دو فصلنامه تأملات رشد شماره 3 - مگ لند

دو فصلنامه تأملات رشد شماره 3

دو فصلنامه تأملات رشد شماره 3

دو فصلنامه تأملات رشد شماره 3

‫دوفصلنامه‬ ‫فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫صاحبامتیاز و مدیرمسئول‪ :‬دکتر سید مجتبی امامی‬ ‫سردبیر‪ :‬دکتر مصباح الهدی باقری‬ ‫مدیرداخلی‪ :‬حسین سرابادانی تفرشی‬ ‫مدیر فنی‪ :‬میثم اخاقیمهر‬ ‫مدیر هنری‪ :‬سید مصطفی شفیعی‬ ‫هیئت تحریریه‪ :‬رامین مددلو‪ ،‬اسحاق سلطانی‪،‬‬ ‫محمد رحمتی‪ ،‬حسین سرابادانی تفرشی‪،‬‬ ‫علی قربانی‪ ،‬محمدامین علیاحمدی‬ ‫سایت مرکز رشد‪www.rushd.ir :‬‬ ‫رایانامه‪info@rushd.ir :‬‬ ‫فروشگاه اینترنتی ُرشدا‪www.rushda.ir :‬‬ ‫شناسه اینستاگرام فروشگاه‪ rushda_store :‬‬ ‫نشانی دفتر نشریه‪ :‬تهران‪ -‬محله سعادتاباد ‪-‬‬ ‫پل مدیریت ‪ -‬مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ ‪-‬‬ ‫پا ک ‪ .10‬تلفن‪021-88561587 :‬‬ ‫شماره مجوز نشریه‪81795 :‬‬ ‫با فکر و قلم اساتید گرانقدری که نشریه تامات مرکز رشد‪ ،‬در این شماره افتخار میزبانیشان را دارد‪:‬‬ ‫ دکتر شهین ایروانی‬ ‫ دکتر مهدی سپهری‬ ‫ دکتر محمدامین مذهب‬ ‫ دکتر حسن داناییفرد‬ ‫ دکتر کامران باقری لنکرانی‬ ‫ دکتر مرضیه عالی‬ ‫ دکتر عباس منفرد‬ ‫ دکتر سید مجید امامی‬ ‫ دکتر هادی طحان نظیف‬ ‫ دکتر ابوذر گوهری‬ ‫ دکتر مسعود فکری‬ ‫و پژوهشگران مجموعه مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟‪:‬‬ ‫‪.1‬‬ ‫‪.2‬‬ ‫‪.3‬‬ ‫‪.4‬‬ ‫‪.5‬‬ ‫‪.6‬‬ ‫‪.7‬‬ ‫‪.8‬‬ ‫‪.9‬‬ ‫‪.10‬‬ ‫‪.11‬‬ ‫‪.12‬‬ ‫‪.13‬‬ ‫محمدرضا ارام‬ ‫محمد ازادی‬ ‫جواد ازادی‬ ‫حمیدرضا ارفع الرفیعی‬ ‫حمید ایزدبخش‬ ‫دکتر مجتبی باباخانی‬ ‫محسن باقری‬ ‫محمدامین باقری‬ ‫دکتر مصباح الهدی باقری‬ ‫سیدامیررضا برقعی‬ ‫رضا پاینده‬ ‫وحید تارویردیزاده‬ ‫محمدصادق ترابزادهجهرمی‬ ‫‪ .27‬سید علیرضا سجادیه‬ ‫‪ .14‬مرتضی تیموریان‬ ‫‪ .28‬حسین سرابادانی تفرشی‬ ‫‪ .15‬دکتر نادر جعفری‬ ‫‪ .29‬سید مهدی سرخان‬ ‫‪ .16‬مجتبی جوادی‬ ‫‪ .30‬اسحاق سلطانی‬ ‫‪ .17‬محسن جوهری‬ ‫‪ .31‬دکتر یونس سلمانی‬ ‫‪ .18‬دکتر علیرضا چیتسازیان‬ ‫‪ .32‬جواد سواری‬ ‫‪ .19‬محمدهادی حبیب اللهی‬ ‫‪ .33‬هاشم سوداگر‬ ‫‪ .20‬محمدمهدی حسینزاده‬ ‫‪ .21‬دکتر سید ابوالحسن حسینی ‪ .34‬احمد شریعتمداری‬ ‫‪ .35‬محمدسعید صفاری‬ ‫‪ .22‬مهرداد حیدری‬ ‫‪ .36‬رضا طاهرنیا‬ ‫‪ .23‬دکتر ابراهیم راستیان‬ ‫‪ .37‬امیر حسین غفاری‬ ‫‪ .24‬دکتر محمدجواد رضائی‬ ‫‪ .38‬سعید فتحعلی‬ ‫‪ .25‬پرهام روشنایی‬ ‫‪ .39‬سیدمحمدرضا فقیه ایمانی‬ ‫‪ .26‬حسین زیبنده‬ ‫‪ .40‬عباس قائمی‬ ‫‪ .41‬علی قربانی‬ ‫‪ .42‬دکتر محمد حسین قوام‬ ‫‪ .43‬سیدیونس کمالیان‬ ‫‪ .44‬محمدرضا کوهکن‬ ‫‪ .45‬سجاد لطفی‬ ‫‪ .46‬رامین مالک‬ ‫‪ .47‬رامین مددلو‬ ‫‪ .48‬دکتر سعید مسعودی پور‬ ‫‪ .49‬علی مصطفوی ثانی‬ ‫‪ .50‬مجید محمدزمانی‬ ‫‪ .51‬سعید نجبا‬ ‫‪ .52‬دکتر محمد نوروزی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫فهرست‬ ‫‪11‬‬ ‫یادداشت رشد‪:‬‬ ‫قدم در دهه پنجم انقاب اسامی‬ ‫پنجره اول‪ :‬اقتگاد و مدیریت‬ ‫‪16‬‬ ‫سرخط‪ :‬نقطه مبارزه در جنگ اقتصادی‬ ‫فهرست‬ ‫پرویده‪« :‬رویق تولید»‬ ‫گذر از وابستگی‬ ‫دکتر علیرضا چیتسازیان‬ ‫تغییر ذهنیتها از دوگــانــه سرمایه‬ ‫داخــلــی یــا خــارجــی بــه ســوی الگوی‬ ‫همیاری‪ ،‬ما را به تحقق شعار امسال‬ ‫نزدیکتر میکند‬ ‫‪20‬‬ ‫‪ 24‬قبل از مسئله‬ ‫دکتر مگباح الهده باقره‬ ‫پــس از تجربه هشت دول ــت پــس از‬ ‫جـنــگ‪ ،‬همچنان اقــتـصــاد معضل‬ ‫اصلی پیش روی نظام است‬ ‫هفتخوان تغییر اقتصادی‬ ‫‪29‬‬ ‫فاصله حرف تا عمل در تحقق کامل‬ ‫شعارهای سال‪ ،‬از چه عواملی ناشی‬ ‫میشود؟‬ ‫‪ 35‬فرار از جهل اصطاحات‬ ‫حسین سراباداین تفرخن‬ ‫سامان مثلث رونق تولید‬ ‫ِ‬ ‫دکتر محمد یوروزه‬ ‫‪38‬‬ ‫برای تحقق شعار سال‪« ،‬مطالبهگری‬ ‫تخصصی» الزامی غیرقابل چشمپوشی‬ ‫است‬ ‫حمیدرضا ارفعالرفیعن‬ ‫تولید با حل سه مانع ساختار‪ ،‬باور‬ ‫و سبک زندگی رونق خواهد گرفت‬ ‫‪ 43‬رونق تولید‬ ‫به سبک غیرپولی‬ ‫محمدرضا ارام‬ ‫رونــــق تــول ـیــد در ص ــورت ــی مــنــجــر به‬ ‫چالشهای اقتصادی دیگر نخواهد‬ ‫شدکه بخش غیربازاری تولید‪ ،‬فربهتر‬ ‫از بخش بازاری ان شود‬ ‫‪2‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫مصرف کاای ایرانی‪ ،‬انسان‬ ‫اقتصادی و جامعه نمایشی‬ ‫دکتر سید مجید امامن‬ ‫چرا نسخههای جهادی‪ ،‬اقتصاد ایران‬ ‫را هنوز شفا نداده است؟‬ ‫راه رسیدن به راهحل‬ ‫ِ‬ ‫یاخم سوداگر‬ ‫مبتنی بر امــوزههــای قــران کریم‪ ،‬چه‬ ‫دستور کاری برای تحلیلگر سیاست‬ ‫عمومی‪ ،‬میتوان تعیین کرد؟‬ ‫سه سطح مقاومت‬ ‫در بــانــکــداری مقاومتی مــیتــوان بر‬ ‫ح ـســاب ســرمــایــهگــذاری مـ ــدتدار‪،‬‬ ‫تکیه کرد‬ ‫چرخه تولید نابرابری‬ ‫‪53‬‬ ‫فراموشی وظیفه‬ ‫ِ‬ ‫دکتر یویس سلماین‬ ‫‪57‬‬ ‫حال اقتصاد ایران خوب می شود؛ اگر‬ ‫مقام سیاستگذار و ناظر‪ ،‬به وظایف‬ ‫خــود در بــرابــر شــوک هــا و ب ـحــران ها‬ ‫عمل کند‬ ‫‪64‬‬ ‫اقتصاد مقدس‬ ‫ِ‬ ‫محمدیاده حبیباللهن‬ ‫‪68‬‬ ‫مسجد بهعنوان یک سنگر‪ ،‬باید در‬ ‫همه شئون اجتماعی ازجمله مسائل‬ ‫اقتصادی ورود کند‬ ‫‪ 74‬به نام عدالت‪،‬‬ ‫به کام سرمایهداری‬ ‫سید علیرضا سجادیه‬ ‫‪79‬‬ ‫علن مگطفوه ثاین‬ ‫صـ ـ ــورتبـ ـ ــنـ ـ ــدی هـ ــمـ ــه م ــس ــائ ــل‬ ‫اموزشوپرورش با چالش «کمبود منابع‬ ‫مالی» و در نتیجه «خصوصیسازی»‪،‬‬ ‫غلط اندر غلط است‬ ‫نظام مالی اسامی مبتنی بر مکانیسم‬ ‫َ‬ ‫خاصی در تسهیم ریسک‪ ،‬نابرابری در ‪ 83‬لزور‪ :‬دوگانه تقلید و تجربه‬ ‫محسن باقره‬ ‫ثروت را از بین میبرد‬ ‫گندم نان‪،‬‬ ‫ِ‬ ‫رقم انقاب‪1398 ،‬‬ ‫‪87‬‬ ‫مرتضن تیموریان‬ ‫‪93‬‬ ‫از گندم یاد گرفتیم اگر ظرفیتهای‬ ‫کشاورزی زیر مشغولیتهای سیاسی‬ ‫و اداری مسئولین رها نشود‪ ،‬دست‬ ‫اجانب از کشور بریده میشود‬ ‫مسیر بازسازی نهادهای بومی مسدود‬ ‫نیست‪ ،‬مشروط به انکه بپذیریم مدرن‬ ‫از نوع خودمان شویم‬ ‫در جستجوی راهی‬ ‫بهتر از واردات‬ ‫سیدیویس کمالیان‬ ‫کشت فراسرزمینی‪ ،‬جایگزینی ایمن و‬ ‫قابلاتکا برای بخش مهمی از واردات‬ ‫محصوات کشاورزی است‬ ‫‪3‬‬ ‫فهرست‬ ‫دکتر محمدحسین قوام‬ ‫‪48‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫‪97‬‬ ‫غایب بزرگ‬ ‫رضا پاینده‬ ‫دوری مشتری از زنجیره ارزش‪ ،‬ارزشها‬ ‫را به مرور بیرنگ میکند‪ .‬انسانی که‬ ‫درگیر این زنجیره نباشد‪ ،‬ارزش تولید‬ ‫و تولیدکننده را کمتر میفهمد‬ ‫پرویده‪« :‬حکمراین پلتفرم»‬ ‫سرخط‪:‬‬ ‫«حکمرانی پلتفرم» امتداد یا مهار سلطه‬ ‫‪104‬‬ ‫‪ 106‬پلتفرم چیست؟‬ ‫جواد ازاده‬ ‫قدرت پلتفرم‪ ،‬اثر شبکهای‬ ‫‪110‬‬ ‫فهرست‬ ‫سید امیررضا برقعن‬ ‫اثار سازنده و تخریبگر اثر شبکهای‬ ‫در پلتفرمها‬ ‫پلتفرم ها یستری برای به دست اوردن‬ ‫رایگان نــواوری و برون سپاری واحد‬ ‫تحقیق و توسعه هستند‬ ‫‪ 114‬پاسخگویی پلتفرم‬ ‫مهرداد حیدره‬ ‫از تنظیمگری در پلتفرم تا‬ ‫تنظیمگری با پلتفرم!؟‬ ‫‪120‬‬ ‫روش کارامد پاسخگو کردن پلتفرمها‬ ‫چیست؟‬ ‫جواد ازاده‬ ‫حکمرانی پلتفرمها چــالــش اصلی ‪ 124‬حکمرانی پلتفرمهای‬ ‫ان ـقــاب اســامــی در ده ــه پـیــش رو‬ ‫اینترنت اشیاء‬ ‫خواهد بود‬ ‫پلتفرم‪ ،‬ابزار تعاون‬ ‫‪128‬‬ ‫سعید فتحعلن‬ ‫پلتفرمها‪ ،‬ابــزاری بــرای تعاون میان‬ ‫مشارکتکنندگان است و هرچه تعداد‬ ‫انها بیشتر شود‪ ،‬ان پلتفرم قویتر و‬ ‫باارزشتر میشود‬ ‫حسین زیبنده‬ ‫حکمرانی فناوریهای جدید‪ ،‬به عنوان‬ ‫قطعه گمشده در پازل فضای مجازی‪،‬‬ ‫باید ضمیمه توان مهندسی کشور شود‬ ‫‪ 132‬سرمایهداری پلتفرم‬ ‫اسحاق سلطاین‬ ‫پلتفرم با امکانات خــود‪ ،‬ابــزار بسیار‬ ‫قدرتمندی برای سرمایهداری است تا‬ ‫بتواند اهداف خود را دنبال کند‬ ‫‪4‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫پنجره دوم‪ :‬فرینگ و ایدیشه‬ ‫‪138‬‬ ‫سرخط‪ :‬اشناییزدایی‪...‬‬ ‫پرویده‪« :‬مکتب مدرسه»‬ ‫تولد مدرسه مدرن‬ ‫اروپایی‪-‬امریکایی در ایران‬ ‫‪142‬‬ ‫دکتر مرضیه عالن‬ ‫صدسال پیش‪ ،‬نظام اموزشی ایران که‬ ‫‪ 148‬تامین مالی مدارس‪:‬‬ ‫تا قبل از ان غیرمتمرکز و غیردولتی بود‪،‬‬ ‫دولت یا ملت؟‬ ‫به نظامی متمرکز و دولتی و با الگویی‬ ‫جواد سواره‬ ‫اروپایی‪ -‬امریکایی تبدیل شد‬ ‫تحول بنیادین در اشپزخانه ‪153‬‬ ‫علن قرباین‬ ‫‪ 158‬طرد مدرسه جدیده یا‬ ‫استفاده از بستر ان؟‬ ‫‪162‬‬ ‫انتظارات از مدرسه‪:‬‬ ‫چشمها و دستها‬ ‫دکتر خهین ایرواین‬ ‫امیرحسین غفاره‬ ‫تــاســیــس م ــدرس ــه ع ــل ــوی‪ ،‬یــکــی از‬ ‫واکنشهای طبقه مذهبی ایــران در‬ ‫برخورد با پدیده نوین مدرسه بود‬ ‫چــرا نــهــاد مــدرســه در جامعه ام ــروز‪،‬‬ ‫بدهکار همه است؟‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫هیئت‪ ،‬تجربهای‬ ‫زیباییشناسانه‬ ‫‪168‬‬ ‫سید مهده سرخان‬ ‫‪ 172‬اجتماعی در خور‬ ‫زیبایی چیست که زینب کبری(س)‬ ‫الاه‪ :‬قد قامت هیئت‬ ‫در کربا جز زیبایی ندید؟‬ ‫دکتر سیدابوالحسن حسینن‬ ‫«احیاء ذکر»‪ ،‬تنها مرتبهای از مراتب‬ ‫«احیاء امر» است‬ ‫‪5‬‬ ‫فهرست‬ ‫کانون اصلی تغییر در سند «تحول‬ ‫بنیادین اموزشوپرورش» کجاست؟‬ ‫چالش اصلی در تامین مالی مدارس‪،‬‬ ‫شکل رابطه دولت و ملت است و انچه‬ ‫درگذشته رخداده‪ ،‬نشانگر نحوه ارتباط‬ ‫متفاوتی است‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫شازده کوچولو و هبوط ادم‬ ‫‪176‬‬ ‫دکتر مهده سپهره‬ ‫سیری استعاری در سپهر انسانشناسی‬ ‫هبوطی‪-‬عروجی‬ ‫‪ 182‬قایقهای تندروی‬ ‫پهنه فرهنگ‬ ‫سجاد لطفن‬ ‫شهر خدا‬ ‫ِ‬ ‫‪187‬‬ ‫ّ‬ ‫محمدرضا ارام‬ ‫مردمان ارمانشهر مهدوی زمانهسازند؛‬ ‫نه فرزند زمانه‬ ‫بــا طــراحــی زم ـیـ ِـن عملیات جدید‪،‬‬ ‫اح ـت ـمــال ُبـــرد جبهه خـــودی بیشتر‬ ‫خواهد بود‬ ‫‪191‬‬ ‫من بیمن‬ ‫ِ‬ ‫دکتر مگباحالهده باقره‬ ‫فهرست‬ ‫لباس محلی بر تن‬ ‫غریبه خارجی‬ ‫دکتر محمدامین مذیب‬ ‫دکتر عباس منفرد‬ ‫ام ــوزش ز ب ــان انگلیسی بــا محتوای‬ ‫فرهنگ اسامی‪-‬ایرانی نهتنها ممکن‬ ‫بلکه یک ضرورت است‬ ‫‪196‬‬ ‫دانشگاه «هویتبخش»‪ ،‬ساماندهنده‬ ‫دردهاست‪ ،‬نهبخشی از دردهای یک‬ ‫جامعه‬ ‫‪ 201‬ارکان سهگانه‬ ‫عدالت اموزشی‬ ‫محمدصادق ترابزاده جهرمن‬ ‫کیفیت افــراد و پیکرهبندی انهــا در‬ ‫اجتماع‪ ،‬جمعیت را شکل میدهد‪.‬‬ ‫عــدالــت امــوزشــی چتر حا کم بــر این‬ ‫پیکرهبندی است‬ ‫معلمان؛ راهبران یا‬ ‫کارگران برنامه درسی؟‬ ‫‪205‬‬ ‫جایگاه حقیقی معلمان دستگیری‬ ‫و نشان دادن راه رشد به دانشاموزان‬ ‫است‬ ‫‪210‬‬ ‫ُ‬ ‫باب پژوهش‬ ‫ح ِ‬ ‫‪215‬‬ ‫حکمرانی حبابی پژوهش‪ ،‬پژوهش را‬ ‫به یک کاای لوکس تبدیل میکند که‬ ‫فقط‪ ،‬لذت چنددقیقهای دارد‬ ‫‪ 218‬سی نما در چهل نما‬ ‫دکتر ابراییم راستیان‬ ‫در سوگ شخصیت معلمی‬ ‫رضا طایرییا‬ ‫مجتبن جواده‬ ‫اگر اسیبهای دانشگاه فرهنگیان رفع‬ ‫نشوند‪ ،‬در اینده با نسلی سطحینگر و‬ ‫سکوار مواجه خواهیم بود‬ ‫مجید محمدزماین‬ ‫مخاطبین کم؛ اما فعال‬ ‫بلوغ ذائقه‬ ‫ِ‬ ‫و پــیــشــروی ســیــنــمــا‪ ،‬تــنــهــا اکــســیــر‬ ‫حیاتبخش موجود سینمای ملی‬ ‫است‬ ‫‪6‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫‪222‬‬ ‫زیستن در جهان‬ ‫سرخپوستها‬ ‫محمدمهده حسینزاده‬ ‫سرخپوست‪ ،‬اگرچه فیلمی است که ‪ 226‬وقتی همه خواب باشند!‬ ‫در گذشته تاریخ ایران رخ میدهد؛ اما‬ ‫بهشدت متعلق به امروز است‬ ‫عباس قائمن‬ ‫ً‬ ‫تلویزیون‪ ،‬نهایتا ‪ 5‬الی ‪ 10‬سال دیگر‬ ‫فرصت حیات‪ ،‬بهعنوان رسانه جریان‬ ‫اصلی دارد‬ ‫«نسیم»ی به وسعت‬ ‫تمام سازمان‬ ‫‪230‬‬ ‫ریشه اصلی سیاست «نسیم»ی شدن‬ ‫صداوسیما این است که برایند رسانه‬ ‫ملی از «پیام» تهی است‬ ‫‪ 234‬معمای چند مجهوله‬ ‫پریام روخنایی‬ ‫مجید محمدزماین‬ ‫‪239‬‬ ‫قدمزنی در دنیای‬ ‫سلبریتیها‬ ‫صداوسیما در گام دوم انقاب‪ ،‬باید‬ ‫رسانه تراز جمهوری اسامی گردد‬ ‫فهرست‬ ‫وحید تارویردهزاده‬ ‫هــر شـهــرتــی سـلـبــر یـتــی ش ــدن بــه بــار‬ ‫ن ـمــیاورد؛ سلبریتی یعنی «شهرت‬ ‫مدرنیزه شده»‬ ‫پنجره سوم‪ :‬سیاست و اجتماع‬ ‫‪246‬‬ ‫سرخط‪ :‬پیدا و پنهان یک نقشه تغییر‬ ‫پرویده‪« :‬سامت الکتروییک»‬ ‫تغییر توجه‬ ‫ِ‬ ‫‪250‬‬ ‫محمد ازاده‬ ‫سامت الکترونیک‪ ،‬تغییری پارادایمی‬ ‫از نظام سامت مبتنی بر پزشک بهنظام‬ ‫سامت مشتریمحور است‬ ‫‪ 255‬هزینهی بهصرفه‬ ‫محمدسعید صفاره‬ ‫زیرساختهای پرهزینه پیوند حوزهی‬ ‫سامت و حوزهی ‪ ،ICT‬باعث افزایش‬ ‫بهرهوری در نظام سامت میشود‬ ‫‪7‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫‪259‬‬ ‫نظمدهی به‬ ‫دنیای مسئلهها‬ ‫حمید ایزدبشش‬ ‫ا گــر سامت الکترونیک بخواهد به ‪ 265‬جهل تجماتی‬ ‫اهــداف خــود دســت یابد بایستی با‬ ‫خطمشیهای مناسبی پشتیبانی شود‬ ‫دکتر کامران باقره لنکراین‬ ‫‪270‬‬ ‫مه دادهها‬ ‫درسهایی از روند سامت الکترونیک‬ ‫در ایران‬ ‫سعید یجبا‬ ‫موج جدید فناوری در عرصه سامت‬ ‫ِ‬ ‫فهرست‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫صبر‪ ،‬طاقتش ُبرید‬ ‫‪276‬‬ ‫دکتر حسن دایاییفرد‬ ‫بـ ــد ت ـص ـم ـی ـمــی‪ ،‬بــیت ـص ـم ـی ـمــی و ‪ 289‬عدالت اجتماعی در تعادل‬ ‫مثلث قدرت‪ ،‬ثروت‪ ،‬قبیله‬ ‫تـصــمـیــمگـیــری ت ــاخــی ــری‪ ،‬کیفیت‬ ‫کشورداری را تهدید میکند‬ ‫محمدصادق ترابزاده جهرمن‬ ‫ََ‬ ‫َ‬ ‫«د ِم» بی «قدم» قوای‬ ‫عاقله کشور‬ ‫‪293‬‬ ‫حوزه علمیه و دانشگاه موظفاند برای‬ ‫«مردم» و «دین مردم» تاش کنند‬ ‫‪301‬‬ ‫جدال بختازمایی‬ ‫ِ‬ ‫‪305‬‬ ‫دکتر محمدجواد رضائن‬ ‫رامین مالک‬ ‫بزرگترین سیاست کاهش جمعیت‬ ‫کیفری در کشور‪ ،‬به سبک بختازمایی‬ ‫در حال عملی شدن است‬ ‫قـــدرت‪ ،‬ث ــروت و قبیله‪ ،‬ســه مولفه‬ ‫اساسی در ساخت هر جامعه هستند‬ ‫شیرینی خطرناک برای‬ ‫ِ‬ ‫مدیران انقابی‬ ‫دکتر سعید مسعوده پور‬ ‫راهکار حل مسئله دنیاطلبی مسئوان‪،‬‬ ‫افزایش ریسک پذیرش مسئولیتهای‬ ‫دولتی است‬ ‫ویل للمتوسطین‬ ‫‪309‬‬ ‫‪8‬‬ ‫دکتر محمد یوروزه‬ ‫دوران متوسطها به سر امــده است‪.‬‬ ‫برای موفقیت‪ ،‬حداقل باید در یکچیز‬ ‫برجستگی داشت‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫زمان به نفع تحریف‬ ‫‪314‬‬ ‫محسن جویره‬ ‫مروری بر برخی از زمینههای فرهنگی‬ ‫و اجتماعی تحریف امام خمینی؟ ‪ 318‬یکی بود یکی نبود؛‬ ‫یه ایران انقابی بود‬ ‫دکتر یادر جعفره‬ ‫ایران شیعه یا ایران‬ ‫مقاومت؟‬ ‫‪324‬‬ ‫ّ‬ ‫مــا نیازمند بــرنــد مــلــی داسـتــانگــوی‬ ‫جمهوری اسامی ایران هستیم‬ ‫محمدرضا کویکن‬ ‫تصویر ایران در افکار عمومی جهان ‪ 329‬عکس‪ ،‬تصویر نیست!‬ ‫اسام چندان مطلوب نیست‬ ‫حمیدرضا ارفعالرفیعن‬ ‫تصویر تنها با یکی دو عکس رواج یافته‬ ‫در فضای مجازی ساخته نمیشود‬ ‫سرگردان جهان نمادها‬ ‫ِ‬ ‫‪334‬‬ ‫بر درب جاذبههای اقناعیمان‪ ،‬قفل‬ ‫فاصله میان ما و مخاطب افتاده و ما‬ ‫سرگردان بازار سیاست شدهایم‬ ‫‪ 339‬شناسنامههای خط خطی‬ ‫احمد خریعتمداره‬ ‫‪342‬‬ ‫حسین سراباداین تفرخن‬ ‫دولت کوچک با انتظارات بزرگ جامعه‬ ‫چه خواهد کرد؟‬ ‫‪ 347‬تشخیص مصلحت‬ ‫نظام یا شر ع؟‬ ‫دکتر یاده طحان یظیف‬ ‫بیشرمی مداوم‬ ‫شبهروشنفکران‬ ‫‪351‬‬ ‫علن قرباین‬ ‫پیش از گوش سپردن به نسخههای‬ ‫با فراموشی خاف شرع بودن مصالح‬ ‫ازم‪ ،‬درنــهــایــت بــهعـنــوان یــک نظام‬ ‫حکومتی دینی تهی از محتوای دینی‬ ‫جلوه خواهیم کرد‬ ‫شبهروشنفکران‪ ،‬ازم است یادی از ‪ 354‬هزینه تثبیت ارمانها‬ ‫سازمان پرورش افکار و نقش ان کنیم‬ ‫دکتر مجتبن باباخاین‬ ‫دستگاه محاسباتی رهبران انقاب‬ ‫اسامی‪ ،‬واکسینه شدن ارمانهای‬ ‫انقاب را بسیار مهمتر از مشکات‬ ‫مقطعی میداند‬ ‫‪9‬‬ ‫فهرست‬ ‫پارادوکس دولت‬ ‫محمدامین باقره‬ ‫چندچهرهگی و بــازی در نقشهای‬ ‫مختلف در عرصه سیاست‪ ،‬مدل رایج‬ ‫سیاستورزی در کشور ما شده است‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫تضاد خون و خدا‪:‬‬ ‫نسخه اذربایجان‬ ‫‪362‬‬ ‫رامین مددلو‬ ‫رسوخ قومیتگرایی در روحانیت‪ ،‬نه ‪367‬‬ ‫تلنگر چهلسالگی‬ ‫ِ‬ ‫اختاف بلکه اشوب به بار می اورد‬ ‫امریکا و ما در دهه‬ ‫پنجم انقاب‬ ‫اسحاق سلطاین‬ ‫‪372‬‬ ‫در پرتو شناخت «دیــگــری»‪ ،‬خویش‬ ‫را محقق کن‬ ‫دکتر ابوذر گویره مقدم‬ ‫طمع امریکا در دهه پنجم انقاب‪ 377 ،‬فرجام بیداری اسامی‬ ‫تــحــول در محیط و جامعه داخلی‬ ‫ایران است‬ ‫بیراههی دلبستگی به غیر‬ ‫دکتر مسعود فکره‬ ‫‪382‬‬ ‫فهرست‬ ‫سید محمدرضا فقیه ایماین‬ ‫و خــدا در همین نزدیکی در کمین‬ ‫است؛ فاین تذهبون؟!‬ ‫‪10‬‬ ‫بــه نـظــر م ــیرس ــد‪ ،‬بــازگ ـشــت مجدد‬ ‫جنبشهای اعتراضی در کشورهای‬ ‫عربی نیازمند محرکهای جدی است‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫است و البته در ذیل شیوههای نامتعارف میتوان به‬ ‫تحمیل جنگ خصمانه ‪-‬انهم بدون لحاظ اداب و‬ ‫ترتیبات نظامی و با حمله موشکی به شهرها و بمباران‬ ‫انها و استفاده از ساح شیمیایی‪ -‬و همچنین ترورهای‬ ‫پردامنه و تحریمهای ظالمانه و غیرانسانی‪ ،‬اشاره نمود‪.‬‬ ‫همه این تاشها تا امروز که دشمن استراتژی ضربه‬ ‫مستقیم و حصر حداکثری اقتصادی‪ ،‬همراه با هجمه‬ ‫روانی را در دستور کار خود قرار داده‪ ،‬فقط به یک نقطه‬ ‫ایران بدون محتوای انقابی و اندیشه‬ ‫میاندیشد و ان‪ِ ،‬‬ ‫الهی است‪.‬‬ ‫اکنون‪ ،‬چهار دهه کوششهای جدی و بیوقفه دشمن‬ ‫در خصمانهترین‪ ،‬ظالمانهترین و بیپرواترین شیوهها‬ ‫پیش روی چشمان جهانیان است و حال وارد دهه‬ ‫پنجم ان شدهایم‪ .‬با اینکه شدت و حدت اقدام دشمن‬ ‫در مجموع پدیدهها و وقایع سیاسی صدسال اخیر‪،‬‬ ‫انقاب اسامی ایران غیرقابل پیشبینیترین حادثه‬ ‫در اتاقهای فکر کشورهای ابرقدرت و داعیهداران‬ ‫سلطهگری است و توانسته است‪ ،‬بیشترین تغییر را در‬ ‫ارایش جدید قدرت در صحنه جهانی به وجود اورد‪.‬‬ ‫در واقع در چند دهه گذشته‪ ،‬نقش و نقشه کشورهای‬ ‫موثر در عرصه بینالملل بدون تعریف و تنظیم روابط‬ ‫با ایــران امکانپذیر نبوده است‪ .‬ازایــنرو کشورهای‬ ‫ابرقدرت برای مهار ایران و به حداقل رساندن نقش‬ ‫ان‪ ،‬از همه ابزارهای متعارف و نامتعارف دیپلماسی‬ ‫بهره بــردهانــد‪ .‬ایجاد ائتافهای جهانی‪ ،‬تصویب‬ ‫بیانیه و قطعنامه در سازمان ملل‪ ،‬شورای امنیت و‬ ‫دیگر نهاد و سازمانهای مواجببگیر و گوشبهفرمان‬ ‫جزو ابرومندترین ابزارهای تحدید قدرت نفوذ ایران بوده‬ ‫‪11‬‬ ‫یادداخت رخد‬ ‫قدم در دهه پنجم‬ ‫انقاب اسامی‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫در طول تاریخ بشریت کمنظیر است‪ ،‬اما ازانجاکه به‬ ‫ریشههای انقاب از سویی و منظر نگاه و افق ان از‬ ‫سوی دیگر‪ ،‬بیاعتنا است و یا میداند نمیتواند به‬ ‫انها صدمه جدی و خدشه اساسی وارد سازد‪ ،‬لذا‬ ‫مسیر پیش رو برای دشمن بسیار سختتر و غیرقابل‬ ‫نفوذتر از قبل شده است‪.‬‬ ‫این ریشهها در کام امام خمینی ؟ بارها و بارها‬ ‫مــورد تا کید قرارگرفته و تمسک و اعتصام به ان‪ ،‬از‬ ‫سوی ایشان مایه پیروزی همیشگی جبهه حق بر باطل‬ ‫قلمداد شده است‪:‬‬ ‫یادداخت رخد‬ ‫رهبر انقاب نیز با تبیین دیدگاههای حضرت امام‬ ‫راحــل‪ ،‬ارمانهای متعالی انقاب اسامی را تحقق‬ ‫عــدالــت اجتماعی‪ ،‬پیشرفت علمی‪ ،‬اقتصادی‪،‬‬ ‫فرهنگی و اجتماعی کشور و سعادت ملت‪ ،‬مقابله‬ ‫با ظالم و دفاع از مظلوم‪ ،‬استقال و تسلیم نشدن در‬ ‫برابر زورگویی و باجخواهی سلطهگران و مستکبران‬ ‫برشمردهاند‪.‬‬ ‫لذا معلوم میگردد امام راحل با اندیشه الهی و نورانی‬ ‫خود‪ ،‬مولفههای نقشه فتح و پیروزی انقاب و البته‬ ‫ارمانهای ان را ترسیم نمودهاند و البته به دشمن هم‬ ‫فهماندند که رمز پیروزی ما در کدام زمین و با کدام‬ ‫قواعد است‪ .‬در حقیقت افق نگاه و ژرفای فکر امام در‬ ‫سطحی ماورای نگاه نزدیکبین دشمن قرار دارد؛ لذا‬ ‫دشمن برای دستیابی به موفقیت‪ ،‬نیاز دارد تا دستگاه‬ ‫محاسباتی ما را متناظر با ساعت و نبض فکری خود‬ ‫تغییر دهد‪ .‬در همین راستا‪ ،‬تمام تحرکات دشمن در‬ ‫چهل سال گذشته بر همین منوال شکلگرفته است و با‬ ‫فشار اوردن از منافذ مختلف تمام ّ‬ ‫هم و سعی خود را بر‬ ‫روی دگردیسی افق فکری مردم و البته بهصورت خاص‬ ‫بر روی سیاستگذاران و کارگزاران متمرکز نموده است‪.‬‬ ‫این فشارها در سالهای اخیر بهشدت از طریق اعمال‬ ‫سیاستهای تحریم اقتصادی و بهکارگیری همه‬ ‫ابزارهای ان دنبال گردید و ارباب سلطه و استکبار تاش‬ ‫میکنند از همین ناحیه‪ ،‬مملکتمان را ضربهپذیر و‬ ‫ً‬ ‫نهایتا دچار خدشه و لطمه نمایند‪.‬‬ ‫بــرای برونرفت از این حصر و حصار‪ ،‬ضمن توجه‬ ‫به اندیشههای نورانی امام راحل‪ ،‬ازم است بهدقت‬ ‫ارشــادات و راهبریهای امامگونه رهبری انقاب در‬ ‫میدان عمل دیــده و پیاده شــود‪ .‬همه سعی و نگاه‬ ‫معظمله در طول این سالها بر این قرار دارد که عاوه‬ ‫بر انتباه و هشدار نسبت به دسیسهها و خدعههای‬ ‫دشمن‪ ،‬بر ساخت درونی قدرت و تکیه بر مزیتهای‬ ‫«رمز پیروزی ما این است که اتکا به خدای تبارکوتعالی‬ ‫داشتیم‪ .‬رمز پیروزی ما این است که فقط جنبه سیاسی‬ ‫نبود‪ ،‬فقط برای نفت و امثال اینها نبود‪ ،‬جنبه معنوی بود‪،‬‬ ‫جنبه اسامی بود‪ .‬جوانان ما ارزوی شهادت میکردند‪،‬‬ ‫جوانان ما شهادت را استقبال میکردند ‪ ...‬سربازان ما‬ ‫از شهادت باک ندارند‪ ،‬برای اینکه مردن را‪ ،‬فنا شدن‬ ‫نمیدانند‪ .‬سربازان ما شهادت را سعادت میدانند‬ ‫و برای این سعادت کوشش میکنند ‪ ...‬این رمز را تا‬ ‫حفظ کنید‪ ،‬پیروز هستید‪ .‬ملت ما تا با خداست‪ ،‬پیروز‬ ‫است‪ .‬ملت ما تا پناهگاه او اسام است‪ ،‬پیروز است‪.‬‬ ‫پرچم قران تا بر فراز سر ملت ماست‪ ،‬پیروز است‪».‬‬ ‫«رمز پیروزی ما همین وحدت کلمه و همپیوستگی ما‬ ‫به هم بود‪ .‬اگر بنا بود که قشر روحانی تنها میخواست‬ ‫به جنگ اینها بــرود خفه میکردند او را‪ ،‬نویسنده‬ ‫میخواست به جنگ انها برود‪ ،‬انها را از بین میبردند‪،‬‬ ‫دانشگاهی میخواست این کار را بکند‪ ،‬نمیتوانست‪،‬‬ ‫بازار میخواست این کار را بکند‪ ،‬نمیشد‪ ،‬دهقان‬ ‫میخواست این کار را بکند نمیشد‪ .‬اینکه همهچیز‬ ‫را به دست اوردیــم و به امید خدا بعد هم به دست‬ ‫میاوریم‪ ،‬این برای همین پیوستگی است که بین اقشار‬ ‫ملت حاصل شد و ما باید این همبستگی را نگهداریم‪».‬‬ ‫‪12‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫کمیاب بومی در عرصههای مختلف تا کید و تمرکز‬ ‫نموده و بر بازی در این زمین و اعتباربخشی به قواعد‬ ‫ان توجه دادهاند‪:‬‬ ‫«در پیشرفت به سمت هدفهای ارمانی‪ ،‬باید ساخت‬ ‫درونــی قــدرت را استحکام بخشید؛ اســاس کار این‬ ‫است‪ .‬ما اگر میخواهیم این راه را ادامــه دهیم و به‬ ‫این سمت حرکت کنیم و این هدفها را دنبال کنیم‬ ‫و چشم به این ارمانها بدوزیم و پیش برویم و در مقابل‬ ‫این معارضهها ایستادگی کنیم و صبر و توکل را به کار‬ ‫بگیریم‪ ،‬باید ساخت قــدرت ملی را در درون کشور‬ ‫تقویت کنیم و استحکام ببخشیم‪».‬‬ ‫بدیهی اســت هــر قــدر در ب ــازی انفعالی و یــا حتی‬ ‫عکسالعملی دشمن وارد شویم‪ ،‬تــوان داخلیمان‬ ‫شیب نزولی طی خواهد کرد و هر قدر بر ساخت درونی‬ ‫و اقتدار ملیمان تکیه کنیم و بهصورت فوق فعال و‬ ‫فارغ از طراحیهای تهاجمی دشمن‪ ،‬مسیر را با صبر‬ ‫و استقامت طی کنیم‪ ،‬عاقبت بر طبق سنت خدا به‬ ‫مصلحت و منفعت متقین رقم خواهد خورد‪.‬‬ ‫***‬ ‫خدا را سپاسگزاریم که فرصت طرح مسئلههای معاصر‬ ‫انقاب اسامی و ارائه دیدگاههای اساتید و پژوهشگران‬ ‫مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ در ارتباط با انها‬ ‫را‪ ،‬برای بار سوم فراهم گردانید‪.‬‬ ‫در این شماره از نشریه تامات‪ 72،‬نگاشت علمی در‬ ‫سه پنجره اصلی نشریه یعنی «اقتصاد و مدیریت»‪،‬‬ ‫«فرهنگ و اندیشه» و «سیاست و اجتماع» تنظیم و‬ ‫تدوین گردیده است‪ .‬اما ویژگی بارز این شماره‪ ،‬عرضه‬ ‫چهار پرونده موضوعی‪ ،‬متناسب باکانمسائل مورد‬ ‫توجه در این مقطع از حیات انقاب اسامی‪ ،‬درون‬ ‫سه پنجره یادشده است‪ .‬بدین ترتیب با احتساب‬ ‫چهار نوشتاری که به معرفی پروندههای موضوعی‬ ‫این شماره اختصاص یافته است‪ ،‬خرسندیم که در‬ ‫سردبیر نشریه تامات‬ ‫‪13‬‬ ‫یادداخت رخد‬ ‫این شماره میزبان ‪ 76‬نوشتار تخصصی از ‪ 63‬نفر‬ ‫از پژوهشگران مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ و‬ ‫البته اساتید محترم و گرانقدری که ما را مهمان قلم‬ ‫و اندیشه خود کردهاند‪ ،‬باشیم‪ .‬در این شماره‪ ،‬یازده‬ ‫نفر از اساتید بیرونی مجموعه مرکز رشد‪ ،‬در پروندههای‬ ‫هستههای تخصصی مرکز یا بخش نگاشتهای‬ ‫تخصصی نشریه‪ ،‬با طرح ایده و دغدغههای خود‪ ،‬بر‬ ‫غنای این شماره افزودهاند‪.‬‬ ‫در پنجره «اقتصاد و مدیریت»‪ ،‬دو پرونده تقدیم میگردد‪:‬‬ ‫پرونده «رونق تولید» با شش تکنگاشت‪-‬که به همت‬ ‫پژوهشگران هستههای مختلف مرکز رشــد تالیف‬ ‫گردیده‪ -‬و پرونده «حکمرانی پلتفرم» در قالب هفت‬ ‫نگاشت علمی که به اهتمام هسته «خطمشی فضای‬ ‫مجازی» مرکز رشد اماده شده است‪ .‬همچنین یازده‬ ‫نوشتار تخصصی دیگر‪ ،‬پیرامون مسائل روز اقتصادی‬ ‫و مدیریتی‪ ،‬برای مطالعه شما وجود دارد‪.‬‬ ‫در پنجره «فرهنگ و اندیشه»‪ ،‬پرونده «مکتب مدرسه»‬ ‫شامل پنج تکنگاشت که با تاش دوستانمان در هسته‬ ‫«تعلیم و تربیت» مرکز رشد به نگارش درامده‪ ،‬همراه‬ ‫با هفده نوشتار علمی متنوع دیگر‪ ،‬ماحظه میشود‪.‬‬ ‫در پنجره «سیاست و اجتماع»‪ ،‬موضوع «سامت‬ ‫الکترونیک» بهعنوان یک پرونده مورد توجه واقع شده‬ ‫و اعضای هسته «سامت» مرکز رشد‪ ،‬پنج نگاشت‬ ‫علمی را در این پرونده گرداوری کردهاند‪ .‬همچنین‬ ‫بیستویک نوشتار علمی دیگر در این پنجره توسط‬ ‫اساتید و پژوهشگران مرکز رشد تالیف گردیده است‪.‬‬ ‫امید انکه‪ ،‬این شماره هم گامی روبهجلو برای تحقق‬ ‫اهداف مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ باشد‪ .‬به‬ ‫عنایت و توجه شما خبرگان و دانشپژوهان گرانقدر‬ ‫و ارائه نظر و بازخورد در خصوص مطالب نشریه نیاز‬ ‫مبرم داریم‪.‬‬ ‫ݩ‬ ‫ݦ‬ ‫ݑ ݦݩ ݧ ݩ ݑ ى ݧ‬ ‫ݐ‬ ‫ݩ‬ ‫ݦ‬ ‫ݦ‬ ‫ݑ‬ ‫ں‬ ‫ل‬ ‫ݤ‬ ‫ى‬ ‫ݕ‬ ‫ݫ‬ ‫ح‬ ‫و‬ ‫ا‬ ‫ݤ‬ ‫ݤ‬ ‫ݤ‬ ‫ݣ‬ ‫ݣ‬ ‫ݣ‬ ‫ره‬ ‫ݓ‬ ‫ݫ‬ ‫ٮݤ‬ ‫ݣٯاݣٮݡاݣݣدݣ ݣݣوݫ ݣم ݫݣ ݬݫݣ ݫݤدىݣݫ ݫݔݣݫ ݣرݤ ݫݭ ݤݤݔ‬ ‫مشتمل ݣݣبر‪:‬‬ ‫• پرونده «رونق تولید»‬ ‫• یازده نݡاشت تخصصݡ در باب اقتصاد و مدیریت‬ ‫• پرونده «حݡمرانی پلتفرم»‬ ‫پرویده رویق تولید‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫سرخط‬ ‫نقطه مبارزه‬ ‫در جنگ اقتصادی‬ ‫ساختاری اقتصاد ایران از سوی ایشان انتخاب شد‪.‬‬ ‫بهمرور افکار عمومی تحلیل رهبر انقاب از اهمیت‬ ‫یافتن مضاعف مسئله اقتصاد برای انقاب اسامی‬ ‫را درک و کارهایی ولو پراکنده و غیرمنسجم اغاز شد‪.‬‬ ‫در میان عناوین سال مقوله «توسعه تولید ملی»‪ ،‬یکی‬ ‫از محورهای اساسی و ارکان کلیدی نقشه مقاومت‬ ‫اقتصادی‪ ،‬از سوی ایشان مــورد تا کید قــرار گرفت؛‬ ‫بهگونهای که در دهه ‪ 1390‬شمسی‪ ،‬سالهای ‪،1391‬‬ ‫‪ 1395‬و حــاا ‪ ،1398‬بر ایــن کانون اصلی اصاح‬ ‫اقتصادی اشاره کردهاند‪.‬‬ ‫اما چرا تقویت بنیه «تولید ملی»‪ ،‬امروز نقطه اهرمی در‬ ‫حل مسائل اقتصادی کشور است؟ بخش مهمی از‬ ‫پاسخ به این پرسش‪ ،‬به مسائل جاری اقتصاد ایران‬ ‫بازمیگردد‪ .‬از شرایط کنونی اقتصاد ایران‪ ،‬در دانش‬ ‫اقتصاد‪ ،‬به «رکود تورمی» تعبیر میشود‪ .‬اعداد و ارقام‬ ‫چنین تصویری از اقتصاد ایران ارائه میدهند‪:‬‬ ‫در اغاز دهه پنجم انقاب اسامی‪ ،‬اقتصاد همچنان‬ ‫اولویت اول و در راس مسائل کشور است‪ .‬اقتصاد ایران‬ ‫در سال ‪ ،1397‬مسیر پرماجرا و دشواری را طی کرد‪.‬‬ ‫شوک ارزی که عائم ان از زمستان ‪ 96‬اغاز و بهمرور‪ ،‬بر‬ ‫سایر بازارهای اقتصادی و البته معیشت طبقه ضعیف‬ ‫و متوسط جامعه اثر گذاشت‪.‬‬ ‫رهبر فرزانه انقاب اسامی‪ ،‬در سخنرانی نوروز سال‬ ‫‪ ،1386‬جنگ اقتصادی را عرصه نبرد استکبار با نظام‬ ‫اسامی برشمردند و در شهریور ‪ ،1389‬مفهوم «اقتصاد‬ ‫مقاومتی» را در دیدار با کارافرینان وارد نظام مفاهیم‬ ‫دستگاه تصمیمسازی و تصمیمگیری کشور کردند‪.‬‬ ‫سرانجام در بهمن ‪ ،1392‬با اباغ سیاستهای کلی‬ ‫اقتصاد مقاومتی‪ ،‬نقشه کلی مقاومت اقتصادی کشور‬ ‫در شرایط جنگ اقتصادی را ارائه نمودند‪.‬‬ ‫ً‬ ‫از سال ‪ ،1387‬تقریبا عناوین همه سالها با جهتگیری‬ ‫مسائل اقتصادی کشور و با هــدف اصــاح مسائل‬ ‫‪16‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪17‬‬ ‫پرویده رویق تولید‬ ‫ً‬ ‫اوا اخرین گزارش مرکز امار ایران از نرخ رشد اقتصادی‬ ‫ُ‬ ‫در نه ماه سال ‪ 1397‬نشان میدهد نرخ رشد اقتصادی‬ ‫در ایــران با نفت به ‪ -3/8‬درصــد و بــدون نفت به‬ ‫‪ -1/9‬درصد رسیده است‪ .‬حسب این گزارش که در‬ ‫ً‬ ‫‪ 25‬فروردین ‪ 1398‬ارائه شده‪ ،‬احتماا میزان تولید‬ ‫داخلی محصوات در اقتصاد ایران در سال ‪،1397‬‬ ‫بین سه تا پنج درصد کاهش پیداکرده است‪ .‬اعداد‬ ‫این شاخص حکایت از قرار گرفتن اقتصاد ایران در‬ ‫شرایط رکودی و اسیبپذیری بخش تولید‪ ،‬در سالی‬ ‫که گذشت‪ ،‬دارد‪.‬‬ ‫ً‬ ‫ثانیا نرخ تورم دوازدهماهه منتهی به فروردین ‪30/6 ،1398‬‬ ‫درصد رسیده است و نرخ تورم نقطهبهنقطه (فروردین‬ ‫‪ 98‬به فروردین ‪ )97‬فراتر از ‪ 51‬درصد شده است‪ .‬نرخ‬ ‫تورم نقطهبهنقطه نشاندهنده وضعیت قدرت خرید‬ ‫خانوار در مقایسه میان این دو نقطهی زمانی است که‬ ‫حکایت از کاهش شدید قدرت خرید خانوار دارد‪.‬‬ ‫نرخ تورم تکرقمی بهعنوان مهمترین دستاورد دولت‬ ‫دوازدهم در سال ‪ ،1396‬اینک به تاریخ پیوسته است‬ ‫و در سال ‪ ،1397‬رکوردهای عکس ان عملکرد ثبت‬ ‫شده است‪ .‬برای اولین بار بعد از سه دهه‪ ،‬اقتصاد‬ ‫ایران نرخ تورم ماهانه باای سه درصد را از خردادماه‬ ‫سال ‪ 97‬به مدت سه ماه پیاپی ثبت کرد و به اعداد‬ ‫تاریخی نرخ تورم ماهانه ‪ 7‬درصد در مهرماه رسید‪ .‬همه‬ ‫این اعداد و ارقام حکایت از بیدار شدن اژدهای تورم‬ ‫در اقتصاد ایران دارد که البته با این بیماری‪ ،‬الفت‬ ‫دیرین داشته‪ ،‬اما اینک غیرقابلکنترلتر از گذشته به‬ ‫نظر میرسد‪.‬‬ ‫حسب این تصویر از شرایط کنونی اقتصاد ایران‪ ،‬نگاه‬ ‫به اینده و تحلیل چشمانداز اتی نقش مهمی دارد‪.‬‬ ‫نگاه بیرونی تاش دارد اینده یاسافرینی برای اقتصاد‬ ‫ایران پیشبینی کند‪ ،‬پیشبینیای که گاه بدین قصد‬ ‫صورت میگیرد تا اتفاق افتد‪ .‬صندوق بینالمللی پول‬ ‫در گزارشی که در اواخر فروردین ‪ 1398‬منتشر کرد‪،‬‬ ‫پیشبینی میکند که نرخ رشد اقتصادی در ایران به‬ ‫منفی ‪ 6‬و نرخ تورم به بیش از ‪ 37‬درصد برسد‪ .‬بدنه‬ ‫کارشناسی کشور نیز با استمرار سیاستهای گذشته‪،‬‬ ‫رشد بخش تولید در کشور را در سال ‪ 1397‬منفی‬ ‫میداند‪ .‬مرکز پژوهشهای مجلس در زمستان ‪،1397‬‬ ‫حسب دو سناریو خوشبینانه (با فرض صــادرات‬ ‫حدود دو میلیون بشکه نفت خام و میعانات گازی)‬ ‫و بدبینانه (با فرض صادرات حدود یکمیلیون و نیم‬ ‫بشکه نفت خام و میعانات گازی) به ترتیب ‪ -2/5‬و‬ ‫‪ -5/5‬پیشبینی کرده است‪.‬‬ ‫با تصویری که از اقتصاد ایران در سال ‪ 97‬طرح شد و‬ ‫چشمانداز اتی‪ ،‬اهمیت «رونق تولید» بهعنوان راهبرد‬ ‫اساسی اقتصاد کشور در سال ‪ 1398‬مشخص میشود‪.‬‬ ‫جلوگیری از تعمیق رکود‪ ،‬کاهش نرخ بیکاری و نرخ تورم‬ ‫و مقابله با فشار بر معیشت طبقات کمدرامد جامعه‪،‬‬ ‫درگرو رونق تولید و تقویت همهجانبه فرهنگ خلق‬ ‫ارزشافزوده در جامعه امروز ایران است‪.‬‬ ‫تولید در اقتصاد امروز ایران‪ ،‬با دو چالش روبرو است؛ یکی‬ ‫قابلکنترل و اصاح است و دیگری از جمله متغیرهای‬ ‫غیرقابلکنترل است‪ .‬متغیر قابلکنترل‪ ،‬چالشهای‬ ‫داخلی و تصمیمگیریها و سیاستهای نادرست‬ ‫داخلی است که در ادبیات روزانه به «خودتحریمی»‬ ‫معروف شده است‪ .‬بسیاری از مسائل بخش تولید در‬ ‫کشور‪ ،‬معلول مقررات‪ ،‬قوانین داخلی و ساختارهای‬ ‫اداری و اجرایی بوروکراتیک است‪ .‬قوانین اساسی‬ ‫اقتصاد مانند قانون پول‪ ،‬قانون مالیات‪ ،‬قانون کار‪،‬‬ ‫قانون تامین اجتماعی‪ ،‬قانون نظام بانکی و بسیاری‬ ‫از قوانین دیگر سالهاست کــه سخن از اصــاح و‬ ‫تحول انها زده میشود؛ ولی خبری از تغییر نیست‪.‬‬ ‫مقررات و سیاستهای دولت در شرایط جنگی نیز‬ ‫حائز اهمیت است؛ انتخابهایی که در عین داشتن‬ ‫نوعی انعطاف‪ ،‬از اتهام خلقالساعه بودن ُمبرا باشد‪.‬‬ ‫چالش غیرقابلکنترل‪ ،‬استفاده دشمن از ابزاری به‬ ‫نام «تحریم» است‪« .‬ریچارد نفیو»‪ ،‬مسئول تیم طراحی‬ ‫تحریمها علیه ایران در دوره قبل در دولت «بارک اوباما»‪،‬‬ ‫پرویده رویق تولید‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫تغییر» در همه ابعاد ان دانسته است‪ .‬نیمه پر لیوان‬ ‫تهدید و تحریم‪ ،‬توجه به ظرفیتهای کشور برای تحول‬ ‫و رونق تولید ملی است؛ مشروط بر انکه بر اشتباههای‬ ‫گذشته اصرار نورزیم و از تجربههای موفق بهره ببریم‪.‬‬ ‫در نــوروز ‪ ،98‬پژوهشگران مرکز رشــد دانشگاه امام‬ ‫صادق؟ نوشتارهایی پیرامون مختصات‪ ،‬الزامات‬ ‫و ابعاد تحول و رونق اقتصادی منتشر کردند‪ .‬در پرونده‬ ‫ابتدایی این شماره‪ ،‬تحریریه نشریه شش نوشتار را برای‬ ‫ارائه در این پرونده برگزیده است‪ .‬در این نگاشتها‪،‬‬ ‫تاش شده است تا با تحلیل تاریخی مشخص شود‬ ‫چــرا اقتصاد‪ ،‬بعد از سه دهــه برنامههای توسعه در‬ ‫دولتهای مختلف‪ ،‬در ردیف مسائل فوری و اولیه‬ ‫کشور باقیمانده است و موانع اصلی در این اصاحات‬ ‫اقتصادی چه بــوده اســت‪ .‬کوشش شده است تا با‬ ‫تغییر ذهنیتها‪ ،‬منظرهای جدید در نگاه به مقوله‬ ‫«تولید ملی» موردتوجه قرار گیرد و از ضرورت مطالبه‬ ‫تخصصی از چرایی کنشها و سیاستهای انتخابی‬ ‫مسئولین سخن گفتهشده است‪ .‬به امید انکه سال‬ ‫‪ ،1398‬سال گشایشها باشد‪.‬‬ ‫در ابتدای سال ‪ 2018‬میادی کتابی با عنوان «هنر‬ ‫تحریمها‪ ،‬نگاهی از درون میدان» منتشر کرد و به تشریح‬ ‫چارچوب فکری و عملی خود در طراحی تحریمها علیه‬ ‫ایران پرداخت‪ .‬کتابی که حاوی تجربههای جالبی‬ ‫برای جنگ امروز اقتصادی کشور نیز هست‪ .‬به باور‬ ‫«نفیو»‪ ،‬تحریمگذاری بهعنوان ابزار استراتژیک در دستگاه‬ ‫ً‬ ‫سیاست خارجی ایااتمتحده‪ ،‬نه امری صرفا فنی‪،‬‬ ‫بلکه بیشتر هنر تصمیمگیری و به کار گرفتن خاقانه‬ ‫ابزارهای مختلف اقتصادی‪ ،‬اجتماعی و سیاسی‬ ‫است‪ .‬بهعنوانمثال‪« ،‬ریچارد نفیو» نشان میدهد که‬ ‫چگونه در عین تحریم کااهای اساسی کشور‪ ،‬واردات‬ ‫کااهای لوکس را از تحریم معاف کرده تا به احساس‬ ‫اجتماعی تحریمشدگی در جامعه ایران‪ ،‬بیشتر دامن‬ ‫بزند‪ .‬در نگاه او‪ ،‬هنر تحریم چیزی شبیه هنر شکنجه‬ ‫کردن است و امریکا از هر ابزاری که زمینه احساس‬ ‫درد و زوال استقامت را ایجاد کند‪ ،‬استفاده کرده و‬ ‫میکند؛ اما نکته مهم قابل ذکر در این کتاب انجاست‬ ‫که نفیو اشاره میکند کانون اصلی اصابت تحریمها‬ ‫برای ایجاد احساس درد در جامعه ایران‪« ،‬توان تولید‬ ‫ملی» ایرانیان بــوده اســت؛ چراکه در تحلیل انها‪،‬‬ ‫اسیب بخش تولید بافاصله باعث تغییر سفره مردم‬ ‫شده و این منجر به افزایش درد اجتماعی میشود و در‬ ‫نتیجه‪ ،‬دولتی که سرکار باشد‪ ،‬برای حفظ مقبولیت‬ ‫خود ناچار به دادن امتیازاتی میشود‪.‬‬ ‫بنابراین تولید از درون و بیرون‪ ،‬امروز نقطه میدانی جنگ‬ ‫اقتصادی است‪ .‬تا کید بر تولید مولد و دارای خلق‬ ‫ً‬ ‫ارزشافزوده موثر و نه صرفا مونتاژی و سرهمبندیشده‪،‬‬ ‫موجب اشتغال مولد و پایدار‪ ،‬ثبات قیمتها و پیشرفت‬ ‫بلندمدت اقتصادی کشور خواهد شد‪ .‬رهبر فرزانه‬ ‫انقاب اسامی بهدرستی در روز اول سال ‪ ،1398‬ان‬ ‫سال «فرصتها‪ ،‬امکانات و گشایشها» برشمردند‪.‬‬ ‫را ِ‬ ‫فشار دشمن بر ساختار بخش تولید‪ ،‬فرصتی برای تغییر‬ ‫است‪« .‬داگاس نورث» در کتاب «فهم فرایند تحول‬ ‫اقتصادی»‪ ،‬مطالبه مقاومت اقتصادی را «مطالبه‬ ‫تحریریه نشریه تامات‬ ‫‪18‬‬ ‫ݐݦ ݦݩٮݑ ݦݩ ݑ ݩݦ‬ ‫«روݣ ٯ ݣٮوݥݣلىݫݬݔد»‬ ‫ݐݩݦ‬ ‫ݫݬݕىرݣݣوںدݣهݤ‬ ‫برای تحول در بخش تولید‪ ،‬تغییر در‬ ‫برخی ذهنیتها و نگرشها ازم است‬ ‫تهیه و تنظیم از تحریریه نشریه تامات‬ ‫دکتر علیرضا چیتسازیان‬ ‫استاد هادی مرکز رشد‬ ‫عضو هیئت علمی دانشکده معارف اسامی و مدیریت دانشگاه امام صادق؟‬ ‫نامگذاری امسال نیز همچون سالهای قبل رنگ و‬ ‫بوی اقتصادی داشت‪« :‬سال رونق تولید»‪ .‬این سالها‬ ‫اقتصاد و معیشت سکه روز بحثها شده و همه از‬ ‫ان صحبت میکنند‪ .‬برای بهبود وضعیت اقتصادی‬ ‫و تحقق هدف امسال که میتواند گستره متنوعی از‬ ‫مشکات کشور را حل کند‪ ،‬باز باید به سراغ صندوق‬ ‫توسعه ملی برویم یا راه دیگری نیز وجود دارد؟‬ ‫نا گفته پیداست این نامگذاری نشان از این دارد که‬ ‫یکی از نقاط ضعفی که اکنون مایه تهاجم و تهدید‬ ‫کشور شده است‪ ،‬خرده نظام اقتصادی است که در‬ ‫این سالها تمام انرژی بخشهای دیگر کشور را نیز به‬ ‫خود جذب کرده است‪ .‬سوال اصلی در این میان‪ ،‬ان‬ ‫است که نحوه مواجهه با این تهدید چگونه باید باشد؟‬ ‫گذر از وابستگی‬ ‫پرویده رویق تولید‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫بازتولید یک اشتباه‬ ‫توجه به بازسازی‪ ،‬بهبود و رونق اقتصاد کشور مسئلهای‬ ‫نیست که این سالها با ان مواجه شده باشیم‪ .‬پس از‬ ‫پایان دفاع مقدس «توسعه اقتصادی» کشور در دستور‬ ‫کار دولت سازندگی قرار گرفت و این تمرکز‪ ،‬توجه به‬ ‫سایر بخشها همچون فرهنگ را تحتالشعاع قرار‬ ‫داد‪ .‬هدف دولت در ان سالها جذب سرمایهگذاری و‬ ‫ایجاد بخش خصوصی قدرتمند جهت تحقق توسعه‬ ‫اقتصادی کشور بود‪ .‬نکته حائز اهمیت این است‬ ‫که ایده اصلی این نگاه در دولتهای بعد نیز حفظ‬ ‫شد‪ ،‬هرچند راهبردها و تاکتیکهای اجرای ان متنوع‬ ‫و متفاوت بود‪.‬‬ ‫ایده «توسعه» که تاکنون کمابیش بر نهادهای برنامهریز و‬ ‫تنظیمگر اقتصاد کشور حاکم بوده‪ ،‬یک اصل محوری را‬ ‫بهعنوان دستمایه اصلی خطمشیگذاری در این حوزه‬ ‫پذیرفته و ان ضرورت سرمایهگذاری کان جهت توسعه‬ ‫اقتصادی کشور است‪ .‬در این نگاه‪ ،‬سرمایه بهعنوان‬ ‫موتور پیشران اقتصاد این امکان را در اختیار دولتها‬ ‫تغییر ذینیتیا از دوگایه سرمایه داخلن یا خارجن‬ ‫به سوه الصوه یمیاره‪ ،‬ما را به تحقق خعار امسال‬ ‫یزدیکتر منکند‬ ‫‪20‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫و یا بخش خصوصی قرار میدهد‬ ‫که بهاسانی به اخرین فناوریها‬ ‫دسترسی پیدا کرده و امکان رونق‬ ‫تولید و افزایش اشتغال را ایجاد کنند‪.‬‬ ‫البته تصمیم در مورد اینکه منشا‬ ‫سرمایه درون یا بیرون کشور باشد‪،‬‬ ‫راهبردهای متفاوتی را پیش پای‬ ‫دولتها قرار میدهد‪ .‬در این سالها‬ ‫برخی دولتها با ضروری دانستن‬ ‫تامین سرمایه از بیرون کشور‪ ،‬به دنبال اعتمادسازی و‬ ‫جذب سرمایه خارجی بودهاند‪ .‬فارغ از هزینهها و موانع‬ ‫مختلفی که این الگو میتواند در پیگیری راهبردهای‬ ‫کان کشور در سیاست خارجی خود داشته باشد‪ ،‬به‬ ‫سبب وابستگی مبنایی این مدل در تامین سرمایه‪،‬‬ ‫نوعی ناپایداری در رشد اقتصادی کشور را به همراه‬ ‫ً‬ ‫داشـتــه و بعضا سبب تاخیرهای طــوانــیمــدت در‬ ‫استقرار و حتی شکست طرحهای صنعتی میشود‪.‬‬ ‫گاهی نیز با هدف تامین سرمایه از داخل کشور‪ ،‬اعتبارات‬ ‫کان جهت خرید فناوری و راهانــدازی کارخانهها و‬ ‫کارگاهها تخصیص داده میشود‪ .‬فارغ از امکان ایجاد‬ ‫فسادهای رانتی که ثمره طبیعی این الگوی تخصیص‬ ‫سرمایه است‪ ،‬این نحوه تامین سرمایه‪ ،‬هزینههای‬ ‫زیادی را برای نظام اقتصادی کشور به همراه دارد‪.‬‬ ‫روش اصلی در اینگونه تامین سرمایه‪ ،‬اتکا به فروش‬ ‫سرمایههای ملی و مواهب خدادادی کشور مانند نفت‬ ‫و گاز است‪ .‬ثروت حاصل که تاش بسیار کمی برای‬ ‫ان به کار گرفته شده‪ ،‬به شکل سیابی خروشان وارد‬ ‫جریان اقتصاد کشور میشود‪ .‬ثروتی که چون اسان‬ ‫بهدستامده‪ ،‬چندان حسابوکتاب سختی ندارد‬ ‫و چون میوهی خامفروشی است‪ ،‬خاماندیشیهایی‬ ‫را در انتخاب و تخصیص به همراه دارد‪ .‬روش دیگر‬ ‫که البته افات بهمراتب بیشتری نسبت به روش پیش‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫گفته دارد‪ ،‬خلق اعتبار است که‬ ‫گاهی کم و گاهی با حجم بیشتر‬ ‫توسط نظام بانکی انجام شده و‬ ‫تا مدتی نظام اقتصادی را درگیر‬ ‫خود میکند‪.‬‬ ‫گــرچــه ا ک ـنــون بــه دن ـبــال بــررســی و‬ ‫کالبدشکافی نظام اقتصادی کشور‬ ‫نیستیم‪ ،‬اما بــرای تصمیم در بــاره‬ ‫اینده بایستی گذشته را عالمانه‬ ‫مرور کنیم‪ .‬انچه وضعیت کنونی اقتصاد کشور را رقم‬ ‫ً‬ ‫زده‪ ،‬انباشت اتفاقاتی است که قبا رخ داده و مهمتر‬ ‫از ان اینکه گذشته بهترین شاهد و گواه فهم الگوها‬ ‫و نظریات ذهنی مدیران و خطمشیگذاران دولتی در‬ ‫عرصه اقتصاد ایران است‪ .‬مرور گذشته از یکسو و‬ ‫شرایط جدید و ساختار تحریمهایی که اکنون با ان‬ ‫مواجه هستیم‪ ،‬این سوال را به ذهن متبادر مینماید که‬ ‫ایا الگوهای ذهنی و نظریات حاکم بر گفتمان موجود‬ ‫اقتصاد کشور‪ ،‬توان ارائه راهکاری مناسب برای گذار‬ ‫از وضع موجود و تحقق هدفگذاری امسال یعنی رونق‬ ‫تولید و ایجاد اشتغال را دارد یا نه؟ برای حل این مسئله‬ ‫ایا باز با همان دوگان قدیمی تزریق نقدینگی یا جذب‬ ‫سرمایه خارجی مواجه هستیم و یا راهکار سومی که به‬ ‫شکلی پایدارتر مسائل کشور را حل نماید وجود دارد؟‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫ایـ ــده «تــوس ـعــه» ک ــه تــاکـنــون‬ ‫کـ ـم ــابـ ـی ــش ب ـ ــر ی ـ ـهـ ــادیـ ــاه‬ ‫بریامهریز و تنظیمگر اقتگاد‬ ‫کشور حاکم بــوده‪ ،‬یک اصل‬ ‫محوره را بهعنوان دستمایه‬ ‫اصــلــن خــطمــشــنگــذاره در‬ ‫این حوزه پذیرفته و ان ضرورت‬ ‫ســرمــایــهگــذاره ک ــان جهت‬ ‫توسعه اقتگاده کشور است‪.‬‬ ‫جور دیگر باید دید‬ ‫‪21‬‬ ‫پرویده رویق تولید‬ ‫به نظر میرسد رونق تولید بیش از انکه به سرمایهگذاری‬ ‫نیاز داشته باشد‪ ،‬بهنوعی تغییر ذهنیتها و در پی ان‬ ‫اصاح قوانین زمین بازی تولید نیاز دارد‪ .‬با فاصله گرفتن‬ ‫ذهن از الگوهای توسعه که در کتب متعارف اقتصاد‬ ‫اموزش داده شده و یا توسط نهادهایی همچون بانک‬ ‫جهانی تجویز و ترویج داده میشود و نگاهی دقیقتر به‬ ‫تجربه تمدنی خود و حتی همسایگان و همکیشانمان در‬ ‫پرویده رویق تولید‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫مرور تجربه یهچندان دوردست‬ ‫ما‪ ،‬الصویا و به عبارت دقیقتر‬ ‫یهادیاه تولیده را یاداوره‬ ‫منکند که مبتنن بر یمکاره‬ ‫افــراد در تشریک مــواد اولیه‪،‬‬ ‫سرمایهیاه خرد و یا یمیاره‬ ‫و تجمیع ییروه ایساین‪ ،‬رویق‬ ‫تولید و اقتگاد را بــه یمراه‬ ‫داختهاید‪.‬‬ ‫نرم در شرایط کنونی به طراحیهای‬ ‫پایدارتر و نهادها و قواعدی کارامدتر‬ ‫دست یابیم‪.‬‬ ‫برخی از اصولی که از مرور گذشته به‬ ‫ذهن میرسد عبارتاند از‪:‬‬ ‫نخست‪ .‬در الگوها و نهادهای‬ ‫تولیدی مبتنی بر همیاری‪ ،‬سرمایه‬ ‫(بنمایه خرید ابزار تولید‪ ،‬مواد اولیه‬ ‫و خرید خدمت نیروی انسانی در الگوهای سرمایهباور)‬ ‫بهعنوان بنیان شکلگیری نظم اجتماعی و غایت‬ ‫فعالیتهای اقتصادی محسوب نمیشود‪ .‬در این‬ ‫الگوها بیش از انکه به سرمایه مادی نیاز داشته باشیم‪،‬‬ ‫بهنوعی از تعاون و همکاری نیاز داریم‪ .‬در واقع جایگزین‬ ‫سرمایه مالی‪ ،‬نوعی سرمایه اجتماعی و شبکهای از‬ ‫همیاری انسانی است که میتواند سرمایههای خرد و‬ ‫نیروهای متفرق جامعه را بر بنیان اعتماد متقابل همراستا‬ ‫و همافزا نموده و تولید و پیشرفت کشور را رقم بزند‪.‬‬ ‫دوم‪ .‬بیش از انکه صرفه به مقیاس معیار اصلی ساماندهی‬ ‫تولید بوده و سازمان تولیدی را به سمت تمرکزگرایی‬ ‫ببرد‪ ،‬عجین شدن زندگی با کار و امکان امری مقدس‬ ‫کسب روزی حال‪ -‬در همهجا و توسط همه افراد‬‫مهم است‪ .‬از سوی دیگر باور به این اصل دینی که‬ ‫ً‬ ‫اجیر دیگران شدن ‪ -‬بخوانید استخدام شدن‪ -‬اساسا‬ ‫امری مطلوب نیست‪ ،‬نهاد تولید را به سمت نوعی‬ ‫نظام ماژولی پیش میبرد که در عین امکان استفاده‬ ‫از نوعی همیاری و همافزایی در امر تولید‪ ،‬هر واحد‬ ‫تولیدی ‪-‬خانه یا کارگاه‪ -‬توان تولید به شکل مجزا را‬ ‫دارد‪ .‬نگاه به نهاد تولیدی گذشته نشان میدهد افراد‬ ‫در عین اینکه در شبکهای منسجم از افراد میباشند‪،‬‬ ‫اما توان مستقل عمل کردن داشته و با کار و محصول‬ ‫ان بیگانه نیستند‪.‬‬ ‫شرق عالم‪ ،‬میتوان الگوهای دیگری‬ ‫را پیدا کرد‪ .‬الگوهایی که فارغ از‬ ‫منطق سرمایهباور که کمابیش بر‬ ‫تمام نسخههای توسعه حاکم است‪،‬‬ ‫توانستهاند رشد و رونق معیشت‬ ‫و اقتصاد را به شکلی پایدارتر و‬ ‫بــر پــایــهی ســرمــایــهای ورای پــول و‬ ‫سرمایههای مادی بنیان بگذارند‪.‬‬ ‫مرور تجربه نهچندان دوردست ما‪ ،‬الگوها و به عبارت‬ ‫دقیقتر نهادهای تولیدی را یاداوری میکند که مبتنی‬ ‫بر همکاری افراد در تشریک مواد اولیه‪ ،‬سرمایههای‬ ‫خرد و یا همیاری و تجمیع نیروی انسانی‪ ،‬رونق تولید‬ ‫و اقتصاد را به همراه داشتهاند‪ .‬الگوهای همیارانه‬ ‫ای‪ ،‬همچون «واره» [‪ ]1‬که نوعی همیاری در تامین‬ ‫مواد اولیه‪ ،‬قرضالحسنه و پولاندازان که تعاون در‬ ‫سرمایه و نیز باغ اسپار‪ ،‬تکل و اواجی که تعاون در تامین‬ ‫نیروی انسانی مورد نیاز کار را فراهم میاورند‪ ،‬از جمله‬ ‫نمونههای نهادهای همیاری اجتماعی است که در‬ ‫عقبه تمدنی ما‪ ،‬سالهای سال بهخوبی کار کرده و‬ ‫نیازهای مردمان این مرزوبوم را تامین میکردهاند [‪]2‬؛‬ ‫امــا متاسفانه با گــذار اجباری و تقلیدی به سمت‬ ‫نهادهای تولیدی متمرکز و کارخانهمحور‪ ،‬این الگوها‬ ‫و به عبارت دقیقتر فناوریهای نرم اجتماعی تامین‬ ‫معیشت که ریشه در فرهنگ غنی ما داشته و نوعی‬ ‫انسجام اجتماعی غنیتر و پــایــدارتــری را به همراه‬ ‫داشتهاند‪ ،‬به دست فراموشی سپرده شد‪.‬‬ ‫ذکــر ایــن نکته ض ــروری اســت کــه منظور از توجه و‬ ‫احیای ان منطق همیاری و نظم اجتماعی در تولید‪،‬‬ ‫بازگشت به زندگی روستایی و استقرار همان نهادها‬ ‫نیست‪ ،‬بلکه درسامــوزی از ان نهادها برای زندگی‬ ‫امروز است؛ بهنحویکه با بازتعریف ان فناوریهای‬ ‫‪22‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫سوم اینکه این نوع نهاد تولیدی به سبب کوچک‬ ‫بودن منعطف بوده و چون افراد متعددی توان تصمیم‬ ‫دارند‪ ،‬امکان خلق راهحلهایی متنوع و خاقانه برای‬ ‫حل مشکات در بستر این نهاد وجود دارد‪ .‬این تنوع‬ ‫با بهرهگیری از امکان فناوریهای نوین جهت توزیع‬ ‫و تشریک اطاعات میتواند بهعنوان ابزاری توانمند‬ ‫ساز برای نهاد تولید عمل کند‪.‬‬ ‫حرف اخر‬ ‫گرچه یــک رو ی سکه تحریمهای ظالمانه اعمال‬ ‫محدودیتهایی گسترده بر دولت‪ ،‬شرکتها و عموم‬ ‫مردم است‪ ،‬اما روی دیگر ان ایجاد فرصتهاست‪.‬‬ ‫فرصتهایی که ما را به سمت یافتن راهحلهایی‬ ‫ً‬ ‫جدید ‪ -‬بهجز انچه قبا میاندیشیدیم‪ -‬رهنمون‬ ‫میسازد‪ .‬سالیان سال در موضوع توسعه‪ ،‬خود را وابسته‬ ‫به مدلهایی کردیم که منشا کسب قدرت و حرکت‬ ‫در ان مدلها در دست طراحان انها بود و بهناچار‬ ‫نوعی وابستگی افراطی یکسویه و به سمت دیگران را‬ ‫برای کشور به همراه داشت‪ .‬شاید این شرایط‪ ،‬فرصتی‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫باشد تا به دنبال راهی دیگر باشیم‪ .‬همانطور که بیان‬ ‫شد‪ ،‬حل مسئلهای مثل رونق تولید بیش از انکه به‬ ‫دنبال یافتن منابعی برای جذب سرمایه باشد‪ ،‬نیازمند‬ ‫تغییر الگوهای ذهنی و نهادهای تولیدی است‪ .‬بعد‬ ‫از تغییر نگرش است که ما به سمت طراحی و ازمون‬ ‫ساختارها و الگوهای نهادی خواهیم رفت؛ تکیه بر‬ ‫تجارب موفق پیشین این مرزوبوم مبتنی بر فکر عموم‬ ‫مردم‪ ،‬سرمایههای خرد و ایجاد بستری برای همیاری‬ ‫میتواند به تولید کشور رونق دهد‪ .‬به فضل الهی‪ ،‬این‬ ‫مرحله رهایی از قید نهادها و نظریات استقراضی است‪.‬‬ ‫پینوشتها‬ ‫‪Email: chitsazian@isu.ac.ir‬‬ ‫‪23‬‬ ‫پرویده رویق تولید‬ ‫[‪ .]1‬واژه تشکیاتی نظاممند و پایدار در جامعه ایرانی و برخی همسایگان ان‬ ‫بوده که بر اساس قواعدی معین افرادی که عضو یک واره بودهاند‪ ،‬شیر تولید‬ ‫شده دام خود را در اختیار یکدیگر قرار داده و با این کار انرژی و تاشی که برای‬ ‫فراوری شیر مصروف میداشتند را منطقیتر میکردند‪ .‬در این الگوی همکاری‬ ‫که قبل از ورود برق به مناطق مختلف ایران و حتی تا سالها پسازان در‬ ‫گسترهی متنوعی از روستاهای ایران موجود بوده‪ ،‬عاوه بر اقتصادیتر شدن‬ ‫تولید‪ ،‬گسترهای از نیازهای اجتماعی و روانی افراد همواره مرتفع میشد‪.‬‬ ‫[‪ .]2‬مرتضی فرهادی‪ .‬واره‪ :‬درامدی به مردمشناسی وجامعهشناسی تعاون‪.‬‬ ‫تهران‪ :‬شرکت سهامی انتشار‪ .1393 ،‬صفحه ‪.53‬‬ ‫دکتر مصباح الهدی باقری‬ ‫پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟‬ ‫عضو هیئتعلمی دانشکده معارف اسامی و مدیریت دانشگاه امام صادق؟‬ ‫پرویده رویق تولید‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫مسئله اقتصاد‪ ،‬همچنان چالش اصلی در مقابل نظام‬ ‫اسامی است‪ .‬به بیان بهتر‪ ،‬مدیریت اقتصاد کان‬ ‫کشور دچار اختال و ناتوانی است‪ .‬جالب اینکه از‬ ‫سالهای پس از جنگ‪ ،‬برای همه دولتها‪ ،‬اقتصاد‬ ‫مهمترین اولویت بوده است؛ حتی اگر به شعار و لفظ‬ ‫درنیامده باشد‪.‬‬ ‫دولت سازندگی‪ ،‬با طراحی اولین برنامه توسعه اقتصادی‪،‬‬ ‫فرهنگی و اجتماعی بعد از انقاب (که به اجرا درامد)‬ ‫و با دو سیاست کلی جایگزینی واردات در دولت اول و‬ ‫افزایش ضریب توان صادراتی در دولت دوم و با بهکارگیری‬ ‫کارگزاران سازندگی در راس امور اقتصادی‪ ،‬تاش کرد‬ ‫در اولین سالهای بعد از جنگ‪ ،‬اقتصاد را در مسیر‬ ‫مناسبی مدیریت کند‪ .‬هشت سال تاش‪ ،‬اقای «هاشمی‬ ‫رفسنجانی» را‪ ،‬سردار سازندگی نمود؛ اما تورم سنگین‬ ‫سال ‪ 1373‬و البته رکود تورمی سالهای پسازان و عدم‬ ‫نظارت دقیق بر فرایند به سرانجام رسیدن طرحهای‬ ‫اقتصادی خاصه صنعتی‪ ،‬کاری کرد که رئیسجمهور‬ ‫بعدی که با شعار بسط و توسعه ازادیهای سیاسی‬ ‫روی کار امده بود‪ ،‬در اولین اظهارنظرهای خود‪« ،‬مزمن‬ ‫بودن مریضی ساختار اقتصادی کشور» را اذعان نمود و‬ ‫سپس تیمی از اقتصاددانان همطیف را مسئول طرحی‬ ‫نمود که بعدها موسوم به «طرح ساماندهی اقتصادی‬ ‫کشور» شد‪ .‬این طرح در غالب موارد هنوز هم صائب‬ ‫است که متاسفانه نه در ان سالها و نه بعد ان رنگ‬ ‫عملیاتی شدن به خود نگرفته اســت‪ .‬البته این در‬ ‫حالی بود که دو برنامه اقتصادی در پایان دولت اقای‬ ‫قبل از مسئله‬ ‫پس از تجربه یشت دولت پس از جنگ‪ ،‬یمچنان اقتگاد‬ ‫معضل اصلن پیش روه یظام است‬ ‫‪24‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫‪25‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫هاشمی به میراث مانده بود‪ :‬یکی برنامه دوم توسعه و‬ ‫دیگری برنامه بیستوپنجساله ‪( 1400‬از ‪ 1375‬تا ‪!)1400‬‬ ‫البته انقــدر اشــوب و بههمریختگی در سالهای‬ ‫اصاحات در فضای مدیریت اجرایی مملکت و‬ ‫سیاستزدگی مجلس ششم حا کم بود که انچه در‬ ‫پایان دو دوره صدارت اصاحطلبان بر کشور حاصل‬ ‫امد‪ ،‬دور شدن از فضای مطالبات توده جامعه برای‬ ‫ً‬ ‫زندگی بهتر بــود‪ .‬تقریبا هیچکدام از برنامهها حتی‬ ‫طرح ساماندهی اقتصاد هم نتوانست بهجز در حوزه‬ ‫خودکفایی گندم (که انهم در دو سال بعد از دست‬ ‫رفت) و برخی طرحهای حوزه نفت و پتروشیمی به‬ ‫نتیجه درخشانی برسد‪.‬‬ ‫با روی کار امدن دولت نهم‪ ،‬امیدهایی برای بهتر اداره‬ ‫شدن وضعیت اقتصادی کشور در دلها جوانه زد و‬ ‫با اعطای مجوز رهبری برای اجرای اصل ‪ 44‬قانون‬ ‫اساسی‪ ،‬این امید مضاعف گردید‪ .‬دولت اول اقای‬ ‫احمدینژاد با همه فرازوفرودها و البته به مدد افزایش‬ ‫بینظیر قیمت نفت‪ ،‬سعی در توزیع بهتر درامدهای‬ ‫ملی نمود‪ .‬در این راستا بسیاری از نقاط محروم و‬ ‫نابرخوردار به بخشی از سهم خود از صندوق خزانه ملی‬ ‫دست یافتند‪ .‬با همه اینها‪ ،‬دولت اقای احمدینژاد‬ ‫در مدیریت اقتصادی کشور توفیق چندانی نداشت‬ ‫و بیشتر به توزیع درامد و پول و البته محرومیتزدائی‬ ‫مشغول شد‪ .‬این عدم توفیق در دولت دوم وی که با‬ ‫سیاستزدگی و جنگودعوای جناحی فراوان همراه‬ ‫شد‪ ،‬ادامه یافت‪ .‬بهترین یادگار اقتصادی او‪ ،‬پرداخت‬ ‫پرویده رویق تولید‬ ‫یارانهها بود که علیرغم شجاعت مثالزدنی دولت‬ ‫دهم در اقدام به این امر ‪ -‬که سالها دولتهای دیگر‬ ‫از اجرای ان ناتوان مانده بودند‪ -‬در عمل نتوانست‬ ‫انچنانکه باید گرهگشا شــود و خیلی زود خودش‬ ‫تبدیل به مسئلهای پیچیده و تودرتو شد‪ ،‬بهطوریکه‬ ‫دولت بعدازان‪ ،‬همه تاشش را کرد که مسئله را حل‬ ‫کند ولی نشد و بیشتر وبالش گردید‪.‬‬ ‫اقای روحانی نیز با استفاده از ژنرالهای بازنشسته‬ ‫دولتهای سابق(سازندگی و اصاحات)‪ ،‬اما فاقد‬ ‫طرح و برنامه منسجم اقتصادی‪ ،‬کار خودش را شروع‬ ‫کرد و تاکنون بهزعم نزدیکترین همراهانش بدون توفیق‬ ‫مانده اســت‪ .‬یکی از کــارگــزاران این دولــت در اواخر‬ ‫دولت دهم‪ ،‬در جلسهای در دانشگاه امام صادق؟‪،‬‬ ‫مطرح نمود که‪« :‬در هیچیک از دولتهای جمهوری‬ ‫اســامــی‪ ،‬نظریه اقتصادی مرجع مشخص نبوده و‬ ‫حرکات زیگزاگی‪ ،‬نای و نفس را از اقتصاد پرظرفیت‬ ‫این مرزوبوم گرفته است»‪ .‬حاا همین مسئول در دولت‬ ‫روحانی سه مسئولیت عوض نموده و فقط چند سال‬ ‫به سالهای مدیریتش کنتور اضافه کرده ولی دریغ از‬ ‫بهکارگیری تجربههای سابق‪ ...‬دیگر بگذریم از قصه‬ ‫پر غصه برجام و واماندگیهایش ‪...‬‬ ‫همه اینها نشان میدهد‪ ،‬همه هشت دولت پس از‬ ‫جنگ‪ ،‬اقتصاد و معیشت را موضوع اول خود قرار دادهاند‪،‬‬ ‫اما نتوانستهاند از عهده مدیریت و تولیتش برایند‪ .‬همه‬ ‫نسبت به شناسایی اولویت فهم مشترک داشتند؛‬ ‫اما نسبت به چگونگی اقدام ناتوان و ضعیف‪ .‬چرا؟‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫دولت اقاه احمدهیژاد در مدیریت‬ ‫اقتگاده کشور توفیق چنداین یداخت‬ ‫و بیشتر به توزیع درامد و پول و البته‬ ‫محرومیتزدائن مشغول خد‪.‬‬ ‫پرویده رویق تولید‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫‪ .1‬حل مشکل اقتصادی‪ ،‬نیاز به یک اندیشه جمعی‬ ‫برای اشراف نسبت به زوایــای متکثر و ذوابعاد ان را‬ ‫دارد‪ .‬لذا وجود یک کمیته منسجم راهبری برای فهم‬ ‫اشکاات و انفاذ راهکارهای حل مسئله‪ ،‬ضرورتی‬ ‫بدیهی دارد‪.‬‬ ‫معالوصف فرایند انتخاب نفر اول اجرایی مملکت‪،‬‬ ‫ً‬ ‫فرایندی عمدتا سیاسی و یا در بهترین وضعیت‪،‬‬ ‫شبهعقایی است‪ ،‬بدین منظور که یک نفر فارغ از‬ ‫یک جریان تعریفشده حزبی ‪ -‬که دارای مانیفست‬ ‫مشخص و ایدئولوژی تعریفشده همراه با ساختار‬ ‫فکری و برنامهای روشن باشد‪-‬خود را کاندیدا میکند و‬ ‫تازه بعد از انتخاب‪ ،‬ارامارام تیم خود را جمع و متشکل‬ ‫مینماید‪ .‬این تیم بیشتر از انکه دارای گرایشهای‬ ‫فکری منسجم و برنامه هدفمند باشند‪ ،‬در دورهها‬ ‫و حوزههایی باهم مشارکت و رفاقت داشتند‪-‬که‬ ‫بهاصطاح رفیق گرمابه و گلستان محسوب میشوند‪ -‬و‬ ‫حاا خود را در معرض رای قرار میدهند‪ .‬وضع وقتی‬ ‫بغرنج میشود که نفر اول فهم کارشناسی ضعیف و‬ ‫ناقصی از مسئله اولویتدار داشته باشد‪ .‬اقایان هاشمی‬ ‫رفسنجانی‪ ،‬خاتمی‪ ،‬احمدینژاد و روحانی‪ ،‬همه از‬ ‫اقتصاد چیزهایی شنیدهاند‪ ،‬اما هیچکدام اقتصاد را‬ ‫حتی بهعنوان اولویت دهم مطالعات نظری خود هم‬ ‫انتخاب نکردهاند؛ چه برسد به اینکه در این حوزه‬ ‫سابقه فعالیت حل مسئله داشته باشند‪.‬‬ ‫پس فرد منتخب بعد از رای اوردن‪ ،‬تازه شروع میکند‬ ‫به رایزنی نهایی برای انتخاب همکاران و سپس باید با‬ ‫اکثریت مجلس و سهم خواهیهای متعارف کنار بیاید‪.‬‬ ‫لذا‪ ،‬اولین مشکل نبود تیم راهبری منسجم و همفکر‬ ‫است‪ .‬جالب اینکه بهجز دولت سازندگی‪ ،‬همهی‬ ‫دولتهای اول و دوم روسای جمهور بعد از جنگ‪،‬‬ ‫دارای تیمهای اقتصادی متفاوتاند‪ .‬این امر هم ناشی‬ ‫از تفاوت فهم و منظر اندیشهای روسای جمهور در یک‬ ‫دوره چهارساله از حوزه اقتصاد است و هم حاصل‬ ‫توازنهای جدید نیروهای موثر در کانونهای قدرت‪.‬‬ ‫نبود تیم اقتصادی با برنامه سبب میشود که حتی‬ ‫‪26‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫‪27‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫هزینه مسئولیت هم بسیار پائین جلوه کند و هر کس‬ ‫با فهم ابتر خود نسخهنویس اقتصاد شود‪.‬‬ ‫‪ .2‬دغدغههای سیاسی قشری دولــتهــا اغلب بر‬ ‫دغدغههای دیگر غلبه دارد‪ .‬لذا برخی دولتها با چهار‬ ‫شعار و گزاره مبهم‪ ،‬ناقص‪ ،‬تهی یا پوچ‪...‬خود را در‬ ‫ً‬ ‫معرض رای مردم قرار میدهند و بعدا حتی هزینههای‬ ‫گزافی را به مملکت تحمیل میکنند که نمونههای‬ ‫معتنابه از ان در این سالها پیش رویمان قرار دارد‪.‬‬ ‫دولتها در جمهوری اسامی بهجای انکه تضمین‬ ‫حیات خود را بیشتر بر حل مسئلههای اقتصادی مواجه‬ ‫شده بدانند‪ ،‬به شعار اکتفا میکنند‪ .‬با اینکه شعارها در‬ ‫یک انقاب تازه متولدشده دارای کارکردهای ایجابی و‬ ‫ساختی است‪ ،‬اما اکتفا به ان و عدم عملگرایی سبب‬ ‫تهی شدن شعارها و ماندن در قشر و پوسته میشود‪.‬‬ ‫شعار استقال وقتی معنا میدهد که بتوانیم در حوزه‬ ‫اقتصادی خود را مستقل از تصمیمات کشورهای‬ ‫متخاصم تعریف کنیم‪ .‬همانطور که شعار صدور‬ ‫انقاب وقتی متجلی میشود که ثمرات انقاب در‬ ‫زندگی بهتر مردم نمود پیدا کند تا قابل الگوگیری شود‪.‬‬ ‫البته همواره دولتها برای جذب مخاطب و باا رفتن‬ ‫امکان رایاوری‪ ،‬از شعارهای اقتصادی در هنگام‬ ‫انتخابات استفاده میکنند‪ ،‬اما تاکنون اکثریت قریب‬ ‫بهاتفاق شعارها (بهجز موارد اندکی) رنگ واقعیت و‬ ‫تحقق به خود نگرفته است‪.‬‬ ‫‪ .3‬هیچ ارتــبــاط ارگانیکی بین موسسات و مراکز‬ ‫اموزشی‪-‬پژوهشی و دولتها در حوزه مسائل اجتماعی‬ ‫و فرهنگی تعریفنشده است‪ .‬دولتها و دانشگاهها‬ ‫پرویده رویق تولید‬ ‫و پژوهشگاهها‪ ،‬در بسیاری موارد فارغ از دغدغههای‬ ‫هم حرکت میکنند‪ .‬از طرفی بسیاری از مسائل نظام‬ ‫در دانشگاهها دیده نمیشود و از طرف دیگر دولتها‬ ‫هیچ برنامه خاصی برای استفاده از خدمات و ثمرات‬ ‫علمی و تحقیقاتی دانشگاهها و موسسات پژوهشی‬ ‫ندارند‪ .‬تاسف فراوان وقتی است که مراکز تحقیقاتی‬ ‫ً‬ ‫وابسته به دولــتهــا هم عمدتا درگیر فعالیتهای‬ ‫سیاسی و شبهسیاسی هستند و کمتر بهعنوان اتاق‬ ‫فکر برای دولتها تصمیمگیری میکنند‪ .‬در واقع‪،‬‬ ‫بسیاری از پروژههای مطالعاتی و تحقیقاتی مصوب‬ ‫با اینکه از خزانه دولت استرزاق میکنند اما ابی برای‬ ‫دولت از این چاه ویل نصیب نمیشود و تنوری گرم‪.‬‬ ‫‪ .4‬ارزیابی و پایش سیاستها و اقدامات منشعب از‬ ‫انها یا انجام نمیگیرد یا با انجام و اجرای بافاصله ان‪،‬‬ ‫بیاثر مینماید‪ .‬بااینکه طراحی مدرن قانون اساسی و‬ ‫برامدن نهادهای نظارتی منشعب از ان ظرفیتهای‬ ‫فراوانی را برای نظارت‪ ،‬پایش و اصاح ایجاد کرده‬ ‫است‪ ،‬اما مصلحتسنجیهای بیمورد و کمعملیها‬ ‫و بیعملیهای نهادهای مسئول‪ ،‬فرایند ارزشیابی‬ ‫تصمیمات را بسیار بطئی و کند نموده است‪.‬‬ ‫شاید بهتازگی نهادهایی مثل دیــوان محاسبات و‬ ‫سازمان بازرسی فرصت یافتهاند تا بهواسطه مدیران‬ ‫عملگرا و البته جسور خود به بخشی از وظایف نظارتی‬ ‫ً‬ ‫و پایشی خود عمل کنند اما این بازافرینی نقش نیز کاما‬ ‫شخصی و مصداقی است و در ساختار حا کمیتی‬ ‫نهادینه نمیشود‪.‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫خعار صدور ایقاب وقتن متجلن منخود که ثمرات‬ ‫ایقاب در زیدگن بهتر مــردم یمود پیدا کند تا قابل‬ ‫الصوگیره خود‪.‬‬ ‫پرویده رویق تولید‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫غلبه یصاهیاه عارضهیاب بهجاه ریشهیاب در حل‬ ‫مسئله بسیاره از فرصتیا را به تهدید تبدیل منکند‪.‬‬ ‫این وضعیت وقتی بغرنج میشود که بدانیم انباشت‬ ‫مسائل خاصه در حوزه اقتصادی ما را در وضعیتی نشانده‬ ‫ً‬ ‫که بعضا باید تن به راهحلهای عارضهیاب بدهیم‪.‬‬ ‫البته انوقـتــی هم که میتوانستیم بهدرستی مسیر‬ ‫اقتصادی کشور را در جــاده مطلوبی قــرار دهیم‪ ،‬با‬ ‫معضات اقتصادی معاملهای عارضهیابانه کردیم و‬ ‫کمتر به ریشهها و علتها توجه نمودیم‪ .‬حاا انباشت‬ ‫این مسائل که یا حلنشده یا بد و ناقص فهم شده یا‬ ‫عارضهای با ان مواجه گردیده است‪ ،‬سبب شده که‬ ‫در هر دورهای با انباشتی از مسائل رودررو باشیم که این‬ ‫ً‬ ‫موضوع دائما در حال بروز و توسعه است‪.‬‬ ‫‪ .7‬مواجهه صــوری با راهبریها و رهنمودهای رهبر‬ ‫انقاب هم از فرصتسوزیهای حسرتافرین است‪ .‬از‬ ‫سالی که رهبر معظم انقاب نام «وجدان کار و انضباط‬ ‫اجتماعی» را بر روی سال قرار دادند تا امسال که «رونق‬ ‫ً‬ ‫تولید» را برگزیدند‪ ،‬تقریبا تاش کردند هرسال با هر شعار‪،‬‬ ‫مختصات یکی از نقاط رسیدن به یک اقتصاد قوی و‬ ‫مستحکم را ترسیم کنند‪ .‬حاا این شکل در حال کامل‬ ‫شدن است؛ اما همچنان مواجهه با این اسامی که بهنوعی‬ ‫سیاستگذاری محسوب میشود‪ ،‬برخوردی نمادین‬ ‫ً‬ ‫و شعاری است‪ .‬این برخوردها بعضا سبب میرایی‬ ‫محتوای شعار سال در همان دوره معرفیشده است‪.‬‬ ‫شاید کسی اان باید سوال کند نتیجه «اصاح الگوی‬ ‫مصرف» یا «همت مضاعف و کار مضاعف» یا «اقتصاد‬ ‫مقاومتی؛ اقدام و عمل» و یا «حمایت از کاای ایرانی»‬ ‫در کدام سیاستهای اجرایی دولت نمود پیدا کرد؟‬ ‫‪ .5‬نوعی اختاط وظیفه بین دستگاههای سیاستگذار‬ ‫نهادهای مجری در اغلب حوزه مسئلهها وجود دارد‬ ‫ً‬ ‫که بعضا خــارج از حــوزه دولــت تعریفشده است‪.‬‬ ‫در حقیقت مسوولیت سیاستگذاری فرهنگی بین‬ ‫شورای عالی انقاب فرهنگی و وزارتخانههای مربوط‬ ‫(امــوزشو پــرورش‪ ،‬علوم و فرهنگ و ارشــاد اسامی)‬ ‫در ابهام است‪ .‬سیاستگذاری دیپلماتیک و حوزه‬ ‫روابط بینالملل بین شورای راهبردی روابط خارجی و‬ ‫دستگاههای مربوط (وزارت امور خارجه‪ ،‬سازمان فرهنگ‬ ‫و ارتباطات اسامی) در تردد است‪ .‬سیاستگذاری‬ ‫اقتصادی بین معاونت اقتصادی رئیسجمهور‪ ،‬بانک‬ ‫مرکزی‪ ،‬وزارت اقتصاد و دستگاههای مجری مثل وزارت‬ ‫صنعت‪ ،‬وزارت راه و‪ ...‬در تنگنا قرار دارد‪.‬‬ ‫این اختاط وظیفه‪ ،‬کار را نوعی گــرهزده که شرایط‬ ‫را پیچیده و سخت میکند؛ یعنی متولی سیاست‬ ‫و متصدی اجرا بیشتر از اینکه بستگی به ساختار‬ ‫داشته باشد‪ ،‬بیشتر مربوط به خصوصیات شخصیتی‬ ‫و شخصی افراد مسئول در پستها و جایگاهها است‪.‬‬ ‫ً‬ ‫بعضا کار بهجایی رسیده است که یک مسئولیت‬ ‫یکشبه خلقشده (معاونت اقتصادی رئیسجمهور‬ ‫در دولــت سازندگی) و برایش ساختار و چارچوب‬ ‫تنظیم گردیده و بعد از دورهای به فنا رفته است؛ یا در‬ ‫دولت یازدهم دستیار ارشد و مشاور عالی و معاونت‬ ‫اقتصادی‪...‬افریده شد تا کسی که دلمان میخواهد‪،‬‬ ‫بدون مواجهه با جریان اختیار‪-‬مسئولیت سیاستگذار‬ ‫امر شود و در دولت دوازدهم اش و ظرفش باهم از جا‬ ‫کنده و برده میشود‪.‬‬ ‫‪ .6‬غلبه نگاههای عارضهیاب بهجای ریشهیاب در حل‬ ‫مسئله بسیاری از فرصتها را به تهدید تبدیل میکند‪.‬‬ ‫پینوشت‬ ‫‪Email: mesbab@yahoo.com‬‬ ‫‪28‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫حسین سرابادانی تفرشی‬ ‫پژوهشگر هسته عدالتپژوهی مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری مدیریت دولتی دانشگاه امام صادق؟‬ ‫‪29‬‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫فاصله حرف تا عمل در تحقق کامل خعاریاه سال‪ ،‬از‬ ‫چه عواملن یاخن منخود؟‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫هفتخوان‬ ‫تغییر اقتصادی‬ ‫پرویده رویق تولید‬ ‫تنها ساعتی بعد از اعام عنوان سال از سوی رهبر‬ ‫انقاب اسامی در ابـتــدای ســال جدید‪ ،‬رئیسکل‬ ‫بانک مرکزی در صفحه شخصی خود در شبکههای‬ ‫اجتماعی‪ ،‬یادداشتی کوتاه از وظایف نظام بانکی جهت‬ ‫تحقق شعار سال یعنی «رونق تولید» نوشت و از شش‬ ‫راهبرد بانک مرکزی برای تحقق این امر‪ ،‬سخن گفت‪.‬‬ ‫روز دوم فروردین‪ ،‬وزارت «صمت» بهعنوان متولی‬ ‫اصلی بخش تولید در کشور‪ ،‬در بیانیهای‪ ،‬راهبردهای‬ ‫هفتگانه «رونق تولید ملی» در سال ‪ 98‬را برشمرد و‬ ‫وزیر امور اقتصاد و دارایی بر امادگی این وزارتخانه‪،‬‬ ‫برای تحقق شعار سال در مصاحبه تلویزیونی تا کید‬ ‫کرد‪ .‬در روزهای بعد نیز نوبت به سایر مسئولین محترم‬ ‫رسید که هر یک با تکرار منویات رهبر معظم انقاب‬ ‫یا افزودن برخی موارد تکراری‪ ،‬ضمن بیان ضرورت و‬ ‫حساسیت توسعه تولید در کشور‪ ،‬امادگی دستگاه‬ ‫اجرایی تحت نظر خود را برای تحقق رونق تولید در‬ ‫کشور اعام کردند‪.‬‬ ‫از سوی دیگر یکی از چالشهای نظام سیاستی کشور‬ ‫ظهور و تقویت پدیده «فربگی و تورم اسناد باادستی»‬ ‫ً‬ ‫توسعه و پیشرفت در ایران است که عما «انسجام‬ ‫سیاستی» را از نظام خطمشیگذاری کشور سلب کرده‬ ‫و راه را برای انجام اصاحات اقتصادی با چالش روبرو‬ ‫ساخته است‪ .‬اباغ بیش از ‪ 34‬عنوان سیاستهای‬ ‫کلی نظام در بخشهای مختلف‪ ،‬برنامههای پنجساله‬ ‫توسعه‪ ،‬اسناد باادستی درون دستگاهی و در نهایت‬ ‫عناوین سال‪ ،‬تنها بخشی از این اسناد باادستی است‬ ‫که در تاش هستند جهتگیری کان اقتصاد ملی را‬ ‫مشخص و معین کنند‪.‬‬ ‫پرویده رویق تولید‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫ً‬ ‫مرور این اسناد باادستی نشان میدهد که معموا‬ ‫ً‬ ‫حرفهای خیلی خوب کنار یکدیگر امده و دائما به‬ ‫شکلهای مختلف بازتولید میشود‪ .‬طنز تلخ ماجرا‬ ‫ً‬ ‫ان است که دستگاههای اجرایی نیز دقیقا از موضع‬ ‫ً‬ ‫گیری‬ ‫«رهبری نظام» که ماموریتشان اساسا ارائه جهت ِ‬ ‫کــان مسیر کشور اســت‪ ،‬به ارائــه همان برنامههای‬ ‫کان در مقام اجرا مبادرت میکنند؛ بیانکه تغییری‬ ‫در سطح سیاست و برنامه طراحیشده‪ ،‬دیده شود‪.‬‬ ‫پیامد این فرایند در نظام تصمیمگیری ملی‪ ،‬تکرار و‬ ‫تکرار و تکرار است‪ .‬تکراری که مثل همیشه برای مردم‬ ‫ً‬ ‫هم مالتاور است و طبعا امکان همراهی و همکاری‬ ‫مــردم را بهعنوان پایه اصلی توسعه سلب میکند و‬ ‫بدینصورت رکــن اصلی تحقق ایــن عناوین را که‬ ‫رابطه قوی مردم با حاکمیت است‪ ،‬تضعیف میکند‪.‬‬ ‫اما چرا حرفهای خوب ا کادمیک در باب اقتصاد‬ ‫ایــران‪ ،‬منجر به تغییر بیرونی و اصاح ساختارهای‬ ‫اقتصاد ایران نمیشود؟ چرا بعد از گذشت شش سال‬ ‫از اباغ سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی‪ ،‬اثار ان‬ ‫بهصورت ملموس در اقتصاد ما دیده نمیشود؟ چرا‬ ‫عناوین سال‪ ،‬علیرغم برخی موفقیتهای جزئی‪ ،‬در‬ ‫عمل در حد شعار باقی میمانند؟ شاید یکی از شواهد‬ ‫ان‪ ،‬انتخاب سال «تولید» برای سومین بار در دهه ‪90‬‬ ‫شمسی باشد‪ .‬خاصه انکــه‪ ،‬چرا در دهه گذشته‬ ‫راهبردها و سیاستهای اقتصادی که خود را در عناوین‬ ‫سال نیز نشان داده‪ ،‬در حد شعار یا حرفهای خوب‬ ‫باقیمانده است؟ شکاف میان نظر با عمل در تحقق‬ ‫اقتصاد مقاومتی‪ ،‬از کجا نشئت میگیرد؟‬ ‫نکته جالب ان است که در مورد عیوب ساختاری‬ ‫اقتصاد ایران در دهههای گذشته نیز‪ ،‬اجماع وجود‬ ‫ً‬ ‫دارد‪ .‬مثا نظام کارشناسی کشور متفق اســت که‬ ‫اقتصاد نفتی‪ ،‬بزرگترین ایراد ساختاری اقتصاد ایران‬ ‫است؛ اما چرا کوشش موثری در دهههای گذشته برای‬ ‫غلبه بر این ایراد صورت نگرفته است؟ شاید پاسخ‬ ‫اجمالی ان باشد که اقتصاد نفتی حاصل انتخاب‬ ‫سیاستگذار نیست که روزی با اراده خود تصمیم‬ ‫به حذف ان بگیرد‪ .‬نظام سیاستگذاری کشور در‬ ‫چنبره و جبر وابستگی به نفت گرفتار شده است و‬ ‫رهایی از ان نیازمند تحقق مجموعه عواملی است‪.‬‬ ‫ً‬ ‫عواملی که لزوما دولتها در دهههای گذشته بنا به‬ ‫موانع مختلف نتوانستهاند ان را تحقق بخشند‪ .‬برخی‬ ‫از موانع ریشه نظری دارد و برخی مربوط به ساختارهای‬ ‫اجرایی کشور است‪ .‬در ادامه به هفت مورد از مهمترین‬ ‫انها اشاره میشود‪:‬‬ ‫اول‪ :‬عدم انتخاب سطح درست تغییر‬ ‫تغییر در نظام اقتصادی در سطوحی قابلتعریف است‪.‬‬ ‫گاهی تغییر در سطح نقشه اصاح اقتصادی است و‬ ‫گاه تغییر تنها به ساختارهای اجرایی و اداری منحصر‬ ‫میشود‪ .‬باوجود اهمیت بخش دوم‪ ،‬بهخصوص در‬ ‫کشورهایی همچون ایران که دارای مسائل گونا گون‬ ‫در سطح مدیریت و اداره نهاد دولت است‪ ،‬عمده‬ ‫مسائل اقتصادی ریشه در نقشه و بهتبع ذهنیت نظام‬ ‫تصمیمگیری کشور دارد‪ .‬از این سطح تغییرات بهعنوان‬ ‫تغییرات در سطح «ترتیبات نهادی»[‪ ]1‬یاد میشود‪.‬‬ ‫ترتیبات نهادی مصادیق و اشکال گونا گون در نظام‬ ‫اقتصادی دارند‪ :‬از قواعد و مقررات تخصیص منابع‬ ‫مالی همچون مکانیسمهای انتشار و عرضه پول گرفته‬ ‫تا مقررات مربوط به مالیات‪ ،‬قوانین مالکیت و نظام‬ ‫خلق ارزشافزوده‪.‬‬ ‫شاید ذکر نمونهای در این زمینه جالبتوجه باشد‪.‬‬ ‫مارتین ویتزمن[‪ 25 ،]2‬سال پیش کتابی با عنوان‬ ‫«اقتصاد شراکتی‪ ،‬مهار رکود تورمی»[‪ ]3‬نگاشت‪ .‬او‬ ‫در این کتاب از یک تغییر در سطح ترتیبات نهادی‬ ‫در حــوزه دستمزد سخن گفت‪ .‬به نظر او بــرای مهار‬ ‫سختترین بیماری اقتصاد که «رکود تورمی» است‪ ،‬یک‬ ‫تغییر در نحوه پرداخت دستمزد به کارگر در بنگاههای‬ ‫تولیدی ازم است‪ .‬بر اساس مطالعه او‪ ،‬حرکت این‬ ‫واحدهای خرد اقتصادی در طراحی الگوی شراکت‬ ‫‪30‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫سوم‪ :‬وابستگی به مسیر‬ ‫دوم‪ :‬دولت دستبهعصا‬ ‫مشهور است که افــراد کارها و انتخابهایشان را از‬ ‫روزهای سخت بهروزهای سختتر عقب میاندازند‪.‬‬ ‫این َمثل‪ ،‬حکایت این روزهای نهاد دولت در ایران‬ ‫است‪ .‬هرچه از دهههای گذشته به جلو امدیم‪ ،‬نهاد‬ ‫دولت در ایران محتاطتر شده است‪ .‬هرگونه اصاح‬ ‫ساختاری نیازمند نوعی جسارت در پذیرش تبعات‬ ‫و پیامدهای اجتماعی ایــن اصاحات ساختاری‬ ‫اســت‪ .‬انتخابهای قبلی دولــت در حــوزه اقتصاد‬ ‫در دهههای گذشته‪ ،‬روزبهروز قدرت ابتکار عمل و‬ ‫مهارت او را برای تغییر شرایط کاهش داده است و‬ ‫این کاهش ظرفیت نظام خطمشیگذاری‪ ،‬دولت را‬ ‫محافظهکارتر میکند؛ چون تنها دغدغه او اداره وضع‬ ‫موجود است و دولت را گرفتار نوعی روزمرگی میکند‪.‬‬ ‫روزمرگی که هم اعتیاد به احتیاط را با خود به ارمغان‬ ‫میاورد و هم زمینه ایندهفروشی را به جهت اداره امروز‬ ‫کشور‪ ،‬رقم میزند‪.‬‬ ‫‪31‬‬ ‫پرویده رویق تولید‬ ‫انتخابهای جدید دولــت‪ ،‬تابعی از انتخابهای‬ ‫گذشته او است‪ .‬به تعبیر نهادگرایان‪ ،‬این مقوله به‬ ‫جهت شکلگیری نوعی «وابستگی به مسیر»[‪ ]4‬است‪.‬‬ ‫ً‬ ‫مثا سیاستهای دولت در مورد تامین اجتماعی‬ ‫و صندوقهای بازنشستگی لشگری و کشوری در‬ ‫دهههای گذشته‪ ،‬موجب شده است تا امروز دولت‬ ‫انتخاب کند که در سند ایحه بودجه سال ‪،1398‬‬ ‫بیش از ‪ 80‬هزار میلیارد تومان (معادل حدود ‪ 20‬درصد‬ ‫کل مخارج دولت) تنها بهعنوان کمک برای بقای این‬ ‫صندوقها پرداخت کند‪ .‬برای بزرگی این عدد کافی‬ ‫است بدانید که این رقم حدود دو برابر مخارج عمرانی‬ ‫تحققیافته دولت در یک سال است یا براورد روز پایانی‬ ‫فروردینماه ‪ 1398‬وزیر کشور از حادثه سیل ابتدای‬ ‫سال‪ ،‬ان است که خسارات ناشی از سیل در شمال‬ ‫و غرب کشور‪ ،‬حدود ‪ 35‬هزار میلیارد تومان براورد‬ ‫میشود‪ .‬عمق هزینههای تصمیمهای بد‪ ،‬درگذر زمان‬ ‫و با اعداد و ارقام نمایان میشود‪.‬‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫در سود با کارگر بهجای دستمزد ثابت‪ ،‬منجر به ثبات‬ ‫قیمتها و رونق تولید خواهد شد و بدینصورت رکود‬ ‫تورمی مهار خواهد شد‪ .‬گام اول برای تغییر و اصاح‬ ‫اقتصادی‪ ،‬شناسایی سطح بهینه تغییرات است‪.‬‬ ‫بسیاری از برنامههای حل مسائل اقتصادی در کشور‬ ‫بدون توجه به زمینههای قانونی و نهادی که زمین اصلی‬ ‫تعامات اقتصادی را تعبیه و طراحی میکنند‪ ،‬درگیر‬ ‫عوارض و پیامدها شدهاند و همین مقوله چشمانداز‬ ‫تغییرات را در انها کوتهبینانه کرده است‪.‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫در شرایط امروز اقتصاد ایران نگاه و سیاست دولت‬ ‫به ماجرای صندوقهای بازنشستگی‪ ،‬سیاستهای‬ ‫مرتبط با انرژی و محیطزیست‪ ،‬نمونهای از اداره امروز‬ ‫کشور به جیب نسل اینده است‪ .‬نکته تلخ ماجرا ان‬ ‫است که این شرایط را خود دولت با انتخابهای‬ ‫گذشتهاش رقمزده است‪ .‬بنابراین تعویق تصمیمهای‬ ‫سخت‪ ،‬کار را برای دولت سختتر خواهد کرد‪.‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫یرچه از دیهیاه گذخته به جلو امدیم‪ ،‬یهاد دولت در‬ ‫ایران محتاطتر خده است‪ .‬یرگویه اصاح ساختاره‬ ‫ییازمند یوعن جسارت در پذیرش تبعات و پیامدیاه‬ ‫اجتماعن این اصاحات ساختاره است‪.‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫و برونداد نظام اقتصادی است‪ .‬جهت بهبود متغیر‬ ‫خروجی سیستم‪ ،‬تغییر در فرایندها و دروندادها در یک‬ ‫سیستم ضروری است‪ .‬لذا شناسایی زمینههای توسعه‬ ‫تولید ملی در حوزه فرایندها و ورودی نظام اقتصادی‪،‬‬ ‫باید در کانون توجه سیاستگذاری کشور قرار گیرد‪.‬‬ ‫در این زمینه‪ ،‬کار جامعه علمی و ارتباط ان با بدنه‬ ‫تصمیمسازی کشور از اولویت برخوردار است‪ .‬مثال‬ ‫دیگر حوزه «اشتغال مولد» است‪ .‬اشتغال با تزریق منابع‬ ‫مالی موضعی و موقت و مخارج چندهزارمیلیاردی‬ ‫حاصل نخواهد شد‪ ،‬انطــور که در سالیان اخیر در‬ ‫قالب سیاستهای اشتغالزا دنبال شــده است‪،‬‬ ‫اشتغال یک متغیر سیستمی در نظام کان اقتصادی‬ ‫است و بهمثابه معلولی از مجموعه عوامل و فرایندهای‬ ‫اقتصادی‪ ،‬اجتماعی و حتی فرهنگی دستخوش‬ ‫تغییر و تحول خواهد شد‪.‬‬ ‫بنابراین توالی انتخابها قدرت تغییر جهت و اصاح‬ ‫مسیر را برای دولت دشوار میکند‪ .‬بخشی از این معضل‬ ‫که نظام اجرایی کشور‪ ،‬پتانسیل ترجمه سخنان درستی‬ ‫مانند عناوین سال را بهنظام تصمیمگیری کشور ندارد‪،‬‬ ‫معلول چنین مشخصه ساختاری است‪.‬‬ ‫پرویده رویق تولید‬ ‫چهارم‪ :‬سیاستهای بیمعنا‬ ‫این مانع از سنخ نظری و مرتبط با سرچشمه اصاحات‬ ‫است‪َ .‬مثل مشهوری وجود دارد که «هیچ تئوریای‪ ،‬بهتر‬ ‫از نظریهای که در عمل کاربرد خود را نشان دهد‪ ،‬وجود‬ ‫ندارد»‪ .‬اسناد باادستی کشور نیز علیرغم نقاط قوت‬ ‫فراوان‪ ،‬نیازمند کار دانشگاهی و علمی بیشتر است‪.‬‬ ‫عیوب اسناد باادستی ان است که‬ ‫به‬ ‫عنوانمثال یکی از ِ‬ ‫ً‬ ‫اساسا «خطمشی»[‪ ]5‬به معنای دانش «خطمشیگذاری‬ ‫عمومی» نیستند؛ خطمشی در معنای اصیل خود‪،‬‬ ‫به معنای گزینه انتخابی است که دارای نوعی بدیل‬ ‫است‪ .‬در حال حاضر بسیاری از این اسناد‪ ،‬مجموعه‬ ‫اهداف و ارزوهای جذاب نظام ملی است و بدینجهت‬ ‫فاقد معنای اولیه یک خطمشی است‪.‬‬ ‫ّ‬ ‫از ان گذشته‪ ،‬توجه به روابط علی اجتماعی در این‬ ‫اسناد کمتر موردتوجه است؛ بهعنوان نمونه تا کید بر‬ ‫معلول بهجای علت در بسیاری از این اسناد دیده‬ ‫ً‬ ‫میشود‪ .‬مثا توسعه تولید ملی‪ ،‬یک متغیر عملکردی‬ ‫پنجم‪ :‬محدودیت شناختی مدیران‬ ‫شکاف ز یــادی در دستگاه تحلیلی مدیران سطوح‬ ‫مختلف کشور با نظام سیاستگذاری کشور دیده‬ ‫میشود‪ .‬این اختاف از تعریف و صورتبندی مسئله‬ ‫نیز اغاز میشود‪ .‬بسیاری از مسائل در دستگاه تحلیلی‬ ‫ً‬ ‫طراحی اقدام و‬ ‫مدیران اصا دیده نمیشود تا بعد برای‬ ‫ِ‬ ‫راهحل فکر شود‪ .‬صورتبندی از موقعیتهای مشکل‬ ‫‪32‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫ششم‪ :‬تسخیر ذینفعان‬ ‫هفتم‪ :‬درهمتنیدگی چالشهای اقتصادی‬ ‫همزمانی و مرتبط بودن چالشهای اقتصادی امکان‬ ‫سیاستگذاری را در یک توالی زمانی سلب‪ ،‬و گزینههای‬ ‫انتخاب از میان اسناد باادستی را دچــار اختال‬ ‫میکند‪ .‬بدینجهت این درهمتنیدگی منجر به ان‬ ‫‪33‬‬ ‫پرویده رویق تولید‬ ‫بخشی از اختال در عدم سریان سیاستهای کان‬ ‫همچون عناوین سال به بدنه اجرایی کشور‪ ،‬به تسخیر‬ ‫نظام تنظیمی[‪ ]6‬از سوی گروههای ذینفع بازمیگردد‪.‬‬ ‫گروههایی که منافع بخشی خود را در اولویت پیگیری خود‬ ‫قرار داده و دغدغهای نسبت به تحقق منافع ملی ندارند‪.‬‬ ‫در مورد حل برخی چالشهای مزمن اقتصاد ایران‪،‬‬ ‫همچون اصاح نظام بانکی (که رهبر انقاب نیز در‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫بهغایت متنوع است و هرکس به دنبال حل مسئله خود‬ ‫است‪ .‬مدیران انچه از سیاستها را درک میکنند‪،‬‬ ‫اجرا میکنند؛ نه انچه سیاستها خواستهاند و میان‬ ‫این دو تفاوت بسیار است‪.‬‬ ‫لذا تغایر صورتبندی مسئله‪ ،‬موجب میشود میزان‬ ‫شدت و اهمیت مسئله برای مدیران در سطوح مختلف‬ ‫دارای ضرایب مختلف باشد‪ .‬حسگرهای مدیران‬ ‫نسبت به رویدادها و مسائل به گونههای مختلف‬ ‫کار میکند و نسبت به بسیاری بیشازحد فعال و‬ ‫نسبت به برخی دارای خطای کم فعالی است‪ .‬این‬ ‫بیماری‪ ،‬قوه عاقله و شناختی دستگاه اجرایی کشور‬ ‫را نسبت به سیاستهای کان ملی بیحس میکند‪.‬‬ ‫محدودیتهای ساختاری ادراکی مدیران بهواسطه‬ ‫مشغلههای گوناگون (که گاه از سوی بوروکراسی تحمیل‬ ‫ً‬ ‫میشود) عما امکان تحلیل اطاعات را از انها گرفته‬ ‫است‪ .‬مدیران همچون رباتهایی که باید در ساختار‬ ‫زمانی موجود مجموعه کارهای معمول و تکراریای را‬ ‫انجام دهند تا عقب نیفتند‪ ،‬عمل میکنند و فرصتی‬ ‫برای نواوری‪ ،‬طراحی درست اقدامات و حتی نگاه‬ ‫کردن به خود که در حال چهکاری هستند‪ ،‬ندارند‪.‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫سخنرانی روز اول سال ‪ 1398‬به ان اشاره کردند) با‬ ‫اینکه نوعی اجماع نظری برای تغییر وجود دارد‪ ،‬ولی‬ ‫در عمل برنامههای اصاحی با مانع مواجه میشوند‪.‬‬ ‫این اصاحات اقتصادی گرچه در بلندمدت در جهت‬ ‫منافع ملی است‪ ،‬ولی در شرایط فعلی به دلیل وجود‬ ‫ً‬ ‫برخی ذینفعان خاص عما نوعی مقاومت در برابر‬ ‫تغییر وجود دارد‪.‬‬ ‫تعارض منافع‪ ،‬بهخودیخود‪ ،‬ماهیت طبیعی قدرت و‬ ‫اداره در اجتماع است؛ اما انگاهکه نظام تصمیمگیری‬ ‫در تسخیر برخی گروههای ذینفع قرار گیرد‪ ،‬این تعارض‬ ‫منافع کژکارکردیهای خود را نمایان میکند‪ .‬عاوه بر‬ ‫مثال موانع تغییر در نظام بانکی‪ ،‬چالشهای تغییر در‬ ‫بخش صنعت مانند صنعت خودرو‪ ،‬نظام مالیاتی‪،‬‬ ‫حوزه سامت و درمان نیز به جهت نفوذ ذینفعان در‬ ‫بدنه اثرگذار تصمیمهای حاکمیتی‪ ،‬نیرویی پرقدرت‬ ‫برای تغییر اقتصادی ایجاد کرده است‪ .‬به یک معنا‬ ‫متاسفانه خود نهاد «تولید» تبدیل به زمینهای برای‬ ‫نفوذ این گروههای فشار تبدیلشده است‪ .‬انها با‬ ‫کسب حداکثر بهرهبرداری از منابع تولیدی کشور‪،‬‬ ‫کمترین بازده اجتماعی را در نظام خلق ارزشافزوده‬ ‫ایجاد میکنند‪ ،‬چراکه بخش زیادی از نظام تولید‪،‬‬ ‫همچنان گرفتار خامفروشی و مونتاژکاری است که‬ ‫کمترین عایدی را برای اقتصاد ملی ما دارد‪.‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫ً‬ ‫بسیاره از مسائل در دستصاه تحلیلن مدیران اصا دیده‬ ‫طراحن اقدام و راهحل فکر خود‪.‬‬ ‫یمنخود تا بعد براه‬ ‫ِ‬ ‫پرویده رویق تولید‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫به یر میزان که مسائل و چالشیاه‬ ‫اقتگاده بزرگتر منخود‪ ،‬غلبه بر ان‬ ‫به اجماع و یمکاره بیشتره ییازمند‬ ‫است و این یمکاره از اعتماد میان‬ ‫مردم با دولت خکل خواید گرفت و‬ ‫البته امید به اینده‪.‬‬ ‫خصیصه ذاتی بوروکراسی اجرایی‪ ،‬ساختار سنگین‪،‬‬ ‫ستاد محور و غیرچابک در بدنه اجرایی کشور که توان‬ ‫حمل سیاستهای اباغی را ندارد) نیازمند همدلی‬ ‫و همراهی مردم با حاکمیت است‪.‬‬ ‫به هر میزان که مسائل و چالشهای اقتصادی بزرگتر‬ ‫میشود‪ ،‬غلبه بر ان به اجماع و همکاری بیشتری‬ ‫نیازمند است و این همکاری از اعتماد میان مردم‬ ‫با دولت شکل خواهد گرفت و البته امید به اینده‪.‬‬ ‫تا کید هوشمندانه رهبر انقاب اسامی به شکلهای‬ ‫گوناگون بر ایجاد امید عمومی (بهخصوص نسل جوان)‬ ‫به اینده کشور‪ ،‬یگانه تکیهگاه پیشرفت و غلبه بر این‬ ‫چالشها است‪ .‬امید به اینده زمینهساز همکاری و‬ ‫همراهی عمومی بوده و این همکاری یگانه راه غلبه بر‬ ‫این موانع است‪ .‬در این مسیر البته بزرگترین رسالت‬ ‫دولت تقویت و حراست اعتماد عمومی است که از‬ ‫مسیر کار پرحجم و مدیریت جهادی حاصل میگردد‪.‬‬ ‫میشود که امکان استفاده از یک تکیهگاه و پایه برای‬ ‫حل سایر چالشها وجود نداشته باشد‪.‬‬ ‫بهعنوانمثال اگر ظرفیتهای بالقوه تولید ناخالص‬ ‫داخلی در یک دهه گذشته بهصورت مستمر کاهش‬ ‫نیافته بود‪ ،‬دولت این امکان را داشت تا از طریق افزایش‬ ‫مخارج خود‪ ،‬اقتصاد را از رکود خارج کند‪ .‬لکن نکته‬ ‫اینجاست که در حال حاضر بااترین فشار به بودجه‬ ‫دولت و مخارج ان بهواسطه مسائل ساختاری بودجه‬ ‫در ایــران (از وابستگی به نفت در بخش درامــدی تا‬ ‫افزایش بیضابطه هزینههای جاری در بخش هزینهای)‬ ‫ً‬ ‫وجود دارد و عما قدرت تغییر را در این زمینه از دولت‬ ‫سلب کرده است‪.‬‬ ‫در ایــن شــرایــط اولــو یــتبـنــدی اه ــداف ازم اســت و‬ ‫خــودبــهخــود روی دیگر سکه اولــویــتبـنــدی‪ ،‬هزینه‬ ‫کردن برخی اهداف به جهت اهداف بااتر است‪ .‬این‬ ‫ً‬ ‫انتخاب طبعا مستلزم هزینه است و مهمترین ان ایجاد‬ ‫نارضایتیهای اجتماعی است‪ .‬بدینجهت افزایش‬ ‫سرمایه اجتماعی انتخابهای دولــت در اولویت‬ ‫نخست است تا امکان این اصاحات فراهم اید‪.‬‬ ‫غلبه بــر ایــن مــوانــع و مــوانــع دیــگــر (همچون روحیه‬ ‫عافیتطلبی‪ ،‬نبود رویکرد جهادی‪ ،‬سیاسیکاری‬ ‫در انتخاب افراد زیردست‪ ،‬جدی نگرفتن تربیت نیروی‬ ‫انسانی‪ ،‬ظهور و بروز انواع خصومتهای نفسانی همچون‬ ‫حسادت و کینه و رقابتهای مخرب میان مدیران‪،‬‬ ‫اکتفا به حداقلها بهجای رسیدن به حداکثرها بهعنوان‬ ‫پینوشتها‬ ‫‪Email: 87sarabadani@gmail.com‬‬ ‫‪]1]. Institutional Arrangements‬‬ ‫‪]2]. Martin Witzman‬‬ ‫‪]3]. The Share Economy: Conquering Stagflation,1984‬‬ ‫‪]4]. Path Dependency‬‬ ‫‪]5]. Policy‬‬ ‫‪]6]. Regulatory Capture‬‬ ‫‪34‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫دکتر محمد نوروزی‬ ‫پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟‬ ‫دانشاموخته دکتری مدیریت قراردادهای بینالمللی‬ ‫نفت و گاز دانشگاه امام صادق؟‬ ‫‪35‬‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫براه تحقق خعار سال‪« ،‬مطالبهگره تشگگن» الزامن‬ ‫غیرقابل چشمپوخن است‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرار از‬ ‫جهل اصطاحات‬ ‫پرویده رویق تولید‬ ‫یکی از اساتید تا کید زیــادی داشــت مسائل فنی و‬ ‫اصطاحات تخصصی صنعت نفت را بهخوبی یاد‬ ‫بگیریم و میگفت بارها و بارها‪ ،‬مــردم و حتی خود‬ ‫مسئولین صنعت نفت‪ ،‬به خاطر اینکه زبان فنی این‬ ‫حوزه را بلد نیستند‪ ،‬فریب کارشناسان داخلی و خارجی‬ ‫را خوردهاند‪ .‬یکی دیگر از دوستان به طنزی تلخی‬ ‫میگفت به نظر من‪ ،‬بسیاری از علوم تخصصی‪ ،‬چیزی‬ ‫فراتر از تعدادی اصطاح نیست و این اصطاحات‪،‬‬ ‫پوششی برای بیسوادی متخصصان این حوزههاست‬ ‫و اگر همان مفاهیم را به زبان ساده توضیح دهند دانش‬ ‫خاصی ندارند‪.‬‬ ‫موفقیت هر حرکت اجتماعی نیازمند همکاری و همراهی‬ ‫نقشهای متعددی است‪ .‬یکی از این نقشها‪ ،‬ناظران‬ ‫و مطالبهگرانی هستند که قرار است چشم بیدار جامعه‬ ‫باشند و تحقق یا عدم تحقق اهداف این حرکتهای‬ ‫اجتماعی را گــزارش کنند‪ .‬بخشی از ایــن نقش را‬ ‫رسانهها و خبرنگاران ایفا میکنند؛ بخش دیگری از‬ ‫این نقش نیز بر عهده دانشگاهیان است‪ .‬گاه برخی‬ ‫دانشجویان که روحیات مطالبهگری و عدالتخواهی‬ ‫دارند میپرسند اگر بخواهیم از مسئولین مطالبه کنیم‬ ‫یا پویشهای مطالبهگری راه بیندازیم چه کنیم که‬ ‫کارمان بهتر و موثرتر شود؟‬ ‫پاسخی که میتوان برای بهبود و تحقق اهداف این‬ ‫نقش پیشنهاد کرد این است‪ :‬مطالبهگری تخصصی‪.‬‬ ‫پرویده رویق تولید‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫جدید و دستگاه وزارت نفت مجبور به پاسخگویی‬ ‫شد و خاها و ضعفهای اساسی چارچوب اولیه به‬ ‫اطاع عموم رسید و در نتیجه‪ ،‬اندک بهبودی که در‬ ‫ای‪.‬پی‪.‬سی رخ داد حاصل همان مطالبات تخصصی‬ ‫بود وگرنه مباحث فنی و مهندسی نفت بهاندازهای‬ ‫پیچیده است که از فهم عموم مردم خارج است‪ .‬لذا‬ ‫کارشناسان این حوزه بهراحتی میتوانند مطالبات‬ ‫مردم را با چند عدد و امار و شکل و چند اصطاح‬ ‫پاسخ گویند و اقناع عمومی را شکل دهند‪.‬‬ ‫باید گفت که تخصصی شدن مفاهیم و اصطاحات‬ ‫و سعی در علمی جلوه دادن بسیاری از مسائل‪ ،‬سبب‬ ‫شده است که مطالبات عمومی کفایت ازم را نداشته‬ ‫ً‬ ‫باشد و اتفاقا مطالبهگری تخصصی‪ ،‬نیازمند پشتوانهای‬ ‫از مطالبهگران عمومی هم هست ولی بدون مطالبهگری‬ ‫تخصصی نمیتوان کار خاصی پیش برد‪ .‬انقدر واژه‪،‬‬ ‫اصطاح‪ ،‬مفهوم و فرایند در نظامهایی نظیر بانکداری‪،‬‬ ‫حوزه سامت و بهداشت‪ ،‬صنعت نفت و‪ ...‬وجود دارد‬ ‫که مسئولین این حوزهها میتوانند با استناد به داده‬ ‫و امار از زیر بار مسئولیتهایشان شانه خالی کنند‬ ‫ً‬ ‫ولی اگر مطالبهگری تخصصی صورت گیرد احتماا‬ ‫وضعیت فرق خواهد کرد‪. ...‬‬ ‫میبایست در بــاره مطالبهگری تخصصی‪ ،‬بیشتر و‬ ‫بیشتر بحث کرد و ابعاد ان را واکاوی نمود ولی بهطور‬ ‫خاصه میتوان به چند گزاره اشاره کرد‪:‬‬ ‫الــف) مطالبهگری تخصصی از شناسایی مسئله‬ ‫شروع شده و ضمن اسیبشناسی وضعیت موجود‪،‬‬ ‫راهکارهای بدیل را نیز پیشنهاد میدهد‪.‬‬ ‫ب) مطالبهگران تخصصی‪ ،‬افراد خیرخواهی هستند‬ ‫که بدون در نظر گرفتن منفعت فردی میکوشند در‬ ‫مسائلی که تعارض منافع فــراوان وجــود دارد‪ ،‬ورود‬ ‫کرده و بدون اغراض سیاسی در جهت تحقق اهداف‬ ‫کشور بکوشند‪.‬‬ ‫واقعیت این است که مسئولین به مطالبات عمومی‬ ‫پاسخگو نیستند‪ .‬ضمن اینکه صداوسیما بهصورت‬ ‫خاص بر روی مطالبات عمومی مردم متمرکز است‪.‬‬ ‫ولی هرچقدر موضوع موردنظر دستگاههای دولتی‪،‬‬ ‫ّفنیتر و تخصصیتر باشد مسائل ان پیچیدهتر شده‬ ‫و به همین جهت پیگیری انهم دشوارتر میشود‪ .‬از‬ ‫سوی دیگر چهبسا برخی از مسئولین و دستگاهها هم‬ ‫تعمد داشته باشند که موضوعات را به زبان فنی و‬ ‫پیچیده بیان کنند تا امکان ارزیابی عملکرد انها از‬ ‫بین برود‪ .‬بدینجهت مطالبات میبایست بهصورت‬ ‫تخصصی طرح شود وگرنه در گیرودار اصطاحات و امار‬ ‫و شکل و نگاره‪ ،‬اصل مفهوم گم میشود و سازمانها‬ ‫هم با پیچیده نشان دادن شرایط‪ ،‬کارهای کــرده و‬ ‫نکردهشان را توجیه میکنند‪.‬‬ ‫یکی از نمونههای عینی این داستان‪ ،‬قراردادهای نفتی‬ ‫است‪ .‬همان گروهی که چارچوب قراردادهای «بیع‬ ‫متقابل» را به تصویب رساندند و مدعی بودند که قراردادی‬ ‫بهخوبی بیع متقابل وجود ندارد‪ .‬چند سال بعد‪ ،‬ان را‬ ‫قالبی ناموفق ارزیابی کرده و چارچوب دیگری تحت‬ ‫عنوان «قرارداد نفتی ایران» موسوم به «ای‪.‬پی‪.‬سی» را‬ ‫طرح کردند ولی تفاوت در این بود که در زمان تصویب‬ ‫قرارداد بیع متقابل‪ ،‬دانش عمومی نسبت به قراردادهای‬ ‫نفتی و حتی مفاهیم اولیه فنی و مهندسی نفت بسیار‬ ‫اندک بود؛ ولی در زمان طرح «ای‪.‬پی‪.‬سی»‪ ،‬رسانهها‬ ‫ً‬ ‫و متخصصان منتقد به قالب این قرارداد‪ ،‬که عموما‬ ‫دانشگاهیان بودند‪ ،‬ضمن تشریح بندها و کلیات‬ ‫چارچوب قراردادی مذکور‪ ،‬به زبان غیرفنی کوشیدند‬ ‫فضای عمومی جامعه را با مفاهیم قراردادهای نفتی‬ ‫(که تا ان زمان بهعنوان یک جعبه سیاه و موضوعی با‬ ‫زبان فنی تلقی میشد) اشنا سازند‪ .‬تاثیر این مطالبات‬ ‫تخصصی بهگونهای بود که بسیاری از تریبونهای‬ ‫عمومی نیز همان مباحث تخصصی صنعت نفت را‬ ‫به زبانی عامهفهم و دقیق بیان میکردند و طراحان گونه‬ ‫‪36‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫‪Email: md.noruzi@gmail.com‬‬ ‫‪37‬‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫پینوشت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫یک سخنرانی عمومی هم به این مسائل پاسخ دهند‬ ‫طوری سخن میگویند که امکان ارزیابی اقداماتشان‬ ‫وجــود نداشته باشد‪ .‬بدین سبب تحقق شعارهای‬ ‫سال بهمانند بسیاری از حرکتهای اجتماعی نیازمند‬ ‫مطالبهگری تخصصی است و این امر میتواند بهعنوان‬ ‫نقشی خاص برای دانشگاهیان در نظر گرفته شود‪.‬‬ ‫برای تحقق شعارهای سال‪ ،‬مردم و دستگاههای دولتی‬ ‫و حاکمیت هر کدام نقش خاص خود را دارند‪ .‬تاش‬ ‫مسئوان این است که بر طبل فرهنگسازی بکوبند‬ ‫و از مردم بخواهند که کاای ایرانی مصرف کنند و‬ ‫در امر تولید سرمایهگذاری نمایند ولی غافل از اینکه‪،‬‬ ‫تحقق این اهداف مستلزم اقدامات اساسی توسط خود‬ ‫مسئولین است‪ .‬تخصصی شدن مفاهیم‪ ،‬و استفاده‬ ‫از اصطاحات پیچیده و توسل به امار و دادههــای‬ ‫گسترده‪ ،‬که مسئولین در پشت انها پنهان میشوند‪،‬‬ ‫سبب شده که عامه مردم نسبت به وظایف و وضعیت‬ ‫پیشبرد اهداف توسط دستگاههای حاکمیتی جهل‬ ‫داشته باشند و در نتیجه مطالبات عمومی انان پاسخی‬ ‫درخور نیابد‪ .‬بدین جهت‪ ،‬وجود افرادی که بتوانند‬ ‫خیرخواهانه‪ ،‬به دور از اغراض سیاسی و بدون توجه‬ ‫به منافع فردی‪ ،‬به واکاوی علمی مسائل پرداخته و‬ ‫به مطالبهگری تخصصی از این دستگاهها بپردازند‪،‬‬ ‫بسیار ضروری است‪.‬‬ ‫پرویده رویق تولید‬ ‫ج) مطالبهگر تخصصی‪ ،‬عاوه بر جوشش و غلیان‬ ‫درونــی‪ ،‬نیازمند تمرکز در ابعاد علمی و فنی مسئله‬ ‫است و سعی میکند ضمن حفظ مفاهیم پایه علمی‬ ‫به زبان همان رشته‪-‬مسئله‪ ،‬به اصل موضوع بپردازد‪.‬‬ ‫د) مطالبهگران تخصصی میبایست مفاهیم پیچیده را‬ ‫به زبان عمومی نیز بیان کنند تا پشتوانهای از مطالبهگران‬ ‫عمومی و تریبونهای جمعی را برای حمایت از مطالبات‬ ‫خود فراهم سازند‪.‬‬ ‫در یک جمعبندی‪ ،‬باید گفت که تحقق شعارهای‬ ‫سال نیازمند همراهی اجتماعی است‪ .‬عاوه بر نقشی‬ ‫که مردم عادی در تحقق این شعارها اعم از مصرف‬ ‫کاای داخلی‪ ،‬تاش در جهت سرمایهگذاری در امر‬ ‫تولید و ‪ ...‬ایفا میکنند‪ ،‬مسئولین نیز موظف به انجام‬ ‫برخی امور و حمایت ازم از این شعارها هستند‪ .‬اثرات‬ ‫ویرانکننده واردات یکباره محصوات خارجی توسط‬ ‫ً‬ ‫وزارت صمت‪ ،‬که معموا به سبب سوءمدیریت در‬ ‫طول سال بوده است‪ ،‬انعقاد قراردادهای بینالمللی‬ ‫و استفاده از شرکتهای خارجی در وزارت نفت‪ ،‬که‬ ‫حاصل نوعی تفکر انباشته غلط در تاروپود این وزارتخانه‬ ‫است‪ ،‬تاش برخی افراد ذینفوذ جهت تفکیک مجدد‬ ‫وزارت صنعت‪ ،‬معدن و تجارت برای بهرهگیری هر‬ ‫چه بیشتر از منافع واردات در مقابل تولید‪ ،‬و دهها‬ ‫مورد مشابه دیگر که در سطح حاکمیت رخ میدهد‬ ‫بههیچوجه با مصرف کاای ایرانی توسط مردم قابل‬ ‫مقایسه نیست‪ .‬ولی مشکل اساسی این است که فهم‬ ‫چنین مسائلی نیازمند تخصص است و مسئولین نیز‬ ‫پاسخگوی مطالبات عمومی نیستند و حتی اگر در‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مطالبهگر تشگگن‪ ،‬عاوه بر جوخش و غلیان دروین‪،‬‬ ‫ییازمند تمرکز در ابعاد علمن و فنن مسئله است و سعن‬ ‫منکند ضمن حفظ مفاییم پایه علمن به زبان یمان‬ ‫رخته‪-‬مسئله‪ ،‬به اصل موضوع بپردازد‪.‬‬ ‫پرویده رویق تولید‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫حمیدرضا ارفعالرفیعی‬ ‫پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟‬ ‫دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی دانشگاه امام صادق؟‬ ‫مقام معظم رهبری امسال را با عنوان «رونــق تولید»‬ ‫نامگذاری کردهاند‪ .‬این نامگذاریها همچو فانوسی‬ ‫است که میتواند جهت حرکت جمهوری اسامی را‬ ‫مشخص کند و ایشان بهعنوان رهبر و پیشوای حرکت‪،‬‬ ‫با نامگذاری شعار هرسال در تاش هستند تا توجه‬ ‫همگان را به نقاط ضعف و قوت کشور در قبال دشمن‬ ‫جلب کنند‪ .‬جدای از تبیین نامگذاری توسط ایشان‬ ‫باید موانع بر سر راه را نیز شناسایی کرد تا عاوه بر بیان‬ ‫ایجابهای حرکت جمهوری اسامی‪ ،‬به چارهجویی‬ ‫موارد سلبی نیز اندیشید‪.‬‬ ‫نوشتار پیش رو‪ ،‬بیانگر اسیبهای رونــق تولید به‬ ‫زبان جوانان است؛ زیرا رهبر معظم انقاب جدای از‬ ‫نصایح و توصیههایی که همواره به دولتها و مسئولین‬ ‫داشتهاند و دارند‪ ،‬طی سالیان اخیر دیگر مخاطبان خود‬ ‫را تنها مسئولین نمیدانند؛ بلکه عموم مردم جامعه و‬ ‫بخصوص جوانان را مخاطب خویش قرار میدهند که‬ ‫در بیانیه «گام دوم انقاب» نیز مشهود است‪ .‬بنابراین‬ ‫اشنایی و درک افکار این بخش از جامعه یعنی جوانان‬ ‫بهعنوان مخاطب سخنان رهبری میتواند زمینهساز‬ ‫تحقق فرمایشهای ایشان شود‪.‬‬ ‫زمانی که باب سخن با جوانان گشوده شده و از انها‬ ‫پیرامون «تولید» سوال شود‪ ،‬مسائل متعددی شناسایی‬ ‫ً‬ ‫میشود که عمدتا همه این اسیبها را نیز متوجه دولت‬ ‫میدانند که نتوانسته است نقش خود را جهت کاهش‬ ‫بوروکراسی اداری حاکم بر ادارات ایفا کند‪ .‬گایههایی‬ ‫مثل فرایندهای طوانی و پیچیده جهت صدور مجوز‪،‬‬ ‫عدم تامین مالی و حمایت از سوی بانکها و نهادهای‬ ‫مالی‪ ،‬قوانین ناکارامد و ‪ ...‬مهمترین گایههایی هست‬ ‫که به هنگام صحبت با جوانان شنیده میشود‪ .‬پرواضح‬ ‫است که بخش عمده این گایه درست است و نیاز‬ ‫به بازنگری قوانین و فرایندهاست؛ بهگونهای که موانع‬ ‫ساختاری و اداری رونق تولید از پیش پا برداشته شود‪.‬‬ ‫وظیفهای که بر عهده مسئولین سه قوه است و همگی‬ ‫باید با احساس تکلیف و دغدغه به صحنه بیایند و‬ ‫سامان‬ ‫ِ‬ ‫مثلث رونق تولید‬ ‫تولید با حل سه مایع ساختار‪ ،‬باور و سبک زیدگن رویق‬ ‫خواید گرفت‬ ‫‪38‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪39‬‬ ‫پرویده رویق تولید‬ ‫تولید بیشتری داشته باشد و ارزش‬ ‫با منعطفسازی و چابک نمودن اگــر یــدف غــایــی تولید خلق‬ ‫فراوانی بیافریند و درعینحال بتواند‬ ‫ساختارها و طراحی فرایندهای ارزش و ارزشافــر یــنــن باخد‪،‬‬ ‫مصرف عقانی و کمتری داشته‬ ‫شفاف‪ ،‬کوتاه و سریع زمینه حمایت‬ ‫ایصاه منتوان مفهوم تولید را‬ ‫باشد‪ ،‬بیشتر از ارزش خلقشده‬ ‫از تولیدکنندگان را فراهم سازند‪ .‬اما‬ ‫بسیار وسیعتر در یظر گرفت‪.‬‬ ‫خــود منتفع میشود‪ .‬مثالهایی‬ ‫به نظر میرسد در عین اینکه انجام‬ ‫که در ادامه ذکر میشود‪ ،‬میتواند از‬ ‫این اصاحات از سوی مسئولین‬ ‫مصادیق تولید باشد که در زمان حاضر در بعضی از‬ ‫ضروری است؛ ولی همه این اصاحها جهت رونق‬ ‫خانوادهها مشاهدهشده است و اگر نسل حاضر نیز از‬ ‫تولید کافی نیست و باید موانع دیگری نیز برداشته شود‪.‬‬ ‫ً‬ ‫والدین خود سوال کنند‪ ،‬میتوانند به صحت مثالهای‬ ‫معموا اصاح ساختاری و اداری نزد افکار عمومی‬ ‫ذکــرشــده در چند ســال پیش پی بــرده و از فرهنگ‬ ‫بیشتر شناختهشده و بدان توجه شده است؛ درحالیکه‬ ‫ارزشافرینی و تولید در خانوادهها ا گاه شوند‪ .‬فرهنگی‬ ‫برای رونق تولید باید به دو اصاح تکمیلکننده دیگر‬ ‫که ترویج ان‪ ،‬میتواند رونق تولید را به همراه داشته‬ ‫نیز توجه شود‪ :‬یکی اصاح باورها و پیشفرضهای‬ ‫باشد و در ان خانوادهها‪ ،‬نقش محوری ایفا میکنند‪.‬‬ ‫ذهنی رواج یافته در جامعه و دیگری اصاح سبک‬ ‫مثالهای ذکرشده‪ ،‬همگی واقعی و عینی است که‬ ‫زندگی متداول در جامعه‪ .‬هرچند اصاح هردو بهاسانی‬ ‫از زمان مشاهده ان کمتر از یک ماه گذشته است‪:‬‬ ‫ممکن نیست و تاشهای زیاد و گستردهای را میطلبد‬ ‫‪ -1‬خانم خانهداری که در کنار خانهداری‪ ،‬چندین‬ ‫ولی شناخت این دو اسیب میتواند نقش بسزایی در‬ ‫مرغ در خانه دارد و ضمن جلوگیری از اسراف غذا‬ ‫ترویج شعار امسال داشته باشد‪.‬‬ ‫و باقیمانده نانها‪ ،‬توانسته است عاوه بر خانواده‬ ‫اصاح باورها و پیشفرضها‬ ‫خود‪ ،‬اقوام نزدیکشان را نیز از خرید تخممرغ بینیاز‬ ‫سازد‪.‬‬ ‫یکی از بزرگترین کلیشههای نادرست شکلگرفته‬ ‫‪ -2‬خانم خانهداری که با خرید شیر‪ ،‬ماست و دیگر‬ ‫پیرامون تولید این است که وقتی سخن از تولید گفته‬ ‫فراوردههای لبنی موردنیازشان را در خانه تولید‬ ‫میشود‪ ،‬در اذهان سیاستگذاران‪ ،‬مسئولین و جوانان‬ ‫میکند و حتی گاهی نیز با فروش مازاد نیازشان‪،‬‬ ‫کارخانهای بزرگ با صدها کارگر و کارمند متبادر میشود؛‬ ‫پولی نیز به دست میاورند‪.‬‬ ‫درحالیکه به نظر میرسد ُمراد از مفهوم تولید در بیانات‬ ‫‪ -3‬مردی که در باغچه حیاط خود به کاشت سبزیجات‬ ‫مقام معظم رهبری‪ ،‬تنها تولید صنعتی و در ان مقیاس‬ ‫مشغول است و از خرید ان از بازار بینیاز است‪.‬‬ ‫بزرگ نیست‪ .‬بنابراین سخنان مقام معظم رهبری بیشتر‬ ‫‪ -4‬خانم خانهداری که با هنر خیاطی خود‪ ،‬ضمن‬ ‫متوجه حکمت و هدف غایی تولید است نه شکل‬ ‫دوخت بیشتر البسه موردنیاز اعضای خانواده‪،‬‬ ‫ظاهری تولید‪ .‬اگر هدف غایی تولید خلق ارزش و‬ ‫بالشها و پردههای منزل خود را نیز طراحی میکند‬ ‫ارزشافرینی باشد‪ ،‬انگاه میتوان مفهوم تولید را بسیار‬ ‫و میدوزد‪.‬‬ ‫وسیعتر در نظر گرفت و به نادرستی کلیشه شکلگرفته‬ ‫‪ -5‬خانم خانهداری که شیرینی میپزد یا ترشی درست‬ ‫در ذهن همگان‪ ،‬بخصوص جوانان‪ ،‬پی برد‪]1[ .‬‬ ‫میکند یا ‪. ...‬‬ ‫قبل از اشاره به مصادیق تولیدهای متفاوت باید اشاره‬ ‫اینها همگی میتواند مصداق «تولید» محسوب شود‪،‬‬ ‫نمود که «تولید» و «مصرف» دو روی یک سکه هستند‪.‬‬ ‫اگر سایه نگاهی عجوانه و سطحی از ان برداشتهشده و‬ ‫لذا زمانی که فرد و در مقیاس کانتر یک کشور بتواند‬ ‫پرویده رویق تولید‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫هرچند به سبب شهرنشینی به میزان‬ ‫کلیشههای ذهنی شکلگرفته اصاح در اقـتـگــاد مـتـعــارف یـمــواره‬ ‫قابلتوجهی اینگونه خرید فروش‬ ‫شود‪ .‬چنانچه ارزشافرینی تولید کسبوکاریاه خایصن به دو‬ ‫محصوات تولیدی در خانوارها‪،‬‬ ‫در خانه و بعدازان کسبوکارهای‬ ‫دلیل موردتوجه بــوده است‪:‬‬ ‫کاسته شده است ولی هنوز هم در‬ ‫خانگی جدی گرفته شود‪ ،‬خانوادهها‬ ‫یزینه ییر وه ایساین پایین‬ ‫برخی از مناطق کشور رواج دارد‪ .‬نکته‬ ‫میتوانند عاوه بر خلق ارزش برای‬ ‫و میزان ایدک سرمایه جهت‬ ‫دیگر که جهت تولید حائز اهمیت‬ ‫خــودشــان‪ ،‬بــا ارائ ــه ان بــه دیگران‬ ‫وکار‪.‬‬ ‫کسب‬ ‫ایدازه‬ ‫راه‬ ‫است و باید بیان نمود نوع محصول‬ ‫درام ــدی نیز کسب کنند‪ .‬البته‬ ‫تولیدی از ســوی خانوارهاست‪.‬‬ ‫متاسفانه هنگامیکه از تولید و‬ ‫بیشک هنگامیکه محصوات و خدمات تولیدی‬ ‫کسبوکارهای خانگی سخن گفته میشود‪ ،‬عدهای‬ ‫خانوارها در برخی کشورها مشاهده شــود‪ ،‬میتوان‬ ‫از دانشگاهیان بدون توجه به فرهنگ کشور‪ ،‬به دنبال‬ ‫گفت که بوم و جغرافیا و فرهنگ کشور تاثیر به سزایی‬ ‫پیگیری مدلها و کااهای تولیدی برگرفتهشده در دیگر‬ ‫در نگاه به ان محصوات دارد‪ .‬در ادامــه به تعریف‬ ‫کشورها هستند‪ .‬درصورتیکه سبک زندگی ایرانیان‬ ‫تولید خانگی [‪ ]2‬پرداخته و بعدازان به برخی از انواع‬ ‫درگذشته نهچندان دور و حتی اکنون در برخی از‬ ‫کااهای تولیدی مرسوم در دیگر کشورها اشاره میشود‪:‬‬ ‫قسمتهای کشور‪ ،‬مبتنی بر تولید بوده است‪.‬‬ ‫«تولید خانگی‪ ،‬تولید محصوات و خدماتی است که‬ ‫در اقتصاد متعارف همواره کسبوکارهای خانگی به دو‬ ‫توسط اعضای یک خانواده بهمنظور مصرف خود یا‬ ‫دلیل موردتوجه بوده است‪ :‬هزینه نیروی انسانی پایین‬ ‫استفاده بهینه از سرمایه و نیروی کار خود تولید میشود‪.‬‬ ‫و میزان اندک سرمایه جهت راهانــدازی کسبوکار‪.‬‬ ‫ً‬ ‫محصوات و خدمات تولیدشده توسط خانوارها معموا‬ ‫بهعنوانمثال در کشور چین سرمایهگذاری جهت اقام‬ ‫برای استفاده شخصی است هرچند بهصورت مستقیم‬ ‫تولیدی خانگی بسیار سوداور است و تقاضای باایی‬ ‫نیز میفروشند‪ .‬برخی از این نوع تولیدها عبارتاند‬ ‫در سراسر جهان دارد‪ .‬زیرا یکی از ویژگیهای متمایز‬ ‫از‪ :‬اجــاره مسکن‪ ،‬تولید غذا‪ ،‬شستوشوی لباس و‬ ‫اقام ساختهشده توسط خانوارهای چینی‪ ،‬طرحهای‬ ‫مراقبت از کودکان‪».‬‬ ‫زیبا و البته قیمتگذاری مقرونبهصرفه انهاست‪.‬‬ ‫فرایند تولید خانگی شامل تبدیل کااهای خریداریشده‬ ‫بنابراین در بین چینیها این توصیه متداول است که‬ ‫از سوپرمارکت یا دولت مثل برق و تبدیل به کااهای‬ ‫اگر عاقهمند به کیفیت تولید و محصوات چشمنواز‬ ‫ً‬ ‫مصرفی نهایی مثل مواردی که ذکر شد است‪ .‬خانوارها‬ ‫هستید‪ ،‬حتما از تولیدهای خانگی استفاده کنید‪ .‬البته‬ ‫از سرمایه خود مثل فضای منزل‪ ،‬تجهیزات اشپزخانه‬ ‫تولیدهای خانگی عاوه بر اینکه انچنان نیاز به هزینه‬ ‫و‪ ...‬کار خودشان مثل پختوپز استفاده میکنند‬ ‫نیروی انسانی نیست و سرمایه اندکی نیاز دارد‪ ،‬تفاوت‬ ‫تا ارزشــی خلق کنند‪ .‬در اقتصاد به مجموع ارزش‬ ‫دیگری نیز با دیگر تولیدیها دارد‪ .‬تفاوت برجسته دیگر‬ ‫اقتصادی افــزودهشــده توسط خانوارها (‪]3[ )GHP‬‬ ‫در نحوه ارائه ان به مشتری است‪ .‬تولیدهایی که در‬ ‫ً‬ ‫گفته میشود‪ .‬یکی از انتقادهای جدی وارده به رقم‬ ‫مقیاس بزرگ فعالیت دارند‪ ،‬معموا بهطور مستقیم‬ ‫تولید ناخالص کشورها [‪ ،]4‬که میزان تولید کشورها را‬ ‫با مشتریان سروکار ندارند‪ .‬درحالیکه در تولیدهای‬ ‫ً‬ ‫با یکدیگر مقایسه میکند‪ ،‬دقیقا همین عدم محاسبه‬ ‫خانگی فرد تولیدکننده با مشتری بهطور مستقیم سروکار‬ ‫ً‬ ‫خدمات و کااهای تولیدی خانگی است‪ .‬زیرا در‬ ‫دارد‪ .‬در ایران معموا بین اقوام و اشنایان و همسایهها‬ ‫بعضی از اقتصادها رقم تولید خانگی به بیش از ‪60‬‬ ‫خریدوفروش محصوات خانگی متداول بوده است‪.‬‬ ‫‪40‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اصاح سبک زندگی‬ ‫سخن گفتن از سبک زندگی بهطور تفصیلی و ضرورت‬ ‫توجه بدان از حوصله این یادداشت خارج است؛ ولی‬ ‫ذکر این نکته ضروری است که با مقایسه زندگی شهری‬ ‫و حتی روستایی چند دهه قبل و اکنون میتوان نقش‬ ‫پررنگ تولید را در سبک زندگیها یافت‪ .‬درگذشته‬ ‫خرید بعضی از کااها بهصورت اماده بهنوعی سبب‬ ‫شرمساری میشد؛ لذا در سبک زندگی خانوادهها‬ ‫مفهوم تولید جــاری بــود‪ .‬بسیاری از اقــام امــاده که‬ ‫امروزه خریداری میشود درگذشته در خانوادهها تولید‬ ‫میشد‪ .‬حتی باوجود همه تغییرات در سبک زندگی ایا‬ ‫هنوز این فرصت در خانوادهها نیست تا کوچکترین‬ ‫مصادیق تولید را داشته باشند؟ بیشک اگر روح دمیده‬ ‫در سبک زندگی بر پایه تولید و خالی از مصرفگرایی‬ ‫باشد‪ ،‬میتواند هدف غایی تولید یعنی ارزشافرینی‬ ‫‪41‬‬ ‫پرویده رویق تولید‬ ‫• تاش غرب در ترویج سبک زندگی غربی در ایران‪،‬‬ ‫زیانهای بیجبران اخاقی و اقتصادی و دینی و‬ ‫ّ‬ ‫سیاسی به کشور و ملت ما زده است؛ مقابله با ان‪،‬‬ ‫جهادی همهجانبه و هوشمندانه میطلبد که باز چشم‬ ‫امید در ان به شما جوانهااست‪.1397/11/22 .‬‬ ‫• عیوب اساسی در سبک زندگی ما است؛ این دیگر‬ ‫مربوط به مسئولین نیست‪ ،‬مربوط به خود ما و شما‬ ‫احاد مردم است‪ .‬ما در سبک زندگی مشکاتی داریم‪:‬‬ ‫یکی از مشکات ما‪ ،‬مصرفگرایی است؛ یکی از‬ ‫مشکات ما‪ ،‬اسراف و زیادهروی و زیاد خرج کردن‬ ‫طلبی افراطی است؛‬ ‫است؛ یکی از مشکات ما رفاه ِ‬ ‫یکی از مشکات ما اشرافیگری است‪ .‬اشرافیگری‬ ‫متاسفانه از طبقات باا سرریز میشود به طبقات‬ ‫متوسط ‪[ -‬یعنی] از قشرهای ّ‬ ‫پایین؛ ادم ّ‬ ‫متوسط‪ -‬هم‬ ‫وقتی میخواهد میهمانی بگیرد‪ ،‬وقتی میخواهد‬ ‫عروسی بگیرد‪ ،‬مثل اشراف عروسی میگیرد‪ .‬این‬ ‫عیب است‪ ،‬این خطا است‪ ،‬این ضربه به کشور‬ ‫میزند‪ .‬زیاد مصرف کردن‪ ،‬زیادی خواستن‪ ،‬زیادی‬ ‫خوردن‪ ،‬زیادی خرج کردن‪.1397/01/01 ....‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫درصد تولید ناخالص ان کشور میرسد درحالیکه‬ ‫در اقتصاد متعارف سازوکاری برای محاسبه میزان‬ ‫تولید خانگی وجــود ن ــدارد‪ .‬بنابراین نباید تولید را‬ ‫محدود به سازوکار محاسبه رقم تولید ناخالص کرد؛‬ ‫چون ممکن است میزان تولید خانگی در یک کشور‬ ‫انچنان تاثیرگذار باشد که رونق اقتصادی به ارمغان‬ ‫بیاورد و هدف غایی تولید را تحقق بخشد‪.‬‬ ‫را تحقق بخشد‪ .‬رهبری نیز در سخنرانیهای متعدد‬ ‫کوشیدهاند تا ضمن تبیین ابعاد سبک زندگی‪ ،‬توجه‬ ‫نهادهای دولتی و عموم مردم بهخصوص جوانان را‬ ‫به ارتباط سبک زندگی و مسئله اقتصاد جلب کنند‪:‬‬ ‫پرویده رویق تولید‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫• سبک زندگی اسامی ایرانی را در اندیشه و عمل‬ ‫دنبال کنید؛ مسئله مهمی است‪ .‬بنشینید رویش‬ ‫فکر کنید‪ ،‬مصداقهایش را مشخص کنید‪ ،‬بعد‬ ‫خودتان عمل کنید و این را بهعنوان دستورالعمل‬ ‫[منتشر کنید]؛ فرض کنید یک جزوه منتشر بشود در‬ ‫مورد سبک زندگی اسامی منباب مثال در مسیرها‪.‬‬ ‫حاا بنده در ان مثالهایی که ان دو سه سال قبل از‬ ‫این راجع به این ّ‬ ‫قضیه زدم‪ ،‬مسئله پشت چراغقرمز‬ ‫ایستادن را هم مثال زدم؛ همین موضوع را میشود‬ ‫گسترش داد؛ میشود تبیین کرد‪ .‬کار شماها است؛‬ ‫کار شما جوانها است که هم حوصله دارید‪ ،‬هم‬ ‫استعداد دارید‪ ،‬هم مغزش را دارید‪[ ،‬هم] تواناییاش‬ ‫را دارید؛ خب‪ ،‬بکنید این کارها را ‪.1395/04/12 .‬‬ ‫• سازمان صداوسیما با ماموریت خطیر «هدایت و‬ ‫مدیریت فرهنگ و افکار عمومی جامعه» بهمثابه‬ ‫دانشگاه عمومی‪ ،‬با تکیه بر فعالیتها و برنامههای‬ ‫حرفهای پیشرفته و عمیق رسانهای‪ ،‬وظیفه گسترش‬ ‫دین و اخاق و امید و ا گاهی و ترویج سبک زندگی‬ ‫ّ‬ ‫اسامی‪ -‬ایرانی در میان احاد ملت را بر عهده دارد‪.‬‬ ‫‪.1393/08/17‬‬ ‫ذهنی مردم جامعه و اصاح سبک زندگی نیز توجه‬ ‫کرد‪ .‬اموزشهای مهارتمحور جهت رونق تولید در‬ ‫خانوادهها و ترویج ان از طریق رسانهها و ساختارهای‬ ‫اموزشی تنها بخشی از راهکارهایی است که میتواند‬ ‫به فروریختن این کلیشههای نادرست ذهنی و اصاح‬ ‫سبک زندگی منجر شود‪ .‬گرچه این اموزشها‪ ،‬درگذشته‬ ‫بهطور سنتی از والدین به فرزندان منتقل میشد‪ .‬اما‬ ‫نیاز است که اکنون نیز با روشهای مختلف جهت‬ ‫امــوزش و ا گاهیبخشی به خــانــوادههــا اقــدام شود‪.‬‬ ‫بهعبارتدیگر اصاح سه ضلع ساختاری و اداری‪،‬‬ ‫پیشفرضها و باورها و سبک زندگی میتواند نویدبخش‬ ‫رونق بیشازپیش تولید باشد‪ .‬گرچه در هر یک سهم‬ ‫مسئولین و مــردم متفاوت است ولی مــردم و دولت‬ ‫توامان موظف هستند که با اصاح این موانع گامی‬ ‫جدی جهت رونق تولید بردارند‪.‬‬ ‫پینوشتها‬ ‫‪Email: hrarfa1994@gmail.com‬‬ ‫[‪ .]1‬هرچند میتوان در جای دیگر نسبت به بررسی کسبوکارهای کوچک‬ ‫نیز پرداخت؛ اما محل بحث این نوشتار نیست‪.‬‬ ‫‪]2]. Household production‬‬ ‫‪]3]. Gross Household Goods‬‬ ‫‪]4]. gross domestic product/ GDP‬‬ ‫در پایان اینطور باید جمعبندی نمود که موانع رونق‬ ‫تولید تنها منحصر به موانع ساختاری و اداری نیست‬ ‫بلکه عاوه بر اصاح ان باید به اصاح پیشفرضهای‬ ‫‪42‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫محمدرضا ارام‬ ‫پژوهشگر«حلقه سیاست خانواده» مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری علوم سیاسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی‬ ‫ساعت ّاول‪ :‬کاس اقتصاد‬ ‫‪43‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫رویق تولید در صورتن منجر به چالشیاه اقتگاده‬ ‫دیصر یشواید خدکه بشش غیربازاره تولید‪ ،‬فربهتر از‬ ‫بشش بازاره ان خود‬ ‫پرویده رویق تولید‬ ‫اولین جلسه کاس اقتصاد در دانشگاه بود که استاد‪،‬‬ ‫گفت‪« :‬در علم اقتصاد انسان اقتصادی و عاقل کسی‬ ‫است که به دنبال بیشینه کردن منافع شخصی مادی‬ ‫ً‬ ‫یا ســود خــود باشد»‪ .‬در اقتصاد کاما «عاقانه» به‬ ‫نظر میرسد که با گران شدن نرخ کااها و خدمات‪،‬‬ ‫احتکار و اکتناز در جامعه افزایش یابد‪ .‬رصد روندها‬ ‫و پیشبینیها در این اقتصاد‪ ،‬شرط بقاء و حیات‬ ‫اقتصادی است‪ .‬اگر کاایی قرار است گران شود‪ ،‬هرچه‬ ‫بیشتر باید ان را خریداری کنی واا از غافله سودجویان‬ ‫عقبماندهای‪ .‬این سود باید تضمینی باشد‪ .‬کار‬ ‫تولیدی که در ان ریسک و خطر وجود داشته باشد‪،‬‬ ‫جای مناسبی برای سرمایهگذاری نیست‪.‬‬ ‫بافاصله بعد از تعریف علم اقتصاد بود که از استاد‬ ‫سوال کردم‪« :‬با این تعریف انسانی که خارج از معادات‬ ‫بازاری‪ ،‬صدقه میدهد‪ ،‬وقف میکند یا در منزل به‬ ‫همسرش کمک میکند‪ ،‬انسان عاقل یا اقتصادی‬ ‫نیست»! استاد سری تکان و داد و گفت‪« :‬انشاءاه‬ ‫در اخرین جلسه کاس به اقتصاد اسامی خواهیم‬ ‫پرداخت»‪ .‬ترم و سال تمام شد‪ّ ،‬اما خبری از اقتصاد‬ ‫اسامی نشد که نشد‪.‬‬ ‫یکی از شاخصهای مهم سنجش تولید‪ ،‬میزان تولید‬ ‫ناخالص داخلی هر کشور است‪ّ .‬اما این شاخص تنها‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫رونق تولید‬ ‫به سبک غیرپولی‬ ‫پرویده رویق تولید‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫با منطق تولید یاخالص داخلن طبیعن است که در‬ ‫ایام اربعین برپایی موکبیا در خهریاه مرزه ممنوع‬ ‫خود و مسافرخایهیا و مهمایسرایایی پولن به بهایه‬ ‫رویق تولید و اقتگاد استانیاه مرزه‪ ،‬جایصزین امور‬ ‫مردمن و داوطلبایه خود!‬ ‫تولیدات پولی را که در نظام بــازار صورت گرفتهاند‬ ‫محاسبه میکند و از تولیداتی که در بخش غیرپولی‬ ‫یا غیربازاری صورت میگیرند‪ ،‬غفلت میکند‪.‬‬ ‫ً‬ ‫الگوی بازاری تولید معموا بستر مناسبی برای افزایش‬ ‫هم و ّ‬ ‫شکاف طبقاتی است؛ چراکه تمام ّ‬ ‫غم تولیدکننده‬ ‫کسب سود بیشتر است‪ّ .‬اما در الگوی غیربازاری تولید‬ ‫به دلیل موضوعیت نداشتن پول و ابتنای این الگو بر‬ ‫انصاف و بخشش‪ ،‬فاصله طبقاتی کاهش مییابد‪.‬‬ ‫در سطح کان هنگامیکه تولید ناخالص داخلی‬ ‫ما ک اصلی سنجش میزان تولیدات و توفیقات یک‬ ‫دولت قرار گیرد‪ ،‬ان دولت تاش خواهد کرد تا عمده‬ ‫تولیدات بخش غیربازاری را به بخش بازاری منتقل کند‬ ‫تا رشد بیشتری در تولید ناخالص داخلی داشته باشد‪.‬‬ ‫از ابتدای سال «رونق تولید»‪ ،‬کارنامه خدمات بلندباای‬ ‫دولت در راستای تحقق شعار سال مشخص است‪.‬‬ ‫با این حساب طبیعی است که در ایام اربعین برپایی‬ ‫موکبها در شهرهای مــرزی را ممنوع اعــام کند و‬ ‫مسافرخانهها و مهمانسراهایی پولی را به بهانه رونق‬ ‫تولید و اقتصاد استانهای مرزی‪ ،‬جایگزین امور مردمی‬ ‫و داوطلبانه نماید!‬ ‫ّ‬ ‫طبیعی است که در راستای رونق تولید‪ ،‬دولت مصوب‬ ‫کند ‪ 30‬درصد از مدیران ارشد کشور از میان بانوان‬ ‫باشند‪ .‬تولیدات خانگی را میتوان برونسپاری کرد‬ ‫و بازار تولید را رونق بخشید‪ .‬حاا بانوان میتوانند با‬ ‫حقوق اخر ماهشان از سر کوچه غذای اماده تهیه کنند‪.‬‬ ‫جای نگرانی برای تربیت فرزندانتان هم وجود ندارد؛‬ ‫مهدکودکها و مــدارس غیرانتفاعی با رونــق بیشتر‬ ‫اماده تربیت و نگهداری از فرزندان شما تا پاسی از‬ ‫شب خواهند بود‪ .‬دیگر نگران پدر و مادر پیرتان هم‬ ‫نباشید‪ .‬شما میتوانید با فرستادن والدینتان به خانه‬ ‫سالمندان‪ ،‬سهمی مهم در رونق تولید خدمات این‬ ‫سنخ موسسات و در نتیجه تولید ناخالص داخلی و‬ ‫تحقق شعار سال داشته باشید!‬ ‫ساعت دوم‪ :‬کاس مهارتهای تحصیلی‬ ‫کاس مهارتهای تحصیلی قرار است به ما مهارتهای‬ ‫ازم برای یک زندگی بهتر در ابعاد مختلف را اموزش‬ ‫دهد‪ .‬سخن از وقت و وقتشناسی به میان امد‪ .‬یکی از‬ ‫توصیههای استاد این بود‪« :‬جایی که میتوانید کارتان‬ ‫را به دیگری بسپارید؛ این کار را بکنید حتی اگر برای‬ ‫این کار ازم باشد پول پرداخت کنید»‪.‬‬ ‫چه نیازی وجود دارد تا زمان زیــادی صرف کنید تا‬ ‫برای خود یا خانواده خویش غذا درست کنید‪ .‬غذای‬ ‫خود را از یک رستوران یا اشپزخانه مطمئن تهیه کنید‬ ‫و اینگونه زمان را برای خودتان بخرید!‬ ‫چه جای زحمت که از میهمانانتان در منزل پذیرایی‬ ‫کنید‪ .‬تاارهای پذیرایی اماده پذیرایی از میهمانان شما‬ ‫هستند‪ .‬میهمانداری را باید به مهماندار سپرد‪ .‬انها‬ ‫اماده خوشامدگویی و بدرقه میهمانان شما هستند‪.‬‬ ‫به مدد سرعت باای زندگی مدرن‪ ،‬کسی دیگر نیاز‬ ‫به توقف ندارد‪ .‬معنا ندارد با کمک به ماشینی که در‬ ‫‪44‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫ساعت سوم‪ :‬کاس ّ‬ ‫تامل‬ ‫بعدها سوالی مهم در ذهنم نقش بست‪ :‬تقسیم کار تا‬ ‫ّ‬ ‫کجا؟ ایا به پیروی از تمدن غرب تا انجا که میتوانیم‬ ‫باید تقسیم کــار و مسئولیت نماییم یــا اینکه این‬ ‫تقسیم کار همیشه مطلوب نیست و حد و حدودی‬ ‫باید داشته باشد؟‬ ‫وقتی به احادیث مراجعه میکنیم‪ ،‬متوجه میشویم‬ ‫همیشه تقسیم کار مطلوب نیست‪ ،‬بلکه در پارهای‬ ‫موارد واگذار کردن مسئولیت تامین نیازهای شخصی‬ ‫به دیگران امری مذموم تلقی شده است‪ .‬این قاعده‬ ‫ذیل ابواب مشابهی چون «بینیازی از مردم»‪« ،‬یاس از‬ ‫‪45‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫گوشه خیابان خراب شده یا بنزین تمام کرده‪ ،‬وقتتان‬ ‫را تلف کنید‪ .‬بگذارید خدمات امداد خودرو رونق‬ ‫بگیرد‪ .‬اجازه دهید اپلیکیشنهای درخواست بنزین‬ ‫از رونق نیفتد‪.‬‬ ‫دیگر نگران خسارتهای غیرمترقبه نباشید‪ .‬شما‬ ‫میتوانید تمام تاروپود زندگیتان را بیمه کنید‪ .‬وقتی‬ ‫همه باید بیمه باشند و حق بیمه پرداخت کنند‪ ،‬چه‬ ‫نیازی به کمکها و حمایتهای اقوام و خویشان به‬ ‫یکدیگر وجود دارد؟!‬ ‫پرویده رویق تولید‬ ‫انچه نزد مردم است»‪« ،‬کراهت درخواست از دیگران»‬ ‫و «کراهت اظهار نیاز نزد دیگران ّ‬ ‫حتی در صورت نیاز»‬ ‫امده است‪.‬‬ ‫دستهای از این روایات ‪-‬که در کتاب شریف کافی‬ ‫اورده شده است‪ -‬به تحلیل ارتباط مستقیم «اظهار‬ ‫نیاز نزد دیگران» و طمع به داشتههای ایشان با پدیده‬ ‫«فقر» اشاره میکند‪.‬‬ ‫از امام باقر؟ نقل شده است‪« :‬به خدا قسم میخورم‪،‬‬ ‫قسم حق که کسی باب سوال و درخواست را بر روى‬ ‫خود باز نکند‪ ،‬مگر انکه ذات اقدس الهی بابی از فقر‬ ‫را بر او بگشاید»‪ .‬همچنین معصومین؟ ضمن نهی‬ ‫شدید از اظهار نیاز‪ ،‬ان را فقر زودهنگام و بالفعل معرفی‬ ‫میکنند‪ .‬امام رضا؟ دراینباره میفرمایند‪« :‬دست‬ ‫نیاز بهسوی دیگران دراز کردن‪ ،‬کلید فقر و تنگدستی‬ ‫است»‪ .‬لذا امام صادق؟ ما را از درخواست کردن‬ ‫از دیگران بر حذر میدارند و ان را فقر زودرسی معرفی‬ ‫میکنند که دامنگیر فرد میشود‪ .‬در حدیث دیگری‬ ‫امام صادق؟ طمع را مترادف فقر بالفعل معرفی‬ ‫میکنند‪« :‬طمع فقری است حاضر و اماده»‪.‬‬ ‫عامه مجلسی در تفسیر اینکه چرا طمع به داشتههای‬ ‫دیگران همان فقر است میفرماید‪« :‬زیرا فردی که چشم‬ ‫پرویده رویق تولید‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫روه دیصر سکه خودیاره و خودکفایی‪ ،‬یمیاره و‬ ‫«تکافل اجتماعن» است‪.‬‬ ‫میشد‪ ،‬هرگز نمیتوانست در دهه اول محرم بیش از‬ ‫‪ 4‬میلیارد تومان نذورات داشته باشد‪ .‬اربعین حسینی‬ ‫به این دلیل رونق گرفته است که پای نظام بازاری و‬ ‫دست نامرئی ان‪ ،‬در مسیر حسینی قطع شده است‪.‬‬ ‫در تعامات بازاری‪ ،‬حضور ‪ 22‬میلیون نفر گردشگر در‬ ‫یک شهر چیزی جز بحران نیست‪ .‬از کمبود اب و غذا‬ ‫و مسکن گرفته تا گرانی تمامی کااها و خدمات؛ اما در‬ ‫نظام غیربازاری حضور ‪ 22‬میلیون زائر در شهری چون‬ ‫کربا چیزی جز فرصت نیست؛ فرصتی برای رونق تولید‬ ‫و خدمت بی ّمنت به سبک غیرپولی‪.‬‬ ‫بنابراین شاخصهای سنجش میزان تولید در کشور‪،‬‬ ‫باید بخش غیرپولی یا غیربازاری را هم در نظر بگیرند و‬ ‫به این بخش بهای ازم و کافی را بدهند‪ .‬اموزشوپرورش‬ ‫و سیاستهای خرد و کان کشور باید در راستای‬ ‫توانمندسازی خانوادهها و اموزش مهارتهای ازم‬ ‫به انهــا تنظیم شــود‪ .‬هدف اساسی سیاست رونق‬ ‫تولید باید در راستای ایجاد کسبوکارهای خانگی‬ ‫و خودکفایی نسبی از یکسو و ترویج تکافل اجتماعی‬ ‫از سوی دیگر باشد‪.‬‬ ‫رونق تولید در صورتی باعث بروز مشکات بیشتری‬ ‫چون تورم و شکاف طبقاتی نخواهد شد که بخش‬ ‫غیربازاری تولید فربهتر از بخش بــازاری ان شــود نه‬ ‫اینکه به بهانه رونق تولید روزبهروز عرصه را بر تولیدات‬ ‫غیرپولی تنگتر کنیم‪.‬‬ ‫طمع به داشتهها و کمک دیگران دوخته است از فقر‬ ‫میترسد و مفسده فقر اظهار نیاز به مردم است‪ ،‬بنابراین‬ ‫فرد ّ‬ ‫طماع برای اجتناب از فقر دست به دامان مفسده‬ ‫فقر میشود‪ ،‬در نتیجه دچار فقر میشود»‪.‬‬ ‫یکی از مصادیق عینی مورد اشاره در باب تقسیم کار‬ ‫در روایــات را میتوان در مسئله کراهت خرید نان و‬ ‫تا کید بر تولید ان در منزل مطرح کرد‪ .‬امام صادق؟‬ ‫میفرمایند‪« :‬خرید ارد‪ ،‬ذلت است؛ خرید گندم‪ ،‬عزت‬ ‫است و خرید نان‪ ،‬فقر است‪ .‬پس پناه میبریم به خدا از‬ ‫فقر»! در جای دیگری ایشان میفرمایند‪« :‬خرید گندم‪،‬‬ ‫فقر را از بین میبرد و خرید ارد‪ ،‬تنگدستی میاورد و‬ ‫خرید نان‪ ،‬نابودکننده است»‪.‬‬ ‫ً‬ ‫از این احادیث میتوانیم نتیجه بگیریم که اوا هرگونه‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫تولیدی لزوما پسندیده نیست‪ .‬ثانیا وقتی معصومین؟‬ ‫بــر خودکفایی خانگی در تولید نــان تا کید دارنــد‪،‬‬ ‫بهطریقاولی خرید برخی کــااهــا و خــدمــات چون‬ ‫ً‬ ‫غذای اماده مذموم و مطرود است‪ .‬ثالثا برخی تولیدات‬ ‫نهتنها نیازی به وارد شدن ان در روابط بازاری نیست‬ ‫بلکه اولویت با تولید برخی کااها و خدمات در روابط‬ ‫غیربازاری است‪.‬‬ ‫روی دیگر سکه خودیاری و خودکفایی‪ ،‬همیاری و‬ ‫«تکافل اجتماعی» است‪ .‬تا کیدات دین مبین اسام‬ ‫به احسان مباشر و مستمر فرزندان به والدین‪ ،‬وجوب‬ ‫صله ارحام و رسیدگی به همسایگان و برادران دینی‪،‬‬ ‫همگی درصددند تا عمده تعامات اجتماعی در نظام‬ ‫غیربازاری و برادرانه شکل گیرد و وارد نظام بازاری و‬ ‫پولی نشود‪.‬‬ ‫نظام بــازاری عاجز از رونــق تولید در سطح گسترده‬ ‫است‪ .‬حسینیه اعظم زنجان اگر وارد معادات پولی‬ ‫پینوشت‬ ‫‪Email: mr.aram@chmail.com‬‬ ‫‪46‬‬ ‫ݧݩݐ ݩ یݤ ݧݩݑ ݧٮ ݧݩݐݩ‬ ‫ݧ‬ ‫ح‬ ‫ݒ‬ ‫ݤ‬ ‫ص‬ ‫ݩ‬ ‫ص‬ ‫ا‬ ‫ݠ‬ ‫ݤ‬ ‫ݑ‬ ‫ٮ ݣ ݤݠ‬ ‫ݤ‬ ‫ںگ ݣ ݣݤݠ ݣس ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣݤ‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫دکتر سید مجید امامی‬ ‫استاد هادی مرکز رشد‬ ‫عضو هیئتعلمی دانشکده معارف اسامی‬ ‫و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق؟‬ ‫مقدمه‬ ‫نسخه و الگوهای نظام جمهوری اسامی در حوزه‬ ‫اقتصاد‪ ،‬دقیقا در مقابل الگوی شرقی و غربی‪ ،‬تمایز‬ ‫مییابد‪ .‬شاید سوای ماهیت و غایت دینی و تعالیگرای‬ ‫ً‬ ‫ان‪ ،‬بتوان انها را در یک استعاره‪ ،‬جهادی و حقیقتا‬ ‫مقاومتی دانست‪ .‬نگارنده این ویژگی را‪ ،‬بدون پیجویی‬ ‫انسان فرهنگی و رویکرد اجتماعی‪ ،‬در مقابل انسان‬ ‫منفعتجو و رویکرد اقتصادی کنونی ایران و جهان‪،‬‬ ‫میسور نمیداند‪.‬‬ ‫به سراغ مسئله کاای وطنی بروید؛ مشکل فقط در‬ ‫کیفیت و خدمات‪ ،‬یا ناتوانی تولیدکننده داخلی در‬ ‫اقناع مخاطب و ارتباطات تجاری فلج نیست؛(که‬ ‫البته مصرفزدگی ناشی از ان بهشدت محل احتیاط و‬ ‫مخرب فرهنگ بومی است) بلکه در سرمایه اجتماعی‬ ‫ً‬ ‫طبقه متوسط جدید است که اساسا حیاتش موکول‬ ‫به قبله غرب و تعلق به قبیله برند و مصرف است‪.‬‬ ‫همان کارکرد طایفه و عشیره و محله برای هویتبخشی‬ ‫به فرد‪ ،‬پشتیبانی جمعی از تنهایی فردی و احساس‬ ‫اعتماد را باید در «برندزدگی» و «مارکپرستی» و استقبال از‬ ‫کااهای خارجی بازیافت‪ .‬در عصر مصرف با قبیلههای‬ ‫برند مواجهیم‪ .‬قبیله نایک‪ ،‬قبیله بنتون‪ ،‬قبیله بوش‪،‬‬ ‫قبیله اپــل‪ ،‬مواجهه عمیق با ایــن شرایط‪ ،‬بیشک‬ ‫ً‬ ‫اقتصادی و مثا افزایش تعرفهها یا ممنوعیت واردات‬ ‫نیست‪ ،‬باید فکری به حال هویتهای زخمی کرد‪.‬‬ ‫شاید گفته شود این توصیف و تعلیل و توجیه متعلق به‬ ‫درصد کمی از بحران عدم مصرف کاای ملی است‪.‬‬ ‫طبقه متوسط پایین و طبقه کارگر را چه میشود که‬ ‫حسرت ادامس ترک و بیسکویت المانی را میکشند‪،‬‬ ‫بخش عمده بازار چین و هند و سنگاپور در ایران را‬ ‫این مستضعفان رونق میدهند‪ .‬انها هم استیک‬ ‫مصرف کاای ایرانی‪،‬‬ ‫انسان اقتصادی و‬ ‫جامعه نمایشی‬ ‫چــرا یسشهیاه جـهــاده‪ ،‬اقتگاد ایــران را ینوز خفا‬ ‫یداده است؟‬ ‫‪48‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫‪49‬‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫اقتصاد در جوامع ابتدایی یک حوزه مستقل نیست؛‬ ‫بلکه درون نهادهای اجتماعی غیراقتصادی «بسترمند»‬ ‫شده درحالیکه در جوامع سرمایهداری اقتصاد بر‬ ‫اساس بازار خودتنظیم و تعیینکنندگی پول خود را‬ ‫تحمیل میکند‪.‬‬ ‫کــارل پــوانــی[‪ ]1‬از بــزرگتــر یــن منتقدان اقتصاد‬ ‫کاسیک با تفطن به این دقیقه‪ ،‬به ما متذکر میشود‬ ‫ً‬ ‫که برو ن فکنی اقتصاد از فرهنگ‪ ،‬اتفاقا نقشه ای‬ ‫اسمیتی برای تحقق لیبرالیسم اقتصادی و اصل‬ ‫لسهفر بــوده اســت‪ ،‬حال هر نظام و مکتبی که به‬ ‫دنبال جایگزینی و نقد ان هستند نخست باید جهان‬ ‫جامعه و بازار را به الفت و انس قبلی بازگردانند‪ .‬او در‬ ‫کتاب سترگ «دگرگونی بزرگ»[‪(]2‬خاستگاه سیاسی‬ ‫و اقتصادی روزگار ما) بهعنوان یک انسانشناس‬ ‫تار یخی‪ ،‬برامدن انسان اقتصادی مدرن را بر این‬ ‫منوال تحلیل میکند[‪.]3‬‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫چالش اقتصاد‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫ً‬ ‫دستدوم کرهای را بر استیک ظاهرا کمدوام و خشک‬ ‫ایرانی جهت پرایدشان ترجیح میدهند‪.‬‬ ‫در این نوشتار سعی میکنم طی دیالوگ با سه اندیشمند‬ ‫بزرگ‪ ،‬دو طرح و تبیین فرهنگی اجتماعی (که از من‬ ‫برمیاید) از مسئله اقتصادی انقاب اسامی و جامعه‬ ‫پساانقابی ارائه دهم که تحقق یا عدم تحقق مکفی‬ ‫نقشهها و ارمانهای اقتصادی مندرج در قانون اساسی‬ ‫و اندیشه رهبران انقاب‪ ،‬ازجمله لزوم تقید به مصرف‬ ‫کاا و خدمات ایرانی‪ ،‬به ان مربوط است‪ .‬درواقع تا‬ ‫به مقام نفی وضع مسلط مدرن نرسیم‪ ،‬پیادهسازی و‬ ‫تحقق الگوی جایگزین‪ ،‬خیال خام است‪.‬‬ ‫تعهد فکری پوانی به کلگرایی در دیدگاههای خاص‬ ‫وی نسبت به رابطه وثیق امر اجتماعی و امر اقتصادی‪،‬‬ ‫ماهیت جامعه بازار‪ ،‬مقام و جایگاه دولت در جامعه‪،‬‬ ‫اشکار است‪ .‬تمام نقد پوانی بر جامعه بازار به اعتقاد‬ ‫به اهمیت امر اجتماعی در زندگی انسانی اتکا دارد‪ .‬او‬ ‫روش تحلیل عایق مردم برحسب تفکیک عایق مادی‬ ‫ً‬ ‫از عائق ارمانی را اساسا اشتباه و گمراهکننده میداند‪.‬‬ ‫باید توجه داشت ازنظر پوانی تفاوت میان وجود بازار‬ ‫در جامعه و جامعه بازار تمایزی بنیادین است‪ .‬پیروان‬ ‫اقتصاد مغالطهگرایانه‪ ،‬پیوسته از این واقعیت که بازارها‬ ‫در همه جوامع وجود داشته به این نتیجهگیری گریز‬ ‫میزنند که قوانین عرضه و تقاضا در انهمه جوامع نیز‬ ‫مانند جامعه سرمایهداری معاصر عمل میکردهاند‪.‬‬ ‫اما پوانی بهطور مستند و تاریخی در کتاب دگرگونی‬ ‫بزرگ و دیگر مقااتش تاش زیادی کرده تا نشان دهد‬ ‫که بازارها بر اساس اصول متفاوتی میتوانستهاند عمل‬ ‫کنند‪ .‬و همیشه اینگونه نبوده که قیمتها در بازار ـ‬ ‫بهخصوص در دوران پیشاسرمایهداری ـ بر اساس ِصرف‬ ‫عرضه و تقاضا شکل بگیرند بلکه دخالتهای فرهنگی‪،‬‬ ‫اجتماعی‪ ،‬اداری نیز وضعیت مبادله را تعیین میکرده‬ ‫است و این به معنای ان است که بازارها در حیات‬ ‫اجتماعی نقش تابع و درجه دوم ایفا میکردهاند[‪.]4‬‬ ‫برخاف ادام اسمیت‪ ،‬پوانی تا کید میکرد که وابستگی‬ ‫و انقیاد بدیهی بهسوی منافع فردی در جوامع پیشین‬ ‫فقط نقشی کوچک ایفا میکرد‪ .‬تنها بازار خود تنظیمگر‬ ‫قرن نوزدهم است که منفعت اقتصادی شخصی به اصل‬ ‫مسلط بر حیات اجتماعی تبدیل میشود‪ ،‬و لیبرالیسم و‬ ‫حتی مارکسیسم با این فرض که عامل مسلط در جامعه‬ ‫بازار قرن نوزدهم‪ ،‬عامل مسلط در سرتاسر تاریخ بوده‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫باید توجه داخت ازیظر پواین تفاوت میان وجود بازار‬ ‫در جامعه و جامعه بازار تمایزه بنیادین است‪.‬‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫اساسی عبارت است از «فرایند نهادی تعامل انسان‬ ‫و محیط پیرامونیاش»‪.‬‬ ‫است مرتکب خطایی غیر تاریخی شدهاند‪ .‬پوانی این‬ ‫اشتباه را «مغالطه اقتصادگرایانه» مینامد‪.‬‬ ‫مفروض گرفتن جامعهای که فقط به مدد خواسته و‬ ‫ارزوی انسان شکل میگیرد خیالپردازی است‪« .‬و این‬ ‫نتیجه نگریستن به جامعه از دریچه بازار بود که اقتصاد‬ ‫را با مناسبات قراردادی یکی میگرفت و مناسبات‬ ‫قراردادی را با اقتصاد[‪ .»]5‬سخن گفتن از الگوی انقاب‬ ‫اسامی در اقتصاد که نقد و نفی ایدئولوژی لیبرالی‬ ‫اقتصاد را در پی دارد‪ ،‬مستلزم بازگشت به جامعه و‬ ‫ً‬ ‫فرهنگ است‪ ،‬خصوصا در موضوع پیچیدهای چون‬ ‫اصاح الگوی مصرف‪ ،‬خرید کاا و برندگرایی بیمارگونه‪،‬‬ ‫اگر جامعه زنده شود‪ ،‬میتوان با او در خصوص این‬ ‫ً‬ ‫امور ظاهرا معارض منافع فردی شهروند ایرانی سخن‬ ‫گفت واا با سرگردانی در لوپ نئولیبرالیزم‪ ،‬فقط شعار‬ ‫میدهیم و شاهد جنگ و سقوط تدریجی احدها و‬ ‫خرمشهرهای اقتصاد انقابی خواهیم بود‪.‬‬ ‫بازگردیم به پوانی؛ قدرت و ارزش اقتصادی رگههایی‬ ‫از واقعیت اجتماعی هستند‪ .‬نه برخاسته از میل‬ ‫و اراده انسان‪ .‬نمیتوان کاری به کارشان نداشت‪.‬‬ ‫کارکرد قدرت عبارت است از تضمین معیار متابعت‬ ‫که برای بقای گروه ضرورت دارد‪ .‬و در تعریف رسمی‬ ‫ً‬ ‫از واژه اقتصاد صرفا به فرایند صرفهجویی در منابع‬ ‫کمیاب و سودمندترین روش استفاده از منابع موجود‬ ‫بــرای اهــداف خــاص اشــاره میشود‪ .‬امــا در تعریف‬ ‫مصرف‬ ‫ً‬ ‫مصرف‪ ،‬اساسا مفهومی اقتصادی و ریاضی نیست‪.‬‬ ‫ً‬ ‫مصرف در جامعه لیبرال یــا درحــالتــوسـعــه‪ ،‬سلبا‬ ‫ً‬ ‫و ایجابا‪ ،‬و بهطور عالی یا در حالت مقاومتامیز‪،‬‬ ‫کنشی فرهنگی و نمایشی برای خود و دیگری است‪.‬‬ ‫جامعهشناسانی چون زیمل (‪ ،)1978‬وبلن (‪،)1383‬‬ ‫داگاس و ایشروود (‪ )1996‬و بوردیو (‪ ،)1984‬مصرف را‬ ‫ابزاری برای ارتباط میدانند‪ .‬گروههای مختلف مردم از‬ ‫طریق مصرف‪ ،‬به زندگی خود معنا و هویت داده و خود‬ ‫را به گروههای فرادست نزدیک یا از گروههای فرودست‬ ‫دور میکنند‪ .‬اما انچه در این دو منظر مغفول مانده‪،‬‬ ‫بهوسیله مطالعات فرهنگی به ما گوشزد شده است‪:‬‬ ‫مصرف‪ ،‬ابداع و خاقیتی است که مصرفکننده در‬ ‫برابر حصارهای تنگ کااها و ابژههای سرمایهداری‬ ‫بــه کــار مــیگـیــرد‪ .‬مقاومتی کــه درنتیجه ان‪ ،‬حتی‬ ‫مرزبندیهای فرهنگی میتوانند واژگون شوند‪ .‬بنابراین‪،‬‬ ‫مسئله این نیست که قدرتی وجود ندارد یا مصرف‬ ‫قابلیت نمایشی و مرزبندی ندارد‪ ،‬بلکه مسئله این‬ ‫است که مصرفکننده‪ ،‬فعاانه حضور دارد و این‬ ‫شیوه بهکارگیری و استفاده او از کااهاست که شکل‬ ‫مصرف را در جامعه معلوم میکند‪.‬‬ ‫‪50‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪51‬‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫نظریهپردازانی چون «دوسرتو» از مفهوم متعارف مصرف‪،‬‬ ‫واسازی کرده و ان را در معنایی جدید بهکار بردهاند‪.‬‬ ‫از منظر انها‪ ،‬مصرف درواقع خود نوعی تولید است‪.‬‬ ‫همانطور که فیسک (‪ )1998‬گفته است‪ ،‬کااها ناتمام‬ ‫تولید میشوند و این مصرفکنندهها هستند که کااها را‬ ‫تکمیل میکنند‪ .‬مصرفکننده‪ ،‬مولد خاق و فعال درک‬ ‫میشود‪ ،‬ازاینرو‪ ،‬مصرف کااها و مکانها دربردارنده‬ ‫معانی اجتماعیاند که جامعهشناس میتواند به تفسیر‬ ‫انها بپردازد‪ .‬بنابراین در این رویکرد‪ ،‬معنای مصرف و‬ ‫تولید تغییریافته و در نفس کردار مصرفی‪ ،‬نوعی مقاومت‬ ‫و تولید دیده میشود‪ .‬کردار اصلی جامعه‪ ،‬تماشا شدن‬ ‫و تماشا کردن برای سوژه بودن یا نبودن میشود و دالت‬ ‫ان‪ ،‬ولع و حرص در اخاق اقتصادی است[‪.]6‬‬ ‫گای دو بــور[‪ ]7‬مانند هموطنش میشل دوسرتو[‪]8‬‬ ‫نظریهپرداز و متفکر فرانسوی‪ ،‬مفهوم نظری جامعه‬ ‫نمایشی را بــرای فهم ماهیت فرهنگی رفتار خرید‬ ‫شهروندان لیبرال بر جای گذاشتند‪ .‬کتاب او ـ «جامعه‬ ‫نمایش»[‪ ]9‬در سال ‪ 1967‬یعنی زمانی که نارضایتی‬ ‫طبقه کارگر در فرانسه به اوج خود رسید و اژیتاسیون‬ ‫عملی به خروش امد‪ ،‬غوغایی به پا کرد‪ .‬این کتاب یک‬ ‫سال قبل از ان بود که حرارت انقابی به جوش اید‪ .‬مانند‬ ‫مفهوم مارکسی «شکل ارزشی» کاا‪« ،‬شکل نمایشی»‬ ‫ً‬ ‫کاا که صریحا توسط دوبــور ذکر میشد‪ ،‬تاریخی و‬ ‫استراتژیک بود‪ .‬جامعه نمایشی جهان فرا «شیء شده«‬ ‫جداسازی بود‪ .‬کارگران از فعالیت خود‪ ،‬از محصول‬ ‫کاری خود و از دیگر کارگران و حتی از خودشان جدا‬ ‫میشدند‪« .‬شیء شدگی» وقتی رخ میدهد که چیزی‬ ‫انکار شود‪ ،‬از سوی اندیشنده جداشده و به یک ابژه‪،‬‬ ‫یک شیء خارج از سوژه منتقل شود بهطوریکه جدا‬ ‫ً‬ ‫گشته از سوژه باشد‪ ،‬چیزی که قویا ذهن را از فعالیت‬ ‫و از خودش جدا میکند اما دوبور دیدگاه خود را به‬ ‫طرحی فراتر بسط داد‪ .‬به نظر او اکنون فضای انتزاعی و‬ ‫روزمره چیزی جز یک جنبه از خود امر نمایشی نیست‪.‬‬ ‫«امر نمایشی سویه دیگر پول است یعنی انتزاعی عام‬ ‫که معادل تمامی کااهاست»‪( .‬تز ‪ 49‬کتاب دو بور)‪.‬‬ ‫دوبور در تز یکم کتاب «جامعه نمایش»‪ ،‬مارکس را چنین‬ ‫تفسیر میکند‪« :‬در جوامعی که شرایط مدرن تولید حاکم‬ ‫است‪ ،‬تمامی زندگی خود را بهصورت انباشت تودهای‬ ‫نمایشها نشان میدهد»‪ .‬دوبور از سرمایهداری اواسط‬ ‫ً‬ ‫قرن بیستم سخن میگوید که «هر چیزی که مستقیما‬ ‫زیسته میشود بهصورت یک بازنمایی درامده است‪،‬‬ ‫این جهان‪ ،‬جهانی است واژگونه و درهمبرهم که «امر‬ ‫درست همزمان غلط هم هست» (تز ‪( .)3‬تاریخ به طرز‬ ‫غمگینی این توصیفات را دستنخورده نگهداشته‬ ‫است‪ .‬اکنون زندگی سینمایی بر زندگی واقعی‪ ،‬بایتها‬ ‫بر حقوق‪ ،‬تبلیغ شرکتی بر جنبش مدنی مسلط است‪ ،‬او‬ ‫مینویسد «امر نمایشی‪ ،‬سرمایهای با چنان درجه انباشتی‬ ‫است که تبدیل به یک تصویر میشود» (تز ‪ .)34‬در‬ ‫جامعه نمایش رسانهها در ایجاد انچه بهمنزله واقعیت‬ ‫عرضه میشوند‪ ،‬نقش فعالی ایفا میکنند‪ ،‬ولی چنین‬ ‫ً‬ ‫جامعهای را نمیتوان صرفا برحسب رسانهها تعریف‬ ‫نمود‪ .‬دوبور‪ ،‬نمایش را بهمنزله شکل نهایی کاا طرح‬ ‫نموده و سرمایهداری را بهعنوان فرایند تحقق تدریجی‬ ‫ان تعریف میکند‪ .‬برای حل مسئله مصرف‪ ،‬باید از‬ ‫غرقه بیشتر جامعه در صورتنمایشی جلوگیری کرد‪.‬‬ ‫در جامعه نمایشی‪ ،‬مصرف همه اشیاء حتی ناملموس‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫در جامعه یمایشن‪ ،‬مگرف یمه اخیاء حتن یاملموس‬ ‫مایند مد و خهرت و خارقالعادگن و رکورد‪ ،‬به یدف‬ ‫تعامل و زیست تبدیل منخود‪.‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫ً‬ ‫ثانیا در مورد قرن بیست و یکم و‬ ‫مانند مد و شهرت و خارقالعادگی جامعه ایراین در فقر یهادیاه‬ ‫جهان واقعیت رسانهای صحبت‬ ‫و رکورد‪ ،‬به هدف تعامل و زیست مــدیــن ک ــارا‪ ،‬عــدم گــروهیــاه‬ ‫تبدیل میشود‪ .‬جامعه تماشایی‬ ‫میکنیم‪ ،‬نه دهه ‪ 70‬و ‪( 80‬ماجرای‬ ‫مرجع اصیل و کایش ارتباطات‬ ‫و جامعه نمایش‪ ،‬اگر در وضعیت‬ ‫چین از بسته نگهداشتن دربها بر‬ ‫اجتماعن‪ ،‬خرایط فردگرایی‬ ‫فردگرایی مزمن ضرب شود‪ ،‬جنگ‬ ‫روی امواج مخرب جهانی جداست‬ ‫را ت ـجــربــه مــنک ـنــد و قگه‬ ‫بر سر بهرهمندی و توفیقطلبی رخ‬ ‫و مستلزم درجــههــای اندیشیده‬ ‫ً‬ ‫اورتر‬ ‫گریه‬ ‫او‪،‬‬ ‫براه‬ ‫خده‬ ‫خوایده‬ ‫میدهد‪ .‬درواقع با مصرف بیشتر و‬ ‫از استبداد شرقی اســت) و ثالثا‬ ‫است!‬ ‫شدیدتر (مصرف کاای خارجی)‬ ‫فرهنگ و جامعه ایران‪ ،‬بهسادگی‬ ‫تمنای نمایش و تماشا پاسخ مییابد‪،‬‬ ‫قابل قیاس نیست؛ گاهی پزشکی‬ ‫«من» بااخره با عبور از همگان‪ ،‬قهرمان میشوم و بر ستیغ‬ ‫به مریضش حداقل پنیسیلین را نمیدهد زیرا میداند‬ ‫قلههای «منیت» تکیه خواهم کرد‪ .‬قبیلههای برند[‪ ]10‬با‬ ‫پیامد ان بر وضع مزاجیاش‪ ،‬او را درگیر شرایط بدتری‬ ‫همان تعصب بزرگنمایی شده مدعیان مدنیت شکل‬ ‫خواهد کرد بلکه درواقع او را در شرایط خودش معاینه‬ ‫خواهد گرفت و اعضای انها به هیچ خاطر حاضر نیستند‬ ‫و تجویز میکند‪ .‬جامعه ایرانی در فقر نهادهای مدنی‬ ‫از ارزشها و نمادهای کاایی هویتی شدهشان عدول‬ ‫کارا‪ ،‬عدم گروههای مرجع اصیل و کاهش ارتباطات‬ ‫کنند‪ .‬این قبیلههای نایکی و بنتون و اپل بوده که انها‬ ‫اجتماعی‪ ،‬شرایط فردگرایی را تجربه میکند و قصه‬ ‫را به نمایش خود و بازیابیشان توسط خودشان رهنمون‬ ‫خواندهشده برای او‪ ،‬گریهاورتر است!‬ ‫ساخته پس چرا باید به ان خیانت کنند؟‬ ‫پینوشتها‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫جامعه امروز ایرانی‬ ‫‪Email: emami.irdc@gmail.com‬‬ ‫این مطلب در شماره سوم نشریه «مدیریت جهادی» (منتشرشده در‬ ‫زمستان ‪ ،)1397‬متعلق به هسته «مدیریت جهادی» مرکز رشد دانشگاه‬ ‫امام صادق؟‪ ،‬منتشر گردیده است‪.‬‬ ‫روشها و ارزشهای جهادی اقتصاد انقاب اسامی‬ ‫و مصرف کــاای داخلی بــرای عمده مخاطبانش‪،‬‬ ‫یعنی طبقه متوسط شهری فرهنگسازی نخواهد شد‬ ‫تا تکلیف ما با انسان منفعت جوی الگومندشده در‬ ‫نظام تربیتی لیبرال و نیز جامعه تماشایی یا نمایشی‬ ‫احاطهشده با رسانههای تجاری‪ ،‬مشخص شود‪ .‬شاید‬ ‫گفته شود با همه این قصهها و غصهها که میگویید‪،‬‬ ‫چرا تجربه کره دهه ‪ 80‬یا حتی چین همین امروز را توجه‬ ‫نمیکنید که با الگوهای درونزا و تاباور‪ ،‬توانستند‬ ‫به ِترن اقتصاد جهانی بپیوندند‪.‬‬ ‫ً‬ ‫سه پاسخ به چنین اشتباهی ســراغ دارد‪ :‬اوا انها‬ ‫نمیخواستند و نمیخواهند در ریل دیگری حرکت‬ ‫کنند و از ابتدا متفقاند که ریل جهانی را میپذیرند‬ ‫لکن میخواهند ان را تصاحب کنند‪ .‬این طرح‪ ،‬نظم و‬ ‫خویشتنداری منفعت جویانه و صبر اقتصادی میاورد‪.‬‬ ‫‪]1] . Karl Polanyi 1886-1964‬‬ ‫[‪ .]2‬کتاب «دگرگونی بزرگ» اثر کارل پوانی در سال ‪ 19۴۴‬و همزمان با کتاب‬ ‫«راه بردگی» نوشته فردریش هایک‪ ،‬انتشار یافت‪ .‬همانقدر که «راه بردگی»‬ ‫برای طرفداران مکتب اقتصاد ازاد کتاب مهمی به شمار میرود‪« ،‬دگرگونی‬ ‫بزرگ» هم برای مخالفان بازار ازاد کتاب مهمی است (جورجی کارک استاد‬ ‫اقتصاد دانشگاه کالیفرنیا)‪.‬‬ ‫[‪ .]3‬ترجمه محمد مالجو‪ ،‬انتشارات پردیس دانش‪.139۶ ،‬‬ ‫[‪ .]۴‬برای مطالعه بیشتر رجوع شود به فصل چهاردهم‪ ،‬بازار و انسان‪ ،‬کتاب‬ ‫دگرگونی بزرگ‪ ،‬همان‪.‬‬ ‫[‪ .]5‬الگوهای جدید حیات اقتصادی چگونه از خال علم روانشناسی‬ ‫سوژههای خود را تاسیس میکند‪ .‬ایده بازار خودتنظیمگر در اقتصاد سیاسی‬ ‫برای تاسیس سوژههای خود به سمت تاسیس انسان خودتنظیمگر در علم‬ ‫روانشناسی حرکت کرده و انسان خودگردان را بهمثابه انسان سالم برمیسازد‬ ‫(روانشناسی‪ ،‬حکومتمندی و نئولیبرالیسم‪ ،‬ارش حیدری‪ ،‬مطالعات‬ ‫جامعهشناختی‪ ،‬بهار و تابستان ‪ ،139۶‬شماره ‪.)50‬‬ ‫[‪ ]۶‬عباس کاظمی پرسهزنی و زندگی روزمره ایرانی‪ ،‬تهران‪ :‬انتشارات اشیان‪.‬‬ ‫(‪]7].Guy Ernest Debord)1931-1994‬‬ ‫(‪]8] .Michel de Certeau )1986-1925‬‬ ‫[‪ .]9‬گی دبور‪ .‬جامعه نمایش (تفسیرهایی در باب جامعه نمایش) مترجم‪:‬‬ ‫بهروز صفدری‪ ،‬ا گه‪.1395 :‬‬ ‫‪]10] . Kozinets,R. Cova, B. and Shankar, A. )eds( )2007( Consumer Tribes:‬‬ ‫‪Theory, Practice, and Prospects, Elsevier/Butterworth-Heinemann,‬‬ ‫‪London.Maffesoli, M. )1996(, The Time of the Tribes. London.‬‬ ‫‪52‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫‪53‬‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫حال اقتگاد ایران خوب من خود؛ اگر مقام سیاستصذار و‬ ‫یاظر‪ ،‬به وظایف خود در برابر خوک یا و بحران یا عمل کند‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فراموشی وظیفه‬ ‫ِ‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫دکتر یونس سلمانی‬ ‫پژوهشگر حلقه اقتصاد تحریم مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟‬ ‫دانشاموخته دکتری علوم اقتصادی دانشگاه تربیت مدرس‬ ‫امــروزه صحبت از مسائل اقتصادی کشور عــاوه بر‬ ‫محافل علمی‪-‬تخصصی در میان احــاد مــردم نیز‬ ‫رواج پیدا کرده است؛ اما فارغ از اینکه این مباحث‬ ‫در میان خواص یا عوام مطرح میشود‪ ،‬چند مقوله‬ ‫بیشتر خودنمایی میکند‪:‬‬ ‫• احساس یاس‪ ،‬عدم اطمینان و امنیت اقتصادی‬ ‫• چگونگی مصون ماندن از اثرات سوء شوکها و‬ ‫بیثباتیهای اقتصادی‬ ‫• بدتر شدن توزیع درامد‬ ‫• تغییر الگوی تولید و مصرف و تجارت خارجی‬ ‫• چوب حراج بر اعتماد عامان اقتصادی به مقام‬ ‫سیاستگذار و ناظر‬ ‫واقعیت امر این است که هر چقدر مدیریت اقتصاد‬ ‫کان بهصورت ناکارا و اسیبزا عمل کند‪ ،‬کل جامعه‬ ‫از ان در بلندمدت بهصورت مخرب متاثر میشوند‪ ،‬هر‬ ‫ً‬ ‫چند در کوتاهمدت احتماا دسته و گروهی منتفع شوند‪.‬‬ ‫عملکرد مدیریت اقتصاد کان زمانی نامطلوب است‬ ‫که قادر نباشد بیثباتیهای اقتصادی را کنترل کند‬ ‫و یا بدتر از ان خود به بیثباتی و تاطمهای اقتصادی‬ ‫دامن زند‪ .‬بهعنوانمثال‪ ،‬دولت با قرار دادن درامدهای‬ ‫ارزی نفت در بودجه ساانه‪ ،‬کل اقتصاد را در معرض‬ ‫بیثباتی بازارهای جهانی نفت قرار میدهد؛ حالانکه‬ ‫اگر دولت طی دورههای مختلف مقید به کارکردهای‬ ‫صندوق توسعه ملی و حساب ذخیره ارزی بــود و‬ ‫هزینههای خود را کنترل میکرد‪ ،‬امــروزه بسیاری از‬ ‫مصائب حا کم بر ساختار مالی دولــت موضوعیت‬ ‫نداشت‪ .‬یا اگر قرار باشد به دلیل ضعف عملکرد مقام‬ ‫سیاستگذار‪ ،‬ناظر و مجری چندسال یکبار جهش‬ ‫ارزی قابلتوجهی داشته باشیم‪ ،‬پیامدش این است که‬ ‫قشر ضعیف و متوسط جامعه‪ ،‬چند سال کار و پسانداز‬ ‫خواهند کرد تا یک دارایی سرمایهای (مسکن‪ ،‬خودرو‬ ‫و ‪ )...‬تملک کنند؛ اما قیمت این داراییها سریعتر و‬ ‫شدیدتر از پسانداز انها رشد خواهد کرد‪ .‬ضمن انکه‬ ‫تورم در کاای مصرفی‪ ،‬بهخصوص اجاره مسکن‪ ،‬نیز‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫ً‬ ‫مسلما میتوان با ‪ 15‬هزار تومان ارز خرید لذا با ‪800‬‬ ‫هزار تومان هم میشود ارز خرید‪.‬‬ ‫اقتصاد کشور ما چه راهحلی برای این معضل دارد؟ به‬ ‫عبارت بهتر چه گزینههای سرمایهگذاری و پوشش ریسک‬ ‫کاهش قدرت خرید این مردم توصیه میشود؟ بهطور‬ ‫اجمال‪ ،‬دولت باید بستر ازم برای توسعه ابزارهای مالی‬ ‫را فراهم کند که فرد با هر حجمی از نقدینگی و قدرت‬ ‫مالی بتواند در مقوله مدنظر خود (البته در چارچوب‬ ‫قانون و مصالح کلی جامعه) بتواند سرمایهگذاری‬ ‫کند‪ .‬با بستر تکنولوژی و فناوری اطاعات امــروزه‪،‬‬ ‫چنین کاری دستیافتنی و شدنی است‪.‬‬ ‫اما چه بر سر تولیدکننده امده است؟ تولیدکنندگان به‬ ‫دو دسته تقسیمبندی میشوند‪ ،‬تولیدکنندگان دارای‬ ‫قدرت قیمتگذاری و تولیدکنندگان فاقد این قدرت‪.‬‬ ‫تولیدکنندگان دارای قدرت قیمتگذاری‪ ،‬به دلیل ساختار‬ ‫ً‬ ‫بازار محصول انها (عمدتا بازار انحصاری یا انحصار‬ ‫چندجانبه)‪ ،‬در پاسخ به شوکها و بیثباتیهای اقتصاد‬ ‫کان عمده ریسکهای مربوطه را به مصرفکنندگان‬ ‫انتقال میدهند‪ .‬این عمل با افزایش قیمت محصوات‬ ‫خود را نشان میدهد‪ .‬البته این افزایش قیمت میتواند‬ ‫بهصورت مستقیم توسط تولیدکننده صورت پذیرد یا‬ ‫بهصورت غیرمستقیم توسط زنجیره توزیع و فروش‪ .‬به‬ ‫عبارت بهتر گاهی محصول را تولیدکننده عرضه میکند‬ ‫اما توسط شبکه توزیع و فروش به امید افزایش قیمت‬ ‫محصول احتکار میشود و بهصورت قطرهچکانی به‬ ‫بازار عرضه میشود‪ .‬حتی جالبتر انکه گاهی محصول‬ ‫بیشتر از نرخ رشد حقوق و دستمزد انها خواهد بود‪.‬‬ ‫نتیجه این است که این طبقات ضعیفتر میشوند‬ ‫و پسانداز انها به نفع اقشار مرفه و صاحبان اما ک‬ ‫مسکونی و ‪ ...‬هزینه میشود‪ .‬از دیگر سو ارزش دارایی‬ ‫ً‬ ‫و ثروت که عمدتا تحت تملک دهکهای درامدی‬ ‫باا است‪ ،‬افزایش قابل توجهی پیدا میکند‪ .‬در چنین‬ ‫جامعهای طبقه متوسط و ضعیف با وجود فعالیت‬ ‫اقتصادی همیشه عقب هستند‪ .‬پس این افراد برای‬ ‫دستیابی به اهــداف اقتصادی خود چه کاری باید‬ ‫انجام دهند؟ ایا راهکاری هست که هدف یکی از‬ ‫این افراد محقق شود بدون اینکه حق یک فرد یا افراد‬ ‫دیگر زایل نشود؟ ایا کسی تابهحال اندیشیده است که‬ ‫وقتی نرخ ارز جهش دارد و بهانهها برای افزایش قیمت‬ ‫کااها و خدمات از زمین و اسمان میبارد‪ ،‬تکلیف‬ ‫مردم عادی چیست تا کار به تغییر ترکیب و اندازه سبد‬ ‫مصرفی و سرمایهگذاری نرسد؟ برخی از مردم راهکار‬ ‫کوتاهمدت را در خریدهای بیش از نیاز خود میبینند‬ ‫تا حداقل بخشی از نیاز مصرفی اتی انها به قیمت‬ ‫پایینتر تهیه شده باشد‪ .‬برخی دیگر‪ ،‬خریدوفروش ارز‬ ‫را راه حفظ قدرت خرید خود میدانند و برخی خرید‬ ‫سکه را‪ ،‬برخی ملک‪ ،‬برخی خودرو و ‪ . ...‬متاسفانه در‬ ‫بین این گزینهها برای قشر متوسط و ضعیف‪ ،‬خرید‬ ‫ارز در دسترس ترین و سهلترین راه است‪ .‬فرض کنیم‬ ‫فردی ‪ 1.3‬میلیون تومان حقوق داشته باشد و از محل‬ ‫این حقوق‪ ،‬ماهی ‪ 800‬هزار تومان پسانداز کند‪ .‬ایا با‬ ‫این مبلغ میتوان طا خرید؟! بهاحتمال زیاد نه؛ اما‬ ‫‪54‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪55‬‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫مالی‪ ،‬برخی تعطیل و برخی نیز‬ ‫در فروشگاه است و مصرفکننده م ـ ـش ـ ـتـ ــره وف ـ ـ ـ ـ ـ ــادار بـ ـ ــراه‬ ‫ً‬ ‫شدیدا با کاهش حاشیه سود و ‪...‬‬ ‫نیز به قیمت روز متقاضی خرید تولیدکنندهاه که ریسکیا را‬ ‫ً‬ ‫مواجه میشوند‪ .‬البته گاهی این‬ ‫اســت امــا فروشنده با بیان اینکه‬ ‫کا به مگرفکننده خود منتقل‬ ‫بنگاهها نیز اقدام به کاهش کیفیت‬ ‫«فروش نداریم» از فروش محصول‬ ‫منکند‪ ،‬چندان مفهوم یدارد‪.‬‬ ‫تولید خود میکنند تا بتوانند در دوره‬ ‫امتناع میکند‪ .‬یا گاهی تولیدکننده‬ ‫گذار دوام بیاورند‪ .‬اینجا نیز نتیجه‬ ‫تحویل محصول را برای سفارشهای‬ ‫مشخص است‪ :‬بیاعتمادی مشتریان به محصوات‬ ‫پیشخرید‪ ،‬انقدر کش میدهد تا زمان تحویل در دورهی‬ ‫تولیدی‪ .‬شایان ذکر است اکثر کسبوکارهای خرد و‬ ‫افزایش قیمت حادث شود‪ .‬در میانمدت و بلندمدت‬ ‫متوسط در اقتصاد ایران قدرت قیمتگذاری ندارند‪.‬‬ ‫مشتریان این بنگاهها سعی میکنند تقاضای خود از این‬ ‫مقوات فوق نشان میدهد بدون حضور فعال و موثر‬ ‫محصوات را کم کنند و به عبارت بهتر دنبال فرصتی‬ ‫مقام سیاستگذار و ناظر‪ ،‬اقتصاد کــان به قهقرا‬ ‫برای جایگزینی هستند‪ .‬این فرصت زمانی است که یا‬ ‫میرود‪ .‬شوکها و بیثباتیهای اقتصاد کان توسط‬ ‫مصرفکنندگان از نظر اقتصادی تقویت شوند که در این‬ ‫عامان اقتصادی غیردولتی قابل مدیریت نیست‪.‬‬ ‫حالت سراغ محصوات و برندهای خارجی میروند یا‬ ‫تعدد و تنوع این عامان و تضاد منافع بین انها علت‬ ‫زمانی است که رقیب این محصوات از طریق واردات یا‬ ‫اصلی این امر است‪ .‬مزید بر این‪ ،‬مدیریت شوکها و‬ ‫تولیدکنندگان جدید حداقل به همان قیمت و کیفیت‬ ‫بیثباتیهای اقتصاد کان در ظرف عامان اقتصادی‬ ‫حضور پیدا کنند‪ .‬نتیجه مشخص است‪ ،‬اگر عامل‬ ‫غیردولتی نمیگنجد‪ .‬همه عامان مذکور از شوکها و‬ ‫ایجاد قدرت بازاری در این صنایع تضعیف شود (این‬ ‫بیثباتیهای اقتصاد کان تاثیر میپذیرند و بهتنهایی‬ ‫عامل گاهی حمایت دولت و گاهی امتیازهای خاص‪،‬‬ ‫قادر نیستند بر ان اثر بگذارند؛ گرچه رفتار جمعی انها‬ ‫نواوریها‪ ،‬دسترسی به مواد اولیه خاص و ‪ ...‬است) یا‬ ‫به دلیل تضاد منافع‪ ،‬بر تشدید و توسعه بیثباتی بیشتر‬ ‫وضعیت اقتصادی مشتریان بهبود پیدا کند‪ ،‬تقاضای‬ ‫دامن میزند‪ .‬بههرحال‪ ،‬مقام ناظر و سیاستگذار است‬ ‫این محصوات بهشدت کاهش پیدا میکند‪ .‬در واقع‪،‬‬ ‫ً‬ ‫که اقتصاد جامعه را باید در مسیر صحیح هدایت کند‬ ‫مشتری وفادار برای تولیدکنندهای که ریسکها را کا به‬ ‫و منافع افراد حقیقی و حقوقی را به منافع کل جامعه‬ ‫مصرفکننده خود منتقل میکند‪ ،‬چندان مفهوم ندارد‪.‬‬ ‫گره زند تا موضوع تضاد منافع بین عامان اقتصادی‬ ‫تولیدکنندهای که فاقد قدرت قیمتگذاری باشد‪ ،‬در‬ ‫به رفاه اجتماعی اسیب نزند‪.‬‬ ‫تعیین قیمت چندان پیشتاز نیست و قیمت محصول ان‬ ‫دولــتهــا‪ ،‬شامل مقام ناظر و سیاستگذار پولی‪،‬‬ ‫با متوسط نرخ تورم صنعت یا کل اقتصاد رشد میکند‪.‬‬ ‫مالی‪ ،‬ارزی‪ ،‬مدیریت بدهی دولــت‪ ،‬تجاری و ‪...‬‬ ‫به عبارت بهتر چنین تولیدکنندههایی ناگزیر مجبور‬ ‫ً‬ ‫موظف هستند سازوکارهایی را تدوین کنند که اوا‪،‬‬ ‫میشوند در معرض ریسک شوکها و بیثباتیهای‬ ‫بهطور موثر و قاعدهمند اثرات شوکهای اقتصادی را‬ ‫اقتصاد کان قرار گیرند‪ ،‬بدون اینکه در گام اول قادر‬ ‫ً‬ ‫جذب و خنثی کنند‪ .‬ثانیا‪ ،‬ابزارهای سیاستگذاری و‬ ‫باشد مصرفکننده را در این ریسک سهیم کند‪ .‬هرچند‬ ‫کانالهای اثرگذاری این ابزارها از کارایی ازم برخوردار‬ ‫با گذشت زمان‪ ،‬بخشی از ریسک با تغییر قیمت به‬ ‫ً‬ ‫باشد‪ .‬ثالثا‪ ،‬فرایندهای انتقال اثرات سیاستگذاری‬ ‫مصرفکننده منتقل میشود‪ .‬مسئله این است که‬ ‫ً‬ ‫قابل رصد و بازخورد گیری باشد‪ .‬رابعا‪ ،‬نظارت موثر رکن‬ ‫بسیاری از بنگاهها از این دوره گذار با سر سامت بیرون‬ ‫ً‬ ‫اساسی این سازوکارها باشد‪ .‬خامسا‪ ،‬هر سیاستی ابزار‪،‬‬ ‫نمیایند‪ .‬برخی ورشکست‪ ،‬برخی دچار درماندگی‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫یا مشاهده میشود فروش سکه طا‬ ‫هدف و مکانیسم اجرایی مستقل سیاستگذار مالن بهجاه تمرکز‬ ‫برای کاهش عطش خرید ارز اتخاذ‬ ‫خود را دارد هر چند که بین همه بر ثبات فعالیتیاه اقتگاده‬ ‫میشود‪ .‬تشتت و دخالت مقامات‬ ‫سیاستهای اقتصاد کان یک‬ ‫به تامین کسره بودجه دولت‬ ‫در حوزههای یکدیگر نتیجهاش‬ ‫هماهنگی وجود دارد‪.‬‬ ‫و روزمرگنیاه ان مبتا خده‬ ‫پیامدهای نامطلوب در معیشت و‬ ‫متاسفانه در ایران ماحظه میشود که‬ ‫است‪.‬‬ ‫تولید کل اقتصاد است و این یعنی‬ ‫پنج محور مذکور در سیاستگذاری‬ ‫اینکه اعتماد مردم به سیاستگذاران‬ ‫و نظارت چندان رعایت نمیشود‪.‬‬ ‫و ناظران حداقل میشود‪.‬‬ ‫بهعنوانمثال در کشور سازوکارهای قاعدهمند تعریف‬ ‫هر انچه سیاستگذار بگوید‪ ،‬عامان اقتصادی اعتماد‬ ‫میشود؛ ولی در عمل تفاوت معناداری بین عملکرد دوره‬ ‫نخواهند کرد و همین امر سیاستگذاری را ناکارا میکند‪.‬‬ ‫زمانی قبل و بعد از این سازوکارها مشاهده نمیشود‪ .‬این‬ ‫مقامات سیاستگذاری و نظارت‪ ،‬تا حد ممکن باید‬ ‫نشان میدهد که یا سازوکار تعریفشده اشتباه است یا‬ ‫ُ‬ ‫برای خود حسن شهرت‪ ،‬خلق کنند‪ .‬خدشهدار شدن‬ ‫مدیریت اقتصاد کان تمایل دارد رویههای گذشته خود‬ ‫ُ‬ ‫چوب حراج‪ ،‬بر‬ ‫مفهوم‬ ‫به‬ ‫گذار‪،‬‬ ‫سیاست‬ ‫شهرت‬ ‫سن‬ ‫ح‬ ‫و‬ ‫را در پیش گیرد؛ هر چند که عاقهمند است نهادها‬ ‫ِ‬ ‫اعتماد عاملین اقتصادی به کارگزاران اقتصاد کان‬ ‫سازوکارها بهصورت شکلی وجود داشته باشند‪ .‬مثال‬ ‫است‪ .‬بههرحال ازمه بهبود وضعیت اقتصاد ایران‪،‬‬ ‫دیگر انکه‪ ،‬سایهی کسری بودجه دولت بر سیاست ارزی‬ ‫بیش از هر چیز دیگر در گرو کنترل شوکها و بیثباتیهای‬ ‫و پولی و حتی تجاری کشور سنگینی میکند‪ .‬هدف‬ ‫اقتصاد کان توسط مقامات سیاستگذاری و نظارت‬ ‫اصلی سیاستهای پولی باید ثبات مالی و فعالیتهای‬ ‫است و این مهم جز با سیاستگذاری و نظارت صحیح‬ ‫اقتصادی در کوتاهمدت باشد و هدف سیاستهای‬ ‫صورت نمیگیرد‪ .‬اگر بیثباتیهای اقتصاد کان حداقل‬ ‫مالی نیز‪ ،‬بیشتر ثبات فعالیتهای اقتصادی انهم در‬ ‫شود‪ ،‬نور اطمینان و چشمانداز مثبت بر کسبوکارهای‬ ‫میانمدت و بلندمدت است؛ اما سیاستگذاری پولی‬ ‫خرد و کان میتابد و عامان اقتصادی نفع خود را در‬ ‫و مالی ما فارغ از افقهای زمانی تصمیمگیری میکنند‪.‬‬ ‫نفع جامعه تعریف میکنند‪ .‬برای سیاستگذاری و‬ ‫سیاستگذار مالی بهجای تمرکز بر ثبات فعالیتهای‬ ‫نظارت صحیح نیز باید ساختارهای موجود اصاح‬ ‫اقتصادی به تامین کسری بودجه دولت و روزمرگیهای‬ ‫شود‪ ،‬چراکه از ساختار موجود مدیریت اقتصاد کان‬ ‫ان مبتا شده است‪ .‬به عبارت بهتر سیاستهای مالی‬ ‫بیش از این نمیتوان انتظار داشت‪ .‬لذا باید پارادایمهای‬ ‫مستقل از شرایط اقتصاد کان اتخاذ میشود‪.‬‬ ‫جدید سیاستگذاری‪ ،‬ابزارهای جدید‪ ،‬مکانیسمهای‬ ‫سیاستگذار پولی نیز متاثر از بدهیهای دولت به نظام‬ ‫جدید‪ ،‬بسترها و زیرساختهای جدید و ‪ ...‬برای‬ ‫بانکی و بخش غیربانکی‪ ،‬متناسب با شرایط اقتصادی‬ ‫سیاستگذاری توسط مدیران اقتصاد کان تعریف‬ ‫اتخاذ نمیشود و بخشی از ان بهصورت منفعانه به دلیل‬ ‫شود‪ .‬باید در نظر داشت که گاهی چنین اصاحات از‬ ‫بدهیهای دولت اتخاذ میشود‪ .‬گاهی با سیاستگذاری‬ ‫منظر محتوایی و تصمیمگیری است و گاهی از سنخ‬ ‫پولی و تغییر نرخ سود سپرده و تسهیات بانکی‪ ،‬بانک‬ ‫سازمانی و ساختاری و گاهی از سنخ عملیاتی و اجرایی‪.‬‬ ‫مرکزی به دنبال کنترل نرخ ارز است؟! فارغ از اینکه‬ ‫تعیین دستوری نرخ سود بانکی چه مشکاتی برای‬ ‫پینوشت‬ ‫اقتصاد ایجاد میکند‪ ،‬باید بیان داشت که تغییر نرخ‬ ‫‪Email: Unes.salmani@gmail.com‬‬ ‫سود بانک ابزار صحیحی برای مدیریت نرخ ارز نیست‪.‬‬ ‫‪56‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫هاشم سوداگر‬ ‫پژوهشگر هسته سیاست کشاورزی مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری مدیریت دولتی دانشگاه تهران‬ ‫مبتنن بر اموزهیاه قران کریم‪ ،‬چه دستور کاره براه‬ ‫تحلیلگر سیاست عمومن‪ ،‬منتوان تعیین کرد؟‬ ‫‪57‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫راه رسیدن به راهحل‬ ‫ِ‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫هرگاه مسئله یا مشکلی در عرصه اجتماع بروز کند‪،‬‬ ‫بسیاری پیش از تفکر شــروع بــه تجویز نسخههای‬ ‫مختلف میکنند؛ گروهی میکوشند ابتدا تحلیل‪،‬‬ ‫تفکر‪ ،‬مشورت و طراحی کنند و سپس راهحل پیشنهاد‬ ‫یافتن‬ ‫«راه‬ ‫دهند؛ اما فقط عــدهای معدودند که به ِ‬ ‫ِ‬ ‫راهحل» میاندیشند‪ .‬چگونگی طراحی راهحل برای‬ ‫مسائل عمومی‪ ،‬مسئلهای است که سیاستپژوهان‬ ‫را سخت به چالش کشیده و حوزه‪-‬رشتهای تحت‬ ‫عنوان «تحلیل سیاست عمومی» [‪ ]1‬ایجاد کرده است‪.‬‬ ‫تحلیل سیاست عمومی عبارت است از مجموعه‬ ‫کوششهای نظاممند جهت طراحی راهحل موثر برای‬ ‫حل یک مشکل یا «مسئله عمومی»‪ ]2[ .‬بهعبارتدیگر‬ ‫هرگاه یک مشکل یا مسئله بزرگ و فراگیر در سطح‬ ‫جامعه بروز کند (از الودگی هوای کانشهرها‪ ،‬افزایش‬ ‫نرخ طاق و کاهش ارزش پول ملی گرفته تا افزایش‬ ‫فشار اقتصادی و سیاسی دشمن علیه انـقــاب و‬ ‫نظام)‪ ،‬مجموعهای از فعالیتهای علمی‪-‬تحلیلی‪،‬‬ ‫سیاسی و سیاستی بهمنظور طراحی و ارائه راهحل برای‬ ‫ان به جریان میافتد که در ادبیات علوم سیاسی‪ ،‬ان‬ ‫را «تحلیل سیاست» مینامند‪« .‬تحلیلگر سیاست»‬ ‫[‪ ]3‬فاعل این مجموعه فعالیتهای ناظر به طراحی‬ ‫و ارائه راهحل است؛ خواه تحلیلگر سیاست‪ ،‬مشاور‬ ‫سیاستگذار باشد و خــواه خــود مقامی رسمی در‬ ‫ساختار سیاستگذاری همچون نماینده مجلس‪،‬‬ ‫وزیر یا رئیسجمهور باشد‪.‬‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫مقدمه‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫«یمه» ایسانیا چه بدایند و چه یدایند‪ ،‬چه بشوایند‬ ‫و چه یشوایند‪ ،‬مداخلهگر عرصه اجتماعن یستند و‬ ‫بر اجتماع اثر منگذارید‪.‬‬ ‫قرانی رسیدن به راهحل‬ ‫راه‬ ‫ِ‬ ‫قــابــل تــامــل اســت کــه دیــدگــاههــایــی متنوع در مــورد‬ ‫«چگونگی تحلیل سیاست عمومی» و دستور کار‬ ‫«تحلیلگر سیاست» وجود دارد‪ .‬برخی تحلیلگر سیاست‬ ‫را پژوهشگری بیطرف میدانند که بــدون توجه به‬ ‫جریانات سیاسی‪ ،‬متمرکز بر پژوهش و تحلیل علمی‬ ‫است؛ برخی او را یک طراح بیطرف میدانند که به‬ ‫طراحی راهحل بر اساس یافتههای علمی میپردازد؛‬ ‫برخی تحلیلگر را یک مشاور میدانند که نهتنها ادعای‬ ‫ً‬ ‫بیطرفی نــدارد‪ ،‬بلکه رسما وظیفه خود را کمک به‬ ‫یک فرد یا یک جریان سیاسی در مواجهه با رقبایش‬ ‫میدانند؛ برخی تحلیلگر سیاست را همچون یک‬ ‫واسطه میدانند که فرایند مذاکره جریانات سیاسی را‬ ‫برای رسیدن به یک راهحل توافق شده تسهیل میکند؛‬ ‫برخی دیگر برانند که تحلیلگر سیاست باید به دنبال‬ ‫شنیده شدن صدای همه گروههای حاضر در جامعه‬ ‫باشد و در نهایت‪ ،‬برخی از پژوهشگران کار تحلیلگر‬ ‫سیاست را درک ارزشهــا و حجیتهای جریانات‬ ‫سیاسی مختلف میدانند تا بر اساس این شناخت‬ ‫عمیق‪ ،‬توان طراحی مداخات مناسب را پیدا کند‪]4[ .‬‬ ‫اجتماع‪ ،‬عرصه تقابل جبههیاه ایمان و کفر‬ ‫عرصه اجتماعی‪ ،‬عرصه تقابل جبهههای ایمان و کفر‬ ‫است‪ .‬فهم حقیقت جامعه انسانی بدون در نظر گرفتن‬ ‫تقابل ایمان و کفر ممکن نیست‪ .‬لذا هر کنشگری که‬ ‫قصد مداخله و تاثیرگذاری در جهان اجتماعی را‬ ‫دارد‪ ،‬باید توان تشخیص جبهه ایمان از جبهه کفر در‬ ‫اجتماعی مورد مناقشه را داشته باشد و باید‬ ‫موضوعات‬ ‫ِ‬ ‫بتواند قلب جبهه ایمان و قلب جبهه کفر را تشخیص‬ ‫دهد‪ .‬سپس باید موضع خود را در قبال این دو جبهه‪،‬‬ ‫ااقل برای خودش معلوم کند‪.‬‬ ‫یر ایسان در اجتماع‪ ،‬یک تحلیلگر سیاست‬ ‫از سوی دیگر «همه» انسانها چه بدانند و چه ندانند‪،‬‬ ‫چه بخواهند و چه نخواهند‪ ،‬مداخلهگر عرصه اجتماعی‬ ‫فرد انسانی‪ ،‬بر‬ ‫هستند و بر اجتماع اثر میگذارند‪ .‬هر ِ‬ ‫اساس اختیاری که خدای تعالی به او داده است یک‬ ‫عامل فعال اجتماعی محسوب میشود و در عالم‬ ‫اجتماع مداخله‪ ،‬دخل و تصرف و اثرگذاری دارد‪.‬‬ ‫خداوند متعال به همه انسانها در جامعه و تاریخ‪،‬‬ ‫اثر بخشیده است‪.‬‬ ‫پس هر انسان مبتنی بر فطرت خداجویی که بر ان افریده‬ ‫شده است‪ ،‬وحی الهی که از طریق رسوان برای نشان‬ ‫دادن «راه» به او رسیده است و نیز بر اساس اختیاری‬ ‫که خدا به او داده است یکی از دو مسیر ایمان یا کفر‬ ‫را در پیش میگیرد؛ و عمل اجتماعی او که بر اساس‬ ‫این ایمان یا کفر شکل میگیرد اجرم بر جامعه انسانی‬ ‫اثرگذار خواهد بود‪ .‬پس همه افراد انسانی‪ ،‬با عمل خود‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫محل بحث‬ ‫با تامل در گستره ایــن دیــدگــاههــای متفاوت و گاه‬ ‫متعارض‪ ،‬ایــن ســوال مطرح مــیشــود کــه مبتنی بر‬ ‫اموزههای قران کریم چه دستور کاری برای تحلیلگر‬ ‫سیاست عمومی میتوان تعیین کرد‪ .‬ادامهی نوشتار‬ ‫حاضر‪ ،‬چکیدهای از یافتههای پژوهشی است که با‬ ‫هدف استنباط دالتهای قرانی تحلیل سیاست‬ ‫عمومی با تا کید بر نقش تحلیلگر سیاست انجام‬ ‫شده است‪]5[ .‬‬ ‫‪58‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫که بر روی طیفی از مومنانه بودن تا کافرانه بودن قابل‬ ‫تبیین است‪ ،‬بر جامعه و تاریخ اثرگذارند‪.‬‬ ‫حال از انجا که یکی از مهمترین ویژگیهای تحلیلگر‬ ‫سیاست مداخلهگری فعال و اثــرگــذاری در عرصه‬ ‫اجتماع است‪ ،‬پس هر انسانی را میتوان یک تحلیلگر‬ ‫سیاست در نظر گرفت‪ .‬البته واضح است که گستره و‬ ‫شدت اثرگذاری افراد یکسان نیست‪ .‬پس بهتر است‬ ‫گفته شود انسانها را میتوان بر طیفی از «مداخلهگر‬ ‫ً‬ ‫اجتماعی با اثر محدود» تا «تحلیلگر سیاست کاما‬ ‫موثر» طبقهبندی کــرد‪ .‬جمع ایــن معنی با ان نکته‬ ‫که هر انسانی بر اساس اختیار خود یکی از دو مسیر‬ ‫ایمان یا کفر را برمیگزیند‪ ،‬این میشود که مداخله و‬ ‫تحلیلگری میتواند بر سبیل هدایت (مبتنی بر ایمان)‬ ‫یا بر سبیل ضالت (مبتنی بر کفر و شرک) باشد‪ .‬بدین‬ ‫ترتیب میتوان دو سبک تحلیلگری سیاست مبتنی‬ ‫بر ایمان و مبتنی بر کفر را شناسایی کرد‪.‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫همانندترین افراد به وجود مبارک ایشان هستند‪ .‬دیگر‬ ‫تحلیلگران سیاست و مداخلهگران اجتماعی نیز که‬ ‫مبتنی بر ایمان‪ ،‬به اثرگذاری اجتماعی میپردازند‪ ،‬بر‬ ‫طیفی در دنباله این سلسلهی شریف قرار میگیرند‪.‬‬ ‫از ســوی دیگر‪ ،‬کسانی که بیشترین گستره و عمق‬ ‫اثرگذاری اجتماعی را مبتنی بر کفر و شرک و بر سبیل‬ ‫ضالت دارند نیز رهبران جبهه کفرند و دیگر موثرین‬ ‫و تحلیلگران سیاست که مبتنی بر کفر عمل میکنند‬ ‫نسبت گستره و عمق اثر خود‪ ،‬طیفی از اذناب‬ ‫نیز به‬ ‫ِ‬ ‫جبهه کفر را تشکیل میدهند‪.‬‬ ‫گستره و عمق اثر تحلیلگر سیاست‬ ‫دو سبک تحلیل سیاست‬ ‫بر ایــن اســاس‪ ،‬کسانی که بیشترین گستره و عمق‬ ‫اثرگذاری را دارند و اثرگذاری اجتماعی انها مبتنی‬ ‫بر ایمان‪ ،‬صراط مستقیم و سبیل هدایت است‪ ،‬قلب‬ ‫و رهبر جبهه ایماناند که عبارتاند از رسولاه؟‬ ‫و امام معصوم؟ و در طول ایشان‪ ،‬اولواامری که‬ ‫‪59‬‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫چنانچه گذشت‪ ،‬ضمن اینکه همه افراد عوامل فعال‬ ‫اجتماعی هستند و بر جامعه و تاریخ اثر میگذارند‪،‬‬ ‫اما گستره و عمق اثر همه یکسان نیست‪ .‬این طیف‬ ‫را میتوان از اثر بر خانواده خــود‪ ،‬تا اثر بر رفتار گروه‬ ‫کوچکی از دوستان و اطرافیان‪ ،‬تا اثر بر مردم یک منطقه‬ ‫یا یک صنف از افراد جامعه‪ ،‬تا ظاهر شدن در مقام‬ ‫یک رهبر اجتماعی و اثر بر اکثریت افراد یک کشور‪ ،‬تا‬ ‫اثرگذاری عمیق بر تاریخ جامعه بشری همچون پیامبران‬ ‫اولوالعزم‪-‬علیهم صلوات اه‪ -‬و ائمه معصومین؟ در‬ ‫نظر گرفت‪ .‬حال این سوال مطرح میشود که مهمترین‬ ‫عامل تعیینکننده میزان اثرگذاری اجتماعی هر فرد‬ ‫چیست؟ پاسخ را باید در ا گاه بودن‪ ،‬متوجه بودن و‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫ّ‬ ‫متذکر بودن نسبت به اثرگذاری جستجو کرد‪ .‬افرادی‬ ‫از جامعه انسانی که متوجه باشند بازیگری انها‬ ‫در عرصه اجتماع‪ ،‬اثرگذاری قابل توجهی دارد و در‬ ‫نتیجه‪ ،‬مداخلههای انها‪ ،‬ا گاهانه و از روی قصد‬ ‫نیت اثرگذاری باشد‪ ،‬اثرگذاری بیشتری در عرصه‬ ‫و ِ‬ ‫اجتماع خواهند داشت‪ .‬پس به نسبتی که مداخلههای‬ ‫اجتماعی انسان ا گاهانهتر شوند عمق اثر و گستره‬ ‫اثرگذاری وی بهتدریج بیشتر خواهد شد‪.‬‬ ‫از اثرگذاری را برای مومن تعریف کرد که از «مومن»‬ ‫بودن شروع میشود (یعنی در جبهه ایمان است ولی‬ ‫بهواسطه اینکه مداخلههای اجتماعی وی چندان‬ ‫ا گاهانه و قصد شده نیست‪ ،‬اثر اجتماعی محدودی‬ ‫بودن مداخلهها‪،‬‬ ‫دارد)؛ سپس با افزایش میزان ا گاهانه ِ‬ ‫در مقام «حامی رسول» ایفای نقش میکند (همچون‬ ‫مومن ال فرعون در داستان حضرت موسی؟)؛ و با‬ ‫ِ‬ ‫فرد زمانه به‬ ‫ادامه این مسیر «همانند رسول» و شبیهترین ِ‬ ‫رسولاه؟ و امام؟ در مداخلهها و اثرگذاریهای‬ ‫اجتماعی میشود‪.‬‬ ‫به همین ترتیب شیطان رجیم و کسانی که بیشترین‬ ‫همانندی را نسبت به وی دارند و نیز بیشترین ا گاهی‪،‬‬ ‫قصد و نیت را در اثرگذاری اجتماعی در مسیر کفر‬ ‫دارند‪ ،‬راهبران (و در واقع به بیراههبرندگان) جبهه کفر‬ ‫و حضیضان ضالتاند‪.‬‬ ‫بدین ترتیب شاید بتوان سبک متعالی تحلیل سیاست‬ ‫مبتنی بر ایمان به خــدای یکتا را سبک «رسوانه»‬ ‫دانست و سبک تحلیل سیاست مبتنی بر شرک و‬ ‫کفر را سبک «ظالمانه» [‪ ]6‬نام نهاد‪.‬‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫تحلیل سیاست رسوایه ‪ -‬تحلیل‬ ‫سیاست ظالمایه‬ ‫بر این اساس‪ ،‬رسولاه؟ و ائمه معصومین؟ ‪،‬‬ ‫ازانجاکه بیشترین قصد و نیت اثرگذاری اجتماعی را‬ ‫دارند و نیز بااترین درجه ایمان و پایبندی به الزامات‬ ‫عملی ایمان را دارند‪ ،‬قلب و رهبر جبهه ایماناند و‬ ‫انسان «مومن» نیز‬ ‫در واقــع خورشید هدایتاند‪ .‬هر‬ ‫ِ‬ ‫بودن اثرگذاری او‬ ‫به همان نسبتی که میزان ا گاهانه ِ‬ ‫بااتر رود‪ ،‬اثرگذاریاش بیشتر شده و به مقام «رسول»‪،‬‬ ‫نزدیکتر میشود‪ .‬بدین ترتیب میتوان مدارج و مراتبی‬ ‫‪60‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫تحلیلگر سیاست باید خدای تعالی را یکتا افریننده و‬ ‫ّ َ‬ ‫رب عالم و عالمیان بداند و او را تنها منشا اثر بداند و‬ ‫غیر او را منشا هیچ اثر مستقلی نداند‪ .‬تحلیلگر سیاست‬ ‫باید توجه داشته باشد که هدایت‪ ،‬به معنی رساندن‬ ‫به مقصد‪ ،‬شان خداست؛ و انچه شان مومن‪ ،‬حامی‬ ‫همانند رسول و خود رسول است نشان دادن‬ ‫رسول‪،‬‬ ‫ِ‬ ‫راه به خیرخواهانهترین شکل ممکن است‪.‬‬ ‫تحلیلگر سیاست باید بداند که عرصه اجتماع (و‬ ‫بهتبع ان‪ ،‬عرصه تحلیل سیاست)‪ ،‬عرصه تقابل حق‬ ‫و باطل است؛ پس باید در هر مناقشه سیاست توان‬ ‫تشخیص این دو جبهه را داشته باشد و خود را در جبهه‬ ‫حق تعریف کند‪ .‬تحلیلگر سیاست باید نسبت به‬ ‫جایگاه محوری سلسله وایت (خدا‪ ،‬رسول و اولواامر)‬ ‫ِ‬ ‫ً‬ ‫در عرصه اجتماعی کاما واقف و مومن باشد و خود‬ ‫را به این سلسله وصل کند‪ .‬او باید بداند که مهمترین‬ ‫ارزش در تحلیل سیاست عمومی‪ ،‬تیسیر سبیل است؛‬ ‫رسیدن به راهی ُیسر که تیسیر ان فقط کار خداست‬ ‫و تحلیلگر نیز در صورتی که کار خود را در جبهه حق‬ ‫تعریف کرده و به سلسله وایت وصل باشد در این‬ ‫تیسیر سبیل ایفای نقش خواهد کرد‪ .‬او باید بداند که‬ ‫فرصتش برای اثرگذاری و اصاحگری محدود است و‬ ‫دستور کار تحلیلصر سیاست‬ ‫«تحلیلگر سیاست» اهل ایمان‪ ،‬که میخواهد در مسیر‬ ‫اسوه حسنهی رسول پا گذاشته‪ ،‬حامی رسول و بلکه‬ ‫همانند رسول شود‪ ،‬باید درنتیجه اعمالش به مقامات‬ ‫‪61‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫تحلیلگر سیاست بداند که ‪...‬‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫قران کریم ویژگیهای متعددی را برای کسی که ا گاهانه‬ ‫قصد اثرگذاری اجتماعی در جبهه ایمان دارد برشمرده‬ ‫«علم تحلیلگر‬ ‫است که در این پژوهش در دو‬ ‫بخش ِ‬ ‫ِ‬ ‫سیاست» (انچه باید بداند و به ان یقین داشته باشد)‬ ‫و «عمل تحلیلگر سیاست» (رفتار وی و انچه باید‬ ‫انجام دهد) طبقهبندی شدهاند‪]7[ .‬‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫اگر دیر بجنبد‪ ،‬فرصت را از دست خواهد داد‪ .‬تحلیلگر‬ ‫باید یقین داشته باشد که مورد حسابکشی قرار خواهد‬ ‫گرفت؛ باید همواره خوف و رجاء داشته باشد؛ عاقبت‬ ‫(اخرت) اندیش باشد؛ محکم و مقاوم باشد و بداند‬ ‫که نباید بر «غیر علم» تکیه کند‪.‬‬ ‫تحلیلگر سیاست باید بداند که کتاب‪ ،‬علم و حکمت‬ ‫دستمایه اصلی کار او هستند و اینها را خدا باید به‬ ‫او بدهد؛ تنها خداست که ّ‬ ‫ولی و نصیر اوست؛ نعمت‬ ‫(که بااترین مرتبه و مصداق ان هدایت است)‪ ،‬رزق‪،‬‬ ‫ِعده و ُعده (اموال و بنین) را فقط خدا به او میدهد؛‬ ‫در صورت درست عمل کردن‪ ،‬خدا به او فتح‪ُ ،‬ملک‪،‬‬ ‫سلطان و ُحکم میدهد؛ در صورت بر صراط مستقیم‬ ‫بودن‪ ،‬خدا به او «رضایت» و «سکینه» عطا میفرماید؛‬ ‫اجرش را فقط از خدا باید بخواهد و سعی وی نزد خدا‬ ‫مشکور است؛ مادام که در مسیر حق باشد‪ ،‬خدا او‬ ‫را از فضل و رحمت خود برخوردار کرده و بر او ّمنت‬ ‫میگذارد و ذنب او را مورد غفران قرار میدهد؛ خدا او‬ ‫را توبه داده و عملش را اصاح میکند و او را به نجات‬ ‫میرساند؛ قول ّ‬ ‫طیب‪ ،‬فصلالخطاب و لسان صدق‬ ‫ّ‬ ‫علی را از خدا باید بخواهد‪ .‬خدا چنین مومنی را ایه‬ ‫برای دیگر مومنین قرار میدهد و اطرافیان نیکو به او‬ ‫عطا میفرماید‪ .‬خدا به دست چنین تحلیلگر سیاست‬ ‫مومن و موحدی‪ ،‬راه بــرای حل مسائل و مشکات‬ ‫ایجاد میکند‪.‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫تحلیلگر سیاست باید بداید که مهمترین ارزش در‬ ‫تحلیل سیاست عمومن‪ ،‬تیسیر سبیل است‪.‬‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫ّ‬ ‫مومن‪ ،‬محسن‪ ،‬صالح‪ ،‬صدیق و از ابرار بودن برسد‪.‬‬ ‫برای این منظور باید حمد خدا‪ّ ،‬‬ ‫تعبد خدا‪ ،‬استعانت‬ ‫از خدا‪ ،‬اعتصام به اه‪ ،‬توکل به خدا‪ ،‬تسبیح خدا و‬ ‫صبر بر ُحکم ّ‬ ‫رب داشته باشد‪ .‬باید نسبت به خدا‪،‬‬ ‫ّ‬ ‫رسول و اولواامر‪ ،‬اتباع‪ ،‬اطاعت‪ ،‬ایمان‪ ،‬تقوا‪ّ ،‬‬ ‫تمسک‬ ‫و اخاص داشته باشد؛ امر خود را به ایشان تفویض‬ ‫کند و ایشان را استجابت کند‪.‬‬ ‫مومن بودن چنین مداخلهگری‪ ،‬حتی اگر حوزه اثر او‬ ‫چندان گسترده نباشد‪ ،‬ایجاب میکند که بهمقتضای‬ ‫ایمانش پایبندی عملی داشته باشد؛ یعنی اهل اقامه‬ ‫نماز‪ ،‬ایتاء زکات‪ ،‬انفاق‪ ،‬دادن قرض حسن‪ ،‬امربهمعروف‬ ‫و نهی از منکر‪ ،‬شبزندهداری‪ ،‬اجتناب از کبائر و نیکی‬ ‫به والدین باشد‪ .‬ضمن اینکه باید اجتناب کند از تکبر‬ ‫و استکبار‪ ،‬مختال فخور بودن‪ ،‬انفاق بهقصد ریا‪ّ ،‬‬ ‫جبار‬ ‫شقی بودن‪ ،‬بخیل بودن‪ ،‬جحد به نعمت خدا و روی‬ ‫گرداندن از مسیر حق‪ .‬باید خود را در جبهه حق تعریف‬ ‫کند و ااقل اینکه در جبهه کفر نباشد و اگر بااجبار‬ ‫در جبهه کفر قرار گرفت‪ ،‬هجرت کند‪.‬‬ ‫چنین تحلیلگر سیاستی در قبال همه مخاطبینش‪،‬‬ ‫چه عامه مردم‪ ،‬چه همراهانش و چه معارضینش باید‬ ‫ّ‬ ‫شاهد‪ ،‬مبشر و نذیر باشد‪ .‬بدین ترتیب کار او از جنس‬ ‫اباغ‪ ،‬دعوت و تبیین است و برای این کار نیازمند ّبینه‬ ‫است‪ .‬باید هادی مردم باشد؛ نسبت به انها صبر‬ ‫داشته باشد؛ نسبت به انها غفران داشته باشد؛ ناصح‬ ‫و خیرخواه ایشان باشد؛ در میان ایشان ّقوام به قسط‬ ‫باشد؛ اهل مقابله با ظلم و بغی باشد؛ به اصاح بین‬ ‫مردم بپردازد؛ وفای به عهد کند و در مقابل حرف حق‬ ‫استکبار نورزد‪ .‬محتوای کام چنین تحلیلگر سیاستی‬ ‫به مخاطبینش باید مشتمل بر تا کید بر توحید و نهی‬ ‫از شرک‪ ،‬امر به عدل‪ ،‬خواندن قوم به استغفار و توبه‪،‬‬ ‫خواندن قوم به توکل به خدا‪ ،‬توجه دادن قوم به عاقبت‬ ‫امور و اعام اجر نخواستن از انها باشد‪.‬‬ ‫بهتدریج که گستره و عمق اثر این مداخلهگر اجتماعی‬ ‫فردی‬ ‫زیاد میشود؛ یعنی از مرتبه یک «مومن» (در سطح ِ‬ ‫ان) به سمت «حامی رسول» یا «همانند رسول» حرکت‬ ‫میکند‪ ،‬باید اباغ و دعوتش را از نقطه تصدیق قوم شروع‬ ‫کند؛ با مخاطبینش قول فقیهانه داشته باشد؛ بهصورت‬ ‫شورایی کار کند و در پی نجات قوم از ظالمین باشد‪.‬‬ ‫چنین تحلیلگر سیاستی باید مواردی را در تعامل و تقابل‬ ‫با معارضین مدنظر داشته باشد‪ .‬ازجمله مهمترین انها‬ ‫اجتماعی‬ ‫این است که مهمترین معارضین این فعال‬ ‫ِ‬ ‫جبهه رسول‪ ،‬از میان اهل کتاب‪ ،‬کفار و منافقین هستند!‬ ‫قابلتامل است که این مسئله بهصورت بسیار پررنگ و‬ ‫با تفصیل و جزئیات زیاد درایات مربوط به این تحقیق‬ ‫مطرح است و دستورالعملهای مربوط به تعامل با این‬ ‫گروهها بهصورت جدی موردتوجه قرار گرفتهاند‪ .‬از جمله‬ ‫‪62‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫سخن اخر‬ ‫فهم پسافهم پیچیدگیها بسیار متفاوت از فهمهای‬ ‫ِ‬ ‫ساده‪ ،‬کلی و کلیشهای است‪ .‬برای مثال توصیه به‬ ‫زیست مومنانه اگرچه یک توصیه کلی و همیشگی‬ ‫به همه مسلمین است؛ اما این توصیه هرگاه بهطور‬ ‫خاص به تحلیلگر سیاست عرضه میشود‪ ،‬معنا و‬ ‫ابعادی متفاوت و بسیار عمیقتر از توصیه کلی به‬ ‫همه مسلمین پیدا میکند؛ بهویژه اینکه این توصیه به‬ ‫تحلیلگر سیاست‪ ،‬بعد از توجه کردن و توجه دادن به‬ ‫«عمق ابعاد نظری تحلیل سیاست»‪« ،‬انواع سبکهای‬ ‫تحلیل سیاست» و «انواع نقشهای تحلیلگر سیاست»‬ ‫بیان شود‪.‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫دیگر نکات در تعامل تحلیلگر سیاست با معارضین‬ ‫َ‬ ‫این است که نباید کفار را ّ‬ ‫ولی و َحکم بگیرد؛ باید برای‬ ‫جهاد و قتال با کفار اماده باشد و بداند که گریزی از قتال‬ ‫ّ‬ ‫با کفار نیست؛ نباید از اهواء کفار اتباع کند؛ اگر کسانی‬ ‫از کفار هستند که با او سر جنگ ندارند‪ ،‬او هم نباید به‬ ‫جنگ با انها بپردازد و باید برخورد قاطع با تارکین جهاد‬ ‫و مسرفین داشته باشد‪.‬‬ ‫از جمله مهمترین ویژگیهای رفتاری چنین تحلیلگر‬ ‫سیاستی میتوان به قوی و امین بودن اشاره کرد‪ .‬عاوه‬ ‫قوم مخاطبین بودن و تکلم‬ ‫بر این شرح صدر‪ ،‬از همان ِ‬ ‫به لسان ان قوم نیز مطرح است‪.‬‬ ‫سیاست سبک رسوانه که به سطح «همانندی‬ ‫تحلیلگر‬ ‫ِ‬ ‫رسول» رسیده است‪ ،‬باید خود را برای مواجهه با ابتائات‬ ‫و موقعیتهایی که رسوان الهی با ان مواجه میشدند‬ ‫اماده کند‪ .‬برای مثال‪ ،‬باید بداند که رسالت وی از سوی‬ ‫معارضینش تکذیب خواهد شد‪ .‬او در چنین شرایطی‬ ‫باید صبر و توکل داشته باشد و یا هجر جمیل کند‪.‬‬ ‫باید بداند که از سوی معارضینش اذیت خواهد شد و‬ ‫در چنین شرایطی باید صبر پیشه کند‪ .‬باید بداند که‬ ‫کسانی درصدد گمراه کردن وی بر خواهند امد؛ کسانی‬ ‫او را مسخره خواهند کرد؛ کسانی او را شاعر مجنون‬ ‫خواهند خواند؛ کسانی وی را مسحور خواهند نامید؛‬ ‫کسانی او را تهدید خواهند کرد؛ حتی ممکن است‬ ‫درصدد قتل وی برایند و این کار را عملی کنند‪ .‬قابل‬ ‫تامل است که برخی ابتائات این تحلیلگر سیاست‪،‬‬ ‫مربوط به زمان موفقیت و فتح است‪ .‬برای مثال باید‬ ‫دقت کند در زمان موفقیت این خطر وجود دارد که‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫مستغنی شود؛ یا این احتمال وجود دارد که توسط‬ ‫پیروانش همچون یک الهه برشمرده شود!‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫سیاست سبک رسوایه که به سطح «یماینده‬ ‫تحلیلگر‬ ‫ِ‬ ‫رســول» رسیده اســت‪ ،‬باید خــود را بــراه مواجهه با‬ ‫ابتائات و موقعیتیایی که رسوان الهن با ان مواجه‬ ‫منخدید اماده کند‪.‬‬ ‫پینوشتها‬ ‫‪Email: sodagar.hashem@gmail.com‬‬ ‫‪63‬‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫‪]1]. public policy analysis‬‬ ‫‪]2]. public policy‬‬ ‫‪]3]. policy analyst‬‬ ‫‪]4]. Mayer et al., 2013, "Perspectives on Policy Analysis: A Framework‬‬ ‫‪for Understanding and Design", in Thissen & Walker, 2013, Public Policy‬‬ ‫‪Analysis: New Developments, Springer, New York.‬‬ ‫[‪ .]5‬این پژوهش‪ ،‬مربوط به رساله دکتری مولف به راهنمایی اقایان دکتر‬ ‫علینقی امیری و دکتر سید مجتبی امامی و مشاوره اقای دکتر محمدعلی‬ ‫لسانی فشارکی و ایتاه سید محمدمهدی میرباقری در رشته مدیریت‬ ‫دولتی دانشگاه تهران بوده است‪.‬‬ ‫[‪ .]۶‬با در نظر گرفتن این نکته که قران کریم شرک و کفر را مصداق بارز ظلم‬ ‫و مشرک و کافر را ظالم دانسته است‪.‬‬ ‫[‪ .]7‬این طبقهبندی ملهم از تعریفی است که عامه طباطبایی؟ در‬ ‫المیزان از «ایمان» ارائه کردهاند؛ بهاینترتیب که ایمان را متشکل از «علم»‬ ‫و «عمل بهمقتضای ان علم» دانستهاند‪.‬‬ ‫محمدهادی حبیباللهی‬ ‫پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟‬ ‫دانشجوی دکتری مدیریت مالی دانشگاه امام صادق؟‬ ‫مردمی شــدن اداره امــور مختلف جامعه‪ ،‬ازجمله‬ ‫ً‬ ‫شعارهایی است که ظاهرا با مرور مصادیق ان میتواند‬ ‫شعار درستی باشد‪ .‬وقتی مردم بخواهند یک امر دینی را‬ ‫اقامه کنند‪ ،‬گردهمایی عظیم اربعین حسینی در عراق‬ ‫رقم میخورد‪ .‬وقتی مردم پایکار سیاست و انقاب‬ ‫میایند‪ ،‬یوماه ‪ 22‬بهمن رقم میخورد‪ .‬وقتی مردم در‬ ‫جبهههای جنگ ازخودگذشتگی میکنند‪ ،‬سربلندی‪،‬‬ ‫عزت و استقال را برای کشور ارمغان میاورند‪ .‬میتوان‬ ‫به بلندای تاریخ مثالهای متعددی زد که همگی بر‬ ‫نقش انکارناپذیر مردم در پیروزی و موفقیتهای یک‬ ‫جامعه اشاره دارند‪.‬‬ ‫ان روی دیگر استدال فوق این است که اگر درجایی‬ ‫ً‬ ‫نا کارامدی و نابسامانی وجــود دارد‪ ،‬احتماا مردم‬ ‫پای ان نیامدهاند‪ .‬درواقــع میتوان یک نسخه کلی‬ ‫بــرای مشکات حاد جامعه پیچید و ان این است‬ ‫که اگر بخواهیم کاری صورت گیرد مردم تمامقد پای‬ ‫ان بیایند تا مشکل برطرف شود‪ .‬یکی از مشکاتی‬ ‫که در جامعه ما همواره وجود داشته و در سالهای‬ ‫اخیر بیشتر احساس میشود مشکات اقتصادی و‬ ‫مالی است‪ .‬حال سوال این است که ایا میتوان ریشه‬ ‫مشکات را این دانست که مردم برای حل مشکل پا‬ ‫پیش نگذاشتهاند؟‬ ‫اگر امروزه نظام بانکی ما مشکل دارد و بانکداری اسامی‬ ‫بهخوبی اجرا نمیشود‪ ،‬بهجای اینکه از ضعف قرارداد‬ ‫و نظارت و‪ ...‬صحبت کنیم‪ ،‬نقش مردم نیز در نظر‬ ‫ً‬ ‫بگیریم‪ .‬واقعا چند درصد مردم دغدغه اجرای صحیح‬ ‫بانکداری اسامی و کسب سودهای مشروع را دارند؟‬ ‫اگر امروزه در تولید ملی و رونق اقتصادی مشکل داریم‪،‬‬ ‫سهم مردم در این مشکل چقدر هست؟ بسیاری از‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫اقتصاد مقدس‬ ‫ِ‬ ‫مسجد بهعنوان یک سنصر‪ ،‬باید در یمه خئون اجتماعن‬ ‫ازجمله مسائل اقتگاده ورود کند‬ ‫‪64‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫‪65‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫مشکات اقتصادی اخیر ازجمله کاهش ارزش پول‬ ‫ملی‪ ،‬افزایش تــورم‪ ،‬رکود و‪ ،...‬در ارتباط مستقیم با‬ ‫عملکرد مردم قرار داشت‪.‬‬ ‫مسئلهای که مطرح میشود این است که ایا مردم‬ ‫همواره درســت تصمیم میگیرند؟ ایا همواره اقدام‬ ‫ً‬ ‫مردم در جهت صاح جامعه هست؟ ظاهرا پاسخ این‬ ‫است که هرچند هر جا مردم باقدرت ورود داشتهاند‪،‬‬ ‫اثرات شگرفی برجای گذاشتهاند‪ ،‬اما این حقیقت نیز‬ ‫وجود دارد که ممکن است ورود مردم و اثری که بر جای‬ ‫میگذارند در جهت صاح جامعه نباشد‪ .‬همانطور که‬ ‫یک فرد ممکن است خطا کند‪ ،‬مردم نیز ممکن است‬ ‫خطا کنند‪ .‬بر همین اساس جهتدهی جریان تفکری‬ ‫یک جامعه امری ضروری است‪ .‬تا اینجا مشخص شد‬ ‫که کنش مردم در تحقق امور جامعه اهمیت دارد و اگر‬ ‫حرکت مردم در جهت صاح جامعه هدایت شود‪،‬‬ ‫ثمرات خوبی به دست میاید‪ .‬ادامه بحثم به معرفی‬ ‫نهادی میپردازد که هم مردمی هست‪ ،‬هم جایگاه‬ ‫هدایت جامعه را دارد‪ ،‬هم مورد تا کید اسام هست‬ ‫و هم در کشور خودمان از زمان پیروزی انقاب تاکنون‬ ‫نقش اثرگذاری داشته و ان چیزی جز نهاد مقدس‬ ‫مسجد نیست‪.‬‬ ‫به نظر میرسد در طرح و برنامه اسام‪ ،‬برای بندگی‬ ‫اجتماعی‪ ،‬مسجد مرکز حکومت و قلب مدینه اسامی‬ ‫است‪ .‬مسجد‪ ،‬مرکز فرماندهی و حکومت اسام است‬ ‫که میبایست حاکمیت خداوند و احکام الهی ازانجا‬ ‫به همه حوزههای اجتماعی جاری و ساری شود و‬ ‫همه امور مسلمانان اعم از فردی‪ ،‬جمعی‪ ،‬اخروی‪،‬‬ ‫دنیوی‪ ،‬اخاقی‪ ،‬نظامی‪ ،‬سیاسی‪ ،‬اقتصادی‪ ،‬علمی و‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫تربیتی‪ ،‬فرهنگی و تبلیغی و قضایی در طریق عبودیت‬ ‫و بندگی قرار داده شوند؛ بنابراین در کنار همه مولفهها‬ ‫مسجد در ماموریت تامین رفاه و معیشت‪ ،‬محل تدبیر‬ ‫امور اقتصادی مردم‪ ،‬نظارت بر بازار‪ ،‬همفکری درباره‬ ‫مشکات اقتصادی و سیاسی و رسیدگی به فقرا و‬ ‫نیازمندان است‪.‬‬ ‫نتیجهای که بهعنوان یک دانشجوی رشته مدیریت‬ ‫مالی برایم مهم هست این است که ایا مسجد میتواند‬ ‫در امــور اقتصادی نیز همان سنگری باشد که امام‬ ‫خمینی؟ دستور به حفظ ان دادند؟ چراکه معتقدم‬ ‫مسجد بهعنوان یک پایگاه دینی از بسیاری از افات‬ ‫ً‬ ‫سایر نهادهای جامعه مثا نهادهای مالی مبرا بوده و‬ ‫چون در ارتباط مستقیم با اقشار مختلف مردم هست‬ ‫میتواند اثرگذاری شگرفی درحرکت جمعی مردم داشته‬ ‫باشد‪ .‬امروزه با ظهور شکلهای نوین فینتک‪ ،‬برای‬ ‫نهادهای مردمی غیر از نهادهای مالی مرسوم‪ ،‬در امور‬ ‫مالی و اقتصادی جایگاهی قائل شدهاند و مدلهای رو‬ ‫به رشدی در حال پیادهسازی و اجرا هستند‪ .‬استفاده‬ ‫از مشارکت مردم و نهادهای مردمی مثل خیریهها‪،‬‬ ‫مــدارس‪ ،‬سازمانهای مردمنهاد ‪ ،‬پلتفرمها و‪ ...‬در‬ ‫نقد نهادهایی مثل بانک‪ ،‬به خاطر حاکمیت سرمایه‬ ‫و دیکتاتوری مالی موردتوجه قرارگرفتهاند و همین امر‬ ‫ً‬ ‫باعث شده مخصوصا بعد از بحران مالی سال ‪2008‬‬ ‫ساختارهای مردمی حتی در امور اقتصادی و مالی‬ ‫فعالیت کنند و با سرعت بسیار زیادی نیز در حال‬ ‫رشد هستند‪.‬‬ ‫اما ایا مسجد که یکنهاد دینی مردمی محسوب میشود‬ ‫میتواند در تدبیر امور اقتصادی جامعه نقشافرینی‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫ایا مسجد که یکیهاد دینن مردمن محسوب منخود‬ ‫منتواید در تدبیر امور اقتگاده جامعه یقشافرینن‬ ‫داخته باخد؟‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫به موردی که بهطور صریح بر نقش مسجد در اقتصاد‬ ‫یا حداقل بر مسئولیتهای اجتماعی مسجد اشاره‬ ‫داشته باشد‪ ،‬برنمیخوریم‪ .‬اما در دوران تحصیل در‬ ‫دانشگاه از عامه طباطبایی در تفسیر المیزان اموختهام‬ ‫که بهترین تفسیر‪ ،‬تفسیر قران به قران است و ایات‪،‬‬ ‫خود مفسر یکدیگر هستند‪ .‬یکی از ایاتی که پیرامون‬ ‫مسجد نزد همگان اشناست این ایه هست‪«َ :‬یا َب ِنى‬ ‫َ َ َ ُ ُ ْ ََ ُ ْ َ ُ‬ ‫ند ک ِل َم ْس ِج ٍد» برداشتی که از‬ ‫ءادم خذوا ِزینتکم ِع‬ ‫این ایه از قبل شنیده بودم این بود که باید با بهترین‬ ‫لباسها و بهترین حاات در مسجد حاضر شد‪ .‬البته‬ ‫این تعابیر نیز درست است ولی توجه به ایه دیگر قران‪،‬‬ ‫هم تفسیر بهتری از این ایه میدهد و هم میتواند یک‬ ‫گزاره برای پاسخ به سوال این یادداشت باشد‪.‬‬ ‫َْ ُ َ َْ ُ َ ُ ْ‬ ‫ُ ْ‬ ‫ون ِز َینه ال َح َیاهِ ّالدن َیا» وقتی این ایه در کنار‬ ‫«المال والبن‬ ‫ایه قبل قرار میگیرد واضحترین برداشت این است که‬ ‫مالتان و فرزندانتان را به مساجد ببرید‪ .‬با این دو ایه‬ ‫تا حدودی به جواب سوال اصلی این نوشتار نزدیک‬ ‫شدیم‪ .‬سوال این بود که ایا اموزههای دینی بر نقش و‬ ‫مداخله مسجد در امور اقتصادی صحه میگذارند‪.‬‬ ‫ً‬ ‫ظاهرا پاسخ قران به این پرسش مثبت است‪ .‬دراینبین‬ ‫داشــتــه بــاشــد؟ پــاســخ بــه ایــن س ــوال س ــاده نیست‪.‬‬ ‫ازیکطرف عدهای با مقدس خواندن نهاد مسجد‪ ،‬ان‬ ‫ً‬ ‫را مبری از هرگونه ورود در امور دنیوی مخصوصا امور‬ ‫اقتصادی میدانند؛ از طرف دیگر موافقانی هستند که‬ ‫تجارب موفق برخی از مساجد در تشکیل صندوقهای‬ ‫قرضالحسنه و موسسات خیریه را مستمسک ادعای‬ ‫خود قــرار میدهند و معتقدند مساجد باید نسبت‬ ‫به مسائل جامعه خود واکنش نشان دهند و بر انها‬ ‫اثرگذار باشند‪.‬‬ ‫بهعنوان یک محقق که برای مشارکت مردم در امور‬ ‫اقتصادی و مالی‪ ،‬با محوریت مسجد طرحهایی‬ ‫دارم‪ ،‬رسیدن به پاسخی متقن برای پرسش فوق برایم‬ ‫حائز اهمیت اســت‪ .‬اگر پاسخی از دل احادیث یا‬ ‫در بهترین حالت پاسخ قرانی برای این سوال وجود‬ ‫داشــت‪ ،‬با خیال راحتتر به فعالیت در این حوزه‬ ‫یعنی مسجد و اقتصاد میپرداختم و برای منتقدین‬ ‫پاسخ قابل قبولی داشتم‪.‬‬ ‫بخش انتهایی نوشتار حاضر به تامات قرانی پیرامون‬ ‫این موضوع ‪-‬که البته هنوز جای کار زیــادی دارد‪-‬‬ ‫مربوط میشود‪ .‬با جستجوی واژه مسجد درایات قران‬ ‫‪66‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫‪Email: mhhabib.67@chmail.ir‬‬ ‫‪67‬‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫پینوشت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫اقتصادی داشته باشد‪ .‬همچنین بهطور خاص نقش‬ ‫مسجد در هدایت مال و شاید بتوان گفت هدایت‬ ‫ً‬ ‫جریان نقدینگی‪ ،‬ظاهرا مورد توصیه و سفارش اسام‬ ‫بوده است‪ .‬نقشی که در جامعه امروزی فراموششده‬ ‫و تکاثر ثــروت در نهادهای مالی جایگزین ان شده‬ ‫اســت‪ .‬مشخص اســت که اســام یک برنامه جامع‬ ‫برای مسجد متصور هست که همگی بر محور «ذکر»‬ ‫قابل پیادهسازی و اجرا هستند‪ .‬امید است مساجد‬ ‫جایگاه واقعی خود را در نظام توحیدی که اسام بنا‬ ‫کرده‪ ،‬پیدا کنند‪ .‬البته محقق شدن این جایگاه نیازمند‬ ‫تفکر و ارائه طرحهای عالمانه متناسب با نیازهای‬ ‫ً‬ ‫روز کشور بوده که همت همه اقشار مردم مخصوصا‬ ‫سیاستگذاران این حوزه را میطلبد‪.‬‬ ‫سخن اخر به کام امام خمینی؟ انکه «مسجد سنگر‬ ‫است»‪« .‬مسجد» با واژه «سنگر» در کنار «جهاد» و سپس‬ ‫«جهاد با مال» قرار داده شد‪ .‬این بیان امام خمینی؟‬ ‫که در عمق جان ایشان ریشه دوانیده‪ ،‬سرمنشا قرانی‬ ‫دارد‪ .‬خداوند در ایهای ضرورت تشریع حکم جهاد با‬ ‫مشرکین را در حفظ مساجد و عبادتگاهها میداند‪.‬‬ ‫َ َ ْ َّ َّ‬ ‫َ‬ ‫َ ّ ْ‬ ‫وامعُ‬ ‫َ«و ل ْو لا دف ُع الل ِه الن َاس َب ْعض ُه ْم ب َب ْع ٍض ل ُه ِد َمت َص ِ‬ ‫ُ ُ ْ َ ِ ُ َ ْ ُ َّ َ ً‬ ‫َ ٌَ َ َ َ ٌ َ َ‬ ‫ساجد یذکر فیها اسم الل ِه کثیرا»‬ ‫و ِبیع و صلوات و م ِ‬ ‫طبق این ایه انگیزه مشرکین از بین بردن مساجد هست‬ ‫و وظیفه مردم در حفظ ان است؛ بنابراین قرار گرفتن‬ ‫«مسجد» در کنار «جهاد» ریشه قرانی نیز دارد‪.‬‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫این سوال مطرح میشود که بردن مال به مسجد چه‬ ‫وجهی میتواند داشته باشد؟ مسجد چه کارکردی دارد‬ ‫که در ارتباط با مال هست؟ این فرمایش امام راحل که‬ ‫ً‬ ‫مسجد سنگر است مجددا در گوش زمزمه میشود‪.‬‬ ‫ً‬ ‫سنگر معموا درجایی تعبیر میشود که جنگی باشد‬ ‫و دشمنی باشد‪ .‬ایا در شرایط فعلی مسجد از حالت‬ ‫سنگر بودن خارجشده است؟ اگر بپذیریم که همواره‬ ‫حق و باطل وجود داشتهاند و بهطور خاص امروزه در‬ ‫شرایط جنگ اقتصادی هستیم‪ ،‬پس مسجد همچنان‬ ‫سنگر اســت و طبق فــرمــوده امــام‪ ،‬مسجد میتواند‬ ‫محور جهاد اقتصادی و حرکت مردمی در این جنگ‬ ‫اقتصادی باشد‪ .‬توجه به این ایه از قران کریم تا حدی‬ ‫َ‬ ‫مسئله را شفافتر میکند‪« .‬ا َّن ّال ِذ َین َام ُنوا َو َ‬ ‫هاج ُر وا َو‬ ‫ِ‬ ‫َ‬ ‫َُ َ‬ ‫َ‬ ‫ْ‬ ‫واله ْم َو ا ْن ُف ِسه ْم فی َ‬ ‫یل ا ّلل ِه»‪ .‬جهاد با مال‬ ‫ب‬ ‫س‬ ‫جاهدوا ِبام ِ ِ‬ ‫ِ ِ ِ ِ‬ ‫که در این ایه اشارهشده از وظایف مومنان بوده و البته‬ ‫میدانیم که جهاد امری دشوار و پیچیده است‪ .‬اگر‬ ‫خداوند دستور میدهد مالتان را به مساجد که حرم امن‬ ‫خداوند است ببرید‪ ،‬بدین خاطر است که قرار است‬ ‫با مالی که در اختیار دارید جهاد فی سبیل اه انجام‬ ‫دهید‪ .‬اگر این مال که در جایجای قران نسبت به ان‬ ‫هشدارهای متعدد دادهشده‪ ،‬بهغیراز مسجد هدایت‬ ‫شود‪ ،‬چه عواقبی در پی خواهد داشت؟ اگر میپذیریم‬ ‫که مسجد محل تجمع مومنان و خانه خداوند در‬ ‫روی زمین است‪ ،‬امنترین محل برای مدیریت مال‬ ‫نیز خواهد بود‪.‬‬ ‫خاصه اینکه مسجد بهعنوان یک سنگر باید در همه‬ ‫شئون اجتماعی ازجمله مسائل اقتصادی ورود کرده‬ ‫و با بسیج مردم و امکانات نقش تاثیرگذاری در جهاد‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫یقش مسجد در یدایت مال و خاید بتوان گفت یدایت‬ ‫ً‬ ‫جریان یقدینصن‪ ،‬ظایرا مورد توصیه و سفارش اسام‬ ‫بوده است‪.‬‬ ‫دکتر محمدحسین قوام‬ ‫استاد هادی حلقه بانکداری اسامی مرکز رشد‬ ‫عضو هیئتعلمی دانشکده معارف اسامی و مدیریت دانشگاه امام صادق؟‬ ‫بانکداری مقاومتی‬ ‫جهت تبیین مفهوم بانکداری مقاومتی‪ ،‬میبایست‬ ‫کارویژههای نظام بانکی در تحقق اقتصاد مقاومتی‬ ‫را موردبررسی قرار داد‪ .‬در همین راستا میتوان نقش‬ ‫نظام مذکور را در تحقق اقتصاد مقاومتی در سه سطح‬ ‫طبقهبندی نمود‪ .‬سطح بانکها و موسسات مالی و‬ ‫ً‬ ‫اعتباری غیربانکی‪ ،‬سطح بازار پول و نهایتا سطح‬ ‫کان اقتصادی‪ .‬درواقع بانکداری مقاومتی عبارت‬ ‫است از تحقق اقتصاد مقاومتی در سه سطح فوق در‬ ‫بستر یک نظام بانکداری منطبق با اصول اقتصادی‪،‬‬ ‫اجتماعی‪ ،‬حاکمیتی و حتی اصول سیاسی اسام یا‬ ‫همان بانکداری اسامی‪ .‬درعینحال میتوان مقاومسازی‬ ‫در سه سطح فوق را جزء ویژگیهای ذاتی بانکداری‬ ‫اسامی دانست و بیان نمود که اقتصاد مقاومتی و‬ ‫بانکداری مقاومتی‪ ،‬چیزی جز روی دیگر سکه تحقق‬ ‫اقتصاد اسامی و بانکداری اسامی نیستند‪.‬‬ ‫ً‬ ‫اساسا باوجود اصولی مانند اصل نفی سبیل و برخی‬ ‫دیگر از اصول ایجابی و سلبی حاکمیتی‪ ،‬سیاسی و‬ ‫‪ ...‬دین مبین اسام‪ ،‬نمیتوان نظام اقتصادی و نظام‬ ‫بانکداری فاقد مولفههای مقاومتی در سطوح فوق را‪،‬‬ ‫حتی در صورت تطبیق با اصول سلبی اقتصادی اسام‬ ‫(مانند نفی ضرر‪ ،‬نفی غرر‪ ،‬نفی ربا‪ ،‬نفی قمار‪ ،‬نفی اکل‬ ‫مال به باطل و‪ ،)...‬یک نظام اقتصاد اسامی و یا یک‬ ‫نظام بانکداری اسامی نامید‪ .‬نکته مهم دیگر این است‬ ‫که وظیفه محوری نظام بانکی یعنی هدایت منابع‬ ‫مالی به سمت مولدترین فرصتهای سرمایهگذاری در‬ ‫اقتصاد کشور‪ ،‬میتواند در تحقق بانکداری مقاومتی در‬ ‫هر سه سطح فوق موثر واقع شود‪ .‬این واقعیت در همه‬ ‫اجزا وظیفه محوری مذکور‪ ،‬یعنی تجهیز‪ ،‬تخصیص‬ ‫و ارائــه خدمات بانکی نیز صــادق اســت‪ .‬در همین‬ ‫راستا و در حوزه تجهیز منابع نظام بانکی‪ ،‬نقش هر‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫سه سطح مقاومت‬ ‫در بایکداره مقاومتن منتوان بر حساب سرمایهگذاره‬ ‫مدتدار‪ ،‬تکیه کرد‬ ‫‪68‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫پیرامون نقش سپرده مدتدار در سطح اول تحقق‬ ‫اقتصاد مقاومتی میتوان بیان کرد که جذب منابع‬ ‫از طریق این کانال برخاف دو سپرده بانکی دیگر‪،‬‬ ‫هزینهبر است‪ .‬پرداخت سود به سپردهگذاران‪ ،‬در عین‬ ‫ایجاد سهولت بیشتر در جذب منابع باکیفیت بااتر‬ ‫یعنی منابع حجیمتر و باثباتتر توسط بانکها که خود‬ ‫میتواند به مقاومسازی و ثبات بانکها کمک نماید؛‬ ‫لیکن به علت لزوم پرداخت سود‪ ،‬میتواند بانکها را‬ ‫در معرض تشدید بحرانهای مالی داخلی قرار دهد‪.‬‬ ‫بهعبارتدیگر‪ ،‬از یکسو قابلیت پرداخت سود در این‬ ‫سپردهها به بانکها کمک میکند که بتوانند در شرایط‬ ‫بحرانی‪ ،‬با سهولت بیشتری منابع مالی جدید را جذب‬ ‫نمایند و از مشکات مالی و نوسانات درامدی مقطعی‬ ‫خود بهسامت عبور نمایند؛ لیکن وجود تعهدات‬ ‫گسترده و سنگین در هر مقطع زمانی پیرامون پرداخت‬ ‫سود به سپردههای مدتدار پرحجم پیشین‪ ،‬میتواند‬ ‫تاش بانکها را در پاسخگویی بهکل تعهدات قبلی‪،‬‬ ‫ناکام گذاشته و انها را(علیرغم ادا کردن بسیاری از‬ ‫تعهدات) در معرض ریسک ورشکستگی قرار دهد‪.‬‬ ‫ازم به ذکر است‪ ،‬ایجاد درامدهای باا از سرمایهگذاری‬ ‫وجوه حاصل از سپردههای مدتدار توسط بانکها‪،‬‬ ‫‪69‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫بانکهای مقاوم‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫سه نــوع سپرده بانکی موجود در‬ ‫قانون بانکداری بدون ربای کشور‬ ‫مصوب سال ‪ ،1362‬حائز اهمیت‬ ‫است؛ لیکن نقش حساب سرمایهگذاری مدتدار‬ ‫از اهمیت ویژهای برخوردار است‪ .‬بخشی از اهمیت‬ ‫این نوع خاص از سپرده بانکی‪ ،‬به علت تاثیرگذاری‬ ‫ان در تحقق بانکداری مقاومتی در هر یک از سطوح‬ ‫سهگانه است‪.‬‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫نیازمند ثبات در درصد باایی از‬ ‫منابع جذبشده است‪ .‬اما امکان‬ ‫بسته شدن حسابهای فوق توسط‬ ‫سپردهگذاران پیش از سررسید‪ ،‬یکی از مهمترین علل‬ ‫تاطم در درامدهای حاصل از بهکارگیری سپردههای‬ ‫فوقالذکر توسط بانکها (در کنار دایلی چون ورود‬ ‫به دوران رکود در قالب ادوار کان اقتصادی و یا وقوع‬ ‫بحرانهای اقتصادی کان و‪ )...‬و عدم توانایی ایشان‬ ‫در پاسخگویی به تعهدات مربوط به سایر سپردههای‬ ‫مدتدار موجود در بانکها‪ ،‬است‪ .‬البته وجود ابزارهایی‬ ‫همچون انتشار گواهی سپرده میتواند بخش زیادی‬ ‫از نوسانات فوق را مهار و سپردهگذاران پیشین را با‬ ‫سپردهگذاران جدید‪ ،‬انهم در قالب حفظ موجودیت‬ ‫سپردههای قبلی‪ ،‬جایگزین نماید‪ .‬بهعبارتدیگر‬ ‫گواهی سپرده میتواند از طریق مقاومسازی حسابهای‬ ‫سرمایهگذاری مدتدار موجود‪ ،‬باعث ثبات در ترازنامه‬ ‫بانکها شده و بانکها را ازلحاظ ساختار صورتهای‬ ‫مالی‪ ،‬مقاومتر نماید‪.‬‬ ‫ازم به ذکر است امکان ایجاد حساب سرمایهگذاری‬ ‫خ ــاص و ان ـت ـشــار گــواهــی س ـپــرده خ ــاص بــاهــدف‬ ‫اطمینانبخشی به سپردهگذار پیرامون سرمایهگذاری‬ ‫منابع سپردهشده ایشان در حوزههای معین اقتصادی‪،‬‬ ‫باهدف پوشش انواع سلیقههای(مبتنی بر مبانی ارزشی‪،‬‬ ‫ملی‪ ،‬قومیتی‪ ،‬منطقهای یا حتی صنفی‪ )...‬موجود در‬ ‫مشتریان بانک‪ ،‬میتواند بستر جدیدی را برای افزایش‬ ‫کارایی این سپرده در جذب منابع‪ ،‬ایجاد نماید‪ .‬بهعاوه‬ ‫بانکها میتوانند با استفاده از سپرده سرمایهگذاری‬ ‫ارزی‪ ،‬منابع ارزی خود را تامین و خود را در قبال انواع‬ ‫تاطمهای بازار و نرخ ارز‪ ،‬از جنبه دسترسی به منابع‬ ‫ارزی‪ ،‬مقاوم نمایند‪ .‬لیکن باید توجه داشت که عدم‬ ‫مدیریت و برنامهریزی دقیق پیرامون استفاده از منابع‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫اقتگاد مقاومتن و بایکداره‬ ‫مقاومتن‪ ،‬چیزه جز روه دیصر‬ ‫سکه تحقق اقتگاد اسامن‬ ‫و بایکداره اسامن ییستند‪.‬‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫بایکیا منبایست از منابع ارزه‬ ‫در طرحیایی استفاده یمایند‬ ‫که محگوات ایها‪ ،‬اعم از کاا‬ ‫و خدمات‪ ،‬داراه یدفگذاره‬ ‫صادراتن باخد‪.‬‬ ‫از بانکها‪ ،‬خاصه بانکهای بزرگ‬ ‫میتواند موجبات ایجاد تاطم در کل‬ ‫بازار پول را فراهم اورد‪ .‬بهعبارتدیگر‪،‬‬ ‫وجود ریسک سیستمی در درون بازار‬ ‫پول‪ ،‬سطح اول تحقق بانکداری‬ ‫مقاومتی را به سطح دوم پیوند میزند‪ .‬لذا کلیه نکاتی‬ ‫که پیرامون تاثیر حساب سرمایهگذاری مــدتدار بر‬ ‫مقاومسازی بانکهای کشور در بخش قبلی مطرح شد‪،‬‬ ‫میتواند از این کانال نیز بر تحقق بانکداری مقاومتی در‬ ‫سطح دوم بهطور غیرمستقیم تاثیرگذار باشد‪ .‬بهعاوه‬ ‫مهمترین متغیر قیمتی موجود در بازار پول عبارت است‬ ‫از نرخ هزینه پول که مهمترین شاخص ان در اقتصاد‬ ‫ایران‪ ،‬نرخ سود سپردههای یکساله است‪ .‬نرخ مذکور‬ ‫از این لحاظ حائز اهمیت است که هم میتواند یک‬ ‫شاخص پیشنگر برای نوسانات‪ ،‬تحوات و وضعیت‬ ‫اتی بازار پول باشد و هم میتواند یک شاخص پسنگر‬ ‫ناظر به وقایع رخداده در اقتصاد و بازار پول کشور تلقی‬ ‫گردد‪ .‬در بعد پیشنگر بودن این شاخص‪ ،‬میتوان بیان‬ ‫نمود که سیاستگذاران حوزه کان اقتصادی با ایجاد‬ ‫تغییر در نرخ سود سپرده‪ ،‬بهعنوان یک متغیر سیاستی‪،‬‬ ‫به دنبال اعمال سیاستهای پولی باهدف تحریک‬ ‫و رشد بخشهای مختلف مالی و حقیقی اقتصاد‬ ‫کشور و یا کنترل تورم هستند‪ .‬لیکن در بعد پسنگر‬ ‫بودن نرخ فوق‪ ،‬ازم به ذکر است که در هنگام بروز‬ ‫بحرانهای مختلف اقتصادی و مالی در اقتصاد ملی‬ ‫خاصه تاطمهای بازارهای ارز و طا‪ ،‬سیاستگذاران‬ ‫از تغییر نرخ سپردهها برای کنترل و جذب نقدینگی‬ ‫سرگردان و اسیبزا از صحنه فعالیتهای سفتهبازانه‬ ‫در بازارهای ملتهب مذکور و مهار تاطمهای موجود و‬ ‫مقاومسازی پسینی بازار استفاده مینمایند‪ .‬بهعاوه‪،‬‬ ‫وجود سپردههای سرمایهگذاری مدتدار ارزی جذاب‬ ‫میتواند نقش بسیار موثری را در مدیریت و تقویت طرف‬ ‫سپرده ارزی‪ ،‬بهویژه در زمان نوسان‬ ‫نرخ ارز‪ ،‬میتواند بانکها را با بحران‬ ‫جدی پیرامون پرداخت اصل و سود‬ ‫ارزی سپردههای فوق‪ ،‬مواجه کند‪.‬‬ ‫لذا بانکها میبایست از منابع ارزی‬ ‫مذکور در طرحهایی استفاده نمایند که محصوات انها‪،‬‬ ‫اعم از کاا و خدمات‪ ،‬دارای هدفگذاری صادراتی‬ ‫باشد تا حداقل بخشی از درامد پروژه بهصورت ارزی‬ ‫تولید گردد‪ .‬بهعاوه‪ ،‬یکی از راهکارهای بانکها برای‬ ‫تامین مالی کوتاهمدت و حتی عبور از بحرانهای مالی‬ ‫داخلی‪ ،‬استفاده از ظرفیت بازار بینبانکی است‪ .‬در‬ ‫شرایط حاضر مهمترین ابزار موجود در بازار بینبانکی‬ ‫کشور‪ ،‬سپرده سرمایهگذاری متقابل کوتاهمدت است‪.‬‬ ‫این ظرفیت به بانکهای خرد جهت عبور از نیازهای‬ ‫مالی پیشبینینشده کوتاهمدت مانند هجومهای‬ ‫بانکی مقطعی‪ ،‬مشکات مــالــی بــرخــی طــرحهــای‬ ‫سرمایهگذاری کان بانک‪ ...،‬و مهار جرقههای اولیه‬ ‫بحران مالی داخلی یک بانک کمک شایانی میکند‪.‬‬ ‫لیکن نرخهای باای وجوه بازار بینبانکی(و احتمال‬ ‫ضعیف تحقق این نرخهای باای سود در شرایط کنونی‬ ‫اقتصاد کشور) در کنار ابهامات فقهی مطروحه پیرامون‬ ‫امکان تبادل کوتاهمدت منابع بینبانکی با استفاده‬ ‫از سپردههای مدتدار(با توجه به ماهیت بلندمدت‬ ‫فرایند تحقق سود در اکثر طرحهای سرمایهگذاری)‪،‬‬ ‫احتماات قابلتوجهی را پیرامون امکان تضعیف‬ ‫فرایند مقاومسازی یک بانک در هنگام استفاده از‬ ‫منابع بازار بینبانکی مطرح میکند‪.‬‬ ‫بازار پول مقاوم‬ ‫در سطح دوم تحقق بانکداری مقاومتی‪ ،‬پویایی و ثبات‬ ‫بازار پول از بعد صنعت بانکداری و نظام پولی و بانکی‬ ‫کشور مدنظر است‪ .‬بدیهی است ورشکستگی هر یک‬ ‫‪70‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫عرضه در بازار ارز ایفا نماید و موجبات مقاومسازی بازار‬ ‫پول و ارز را فراهم اورد‪ .‬از طرف دیگر‪ ،‬انتشار گواهی‬ ‫سپرده مبتنی بر حسابهای سرمایهگذاری مدتدار‬ ‫که قابلیت معامله در بازار ثانویه در انها ایجاد گردیده‪،‬‬ ‫نمونه بسیار موفقی از اتصال هدفمند بازار پول و بازار‬ ‫سرمایه است‪ .‬وجود این ارتباط به معنی استفاده از‬ ‫ظرفیتهای بازار سرمایه در هنگام ایجاد تاطم در‬ ‫بازار پول و مهار ان است‪ .‬بهعنوانمثال در هنگام وقوع‬ ‫بحرانهای پولی و بانکی گسترده و عمیق که جذب‬ ‫منابع از درون بازار پول با سختیهای زیادی مواجه‬ ‫میگردد‪ ،‬بانکهای بحرانزده میتوانند برای جلوگیری‬ ‫از قرار گرفتن در لبه پرتگاه ورشکستگی‪ ،‬از ظرفیتهای‬ ‫بازار سرمایه برای جذب منابع مالی مانند امکان انتشار‬ ‫و فروش گواهی سپرده سرمایهگذاری استفاده نمایند و‬ ‫این به معنی مقاومسازی بازار پول با اتکا به ظرفیتهای‬ ‫بازار سرمایه است‪ .‬بهعاوه در راستای انچه در بخش‬ ‫قبل (سطح اول تحقق بانکداری مقاومتی) پیرامون‬ ‫نقش مثبت و منفی سپرده سرمایهگذاری متقابل در‬ ‫بازار بینبانکی برای مقاومسازی بانکها بیان شد‪،‬‬ ‫ازم به ذکر است که شکلدهی سازوکار انتقال منابع‬ ‫بینبانکی مبتنی بر ظرفیت سپرده فوق‪ ،‬خود بستری‬ ‫را برای جهتدهی به نرخ سود بانکی بهعنوان یک‬ ‫متغیر سیاستی از طریق توافق جمعی بین بانکها‬ ‫و یا دخالت نهادهای سیاستگذاری پولی به وجود‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫میاورد‪ .‬در هنگام وقوع بحرانهای مالی شامل بحران‬ ‫بانکی‪ ،‬بحران ارزی و‪ ...‬در کشور‪ ،‬میتوان از طریق تغییر‬ ‫در نرخ سپرده متقابل در بازار بینبانکی‪ ،‬به مدیریت‬ ‫و مهار بحران فوق‪ ،‬کمک نمود و یا حداقل از شدت‬ ‫اسیبهای انها به ساختارهای مالی و بخش حقیقی‬ ‫اقتصاد کشور کاست‪.‬‬ ‫سپردههای مدتدار‬ ‫‪71‬‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫سطح سوم تحقق بانکداری مقاومتی عبارت است‬ ‫از نقشافرینی نظام بانکی در تحقق کامل اقتصاد‬ ‫مقاومتی در همه ابعاد اقتصاد حقیقی کشور‪ ،‬خاصه‬ ‫رونق تولید داخلی‪ ،‬افزایش اشتغال‪ ،‬تقویت حوزههای‬ ‫دانشبنیان‪ ،‬گسترش تحقیق و توسعه و نــواوری در‬ ‫تولیدات داخلی و‪ . ...‬این تحقق کامل‪ ،‬معنایی جز‬ ‫نقشافرینی نظام بانکی در عملیاتی شدن کامل و‬ ‫بدون نقص تمامی بندهای موجود در سیاستهای‬ ‫اباغی مقام معظم رهبری پیرامون اقتصاد مقاومتی‬ ‫ندارد‪ .‬اما یکی از ابتداییترین نقشهایی که بخش‬ ‫تجهیز منابع در بانکداری مقاومتی‪ ،‬خاصه حساب‬ ‫سرمایهگذاری میتواند در اجــرایــیســازی بندهای‬ ‫سیاستهای اباغی ایفا نمایند‪ ،‬عبارت است از‬ ‫طراحی حسابهای سرمایهگذاری خاص (همانگونه‬ ‫که در سطح اول بدان اشاره شد) که ضمن پاسخگویی‬ ‫به انــواع سلیقهها و حتی باورهای ارزشــی مشتریان‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫سودهای علیالحساب و سود قطعی با منافع سهامداران‬ ‫بانکها (در مورد بسیاری از بانکهای بورسی‪ ،‬این‬ ‫س ـهــامداران برخی از مــردمانــد و در مــورد بانکهای‬ ‫دولتی نیز درواقع عامه مردم کشور مالک و سهامدار‬ ‫بانک محسوب میشوند) شبهات فقهی وجود دارد‪.‬‬ ‫در ضمن نرخهای سود ثابت انگیزهای را برای نظارت‬ ‫سپردهگذاران بر فرایند بهکارگیری سپردههای انها باقی‬ ‫نمیگذارد‪ .‬عدم نظارت مذکور منجر به پرداخت اصل‬ ‫و سود سپردهگذاران قبلی توسط سپردههای جدید‬ ‫یا درگیری منابع مذکور در فعالیتهای سفتهبازانه‬ ‫توسط بانکها (خاصه در شرایط عدم رونق اقتصاد‬ ‫کشور) میگردد‪ .‬نکته مهم دیگری که باید موردنظر قرار‬ ‫داد امکان تزاحمهایی بین سطح اول و سطح سوم‬ ‫تحقق بانکداری مقاومتی در مسئله حسابهای‬ ‫م ــدتدار اســت‪ .‬بسیاری از بانکها کــه بــه علت‬ ‫نا کاراییهای مدیریتی یا نوسانات کان اقتصادی‪،‬‬ ‫نتوانستهاند نرخهای سود علیالحساب سپردههای‬ ‫ً‬ ‫سرمایهگذاری را محقق نمایند و یا بعضا حتی مبلغی‬ ‫از اصل سپرده نیز از بین رفته‪ ،‬برای جلوگیری از افتادن‬ ‫در ورطه ورشکستگی (همانگونه که در باا نیز اشاره‬ ‫شد) اقدام به جذب سپرده جدید باهدف پرداخت‬ ‫اصل و سود سپردههای پیشین مینمایند‪ .‬واقعیت‬ ‫این است علیرغم اینکه این عمل میتواند بانکها‬ ‫را بهصورت کوتاهمدت از مشکات خــود برهاند و‬ ‫علیالظاهر بانکها را مقاوم نماید‪ ،‬اما این رخداد از‬ ‫یکسو از طریق اخال در فرایند انتقال منابع به بخش‬ ‫حقیقی اقتصاد و هدررفت منابع مالی در اقتصاد‬ ‫کشور و از سوی دیگر از طریق ایجاد شبهاتی پیرامون‬ ‫مشروعیت فقهی پرداخت سود سپردههای مدتدار‬ ‫در نظام بانکی‪ ،‬مانع تحقق اقتصاد مقاومتی در سطح‬ ‫کان و بخش حقیقی اقتصاد میگردد‪.‬‬ ‫(بهطور مثال عاقه برخی مشتریان نظام بانکی به‬ ‫سرمایهگذاری سپردههای ایشان در حوزههایی با سود‬ ‫انتظاری بااتر و ریسک کمتر مانند حوزه نفت و گاز‬ ‫و یا تمایل ارزشــی برخی دیگر از مشتریان بانکی به‬ ‫حوزههای صنعتی اقتدارافرین برای کشور مانند صنعت‬ ‫هستهای‪ ،‬شرکتهای دانشبنیان یا صنایع هوافضا‬ ‫و‪ ،)...‬موجبات مدیریت کاراتر تامین مالی تخصصی‬ ‫حوزههای خاص تولیدی‪-‬صنعتی‪ ،‬بازرگانی و خدماتی‬ ‫را فراهم اورد‪ .‬در همین راستا میتوان به انتشار گواهی‬ ‫سپرده خاص (مبتنی بر حساب سرمایهگذاری خاص)‬ ‫ناظر به طرحهای اقتصادی مشخص و یا صنایع معین‬ ‫پرداخت‪ .‬این به معنی هدایت دقیقتر منابع به سمت‬ ‫حوزههای خاص در اقتصاد حقیقی و تحقق سریعتر‬ ‫اقتصاد مقاومتی در همه ابعاد ان است‪ .‬بهعاوه‪ ،‬تغییر‬ ‫نرخ سود سپردهها بهعنوان یک نرخ شاخص جهت‬ ‫بازدهی بدون ریسک در اقتصاد کشور‪ ،‬میتواند نقش‬ ‫ویژهای را ازلحاظ سیاستی برای جهتدهی قیمت‬ ‫پــول و همچنین تحریک نقدینگی ســرگــردان برای‬ ‫تبدیلشدن به سرمایههای فعال در بخش حقیقی‬ ‫اقتصاد ایفا نماید‪ .‬اما ایجاد حسابهای سرمایهگذاری‬ ‫با نرخ سود ثابت باا در مقایسه با نرخهای بازدهی‬ ‫بخشهای تولید و بازرگانی‪ ،‬حتی در صورت رعایت‬ ‫موازین فقهی مربوطه (یعنی بهکارگیری منابع سپردهها‬ ‫در عقود با نرخ ثابت)‪ ،‬میتواند از طریق افزایش قیمت‬ ‫سرمایه و افزایش هزینه تشکیل ان زمینه بیانگیزگی‬ ‫برخی از کارافرینان اقتصاد حقیقی برای درگیر شدن‬ ‫در فرایند تولید را فراهم کرده و باعث تضعیف تولید‬ ‫داخلی گــردد‪ .‬بهعاوه هیچیک از بانکهای کشور‬ ‫تعهدی را پیرامون بهکارگیری منابع سپردههای مدتدار‬ ‫ً‬ ‫در عقود صرفا مبادلهای اعام ننمودهاند‪ .‬لذا در مورد‬ ‫امکان شرعی پرداخت سودهای ثابت به سپردههای‬ ‫مذکور و حتی تزاحم موضوع هبه مبلغ شکاف بین‬ ‫‪72‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫‪Email: Ghavam1982 @gmail.com‬‬ ‫‪73‬‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫پینوشت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫در چارچوب تحلیلی بانکداری‬ ‫مقاومتی‪ ،‬انــجــام اولویتبندی‬ ‫مناسب بین سطوح سهگانه تحقق‬ ‫بانکداری مقاومتی از اهمیت ویژهای برخوردار است‪.‬‬ ‫باید توجه داشت که پیرامون سطوح تحقق بانکداری‬ ‫مقاومتی اولویت اول با سطح سوم و اولویت دوم با‬ ‫سطح دوم بوده و سطح اول در اولویت اخر است‪ .‬لذا‬ ‫در هنگام تناقض در تحقق سطوح فوق در چارچوب‬ ‫بانکداری مقاومتی پیرامون مسئلهای مانند حساب‬ ‫سرمایهگذاری مدتدار‪ ،‬میبایست تمرکز بر تحقق ان‬ ‫سطحی از بانکداری مقاومتی قرار گیرد که دارای اولویت‬ ‫بااتر است‪ .‬در مواردی حتی ممکن است به جهت‬ ‫حفظ سامت‪ ،‬ثبات و افزایش کارایی نظام مالی و‬ ‫پولی کشور و حتی مقاومسازی اقتصاد در سطح کان‪،‬‬ ‫اجازه دهیم برخی از بانکها و یا موسسات زیانده و‬ ‫نا کارا در نظام بانکی کشور در یک فرایند تدریجی‪،‬‬ ‫قانونی و مدیریتشده ورشکسته اعامشده‪ ،‬تسویه و‬ ‫حذف شوند‪ .‬تحلیل فوق تنها یک نمونه از تناقضهای‬ ‫محتمل در فرایند تحلیل مسائل در بانکداری مقاومتی‬ ‫و روشهای حل انها محسوب میگردد‪ .‬اولویتدهی‬ ‫فوق عاوه بر کمک در تولید راهحلهای کوتاهمدت‬ ‫و میانمدت در مورد مسائل مختلف‪ ،‬یک خطمشی‬ ‫مهم در جهت تولید راهحلهای بلندمدت و حتی‬ ‫اتخاذ رویکرد تاسیسی در نظام مالی اسامی محسوب‬ ‫میگردد‪ .‬در چارچوب بانکداری مقاومتی‪ ،‬همواره‬ ‫اولویت با تقویت اقتصاد حقیقی بهویژه حمایت از‬ ‫کاای داخلی است‪ .‬حمایت از کاای داخلی عاوه‬ ‫بر تقویت طرف تقاضا بهصورت توسعه مصرف کاای‬ ‫داخلی در مقابل کاای خارجی‪ ،‬به معنی تقویت طرف‬ ‫عرضه باهدف رونق تولید داخلی نیز هست‪ .‬در صورت‬ ‫تزاحم بین سطوح سهگانه موردبحث‪ ،‬میبایست در‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫تولید راهحــلهــای کــوتــاهمــدت و‬ ‫میانمدت منافع سطوح با اولویت‬ ‫کمتر را نادیده گرفته و بر سطوح‬ ‫دارای اولویت بااتر خاصه سطح‬ ‫تقویت اقتصاد حقیقی متمرکز شد‪ .‬لیکن در بلندمدت‬ ‫و در قالب رویکرد تاسیسی میبایست تناقض بین‬ ‫منافع سطوح اول و دوم بانکداری مقاومتی و سطح‬ ‫حمایت و رونق تولید داخلی یا همان تقویت اقتصاد‬ ‫حقیقی را حل نمود‪ .‬بهعنوان نمونه در مورد حساب‬ ‫سرمایهگذاری باید در بلندمدت یکنهاد مالی جدید‬ ‫را طراحی و تاسیس نمود که در عین انجام وظیفه‬ ‫تاریخی واسطهگری مالی نهاد بانک و رعایت عقود‬ ‫شرعی‪ ،‬بتواند بهعنوان یکنهاد مقاوم حمایت مالی‬ ‫مناسبی را از اقتصاد حقیقی و تولید حقیقی داشته‬ ‫باشد‪ .‬بهعبارتدیگر‪ ،‬بانک در چارچوب بانکداری‬ ‫ً‬ ‫مقاومتی صرفا یک واسطه وجوه و ارائهکننده خدمات‬ ‫بانکی باهدف حداکثرسازی سود در قالب ضوابط‬ ‫شرعی نیست‪ ،‬بلکه نهاد بانک در نظام بانکداری‬ ‫ً‬ ‫مقاومتی‪ ،‬صرفا در قالب اسناد باادستی کشور خاصه‬ ‫سیاستهای اباغی اقتصاد مقاومتی‪ ،‬به دنبال تحقق‬ ‫ویژگیها و انجام وظایف فوق است‪ .‬ازم به ذکر است‬ ‫که ارائه تعریف جدید فوقالذکر از بانک در چارچوب‬ ‫بانکداری مقاومتی‪ ،‬پایینترین و ناقصترین مصداق‬ ‫از رویکرد تاسیسی برای رفع تزاحمها بین سطوح اول‪،‬‬ ‫ً‬ ‫دوم و سوم است‪ .‬یعنی صرفا یک تاسیس مفهومی‬ ‫و نه نظری و عملیاتی است‪ .‬رویکرد تاسیسی‪ ،‬یک‬ ‫جاده بیانتهاست که ما اکنون در ابتدای ان هستیم‪.‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫سخن اخر‬ ‫در چارچوب بایکداره مقاومتن‪،‬‬ ‫یمواره اولویت با تقویت اقتگاد‬ ‫حقیقن بهویژه حمایت از کااه‬ ‫داخلن است‪.‬‬ ‫سید علیرضا سجادیه‬ ‫پژوهشگر هسته عدالتپژوهی مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری مدیریت دولتی دانشگاه امام صادق؟‬ ‫«‪...‬در تبصره ‪ 21‬بودجه امسال به این مسئله اشاره‬ ‫کردیم و خواهش میکنم شما هم یاری و کمک کنید‬ ‫تا ایــن قــدم مهم را بــردار یــم‪ .‬نمایندگان محترم‪ ،‬ما‬ ‫خدمات را گران به مردم میدهیم‪ ،‬دولت خدمات‬ ‫را گران به مردم ارائه میکند و اگر شما میخواهید از‬ ‫ً‬ ‫گرانفروشی صحبت کنید لطفا نام دولت را در این‬ ‫لیست بگذارید‪.»...‬‬ ‫اینها جماتی است که مردم و نمایندگان مجلس از‬ ‫زبان مقام اول اجرایی کشور میشنوند‪ .‬بیانی که خبر‬ ‫از افزایش و گسترش طرحی میدهد که از سالهای‬ ‫ّ‬ ‫گذشته در سطح امــوزشو پــرورش ملی کلید خورده‬ ‫است‪« :‬خرید خدمات اموزشی»‪.‬‬ ‫به نام عدالت‪،‬‬ ‫به کام سرمایهداری‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫گذشته‬ ‫سابقه طرح خرید خدمات اموزشی را میتوان به سال‬ ‫‪ 1392‬برگرداند که طی ان دولت در قالب ایحه بودجه‪،‬‬ ‫پیشنهادی را مبنی بر خرید خدمات اموزشی توسط‬ ‫وزارت اموزشوپرورش گنجاند [‪ ]1‬که با مخالفت مجلس‬ ‫مواجه شد؛ اما در سال ‪ 1393‬اموزشوپرورش‪ -‬علیرغم‬ ‫اطاع و پیشبینیهای گذشته و البته ضعف مفرط‬ ‫ّ‬ ‫برنامهریزی‪ -‬با کاهش چشمگیر معلم مواجه شده و‬ ‫برای رفع ان پیشنهادی را مبنی بر استفاده از خرید‬ ‫خدمات اموزشی به مجلس ارائه کرد‪ .‬این پیشنهاد‬ ‫درنهایت باعث تصویب ماده ‪ 41‬قانون الحاق برخی‬ ‫مــواد به قانون تنظیمبخشی از مقررات مالی دولت‬ ‫(‪ ،)2‬مصوب اسفند ‪ -1393‬شد و طی ان به وزارت‬ ‫اموزشوپرورش اجازه داده شد «بهمنظور پوشش کامل‬ ‫تحصیلی دانشامـوزان ازمالتعلـیم‪ ،‬در مناطقی که‬ ‫ظرفیت کافی در مدارس دولتی وجود ندارد نسبت‬ ‫به خرید خدمات اموزشی اقدام کند»‪.‬‬ ‫صورتبنده یمه مسائل امــوزشوپــرورش با چالش‬ ‫«کمبود منابع مالن» و در یتیجه «خگوصنسازه»‪،‬‬ ‫غلط ایدر غلط است‬ ‫‪74‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫معنای دقیقتر این حرف ان است‬ ‫که دانشاموزانی که در مناطق کمتر‬ ‫برخوردارتر هستند و هزینه ارسال‬ ‫و بهکارگیری معلم برای انها زیاد‬ ‫اســت یا مــدارس دولتی ظرفیت‬ ‫کافی را ندارند‪ ،‬با شرایطی بتوانند‬ ‫بهصورت رایگان در مــدارس غیردولتی (انتفاعی)‬ ‫نزدیک به خودشان تحصیل کنند و دولت در ازای‬ ‫این خدمت دادهشده به انها مبلغی را به موسسان‬ ‫مدارس غیردولتی (انتفاعی) خواهد داد‪.‬‬ ‫هــمزمــان با سیر تصویب ایــن طــرح‪ ،‬مصاحبههای‬ ‫متعددی توسط مسئوان وقت اموزشوپرورش صورت‬ ‫ً‬ ‫گرفت که تاش داشت این طرح را کاما منطبق بر‬ ‫اولویتهای اصلی دولت و رفع نیازهای دانشاموزان‬ ‫محروم نشان بدهد‪ .‬امری که در عمل بخش وسیعی از‬ ‫این دانشاموزان را تحت پوشش داشت اما مشکات‬ ‫و مسائل مختلفی نیز پدیدار شد‪ .‬بنا بهتصریح معاون‬ ‫توسعه و پشتیبانی وزارتخانه اموزشوپرورش‪ ،‬برای این‬ ‫ً‬ ‫طرح در طی سالهای ‪ 1393-94‬اصا ردیف بودجه‬ ‫مستقلی پیشبینینشده بود و از محل بودجه کلی‬ ‫وزارتخانه (که حدود ‪ 99‬درصد ان صرف پرداخت‬ ‫حقوق و مزایای معلمان میشود) این هزینه تامینشده‬ ‫است‪ .‬همین امر باعث شده است که هم پرداختی‬ ‫به این نوع معلمان با تاخیرهای زیــادی انجام شود‬ ‫و همحجم این پرداختها متفاوت باشد و شاهد‬ ‫تجمعات مختلف این دسته از معلمان در جلوی‬ ‫مجلس و وزارت اموزشوپرورش بودیم‪.‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫دورهای ارزیابی وضعیت این طرح‪،‬‬ ‫دولت با مبنایی که اول متن به ان‬ ‫اشاره شد‪ ،‬تبصرههای ‪ 19‬و ‪ 21‬را در‬ ‫متن ایحه بودجه کل کشور برای‬ ‫سال ‪ 1398‬گنجانده است [‪.]2‬‬ ‫صرفنظر از رد یا تصویب این بخش‬ ‫از ایحه بودجه [‪ ،]3‬سابقه دولت نشانگر ان است که‬ ‫عزمی جدی برای سپردن نظام اموزشوپرورش یا به‬ ‫تعبیر دقیقتر تعلیم و تربیت کشور به بخش غیردولتی‬ ‫(با نگاهی خوشبینانه) یا بخش انتفاعی (با نگاهی‬ ‫ً‬ ‫واقعبینانه) دارد‪ .‬اینکه این گزاره اساسا درست است‬ ‫یا خیر و این مسیر چه پایان و سرانجامی را برای نظام‬ ‫ّ‬ ‫تعلیم و تربیت ملی بهعنوان یکی از بازیگران مهم و‬ ‫ّ‬ ‫تاثیرگذار در شکلدهی به فرهنگ و هویت یک ملت‬ ‫ایفا میکند نیازمند کنکاش و بررسی بیشتر است‪.‬‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫سابقه دولت یشایصر ان است‬ ‫که عزمن جده براه سپردن‬ ‫یظام اموزشوپرورش یا به تعبیر‬ ‫دقیقتر تعلیم و تربیت کشور‬ ‫به بشش غیردولتن (با یصاین‬ ‫خوشبینایه) یا بشش ایتفاعن‬ ‫(با یصاین واقعبینایه) دارد‪.‬‬ ‫اینده‬ ‫حال‬ ‫علیرغم موارد فوق و فقدان وجود یا دسترسی به هرگونه‬ ‫ائیننامه‪ ،‬جداول ارزشیابی و همچنین گزارشهای‬ ‫‪75‬‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫اگرچه بررسی مــدارس غیردولتی (انتفاعی) و سیر‬ ‫شکلگیری و نمو انهــا تا به امــروز محل بحث این‬ ‫نوشته نیست اما تاملی اندک بر وضعیت فعلی ان‬ ‫تحلیلهای بعدی را روشنتر خواهد کرد‪ .‬در شکل‬ ‫کنونی‪ %11 ،‬از جمعیت دانشاموزی کشور در مدارس‬ ‫غیردولتی (انتفاعی) تحصیل میکنند‪ .‬با تاشهای‬ ‫دولت قانون تاسیس چنین مدارسی در سال ‪1395‬‬ ‫دائمی و تسهیات ویژهای در اختیار موسسان این نوع‬ ‫مدارس قرارگرفته است‪ .‬فارغ از کیفیت این مدارس‬ ‫[‪ ]4‬باید اذعان کرد طیف وسیعی از موسسان اینگونه‬ ‫مدارس با نیت و قصد سوداوری اقتصادی [‪ ]5‬وارد‬ ‫چنین فرایندی شده و اهــداف تربیتی در رتبههای‬ ‫بعدی انگیزههای انها قرار دارد؛ امری که در کنار‬ ‫هدف کاهش بار مالی نظام اموزشوپرورش کشور‪،‬‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫مثبت‬ ‫منفی‬ ‫کاهش بار مالی اموزشوپرورش‬ ‫کاهش امنیت شغلی معلمان‬ ‫کاهش تعداد معلمان رسمی در اموزشوپرورش‬ ‫تسلط و دخالت شدید بخش خصوصی در نظام تعلیم و تربیت‬ ‫افزایش دسترسی به کیفیت اموزشی (عدالت اموزشی)‬ ‫مغایرت قانونی باسیاستهای برنامه ششم توسعه‬ ‫کمک به تعادل و توازن در نیروی انسانی‬ ‫کاهش کیفیت اموزشی‬ ‫کوچکتر شدن اندازه وزارت اموزشوپرورش‬ ‫افزایش حجم بار نظارتی در عین ضعف شدید فعلی‬ ‫‪ )1‬ا گــرچــه شاید مسئوان وزارت امــوزشو پــرورش‬ ‫به استناد هدف عملیاتی ‪ 16‬که به دنبال تنوع‬ ‫خدمات اموزشی اســت بتوانند مستمسکی از‬ ‫سند تحول بنیادین داشته باشند اما به معنای‬ ‫عام کلمه در هیچ کجای سند تحول صحبتی‬ ‫از خرید خدمات اموزشی به این شکل و سبک‬ ‫ً‬ ‫و اسلوب نشده است و اتفاقا کلیت سند بیانگر‬ ‫دخالت مستقیم و نقش پررنگ حکومت در تعلیم‬ ‫ّ‬ ‫و تربیت ملی و هزینه دادن برای ان است‪.‬‬ ‫‪ )2‬استفاده از فناوریهای پیشرفته و جایگاه ان در‬ ‫پیشبرد اهداف اموزشی جزو ان دسته موضوعاتی‬ ‫است که کمتر به ان اشاره میشود‪ .‬در حقیقت‬ ‫روضــه مسائل مالی ام ــوزشو پ ــرورش بهگونهای‬ ‫خواندهشده است که نتیجه ان پذیرش و اقرار‬ ‫به تضعیف مــدارس دولتی و قــوت پیدا کردن‬ ‫مدارس غیردولتی (انتفاعی) برای حل ان است؛‬ ‫اما اگر مسئله را از زاویه دیگری نگاه کنیم‪ ،‬بستر‬ ‫فضای مجازی میتواند ضمن ایجاد دسترسی‬ ‫بسیار خوب به محتواهای اموزشی برای دانش‬ ‫اموزان کمتر برخوردار‪ ،‬امکان تقویت ضعفهای‬ ‫مدارس دولتی را برای دانشاموزان جبران کند‪.‬‬ ‫‪ )3‬یگانه نظریه حا کم بر ذهن دولتمردان در حوزه‬ ‫ّ‬ ‫تعلیم و تربیت ملی «هزینهزدایی» است‪ .‬اینکه اکثر‬ ‫ً‬ ‫دولتها نگاهی کاما هزینهای به اموزشوپرورش‬ ‫تبعات بلندمدتی نیز برای ان به دنبال خواهد داشت‪.‬‬ ‫بخش مهمی از وضعیت اشفته امروز این نوع از مدارس‬ ‫و عدم تمایز بین نیت و هدف موسسان و قاعدهگذاری‬ ‫مناسب را میتوان در ضعف شدید نظارتی و قدرت‬ ‫اعمال حاکمیت متناسب اموزشوپرورش و سازمان‬ ‫مرتبط با مدارس غیردولتی (انتفاعی) دانست [‪.]6‬‬ ‫در کنار چنین مسیری‪ ،‬دولت محترم با مبنا قرار دادن‬ ‫محاسبات ریاضی برای تعیین سرانه دانشاموزی [‪]7‬‬ ‫که خود با ابهامات و انتقادات زیادی مواجه است‪،‬‬ ‫تاش دارد به نحو ارزانتر و بهینهتری این سیستم را‬ ‫ً‬ ‫اداره کند‪ .‬عاوه بر این‪ ،‬دیگر نه دانشاموزان صرفا‬ ‫بازمانده از تحصیل یا افرادی که دسترسی کاملی به‬ ‫این امکانات ندارند‪ ،‬بلکه همه دانشاموزان مدارس‬ ‫دولتی در یک فرایند تدریجی‪ -‬هرسال ‪ -%10‬به مدارس‬ ‫غیردولتی (انتفاعی) منتقل خواهند شد و دولت به‬ ‫ازای هر نفر ‪ 1‬میلیون تومان به موسسان مدارس مذکور‬ ‫پرداخت مینماید‪ .‬با مبنای اتخاذشده‪ ،‬تا سال ‪-1404‬‬ ‫بهعنوان سال انتهایی سند چشمانداز‪ -‬حدود ‪%70‬‬ ‫ّ‬ ‫نظام اموزشوپرورش ملی ما توسط بخش خصوصی‬ ‫اداره خواهد شد‪.‬‬ ‫بیایید تا همینجا تاش کنیم اثرات و تبعات مثبت‬ ‫و منفی این خطمشی را در جدول ‪ 1‬برشماریم‪.‬‬ ‫از سوی دیگر چند ابهام و نقطه کور اصلی پیرامون‬ ‫این طرح وجود دارد‪:‬‬ ‫‪76‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫‪77‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫داشته و تاش دارند به هر نحو خود را از ان خاص‬ ‫کنند امری نادرست و در تعارض جدی با نگاه‬ ‫رهبر معظم انقاب اسامی در نقش هویتساز‪،‬‬ ‫فرهنگساز‪ ،‬عدالتپرور و در یک کلمه «تربیت‬ ‫نسل» در این وزارتخانه مهم است [‪ .]8‬تجربههای‬ ‫موفق بینالمللی و کشورهای پیشرو در این حوزه‬ ‫نیز به اهمیت این حوزه واقف و سهم مهمی از‬ ‫بودجه سالیانه و حا کمیت و اداره اصلی را به‬ ‫این امر راهبردی اختصاص دادهاند [‪.]9‬‬ ‫‪ )4‬ابشخور اصلی طــرح خرید خدمات و مــدارس‬ ‫غیردولتی (انتفاعی) را در رویکرد «خصوصیسازی‬ ‫افراطی» [‪ ]10‬باید جستجو کرد‪ .‬این نوع رویکرد به‬ ‫خصوصیسازی که در ادبیات مرسوم مدیریت‬ ‫دولتی ذیل پارادایم «مدیریت دولتی نوین» [‪]11‬‬ ‫دستهبندی میشود از دوران نخستوزیری تاچر‬ ‫در انگلستان و ریاستجمهوری ریگان در امریکا‬ ‫اغاز شد و به تاچریسم و ریگانیسم شهرت دارد‪.‬‬ ‫پیشفرض اصلی این نگاه استفاده از منطق و‬ ‫مکانیسم بخش خصوصی در بخش دولتی است‬ ‫و در حالتی بااتر‪ ،‬سپردن امور دولتی به بخش‬ ‫خصوصی یگانه راهحل کارامد و کمهزینه برای‬ ‫بخش ناتوان و پرهزینه دولتی است‪ .‬این در حالی‬ ‫است که تبعات اجرای چنین سیاستهایی هم‬ ‫در کشورهای مبدا و هم در کشورهای اجراکننده‬ ‫در بیشتر موارد نهتنها باعث کارامدی و کمتر شدن‬ ‫هزینه نشد بلکه زمینه نارضایتیهای عمومی‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫گسترده و بدهیها و تورمهای سنگینی را به بار‬ ‫اورد‪ .‬علیرغم باطل شدن جمله مشهور «توانمندی‬ ‫بخش خصوصی در مقابل ناکارامدی دولت» در‬ ‫اندیشه مدیریت دولتی [‪ ،]12‬مسئوان ما هنوز‬ ‫از این نظریه و پارادایم شکستخورده ا گاهانه یا‬ ‫ناا گاهانه دفاع میکنند‪.‬‬ ‫‪ )5‬با نگاهی به وضعیت اقتصادی کشور‪ ،‬سرانه‬ ‫ً‬ ‫‪ 1‬میلیون تومان ساانه برای هر دانشاموز واقعا‬ ‫خروجی ملموسی در پی دارد‪ .‬در این وضعیت‬ ‫موسس م ــدارس غیردولتی (انتفاعی) یــا باید‬ ‫عاشق باشد و سایر هزینههای اداره مدرسه را از‬ ‫جیب خود یا خیرین تهیه کند یا عقایی باشد و‬ ‫از بخشهای مختلف فرایند اموزشی کم کند تا‬ ‫بتواند هزینههای خود را مدیریت نماید‪ .‬با چنین‬ ‫تحلیلی پیامد ایــن وضعیت بر دانــشامــوزان و‬ ‫معلمان زیانبار نخواهد بود؟!‬ ‫‪ )6‬ایا یکبار برای همیشه نباید نوعی از امایش سرزمین‬ ‫را در حوزه اموزشوپرورش اجرایی کرد؟ طبیعی‬ ‫است که هرم سنی جمعیت در اینده و افقهای‬ ‫ً‬ ‫دور نیز تغییر کرده و اگر بخواهیم صرفا مشکات‬ ‫اان اموزشوپرورش را حل کنیم هرروز در حال‬ ‫اجرای طرح و دادن بخشنامه برای کم یا زیاد کردن‬ ‫معلمان هستیم‪ .‬بخشنامههایی که نه حلکننده‬ ‫بلکه تبدیل به کاف سردرگمی خواهند شد که‬ ‫مانع از هرگونه تحول و حرکت اثربخش سیستم‬ ‫اموزشی میشوند‪.‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫ابششور اصلن طرح خرید خدمات‬ ‫و مدارس غیردولتن (ایتفاعن) را در‬ ‫رویکرد «خگوصنسازه افراطن»‬ ‫باید جستجو کرد‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫پینوشتها‬ ‫‪Email: ar.sajadieh@gmail.com‬‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫[‪ .]1‬بند ‪ 17‬ایحه بودجه ‪ :1392‬بهمنظور خرید خدمات اموزشی‪ ،‬بهداشتی‬ ‫و درمانی دولت میتواند از اعتبارات ردیفهای دستگاههای اجرایی مربوطه‬ ‫کسر و معادل ان از محل ردیفهای شماره ‪ 550000-53‬و ‪ 550000-۶۴‬جدول‬ ‫شماره (‪ )9‬این قانون نسبت به خرید خدمات‪ ،‬مطابق اییننامهای که به‬ ‫همین منظور توسط هیئتوزیران به تصویب میرسد اقدام نماید‪.‬‬ ‫[‪ .]2‬تبصره ‪ ،19‬بند ‪ :۴‬بهمنظور توسعه عدالت اموزشی و افزایش کیفیت ارائه‬ ‫خدمات‪ ،‬با تامین شرایط ازم جهت برخورداری همگان از خدمات اموزشی‬ ‫و پرورشی در چارچوب قوانین و مقررات‪ ،‬دولت مجاز به خرید خدمات‬ ‫اموزشی از موسسان مدارس غیردولتی و ایجاد مدارس از طریق ظرفیت‬ ‫این تبصره است‪ .‬تحصیل در این مدارس رایگان بوده و مسئولیت انتخاب‬ ‫مشارکتکنندگان این طرحها و نظارت بر کیفیت و ارزیابی خدمات ارائهشده‬ ‫بر عهده وزارت اموزشوپرورش است‪.‬‬ ‫بند ‪ 1‬بخش (ب) تبصره ‪ :21‬دولت مکلف است از ابتدای سال تحصیلی ‪1398-99‬‬ ‫ساانه ده (‪ )%10‬درصد از دانش اموزان تحت پوشش وزارت اموزشوپرورش‬ ‫را بهصورت خرید خدمات از بخش غیردولتی واجد شرایط و ذیصاح و‬ ‫بهصورت اموزش رایگان (عاوه بر تعداد دانش اموزان مشمول فعلی) اداره‬ ‫کند‪ .‬اییننامه اجرایی این بند به پیشنهاد وزارت اموزشوپرورش و سازمان‬ ‫برنامهوبودجه کشور به تصویب هیئتوزیران خواهد رسید‪.‬‬ ‫بند ‪ 3‬بخش (ب) تبصره ‪ :21‬وزارت اموزشوپرورش مکلف است با برنامهریزی‬ ‫مناسب‪ ،‬نیروی انسانی موردنیاز خود ازجمله در پژوهش سراها‪ ،‬راهنمایان‬ ‫اموزشی‪ ،‬مربیان بهداشت‪ ،‬متصدیان ازمایشگاهها و کارگاهها را از طریق‬ ‫خرید خدمات تامین کند بهنحویکه تا پایان سال ‪ 1398‬حداقل سی (‪)%30‬‬ ‫درصد و تا پایان سال ‪ 1399‬حداقل پنجاه (‪ )%50‬درصد خدمات فوق از طریق‬ ‫خرید خدمات تامین شود‪.‬‬ ‫[‪ .]3‬در زمان تدوین این نوشته و در ایحه پیشنهادی بودجه ‪ 1398‬که‬ ‫مجلس ان را به شورای نگهبان پیشنهاد کرده‪ ،‬بندهای مرتبط با «خرید‬ ‫خدمات اموزشی» حذفشده است‪.‬‬ ‫[‪ .]۴‬این گزاره که مدارس غیردولتی‪ -‬در کل کشور‪ -‬پایینترین رتبه را در‬ ‫جدول میانگین نمرات امتحان نهایی دارند کمتر گفته و شنیده میشود!‬ ‫‪)https://www.mehrnews.com/news/3821554(.‬‬ ‫[‪ .]5‬که مصداق بارز ان در کاسهای فوقالعاده و تبلیغات پرحجم این‬ ‫مدارس نسبت به قبولی در کنکور است‪.‬‬ ‫[‪ .]۶‬بعد از نزدیک به دو دهه از تاسیس چنین مدارسی‪ ،‬تا به امروز یک گزارش‬ ‫مستند‪ ،‬تفصیلی و تحلیلی درباره وضعیت ّکمی و کیفی انها منتشرنشده است!‬ ‫بعاوه وجود چنین ضعف نظارت شدیدی‪ ،‬کارامدی و موفقیت طرحهایی‬ ‫همچون «خرید خدمات اموزشی» را نیز با ابهام جدی مواجه کرده است‪.‬‬ ‫[‪ .]7‬بهطور مثال سازمان برنامهوبودجه برای یک کاس روستایی ‪ 5‬نفره‬ ‫و یک کاس شهری ‪ ۴0‬نفره در محاسبات خود‪ 2 ،‬معلم لحاظ میکند (‪۴5‬‬ ‫نفر تقسیمبر متوسط یک کاس یعنی ‪ 20‬نفر شده و نتیجه عدد ‪ 2‬خواهد‬ ‫ً‬ ‫بود) و اصا به اقتضائات مختلف این دو کاس توجهی ندارد درحالیکه‬ ‫در حقیقت ‪ 3‬معلم (یک معلم برای کاس روستایی و ‪ 2‬معلم برای کاس‬ ‫شهری) موردنیاز است‬ ‫‪]8]. http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=39542‬‬ ‫‪http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=36431‬‬ ‫[‪ .]9‬نویسنده به لزوم بهرهورتر کردن فعالیتها و سطوح انها در وزارت‬ ‫اموزشوپرورش و جلوگیری از هدر رفت منابع ان واقف است و این بیان‬ ‫را نافی ان نمیداند‪.‬‬ ‫[‪ .]10‬در اصطاح ادبیات علمی به ان «خصوصیسازی جارویی» گفته میشود‪.‬‬ ‫(‪]11]. New Public Management)NPM‬‬ ‫[‪ .]12‬نمونه چنین مواردی را در کشور خودمان میتوان در اثار تورمی گسترده‬ ‫«سیاستهای تعدیل اقتصادی» که به تبعیت از نسخههای بانک جهانی‬ ‫اجرا شد‪ ،‬جستجو کرد‪.‬‬ ‫[‪ .]13‬مشارکت مردمی‪ ،‬بخش غیردولتی‪ ،‬تنوع مدارس و‪...‬‬ ‫بایسته‬ ‫درهرصورت‪ ،‬تداوم روند فعلی در حوزه اموزشوپرورش‬ ‫ّ‬ ‫ملی و کمرنگ شدن اختیاری! نقش متولی تعلیم و‬ ‫تربیت و واگذاری ان به موسسان در کنار ضعف مفرط‬ ‫سیستمی‪-‬ساختاری و نرمافزاری نظام اموزشوپرورش‬ ‫در نظارت و رصد دقیق و همهجانبه و بالتبع واکنش‬ ‫متناسب و مقتضی ایندهای نگرانکنندهای را به بار‬ ‫خواهد اورد‪.‬‬ ‫تاش برای دسترسی دانشاموزان محروم از تحصیل‬ ‫به اموزش با کیفیت نه مذموم بلکه امری ازم است‬ ‫امــا بهانه قــرار گرفتن چنین خایی بــرای تضعیف‬ ‫مدارس دولتی‪ -‬در همه اشکال ان‪ -‬و تقویت مدارس‬ ‫غیردولتی (انتفاعی) نکتهای مضر و اشتباه است‪.‬‬ ‫مهمتر از همه این موارد‪ ،‬صورتبندی همه مشکات‬ ‫کشور‪ -‬بهخصوص حوزه اموزشوپرورش‪ -‬به مسئله‬ ‫«کمبود منابع مالی» ادرســی غلط و اتخاذ رویکرد‬ ‫واحد «خصوصیسازی» به نامها و اشکال مختلف‬ ‫[‪ ]13‬برای حل مسئله مذکور غلط اندر غلط است‪ .‬در‬ ‫عوض باید ضمن توصیف صحیح مسئله‪ ،‬راهکارهای‬ ‫خاقانه و متناسبتری را اتخاذ کرد‪.‬‬ ‫‪78‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫نابرابری در چه؟‬ ‫‪79‬‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫یظام مالن اسامن مبتنن بر مکاییسم خاصن در تسهیم‬ ‫ریسک‪ ،‬یابرابره در ثروت را از بین منبرد‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫چرخه تولید نابرابری‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫افزایش نابرابریهای اقتصادی در جهان‪ ،‬اندیشمندان‬ ‫را نسبت به تبیینهای رایج نسبت به دایل ایجاد‬ ‫نابرابری و بهتبع راهحــلهــای متعارف بــرای کاهش‬ ‫نابرابری اقتصادی ناامید ساخته است‪ .‬باوجود حجم‬ ‫باای ثروت در جهان‪ ،‬افزایش نابرابریهای اقتصادی‬ ‫در چند دهه گذشته سواات در مورد سازوکارهای مولد‬ ‫نابرابری و بالتبع راهکارهای ثمربخش برای کاهش‬ ‫شکاف گسترده طبقاتی را افزایش داده است‪ .‬نگاهی‬ ‫به دادههای پایگاه نابرابری جهانی [‪ ]1‬نشان میدهد‬ ‫‪ 85.6‬درصد از ثروت جهان در اختیار تنها ‪ 8.6‬درصد‬ ‫از جمعیت است؛ حالانکه ‪ 70‬درصد جمعیت جهان‬ ‫تنها ‪ 3‬درصد از ثروت جهان را در دست دارند‪.‬‬ ‫نابرابری در سطوح مختلف مصرف‪ ،‬درامد و ثروت در‬ ‫یک نظام اقتصادی قابلطرح است‪ .‬بااینحال توسعه‬ ‫سرمایهداری مالی و بهخصوص بحران مالی سال‬ ‫‪ ،2008‬موجب چرخش توجه در مسائل حوزه نابرابری‬ ‫اقتصادی از نابرابری در درامد به سمت نابرابری در ثروت‬ ‫شد؛ بهگونهای پژوهشهای بینالمللی نشان دادهاند‬ ‫بااترین سطح نابرابری به شکل غیرقابل مقایسه‪ ،‬امروزه‬ ‫در سطح ثروت در کشورها دیده میشود‪.‬‬ ‫اهمیت مسئله نابرابری فزاینده ثروت از طرفی و نقش‬ ‫بازارهای مالی در این نابرابری‪ ،‬کمتر موردتوجه نظام‬ ‫تصمیمسازی و جامعه علمی قرارگرفته است‪ .‬اگرچه‬ ‫بخش مالی نقش مهمی در نظریات نابرابری ایفا میکند‪،‬‬ ‫اما شکاف عظیم تئوریکی در این زمینه تحقیقاتی‬ ‫وجود دارد و میتوان گفت کمبود تحقیقات نظری‬ ‫و تجربی در مورد تاثیرات بالقوه عظیم سیاستهای‬ ‫بخش مالی‪ ،‬ازجمله مقررات بانکی و قوانین بازار‬ ‫ً‬ ‫سرمایه‪ ،‬بر مسئله تداوم نابرابری کاما مشهود است‪.‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫علی مصطفوی ثانی‬ ‫پژوهشگر هسته عدالتپژوهی مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری علوم اقتصادی دانشگاه امام صادق؟‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫درامد یا ثروت؟‬ ‫ً‬ ‫معموا برای سنجش نابرابری در اقتصادهای مختلف‬ ‫از مقیاسها و سنجههای مختلف استفاده میشود‪.‬‬ ‫در طول چند دهه گذشته متغیرهای درامد و مصرف‪،‬‬ ‫بهعنوان هدف سیاستگذاری مطرحشده بودند و توجه‬ ‫تصمیمگیران بر کاهش نابرابری درامدی بوده است‬ ‫اما باید توجه داشت که نابرابری درامدی‪ ،‬نمایندگی‬ ‫کاملی از مفهوم نابرابری اقتصادی نمیکند و تصویری‬ ‫جامع از مسئله نابرابری و بیعدالتی ارائه نمیدهد‪،‬‬ ‫لذا نیاز است تا به سطحی عمیقتر از نابرابری‪ ،‬بهویژه‬ ‫نابرابری ثروت توجه شود‪.‬‬ ‫ً‬ ‫لزوما کاهش یا افزایش در نابرابری درامدی‪ ،‬به معنای‬ ‫افزایش واقعی برابری یا کاهش شکاف طبقاتی در‬ ‫جامعه نیست‪ .‬مثال بارز در این زمینه کشور سوئد‬ ‫است‪ .‬کشوری که نابرابری درامدی در ان بسیار پایین‬ ‫است؛ اما نابرابری ثروت در این کشور بسیار زیاد است‪.‬‬ ‫این مسئله معلول سیستم بازنشستگی بسیار بخشنده‪،‬‬ ‫بخش بزرگ اجاره و تمایل گسترده برای بدهیمحوری‬ ‫در اقتصاد سوئد است که موجب شده بسیاری از‬ ‫خانوادهها دارای ثروت منفی باشند‪.‬‬ ‫درامــد نوعی جریان مالی اســت که از فرایند تولید‬ ‫بهدستامده (مانند دستمزد و حقوق ناشی از کار)‬ ‫است؛ اما ثروت ارزش فعلی یک منبع دارایی است که‬ ‫مالک ان از عواید گوناگون ان بهرهمند است‪ .‬بازارهای‬ ‫مالی با انواع روشها و سازوکارهایی که داراییهای‬ ‫افراد را در معرض نوعی سوددهی قرار میدهند‪ ،‬تاثیر‬ ‫زیادی در اهمیت مقوله ثروت در اقتصاد امروز دارند‪.‬‬ ‫ً‬ ‫تفاوت مهم دیگر انها ان است که معموا در شرایط‬ ‫شوکهای بیرونی و نرخهای تورم باا‪ ،‬بازندگان اصلی‬ ‫صاحبان درامد ثابت و برندگان صاحبان دارایــی و‬ ‫ثروت هستند‪.‬‬ ‫توزیع درامد و توزیع ثروت‬ ‫ً‬ ‫نظریههای بازتوزیع درامد‪ ،‬معموا پیگیر روشهایی‬ ‫سخت همچون نرخهای مالیات باا بر درامد هستند‪.‬‬ ‫سیاستهای رایج بازتوزیع درامد‪ ،‬شرایط کنونی توزیع‬ ‫‪80‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫اما نابرابری در ثروت‪ ،‬چگونه شکل میگیرد؟ تحلیلها‬ ‫در مورد علت نابرابری فزاینده ثروت در جهان بسیار‬ ‫گسترده و گاه متضاد است‪ .‬بسیاری از تحقیقات‬ ‫نشان میدهند که تمایل به پسانداز و انگیزههای‬ ‫صرفهجویانه‪ ،‬تملک منزل مسکونی‪ ،‬سازوکارهای‬ ‫تقسیم ارث‪ ،‬نرخهای بازده مختلف بین داراییهای‬ ‫‪81‬‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫منشا نابرابری در ثروت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫ثروت را بهعنوان پیشفرض مقبول گرفتهاند و به این‬ ‫سمت حرکت میکنند تا نتایج عملکرد بــازار را با‬ ‫استفاده از توزیع درامد‪ ،‬از طریق سرمایهگذاریهای‬ ‫عمومی نظیر بهداشت‪ ،‬اموزش‪ ،‬زیرساختها‪ ،‬شمول‬ ‫مالی‪ ،‬پرداختهای انتقالی با طــرفــداری از فقرا و‬ ‫سیاستهای دستمزد تعدیل نمایند و اثرات تمرکز‬ ‫ثروت را از بین ببرند‪ .‬حالانکه طبق گزارش سازمان‬ ‫همکاری و توسعه اقتصادی در ســال ‪ ،2007‬افول‬ ‫سیستمهای بازتوزیعی و رفاهی بر مبنای مالیات‪،‬‬ ‫یکی از مهمترین عوامل نابرابری است‪.‬‬ ‫اما رویکرد جدید و قابلطرح که اشکاات و مسائل‬ ‫روشهای سنتی بازتوزیع درامد را نیز ندارد‪ ،‬رویکرد‬ ‫بازتوزیع ثروت (دارایی) است که بر راهکارهای رادیکال‬ ‫و بازتوزیعهای سخت متمرکز نیست‪ ،‬بلکه به دنبال‬ ‫تغییر ساختار قراردادی تبادات اقتصادی است‪ .‬تغییر‬ ‫سازوکارهای حقوق مالکیت و مکانیسمهای تسهیم‬ ‫ریسک [‪ ]2‬ازجمله موارد قابلذکر در این زمینه است‪.‬‬ ‫از منظر نظریه بازتوزیع ثروت (دارایی)‪ ،‬اگر میزان فعلی‬ ‫ً‬ ‫نابرابری ثروت‪ ،‬مفروض انگاشته شود‪ ،‬قطعا پاداشهای‬ ‫تعیینشده در بازار برای افراد‪ ،‬عادانه نخواهد بود‪.‬‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫متفاوت و خاقیت و نواوری ازجمله مهمترین عوامل‬ ‫ایجاد نابرابری در ثروت ذکر شدهاند‪.‬‬ ‫پژوهشهای جدید نشان میدهد هیچکدام از عوامل‬ ‫ذکرشده برای ایجاد نابرابری ثروت‪ ،‬نمیتوانند بهصورت‬ ‫کامل نابرابری ثروت را توجیه نمایند و نابرابری در ثروت‬ ‫برامده از یک عامل اساسی یعنی عایدی ثروت [‪]3‬‬ ‫است‪ .‬عایدی ثروت به معنای درامد ناشی از صرف‬ ‫مالکیت دارایی‪ ،‬حتی در شرایط وجود قیمت بهینه‬ ‫بازار است و بههیچوجه نمیتوان ان را بهوسیله افزایش‬ ‫رقابت از بین برد‪ .‬فرض نظریات اقتصادی متعارف‪،‬‬ ‫سهمبری سرمایه در حد بهرهوری نهایی ان (سهم‬ ‫سرمایه از تولید) است‪ ،‬اما باید توجه داشت که سهم‬ ‫ً‬ ‫سرمایه لزوما بهاندازه سهم ان در تولید انجامگرفته‬ ‫نیست و عامل اصلی عایدی ثــروت‪ ،‬عایدی بااتر‬ ‫از نرخ بهینه بــازار است‪ .‬این عایدی در نظریههای‬ ‫رشد و توزیع متعارف لحاظ نمیشود به این دلیل که‬ ‫افرادی که در سنت نئوکاسیک فکر میکنند‪ ،‬قائل به‬ ‫این هستند که بازارها رقابتیاند و تولید بهوسیله کار‬ ‫و سرمایه بهوسیله تابع تولید با بازده ثابت تولید شده‬ ‫است‪ .‬در این نظریات‪ ،‬عایدی جایگاهی ندارد‪ ،‬زیرا‬ ‫اقتضای این فروض عدم وجود عایدی است‪.‬‬ ‫دو عامل تعیینکننده عایدی ثروت‪« ،‬تحریف و اختال‬ ‫در سیستم مالی» و «عوامل تعیینکننده نهادی‪ ،‬نظارتی‬ ‫و حکمرانی» در بازارهای مالی هستند‪ .‬اگرچه عوامل‬ ‫نهادی‪ ،‬نظارتی و حکمرانی را میتوان بهوسیله مقررات‬ ‫گذاری از بین برد‪ ،‬اما تحریف و اختال در سیستم‬ ‫مالی ناشی از ذات و طبیعت سیستم مالی مبتنی‬ ‫بدهی (یا انتقال ریسک [‪ )]4‬است‪.‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫از منظر یظریه بازتوزیع ثروت (دارایی)‪ ،‬اگر میزان فعلن‬ ‫ً‬ ‫یابرابره ثروت‪ ،‬مفروض ایصاخته خود‪ ،‬قطعا پاداشیاه‬ ‫تعیینخده در بازار براه افراد‪ ،‬عادایه یشواید بود‪.‬‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫از منظر یظریه بازتوزیع ثروت (دارایی)‪ ،‬اگر میزان فعلن‬ ‫ً‬ ‫یابرابره ثروت‪ ،‬مفروض ایصاخته خود‪ ،‬قطعا پاداشیاه‬ ‫تعیینخده در بازار براه افراد‪ ،‬عادایه یشواید بود‪.‬‬ ‫نابرابری در ثروت؛ چه باید کرد؟‬ ‫اگرچه در چند دهه گذشته راهحلهای مختلفی برای‬ ‫کاهش نابرابریهای اجتماعی مورداستفاده قرارگرفته‬ ‫است اما هیچگاه از عمق نابرابری کاسته نشده است‪.‬‬ ‫انچه بهعنوان عامل اصلی و تعیینکننده نابرابری‬ ‫ثروت شناخته میشود عایدی ثروت است‪ .‬این عامل‬ ‫در حقیقت ناکامی و عدمکفایت نظریات متعارف در‬ ‫تبیین توزیع نابرابر ثروت را نیز اثبات مینماید‪.‬‬ ‫باید توجه داشت که بعضی از دایل ایجاد نابرابری‬ ‫ثروت در سطح عمیقتری بهواسطه مشکات عمیقتر‬ ‫در ساختار بروز میکنند‪ .‬این عوامل را باید «عایدی‬ ‫برامده از ذات و طبیعت سیستم» نامید‪ .‬این نوع‬ ‫عایدیها‪ ،‬با افزایش مقررات یا نظارت یا مالیاتستانی‬ ‫کاهش پیدا نمیکنند زیرا ذاتی سیستم هستند و جزء‬ ‫مبانی و پایههای این نظام اقتصادی به شمار میروند‪.‬‬ ‫این عوامل که ازجمله انها میتوان به ساختارهای‬ ‫انتقال ریسک از طریق بستههای نجات مالی اشاره‬ ‫کرد جزو لوازم ذاتی نظام مالی مبتنی بر نرخ بهرهاند و‬ ‫باعث میشوند تمرکز ثروت در جامعه دستنخورده‬ ‫باقی بماند و اثرگذاری سیاستهای بازتوزیع درامد‬ ‫بر کاهش نابرابری ثروت بسیار کاهش یابد‪ .‬ازاینروی‬ ‫بــازارهــای مالی اســامــی بــر مبنای ســازوکــار تسهیم‬ ‫ریسک و از کانالهای مختلفی به کاهش نابرابری‬ ‫ثروت کمک میکند‪.‬‬ ‫یکی از مهمترین اثــرات مکانیسم تسهیم ریسک‪،‬‬ ‫نقش ان در کاهش شرایط همراه چرخه نظام مالی‬ ‫است‪ .‬از منظر تئوریک انتظار از نظام مالی این است‬ ‫که در جهت کاهش شوکهای ناشی از نوسانات‬ ‫چرخههای اقتصادی حرکت کند؛ اما انچه مشاهده‬ ‫میشود این است که همراه چرخه بودن‪ ،‬ذاتی و رویه‬ ‫متعارف نظام مالی شده است که به دلیل همراهی‬ ‫رشد اعتباری با رونق یا رکورد فعالیتهای اقتصادی‬ ‫و همچنین شوکهای انتظاری و نقدینگی به سیستم‬ ‫بانکی اســت‪ .‬در تضاد با سیستم مبتنی بر بدهی‪،‬‬ ‫ً‬ ‫نظام مالی مبتنی بر تسهیم ریسک عما نظام مالی را‬ ‫وارد روند ضد چرخه مینماید که در ان بازده وابسته‬ ‫به تحقق احتمالی است‪ .‬به بیان ساده میتوان گفت‬ ‫که نظام مالی اسامی که مبتنی بر تسهیم ریسک عمل‬ ‫میکند با ایجاد جریانات ضد چرخههای اقتصادی‬ ‫رکود و رونق‪ ،‬مانع عمیق شدن رکود اقتصادی شده و‬ ‫شرایط را برای رونق تولید فراهم میسازد‪.‬‬ ‫پینوشتها‬ ‫‪Email: mostafavisani@gmail.com‬‬ ‫‪]1]. World inequality lab‬‬ ‫‪]2]. Risk sharing‬‬ ‫‪]3]. Wealth residual‬‬ ‫‪]4]. Risk transfer‬‬ ‫‪82‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫محسن باقری‬ ‫پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟‬ ‫دانشجوی دکتری مدیریت دولتی دانشگاه امام صادق؟‬ ‫‪83‬‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫مسیر بازسازه یهادیاه بومن مسدود ییست‪ ،‬مشروط‬ ‫به ایکه بپذیریم مدرن از یوع خودمان خویم‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫َ‬ ‫لزور‪ :‬دوگانه‬ ‫تقلید و تجربه‬ ‫صبح زود یک روز تابستانی به همراه چند تن از دوستان‪،‬‬ ‫بازدید یکی از روستاهای منطقه فیروزکوه‬ ‫از دانشگاه برای‬ ‫ِ‬ ‫َ‬ ‫به نام لزور حرکت کردیم‪ .‬شنیده بودم که برای برداشت‬ ‫محصوات گیاهان دارویی و صنعتی برخی افراد به‬ ‫این منطقه گسیل شدهاند‪ .‬تصمیم داشتیم یکبار‬ ‫از نزدیک این فرایند را نظارهگر باشیم‪ .‬قرارومدارها را‬ ‫با اقا رضا که یکی از افراد برداشتکننده از مراتع این‬ ‫روستاست گذاشته بودیم‪ .‬خودش اهل اینجا نیست‬ ‫و بــرای کــار برداشت به همراه خــانــوادهاش در طول‬ ‫تابستان در اینجا مستقر شدهاند‪ .‬تا داخل روستا با‬ ‫ماشین خــودمــان امــدیــم؛ امــا بــرای حرکت در مسیر‬ ‫کوهستانی ناچار شدیم که با نیسان اقا رضا حرکت‬ ‫کنیم‪ .‬در مسیر از دیدن طبیعت بکر خدادادی لذت‬ ‫بردیم‪ .‬تا پایین دامنه کوه با ماشین امدیم و باید قسمتی‬ ‫از مسیر را پیاده باا میرفتیم‪ .‬به همه گفته بودم که‬ ‫کفش مناسب همراه داشته باشند؛ اما خودم ناچار‬ ‫با کفش بندی امده بودم! اقا رضا در مسیر باا رفتن‬ ‫برخی گونههای گیاهی مثل باریجه‪ ،‬کتیرا و اویشن را‬ ‫از نزدیک معرفی کرد‪.‬‬ ‫چادرهای محل استقرار کارگران اقا رضا از دور پیدا بود‪.‬‬ ‫افرادی که بهعنوان کارگر‪ ،‬در قراردادی با برداشتکننده‬ ‫اصلی‪ ،‬به اینجا امده بودند همگی اهل افغانستان‬ ‫هستند که بهصورت خانوادگی برای برداشت به این‬ ‫منطقه امدهاند‪ .‬هیچکدام از افراد حاضر برای برداشت‪،‬‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫برداشت بیرویه!‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫به دلیل وجود دام مازاد در مراتع و تخریب برخی از‬ ‫این عرصهها‪ ،‬محدودیتهایی از سوی سازمانهای‬ ‫باادستی بر نحوه بهرهبرداری مراتع اعمال شده است‪ .‬در‬ ‫دوگان محدودی که بر ذهنیت برخی از دستاندرکاران‬ ‫غالب شده است‪ ،‬برای حفاظت و احیای ان باید‬ ‫محدودیتهای جدی بر بهرهبرداری از مراتع وضع کرد‪.‬‬ ‫اما اهالی روستای لزور که وارث این منطقه بودهاند‪ ،‬با‬ ‫استفاده از دانش بومی خودشان نحوهای از دامداری‬ ‫پایدار را در مراتع سامان دادهاند‪ .‬انها توانستهاند با‬ ‫برنامهریزی مشارکتی نهتنها دامداری را توسعه داده‬ ‫بلکه پوشش گیاهی را ارتقا دهند و نوعی از همیاری‬ ‫بومی و پایدار را برای مسئله خاص خود ایجاد کنند‪.‬‬ ‫ً‬ ‫مثا دامهای محدود خود را در قالب یک گله بزرگ‬ ‫تجمیع کردهاند و کار چرای دام هرروز یا هر هفته توسط‬ ‫یک نفر انجام میشود [‪ .]1‬از طرف دیگر با بهینهسازی‬ ‫که حاصل تجربه و دانش بومی است‪ ،‬در هر بازه زمانی‬ ‫چرای دام را محدود به منطقه خاصی کردهاند و از‬ ‫فرسایش مرتع جلوگیری به عملاوردهاند‪ .‬این شیوههای‬ ‫ساده و کارامد که حاصل تجربه درازمدت است باعث‬ ‫پویایی منطقه میشود؛ بنابراین بهرهبرداری در قالب‬ ‫نه برداشتکننده اصلی و نه کارگران‪ ،‬از اهالی این‬ ‫روستا نیستند و مجبورند که در بــازه سهچهارماهه‬ ‫بهدوراز خانوادههای خود برای برداشت در این منطقه‬ ‫بمانند‪ .‬انها در کار تخصصی خود حرفهای شدهاند!‬ ‫این مراتع در مزایدهای که اقا رضا برنده شده است در‬ ‫اختیار وی قرار گرفته است و تنها فرصت دارند در طول‬ ‫تابستان و قبل از سرد شدن هوا حداکثر استحصال را‬ ‫برای خود داشته باشند‪ .‬به خاطر همین حتی یک روز‬ ‫را هم از دست نمیدهند‪ .‬کارگران بهصورت روزمزدی‬ ‫حقوحقوق خود! را دریافت میکنند و کاری به این‬ ‫ندارند که چقدر و چگونه باید برداشت کنند‪ .‬این تیم‬ ‫شیوه بهرهبرداری پایدار در مرتع را یاد نگرفتهاند‪ .‬نه در‬ ‫این سرزمین بزرگ شدهاند؛ نه خود را وارث این سرزمین‬ ‫میدانند و نه کم یا زیاد برداشت کردن منفعت مازادی‬ ‫برایشان به همراه خواهد داشت‪.‬‬ ‫بهرهبرداری بومی‬ ‫همه ظرفیت لزور محدود به گیاهان دارویی نیست؛‬ ‫بلکه در انجا کسبوکارهای دیگری مانند پرورش‬ ‫دام نیز که وابسته به مراتع روستایی است وجود دارد‪.‬‬ ‫‪84‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫چرای دام بهصورت بهینه و کارامد ادامه یافته و از سوی‬ ‫دیگر پوشش گیاهی مراتع نیز احیا شده است‪ .‬نظام‬ ‫بهرهبرداری و احیا بهصورت بومی و مردمی با کمترین‬ ‫هزینه و با بیشترین کارایی بدون وابستگی به هیچ نهاد‬ ‫دولتی صورت میگیرد‪ .‬درحالیکه در بهرهبرداری در‬ ‫شیوه قبلی که در قالب مزایده و با نظارت دستگاههای‬ ‫دولتی صورت میگیرد؛ از یکسو ذیحقان که شامل‬ ‫اهالی روستا و کارگران برداشتکننده هستند از حق‬ ‫اصلی خود برخوردار نمیشوند و از سوی دیگر دولت‬ ‫هزینه زیادی برای نظارت بر شیوه بهرهبرداری صرف‬ ‫میکند امــا بــاز تخریب در گیاهان منطقه صورت‬ ‫میگیرد‪ .‬گذشته از ان احیای مراتع نیز سامانی ندارد‬ ‫و دستخوش تغییرات فراوان است‪.‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫است‪ .‬انها تنها با الهامات دینی و ارزشی فضای کلی‬ ‫نظامها و قواعد را شکل میدادهاند‪ .‬برای یک همیاری‬ ‫مشخص‪ ،‬بهعنوانمثال طراحی نظام ابیاری در یزد و‬ ‫اصفهان یا کوچ عشایر در فارس‪ ،‬دهها و شاید صدها‬ ‫قاعده انباشته میشده است‪ .‬حالانکه با مداخات‬ ‫نابخردانه‪ ،‬نظامها و قواعد اجتماعی‪ ،‬اقتصادی و‬ ‫اقلیمی که حاصل صدها سال انباشت فرهنگی است‬ ‫به ناگاه از بین میرود [‪.]2‬‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫ای ــال ــن ب ــوم ــن ی ــر مــن ـط ـقــه ب ــا ت ــوج ــه به‬ ‫خردهیظامیاه اجتماعن‪ ،‬اقلیمن و اقتگاده‬ ‫که با ان روبرو یستند بهتدریج یاد منگیرید‬ ‫چصویه با محیط خود دستوپنجه یرم کنند؛‬ ‫بهگویهاه که تعرضن به طبیعت الهن وارد‬ ‫یشود و از سوه دیصر بتوایند معیشت و زیدگن‬ ‫خود را سامان دیند‪.‬‬ ‫ما بهعنوان روایتگر خطمشی‬ ‫سازگاری نهادی؛ از درون یا از بیرون؟‬ ‫اهالی بومی هر منطقه با توجه به خردهنظامهای اجتماعی‪،‬‬ ‫اقلیمی و اقتصادی که با ان روبرو هستند بهتدریج یاد‬ ‫میگیرند چگونه با محیط خود دستوپنجه نرم کنند؛‬ ‫بهگونهای که تعرضی به طبیعت الهی وارد نشود و از سوی‬ ‫دیگر بتوانند معیشت و زندگی خود را سامان دهند‪.‬‬ ‫انها در طول سالیان دراز و تجربیاتی که اندوختهاند‬ ‫بهتدریج و با اهستگی قواعد خود را شکل میدهند‪.‬‬ ‫کسی بیرون از حریم خصوصی انها مداخلهای برای‬ ‫شکل دادن به نوع قواعد و سبک زندگی انها نداشته‬ ‫‪85‬‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫این نظامها زمانی از بین رفت که با فرایند مدرن شدن‬ ‫کسانی سعی داشتند از بیرون و با الگوگیری از الگوهای‬ ‫غیربومی مربوط به شرق و غرب‪ ،‬نظام و قواعدی را که‬ ‫تناسبی بافرهنگ و بوم ما نداشت بر ما تحمیل کنند‪.‬‬ ‫در کشور ما در ابتدای قرن ‪ 14‬شمسی در زمان پهلوی‬ ‫اول و با شکلگرفتن تدریجی ساختارهای دولت مدرن‪،‬‬ ‫حاکمیت دولتی گسترده شد و خردهنظامهای اجتماعی‬ ‫و اقتصادی نهادهای بومی از حیز انتفاع ساقط شد‪.‬‬ ‫بهعنوانمثال سیاست یکجانشین کردن عشایر توسط‬ ‫پهلوی اول یا از بین بردن نظام اربابرعیتی با انجام‬ ‫اصاحات ارضی توسط پهلوی دوم ازجمله مداخات‬ ‫ناعادانهای بوده که انباشتههای نهادی را از بین برده‬ ‫است [‪ .]3‬البته ورود فناوریهای جدید در این مسیر‬ ‫بیتاثیر نبوده است اما بدون شک درصورتیکه این‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫اکنون ییز مسیر بازسازه یهادیاه بومن‬ ‫مـســدود ییست‪ .‬ز یــرا عنگر اصلن کــه در‬ ‫میان پیچیدگنیاه اجتماعن‪ ،‬اقتگاده‬ ‫و بومن مناسبات و قواعد و یحوه تعامات‬ ‫را خکل مندید‪ ،‬ایسان است‪.‬‬ ‫▪ توجه دادن به دانش بومی و جلوگیری از وابستگی‬ ‫و دلدادگی به غرب یا هر مرکزیت دیگر‪ :‬به این‬ ‫معنا که وابسته به الگوهای دانشی و نگرشی که‬ ‫از بیرون به انها سرایت میکند نباشند و متوجه‬ ‫به انباشتههای دانش ضمنی و تجربیات بومی‬ ‫خود باشند‪.‬‬ ‫▪ اموزش سازوکارهای ایجاد انواع همیاری و تعامل‬ ‫برای حل مسائل‪ :‬انواعی از مدلهای مشارکت‬ ‫و همیاری در سابقه تمدنی ما وجود داشته که‬ ‫بسیاری از انها مضمحل شده است‪ .‬کمک به‬ ‫جوامع بومی برای شکلگیری انواع این همیاریها‬ ‫متناسب با اقتضائات اجتماعی و اقتصادی‬ ‫کنونی از اهمیت زیادی برخوردار است‪.‬‬ ‫▪ شکلگیری تصمیمات جمعی و همدانه‪ :‬تاش‬ ‫شود که تصمیمات برای این جوامع محلی نه‬ ‫بهصورت یکجانبه بلکه با مشارکت و حضور‬ ‫ذینفعان بومی و محلی صورت پذیرد‪.‬‬ ‫نهادها مورد مداخله و تجاوز قرار نمیگرفتند‪ ،‬امکان‬ ‫بازتولید مطابق با شرایط جدید را داشتند‪ .‬اکنون نیز‬ ‫مسیر بازسازی نهادهای بومی مسدود نیست‪ .‬زیرا‬ ‫عنصر اصلی که در میان پیچیدگیهای اجتماعی‪،‬‬ ‫اقتصادی و بومی مناسبات و قواعد و نحوه تعامات‬ ‫را شکل میدهد‪ ،‬انسان اســت‪ .‬به قول مرحوم فرور‬ ‫«ما مخالف مدرن شدن نیستیم؛ ولی مدرن از نوع‬ ‫خودمان شویم‪ .‬ازانچه دار یــم بسازیم و باا بیاییم‪.‬‬ ‫اقتصاد مقاومتی را با ارتقای اقتصادی که در مردم‬ ‫بومی هست محقق کنیم» [‪.]4‬‬ ‫حال سوالی که مطرح است این است که وظیفه ما‬ ‫بهعنوان کسی که به مطالعه قواعد مربوط به زندگی‬ ‫اهالی بومی و روستایی میپردازد چیست؟ نوع اثرگذاری‬ ‫ما به چه نحوی میتواند باشد؟ طبیعی است که ما‬ ‫بهعنوان یک خطمشیگذار که از بطن زندگی و جزئیات‬ ‫احوال اهالی هر منطقه ا گاهی نداریم‪ ،‬نمیتوانیم قواعد‬ ‫خرد مربوط به انها را شکل دهیم‪ .‬انچه ازم است این‬ ‫است که زمینههای نهادی را برای رشد انها از درون‬ ‫فراهم کنیم و انها را به حال خودشان واگذار کنیم‪.‬‬ ‫این زمینههای نهادی چیست‪:‬‬ ‫▪ حقوق مالکیت‪ :‬یعنی اختیارات حقوقی و قانونی‬ ‫به نحوی به انها واگذار شود که خود را صاحبکار‬ ‫دانسته و برای خود امنیت پایداری را جهت توسعه‬ ‫کسبوکارها و بوم مربوط به خود متصور شوند‪.‬‬ ‫پینوشتها‬ ‫‪Email: mbagherinasr@gmail.com‬‬ ‫[‪ .]1‬اریجانی‪ ،‬مریم؛ قربانی‪ ،‬مهدی؛ رحمانی‪ ،‬الهام (‪ .)1392‬تحلیل شبکه‬ ‫ذینفعان محلی و کنشگران کلیدی در مدیریت مشارکتی سرزمین‪ :‬مطالعه‬ ‫بهرهبرداران روستای لزور‪ ،‬پژوهشهای دانش زمین‪ ،‬شماره ‪13‬‬ ‫[‪ .]2‬فرهادی‪ ،‬مرتضی (‪ .)1373‬فرهنگ یاریگری در ایران (درامدی بر مردمشناسی‬ ‫و جامعهشناسی تعاون‪ ،‬جلد اول)‪ ،‬مرکز نشر دانشگاهی‬ ‫[‪ .]3‬پوربختیار‪ ،‬غفار (‪ .)138۶‬رضاشاه و طرح اسکان اجباری عشایر بختیاری‬ ‫(پژوهشی مبتنی بر اسناد)‪ ،‬نشریه مسکویه‪ ،‬شماره ‪8‬‬ ‫[‪ .]۴‬مستند درخت مشکات‪ :‬زندگی مرحوم تقی فرور‪.‬‬ ‫‪86‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرتضی تیموریان‬ ‫پژوهشگر هسته سیاست کشاورزی مرکز رشد‬ ‫دانشاموخته کارشناسی ارشد رشته مدیریت دولتی دانشگاه امام صادق؟‬ ‫ـدم نان‪،‬‬ ‫گنـ ـ ـ ِ‬ ‫رقم انقاب‪1398 ،‬‬ ‫پس از پیروزی انقاب اسامی در سال ‪ 1357‬سرنوشتی‬ ‫متفاوت پیش روی مردم ایران قرار گرفت‪ .‬اوضاع مردم‬ ‫تغییر کرد‪ ،‬اگرچه عدهای نهچندان زیاد و کوتهبین هنوز‬ ‫از گــنــدم ی ــاد گرفتیم اگ ــر ظــرفـیــتیــاه کــش ــاورزه زیــر‬ ‫مشغولیتیاه سیاسن و اداره مسئولین ریا یشود‪،‬‬ ‫دست اجایب از کشور بریده منخود‬ ‫‪87‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫گندم انقاب‬ ‫روایت مختصر‬ ‫ِ‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫ـام جدید‪ ،‬رایجترین برنامهی موسسات‬ ‫معرفی ارق ـ ِ‬ ‫«گندم‬ ‫تحقیقاتی در وزارت جهاد کشاورزی است‪.‬‬ ‫ِ‬ ‫«گندم نان‪ ،‬رقم کاوه‪،»1359 ،‬‬ ‫نان‪ ،‬رقم ازادی‪،»1358 ،‬‬ ‫ِ‬ ‫«گندم نان‪ ،‬رقم رسول‪،‬‬ ‫«گندم نان‪ ،‬رقم قدس‪،»1368 ،‬‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫«گندم نان‪ ،‬رقم خلیل‪ »1395 ،‬نمونههایی‬ ‫و‬ ‫‪»1371‬‬ ‫ِ‬ ‫از ارقام معرفیشده توسط موسسه تحقیقات اصاح‬ ‫و تهیه نهال و بذر است‪ .‬همانگونه که ارقام جدید‬ ‫میراث ژنتیکی نسلهای‬ ‫ضمن تغییرات هدفمند‪،‬‬ ‫ِ‬ ‫«گندم نان‪ ،‬رقم انقاب‪،‬‬ ‫سابق خود را حفظ میکنند؛‬ ‫ِ‬ ‫‪ »1398‬نیز در عین تـحــوات‪ ،‬یادگیریها و بــهروز‬ ‫شدنها‪ ،‬چهل سال تجربه گوهربار با خود حمل میکند‪.‬‬ ‫درساموزی از سرگذشت پرمغز‪ ،‬پردرد و پر از موفقیت‬ ‫معنادار سیاستهای دولتی در زمینه‬ ‫و شکستهای‬ ‫ِ‬ ‫محصول اساسی گندم‪ ،‬دستمایهای گرانسنگ‬ ‫برای اینده سیاستگذاری در حوزه کشاورزی است‪.‬‬ ‫بهاینترتیب نوشتار حاضر با برداشتی استعاری از‬ ‫شیوه نامگذاری و مفهومی که در معرفی ارقام جدید‬ ‫نهفته است‪ ،‬تاش میکند دالتهای برامده از تجربه‬ ‫ً‬ ‫گندم را برای اینده کشاورزی کشور‪ ،‬مخصوصا در گام‬ ‫دوم انقاب اسامی ارائه دهد‪.‬‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫سراغاز‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫کشاورزان به مباحثه سشنان‬ ‫َ‬ ‫امام ی ِنشستند‪ ،‬بلکه بلند خدید و‬ ‫کمر بستند و «در ان چیزیایی که‬ ‫غذاه ملت» بود‪« ،‬به کشاورزه‬ ‫خودخان ادامه» دادید‪.‬‬ ‫ّاما گندم پا بهپای انقاب اوج گرفت و افت و خیزش‬ ‫ُ‬ ‫نی‬ ‫را هم با خود باا کشید‪ .‬نقطه تولید ‪ 15.8‬میلیون ت ِ‬ ‫گندم در سال ‪ ،1386‬تنها یک رکوردشکنی نبود؛ یک‬ ‫قله افتخار و نشانهای از ظرفیت کشور بود که هرچه‬ ‫گندم طاغوت پهلوی نمیرسد؛‬ ‫هم ًفرود بیاید به قهقرای ِ‬ ‫واقعا یک افتخار بود که نه یک سال‪ ،‬چهل سال مداوم‬ ‫نان انقاب با خود به ارمغان اورده است و‬ ‫است‬ ‫گندم ِ‬ ‫ِ‬ ‫قد تفکر «ما نمیتوانیم»‬ ‫هرگز زیر فشار و هجمهی تمام ِ‬ ‫خم نشده و نمیشود‪.‬‬ ‫گندم انقاب‪ ،‬تاشهای‬ ‫ساله‬ ‫چهل‬ ‫پشت پرده مسیر‬ ‫ِ‬ ‫نان انقاب را خوردهاند‪27 .‬‬ ‫کسانی بوده است که ِ‬ ‫خرداد ‪ 1358‬فرمان تاسیس جهاد سازندگی صادر‬ ‫شد‪ .‬جهاد در گیرودار جنگ تحمیلی درگیر شد؛ ّاما‬ ‫بستر زندگی‬ ‫توجه به کشاورزی بهعنوان‬ ‫ِ‬ ‫محور توسعه و ِ‬ ‫ً‬ ‫ّ‬ ‫مردم ـ مخصوصا در مناطق روستایی ـ دغدغه جد ِی‬ ‫دردمندان انقاب اسامی را بیشتر به خود جلب کرد‪.‬‬ ‫ِ‬ ‫اقتصادی دشمن نیز همراهی‬ ‫در این هنگامه‪ ،‬فشارهای‬ ‫ِ‬ ‫کرد و تلنگری برای بیدار شدن و ایستادن بر پای خود‬ ‫برای تامین مایحتاج مردم کشور به مسئولین جهاد‬ ‫سازندگی زد‪ .‬طرح سنابل ‪ 1‬و ‪ 2‬گندم دیم‪ ،‬در سال‬ ‫‪ 1363‬از سوی جهاد سازندگی در ‪ 9‬استان دیمخیز کشور‬ ‫جهش ازم در امر تولید‬ ‫«ایجاد سرعت و‬ ‫کلید خورد‪.‬‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫گندم دیم از طریق استفاده از استعدادهای طبیعی و‬ ‫نیروی انسانی مومن و متعهد و امکانات مردمی جهت‬ ‫رسیدن به خودکفایی و ایجاد ّ‬ ‫تحرک و اموزش ازم برای‬ ‫هم ناراحتاند و غصهی خشخاش روی نانشان‪،‬‬ ‫َ‬ ‫هرماری توی جامشان و مکانهای عیش و نوششان‬ ‫ز ِ‬ ‫را میخورند‪ .‬اوضاع اجتماعی اینها تغییر کرد ولی‬ ‫مهمتر ان است که سرنوشت بیش از سیوپنج میلیون‬ ‫انسان بر روی‬ ‫ایرانی‪ ،‬بلکه اوضاع بیش از سه میلیارد‬ ‫ِ‬ ‫کره زمین و نسلهای اینده انها تغییر کرد‪ .‬اری در‬ ‫میان سروصداهای قدرتهای غرب و شرق‪ ،‬نعرهای‬ ‫از ایران بلند شد و دنیای استعمار و استکبار را به لرزه‬ ‫دراورد‪ .‬بهمن ‪ ،1357‬شروع یک مسیر روشن برای مردم‬ ‫ایران بود‪ .‬شاه رفت و امام ماند‪ .‬امریکا رفت و مردم‬ ‫بر پای خود ایستادند‪ .‬گندم بود‪ ،‬نان بود‪ ،‬خشخاش‬ ‫دست نیاز به خارج‬ ‫نبود‪ .‬زمین بود‪ ،‬اب بود‪ ،‬مرد بود‪،‬‬ ‫ِ‬ ‫دراز نبود‪ .‬جنگ بود‪ ،‬محاصره اقتصادی بود‪ ،‬جهاد‬ ‫ّ‬ ‫بود‪ ،‬ذلت نبود‪ .‬همین روزها امام خمینی؟ فرمودند‪:‬‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫«اگر کشاورزان ما باورشان این باشد که ما میتوانیم‬ ‫در کشاورزی بهجایی برسیم که صادر کنیم و وابسته‬ ‫به غیر نباشیم‪ ،‬بلکه دیگران به ما محتاج باشند‪،‬‬ ‫میتوانند»‪]1[ .‬‬ ‫َ‬ ‫کشاورزان به مباحثه سخنان امام ن ِنشستند‪ ،‬بلکه بلند‬ ‫شدند و کمر بستند و «در ان چیزهایی که غذای ملت»‬ ‫بود‪« ،‬به کشاورزی خودشان ادامــه» دادنــد‪ .‬داستان‬ ‫نمیخوانید‪ ،‬یک راستان چهلساله مقابل شماست‪.‬‬ ‫ُ‬ ‫سال ‪ 3.7 ،1357‬میلیون تن گندم در کشور تولیدشده‬ ‫ُ‬ ‫بود‪ّ ،‬اما در سال ‪ 1358‬با یک جهش یکمیلیون تنی‬ ‫ُ‬ ‫تولید گندم به ‪ 4.5‬میلیون تن رسید‪ .‬افتوخیز داشت‪،‬‬ ‫‪88‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫ایجاد اتکاء به نفس در بین کشاورزان» را طرح سنابل ‪1‬‬ ‫و «رسیدن به حد مطلوب و ترویج تغییر روش تکنیک‬ ‫کشت دیم و ایجاد سرعت و شتاب در زمینه افزایش‬ ‫تولید گندم در واحد سطح و جلبتوجه و عاقهمندی‬ ‫کــشــاورزان در جهت حفظ و تقویت سرمایهگذاری‬ ‫ازم برای بهرهور ساختن اراضی دیم و افزایش درامد‬ ‫روستائیان» را طرح سنابل ‪ 2‬دنبال میکرد‪ .‬طرح سنابل‬ ‫با بهرهگیری از ظرفیتهای مردمی و تاشهای بدون‬ ‫چشمداشت‪ ،‬نقشی قابلتوجه در افزایش سطح تولید‬ ‫ُ‬ ‫گندم انقاب به باای ‪ 7‬میلیون تن داشت‪.‬‬ ‫ِ‬ ‫‪ 21‬شهریور ‪ ،1368‬مجلس شــورای اسامی «قانون‬ ‫تضمین خرید محصوات اساسی کشاورزی» را تصویب‬ ‫ِ‬ ‫خرید تضمینی دغدغه بازاررسانی محصول را‬ ‫کرد‪.‬‬ ‫ِ‬ ‫از ذهن گندمکاران کمرنگ و کمرنگتر کرد‪ ،‬بهعاوه‬ ‫اینکه در بسیاری از اوقات با اعام قیمت مناسب‬ ‫زمینه حمایت مالی از کشاورزان را فراهم میکند‪.‬‬ ‫‪89‬‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫بهاینترتیب کشاورزانی که بهطور بین نسلی با کشت‬ ‫گندم و نگهداری و پرورش ان اشنا هستند و تامین‬ ‫نان مــردم را به فال نیک میگیرند‪ ،‬با رغبتی بیشتر‬ ‫مایل به گندمکاری میشوند‪ .‬البته سیاستهای‬ ‫دولت از سوی دیگر بام افتادهاند و بیشازاندازه گندم‬ ‫را به این خوشخدمتی وابسته کردهاند‪ ،‬به صورتی که‬ ‫اگر امروز خدشهای به خرید تضمینی وارد شود‪ ،‬رنگ‬ ‫سفره مردم تغییر میکند‪ .‬در سال ‪ 1368‬اتفاقی دیگر‬ ‫گندم انقاب را تحت تاثیر قرار داد؛ پیرو تصویب‬ ‫نیز‬ ‫ِ‬ ‫برنامه پنجساله اول در این سال و برای حرکت به سمت‬ ‫افق برنامه (افزایش ‪ 3‬میلیون تنی تولید و ‪ 2‬میلیون تنی‬ ‫عملکرد گندم)‪ ،‬طرح محوری گندم از سوی وزارت‬ ‫گندم‬ ‫کشاورزی وقت کلید خورد‪ .‬اینبار سطح تولید‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫انقاب‪ ،‬از ‪ 10 ،8‬و ‪ 11‬میلیون تن عبور کرد و جای پای‬ ‫خود را محکم کرد‪ ،‬بهگونهای که شرایط نامساعد اب‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫ـاه ارم ــان و‬ ‫ـدم ای ـقــاب‪ ،‬پ ـ ِ‬ ‫گ ـنـ ِ‬ ‫خ ـعــاریــاه ای ـقــاب ایـسـتــاده‬ ‫اس ــت؛ یــم پیشروه خــود را‬ ‫منبیند‪ ،‬یم فاصله تا افق را‬ ‫ً‬ ‫عمیقا منچشد؛ یمنایستد‪،‬‬ ‫ایستاده بهپیش منتازد‪.‬‬ ‫«من امروز بر ان سه نکتهای که به ایشان عرض کردم‪،‬‬ ‫مسئله کشاورزی را اضافه میکنم؛ همان چیزی که‬ ‫ّ‬ ‫اقای ّ‬ ‫حجتی در اینجا قولش را به من دادند و من توقع‬ ‫داشتم که ایشان در مجلس هم ان را بگویند ‪ -‬که‬ ‫متاسفانه نگفتند ‪ -‬و ان این است که ما در مواد اصلی‬ ‫ً‬ ‫غذایی کشور‪ ،‬یعنی گندم و برنج و احتماا روغن‪،‬‬ ‫خودکفا شویم‪ .‬ایشان به من قرص و محکم گفتند‬ ‫که میتوانیم خودکفا شویم؛ اما هرچه گوش تیز کردم‬ ‫ببینم ایشان در مجلس کلمه «خودکفایی» را میاورند‪،‬‬ ‫دیــدم نــه! ایشان گفتند ما میتوانیم اینها را پیش‬ ‫ببریم‪ .‬پیش بردن کجا‪ ،‬خودکفایی کجا؟! البته این‬ ‫اقای ّ‬ ‫حجتیای که من شناختهام‪ ،‬میتواند این کار را‬ ‫بکند‪ .‬اان کشور برای این کار اماده است‪ .‬ایشان باید‬ ‫ّ‬ ‫همت کند و انشاءاه سازمان مدیریت و برنامهریزی‬ ‫ً‬ ‫به ایشان کمک کند و اقای رئیسجمهور هم حتما‬ ‫کمک خواهد کرد؛ من هم با همه وجود کمک خواهم‬ ‫کرد‪ .‬این کار جزو کارهای اساسی است که اگر صورت‬ ‫گیرد‪ ،‬دیگر ان دغدغهای که اقای رئیسجمهوری در‬ ‫خوابی دو‬ ‫مجلس اسم اوردند و ان کمخوابی و یا بی‬ ‫ِ‬ ‫سه شبه ایشان و اقای شریعتمدار پیش نخواهد امد‪.‬‬ ‫حجازی ما هم در ان دغدغه شریک بودند‪،‬‬ ‫البته اقای‬ ‫ِ‬ ‫ً‬ ‫فقط به بنده نگفته بودند‪ .‬البته نه اینکه مثا تا ده روز‬ ‫روز ّاول نگفتند؛ اما بعد که‬ ‫نگفتند؛ نه‪ ،‬همان دو سه ِ‬ ‫قدری مشکل برطرف شد‪ ،‬این قضیه را به ما گفتند‪.‬‬ ‫و هوایی سال زراعی ‪ 77-78‬نیز نتوانست ان را به زیر‬ ‫‪ 8‬میلیون تن بکشاند‪.‬‬ ‫پای ارمان و شعارهای انقاب ایستاده‬ ‫گندم انقاب‪ِ ،‬‬ ‫ِ‬ ‫است؛ هم پیشروی خود را میبیند‪ ،‬هم فاصله تا افق را‬ ‫ً‬ ‫عمیقا میچشد؛ نمیایستد‪ ،‬ایستاده بهپیش میتازد‪.‬‬ ‫افت سطح تولید گندم کشور به ‪ 8‬میلیون تن در سال‬ ‫ِ‬ ‫‪ 1379‬هرگز پایان کار گندم انقاب نبود‪ .‬در این سال‬ ‫وزارت جهاد سازندگی‪ ،‬که ‪ 15‬سال از اداری شدنش‬ ‫میگذرد‪ ،‬در وزارت کشاورزی ادغام میشود و درنتیجه‬ ‫وزارت جهاد کشاورزی متولد میشود‪ .‬محمود حجتی‪،‬‬ ‫ً‬ ‫از اعضای حــزب مشارکت وقــت و طبیعتا از افــراد‬ ‫ذینفوذ کابینه‪ ،‬وزارت راه و ترابری را تحویل میدهد‬ ‫و پرچم جهاد کشاورزی کشور را به دست میگیرد‪.‬‬ ‫شروع کار وزارتخانه در شرایطی است که سیاستهای‬ ‫کلی برنامه سوم نیز یک سال پیش (‪ )1378‬اباغشده‬ ‫است و «فراهم ساختن امنیت غذایی و خودکفایی‬ ‫در کااهای اساسی‪ ،‬بهوسیلهی افزایش تولید داخلی‬ ‫بهویژه در زمینهی کشاورزی» را مطالبه کرده است‪.‬‬ ‫حجتی که گلیم خودش را از اب و روغـ ِـن ادغــام دو‬ ‫وزارتخانه کشیده بود‪ ،‬در دولت بعدی نیز از مجلس‬ ‫رای اعتماد گرفت و جایگاه خود را برای خدمت به‬ ‫کشاورزان محکمتر کرد‪ .‬مطالبات خودکفایی پیش‬ ‫روی وزارتخانه تازه تاسیس بود‪ .‬مقام معظم رهبری؟‬ ‫در دیدار اعضای هیئت دولت فرمودند‪:‬‬ ‫‪90‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫بکنید‪ .‬ایشان گفت ما این کار را میکنیم‪ .‬من برای‬ ‫اینکه این قضیه تثبیت شود‪ ،‬دریکی دو جلسهی‬ ‫سخنرانی عمومی این مطلب را از قول ایشان نقل کردم؛‬ ‫اما حقیقت قضیه را بگویم‪ :‬باورم نمیشد که اینها در‬ ‫ظرف سه سال بتوانند این کار را بکنند‪ .‬البته خدای‬ ‫متعال هم کمک کرد؛ بارندگی هم شد؛ اما اینها هم‬ ‫همت کردند و شد‪ .‬این ازانجاهایی است که شما از‬ ‫ان چیزی که تصور میشد‪ ،‬جلوترید»‪]3[ .‬‬ ‫ما باید مشکل گندم را از دوش وزارت بازرگانی برداریم‬ ‫و روی دوش کشاورز خودمان و وزارت جهاد کشاورزی‬ ‫بگذاریم»‪]2[ .‬‬ ‫گندم در سال ‪ 1383‬متوقف نشد‪ .‬افزایش سطح تولید‬ ‫از ‪ 14‬میلیون تن هم گذشت و در سال ‪ 1386‬به حدود‬ ‫‪ 16‬میلیون تن رسید‪ .‬بااینکه هجمه تفکر «ما نمیتوانیم»‬ ‫ّ‬ ‫ّ‬ ‫متوقف نشد و هرروز و هرجایی با ِعده و ُعدهای که‬ ‫برای خود دستوپا کرده است به کشاورزی کشور فشار‬ ‫میاورد‪ّ ،‬اما گندم انقاب تنومند شده است و بهراحتی‬ ‫سر خم نمیکند‪ .‬گندم که در سال ‪ 1387‬زمستانی‬ ‫سرد و بهاری کم بارش را پشت سر گذاشته بود‪ ،‬افتی‬ ‫طبیعی در سطح تولید داشت‪ 7 .‬میلیون تن تولید در‬ ‫ً‬ ‫«حقیقتا مسئلهی خودکفایی گندم‪ ،‬بااتر از ایدهال‬ ‫اســت‪ .‬من یــادم است که در دو‪ ،‬سه سال قبل و در‬ ‫جلسهای به ایشان گفتم که شما کشور را به خودکفایی‬ ‫گندم برسانید‪ .‬ایشان گفت از ما بخواهند‪ ،‬تا ما بکنیم‪.‬‬ ‫من گفتم من اان دارم از شما میخواهم؛ این کار را‬ ‫‪91‬‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫وزیر تشکیاتی جدید به نام دفتر طرح گندم ایجاد کرد‬ ‫و مسئولیت ان را به محمدرضا اسکندری سپرد و عزم‬ ‫خود را برای خودکفایی در گندم اعام کرد‪ .‬عملکرد‬ ‫مجموعه وزارتخانه و دفتر طرح گندم در ابتدای دهه‬ ‫هشتاد سخن بسیار دارد که در این نوشتار مختصر‬ ‫نمیگنجد‪ .‬بههرحال‪ ،‬گندم انقاب پلهپله خود را‬ ‫باا کشید؛ ‪ 13 ،12 ،9 ،8‬و ‪ 14‬میلیون تن گندمی که‬ ‫کمر زمزمههای «ما‬ ‫در سال ‪ 1383‬در کشور تولید شد‪ِ ،‬‬ ‫نمیتوانیم» را در کشور خم کرد‪ .‬اقا فرمودند‪:‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫گندم ایقاب و یاین که چهل سال ملت ایران و امت اسام‬ ‫ِ‬ ‫از این گندم خورده است‪ ،‬مایه ختاب جوایان براه احیاه‬ ‫کشاورزه بهعنوان بستر زیدگن ارام و سالم و محور اقتگاده‬ ‫مقاوم‪ ،‬مستقل و عزیز را فرایم کرده است‪.‬‬ ‫این سال کمتر از نصف تولید در سال ماقبلش بود‪ّ ،‬اما‬ ‫ً‬ ‫همین هم تقریبا دو برابر تولید گندم پیش از انقاب‬ ‫اسامی بود‪ .‬گندم در سال ‪ 1388‬به مسیر خود بازگشت‬ ‫و موفقیت پله اول خود در قطع واردات را تا امروز برای‬ ‫گندم انقاب در این‬ ‫خود حفظ کرده است‪ .‬انچه بر‬ ‫ِ‬ ‫چهل سال گذشته است‪ ،‬اگرچه تمام انچه باید برای‬ ‫گندم انجام میشد نیست‪ّ ،‬اما بهخوبی ظرفیتهای‬ ‫عظیم کشاورزی کشور را به رخ میکشاند‪.‬‬ ‫سمت ابادانی میهنمان پیش برویم‪ .‬یکبار از گندم‬ ‫یاد گرفتیم که اگر ظرفیتهای کشاورزی کشور زیر‬ ‫مشغولیتهای سیاسی و اداری مسئولین رها نشود‪،‬‬ ‫دست اجانب از کشور بریده میشود‪ .‬طرح سنابل و‬ ‫طرح خودکفایی گندم نشان داد با کمترین منابع مالی‬ ‫میتوان دست در دست کشاورزان کارهای بزرگ کرد‪.‬‬ ‫اکنون زمان تحقق ارمانهای انقاب اسامی با یک‬ ‫کشاورزی دانشبنیان‪ ،‬متناسب با اقلیمهای کشور‬ ‫و فرهنگ این مرزوبوم‪ ،‬توانمند در تامین محصوات‬ ‫اساسی کشور و امت اسامی‪ ،‬موتور محرک تولید در‬ ‫کشور و قدرتمند در عرصه بینالملل اســت‪ .‬امــروز‬ ‫دیگر مجالی برای توقف کشاورزی و به بیراهه رفتن‬ ‫با ِگرای اسناد بینالمللی نیست؛ سند توسعه پایدار‬ ‫که ابزار حفظ سلطه بینالملل بر کشورها است هرگز‬ ‫یک ایدهال برای سند الگوی اسامی ایران پیشرفت‬ ‫گندم انقاب و نانی که چهل سال ملت ایران‬ ‫نیست‪ِ .‬‬ ‫و امت اسام از این گندم خورده است‪ ،‬مایه شتاب‬ ‫جوانان برای احیای کشاورزی بهعنوان بستر زندگی‬ ‫ارام و سالم و محور اقتصادی مقاوم‪ ،‬مستقل و عزیز‬ ‫را فراهم کرده است‪.‬‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫درسی برای افق‬ ‫نتیجه تاشهای انجامشده برای افزایش سطح تولید‬ ‫گندم کشور ازجمله انچه تحت عنوان طرح سنابل گندم‬ ‫دیم‪ ،‬طرح محوری گندم ابی‪ ،‬طرح خودکفایی گندم و‬ ‫نیز پشتیبانی قوانینی مانند تضمین خرید محصوات‬ ‫اساسی کشاورزی و بیمه محصوات کشاورزی بیانگر‬ ‫کشاورزی ایران اسامی است‪.‬‬ ‫ظرفیتهای عظیم‬ ‫ِ‬ ‫بیتردید گندم تنها یکی از محصوات اساسی و‬ ‫گندم انقاب موفق شد‬ ‫موردنیاز مردم کشور است‪ّ ،‬اما‬ ‫ِ‬ ‫ّ‬ ‫یکبار قله «ما میتوانیم» را درنوردد و مسیر حرکت و‬ ‫موفقیت را برای کشاورزی کشور هموارتر کرد‪ .‬تجربه‬ ‫چهلساله گندم به ما میاموزد که در گام دوم انقاب‬ ‫اسامی باید پهنهی دیم و ابی ایران زیر کشت فکر‪،‬‬ ‫انگیزه و عمل جوانان رود‪ .‬اموختیم که «ما میتوانیم»‬ ‫با اتکال به خداوند و استفاده از ظرفیتهای کشور‪ ،‬با‬ ‫تکیهبر اقلیم غنی ایران و فرهنگ سرشار از عشق و ایثار‬ ‫و جهاد‪ ،‬و با بهرهگیری از توان نیروی انسانی کشور به‬ ‫پینوشتها‬ ‫‪Email: teimourian@isu.ac.ir‬‬ ‫[‪ .]1‬صحیفه امام خمینی؟‪ ،‬جلد ‪ ،1۴‬صفحه ‪13۶0/01/31 :308‬‬ ‫[‪ .]2‬مقام معظم رهبری در دیدار با رئیسجمهور و هیئت دولت وقت‪:‬‬ ‫‪1380/0۶/05‬‬ ‫[‪ .]3‬مقام معظم رهبری در دیدار با رئیسجمهور و هیئت دولت وقت‪:‬‬ ‫‪1383/0۶/0۴‬‬ ‫‪92‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫سیدیونس کمالیان‬ ‫پژوهشگر هسته سیاست کشاورزی مرکز رشد‬ ‫دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مدیریت بازرگانی دانشگاه امام صادق؟‬ ‫‪93‬‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫کشت فراسرزمینن‪ ،‬جایصزینن ایمن و قابلاتکا براه بشش‬ ‫مهمن از واردات محگوات کشاورزه است‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫در جستجوی راهی‬ ‫بهتر از واردات‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫در سال ‪ 2007‬به دنبال جهش ناگهانی قیمت نفت‪،‬‬ ‫کشورهای صنعتی به دنبال راهکاری جایگزین برای‬ ‫تامین سوخت و انــرژی خــود افتادند و یکی از این‬ ‫راهکارها استفاده از سوختهای زیستی بود‪ .‬در همان‬ ‫سال با افزایش تقاضای سوختهای زیستی و بهتبع ان‬ ‫محصوات کشاورزی‪ ،‬قیمت محصوات کشاورزی‬ ‫نیز جهش یافت‪ .‬درنتیجه تامین مایحتاج غذایی‬ ‫یک کشور و مردم به یک مسئله حکومتی اولویتدار‬ ‫تبدیل شد‪ .‬راههای تامین غذای یک کشور در وهله‬ ‫اول کاشت در همان کشور و عرضه در بازار است؛ اما‬ ‫زمانی که توان تولید کشور از مصرف ان کمتر باشد‬ ‫نیاز به واردات برای تامین مطرح میشود‪ .‬اما واردات‬ ‫همه گزینههای جایگزین نیست بلکه تنها یکی از‬ ‫گزینههاست‪ .‬یکی دیگر از گزینههای فراهماوری غذا‬ ‫برای یک کشور کشت فراسرزمینی است‪.‬‬ ‫تعریف رسمی از کشت فراسرزمینی بهرهبرداری از‬ ‫منابع‪ ،‬عوامل‪ ،‬ظرفیتها و امکانات سایر کشورها برای‬ ‫تولید محصوات کشاورزی مورد نیاز در راستای حفظ‬ ‫منابع پایدار تولید و ارتقاء امنیت غذایی کشور و سایر‬ ‫نیازهای صنعتی است‪ .‬عقبه این کشت به استعمار‬ ‫کهن برمیگردد؛ زمانی که استعمار با استفاده از منابع‬ ‫کشورهای دیگر به رفع نیازهای خود میپرداخت‪.‬‬ ‫ً‬ ‫استعمار‪ ،‬واژهای است که تقریبا همه بامعنای ان‬ ‫اشنا هستیم و نیازی به تعریف مجدد ان در این‬ ‫مجال نیست‪ .‬همان اندازه که بدانیم استعمار یعنی‬ ‫بهره بردن از کسی یا چیزی یا مملکتی برای سود و نفع‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫ایران تا امروز قرارداد‪ 1/5‬میلیون هکتار‪ ،‬کشت فراسرزمینی‬ ‫را به میزبانی ‪ 9‬کشور امضا نموده است‪ .‬این قراردادها‬ ‫توسط ‪ 20‬شرکت امضاشده و ‪ 428‬هزار هکتار نیز زیر‬ ‫کشت رفته است‪ .‬از مجموع تولیدات این ‪ 428‬هزار‬ ‫هکتار کشت‪ ،‬تنها محصول ‪ 120‬هزار هکتار وارد کشور‬ ‫میشود و مابقی محصوات به بــازار جهانی یا بازار‬ ‫همان کشورها فروخته میشود‪ .‬کشورهای طرف قرارداد‬ ‫ایران به ترتیب کشورهای همجوار و سپس کشورهای‬ ‫امریکای اتین و افریقایی است‪.‬‬ ‫پس طبق امار ارائهشده‪ 15 ،‬درصد قراردادهای جهانی‬ ‫کشت فراسرزمینی زیر کشت است و در مورد ایران حدود‬ ‫‪ 30‬درصد از قراردادها مورداستفاده و فعال هستند و از‬ ‫طرف دیگر‪ ،‬حدود ‪ 14/9‬درصد کشاورزی فراسرزمینی‬ ‫ً‬ ‫فعال جهان متعلق به ایران است‪ .‬پس نسبتا رتبه ایران‬ ‫در این زمینه رتبه قابل قبولی است‪.‬‬ ‫نیت اصلی نظام سیاسی کشور برای کشت فراسرزمینی‬ ‫باا بردن امنیت غذایی کشور است و سپس صادرات‬ ‫محصوات دارای بازار یا دارای قابلیت بالقوه ایجاد‬ ‫بازار برای انها‪ .‬امنیت غذایی بیش از هر اقدام سیاسی‬ ‫و اقتصادی مــوردتــوجــه جهان اســت و دیپلماسی‬ ‫کشوری یا شخص دیگر بهطوریکه حق طرف مقابل‬ ‫بهصورت کامل پرداخت نشود‪ ،‬برای فهم ما از این واژه‬ ‫در این نوشتار کافی است‪ .‬باوجود چنین عقبهای از‬ ‫کشت فراسرزمینی‪ ،‬در حال حاضر کشورهای مختلف‬ ‫بهتناسب مزیت نسبی خود به میزبانی و میهمانی در‬ ‫کشاورزی میپردازند‪.‬‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫تهدید و فرصت ایران‬ ‫در دنیا چهار میلیارد هکتار زمین کشاورزی وجود‬ ‫دارد و از این میزان‪ ،‬تا امروز ‪ 42‬میلیون هکتار طبق‬ ‫قــراردادهــای رسمی به مجموعه کشت فراسرزمینی‬ ‫پیوستهاند‪ .‬از ‪ 42‬میلیون هکتار نیز فقط ‪ 6/4‬میلیون‬ ‫هکتار زیر کشت رفته است و مابقی مزارع بااستفاده‬ ‫ماندهاند‪ .‬از این ‪ 6/4‬میلیون هکتار هم‪ ،‬بخش عمده‬ ‫محصوات غیر زراعی است‪ 1/5 :‬میلیون هکتار ذرت‪،‬‬ ‫‪ 1‬میلیون هکتار گندم‪ 1 ،‬میلیون هکتار سویا‪ ،‬کمی‬ ‫افتابگردان و جو‪ ،‬مابقی نیز روغن پالم و محصوات‬ ‫جنگلی و کائوچو و ‪ . ...‬این ‪ 42‬میلیون هکتار‪ ،‬از‬ ‫سوی ‪ 1200‬شرکت مورد بهرهبرداری قرارگرفته است‪.‬‬ ‫‪94‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪95‬‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫غذا بر اساس همین امنیت غذایی و برای تحقق ان‬ ‫شکلگرفته است‪.‬‬ ‫جمهوری اسامی ایران امروز به دو دلیل محتاج به‬ ‫تامین مایحتاج خود از مسیری غیر از تولید داخلی‬ ‫اســت‪ .‬دلیل نخست تغییر شرایط اقلیمی کشور و‬ ‫کاهش بارندگیها (‪ 230‬میلیمتر میانگین بارندگی در‬ ‫سال) است؛ این میزان بارندگی یعنی کمبود ظرفیت‬ ‫تولید‪ .‬دلیل دوم نیز افزایش جمعیت و نیاز رو به افزایش‬ ‫کشور به غذاست‪ .‬به همین جهت وابستگی ایران‬ ‫به واردات محصوات کشاورزی و واردات سالیانه‬ ‫‪ 8‬الی ‪ 14‬میلیارد داری محصوات کشاورزی در‬ ‫نگاه نخست امری غیرقابلاجتناب است‪ .‬ویژگی‬ ‫مهم کشت فراسرزمینی ان است که نسبت به این‬ ‫حجم از واردات‪ ،‬توانایی تامین امنیت بیشتری را در‬ ‫مسیر تامین غذای کشور دارد‪ .‬به دیگر سخن کشت‬ ‫فراسرزمینی‪ ،‬وارد نمودن محصولی است که خودمان‬ ‫تولید میکنیم نه محصولی که از بازار متاطم جهانی‬ ‫خریداری میکنیم (یعنی بهجای انکه ایران اقدام به‬ ‫واردات گندم‪ ،‬ذرت و برنج از کشورهای مختلف کند؛‬ ‫اقدام به کاشت همین محصوات در کشورهای دیگر‬ ‫و انتقال ان به ایران کند)‪.‬‬ ‫البته کشت فراسرزمینی نیز فرصت و تهدیدات خاص‬ ‫خود را دارد و نوع برخورد ما میتواند ان را به فرصتی‬ ‫برای کشور و یا تهدیدی برای ایران تبدیل کند‪ .‬کمتر‬ ‫کسی یافت میشود که منکر کشاورزی فراسرزمینی‪،‬‬ ‫بهعنوان جایگزینی خوب برای واردات باشد؛ زیرا از‬ ‫طریق کشت فراسرزمینی همارز از کشور خارج نشده‬ ‫و در یک چرخه به کشور بازمیگردد‪ ،‬هم ماشیناات‬ ‫کشاورزی و دانش فنی ایران در زمینه کشاورزی به‬ ‫دیگر کشورها فرستاده میشود و هم با پیشبینی‬ ‫نیاز کشور به محصوات کشاورزی مختلف امکان‬ ‫دور زدن تحریمها با ترفندهایی وجود دارد‪ .‬اما تهدید‬ ‫ازانجا شروع میشود که کشاورزی فراسرزمینی در مقابل‬ ‫کشاورزی داخلی قرار بگیرد و سیاستگذاران اینگونه‬ ‫فکر کنند که اگر میتوان گندم را در قزاقستان با نصف‬ ‫یا حتی پایینتر از قیمت خرید تضمینی کشت کرد‪،‬‬ ‫پس چرا طرح حمایتی گندم را ادامه دهیم؟ چرا همه‬ ‫گندم کشور را با کشت فراسرزمینی تامین نکنیم؟ و‬ ‫اینگونه میشود که تمام توان تولید کشور زیر سوال‬ ‫رفته و کشاورزی داخلی ایران بهمرور از سیاستها‬ ‫محو میشود‪.‬‬ ‫تهدید یا به عبارتی مشکل دیگر کشت فراسرزمینی این‬ ‫است که هدف اصلی ان فراموش شود‪ .‬ما در کشاورزی‬ ‫فراسرزمینی نمیخواهیم برای کشور خلق ثروت کنیم‬ ‫یا کشاورزی اسان داشته باشیم؛ پس طبیعی است‬ ‫که اولویت را به میزبانی کشورهایی بدهیم که امنیت‬ ‫غذایی ما را بیشتر کنند نه چیز دیگری را‪ .‬همانگونه‬ ‫که در امــارهــای ابتدایی ایــن نوشتار دیدید‪ ،‬بخش‬ ‫زیادی از کشاورزی فراسرزمینی ایران وارد کشور نشده‬ ‫و در بازار جهانی به فروش میرسد‪ .‬این نکته یعنی‬ ‫یک کسبوکار تجاری مانند دیگر کسبوکارهای‬ ‫تجاری؛ نه فعالیتی که به امنیت غذایی منجر شود‪.‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫کمتر کسن یافت منخود که منکر کشاورزه‬ ‫فراسرزمینن بهعنوان جایصزینن خوب براه‬ ‫واردات باخد اما تهدید از ایجا خروع منخود‬ ‫که کشاورزه فراسرزمینن در مقابل کشاورزه‬ ‫داخلن قرار بصیرد‪.‬‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫باید کشوره جهت میزباین ایتشاب خود‬ ‫که عاوه بر کشاورزه و زمینهیاه مناسب‬ ‫ک ــش ــاورزه ‪ .1‬ث ـبــات سـیــاســن ‪ .2‬امنیت‬ ‫سرمایهگذاره ‪ .3‬لجستیک ‪ .4‬دوستن با‬ ‫جمهوره اسامن را داخته باخد‪.‬‬ ‫موانع توسعه کشت فراسرزمینی‬ ‫برای اجرایی شدن کشت فراسرزمینی یکسری موانع‬ ‫و اشکاات وجود دارد؛ ازجمله‪:‬‬ ‫اول‪ .‬نبود ساختار اجــرایــی بــرای هدایت و نظارت‬ ‫کشاورزی فراسرزمینی در داخل و خارج از کشور‪ .‬برای‬ ‫اصاح این موضوع باید وزارت خارجه هم وارد عمل‬ ‫شود و تنها وزارت کشاورزی متولی این کار نیست‪.‬‬ ‫دوم‪ .‬هماهنگی اندک دستگاههای ذیربط مانند بانک‬ ‫مرکزی‪ ،‬وزارت خارجه‪ ،‬وزارت مسکن و ‪ ...‬با یکدیگر‪.‬‬ ‫سوم‪ .‬کمتجربگی بخش واردشده به این حوزه‪.‬‬ ‫چهارم‪ .‬حرکتهای انفرادی و بدون مطالعه که ممکن‬ ‫است به اعتبار کشور لطمه بزند‪.‬‬ ‫پنجم‪ .‬شرایط متغیر اقتصادی و سیاسی ایران و نبود‬ ‫امنیت سرمایهگذاری ازنظر سیاسی و اقتصادی‬ ‫ششم‪ .‬رقبای بانفوذ در کشورهای میزبان‪.‬‬ ‫درنهایت باید مسئله کشت فراسرزمینی بهصورت‬ ‫همهجانبه موردبررسی قرارگرفته و تصمیمگیری شود که‬ ‫چه محصواتی با تکیه بر کشت فراسرزمینی تامین شود و‬ ‫چه محصواتی با تکیه بر کشت داخل؟ چه کشورهایی‬ ‫هدف کشت ایران قرار گیرند و نیز چه سیاستهایی‬ ‫باعث میشود که کشاورزی فراسرزمینی فرصتی برای‬ ‫امنیت غذایی ایران باشد و نه تهدیدی برای ان‪.‬‬ ‫پس باید کشوری جهت میزبانی انتخاب شود که عاوه‬ ‫بر کشاورزی و زمینههای مناسب کشاورزی ‪ .1‬ثبات‬ ‫سیاسی ‪ .2‬امنیت سرمایهگذاری ‪ .3‬لجستیک ‪.4‬‬ ‫دوستی با جمهوری اسامی را داشته باشد‪.‬‬ ‫از طــرف دیگر رساندن ایــران به خودکفایی در یک‬ ‫محصول و بیتوجهی به دیگر محصوات نیز زیانبار‬ ‫اســت‪ .‬بهعنوانمثال ‪ 60‬درصــد ظرفیت کشاورزی‬ ‫کشور به گندم اختصاص دادهشده تا در تولید گندم به‬ ‫خودکفایی برسیم‪ ،‬این در حالی است که محصوات‬ ‫دیگر کشاورزی مورد بیتوجهی قرارگرفتهاند و کاشت‬ ‫انها باوجود اهمیت مورد بیتوجهی قرارگرفته است‪.‬‬ ‫بهعنوان نمونه میتوانیم از وضعیت ابریشم در کشور‬ ‫مثال بزنیم‪ .‬ایــران پیش از نفت تولیدکننده ابریشم‬ ‫بود‪ .‬در حال حاضر تولید جهانی ابریشم ‪ 210‬هزار تن‬ ‫نخ ابریشم است که ‪ 170‬هزار تن را چین و ‪ 28‬هزار تن‬ ‫را هند تولید میکند‪ .‬درحالیکه تولید ابریشم کشور به‬ ‫‪ 120‬تن در سال میرسد یعنی ‪ 1‬هزارم چین هم تولید‬ ‫نداریم و از رتبه سوم تولیدکنندگان ابریشم به رتبه هشتم‬ ‫نزول کردهایم‪ .‬جالب انکه صنایعدستی و کهن ایرانی‬ ‫مانند قالیبافی به ابریشم وابسته است‪ .‬از زعفران هم‬ ‫میتوانیم نام ببریم‪ .‬زعفران ایران در دنیا اندکاندک در‬ ‫حال تبدیلشدن به زعفران افغانستان است‪.‬‬ ‫پینوشت‬ ‫‪Email: yunus.isu.90@gmail.com‬‬ ‫‪96‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫رضا پاینده‬ ‫پژوهشگر هسته نواوری مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری مدیریت نواوری دانشگاه تهران‬ ‫‪97‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫دوره مشتره از زیجیره ارزش‪ ،‬ارزشیا را به مرور بیریگ‬ ‫منکند‪ .‬ایساین که درگیر این زیجیره یباخد‪ ،‬ارزش تولید‬ ‫و تولیدکننده را کمتر منفهمد‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫غایب بزرگ‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫بــازارهــا حـ ِـق انتخاب میدهند‪ .‬مشتریان هر روز با‬ ‫انبوهی از تقاضا‪ ،‬به بــازار میروند و انچه متناسب‬ ‫با نیاز خود میبینند از دنیای رنگارنگ کسبوکار‬ ‫گلچین میکنند و بابتش هزینه میدهند‪ .‬طبیعی‬ ‫است در دنیای مصرفی امروز‪ ،‬بخشی از این خریدها‪،‬‬ ‫تحت تاثیر القائات فروشندگان است و بازار نه تنها‬ ‫گزینههای خرید را معرفی میکند‪ ،‬مصرفکننده را به‬ ‫بازار پر محصول‬ ‫خرید گزینهها تشویق میکند‪ .‬در این ِ‬ ‫و پر کــاا‪ ،‬مشتری با خرید‪ ،‬به دنبال برطرف کردن‬ ‫نیازهای خود و فروشنده با فروش‪ ،‬به دنبال سوداوری‬ ‫بیشتر است‪ .‬اما ارتباط مشتری و فروشنده‪ ،‬ارتباط‬ ‫ظاهری و ایه رویی بازار است‪ .‬حقیقت این است‬ ‫که تولیدکننده‪ ،‬نقشی جدی در بازار ایفا میکند و به‬ ‫پس بازار است؛ ارزشهای‬ ‫موتور ِ‬ ‫گونهای ِ‬ ‫مولد ارزشها در ِ‬ ‫متفاوتی که بازار برای ان ارزش و اعتبار قائل است و‬ ‫ً‬ ‫مشتری حاضر است به ازای ان پول پرداخت کند‪ .‬اصا‬ ‫بازار و بازاریان اعتبار خودشان را از تولید و تولیدکننده‬ ‫میگیرند‪ .‬اما گاهی در خرید و فروشها‪ ،‬نقش و اعتبار‬ ‫واقعی تولیدکننده‪ ،‬دیده نمیشود و علیرغم اثر جدی‬ ‫که در خلق ارزش دارد از معامله غایب میشود و همین‬ ‫میشود که گاهی حق و حقوق ان فراموش شده و کاا‪،‬‬ ‫از اصل و خاستگاه واقعیاش جدا شده و در بستری‪،‬‬ ‫غیر از بستر واقعی خودش عرضه میشود‪.‬‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫زنجیرهای میرود‪ ،‬چرخدستی را برمیدارد و در راهروهای‬ ‫ان‪ ،‬قفسه به قفسه‪ ،‬محوات منتظم و تازه را از شرکتها‬ ‫و کارخانههای مختلف در جلوی خود مرور میکند‬ ‫و در کمتر از یک ساعت‪ ،‬همه مایحتاج زندگیاش را‬ ‫دنیای کااهای‬ ‫میخرد‪ .‬در این سبک خرید‪ ،‬فرد در‬ ‫ِ‬ ‫ناهمجنس بدون فروشنده است؛ از کاای فله و غیرفله‬ ‫ِ‬ ‫گرفته تا وارداتی و صادراتی‪ ،‬از مواد غذایی و شوینده‬ ‫گرفته تا لــوازم برقی و اتومبیل‪ .‬البته‪ ،‬کارمندانی در‬ ‫فروشگاه هستند که راهنمایی میکنند و سواات را‬ ‫پاسخ میدهند و همچنین صندوقدارانی که خرید‬ ‫مشتریان را تسویه میکنند ولی خبری از ّ‬ ‫تجار نیست و‬ ‫اگر هست‪ ،‬در ارتباط با مشتریان نیست‪ .‬به نظر میرسد‬ ‫در این سبک‪ ،‬مشتری با کاا و تعدادی کارمند تنها‬ ‫مانده است‪ .‬کااها باید خودشان از قابلیتها و مزایا‬ ‫و کیفیتشان صحبت کنند‪ .‬تولیدکننده کاا پیشتر‬ ‫حذف شده بود‪ ،‬تاجر کاا هم برچیده شد‪.‬‬ ‫با توسعه بیشتر الگوهای خرید‪ ،‬خریدار پشت لپتاپ‬ ‫خود‪ ،‬محصول موردنظر را جستوجو میکند و فهرستی‬ ‫از تصاویر و ویژگیهای محصول را اسکرول میکند‪،‬‬ ‫قیمت محصوات را با هم مقایسه میکند و در بخش‬ ‫نظرات‪ ،‬بازخوردهای سایر مشتریان را مطالعه میکند‪.‬‬ ‫در بخش تصاویر‪ ،‬عکسهای مختلف همان کاا را‬ ‫مشتری در راسته بــازار قدم میزند و مغازه به مغازه‬ ‫جنسهای مختلف را مشاهده میکند‪ .‬هر مغازه‬ ‫ً‬ ‫معموا انبوهی از جنسهای همجنس را عرضه میکند‬ ‫و مشتری میتواند کاای مشابه را از نزدیک ببیند و‬ ‫تخفیف بگیرد‪ .‬حتی میتواند از فروشنده بخواهد‬ ‫در مورد هر محصول اطاعاتی به او بدهد‪ .‬از انجا که‬ ‫فروشندهها چندین سال در ان کسبوکار مشغول‬ ‫ً‬ ‫فعالیتند معموا اطاعات خوبی درباره تاریخچه و‬ ‫ً‬ ‫کیفیت هر محصول دارند و مثا میتوانند اطاعات‬ ‫خوبی از یک ماشین لباسشویی در اختیار فرد بگذارند و‬ ‫ان را با سایر برندها و محصوات کشورهای دیگر مقایسه‬ ‫کنند و حتی تجارب مشتریان قبلی همان محصول‬ ‫را به مشتریان بعدی منتقل کنند‪ .‬گاهی فروشنده‪،‬‬ ‫چنان احــاطــه و تبحری نسب بــه کــاا و اطاعات‬ ‫ان دارد که خریدار فراموش میکند‪ ،‬تولیدکننده فرد‬ ‫دیگری است‪ .‬البته تاجران گاهی خود را همکار و‬ ‫شریک تولیدکننده میدانند و مشتری گمان میکند‬ ‫تولیدکننده و تاجر یکی است‪ .‬در این الگوی خرید‪،‬‬ ‫مشتری با کاا و تاجر کاا مواجه است و تولیدکننده‬ ‫کاا از سطح روابط حقیقی اجتماعی حذف میشود‪.‬‬ ‫در الگوی دیگر‪ ،‬مشتری؛ پیامک تخفیف فروشگاه را‬ ‫دریافت میکند‪ .‬به همراه اعضای خانواده به فروشگاه‬ ‫‪98‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫‪99‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫از زوایای مختلف میبیند و فرصت دارد تا ساعتها‬ ‫کاا را برانداز کند و حتی فیلمهای معرفی محصول‬ ‫را بارها و بارها ببیند‪ .‬بدون اینکه با کسی گفتگو کند‬ ‫در نهایت کاا را به صورت اناین سفارش میدهد‪.‬‬ ‫خرید» سایت‪ ،‬قوانین مربوط به‬ ‫در بخش «راهنمای‬ ‫ِ‬ ‫تضمین کیفیت و رو یــههــای بــازگــردانــدن کــاا‪ ،‬این‬ ‫اطمینان را به فرد میدهند که در صورت عدم تطابق‬ ‫کاا با ویژگیهای مندرج در تصویر‪ ،‬کاا تعویض‬ ‫میشود‪ .‬در حقیقت یک عقد غیابی رخ میدهد‪ .‬دیگر‬ ‫نه تولیدکنندهای هست نه تاجری و نه حتی کاایی‪.‬‬ ‫در این شیوه خرید‪ ،‬انچه که بازار را به تصویر میکشد‬ ‫حضور مشتریان در تعدادی سایت الکترونیکی است‪.‬‬ ‫الگوهای سهگانه فوق‪ ،‬اگرچه به لحاظ زمانی در پی‬ ‫یکدیگر ظهور کردهاند‪ ،‬هر سه در بازار نهادینه شدهاند‬ ‫و تا حد زیادی رفتار مشتریان را تغییر دادهاند ولی به‬ ‫نظر میرسد مسیر همتکاملی نداشتهاند و همچنان‬ ‫هر سه الگو همزیستی دارنــد‪ .‬با وجود اینکه نواوری‬ ‫چشمگیری در مدل خرید رخ داده ولی نواوریهای‬ ‫جدید‪ ،‬اثر تخریبی زیادی نداشته و مردم همچنان‬ ‫نسلهای قدیمی خرید را کنار نگذاشتهاند‪ .‬مضاف‬ ‫بر اینکه نسلهای پیشین هم با نواوریهایی همراه‬ ‫بــوده و توانستهاند مشتری را حفظ کنند‪ .‬علیرغم‬ ‫این همزیستی و عدم همتکاملی‪ ،‬به مرور اتفاقی در‬ ‫جامعه رخ داده و پدیدهای ریشه دوانده و ان فاصله‬ ‫هر چه بیشتر مشتری از زنجیره ارزش کااهاست‪ .‬در‬ ‫شیوه اول‪ ،‬برای خرید هر محصول‪ ،‬به یک مغازه خاص‬ ‫مراجعه میشد‪ :‬برای خرید پوشاک به لباسفروشی و‬ ‫برای خرید سبزیجات به خواروبار فروشی که مشتری‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫در واقع به بخشهای اخر زنجیره ارزش میرسید‪ .‬شیوه‬ ‫دوم خرید‪ ،‬مشتری را از مراجعه به مراجع گوناگون خرید‬ ‫ِ‬ ‫تجلیات اقتضایی هر محصول در‬ ‫بازداشت و حداقل‬ ‫ِ‬ ‫فروشگاه هدف را هم تقلیل داد و مشاهده ارزشافرینی‬ ‫ً‬ ‫تقریبا از تعامات اجتماعی حذف شد‪ .‬در شیوه اخر‬ ‫هم‪ ،‬فروشگاه بزرگ به حروف اینترنتی تبدیل شد و هم‬ ‫ً‬ ‫ارزشافرینی و هم ارزشها‪ ،‬مشترکا مجازی شدند‪.‬‬ ‫به نظر میرسد دوری از زنجیره ارزش‪ ،‬ارزشها را به مرور‬ ‫بیرنگ و عادی میکند‪ .‬انسانی که درگیر زنجیره تولید‬ ‫نباشد‪ ،‬ارزش تولید و تولیدکننده را کمتر میفهمد‪.‬‬ ‫باغبان و خریدار‪ ،‬هر دو یک سیب میخورند ولی‬ ‫سیب‪ ،‬ارزش یکسانی برای ان دو نــدارد‪ .‬حمایت و‬ ‫هــواداری از کااها تحت تاثیر ارزشهــای پشتیبان‬ ‫کااهاست‪ .‬ارتباط حداقلی مشتریان با تولیدکنندگان‬ ‫میتواند ارزشها را منتقل کند و ذهن افراد را از تمرکز‬ ‫بر خروجیها و ماحصل‪ ،‬به افراد‪ ،‬فرایندها و تاشها‬ ‫نیز تسری دهد‪ .‬با این احتساب‪ ،‬حمایت از کااها‬ ‫معنادار میشود و طرفداری از یک کاا به طرفداری‬ ‫از ارزشهای پشتیبان و زنجیره ارزش ان گره میخورد‪.‬‬ ‫نمایانی اصل و نسب کااها‪ ،‬زمینه اعتماد و اتکای‬ ‫مشتریان را فراهم میکند‪.‬‬ ‫بوتیکهای شیک با موسیقی ارام و فروشگاههای‬ ‫مدرن با پرژکتورهای پر نور‪ ،‬فراورده کارگاههای کم نور و‬ ‫کارخانههای پر سر و صدا را به بازار عرضه میکنند و انچه‬ ‫که دیده میشود ایه رویین است‪ .‬این پیشخوان جذاب‬ ‫و ان پشتپرده دلهرهاور به مرور ذهن سیاستگذاران‬ ‫را هم تحت تاثیر قرار میدهد و جانب سیاستها را از‬ ‫سیاستهای صنعتی به سیاستهای تجاری سوق‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫با وجود اینکه یواوره چشمصیره در مدل خرید رخ داده‬ ‫ولن یواورهیاه جدید‪ ،‬اثر تشریبن زیاده یداخته و مردم‬ ‫یمچنان یسلیاه قدیمن خرید را کنار یصذاختهاید‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫در صنعت مواد غذایی و گاین در صنایع دستن دیده منخود‬ ‫که بششن از یک فروخصاه‪ ،‬با اختگاص فضایی خیشهاه‪،‬‬ ‫به صورت یمادین و البته گاین واقعن‪ ،‬فرایند تولید یک‬ ‫محگول غذایی مثل سویان را به مشتره یشان مندید‪.‬‬ ‫همتی ندارند‪ ،‬به چسباندن تصاویری از کارخانه و‬ ‫محل تولید محصول اشاره میکنند و نشان میدهند‬ ‫ً‬ ‫که مثا این پارچه از کدام یک از مزارع پنبه به دست‬ ‫امده و به اینجا رسیده است‪ .‬اتاق شیشهای در اصل‬ ‫نمایشی است فانتزی از زنجیره ارزش که قوام تولید‬ ‫ً‬ ‫را به نمایش میگذارد‪ ،‬اما از انجا که صرفا عرضهای‬ ‫نمایشی اســت‪ ،‬معلوم نیست که چقدر اهمیت و‬ ‫ارزش تولید را متذکر میشود‪ .‬به هر حال از این حیث‬ ‫ً‬ ‫که عمدتا‪ ،‬بدترین و نامناسبترین شرایط مکانی برای‬ ‫بخشهای تولیدی اختصاص داده میشود و همیشه‬ ‫تولیدکنندگان پشت پردهاند‪ ،‬اتاق شیشهای فرصتی‬ ‫برای عرضه زنجیره ارزش مهیا میکند‪.‬‬ ‫میدهد و انتخاب تولیدکننده را از دغدغه مردم حذف‬ ‫میکند‪ .‬این نوشتار ضمن تبیین فاصله تولیدکننده از‬ ‫متن جامعه‪ ،‬به رویکردهایی اشاره میکند که جامعه‬ ‫امروز در تاش است تا تولید را در زندگی افراد بازطرح‬ ‫کند و ان را از انزوا خارج کند‪ .‬رویکردهایی که به دنبال‬ ‫تریبونی برای تولید است‪ .‬البته این پاسخها و رویکردها‬ ‫خود زاییده دنیای مدرن است و اگرچه بعضی از انها‬ ‫همچنان مبتنی بر سیاستهای تجاری و رویکرد‬ ‫بازرگانی است‪ ،‬ولی باز ردپای تولید و تولیدکننده در ان‬ ‫دیده میشود و فریادی بر حذف بیرحمانه زنجیره ارزش‬ ‫اهمیت فریاد به حدی است که‬ ‫از زندگی امروز است‪.‬‬ ‫ِ‬ ‫اگر مردم بفهمند تولیدکننده یک شامپو‪ ،‬برای کمک و‬ ‫توانمندسازی معلوان‪ ،‬از افراد رنجور و ناتوان در خط‬ ‫تولید استفاده کرده و علیرغم راندمان ظاهری پایینتر‪،‬‬ ‫ارزش وااتری را مدنظر قرار داده‪ ،‬رویکرد متفاوتی پیدا‬ ‫میکنند‪ .‬اطاعاتی که نه در راسته بازار‪ ،‬نه در فروشگاه‬ ‫بزرگ‪ ،‬و نه در ادرس الکترونیکی پیدا میشود‪.‬‬ ‫سفر مشتری‬ ‫در روشهای نوین سفارشیسازی محصوات و خدمات‪،‬‬ ‫فرد به صورت مجازی درگیر ساخت و تولید میشود‪.‬‬ ‫اعمال سلیقهها و نظرات در تولید محصوات‪ ،‬برای‬ ‫مشتریان جذاب است و گاهی اوقات جنبه تفریحی‬ ‫و سرگرمی به خود میگیرد‪ .‬سفر مشتری‪ ،‬تاش میکند‬ ‫تجربه خرید را به جــای تصمیمی انــی به فرایندی‬ ‫تعاملی تبدیل کند و افراد فرصت انتخاب و ساخت‬ ‫مییابند‪ .‬بعضی کسبوکارها از افراد میخواهند که‬ ‫عکس خود را برای انها ارسال کنند و سپس مبتنی بر‬ ‫هوش مصنوعی‪ ،‬تیپهای مختلف لباسی را برای فرد‬ ‫تست میکنند و فرد عادی همچون خیاطی زبردست‬ ‫میتواند همه پیشنهادهای سیستم را با سلیقه خود‬ ‫تغییر دهد‪ ،‬از جنس و رنگ پارچه گرفته تا مدل لباس‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫اتاق شیشهای تولید‬ ‫در صنعت مواد غذایی و گاهی در صنایع دستی دیده‬ ‫میشود که بخشی از یک فروشگاه‪ ،‬با اختصاص فضایی‬ ‫شیشهای‪ ،‬به صورت نمادین و البته گاهی واقعی‪ ،‬فرایند‬ ‫تولید یک محصول غذایی مثل سوهان را به مشتری‬ ‫نشان میدهد‪ .‬این کار هیچ ضرورت قانونی یا حتی‬ ‫الزام عرفی هم ندارد‪ ،‬ولی تاجر تاش میکند اصالت‬ ‫کاا و زحمتی را که پشت تولید قرار گرفته به مشتریان‬ ‫نشان دهــد‪ .‬بعضی فروشندگان که چنین امکان و‬ ‫‪100‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫و سبک دوخــت‪ .‬در واقــع‪ ،‬مشتری میتواند خیاط‬ ‫خود شده و تیپها و لباسهای گوناگون را به صورت‬ ‫مجازی تجربه کند‪ .‬در مرحله بعد‪ ،‬تصاویر منتخب‬ ‫برای فرد ارســال میشود و فرد بعد از انتخاب تیپ‬ ‫رسمی یا تیپ ورزشی یا تیپ دانشجویی‪ ،‬میتواند‬ ‫فهرست لوازم دستیابی به ان ظاهر را مشاهده کند‪.‬‬ ‫همه کااها و لوازم مورد نیاز فرد وارد سبد خرید شده و‬ ‫اینک میتواد انها را پرداخت کند و بعد از یک روز در‬ ‫منزل خود ببیند‪ .‬پوشاک و لوازم ارایشی از مثالهای‬ ‫متداول سفر مشتری است که البته در صنایع دیگر مثل‬ ‫طراحی داخلی هم استفاده میشود و مشتری عادی‬ ‫به طراح داخلی حرفهای تبدیل میشود‪.‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫و ان‪ ،‬تولیگری زنجیره ارزش از ایده تا عمل است‪.‬‬ ‫ً‬ ‫کسبوکارهای نوپا عموما تاش میکنند محصول‬ ‫یا کاای خودشان را به مشتریان عرضه کنند و میزان‬ ‫فروش انها تا حد زیادی وابسته به کیفیت ارزش و نوع‬ ‫ارزشافرینی دارد که در پی ان هستند‪ .‬استارتاپهایی‬ ‫ً‬ ‫که به صورت پلتفرم فعالند و صرفا بخشی از عرضه و‬ ‫تقاضای بازار را به هم متصل میکنند دالتی برای تولید‬ ‫ندارند‪ .‬پلتفرمها گونهای از سوداگری مدرن هستند که‬ ‫به روش کارامد‪ ،‬فعالیت تاجران را بازتولید کردهاند‪.‬‬ ‫کسبوکار خانگی‬ ‫استارتاپهای غیرپلتفرم‬ ‫کسبو کارهای نوپا‪ ،‬علیرغم تفاوتهای فرهنگی که‬ ‫در دنیا وجود دارد‪ ،‬اقتصاد را درنوردیدهاند و امروزه در‬ ‫همه جوامع‪ ،‬موقعیت خاصی دارند‪ .‬حتی اگر جایگاه‬ ‫انها در اقتصاد مشهود نباشد‪ ،‬به نوعی پیشانی نواوری‬ ‫و ماجراجویی جامعه به حساب میایند‪ .‬فارغ از بخش‬ ‫و صنعتی که یک استارتاپ در ان رشد میکند و پا‬ ‫میگیرد‪ ،‬استارتاپیسم‪ ،‬بنمایه و سنگبنایی است‬ ‫که از یک مکتب فکری خــاص نمایندگی میکند‬ ‫‪101‬‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫تجارب وامانده و پیشینه کسلکننده افراد در کانشهرها‪،‬‬ ‫انــان را به سمت کسبوکارهای چــاا ک و خانگی‬ ‫میکشاند‪ .‬کسبو کارهایی که توان مدیریت و ایدهپردازی‬ ‫را به افراد برمیگرداند و به انان فرصت میدهد تا در کنار‬ ‫اعضای خانواده خود هم زندگی کنند و هم فرصت امرار‬ ‫معاش بیابند‪ .‬البته به خاطر ماهیت خانه و تجهیزات‬ ‫اشپزخانه‪ ،‬کسبوکارهای خانگی بیشتر حول مواد غذایی‬ ‫شکل میگیرند و از تهیه مواد اولیه‪ ،‬مراحل مختلف‬ ‫طبخ‪ ،‬بستهبندی‪ ،‬جذب مشتریان محلی و سازمانی‬ ‫تا ارسال و تحویل‪ ،‬همه زنجیره در بستر خانواده شکل‬ ‫میگیرد‪ .‬این روش‪ ،‬به اسم افراد و اشخاص برچسب‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫اتاق خیشهاه تولید‪ ،‬سفر مشتره‪ ،‬استارتاپیاه غیرپلتفرم‪،‬‬ ‫کسبوکار خایصن و پیام صنعتصاین یر کدام خیوهیایی‬ ‫یستند که به صورت مقطعن و البته غیریظاممند به تولید‬ ‫بها دادهاید و به گویهاه یمصن حمایتیاه تجاره و ّ‬ ‫تجار‬ ‫از تولید محسوب منخوید‪.‬‬ ‫میخورد و از انجا که کیفیت مبنای انتخاب چنین‬ ‫محصواتی به موازی محصوات صنعتی است‪ ،‬در‬ ‫بازار هدف نفوذ پیدا میکند‪ .‬ارزش کسبوکار خانگی‬ ‫به این است که محصول به همراه زنجیره ارزش خود‬ ‫به دست مصرفکننده نهایی میرسد و مشتری به‬ ‫خاطر خاستگاه و عقبه کاا‪ ،‬ان را جایگزین کاای‬ ‫کارخانهای کرده است‪.‬‬ ‫این سبک از پیامهای بازرگانی‪ ،‬مسیری پیشساخته‬ ‫باشد که بتواند انها را در جامعه نشان دهد‪.‬‬ ‫مقدمه حمایت مردمی از تولید‪ ،‬شناخت عمومی هر چه‬ ‫بیشتر تولید است‪ .‬اتاق شیشهای تولید‪ ،‬سفر مشتری‪،‬‬ ‫استارتاپهای غیرپلتفرم‪ ،‬کسبو کار خانگی و پیام‬ ‫صنعتگانی هر کدام شیوههایی هستند که به صورت‬ ‫مقطعی و البته غیرنظاممند به تولید بها دادهاند و به‬ ‫گونهای همگی حمایتهای تجاری و ّ‬ ‫تجار از تولید‬ ‫محسوب میشوند‪ .‬این روشهــا‪ ،‬به نوعی بازتولید‬ ‫نظام تجارتند که از صنعت بهره بردهاند‪ .‬در این میان‬ ‫نقش سیاستهای دولتی و قوانین مجلس هم نباید‬ ‫در طرح موضوع تولید در جامعه نادیده گرفته شود‪،‬‬ ‫اگرچه راهحــلهــایــی که برخاسته از پیشنهادهای‬ ‫خود بازیگران تولیدی و تجاری در جامعه است‪ ،‬اثر‬ ‫پایدارتری دارد‪ .‬جهتدهی درست به راهحلها‪ ،‬همراه‬ ‫با اعمال سیاستهای صحیح صنعتی و تجاری‬ ‫میتواند ارزش و ارزشافرینی را به جامعه بازگرداند؛‬ ‫در جامعهای که طی یک همزیستی مسالمتامیز‪،‬‬ ‫کاا و ارزش حذف شده است‪.‬‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫پیام صنعتگانی‬ ‫نقش رسانهها و کانالهای تلویزیونی در سبک زندگی‬ ‫افراد نیازی به اثبات ندارند‪ .‬هزینههای میلیاردی تولید‬ ‫ً‬ ‫و پخش پیامهای بازرگانی حتما برای صاحبان صنایع‬ ‫ً‬ ‫و کسبو کار توجیه اقتصادی دارد که مستمرا بازار‬ ‫اژانسهای تبلیغاتی داغتر میشود‪ .‬انجا که منافع‬ ‫تولیدکننده و تاجر به هم گره میخورد‪ ،‬به وفور دیده‬ ‫میشود که پیام بازرگانی به پیام صنعتگانی تغییر هویت‬ ‫میدهد و خط تولیدهایی که هیچ وقت فرصت عرضه‬ ‫نداشتهاند رو میایند‪ .‬اگرچه که همچنان بسیاری از‬ ‫کسبو کارها به عرضه کاایشان در زمینهای جذاب و‬ ‫ارزش کاا از دل‬ ‫رنگارنگ اکتفا میکنند ولی مخابره‬ ‫ِ‬ ‫کارخانه‪ ،‬روشی است که در پیامهای صنعتگانی قابل‬ ‫مشاهده است‪ .‬کارخانهها‪ ،‬کارگاهها و مراکز تولیدی‬ ‫هیچ وقت رسانهای نداشتهاند‪ ،‬هیچ وقت ویترینی‬ ‫برای عرضه و تریبونی برای دیده شدن نداشتهاند‪ ،‬شاید‬ ‫پینوشت‬ ‫‪Email: reza.payandeh@ut.ac.ir‬‬ ‫این مطلب در شماره نخست نشریه «نوافرین» (منتشر شده در زمستان‬ ‫‪ )1397‬متعلق به هسته «نواوری» مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟‪،‬‬ ‫منتشر گردیده است‪.‬‬ ‫‪102‬‬ ‫حک ݐݩںںل ݑݩٮ ݧݐڡݩ‬ ‫ݣ ݣ«ݣ مر ݣاݥ ݣ ݫ ݣیݫ ݣ ݫ ݫݬݕ ݣرݣݣم»‬ ‫ݐݩݦ‬ ‫ݫݬݕىرݣݣوںدݣهݤ‬ ‫پلتفرمها‪ ،‬چگونه زندگی‬ ‫ما را تغییر میدهند؟‬ ‫تهیه و تنظیم از هسته «خطمشی فضای مجازی» مرکز رشد‬ ‫پرویده حکمراین پلتفرم‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫سرخط‬ ‫امتداد یا مهار سلطه‬ ‫رشد برای تالیف و تنظیم این پرونده‪ ،‬گستره روزافزون‬ ‫ادبیات پلتفرم نیست‪ ،‬بلکه عمق اثرگذاری پلتفرم در‬ ‫حکمرانی فضای مجازی است‪.‬‬ ‫سیر تاریخی فناوری اطاعات و ارتباطات نشاندهنده‬ ‫ان است که حوزه فاوا فراتر از ابعاد فناورانه رفته و با‬ ‫پیوند عناصر مختلف اجتماعی‪ ،‬امروزه به بستر اصلی‬ ‫ساخت نظامات اجتماعی مبدل گشته است تا جایی‬ ‫که فضای مجازی را در امتداد فضای واقعی شکل داده‬ ‫است‪ .‬نکته اصلی این است که امروز فاوا به پلتفرمهای‬ ‫نرمافزاری رسیده است و نظامهای اجتماعی بر بستر‬ ‫چنین پلتفرمهایی در حال شکلگیری است‪.‬‬ ‫از روند توسعه کنونی پلتفرمها به نظر میرسد که پلتفرم‬ ‫یکی از جدیدترین نسخههای امتداد سلطه اقتصادی و‬ ‫سیاسی غرب است؛ از سویی پلتفرمها بستری شدهاند‬ ‫تا نواوری ازم برای توسعه بازارهای جریان سرمایهداری‬ ‫را به ثمن بخس فراهم کنند و از سویی دیگر با ظرفیت‬ ‫فراوانی که در ارائه خدمات گوناگون اجتماعی به وجود‬ ‫اوردهاند‪ ،‬رفتهرفته حا کمیت نظامهای اجتماعی را‬ ‫در اختیار گرفتهاند تا جایی که در ادبیات مدیریت‬ ‫دولتی‪ ،‬سخن از «پلتفرم بهمثابه دولت» به میان امده‬ ‫است‪ .‬حال در نگاهی توامان از فرصت و تهدید به‬ ‫پلتفرم‪ ،‬مسئله اصلی این است که حاکمیت جمهوری‬ ‫اسامی‪ ،‬چگونه میتواند از اصول قانون اساسی و قلمرو‬ ‫سرزمینیاش در مهاجرت نظامهای اجتماعی بر بستر‬ ‫امروزه همه ما از تلفنهای هوشمند استفاده میکنیم‬ ‫و در جریان زندگی روزانــهمــان به خدمات فناوری‬ ‫اطاعات و ارتباطات وابستهایم؛ خدماتی نظیر خرید‪،‬‬ ‫تاکسیهای اینترنتی‪ ،‬شبکههای اجتماعی‪ ،‬اموزش‬ ‫و‪ . ...‬توئیتر‪ ،‬فیسبوک‪ ،‬اسنپ‪ ،‬گوگل و بسیاری دیگر‬ ‫از نرمافزارها همگی در هسته خود یک پلتفرم هستند‪.‬‬ ‫پلتفرمها‪ ،‬محدود به پلتفرمهای نرمافزاری نیستند و‬ ‫در رشته طراحی صنعتی و مهندسی طراحی نیز از‬ ‫ً‬ ‫پلتفرمها یاد میشود‪ ،‬مثا در صنعت اتومبیل‪ ،‬یک‬ ‫ً‬ ‫تولیدکننده میتواند صرفا با یک پلتفرم‪ ،‬زیرساخت‬ ‫انبوه انواعی از اتومبیلها را ایجاد کند‪.‬‬ ‫و زمینه تولید ِ‬ ‫در ادبیات مدیریت استراتژیک‪ ،‬رهبران بــازار برای‬ ‫سهم بازار بیشتر‪ ،‬به دنبال دستیابی به نقاط اهرمی‬ ‫هستند که پلتفرم بــرای ایشان به ارمـغــان مــیاورد‪.‬‬ ‫اقتصاد پلتفرمی یا اقتصاد اشتراکی‪ ،‬حوزه نوینی در‬ ‫اقتصاد است که با تکیهبر اثر «شبکهای» و با استفاده‬ ‫از ظرفیتهای فاوا در استفاده مکرر از منابع (‪،)reuse‬‬ ‫تولید ارزش از منابع را حداکثر ساخته و مدلهای‬ ‫اقتصادی متفاوتی را رقم زده است‪ .‬با توسعه فضای‬ ‫مجازی در سالهای اخیر‪ ،‬پلتفرم در ادبیات روابط‬ ‫بینالملل نیز ورود پیدا کرده است‪ .‬این تنها بخشی‬ ‫از علوم مختلفی است که ادبیات پلتفرم در انها‬ ‫مطرح شده است و روز بــهروز نیز توسعه مییابد؛ اما‬ ‫انگیزه اصلی هسته «خطمشی فضای مجازی» مرکز‬ ‫‪104‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫‪105‬‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫جواد ازادی‬ ‫دبیر هسته «خطمشی فضای مجازی»‬ ‫مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫پلتفرمها نهتنها دفاع کرده بلکه نقشی فعال در حفظ‬ ‫و امتداد انقاب اسامی ایفا نماید‪.‬‬ ‫پرونده ویژه حکمرانی پلتفرم‪ ،‬با تمرکز بر پلتفرمهای‬ ‫نرمافزاری‪ ،‬در هفت عنوان نوشتاری‪ ،‬اماده شده است‪.‬‬ ‫به دلیل فقر ادبیات فارسی در این حوزه‪ ،‬مطالب اول‬ ‫پرونده بیشتر جنبه معرفی و اموزشی داشته و مخاطبش‬ ‫شخصی است که با مفهوم پلتفرم اشنایی نــدارد‪.‬‬ ‫چنانچه خواننده محترم در این مسئله سابقه قبلی‬ ‫داشته باشد‪ ،‬میتواند از نگاشت چهارم‪ ،‬پرونده را‬ ‫پیگیری نماید‪.‬‬ ‫نوشتار اول با عنوان «پلتفرم چیست؟» به تعریف‬ ‫دقیق مفهوم پلتفرم میپردازد و مبنایی برای مطالب‬ ‫بعدی میشود‪ .‬در این مطلب‪ ،‬جایگاه نظری پلتفرم‬ ‫و گونهشناسی پلتفرمها تبیین میگردد‪.‬‬ ‫در شرایطی که «سازوکارهای قیمت» پیشران اصلی‬ ‫بازار در اقتصاد مدرن است‪ ،‬در اقتصاد پلتفرم‪ ،‬این «اثر‬ ‫شبکهای» است که پیشران اصلی و توسعهدهنده پلتفرم‬ ‫است؛ با این تفاوت که با ظرفیت فناوری اطاعات‬ ‫و ارتباطات‪ ،‬ان سازوکارهای حا کم که کارامدی را‬ ‫در ترجمان ارزش مباداتی جستوجو میکرد‪ ،‬دیگر‬ ‫محدود به حوزه اقتصاد نیست و به همه عرصههای‬ ‫اجتماعی تسری یافته اســت‪ .‬نوشتار دوم با عنوان‬ ‫«قدرت پلتفرم؛ اثر شبکهای»‪ ،‬به تبیین این «پیشران‬ ‫پلتفرم» میپردازد‪.‬‬ ‫در عصر پلتفرمها‪ ،‬ساختار اجتماع و به دنبال ان ساختار‬ ‫حکمرانی از سازوکارهای متداول مبتنی بر سلسلهمراتب‬ ‫یا بازار و ‪ ...‬به سازوکارهای حکمرانی شبکهای رسیده‬ ‫است‪ .‬این تحول در سازوکارهای حکمرانی‪« ،‬نظام‬ ‫پاسخگویی» را نیز متحول کرده است‪ .‬مطلب سوم‬ ‫با عنوان «پاسخگویی پلتفرم» به دنبال ان است تا با‬ ‫واکاوی کنشگران پلتفرم‪ ،‬چالشهای پاسخگویی در‬ ‫حکمرانی پلتفرم را تبیین نماید‪.‬‬ ‫پرویده حکمراین پلتفرم‬ ‫بهتبع تبیین چالش پاسخگویی پلتفرمها‪ ،‬به مسئله‬ ‫«چگونگی طراحی سازوکار حکمرانی پلتفرمها» رهنمون‬ ‫میشویم‪ .‬نوشتار چهارم به دنبال ساخت دهی به مسئله‬ ‫حکمرانی پلتفرمها با لنز «تنظیم مقررات» است و سه‬ ‫گری پلتفرم» و‬ ‫سطح «تنظیمگری در پلتفرم»‪« ،‬تنظیم ِ‬ ‫«تنظیمگری با پلتفرم» را بیان میکند و چالش اصلی‬ ‫انقاب اسامی را «تنظیمگری با پلتفرم» میداند‪.‬‬ ‫چالش «حکمرانی پلتفرمها» با نگاه به رونــد اینده‬ ‫فناوری‪ ،‬پیچیدهتر خواهد شد؛ سهمیاری فناوری‬ ‫در توسعه پلتفرمهای امــروزی‪ ،‬بیشتر در استخدام‬ ‫فناوری ارتباطات و با اثر شبکهای بوده است و هنوز‬ ‫بسیاری از ظرفیتهای فناوری اطاعات در توسعه‬ ‫پلتفرمها بالقوه مانده است‪ .‬در ایندهای نهچندان دور‬ ‫و با همگرایی فناوریهایی نظیر نسل پنجم اینترنت‪،‬‬ ‫فناوریهای هوشمند‪ ،‬اینترنت اشیاء و ‪ ...‬شاهد‬ ‫فراگیری «پلتفرمهای اینترنت اشیاء» خواهیم بود؛‬ ‫موضوعی مهم که در مطلب پنجم با عنوان «حکمرانی‬ ‫پلتفرمهای اینترنت اشیاء» بدان پرداخته شده است‪.‬‬ ‫با نظر به اشارات متعدد مقام معظم رهبری‪ ،‬تهدیدانگاری‬ ‫یا فرصتانگاری صرف فضای مجازی خطایی راهبردی‬ ‫است که یا انقاب اسامی را از ظرفیتهای فوقالعاده‬ ‫فاوا برای پیش برد اهدافش محروم میکند و یا منجر‬ ‫به ولنگاری در مواجهه با فضای مجازی میشود و‬ ‫مهلکترین لطمات را به انقاب وارد خواهد کرد‪ .‬دو‬ ‫مطلب اخر پرونده حکمرانی پلتفرم‪ ،‬به دنبال ان است‬ ‫تا مبتنی بر مبانی اسامی‪« ،‬تعاون» را بهعنوان نمونهای‬ ‫از ظرفیتهای مثبت پلتفرم و «حکمرانی پلتفرم توسط‬ ‫نظام سرمایهداری» را از تهدیدهای پلتفرم در مواجهه‬ ‫جمهوری اسامی با فضای مجازی ترسیم نماید‪.‬‬ ‫جواد ازادی‬ ‫پژوهشگر هسته «خطمشی فضای مجازی» مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری مدیریت دولتی دانشگاه امام صادق؟‬ ‫جایگاه نظری پلتفرم‬ ‫اولین بار دیکشنری ا کسفورد در اوایل ‪ 1574‬از مثالهایی‬ ‫استفاده کرد که در انها پلتفرم اشاره به «یک طراحی‪،‬‬ ‫یک مفهوم‪ ،‬یک ایده یا یک الگو» داشت؛ اما توسعه‬ ‫کاربست پلتفرم در رشتههای مختلف به دهههای‬ ‫اخیر برمیگردد‪ .‬از این میان میتوان اولین زمینههای‬ ‫شکلگیری پلتفرم را در سه حوزه نظری دنبال کرد‪:‬‬ ‫اول‪ ،‬پژوهشگران رشته مهندسی طراحی و طراحی‬ ‫صنعتی جــزء متقدمین استفاده از مفهوم پلتفرم‬ ‫هستند‪ ،‬انها زمانی که خانوادهای از یک محصول را‬ ‫تولید میکنند؛ از واژه پلتفرم استفاده میکنند‪ .‬منظور‬ ‫از خانواده محصول‪ ،‬هسته اصلی یک محصول است‬ ‫که بــرای نیاز خاصی از مشتریان طراحی میشود و‬ ‫این امکان را دارد که بهسادگی با حذف‪ ،‬جایگزینی‬ ‫و یا اضافه کردن ویژگیهایی خاص‪ ،‬برای مشتریان‬ ‫سفارشیسازی شود‪ .‬این ادبیات را میتوان با مفاهیمی‬ ‫نظیر تفکر پلتفرمی‪ ،‬فناوریهای پلتفرم و سرمایهگذاری‬ ‫پلتفرم دنبال نمود‪.‬‬ ‫گروه دوم استراتژیستهای فناوری هستند‪ .‬این گروه‬ ‫از جایی به بحث پلتفرم ورود پیدا کردند که پلتفرمها را‬ ‫نقاط کنترلی در صنایع دیدند؛ چراکه پلتفرمها امکان‬ ‫ارزیابی و تخمین موفقیت و شکست شرکتها را در‬ ‫سطح صنعت به دست میدهند‪ .‬بعدها ایدههای‬ ‫استراتژیستهای فناوری به رشته بازاریابی و مدیریت‬ ‫استراتژیک نیز وارد شد و شرکتها بــرای به دست‬ ‫ً‬ ‫اوردن رهبری بازار به دنبال پلتفرم شدن رفتند‪ .‬مثا‬ ‫مایکروسافت‪ ،‬برای تضمین بقای ویندوز به پلتفرم‬ ‫روی اورد و یا ‪ Netscape‬استراتژی متفاوتی را در پیش‬ ‫گرفت و اجازه داد تا مرورگرش با سیستمعاملهای‬ ‫مختلف کار کند و سازگار باشد‪.‬‬ ‫گروه سوم اقتصاددانان هستند‪ ،‬در ادبیات فارسی‬ ‫محدودی که از این موضوع داریم بایستی با عبارت‬ ‫اقتصاد اشتراکی ان را ردیابی کنیم‪ .‬در اقتصاد پلتفرم‪،‬‬ ‫پرویده حکمراین پلتفرم‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫پلتفرم چیست؟‬ ‫پلتفرمیا یستره براه به دست اوردن رایصان یواوره و‬ ‫برونسپاره واحد تحقیق و توسعه یستند‬ ‫‪106‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫علیرغم تفاوتهایی که علوم مختلف در تعریف‬ ‫پلتفرم دارند؛ اما میتوان با استقراء وجوه مشترک انها‬ ‫ً‬ ‫را به دست اورد‪ .‬مجموعا پلتفرمها‪ ،‬بستر یا سکویی‬ ‫هستند که امکان حضور توسعهدهندگان متعدد را‬ ‫برای خدمترسانی به کاربران نهایی فراهم میاورند‪.‬‬ ‫نقش اصلی پلتفرمها‪ ،‬تسهیل ارتباط توسعهدهندگان‬ ‫(بهمثابه عرضهکنندگان خدمات) و مصرفکنندگان‬ ‫نهایی (بهعنوان تقاضا کنندگان) اســت‪ .‬پلتفرمها‬ ‫دارای مالک هستند و مالک پلتفرم کسی است که‬ ‫بهجای ارائــه مستقیم خدمت به مصرفکنندگان‪،‬‬ ‫‪107‬‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫پلتفرم چیست؟‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫پلتفرم بهعنوان بستر یا واسطهای برای بازارهای دوسویه‬ ‫در نظر گرفته میشود که خدمات را برای دو گروه متمایز‬ ‫از بازیگران فراهم میاورد‪ .‬در شرایطی که «سازوکارهای‬ ‫قیمت» پیشران اصلی بازار در اقتصاد مدرن است‪ ،‬در‬ ‫اقتصاد پلتفرم‪ ،‬این «اثر شبکهای» است که پیشران اصلی‬ ‫و توسعهدهنده پلتفرم است؛ با این تفاوت که با ظرفیت‬ ‫فناوری اطاعات و ارتباطات‪ ،‬ان سازوکارهای حاکم‬ ‫که کارامدی را در ترجمان ارزش مباداتی جستوجو‬ ‫میکردند‪ ،‬دیگر محدود به حوزه اقتصاد نیست و به‬ ‫همه عرصههای اجتماعی تسری یافته است‪.‬‬ ‫برخاف سابقه بیشتر کاربست پلتفرم در طراحی‬ ‫صنعتی‪ ،‬میتوان ادعا کرد که امروزه پلتفرم در حوزه‬ ‫فضای مجازی بیشترین استعمال را دارد‪.‬‬ ‫پرویده حکمراین پلتفرم‬ ‫سکویی (بستری) برای حضور عرضهکنندگان متعدد‬ ‫و خدمترسانی به مصرفکنندگان گونا گون شده‬ ‫است و سود خود را از این وساطت کسب میکند نه‬ ‫از عرضه مستقیم خدمات‪ .‬مالک پلتفرم با استفاده از‬ ‫اثر شبکهای و روابط چندگانه که در شبکه بهصورت‬ ‫تصاعدی افزایش مییابد‪ ،‬سود خود را حداکثر میسازد‪.‬‬ ‫به دلیل تمرکز پرونده بر حوزه فضای مجازی‪ ،‬تعریف‬ ‫خود را بیشتر با گفتمان این حوزه ارائه خواهیم کرد‪:‬‬ ‫یک پلتفرم نرمافزاری عبارت است از «یک سیستم‬ ‫نرمافزار محور که انعطافپذیر است و توسط ماژولهایی‬ ‫که با ان همکاری میکنند عملکردهای اصلی خود را‬ ‫به ظهور میرساند و درجایی که ان ماژولها عملیات‬ ‫مشترک انجام میدهند‪ ،‬وساطت میکند»؛ مجموعهای‬ ‫از عناصر فناورانه نظیر پلتفرم نرمافزاری‪ ،‬ماژولها و‬ ‫‪ ...‬بهعاوه کنشگرانی که روی پلتفرم هستند (مالک‬ ‫پلتفرم‪ ،‬توسعهدهندگان شخص ثالث‪ ،‬شرکای پلتفرم‬ ‫و کاربران) اکوسیستم پلتفرم را شکل میدهند‪.‬‬ ‫به زبان سادهتر‪ ،‬پلتفرم یک مالک دارد که زیرساخت و‬ ‫منابع ازم را برای حضور توسعهدهندگان اماده میسازد‪،‬‬ ‫توسعهدهندگان نیز باقدرت انعطافی که پلتفرم به انها‬ ‫میدهد‪ ،‬میتوانند عرضهکننده خدمات گوناگونی باشند‪،‬‬ ‫ازاینرو‪ ،‬مصرفکنندگان گوناگون میتوانند با نیازهای‬ ‫گوناگون به بستر پلتفرم بیایند و از ان خدمات استفاده‬ ‫کنند‪ .‬در مقایسه با نسلهای گذشته فناوری اطاعات‬ ‫و ارتباطات‪ ،‬نقش مالکین پلتفرم از تولیدکننده نرمافزار‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مالکین پلتفرم‪ ،‬منابع اولیه را که حکم یزینهیاه ثابت‬ ‫راهایــدازه کسبوکار را دارد بهگویهاه فرایم منکنند که‬ ‫ظرفیتیاه توسعه به سمت توسعهدیندگان ایتقال یابد‪،‬‬ ‫سرمایهگذاری کنند و نیز توسعهدهنده را قادر میسازد‬ ‫بهترین خدمتی که میتواند را عرضه کند؛ بدون اینکه‬ ‫کل سیستم پلتفرم متاثر از تصمیمات توسعهای او شوند‪.‬‬ ‫به کانال توزیع تغییر کرده است و جریان سود انها از‬ ‫توزیع‪ ،‬دالی (وساطت) و اپراتوری پلتفرمی است که‬ ‫توسط دیگران توسعه مییابد؛ بنابراین هرچه بتوانند‬ ‫تعداد بیشتری از عرضهکنندگان و یا تقاضاکنندگان‬ ‫را به هم برسانند‪ ،‬سود بیشتری به دست میاورند و به‬ ‫همین دلیل است که تمرکز مالکین پلتفرم از توسعه‬ ‫ً‬ ‫و سرمایهگذاری بر حوزههایی که مستقیما موردنیاز‬ ‫مصرفکنندگان است‪ ،‬به سمت تسهیل و توسعه حضور‬ ‫اشخاص ثالثی تغییریافته است که ان اشخاص ثالث‪،‬‬ ‫خدمات موردنیاز مشتریان را تولید و عرضه میکنند‪.‬‬ ‫از نگاه اقتصادی‪ ،‬پلتفرم برای هر سه بازیگر پلتفرم‪،‬‬ ‫ارزشافرین است؛‬ ‫توسعهدیندگان‬ ‫توسعهدهندگان برای راهاندازی کسبوکارشان‪ ،‬نیازی‬ ‫به سرمایهگذاری عظیمی که مالکین پلتفرم انجام‬ ‫میدهند‪ ،‬ندارند و میتوانند با هزینه ثابت بسیار‬ ‫اندک‪ ،‬کسبوکار خود را اغاز کنند‪.‬‬ ‫مگرفکننده یهایی‬ ‫مصرفکننده نهایی نیز به دلیل توزیع متقارن اطاعات‪،‬‬ ‫انتخاب ازادانه ایجاد میشود و گویی سازوکارهای‬ ‫قیمت در بازار ازاد شکل میگیرد‪.‬‬ ‫مالکین پلتفرم‪ ،‬منابع اولیه را که حکم هزینههای ثابت‬ ‫راهاندازی کسبوکار را دارد بهگونهای فراهم میکنند که‬ ‫ظرفیتهای توسعه به سمت توسعهدهندگان انتقال‬ ‫یابد‪ ،‬این منابع‪ ،‬منابع مرزی پلتفرم نام دارد که رابط میان‬ ‫مالک پلتفرم و توسعهدهندگان شخص ثالث است‪.‬‬ ‫منابع مرزی را نیز میتوان در دو گروه منابع مرزی فنی‬ ‫و اجتماعی طبقهبندی نمود‪ .‬بهعنوان نمونه از منابع‬ ‫مرزی فنی میتوان به (‪)APIs‬و (‪ )SDKs‬اشاره کرد و‬ ‫از منابع مرزی اجتماعی مشوقها‪ ،‬حقوق مالکیت‬ ‫معنوی‪ ،‬توافقنامههای میان توسعهدهنده و مالک‬ ‫پلتفرم‪ ،‬خطوط راهنمای پلتفرم و مستندسازی پلتفرم‬ ‫را نام برد‪ .‬منابع مرزی تعیینکننده دسترسی به پلتفرم‬ ‫است و موجب پشتیبانی از خدمات دهندگان که‬ ‫درواق ــع توسعهدهندگان پلتفرم هستند‪ ،‬میشود و‬ ‫پرویده حکمراین پلتفرم‬ ‫مالک پلتفرم‬ ‫‪ -1‬مالک پلتفرم‪ ،‬بهجای اینکه بر نــواوری بهعنوان‬ ‫ً‬ ‫گرانترین عامل تولید سرمایهگذاری کند‪ ،‬صرفا بستری‬ ‫را فراهم میکند که نواوران با کمترین هزینه‪ ،‬نواوری‬ ‫خود را به ظهور میرسانند‪.‬‬ ‫‪ -2‬مالک پلتفرم منابع محدودی را که برای زیرساخت‬ ‫ً‬ ‫پلتفرم فراهم کرده است دائما با توسعهدهندگان به‬ ‫اشتراک میگذارد (‪ )reuse‬و این اشتراک منابع‪ ،‬موجب‬ ‫حداکثر بهرهبرداری از منابع محدود میشود‬ ‫ً‬ ‫‪ -3‬مالکین پلتفرم که صرفا واسطه هستند‪ ،‬به دلیل‬ ‫اثر شبکهای‪ ،‬بهصورت تصاعدی به بیشترین تعداد‬ ‫روابط دست مییابند‪.‬‬ ‫‪ -4‬باز استفاده از منابع‪ ،‬میتواند صرفه اقتصادی‬ ‫چشمگیری را ایجاد کند که به توسعهدهنده این‬ ‫فرصت را میدهد که بر نیازهای کاربران گونا گون‬ ‫‪108‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫ً‬ ‫نهایتا قدرت کنترل و حکمرانی را برای مالک پلتفرم‬ ‫به ارمغان میاورد‪.‬‬ ‫با این ظرفیتی که پلتفرمها برای توسعه ایجاد کردهاند‪،‬‬ ‫مرز شرکتهای دارای پلتفرم جابجا شده است و با‬ ‫شاخصهی تعداد توسعهدهندگانی که توانستهاند جذب‬ ‫پلتفرم خویش کنند‪ ،‬شناخته میشود‪ .‬این انتقال‪،‬‬ ‫چالش حکمرانی پلتفرمهای نرمافزاری را موجب شده‬ ‫است و مسئلهای را به وجود اورده است که چگونه‬ ‫میتوان میان کنترل پلتفرم و استقال توسعهدهندگان‬ ‫شخص ثالث‪ ،‬تعادل برقرار کرد؟‬ ‫شرکت‪ ،‬ایفای نقش کنند‪ .‬مثال معروف این گروه‬ ‫از پلتفرمها‪ ،‬در شرکتهای اتومبیلسازی است‪.‬‬ ‫ً‬ ‫مثا شرکتهای اتومبیلسازی با ارائه استانداردها و‬ ‫ماژولهای قطعات‪ ،‬تولیدکنندگان قطعات را بسیج‬ ‫کرده و ضمن اینکه زنجیره تامین را از جانب ریسک‬ ‫تامینکنندگان تضمین میکنند‪ ،‬هزینه تعاماتی با‬ ‫تولیدکنندگان قطعات را نیز کاهش میدهند‪.‬‬ ‫‪ -3‬پلتفرمیاه صنعت‬ ‫گونهشناسی پلتفرمها‬ ‫در یک نگاه سیستمی میتوان سه گونه پلتفرم را برشمرد‪.‬‬ ‫‪ -1‬پلتفرمیاه داخلن‬ ‫ازاینگونه پلتفرمها در داخل کارخانهها و فضای توسعه‬ ‫محصول بسیار استفاده میشود‪« .‬مجموعهای از اجزا‬ ‫یا ماژولهایی است که میتواند جریان تولید محصول‬ ‫را به نحوی کارا ایجاد یا راهاندازی نماید‪».‬‬ ‫‪ -2‬پلتفرمیاه زیجیره تامین‬ ‫گونه دوم پلتفرمها‪ ،‬پلتفرمهای زنجیره تامین هستند‪،‬‬ ‫این پلتفرمها‪ ،‬مفهوم پلتفرم داخلی را به زنجیره تامین‬ ‫توسعه میدهد و شرکای زنجیره تامین یک شرکت‬ ‫را توانمند میسازد تا در تولید یا راهاندازی محصول‬ ‫پینوشت‬ ‫‪Email: mgt.azadi@gmail.com‬‬ ‫‪109‬‬ ‫پرویده حکمراین پلتفرم‬ ‫پلتفرمهای صنعت یا پلتفرمهای خارجی عبارت‬ ‫است از محصوات‪ ،‬خدمات و فناوریهایی که توسط‬ ‫یک یا چند شرکت توسعه پیدا میکند و خود بستری‬ ‫میشود برای شرکتهای دیگر تا بتوانند‪ ،‬محصول‪،‬‬ ‫خدمات و فناوریهای مکمل دیگری را عرضه کنند‪.‬‬ ‫مشخصه اصلی و متمایز اینگونه پلتفرم این است که‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫اوا شرکتهای بیرونی‪ ،‬لزوما جزئی از زنجیره تامین‬ ‫ً ً‬ ‫شرکت مالک پلتفرم نیستند ثانیا لزوما مالک‪ ،‬شریک‬ ‫یا سهامدار پلتفرم نیستند؛ مانند ایفون و اندروید‪.‬‬ ‫وجه مشترک همه گونههای پلتفرم‪ ،‬تمرکز بر مالک ان‬ ‫بهعنوان فراهمکننده اجزا و منابعی است که فرایند‬ ‫ایجاد خدمات را تسهیل میکند و این موضوع است‬ ‫که ارزش پلتفرم را تعیین میکند‪.‬‬ ‫سید امیررضا برقعی‬ ‫پژوهشگر هسته «خطمشی فضای مجازی» مرکز رشد‬ ‫دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت دولتی دانشگاه امام صادق؟‬ ‫پرویده حکمراین پلتفرم‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫مقدمه‬ ‫یکی از اساتید دانشگاه ‪ MIT‬جملهای نغز و لطیف را‬ ‫به طنز بیان میکند‪ :‬جایزه «بزرگترین فروشنده تاریخ»‬ ‫باید به کسی داده شود که توانست اولین تلفن را بفروشد‪.‬‬ ‫ً‬ ‫مسلما در ان زمان ارزش ان تلفن صفر بود؛ زیرا وقتی‬ ‫فقط یک تلفن در جهان وجود داشته باشد و ان نیز‬ ‫نزد شما باشد‪ ،‬نمیتوانید به کسی تلفن بزنید و با او‬ ‫ارتباط برقرار کنید؛ اما هر چه تعداد بیشتری از افراد‬ ‫تلفن را خریداری کرده و تصمیم بگیرند (بخوانید اعتبار‬ ‫کنند) که برای ارتباط با یکدیگر از ابزار تلفن استفاده‬ ‫کنند‪ ،‬ارزش ان افزایش مییابد؛ بنابراین ارزش شبکه‬ ‫تلفنهای جهان از طرفی به تعداد دستگاههای تلفن‬ ‫در سراسر جهان و از طرفی دیگر به انسانهایی بستگی‬ ‫دارد که این ابــزار را برای ارتباط با یکدیگر انتخاب‬ ‫کردهاند‪ .‬با ‪ 2‬تلفن ‪ 1‬تماس امکانپذیر میشود‪ ،‬با ‪4‬‬ ‫ً‬ ‫تلفن ‪ 6‬تماس‪ ،‬با ‪ 12‬تلفن ‪ 64‬تماس و نهایتا با ‪100‬‬ ‫تلفن ‪ 4950‬تماس امکانپذیر میشود‪ .‬این حالت‬ ‫به رشد غیرخطی و محدب ارتباطات میان انسانها‬ ‫معروف است‪.‬‬ ‫پلتفرمها سازههای انسانی هستند که بستر ارتباط و‬ ‫تعامل میان انسانها را باهدف شکوفاسازی ظرفیتهای‬ ‫انها و خلق ارزش فراهم میکند‪ .‬در عصر دیجیتال‪،‬‬ ‫این بسترهای ارتباطی و تعاملی را پلتفرمهای فضای‬ ‫مجازی تشکیل میدهند که شکوفاسازی ظرفیتهای‬ ‫کاربران و ارزشافرینی را به حداکثر خود رساندهاند‪،‬‬ ‫قدرت پلتفرم‪،‬‬ ‫اثر شبکهای‬ ‫اثار سازیده و تشریبگر اثر خبکهاه در پلتفرمیا‬ ‫‪110‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫به تاثیر تعداد کاربران پلتفرم بر ارزش ایجادشده برای‬ ‫هر کاربر‪ ،‬اثر شبکهای اطــاق میشود‪ .‬منظور از اثر‬ ‫شبکهای مثبت‪ ،‬ظرفیت یک پلتفرم در جهت تولید‬ ‫ارزش قابلتوجه برای کاربران خود است که این خلق‬ ‫ارزش بهواسطه افزایش تعداد کاربران و اجتماع ایشان‬ ‫بر بستر پلتفرم محقق مــیشــود‪ .‬همچنین احتمال‬ ‫کاهش ارزش ایجادشده برای هر کاربر درنتیجه افزایش‬ ‫‪111‬‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اثر شبکهای‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫البته در جهت اهداف و غایات مالکان و حا کمان‬ ‫پلتفرمهای غولپیکر جهانی که در حال بلعیدن جهان‬ ‫هستند؛ مانند ماکروسافت‪ ،‬امازون و اوبر‪.‬‬ ‫ارزش پلتفرمها با افزایش تعداد مشارکتکنندگان انها‬ ‫بهطور غیرخطی و محدب افزایش مییابد و درنتیجه‬ ‫ارتباطات بیشتری را میان مشارکتکنندگان امکانپذیر‬ ‫میکند‪ .‬وقتی فقط یک کاربر در پلتفرم وجود داشته‪،‬‬ ‫هیچ ارتباطی امکانپذیر نیست‪ ،‬حتی در صورت وجود‬ ‫یک ارتباط دو کاربره نیز اثار شبکهای و اجتماعی‬ ‫قابلتوجه خلق نمیشود و پلتفرم ارزش خاصی ندارد‪.‬‬ ‫تمام مسئله پلتفرمهای فضای مجازی از زمانی اغاز‬ ‫میشود که ‪ 2‬به ‪ 3‬و بیشتر از ان تبدیل شود‪ .‬انوقت‬ ‫است که ایجاد روابط دوسویه و اثار شبکهای انها‪،‬‬ ‫مقدمه است بر مهاجرت نظامات اجتماعی بر بستر‬ ‫پلتفرمهای فضای مجازی‪.‬‬ ‫پرویده حکمراین پلتفرم‬ ‫تعداد کاربران و اجتماع ایشان بهواسطه حکمرانی و‬ ‫تنظیمگری نامطلوب پلتفرم وجود دارد که اثر شبکهای‬ ‫منفی نامیده میشود‪.‬‬ ‫ً‬ ‫رشد غیرخطی و محدب بهواسطه اثر شبکهای دقیقا‬ ‫همان الگوی توسعه ویژهای است که در شرکتهایی‬ ‫مانند ماکروسافت در دهه نود میادی مشاهده میشود‪.‬‬ ‫این الگو اگر در جهت عکس عمل کند‪ ،‬میتوان ان را‬ ‫فروپاشی غیرخطی و محدب نامید‪ .‬فروپاشی محدب‬ ‫شرکت بلکبری(‪ )BlackBerry‬در دهه اول قرن ‪ 21‬نمونه‬ ‫از ان است‪ .‬شروع کوچ کاربران از پلتفرم بلکبری و‬ ‫کاهش تعداد کاربران و روابط میان انها‪ ،‬با خود تنزل‬ ‫ارزش شبکه و پلتفرم را به همراه داشت و درنتیجه‬ ‫افراد بیشتری به ترک بلکبری ترغیب شدند‪ .‬میان‬ ‫دو عامل تعداد کاربران یک پلتفرم و ارزش ان رابطه‬ ‫مرغ و تخممرغ برقرار است؛ افزایش تعداد کاربران و‬ ‫تعامات میان انها ارزش پلتفرم را افزایش داده و در‬ ‫مقابل افزایش ارزش یک پلتفرم سبب جذب افراد‬ ‫بیشتری به پلتفرم میشود‪.‬‬ ‫در پلتفرمهایی مانند اسنپ و تپسی‪ ،‬افزایش تعداد‬ ‫رانندگان (خدمت دهندگان) منجر به افزایش تعداد‬ ‫مسافران (خدمت گیرندگان) و افزایش تعداد مسافران‪،‬‬ ‫افزایش رانندگان را باعث میشود‪ .‬بهبیاندیگر‪ ،‬رانندگان‬ ‫مسافران را و مسافران رانندگان را جذب میکنند‪.‬‬ ‫ایــن پدیده به اثــر شبکهای دوســو یــه معروف است‪.‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫ظرفیت یک پلتفرم در جهت‬ ‫تولید ارزش قابلتوجه براه‬ ‫کاربران خود است که این خلق‬ ‫ارزش بهواسطه افزایش تعداد‬ ‫کاربران و اجتماع ایشان بر بستر‬ ‫پلتفرم محقق منخود‪.‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫ورود اسان و بی اصطکاک‬ ‫اهمیت این تاثیر در تشدید گسترش شبکه انقدر زیاد‬ ‫است که کسبوکارهای پلتفرمی اغلب برای جذب‬ ‫شرکتکنندگان به یک سمت بازار (جانب عرضه یا‬ ‫جانب تقاضا) مداخله و هزینه میکنند‪ .‬انها میدانند‬ ‫که اگر بتوانند یک سمت را به پیوستن به پلتفرم ترغیب‬ ‫کنند‪ ،‬سمت دیگر نیز به دنبال ان خواهد امد‪ .‬البته‬ ‫عامل اصلی (عوامل دیگر هم موثر هستند) جذب یک‬ ‫جانب بازار به پلتفرم‪ ،‬حضور جانب دیگر در پلتفرم‬ ‫است (!)؛ بنابراین در اینجا نیز میان جانب عرضه و‬ ‫تقاضا رابطه مرغ و تخممرغ وجود دارد‪.‬‬ ‫عوامل سهگانهای‪ ،‬اثر شبکهای در پلتفرمهای فضای‬ ‫مجازی را تقویت کرده و سبب ارزشمندتر و قدرتمندتر‬ ‫شدن انها میشود‪.‬‬ ‫پلتفرمهایی که ورود ازاد را مجاز میدانند‪ ،‬میتوانند‬ ‫ً‬ ‫تقریبا بیحدومرز و بهطور طبیعی رشد کنند‪ .‬ورود‬ ‫اسان و بی اصطکا ک قابلیتی است که کار بران‬ ‫بــا ان مــی تــوانـنــد بــه ســر عــت و سهولت بــه پلتفرم‬ ‫بپیوندند و در فرایند ارزشافرینی پلتفرم‪ ،‬مشارکت‬ ‫داشته باشند‪.‬‬ ‫روابط دوسویه‬ ‫زمــانــی کــه کــاربــران یــک سمت پلتفرم ایــن امکان‬ ‫را داشته باشند که به سمت دیگر ملحق شوند‪،‬‬ ‫میان شرکتکنندگان رابطه دوسویه یا جابجایی‬ ‫ً‬ ‫طرفینی اتفاق افتاده است‪ .‬مثا در برخی پلتفرمهای‬ ‫کسبوکار‪ ،‬مصرفکنندگان کاا و خدمت میتوانند‬ ‫به جمع تولیدکنندگان پیوسته و کاا و خدمت خود‬ ‫را ارائه کنند‪.‬‬ ‫در برخی از پلتفرمها مانند دیوار مشارکتکنندگان‬ ‫در موارد متعدد و به سهولت به جابهجایی طرفینی‬ ‫ً‬ ‫میپردازند و این عامل غالبا رشد پلتفرمها را تسهیل‬ ‫کنند‪.‬‬ ‫پرویده حکمراین پلتفرم‬ ‫ظرفیت پلتفرم‬ ‫اثر شبکهای به تعداد کاربران و حجم روابط و تعامات‬ ‫انها با یکدیگر بستگی دارد؛ بنابراین یک پیامد طبیعی‬ ‫و مهم ان است که پلتفرمهای کارامد قادر هستند با‬ ‫توجه به تعداد کاربران و حجم روابط و تعامات انها با‬ ‫یکدیگر بهسرعت و سهولت گسترش یابند و درنتیجه‬ ‫ارزش حاصل از اثر شبکهای افزایش یابد‪.‬‬ ‫‪112‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫پینوشتها‬ ‫‪Email: arborghei1373@gmail.com‬‬ ‫[‪ .]1‬در نگارش این نوشتار‪ ،‬از کتاب « انقاب شبکههای اجتماعی‪ ،‬جفری‬ ‫پارکر و احمد روستا» متاثر بودم و سعی کردم از مطالب ان کتاب اقتصادزدایی‬ ‫کرده و قدرت پلتفرم و اثار ان را عاوه بر عرصه اقتصادی‪ ،‬در سایر عرصههای‬ ‫اجتماعی نیز تبیین کنم‪.‬‬ ‫‪113‬‬ ‫پرویده حکمراین پلتفرم‬ ‫تابهحال‪ ،‬تمرکز ما بر اثر شبکهای مثبت در پلتفرمها‬ ‫بوده است؛ اما همان عواملی که باعث گسترش و رشد‬ ‫سریع پلتفرم میشود‪ ،‬ممکن است شکست سریع ان‬ ‫را نیز در پی داشته باشد‪ .‬اثر شبکهای زمانی با چالش‬ ‫روبــرو میشود که افزایش تعداد مشارکتکنندگان‬ ‫ً‬ ‫کــه اســاســا سبب ایـجــاد تعامات هدفمندتر میان‬ ‫مشارکتکنندگان میشود و با افزایش تطبیق میان‬ ‫عرضهکنندگان و تقاضاکنندگان‪ ،‬ارزشافرینی بیشتری‬ ‫را برای پلتفرم رقم میزد‪ ،‬به ضد خود تبدیل شود و‬ ‫دسترسی کاربران به موارد مطلوب و ارزشمند را محدود‬ ‫کرده و در بعضی مواقع امکانناپذیر کنند‪ .‬به بیانی‬ ‫دیگر افزایش بیشازحد تعداد کاربران یک پلتفرم و‬ ‫هرجومرج حاکم بر روابط و تعامات ایشان‪ ،‬دشواری‬ ‫یا حتی امکانناپذیری یافتن بهترین جفت را برای‬ ‫مشارکتکنندگان افزایش میدهد‪ ،‬بنابراین کاربران در‬ ‫این پلتفرم بهغایت ارزشمند خود دست پیدا نکرده و‬ ‫کوچ از پلتفرم اغاز میشود‪ .‬این کوچ منفی که سبب‬ ‫جدا شدن سایر افراد از پلتفرم و درنتیجه کاهش ارزش‬ ‫پلتفرم شده است‪ ،‬به اثر شبکهای منفی شهرت دارد‪.‬‬ ‫برای عاج این چالش باید از طریق حکمرانی و تنظیمگری‬ ‫کارامد ظرفیت پلتفرم‪ ،‬ورود اسان و بی اصطکاک به‬ ‫ان و روابط دوسویه در ان‪ ،‬پلتفرم را به حالت تعادل‬ ‫بازگرداند‪ .‬این فرایندی است که طی ان مالک و حاکم‬ ‫پلتفرم‪ ،‬دسترسی کاربران به ان‪ ،‬فعالیتهای که در‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫ان مشارکت میکنند و ارتباطات انها با دیگر کاربران‬ ‫را کنترل‪ ،‬محدود و ممنوع میکند‪ .‬وقتی حکمرانی و‬ ‫تنظیم گری مناسبی بر پلتفرم حا کم باشد‪ ،‬کاربران‬ ‫بهراحتی میتوانند مواردی را پیدا کنند که بیشترین‬ ‫ارزش را برای انها تولید میکند‪ .‬وقتی حکمرانی و‬ ‫تنظیمگری نامناسبی انجامشده باشد‪ ،‬مشارکتکنندگان‬ ‫ً‬ ‫بهسختی میتوانند موارد احتماا ارزشمند را در میان‬ ‫سیلی از موارد بیارزش شناسایی کنند‪.‬‬ ‫البته این حکمرانی و تنظیم گری در جهت اهداف‬ ‫مالکان و حاکمان پلتفرمها صورت میپذیرد و در شرایط‬ ‫فعلی که مالکیت و حکمرانی بزرگترین پلتفرمهای‬ ‫جهانی در اختیار جریان سرمایهداری است‪ ،‬کاربران‬ ‫درواقع در جهت غایات سرمایهداری به خلق ارزش‬ ‫مشغول هستند و این چالشی بس بزرگتر از چالش‬ ‫اثر شبکهای منفی است‪ .‬راهکار چالش حکمرانی‬ ‫سرمایهداری بر پلتفرمها‪ ،‬طراحی پلتفرمهایی متناسب‬ ‫با اهداف و غایات اسامیایرانی است که میتوانیم‬ ‫این پروژه را اینطور نامگذاری کنیم؛ طراحی پلتفرمهای‬ ‫اسامیایرانی و این ابتدای مسیر است‪]1[ .‬‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫چالش اثر شبکهای‪ ،‬علت و عاج‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫باید از طریق حکمراین و تنظیمگره‬ ‫کارامد ظرفیت پلتفرم‪ ،‬ورود اسان و‬ ‫بی اصطکاک به ان و روابط دوسویه‬ ‫در ان‪ ،‬پلتفرم را بــه حالت تعادل‬ ‫بازگرداید‪.‬‬ ‫مهرداد حیدری‬ ‫پژوهشگر هسته «خطمشی فضای مجازی» مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری مدیریت دولتی دانشگاه تهران‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫پرداختن به موضوعات‪ ،‬گاهی از مسائل شروع میشود و‬ ‫گاهی از دغدغه جستجوی ارزشهای اساسی گمشده‬ ‫در جامعه‪ .‬در این نوشته ما با یک ارزش اساسی بحث‬ ‫را اغاز میکنیم و ان را تا سر حد مسئله میکشانیم‪.‬‬ ‫یکی از اساسیترین ارزشها در جامعه انسانی‪ ،‬موضوع‬ ‫پاسخگویی است‪ .‬پاسخگویی بهصورت کلی میتواند‬ ‫گسترهای از فرد تا جامعه داشته باشد‪ .‬مفهوم کلیدی‬ ‫در پاسخگویی‪ ،‬بحث پیرامون این نکته است که‬ ‫کارهایی که هر فــرد‪ ،‬سازمان یا جامعه انجام داده‬ ‫است‪ ،‬چگونه میتواند توجیه بپذیرد‪.‬‬ ‫قبل از شروع بحث راجع به این موضوع‪ ،‬به ریشهشناسی‬ ‫«پاسخگویی» میپردازیم‪ .‬واژه ‪ accountability‬به معنای‬ ‫پاسخگویی است‪ .‬این واژه از دو قسمت ‪ account‬و‬ ‫‪ ability‬تشکیلشده است‪ .‬واژه ‪ account‬طبق دیکشنری‬ ‫مبتنی برریشه شناسی واژگان انگلیسی‪ ،‬به معنای ‪to‬‬ ‫‪ reckon, value‬امده است؛یعنی حساب پس دادن و‬ ‫مبتنی بر ارزش یا مقداری مشخص اعتبار بخشیدن‬ ‫به چیزی‪ .‬لــذا ‪ accounting‬به معنای حسابداری‬ ‫(حساب پسدهی مـقــداری و محاسباتی) است‪.‬‬ ‫بنابراین ‪ accountability‬هرگونه توانایی اعتباربخشی‪،‬‬ ‫توجیهپذیری و حساب پسدهی است که در ترجمه‬ ‫فارسی‪ ،‬این واژه به «پاسخگویی» تعبیر شده است‪.‬‬ ‫در ادبیات ارزشیابی پاسخگویی را اینگونه تعریف‬ ‫میکنند‪ :‬حالت یا فرایندی که برخی افراد را نسبت به‬ ‫برخی دیگر برای برخی چیزها حساب کشی (حساب‬ ‫پس ده) میکند؛بدینصورت درخواست میشود تا‬ ‫پرویده حکمراین پلتفرم‬ ‫پاسخگویی پلتفرم‬ ‫روش کارامد پاسشصو کردن پلتفرمیا چیست؟‬ ‫‪114‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫‪115‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫انچه انجامشده است توجیه یا تبیین گردد‪ .‬جنس این‬ ‫حساب کشی میتواند از کمیت تا کیفیت (از عدد‬ ‫ً‬ ‫تا ارزش) قابلتعریف باشد‪ .‬لذا اساسا پاسخگویی‬ ‫یکی از خردمایههای کلیدی ارزشیابی محسوب شده‬ ‫و ازجمله علل نیاز به ارزشیابی در جامعه‪ ،‬پاسخ به‬ ‫نیاز «پاسخگویی» بیانشده است‪.‬‬ ‫پاسخگویی در عبارتی ســادهتــر‪ ،‬اوردن توجیهات‬ ‫درخور‪ ،‬برای صاحبان امر است بهگونهای که انجام‪/‬‬ ‫عدم انجام هر فعلی مبتنی بر یک حجیت قرار گیرد‪.‬‬ ‫با توجه به ایــن تعریف چهار ســوال اساسی مطرح‬ ‫میشود‪ :‬چه کسی باید پاسخگو باشد؟ به چه کسی‬ ‫باید پاسخگویی صورت گیرد؟ راجع به چه چیزی‬ ‫باید پاسخ داد؟ به چه وسیلهای پاسخگویی محقق‬ ‫میشود؟ اگرچه میتوان گفت جواب دادن بهتمامی‬ ‫این سواات میتواند برای طراحی نظام پاسخگویی‬ ‫ضروری باشد‪ ،‬اما وضعیت کنونی پاسخگویی در کشور‬ ‫ما در پاسخ به سوال اول نیز دچار ضعفهای جدی‬ ‫است‪ .‬رویکرد فکورانه و جامع نسبت به پاسخگویی‬ ‫میتواند در اجرا و مسئولیتپذیری‪ ،‬بهصورت همهجانبه‬ ‫سیستم را ترغیب نماید‪ .‬لذا اگر یک سیستم جامع که‬ ‫بهتمامی این سواات پاسخ دهد طراحی شود؛ این‬ ‫سیستم‪ ،‬بیانگر نوعی پاسخگویی هوشمند خواهد بود‪.‬‬ ‫میتوان گفت هر یک از سواات مذکور قابلیت گسترده‬ ‫شدن دارند‪ .‬بهعنوانمثال در پاسخ به سوال اول‪ ،‬اینکه‬ ‫چه کسی باید پاسخگو باشد‪ ،‬در نگاه اول‪ ،‬افرادی‬ ‫همچون کارکنان‪ ،‬مدیران ارشد یا منتخبین مردم به‬ ‫پرویده حکمراین پلتفرم‬ ‫ذهن خطور میکند؛ اما این تمام مطلب نیست‪ .‬یک‬ ‫برنامه‪ ،‬یک خطمشی و بهصورت کلی یک پدیده‬ ‫اجتماعی نیز باید پاسخگو باشد‪ ،‬یعنی وجــودش‬ ‫توجیه شده و فایدهاش (حل مسئله) برای ذیربطان‬ ‫روشن شود‪ .‬در مورد سوال دوم نیز میتوان در نگاه اول‬ ‫مدیران باادستی‪ ،‬منتخبین و مردم را افرادی دانست‬ ‫که باید به انها پاسخ داد؛ اما گسترش سوال دوم‪،‬‬ ‫ارزشهــای اسامی‪-‬اجتماعی را میتواند بهعنوان‬ ‫مرجع پاسخگویی معرفی نماید‪.‬‬ ‫پاسخگویی با توجه به ارزش اساسی هر سیستم‬ ‫اجتماعی‪ ،‬سبک خاصی به خود میگیرد‪ .‬بهعنوانمثال‬ ‫در نگاهی متقدم در مدیریت‪ ،‬ارزش اساسی‪ ،‬پیروی‬ ‫از دستورات است؛ لذا پاسخگویی از طریق بوروکراسی‬ ‫در سازمانها تعبیهشده اســت‪ .‬یعنی زیردست به‬ ‫باادست راجع به اجرای فرامین باادستی از طریق‬ ‫سلسلهمراتب اداری پاسخگو خواهد بود‪ .‬اینیکی از‬ ‫اولین و نامناسبترین اشکال پاسخگویی محسوب‬ ‫ً‬ ‫میشود‪ ]1[.‬در این سبک از پاسخگویی‪ ،‬صرفا حساب‬ ‫پس دادن معطوف بر دستورات بوده و خروجی مدنظر‬ ‫بدون توجه به هدف برنامه یا کاری جاری‪ ،‬گزارش‬ ‫میشود‪ .‬سیستمهای اجتماعی بعدی مانند بازار‬ ‫یا شبکه‪ ،‬بهتناسب نــوع خاصی از پاسخگویی را‬ ‫میطلبد‪ .‬هرچه از سبکهای اولیه به سمت شبکه‬ ‫حرکت کنیم‪ ،‬نظام پاسخگویی با پیچیدگی بهمراتب‬ ‫بیشتری روبرو میشود‪ .‬بنابراین اگر یک پدیده در شبکه‬ ‫معنا پیدا کند (مانند پلتفرم)‪ ،‬نظام پاسخگویی بسیار‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫در مباحث پاسشصویی چهار سوال اساسن‬ ‫وجود دارد‪ :‬چه کسن باید پاسشصو باخد؟‬ ‫به چه کسن باید پاسشصویی صورت گیرد؟‬ ‫راجع به چه چیزه باید پاسخ داد؟ به چه‬ ‫وسیلهاه پاسشصویی محقق منخود؟‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫بهعبارتدیصر‪ ،‬یرچقدر به سمت پیچیده‬ ‫خدن فناورهیاه اجتماعن حرکت کنیم‪،‬‬ ‫کاف پاسشصویی پیچیدهتر منخود‪.‬‬ ‫اســت‪« :‬به من ربطی نــدارد! من صاحبش نیستم‪».‬‬ ‫همانگونه که در باا بیان شد‪ ،‬پلتفرم مالک دارد‪.‬‬ ‫ً‬ ‫مثا سایت دیوار را در نظر بگیرید‪ .‬مالک این سایت‬ ‫از هرگونه پیام نامناسبی که روی سایت بارگذاری‬ ‫میشود‪ ،‬تبری میجوید‪ .‬در ابتدای ورود نیز این نکته‬ ‫را یاداور میشود که هرگونه مسئولیت این پیامها بر‬ ‫ً‬ ‫عهده عرضهکننده یا تقاضاکننده است و صرفا این‬ ‫سایت بستر تعامل را ایجاد کرده است‪.‬‬ ‫این موضوع بهتناسب صاحب پلتفرم‪ ،‬پیچیدهتر نیز‬ ‫میشود‪ .‬بهعنوانمثال «دیوار مهربانی» را بهعنوان یک‬ ‫پلتفرم در نظر بگیرید‪ .‬در هر پلتفرم چهارعنصر کلیدی‬ ‫وجود دارد‪ :‬مالک‪ ،‬بستر تعامل‪ ،‬توسعهدهنده و کاربر‪.‬‬ ‫حال در نظر بگیرید اگر یک کیف دزدیدهشده و در‬ ‫قسمت دیوار مهربانی شهر قرار گیرد و یک نیازمند‬ ‫ان کیف را برداشته و استفاده کند‪ .‬ایا در این مثال‪،‬‬ ‫ً‬ ‫صاحب پلتفرم (دیوار مهربانی) منطقا میتواند پاسخگو‬ ‫بوده و حساب پس دهی کند؟‬ ‫گاهی مالکان پلتفرمها بهخوبی قابلشناسایی نیستند‪.‬‬ ‫ً‬ ‫مثا اکنون مترو نوعی پلتفرم برای تبادل کاا محسوب‬ ‫میشود ایا میتوان در این مورد‪ ،‬در صورت تخلف‬ ‫توسعهدهنده (عرضهکننده یا کاربر‪ ،‬مالک پلتفرم‬ ‫(شهرداری) را مواخذه کرد یا اینکه مالک در اینگونه‬ ‫پلتفرمها نباید پاسخگو باشد؟ بنابراین بهصورت‬ ‫کلی‪ ،‬پاسخگو دو حالت دارد‪ :‬ماهیت عمومی دارد‬ ‫یا ماهیت خصوصی‪ .‬در ماهیت خصوصی‪ ،‬میتوان‬ ‫شخص حقیقی یا حقوقی را پاسخگو دانست‪.‬‬ ‫گام اول‪ ،‬یعنی شناسایی اینکه چه کسی باید پاسخگو‬ ‫باشد‪ ،‬بسیار محوری بوده و تاثیر بسزایی در پاسخ به‬ ‫پیچیدهتری پیدا میکند‪ .‬بهعبارتدیگر‪ ،‬هرچقدر به‬ ‫سمت پیچیده شدن فناوریهای اجتماعی حرکت‬ ‫کنیم‪ ،‬کــاف پاسخگویی پیچیدهتر مــیشــود‪ .‬این‬ ‫ً‬ ‫پیچیدگی در پلتفرم تا حدی است که امروزه صرفا‬ ‫اشارههایی بــهضــرورت پاسخگویی در ان میشود‬ ‫و هیچگونه راهحــل یا جــواب مناسبی به ابهامات‬ ‫پاسخگویی پلتفرم ارائه نشده و این حوزه بسیار بکر‬ ‫و نوظهور است [‪.]2‬‬ ‫اکنون به بررسی پاسخگویی پلتفرمها میپردازیم‪ .‬در‬ ‫ضرورت پاسخگویی پلتفرمها ابهامی وجود ندارد‪.‬‬ ‫پلتفرمها خادم خادمان کاربران هستند‪ .‬بهعبارتدیگر‬ ‫دهندگان (عرضهکنندگان)‪،‬‬ ‫بستر و زمینهای که توسعه‬ ‫ِ‬ ‫تقاضای کاربران را براورد میکنند‪ ،‬پلتفرم نام دارد‪ .‬این‬ ‫پدیده شبکهای پیچیده‪ ،‬چند عنصر اساسی دارد‬ ‫که عبارتاند از مالک‪ ،‬بستر و زمینه‪ ،‬توسعهدهنده‬ ‫و تقاضاکننده‪ .‬حال به سواات اساسی پاسخگویی‬ ‫در پلتفرم میپردازیم‪.‬‬ ‫پرویده حکمراین پلتفرم‬ ‫‪ .1‬چه کسی باید پاسخ دهد؟‬ ‫در سازمانهای دولتی‪ ،‬زمانی که نسبت به یک فرایند‬ ‫نارضایتی وجود داشته باشد‪ ،‬مدیر دولتی با یک جمله‬ ‫ساده این نارضایتی را از عملکردش منحرف میکند‪.‬‬ ‫انهم جمله معروف «ماموریم و معذور» است‪ .‬با همین‬ ‫جمله ساده‪ ،‬فرد از پاسخگویی طفره میرود‪ .‬در نگاه‬ ‫کلی‪ ،‬این سخن تا حدی عقانی هم به نظر میرسد؛‬ ‫زیرا مراجعهکننده میداند وی واضع فرایند نیست‬ ‫بلکه مجری فرایند است‪ .‬پاسخگویی پلتفرم جملهای‬ ‫کشندهتر و مهلکتر ازجمله مذکور دارد‪ .‬ان جمله این‬ ‫‪116‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫‪ .2‬به چه کسی باید پاسخگویی صورت گیرد؟‬ ‫مالک‪ ،‬توسعهدهنده یا کاربر به چه کسی باید پاسخ‬ ‫دهند؟ در نگاه سطح اول‪ ،‬توسعهدهنده پاسخگو به نظر‬ ‫میرسد؛ اما با نگاهی عمیقتر به این موضوع میتوان‬ ‫یافت که مالک پلتفرم نیز مسئولیت پاسخگویی به‬ ‫مردم و حکومت را دارد‪ .‬پلتفرم بهعنوان بستر شکوفایی‬ ‫ظرفیت تعامات‪ ،‬چه نسبت به ظرفیتسازی و چه‬ ‫نسبت به نوع تعامات شکلگرفته در پلتفرم بایستی‬ ‫بهنظام ارزشی جامعه پاسخگو باشد‪ .‬در کشور نسبت‬ ‫به این موضوع هنوز التفاتی صورت نگرفته است چه‬ ‫برسد که بخواهیم قواعد مسئول و پاسخگو را مشخص‬ ‫نماییم‪ .‬بهعنوانمثال در صورت شکایت از سایت‬ ‫دیوار‪ ،‬این سایت خود را متعهد به پاسخگویی به کدام‬ ‫صنف یا اتحادیه میداند؟ در مورد اسنپ یا تپسی‪،‬‬ ‫ایا این دو پلتفرم حملونقل‪ ،‬خود را در مقام حساب‬ ‫پس دهی به اتحادیه تا کسیرانی شهرها میدانند؟‬ ‫اگرنه‪ ،‬باید به چه کسی پاسخگو باشند؟ شناسایی‬ ‫مرجعی برای پاسخگویی پلتفرمها دارای پیچیدگی‬ ‫و ظرافتهای بسیار است‪ .‬شاید بتوان ادعا کرد نوعی‬ ‫‪117‬‬ ‫پرویده حکمراین پلتفرم‬ ‫سواات بعدی دارد‪ .‬بهعنوانمثال ایفون مدتی است‬ ‫ایران را در استفاده از نرمافزارهای ‪ apple‬تحریم کرده‬ ‫است؛ لذا فردی که این گوشی هوشمند را خریداری‬ ‫کرده است (با توجه به قیمت باای ان) از نرمافزارهای‬ ‫ایرانی تولیدشده (مثل نرمافزارهای بانکی) نیز نمیتواند‬ ‫استفاده نماید‪ .‬حال چه کسی باید پاسخگو باشد؟‬ ‫شرکت اپل یا واردکنندگان تلفنهای همراه یا نظام‬ ‫جمهوری اسامی ایران!‬ ‫تاکنون بحث راجع به پاسخگویی مالک پلتفرم بود‪.‬‬ ‫اما راجع به پاسخگو بودن توسعهدهنده به مالک‪،‬‬ ‫مسئله به این سختی نیست‪ .‬مالک پلتفرم میتواند‬ ‫با تنظیم گــری هوشمندانه و وضــع خطمشیهای‬ ‫ایجاد[‪ ]3‬و ادامه‪ ،‬هدایت پلتفرم را به عهده بگیرد‪.‬‬ ‫عاوه بر قواعد ورود به پلتفرم‪ ،‬مالک میتواند با کنترل‬ ‫فرایندهای توسعهدهندگان پلتفرم‪ ،‬شاخصهای‬ ‫ارزیــابــی و تنظیم هنجارها به ایــن امــر نائل ایــد‪ .‬در‬ ‫مورد پاسخگویی توسعهدهنده به کاربر نیز‪ ،‬با توجه‬ ‫به حا کمیت قواعد مالک و همچنین نظام بازاری‬ ‫حا کم بر روابط توسعهدهنده‪-‬کاربر‪ ،‬امر پاسخگویی‬ ‫ابهام کمتری دارد؛ زیرا چنانچه توسعهدهنده به کاربر‬ ‫ً‬ ‫پاسخگو نباشد اوا میتواند توسط مالک حذف گردد‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫ً‬ ‫و ثانیا کاربر با عدم استفاده از خدمات توسعهدهنده‪،‬‬ ‫میتواند وی را از سکوی موجود حذف کند‪.‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫راز مایدگاره پلتفرمیا گشودگن است‪ .‬زیرا‬ ‫یرچقدر توسعهدیندگان با محدودیت کمتره‬ ‫روبرو باخند‪ ،‬تمایل بیشتره به استفاده از‬ ‫یک پلتفرم دارید‪.‬‬ ‫با کاربران پاسخگو میدانند‪ .‬این پاسخگویی برای‬ ‫این است که بتوانند خود را گسترش داده و شبکه‬ ‫گستردهتری در بستر خود ایجاد نمایند‪ .‬زیرا عامل رونق‬ ‫یک پلتفرم‪ ،‬تعداد تعامات و شبکههایی است که در‬ ‫ان به وجود امده است‪ .‬حال سوال اساسی این است‬ ‫که ایا «اندروید» یا «ای او ِاس» خود را پاسخگو بهنظام‬ ‫ارزشی حا کمیت میدانند؟ راجع به چه چیزهایی‬ ‫میتوان بسترهای تعاماتی (انچه شبیه به نهاد است)‬ ‫را پاسخگو نمود؟‬ ‫بــرخــی ارزشهـ ــا بــهصــورت کلی بــهعــنــوان محتوای‬ ‫پاسخگویی پلتفرمها بیانشده است‪ .‬بهعنوانمثال‪،‬‬ ‫شفافیت یکی از چیزهایی است که باید یک پلتفرم‬ ‫نسبت بــه ان پاسخگو بــاشــد‪ .‬پـلــتـفــرمهــا‪ ،‬قــدرت‬ ‫الگوریتمی]‪[6‬هستند‪ .‬فیسبوک‪ ،‬توییتر یا یوتیوب‬ ‫پلتفرمهایی هستند که از محبوبیت باایی برخوردارند‪.‬‬ ‫در ایران میتوان تلگرام را کنار این پلتفرمهای پرمخاطب‬ ‫قرار داد‪ .‬حال سوال این است که ایا میتوان انتظار‬ ‫داشت پلتفرمهایی که بدون مرز هستند‪ ،‬به دولتها‬ ‫پاسخ دهند؟ این قدرتها گاهی از دولت نیز قویتر‬ ‫جلوه میکنند‪ .‬حال اگر ازلحاظ ارزشی‪ ،‬در تقابل با‬ ‫یک دولت قرار گیرند‪ ،‬چگونه میتوان انان را پاسخگو‬ ‫نمود؟ شاید امثال این مسائل بتواند ایده «حقوق بشر‬ ‫دیجیتال» در جامعه جهانی را بپروراند‪ .‬اینکه انسانها‬ ‫چه حقوقی را دارنــد که باید پلتفرمها ان را محترم‬ ‫بشمارند‪ .‬شاید برای پاسداری از حقوق انسانها در عصر‬ ‫جدید‪ ،‬سازمانی مدرنیستی مانند سازمان ملل نیز باید‬ ‫کمکم جای خود را به سازمان تنظیم پلتفرمها بدهد‪.‬‬ ‫پاسخگویی شبکهای در پلتفرم قابلردیابی است‪.‬‬ ‫در این نگاه‪ ،‬کاربران‪ ،‬اصیل و توسعهدهندگان وکیل‬ ‫هستند‪ .‬از طرف دیگر‪ ،‬توسعهدهندگان اصیل و مالک‬ ‫وکیل است‪ .‬بدون اینکه هیچ قلمرو قضایی[‪ ]4‬برای‬ ‫اینها قائل باشیم‪.‬‬ ‫مسئلهای کــه در قسمت قبل بــه ان اش ــاره شــد در‬ ‫اینجا نیز وجــود دارد‪ .‬هرچقدر شخصی که باید به‬ ‫ان پاسخگویی صــورت گیرد‪ ،‬نامشخصتر باشد‪،‬‬ ‫پاسخگویی پیچیدهتر میشود‪ .‬یعنی واضحترین فردی‬ ‫که میتوان به ان پاسخگو بود‪ ،‬شخص حقیقی در بخش‬ ‫خصوصی است و پیچیدهترین حالت نیز پاسخگویی‬ ‫ً‬ ‫به شخص یا ارزشهای عمومی است‪ .‬مثا پلتفرمی‬ ‫را در نظر بگیرید که برای دوستیابی طراحیشده‬ ‫است‪ .‬این پلتفرم باید به چه کسی پاسخگو باشد؟‬ ‫به فردی که مورد سوءاستفاده قرارگرفته یا خانوادهای‬ ‫که بنیانش سست شده یا حکومتی که پایههای زوال‬ ‫در ان شکلگرفته است؟‬ ‫پرویده حکمراین پلتفرم‬ ‫‪ .3‬راجع به چه چیزی باید پاسخ داد؟‬ ‫پلتفرمها بسترهای تعاماتی هستند‪ .‬فارغ از اینکه یک‬ ‫بستر به چه کسی میتواند پاسخگو باشد‪ ،‬سوال مهم‬ ‫دیگر این است که پلتفرمها باید راجع به چه چیزهایی‬ ‫پاسخگو باشند‪ .‬راز ماندگاری پلتفرمها گشودگی[‪]5‬‬ ‫است‪ .‬زیرا هرچقدر توسعهدهندگان با محدودیت کمتری‬ ‫روبرو باشند‪ ،‬تمایل بیشتری به استفاده از یک پلتفرم‬ ‫دارند‪ .‬لذا بهصورت کلی میتوان گفت پلتفرمها خود‬ ‫را نسبت به تسهیلگری در تعامات توسعهدهندگان‬ ‫‪118‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫ابزارها و شیوههای پاسخگو نمودن پلتفرم‪ ،‬بسیار به‬ ‫حکمرانی و تنظیمگری پلتفرمها مرتبط میشود؛ اما‬ ‫ســوال ایــن اســت که ایــا میتوان بهجای تنظیمگری‬ ‫سنگین و پرحجم‪ ،‬ابــزارهــای نوینی بــرای پاسخگو‬ ‫نمودن پلتفرم طراحی نمود؟ کاربران و توسعهدهندگان‬ ‫با پایشان رای میدهند‪ .‬اگر یک پلتفرم محیط مناسبی‬ ‫داشته باشد‪ ،‬توسعهدهندگان بیشتری جذب ان شده‬ ‫و بهتناسب میتوان مخاطب بیشتری برای ان تصور‬ ‫نمود‪ .‬برعکس‪ ،‬اگر پلتفرمهایی با کاربری سخت‬ ‫وجود داشته باشد (مثل پلتفرمهای دارک وب]‪)[7‬‬ ‫بهتناسب افراد کمتری در ان بستر‪ ،‬تعامل میکنند‪.‬‬ ‫این بدان معناست که اگر به یک پلتفرم خاص اقبال‬ ‫شود (بهاصطاح بیایند داخل پلتفرم) تحت سیطره‬ ‫حاکمیت پلتفرم قرارگرفته و مجبور به رعایت وسایل‬ ‫پاسخگویی پلتفرم خواهند بود‪ .‬اما پلتفرمها و مالکان‬ ‫پلتفرم با چه وسایلی میتوانند پاسخگویی را محقق‬ ‫سازند؟ ایا حمایت مالی و بودجه‪ ،‬ابزار مناسبی برای‬ ‫پاسخگو نمودن پلتفرمها هستند؟ ایا تنظیم مقررات‬ ‫که امروزه بسیار موردتوجه در پلتفرمهاست‪ ،‬ابزاری‬ ‫کارامد محسوب میشود؟‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪ .4‬با چه وسیلههایی میتوان‬ ‫پاسخگویی پلتفرم را محقق نمود؟‬ ‫انچه به نظر میرسد این است که «تصویر» پلتفرم نزد‬ ‫توسعهدهنده و کاربر بسیار حیاتی است‪ .‬لذا کار بر‬ ‫ً‬ ‫روی تصویر پلتفرم (مثا تخریب تصویر سایت دیوار‬ ‫بهعنوان سایتی که محل تجمع بزهکاران بوده و دزدان با‬ ‫یافتن اجناس گرانقیمت و کانال ارتباطی صاحبان ان‬ ‫اجناس‪ ،‬بهراحتی میتوانند مقاصد دزدی را شناسایی‬ ‫کرده و برای ان طراحی نمایند) یکی از ابزارهای کارامد‬ ‫پاسخگو نمودن پلتفرم است‪.‬‬ ‫پینوشت‪:‬‬ ‫‪Email: mehr.heydari@ut.ac.ir‬‬ ‫‪119‬‬ ‫پرویده حکمراین پلتفرم‬ ‫[‪ .]1‬بهعنوان نمونه میتوان به پاسخگویی فرماندهان به مقامات باا در‬ ‫جنگ ویتنام اشاره کرد که تعداد نفرات کشتهشده دشمن در جنگ را‬ ‫عامل موفقیت خود میدانستند‪ .‬لذا برای افزایش تعداد نفرات دشمن‪،‬‬ ‫بهجای نظامیان‪ ،‬غیرنظامیان و مستضعفین را میکشتند‪ .‬ا گر کمی در این‬ ‫مثال تامل شود‪ ،‬بهخوبی باخت‪-‬باخت در این سبک از پاسخگویی واضح‬ ‫میگردد‪ .‬باخت یکطرف به علت از دست دادن شهروندان بیگناه است و‬ ‫باخت طرف دیگر هدر دادن منابع جنگی به اهداف نا کارامد و غیر مهم‪ .‬این‬ ‫مثال قابلتعمیم به سازمانهای ما در کشور نیز هست‪.‬‬ ‫[‪ .]2‬پیرامون این موضوع از سال ‪ 2018‬یک پروژه تحقیقاتی در دانشکده‬ ‫حکومت (جان افکندی) دانشگاه هاروارد شکلگرفته است‪:‬‬ ‫‪https://shorensteincenter.org/about-us/areas-of-focus/platform‬‬‫‪accountability‬‬ ‫‪]3].Policy of enter‬‬ ‫‪]4].Jurisdiction‬‬ ‫‪]5]. Openness‬‬ ‫‪]6]. Algorithmic power‬‬ ‫‪]7]. Dark web‬‬ ‫جواد ازادی‬ ‫پژوهشگر هسته «خطمشی فضای مجازی» مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری مدیریت دولتی دانشگاه امام صادق؟‬ ‫«‪ 20‬درصد جرائم سایبری از بستری مثل سایت دیوار‬ ‫است و اسیبپذیر بودن این سایتها موجب تبلیغ‬ ‫فعالیت کاهبرداران و متضرر شدن مردم میشود‪ .‬به‬ ‫همین خاطر باید موضوع این سایتها را جدی گرفت‪.‬‬ ‫در توان پلیس فتا نیست که بر تمام ا گهیهای سایت‬ ‫و اقدامات این سایت نظارت داشته باشد‪ .‬در ‪ 10‬ماهه‬ ‫نخست امسال ‪ 3000‬پرونده کاهبرداری مرتبط با سایت‬ ‫دیوار در پلیس فتا تشکیلشده که بیش از ‪ 30‬متهم‬ ‫در این رابطه دستگیر شدند‪».‬‬ ‫ً‬ ‫این جمات رئیس پلیس فتا است و تقریبا روزانه شاهد‬ ‫اخباری از پرونده پلتفرمهای ایرانی نظیر دیوار و اپارات‬ ‫و ‪ ...‬در دادسرای ویژه جرائم رایانهای هستیم و در سوی‬ ‫ً‬ ‫مقابل مالکین این پلتفرمها اذعان دارند که ما صرفا‬ ‫بستری را برای خدمترسانی اماده کردهایم و مسئولیتی‬ ‫در قبال اتفاقاتی که میان خدمتدهندگان و کاربرانمان‬ ‫ً‬ ‫میافتد نداریم‪ .‬تقریبا تمامی مالکین پلتفرمهای ایرانی‬ ‫مصاحبه یا یادداشتی در خصوص بیگناهی خود دارند‬ ‫و از مجازات و درگیریهای قضایی شکایت دارند‪.‬‬ ‫زا ک ــر ب ــرگ ـ مــوســس فـیــسبــوک ـ در س ــوم مــی ‪2017‬‬ ‫در پیامی اخــبــار جعلی‪ ،‬اخـبــار ناخواسته‪ ،‬ترویج‬ ‫تروریسم‪ ،‬افراطگرایی‪ ،‬ازار و اذیت جنسی‪ ،‬نژادپرستی‪،‬‬ ‫همجنسگرایی و تبعیض دینی را ازجمله اسیبهایی‬ ‫میداند که در بستر پلتفرم او و سایرین رخ میدهد‪.‬‬ ‫زاکربرگ با ژستی مصلحانه سوال میکند که چگونه‬ ‫میتوان از این اسیبها جلوگیری کرد؟ اسیبها را‬ ‫شناسایی کرد؟ و چگونه استفاده بهتری از پلتفرم‬ ‫داشت؟ گویا او دنبال ان است که پلتفرم را بهمثابه‬ ‫یک جامعه معرفی کند و مسئولیت مدنی خود را در‬ ‫قبال پلتفرم فیسبوک‪ ،‬ایفا نماید‪.‬‬ ‫در این نوشتار به دنبال ان هستیم که با منظر تنظیم‬ ‫مقررات به پلتفرم بنگریم و ضمن واکاوی چالشهای‬ ‫رگواتوری پلتفرمها‪ ،‬به بعد مغفولی از پلتفرمها یعنی‬ ‫انجایی که پلتفرمها رگواتوری میکنند بپردازیم‪.‬‬ ‫پرویده حکمراین پلتفرم‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫از تنظیمگری در پلتفرم‬ ‫تا تنظیمگری با پلتفرم!؟‬ ‫حکمراین پلتفرمیا چالش اصلن ایقاب اسامن در دیه‬ ‫پیش رو خواید بود‬ ‫‪120‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪121‬‬ ‫پرویده حکمراین پلتفرم‬ ‫اگر خود پلتفرم قاعدهگذاره کند‬ ‫تنظیمی را اعمال نمایند و ان قواعد‬ ‫تنظیمگری پلتفرم‬ ‫با توسعه پلتفرمها نظیر اسنپ‪ ،‬چه ارتباطن با حقوق عمومن‬ ‫در پلتفرمها رعایت نشود چه کسی‬ ‫تپسی‪ ،‬دیجی کاا‪ ،‬اپارات‪ ،‬گوگل‪ ،‬و دیصر خطمشنیاه عمومن‬ ‫مسئول خواهد بود؟ مالک پلتفرم‬ ‫یا کاربران؟ دولت و قوه قضائیه چه‬ ‫فیسبوک و ‪ ...‬مسائل تنظیمی خــوایــد داخـ ــت؟ ای ــا پلتفرم‬ ‫ً‬ ‫نقشی را میتوانند ایفا کنند؟ اساسا‬ ‫فراوانی به وجود امده است؛ بهویژه منتواید سازگاره محتوایاه‬ ‫هر پلتفرمی نظام قانونی خود را دارد‬ ‫در خصوص پلتفرمهایی که در توسعهدیندگان و کــاربــران را‬ ‫و بیشتر تعارضات زمانی رخ میدهد‬ ‫مــرزهــای قانونی و حقوقی عمل با خطمشنیاه ملن کنترل‬ ‫که میان نظام حقوقی ملی و قوانین‬ ‫میکنند‪ .‬بهعنوانمثال چالش قانون یماید؟‬ ‫پلتفرم اختاف باشد و چنانچه کار‬ ‫مالکیت معنوی در پلتفرمهایی‬ ‫به محا کم قضایی برسد‪ ،‬مسئله دشوارتر نیز خواهد‬ ‫نظیر اپارات و گوگل‪ ،‬قانون کار در پلتفرمهای اسنپ‬ ‫شد؛ ایا دادگاه بایستی بر اساس قوانین ملی قضاوت‬ ‫و تپسی و مسئله حریم خصوصی در پلتفرمهای‬ ‫کند یا بر اساس قوانین و موافقتنامههای پلتفرم؟ این‬ ‫پیامرسان نظیر فیسبوک‪.‬‬ ‫موضوع بهویژه در زمینه حقوق مالکیت معنوی و حریم‬ ‫ازاینرو‪ ،‬چند سالی است که تنظیمگری پلتفرمها در‬ ‫ً‬ ‫خصوصی بسیار مسئلهساز بوده است‪.‬‬ ‫دستور کار دولتها قرارگرفته است و بعضا با بحرانهایی‬ ‫ایا میتوان به توافقنامههایی که حین پیوستن کاربران و‬ ‫نیز همراه بوده است‪.‬‬ ‫توسعهدهندگان اخذ میشود‪ ،‬بسنده کرد؟ اینجاست که‬ ‫در شرایطی که نظامهای سنتی قانونمحور‪ ،‬در مواجهه‬ ‫سوال بعدی مطرح میشود‪ ،‬اگر خود پلتفرم قاعدهگذاری‬ ‫با تعارضهای عصر ارتباطات‪ ،‬هم در قانونگذاری و‬ ‫کند چه ارتباطی با حقوق عمومی و دیگر خطمشیهای‬ ‫هم در حوزه قضایی عقبماندهاند‪ ،‬از پلتفرمها خواسته‬ ‫عمومی خواهد داشت؟ ایا پلتفرم میتواند سازگاری‬ ‫میشود در حدود همین نظامهای سنتی قدم بردارند و‬ ‫محتواهای توسعهدهندگان و کاربران را با خطمشیهای‬ ‫اقتضائات اجباری نظامهای سنتی قانونی را به دیده‬ ‫ملی کنترل نماید؟‬ ‫منت بپذیرند‪ .‬اما واقع مطلب ان است که سرعت‬ ‫اگر در کنترل محتوا به پلتفرمها نقش فعالی دهیم‬ ‫توسعه پلتفرمها به حدی است که نمیتوان با نظام‬ ‫و کنترل محتوا را به مالکین پلتفرم بسپاریم‪ ،‬حقوق‬ ‫حقوقی فعلی پاسخگوی همه مسائل بود‪ .‬این چالش‬ ‫خصوصی و حریم اشخاص چگونه رعایت خواهد شد؟‬ ‫مختص جمهوری اسامی نیست‪ ،‬بهعنوانمثال المان‬ ‫شاید برخی پاسخ دهند که میتوان از سازوکارهای‬ ‫و فرانسه برای افزایش سرعت و نیز مواجهه فعال با این‬ ‫فیلترینگ هوشمند استفاده کرد؛ در پاسخ بایستی‬ ‫پدیده‪ ،‬از اکتبر ‪ 2015‬کمیته مشترکی را برای رگواتوری‬ ‫گفت علیرغم اینکه انتظار از پلتفرمها برای استفاده‬ ‫پلتفرمها تاسیس کردهاند‪.‬‬ ‫از فناوریهای هوشمند فیلترینگ روزافزون است اما‬ ‫پلتفرمها‪ ،‬خــود به دنبال کنترل محتوا هستند اما‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫این فناوریها اوا خطا دارند و ثانیا امکان ارزشیابی‬ ‫کنترل محتوا را نمیتوان از بیرون پلتفرم اعمال نمود‪.‬‬ ‫ارزشمحور را ندارند؛ بهعنوانمثال این فناوریها‬ ‫انچنانکه در سطرهای ابتدایی یادداشت رئیس پلیس‬ ‫نمیتوانند تشخیص دهند که یک متن مشابه حق کپی‬ ‫فتا‪ ،‬کنترل بیرونی را غیرممکن میدانست‪.‬‬ ‫را رعایت کرده است یا نه‪ .‬چالش بعدی‪ ،‬ناظر به زمان‬ ‫اما مسئله این است که دولتها چه قواعدی را میتوانند‬ ‫ً‬ ‫فیلترینگ است‪ ،‬از سویی بیشتر فناوریها فیلترینگ‪،‬‬ ‫بر پلتفرمها اعمال کنند؟ اساسا اگر دولتها قواعد‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫پسینی عمل میکنند و اگر محتوای‬ ‫منتشر شد و مغایر باسیاستهای‬ ‫حاکمیت بود‪ ،‬فیلتر میشود اما با‬ ‫توجه به اینکه اقتضاء فضای مجازی‬ ‫نسبت به محتوای منتشرشده‪،‬‬ ‫غیرقابلبازگشت و غیرقابلانکار‬ ‫است‪ ،‬دیگر نمیتوان با فیلترینگ‬ ‫پسینی‪ ،‬از محدودیت دسترسی به‬ ‫ان محتوا اطمینان حاصل نمود‪.‬‬ ‫پلتفرمیا‪ ،‬خود سازوکاریاه‬ ‫تنظیمن مشتلفن داری ــد که‬ ‫بــهواسـطــه ان‪ ،‬زمــیــنبــازه را‬ ‫براه رفتاریاه مطلوب خود‬ ‫طراحن منکنند و از رفتاریاه‬ ‫یامناسب توسعهدیندگان و‬ ‫کاربران پیشصیره کرده یا در‬ ‫صورت بروز‪ ،‬توبیخ خوایند کرد‪.‬‬ ‫پلتفرمها‪ ،‬خود سازوکارهای تنظیمی مختلفی دارند که‬ ‫بهواسطه ان‪ ،‬زمینبازی را برای رفتارهای مطلوب خود‬ ‫طراحی میکنند و از رفتارهای نامناسب توسعهدهندگان‬ ‫و کاربران پیشگیری کرده یا در صورت بــروز‪ ،‬توبیخ‬ ‫خواهند کرد‪.‬‬ ‫‪ -1‬قواعد ورود به پلتفرم‬ ‫‪ -4‬تنظیم ینجاریا‬ ‫قواعد ورود به پلتفرم‪ ،‬تعیینکننده حدودی از اختیار‬ ‫و یا اهدافی که مالک پلتفرم شرط ورود به پلتفرم اعام‬ ‫میکند و در اختیار توسعه کنندگان قــرار میدهد‪.‬‬ ‫میتوان قواعد ورود به پلتفرم را در پاسخ به این سوال‬ ‫که مالک پلتفرم چه چیزی را و به چه کسی اجازه‬ ‫میدهد‪ ،‬جست‪.‬‬ ‫ایجاد وفاق روی اهداف میان توسعهدهندگان و مالک‬ ‫پلتفرم‪ ،‬از ابزارهای تنظیمی است که کمک میکند‬ ‫تا توسعهدهندگان ضمن دنبال نمودن اهداف خرد‬ ‫خود‪ ،‬اهداف پلتفرم را نیز دنبال نمایند‪.‬‬ ‫تنظیمگری با پلتفرم‬ ‫‪ -2‬کنترل فرایندیاه توسعهدیندگان پلتفرم‬ ‫پرویده حکمراین پلتفرم‬ ‫‪ -3‬خاخصیاه ارزیابی‬ ‫سومین ابزار در اختیار پلتفرمها‪،‬‬ ‫ارزی ــاب ــی و رت ـبــهبــنــدی عملکرد‬ ‫توسعهدهندگان با شاخصههایی‬ ‫است که اهداف مالک پلتفرم را‬ ‫نشان میدهد‪ .‬این ابــزار بهنوعی‬ ‫تنظیم گری پسینی است و عملکرد‬ ‫توسعهدهندگان را ارزیابی میکند و از سویی دیگر پیشینی‬ ‫است چراکه به رفتار اتی توسعهدهندگان جهتدهی‬ ‫میکند‪ .‬البته برخی نگاههای اقتصادی‪ ،‬قائل به این‬ ‫ابزار نیستند و معتقدند که سازوکارهای قیمت‪ ،‬خود‬ ‫توسعهدهندگان برتر را انتخاب و توسعهدهندگان و‬ ‫خدمات ضعیف را حذف خواهد کرد‪ .‬شاخصههایی‬ ‫مانند فروش‪ ،‬تعداد دانلود و یا ارزیابیهای کاربران‪.‬‬ ‫تنظیم گری در پلتفرم‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫باشد تا توسعهدهندگان حاضر به‬ ‫استفاده از انها شوند‪.‬‬ ‫انچه تا به اینجا مطرح شد‪ ،‬چالشهای رگواتوری‬ ‫پلتفرمها بود؛ اما در نگاهی عمیقتر میتوان پلتفرمها‬ ‫را بهعنوان رگواتور در نظر گرفت‪ ،‬در این صورت‪،‬‬ ‫مسئله اصلی درنوردیدن نظام حقوقی سرزمینی است‪.‬‬ ‫این موضوع را اربیتراژ نیز مینامند‪ .‬اربیتراژ به معنای‬ ‫جابهجایی از یک نظام حقوقی بهنظام حقوقی رقیب‬ ‫اســت‪ .‬پلتفرمها فرصتی را فراهم کــردهانــد که افــراد‬ ‫حقیقی و حقوقی بتوانند برای کسب اهداف خاص‪،‬‬ ‫بین نظامات حقوقی جابهجاشده و اهداف خود را در‬ ‫همانطور که در یادداشت «چیستی پلتفرم» امد‪،‬‬ ‫مالکین پلتفرم‪ ،‬بــرای سهولت امر توسعهدهندگان‬ ‫مجموعهای از ابزارهای فنی نظیر ‪ ،SDK‬محیطهای‬ ‫شبیهسازیشده‪ ،‬ابزارهای تست و ازمایش و ‪ ..‬را در‬ ‫اختیار توسعهدهندگان قرار میدهند و میتوانند رفتار‬ ‫توسعهدهندگان را یا به طریق فنی و یا از طریق ا گ‬ ‫کردن‪ ،‬جهتدهی و یا نظارت نمایند‪ .‬بدیهی است که‬ ‫ابزارهای فوق بایستی حد باایی از جذابیت را داشته‬ ‫‪122‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫پینوشت‪:‬‬ ‫‪Email: mgt.azadi@gmail.com‬‬ ‫‪123‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫نظام حقوقی دیگر دنبال کنند‪ .‬این جابهجاییها عاوه‬ ‫بر منافعی که برای فرد دارد‪ ،‬سبب تضعیف نظام حقوقی‬ ‫مبدا و تقویت نظام حقوقی مقصد میشود‪ .‬گسترش‬ ‫فضای مجازی بهویژه پلتفرمها‪ ،‬موجب نزدیکی و‬ ‫تداخل نظامات حقوقی و شکلگیری تعامات بین‬ ‫این نظامات شده است‪.‬‬ ‫بهعنوان نمونه بسیاری از پلتفرمها با طراحیهای جدیدی‬ ‫که در قانون مالیات دیده نشده است‪ ،‬سازوکار مالیات‬ ‫را دور زده و باعث کاهش درامدهای مالیاتی دولت‬ ‫میشوند‪ .‬پلتفرمها برای تنظیم مقررات و اعمال اراده‬ ‫ً‬ ‫خود‪ ،‬لزوما نیازی به دولت ندارند‪ ،‬انها میتوانند با‬ ‫معماری پلتفرم و ترتیبات فنی‪ ،‬زمینبازی را بهگونهای‬ ‫طراحی کنند که قواعد مختار انهــا رعایت شود‪.‬‬ ‫رگواتوری عامل توسعه پلتفرمهاست؛ همانگونه که‬ ‫مشارکت کاربران منجر گردش چرخه اقتصادی پلتفرم‬ ‫میشود‪ ،‬رگواتوری پلتفرم نیز منجر به زمینهسازی‬ ‫مشارکت بیشتر توسعهدهندهها و کاربران و درنتیجه‬ ‫سهم بازار بیشتر پلتفرم میشود‪.‬‬ ‫پرویده حکمراین پلتفرم‬ ‫نمونه دیگری از تنظیم گری پلتفرمها‪ ،‬استفاده از بیگ‬ ‫دیتا اســت‪ .‬رفتار کاربران یک کشور بر بستر پلتفرم‬ ‫شکلدهنده بیگ دیتا و سیره و مسلک ان ملت است‪.‬‬ ‫دادهای ارزشمند که امکان برنامهریزی کان و عمومی را‬ ‫به دست میدهد و چنانچه در اختیار دشمنان باشد‪،‬‬ ‫تهدیدی برای امنیت ملی به شمار خواهد رفت‪ .‬در‬ ‫ادبیات و نیز در گفتمان برخی مسئولین فضای مجازی‬ ‫کشور‪ ،‬صحبت از پلتفرم بهعنوان مرز و قلمرو حاکمیتی‬ ‫کشور در فضای مجازی به میان امده است‪.‬‬ ‫درمجموع میتوان تنظیمگری با پلتفرم را چالش اصلی‬ ‫حکمرانی پلتفرمها دانست؛ چالشی که با طراحی‬ ‫صحیح و مواجهه فعال میتواند بهعنوان فرصتی‬ ‫بیبدیل‪ ،‬در خدمت انقاب اسامی باشد و یا با‬ ‫غفلت و مواجهه منفعانه‪ ،‬تهدیدی خطیر برای جریان‬ ‫انقاب به شمار رود‪.‬‬ ‫پرویده حکمراین پلتفرم‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫حسین زیبنده‬ ‫پژوهشگر هسته «خطمشی فضای مجازی» مرکز رشد‬ ‫دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت دولتی دانشگاه امام صادق؟‬ ‫مقدمه‬ ‫در این نوشتار سعی شده است که فارغ از چارچوب‬ ‫مقاات علمی‪ ،‬تبیینی رفت و برگشتی بین ادبیات‬ ‫حکمرانی‪ ،‬پلتفرم و اینترنت اشیاء‪ ،‬بهعنوان اینده‬ ‫قریبالوقوع دنیای دیجیتال شکل بگیرد و در هر پرده‬ ‫از یک بعد به مسئله «حکمرانی پلتفرمهای اینترنت‬ ‫اشیاء» نگریسته شود‪ .‬امیداست عاوه بر نگاه ُ‬ ‫چندبعدی‬ ‫به یک مسئله‪ ،‬خواننده نیز به تفکر و اتصال پردههای‬ ‫مختلف نوشته ترغیب شود‪.‬‬ ‫حکمرانی پلتفرمهای‬ ‫اینترنت اشیاء‬ ‫پرده اول‬ ‫ً‬ ‫شکل گرفتن اینترنت اشیاء حقیقتا امری دشوار ازنظر فنی‬ ‫است که در چندماهه اخیر وزیر ارتباطات[‪ ]1‬چندین و‬ ‫چند بار به ان اشارهکرده است‪ .‬از حقوحقوق فرکانس‬ ‫رادیویی گرفته که در بودجه امسال سروصدایی به پا‬ ‫کــرد[‪ ،]2‬تا ساخت برخی تجهیزات[‪ ]3‬و حسگرها‬ ‫توسط محققان این مرزوبوم‪ ]4[،‬سلسله نشانههایی برای‬ ‫گسترش این فناوری و البته تحقق برنامه پیشنهادی‬ ‫وزیر است [‪.]5‬‬ ‫امروز کشور ما نیز همزمان با دیگر کشورهای دنیا پا‬ ‫بر لبه فناوری گذاشته و با سرعت به سمت دنیایی‬ ‫جدید حرکت میکند‪ .‬از حق هم نگذریم‪ ،‬وقتیکه‬ ‫چند سال به عقب برگردیم و ورود اینترنت به کشور در‬ ‫سال ‪-1372‬انهم با تاخیری حدود ‪ 2‬دهه نسبت به‬ ‫جهان‪ -‬را بررسی کنیم‪ ،‬این پیشرفتها در برابر انفعال‬ ‫و حیرانی ان زمان در برابر تکنولوژی جدید و مدیریت و‬ ‫توسعه اینترنت قابلتحسین خواهد بود! گام برداشتن‬ ‫همگام با گامهای سریع جهان در فناوری امری است‬ ‫که بار دیگر توان و استعداد جوانان مهندس ایرانی‬ ‫را نشان مــیدهــد‪ .‬مواجهه فعال در زمینه توسعه و‬ ‫مدیریت ‪-‬یا به قول امروزیها‪ :‬حکمرانی‪ -‬فناوریهای‬ ‫جدید و بهخصوص اینترنت اشیاء که فراگیری ان‬ ‫حکمراین فناورهیاه جدید‪ ،‬به عنوان قطعه گمشده در‬ ‫پازل فضاه مجازه‪ ،‬باید ضمیمه توان مهندسن کشور خود‬ ‫‪124‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫‪125‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫بلک بری (‪ )Blackberry‬همهچیز‬ ‫را بهخوبی ساخته بــود‪ .‬مشتریان‬ ‫متعصب و وفـ ــادار‪ ،‬محصوات‬ ‫نواورانه‪ ،‬مهندسی بسیار خوب‪ ،‬دوام‬ ‫باای محصوات و‪ ...‬همه و همه را داشت‪ .‬اما سهم‬ ‫‪ 50‬درصدی محصوات این شرکت و غلبه انها بر بازار‬ ‫گوشیهای هوشمند‪ ،‬در سال ‪- 2012‬همزمان با ارائه‬ ‫جدیدترین محصول بلک بری‪ -‬بهشدت تقلیل یافت؛‬ ‫بهطوریکه این شرکت تنها موفق به کسب ‪ 1‬درصد از‬ ‫سهم بازار شد! انها مشکل را در رقبای خود یعنی اپل‬ ‫و گوگل جستجو میکردند و به همین دلیل قیمتها را‬ ‫رقابتیتر براورد کرده‪ ،‬بر پیشرفت محصوات جدید و‬ ‫بازاریابی سرمایهگذاری نموده و سیستمعامل خود را نیز‬ ‫بهبود بخشیدند‪ ،‬اما همچنان ناکامی نصیبشان بود!‬ ‫بله‪ .‬انها دچار اشتباه بزرگی شده بودند و نمیدانستند‬ ‫که مبنای رقابت متحول شده و مشکل را باید در جای‬ ‫دیگری جست! دیگر تلفن هوشمند بلک بری رقیب‬ ‫تلفن هوشمند اپل نبود؛ بلکه این «اکوسیستم بلک‬ ‫بری» بود که در مقابل «اکوسیستم ای او اس» قرارگرفته‬ ‫بود‪ .‬حاا بحث بر سر تنها یک محصول نبود بلکه حرف‬ ‫از قرار گرفتن ارتش ‪ 8‬هزارنفری نواوران بلک بری در‬ ‫برابر ارتش ‪ 200‬هزارنفری توسعهدهندگان اپل در میان‬ ‫بود‪ .‬همزمان با رشد روزافزون اپل‪ ،‬بازار بلک بری به‬ ‫خاطر نبود برنامههای کاربردی جدید راکد شد و روبه‬ ‫خاموشی رفت‪ .‬اپل بازار ‪ 365‬میلیونی خود را تا حد‬ ‫زیادی مرهون ان ‪ 800‬هزار برنامه تکمیلکنندهای است‬ ‫که مالکیت چندانی هم در انها نداشت‪ .‬این یعنی‬ ‫حرکت از محصول به سمت پلتفرم! همانجایی که‬ ‫عوض تاش برای انجام تک بازی بسیار خوب‪ ،‬یک‬ ‫زمینبازی طراحی میکنی که دیگران بتوانند هزاران هزار‬ ‫بازی بسیار خوب در ان به نمایش بگذارند‪ .‬زیرساختی‬ ‫پرویده حکمراین پلتفرم‬ ‫در چند ســال اینده دور از ذهن‬ ‫نیست‪ ،‬قطعه گمشده از پازلی‬ ‫است که باید ضمیمه توان مهندسی‬ ‫ً‬ ‫و پیشرفتهای فناورانه گردد‪ .‬دقیقا‬ ‫ان چیزی که حدود ‪ 3‬دهه پیش‬ ‫هنگام ورود اینترنت به کشور‪ -‬فکری برای ان نشده‬‫بود‪ .‬چراکه فرصتها و چالشها همزمان با توسعه‬ ‫فناوریها رشد یافته‪ ،‬بهمراتب پیچیدهتر شده و دستور‬ ‫کارهای جدیدی را روی میز حکمرانان قرار میدهد‪.‬‬ ‫بهرهبرداری از فرصتها و یا مقابله با چالشها‪ ،‬هردو‬ ‫نیازمند حکمرانی و تنظیم گــری دولــت در حیطه‬ ‫وظایف خود است‪ .‬هنگامیکه دولتها با توسعه فاوا‬ ‫صدای پایشکسته شدن مرزهای قلمرو اقتدارشان‬ ‫را با گوشهای خود استماع کردند‪ ،‬بهطور جد پیگیر‬ ‫حکمرانی و سروسامان دادن به این فضا شدند؛ چراکه‬ ‫علیرغم فرصتهای بسیاری که برای اداره جامعه پیش‬ ‫روی انها قرار داده بود‪ ،‬هویتشان را نیز تهدید میکرد!‬ ‫بدیهی است که اینترنت اشیاء بهعنوان نقطه تحولی‬ ‫دیگر در جهان شبکهای با ایجاد حجم عظیمی از‬ ‫ارتباطات جدید‪ ،‬نظامهای اجتماعی را نیز تحت‬ ‫تاثیر قرار میدهد‪ .‬فراگیری اینترنت اشیاء همانند‬ ‫دیگر تحوات فناورانه‪ ،‬پیشران تحول در ابعاد مختلف‬ ‫اجتماع (‪ )PESTEL‬میشود که این بار زنگ خطر از‬ ‫دست رفتن اقتدار دولتها را بلندتر از پیش به صدا‬ ‫درمــیاورد و مرزهای اداره را درهم میشکند‪ .‬یافتن‬ ‫نقطه اهرمی بــرای سرمایهگذاری‪ ،‬در پاسخدهی به‬ ‫بحران حکمرانی دولتها نقشی اساسی و مهم ایفا‬ ‫میکند‪ .‬درواقع دولتها بهشدت نیازمند پاسخ به‬ ‫این سوال هستند که‪ :‬چگونه باید به مسئله اینترنت‬ ‫اشیاء ساخت دهند و برای حکمرانی ان بر کدام نقطه‬ ‫سرمایهگذاری نمایند؟‬ ‫پرده دوم‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫اینتریت اخیاء بهعنوان یقطه‬ ‫تحولن دیصر در جهان خبکهاه با‬ ‫ایجاد حجم عظیمن از ارتباطات‬ ‫جدید‪ ،‬یظامیاه اجتماعن را‬ ‫ییز تحت تاثیر قرار مندید‪.‬‬ ‫پرویده حکمراین پلتفرم‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫ذخیره کند‪ ،‬دستگاهها و نرمافزارهای کاربردی و جریان‬ ‫اطاعات را مدیریت نماید‪ ،‬امکان ساخت نرمافزارهای‬ ‫جدید را به توسعهدهندگان بدهد‪ ،‬دادهها را تحلیل‬ ‫کند و بهصورت تصویری نشان دهد‪ ،‬امنیت اینترنت‬ ‫اشیاء را تامین نماید‪ ،‬رابط کاربری برای توسعهدهندگان‬ ‫و کاربران نهایی داشته باشد و دیگر مــواردی از این‬ ‫قبیل! حیات اکوسیستم پلتفرمهای اینترنت اشیاء‪،‬‬ ‫همانند دیگر پلتفرمها وابسته به توسعهدهندگان و‬ ‫خلق ارزشهای جدید است‪.‬‬ ‫که توسعهدهندگان و نواوران‪ ،‬ان را مبنای فعالیتشان‬ ‫قرار میدهند و نیازهای متنوع مردم را مرتفع مینمایند‪.‬‬ ‫پرده سوم‬ ‫همگام با پیشرفت فناوریهای دیجیتال‪ ،‬ارتباطات‬ ‫ازنظر تعداد و گستردگی فزونی مییابند؛ اینترنت اشیاء‬ ‫نمونهای است که با اضافه کردن حسگرها به اشیاء و‬ ‫هوشمند سازی محیط‪ُ ،‬بعد هر شیء را در کنار ابعاد‬ ‫هرزمانی و هرمکانی به جهان دیجیتال وارد میکند و‬ ‫گستردگی قابلتوجهی را در میزان ارتباطات به وجود‬ ‫خواهد اورد‪ ،‬که این پیشرفت زمینهساز خلق بسیاری‬ ‫از ارزشها و خدمات جدید نیز خواهد شد‪ .‬با توجه به‬ ‫افزایش تصاعدی پیچیدگی خدمات و متنوع شدن‬ ‫انها‪ ،‬برای توان پوشش تقاضای جامعه و همچنین‬ ‫حفظ بقا در بازار‪ ،‬چارهای جز پناه بردن به «پلتفرم»[‪]6‬‬ ‫وجود ندارد‪ .‬پویایی بیشتر‪ ،‬هوشمندی اشیاء و ظرفیت‬ ‫حس کردن و پاسخ دادن انها نیازمند راههای جدید‬ ‫برای مدیریت سیل دادههــا و تبدیل انها به مزیت‬ ‫رقابتی است‪ ،‬که از عهده یک شرکت خارج است و‬ ‫باید اکوسیستمی برای ان طراحی شود‪.‬‬ ‫پلتفرم اینترنت اشیاء یک زیرساخت سختافزاری‪-‬‬ ‫نرمافزاری است که نرمافزارهای کاربردی را به دستگاهها‬ ‫و حسگرها متصل کرده‪ ،‬ان دستگاهها را با برنامههای‬ ‫کاربردی یکپارچه میکند و اطاعات را نیز جمعاوری‬ ‫و تحلیل مینماید‪ .‬این نوع پلتفرم‪ ،‬بهعنوان ایهای‬ ‫بین ایههای سختافزاری و برنامه کاربردی‪ ،‬بستری‬ ‫است که قابلیت توسعه‪ ،‬نــواوری و شخصیسازی‬ ‫خدمات بهشدت در ان وجود دارد و به نرمافزارها این‬ ‫اجــازه را میدهد که از طریق برنامههای کاربردی‪،‬‬ ‫مردم‪ ،‬دستگاهها‪ ،‬ماشینها و حسگرها را با داده و‬ ‫مراکز کنترل متصل نماید و درواقع خا بین دستگاهها‬ ‫و شبکههای داده را پر میکنند‪ .‬یک پلتفرم اینترنت‬ ‫اشیاء باید قابلیت داشته باشد که دادهها را جمعاوری و‬ ‫پرده اخر‬ ‫امروزه شرکتهای بسیاری به ارائه پلتفرم اینترنت اشیاء‬ ‫روی اوردهاند که از مهمترین و بزرگترین انها میتوان به‬ ‫گوگل‪ ،‬مایکروسافت‪ ،‬امازون‪ ،‬بوش‪ ،‬سیسکو‪ ،‬ای بی ام‬ ‫و ‪ ...‬اشاره کرد‪ ]7[.‬اینترنت اشیاء نسل جدیدی از‬ ‫ارتباطات را پیش روی جوامع میگذارد که در این نسل‬ ‫فاوا به سایر حوزهها مانند صنعت‪ ،‬انرژی‪ ،‬سامت و‪...‬‬ ‫ورود میکند‪ .‬همگام با ورود فاوا به عرصههای دیگر‬ ‫اجتماع و فرایند پلتفرمی شدن خدمات‪ ،‬درواقع نقش‬ ‫حکومتها کاهشیافته و پلتفرمها اداره جامعه را در‬ ‫هریک از این حوزهها بر عهده میگیرند‪ .‬روند اینترنت‬ ‫اشیاء این فرایند را سرعت بخشیده و غفلت دولتها‬ ‫موجب از دســت رفتن اقتدار و قابلیت حکمرانی‬ ‫انها و قدرتمند شدن صاحبان پلتفرم و شرکتهای‬ ‫خصوصی بــزرگ در سراسر جهان خواهد شــد‪ .‬لذا‬ ‫دولتها بــرای حفظ قلمرو حکمرانی خود نیازمند‬ ‫"حکمرانی پلتفرمها" هستند‪.‬‬ ‫از طرف دیگر حجم اطاعات بسیار زیاد حاصل از‬ ‫اینترنت اشیاء منبع ارزشمندی است که در اختیار‬ ‫هرکسی که باشد قدرت بسیاری برای حکمرانی به‬ ‫وی خواهد داد‪ .‬لذا دولتها برای دسترسی به این‬ ‫اطــاعــات‪ ،‬یا جلوگیری از افشای اطاعات ملی و‬ ‫‪126‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫میزان باز بودن‬ ‫اعطاء دسترسی به فناوری‪،‬‬ ‫امکان نظارت بر فناوری‬ ‫نظارت‬ ‫مکانیسمهای نظارت رسمی و غیررسمی‬ ‫طراحی فنی‬ ‫ماژوار بودن‪ ،‬رابطها‪ ،‬سازگاری‬ ‫راهبرد رقابتی‬ ‫رقابت‪ ،‬همکاری و مشارکت‪ ،‬میزان جذب‬ ‫و تحت پوشش قرار دادن‪ ،‬روابط عمومی‬ ‫اعتماد‬ ‫ارتباط بین مالک و توسعهدهندگان‪،‬‬ ‫ارتباط کاربران نهایی و پلتفرم‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫منابع مرزی‬ ‫منابع مرزی فنی‪ ،‬منابع مرزی اجتماعی‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫قیمتگذاری‬ ‫و به‬ ‫اشتراکگذاری‬ ‫درامد‬ ‫دستیابی به اثر شبکهای‪ ،‬موانع ورود به‬ ‫بازار‪ ،‬سوهای بازار‪ ،‬یارانه و کمکهزینه‬ ‫پینوشتها‬ ‫‪Email: Hzibandeh73@gmail.com‬‬ ‫[‪ .]1‬مهندس محمدجواد اذری جهرمی‬ ‫‪]2]. https://www.farsnews.com/news/13971005001116‬‬ ‫‪]3]. https://www.tasnimnews.com/fa/news/1397/11/18/1941921‬‬ ‫‪]4]. http://www.ibena.ir/news/82060‬‬ ‫‪]5]. http://dolat.ir/detail/297235‬‬ ‫[‪ .]۶‬منظور از پلتفرم در این نوشته‪ ،‬پلتفرمهای نرمافزاری است‪.‬‬ ‫‪]7]. https://internetofthingswiki.com/top-20-iot-platforms/634/‬‬ ‫‪]8]. http://www.ensafnews.com/156867‬‬ ‫‪]9]. https://digiato.com/article/2018/01/20‬‬ ‫‪127‬‬ ‫پرویده حکمراین پلتفرم‬ ‫نقشها‬ ‫تعداد و نظم بازیگران‪ ،‬مالکیت‪،‬‬ ‫تقسیم قدرت‪ ،‬ارتباط با ذینفعان‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫حکمراین پلتفرم وظیفه دارد‬ ‫بهطور خاصه میتوان گفت که‬ ‫محرمانه‪ ،‬نیازمند حکمرانی پلتفرمها‬ ‫در‬ ‫مشتلف‬ ‫بازیصران‬ ‫ارتباط‬ ‫که‬ ‫بــا توجه بــه نقش مـحــوری پلتفرم‬ ‫و مواجهه فعال با انها هستند‪.‬‬ ‫ابزاریاه‬ ‫با‬ ‫را‬ ‫پلتفرم‬ ‫اکوسیستم‬ ‫در حکمرانی شبکه و همچنین‬ ‫همانطور که در ابتدای این مطلب‬ ‫تقسیم‬ ‫مایند‬ ‫پلتفرم‬ ‫حکمراین‬ ‫توسعه فناوریهای فاوا به سمت‬ ‫نیز اشــارهشــده اســت‪ ،‬حکمرانی‬ ‫پلتفرم وظیفه دارد که ارتباط بازیگران قدرت تگمیمگیره بین بازیصران‬ ‫اینترنت اشیاء و گسترش مرزهای‬ ‫مختلف در ا کوسیستم پلتفرم مشتلف و مکاییسمیاه یظارتن‬ ‫شبکه‪ ،‬حکمرانی پلتفرمهای اینترنت‬ ‫را بــا ابــزارهــای حکمرانی پلتفرم و قیمتگذاره تنظیم یماید‪.‬‬ ‫اشیاء موضوع بسیار مهمی است که‬ ‫سرمایهگذاری بر ان‪ ،‬هویت دولتها‬ ‫مانند تقسیم قدرت تصمیمگیری‬ ‫را حفظ کرده و منافع بیشمار اقتصادی و غیراقتصادی‬ ‫بین بــازیــگــران مختلف و مکانیسمهای نظارتی و‬ ‫برایشان در پی خواهد داشت‪.‬‬ ‫قیمتگذاری تنظیم نماید‪.‬‬ ‫ً‬ ‫هرچند که داخلی بودن پلتفرم الزاما تمام مشکات‬ ‫بهعنوان نقطه شروع برای تحلیل مکانیسمهای حکمرانی‬ ‫را حل نمیکند و ممکن است که فساد و جرائم درون‬ ‫پلتفرم اینترنت اشیاء باید با ابعاد مختلف ان اشنا‬ ‫انهم رخ دهد[‪ ، ]8‬اما همانطور که مسئوان نیز به‬ ‫شد‪ ،‬هزینه و منفعت هرکدام را تحلیل کرد‪ ،‬جوانب‬ ‫ان اذعان دارند[‪ ، ]9‬دستاوردهای بسیاری همچون‬ ‫مختلف ان را سنجید و سپس تصمیم مناسب گرفت‪.‬‬ ‫امنیت‪ ،‬امکان پیگیری جــرائــم‪ ،‬مقابله با تحریم‪،‬‬ ‫مفاهیمی که بهعنوان الفبای پلتفرم اینترنت اشیاء‬ ‫بهرهبرداری از کان دادهها‪ ،‬امکان حکمرانی فعاانه‪،‬‬ ‫بهحساب میاید‪ ،‬در حکمرانی پلتفرمهای اینترنت‬ ‫مطابقت باارزشهای بومی‪ ،‬جلوگیری از خروج اطاعات‬ ‫اشیاء تاثیرگذار بوده و ازم است هر حکمران در این‬ ‫ً‬ ‫مخصوصا با بهکارگیری اینترنت اشیاء و تولید حجم‬‫رابطه بداند عبارتاند از‪:‬‬ ‫عظیمی از دادههای حساس و ‪ ...‬را برای ما به ارمغان‬ ‫جنبهها‬ ‫مفهوم‬ ‫خواهد اورد‪.‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫سعید فتحعلی‬ ‫پژوهشگر هسته «خطمشی فضای مجازی» مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری مدیریت دولتی دانشگاه ازاد اسامی‪ ،‬واحد علوم تحقیقات‬ ‫نیاز انسان به همکاری و تعاون در زندگی چه در بعد‬ ‫مــادی و چه در بعد معنوی امــری فطری و عقانی‬ ‫است‪ ،‬لذا دین اسام نیز ان را بهعنوان بخشی از اصول‬ ‫اساسی برنامه خود اما محدود به ضوابط و شرایطی در‬ ‫نظر گرفته است‪ .‬تعاون ازنظر لغوی از ماده «عون» و به‬ ‫معنای کمک و مساعدت دیگران است‪ ،‬اما در معنای‬ ‫اصطاحی‪ ،‬به مهیاکردن اسباب‪ ،‬شرایط و بستر انجام‬ ‫کار توسط دیگران اطاق میشود‪ ،‬نه انجام دادن یک‬ ‫کار بهصورت مشترک‪.‬‬ ‫بهبیاندیگر هرگاه یک فعل را دو نفر بهصورت اشتراکی‬ ‫انجام دهند‪ ،‬نفر اول عامل کار و نفر دوم معاون کار‬ ‫نبوده است بلکه این کار بهوسیله دو عامل انجامشده‬ ‫است؛ یک کار دو عامله‪ .‬اما اگر همان کار توسط یک‬ ‫فرد انجامشده و دیگری شرایط و بستر ان را مهیا کرده‬ ‫باشد‪ ،‬در این صورت فرد اول عامل و نفر دوم معاون‬ ‫نامیده میشود‪.‬‬ ‫ازجمله ایاتی که قران حکیم به موضوع «تعاون» اشاره‬ ‫میکند‪،‬سوره مبارکه مائده‪ ،‬ایه شریفه دوم است که‬ ‫َ َ َ ََ‬ ‫َ َ َ َ ّ َ َّ‬ ‫الا ِثم‬ ‫میفرماید‪« :‬تعاونوا علی ِ‬ ‫الب ِر والتقوى ولا تعاونوا علی ِ‬ ‫ُ‬ ‫دوان»‪ .‬در این ایه شریفه به تعاون بر «بر» و «تقوا»‬ ‫َوالع ِ‬ ‫امر شده است‪ّ .‬‬ ‫«بر» از دیدگاه قران کریم‪ ،‬یعنی عمل‬ ‫ُ‬ ‫صالح انسان مومن؛ لذا در معنای ّ‬ ‫«بر» هم حسن فعلی‬ ‫و هم ُحسن فاعلی بهصورت توامان موردنظر قرارگرفته‬ ‫است‪ .‬همچنین‪« ،‬تقوا» نیز مخالفت با هوای نفس و‬ ‫ترک منکر بیانشده است‪ .‬ازاینرو معنای تعاون ّ‬ ‫در«بر»‬ ‫و «تقوا»‪ ،‬مهیاکردن اسباب‪ ،‬شرایط و بستر‪ -1 :‬انجام‬ ‫عمل صالح و ‪ -2‬مخالفت با هوای نفس و ‪ -3‬ترک‬ ‫پلتفرم‪ ،‬ابزار تعاون‬ ‫پرویده حکمراین پلتفرم‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫سکوی اول ‪ :‬تعاون‬ ‫پلتفرمیا‪ ،‬اب ــزاره بــراه تعاون میان مشارکتکنندگان‬ ‫است و یرچه تعداد انیا بیشتر خود‪ ،‬ان پلتفرم قوهتر‬ ‫و باارزشتر منخود‬ ‫‪128‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫در انجام یک فعل گاهی شخصی بهعنوان یکی از‬ ‫علل و عوامل تحقق ان فعل نقش ایفا میکند که‬ ‫ً‬ ‫اصطاحا به او جزء درونی فعل یا علت میگویند و‬ ‫گاهی شخص عضو اجــزاء درونــی فعل نیست بلکه‬ ‫بیرون از فعل قرارگرفته و نقش اعدادی را ایفا میکند‬ ‫که به ان ُمعد میگوییم‪.‬‬ ‫از منظری دیگر افعال انسان یا با ا گاهی نسبت بهغایت‬ ‫ََ‬ ‫علم) یا بدون ا گاهی‬ ‫ان کار صورت میگیرد (علی ٍ‬ ‫صورت میپذیرد‪ .‬حال‪ ،‬افعالی که با ا گاهی و علم‬ ‫نسبت به هدف کار هستند‪ ،‬یا با قصد و نیت مشخص‬ ‫نسبت به نتیجه ان فعل هستند و یا بدون قصد و نیت‪.‬‬ ‫در مثالی ساده‪ ،‬یک رانندهی تا کسی(علم دارد ولی‬ ‫قصد ندارد) را در نظر بگیرید‪ ،‬با علم و ا گاهی نسبت‬ ‫به هدف یک خافکار‪ ،‬وی را سوار کرده تا به مقصد‬ ‫برساند ولی قصد و نیت جدی راننده همکاری در‬ ‫جهت خاف نیست بلکه با خود میگوید ‪ :‬درسته‬ ‫که میدانم اینها برای خاف میروند ولی اگر پول من‬ ‫را بدهند‪ ،‬راضی هستم و کاری به کارشان ندارم‪!...‬‬ ‫با توجه به دو طبقهبندی فوق از افعال انسانی‪ ،‬میتوان‬ ‫طبقهبندی سومی را ابداع کرد که در موضوع تعاون‬ ‫راهگشا ما باشد‪.‬‬ ‫‪129‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫سکوی دوم ‪ :‬انواع تعاون‬ ‫پرویده حکمراین پلتفرم‬ ‫منکر است‪-4 .‬البته با شرط ایمان‪ .‬هرچه درجه انجام‬ ‫ّ‬ ‫«بر» و یا ترک منکر بااتر‪ ،‬ارزش تعاون نیز افزونتر است‪.‬‬ ‫عاوه بر این در ادامه ایه شریفه‪ ،‬از تعاون بر ِ«اثــم» و‬ ‫«عــدوان» نهی شده است‪ .‬مفهوم «اثــم» و ُ‬ ‫ُ‬ ‫«عــدوان»‬ ‫ِ‬ ‫دارای نسبت عموم و خصوص مطلق هستند و در‬ ‫تعریف بهغایت‪ ،‬به هرگونه عمل ناپسند فردی ِاثم‪،‬‬ ‫و تعدی به دیگران را که البته دارای ابعاد اجتماعی‬ ‫است‪ ،‬عدوان گویند‪.‬‬ ‫ُ‬ ‫اعانه در «بــر و تقوا» و ِ«اثــم و ع ــدوان»‪ ،‬در سه رتبه‬ ‫مشارکت‪ ،‬مساعدت و حمایت طبقهبندی میشود‪.‬‬ ‫برای نمونه در بعد منفی تعاون‪ ،‬شخصی را در نظر‬ ‫بگیرید که همراه یک خافکار‪ ،‬یک امر ناپسندی را‬ ‫بهصورت مشارکتی انجام میدهند‪ ،‬این فرد را شریک‬ ‫در عدوان مینامند‪ ،‬اما اگر به ان فرد خافکار کمکی‬ ‫در زمینه رسیدن به مقصودش کند‪ ،‬ساعد گویند و‬ ‫اگر او را تشویق و پس از کار خافش پشتیبانی کند‪،‬‬ ‫حامی مینامند‪ .‬از منظر تقویت اثار اجتماعی کار‬ ‫خاف و تثبیت ان‪ ،‬عملکرد شخص حامی از شریک‬ ‫و ساعی مذمومتر است‪.‬‬ ‫نکته قابلتوجه دیگر ان است که «حرمت اعانه به ِاثم و‬ ‫ُعدوان» ان زمانی تشدید میشود که فرد گناهکار بدون‬ ‫ً‬ ‫معاونت نفر دوم اساسا توانایی انجام گناه را نداشته‬ ‫است و درواقع معاون نقش توانمندسازی را برای خاطی‬ ‫داشته است‪ .‬بلند سخن انکه گاهی شخصی قدرت‬ ‫انجام امر ناپسندی را داشته و شخص معاون فقط وی‬ ‫را در جهت اهداف و غایاتش قدرتمندتر کرده و فرایند‬ ‫انجام خاف را تسهیل و تسریع میکند اما گاهی فرد‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫ً‬ ‫خاطی اساسا قدرت و توانایی انجام خاف را نداشته و‬ ‫این شخص معاون است که وی را در جهت این گناه‬ ‫جدید توانمند میکند و این یعنی ایجاد فرصتها و‬ ‫تهدیدهای جدید توسط معاون برای عامل‪.‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫اعایه در «بر و تقوا» و ِ«اثــم و‬ ‫ُعدوان»‪ ،‬در سه رتبه مشارکت‪،‬‬ ‫مساعدت و حمایت طبقهبنده‬ ‫منخود‪.‬‬ ‫پرویده حکمراین پلتفرم‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫در تمامی حاات ششگانه فوق امکان اعانه بر خیر‬ ‫و شر وجود دارد اما ان حااتی که باید بیشتر مدنظر‬ ‫باشد زمانی است که شخص بهعنوان علت یا معد‪،‬‬ ‫عاوه بر علم و ا گاهی نسبت به هدف فعل‪ ،‬قصد و‬ ‫نیت ان را نیز دارد‪ .‬هرگاه هدف و غایت فعل خیر ّ‬ ‫«بر‬ ‫و تقوا» باشد این تعاون بسیار ارزشمند است چراکه‬ ‫عاوه بر حسن فعلی‪ ،‬حسن فاعلی را به نحو تمام و‬ ‫کمال داراست‪.‬‬ ‫کمک و همکاری یکدیگر یک ارزش جدید را خلق‬ ‫میکنند‪ .‬بهبیاندیگر مشارکتکنندگان در پلتفرم‬ ‫درواقع معاون یکدیگر هستند و پلتفرم چیزی نیست‬ ‫جز ابزار تعاون؛ خواه این اعانه بر ّ‬ ‫«بر و تقوا» باشد و خواه‬ ‫بر ِ«اثم و ُعدوان»‪ .‬بنابراین پلتفرم به عنوان بستر یا ابزار‬ ‫تعاون‪ ،‬فرایند اعانه میان مشارکتکنندگان را تسریع و‬ ‫ً‬ ‫تسهیل کرده است و در بعضی موارد‪ ،‬اساسا عرصههای‬ ‫جدید همکاری و معاونت میان مشارکتکنندگان را‬ ‫ایجاد کرده است‪.‬‬ ‫پلتفرمهای فضای مجازی‪ ،‬سازههایی انسانی هستند‬ ‫که بستر روابط و تعامات انسانها در فضای مجازی را‬ ‫باهدف خلق ارزش حداکثری تسهیل و تسریع میکنند‪.‬‬ ‫در هر رابطه و تعامل حداقل دو نفر حضور دارند که با‬ ‫سکوی چهارم ‪ :‬ابزار خوب یا ابزار بد!‬ ‫سکوی سوم‪ :‬پلتفرم‬ ‫هر ابزاری که فعالیتهای انسان را تجدید یا تسهیل‬ ‫میکند‪ ،‬دارای یکی از جهتگیریهای پنجگانه ذیل‬ ‫است؛ این ابزار در حالت اول خیر محض است‪ ،‬به این‬ ‫‪130‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫بنا بر انچه بیان شد‪ ،‬پلتفرمها ابزاری برای تعاون میان‬ ‫مشارکتکنندگان بوده و هرچه تعداد مشارکتکنندگان و‬ ‫روابط میان انها بیشتر شود‪ ،‬ان پلتفرم قویتر و باارزشتر‬ ‫میشود‪ .‬اما هنوز دو سوال اساسی باقیمانده است ‪:‬‬ ‫سوال اول اینکه پلتفرمهای فضای مجازی بهعنوان‬ ‫ابزارهای تعاون‪ ،‬متعلق به کدام دسته از ابزارها هستند؟‬ ‫پینوشتها‬ ‫‪Email: fathali.saeed@gmail.com‬‬ ‫‪131‬‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫سکوی اخر ‪ :‬پلتفرم ؛ ابزار تعاون‬ ‫پرویده حکمراین پلتفرم‬ ‫ً‬ ‫با توجه به پژوهشهایی که قبا در حــوزه ماهیت‬ ‫فناوری‪ ،‬فضای مجازی و پلتفرمهای ان صورت گرفته‬ ‫است‪ ،‬میتوان اینطور جمعبندی کرد که پلتفرمهای‬ ‫فضای مجازی در دسته دوم ابزارها قرار میگیرند یعنی‬ ‫ابزارهایی هستند که اقتضاء خیر دارند‪ ،‬اگرچه میتوان‬ ‫از انهــا در جهت اهــداف شر استفاده کــرد‪ .‬شرایط‬ ‫امروز جهانی مصارف شر پلتفرمها را بیشتر برای ما‬ ‫ً‬ ‫نمایان میکند و این در حالی است که این ابزار اساسا‬ ‫اقتضاء خیر دارد و این نشاندهنده چیزی نیست مگر‬ ‫عقبافتادگی تاریخی جریان خیر‪ ،‬کمکاری جریان‬ ‫خیر و سلطه جریان شر‪ .‬بر ما تکلیف است که این‬ ‫ابزار مقتضی خیر را به جایگاه واقعی خود بازگردانده‬ ‫و سلطه جریان شر را از ان بزداییم‪.‬‬ ‫اما سوال دوم این است که مشارکتکنندگان در بستر‬ ‫پلتفرم در جهت اهداف چه کسانی تعاون میکنند و‬ ‫مالک ارزش جدید خلقشده چه کسانی هستند ؟‬ ‫پاسخ خیلی دشــوار نیست؛ مشارکتکنندگان در‬ ‫جهت اهــداف مالکان و حکمرانان پلتفرم تعاون‬ ‫و خلق ارزش میکنند و مالکان و حکمرانان امروز‬ ‫پلتفرمهای بزرگ بینالمللی افراد و گروههایی نیستند‬ ‫مگر جریان سرمایهداری‪.‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫ً‬ ‫معنا که صرفا در مصارف نیک و پسندیده مورداستفاده‬ ‫قرار میگیرد‪ .‬حالت دوم ابزارهایی هستند که اقتضای‬ ‫خیر دارند و در اکثر مواقع در موارد پسندیده استفاده‬ ‫میشوند‪ ،‬البته گاهی نیز در مصارف ّ‬ ‫شر و ناپسندیده از‬ ‫انها استفاده میشود ولی اقتضاء و جهتگیری کلی‬ ‫ان خیر است‪ .‬حالت سوم‪ ،‬ابزارهای مشترک قرار دارند‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫که نه لزوما خیر هستند و نه لزوما شر‪ .‬حالت چهارم‪،‬‬ ‫ابزارهایی هستند که اقتضای ّ‬ ‫شر دارند‪ ،‬به این معنا‬ ‫که استفاده اصلی و اساسیشان در مسیر ناصحیح‬ ‫است‪ ،‬اما گاهی نیز موجبات اتفاقات خوب را رقم‬ ‫میزنند‪ .‬و دسته اخر ابزارهای شر هستند‪ .‬این ابزارها‬ ‫ً‬ ‫اساسا ّ‬ ‫شر بوده و هیچگونه استفاده‬ ‫دارای خاصیت‬ ‫درست ندارند‪.‬‬ ‫حال سوال اساسی این است که پلتفرمهای فضای‬ ‫مجازی بهعنوان ابــزارهــای تعاون‪ ،‬متعلق به کدام‬ ‫دسته هستند؟‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫پلتفرمیاه فضاه مجازه از‬ ‫جمله ابــزاریــایــی یستند که‬ ‫اقتضا خیر داری ــد؛ اگرچه که‬ ‫منتوان از ایها در جهت ایداف‬ ‫خر ییز استفاده کرد‪.‬‬ ‫اسحاق سلطانی‬ ‫پژوهشگر فلسفه سیاسی مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی‬ ‫ما چرا برای رفتوامدهایی که درون شهر انجام میدهیم‬ ‫باید از تاکسیهای اینترنتی استفاده کنیم؟ چرا زمانی‬ ‫که احساس گرسنگی میکنیم خیلی سریع درون یکی‬ ‫از پلتفرمهای تهیه غذا باید به دنبال سفارش غذا‬ ‫باشیم؟ چرا بــرای خرید هر یک از مایحتاج زندگی‬ ‫باید بهسرعت وارد فروشگاههای بزرگ اینترنتی شده‬ ‫و شروع به مقایسه و بررسی قیمتها با یکدیگر کنیم؟‬ ‫و چرا و چرا و ‪...‬‬ ‫از این قبیل میتوان ســواات متعددی مطرح کرد؛‬ ‫سوااتی که بیشتر از انکه خود محل سوال باشند‪،‬‬ ‫طرح کردن انها محل سوال به نظر میرسد‪ .‬وقتی‬ ‫چنین سوااتی را از استفادهکنندگان از پلتفرمهای‬ ‫پرکاربرد میپرسیم‪ ،‬از طرح کردن چنین سوالی متعجب‬ ‫میشوند‪ .‬چون استفاده کردن از این قبیل پلتفرمها‬ ‫ً‬ ‫امری کاما «بدیهی» و «طبیعی» است‪ .‬بسیار واضح‬ ‫اســت که وقتی میتوان مسافتی را با نصف هزینه‬ ‫تا کسیهای تلفنی و بدون هیچیک از دردسرهایی‬ ‫رایج‪ -‬همچون تماس گرفتن و ادرس دادن و انتظار‬ ‫کشیدن و ‪ - ...‬و با راحتی و اسایش تمام پیمود‪،‬‬ ‫ً‬ ‫چنین کاری کاما بهصرفه است‪ .‬و یا وقتی گرسنه‬ ‫هستم و میتوانم بدون اینکه فعالیت خاصی انجام‬ ‫داده باشم‪ ،‬با تخفیف ‪ 30‬الی ‪ 40‬درصدی غذایی را‬ ‫ً‬ ‫تهیه کنم‪،‬کاما طبیعی است به انجام چنین کاری‬ ‫ترغیب شوم‪ .‬و ‪...‬‬ ‫پرویده حکمراین پلتفرم‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫سرمایهداری پلتفرم‬ ‫منطق سرمایهداری‬ ‫یکی از مهمترین ویژگیهای تفکرات لیبرال‪-‬سرمایهداری‬ ‫این است که بهخوبی میتوانند امور «طبیعی و بدیهی»‬ ‫را بسازند‪ .‬سرمایهداری در طول تاریخ خود همواره در‬ ‫پلتفرم با امکایات خــود‪ ،‬ابــزار بسیار قدرتمنده براه‬ ‫سرمایهداره است تا بتواید ایداف خود را دیبال کند‬ ‫‪132‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫ویژگیهای سرمایهداری پلتفرم‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫پلتفرم را میتوان اخرین تجلی تحققیافته منطق‬ ‫لیبرال‪-‬سرمایهداری دانــســت‪ .‬در ایــن دوره جدید‬ ‫سرمایهداری بیش از گذشته نمادهای خود را از مقابل‬ ‫دید مصرفکنندگان خارج میکند‪ .‬در این وضعیت‬ ‫دیگر هیچ امر دیدنی باقی نمیماند‪ .‬دیگر بنگاه محو‬ ‫مــیشــود‪ ،‬خــریــدار تبدیل بــه صاحب یــک حساب‬ ‫کاربری شده و فروشنده از بین مــیرود‪ .‬واسطهها از‬ ‫ً‬ ‫میان میروند و صرفا کاربری میماند که سرمایهدار‬ ‫بیش از هرزمان دیگر ان را تحت اشراف خود قرار داده‪،‬‬ ‫ً‬ ‫نیازهایش را دائما میبیند و بدون هیچ واسطهای‬ ‫بهسرعت پاسخهایی بسیار شخصی شده و متنوع‬ ‫به نیازهای ان فرد میدهد‪ .‬و این روند شخصی شدن‬ ‫پاسخهای پلتفرم به هر فرد سلطه بیشتر و بیشتر سرمایه‬ ‫و صاحبان ان بر جامعه را در پی خواهد داشت‪ .‬به هر‬ ‫ترتیب پلتفرم نسخه بهروز شده تکنولوژیهای سلطه‬ ‫سرمایهداری است که دارای ویژگیهای منحصربهفرد‬ ‫خود است؛ ویژگیهایی که در ادامه به برخی از انها‬ ‫اشاره میشود‪.‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫تاش بوده تا هویت تاریخی خود را در پس پرده امر‬ ‫طبیعی و بدیهی پنهان کند‪ .‬همواره در تاش بوده تا‬ ‫خود را ازنظرها پنهان کرده و نامرئی کند‪ .‬و برای این‬ ‫منظور چه چیزی مناسبتر از طبیعی و بدیهی جلوه‬ ‫دادن خود‪ .‬با این کار سرمایهداری از فرط تجلی خود‬ ‫را پنهان میکند‪ .‬این توانایی از مهمترین ویژگیهایی‬ ‫است که سبب میشود سرمایهداری بهسرعت هر‬ ‫فرهنگ و جامعهای را درنوردیده و در اغوش کشد‪.‬‬ ‫سرمایهداری بهخوبی توانسته انسانی که دارای هویتی‬ ‫تاریخی بوده و در دوره مشخصی از تاریخ بهصورت‬ ‫انبوه در حال شکلگیری است تبدیل به انسان طبیعی‬ ‫کرده و منطق کنشگری او را بهعنوان امری برخواسته‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫از طبیعت بشری توصیف کند‪ .‬مسلما و یقینا اینکه‬ ‫انسان در هر موقعیتی بهصورت «عقانی» رفتار کرده و‬ ‫با هزینه‪-‬فایده مادی به تصمیم میرسد ‪-‬ولو در تاریخ‬ ‫همواره چنین انسانهایی بوده باشند‪ -‬حکایت از‬ ‫ذات انسان ندارد‪ ،‬ولی سرمایهداری برای تداوم بخشی‬ ‫به خود بهشدت نیازمند این بوده تا «عقانی» بودن‬ ‫انسان بهمثابه وصف طبیعی هر انسانی درک شده و‬ ‫مورد شناسایی قرار گیرد‪ .‬در سایه تولید انبوه چنین‬ ‫انسانی است که سرمایهداری میتواند اشکال نهچندان‬ ‫انسانی و غیر فطری پاسخگویی به نیازهای واقعی‬ ‫انسان را تبدیل به وضعیتی طبیعی کرده و بهخوبی‬ ‫خود را ازنظرها پنهان کند‪ .‬وقتی گونههای پاسخگویی‬ ‫سرمایهدارانه به نیازهای انسان تبدیل به امری بدیهی‬ ‫و واضح شد‪ ،‬بدان معناست که سرمایهداری توانسته‬ ‫است در ان جامعه به هدف خود دست یابد؛ انسان‬ ‫مطلوب خود را بازتولید کرده‪ ،‬به سود خود رسیده و‬ ‫ازنظرها پنهان مانده است‪.‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫پلتفرم را منتوان اخرین تجلن تحققیافته منطق‬ ‫لیبرال‪-‬سرمایهداره دایست‪.‬‬ ‫اول‪ :‬غرق کردن ایسان در ازاده‬ ‫‪133‬‬ ‫پرویده حکمراین پلتفرم‬ ‫در تفکرات لیبرال‪-‬سرمایهداری معنای رایجی که از‬ ‫ازادی میشود را میتوان معادل انتخابگری انسان‬ ‫دانست؛ معنایی که از ان تعبیر به «ازادی منفی» میشود‪.‬‬ ‫اینکه انسان بتواند بدون دخالت سایر اعضای جامعه‬ ‫و ساختارهای رسمی موجود در ان برای خود تصمیم‬ ‫گرفته و دست به انتخاب زند مهمترین وجه ازاد بودن‬ ‫انسان است‪ .‬لذا هرچه قدرت انتخاب انسان بیشتر‬ ‫شود‪ ،‬ازادتــر شده است‪ .‬هرچه گزینههای مقابل هر‬ ‫پرویده حکمراین پلتفرم‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫کاره که پلتفرم ایجام مندید این است که‬ ‫فرد را در زیر سیلن از ایتشابیاه متعدد‬ ‫غرق منکند‪.‬‬ ‫دوم)‪ :‬یفوذ در اقشار متوسط و ضعیف جامعه‬ ‫فرد بیشتر شود ازادتر شده است‪ .‬چون انتخابگری‬ ‫او بیشتر متبلور میشود‪.‬‬ ‫کاری که پلتفرم انجام میدهد این است که فرد را‬ ‫در زیر سیلی از انتخابهای متعدد غرق میکند‪.‬‬ ‫هرلحظه مجموعهای از انتخابها بر او عرضه میشود‬ ‫ً‬ ‫و گزینههای ممکن فرد دائما افزایش مییابد‪ .‬ولی ایا‬ ‫ً‬ ‫واقعا با این افزایش گزینهها ازادی فرد ارتقا مییابد؟‬ ‫بههیچوجه اینگونه نیست‪ .‬پررنگ کردن نیازهای‬ ‫مشخصی برای انسان و هجوم سرساماور گونههای‬ ‫مختلف پاسخگویی به نیازها‪ ،‬بیشتر از اینکه ازادی و‬ ‫اختیار فرد را افزایش دهد باعث میشود تا فرد خود را‬ ‫ناگزیر از پاسخ دادن به ان نیازهای پررنگ شده دریابد‪.‬‬ ‫باز شدن درهای متعدد باعث میشود فرد رفتن از یکی‬ ‫از این درهای باز در مقابل خود را امری ناگزیر یافته و‬ ‫ً‬ ‫اساسا خود را خالی از توان ارزیابی انتقادی گزینههای‬ ‫ً‬ ‫روبهرو یابد‪ .‬فرد دیگر به این نمیاندیشد که ایا اساسا‬ ‫باید به این نیاز پاسخ دهم؟ ایا روشهای عرضهشده‬ ‫تنها راه ممکن برای پاسخگویی به نیازهای من است؟‬ ‫ایا من میتوانم روش خاص خود برای پاسخ به نیازهای‬ ‫خود را به وجود اورم؟ فرد انقدر ناتوان و نحیف بار‬ ‫امده و میاید که خود را بسیار دور از جایگاه سوال‬ ‫و نقد و اندیشه مییابد‪ .‬دیگر خود را نمیبیند‪ .‬دیگر‬ ‫نمیتواند خود را بیابد و متناسب با خود انتخاب کند‪.‬‬ ‫نمیتواند درب متناسب با خود را یافته و یا در صورت‬ ‫نیاز برای خود بسازد‪.‬‬ ‫اگر تا پیشازاین نفوذ گسترده و عمیق سرمایهداری‬ ‫را در وهله نخست در میان اقشار مرفه میجستیم‬ ‫و ان را در فــروشـگــاههــای لوکس بــهصــورت اشکار‬ ‫مییافتیم‪ ،‬سرمایهداری امروز بیشازپیش در سطح‬ ‫جامعه گسترش یافته اســت‪ .‬حربه تخفیفهای‬ ‫گسترده عاملی است که سرمایهداری به کمک ان به‬ ‫دنبال فتح کامل طبقات متوسط و ضعیفتر جامعه‬ ‫است‪ .‬این امر هرچند در کوتاهمدت موجبات رضایت‬ ‫و خوشحالی این طبقات را فراهم میاورد‪ ،‬ولی در‬ ‫طوانیمدت این اقشار را در مجموعهای از نیازها‬ ‫غوطهور میکند که امکان پاسخگویی مناسب با‬ ‫انها را ندارند‪ .‬رسوخ فرهنگی مشخص در میان این‬ ‫کنش متناسب‬ ‫طبقات در معرض اسیب‪ ،‬که امکان‬ ‫ِ‬ ‫با ان فرهنگ برایشان وجود ندارد سبب رشد احساس‬ ‫نارضایتی و عدم برخورداری عمیق در این افراد شده‬ ‫و انها را بهارامی از وضعیت تعادل خارج کرده و به‬ ‫دامان برانگیختگی سوق میدهد‪.‬‬ ‫سوم)‪ :‬بسط فردگرایی‬ ‫سرمایهداری برای اینکه بتواند به خود تداوم بخشد‬ ‫نیازمند افرادی است که انچنان در خود و یا در امور‬ ‫جزئی فرورفته باشند که امکان تحلیل کان انچه‬ ‫پیرامون انها در حال رخ دادن است را نداشته باشند‪.‬‬ ‫اعضای جامعه از روندهای کلی حاکم بر جامعه نباید‬ ‫درکی عمیق بیابند‪ .‬چراکه درک چنین روندی منجر به‬ ‫فاش شدن سرمایهداری میشود‪ .‬انسان نباید در مسیر‬ ‫رشد و تکامل اجتماعی قرار گیرد‪ .‬البته باید خود را‬ ‫‪134‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫‪135‬‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫‪Email: hagh.soltani87@gmail.com‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫پینوشت‪:‬‬ ‫پرویده حکمراین پلتفرم‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫کاما تاثیرگذار درک کند‪ .‬لذا دموکراسی کاما پذیرفته‬ ‫میشود ولی انجا نیز رای امری فردگرایانه است‪ ،‬رای‬ ‫امری برامده از یک کنش جمعی نیست‪ .‬رای نظر هر‬ ‫ً‬ ‫فرد است‪ ،‬نظری که صرفا در بسترهای حاکم بر جامعه‬ ‫جریان مییابد‪ .‬قرار نیست انسان در جامعه حضور‬ ‫یافته‪ ،‬وارد تعامل گسترده با سایر افراد شده و در بستر‬ ‫تعاملی دائمی به رشد سیاسی و اجتماعی رهنمون‬ ‫گــردد‪ .‬برای این منظور چه چیز بهتر از اینکه فرد به‬ ‫خویش مشغول شود و اگر قرار است نیازش به تعامل و‬ ‫رابطه اجتماعی را نیز برطرف کند‪ ،‬این نیاز در بستری‬ ‫ً‬ ‫صورت پذیرد که کاما کنترلشده است؛ بستری که‬ ‫باعث میشود انسان باوجود فراتر نرفتن از خود‪ ،‬وارد‬ ‫تعامل با سایرین شود و نیاز خود به تعامل را برطرف‬ ‫کند‪ .‬در قالبی به تعامل بپردازد که برای او ساخته‬ ‫شده‪ ،‬نه اینکه خود بهواسطه تعامل شکلگرفته باشد؛‬ ‫ً‬ ‫قالبی که کاما قابلمشاهده و پیگیری و رصد است‪.‬‬ ‫پلتفرم فرد را بیشازپیش از تعامات انسانی بینیاز‬ ‫ً‬ ‫میکند و عمدتا فضاهایی جدید برای تعامل اجتماعی‬ ‫فراهم میکند که بههیچوجه به رشد سیاسی و اجتماعی‬ ‫افراد کمکی نمیکند‪ .‬پلتفرم انسان را تنهاتر از گذشته‬ ‫میکند‪ .‬و عاوه بر این او را در میان جمع تنها میگذارد‪.‬‬ ‫فرد بااینکه بهواسطه پلتفرمهای اجتماعی حس میکند‬ ‫در حال تعامل با سایرین است‪ -‬و لذا کمتر از گذشته به‬ ‫دنبال ایجاد روابط اجتماعی عینی است‪ -‬ولی بیشتر و‬ ‫بیشتر تنها میشود‪ .‬درنتیجه چنین انسانی از مهارتهای‬ ‫اجتماعی و سیاسی چندانی بهره نمیبرد‪ .‬لذا انسان‬ ‫مناسبتری برای تحقق منافع سرمایهداری خواهند بود‪.‬‬ ‫چه باید کرد؟‬ ‫ً‬ ‫مسلما انقاب اسامی از اغاز دوران شکوهمند خود‬ ‫همواره بر این مهم تا کید داشته که به دنبال ساختن و‬ ‫پیمودن مسیر متناسب با خود جهت حرکت بهسوی‬ ‫اهداف متعالی اسامی است‪ .‬ازاینرو اشکارا تفکرات‬ ‫لیبرال‪-‬سرمایهداری را دشمن خود معرفی کرده است‪.‬‬ ‫ً‬ ‫مطمئنا نبرد با تفکرات لیبرال‪-‬سرمایهداری یک نبرد‬ ‫فکری و انتزاعی نیست‪ .‬چراکه سرمایهداری با هجوم‬ ‫به عرصه اجتماعی و هدف گرفتن سبک زندگی‪ ،‬فارغ‬ ‫از مباحث نظری‪ ،‬به دنبال فتح عرصههای اجتماعی‬ ‫اســت‪ .‬لذا همواره به دنبال نامرئی کــردن خود بوده‬ ‫تا راحتتر بتواند جوامع مختلف را به تسخیر خود‬ ‫دراورد‪ .‬پلتفرم با امکانات خود ابزار بسیار قدرتمندی‬ ‫برای سرمایهداری است تا بتواند اهداف خود را دنبال‬ ‫کند‪ .‬در چنین شرایطی ازم است برای مقابله با اخرین‬ ‫نسخه از هجوم سرمایهداری به جامعه‪ ،‬ابتدا پرده از‬ ‫چهره پلتفرم برگرفت و منطق سرمایهدارانه نهفته در ان‬ ‫را به نمایش دراورد تا با طبیعتزدایی و بداهتزدایی‬ ‫از کنشهایی که پلتفرم ترویج میکند به مقابله با‬ ‫ً‬ ‫سرمایهداری پرداخت‪ .‬البته مسلما این نخستین‬ ‫مرحله نبرد است و ماهیتی منفعانه دارد‪ .‬ولی بدون‬ ‫عبور از این مرحله هرگز دشمن برایمان مرئی نمیشود‪.‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫سرمایهداره با یجوم به عرصه اجتماعن و یدف گرفتن سبک زیدگن‪ ،‬فارغ از‬ ‫مباحث یظره‪ ،‬به دیبال فتح عرصهیاه اجتماعن است‪ .‬لذا یمواره به دیبال‬ ‫یامرئن کردن خود بوده تا راحتتر بتواید جوامع مشتلف را به تسشیر خود دراورد‪.‬‬ ‫ݐ ݩݐ ݦ ݐ ݦݩ ݩݒݩ‬ ‫ى ݤه‬ ‫گݣ ݣاݣںݣ ݣݠݣ ݫ ݬݫ ݫݬݔ ݡ‬ ‫� ݣرݣݠں ݣ ݣوݤݣ ݣ ݢ‬ ‫ى ݧݩںݐ‬ ‫ݫݕ ݫݓحره ݣد ݣ ݣوݤمݤ‬ ‫مشتمل ݣݣبر‪:‬‬ ‫«مکتب مدرسه»‬ ‫• پرونده‬ ‫ِ‬ ‫• هفده نگاشت تخصصی در باب فرهنگ و اندیشه‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫پرویده مکتب مدرسه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫سرخط‬ ‫اشناییزدایی‪...‬‬ ‫مدرسه و نظام اموزش مدرسهای رسمی و دولتی ازجمله‬ ‫مهمترین پدیدههای اجتماعی بدیهی برای ما است‬ ‫و شاید به همین دلیل باشد که وقتی به لزوم تحول‬ ‫بنیادینش هم میرسیم راهکارهایمان تغییری جزئی‬ ‫در دل همان ساختاری است که ما نقش چندانی در‬ ‫شکلگیریاش نداشتهایم‪ .‬اینجاست که روش حل‬ ‫ْ‬ ‫مسئله‪ ،‬کاری از پیش نمیبرد و سند تحول بنیادین‬ ‫و زیر نظامهایش در اخرین حلقه واسطه با عمل‪ ،‬به‬ ‫سازمانهایی مانند سازمان برنامهوبودجه میرسند‬ ‫که زاییده تفکر مدرن است و رسالتی جز مستحکم‬ ‫کردن نهادهای مدرن ندارد‪.‬‬ ‫شاید یکی از راههای اساسی برای خروج از این وضع‬ ‫توجه به تاریخ مدرسه و تکوین این نهاد رسمی باشد‪.‬‬ ‫مدرسه نوین نه از رشدیه و دوره مشروطه‪ ،‬بلکه حتی‬ ‫سالها پیش از تولد تحولخواهانی همچون رشدیه و‬ ‫ملکمخان و طالبوف و ‪ ...‬با «مدارس میسیونری» در‬ ‫بعضی امور انقدر برای ما بدیهی شدهاند که به چیزی‬ ‫غیر ازانچه درباره ان میدانیم و میشناسیم و بر ان‬ ‫ً‬ ‫اساس عمل میکنیم‪ ،‬نمیتوانیم بیاندیشیم‪ .‬مثا برای‬ ‫جمع اعداد عادت کردهایم از رقم کوچکتر شروع کرده‬ ‫و به عدد بزرگتر برسیم ؛ ما همیشه از راست به چپ‬ ‫اعداد را با هم جمع میکنیم و هرگز از خود نمیپرسیم‬ ‫ایا راه اسانتر و کاربردیتری وجود دارد یا نه؟! بسیاری‬ ‫از پدیدهها و نهادهای اجتماعی نیز برای ما به اموری‬ ‫بدیهی تبدیل شدهاند که در وجودشان و فرایند و نحوه‬ ‫عملکردشان نمیتوانیم به نحو بنیادین تفکر نماییم‬ ‫و اگر بخواهیم به انها بیاندیشیم فکرمان از ساختار‬ ‫بستهشان فراتر نمیرود‪ .‬وقتی به مشکاتشان میرسیم‬ ‫باز هم باید در چارچوب ذهنی از پیش مشخصشده‬ ‫فکر کنیم و درواقع به دنبال حل مسئلهای هستیم که‬ ‫از اول اشتباه طرحشده و امان از روزی که بخواهیم به‬ ‫تحول بنیادینش در این شرایط فکر کنیم‪.‬‬ ‫‪138‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫‪139‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫ایران پایهگذاری شد‪ .‬نگاهی گذرا به تاریخ مدرسه‬ ‫از سال ‪.1215‬ش(تاسیس «مدرسه میسونری» توسط‬ ‫«جاستین پرکینز» در ارومیه) تا به امروز نشان میدهد‬ ‫بسیاری از اموراتی که امروز برای ما بداهت اولیه دارد‪،‬‬ ‫در مسیری سخت و دشــوار تغییر و تحولیافته و به‬ ‫شکل سخت و صلب امــروزی تبدیل گشته است؛‬ ‫ازجمله این موارد میتوان به اجباری و رسمی بودن‬ ‫نظام اموزشی اشاره نمود که تا پیش از دوره مشروطه‬ ‫ً‬ ‫مدارس کاما بهصورت خودجوش و اختیاری رشد‬ ‫و توسعه یافتند‪ ،‬امــا با قوانین مجلس شــورای ملی‬ ‫پس از مشروطه و بهویژه با روی کار امدن رضاخان‬ ‫و سیاستهای سفتوسخت برای گسترش اموزش‬ ‫اجباری‪ ،‬رفتهرفته این قالب از امــوزش‪ ،‬به شکلی‬ ‫غیرقابلانکار تبدیل گشت‪.‬‬ ‫مورد دیگر مدارس اسامی است که اگر عدم بداهت‬ ‫برنامه درسی و تاشهای دغدغهمندان تربیت اسامی‬ ‫برای ورود این مباحث به ساختار رسمی اموزش همگانی‬ ‫نبود‪ ،‬شاید با سفتوسخت شدن برنامه درسی در‬ ‫دهههای ‪ 30‬و ‪ 40‬شمسی‪ ،‬راه شکلگیری اینگونه‬ ‫مدارس نیز تا حد زیادی بسته میشد‪ .‬درواقع عدم‬ ‫بداهت یک ساختار یا نحوه توجه متفاوت و خارج از‬ ‫شکل بسته ساختارها است که امکان تغییر و تحول‬ ‫و منطبق سازی با بوم را فراهم میسازد‪ .‬ازایندست‬ ‫نمونهها در ساختار امــوزشو پــرورش و تاریخ ان در‬ ‫ایران بسیار میتوان ذکر نمود و جالبتوجه است که‬ ‫تحولیترین‪ ،‬امیدبخشترین و بومیترین رویدادها‬ ‫در تاریخ مدرسه ایران از ابتدا تا کنون به تاشهایی‬ ‫پرویده مکتب مدرسه‬ ‫بازمیگردد که از دل مردم و اجتماع شکلگرفته است‬ ‫و نه از طریق ساختارهای دولتی و رسمی همچون‬ ‫قوانین مجلس یا شوراهای عالی‪.‬‬ ‫امــروز نیز تاشهایی ازایندست در گوشه گوشهی‬ ‫ایران در حال رشد و شکوفایی است؛ اما انچه دست‬ ‫و پای تحول حقیقی اموزشوپرورش را گرفته‪ ،‬نظام‬ ‫بدیهی شده رسمی و عدم نقشافرینی فعال و درست‬ ‫تصمیمسازان (مجلس‪ ،‬وزارتخانه و شوراهای عالی) و‬ ‫ً‬ ‫بخش ستادی اموزشوپرورش است‪ .‬اگر حقیقتا در پی‬ ‫تحول بنیادین در نظام مدرسهای موجود باشیم اولین‬ ‫گام اشناییزدایی از ان است و شاید بهترین راه برای‬ ‫این اشناییزدایی برگشتن به نقطه تولد یا ورود مدرسه‬ ‫به ایران باشد و جریاناتی که پیش از تبدیل مدرسه به‬ ‫امر متعارف و بدیهی رخداده است‪.‬‬ ‫در ایــن پــرونــده تــاش داریــم با نشان دادن برخی از‬ ‫این نقاط شکلگیری و تغییر و تحول‪ ،‬در تاشیم تا‬ ‫بداهت امورات مختلف در نظام اموزش رسمی ایران‬ ‫را موردنقد و نظر قرار دهیم‪« .‬دکتر عالی» با بازگشت‬ ‫به این نقطه سراغاز و توجه به وجوه مختلفی از نظام‬ ‫مکتبخانهای و انضباط مدرنی که از طریق مدرسه‬ ‫جدید‪ ،‬بهویژه در دوره رضاخان‪ ،‬به نهاد اموزشی ایران‬ ‫وارد میشود‪ ،‬برخی از بدیهیترین مسائل شکلگرفته‬ ‫در نگاه عمومی در زمینه مدرسه را به چالش میکشد‪.‬‬ ‫نقد انضباط مدرن در مدرسه جدید نقطه سراغازی‬ ‫است برای توجه به سایر وجوه تحوات تاریخی که‬ ‫امروز کمتر به ان توجه داریم‪ .‬یکی دیگر از اساسیترین‬ ‫چالشها در نهاد نوین و سنتی تعلیم و تربیت‪ ،‬نوع‬ ‫پرویده مکتب مدرسه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫بافهم درستی از مدرسه جدید و همچنین نیازهای‬ ‫جامعه خودمان شکلگرفته است شاید دریچههایی‬ ‫متناسب با وضع فعلی جامعه ایرانی را برای مواجهه‬ ‫با نهاد مدرسه به روی ما بگشاید‪ .‬این مسئله موضوع‬ ‫اصلی نوشتاری است با عنوان «طرد مدرسه جدیده‬ ‫یا استفاده از بستر ان»‪ .‬درنهایت باید از خود بپرسیم‬ ‫ً‬ ‫ایا واقعا خواستههای ما از مدرسه متناسب با ذات و‬ ‫توان ان ‪-‬انگونه که در غرب بنانهاده شده و در ایران‬ ‫رشد و نمو یافته‪ -‬است؟‬ ‫شاید ما بیش ازانچه در تــوان این نهاد است از ان‬ ‫توقع داریم و بیهوده است که هر تغییر و تحول فردی‬ ‫و اجتماعی را از ان خواستاریم یا هر مشکلی را به‬ ‫گردنش میاندازیم‪ .‬گویی همین مطالبه بیشازاندازه‬ ‫و بیقاعده نیز به امری بدیهی در روزگار ما تبدیلشده‬ ‫است‪« .‬دکتر ایروانی» در نگاشت پایانی پرونده از چیزی‬ ‫بداهت زدایی مینمایند که بیش از نقد مدرسه‪ ،‬نقد‬ ‫نقادان مدرسه و کسانی است که بیمحابا و بدون فهم‬ ‫تاریخی این نهاد از «مرگ مدرسه» سخن میگویند؛‬ ‫مدرسه را باید منصفانه شناخت و در راستای این‬ ‫شناخت است که بهدرستی میتوان به این پرسش‬ ‫پاسخ داد که «از مدرسه چه بخواهیم و چرا؟»‪.‬‬ ‫رابطه دولت و ملت است که بهویژه در بحث تامین‬ ‫مالی اموزشوپرورش در روزگار جدید در عین گسترش‬ ‫چشمگیر اموزش همگانی‪ ،‬چالشهای فراوانی را نیز‬ ‫به وجود اورده است‪ .‬در نوشتار دوم با عنوان «تامین‬ ‫مالی مدارس؛ دولت یا ملت؟» به این چالش اساسی‬ ‫توجه داشتهایم و به دنبال ارائه سرنخی برای پاسخ به‬ ‫این چالش بودیم‪ .‬نگاشت سوم نیز با عنوان «تحول‬ ‫بنیادین در اشپزخانه» مشکل اساسی درخودماندگی‬ ‫اموزشوپرورش را مدنظر قرار داده و با نقل نمونهای‬ ‫تاریخی از تحوات مدرسه جدید در دوره حضور‬ ‫نیروهای «اصل چهار ترومن» در ایران نشان میدهد‬ ‫که در بستر همین مدرسه نوین نیز چگونه میتوان به‬ ‫تحول تمدنی و تحول در سبک زندگی اجتماعی و‬ ‫خانوادگی مردم اندیشید‪.‬‬ ‫امــا جــدای از ایــن مباحث انتقادی‪ ،‬میدانیم نقد‬ ‫ْ‬ ‫صرف راهگشا نیست‪ ،‬بلکه عاوه بر نقد و بداهت‬ ‫زدایی باید به دنبال راهکار نیز بود‪ .‬یکی از بهترین‬ ‫گزینهها در چنین شرایطی بازبینی تاریخی‪ ،‬البته این‬ ‫بار بهقصد یافتن تجربیات موفق و بازخوانی و استفاده‬ ‫بهروز از انها است‪ .‬با ورود مدرسه جدید به ایران در‬ ‫ابتدا شاهد مخالفت و مقابله شدید جریان سنتی و‬ ‫مذهبی با این نهاد نوین هستیم‪ ،‬اما رفتهرفته در دهه‬ ‫‪ 1320‬بافهم بهتر شرایط جامعه جدید و همچنین رفع‬ ‫فشارهای سیاسی و نظامی عصر رضاشاهی‪ ،‬شاهد‬ ‫شکلگیری تجربیاتی در حوزه مدارس اسامی هستیم‬ ‫که تا امروز نیز به مسیر خود ادامه داده است‪ .‬بازخوانی‬ ‫تجربیات این مدارس و مربیان بزرگ این دوران که‬ ‫علی قربانی‬ ‫دبیر هسته «تعلیم و تربیت» مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫‪140‬‬ ‫ݩ‬ ‫ݧ‬ ‫ݑ‬ ‫«مکٮ ݣمݣ ݣ ݓدݤ ݣ ݣݤر ݣ ݣ ݣ ݣݤ‬ ‫ٮس ݣهݤ»ݤ‬ ‫ݐݩݦ‬ ‫ݫݬݕىرݣݣوںدݣهݤ‬ ‫نگاهی تاریخی به شکلگیری نهاد نوین‬ ‫مدرسه و اصاحات اموزشی در ایران‬ ‫تهیه و تنظیم از هسته «تعلیم و تربیت» مرکز رشد‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫مدرسه مکان تربیت و امــوزش اســت‪ .‬امــوری در ان‬ ‫ممنوع و اموری مجاز است؛ نهتنها اموزش خواندن‬ ‫و نوشتن بلکه برخی رفتارها‪ ،‬عبارات و منشها و‬ ‫حتی پوشش نیز در ان مجاز و برخی غیرمجاز است‪.‬‬ ‫هرروز صبح در ساعتی مشخص کودکان در مکانی‬ ‫معین دورهم جمع شده و هر دانشاموزی در مکانی‬ ‫که برای او مشخصشده است‪ ،‬قرار میگیرد و طی‬ ‫ساعات مختلف مواد اموزشی مشخصی را میاموزد‪.‬‬ ‫گاهی نیز چنین به نظر میرسد که مدرسه بهعنوان یک‬ ‫وظیفه والدین‪ ،‬تکلیفی از سوی انان برای کودکان بوده‬ ‫و بیتردید والدین برای کسب بهترین مدارس هزینه‬ ‫کرده و درگیر رقابتهای گوناگون میشوند‪.‬‬ ‫تولد مدرسه مدرن‬ ‫اروپایی‪-‬امریکایی‬ ‫در ایران‬ ‫پرویده مکتب مدرسه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫دکتر مرضیه عالی‬ ‫عضو هیئتعلمی گروه مبانی فلسفی و اجتماعی تعلیم و تربیت دانشگاه تهران‬ ‫اما مدرسه کنونی چیست؟‬ ‫مدرسه کنونی محیطی فیزیکی است که بخشهایی‬ ‫برای کودکان همسان ازنظر سنی و جنسیتی دارد که‬ ‫در هر جایگاه و درزمانی مشخص محتوای متناسب‬ ‫برنامهریزی و ارائــه میشود‪ .‬ارائــه این محتوا توسط‬ ‫افــرادی تعلیمدیده صــورت میگیرد‪ .‬هرکدام از این‬ ‫ویژگیها تاریخی دیرینه در ایرانزمین دارند‪ .‬با این‬ ‫اوصاف شاید بتوان مهمترین ویژگی و رسالت مدرسه‬ ‫را انضباط بخشی دانست‪ .‬انضباطی که ممیز مدرسه‬ ‫جدید از مکتبخانه قدیم است‪،‬گر چه در مکتبخانه‬ ‫قدیم هم تعلیم و محتوا و مکان و زمان و منش بود؛ اما‬ ‫اینهمه رنگ و بوی بومی داشت‪.‬‬ ‫در نظام مکتبخانه‪ ،‬کودکان مانند بــزرگســاان‪،‬‬ ‫تحت تربیت قرار میگرفتند‪ .‬مربیان و پدران و مادران‬ ‫در هر فرصتی سعی میکردند اندرزهای بزرگان دین و‬ ‫سخنان پنداموز را برای کودکان بازگو کنند و وصایای‬ ‫انسانهای بــزرگ را که در حفظ و حراست میهن و‬ ‫عقیده تاش نموده بودند‪ ،‬به انان تعلیم میدادند‪ .‬در‬ ‫صدسال پیش‪ ،‬یظام امــوزخــن ایــران که تا قبل از ان‬ ‫غیرمتمرکز و غیردولتن بود‪ ،‬به یظامن متمرکز و دولتن و‬ ‫با الصویی اروپایی‪-‬امریکایی تبدیل خد‬ ‫‪142‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫‪143‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫این مکتبخانهها‪ ،‬افراد خواندن و نوشتن و حداکثر‬ ‫احکام دینی را میاموختند و گلستان و بوستان و قران‬ ‫کریم‪ ،‬کتاب درسیشان بود‪ .‬از میان علوم نیز انهایی‬ ‫را یاد میگرفتند که مربوط به مسائل دینی و مذهبی‪،‬‬ ‫ادبیات‪ ،‬حساب و هندسه‪ ،‬فلسفه و نجوم در سطح‬ ‫مشخصی بودند‪ .‬در ان دوره معلمان نیز انسانهایی‬ ‫بودند که نه به خاطر جایگاه و نقش اجتماعی‪ ،‬بلکه‬ ‫از ان حیث که طی طریق نموده بودند و از درجات‬ ‫بــاای فضایل اخاقی و مذهبی برخوردار بودند به‬ ‫تعلیم افراد میپرداختند‪ .‬از طرفی دیگر شا گردان در‬ ‫این مکتبخانهها بهگونهای بودند که تفاوتهای‬ ‫فردیشان زیاد بود و انگونه که «سرجان ملکم»‪ ،‬تعلیم‬ ‫و تربیت عهد فتحعلیشاه را وصف میکند‪ ]1[،‬طفل‬ ‫پنجساله با پیر پنجاهساله در مجلس از حیث گفتار و‬ ‫کردار و سکونت و وقار یکسان و ترقی در اموزش‪ ،‬اغلب‬ ‫به استعداد و میل و عاقه نواموزان مرتبط میشد و‬ ‫درنهایت انکه؛ مسئله اساسی درسی در این شیوه‬ ‫تربیتی نه موضوعات موردنیاز جامعه‪ ،‬بلکه شناخت‬ ‫خدا‪ ،‬انسان و شیوه زندگی بر اساس عقاید محکم و‬ ‫اخروی که در کاس بهعنوان محلی که افراد طالب‬ ‫ان دورهم جمع میشدند‪ ،‬ارائه میشد‪.‬‬ ‫در پی تحوات در اروپا و امریکا‪ ،‬پس از وقوع رنسانس و‬ ‫انقاب صنعتی در سدههای ‪ 18‬و ‪ 19‬میادی و پیشرفت‬ ‫روزافزون اروپا در علوم جدید‪ ،‬در ایران‪ ،‬دو مدرسه به‬ ‫سبک اروپایی بهوسیله کشیشان امریکایی و فرانسوی‬ ‫تاسیس شد که راه را برای نفوذ علوم و فنون اروپایی به‬ ‫ایران باز کرد‪ .‬اولین مدرسه را کشیشی امریکایی به نام‬ ‫پرکینز در ارومیه در سال ‪ 1254‬ه‪ .‬ق (‪ 1217‬شمسی)‬ ‫ساخت و دومین مدرسه را اوژن بوره(کشیش فرانسوی)‬ ‫پرویده مکتب مدرسه‬ ‫در سال ‪1255‬هجری قمری در تبریز بنا کرد‪ .‬بوره به دنبال‬ ‫ان بود که دارالفنونی تاسیس کند و ایرانیان را از هر قوم‬ ‫و مذهبی با علوم جدید و زبان فرانسوی اشنا سازد‪.‬‬ ‫او تمام مخارج مدرسه را خودش میپرداخت‪ .‬بعدها‬ ‫مدرسه دیگری در جلفای اصفهان توسط بوره تاسیس‬ ‫ُ ُ‬ ‫دارالفنون در تهران رقم خورد‪.‬‬ ‫شد و درنهایت مدرسه‬ ‫درواقع در امتداد سالهای‪ 1290‬تا ‪ ،1320‬نظام اموزشی‬ ‫ایران که تا قبل از ان غیرمتمرکز و غیردولتی بود‪ ،‬به‬ ‫نظامی متمرکز و دولتی و با الگویی اروپایی‪ -‬امریکایی‬ ‫تبدیل شد و انتقاداتی را هم برانگیخت‪.‬‬ ‫در طی این تحوات‪ ،‬مدرسه «دارالفنون» به دستور‬ ‫«اعتمادالدوله»‪ -‬وزیر وقت «معارف»‪ -‬موردبازسازی‬ ‫قرار گرفت‪ .‬در این بازنگری‪ ،‬برنامههایش تغییر کرد و‬ ‫اقدامات مدرنیزاسیون درباره ان اعمال گردید‪ .‬تعداد‬ ‫مدارس ایران در سال ‪ 1302‬هجری شمسی‪ ،‬در اغاز‬ ‫مدرنیزاسیون ‪ 650‬مدرسه بود که در این میان ‪200‬‬ ‫مکتبخانه و ‪ 250‬مدرسه دولتی به چشم میخورد‪،‬‬ ‫اما در سال ‪ 1320‬این تعداد به ‪ 2336‬مدرسه ابتدایی‬ ‫دولتی رسید و نظام اموزش دولتی با الگوبرداری از‬ ‫نظام اموزش فرانسه برای کلیه مدارس دولتی تجویز‬ ‫شد‪ .‬این مدرسه‪ ،‬مدرسهای اروپایی بود‪ .‬برنامه درسی‬ ‫و کتابهای اموزشی یکدستسازی شد و تدریس‬ ‫به زبانهای بومی و محلی که در مدارس اقلیتها‬ ‫رواج داشت‪ ،‬ممنوع شد و ساختار اموزش عالی در‬ ‫راستای تامین نیروی کار موردنیاز بخش عمومی‪،‬‬ ‫مورد تجدید قرار گرفت‪ .‬شکلگیری این نظامهای‬ ‫معرفت و حقیقت درباره کودکان و جوانان منجر به‬ ‫ظهور نوعی سازوکارهای انضباطی مدرن در زندگی‬ ‫انها شد‪.‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫یظام اموزش دولتن با الصوبرداره از یظام اموزش فرایسه‬ ‫براه کلیه مدارس دولتن تجویز خد‪.‬‬ ‫پرویده مکتب مدرسه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫در تربیت کودکان ایران‪ ،‬از سیستمیاه تنبیهن براه تربیت‬ ‫کودکان و تبدیل انیا به بزرگساان استفاده منخد‪ ،‬یکن از‬ ‫رایجترین اعمال اموزخن‪ ،‬تنبیه با چوب و یا ترکهیاه درختان‬ ‫ً‬ ‫بود که عموما جزو ابزاریاه کمکاموزخن معلم بود‪.‬‬ ‫مهمترین روندهای شکلدهنده‬ ‫به مدرسه مدرن در ایران‬ ‫وزارت «معارف» در این سال امده است‪ :‬مجازات‬ ‫بدنی در مکاتب و مدارس ممنوع است‪.‬گر چه این‬ ‫قانون در سال ‪ 1290‬شمسی تصویب شد؛ اما در ان‬ ‫زمان از تاریخ اموزشوپرورش ایران حذف نشد‪ ،‬بلکه‬ ‫بهتدریج شکلهای نوینی به خود گرفت‪ .‬در مدارس‬ ‫پایتخت در سال ‪( 1316‬شمسی) نظامنامهای تنظیم‬ ‫شد که بر اساس ان‪ ،‬تنبیه شا گردان مدرسه‪ ،‬چوب‬ ‫زنی و ناسزا گفتن نیست‪.‬‬ ‫از طرفی دیگر در ایــران پیشامدرن‪ ،‬رنگ لباس و یا‬ ‫ترکیبات اضافی ان در مکتبخانهها‪ ،‬متناسب با‬ ‫عرف و فرهنگ تغییر میکرد؛ اما در دوران مدرنیزاسیون‬ ‫یعنی در سالهای میانه دهه ‪ 1300‬تا ‪ 1320‬شمسی‪،‬‬ ‫برای احساس یکپارچگی اقدامات فراوانی در خصوص‬ ‫یکدستسازی در نهادهای اموزشی صورت گرفت‪.‬‬ ‫بهطوریکه حتی لباس شاگردان یکدست شد‪ .‬این‬ ‫تغییرات همسو با تغییرات در سایر بخشهای اجتماع‬ ‫رخ داد و در سایر سطوح اجتماعی لباس سنتی و‬ ‫ایلیاتی جای خود را به لباس یک فرم (کتوشلوار)‬ ‫غربی و کاه پهلوی داد‪ .‬تا جایی که این مــوارد در‬ ‫قانون درج و تخطی از ان جرم محسوب شد‪ .‬سرانجام‬ ‫بعد از موافقتها و مخالفتهای متعدد در جامعه و‬ ‫با فشار دربار‪ ،‬روز چهارم دیماه ‪ 1307‬خورشیدی‪،‬‬ ‫«قانون نظامنامه متحدالشکل شدن لباس» در شهر و‬ ‫روستاهای ایران در مجلس هفتم شورای ملی به تصویب‬ ‫رسید‪ .‬بدین ترتیب‪ ،‬تمام مردان ایرانی موظف شدند‬ ‫با یونیفرم جدید اعامشده‪ ،‬در انظار ظاهر شوند‪ .‬این‬ ‫در تربیت کودکان ایران‪ ،‬از سیستمهای تنبیهی برای‬ ‫تربیت کودکان و تبدیل انها به بزرگساان استفاده‬ ‫میشد‪ ،‬یکی از رایجترین اعمال اموزشی‪ ،‬تنبیه با‬ ‫ً‬ ‫چوب و یا ترکههای درختان بود که عموما جزو ابزارهای‬ ‫کمکاموزشی معلم بــود‪ .‬ایــن شیوه چنان در میان‬ ‫شاگردان‪ ،‬والدین و عموم موردپذیرش بود که برخی از‬ ‫شاگردان برای رضایت استاد خود بهرسم سپاسگزاری‪،‬‬ ‫ضمن هدایای مختلف از قبیل خوردنی و نوشیدنی یا‬ ‫پول نقد که به وی هدیه میکردند‪ ،‬گاهی نیز چوبهای‬ ‫تعلیم نشکن‪ ،‬محکم و پردوام به او تقدیم میکردند‪.‬‬ ‫بسیاری از اولیا نهتنها چندان واکنشی در مقابل این‬ ‫عمل استاد نشان نمیدادند‪ ،‬بلکه به اعتبار این گفتار‬ ‫قدیمی «جور استاد به ز مهر پدر» به وی میسپردند که اگر‬ ‫کودکی شیطنت کرد یا درس نخواند‪ ،‬او را خوب تنبیه‬ ‫کند‪ .‬در برخی مناطق اردبیل‪ ،‬رسم چنین بود که وقتی‬ ‫طفلی را به مکتب میسپردند میگفتند «اتی سنون‪،‬‬ ‫سوموگی منیم»؛ یعنی گوشتش مال تو‪ ،‬استخوانش‬ ‫مــال مــن؛ امــا در ســالهــای ‪ 1285‬شمسی انتقادها‬ ‫علیه شیوه اموزش و تنبیه بدنی در مکتبخانهها رواج‬ ‫یافت‪ .‬روزنامه «عدالت»‪ ،‬در همان سال طی مقالهای‬ ‫سوء رفتار با شا گردان را بهعنوان مهمترین انتقاد از‬ ‫مکتبخانهها موردبحث قرار دارد‪ .‬سپس در سال‬ ‫‪ 1290‬شمسی‪ ،‬نخستین قانون «منع تنبیه بدنی در‬ ‫مدارس ایران» تصویب شد‪ .‬در ماده ‪ 28‬از مصوبات‬ ‫‪144‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫قانون‪ ،‬متخلفان از مقررات در مناطق شهری را به جزای‬ ‫نقدی «یک تا پنج تومان» یا به حبس از «یک تا هفت‬ ‫روز» و در دیگر نقاط کشور فقط به حبس «یک تا هفت‬ ‫روز» محکوم میساخت‪ .‬در راستای همین تحوات‬ ‫نظام واحد اموزشی نیز بهعنوان یکی از مهمترین اهداف‬ ‫اصاحات‪ ،‬در کانون توجه جهت یکدستسازی‬ ‫قرار گفت‪ .‬شا گردان دارالفنون‪ ،‬لباس مخصوص به‬ ‫خود داشتند و لباسهای ایلیاتی و سنتی ایران که‬ ‫بر اساس اقتضائات خاص شرایط شکلگرفته بود و‬ ‫مبین هویت ایرانی‪ -‬اسامی بود‪ ،‬حذف و بیاعتبار‬ ‫گشت‪ .‬در این یونیفرم‪ ،‬تفاوتهای جنسیتی‪ ،‬اموزشی‬ ‫و حتی ظریفترین تفاوتها مانند شماره دانشاموز‬ ‫و غیره در میان سایر دانــشامــوزان برجسته گردید و‬ ‫درواقع یونیفرم‪ ،‬عاملی برای تمیز میان دانشاموزان‬ ‫از غیر دانشاموزان شد‪ .‬دانشاموز کاس اول از دوم‪،‬‬ ‫دانشاموز پسر از دختر‪ ،‬دانشاموز ردیف اول از ردیف‬ ‫اخر و درنهایت دانشاموز مدرسه دولتی از خصوصی‪.‬‬ ‫‪145‬‬ ‫پرویده مکتب مدرسه‬ ‫روند مهم دیگر در مدرسه مدرن ایران‪ ،‬اجباری بودن‬ ‫ان بود‪ .‬قوانین اموزشهای اجباری در نیمه دوم قرن‬ ‫سیزدهم‪ /‬اواســط قرن نوزدهم‪ ،‬در اروپــا و امریکا به‬ ‫تصویب رسید‪ .‬بدین ترتیب توجه در ایران به سمت‬ ‫گسترش اموزش و سواد معطوف شد و توسعه ان با‬ ‫تاسیس «وزارت علوم» در سال ‪ 1272‬قمری شتاب‬ ‫بیشتری گرفت؛ بهطوریکه بر اساس این قانون سن‬ ‫ورود به مدارس و مکاتب ابتدایی تعیین و تعلیمات‬ ‫ابتدایی برای همه ایرانیان اجباری شد‪ .‬بعد از انقاب‬ ‫مشروطه در سال ‪ ١٢٩٠‬هجری شمسی‪ ،‬قانون معارف‬ ‫برای اولین بار تصویب شد و متعاقب ان در متمم‬ ‫قانون اساسی مصوب ‪ 1324‬هجری قمری‪ ،‬در ّ‬ ‫ماده‬ ‫نوزدهم‪ ،‬تاسیس مدارس به مخارج ملتی و دولتی و‬ ‫تحصیل اجباری پیشبینی شد‪ .‬تعلیمات ابتدایی‬ ‫بــرای عموم ایــرانــیــان اجــبــاری اعــام شــد و پ ــدران و‬ ‫مادران مکلف شدند کودکان خود را از هفتسالگی‬ ‫به مدرسه بفرستند‪.‬‬ ‫پرویده مکتب مدرسه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫در مکتبخایهیا‪ ،‬کتابیاه درسن براه یمصان یکسان بود‪.‬‬ ‫یمه باید یشست «عمجزء» را یاد منگرفتند‪ .‬کتابیایی‬ ‫تعیین منخد؛ ولن اگر توان خوایدن و پیشرفت یداختند‪ ،‬حق‬ ‫خوایدن کتابیاه دیصر را یداختند‪.‬‬ ‫در این مدرسه ساختاری جدید ایجاد شد که به دوره‬ ‫نوین هم کشیده شد‪ .‬میتوان گفت ساختار جدید‬ ‫مدارس‪ ،‬تقلیدی اروپایی از زمان دارالفنون با حذف‬ ‫بخش اقامتی (مدرسه ‪ -‬حجره) بهسوی (مدرسه‪ -‬راهرو‪-‬‬ ‫کاس) به صورتی سلسله مراتبی احداث شد‪ .‬در این‬ ‫بازسازی دارالفنون سبکی از معماری اصلی مدرسه و‬ ‫کاسهای ردیفی در امتداد راهرو و دسترسی به کار‬ ‫گرفته شد که مدرنیته اروپا را در دل خود جای میداد‪.‬‬ ‫در مکتبخانهها‪ ،‬کتابهای درســی بــرای همگان‬ ‫یکسان بود‪ .‬یعنی همه باید نخست «عمجزء» را یاد‬ ‫میگرفتند‪ .‬بهعاوه باید کتابهای تعیینشده در‬ ‫مکتب را میخواندند‪ ،‬ولی اگر توان خواندن و پیشرفت‬ ‫نداشتند‪ ،‬حق خواندن کتابها و یا مطالب دیگر را‬ ‫نداشتند‪ .‬امتحان گرفتن از شا گردان بهگونهای بود‬ ‫که جنبه فردی داشت و هرروز و هر هفته کودک درس‬ ‫تحویل میداد؛ اما نه بهصورت جمعی و یکسان‪ ،‬بلکه‬ ‫بدون مقایسه با سایر همدرسان و یا بهاصطاح استفاده‬ ‫از نمره هنجار‪ .‬بدین ترتیب‪ ،‬مدرسه نیز بهنوعی دستگاه‬ ‫امتحان بدل شد که در ان هر دانشاموز با سایر دانش‬ ‫امــوزان مقایسه میشد‪ .‬مقایسهای که هم سنجش و‬ ‫هم تنبیه یا تشویق را امکانپذیر میساخت‪ .‬امتحان‬ ‫(ازمون و معاینه) سازوکاری را با خود به همراه اورد که‬ ‫نوعی از دانــش را به شیوهای از اعمال قــدرت پیوند‬ ‫داد‪ .‬بدین ترتیب در نظام اموزشی ایران در سال ‪١٣٠٧‬‬ ‫شمسی در زمان وزارت« قراگوزلو» (اعتمادالدوله)‪ ،‬تهیه‬ ‫کتابهای درسی ابتدایی بر عهده وزارت «معارف» قرار‬ ‫گرفت و نخستین بار کتابهای وزارتی در سطح کشور‬ ‫در طی تحوات اموزشی مــدارس مــدرن‪« ،‬معماری‬ ‫مدارس» نیز تحت تاثیر تحول عوامل فرهنگی‪ -‬سیاسی‬ ‫و اجتماعی تغییر یافت و الگوهای نظارتی و نظامی‬ ‫در تمامی حوزهها‪ ،‬معماری مدارس مدرن را نیز تحت‬ ‫تاثیر قرار داد؛ بهطوریکه اصول نظارت بهراحتی در‬ ‫انها امکانپذیر بود‪ .‬مدارس اجباری که در راستای‬ ‫جایدهی کودکان در مکانهای انضباطی بودند‪،‬‬ ‫ً‬ ‫الگویی تقریبا ارمانی با الگوی نظامی است‪ .‬از این‬ ‫منظر «مدرسه دارالفنون» را میتوان بهعنوان اولین‬ ‫معماری اموزشی مدرن در نظر گرفت‪.‬‬ ‫«امیرکبیر» محل ساختمان را در مجاورت کاخهای‬ ‫سلطنتی و در مکانی که سربازان اموزش نظامی میدیدند‪،‬‬ ‫با موافقت «ناصرالدینشاه» انتخاب کرد و به «میرزا‬ ‫رضاخان»؛ مهندس تبریزی که یکی از پنج نفر محصل‬ ‫اعزامی به لندن در زمان «عباس میرزا» بود‪ ،‬دستور تهیه‬ ‫نقشه ساختمان را داد‪ .‬نقشه ساختمان با استفاده‬ ‫از طرح عمارت «سربازخانه ولیچ انگلیس» در اواخر‬ ‫سال ‪ 1229‬شمسی اماده و «محمدتقی معمارباشی» به‬ ‫احداث ان مامور شد و کار را اغاز کرد‪ .‬قسمت شرقی‬ ‫بنا در سال‪ 1230‬شمسی اتمام یافت‪ 80.‬سال پس از‬ ‫فعالیت و در سال ‪ 1348( 1308‬قمری)یعنی همزمان‬ ‫با دوران مدرنیزاسیون نظام اموزشی ایران‪ ،‬ساختمان‬ ‫مدرسه به دستور «اعتمادالدوله»‪ ،‬وزیر وقت «معارف»‬ ‫تخریب شد و ساختمان فعلی با نقشه مهندسی روسی‬ ‫و با نظارت «مارکف»‪ ،‬مهندس روسی‪ ،‬ساخته شد‪.‬‬ ‫بدین منوال میتوان گفت دارالفنون نمودی از مدارس‬ ‫انتقالی است که تحول در معماری مدارس را رقم زد‪.‬‬ ‫‪146‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫پینوشت‬ ‫‪Email: m.aali@ut.ac.ir‬‬ ‫‪]1]. Ravandi, 1986:86‬‬ ‫‪147‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫انتشار یافت و اولین تشکیات رسمی سازمانی مربوط‬ ‫به مقررات وزارت فرهنگ با تشکیل اداره امتحانات و‬ ‫برنامهها در تاریخ ‪ 11‬فروردین ‪ 1318‬در وزارت فرهنگ‬ ‫ان زمان شکل گرفت‪ .‬طبق اساسنامه‪ ،‬وظیفه این اداره‬ ‫رسیدگی به امور مربوط به برنامه و اییننامههای اموزشی‪،‬‬ ‫امتحانات و مسابقههای علمی بود‪ .‬در همین راستا‬ ‫در پایان هر دوره تحصیلی در هر رشته‪ ،‬از محصان‬ ‫امتحان گرفته میشد‪ .‬انچه در این میان به سکوت وادار‬ ‫شد‪ ،‬حاصل سالها اندیشه و تاش بزرگمردان ایران‬ ‫اعم از طب سنتی‪ ،‬فلسفه اسامی‪ ،‬شیوههای اموزش‬ ‫مکتبخانهای و اخاق طلبگی بود‪.‬‬ ‫درنهایت انکه‪ ،‬هر یک از این ابعاد مرزهایی را بر بدنه‬ ‫نظام اموزشی ترسیم کرده است که برخی وجوه دیگر‬ ‫در پس ان در حاشیه قــرار گرفت‪ .‬انضباط مــدرن‪،‬‬ ‫شیوههای تنبیهی و اقــتــدار والدینی را بــه حاشیه‬ ‫رانده و شکلگیری اموزشهای ازاد و مبتنی بر عایق‬ ‫فردی در حاشیه اموزشهای اجباری‪ ،‬کمرنگ شدن‬ ‫نمادهای معماری سنتی مدارس و طرد دانش سنتی‬ ‫در حاشیه نظام‪ ،‬از مباحثات اموزشی ارزشمندی‬ ‫اســت که از صحنه نظام امــوزش ایــران حذفشده‬ ‫اس ــت‪ .‬ایــن تــحــوات ا گــرچــه در نـگــاه اولـیــه توسعه‬ ‫پرویده مکتب مدرسه‬ ‫نظامهای اموزشی را در ایران در پی داشته است؛ اما‬ ‫دچار چالشهایی بوده و هست‪ .‬بهطوریکه میتوان‬ ‫گفت این تغییر نا گهانی و ایجاد نظام اموزشی فارغ‬ ‫از ارزشهای فرهنگی و بومی‪ ،‬منجر به تبدیل نظام‬ ‫اموزشی مــدرن در ایــران شــد‪ .‬برخی ازاینگونههای‬ ‫طردشده‪ ،‬صرفنظر از تحول در شیوههای تنبیهی و‬ ‫ظهور شیوههای انضباط مدرن و توسعه اموزشهای‬ ‫همگانی که دستاوردی ارزشمند برای نظام اموزشی‬ ‫ایران بوده است‪ ،‬برخی امور همچون توجه به دانش‬ ‫سنتی برحسب الزامات بومی‪ ،‬تنوع پوششی و بومی‬ ‫در نظامهای اموزشی‪ ،‬تنوع در محتوای اموزشی و عدم‬ ‫ً‬ ‫دستهبندیهای کاما جداساز در گروههای سنی و‬ ‫محتوایی‪ ،‬تغییر در نگرشهای معطوف به ارزشیابی و‬ ‫تغییر جهت ارزشیابیها به سمت رویکردهای فردی و‬ ‫مهارتی‪ ،‬تغییر حصار انضباطی مدرسه و گشودن طرق‬ ‫گفتگو در معماری مدارس است‪ ،‬نیازمند بازنگری و‬ ‫در صورت نیاز‪ ،‬احیای مجدد است‪.‬‬ ‫جواد سواری‬ ‫پژوهشگر هسته تعلیم و تربیت مرکز رشد‬ ‫دانشاموخته کارشناسی ارشد مدیریت دولتی دانشگاه امام صادق؟‬ ‫«پس دولت چهکاره است؟ اینهمه کمبود در مدارس‬ ‫را دولت باید سروسامان دهد»‪ .‬این سخنی است که‬ ‫مردم در کوچه و خیابانها هرروز‪ ،‬به زبان میاورند‪ .‬از‬ ‫طرفی تاش دولت و دولتیها را میبینیم که میخواهند‬ ‫از زیــر بــار فشار اقتصادی دستگاه عریض و طویل‬ ‫اموزشوپرورش شانه خالی کنند و ان را بر عهده مردم‬ ‫بگذارند و به تعبیری «توپ را به زمین ملت بیندازند»‪.‬‬ ‫حق با کیست؟ اموزشوپرورش فرزندان یک جامعه بر‬ ‫عهده کیست؟ ایا متولی خاصی میخواهد؟ مردم و‬ ‫جامعه در این میان چهکاره هستند؟! دولت نقشش‬ ‫چیست؟! ایا واسطه دیگری وجود دارد تا مسئله را حل‬ ‫کند؟! به نظر‪ ،‬اینها همه سوااتی است که از یکی‬ ‫ً‬ ‫دو جا نشئت میگیرد؛ اوا مسئولیت اموزشوپرورش‬ ‫ً‬ ‫فرزندان یک جامعه را چه کسی به دوش میگیرد و ثانیا‬ ‫بر چه مبنایی باید نظام ان را طراحی کند‪.‬‬ ‫جالبتوجه است که ما همواره خود را به این مسئله‬ ‫متهم میکنیم که ملتی با وابستگی شدید به دولت‬ ‫هستیم و شاید هم حقیقت داشته باشد و جالبتر انکه‬ ‫این مسئله نه مربوط به سالهای اخیر‪ ،‬بلکه از دههها‬ ‫پیش برقرار بوده است‪ .‬در گزارش «مشاورین امریکایی‬ ‫ماوراء بحار» (‪ )1327‬پس از بیان ویژگیهای مثبت‬ ‫شخصیتی و فرهنگی مردم ایران که نتیجه مشاهده‬ ‫و تحقیق مستقیم است‪ ،‬در زمینه ویژگیهای منفی‬ ‫نیز اینگونه امده است‪]1[ :‬‬ ‫تامین مالی مدارس‪:‬‬ ‫دولت یا ملت؟‬ ‫پرویده مکتب مدرسه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫عاوه بر این برخی ویژگیهای شخصیتی منفی نیز‬ ‫وجــود دارد که ایرانیان پیدرپی خود را به ان متهم‬ ‫مینمایند‪ ...:‬گرایش بیشازاندازه به سود کوتاهمدت‬ ‫و فوری؛ عدم اعتماد به اینده بلندمدت؛ بیرغبتی‬ ‫چالش اصلن در تامین مالن مدارس‪ ،‬خکل رابطه دولت‬ ‫و ملت اســت و ایچه درگذخته رخداده‪ ،‬یشایصر یحوه‬ ‫ارتباط متفاوتن است‬ ‫‪148‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪149‬‬ ‫پرویده مکتب مدرسه‬ ‫درواقع مسئله اصلی‪ ،‬رابطه میان دولت با ملت است‪.‬‬ ‫در شرایط فعلی دولت‪ -‬ملتها‪ ،‬قانون اساسی محور‬ ‫اصلی این رابطه است و ملت و دولت از طریق قانون‬ ‫میتوانند از یکدیگر مطالبه داشته باشند و انچه‬ ‫بهطور عموم زاییده چنین رابطهای خواهد بود‪ ،‬رابطه‬ ‫بوروکراتیک مرده و خشکی است که امکان تعامل‬ ‫زنــده و پویای عاملین دولتی و مردمی را با یکدیگر‬ ‫فراهم نمیکند‪ .‬از سویی‪ ،‬دولتها همواره در پی‬ ‫دستاندازی به حقوق مردمی از طریق دخالت در‬ ‫قانونگذاری هستند و از سوی دیگر مردمی که دولت‬ ‫مخالف دولت‬ ‫سیاسی‬ ‫را از خود نمیدانند‪ ،‬یا با کنش‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ّ‬ ‫و یا با پذیرش ساختارهای جهانی نافی دولت ملی در‬ ‫پی حفظ و احیای حقوق خود هستند‪.‬‬ ‫اما در جهان پیشامدرن که دولت‪ -‬ملت بدین معنا‬ ‫وجود نداشته‪ ،‬روابط حا کمیت با مردم نیز متفاوت‬ ‫بوده است و در دل این رابطه متفاوت میتوان نقاط‬ ‫تاریک و روشن بسیاری یافت که برای تفکر و اصاح‬ ‫امــور امــروز نیز راهگشا اســت‪ .‬نهاد امــوزش سنتی و‬ ‫تعامات جامعه با حا کمیت و درواقــع وضع تامین‬ ‫مالی این نهاد در شرایط ان روزگار نیز وجهی از این‬ ‫مسئله است‪.‬‬ ‫نظام مالی بهعنوان یکی از مهمترین عناصر استقال‬ ‫مجموعههای اموزشی در تاریخ تمدن اسامی‪ ،‬از اهمیت‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫به تاش سخت و منظم و بهطورکلی اعتقاد اندک‬ ‫به فعالیت فیزیکی؛ فقدان ابتکار شخصی و اتکای‬ ‫بیشازحد به دولــت؛ تمایل به پذیرش طبقهبندی‬ ‫اجتماعی بدون اعتراض؛ و پذیرش الگوهای فرهنگی‬ ‫بیگانه بدون روحیه انتقادی‪.‬‬ ‫به سزایی برخوردار بود که با بررسی گزارشهای تاریخی‬ ‫میتوان عمدهترین منبع تامین مالی اموزشگاههای ان‬ ‫روزگار را «نظام وقف» برشمرد‪ .‬نظامی که طی ان رابطه‬ ‫جامعه با نهاد اموزش سنتی را وثیقتر و این نهاد را در‬ ‫تعقیب اهدافش یاری میرسانید‪ .‬مطالعه منابع تاریخی‬ ‫در زمینه نهادهای اموزشی اسامی و وقفنامههای‬ ‫بهجامانده از ان دوره‪ ،‬نشانگر راهکارهای مختلفی در‬ ‫زمینه تامین منابع مالی موردنیاز برای این نهاد است‪:‬‬ ‫الف) ‪ :‬مهمترین منبع تامین مالی برای برقراری مدارس‬ ‫علمیه را باید نظام خمس و زکات اسامی و وجوهاتی‬ ‫دانست که بخشی از ان برای تحصیل طلبهها و نشر‬ ‫ّ‬ ‫و گسترش تفقه و علوم دینی در نظر گرفتهشده و‬ ‫بهطور مستقیم به ساختار دین اسام بازمیگردد‪ .‬در‬ ‫این ساختار‪ ،‬وظیفه تامین منابع مالیه موردنیاز برای‬ ‫تحصیل در مــدارس (علمیه) را بهجای ساختاری‬ ‫بوروکراتیک که زاده قوانین ملی است‪ ،‬از ساختاری‬ ‫شرعی و بر اساس وظیفه هر بنده نسبت به دینش‬ ‫استفاده نموده که همچنان نیز در جریان تحصیل علوم‬ ‫دینی برقرار است‪ ،‬اما میتواند الهامبخش تامین منابع‬ ‫موردنیاز برای سایر تحصیات و اموزشهای موردنیاز‬ ‫جامعه نیز باشد‪.‬‬ ‫ب)‪ :‬راهکار دوم در تاریخ نظامهای اموزشی سنتی‪،‬‬ ‫کمکهای افراد ّ‬ ‫خیر و به تعبیر جامعه ان روزگاران‪،‬‬ ‫استفاده از سازوکار و نظام «وقف» است‪ .‬درواقع این‬ ‫راهکار نیز وجه دینی داشته و مکمل راهکار ثابت خمس‬ ‫و زکات اسامی است که سایر هزینههای موردنیاز‬ ‫برای تحصیل و تامین بسترهای موردنیاز برای این امر‪،‬‬ ‫و یا در امور تحصیلی که مشمول نظام خمس و زکات‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫یظام مالن بهعنوان یکن از مهمترین عناصر استقال مجموعهیاه‬ ‫اموزخن در تاریخ تمدن اسامن‪ ،‬از ایمیت برخوردار بوده که از‬ ‫عمدهترین منبع تامین مالن ان روزگار‪« ،‬یظام وقف» بود‪.‬‬ ‫پرویده مکتب مدرسه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫واقفین با طراحنیایی که در«وقفیامه» اعمال منکردید‪،‬‬ ‫به ریلگذاره و جهتدین حرکت یهاد اموزخن موردیظر‬ ‫منپرداختند‪.‬‬ ‫دانشمندان میرسید‪ ،‬خرج امر تعلیم و تربیت شاگردانشان‬ ‫میشد‪ .‬بخش مهمتر اما در قالب وجوهات شرعی و‬ ‫موقوفات خود حاکمان بود‪ .‬جالبتوجه است که خود‬ ‫ّ‬ ‫حکام نیز برای ایجاد بستر موردنیاز برای تعلیم و تربیت‬ ‫مردم در همان ساختار شرعی (بهویژه وقف) عمل‬ ‫مینمودند و گویی فارغ از دولت و ملت واسطهای به‬ ‫نام شرع وجود دارد که همگان (حتی حاکمان) در برابر‬ ‫ان خود را موظف میدانند و به نسبت پایبندی به این‬ ‫موازین شرایط بهتری برای تحصیل و ترویج علم فراهم‬ ‫میگشت‪ .‬وقف نامه «ربع رشیدی» و« شنب غازان» در‬ ‫تبریز‪ ،‬نمونههای خوبی برای بررسی این مسئله است‪.‬‬ ‫سازوکار نظام وقف بدینصورت بود که واقف فقط «بنا»‬ ‫یا امکانات اموزشی را تامین نمیکرد‪ ،‬بلکه با توجه به‬ ‫وظیفه شرعی خود (همان چیزی که باعث بذل مال‬ ‫درراه ترویج دانش و اصاح امورات مردم میگشت)‬ ‫در برنامه درسی موقوفات خود نیز ورود مینمود و در‬ ‫حد ممکن سنگ بنایی محکم چه ازنظر مادی و چه‬ ‫از جهت معنوی از خود بر جای میگذاشت‪ .‬واقفین‬ ‫با طراحیهایی که در«وقفنامه» اعمال میکردند‪ ،‬به‬ ‫ریلگذاری و جهتدهی حرکت نهاد اموزشی موردنظر‬ ‫میپرداختند‪ .‬در وقفنامهها‪ ،‬گاه بهتفصیل در مورد‬ ‫موقوفات و موارد استفاده انها توضیحاتی میدادند‬ ‫که ازجمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد‪:‬‬ ‫▪ شرایط ورود اساتید‬ ‫▪ نوبتهای تدریس در مدارس و اموزشگاهها‬ ‫▪ شرایط پذیرش طالبان علم و نیز نحوه ادامه تحصیل‬ ‫انها‬ ‫نمیگشت‪ ،‬نظام وقف امکان رفع مشکات و ایجاد زمینه‬ ‫مناسب را فراهم مینمود‪ .‬البته خود موقوفات نیز به دو‬ ‫شکل بود‪ :‬برخی از این کمکها بهصورت خصوصی‬ ‫و غیر ساختارمند و دیگری بهصورت ساختارمند و‬ ‫منظم صورت میپذیرفت و دارای سازوکار مشخص‬ ‫و روال معینی بود‪ .‬وقفنامههایی که در این زمینه‬ ‫ً‬ ‫برجایمانده‪ ،‬حکایت از این روال و سازوکار کاما‬ ‫مشخص دارد‪ .‬شاید واقفان در امور اجرایی مدارس‬ ‫ورود نمیکردند؛ ولی از طریق «وقفنامه» میتوانستند‬ ‫به حرکت کلی انها جهتدهی نمایند‪.‬‬ ‫ج)‪ :‬بخش دیگری از کمکها‪ ،‬خارج از نظام خمس و‬ ‫ً‬ ‫زکات و وقف‪ ،‬اما بازهم بهصورت کاما مردمی تامین‬ ‫اساتید توانگر‪ ،‬مستمری ماهانهای‬ ‫میگشت‪ .‬بعضی از‬ ‫ِ‬ ‫بضاعت خود در نظر میگرفتند‬ ‫برای دانشجویان بی‬ ‫ِ‬ ‫و همواره به انان کمک میکردند‪ .‬برخی از انها که‬ ‫انقدر توان کمک مالی نداشتند‪ ،‬خوراک دانشجویان‬ ‫را تهیه میکردند یا از دیگر دانشجویان توانگر خود حق‬ ‫ثبتنام گرفته و بین دانشجویان تهیدست خویش‬ ‫تقسیم مینمودند‪.‬‬ ‫د)‪ :‬در کنار اساتید و معلمین (یا ُما و ماباجیها)‪،‬‬ ‫خانوادهها در حد توان خود بخشی از مبلغ موردنیاز‬ ‫بــرای تحصیل فرزندانشان را عـهــدهدار میشدند و‬ ‫محصلین بیبضاعت نیز از طــرف همکاسیها و‬ ‫همقطاریهایشان که ازلحاظ تمکن مالی توانایی انجام‬ ‫این امر را داشتند‪ ،‬تا حد ممکن حمایت میشدند‪.‬‬ ‫و درنهایت باید به نقش حاکمیت در تامین این منابع‬ ‫اشاره نمود‪ .‬بخشی از این کمکها بهصورت هدیه و‬ ‫کمکهایی که در اعیاد و روزهای خاص در سال به‬ ‫‪150‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫▪ منابع و درامدهای دانشجویان و اساتید و میزان‬ ‫ان‬ ‫▪ منابع که مختص کارهای متفرقه برای دانشجویان‬ ‫باشد‬ ‫در وقفنامه «شنب غازان» کارهای خیری که مخارجی‬ ‫بــرای ان وقــفشــده و در وقفنامه درجش ــده است‬ ‫عبارتاند از‪:‬‬ ‫▪ برای مکتب ایتام‪،‬که همواره صد نفر یتیم را قران‬ ‫اموزند و تربیت کنند؛ چون قران اموختند‪ ،‬بهعوض‬ ‫ایشان صد کودک دیگر بیاورند و معیشت همه این‬ ‫کودکان را تامین و همه را ّ‬ ‫سنت بکنند و مواجب‬ ‫پنج نفر معلم و پنج رقیب و پنج عورت را که از‬ ‫کودکان مزبور غمخوارگی کنند بپردازند‪.‬‬ ‫▪ برای تهیه هرساله صد جلد مصحف تازه بهعنوان‬ ‫هدیه‪.‬‬ ‫‪151‬‬ ‫پرویده مکتب مدرسه‬ ‫▪ بــرای تربیت اطفال سرراهی؛ کودکانی را که به‬ ‫راه میاندازند برگیرند و اجرت دایهها و مایحتاج‬ ‫ایشان را بدهند تا انگاهکه بزرگ شوند و به سن بلوغ‬ ‫برسند و صنعتی یا پیشهای بتوانند بیاموزند‪.‬‬ ‫و یا در وقف نامه «مدرسه مروی» تهران‪ ،‬به برخی از‬ ‫شرایط انتخاب مسئول مدرسه پرداخته و به دیگر‬ ‫جزئیات مدیریت مدرسه اشاره نموده است‪:‬‬ ‫▪ متولی حوزه باید اهل تهران و مجتهد جامعالشرایط‬ ‫بوده و صاحب اعتبار اجتماعی باایی باشد‪( .‬به‬ ‫همین منوال تاکنون در دو قرن گذشته‪ ،‬بزرگانی از‬ ‫علمای تهران‪« ،‬تولیت مروی» را به عهده داشتهاند‪:‬‬ ‫«میرزا مسیح مجتهد تهرانی»‪« ،‬ماعلی کنی»‬ ‫و«محمدحسن اشتیانی» ازجمله انها بودهاند‪).‬‬ ‫▪ محصلین علوم شرعیه که مدرسه وقف است‬ ‫برایشان‪ ،‬باید ساعی باشند در تحصیل علم‪ ،‬و‬ ‫پرویده مکتب مدرسه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫در یصاین که به تاریخ تمدن اسامن داریم‪ ،‬وظیفه و مسئولیت‬ ‫یهاد اموزشوپرورش یم بر عهده مردم و یم بر عهده حکومت‬ ‫است؛ ولن یه از جنس روابط بوروکراتیک‪ ،‬بلکه از جنس تکلیف‪.‬‬ ‫را در خود گرداورده است‪ .‬ان دو نظام عبارتاند از ‪ :‬نظام‬ ‫مرکزی و نظام غیر مرکزی‪ .‬هر دو نظام در قبال تعلیم‪،‬‬ ‫مسئولیت دینی داشتند و بر هردو نظام واجب بود تا هر‬ ‫انچه را که در دست داشتند در این راه صرف کنند‪ .‬در‬ ‫غیر این صورت‪ ،‬در حقی از حقوقی که خداوند بر انان‬ ‫واجب کرده است‪ ،‬کوتاهی کردهاند‪ .‬دولت در اسام‬ ‫هنگامیکه احساس کند در بعضی از عرصهها و جهتها‬ ‫در اجرای وظیفه‪ ،‬کوتاهی شده است؛ برای اینکه علل‬ ‫این نقص را از بین ببرد و سامت مسلمانان و قدرت‬ ‫انان را حفظ کند‪ ،‬وارد صحنه میشود و الگوی اموزش را‬ ‫بهطور کامل برای جماعت اسامی وصف میکند‪ .‬این‬ ‫ورود سرزده و درگیر شدن در ماجرا‪ ،‬از رویی مساعدت‬ ‫و یاری است‪ ،‬نه به خاطر دستور دادن و سیطره داشتن‬ ‫بر جماعت اسامی»‪.‬‬ ‫هرفرد‪ ،‬نباید درس بخواند‪ ،‬در تدریس و تالیف‬ ‫کوتاهی ننماید‪.‬‬ ‫▪ طلبهها در دادن کتاب به یکدیگر مضایقه نکنند‪،‬‬ ‫َ‬ ‫و َ«مهما امـکــن» کتب را معطل نگذارند و در‬ ‫حفظ کتب و فروش و ظروف اهتمام بلیغ کنند‬ ‫و اگر کتابی یا فرشی یا ظرفی به تفریط ِ«من هی‬ ‫ّ‬ ‫فی تصرفه» یا غیر‪ ،‬تلف یا معیوب شود‪ ،‬متولی با‬ ‫امکان‪ ،‬قیمت یا ارش را از ّ‬ ‫مفرط استیفا نموده‪ ،‬در‬ ‫اصاح یا تحصیل مثل مهما امکن‪ ،‬صرف کند‪.‬‬ ‫▪ اگر طالب علمی به هم رسد که در نظر متولی‬ ‫به جهتی از جهات شرعیه اولی باشد‪ ،‬از بعض‬ ‫ساکنین‪ ،‬متولی و ناظر را رسد که او را جایداده‬ ‫مرجوح را بیرون کند و اگر بعد از اظهار متولی‬ ‫امتناع کند‪ ،‬غاصب خواهد بود‪.‬‬ ‫ازانچه گفته شد‪ ،‬اینگونه به نظر میرسد که در مسئله‬ ‫تامین مالی مدارس و نظام اموزشی(مانند بسیاری دیگر‬ ‫از مسائل این حوزه)‪ ،‬چالش اصلی نحوه رابطه دولت‬ ‫و ملت یا حاکم با مردم است و انچه درگذشته رخداده‬ ‫(با تمام وجوه مثبت و منفی) نشانگر نحوه ارتباطی‬ ‫متفاوت است که در سطور فوق برخی از وجوه مثبت‬ ‫این نوع رابطه را در تامین منابع مالی مربوط به اموزش‬ ‫و تربیت نسل اتی برشمردیم‪.‬‬ ‫شاید توصیف این رابطه بهصورت جامع‪ ،‬در نوشته‬ ‫«عبدالغنی عبود» است که میاورد‪:‬‬ ‫در نگاهی که به تاریخ تمدن اسامی داریم‪ ،‬وظیفه‬ ‫و مسئولیت نهاد اموزشوپرورش هم بر عهده مردم و‬ ‫هم بر عهده حکومت است؛ ولی نه از جنس روابط‬ ‫بوروکراتیک‪ ،‬بلکه از جنس تکلیف‪ ،‬از جنس مشارکت‬ ‫جامعه در اداره این نهاد ذیل چارچوب حکمرانی دولت‬ ‫و حاکمیت‪ .‬شاید این منظر است که نیاز امروز جامعه‬ ‫ایران اسامی دررسیدن به تمدن نوین اسامی باشد‪.‬‬ ‫پینوشتها‬ ‫‪Email: mohammadjavad.sav@gmail.com‬‬ ‫«تربیت در اسام‪ ،‬مسئولیتی فردی و اجتماعی است؛‬ ‫‪]1]. Report on seven-year development plan for the Plan Organization‬‬ ‫‪of the Imperial Government of Iran. V. 2. Public health education.‬‬ ‫[‪ .]2‬فضلاه همدانی‪ ،‬رشیدالدین‪ .‬تاریخ مبارک غازانی‪ ،‬ص‪.21۶ -208 .‬‬ ‫به این معنی که اموزش و تامین هزینههای ان در اسام‪،‬‬ ‫ویژگیهای دو نظام متناقض در زمینه اداره کردن اموزش‬ ‫‪152‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫علی قربانی‬ ‫پژوهشگر هسته تعلیم و تربیت مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه تهران‬ ‫‪153‬‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫کایون اصلن تغییر در سند «تحول بنیادین اموزشوپرورش»‬ ‫کجاست؟‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫تحول بنیادین‬ ‫در اشپزخانه‬ ‫پرویده مکتب مدرسه‬ ‫اگر از شما بپرسند «سند تحول بنیادین اموزشوپرورش‬ ‫بهصورت واقعی و ملموس باید کجای کشور را متحول‬ ‫ً‬ ‫نماید» چه جوابی خواهید داد؟ احتماا بسیاری از‬ ‫صاحبنظران و اساتید دستاندرکار این طرح که از‬ ‫بزرگان اجرایی و دانشگاهی کشور هستند‪ ،‬جوابهایی‬ ‫ازایندست بدهند‪« :‬تحول جوهری و وجودی انسان‬ ‫و رساندن او به حیات طیبه‪ ،‬درواقع هدف ما متحول‬ ‫کردن خود انسان و همه بسترهای زندگی اوست»‪ .‬اگر‬ ‫با التماس از انان بخواهیم از افقهای معنوی و عالم‬ ‫ملکوت قدری هبوط نمایند و به عالم ناسوت فکری‬ ‫ما انسانهای گیرکرده در دنیای مادی‪ ،‬نزول اجال‬ ‫ً‬ ‫نمایند و به زبان ما حرف بزنند‪ ،‬احتماا با کراهت و‬ ‫در یک کلمه بگویند‪« :‬مدرسه و دانشگاه»‪ .‬البته بازهم‬ ‫منظورشان از مدرسه و دانشگاه‪ ،‬کل نظام علمی‪،‬‬ ‫عقیدتی و معرفتی‪ ،‬جامعه ایرانی است‪.‬‬ ‫ســالهــا پیش در حــدود دهــه ‪1330‬ش‪« ،‬نیروهای‬ ‫اصل چهار ترومن» برای پاسخ به چنین پرسشی به‬ ‫ایران امدند و پاسخ متفاوتی به ان دادند که قابلتامل‬ ‫است‪« :‬اشپزخانه!»‪ .‬بله انها بهجای دانشگاه‪ ،‬مدرسه‬ ‫و نظام معرفتی‪ ،‬به ما اشپزخانه را پیشنهاد کردند و‬ ‫ازقضا خیلی بیشتر باب میل ما ایرانیها بود‪ .‬البته‬ ‫اشپزخانه کل پاسخ نیست؛ ولی یکی از مهمترین و‬ ‫واقعیترین پاسخهای تیم امریکایی در ایران بود که‬ ‫در کنار سایر عوامل توانست واردات کاای امریکایی‬ ‫به ایران را به طرز چشمگیری افزایش دهد‪ .‬گزارش تیم‬ ‫مشاوره امریکایی در سال ‪ 1327‬بهخوبی نقاط ضعف‬ ‫ساختاری و متمرکز نهاد اموزشوپرورش ایران را نشان‬ ‫پرویده مکتب مدرسه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫یقطه یدف تغییر در منظر ییرویاه اصل‬ ‫چهار ترومن‪ ،‬تحول واقعن در خیوه مگرف‬ ‫ایراییان و بهخگوص در خکل خایهداره و‬ ‫اخپزخایهیاه ما بود‪.‬‬ ‫ادبیات غرب هم جلوه افسانهای دارند و حتی‬ ‫فقیرترین خانوادهها نیز در فرشها‪ ،‬گلیم‪ ،‬زین‬ ‫و افسار‪ ،‬پوشش‪ ،‬و افسانههای محلی ‪ ،‬زیبایی‬ ‫خاص خود را میافرینند‪.‬‬ ‫دو سنت دیگر وجود دارد که بهطور خاص در دوره‬ ‫جدید ایران پدیدار میشود‪:‬‬ ‫‪ .4‬هوشی ملی سطح باا ‪ .‬هرگاه دانشاموزان ایرانی در‬ ‫رقابت مستقیم تطبیقی بادانش اموزان سرزمینهای‬ ‫دیگر قــرار میگیرند‪ ،‬باوجود مشکات زبانی و‬ ‫پسزمینههای تفاوت فرهنگی‪ ،‬اشکارا توانایی‬ ‫خود را بروز میدهند‪ .‬تاریخ ایران سیر جانشینی‬ ‫متفکران برجستهای ‪-‬فیلسوفان‪ ،‬ریاضیدانان‪،‬‬ ‫ستاره شناسان‪ -‬ست که سرامدان جهان در عصر‬ ‫خود بودند‪.‬‬ ‫‪ .5‬روح جستجوگری و کنجکاوی سطح باای فکری‬ ‫و عقانی‪ .‬کنجکاوی فکری که ارزش اقتصادی‬ ‫مستقیم در برنامه توسعه هفتساله دارد‪ ،‬در‬ ‫اندیشیدن پیوسته و تمایل به فهم ساختار و‬ ‫فرایند عملی دستگاهها که هرگاه کارگر ایرانی با‬ ‫محصوات تولید غرب روبرو میشود قابلمشاهده‬ ‫است‪ ،‬ظهور مییابد‪]1[«.‬‬ ‫اگر شما قرار بود برای چنین جامعهای برنامه تحولی‬ ‫بدهید به چه نحوی عمل میکردید؟ تیم امریکائی کار‬ ‫خود را بهخوبی فراگرفته و برنامههای سطح کان هم‬ ‫از پیش مشخص شده بود‪ .‬اولین نکته این بود که در‬ ‫این طرح توسعه‪ ،‬تبدیل جامعه دهقانی و روستایی‬ ‫میدهد؛ اما با نگاهی به رویدادهایی که پــسازان‬ ‫به وقــوع پیوسته‪ ،‬به نظر میرسد تحول در ساختار‬ ‫اموزشوپرورش و ُ‬ ‫سبک سازی ان‪ ،‬خیلی مدنظر تیم‬ ‫امریکائی و سیاستگذاریهای ان نیست‪ ،‬بلکه تحول‬ ‫واقعی و بنیادین در شیوه مصرف ایرانیان و بهخصوص‬ ‫در شکل خانهداری و اشپزخانههای ما رخ داده است‪.‬‬ ‫برنامه توسعه هفتسالهای که امریکائیها تدوین‬ ‫میکنند‪ ،‬مبتنی بر ویژگیهای روانشناختی و اجتماعی‬ ‫ایرانیان است‪ .‬در بخش اغازین گزارش طرح توسعه در‬ ‫بخش تعلیم و تربیت چنین نقلشده است‪:‬‬ ‫«به نظر میرسد دستکم پنج عنصر (روانشناختی و‬ ‫اجتماعی در میان ایرانیان) وجود دارد که از منظر توانایی‬ ‫تولید اقتصادی‪ ،‬بهعنوان سرمایه محسوب میشوند‪:‬‬ ‫‪ -1‬مورد اول سنت عظیم فرهنگی است‪ .‬ایرانیان‬ ‫ملتی هستند که برخی از بااترین علوم‪ ،‬اشعار‪،‬‬ ‫اثار منطقی و معماری و حتی سازمانهای سیاسی‬ ‫و نظامی را به وجود اوردهاند‪.‬‬ ‫‪ -2‬در ارتباط با همین سنت عظیم فرهنگی‪ ،‬سنت‬ ‫صنعتگری و پیشهگری است که ایران مدرن وارث‬ ‫ان است‪ .‬بهندرت روستا یا قومی یافت میشود که‬ ‫نوعی صنعت و هنر محلی را توسعه نداده باشد‪.‬‬ ‫‪ -3‬همچنین بهسختی میتوان (در این واقعیت)‬ ‫شک کرد که ایرانیان دارای سنتی در جهت تقدیر‬ ‫بسیار عالی زیبایی هستند‪ .‬حس طراحانه ایشان‬ ‫بیحدوحصر است‪ .‬مینیاتورهای ایرانی نامیترین‬ ‫در سطح جهان است؛ باغهای ایرانی حتی در‬ ‫‪154‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫ایران به جامعهای صنعتی (یا درواقع مصرفکننده‬ ‫کااهای صنعتی) اهمیتی اساسی دارد‪ ،‬چون ایران‬ ‫قرار بود مصرفکننده کااهای امریکایی و کشورهای‬ ‫اروپایی‪-‬که انها نیز پس از جنگ جهانی دوم زیر دین‬ ‫وامهــای امریکائی بودند‪ -‬باشد‪ .‬در اهمیت اجرای‬ ‫طرحهای مربوط به تحول کشاورزی و زندگی روستایی‬ ‫«اقای وارن»‪ ،‬رئیس اداره اصل چهار در مصاحبهای‬ ‫چنین عنوان میکند که چهارپنجم مردم ایران به امور‬ ‫کشاورزی اشتغال دارند و به همین دلیل قسمت عمده‬ ‫برنامه اصل چهار با کشاورزی سروکار دارد[‪ .]2‬مسئولیت‬ ‫ً‬ ‫اصلی اموزشهای بخش کشاورزی اختصاصا بر عهده‬ ‫دانشکده کشاورزی یوتا بود که وظیفه مدرن کردن‬ ‫دانشگاه کرج و دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران را‬ ‫بر عهده داشت[‪ .]3‬عمده فعالیتهای برنامه اصل‬ ‫چهار در این زمینه ترویج و توسعه کشاورزی صنعتی و‬ ‫‪155‬‬ ‫پرویده مکتب مدرسه‬ ‫به کار انداختن ماشیناات کشاورزی و حفر چاههای‬ ‫عمیق‪ ،‬پرورش دام و طیور با نژادهای خاص مناسب‬ ‫تولید صنعتی در ایران و اعزام عدهای به امریکا جهت‬ ‫فراگرفتن روشهای نوین در امور کشاورزی بود[‪.]4‬‬ ‫بخش «ترویج و توسعه» و اموزشهای خــارج کشور‬ ‫ً‬ ‫با برنامه درسی و اموزشی هم پیوند بود و اختصاصا‬ ‫در بخش اموزشی طرح توسعه هفت ساله به برنامه‬ ‫دانشکده کشاورزی کرج و اعزام دانشجویانی برای‬ ‫اموزشهای کشاورزی به امریکا پرداختهشده است‪.‬‬ ‫نکته دیگر تحول در امری بود که ایرانیان بهخوبی ان‬ ‫را میدانستند‪ :‬زندگی در اقلیم سخت و خشک ایران‬ ‫که عاوه بر سنت عظیم کشاورزی‪ ،‬در شکل خانه و‬ ‫شهرهای ایران نمود داشت‪ .‬چرا ما باید همه داشتههای‬ ‫خود را که حتی امریکائیان با چنین ستایشی از ان یاد‬ ‫میکنند کنار بگذاریم؟ پاسخ این پرسش هم مشخص‬ ‫پرویده مکتب مدرسه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫همانگونه که گفتیم تحول در کــشــاورزی و شکل‬ ‫زندگی روزمــره از مهمترین محورهای مدنظر برنامه‬ ‫اصــل چهار اســت که باید از طریق امــوزش صورت‬ ‫گیرد‪« .‬پاما کریمی»‪ ،‬سیر اموزشهای خانهداری را‬ ‫اینگونه روایت میکند‪:‬‬ ‫است‪« :‬رویای امریکایی!»‪« .‬وارن» در مصاحبهای در‬ ‫همان دوران[‪ ،]5‬هدف از اجرای طرحهای توسعه با‬ ‫همکاری این دفتر را اینگونه بیان نموده است‪:‬‬ ‫«مردم امریکا از نعمت ازادی و سعادت برخوردار هستند‬ ‫و خواهان اناند که با کمک و مساعدت به مردم (سایر‬ ‫کشورها) وسیلهای فراهم اورند تا انان بتوانند با کوشش‬ ‫خود از این مواهب برخوردار شوند‪ .‬باید دانست که‬ ‫امریکائیها بههیچوجه مایل به دخالت در امور سیاسی‬ ‫ایران نیستند و در ‪ 34‬کشور دیگری هم که اصل چهار‬ ‫ً‬ ‫مشغول کار و فعالیت اســت‪ ،‬ابــدا چنین کوششی‬ ‫جهت دخالت در امور سیاسی این کشورها مبذول‬ ‫نمیدارد‪ .‬هدف اساسی اصل چهار در ایران و سایر‬ ‫کشورها این است که وسیله رفاه و اسایش مردم ایران‬ ‫و سایر نقاط را فراهم اورد و با کمکهای ازم‪ ،‬درراه‬ ‫باا بردن سطح تولید و مواد غذایی و توسعه فرهنگ‬ ‫و بهداشت عمومی‪ ،‬انان را راهنمایی بنماید»‪ .‬حاا‬ ‫که هدف مشخص شد‪ ،‬به راهکارها هم توجه نماییم‬ ‫و ببینیم سازمان برنامه بودجه[‪ ]6‬که زائیده همین‬ ‫برنامههای توسعه امریکائی است‪ ،‬امروز چقدر بدون‬ ‫نیروهای مستشاری بیرمق شده است‪.‬‬ ‫در سال ‪ 1954‬جمعی از کارکنان وزارت کشور برای‬ ‫توسعه اموزشهای خانهداری به امریکا اعزام شدند‪.‬‬ ‫اصل چهار اصــرار داشــت مربیان خــانــهداری ایرانی‬ ‫بــرای مشاهده زنــان خانهدار و کودکان امریکایی به‬ ‫زمینهای بــازی و مجتمعهای مسکونی بلندمرتبه‬ ‫در این کشور بروند‪ .‬اما اصل تحوات در درون ایران‬ ‫رخ میداد و بخش اساسی سازمان این برنامه مربوط‬ ‫به اموزش دختران در دورههــای خانهداری بود‪ ...‬در‬ ‫همه شهرهایی (که برنامه اصل چهار اجرا میشد)‬ ‫برنامههای طراحیشده برای دختران دبیرستانی‪ ،‬در‬ ‫خانههای الگو اجرا میشد‪ .‬دانشاموزان ساعاتی را در‬ ‫این خانهها به اموزش خانهداری میپرداختند و برای‬ ‫باقی دروس به دبیرستان میرفتند‪.‬‬ ‫طــراحــی داخـلــی و دکــور خانه یکی از بنیادیترین‬ ‫جنبههای اموزشی بود که در سبک زندگی ایرانیان‬ ‫‪156‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫کلی که بر هر فرد و گروه در هر بستر فرهنگی و اقلیمی‬ ‫ً‬ ‫قابل انطباق است و اتفاقا برای هیچیک قابلاستفاده‬ ‫در زندگی نیست‪ ،‬کفایت میکند؟ اگر به مسئله تحول‬ ‫بنیادین اینگونه بنگریم‪ ،‬اهمیت تمایز میان «مدرسه و‬ ‫ً‬ ‫دانشگاه» با «اشپزخانه» را بهتر متوجه میشویم و اتفاقا‬ ‫در همین بستر است که تحول نظام معرفتی و فرایند‬ ‫مدرسهای معنادار میشود و درنهایت باید بگوییم‪،‬‬ ‫نیل به حیات طیبه نیز راهی جز گذر از همین دنیای‬ ‫ناسوتی ندارد‪.‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫موثر واقع شد‪ .‬درواقع خود این مدارس بهعنوان الگوی‬ ‫اتی خانههای ایرانی طراحیشده بودند‪ .‬این طراحیها‬ ‫شامل طراحی فضای باز جلوی خانههای الگو‪ ،‬طراحی‬ ‫هر یک از اتاقها ‪-‬مبلمان‪ ،‬کف‪ ،‬دیواره و جزئیات‪-‬‬ ‫ترکیب رنگ و چینش سرویس چوب و وسایل چینی‬ ‫و نقره بود‪ .‬هر خانهی الگو‪ ،‬با مبل راحتی و سرویس‬ ‫میز و صندلی چایخوری و دیگر مبلمانی که همه با‬ ‫چوب گردو ساختهشده بودند چینش شده بود‪ .‬اتاق‬ ‫ناهار خوری به سبک امریکایی برای خانواده کوچک‬ ‫هستهای مبله شده بود‪ .‬در برنامه درسی اصل چهار‪،‬‬ ‫عاوه بر امادهسازی و پخت غذا‪ ،‬نظم و ترتیب فضایی‪،‬‬ ‫و انتخاب مبلمان‪ ،‬بخش دیگری وجود داشت که ذیل‬ ‫«جدول خدمات و اداب معاشرت» به اجرا درمیامد‪.‬‬ ‫‪ ...‬بدون شک‪ ،‬تحول در نحوه پختوپز‪ ،‬بهداشت و‬ ‫دیگر فعالیتهای خانگی که در این مدارس اموزش‬ ‫داده میشد ابزاری برای خلق زن جدیدی بود که گرایش‬ ‫به استفاده از محصوات غربی در اشپزخانه و خانه‬ ‫پیشرفته خود داشته باشد‪.‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫فهم تحول بنیادین‪ ،‬با تمایز مدرسه و دایشصاه‬ ‫با اخپرخایه‪ ،‬توجهیاه دیصره را به خود‬ ‫جلب منکند‪ .‬ییل به حیات طیبه ییز راین‬ ‫جز گذر از یمین دییاه یاسوتن یدارد‪.‬‬ ‫پینوشتها‬ ‫‪Email: ali.qorbanihesari@gmail.com‬‬ ‫وقتی این تجربیات تاریخی را بازخوانی میکنیم‪ ،‬بهطور‬ ‫جدی با این پرسش روبرو میشویم که ایا نظام معرفتی‬ ‫و اموزش مدرسهای تا ان حد که ما فکر میکنیم‪ ،‬منفک‬ ‫از روابط اجتماعی و روش زندگی ما است و ایا نباید‬ ‫در طرح تحولی فرهنگ و اموزشوپرورش به این روابط‬ ‫به شکلی دقیقتر و واقعیتر توجه نماییم؟ ایا در طرح‬ ‫تحول‪ ،‬نباید به نقشهای اختصاصی هر فرد و گروه‬ ‫خاص در زندگی واقعی توجه کنیم و ایا بیان عبارات‬ ‫‪157‬‬ ‫پرویده مکتب مدرسه‬ ‫‪]1]. Report on seven-year development plan for the Plan Organization‬‬ ‫‪of the Imperial Government of Iran. V. -. Public health education. P8.‬‬ ‫[‪.]2‬عبداه سجادی‪ ،‬تابستان ‪ .1388‬اصل چهار ترومن و گستره فعالیت ان‬ ‫در ایران‪ .‬پیک نور‪ .‬سال هفتم‪ .‬شماره دوم‪.125 .‬‬ ‫[‪.]3‬سلیمان حیدری‪ ،‬فاطمه بینشی فر‪( .‬پائیز ‪ .)139۶‬بررسی نقش اصل‬ ‫چهار ترومن در اموزشوپرورش عشایری فارس‪ .‬تاریخ اسام و ایران‪ .‬سال‬ ‫بیست و هفتم‪ .‬شماره ‪ .35‬ص‪.۴1‬‬ ‫[‪.]۴‬عبداه سجادی‪ ،‬تابستان ‪ .1388‬اصل چهار ترومن و گستره فعالیت ان‬ ‫در ایران‪ .‬پیک نور‪ .‬سال هفتم‪ .‬شماره دوم‪.125 .‬‬ ‫[‪.]5‬اطاعات ماهانه‪ ،‬بهمن ‪1331‬‬ ‫[‪.]۶‬شاید توضیح این مطلب که «سند تحول بنیادین» بیش از هر نهاد‬ ‫و سازمان دیگری بر پایه منطق سازمان برنامه بودجه تدوینشده استف‬ ‫نیازمند نوشتاری دیگر باشد؛ اما در اینجا اشاره به همین نکته کافی است‬ ‫که تنها عضو مشترک هر پنج کمیته سند تحول‪ ،‬جناب «مهندس نفیسی»‬ ‫است که از نیروهای قدیم سازمان برنامه بودجه است و با دغدغه اصاح‬ ‫مسائل اقتصادی به اموزشوپرورش میاید و روششناسی و فرایند تدوین‬ ‫سند ملی اموزشوپرورش را به رشته تحریر درمیاورد‪.‬‬ ‫‪]7] Z. Pamela Karimi. Transitions in Domestic Architecture and Home‬‬ ‫‪Culture in Twentieth Century Iran. University of Arizona. 2003. P 163-170.‬‬ ‫پرویده مکتب مدرسه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫امیرحسین غفاری‬ ‫پژوهشگر هسته تعلیم و تربیت مرکز رشد‬ ‫دانشاموخته کارشناسی ارشد مدیریت مالی دانشگاه امام صادق؟‬ ‫حدود ‪ 130‬سال از تاسیس مدرسه رشدیه میگذرد‪.‬‬ ‫مدرسهای که توسط یک روحانی تاسیس شد و اعتراض‬ ‫ً‬ ‫گروه دیگری از روحانیون را به همراه داشت و اتفاقا‬ ‫همین مدرسه را سراغاز شکلگیری مدارس نوین در‬ ‫ایران دانستهاند‪.‬‬ ‫برخورد فرهنگ و تمدن‬ ‫در سراسر دوره ُپر تبوتاب‬ ‫ِ‬ ‫جامعه سنتی ایران با تمدن جدید غربی‪ ،‬همه انان‬ ‫که داعیه اصاح و تحول در سر داشتند‪ ،‬معتقد بودند‬ ‫که برای انکه عالمی از نوساخته شود‪ ،‬باید ادمی از‬ ‫نوساخته شود و چنین کاری تنها از طریق تعلیم و‬ ‫تربیت و احــداث مدرسههایی با اسلوب جدید و‬ ‫درسهایی به طرز جدید میسر است‪.‬‬ ‫ً‬ ‫پیروزی انقاب مشروطه‪ ،‬عمدتا نتیجه رهبری مراجع‬ ‫تقلید و علمای دین و روحانیون بود‪ .‬اما روشنفکران‬ ‫غربگرا‪ ،‬پس از پیروزی انقاب مشروطه با رهبران‬ ‫روحانی ان انقاب وفا نکردند؛ بلکه راه غدر و توطئه‬ ‫و خیانت در پیش گرفتند‪ .‬حذف رهبران روحانی‬ ‫از صحنه‪ ،‬سبب قطع پشتیبانی تــودههــای مــردم و‬ ‫بیاعتمادی انهــا نسبت به مشروطیت و اثــار ان‬ ‫گردید‪ .‬ازانپس‪ ،‬در اذهان مردم این تصور پیدا شد که‬ ‫بنای مشروطیت بر مخالفت با دین و مذهب و ترویج‬ ‫الحاد و اابالیگری و اعمال و رفتار خاف مذهب‬ ‫است و مدرسههای جدیدی که به اراده برنامه وزارت‬ ‫«معارف» در سراسر کشور تاسیس میشود‪ ،‬موجب‬ ‫ترویج بیدینی‪ ،‬فساد و فرنگی مابی و غربزدگی در‬ ‫میان جوانان خواهد شد‪]1[.‬‬ ‫در دوره رضاخان تا شهریور‪ ،1320‬نیروهای مذهبی در‬ ‫دوره حکومت استبدادی و ضد مذهبی رضاخان از‬ ‫جهات مختلف در فشار بودند‪ ،‬جرئت و قدرت اقدام‬ ‫مستقلی از حکومت در حوزه تعلیم و تربیت نداشتند‬ ‫و از سال ‪ 1320‬به علت اشفتگیهای اقتصادی و‬ ‫اجتماعی و حضور نیروهای بیگانه و جوانتر و کمتجربهتر‬ ‫بودن شاه جدید‪ ،‬زندانیان سیاسی ازاد شدند و احزاب‬ ‫طرد مدرسه جدیده یا‬ ‫استفاده از بستر ان؟‬ ‫تاسیس مدرسه علوه‪ ،‬یکن از واکنشیاه طبقه مذیبن‬ ‫ایران در برخورد با پدیده یوین مدرسه بود‬ ‫‪158‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫پرویده مکتب مدرسه‬ ‫‪159‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫تا حدود زیاده تجربه چهلساله مشروطیت‬ ‫کنند‪ .‬از سال ‪ 1320‬تا‪،1357‬‬ ‫سیاسی بهسرعت تشکل تا خهریور ‪ ،1320‬بسیاره از قشریاه مذیبن‬ ‫حدود ‪ 200‬مدرسه اسامی‬ ‫و تکوین یافتند‪ .‬در این خهریشین ایران را متوجه و متقاعد کرده بود‬ ‫غیردولتی(ملی) در تهران‬ ‫گیرودار عدهای از روحانیون‬ ‫که با تحریم مدارس جدید و اعراض از تعلیم‬ ‫و سایر شهرستانها شکل‬ ‫و نیروهای ا گاه و مسئولیت‬ ‫و تربیت جدید ضرر منکنند‪.‬‬ ‫گرفتند‪ ،‬لیکن اغلب انها‬ ‫شناس مذهبی هم فرصت را‬ ‫(‪182‬مــورد) متعلق به یک‬ ‫برای جبران مافات غنیمت‬ ‫مرکز‪ ،‬یعنی جامعه تعلیمات اسامی و تحت یک‬ ‫شمرده و با ورود در عرصههای سیاسی و فرهنگی به‬ ‫مدیریت و خطمشی واحد اداره میشدند‪ .‬در دهههای‬ ‫تبلیغ گسترده عقاید دینی و بسط معارف مذهبی‪،‬‬ ‫‪30‬و‪ ،40‬شاهد جوشش و ظهور مدارس اسامی دیگری‬ ‫خاصه در میان جوانان پرداختند‪.‬‬ ‫بودیم که بهناچار به دلیل مشکات فرهنگی حا کم‬ ‫تا حدود زیادی تجربه چهلساله مشروطیت تا شهریور‬ ‫بر جامعه و مشکات پیشگفته در بستر تحوات‬ ‫‪ ،1320‬بسیاری از قشرهای مذهبی شهرنشین ایران را‬ ‫فرهنگی‪ -‬اجتماعی جامعه شکل میگیرند‪.‬‬ ‫متوجه و متقاعد کرده بود که با تحریم مدارس جدید‬ ‫اگر قرار بر بازبینی این تجربه بهعنوان یکی از پاسخهای‬ ‫و اعــراض از تعلیم و تربیت جدید ضــرر میکنند و‬ ‫ممکن جامعه ایرانی و قشر مذهبی این اجتماع به‬ ‫روزبهروز دستشان از موقعیتهای ممتاز اجتماعی‬ ‫شکلگیری نهاد نوین مدرسه باشیم‪ ،‬بهطور حتم‬ ‫کوتاهتر میشود و در دنیای جدید منزویتر میشوند و‬ ‫یکی از شاخصترین وجوه این تجربه مدرسه علوی‬ ‫در عوض‪ ،‬مخالفان انها که فرزندان خود را در مسیر‬ ‫است‪ .‬مدرسهای که به همت «عامه کرباسچیان» و‬ ‫تعلیم و تربیت جدید قرار میدهند‪ ،‬در مصادر امور و‬ ‫استاد «رضا روزبه» شکل گرفت‪« .‬دکتر حدادعادل»‪،‬‬ ‫مدیریت جامعه و مناصب کلیدی قرار میگیرند‪ .‬این‬ ‫فارغالتحصیل این مدرسه‪ ،‬در کتاب «یادنامه استاد‬ ‫نتیجهگیری سبب شد تا نیروهای مذهبی در فضای‬ ‫عامه کرباسچیان» به این نکته اشاره میکنند‪:‬‬ ‫بــاز سیاسی پس از شهریور ‪ ،1320‬به فکر تاسیس‬ ‫«دبیرستان علوى در جامعهى ایران تاثیرى انکارناپذیر‬ ‫مدرسههایی به سبک مدارس جدید و باحال و هوای‬ ‫بهجا نهاد و در تعلیم و تربیت این سرزمین راهگشا بود‬ ‫مذهبی بیفتند‪ ]2[.‬درحالیکه عدهای مخالف کامل‬ ‫ّ‬ ‫و در عرصهى تعلیم و تربیت دینی براى مردم متدین‬ ‫مدارس نوین بودند‪ ،‬عدهای دیگری از دغدغهمندان‬ ‫این کشور الگویی قابل تکرار و تقلید ایجاد کرد؛ هم‬ ‫فرهنگی و مذهبی با مشاهده استقرار کامل مدرسه‬ ‫ازانجهت که جمع کثیرى فارغالتحصیل فرهیخته‬ ‫نوین‪ ،‬راه را نه در حذف یا مقابله مستقیم با ان‪ ،‬بلکه‬ ‫و دانشمند به کشور تقدیم کرد و هم ازانجهت که راه‬ ‫استفاده از بستر ایجادشده و امکانات ان برای تربیت‬ ‫ّ‬ ‫و روشی عملی و موفق به دست داد‪»]3[.‬‬ ‫نسل جوان مطابق بافرهنگ ایرانی اسامی میدیدند‪.‬‬ ‫بررسی «مدرسه علوی» در بستر جریانات ان دهه‪،‬‬ ‫جامعه تعلیمات اسامی و مدارس منشعب از انیکی‬ ‫ً‬ ‫خبر از یک رویکردی کاما متفاوت میداد‪« .‬علوی»‬ ‫از گزینههای ممکن در این بستر فکری بود که در دهه‬ ‫ً‬ ‫با نگاهی نو و راهبردی کاما متمایز شروع به کار کرد‪.‬‬ ‫‪ 1320‬تشکیل یافت‪« .‬شیخ عباسعلی سبزواری اسامی»‪،‬‬ ‫فارغالتحصیان شاخص «علوی» و اشخاصی که‬ ‫بنیانگذار این جامعه به همراه تنی چند از بازاریان و‬ ‫تحت تاثیر نوع نگاه خاص دو مربی بزرگ این مدرسه‬ ‫فرهنگیان مذهبی بر ان شدند که مدارسی را تاسیس‬ ‫پرویده مکتب مدرسه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫حوزهها بود و به نظر من غیرمستقیم حتی در درس فقها‬ ‫و تربیت طاب اثر گذاشت‪.‬یعنی طلبهای تربیت کنید‬ ‫که وقتی میخواهد برود با مردم صحبت کند‪ ،‬فتوی نقل‬ ‫کند‪ ،‬مسئلهای بگوید یا حدیثی بخواند‪ ،‬طوری حرف بزند‬ ‫که مردم بفهمند‪ .‬این کار‪ -‬نهفقط بهعنوان رساله که انهم‬ ‫مهم بود‪ -‬اثر مهمتری داشت و ان تحول فکری‪ ،‬فرهنگی‬ ‫و ادبی در حوزه بود‪ .‬اگر ما هم دانشگاه امام صادق؟ را‬ ‫درست کردیم‪ ،‬واقعش این است که متاثر از روش مرحوم‬ ‫اقای عامه بودیم‪ .‬ایشان یکبار پیغام دادند که اگرچه‬ ‫ان زمان با ما هم کاری نکردی اما اان کار خوبی کردی‬ ‫و من روش تو را میپسندم‪ .‬بااخره ما از ایشان یاد گرفتیم‬ ‫و گفتیم بیاییم عدهای از جوانها را تربیت کنیم که به‬ ‫درد اسام و انقاب و نظام بخورند‪»]4[.‬‬ ‫بعدها هر یک بهنوعی در زمینه تربیت نیرو به فعالیت‬ ‫پرداختند‪ ،‬نشانه مهم تاثیرگذاری این جریان هستند‪.‬‬ ‫پذیرش استقرار مدرسه نوین و اینکه امروز مدرسه بستر‬ ‫اصلی تربیتی است(حتی تربیت دینی)‪ ،‬شاید وجه‬ ‫بارز نوع نگاه این دو مربی بزرگ باشد‪.‬‬ ‫وجه شاخص دیگر نگاه ایشان را باید توجه به لزوم‬ ‫همراهی اموزشهای دینی و علوم جدیده به همراه هم‬ ‫دانست‪ .‬فقیه تراز اولی همچون «عامه کرباسچیان» و‬ ‫«استاد روزبه» در تراز اول علمی دانشگاهی با دغدغه‬ ‫مشترک تربیت نیروی متدین به یکدیگر میرسند و‬ ‫ً‬ ‫اتفاقا راه اصلی تعامل با جامعه و تربیت نیرو در ان‬ ‫شرایط را توجه به مبانی اسامی و همراهی و همگامی‬ ‫با علوم جدیده در بستر مدرسه نوین مییابند که ازمه‬ ‫ان همکاری مستمر اساتیدی است که فهمی از هر دو‬ ‫سوی این طیف داشته باشند‪.‬‬ ‫مرحوم «ایتاه مهدوی کنی» در تبیین جایگاه «عامه‬ ‫کرباسچیان» در فضای حوزوی پیش از ورود به مدرسه‬ ‫بیان داشتند‪:‬‬ ‫تاثیر ایــن نــوع نـگــاه جــدیــد و رو ی ـکــرد فـعــال «عامه‬ ‫کرباسچیان» و «استاد روزبه» در مدرسه علوی تا حدی‬ ‫نافذ بود که «دکتر غامحسین شکوهی»‪ ،‬از اساتید تراز‬ ‫اول علوم تربیتی و وزیر سابق اموزشوپرورش‪ ،‬در تاثیر‬ ‫این نوع نگاه بر رویکرد خودشان میگویند‪:‬‬ ‫«من فکر میکنم اگر در خدمت اقای عامه بودم‪ ،‬بیشتر‬ ‫استفاده میکردم تا اینکه اروپا رفتم‪ .‬من بازنشست‬ ‫شدهام و سمتی هم ندارم و زمانی که بخواهم تملق‬ ‫بگویم گذشته و حاا هیچچیز جز رضایت خدای‬ ‫متعال نمیخواهم‪ .‬اقای عامه مرا تصفیه کرد‪ .‬چرا‬ ‫کتابهای ایشان را درس نمیدهند؟ اینها باید به‬ ‫زبانهای فرانسه و انگلیسی ترجمه شود‪»]5[.‬‬ ‫«ان موقع که ما قم بودیم‪ ،‬میشنیدیم اقای عامه کار‬ ‫بسیار بزرگ و مفیدی را انجام داده است‪ .‬رسالههای‬ ‫عملیه در ان زمان برای عموم مردم قابلفهم نبود و عبارات‬ ‫فقهی مشکل و کلماتی مثل علی ااقوی و علی ااحوط‬ ‫داشت‪ .‬ایشان ان را بهصورت ساده و روان به اسم توضیح‬ ‫المسائل تنظیم و چاپ کردند و این الگویی شد برای‬ ‫ً‬ ‫رسالههای اقایان مراجع بعدی‪ .‬این کار واقعا تحولی در‬ ‫‪160‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪161‬‬ ‫پرویده مکتب مدرسه‬ ‫بعد از گذشت ‪ 60‬سال از‬ ‫یـکــی دی ـگــر از تجربیات عامه کرباسچیان‪ ،‬دیصران را تشویق به تعلیم و‬ ‫تاسیس «مدرسه علوی»‪،‬‬ ‫جــالــبتــوجــه ای ــن دو نفر تربیت و تاسیس مدرسه و کار فرینصن منکردید‬ ‫حدود ‪ 65‬مجتمع اموزشی‬ ‫در مدرسه علوی‪ ،‬تجربه‬ ‫و اکنون بعد از گذخت ‪ 60‬ســال از تاسیس‬ ‫و تربیتی با تاسی به ایشان‬ ‫«تــربـیــت مــر بــی» در درون‬ ‫«مدرسه علوه»‪ ،‬حدود ‪ 65‬مجتمع اموزخن و‬ ‫تاسیسشده است؛ مانند‬ ‫مدرسه است‪ .‬مربیانی که‬ ‫تربیتن با تاسن به ایشان تاسیسخده است‪.‬‬ ‫مدارس نیکان‪ ،‬پیام‪ ،‬صلحا‪،‬‬ ‫هر یک توان جریانسازی‬ ‫روزبه‪ ،‬امیر‪ ،‬صالح و مدارس‬ ‫در جامعه و تربیت نیرو در‬ ‫دخترانه مانند رفاه‪ ،‬روشنگر‪ ،‬ستوده‪ ،‬شکوفه‪ ،‬طلوع‪ ،‬راه‬ ‫مواضع مختلف را داشته باشند‪ .‬یکی از شا گردان‬ ‫شایستگان‪ ،‬هدی‪ ،‬مهدا‪ ،‬فضیلت در تهران‪ ،‬توحید‬ ‫عامه کرباسچیان در این زمینه میگوید‪:‬‬ ‫در قم‪ ،‬سرمد در لواسان‪ ،‬مبین در بسطام‪ ،‬علوی در‬ ‫«یک سال که از تاسیس مدرسه علوی گذشت‪ ،‬گفتند‪:‬‬ ‫مشهد‪ ،‬صفا در تبریز‪ ،‬احمدیه در اصفهان‪ ،‬منصور‬ ‫خب حاا ما جوان رسالهخوان تربیت کردیم؛ اخوندی‬ ‫در زابل‪ ،‬نور هدایت در زاهدان شاهد ورود این موج به‬ ‫که میخواهد برای این جوان صحبت کند‪ ،‬باید به‬ ‫سایر مجموعههای دغدغهمند در سایر نقاط جهان‬ ‫علوم روز اشنا و حداقل بهاندازه یک دیپلم سواد داشته‬ ‫هستیم‪ :‬افغانستان‪ ،‬عراق‪ ،‬پا کستان و حتی امریکا‬ ‫باشد‪ .‬چون اخوندها یا مثل خود ایشان از مکتب به‬ ‫(مجتمع نور و مجتمع روزبه)‪.‬‬ ‫حوزه میرفتند یا از دبستان‪ .‬اقای عامه در تابستان‬ ‫مدرسه علوی و جامعه تعلیمات اسامی‪ ،‬تجربهای‬ ‫‪ 37 ، 36‬و ‪ 38‬حدود ‪ 20‬طلبه خوش استعداد را از قم‬ ‫فعال در مواجهه با جریان غیر بدیهی مدرسه نوین در‬ ‫به تهران اوردند‪ .‬برای انها که مزدوج بودند خانه اجاره‬ ‫دورهای بود که مردم جامعه ایران رفتهرفته سیطره ان را‬ ‫کردند و انها را که زن نداشتند‪ ،‬در مدرسه سپهساار‬ ‫بر اموزش و تربیت فرزندانشان پذیرفتند‪ .‬مدرسه علوی‬ ‫جدید(مدرسه شهید مطهری فعلی) اسکان دادند‪ .‬این‬ ‫در ان روزگار‪ ،‬فارغ از دیدگاهها و عقاید خاصی که در‬ ‫طلبهها از ‪ 8‬صبح تا ‪ 5‬بعدازظهر میامدند دبیرستان‬ ‫درونش شکل گرفت‪ ،‬به چشمه جوشانی تبدیل شد که‬ ‫علوی درس میخواندند‪ .‬ظهر یک ساعت وقت نماز‬ ‫امکان رشد و گسترش دیدگاههای مختلف در تعلیم‬ ‫و ناهار و استراحت بــود‪ .‬اساتید خوبی بــرای اینها‬ ‫و تربیت اسامی را فراهم نمود که وجه اشتراک تمام‬ ‫اوردنــد که به انهــا فیزیک‪ ،‬شیمی‪ ،‬ریاضی‪ ،‬زبان‪،‬‬ ‫این رویکردها تناسب و سنخیتی با بستر فرهنگی این‬ ‫زیستشناسی و زمینشناسی یاد بدهند»‬ ‫جامعه و مذهب عمومی ان است‪.‬‬ ‫توجه به ایــن تجربیات و تحلیل الگوی حاصل از‬ ‫ان‪ ،‬که به وسیله جریانات مختلف درون مدرسه‬ ‫پینوشتها‬ ‫با تفاسیر مختلف روبرو شد‪ ،‬نتایجی قابلاستفاده‬ ‫‪Email: a.ghafari@isu.ac.ir‬‬ ‫برای نظام اموزشی و مدارس امروز ما خواهد داشت‪.‬‬ ‫[‪.]1‬حداد عادل‪ ،‬غامعلی‪ ،138۶ ،‬مقاله «دبیرستان علوی نقطه عطفی در‬ ‫در مدرسه علوی ان روزگار‪ ،‬هدف‪ ،‬هدف دینی بود؛‬ ‫تاریخ تعلیم و تربیت ایران»‪ ،‬کتاب یادنامه استاد رضا روزبه‪ ،‬مرکز تدوین و‬ ‫نشر اثار عامه کرباسچیان‪ ،‬ص ‪.118-115‬‬ ‫گرچه مدرسه‪ ،‬مدرسه جدیده بود‪ .‬هدف این بود که‬ ‫[‪.]2‬همان‪ ،‬ص ‪.118‬‬ ‫انسانهای متدین بار بیاورند‪ ،‬باروحیه مجاهدت‪،‬‬ ‫[‪.]3‬حداد عادل‪ ،‬غامعلی‪ ،138۶ ،‬مقاله «روشمند بودن نظام اموزش و‬ ‫تربیتی علوی»‪ ،‬کتاب یادنامه استاد عامه کرباسچیان‪ ،‬مرکز تدوین و نشر‬ ‫باروحیه سنگربان از دین‪.‬‬ ‫اثار عامه کرباسچیان‪ ،‬ص ‪.52-51‬‬ ‫‪]4]. http://mahdavikani.ir‬‬ ‫تربیت‬ ‫و‬ ‫تعلیم‬ ‫به‬ ‫تشویق‬ ‫را‬ ‫دیگران‬ ‫عامه کرباسچیان‪،‬‬ ‫‪]5]. http://allamekarbaschian.com‬‬ ‫و تاسیس مدرسه و کار فرهنگی میکردند و اکنون‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫پرویده مکتب مدرسه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫دکتر شهین ایروانی‬ ‫عضو هیئتعلمی گروه مبانی فلسفی و اجتماعی تعلیم و تربیت دانشگاه تهران‬ ‫مطالبه از مدرسه بسیار گسترده اســت؛ انقــدر که‬ ‫هر ضعف رفتار یا معلومات در نسل جوان در خانه‪،‬‬ ‫خیابان یا دانشگاه انگشت اتهام را بهسوی مدرسه‬ ‫میبرد‪ .‬مدرسه در رشتههای مختلف‪ ،‬موردبحث‬ ‫قرار میگیرد‪ .‬کلیدواژه مدرسه گستره عظیمی از انواع‬ ‫تحقیقات‪ ،‬اخبار‪ ،‬گزارشها و سیاستگذاریها را در‬ ‫خود دارد و تمامی انها از قابلیتها و وظایف هرچه‬ ‫بیشتر مدرسه خبر میدهند و به استناد ان روزبهروز‬ ‫وظایف مدرسه بیشتر میشود‪ .‬ایا مدرسه در انجام‬ ‫وظایف تعیینشده موفق است؟‬ ‫تمامی ارزیابیهای رسمی و غیررسمی مدرسه توسط‬ ‫هر کشور یا توسط سازمانهای بینالمللی از مدارس‬ ‫کشورهای مختلف برمبنای پیشفرض «مدرسه با‬ ‫وظایف و تکالیف بسیار گسترده» است و هرگز نفس‬ ‫این پیشفرض یعنی گستردگی وظایف مدرسه مورد‬ ‫چونوچرا و بررسی قرار نمیگیرد؛ درحالیکه میزان‬ ‫توفیق مدرسه در انجام تکالیفی که برایش تعیینشده‬ ‫با این موضوع ارتباط مستقیم دارد و دراینباره یعنی‬ ‫میزان توفیق مدرسه در انجام تکالیفش‪ ،‬با توجه به‬ ‫وضعیت موجود و خواستههایمان از ان‪ -‬دستکم‬ ‫در ایران ‪ -‬چندان قابل دفاع نیست‪ .‬درواقع مدرسه‬ ‫ما همواره بدهکار همه است‪ :‬خانوادهها‪ ،‬رسانهها‪،‬‬ ‫مسئولین و دولتمردان و بااخره متخصصان عرصه‬ ‫تعلیم و تربیت و دانشگاهها‪ .‬همه در مقام شا کی‪،‬‬ ‫مدام در حال مامت و نقد مدرسه هستند‪ .‬اگر مدرسه‬ ‫در انجام این وظایف چندان قرین توفیق نیست‪ ،‬پس‬ ‫چرا اینهمه وظیفه بر عهده دارد؟‬ ‫توجهای کوتاه به تاریخچه مدرسه و تفکر در ماهیت‬ ‫ان‪ ،‬شاید نگاهی واقعبینانهتر به ما بدهد که از راه این‬ ‫بتوانیم بیشتر خواستههایی درست از مدرسه داشته‬ ‫باشیم و در تحقق ان‪ ،‬مسیری بهتر را بپیماییم‪.‬‬ ‫انتظارات از مدرسه‪:‬‬ ‫چشمها و دستها‬ ‫چرا یهاد مدرسه در جامعه امروز‪ ،‬بدیکار یمه است؟‬ ‫‪162‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫‪163‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪1- leisure‬‬ ‫‪2- Universitas‬‬ ‫پرویده مکتب مدرسه‬ ‫‪ school‬از کلمه ‪ schola‬اتینی گرفتهشده که ریشه ان واژه‬ ‫یونانی ‪( schole‬اسخوله) است‪ .‬ازنظر لغوی‪ ،‬به اوقات‬ ‫فراغت‪ ،1‬گفتگو‪ ،‬سخنرانی و مدرسه اطاق میشود‪.‬‬ ‫دستهای از تعاریف به مدرسه بهمنزله سازمان اشاره‬ ‫دارد‪ :‬سازمانی فراهم اورنده اموزش‪ ،‬گروهی دانشپژوه و‬ ‫استاد شکلدهنده دانشگاه در قرونوسطی‪ .‬قابلتوجه‬ ‫است که ِاسکول در معنای اسم به شمار بزرگی از ماهیان‬ ‫یا حیوانات دریایی که با یکدیگر شنا میکنند و در‬ ‫معنای یک فعل ازم‪« ،‬در یک گروه فعالیتهایی را‬ ‫انجام دادن است»‪ .‬همانطور که عبارت «‪bluefish‬‬ ‫گروهی‬ ‫‪ »are schooling‬در بــاره شنا کردن و خــوردن‬ ‫ِ‬ ‫ماهیان به کار میرود‪.‬‬ ‫در معنای« ِاسکول»‪ ،‬طیفی از معانی ذکرشده است‪:‬‬ ‫اوقات فراغت‪ ،‬سخنرانی‪ ،‬نگهداری و اقدام گروهی و‬ ‫در تعریف مدرسه مفاهیم یادگیری‪ ،‬تدریس‪ ،‬گروه و‬ ‫سازمان و نیز اقدام گروهی‪ ،‬جمعیت و اموزش جمعی‪.‬‬ ‫برای درک دقیقتر مولفهها و ویژگیهای موجود در این‬ ‫واژه‪ ،‬باید به تاریخ مفهومی مدرسه در غرب نگاهی‬ ‫انداخت‪ .‬واژه قدیم اسخوله‪ ،‬استراحت و فراغت‪ ،‬به‬ ‫بحثهای فلسفی دالت دارد که مردان ازاد جامعه‬ ‫یونان اوقات فراغتشان را به ان اختصاص میدادند‪.‬‬ ‫رواج چنین محافلی بدان علت بوده که مسئولیت تمام‬ ‫فعالیتها و کارهای عملی بر عهده جمعیت بردگان‬ ‫اتن بود‪ .‬به همین دلیل مردان ازاد درواقع همواره در‬ ‫فراغت به سر میبردند و این اوقات را با گردهم امدن و‬ ‫گفتگو و بحث میگذراندند‪ .‬بهتدریج معنای اسخوله‬ ‫به گروههایی که به صحبتهای فیلسوف معینی‬ ‫گوش میدادند و بعدها به مجموعهای از باورهایی‬ ‫کــه ایــن گــروههــا داشتند‪ ،‬توسعه یــافــت‪ .‬وقتی واژه‬ ‫اتینی ِ«اسکوا» از یونان گرفته شد‪ ،‬برمکانی تا کید‬ ‫داشت که فیلسوف در ان صحبت میکرد و معنای‬ ‫مکان اموزش یافت‪ .‬این همین معناست که وارد زبان‬ ‫انگلیسی شد‪ .‬همانطور که قابلتشخیص است‪،‬‬ ‫این واژه‪ ،‬درواقع کانون اموزش برای بزرگساان بود نه‬ ‫کودکان و البته اموزش کودکان‪ ،‬بهویژه در یونان‪ ،‬فاقد‬ ‫نهاد مشخصی بود‪.‬‬ ‫امــا مدرسه به شکلی اشناتر و نزدیکتر به مدرسه‬ ‫امروزی‪ ،‬زاده قرونوسطی و مدارس کلیسا است که‬ ‫دارای مکان مشخص‪ ،‬برنامه درسی یکپارچه و نظام‬ ‫فکری و اخاقی منسجمی میگردد‪ .‬مدرسه مسیحی‬ ‫دیگر نه برای گذران اوقات فراغت مردان ازاد‪ ،‬بلکه برای‬ ‫تربیت نیروهای اخاقی و فکری است که دین را در‬ ‫جامعه مستقر نموده و گسترش دهند‪ .‬نقاشیهایی که‬ ‫از این دوره باقیمانده‪ ،‬نشان میدهد اموزش مدرسهای‬ ‫ً‬ ‫مختص کودک و نوجوانان نیست و اساسا پایههای‬ ‫تقسیمشده بر اساس سن نیز وجود ندارد‪ .‬این سیطره‬ ‫کلیسا بر مدرسه تا قرن ‪ 13‬و ‪ 14‬میادی ادامــه پیدا‬ ‫میکند‪ ،‬تا زمانی که اساتید اموزشهای عالیه موفق‬ ‫به تاسیس اتحادیه (یا همان اونیورسیتا‪2‬ی فرانسوی)‬ ‫شده و توانستند در مقابل کلیسا به استقال برسند‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫نگاهی گذرا به تاریخچه و چیستی‬ ‫مدرسه (‪)School‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫اما مدرسه به خکلن اخناتر و یزدیکتر به مدرسه امروزه‪،‬‬ ‫زاده قرونوسطن و مــدارس کلیسا اســت که داراه مکان‬ ‫مششص‪ ،‬بریامه درسن یکپارچه و یظام فکره و اخاقن‬ ‫منسجمن منگردد‪.‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫جمع بودن و خوایدن‪ ،‬محور اصلن مدرسه و مکتبشایه است‬ ‫و عاوه بر ان‪ ،‬وجه فرده یم با اموزشیاه مشتص یر یفر‬ ‫حفظخده است‪.‬‬ ‫صدای بلند و همزمان درس خود را میخواند؛ یکی‬ ‫با صدای بلند الفبا میخواند‪ ،‬یکی ّ‬ ‫تهجی میکند‪،‬‬ ‫دیگری کتاب فارسی و ان دیگری عربی میخواند‪.‬‬ ‫یکی از یکزبان به ز بــان دیگر ترجمه میکند‪ .‬یکی‬ ‫شعر تکرار میکند و دیگری نثر‪ ،‬و ان دیگری صرف یا‬ ‫نحو میخواند؛ بااینوجود‪ ،‬هر کس بهفرمان مکتبدار‬ ‫به تمام نیرو و با صدای بلند درس میخواند‪»]5[.‬‬ ‫و بدینصورت اولین دانشگاههای جدید در اروپا‬ ‫شکل گرفتند‪.‬‬ ‫شکلگیری مدرسه مستقل از کلیسا هم به مهمانسراهای‬ ‫ْ‬ ‫کالجهای تحت نظر دانشگاه بازمیگردد که اساتید‪،‬‬ ‫اموزشهای ابتدایی را بهصورت پراکنده در این مکانها‬ ‫ارائه میدادند‪ .‬این نطفه اولیه نیز نه مکانمند (بدان‬ ‫معنا که امروز ما میشناسیم) بود و نه تقسیمبندی بر‬ ‫اساس سن به شکل امروزی داشت‪ ،‬بلکه فقط موقعیت‬ ‫مشخصی بود برای کسب اموزشهای اولیه و کسب‬ ‫مهارت در حدی که اساتید کالج ان را تایید نمایند‪.‬‬ ‫در تمام این دوران مدرسه حالتی محلی و محدود‬ ‫دارد و اموزش همگانی و دولتی زاده قرن هفدهم است‬ ‫که شکلی اشنای امروزین مدرسه را پدید میاورد‪]1[.‬‬ ‫در این توصیف همانگونه که دیده میشود‪ ،‬جمع بودن و‬ ‫خواندن‪ ،‬محور اصلی مدرسه و مکتبخانه است و عاوه بر‬ ‫ان‪ ،‬وجه فردی هم با اموزشهای مختص هر نفر حفظشده‬ ‫است‪ .‬اما رفتهرفته عنوان «مدرسه» از دوره قاجار بهتدریج‬ ‫جایگزین عنوان «مکتب» بهمنزله نهاد اموزش کودکان‬ ‫شد و در ادامۀ مدرسه رشدیه در تهران‪« ،‬مدرسه علمیه»‬ ‫بهعنوان اولین مدرسه متوسطه تاسیس شد‪ .‬در دوره‬ ‫رضاخان باهدف زدودن واژههای خارجی‪« ،‬دبستان» جای‬ ‫مدرسه ابتدایی «دبیرستان» جای مدرسه علمیه و سایر‬ ‫مدارس متوسطه را گرفت‪ .‬همزمان «دانشگاه» جایگزین‬ ‫مدرسه عالی و «کودکستان» نیز بهعنوان نهاد اموزش پیش‬ ‫از دبستان نام گرفت‪ .‬بعدها در اواخر دهه چهل‪ ،‬با تغییر‬ ‫نظام اموزشی به سه مقطع‪ ،‬مدرسه راهنمایی تحصیلی‬ ‫به دوره اول متوسطه اطاق شد و عنوان مدرسه در میانه‬ ‫ً‬ ‫دبستان و دبیرستان مجددا بهنظام اموزشی بازگشت‪ .‬اما‬ ‫در طول این مدت‪ ،‬بهتمامی این نهادها بهطور عمومی‬ ‫مدرسه اطاق میشود و تمامیشان انواع مدرسه محسوب‬ ‫میشدند‪ .‬این تغییرات عنوان از مکتب به مدرسه همزمان‬ ‫با ورود نهاد نوین اموزشی و پرورشی یا همان ‪ School‬از‬ ‫دنیای غرب به ایران بود که باوجود تفاوتهای اساسی‬ ‫با نهاد مکتبخانه سنتی‪ ،‬اما وجه اشتراکشان در جمعی‬ ‫پرویده مکتب مدرسه‬ ‫تاریخچه مدرسه در ایران‬ ‫به گفته «گزنفون»‪ ،‬نهاد اموزش در عصر «هخامنشی»‬ ‫فاقد نام بــود[‪ .]2‬اما در دوره «ساسانیان» نام ان را‬ ‫«ادبستان یا دبستان» گفتهاند[‪ .]3‬پس از اسام عنوان‬ ‫«مکتب» به نهاد اموزش عمومی و «جامع» و «مدرسه»‬ ‫را به نهاد اموزش تکمیلی دینی اطاق میکردند[‪.]4‬‬ ‫ْ‬ ‫دوران مدرسه (یا نهاد اموزش عمومی)‬ ‫در همه این‬ ‫نهادی جمعی است که کودکان را برای اموزش در ان‬ ‫گرد میاوردند‪ .‬توصیف «شاردن» در عصر «صفوی»‬ ‫از مکتبخانههای ایران جالبتوجه است‪:‬‬ ‫« ایرانیان مدرسه (اسـکــول) را مکتب که به معنی‬ ‫مدخل به جهان دانش و تجارت است‪ ،‬و صاحب‬ ‫مدرسه را مکتبدار مینامند‪ .‬در هر شهر ‪ ،‬حتی در هر‬ ‫کوی چندین مکتب وجود دارد‪ .‬هر یک از شاگردان با‬ ‫‪164‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫از مدرسه چه بخواهیم و بر چه اساس؟‬ ‫بر اساس مباحث ارائهشده‪ ،‬میتوان برخی از مولفههای‬ ‫ذاتی مدرسه که مطالبه منطقی از این نهاد را مقدور‬ ‫میکند‪ ،‬برشماریم‪ .‬البته با تفصیل بیشتر مباحث‬ ‫تاریخی و دقت بیشتر در مسیری که اکنون بهاجمال‬ ‫مرور نمودیم‪ ،‬نکات دقیقتر و بیشتری را میتوان ارائه‬ ‫نمود؛ اما در حد یادداشتی کوتاه‪ ،‬اشاره مختصری به‬ ‫مولفههای ذاتی خواهیم داشت‪:‬‬ ‫‪ .1‬مدرسه مکانمند نیست‪ .‬انچه مدرسه را مدرسه‬ ‫میکند‪ ،‬موقعیت اســت‪ ،‬نه مکان یا ساختمان‬ ‫معین‪.‬‬ ‫‪ .2‬هرچند انچه در دورههای مختلف مدرسه نامیده‬ ‫شده باهم تفاوتهایی دارند؛ ولی هیچیک حاکی‬ ‫از وظایف سنگین و گسترده برای مدرسه نیست‪.‬‬ ‫‪165‬‬ ‫پرویده مکتب مدرسه‬ ‫بودن و عمومی بودنشان است‪ .‬همین تاریخچه بهشدت‬ ‫مختصر و کوتاه از مدرسه در ایران و جهان غرب نشان‬ ‫ً‬ ‫میدهد مدرسه نه لزوما مکانمند است و نه بسیاری‬ ‫از الزامات مدنظر ما مانند حرفهاموزی‪ ،‬همگانی بودن‪،‬‬ ‫اجباری بودن‪ ،‬پوشش سالهای گسترده از سن کودک‬ ‫و نوجوان را در برمیگیرد‪ .‬در عوض وجه شاخص مدرسه‬ ‫در معنای امروزی سه مولفه مرکزی است‪ :‬موقعیتی برای‬ ‫حضور جمعی دانش اموزان‪ ،‬برای خواندن و تکرار کردن‬ ‫محتوای معین‪ .‬واژهنامه «مریام وبستر» نیز به این نکته اشاره‬ ‫دارد‪« :‬مدرسه در مفهوم جمع شدن دانش اموزان در یک‬ ‫محل متمرکز برای یادگیری از دوره کاسیک باستان وجود‬ ‫داشته است‪ .‬مدارسی حداقل از دوره یونان باستان بوده‬ ‫نظیر ا کادمی ‪ ،‬روم باستان‪ ،‬هند باستان‪ ،‬و چین باستان‪،‬‬ ‫و امپراتوری بیزانس نظام مدرسهای داشته است[‪.]6‬‬ ‫پرویده مکتب مدرسه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫مدرسه در تگویر تاریشناش‬ ‫با حداقلیا عجین است‪:‬‬ ‫یک مکان محدود یظیر یک‬ ‫اتاق‪ ،‬تعداده دایشاموز‪ ،‬یک‬ ‫معلم‪ ،‬محتوایی محدود براه‬ ‫امــوزش درزماین طواینتر‬ ‫و دفعات بسیار بیشتر براه‬ ‫اموزش و تکرار‪.‬‬ ‫اســت‪ ،‬امــا خــود گفتگوها از جدیت و پیگیری‬ ‫برخوردار است‪ .‬بهاینترتیب تعادل میان این دو‬ ‫عنصر در مدرسه ضرورت مییابد‪.‬‬ ‫‪ .5‬مدرسه در تصویر تاریخیاش با حداقلها عجین‬ ‫است‪ :‬یک مکان محدود نظیر یک اتاق‪ ،‬تعدادی‬ ‫دانــشامــوز‪ ،‬یک معلم‪ ،‬محتوایی محدود برای‬ ‫اموزش درزمانی طوانیتر و دفعات بسیار بیشتر‬ ‫برای اموزش و تکرار‪.‬‬ ‫نگاه به وظایف مدرسه‪ ،‬نگاهی حداقلی‪ ،‬اهسته‬ ‫گام و پیوسته در اموزش کودکان و حتی بزرگساان‬ ‫بوده است‪.‬‬ ‫‪ .3‬جمعی بودن وجه اشتراک بسیار مهم مدرسه در‬ ‫انواع مختلف ان است و در این صورت ‪ ،‬مدرسه‬ ‫خانگی یا ‪ homeschooling‬جمع اضداد است‪.‬‬ ‫‪ .4‬باید اذعــان کــرد اوقــات فراغت تنها در اسخوله‬ ‫موضوعیت داشت و در سایر شکلهای مدرسه‪،‬‬ ‫فراغتی اندک در میان ساعات درس پیشبینی‬ ‫میشد‪ .‬تنها در رویکرد تربیتی مدرن دیویی است‬ ‫که توصیه میشود قالب اموزش از جنس فراغت‬ ‫محور و با تکیهبر عایق و فعالیتهای اختیاری‬ ‫دانش اموزان باشد و این نیز البته در نقطه مقابل الزام‬ ‫ً‬ ‫و انضباطی قرار نمیگیرد‪ .‬اصوا چنین تقابلهایی‬ ‫ناشی از برخورد واکنشی و مطلق انگارانه است‬ ‫ً‬ ‫وگرنه درجاتی از انضباط و الزام و متقابا درجاتی از‬ ‫ً‬ ‫فراغت در کنار هم کاما معنادار است‪ .‬کما اینکه‬ ‫در رسالههای «افاطون» که بسیاری از انها گزارش‬ ‫جلساتی از نوع اسخوله است‪ ،‬شاهد ان هستیم که‬ ‫هرچند فراغت زمینه شکلگیری جلسات گفتگو‬ ‫پینوشتها‬ ‫‪Email: siravani@ut.ac.ir‬‬ ‫[‪.]1‬برای مطالعه بیشتر بنگرید به‪ :‬دورکیم‪ .‬امیل‪ .‬جامعهشناسی تربیتی‪.‬‬ ‫ص ‪ 113‬تا ‪ .189‬سهامی انتشار‪ 1381 .‬و موریستاردیف و کلرمون گوتیه‪.‬‬ ‫پدا گوژی‪ .‬سمت‪.139۴ .‬‬ ‫[‪.]2‬گزنفون(بی تا)‪ ،‬کوروپدیا یا کوروش نامه‪ ،‬ترجمه رضا مشایخی‪ ،‬بیجا‪.‬‬ ‫[‪.]3‬حکمت‪ ،‬علیرضا‪ ،‬اموزشوپرورش در ایران باستان‪ ،‬تهران‪ ،‬موسسه‬ ‫تحقیقات و برنامهریزی علمی و اموزشی‪ 1350،‬هجری شمسی‪.‬‬ ‫[‪.]۴‬درانی‪ ،‬کمال(‪ ،)1389‬تاریخ اموزشوپرورش ایران قبل و پس از اسام‪،‬‬ ‫تهران‪ :‬انتشارات سمت‪ ،‬و اشپولر برتولد(‪ ،)138۶‬ایران در قرون اولیه اسامی‪،‬‬ ‫مترجم‪:‬جواد فاطوری‪ ،‬شرکت انتشارات علمی و فرهنگی‪.‬‬ ‫[‪.]5‬فریر‪ ،‬رانلد دبلیو(‪ ،)138۴‬ترجمه حسین هژیریان و حسن اسدی‪ ،‬برگزیده‬ ‫و شرح سفرنامه شاردن‪ ،‬تهران‪ :‬نشر فرزانروز‪.‬‬ ‫‪]6]. Dictionary by Merriam-Webster: America's most-trusted online‬‬ ‫‪dictionary‬‬ ‫‪166‬‬ ‫ݧݩݐ ݩ یݤ ݩݧݑ ݧٮ ݧݩݐݩ‬ ‫ݧ‬ ‫ح‬ ‫ݒ‬ ‫ݤ‬ ‫ص‬ ‫ݩ‬ ‫ص‬ ‫ا‬ ‫ݠ‬ ‫ݤ‬ ‫ݑ‬ ‫ٮ ݣ ݠݤ‬ ‫ݤ‬ ‫ںگ ݣ ݤݣݠس ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣݤ‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫سید مهدی سرخان‬ ‫پژوهشگر هسته احیای امر مرکز رشد‬ ‫دانشجوی کارشناسی ارشد الهیات دانشگاه امام صادق؟‬ ‫تــصــور کنیم ســال ‪ 61‬هـجــری قـمــری اســت و مــا در‬ ‫کربا حضور داریم و جبههبندی را میبینیم‪ .‬افرادی‬ ‫که در دو سوی میدان قرارگرفتهاند را میشناسیم‪.‬‬ ‫جنگ در میگیرد و ما نهفقط شاهد بلکه به سود‬ ‫حسینبنعلی؟ شمشیر میزنیم‪ .‬جنگ پایان‬ ‫میپذیرد و ما را نیز در میان اسیران جنگی به دربار‬ ‫عبیداه بن زیاد‪-‬لعنهاهعلیه‪ -‬میبرند‪ .‬اگر او این بار‬ ‫ما از ما بپرسد‪« :‬نظرت دربارهی انچه خدا با حسین بن‬ ‫علی و اهلبیت او کرد چیست؟» [‪ ]1‬ما چه پاسخی‬ ‫خواهیم داد؟!‬ ‫بر کسی پوشیده نیست که دیدن شیرینی باطن ورای‬ ‫ظاهر وقایع‪ ،‬چشم حقیقتبین میخواهد و اگر‬ ‫تلخی‬ ‫ِ‬ ‫چشم حقیقتبین داشته باشی انگاهکه در معرض‬ ‫ْ‬ ‫ُ َ َ َّ‬ ‫حقیقت قرار گرفتی ث َّم لت َر ُونها َع ْی َن ال َیقین‪ ]2[ .‬پس‬ ‫اگر چنان زینبکبری؟ در معرض واقعه عاشورا قرار‬ ‫بگیریم و مانند او حقیقت قصه را درک کنیم‪ ،‬در این‬ ‫صورت بیشک ما نیز چیزی جز زیبایی نمیبینیم‪]3[ .‬‬ ‫حــال اینکه «زیبایی چیست؟»؛ مهمترین پرسش‬ ‫زیباییشناسی اســت‪ .‬اندیشمندانی بــرای زیبایی‬ ‫تعاریفی ارائه دادهاند‪ ،‬بسیاری نیز معتقدند زیبایی‬ ‫تعریفپذیر نیست‪ .‬افاطون بعد از به چالش کشیدن‬ ‫نظریات مختلف در بــاره تعریف زیبایی‪ ،‬گفتگوی‬ ‫مشهور خود یعنی «هیپیاس» را با جمله‪« :‬اکنون به‬ ‫معنی ان مثل معروف پی میبرم که میگوید زیبا‬ ‫دشوار است» [‪ ]4‬به پایان میبرد و یا نیوتن میگوید‪:‬‬ ‫«زیبایی را نمیتوان توصیف کرد‪ ،‬بنابراین نمیتوان‬ ‫ان را به تعریف دراورد‪ ]5[ ».‬حکمای اسامی هم با‬ ‫ّ‬ ‫اذعــان به ناتوانی از ارائــه تعریف منطقی و حد تام‪،‬‬ ‫مطالب عمیقی در بیان ماهیت زیبایی گفتهاند‪]6[ .‬‬ ‫ّ‬ ‫قدر متیقن اینجاست که زیبایی دشوار باشد یا غیرقابل‬ ‫تعریف اما قابل تجربه است انچنانکه زینب کبری‬ ‫تجربه کرده است؛ انهم در عرصهای نهچندان در ظاهر‬ ‫زیبا! البته تجربه ما در مقایسه باتجربه ایشان‪ ،‬تعبیری‬ ‫تسامحی است چراکه همه واقفیم او گوهر دردانه خلقت‬ ‫هیئت‪ ،‬تجربهای‬ ‫زیباییشناسانه‬ ‫زیبایی چیست که زینب کبره؟ در کربا جز زیبایی یدید؟‬ ‫‪168‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪169‬‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫نمیتوان منکر این بود که همه ما‬ ‫وجداین غیر مفهومن و‬ ‫بوده و هیچکس را یارای رسیدن به درک‬ ‫ِ‬ ‫تجربههای زیباییشناختی متعدد‬ ‫مقام او و درک انچه او ادراک کرده حتن یوعن مواجهه وجوده‬ ‫و متکثری داشتهایم‪ .‬اینگونه نیست‬ ‫نیست‪ .‬پس چه کنیم؟ ایا ما را توان‬ ‫یا رویارویی مستقیم و بدون‬ ‫که کسی ادعا کندتابهحال تجربه‬ ‫درک زیبایی عاشورا و حقیقتی‬ ‫واسطه با یر امره را تجربه ان‬ ‫زیباییشناسانهای نداشته است‪.‬‬ ‫اینچنینی نیست؟!‬ ‫امر منیامند‪.‬‬ ‫هنگامیکه بحث از تجربه به میان‬ ‫اصطاح «تجربه زیباییشناختی»‬ ‫میاید همواره و همهجا مقصود نوعی‬ ‫[‪ ]7‬از رایجترین اصطاحات فلسفه‬ ‫درک و دریافت شهودی‪ ،‬مستقیم و بدون واسطه است‬ ‫هنر است‪ .‬برای این اصطاح در مجموعه اثار فیلسوفان‬ ‫َّ‬ ‫ُ‬ ‫که خود‪ ،‬عین ا گاهی از ابژه یا متعلق چنین تجربهای‬ ‫هنر معانی مختلفی ذکرشده که مجال ذکر تفصیلی‬ ‫وجدانی غیر مفهومی و حتی نوعی مواجهه‬ ‫است‪ .‬درک‬ ‫انها نیست اما بهطور خاصه میتوان انها را چنین‬ ‫ِ‬ ‫وجودی یا رویارویی مستقیم و بدون واسطه با هر امری‬ ‫عرضه کرد [‪:]8‬‬ ‫را تجربه ان امر مینامند‪.‬‬ ‫‪ .1‬معنای اعم‪ :‬هر تاثر و انفعالی که در نفس انسان‬ ‫«م ــون ــرو بــی ــردزل ــی» [‪ ]12‬بــیــان مــیکــنــد ک ــه تجربه‬ ‫در مواجهه با پدیدههای عینی و حوادث بیرونی‬ ‫زیباییشناختی در مواجهه با یک پــدیــدار است؛‬ ‫به وجود میاید‪ ،‬از قبیل احساس خوشایندی یا‬ ‫َّ‬ ‫یعنی در تجربه زیباییشناختی ادراک و اتحاد با یک‬ ‫عدم خوشایندی از مشاهده متعلق زیبایی‪ .‬طبق‬ ‫ذات و جوهر در کار نیست‪ ،‬بلکه ادراک پدیدارهاست‪.‬‬ ‫این معنا همه یا اکثر تجربیات بشری‪ ،‬تجربیات‬ ‫از طرف دیگر تمرکز بر پدیدار و قطع توجه از ماسوای‬ ‫زیباییشناختیاند‪]9[ .‬‬ ‫ان اثــر هنری یــا امــر زیبا هــم مهم اســت و در تجربه‬ ‫‪ .2‬معنای عام‪ :‬تاثرات و انفعاات نفس انسان در‬ ‫زیباییشناختی موضوعیت دارد؛ بنابراین در تجربه‬ ‫مواجهه با امر زیبا‪ ،‬اعم از پدیدههای طبیعی زیبا‬ ‫مدرک (فاعل شناسا)‬ ‫و اثار هنری زیبا و اعم از انفعاات مثبت مثل‬ ‫زیباییشناختی رابطه عمیقی بین ِ‬ ‫و َ‬ ‫مدرک (ابژه یا موضوع شناخت) برقرار میشود‪ .‬در‬ ‫خوشایندی‪ ،‬رضایت‪ ،‬خشنودی و احساس لذت‬ ‫تجربه زیباییشناختی ادراک اثر و فعلی که از پدیدار‬ ‫و انفعاات منفی مثل ناخوشایندی‪ ،‬ناخشنودی‪،‬‬ ‫بر قوای شناختی و عاطفی حاصل میشود از وحدت‪،‬‬ ‫اشمئزاز و تنفر‪]10[ .‬‬ ‫یکپارچگی و انسجام و از ویژگی کامل بودن برخوردار‬ ‫‪ .3‬معنای خاص‪ :‬واکنشهای ادراکــی‪ ،‬احساسی‬ ‫است‪ .‬همانطور که حادثه عاشورا بر زینب کبری؟‬ ‫و عاطفی انسان در رویارویی با اثار هنری مانند‬ ‫پدیدار شده و او رابطه عمیق و وثیقی با این موضوع‬ ‫احساس خوشایندی از شنیدن یک قطعه موسیقی‬ ‫شناخت برقرار کرده است؛ شناختی یکپارچه و کامل‬ ‫یا احساس لذت از تماشای یک تابلوی نقاشی یا‬ ‫ّ‬ ‫و منسجم از باء بسماه تا تاء تمت‪ ،‬قیام و لحظهلحظه‬ ‫تماشای یک فیلم‪.‬‬ ‫حرکت عاشورا و همین فهم عمیق و دقیق‪ ،‬دستمایهی‬ ‫‪ .4‬معنای اخص‪« :‬درک و احساس لذت (در مواجهه‬ ‫اوست برای پیشبرد قیام‪.‬‬ ‫با اثــار عینی زیبا بهویژه اثــار هنری)‪ ،‬لذتی که‬ ‫زینب کبری؟ زیبایی عاشورا را در کربا به حال خود‬ ‫فینفسه و بهخودیخود مطلوب اســت و تابع‬ ‫زیبایی در این سطح و‬ ‫باقی نمیگذارد بلکه برمیخیزد و‬ ‫غایت دیگری نیست» [‪]11‬‬ ‫ِ‬ ‫عمق را در قالبی دیگر میریزد و شهر به شهر و مجلس به‬ ‫جــدا از نقدهای وارده بــهو یــژه بر تعریف چهارم که‬ ‫مجلس حاوتش را به کسانی که توانایی درکش را همانند‬ ‫ی ــاداور تعبیر «هنر بــرای هنر» اســت ولــی به هر معنا‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫به قول «گلدمن»‪ ،‬فیلسوف‬ ‫امریکایی‪« :‬درگیری و چالش‬ ‫قوای ادرا کــی‪ ،‬احساسی و‬ ‫عاطفی و در هنرهای فاخر‬ ‫حتی قوه عقانی ما با اثار‬ ‫هنریتجربهزیباییشناختی‬ ‫است» [‪ ]15‬همین درگیری و چالش است که بسیاری‬ ‫مسیر کوفه تا شام را تحت تاثیر خود منقلب و‬ ‫افراد‬ ‫از ِ‬ ‫ِ‬ ‫متحول میکند‪ .‬هنر کار خودش را میکند؛ چراکه قوای‬ ‫عاطفی و عقانی را درگیر کرده و به میدان میاورد و‬ ‫این به خواست مخاطب بستگی ندارد‪ ،‬بهشرط انکه‬ ‫هنر در غایت کمال خود باشد‪.‬‬ ‫با همین عینک اگر نیک بنگریم‪ ،‬برگزاری مجالس مدح‬ ‫و مرثیه ائمه اطهار یا همان «هیئت» بازسازی همین‬ ‫الگوی تاریخی است‪ .‬علیرغم تمام بیتوجهیهای‬ ‫فضای مسموم و غیرتوحیدی غربزدهی هنری میتوان‬ ‫هیئت را بزرگترین محفل هنری جامعه شیعی دانست‬ ‫و از همین باب است که هیئت رسانه شیعه نیز هست‪.‬‬ ‫ایــن مدعا یعنی هنرمحور بــودن هیئت از دو منظر‬ ‫قابلطرح است‪:‬‬ ‫یکی چنانچه اشاره شد‪ ،‬سیدالشهدا بهخودیخود‬ ‫بزرگ هنرمند تاریخ است‪ .‬ازانرو که در تعریفی عام هنر‬ ‫بازافرینی فعل زیباست و فعل او یعنی قیام در جهت‬ ‫بازگشت به دین نبوی و حرکت در مسیر احیای اسام‬ ‫ناب محمدی و به خون غلتیدن در این مسیر‪ ،‬در بیان‬ ‫خواهرش چیزی جز زیبایی نیست‪ .‬انچنان زیباییای‬ ‫که در طول تاریخ کمتر کسی توانسته بیتفاوت از کنار‬ ‫ان عبور کند‪.‬‬ ‫دوم اینکه هیئت محفلی است دینی و به امور مربوط‬ ‫به دین میپردازد ولی باید توجه داشــت که هیئت‬ ‫کاس فقه استدالی بر اساس نظریات شیخ انصاری‬ ‫یا حلقه تدریس خداشناسی از منظر ماصدرا نیست!‬ ‫بلکه نقطه جالبتوجه گرهخوردگی عقل و عشق در‬ ‫هیئت است‪ .‬مردم به هیئت میایند که برای پیشوایان‬ ‫او نــدارنــد منتقل میکند‪.‬‬ ‫«به نظر من بنیانگذار بنای‬ ‫حفظ حوادث با ادبیات و‬ ‫هنر‪ ،‬زینب کبری؟ است‪.‬‬ ‫اگر حرکت و اقدام حضرت‬ ‫نمیبود و بــعــدازان بزرگوار‬ ‫هم بقیهی اهلبیت ‪-‬حضرت سجاد؟ و دیگران‪-‬‬ ‫نمیبودند‪ ،‬حادثه عاشورا در تاریخ نمیماند‪ .‬بله‪ ،‬سنت‬ ‫الهی این است که اینگونه حوادث در تاریخ ماندگار‬ ‫شــود؛ اما همه سنتهای الهی عملکردش از طریق‬ ‫سازوکارهای معینی است‪ .‬سازوکار بقای این حقایق‬ ‫در تاریخ این است که اصحاب ِس ّر‪ ،‬اصحاب درد‪،‬‬ ‫رازدانان و کسانیکه از این دقایق مطلع شدند‪ ،‬این را‬ ‫در اختیار دیگران بگذارند‪ ... .‬بیان هنری هم شرط‬ ‫اصلی است؛ کما اینکه خطبه حضرت زینب؟ در‬ ‫شهر کوفه و شهر شام‪ ،‬ازلحاظ زیبایی و جذابیت بیان‪،‬‬ ‫ً‬ ‫ایت بیان هنری است؛ طوری است که اصا هیچکس‬ ‫نمیتواند این را نادیده بگیرد‪ .‬یک مخالف یا یک دشمن‬ ‫وقتی این بیان را میشنود‪ ،‬مثل تیر ّبرنده و تیغ تیزی‪،‬‬ ‫خواهینخواهی این بیان کار خودش را میکند‪ .‬تاثیر هنر‬ ‫به خواست کسی که مخاطب هنر است‪ ،‬وابستگی ندارد‪.‬‬ ‫او بخواهد یا نخواهد‪ ،‬هنر اثر خود را خواهد گذاشت‪.‬‬ ‫حضرت زینب؟ و امام سجاد؟ در خطبهی شام‬ ‫و در بیان رسا و بلیغ و شگفتاور مسجد شام این کارها‬ ‫را کردند‪]13[ ».‬‬ ‫فلذا در دو مرحله و برای دو دسته تجربه زیباییشناختی‬ ‫اتفاق افتاده است؛ یکی برای خود زینب کبری در کربا‪،‬‬ ‫و دیگر برای کسانی که او حقیقت قیام را در قالب‬ ‫خطبهای شیوا و رسا و زیبا به گوششان رساند‪ ،‬انگونه‬ ‫که نفسها در سینه حبس شد و حتی صدای زنگ‬ ‫شتران هم برنیامد‪ ]14[ .‬انهم به گوش انانی که هرکدام‬ ‫به نحو مستقیم یا غیرمستقیم در قتل سیدالشهدا شرکت‬ ‫داشتند‪ .‬مردم نیز در معرض این بیان هنرمندانه و زیبا‬ ‫ناخودا گاه به یک تجربه زیباییشناختی دست یافتند‪.‬‬ ‫‪170‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪171‬‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫هنری است‪ .‬هیئت باید مطمئن‬ ‫دینی خود مراسم عزاداری یا سرور حضور عاطفه و احساس بهطور‬ ‫باشد‪ ،‬هنر شاهرگ حیاتی است و‬ ‫برگزار کنند و این رجوعی است یمزمان با عقاییت و معرفت در‬ ‫انحراف از این مسیر او را به عنصری‬ ‫از سر محبت به معرفت‪ .‬حضور ییئت سبب خده که ییئت براه‬ ‫ناکارامد تبدیل میکند‪ .‬هیئت باید‬ ‫عاطفه و احساس بهطور همزمان با برگزاره‪ ،‬اجرم به ینر رو بیاورد‬ ‫باور داشته باشد که هنر راه خود را‬ ‫عقانیت و معرفت در هیئت سبب و راین ییز جز این یداخته باخد‪.‬‬ ‫بازخواهد کرد و تاثیر خود را خواهد‬ ‫شده که هیئت برای برگزاری‪ ،‬اجرم‬ ‫گذاشت و این به خواست مخاطب بستگی نداشته که‬ ‫به هنر رو بیاورد و راهی نیز جز این نداشته باشد‪ .‬زینب‬ ‫ً‬ ‫اگر هنر‪ ،‬هنر باشد؛ حتما عاطفه و احساس و عقانیت‬ ‫کبری؟ انجا که با دشمن تمامعیار خویش که بویی‬ ‫مخاطب را درگیر خواهد کرد‪.‬‬ ‫از محبت نبرده بود سروکار داشت از ابزار هنر استفاده‬ ‫نتیجه نهایی نیز اراستگی مخاطب به فضایل اخاقی‬ ‫کرد و جواب گرفت چه برسد به هیئت که جمعی از‬ ‫است که بحث اخاق و هنر در هیئت خود نیازمند‬ ‫سر محبت امدهاند و دلها امادهی پذیرش است‪ .‬در‬ ‫تامل و نوشتاری دیگر است‪.‬‬ ‫نوشتار شماره قبل گفته شد که هنرهای متعددی ذیل‬ ‫این بیرق قابلیت رشد و اشاعه دارند اما دو هنر اصلی‬ ‫که توسط فیلسوفان اسامی نیز تعریفشده عبارتاند‬ ‫پینوشتها‬ ‫از شعر و موسیقی‪.‬‬ ‫‪Email: smsarkhan@gmail.com‬‬ ‫مداح‬ ‫توسط‬ ‫که‬ ‫شعری‬ ‫و‬ ‫موسیقی‬ ‫در هیئت توجه به‬ ‫ََ َ‬ ‫الطفوف‪ ،‬ترجمه فهرى‪ ،‬النص‪1۶0 َ ،‬؛ َفقال ْاب ُن ِز َی ٍاد‬ ‫للهوف‬ ‫َ‬ ‫[‪َ .]1‬‬ ‫علی قتلی َ‬ ‫ََ َ ْ َ َْ ُ ّ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫ْ‬ ‫ْ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫ْ‬ ‫َ‬ ‫ک فقالت ما رایت ِاا ج ِمیا؛ ابن‬ ‫یا مرثیهخوان اجرا میشود ما را با اثاری هنری مواجه‬ ‫یک و اه ِل ب ْی ِت ِ‬ ‫اه ِبا ِخ ِ‬ ‫ک ْیف َرای ِت ُصنع ِ‬ ‫زیاد‪-‬لعنههاهعلیه‪ -‬گفت‪ :‬نظرت درباره انچه خدا با برادر و اهل بیتت کرد‬ ‫میکند‪ .‬ما شعری میشنویم که ان را موسیقی و صدای‬ ‫چیست؟ زینب کبری؟ فرمود‪ :‬جز زیبایی چیزی ندیدم‪. ...‬‬ ‫[‪ .]2‬سوره مبارکه تکاثر‪ ،‬ایه شریفه ‪7‬؛ سپس (با ورود در ان) ان را به عین‬ ‫زیبایی (هنر اوازخوانی) همراهی میکند‪ ]16[ .‬این‬ ‫الیقین خواهید دید‪.‬‬ ‫[‪ .]3‬رجوع کنید به پینوشت باا‬ ‫همان تجربه زیباییشناختی در مواجهه با یک امر‬ ‫[‪ .]۴‬افاطون‪ ،‬مجموعه اثار‪ ،‬ص ‪.5۶۶‬‬ ‫[‪ .]5‬نیوتن‪ ،‬معنی زیبایی‪ ،‬ص ‪.۶‬‬ ‫زیبا یا اثر هنری است‪ .‬تجربهای که قوای احساسی و‬ ‫[‪ .]۶‬بهرهگیری از کتاب زیباییشناسی در اثار ابن سینا‪ ،‬شیخ اشراق و‬ ‫عاطفی و ادراکی و حتی بسته به فخامتش‪ ،‬عقانیت‬ ‫صدرالمتالهین‪ ،‬حسین هاشمنژاد‪ ،‬سمت‪1392 ،‬‬ ‫‪]7]. Aesthetic experience‬‬ ‫ما را به چالش میکشد و ما را از دریچه هنر با مبانی قیام‬ ‫[‪ .]8‬بهرهگیری از کتاب زیباییشناسی در اثار ابنسینا‪ ،‬شیخ اشراق و‬ ‫صدرالمتالهین‪ ،‬حسین هاشمنژاد‪ ،‬سمت‪1392 ،‬‬ ‫دینی اباعبداه پیوند میزند و اینجاست که محبت‬ ‫‪]9]. Leath, The Aesthetic experience‬‬ ‫‪]10]. Goldman, The Aesthetic In: The Routledge Companion to‬‬ ‫به معرفت گره میخورد و عقل و عشق یکدیگر را در‬ ‫‪Aesthetic, p. 262.‬‬ ‫‪]11]. Noel, C., Beyond Aesthetic, p. 44.‬‬ ‫اغوش میکشند‪.‬‬ ‫‪]12]. Beardsley, Aesthetics.‬‬ ‫ّ‬ ‫درنهایت‪ ،‬وظیفه هیئت این خواهد بود که تمام هم و‬ ‫[‪ .]13‬بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از پیشکسوتان جهاد و‬ ‫شهادت و خاطرهگویان دفتر ادبیات و هنر مقاومت‪138۴/۶/31 ،‬‬ ‫[‪ .]1۴‬اللهوف علی قتلی الطفوف‪ ،‬ترجمه فهرى‪ ،‬النص‪1۴۶ ،‬؛ َو َق ْد َا ْو َم َاتْ‬ ‫تاش خود را بگذارد بر سر اینکه با هنرمندی به معنای‬ ‫َ‬ ‫َ ْْ َ‬ ‫ُ َ َ‬ ‫َ َّ‬ ‫ُ َ َ ْ َْ َ‬ ‫اس ا ِن ْاسک ُتوا ف ْار َت ّد ِت النف ُاس َو َسک َن ِت ال ْج َر ُاس ث َّم قال ْت‪... :‬؛ ان‬ ‫الن‬ ‫ی‬ ‫ل‬ ‫ا‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫دقیق و عمیق کلمه یعنی افرینش زیبایی تام‪ ،‬مستمعین‬ ‫زن اشارتی به مردم کرد و فرمود‪ :‬خاموش باشید‪ ،‬نفسهاى مردم در سینهها‬ ‫حبس و جرسها از صدا افتادند‪ ،‬بعد فرمود‪... :‬‬ ‫را درگیر این تجربه زیباییشناختی منحصربهفرد کند؛‬ ‫‪]15]. Goldman, The Aesthetic In: The Routledge Companion to‬‬ ‫‪Aesthetic, p. 262.‬‬ ‫چه انطور که گفته شد سازوکاری که خداوند برای‬ ‫[‪ .]1۶‬بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از مداحان‪1377/7/19 ،‬؛‬ ‫بقای حقایق در عالم و تاریخ در نظر گرفته این است‬ ‫مداحی شما چند چشمهی هنری وجود دارد‪ :‬شعرتان هنر است؛ صدایتان‬ ‫کار‬ ‫ِ‬ ‫هنر است؛ اهنگی که انتخاب میکنید‪ ،‬هنر است؛ اشارات و کارهایی که‬ ‫که کسانیکه از حقایق ا گاهی دارند‪ ،‬انها را در اختیار‬ ‫انجام میدهید‪ ،‬هنر است‪.‬‬ ‫دیگران بگذارند و شرط در این انتقال معارف‪ ،‬بیان‬ ‫دکتر سیدابوالحسن حسینی‬ ‫پژوهشگر هسته احیای امر مرکز رشد‬ ‫دانشاموخته دکتری مدیریت دولتی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه‬ ‫احیاء امر‬ ‫یکی از موضوعاتی که در روایــات معصومین؟‪،‬‬ ‫ً‬ ‫مکررا نسبت به ان تا کید و سفارش شده است‪ ،‬احیاء‬ ‫است‪َ .‬گاهی با لسان تشویق و ترغیب‪:‬‬ ‫امر اهل َبیت ً َ‬ ‫َ‬ ‫َ َ«ر ِحـ َـم َا ّلل ُه َع ْبدا ا ْح َیا ا ْم َرنا» [‪ ]1‬و گاهی با صیغه امر‪:‬‬ ‫َ‬ ‫«ا ْح ُیوا ا ْم َرنا»‪ ]2[ .‬جستوجویی ساده در کتب روایی‬ ‫و مواجهه با تعداد باای این روایات‪ ،‬نشان از اهمیت‬ ‫این موضوع داشته و ضروری میسازد که اوا بدانیم‬ ‫ً‬ ‫امر اهلبیت؟ چیست و ثانیا چگونه میتوان این‬ ‫امر را زنده و زندهتر ساخت؟‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫احیاء وایت و حاکمیت‬ ‫با توجه به کثرت این روایات‪ ،‬علمای مختلف شیعه‬ ‫در شرح معنای امر و چگونگی احیای ان قلم زدهاند‪.‬‬ ‫[‪ ]3‬در شرح معنای امر اختافی نیست و شاید بتوان‬ ‫گفت معنای امر را همه به موضوع «وایت اهلبیت»‬ ‫بازگردانده و معنی کردهاند؛ اما در اینکه احیاء امر‬ ‫چیست و چگونه میتوان امر اهلبیت را احیا کرد‪،‬‬ ‫نظرات متعدد و گونا گونی وجود دارد‪ .‬شاید در یک‬ ‫نگاه‪ ،‬این تعدد بهعنوان نوعی اختافنظر تعبیر شده‬ ‫و ناشی از فهمهای درست و غلط نسبت به معارف‬ ‫اهلبیت تلقی شود؛ اما در نگاهی دقیقتر میتوان گفت‬ ‫تمامی این معانی صحیح است‪ .‬چراکه هرکدام به‬ ‫یکی از راههای احیاء امر اهلبیت اشاره داشته است‪.‬‬ ‫به تعبیر ساده هر انچه منجر به شکوفایی بیشتر و تحقق‬ ‫بهتر اسام و معارف اهلبیت؟ در افراد و جوامع‬ ‫گردد‪ ،‬احیاء امر اهلبیت؟ است‪ .‬بر همین اساس‬ ‫در طول تاریخ شیعه برخی از بزرگان را با نگارش یک‬ ‫کتاب محققانه یا پرورش شا گردانی اسامشناس یا‬ ‫پایهگذاری حوزه علمیه‪ ،‬به احیاکنندگان امر اهلبیت‬ ‫ملقب کردهاند؛ که شاید سرامد همه انها در عصر‬ ‫اجتماعی در خور‬ ‫الاه‪ :‬قد قامت هیئت‬ ‫«احیاء ذکر»‪ ،‬تنها مرتبهاه از مراتب «احیاء امر» است‬ ‫‪172‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫اما در بین همه مواردی که بهعنوان احیاء امر بیانشده‬ ‫است‪ ،‬یکی از موضوعاتی که شاید بیشترین تکرار را در‬ ‫ً‬ ‫روایات داشته است و اتفاقا بیش از سایر موارد نیز دور از‬ ‫ذهن است زیارت و ماقات مومنین است‪ ]4[ .‬چنانکه‬ ‫امام صادق؟ میفرمایند‪«َ :‬ت َز َاو ُر وا فی ُب ُیوت ُک ْم َفا َّن َذل َ‬ ‫ک‬ ‫ِ ِ‬ ‫ِ‬ ‫ُ ِ َ َ ُ‬ ‫َ َ‬ ‫ٌ َ َ‬ ‫َح َیاه ِلا ْم ِرنا» [‪« ]5‬ف ِا ّن فِی ْاج ِت َم ِاعک ْم َو ُمذاک َر ِتک ْم ِا ْح َی ًاء‬ ‫َّ ُ َ‬ ‫َ َ‬ ‫ِلا ْم ِرنا» [‪ ]6‬و یا در روایت دیگر میفرمایند‪« :‬اتقوا ا ّلل َه َو‬ ‫َّ َ‬ ‫ین ُم َت َر ِاح ِم َ‬ ‫اص ِل َ‬ ‫ُک ُونوا ا ْخـ َـو ًه َبـ َـر َر ًه ُم َت َح ّاب َ‬ ‫ین‬ ‫ین فِی َالل ِه ُم َت َو ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫َ َ َُ َ ََ َْ َ ََ َ ُ َ ُْ ََْ‬ ‫تــزاور وا و تلاقوا و تذاکر وا و احیوا امرنا»‪ ]7[ .‬اما چرا‬ ‫روایات‪ ،‬زیارت مومنین را دارای چنین جایگاه بلندی‬ ‫شمردهاند؟ به تعبیر دقیقتر در چه صورت است که‬ ‫زیارت مومنین‪ ،‬چنین اهمیت و جایگاهی پیدا میکند؟‬ ‫امیرالمومنین علی؟ میفرمایند‪« :‬شیعتنا المتباذلون فی‬ ‫المتحابون فی ّ‬ ‫ّ‬ ‫مودتنا‪ ،‬المتزاور ون فی احیاء امرنا»[‪]8‬‬ ‫ولایتنا‪،‬‬ ‫شیعیان ما کسانی هستند که بهقصد احیاء امر ما به‬ ‫دیدار یکدیگر میروند‪ .‬به تعبیر دقیقتر امیرالمومنین‬ ‫اجتماع شیعیانی که حول وایت اهلبیت؟ جمع‬ ‫شدهاند و محبتشان به اهلبیت؟ را اظهار میکنند‪،‬‬ ‫چنین اجتماعی و چنین ماقاتی را زیارتی در احیاء‬ ‫امر اهلبیت؟ معرفی میکنند‪.‬‬ ‫‪173‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫مسیر اوسع و اسر ع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫غیبت‪ ،‬امام خمینی بودند که در دوران معرفی دین‬ ‫بهعنوان افیون تودهها‪ ،‬با برپایی حکومتی دینی روحی‬ ‫تازه به اسام ناب بخشیدند و ان را از غربت و انزوا‬ ‫خارج کردند‪ .‬روایاتی نیز که امر و احیاء امر را به عصر‬ ‫ظهور پیوند میزنند در همین چارچوب معنایی قرار‬ ‫میگیرند و در حقیقت به نقطه اوج تحقق حقیقی امر‬ ‫اهلبیت؟ اشاره میکنند‪.‬‬ ‫َ ْ ُ َ َ َ‬ ‫«جاء ال َح ّق َو ظ َه َر ا ْم ُر ا ّلل ِه» (توبه‪)48 ،‬‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫بنابراین ماقاتی که حول وایت اهلبیت و با اظهار‬ ‫محبت و مودت به ایشان باشد و بهقصد احیاء امر انها‬ ‫صورت گیرد‪ ،‬اجتماعی متفاوت و البته برجسته است‪.‬‬ ‫صادق؟ به‬ ‫در وصف چنین مجالسی‬ ‫استْ که امام ُ ُ َ َ‬ ‫َّ ْ‬ ‫ُ َ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫ْ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫ُ‬ ‫ّ‬ ‫َفضیل‪ ،‬میفرمایند‪«ِ :‬ان ِتلک المج ِالس ا ِحبها فاحیوا‬ ‫َ‬ ‫ا ْم َرنا»‪ ]9[ .‬از این تعبیر حضرت اینچنین برداشت‬ ‫میشود که گویا‪ ،‬خود همین مجالس نوعی احیاء امر‬ ‫اهلبیت است! و سوال اصلی نیز همینجا مطرح‬ ‫میشود که چرا و چگونه در این مجالس‪ ،‬چنین امر‬ ‫عظیمی رخ میدهد؟‬ ‫ُ َ‬ ‫امــام ص ــادق؟ در ادام ــه همین روای ـَـت بـ َـه فضیل‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫ُ َ‬ ‫میفرمایند‪«َ :‬یــا ف َض ْی ُل ف َر ِح َم ا ّلل ُه َمـ ْـن ا ْح َیا ا ْمـ َـرنــا‪َ ،‬یا‬ ‫ُ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫َ َ َ‬ ‫ْ‬ ‫ُ َ‬ ‫َ‬ ‫ک ْرنا ِع ْن َد ُه فخ َر َج ِم ْن َ َع ْی ِنهِ ِمث ُل‬ ‫فض ْی ُل َم ْن ذک َرنا ا ْو ذ ِ‬ ‫َ َ ْ ْ َ‬ ‫ََ َ َ ُُ‬ ‫َج َن ِ ُّ َ‬ ‫اب غف َر ا ّلل ُه ل ُه ذن َوب ُه َو ل ْو کانَت اکث َر ِم ْن‬ ‫اح الذب ِ‬ ‫ْ‬ ‫َز َب ِد ال َب ْح ِر» [‪]10‬‬ ‫تعبیرات حضرت صــادق؟ در ایــن روایــت بسیار‬ ‫تاملبرانگیز است‪ .‬پس از انکه میفرمایند خدا رحمت‬ ‫کند انکه امر ما را احیا کند‪ ،‬بافاصله میفرمایند هر انکس‬ ‫که یاد ما کند یا در نزد او ما را یاد کنند و از چشمانش‬ ‫بهاندازه بال مگسی اشک جاری شود‪ ،‬خداوند گناهان‬ ‫او را حتی اگر از کف دریا نیز بیشتر باشد میبخشد؛‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫و این بخشش‪ ،‬تفسیر همان «ف َر ِح َم ا ّلل ُه» است که در‬ ‫ابتدای روایت بیان فرموده بودند‪ .‬به تعبیر دیگر حضرت‬ ‫میفرمایند انکه احیای امر ما کند‪ ،‬مورد رحمت الهی‬ ‫قرار میگیرد و این رحمت را بخشش تمام گناهان او‬ ‫تفسیر میفرمایند؛ اما نکته اصلی و مهم حضرت در‬ ‫است‪ ،‬انجا که احیای امر را‬ ‫میانه این دو بخش روایت‬ ‫َ َ َ َ ُ‬ ‫َ‬ ‫َ َ‬ ‫ک ْرنا ِع ْن َد ُه فخ َر َج ِم ْن‬ ‫تفسیر میکنند؛ َ«م ْن ذک َرنا ا ْو ذ ِ‬ ‫َ ْ ْ َ َ ُّ َ‬ ‫اب»‬ ‫عی ِنهِ ِمث ُل جن ِاح الذب ِ‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫یر ایچه منجر به خکوفایی بیشتر و تحقق بهتر اســام و معارف‬ ‫ایلبیت؟ در افراد و جوامع گردد‪ ،‬احیاء امر ایلبیت؟ است‪.‬‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫چگونه امر ما احیا میشود و برای‬ ‫احیاء امر ما چه کنید‪ .‬اینجاست‬ ‫که طلب استدال ما‪ ،‬ما را همانند‬ ‫کودکی میسازد که از والدین خود‬ ‫دلیل امری را طلب میکنند؛ درحالیکه نه نسبت به‬ ‫والدین و نیازهای ایشان شناخت کاملی دارند و نه‬ ‫نسبت به قوای خود به درک کاملی رسیدهاند و نه انکه‬ ‫وجوه متعدد امر والدین برای ایشان قابل فهم است‪.‬‬ ‫بنابراین چه استدالی بااتر از اینکه خود معصوم‬ ‫فرموده است احیاء امر ما با اجتماع شما‪ ،‬ماقات‬ ‫ما و اشک بر مصائب ما حاصل میَشود‪.‬‬ ‫یکدیگر‪ ،‬یاد َ‬ ‫َ‬ ‫ا َت ْع َج َ‬ ‫بین ِم ْن ا ْمر ا َّلل ِه َر ْح َم ُت ا َّلل ِه َو َب َر ُکات ُه َع َل ْی ُک ْم ا ْهلَ‬ ‫ِْ‬ ‫ال َب ْی ِت (هود‪)73 ،‬‬ ‫مطلب دوم انکه در مطالعه روایات معصومین‪ ،‬پس‬ ‫از اطمینان و وثــوق نسبت به صــدور این روایــات از‬ ‫معصوم‪ ،‬باید در مقام تسلیم قرار گرفت‪ .‬در معارف‬ ‫معصومین مطالب متعددی وجود دارد که بااتر از افق‬ ‫فهم ماست‪ .‬همانطور که باید قوای جسمی و روحی‬ ‫خود را تسلیم معصوم قرار دهیم‪ ،‬قوه عاقله و منطق‬ ‫فهم ما نیز باید تسلیم باشد‪.‬‬ ‫و شاید یکی از دایلی که فرمودند شیعیانی که وایت ما‬ ‫را پذیرفتهاند و محبت ما را اظهار میدارند و یاد مصائب‬ ‫ما میکنند و اشکشان جاری میشود‪ ،‬جمعشان را‬ ‫دوست دارم و این اجتماع احیاء امر ماست همین‬ ‫مطلب باشد‪ .‬چراکه چنین شیعیانی میتوانند به‬ ‫مقام تسلیم بسیار نزدیک شوند‪.‬‬ ‫توضیح انکه از خواص محبت‪ ،‬تبعیت محب نسبت‬ ‫به محبوب است و هر قدر این محبت افزایش پیدا‬ ‫اما ارتباط احیاء امر اهلبیت با‬ ‫اشک بر اهلبیت چیست؟ چرا‬ ‫حضرت پس از انکه میفرمایند‬ ‫خدا رحمت کند انکه امر ما را‬ ‫احیا کند‪ ،‬میفرمایند هر که اشکش به یاد ما جاری‬ ‫شود گناهانش امرزیده میشود؟ مگر با جاری شدن‬ ‫اشک ما به یاد اهلبیت چه اتفاقی رخ میدهد که‬ ‫ً‬ ‫ان را احیاء امر معرفی میفرمایند؟ خصوصا که این‬ ‫تعبیر و تعبیرات مشابه در روایات متعددی تکرار شده‬ ‫است و بیشترین بسامد را در روایات احیاء امر دارد‪.‬‬ ‫این موضوع در لسان روایات که اجتماع شیعیان‪ ،‬در‬ ‫اشک بر اهلبیت را احیا کننده امر اهلبیت معرفی‬ ‫میفرمایند [‪ ]11‬موضوعی است که در معارف شیعه‬ ‫بهخوبی تحلیل و تبیین شده است‪ .‬علمای شیعه‬ ‫معصومین‪ ،‬یعنی همانها که‬ ‫با طرح ارتباط وایت ُ‬ ‫َْ‬ ‫ْ‬ ‫خداوند در قــران کریم «اولِــی الام ــر» خطابشان کرده‬ ‫است‪ ،‬با وایت الهیه و رابطه وایی میان مومنان به‬ ‫این موضوع پرداخته و ان را تشریح کردهاند‪ .‬تحقق‬ ‫وایــت الهیه با جامعهپردازی حول امــام و با رابطه‬ ‫وایی و محبتامیز میان مومنین و بر محور امام شکل‬ ‫ک َو َص ْل َت َو َل َای َت َ‬ ‫میگیرد که فرمود‪«َ :‬فا َذا َف َع ْل َت َذل َ‬ ‫ک‬ ‫ِ‬ ‫َ‬ ‫َ َ َ ِ َ‬ ‫ِب َول َای ِت َنا َو َ َول َایت َنا ِب َول َ َایهِ ا ّلل ِه» [‪]12‬‬ ‫َیص ُل َ‬ ‫ون ما ا َم َر ا َّلل ُه بهِ ا ْن ُی َ‬ ‫وص َل (رعد‪)21 ،‬‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫اما فارغ از تمامی براهین موجود در این خصوص که‬ ‫برگرفته از ایات و روایات است‪ ،‬باید به دو مطلب توجه‬ ‫داشت‪ .‬اول انکه بدیهی است بهترین کسی که میتواند‬ ‫چگونگی احیاء امر اهلبیت را تعیین کند‪ ،‬خود ایشان‬ ‫هستند‪ .‬خود ایشان اولی هستند‪ ،‬برای اینکه بگویند‬ ‫‪174‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫کند‪ ،‬تبعیت به تسلیم نزدیکتر میشود تا بهتدریج به‬ ‫عالیترین مراتب تسلیم که تمامی قوای انسان تسلیم‬ ‫محض حبیب میشود برسد‪ .‬تحقق چنین تسلیمی‬ ‫در سطح قلب و عقل انسان‪ ،‬اگر نگوییم فقط از طریق‬ ‫محبت محقق شدنی است‪ ،‬باید گفت به این سادگی‬ ‫و به این سهولت و سرعت محقق نخواهد شد‪ .‬این‬ ‫اکسیر مجالس حسینی است که با توجه دهی شیعه به‬ ‫مصائب اهلبیت‪ ،‬محبت انها را در قلوب برافروخته‬ ‫میکند و شیعه را به بااترین مقامات قرب رسانده‬ ‫و اماده برای احیاء امر اهلبیت و تحقق حا کمیت‬ ‫و وایت انها مینماید‪ .‬سادهترین‪ ،‬عمومیترین و‬ ‫اثربخشترین مسیر‪.‬‬ ‫پینوشتها‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫هر چند «احیاء ذکر» مقدمه واجب و مرتبهای از مراتب‬ ‫«احیاء امر» است‪ ،‬اما اکتفا به این حداقل‪ ،‬شایسته‬ ‫این جریان اصیل و عمیق نیست و قدرناشناسی بزرگی‬ ‫است در برابر نعمتی عظیم‪]16[ .‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫یر چند «احیاء ذکر» مقدمه واجب و مرتبهاه از مراتب «احیاء امر»‬ ‫است‪ ،‬اما اکتفا به این حداقل‪ ،‬خایسته این جریان اصیل و عمیق‬ ‫ییست و قدریاخناسن بزرگن است در برابر یعمتن عظیم‪.‬‬ ‫‪Email: hosseiny114@gmail.com‬‬ ‫انچه در خصوص مجالس اهلبیت و هیئات و مجالس‬ ‫ً‬ ‫حسینی بیان شد‪ ،‬صرفا یک بحث نظری نبود و سابقه‬ ‫تاریخی شیعه موید این امر است‪ .‬در تمام طول تاریخ‬ ‫شیعه موتور محرک تمامی حرکتهای اجتماعی‬ ‫شیعه‪ ،‬همین مجالس بودهاند‪ ]13[ .‬تاریخ معاصر ما‬ ‫نیز این مطلب را تایید میکند‪ .‬پیروزی انقاب اسامی‬ ‫بهتصریح بنیانگذار این انقاب بدون بهرهگیری از‬ ‫جریان هیئات تحققپذیر نبود‪]14[ .‬‬ ‫بر همین اساس است که دشمنان اسام نیز در طول‬ ‫تاریخ برای مقابله با این جریان برنامهریزیهای متعدد‬ ‫و پیچیده کردهاند و تاش کردهاند هیئات را در نقطه‬ ‫اغازین خود که «احیاء ذکر» [‪ ]15‬اهلبیت است‪ ،‬نگاه‬ ‫دارند و اجازه ندهند در مسیر اعتای نام اهلبیت تا‬ ‫«احیاء امر» پیش بروند‪.‬‬ ‫‪175‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫از احیاء ذکر تا احیاء امر‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫[‪ .]1‬الخصال جلد ‪ 1‬صفحه ‪.1۴‬‬ ‫ّ‬ ‫الطوسی جلد ‪ 1‬صفحه ‪.59‬‬ ‫[‪ .]2‬امالی‬ ‫[‪ .]3‬عامه مجلسی‪ ،‬مراهالعقول‪ ،‬جلد ‪ ،9‬صفحه ‪ 252‬و مجموعه اثار شهید‬ ‫مطهری‪ ،‬جلد ‪ ،25‬صفحه ‪ ۴93‬و ‪...‬‬ ‫[‪ .]۴‬البته توجه داریم که زیارت مومنین یا سایر مواردی که پیشتر بیان شد‬ ‫یا در ادامه خواهد امد‪ ،‬همگی مواردی هستند که منجر به احیاء امر میشوند‬ ‫و احیا شدن امر اهلبیت‪ ،‬نتیجه حاصل از انها است‪.‬‬ ‫[‪ .]5‬الخصال جلد ‪ 1‬صفحه ‪ 1۴‬و مجلسی‪ ،‬بحار النوار جلد ‪71‬؛ صفحه ‪352‬‬ ‫[‪ .]۶‬شیخ عباس قمی‪ ،‬سفینه البحار‪ 1۴1۴ ،‬ق‪ .‬جلد ‪ ،3‬صفحات ‪531-530‬‬ ‫و بشاره المصطفی صفحه ‪133‬‬ ‫ّ‬ ‫الطوسی جلد ‪ 1‬صفحه ‪ 59‬و مجلسی‪ ،‬بحار النوار‪ ،‬جلد ‪71‬؛ صفحه ‪352‬‬ ‫[‪ .]7‬امالی‬ ‫[‪ .]8‬الکافی (ط ‪ -‬ااسامیه)‪ ،‬جلد ‪ ،2‬صفحات ‪ 23۶‬و ‪237‬‬ ‫[‪ .]9‬شیخ عباس قمی‪ ،‬سفینه البحار‪ 1۴1۴ ،‬ق‪ .‬جلد ‪ ،3‬صفحه ‪ 530‬و قرب‬ ‫ااسناد صفحه ‪3۶‬‬ ‫[‪ .]10‬شیخ عباس قمی‪ ،‬سفینه البحار‪ 1۴1۴ ،‬ق‪ .‬جلد ‪ ،3‬صفحه ‪ 530‬و قرب‬ ‫ااسناد صفحه ‪3۶‬‬ ‫[‪ .]11‬البته این احیا گری‪ ،‬مراتبی دارد و رعایت برخی اصول میتواند هیئات‬ ‫را در مراتب مختلف این احیا گری قرار دهد‪.‬‬ ‫[‪ .]12‬الکافی (ط ‪ -‬ااسامیه)‪ ،‬جلد ‪ ،2‬صفحه ‪17۴‬‬ ‫[‪ .]13‬جهت توضیحات تفصیلی رجوع شود به جزوه فرمایشات استاد دکتر‬ ‫رجبی دوانی در هسته احیاء امر مرکز رشد‪ ،‬با عنوان «هیئت در اینه تاریخ؛‬ ‫مروری بر تاریخ و سیر تطور عزاداری اباعبداه و شکلگیری هیئات مذهبی»‬ ‫[‪ .]1۴‬صحیفه امام‪ ،‬جلد ‪ ،10‬صفحه ‪ 315‬و جلد ‪ ،13‬صفحه ‪ 327‬و جلد ‪،17‬‬ ‫صفحات ‪ 58-55‬و جلد ‪ ،1۶‬صفحات ‪3۴8-3۴۶‬‬ ‫استفاده‬ ‫[‪ .]15‬برخی روایات‪ ،‬بهجای تعبیر «احیاء امر» از تعبیر «احیاء‬ ‫ذکر» ً َْ‬ ‫کردهاند؛ مانند روایت امام جواد؟ که میفرمایند‪«َ :‬ر ِح َم ُ‬ ‫اه َع ْبدا اح َیا‬ ‫َ َ ُ َ َ ْ َّ‬ ‫ْ ُ َ َ ََ‬ ‫ْ َ ُْ ُ‬ ‫ات» (ابنبابویه‪،‬‬ ‫ِذ ک َرنا قلت َما ِا ْح َی ُاء ِذ ک ِرک ْم قال ّالتا ِقی َو ّالتذا ک ُر ِع ْند اه ِل الث َب ِ‬ ‫مصادقه ااخوان‪ 1۴02 ،‬ق‪ .‬صفحه ‪ )3۴‬تعابیر این روایت در تعریف احیاء ذکر‬ ‫در مقایسه با روایاتی که پیشتر بیان شد و احیاء امر را تعریف میکرد‪ ،‬بهروشنی‬ ‫نشان از ان دارد که احیاء ذکر‪ ،‬مرتبه اغازین یک هیئت است‪.‬‬ ‫[‪ .]1۶‬شایسته است به این موضوع نیز اشاره شود که یکی از راهبردهای مهم‬ ‫در راستای تحقق این امر‪ ،‬برپایی روضههای خانگی است‪ .‬هر چند در اینجا‬ ‫به دنبال اثبات این مطلب نیستیم و تشریح و تبیین ان‪ ،‬یادداشتی مجزا‬ ‫واژه بیت در روایات باب احیاء امر‪ ،‬زمینهساز‬ ‫و تفصیلی میطلبد‪ ،‬اما تکرار َ‬ ‫َ َ‬ ‫َ َ‬ ‫َ‬ ‫تاملی جدید است؛ «‪َ ...‬و ا ْن َی َت َاق ْوا َ ِفی ُب ُیو ِت ِه ْم ف ِا ّن ِفی ِلق ِاء َب ْع ِض ِه ْم‬ ‫توجه و‬ ‫ً‬ ‫َْ ً‬ ‫ُ ُ ُ ْ َ َّ‬ ‫َ‬ ‫ضا َح َی ًاه ِ َل ْمر َنا ُث َّم َق َال َر ِح َم ُ‬ ‫بع‬ ‫اه َع ْبدا ا ْح َیا ا ْم َرنا» و َ«ت َز َاو ُروا ِفی بیو ِتکم ف ِان‬ ‫ٌ َ َِ‬ ‫َذل َ‬ ‫ک َح َیاه ِل ْم ِرنا» و ‪. ...‬‬ ‫ِ‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫دکتر مهدی سپهری‬ ‫استاد هادی مرکز رشد‬ ‫عضو هیئتعلمی دانشکده الهیات دانشگاه امام صادق؟‬ ‫انوقت بود که سروکله روباه پیدا شد‪.‬‬ ‫ صبح بخیر‬‫شــازده کوچولو برگشت و با وجــود اینکه کسی را در‬ ‫اطراف خود ندید مودبانه جواب داد‪:‬‬ ‫ صبح بخیر‬‫صدا گفت‪:‬‬ ‫ من اینجام زیر درخت سیب‬‫شازده کوچولو سوال کرد‪:‬‬ ‫ تو کی هستی؟ چقدر خوشگلی؟‬‫و روباه گفت‪:‬‬ ‫ من یه روباهم‬‫شازده کوچولو به روباه گفت بیا یکم بازی کنیم خیلی‬ ‫دلم گرفته‪.‬‬ ‫روباه گفت‪:‬‬ ‫ نمیتونم با تو بازی کنم‪ ،‬اخه هنوز اهلی نشدم‬‫شازده کوچولو گفت‪ :‬اه! ببخشید‬ ‫و بعد از کمی فکر کردن دوباره سوال کرد اهلی شدن‬ ‫یعنی چه؟‬ ‫رو بــاه گفت‪ :‬تو اینجا زندگی نمیکنی دنبال چی‬ ‫میگردی؟‬ ‫شازده کوچولو گفت‪:‬‬ ‫ دنبال ادما میگردم‪ ،‬اهلی شدن یعنی چه؟‬‫روباه گفت‪:‬‬ ‫ ادما تفنگ دارند و شکار میکنند این خیلی بده‪،‬‬‫اما مرغ هم دارند و این خیلی خوبه‪ ،‬ببینم تو دنبال‬ ‫مرغ میگردی؟‬ ‫شازده کوچولو گفت‪:‬‬ ‫ نه دنبال دوست میگردم‪ ،‬اهلی شدن یعنی چه؟‬‫روباه جواب داد‪:‬‬ ‫شازده کوچولو‬ ‫و هبوط ادم‬ ‫سیره استعاره در سپهر ایسانخناسن یبوطن‪-‬عروجن‬ ‫‪176‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫‪177‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫ اهلی کردن یه کاریه که این روزا فراموش شده‪،‬‬‫اون ایجاد عاقه کردنه (یه جور دلبستگی)‬ ‫ ایجاد عاقه؟‬‫روباه گفت‪:‬‬ ‫ اره‪ ،‬ایجاد عاقه‪ ،‬ببین تو برای من یه پسربچهای مثل‬‫صدها هزار پسربچه دیگه‪ ،‬و من هیچ احتیاجی‬ ‫به تو ندارم و تو هم هیچ احتیاجی به من نداری‪،‬‬ ‫برای تو هم من یه روباهم درست مثل صدها هزار‬ ‫روباه دیگه‪ ،‬اما اگه تو منو اهلی کنی اونوقت دیگه‬ ‫ما بهم احتیاج پیدا میکنیم‪ ،‬برای من تو در جهان‬ ‫یگانه میشوی و برای تو من در جهان یگانه خواهم‬ ‫شد‪...‬‬ ‫ُ‬ ‫ دارم یه چیزایی متوجه میشم‪ .‬یه گلی هست که‬‫فکر کنم منو اهلی کرده باشه‪...‬‬ ‫ُ‬ ‫سیارک‬ ‫(منظور شازده کوچولو همان گلی بود که روی‬ ‫ِ‬ ‫خودش با او انس و دلبستگی داشت و حاا اونو رها‬ ‫کرده بود و بعد از گذشتن از شش سیاره به صحرایی‬ ‫روی زمین که سیاره هفتم بود رسیده بود و بعدش هم‬ ‫به روباه برخورد کرده بود)‬ ‫روباه گفت‪:‬‬ ‫ امکانش هست‪ ،‬روی زمین هر چیزی امکان داره‬‫شازده کوچولو گفت‪:‬‬ ‫ اوه‪ ،‬نه‪ ،‬روی زمین نیست‬‫روباه که به نظر شگفتزده شده بود و خیلی کنجکاو‪،‬‬ ‫گفت‪:‬‬ ‫ روی یه سیاره دیگه؟‬‫ بله‬‫ روی اون سیاره شکارچی هم هست؟‬‫ نه‬‫‪ -‬اه چه جالب‪ ،‬ببینم مرغ چطور؟‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫ نه‬‫و روباه گفت‪:‬‬ ‫ چه بد‪ ،‬هیچوقت چیزی کامل نیست‬‫روباه دوباره به سر حرف قبلیاش برگشت و گفت‪:‬‬ ‫ زندگی من خیلی یکنواخته‪ ،‬من مرغها رو شکار‬‫میکنم و ادما منو‪ ،‬همه مرغها شبیه هماند و همه‬ ‫ادما هم شبیه هم‪ ،‬در نتیجه زندگی برای من خیلی‬ ‫خستهکننده شده‪ ،‬اما اگه تو منو اهلی کنی مثل این‬ ‫میمونه که خورشید دوباره به زندگی من بدرخشه‪.‬‬ ‫اون وقت من صدای پایی رو میشناسم که با همه‬ ‫صداهای دیگه فرق داره‪ ،‬صدای پای دیگران منو‬ ‫وادار میکنه تو هفت تا سوراخ قایم شم‪ ،‬اما صدای‬ ‫پاهای تو مثل یک موسیقی منو از سوراخم بیرون‬ ‫میکشه‪ .‬نگاه کن‪ ،‬اون طرف گندمزار رو میبینی؟‬ ‫من نون نمیخورم‪ ،‬پس گندمزار به هیچ درد من‬ ‫نمیخوره و برام هیچ مفهومی نداره‪ ،‬و این خیلی‬ ‫غمانگیزه اما موهای تو طاییاند حاا فکر کن که‬ ‫چقدر هیجانانگیز میشه اگه تو منو اهلی کنی!‬ ‫گندمزار طایی رنگه‪ ،‬پس گندمزار تو رو به یادم‬ ‫میاندازه‪ ،‬اون وقت من عاشق صدای باد میشم‬ ‫که تو گندمزار میپیچه‪...‬‬ ‫روباه مدت زیادی به شازده کوچولو خیره شد و بعد گفت‪:‬‬ ‫ً‬ ‫ میشه لطفا منو اهلی کنی!‬‫شازده کوچولو جواب داد‪:‬‬ ‫ خیلی دوست دارم‪ ،‬اما وقت ندارم‪ ،‬باید دنبال‬‫دوست بگردم و خیلی چیزها برای فهمیدن‬ ‫روباه گفت‪:‬‬ ‫ ادم وقتی چیزی رو اهلی کنه اونو میفهمه‪ ،‬ادما‬‫دیگه وقتی برای فهمیدن ندارند‪ ،‬اونا همه چی رو‬ ‫همینجوری حاضر و اماده از مغازهها میخرند‪،‬‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫شازده کوچولو گفت‪:‬‬ ‫ تقصیر خودته‪ ،‬من نمیخواستم‬‫اذیتت کنم‪ ،‬اما خودت خواستی‬ ‫که اهلی بشی‬ ‫روباه گفت‪:‬‬ ‫ اره خودم خواستم‬‫شازده کوچولو گفت‬ ‫ پس چرا اان میخوای گریه‬‫کنی؟‬ ‫روباه گفت‪:‬‬ ‫اره‪ ،‬خودم خواستم‬ ‫‬‫ پس این اهلی شدن واست هیچ فایدهای نداشت‬‫روباه گفت‪:‬‬ ‫ چرا فایده داشت‬‫و بعد اضافه کرد‪:‬‬ ‫ برو یه نگاهی به باغ گلهای سرخ بینداز‪ ،‬اونوقت‬‫ُ‬ ‫متوجه میشی که گلت تو تموم دنیا یه دونه است‪،‬‬ ‫بعدش دوباره بیا پیش من تا خداحافظی کنیم و‬ ‫من یه رازی رو به تو خواهم گفت‬ ‫شــازده کوچولو رفــت و دو بــاره به بــاغ گلهای سرخ‬ ‫نگاهی انداخت و گفت‪:‬‬ ‫ُ‬ ‫ً‬ ‫ شما هیچکدام شبیه گل من نیستید‪ ،‬اصا چیزی‬‫نیستید‪ ،‬هیچکسی شما رو اهلی نکرده و شما‬ ‫هم کسی رو اهلی نکردین‪ ،‬شما مثل روباه من‬ ‫میمونید وقتی برای اولین بار اونو دیدم‪ .‬اون یه‬ ‫روباه بود مثل صدها هزار روباه دیگه‪ ،‬اما من اونو‬ ‫اهلی کردم و اان اون توی دنیا یه دونه است‬ ‫ُ‬ ‫گلها خجالتزده شدند‪ ،‬شازده کوچولو ادامه داد که‪:‬‬ ‫ شما زیبایید‪ ،‬اما خالی هستید‪ ،‬کسی نمیتونه‬‫ً‬ ‫واسه شما بمیره‪ ،‬مسلما هر کس دیگه ای همین‬ ‫اما هیچ مغازهای نیست که‬ ‫دوست بفروشه و به همین‬ ‫ـدون دوســت‬ ‫دلیل ادمــا ب ـ ِ‬ ‫مــونــدن‪ .‬ا گــه تو یه دوست‬ ‫میخوای پس منو اهلی کن‬ ‫‪...‬‬ ‫شازده کوچولو سوال کرد‪:‬‬ ‫ برای اهلی کردن تو چه باید‬‫چهکار کنم؟‬ ‫روباه گفت‪:‬‬ ‫ باید خیلی صبر و حوصله‬‫داشته باشید اولش با فاصله روی همون چمنها‬ ‫میگیری میشینی و من زیر چشمی تو رو نگاه‬ ‫میکنم و تو هیچی نمیگی‪ ،‬حرف زدن باعث‬ ‫تمام بدفهمیهای ادماست‪ ،‬بعدش هر روز یه‬ ‫خورده نزدیکتر میایی ‪...‬‬ ‫روز بعد ش ــازده کوچولو بازگشت‪ ،‬روب ــاه بــه شــازده‬ ‫کوچولو گفت‪:‬‬ ‫ً‬ ‫ کاش سر همون ساعت دیروز میومدی‪ ،‬اگر مثا تو‬‫هر روز سر ساعت چهار به اینجا بیایی اونوقت از‬ ‫ْ‬ ‫ساعت سه ْ‬ ‫من تو دلم قند اب میشه و هر چقدر‬ ‫زمان بگذره من خوشحال و خوشحالتر میشم و‬ ‫سر ساعت چهار دیگه طاقتم بسر میاد و میپرم‬ ‫بیرون‪ ،‬من باید نشون بدم که چقدر از دیدنت‬ ‫خوشحال میشم! اما اگه تو هر وقت دلت خواست‬ ‫بیایی من از کجا باید بدونم که دلم رو ِک ْی باید‬ ‫برای دیدارت اماده کنم ‪ ...‬هر چیزی قاعده و قانون‬ ‫خودش رو داره ‪ ...‬شازده کوچولو روباه را اهلی کرد‬ ‫و وقتی هنگام جدایی رسید روباه گفت‪:‬‬ ‫‪ -‬اه داره گریهام میگیره‬ ‫‪178‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪179‬‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫ُ‬ ‫فکر رو راجع به گل من داره‪،‬‬ ‫اما اون بهتنهایی از همه‬ ‫شما مهمتره‪ ،‬به خاطر اینکه اون گلیه که من ابش‬ ‫دادم‪ ،‬براش سرپوش شیشهای گذاشتم‪ ،‬دورش‬ ‫ُ‬ ‫پــرده کشیدم و حشرات دور و بــرش رو کشتم به‬ ‫جز چندتایی که نگه داشتم تا پروانه بشن‪ ،‬اون‬ ‫ُ‬ ‫ُ‬ ‫گلیه که من به غر زدنش‪ ،‬خودستاییش و حتی‬ ‫ُ‬ ‫به سکوتش گوش کردم‪ ،‬برا اینکه اون گل منه‬ ‫شازده کوچولو بعد از گفتن این حرفا دوباره پیش روباه‬ ‫برگشت و گفت‪:‬‬ ‫ خداحافظ‬‫روباه گفت‪:‬‬ ‫ خداحافظ‪ ،‬و حاا به رازم گوش کن یه راز خیلی‬‫ساده‪ ،‬تنها با چشم دل میتونی درست ببینی‪،‬‬ ‫چشم سر قادر به دیدن ذات و گوهر نیست‬ ‫شازده کوچولو برای اینکه فراموش نکند با خودش این‬ ‫جمله را تکرار کرد‪:‬‬ ‫ ذات و گوهر هر چیزی با چشم سر دیده نمیشه‬‫ ارزش گلت به اندازه زمانیه که براش صرف کردی‬‫شازده کوچولو دوباره تکرار کرد تا یادش بماند‪:‬‬ ‫ ارزش گلم به اندازه زمانیه که براش صرف کردم‬‫روباه گفت‪:‬‬ ‫ ادما این واقعیتها رو فراموش کردن‪ ،‬اما تو نباید‬‫فراموش کنی‪ ،‬تو تا اخر عمر مسئول چیزی هستی‬ ‫ُ‬ ‫که اهلیش کردی‪ ،‬تو مسئول گلت هستی ‪...‬‬ ‫شازده کوچولو دوباره تکرار کرد تا یادش بماند‪:‬‬ ‫ُ‬ ‫ من مسئول گلم هستم [‪]1‬‬‫داستان انسان‪ ،‬داستان «غربت غربیه» ای است که‬ ‫هر کسی سودای بیان این داستان را داشته به نحوی‬ ‫سعی کرده است وضعیت دیروز و پریروز‪ ،‬امروز‪ ،‬و فردا‬ ‫و پــسفــردای او را ترسیم کند‪.‬‬ ‫اینکه ادمــی از کجا ام ــده‪ ،‬در‬ ‫کجا هست‪ ،‬و به کجا میرود‪ ،‬شاکله همه قصههایی‬ ‫ـان در سیر» را بازنمایی‬ ‫اســت که میخواهند «انــسـ ِ‬ ‫کنند‪ .‬ماجرای داستان ادم ابوالبشر؟ در قران نیز‬ ‫همین داستان است از لسان وحی‪ .‬مفسرینی مانند‬ ‫حکیم فرزانه عامه طباطبایی همواره این داستان‬ ‫ً‬ ‫را نه صرفا بهمثابه پدیدهای تاریخی و در جایی از‬ ‫ً‬ ‫این عالم خا کی‪ ،‬و نه صرفا بهمثابه امری تمثیلی و‬ ‫نمادین بدون هیچ واقعیتی‪ ،‬بلکه بهمثابه حقیقتی‬ ‫که واقعیتی تمثلی برای ادم؟ داشته [‪ ]2‬و لذا ادم‬ ‫ابوالبشر نمایندگی ان را میکند‪ -‬نه اینکه این حقیقت‬ ‫منحصر در او باشد [‪ - ]3‬بیان کردهاند و از این طریق‬ ‫لطایف و ظرایف وضعیت پیشینی‪ ،‬کنونی و پسینی‬ ‫ادمی را رمزگشایی کردهاند‪.‬‬ ‫داستان چنین است که ادمی در چنان جذبهای به‬ ‫ّ‬ ‫ُ‬ ‫عز‬ ‫سر میبرد که سر به بیرون نداشت و انچنان در ِ‬ ‫ربوبی مستغرق بود که گرچه بدن داشت اما به بدن‬ ‫حین بیرون‬ ‫و اعضاءش توجهی نداشت‪ ،‬از‬ ‫همین رو ِ‬ ‫ََ ْ َُ َ َ ْ ُ‬ ‫ُ‬ ‫َ‬ ‫امدن از ان جذبه فرمود‪« :‬بدت لهما سواتهما اعراف‪»22/‬‬ ‫َ َ ْ َ‬ ‫ُ‬ ‫ثت ل ُه َما َس ْوات ُه َما)‪ ]4[ .‬فضای جذبه الهی‪،‬‬ ‫(نه حد‬ ‫فضای امانت و قداست است فضایی که هرکس در‬ ‫انجاست «اهل» است و «اهلی»‪ ،‬و خروج از ان‪ ،‬فضای‬ ‫غیریت است و غیرت‪ .‬فضای جذبه الهی فضای ذکر‬ ‫و توجه به عهد میثاق است‪ ،‬و خروج از ان‪ ،‬فضای‬ ‫َ َ‬ ‫َ َ‬ ‫ََ‬ ‫نسیان ذکر َ(ولق ْد َع ِه ْدنا ِالی َاد َم ِم ْن ق ْب ُل ف َن ِس َى‬ ‫غفلت و‬ ‫ِ‬ ‫َو َل ْم َنج ْد َل ُه َ‬ ‫ْ‬ ‫ً‬ ‫چاه‬ ‫هوس‬ ‫گرچه‬ ‫لوی‬ ‫ع‬ ‫جان‬ ‫طه‪.)115/‬‬ ‫ا‬ ‫م‬ ‫ز‬ ‫ع‬ ‫ِ ِ‬ ‫ِ ِ‬ ‫ِ‬ ‫زنخدان او دارد اما مدعی را چنین هوسی نه سزاست‬ ‫ُ‬ ‫که دست غیب برسینه نامحرم زده و ندای «اخرج»‬ ‫یا «اهبط» زند؛ و کسی که ان جذبه را ترک کند نه با‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫اینکه ادمــن از کجا ام ــده‪ ،‬در کجا‬ ‫یست‪ ،‬و بــه کجا م ــنرود‪ ،‬خاکله‬ ‫یمه قگهیایی است که منخوایند‬ ‫«ایسان در سیر» را بازیمایی کنند‪.‬‬ ‫ِ‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫ب ْال َح ّق َو َلا َت َّتبع ْال َه َوى َف ُیض َّل َ‬ ‫ک‬ ‫ِ‬ ‫ِِ‬ ‫ِ ِ‬ ‫خود اشناست و نه با هیچ کسی اینکه ادمــن از کجا ام ــده‪ ،‬در کجا‬ ‫َ‬ ‫َعن َ‬ ‫یل ا ّلل ِه ص‪ .)26/‬داستان‬ ‫ب‬ ‫س‬ ‫ِ ِ‬ ‫«خودی» است (چراکه‪ :‬فی الغرر یست‪ ،‬و بــه کجا م ــنرود‪ ،‬خاکله‬ ‫ادم؟ هم تقدیری بــود برای‬ ‫و الدرر‪ ،‬للامدی عن علی؟ قال‪ :‬یمه قگهیایی است که منخوایند‬ ‫نشان دادن نقصان ادمی و توبه‬ ‫من عرف نفسه عرف ربه [‪]5‬؛ لا‬ ‫«ایسان در سیر» را بازیمایی کنند‪.‬‬ ‫ِ‬ ‫و بازگشت و جبران ان نقص‪ ،‬از‬ ‫تجهل نفسک فان الجاهل معرفه‬ ‫طریق توبه و تبعیت از شریعت‬ ‫نفسه جاهل بکل شىء [‪ .)]6‬او‬ ‫و وایت حقه‪ ،‬و سپس شایستگی خافت الهی در‬ ‫دیگر «اهلی» نیست و هیچ کس و هیچ چیزی نیز با‬ ‫َْ‬ ‫َ ْ َ َ ُّ َ ْ َ َ ّ‬ ‫َ َ ً‬ ‫ْ‬ ‫ٌ‬ ‫جاعل فِی الار ِض خلیفه‬ ‫او «اشنا» نیست‪ .‬اینجاست که معیشت َادمی تنگ‬ ‫زمین(و ِاذ قال ربک ِللم ِ‬ ‫لائکهِ ِانِی ِ‬ ‫ََ ْ َْ َ‬ ‫ضعف او در تحقق‬ ‫دادن‬ ‫ض َع ْن‬ ‫شده و به مشقت دنیا گرفتار‬ ‫ِ‬ ‫بقره‪ ،)30/‬و به تعبیری نشان ِ‬ ‫می ُشود (وم ْن اعر َْ‬ ‫ْ َ َ َ‬ ‫َ ً‬ ‫ً َ ُ‬ ‫ذکر مطلق‪ ،‬سپس توبه و بازگشت او از این غفلت؛ و‬ ‫ِذک ِری ف ِا ّن ل ُه َم ِعیشه َض ْنکا َون ْحشر ُه َی ْو َم ال ِق َی َامهِ اع َمى‬ ‫داستان همه ادمهاست که نقصان و ضعف‬ ‫البته‪ ،‬این‬ ‫پیشینی‪ ،‬معیشتی ارام‬ ‫وضعیت‬ ‫طه‪ )124/‬و حالانکه‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫َ ُ ْ َ َ َ ُ ْ ُ ْ َ ْ َ َ َ ْ ُ َ ْ َ َّ َ‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫هرکدام از انها دائما پیشرویشان متمثل شود و دائما‬ ‫و خوشگوار بود (وقلنا یا ادم اسکن انت وز َوجک الجنه‬ ‫َوُک َلا م ْن َها َر َغ ً اد َح ْی ُث ش ْئ ُت َما بقره ‪35/‬؛ ا َّن َل َ‬ ‫ک ا َّلا َت ُج َ‬ ‫توبه کنند و سپس تبعیت‪ ،‬تا شایسته خافت شوند‪ ،‬و‬ ‫وع ِف َیها‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫َ َّ َ َ ِ َ ْ ُ‬ ‫َ َ‬ ‫َ َ ْ‬ ‫این ّ‬ ‫سر زیبای هبوط است‪ .‬بیخود نیست که ادمیان‬ ‫ک لا تظ َما ِف َیها َولا تض َحى طه‪.)119-118/‬‬ ‫َولا ت ْع َرى‪َ .‬وان‬ ‫در خواب و رویای خود‪-‬که انهم نوعی تمثل است‪-‬‬ ‫حقیقت متمثل شده برای ادم؟ در جریان نزدیکی‬ ‫ِ‬ ‫اسراری از خلقوخوی خودشان را برما میبینند که‬ ‫به شجره ممنوعه گرچه چنین وجه مذمومی داشت‬ ‫در بیداری بهسختی ان را باور میکنند! و اعمال انها‬ ‫اما روی ممدوحی هم داشت و ان برما شدن نقصان‬ ‫نیز چیزی نیست جز ّ‬ ‫تجسم انچه در َسر یا ِس ّر دارند‪.‬‬ ‫ادمی جهت امادگی برای خلیفهاللهی بود‪ .‬مرحوم‬ ‫تعلق روح به بدن است‪،‬‬ ‫عامه طباطبایی به فراست دریافته است که این‬ ‫هبوط به زبانی ِحکمی همان ِ‬ ‫منتها تعلقی که خود را بدن میپندارد بهگونهای که‬ ‫واقـعــهی متمثل شــده بــرای ادم؟ از سنخ همان‬ ‫بدن را واسطه رسیدن به کمااتی میکند که گمان‬ ‫واقعهای است که بــرای جناب َداود؟ُ در جریان‬ ‫ْ‬ ‫َ َ ْ َ َ َ ْ َ‬ ‫میکند ندارد و میخواهد داشته باشد‪ .‬همینجاست‬ ‫اک ن َبا الخ ْص ِم ِاذ‬ ‫قضاوت رخ داده است [‪( ]7‬وهل ات‬ ‫َت َس َّو ُر وا ْال ِم ْح َر َ‬ ‫که حیات وصف «دنیا» میگیرد که قوامش به لهو و‬ ‫اب ص‪ .)21/‬ان جریان نیز گرچه در روی‬ ‫لعب و زینت و تفاخر و در یک کلمه ‪-‬به تعبیر عامه‬ ‫نحو طبیعی‪-‬اعتباری برای ایشان‬ ‫زمین و در محراب به ِ‬ ‫اعتباریات وهمی اســت‪ .‬همینگونه‬ ‫طباطبایی‪-‬‬ ‫جلوه کرد اما در حقیقت‪ ،‬امری تکوینی‪-‬تمثلی (نه‬ ‫ِ‬ ‫است که ادمی جمال و جال‪ ،‬بهاء و سناء و نور و‬ ‫تشریعی‪-‬اعتباری) بود تا نقصانی در قضاوت وی را‬ ‫سروری که مستغرق در ان بود را فراموش میکند‪ .‬ان‬ ‫برما کند و او با تفطن و اقرار به ضعف و نقص خود و‬ ‫حکیم ِ فرزانه این وضعیت را بهخوبی در این جمات‬ ‫امادگی خافت الهی در قضاوت را‬ ‫سپس توبه و انابه‪،‬‬ ‫َ َ َّ َ ُ ُ َ َّ َ َ َ َّ ُ َ ْ َ ْ َ َ َ َّ ُ َ َ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫ً‬ ‫ّ‬ ‫خاصه میکند‪:‬‬ ‫اکعا‬ ‫َپیدا کند )وظن داوود انما فتناه فاستغفر ربه وخر ر ِ‬ ‫َ َ َ ََ َ َْ َُ َ َ َ َ‬ ‫َ َ َْ‬ ‫َّ ْ ُ‬ ‫‪ ...‬ثم وصف الحیاه الدنیا فقال سبحانه‪ِ :‬ان َما ال َحیاه‬ ‫اب‬ ‫ک َو ِا ّن ل ُه ِع َندنا ل ُزلفى َو ُح ْس َن َم‬ ‫واناب ‪.‬فغفرنا له ذ ِل‬ ‫ٍ‬ ‫ُّ ْ َ ٌ َ َ‬ ‫ْ‬ ‫ٌ‬ ‫الدنیا ل ِعب و لهو‪ ،‬و اللعب هو الفعل الذی ا غایه له‬ ‫ص‪ .)25-24/‬از همین روست که پس از توبه‪ ،‬در ایه بعد‪،‬‬ ‫ّ‬ ‫سخن از تحقق خافت در حق وی به میان می َ‬ ‫اا الخیال و اللهو هو ما یشغلک بنفسه عن غیره فاشار‬ ‫اید(یا‬ ‫َ ُ ُ َّ َ َ ْ َ ِ َ َ َ ً ْ َ ْ َ ْ ُ َ ْ َ َّ‬ ‫الی ان هذه الحیاه و هی تعلق النفس بالبدن و توسیطه‬ ‫الن ِاس‬ ‫داوود ِانا جعلناک خ ِلیفه فِی الار ِض فاحکم بین‬ ‫‪180‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫[‪ .]1‬برگرفته از رمان شازده کوچولو اثر انتوان دو سنت ا گزوپری‪ ،‬ترجمه مجید‬ ‫مردانی‪ ،‬صص ‪.50-۴۶‬‬ ‫[‪ .]2‬طباطبایی‪ ،‬محمدحسین‪ ،‬المیزان فی تفسیر القران‪ 20 ،‬جلد‪ ،‬اسماعیلیان‪-‬‬ ‫قم‪ ،‬چاپ‪ :‬دوم‪ 1371 ،‬جلد ‪ 8‬صفحه ‪.27‬‬ ‫[‪ .]3‬طباطبایی‪ ،‬محمدحسین‪ ،‬المیزان فی تفسیر القران‪ 20 ،‬جلد‪،‬‬ ‫اسماعیلیان‪ -‬قم‪ ،‬چاپ‪ :‬دوم‪ .1371 ،‬صفحه ‪.11۶‬‬ ‫َ‬ ‫[‪َ .]۴‬س ْو َءه هر ان چیزی است که موجب شرم شود و لذا به شرمگاه ترجمه‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫میشود البته در لسان قران بهکل بدن و جسد اطاق شده است‪ :‬ف َب َعث ُ‬ ‫اه‬ ‫َ‬ ‫َ َ‬ ‫َ َ‬ ‫َ‬ ‫َ َ‬ ‫ُ‬ ‫ُ َ َ‬ ‫ُ‬ ‫یه قال َیا َو ْیل َتا ا َع َج ْز ُت ا ْن‬ ‫غ َر ًابا َی ْب َحث ِفی ال ْرض ِل ُیر َیه ک ْیف ُی َواری َس ْوءه ا ِخ ِ‬ ‫َ ُ َ ْ َ َ َ ْ ُ َ ِ َ ُ َ ِ َ َ ْ َ َ ِ َ َ ْ َ َ َ َّ‬ ‫َ‬ ‫ا کون ِمثل هـذا الغر ِاب فاو ِاری سوءه ا ِخی فاصبح ِمن الن ِاد ِمین مائده‪31/‬‬ ‫[‪ .]5‬طباطبایی‪ ،‬محمدحسین‪ ،‬المیزان فی تفسیر القران‪ 20 ،‬جلد‪ ،‬اسماعیلیان‬ ‫ قم‪ ،‬چاپ‪ :‬دوم‪ 1371 ،‬صفحه ‪.1۶9‬‬‫[‪ .]۶‬طباطبایی‪ ،‬محمدحسین‪ ،‬المیزان فی تفسیر القران‪ 20 ،‬جلد‪ ،‬اسماعیلیان‬ ‫ قم‪ ،‬چاپ‪ :‬دوم‪ 1371 ،‬صفحه ‪.17۴‬‬‫[‪ .]7‬و من المعلوم ان ا تکلیف فی ظرف التمثل کما ا تکلیف فی عالم الرویا‬ ‫و انما التکلیف فی عالمنا المشهود و هو عالم الماده و لم تقع الواقعه فیه و‬ ‫ا کان هنا ک متخاصمان و ا نعجه و ا نعاج اا فی ظرف التمثل فکانت‬ ‫خطیئه داود؟ فی هذا الظرف من التمثل و ا تکلیف هنا ک کخطیئه‬ ‫ادم؟ فی الجنه من ا کل الشجره قبل الهبوط الی الرض و تشریع الشرائع‬ ‫و جعل التکالیف‪ ،‬و استغفاره و توبته مما صدر منه کاستغفار ادم و توبته مما‬ ‫صدر منه و قد صرح اه بخافته فی کامه کما صرح بخافه ادم؟ فی‬ ‫کامه رک‪ .‬طباطبایی‪ ،‬محمدحسین‪ ،‬المیزان فی تفسیر القران‪ 20 ،‬جلد‪،‬‬ ‫اسماعیلیان ‪ -‬قم‪ ،‬چاپ‪ :‬دوم‪ .1371 ،‬جلد ‪ ،17‬صفحه ‪.19۴‬‬ ‫[‪ .]8‬طباطبایی‪ ،‬محمدحسین‪ ،‬الرسائل التوحیدیه‪ 1 ،‬جلد‪ ،‬موسسه النعمان‬ ‫ بیروت‪ ،‬چاپ‪ :‬اول‪ .‬صفحات ‪.19۶-195‬‬‫غربست که‬ ‫[‪ .]9‬موسی؟ که مراد مبدا است و صاحب‬ ‫تنزیل و صاحب ْ َ‬ ‫ْ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫موقع افول نور باشد‪َ ،‬و ما ُک ْن َت بجا ِنب ْال َغ ْرب ّی اذ قض ْینا الی ُم َ‬ ‫وسی ال ْم َر‪« ،‬اول‬ ‫ِ ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ ِ ِ‬ ‫ما کتاب اه تعالی التوراه» ‪ .23‬و عیسی؟ که مراد معاد است و صاحب‬ ‫ْ‬ ‫َ ُْ‬ ‫ْ‬ ‫تاب َم ْر َی َم‬ ‫ک‬ ‫ال‬ ‫ی‬ ‫ف‬ ‫ر‬ ‫ک‬ ‫اذ‬ ‫و‬ ‫باشد‪،‬‬ ‫نور‬ ‫طلوع‬ ‫تاویل صاحب َشرق است که موضع‬ ‫ِ ِ ِ‬ ‫ََْ َ ْ ْ ْ َ ً‬ ‫کانا َش ْر ِق ًّیا ‪َ ،2۴‬و ا َّن ُه َل ِع ْل ٌم ِل َّ‬ ‫ِا ِذ انتبذت ِمن اه ِلها م‬ ‫لس َاع ِه ‪ ،25‬و محمد؟ که‬ ‫ِ‬ ‫جامع هر دو است بوجهی متوسط است و بوجهی از هر دو مبرا‪ .‬اما جامع‪.‬‬ ‫بحکم اینکه در مبدا منزلتی دارد که‪« ،‬کنت نبیا و ادم بین الماء و الطین‪».‬‬ ‫رک‪ .‬خواجه طوسی‪ ،‬اغاز و انجام‪ ،‬متن ص ‪.11‬‬ ‫‪181‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫‪Email: mahdi1353sepehri@gmail.com‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫پینوشتها‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫البته همانگونه که اشاره شد این حیات یک رویش‪،‬‬ ‫نسیان ذکر محبوب و روی دیگرش‬ ‫غفلت است و‬ ‫ِ‬ ‫زمان و زمینهای برای توبه‪ ،‬انابه‪ ،‬درک فقر و یاد معشوق‪.‬‬ ‫هبوط همان «غربت غربیه» است در مقابل قربت و‬ ‫اهلیت شرقیه که در زبان حکمایی مانند شیخ اشراق‬ ‫امده است‪ .‬جالب است که خواجه طوسی نیز در رساله‬ ‫تاویلی و‬ ‫اغاز و انجام‪ ،‬جلوه عیسوی را که‬ ‫جلوهای َ‬ ‫َ‬ ‫انت َب َذ ْت ِم ْن ا ْه ِلهاَ‬ ‫روحاهی است شرقی میبیند ِ(ا ِذ‬ ‫َ ً َ‬ ‫َمکانا ش ْر ِق ًّیا مریم‪ )16/‬و جلوه موسوی را که در مصریان‬ ‫ُ َ‬ ‫جلوهای تنزیلی داشت غربی تلقی میکند َ(و َما کنت‬ ‫ْ َ ْ ْ َ َ َْ َ ُ َ ْ َ‬ ‫وسى الا ْم َرقصص‪)44/‬؛ البته‬ ‫ِب َجا ِن ِب الغرب ِ ِ ّی ِاذ قضینا ِالی م‬ ‫داستان انبیاء در قران همه در تکمیل داستان ادمیت‬ ‫است‪ ،‬گویی که از ادم تا خاتم با یک حقیقت انسانی‬ ‫(گویی انسان هفتهزارساله) مواجهیم که تفصیل ان‬ ‫مجال دیگری میطلبد‪]9[ .‬‬ ‫خود‪‬‬ ‫ِ‬ ‫***‬ ‫دیالوگ شازده کوچولو و روباه نیز‪ ،‬رفتوامدی بین «غربت»‬ ‫و «قربت» را ترسیم میکند منتها اینبار از زبانی کودکانه‬ ‫که زبانی فطری ‪-‬توحیدی است‪ .‬شازده کوچولوی تنها‬ ‫ُ‬ ‫که شاهد شکوفایی گل سرخ بسیار زیبایی در سیارک‬ ‫ُ‬ ‫خود بوده و جذبه گل او را ربوده‪ ،‬با غفلت از اینکه تمام‬ ‫ُ‬ ‫ُ‬ ‫وجودش به گلش وابسته است گل و سیارهاش را ترک‬ ‫کرده و اکنون غمی بزرگ را بهدوش میکشد‪ .‬او به مسافرتی‬ ‫طوانی به سمت سیاره زمین امده و وقتی پس از شش‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫ّایاه فی طریق کمااته شاغله له بنفسه عن غیره و ذلک‬ ‫ّ‬ ‫ان ذلک یوجب ان یتوهم الروح انها عین البدن ا غیر‬ ‫و حینئذ ینقطع عن غیر عالم ااجسام و ینسی جمیع‬ ‫ما کان علیه من الجمال و الجال و البهاء و السناء‬ ‫و النور و الحبور و السرور قبل نشاه البدن المادیه و ا‬ ‫یتذکر ما خلفه من مقامات القرب و مراتب الزلفی و‬ ‫الرفقه الطاهرین و فضاء اانس و القدس فیتقلب فی‬ ‫امد حیاته اللعب ا یستقبل شیئا و ا یواجهه شیء‬ ‫ّ‬ ‫من محبوب او محذور اا لغایه خیالیه و امنیه وهمیه‬ ‫اذا بلغها لم یجد شیئا موجودا[‪]8‬‬ ‫سیاره به اخرین توقفگاه‪ ،‬یعنی زمین‪ ،‬رسیده به لطف‬ ‫دوستی که در راه با او اشنا شده‪ ،‬به این نکته پیمیبرد‬ ‫که زبان‪ ،‬سرچشمه سوءتفاهمهاست و بهعاوه‪ ،‬فقط‬ ‫با چشم دل میتوان خوب دیــد؛ ز یــرا اصل چیزها از‬ ‫چشم سر پنهان میماند‪ .‬شازده کوچولو از سوی دیگر‬ ‫ُ‬ ‫درمییابد که او مسئول گلش است‪ .‬بنابراین به کمک‬ ‫یک مار که او را نیش میزند خود را از جسم رها کرده و‬ ‫ُ‬ ‫بهسوی گلش میشتابد‪.‬‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫سجاد لطفی‬ ‫پژوهشگر «حلقه سیاست خانواده» مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری سیاستگذاری فرهنگی دانشگاه باقرالعلوم؟‬ ‫در عرصه فرهنگ کشور مسائلی وجود دارد‪ .‬این مسائل‬ ‫یا ناشی از تهاجمات خارجی است و یا متاثر است از‬ ‫ً‬ ‫اقدامات داخلی و بعضا تصمیمات نابخردانه مسئوان‬ ‫و نهادهای فرهنگی و غیرفرهنگی‪ .‬برای راهکاریابی‬ ‫بهمنظور حل یا کاهش این مسائل‪ ،‬دانستن منشا مسئله‬ ‫مهم است‪ .‬نوشتار حاضر‪ ،‬بر دسته اول متمرکز است؛‬ ‫یعنی مسائلی که از خارج کشور نشات میگیرند؛ انجا‬ ‫که با دشمن بیرونی روبروییم‪.‬‬ ‫در مرحله راهکاریابی‪ ،‬مهم است که با چه رویکردی به‬ ‫شناخت مسئله و ارائه راهکار پرداخته شود‪ .‬اینکه با‬ ‫چه عینکی به مسائل و راهحل ان نگاه شود‪ .‬هدف این‬ ‫نوشتار‪ ،‬بیشتر تکرار ندای سهراب است که «چشمها‬ ‫را باید شست ‪ /‬جور دیگر باید دید»‪.‬‬ ‫پس از گذشت زمانی نزدیک به چهار دهه در مواجهه با‬ ‫ً‬ ‫مسائل فرهنگی و بعضا عدم حصول نتیجه مقتضی و‬ ‫شایسته‪ ،‬ازم است در رویکردهای سلبی و یا ایجابی‬ ‫تجدیدنظر نمود‪ .‬شاید ازم باشد عینک را عوض کرد‪.‬‬ ‫گاهی ازم است بهجای دیدن معلولها به علل انها‬ ‫توجه نمود تا بستر ایجاد مسئله را بهتر شناخت و برای‬ ‫حل یا کاهش ان‪ ،‬نسخهای تجویز نمود‪ .‬گاهی ازم است‬ ‫بهجای وضع مستمر سیاستها اعم از قانون مجلس‬ ‫و مصوبه شورای عالی فرهنگی و ‪ ...‬به این اندیشید‬ ‫که چگونه میتوان سیاستهای قبلی را اجرایی نمود‬ ‫و قانونی بر قوانین قبلی انباشته نکرد و به راهکاری‬ ‫برای ایجاد اجماع فکر شود‪ .‬از اجماع میتوان به اجرا‬ ‫قایقهای تندروی‬ ‫پهنه فرهنگ‬ ‫زمین عملیات جدید‪ ،‬احتمال ُبرد جبهه خوده‬ ‫با طراحن ِ‬ ‫بیشتر خواید بود‬ ‫‪182‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫‪183‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫رسید تا اهداف را محقق نمود و اگر اجماع نباشد هر‬ ‫قدر سیاست هم وضع شود ره به جایی نخواهد برد‪.‬‬ ‫یکی دیگر از رویکردهای خطا در پرداختن به مسائل‪-‬‬ ‫که البته ناخودا گاه و غافانه انجام میگیرد‪ ،-‬بازی و‬ ‫عملیات در میدانی است که دشمن طراحی نموده است؛‬ ‫یک رویکرد جدید «طراحی زمین جدید عملیات» است‪.‬‬ ‫در پهنه فرهنگ‪ ،‬میتوان اقدامات و راهکارهایی را از‬ ‫ً‬ ‫جنس مثا رسانه تصویری از قبیل فیلم‪ ،‬سریال‪ ،‬کلیپ‬ ‫و ‪ ...‬تولید نمود؛ اما باید دانست که این گونه ابزارها در‬ ‫میدان دشمن طراحی شده و نهایت کاری که بتوان‬ ‫رویارویی برابر با دشمن است و به شکست‬ ‫انجام داد‬ ‫ِ‬ ‫دشمن و به عقب راندن او منتهی نمیشود؛ چراکه‬ ‫ً‬ ‫ابتکار عمل غالبا با اوست و ما را سرگرم مینماید‪ .‬در‬ ‫فضای مجازی هم همین داستان است‪ .‬اینکه برای‬ ‫رقابت دست به طراحی پلتفرمهای داخلی مثل بله‪،‬‬ ‫ایتا‪ ،‬و یا سروش بزنیم همچنان بازی در زمین دشمن‬ ‫است و نه طراحی یک زمین جدید‪ .‬در انیمیشن‪،‬‬ ‫تئاتر و موسیقی پاپ و رپ و ‪ ...‬نیز به همین منوال‪.‬‬ ‫سیاستگذاریهای فرهنگی نیز معااسف تقلیدی‬ ‫شده است که خود‪ ،‬نوشتهای ّ‬ ‫مفصل میطلبد‪.‬‬ ‫البته تذکری در اینجا ازم است داده شود؛ این مطالب‬ ‫گفتهشده نباید موجب شود که هماوردی متقابل در‬ ‫میدان دشمنساخت‪ ،‬فراموش شود؛ ولی باید دقت‬ ‫ِ‬ ‫نمود که بیشتر تمرکز برای کشاندن دشمن به زمین‬ ‫خودی باشد‪ .‬بنابراین هم باید در فضای مجازی بود‬ ‫و هم فیلم و سریال ساخت و هم تئاتر به روی صحنه‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫برد و هم موسیقی پاپ تولید نمود؛ اما باید دانست‬ ‫که این حوزهها ظرفیت مشخصی برای مقابله دارند‬ ‫و در حد خودشان باید از انها انتظار داشت‪ .‬تمرکز‬ ‫سیاستگذاری و مدیریت راهبردی فرهنگ‪ ،‬ازم‬ ‫است صرف طراحی زمین جدید گردد‪.‬‬ ‫برای فهم بهتر «طراحی زمین جدید» شاید ازم باشد‬ ‫ّ‬ ‫نگاهی دو ب ــاره بــه موسیقی سنتی‪ ،‬تعزیه‪ ،‬نقالی‪،‬‬ ‫قصهگویی و ادبیات کهن ایرانی اعم از داستان و شعر‬ ‫ً‬ ‫انداخت و انها را در قالبی امروزین به مردم خصوصا‬ ‫جوانان هدیه نمود‪ .‬برنامههای «قندپهلو» و «مشاعره»‬ ‫از شبکه امــوزش و «جشنواره قصهگویی» در کانون‬ ‫پــرورش فکری کودکان و نوجوانان‪ ،‬نمونهای از این‬ ‫ایدهها هستند که به اجرا درامدهاند و در حدی که‬ ‫برایشان تبلیغ شده‪ ،‬خوش درخشیده و افقهای نویی‬ ‫از برنامهسازی را گشودهاند‪.‬‬ ‫در طراحی زمین جدید‪ ،‬ویژگیهایی ازم میاید که هر‬ ‫قدر بیشتر باشند طراحی بهتر و قویتر خواهد بود؛ اگر‬ ‫این ویژگیها کم باشد ادامه مسیر سختتر میشود اما‬ ‫نمیتوان گفت ناممکن است‪ .‬این ویژگیها به منزله‬ ‫نقاط قوت و ظرفیتهای بالقوه هستند‪.‬‬ ‫ّ‬ ‫فرهنگ مردم ایران که امیختهای است از اسامیت و‬ ‫ّ‬ ‫ایرانیت‪ ،‬ظرفیتهای زیادی برای طراحی «زمینهای‬ ‫جدید» دارد‪.‬‬ ‫این متن بر ان است تا در مواجهه با مسائل فرهنگی‪،‬‬ ‫بهمنظور «طراحی زمین جدید عملیات فرهنگی»‬ ‫فناوریهایی را معرفی نماید؛ البته فناوری نرم‪]1[.‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫فرینگ مردم ایران که امیشتهاه است‬ ‫اسامیت و ّ‬ ‫ّ‬ ‫ایراییت‪ ،‬ظرفیتیاه‬ ‫از‬ ‫ز ی ــاده ب ــراه طــراحــن «زمــیــنیــاه‬ ‫جدید» دارد‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫فرینگ حیا‪ ،‬یــداه فطره اســت و‬ ‫کافن است زمینه زیارت فرایم گردد‬ ‫تا تحول و تغییر واقع خود‪.‬‬ ‫برای تبیین بهتر فناوریها‪ ،‬از یک مثال کمک گرفته‬ ‫شده است‪« :‬فرهنگ عفاف و حیا»‪ .‬یعنی توضیح داده‬ ‫شده که فناوری مذکور چگونه به ارتقای ارزشهای‬ ‫فرهنگ عفاف و حیا کمک نموده است‪.‬‬ ‫اقبال مــردم به امامزادهها نیز خیلی زیــاد اســت؛ هر‬ ‫ساله موقع تحویل سال نو‪ ،‬این اما کن از شلوغترین‬ ‫جاهاست‪ .‬در بهار سال ‪ ،97‬چهلوپنج میلیون زائر در‬ ‫امامزادهها حضور یافتند [‪ ]2‬که حاکی از قوت باای‬ ‫این ظرفیت است‪.‬‬ ‫دارایی اسامی است‪.‬‬ ‫فرهنگ «زیارت» یک ظرفیت و‬ ‫ِ‬ ‫زیــارت در خود تواضع و خشوع دارد‪ .‬از این خشوع‬ ‫مــیتــوان بــرای اشنایی با عفاف و حیا و مظاهر ان‬ ‫یعنی پوشش اسامی استفاده نمود‪ .‬بسیاری از زنان و‬ ‫دختران ایرانی هستند که پس از زیارت امام رضا؟‬ ‫و یا عتبات عالیات‪ ،‬مقید به پوشش اسامی شدهاند‬ ‫بدون اینکه الزامی از سوی نهاد یا فردی داشته باشند‪.‬‬ ‫ً‬ ‫انها معموا از اینکه پس از زیارت به وضعیت قبلی‬ ‫بازگردند‪ ،‬از ائمه احساس شرم میکنند‪.‬‬ ‫فرهنگ حیا‪ ،‬ندای فطری است و کافی است زمینه‬ ‫زیارت فراهم گردد تا تحول و تغییر واقع شود‪ .‬گاهی‬ ‫اوقات الزامها نیز اثار خود را دارند‪ .‬در برخی امامزادگان‬ ‫پوشش چادر الزامی است‪ .‬دختر دانشجویی نقل میکرد‬ ‫ً‬ ‫که روزی اشتباها چادر را با خود از امامزاده بیرون اورده‬ ‫و با ان تا خوابگاه رفته؛ این بار در کوچه و خیابان یک‬ ‫ً‬ ‫احساس ارامش خاص داشته که بعدا متوجه میشود‬ ‫به دلیل وجود چادر روی سرش بوده است‪ .‬از ان پس‬ ‫این بانو‪ ،‬چادری شده است‪ .‬ضمن اینکه باید دانست‬ ‫چادر حجاب برتر است‪ ،‬اما نباید پوشش اسامی را در‬ ‫چادر منحصر دانست؛ البته نباید حجاب را هم فقط‬ ‫زنانه تلقی نمود که این خود خطایی راهبردی است‪.‬‬ ‫فناوری راهیان نور‬ ‫ً‬ ‫از ح ــدودا ســال ‪ 77‬به بعد مــردم بــهصــورت فــردی‪،‬‬ ‫کاروانی و یا خانوادگی تحت عنوان اردوهای راهیان‬ ‫نور‪ ،‬به مناطق عملیاتی جنوب و غرب کشور در ایام‬ ‫نوروز و تابستان سفر میکنند‪ .‬بسیاری از افراد اعم از‬ ‫دختر و پسر و زن و مرد‪ ،‬با سفر به این مناطق متحول‬ ‫شدهاند‪ .‬در انجا شاید مسئوان کاروان و یا فرد راوی‬ ‫اشارهای هم به بهتر شدن وضع پوشش زائرین داشته‬ ‫باشد ولی الزامی وجود ندارد و اتفاقی که میافتد از‬ ‫جنس دیگری اســت‪ .‬در انجا شهدا حضور دارنــد؛‬ ‫حضور انها شفادهنده روح و جسم زائران است‪.‬‬ ‫یکی از ترسها و نگرانیهایی که مانع تحول در حجاب‬ ‫دختران میشود‪ ،‬ترس از تنهایی و طرد شدن از سوی‬ ‫دوستان است؛ جوانان و نوجوانان از گروههای همساان‬ ‫خود بسیار تاثیرپذیرند؛ حتی گاهی بیش از پدر و مادر‬ ‫و یا معلمان‪ .‬این اردوهای زیارتی‪ ،‬فرصت و محمل‬ ‫خوبی برای دوستیابی است‪ .‬فرصتی است که این‬ ‫جایگزینی را ممکن مینماید‪ .‬تحول صورت میگیرد‬ ‫و دوستان جدید نیز جایگزین میگردند‪.‬‬ ‫در برنامه «از ا ک جیغ تا خدا»‪ ،‬زنی تعریف میکرد که‬ ‫با خواندن کتاب «سام بر ابراهیم» و اشنایی با «شهید‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فناوری زیارت‬ ‫‪184‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫ابراهیم هادی»‪ ،‬متحول شده و دخترش نیز بدون اینکه‬ ‫مادر دخالتی داشته باشد با سفر به اردوی راهیان نور‬ ‫با هدیه گرفتن همین کتاب و قرار گرفتن در فضای‬ ‫معنوی انجا متحول شده که اثرات رویین این تحول‪،‬‬ ‫در وضع پوشش انها هویداست‪.‬‬ ‫در همین رابطه میتوان به اثار تشییع شهدا در شهرهای‬ ‫کشور اشاره داشت؛ تشییع پیکر ‪ 174‬غواص عملیات‬ ‫کربای چهار و یا پیکر بیسر «شهید حججی»‪ ،‬نمونهای‬ ‫از این دست است‪ .‬افراد مختلفی با تیپهای متنوع‬ ‫و از اقشار مختلف در این برنامهها حضور مییابند و‬ ‫نشان میدهند که دل در گروی فرهنگ عفاف و حیا‬ ‫دارند حتی اگر نقصی در ظاهر داشته باشند‪.‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫اما کشتی نجات حسین بزرگتر و سریعتر است!»‪.‬‬ ‫در اربعین عاوه بر مــواردی همچون ارتقای فرهنگ‬ ‫عفاف و حیا‪ ،‬اهداف دیگری نیز محقق میگردد؛ اعم‬ ‫از ترویج روحیه برادری میان مسلمانان شیعه و سنی‬ ‫و ایرانی و عراقی و افرادی از ملل دیگر‪ ،‬به رخ کشیدن‬ ‫اتحاد اسامی در برابر دشمنان‪ ،‬ترویج روحیه ایثار و‬ ‫ازخودگذشتگی‪ ،‬ترویج روحیه وایتمداری اهلبیت‬ ‫ً‬ ‫پیامبر‪ ،‬ترویج اطعام به دیگران خصوصا فقرا و نیازمندان‪،‬‬ ‫ترویج فرهنگ زیارت‪ ،‬ترویج عزاداری سیدالشهدا‪،‬‬ ‫رونق اقتصادی برای صنعت حملونقل و مهمتر از‬ ‫همه «مانور تمدنی یکماهه»‪.‬‬ ‫فناوری اعتکاف‬ ‫سفر اربعین نیز که چند سالی است راه افتاده و هر‬ ‫ساله پرشورتر نیز میگردد میتواند چنین اثاری را داشته‬ ‫باشد‪ .‬البته با ضریب چند برابر؛ زیرا این بار شخص‬ ‫زیارتشونده‪ ،‬امام معصوم است؛ سیدالشهدا است‬ ‫که در روایات امده «ما اهلبیت همگی کشتی نجاتیم‬ ‫‪185‬‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫فناوری پیادهروی اربعین‬ ‫یکی دیگر از ظرفیتهای فرهنگی که چند سالی‬ ‫است در مرکز و نیز شهرهای مختلف رونــق گرفته‪،‬‬ ‫اعتکاف است‪ .‬استقبال از اعتکاف به حدی است‬ ‫که محدودیت ثبتنام وجود دارد و اولویت با کسانی‬ ‫است که زودتر اقدام نمایند‪ .‬بنابر امار سال ‪ 90‬به گفته‬ ‫معاون فرهنگی مرکز رسیدگی به امور مساجد‪ ،‬در کل‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫ایلبیت؟ براه خیعیان‪« ،‬الصو»‬ ‫یستند؛ یکن از جایایی که این مهم‬ ‫را تقویت منیماید‪ ،‬ییئت است‪.‬‬ ‫کشور ‪ 870‬هزار نفر و در تهران ‪ 66‬هزار نفر معتکف‬ ‫شدهاند‪]3[ .‬‬ ‫یک فرصت سهروزه که در اصل‪ ،‬خلوت با خداوند‬ ‫است؛ اما جالب این است که این خلوت‪ ،‬جمعی‬ ‫انجام میگیرد و اولویت با مساجد جامع شهرهاست‪.‬‬ ‫در اعتکاف چند اتفاق رخ میدهد‪ :‬اول روزه‪ .‬یعنی‬ ‫اجتناب از انجام برخی کارها که روزه را باطل میکند‬ ‫و این یک خودسازی است‪ .‬دیگر‪ ،‬برگزاری نماز به‬ ‫جماعت و اول وقــت‪ .‬دیگر‪ ،‬تــاوت قــران و انــس با‬ ‫قــران‪ .‬همچنین قرائت برخی ادعیه که مناجات با‬ ‫خدا را نیز در خود دارند‪ .‬فرهنگ شبزندهداری نیز‬ ‫ً‬ ‫در اعتکافها نهفته است‪ .‬اگرچه اعتکاف ظاهرا‬ ‫یعنی گوشهنشینی ولی منافاتی با اینکه با جمع رفقا‬ ‫در این برنامه معنوی بتوان شرکت نمود‪ ،‬ندارد‪ّ .‬‬ ‫حتی‬ ‫بسیاری اوقات‪ ،‬دوستیهایی در اعتکافها پا میگیرد‬ ‫که تا سالها ادامه مییابد‪ .‬سه شبانهروز تجربه زندگی‬ ‫با افرادی که به لحاظ هدف‪ ،‬به یکدیگر نزدیکاند‪.‬‬ ‫یکی از جاهایی که این مهم را تقویت مینماید‪ ،‬هیئت‬ ‫است‪ .‬اگر بانوی ایرانی‪« ،‬حضرت زهرا؟» را بهعنوان‬ ‫الگوی خود برگزید‪ ،‬بهتدریج سبک زندگی و پوشش‬ ‫خود را با ان حضرت منطبق مینماید‪.‬‬ ‫ُ‬ ‫با طراحی زمین عملیات جدید‪ ،‬احتمال برد جبهه‬ ‫خودی بیشتر خواهد بود و به دلیل نااشنایی دشمن‬ ‫با اقتضائات زمین بومی‪ -‬هویتی‪ ،‬احتمال شکست‬ ‫او فزونی مییابد‪ ]4[ .‬در سیاستگذاری فرهنگی و‬ ‫مقابله با هجمههای دشمن اعم از سلبی و ایجابی در‬ ‫سه ایه نگرش‪ ،‬گرایش و رفتار باید به طراحی جدید‬ ‫زمین عملیات اهتمام داشت‪ .‬فرهنگ اسامی‪-‬ایرانی‬ ‫در هر سه ایه از غنیترین فرهنگهای دنیاست؛‬ ‫فناوریهای ذکر شده از بهترین مواردی هستند که‬ ‫میتوانند جواهرات این فرهنگ را استخراج نموده و‬ ‫به مقابله با سوداگران ایمان و هویت ایرانیان بپردازند‪.‬‬ ‫امریکا و دیگر قدرتهای استکباری از ناوهای تازهساز‬ ‫ایرانی نمیترسند؛ زیرا بهتر از انها را دارنــد؛ انان از‬ ‫قایقهای تندروی سپاه هراس دارند‪.‬‬ ‫هیئت بر اساس حب اهلبیت برپا میگردد و مبتنی‬ ‫بر شادی در ُسرور اهلبیت و عزاداری در سوگ انان‬ ‫است‪ .‬محتوای ان هم شور دارد هم شعور‪ .‬معارفی که‬ ‫در اینجا منتقل میگردد‪ ،‬از جنس بینش است بهعاوه‬ ‫قسمت شور‪ ،‬مخلوط با احساسات و‬ ‫گرایش؛ چراکه در‬ ‫ِ‬ ‫عواطف میگردد و این به نهادینه شدن سریع و عمیقتر‬ ‫ان کمک مینماید‪ .‬هنر مداحی بهخوبی از عهده این‬ ‫مهم برمیاید‪ .‬اهلبیت برای شیعیان‪« ،‬الگو» هستند؛‬ ‫پینوشتها‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫فناوری هیئت‬ ‫‪Email: s.lotfi66@gmail.com‬‬ ‫[‪ .]1‬فناوری ترجمه نادقیقی از واژه تکنولوژی است؛ به معنای دانش شیوه‬ ‫انجام کار‪ .‬فناوری سخت‪ ،‬به شیوههای تکنیکال و فیزیکی و مشهود و‬ ‫ً‬ ‫ملموس اشاره میکند؛ ولی فناوری نرم‪ ،‬عموما ناظر به شیوههای ذهنی‪،‬‬ ‫رفتاری و غیرملموس است‪ .‬فناوری نرم‪ ،‬بهنوعی سازوکارهای تغییر رفتار‬ ‫است‪ .‬بهعبارتدیگر عاملی است برای تغییرات اجتماعی‪ .‬در فناوری‪ ،‬رفع‬ ‫نیاز و مفید بودن نهفته است‪.‬‬ ‫[‪ .]2‬به نقل از مدیرکل اعزام مبلغ سازمان اوقاف و امور خیریه (‪https://‬‬ ‫‪)aspx.2983۴۶-www.oghaf.ir/news/view‬‬ ‫‪۴9=http://www.etekafqom.com/fa/NewsView.html?ItemID ]3[.‬‬ ‫[‪ .]۴‬داستان تنتن و سندباد نمونهای بسیار زیبا از این هماوردی است‪.‬‬ ‫‪186‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫ّ‬ ‫محمدرضا ارام‬ ‫پژوهشگر «حلقه سیاست خانواده» مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری علوم سیاسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی‬ ‫‪187‬‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫مردمان ارمایشهر مهدوه زمایهسازید؛ یه فرزید زمایه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫شهر خدا‬ ‫ِ‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫ّ‬ ‫تمدنی در حال تسخیر جهان است‪ .‬جهان روابط و‬ ‫تعامات‪ .‬تمدن غرب لحظهای دست از تکاپو برای‬ ‫این تسخیر برنداشته است‪.‬‬ ‫ُ‬ ‫تغییر سبک زندگی و حتی سبک مردن! باید در لحظه‬ ‫زندگی کرد‪ .‬چو فردا شود‪ ،‬فکر فردا کنیم! زندگی حول‬ ‫محور «من» میچرخد و ارتباط با دیگران تنها وقتی‬ ‫معنا مییابد که با منافع «من» مرتبط باشد‪ .‬عدل و‬ ‫ظلم‪ ،‬عادل و ظالم تنها در ارتباط با افراد اتمی مطرح‬ ‫میشوند‪« .‬غم و شادی» و «رنج و لذت» احساساتی‬ ‫هستند که تنها در نسبت با «من» معنا پیدا میکند‪.‬‬ ‫سبک مردن همتغییر کرده است‪ُ .‬مردنهای سریع‬ ‫بهسرعت اینترنت‪ ،‬قطارهای سریعالسیر و فستفودها!‬ ‫انقدر سرعت زندگی بااست که فرصتی برای تامل‬ ‫درباره مرگ و عاقبت کارها باقی نمانده است‪ .‬نباید هم‬ ‫مرگ جایگاهی در زندگی داشته باشد‪ ،‬وقتی صحبت‬ ‫از ان افسردگی و ترس به بار اورد‪ .‬در شهر جایی برای‬ ‫ارام گرفتن مردگان هم وجود نــدارد! مردگان باید در‬ ‫حاشیه شهر و دور از شهرنشینان ارام گیرند تا سرعت‬ ‫شهرنشینان را در دنیاطلبی و سودجویی کم نکنند‪.‬‬ ‫مرکز شهر که جای امــوات نیست‪ ،‬مرکز شهر محلی‬ ‫استراتژیک برای احداث مراکز خرید چند ده طبقه‬ ‫اســت‪ .‬اینجا مرگ بــرای شهرنشینان و برج نشینان‬ ‫نیست؛ انها فکر میکنند همیشه نوبت دیگران برای‬ ‫ُ‬ ‫مردن است‪ .‬اطرافیان هم که میمیرند‪ ،‬با یک «نچ»‬ ‫ُ ُ‬ ‫یا «نچ نچ» ابراز تاسف میکنند و تازه دعواها بر سر‬ ‫ارثومیراثشان شروع میشود‪.‬‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫م ــردم ای ــن دوران از اقــگــن یقاط‬ ‫جهان مطلعاید ّاما از یمسایصان و‬ ‫اطرافیان خود در بیخبره مطلق‬ ‫به سر منبرید‪.‬‬ ‫اطرافیان خود در بیخبری مطلق به سر میبرند‪ .‬کمکها‬ ‫به دورترین نقاط سرازیر میشود‪ّ ،‬اما در همین نزدیکی‬ ‫شکمهایی پر از خالی است‪ .‬واکنشهای توییتری‪،‬‬ ‫اینستاگرامی و هشتگها بیشتر از اقدامات عملی به‬ ‫چشم میخورد‪ .‬گزارش کار مهمتر از کار است‪.‬‬ ‫تشنگان قدرت و ثروت‪ ،‬دیگران را تنها از منظر میزان‬ ‫قدرت و ثروتشان میبینند‪ .‬چونان گرسنهای که‬ ‫تمام افراد پیرامون خود را چون مرغی بریان میبیند‪،‬‬ ‫پولپرستان هم دیگران را بهمثابه گاوصندوق یا عابر‬ ‫بانک میبینند‪ .‬اعتبار افراد به کارت اعتباری انها‬ ‫بستگی دارد‪ .‬باید همچنین باشد‪ ،‬وقتی تدبیر ارزاق‬ ‫را از دست ّرزاق عالم خارج بدانند و به دست نامرئی‬ ‫بازار یا دولت تدبیر بسپارند‪ .‬به دنبال این خیال باطل‪،‬‬ ‫از یکسو نرخ امید به زندگی و فرداهای روشنتر پایین‬ ‫امده و از سوی دیگر با افزایش نرخ حرص و طمع و فخر‪،‬‬ ‫همگان فقیر گشته یا احساس فقر میکنند و غذای‬ ‫هرروزشان شده‪ :‬غم فردا خوردن !ذهنهای بازاری‪،‬‬ ‫عاج بیماریهای اقتصادی را به بازاری سپردهاند‬ ‫که با دست نامرئی خود‪ ،‬هرروز تعدادی را در گرداب‬ ‫حرص و طمع خفه میکند‪.‬‬ ‫در رابطه ماشینی قدرت‪ ،‬مشکل افراد تا زمانی اهمیت‬ ‫دهندگان من باشند‪ .‬در پزشکی ماشینی‪،‬‬ ‫دارد که رای‬ ‫ِ‬ ‫همه بیمارها نیاز به قرص و داروی بیشتر و حتی عمل‬ ‫جراحی دارند‪.‬‬ ‫ّ‬ ‫این تمدن روح جدیدی به الفاظ کهن میدهد‪ .‬الفاظ‬ ‫مقدس کهن با معانی نکبتبار باردار میشوند و الفاظ‬ ‫سرعت تغییر در این زندگی انچنان زیاد است که دیگر‬ ‫تصمیم بر تغییر باقی نمیگذارد‪.‬‬ ‫فرصتی برای تفکر و‬ ‫ِ‬ ‫سیاستهایی از پیش توسط متفکرین عالم اباغشده‬ ‫و فقط باید اجرا شوند‪ .‬همه باید تغییر کنند‪ .‬همه‬ ‫ّ‬ ‫باید متمدن و توسعهیافته شوند‪ .‬عقوبت مقاومت‪،‬‬ ‫له شدن ای چرخدندههای توسعه است‪ .‬هر انچه‬ ‫سفتوسخت و مقاوم است‪ ،‬دود میشود و به هوا‬ ‫میرود‪ .‬زمانهای شکلگرفته که تمام بشر باید فرزندی ان‬ ‫را کنند و متمردین ان از این خانواده جهانی طرد شوند!‬ ‫این شبح بهسرعت در حال مرزبندیها و تقسیمبندیهای‬ ‫جدید است‪ .‬تقسیمکار روزافزون و بازاری شدن‬ ‫روابط‪ .‬هر کس نقشی جزئی بر عهده دارد که باید ان را‬ ‫متکفل شود‪ .‬ماشینی و مکانیکیشدن روابط بر زندگی‬ ‫همگان سایه افکنده است‪ .‬روابط مجازی جایگزین‬ ‫روابط حقیقی میشوند‪ .‬قطع ارتباط با دیگران بهاسانی‬ ‫قطع اتصال اینترنت است‪.‬‬ ‫ارتباطات برادرانه و اخاقی جای خود را به اعامیهها‬ ‫و اخطاریهها سازمانی و قانونی میدهد‪َ .‬منظر افراد‬ ‫به یکدیگر‪ ،‬نه منظری انسانی بلکه منظری ابــزاری‬ ‫میشود‪ .‬ابزاری برای بیشینهسازی منافع فردی و در‬ ‫راس ان قدرت و ثروت‪.‬‬ ‫رسانه دیگر ابزار قدرت نیست‪ ،‬مهمترین رکن قدرت‬ ‫است‪ .‬رسانهها انتقالدهنده حقایق نیستند‪ ،‬بلکه‬ ‫سازنده حقایقاند‪ .‬رسانهها توان این را دارند تا واقعیت‬ ‫را غیرواقعی و غیرواقعی را واقعی جلوه دهند‪ .‬مردم این‬ ‫دوران از اقصی نقاط جهان مطلعاند ّاما از همسایگان و‬ ‫‪188‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫‪189‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫ّ‬ ‫پلید پیشین‪ ،‬امروز لعاب خوشرنگ تمدن و تجدد‬ ‫میگیرند‪ .‬حــال دیگر خودپرستی و بیرون کشیدن‬ ‫گلیم خود از اب‪ ،‬عین عقانیت است و ایثار عین‬ ‫حماقت‪ .‬ولنگاری و رهایی از تمام قیدوبندها و زیستن‬ ‫چون حیوانات‪ ،‬ارمان اشرف مخلوقات عالم گشته و‬ ‫ُ‬ ‫عبودیت ا ّملبازی و ارتجاع! سر در ا ک خویش داشتن‬ ‫و بیتفاوتی نسبت به مشکات دیگران‪ ،‬افتخار و‬ ‫شرف محسوب میشود‪« .‬به من چه؟» و «به تو چه؟»‬ ‫ترجیعبندهای هرروز زندگی ما شدهاند‪ .‬بهراستی ما‬ ‫را چه شده است؟! ّاما هنوز باریکهای روان و بارقهای‬ ‫درخشان بــرای زندگی وجــود دارد‪ .‬در ایــن زندگانی‬ ‫اثری از من وجود ندارد‪ .‬قطرات ناچیز من در دریای‬ ‫خروشان «ما» گم میشوند‪ .‬مشکل شخصی در قاموس‬ ‫مردمان این سرزمین محلی از اعراب ندارد‪ .‬همه خود‬ ‫را مسئول میدانند‪.‬‬ ‫مــرزهــا و حصارهای تنگ جغرافیایی و ملی بــرای‬ ‫بــروز احساسات به رسمیت شناختهشده نیست‪.‬‬ ‫ّ‬ ‫ارتباطات ایمانی به حدی قدرت دارد که گاهی با‬ ‫ناراحتی مومنی در غرب عالم‪ ،‬برادر دینی او در شرق‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫ّ‬ ‫عالم غمگین میشود‪ ،‬بیانکه از علت این غم و غصه‬ ‫ّ‬ ‫ا گاه باشد‪ .‬اینجا اقوام و اطرافیان همیشه مقدم برای‬ ‫کمکرسانی هستند‪.‬‬ ‫ّ‬ ‫اینجا مال من و مال تو معنا ندارد؛ همه از برای رزاق‬ ‫عالم است‪ .‬بریده باد دست نامرئی بازار! اینجا دست‬ ‫خدا باای تمام دستهاست‪ .‬مردمان این سرزمین‬ ‫باور دارند که هرکدام رزقی ّ‬ ‫معین و مشخص دارند‪.‬‬ ‫بهجای درگیر شدن در بازی اقتصاد خصوصی یا دولتی‪،‬‬ ‫مفهوم «رزق حال» مهمترین جایگاه را در اقتصاد انها‬ ‫دارد‪ .‬در این سرزمین روابط خانوادگی مملو از عشق و‬ ‫عاطفه است‪ .‬اینجا روابط سازمانی و قانونی نیست‪،‬‬ ‫روابــط وایی است‪ .‬تکریم والدین همچون تکریم و‬ ‫تمجید یک رعیت نسبت به فرمانروایی خشن است‪.‬‬ ‫همه مطیع محض والدین هستند‪ .‬تنها خط قرمز این‬ ‫اطاعت کفر و شرک است‪.‬‬ ‫همگان خویشاوندانی دارند که دائم به دیدار انها‬ ‫میروند‪ .‬از حالشان مطلع هستند‪ .‬اگر کسی از انها‬ ‫نیازمند شد‪ ،‬پیش از انکه نیازش را ابراز کند دیگران‬ ‫ان را تشخیص داده و مرتفع میکنند‪ .‬مردمان این‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫در ارمانخهر ما یر کس‪ ،‬یر کار خوبی‬ ‫من کند‪ ،‬بهایهاه است تا زودتــر از‬ ‫یعمت امامش برخوردار خود‪.‬‬ ‫حا کمان این دیار تشنگان خدمتاند نه شیفتگان‬ ‫قدرت‪ .‬از متن و بطن مردم بر خواستهاند‪ .‬زندگی انها‬ ‫نه در سطح عموم مردم بلکه در سطح قشر مستضعف‬ ‫جامعه است تا فشاری مضاعف بر فقر انها نباشند‪.‬‬ ‫مردمان این سرزمین احساس بیگانگی از مسئولین‬ ‫نمیکنند‪ .‬ایشان صاحبان امر کشور و مستضعفین‬ ‫ولینعمتان ان هستند‪ .‬مسئولین درد مردم را باپوست‬ ‫و گوشت خود احساس میکنند‪ .‬به مردم و نهادهای‬ ‫حمایتگر انهــا چــون خــانــواده‪ ،‬همسایه‪ ،‬دوستی و‬ ‫برادری بها میدهند‪ .‬در ارمانشهر ما هیچکس دولت‬ ‫را مسئول تمام مسائل و مشکات نمیداند‪ .‬همه‬ ‫خود را مسئول و ّمتهم و دولت را مسئول تامین و رفع‬ ‫باقیمانده نیازها و مشکات مردمان میدانند‪ .‬دولتی‬ ‫حداقلی با کارامدی حداکثری‪.‬‬ ‫ّاما این پایان ماجرا نیست‪ .‬راستش را بخواهی‪ ،‬مردمان‬ ‫این سرزمین هنوز یتیماند! خانواده اصلی انها‪ ،‬کسانی‬ ‫هستند که سالهاست در غیبت انها میسوزند‪ .‬این‬ ‫یتیمی‪ ،‬سختتر از یتیمی کودکی است که پدر یا مادر‬ ‫خود را ازدستداده است‪.‬‬ ‫اینجا هرکس‪ ،‬هر کار خوبی میکند‪ ،‬بهانهای است تا زودتر‬ ‫از نعمت امامش برخوردار شود‪ .‬اینجا همه چشمبهراه‬ ‫ان ّ‬ ‫تحول خوشایندی هستند که به صدقهسر ان اسام‬ ‫و مسلمین عزیز و نفاق و منافقین‪ ،‬ذلیل میشوند‪.‬‬ ‫شهر هرکجا زندگی میکنند‪ ،‬همسایگانی دارند که به‬ ‫انها عشق میورزند‪ .‬پیش از انکه لب به غذا بزنند‬ ‫یا حتی جرعه ابی بنوشند‪ ،‬از سیر بودن همسایهها‬ ‫مطمئن شدهاند‪ .‬اگر همسایهها اذیتی کردند‪ ،‬بر ان‬ ‫صبر میکنند‪ .‬مانع از اذیت و ازار دیگران نسبت به‬ ‫همسایهها میشوند‪ .‬خود را در شادی و غم انها شریک‬ ‫میدانند‪ .‬همه برادرانی دارند‪ .‬در قاموس مردمان این‬ ‫سرزمین تولد از یک مادر ّ‬ ‫حتی شرط ازم برادری هم‬ ‫نیست‪ .‬ایمان شرط ازم و کافی ّ‬ ‫اخوت است‪ .‬این‬ ‫برادران هرروز یکدیگر را در خانه خدا چندبار زیارت‬ ‫میکنند‪ .‬از احوال هم و جامعه خویش مطلع میشوند‪.‬‬ ‫با بیماریشان بیمار‪ ،‬و با شادی انها شاد میشوند‪.‬‬ ‫اری! ایشان خود را در برابر همگان مسئول میدانند‪.‬‬ ‫مردمان این سرزمین زمانهسازند نه فرزند زمانه‪ .‬انها‬ ‫فرزندی زمانه منحرف را نمیکنند‪ .‬فرزندان ناخلف‬ ‫این زمانه‪ ،‬زمین میخورند اما زمینگیر نمیشوند‪.‬‬ ‫اینجا ایثار و گذشت عین عقانیت و مقابلهبهمثل عین‬ ‫حماقت و باهت است‪ .‬اینجا جواب بدی خوبی و‬ ‫سزای قطع رابطه دیگران‪ ،‬ارتباط با انهاست‪ .‬اینجا‬ ‫کلوخانداز را پاداش قند است نه سنگ! اینجا هر فرد‬ ‫یک اتــم نیست‪ ،‬یک ّامــت اســت‪ .‬گستره مسائل و‬ ‫مشکات هر فرد‪ ،‬به گستردگی مسائل خلقت است‪.‬‬ ‫اینجا اصالت نه با فرد است نه با جمع‪ ،‬اصالت با فرد‬ ‫شامل جمع است‪.‬‬ ‫ایشان با دوستان خدادوست و با دشمنان خدا دشمناند‪.‬‬ ‫در مقابل زیادهخواهیهای دشمنان دست ذلت دراز‬ ‫نمیکنند‪ .‬نه ظلم میکنند و نه تاب تماشای ظلم دارند‪.‬‬ ‫پینوشت‪:‬‬ ‫‪Email: mr.aram@chmail.com‬‬ ‫‪190‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫دکتر مصباحالهدی باقری‬ ‫پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟‬ ‫عضو هیئتعلمی دانشکده معارف اسامی و مدیریت دانشگاه امام صادق؟‬ ‫‪191‬‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫دایشصاه «یــویــتبـشــش»‪ ،‬ســامــاندیـنــده دردیــاســت‪،‬‬ ‫یهبششن از دردیاه یک جامعه‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫من بیمن‬ ‫ِ‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫از زمان تاسیس «دارالفنون» و ورود نظام اموزشی جدید‬ ‫به کشور و تبدیل مکتبخانههای سنتی به مدارس‪،‬‬ ‫یک موضوع جدی ذهن دغدغهمندان حوزه تعلیم و‬ ‫تربیت را متوجه خودکرده بود و ان استفاده از مواهب‬ ‫نظام جدید همراه با حفظ ارزشهای سنتی (اعم از‬ ‫دینی‪ ،‬ملی و بومی) بود‪ .‬به همین خاطر با به حرکت‬ ‫ُ‬ ‫افتادن چرخ توسعه «رضاخان» قلدر و مانع دانستن‬ ‫بسیاری از ارزشها و هنجارهای دینی برای توسعه‪،‬‬ ‫دلسوزان و عاقبتاندیشان برای برونرفت از این فضا‪،‬‬ ‫به فکر افتادند و به طرح و تدابیری رسیدند‪ .‬ازجمله‬ ‫اینها تاسیس مدارسی بود که در ان سعی میشد رنگ‬ ‫و بوی تعلیمات و هنجارهای اسامی (با همه فشارها‬ ‫و مضیقههای حکومت طاغوت) در فضا و برنامههای‬ ‫اموزشی وارد شود‪ .‬تاسیس مدارس «البرز»‪« ،‬علوی»‪،‬‬ ‫«نیکان»‪« ،‬کمال»‪« ،‬روزبه» و «رفاه»‪ ،‬در طول سالیان‬ ‫قبل از انقاب پاسخی به این نیاز بود‪ .‬این تاش تا‬ ‫جایی پیش رفت که دانشاموختگان این مدارس‬ ‫دارای شکل و شمایل منحصربهفرد چه از جهت‬ ‫ظاهری و چه از جهت خصیصههای اخاقی شدند‪.‬‬ ‫ً‬ ‫نهایتا این اهتمام عالی‪ ،‬کار را بهجایی رساند که این‬ ‫هویت ساختهشده حتی در دورههای اموزش عالی‬ ‫و دانشگاهها چه در داخل ایران و چه در خارج‪ ،‬که‬ ‫محیط و مولفههای شخصیتیشان کمتر تناسبی با‬ ‫ارزشهــای توحیدی و هنجارهای انسانی داشت‪،‬‬ ‫موجبات حرکت بر مسیر روشن و متقن مبارزه با ظلم و‬ ‫ظالم و حمایت از مظلوم و عدالتپیشگی میگشت و‬ ‫بسیاری از سربازان امام و انقاب از همین گروه فکری‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫با پیروزه ایقاب اسامن ایتظار بود که جریان یویتبششن‬ ‫مدارس اسامن در سطح اموزشیاه مقدماتن عمومنتر و‬ ‫گستردهتر خود و حتن به مراکز اموزش عالن یم سرایت کند‪.‬‬ ‫و هویتی باز متولد شدند‪ .‬البته قابلانکار نیست که‬ ‫برخی شرایط و برخی عقاید‪ ،‬زمینههای افراطوتفریط‬ ‫اعتقادی را در فضای فرهنگی و تربیتی این مدارس‬ ‫ایجاد میکرد که روی برخی اقشار در این مدارس موثر‬ ‫واقع میشد و موجبات تزلزل و تذبذب اعتقادی را‬ ‫فراهم میاورد‪ .‬بااینهمه‪ ،‬این مدارس همواره بهعنوان‬ ‫مراکزی هویتبخش شناخته میشدند که خانوادهها‬ ‫تاش بسیاری میکردند فرزندانشان را وارد به اینها‬ ‫ً‬ ‫کنند تا با خیالی نسبتا اسوده‪ ،‬تولی تربیتی بچههایشان‬ ‫را واگذار کنند‪.‬‬ ‫با پیروزی انقاب اسامی و برداشته شدن موانع‪ ،‬انتظار‬ ‫بود که این جریان هویتبخشی در سطح اموزشهای‬ ‫مقدماتی عمومیتر و گستردهتر شود و حتی به مراکز‬ ‫اموزش عالی هم سرایت کند و دانشگاههایی با این‬ ‫سبک و سیاق طراحی و تاسیس گردند‪.‬‬ ‫ازانجاکه‪ ،‬این دغدغهها از قبل از پیروزی انقاب در‬ ‫برخی اذهان و افکار و مباحثات بزرگان و متفکران‬ ‫و زعمای قوم جاری بود‪ ،‬بعد از پیروزی تاشهایی‬ ‫مستقیم (توسط شخص بزرگان) یا غیرمستقیم (با‬ ‫اشراف بزرگان و واسطه دیگران) انجام گردید‪.‬‬ ‫تاسیس «موسسه اموزشی عالی امام خمینی» (ایتاه‬ ‫مصباح)‪« ،‬دانشگاه امام صادق؟» (ایتاه مهدوی‬ ‫کنی)‪« ،‬مدرسه عالی شهید مطهری» (ایتاه امامی‬ ‫کاشانی)‪« ،‬مدارس و دانشگاه مفید» (ایتاه موسوی‬ ‫اردبیلی)‪« ،‬مدارس و دانشگاه علوم اسامی رضوی»‬ ‫(ایتاه واعظ طبسی) و بعدها «دانشگاه عدالت»‬ ‫(ایتاه هاشمی شاهرودی)‪ ،‬ازایندست بود‪ .‬همچنین‬ ‫برخی دانشگاههای سازمانی خاص مانند «دانشگاه‬ ‫امام حسین؟ » و «دانشگاه علوم قضایی»‪ ،‬عاوه‬ ‫بر ماموریت تامین نیرو‪ ،‬ماموریت هویتبخشی را هم‬ ‫در کنار ان میدیدند‪ .‬معالوصف بسیاری از این مراکز‬ ‫ذیل ترتیبات و تنظیمات مراکز باادستی در حوزه‬ ‫اموزش عالی‪ ،‬بهشدت از ظرفیتهای تمایز بخش‬ ‫خود فاصله گرفته و تبدیل به یک دانشگاه کمی تا‬ ‫قسمتی معمولی شدند‪.‬‬ ‫حال مسئله اینجاست‪« :‬دانشگاه هویتبخش» چه‬ ‫ارکــان و مشخصههایی دارد؟ بهعبارتدیگر‪ ،‬اگر‬ ‫دانشگاهی بخواهد در شخصیت اخاقی و علمی‬ ‫و حضور اجتماعی دانشاموخته خــود موثر باشد‪،‬‬ ‫باید حائز چه ویژگیها و شرایطی باشد؟ در حقیقت‬ ‫کدام خصیصهها به دانشگاه و مولفههای درونــی و‬ ‫شخصیتیاش هویت میبخشد و ان را ممتاز میکند؟‬ ‫این مراکز در ایه هویتبخشی خود دارای چند رکن‬ ‫محوری اثرگذار هستند‪.‬‬ ‫اول) استاد‪-‬مربیهای رونده و باابرنده‬ ‫این اساتید بهجای هضم در فرایند تولید انبوه‪ ،‬در قالب‬ ‫ً‬ ‫نظامهایی که عمدتا برامده از شخصیت خلقی خودشان‬ ‫است‪ ،‬به تربیت فرد مشغولاند‪ .‬درواقع این اساتید‪،‬‬ ‫ماموریت خود را بسیار فراتر از وظایف تعریفشده و‬ ‫حرفهای قابلسنجش و اندازهگیری میدانند‪ .‬انها‬ ‫تاش میکنند تا در همنفسی با دانشجو‪ ،‬او را در زمین‬ ‫و بستر استعدادی خود دانشجو حرکت و رشد دهند‪.‬‬ ‫‪192‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫دانشجو در نظر انهــا یک متربی مستعد اســت که‬ ‫باید شکوفا شده و باا رود‪ .‬لذا استاد‪-‬مربیها به‬ ‫دنبال جویندهها میگردند و به انها میرسند‪ ،‬خوب‬ ‫میفهمندشان و خوب نگهداریشان میکنند و هیچگاه‬ ‫متوقف نمیشوند؛ لذا خود همراه با متربیها‪ ،‬هم‬ ‫رونده هستند‪ ،‬هم شکوفا کننده و هم شکوفا شونده‪.‬‬ ‫دوم) تعریف و ماموریت مشخص‬ ‫همراه نظامات مستقل و ممتاز‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫همه نظامها در وابستگی مستقیم و محض یک نظام‬ ‫استاندارد و متعارف تعریف شوند‪ ،‬دانشگاه را تبدیل به‬ ‫یک ماشین میکنند که ماموریتش رساندن افراد از یک‬ ‫نقطه به یک نقطه دیگر است و قرار نیست طی مسیر‬ ‫اتفاق خاصی بیفتد‪ .‬ماموریتهای یکسان دانشگاه‬ ‫را از درون میخشکاند و میپوساند اما ماموریتهای‬ ‫متمایز نیاز به نظامات شایستهمحور دارد‪.‬‬ ‫سوم) وجود اساتید یگانه و مرجع‬ ‫‪193‬‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫اموزش عالی در کشورهای پیشرفته دارای وزنی بااتر از‬ ‫استانداردهای اداری و متعارف است‪ ،‬لذا دانشگاهها‬ ‫بهتناسب درجــه و امتیاز در مرتبههای مختلفی از‬ ‫استقال تا تابعیت محض (دستگاه اموزش عالی) قرار‬ ‫میگیرند‪ .‬روشن است دانشگاههای هویتبخش ازم‬ ‫است از حیث نظامات درونی‪ ،‬طراحیها و تالیفهای‬ ‫خود را داشته باشند‪.‬‬ ‫نظام جذب نیروی انسانی (اعم از استاد‪ ،‬دانشجو و‬ ‫کارمند)‪ ،‬نظام نگهداری‪ ،‬نظام ارتقاء‪ ،‬نظام برنامهریزی‬ ‫درسی و اموزشی‪ ،‬نظام تربیتی و‪ ...‬بایستی متناسب‬ ‫با ماموریت و ماهیت ان نهاد طراحی شــود‪ .‬اینکه‬ ‫حضور اساتیدی که در حولوحوش مرزهای دانش و‬ ‫مسئلههای معاصر غور و سیر میکنند و بهاصطاح‬ ‫صاحب کرسی هستند‪ ،‬نیز کمک شایانی به هویتبخشی‬ ‫میکند‪ .‬در حقیقت زیر سایه این درختان بلند تنفس‬ ‫کردن و درعینحال‪ ،‬تامل بر عظمت و واایی اندیشه‬ ‫انها‪ ،‬انسان را به حرکتی متمایز و خاص وا میدارد‪.‬‬ ‫هرچقدر این اساتید بیشتر باا روند‪ ،‬بیشتر میفهمند‬ ‫که چه میزان عظیمی نمیدانند‪ ،‬لذا بیشتر متواضع‬ ‫و فروتنی پیشه میکنند و الگوی موثرتری میشوند؛‬ ‫ً‬ ‫نتیجتا نابتر و ممتاز میشوند‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫دایشصاین که از جهت خروجنیا ییچ امتیاز‬ ‫و تمایزه را به ظهور یمنرساید‪ ،‬بهراحتن‬ ‫محو منخود و بییویت‪.‬‬ ‫چهارم) رئیس راهبر دانشگاه‬ ‫کتابخانه را برای انها فراهم میکنند‪ .‬برخی به تاسیس‬ ‫مدارس پایه پرداخته و فرزندان فارغالتحصیان را با‬ ‫تخفیف ویژهای میپذیرند و ‪ ...‬بدیهی است هرکدام‬ ‫از این سطوح به استمرار و عمیق شدن هویتسازمانی‬ ‫معنای متمایزی میبخشند‪.‬‬ ‫هرقدر رئیس دانشگاه بتواند در کنار وظیفه مدیریتی‬ ‫به نقش هدایت‪ ،‬راهبری و تولی امر اهتمام نماید‪،‬‬ ‫دانشگاه چشمگیرتر مینماید‪ .‬بنابراین رئیس یک‬ ‫دانشگاه هویتبخش غیر از مدیریت ان بایستی‬ ‫خود نماد و نمایی از ماموریت دانشگاه باشد؛ چه در‬ ‫سخن و خطابه‪ ،‬چه در تصمیم و امریه سازمانی و چه‬ ‫در عمل و حرکت فردی‪.‬‬ ‫ششم) نهادهای وابسته و اقماری‬ ‫اینکه دانشگاه به دانشگاه ختم نشود و بتواند در‬ ‫موجودیتها و ایههای دیگر ادامه پیدا کند موضوع‬ ‫بسیار بااهمیتی است‪ .‬دانشگاهی که از چند اتاق و‬ ‫ً‬ ‫کاس تشکیلشده‪ ،‬تقریبا بیهویت‪ ،‬عقیم و حتی مرده‬ ‫است و عنوان دانشگاه‪ ،‬عنوان اشتباهی است که به ان‬ ‫دادهاند‪ .‬اما دانشگاهی که ادامه دارد‪ ،‬و در هر مرحله‬ ‫از حیات دانشجویان و دانشاموختگان با طراحی و‬ ‫ایدهپردازیهای مناسب به نهادسازیهای ماموریتی‬ ‫دستزده است‪ ،‬این دانشگاه خود را موجودیتی زنده‬ ‫میداند؛ لذا زندگی و هویت میبخشد‪.‬‬ ‫پنجم) سازمان فرهنگی هویتبخش‬ ‫یکی از منابع هویتساز‪ ،‬نهادها و عناصری هستند‬ ‫که اتمسفر و سازمان فرهنگی یک مجموعه را شکل‬ ‫میدهند‪ .‬نهادهای ظاهری دانشگاه (مثل معماری‪،‬‬ ‫محوطه‪َ ،‬سر در‪ ،‬گواهینامه تحصیلی)‪ ،‬گردهماییهای‬ ‫متنوع و متفاوت (مذهبی‪ ،‬خانوادگی‪ ،‬سازمانی)‪،‬‬ ‫جلسات رسمی (دفاع از پایاننامه و رساله) و نیمهرسمی‬ ‫(دورههای ازاد یا همایشها) و ‪ ...‬از عناصر هویتساز‬ ‫هستند‪ .‬هرچقدر این عناصر‪ ،‬متمایزتر و شاخصتر‬ ‫باشد‪ ،‬در ساخت هویت موثرتر است‪.‬‬ ‫ً‬ ‫مثا دانشگاهها برای ارتباط دانشاموختگان خود‬ ‫طراحیهای مختلفی انجام میدهند‪ .‬برخی فقط‬ ‫به برگزاری گردهماییهای نوبهای اکتفا میکنند تا‬ ‫دیدارها تازه شود؛ اما برخی برای همین اجتماع مجرای‬ ‫رسانهای خاصی برقرار میکنند تا همیشه این افراد‬ ‫ذیل چتر ان نهاد‪ ،‬باهم مرتبط باشند‪ .‬برخی مواقع‬ ‫خانوادهها را هم دراینارتباط دخیل میکنند‪ .‬برخی‬ ‫مواقع امتیازات خاصی مثل استفاده از رستوران و یا‬ ‫هفتم) محصوات علمی مرجع‬ ‫دانشگاه انگاهکه به محصوات ممتاز که یک شاخصه‬ ‫ان میتواند مسئلهمحوری باشد دست یابد‪ ،‬میتواند‬ ‫برای خود و اهالی ان هویت ایجاد کند‪ .‬دانشگاهی‬ ‫که از جهت خروجیها هیچ امتیاز و تمایزی را به‬ ‫ظهور نمیرساند‪ ،‬بهراحتی محو میشود و بیهویت‪.‬‬ ‫اما دانشگاهی که برای خود ماموریتی متمایز (و در‬ ‫بهترین حالت منحصربهفرد) تعریف کرده و برای ان‬ ‫چشماندازهایی در تناوبهای زمانی طراحی نموده‪،‬‬ ‫‪194‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫‪Email: mesbab@yahoo.com‬‬ ‫‪195‬‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫پینوشت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫کنتوری و کنکوری را برمیگزیند‪ .‬حتی دیدهشده این‬ ‫شاخصها بر واقعیتهای روشن غلبه کرده و نوعی‬ ‫رضایتبخشی حبابی و خیالی را بهعنوان شاخص‬ ‫تحقق هدف بر خود تحمیل نموده است‪.‬‬ ‫دانشگاهی که خواست و خواهش دانشجو‪ ،‬بدون‬ ‫تطبیق ان بر ماموریت و اهداف عالی معیاری حیاتی‬ ‫قلمداد میشود‪ ،‬خود را حتی تا ارائه خدمات هوسی‬ ‫(‪ )fad services‬تنزل میبخشد‪.‬‬ ‫خاصه انکه دانشگاه هویتبخش‪ ،‬نهادی است‬ ‫پویا‪ ،‬ممتاز‪ ،‬پر از نماد‪ ،‬با هنجارهایی تعریفشده و‬ ‫متعهدانه که تمام عناصرش نقشی زنده و ارگانیک‬ ‫دارند و برای هر مولفه شخصیتیاش‪ ،‬قیمت و بهائی‬ ‫است که فقط با پرداخت ان میتوان ان را خرید و مال‬ ‫خود کرد‪ .‬چانهزنی و تخفیف فقط در صورتی در این‬ ‫بازار ارائه میشود که به ارمانها خدشه و تعدی وارد‬ ‫نشود ولی هرگز چیزی نسیه داده نمیشود‪ .‬این فقرات‬ ‫لوازمی است مقدماتی که میتواند حیات دهد و هویت‬ ‫ببخشد و جامعه را به داشتن دانشگاه متفاخر کند‪ ،‬وگرنه‬ ‫عدد دانشگاه و مافیهای ان‪ ،‬نشانگر گمراهکنندهای‬ ‫است که بایا و ابتائاتش ویرانکننده و زوالبخش‬ ‫یک جامعه و شاید یک تمدن دیرپای باشد‪.‬‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫انگاه میتواند محصوات علمی موثری را طرحریزی‬ ‫کند و تدارک ببیند‪ .‬مهمترین خروجی یک دانشگاه‪،‬‬ ‫یک دانشاموخته ممتاز است که به زینت دین و ادب‬ ‫و حیا اراسته و دردمند دردهای جامعه است‪ .‬برای خود‬ ‫در درون جامعه به دنبال هویت است و نمیخواهد‬ ‫جامعه را صرف هزینه خود و هویت خود کند‪.‬‬ ‫ارکانی که گفته شد‪ ،‬بخش مهمی از مولفههایی است‬ ‫که وقتی باهم کار میکنند‪ ،‬فرایند هویتبخشی و تعلق‬ ‫از دانشگاه به فرد را جریان میبخشند‪.‬‬ ‫دانشگاهی که در معماری ان‪ ،‬هیچ مولفه و نماد‬ ‫تعالیبخش دیــده نمیشود و شاید یک ساختمان‬ ‫مسکونی یا تجاری بوده که فقط کاربری ان عوضشده‬ ‫امــا در نما و نماد ان دستی بــرده نشده و میتواند‬ ‫خیلی زود به کاربری قبلی برگردد‪ ،‬نه هویت دارد و نه‬ ‫هویتبخش است‪.‬‬ ‫دانشگاهی که استاد ان مراتب ترقی و تعالی را نه در‬ ‫اشتراک مسئلهها و دردهــای جامعه و همافزائی در‬ ‫مسیر پیدا کردن راهکار و اجرائی کردن ان‪ ،‬بلکه در ُپر‬ ‫ً‬ ‫کردن سیاهه فرمهای ارتقا میبیند و اصا «اثر و تاثیر و‬ ‫مخاطب» را در معادات ترفیع و ارتقاء خود فراموش‬ ‫کرده‪ ،‬خیلی زود عقیم و بی دنباله میشود؛ و شاید خیلی‬ ‫زود از مرتبه درداشنائی و تاش برای سامان دردها به‬ ‫دردافرینی تبدیل شده و خود بخشی از مسائل شود‪.‬‬ ‫دانشگاهی که نظام برنامهریزی اموزشی ان بهجای ساخت‬ ‫ً‬ ‫و تربیت بر حلوفصل بناشده‪ ،‬عمدتا شاخصهای‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫دایشصاین که خواست و خوایش دایشجو‪،‬‬ ‫بدون تطبیق ان بر ماموریت و ایداف عالن‬ ‫معیاره حیاتن قلمداد منخود‪ ،‬خود را حتن‬ ‫تا ارائه خدمات یوسن (‪ )fad services‬تنزل‬ ‫منبششد‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫دکتر محمدامین مذهب‬ ‫عضو هیئتعلمی مرکز زبان دانشگاه امام صادق؟‬ ‫دکتر عباس منفرد‬ ‫دانشاموخته دکتری دانشگاه عامه طباطبایی‬ ‫مقدمه‬ ‫لباس محلی بر تن‬ ‫غریبه خارجی‬ ‫رشد روزافــزون ارتباطات بین فرهنگها و زبانهای‬ ‫مختلف در دنیای ام ــروزی‪ ،‬نیاز به درک و ا گاهی‬ ‫نسبت به فرهنگهای مختلف را بیشازپیش کرده‬ ‫است‪ .‬امروزه زبان انگلیسی بهعنوان زبانی بینالمللی‪،‬‬ ‫یکی از ابزارهای مهم در حوزه تعامات بین فرهنگی به‬ ‫شمار میاید‪ .‬ازاینرو‪ ،‬ما نیازمند دیدگاهی جدید نسبت‬ ‫به این زبان هستیم که بتواند همانند پلی ملتها و‬ ‫فرهنگهای مختلف را به یکدیگر متصل کند‪ .‬موضوع‬ ‫فرهنگ ازانجا که با زندگی انسان عجین است و در‬ ‫ان تا کید بر ارزشها‪ ،‬بایدها و نبایدها میشود‪ ،‬بسیار‬ ‫حیاتی است و به گفته حضرت امام خمینی؟‪،‬‬ ‫فرهنگ مبدا همه خوشبختیها و بدبختیهای یک‬ ‫ملت است‪ .‬یکی از مهمترین وظایف معلمین زبان‬ ‫انگلیسی‪ ،‬انتقال صحیح فرهنگ است‪ .‬لذا در این‬ ‫نوشتار‪ ،‬سعی بر این است به این موضوع تا کید شود‬ ‫که امکان تدریس فرهنگ اسامی ضمن تدریس زبان‬ ‫انگلیسی وجود دارد و این خود میتواند تحولی عظیم در‬ ‫نظام اموزش عالی در دهه پنجم انقاب اسامی باشد‪.‬‬ ‫ّ‬ ‫رهبر انقاب اسامی نیز‪ ،‬فرهنگ را هویت یک ملت و‬ ‫ّ‬ ‫ارزشهای فرهنگی را روح و معناى حقیقی یک ملت‬ ‫ّ‬ ‫میدانند و معتقدند که همهچیز مترتب بر فرهنگ‬ ‫است‪ .‬ایشان بر این باورند در هر حرکت اساسیای‬ ‫که در زمینه اقتصاد‪ ،‬سیاست‪ ،‬سازندگی‪ّ ،‬فناورى‪،‬‬ ‫اموزش زبان ایصلیسن با محتواه فرینگ اسامن‪-‬ایراین‬ ‫یهتنها ممکن بلکه یک ضرورت است‬ ‫‪196‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫‪197‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫تولید و پیشرفت علم میخواهیم انجام بدهیم‪ ،‬باید‬ ‫ملتفت به لوازم فرهنگی ان باشیم‪ .‬تدریس زبان نیز‬ ‫از این قاعده مستثنا نیست‪ .‬در چندین سال اخیر‪،‬‬ ‫در کشورهای مختلف بهخصوص ایران با استقبال‬ ‫یادگیری زبان مواجهه شدهایم‪ .‬از یکسو استقبال‬ ‫عمومی از زبان و از سوی دیگر ورود انواع کتب و مواد‬ ‫اموزشی غربی دستاندرکاران اموزش زبان انگلیسی‬ ‫را با چالش بزرگی مواجهه ساخته که ناشی از ورود‬ ‫حجم بزرگی از فرهنگ بیگانه در کتب زبان است‪.‬‬ ‫ازایــنرو‪ ،‬بررسی موشکافانه محتوای این کتابها‪،‬‬ ‫بهویژه از جنبه مسائل فرهنگی‪ ،‬امری ضروری به نظر‬ ‫میرسد‪ .‬باوجود اهمیت بررسی محتوای فرهنگی کتب‬ ‫اموزش زبان انگلیسی در ایران‪ ،‬مطالعهای جامع در‬ ‫این زمینه صورت نپذیرفته است‪ .‬مطالعات صورت‬ ‫گرفته در ایــران‪ ،‬بسیار کم بــوده و محدود به بررسی‬ ‫کیفیت و نوع مواد درسی کتب اموزش زبان انگلیسی‬ ‫میشود‪ .‬ازجمله این پژوهشها میتوان به تاشهای‬ ‫«عبداهزاده و بنیاسد» [‪« ،]1‬عسگری» [‪ ]2‬و «زارعی»‬ ‫[‪ ]3‬اشاره کرد‪ .‬در تمامی پژوهشها‪ ،‬محققین به این‬ ‫مسئله اشاره میکنند که کتب زبان انگلیسی نمایانگر‬ ‫ارزشهای خاصی همچون جنسیتگرایی‪ ،‬کلیشههای‬ ‫فرهنگی‪ ،‬مصرفگرایی و هویت اجتماعی هستند‪.‬‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫ً‬ ‫در حوزه مسائل مربوط به اموزش زبان‪ ،‬عموما دو دیدگاه‬ ‫در بین صاحبنظران این حوزه در رابطه با مواد اموزشی‬ ‫وجــود دارد‪ .‬از یکسو‪ ،‬برخی بر این باورند که مواد‬ ‫ً‬ ‫اموزشی را میبایست تماما از غربیها گرفت‪ .‬این افراد‬ ‫معتقدند که کاربران زبان‪ ،‬نمیتوانند بدون اشنایی با‬ ‫«فرهنگ گویشوران» یکزبان‪ ،‬ان را بهخوبی بیاموزند‪.‬‬ ‫از سوی دیگر‪ ،‬صاحبنظران بسیاری بر این باورند که‬ ‫ضرورتی وجود ندارد که این زبان‪ ،‬بهعنوان یکزبان‬ ‫بینالمللی با «فرهنگ گویشوران» ان مرتبط باشد‪]4[.‬‬ ‫در کشور ما که زبان انگلیسی نه بهعنوان زبان دوم‪،‬‬ ‫بلکه بهعنوان ز بــان بیگانه تدریس میشود‪ ،‬بیشتر‬ ‫نویسندگان کتابهای زبان انگلیسی‪ ،‬ایرانی نیستند‬ ‫و با نگارش این کتابها فرهنگ کشور خود را تبلیغ و‬ ‫نشر مینمایند‪ .‬از طرف دیگر‪ ،‬اکثر خانوادههای ایرانی‬ ‫در مــورد یادگیری زبــان انگلیسی بــرای فرزندان خود‬ ‫احساس ضرورت میکنند و از سنین کودکی ایشان‬ ‫را به موسسههای زبان میسپارند‪ .‬در این موسسات‬ ‫نیز‪ ،‬فرهنگ غرب ضمن یادگیری زبان انگلیسی به‬ ‫این عزیزان منتقل میشود و ایشان پس از چند سال‬ ‫تحصیل در کاسهای زبان انگلیسی‪ ،‬با فرهنگ اسام‬ ‫تا حدودی بیگانه میشوند‪ .‬به همین دلیل توصیه‬ ‫میشود کتابهای زبان انگلیسی توسط نویسندگان‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫استقبال عمومن از زب ــان و ورود‬ ‫ای ــواع کتب و مــواد امــوزخــن غربی‬ ‫دستایدرکاران اموزش زبان ایصلیسن‬ ‫را بــا چالش ورود حجم بــزرگــن از‬ ‫فرینگ بیصایه از طریق کتب زبان‬ ‫مواجه ساخته است‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مهمترین یکته در تحول یظام اموزش‬ ‫در دوره پنجم این است که معلمین‬ ‫زبان تمایل به تدریس فرینگ داخته و‬ ‫از تبحر ازم در این زمینه ییز برخوردار‬ ‫باخند‪.‬‬ ‫در رابطه با فرهنگ تهیه کنند و انهــا را به نمایش‬ ‫بگذارند‪ .‬گاهی معلم باید عکسهای مجات را که‬ ‫میتوان توسط انها فرهنگ را تدریس کرد‪ ،‬انتخاب‬ ‫کرده و به کاس ببرد و نکات فرهنگی را بر اساس انها‬ ‫بهصورت مقایسهای تدریس کند‪ .‬همچنین میتوان‬ ‫از نقشهای استفاده کرد و مساجد یا مکانهای مهم‬ ‫مذهبی را در ان جایگزین نمود و به اهمیت وجود مسجد‬ ‫و همچنین حضور در مسجد اشاره کرد و یا زیارتگاهها‬ ‫را معرفی و به اداب زیارت اشاره کرد‪ .‬گاهی میتوان‬ ‫عکسها یا اسایدهای زیبا از میوهها و غذاها تهیه‬ ‫کرد و ضمن تدریس لغات مربوط به انها به احادیث‬ ‫کوتاهی در رابطه با نحوه غذا خوردن و یا چگونگی‬ ‫استفاده از میوهها اشاره کرد‪ .‬روش دیگر این است‬ ‫که معلم سفرهای کوتاه یکروزه ترتیب دهد و ضمن‬ ‫سفر لغات و ساختار مربوط به سفر را اموزش دهد و‬ ‫در ضمن به اداب سفر اسامی اشاره نماید‪ .‬میتوان از‬ ‫نمایشنامههای کوتاهی که خود فراگیران اجرا مینمایند‬ ‫و محتوای انهــا توسط معلم با همکاری فراگیران‬ ‫تهیهشده استفاده کرد و نکات مهم فرهنگی از قبیل‬ ‫سر قول بودن‪ ،‬وفاداری‪ ،‬امانت‪ ،‬صداقت‪ ،‬خدمت در‬ ‫راه خدا‪ ،‬کمک به نیازمندان و غیره را به نحو جذاب و‬ ‫غیرمستقیم منتقل کرد‪ .‬تا کید بر این است که هدف‪،‬‬ ‫تدریس صحیح فرهنگ اسامی باشد و اگر جهت‬ ‫ِ‬ ‫اشنایی فراگیران فرهنگ غرب هم تدریس میشود‪،‬‬ ‫این کار بهصورت مقایسهای انجام شود‪.‬‬ ‫متعهد ایرانی که مسلط به زبان انگلیسی هستند و‬ ‫تبحر در تدریس فرهنگ دارند نوشته شود‪.‬‬ ‫مهمترین نکته در تحول نظام اموزش در دوره پنجم این‬ ‫است که معلمین زبان تمایل به تدریس فرهنگ داشته‬ ‫و از تبحر ازم در این زمینه نیز برخوردار باشند‪ ،‬در ان‬ ‫صورت میتوانند به بهترین طریق فرهنگ اسامی را‬ ‫ضمن تدریس زبان به فراگیران انتقال دهند‪.‬‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫برنامه درسی با محتوای فرهنگی‬ ‫یکی از عواملی که در کشور ما موجب ایجاد فرصت برای‬ ‫تهاجم فرهنگی میشود‪ ،‬اشنا نبودن کافی فراگیران با‬ ‫فرهنگ غنی اسام است‪ .‬اگر قبل از مواجهه با فرهنگ‬ ‫دیگر‪ ،‬فرزندان ما با فرهنگ اسام اشنا باشند‪ ،‬ازانجاکه‪،‬‬ ‫این فرهنگ مطابق فطرت انسان است‪ ،‬دیگر دچار‬ ‫خودباختگی نمیشوند و با توکل به خدا‪ ،‬عزتنفس‬ ‫و اعتماد کافی در مقابل تهاجم فرهنگی میایستند‪.‬‬ ‫مهمترین نکتهای که در تدریس فرهنگ میتوان به‬ ‫ان اشاره نمود و برای زندگی همه فراگیران ضروری‬ ‫است‪ ،‬اخاق و ادب اسامی است که در فرهنگ باید‬ ‫برجسته باشد و با تهیه محتوای مناسب به بهترین روش‬ ‫تدریس شود‪ .‬یکی از راههای تهیه محتوا برای تدریس‬ ‫فرهنگ این است که تاش شود فیلمهای پرمحتوایی‬ ‫که در ان فرهنگ بهطور غیرمستقیم منتقل میشود‪،‬‬ ‫ساختهشده و در کاسها مورداستفاده قرار گیرد‪ .‬راه‬ ‫دیگر این است که از فراگیران بخواهیم روزنامههایی‬ ‫‪198‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫«براون» [‪ ]5‬با اشاره به مواد اموزشی از قبیل نمونههای‬ ‫متعدد زبانی انگلیسیهای جهانی که با تا کید بر‬ ‫فرهنگ بهخوبی طراحیشدهاند‪ ،‬پیشنهاد میکند‬ ‫تغییرات ذیل بایستی در اموزش لحاظ شوند‪:‬‬ ‫‪ -1‬ا گاهی دادن به زباناموزان نسبت به تفاوتهای‬ ‫زبانی و فرهنگی‬ ‫‪ -2‬استفاده از مفهوم «مقبولیت جهانی و مناسبسازی‬ ‫بومی» برای کمک به فراگیران تا «گویشور جهانی‬ ‫و بومی زبان انگلیسی» باشند‪.‬‬ ‫‪ -3‬احترام به فرهنگ بومی یادگیری و تقویت حس‬ ‫مالکیت و اعتماد نسبت بــه گونههای بومی‬ ‫انگلیسی‬ ‫‪ -4‬واردکردن مدلهای فرهنگی کاربران زبان انگلیسی‬ ‫از کشورهای دایره بیرونی (‪ )Outer-Circle‬و دایره‬ ‫رو به گسترش (‪)Expanding-Circle‬؛ بهنحویکه‬ ‫‪199‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫روش تدریس فرهنگ‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫ً‬ ‫فراگیران احساس کنند که زبان انگلیسی منحصرا‬ ‫به دایره درونی تعلق ندارد‪.‬‬ ‫‪ -5‬انتخاب مواد درسی و فعالیتهای اموزشی بر‬ ‫اساس موقعیتهای بومی و بینالمللی که برای‬ ‫فراگیران شناختهشده باشد و قابلیت کاربردی‬ ‫در زندگی روزم ــره انهــا داشته و تعامات بین‬ ‫غیر انگلیسیزبان ‪ -‬انگلیسیزبان و نیز غیر‬ ‫انگلیسیزبان ‪ -‬غیر انگلیسیزبان را در نظر بگیرد‪.‬‬ ‫همراه با «براون»‪« ،‬ماتسودا» [‪ ]6‬میافزاید در دورههای‬ ‫اموزش زبان انگلیسی عمومی‪ ،‬که زباناموزان در انها‬ ‫خود را برای استفاده از زبان انگلیسی در موقعیتهای‬ ‫بینالمللی اماده میکنند‪ ،‬محتوای فرهنگی میبایست‬ ‫از منابع مختلف گرفتهشده باشد‪ .‬یک گروه از این‬ ‫منابع فرهنگی میتواند شامل موضوعاتی از قبیل‬ ‫صلح جهانی و حفاظت از محیطزیست باشد که در‬ ‫حال حاضر در کتب اموزش زبان بسیار رایج هستند‪.‬‬ ‫همچنین این منابع میتوانند محتوایی مناسب برای‬ ‫مهارت خواندن‪ ،‬بحثهای کاسی و تکالیف درسی‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫مراکز دولتی مورد بازبینی قرار گیرد و افراد متعهدی‬ ‫که دانش کافی در زمینه زبان انگلیسی دارند‪ ،‬با در‬ ‫نظر گرفتن شرایط روز و با استفاده از تکنولوژی به‬ ‫نگارش کتابهای جدید و تهیه نرمافزارهای مفید و‬ ‫موثر بپردازند و نیز کاسها و کارگاههایی برای اموزش‬ ‫شیوههای مختلف تدریس فرهنگ برگزار شود‪ .‬نیاز‬ ‫است که این بازنگری بهصورت مستمر انجام شود تا‬ ‫نتیجه مطلوب حاصل شود‪.‬‬ ‫کاسهای اموزش زبان با رویکرد بینالمللی فراهم‬ ‫کنند؛ چراکه ایــن منابع میتوانند به افزایش حس‬ ‫شهروند جهانی بودن در میان فراگیران کمک کنند‪.‬‬ ‫دومین نوع از این منابع‪ ،‬میتواند فرهنگ همصحبتان‬ ‫اینده این فراگیران باشد که از نقاط مختلف جهان‬ ‫میایند‪ .‬سومین منبع احتمالی برای محتوای فرهنگی‪،‬‬ ‫مواد اموزشی با رویکرد ‪ EIL‬فرهنگ خود فراگیر است‪.‬‬ ‫از ایــن منظر‪ ،‬هرگونه مــواد اموزشی که موجب شود‬ ‫زبــانامــوزان به توضیح فرهنگ بومی خود و افزایش‬ ‫مهارتهای توصیف فرهنگ خود به زبان انگلیسی‬ ‫بپردازند میتواند در کاسهای درسی با رویکرد ‪EIL‬‬ ‫گنجانده شود‪.‬‬ ‫پینوشتها‬ ‫‪Email: abbasmonfared85@gmail.com‬‬ ‫‪]1] Abdollahzadeh, E., & Baniasad, S. )2010(. Ideologies in the imported‬‬ ‫‪English textbooks: EFL learners and teachers’ awareness and attitude.‬‬ ‫‪]2] Asgari, A. )2011(. The compatibility of cultural value in Iranian‬‬ ‫‪EFL textbooks.‬‬ ‫‪]3] Zarei, Gh. R. )2011(. Cultural effects of L2 learning: A case study‬‬ ‫‪of Iranian learners learning English.‬‬ ‫‪]4] McKay, S. )2012(. Principles of teaching English as an international‬‬ ‫‪language.‬‬ ‫‪McKay, S. L. )2018(. English as an international language: What it is‬‬ ‫‪and what it means for pedagogy.‬‬ ‫‪Monfared, A. )2018(: Ownership of English in the Outer and‬‬ ‫‪Expanding Circles: teachers’ attitudes toward pronunciation in ESL/‬‬ ‫‪EFL teaching contexts.‬‬ ‫‪Monfared, A., Mozaheb, M. A., & Shahiditabar, M. )2016(. Where‬‬ ‫‪the difference lies: Teachers’ perceptions toward cultural content of‬‬ ‫‪ELT books in three circles of world Englishes.‬‬ ‫‪]5] Brown, J.D. )2012(. EIL Curriculum Development.‬‬ ‫‪]6]. Matsuda, A. )2012(. Teaching Material in EIL..‬‬ ‫‪Matsuda, A. )2017(. Preparing teachers to teach English as an‬‬ ‫‪international language.‬‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫نتیجه‬ ‫درس زبان انگلیسی یکی از درسهایی است که اکثر‬ ‫افراد جامعه از سنین کودکی در کاسهای ان شرکت‬ ‫میکنند و ازانجاکه ضمن یادگیری زبان‪ ،‬فرهنگ انهم‬ ‫به فراگیر منتقل میشود‪ ،‬باید نگاه ویــژهای به زبان‬ ‫انگلیسی در دهه پنجم تحول در اموزش عالی داشت‬ ‫و برای جلوگیری از تهاجم فرهنگی‪ ،‬باتدبیر برنامهریزی‬ ‫کوتاهمدت و بلندمدت کــرد‪ .‬باید کتابهای زبان‬ ‫انگلیسی در همه سطوح و چه در موسسات و چه در‬ ‫‪200‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫محمدصادق ترابزاده جهرمی‬ ‫پژوهشگر هسته عدالتپژوهی مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری مدیریت دولتی دانشگاه امام صادق؟‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫ارکان سهگانه‬ ‫عدالت اموزشی‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫انسان‪ ،‬غایت پیشرفت و در عین حال موتور محرکه‬ ‫اصلی پیشرفت است‪ .‬برایند انسانها و روابطشان جامعه‬ ‫کنونی و اینده را شکل میدهد‪ .‬جمع انسان و برایند‬ ‫انسانی‪ ،‬جمعیت است که یک عنصر استراتژیک‪،‬‬ ‫مولفه قدرت و ستون فقرات اجتماع است‪ .‬تغییر در‬ ‫جمعیت یعنی تغییری بلندمدت در جامعه‪.‬‬ ‫بخشی از جامعه کنونی و بخشی از اینده جامعه در‬ ‫اختیار نظام اموزشی اســت؛ چراکه بخش بزرگی از‬ ‫جامعه (دانشاموزان‪ ،‬خانوادهها و کادر اموزشی؛ البته‬ ‫هدف اصلی دانش اموزان هستند) را درگیر خودساخته‬ ‫است‪ .‬تاثیر نظام اموزشی بر جمعیت را میتوان در سه‬ ‫محور بررسی کرد و عدالت اموزشی را نیز در همین‬ ‫سه‪ ،‬جستجو نمود‪:‬‬ ‫محور اول‪ :‬محتوای افاقی تعلیم‬ ‫و تربیت (صنعت اموزش)‬ ‫کیفیت افراد و پیکرهبنده انیا در اجتماع‪ ،‬جمعیت را خکل‬ ‫مندید‪ .‬عدالت اموزخن چتر حاکم بر این پیکرهبنده است‬ ‫‪201‬‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫غایات‪ ،‬اولین محور بررسی موضوع عدالت در نظامهای‬ ‫حقمدار هستند‪ .‬خلقت حکیمانه است و امر باطل و‬ ‫بیهدف در ان‪ ،‬کف روی اب است‪ .‬پس امر بیغایت‪،‬‬ ‫بیمعنا خواهد بود‪ .‬نظام اموزشی‪ ،‬با نوع تربیت اجتماعی‬ ‫خویش‪ ،‬ظرفیت تحقق غایات جامعه اینده را شکل‬ ‫میدهد؛ بنابراین تربیت انسان در تراز جامعه اینده‪،‬‬ ‫موضوع عدالت اجتماعی و بهتبع‪ ،‬عدالت اموزشی‬ ‫است‪ .‬پس عدالت ایجاب میکند تربیت انسان در‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫صنعت اموزش حیث محتوایی یاظر به سه رکن است‪ :‬حکومت‬ ‫عدل‪ ،‬توازن معاش و ایسجام اجتماعن بردار ایساین‪.‬‬ ‫تراز ساخت جامعه مطلوب اسامی را‪ .‬این مهم چگونه‬ ‫رقم میخورد؟ تربیت اجتماعی و افاقی‪ ،‬پاسخ به این‬ ‫ســوال است که انتقال مهارت و یادگیری را در سه‬ ‫محور دنبال میکند‪ :‬سبک زندگی‪ ،‬اداب اجتماعی‪،‬‬ ‫مسئولیت اجتماعی‪ .‬صنعت اموزش‪ ،‬پوششدهنده‬ ‫ایه افاقی و ظهورات بیرونی تعلیم و تربیت است‪ .‬سبک‬ ‫زندگی ناظر به سطح روابط درون خانواده است‪ .‬اداب‬ ‫اجتماعی‪ ،‬قواعد رسمی و غیررسمی تعامات بین‬ ‫اعضای جامعه در سطح عمومی است‪ .‬مسوولیت‬ ‫اجتماعی نیز ناظر به نقشافرینی افــراد‪ ،‬در راستای‬ ‫تحقق غایات اجتماع اســت‪ .‬شغل و مهارتهای‬ ‫ً‬ ‫اشتغال‪ ،‬صرفا گوشهای از مسوولیت اجتماعی افراد‬ ‫هستند‪ .‬به جهت افاقی بودن‪ ،‬این ایه به مهارت و‬ ‫یادگیری عملی میپردازد‪ .‬به همین جهت میتوان از‬ ‫این محور به «صنعت اموزش» تعبیر کرد‪ .‬محتوایی‬ ‫که در صنعت اموزش ارائه میشود به حیث محتوایی‬ ‫ناظر به سه رکن است‪ :‬حکومت عدل‪ ،‬توازن معاش‬ ‫و انسجام اجتماعی بردار انسانی‪ .‬این سه‪ ،‬سه رکن‬ ‫عدالت اجتماعی هستند‪.‬‬ ‫اینده‪ ،‬از لوازم عدالت اموزشی است‪ .‬این محور را در‬ ‫دو ایه باید جستجو کرد‪ :‬کسب معرفت حضوری و‬ ‫حصولی‪ .‬این محور‪ ،‬باطن محور افاقی و نه بخشی در‬ ‫کنار ان است‪ .‬در واقع ایه افاقی‪ ،‬ظهور ایه انفسی‬ ‫تعلیم و تربیت است‪ .‬انچه مرکزیت دارد‪ .1 :‬معنویت‬ ‫و تعالی اخاقی‪ .2 .‬کسب معرفت نسبت به نرمافزار‬ ‫و سختافزار اداره جامعه و تعامات اجتماعی‪-‬‬ ‫اقتصادی اکنون و اینده است‪.‬‬ ‫ً‬ ‫امــوزشوپــرورش و خصوصا مدرسه اغلب بهعنوان‬ ‫جایی که در ان‪ ،‬اموزش صورت میپذیرد دیده میشود‬ ‫ً‬ ‫(صرفا ایه اول) در حالی که مدرسه قرار است ایه‬ ‫افاقی را در پرتو ایه انفسی تدبیر نماید تا ارزشهای‬ ‫انسانی در حیات غایتمدار اجتماعی متجلی شود‪،‬‬ ‫ً‬ ‫اگر نه‪ ،‬ایه افاقی بدون توجه به ایه انفسی‪ ،‬صرفا مروج‬ ‫مادیگرایی و حیات دنیوی است‪ .‬این مادیگرایی را‬ ‫اکنون میتوان در ایه مدارس بهظاهر موفق و مشهور‬ ‫کشور مشاهده کرد‪ .‬تکنیکزدگی حیوانی و فقدان‬ ‫معنا‪ ،‬ملکوت مدارسی است که بهشدت در حال‬ ‫گسترشاند و تنوعبخشی به فضا و برنامه اموزشی‪،‬‬ ‫مهارتافزایی و خاقیت ابزاری‪ ،‬فارغ از عنصر تعالی‬ ‫معنوی و مسوولیت اجتماعی برامده از همان معنویت‬ ‫اجتماعی است‪ .‬حتی مدارس مذهبی نیز حتی در‬ ‫فعالیتهایی مذهبیشان‪ ،‬بهشدت درگیر ظاهر و‬ ‫مادیگرایی شدهاند‪.‬‬ ‫تفکیکی که در دو محور محتوایی تحت عنوان افاقی‬ ‫و انفسی صــورت گرفته اســت‪ ،‬سعی دارد تفکیک‬ ‫سطحیاندیشانه فردی‪-‬اجتماعی را تخطئه کرده و‬ ‫مخاطب را متوجه معنای درست فردی‪-‬اجتماعی سازد‪.‬‬ ‫تفکیک اولیه فردی‪-‬اجتماعی در حال بخشبندی‬ ‫جامعه‪ ،‬عناصر و فعالیتهای موجود در ان است اما‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫محور دوم‪ :‬محتوای انفسی تعلیم و تربیت‬ ‫تعلیم و تربیت‪ ،‬مداخله در رشد و تعادل تربیتی انسان‬ ‫ً‬ ‫است‪ .‬قطعا تربیت انسان در تراز ساخت جامعه مطلوب‬ ‫اسامی‪ ،‬باید در هماهنگی کامل با نیازهای غایی هر‬ ‫انسان‪ ،‬استعدادهای بالقوه او‪ ،‬توجه به مراتب تعالی‬ ‫انسان و تعادل در رشد استعدادها باشد‪ .‬هر انسان‬ ‫بااصاله ارزشمند است و با نگاه به علل غایی‪-‬قابلی‪،‬‬ ‫در کنار علت فاعلی و اراده فردی‪ ،‬باید مسیر تربیتی‬ ‫خویش را دنبال کند‪ .‬پس فرد رشد یافته متعادل در‬ ‫هماهنگی کامل با تربیت انسان تــراز خلق جامعه‬ ‫‪202‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫محور سوم‪ :‬حکمرانی تعلیم و تربیت‬ ‫تربیت افــراد و جایگذاری انها در اینده‪ ،‬از مسیر‬ ‫توزیع کیفیت اموزشی‪-‬تربیتی صورت میپذیرد‪ .‬به‬ ‫جهت تاثیر جدی نظام اموزشی در برخورداری افراد از‬ ‫بهرهمندیهای اتی [‪ ،]1‬عدالت ایجاب میکند توزیع‬ ‫عادانه کیفیت اموزشی را‪ .‬نسبت نهاد اموزش با سایر‬ ‫نهادهای اجتماعی همچون خانواده‪ ،‬فرایندهای درونی‬ ‫ً‬ ‫نهاد اموزش در توزیع کیفیت و نهایتا وضعیت نهایی‬ ‫بهرهمندیهای اموزشی و غیر ان در پرتو عملکرد نهاد‬ ‫اموزش‪ ،‬سه محور اساسی تحلیل عدالت در خصوص‬ ‫ً‬ ‫نظام تعلیم و تربیت است‪ .‬قطعا در تحلیل وضعیت‬ ‫نهایی بهرهمندیها از دو چیز نمیتوان گریز داشت‪:‬‬ ‫‪203‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫تفکیک انفسی‪-‬اجتماعی سعی دارد فرد و اجتماع‬ ‫را در قرائتی مبتنی بر اصالت فرد و جمع‪ ،‬بهعنوان دو‬ ‫مرتبه یکدیگر و نه دو بخش کنار هم‪ ،‬مطرح سازد‪ .‬این‬ ‫مهم موجب میشود که معنویت در عمق طراحیهای‬ ‫ً‬ ‫اجتماعی و ظاهری ما قرار گیرد و ضمنا ایه اجتماعی‬ ‫نیز به تعالی انسانی منجر شود‪.‬‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫شاخصها و سنجههای وضع موجود‪ ،‬ارزشیابی و‬ ‫تحلیل وضعیت نهایی بهرهمندیها‪.‬‬ ‫▪ سهگان فوق‪ ،‬سه رکن تحقق عدالت اموزشی هستند‬ ‫که نظام اموزشی در راستای تقویم و قوامیافتگی این‬ ‫سه رکن باید طراحی شده و مسائلش حل شود‪]2[ .‬‬ ‫بالعرض‪ ،‬ابعاد و مسائل دیگری نیز بر این نظام اموزشی‬ ‫عارض میشود که البته انها نیز باید از منظر عدالت‬ ‫تقویم شوند اما ذاتی نظام اموزشی نیستند‪ .‬بهطور مثال‬ ‫معیشت معلمان‪ ،‬رکن ذاتی نظام اموزشی نیست بلکه‬ ‫از حیث کرامت انسانی افراد اجتماع‪ ،‬معلمان نیز باید‬ ‫معاششان تامین شود چنانکه سایرین نیز چنیناند‪.‬‬ ‫ایــن سخن نافی تاثیر جــدی معیشت معلمان در‬ ‫تربیت نیست؛ اما سخن ان است که زاویــه تحلیل‬ ‫مسائلی از قبیل معیشت‪ ،‬منزلت‪ ،‬دانشگاه فرهنگیان‪،‬‬ ‫ً‬ ‫سلسلهمراتب وزارت خانه و ‪ ...‬اصالتا موضوع عدالت‬ ‫اموزشی نیستند بلکه بالعرض بر عدالت اموزشی موثرند‪.‬‬ ‫بنابر انچه بیان شــد‪ ،‬مسئلهیابی عدالت اموزشی‬ ‫چگونه خواهد بــود؟ مسائلی از قبیل کنکور‪ ،‬تنوع‬ ‫مــدارس‪ ،‬مــدارس غیردولتی‪ ،‬دسترسی به امــوزش‪،‬‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫‪ 2030‬در همین فضا تنفس میکنند‪ .‬فراگیری‪ ،‬برابری‬ ‫جنسیتی‪ ،‬جنسیتمحوری‪ ،‬عدم تبعیض و حکمرانی‬ ‫فراگیر از جمله ادبیات سند اموزش ‪ 2030‬است‪.‬‬ ‫اگر بخواهیم ارکان عدالت اموزشی را به شکل دیگری‬ ‫باز ترسیم کنیم‪ ،‬میتوان به نمودار باا رسید‪.‬‬ ‫مدارس خاص‪ ،‬کمکدرسیها‪ ،‬هدایت تحصیلی‪،‬‬ ‫تربیت معلم و ‪ ...‬همگی در نسبتی که با سه رکن‬ ‫مذکور دارند‪ ،‬در قالب مسائل عدالت اموزشی تعریف‬ ‫ً‬ ‫میشوند‪ .‬برخی میپندارند که عدالت اموزشی صرفا‬ ‫بخشی از مسائل نظام اموزشی است‪ .‬از این رو بیشتر‬ ‫بر دسترسی و برابری تا کید دارند‪ .‬این در حالی است‬ ‫که عدالت اموزشی‪ ،‬برشی است به کل نظام اموزشی‪.‬‬ ‫این نقص چنان ریشه دوانده است که ادبیات عدالت‬ ‫اموزشی پر شده است از بحث پیرامون برابری‪ ،‬تاش‪،‬‬ ‫شایستگی‪ ،‬فرصت برابر و ‪ . ...‬بهتبع‪ ،‬اسنادی چون‬ ‫سند تحول بنیادین اموزشوپرورش و نیز سند اموزش‬ ‫پینوشتها‬ ‫‪Email: Torabzadeh@isu.ac.ir‬‬ ‫[‪« .]1‬تحلیل طبقاتی اموزش»‪ ،‬نگاشتی است از نویسنده در خصوص چالش‬ ‫قابلیت و برخورداریهای اتی‪.‬‬ ‫[‪ .]2‬توضیح رکن دو و سه را در یادداشت علمی «گذری بر عدالت اموزشی»‬ ‫از نویسنده‪ ،‬دنبال کنید‪.‬‬ ‫‪204‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫دکتر ابراهیم راستیان‬ ‫دانشاموخته دکتری رشته فلسفه دانشگاه اصفهان‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫جایصاه حقیقن معلمان دستگیره و یشان دادن راه رخد‬ ‫به دایشاموزان است‬ ‫‪205‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫معلمان؛ راهبران یا‬ ‫کارگران برنامه درسی؟‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫بدون تردید هر مکتب و نحلهای اذعان دارد که برای‬ ‫تحقق ارمانهای خود به تعلیم و تربیت نیاز دارد و برای‬ ‫رسیدن به ارزوهای خود نیازمند طراحی فرایندی است‬ ‫که در ان بتواند انسانها را بهسوی اهداف مدنظرش سوق‬ ‫دهد‪ .‬در تمام مکاتب فکری عملیاتیسازی این فرایند‬ ‫بر عهده معلمانشان است‪ .‬به همین جهت معلمان در‬ ‫هر مکتب و جریان فکری یکی از ارکان جدی تحقق‬ ‫ارمانهای جامعه هستند‪ .‬باوجود جایگاه واای معلم‬ ‫در فرایند رشد و تعالی جوامع‪ ،‬بااینحال در جامعه‬ ‫ما این جایگاه جا نیفتاده و نیازمند معرفی است‪.‬‬ ‫به نظر میرسد بخشی از جامعه که منزلت معلم برایشان‬ ‫جا نیفتاده‪ ،‬خود معلمان باشند‪ .‬تا زمانی که معلمان‬ ‫نتوانند جایگاه اصلی خودشان را بهخوبی درک کنند‪،‬‬ ‫نباید انتظار داشت اقشار دیگر جامعه بتوانند منزلت‬ ‫این قشر را بهخوبی بفهمند‪ .‬همچنین مسئله احیای‬ ‫جایگاه معلمان وظیفه خود معلمان است و اگر افرادی‬ ‫غیر از معلمان بخواهند مستقیم و بدون نقش معلم در‬ ‫این عرصه ورود کنند‪ ،‬به نحوی جایگاه و منزلت معلم‬ ‫را متزلزل میکنند‪ .‬به این مثال دقت کنید‪ :‬ناظمی‬ ‫میخواهد جایگاه معلم را در کاس احیا کند و میان‬ ‫تدریس معلم وارد کاس درس میشود و تاش میکند‬ ‫جایگاه معلم را به دانشاموزان تبیین کند‪ .‬هرچند که‬ ‫ظاهر قضیه تعریف و تمجید از معلم محسوب میشود‬ ‫اما در حقیقت میتوان این برخورد ناظم را نوعی توهین‬ ‫به معلم تلقی کرد‪ .‬چرا؟ چون بهصورت غیرمستقیم‬ ‫به مخاطب چنین نشان میدهد معلمی که در مقام‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫بیتوجهی به جایگاه معلم‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫معلم ورزش یا‪ . ...‬جهت تمام علومی که معلمین در‬ ‫مدارس تدریس میکنند باید در راستای تعالی و رشد‬ ‫ً‬ ‫انسان باشد‪ .‬طبیعتا معلمی که میخواهد انسانها‬ ‫را به سمت کمال هدایت کند‪ ،‬نمیتواند خود فاقد‬ ‫کماات باشد و به تعبیر فلسفی «فاقد شیء معطی‬ ‫شیء نخواهد بود»‪ .‬لذا معلمین محترم در این زمینه‬ ‫باید جلوتر از متعلمین خود باشند‪ .‬خداوند سبحان‬ ‫َ‬ ‫ُْ‬ ‫به پیامبر اکرم چنین میفرماید‪« :‬قل َه ِذ ِه َس ِب ِیلی ا ْد ُعو‬ ‫َ‬ ‫َّ‬ ‫َّ َ‬ ‫ََ‬ ‫اه َعلی َب ِص َیر ٍه انا َو َم ِن ات َب َع ِنی»[‪ ]2‬پیامبر اسام‬ ‫ِالی ِ‬ ‫با بصیرت نسبت به مسیر و هدف‪ ،‬مردم را بهسوی‬ ‫حق دعوت میکند‪ .‬به تعبیری مسیر هدایت مردم‬ ‫برای پیامبر یک مسیر تاریک و ظلمات نیست‪ ،‬بلکه‬ ‫راه روشن و مقصود در اغوش ایشان است و با چشمباز‬ ‫مردم را به خدا دعوت میکند‪ .‬حال چگونه ممکن‬ ‫است پیامبر مردم را با بصیرت به حقیقت الهی عالم‬ ‫دعــوت کند و مقصود در اغوشش باشد؟ بر اساس‬ ‫مبانی حکمت اسامی‪ ،‬وجود مبارک پیامبر اکرم‪،‬‬ ‫حقیقت الهی عالم است که مقام ظهور تمام کماات‬ ‫حضرت حق است و لذا پیامبر از حقیقت الهی خود‬ ‫غافل نیست و انسانها را به حقیقت الهی خود دعوت‬ ‫میکند‪ .‬معلمان نیز در هر رشته و تخصصی که هستند‪،‬‬ ‫انسانها را در همان مسیری قرار میدهند که خودشان‬ ‫رسیدهاند و چشیدهاند‪ .‬به همین جهت گفته میشود‬ ‫تعلیم است نمیتواند جایگاه خودش را نشان دهد‬ ‫و شخص دیگری باید وظیفه او را به عهده بگیرد و‬ ‫جایگاه معلم را به دانشاموزان تبیین کند‪ .‬البته دقت‬ ‫کنید منظور این نیست که مسئولین و خانوادهها وظیفه‬ ‫احیای منزلت معلم را ندارند‪ ،‬بلکه مقصود این است‬ ‫که متوجه شویم معلم در این عرصه نقشه بیبدیلی‬ ‫دارد و ارکان دیگر تربیت‪ ،‬ازجمله مسئولین و خانوادهها‬ ‫و‪ ،...‬در کنار معلم باید به احیای این جایگاه بپردازند‪.‬‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫معلمی؛ شغل انبیاء‬ ‫تصور ظاهری در میان برخی از معلمین این است‬ ‫که در فضایی که بیمهری و بیتوجهی به نیازها و‬ ‫دغدغههای معلمها فــراوان اســت‪ ،‬این جمله امام‬ ‫خمینی؟ که فرمودند «معلمی شغل انبیاء است»‬ ‫[‪ ]1‬یک شعار دلخوشکن برای معلمین است؛ اما اگر‬ ‫مبنای حرف امام را یک مسئله قرانی بدانیم نه یک‬ ‫ً‬ ‫شعاری که در برههای از زمان مطرحشده‪ ،‬طبیعتا‬ ‫باید دقیقتر و عمیقتر نسبت معلمان و انبیاء را‬ ‫موردبررسی قرار داد‪ .‬وظیفه اصلی تمام انبیاء رساندن‬ ‫انسانها به کماات مطلوب انسانیت است‪ .‬بهتبع‬ ‫انبیاء‪ ،‬وظیفه اصلی تمام معلمان رساندن انسان به‬ ‫چنین جایگاه واایی است؛ حال فرقی نمیکند که‬ ‫معلم ریاضی باشد یا معلم فیزیک یا معلم ادبیات یا‬ ‫‪206‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫انبیاء مکلف به اجرای تمام دستورات دینی در جامعه‬ ‫بودهاند اما دستورات دینی اینگونه نبوده که از بیرون‬ ‫ً‬ ‫بر پیامبران تحمیل شود و پیامبران صرفا مجبور به‬ ‫ً‬ ‫عملیاتی کردن این دستورات الهی باشند‪ ،‬بلکه اساسا‬ ‫دستورات دینی از بستر وجودی پیامبر به مردم اباغ‬ ‫میشد و همانطور که بیان شد پیامبر واجد کماات‬ ‫ً‬ ‫تمام دستورات دینی بوده است‪ .‬این قاعده دقیقا‬ ‫بــرای معلمان قابل تطبیق اســت‪ .‬معلمان کارگران‬ ‫ً‬ ‫عملیاتیسازی برنامه درسی نیستند که صرفا باید‬ ‫فان کتاب را بخوانند و مانند ضبطصوت حفظ و‬ ‫در کاس اجرا کنند‪ ،‬بلکه برنامه درسی دانشاموزان‬ ‫نیز باید از مجرای وجودی معلم عبور کند و معلم باید‬ ‫بتواند بر اساس موقعیت زمانی و مکانی و مخاطب‬ ‫خود برنامه و محتوای درسی دانشاموزان را طراحی‬ ‫کند و خودش مجری ان محتوا و برنامه درسی نیز باشد‪.‬‬ ‫‪207‬‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫معلم؛ طراح برنامه درسی‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫تمام معلمان در مسیر تربیت‪ ،‬دانشاموزان را به «خود»‬ ‫دعوت میکنند؛ اما سوال اینجاست که کدام «خود»؟‬ ‫اگر این خود در یک مکتبی دعوت به خود حیوانی باشد‪،‬‬ ‫متربیان را به سمت اهداف حیوانی دعوت میکند و‬ ‫خود الهی باشد‪ ،‬متربیان‬ ‫اگر این خود در یک مکتب ِ‬ ‫را به سمت اهــداف الهی هدایت میکند‪ .‬بنابراین‬ ‫معلمان هرچقدر خود را به پیامبران نزدیک کنند‪،‬‬ ‫به حقیقت الهی نزدیک شدهاند و به همان انــدازه‬ ‫میتوانند انسانها را به حقیقت انسانیت برسانند‪.‬‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫در روند طراحی برنامه درسی مرسوم چنین پنداشته‬ ‫میشود که دانشاموزان و معلمان ذیل ساختارهای‬ ‫موجود هستند و اگر ساختار خوب طراحیشده باشد‬ ‫میتواند انسانها را به اهداف متعالی برساند‪ .‬بر همین‬ ‫اساس برای اینکه بتوان انسانها را به اهداف مطلوب‬ ‫رساند‪ ،‬باید ساختارهایی طراحی کرد که طی فرایندی‬ ‫خاص جامعه را رشد دهد‪ .‬درواقع افرادی که طراح برنامه‬ ‫درسی هستند و جایگاه معلم و متعلم را ذیل برنامه‬ ‫درسی میدانند‪ ،‬پیشفرضهایی را پذیرفتهاند‪ .‬اول‬ ‫ً‬ ‫اینکه انسانها محکوم ساختارهایی هستند و ثانیا‬ ‫تحول در رشد انسانی را منوط به تحول در ساختارهای‬ ‫ً‬ ‫موجود میدانند و ثالثا معلمان را کارگران اموزشوپرورش‬ ‫ً‬ ‫میپندارند‪ .‬درنتیجه برای اموزش انسانها اوا تاش‬ ‫میکنند ساختاری را طراحی کنند که ناظر به اهداف‬ ‫ً‬ ‫انان باشد و ثانیا ذیل این ساختار نقش معلم و متعلم‬ ‫ً‬ ‫و همچنین مواد درسی را طراحی میکنند و ثالثا با‬ ‫اباغیههای متعدد انتظار دارنــد مدیران و معلمان‬ ‫مــدارس دســتــورات انــان را اجــرا کنند‪ .‬در ایــن نگاه‬ ‫متعلم تابع برنامه درسی و معلم کارگر برنامه درسی‬ ‫است‪ .‬انچه باعث شده عدهای تصور کنند جایگاه‬ ‫معلم و متعلم ذیل برنامه درسی است‪ ،‬غلبه ساختار‬ ‫اموزشی بر عاملیت معلم در نگاه سیاستگذاران کان‬ ‫اموزشی است‪ .‬اما اگر بخواهیم جایگاه و کرامت معلم‬ ‫را احیاء کنیم باید به نحو جدی به عاملیت معلم و‬ ‫تقدم ان بر ساختار توجه کنیم؛ عاملیتی که فراساختار‬ ‫و ساختارساز است و تمام ساختارهای موجود به او‬ ‫قائم است‪.‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫در روید طراحن بریامه درسن مرسوم چنین پنداخته منخود‬ ‫که دایشاموزان و معلمان ذیل ساختاریاه موجود یستند و‬ ‫اگر ساختار خوب طراحنخده باخد منتواید ایسانیا را به‬ ‫ایداف متعالن برساید‪.‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫یمنتواییم براه تمام ایسانیاه روه کره زمین یک بریامه‬ ‫درسن واحد طراحن کرد؛ چراکه در بریامه درسن واحد‪ ،‬تکثریا‬ ‫و تفاوتیاه فرینصن و منطقهاه دیده یمنخود‪.‬‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫عاملیت معلم در برنامه درسی‬ ‫واحد طراحی کرد؛ چراکه در برنامه درسی واحد‪ ،‬تکثرها‬ ‫و تفاوتهای فرهنگی و منطقهای دیده نمیشود و‬ ‫همچنین نمیتوانیم برای هر قوم و فرهنگی یک برنامه‬ ‫ً‬ ‫درسی کاما مجزا و متفاوت طراحی کنیم؛ چراکه در‬ ‫ایــن صــورت اقتضائات انسانیت که یک حقیقت‬ ‫مشترک میان تمام افراد انسان است لحاظ نمیشود‪.‬‬ ‫اهلبیت؟ نیز بااینکه در مقام عصمت قرار داشتهاند‬ ‫و عالم بهکل حقائق هستی بودند اما بااینحال در‬ ‫مقام تعلیم یکروند واحد و یک محتوای درسی واحد‬ ‫برای انسانها نداشتهاند و حتی وقتی تعامل حضرات‬ ‫معصومین با یاران خود را مشاهده میکنیم‪ ،‬متوجه‬ ‫تنوع برنامهای انان برای اصحاب خود میشویم و این‬ ‫تنوع برنامه همه ذیل تعالی و رشد انسان بوده و هیچ‬ ‫تنافی با رشد استعدادهای الهی انسان نداشته است‪.‬‬ ‫بنابراین معلم بر اساس فرایندی که طی کرده و هدف‬ ‫مطلوبی که دستیافته و همچنین بر اساس استعدادهای‬ ‫من عالی و من دانـ ِـی متعلم‪ ،‬میتواند برنامه درسی‬ ‫متناسب با رشد و تعالی دانشاموزان خود را طراحی کند‪.‬‬ ‫در این نگاه انچه بیش از همه اهمیت دارد‪ ،‬بازگشت‬ ‫کرامت معلم و احیای جایگاه معلمان است؛ چراکه‬ ‫جایگاه حقیقی معلمان دستگیری و نشان دادن راه‬ ‫ً‬ ‫رشد به دانشاموزان است و طبیعتا انها برای اینکه‬ ‫بتوانند وظیفه خود را بهخوبی انجام دهند باید طراح‬ ‫برنامه درسی متناسب با دانشاموزان خود باشند‪ ،‬نه‬ ‫ً‬ ‫همچون کارگری که صرفا مجری ساختارهای کلی و از‬ ‫ً‬ ‫پیش طراحیشده است‪ .‬طبیعتا ازمه چنین نگاهی به‬ ‫جایگاه معلم‪ ،‬تمرکززدایی و شکلگیری برنامه درسی‬ ‫متکثر است؛ برنامهای که قواعد و اصول ان کلی و‬ ‫توجه به تقدم عاملیت معلم بر ساختارهای اموزشی‬ ‫مرسوم‪ ،‬موجب تمرکززدایی و تنوع برنامه درســی در‬ ‫اموزشوپرورش میشود‪ .‬همانطور که بیان شد‪ ،‬اساس‬ ‫طراحی برنامه درسی و تعلیم محتوای درسی بر عهده‬ ‫کسی است که این مسیر را طی کرده و اهداف مطلوب را‬ ‫به دست اورده است و تاش میکند متعلم را در همان‬ ‫مسیری که طی کرده‪ ،‬تعلیم دهد‪ .‬حال سوال اصلی این‬ ‫است که ایا میتوان یک برنامه درسی واحد برای کل‬ ‫کشور طراحی کرد؟ برای پاسخ به این سوال باید در مورد‬ ‫حقیقت انسان کمی صحبت کنیم‪ .‬از منظر حکمای‬ ‫اسامی حقیقت انسان دارای دو من است‪ :‬من عالی‬ ‫و من دانی‪ .‬من عالی انسان که همان نشئه الهی انسان‬ ‫است و فطرت انسانی هم از بروز و ظهورهای همان نشئه‬ ‫است‪ ،‬یک امر واحد و ضروری و کلی در بین تمام افراد‬ ‫انسانی است‪ .‬اما انسان عاوه بر من عالی دارای من دانی‬ ‫هم هست که حقیقت این من به نشئه مثالی انسان‬ ‫ً‬ ‫که امری نسبی و متکثر و جزئی است‪ ،‬بازمیگردد‪ .‬مثا‬ ‫مسئله فرهنگها و زبانهای مختلف اقوام و مزاجهای‬ ‫مختلف انسانی و ‪ ...‬به من دانی انسان برمیگردد‪ .‬اگر‬ ‫معلم بخواهد برنامهی درسی برای دانشاموزان طراحی‬ ‫کند‪ ،‬باید خودش واجد حقیقت علم در مرتبه عالی‬ ‫و دانی انسان باشد‪ .‬شناخت من عالی انسان یعنی‬ ‫شناخت حقیقت الهی انسان که امری واحد و کلی و‬ ‫باطنی است اما شناخت من دانی انسان یعنی شناخت‬ ‫یک حقیقت متکثر و جزئی و نسبی‪.‬‬ ‫بر اساس انچه بیان شد میتوان نتیجه گرفت‪ ،‬نمیتوانیم‬ ‫برای تمام انسانهای روی کره زمین یک برنامه درسی‬ ‫‪208‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫معلمان‪ ،‬احیاگر جایگاه معلمان‬ ‫شکی نیست که جایگاه معلم بهصرف گفتن احیا‬ ‫نمیشود و نیازمند فرهنگسازی در جامعه است‪.‬‬ ‫ً‬ ‫طبیعتا معلمان بهترین افراد برای تبیین جایگاه خود‬ ‫در جامعه هستند‪ .‬الحمداه معلم هنرمند در کشور‬ ‫بسیار زیاد است‪ .‬معلمی که جایگاه و منزلت خود را‬ ‫میداند و از طرفی با مسائل تعلیم و تربیت اشنا است‬ ‫و از طرف دیگر هنرمند اســت‪ ،‬بهترین گزینه برای‬ ‫احیای جایگاه راهبری معلم در جامعه است‪ .‬معلمها‬ ‫باید بتوانند با ابزار رسانه ملی که به نظر وسیعترین و‬ ‫عمیقترین رسانه فعلی برای اثرگذاری است‪ ،‬سخن‬ ‫خود را به مسئولین عرصه تعلیم و تربیت برسانند‪.‬‬ ‫معلمان باید با ابــزار رسانه به مسئولین بفهمانند‬ ‫که معلم کارگر امــوزشوپــرورش نیست‪ ،‬بلکه خط‬ ‫مقدم تعلیم و تربیت دانشاموزان است که مسئولین‬ ‫پینوشتها‬ ‫‪Email: ebrahimrastiyan@gmail.com‬‬ ‫[‪ .]1‬صحیفه امام‪ ،‬جلد ‪ ،9‬صفحه ‪291‬‬ ‫[‪ .]2‬ایه مبارکه ‪ 108‬سوره یوسف‬ ‫‪209‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫یکسان است و معلم بر اساس اقتضائات منطقهای‬ ‫و قومی و فردی‪ ،‬این اقتضائات کلی را به یک برنامه‬ ‫جزئی تبدیل میکند‪ .‬البته تکثر برنامه درسی که ذیل‬ ‫معلم طراحی میشود‪ ،‬برخاف تکثر در برنامههای‬ ‫درســی مرسوم است که محور انهــا تکثر و نسبیت‬ ‫محض است و هیچ وحدتی بر انها حاکم نیست‪.‬‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫بهعنوان نیروهای پشتیبان باید به انها کمک کنند‪.‬‬ ‫باید به مسئولین بفهمانند اموزشوپرورش‪ ،‬یک فرزند‬ ‫سرراهی نیست که برای دولت هزینههای سرساماوری‬ ‫ایجاد کرده است‪ ،‬بلکه اموزشوپرورش‪ ،‬مهمترین امر‬ ‫زیرساختی کشور محسوب میشود که رشد و تعالی و‬ ‫پیشرفت یک جامعه منوط به ان است‪ .‬همچنین به‬ ‫خانوادهها تذکر دهند که هیچوقت معلم در امر تربیت‪،‬‬ ‫جای پدر و مادر را نمیگیرد و مسئله اموزش و تربیت‬ ‫کودکان بههیچعنوان قابل تفویض به دیگری نیست‪.‬‬ ‫باید به خانوادهها اموزش دهند که معلم نه جایگزین‬ ‫انهاست و نه رفیق فرزندانشان‪ ،‬بلکه انسانی است‬ ‫که زیر سایه انبیا به تعلیم و تربیت دانشاموزان اهتمام‬ ‫ورزیده است‪ .‬درنهایت به این نکته اشارهکنم که اگر‬ ‫بتوانیم رسانههای رسمی و غیررسمی تعلیم و تربیت‬ ‫کشور را در اختیار معلمان قرار دهیم‪ ،‬بهتدریج معلمان‬ ‫سلبریتیهای جامعه خواهند شد و سرعت رشد و‬ ‫تعالی و پیشرفت جامعه را چند برابر خواهند کرد‪.‬‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫رضا طاهرنیا‬ ‫پژوهشگر هسته تعلیم و تربیت مرکز رشد‬ ‫دانشاموخته کارشناسی ارشد اقتصاد دانشگاه امام صادق؟‬ ‫توجه به اداب معلمی از دیرباز در فرهنگ اسامی‬ ‫و ایرانی ما جایگاه ویژهای داشته است‪ .‬در ایران از‬ ‫دوره مشروطه تا به امروز معلمان کشور از بین طاب‬ ‫ســاعــی در م ــدارس مــوقــوفــه‪ ،‬روحــانــیهــای محل در‬ ‫مکتبخانهها‪ ،‬دارالمعلمین‪ ،‬دانشسراهای تربیتمعلم‪،‬‬ ‫مراکز تربیتمعلم‪ ،‬رشتهها و دانشگاههای تربیت دبیر‬ ‫و درنهایت «دانشگاه فرهنگیان» تامینشده است‪.‬‬ ‫«دانشگاه فرهنگیان» در دیماه سال ‪ 1390‬با تصویب‬ ‫شورای عالی انقاب فرهنگی و با تجمیع کلیه مراکز‬ ‫تربیتمعلم سراسر ایران تاسیس شد و از سال ‪1391‬‬ ‫شروع به کار کرد‪ .‬این دانشگاه هرچند نوپاست؛ اما متکی‬ ‫به پیشینه صدساله مراکز تربیتمعلم در ایران است‪.‬‬ ‫در اساسنامه «دانشگاه فرهنگیان»‪ ،‬این دانشگاه چنین‬ ‫تعریف میشود که «دانشگاه فرهنگیان»‪ ،‬دانشگاهی‬ ‫است برای تامین‪ ،‬تربیت و توانمندسازی منابع انسانی‬ ‫وزارت اموزشو پرورش‪ ،‬پیشرو در اموزش‪ ،‬پژوهش‪ ،‬تولید‬ ‫و ترویج علم نافع موردنیاز اموزشو پرورش‪ ،‬سرامد در‬ ‫اموزش و شایستگیهای حرفهای و تخصصی تربیت‬ ‫محور‪. ... ،‬‬ ‫در بیان علت تاسیس دانشگاه فرهنگیان چنین طرح‬ ‫میشود که تربیتمعلم در کشور نیازمند به یک مجموعه‬ ‫معین و مشخص است که این موضوع و نیاز جدی را‬ ‫بهصورت تخصصی پیگیری نماید؛ در غیر این صورت‬ ‫تربیتمعلم که باید یک دغدغه ملی باشد تبدیل به‬ ‫یک امر طفیلی و دست چندم در کشور میگردد که‬ ‫البته در زمان دانشگاه تربیتمعلم و دانشگاه خوارزمی‬ ‫این اتفاق افتاده بود؛ بهنحویکه دانشجوها درسهای‬ ‫تخصصی خود را در دپارتمانهای تخصصی خود در‬ ‫دانشگاههای دیگر میگذراندند و سپس چند واحد هم‬ ‫دروس علوم تربیتی میخواندند که فقط خوانده باشند‬ ‫ً‬ ‫و انصافا این رویه‪ ،‬مطلوب برای تربیتمعلم نبود‪]1[ .‬‬ ‫از دیگر سو بسیاری معتقدند اگر قرار است انچه در‬ ‫سند تحول بنیادین اموزشو پرورش امده اجرایی شود‪،‬‬ ‫در سوگ‬ ‫شخصیت معلمی‬ ‫اگر اسیبیاه دایشصاه فرینصیان رفع یشوید‪ ،‬در اینده با‬ ‫یسلن سطحنیصر و سکوار مواجه خواییم بود‬ ‫‪210‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫این مهم تنها از طریق تربیتمعلمانی صورت میگیرد‬ ‫که متناسب با این سند تربیت شدهاند [‪ ]2‬و ازاینرو‬ ‫دانشگاه فرهنگیان برای تحقق این هدف باید یک‬ ‫جامعیت کافی و کاملی از تجهیزات‪ ،‬نفرات‪ ،‬امکانات‬ ‫و بسترها مهیا کند‪ .‬بااینوجود‪ ،‬دانشگاه فرهنگیان‬ ‫بهعنوان نهاد تربیتمعلم‪ ،‬دچار اسیبهای متعددی‬ ‫است‪ .‬در ادامه به تعدادی از مهمترین این اسیبها‬ ‫پرداخته میشود‪.‬‬ ‫شغل ‪...‬‬ ‫معلمی‪ِ ،‬‬ ‫یکی از مهمترین نکات پنهانی که غیرمستقیم بر روی‬ ‫سیاستگذاریها و تامین مالی امــوزشو پــرورش و‬ ‫جریان تعلیم و تربیت در کشور تاثیرگذار است‪ ،‬جایگاه‬ ‫و اهمیت اموزشو پرورش در ذهن و نگاه مسئولین‬ ‫کشور است؛ بهنحویکه بخش قابلتوجهی از ایشان‬ ‫معتقدند که امــوزشو پــرورش یک دستگاه مصرفی‬ ‫است و باید تا میتوانند هزینههای این وزارتخانه را‬ ‫کاهش دهند‪ .‬لذا این نگاه‪ ،‬سبب به زاویه رانده شدن‬ ‫مراکز تربیتمعلم و در حال حاضر دانشگاه فرهنگیان‬ ‫شده است و برای تربیت و تامین معلم موردنیاز کشور‬ ‫تصمیمات‪ ،‬سیاستها و روشهایی اتخاذ میشود‬ ‫که کمترین هزینهها را دربر داشته باشد؛ مانند استفاده‬ ‫از ماده ‪ 28‬دانشگاه فرهنگیان‪ ،‬طرح خرید خدمات‬ ‫ً‬ ‫اموزشی و‪ ...‬که غالبا این موارد سبب ضربه مهلک به‬ ‫کیفیت تعلیم و تربیت نسل اتی میشود‪ .‬مقام معظم‬ ‫رهبری‪ ،‬اینکه دستگاههایی چون امــوزشوپــرورش‬ ‫بودجهی کشور را میبلعند را افکاری انحرافی قلمداد‬ ‫نمودند و میفرمایند‪:‬‬ ‫ً‬ ‫«بنده هم عمیقا به این حرف معتقدم که اموزشوپرورش‪،‬‬ ‫ّ‬ ‫ّ‬ ‫مهمترین دستگاه مولد ماست؛ دستگاه مولد‪ ،‬نه یک‬ ‫‪211‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫افکار انحرافی‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫با توجه به نقش و جایگاه ویژه و منحصربهفرد معلمی‬ ‫در تربیت یک نسل و تامین نیروی انسانی موردنیاز‬ ‫پیشرفت و تعالی یک کشور‪ ،‬اهمیت اینکه چه فرد یا‬ ‫افرادی معلمان فرزندان این سرزمین باشند و یا چه کسانی‬ ‫بر جریان تربیتمعلم تاثیرگذار باشند روشن میشود‪.‬‬ ‫ازاینرو‪ ،‬باید بر ورودیهای دانشگاه فرهنگیان چه در‬ ‫بخش اساتید و مدرسان و چه در بخش دانشجویان‪،‬‬ ‫ما کهای ارزشی و تخصصی حکمفرما باشد و نیروی‬ ‫انسانی متفکر و متعهد و کارامد و دیندار و عاقل جذب‬ ‫شود‪ .‬اساتید این دانشگاه باید جزو شاخصترینها‬ ‫و منطبق با معیارهای سند تحول باشند و از طرفی‬ ‫افــراد در دانشگاه فرهنگیان نباید به نحو رابطهای‪،‬‬ ‫سفارشی‪ ،‬حزبی و سیاسی پذیرفته شوند چراکه این‬ ‫عملکرد سبب بیانگیزگی افراد و اساتید شایسته و‬ ‫فراری دادن ایشان از این دانشگاه خواهد شد‪]5[ .‬‬ ‫در بخشی از تاریخ و سابقه نهاد تربیتمعلم در ایران‬ ‫چنین نگاشته شده است که اساتید دارالمعلمین‬ ‫در سال ‪ 1306‬از بهترینهای زمان خودشان در رشته‬ ‫تخصصیشان بودند که برخی از این اساتید عبارتاند از‪:‬‬ ‫• عباس اقبال اشتیانی‪ ،‬معلم جغرافیای انسانی و‬ ‫تاریخ (فارغالتحصیل از دانشگاه پاریس)‬ ‫• محمود حسابی‪ ،‬معلم فیزیک (فارغالتحصیل از‬ ‫دانشگاه پاریس)‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫دستگاه مصرفکننده» [‪« ...]3‬تا کید میکنم مسئولین‪،‬‬ ‫دانشگاه فرهنگیان را که تولیدکننده معلم است جدی‬ ‫بگیرند‪ .‬هرچه میتوانند برای این سرمایهگذاری کنند‪ .‬به‬ ‫یک لحاظ‪ ،‬اهمیت این دانشگاه از همه دانشگاههای‬ ‫دیگر بیشتر است‪]4[ ».‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫بشش قابل توجهن از مسئولین معتقدید که اموزشوپرورش یک دستصاه‬ ‫مگرفن است و باید تا منتوایند یزینهیاه این وزارتشایه را کایش دیند‪.‬‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫اساتید دارالمعلمین در ســال ‪ 1306‬از بهترینیاه زمان‬ ‫خودخان در رخته تشگگنخان بودید‪.‬‬ ‫از طریق واحــد دانشگاهی وجــود ن ــدارد‪ ،‬مطابق با‬ ‫ضوابط و مقررات وزارت امــوزشو پــرورش و از میان‬ ‫دانشاموختگان سایر دانشگاهها و موسسات اموزش‬ ‫عالی و پژوهشی سراسر کشور و حوزههای علمیه‪ ،‬با‬ ‫شرط گذراندن حداقل دوره یکساله مهارتاموزی‬ ‫در دانشگاه فرهنگیان بامانع است‪».‬‬ ‫از عبارات باا چنین برمیاید که کاربرد این ماده بخشی‬ ‫و در موارد خاص است‪ ،‬درحالیکه‪« ،‬اقای بطحایی»‪،‬‬ ‫وزیر کنونی اموزشو پرورش از پذیرش ‪ 50‬هزار نیرو در دو‬ ‫مرحله از طریق ماده ‪ 28‬برای سال ‪ 1398‬خبر دادند‪.‬‬ ‫پرواضح است که تربیتمعلم مدنظر اساسنامه دانشگاه‬ ‫فرهنگیان و سند تحول اموزشو پرورش‪ ،‬حداقل به زمانی‬ ‫چهارساله در بستر دانشگاه فرهنگیان نیازمند است و از‬ ‫طریق یک دوره کوتاهمدت یکساله و کمتر از یک سال‬ ‫نمیتوان معلم حقیقی تربیت نمود و استفاده گسترده از‬ ‫این ماده‪ ،‬ناقض ماهیت و کارکرد حقیقی این دانشگاه‬ ‫با توجه به سند تحول و اساسنامه این دانشگاه است‪.‬‬ ‫مقام معظم رهبری نیز دراینباره در دیدار فرهنگیان‬ ‫در سال ‪ 1397‬در دانشگاه فرهنگیان بیان نمودند‪:‬‬ ‫ّ‬ ‫«البته گفته میشود که از بیرون کسانی را میگیرند‪،‬‬ ‫ولی انیک عمل اضطراری است و در صورت ناچاری‬ ‫ّ‬ ‫کار‬ ‫و اضطرار البته اشکال ندارد؛ علیااصول هم یک ِ‬ ‫ّ‬ ‫درستی نیست‪«...».‬دورههای اموزش کوتاهمدت هم‬ ‫میگذارند که ّ‬ ‫البته اینها خیلی کارساز نیست‪]7[ ».‬‬ ‫برخی دیگر با ایده «نخبهگزینی از بین موجودین»‪ ،‬هزینه‬ ‫کردن برای تربیتمعلم را کار و هزینهای بیهوده میدانند؛‬ ‫اما نکته کلیدی این است که تربیتمعلم بهخودیخود‬ ‫یک تخصص‪ ،‬مهارت و شخصیتسازی است که‬ ‫باید افراد برای ان تربیت شوند و بیشتر جنبه تربیتی ان‬ ‫مدنظر است تا جنبه و بعد اموزشی و نخبگی علمی و‬ ‫• بدیعالزمان فروزانفر‪ ،‬معلم ادبیات فارسی‬ ‫در بسیاری از کشورهای پیشرفته و حتی در برخی از‬ ‫کشورهای درحالتوسعه‪ ،‬مثل پاکستان فقط دانشاموزان‬ ‫دارای معدل الف میتوانند معلم بشوند‪ .‬ولی متاسفانه‬ ‫ً‬ ‫در ایران در واقعیت امر دیده میشود که معموا هرکس‬ ‫هیچجا قبول نمیشود‪ ،‬به او پیشنهاد میشود برود‬ ‫دانشگاه فرهنگیان‪.‬‬ ‫برنامه درسی تربیت معلم‬ ‫شیوههای تربیت معلم که با نیاز های و یــژه دورههــای‬ ‫تحصیلی متنوع تناسب دارد و پاسخگوی نیاز های‬ ‫انها است‪ ،‬متفاوت است و باید در سیاستگذاریها‪،‬‬ ‫دستورالعملها و طراحیها به این امر توجه شود‪ .‬تربیت‬ ‫معلمی که بخواهد منطبق با سند تحول اموزشو پرورش و‬ ‫اساسنامهدانشگاهفرهنگیانتحققیابد‪،‬نیازمندبرنامههای‬ ‫علمی و عملی و برنامههای درسی متنوع و خاقانه است‬ ‫ً‬ ‫و صرفا در سایه برنامه درسی معمول اتفاق نمیافتد‪]6[ .‬‬ ‫در مقام نظر چهار نــوع برنامه درســی بــرای دانشگاه‬ ‫فرهنگیان در نظر گرفتهشده است‪:‬‬ ‫‪ .1‬برنامه درسی رسمی مستقیم‪ :‬سرفصلهای کتاب‬ ‫‪ .2‬برنامه درســی غیررسمی مستقیم‪ :‬کانونهای‬ ‫دانشجویی‪ ،‬انجمنهای علمی دانشجویی و‬ ‫تشکلهای سیاسی‬ ‫‪ .3‬برنامه درسی غیرمستقیم‬ ‫‪ .4‬برنامه درسی پنهان‬ ‫ماده ‪ ،28‬استثنایی پراستثنا‬ ‫در ماده ‪ 28‬اساسنامه دانشگاه فرهنگیان اینگونه‬ ‫بیانشده است که‪« :‬تامین بخشی از نیازهای خاص‬ ‫امــوزشو پــرورش در رشتههایی که امکان توسعه ان‬ ‫‪212‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫افراد باید در یک محیط و فضای معلمپرور قرار گیرند‬ ‫و پرورش یابند‪ .‬وجه تمایز دانشگاه فرهنگیان با سایر‬ ‫دانشگاهها‪ ،‬ایجاد «شخصیت معلمی» است‪ .‬مقام‬ ‫ّ‬ ‫معظم رهبری در این خصوص میفرمایند‪« :‬معلمی‬ ‫یک حرفه ّفنی است‪ ،‬یک کار هنری است؛ یادگرفتن‬ ‫ّ‬ ‫ازم دارد؛ اینجا شما معلمی را یاد میگیرید؛ انکه در‬ ‫فان دانشگاه دیگر درسخوانده‪ ،‬او این معلومات شما‬ ‫را که در اینجا یاد گرفتهاید ندارد؛ چطور میخواهد‬ ‫ّ‬ ‫معلمی کند؟»[‪]8‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫معیشتی در حد کفافشان نباشد‪ ،‬ایشان مجبور میشوند‬ ‫در شغل دومی که هم به منزلت اجتماعی ایشان لطمه‬ ‫میزند و هم از توان و تمرکز روحی و فکری و جسمی‬ ‫ایشان بــرای ایفای نقش سنگین معلمی میکاهد‪،‬‬ ‫فعالیت کنند‪.‬‬ ‫یک بازنگری جدی ‪...‬‬ ‫معیشت و منزلت اجتماعی معلمان‬ ‫در سابقه نهاد تربیتمعلم در ایــران در سال ‪1312‬‬ ‫قانونی تحت عنوان «تربیتمعلم» به تصویب رسید و‬ ‫مقرر شده بود که به اموزگاران و دبیران حق تاهل‪ ،‬حق‬ ‫مسکن و فوقالعاده خارج از مرکز نیز پرداخت شود‪.‬‬ ‫مفاد این قانون و اجرای ان موجب گردید تا افراد بهتر‬ ‫جذب شغل دبیری شوند‪ ،‬حقوق و مزایای دبیران از‬ ‫همه ادارات بیشتر شود و زمینههای گسترش مراکز‬ ‫تربیتمعلم در تهران و دیگر استانها و شهرها فراهم‬ ‫اید؛ اما امروزه بسیاری از معلمان نسبت به تبعیض و‬ ‫بیعدالتی بین خودشان و کارمندان سایر دستگاههای‬ ‫دولتی ابراز شکایت دارند‪ .‬اگر حقوق معلمین ازلحاظ‬ ‫‪213‬‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫مدل اجرایی دانشگاه فرهنگیان نیاز به بازبینی جدی‬ ‫دارد‪ .‬پاسخگویی به نیاز منابع انسانی و عدالت اموزشی‬ ‫هرگز نیازمند دایر کردن شعب این دانشگاه در سراسر‬ ‫کشور نیست‪ .‬تعداد پردیسهای دانشگاه فرهنگیان در‬ ‫کشور نزدیک به یکصد واحد است و این اتفاق هم به‬ ‫لحاظ تامین امکانات و هزینههای مدیریتی و نیروی‬ ‫انسانی گرداننده این مجموعهها مشکلساز است و هم‬ ‫به لحاظ عدم قابلیت مدیریت متمرکز‪ .‬بهعنوانمثال‬ ‫دانشگاه فرهنگیان هاشمی نژاد مشهد ‪ 600‬دانشجو دارد‬ ‫و این برابری میکند با تعداد دانشاموزان یک دبیرستان!‬ ‫این مدل اجرایی‪ ،‬تحقق یک تربیتمعلم باکیفیت را به‬ ‫تاخیر میاندازد؛ راهحل «دکتر مهرمحمدی» (سرپرست‬ ‫سابق دانشگاه فرهنگیان)‪ ،‬واحدهای معدود پرجمعیت‬ ‫ً‬ ‫(حدود ‪ 8‬هزار نفر) در هر منطقه از اموزش عالی (حدودا‬ ‫‪ 10‬منطقه) است‪.‬‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫در کشور ژاپن براه یر سن دایشاموز‪ ،‬پنج معلم فعال یستند‬ ‫و این در حالن است که یسبت سن به یک یا بیشتر‪ ،‬میایصین‬ ‫تعداد دایشاموزان به معلمین در مدارس ایران است‪.‬‬ ‫کمبود معلم‪...‬کاش هیچچیز نداشتیم‬ ‫اما معلم خوب زیاد داشتیم‪...‬‬ ‫و اداره این دانشگاه با جایگاه سرپرست‪ ،‬رویههای‬ ‫غیرعلمی حقالزحمهایها‪ ،‬قراردادیها‪ ،‬مشکات‬ ‫نومعلمان‪ ،‬صاحیت و شایستگیهای معلمان‪ ،‬عدم‬ ‫درک و تجربه مسئولین تصمیمگیر از فضاهای واقعی‬ ‫معلمی‪ ،‬سیاسیبازی و سیاستزدگی در دانشگاه‬ ‫فرهنگیان‪ ،‬هیئتامنای پرمشغله دانشگاه فرهنگیان‬ ‫و‪ ...‬مواجه است اما در این نوشته‪ ،‬بیشتر سعی شد تا‬ ‫برخی از مهمترین مشکات نهاد تربیتمعلم کشور و‬ ‫دانشگاه فرهنگیان تبیین شود‪.‬‬ ‫در پایان بیان میشود که اگر کل نظام و مسئولین به‬ ‫یک بسیج ملی جهت تربیت معلم روی نیاورند و اگر‬ ‫مدیران عرصههای مختلف نظام تعلیم و تربیت‪،‬‬ ‫تعریف درستی از مسئولیت خــود نداشته باشند؛‬ ‫نسل تربیتشده‪ ،‬نسلی نخواهد بود جز سطحینگر‪،‬‬ ‫متحجر و سکوار‪]9[.‬‬ ‫جهانی نسبت تعداد دانشاموزان‬ ‫در حال حاضر‪ ،‬استاندارد‬ ‫ِ‬ ‫به معلمان در مدرسه هفده به یک است و در کشور‬ ‫ژاپن برای هر سی دانشاموز‪ ،‬پنج معلم فعال هستند‬ ‫و این در حالی است که نسبت سی به یک یا بیشتر‪،‬‬ ‫میانگین تعداد دانشاموزان به معلمین در مدارس ایران‬ ‫است‪ .‬این وضعیت که به بحران کمبود معلم در ایران‬ ‫تعبیر میشود‪ ،‬بدین گونه است که در اموزشو پرورش‬ ‫تا سال ‪ 1400‬با ‪ 300‬هزار کمبود معلم مواجه خواهیم‬ ‫بود‪ .‬این وضعیت که ریشه در عواملی از قبیل کمبود‬ ‫بودجه اموزشو پرورش‪ ،‬نوع فهم و اهمیت و روشهای‬ ‫متفاوت مسئولین در برنامهریزیهای تامین نیروی‬ ‫انسانی اموزشو پرورش‪ ،‬فقدان برنامه بلندمدت جهت‬ ‫تامین نیروی انسانی و ‪ ...‬دارد‪ ،‬بر حوزههای اقتصادی‪،‬‬ ‫فرهنگی‪ ،‬ساختاری سیاسی و اموزشی‪-‬تربیتی تاثیر‬ ‫میگذارد و میپذیرد‪ .‬در این شرایط‪ ،‬مسئولین به فکر‬ ‫تامین معلم از روشهایی زودبازده از قبیل خرید خدمات‬ ‫اموزشی‪ ،‬نیروهای بازنشسته‪ ،‬دانشجوهای سال سوم و‬ ‫چهارم دانشگاه فرهنگیان‪ ،‬استفاده از ظرفیت مدیران‪،‬‬ ‫معاونان‪ ،‬سرباز معلمین‪ ،‬استفاده از ماده ‪ 28‬دانشگاه‬ ‫ً‬ ‫فرهنگیان و دورههای کوتاهمدت و‪ ...‬افتادهاند که احتماا‬ ‫اسیبهای عمیق ان در ایندهای نهچندان دور‪ ،‬خود را‬ ‫در تربیت نسل اتی نشان خواهد داد‪.‬‬ ‫هرچند که نهاد تربیتمعلم کشور با مشکاتی دیگر‬ ‫از قبیل فقدان نظام پژوهش در دانشگاه فرهنگیان‪،‬‬ ‫موازیکاری و تقابلکاری بخشهای مختلف دانشگاه‬ ‫فرهنگیان‪ ،‬فقدان جایگاه ریاست در دانشگاه فرهنگیان‬ ‫پینوشتها‬ ‫‪Email: kashefmahdi313@gmail.com‬‬ ‫[‪ .]1‬مهرمحمدی‪ ،‬محمود‪ .‬جلسه تودیع و معارفه سرپرست جدید دانشگاه‬ ‫فرهنگیان‪ ،‬اذر ‪.139۶‬‬ ‫[‪ .]2‬حجتااساموالمسلمین دادگر‪ ،‬سید امیناه (مسئول نهاد نمایندگی‬ ‫مقام معظم رهبری در دانشگاه فرهنگیان)‪ ،1397 ،‬برنامه تلویزیونی پرسشگر‪.‬‬ ‫[‪ .]3‬مقام معظم رهبری‪ ،‬بیانات در دیدار معلمان سراسر کشور‪.1385/02/12 -‬‬ ‫[‪ .]۴‬مقام معظم رهبری‪ ،‬دیدار با فرهنگیان و دانشجومعلمان دانشگاه‬ ‫فرهنگیان‪.139۶/2/17 ،‬‬ ‫[‪ .]5‬حجتااسام دکتر فیضی پور‪ ،‬علیاصغر‪ ،1397 ،‬جلسات «تاریخ‬ ‫تربیتمعلم در ایران» هسته تعلیم و تربیت مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ ‪.‬‬ ‫[‪ .]۶‬مهرمحمدی‪ ،‬محمود (سرپرست سابق دانشگاه فرهنگیان)‪،1397 ،‬‬ ‫برنامه تلویزیونی پرسشگر‪.‬‬ ‫[‪ .]7‬مقام معظم رهبری‪ ،‬دیدار معلمان و فرهنگیان ‪.95/2/13‬‬ ‫[‪ .]8‬مقام معظم رهبری‪ ،‬بیانات در دانشگاه فرهنگیان‪.1397/02/19-‬‬ ‫[‪ .]9‬حجتااسام دکتر فیضی پور‪ ،‬علیاصغر‪ ،1397 ،‬جلسات «تاریخ‬ ‫تربیتمعلم در ایران»‪ ،‬هسته تعلیم و تربیت مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟‪.‬‬ ‫‪214‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مجتبی جوادی‬ ‫پژوهشگر حلقه حکمرانی علوم اجتماعی مرکز رشد‬ ‫دانشجوی دکتری مدیریت دولتی دانشگاه امام صادق؟‬ ‫‪215‬‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫حکمراین حبابی پژویش‪ ،‬پژویش را به یک کااه لوکس‬ ‫تبدیل منکند که فقط‪ ،‬لذت چنددقیقهاه دارد‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫ُ‬ ‫باب پژوهش‬ ‫ح‬ ‫ِ‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫یکی از دغدغههای همیشگیمان در حباببازی‪ ،‬زیاد‬ ‫کردن حبابها بود‪ .‬برادرم‪ ،‬که از من بزرگتر است‪ ،‬یک‬ ‫خودکار بیک مخصوص این بازی کنار گذاشته بود‪.‬‬ ‫با اینکه دوران ابتدایی مشقها را با مداد مینوشتم‪،‬‬ ‫ولی وقتی هوس حباببازی سرمان میزد سریع یک‬ ‫خودکار بیک جفتوجور میکردم‪ .‬دوست داشتیم‬ ‫حباب درســت بکنیم؛ بعدش یکییکی دنبالشان‬ ‫کنیم و بترکانیم‪ .‬یک خــودکــار بیک‪ ،‬یک پیاله پر‬ ‫از اب و مقدار کمی مایع ظرفشویی کارمان را راه‬ ‫ً‬ ‫میانداخت‪ .‬البته اخیرا که در ترافیک چراغقرمز بودم‪،‬‬ ‫دیدم که دستفروش دستگاهی دستش بود شبیه تفنگ‬ ‫کمری؛ ماشه را میچکاند و حباب را میفشاند‪ .‬بله‬ ‫ً‬ ‫این روزها حبابسازی هم حرفهای شده؛ مثا همین‬ ‫حبابهای اقتصادی که امروزه همه کاسه و کوزهها را‬ ‫ً‬ ‫سرش میشکنند‪ ،‬یا مثا حبابهای پژوهشی؛ طرف‬ ‫ََ‬ ‫یک نفس چندین حباب مقاله و کتاب تولید کرده‬ ‫است‪ .‬یا حرفهایتر از این‪ ،‬طرف با سرمایهگذاری بسیار‬ ‫زیاد‪ ،‬جریان پژوهشی حبابی راه انداخته و پژوهشگرانی‬ ‫استخدام کرده که همگی حباببازی میکنند؛ ولی‬ ‫ً‬ ‫واقعا پژوهش غیرحبابی یا جریان پژوهشی غیرحبابی‬ ‫چگونه میشود؟ بیدل دهلوی در یک مصرع دلها را‬ ‫روانه دریا کرده؛ و حباب را مقابل موج قرار داده‪ ،‬هزار‬ ‫مــوج کمربسته در کمین حــبــاب‪ ...‬بهعبارتدیگر‬ ‫غیرحباب بودن‪ ،‬یعنی موج بودن‪.‬‬ ‫اصل کار ما با لوله خودکار بود؛ مغزی خودکار را درمیاوردیم‪،‬‬ ‫مقداری مایع ظرفشویی داخل کاسه میریختیم و‬ ‫کمی اب را با ان به هم میزدیم؛ یکطرف لوله خودکار‬ ‫را داخل مخلوط اب و ریکا کرده و بیرون میاوردیم و از‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫ساختن موج پژویشن یعنن یمان سرمایهگذاره حقیقن‬ ‫روه پژویش که با جلوهگره حبابی پژویش در تضاد است‪.‬‬ ‫که‪ :‬در محیط از خودنماییها نمیگنجد حباب‪)...‬‬ ‫و درنهایت میترکد؛ اگرچه در ساختن این حبابها‬ ‫سعی میکنند مایع ظرفشوییاش را زیادتر کنند‪ ،‬یا‬ ‫لوله خودکارش را عوض کنند و ابش را کموزیاد کنند‬ ‫تا این حبابها بیشتر شوند و ماندگار؛ ولی نمیشود؛‬ ‫چراکه‪ :‬میرود از موج بر باد فنا نقش حباب ‪ . ...‬شاید‬ ‫ً‬ ‫اصا علت ایجاد این حبابها‪ ،‬همان شکست موج‬ ‫باشد؛ یعنی‪ :‬شکست موج ُب َود باعث بنای حباب‪...‬‬ ‫موج پژوهش‪ ،‬سرمایهگذاری حقیقی روی پژوهش‬ ‫یا حکمرانی کوثری پژوهش‪ ،‬ناشی از رشد طبیعی‬ ‫پژوهش است‪ .‬برای ایجاد پژوهشگاه‪ ،‬باید بنیان و‬ ‫فضای پژوهش را ایجاد کرد؛ و انهم پژوهشگر و فضای‬ ‫او است‪ .‬بهعبارتدیگر‪ ،‬پژوهشگاه‪ ،‬از جمع شدن‬ ‫پژوهشگران گرد هم ایجاد میشود و پسینی است؛ نه‬ ‫اینکه اول پژوهشگاه بزنیم و سپس پژوهشگران را جمع‬ ‫بکنیم‪ .‬در نگاه کوثری به پژوهش‪ ،‬فرد پژوهشگر بسیار‬ ‫مهم است و همهچیز روی ان چیده میشود و باا‬ ‫میاید تا اینکه میشود‪ :‬گروه‪ ،‬پژوهشکده و پژوهشگاه‪.‬‬ ‫بعدها دیگر به بازی چنددقیقهای عادت کرده بودیم‬ ‫و دنبال زیاد کردن و تکاثر حباب نمیرفتیم‪ ،‬چون‬ ‫فهمیدیم که چنین انتظاری از ان درست نبوده است‪.‬‬ ‫یکدفعه لوله خودکار را داخل کاسه اب و ریکا گذاشتم‬ ‫و دیگر بیرون نیاوردم‪ ،‬داخل همان کاسه فوت کردم‪،‬‬ ‫ّ‬ ‫چیز جدیدی کشف کرده بودم‪ .‬کلی حباب روی کاسه‬ ‫خیلی ذوق کردم؛ ولی بازهم میدانستم که‬ ‫درست شد‪.‬‬ ‫َ َ َّ َّ َ ُ َ‬ ‫َ‬ ‫ُ‬ ‫ُ‬ ‫ً‬ ‫َ‬ ‫رفتنی هستند‪« :‬فاما الزبد فیذهب جفاء»‪ ...‬مرجعیتهای‬ ‫مرجعیتی که به درد مردم بخورد‬ ‫حبابی رفتنی هستند‪،‬‬ ‫َ ُ ُ‬ ‫ایجاد میشود و میماند َ«و َا ّما ما َی َنف ُع ّ‬ ‫الن َاس ف َیمکث‬ ‫َ‬ ‫رض»(سوره مبارکه رعد‪ ،‬ایه ‪.)17‬‬ ‫فِی الا ِ‬ ‫طرف دیگر فوتش میکردیم تا حباب درست بشود؛ فقط‬ ‫ََ‬ ‫با یک نفس‪ 10 ،‬تا حباب میساختیم؛ هرچه حباب‬ ‫بیشتر‪ ،‬ما دلخوشتر؛ حباب که بودنش با نبودنش یکی‬ ‫است‪ ،‬فقط به درد بازی چنددقیقهای میخورد؛ دوست‬ ‫داشتیم حبابهای ما بیشتر بمانند‪ ،‬ولی نمیشد؛‬ ‫مثل همین سرمایهگذاریهای حبابی روی پژوهش یا‬ ‫دقیقترش حکمرانی حبابی پژوهش‪ ،‬که به قول مرحوم‬ ‫«قانعیراد» در کتاب «اجتماعات علمی و دانشگاه‬ ‫ایرانی»‪ ،‬بهجای ساختن بنیانهای علم ریختن منابع‬ ‫مالی برای ساختن پژوهشکده و ‪ ...‬را ترجیح میدهند‪.‬‬ ‫ً‬ ‫البته مثل بازی ما که سعی میکردیم مثا با زیاد کردن‬ ‫مقدار ریکا در ماده حباب یا کارهای دیگر ماندگاری‬ ‫حباب را باا ببریم‪ ،‬برخی نیز سعی دارند این حبابها‬ ‫را شکیل کنند و زینت دهند و ماندگارشان نمایند؛ ولی‬ ‫کاش میشد‪ ،‬نه‪ ...‬نمیشود؛ کمکم که بزرگتر شدیم‬ ‫فهمیدیم حباب‪ ،‬حباب است!‬ ‫رشد و پیشرفت علم و پژوهش بهصورت حبابی پیش‬ ‫نمیرود‪ ،‬باید موج پژوهشی ایجاد کرد‪ .‬ساختن موج‬ ‫پژوهشی یعنی همان سرمایهگذاری حقیقی روی پژوهش‬ ‫که با جلوهگری حبابی پژوهش در تضاد است‪ .‬پول‬ ‫هنگفتی میریزند تا فان رشته را راه بیندازند‪ ،‬ساختمان‬ ‫پژوهشگاه را میزنند سپس برایش سه پژوهشکده و‬ ‫بــرای هر پژوهشکده سه گــروه تعریف میکنند و در‬ ‫مدت بسیار اندکی حدود ‪ 20‬نفر هیئتعلمی میگیرند؛‬ ‫یعنی همهچیز از همان پول اولیه و از باا به پایین‬ ‫ً‬ ‫شروع میشود‪ .‬کاری به این ندارند که اصا پژوهش‬ ‫یعنی چه؟ علم چگونه تولید میشود؟ و این میشود‬ ‫که در مــدت بسیار انــدک حبابی درخـشــان‪ ،‬اظهار‬ ‫مرجعیت کرده و چند زمانی بر خود میبالد (تا حدی‬ ‫‪216‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫‪217‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫‪Email: Javadiisu@gmail.com‬‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫پینوشت‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫پژوهشی که به درد مردم‬ ‫میخورد‪ ،‬مرجعیت کوثری‬ ‫پـیــدا میکند و میماند‪.‬‬ ‫جریان حکمرانی کوثری‬ ‫پژوهش را میتوان در قالب‬ ‫یک مثلث نشان داد‪ ،‬که‬ ‫کــار حکمران تنظیم مناسبات سه ضلع ان است‬ ‫(شکل فوق)‪.‬‬ ‫اگر هرکدام از این سه ضلع وجود نداشته باشند یا با‬ ‫همدیگر مرتبط نباشند‪ ،‬حبابهای پژوهشی ایجاد‬ ‫خواهند شد‪ .‬شان و اعتبار حبابهای پژوهشی که‬ ‫بالکل مجازی است؛ تابوتوان رقابت با پژوهش حقیقی‬ ‫را نخواهد داشت و اینجاست که شروع میکند تیشه‬ ‫به ریشه پژوهش حقیقی زدن؛ تا خودش زنده بماند‪.‬‬ ‫ً‬ ‫در پژوهش کوثری اوا شخص پژوهشگر و استقال‬ ‫ً‬ ‫علمی وی مهم است‪ ،‬ثانیا پژوهشگر در داخل موسسه‬ ‫و مکتب خودش دیده میشود و نمیتوان او را از ان‬ ‫ً‬ ‫خارج کرد چون مثل ماهی درون اب است؛ ثالثا بانی‬ ‫پژوهش بر اساس نیازها و دردهای خودش وارد تعامل‬ ‫با پژوهشگر داخل موسسه میشود؛ و راهحل دردهایش‬ ‫را میخواهد نه تولید حباب پژوهشی‪ .‬دراینبین‪ ،‬کار‬ ‫حکمران پژوهش هم تسهیلگری این روابط سهگانه‬ ‫است‪ .‬از طریق این حکمرانی پژوهش طبیعی‪ ،‬قوام‬ ‫پژوهش و بنای علم تضمین خواهد شــد؛ ولــی کار‬ ‫سادهای نیست و هنوز باید روی ظریفکاریها و مدل‬ ‫اسامی‪-‬ایرانی ان کار کنیم‪.‬‬ ‫حکمرانی حبابی پژوهش‪ ،‬پژوهش را به یک کاای لوکس‬ ‫تبدیل میکند که ارزشش مثل همان حباببازی ما‪،‬‬ ‫لذت چنددقیقهای است؛ و اگر حکمرانی حبابی در‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫پژوهش رها نشود‪ ،‬حکمرانی‬ ‫حبابی در کل حا کمیت‬ ‫(شــایــد بـتــوان گفت و من‬ ‫دوست دارم بگویم حکمرانی‬ ‫نفتی) هم رها نخواهد شد‪.‬‬ ‫هر کاری هم بکنیم حباب‪،‬‬ ‫حباب است؛ انتظار ماندگاری و ثبات از ان نمیرود‪.‬‬ ‫گویا انقاب اسامی رهنمودهای کوثری فراوانی برای‬ ‫حکمرانی کلی و حکمرانی پژوهش به ارمغان اورده‬ ‫اســت؛ که مثل مــوج تاطم همیشگی دارد؛ و همه‬ ‫حباببازیها را پس زده است؛ ولی باید به انها توجه‬ ‫کرد و دل سپرد‪.‬‬ ‫ً‬ ‫یکبار حباببازیام را با لوله پولیکای تقریبا ده‬ ‫اینچ و یک تشت بزرگ پر از اب و ریکا انجام دادم؛‬ ‫عجب حــبــابهــای بــزرگــی درس ــت مــیکــردم‪ ،‬ولی‬ ‫خیلی نازکنارنجی بودند و زود میترکیدند‪ .‬به قول‬ ‫سهراب سپهری خیلی نگران و مضطرب بودند (به‬ ‫حباب نگران لب یک رود‪ ،‬قسم‪)...‬؛ ولی وقتی انها‬ ‫را روی اب تشت درست میکردم دقایق بیشتری تاب‬ ‫میاوردند؛ ولی داستان حباببازی من‪ ،‬بازهم تراژیک‬ ‫شد‪ .‬امیدوارم داستان حکمرانی پژوهش در کشور قبل‬ ‫از اینکه تراژیک بشود فرق حکمرانی تکاثری (حبابی) با‬ ‫حکمرانی کوثری پژوهش (حقیقی و طبیعی) را در خود‬ ‫بنگارد و مسیرش را نقاشی کند و سپس ان را بپیماید‪.‬‬ ‫مجید محمدزمانی‬ ‫پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟‬ ‫دانشجوی دکتری سیاستگذاری فرهنگی دانشگاه خوارزمی‬ ‫پرده اول‪ :‬سینمای حسرت‬ ‫«مظفرالدینشاه» که صدسال پیش‪ ،‬اولین سینماتوگراف‬ ‫ً‬ ‫را بهعنوان سوغات فرنگ به ایران اورد‪ ،‬قطعا نمیدانست‬ ‫که این جعبه جادو چه بر سرخودش و چه بر سر این‬ ‫ملت خواهد اورد‪ .‬اوایل‪ ،‬این میهمان ناخوانده فقط‬ ‫وسیلهای بود برای سرگرمی و به رخ کشیدن شکوه دربار‬ ‫قجری‪ ،‬اما کمکم فهمیدند که این جعبه جادو‪ ،‬میتواند‬ ‫روایتگر زندگی یک ملت باشد‪ .‬با تاسیس اولین سالن‬ ‫سینما انهم در گراند هتل الــهزار در ‪ ،1320‬کمکم‬ ‫سینما از کاخهای درباری به میان مردم تهران سرک‬ ‫ً‬ ‫کشید و مثا شد کاای عمومی‪ ،‬اما چه عمومی؟!‬ ‫جریان غالب سینمای دهــه ‪ 30‬تا ‪ 50‬ای ــران‪ ،‬یک‬ ‫سینمای سفارشی و وابسته بود‪ .‬سفارشی بود‪ ،‬چون‬ ‫ابزار نمایش تجددخواهی پهلویان بود و وابسته بود‪،‬‬ ‫چون بهجای تعلق به ملت‪ ،‬چشم به سینمای مبتذل‬ ‫غربی داشت‪« .‬فیلم فارسیهایی» که فقط زبان فارسی‬ ‫را یــدک میکشیدند‪ ،‬امــا هیچ پیوندی با مسائل و‬ ‫فرهنگ جامعه ایرانی نداشتند؛ یک سینمای هرزه‪،‬‬ ‫پر از داستانهای تکراری‪ ،‬سطحی و کوچهبازاری و‬ ‫بهدوراز واقعیتهای اجتماعی ان روز ایران‪ .‬در ان خبری‬ ‫از فقر فرهنگی‪ ،‬اسارت استقال و ازادی‪ ،‬اختافات‬ ‫طبقاتی‪ ،‬بیعدالتی و فراموشی ارزشهای انسانی و‬ ‫دینی نبود؛ نه بیانگر حقایق امروز اجتماعی بود و نه‬ ‫زمینهساز واقعیت اینده‪ .‬مخدری بود برای حفظ قدرت‬ ‫طبقه حاکم و مسکنی بودن برای فراموشی ناخوشیهای‬ ‫روزمره مردم؛ برای همین‪ ،‬این سینما مشتری خاص‬ ‫خودش را داشت‪.‬‬ ‫البته در این سینما چند قهرمان بودند که خشمشان‬ ‫دلخوشیای برای فریادهای خاموش یک ملت بود‪،‬‬ ‫اما به قول «النادر کالمعدوم» هنوز حسرت سینمای‬ ‫ملی در دلها مانده بود!‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫سی نما در چهل نما‬ ‫مشاطبین کم؛ اما فعال و پیشروه سینما‪ ،‬تنها‬ ‫بلوغ ذائقه‬ ‫ِ‬ ‫اکسیر حیاتبشش موجود سینماه ملن است‬ ‫‪218‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫‪219‬‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫انقاب که شد‪ ،‬عدهای برای تاسیس سینمای مردمی‬ ‫انقاب دستبهکار شدند‪ .‬هنوز نه مسئولین و نه‬ ‫هنرمندان جای خود را در هنر انقابی پیدا نکرده بودند‬ ‫که در سال ‪ 61‬جشنواره فجر‪ ،‬برای تشویق هنرمندان‬ ‫جوان سینمایی تاسیس شد و حوالی سال ‪ 62‬فارابی‬ ‫برای حمایت و هدایت بر تولیدات سینمایی تاسیس‬ ‫گردید‪ .‬در تکاپوی سینمای مردمی انقابی بودیم که‬ ‫با سینمای درباری پهلوی زمین تا اسمان فرق کند!‬ ‫با داغ شدن تنور جنگ تحمیلی‪ ،‬سینمای دفاع مقدس‬ ‫بهراحتی خود را از فیلمهای جنگی دنیا متمایز کرد و‬ ‫ازاینرو‪ ،‬نیازی به الگوهای خارجی در این حوزه حس‬ ‫نمیشد‪ .‬سینمای ملی ما‪ ،‬مسئلهاش مقاومت یک‬ ‫ملت مظلوم بود‪ ،‬منظر دوربینش وقف زیباییهای‬ ‫یک ملت شده بود و قهرمانش‪ ،‬خاکنشینان افا کی‬ ‫بودند؛ و هنرمند ان رزمندهای بود پشت خا کریز که‬ ‫دست به ماشهی دوربین‪ ،‬روایتگر امروز بود برای فردا‪.‬‬ ‫مسئلهشناسی دقیق سینما‪ ،‬اخاص هنرمند و هویت‬ ‫اسمانی مستقل فرم اثر‪ ،‬موجب اتحاد حداکثری سهگانه‬ ‫هنر‪ ،‬هنرمند و تاثیر هنر بر مخاطب شده بود‪ .‬اما این‬ ‫طفل نوپای سینمای ملی‪ ،‬تازه داشت قد و قامت‬ ‫پیدا میکرد که او را با غولهای بیشاخ و دم سینمای‬ ‫ً‬ ‫جهانی مقایسه کردند و مثا به فکر عاج افتادند؟!‬ ‫اوایــل دهه ‪ ،70‬سینما نیز همچون بقیه عرصهها از‬ ‫خصوصیسازی بیحسابوکتاب بینصیب نماند‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫پرده دوم‪ :‬سینمای دولت‬ ‫و سروکله اقتصاد پیدا شد‪ .‬با کاایی شدن سینما‪،‬‬ ‫فیلمهای گیشهای جایگزین فیلمهای اصیل شدند و‬ ‫ستارهسااری جایگزین اندیشهسااری‪ ،‬و البته چند‬ ‫فیلم منتقد این وضعیت هم بودند؛ ولی انچه بهجایی‬ ‫نرسد فریاد است!‬ ‫باروی کار امدن دوره اصاحات و قدرت بخشیدن به‬ ‫ً‬ ‫اصناف‪ ،‬خصوصیسازی در تولید عما به منجر به‬ ‫خصوصیسازی در اداره شد و با ساماندهی اکرانهای‬ ‫ً‬ ‫خارجی و تشویق سینمای اقتباسی‪ ،‬عما سینما ملی‬ ‫بیهویت گردید‪ .‬چند وقتی سینماها بهظاهر رونق‬ ‫گرفتند و پردیسها ساخته شدند؛ اما این سینمای غیر‬ ‫ملی در بلندمدت برای عامه مردم جامعه جذابیتی‬ ‫نداشت‪ .‬اواسط دهه ‪ 80‬بود که به اسم رئالیسم و در‬ ‫هوس تندیسهای خارجی‪ ،‬چوب حراج به افتخارات‬ ‫ارزشی و ملی خود زدیم و خیانت‪ ،‬حماقت و فا کت‬ ‫را چنان نشان دادیم که حتی خودمان‪ ،‬دروغش را باور‬ ‫کردیم‪ .‬بعدها هم کمی به فکر جوانها و جوانههای‬ ‫جدید سینما افتادیم!‬ ‫کاایی کردن سینما‪ ،‬بیقیدسازی هنرمند و هویتزدایی‬ ‫از سینمای ملی موجب رشد قارچگونه سوداگرانی‬ ‫شد که تمام هدفشان فروش در گیشه‪ ،‬ترویج ابتذال‬ ‫و وطنفروشی بود و وضعیتی پیش امد که نه مردم‪،‬‬ ‫نه نظام و نه حتی هنرمندان از ان احساس رضایت‬ ‫نمیکردند؛ وضعیتی پیش امد که هنرمند‪ ،‬اثر هنری‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫اواسط دیه ‪ 80‬بود که به اسم‬ ‫رئالیسم و در یوس تندیسیاه‬ ‫خـ ــارجـ ــن‪ ،‬چـ ــوب ح ـ ــراج به‬ ‫افتشارات ارزخــن و ملن خود‬ ‫زدیم‪.‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫سیاستیاهمیلندولتیاسبب‬ ‫خکلگیره سینماه غیرملن‪،‬‬ ‫بییویت‪ ،‬خنثن و بیاثره خده‬ ‫که ینوز با اکثر مشاطبینش در‬ ‫جامعه بیصایه است‪،‬‬ ‫دزدی‪ ،‬رشوه‪ ،‬قاچاق و زد و بند ایجاد شده است‪ .‬یک‬ ‫نمایش سطحی شعاری با بنبست نشان دادن همه‬ ‫راهحلها و ویرانسازی همه امیدها!‬ ‫همچنین‪ ،‬صد افسوس که در این سالها دغدغه تربیت‬ ‫هنرمند ملی نداشتیم؛ چراکه هنر ملی از هویت مستقل‬ ‫هنرمند‪ ،‬وارسته بودن او از شهرت و ثروت و وابسته و‬ ‫دلبسته بودن او به ملت و ارزشهایش برمیخیزد و‬ ‫در این صورت است که او میتواند فرم و قالبی خاص‬ ‫از ملت و برای ملت خود بیافریند‪.‬‬ ‫بااینحال‪ ،‬هرچند بسیاری از هنرمندان و اثار سینمایی‬ ‫از امروز و فردای جامعه خود فاصله گرفتهاند‪ ،‬ولی‬ ‫مخاطب کم اما فعال سینما در حال تغییر و تقویت‬ ‫است‪ .‬مخاطبی که از سینما فراتر از سرگرمی موقت‬ ‫انتظار دارد‪ .‬سینمایی که مسائل جامعهاش را دقیق‬ ‫میبیند و دردمندانه وارد میدان حل و مبارزه میشود‪.‬‬ ‫با نگاهی به ارای مردمی فیلمهای جشنوارههای‬ ‫فجر در چندساله اخیر متوجه میشویم که مخاطب‬ ‫فــعــال جایگزین مخاطب منفعل شــده و ذائـقــه او‬ ‫تغییر کــرده اســت‪ ،‬بهطوریکه در برهوت فیلمهای‬ ‫بیخاصیت جشنواره فیلم فجر ‪ ،97‬هر پنج فیلم‬ ‫منتخب ارای مردمی (متری شش و نیم‪ ،‬غامرضا‬ ‫تختی‪ ،‬سرخپوست‪ ،‬ماجرای نیمروز ‪ ،2‬شبی که ماه‬ ‫کامل شد) با همه تفاوتها و ضعفهایشان بیانگر‬ ‫دغدغهها و مسائلی چون اسیبهای اجتماعی‪ ،‬ایثار‪،‬‬ ‫استقال‪ ،‬مقاومت و امنیت این سرزمین بودند‪ .‬این‬ ‫و تاثیر هنر بر مخاطب از هم فاصله گرفته و هرکدام‬ ‫ساز خود را کوک کردند‪.‬‬ ‫باید گفت در این سالها سیاستهای میلی دولتها‬ ‫سبب شکلگیری سینمای غیرملی‪ ،‬بیهویت‪ ،‬خنثی‬ ‫و بیاثری شده که هنوز با اکثر مخاطبینش در جامعه‬ ‫بیگانه است‪ ،‬البته بگذریم از انگشتشمار فیلمهای‬ ‫اصیل مسئلهمند اجتماعی و دفاع مقدس که برخاف‬ ‫این جریان‪ ،‬حرکت و مقاومت کردند!‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫پرده اخر‪ :‬سینمای ملت‬ ‫جریان غالب سینمایی بیهویت امروز ما‪ ،‬نه همچون‬ ‫سینمای امریکا راهحل برای اینده دارد و نه همچون‬ ‫سینمای اروپا به طرح مسائله میاندیشد‪ .‬نه تاریخ دارد‬ ‫و نه اینده میسازد‪ .‬نه واقعیتنماست و نه واقعیتساز‪.‬‬ ‫نه به افتخارات جامعه خود در علم‪ ،‬امنیت‪ ،‬ازادی‪،‬‬ ‫استقال و معنویت میبالد و نه عرضه نقد کمکاریها‬ ‫و کاستیها را دارد‪ .‬نه مظلومیت تاریخی این ملت را‬ ‫نشان میدهد و نه فرهنگ غنی این سرزمین را به رخ‬ ‫دیگران میکشد و ازاینرو‪ ،‬خروجی انیک سینمای‬ ‫پرمدعا و درعینحال‪ ،‬خنثی و بیاثر برای امروز و فردای‬ ‫جامعه است‪ .‬بهطور مثال با نگاهی اجمالی به فیلمهای‬ ‫جشنواره فجر ‪ ،97‬از منظر اقتصاد‪ ،‬تولید و اشتغال‬ ‫بهعنوان مسئله روز جامعه‪ ،‬میتوان بیخاصیت بودن‬ ‫این سینما را لمس کرد‪ .‬تولید‪ ،‬اشتغال و ثروت در این‬ ‫فیلمها یا وجود ندارد و یا اگر هست بر اساس فساد‪،‬‬ ‫‪220‬‬ ‫دوفصلنامه فرهنگ‪ ،‬سیاست‪ ،‬اقتصاد‬ ‫شماره سوم‪ ،‬بهار و تابستان ‪1398‬‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫پینوشتها‬ ‫‪Email: mjmzamani@gmail.com‬‬ ‫‪221‬‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫مطلب‪ ،‬نشان از عطش مخاطب نسبت به سینمای‬ ‫اصیل مسئلهمند و ارزشمدار است که البته هنوز در‬ ‫پی ان سیراب نشده است‪.‬‬ ‫شاید امروز‪ ،‬بلوغ ذائقه مخاطبین کم اما فعال و پیشروی‬ ‫سینما‪ ،‬تنها اکسیر حیاتبخش موجود سینمای ملی‬ ‫باشد؛ تا بهمرور در گام دوم انقاب شاهد شکلگیری‬ ‫«سینمای جمهوری اسامی ایــران» باشیم‪ ،‬چراکه‬ ‫مخاطب پیشرو میتواند سینمای پیشرو را شکل داده‬ ‫و هدایت کند و با ایجاد سینمای پیشرو‪ ،‬گفتگو با‬ ‫مخاطبین عامه شکل خواهد گرفت‪.‬‬ ‫نزدیک نمودن جامعه هنری به مسائل واقعی فردای‬ ‫جامعه‪ ،‬تقویت بلوغ ذائقه مخاطبین و تسهیل ارزشیابی‬ ‫مداوم مخاطبین فعال از اثار هنری‪ ،‬از نیازهای امروز‬ ‫سینمای جمهوری اسامی ایران است‪ .‬عدالت توزیعی‬ ‫در عرصه هنر‪ ،‬موجب بعثت هنرمندان مستعدی از‬ ‫سراسر ایران میگردد که با لمس مسائل واقعی جامعه‪،‬‬ ‫برای فردای جامعه ازادانه تدبر کنند‪ .‬حفاظت از استقال‬ ‫فرم سینمای ملی در برابر تهاجم سینمای بیگانه‪ ،‬موجب‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫حفاظت و تقویت تدریجی ذائقه مخاطبین میگردد‬ ‫و تاش برای تربیت هنری مخاطبین بهمنظور تربیت‬ ‫انسانی‪ ،‬سبب رشد بلوغ ارزشیابی هنری مخاطبین‬ ‫ملی میگردد‪ .‬بنابراین عدالت توزیعی هنر‪ ،‬استقال‬ ‫فرمی و تربیت مخاطب‪ ،‬سه رکن ضروری سینمای ملی‬ ‫برای اتحاد دوباره هنرمند‪ ،‬هنر و مخاطب ملی است‪.‬‬ ‫سینمای جمهوری اســامــی‪ ،‬سینمایی اســت که‬ ‫هنرمند مردمی ِ دغدغهمند ان‪ ،‬با ساخت اثر هنری‬ ‫اصیل‪ ،‬مسائل «جمهور» را در قاب ارزشهای اسامی‪-‬‬ ‫ایرانی برای تربیت مخاطب ملی طرح و نقد میکند‪،‬‬ ‫سینمایی که نهتنها پیشران جامعه خود از گردنههای‬ ‫اتی روزگار است‪ ،‬بلکه نقطه امید مخاطبین جهانی‬ ‫برای رهایی از بنبست امروز سینمای دنیا و وضعیت‬ ‫اسفبار جامعه جهانی خواهد بود‪.‬‬ ‫یصاختیاه تشگگن‬ ‫سیاست و اجتماع‬ ‫فرینگ و ایدیشه‬ ‫اقتگاد و مدیریت‬ ‫مرکز رشد‬ ‫دانشگاه امام صادق؟‬ ‫محمدمهدی حسینزاده‬ ‫پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟‬ ‫دانشاموخته کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی دانشگاه امام صادق؟‬ ‫«در دگرگونی حالها‬ ‫جوهره مردان (انسان) شناخته میشود» [‪]1‬‬ ‫معروف است که میگویند وقتی مراحل ساخت یک فیلم‬ ‫به اتمام رسید‪ ،‬فیلم تمام نشده بلکه تازه متولد شده‬ ‫است؛ اما فیلم تولد دومی هم دارد و ان وقتی است که‬ ‫اکران عمومی ان به پایان رسیده باشد‪ .‬گذر زمان ثابت‬ ‫میکند که ایا فیلم بهمثابه یک موجود زنده اجتماعی‬ ‫و یک اثر دگرگونساز فرهنگی و هنری‪ ،‬میتواند زندگی‬ ‫و رشد کند یا با پایان اکران به بایگانی تاریخ سینما‬ ‫سپرده میشود؟! فیلمهای ماندگار در تاریخ سینمای‬ ‫ّ‬ ‫جهان که همچنان زنده و مولد هستند در رویهی اول‬ ‫برای مخاطب عام و سرگرم کردن او ساخته شدهاند‬ ‫اما در سرگرمی متوقف نماندهاند‪ .‬این فیلمها پس از‬ ‫پایان اکران همچنان و همیشه قابل دیدن و تجربه کردن‬ ‫هستند‪ .‬راز ماندگاری این فیلمها در بازسازی باورپذیر‬ ‫برشهایی واقعی‪-‬خیالی از زندگی است که در عین‬ ‫ُ‬ ‫سرگرمکنندگی‪ ،‬تداعی فرمیک تجربهها‪ ،‬احوال و انات‬ ‫انسان در بطن زمان‪ ،‬وقایع و فضاست‪ .‬چنین خطی‬ ‫هیچگاه رنگ کهنگی و کدورت به خود نمیگیرد‪.‬‬ ‫جشنواره فیلم فجر ‪ ،97‬چند فیلم خوب داشت که‬ ‫در میان انها یک فیلم درخشانتر از بقیه بود‪ .‬این فیلم‬ ‫ً‬ ‫اگرچه در جشنواره خصوصا در بخش جوایز‪ ،‬بیش‬ ‫و کم مهجور ماند اما بیشک یکی از فیلمهای الگو‬ ‫و ماندگار در سینمای ایران خواهد شد‪ .‬فیلمی که‬ ‫همچون موجودی زنده با تماشا گر خود تعامل دارد؛‬ ‫میتوان بارها تماشایش کرد‪ ،‬از ان لذت برد‪ ،‬سرگرم شد‬ ‫و سینما اموخت و با ان کمی از خود بیرون امد و در‬ ‫عین حال کمی به خود نزدیکتر شد‪« :‬سرخپوست»[‪.]2‬‬ ‫زیستن در جها