادت کردن به این سطح‬ ‫راستی! هنوز هم ارشمیدس‪ ،‬مسئله را با خود به حمام‬ ‫کیفی از تصمیمات‪ ،‬سخت اعتیاداور است و بعد از‬ ‫می برد؟‬ ‫مدتی‪ ،‬تصمیم بد دیگر اذیت کننده نیست‪.‬‬ ‫‪166‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫حمید ایزدبخش‬ ‫پژوهشگر هسته سالمت مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری مدیریت دولتی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫‪167‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫پرداخت صحیح به مسئله می تواند بهترین مدخل برای‬ ‫مقاوم سازی حکومت داری باشد‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫مقاوم سازی‪،‬‬ ‫راز حکومت داری‬ ‫اثربخش‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫اینکه سیستم حکومت داری جمهوری اسالمی را‬ ‫چگونه می توان به سمت حکومت داری اثربخش سوق‬ ‫داد‪ ،‬بر یک امر پیشینی استوار است که تا حل نشود‪،‬‬ ‫نمی توان به سراغ مراحل بعدی رفت‪ .‬همان طور که‬ ‫«ویلیام دان» می گوید اگر خوب مسئله را نشناسیم در‬ ‫واقع به بی راهه رفته ایم و کل مسیر ارائه راهکارمان خطا‬ ‫خواهد رفت‪ .‬بنابراین ابتدا باید تعیین کنیم مسئله‬ ‫چیست و تا ندانیم مسئله چیست‪ ،‬دادن هر راهکاری‬ ‫بر پیچیده تر شدن فضا خواهد افزود‪.‬‬ ‫سوالی که پس از توجه دادن به مسئله و مسئله یابی با‬ ‫ان مواجه می شویم‪ ،‬ان است که حال چگونه مسائل‬ ‫را بشناسیم‪ .‬با توجه به اینکه مسئله امری ذهنی و‬ ‫در واقع به «فاصله بین وضع مطلوب و وضع موجود»‬ ‫تعریف می شود‪ ،‬چگونه بایستی به مسئله نزدیک شود‪.‬‬ ‫و به عبارت دیگر ان ایده ال ما در نسبت حکومت داری‬ ‫و یا ان ارزش بنیادین چیست که بتوان مسائل را به‬ ‫خوبی احصاء کرد‪.‬‬ ‫بــرای یافتن حالت ای ــده ال بایستی به عنوان سوال‬ ‫کمی بیشتر دقت کنیم‪ :‬حکومت داری اثربخش‪ .‬به‬ ‫نظر می رسد تامل در حکومت داری اثربخش ما را به‬ ‫حکومت داری مقاوم (‪ )resilience‬نزدیک می کند‪.‬‬ ‫اینکه چرا این امر را به عنوان ایده ال مدنظر قرار می دهیم‬ ‫از دو بعد می توان به ان توجه کرد؛ هم از بعد ارزشی و‬ ‫ناظر به فرهنگ و بافت جمهوری اسالمی ایران و هم‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫‪ .1‬مقدمه‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫ناظر به مسئله شناسی و ریشه شناسی که در ادامه به‬ ‫هر دو اشاره می کنیم‪.‬‬ ‫تحریم‪ ،‬مسائل ارزی‪ ،‬مسائل فساد‪ ،‬مسائل اخالقی و‬ ‫عدم تبعیت از قانون و ‪ . ...‬در نگاه اول ما همه این ها‬ ‫را مهم و حیاتی می دانیم اما بایستی به ریشه و اصل‬ ‫این مسائل توجه کنیم‪ .‬به نظر می رسد ریشه و اصل‬ ‫همه این مسائل محکم نبودن و قوام نداشتن سیستم‬ ‫اداره حکومت در جمهوری اسالمی است‪ .‬به عبارتی‬ ‫با فرض مقاوم و استوار بودن حکومت داری هیچ کدام‬ ‫از این مسائل محلی برای بروز و ظهور نداشته و یا در‬ ‫صورت بروز حکومت ظرفیت مناسب برای حل این‬ ‫مسائل را در اختیار دارد‪.‬‬ ‫بنابراین با دو مقدمه پیش گفته به نظر می رسد اگر ما‬ ‫حکومت مقاومی داشته باشیم؛ در واقــع حکومتی‬ ‫ً‬ ‫اثربخشی خواهیم داشت؛ زیرا اوال بسیاری از مسائل‬ ‫ما به خاطر مقاوم نبودن حکومت است و در ثانی قوام‬ ‫و مقاوم سازی ارزشی بنیادین و حا کم در ارزش های‬ ‫حکومت داری بومی ما است‪.‬‬ ‫‪ .2‬مقاوم سازی ارزشی بنیادین‬ ‫در مفاهیم دینی ما «قوام»‪« ،‬مقاومت» و دیگر از این واژه ها‬ ‫که همگی از نظر ریشه به مفهوم مقاومت نزدیک اند‪،‬‬ ‫در نسبت حکومت و مردم بسیار پرکاربردند‪ .‬حتی‬ ‫در سوره حدید خداوند به صراحت هدف از ارسال‬ ‫رسل را برپاداشتن قسط به وسیله مردم بیان می دارد‬ ‫که برپاداشتن در عربی با واژه «لیقوم» امده که ان هم‬ ‫اشاره به مقاوم سازی دارد‪ .‬و به عبارتی هر جا که از قیام‬ ‫کردن‪ ،‬حرکت و اصالح سخن گفته می شود به نحوی‬ ‫بر استوار بودن و پایداری اشاره دارد‪ .‬ازاین رو می توان‬ ‫گفت یکی از ارزش ها و مولفه های اصلی در فرهنگ‬ ‫دینی اسالمی ما فرهنگ مقاوم سازی حکومت است‬ ‫و هر جا که این امر نباشد مورد تائید نیست‪ .‬حتی در‬ ‫جایی خداوند رباخواری را موجب تزلزل و سستی‬ ‫جامعه می داند که نشان دهنده ان است هر امری که‬ ‫از قوام و استواری حکومت و جامعه بکاهد مورد تائید‬ ‫دین و ارزش های الهی نیست‪.‬‬ ‫‪ .4‬ایا حکومت مقاوم اثربخشی نیز هست؟‬ ‫توجه همزمان به نیاز به تغییر و همچنین ثبات مدیریت‬ ‫و جهت دادن رفتار‪ ،‬یک سوال اساسی در کشورداری‬ ‫اســت‪ .‬وقتی ما می گویم حکومت اثربخش‪ ،‬به نظر‬ ‫می رسد حکومتی را مدنظر قرار دادیــم که به این دو‬ ‫سوال اساسی پاسخگو است‪ .‬اما ایا حکومت مقاوم‬ ‫نسخه ی خوبی به این منظور هست یا خیر؟‬ ‫‪ .3‬ریشه شناسی مسائل حکومت داری‬ ‫به نظر می رسد امروز در حوزه های مختلف اجتماعی‬ ‫ما از مسائل عمده و بزرگی رنج می بریم‪ .‬مسائل ناظر به‬ ‫‪168‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫حال ســوال اینجاست ظرفیت هایی که بایستی به‬ ‫ان ها توجه کرد و مبتنی بر ان ها و شکوفا کردن ان ها‬ ‫حکومتی اثربخش بنا کــرد چیست؟ ضمن اینکه‬ ‫بعد از طرح این چارچوب بایستی به این سوال پاسخ‬ ‫دهیم‪ :‬ایا می شود همه این ابعاد را به صورت همزمان‬ ‫پی گرفت؟ اگر نمی شود بایستی چه کرد؟‬ ‫ظرفیت هایی که بایستی برای برقراری حکومت داری مقاوم‬ ‫یا اثربخش فراهم و ایجاد کرد موارد زیر را دربرمی گیرند‪:‬‬ ‫ •مسائل اجتماعی و سالمت‬ ‫ •سیاست داخلی‬ ‫ •اقتصاد‬ ‫ •محیط زیست‬ ‫ •ظرفیت های علمی و انسانی‬ ‫ •مسائل نظامی و امنیتی‬ ‫ •دیپلماسی بین المللی‬ ‫‪169‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪ .5‬ظرفیت هایی که بایستی به ان ها پرداخت‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫باید دید منظور و تعریف ما از حکومت مقاوم چیست؟‬ ‫هنگامی که از حکومت مقاوم سخن می گویم منظور‬ ‫حکومت دار ی ای است که بر اساس شناخت ظرفیت های‬ ‫مردم‪ ،‬نهادها و بازیگران خصوصی برای مقابله با عدم‬ ‫اطمینان های محیطی اقدام می کند‪ .‬در واقع با ساخت‬ ‫و توجه و مدیریت صحیح ظرفیت هایی که در اختیار‬ ‫دارد‪ ،‬خود را در مقابل تهدیدها و عدم اطمینان ها بیمه‬ ‫می کند‪ .‬اما سوال انجاست که رشد و توسعه چه می شود؟‬ ‫ایا حکومت مقاوم رشد را نیز تضمین می کند و یا در واقع‬ ‫تنها در مقابل بحران ها سپر بال فراهم می کند؟‬ ‫توجه به انچه در قران کریم و سخن بزرگان و رهبران دینی‬ ‫ما وجود دارد؛ ما را به ان می رساند که حتی به رشد و‬ ‫توسعه نیز از همین مدخل و منظر می توان نگریست‪.‬‬ ‫به عبارت دیگر رشد درو ن ســاز و یا توجه از درون به‬ ‫رشد تکیه گاه اندیشه ایشان هست‪ .‬در این نگاه رشد‬ ‫از درون و مبتنی بر قوام سازی یعنی ظرفیت سازی‬ ‫درونی است و دیگر رشدها ظاهر و باطلی بیش نیست‬ ‫که با نسیمی از بین خواهد رفت‪ .‬هرچند که این نگاه‬ ‫از دل روایات و ایات الهی استخراج شده است اما‬ ‫به خوبی می توان مویداتی از دل تجارب بشری برای‬ ‫ان فراهم کرد‪ .‬توجه به امایش سرزمینی نسخه بسیار‬ ‫مشهوری است که رشد را مبتنی بر ظرفیت های داخلی‬ ‫می داند حال انکه ما بایستی این ظرفیت ها را اعم از‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫ظرفیت های فیزیکی دیده و به ظرفیت های انسانی‪،‬‬ ‫معنوی و‪ ...‬نیز گسترش دهیم‪.‬‬ ‫بنابراین هنگامی که از حکومت مقاوم سخن می گویم هر‬ ‫دو مولفه اصلی یعنی ثبات و تغییر را تامین خواهیم کرد؛‬ ‫بنابراین حکومت داری اثربخش را می توان حکومت داری‬ ‫مقاوم نامید‪.‬‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫توجه به امایش سرزمینی نسخه بسیار مشهوری‬ ‫اســت که رشــد را مبتنی بر ظرفیت های داخلی‬ ‫می داند حال انکه ما بایستی ایــن ظرفیت ها را‬ ‫اعم از ظرفیت های فیزیکی دیده و به ظرفیت های‬ ‫انسانی‪ ،‬معنوی و‪ ...‬نیز گسترش دهیم‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫م ـســائــل اج ـت ـمــاعــی ب ـ هه ـم پ ـیــوس ـتــه و‬ ‫درهم تنیده اند‪ .‬مسائل اقتصادی و سیاسی‬ ‫و فرهنگی و ‪ ...‬به نحو متمایزی در بیرون‬ ‫وجود ندارند و در واقع این ها برچسب هایی‬ ‫است که ما بر مسائل بیرونی می زنیم‪.‬‬ ‫‪ .6‬حکمرانی یکپارچه در کنار مسائل اولویت دار‬ ‫پاسخ ان است که مسائل اجتماعی به هم پیوسته و‬ ‫درهم تنیده اند‪ .‬مسائل اقتصادی و سیاسی و فرهنگی‬ ‫و ‪ ...‬به نحو متمایزی در بیرون وجود ندارند و در واقع‬ ‫این ها برچسب هایی است که ما بر مسائل بیرونی‬ ‫ً‬ ‫می زنیم؛ یک مسئله کامال اقتصادی ابعادی جدی‬ ‫در زمینه فرهنگی‪ ،‬سیاسی و‪ ...‬دارد‪ .‬ازاین رو مهم‬ ‫ان است هنگامی که یک مسئله خود را بر ما تحمیل‬ ‫می کند ما در پرداخت به ان مسئله رویکرد خود را‬ ‫فراموش نکنیم‪ .‬به عبارت دیگر پرداخت صحیح به‬ ‫مسئله می تواند بهترین مدخل بــرای مقاوم سازی‬ ‫حکومت داری باشد‪.‬‬ ‫به طور مثال در حال حاضر بحران ارزی از مهم ترین‬ ‫مسائل اقتصادی کشور است‪ .‬ورود دولت به این‬ ‫مسئله می تواند بر همین پایه باشد‪ .‬حل ر یشه ای‬ ‫مسئله با رویکرد مقاوم سازی سیستم حکومت داری‬ ‫که این امر نه تنها از تکرار این مسئله در سال های اتی‬ ‫حداقل به این صورت‪ -‬جلوگیری خواهد کرد‪ ،‬بلکه‬‫تاثیرات مقاوم سازی خود را در سایر عرصه های امنیتی‪،‬‬ ‫فرهنگی و‪ ...‬خواهد گذاشت‪ .‬نیاز نیست که ما برای‬ ‫مقاوم سازی حکومت دار ی مان از همه جا شروع کنیم‬ ‫بلکه نوع پرداخت ما به مسائل اولویت دارمان هست‬ ‫که می تواند حکومت داری مقاومی را برای ما رقم بزند‪.‬‬ ‫هنگامی که از حکمرانی یکپارچه سخن می گوییم یعنی‬ ‫توجه به اینکه حکمرانی در حوزه های مختلفی که در‬ ‫پیش گفته شد‪ ،‬موزون و یکپارچه باشد‪ .‬به عبارت دیگر‬ ‫قلمرو های مختلفی که در ان ها حکومت داری شکل‬ ‫می گیرد به صورت یک سنخ و یکپارچه اداره شوند و‬ ‫در نسبت همدیگر لحاظ شوند؛ به صورتی که در‬ ‫کل یکپارچه و همنوا باشند‪ .‬همان طور که پیش تر‬ ‫اشاره کردیم با توجه به اینکه رویکرد ما مقاوم سازی‬ ‫است ازای ـن رو این رویکرد یکپارچه بایستی همان‬ ‫مقاوم سازی باشد‪ .‬به عبارت دیگر در هر کدام از این‬ ‫حوزه ها مقاوم سازی مدنظر باشد‪.‬‬ ‫سوال اصلی اینجاست که با اولویت دار بودن برخی و‬ ‫اولویت پرداختن به ان ها‪ ،‬چگونه به سمت ساخت‬ ‫نظام حکومت داری مقاوم حرکت کنیم؛ به عبارت دیگر‬ ‫نسخه عملیاتی ما برای حل مسائل روزمره و درعین حال‬ ‫حرکت به سمت حکومت مقاوم چیست‪ .‬در نگاه اول‬ ‫این ها قابل جمع نیستند زیرا در فضای امروز همواره‬ ‫برخی مسائل خود را با اولویت به ما تحمیل می کنند‬ ‫و این در حالی است که ما بایستی با رویکرد یکپارچه‬ ‫و همه جانبه به سمت حکومتی مقاوم حرکت کنیم‪،‬‬ ‫این ها چگونه قابل جمع خواهند بود؟‬ ‫‪170‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫مسعود بنافی‬ ‫پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫دانشجوی دکتری مدیریت دولتی دانشگاه تهران‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫‪171‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫خبرگی تخصصی‪ ،‬دسترسی به داده های دولتی و ترس‬ ‫دولت ها از بدنامی‪ ،‬سه دلیل اصلی تبعیت دولت ها از‬ ‫سازمان های بین المللی است‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫مقتدر تابع‬ ‫ های‬ ‫دولت ِ‬ ‫ِ‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫برای تسهیل همکار ی ها و تشویق کشورها برای مشارکت‬ ‫ً‬ ‫در دستورکارهای بین المللی معموال از سازوکارهای‬ ‫مختلفی استفاده می شود‪ .‬سازمان های بین المللی‬ ‫تسهیل گر اجرای اولویت ها و دستورکارهای جهانی و‬ ‫ً‬ ‫تعریف نقش کشورها هستند‪ .‬این سازمان ها که عمدتا‬ ‫اعضای ان دولت ها هستند و در سطوح بین المللی‬ ‫و منطقه ای حضور دارند به هدف ایجاد هماهنگی‬ ‫بین کشورها و نیل به اهداف خاصی تشکیل شده اند‪.‬‬ ‫درصورتی که کشوری با این دستورکارها ناهماهنگ‬ ‫باشند‪ ،‬در وهله نخست تالش می شود با ارائه رهنمودها‬ ‫یا دستوراتی با نظم حاکم همراه و هم راستا شوند‪ .‬عدم‬ ‫همراهی یا تبعیت کشورها با برنامه ها و اولویت های‬ ‫بین المللی دالیل چندی دارد‪ .‬ممکن است کشوری‬ ‫دستور کار تعیین شده را هم راستا با اولویت های خود‬ ‫ندانسته یا نسبت به ان اعتراض داشته باشد‪ .‬اگر‬ ‫کشوری نسبت به برنامه ها یا اولویت های تعریف شده‬ ‫بـی تــفــاوت بــاشــد‪ ،‬تبعیت نداشته و یــا حتی تنش‬ ‫داشته باشد‪ ،‬وادار می شود تا هزینه های ان را بپردازد‪.‬‬ ‫به عبارت دیگر‪ ،‬اطاعت از دستورکارها و برنامه های‬ ‫جهانی یک الــزام و عــدم همراهی با ان مستوجب‬ ‫پرداخت هزینه های ان است‪.‬‬ ‫ازاین رو‪ ،‬نهادها و سازمان های بین المللی از مجموعه ای‬ ‫از ابزارها و سازوکارها بــرای کنترل کشورها و جلب‬ ‫همراهی ان ها بهره می جویند‪ .‬در دهه های اخیر‪ ،‬ابزارهای‬ ‫کنترلی‪ ،‬از مداخالت مستقیم و ابزارهای سخت (نظیر‬ ‫جنگ) به سمت مداخالت غیرمستقیم و استفاده از‬ ‫ابزارهای نرم هدایت شده است‪ .‬البته این بدان معنا‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اطاعت از دستورکارها و برنامه های جهانی‬ ‫یک الزام و عدم همراهی با ان مستوجب‬ ‫پرداخت هزینه های ان است‪.‬‬ ‫کمتر به صورت یک کل و نظام به ان نگریسته می شود‬ ‫ً‬ ‫و معموال به صورت فعالیت جانبی برخی سازمان های‬ ‫بین المللی دیده می شود؛ درحالی که فعالیتی ا گاهانه‬ ‫و نظام مند است و ازاین رو به ان رژیم یا نظام سنجش‬ ‫عملکرد می گوییم‪ .‬این رژیم ها ان قدر برای سازمان های‬ ‫ً‬ ‫بین المللی اولویت دارند که بعضا در جهان نشست هایی‬ ‫در زمینه سنجش عملکرد در عرصه جهانی و قدرت‬ ‫اثرگذاری ان ها برگزار می شود‪.‬‬ ‫ِ‬ ‫این رژیم های سنجش عملکرد‪ ،‬روند افزایشی سریعی‬ ‫گرفته اند و به هدف رتبه بندی دولت ها و مقایسه با‬ ‫یکدیگر طراحی شده و گزارش های منتشره از ان ها‪،‬‬ ‫به سرعت منتشر می شود‪ .‬خروجی این رژیم های سنجش‬ ‫و ارزیابی‪ ،‬بر خط مشی های دولت ها‪ ،‬سرمایه گذاران‬ ‫و دیگر کنشگران سیاسی و اقتصادی به شدت تاثیر‬ ‫ً‬ ‫می گذارد‪ .‬در پس هر سیستم سنجشی‪ ،‬معموال یک‬ ‫یا چند سازمان قدرتمند بین المللی یا حتی موسسات‬ ‫خصوصی قوی حضور دارند‪.‬‬ ‫الزم است بدانیم عمده رژیم های سنجش عملکرد‪،‬‬ ‫در سلطه و اختیار کشورهای قدرتمند به اصطالح‬ ‫ً‬ ‫توسعه یافته قرار دارد‪ .‬مطابق مستندات‪ ،‬تقریبا مرکز‬ ‫و پایگاه نیمی از این رژیم ها در کشور ایاالت متحده‬ ‫امریکا اســت و نیم دیگر باقیمانده در اروپــا مستقر‬ ‫هستند‪ .‬این رژیم ها‪ ،‬عملکرد همه کشورها به خصوص‬ ‫کشورهای درحال توسعه را سنجیده و اثرات قدرتمندی‬ ‫بر خط مشی ها‪ ،‬بدنه کارشناسی و افکار عمومی ان‬ ‫کشورها دارن ــد‪ .‬نکته جالب ان اســت کــه بــه دلیل‬ ‫نیست که ابزارهای سخت به کلی کنار گذاشته شده‬ ‫باشد‪ .‬از جمله ابزارهای نرم‪ ،‬پاسخگو کردن کشورها‬ ‫نسبت به عملکردشان است‪ .‬بدین منظور‪ ،‬مجموعه‬ ‫گسترده ای از «رژیم های سنجش عملکرد» در عرصه‬ ‫بین المللی حاک م شده که به اندازه گیری عملکرد کشورها‬ ‫در عرصه های مختلف می پردازند‪ .‬پس از اندازه گیری‬ ‫و اعالم وضعیت عملکردی هر کشور‪ ،‬به ان ها بازخورد‬ ‫داده شده و راهکارهای اصالحی مشخصی مطابق با‬ ‫استانداردهای تعریف شده و مبتنی بر ارزش های حاکم‬ ‫بر سازمان های بین المللی ارائه می شود‪ .‬حجم عمده‬ ‫کار بر عهده کارشناسانی است که به صورت دائم با‬ ‫مسئولین کشورها در ارتباط اند و راهکارهای پیشنهادی‬ ‫را طرح و اقدامات اصالحی الزم را گوشزد می کنند‪.‬‬ ‫بنابراین‪ ،‬سازوکار همراه کردن کشورها در عرصه های‬ ‫مختلف سیاستی و اجرایی‪ ،‬چیزی فراتر از صرف برنامه‬ ‫و ارائه رهنمودهای کلی توسط سازمان های بین المللی‬ ‫است‪ .‬کشورها بایستی نسبت به تک تک اجزای برنامه‬ ‫وضعیت خود را گزارش کنند یا انعکاس دهند که این‬ ‫کار از طریق سنجش عملکرد ان ها در گذشته و حال‬ ‫رسمیت بیشتری یافته و در معرض اطالع عموم نیز‬ ‫قرار می گیرد‪ .‬ازاین روست که سنجش عملکرد بخش‬ ‫مهمی از پروژه های دستگاه بزرگ حکمرانی بین الملل‬ ‫را شکل می دهد‪ .‬شاید ان قدر این سنجش در زندگی‬ ‫و در فضای حکمرانی ما تبلور دارد که از حضور ان ها‬ ‫غافل باشیم؛ ولی بخشی از پروتکل بزرگ سازمان های‬ ‫بین المللی‪ ،‬معطوف به سنجش و ارزشیابی است که‬ ‫‪172‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫‪ .1‬خبرگی تخصصی‬ ‫‪173‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫سازمان های بین المللی ماخذ معتبر و موثق اطالعات‬ ‫درباره خط مشی های دولتی دانسته می شوند؛ دلیل‬ ‫ان نیز مزیت های نهادی مانند اقتدار بوروکراتیک‪،‬‬ ‫خبرگی و دسترسی فنی است‪ ]1[ .‬اقتدار و قدرت این‬ ‫سازمان ها‪ ،‬که طراحان شاخص های جهانی هستند‪،‬‬ ‫ً‬ ‫معموال بر مشروعیت و اعتبار ادرا ک شده از ان ها تاثیر‬ ‫می گذارد‪ .‬تمایل و خواست سازمان های بین المللی‬ ‫ان است که ارز یــاب مقتدر و معتبر خط مشی های‬ ‫ملی کشورها باشند؛ چراکه ماهیت بوروکراتیک ان ها‬ ‫چنین چیزی را اقتضا می کند‪ .‬بارنت و فینرمور به‬ ‫این نکته اشاره کرده اند که بوروکراسی ها «متضمن‬ ‫گونه ای از اقتدار هستند‪ ،‬یک اقتدار عقالیی‪-‬قانونی‬ ‫که مدرنیته به طور خاص ان را مشروع و قانونی می داند»‪.‬‬ ‫[‪ ]2‬سازمان های بین المللی به عنوان سازمان های‬ ‫بوروکراتیک‪ ،‬اغلب ماخذ خبرگی های تکنوکراتیک‬ ‫هستند که دولتمردان بوروکراتیک به کار ان ها تکیه‬ ‫می کنند؛ چراکه ان ها نشانگرهای جهانی عملکرد را‬ ‫در کنار هم چیده و اثر ان ها را در فرایند پایش کشورها‬ ‫از طریق اشاعه هنجارهای حرفه ای و استانداردهای‬ ‫خاص تشدید می کنند‪ .‬در واقع‪ ،‬دولت ها به منظور‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫فــقــدان نــظــام هــای سنجش عملکرد در کشورهای‬ ‫به اصطالح درحال توسعه‪ ،‬گزارش های منتشرشده از‬ ‫این رژیم ها به سرعت مورد توجه و مبنای سیاستمداران‪،‬‬ ‫خط مشی گذاران‪ ،‬بدنه کارشناسی‪ ،‬رسانه ها و عموم‬ ‫مردم قرار می گیرد‪.‬‬ ‫اگرچه گاه مشارکت در برنامه های بین المللی اختیاری‬ ‫است ولی زمانی که پای ابروی کشورها و سیاستمداران‬ ‫در قدرت به وسط کشیده می شود‪ ،‬ان ها را ناگزیر به‬ ‫مشارکت و به کارگیری تمامی قــوای خــود بــرای ارائــه‬ ‫بهترین عملکرد می کند‪ .‬عمده شاخص های بین المللی‬ ‫دارای چنین اثــری هستند که با رتبه بندی کشورها‬ ‫(‪ ،)Ranking‬وجهه و ابروی ان ها را در معرض چالش‬ ‫قرار می دهند‪ .‬خشن تر از ان‪ ،‬دسته دیگری از نظام های‬ ‫سنجش هستند که با انجام مجموعه ای از ارزیابی ها‬ ‫و درجه بندی ها (‪ ،)Rating‬کشورها را تحت فشارهای‬ ‫بازاری و غیربازاری قرار می دهند به گونه ای که کرنش را‬ ‫بر تنش و حتی بی اعتنایی ترجیح داده و تمام تالش‬ ‫خود را بکار می گیرند تا تغییرات درخواست شده را‬ ‫اعمال کنند‪ .‬به عنوان مثال به یک کنوانسیون یا معاهده‬ ‫یا پیمان بپیوندند یا مجموعه ای از تغییرات سیاستی‬ ‫را در کشور خود پیاده کنند‪ .‬مثال بارز این موضوع‪،‬‬ ‫اقدامات کارگروه ویژه اقدام مالی (‪ )FATF‬است که با‬ ‫طراحی لیست های سیاه و قرار دادن نام کشورها در ان‪،‬‬ ‫ان ها را به همکاری و تبعیت وادار می کند‪.‬‬ ‫افزون بر مباحث فوق‪ ،‬دالیل متعدد دیگری وجود دارد که‬ ‫چرا کشورها به سازمان های بین المللی اعتماد می کنند‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫و ان ها را به عنوان مراجع قابل اتکای داده ای دانسته و‬ ‫ً‬ ‫ادعای ان ها را پذیرفته و تقریبا خدشه ای به ادعاها و‬ ‫امارهای انان وارد نمی کنند و از درخواست های انان‬ ‫تبعیت می کنند‪ .‬در ادامه تعدادی از موارد تشریح می شود‪:‬‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫اگرچه گاه مشارکت در برنامه های بین المللی‬ ‫اختیاری است ولی زمانی که پای ابروی‬ ‫کشورها و سیاستمداران در قدرت به وسط‬ ‫کشیده می شود‪ ،‬ان ها را ناگزیر به مشارکت‬ ‫و به کارگیری تمامی قوای خود برای ارائه‬ ‫بهترین عملکرد می کند‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫توسعه خبرگی تخصصی‪ ،‬اغلب مسئولیت های پایش‬ ‫را به سازمان های بین المللی واگذار می کنند‪.‬‬ ‫هستند‪ .‬این رویکرد مشارکتی مشروعیت گزارش دهی‬ ‫را نیز باال می برد‪.‬‬ ‫‪ .2‬دسترسی‬ ‫‪ .3‬ترس از بدنامی یا فشار‬ ‫پایش تخصصی و مبتنی بر اقتدار می تواند از ماخذ‬ ‫متعددی حاصل شود؛ اما در مقایسه‪ ،‬سازمان های‬ ‫بین المللی دارای یک مزیت دیگر نیز هستند‪ :‬دسترسی‪.‬‬ ‫درحالی که سازمان های غیردولتی از طریق گزارشگران‬ ‫میدانی‪ ،‬مجموعه ای از اطالعات سیاستی را اماده‬ ‫می کنند‪ ،‬ارائه گزارش درباره مسائل اقتصادی یا امنیتی‬ ‫اغلب مستلزم دسترسی مستقیم به دولت هاست‪.‬‬ ‫سازمان های بین المللی‪ ،‬به عنوان سازمان هایی که‬ ‫اغلب مدت زیادی از تاسیس ان ها می گذرد‪ ،‬مزیت‬ ‫فوق العاده ای در این زمینه دارند و می توانند متکی بر‬ ‫روابط تثبیت شده‪ ،‬اطالعات را از کشورهای تحت‬ ‫ارزیابی استخراج کنند‪ .‬در واقع‪ ،‬ازانجایی که فرایند‬ ‫پایش در سازمان های بین المللی امری بسیار معمول‬ ‫و مشترک است‪ ،‬دولت ها با احتمال کمتری در مقابل‬ ‫فرایند پایش سازمان های بین المللی از خود مقاومت‬ ‫نشان می دهند‪ ،‬چراکه دولتمردان و بدنه کارشناسی‬ ‫ان ها‪ ،‬به پاسخ دهی به درخواست های سازمان های‬ ‫بین المللی برای اخذ اطالعات عادت کرده اند و دیدار‬ ‫با مسئوالن و متولیان سازمان های بین المللی را وظیفه‬ ‫خود دانسته و به کمک های فنی ارائه شده از سوی این‬ ‫سازمان ها عادت کرده اند‪ .‬بسیاری از سازمان های‬ ‫بین المللی متکی بر سیستم های تعاملی ارزشیابی‬ ‫وقتی چند کشور در یک منطقه همکاری خاصی را‬ ‫با یک سازمان بین المللی اغاز می کنند و اطالعات‬ ‫خاصی را به ان ســازمــان ارائــه می دهند‪ ،‬احتمال‬ ‫زیادی وجود دارد که سایر کشورهای همسایه منطقه‬ ‫نیز تصمیم به اقدام مشابهی بگیرند‪ .‬به بیان دیگر‪،‬‬ ‫گونه ای از رفتار گروهی و گله ای اتفاق می افتد‪ .‬از‬ ‫ً‬ ‫سوی دیگر‪ ،‬گزارش های بین المللی منتشره‪ ،‬بعضا‬ ‫نام کشورهایی را که با ان سازمان همکاری نمی کنند‬ ‫یا فیلدهای داده ای مربوطه را پر نکرده یا به خوبی پر‬ ‫نمی کنند گزارش می کنند‪ .‬به عنوان مثال همکاری‬ ‫نامناسب کارشناسان یا سختگیری و عدم همکاری‬ ‫دولت مرکزی ذکر می شود‪ .‬از سوی دیگر‪ ،‬عدم وجود‬ ‫نام کشوری در گزارش های بین المللی باعث می شود‬ ‫سمن ها و رسانه های فعال در کشور‪ ،‬به دولت مرکزی‬ ‫و مسئولین امر فشار اورده و ان هــا را به دلیل عدم‬ ‫همکاری یا «عدم مشارکت با جامعه جهانی» مورد‬ ‫مواخذه قرار دهند و مسئولین ذی ربط را نا کارامد و‬ ‫ناتوان جلوه دهند‪ .‬مجموعه این عوامل مسئولین امر و‬ ‫بدنه کارشناسی را به تحرک وامی دارد تا اقدامات الزم‬ ‫برای همراهی و همکاری با سازمان های بین المللی‬ ‫را در دستور کار یا جزء اهم وظایف خود قرار دهند و‬ ‫از درخواست های ان ها تبعیت کنند‪.‬‬ ‫پی نوشت‬ ‫‪[1]. Kelley, J. G., & Simmons, B. A. (2015). Politics by number: Indicators as social pressure in international relations. American journal of political‬‬ ‫‪science, 59(1), 55-70.‬‬ ‫‪[2]. Barnett, M. N., & Finnemore, M. (1999). The politics, power, and pathologies of international organizations. International organization, 53(4), 699-732.‬‬ ‫‪174‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫دکتر سعید مسعودی پور‬ ‫پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫دانش اموخته دکتری رشته بازاریابی دانشگاه ازاد اسالمی‬ ‫‪175‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫چگونه ساختار جمهوری اسالمی در برابر پذیرش و‬ ‫پرورش فساد دولتی تاب می اورد؟‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فساد دولتی‪:‬‬ ‫درد قابل درمان‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫امروز بازگو کردن اخبار صحیح و دروغ مفاسد اقتصادی‪،‬‬ ‫بین مردم به شدت افزایش یافته است‪ .‬اگرچه استنادی‬ ‫به پژوهش متقنی در این خصوص در دست نیست‬ ‫اما به نظر می رسد ادراک عمومی از فساد اقتصادی‬ ‫در کشور در سال های اخیر افزایش یافته است‪ .‬به نظر‬ ‫می رسد مهم ترین پرسش درون گفتمانی برای انقالبی که‬ ‫چهار دهه از عمر ان می گذرد این باشد‪ :‬چه شده است‬ ‫که چنین ادراک عمومی از فسادهای گسترده در بین‬ ‫مردم ایجاد شده است و در حال شدت گرفتن است؟‬ ‫فرض کنید درست چهل سال پیش کسی گزاره های‬ ‫زیر را به عنوان پیش بینی از اینده انقالب در چهار دهه‬ ‫بعد بیان می کرد‪:‬‬ ‫ •اقوام و خویشاوندان مسئولین عالی رتبه کشور‪ ،‬توسط‬ ‫رسانه ها یا برخی از مسئولین سابق (نظیر نماینده‬ ‫سابق مجلس) به فساد مالی متهم می شوند‪ .‬حتی‬ ‫مواردی نیز وجود دارد که خویشاوندان مسئولین‬ ‫عالی رتبه کشور با قید وثیقه های سنگینی ازاد‬ ‫شده اند‪.‬‬ ‫ •دستگاه قضایی توسط افرادی که از قدرت باالیی‬ ‫برخوردارند‪ ،‬مورد تهدید واقع می شود که در صورت‬ ‫مقابله با اقوام منتسب به ان ها‪ ،‬دست به تقابل‬ ‫جدی خواهند زد‪.‬‬ ‫ •فرایند رسیدگی به پرونده های سنگین فساد مالی‪،‬‬ ‫با سرعت کمی انجام می شود و یا حداقل فاصله‬ ‫زمانی بسیاری برای رسیدگی به فساد مالی افراد‬ ‫وجود دارد‪ .‬این وضعیت به حدی شدت گرفته‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫‪ .1‬مقدمه‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫چگونه ممکن است در جمهوری اسالمی‬ ‫امکان پذیرش و پــرورش چنین افــرادی‬ ‫فراهم شده و چطور شده است که چنین‬ ‫مدیرانی توانسته اند مناصب مهمی را در‬ ‫کشور کسب کرده و در جهت منافع شخصی‬ ‫خود تا این حد پیش بروند‪.‬‬ ‫تخصیص ارزهای کالن و سایر امتیازات اقتصادی‪،‬‬ ‫در رسانه های جمعی منتشر می شود‪.‬‬ ‫ایا چهل سال پیش باورپذیر بود که ساختار حاکمیت‬ ‫جمهوری اسالمی بعد از چهار دهه تجربه‪ ،‬چنین‬ ‫وضعیتی را در حوزه فساد دولتی تجربه کند؟‬ ‫است که اعتراض برخی از دلسوزان کشور را نیز به‬ ‫دنبال داشته است‪.‬‬ ‫ •برخی از افراد عادی که اقدام به افشا گری فساد‬ ‫می کنند‪ ،‬مورد تعقیب قضایی قرار گرفته و به شدت‬ ‫با ان ها برخورد می شود‪.‬‬ ‫ •مـصــادیــق مختلفی از فــســادهــای اقــتــصــادی و‬ ‫رانت خواری در رسانه های خبری منتشر می شود‪.‬‬ ‫این افشاگری مطالبه عمومی را برای برخورد ایجاد‬ ‫می کند‪ .‬حتی در مــواردی بر لــزوم پیگیری ان ها‬ ‫تا کید می شود (مانند حقوق های نجومی) اما‬ ‫در عمل برخورد و پیگیری قابل گزارشی به مردم‬ ‫اتفاق نمی افتد‪.‬‬ ‫ •برخی از تخلفات مالی و اقتصادی مانند رانت‪،‬‬ ‫حقوق های انچنانی و برخورداری نامتوازن و ناعادالنه‬ ‫از امکانات کشور‪ ،‬جنبه قانونی به خــود گرفته‬ ‫است‪ .‬در این موارد‪ ،‬دستگاه قضا نمی تواند چنین‬ ‫افرادی را به عنوان متخلف معرفی کند‪ ،‬زیرا رفتار‬ ‫ان ها مبتنی بر قانون رانتی و ناعادالنه بوده است‪.‬‬ ‫ •خبرهایی متعددی از بازداشت مسئولین دولتی‬ ‫در سطوح مختلف مانند مدیران وزارت خانه در‬ ‫رسانه ها منتشر می شود‪.‬‬ ‫ •خبرهای متعددی از بــرخــورداری افــراد منتسب‬ ‫خــانــوادگــی بــه مسئولین عالی رتبه کـشــور کــه از‬ ‫مناصب دولتی گرفته تا وام هــای کالن کم بهره‪،‬‬ ‫‪ .2‬فسادهای دولتی‬ ‫بــه نظر م ـی رســد بخش قابل توجهی از تخلفات و‬ ‫فسادهای اقتصادی کشور‪ ،‬نه به وسیله افراد عادی‪،‬‬ ‫بلکه به صورت مستقیم یا غیرمستقیم توسط افرادی‬ ‫که دارای مسئولیت دولتی هستند در حال رخ دادن‬ ‫است‪ .‬در واقع بخش مهمی از فساد اقتصادی کشور‪،‬‬ ‫ناشی از فساد مسئولین دولتی است‪ .‬اگر این نکته را‬ ‫بپذیریم‪ ،‬این سوال جدی مطرح می شود که چگونه‬ ‫ممکن است در جمهوری اسالمی امکان پذیرش و‬ ‫پرورش چنین افرادی فراهم شده و چطور شده است‬ ‫که چنین مدیرانی توانسته اند مناصب مهمی را در‬ ‫کشور کسب کرده و در جهت منافع شخصی خود تا‬ ‫این حد پیش بروند؟ چرا ساختار و نظام تربیت مدیر‬ ‫در جمهوری اسالمی نتوانسته از ورود چنین افرادی‬ ‫جلوگیری کند؟ و یا در بزنگاه و در لحظه الزم به مقابله‬ ‫جدی با ان ها بپردازد؟ ایا مشکل مدیرانی که دچار‬ ‫لغزش شده اند و به پیگیری منافع شخصی و خیانت‬ ‫به بیت المال مشغول شده اند‪ ،‬نتیجه مکانیسم های‬ ‫‪176‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫‪ .2-1‬محور اول‪ :‬ریسک پایین پذیرش مسئولیت‬ ‫‪177‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫یکی از علل پذیرش و رشد و ارتقا افرادی که شایستگی‬ ‫برای بر عهده گرفتن مسئولیت در نظام اسالمی ندارند‪،‬‬ ‫به ساختار شکل گرفته در حکومت در بعد از پایان‬ ‫جنگ تحمیلی برمی گردد‪ .‬در طراحی تدریجی صورت‬ ‫گرفته از ان زمان‪ ،‬پست ها و مسئولیت های دولتی از‬ ‫جذابیت مادی و دنیوی باالیی برخوردار شدند و در‬ ‫مقابل‪ ،‬پاسخگویی‪ ،‬مسئولیت پذیری و ریسک قبول‬ ‫کردن مدیریت در کشور به حد پایینی تنزل کرد‪ .‬در نظام‬ ‫اداری طراحی شده و مستقر در کشور‪ ،‬از یک سو نه تنها‬ ‫مدیران درباره عملکرد و کرده و نا کرده هایشان مورد‬ ‫بازخواست و سوال قرار نمی گیرند؛ بلکه به بهانه های‬ ‫مختلف از امکانات ویژه چه در قالب حقوق و مزایا‪،‬‬ ‫دسترسی به اطالعات‪ ،‬انــواع رانت ها‪ ،‬سفارش ها و‬ ‫توصیه نامه ها‪ ،‬فراهم کــردن فرصت رشد ناعادالنه‬ ‫برای نزدیکان و در شکل های بدتر برخورداری از نفوذ‬ ‫نامشروع برای جلوگیری از مقابله با فساد و رفتارهای‬ ‫غیرقانونی دیگران برخوردار شده اند‪ .‬روشن است که‬ ‫شکل گیری چنین موقعیتی از مسئولیت های دولتی‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫جذب و پرورش مدیران در جمهوری اسالمی است؟‬ ‫این یادداشت بر دو محور اصلی برای پاسخ به سواالت‬ ‫فوق تکیه می کند‪ .‬اگرچه روشن است که دالیل ان به‬ ‫این دو محور منحصر نخواهد شد‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫در جمهوری اسالمی‪ ،‬یک شبه اتفاق نیفتاده است؛‬ ‫اما روند کلی نظام اداری و مسئولیت دولتی کشور به‬ ‫سمتی بوده است که ریسک پذیرش مسئولیت دولتی‬ ‫در کشور به پایین ترین حد خود رسیده است‪.‬‬ ‫این در حالی است که در اموزه های دینی در مورد پذیرش‬ ‫مسئولیت ریاست بر مردم هشدارهای تکان دهنده ای‬ ‫داده شده است‪ .‬از امام رضا؟ع؟ روایت شده است که‬ ‫ایشان نام شخصى را برد و فرمود‪ :‬او ریاست را دوست‬ ‫دارد‪ .‬سپس فرمود‪ :‬دو گرگ وحشى در گله گوسفندى‬ ‫که چوپان هایش از ان جدا شده اند‪ ،‬پرضررتر نیستند از‬ ‫ریاست در دین مسلمان (الکافی‪ ،‬ج ‪ ،2‬ص ‪ .)298‬از‬ ‫رسول خدا؟ص؟ روایت شده است که فرمودند‪ :‬نخستین‬ ‫چیزهایی که موجب نافرمانی پروردگار گردید شش‬ ‫خصلت بود‪ :‬دنیاطلبی‪ ،‬ریاست طلبی‪ ،‬شکم پرستی‪،‬‬ ‫شهوت پرستی‪ ،‬عالقه به خواب و راحت طلبی (ارشاد‬ ‫القلوب الى الصواب‪ ،‬ج ‪ ،1‬ص ‪ .)177‬روایت مشهوری‬ ‫هم از حضرت صادق؟ع؟ نقل شده است که فرمودند‬ ‫هر کس طالب ریاست باشد‪ ،‬هال ک می شود (الکافی‪،‬‬ ‫ج ‪ ،2‬ص ‪ )297‬زیرا ریاست جز برای اهل ان صحیح‬ ‫نیست‪( .‬بحار االنوار‪ ،‬ج ‪ ،70‬ص ‪)154‬‬ ‫نظام اداری دولتی حاکم بر کشور با هدف پایین اوردن‬ ‫ریسک پذیرش مسئولیت دولتی و افزایش جذابیت‬ ‫پست های دولتی تنظیم شــده اســت‪ .‬ایــن موضوع‬ ‫را اگر در کنار بسته بودن حلقه های مدیریتی کشور‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫نظام اداری دولتی حاکم بر کشور با هدف‬ ‫پایین اوردن ریسک پذیرش مسئولیت‬ ‫دولتی و افزایش جذابیت پست های دولتی‬ ‫تنظیم شده است‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫تساهل گری و تسامح رفتار قضایی در‬ ‫برخورد با تخلفات مسئولین دولتی و افراد‬ ‫وابسته به ان یکی از موضوعاتی است‬ ‫که باعث تاب اوری ساختاری جمهوری‬ ‫اسالمی در پذیرش و رشد مدیران دولتی‬ ‫فاسد شده است‪.‬‬ ‫که منتسب به حکومت اسالمی هستند‪ ،‬با شدت و‬ ‫قوت بیشتری باید انجام شود‪ .‬در ایه ‪ 30‬سوره احزاب‪،‬‬ ‫خداوند متعال وعده عذاب دو چندان به زنان پیغمبر‬ ‫داده درصورتی که به کار زشت اشکار اقدام کنند‪ .‬به‬ ‫نظر می رسد می توان این نکته را از این ایه برداشت کرد‬ ‫که گناه اشکار افراد منتسب به پیامبر اسالم که رهبری‬ ‫و مدیریت کالن جامعه دینی را بر عهده دارد‪ ،‬منجر به‬ ‫تضعیف و تخریب این جایگاه می شود و ازاین جهت‬ ‫عذاب الهی ان ها دوچندان است؛ بنابراین کسانی که‬ ‫منتسب به حا کمیت هستند (شامل همه مدیران و‬ ‫مسئوالن دولتی و خانواده و اقوام ان ها) اگر رفتاری‬ ‫کنند که تصویر و جایگاه حاکمیت را مخدوش کنند‪،‬‬ ‫باید با شدت بیشتری با ایشان مقابله کرد؛ نه این که‬ ‫به واسطه پست و مسئولیت دولتی خود‪ ،‬از معافیت های‬ ‫قضایی و تساهل و تسامح های قانونی برخوردار شوند‪.‬‬ ‫اصالح نظام قضایی کشور در خصوص بررسی تخلفات‬ ‫مدیران دولتی و افراد منتسب به ان ها به ویژه خویشاوندان‬ ‫ان ها‪ ،‬موضوع مهمی است که می تواند زمینه رفع فساد‬ ‫دولتی در کشور را فراهم کند‪ .‬دستگاه قضایی باید چه‬ ‫در سرعت رسیدگی و چه در شدت مجازات متخلفین‬ ‫ً‬ ‫مدیران دولتی و منسوبین ان ها‪ ،‬کامال سختگیرانه و‬ ‫بدون هیچ گونه تخفیف و ترحمی برخورد کند‪.‬‬ ‫قرار دهیم‪ ،‬به روشنی مشخص می شود که در عمل‬ ‫شکستن چنین ساختاری‪ ،‬بسیار پیچیده و دشوار‬ ‫است‪ .‬بخش قابل توجهی از مدیران دولتی در کشور‪،‬‬ ‫رسوب کرده اند و چرخش مدیریت به اندازه الزم در‬ ‫کشور رخ نمی دهد‪ .‬چراکه جذابیت چنین موقعیتی‬ ‫که کمترین پاسخگویی و وظیفه مداری را می طلبد‪،‬‬ ‫حتی در بخش خصوصی نیز قابل دست یافتن نیست‪.‬‬ ‫مدیران بخش خصوصی در مورد عملکرد خود مورد‬ ‫ارزیابی و ارزشیابی قــرار می گیرند و درصورتی که از‬ ‫توانمندی الزم برخوردار نباشند‪ ،‬امکان ادامه فعالیت‬ ‫به ان ها داده نمی شود‪ .‬درحالی که چنین اتفاقی در‬ ‫مورد مدیران دولتی رخ نمی دهد‪.‬‬ ‫‪ .2-2‬محور دوم‪ :‬تسامح در برخورد قضایی‬ ‫ایــن موضوع هم به عنوان یکی از مصادیق افزایش‬ ‫ریسک پذیرش مسئولیت قابل طرح است؛ اما با توجه‬ ‫به شرایط فعلی کشور به نظر می رسد برجسته کردن ان‬ ‫در قالب یک محور جداگانه‪ ،‬الزم است‪ .‬تساهل گری‬ ‫و تسامح رفتار قضایی در برخورد با تخلفات مسئولین‬ ‫دولتی و افراد وابسته به ان یکی از موضوعاتی است‬ ‫که باعث تاب اوری ساختاری جمهوری اسالمی در‬ ‫پذیرش و رشد مدیران دولتی فاسد شده است‪ .‬این‬ ‫در حالی است که در اموزه های دینی‪ ،‬فساد با انانی‬ ‫‪178‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪179‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫به عقیده نگارنده در شرایط فعلی کشور‪ ،‬نه با تشویق‬ ‫و حواله دادن مدیران دولتی دنیادوست به حورالعین‬ ‫و سلسبیل و ثیاب سندس می توان به مبارزه با فساد‬ ‫پرداخت و مانع از دست اندازی ان ها به بیت المال شد‬ ‫و نه با ترساندن ایشان از سموم و زقوم و حمیم می توان‬ ‫مدیران فرصت طلب را از غارت منافع و منابع عمومی‬ ‫باز داشت‪ .‬ریاست و مدیریت امور اجتماعی در کشور‬ ‫به خودی خود دارای ریسک بالقوه است و اگر مدیری‬ ‫شایستگی الزم را برای اداره امور عمومی نداشته باشد‪،‬‬ ‫ً‬ ‫زمینه ساز معضالت و مسائل بعضا غیرقابل جبرانی در‬ ‫اجتماع می شود‪ .‬همین مسئله بر این موضوع تا کید‬ ‫می کند که نمی توان نظام اداری کشور را بر پایه ترس‬ ‫از قیامت و مجازات اخــروی طراحی کرد و به جای‬ ‫طراحی های دقیق ساختاری‪ ،‬متمسک این موضوع‬ ‫شد و از ان طریق به کنترل رفتارهای مدیران اقدام کرد‪.‬‬ ‫نظام اداری ما نیازمند کاهش جذابیت های مادی‬ ‫پست های دولتی به همراه افزایش ریسک پذیرش‬ ‫مسئولیت و پاسخگویی است‪ .‬هیچ تضمینی وجود‬ ‫ندارد که کنترل های درونی بتواند مدیران طمع کار و‬ ‫فرصت طلب را از دست اندازی به بیت المال و پیگیری‬ ‫منافع شخصی باز دارد‪.‬‬ ‫اهمیت اداره امور عمومی به اندازه ای هست که نظام‬ ‫اداری کشور با دقت و حساسیت بیشتری طراحی شود‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫‪ .3‬جمع بندی‬ ‫تا مانع ورود افراد فاقد صالحیت شده و یا مانع انحراف‬ ‫رفتاری ان ها در طول دوران مسئولیت خود شود‪ .‬در‬ ‫طراحی نظامات اداری باید به گونه ای عمل شود که‬ ‫کم ترین امکان و فرصت سودجویی و پیگیری منافع‬ ‫شخصی برای مدیران دولتی فراهم باشد‪ .‬نظام پاداش‬ ‫و حقوق و برخورداری از مزایا نباید به گونه ای باشد که‬ ‫جذابیت و کشش مادی و دنیاطلبانه برای افراد برای‬ ‫رسیدن به پست دولتی را فراهم اورد‪ .‬تقویت نظام کنترلی‬ ‫و رصد مستمر فعالیت ها و عملکرد مسئولین‪ ،‬احتمال‬ ‫سوءاستفاده را کاهش خواهد داد‪ .‬یکی دیگر از نظامات‬ ‫مهمی که باید در حوزه اداره امور اجتماعی ایجاد شود‪،‬‬ ‫نظام بازخواست و ارزیابی است‪ .‬باید هر مسئول و مدیری‬ ‫برای تصمیمات اشتباه اخذ شده مورد بازخواست و‬ ‫سوال قرار گیرد‪ .‬نظام قضایی و تنبیه و مجازات برای‬ ‫مسئولین متخلف باید سریع‪ ،‬شدید و بــدون هیچ‬ ‫مالحظه یا تسامح و سیاسی کاری انجام شود‪ .‬ان هایی‬ ‫که در امانت واگذار شده به ایشان خیانت می کنند و‬ ‫یا دس ـت درازی به بیت المال می کنند‪ ،‬عالوه بر جرم‬ ‫سنگین و غیرقابل بخشش خیانت درامانت و دزدی از‬ ‫حقوق ملت‪ ،‬تصویر حکومت را مخدوش می کنند‪ .‬تنها‬ ‫در این صورت است که می توان افراد دنیادوست را از‬ ‫اطراف میزهای مدیریت دور کرده و فرصت خدمتگزاری‬ ‫به صالحان و شایستگان که منافع مردم را بر منفعت‬ ‫شخصی خود ترجیح می دهند‪ ،‬فراهم کرد‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫حمید ایزدبخش‬ ‫پژوهشگر هسته سالمت مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری مدیریت دولتی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫‪ .1‬مقدمه‬ ‫باال نشینی شفافیت!‬ ‫‪ .2‬مسئله چیست؟‬ ‫مسئله را به فاصله میان وضع مطلوب (ای ــده ال) و‬ ‫موجود تعریف می کنند‪ .‬ماهیت بسیاری از مسائل‬ ‫ذهنی بــوده و برساختی از واقعیت هستند‪ .‬اینکه‬ ‫ایده ال و ارمان مدنظر ما چه باشد در اینکه امروز را‬ ‫چگونه ببینیم و تحلیل کنیم بسیار اثرگذار است‪ .‬این‬ ‫بدان معنا نیست که واقعیتی وجود ندارد بلکه بدان‬ ‫معناست که این ما و ادراک ماست که موقعیت را‬ ‫مسئله می پندارد‪ .‬شرایطی را که یک فرد‪ ،‬گروه یا جامعه‬ ‫ناپسند و ناخوشایند می بینند‪ ،‬جامعه دیگر پسندیده و‬ ‫ایده ال می دانند‪ .‬اینکه ما چه شرایطی را ایده ال تصور‬ ‫می کنیم و بر اساس ان شرایط امروز خود را خوشایند‬ ‫یا مسئله دار تصویر می کنیم‪ ،‬بسیار متکی بر ارزش ها‬ ‫و هنجارهای فردی و جمعی ما است‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫در این یادداشت کوتاه ابتدا به مسئله شناسی‪ ،‬به عنوان‬ ‫ّ‬ ‫حل مسئله اشاره کرده و نسبت و تمایز‬ ‫گام مهمی در ِ‬ ‫ان را با سایر مراحل اشــاره می کنیم‪ .‬سپس کمی به‬ ‫مفهوم شفافیت پرداخته و موقعیت فعلی ان را به‬ ‫همراه نقد این وضعیت ترسیم می کنیم؛ در این مسیر‬ ‫جایگاه واقعی شفافیت روشن تر خواهد شد‪ .‬در بررسی‬ ‫شفافیت‪ ،‬به نسبت ان با اقتصاد مقاومتی خواهیم‬ ‫پرداخت و مثالی واقعی از فضای سیاست گذاری‬ ‫حسن ختام این یادداشت خواهد بود‪ .‬اگر بخواهم‬ ‫پیام اصلی این مقاله را به صورت خالصه بیان کنم‪،‬‬ ‫بدین صورت خواهد بود‪ :‬شفافیت نباید به مسائل کشور‬ ‫تحمیل شود؛ بلکه باید تطابق مسئله با شفافیت را‬ ‫سنجید‪ .‬این در صورتی محقق خواهد شد که شفافیت‬ ‫از جایگاه واالیی که برای ان تعریف شده پایین امده‬ ‫و در کنار سایر ابزارها بنشیند‪.‬‬ ‫شفافیت ابزاری است در کنار سایر ابزارها که باید با سنگ‬ ‫اقتصاد مقاومتی محک زده شود‬ ‫‪180‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫طی کــردن فرایند ساختاردهی مسئله‬ ‫شامل بررسی موقعیت مسئله‪ ،‬ساخت‬ ‫فرامسئله‪ ،‬تعریف مسئله جوهری و تدقیق‬ ‫مسئله رسمی است‪.‬‬ ‫‪ .4‬راه مسئله از پاسخ جداست!‬ ‫‪ .3‬اشتباه مهلک‬ ‫‪181‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫ساختاردهی‬ ‫اندیشمندان تحلیل خط مشی مرحله ‬ ‫ِ‬ ‫مسئله را مهم ترین مرحله از فرایند حل مسئله می دانند‪.‬‬ ‫اگر مسئله به اشتباه شناخته و فرموله شود‪ ،‬در واقع کل‬ ‫فرایند به خطا خواهد رفت‪ .‬فهم خوب مسئله و درک‬ ‫همه جانب ه ان‪ ،‬می تواند بازیگران را از خطای راهبردی‬ ‫انتخاب مسئله اشتباه به دور نگاه دارد‪ .‬تا کید این‬ ‫گام بر ان است که با رعایت اصول کلی از این خطا‬ ‫جلوگیری شود‪ .‬طی کردن فرایند ساختاردهی مسئله‬ ‫شامل بررسی موقعیت مسئله‪ ،‬ساخت فرامسئله‪،‬‬ ‫تعریف مسئله جوهری و تدقیق مسئله رسمی است؛‬ ‫همچنین رعایت نکاتی مثل پرهیز از پرش به پاسخ‬ ‫از جمله اصول کلی مورد نظر است‪.‬‬ ‫ً‬ ‫پرش به پاسخ چیست؟ اکثرا ما پیش از انکه مسئله‬ ‫را شناخته و درک کنیم‪ ،‬تصمیم خود را گرفته ایم! این‬ ‫ گران‬ ‫افت و معضل بسیاری از پژوهشگران و تحلیل ِ‬ ‫سیاست پژوه است‪ .‬بسیاری از پژوهشگران با توجه به‬ ‫اینکه با رویکردها و ابزارهای محدودی اشنایی دارند‬ ‫و بالطبع در موارد محدودی خبرگی دارند‪ ،‬هنگامی که‬ ‫بــا مسئله ای مــواجــه می شوند‪ ،‬پیش از انکه بــه ان‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫پس ازانکه به خوبی با لحاظ تمامی نکات‪ ،‬مسئله را‬ ‫شناختیم ایا وقت ان رسیده است که به سراغ اجرا‬ ‫و عمل برویم؟ پاسخ منفی اســت‪ .‬دریافت مسئله‬ ‫حداکثر نیمی از مسیر و راهی است که به حل مسئله‬ ‫ختم می شود؛ حل مسئله خود مسیری جدا می طلبد‪ .‬با‬ ‫ذکر مثال شاید این نکته روشن تر شود‪ .‬فرض کنیم یک‬ ‫پژوهش مسئله شناسی مهم ترین مسئله سیاست گذاری‬ ‫کشور را حضور مسئوالن دو تابعیتی در راس برخی امور‬ ‫اجرایی کشور اعالم کند‪ .‬برخی به محض اینکه به‬ ‫این مسئله برخورد کنند‪ ،‬تصمیم خود را گرفته و عزم‬ ‫خود را برای برخورد با این مسئله جزم کرده و اولین‬ ‫راهکاری را که به ذهنشان می رسد و یا راهکاری را که‬ ‫از پیش به ان اشنایی (پرش به پاسخ) و یا دسترسی‬ ‫دارند انتخاب و اجرا می کنند‪ .‬حال انکه بسیاری از‬ ‫این مسائل نیازمند تدریج و اصالح مرحله به مرحله با‬ ‫برنامه ریزی دقیق است‪ .‬راحت ترین کارها در این مورد‬ ‫چیست؟ استفاده از ابزار رسانه‪ .‬به همین خاطر هر از‬ ‫چند گاهی می شنویم که فالن تعداد از مسئولین یا‬ ‫فرزندان ان ها دو تابعیتی هستند‪ .‬ممکن است با مطرح‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫به عنوان مثال شرایط امروز‬ ‫کشور را که در التهابات مالی‬ ‫شدیدی قرار دارد در نظر بگیرید‪ ،‬ایا باور شما این است‬ ‫که همه این شرایط را مسئله دار می دانند؟ این طور‬ ‫نیست‪ .‬برخی این شرایط را بسیار مساعد و خوشایند‬ ‫برای رسیدن به امال و ارزوهای خود می بینند‪ ،‬برخی‬ ‫زالوصفتانه به جان مردم افتاده اند و دیگرانی به دنبال‬ ‫قالب کردن ایدئولوژ ی های پوسیده سیاسی خود به‬ ‫افکار مردمی هستند که سال ها مغضوبشان بوده اند‪.‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫مسئله فکر کنند به نسبت‬ ‫داشته های خود با ان مسئله‬ ‫می اندیشند؛ که چگونه می توانند میان ان دو ارتباط‬ ‫برقرار کنند‪ .‬به طور مثال شخصی که تنها به ابزارهای‬ ‫ّ‬ ‫کمی پژوهش مسلط است‪ ،‬هنگامی که با پژوهشی‬ ‫هرچند با مقتضیات روش شناسی کیفی مواجه شود‪،‬‬ ‫ان را به ابزارها و تکنیک های ّ‬ ‫کمی ارجاع می دهد و در‬ ‫واقع خود را بر مسئله تحمیل می کند‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫ً‬ ‫ندارد و رابعا قرار نیست برای تمامی مسائل این مسیر‬ ‫به صورت کامل طی شود‪ .‬بسیاری از اوقات افرادی‬ ‫که در یک حوزه‪-‬مسئله خبره می شوند‪ ،‬با زحمات و‬ ‫مطالعات گسترده خود این مسیرها را طی کرده اند و‬ ‫می توان از خبرگی ان ها در طی کردن سریع تر این مسیر‬ ‫ً‬ ‫استفاده کرد؛ اما به شرطی که واقعا این مسیر را در‬ ‫ً‬ ‫گذشته به درستی طی کرده باشند و ثانیا همان طور که‬ ‫اشاره شد چگونه طی کردن این مسیر به سطح اهمیت‬ ‫مسئله هم بستگی خواهد داشت‪.‬‬ ‫کردن ان در رسانه ها از بار مسئولیت خود بکاهیم اما‬ ‫ایا مسئله را حل کرده ایم؟‬ ‫برای نشان دادن اینکه راه مسئله از راه پاسخ جداست‪،‬‬ ‫بیان چند نکته دیگر ضروری به نظر می رسد؛ اول انکه‬ ‫هر منطقه و بستری الزامات و اقتضائات خاص خود‬ ‫را دارد‪ .‬در این راستا هر پاسخی برای پختگی و اماده‬ ‫شدن در اجرا‪ ،‬نیازمند محک خوردن ها در بافت مورد‬ ‫نظر (به همراه بررسی گذشته و تجارب سیاستی موجود)‬ ‫و همچنین بررسی اورده ها و نتایج ان در بسترهای دیگر‬ ‫است؛ به عبارت دیگر مطالعات تطبیقی‪ .‬از جمله‬ ‫الزامات دیگر این مسیر برخی مطالعات اینده پژوهانه‬ ‫ً‬ ‫است‪ .‬پس ازانکه پاسخ پیشنهادی ابتدائا با مسئله‬ ‫مورد نظر انطباق داشت‪ ،‬ارزش های جامعه هدف را‬ ‫خدشه دار نمی کرد (به تعبیر اسالمی ان با حق منطبق‬ ‫بــود)‪ ،‬در بافت هــدف خــود محک خــورد (بــه همراه‬ ‫انجام مطالعات تطبیقی)‪ ،‬مطالعات اینده پژوهانه‬ ‫ً‬ ‫اوال پیامدهای بلندمدت و مستمر (در صورت داشتن‬ ‫پیامدهای بلندمدت) پیشنهاد را بر بافت هدف و در‬ ‫ثانی درخور و مناسب بودن پاسخ را با توجه به شرایط‬ ‫اتی قلمرو مورد نظر(که البته در این گام از دستاوردهای‬ ‫گام های پیش نیز بهره برده خواهد شد) بررسی می کنند‪.‬‬ ‫الزم به ذکر است دقت در انجام این مراحل‪ ،‬بستگی‬ ‫به سطوح مختلف اهمیت مسئله دارد که از ذکر ان‬ ‫در اینجا خودداری می کنیم‪.‬‬ ‫ممکن است عده ای در طوالنی بودن این مسیر اشکال‬ ‫کرده و به بهانه زمان بر بودن ان‪ ،‬از ان شانه خالی کنند‪.‬‬ ‫پاسخ ان است که گذشتگانی که مشکالت امروز کشور‬ ‫به سوء تدبیر ان ها برمی گردد نیز تصور را داشتند‪ .‬در‬ ‫ثانی اگر قرار است مشکل به معنای واقعی کلمه حل‬ ‫شود بایستی این مسیر طی شود در غیر این صورت‬ ‫ً‬ ‫بر بار مسئله افزوده خواهد شد‪ .‬ثالثا این بدان معنا‬ ‫نیست که برای شرایط موقت هیچ نسخه ای وجود‬ ‫‪ .5‬تحلیل شرایط ایران‬ ‫هر بومی شرایط خاص خود را دارد و سازوکارهای اصالح‬ ‫و تغییر خاص خود را می طلبد‪ .‬ما نیازمند تئور ی پردازان‬ ‫اصــاح هستیم تا بدانیم راه تغییر از کجا و چگونه‬ ‫است‪ .‬ما در جناح مخالفان و معاندان تئور ی های‬ ‫قوی و منحصربه فردی داریم که البته گام به گام تجربه‬ ‫شده و محک خورده و پیشرفت می کنند‪ .‬گاهی برای‬ ‫تغییر در ایران از جنگ‪ ،‬گاه دیپلماسی‪ ،‬گاهی نفوذ‪،‬‬ ‫گاه تهدید‪ ،‬گاه تعامل سازنده‪ ،‬گاهی ترکیب چندگانه‬ ‫از ان ها و‪ ...‬بهره می برند‪ .‬همه این ها بر پشتوانه های‬ ‫نظری و شرایط عملی خود تکیه دارند که به دنبال تغییر‬ ‫رفتار ایران هستند‪ .‬ان ها از تجارب خود درس گرفته‬ ‫و هر روز طرح ها و الگوهایی را عملیاتی می کنند که‬ ‫اشتباهات گذشته را تکرار نکنند و ماحصل بهتری‬ ‫عایدشان شود‪.‬‬ ‫ایا ما در ایــران از تئوری اصالح برخورداریم؟ به نظر‬ ‫می رسد برخی جناح های سیاسی به این نکته توجه‬ ‫کرده اند اما باز به نظر می رسد جناح بندی شدن و دنبال‬ ‫کردن اغراض سیاسی‪ ،‬اصل ایده و فکر را زیر سوال برده‬ ‫است؛ هرچند به خوبی از ان بهره می برند‪ .‬عده ای از‬ ‫ً‬ ‫افراد دلسوز نیز دائما راهکارهای متفاوتی ارائه می دهند‪.‬‬ ‫یک روز به دنبال گرفتن دولت‪ ،‬روزی به دنبال مذاکره‬ ‫‪182‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شفافیت شفافیت موافق ترند‬ ‫عدم‬ ‫ِ‬ ‫برخی با ِ‬ ‫چون انگاه می توانند ان را به هر مسئله ای‬ ‫تحمیل کرده و هر روز ان را به رنگی دربیاورند‪.‬‬ ‫‪ .8‬گفتمان سازی شفافیت‬ ‫رهبری در بیان اقتصاد مقاومتی به صورت ضمنی دو‬ ‫نکته اصلی را طرح کرده اند‪ ،‬اول اینکه حوزه اولویت دار‬ ‫ایران اقتصاد است؛ اما با چه رویکردی؟ مقاوم سازی‪.‬‬ ‫بنابراین رهبری هم حوزه فعالیت و عملیات را مشخص‬ ‫کرده اند و هم نحوه برخورد و اصالح ان را‪ .‬در این شرایط‬ ‫مطرح کردن رویکردی جایگزین‪ ،‬در واقع به حاشیه‬ ‫بردن مقاوم سازی است‪ .‬اگر کالن مسئله ما اقتصاد و‬ ‫رویکرد اتخاذی اصالح ان مقاوم سازی است بایستی از‬ ‫همه ابزارها از جمله شفافیت در جهت اصلی بهره برده‬ ‫شود اما ذیل مقاوم سازی‪ .‬به این معنا که تمام ابزارها‬ ‫با مفهوم مقاوم سازی محک زده شود و درصورتی که با‬ ‫ان سازگار بودند‪ ،‬از انها بهره برده شود‪.‬‬ ‫اما شرایطی که ما امروز با ان مواجهیم‪ ،‬ان است که‬ ‫مــقــاوم ســازی بــه کنار گذاشته شــده و رویکردهای‬ ‫‪183‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫بــرای انکه مفاهیم باال را بتوانیم به صورت دقیق با‬ ‫مــوردی واقعی تطبیق دهیم‪ ،‬به راهکار همه جایی!‬ ‫شفافیت (که امــروز از ز بــان همه به گوش می رسد)‬ ‫بپردازیم‪ .‬اولین نکته ای که بایستی به ان توجه کنیم‪،‬‬ ‫تعریف شفافیت است‪.‬‬ ‫معنای شفافیت چیست؟ در ادبیات روزمره معانی‬ ‫مختلفی از شفافیت به کار برده می شود‪ .‬تا ندانیم‬ ‫شفافیت به چه معناست‪ ،‬امکان استفاده از ان را‬ ‫شفافیت شفافیت موافق ترند‬ ‫عدم‬ ‫ِ‬ ‫نداریم‪ .‬البته برخی با ِ‬ ‫چون انگاه می توانند ان را به هر مسئله ای تحمیل کرده‬ ‫و هر روز ان را به رنگی دربیاورند؛ در این میان بازیگر‬ ‫مشترک همه مسائل کسی خواهد بود که توانسته است‬ ‫شفافیت را به هر رنگ و شکلی دربیاورد‪ .‬انگاه هر کجا‬ ‫که از شفافیت سخن گفته شود‪ ،‬ان (هــا) نیز حضور‬ ‫خواهند داشت‪ .‬همان طور که در جدول ‪ 1‬مشاهده‬ ‫می کنید با اتخاذ معانی مختلف از شفافیت‪ ،‬از روشن‬ ‫شدن ان کاسته اند‪.‬‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫‪ .6‬شفافیت به چه معناست؟‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫اگر بخواهیم از تشتت مفهومی‬ ‫در معنای شفافیت چشم پوشی کنیم‪ ،‬همچنان این‬ ‫سوال باقی است که ایا عدم شفافیت مسئله است؟‬ ‫همان طور که پیش تر هم اشاره شد‪ ،‬عدم شفافیت‬ ‫مسئله نیست‪ ،‬در واقع شفافیت ایده ال و وضع مطلوبی‬ ‫است که عده ای در ادبیات جهانی و بین الملل در‬ ‫نسخه هایشان برای جهان سوم پیچیده اند و سپس‬ ‫نمایندگانشان در جهان سوم و دیگرانی ان را در این‬ ‫کشورها گفتمان کردند! و امروز ما به جای انکه ان را‬ ‫یک رویکرد و پرداخت خاص به مسئله بدانیم‪ ،‬ان‬ ‫را مسئله می پنداریم‪ .‬حال انکه شفافیت مسئله ما‬ ‫نیست‪ ،‬در بهترین حالت رویکردی خاص به مسائل ما‬ ‫است که بایستی بررسی شود که ایا می تواند پاسخگوی‬ ‫نیازهای ما باشد یا خیر‪.‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫و چانه زنی و روزی به دنبال‬ ‫ً‬ ‫امر دیگرند؛ اما ایا واقعا ما‬ ‫به درستی برای اصالح مسائل و مشکالت خود قدم‬ ‫برمی داریم‪ .‬اگر این گونه است چرا هنگامی که ما ‪30‬‬ ‫ســال اســت از تحریم رنــج می بریم‪ ،‬در حــوزه تحریم‬ ‫بیمه نشده ایم؟ چرا وقتی ما تجربه تحریم های شدید‬ ‫سال ‪ 92-91‬را داریم همچنان کشور ما از تحریم ها‬ ‫ً‬ ‫رنج می برد؟ شاید علت ان است که ما اصال عمقی‬ ‫و درست به مسائلمان نمی اندیشیم و حرکت نکردن‬ ‫صحیح در این مسیر ما را به تجربه کردن تجربه ها‬ ‫وا داشته است‪.‬‬ ‫‪ .7‬مسئله یا‬ ‫مسئله سازی شفافیت‬ ‫جایگزینی مثل شفافیت در جای ان نشسته اند‪ .‬سوال‬ ‫ان است مگر رویکرد مقاوم سازی نبود؟!‬ ‫واقع ان است که یکی از ابزارهای دشمن‪ ،‬گفتمان سازی‬ ‫بدیل است‪ .‬این گفتمان سازی بدیل برای اولویت هایی‬ ‫که ما داریم و بایستی به ان بپردازیم رقیب ایجاد می کنند‬ ‫و تصمیم گیران ما را در هنگام تصمیم با تشتت و‬ ‫سردرگمی روبرو می کند‪ .‬یکی از باز ی های دشمن بازی‬ ‫با رویکردها است و گفتمان سازی برای ترجیح دادن‬ ‫و یا رقیب سازی رویکردهاست‪ .‬هر رویکردی که امروز‬ ‫ش ـفــاف ـیــت‬ ‫چیست؟‬ ‫تشریح‬ ‫نقد‬ ‫‪1‬‬ ‫ش ـفــاف ـیــت‬ ‫ب ـ ـه م ـ ـثـ ــابـ ــه‬ ‫افشاگری‬ ‫برخی شفافیت را با افشاگری معادل می گیرند‪.‬‬ ‫به نظر می رسد این معنا‪ ،‬معنای غالب در میان‬ ‫اصــحــاب جــرایــد و عموم مــردم و حتی برخی‬ ‫پژوهشگران است‪ .‬این دسته از شفافیت به مثابه‬ ‫اهرم فشار بهره می برند و هر کجا که احساس فساد‬ ‫کنند و یا بخواهند احساس فساد را القا کنند‪ ،‬از‬ ‫ان استفاده می کنند؛ به طور مثال انتشار فیش های‬ ‫حقوقی از دسته این امور است‪.‬‬ ‫شفافیت برای چه به کار می رود؟ شفافیت ایجاد می کنیم‬ ‫که فساد کم شود؟ عدالت ارتقاء یابد؟ اما وقتی شفافیت‬ ‫به کاربرده می شود در واقع پایه خود را سست می کند‪ .‬هر‬ ‫چه بیشتر شفاف سازی (به این معنا) صورت گیرد‪ ،‬از‬ ‫سرمایه اعتماد کاسته می شود و این یعنی کسی دیگر‬ ‫حتی به اطــاعــات و داده ه ــای منتشره اعتماد نــدارد‪.‬‬ ‫وقتی اعتماد کل سیستم پایین بیاید‪ ،‬دیگر کسی حتی‬ ‫به شفافیت اعالمی هم اعتماد نخواهد کرد‪ .‬حتی اگر‬ ‫همه سیستم شفاف و خالی از فساد شود‪ ،‬چون اعتماد‬ ‫تخریب شده است‪ ،‬کسی به اطالعات اعتماد نخواهد‬ ‫کرد‪ .‬با افزایش بی اعتمادی و تزریق روح غلبه فساد در‬ ‫کشور‪ ،‬نتیجه ای جز ترویج فساد در کشور نخواهیم دید و‬ ‫این یعنی دور باطل شفافیت!‬ ‫‪2‬‬ ‫ش ـفــاف ـیــت‬ ‫ب ـ ـه م ـ ـثـ ــابـ ــه‬ ‫سامانه‬ ‫ً‬ ‫معنای دیگری که اخیرا از شفافیت بیشتر به‬ ‫گوش می رسد‪ ،‬سامانه است‪ .‬برخی شفافیت‬ ‫را به معنای سامانه های جمع اوری‪ ،‬تحلیل و‬ ‫ارائه اطالعات می دانند که به ساختارمند کردن‬ ‫و روشن کردن اطالعات برای مراجع مورد نظر‬ ‫می پردازد و با لحاظ سطح محرمانگی اطالعاتی‬ ‫را منتشر می کند‪.‬‬ ‫اولین نکته در این معنا ان است که چرا واژه شفافیت برای‬ ‫این سامانه ها جعل می شد‪ .‬سال ها این سامانه ها در دنیا‬ ‫مطرح بوده است و علوم مختلف از جمله مدیریت به‬ ‫طرح روش های توسعه ان پرداخته شده است‪ .‬طرح این‬ ‫سامانه ها تحت شفافیت جز غالب کردن روح شفافیت به‬ ‫معنای افشاگری و همچنین دادن دامنه قدرت به کسانی‬ ‫که صاحب این گفتمان هستند‪ ،‬چه عایدی خواهد داشت؟‬ ‫اگر روشن تر بخواهم مطرح کنم‪ ،‬وقتی سازمان های دولتی‬ ‫برای حل مسائل تصمیم گیری خود به جای اینکه به دنبال‬ ‫راه اندازی سامانه باشند‪ ،‬ان را با سامانه های شفاف سازی‬ ‫خطاب کنند‪ ،‬کسانی استخدام و به کار گرفته خواهند‬ ‫شد و رویکرد کسانی به حساب خواهد امد که صاحب‬ ‫این رویکرد می باشند و با توجه به پیشینه این رویکرد‪،‬‬ ‫اعتماد به صاحبان ان محل تامل است‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫در کنار مقاوم سازی مطرح شود‪ ،‬ما را از اولویت هایمان‬ ‫فاصله خواهد داد‪.‬‬ ‫برخی شفافیت را زمینه ساز مقاوم سازی می دانند‪ .‬اگر از‬ ‫ان ها بپرسیم که چرا این قدر بر شفافیت تا کید می کنید‪،‬‬ ‫خواهند گفت شفافیت مقدمه مقاوم سازی است! اما‬ ‫باید دانست شفافیت و مقاوم سازی معادل همدیگر‬ ‫نیستند‪ .‬شفافیت یک ابزار است اما مقاوم سازی یک‬ ‫رویکرد است‪ .‬اگر به شفافیت پرداخته می شود بایستی‬ ‫از منظر و رویکرد مقاوم سازی باشد‪.‬‬ ‫جدول ‪ - 1‬تعاریف مختلف از شفافیت‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫‪184‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫‪ .9‬مثال از مقاوم سازی در سالمت‬ ‫دوران تصدی اقــای دکتر باقری لنکرانی بر وزارت‬ ‫بهداشت بود؛ بحث این بود که چه راهبرد سیاستی‬ ‫در بحث توزیع و واردات دارو اتخاذ شود؟ از کسانی‬ ‫که با نرم افزارهای تصمیم سازی اشنا بودند درخواست‬ ‫همکاری می شود (این نرم افزارها احتیاج به این دارد که‬ ‫یک گروهی از صاحب نظران هم زبان شده و فرضیاتی‬ ‫را شکل دهند سپس بر اساس ان حتی به شما بصری‬ ‫(‪ )visual‬نشان می دهد که تصمیمات شما چه تبعاتی‬ ‫ً‬ ‫خواهد داشت)‪ .‬تقریبا شش ماه طول می کشد‪ ،‬حاصل‬ ‫برخی کــاری نــدارنــد کــه شفافیت چــه معنا و‬ ‫اقتضائاتی دارد‪ ،‬با هر مسئله ای که برخورد می کنند‬ ‫از شفافیت سخن می گویند‪.‬‬ ‫‪5‬‬ ‫ش ـفــاف ـیــت‬ ‫به مثابه ابزار‬ ‫شفافیت به مثابه ابزاری در کنار سایر ابزارها‪ .‬در‬ ‫واقع این تعریف شفافیت را تنها یک ابزار می داند‬ ‫که در تعامل با سایر ابزارها و با لحاظ اقتضائات‪،‬‬ ‫نواقص و کژکارکردهای ان می توان به خوبی از ان‬ ‫بهره برد‪ .‬در این نگاه با طراحی بسته ابزاری برای‬ ‫مدیریت هرچه بهتر هوشمندانه اقدام می شود‪ .‬این‬ ‫افراد تعصبی به شفافیت و یا سایر ابزارها ندارند‬ ‫بلکه حل مسئله‪ ،‬مسئله ان هاست و هر ابزاری‬ ‫که بتواند با لحاظ شرایط پیش گفته‪ ،‬بهتر مسئله‬ ‫را حل کند‪ ،‬انتخاب و جایگذاری خواهد شد‪.‬‬ ‫به نظر می رسد ایــن نگاه به شفافیت صحیح است‪.‬‬ ‫به جای انکه جایگاهی واال برای شفافیت قائل شویم‪،‬‬ ‫بایستی ان را در کنار سایر ابزارها دیده و با ان به مثابه تنها‬ ‫یک ابزار برخورد کنیم‪.‬‬ ‫‪185‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪4‬‬ ‫ش ـفــاف ـیــت‬ ‫ب ـ ـه م ـ ـثـ ــابـ ــه‬ ‫اکـ ـ ــسـ ـ ــیـ ـ ــر‬ ‫ح ـ ـ ــی ـ ـ ــات‬ ‫(رو ی ـکــردی‬ ‫همه جایی)‬ ‫مهم ترین نقدی که می توان به دوستداران این تعریف روا‬ ‫داشت ان است که حتی در علوم مهندسی و تجربی که با‬ ‫ماده سروکار دارند‪ ،‬برای مسائل گوناگون از ابزارهای مختلفی‬ ‫بهر ه می برند؛ با توجه به این نکته ایا این صحیح است که‬ ‫در مواجهه با انسان این گونه رفتار شود؟!‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪3‬‬ ‫ش ـفــاف ـیــت‬ ‫ب ـ ـه م ـ ـثـ ــابـ ــه‬ ‫مـ ـ ـق ـ ــدم ـ ــه‬ ‫عدالت ساز‬ ‫(یا به صورت‬ ‫کلی مقدمه‬ ‫اصالح)‬ ‫برخی شفافیت با هر کاربردی را مقدمه عدالت‬ ‫می دانند‪ .‬بر این باورند تنها راهی که برای اصالح‬ ‫و تغییر برای ما باقی مانده است‪ ،‬شفافیت است‬ ‫و بایستی با استفاده از این ابزار در جهت تحقق‬ ‫عدالت حرکت کنیم‪.‬‬ ‫وقتی صحبت از ابزار می کنیم بایستی هدف استفاده از‬ ‫ابزار را نیز طرح کنیم‪ .‬باید بپرسیم شفافیت برای چه؟‬ ‫شفافیت بــرای عدالت؟ شفافیت بــرای ازادی؟ هدف‬ ‫استفاده از شفافیت‪ ،‬در نحوه استفاده ان تغییر ایجاد‬ ‫می کند‪ .‬ایا با هر ابزاری می توان عدالت را محقق کرد؟‬ ‫ایا کشورهایی که از این ابزار بهره مند شده اند‪ ،‬به عدالت‬ ‫نزدیک ترند؟ بر فرض که ان کشورها نزدیک تر باشند (که‬ ‫نیستند)‪ ،‬با چه سازوکاری ما را به عدالت می رساند و‬ ‫بسیاری از سواالت بی پاسخ دیگر‪ .‬باید گفت این افراد‬ ‫مسیری بــرای اصــاح در پیش گرفتند که انتهایی جز‬ ‫ناامیدی و یا تقابل نخواهند داشت‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫ش ـفــاف ـیــت‬ ‫چیست؟‬ ‫تشریح‬ ‫نقد‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫ان می شود که مهم ترین چیزی که می تواند دسترسی‬ ‫به دارو را برای کشور و احاد مردم حفظ بکند‪ ،‬رفع‬ ‫انحصار است‪ .‬در نتیجه مجوز شرکت های واردکننده‬ ‫و توزیع کننده را افزایش می دهند تا انحصار را از بین‬ ‫ببرند‪ .‬به همین خاطر در اولین مــوج تحریم کشور‬ ‫ً‬ ‫یعنی سال ‪ ،87‬در زمینه تامین دارو تقریبا کشور با‬ ‫مشکل خاصی روبرو نمی شود‪ .‬اما در سال های ‪88‬‬ ‫تا ‪ 90‬مسئولین وقت سیاست گذاری دارویی وزارت‬ ‫بهداشت‪ ،‬این شرکت ها را لغو مجوز کردند و با موج‬ ‫دوم تحریم ها‪ ،‬کشور به شدت دچار بحران دارو شد‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫جواد ازادی‬ ‫پژوهشگر هسته فضای مجازی مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری مدیریت دولتی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫‪ .1‬گزارشی از ماجرا‬ ‫سناریوی شکست‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫در پی حوادث دی ماه سال گذشته‪ ،‬به تدریج زمزمه های‬ ‫فیلترینگ جدی می شد و این دولت بود که هرگاه‬ ‫صحبت از فیلترینگ تلگرام به میان می امد‪ ،‬خود‬ ‫را مخالف ایــن ماجرا می خواند و تــاش داشــت تا‬ ‫مسئولیت و هزینه های ان را به گــردن حا کمیت و‬ ‫نظام بار کند‪ .‬به عنوان مثال رئیس جمهور در ‪ 11‬دی‬ ‫‪ 96‬در سخنرانی خــود می گوید‪« :‬خبر دارم افــرادی‬ ‫بــرای شبکه های اجتماعی خــواب می بینند‪ ،‬شب‬ ‫می خوابند و تا صبح خواب می بینند به این ها می گویم‬ ‫به خواب هایتان دل نبندید‪ .‬وزیر ما (وزیر ارتباطات)‬ ‫اینجاست و به مردم قول می دهد که دست روی فیلتر‬ ‫کردن شبکه های اجتماعی نخواهد رفت»‪ .‬حتی در‬ ‫خصوص ماجرای عجیب افشای بیانات مقام معظم‬ ‫رهبری در جلسه ای با رده به کلی سری مورخ ‪ 3‬بهمن‬ ‫‪ 96‬در جمع اعضای شورای عالی فضای مجازی که‬ ‫در کانال تلگرامی عهدمانا منتشر شد‪ ،‬این تصویر به‬ ‫ذهن خطور می کرد که چنانچه تلگرام فیلتر شود‪ ،‬به‬ ‫دستور مستقیم شخص رهبر انقالب خواهد بود‪ .‬در‬ ‫ادامه نیز همین موضوع ادامه پیدا کرد و ‪ 11‬فروردین‬ ‫‪ 97‬عالءالدین بروجردی در گفت وگو با «رادیو شهری‬ ‫بروجرد» در خصوص فیلترینگ تلگرام اظهار کرد‪« :‬این‬ ‫تصمیمی است که در باالترین سطح اتخاذ شده و‬ ‫تلگرام جای خود را به یک سامانه مشابه ملی خواهد‬ ‫داد»‪ 14 .‬فروردین ‪ 97‬با برنامه زنده تلویزیونی دبیر شورای‬ ‫عالی فضای مجازی در شبکه خبر و تعابیر ایشان در‬ ‫خصوص تلگرام‪ ،‬فیلترینگ این پیام رسان‪ ،‬مسجل‬ ‫ً‬ ‫می نمود‪ .‬تا نهایتا از بامداد ‪ 11‬اردیبهشت ‪ 97‬با دستور‬ ‫خال اصلی درمواجهه ده ماهه با پیام رسان های اجتماعی‪،‬‬ ‫فقدان برنامه منسجم و سناریوپردازی صحیح در مسیر‬ ‫اجرای سیاست ساماندهی انها بود‬ ‫‪186‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫از روزی که تلگرام فیلتر شد‪ ،‬پیام رسان های‬ ‫داخلی با چالش های متعددی مواجه بودند‪.‬‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪187‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫مقام قضایی‪ ،‬دسترسی به تلگرام‪ ،‬ابتدا در اپراتورها و‬ ‫سپس در دیگر شرکت ها‪ ،‬محدود شد‪.‬‬ ‫اما دولت در اولین واکنش ها به فیلترینگ تلگرام‪،‬‬ ‫تالش داشت مسئولیت ان را متوجه دیگران‪ ،‬نماید‪.‬‬ ‫بعد از ‪ 11‬اردیبهشت بیشتر نیز شد؛ اولین واکنش ها را‬ ‫وزیر ارتباطات با انتشار توئیت نشان داد‪« :‬دسترسی‬ ‫شهروندان به منابع اطالعات‪ ،‬توقف ناپذیر است؛‬ ‫هرچند استفاده از یک نرم افزار متوقف شود‪ .‬فناوری‪،‬‬ ‫به خودی خود‪ ،‬نه مجرم است نه مفسد و نه منحرف؛‬ ‫این بشر است که با استفاده نادرست از ان‪ ،‬جرم یا فساد‬ ‫در فضای زندگی مجازی را ترویج می کند‪ ».‬همچنین‬ ‫روحانی در ‪ 14‬اردیبهشت در صفحه اینستاگرام خود‬ ‫می نویسد‪« :‬بعد از فیلترینگ تلگرام با دستور مقام‬ ‫قضایی سیاست دولت یازدهم و دوازدهم مبتنی بر‬ ‫ایجاد فضای امن مجازی بوده و نه امنیتی‪ .‬و تاکنون‬ ‫هیچ شبکه اجتماعی و یا پیام رسان «توسط این دولت»‬ ‫مسدود نشده و نخواهد شد‪ .‬فیلتر و مسدودسازی اخیر‬ ‫تلگرام نیز نه توسط دولت اجرا شده و نه مورد تایید‬ ‫دولت است»‪ .‬یا در پست دیگری پیش از فیلترینگ‬ ‫نیز نوشته بود‪« :‬اگر در عالی ترین سطح نظام‪ ،‬تصمیمی‬ ‫برای محدود کردن یا مسدودسازی ارتباطات مردم گرفته‬ ‫شده است‪ ،‬باید صاحبان واقعی این کشور که مردم‬ ‫هستند در جریان امور قرار بگیرند»‪ .‬در مصاحبه های‬ ‫دیگر نیز مشاهده می شد که کمیته تعیین مصادیق‬ ‫محتوا مجرمانه و قوه قضاییه سیاست گذار و دولت‬ ‫ً‬ ‫صرفا مجری معرفی شد‪]1[ .‬‬ ‫در ابتدا‪ ،‬با تصویب سیاست ها و اقدامات ساماندهی‬ ‫پیام رسان های اجتماعی در خرداد ‪ 96‬توسط شورای‬ ‫عالی فضای مجازی و نیز با محدودیت های تلگرام از‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سال ‪ ،96‬این انتظار می رفت که پیام رسان های داخلی‪،‬‬ ‫نسخه چاره ای از سوی حا کمیت است که بایستی‬ ‫به تدریج مردم به سوی ان ها کوچ داده شوند‪ .‬اما مسئله‬ ‫جدی که پیش روی پیام رسان ها بود‪ ،‬عدم توانایی فنی‬ ‫ان ها به عنوان مقصد مهاجرت و گزارش هایی بود که‬ ‫داللت بر ضعف جدی ان ها داشت‪ .‬این پیام رسان ها‬ ‫نیز از دی ‪ 96‬هم زمان با فیلتر اولیه تلگرام‪ ،‬به شدت و‬ ‫سرعت‪ ،‬مسیر توسعه را در پیش گرفته بودند و از اوایل‬ ‫سال ‪ 97‬به ویژه با دومین مرحله فیلتر تلگرام فشار‬ ‫بسیار زیادی را متحمل شدند‪ .‬در ماه های ابتدایی‬ ‫سال شاهد سرمایه گذاری عظیم در حوزه سخت افزاری‬ ‫شبکه بودیم که نه با سرمایه بخش خصوصی بلکه‬ ‫بیشتر با رانت دولتی و حاکمیتی صورت پذیرفت‪]2[ .‬‬ ‫از روزی که تلگرام فیلتر شد‪ ،‬پیام رسان های داخلی‬ ‫با چالش های متعددی مواجه بودند‪ :‬ضعف فناورانه‪،‬‬ ‫ضعف زنـجـیــره صنعت مرتبط بــا ان هـــا‪ ،‬تکیه بر‬ ‫حمایت های دولتی و حا کمیتی به جای برنامه ریزی‬ ‫برای رشد ارگانیک و خوداتکایی‪« ،‬ساختار نامتقارن‬ ‫رقابت میان ان ها» به دلیل مداخله جدی دولت‪ ،‬سپاه‬ ‫و صداوسیما در حمایت از پیام رسان های متبوع خود‬ ‫و یا هجمه های تبلیغاتی به ان ها‪ ،‬به حدی که حضرت‬ ‫اقا با صدور حکم فقهی «حرمت تعرض به امنیت مردم‬ ‫و حریم خصوصی ان ها» در پیام رسان های داخلی‪،‬‬ ‫ً‬ ‫رسما به حمایت ان ها امدند‪.‬‬ ‫به تدریج طی اردیبهشت و خردادماه نرخ رشد فزاینده‬ ‫پیام رسان های داخلی کاسته می شد و به صفر تمایل‬ ‫پیدا می کرد که خبر رشد فزاینده دو کالینت تلگرام به نام‬ ‫هات گرام و تلگرام طالیی (طال گرام) توجه کارشناسان‬ ‫و مسئولین را به خود جلب نمود‪ .‬اوج ان زمانی بود که‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫تداوم این دو کالینت منتشر کردند‪ .‬این بیانیه موجب‬ ‫واکنش برخی از مسئولین ازجمله دبیر شورای عالی‬ ‫فضای مجازی شد و گفت‪« :‬درباره حمایت از هات گرام‬ ‫و طال گرام هم در حقیقت از همان ابتدا که سیاست‬ ‫خروج از انحصار تلگرام را داشتیم‪ ،‬برای دوران گذار‬ ‫پذیرفتیم که تلگرام های نسخه ی فارسی چند ماهی‬ ‫فعال باشند‪ .‬با اخرین مهلتی که به ان ها دادیم‪ ،‬تا ‪۱۵‬‬ ‫شهریور باید به یک پیام رسان ‪ ۱۰۰‬درصد بومی تبدیل‬ ‫شوند‪ ».‬روز بعد مدیر یکی از پیام رسان های داخلی‬ ‫ً‬ ‫در توئیت خود‪ ،‬رسما پیام رسان خود و یکی دیگر از‬ ‫پیام رسان های داخلی را بازنده بازی فیلترینگ اعالم‬ ‫کرد‪ .‬حال این سوال مطرح است که ایا دو کالینت‬ ‫هات گرام و تلگرام طالیی‪ ،‬می توانند ‪ 100‬درصد بومی‬ ‫ً‬ ‫شوند؟ اساسا امکان فنی ان را داریــم؟ ان هم تا ‪15‬‬ ‫شهریور؟‬ ‫در ‪ 28‬خردادماه‪ ،‬عبدالصمد خرم ابادی دبیر کارگروه‬ ‫تعیین مصادیق محتوای مجرمانه‪ ،‬از اختصاص ‪200‬‬ ‫سرور به تلگرام طالیی از محل بیت المال خبر داد‪.‬‬ ‫گویا با این خبر بازی وارد راند بعدی شد‪.‬‬ ‫در شرایطی که ایــن انتظار عمومی وجــود داشــت تا‬ ‫حداقل تعدادی از هفت پیام رسان مورد تایید دولت‬ ‫با یکدیگر همکاری نموده و به همگرایی برسند‪ ،‬نه تنها‬ ‫این وحدت و همگرایی حاصل نشد و استراتژی تقابل‬ ‫را نسبت به هم در پیش گرفتند [‪ ]3‬بلکه حاال رقیبی‬ ‫سرسخت به نام هات گرام و تلگرام طالیی به میان امده‬ ‫است که در فاصله ای حدود دو ماه از فیلترینگ تلگرام‪،‬‬ ‫بیش از ‪ 30‬میلیون کاربر را با خود همراه نموده است‪.‬‬ ‫مــاجــرای ای ــن دو کــایـنــت ب ـه عــنــوان رق ـبــای جدید‬ ‫پیام رسان های داخلی ابتدا با سکوت دولت همراه‬ ‫شد‪ ،‬تا اینکه در ‪ 25‬تیر ‪ 97‬خبری از ســردار جاللی‬ ‫رئیس سازمان پدافند غیرعامل منتشر شد که سرورهای‬ ‫هــات گــرام و طــا گــرام در طبقه نهم ساختمان مرکز‬ ‫امام؟هر؟ وزارت ارتباطات قرار دارند‪ .‬بالفاصله وزیر‬ ‫ارتباطات خبرنگاران را برای بازدید از محل به انجا‬ ‫دعوت نمود و خبرنگاران اعالم کردند که سرورهای‬ ‫هات گرام و تلگرام طالیی را ندیدند! [‪ ]4‬اما بعدازاین‬ ‫ماجرا‪ ،‬وزیر ارتباطات طی مصاحبه ای موضوع فعالیت‬ ‫تلگرام طالیی و هات گرام را به تصمیمی در مرکز ملی‬ ‫فضای مجازی ارجاع داد که برای دوران گذار از تلگرام‬ ‫به پیام رسان های داخلی طراحی شده است؛ یا در‬ ‫بیانیه ای رسمی از سوی وزارت ارتباطات اعالم شد که‬ ‫«وزارت ارتباطات و فناوری اطالعات تصمیم گیرنده‬ ‫پاالیش و فیلتر سایت ها و نرم افزارها نیست‪».‬‬ ‫درمجموع‪ ،‬این روزها (مــرداد ‪ )97‬نرخ رشد کاربران‬ ‫پیام رسان های داخلی به شدت کاهش یافته است و در‬ ‫ً‬ ‫برخی از ان ها به صفر نزدیک شده است و عمال با حضور‬ ‫این دو کالینت تلگرام‪ ،‬امکان توسعه پیام رسان های‬ ‫داخلی بسیار محدود شده اســت‪ ،‬موضوعی که ‪4‬‬ ‫پیام رسان داخلی در بیانیه مشترک خود و در اعتراض به‬ ‫‪ .2‬تحلیل ماجرا‬ ‫با بروز و نفوذ اینترنت میان مردم ایران‪ ،‬فناوری اطالعات‬ ‫و ارتباطات‪ ،‬زمینه ای را فراهم اورد تا جریان ارتباطات‬ ‫و گردش اطالعات دچار انقالب شده و در سرعت‪،‬‬ ‫گستره و حجم عظیمی به گردش دراید‪ .‬به ویژه بعد‬ ‫از ســال ‪ 88‬و با ترویج پیام رسان های اجتماعی و‬ ‫شبکه های اجتماعی در ایران‪ ،‬رفته رفته‪ ،‬محمل های‬ ‫ارتباطات اجتماعی از فضای واقعی به فضای مجازی‬ ‫سوق پیدا کرد و تعامالت اجتماعی مردم و به تبع ان‬ ‫نظام های اجتماعی ما با سرعت شتابانی از فضای‬ ‫واقعی به فضای مجازی به هجرت در امد‪ .‬از تلگرام‬ ‫که یک پیام رسان اجتماعی بود به دالیل فنی و سیاسی‬ ‫به ویژه حمایت دستگاه های امنیتی کشور‪ ،‬از سال‬ ‫‪ 93‬حمایت ویژه ای شد و در بازار ارتباطات جمهوری‬ ‫اسالمی ایــران به انحصار رسید؛ حمایت از طریق‬ ‫تخصیص تسهیالت زیرساختی و فنی نظیر افزایش‬ ‫سرعت ان به سبب اختصاص اولویت در سوئیچینگ‬ ‫بین الملل‪ ،‬استقرار ‪ ،CDN‬فیلتر شدن رقبای او در ایران‪،‬‬ ‫‪188‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫ماجرای فیلترینگ تلگرام‪ ،‬ضرورتی بود که‬ ‫به بدترین نحو ممکن‪ ،‬اجرا شد‪ .‬سیاستی‬ ‫که در اجــرا بیشترین هزینه ممکن را بر‬ ‫کشور بار نمود‪.‬‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪189‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فیلتر بودن عمده شبکه های اجتماعی در ایران و ‪...‬‬ ‫‪ .‬این پیام رسان که در سال ‪ 93‬به بیش از ‪ 20‬میلیون‬ ‫کاربر در جمهوری اسالمی رسیده بود‪ ،‬تا جایی پیش‬ ‫رفت که از یک پیام رسان اجتماعی به یک شبکه‬ ‫اجتماعی مبدل گشت و از ان فراتر رفته و به بستری‬ ‫ارتباطی جهت شکل گیری همه نظام های اجتماعی‬ ‫ً‬ ‫تبدیل شد‪ .‬نهایتا در سال ‪ 96‬حدود ‪ 50‬میلیون کاربر‬ ‫و ‪ 60‬درصد حجم ترافیک بین الملل ایران را به خود‬ ‫اختصاص داده بود‪.‬‬ ‫در تحلیلی از جنس اقتصاد سیاسی‪ ،‬بسیار روشن و‬ ‫طبیعی است که دولت یازدهم و دوازدهم نبایستی‬ ‫عالقه ای به فیلتر تلگرام داشته باشد چراکه از سویی‬ ‫شبکه ارتباطی که جریان حزبی و فکری این دولت‬ ‫در بستر تلگرام فراهم اورده است‪ ،‬ظرفیت مناسبی‬ ‫برای پیروز ی های سیاسی این جریان فکری شد و در‬ ‫انتخابات مجلس شورای اسالمی‪ ،‬مجلس خبرگان‪،‬‬ ‫ریاست جمهوری و شوراها‪ ،‬در همه و همه‪ ،‬نتایج مطلوبی‬ ‫را کسب نمود‪ .‬از سویی دیگر از نظر اقتصادی‪ ،‬دولت‬ ‫بزرگ ترین ذی نفع فروش ترافیک پهنای باند بین الملل‬ ‫ِ‬ ‫به شمار می رود‪ ،‬طبق امار غیررسمی‪ ،‬درامد دولت از‬ ‫ً‬ ‫فضای مجازی که عمدتا در بخش فروش ترافیک است‪،‬‬ ‫در رتبه سوم بعد از نفت و مالیات قرار دارد و پرواضح‬ ‫است که در شرایطی که بیش از ‪ 60‬درصد این ترافیک‬ ‫معادل حدود ‪ 7200‬میلیارد تومان در سال به تلگرام‬ ‫اختصاص داشت‪ ،‬فیلتر ان به معنای از دست دادن‬ ‫بزرگ ترین منبع درامدی دولت در حوزه فاوا است‪.‬‬ ‫در منظری دیگر‪ ،‬تلگرام‪ ،‬از یک پیام رسان تبدیل به یک‬ ‫شبکه اجتماعی مجازی شده بود یا دقیق تر بگوییم به‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫دلیل فیلتر بسیاری از شبکه های اجتماعی مجازی‪،‬‬ ‫تلگرام تبدیل به همه فضای مجازی ایرانیان شده‬ ‫بود‪ ]5[ .‬ازاین رو وابستگی شدید کشور به این شبکه‬ ‫اجتماعی و انحصار ان‪ ،‬امنیت ملی ما تهدید می نمود‪.‬‬ ‫فارغ از فرصت های ارتباطی که برای معاندین‪ ،‬مزدوران و‬ ‫اشوب گران ایجاد کرده بود و ان ها به راحتی می توانستند‬ ‫با خارج از ایران ارتباط داشته باشند؛ مسئله مهم تر‪،‬‬ ‫برنامه توسعه تلگرام بــرای پولی شــدن خدمات ان‬ ‫بود‪ ،‬تا جایی که یک دفتر در امارات متحده ثبت و‬ ‫تاسیس کرده بود و برای جابجایی حجم عظیمی از‬ ‫دالرهای کاربران ایرانی با تاسیس دفتری در دبی و در‬ ‫نزدیک ترین منطقه جغرافیایی به کشور اماده می شد‪.‬‬ ‫این موضوع در شرایط اقتصادی کشور‪ ،‬خود تهدیدی‬ ‫خطیر به شمار می رفت‪.‬‬ ‫به نظر می رسد‪ ،‬ماجرای فیلترینگ تلگرام‪ ،‬ضرورتی بود‬ ‫که به بدترین نحو ممکن‪ ،‬اجرا شد‪ .‬سیاستی که در‬ ‫اجرا بیشترین هزینه ممکن را بر کشور بار نمود‪ .‬فارغ از‬ ‫بی انصافی هایی که در تصویرپردازی این موضوع‪ ،‬فرار‬ ‫از مسئولیت دولت و نسبت دادن ان به مقام معظم‬ ‫رهبری شد‪ ،‬اثرات این سیاست را می توان با توجه به‬ ‫ذی نفعان ترسیم نمود‪.‬‬ ‫به نظر نمی رسد در اجرای این سیاست‪ ،‬از ابتدا برنامه‬ ‫منسجم و از پیش طراحی شده ای وجود داشته است‬ ‫اما گویا با حفظ کالینت های تلگرام‪ ،‬شبکه اجتماعی‬ ‫تفکر موافق دولت‪ ،‬که بیشترین تقابل و مقاومت را در‬ ‫خصوص مهاجرت به پیام رسان های داخلی از خود‬ ‫نشان می دادند‪ ،‬در بستر تلگرام حفظ شدند و سازوکار‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫و دو پوسته [‪ ]7‬یا کالینت‬ ‫تلگرام (هات گرام و تلگرام‬ ‫طالیی) رشدی شتابان گرفت‪.‬‬ ‫در نگاهی فنی‪ ،‬موفقیت ایــن دو کالینت‪ ،‬درگــرو‬ ‫بهره مندی از زیرساخت های فنی نظیر ‪CDN‬هــای‬ ‫[‪ ]8‬موجود کشور بود که پیش ازاین در اختیار تلگرام‬ ‫قرار داشــت‪ .‬این دو کالینت با استفاده از ‪CDN‬ها‬ ‫می توانستند سرعت و کیفیت خود را به سطحی ارتقاء‬ ‫دهند که کاربران تلگرام را وفادار به خود حفظ کنند‪.‬‬ ‫هرچند در خصوص اصل توانایی کشور در برخی از‬ ‫این زیرساخت های فنی‪ ،‬اما و اگرهایی مطرح است اما‬ ‫موضوعی است که در سال ‪ 93‬موجب بهبود کیفیت‬ ‫تلگرام و پیشی گرفتن ان از دیگر رقبای پیام رسان‬ ‫خارجی ان روزها نظیر وایبر و و ی چت و امثالهم شد‪.‬‬ ‫[‪ ]9‬اگرچه اختصاص یا استقرار [‪ ]10‬این ‪CDN‬ها به‬ ‫تلگرام‪ ،‬باعث کاهش ترافیک بین المللی ما و به تبع‬ ‫ان کاهش چشمگیر خروج ارز از کشور می شد اما از‬ ‫سویی دیگر باعث افزایش چشمگیر سرعت تلگرام در‬ ‫ایران شده بود‪]11[ .‬‬ ‫اختصاص بسیاری از امکانات زیرساختی به دو کالینت‬ ‫هات گرام و تلگرام طالیی زمان بر بود؛ اما این زمان‪ ،‬هزینه‬ ‫سنگینی به دنبال داشت که گویا بایستی پیام رسان های‬ ‫داخلی متکفل ان می شدند‪ .‬در واقع پیام رسان های‬ ‫داخلی به عنوان نسخه ای موقتی‪« ،‬زمان» را فراهم کردند‬ ‫تا تلگرام طالیی و هات گرام اماده استفاده از ظرفیت های‬ ‫زیرساختی کشور شوند و فیلترینگ تلگرام را به نفع‬ ‫خود مصادره نمایند‪ .‬دو کالینتی که متعلق به شرکتی‬ ‫خصوصی به نام راهکار سرزمین هوشمند است و بارها‬ ‫حمایت دولت‪ ،‬پارک علم و فناوری دانشگاه تهران و مرکز‬ ‫موفقیت های سیاسی دولت‪،‬‬ ‫برای عرصه های سیاسی اینده‬ ‫حفظ شد‪]6[ .‬‬ ‫ً‬ ‫از سویی دیگر‪ ،‬عمال با تا کید بر پیام رسان های داخلی‪،‬‬ ‫بیشترین مهاجرت کنندگان از تلگرام‪ ،‬که همان جریان‬ ‫مخالف سیاسی و فکری دولت بودند‪ ،‬از تلگرام به‬ ‫پیام رسان های داخلی کوچ نمودند که این موضوع‬ ‫ً‬ ‫دو اثر داشت اوال در پیام رسان های داخلی‪ ،‬تعامالت‬ ‫قوت شبکه ارتباطی خود را از دست‬ ‫نهادینه شده تلگرام و ِ‬ ‫دادند چون به دلیل کثرت و تفاوت های پیام رسان های‬ ‫داخلی مردم برای انتخاب یکی از ان ها سردرگم شدند و‬ ‫ً‬ ‫بسیاری از کانال ها و گروه ها نابود شد‪ .‬دوما در تلگرام‪،‬‬ ‫با فضایی ازادتر و یکدست تر از یک جریان حزبی و‬ ‫فکری حامی دولت و در غیاب حضور رقبا‪ ،‬عرصه و‬ ‫قدرت مانور بیشتری به نفع دولت پیدا شد‪.‬‬ ‫تا زمانی که ارتباط افــراد در پیام رسان های داخلی‬ ‫نهادینه نشود و این پیام رسان های داخلی تبدیل به‬ ‫مهاجرت مهاجرینی‬ ‫یک شبکه اجتماعی نشوند‪،‬‬ ‫ِ‬ ‫ً‬ ‫که عرض شد عمدتا از جریان فکری مخالفین دولت‬ ‫هستند‪ ،‬ناپایدار می بود‪ .‬ازاین رو عنصر زمان نقش مهمی‬ ‫را ایفا می کرد‪ ،‬تا مهاجرین‪ ،‬همدیگر را در پیام رسان ها‬ ‫پیدا کنند‪ ،‬گروه ها‪ ،‬کانال ها و ارتباطات خود را شکل‬ ‫شدن ارتباطات بر‬ ‫دهند و رفته رفته به سمت نهادینه ِ‬ ‫این بسترهای جدید حرکت کنند‪ .‬این دوره زمانی‪،‬‬ ‫دوره اوج پیام رسان های داخلی در کشور بود‪ ،‬فرصتی‬ ‫برای رشد و ارتقاء‪ ،‬که مهندسین و کارشناسان ان ها‬ ‫شبانه روزی سعی در رساندن خود به حجم تقاضای‬ ‫کاربران می کردند‪ .‬دو ماهی که از فیلترینگ تلگرام‬ ‫گذشت‪ ،‬به تدریج نرخ رشد پیام رسان ها رو به افول نهاد‬ ‫‪190‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪191‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫ملی فضای مجازی را جلب‬ ‫نموده است‪ .‬وزیر ارتباطات نیز‬ ‫در مصاحبه اخیر خود‪ ،‬حیات‬ ‫این دو کالینت را به تصمیمی در مرکز ملی ارجاع داده‬ ‫بود‪ .‬حال این سوال مطرح است که ایا دولت‪ ،‬تصمیم‬ ‫گرفته است انحصار را از تلگرام ربوده و به یک شرکت‬ ‫خصوصی داخلی بدهد؟ چرا و چگونه یک شرکت‬ ‫بایستی این گونه از رانت دولتی استفاده نموده و تعداد‬ ‫زیادی از برند های پیام رسان های داخلی که زحمت‬ ‫زیادی برای ان ها کشیده شد‪ ،‬فدای رشد و توسعه یک‬ ‫شرکت شوند؟ ایا این یک سناریو برنامه ریزی شده برای‬ ‫ایجاد ظرفیت مهاجرت به داخل کشور بود یا نتیجه‬ ‫مجموعه ای از اقدامات غیر برنامه ریزی شده؟ و ده ها‬ ‫سوال دیگر‪. ...‬‬ ‫این ماجرا اثار مثبتی هم به دنبال داشته است که‬ ‫نمی توان از ان ها چشم پوشی داشت‪:‬‬ ‫‪1.1‬با قوت گرفتن تلگرام طالیی و هات گرام‪ ،‬درامد‬ ‫دولت از حوزه فروش ترافیک بین الملل حفظ شد‪.‬‬ ‫‪2.2‬موجب تحول در صنایع وابسته به پیام رسان های‬ ‫داخلی شد‪ ،‬در طول این دوره یک ساله‪ ،‬نیروی انسانی‬ ‫فراوانی در حوزه های مهندسی مربوطه مشغول به کار‬ ‫شدند‪( .‬البته شایان ذکر است که اتخاذ سیاستی‬ ‫دیگر در کشور‪ ،‬عامل افزایش جدی هزینه های منابع‬ ‫انسانی در حوزه پیام رسان ها بود و سزاوار است تا با‬ ‫موضوع انسجام خط مشی‪ ،‬تحلیل شود‪ .‬طی سال های‬ ‫اخیر‪ ،‬با تا کید و حمایت ویژه ای که معاونت علم‬ ‫و فناوری ریاست جمهوری از استارتاپ ها به عمل‬ ‫اوردند‪ ،‬بخش عمده ای از مهندسین نرم افزار ما به‬ ‫ان سمت سوق پیدا کرده اند‪ ،‬و دارای کسب وکار‬ ‫و استارتاپ هــای شخصی‬ ‫شده اند‪ ،‬که خود مانعی بر سر‬ ‫همکاری ان ها با پیام رسان ها‬ ‫ً‬ ‫و افزایش حدودا ‪ 4‬برابری دستمزد ان ها شده است‪).‬‬ ‫‪3.3‬شرکت های خدمات میزبانی‪ ،‬ر یسک باالتری‬ ‫به سبب میزبانی پیام رسان های داخلی تجربه‬ ‫کــردنــد کــه خــود رشــد ســر یــع ان ه ــا را بــه دنبال‬ ‫داش ــت‪ .‬بـه طــورکــلــی چــرخــه مــرتـبــط بــا صنایع‬ ‫ارتباطی و اطالعاتی پیا م رسا ن ها‪ ،‬رو نــد رشد‬ ‫خوبی را تجربه کردند‪.‬‬ ‫گرفتن کالینت های طال گرام و هات گرام بر‬ ‫‪4.4‬با قرار‬ ‫ِ‬ ‫سر راه ارتباطی ایرانی ها و تلگرام‪ ،‬قدرت اشراف‬ ‫و به ویژه قــدرت اخــال اطالعاتی دستگاه های‬ ‫امنیتی بسیار بیشتر شد‪ .‬و امکان پیگرد قانونی‬ ‫تخلفات فراهم امد‪.‬‬ ‫‪5.5‬درست است که هیچ مراعات ارامش روانی مردم‬ ‫نشد‪ ،‬اما به نظر می رسد سواد فضای مجازی در‬ ‫کشور با سرعت شتابنده ای رشد کرد‪.‬‬ ‫‪6.6‬کسب وکارهای شکل گرفته بر بستر تلگرام نیز در سال‬ ‫‪ 96‬متضرر شدند اما در مجموع رشد گفتمانی از‬ ‫جنس فاوا در کشور‪ ،‬به ارتقاء سواد فضای مجازی‬ ‫مردم کمک نمود‪.‬‬ ‫‪7.7‬همچنین شاید برندهای پیام رسان های داخلی با‬ ‫برندهای فعلی ضربه های جدی دید‪ ،‬اما ان ها نیز‬ ‫نبایستی احساس شکست کامل کنند‪ ،‬به هرحال‬ ‫ً‬ ‫در حد وسع خود توسعه یافتند‪ ،‬قطعا بخشی از‬ ‫مخاطب خود را حفظ خواهند کرد و با رشدی‬ ‫تدریجی مهیای برندهای اینده در این صنعت‬ ‫خواهند شد‪.‬‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫بــا ق ــرار گــرفــتـ ِـن کالینت های طــاگــرام و‬ ‫هــات گــرام بر سر راه ارتباطی ایرانی ها‬ ‫و تلگرام‪ ،‬قدرت اشراف و به ویژه قدرت‬ ‫اخــال اطالعاتی دستگاه های امنیتی‬ ‫بسیار بیشتر شد‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫‪ -3‬جمع بندی‬ ‫ً‬ ‫و پیام رسان کامال بومی‪ ،‬قید افشای اطالعات در تلگرام‬ ‫را بزنیم اما در نهایت موجب رشد زنجیره صنعت (نه‬ ‫فقط در بخش پیام رسان)‪ ،‬مقاوم سازی امنیت ملی‬ ‫در موضوع شبکه های اجتماعی و مهاجرت اختیاری‬ ‫کاربران خواهد شد‪ .‬ان شاء اهلل‪.‬‬ ‫باید بپذیریم وابستگی کشور به پیام رسان تلگرام به حدی‬ ‫ً‬ ‫رسیده بود که موضوعا در حوزه امنیت ملی قرار گرفته‬ ‫بود‪ .‬فارغ از اینکه دولت در اقدامی برنامه ریزی شده یا‬ ‫بدون برنامه قبلی به نقطه ای رسیده است که دو کالینت‬ ‫تلگرام طالیی و هات گرام به بیش از ‪ 30‬میلیون کاربر‬ ‫فعال دست یافته اند‪ ،‬موفقیتی بزرگ برای کشور است‪ .‬اما‬ ‫از سویی دیگر نیز بایستی توجه کنیم که این صنعت و‬ ‫فناوری‪ ،‬از زنجیره ای صنایع وابسته و فناور ی های مرتبط‬ ‫تشکیل شده است و رشد کاریکاتوری یا دستوری یک‬ ‫حلقه از زنجیره‪ ،‬امکان پذیر نخواهد بود‪ .‬موضوعی که‬ ‫بایستی به کسانی که فکر می کنند‪ ،‬هات گرام و تلگرام‬ ‫ً‬ ‫طالیی تا اخر شهریور کامال مستقل می شوند تذکر داد‪.‬‬ ‫ً‬ ‫قطعا این زنجیره‪ ،‬قابلیت طراحی بک اند [‪ ]12‬برای‬ ‫استقالل هات گرام و تلگرام طالیی را نــدارد و خیال‬ ‫مستقل شدن انها‪ ،‬با توجه به ظرفیت فنی امروز کشور‪،‬‬ ‫خیالی واهی است‪ .‬بنابراین چنانچه بر طبل فیلترینگ‬ ‫تلگرام طالیی و هات گرام بکوبیم‪ ،‬و ازانجاکه امکان‬ ‫زیرساختی استقالل ان هــا را نــدار یــم‪ ،‬ان دسـتــاورد و‬ ‫سرمایه اعتماد ‪ 30‬میلیونی مردم به این دو کالینت را از‬ ‫دست خواهیم داد‪.‬‬ ‫به نظر می رسد‪ ،‬خال اصلی در طول این ده ماه‪ ،‬برنامه‬ ‫منسجم (ولو در حد کلیات) و سناریوپردازی مسیر‬ ‫اجرای سیاست ساماندهی پیام رسان های اجتماعی‬ ‫بود؛ که برای مسیر بایستی هرچه سریعتر طراحی گردد‪.‬‬ ‫ت تلگرام (هات‬ ‫همچنین راه چاره‪ ،‬حفظ این دو کالین ‬ ‫گرام و تلگرام طالیی) و برنامه ریزی برای انتقال تکنولوژی‪،‬‬ ‫تولید و ترویج پیام رسان های داخلی پیشرفته‪ ،‬طی‬ ‫دو سال تا سه سال اتی است‪ .‬همین که ‪ 30‬میلیون‬ ‫کاربر ایرانی در کالینت داخلی فعال هستند‪ ،‬همانند‬ ‫جریان خون در رگ های بدن انسان‪ ،‬موجب حیات‬ ‫و گردش محتوا در شبکه داخلی خواهد شد و زمینه‬ ‫مناسبی را برای استقالل تدریجی این دو کالینت فراهم‬ ‫می کند‪ .‬البته مجبور خواهیم بود تا زمان طراحی پلتفرم‬ ‫پی نوشت‬ ‫[‪ .]1‬به طور خاص در خصوص کمیته تعیین مصادیق محتوای مجرمانه‪ ،‬همیشه‬ ‫عنوان می شود که دادستانی و قوه قضاییه مسئولیت دارد اما به این موضوع توجه‬ ‫نمی شود که ترکیب اعضای دارای حق رای در این کمیته به نفع دولت است‪.‬‬ ‫[‪ .]2‬متاسفانه در اذهان مسئولین عالی به ویژه دستگاه های امنیتی‪ ،‬مسئله‬ ‫پیام رسان های داخلی به غلط مسئله ای سخت افزاری تصویرپردازی شد و از سویی‬ ‫دیگر‪ ،‬فرهنگ تمامیت خواهی در برخی دستگاه ها‪ ،‬موجب سرمایه گذاری هنگفت‬ ‫این مسئولین دلسوز در حوزه سخت افزار و واردات عظیم تجهیزات به کشور شد‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫درحالی که اساس مشکل اوال منابع انسانی و ثانیا زمان بود تا ان منابع انسانی‬ ‫متخصص بتوانند در طول زمان و زیربار رفتن پیام رسان ها‪ ،‬مشکالت را مرتفع نمایند‪.‬‬ ‫الزم است متذکر شویم که پیام رسان ها در زنجیره ای از صنعت فاوا فعالیت می کنند‬ ‫که بایستی مجموع ا کوسیستم ان صنعت به طور هماهنگ رشد کند و نمی توان با‬ ‫تزریق بسیار بودجه در یک بخش از صنعت‪ ،‬همه زنجیره را رشد داد‪.‬‬ ‫ً‬ ‫[‪ .]3‬اساسا کشف اینکه سرور مربوط به کجاست‪ ،‬نیازمند متخصصین است نه‬ ‫خبرنگاران ضمن انکه دسترسی به داخل سرور و اطالعات ان مهم است تا هویت‬ ‫ان مشخص شود‪.‬‬ ‫[‪ .]4‬استراتژی های تقابلی نظیر عملیات روانی علیه همدیگر‪ ،‬مصاحبه ها و تهاجم ها‬ ‫به یکدیگر‪ ،‬رقابت ناسالم برای جذب منابع انسانی یکدیگر و ‪. ...‬‬ ‫[‪ .]5‬شاید یکی از علل غیرمستقیم موفقیت تلگرام تا این حد‪ ،‬فیلتر بودن بسیاری‬ ‫دیگر از شبکه های اجتماعی بود که باعث شد مردم ایران‪ ،‬همه نیازهای خود را که در‬ ‫ً‬ ‫شبکه های گونا گون مجازی محقق می شد بر بستر تلگرام بیاورند‪ ،‬مثال با تلگرام فیلم‬ ‫ببینند‪ ،‬کانال های عظیم خبری‪ ،‬تخصصی و ‪ ...‬شکل دهند‪ ،‬کسب وکار خود را بر بستر‬ ‫ان سامان دهند حتی کانال هایی به نام توئیت و یوتیوب و ‪ ...‬شکل دهند و ‪. ...‬‬ ‫[‪ .]6‬اطالعات ما نشان می دهد‪ ،‬رئیس جمهور در جلسه شورای عالی فضای مجازی‬ ‫ً‬ ‫نیز صریحا بر حفظ تلگرام‪ ،‬تا کید نموده است و حدا کثر در روزهای اخر‪ ،‬اعالم کرده‬ ‫است که با فیلترینگ مخالفت نمی کند اما همراهی هم نخواهد کرد‪.‬‬ ‫[‪ :)API) Application Programming Interface .]7‬به راحتی این امکان را در‬ ‫اختیار یک برنامه نویس قرار می دهد تا ب ه برخی یا تمامی قابلیت های یک نرم افزار‬ ‫دیگر دسترسی پیدا کند‪.‬‬ ‫[‪CDN .]8‬ها یا (‪ )Content Delivery Network‬عبارت است از شبکه ای از سرورها که‬ ‫اطالعات را از نقطه نزدیک به کاربر می رساند‪ .‬به عبارتی دیگر جریان محتوا از تولیدکننده‬ ‫محتوا تا کاربران‪ ،‬از فاصله های بسیار و سرورهای بسیار عبور می کند‪ ،‬وظیفه این شبکه های‬ ‫توزیع محتوا این است که در اولین باری که اطالعات توسط کاربری از سرور اصلی فراخوانی‬ ‫می شود‪ ،‬یک نسخه از ان در سرور ‪ CDN‬که در نزدیک ترین فاصله با کاربر قرار دارد‪ ،‬کپی‬ ‫می شود و چنانچه کاربران بعدی درخواست فراخوانی همان اطالعات را داشته باشند‪،‬‬ ‫دیگر مسیریابی تا سرور اصلی صورت نمی گیرد و از همان نزدیک ترین سرور به کاربر‪،‬‬ ‫اطالعات ارسال می شود‪ .‬حال توجه بفرمایید که یک شبکه توزیع محتوا در ایران در‬ ‫اختیار تلگرام بوده است و بدین ترتیب به دلیل اینکه عمده اطالعات از ‪ CDN‬فراخوانی‬ ‫می شده است سرعت تلگرام افزایش چشمگیری یافته بود‪ .‬این موضوع عالوه بر افزایش‬ ‫سرعت‪ ،‬باعث کاهش چشمگیر ترافیک بین المللی و به تبع ان خروج ارز از کشور می شود‪.‬‬ ‫[‪ .]9‬این یکی از راهکارهای مهاجرت دادن نرم مردم بدون درگیری ها و نارضایتی های‬ ‫عمومی بود که کشور تجربه اش را داشت اما در جریان فیلتر تلگرام‪ ،‬از ان استفاده نشد‪.‬‬ ‫[‪ .]10‬شواهدی وجود دارد که ‪ CDN‬مربوط به تلگرام‪ ،‬توسط خود تلگرام‪ ،‬طراحی‬ ‫و پیکربندی شده است و بدون هیچ مداخله ای از دولت جمهوری اسالمی‪ ،‬وارد‬ ‫تهران شده است و در مرکز امام؟هر؟ استقرار یافته است‪ .‬به این دلیل از واژه استقرار‬ ‫در کنار تخصیص استفاده شد‪.‬‬ ‫[‪ .]11‬شایان ذکر است این تخصیص یا استقرار که در سال ‪ 93‬به رایگان و مانند یارانه‬ ‫به تلگرام اختصاص داده شده بود‪ ،‬موجب کوچ اختیاری مردم از دیگر پیام رسان های‬ ‫خارجی به تلگرام در ان سال شد‪.‬‬ ‫[‪ .]12‬بخشی از شبکه و اینجا بخشی از پیام رسان که کاربر نمی بیند و به جنبه های‬ ‫زیرساختی اشاره دارد‪.‬‬ ‫‪192‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫حسین زیبنده‬ ‫پژوهشگر هسته فضای مجازی مرکز رشد‬ ‫دانشجوی کارشناسی ارشد پیوسته مدیریت دولتی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫با گسترش فناوری اطالعات و ارتباطات و تجربه نیم قرن‬ ‫شبکه اینترنت‪ ،‬حوزه فاوا فراتر از ابعاد فناورانه رفته و‬ ‫با پیوند عناصر مختلف اجتماعی‪ ،‬امــروزه به بستر‬ ‫اصلی روابط اجتماعی و ساخت نظامات اجتماعی‬ ‫مبدل گشته اســت‪ .‬محتوا به عنوان محور ی ترین‬ ‫فیلترینگ ِصرف دیگر موثر نیست‪ ،‬باید به افزایش سواد‬ ‫مجازی والدین روی اوریم‬ ‫‪193‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪ .2‬خط مشی محتوا‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫بازگشت به خانواده‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫طبق گزارش سازمان داده ها و امار اینترنت [‪ ،]1‬در سال‬ ‫‪ 2018‬ایران با جمعیتی حدود ‪ 82‬میلیون نفر و ضریب‬ ‫نفوذ اینترنت ‪ 69.1‬درصد‪ ،‬نزدیک به ‪ 57‬میلیون کاربر‬ ‫دارد‪ .‬موسسه ای تحقیقاتی در امریکا [‪ ]2‬نیز ادعا کرده‬ ‫است که ایران جزء ‪ 5‬کشور اول در ارائه اینترنت محدود‬ ‫و کنترل شده در جهان است؛ اما با وجود امارهای‬ ‫این چنینی از اعمال فیلترینگ کما کان شاهدیم‬ ‫مشکالت عدیده ای در حوزه کنترل محتوا گریبان گیر‬ ‫ً‬ ‫کشور است که بعضا تلقی عدم کارایی فیلترینگ را‬ ‫ایجاد نموده است‪ .‬به عنوان مثال بر اساس گزارش مرکز‬ ‫افکار سنجی دانشجویان ایران (ایسپا) [‪ ]3‬نزدیک به‬ ‫‪ 80‬درصد کاربران پیام رسان تلگرام فیلترینگ را دور زده‬ ‫و کماکان از این پیام رسان استفاده می کنند‪ .‬این گونه‬ ‫امارها شاهدی بر عدم کارایی نسبی روش های سنتی‬ ‫فیلترینگ و سهولت دسترسی به محتواهای مسدود‬ ‫ً‬ ‫شده در فضای مجازی است‪ .‬عمال خط مشی های‬ ‫کهنه محتوا در جهان پرشتاب فناوری پاسخگوی‬ ‫نیازها نبوده و تیزی و برندگی تیغ فیلترینگ ارام ارام‬ ‫ُ‬ ‫به کندی کشیده شده است‪.‬‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫‪ .1‬مقدمه‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫حاکمیت بر نظامات اجتماعی نیازمند‬ ‫حکمرانی بر محتوا در قلمر و سرزمینی‬ ‫حکومت است‪.‬‬ ‫و مجازات در پی نظارت بر‬ ‫محتوا و ریپورت کردن برخی‬ ‫مطالب توسط کاربران می تواند به کلی دسترسی به ان‬ ‫محتواها را ممنوع سازد‪.‬‬ ‫کثرت حیرت انگیز محتوا و مطالب در اینترنت‪ ،‬عدم‬ ‫دسترسی به برخی زیرساخت ها ازجمله عدم امکان‬ ‫حذف نام دامنه یا سرورهای میزبان بسیاری از سایت ها‬ ‫و همچنین دشواری نظارت و مجازات تمامی تخلفات‬ ‫و جرائم از محدودیت های این روش فیلترینگ است‬ ‫که کارایی ان را کاهش می دهد‪.‬‬ ‫مولفه فضای مجازی در ایجاد‬ ‫ارتباط‪ ،‬شکل گیری تعامل و‬ ‫تبدیل شدن به نهاد و نظام اجتماعی از اهمیت بسیاری‬ ‫برخوردار است‪ .‬لذا حا کمیت بر نظامات اجتماعی‬ ‫نیازمند حکمرانی بر محتوا در قلمرو سرزمینی حکومت‬ ‫است‪ .‬خط مشی محتوا کم و کیف اعمال کنترل را‬ ‫بررسی کرده و مشخص می کند که چه محتوایی‪ ،‬توسط‬ ‫چه کسی و با چه ابزاری باید کنترل شود؟‬ ‫ً‬ ‫خط مشی محتوا و مشخصا کنترل محتوایی که در‬ ‫بستر فــاوا جریان می یابد‪ ،‬مــورد وفــاق همه دولت ها‬ ‫است‪ .‬انچه در میان دولت ها اختالف دارد‪ ،‬مصادیقی‬ ‫از محتوا است که کنترل می گردد‪.‬‬ ‫‪ .3-2‬فیلترینگ در پل ارتباطی‬ ‫ایجاد مانع در فناوری ارتباطات و کانال های ارتباطی‬ ‫بین ماشین های برامده از فناوری اطالعات‪ ،‬نوعی دیگر‬ ‫از فیلترینگ است که رایج تر از دیگر انواع است‪ .‬در این‬ ‫نوع اطالعات و داده ها بسته بندی و ارسال می شوند‬ ‫اما با استفاده از سازوکارهایی از رسیدن محتواهای‬ ‫غیرمجاز به مقصد جلوگیری می شود‪ .‬از معمول ترین‬ ‫سازوکارها‪ ،‬فیلترینگ با استفاده از کلیدواژه های‬ ‫غیرمجاز و محدودسازی ای پی های مبدا یا مقصد‬ ‫موردنظر است‪ .‬به طور مثال تمام ای پی های مربوط به‬ ‫منطقه جغرافیایی خاص یا فهرستی از ای پی ها برای‬ ‫دستیابی به محتواهایی محدود می شوند‪ .‬همچنین‬ ‫امکان دارد با ایجاد فهرستی سیاه از ای پی سرورها و‬ ‫ً‬ ‫سایت های غیرمجاز عمال مسیریابی ان ها را مسدود‬ ‫ساخت‪.‬‬ ‫فیلتر هــدر در پروتکل ‪ ،TCP/IP‬فیلترینگ محتوا‬ ‫در پروتکل ‪ ،TCP/IP‬مداخله در سیستم نام دامنه‪،‬‬ ‫فیلترینگ پروکسی ‪ ،HTTP‬فیلترینگ ترکیبی (هدر‬ ‫‪ TCP/IP‬و ‪ ،)HTTP Proxy‬بار کردن حمالت تصنعی‬ ‫بر ترافیک شبکه‪ ،‬محدود کردن پهنای باند مشترکین‪،‬‬ ‫نظام رتبه بندی محتوا و فیلترینگ به وسیله موتورهای‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪ .3‬روش های کنترل محتوا‬ ‫بخش اصلی فرایند تبادل اطالعات در بستر اینترنت‪،‬‬ ‫شکستن داده ها و تبدیل ان ها به بسته های صفر و یک‬ ‫است‪ .‬تمامی ارتباطات مانند فراخوانی سایت‪ ،‬ارسال‬ ‫ایمیل و ارسال فایل‪ ،‬همه و همه فرایند شکستن و‬ ‫بسته بندی اطالعات‪ ،‬یافتن مقصد و برقراری ارتباط‬ ‫با ان و ارســال اطالعات را طی می کنند‪ .‬روش های‬ ‫مختلف فنی‪ ،‬قانونی‪ ،‬هنجاری و فرهنگی برای کنترل‬ ‫محتوا و قطع این ارتباط در مبدا‪ ،‬کانال ارتباطی و‬ ‫مقصد پیام وجود دارد که چگونگی کنترل را برای ما‬ ‫مشخص می کند‪.‬‬ ‫‪ .3-1‬فیلترینگ در مبدا پیام‬ ‫کنترل پیام در مبدا‪ ،‬امکان اشاعه و نشر پیام توسط‬ ‫تولیدکننده محتوا را سلب می کند‪ .‬این نوع محدودسازی‬ ‫بیشتر دارای جنبه ها و سازوکارهای فنی و زیرساختی‬ ‫اســت‪ .‬به عنوان مثال حــذف نــام دامنه از فهرست‬ ‫دامنه های موجود برای مسیریابی‪ ،‬از دسترس خارج‬ ‫کردن سروری که میزبانی محتوا را بر عهده دارد‪ ،‬تنبیه‬ ‫‪194‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شاید بتوان ادعا کرد تا دهه های اخیر‪ ،‬ریسک عاملیت‬ ‫کنترل محتوا‪ ،‬مسئله اصلی حکومت ها بود اما امروز‬ ‫با توسعه ابزارهای کنترل محتوا از فناوری ارتباطات‬ ‫به سمت فناوری اطالعات و به ویژه فناور ی های‬ ‫نوینی نظیر بال ک چین‪ ،‬ریسک کنترل محتوا به حوزه‬ ‫اثربخشی ان رسیده است‪.‬‬ ‫‪195‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪ .3-3‬فیلترینگ در مقصد پیام‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫جستجو دیگر سازوکارهایی‬ ‫است که می توان در این نوع‬ ‫فیلترینگ استفاده نمود‪.‬‬ ‫مــســدودســازی دامــنــه یک‬ ‫ســایــت‪ ،‬تــمــام مــحــتــواهــا و‬ ‫خدمات ان را از دسترس خارج می کند؛ درصورتی که‬ ‫ممکن است تنها بخشی از ان شامل مطالب مضر باشد‬ ‫و مطالب مفید بسیاری نیز در ان ها وجود داشته باشد‪.‬‬ ‫به طور مثال یوتیوب (‪ )YouTube‬در کنار فیلم های‬ ‫غیراخالقی و نامناسب‪ ،‬فیلم های اموزشی نیز دارد که‬ ‫با فیلتر کردن ان‪ ،‬دسترسی به تمام محتواها محدود‬ ‫خواهد شد‪ .‬روبه رو شدن با پدیده فیلترینگ حداکثری‬ ‫ضعفی است که متوجه این نوع فیلترینگ است‪.‬‬ ‫فیلترشکن ها‪ ،‬و ی پ ـی ان(‪)VPN‬هــا و پروکسی های‬ ‫مختلف از جمله فناور ی هایی هستند که امکان‬ ‫شکستن این محدودیت را فراهم اورده و فیلترینگ‬ ‫کانال های ارتباطی را دور می زنند‪ .‬پرهزینه بودن‪ ،‬نیاز‬ ‫به زیرساخت پیچیده و پیشرفته‪ ،‬عدم دسترسی به‬ ‫بسیاری از زیرساخت ها و فناور ی ها‪ ،‬دشواری تهیه‬ ‫فهرست سایت ها و ای پی های غیرمجاز‪ ،‬به روزرسانی‬ ‫این فهرست و امکان تغییر ای پی تولیدکنندگان محتوا‬ ‫در برخی از سازوکارها از جمله دیگر ضعف هایی‬ ‫ً‬ ‫است که عمال این نوع فیلترینگ را تا مرز بی اثری‬ ‫پیش برده است‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫«بال ک چین» در واقع نوعی‬ ‫پایگاه داده است که روی یک‬ ‫یا چند سرور خاص قرار ندارد‪،‬‬ ‫بلکه روی تمام کامپیوترهایی‬ ‫که به شبکه متصل می شوند‪،‬‬ ‫توزیع شده است‪ .‬حتی فیلتر کردن سرور نیز نمی تواند‬ ‫مانع دسترسی کاربران به محتوای موردنظر شود چراکه‬ ‫اطالعات در اختیار تمام کاربران ان شبکه است و بدون‬ ‫سرور هم فعالیت ان مختل نخواهد شد‪ .‬در صورت‬ ‫استفاده از این روش‪ ،‬به هیچ عنوان امکان فیلترینگ‬ ‫ً‬ ‫بــرای هیچ نهادی وجــود نخواهد داشــت و عمال در‬ ‫اینده ای نزدیک‪ ،‬فضای مجازی‪ ،‬با فناور ی های فعلی‬ ‫کنترل ناپذیر خواهد شد‪.‬‬ ‫سازوکارهای اجتماعی و روش های کنترل در مقصد‪،‬‬ ‫جایگزینی است که علی رغم تمام فناور ی های عبور‬ ‫از فیلترینگ‪ ،‬امکان کنترل محتوا را ایجاد می نماید‪.‬‬ ‫مهم ترین ویژگی این نوع کنترل‪ ،‬ارادی بودن و ضمانت‬ ‫اجرای ان باورها و ارزش هــا‪ ،‬فرهنگ و عرف جامعه‬ ‫اســت؛ درصورتی که اکثر روش هــای پیشین برخورد‬ ‫قهری داشته و ضمانت اجرای ان ها تنبیه‪ ،‬مجازات‬ ‫یا اجبار بوده است‪.‬‬ ‫کنترل توسط خانواده (‪ )Parental Control‬از جدیدترین‬ ‫روش های کنترل است که محتوا توسط خانواده‪ ،‬در‬ ‫مقصد و به صورت ارادی برای فرزندان کنترل و سالم سازی‬ ‫می گردد‪ .‬این نوع کنترل فرصتی را در اختیار خانواده ها‬ ‫قرار می دهد تا بتوانند محدودیت هایی از نظر محتوا‬ ‫و میزان استفاده اعمال کرده و مدیریت و نظارت بر‬ ‫رایانه‪ ،‬تلفن همراه و دیگر ابزارهای ارتباطاتی‪ -‬رسانه ای‬ ‫فرزند را نیز بر عهده بگیرند‪.‬‬ ‫از دیگر روش های کنترل در مقصد می توان به کسب‬ ‫سواد فضای مجازی و قرار دادن رایانه در مکانی که‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مسدودسازی دامنه یک سایت‪ ،‬تمام‬ ‫محتواها و خدمات ان را از دسترس خارج‬ ‫می کند؛ درصورتی که ممکن اســت تنها‬ ‫بخشی از ان شامل مطالب مضر باشد و‬ ‫مطالب مفید بسیاری نیز در ان ها وجود‬ ‫داشته باشد‪.‬‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫صفحات ازاد باشد‪ .‬همچنین‬ ‫در طرح اولیه پیش بینی شده‬ ‫بود میان دسترسی های افراد‪،‬‬ ‫تمایزاتی ایجاد شود و سطحی‬ ‫از دسترسی بیشتر یا دسترسی‬ ‫کم تر‪ ،‬برای افراد متناسب با سن‪ ،‬شغل و تخصصشان‪،‬‬ ‫در نظر گرفته شود؛ اما این طرح علی رغم هزینه های‬ ‫بسیاری که برای ان انجام شده است‪ ،‬با ایمن سازی‬ ‫و رمزنگاری کانال های ارتباطی دچار مشکالت فنی‬ ‫شده است‪.‬‬ ‫با دستورکار قــرار گرفتن گسترش فضای مجازی و‬ ‫ً‬ ‫مشخصا با استراتژی توسعه زیرساخت در دولت‬ ‫یازدهم امکان اتصال و دسترسی احاد مردم به فضای‬ ‫مجازی به سرعت افزایش یافت‪ .‬این گسترش به حدی‬ ‫است که در شاخص های بین المللی با عنوان شکاف‬ ‫دیجیتالی که به رتبه بندی کشورها می پردازد در چهار‬ ‫سال اخیر [‪ ]4‬ارتقاء قابل توجهی داشته ایم؛ اما متاسفانه‬ ‫کاهش بی مهابای شکاف دیجیتالی اثرات سوء خود‬ ‫را به سرعت نشان داد‪.‬‬ ‫با افزایش پهنای باند‪ ،‬گسترش گوشی های هوشمند‬ ‫و افزایش نفوذ فضای مجازی‪ ،‬طبق براوردها بیش از‬ ‫‪ 40‬میلیون گوشی هوشمند به شبکه اینترنت متصل‬ ‫شدند‪ .‬بر اساس امار مرکز ملی فضای مجازی حدود‬ ‫‪ 15‬میلیون از این کاربران را کودکان و نوجوانان تشکیل‬ ‫می دهند که اسیب پذیری باالیی داشته و در معرض‬ ‫خطر جدی قرار دارند‪.‬‬ ‫صفحه ان قابل رویت است که‬ ‫در واقع نوعی نظارت همگانی‬ ‫را القاء نماید‪ ،‬اشاره کرد‪.‬‬ ‫به طور خالصه کنترل توسط‬ ‫خانواده شامل فرایند منع‪،‬‬ ‫اموزش‪ ،‬پایش و خودکنترلی است که برای رسیدن به‬ ‫«کنترل محتوا در مقصد» بایستی طی نمود‪.‬‬ ‫‪ .4‬خط مشی محتوا در ایران‬ ‫‪ .1-4‬فیلترینگ‬ ‫مسئله فیلترینگ برای اولین بار در سال ‪ 1380‬طی‬ ‫مصوبه «مقررات و ضوابط شبکه های اطالع رسانی و‬ ‫رایانه ای» در ایران مطرح و کمیته ای مسئول رسیدگی به‬ ‫وضعیت اینترنت شد‪ .‬در مرداد ‪ 1385‬دولت ایین نامه‬ ‫«سامان دهی فعالیت سایت های اینترنتی» را ابالغ کرد‪.‬‬ ‫بر اساس این ایین نامه‪ ،‬همه وبگاه های اینترنتی باید‬ ‫ت رسیده و عناوینی نیز به عنوان‬ ‫در وزارت ارشاد به ثب ‬ ‫محتواهای غیرمجاز اعالم شدند‪.‬‬ ‫کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه‪ ،‬در سال ‪ ۱۳۸۸‬و‬ ‫در پی تصویب قانون جرائم رایــانـه ای بنیان گذاری‬ ‫شد که زیر نظر‪ ‬دادستان کل کشور‪ ‬فعالیت می کند‪.‬‬ ‫اعضای ایــن کــارگــروه موظف اند هر ‪ ۲‬هفته یک بار‬ ‫تشکیل جلسه دهند و در این جلسات در خصوص‬ ‫فیلتر شدن وب گاه های مختلف‪ ،‬بحث‪ ،‬تبادل نظر و‬ ‫رای گیری کنند‪.‬‬ ‫از سال ‪ 1393‬با عنوان طرح فیلترینگ هوشمند‪ ،‬شیوه ای‬ ‫ترکیبی از فیلترینگ مدنظر قرار گرفت‪ .‬دولت در طرح‬ ‫فیلترینگ هوشمند پیش بینی کرده بود که این سامانه در‬ ‫برخورد با یک صفحه‪ ،‬به جای‪ ‬فیلتر کردن‪ ‬تمام ادرس‪،‬‬ ‫بخش غیرمجاز ان را مسدود کند و دسترسی به سایر‬ ‫‪ .2-4‬حرکت به سمت کنترل محتوا در مقصد‬ ‫سیاست محتوا در جمهوری اسالمی پیش تر با فیلترینگ‬ ‫و کنترل هوشمند وب سایت ها گره خورده بود اما پیشرفت‬ ‫فناور ی های مقابله با این گونه محدودیت ها‪ ،‬افزایش‬ ‫چشم گیر کــاربــران فضای مجازی به ویژه کودکان و‬ ‫‪196‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫پی نوشت‬ ‫‪[1]. https://www.internetworldstats.com‬‬ ‫‪[2]. https://freedomhouse.org‬‬ ‫‪[3]. http://ispa.ir/Default/Details/fa/1925‬‬ ‫[‪ .]4‬از سال ‪ 1392‬به بعد و ارائه نسل سوم و چهارم تلفن های همراه (‪)4G , 3G‬‬ ‫‪197‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫در سال های اخیر‪ ،‬خط مشی کنترل محتوا در ایران‬ ‫ً‬ ‫غالبا بر مبنای محدودسازی پهنای باند‪ ،‬تغییر مسیر‬ ‫سامانه نام دامنه‪ ،‬ایجاد محدودیت در ای پی و فیلتر‬ ‫ً‬ ‫کلیدواژه ای بوده است که عمدتا ابعادی فنی‪-‬زیرساختی‬ ‫یا حقوقی‪-‬قانونی دارند‪.‬‬ ‫با توجه به کمرنگ بودن نقش حا کمیت در کنترل‬ ‫محتوا درون خانواده ها (در مقصد)‪ ،‬تکیه بر سازوکارها‬ ‫و شرکت های کوچک که دارای مدل اقتصادی نیز‬ ‫هستند می تواند فضایی رقابتی در تولید و گردش‬ ‫محتوا‪ ،‬دستیابی به دیگر مراحل ‪ Parental Control‬و‬ ‫پیشبرد اهداف و خط مشی های این زمینه ایجاد نماید‪.‬‬ ‫هرچند شروع فعالیت هایی مانند سیم کارت های کودک‬ ‫و نوجوان (درسا)‪ ،‬گام هایی به سمت تاثیرگذاری در‬ ‫الیه های فرهنگی و کنترل محتوا در مقصد است اما‬ ‫برنامه ریزی‪ ،‬هدایت و یکپارچه سازی خط مشی های‬ ‫محتوا به سمت این نوع کنترل و حمایت از شرکت های‬ ‫خصوصی بسیار ضروری و حائز اهمیت است‪.‬‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫‪ .3-4‬پیشنهاد‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫نوجوانان‪ ،‬دغدغه خانواده ها برای فرزندانشان و مطالبه‬ ‫عمومی ان ها‪ ،‬مسئله اینترنت امن (‪ )safe‬را در راس‬ ‫مطالبات اجتماعی در حوزه فضای مجازی قرارداد و‬ ‫تبدیل به دستور کاری برای دولت شد‪.‬‬ ‫هم زمان با مصوبه کمیسیون تنظیم مقررات در اذرماه‬ ‫‪ ،1393‬مبنی بر تعیین سن قانونی ‪ 18‬سال برای دریافت‬ ‫ً‬ ‫سیم کارت‪ ،‬که عمال دسترسی رسمی جمعیت قابل توجه‬ ‫کاربر کودک و نوجوان را محدود ساخت‪ ،‬اپراتورهای‬ ‫همراه مکلف به ارائه طرح خود برای موضوع اینترنت‬ ‫کودک و نوجوان شدند‪.‬‬ ‫«درســا»‪« ،‬انارستان»‪« ،‬شادیانه»‪« ،‬سرویس کودک و‬ ‫نوجوان ایرانسل» و غیره پاسخی اولیه به این مسئله‬ ‫بود‪ .‬به عنوان مثال «درسا» نام تجاری محصولی با عنوان‬ ‫«دانایی‪ ،‬رشد‪ ،‬سرگرمی و اموزش» است که در سال‬ ‫‪ 1395‬با همکاری اپراتورهای اول و سوم (همراه اول و‬ ‫رایتل)‪ ،‬صداوسیما‪ ،‬وزارت ارشاد و وزارت ارتباطات‬ ‫و فناوری اطالعات برای ارائه فضای مجازی پا ک به‬ ‫کودکان و نوجوانان رونمایی شد‪ .‬این محصول ترکیبی‬ ‫از یک سیم کارت مخصوص کودکان و نوجوانان و‬ ‫برنامه ای کنترل کننده ویژه والدین است که می تواند‬ ‫کاربری فرزندان را تنظیم نماید‪.‬‬ ‫پس از اماده شدن سیم کارت های کودک و نوجوان درسا‬ ‫و ایجاد شبکه ارتباطی‪ ،‬مسئله تولید و گردش محتوا و‬ ‫ارائه نشدن خدمات پایه ای مانند موتور جستجو‪ ،‬مرورگر‪،‬‬ ‫ایمیل و غیره نیز از مشکالتی بود که پس از مدتی با‬ ‫ً‬ ‫دعوت از توسعه دهندگان نرم افزار و برنامه نویسان نسبتا‬ ‫حل شد‪ .‬این در حالی است که کما کان در مرحله‬ ‫ابتدایی کنترل محتوا توسط خانواده یا ممنوعیت و‬ ‫محدودسازی محتوا قرار داریم و برای مراحل اموزش‪،‬‬ ‫پایش و خودکنترلی برنامه ای در نظر گرفته نشده است‪.‬‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫همان طور که ذکر شد‪ ،‬حیات این گونه خدمات و به طورکلی‬ ‫اینترنت وابسته به جریان گردش محتوا است‪ .‬حتی با‬ ‫مرتفع کردن تمامی این مشکالت به بهترین نحو‪ ،‬عدم‬ ‫گردش و جریان محتوا و به بیانی دیگر نبود اقبال از سوی‬ ‫کاربران‪ ،‬پروژه را با شکست روبه رو خواهد کرد‪ .‬استقبال‬ ‫نه چندان دلگرم کننده کودکان‪ ،‬نوجوانان و خانواده ها‬ ‫از زیست بوم های فضای مجازی پاک معضلی است‬ ‫که گریبان گیر درسا و دیگر طرح های مذکور شده است‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫حمایت از کاالی ایرانی‬ ‫مهرداد حیدری‬ ‫پژوهشگر هسته فضای مجازی مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری مدیریت دولتی دانشگاه تهران‬ ‫‪ .1‬ارزشیابی‬ ‫حقیقت یک مجاز‬ ‫اقتصاد و مدیریت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرهنگ و اندیشه‬ ‫زمانی که بحث از «خوب بودن» می شود‪ ،‬دعوا بر سر‬ ‫ارزش ها شکل می گیرد‪ .‬خوب بودن در چیست؟ چه‬ ‫چیز خوب است؟ طبق کدام ارزش‪ ،‬یک چیز خوب‬ ‫است‪/‬نیست؟ ازاین رو روشن می شود که اولین گام‬ ‫برای ارزشیابی‪ ،‬ارزش یابی است؛ یعنی افــرادی که‬ ‫می خواهند ارزشیابی کنند‪ ،‬ابتدا باید دای ــره ای از‬ ‫ارزش ها را ترسیم نمایند‪.‬‬ ‫برای ارزشیابی همانند بسیاری دیگر از رشته های علوم‬ ‫انسانی و اجتماعی‪ ،‬تعریف یکتایی وجود ندارد‪ .‬معنای‬ ‫ارزشیابی از یک منظر بدیهی تلقی می شود؛ اما طی‬ ‫دهه های گذشته‪ ،‬در مورد تعریف این حوزه دانشی‪،‬‬ ‫در دو عنصر کلیدی وفاق ایجاد شده است‪ .‬طبق یک‬ ‫تعریف ساده‪ ،‬ارزشیابی قضاوت در مورد شایستگی‬ ‫[‪ ]1‬و صالحیت [‪ ]2‬یک چیز است‪ .‬از تعریف مذکور‪،‬‬ ‫چند مطلب دریافت می شود‪ .‬اول اینکه ارزشیابی‬ ‫قضاوت اســت‪ .‬زمانی که قضاوت شکل می گیرد‪،‬‬ ‫به شدت از نفسانیات و شبکه معرفتی و روان شناختی‬ ‫فرد تاثیر می پذیرد؛ به عبارت دیگر ارزش هایی برای‬ ‫یک فرد با یک ذهنیت و روحیات خــاص‪ ،‬داللت‬ ‫بر خوب بودن یک چیز دارد که می تواند برای فردی‬ ‫ً‬ ‫دیگر باارزش های متفاوت‪ ،‬دقیقا برعکس باشد‪ .‬لذا‬ ‫ارزشیابی به علت تاثیر شدید از ارزش های مختلف‬ ‫ارزشیابان‪ ،‬بازتاب کننده نوعی پلورالیسم است‪ .‬لذا‬ ‫ً‬ ‫این نوع از چندرویکردگرایی [‪ ]3‬در ارزشیابی کامال‬ ‫دارای مقبولیت است [‪ .]4‬البته برای مشروعیت تکثر‬ ‫دیدگاه به اختصار باید گفت شرط صحت ارزشیابی‪،‬‬ ‫استفاده از روش شناسی های صحیح است‪.‬‬ ‫برای ارزشیابی فضای مجازی‪ ،‬باید هر دو مفهوم شایستگی‬ ‫و صالحیت این فضا بررسی شود‬ ‫‪198‬‬ ‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫پژوهش (بنیادین یا کاربردی) به این علت صورت می گیرد که به‬ ‫بدنه دانش بیفزاید‪ ،‬اما کارویژه ارزشیابی‪ ،‬تصمیم سازی برای‬ ‫مخاطب خاص است‪ .‬لذا رویکرد ارزشیابی‪ ،‬مخاطب محور‬ ‫و مبتنی بر نیازها و بستر خاص تصمیم گیری است‪.‬‬ ‫«هرگاه حداقل دو ماشین برامده از فناوری اطالعات‬ ‫(‪ )IT‬با هویت یکتا که توسط ف