دو فصلنامه بازاریابی سياسی شماره 3 - مگ لند

دو فصلنامه بازاریابی سياسی شماره 3

دو فصلنامه بازاریابی سياسی شماره 3

دو فصلنامه بازاریابی سياسی شماره 3

‫نش ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی‬ ‫شماره سوم‬ ‫پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫مدیر مسئول‪:‬‬ ‫دکتر مصباح الهدی باقری‬ ‫سردبیر‪:‬‬ ‫دکتر نادر جعفری‬ ‫مدیر داخلی‪ :‬حسن وکیل زاده‬ ‫مدیر فنی‪ :‬سامان قاموس‬ ‫مدیر هنری‪ :‬سیدمصطفی شفیعی‬ ‫هیئت تحریریه‪:‬‬ ‫مهدی مشفق‪ ،‬محمدامین باقری‪،‬‬ ‫سیدجواد حسینی‪ ،‬محمدمهدی حسین زاده‪،‬‬ ‫حسن وکیل زاده‪ ،‬امیرحسین رشیدی‬ ‫نشانی دفتر نشریه‪:‬‬ ‫تهران‪ -‬بزرگراه شهید چمران‪ -‬جنب پل مدیریت‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‪ -‬مرکز رشد‬ ‫باتشکر از‪:‬‬ ‫دکتر سید علی علوی‪ ،‬دکتر مجتبی باباخانی‬ ‫تلفکس‪89775592-88590027 :‬‬ ‫رایانامه‪ info@pm.rushd.ir :‬کانال تلگرام‪@rushdisu :‬‬ ‫در این شماره می خوانید‪:‬‬ ‫ ‬ ‫نطق پیش از دستور ‬ ‫‪ 3‬‬ ‫‪40‬سالگی‪ ،‬مبعث انقالب‬ ‫ ‬ ‫یک هسته‪ ،‬یک قصه ‬ ‫‪ 7‬‬ ‫راهی که امدیم‬ ‫ ‬ ‫مقاال ‬ ‫ت‬ ‫ ‬ ‫ ‬ ‫ ‬ ‫ ‬ ‫ ‬ ‫ ‬ ‫ ‬ ‫ ‬ ‫ ‬ ‫ ‬ ‫گزارش نشست ‪1 78‬‬ ‫ ‪ 188‬‬ ‫ ‪ 204‬‬ ‫از جماران به کرملین‬ ‫برون از مرز خبر‪ ...‬تا دیپلماسی عمومی و فرهنگی‬ ‫اذان انقالب به افق ظهور‬ ‫ ‬ ‫گزارش کالسی ‪2 14‬‬ ‫بازاریابی سیاسی «با کالس»‬ ‫ ‬ ‫بازاریابی سیاسی ما ‪ 216‬‬ ‫‪1 0‬‬ ‫‪ 28‬‬ ‫‪5 4‬‬ ‫‪7‬‬ ‫‪ 4‬‬ ‫‪ 86‬‬ ‫‪1 00‬‬ ‫‪ 108‬‬ ‫‪1 42‬‬ ‫‪1 56‬‬ ‫‪ 164‬‬ ‫«کلمه»ها‪« ،‬حرف ها» دارند‬ ‫ایستاده در باد‬ ‫عصای کلیم اهلل‪ ،‬در دست روح اهلل‬ ‫کپی برابر اصل نیست!!‬ ‫جمهوری اسالمی؛ اری‬ ‫از طنز پروا نیست!‬ ‫پارازیت روی تصویر‬ ‫به بزرگی یک انقالب‪ ،‬به فراموشی یک ارمان‬ ‫نه شرقی‪ ،‬نه غربی!‬ ‫اینجا دنیا است؛ صدای جمهوری اسالمی ایران‬ ‫یک عهد سیاسی‪...‬‬ ‫ن�ط ݩݑ ٮݫ ݫ ݫ ݩݒ‬ ‫ݡى ا�ز ݩݑ‬ ‫س ݣ ݣ ݣدݣݡسٮ ݣوݣرݤ‬ ‫ٯ ݫݕݭݣ ݫ ݫݭ ݫݔ ݣ ݣ ݤ ݣ‬ ‫ݣݣݣݣ‬ ‫س ل م� ݒ ݦ ݦ ݐݦ‬ ‫ٮݤ‬ ‫ٮں ݣ ݑ ݩݦݣ ݣٯ ݣ ݣ ݫ ݣ ݬݫݓالݣ ݤݤ‬ ‫‪ 4۰‬ݣ اݤݣ گ ݣ ݣ ݣݡی‪ ،‬ݣبع ݣ ݣ ݤاݣ‬ ‫َ َ ً‬ ‫ََ ُ َ‬ ‫ُ‬ ‫ََ‬ ‫اشݠک َر ِن َ‬ ‫نه قال ّ‬ ‫عم َتک‬ ‫اوزعنی ان‬ ‫«‪ ...‬حتی اذا َبلغ اش ّد ُه و َبلغ اربعین س‬ ‫ِ‬ ‫رب ً ِ‬ ‫ّ‬ ‫َ‬ ‫انعمت َعل َّی و علی َ‬ ‫ُ‬ ‫والد َّی و ان َ‬ ‫ترضاه‪( »...‬احقاف‪)۱۵ :‬‬ ‫اعم َل صالحا‬ ‫التی‬ ‫«‪ ...‬تا ان گاه که به رشد کامل خود‪ ،‬چهل سالگی‪ ،‬برسد بگوید پروردگارا بر دلم بیفکن‬ ‫تا نعمتی را که به من و به پدر و مادرم ارزانی داشته ای‪ ،‬سپاس گویم و کار شایسته ای‬ ‫انجام دهم که ان را خوش داری‪»...‬‬ ‫‪ ‬مولوی در یکی از حکایات مثنوی معنوی‬ ‫ماندگارش‪ ،‬از قول پیامبر؟ص؟ خطاب به تاجر ورنه قادر بود کاندر یک نفس‬ ‫دایم الضرری که از او رهنمود می خواهد می فرماید‬ ‫از عدم ّپران کند پنجاه کس‬ ‫ ‬ ‫ّ‬ ‫ّ‬ ‫از‬ ‫برو در کار خود تانی و صبر پیشه کن چرا که‬ ‫اما قصد خداوند از این تانی و صبر و تدریج‪ ،‬تعلیم‬ ‫روی عجله دست به معامله می زنی‪:‬‬ ‫ما بندگان است که هر انچه را طلب می کنیم باید‬ ‫ّ‬ ‫همین روال اهسته و پیوسته را مراعات کنیم؛‬ ‫ که تانی هست از رحمان یقین‬ ‫چنان که انسان نیز با گذر زمان و درس اموزی از‬ ‫هست تعجیلت ز شیطان لعین‬ ‫ ‬ ‫و برای اقناع او از عمل خداوند شاهد می اورد که تجربه هایش و نظر به عمل و عاقبت پیشینیانش‬ ‫پروردگار اسمان ها و زمین را در شش روز افرید به کمال می رسد‪:‬‬ ‫ا گرچه قادر بود که با اراده و امر عالی خود در ادمی را اندک اندک ان همام‬ ‫یک لحظه این افرینش را پی افکند‪:‬‬ ‫تا چهل سالش کند مرد تمام‬ ‫ ‬ ‫ّ‬ ‫ّ‬ ‫ این تانی از پی تعلیم توست‬ ‫ با تانی گشت موجود از خدا‬ ‫ُ‬ ‫که ْ‬ ‫طلب اهسته باید بی ُ سگست‬ ‫تا به شش روز ایم زمین و چر خ ها ‬ ‫ ‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪3‬‬ ‫ن�ط ݩݑ ٮ ݫ ݫ ݫ ݩݒ‬ ‫ݡى ا�ز ݩݑ‬ ‫س ݣ ݣ ݣدݣݡسٮ ݣوݣرݤ‬ ‫ٯ ݫݕݭݣ ݫ ݫ ݭ ݫݔ ݣ ݣݤ ݣ‬ ‫ݣݣݣݣ‬ ‫‪ ‬و دهه ی فجر امسال به استقبال ‪ ۴۰‬سالگی‬ ‫انقالب مردمی اسالمی مان می رویم‪ .‬انقالبی‬ ‫که مردم با درک و فهم نیاز زمانه شان و با هدف‬ ‫دینی تر کردن دنیای خود و انطباق بیشتر زندگی‬ ‫فردی و اجتماعی شان با معارف روشنگر اسالم‬ ‫رقم زدند و در مسیر حرکت خود به پایمردی‬ ‫بزرگان خود به میدان امدند و راهبری امام شان‬ ‫را پذیرفتند؛ رنج کشیدند و شهید تقدیم کردند؛‬ ‫َ ُ‬ ‫تا این که وعده ی خداوند ّ‬ ‫َ‬ ‫عبادی‬ ‫«ان الارض َی ِرثها‬ ‫الصالحون» (انبیا‪ )۱۰۵ :‬بر اینکه جهان را به بندگان‬ ‫ِ‬ ‫صالح خویش می رساند‪ ،‬تحقق یافت و انقالب‬ ‫اسالمی مردم به پیروزی رسید و تا امروز چهل سال‬ ‫َ‬ ‫را نه سال به سال‪ ،‬که گام به گام‪ ،‬پیش امده ایم‪.‬‬ ‫کاستی ها و ضعف ها و کارهای نکرده مان‪ ،‬کم‬ ‫نیستند ولی با اطمینان می گوییم که کارهای‬ ‫ّ‬ ‫بزرگی هم انجام داده ایم؛ هم در سطح ملی‪،‬‬ ‫هم در سطح منطقه ای‪ ،‬هم در جهان اسالم‬ ‫و هم در سطح جهانی‪ .‬طوری که امروز بیش از‬ ‫هر زمان دیگری به اینده امیدواریم‪ ،‬امیدوارتر‬ ‫از گذشته‪...‬‬ ‫‪4‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫‪ ‬هسته ی بازاریابی سیاسی مرکز رشد تصمیم‬ ‫گرفته اغاز چهل سالگی انقالب اسالمی را با‬ ‫تقدیم بضاعت اندک علمی خویش پاس بدارد‬ ‫و به همین خاطر شماره ی سوم نشریه را به این‬ ‫موضوع اختصاص دادیم‪ .‬با توجه به ماموریت‬ ‫بازاریابی سیاسی‪ ،‬هدف ما نگرشی علمی به‬ ‫راهی ست که انقالب اسالمی به پایمردی مردم‬ ‫تا اینجا امده است‪ .‬ا گرچه هم امامان انقالب‬ ‫و هم مردم‪ ،‬انتظاری بیش از این داشتند ولی‬ ‫واقعیت ان است که حرکت پرشتاب انقالب‬ ‫اسالمی در مواجهه با نظام سلطه ی جهانی‪،‬‬ ‫نا گزیر به اهستگی و پیوستگی خاصی دست یافته‬ ‫که در ابتدای همین نوشته از قول مولوی ان را‬ ‫ّ‬ ‫«تانی» دانستیم؛ یعنی حرکت تدریجی مبتنی‬ ‫ّ‬ ‫بر تفکر ولی امیدوارارنه و هدفمند‪.‬‬ ‫‪ ‬در این شماره تالش های اعضای هیات‬ ‫تحریریه در کنار همکاری گروهی از استادان و‬ ‫عالقمندان به بازاریابی سیاسی‪ ،‬ما را با دستی‬ ‫ُپر به استقبال شما و ‪۴۰‬سالگی انقالب اسالمی‬ ‫فرستاده است‪:‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪5‬‬ ‫ن�ط ݩݑ ٮ ݫ ݫ ݫ ݩݒ‬ ‫ݡى ا�ز ݩݑ‬ ‫س ݣ ݣ ݣدݣݡسٮ ݣوݣرݤ‬ ‫ٯ ݫݕݭݣ ݫ ݫ ݭ ݫݔ ݣ ݣݤ ݣ‬ ‫ݣݣݣݣ‬ ‫مقاله های متعددی در این شماره بر شناخت‬ ‫دیدگاه و مواضع بنیانگذار انقالب اسالمی‪ ،‬امام؟ق؟‬ ‫و رهبری معظم انقالب؟دم؟ و تحلیل ان ها تمرکز‬ ‫داشته اند‪« :‬بازاریابی کلمه و امامان انقالب؛‬ ‫«کلمه»ها‪« ،‬حرف ها» دارند» از دکتر مصباح الهدی‬ ‫باقری؛ «بازاریابی سیاسی و صدور انقالب از دیدگاه‬ ‫حضرت امام؟هر؟؛ مدیریت تصویر واقعه ی تسخیر‬ ‫سفارت امریکا در تهران» از دکتر نادر جعفری؛‬ ‫«صدور انقالب؛ به بزرگی یک انقالب؛ به فراموشی‬ ‫یک ارمان (وضعیت صدور انقالب و الگوی معیار‬ ‫ان)» از سیدجواد حسینی؛ «بازاریابی سیاسی‬ ‫بین الملل و گفتمان انقالب اسالمی» از حسن‬ ‫وکیل زاده؛ «روشنفکری در بند غرب باوری؛‬ ‫ایستاده در باد» از دکتر سیدعلی علوی؛ «عصای‬ ‫کلیم اهلل در دست روح اهلل‪ ،‬بررسی اموزه های‬ ‫قیام موسای کلیم در نهضت امام خمینی؟ق؟»‬ ‫از محمدامین باقری؛ «جمهوری اسالمی؛ اری؛‬ ‫بررسی چهل سال انتخابات در نظام جمهوری‬ ‫اسالمی» از مهدی مشفق؛ و «اینجا دنیا است‪،‬‬ ‫صدای جمهوری اسالمی ایران» از امیرحسین‬ ‫رشیدی‪ ،‬از این دست مقاالت هستند که می توان‬ ‫ان ها را بازخوانی دیدگاه های امامان انقالب‬ ‫اسالمی و نظام جمهوری اسالمی از قلم نسل‬ ‫جوان تر پژوهشگران و البته با تا کید بر نگرش‬ ‫بازاریابی سیاسی است‪.‬‬ ‫دو مقاله ی دیگر نیز با تمرکز بر برخی موضوعات‬ ‫شماره های قبلی نشریه و در تداوم ان ها نگاشته‬ ‫شده اند‪ :‬مقاله ی «منافقین یا ّفعاالن اجتماعی؛‬ ‫کپی برابر اصل نیست!!» از دکتر مجتبی باباخانی؛‬ ‫و مقاله ی «از طنز پروا نیست؛ تاملی در وجوه‬ ‫مختلف طنز مکتوب و نسبت ان با انقالب‬ ‫‪6‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫اسالمی» از محمدمهدی حسین زاده‪ .‬سه گزارش‬ ‫کارگاه نیز به عنوان ّ‬ ‫مکمل‪ ،‬خال مباحث تطبیقی‬ ‫و کاربردی تر نشریه را به خوبی پر کرده اند‪ .‬کارگاه‬ ‫تجربه با دکتر سید جواد الریجانی‪ ،‬با عنوان «از‬ ‫جماران به کرملین» تجربه نگاری زندگی حرفه ای‬ ‫ّ‬ ‫دکتر پیمان جبلی‪ ،‬با عنوان «برون از مرز خبر‪...‬‬ ‫تا دیپلماسی عمومی و فرهنگی» و دیدگاه های‬ ‫دکتر علی باقری با عنوان «اذان انقالب به افق‬ ‫ظهور» از این نمونه ها هستند‪.‬‬ ‫«بازاریابی سیاسی با کالس» گزارشی از طراحی‬ ‫و ارائه ی نخستین درس در حوزه ی بازارایابی‬ ‫سیاسی در دانشگاه امام صادق ؟ع؟ است که‬ ‫ً‬ ‫احتماال نخستین تجربه از این دست در سطح‬ ‫دانشگاه های کشور به شمار می اید و می توان ان‬ ‫ّ‬ ‫مرجعیت نام نهاد‪.‬‬ ‫را با افتخار‪ ،‬گامی در مسیر‬ ‫برای بخش تازه ی «بازاریابی سیاسی ما» که‬ ‫تالش دارد یک رفتار واقعی و نمایشگر رویکرد‬ ‫بازاریابی سیاسی ایرانی و اسالمی را بازتاب‬ ‫دهد‪ ،‬در این شماره مطلبی با عنوان «یک عهد‬ ‫سیاسی‪ »...‬را از انتخابات ریاست جمهوری سال‬ ‫ّ‬ ‫‪ ۱۳۸۴‬و مبتنی بر موضع گیری دکتر احمد توکلی‬ ‫سیاسی‬ ‫برگزیده ایم تا نشانگر این تمایز در بازاریابی‬ ‫ِ‬ ‫موردنظر ما باشد‪.‬‬ ‫و سرانجام باید به نمایندگی از همکارانم در‬ ‫هسته ی بازاریابی سیاسی بگویم که تالش‬ ‫کردیم شماره ی سوم نشریه را بهتر از قبل و‬ ‫از دل و جان مان ساخته و پرداخته کنیم تا‬ ‫ارزشی شایسته ی شما خوانندگان ارائه نماییم‪.‬‬ ‫امیدواریم که این تحفه قبول افتد و در نظر اید‪.‬‬ ‫سردبیر‪-‬نادر جعفری‬ ‫ݠهس ت ݧ ݧ ݧݑݩݩ‬ ‫کݣ‬ ‫ک ݣ‪ ،‬ݬىݫ ݫݔ ݣٯ ݣ ݣ ݣص ݣ ݣهݤ ݣ‬ ‫ݬىݫ ݣݫݔ ݣ ݣ ݣ ݣ� ݣ ݣهݤ ݣ‬ ‫ݖ مݦ‬ ‫ى‬ ‫ݣر ݣاݤ هݣ� ݣݡیݣ ݣ ݣݣکهاݤݣ ݣ ݣݭݫ ݣ ݭݫݔدݣ ݤم‬ ‫ݖ ݨݦ ݩ‬ ‫در ݣݣاس ݧݑٮاݣݐں ݩݦه ݣدݣ ݣݣو ݣساݣلگݡیݥ‬ ‫ݣ‬ ‫‪ ‬حاال‪ ،‬در استانه دو سالگی هسته مطالعاتی‪-‬‬ ‫عملیاتی بازاریابی سیاسی هستیم‪ .‬هسته ای که‬ ‫در دهه فجر سال ‪ 94‬متولد گردید و در طول دو‬ ‫سال‪ ،‬تشکل بهترو محکم تری پیدا کرد‪ .‬برگزاری‬ ‫بیش از هفتاد نشست هفتگی‪ ،‬بیست و پنج‬ ‫نشست تخصصی‪ ،‬انتشار سه شماره نشریه‬ ‫بازاریابی سیاسی و یک ویژه نامه در خصوص‬ ‫بررسی برجام‪ ،‬اعدادی هستند که اجمالی از‬ ‫فعالیت های هسته را بیان می کنند‪.‬‬ ‫در فاصله زمانی بین انتشار نشریه شماره دو‬ ‫بازاریابی سیاسی و نشریه کنونی ‪-‬که در دستان‬ ‫شماست‪ -‬مهمترین موضوع که اشتغال عمده‬ ‫هسته بدان بود‪ ،‬دوازدهمین دوره انتخابات ریاست‬ ‫جمهوری بود‪ .‬به همین سبب از اسفندماه ‪95‬‬ ‫تا خرداد ماه سال جاری‪ 6 ،‬نشست تخصصی‬ ‫در این خصوص برگزار گردید‪ .‬دکتر پرویز امینی‬ ‫(جامعه شناس سیاسی) دو جلسه‪ ،‬اقای حسین‬ ‫دهباشی(مستندساز و پژوهشگر تاریخ معاصر)‬ ‫دو جلسه‪ ،‬دکتر ابراهیم محسنی(تحلیل گر‬ ‫افکار عمومی) یک جلسه و دکتر رسول بابایی‬ ‫(پژوهشگر بازاریابی سیاسی) یک جلسه‪ ،‬قبل و‬ ‫بعد از انتخابات به بررسی و تحلیل پرداختند‪.‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪7‬‬ ‫ݠهس ت ݧ ݧ ݧ ݧݑݩݩ‬ ‫کݣ‬ ‫ک ݣ‪ ،‬ݬىݫ ݫݔ ݣ ݣٯ ݣ ݣ ݣص ݣ ݣهݤݣ ݣ‬ ‫ݬىݫݣ ݣݫݔ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ� ݣ ݣهݤݣ ݣ‬ ‫با فروکش کردن اتش انتخابات‪ ،‬موضوع حزب‬ ‫و حزب گرایی مورد توجه هسته قرار گرفت و‬ ‫به همین سبب‪ ،‬سه نشست تخصصی برگزار‬ ‫شد‪ :‬یک نشست در حضور ایت اهلل سیداحمد‬ ‫علم الهدی و دو نشست در محل جامعه اسالمی‬ ‫مهندسین با مهندس محمدرضا باهنر دبیر‬ ‫کل این حزب‪ .‬در پائیز سال جاری نیز یکی از‬ ‫مهمترین دیدار های تخصصی هسته در خصوص‬ ‫نامه امام؟هر؟ به گورباچف در حوزه بازاریابی‬ ‫سیاسی بین الملل با دکتر محمد جواد الریجانی‬ ‫که در هیات نمایندگی ایران برای ابالغ ان نامه‬ ‫عضویت داشتند صورت پذیرفت‪.‬‬ ‫همچنین با توجه به پرونده نشریه شماره سوم‪،‬‬ ‫با موضوع «چهل سالگی انقالب اسالمی»‪ ،‬یک‬ ‫نشست هم با حضور دکتر علی باقری برگزار‬ ‫شد و نظرات و ایده های ایشان در خصوص‬ ‫دستاورد های انقالب اسالمی و چگونگی نگاه‬ ‫به ان بررسی شد‪.‬‬ ‫فیلم مستند قائم مقام‪ ،‬اخرین نشست تخصصی‬ ‫پائیزی اعضای هسته بود‪ .‬در این نشست تهیه‬ ‫کننده و کارگردان اثر در خصوص چگونگی تهیه‬ ‫فیلم‪ ،‬طرح سناریو و حواشی تولید سخن راندند‪.‬‬ ‫در نشست های هفتگی نیز عالوه بر ادامه مطالعه‬ ‫و بحث روی موضوعات کتاب بازاریابی سیاسی‬ ‫‪8‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫نوشته نیومن‪ ،‬در خصوص وقایع روز و نگاه به‬ ‫ان از زاویه موضوع هسته‪ ،‬بحث به عمل می امد‪.‬‬ ‫در شهریور و مهر ماه سال جاری‪ ،‬طی سه نشست‬ ‫هفتگی به بررسی و ارزیابی فرایند شکل گیری‬ ‫هسته و برنامه های طراحی شده در دو سال‬ ‫ً‬ ‫گذشته اهتمام شد و نهایتا برنامه یک سال اتی‬ ‫هسته مورد بررسی و تصویب قرار گرفت‪ .‬مقرر شد‬ ‫بیشترین تمرکز هسته در سال جاری بر موضوع‬ ‫بازاریابی سیاسی از جنبه فرایند طراحی و برگزاری‬ ‫انتخابات در جمهوری اسالمی ایران باشد‪.‬‬ ‫درس بازاریابی سیاسی برای دومین بار در نیم ‬ ‫سال دوم سال تحصیلی گذشته ارائه و با استقبال‬ ‫دانشجویان از رشته ها و گرایش های مختلف‬ ‫مواجه شد‪ .‬با این همه‪ ،‬فرایند شبکه سازی‬ ‫هسته دچار اختالل هایی است که با تدابیری‬ ‫ان شاءاهلل مرتفع می گردد‪.‬‬ ‫‪ ‬برنامه اینده نزدیک هسته‪ ،‬برقراری ارتباط با‬ ‫سایر صاحب نظران‪ ،‬کارشناسان و عالقه مندان‬ ‫این حوزه جهت ایجاد یک شبکه است که البته‬ ‫با طراحی کانال رسانه ای خاص‪ ،‬این ارتباط‬ ‫پشتیبانی می شود‪.‬‬ ‫همچنین طراحی کانال های ارتباطی با موثرین‬ ‫در زنجیره حکمرانی بازاریابی سیاسی مورد تامل‬ ‫جدی هسته می باشد‪.‬‬ ‫دکتر مصباح الهدی باقری‬ ‫پژوهشگر هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫ٮ ݐݩ ݓݪݬ ݪ ݬݬݬݪٮى ݤݤݤݡیݤکل وݤام م ݩݐاݤں ݩݑ‬ ‫ٮݤ‬ ‫ݣنٯ ݣ ݣ ݣݫالݣݬݫݓ ݤݤ‬ ‫ݬݫݓاݣ ݣݣر ݣاݤ ݣ ݣݔر ݬݪݣ ݣا ݣ ݣ ݣ ݣمه ݣ ݤݣ اݣ اݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ‬ ‫ݧ ݧ ݧݩ‬ ‫ک‬ ‫ݧ‬ ‫ݐ‬ ‫ݣݡڡݣݣاه» دݣ ݣݤاݩݧݐݣرݣ ݤدں‬ ‫ل‬ ‫« مه» ݣݣاه‪« ،‬ح ݣرݣ ‬ ‫چکیده‬ ‫عرصه بازاریابی از محصول و خدمت و ایده و واقعه و محیط زیست فراتررفته و همه اطراف و ا کناف‬ ‫ما را در بر گرفته و به حوزه کلمه و مفهوم نیز نفوذ کرده است‪ .‬رهبران فرهنگی و فرهنگ ساز از توابع‬ ‫مثبت و شتاب دهنده این فرایند (=بازاریابی کلمه) استفاده کرده و نظریات خود را در این مفاهیم‬ ‫ریخته و روشنگرانه پیروان خود را ارشاد می نمایند‪ .‬رهبران حکیم انقالب اسالمی‪ ،‬امام خمینی؟هر؟‬ ‫و امام خامنه ای؟دم؟ در دوره چهل ساله حیات انقالب‪ ،‬با خلق و وضع کلمات و مفاهیم‪ ،‬نظریه‬ ‫مبنای خود را برای حفظ و پیشرفت انقالب اسالمی عرضه داشت ه و می دارند‪ .‬در این نوشته‪ ،‬سعی‬ ‫شده است که مفاهیم محوری عرضه شده توسط این دو رهبر فرهیخته در شش ساحت سیاسی‪،‬‬ ‫فرهنگی‪ ،‬اقتصادی‪ ،‬حکمرانی‪ ،‬امنیتی و علمی‪ ،‬احصاء و تبیین گردد‪ .‬مفاهیمی که افق های بلند‬ ‫پیش روی نظام را روشن ساخته و برای حفظ و پاسداری از دستاورد های ان راهبری می نماید‪.‬‬ ‫واژ گان کلیدی‪ :‬بازاریابی کلمه‪ ،‬امام خمینی‪ ،‬امام خامنه ای‪ ،‬ساحت های انقالب اسالمی‬ ‫‪10‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫‪mesbab@yahoo.com‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫مقدمه‬ ‫‪ ‬دانش بازاریابی در دنیای معاصر‪ ،‬بسیار فراتر‬ ‫از یک واژه کالسیک نقش ایفا می کند‪ .‬در دوره ای‬ ‫نه چندان دور‪ ،‬بازاریابی حول عرضه و فروش یک‬ ‫کاال و محصول می گشت‪ .‬کمی بعدتر‪ ،‬بازاریابی‬ ‫خدمت یا خدمات هم معنا پیدا کرد‪ .‬همین طور‬ ‫که جلوتر می ائیم دایره فرا گیری دانش بازاریابی و‬ ‫ضرب ان در عرصه های جدید‪ ،‬گستره وسیع تری‬ ‫را در برگرفت‪ :‬ایده‪ ،‬محیط زیست‪ ،‬کشور‪ ،‬سازه‬ ‫(عمرانی)‪ ،‬شخص و این اواخر واقعه (یا وقایع)‬ ‫و سیاست (یا امور سیاسی)‪ .‬این حوزه ها‪ ،‬همه‬ ‫یک محور و پایه مفهومی از بازاریابی را به عاریت‬ ‫گرفته و در فضای اختصاصی مربوط‪ ،‬خود را‬ ‫بازتعریف کرده اند‪ .‬البته این گستره از عرضه و‬ ‫فروش نیز فراتر رفته و به حوزه تولید و سفارش‬ ‫ً‬ ‫تولید نیز جهت یافته است‪ .‬روی هم رفته‪ ،‬تقریبا‬ ‫بازاریابی حیطه جامع و کاملی از اطراف ما را فرا‬ ‫ً‬ ‫گرفته است‪ ،‬به نوعی که دائما با وجه یا وجوهی‬ ‫از ان رو به رو هستیم که در ان یا در حال بازاریابی‬ ‫هستیم یا مخاطب بازار‪...‬‬ ‫‪ ‬از حوزه هایی که در سال های اخیر‪ ،‬به عنوان‬ ‫حوزه ای جدید در دانش بازاریابی‪ ،‬مورد توجه قرار‬ ‫گرفته است‪ ،‬حوزه بازاریابی کلمه یا عبارت یا مفهوم‬ ‫است‪ .‬حوزه ای که سابقه ان را می توان در علوم‬ ‫پایه شناختی مثل فلسفه‪ ،‬منطق و اصول ردیابی‬ ‫کرد و در همین حوزه بازاریابی‪ ،‬ذیل «بازاریابی‬ ‫ایده»‪ ،‬نشانی گرفت‪ .‬اما انچه که این حوزه را‬ ‫خاص و متمایز و به عنوان یک واحد جدید‪ ،‬موثر‬ ‫می گرداند‪ ،‬ان است که خود کلمه یا مفهوم‪ ،‬از‬ ‫حیث ساخت‪ ،‬پرداخت‪ ،‬اشاعه و نشست ان بر‬ ‫اذهان و افکار مهم است‪ .‬در حقیقت در «کلمه»‬ ‫حرف ها می بینیم و از «ان»‪ ،‬حرف ها می شنویم‪.‬‬ ‫این کلمه به ظهور در بعضی مواقع در قالب یک‬ ‫عبارت کوتاه چند کلمه ای درمی اید‪ .‬البته منظور‬ ‫از کلمه‪ ،‬ان هایی هستند که جریان سازند و نقطه‬ ‫عطف درست می کنند‪ .‬نکته ظریف ان که‪ ،‬براساس‬ ‫همین نگاه‪ ،‬در رسانه های جدید علی الخصوص‬ ‫توئیتر‪ ،‬این نوع بازاریابی‪ ،‬بعنوان محور کار قرار‬ ‫گرفته و با کمی دخل و تصرف‪ ،‬سعی شده است‬ ‫که به تناسب‪ ،‬جمله یا عبارتی به خورد مخاطب‬ ‫سریع این روزها‪ ،‬داده شود‪.‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪11‬‬ ‫ݧ ݧ ݧݩ‬ ‫ݩݧݐ‬ ‫ک‬ ‫ݣݡڡݣاه» دݣ ݣݤا ݣںرݣدݤ‬ ‫« لمه» ݣݣاه‪« ،‬ح ݣرݣ ݧݩݐ ݣ ‬ ‫مهمترین اثر کلمه در جهت دادن به ذهن‪ ،‬اغاز یک حرکت و ایجاد یک تغییر است‪.‬‬ ‫این تغییر می تواند از حوزه دانشی شروع شود و تا رفتارهای اجتماعی را در بربگیرد‪.‬‬ ‫‪ ‬در بازاریابی کلمه‪ ،‬محصولی که برای فروش‬ ‫به مخاطب عرضه می کنیم‪ ،‬خود کلمه یا عبارت‬ ‫است‪ .‬یعنی انتخاب «کلمه»‪ ،‬به شدت و وسواس‪،‬‬ ‫مورد نظر می باشد‪.‬‬ ‫به این ترتیب‪ ،‬بازاریابی کلمه چیزی فراتر و‬ ‫متمایزتر از بازاریابی محتوا است‪ .‬در بازاریابی‬ ‫کلمه افراد به تناسب مسئولیت و نقش شان با‬ ‫استخدام‪ ،‬وضع یا جعل کلمه یا عبارت سعی‬ ‫می کنند‪ ،‬مفهومی را منتقل نموده و در جای‬ ‫خوب و موثری بنشانند‪ .‬به این جهت‪ ،‬ا گر‬ ‫ظرافت های الزم در درک اقتضائات و شرایط‬ ‫موجود فهم نشود و ساخت کلمه در غیر جای‬ ‫خودش (از همه نظر) اتفاق بیافتد‪ ،‬اثری را که‬ ‫بدنبالش هستیم‪ ،‬نخواهیم دید‪ .‬مهمترین اثر‬ ‫این کلمه در جهت دادن به ذهن‪ ،‬اغاز یک حرکت‬ ‫و ایجاد یک تغییر است‪ .‬این تغییر می تواند از‬ ‫حوزه دانشی شروع شود و تا رفتارهای اجتماعی‬ ‫را در بربگیرد‪.‬‬ ‫در عالم واقع‪ ،‬روزانه عددی غیرقابل احصاء‪،‬‬ ‫کلمه رد و بدل می شود ولی انکه در حوزه بازاریابی‬ ‫کلمه می تواند تاثیرگذار باشد و رصد شود‪ ،‬درصد‬ ‫قابل توجهی نیست‪.‬‬ ‫ت‬ ‫ن‬ ‫ی‬ ‫ی‬ ‫‪12‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫ً‬ ‫این کلمه می تواند در قالب یک اسم باشد‪ ،‬مثال‬ ‫مهماندار‪ ،‬مدافع حرم‪ ،‬ازاده‪ ،‬ایثارگر‪ .‬می تواند یک‬ ‫وضعیت را شرح دهد‪ ،‬مثل اینکه «سانتریفیوژها‬ ‫بچرخند اما زندگی مردم هم بچرخد» یا «سربازان‬ ‫من در گهواره هستند»‪ .‬می تواند یک دوره زمانی‬ ‫را توصیف کند مثل دهه فجر‪ ،‬هفته وحدت‪ ،‬روز‬ ‫دانشجو‪ .‬می تواند به یک موسسه یا نهاد اطالق‬ ‫شود مانند کمیته امداد امام خمینی؟هر؟ و‬ ‫جهاد سازندگی‪ .‬می تواند اسم یک فرد شود مثل‬ ‫سرباز روح اهلل (رضوی کشمیری)‪ .‬می تواند یک‬ ‫جریان سیاسی را مشخص کند مانند محافظه کار‪،‬‬ ‫اصالح طلب‪ ،‬دوم خردادی‪ ،‬منافق‪ .‬می تواند یک‬ ‫مکان باشد (خیابان‪ ،‬شهر یا کشور)‪ ،‬مانند میدان‬ ‫شهدا‪ ،‬میدان ازادی‪ ،‬استان گلستان‪ ،‬خونین‬ ‫شهر‪ .‬می تواند عنوان یک درس باشد بازاریابی‬ ‫سیاسی‪ ،‬روش تفکر و سبک زندگی‪ .‬می تواند نام‬ ‫یک اثر هنری باشد‪ ،‬اژانس شیشه ای‪ ،‬هامون‪،‬‬ ‫بینوایان‪ ،‬هری پاتر‪ .‬می تواند به یک واقعه اطالق‬ ‫گردد‪ ،‬مثل دفاع مقدس‪ .‬می تواند نام یک سال‬ ‫باشد‪ ،‬مانند سال پیامبر اعظم؟ص؟‪.‬‬ ‫لذا‪ ،‬دیده می شود که ا گر یک کلمه درست‬ ‫بازاریابی شود‪ ،‬چگونه اثرگذار ظاهر می شود‪.‬‬ ‫می تواند دوره ای را از دوره قبل متمایز کند‪.‬‬ ‫می تواند حس نو و بدیعی منتقل کند‪ .‬می تواند‬ ‫مفهومی را دگرگون کند و یا با معنای جدیدی‬ ‫منتقل نماید‪.‬‬ ‫در حقیقت‪ ،‬نوعی مفهوم سازی کلمه یا عبارت‬ ‫اتفاق می افتد که در دل خود می تواند یک مثنوی‬ ‫حرف و ادعا و نظر و قول و مهم تر از همه صنع و‬ ‫خلق داشته باشد‪.‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫‪ ‬یکی از بسترهایی که این نوع بازاریابی‪ ،‬در‬ ‫ان نقش برجسته ای ایفا می کند‪ ،‬دوره تغییر و‬ ‫تحوالت است‪ .‬بسیاری از کلمات بازاریابی شده‪،‬‬ ‫در نقاط عطف یک تحول خود را نشان می دهد‬ ‫و نقطه ای برای شروع دوره ای نو می شود‪ .‬هر‬ ‫چقدر تحول بزرگتر‪ ،‬زمینه برای اثرگذاری این نوع‬ ‫از بازاریابی بیشتر می گردد‪ .‬در تحوالت بنیادی‪،‬‬ ‫دیگر چاره ای نمی ماند که بخش مهمی از انتقال‬ ‫به دوره جدید را از کلمات بخواهیم و بخوانیم‪.‬‬ ‫کلماتی که با خود بار معنایی بزرگ و در عین‬ ‫حال شگرفی دارند‪.‬‬ ‫ً‬ ‫انقالب های سیاسی دنیا‪ ،‬معموال از این جنس‬ ‫هستند‪ .‬در حقیقت افریننده هستند و زمینه را‬ ‫برای به کارگیری کلمات در جایگاه جدید یا خلق‬ ‫و وضع کلمات جدید فراهم می اورد‪ .‬از انجا که‬ ‫عمده مشروعیت انقالب ها‪ ،‬به مردمی بودنش‬ ‫برمی گردد‪ ،‬لذا بخش زیادی از راه موثر و مقبول‬ ‫بودن فرایند بازاریابی کلمه‪ ،‬که به رضایت و‬ ‫پذیرش مخاطب برمی گردد‪ ،‬پیموده شده است‪.‬‬ ‫هر چقدر رهبران و بنیانگذاران انقالب ها‪ ،‬صبغه‬ ‫فرهنگی داشته باشند‪ ،‬بیشتر فرهنگ ساز‬ ‫می شوند‪ .‬رهبرانی که با علم و فضل به مقام‬ ‫هدایت مردمان نایل می ایند‪ ،‬از قدرت بی مثال‬ ‫کلمه به خوبی ا گاهند و در دوره تغییر‪ ،‬از این‬ ‫سالح بران می توانند بخوبی بهره بگیرند‪ .‬همچنین‬ ‫است‪ ،‬رهبرانی که با قدرت خطابه و نفوذ سخن‪،‬‬ ‫به اعجاز کلمه‪ ،‬روح می بخشند‪ ،‬با خلق و جعل‬ ‫کلمه‪ ،‬مرزها را متمایز‪ ،‬راه ها را اسان و حرکت ها را‬ ‫جهت درست و سرعت باال می بخشند‪.‬‬ ‫بسیاری از کلمات بازاریابی شده‪ ،‬در نقاط عطف یک تحول خود را نشان می دهد‬ ‫و نقطه ای برای شروع دوره ای نو می شود‪ .‬هر چقدر تحول بزرگتر‪ ،‬زمینه برای‬ ‫اثرگذاری این نوع از بازاریابی بیشتر می گردد‪.‬‬ ‫رهبرانی که با قدرت خطابه و نفوذ سخن‪ ،‬به اعجاز کلمه‪ ،‬روح می بخشند‪ ،‬با‬ ‫خلق و جعل کلمه‪ ،‬مرزها را متمایز‪ ،‬راه ها را اسان و حرکت ها را جهت درست و‬ ‫سرعت باال می بخشند‪.‬‬ ‫ت چنین‬ ‫‪ ‬انقالب اسالمی ایران‪ ،‬تا کنون از نعم ‬ ‫رهبرانی در سطحی بسیار عالی‪ ،‬برخوردار بوده‬ ‫است‪ .‬رهبرانی که سالیان سال ظلم ستیزی و‬ ‫مبارزه با ظالم را هجی کرده و از میان نیمکت های‬ ‫دانش اموزی و مدرس های طلبگی و منبرهای‬ ‫خطابه و وعظ‪ ،‬به کرسی های اجتهاد و مرجعیت‬ ‫رسیده اند‪ .‬رهبرانی قلم به دست که همواره‬ ‫مسقط الراس اجتماعی خود را قشر توده و‬ ‫فرودست جامعه دانسته و برای از بین بردن‬ ‫فاصله ها و برکندن زنجیرها‪ ،‬به ساخت مفهوم‬ ‫و کلمه دست زدند‪.‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪13‬‬ ‫ݧ ݧ ݧݩ‬ ‫ݩݧݐ‬ ‫ک‬ ‫ݣݡڡݣاه» دݣ ݣݤا ݣںرݣدݤ‬ ‫« لمه» ݣݣاه‪« ،‬ح ݣرݣ ݧݩݐ ݣ ‬ ‫‪ ‬در طول نزدیک به چهل سال بعد از پیروزی انقالب اسالمی و البته سال هایی قبل از ان‪ ،‬موسسین‬ ‫نهضت با علم به اثرگذاری کلمه در تعادل بخشی دوباره به رابطه مردم و حکومت و خواست های‬ ‫متقابل این دو‪ ،‬تالش کردند تا نهایت بهره را از این مقام و مقال ببرند‪ .‬بدیهی انکه‪ ،‬سال های اغاز‬ ‫هر انقالبی‪ ،‬بهترین سال ها برای پاشیدن بذر نگاه های نو است و صد البته اثرگذاری حدا کثری ان‬ ‫نیز به داشت خوب این بذرها (بعد از دوره کاشت و بذرپاشی) است‪ .‬لذا در این دوره‪ ،‬به وفور با این‬ ‫تکنیک برخورد داریم‪ .‬نکته شایان توجه‪ ،‬حجم حوادث و وقایعی است که در این دوره‪ ،‬انقالب با‬ ‫ان مواجه شد یا بر انقالب تحمیل شد‪ .‬خود این وقایع نیز زمینه مضاعفی برای روشن شدن مواضع‬ ‫و جهت گیری ها را از زبان بنیانگذاران نهضت‪ ،‬فراهم اورد‪.‬‬ ‫در این مجال‪ ،‬سعی می شود که در یک نگاه اجمالی‪ ،‬بکارگیری این راهبرد توسط رهبران فرهیخته‬ ‫نظام جمهوری اسالمی‪ ،‬مورد بررسی قرار گیرد‪:‬‬ ‫‪ .1‬نهاد های برامده از انقالب اسالمی‬ ‫ً‬ ‫غالبا بعد از پیروزی هر انقالبی‪ ،‬نیاز است تا‬ ‫نهادهای متناسب با اهداف ان انقالب جهت‬ ‫حفظ و پاسبانی از ان و رسیدن به دستاوردهای‬ ‫مورد انتظار و تامین نیازهای اولیه خاصه امنیتی‪،‬‬ ‫تدارک دیده شود‪.‬‬ ‫کمیته انقالب اسالمی (‪ 23‬بهمن ‪ ،)57‬بنیاد‬ ‫مستضعفان (‪ 9‬اسفند ‪ :)57‬کمیته امداد امام‬ ‫خمینی؟هر؟ (‪ 14‬اسفند ‪ ،)57‬بنیاد مسکن‬ ‫انقالب انقالب اسالمی (‪ 21‬فرودین ‪ ،)58‬سپاه‬ ‫پاسداران انقالب اسالمی (‪ 12‬اردیبهشت ‪،)58‬‬ ‫جهاد سازندگی (‪ 27‬خرداد ‪ ،)58‬جهاد دانشگاهی‬ ‫(‪ 27‬مرداد ‪ ،)58‬نهضت سواد اموزی (‪ 7‬دی ‪،)58‬‬ ‫بنیاد شهید (‪ 22‬اسفند ‪ ،)58‬و ستاد انقالب‬ ‫فرهنگی(اول فروردین‪ )59‬اولین نهادهایی بودند‬ ‫که تاسیس شدند‪ .‬ا گر به کلمات استخدام و‬ ‫استفاده شده در عنوان این نهادها دقت کنید‪،‬‬ ‫جریان ساخت کلمه بشدت به چشم می اید‪.‬‬ ‫کلماتی مثل «انقالب اسالمی»‪« ،‬مستضعفان»‪،‬‬ ‫«امداد»‪« ،‬پاسدار»‪« ،‬سواداموزی»‪« ،‬سازندگی»‪،‬‬ ‫‪14‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫«شهید» و «انقالب فرهنگی» کلماتی هدفمند‪،‬‬ ‫نقطه عطفی‪ ،‬جهت ده و گویای تحولی در نگاه ها‬ ‫و رویکردها هستند‪.‬‬ ‫جالب اینکه در بین ‪ 10‬نهاد تاسیسی در سال اول‬ ‫انقالب‪ ،‬فقط دو نهاد به امور نظامی و امنیتی‬ ‫می پردازند‪ .‬ا کثر نهادها‪ ،‬چشم به خدمت به‬ ‫کسانی دارند که صاحبان و ولی نعمتان اصلی‬ ‫انقالب هستند‪ :‬مستضعفان‪ ،‬زجر کشیدگان و‬ ‫محرومین‪ .‬کمیته امداد‪ ،‬بنیاد مستضعفان‪ ،‬بنیاد‬ ‫مسکن‪ ،‬جهاد سازندگی‪ ،‬نهضت سواداموزی و بنیاد‬ ‫شهید‪ ،‬سازمان هایی هستند که با هدفگذاری‬ ‫خدمت به قشر فرودست‪ ،‬و طبقات پایین نگه‬ ‫داشته شده اجتماعی و موثر در پیروزی انقالب‪،‬‬ ‫فعالیت خود را تعریف کرده اند‪.‬‬ ‫این عنوان گذاری‪ ،‬راه بلدهایی هستند که تواتر‬ ‫و تمرکز نگاه متولیان امر را نسبت به نگاه سابق‬ ‫نشان می دهند‪ .‬لذا‪ ،‬ساخت این عناوین اولین‬ ‫گام در تغییر اولویت‪ ،‬در حکومتی بود که در شکل‬ ‫سابق توجهی به ان ها نمی شد و دائما منکوب‬ ‫و مرعوب می شدند‪.‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫‪ .2‬ساحت سیاسی انقالب اسالمی‬ ‫«نهضت اسالمی» و «انقالب اسالمی» دو عنوانی‬ ‫بود که به خیزش عمومی مردم در برابر ظلم داده‬ ‫شد‪ .‬عنوان هایی که به «اسالمیت» حرکت توده‬ ‫مردم ارزش گذاری می کرد‪.‬‬ ‫خیلی زود و کمتر از دوماه بعد از پیروزی انقالب‬ ‫اسالمی‪ ،‬مردم به توصیه و پیشنهاد بنیانگذاری‬ ‫نهضت‪ ،‬نوع رژیم حا کم بر سرنوشت شان را‪،‬‬ ‫«جمهوری اسالمی» انتخاب کردند‪.‬‬ ‫در دنیا کشورهای پا کستان‪ ،‬افغانستان‪ ،‬موریتانی‬ ‫و گامبیا هم دارای جمهوری اسالمی اند و در‬ ‫این بین پا کستان در انتخاب این نوع رژیم از‬ ‫همه جلوتر است‪ 1336( .‬هجری شمسی)‪ ،‬اما‬ ‫انچه که در ایران شاهدیم‪ ،‬نوعی تعریف شده و‬ ‫مترقی از حکمرانی است که ساختارها و نهادهای‬ ‫حا کم در جهت حفظ این موجودیت طراحی و‬ ‫ساخت یافته اند‪ .‬ولی فقیه‪ ،‬مجلس خبرگان‬ ‫رهبری‪ ،‬شورای نگهبان‪ ،‬مجمع تشخیص‬ ‫مصلحت نظام و حتی مجلس شورای اسالمی‬ ‫در این ساخت‪ ،‬نقشی کلیدی و برجسته دارند‬ ‫که در عین مشابهت اسمی با بعضی نهادها در‬ ‫ممالک دیگر‪ ،‬از جهت محتوا و کارکرد‪ ،‬متمایز‬ ‫عمل می کنند‪.‬‬ ‫در کنار جمهوری اسالمی‪ ،‬واژه «مردم ساالری‬ ‫دینی» نیز از اصطالحاتی بود که حضرت ایت اهلل‬ ‫خامنه ای ان را برای ساخت جمهوری اسالمی‬ ‫از طریق مشارکت و انتخاب عمومی و البته با‬ ‫سازکار قانونی مشخص‪ ،‬بکاربرده اند‪.‬‬ ‫شاید یکی از مهمترین گزاره ها در این حوزه‪ ،‬جمله‬ ‫کلیدی «میزان‪ ،‬رای ملت است» که چراغ راه‬ ‫تثبیت و تحقق جمهوری اسالمی واقعی است‪.‬‬ ‫در سال های اخیر هم واژه «انقالبی» به یک مفهوم کلیدی و برجسته در ادبیات‬ ‫سیاسی و فرهنگی رهبر انقالب تبدیل شده است و بارها و بارها برانقالبی ماندن‬ ‫و انقالبی گری تا کید داشته اند‪.‬‬ ‫‪ -1-2‬انقالبی بودن و انقالبی گری‬ ‫در سال های اخیر هم واژه «انقالبی» به یک مفهوم‬ ‫کلیدی و برجسته در ادبیات سیاسی و فرهنگی رهبر‬ ‫انقالب تبدیل شده است‪ .‬بارها و بارها برانقالبی‬ ‫ماندن و انقالبی گری تا کید داشته اند‪ .‬در همین‬ ‫سال جاری در ‪ 4‬مرداد فرمودند‪:‬‬ ‫«همه بدانید که ما امروز به روحیه انقالبی‪ ،‬به‬ ‫ممشای انقالبی‪ ،‬به شعار انقالبی‪ ،‬به اصول‬ ‫انقالبی و مبانی انقالب امام بزرگوارمان نیازمندیم‪.‬‬ ‫کشور احتیاج به این دارد‪».‬‬ ‫یا در همان دیدار می فرمایند‪:‬‬ ‫«انقالبی گری یعنی مسئولین کشور‪ ،‬هدفشان‬ ‫را راضی کردن قدرت های مستکبر قرار ندهند‪،‬‬ ‫مسئوالن کشور‪ ،‬هدفشان را راضی کردن مردم‪،‬‬ ‫به کار گرفتن نیروهای داخلی‪ ،‬تقویت عناصر‬ ‫فعال در داخل کشور قرار بدهند‪ ...‬معنای‬ ‫انقالبی گر این است که کشور و مسوالن‪ ،‬تسلیم‬ ‫هیچ زورگویی نشوند‪ ،‬دچار انفعال نشوند‪ ،‬دچار‬ ‫ضعف نفس نشوند‪ ،‬نه زور گویی و قلدری را از‬ ‫طرف مقابل قبول کنند‪ ،‬نه فریب او را بخورند‪».‬‬ ‫جمله «من دیپلمات نیستم‪ ،‬انقالبی ام» یکی‬ ‫از عبارات برجسته و ماندگار امام خامنه ای در‬ ‫دوره مذا کرات هسته ای بوده است‪.‬‬ ‫بجز این کلمات‪ ،‬در طول ‪ 40‬سال گذشته‪ ،‬رهبران‬ ‫حکیمانقالباسالمی‪،‬اصطالحاتدیگریرابهتناسب‬ ‫اقتضائات رشدی انقالب ابداع و تبیین کرده اند‪.‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪15‬‬ ‫ݧ ݧ ݧݩ‬ ‫ݩݧݐ‬ ‫ک‬ ‫ݣݡڡݣاه» دݣ ݣݤا ݣںرݣدݤ‬ ‫« لمه» ݣݣاه‪« ،‬ح ݣرݣ ݧݩݐ ݣ ‬ ‫متاسفانه هنوز برای بسیاری از ملت های اسالمی مرز بین «اسالم امریکایی» و‬ ‫«اسالم ناب محمدی» و «اسالم پا برهنگان و محرومان و اسالم مقدس نماهای‬ ‫متحجر و سرمایه داران خدانشناس و مرفهین بی درد»‪ ،‬کامال مشخص نشده است‬ ‫‪ -2-2‬اسالم ناب محمدی؟ص؟‬ ‫و اسالم امریکایی‬ ‫امام خمینی؟هر؟ در دو سال اخر عمر شریف خود‬ ‫ً‬ ‫در معرفی اسالم حقیقی که هم ظاهرا (پوسته)‬ ‫ً‬ ‫و هم باطنا (محتوا)‪ ،‬مطابق با مطلوب شریعت‬ ‫و پیغامبری حضرت رسول اعظم؟ص؟ بود‪ ،‬ان‬ ‫را «اسالم ناب محمدی» نامیدند و در مقابل‬ ‫اسالمی که در ان متحجرین و مقدس مابان‬ ‫و التقاطی ها با ظاهری از دین و باطنی از ریا و‬ ‫تزویر و جبن و سازشکاری زندگی می گذرانند را‬ ‫«اسالم امریکایی» معرفی کردند‪.‬‬ ‫ایشان در پیامی به مناسبت اربعین شهادت عالمه‬ ‫عارف حسینی‪ ،‬رهبر شیعیان پا کستان فرمودند‪:‬‬ ‫«‪ ...‬برگترین فرق روحانیت و علمای متعهد اسالم‬ ‫با روحانی نماها در همین است که علمای مبارز‬ ‫اسالم همیشه هدف تیرهای زهرا گین جهانخواری‬ ‫‪16‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫بوده اند و اولین تیرهای حادثه قلب انان را نشانه‬ ‫رفته است‪ .‬ولی روحانی نماها در کنف حمایت‬ ‫زرپرستان دنیاطلب‪ ،‬مروج باطل یا ثنا گوی ظلمه‬ ‫و موید انان بوده اند‪ .‬تا به حال یک اخوند درباری‬ ‫یا یک روحانی وهابی ندیده ایم که در برابر ظلم و‬ ‫ً‬ ‫شرک و کفر‪ ،‬خصوصا در مقابل شوروی متجاوز و‬ ‫امریکای جهانخوار ایستاده باشد‪ ...‬امروز استکبار‬ ‫شرق و غرب چون از رویارویی مستقیم با جهان‬ ‫اسالم عاجز مانده است‪ ،‬راه ترور و از میان بردن‬ ‫شخصیت های دینی و سیاسی را از یک طرف‬ ‫و نفوذ و گسترش فرهنگ اسالم امریکایی را از‬ ‫طرف دیگر به ازمایش گذاشته اند‪ .‬ای کاش همه‬ ‫تجاوزات جهانخواران همانند تجاوز شوروی به‬ ‫کشور مسلمان و قهرمان پرور افغانستان علنی و‬ ‫رودررو بود تا مسلمانان ابهت و اقتدار دروغین‬ ‫غاصبان را در هم می شکستند؛ ولی راه مبارزه با‬ ‫اسالم امریکایی از پیچیدگی خاص خود برخوردار‬ ‫است که تمامی زوایای ان باید برای مسلمانان‬ ‫پا برهنه روشن گردد؛ که متاسفانه هنوز برای‬ ‫بسیاری از ملت های اسالمی مرز بین «اسالم‬ ‫امریکایی» و «اسالم ناب محمدی» و «اسالم پا‬ ‫برهنگان و محرومان و اسالم مقدس نماهای‬ ‫متحجر و سرمایه داران خدانشناس و مرفهین‬ ‫بی درد»‪ ،‬کامال مشخص نشده است‪»...‬‬ ‫امام در چند پیام دیگر از جمله پیام برائت‪ ،‬پیام‬ ‫خطاب به هنرمندان متعهد‪ ،‬پیام برای تدوین‬ ‫تاریخ انقالب اسالمی‪ ،‬که همگی در سال پایانی‬ ‫حیات شان بود‪ ،‬بر این تمایز و تفریق تا کید‬ ‫موکد داشتند‪.‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫‪ -3-2‬وحدت کلمه‬ ‫یکی دیگر از این اصطالحات در ساحت سیاسی‬ ‫عبارت «وحدت کلمه» بود‪ .‬امام خمینی؟هر؟‪،‬‬ ‫یکی از مهمترین عناصر پیروزی انقالب را در‬ ‫وحدت کلمه می دانستند و می فرمودند‪:‬‬ ‫«وحدت کلمه مسلمین‪ ،‬وحدت کلمه اقلیت های‬ ‫مذهبی مسلمین‪ ،‬وحدت دانشگاه و مدرسه‬ ‫علمی(حوزات علمیه)‪ ،‬وحدت طبقه روحانی‬ ‫و جناح سیاسی‪ ،‬باید همه این رمز را بفهمند‬ ‫که وحدت کلمه رمز پیروزی است و این رمز را از‬ ‫دست ندهیم و خدای نخواسته شیاطین بین‬ ‫صفوف شما تفرقه نیاندازند»‪.‬‬ ‫مقام معظم رهبری؟دم؟ هم به کرات بر حفظ‬ ‫وحدت کلمه تا کید کرده اند‪:‬‬ ‫«وحدت کلمه را حفظ کنید‪ .‬مبادا کسانی با‬ ‫زبان هایی‪ ،‬بدون قصد و غرض سوئی‪ ،‬فقط‬ ‫به علت اشتباه و به خاطر اینکه مصلحت را‬ ‫نمی فهمند و نمی دانند که چه بگویند‪ ،‬چیزهایی‬ ‫بگویند که مردم را دلسرد کنند‪ .‬متاسفانه گاهی‬ ‫در گوشه و کنار دیده می شود که بعضی مصلحت‬ ‫خود و مصلحت انقالب و ملت را نمی فهمند‪».‬‬ ‫‪ -4-2‬روز قدس‬ ‫شاید یکی از بارزترین کلمات ابداعی در دوره‬ ‫حضرت امام؟هر؟‪ ،‬نامیدن جمعه اخر ماه مبارک‬ ‫بعنوان روز جهانی قدس بود‪ .‬امام در اولین ماه‬ ‫مبارک رمضان بعد از پیروزی انقالب‪ ،‬در مورخ‬ ‫‪ 16‬مرداد ‪ 58‬با نزدیک شدن به جمعه اخر ماه‬ ‫مبارک (‪ 25‬مرداد ‪ ،)58‬از مسلمانان جهان‬ ‫و دولت های اسالمی خواستند طی مراسمی‬ ‫زوال و محو اسرائیل از صفحه روزگار‪ ،‬یکی دیگر از برساخت های امام است‪ .‬این در‬ ‫سخنان رهبر معظم انقالب‪ ،‬با عبارت «غده سرطانی اسرائیل» بیان گردیده است‪.‬‬ ‫همبستگی بین المللی خود را در حمایت از حقوق‬ ‫قانونی مردم فلسطین اعالم نمایند‪.‬‬ ‫زوال و محو اسرائیل از صفحه روزگار‪ ،‬یکی دیگر‬ ‫از برساخت های امام است‪ .‬این در سخنان رهبر‬ ‫معظم انقالب‪ ،‬با عبارت «غده سرطانی اسرائیل»‬ ‫بیان گردیده است‪.‬‬ ‫‪ -5-2‬سلطه گر و سلطه پذیر‬ ‫از دیگر واژ گان قابل بازاریابی در کالم رهبران‬ ‫حکیم انقالب اسالمی‪« ،‬سلطه گر و سلطه پذیر»‬ ‫است‪ .‬امام خامنه ای در این خصوص می فرمایند‪:‬‬ ‫«نظام سلطه‪ ،‬یعنی نظامی که بر پایه رابطه‬ ‫سلطه گر و سلطه پذیر نباشد‪ ،‬یعنی کشورهای‬ ‫دنیا یا مجموعه بشری دنیا‪ ،‬تقسیم می شوند‬ ‫به سلطه گر و سلطه پذیر؛ ان اتفاقی که امروز‬ ‫در دنیا افتاده (این است)‪ ...‬دعوای با ایران‬ ‫هم بر سر همین است‪ ،‬این را بدانید‪ .‬دعوای‬ ‫با جمهوری اسالمی این است که این نظام‪،‬‬ ‫سلطه گر سلطه پذیر را نپذیرفته است‪ .‬سلطه گر‬ ‫که نیست‪ .‬خودش را از سلطه پذیری هم بیرون‬ ‫اورده است و پای این حرف ایستاده است‪».‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪17‬‬ ‫ݧ ݧ ݧݩ‬ ‫ݩݧݐ‬ ‫ک‬ ‫ݣݡڡݣاه» دݣ ݣݤا ݣںرݣدݤ‬ ‫« لمه» ݣݣاه‪« ،‬ح ݣرݣ ݧݩݐ ݣ ‬ ‫این دو مفهوم (انقالب دوم و امریکا‪ ،‬شیطان بزرگ) به همراه ضدیت با سازشکاری‬ ‫با استکبار‪ ،‬از مفاهیم استراتژیک و بنیادی اندیشه حضرت امام در روابط بین الملل‬ ‫قلمداد می شود‪ .‬لذا‪ ،‬شعار مرگ بر امریکا و مرگ بر سازشکار‪ ،‬از شعارهایی است‬ ‫که در سال های اول انقالب‪ ،‬زیاد شنیده می شود‪.‬‬ ‫‪ -6-2‬عزت‪ ،‬حکمت و مصلحت‬ ‫یکی دیگر از مفهوم سازی های انجام شده در‬ ‫حوزه سیاست بین الملل‪ ،‬تنظیم روابط بین المللی‬ ‫جمهوری اسالمی ایران در همگرایی و نقطه ثقل‬ ‫سه محور عزت‪ ،‬حکمت و مصلحت است‪ .‬رهبر‬ ‫فرزانه انقالب در تبیین این مفاهیم می فرمایند‪:‬‬ ‫«عزت به معنای ساخت مستحکم درونی فرد یا‬ ‫یک جامعه است که او را در مقابله با دشمن‪ ،‬در‬ ‫مقابله با موانع‪ ،‬دارای اقتدار می کند و بر چالش ها‬ ‫غلبه می بخشد‪ ...‬وقتی که عزت شامل حال یک‬ ‫انسان‪ ،‬یک فرد‪ ،‬یا یک جامعه شود‪ ،‬مثل یک‬ ‫حصار عمل می کند‪ ،‬مثل یک بازوی مستحکم‬ ‫عمل می کند؛ نفوذ در او‪ ،‬محاصره او‪ ،‬نابود کردن‬ ‫او برای دشمنان دشوار می شود‪ ...‬ملت ما باید‬ ‫در روابط بین المللی خواری نبیند و اهانت نشود‪،‬‬ ‫هیچ کس حق ندارد اهانت به ملت ایران را در‬ ‫کمترین برخورد با دیگران قبول کند‪».‬‬ ‫«حکمت یعنی‪« :‬حکیمانه و سنجیده کارکردن»‬ ‫نالمللباید‬ ‫مواضعورفتار کارگزاراننظامدر صحنهبی ‬ ‫بر اساس تدبیر‪ ،‬خردمندی و عقالنیت باشد‪ .‬هیچ‬ ‫گونه نسنجیدگی را نباید در اظهارات دیپلماتیک و‬ ‫هرانچه که مربوط به سیاست خارجی و ارتباطات‬ ‫جهانی است‪ ،‬راه داد‪ .‬باید حکیمانه برخورد‬ ‫کنیم‪ .‬فقط در حرف زدن نیست‪ .‬در معاشرت ها‬ ‫و برخوردها باید حکیمانه برخورد کرد‪».‬‬ ‫«مصلحت در مناسبات خارجی ایران به منزله‬ ‫اصالت دادن به اصول و ارمانهای انقالب اسالمی‬ ‫و تامین اهداف و منافع ملی با رعایت موازین‬ ‫اسالمی و اصول مصرح قانون اساسی است‪».‬‬ ‫‪18‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫‪ -7-2‬انقالب دوم و شیطان بزرگ‬ ‫در همان سال اول پیروزی انقالب‪ ،‬سفارت‬ ‫امریکا در ایران که خیلی زود به «النه جاسوسی»‬ ‫موسوم شد‪ ،‬به تسخیر دانشجویان پیرو خط امام‬ ‫درامد‪ .‬امام خمینی؟هر؟‪ ،‬این حرکت را «انقالب‬ ‫دوم» نامیدند و ان را انقالبی بزرگتر از انقالب اول‬ ‫خواندند‪ .‬البته ریشه امریکا و استکبارستیزی‬ ‫امام به سال های دور برمی گشت‪ ،‬اما با پیروزی‬ ‫انقالب‪ ،‬این اندیشه‪ ،‬قابلیت عملی شدن یافت‬ ‫و البته پناه بردن شاه ملعون به امریکا و عدم‬ ‫استرداد او‪ ،‬محمل مناسبی برای جریان یافتن‬ ‫این اندیشه شد‪ .‬روز بعد از تسخیر‪ ،‬امام فرمودند‪:‬‬ ‫«در نظرم است که در یک روایتی است که رسول‬ ‫خدا که مبعوث شد‪ ،‬ان شیطان بزرگ فریاد کرد و‬ ‫شیطان ها را دور خودش جمع کرد و اینکه مشکل‬ ‫شد کار بر ما‪ .‬در این انقالب‪ ،‬شیطان بزرگ که‬ ‫امریکاست‪ ،‬شیاطین را با فریاد دور خودش دارد‬ ‫جمع می کند و چه بچه شیطان هایی که در ایران‬ ‫هستند و چه شیطان هایی که خارج هستند‪،‬‬ ‫جمع کرده است و هیاهو به راه انداخته است»‬ ‫این دو مفهوم (انقالب دوم و امریکا‪ ،‬شیطان‬ ‫بزرگ) به همراه ضدیت با سازشکاری با استکبار‪،‬‬ ‫از مفاهیم استراتژیک و بنیادی اندیشه حضرت‬ ‫امام در روابط بین الملل قلمداد می شود‪.‬‬ ‫لذا‪ ،‬شعار مرگ بر امریکا و مرگ بر سازشکار‪ ،‬از‬ ‫شعارهایی است که در سال های اول انقالب‪،‬‬ ‫زیاد شنیده می شود‪ .‬خاستگاه اولیه این شعار‬ ‫نیز در ارتباطی است که کارگزاران دولت موقت‬ ‫(مهندس بازرگان) با زبیگنیو برژنیسکی مشاور‪،‬‬ ‫امنیت کاخ سفید در دوره ریاست جمهوری کارتر‪،‬‬ ‫در الجزیره (پایتخت الجزایر) بر قرار کردند‪« .‬امریکا‬ ‫هیچ غلطی نمی تواند بکند»‪ ،‬جمله ماندگار امام‬ ‫است که از زبان رهبری فرزانه انقالب اسالمی نیز‬ ‫شنیده شده است‪.‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫‪ -8-2‬برائت‬ ‫این نگاه استکبار ستیز در اندیشه امام به یک‬ ‫محور کلیدی و اساسی دیگر نیز متصل شد و ان‬ ‫هم موضوع «برائت از مشرکین» و برگزاری «حج‬ ‫ابراهیمی» بود‪ .‬امام در اولین پیام حج بعد از‬ ‫انقالب در سال ‪ 58‬فرمودند‪:‬‬ ‫«فلسفه حج باید جوابگوی این فریادهای‬ ‫مظلومانه (منظور فریاد مظلومانه افریقای‬ ‫مسلمان و‪ ...‬است) باشد‪ .‬گردش به دورخانه‬ ‫خدا نشان دهنده این است که به غیر از خدا‪،‬‬ ‫گرد دیگری نگردید و رمی جمرات‪ ،‬رمی شیاطین‬ ‫انس و جن است‪ ،‬شما با رمی‪ ،‬با خدای خود‬ ‫عهد می کنید تا شیاطین انس و ابر قدرت ها را‬ ‫از کشورهای اسالمی عزیز برانید‪ .‬امروز جهان‬ ‫اسالم به دست امریکا گرفتار است‪ ،‬شما برای‬ ‫مسلمانان قاره های مختلف جهان‪ ،‬پیامی از خدا‬ ‫ی که به غیر از خدا بردگی و بندگی‬ ‫ببرید؛ پیام ‬ ‫هیچ کس را نداشته باشید‪».‬‬ ‫خمینی عزیز در اخرین حج حیات خود‪ ،‬در‬ ‫همان صراط مستقیم به مسلمانان و حجاج‬ ‫وصیت برائت از مشرکین را به عنوان راه فالح و‬ ‫صالح باز معرفی کردند‪:‬‬ ‫«در فریضه حج‪ ،‬که لبیک به حق است و هجرت‬ ‫به سوی حق تعالی به برکت ابراهیم و محمد‬ ‫است‪ ،‬مقام «نه» بر همه بت ها و طاغوت هاست‬ ‫و شیطان ها و شیطان زاده هاست‪ .‬و کدام بت از‬ ‫شیطان بزرگ امریکای جهانخوار و شوروی ملحد‬ ‫متجاوز بزرگ تر و کدام طاغوت و طاغوتچه از‬ ‫طاغوت های زمان ما باالترند؟ در لبیک لبیک‪،‬‬ ‫«نه» بر همه بت ها گویید و فریاد «ال» بر همه‬ ‫طاغوت ها و طاغوتچه ها کشید و در طواف حرم‬ ‫خدا که نشانه عشق به حق است‪ ،‬دل را از دیگران‬ ‫تهی کنید و جان را از خوف غیر حق پا ک سازید و‬ ‫به موازات عشق به حق از بت های بزرگ و کوچک‬ ‫و طاغوت ها و وابستگان شان برائت جوئید که‬ ‫امام خمینی‪ ،‬انقالب اسالمی را‪ ،‬انقالب همه مستضعفان عالم برابر همه مستکبران‬ ‫می دانست و این نگاه ارمانی را در مفهوم «صدور انقالب» منتقل می کردند‪ .‬ایشان‬ ‫فرمودند‪« :‬ما می خواهیم معنویت انقالب اسالمی مان را به جهان صادر کنیم‪».‬‬ ‫خدای تعالی و دوستان او از انان برائت جستند‬ ‫و همه ازادگان جهان از ان ها بری هستند‪ .‬و در‬ ‫لمس«حجر االسود» بیعت با خدا بندید‪ ،‬که با‬ ‫دشمنان او و رسوالنش و صالحان و ازادگان‪،‬‬ ‫دشمن باشید و به اطاعت و بندگی انان‪ ،‬هر که‬ ‫باشد و هر جا باشد‪ ،‬سر ننهید و خوف و زبونی را‬ ‫از دل بزدائید که دشمنان خدا و در راس انان‬ ‫شیطان بزرگ زبونند‪ ،‬هر چند در ابزار ادمکشی‬ ‫و سرکوبی و خباثتشان برتری داشته باشند‪».‬‬ ‫‪ -9-2‬صدور انقالب‬ ‫امام خمینی‪ ،‬انقالب اسالمی را‪ ،‬انقالب همه‬ ‫مستضعفان عالم برابر همه مستکبران می دانست‬ ‫و این نگاه ارمانی را در مفهوم «صدور انقالب»‬ ‫منتقل می کردند‪ .‬ایشان فرمودند‪« :‬ما می خواهیم‬ ‫معنویت انقالب اسالمی مان را به جهان صادر‬ ‫کنیم‪ ».‬امام بزرگوار این موضوع را امری مسلم‬ ‫و تکلیفی دینی بر می شمردند و اشاره داشتند‪:‬‬ ‫«ما انقالب مان را به تمام جهان صادر می کنیم چرا‬ ‫که انقالب ما‪ ،‬اسالمی است و تا بانگ «ال اله اال اهلل»‬ ‫و محمد رسول اهلل؟ص؟ بر تمامی جهان طنین‬ ‫نیفکند مبارزه هست و تا مبارزه در هر جای جهان‬ ‫علیه مستکبران هست ما هستیم‪».‬‬ ‫و در جای دیگر می فرمایند‪:‬‬ ‫«ما به تمام جهان تجربه هایم را صادر می کنیم‬ ‫و بدون کوچک ترین چشمداشتی به مبارزان‬ ‫راه حق انتقال می دهیم و مسلما محصول‬ ‫صدور این تجربه ها‪ ،‬جز شکوفه های پیروزی‬ ‫و استقالل و پیاده شدن احکام اسالم برای‬ ‫ملت های دربند نیست‪».‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪19‬‬ ‫ݧ ݧ ݧݩ‬ ‫ݩݧݐ‬ ‫ک‬ ‫ݣݡڡݣاه» دݣ ݣݤا ݣںرݣدݤ‬ ‫« لمه» ݣݣاه‪« ،‬ح ݣرݣ ݧݩݐ ݣ ‬ ‫‪ .3‬ساحت اقتصادی انقالب اسالمی‬ ‫یکی از حوزه هایی که دشمنان این مرز و بوم‬ ‫سعی می کنند با قراردادن کشورمان در ان‪،‬‬ ‫عرصه را بر ما تنگ کنند‪ ،‬حوزه اقتصاد است‬ ‫که در ان هم با جنگ اقتصادی وهم با حصر‬ ‫اقتصادی و تحریم‪ ،‬تالشی گسترده برای فلج‬ ‫کردن جریان اداره حکومت‪ ،‬مایوس و دلسرد‬ ‫ً‬ ‫کردن مردم و نهایتا تسلیم شدن در مقابل‬ ‫منویات استکباری‪ ،‬دارند‪.‬‬ ‫رهبران انقالب اسالمی با درک این مهم‪ ،‬تالش‬ ‫کردند با درایت خود‪ ،‬جامعه را در این جبهه مهم‬ ‫راهبری نموده و کید دشمن را به فضل خدا‪،‬‬ ‫خنثی نمایند‪ .‬از این جهت‪ ،‬با استخدام مفاهیم‬ ‫ً‬ ‫و ساخت کلماتی سعی نمودند‪ ،‬اندیشه و بعضا‬ ‫نظریه اقتصادی مختار خود را تبیین نمایند‪.‬‬ ‫‪20‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫‪ -1-3‬کوخ نشین و کاخ نشین‬ ‫یکی از محوری ترین تا کیدات‪ ،‬نگاه به محرومین‬ ‫و مستضعفین و طبقه پائین جامعه بود که‬ ‫بیشترین نقش و فدا کاری برای پیروزی و حفظ‬ ‫ی که تبلور ارمان های شان در ان‬ ‫انقالب اسالم ‬ ‫است‪ ،‬را داشتند‪ .‬از همین جهت امام؟هر؟‪ ،‬واژه‬ ‫«کوخ نشینان» را در مقابل واژه «کاخ نشینان»‬ ‫قرار داد و بسیار صریح ان ها را در جامعه اسالمی ‬ ‫مورد عنایت و کرامت دانستند‪:‬‬ ‫«همه‪ ،‬ملت اسالم و تابع قران و از گروه زحمتکشان‬ ‫این کشور هستید‪ .‬انقالب اسالم‪ ،‬این انقالب مهم‬ ‫اسالمی‪ ،‬رهین کوشش های این طبقه است‪،‬‬ ‫طبقه محروم‪ ،‬طبقه گود نشین‪ ،‬طبقه ای که‬ ‫این نهضت را ثمر رساند و توقعی هم نداشت‪.‬‬ ‫من شما طبقه گودنشینان را از ان کاخ نشینان‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫باالتر می دانم‪ ،‬ا گر ان ها الیق باشند که با شما‬ ‫مقایسه بشوند‪».‬‬ ‫یا در جای دیگر‪:‬‬ ‫«تزلزلی که در بین کاخ نشینان هاست‪ ،‬در بین‬ ‫کوخ نشینان ها نیست‪ .‬ارامشی که این طبقه‬ ‫محروم دارند ان طبقه ای که به خیال خودشان‬ ‫در ان باالها هستند‪ ،‬ندارند‪ .‬شما ا گر توجه‬ ‫کنید‪ ،‬قدرت های بزرگ را می بینید که ان قدر‬ ‫اضطرابی که در سران قدرت های بزرگ هست‪،‬‬ ‫در شما اشخاص که برای خدا عمل می کنید و از‬ ‫خدا اجر می خواهید‪ ،‬این اضطراب نیست‪ .‬این‬ ‫یک نعمتی است که خدا به شما داده و شاید‬ ‫ماها نتوانیم درست بفهمیم نعمت خفی الهی‬ ‫را‪ ،‬نعمت طمانینه را‪ ،‬نعمت ارامش را‪ ،‬نعمت‬ ‫سکینه قلب را‪ ....‬در کاخ های بزرگ نشسته‬ ‫اند و غصه می خورند‪ ،‬شما در کوخ ها نشستید‬ ‫و ان غصه ها را ندارید‪« ».‬من یک موی شما‬ ‫کوخ نشینان را بر همه کاخ نشینان ترجیح دارد‪.‬‬ ‫شما انقالب را ثمر رساندید‪ ...‬همان زن و مردم‬ ‫محروم و همان هایی که مستضعف هستند‬ ‫و کاخ نشین ها‪ ،‬ان ها را استضعاف می کنند و‬ ‫اینها ثابت کردند که کاخ نشین ها هستند که‬ ‫ضعیفند و پوسیده اند و برای این ملت هیچ‬ ‫کاری نکرده اند و نخواهند کرد‪».‬‬ ‫ن قدر اضطرابی که در سران‬ ‫شما ا گر توجه کنید‪ ،‬قدرت های بزرگ را می بینید که ا ‬ ‫قدرت های بزرگ هست‪ ،‬در شما اشخاص که برای خدا عمل می کنید و از خدا اجر‬ ‫می خواهید‪ ،‬این اضطراب نیست‪ .‬این یک نعمتی است که خدا به شما داده و‬ ‫شاید ماها نتوانیم درست بفهمیم نعمت خفی الهی را‪ ،‬نعمت طمانینه را‪ ،‬نعمت‬ ‫ارامش را‪ ،‬نعمت سکینه قلب را‪.‬‬ ‫‪ -2-3‬استقالل و خودکفایی‬ ‫از جمله مفاهیمی که در شعارهای بنیادین‬ ‫انقالب نیز ظهور پیدا کرده بود‪ ،‬کلمه «استقالل»‬ ‫بود‪ .‬استقالل در همه جوانب و ابعاد‪ :‬استقالل‬ ‫سیاسی‪ ،‬استقالل فرهنگی و استقالل اقتصادی‪.‬‬ ‫ً‬ ‫استقالل سیاسی عمدتا در مفاهیم عدم سلطه‬ ‫گری و عدم سلطه پذیری خودش را نشان داد‪.‬‬ ‫اما حوزه استقالل اقتصادی که امام از ان تعبیر‬ ‫به «خودکفایی» نیز داشتند‪ ،‬از مفاهیم مورد‬ ‫تا کید در دوره های مختلف حیات انقالب‬ ‫است‪ .‬ضمن اینکه قاعده نفی سبیل در اندیشه‬ ‫فقهی رهبران انقالب‪ ،‬ایشان را به زمینه سازی‬ ‫حکومت جهت احتراز از وابستگی اقتصادی سوق‬ ‫می داد‪ .‬این مهم‪ ،‬ضرورتی مضاعف می یابد‪،‬‬ ‫وقتی مالحظه شود که یکی از راه های جنگ غیر‬ ‫مستقیم با ارمان های انقالب اسالمی‪ ،‬تحریم و‬ ‫حصر اقتصادی است‪ .‬این راهبرد‪ ،‬در مقاطع‬ ‫مختلف به شکل های متفاوت توسط دشمنان‬ ‫و مستکبران جهانی علیه ملت ایران بکار گرفته‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪21‬‬ ‫ݧ ݧ ݧݩ‬ ‫ݩݧݐ‬ ‫ک‬ ‫ݣݡڡݣاه» دݣ ݣݤا ݣںرݣدݤ‬ ‫« لمه» ݣݣاه‪« ،‬ح ݣرݣ ݧݩݐ ݣ ‬ ‫شده و هر بار بر پیچیدگی های ان افزوده شد تا‬ ‫توان مقابله را از ملت گرفته و ان ها را وادار به‬ ‫تواضع و تسلیم در برابر خواست های بوالهوسانه‬ ‫کند‪ .‬سخنان امام؟هر؟‪ ،‬در این خصوص مثل‬ ‫همیشه اسان و ساده است‪:‬‬ ‫«ان هایی که این صنعت های بزرگ را درست‬ ‫کردند‪ ،‬ان ها هم انسان های یک سر و دو گوش‬ ‫هستند که مثل سایر انسان هایند‪ ،‬منتها قبل از‬ ‫ما بیدار شدند و ما را خواب کردند‪ .‬قبل از اینکه‬ ‫ما بیدار شویم ان ها بیدار شدند و ّ‬ ‫هم خودشان را‬ ‫ً‬ ‫صرف این کردند که با ایادی خودشان مستقیما‬ ‫یا غیر مستقیم ما را غافل کنند‪ .‬ما را خواب کنند‬ ‫و به ما تزریق کنند به اینکه شما نمی توانید یک‬ ‫صنعتی داشته باشید‪ .‬شما نمی توانید یک‬ ‫نظام صحیح داشته باشید‪ .‬شما نمی توانید‬ ‫یک صنعتی داشته باشید‪».‬‬ ‫«ما تا بنای بر این نگذاریم که خودمان هم‬ ‫یک ادمی هستیم برای خودمان‪ ،‬می توانیم کار‬ ‫کنیم‪ ،‬ما به ان نان جویی که خودمان درست‬ ‫کنیم تا بنای بر این نگذاریم که همان نان جو‬ ‫را می خوریم و از خارج نمی خواهیم‪ ،‬نمی توانیم‬ ‫درست کنیم کار خودمان را‪ .‬تا بنای بر این‬ ‫نگذاریم که همان منسوجاتی که خودمان‬ ‫درست می کنیم‪ ،‬کافی مان هست منسوجات‬ ‫ما ترقی نمی کنند و ما باز تابع غیر باید بشویم و‬ ‫دستمان پیش غیر دراز بشود‪».‬‬ ‫‪22‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫از انجا که بعد از ارتحال حضرت امام و پایان یافتن‬ ‫جنگ تحمیلی (سخت)‪ ،‬جنگ نرم دشمن در‬ ‫دو جبهه اقتصاد و فرهنگ شروع شد‪ ،‬تا جایی‬ ‫که در دهه اخیر‪ ،‬به واسطه دستیابی ایران به‬ ‫انرژی هسته ای و بهانه بنی اسرائیلی دستیابی‬ ‫به بمب هسته ای‪ ،‬ملت ایران با فشارهای‬ ‫متعدد و مضاعف روبرو شد و محوری ترین راهبرد‬ ‫دشمن‪ ،‬تحریم و حصر اقتصادی به تمام معنا‬ ‫بود‪ .‬لذا یکی از ارشادات و رهنمودهای موکد‬ ‫امام خامنه ای نیز در جهت حفظ سنگرهای‬ ‫اقتصادی و جلوگیری از تک های همه جانبه و‬ ‫پیچیده دشمن در این زمینه بود‪:‬‬ ‫«استقالل اقتصادی ‪ -‬به طور خالصه ‪ -‬هضم‬ ‫نشدن در هاضمه اقتصاد جهانی است‪ .‬ببینید‬ ‫ان ها خودشان ‪ -‬امریکایی ها ‪ -‬در همین قضایای‬ ‫بعد از مذا کرات هسته ای گفتند معامله هسته ای‬ ‫باید موجب بشود که اقتصاد ایران در اقتصاد‬ ‫جامعه جهانی ادغام بشود؛ ادغام! ادغام یعنی‬ ‫چه؟ اقتصاد جامعه جهانی چیست؟ ایا اقتصاد‬ ‫جامعه جهانی یک نظم عادالنه و منطقی و‬ ‫ً‬ ‫عقالنی است؟ ابدا‪ .‬اقتصادی که نقشه ان را‬ ‫جامعه جهانی کشیده است و مظاهر گونا گون‬ ‫ان در همه دنیا گسترده است‪ ،‬عبارت است‬ ‫ً‬ ‫از نقشه ای و نظامی که سرمایه داران عمدتا‬ ‫ً‬ ‫صهیونیستی و بعضا غیر صهیونیستی برای‬ ‫تصرف منابع مالی همه دنیا طراحی کرده اند‪.‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫این نظم جامعه جهانی و اقتصاد جهانی است‪.‬‬ ‫اینکه یک کشوری‪ ،‬اقتصادش را ادغام کند در‬ ‫اقتصاد جهانی‪ ،‬افتخار نیست‪ .‬این خسارت‬ ‫است‪ .‬این ضرر است‪ ،‬این شکست است‪ .‬در‬ ‫تحریم هم هدف ان ها مقصود ان ها یک هدف‬ ‫اقتصادی بود‪ ....‬برای فلج کردن اقتصاد ایران‪...‬‬ ‫یعنی بلعیدن اقتصاد ایران به وسیله هاضمه‬ ‫اقتصاد بین المللی و جهانی‪».‬‬ ‫«در اقتصاد‪ ،‬اصول امام‪ ،‬تکیه به اقتصادی ملی‬ ‫است؛ تکیه به خودکفایی است‪ ...‬استقالل در‬ ‫اقتصاد ملی»‬ ‫«تا یک کشور‪ ،‬اقتصاد خود را قوی نکند‪ ،‬پایدار‬ ‫نکند‪ ،‬متکی به خود نکند‪ ،‬مستقل نکند‪ ،‬از‬ ‫لحاظ سیاسی و فرهنگی و غیره نمی تواند تاثیر‬ ‫گذار باشد‪».‬‬ ‫«این کشور سرمایه های انسانی فراوانی دارد؛‬ ‫سرمایه های مادی فراوانی هم دارد‪ .‬با سرمایه‬ ‫گذاری الزم‪ ،‬با برنامه ریزی درست و متین و با‬ ‫پشتکار و جدیت‪ ،‬ما خواهیم توانست در مدت‬ ‫یک برنامه شخصی‪ ،‬کاری بکنیم که دیگر کشور‬ ‫در عرصه اقتصادی دنیا از تحریم اقتصادی و‬ ‫محاصره اقتصادی‪ ،‬هیچ با کی نداشته باشد‪.‬‬ ‫این وظیفه ملی ماست‪ .‬باید انجام بدهیم‪ .‬هر‬ ‫کسی می تواند نقش داشته باشد‪».‬‬ ‫در طول این سال ها‪ ،‬دهها مورد از این ارشادات‬ ‫واوامر در حوزه احتراز از وابستگی و دستیابی به‬ ‫استقالل همه جانبه از جمله اقتصادی وجود دارد‪.‬‬ ‫‪ -3-3‬اقتصاد مقاومتی‬ ‫در سال های گذشته‪ ،‬افزایش بی سابقه این‬ ‫فشارها‪ ،‬رهبری حکیم را بر ان داشت که در هر‬ ‫سخن و بیانی‪ ،‬این مهم را به گوش مسئولین و‬ ‫احاد ملت برسانند‪ ،‬تا جایی که چندین سال را‬ ‫ً‬ ‫مستقیما با عناوین اقتصادی نامگذاری کردند‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫که بعدا به ان می پردازیم‪ -‬نهایتا‪ ،‬با تا کید و تکیه‬‫بر مفهوم «اقتصاد درون زا» و «ساخت درونی‬ ‫قدرت»‪ ،‬نظریه «اقتصاد مقاومتی» را اولین بار در‬ ‫سال ‪ 1389‬مطرح و در سال های بعد به تبیین‬ ‫ابعاد و مختصاتش پرداختند‪.‬‬ ‫«اقتصاد مقاومتی‪ ،‬یعنی اقتصادی که از درون‬ ‫می جوشد و احتیاج ما را به دیگران کم می کند‬ ‫و استحکام کشور را در مقابل تکانه های خارجی‬ ‫افزایش می دهد»‬ ‫ً‬ ‫و حتی یک سال‪ ،‬مستقیما با نام «اقتصاد‬ ‫مقاومتی؛ اقدام و عمل» اسم گذاری شد و از‬ ‫این فراتر‪ ،‬سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی‬ ‫هم از طرف معظم له ابالغ گردید‪.‬‬ ‫رفاه زدگی و اشرافیت گرایی‬ ‫دوری از «اشرافیت گرایی‪ ،‬رفاه زدگی و تجمل‬ ‫گرایی مسئولین و کارگزاران» از جمله گزاره هایی‬ ‫بود که هر انقالبی می تواند به ان گرفتار شود‪ ،‬اما‬ ‫در گفتار و کالم رهبران انقالب ما‪ ،‬برگرفته از نگاه‬ ‫دینی متفاوت و با دقت نظر خاصی بوده است‪:‬‬ ‫«سرچشمه همه مصیبت هایی که ملت ها‬ ‫می کشند این است که متصدیان امورشان‬ ‫از قشر مرفه و از اشراف و اعیان ‪-‬به اصطالح‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪23‬‬ ‫ݧ ݧ ݧݩ‬ ‫ݩݧݐ‬ ‫ک‬ ‫ݣݡڡݣاه» دݣ ݣݤا ݣںرݣدݤ‬ ‫« لمه» ݣݣاه‪« ،‬ح ݣرݣ ݧݩݐ ݣ ‬ ‫از انجا که اشرافیت گرایی‪ ،‬در دوره بعد از جنگ و با سوء عملکرد برخی مسئوالن‬ ‫وقت‪ ،‬بشدت گسترش یافت‪ .‬مقام معظم رهبری‪ ،‬بارها و بارها در مقابل این عارضه‬ ‫موضع گرفتند و هشدارهای جدی دادند‪« :‬مسئوالن اسالمی نباید در رفتار و عمل‬ ‫خودشان مسرفانه و متجمالنه زندگی کنند‪ .‬باالتر از ان‪ ،‬نباید طوری زندگی گنند‬ ‫که روش اسراف امیز و تجمل امیز به یک فرهنگ تبدیل شود‪».‬‬ ‫خودشان‪ -‬از ان ها باشد و ان ها اینطور هستند‪،‬‬ ‫اشراف و اعیان این طور هستند که تمام ارزش ها‬ ‫را به این می دانند که انجایی که زندگی می کنند‬ ‫بهتر از دیگران باشد‪ ،‬ان رفتاری که مردم با ان ها‬ ‫می کنند‪ ،‬رفتار عبید و موالی باشد؛ تمام افکارشان‬ ‫متوجه به این مسائل است‪ ....‬و این ها وضع‬ ‫روحی شان‪ ،‬به حسب نوع‪ ،‬وضع روحی شان‬ ‫این طور که چون قدرت را‪ ،‬تمام ارزش ها را به‬ ‫قدرت مالی می دانستند‪ ،‬به قدرت های دیگر‬ ‫می دانستند‪ ،‬در مقابل قدرت باالتر از خودشان‬ ‫خاضع و عبد بودند‪ ،‬در مقابل ضعف هایی که‬ ‫قدرت ندارند‪ ،‬فرمانفرما و حکومت بودند‪ ...‬به‬ ‫مردم هر چه گذشت‪ ،‬گذشت و هر چه خواستند‬ ‫بکنند با مردم»‬ ‫«دولت ها بفهمند که قدرت به این نیست که‬ ‫ظرف طال باشد و ظرف نقره باشد‪ ،‬قدرت به این‬ ‫نیست که پرده های کذا باشد‪ ،‬بزرگی و عظمت‬ ‫به این نیست که مبل های کذا باشد از مال این‬ ‫ملت ضعیف! خود ملت توی این غارها زندگی‬ ‫بکند و شما در کاخ های دادگستری و در کاخ های‬ ‫نخست وزیری؟! تعدیل کنید خودتان را؛ ا گر از‬ ‫خودتان شروع نکنید نمی توانید اصالح کنید‪».‬‬ ‫از انجا که این فضا‪ ،‬در دوره بعد از جنگ و با سوء‬ ‫عملکرد برخی مسئوالن وقت‪ ،‬بشدت گسترش‬ ‫یافت‪ .‬مقام معظم رهبری‪ ،‬بارها و بارها در‬ ‫‪24‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫مقابل این عارضه موضع گرفتند و هشدارهای‬ ‫جدی دادند‪:‬‬ ‫«مسئوالن اسالمی نباید در رفتار و عمل خودشان‬ ‫مسرفانه و متجمالنه زندگی کنند‪ .‬باالتر از ان‪،‬‬ ‫نباید طوری زندگی گنند که روش اسراف امیز‬ ‫و تجمل امیز به یک فرهنگ تبدیل شود‪...‬‬ ‫ا گر به وسیله یک نفر در سطح عالی و در میان‬ ‫صاحب منصبان حکومت اسالمی‪ ،‬کیفیت‬ ‫ارایش محل زندگی و محل کار‪ ،‬کیفیت زندگی‬ ‫خانوادگی‪ ،‬چگونگی ازدواج فرزندان‪ ،‬مهریه ها‬ ‫و جهیزیه ها و از این قبیل‪ ،‬به شکل غیر اسالمی‬ ‫ان‪ ،‬به معنای مسرفانه‪ ،‬انجام گیرد‪ ،‬این به‬ ‫فرهنگ تبدیل می شود‪ .‬این به این معنا که بقیه‬ ‫نگاه می کنند و یاد می گیرند‪ ...‬ازدواج ها مشکل‬ ‫می شود‪ ،‬زندگی سخت می شود و همین رفتار‬ ‫به تدریج اثارش در طول مدتی کوتاه یا بلند در‬ ‫جامعه منعکس می شود‪».‬‬ ‫«ما مسئوالن باید روح اسالمی را در خود زنده‬ ‫نگهداریم‪ .‬روح اشرافی گری را دور بیندازیم و‬ ‫رشته سودجویی و ثروت طلبی و دنبال منافع‬ ‫شخصی دویدن و تجمل پرستی و امثال اینها‬ ‫را از دست و پای خود بازکنیم‪».‬‬ ‫‪ -4-3‬مبارزه با فساد‬ ‫از دیگر واژگان بازاریابی شده در حوزه اقتصادی‪،‬‬ ‫مبارزه و مقابله با فساد و مفاسد است‪ .‬این گزاره‬ ‫نیز در بیست سال گذشته و با نفوذ اندیشه های‬ ‫لیبرال اقتصادی از طرفی و وجود روزنه های‬ ‫مناسب برای دستیازی به بیت المال و‪ ...‬به‬ ‫شدت و ّ‬ ‫حدت در رویکرد بزرگان نظام دیده شده‬ ‫است‪ .‬فرمان هشت ماده ای مقابله با فساد در‬ ‫اردیبهشت ‪ ،81‬یکی از نقاط عطف تکیه و تا کید‬ ‫بر این مبنا بوده است‪.‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫‪ .4‬ساحت فرهنگی‪ -‬اجتماعی‬ ‫انقالب اسالمی‬ ‫ازانجا که رهبران فرهیخته انقالب اسالمی‪،‬‬ ‫صبغه یک انسان فرهنگی را در درون خود در‬ ‫مسیر تعالی و تکامل قرار داده بودند‪ ،‬لذا از این‬ ‫به بعد در تفاوتی اشکار با حوزه های سیاسی و‬ ‫اقتصادی‪ ،‬خمیرمایه ای متناظر بااستعدادهای‬ ‫ذاتی شان داشته و بیشتر از یک ولی و یک رهبر‪،‬‬ ‫به عنوان یک متفکر و صاحب نظر عرصه فرهنگی‪،‬‬ ‫به مفهوم سازی در این ساحت پرداخته اند‪.‬‬ ‫البته در دوره ی رهبری امام به واسطه حجم‬ ‫موضوعات و درگیری های سیاسی مربوط به‬ ‫دوره شکل گیری و تثبیت انقالب و بروز جنگ‬ ‫تحمیلی و مسئله های اقتصادی ناشی از بازتعریف‬ ‫روابط اقتصادی و تجاری ابرقدرت ها و استکبار‬ ‫جهانی‪ ،‬با جمهوری اسالمی‪ ،‬حوزه های سیاسی‬ ‫و اقتصادی پررنگ تر از حوزه فرهنگی در بیان و‬ ‫کالم و راهبری معظم له دیده می شود‪.‬‬ ‫شاید بیشترین جلوه بعد فرهنگی حضرت‬ ‫امام؟هر؟‪ ،‬در تاسیس و ساخت نهادهای انقالب‬ ‫اسالمی در دوره اول بعد از پیروزی انقالب‪ ،‬بروز‬ ‫یافت که سعی شد در اغاز این نوشته به ان‬ ‫اشاره شود‪ .‬دراین بین‪ ،‬ایده بسیج مستضعفین‬ ‫و تشکیل ارتش بیست میلیونی (از جمعیت‬ ‫سی وشش میلیونی ان زمان) که کل جوانان‬ ‫را شامل می شد‪ ،‬ایده نابی بود‪ .‬این ایده که‬ ‫در ابتدای امر که هشت روز قبل از تسخیر النه‬ ‫ً‬ ‫جاسوسی‪ ،‬طرح شد‪ ،‬عمدتا نگاهی به مقابله‬ ‫با استکبار جهانی و در راس ان امریکا داشت‪،‬‬ ‫بیشتر از جنس تجهیز امادگی دفاعی و نظامی بود‪:‬‬ ‫«ا گر یک ملت که همه جوان هایش عالوه بر جهاز‬ ‫دینی و ایمانی که دارند‪ ،‬مجهز به جهازهای‬ ‫شاید بیشترین جلوه بعد فرهنگی حضرت امام؟هر؟‪ ،‬در تاسیس و ساخت نهادهای‬ ‫انقالب اسالمی در دوره اول بعد از پیروزی انقالب‪ ،‬بروز یافت که سعی شد در اغاز‬ ‫این نوشته به ان اشاره شود‪ .‬دراین بین‪ ،‬ایده بسیج مستضعفین و تشکیل ارتش‬ ‫بیست میلیونی (از جمعیت سی وشش میلیونی ان زمان) که کل جوانان را شامل‬ ‫می شد‪ ،‬ایده نابی بود‪.‬‬ ‫مادی هم باشند‪ ،‬سالحی هم باشند و یاد‬ ‫گرفته باشند‪ ،‬همچی نباشد که یک تفنگی‬ ‫دستشان امد ندانند با ان‪ ،‬چه بکنندش‪ .‬باید‬ ‫یاد بگیرید و یاد بدهید رفقایتان را‪ .‬جوان ها را‬ ‫یادشان بدهید و همه جا باید این طور شود که‬ ‫یک مملکت بعد از یک چند سالی بشود یک‬ ‫کشوری با ‪ 20‬میلیون جوان که دارد‪ ،‬بیست‬ ‫میلیون تفنگدار داشته باشد‪ ،‬بیست میلیون‬ ‫ارتش داشته باشد و این یک هم چه مملکتی‬ ‫اسیب بردار نیست و االن هم الحمدهلل اسیب‬ ‫بردار نیست‪ .‬االن هم پشتیبانمان خداست و‬ ‫ما برای او نهضت کردیم‪ .‬برای پیاده کردن دین‬ ‫او نهضت کردیم و خدا با ماست‪».‬‬ ‫این صبغه و رنگ‪ ،‬در سال ‪ 1367‬و در اخرین‬ ‫سالروز فرمان تشکیل بسیج در حیات مبارک‬ ‫ً‬ ‫حضرت امام؟هر؟ کامال بیانی فرهنگی و اندیشه ای‬ ‫گرفت‪ .‬در حقیقت برجستگی تفکر و فرهنگ‬ ‫بسیجی بیشتر مورد تا کید و تائید قرار گرفت‪:‬‬ ‫ً‬ ‫«‪ ...‬ولی حقیقتا ا گر بخواهیم مصداق کاملی‬ ‫از ایثار و خلوص و فدا کاری و عشق به ذات‬ ‫مقدس حق و اسالم را ارائه دهیم‪ ،‬چه کسی‬ ‫سزاوارتر از بسیج و بسیجیان خواهند بود‪ ،‬بسیج‬ ‫شجره طیبه و درخت تناور و پرثمری است که‬ ‫شکوفه های ان بوی بهار وصل و طراوت یقین‬ ‫و حدیث عشق می دهد‪ .‬بسیج مدرسه عشق‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪25‬‬ ‫ݧ ݧ ݧݩ‬ ‫ݩݧݐ‬ ‫ک‬ ‫ݣݡڡݣاه» دݣ ݣݤا ݣںرݣدݤ‬ ‫« لمه» ݣݣاه‪« ،‬ح ݣرݣ ݧݩݐ ݣ ‬ ‫با پایان یافتن جنگ نظامی و تحمیلی علیه انقالب اسالمی‪ ،‬جبهه جنگ اقتصادی‬ ‫تعطیل نگردید و عالوه بر ان جبهه جنگ فرهنگی زوایا و ابعاد تازه ای را تجربه‬ ‫می کرد که گویای طراحی نوی استکبار جهانی برای تغییر هویت و ماهیت نظام‬ ‫از درون بود‪ .‬لذا رهبر حکیم انقالب اسالمی در همان دوره رهبری در اذرماه ‪68‬‬ ‫«تهاجم فرهنگی» دشمن را هشدار دادند‪.‬‬ ‫و مکتب شاهدان و شهیدان گمنامی است‬ ‫که پیروانش بر گلدسته های رفیع ان‪ ،‬اذان‬ ‫شهادت و رشادت سر داده اند‪ .‬بسیج میقات‬ ‫پابرهنگان و معراج اندیشه پا ک اسالمی است‬ ‫که تربیت یافتگان ان‪ ،‬نام و نشانی در گمنامی‬ ‫و بی نشانی گرفته اند‪ .‬بسیج لشکر مخلص‬ ‫خداست که دفتر تشکل ان را همه مجاهدان‬ ‫از اولین تا اخرین امضا نموده اند‪ .‬من همواره‬ ‫به خلوص و صفای بسیجیان غبطه می خورم‬ ‫و از خدا می خواهم تا مرا با بسیجیانم محشور‬ ‫بگرداند‪ ...‬خالصه کالم‪ ،‬ا گر بر کشوری نوای‬ ‫دل نشین تفکر بسیجی طنین انداز شد‪ ،‬چشم‬ ‫طمع دشمنان و جهان خواران از ان دور خواهد‬ ‫گردید و اال هرلحظه باید منتظر حادثه ماند‪»...‬‬ ‫دومین نهادی که در فروردین ‪ 59‬مفهوم سازی‬ ‫شد و کلید تاسیس ان خورد و به عنوان نقطه‬ ‫عطفی برای جهت و جریان دهی حوزه فرهنگی‬ ‫انقالب به حساب می امد‪ ،‬ستاد انقالب فرهنگی‬ ‫بود‪ .‬این ستاد مطابق فرمان امام ملزم بود‪،‬‬ ‫‪26‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫فعالیت های خود را بر محورهای تربیت استاد و‬ ‫گزینش افراد شایسته برای تدریس در دانشگاه ها‪،‬‬ ‫گزینش دانشجو و اسالمی کردن جو دانشگاه ها و‬ ‫تغییر برنامه های اموزشی دانشگاه ها‪ ،‬به صورتی‬ ‫که محصول کار ان ها در خدمت مردم قرار گیرد‪،‬‬ ‫متمرکز کند‪ .‬این ستاد در طول سال های حیات‬ ‫حضرت امام؟هر؟‪ ،‬دو بار ترمیم شد‪ ،‬یک بار با‬ ‫پیشنهاد رئیس جمهور وقت ایت اهلل خامنه ای‬ ‫در شهریور ‪ 62‬و یک بار هم‪ ،‬با توجه به صالحدید‬ ‫شخص حضرت امام؟هر؟ در اذرماه ‪ 63‬برای‬ ‫اثرگذاری بیشتر به شورای عالی تغییر ماهیت‬ ‫ساختاری داد‪.‬‬ ‫‪ -1-4‬تهاجم فرهنگی‪ ،‬شبیخون‬ ‫فرهنگی‪ ،‬ناتوی فرهنگی‬ ‫در زمان رهبری امام خامنه ای؟دم؟ نیز‪ ،‬بارها‬ ‫و بارها بر مسئولیت های جدی و خطیرش را‬ ‫تا کید شد و حتی در سال ‪ ،1384‬معظم له‬ ‫فرمودند که با انتصاب اعضای شورا‪ ،‬حجت‬ ‫را تمام کرده و این تکلیف سنگین را بر دوش‬ ‫اعضای شورا قراردادند و از انان تحرک‪ ،‬نواوری‬ ‫و اهتمام جهت کیفیت بخشیدن به مایه های‬ ‫علم و تحقیق در مرا کز دانشگاهی و پرداختن به‬ ‫تربیت معنوی دانشجویان و هدایت فکر و عمل‬ ‫انان را خواستار شدند‪.‬‬ ‫با پایان یافتن جنگ نظامی و تحمیلی علیه‬ ‫انقالب اسالمی‪ ،‬جبهه جنگ اقتصادی تعطیل‬ ‫نگردید و عالوه بر ان جبهه جنگ فرهنگی زوایا‬ ‫و ابعاد تازه ای را تجربه می کرد که گویای طراحی‬ ‫نوی استکبار جهانی برای تغییر هویت و ماهیت‬ ‫نظام از درون بود‪ .‬لذا رهبر حکیم انقالب اسالمی‬ ‫در همان دوره رهبری در اذرماه ‪« 68‬تهاجم‬ ‫فرهنگی» دشمن را هشدار دادند‪:‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫«یک جبهه بندی عظیم فرهنگی که باسیاست‪،‬‬ ‫صنعت‪ ،‬پول و با انواع و اقسام پشتوانه همراه‬ ‫است‪ ،‬االن مثل یک سیلی راه افتاده که با‬ ‫ما بجنگد‪ .‬جنگ هم جنگ نظامی نیست‪.‬‬ ‫بسیج عمومی هم در انجا هیچ تاثیری ندارد و‬ ‫اثارش هم طوری است که ما تا به خود بیاییم‪،‬‬ ‫گرفتارشده ایم‪ ...‬فرض کنیم در یک محوطه یک‬ ‫بمب شیمیایی منفجر شود یا بیفتد که احدی‬ ‫نفهمد‪ .‬پس از هفت هشت ساعت می بینید‬ ‫صورت ها و دست های همه تاول زده است‪.‬‬ ‫تهاجم فرهنگی دشمن به صورتی است که شما‬ ‫نا گهان از مدرسه های ما‪ ،‬نا گهان در خیابان های‬ ‫ما‪ ،‬در جبهه های ما‪ ،‬در حوزه ی علمیه ی ما‪،‬‬ ‫در مدارس و دانشگاه های ما نشانه های ان را‬ ‫خواهید دید‪»...‬‬ ‫این توجه و انتباه که به صورت مستمر در‬ ‫مناسبت های مختلف‪ ،‬فریاد زده می شد‪،‬‬ ‫متاسفانه ان چنان که بایدوشاید اعتنا نشد تا‬ ‫جایی که رهبر معظم انقالب اسالمی‪ ،‬ابتدا در‬ ‫سال ‪ ،71‬عبارت «شبیخون فرهنگی» و سپس در‬ ‫سال ‪ ،85‬عبارت «ناتوی فرهنگی» را به کاربردند‪.‬‬ ‫«دشمن از راه اشاعه فرهنگ غلط‪ -‬فرهنگ‬ ‫فساد و فحشا‪ -‬سعی می کند جوان های ما را‬ ‫از ما بگیرد‪ .‬کاری که دشمن ازلحاظ فرهنگی‬ ‫می کند‪ ،‬یک «تهاجم فرهنگی» بلکه باید گفت‬ ‫یک «شبیخون فرهنگی» یک «غارت فرهنگی»‬ ‫و یک «قتل عام فرهنگی» است‪».‬‬ ‫«یعنی تحوالت کشورهای اسیایی و افریقایی و‬ ‫امریکای التین در دام طراحی باندهای قدرت‬ ‫بین المللی افتاده است و طراح این ها صهیونیست‬ ‫و سرمایه داران بین المللی بوده اند‪ ...‬ا گر اقتضاء‬ ‫می کرده است که اخالق جنسی ملت ها را خراب‬ ‫کنند‪ ،‬راحت می کردند‪ .‬مصرف گرایی را بین ان ها‬ ‫ترویج کنند‪ ،‬به راحتی این کار را انجام می دادند؛‬ ‫بی اعتنایی به هویت های ملی و مبانی فرهنگی‬ ‫را در ان ترویج کنند‪ ،‬این کار را می کردند‪...‬‬ ‫ان وقت همیشه لشکری هم از امکانات فرهنگی‬ ‫و رسانه ای و‪ ...‬در مشت این ها بوده است‪...‬‬ ‫حاال یک ناتوی فرهنگی به وجود اورده اند‪...‬‬ ‫سال هاست که این اتفاق افتاده است‪ .‬مجموعه‬ ‫زنجیره به هم پیوسته رسانه های گونا گون که حاال‬ ‫اینترنت هم داخلش شده است و ماهواره ها و‬ ‫تلویزیون و رادیوها در جهت مشخصی حرکت‬ ‫می کنند تا سررشته تحوالت جوامع را به عهده‬ ‫بگیرند‪ ...‬این همان شبکه و همان ناتوی فرهنگی‬ ‫در مجموعه خود‪ ،‬بسیاری از این دانشمندان‪،‬‬ ‫هنرمندان‪ ،‬ادبا و امثال این ها را هم دارد‪».‬‬ ‫‪ -2-4‬مهندسی فرهنگی‬ ‫مقام معظم رهبری از جهت ایجابی نیز‪ ،‬طراحی‬ ‫سند مهندسی فرهنگی را یکی از وظایف محوری‬ ‫شورای عالی انقالب فرهنگی برشمردند و در سال‬ ‫‪ 81‬این شورا را این گونه خطاب کردند‪:‬‬ ‫«شورای عالی انقالب فرهنگی‪ ،‬قرارگاه اصلی‬ ‫مهندسی فرهنگی کشور است‪ .‬این ها را درواقع‬ ‫باید اتاق فرمان فرهنگی کشور به حساب اورد‪...‬‬ ‫[لذا] ابتدا باید نقشه مهندسی فرهنگی کشور‬ ‫را تهیه نماید‪».‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪27‬‬ ‫ݧ ݧ ݧݩ‬ ‫ݩݧݐ‬ ‫ک‬ ‫ݣݡڡݣاه» دݣ ݣݤا ݣںرݣدݤ‬ ‫« لمه» ݣݣاه‪« ،‬ح ݣرݣ ݧݩݐ ݣ ‬ ‫‪ -3-4‬تمدن نوین اسالمی‬ ‫مقام معظم رهبری در مناسبت های مختلف به تبیین مراحل فرایند تحقق‬ ‫اهداف انقالب اسالمی پرداخته اند‪ .‬ایشان فرایند مزبور را در پنج مرحله اساسی‬ ‫مطرح و بیان فرمودند‪ :‬انقالب اسالمی‪ ،‬نظام اسالمی‪ ،‬دولت اسالمی‪ ،‬کشور‬ ‫اسالمی و تمدن نوین اسالمی‪ .‬ایشان اشاره کردند که تا کنون از دو مرحله‬ ‫اول عبور کرده ایم؛ اما اینده مطلوبی که معظم له برای انقالب اسالمی تصویر‬ ‫نموده اند‪ ،‬ایجاد تمدن نوین اسالمی است‪.‬‬ ‫ایشان دین مداری‪ ،‬امت سازی‪ ،‬تشکیل حکومت‪ ،‬قانون مداری و ایجاد امنیت‬ ‫را مهم ترین مولفه های تمدن اسالمی دانسته و برای احیای تمدن اسالمی‪،‬‬ ‫شرایطی قائل شده اند که بازگشت حقیقی به قران‪ ،‬اقتدا به سیره رسول اهلل‪،‬‬ ‫اهتمام به وحدت و نظام سازی از ان جمله است‪.‬‬ ‫‪ -4-4‬عزت ملی‬ ‫رهبر فرزانه انقالب دین مداری‪ ،‬امت سازی‪،‬‬ ‫تشکیل حکومت‪ ،‬قانون مداری و ایجاد امنیت‬ ‫را مهم ترین مولفه های تمدن اسالمی دانسته‬ ‫و برای احیای تمدن اسالمی‪ ،‬شرایطی قائل‬ ‫شده اند که بازگشت حقیقی به قران‪ ،‬اقتدا به‬ ‫سیره رسول اهلل‪ ،‬اهتمام به وحدت و نظام سازی‬ ‫از ان جمله است‪.‬‬ ‫«عزت ملی چیست؟ عزت ملی عبارت است از اینکه یک ملت در خود و از خود‬ ‫احساس حقارت نکنند‪ ،‬نقطه مقابل احساس عزت‪ ،‬احساس حقارت است‪ ،‬یک‬ ‫ملت وقتی به درون خود‪-‬به سرمایه های خود‪ ،‬به تاریخ خود‪ ،‬به مواریث تاریخی‬ ‫خود‪ ،‬به موجودی انسانی و فکری خود‪ -‬نگاه می کند‪ ،‬احساس عزت و غرور کند‪،‬‬ ‫احساس حقارت و ذلت نکند‪ ،‬این یکی از چیزهایی است که برای یک ملت الزم‬ ‫است‪ .‬قران در موارد متعددی به این معنا اشاره کرده‪ :‬منافقان با خودشان گفتگو‬ ‫می کردند که ما عزیزیم و مسلمان ها را ‪-‬که ذلیل اند‪ -‬از مدینه خارج خواهیم کرد!‬ ‫خداوند به پیغمبر وحی فرستاد که این ها این جور می گویند‪ ،‬لیکن نمی فهمند و‬ ‫نمی دانند‪ ،‬انکه عزیز است‪ ،‬مومنان اند‪ ،‬عزت از ان خداست و از ان پیامبر خدا و‬ ‫از ان مومنان است‪ .‬این یک تابلو درخشانی است که همیشه جلوی چشم امت‬ ‫اسالمی باید قرار داشته باشد؛ «عزت ملی»‪ .‬ا گر یک ملتی احساس عزت نکند‪،‬‬ ‫یعنی به داشته های خود‪ ،‬به اداب خود‪ ،‬به زبان خود‪ ،‬به الفبای خود‪ ،‬به تاریخ‬ ‫خود‪ ،‬به مفاخر خود و به بزرگان خود‪ ،‬به چشم حقارت نگاه کند‪ ،‬ان ها را کوچک‬ ‫بشمارد و احساس کند از خودش چیزی ندارد‪ ،‬این ملت به راحتی در چنبره سلطه‬ ‫بیگانگان قرار می گیرد‪».‬‬ ‫یکی از مفاهیمی که رهبر حکیم انقالب اسالمی بارها و بارها از ان سخن رانده اند‬ ‫و ان را موجب هویت بخشی ملی می داند‪ ،‬عزت ملی است‪ ،‬ایشان این مفهوم‬ ‫را در همه عرصه های زندگی قابل ترجمه می دانند و از نحوه اداره کشور گرفته‬ ‫تا ارتباط انسان ها باهم‪ ،‬عزت ملی را نافذ می شمرند‪.‬‬ ‫‪28‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫‪ .5‬ساحت حکمرانی انقالب اسالمی‬ ‫قبل و بعد از سقوط رژیم طاغوت‪ ،‬در خصوص‬ ‫اینکه حکومت برامده از نهضت و قیام مردم ایران‪،‬‬ ‫چه شکلی به خود بگیرد‪ ،‬بحث ها و مناظره ها‬ ‫در گرفت و نهایتا قبل از اینکه انقالب به روز‬ ‫پنجاهم خود برسد (دهم فروردین پنجاه و هشت)‬ ‫انتخابات عمومی برگزار گردید و مردم‪ ،‬جمهوری‬ ‫اسالمی را به عنوان نظام سیاسی حکومت شان‬ ‫برگزیدند‪ .‬جمله معروف‪« ،‬جمهوری اسالمی نه‬ ‫یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد»؛ که از سوی امام‬ ‫خمینی؟هر؟ بیان شد‪ ،‬مهم ترین مفهوم سازی‬ ‫بود که در همان ایام خط کلی نظام را برای حفظ‬ ‫این قالب نشان می داد‪ .‬در این فرم‪ ،‬زنجیره‬ ‫فرمان و حکمرانی مشخصاتی پیدا می کرد که‬ ‫خود را از سایر شکل های حکومت داری ممتاز‬ ‫می نمود‪ .‬به معنای دیگر‪ ،‬تمام اجزاء این زنجیره‪،‬‬ ‫در صورت انتخاب شکلی دیگر توسط مردم‪ ،‬یا‬ ‫بی معنا می شد یا معنای متفاوتی از انچه که در‬ ‫این قالب پیدا کرد‪ ،‬به خود می گرفت‪.‬‬ ‫‪ -1-5‬والیت فقیه‬ ‫امام خمینی بعد از تبعید در شهر نجف اشرف‪،‬‬ ‫درس خارج فقه و اصول داشتند‪ .‬در درس خارج‬ ‫فقه شان که مکاتب تدریس می شد‪ ،‬ایشان مفهوم‬ ‫والیت فقیه در زمان غیبت امام معصوم؟ع؟ را‬ ‫بازطرح نمودند‪ .‬در حقیقت اشاره به این مفهوم‬ ‫در سال ‪ ،1346‬نشانگر نگاه حکومتی امام به‬ ‫جریان نهضتی بود که در حال شکل گیری بود‪.‬‬ ‫با پیروزی انقالب اسالمی و انتخاب جمهوری‬ ‫اسالمی و برگزاری رفراندوم قانون اساسی و رای‬ ‫مثبت مردم به ان‪ ،‬ولی فقیه جامع الشرایط در‬ ‫راس و جایگاه راهبری نظام قرار گرفت‪ .‬در طول‬ ‫بررسی قانون اساسی پیشنهادی در مجلس‬ ‫خبرگان قانون اساسی‪ ،‬بحث های متفاوت و‬ ‫متعارضی در خصوص این نهاد مترقی پیش امد‪.‬‬ ‫برخی از ریشه با ان مخالف بوده و ان را مغایر با‬ ‫«جمهوری اسالمی» تلقی می کردند برخی ان را‬ ‫مغایر عظمت و بی نهایتی دین دانسته و برخی‬ ‫ان را شرک برای والیت اهلل می دانستند‪ .‬اما امام‬ ‫خمینی؟هر؟ اعتقاد مبنایی دیگری داشتند‪:‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪29‬‬ ‫ݧ ݧ ݧݩ‬ ‫ݩݧݐ‬ ‫ک‬ ‫ݣݡڡݣاه» دݣ ݣݤا ݣںرݣدݤ‬ ‫« لمه» ݣݣاه‪« ،‬ح ݣرݣ ݧݩݐ ݣ ‬ ‫«ضرورت اجرای احکام که تشکیل حکومت رسول ا کرم؟ص؟ را الزم‬ ‫اورده‪ ،‬منحصر و محدود به زمان ان حضرت نیست‪ ،‬و پس از رحلت‬ ‫ایشان نیز ادامه دارد‪ .‬طبق ایه «اولی االمر» احکام اسالم محدود‬ ‫به زمان و مکان خاصی نیست و تا ابد باقی و الزم االجرا است‪ ...‬به‬ ‫ضرورت شر ع و عقل‪ ،‬ان چه در دوره حیات رسول ا کرم؟ص؟ و زمان‬ ‫امیرالمومنین؟ع؟ الزم بوده‪ ،‬یعنی حکومت و دستگاه اجرا و اداره‪،‬‬ ‫پس از ایشان و زمان ما هم الزم است‪».‬‬ ‫حتی در تبیین گستره اختیارات ان می فرمودند‪:‬‬ ‫«این توهم که اختیارات حکومتی رسول ا کرم؟ص؟ بیش از حضرت‬ ‫علی؟ع؟ بود‪ ،‬یا اختیارات حکومتی امیر مومنان؟ع؟‪ ،‬بیش از فقیه‬ ‫است‪ ،‬باطل و مردود است‪».‬‬ ‫والیت فقیه عادل‪ ،‬یعنی حکومت کسی که دین و اسالم‬ ‫را می شناسند و می داند چگونه باید بر مردم حکومت‬ ‫کرد و نیروی تقوا هم به او کمک می کند که از این خط‬ ‫منحرف نشود‪.‬‬ ‫امام؟هر؟‪ ،‬با احیای امر حکومت و والیت از راه تاسیس نظام والیی‬ ‫در «جمهوری اسالمی»‪ ،‬نحوه اتصال دین و سیاست را در عمل نشان‬ ‫داد‪ .‬ایشان‪ ،‬تشکیل حکومت را تنها ابزاری برای اصالح جامعه در‬ ‫ابعاد گونا گون ان دانسته و اثبات کرده است که دین نه تنها می تواند‬ ‫بلکه باید منشا اصول حیات جمعی و برنامه زندگی باشد و با پیروی‬ ‫از ان به نیازمندی های مادی و معنوی انسان پاسخ گفت‪ ،‬چرا که‬ ‫از دیدگاه ایشان‪ ،‬فقه‪ ،‬تئوری اداره جامعه از گهواره تا گور است‪.‬‬ ‫در تبیین مفهوم والیت فقیه‪ ،‬امام خامنه ای نیز بحث های مفصلی‬ ‫دارند‪:‬‬ ‫«والیت فقیه عادل‪ ،‬یعنی حکومت کسی که دین و اسالم را می شناسند‬ ‫و می داند چگونه باید بر مردم حکومت کرد و نیروی تقوا هم به او کمک‬ ‫می کند که از این خط منحرف نشود‪».‬‬ ‫«والیت فقیه‪ ،‬جایگاه مهندسی نظام و حفظ خط و جهت نظام‬ ‫و جلوگیری از انحراف به چپ و راست است؛ این اساسی ترین و‬ ‫محوری ترین مفهوم و معنای والیت فقیه است‪».‬‬ ‫لذا‬ ‫«پاسداری و دیده بانی حرکت کلی نظام به سمت هدف های ارمانی و‬ ‫عالی اش‪ ،‬مهم ترین و اساسی ترین نقش والیت فقیه است‪».‬‬ ‫‪30‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫‪ -2-5‬مردم‬ ‫مفهوم «مردم»‪ ،‬مفهومی جدید و تازه و ساخته‬ ‫شده توسط رهبران انقالب اسالمی نیست‪ ،‬اما‬ ‫نوع نگاه مسئوالنه و غیر ابزاری ان ها به مردم و‬ ‫ساحت رشد معنوی و مادی ایشان به صورت‬ ‫توامان‪ ،‬نگاه بلندی را در عرصه حکومت داری‬ ‫معاصر نشان می دهد‪ .‬امام؟هر؟‪ ،‬هیچ گاه در‬ ‫مسیر پیشبرد اهداف نهضت متوسل به گروه ها‬ ‫و جریانات سیاسی نمی شد‪ ،‬بلکه به همه توصیه‬ ‫می کرد‪ ،‬ا گر می خواهید به مردم خدمت کنید‬ ‫و بمانید‪ ،‬باید به اقیانوس ملت مسلمان ایران‬ ‫بپیوندید‪ .‬ایشان می فرمودند‪:‬‬ ‫«ما در مشکالت باید متوسل شویم به ملت‪ ،‬ملتی‬ ‫که بحمداهلل مهیا برای کمک و فدا کاری بوده و‬ ‫هست‪ .‬با فدا کاری ملت‪ ،‬بحمداهلل مراحلی را‬ ‫که بسیار اهمیت داشت پشت سر گذاشتیم و‬ ‫موانع مرتفع شد‪».‬‬ ‫حضرت ایت اهلل خامنه ای هم با اعتقاد راسخ به‬ ‫این نگاه‪ ،‬می فرمودند‪:‬‬ ‫«کمتر کسی را دیده ام که به قدر امام؟هر؟ نسبت‬ ‫به مردم از عمق دل احساس محبت و اعتماد‬ ‫کند‪ .‬او به شجاعت و ایمان و وفا و حضور مردم‬ ‫باور داشت‪ ».‬امام مردم داری و مردم مداری‬ ‫را برای مسئولینی اجرایی مملکت یک اصل‬ ‫غیر قابل خدشه می دانستند‪ .‬ایشان در جایی‬ ‫فرمودند‪« :‬ا گر محمدرضا (پهلوی) بین مردم‬ ‫پایگاه داشت‪ ،‬ا گر نصف قدرتش را صرف کرده‬ ‫بود برای ارضای مردم‪ ،‬هرگز این قدرت به هم‬ ‫نمی خورد‪ ،‬هرگز با او مخالفت نمی شد‪ .‬لکن‬ ‫مع االسف همه قدرتش را روی هم گذاشت بر‬ ‫ضد مردم‪ .‬به طوری که ا گر می رفت به زیارت‬ ‫حضرت رضا؟ع؟‪ ،‬هر که می شنید می گفت دارد‬ ‫حقه بازی می کند‪».‬‬ ‫لذا امام برای تحقق اهداف نهضت‪ ،‬بر «توده های‬ ‫کار» تکیه کرد و نه‬ ‫مومن و ا گاه و دردمند و فدا ٖ‬ ‫«احزاب و گروه ها و سازمان های سیاسی» و بعد‬ ‫از توکل به خدا‪ ،‬نصرت را از نیروهای الیزال مردم‬ ‫جستجو می کرد‪.‬‬ ‫این نگاه در اندیشه امام خامنه ای نیز به شکلی‬ ‫برجسته و نمودار‪ ،‬تجلی می کند به طوری که‬ ‫ایشان هم رکن اصلی در برقراری حکومت اسالمی‬ ‫را‪ ،‬مردم می دانند‪.‬‬ ‫جمله کلیدی حضرت امام که نقش مردم را به‬ ‫عنوان ولی نعمت انقالب قلمداد می کنند این‬ ‫است‪« :‬ا گر به من خدمتگزار بگویند‪ ،‬بهتر است‬ ‫که رهبر بگویند‪».‬‬ ‫‪ -3-5‬حفظ نظام‬ ‫از مفاهیمی که در اندیشه و فقه سیاسی امامین‬ ‫انقالب وجود دارد‪ ،‬حفظ نظام اسالمی است به‬ ‫نوعی که امام خمینی ان را از اوجب واجبات‬ ‫می دانند و می فرمایند‪:‬‬ ‫«یکی از واجبات مهم اسالمی‪ ،‬حفظ نظام جامعه‪،‬‬ ‫زندگی و معیشت مردم است‪ .‬مقصود از حفظ‬ ‫نظام‪ ،‬رعایت اموری است که اخالل به ان ها‪،‬‬ ‫امنیت جامعه یا زندگی مردم را دچار اختالل و‬ ‫مشکل می کند و چون اسالم می خواهد که زندگی‬ ‫اجتماعی مردم‪ ،‬نظام و سامان داشته باشد‪،‬‬ ‫ان افعال را بر مردم واجب کفایی کرده است‪».‬‬ ‫امام خامنه ای نیز حفظ نظام را از واجب ترین‬ ‫فرایض می دانند‪.‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪31‬‬ ‫ݧ ݧ ݧݩ‬ ‫ݩݧݐ‬ ‫ک‬ ‫ݣݡڡݣاه» دݣ ݣݤا ݣںرݣدݤ‬ ‫« لمه» ݣݣاه‪« ،‬ح ݣرݣ ݧݩݐ ݣ ‬ ‫در فکر راقی امام خمینی‪ ،‬اجتهاد پویا (یا جواهری)‪« ،‬روشی متعالی در بستر فقه‬ ‫سنتی است که با استناد به منابع اصیل فقاهت و جامع نگری و واقع بینی می کوشد‬ ‫تا اجرای احکام اسالمی را از پستوی خانه مومنان و شبستان های مساجد به‬ ‫عرصه های اجتماعی و جهانی اورده و زندگی سیاسی اجتماعی مسلمین را در‬ ‫پرتو احکام عالیه اسالمی به سعادت دو جهانی رهنمود شود‪».‬‬ ‫‪ -4-5‬اجتهاد پویا‬ ‫شاید برخی نظر داشته باشند که مفهوم اجتهاد‬ ‫پویا و دوری از تحجر فقهی را می توان ذیل‬ ‫مفهوم مترقی والیت فقیه قرار داد‪ ،‬ولی از انجا‬ ‫که این مفهوم عالوه بر ولی‪ ،‬به نگاه و اندیشه‬ ‫سایر استوانه های معرفتی و فقهی نظام نظر‬ ‫دارد و ان ها را از تفکرات قالبی احتراز داده و‬ ‫به فهم و مهندسی اقتضائات و شرایط جامعه‬ ‫برای رسیدن به یک حکم صائب سوق می دهد‪،‬‬ ‫واجد اهمیت به عنوان یک مفهوم تازه تاسیس‬ ‫و راهبردی است‪.‬‬ ‫در فکر راقی امام خمینی‪ ،‬اجتهاد پویا (یا جواهری)‪،‬‬ ‫«روشی متعالی در بستر فقه سنتی است که با‬ ‫استناد به منابع اصیل فقاهت و جامع نگری و‬ ‫واقع بینی می کوشد تا اجرای احکام اسالمی را از‬ ‫پستوی خانه مومنان و شبستان های مساجد‬ ‫به عرصه های اجتماعی و جهانی اورده و زندگی‬ ‫سیاسی اجتماعی مسلمین را در پرتو احکام عالیه‬ ‫اسالمی به سعادت دو جهانی رهنمود شود‪ ».‬با‬ ‫همین نگاه است که ایشان حکومت را فلسفه‬ ‫علمی فقه جعفری در تمام شئون زندگی انسان ها‬ ‫می دانند و هوشمندی برای اداره جامعه اسالمی‬ ‫و روابط درون و بیرون ان را از ویژگی های مجتهد‬ ‫واقعی برمی شمارند‪:‬‬ ‫«یک مجتهد باید زیرکی و هوش و فراست هدایت‬ ‫یک جامعه بزرگ اسالمی و حتی غیر اسالمی را‬ ‫داشته باشد و عالوه بر خلوص و تقوا و زهدی‬ ‫‪32‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫که در خور شان مجتهد است واقعا مدیر و مدبر‬ ‫باشد‪ .‬حکومت در نظر مجتهد واقعی‪ ،‬فلسفه‬ ‫علمی تمامی فقه در تمامی زوایای زندگی بشریت‬ ‫است‪ .‬حکومت نشان دهنده جنبه عملی فقه در‬ ‫برخورد با تمامی معضالت اجتماعی و سیاسی و‬ ‫نظامی و فرهنگی است‪ ».‬در تکمیل می فرمایند‪:‬‬ ‫«این جانب معتقد به فقه سنتی و اجتهاد جواهری‬ ‫هستم و تخلف از ان را جایز نمی دانم‪ .‬اجتهاد به‬ ‫همان سبک صحیح است ولی این بدان معنا‬ ‫نیست که فقه اسالم پویا نیست‪ .‬زمان و مکان‬ ‫دو عنصر تعیین کننده در اجتهادند‪ .‬مسئله ای‬ ‫که در قدیم دارای حکمی بوده است به ظاهر‪،‬‬ ‫همان مساله در روابط حا کم بر سیاست و اجتماع‬ ‫و اقتصاد یک نظام ممکن است حکم جدیدی‬ ‫پیدا کند‪ .‬بدان معنا که با شناخت دقیق روابط‬ ‫اقتصادی و اجتماعی و سیاسی همان موضوع‬ ‫اول که از نظر ظاهر با قدیم فرقی نکرده است‪،‬‬ ‫واقعا موضوع جدیدی شده است که قهرا حکم‬ ‫جدیدی می طلبد‪ .‬مجتهد باید به مسائل زمان‬ ‫خود احاطه داشته باشد‪».‬‬ ‫‪ -5-5‬مدیریت جهادی‬ ‫مفهوم مدیریت جهادی برای نگارنده مثل‬ ‫دریاچه خزر است که انقدر بزرگ و پهناور است‬ ‫که از ان در تمام نقشه های رسمی جغرافیایی‬ ‫دنیا به عنوان دریای خزر نام برده می شود‪.‬‬ ‫مدیریت جهادی هم با اینکه مفهومی در حوزه‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫و ساحت اداره و اجراست ولیکن انقدر از سوی‬ ‫رهبران نظام مورد تا کید قرار گرفته که می توان‬ ‫سطح ان را در قواره مولفه های حوزه حکمرانی‬ ‫نظام قلمداد کرد‪.‬‬ ‫مفهوم مدیریت جهادی در سال های اخیر بارها‬ ‫به عنوان کلید گشایش و فرج مشکالت مبتال‬ ‫به دانسته شده است‪ .‬امام خامنه ای در این‬ ‫زمینه می فرمایند‪:‬‬ ‫«بنده از ضعف های فعالیت های مسئولین کشور‬ ‫در سطح عموم ملت ایران در طول سال ها‪ ،‬ا گاهم‪.‬‬ ‫ضعف های زیادی وجود داشته که این مربوط به‬ ‫مدیریت های ماست‪ .‬مربوط به حرکت عمومی‬ ‫نظام اسالمی نیست‪ ،‬ما هر جا یک مدیریت‬ ‫انقالبی فعال پرتحرک داشتیم‪ ،‬کار پیش رفته‬ ‫است؛ هر جا مدیریت های ضعیف‪ ،‬بی حال‪،‬‬ ‫ناامید‪ ،‬غیر انقالبی و بی تحرک داشتیم کارها یا‬ ‫متوقف مانده است یا انحراف پیدا کرده است‪...‬‬ ‫باید مدیران مان پرانگیزه تر باشند‪ ،‬کارامدتر باشند‪،‬‬ ‫تالش بیشتری را انجام دهند‪ ...‬من به طور قاطع‬ ‫عرض می کنم که ا گر مدیریت در بخش های‬ ‫مختلف کشور‪ ،‬متدین باشد‪ ،‬انقالبی و کارامد‬ ‫باشد‪ ،‬همه مشکالت کشور حل خواهد شد‪...‬‬ ‫از نگاه ایشان‪ ،‬مدیریت جهادی‪ ،‬مدیریتی‬ ‫علمی‪ ،‬پر قدرت‪ ،‬با برنامه‪ ،‬مجاهدانه‪ ،‬دارای‬ ‫روحیه خدمت به مردم با نیت خدایی و تکیه‬ ‫بر درایت است و تا کید می نمایند‪:‬‬ ‫«مدیریت های جهادی‪ ،‬با حرکت عادی نمی شود‬ ‫ً‬ ‫پیش رفت؛ با حرکت عادی و احیانا خواب الوده‬ ‫و بی حساسیت نمی شود کارهای بزرگ را انجام‬ ‫داد؛ یک همت جهادی الزم است‪».‬‬ ‫لذا ایشان تحقق مدیریت جهادی را موکول به‬ ‫توکل به خدا‪ ،‬اخالص‪ ،‬باور عمیق به توانایی‬ ‫فردی و ملی‪ ،‬اعتماد به جوانان‪ ،‬به کارگیری‬ ‫نیروهای مجرب‪ ،‬کار و تالش بی وقفه و استفاده‬ ‫از همه ظرفیت ها می دانند‪.‬‬ ‫‪ -6-5‬قانون و قانون گرایی‬ ‫عالوه بر این ها‪ ،‬قانون گرایی نیز یکی از مفاهیم‬ ‫بنیادی اندیشه حکمرانی رهبران انقالب بوده و‬ ‫اول از همه‪ ،‬خود را ملزم و ملتزم بدان می دانستند‪.‬‬ ‫امامان انقالب در هر شرایطی‪ ،‬پایبندی به قانون‬ ‫و انجام و انفاذ امور بر اساس قانون را شرط صحت‬ ‫کار می دانند و هرگونه قانون گریزی را نفی می کنند‬ ‫و بر بی قانونی ها می تازند‪.‬‬ ‫‪ .6‬ساحت دفاعی و امنیتی انقالب اسالمی‬ ‫یکی از حوزه های محوری که هر حکومتی برای حفظ تمامیت خود از وجوه مختلف در ان برنامه‬ ‫دارد‪ ،‬حوزه دفاعی‪ ،‬نظامی و امنیتی است‪ .‬نظام جمهوری اسالمی‪ ،‬از انجا که از ابتدای تاسیس‬ ‫پا روی منافع مستکبرین و قدرت طلبان عالم گذارده است‪ ،‬مورد هجوم بیشتری نیز می باشد‪،‬‬ ‫بنابراین ضروری است در این ساحت‪ ،‬با برنامه تر و دقت بیشتری حرکت نماید‪.‬‬ ‫رهبران انقالب اسالمی در دکترین دفاعی و امنیتی خود‪ ،‬نهادهایی را تاسیس کرده و اساس دفاع‬ ‫را بر محور بسیج توده های مردمی طراحی نمودند‪ .‬البته نهادهایی راهبردی مانند کمیته انقالب‬ ‫اسالمی جهت ایجاد امنیت داخلی‪ ،‬سپاه پاسداران انقالب اسالمی جهت ایجاد امنیت ملی و‬ ‫حفظ تمامیت سرزمینی (که بعدا به سایر حوزه ها تسری یافت) و سپاه قدس جهت ایجاد امنیت‬ ‫منطقه ای و بین المللی را طراحی و سازمان دادند‪.‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪33‬‬ ‫ݧ ݧ ݧݩ‬ ‫ݩݧݐ‬ ‫ک‬ ‫ݣݡڡݣاه» دݣ ݣݤا ݣںرݣدݤ‬ ‫« لمه» ݣݣاه‪« ،‬ح ݣرݣ ݧݩݐ ݣ ‬ ‫‪ .7‬ساحت علمی انقالب اسالمی‬ ‫«ما دو دشمن داریم‪ ،‬یک دشمن‪ ،‬دشمن درونی است‪ ،‬یک دشمن‪ ،‬دشمن‬ ‫بیرونی است‪ .‬دشمن درونی‪ ،‬خطرنا ک تر است‪ ».‬پدیده شوم تنبلی اجتماعی‪،‬‬ ‫عدم خودباوری و اعتماد به نفس دشمن درونی و نظام سلطه بین المللی یا‬ ‫استکبار جهانی که شبکه صهیونیسم جهانی و دولت کنونی امریکا مظهر ان‬ ‫هستند‪ ،‬دشمن بیرونی هستند‪.‬‬ ‫‪ -1-6‬دشمن شناسی‬ ‫در طول سال های پس از انقالب خاصه در دهه‬ ‫اخیر‪ ،‬مفهوم دشمن شناسی به یکی از کلیدی ترین‬ ‫مفاهیم ساحت دفاعی ارائه گردید‪ .‬امام خمینی‬ ‫در این زمینه می فرمایند‪:‬‬ ‫«نباید غافل باشیم‪ ،‬ما باید بیدار باشیم و‬ ‫توطئه های ان ها را قبل از اینکه با هم جمع‬ ‫بشوند‪ ،‬خنثی کنیم‪».‬‬ ‫امام خامنه ای نیز می فرمایند‪:‬‬ ‫«یک ملت‪ ،‬باید دشمن را بشناسد‪ ،‬نقشه دشمن‬ ‫را بداند و خود را در مقابل ان تجهیز کند‪».‬‬ ‫و ادامه می دهند‪:‬‬ ‫«ما دو دشمن داریم‪ ،‬یک دشمن‪ ،‬دشمن درونی‬ ‫است‪ ،‬یک دشمن‪ ،‬دشمن بیرونی است‪ .‬دشمن‬ ‫درونی‪ ،‬خطرنا ک تر است‪».‬‬ ‫سپس پدیده شوم تنبلی اجتماعی‪ ،‬عدم خودباوری‬ ‫و اعتماد به نفس را دشمن درونی و نظام‬ ‫سلطه بین المللی یا استکبار جهانی را که شبکه‬ ‫صهیونیسم جهانی و دولت کنونی امریکا مظهر‬ ‫ان هستند را دشمن بیرونی می نامند‪.‬‬ ‫‪34‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫یکی از ابزارهای عقب ماندگی کشورهای جهان‬ ‫سوم‪ ،‬وابستگی علمی و دانشی ان ها به کشورهای‬ ‫توسعه یافته و پیشرفته اقتصادی و بازماندن از‬ ‫سرامدان پیشرفت های فناورانه است‪ .‬بدین منظور‬ ‫رهبر فرزانه انقالب اسالمی‪ ،‬یکی از عرصه های‬ ‫حیاتی راهبری خود را دمیدن بر روح علم اموزی‪،‬‬ ‫تولید علم‪ ،‬تجاری سازی علم و حرکت بر محور‬ ‫اقتصاد دانش پایه جهت دادند‪ .‬در حقیقت‬ ‫با جنگ های فرسایشی نظامی‪ ،‬اقتصادی و‬ ‫فرهنگی‪ ،‬تالش جدی استکبار بر بازداشتن نظام‬ ‫جمهوری اسالمی در عرصه پیشرفت و مشغول‬ ‫ماندن در راهبردهای تدافعی و عکس العملی‬ ‫است‪ .‬امام خامنه ای با درایت همیشگی ضمن‬ ‫روشن ساختن اوضاع جبهه کفر در مقابل جبهه‬ ‫انقالب اسالمی‪ ،‬حرکت علمی کشور را ضرورتی‬ ‫اساسی برای برهم زدن نقشه های خصمانه و‬ ‫کینه توزانه استکبار جهانی دانسته اند و دائما در‬ ‫این مسیر‪ ،‬راهنما و راه بلد بوده اند‪.‬‬ ‫‪ -1-7‬جنبش نرم افزاری‬ ‫مهمترین مفهوم در رابطه با عرصه علمی‪ ،‬جنبش‬ ‫نرم افزاری است که بعد از پاسخ رهبر فرزانه انقالب‬ ‫به نامه جمعی از طالب در بهمن ماه ‪ ،81‬مشهور‬ ‫شد‪ .‬اما ایشان از سال ‪ 79‬و با سیاست زده شدن‬ ‫و الوده جریانات سیاسی شدن عرصه دانشگاه‪،‬‬ ‫این مفهوم را خلق کردند‪:‬‬ ‫«دانشگاه باید بتواند یک جنبش نرم افزاری همه‬ ‫جانبه و عمیق در اختیار این کشور و این ملت‬ ‫بگذارد تا کسانی که اهل کار و تالش هستند‪ ،‬با‬ ‫پیشنهادها و با قالب ها و نواوری های علمی خود‬ ‫بتوانند بنای حقیقی یک جامعه اباد و عادالنه‬ ‫مبتنی بر تفکرات و ارزش های اسالمی را باال ببرند‪».‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫«جنبش نرم افزاری‪ ،‬یعنی در زمینه علم‪ ،‬تولید‬ ‫علم و شکستن مرزهای علم‪ ،‬یک جنبش و یک‬ ‫حرکت عظیم به وجود بیاید‪».‬‬ ‫«امروز عده ای با یاس پرا کنی در محیط های‬ ‫علمی سعی دارند توانایی عظیم این ملت را‬ ‫زیر سوال ببرند‪ .‬خوشبختانه با توجه به همه‬ ‫مشکالت و تجربیات تاریخی و تمدن این سرزمین‬ ‫و پیشرفت های ‪ 25‬ساله اخیر ثابت می کند که‬ ‫ملت بزرگ ایران قادر است در تولید و نواوری‬ ‫علمی نیز به مرزهای تازه ای دست یابد‪ .‬زمانی که‬ ‫جنبش نرم افزاری یا تولید علم به معنای خروج‬ ‫علم از حالت تقلیدی و ترجمه ای مطرح شد‪،‬‬ ‫ضرورت بکارگیری و حضور خالقیت ها و نقش ‬ ‫نواوری های جوان در این نهضت بخوبی قابل درک‬ ‫نبود اما اینک که همه محیط های دانشجویی‬ ‫و دانشگاهی و همه احساسات و عالئق علمی‬ ‫استاد‪ ،‬دانشجو‪ ،‬محقق و پژوهشگر از جنبش‬ ‫نرم افزاری حمایت می کند و این مجموعه باور‬ ‫به وجود امده است تا این باور پشتوانه و حرکتی‬ ‫ماندگار و پایدار را رقم زند‪».‬‬ ‫در سال های گذشته‪ ،‬رهبر معظم انقالب در حوزه‬ ‫تولید علم بارها و بارها سخن رانده اند و حول ‪6‬‬ ‫موضوع پژوهش محور نمودن فعالیت ها‪ ،‬مسلط‬ ‫نمودن گفتمان علمی در جامعه‪ ،‬حمایت از‬ ‫نخبگان کشور‪ ،‬انجام پژوهش ها بر اساس نیازهای‬ ‫کشور‪ ،‬استفاده از نیروهای نخبه و جوان و حضور‬ ‫مجدانه حوزه های علمیه در تولید علم و علوم‬ ‫انسانی در کشور‪ ،‬راهبری خود را عرضه نموده اند‪.‬‬ ‫طراحی نقشه جامع علمی به عنوان یک نظریه‬ ‫مبنا برای جریان دهی تولید علم و راهبرد ادامه رشد‬ ‫فزاینده علمی (و متوقف نشدن ان)‪ ،‬از رهنمودهای‬ ‫سال های اخیر رهبر فرزانه انقالب بوده است‪.‬‬ ‫‪ .8‬نامگذاری سال ها‬ ‫یکی از مفهوم سازی های مبتکرانه رهبر فرزانه‬ ‫انقالب‪ ،‬نامگذاری سال ها بوده است‪ .‬ایشان‬ ‫متناسب با اقتضائات و شرایط و وقایع داخلی‬ ‫و جهانی‪ ،‬با اسم گذاری برای هر سال‪ ،‬ذهن ها را‬ ‫به سمت اولویت ها و ضرورت ها سوق داده اند‪ .‬با‬ ‫اینکه در برخی مستندات‪ ،‬اغاز این مفهوم سازی ها‬ ‫را از شروع دوره رهبری ایشان می دانند‪ ،‬لیکن به‬ ‫صورت واضح و روشن‪ ،‬این سنت حسنه از پیام‬ ‫نوروزی سال ‪ 74‬که ان را سال وجدان کاری و‬ ‫انضباط اجتماعی نامیدند‪ ،‬شروع گردید‪ .‬در‬ ‫طی بیست و سه سال گذشته‪ ،‬این رویه ادامه‬ ‫پیدا کرد‪ .‬برخی سال ها به نام معاریف مکتب‬ ‫و اولیاءاهلل‪ ،‬مثل سال پیامبراعظم؟ص؟‪ ،‬امام‬ ‫علی؟ع؟ (دو سال که سال دوم به نام رفتار‬ ‫علوی نامیده شد) و عزت و افتخار حسینی؟ع؟‬ ‫نامیده شد‪ ،‬صدمین سال میالد امام‪ ،‬به سال‬ ‫امام خمینی اسم گذاری شد و بقیه سال ها‬ ‫متناسب با اقتضائات نام گرفت‪ .‬در ده سال‬ ‫گذشته با توجه به جنگ و تحریم اقتصادی‬ ‫دشمن‪ ،‬اغلب سال ها‪ ،‬نامی با صبغه اقتصادی‬ ‫گرفت‪ .‬اصالح الگو مصرف‪ ،‬همت مضاعف و کار‬ ‫مضاعف‪ ،‬تولید ملی و حمایت از سرمایه ایرانی و‬ ‫اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل‪ ،‬از این جمله اند‪.‬‬ ‫متاسفانه در خصوص این مفهوم سازی ها که‬ ‫می توانست و می تواند کاری جریان ساز باشد‪،‬‬ ‫همچنان نگاه شعار زده و پوسته های ظاهری‬ ‫اقدامات مسئولین امر بر ان غلبه دارد و بیشتر‬ ‫جنبه تزئینی (پوستری و بنری) پیدا کرده است‬ ‫و نتوانسته با الیه های محتوایی و سیاستگذاری‬ ‫نظام ارتباطی ارگانیک و پویا پیدا کند‪.‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪35‬‬ ‫ݧ ݧ ݧݩ‬ ‫ݩݧݐ‬ ‫ک‬ ‫ݣݡڡݣاه» دݣ ݣݤا ݣںرݣدݤ‬ ‫« لمه» ݣݣاه‪« ،‬ح ݣرݣ ݧݩݐ ݣ ‬ ‫‪36‬‬ ‫‪ .9‬نامگذاری و وصف افراد‬ ‫‪ .10‬تکمله‬ ‫یکی از مفهوم سازی های جالب توجه در منطق‬ ‫ذهنی زعما و رهبران انقالب اسالمی‪ ،‬اسم گذاری‬ ‫یا موصوف کردن افراد شاخص‪ ،‬شایسته و‬ ‫برجسته به صفت یا لقبی است که مخاطب با‬ ‫گره زدن این لقب به سابقه تاریخی یا‪ ...‬ان‪ ،‬به‬ ‫فهم جدید و عمیق تری از فرد می رسد‪ .‬ایت اهلل‬ ‫طالقانی از طرف حضرت امام «ابوذر» تشبیه‬ ‫شد که بعدها در لسان امت به «ابوذر زمان»‬ ‫شهره شد‪،‬‬ ‫دکتر بهشتی با عبارت «بهشتی مظلوم زیست‬ ‫و مظلوم مرد و خار چشم دشمنان اسالم بود»‬ ‫که از سوی امام؟هر؟‪ ،‬صادر شد‪ ،‬به «شهید‬ ‫مظلوم» متصف گردید‪ .‬‬ ‫سید مرتضی اوینی از سوی امام خامنه ای به‬ ‫«سید شهیدان اهل قلم» وصف گردید‪ .‬ایت اهلل‬ ‫مهدوی کنی نیز بعد از ارتحال به «سیاستمدار‬ ‫صریح و صادق» لقب یافت‪ .‬همچین محمد‬ ‫حسین فهمیده‪ ،‬دانش اموز شهید با پیام امام‬ ‫به «رهبر سیزده ساله» مشهور شد‪.‬‬ ‫عالوه بر مفاهیم یاد شده که بخش عمده ای‬ ‫از بازاریابی کلمه ای است که رهبران گرانقدر‬ ‫انقالب اسالمی بدان ورود کرده اند‪ ،‬برخی جمالت‬ ‫ماندگار هم در کنار این مفاهیم دارای اهمیت‬ ‫است‪ .‬به برخی از ان ها در ذیل بعضی مفاهیم‬ ‫در ساحت های مختلف اشاره شد‪.‬چند نمونه‬ ‫دیگر از ان عبارتند از‪:‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫‪ .1‬از دامن زن مرد به معراج می رسد‪.‬‬ ‫‪ .2‬من ورزشکار نیستم‪ ،‬ولی ورزشکاران را دوست دارم‪.‬‬ ‫‪ .3‬ما مامور به تکلیف و وظیقه ایم‪ ،‬نه مامور به نتیجه‪.‬‬ ‫‪ .4‬مسجد‪ ،‬یک سنگر است‪.‬‬ ‫‪ .5‬با سینما مخالف نیستیم‪ ،‬با فساد و فحشا مخالفیم‪.‬‬ ‫‪ .6‬مجلس‪ ،‬عصاره فضایل ملت است‪.‬‬ ‫‪ .7‬محرم و صفر است که اسالم را زنده نگه داشته است‪.‬‬ ‫‪ .8‬نماز جمعه در راس امور است‪.‬‬ ‫‪ .9‬اسرائیل‪ ،‬بیست و پنج سال اینده را نخواهد دید‪.‬‬ ‫‪ .10‬اسرائیل باید از صفحه روزگار محو شود‪.‬‬ ‫‪ .11‬منافقین از کفار بدترند‪.‬‬ ‫‪ .12‬من دیپلمات نیستم‪ ،‬انقالبی ام‪.‬‬ ‫‪ .13‬شهدا در قهقهه مستانه شان‪ ،‬عندربهم یرزقون اند‪.‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫جمع بندی‬ ‫‪ ‬رهبران انقالب اسالمی قبل از اینکه یک‬ ‫رهبر سیاسی باشند‪ ،‬یک رهبر فکری هستند‪.‬‬ ‫این رهبران با اندیشه راقی خود‪ ،‬تالش داشتند‬ ‫و دارند که در چنبره تعادل های مصنوعی دنیای‬ ‫معاصر و موازنه های دنیای سلطه‪ ،‬مرعوب نگردند‬ ‫و فقط به تغییر در قواعد بازی نیاندیشند بلکه‬ ‫با دستیازی به ابتکار عمل‪ ،‬زمین بازی مبتنی‬ ‫بر تفکر سیاسی حق طلبانه خود را طراحی و‬ ‫نمودار سازند‪ .‬از این جهت با مفهوم سازی در‬ ‫ساحت های مختلف‪ ،‬تالش شایانی برای ارتقای‬ ‫فهم و سطح تحلیل و تعیین چشم اندازهای‬ ‫متعالی برای رشد یافتگی انسان معاصر را رقم‬ ‫می زنند‪ .‬در این نوشته‪ ،‬سعی شد مهم ترین‬ ‫مفاهیم خلق شده یا وضع شده در چهل سال‬ ‫گذشته انقالب اسالمی که توسط رهبران حکیم‬ ‫ان افرینش و پرورش یافته‪ ،‬احصا‪ ،‬تبیین و بررسی‬ ‫شود‪ .‬اما لحاظ چند نکته برای فهم دقیق تر‬ ‫موضوع الزم است‪.‬‬ ‫‪ -1‬در این یادداشت‪ ،‬تالش شد مفاهیم ساخته‬ ‫شده توسط رهبران حکیم انقالب اسالمی‪ ،‬به‬ ‫صورت مجرد و مجزا مورد بررسی قرار گیرد ولی‬ ‫انچه که مسلم است‪ ،‬این است که منظومه‬ ‫فکری نه تنها هر کدام از رهبران‪ ،‬بلکه سیر‬ ‫جریان انقالب تا کنون یک کل واحد است و همه‬ ‫با هم در ارتباطی تنگاتنگ و جامع قرار دارند‪.‬‬ ‫لذا می توان از کنار هم قرار دادن این مفاهیم‪،‬‬ ‫به اصولی رسید که از بنای شکل گیری تا افق‬ ‫مطلوب نظام را نمودار می سازد‪.‬‬ ‫رهبران انقالب اسالمی قبل از اینکه یک رهبر سیاسی باشند‪ ،‬یک رهبر فکری‬ ‫هستند‪ .‬این رهبران با اندیشه راقی خود‪ ،‬تالش داشتند و دارند که در چنبره‬ ‫تعادل های مصنوعی دنیای معاصر و موازنه های دنیای سلطه‪ ،‬مرعوب نگردند‬ ‫و فقط به تغییر در قواعد بازی نیاندیشند‪ .‬بلکه با دستیازی به ابتکار عمل‪ ،‬زمین‬ ‫بازی مبتنی بر تفکر سیاسی حق طلبانه خود را طراحی و نمودار سازند‪.‬‬ ‫‪ -2‬همان طور که امامان انقالب اسالمی به صورت‬ ‫فوق فعال و با توجه به نیازها و افق ها‪ ،‬مفاهیم‬ ‫مورد نیاز را می ساختند‪ ،‬دشمنان انقالب نیز‬ ‫با ساخت مفاهیم در ساحت سلطه گری خود‪،‬‬ ‫تالش می کردند زمین بازی خود را بر ما تحمیل‬ ‫کنند‪ .‬دهکده جهانی‪ ،‬جهانی سازی‪ ،‬نظم نوین‬ ‫جهانی‪ ،‬محور شرارت‪ ،‬بنیادگرایی اسالمی‪،‬‬ ‫خاورمیانه (جدید) و‪ ...‬از مفاهیمی هستند که‬ ‫برای در حصر قرار دادن حکومت های مستقل‬ ‫ً‬ ‫و راستین و امت های حق طلب طراحی و بعضا‬ ‫به مرحله اجرا هم رسیده اند‪.‬‬ ‫‪ -3‬بازاریابی مفهوم و کلمه تنها انحصار در وضع‬ ‫و خلق کلمه ندارد‪ ،‬بلکه الزم است مانند شقوق‬ ‫دیگر بازاریابی‪ ،‬سایر مولفه های امیخته ان هم به‬ ‫بوته عمل اورده شود‪ .‬در تحلیل اجمالی می توان‬ ‫گفت این بسته (امیخته بازاریابی کلمه) برای‬ ‫رهبران نظام جمهوری اسالمی‪ ،‬موثر و مطلوب‬ ‫کار نکرده و برخی مفاهیم در میدان برنامه‬ ‫بازاریابی با اختالل مواجه شده اند‪ .‬چرایی این‬ ‫اختالل‪ ،‬فرجام ان و سیر این مفاهیم در منظومه‬ ‫فکری نظام و‪ ...‬مواردی است که حتما باید در‬ ‫جای دیگری به دقت و ظرافت مورد بررسی و‬ ‫ارزیابی قرار گیرد‪.‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪37‬‬ ‫دکتر سیدعلی علوی‬ ‫دکترای مدیریت و عضو هیات علمی دانشکده معارف اسالمی و مدیریت دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫ݫ ݫݔىݡݡس ݩ‬ ‫ݑ‬ ‫ٮ‬ ‫ݣادݣݣه ݣݣدر ݣ�باد‬ ‫ݣ ݣ ݣاݥ‬ ‫ݩݧݒسںݧݩݐ ݧ ݧ ݩݧݐ ی ٮ ݐݩ‬ ‫یݤ‬ ‫ݣݡٮ ݣ ݤ‬ ‫ݣدر ݫݬݓ ݣݧݐں ݣ ݣد ݣع ݣ ݣرݤ ݣ ݣݫݓݬٮ ݣ ݫاݤݣ ݫ ݣ ݫݭݓݣوݤ ݣ ݣر ݣ ݣ ݣݤ‬ ‫ݣ ݣ ݣرݣ ݣوݥݣݡڡ ݣک ݣرݥݣ ݤ ݣ ݣݫ ݣ‬ ‫مقدمه و طرح مساله‬ ‫ّ‬ ‫نظام جمهوری اسالمی ایران با رشادت و پایمردی ملت ایران و با رهبری داهیانه امام خمینی؟ق؟‬ ‫ّ‬ ‫باالخره در بهمن ماه ‪ 1357‬با فروپاشی ارکان نظام شاهنشاهی محقق گردید و انقالب شکوهمند‬ ‫ّملت ایران با ّ‬ ‫تحمل انواع تضییق ها و نثار خون عزیزانش به پیروزی رسید‪ .‬در باب چرایی‪ ،‬چگونگی‬ ‫و چند و چون وقوع انقالب اسالمی ایران و عوامل دور و نزدیک موثر در ان بسیار گفت ه و نوشته اند؛‬ ‫نگارنده در پی ان نیست پای در راه های رفته گذارد و به تکرار ان ها بپردازد‪ .‬مساله ی نگارنده و‬ ‫زاویه ی دید متفاوتش‪ ،‬نوع نگاه و نحوه تعامل پیشوایان انقالب اسالمی با غرب‪ ،‬اموزه های سیاسی‬ ‫غربیان‪ ،‬غرب باوری و غرب باوران است‪.‬‬ ‫انچه در ابتدا می توان گفت اینکه نحوه ی سلوک و نوع نگاه پیشوایان انقالب اسالمی به غرب‬ ‫به گونه ای بی سابقه بوده که برخی در مقایسه ی رویکرد دو انقالب بزرگ ایران یعنی انقالب مشروطه‬ ‫و انقالب اسالمی‪ ،‬با این ابهام مواجهند که «روشن نیست چرا و چگونه انقالب نخست (مشروطه)‪،‬‬ ‫ملهم از ارزش های اجتماعی و سیاسی غرب بود‪ ،‬حال ان که انقالب دوم (انقالب اسالمی) که هفتاد‬ ‫سال پس از ّاولی رخ داد اشکارا سرستیز با غرب داشت» (کاتوزیان‪ .)42 :1391 ،‬نگارنده در این نوشتار‬ ‫در پی بیان این نکته است که نه انقالب مشروطه ملهم از ارزش های اجتماعی و سیاسی غرب‬ ‫سر ستیز با غرب داشتند‪ .‬برای توضیح پیرامون‬ ‫بود‪ ،‬و نه رهبر و پیشروان انقالب اسالمی یکسره ِ‬ ‫این مساله شایسته است نخست به ویژگی های فرهنگی و خصوصیات جامعه شناختی جامعه ای‬ ‫بپردازیم که این دو انقالب در ان به وقوع پیوسته است‪.‬‬ ‫‪38‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫‪Alavi@isu.ac.ir‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫‪ .۱‬دین مداری در نهضت ها و‬ ‫انقالب های تاریخ ایرانیان‬ ‫هرچند درباره ی انقالب ها هیچ گونه نظریه ی‬ ‫جهان روایی‪ 1‬وجود ندارد (کاتوزیان‪ )۴۱ :۱۳۹۱ ،‬از‬ ‫این گذشته هیچ گونه نظریه عمومی نیز نمی توان‬ ‫یافت که بتواند انقالب هایی را که حتی در یک‬ ‫منطقه رخ می دهد تحلیل نماید‪ .‬در عین حال بنا‬ ‫به گفته ی کاتوزیان «ایران در سده بیستم شاهد‬ ‫وقوع دو انقالب تمام عیار بوده که تحلیل گرانی‬ ‫را که عادت به کاربست مدل های اروپایی‬ ‫دارند با ّ‬ ‫معماهای مهم و متعددی روبه رو کرده‬ ‫است‪ .‬با بررسی واقعیت های اساسی که درباره‬ ‫شرکت کنندگان‪ ،‬مخالفان (یا نبود مخالفان)‪،‬‬ ‫شعارها‪ ،‬اهداف‪ ،‬و پیامدهای این دو انقالب‬ ‫وجود دارد نمی توان هیچ یک از ان دو را انقالب‬ ‫ً‬ ‫بورژوایی‪ ،‬و مسلما نه انقالبی پرولتاریایی‪ ،‬و صد‬ ‫البته نه انقالبی دهقانی خواند‪( ».‬کاتوزیان‪:۱۳۹۱ ،‬‬ ‫‪ .)۴۱‬ا گر چرایی و چگونگی قیام هایی را که در‬ ‫طول تاریخ ایران پس از اسالم به وقوع پیوسته‪،‬‬ ‫مورد بررسی قرار دهیم شاهد این واقعیت خواهیم‬ ‫بود که ا کثر قریب به اتفاق نهضت ها و فروپاشی‬ ‫نظام های استبدادی‪ ،‬حاصل قیام مردم علیه‬ ‫ّ‬ ‫بیدادگری های حکام جور یا عدم همراهی و‬ ‫حمایت از انان بوده است‪.‬‬ ‫‪1- Universal‬‬ ‫چنان که هنگام فتح ایران به دست مسلمانان‪،‬‬ ‫عمده ترین دلیل پیشرفت سریع اعراب‪ ،‬به زعم‬ ‫بسیاری از ّ‬ ‫مورخان‪ ،‬عدم مقاومت ایرانیان در‬ ‫برابر اعراب بود‪ .‬این عدم مقاومت‪ ،‬ریشه در‬ ‫نارضایتی مردم از اوضاع سیاسی‪ ،‬اقتصادی‬ ‫و اجتماعی حا کم بر ایران در واپسین روزگار‬ ‫چ گفتگو‬ ‫حکومت ساسانیان بود‪« :‬مرد م بی هی ‬ ‫ت سرتسلیم ‬ ‫ی نبودند‪ ،‬ن ه ب ه حکوم ‬ ‫از اوضا ع راض ‬ ‫ن رسمی ‬ ‫ی ک ه دی ‬ ‫ن دین ‬ ‫فرود می اوردند‪ ،‬و ن ه ب ه ا ‬ ‫کشور بود معتقد و مومن بودند‪( ».‬انجوی ‬ ‫شیرازی‪ .)26 :‬بعدها نیز ایرانیانی که از زیر یوغ‬ ‫بی عدالتی ها و ظلم و جور ساسانیان خود را رها‬ ‫ساخته بودند‪ ،‬امید داشتند در پرتو انوار الهی‬ ‫قران و در سایه ی عدالت اسالمی شاهد ظلم و‬ ‫ّ‬ ‫جور حکام مسلمان نباشند‪ّ .‬اما وقتی خود را‬ ‫گرفتار مظالم بی ّ‬ ‫حدوحصر امویان دیدند هم در‬ ‫ان روزگار و هم در زمان حا کمیت بنی عباس سر‬ ‫به شورش نهادند‪ .‬طوری که همواره ایران پناهگاه‬ ‫ستم ستیزان بود و ایرانیان حامی کسانی شدند‬ ‫ّ‬ ‫که علیه بیدادگری حکام جابر قیام می کردند‪.‬‬ ‫الزم است همین جا خاطرنشان شود که ریشه ی‬ ‫این قیام ها که بخش عمده ای از تاریخ ایران را‬ ‫به خود اختصاص داده اند در نگرش ایرانیان‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪39‬‬ ‫ݫ ݫݔ ݡݡس ݩ‬ ‫ݣدر ݣٮ ݫݬݓاد‬ ‫ى ݑٮ ݣادݣ ݣݣه ݣ ݣ‬ ‫ݣ ݣ ݣاݥݣ‬ ‫ایرانیان از گذشته های دور قائل به انفکا ک و جدایی دیانت از سیاست نبودند و‬ ‫ّ‬ ‫معتقد بودند مقام سلطنت مقامی است که به اراده ی خداوند به فردی تعلق می گیرد‬ ‫به مبانی مشروعیت قدرت یا قدرت مشروع‬ ‫در فرهنگ دیرپای ایران نهفته است‪ .‬ایرانیان‬ ‫از گذشته های دور قائل به انفکا ک و جدایی‬ ‫دیانت از سیاست نبودند و معتقد بودند مقام‬ ‫سلطنت مقامی است که به اراده ی خداوند به‬ ‫ّ‬ ‫تعلق می گیرد و به اراده ی او نیز این ّ‬ ‫عطیه‬ ‫فردی‬ ‫الهی و ّفره ایزدی از وی بازستانده می شود‪:‬‬ ‫«‪...‬چنان که به اخبار می شنوی که السلطان‬ ‫ُ‬ ‫ظل اهلل فی الارض‪ ،‬یعنی که بزرگ و برگماشته ی‬ ‫خدایند بر خلق‪ ،‬پس‪ ...‬با ملوک منازعت نشاید‬ ‫و دشمن نباید داشت؛ که خدای تعالی فرموده‬ ‫ُ‬ ‫ََ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫َّ‬ ‫مر ِمنکم؛‬ ‫است اطیعوااهلل و اطیعواالرسول و اولی الا ِ‬ ‫پس هر که را خدای تعالی دین داده است باید‬ ‫که مر پادشاهان را دوست دارد و مطیع باشد و‬ ‫بداند که این پادشاهی‪ ،‬خدای تعالی دهد‪ .‬و‬ ‫این‪ ،‬کس را دهد که خود خواهد» (غزالی‪:۱۳۱۷ ،‬‬ ‫‪ .)۴۰‬در عین حال ایرانیان براین باور بودند که‪:‬‬ ‫ّ‬ ‫«فر ایزدی‪ ،‬شاهان بدکردار را رها می کند‪ ،‬و‬ ‫چون ارزوها و امیال ناپسند و بی لیاقتی چنین‬ ‫شاهی عیان گردد‪ ،‬دیگر حق سلطنت ندارد»‬ ‫(کریستین سن‪.)359 :1372 ،‬‬ ‫همچنین می توان گفت قیام هایی که در طول‬ ‫تاریخ در ایران به وقوع پیوسته‪ ،‬صبغه ی مذهبی‬ ‫داشته و ریشه در باورهای سیاسی شیعیان‬ ‫داشت؛ چنان که بن مایه ی اعتقادی شیعیان‪،‬‬ ‫‪40‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫در باب مشروعیت قدرت و خاستگاه قدرت‬ ‫مشروع‪ ،‬ریشه در اصل امامت و والیت داشته‬ ‫ی بن‬ ‫است‪ .‬به گواهی تاریخ ان هنگام که یحی ‬ ‫زید بن علی بن الحسین؟ع؟ به خونخواهی پدر‬ ‫شهیدش ‪-‬که در سال ‪ 122‬در قیام علیه هشام‬ ‫بن عبدالملک به شهادت رسید‪ -‬اهنگ خروج‬ ‫علیه امویان در سر داشت‪ ،‬یکى از مردم بنى اسد‬ ‫یحیى را گفت‪« :‬پدرت شهید شد‪ ،‬مردم خراسان‬ ‫شیعیان شمایند‪ ،‬راى درست این است که انجا‬ ‫روى» (طبری‪ ،۱۳۶۲ ،‬ج ‪ .)4289 :10‬یا ان زمان‬ ‫که مختار ثقفی چون عزم خود بر خونخواهی‬ ‫شهدای کربال را اعالم کرد‪ ،‬ایرانیان عمده ترین‬ ‫بخش سپاهیان او بودند؛ چنان که مشهور است‬ ‫«در لشکرگاه مختار جز به فارسی کس سخن‬ ‫نمی شنید» (دینوری‪ .)۳۳۹ :۱۳۷۱ ،‬چنان است‬ ‫ان زمان که داعیان عباسی ایرانیان را فریفتند و با‬ ‫شعار الرضا ِمن ال محمد‪ ،‬انان را برای فروکشیدن‬ ‫بنی امیه از اریکه ی قدرت همداستان نمودند و‬ ‫به مدد انان‪ ،‬بنی عباس بر مسند خالفت تکیه‬ ‫زدند؛ و یا هنگامی که ابراهیم بن عبداهلل‪ ،‬جهت‬ ‫جلب حمایت ایرانیان و گرداوری سپاه برای‬ ‫کمک به برادرش نفس ّ‬ ‫زکیه‪ ،‬و قیام علیه منصور‬ ‫دوانیقی خلیفه عباسی به سوی واسط و بصره و‬ ‫اهواز رفته بود؛ «بدین امید که ایرانیان از حمایت‬ ‫او و برادرش سرنتابند و به یاری شان شتابند»‬ ‫(طبری‪ ،۱۳۶۲ ،‬ج‪ .)۴۸۸۷ :۱۱‬به همین ترتیب‬ ‫همواره علویان در قیام های خود علیه مظالم‬ ‫خلفای غاصب از ایرانیان مدد می جستند و‬ ‫ً‬ ‫ایرانیان نیز که به رغم اختالف در مذهب‪ ،‬غالبا‬ ‫ّ‬ ‫محب اهل بیت؟مهع؟ بودند هیچ گاه از یاری‬ ‫علویان سر برنتافتند‪.‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫به همین ترتیب غالب نهضت هایی که در طول‬ ‫تاریخ ایران پس از اسالم به وقوع پیوسته اند‪،‬‬ ‫مبتنی بر مبانی دینی بوده و با رهبری پیشوایان‬ ‫مذهبی در عمل به فریضه امر به معروف و نهی از‬ ‫ّ‬ ‫منکر‪ ،‬و مبارزه با ظلم و جور زمامداران و حکام‬ ‫غاصبی که به ناحق زمام امور جامعه اسالمی را‬ ‫به دست گرفته اند‪ ،‬شکل گرفته است‪ .‬ایرانیان‬ ‫شیعه و پیروان اهل بیت ؟مهع؟ با تکیه بر اصل‬ ‫والیت ّ‬ ‫عام فقها در دوران غیبت کبرای حضرت‬ ‫ّ‬ ‫ولی عصر؟جع؟ به همان نحو که اجرای فتاوای‬ ‫فقها و مراجع تقلید را در کلیه ی امور (به جز‬ ‫اصول دین) فردی و اجتماعی برخود واجب‬ ‫ّ‬ ‫می دانند‪ ،‬در مقابله با حکام جور و متجاوزان به‬ ‫اب و خا ک کشور نیز ّ‬ ‫تبعیت از اوامر روحانیون‬ ‫و فقها را بر خود فرض می دانند‪ .‬لذا شاهدیم‬ ‫هنگامی که کشور مورد حمله و هجوم بیگانگان‬ ‫ً‬ ‫واقع می شود مردم ایران غالبا تحت لوای دین‬ ‫و رهبری پیشوایان روحانی بسیج همگانی را‬ ‫تدارک می بینند و به پاسداری از اب و خا ک و‬ ‫زادبوم خویش ّ‬ ‫همت می گمارند‪ .‬چنان که پس‬ ‫از تجاوز روس ها به ایران و ّ‬ ‫تصرف بخش هایی از‬ ‫سرزمین ان‪ ،‬فقها برای مقابله با تجاوزگران روسی‬ ‫حکم جهاد صادر و خود نیز در اردوگاه جنگی‬ ‫حضور پیدا می کنند‪ .‬نوشته اند در پی دعوت‬ ‫ایت اهلل سیدمحمد مجاهد در شوال ‪ّ 1241‬‬ ‫عده ی‬ ‫زیادی از عالمان از شهرهای مختلف ایران در‬ ‫تهران گرد امده و در جنگ با روسیه با او همراه‬ ‫شدند؛ «تعداد عالمان و مجتهدانی که در جنگ‬ ‫با روس ها شرکت کردند را قریب به پانصد نفر‬ ‫ذکر کرده اند» (مزینانی‪ .)۵۱-۵۰ :۱۳۸۱ ،‬ا گرچه‬ ‫در همان زمان هم متاسفانه درباریان از قدرت‬ ‫رابطه ی ویژه روحانیت و مردم در مکتب ّ‬ ‫تشیع و وحدت انان حول هدفی مشترک‬ ‫قادر به خلق نیروی عظیمی است که می تواند در هر زمان قدرتمندترین نظام های‬ ‫متکی به توانایی های نظامی در روزگار خویش را با اتکا به نیروی ایمان و قدرت‬ ‫مبتنی بر باورهای دینی خود‪ ،‬همچون امپراتوری قدرقدرت روس و نظام بالمناز ع‬ ‫بریتانیای کبیر با شکست مواجه سازد‪.‬‬ ‫و محبوبیت علما به وحشت افتادند و از عواقب‬ ‫بعدی ان سخت نگران بودند‪.‬‬ ‫در نهضت تحریم استعمال تنبا کو نیز مردم با فتوای‬ ‫میرزای شیرازی‪ ،‬کمپانی رژی و درواقع دولت‬ ‫بریتانیای کبیر و دربار پرهیمنه ناصرالدین شاهی‬ ‫را وادار به عقب نشینی در مقابل خواست و اراده ی‬ ‫خود کردند‪ .‬حرکتی که قدرت روحانیون در بسیج‬ ‫ّ‬ ‫و حراست از کیان کشور و ملت را به بیگانگان‬ ‫نشان داد‪ .1‬این نهضت نیز شاهد دیگری بر این‬ ‫ّ‬ ‫مدعا بود که رابطه ی ویژه روحانیت و مردم در‬ ‫مکتب ّ‬ ‫تشیع و وحدت انان حول هدفی مشترک‬ ‫قادر به خلق نیروی عظیمی است که می تواند‬ ‫در هر زمان قدرتمندترین نظام های متکی به‬ ‫توانایی های نظامی در روزگار خویش را با اتکا به‬ ‫نیروی ایمان و قدرت مبتنی بر باورهای دینی‬ ‫خود‪ ،‬همچون امپراتوری قدرقدرت روس و نظام‬ ‫بالمناز ع بریتانیای کبیر با شکست مواجه سازد‪.‬‬ ‫‪ -1‬در رابطه با تالش سفارت انگلیس و روشنفکرانی که ا گاهانه یا ناا گاهانه‬ ‫تحت تاثیر القائات انان ّ‬ ‫هم خود را مصروف مبارزه با روحانیت و حذف احکام‬ ‫الهی از مناسبات سیاسی و اجتماعی نموده بودند ذکر این قول خالی از فایده‬ ‫نیست‪ .‬مرحوم شهید سیدحسن مدرس نقل می کند‪« :‬وقتی به نجف رفتم‬ ‫و در سامرا خدمت میرزا‪ ،‬که عظمتی فوق تصور داشت رسیدم ‪ ،‬داستان‬ ‫ّ‬ ‫پیروزی واقعه دخانیه را برایش تعریف نمودم ‪ .‬ان مرد بزرگ اثار تفکر و نگرانی‬ ‫در چهره اش پیدا شد و دیده اش پر از اشک گردید‪ .‬علت را پرسیدم ‪ ،‬چه‬ ‫انتظار داشتم مسرور و خوشحال شود‪ ،‬فرمود‪ :‬حاال حکومت های قاهره‬ ‫فهمیدند قدرت اصلی یک ملت و نقطه ی ّ‬ ‫تحرک شیعیان کجاست ؛ حاال‬ ‫تصمیم می گیرند این نقطه و این مرکز را نابود کنند‪ .‬نگرانی من از اینده ی‬ ‫جامعه اسالمی است» (نجفی و جعفریان‪.)138 :۱۳۷۳ ،‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪41‬‬ ‫ݫ ݫݔ ݡݡس ݩ‬ ‫ݣدر ݣٮ ݫݬݓاد‬ ‫ى ݑٮ ݣادݣ ݣݣه ݣ ݣ‬ ‫ݣ ݣ ݣاݥݣ‬ ‫‪ .۲‬روحانیون و روشنفکران در‬ ‫انقالب مشروطه؛ تعامل یا تضاد‬ ‫ً‬ ‫معموال بزرگ ترین افت یک نهضت زمانی‬ ‫رخ می نماید که تفاوت اراء و باورها منجر به‬ ‫تعارض‪ ،‬جدایی و انشقاق بین رهبران نهضت و‬ ‫گروه های مردمی شود و در این صورت پیامدی‬ ‫جز انحراف و شکست نهضت قابل ّ‬ ‫تصور نیست‪.‬‬ ‫نزدیک ترین تجربه ی ما در تاریخ معاصر تضاد و‬ ‫تعارضی است که در نهضت مشروطه رخ نمود‪.‬‬ ‫نهضتی که همچون سایر قیام های شیعی ریشه‬ ‫در باورهای مردم ایران داشت‪ ،‬از پایگاه های‬ ‫مذهبی یعنی مساجد‪ ،‬حسینیه ها و تکایا به‬ ‫رهبری روحانیون و با اعتراض به مظالم و نحوه‬ ‫ّ‬ ‫عملکرد خالف شر ع حکام اغاز شد و رفته رفته‬ ‫در کوچه و خیابان و بازار ساری و جاری شد‪ .‬اما‬ ‫چندان نپایید که وحدت مردم دچار انشقاق‪،‬‬ ‫و نهضت به انحراف کشیده شد‪ .‬این تزلزل در‬ ‫ارکان وحدت و همدلی مردم از زمانی بروز و ظهور‬ ‫یافت که اختالف نظر روحانیون با روشنفکران‬ ‫روزبه روز مشهودتر و علنی تر شد‪.‬‬ ‫در بدو امر انچه موجب فراز امدن مردم گرد‬ ‫َ‬ ‫َعلم نهضت شد‪ ،‬مخالفت با نظام سلطه بود؛‬ ‫چنان که پیشروان نهضت هریک به بیانی مردم‬ ‫را به مبارزه علیه بیدادهای حکومت گران قاجار‬ ‫فرا می خواندند‪ .‬کسروی در این باره می نویسد‪:‬‬ ‫‪42‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫«چنان که دیدیم جنبش مشروطه خواهی در‬ ‫ایران را دسته ی اندکی پدید اوردند و توده ی‬ ‫انبوه معنی مشروطه را نمی دانستند و پیداست‬ ‫که خواهان ان نبودند‪ .‬از ان سوی پیشروان هم‬ ‫به چند تیره می بودند‪ .‬یک تیره ی نواندیشان ‪،‬‬ ‫که اروپا را دیده یا شنیده و خود یک مشروطه‬ ‫اروپایی می خواستند‪ ،‬و پیداست که اندازه ی‬ ‫ا گاهی اینان از اروپا و از معنی مشروطه و قانون ‪،‬‬ ‫یکسان نمی بود‪ ،‬و بسیاری جز ا گاهی های سرسری‬ ‫ّ‬ ‫نمی داشتند‪ .‬یک تیره ی بزرگتر دیگری ملیان‬ ‫می بودند که پیشگامی را هم اینان به گردن گرفتند‪.‬‬ ‫شادروان بهبهانی و طباطبایی و همراهان ایشان ‪،‬‬ ‫و اخوند (مالمحمد کاظم ) خراسانی و حاجی‬ ‫خ (عبداهّلل )‬ ‫(میرزا حسین ) تهرانی و حاجی شی ‬ ‫مازندرانی و همراهان اینان بودند که چون به‬ ‫کشور دلبستگی می داشتند و ان را در دست دربار‬ ‫خودکامه ی قاجاری ‪ ،‬رو به نابودی می دیدند‪،‬‬ ‫برای جلوگیری از ان مشروطه و مجلس شورا را‬ ‫دربایست می شماردند‪( ».‬کسروی ‪)259 : 1356‬‬ ‫در واقع همانطور که کسروی می نویسد‪ ،‬علما‪،‬‬ ‫مراجع و زعمای روحانی چون همیشه رهبری‬ ‫نهضت را عهده دار شدند و مردم مسلمان این دیار‬ ‫نیز به حکم مسلمانی دعوت انان را لبیک گفتند‪.‬‬ ‫اما همین که نهضت مردم به رهبری روحانیون‬ ‫شکل گرفت و طلیعه ی موفقیت اشکار شد و‬ ‫مهاجرت علما به قم موجب صدور دستخط‬ ‫مظفرالدین شاه برای تاسیس مجلس شورای‬ ‫ّ‬ ‫ملی گردید‪ ،‬و مقدمه ی فروپاشی اقتدار نظام‬ ‫ّ‬ ‫حا کم با توفیق محقق گردید‪ ،‬بحث مشارکت‬ ‫و سهم خواهی در ساختار نظام جدید اغاز شد‬ ‫که شاید بتوان ان را نقطه ی اغاز تعارض میان‬ ‫دین باوران و غرب گرایان دانست‪.‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫‪ -۱-۲‬تعارض هدف در‬ ‫دین باوران و غرب گرایان‬ ‫گفته شد در جریان نهضت مشروطه به طور‬ ‫مشخص دو گروه‪ ،‬یعنی روحانیون و روشنفکران‬ ‫در امر روشنگری و هدایت و رهبری مردم دخیل‬ ‫بودند‪ .‬روحانیون بیشتر در قالب عمل به فریضه‬ ‫امر به معروف و نهی از منکر با بازگو کردن مظالمی‬ ‫که دولت مردان بر مردم روا می داشتند‪ ،‬ان ها‬ ‫را با رفتارهای ظالمانه و مواضع مغایر با شر ع‬ ‫حکومت اشنا می کردند‪ .‬روشنفکران نیز که‬ ‫برخی با سفر به کشورهای غربی و مشاهده‬ ‫وضع زندگی غربیان و پیشرفت انان در علوم‬ ‫و فنون و شیوه زندگی توام با رفاه و اسایش و‬ ‫ازادی شهروندان اروپایی ارزوی فراهم ساختن‬ ‫بستری برای ساختن کشوری با ان ویژگی ها را‬ ‫در سر می پروراندند و عده ای متاثر از اثار کسانی‬ ‫چون میرزا ملکم خان‪ 1‬دل در گرو تمدن غرب‬ ‫داشتند و همزبان و هم عقیده با سیدحسن‬ ‫تقی زاده‪ ،‬یکی از پیشگامان روشنفکر نهضت‬ ‫ً‬ ‫مشروطه معتقد بودند که « ایران باید ظاهرا‪،‬‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫باطنا‪ ،‬جسما و روحا فرنگی ماب شود و بس ‪».‬‬ ‫(تقی زاده‪)۱۲۸۹ ،‬‬ ‫‪ -1‬و نیز مطالعه کتبی چون «کتاب احمد » اثر طالبوف تبریزی و « سیاحتنامه‬ ‫ابراهیم بیک » اثر زین العابدین مراغه ای و نشریاتی چون «اختر » که در‬ ‫استانبول منتشر می شد و «ثریا »‪ « ،‬پرورش » و «حکمت » که در مصر منتشر‬ ‫می شد و« حبل المتین » که در کلکته منتشر و به ایران ارسال می شدند‬ ‫به رغم این گروه از روشنفکران مشروطه خواه که‬ ‫معتقد بودند برای ایجاد یک نظام دمکراتیک‪،‬‬ ‫ی جز همان راهی که غربیان طی کرده اند‬ ‫چ راه ‬ ‫هی ‬ ‫وجود ندارد و ّ‬ ‫طی این راه نیز مستلزم کنار نهادن‬ ‫قوانین نابسنده ی شر ع و تدوین قوانینی جامع‬ ‫برای ساماندهی و اعطای ازادی های همه جانبه‬ ‫به مثابه کشورهای غربی است‪ ،‬پیشوایان روحانی‬ ‫و توده ی مردم خواهان اجرای احکام شر ع‬ ‫بودند‪ .‬بنا به گفته ی کسروی «چون بسیارى‬ ‫ّ‬ ‫از پیشگامان از ملیان بوده‪ ،‬و در سخن گویی ها‬ ‫چنین نموده شده بود که به رواج شریعت کوشیده‬ ‫خواهد شد‪ ،‬و هنوز جدایى میانه خواست ها پدید‬ ‫نیامده بود‪ ،‬از این رو کوشش بسیار به دیندارى‬ ‫می رفت‪ .‬هنگام نیمروز در بازار از هر گوشه اواز‬ ‫اذان برمی خاست و در مسجدها و در پشت سر‬ ‫پیشنمازان انبوهى بیشتر می گردید‪ .‬هر کسى‪،‬‬ ‫ش از پیش‪ ،‬از خود می نمود‬ ‫راستى و درستى بی ‬ ‫و به دستگیرى از بینوایان بیشتر می کوشید‪.‬‬ ‫تراشیدن ریش گناه شمرده شدى و جز از‬ ‫درباریان و برخى اوباش به ان برنخاستندى‪».‬‬ ‫(کسروی‪)165 :1356 ،‬‬ ‫هرچند روشنفکران اعتقادی به روحانیت و‬ ‫اراء انان نداشتند‪ ،‬ولی از انجا که می دانستند‬ ‫قادر به بسیج مردم حول اراء خود نیستند‬ ‫درصدد استفاده ی ابزاری از روحانیون بودند‪.‬‬ ‫فریدون ادمیت یکی از تحلیل گران مشروطیت‬ ‫که همواره در اثار خود با تحریف حقایق تاریخ‬ ‫مشروطیت می کوشد چنان بنمایاند که انقالب‬ ‫مشروطه حاصل اقدامات روشنفکران است‪ ،‬به‬ ‫همین نکته اشاره می کند که «روشنفکران که‬ ‫تغییر نظام سیاست را می خواستند‪ ،‬برای طرح‬ ‫ْ‬ ‫مجتهدان اعتباری نمی شناختند‪ ،‬و‬ ‫پیشنهادی‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪43‬‬ ‫ݫ ݫݔ ݡݡس ݩ‬ ‫ݣدر ݣٮ ݫݬݓاد‬ ‫ى ݑٮ ݣادݣ ݣݣه ݣ ݣ‬ ‫ݣ ݣ ݣاݥݣ‬ ‫بی اعتقادی روشنفکران به رهبران روحانی و عقاید انان و ابزارپنداری سران روحانی‬ ‫ْ‬ ‫نهضت بدان پایه بود که حتی برخی از انان قصد ترور علما را داشتند‪.‬‬ ‫به عدالت خانه ی دولتی هم اعتقادی نداشتند‪.‬‬ ‫افکار عام را در جهت حرکت جمعی ‪ ،‬روشنفکران‬ ‫ساختند‪ ،‬و دستگاه روحانی تحت فشار همین‬ ‫افکار عمومی به اقدام برامد» (ادمیت ‪:1355‬‬ ‫‪ .)157‬وی با نقل بیانات میرزا محمودخان‬ ‫احتشام السلطنه و بیان اینکه موضع سیاسی‬ ‫ً‬ ‫وی‪ ،‬عینا وجهه نظر طبقه ی ترقی خواه را منعکس‬ ‫می دارد می نویسد‪« :‬او به فکر ایجاد عدالتخانه‬ ‫دولتی وقعی نمی نهاد‪ .‬گفته بود حرف بزرگتر‬ ‫داریم و ان این است که‪ ...‬که ا گر موفقیتی‬ ‫حاصل گردد فقط به دست اشخاص صحیح با‬ ‫اطالع ممکن است بشود‪ ،‬و گرنه به دست چهار‬ ‫نفر ّ‬ ‫معمم از همه جا بی خبر چه طرفی بسته‬ ‫می شود‪ ...‬نظر احتشام السلطنه لزوم تفکیک‬ ‫ازادیخواهان حقیقی است از روحانی نمایان که‬ ‫دخالت ان ها در امر سیاست‪ ،‬به عقیده ی عموم‬ ‫ازادیخواهان ّ‬ ‫مضر است ‪ .‬و ا گر مساعدتی به ان ها‬ ‫می شود‪ ،‬برای پیشرفت مقصد می باشد تا وقت‬ ‫معین‪( » .‬ادمیت ‪ )161 : 1355‬ادمیت به همراهی‬ ‫روشنفکران با روحانیت به منظور بهره برداری‬ ‫سیاسی از نفوذ روحانیت در دل مردم و بسیج‬ ‫ان ها تا رسیدن به هدف اشاره می کند و می نویسد‪:‬‬ ‫«طبقه ی روشنفکر که نماینده ی اندیشه ی‬ ‫ّ‬ ‫ترقی و سیاست عقلی است ‪ ،‬نمی خواهد حرکت‬ ‫مشروطیت به بستر شریعت خواهی بیافتد‪ ،‬اما‬ ‫یاری دستگاه روحانی را در ّ‬ ‫حد ّ‬ ‫معینی می طلبد»‪.‬‬ ‫ّ‬ ‫استدالل متفکر دیگر‪ ،‬میرزا اقاخان کرمانی را هم‬ ‫‪44‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫به یاد بیاوریم که می گفت ‪« :‬چون هنوز در مردم‬ ‫ایران فیالسوفی ّقوت ندارد‪ ،‬برای اصالح کارها‬ ‫ا گر از طایفه ی علما تا یک درجه ی محدودی‬ ‫معاونت بطلبیم ‪ ،‬احتمال دارد زودتر مقصود‬ ‫انجام بگیرد‪( ».‬ادمیت‪)161 :1355 ،‬‬ ‫بی اعتقادی روشنفکران به رهبران روحانی و‬ ‫ْ‬ ‫نهضت‬ ‫عقاید انان و ابزارپنداری سران روحانی‬ ‫بدان پایه بود که حتی برخی از انان قصد ترور علما‬ ‫را داشتند‪ .‬ملک زاده در این مورد می نویسد‪« :‬چهار‬ ‫نفر از ازادی خواهان که در حضرت عبدالعظیم‬ ‫ّ‬ ‫متحصن بودند‪ ،‬سیدمحمدرضا مساوات‪،‬‬ ‫جالل الملک ایرج (ایرج میرزا)‪ ،‬صحاف باشی‪،‬‬ ‫و عبدالخالق سدهی پس از ان که شهرت یافت‬ ‫علما می خواهند با عین الدوله سازش کنند‪،‬‬ ‫با هم هم قسم شدند که هرگاه طباطبایی و‬ ‫بهبهانی از در سازش با عین الدوله درایند‪ ،‬ان ها‬ ‫را بکشند‪( ».‬ملک زاده‪)۲۹۳ :۱۳۶۳ ،‬‬ ‫‪ -۲-۲‬موضع گیری روشنفکران‬ ‫بعد از صدور فرمان مشروطه‬ ‫باالخره تالش مشروطه طلبان‪ ،‬منجر به صدور‬ ‫دستخط مظفرالدین شاه خطاب به مشیرالدوله ‪،‬‬ ‫حاوی اجازه تاسیس مجلس شورا در تاریخ ‪14‬‬ ‫جمادی االخری ‪1324‬ق‪ .‬شد (ناظم االسالم‪،‬‬ ‫‪ .)۳۱۳ :۱۳۴۹‬این اعالمیه دو روز بعد با دستخط‬ ‫دومی از طرف شاه همراه شد که ّ‬ ‫طی ان عبارت‬ ‫«مجلس شورای اسالمی » تصریح شده بود‬ ‫«به طوری که موجب اصالح عموم مملکت و‬ ‫اجرای قوانین شرع مقدس» شود (ناظم االسالم‪،‬‬ ‫‪ .)۳۱۸ :۱۳۴۹‬صدور فرمان مشروطیت ‪ ،‬هنگامی‬ ‫که رهبران روحانی نهضت‪ ،‬تهران را ترک گفته‬ ‫ّ‬ ‫و به عنوان اعتراض به تعلل دربار در پذیرش در‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫خواست هاشان به قم مهاجرت کرده بودند‪،‬‬ ‫روشنفکران را بر ان داشت که با دیدن واژه ی‬ ‫اسالمی در پس مجلس شورا‪ ،‬عدم حضور رهبران‬ ‫روحانی در تهران را مغتنم شمرده‪ ،‬موقع را برای‬ ‫اجرای نقشه های خود مناسب بدانند و فعالیت‬ ‫ّ‬ ‫جدی خود برای حذف واژه ی اسالمی از پس‬ ‫عنوان مجلس شورا را اغاز نمایند‪.‬‬ ‫ِ‬ ‫الزم به ذکر است که در جریان نهضت مشروطه‪،‬‬ ‫به هنگام مهاجرت رهبران روحانی نهضت‬ ‫ازجمله اقایان سید عبداهلل بهبهانی‪ ،‬سید محمد‬ ‫طباطبایی و شیخ فضل اهلل نوری به قم‪ ،‬روشنفکران‬ ‫زمینه ی موافقت سفارت بریتانیا را فراهم ساختند‬ ‫ّ‬ ‫و گروهی از بازاریان‪ ،‬کسبه و طلب جوان را‬ ‫راهی سفارت انگلیس در تهران نمودند و ان ها‬ ‫نیز به عنوان اعتراض در باغ سفارت در قلهک‬ ‫بست نشستند‪ .‬لذا این محل به مرکز اشاعه ی‬ ‫اراء و نشر درخواست های روشنفکران در قالب‬ ‫اعالمیه هایی از زبان بست نشینان ّ‬ ‫مبدل شد‪.‬‬ ‫روشنفکران که در چشم و دل مردمان عامی ‪،‬‬ ‫ازجمله بست نشینان‪ ،‬به عنوان افراد تحصیل کرده‪،‬‬ ‫مجرب‪ ،‬محترم و ّ‬ ‫جهان دیده و ّ‬ ‫معزز بودند‪،‬‬ ‫توانستند به سهولت ‪ ،‬از بی تجربگی‪ ،‬کم اطالعی‬ ‫و اعتماد بست نشینان سوء استفاده کرده و‬ ‫خواست های خویش را از زبان انان مطرح سازند‪.‬‬ ‫ازجمله این که ان ها را در درخواست حذف این‬ ‫واژه با خود هماوا کرده‪ ،‬از زبان ان ها به مخالفت‬ ‫با وجود این واژه پرداختند و به مدد تنی چند از‬ ‫سران بست نشینان برای تحقق خواست خود‬ ‫به تکاپو افتادند‪ .‬ناظم االسالم در حوادث روز‬ ‫چهارشنبه ‪ ۱۷‬جمادی االخری ‪ 1324‬می نویسد‪:‬‬ ‫«امروز چند نفر از معتبرین ّتجار و اهل سفارتخانه ‪،‬‬ ‫ّ‬ ‫متحصنین در ّ‬ ‫معیت شارژ دافر دولت‬ ‫یعنی‬ ‫انگلیس ‪ ،‬مشیرالدوله و پسرش مشیرالملک ‪،‬‬ ‫محتشم السطنه هم ان جا بود‪ ،‬رفتند به نیاوران ‪،‬‬ ‫که در صاحبقرانیه خودشان با دولت گفتگو کنند‬ ‫و یا در رستم اباد که مزرعه مشیرالدوله صدراعظم‬ ‫است با خود صدراعظم در باب مجلس شورا‬ ‫مذا کره کنند‪ .‬صدراعظم می گفت که شورای‬ ‫اسالمی باید باشد‪ ،‬اقا سیدحسین بروجردی‬ ‫ّ‬ ‫گفت شورای ملی باید باشد‪ .‬صدراعظم گفت‬ ‫ّ‬ ‫من شورای ملی نمی دهم ‪ .‬اقا سیدحسین گفت‬ ‫ّ‬ ‫ما به ّقوه ملت شورای ملی را می گیریم ‪ .‬پس از‬ ‫مذا کرات بسیار بنا شد اقایان با مشیرالملک و‬ ‫محتشم السلطنه در مجلس دیگر نشسته گفتگو‬ ‫کنند‪ .‬پس از مذا کرات نتیجه ی مجلس این شد‬ ‫ّ‬ ‫که مجلس شورا ملی باشد‪( ».‬ناظم االسالم‪،‬‬ ‫‪)۳۲۱ :۱۳۴۹‬‬ ‫‪ -۳-۲‬جدال روشنفکران با روحانیون‬ ‫ّ‬ ‫در مجلس شورای ملی‬ ‫نخستین پیروزی روشنفکران در الزام دربار به‬ ‫تغییر نام مجلس شورای اسالمی به مجلس‬ ‫ّ‬ ‫شورای ملی موجب شد که انان با اعتماد به‬ ‫نفس بیشتری در مقابل روحانیون قد علم‬ ‫کنند و به مخالفت با روحانیون بپردازند‪ .‬پس‬ ‫ی اولیه ‪،‬‬ ‫ن اساس ‬ ‫ن قانو ‬ ‫از انعقاد مجلس و تدوی ‬ ‫نمایندگان در بررسی ّ‬ ‫مفاد ان متوجه نقایصی ‬ ‫ک کمیسیون ‬ ‫سی ‬ ‫شدند که برای رفع ان‪ ،‬مجل ‬ ‫ت سعدالدوله ‪ ،‬مامور تنظیم ‬ ‫هفت نفره را ب ه ریاس ‬ ‫ّ‬ ‫متمم قانون اساسی نمود‪ .‬ترکیب اعضای این‬ ‫کمیسیون که اغلب در زمره ی روشنفکران‬ ‫غرب گرا ‪-‬و به قول اسماعیل رائین‪ ،‬وابسته به‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪45‬‬ ‫ݫ ݫݔ ݡݡس ݩ‬ ‫ݣدر ݣٮ ݫݬݓاد‬ ‫ى ݑٮ ݣادݣ ݣݣه ݣ ݣ‬ ‫ݣ ݣ ݣاݥݣ‬ ‫ل به منظور‬ ‫ک اص ‬ ‫بنا به گفته ی کسروی ‪« :‬حاجی شیخ فضل اهّلل از یک ماه پیش ی ‬ ‫مطابقت دادن قوانین موضوعه با احکام توسط مجتهدین و فقها برای افزوده‬ ‫شدن به قانون اساسی اماده گردانیده و به ّ‬ ‫خط خود نوشته و منتشر کرده بود‬ ‫ّ‬ ‫که در نشست کمیسیون تطبیق این را اصل دوم قانون اساسی گردانیدند‪».‬‬ ‫لژ فراماسونی‪ -‬بودند (رائین‪ ،۱۳۵۷ ،‬ج‪)196 :2‬‬ ‫و این مهم که اعضای کمیسیون ‪ ،‬در تدوین‬ ‫اصول ّ‬ ‫متمم قانون اساسی ‪ ،‬خود را محدود به‬ ‫ترجمه قانون اساسی بلژیک و برخی کشورهای‬ ‫غربی دیگر کرده بودند موجب شد که ّ‬ ‫عده ای‬ ‫از نمایندگان لزوم بازنگری و تطبیق این اصول‬ ‫با قانون شر ع را مطرح نمایند‪ .‬کسروی در این‬ ‫مورد می نویسد‪:‬‬ ‫‪1‬‬ ‫«چون کمیسیون کار خود را به پایان رسانید و‬ ‫قانون اساسی اماده گردید‪ ،‬دارالشوری از پذیرفتن‬ ‫ان ترسید‪ ،‬و برای جلوگیری از بدگمانی های‬ ‫مردم چنین نهاد که کسانی از علما با چند تن‬ ‫از نمایندگان بنشینند و ان را اصل به اصل از‬ ‫دیده گذرانند‪( ».‬کسروی‪)۲۹۵ :1356 ،‬‬ ‫ّ‬ ‫ی مرکب از اقایا ‬ ‫ن‬ ‫بدین منظور مجلس ‪ ،‬کمیسیون ‬ ‫بهبهانی ‪ ،‬طباطبایی ‪ ،‬شیخ فضل اهلل نوری و‬ ‫ق ّ‬ ‫متمم ‬ ‫ی و تطبی ‬ ‫ی دیگر از علما را مامور بررس ‬ ‫برخ ‬ ‫قانون اساسی با قوانین شر ع کرد‪ .‬تشکیل این‬ ‫کمیسیون که عهده دار تطبیق اصول قانون‬ ‫ً‬ ‫اساسی و ّ‬ ‫متمم های ان با احکام شر ع بود طبعا‬ ‫خوشایند روشنفکران نبود و برای جلوگیری از‬ ‫مداقه علما در اصول موضوعه‪ ،‬مدام با دسایسی‬ ‫مردم را علیه کمیسیون می شورانیدند و از زبان‬ ‫مردم‪ ،‬تعجیل در کار کمیسیون را مطرح می کردند‪.‬‬ ‫ّ‬ ‫در مقابل‪ ،‬گروهی از نمایندگان نیز لزوم دقت در‬ ‫‪ -1‬تقی زاده ‪ ،‬سیدنصراهلل تقوی و حاج امین الضرب (حاجی حسین اقا) که ‬ ‫ن و مامور کمک ب ه سعدالدوله و پی ‬ ‫ش‬ ‫ی ایرا ‬ ‫ی بیدار ‬ ‫هر س ه عضو لژ فراماسون ‬ ‫ن «اوامر استاد اعظم » بودند‪( .‬رائین‪ ،۱۳۵۷ ،‬ج‪.)196 :2‬‬ ‫برد ‬ ‫‪46‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫امر تطبیق را الزم و ضروری می دانستند‪ ،‬که این‬ ‫خود موجب بروز دودستگی در مجلس شده بود‪.‬‬ ‫کسروی در رابطه با شریعت خواهی روحانیون‬ ‫و برخی از نمایندگان مجلس می نویسد که‬ ‫بحث شریعت خواهی و لزوم انطباق قوانین با‬ ‫احکام شر ع انور‪ ،‬منحصر به علما و روحانیون‬ ‫شریعت خواه و پیروان ان ها در بیرون از مجلس‬ ‫نبود‪ ،‬بلکه در مجلس نیز کسانی از نمایندگان‪،‬‬ ‫شریعت خواهی می نمودند‪:‬‬ ‫«در مجلس گفتگو از قانون اساسی به میان‬ ‫امد‪ ،‬چون گفته می شد تبریزیان شوریده و ان را‬ ‫می خواهند‪ ،‬سید محمدتقی هراتی دلیرانه چنین‬ ‫پاسخ داد‪« :‬ما مردم باید بدانیم که مسلمانیم‬ ‫و قانون ما‪ ،‬قانون ّ‬ ‫مقدس اسالم است ‪ .‬و این‬ ‫قانون اساسی قانونی است که باید امور یک‬ ‫مملکت بر وفق ان فیصل داده شود‪ .‬ناچار باید‬ ‫ّ‬ ‫با کمال دقت فصول و مواد ان را به ّکرات حجج‬ ‫اسالمیه غور رسی نموده ‪ ،‬ا گر ده هزار هم اجتماع‬ ‫کنند و خون ها هم ریخته شود‪ ،‬نباید راضی شد‬ ‫که بدون تطبیق و تحقیق قانونی ُمجرا شود‪».‬‬ ‫(کسروی‪)۲۹۵-۲۹۴ :1356 ،‬‬ ‫بنا به گفته ی کسروی ‪:‬‬ ‫«حاجی شیخ فضل اهّلل از یک ماه پیش ی ‬ ‫ک‬ ‫ل به منظور مطابقت دادن قوانین موضوعه‬ ‫اص ‬ ‫با احکام توسط مجتهدین و فقها برای افزوده‬ ‫شدن به قانون اساسی اماده گردانیده و به ّ‬ ‫خط‬ ‫خود نوشته و منتشر کرده بود که در نشست‬ ‫کمیسیون تطبیق این را اصل ّ‬ ‫دو م قانون اساسی‬ ‫گردانیدند‪( ».‬کسروی‪)۳۱۷-۳۱۶ :1356 ،‬‬ ‫به هر تقدیر ّ‬ ‫متمم قانون اساسی پس از تغییراتی‬ ‫که کمیسیون تطبیق‪ ،‬یعنی علما و روحانیون‬ ‫در ان روا دانستند‪ ،‬اماده قرائت و تصویب در‬ ‫مجلس شد اما این تغییرات و از همه مهم تر تایید‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫اصلی که شیخ فضل اهلل نوری پیشنهاد کرده و‬ ‫کمیسیون ان را پذیرفته بود‪ ،‬خشم روشنفکران‬ ‫را بر انگیخت و مخالفت با طرح و تصویب این‬ ‫اصل را در دستور کار خود قرار دادند‪:‬‬ ‫سرانجام نظام سطنتی استبدادی پهلوی نیز دچار همان عقوبتی شد که اسالفش‬ ‫بدان گرفتار امدند و این بار نیز مردم با رهبری روحانیت خواهان سرنگونی نظام‬ ‫سلطه و پایان دادن به نظام سلطنتی و برپایی نظام جمهوری اسالمی شدند‪.‬‬ ‫«چون گفتگو از قانون اساسی به میان امد تقی زاده‬ ‫گفت ‪ :‬باید بار دیگر در کمیسیون خوانده شود‬ ‫تا به مجلس بیاید‪ .‬شیخ حسن شهیدی ایراد‬ ‫گرفته گفت‪ ...:‬ا گر مقصود از این اصالح تغییر‬ ‫است که منافی شر ع باشد‪ ،‬محال است بشود‪.‬‬ ‫ا گر مقصود تطبیق با قوانین شر ع است بهتر از‬ ‫این تصحیح و تنقیح نمی شود که شده ‪ .‬تقی زاده‬ ‫پاسخ داد و پافشاری نمود و قانون خوانده نشد»‬ ‫(کسروی‪.)۳۱۸ :1356،‬‬ ‫به زعم کسروی‪:‬‬ ‫«این مجلس با این نمایندگان شریعت خواه‬ ‫ان مجلسی که برابر ایستد و سینه سپر گرداند‪،‬‬ ‫و به شریعت خواهان پاسخ داده بگوید «ا گر‬ ‫شریعت کار زندگی را راه انداختی به مشروطه‬ ‫چه نیاز افتادی ؟» نمی بود و نمایندگان انچه‬ ‫در دل می داشتند گفتن نمی یارستند‪ ...‬ا گرچه‬ ‫باالخره نمایندگان این اصل را با دیگرگونی هایی‬ ‫پذیرفتند و اصل ّ‬ ‫دو م قانون اساسی گردانیدند‪».‬‬ ‫(کسروی‪)324 :1356،‬‬ ‫‪ -۴-۲‬ننگ روشنفکری در بر دار‬ ‫کردن شیخ فضل اهلل نوری‬ ‫تداوم همین اختالف های شریعت خواهان و‬ ‫روشنفکران از یک سو و تشکیل انجمن های‬ ‫ّ‬ ‫سری و انجام عملیات تروریستی از جمله ترور‬ ‫میرزا علی اصغر اتابک صدراعظم‪ ،‬و محمدعلی‬ ‫شاه ازسوی دیگر موجب وقایعی چون به توپ‬ ‫بستن مجلس‪ ،‬دوره ی استبداد صغیر‪ ،‬فتح تهران‬ ‫ً‬ ‫توسط مجاهدین و نهایتا سقوط محمدعلی‬ ‫شاه و پایان استبداد صغیر شد‪ .‬پس از فتح‬ ‫تهران از سوی انقالبیون و تشکیل محکمه ای‬ ‫به نام دادگاه عالی با هدف محا کمه و مجازات‬ ‫مستبدین و طرفداران محمدعلی شاه‪ ،‬این دادگاه‬ ‫که نیمی از اعضای ان عضو لژ بیداری ایرانیان‬ ‫بودند‪ ،‬ننگ صدور حکم اعدام شیخ فضل اهلل‬ ‫نوری به اتفاق اراء را به نام خود در تاریخ ثبت‬ ‫کردند و با این کار راه را بر اعدام و ترور دیگر علما‬ ‫و روحانیون گشودند و زمینه را برای بی پروایی‬ ‫روس ها در بردارکردن حاجی میرزا علی اقای‬ ‫ثقه االسالم در روز عاشورای سال ‪ 1330‬ق‪ .‬در‬ ‫تبریز در مالعام‪ ،‬و ترور سیدعبداهلل بهبهانی را‬ ‫به روایتی با صالحدید و معاضدت برخی از اعضای‬ ‫همین دادگاه عالی به ضرب گلوله فراهم ساختند‬ ‫(علوی ‪ 127-113 :1385‬و ‪ .1)157-149‬این بنای‬ ‫کج نهاد‪ ،‬در گذر زمان مدام کج و کج تر شد تا‬ ‫ً‬ ‫روزگار حکومت پهلوی ها که کامال فرو ریخت و‬ ‫از حکومت سلطنتی مشروطه جز اسمی نماند‬ ‫و حکومت استبدادی بدان مدار بازگشت که‬ ‫پیش از نهضت مشروطه بر ان بود‪ .‬سرانجام‬ ‫نظام سطنتی استبدادی پهلوی نیز دچار همان‬ ‫عقوبتی شد که اسالفش بدان گرفتار امدند و‬ ‫این بار نیز مردم با رهبری روحانیت خواهان‬ ‫سرنگونی نظام سلطه و پایان دادن به نظام‬ ‫سلطنتی و برپایی نظام جمهوری اسالمی شدند‪.‬‬ ‫‪ -1‬برای مطالعه بیشتر درباره ترورها و شکل گیری هیات مدیره ی انقالب‬ ‫و دادگاه عالی و ارتباط غالب اعضای ان با لژ فراماسونی بیداری ایرانیان‬ ‫به کتاب «زندگی و زمانه سیدحسن تقی زاده» به قلم سیدعلی علوی‪،‬‬ ‫انتشارات موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی‪ 1385 ،‬مراجعه نمایید‪.‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪47‬‬ ‫ݫ ݫݔ ݡݡس ݩ‬ ‫ݣدر ݣٮ ݫݬݓاد‬ ‫ى ݑٮ ݣادݣ ݣݣه ݣ ݣ‬ ‫ݣ ݣ ݣاݥݣ‬ ‫رهبر فرزانه انقالب دین مداری‪ ،‬امت سازی‪ ،‬تشکیل حکومت‪،‬‬ ‫قانون مداری و ایجاد امنیت را مهم ترین مولفه های تمدن‬ ‫اسالمی دانسته و برای احیای تمدن اسالمی‪ ،‬شرایطی قائل‬ ‫شده اند که بازگشت حقیقی به قران‪ ،‬اقتدا به سیره رسول اهلل‪،‬‬ ‫اهتمام به وحدت و نظام سازی از ان جمله است‪.‬‬ ‫‪ .۳‬انقالب اسالمی و روشنفکری؛ مروری‬ ‫بر مواضع نظام جمهوری اسالمی‬ ‫اتحاد یکپارچه ی ملت ایران برای تحقق اهدافی‬ ‫مشترک تحت رهبری امام راحل؟ق؟ و وحدت‬ ‫کلمه بر محور نفی استبداد داخلی و استعمار‬ ‫خارجی‪ ،‬سرنگونی رژیم سلطنتی و برپایی نظام‬ ‫جمهوری اسالمی‪ ،‬به رغم حمایت های بی دریغ‬ ‫سران همه ی کشورهای استعمارگر و دولت های‬ ‫وابسته به انان‪ ،‬سرانجام به اهداف خود نائل‬ ‫امد و انقالب مردم به رهبری امام شان پیروز شد‪.‬‬ ‫یکی از وجوه ّ‬ ‫ممیزه این انقالب که مورد تا کید‬ ‫بنیانگذار ان امام؟ق؟ بود و در شعار مردم پیش‬ ‫و پس از پیروزی انقالب به روشنی دیده می شد‪،‬‬ ‫«نفی سلطه ی شرق و غرب» در جهان دوقطبی‬ ‫ان زمان بود‪ .‬در روزگاری که بسیاری بر این باور‬ ‫بودند که در رقابت تنگاتنگ دو ابرقدرت شوروی‬ ‫و امریکا‪ ،‬برای بقا و ماندگاری در صحنه بین الملل‪،‬‬ ‫چاره ای جز وابستگی به یکی از این دو ابرقدرت‬ ‫نیست؛ رهبر نظام جمهوری اسالمی با تن ندادن‬ ‫به این گفتمان شایع و حا کم‪ ،‬عدم وابستگی به‬ ‫سلطه ی سیاسی‪ ،‬نظامی‪ ،‬اقتصادی و به ویژه‬ ‫فرهنگی را در همه ی زمینه ها به عنوان استراتژی‬ ‫نظام برگزید‪ .‬بدیهی است که انتخاب «استراتژی‬ ‫عدم وابستگی» در کشوری که سابقه ی ّ‬ ‫ممتدی‬ ‫در وابستگی به غرب داشت‪ ،‬از روز نخست به‬ ‫«مقابله با غرب» تعبیر شد‪ .‬درحالی که انچه‬ ‫‪48‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫مطمح نظر بود مقابله با سلطه ی همه جانبه‬ ‫به خصوص سلطه ی سیاسی و فرهنگی بلندمدتی‬ ‫بود که چون نهالی از عصر صفوی در این دیار‬ ‫غرس شده بود‪ ،‬در روزگار حکومت قاجار بالیده‬ ‫بود‪ ،‬و در حکومت پهلوی ها چنان تناور شده‬ ‫بود که برکندن این شجره ی مشئوم جز به مدد‬ ‫انقالب‪ ،‬ممکن نبود‪ .‬نکته ای که از دیرباز به ویژه‬ ‫از دوره ی حکومت قاجار و نهضت مشروطه و پس‬ ‫از ان در جامعه ی ایران مطرح بود‪ ،‬گره خوردن‬ ‫واژه ی «روشنفکری» با «غرب گرایی» بود؛ و این‬ ‫نسبت چنان قوام یافته و دوام داشته است که‬ ‫هنوز وقتی واژه ی روشنفکر‪ 1‬و روشنفکری به‬ ‫زبان می اید‪ ،‬توجه اذهان به غرب گرایی معطوف‬ ‫می شود‪ ،‬و واژه ی غرب گرایی‪ ،‬خود تداعی کننده ی‬ ‫رویکرد جدایی سیاست از دیانت و مخالفت با‬ ‫روحانیت است‪.‬‬ ‫‪ -1‬به تعبیر جالل ال احمد‪« :‬در همان زمان که مردم کوچه و بازار در مورد‬ ‫فرزندان اشرافیت از فرنگ برگشته‪ ،‬تعابیری چون فکلی‪ ،‬مستفرنگ‪،‬‬ ‫متجدد‪ ،‬و ّ‬ ‫ّ‬ ‫تجددخواه به کار می بردند‪ ،‬در همان زمان حضرات خود را‬ ‫ّ‬ ‫منورالفکر می نامیدند و بیشتر توجه شان به پیشوایان قرن هجدهم فرانسه‬ ‫بود که خود را «روشن شدگان» و دوره ی خود را قرن روشنایی می نامیدند‪.‬‬ ‫همین سنگ اول بنا بود که کج گذاشته شد‪ .‬ا گر پیشوایان فکری ان دوره‬ ‫در فرانسه خود را چنین نامیدند شاید به این علت بود که دنیای تاریک‬ ‫قرون وسطایی اروپا را که زیر سلطه ی ّ‬ ‫تحجر مسیحیت بود پشت سر گذاشته‬ ‫بودند» (ال احمد‪« .)۲۴-۲۳ :۱۳۷۹ ،‬یکی از خواص روشنفکری یا از لوازم‬ ‫ان‪ ،‬در تعبیر اصلی فرنگی اش‪ ،‬ازاداندیشی یا ازادفکری بوده است؛ و این‬ ‫ازاداندیشی البته که در مقابل سلطه مسیحیت کاتولیک باجبروت سلطنت‬ ‫زمینی پاپ ها در رم نوعی توجیه شده بوده است با انچه از انگیزاسیون‬ ‫خوانده ایم؛ و کار این ازاداندیشی در کار حضرات روشنفکران فرنگ تا انجا‬ ‫پیش رفت که به ارتداد کشید و سرلوحه ی برنامه ی روشنفکری در فرنگ‬ ‫شد مخالفت با پاپ و کلیسا و مسیحیت‪ .‬جالب اینکه روشنفکران ما نیز‬ ‫ّ‬ ‫بی اینکه مقدمات و موخرات کافی برای چنین ارتدادی در دست داشته‬ ‫ّ‬ ‫باشند‪ ،‬در این زمینه هم مقلدان صرف روشنفکر فرنگی درامدند‪( ».‬ال‬ ‫احمد‪)25 :1379 ،‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫‪ -۱-۳‬نوجویی امام؟ق؟‪ :‬پذیرش‬ ‫روشنفکران در عین نفی غرب باوری‬ ‫مرور گفتار و مواضع امام خمینی؟ق؟ از پیش از‬ ‫انقالب و حین و پس از پیروزی ان نشان می دهد‬ ‫انچه بنیانگذار نظام جمهوری اسالمی درصدد‬ ‫نفی ان بوده است سلطه ی بیگانگان و احساس‬ ‫خودکم بینی و تن دادن به سلطه ی غرب تحت‬ ‫هر اسم و رسمی‪ ،‬از جمله روشنفکری با مضمون‬ ‫غرب زدگی یا غرب گرایی است‪ .‬قرائن ّ‬ ‫موید ان‬ ‫است که نه تنها مقابله با روشنفکران مستقل‪،‬‬ ‫مدنظر حضرت امام؟ق؟ نبود بلکه همواره در‬ ‫سخنرانی های خود بر ذوب کردن یخ های نقار‬ ‫و رویارویی دو قشر تاثیرگذار بر رشد و توسعه ی‬ ‫کشور یعنی روشنفکران غیروابسته و روحانیان‬ ‫تا کید می فرمودند‪ .‬لذا شاهدیم یکی از نخستین‬ ‫مالقات های امام؟ق؟‪ ،‬یک هفته بعد از پیروزی‬ ‫انقالب یعنی ‪ 29‬بهمن ‪ ۱۳۵۷‬در مدرسه علوی‬ ‫با نمایندگان یکی از شاخص ترین کانون های‬ ‫روشنفکری در ایران یعنی کانون نویسندگان‬ ‫بود‪ .‬امام ضمن اینکه روشنفکران را «طبقه ی‬ ‫ّ‬ ‫ّ‬ ‫متفکر» و «قشری از ملت» می خواند‪ ،‬خواهان‬ ‫ارتباط متقابل ان ها و روحانیون است‪:‬‬ ‫«من از اقایان که اینجا تشریف اورده اند و اظهار‬ ‫لطف کردند متشکرم‪ .‬من از چیزهایی که در‬ ‫این نهضت‪ ،‬ثمراتی که در این نهضت یافتم‪،‬‬ ‫یکی روبه رو شدن با چهره های تازه ای [است]‬ ‫که تا کنون ما با ان ها روبه رو نبودیم‪ .‬از هم‬ ‫ّ‬ ‫جدا کردند قشرهای ملت را؛ از هم جدا کردند‪.‬‬ ‫ّ‬ ‫روحانیون را از روشنفکران‪ ،‬از طبقات متفکر جدا‬ ‫کردند؛ و ان ها را با هم در صف مقابل قرار دادند؛‬ ‫و این در اثر کوشش هایی بود که استعمار برای‬ ‫اینکه بتواند ذخایر ما را ببرد این کوشش ها را‬ ‫ّ‬ ‫کردند که قشرهای روشن ملت را‪ ،‬قشرهای‬ ‫ّ‬ ‫کارامد ملت را‪ ،‬ان هایی که می توانند در مقابل‬ ‫ان ها و اجانب ایستادگی کنند و می توانند ان ها‬ ‫را عقب بزنند‪ ،‬برای اینکه اینها مجتمع نشوند و‬ ‫ّ‬ ‫متفرق باشند بلکه با هم در دو جناح مخالف‪ ،‬و‬ ‫گاهی با هم اختالفات شدید و حدید پیدا بکنند‪،‬‬ ‫کوشش ها کردند و البته به امال خودشان هم‬ ‫بسیار رسیدند‪ .‬روحانیون را در نظر شما ‪ -‬طبقه‬ ‫ّ‬ ‫نویسنده متفکر ‪ -‬طوری قلمداد کردند که حاضر‬ ‫نبودید از ان ها یادی بکنید؛ و شما را در مقابل‬ ‫روحانیون طوری قلمداد کردند که ان ها هم‬ ‫حاضر نبودند از شما ذکری بکنند‪ .‬این تفرقه‬ ‫باعث شد که ان ها به امال خودشان رسیدند و با‬ ‫ازادی همه ذخایر ما را بردند؛ و با ازادی و بدون‬ ‫مزاحم‪( ».‬صحیفه امام‪ ،‬ج‪ ۲۹ - ۶‬بهمن ‪)۱۳۵۷‬‬ ‫امام؟ق؟ در همین سخنرانی اهداف نظام را «نفی‬ ‫سلطه ی شرق و غرب‪ ،‬و نفی وابستگی فکری و‬ ‫طرد وابستگان به دو ابرقدرت چپ و راست»‬ ‫برمی شمرد و از همان روشنفکران دعوت به‬ ‫همراهی «تحت لوای اسالم» می کند‪:‬‬ ‫«مطلب نهایی ما رفتن رژیم منحوس شاهنشاهی‬ ‫[است]‪ ...‬و رفتن جناح های چپ و راست و‬ ‫ان هایی که می خواهند‪ ،‬امپریالیست ها یا چپی ها‬ ‫که می خواهند ما را اسیر کنند‪ .‬ما از االن باید‬ ‫مستقل باشیم‪ :‬نه طرف راست نه طرف چپ؛‬ ‫بلکه همه تحت لوای ْ‬ ‫اسالم مستقل‪ .‬ا گر بخواهید‬ ‫مملکت تان مستقل بشود‪ ،‬ا گر بخواهید ازادی‬ ‫ّ‬ ‫متشتت را االن کنار‬ ‫برای شما پیدا بشود‪ ،‬افکار‬ ‫بگذارید و با هم‪ ،‬هم صدا با هم‪ ،‬این بار را به منزل‬ ‫برسانید‪( ».‬صحیفه امام‪ ،‬ج‪ ۲۹ ،۶‬بهمن ‪)۱۳۵۷‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪49‬‬ ‫ݫ ݫݔ ݡݡس ݩ‬ ‫ݣدر ݣٮ ݫݬݓاد‬ ‫ى ݑٮ ݣادݣ ݣݣه ݣ ݣ‬ ‫ݣ ݣ ݣاݥݣ‬ ‫حضرت امام؟ق؟ با تا کید بر عنوان «جمهوری اسالمی»‪ ،‬نه یک کلمه کم و نه‬ ‫یک کلمه زیاد‪ ،‬خط و خطوط را مشخص می فرمایند‪« :‬ا گر شما دیدید که این‬ ‫جمعیت هایی که االن مشغول فعالیت هستند‪ ،‬جمهوری که می گویند‪ ،‬یا‬ ‫«جمهوری» می گویند یا «جمهوری دمکراتیک» می گویند یا «جمهوری دمکراتیک‬ ‫اسالمی»‪ ،‬این همان معنایی است که دشمن های ما می خواهند‪ ،‬دشمن های‬ ‫ما از جمهوری نمی ترسند‪ ،‬از اسالم می ترسند‪.‬‬ ‫انچه امام؟ق؟ بیش از هر چیز بر ان تا کید می فرمود‬ ‫و خطر ان را گوشزد می نمود‪« ،‬خودباختگی‬ ‫و ّ‬ ‫حس خودکم بینی در برابر غرب و وابستگی‬ ‫فکری و روحی به غرب» بود ‪ .‬ایشان در یکی از‬ ‫سخنرانی ها می فرماید‪:‬‬ ‫«این وابستگی (فکری و روحی) بسیار اسفنا ک‬ ‫است‪ .‬وابستگی نظامی را با یک روز‪ ،‬با یک ماه‬ ‫می شود رفعش کرد؛ بیرون شان کرد؛ وابستگی‬ ‫اقتصادی قابل جبران است؛ زود می شود‬ ‫جبران کرد؛ اما وابستگی روحی و انسانی است‬ ‫که بسیار مشکل است‪ .‬یک بچه را از ان بچگی‬ ‫که بوده است در دامن مادرش‪ ،‬تا رفته است به‬ ‫دبستان‪ ،‬تا رفته است به دبیرستان‪ ،‬و تا رفته‬ ‫است در دانشگاه‪ ،‬هر جا رفته‪ ،‬تبلیغات جوری‬ ‫بوده که این را وابسته بار اورده است؛ اعتقادش‬ ‫این شده که به غیر ارتباط با خارج نمی شود‬ ‫کاری کرد؛ خودمان چیزی نداریم! حتی گمان‬ ‫این است که خودمان‪ ،‬حتی اخالق مان هم‬ ‫اخالق صحیح نباشد‪ ،‬این است که مشکل است‬ ‫ترمیم ش‪ ،‬به این زودی ها هم ترمیم نمی شود و‬ ‫همه باید دست به هم بدهند برای ترمیم این‬ ‫جهت که این وابستگی ازبین برود‪( ».‬صحیفه ‬ ‫امام‪ 9 -‬خرداد‪)1358‬‬ ‫‪50‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫‪ -۲-۳‬غرب گرایی روشنفکران؛ عامل‬ ‫تخطئه ی انان ازسوی امام؟ق؟‬ ‫شناخت تجربه عملکرد روشنفکران غرب باور در‬ ‫عصر مشروطیت‪ ،‬و تعمیق غرب باوری در بسیاری‬ ‫از تحصیل کردگان و تکنوکرات های عصر پهلوی‬ ‫دوم‪ ،‬موجب شده بود که حضرت امام؟ق؟ از روز‬ ‫نخست با تا کید بر «جمهوری اسالمی»‪ ،‬نه یک‬ ‫کلمه‪ ،‬کم و نه یک کلمه زیاد‪ ،‬خطوط راهنما را‬ ‫مشخص نمایند‪:‬‬ ‫«ا گر شما دیدید که این جمعیت هایی که االن‬ ‫مشغول فعالیت هستند‪ ،‬جمهوری که می گویند‪،‬‬ ‫یا «جمهوری» می گویند یا «جمهوری دمکراتیک»‬ ‫می گویند یا «جمهوری دمکراتیک اسالمی»‪ ،‬این‬ ‫همان معنایی است که دشمن های ما می خواهند‪،‬‬ ‫دشمن های ما از جمهوری نمی ترسند‪ ،‬از اسالم‬ ‫می ترسند‪ .‬از جمهوری صدمه ندیدند‪ ،‬از اسالم‬ ‫صدمه دیدند‪ ...‬هرکس پهلوی جمهوری اسالمی‬ ‫«دمکراتیک» بگذارد این دشمن ماست‪ ،‬هرکس‬ ‫«جمهوری دمکراتیک» بگوید‪ ،‬این دشمن‬ ‫ماست‪ ،‬برای اینکه ْ‬ ‫این اسالم را نمی خواهد‪.‬‬ ‫ما اسالم را می خواهیم‪( ».‬صحیفه امام‪ ،‬ج‪،۷‬‬ ‫‪ ۲‬خرداد ‪)۱۳۵۸‬‬ ‫نوع نگرش روشنفکران و تعبیر و تفسیری که‬ ‫همواره در فرهنگ سیاسی غرب باوران ما از واژه ی‬ ‫دمکراسی و نظام دمکراتیک ارائه شده‪ ،‬بیانگر‬ ‫ان است که مراد روشنفکران ما از برپاداشتن‬ ‫ً‬ ‫نظام دمکراتیک دقیقا استقرار نظامی است با‬ ‫همان ویژگی های نظام غربی و غرض از اعطای‬ ‫ازادی‪ ،‬روا داشتن همه ی ازادی هایی است که‬ ‫در نظام های دمکراتیک غرب‪ ،‬بی توجه به اوامر‬ ‫و نواهی شر ع و فار غ از مسوولیت های دینی‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫و اخالقی اعطا می شود‪ .‬غرض روشنفکران ما‬ ‫از نظام دمکراتیک‪ ،‬نظامی است سکوالر‪ ،‬که‬ ‫در ان احکام شر ع به سطح فردی و شخصی‬ ‫ّ‬ ‫وا گذار شده و ورود ان در سطح عمومی‪ ،‬محلی‬ ‫از اعراب ندارد‪ .‬لذا می توان چنین استنباط کرد‬ ‫که مخالفت صریح امام؟ق؟ با واژه ی دمکراتیک‬ ‫که یکی از گزینه هایی بود که برخی ازجناح های‬ ‫ّ‬ ‫روشنفکری و احزاب ملی گرا مطرح می کردند‬ ‫حاصل تعبیر و تفسیری بود که روشنفکران‬ ‫از گذشته های دور در نظر داشتند و احزاب‬ ‫و گروه هایی که تحت همین عناوین فعالیت‬ ‫می کردند همواره خواهان استقرار نظامی بودند‬ ‫مشابه نظام های غربی‪ .‬چنان که بعد از استقرار‬ ‫ّ‬ ‫مشروطه و تشکیل دومین مجلس شورای ملی‬ ‫یکی از فرا کسیون هایی که اعالم موجودیت کرد‬ ‫فرا کسیون حزب «دمکرات عامیون» بود که با‬ ‫گرته برداری از حزب سوسیال دمکرات دنیای‬ ‫غرب‪ ،‬یکی از بندهای مرامنامه ی خود را انفکا ک‬ ‫دیانت از سیاست یا به تعبیر خودشان «انفکا ک‬ ‫کامل ّقوه سیاسی از ّقوه روحانی» قرار داده بودند‬ ‫(بهار‪ .)9 :1357 ،‬بنابراین انچه را که امام؟ق؟‬ ‫به عنوان یک خطر مطرح می فرماید و با شفافیت‬ ‫مخالفت خود را با ان بیان می دارد «وابستگی‬ ‫به غرب و اموزه های غربیان در مقابله با دین»‬ ‫است‪ .‬انحرافی که روشنفکران عصر مشروطه‬ ‫بدان گرفتار شدند و با شعار جدایی سیاست‬ ‫از دیانت و مقابله با شریعت و شریعت مداران‪،‬‬ ‫موجب انحراف مشروطیت و بازگشت نظام‬ ‫سلطه شدند‪ .‬لذا امام؟ق؟ با صراحت می فرماید‪:‬‬ ‫«هرکس را دیدید با هر اسمی‪ ،‬هر هیاتی را دیدید‬ ‫با هر اسمی‪ ،‬هر جمعیتی را دیدید با هر اسمی‪،‬‬ ‫هر نویسنده ای را دیدید با هر اسمی‪ ،‬هر کسی‬ ‫که دعوی می کند که ما حقوقدان هستیم‪،‬‬ ‫دعوی هر چی که می کند‪ ،‬ببینید مقاالت شان‬ ‫چه جوری است؛ در روزنامه ها مقاالت شان را‬ ‫می نویسند‪ .‬ببینید وقتی که اجتماع می کنند‬ ‫که کردند‪ -‬ببینید که با اسالم چطور مخالفت‬‫می کنند‪ .‬ببینید این اجتماعات از چه جور جمعیتی‬ ‫مجتمع می شود‪ .‬ببینید چه مردمی در این‬ ‫اجتماعات جمع می شوند و خودشان را متصل‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪51‬‬ ‫ݫ ݫݔ ݡݡس ݩ‬ ‫ݣدر ݣٮ ݫݬݓاد‬ ‫ى ݑٮ ݣادݣ ݣݣه ݣ ݣ‬ ‫ݣ ݣ ݣاݥݣ‬ ‫انچه امام؟ق؟ در مقابل ان با صراحت موضع گیری می کردند رویکردهایی چون‬ ‫«جدایی سیاست از دیانت» و باورداشت هایی چون «نابسنده بودن احکام‬ ‫فقهی در اداره جوامع امروزین‪ ،‬رویارویی با احکام الهی تحت عناوینی چون‬ ‫حقوق بشر‪ ،‬و ناسازگاری برخی از احکام با رویه های متداول در دنیای غرب‪ ،‬و‬ ‫ّ‬ ‫به طور کلی انحراف از اسالم» بود که در ذهن و ضمیر روشنفکرانی از این دست‬ ‫نهادینه شده بود‬ ‫می کنند‪ ،‬و بعد هم از اسالم هیچ خبری نیست‪.‬‬ ‫ببینید چه جمعیت هایی هستند که روحانیین‬ ‫را می خواهند کنار بگذارند؛ همان طوری که در‬ ‫صدر مشروطه روحانی کار را کرد‪ ،‬و اینها زدند‬ ‫و کشتند‪ ،‬ترور کردند‪( ،‬این) همان نقشه است‪.‬‬ ‫ان وقت ترور کردند سید عبداهّلل بهبهانی را‪ ،‬کشتند‬ ‫ّ‬ ‫مرحوم (شیخ فضل اهلل) نوری را‪ ،‬و مسیر ملت را‬ ‫از ان راهی که بود برگرداندند به یک مسیر دیگر؛‬ ‫همان نقشه االن هست که مطهری را می کشند؛‬ ‫فردا هم شاید من و پس فردا هم یکی دیگر را‪».‬‬ ‫(صحیفه امام‪ ،‬ج‪ ۲ ،۷‬خرداد ‪)۱۳۵۸‬‬ ‫انچه امام؟ق؟ از روز نخست در برابر ان حساسیت‬ ‫نشان می دادند و با صراحت در مقابل ان موضع‬ ‫می گرفتند‪« ،‬غرب زدگی به معنای تن دادن به‬ ‫فرهنگ غرب و احساس خودکم بینی نهادینه‬ ‫شده در برابر غرب و تقلید بی چون و چرا از مشی‬ ‫ً‬ ‫و ممشای غربیان» بود و طبعا این رویه را مقابله‬ ‫ّ‬ ‫یا ستیزه با غرب تلقی کردن‪ ،‬مقرون به حقیقت‬ ‫نیست‪ .‬انچه امام؟ق؟ در مقابل ان با صراحت‬ ‫موضع گیری می کردند رویکردهایی چون «جدایی‬ ‫سیاست از دیانت» و باورداشت هایی چون‬ ‫«نابسنده بودن احکام فقهی در اداره جوامع‬ ‫امروزین‪ ،‬رویارویی با احکام الهی تحت عناوینی‬ ‫چون حقوق بشر‪ ،‬و ناسازگار نشان دادن برخی‬ ‫از احکام با رویه های متداول در دنیای غرب‪ ،‬و‬ ‫ّ‬ ‫به طور کلی انحراف از اسالم» بود که در ذهن و‬ ‫‪52‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫ضمیر روشنفکرانی از این دست نهادینه شده‬ ‫ّ‬ ‫بود و در گفتار و نوشتارشان متجلی می شد و در‬ ‫عمل خواهان استقرار نظامی دمکراتیک با همان‬ ‫مشخصه هایی بودند که در غرب استقرار یافته‬ ‫ّ‬ ‫بود‪ .‬لذا شاهدیم هنگامی که جبهه ی ملی در‬ ‫برابر الیحه قصاص بیانیه صادر می کند و مردم‬ ‫را به تظاهرات خیابانی فرا می خواند امام؟ق؟‬ ‫به ّ‬ ‫ شدت در برابر این حرکت موضع گیری می کنند‬ ‫و در سخنرانی خود در ‪ ۲۹‬اسفند ‪ ۱۳۶۷‬با اشاره‬ ‫به فراخوان جبهه ملی می فرمایند‪:‬‬ ‫«من می خواهم ببینم که این راهپیمایی که‬ ‫امروز اعالم شده است‪ ،‬اساس این راهپیمایی‬ ‫ّ‬ ‫چه هست‪ .‬من دو تا اعالمیه از جبهه ملی‪ ،‬که‬ ‫دعوت به راهپیمایی کرده است‪ ،‬دیدم‪ .‬در‬ ‫یکی از این دو اعالمیه‪ ،‬جزء انگیزه ای که برای‬ ‫راهپیمایی قرار داده اند‪ ،‬الیحه قصاص است‪.‬‬ ‫یعنی مردم ایران را دعوت کردند که مقابل الیحه‬ ‫قصاص بایستند‪ .‬در اعالمیه دیگری که منتشر‬ ‫کرده بودند تعبیر این بود که الیحه غیرانسانی!‬ ‫ّ‬ ‫ملت مسلمان را دعوت می کنند که در مقابل‬ ‫الیحه قصاص راهپیمایی کنند‪ ،‬یعنی چه؟‬ ‫یعنی در مقابل ّ‬ ‫نص قران کریم راهپیمایی کنند!‬ ‫شما را دعوت به قیام و استقامت و راهپیمایی‬ ‫می کنند در مقابل قران کریم‪ّ .‬‬ ‫نص قران کریم‪.‬‬ ‫ضروری مسلمین‪ ،‬چه برادران اهل سنت و چه‬ ‫برادران شیعی‪ ،‬ضروری این است که این قران از‬ ‫خداست و در قران هرچه باشد ضروری است که‬ ‫باید پذیرفت‪ .‬قضیه قصاص در جاهایی از قران‬ ‫تصریح شده است‪ .‬الیحه قصاص همین مسائل‬ ‫قران است‪ .‬در این راهپیمایی که مسلمان ها‬ ‫را به اصطالح خودشان دعوت کرده اند‪ ،‬دعوت‬ ‫کرده اند که مردم قیام کنند در مقابل قران! مردم‬ ‫قیام کنند در مقابل احکام ضروریه اسالم!»‬ ‫(صحیفه امام‪ ،‬ج‪)14‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫جمع بندی و نتیجه گیری‬ ‫از سخنرانی ها و مواضع امام؟ق؟ در پیش و پس‬ ‫از انقالب اسالمی می توان چنین استنباط کرد‬ ‫که مخالفت ایشان‪ ،‬نه با نفس روشنفکری‬ ‫است و نه ستیزه با غرب؛ بلکه انچه ایشان در‬ ‫مقابل ان موضع مخالفت ّ‬ ‫جدی اتخاذ می کردند‬ ‫روشنفکری بمعنی االخص ان است که غربزدگی‪،‬‬ ‫احساس حقارت‪ ،‬و وابستگی بی چون وچرا به‬ ‫غرب است‪ .‬همان تجربه ای که این جامعه در‬ ‫عصر مشروطه نیز با ان مواجه بود و نتیجه ی‬ ‫روشنفکری غرب گرا و غرب زده‪ ،‬چیزی نشد جز‬ ‫قلب ّ‬ ‫ماهیت انقالب مشروطه ی مشروعه ی مردم‬ ‫و درافتادن به ورطه ی استبداد مدرن‪.‬‬ ‫انچه امام؟ق؟ به ان حساسیت ّ‬ ‫جدی داشت‬ ‫و با صراحت در مقابل ان موضع می گرفت‬ ‫«غرب زدگی به معنای تن دادن به فرهنگ غرب‬ ‫و احساس خودکم بینی نهادینه شده در برابر‬ ‫غرب و تقلید بی چون و چرا از مشی و ممشای‬ ‫ً‬ ‫غربیان» بود و طبعا این رویه را نمی توان مقابله‬ ‫ّ‬ ‫یا ستیزه با غرب تلقی کرد‪ .‬ایشان به صراحت‬ ‫در مقابل رویکردهایی چون «جدایی سیاست‬ ‫از دیانت» و باورهایی چون «نابسنده بودن‬ ‫احکام فقهی در اداره جوامع امروزین‪ ،‬رویارویی‬ ‫با احکام الهی تحت عناوینی چون حقوق بشر‪ ،‬و‬ ‫ناسازگار نشان دادن برخی از احکام با رویه های‬ ‫ّ‬ ‫متداول در دنیای غرب‪ ،‬و به طور کلی انحراف‬ ‫از اسالم» موضع گیری می کردند که در ذهن و‬ ‫ضمیر روشنفکران غرب باور نهادینه شده بود و‬ ‫ّ‬ ‫در گفتار و نوشتارشان متجلی می شد‪ .‬حضرت‬ ‫امام؟ق؟ وجود و شیوع این نوع روشنفکری را‪ ،‬که‬ ‫مبتنی بر ّ‬ ‫حس خودکم بینی و عدم اعتماد به نفس‬ ‫است‪ ،‬هم موجب اضمحالل فرد و هم خطری‬ ‫ّ‬ ‫برای کشور و هم مانعی برای رشد و تعالی تلقی‬ ‫می نمود‪ .‬هشداری که فقط به تاریخ گذشته‬ ‫و انقالب مشروطه و حتی اوان انقالب اسالمی‬ ‫ّ‬ ‫تعلق نداشته و محدود به ان ها نیست‪ .‬بلکه‬ ‫به مثابه یک شاخص و معیار همیشگی برای درک‬ ‫و فهم ّ‬ ‫ماهیت اسالم و نظام جمهوری اسالمی‬ ‫است‪ :‬نفی وابستگی‪ ،‬غرب باوری‪ ،‬غرب پذیری‪،‬‬ ‫و غرب مداری؛ و ایمان و اعتماد و باور به این که‬ ‫اسالم و نظام اسالمی می تواند‪...‬‬ ‫منابع و ماخذ‬ ‫ی نهضت مشروطیت‪ -.‬تهران‪:‬‬ ‫ن (‪ )1355‬ایدئولوژ ‬ ‫‪1 .1‬ادمیت ‪ ،‬فریدو ‬ ‫انتشارات پیام ‪.‬‬ ‫‪2 .2‬ال احمد‪ ،‬جالل (‪ ) 1379‬در خدمت و خیانت روشنفکران‪ -.‬تهران‪:‬‬ ‫انتشارات فردوس‪ ،‬چاپ چهارم‪.‬‬ ‫‪3 .3‬ابن خلدون‪ ،‬عبدالرحمن (‪ِ )1363‬الع َبر (تاریخ ابن خلدون)‪ .‬ترجمه ی‬ ‫عبدالمحمد ایتى‪ -.‬تهران‪ :‬موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگى‬ ‫‪4 .4‬انجوی شیرازی‪ ،‬سیدابوالقاسم‪« ،‬رابطه مذهب با ملت» در مجموعه‬ ‫مقاالت شاهنامه شناسی‬ ‫ّ‬ ‫‪5 .5‬امام خمینی‪ ،‬صحیفه امام‪ ،‬مجلدات مختلف‬ ‫‪6 .6‬بهار‪ ،‬محمدتقی (‪ )1357‬تاریخ مختصر احزاب سیاسی در ایران‪ ،‬جلد‬ ‫اول‪ -.‬تهران‪ :‬شرکت سهامی کتابهای جیبی‪ ،‬چاپ سوم‪.‬‬ ‫‪7 .7‬تقی زاده‪ ،‬سیدحسن (‪« )۱۲۸۹‬گفتارها»‪ ،‬نشریه کاوه ‪ ،‬شمار هی ‪،36‬‬ ‫‪ 14‬شهریور ‪.1289‬‬ ‫‪8 .8‬دینوری‪ ،‬احمد بن داود (‪ )1371‬اخبار الطوال‪ .‬ترجمه ی محمود مهدوى‬ ‫دامغانى‪ -.‬تهران‪ :‬نشر نى‪.‬‬ ‫ی در ایران ‪ -.‬تهران‪ :‬‬ ‫‪9 .9‬رائین ‪ ،‬اسماعیل (‪ )1357‬فراموشخان ه و فراماسونر ‬ ‫انتشارات امیرکبیر‬ ‫‪1010‬طبری‪ ،‬محمدبن جریر (‪ )1362‬تاریخ طبری یا تاریخ الرسل و الملوک‪.‬‬ ‫ترجمه ی ابوالقاسم پاینده‪ -.‬تهران‪ :‬انتشارات اساطیر‬ ‫‪1111‬علوی‪ ،‬سیدعلی (‪ )1385‬زندگی و زمانه سیدحسن تقی زاده‪ -.‬تهران‪:‬‬ ‫انتشارات موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی‬ ‫‪1212‬غزالی‪ ،‬امام محمد (‪ )۱۳۱۷‬نصیحه الملوک‪ .‬با مقدمه‪ ،‬تصحیح و حاشیه‬ ‫جالل همایی‪ -.‬تهران‪ :‬چاپخانه مجلس‬ ‫ّ‬ ‫‪1313‬کاتوزیان‪ ،‬محمدعلی همایون (‪ )۱۳۹۱‬تضاد دولت و ملت‪ :‬نظریه تاریخ و‬ ‫سیاست در ایران‪ .‬ترجمه ی علیرضا طیب ‪ -.‬تهران‪ :‬نشر نی‪ ،‬چاپ نهم‪.‬‬ ‫خ مشروطه ایران‪-.‬تهران‪ :‬انتشارات‬ ‫‪1414‬کسروی ‪ ،‬احمد (‪ )1356‬تاری ‬ ‫پ سیزدهم ‪.‬‬ ‫امیرکبیر‪ ،‬چا ‬ ‫‪1515‬کریستین سن‪ ،‬ارتور (‪ )1372‬ایران در زمان ساسانیان‪ .‬ترجمه ی رشید‬ ‫یاسمی‪ -.‬تهران‪ :‬دنیای کتاب‪ ،‬چاپ هشتم‪.‬‬ ‫‪1616‬ملک زاده‪ ،‬مهدی (‪ )1363‬تاریخ انقالب مشروطیت ایران‪-.‬تهران‪:‬‬ ‫انتشارات علمی‪ ،‬چاپ دوم‪.‬‬ ‫‪1717‬مزینانی‪ ،‬محمد صادق (‪ )1381‬اندیشه های سیاسی محقق نراقی‪ -.‬قم‪:‬‬ ‫دبیرخانه مجلس خبرگان‪ ،‬مرکز تحقیقات علمی‬ ‫ی ایرانیان‪ -.‬تهران‪ ،:‬انتشارات ‬ ‫خ بیدار ‬ ‫ی (‪ )۱۳۴۹‬تاری ‬ ‫‪1818‬ناظم االسالم کرمان ‬ ‫بنیاد فرهنگ ایران‪.‬‬ ‫‪1919‬نجفی ‪ ،‬موسی و جعفریان ‪ ،‬رسول (‪)۱۳۷۳‬؛ سد ه تحریم تنبا کو‪ -.‬تهران‪:‬‬ ‫ت امیرکبیر‪.‬‬ ‫ انتشارا ‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪53‬‬ ‫محمدامین باقر ی کنی‬ ‫پژوهشگر هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟‪،‬‬ ‫دانشجوی دکتری معارف اسالمی و مدیریت دولتی‬ ‫گرایش خط مشی گذاری عمومی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫ک‬ ‫ل‬ ‫ݦ‬ ‫ݑ‬ ‫ى‬ ‫ݣحاݤ ݣ ݧݩݐح ݐݩݣهلل‬ ‫ݡٮ ݣݐݩںرݣ ض ݣوݣ ݣ ݣ‬ ‫ݣهلل ݣ �ز ݣݣدر ݣدݣݧ ݧسݧݩݑ کل ݣ‬ ‫ݡی ݫݬݔݣ ݣاݤ ݣ ݣم ݣ ݖݩݦݣ‬ ‫ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣع ݣ ݣ ݣص ݣ ݤاݣ ݣ ݣ ݣ ݣݥ‬ ‫ݣمى ݣںیݥ‬ ‫ٮمݣا ݣ ݣ ݣ ݣمݣ ݫݬݓݣ‬ ‫ݣدر ݣه� ݑ ݦ ݦ ݣ ݣاݤݣ‬ ‫مݣ ݣ ݣ ݣ ݣ‬ ‫ݡݡى ݣ‬ ‫ݣم ݣوݣ ݣ ݣس ݣاݣ ݣ ݫݣ ݣݫ ݣݫ ݣ ݫ ݣ ݫ ݣ‬ ‫ݡݡىاݣ ݣ ݣ ݣم ݣ‬ ‫ݣسی ݣموݣ ݣ ݣݣه ݣاهݣ ݣٯ ݣ ݣ ݫ ݣ ݫ ݣ ݫݣ‬ ‫�ب رݣ ݣرݣ ݣ ݣ ݤاݣ‬ ‫یݥ ݫݭݣ ݫ ݫݔ‬ ‫ݣی ݫݣ ݫ ݭݫݔ‬ ‫؟ق؟‬ ‫مقدمه‬ ‫انقالب اسالمی ایران به عنوان مهم ترین انقالب مردمی قرن بیستم شناخته می شود‪ .‬انقالبی مردمی‬ ‫که با رهبری یک مرجع دینی حکومت مقتدر وقت ایران را که از پشتیبانی وسیع دولت های خارجی‬ ‫برخوردار بود به نا گاه سرنگون ساخت‪ .‬از منظر بازاریابی سیاسی و مدیریت افکار عمومی تحلیل‬ ‫مبادی‪ ،‬فرایند و نتایج چنین نهضتی بسیار ارزشمند خواهد بود‪ .‬از منظر دیگر‪ ،‬این انقالب به عنوان‬ ‫یگانه نهضت اسالمی به ثمر نشسته در تاریخ‪ ،‬همواره مورد توجه متفکران و اندیشمندان حوزه های‬ ‫مختلف بوده است‪ .‬مطالعات متعدد و گونا گونی از هر دو منظر تا کنون این مساله را مورد بررسی‬ ‫قرار داده اند‪ .‬در این میان نقش امام خمینی؟ق؟ به عنوان رهبر این نهضت در به میدان اوردن‪،‬‬ ‫انسجام و راهبری این نیروی عظیم مردمی غیر قابل انکار است‪ .‬از این رو یکی از پرسش های مهم‬ ‫در خصوص انقالب اسالمی ایران چگونگی برانگیختن مردم و همراه کردن ان ها در یک مسیر واحد‬ ‫برای تحقق پیروزی است‪ .‬بهترین پاسخگو به این سوال سیره و سخنان شخص امام خمینی؟ق؟‬ ‫از اغاز تا انجام نهضت اسالمی ایران است‪.‬‬ ‫نگاهی به بیانات امام در روزهای اغاز نهضت نشان می دهد مهم ترین عامل ورود امام به این عرصه‪،‬‬ ‫احساس تکلیف دینی ایشان به عنوان مرجع دینی و زعیم جامعه اسالمی است‪ .‬ایشان در فرازهای‬ ‫متعدد و بسیاری از بیانات خویش در سال های مبارزه‪ ،‬تکلیف دینی را علت فعالیت های خود در‬ ‫‪54‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫‪maminb1986@gmail.com‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫مبارزه با رژیم پهلوی برمی شمرند‪ .‬بر همین اساس نگاه امام؟ق؟ به مردم‪ ،‬نهضت‪ ،‬طاغوت و جامعه‬ ‫اسالمی‪ ،‬برگرفته از تعالیم دینی است‪ .‬اذعان خود امام به ّ‬ ‫تاسی از سیدالشهداء؟ع؟ در فرازهای‬ ‫متعددی از بیانات و مکتوبات ایشان به چشم می خورد‪ .‬همان گونه که مقایسه طاغوت زمان با‬ ‫طواغیت صدر اسالم نیز در بیانات ایشان به وفور یافت می شود‪ .‬در این پژوهش‪ ،‬از منظری تازه‬ ‫و بدون برقراری تناظر یا تطبیق مستقیم افراد یا رخدادها‪ ،‬اموزه هایی از حیات و سیره ی موسای‬ ‫کلیم ؟ع؟ در قران کریم که در نهضت امام خمینی؟ق؟ به چشم می خورد‪ ،‬مورد مداقه و بررسی قرار‬ ‫گرفته است‪.‬‬ ‫‪ -۱‬تکلیف الهی برای اغاز قیام‬ ‫نگاهی به ایات قران کریم نشان می دهد که‬ ‫«تکلیف» عامل اصلی همه ی مبارزات و تحرکات‬ ‫انبیاء الهی از ادم تا خاتم بوده است‪ .‬هیچ کدام از‬ ‫انبیاء الهی قبل از ابالغ رسالت الهی به ان ها‪ ،‬در‬ ‫مقابل طاغوت برنخاسته اند‪ .‬ایات کریمه سوره‬ ‫طه در طلیعه نبوت و رسالت حضرت موسی؟ع؟‬ ‫نشان می دهد تا زمانی که رسالت الهی متوجه‬ ‫ایشان نشده است‪ ،‬وی سخنی از قیام به میان‬ ‫نمی اورد‪ .‬ایات کریمه ‪ 9‬تا ‪ 23‬سوره طه بیان اغاز‬ ‫نبوت موسی؟ع؟ است اما در این ایات سخنی از‬ ‫رسالت در میان نیست‪ .‬ان گاه در ایه ‪« 24‬اذهب‬ ‫َ َ َ َّ َ‬ ‫ون انه َطغی» رسالت موسی؟ع؟ تعیین‬ ‫الی فرع‬ ‫گردیده و او مامور می شود تا نزد فرعون رفته و با‬ ‫طغیان او مبارزه کند‪ .‬اینجاست که موسی؟ع؟‬ ‫بی درنگ ابزار قیام برای خدا را می طلبد و از‬ ‫خداوند شرح صدر‪ ،‬گشایش لسان و یاوری امین‬ ‫طلب می کند‪ .‬از این رو هیچ یک از اولیاء خدا‬ ‫بدون تکلیف الهی قیام نکرده است‪.‬‬ ‫نخستین پیام سیاسی مضبوط امام؟ق؟ به ‪15‬‬ ‫اردیبهشت ‪ 1323‬باز می گردد‪ .‬ایشان در بخشی از‬ ‫این پیام پرده از تکلیف الهی برای قیام برمی دارد‪:‬‬ ‫«تکلیف» عامل اصلی همه ی مبارزات و تحرکات انبیاء الهی از ادم تا خاتم بوده‬ ‫است‪ .‬هیچ کدام از انبیاء الهی قبل از ابالغ رسالت الهی به ان ها‪ ،‬در مقابل طاغوت‬ ‫برنخاسته اند‪.‬‬ ‫«قیام هلل است که موسای کلیم را با یک عصا‬ ‫به فرعونیان چیره کرد و تمام تاج و تخت ان ها‬ ‫را به باد فنا داد و نیز او را به میقات محبوب‬ ‫رساند و به مقام صعق و صحو کشاند‪ .‬قیام هلل‬ ‫است که خاتم النبیین را یک تنه بر تمام عادات‬ ‫و عقاید جاهلیت غلبه داد و بتها را از خانه خدا‬ ‫بر انداخت و به جای ان توحید و تقوا را گذاشت‬ ‫و نیز ان ذات مقدس را به مقام «قاب قوسین او‬ ‫ادنی» (نجم‪ )9/‬رساند‪( ».‬صحیفه امام‪ ،‬ج‪)21 :1‬‬ ‫هرچند نخستین پیام امام؟ق؟ در زمان حیات‬ ‫ایت اهلل بروجردی؟هر؟ صادر شده است‪ ،‬اما‬ ‫نخستین کنش سیاسی امام در سال ‪ 1341‬و پس‬ ‫از ارتحال ایت اهلل بروجردی شکل می گیرد‪ .‬با این‬ ‫حال همان پیام نخست نیز حاوی این مطلب مهم‬ ‫است که قیام برای خدا مسوولیتی است که متوجه‬ ‫همه روحانیین‪ ،‬علما‪ ،‬گویندگان‪ ،‬دین داران‪،‬‬ ‫حق پرستان‪ ،‬شرافت مندان و وطن خواهان‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪55‬‬ ‫ک‬ ‫ݣحاݤ ݣݣهلل‬ ‫ݡٮ ݣرݣ ݣوݣ ݣ ݣ‬ ‫ݣدر ݣدݣس ݑ ݦ ݣ‬ ‫ݣهلل ݣ ݣ‬ ‫ݡیݥىݫݬݔݣ ݣ ݤاݣ ݣ ݣم ݣ ݣ‬ ‫ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣع ݣ ݣ ݣص ݣ ݣاݤ ݣ ݣ ݣل ݣ ݣ‬ ‫است‪ .‬در این پیام ایشان از تکلیف شخصی‬ ‫خود سخنی به میان نمی اورند و بر اساس‬ ‫ادرا ک خود از مقتضیات ان زمان‪ ،‬تنها هشدار‬ ‫می دهند که ا کنون زمان قیام است و تاخیر در‬ ‫انجام این تکلیف خسارت زیادی به بار خواهد‬ ‫اورد (صحیفه امام‪ ،‬ج‪ .)24-21 :1‬از انجا که‬ ‫امام تکلیف شخصی برای خود در زمان حیات‬ ‫ایت اهلل بروجردی احساس نمی کرد این پیام از‬ ‫سوی ایشان دنبال نمی شود و به نظر می رسد‬ ‫ً‬ ‫انچه تکلیف ان روز ایشان بوده‪ ،‬صرفا فراخوان‬ ‫به قیام بوده است و نه رهبری قیام‪.‬‬ ‫دهم فروردین ماه ‪ 1340‬ایت اهلل بروجردی‬ ‫دعوت حق را لبیک می گوید و شاه برای به‬ ‫حاشیه راندن حوزه علمیه قم‪ ،‬پیام تسلیتی را‬ ‫برای ایت اهلل محسن حکیم در نجف می فرستد‪.‬‬ ‫غیر از ایت اهلل حکیم‪ ،‬ایات سیدعبدالهادی‬ ‫شیرازی‪ ،‬شاهرودی‪ ،‬بها ءا لدینی‪ ،‬شریعتمداری‬ ‫ّ‬ ‫مظان جانشینی ایت اهلل‬ ‫و گلپایگانی نیز در‬ ‫بروجردی بوده اند‪ .‬در این میان جز تنی چند‬ ‫از شا گردان امام؟ق؟‪ ،‬کسی به دنبال مرجعیت‬ ‫ایشان نمی رود که از علل مهم این امر استنکاف‬ ‫شخص ایشان از پذیرش مرجعیت است‪ .‬اما اصرار‬ ‫شا گردان امام؟ق؟ در کنار ارتحال ایات شیرازی‬ ‫و شاهرودی در فاصله حدود یکسال از ارتحال‬ ‫ایت اهلل بروجردی‪ ،‬توجه عموم را به تدریج به‬ ‫مرجعیت امام سوق می دهد‪ .‬لذا از اواسط سال‬ ‫‪ 1341‬به تدریج نام «حاج اقا روح اهلل» به عنوان‬ ‫یکی از مراجع شیعه در جامعه اوازه می یابد و‬ ‫تالش حکومت پهلوی در به حاشیه راندن حوزه‬ ‫علمیه قم بی نتیجه می ماند‪ .‬نگاهی به صحیفه‬ ‫امام نشان می دهد نخستین کنش سیاسی امام‬ ‫در مقام مرجعیت در ‪ 17‬مهر ‪ 1341‬رخ می دهد‬ ‫که ایشان در تلگرافی به شخص شاه به عدم‬ ‫‪56‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫شرطیت اسالم در رای دهندگان و منتخبین‬ ‫در الیحه انجمن های ایالتی و والیتی انتقاد‬ ‫کرده و محترمانه درخواست می کنند تا مطالب‬ ‫مخالف دیانت و شر ع مقدس از برنامه های‬ ‫دولتی و حزبی حذف گردد (صحیفه امام‪ ،‬ج‪:1‬‬ ‫‪ .)78‬این احساس تکلیف الهی در شخص امام‬ ‫منطبق بر جایگاه سیاسی و دینی ایشان در‬ ‫ان روزگار به عنوان یکی از مراجع دینی است‪.‬‬ ‫ّ‬ ‫یک ماه بعد از تلگراف به شاه و تعلل دولت در‬ ‫اجرای توصیه ایشان‪ ،‬در سخنانی در منزل خود‬ ‫در جمع عده ای از بازاریان تهران صراحت کالم‬ ‫ایشان بیشتر شده و می گویند‪:‬‬ ‫«ا گر تمام دنیا بگوید باید بشود من یکی می گویم‬ ‫نباید بشود‪ .‬نه وظیفه من تنهاست‪ ،‬بلکه وظیفه‬ ‫شاهنشاه و همه افراد این مملکت است که‬ ‫بگویند این کار صالح نیست‪( ».‬صحیفه امام‪،‬‬ ‫ج‪ ،1‬صص ‪)83-82‬‬ ‫از اینجا به بعد ّ‬ ‫تحرکات امام جدی تر شده و تا کید‬ ‫بر تکلیف بودن مبارزه برای ایشان در بیانات و‬ ‫نامه های شان صریح تر و پرتکرارتر می شود‪ .‬در‬ ‫روزهای پایانی سال ‪ ،1341‬امام با اعالم عزای‬ ‫عمومی در نوروز ‪ 42‬به واسطه ی کشتار مردم در‬ ‫دوم و سوم بهمن در تهران و قم‪ ،‬ضمن بیاناتی‬ ‫در مسجد اعظم قم در بیان تکلیف الهی خود‬ ‫می فرماید‪:‬‬ ‫«من به حکم اسالم که به ما دستور جهاد و‬ ‫مقابله داده است در برابر خیانت به اسالم دست‬ ‫روی دست نمی گذارم و سا کت نمی نشینم‪.‬‬ ‫تا من هستم نمی گذارم قوانین مخالف اسالم‬ ‫تصویب و اجرا شود‪ .‬تا من هستم نمی گذارم‬ ‫ّ‬ ‫دستگاه ّ‬ ‫جبار استقالل این ملت را بر باد دهد‪».‬‬ ‫(صحیفه امام‪ ،‬ج‪)162 :1‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫‪ -۲‬شناخت طاغوت به عنوان هدف قیام‬ ‫قران کریم در تبیین طاغوت ایات فراوانی دارد‬ ‫و مصادیق مختلفی را به عنوان طواغیت ازمنه‬ ‫گونا گون معرفی کرده است‪ .‬مصادیقی که شاید‬ ‫از حیث مقتضیات زمانی و مکانی با هم متفاوت‬ ‫باشند‪ ،‬اما از حیث نظام معرفتی و ارزشی‬ ‫مشابهت های بسیاری با هم دارند‪ .‬بارزترین‬ ‫سیمای طاغوت در قران که ایات متعددی نیز‬ ‫بدان اختصاص داده شده است‪ ،‬فرعون زمان‬ ‫موسی؟ع؟ است‪( .‬طه‪ 34/‬و ‪ )43‬در نگاه قران‬ ‫کریم فرعون نماد طاغوتی است که با بنیان‬ ‫و شیوه ی مشابهی در اعصار گونا گون و ذیل‬ ‫نام های متنوع ظهور می کند‪ .‬قران کریم در ایات‬ ‫متعددی به معرفی نظام معرفتی و نظام ارزشی‬ ‫حکومت فرعون پرداخته و بنیان حکومتی وی‬ ‫در مدیریت افکار عمومی جامعه را برخاسته از‬ ‫این دو نظام می داند‪.‬‬ ‫معرفتی طاغوت‬ ‫‪ -۱-۲‬نظام‬ ‫ِ‬ ‫مطابق ایات قران کریم نظام معرفتی حکومت‬ ‫فرعون‪ ،‬حس گرا و تجربی بود‪ .‬قران کریم در دو‬ ‫فراز از ایات خود نقل می کند که فرعون از هامان‪،‬‬ ‫وزیر خود درخواست کرد برج بلندی برای وی‬ ‫بسازد تا او بر باالی بام ان رفته و ببیند خدایی‬ ‫که موسی می گوید هست یا نیست (قصص‪،38/‬‬ ‫غافر ‪« .)37-36‬سطح فکر غالب طواغیت در‬ ‫معرفت شناسی محدود به ّ‬ ‫حس و تجربه بود‪.‬‬ ‫معرفت ّ‬ ‫حسی و تجربی ناز ل ترین سطح دانش‬ ‫است چرا که پایین ترین درجه یقین را داراست‪.‬‬ ‫بعد از ان علم نیمه تجربی است و در سطح باالتر‪،‬‬ ‫علم تجریدی یعنی فلسفه و کالم قرار دارد‪.‬‬ ‫باالتر از علم تجریدی‪ ،‬عرفان است و بعد از ان‬ ‫علم شهودی است که از باالترین درجه یقین‬ ‫برخوردار است‪ .‬در هر حال سطح معرفت فرعون‬ ‫و فرعونیان از ّ‬ ‫حس و تجربه باالتر نمی رفت‪».‬‬ ‫(جوادی املی‪ ،‬جلسه ‪ 17‬تفسیر سوره قصص)‬ ‫نمود دیگر سیطره این نظام معرفتی‪ ،‬تعبیر‬ ‫خود فرعون نسبت به پیام دعوت الهی است‪.‬‬ ‫فرعون در البالی انبوه تهمت ها و تخریب هایی‬ ‫که برای بی توجهی جامعه به موسی؟ع؟ علیه او‬ ‫در جامعه رواج می داد‪ ،‬می گوید‪« :‬ایا من بهتر از‬ ‫این فرد بی مقدار که سخن قابل فهمی نمی زند‬ ‫نیستم؟» (زخرف‪ .)52/‬این خود به خوبی داللت‬ ‫می کند که نظام معرفتی فرعون و مردم ان عصر‬ ‫به گونه ای بر ّ‬ ‫حس و تجربه استوار بود که مفاهیم‬ ‫مجرد نظیر وحی و ّ‬ ‫ّ‬ ‫نبوت به اسانی نمی توانست‬ ‫با ان ها ارتباط برقرار کند‪ .‬رسوخ چنین باوری‬ ‫در میان مردم به گونه ای است که حتی پس‬ ‫از عبور از بحر و غرق شدن فرعون و قومش در‬ ‫دریا نیز از میان نمی رود‪ .‬زمانی که بنی اسرائیل‬ ‫از دریای سرخ عبور کرده و فرعون و سپاهش‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪57‬‬ ‫ک‬ ‫ݣحاݤ ݣݣهلل‬ ‫ݡٮ ݣرݣ ݣوݣ ݣ ݣ‬ ‫ݣدر ݣدݣس ݑ ݦ ݣ‬ ‫ݣهلل ݣ ݣ‬ ‫ݡیݥىݫݬݔݣ ݣ ݤاݣ ݣ ݣم ݣ ݣ‬ ‫ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣع ݣ ݣ ݣص ݣ ݣاݤ ݣ ݣ ݣل ݣ ݣ‬ ‫بر پایه ی نظام معرفتی حس گرا و نظام ارزشی‬ ‫مبتنی بر کثرت مال‪ ،‬فرعون به خوبی افکار عمومی‬ ‫جامعه را با خود همراه کرده بود‪.‬‬ ‫در دریا غرق شدند‪ ،‬در ان سوی دریای سرخ به قومی برخورد می کنند که‬ ‫مشغول پرستش بتها هستند‪ .‬این مردم حس گرا بی درنگ از موسی؟ع؟‬ ‫درخواست می کنند که برای ما هم بتی مانند بت ان ها بساز (اعراف‪.)138/‬‬ ‫همچنین هنگامی که موسی؟ع؟ برای دریافت تورات به کوه طور می رود‪،‬‬ ‫مومنان به وی‪ ،‬با فریب سامری‪ ،‬گوساله پرست می شوند‪ .‬همین مردم پس‬ ‫از بازگشت موسی از کوه طور در توجیه خطای خود می گویند که سامری‬ ‫به ما گفت این اله شما و اله موسی است (طه‪ .)88/‬بدین ترتیب نظام‬ ‫معرفتی حس گرا رسوخ عمیقی در میان همه ی طبقات مردم مصر داشت‬ ‫به گونه ای که پس از ان همه ایه و معجزه الهی‪ ،‬همچنان قوم موسی را به‬ ‫اعمالی نظیر گوساله پرستی وادار می کند‪.‬‬ ‫ارزشی طاغوت‬ ‫‪ -۲-۲‬نظام‬ ‫ِ‬ ‫نظام ارزشی حکومت فرعون‪ ،‬بر مبنای کثرت مال و ذهبین (طال و نقره)‬ ‫قرار داشت‪ .‬قران کریم در فرازهای متعددی از ایات خود به این مساله‬ ‫تصریح کرده است‪ .‬به عنوان نمونه در ایات ‪ 51‬تا ‪ 53‬سوره زخرف جمالتی‬ ‫از فرعون نقل می شود که در مقام اثبات برتری خود نسبت به موسی؟ع؟‬ ‫است؛ «ایا سرزمین مصر از ان من نیست و نهرها از زیر قصر من روان‬ ‫نیستند؟ ایا من بهتر از این فرد بی مقدار که سخن قابل فهمی نمی زند‬ ‫نیستم؟ ا گر او فرستاده خداست چرا دستبند طال به دست ندارد یا مالئکه‬ ‫به همراه او نیستند؟» استناد فرعون در این ایات به اینکه وی از ُملک و‬ ‫ِملک برخوردار است و موسی فردی بی مقدار است که از طال بی بهره است‬ ‫به خوبی بیان گر نظام ارزشی حا کم بر ان دوران است‪ .‬چرا که فرعون نه‬ ‫تنها چنین باوری دارد بلکه بر اساس ان برای جامعه ی خود استدالل‬ ‫می کند که من از موسی برترم‪.‬‬ ‫‪ -۳-۲‬شیوه مدیریت افکار عمومی طاغوت‬ ‫بر پایه ی نظام معرفتی حس گرا و نظام ارزشی مبتنی بر کثرت مال‪ ،‬فرعون به‬ ‫خوبی افکار عمومی جامعه را با خود همراه کرده بود‪ .‬به تصریح قران کریم‬ ‫پس از سال ها مبارزه موسی؟ع؟ با فرعون و ارائه معجزات اشکاری مانند عصا‬ ‫و ید بیضا‪ ،‬تنها عده ی کمی از بنی اسرائیل ان هم به خاطر ترس از فرعون‬ ‫به او ایمان اوردند و ا کثریت جامعه تحت تاثیر تبلیغات فرعون‪ ،‬موسی را‬ ‫همراهی نکردند (یونس‪ .)83/‬جامعه فرعون یک جامعه طبقاتی متشکل‬ ‫‪58‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫از سه طبقه بود‪ :‬بردگان‪ ،‬طبقه متوسط شهری‬ ‫و طبقه اشراف‪ .‬طبقه ی بردگان یا به تعبیر قران‬ ‫مستضعفین‪ ،‬همواره تحت شدیدترین فشارها‬ ‫و محدودیت ها بوده و مشاغل سخت و کارهای‬ ‫سنگین بر دوش انان بود (قصص‪ .)4/‬این گروه‬ ‫از ابتدایی ترین حقوق هم محروم بودند‪ .‬فرعون‬ ‫فرزندان پسر این طبقه را می کشت و زنان ان ها را‬ ‫برای اموری نظیر کنیزی‪ ،‬خدمتکاری‪ ،‬اشپزی و‬ ‫نظایر ان به کار می گرفت که بنی اسرائیل بخشی از‬ ‫همین طبقه محسوب می شدند‪ .‬طبقه متوسط‬ ‫شهری طبقه ای بودند که در جامعه از مختصر‬ ‫حقوقی بهره مند بوده و مطابق ارمان حکومت‬ ‫زندگی می کردند‪ .‬در میان این طبقه گروه های‬ ‫مختلفی از قبیل ملی گرا‪ ،‬مذهبی‪ ،1‬دانشگاهی و‬ ‫فرهنگی وجود داشت‪ .‬طبقه اشراف هم شامل‬ ‫مال اطراف فرعون بودند که مناصب کلیدی در‬ ‫اختیار ان ها بود و به اصطالح طبقه سیاست مدار‬ ‫ان جامعه را تشکیل می دادند‪.‬‬ ‫فرعون برای مدیریت افکار عمومی در هر طبقه از‬ ‫شیوه ای متناسب با ان برخورد می کرد و این گونه‬ ‫نبود که همه را سرکوب کند‪ .‬البته سهم طبقه ی‬ ‫بردگان و مستضعفان سرکوب و تشدید فشار بود‬ ‫(بقره‪ ،49/‬اعراف‪ .)141/‬فرعون برای بی اعتبار‬ ‫کردن موسی؟ع؟ نزد دو طبقه دیگر پنج تهمت‬ ‫را نسبت به وی مطرح کرد‪ .‬زمانی که در برابر‬ ‫افراد ّملی گرا و قائل به ّ‬ ‫سنت نیا کان قرار می گرفت‪،‬‬ ‫هشدار می داد که موسی می خواهد ما را از روش‬ ‫پدران مان منحرف کند (یونس‪ .)78/‬در مواجهه‬ ‫با مذهبیون و موبدان می گفت موسی می خواهد‬ ‫دین شما را تغییر داده و در مصر فساد ایجاد کند‬ ‫‪ -1‬منظور از مذهب‪ ،‬بت پرستی است‪.‬‬ ‫(غافر‪ .)26/‬در مقابل دانشمندان و دانشگاهیان‪،‬‬ ‫موسی را ساحر و مجنون می خواند (غافر‪،24/‬‬ ‫طه‪ .)63/‬در برابر اهالی فرهنگ ادعا می کرد که‬ ‫موسی می خواهد روش امثل یا طریقه مثلی را‬ ‫از شما بگیرد (طه‪ .)63/‬در مقابل سیاسیون و‬ ‫اشراف هم می گفت موسی می خواهد شما را از‬ ‫سرزمین تان بیرون کرده و ُملک شما را از شما‬ ‫بگیرد (اعراف‪ ،110/‬شعراء‪ .)35/‬این شیوه‬ ‫فرعون مبتنی بر نظام معرفتی و ارزشی ان ها‬ ‫بسیار موفق عمل کرد و تالش های شبانه روزی‬ ‫موسی و هارون؟امهع؟ در نهایت به چیزی بیشتر‬ ‫از ایمان عده ای کم‪ ،‬ان هم به واسطه خوف از‬ ‫فرعون نیانجامید‪.‬‬ ‫شیوه فرعون‪ ،‬شیوه مرسوم همه طواغیت در‬ ‫طول تاریخ بوده است‪ .‬شیوه ای مبتنی بر ترکیبی‬ ‫از تهدید و تطمیع از یکسو و تمسخر و تبلیغ از‬ ‫قران کریم «استخفاف»‬ ‫سوی دیگر‪ .‬این شیوه را‬ ‫َ ْ َ َ َّ َ ْ َ ُ َ َ ُ ُ َّ‬ ‫ُ‬ ‫ُ‬ ‫ْ‬ ‫می نامد‪« :‬فاستخف قومه فاطاعوه ِانهم کانوا‬ ‫َ ً‬ ‫فاسقین» (زخرف‪ .)54/‬منظور از استخفاف‬ ‫ق ْوما ِ‬ ‫در این ایه شستشوی مغزی است‪ .‬قران کریم‬ ‫شیوه فرعون را این گونه معرفی می کند که او‬ ‫ابتدا سطح معرفت قوم خود را به ّ‬ ‫حس و تجربه‬ ‫محدود کرده و سپس با ارزش دادن به کثرت‬ ‫مال و ثروت‪ ،‬نظام ارزشی این جامعه را مطابق با‬ ‫اندیشه خود سامان داد‪ .‬این شستشوی مغزی‬ ‫سبب شد تا ان ها مطیع و فرمانبردار او شدند‪.‬‬ ‫همه طواغیت در طول تاریخ بشریت بر چنین‬ ‫ً‬ ‫اساسی عمل کرده اند‪ .‬معاویه در شام دقیقا بر‬ ‫همین شیوه حکومت می کرد که ا گر نماز صبح‬ ‫را چهار رکعت می خواند یا نماز جمعه را در روز‬ ‫چهارشنبه اقامه می کرد‪ ،‬مردم شام هیچ خطایی‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪59‬‬ ‫ک‬ ‫ݣحاݤ ݣݣهلل‬ ‫ݡٮ ݣرݣ ݣوݣ ݣ ݣ‬ ‫ݣدر ݣدݣس ݑ ݦ ݣ‬ ‫ݣهلل ݣ ݣ‬ ‫ݡیݥىݫݬݔݣ ݣ ݤاݣ ݣ ݣم ݣ ݣ‬ ‫ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣع ݣ ݣ ݣص ݣ ݣاݤ ݣ ݣ ݣل ݣ ݣ‬ ‫رژیم پهلوی با سست کردن باورهای دینی مردم از طریق فعالیت هایی مانند ترویج‬ ‫فرقه بهائیت‪ ،‬کشف حجاب‪ ،‬ممانعت از برگزاری مراسم دینی‪ ،‬از بین بردن شرط‬ ‫َ‬ ‫مجلسین و نظایر ان تغییر در نظام معرفتی‬ ‫اسالم در رای دهندگان و منتخبان‬ ‫جامعه را دنبال می کرد و تز «از فرق سر تا نوک پا باید فرنگی شویم» را در پیشانی‬ ‫اهداف خود قرار داده بود‪.‬‬ ‫در مناسک خود احساس نمی کردند‪ .‬به عبارت‬ ‫دیگر فرعون و همه طواغیت عالم برای استقرار و‬ ‫بقاء ُملک خود دستگاه محاسباتی مردم را تغییر‬ ‫داده و بر مبنای همین تغییر سلطه خود را بر‬ ‫ان ها تحمیل می کنند‪ .‬از انچه گذشت روشن‬ ‫شد که طاغوت‪ ،‬یک سبک حکومتی است که‬ ‫نظام معرفتی ان مبتنی بر ّ‬ ‫حس و تجربه بوده‬ ‫و بیش از ماده و اسباب مادی را نمی شناسد و‬ ‫نظام ارزشی ان برخاسته از همین نظام معرفتی‬ ‫بر دنیاطلبی و کثرت مال استوار است‪ .‬چنین‬ ‫شیوه ای با سرکوب مخالفان موثر و فریب توده های‬ ‫مردم‪ ،‬سلطه خود را تحکیم کرده و با استفاده از‬ ‫تمسخر و تبلیغات منفی علیه جریان حق و فریب‬ ‫مردم با ظواهر دنیا‪ ،‬ان را استمرار می بخشد‪.‬‬ ‫خاندان پهلوی از همان اغاز و تحت تاثیر‬ ‫پیشرفت های صنعتی و علمی غرب از یک سو و‬ ‫فشار استعمارگران انگلیسی و سپس امریکایی‬ ‫از سوی دیگر‪ ،‬به دنبال ایجاد تغییراتی در کشور‬ ‫افتاد که مانع اصلی اجرای ان نظام معرفتی‬ ‫برخاسته از دین مردم بود‪ .‬از این رو با الگو گرفتن‬ ‫از اتاتورک شروع به ایجاد تغییراتی در فرهنگ‬ ‫کشور نمود تا بستر تغییر در نظام معرفتی را‬ ‫اماده کند‪ .‬همزمان با واردات صنعتی و فرهنگی‬ ‫‪60‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫بی سامان از غرب‪ ،‬نظام ارزشی نیز با سرعت‬ ‫بیشتری رو به تغییر گذارد‪ .‬این اتفاق در دوره‬ ‫پهلوی اول اغاز شد اما سرنوشت او باعث شد در‬ ‫دوران پهلوی دوم با کندی ادامه یابد‪ .‬ارتحال‬ ‫ایت اهلل بروجردی و عبور شاه ایران از مرز چهل‬ ‫سالگی این جسارت را به او بخشید تا سرعت این‬ ‫تغییرات را باال ببرد‪ .‬رژیم پهلوی با سست کردن‬ ‫باورهای دینی مردم از طریق فعالیت هایی مانند‬ ‫ترویج فرقه بهائیت‪ ،‬کشف حجاب‪ ،‬ممانعت از‬ ‫برگزاری مراسم دینی‪ ،‬از بین بردن شرط اسالم‬ ‫َ‬ ‫مجلسین و نظایر‬ ‫در رای دهندگان و منتخبان‬ ‫ان تغییر در نظام معرفتی جامعه را دنبال می کرد‬ ‫و تز «از فرق سر تا نوک پا باید فرنگی شویم» را در‬ ‫پیشانی اهداف خود قرار داده بود‪.‬‬ ‫امام خمینی؟ق؟ با درک درست این نکته از همان‬ ‫نخستین پیام خود در اردیبهشت ‪ 1323‬خطر‬ ‫تغییر در نظام معرفتی دینی را مطرح کرده و بعدتر‬ ‫در سخنرانی های سال های ‪ 1341‬تا ‪ ،1343‬ابتدا‬ ‫با احترام و موعظه و سپس با غلظت و تهدید‪،‬‬ ‫رژیم پهلوی را به پایان دادن به این تغییرات‬ ‫دعوت کرد‪ .‬هرچند این نصایح و تهدیدها از‬ ‫سوی رژیم پهلوی به درستی ادرا ک نشد و با‬ ‫تبعید امام خمینی؟ق؟ به ترکیه و سپس عراق‪،‬‬ ‫حذف تنها مانع اصالحات مورد نظرشان را در‬ ‫دستور کار قرار دادند‪ .‬بدین ترتیب هرچه از‬ ‫ابتدای دوران پهلوی به سال ‪ 1357‬نزدیکتر‬ ‫می شویم تالش حکومت برای تغییر در نظام‬ ‫معرفتی بیشتر به ثمر نشسته و به تبع ان نظام‬ ‫ارزشی جامعه ّ‬ ‫سنتی ایران به تدریج تغییر یافته‬ ‫است‪ .‬غافل از انکه بزرگ شدن این حباب به‬ ‫هدم ان منجر خواهد شد‪.‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫‪ -۳‬شیوه مبارزه با طاغوت‬ ‫در نخستین مواجهه موسی و هارون؟امهع؟ با فرعون‬ ‫خداوند به ان ها دستور می دهد که «با او با قول‬ ‫ّ‬ ‫ّلین و نرم سخن بگویید‪ ،‬چه بسا متذکر شده و‬ ‫دست از ظلم خود بردارد» (طه‪ .)44/‬چنین‬ ‫دستوری از جانب خداوند نشان می دهد که‬ ‫راه نجات بر هیچ بنده ای بسته نمی شود مگر‬ ‫ان که خود ان را به روی خود ببندد‪ .‬حتی ا گر‬ ‫طاغوتی مانند فرعون هم مخاطب پیام حق‬ ‫باشد‪ ،‬کالم حق باید در پوششی مناسب و‬ ‫قالبی قابل پذیرش ارائه شود‪ .‬البته باید توجه‬ ‫داشت که این برخورد نرم مربوط به ابتدای راه‬ ‫است و چنین نیست که قول ّلین تا ابد قول‬ ‫ّلین بماند‪ .‬چه اینکه امتناع فرعون از پذیرش‬ ‫دعوت الهی و انکار ان سبب شد تا خداوند او‬ ‫و قومش را به دریا اندازد‪ .‬امیرمومنان علی؟ع؟‬ ‫در خطبه ‪ 192‬نهج البالغه در توضیح نخستین‬ ‫گفتگوی موسی؟ع؟ با فرعون پس از اغاز رسالتش‬ ‫می فرماید‪« :‬وقتی که موسی بن عمران و برادرش‬ ‫هارون بر فرعون وارد شدند‪ ،‬با او شرط کردند‬ ‫که ا گر تسلیم پروردگار شود‪ ،‬حکومت و ُملکش‬ ‫پایدار و ّ‬ ‫عزتش برقرار باشد‪ ».‬این فراز بیش از‬ ‫هر چیز نشان می دهد که ایمان طاغوتی مثل‬ ‫فرعون تا چه اندازه راه هدایت مردم را هموار‬ ‫می کند‪ .‬چیزی که مشابه ان در جریان فتح‬ ‫مکه رخ داد و برخالف انتظار صحابه نزدیک‪،‬‬ ‫رسول خدا ایمان ظاهری ابوسفیان را پذیرفت‪.‬‬ ‫این امر باعث شد تا طاغوتی که بزرگترین مانع‬ ‫هدایت جزیره العرب بود با تدبیر هوشمندانه و‬ ‫الهی نبی ّ‬ ‫مکرم اسالم؟ص؟ به راحتی کنار رود‪.‬‬ ‫در نخستین مواجهه موسی و هارون؟امهع؟ با فرعون خداوند به ان ها دستور‬ ‫ّ‬ ‫می دهد که «با او با قول ّلین و نرم سخن بگویید‪ ،‬چه بسا متذکر شده و دست از‬ ‫ظلم خود بردارد» امام نیز مبارزه خود با طاغوت پهلوی را با قول ّلین اغاز نمود‪.‬‬ ‫‪ 17‬مهر ‪ 1341‬نخستین نامه ی امام به شاه نگاشته می شود‪ .‬استفاده امام از عنوان‬ ‫«اعلی حضرت همایونی» در صدر نامه و «الداعی» در ذیل نامه نشان می دهد که‬ ‫ً‬ ‫امام کامال منطبق بر تعالیم دینی مبارزه را اغاز نموده و تحت تاثیر فضای اطراف‬ ‫یا تندی مزاج وارد عرصه سیاسی نشده است‪.‬‬ ‫نظیر این شیوه را امام خمینی؟ق؟ در برابر طاغوت‬ ‫پهلوی به کار برد‪ .‬امام مبارزه خود با طاغوت‬ ‫پهلوی را با قول ّلین اغاز نمود‪ 17 .‬مهر ‪1341‬‬ ‫نخستین نامه ی امام به شاه در خصوص الیحه‬ ‫انجمن های ایالتی و والیتی نگاشته می شود و در‬ ‫ان ایشان در کمال احترام و با قولی ّلین از شاه‬ ‫می خواهد تا موارد خالف شر ع مطرح شده در‬ ‫این الیحه را حذف کند‪ .‬استفاده امام از عنوان‬ ‫«اعلی حضرت همایونی» در صدر نامه و «الداعی»‬ ‫ً‬ ‫در ذیل نامه نشان می دهد که امام کامال منطبق‬ ‫بر تعالیم دینی مبارزه را اغاز نموده و تحت تاثیر‬ ‫فضای اطراف یا تندی مزاج وارد عرصه سیاسی‬ ‫ً‬ ‫نشده است‪ .‬مضافا اینکه ا گر راه هدایتی برای‬ ‫تلخی قلم ایشان بر او‬ ‫شاه باز شده باشد به‬ ‫ِ‬ ‫بسته نشود (صحیفه امام‪ ،‬ج‪ .)78 :1‬در پاسخ‬ ‫به نامه ی امام؟ق؟‪ ،‬شاه مسوولیت این الیحه‬ ‫َ‬ ‫را به دوش نخست وزیر اسداهلل َعلم می اندازد‬ ‫(صحیفه امام‪ ،‬ج‪ .)81 :1‬یازده روز بعد نامه ی امام‬ ‫با لحنی محترمانه اما با ّ‬ ‫جدیت بیشتر خطاب‬ ‫َ‬ ‫به اسداهلل َعلم نگاشته می شود که در ان از وی‬ ‫می خواهند تا موارد خالف شر ع ّ‬ ‫مقدس را از این‬ ‫الیحه حذف نموده و نظر علمای اسالم را در این‬ ‫خصوص تامین کند‪ .‬فراز پایانی تلگراف امام به‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪61‬‬ ‫ک‬ ‫ݣحاݤ ݣݣهلل‬ ‫ݡٮ ݣرݣ ݣوݣ ݣ ݣ‬ ‫ݣدر ݣدݣس ݑ ݦ ݣ‬ ‫ݣهلل ݣ ݣ‬ ‫ݡیݥىݫݬݔݣ ݣ ݤاݣ ݣ ݣم ݣ ݣ‬ ‫ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣع ݣ ݣ ݣص ݣ ݣاݤ ݣ ݣ ݣل ݣ ݣ‬ ‫َ‬ ‫َعلم نشان می دهد این قول ّلین برای همیشه‬ ‫ادامه نخواهد داشت‪:‬‬ ‫«در خاتمه یاداور می شود که علمای اعالم ایران‬ ‫و اعتاب مقدسه و سایر مسلمین‪ ،‬در امور مخالفه‬ ‫با شر ع مطاع‪ ،‬سا کت نخواهند ماند و به حول و‬ ‫ّقوه خداوند تعالی امور مخالفه با اسالم رسمیت‬ ‫نخواهد پیدا کرد‪( ».‬صحیفه امام‪ ،‬ج‪)81 :1‬‬ ‫َ‬ ‫پس از بی توجهی َعلم به درخواست ایشان‪،‬‬ ‫امام؟ق؟ همچنان حساب شاه را از دولت جدا‬ ‫دانسته و در تلگراف محترمانه ّ‬ ‫مجددی به شاه‬ ‫ََ‬ ‫در تاریخ ‪ 15‬ابان ‪ 1341‬از بی توجهی علم نسبت‬ ‫به دغدغه ی علما و بزرگان حوزه گالیه می کند‪.‬‬ ‫پایان این تلگراف نشان می دهد این اخرین اتمام‬ ‫ّ‬ ‫حجت امام با «اعلی حضرت همایونی» است‪:‬‬ ‫ّ‬ ‫«انتظار ملت مسلمان ان است که با امر ا کید‪،‬‬ ‫َ‬ ‫اقای َعلم را ملزم فرمایید از قانون اسالم و‬ ‫قانون اساسی تبعیت کند و از جسارتی که‬ ‫به ساحت مقدس قران کریم نموده استغفار‬ ‫ّ‬ ‫نماید و ال نا گزیرم در نامه ی سرگشاده دیگری‬ ‫ّ‬ ‫به اعلی حضرت مطالب دیگری را تذکر دهم‪».‬‬ ‫(صحیفه امام‪ ،‬ج‪)89-88 :1‬‬ ‫همزمان در تلگرافی به نخست وزیر با او نیز اخرین‬ ‫اتمام ّ‬ ‫حجت را نموده و تهدید می کند که ا گر نظر‬ ‫علما و حوزه تامین نشود «علمای اسالم درباره‬ ‫شما از اظهارنظر خودداری نخواهند کرد‪».‬‬ ‫(صحیفه امام‪ ،‬ج‪ )90 :1‬نهم اذر همان سال امام‬ ‫در سخنرانی خود در جمع مردم‪ ،‬سخن را با‬ ‫قرائت سوره فیل اغاز کرده و در انتها دولت و شاه‬ ‫را تهدید به قیام مردمی می کند (صحیفه امام‪،‬‬ ‫ج‪ .)107-103 :1‬هرچند در این فقره رژیم پهلوی‬ ‫مجبور به عقب نشینی می شود‪ ،‬اما چندی بعد‬ ‫در ماجرای رفراندوم شاه و انقالب سفید‪ ،‬تقابلی‬ ‫بزرگ تر میان علما و رژیم درمی گیرد‪ .‬از این به‬ ‫بعد هرچه مقاومت رژیم در مقابل شر ع و قران‬ ‫‪62‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫بیشتر می شود‪ ،‬لحن امام تندتر شده و پس از دو‬ ‫بار حمله به فیضیه و به خا ک و خون کشیدن‬ ‫ّ‬ ‫طلب‪ ،‬دیگر خبری از «اعلی حضرت همایونی»‬ ‫در کالم امام نیست و عنوان «مردک» جای ان‬ ‫را می گیرد‪( .‬صحیفه امام‪ ،‬ج‪)301 :1‬‬ ‫همچنین امام؟ق؟ در تمامی مکاتبات و بیانات نرم‬ ‫و غلیظ خود‪ ،‬شاه را متوجه می کند که خواست‬ ‫علما و حوزه‪ّ ،‬قوت بخشیدن و استحکام حکومت‬ ‫او به عنوان تنها حکومت شیعه در جهان است‬ ‫و به دنبال تضعیف حکومت او نیستند‪ .‬امام‬ ‫در فراز پرتکراری تا کید می کند راضی به هتک‬ ‫ً‬ ‫حرمت شاه نیست و قلبا دوست ندارد مردم با‬ ‫او مخالفت کنند اما راز و رمز جلب قلوب را نیز‬ ‫برای او متذکر می شود‪:‬‬ ‫«این اجتماع که برای دیگران خرج دارد برای‬ ‫ما به یک کلمه تهیه می شود‪ .‬مردم فهمیده اند‬ ‫که ما دوست شان هستیم‪ ،‬مردم به دوست شان‬ ‫ّ‬ ‫عالقه دارند‪ .‬روحانیین پدر ملت اند و به فرزندشان‬ ‫ّ‬ ‫عالقه دارند‪ .‬ملت ادرا ک کرده است که علما‬ ‫صالح شان را می خواهد‪ .‬ما میل داریم دولت هم‬ ‫این طور باشد‪ ،‬ا گر عزای عمومی اعالم می کند‪،‬‬ ‫همه عزا بگیرند‪ .‬برخالف نباشند‪ .‬می خواهیم‬ ‫همان طور که مردم قلب شان متوجه روحانیین‬ ‫است با دولت هم این طور باشد‪ .‬راه به دست‬ ‫ّ‬ ‫اوردن قلوب ملت این است؛ دل مردم مسلم‬ ‫با اسالم به دست می اید‪( ».‬صحیفه امام‪ ،‬ج‪:1‬‬ ‫‪)121-120‬‬ ‫امام حتی در روزگاری که رژیم را متهم می کند که‬ ‫با اصل اسالم مخالف است‪ ،‬باز هم در نصیحتی‬ ‫مشفقانه به شاه می گوید‪:‬‬ ‫«ای اقای شاه! ای جناب شاه! دست بردار از‬ ‫این کارها! اغفال دارند می کنند تو را‪ .‬من میل‬ ‫ندارم که یک روز ا گر بخواهند تو بروی‪ ،‬همه‬ ‫شکر کنند‪( ».‬صحیفه امام‪ ،‬ج‪)245 :1‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫‪ -۴‬اهداف قیام‬ ‫نگاهی به ایات قران کریم و داستان انبیاء در‬ ‫ان نشان می دهد مقصد اصلی حرکت انبیاء و‬ ‫اولیاء خدا اقامه کلمه توحید بوده است‪ .‬در کنار‬ ‫این هدف عالی‪ ،‬استقرار عدالت اجتماعی‪ ،‬عدم‬ ‫وابستگی و استقالل‪ ،‬و ازادی به عنوان پایه های‬ ‫ّ‬ ‫تحقق مقصد اصلی همواره مورد اهتمام و توجه‬ ‫ویژه انبیاء و اولیاء خدا بوده اند‪.‬‬ ‫‪ -۱-۴‬اقامه کلمه توحید‬ ‫پس از ان که خداوند موسی؟ع؟ را مامور می کند تا‬ ‫سراغ فرعون رود و او را از طغیان و ظلم بر خود و‬ ‫بندگان خدا باز دارد‪ ،‬وی درخواست هایی را برای‬ ‫اداء این ماموریت ابراز می دارد (طه‪ )۳۲-۲۵/‬و‬ ‫سپس هدف اصلی قیام خود را ایجاد یک جامعه‬ ‫متحد توحیدی اعالم می کند (طه‪.)۳۴-۳۳/‬‬ ‫موسی؟ع؟ در نخستین مراودات خود‪ ،‬فرعون‬ ‫را به ایمان به ّ‬ ‫«رب العالمین» دعوت می کند و‬ ‫در فرازهایی متعدد از سوره های اعراف‪ ،‬طه و‬ ‫شعراء‪ ،‬به تبیین معنای «رب العالمین» می پردازد‪.‬‬ ‫امام خمینی؟ق؟ در اغلب بیانات یا مکتوبات خود‬ ‫به صراحت مهم ترین مقصد خود را صیانت از اسالم‬ ‫و قران کریم اعالم می نماید‪ .‬نخستین تلگراف امام‬ ‫به شاه پس از مرجعیت‪ ،‬درخواست حذف موارد‬ ‫خالف شر ع و قران از الیحه انجمن های ایالتی و‬ ‫والیتی است‪ .‬نگاهی به مکتوبات و بیانات امام‬ ‫نگاهی به ایات قران کریم و داستان انبیاء در ان نشان می دهد مقصد اصلی‬ ‫حرکت انبیاء و اولیاء خدا اقامه کلمه توحید بوده است‪ .‬در کنار این هدف عالی‪،‬‬ ‫استقرار عدالت اجتماعی‪ ،‬عدم وابستگی و استقالل‪ ،‬و ازادی به عنوان پایه های‬ ‫ّ‬ ‫تحقق مقصد اصلی همواره مورد اهتمام و توجه ویژه انبیاء و اولیاء خدا بوده اند‪.‬‬ ‫در طول دوران مبارزه نشان می دهد که مبدا و‬ ‫منتهای این حرکت تا پایان عمر شریف ایشان‪،‬‬ ‫صیانت از اسالم و قران بوده است‪ .‬به عنوان‬ ‫نمونه ایشان در سخنرانی ‪ 29‬اسفند ‪1341‬‬ ‫خود که به نوعی جمع بندی حوادث ان سال‬ ‫و اماده سازی برای مرحله جدیدی از مبارزه در‬ ‫سال ‪ 1342‬است‪ ،‬به تبیین انگیزه ی خویش از‬ ‫مخالفت با الیحه انجمن های ایالتی و والیتی‬ ‫پرداخته و می گوید‪:‬‬ ‫«ای مسلمانان عالم! بدانید در جریان‬ ‫تصویب نامه ی انجمن های ایالتی و والیتی‬ ‫ّ‬ ‫علت مخالفت علمای اسالم‪ ،‬قضیه شرکت زنان‬ ‫در انتخابات نبود‪ ،‬این قضیه ناچیزتر از ان بود‬ ‫که ان قیام عمومی را به همراه داشته باشد‪.‬‬ ‫مساله این بود که علما و روحانیون دیدند که‬ ‫دستگاه ّ‬ ‫جبار می خواهد با کید شیطانی‪ ،‬اسالم‬ ‫را قلب کند و اوضاع را به عقب برگرداند‪ ...‬من‬ ‫به حکم اسالم که به ما دستور جهاد و مقابله‬ ‫داده است در برابر خیانت به اسالم دست روی‬ ‫دست نمی گذارم و سا کت نمی نشینم‪( ».‬صحیفه‬ ‫امام‪ ،‬ج‪)162-160 :1‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪63‬‬ ‫ک‬ ‫ݣحاݤ ݣݣهلل‬ ‫ݡٮ ݣرݣ ݣوݣ ݣ ݣ‬ ‫ݣدر ݣدݣس ݑ ݦ ݣ‬ ‫ݣهلل ݣ ݣ‬ ‫ݡیݥىݫݬݔݣ ݣ ݤاݣ ݣ ݣم ݣ ݣ‬ ‫ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣع ݣ ݣ ݣص ݣ ݣاݤ ݣ ݣ ݣل ݣ ݣ‬ ‫همچنین پس از حادثه فیضیه در فروردین‬ ‫‪ ،1342‬امام در نامه ای به علمای تهران اعالم‬ ‫می دارد که‪:‬‬ ‫«اصول اسالم در معرض خطر است‪ ،‬قران و مذهب‬ ‫در مخاطره است‪( ».‬صحیفه امام‪ ،‬ج‪)178 :1‬‬ ‫‪ -۲-۴‬استقرار عدالت اجتماعی‬ ‫دومین هدف موسی؟ع؟ که مقصد همه انبیاء‬ ‫الهی بوده است‪ ،‬استقرار عدالت اجتماعی است‪.‬‬ ‫خداوند در همان ابتدای رسالت موسی؟ع؟ سبب‬ ‫ارسال او به نزد فرعون را طغیان او بر می شمرد‬ ‫و موسی؟ع؟ نیز در نخستین درخواست های‬ ‫خود از فرعون از او می خواهد تا از دست از ظلم‬ ‫و شکنجه بنی اسرائیل بردارد (طه‪.)47/‬‬ ‫یکی از موارد پرتکرار در مکتوبات و بیانات امام‬ ‫خمینی؟ق؟ تا کید بر رسیدگی به وضع محرومین‬ ‫است‪ .‬این امر در سال های پس از پیروزی انقالب‬ ‫شکل کامل تر و جدی تری به خود می گیرد‪.‬‬ ‫«محرومین و مستضعفین» عناصر ثابت کالم‬ ‫امام؟ق؟ در یازده سال پس از پیروزی انقالب‬ ‫اسالمی است‪ .‬حتی در سال های اغازین مبارزه‪،‬‬ ‫امام؟ق؟ پس از ازادی از زندان شاه و بازگشت به قم‬ ‫در نخستین نطق خود در ‪ 18‬فروردین ‪ 1343‬از‬ ‫وضع اسف بار مردم ابراز ناراحتی کرده و می گوید‪:‬‬ ‫ّ‬ ‫«‪ ...‬این ها حتی اب هم برای ملت تهیه نکرده اند‪.‬‬ ‫ابی که ما در قم استفاده می کنیم در اروپا حتی‬ ‫به حیوانات شان هم نمی دهند‪ .‬ا گر راست‬ ‫می گویند برای بیکاران کار پیدا کنند‪ .‬این جوان‬ ‫بعد از بیست سال تحصیل کار می خواهد‪ .‬ا گر‬ ‫معاشش فراهم نشود نمی تواند دین خود را حفظ‬ ‫کند‪ .‬شما خیال می کنید ان دزدی که شب ها از‬ ‫دیوار‪ ،‬با ان همه مخاطرات باال می رود و یا زنی‬ ‫‪64‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫ّ‬ ‫که عفت خود را می فروشد‪ ،‬تقصیر دارد؟ وضع‬ ‫معیشت بد است که این همه جنایات و مفاسد‪،‬‬ ‫که شب و روز در روزنامه ها می خوانید‪ ،‬به وجود‬ ‫می اورد‪ .‬وقتی که در زندان بودم خبر اوردند‬ ‫سرمای همدان به ‪ 33‬درجه [زیر صفر] رسیده‬ ‫است‪ .‬خبر اوردند که دو هزار نفر از سرما تلف‬ ‫شده اند‪ .‬در ان حالت من دستم بسته بود‪ ،‬چه‬ ‫می توانستم بکنم؟ این تازه در همدان بود‪ .‬در‬ ‫تهران و شهرهای دیگر هم تلفاتی بود‪ .‬دولت چه‬ ‫اقدامی نمود؟ در یک چنین وضعی برای استقبال‬ ‫از اربابان خود با ّ‬ ‫طیاره از هلند گل می اورند‪ .‬پول‬ ‫ّ‬ ‫ملت فقیر را تلف می کنند‪ .‬در روزنامه اطالعات‬ ‫یکی از خبرنگاران پس از بازدید از مناطق جنوب‬ ‫ً‬ ‫نوشته بود که در جنوب ایران در دهات اصال‬ ‫از دکتر و دارو خبری نیست‪ ،‬اب وجود ندارد‪ ،‬و‬ ‫یک ده ا کثر مردمش کور بودند‪ ...‬اسالم برای‬ ‫تمام زندگی انسان دستور و حکم دارد‪ ...‬ما با‬ ‫کسی نزاع شخصی نداریم‪ .‬ما با عمل اشخاص‬ ‫ّ‬ ‫کار داریم‪ .‬ملت فقیر را نجات دهید‪( ».‬صحیفه‬ ‫امام‪ ،‬ج‪)272-270 :1‬‬ ‫حتی در اوج مخالفت امام با قانون کاپیتوالسیون‪،‬‬ ‫توجه به محرومین در میان دغدغه های ایشان‬ ‫فراموش نمی شود‪:‬‬ ‫«من از فکر زمستان امسال رنج می برم‪ .‬من ّ‬ ‫شدت‬ ‫گرسنگی و خدای نخواسته هال کت بسیاری از‬ ‫فقرا و مستمندان را پیش بینی می کنم‪ .‬الزم است‬ ‫ّ‬ ‫خود ملت به فکر فقرا باشند‪ .‬الزم است از حاال‬ ‫برای زمستان ان ها تهیه ای شود که فجایع سال‬ ‫قبل تکرار نشود‪ .‬الزم است علمای اعالم بالد‪،‬‬ ‫مردم را دعوت به این امر ضروری بفرمایند‪».‬‬ ‫(صحیفه امام‪ ،‬ج‪« )414 :1‬این مجلسی که‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫می گویند ما از انقالب سفید امده ایم‪ ،‬اقا کو این‬ ‫انقالب سفید؟! پدر مردم را دراوردند‪ .‬اقا من‬ ‫مطلعم‪ .‬خدا می داند رنج می برم‪ .‬من ّ‬ ‫ّ‬ ‫مطلعم‬ ‫ّ‬ ‫از این دهات‪ ،‬مطلعم از این شهرستان های‬ ‫دور افتاده‪ ،‬از این قم بدبخت‪ ،‬من ّ‬ ‫مطلعم از‬ ‫گرسنگی خوردن مردم‪ ،‬از وضع زراعت مردم‪».‬‬ ‫(صحیفه امام‪ ،‬ج‪)419 :1‬‬ ‫خا کت و رهایی اسرایت قیام کن‪ ،‬این جنگ‪،‬‬ ‫جنگ «فی سبیل اهلل» است‪ .‬ا گر سخن از اب‬ ‫و خا ک است و ال غیر‪ ،‬این همان سبیل ّ‬ ‫غی و‬ ‫سبیل طاغوت است‪ .‬اما ا گر سخن از این است‬ ‫که خدا فرمود اب و خا ک تان را حفظ کنید‪ ،‬این‬ ‫سخن از «فی سبیل اهلل» است‪( ».‬جوادی املی‪،‬‬ ‫جلسه ‪ 481‬تفسیر سوره بقره)‬ ‫‪ -۳-۴‬عدم وابستگی و استقالل‬ ‫قران کریم در ایات ‪ 246‬تا ‪ 253‬سوره مبارکه‬ ‫بقره داستان قومی از بنی اسرائیل را نقل می کند‬ ‫که پس از موسی؟ع؟ به سراغ پیامبر عصر خود‬ ‫رفته و از او می خواهند تا فرمانده ای برایشان‬ ‫ّ‬ ‫معین کند تا به جنگ کسانی بروند که ان ها را‬ ‫از سرزمین خود بیرون کرده اند‪.‬‬ ‫از این مطالب به خوبی استفاده می شود که دفاع‬ ‫از استقالل و تمامیت ارضی یک کشور مسلمان‪،‬‬ ‫خود جهاد فی سبیل اهلل است‪ .‬البته بسیاری‬ ‫ّ‬ ‫ایات دیگر نظیر ایه نفی سبیل که تسلط کفار بر‬ ‫مسلمین را ممنوع نموده نیز بر ضرورت استقالل‬ ‫و عدم وابستگی تا کید می کنند‪.‬‬ ‫امام خمینی؟ق؟ هم در دوران مبارزه با رژیم طاغوت‬ ‫و هم در دوران جنگ تحمیلی هشت ساله‪ ،‬این‬ ‫باور را در مردم ایجاد کرد که دفاع از استقالل‬ ‫و تمامیت ارضی ایران به عنوان یک مملکت‬ ‫اسالمی یک فریضه دینی است‪:‬‬ ‫«نکته مهمی که در ایه ‪ 246‬سوره بقره به چشم‬ ‫می خورد این است که دفاع از سرزمین‪ ،‬جنگ‬ ‫«فی سبیل اهلل» است‪ .‬ا گر اواره هایی برای استرداد‬ ‫سرزمین و وطن خود قیام بکنند‪ .‬این جنگ‪،‬‬ ‫جنگ فی سبیل اهلل است‪ .‬ا گر مظلومینی برای‬ ‫رهایی اسرا و زندانیان مبارزه کنند‪ ،‬این دفاع‪،‬‬ ‫دفاع فی سبیل اهلل است‪ .‬یک وقت پیامبری به‬ ‫دستور خدای سبحان با طاغیان عصرش مبارزه‬ ‫می کند که ان ها را به دین دعوت کند؛ اینجا‬ ‫روشن است که جهاد ابتدایی است و جنگ فی‬ ‫سبیل اهلل است‪ .‬یک وقت‪ ،‬طاغیان علیه پیامبری‬ ‫به مبارزه برمی خیزند که دین او را خاموش کنند‬ ‫و هدف جز خاموش کردن دعوت به دین او‬ ‫نیست و ان پیامبر به دفاع از دین برمی خیزد؛‬ ‫اینجا هم روشن است که جنگ فی سبیل اهلل‬ ‫است‪ ...‬ا گر کسی به خدا معتقد بود و معتقد بود‬ ‫که خدا فرمود برای حفظ وطنت‪ ،‬استرداد اب و‬ ‫ّ‬ ‫«علمای اسالم وظیفه دارند از احکام مسلم‬ ‫اسالم دفاع کنند‪ ،‬از استقالل ممالک اسالمی‬ ‫پشتیبانی نمایند‪ ،‬از ستمکاری ها و ظلم ها اظهار‬ ‫ّ‬ ‫تنفر کنند‪ ،‬از پیمان با دشمنان اسالم و استقالل‬ ‫و ممالک اسالم اظهار انزجار کنند‪ .‬از اسرائیل و‬ ‫ّ‬ ‫عمال اسرائیل برائت جویند‪ ...‬ایا برای مملکت‬ ‫کهنسالی مثل ایران ننگ نیست که دولت اسرائیل‬ ‫بگوید ما حمایت از ایران می کنیم‪ ...‬ما برای دفاع‬ ‫از اسالم و ممالک اسالمی و استقالل ممالک‬ ‫اسالمی در هر حال مهیا هستیم‪( ».‬صحیفه‬ ‫امام‪ ،‬ج‪)336-335 :1‬؛ «ما می خواهیم مستقل‬ ‫ً‬ ‫باشیم‪ ،‬ما در زمان های سابق و خصوصا در زمان‬ ‫این پدر و پسر و باالخص در زمان این پسر‪ ،‬ما‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪65‬‬ ‫ک‬ ‫ݣحاݤ ݣݣهلل‬ ‫ݡٮ ݣرݣ ݣوݣ ݣ ݣ‬ ‫ݣدر ݣدݣس ݑ ݦ ݣ‬ ‫ݣهلل ݣ ݣ‬ ‫ݡیݥىݫݬݔݣ ݣ ݤاݣ ݣ ݣم ݣ ݣ‬ ‫ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣع ݣ ݣ ݣص ݣ ݣاݤ ݣ ݣ ݣل ݣ ݣ‬ ‫همه جهات مملکت مان در تحت سلطه اجانب‬ ‫بوده و هست‪ .‬ما اقتصادمان به هم خورده است‪،‬‬ ‫ّ‬ ‫به واسطه اینکه اجانب بر ان تسلط دارند‪ .‬نفت‬ ‫ما را دارند می برند و در ازای ان برای خودشان در‬ ‫ایران پایگاه درست می کنند‪ .‬فرهنگ ما را عقب‬ ‫نگه داشته اند؛ جوانهای ما را نمی گذارند تحصیل‬ ‫کنند‪( ».‬صحیفه امام‪ ،‬ج‪)195 :4‬‬ ‫نقطه اوج استقالل طلبی و نفی وابستگی در کالم‬ ‫امام؟ق؟ مخالفت ایشان با قانون کاپیتوالسیون‬ ‫است‪ .‬امام در دو سخنرانی کوبنده در روز ‪ 4‬ابان‬ ‫‪ 1343‬به تصویب کاپیتوالسیون اعتراض کرده‬ ‫و از همه احاد ملت می خواهد برای استقالل و‬ ‫ازادی کشور قیام کنند‪:‬‬ ‫ّ‬ ‫«بر همه طبقات ملت است که از مناقشات‬ ‫جزئی موسمی خود صرف نظر کرده و در راه‬ ‫هدف مقدس استقالل و بیرون رفتن از قید‬ ‫اسارت کوشش کنند‪( ».‬صحیفه امام‪ ،‬ج‪)412 :1‬‬ ‫امام؟ق؟ با اشاره به نوشته ای در یکی از کتاب های‬ ‫تاریخ مدارس کشور می گوید‪:‬‬ ‫«در یکی از کتاب های تاریخی که امسال به‬ ‫طبع رسیده و به بچه های ما تعلیم می شود‬ ‫این است که‪ ،‬بعد از اینکه یک مسائل دروغی‬ ‫را نوشته است‪ ،‬اخرش نوشته است معلوم شد‬ ‫که قطع نفوذ روحانیت‪ ،‬قطع نفوذ روحانیون‪،‬‬ ‫ّ‬ ‫در رفاه حال این ملت مفید است! رفاه حال‬ ‫ّ‬ ‫ملت به این است که روحانیون را از بین ببرند!‬ ‫همین طور است‪ .‬ا گر نفوذ روحانیون باشد‬ ‫ّ‬ ‫نمی گذارد این مل ْت اسیر انگلیس یکوقت باشد؛‬ ‫اسیر امریکا یکوقت باشد‪ .‬ا گر نفوذ روحانیین‬ ‫باشد نمی گذارد که اسرائیل قبضه کند اقتصاد‬ ‫ایران را‪( ».‬صحیفه امام‪ ،‬ج‪)417 :1‬‬ ‫‪66‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫‪ -۴-۴‬ازادی؛ زمینه ساز تحقق سایر اهداف‬ ‫در کنار این دو هدف اصلی‪ ،‬موسی؟ع؟ در‬ ‫ضمن گفتگو با فرعون پرده از عامل زمینه ساز‬ ‫تحقق این دو هدف برداشته و خطاب به وی‬ ‫‪1‬‬ ‫می گوید‪« :‬ان ارسل معنا بن ی اسرائیل» (شعراء‪.)17-‬‬ ‫موسی ّاولین تکلیف فرعون را دست برداشتن از‬ ‫«استعباد» می داند‪ .‬برای تحقق دو هدف اقامه ی‬ ‫توحید و استقرار عدالت اجتماعی نخستین گام‪،‬‬ ‫ازادکردن بند از دست و پای بندگان خداست‪.‬‬ ‫لذا موسی؟ع؟ اولین وظیفه ی خود را ازادسازی‬ ‫بنی اسرائیل معرفی می کند‪ .‬این ارمان همه ی‬ ‫انبیاء است؛ از این رو اولین کار رسول خدا؟ص؟‬ ‫پس از تشکیل حکومت‪ ،‬ازادسازی مومنان‬ ‫از حجاز بود‪ .‬برای هدایت مردم باید گوش و‬ ‫چشم و دست و پای مردم ازاد باشد تا بشنوند‬ ‫و بفهمند و عمل کنند؛ در غیر این صورت چگونه‬ ‫انبیاء پیام دعوت الهی را به مردم برسانند‬ ‫(جوادی املی‪ ،‬جلسه ‪ 4‬تفسیر سوره شعراء)‪.‬‬ ‫در سوره مبارکه دخان تعبیر دیگری در این‬ ‫خصوص به کار می رود که فهم این مقصود را‬ ‫اسان تر می کند‪ .‬در ایه ‪ 17‬این سوره‪ ،‬خداوند از‬ ‫زبان موسی؟ع؟ خطاب به فرعون نقل می کند‬ ‫که «ان ّادوا ّ‬ ‫الی عباد اهلل» یعنی بندگان خدا را به‬ ‫من تادیه کن و بازگردان‪ .‬این بدان معناست‬ ‫که استخفاف و شستشوی مغزی که فرعون از‬ ‫طریق نظام معرفتی و ارزشی خود بر جامعه اش‬ ‫تحمیل کرده بود‪ ،‬بندهای اسارت را یکی پس از‬ ‫دیگری بر جان و تن این مردم گره زده و اینان را‬ ‫از مسیر اصلی فطرت و هدایت الهی خارج کرده‬ ‫ارسل معنا به معنی ازاد کردن است در مقابل ارسل الینا که به‬ ‫‪ -1‬عبارت ِ‬ ‫معنی فرستادن است‪.‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫بود‪ .‬لذا خواسته موسی؟ع؟ فقط ازادسازی‬ ‫نیست‪ ،‬بلکه بازگرداندن است؛ بازگرداندن به‬ ‫خط اصیل فطرت و صراط مستقیم هدایت‪.‬‬ ‫یکی دیگر از مقاصد مهم نهضت امام خمینی؟ق؟‬ ‫ّ‬ ‫در مبارزه با طاغوت‪ ،‬ازادی ملت ایران بود‪:‬‬ ‫ّ‬ ‫«حرف ما از اول این است که ما برای ملت‬ ‫ایران دو مطلب می خواهیم‪ .‬این دو مطلب‪،‬‬ ‫دو مطلب مشروعی است که همه جوامع بشری‬ ‫منحرف نشده از انسانیت‪ -‬ان را قبول دارند‪.‬‬‫ّ‬ ‫یکی اینکه این ملت سی میلیونی در اختناق‬ ‫است‪ .‬پنجاه سال است این ملت سی میلیونی در‬ ‫حال اختناق و گرفتاری از همه جهات است‪ .‬نه‬ ‫مطبوعاتش ازاد است‪ ،‬نه رادیویش یک رادیوی‬ ‫ملی است که اداره اش دست مردم باشد و نه‬ ‫خطابه های خطیب های ما‪ ،‬نطق های گویندگان‬ ‫ما ازاد است‪ .‬همه اینها تحت زور و فشار پلیس‬ ‫دارد اداره می شود‪ .‬این ملت سی و پنج میلیونی‬ ‫که پنجاه سال است از ّ‬ ‫حق مشروع خود محروم‬ ‫بوده است‪ ،‬حاال قیام کرده است و این حق‬ ‫را طلب می کند و می گوید ما می خواهیم ازاد‬ ‫باشیم‪( ».‬صحیفه امام‪ ،‬ج‪)195-194 :4‬؛ «در این‬ ‫ّ‬ ‫ضاله اشکارا تبلیغ ّ‬ ‫ضد اسالمی‬ ‫مملکت تمام فرق‬ ‫می کنند‪ ،‬محافل ازاد دارند‪ ،‬مجالس علنی دارند‪.‬‬ ‫مسیحیین فرستنده در کلیسای انجیلی در تهران‬ ‫دارند‪ ،‬موسسه در کرمانشاه دارند‪ ،‬مدارس رسمی‬ ‫دارند‪ ،‬برخوردار از پشتیبانی دولت ها هستند‪.‬‬ ‫نشر کتب ّ‬ ‫ضد دینی ازاد است‪ .‬فقط مسلمان ها‬ ‫ّ‬ ‫و مبلغین مذهبی و علمای اسالم ازاد نیستند‪.‬‬ ‫تبلیغات دینی و بیان قانون شکنی ها ارتجاع‬ ‫سیاه شناخته شده و ممنوع گردیده است‪.‬‬ ‫محافل دینی و مجامع مذهبی محتاج به اجازه‬ ‫شهربانی ها و سازمان هاست‪ .‬دستجات عزاداری‬ ‫بر سیدالشهداء علیه الصلوه والسالم باید ممنوع‬ ‫و محدود باشد‪( ».‬صحیفه امام‪ ،‬ج‪)336 :1‬‬ ‫امام نیز با درایت دریافته بود‪ ،‬ازادی زمینه ساز‬ ‫تحقق سایر مقاصد است و تا مردم اسیر رسانه های‬ ‫طاغوت بوده و فعالیت های تبلیغی و دینی در‬ ‫محدودیت باشد‪ ،‬نمی توان جان مردم را با‬ ‫حقیقت ناب توحید و قران پیوند زد و پیام الهی‬ ‫را به گوش جان ان ها رساند‪ .‬از این جهت تکلیف‬ ‫وعاظ‪ ،‬خطبا و روحانیون را در توجه نکردن به‬ ‫محدودیت های رژیم دانسته و در فرازهای متعدد‬ ‫ّ‬ ‫و پرتکرار‪ ،‬شخصی و جمعی‪ ،‬مبلغان دینی را به‬ ‫بیان حقایق و نهراسیدن از تهدید رژیم تشویق‬ ‫و تهییج می کند‪:‬‬ ‫«ا گر اقای اسالمی را نگذاشتند در تهران منبر‬ ‫برود‪ ،‬دیدند که ایشان در بندر پهلوی منبر‬ ‫رفتند و حقیقت را در انجا بیان داشتند‪ ...‬ا گر‬ ‫با بردن عده زیادی از علما و خطبا به زندان‪،‬‬ ‫ان ها را از سخن گفتن بازداشتند‪ ،‬سایر اقایان‬ ‫که هنوز توقیف نشده اند‪ ،‬سخن خواهند گفت‬ ‫و مردم را متوجه خواهند کرد‪ .‬مگر می شود زبان‬ ‫روحانیت را برید؟» (صحیفه امام‪ ،‬ج‪)152 :1‬؛‬ ‫«شما اقایان روحانیون باید هشیار باشید‪ .‬شما‬ ‫مسوولید که حقایق را با مردم در میان بگذارید‬ ‫و به اقشار مختلف مردم برسانید چه نقشه ای‬ ‫علیه اسالم و استقالل و مملکت کشیده اند و چه‬ ‫ضربه هایی می خواهند بر اسالم وارد کنند‪ .‬در‬ ‫برابر زور و فشار طاغیان خضوع نکنید‪ ،‬تسلیم‬ ‫نشوید‪ ،‬صفوف خود را فشرده تر کنید‪( ».‬صحیفه‬ ‫امام‪ ،‬ج‪)162 :1‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪67‬‬ ‫ک‬ ‫ݣحاݤ ݣݣهلل‬ ‫ݡٮ ݣرݣ ݣوݣ ݣ ݣ‬ ‫ݣدر ݣدݣس ݑ ݦ ݣ‬ ‫ݣهلل ݣ ݣ‬ ‫ݡیݥىݫݬݔݣ ݣ ݤاݣ ݣ ݣم ݣ ݣ‬ ‫ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣع ݣ ݣ ݣص ݣ ݣاݤ ݣ ݣ ݣل ݣ ݣ‬ ‫‪ -۵‬رسانه‪ ،‬برگ برنده نهضت های الهی‬ ‫یکی از خواسته های موسی؟ع؟ در اغاز رسالتش‪،‬‬ ‫گشودن گره از زبانش بود تا سخن او به درستی‬ ‫فهمیده شود (طه‪ .)28-27 /‬قطع نظر از‬ ‫احتماالتی که ّ‬ ‫مفسران در خصوص معنی این‬ ‫ایه داده اند‪ ،‬تعلیل گشودن گره از زبان به اینکه‬ ‫مخاطب سخن مرا به درستی بفهمد و پیام الهی‬ ‫را به دقت دریافت کند‪ ،‬نشان می دهد بخش‬ ‫مهمی از نگرانی موسی؟ع؟ این بود که مردم‬ ‫مصر تحت استخفاف فرعون و نظام معرفتی‬ ‫حس گرا و نظام ارزشی مبتنی بر کثرت مال‪ ،‬از‬ ‫درک پیام دعوت الهی عاجز باشند و وی نتواند‬ ‫رسالت خود را به خوبی به انجام رساند‪ .‬از این‬ ‫جهت در ایه ‪ 34‬سوره قصص موسی؟ع؟ از‬ ‫خدا می خواهد تا برادرش هارون را به عنوان‬ ‫پشتیبان او در برابر تکذیب فرعون و اطرافیانش‬ ‫بفرستد‪ .‬تعلیل این خواسته توسط موسی؟ع؟‬ ‫این گونه است که چون هارون از من فصیح تر‬ ‫سخن می گوید و زبان گشوده و روانی دارد‪ ،‬او را‬ ‫به همراه من بفرست تا بتوانم پیام دعوت الهی‬ ‫را به درستی ابالغ کنم‪.‬‬ ‫‪68‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫«این خواسته موسی؟ع؟ پس از دریافت ایات الهی‬ ‫نظیر عصا و ید بیضا از خداوند صورت می گیرد‬ ‫و پیام ان این است که با اژدها نمی شود مردم‬ ‫را هدایت کرد‪ .‬اژدها مردم را سا کت می کند اما‬ ‫سا کن نمی کند‪ .‬انچه مردم را سا کن می کند‬ ‫بیانات علمی است‪ .‬من حرف های خوب‬ ‫ً‬ ‫َْ‬ ‫ّ‬ ‫می زنم اما برادرم یعنی هارون «اف َص ُح ِم ِنی ِل َسانا»‬ ‫(قصص‪ )34/‬است‪ .‬من تا چه وقت می توانم‬ ‫ً‬ ‫با اژدها مردم را سا کت کنم؟ اصال مگر می شود‬ ‫با ترس جامعه را ارام کرد؛ با ترس هرگز جامعه‬ ‫سا کن نمی شود‪ .‬مگر می شود جامعه را با ترس‬ ‫اداره کرد؟ من ا گر بخواهم در افکار‪ ،‬علوم یا‬ ‫اخالق جامعه اثر بکنم باید حرف های عالمانه‬ ‫بزنم و به گونه ای حرف های عالمانه را بزنم که‬ ‫مردم را خسته نکند‪ .‬این هنر ادبی است که‬ ‫می تواند جامعه را اداره کند‪ ،‬گفتار و نوشتار و‬ ‫نثر و نظم خوب است که می تواند جامعه را هم‬ ‫سا کن و هم سا کت کند‪ .‬اینها را وجود مبارک‬ ‫موسای کلیم پیشنهاد داد و خدای سبحان‬ ‫فرمود بله حق با توست من اینها را هم تامین‬ ‫می کنم‪ .‬مسئله این نبود که موسی؟ع؟ نتواند‬ ‫سخن بگوید‪ ،‬او اصل فصاحت را دارا بود‪ ،‬اما ا گر‬ ‫ّ‬ ‫کسی بخواهد مسیر فکری یک ملت را تغییر دهد‪،‬‬ ‫یک ادبیات شفاف و روشن‪ ،‬یک هنر گفتاری و‬ ‫نوشتاری خوب‪ ،‬یک هنر دیداری و شنیداری‬ ‫خوب و مانند ان را الزم دارد‪ .‬موسی؟ع؟ از خدا‬ ‫خواست تا هارون او را تصدیق کند‪ ،‬حرف های‬ ‫او را به جامعه منتقل کند‪ ،‬حرف های جامعه را‬ ‫به موسی؟ع؟ منتقل کند و ا گر مناظره و مباحثه ‬ ‫یا سخنرانی و همایشی است‪ ،‬حضور پیدا کند‪».‬‬ ‫(جوادی املی‪ ،‬جلسه ‪ 12‬تفسیر سوره قصص)‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫بنابراین‪ ،‬جامعه را نمی توان با علم محض اداره‬ ‫کرد و مردم را نمی توان با علم محض همراه کرد‪،‬‬ ‫بلکه جامعه و مردم عالوه بر دانش به ارایش هم‬ ‫نیازمندند‪ .‬این مساله‪« ،‬اهمیت جایگاه هنر‬ ‫و رسانه» را در تبلیغ دین و ابالغ پیام دعوت‬ ‫الهی به خوبی نشان می دهد‪ .‬امام خمینی؟ق؟‬ ‫به خوبی بر نقش اثرگذار رسانه در تبیین مسائل‬ ‫برای مردم واقف بود‪ .‬هم از جهت تاثیر مثبتی‬ ‫که خود باید بر مردم بگذارد و هم از نظر تاثیر‬ ‫منفی که رسانه های رژیم بر مردم می گذاشتند‪.‬‬ ‫لذا برای هر دو مساله اهمیت قائل بود‪ .‬از سویی‬ ‫نسبت به ازادی مطبوعات و سایر رسانه ها در‬ ‫ّ‬ ‫تبلیغ برای بهائیت و مسیحیت و کتب ضاله ابراز‬ ‫نگرانی می کرد‪ .‬از سوی دیگر رسانه قدرتمند منبر‬ ‫را در اختیار داشت و به خوبی از ان بهره می برد‪.‬‬ ‫مکاتبات متعدد امام با وعاظ شهیر و علمای موثر‬ ‫ان زمان حکایت از بینش قوی و اینده نگر امام‬ ‫داشت‪ .‬امام ارتباط عمیقی با این افراد برقرار‬ ‫کرده بود و ان ها را در مسیر نهضت و اهداف‬ ‫ان به خوبی هدایت می کرد‪ .‬مشهورترین عالم‬ ‫منبری ان زمان‪ ،‬مرحوم حجت االسالم فلسفی‬ ‫بود که مکاتبات بسیاری در طول سال های‬ ‫نهضت میان امام و ایشان صورت می گرفت‪ .‬در‬ ‫همان نخستین روزهای مخالفت امام با الیحه‬ ‫انجمن های ایالتی و والیتی در ‪ 7‬ابان ‪،1341‬‬ ‫امام؟ق؟ در نامه ای به وی می نویسد‪:‬‬ ‫«از مساعی جمیله ی جنابعالی در نشر حقایق و‬ ‫احکام اسالم و ابطال باطل و ردع منحرفین از مقاصد‬ ‫پلید و ّنیات فاسد‪ ،‬علمای اعالم و عالقه مندان‬ ‫به اسالم و استقالل مملکت جعفری متشکرند‪.‬‬ ‫امید است خداوند این زبان گویای اسالم را از‬ ‫ّ‬ ‫شر اشرار حفظ فرماید‪( ».‬صحیفه امام‪ ،‬ج‪)84 :1‬‬ ‫مردم را نمی توان با علم محض همراه کرد‪ ،‬بلکه جامعه و مردم عالوه بر دانش به‬ ‫ارایش هم نیازمندند‪ .‬این مساله‪« ،‬اهمیت جایگاه هنر و رسانه» را در تبلیغ دین‬ ‫و ابالغ پیام دعوت الهی به خوبی نشان می دهد‪.‬‬ ‫همچنین مکاتبات بسیاری وجود دارد که در ان‬ ‫امام‪ ،‬واسطه ی دعوت از حجت االسالم فلسفی‬ ‫برای منبر در شهرهای مختلف است (صحیفه‬ ‫امام‪ ،‬ج‪ .)365 :1‬نمونه ی دیگر حمایت علنی‬ ‫امام از حجت االسالم انصاری واعظ شهیر قم‬ ‫است که در جریان مخالفت با الیحه انجمن های‬ ‫ایالتی و والیتی ممنو ع المنبر شده بود‪ .‬امام در‬ ‫جمع مردم در دلجویی از او می گویند‪:‬‬ ‫«شنیده ام دو شب است زبان تو را بسته اند‪ .‬چه‬ ‫می شود ا گر دستبند به دست من و شما بزنند و‬ ‫گوشه زندان بیندازند؟‪ ...‬انصاری زبان گویای‬ ‫مردم قم است و تنها نیست‪ .‬همه جمعیت‬ ‫ً‬ ‫پشت سر او هستند و حتما امشب باید به منبر‬ ‫ً‬ ‫بروی و جریان را کامال شرح دهی تا مردم بیدار‬ ‫شوند‪( ».‬صحیفه امام‪ ،‬ج‪)83 :1‬‬ ‫امام همچنین در نامه های پر تعدادی به‬ ‫وعاظ شهرهای مختلف ان ها را به بیان حقایق‬ ‫توصیه می کنند‪ .‬امام منبر و مواجهه مستقیم‬ ‫را اثرگذارترین شیوه تبلیغ می داند اما از سایر‬ ‫ابزار ارتباط جمعی و رسانه های عصر جدید نیز‬ ‫غافل نیست‪.‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪69‬‬ ‫ک‬ ‫ݣحاݤ ݣݣهلل‬ ‫ݡٮ ݣرݣ ݣوݣ ݣ ݣ‬ ‫ݣدر ݣدݣس ݑ ݦ ݣ‬ ‫ݣهلل ݣ ݣ‬ ‫ݡیݥىݫݬݔݣ ݣ ݤاݣ ݣ ݣم ݣ ݣ‬ ‫ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣع ݣ ݣ ݣص ݣ ݣاݤ ݣ ݣ ݣل ݣ ݣ‬ ‫‪ -۶‬وحدت کلمه‪ ،‬رمز پیروزی‬ ‫و بقاء نهضت های الهی‬ ‫یکی از مهم ترین اصول ثابت حرکت انبیاء و اولیاء‬ ‫الهی دعوت به توحید در سایه ی وحدت است‪.‬‬ ‫پیشتر گفته شد که موسی؟ع؟ بزرگترین مقصد‬ ‫َ‬ ‫حد ُم َو ِ ّحد»‬ ‫قیام خود را ایجاد یک جامعه ی ُ«م ّت ِ‬ ‫ُ‬ ‫ً َ‬ ‫َ َ‬ ‫ک ً‬ ‫عنوان کرد‪« :‬کی ُن ّ‬ ‫ثیرا»‬ ‫کثیرا و نذکرک‬ ‫سب َحک‬ ‫ِ‬ ‫(طه‪ )34-33/‬نظیر این مضامین در جای جای‬ ‫قران کریم به چشم می خورد‪ .‬یکی از مواردی‬ ‫که اهمیت وحدت در جامعه را به خوبی تبیین‬ ‫نموده ماجرای مواعده چهل روزه ی خداوند‬ ‫با موسی؟ع؟ در کوه طور است‪ .‬مطابق ایات‬ ‫‪ 82‬تا ‪ 94‬سوره مبارکه طه و ایات ‪ 148‬تا ‪154‬‬ ‫سوره مبارکه اعراف‪ ،‬زمانی که موسی؟ع؟ برای‬ ‫دریافت تورات و عمل به مواعده چهل روزه ی‬ ‫الهی به کوه طور رفت‪ ،‬قوم او براساس سابقه ی‬ ‫حس گرایی‪ ،‬اسیر فتنه سامری شده و مجسمه‬ ‫گوساله ای را به عنوان بت مورد پرستش قرار‬ ‫دادند‪ .‬زمانی که موسی از مواعده الهی بازگشت‪،‬‬ ‫مشاهده کرد که قوم او گوساله پرست شده اند‪.‬‬ ‫وی که همه ی زحمات خود در ابالغ پیام الهی‬ ‫را بر باد رفته می دید با خشم و ناراحتی الواح‬ ‫تورات را بر زمین زده و سر و صورت هارون را به‬ ‫نشانه اعتراض گرفت که چرا در نبود من جلوی‬ ‫انحراف قوم را نگرفتی؟ در مقابل این عصبانیت‬ ‫‪70‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫به ّ‬ ‫ حق موسی؟ع؟‪ ،‬هارون پاسخی به حق داد و‬ ‫شرایط خود و قومش را تبیین کرد‪ .‬او گفت که‬ ‫من در طول این مدت به ان ها متذکر شدم که‬ ‫این یک ازمون الهی است و باید مطیع فرمان‬ ‫من باشید‪ .‬اما همه تالش و کوشش من در این‬ ‫راه بی ثمر ماند و کار به جایی رسید که قوم‪،‬‬ ‫مرا تنها گذاشته و گفتند تا موسی بیاید ما بر‬ ‫گوساله پرستی خود باقی خواهیم ماند‪ .‬ایه ‪94‬‬ ‫سوره ی طه این سخن هارون را نقل می کند‪:‬‬ ‫َ َ ْ َ ُ َّ َ ْ ُ ْ ْ َ َ َ ْ ّ َ ُ‬ ‫ی ِانِی خشیت‬ ‫ی و لا ِبراس ‬ ‫َ«قال یا بن ام لا تاخذ ِب ِلحیت ‬ ‫َ َ َ ُ َ‬ ‫َُ َ َ ْ َ‬ ‫رائیل َو ل ْم ت ْرق ْب ق ْولی»‪.‬‬ ‫ی ِا ْس‬ ‫ا ْن تقول ف َّرقت َب ْی َن َبن ‬ ‫هارون می گوید هر انچه از من بر می امد انجام‬ ‫دادم اما کار به مرحله ای رسید که نزدیک بود‬ ‫جنگ و خون ریزی پیش بیاید و مردم به جان‬ ‫هم بیافتند‪ .‬تفرقه ای در جامعه به وجود بیاید که‬ ‫ً‬ ‫نتوان ان را جبران کرد‪ .‬مضافا اینکه من همه ی‬ ‫فرامین تو را اطاعت کردم و تو به من نگفته‬ ‫بودی که تا جنگ و خون ریزی هم ایستادگی‬ ‫کنم‪ .‬خوف تفرقه‪ ،‬زبان مرا در برابر انکار توحید‬ ‫بست؛ چرا که می دانستم با بازگشت تو پس‬ ‫از چهل روز‪ ،‬اوضاع سامان می یابد‪ .‬این ایات‬ ‫به خوبی نشان می دهد با اینکه هدف اصلی‬ ‫در جامعه ی اسالمی‪ ،‬اقامه توحید است اما این‬ ‫اصل جز در سایه ی تحقق یک فر ع مهم به نام‬ ‫وحدت‪ ،‬محقق نخواهد شد‪.‬‬ ‫ً‬ ‫در اینجا مطلقا مقصود ان نیست که فر ع بر اصل‬ ‫ً‬ ‫ّ‬ ‫مقدم است اما یقینا اقامه ی کلمه ی توحید در‬ ‫یک جامعه ی متحد‪ ،‬به مراتب اسان تر از یک‬ ‫جامعه ی چندپاره است و یک جامعه ی ّ‬ ‫متحد‬ ‫ا گرچه گوساله پرست را‪ -‬راحت تر می توان‬‫توحیدی ساخت‪ .‬در حقیقت نبود وحدت‪،‬‬ ‫زمینه ی توحیدی شدن را از بین می برد و‬ ‫چشم پوشی بر از بین رفتن موقت توحید در‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫جامعه‪ ،‬برای برهم نخوردن وحدت که ضامن‬ ‫حفظ اصل توحید در بلندمدت است‪ ،‬امری‬ ‫ضروری و نا گزیر است‪ .‬این ایات به خوبی اهمیت‬ ‫وحدت جامعه را برای اقامه ی کلمه توحید در ان‬ ‫نشان می دهد‪ .‬ان قدر که گاهی می توان از خود‬ ‫ً‬ ‫توحید برای حفظ وحدت موقتا دست کشید‪.‬‬ ‫نظیر این اتفاق‪ ،‬در ماجرای غدیر و سقیفه نیز به‬ ‫چشم می خورد‪ .‬سکوت امیرمومنان در روزهای‬ ‫ً‬ ‫نخستین پس از رحلت پیامبر ا کرم؟ص؟ دقیقا‬ ‫به همین جهت است که وحدت جامعه ‪-‬که‬ ‫ضامن تحقق توحید در ان است‪ -‬بر هم نخورد‬ ‫تا ّ‬ ‫ولی خدا بتواند در زمان مناسب جامعه ی‬ ‫دورشده از توحید را به راه خود بازگرداند‪ .‬مکالمه‬ ‫امیرمومنان و حضرت زهرا؟امهس؟ در ان روزها موید‬ ‫همین مطلب است‪ :‬ان روزها که امیرمومنان در‬ ‫خانه نشسته بود‪ ،‬زهرای مرضیه به وی خطاب‬ ‫کرد که چرا کاری نمی کنی؟ امیرمومنان با اشاره‬ ‫به صدای اذان بالل که بلند شده بود‪ ،‬فرمود‬ ‫زهرا! ا گر می خواهی این صدا بلند بماند‪ ،‬من‬ ‫باید بنشینم و سکوت کنم‪( .‬جوادی املی‪،‬‬ ‫جلسه ‪ 43‬تا ‪ 46‬تفسیر سوره طه)‬ ‫بر همین اساس وحدت کلمه در اغاز مبارزه‪ ،‬در‬ ‫مسیر نهضت و پس از پیروزی انقالب‪ ،‬همواره از‬ ‫پرتکرارترین مضامین کالم امام خمینی؟ق؟ بوده‬ ‫است‪ .‬نگاهی به روزهای اغازین نهضت نشان‬ ‫می دهد که جدی ترین عزم امام؟ق؟ در ان روزها‬ ‫هم نوا کردن حوزه ها‪ ،‬علما و مراجع در سراسر‬ ‫جهان اسالم است‪ .‬چرا که امام؟ق؟ اتحاد در‬ ‫طبقات دیگر جامعه را در سایه ی اتحاد در طبقه‬ ‫روحانیت به عنوان پدران ّامت می داند‪ .‬ایشان در‬ ‫مکاتبات متعدد‪ ،‬علما و مراجع قم‪ ،‬نجف‪ ،‬تهران‪،‬‬ ‫مشهد‪ ،‬شیراز‪ ،‬یزد‪ ،‬لرستان‪ ،‬کرمان‪ ،‬کرمانشاه و‬ ‫سایر نقاط کشور را مخاطب قرار داده و با تبیین‬ ‫هدف اصلی در جامعه ی اسالمی‪ ،‬اقامه توحید است اما این اصل جز در سایه ی‬ ‫تحقق یک فر ع مهم به نام وحدت‪ ،‬محقق نخواهد شد‪.‬‬ ‫بر همین اساس وحدت کلمه در اغاز مبارزه‪ ،‬در مسیر نهضت و پس از پیروزی‬ ‫انقالب‪ ،‬همواره از پرتکرارترین مضامین کالم امام خمینی؟ق؟ بوده است‪ .‬نگاهی‬ ‫به روزهای اغازین نهضت نشان می دهد که جدی ترین عزم امام؟ق؟ در ان روزها‬ ‫هم نوا کردن حوزه ها‪ ،‬علما و مراجع در سراسر جهان اسالم است‪.‬‬ ‫ّ‬ ‫تخلفات اشکار دولت و رژیم از شر ع مقدس و زیر‬ ‫ّ‬ ‫پا گذاردن اصول مسلم اسالم‪ ،‬ان ها را به قیام‬ ‫برای خدا و صیانت از اسالم و قران دعوت می کند‪.‬‬ ‫در این میان ّ‬ ‫تعدد نامه به بزرگانی همچون ایات‬ ‫عظام سیداحمد خوانساری‪ ،‬روح اهلل کمالوند‪،‬‬ ‫سیدهادی میالنی‪ ،‬سید شهاب الدین مرعشی‬ ‫نجفی و سید محسن حکیم‪ ،‬که برخی با دیدگاه‬ ‫امام همراه بوده و برخی با ان همراه نبودند‪،‬‬ ‫به عنوان اقطاب حوزه و ّ‬ ‫تشیع‪ ،‬تالش وافر امام؟ق؟‬ ‫در راستای هم نوایی و وحدت در میان علما را‬ ‫به خوبی برجسته می سازد‪.‬‬ ‫البته تالش اصلی امام؟ق؟ در این دوره صدور‬ ‫بیانیه هایی با امضاء مشترک علیه رژیم است‬ ‫و خوف ایشان القاء تفرقه میان علما و مراجع‬ ‫از سوی رژیم پهلوی است‪ .‬امام؟ق؟ در دیدار ‪21‬‬ ‫فروردین ‪ 1343‬با جمعی از علماء شیراز‪ ،‬ضمن‬ ‫اعالم تشکر خود از ایت اهلل بهاء الدین محالتی‬ ‫که سیزده روز در بازداشت رژیم بوده است‪ ،‬خطر‬ ‫بزرگ تری را گوشزد می کند‪:‬‬ ‫«نقشه ای که مهم تر است و این ها دارند‪ ،‬این‬ ‫است که می خواهند بین علما و ملت اسالم‬ ‫اختالف بیندازند‪ .‬این ها می خواهند بگویند‬ ‫علما با انقالب شاه موافقند‪ .‬به علمای شیراز‬ ‫بگویید که طالب را تهذیب کنید و مردم را متحد‬ ‫فرمایید‪( ».‬صحیفه امام‪ ،‬ج‪)273 :1‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪71‬‬ ‫ک‬ ‫ݣحاݤ ݣݣهلل‬ ‫ݡٮ ݣرݣ ݣوݣ ݣ ݣ‬ ‫ݣدر ݣدݣس ݑ ݦ ݣ‬ ‫ݣهلل ݣ ݣ‬ ‫ݡیݥىݫݬݔݣ ݣ ݤاݣ ݣ ݣم ݣ ݣ‬ ‫ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣع ݣ ݣ ݣص ݣ ݣاݤ ݣ ݣ ݣل ݣ ݣ‬ ‫‪ -۷‬جمع بندی‪ :‬خداوند با هیچ ملتی‬ ‫پیمان برادری نبسته است‪.‬‬ ‫همچنین ایشان در نامه ای به حجت االسالم‬ ‫فلسفی در ‪ 27‬تیرماه همان سال می نویسد‪:‬‬ ‫«تذکر دهید که امروز در مقابل دست های ناپا ک‬ ‫اجانب که خطر عظیم بر اسالم و مسلمین متوجه‬ ‫است‪ ،‬الزم است با وحدت کلمه و اعتصام به‬ ‫حبل اهلل به شعائر مذهبی اهمیت بیشتری‬ ‫بدهید و جمعیت های خود را فشرده تر و انبوه تر‬ ‫فرمایید‪( ».‬صحیفه امام‪ ،‬ج‪)353 :1‬‬ ‫ایشان همچنین در سخنانی در ‪ 26‬فروردین‬ ‫‪ 1343‬ضمن تقدیر از طبقات مختلف مردم‪ ،‬از‬ ‫همراهی علما و مراجع بزرگ پس از واقعه ی ‪15‬‬ ‫خرداد ‪ 42‬تشکر کرده و می گوید‪:‬‬ ‫«کسی گمان نکند که بشود با پخش یک چیزهای‬ ‫مسموم بین علمای اسالم جدایی بیندازد‪.‬‬ ‫هیچ امکان ندارد این مطلب‪ .‬ما همه با هم‬ ‫ذب از ایران و ّ‬ ‫هستیم‪ .‬ما برای َذ ّب اسالم و ّ‬ ‫ذب‬ ‫از استقالل ایران و ّ‬ ‫ذب از کیان اسالم‪ ،‬همه یکی‬ ‫هستیم و یک حلقوم داریم‪( ».‬صحیفه امام‪،‬‬ ‫ج‪)306-305 :1‬‬ ‫ّ‬ ‫سپس طلب جوان تر را هشدار می دهد که‪:‬‬ ‫«متوجه باشید ا گر چنانچه به یک نفر از مراجع‬ ‫اسالم شطر کلمه ای کسی اهانت بکند‪ ،‬بین او‬ ‫خدای تبارک و تعالی والیت منقطع می شود‪.‬‬ ‫فحش دادن به مراجع بزرگ ما را کوچک فرض‬ ‫می کنید؟» (صحیفه امام‪ ،‬ج‪)307-306 :1‬‬ ‫ّ‬ ‫بنابراین‪ ،‬وحدت کلمه و اتحاد داخلی علت موجده‬ ‫این نهضت بوده و تا کیدات امام خمینی؟ق؟ پس‬ ‫از پیروزی انقالب بر این مهم‪ ،‬حا کی از ان است‬ ‫که علت ّ‬ ‫مبقیه ی این نهضت نیز همین وحدت‬ ‫کلمه خواهد بود‪.‬‬ ‫‪72‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫ایات ‪ 20‬تا ‪ 26‬سوره مائده‪ ،‬داستانی را نقل‬ ‫ّ‬ ‫می کند که برای همه ی ملت هایی که بر طاغوت‬ ‫عصر خود چیره شده اند عبرت اموز و پنددهنده‬ ‫است‪ .‬خداوند متعال در ایات ابتدایی سوره‬ ‫قصص با اشاره به ظلم و فساد فرعون در مصر‪ ،‬به‬ ‫ اسرائیل به استضعاف کشیده شده این نوید‬ ‫بنی‬ ‫ِ‬ ‫ّ‬ ‫را می دهد که خداوند می خواهد بر شما منت‬ ‫گذارده و شما را وارثان این سرزمین و پیشوایان‬ ‫سایرین قرار دهد‪ .‬این نوید اما در سایه ی تالش و‬ ‫کوشش خود ان ها محقق می شود و ّ‬ ‫سنت خداوند‬ ‫ّ‬ ‫این گونه است که سرنوشت هیچ ملتی را جز ان که‬ ‫خود تغییر کنند‪ ،‬تغییر نخواهد داد (رعد‪.)11/‬‬ ‫البته خداوند با ارسال رسول و ّ‬ ‫شق البحر موانع‬ ‫هدایت مردم را به دریا می ریزد و راه هدایت را‬ ‫ّ‬ ‫باز می کند‪ ،‬اما هیچ ملتی جز با تالش و کوشش‬ ‫خود نمی تواند به ّ‬ ‫عزت و استقالل برسد‪ .‬در ایات‬ ‫مذکور سوره مائده امده است که موسی؟ع؟ از قوم‬ ‫خود می خواهد تا به واسطه ی نعمات متعددی‬ ‫که خدا به ان ها داده‪ ،‬که تا ان زمان به احدی‬ ‫نداده بود‪ ،‬وارد سرزمین ّ‬ ‫مقدس شوند که خداوند‬ ‫ان را برای بندگان مومن خود قرار داده است‪.‬‬ ‫اما بنی اسرائیل با بی ادبی به درخواست ّ‬ ‫نبی‬ ‫خدا پاسخ منفی می دهند و اعالم می کنند که‬ ‫در این سرزمین عده ای ّ‬ ‫جبار حکومت می کنند‬ ‫و تا زمانی که ان ها در ان سرزمین باشند بدان‬ ‫وارد نخواهند شد‪.‬‬ ‫تالش موسی؟ع؟ و قلیلی از مومنان همراه او برای‬ ‫مجاب کردن این قوم بی فایده است و ان ها با‬ ‫بی ادبی بزرگ تری خطاب به وی می گویند تو و‬ ‫خدایت بروید و بجنگید و ما همین جا نشسته ایم‪.‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫این گونه سخن گفتن با ّ‬ ‫ولی خدا همان و گرفتاری‬ ‫چهل ساله در تیه و سردرگمی همان‪ .‬قران کریم‬ ‫نقل می کند که موسی؟ع؟ به خدا فرمود من جز‬ ‫خودم و برادرم کسی را ندارم و سپس قومش را‬ ‫نفرین کرد‪ .‬این نفرین سبب شد تا بنی اسرائیل‬ ‫برای مدت چهل سال دچار تیه و سردرگمی شوند‪.‬‬ ‫همان بالیی که ماجرای سقیفه بر سر مسلمانان‬ ‫اورد و با خانه نشینی ّ‬ ‫ولی خدا‪ ،‬انتظار برای فرج‬ ‫تا کنون نیز ادامه یافته است‪ .‬این موضوع به خوبی‬ ‫نشان می دهد که خداوند با هیچ ملتی پیمان‬ ‫برادری نبسته است‪ .‬ا گر نصرت الهی در زمانی‬ ‫شامل حال یک قوم شد‪ ،‬این قوم باید سپاسگزار‬ ‫این نصرت باشند و با استقامت در راه خدا‪ّ ،‬‬ ‫عزت‬ ‫خود را تحکیم و تمدید کنند‪ .‬در این صورت نصرت‬ ‫الهی باز هم شامل ان ها خواهد شد‪« :‬ا َّن َّال َ‬ ‫ذین‬ ‫ُ َ ُّ َ َّ ُ ُ َّ ْ َ ُ َ َ َ َّ ُ َ َ ْ ُ ْ ِ َ َ ُ‬ ‫لائکه‬ ‫قاموا تتنزل علی ِه َم الم ِ‬ ‫قال َوا ر ُبنا الله َثم ُاست َ‬ ‫َ َّ‬ ‫ْ َ َّ ّ‬ ‫ُ‬ ‫ْ‬ ‫ُ‬ ‫ک ْن ُتمْ‬ ‫ی‬ ‫الا تخافوا َو لا ت ْح َزنوا َو اب ِشر وا ِبالجنهِ الت ‬ ‫ُت َ‬ ‫وع ُدون» (فصلت‪)30/‬‬ ‫تاریخ انقالب اسالمی ایران نشان می دهد‪ ،‬یاران‬ ‫خمینی پس از پیروزی در برابر طاغوت پهلوی‬ ‫همچنان در رکاب ّ‬ ‫ولی خدا مانده و به دعوت‬ ‫جهاد او در طی هشت سال جنگ تحمیلی لبیک‬ ‫گفتند و ثمره ی استقامت ان ها و خون شهدا‪،‬‬ ‫ّ‬ ‫عزت و استقالل مملکت اسالمی گردید‪ .‬امام‬ ‫ّ‬ ‫خمینی؟ق؟ در بیان خویش ملت ایران را بهتر از‬ ‫ّ‬ ‫ملت حجاز و کوفه می داند‪:‬‬ ‫ّ‬ ‫«من با جرات مدعی هستم که ملت ایران و توده‬ ‫میلیونی ان در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد‬ ‫رسول اهلل؟ص؟ و کوفه و عراق در عهد امیرالمومنین‬ ‫و حسین بن علی‪-‬صلوات اهلل وسالمه علیهم‪ -‬هستند‪.‬‬ ‫ان حجاز که در عهد رسول اهلل؟ص؟ مسلمانان‬ ‫نیز اطاعت از ایشان نمی کردند و با بهانه هایی‬ ‫به جبهه نمی رفتند‪ ،‬که خداوند تعالی در سوره‬ ‫توبه با ایاتی ان ها را توبیخ فرموده و وعده عذاب‬ ‫داده است و ان قدر به ایشان دروغ بستند که‬ ‫به حسب نقل‪ ،‬در منبر به انان نفرین فرمودند‬ ‫و ان اهل عراق و کوفه که با امیرالمومنین انقدر‬ ‫بدرفتاری کردند و از اطاعتش سر باز زدند که‬ ‫شکایات ان حضرت از انان در کتب نقل و تاریخ‬ ‫معروف است و ان مسلمانان عراق و کوفه که با‬ ‫سیدالشهداء؟ع؟ ان شد که شد‪ .‬و انان که در‬ ‫شهادت دست الوده نکردند‪ ،‬یا گریختند از معرکه‬ ‫و یا نشستند تا ان جنایت تاریخ واقع شد‪ .‬اما امروز‬ ‫می بینیم که ملت ایران از قوای مسلح نظامی و‬ ‫انتظامی و سپاه و بسیج تا قوای مردمی از عشایر‬ ‫و داوطلبان و از قوای در جبهه ها و مردم پشت‬ ‫جبهه ها‪ ،‬با کمال شوق و اشتیاق چه فدا کاری ها‬ ‫می کنند و چه حماسه ها می افرینند‪ .‬و می بینیم‬ ‫که مردم محترم سراسر کشور چه کمک های‬ ‫ارزنده ای می کنند و می بینیم که بازماندگان‬ ‫ّ‬ ‫شهدا و اسیب دیدگان جنگ و متعلقان انان‬ ‫با چهره های حماسه افرین و گفتار و کرداری‬ ‫مشتاقانه و اطمینان بخش با ما و شما برخورد‬ ‫می کنند‪( ».‬صحیفه امام‪ ،‬ج‪)410 :21‬‬ ‫با این حال‪ ،‬ابتالء و امتحان الهی پایان نیافته‬ ‫ّ‬ ‫است و ملت ایران ا گر به دنبال عزت و استقالل‬ ‫خود است‪ ،‬راهی جز چنگ زدن به ریسمان‬ ‫محکم الهی که در دست ّ‬ ‫ولی خدا در هر زمان‬ ‫است‪ ،‬نخواهد داشت‪.‬‬ ‫منابع‬ ‫‪1.1‬قران کریم‬ ‫‪2.2‬نهج البالغه‬ ‫‪3.3‬دروس تفسیر ایت اهلل جوادی املی‬ ‫ّ‬ ‫‪4.4‬صحیفه امام خمینی؟ق؟‪ ،‬مجلدات مختلف‪.‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪73‬‬ ‫دکتر مجتبی باباخانی‬ ‫پژوهشگر هسته اندیشه امام؟هر؟ مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫ݩ‬ ‫ݧ‬ ‫ݐ‬ ‫ں‬ ‫ى‬ ‫�ت‬ ‫ݪ‬ ‫ݔس‬ ‫ل ݣ !!‬ ‫ݡص ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ‬ ‫ک ݬݕ ݪٮ ݣیݥ ݣݫݭݣٮݓ ݣرݣاݤ ݣ ݫݣٮݓݭݣ ݣر ݣ ݣاݥ‬ ‫ݩݧݑع ݤݤݡیݤ‬ ‫ݩݐ ݦں ݧݩݐڡ ݧݑٯ ى ݧݩݐ‬ ‫ݣنݭݓݣٮم ݣ ݥݣا ݤݤ‬ ‫ن ݣاݤ ݫݬݓڡݣݡع ݣاالݣ ݣ ݣاݤ ݭݣ ݫݭݣ ݫح‬ ‫م اݣ ݬݔ ݪى ݣ ݣ ݫ ݥ‬ ‫رهبری معظم انقالب‪« :‬همان کسانی که این خیانت و جنایات تروریستی دیگر را در این کشور‬ ‫مرتکب شدند‪ ،‬ازادند و در کشورهای اروپایی و امریکایی مشغول حرکتند؛ با مسووالن و سران‬ ‫ان کشورها مالقات می کنند و برای ان ها سخنرانی حقوق بشری می گذارند؛ دیگر از این افشا گری‬ ‫باالتر‪ ،‬این نشان داد که مدعیان حقوق بشر و مدعیان ضدیت با تروریسم در چه حدی از نفاق‪،‬‬ ‫از دورویی و دروغ گویی قرار دارند»‪.‬‬ ‫مقدمه‬ ‫به تروریسم به عنوان پدیده ای رایج در دنیای امروزی از زوایای گونا گون می توان نگریست‪ .‬شاید‬ ‫وجه مشترک همه گروه های تروریستی را بتوان در ابزار قرار گرفتن انان در دست عناصری دانست‬ ‫که یا خود‪ ،‬ان را به وجود اورده اند و یا توانسته اند با تامین منافع و نیازهای این گروه ها‪ ،‬انان را در‬ ‫ً‬ ‫راستای اهداف و خواسته های خویش به کار گیرند‪ .‬گروه های تروریستی غالبا در مواردی توسط‬ ‫دولت های حامی شان به کار گرفته می شوند که ان دولت امکان انجام کاری را بنا بر مالحظاتی ندارد‬ ‫و یا هزینه انجام نیابتی ان توسط تروریست ها را بسیار کمتر و به صرفه می بیند‪.‬‬ ‫‪74‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫‪mojtabababakhani@gmail.com‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫‪ ‬تجربه ایجاد گروه هایی همچون‬ ‫طالبان‪ ،‬القاعده‪ ،‬داعش و مواردی‬ ‫از این دست نشان می دهد میزان‬ ‫حمایت کشورهای حامی این گروه ها‬ ‫از انان بسته به مقتضای زمان و میزان‬ ‫توانمندی این گروه ها برای تامین‬ ‫نیازها و خواسته های حامیان شان‬ ‫امری ّ‬ ‫متغیر است؛ لذا الزمه حیات‬ ‫یک گروه تروریستی‪ ،‬انعطاف پذیری در‬ ‫انطباق امکانات و توانمندی های خود‬ ‫با خواست کشور یا کشورهای حامی‬ ‫خویش است‪ .‬بنابراین‪ ،‬از یک سو‪ ،‬ایجاد‬ ‫ً‬ ‫و تحکیم گروه های تروریستی غالبا در گرو‬ ‫تامین منافع و خواست های کشورهای‬ ‫حامی انان قرار دارد و از سوی دیگر‪،‬‬ ‫از انجایی که رگ حیات و بقای این‬ ‫گروه ها در اختیار کشورهای حامی شان‬ ‫قرار دارد‪ ،‬ان کشورها هستند که برنامه‬ ‫و عملکرد این گروه ها را تعیین و ابالغ‬ ‫می نمایند‪.‬‬ ‫در این نوشتار تالش می شود ضمن‬ ‫ترسیم این رابطه ی دوسویه میان‬ ‫گروهک منافقین و کشورهای حامی این‬ ‫گروهتروریستی‪-‬امریکا‪،‬رژیمصهیونیستی‬ ‫و برخی کشورهای اروپایی‪ -‬به برنامه ی‬ ‫تعیین شده برای گروهک منافقین در‬ ‫دهه اخیر ‪-‬پس از اشغال عراق توسط‬ ‫امریکا و سقوط صدام‪ -‬و برنامه های‬ ‫پیش روی این گروهک به‬ ‫احتمالی ِ‬ ‫اختصار اشاره شود‪.‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪75‬‬ ‫ݧݩݐ‬ ‫لݣ ت‬ ‫�!!‬ ‫ک ݬݕ ݪٮ ݣیݥ ݫ ݣ ݫݭݣٮݓ ݣرݣاݤ ݣݫ ݣݫݣٮݭݓ ݣ ݣر ݣاݥݣ‬ ‫ݡص ݣںݣى ݣݪ ݣ ݣݔسݣ‬ ‫با توجه به نگاه ابزاری غرب به گروه های تروریستی جهت بهره گیری از انان در پیش برد اهداف و نیل به منافع خویش‪ ،‬به نظر می رسد که‬ ‫غرب ماموریت جدیدی متناسب با شرایط کنونی برای منافقین ترسیم نموده است‪.‬‬ ‫‪ -۱‬پیشینه تعامل غرب با گروهک منافقین‬ ‫نگاهی به پیشینه سازمان مجاهدین خلق‬ ‫نشان می دهد اقدامات تروریستی این سازمان‬ ‫در دهه ابتدایی پس از پیروزی انقالب اسالمی‬ ‫ایران همچون ایجاد فضای رعب و وحشت در‬ ‫کشور و ترور قریب به ‪ 17‬هزار نفر از مردم عادی‬ ‫و مسووالن در سال های پس از پیروزی انقالب‪،‬‬ ‫قرار گرفتن در کنار رژیم بعث به عنوان ّ‬ ‫متحدی‬ ‫استراتژیک و مشارکت در جنگ تحمیلی عراق‬ ‫علیه ایران‪ ،‬مشارکت در سرکوب قیام شیعیان و‬ ‫کردهای عراق در انتفاضه سال ‪ 1991‬در همراهی‬ ‫با رژیم بعث عراق و مواردی از این دست حکایت‬ ‫از تروریستی بودن اساس تشکیل این گروهک‬ ‫دارد‪ .‬با پایان جنگ ایران و عراق و دست اندازی‬ ‫صدام به کویت و اغاز جنگ اول خلیج فارس‪،‬‬ ‫روابط حسنه حامیان غربی منافقین با حامی‬ ‫منطقه ای و میزبان شان‪ ،‬صدام‪ ،‬دچار خدشه‬ ‫شد‪ .‬در سال ‪ 1376‬که با تغییر وضعیت سیاسی‬ ‫دولت در ایران‪ ،‬امیدهایی در خصوص امکان‬ ‫بهبود روابط با دولت جدید ایران در انان به‬ ‫وجود امد‪ ،‬در راستای نشان دادن حسن ّ نیت‬ ‫به دولت وقت ایران‪ ،‬سازمان مجاهدین در‬ ‫فهرست گروه های تروریستی اروپا و امریکا قرار‬ ‫گرفت؛ هرچند از این حربه‪ ،‬نتیجه ای حاصل نشد‪.‬‬ ‫‪76‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫با حمله ایاالت متحده امریکا به عراق و اشغال‬ ‫این کشور در سال ‪ ،1382‬سازمان منافقین خود‬ ‫ً‬ ‫را عمال نیز تسلیم نمود و با تا کید امریکا مبنی بر‬ ‫لزوم خلع سالح این گروهک‪ ،‬کار بر ان سخت تر‬ ‫شد‪ .‬اما همان گونه که در مقدمه بیان شد‪،‬‬ ‫انعطاف پذیری در جهت همراه ساختن خویش‬ ‫با خواسته های حامیان‪ ،‬از اصول اساسی حا کم‬ ‫بر گروه های تروریستی است‪ .‬در همین راستا‪،‬‬ ‫سازمان منافقین برای رهایی از بن بست ایجاد‬ ‫شده‪ ،‬با نظرات ایاالت متحده در خصوص ایجاد‬ ‫تغییرات الزم در سازمان همراه شد و بدین‬ ‫ترتیب فصل جدیدی از حیات این گروه اغاز‬ ‫گشت‪ .‬خارج کردن نام سازمان مجاهدین خلق‬ ‫از فهرست گروه های تروریستی توسط اتحادیه‬ ‫اروپا در سال ‪ 1387‬و خارج شدن از فهرست‬ ‫امریکا در سال ‪ 1391‬حکایت از برنامه ی جدیدی‬ ‫داشت که حامیان غربی منافقین برای انان‬ ‫طراحی کرده و در حال اجرای ان بودند‪ .‬این‬ ‫امر با فراهم اوردن زمینه ی خروج منافقین از‬ ‫عراق و خاورمیانه و حضور انان در کشور اروپایی‬ ‫ً‬ ‫البانی وارد مرحله ی جدیدی شد و عمال راه را‬ ‫برای اجرای برنامه تدوین شده برای بهره برداری‬ ‫از منافقین در قامت و هیاتی جدید را باز کرد‪.‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫شکل‪ -‬گام های اصالح وضعیت سازمان منافقین‬ ‫‪ -۲‬گام های چهارگانه اصالحی برای‬ ‫همراه سازی و کارامد سازی منافقین‬ ‫ّ‬ ‫انچه مسلم به نظر می رسد ان است که سازمان‬ ‫مجاهدین خلق با تصویری که تحت تاثیر‬ ‫ترورهای ّ‬ ‫متعدد اقشار مختلف مردم و مسئوالن‬ ‫ارشد نظام در دهه ‪ 1360‬و به خصوص همراهی‬ ‫اشکار با صدام حسین در جنگ تحمیلی علیه‬ ‫مردم کشورشان‪ ،‬شکل گرفته بود‪ ،‬در استراتژی‬ ‫جدید غرب در مواجهه «نرم» یا «نرم‪-‬سخت» در‬ ‫مواجهه با جمهوری اسالمی ایران نمی توانست‬ ‫هیچ جایگاهی داشته باشد‪ .‬چرا که این تصویر‬ ‫ّ‬ ‫هیچ جذابیتی نه در خارج از کشور و نه حتی‬ ‫برای مخالفان داخلی نظام اسالمی نداشت‪،‬‬ ‫لذا نمی توانست به عنوان اپوزیسیون جمهوری‬ ‫اسالمی ایران‪ ،‬محور سایر مخالفان نظام و یا‬ ‫حتی در کنار انان قرار گیرد‪ .‬بر این اساس‪ ،‬سه‬ ‫پیش روی حامیان خارجی منافقین قرار‬ ‫راه حل ِ‬ ‫داشت‪ :‬انحالل سازمان‪ ،‬ایجاد انقالب ماهیتی‬ ‫در ان‪ ،‬و یا ترمیم ّ‬ ‫جدی تصویر سازمان‪.‬‬ ‫انحالل سازمان با توجه به هزینه های گزافی که‬ ‫برای ایجاد و تحکیم ان در طی سالیان گذشته‬ ‫انجام شده بود‪ ،‬نمی توانست گزینه مطلوبی در‬ ‫ذهن استراتژیست های غربی باشد‪ .‬قلب ماهیت‬ ‫سازمان و ایجاد انقالبی حقیقی در ان نیز چندان‬ ‫اسان‪ ،‬ممکن و حتی مطلوب به نظر نمی رسید‪.‬‬ ‫چرا که از یک سو‪ ،‬سازمانی که از ابتدا بر اساس‬ ‫ّ‬ ‫و با تا کید بر شعار مبارزه ی مسلحانه برای‬ ‫سرنگونی نظام جمهوری اسالمی شکل گرفته‪،‬‬ ‫جذب نیرو کرده و سازمان خویش را گسترش‬ ‫ً‬ ‫داده است‪ ،‬هیچ گاه نمی تواند به سازمانی کامال‬ ‫دموکراتیک تبدیل شود‪ ،‬مگر اینکه تغییر بنیادینی‬ ‫در رهبران‪ ،‬اموزش ها‪ ،‬جذب نیرو و سایر امور‬ ‫سازمان صورت گیرد که در این صورت نیز‪ ،‬شاید‬ ‫ایجاد یک سازمان جدید با تصویری مناسب تر‪،‬‬ ‫بسیار کم هزینه تر از ایجاد تغییرات این چنینی در‬ ‫سازمان فعلی و تالش جهت امحاء تصویر منفی‬ ‫گذشته و ارائه تصویری تغییریافته و مثبت از ان‬ ‫در افکار عمومی باشد‪ .‬از سوی دیگر‪ ،‬کشورهای‬ ‫غربی حامی براندازی نظام جمهوری اسالمی‬ ‫ِ‬ ‫ایران به خوبی ا گاهند که شاید بهره گیری ِصرف‬ ‫از روش های نرم و دموکراتیک در قبال کشورهایی‬ ‫که بهره ای از دموکراسی نبرده اند و مردم‪ ،‬هیچ‬ ‫احساس تاثیری در سرنوشت خویش نمی کنند‪،‬‬ ‫موثر باشد؛ اما در قبال کشوری که از درجه باالیی‬ ‫از مردم ساالری حقیقی برخوردار است و مردم‬ ‫در تعیین سیاست های کشورشان در سطوح‬ ‫مختلف به ایفای نقش می پردازند‪ ،‬به تنهایی‬ ‫نمی تواند موثر واقع شود‪.‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪77‬‬ ‫ݧݩݐ‬ ‫لݣ ت‬ ‫�!!‬ ‫ک ݬݕ ݪٮ ݣیݥ ݫ ݣ ݫݭݣٮݓ ݣرݣاݤ ݣݫ ݣݫݣٮݭݓ ݣ ݣر ݣاݥݣ‬ ‫ݡص ݣںݣى ݣݪ ݣ ݣݔسݣ‬ ‫در یکی از گام های تغییر‪ ،‬اقدامات الزم جهت ترمیم تصویر (ری برندینگ) موجود از‬ ‫سازمان در افکار عمومی مردم جهان و بخصوص در اذهان ایرانیان صورت گرفت‬ ‫ّ‬ ‫ّ‬ ‫متحجر‪ ،‬سفا ک و خونریز» منافقین به چهره ای «دموکراتیک‪،‬‬ ‫تا چهره ی «منفور‪،‬‬ ‫ازادی خواه و حامی حقوق بشر» تبدیل شود‪.‬‬ ‫گام بعد‪ ،‬بازشدن پای رهبران سازمان به عرصه تعامالت بین المللی با حمایت‬ ‫حامیان غربی انان بوده که بر این اساس‪ ،‬با دعوت از رهبران سازمان جهت حضور‬ ‫در مجامع بین المللی‪ ،‬تالش شده نوعی مشروعیت ساختگی برای سازمان در‬ ‫عرصه بین الملل ایجاد شود‪.‬‬ ‫بر این اساس‪ ،‬ماموریتی ترکیبی و هوشمند‬ ‫برای اینده ی سازمان در مسیر مقابله با نظام‬ ‫جمهوری اسالمی ایران ترسیم شد که براساس‬ ‫ان ابتدا چهارگام در راستای اصالح وضعیت ان‬ ‫صورت می گرفت و سپس از ظرفیت این گروهک‬ ‫برای ماموریت های چهارگانه استفاده می شد‪.‬‬ ‫‪ ‬در این استراتژی‪ ،‬در گام اول الزم بود تغییراتی‬ ‫در رهبری سازمان در جهت همراه ساختن ان‬ ‫با خواست حامیان غربی شان ایجاد شود‪ .‬در‬ ‫راستای این گام‪ ،‬مسعود رجوی از رهبری سازمان‬ ‫کنار رفت و مریم رجوی با چهره ای متفاوت از‬ ‫ً‬ ‫گذشته‪ ،‬عمال رهبری سازمان را بر عهده گرفت‪.1‬‬ ‫در این مرحله‪ ،‬رهبران سازمان باید نسبت به‬ ‫ً‬ ‫برنامه های جدید ترسیم شده برای ان کامال‬ ‫توجیه و تسلیم و همراه می شدند‪.‬‬ ‫‪ ‬در گام دوم‪ ،‬اقدامات الزم جهت ترمیم چهره‬ ‫منفی و منفور سازمان ‪-‬که با ارتکاب اعمال‬ ‫مجرمانه علیه مردم ایران و عراق در اذهان‬ ‫جهانیان شکل گرفته بود‪ -‬صورت گرفت‪ .‬در این‬ ‫‪ -1‬برای تحلیل این گام از استراتژی تغییر‪ ،‬به مقاله ی «حقیقت نفاق در‬ ‫محاق؛ روسری قرمز‪ ...‬روسری فیروزه ای» از همین قلم در شماره ی یکم‬ ‫همین نشریه (پاییز و زمستان ‪ )۱۳۹۵‬نگاه کنید‪.‬‬ ‫‪78‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫مرحله‪ ،‬تالش شد ضمن بهره برداری از گذشت‬ ‫زمان و سال های کم خبری منافقین‪ ،‬با گرفتن‬ ‫ژست بشردوستانه و ازادی خواهانه توسط رهبری‬ ‫سازمان‪ ،‬تصویر گروه از «سازمانی تروریستی و‬ ‫ّ‬ ‫متحجرانه؛‬ ‫مسلحانه» با اندیشه هایی کهنه و‬ ‫به «سازمانی دموکراتیک‪ ،‬ازادی خواه و حامی‬ ‫حقوق بشر با تا کید بر حقوق زنان» تغییر نماید‪.‬‬ ‫‪ ‬گام سوم‪ ،‬ایجاد نوعی مشروعیت ساختگی‬ ‫جهت حضور فعال تر رهبری سازمان در تعامل ها‬ ‫ّ‬ ‫و نهادهای ملی و بین المللی بود‪ .‬در این راستا‪،‬‬ ‫از حضور مریم رجوی در پارلمان برخی کشورهای‬ ‫غربی و کنگره امریکا و رایزنی با نمایندگان پارلمان‪،‬‬ ‫دیدار با سران سابق برخی کشورها و مواردی‬ ‫از این دست‪ ،‬در جهت مشروعیت زایی برای‬ ‫سازمان جدید منافقین در عرصه بین الملل‬ ‫ِ‬ ‫استفاده و تالش شد این گونه القا شود که می توان‬ ‫روی سازمان به عنوان الترناتیوی برای نظام‬ ‫جمهوری اسالمی ایران جهت نیل به ایرانی‬ ‫ازاد و دموکراتیک حساب کرد‪.‬‬ ‫ّ‬ ‫‪ ‬در گام چهارم و اخر نیز باید در عین تحول‬ ‫تصویر سازمان در افکار عمومی مردم جهان‪،‬‬ ‫بازی طراحی شده توسط‬ ‫در پشت صحنه این ِ‬ ‫غرب‪ ،‬توان نظامی‪ ،‬جاسوسی و عملیاتی سازمان‬ ‫همچون گذشته حفظ و تقویت می شد تا در‬ ‫مواقع ّ‬ ‫حساس‪ ،‬مورد استفاده قرار گیرد‪ .‬البته‬ ‫باید توجه داشت که این اموزش ها دیگر همچون‬ ‫گذشته اموزش های نظامی متعارف نبود بلکه‪،‬‬ ‫اموزش های ّ‬ ‫ضداطالعاتی‪ ،‬اموزش اعتراضات‬ ‫مدنی و اشوب های خیابانی‪ ،‬و مواردی از این‬ ‫دست که بیشتر موردنیاز به نظر می رسید به‬ ‫اعضای سازمان ارائه می شد‪.‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫‪ -۳‬ماموریت های جدید منافقین‬ ‫بر اساس گام های چهارگانه ترسیم شده در باال‪ ،‬ماموریت هایی چهارگانه نیز برای منافقین توسط‬ ‫حامیان غربی شان تدوین شد که در ادامه به اختصار به ان ها پرداخته شده است‪.‬‬ ‫‪ -۱-۳‬جاسوسی و کسب اطالعات‬ ‫توسط نیروهای نفوذی سازمان‬ ‫یکی از کاربردهای سازمان منافقین برای حامیان‬ ‫جدید خود یعنی ایاالت متحده امریکا‪ ،‬رژیم‬ ‫صهیونیستی و اتحادیه اروپا‪ ،‬بهره گیری از شبکه ی‬ ‫داخلی این سازمان برای اهداف جاسوسی و‬ ‫اطالعاتی در ایران بوده است‪ .‬اقدامات تروریستی‬ ‫سازمان در دهه ‪ 1360‬ضربات مهلکی بر پیکره ی‬ ‫انقالب نوپای اسالمی وارد کرد که منجر به‬ ‫شهادت تعداد معتنابهی از مسئوالن ارشد‬ ‫نظام و تعداد کثیری از مردم عادی و بی گناه از‬ ‫اقشار مختلف شد‪ .‬پس از ان و در پی برخوردی‬ ‫ً‬ ‫که با این سازمان صورت گرفت‪ ،‬منافقین عمال‬ ‫عمده نیروهای خود را در سال ‪ 1361‬از کشور‬ ‫خارج کرده و با اسکان انان در شهر یا پادگان‬ ‫ً‬ ‫«اشرف» عمال خود را در اختیار رژیم بعث‬ ‫عراق که در حال جنگ با نظام اسالمی ایران‬ ‫بود قرار داد‪ .‬از این تاریخ به بعد‪ ،‬منافقین در‬ ‫موارد متعدد به ابزار جاسوسی دشمنان کشور‬ ‫تبدیل شدند و با بهره گیری از نیروهای نفوذی‬ ‫خود در داخل خا ک ایران‪ ،‬اطالعات موردنیاز‬ ‫را جمع اوری کرده و در اختیار دشمنان قرار‬ ‫می دادند‪ .‬هرچند این امر‪ ،‬امری دائمی بوده و‬ ‫در موارد متعدد رخ داده است‪ ،‬اما در این نوشته‬ ‫تنها به برخی از مهم ترین خیانت های اطالعاتی‬ ‫سازمان منافقین (مجاهدین خلق!) علیه مردم‬ ‫کشورش اشاره می شود‪.‬‬ ‫در ماجرای لو رفتن عملیات «کربالی‪ »4‬که منجر‬ ‫به شکست عملیات و شهادت جمع کثیری از‬ ‫رزمندگان و به خصوص شهدای ّ‬ ‫غواص شد نقش‬ ‫نیروهای نفوذی منافقین در ارائه ی اطالعات‬ ‫ّ‬ ‫تحرکات و ارایش جنگی نیروهای ایران امری‬ ‫غیر قابل انکار است‪ 1.‬این عملیات پیچیده و‬ ‫گسترده که پیروزی جمهوری اسالمی ایران در ان‬ ‫می توانست نتیجه به سزایی در تعیین چگونگی‬ ‫پایان جنگ داشته باشد‪ ،‬در دی ماه ‪ 1365‬با‬ ‫هدف تسخیر سواحل غربی اروندرود و حرکت به‬ ‫‪ -1‬براساس اظهارات محمدحسین سبحانی از مسئوالن سابق اطالعات و‬ ‫امنیت سازمان مجاهدین‪ ،‬استخبارات عراق از طریق مهدی ابریشم چی‪،‬‬ ‫پرسش های اطالعاتی ارتش عراق را درمورد شناسایی محل پل ها‪ ،‬تاسیسات‬ ‫اب و برق‪ ،‬کارخانه ها و مرا کز اقتصادی و نظامی ایران با سازمان مطرح‬ ‫می کرده و ستاد اطالعات سازمان پس از انجام کار اطالعاتی‪ ،‬پاسخ ها را‬ ‫تهیه و در اختیار انان می گذاشته است‪ .‬یکی از بارزترین مصادیق این‬ ‫کارکرد ویژه منافقین‪ ،‬در عملیات کربالی ‪ 4‬صورت گرفت تا جایی که‬ ‫یک روز قبل از عملیات‪ ،‬دو تیم شناسایی و جاسوسی وابسته به منافقین‬ ‫در اطراف پرشین هتل ابادان دستگیر شدند که اطالعات به دست امده از‬ ‫این نفرات‪ ،‬حا کی از جاسوسی گسترده منافقین از تحرکات عملیاتی ایران‬ ‫بود (به نقل از فارس نیوز؛ اشک «تمساح ها» برای غواصان شهید؛ چه کسی‬ ‫عملیات کربالی ‪ ۴‬را لو داد؟)‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪79‬‬ ‫ݧݩݐ‬ ‫لݣ ت‬ ‫�!!‬ ‫ک ݬݕ ݪٮ ݣیݥ ݫ ݣ ݫݭݣٮݓ ݣرݣاݤ ݣݫ ݣݫݣٮݭݓ ݣ ݣر ݣاݥݣ‬ ‫ݡص ݣںݣى ݣݪ ݣ ݣݔسݣ‬ ‫‪80‬‬ ‫سمت تسخیر بصره صورت گرفت‪ .‬اما اطالعات‬ ‫منتقل شده توسط ماهواره های امریکایی و نیز‬ ‫ستون پنجم منافقین از نیروهای نظامی ایران‪،‬‬ ‫دشمن را در موقعیتی قرار داد که توانست با‬ ‫ا گاهی از نقشه عملیاتی و زمان تقریبی انجام‬ ‫ان‪ ،‬تمهیدات الزم را برای به شکست کشاندن‬ ‫ان فراهم اورد و تلفات سنگینی به رزمندگان و‬ ‫به خصوص ّ‬ ‫غواصان حاضر در عملیات تحمیل‬ ‫نماید‪.‬‬ ‫نمونه دیگر همراهی اطالعاتی منافقین با دشمنان‬ ‫نظام جمهوری اسالمی‪ ،‬مساله پرونده هسته ای‬ ‫ایران است‪ .‬در سابقه طرح پرونده هسته ای‬ ‫ایران در مجامع جهانی و تبدیل شدن ان به‬ ‫ابزاری در دست قدرت های غربی جهت فشار‬ ‫بر جمهوری اسالمی ایران نیز ّردپای منافقین‬ ‫به وضوح قابل رویت است‪ .‬در ‪ 23‬مرداد ‪1381‬‬ ‫«علیرضا جعفرزاده» سخنگوی گروهک منافقین‪،‬‬ ‫نتیجه جاسوسی های سازمان خود را با ارائه ی‬ ‫تصاویری از سایت نیروگاه های اتمی نطنز و ارا ک‬ ‫افشا و اعالم کرد جمهوری اسالمی ایران در نطنز‬ ‫و ارا ک تاسیسات غنی سازی اورانیوم و را کتور اب‬ ‫سنگین ساخته است‪ .‬پس از ان بود که موج‬ ‫جدیدی از تبلیغات ضدایرانی در رسانه های‬ ‫غربی به راه افتاد که به طور مستقیم از طرف‬ ‫رسانه های صهیونیستی و خبرگزاری های نزدیک‬ ‫به نومحافظه کاران امریکا هدایت می شد‪ .1‬این‬ ‫موارد‪ ،‬تنها بخشی از مهم ترین همکاری های‬ ‫جاسوسی و اطالعاتی سازمان منافقین با دشمنان‬ ‫جمهوری اسالمی ایران است که خود سازمان‬ ‫نیز بر مشارکت در ان ها مهر تایید زده است‪.‬‬ ‫‪ -۲-۳‬ترور و حذف فیزیکی‬ ‫هدفمند و ایجاد اغتشاش‬ ‫یکی دیگر از ثمرات حفظ سازمان منافقین‬ ‫برای حامیان غربی ان‪ ،‬بهره گیری جهت انجام‬ ‫عملیات مقطعی و پارتیزانی در داخل خا ک‬ ‫جمهوری اسالمی ایران است‪ .‬در سال ‪ ۱۳۶۱‬و‬ ‫پس از استقرار نهادهای امنیتی و اطالعاتی در‬ ‫کشور‪ ،‬سازمان مجاهدین خلق نیروهای خود را‬ ‫از کشور خارج کرد و در جنگ تحمیلی همانند‬ ‫یکی از لشکرهای ارتش عراق‪ ،‬در اختیار رژیم‬ ‫بعث قرار گرفت‪ .‬هرچند با اشغال عراق توسط‬ ‫امریکا‪ ،‬منافقین خلع سالح شدند‪ 2‬و توان نظامی‬ ‫خود را تا ّ‬ ‫حدی از دست دادند‪ ،‬اما پروژه انتقال‬ ‫این گروهک به البانی ‪-‬در صورتی که با حمایت‬ ‫دشمنان منطقه ای و فرامنطقه ای شکل کامل‬ ‫به خود بگیرد‪ -‬می تواند منجر به احیای بازوی‬ ‫نظامی شده و در شرایط خاص از ان استفاده‬ ‫شود‪ .‬هرچند این بازو با توجه به بعد سرزمینی‪،‬‬ ‫از توان تهدید مستقیم نظامی کمتری برخوردار‬ ‫خواهد بود اما می تواند تهدیدی ّ‬ ‫جدی در سطح‬ ‫ترورهای موردی و فعالیت های جاسوسی باشد که‬ ‫در شرایط خاص و ّ‬ ‫حساس‪ ،‬بسیار خطرنا ک خواهد‬ ‫‪ -1‬سایت مرکز اسناد انقالب اسالمی‪« ،‬رد پای جاسوسی گروهک منافقین‬ ‫در پرونده هسته ای ایران»‪.‬‬ ‫‪ -2‬در جریان خلع سالح منافقین‪ 2139 ،‬تانک و نفربر و توپ و بیش از ‪420‬‬ ‫هزار پوند مواد انفجاری از سازمان توقیف شد‪.‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫بود‪ .‬گزارش های غیررسمی از اموزش نیروهای‬ ‫‪2‬‬ ‫منافقین توسط امریکا‪ 1‬و رژیم صهیونیستی‬ ‫نشان از برنامه ریزی حساب شده و هدفمند انان‬ ‫برای افزایش توان خرابکاری اعضای مجاهدین و‬ ‫بهره گیری از ان ها در موارد مقتضی دارد‪ .‬نمونه ی‬ ‫بارز این کارکرد منافقین برای حامیان غربی شان‪،‬‬ ‫‪3‬‬ ‫ترورهای هدفمند دانشمندان هسته ای ایران‬ ‫بین سال های ‪ 1388‬تا ‪ 1390‬است که هر چند‬ ‫سازمان با توجه به رویه ی جدید خود‪ -‬که تالش‬ ‫می کند چهره ای دموکراتیک از خود نشان دهد‪،-‬‬ ‫به دست داشتن در انجام این عملیات ها اذعان‬ ‫نکرده است‪ ،‬اما به اعتراف بسیاری از رسانه های‬ ‫غربی‪ ،‬این ترورها حاصل اقدام مشترک اطالعاتی‬ ‫و اجرایی سازمان اطالعات رژیم صهیونیستی با‬ ‫سازمان مجاهدین خلق بوده است و به اعتراف‬ ‫دستگیرشدگان این وقایع‪ ،‬اموزش های نظامی و‬ ‫نقشه عملیاتی این اقدامات با همکاری سازمان‬ ‫‪4‬‬ ‫و در اسرائیل صورت گرفته بود‬ ‫‪ -1‬سیمور هرش‪ ،‬خبرنگار سرشناس امریکایی می گوید گروهی از اعضای‬ ‫سازمان مجاهدین خلق در زمان ریاست جمهوری جورج بوش در خا ک‬ ‫امریکا اموزش نظامی دیده اند‪ .‬این افراد در سال ‪ ۲۰۰۵‬در سایتی واقع‬ ‫در ‪ ۱۰۰‬کیلومتری الس وگاس در ایالت نوادا که زمانی محل ازمایش های‬ ‫هسته ای بوده و ا کنون برای اموزش عملیات ضدجاسوسی استفاده‬ ‫می شود‪ ،‬اموزش دیده اند‪.‬‬ ‫‪ -2‬روزنامه لوفیگاروی فرانسه در ‪ 9‬ژانویه سال ‪ 2012‬نیز در گزارشی اذعان‬ ‫می کند که سرویس های جاسوسی رژیم صهیونیستی مخالفان نظام ایران‬ ‫را در کردستان عراق اجیر کرده تا اطالعاتی مبنی بر فعالیت های هسته ای‬ ‫و دانشمندان این کشور کسب کنند‪ .‬این روزنامه فرانسوی به نقل از یک‬ ‫منبع امنیتی در بغداد نوشت‪ :‬ماموران موساد در کردستان عراق فعال‬ ‫بوده و ایرانی های معاند نظام این کشور را به خدمت خود در می اورد‬ ‫تا در داخل کشور با شناسایی دانشمندان هسته ای ان ها را ترور کرده و‬ ‫دست به خرابکاری بزنند‪.‬‬ ‫‪ -3‬شهید مسعود علی محمدی‪ ،‬شهید مجید شهریاری‪ ،‬شهید داریوش‬ ‫رضایی نژاد‪ ،‬شهید مصطفی احمدی روشن‪ ،‬و شهید رضا قشقایی‪.‬‬ ‫‪ -4‬وب سایت روزنامه صهیونیستی هاارتص نیز در گزارشی به استناد مجله‬ ‫تایمز به کمپین جنگ مخفی رژیم صهیونیستی با ایران پرداخته و اذعان‬ ‫می کند که سرویس های اطالعاتی این رژیم به دنبال خراب کاری در پایگاه های‬ ‫موشکی‪ ،‬ترور دانشمندان ایران و استخدام جاسوس درون سازمان های‬ ‫هسته ای ایران است‪ .‬این روزنامه صهیونیستی اذعان می کند رسانه های‬ ‫غربی‪ ،‬اعترافات معدوم جمالی فشی‪ ،‬جاسوس اسراییلی و عامل شهادت‬ ‫مصطفی احمدی روشن را تایید کرده اند؛ به طوری که مقامات موساد یک‬ ‫کشور ثالث را مسئول لو رفتن اطالعات این سرویس جاسوسی دانسته است‪.‬‬ ‫(به نقل از فارس نیوز‪« ،‬افشا گری شکست مثلث ترور در قاب کلوپ ترور»)‪.‬‬ ‫‪ -۳-۳‬تبلیغات رسانه ای‬ ‫و گسترش ایران هراسی‬ ‫یکی دیگر از کاربردهای سازمان منافقین برای‬ ‫غرب‪ ،‬استفاده از انان برای ایجاد فشار تبلیغاتی‬ ‫و رسانه ای بر جمهوری اسالمی ایران است‪.‬‬ ‫علیرغم اینکه به نظر می رسد سازمان در دهه های‬ ‫گذشته عملکرد موفقی در بعد تبلیغاتی و رسانه ای‬ ‫نداشته است و عواملی چون استفاده از ادبیات‬ ‫ناملموس و نیز چهره و وجهه ی منفور سازمان‬ ‫در افکار عمومی جهان موجب نا کارامدی ان در‬ ‫عرصه رسانه شده‪ ،‬اما از انجایی که ایفای نقش‬ ‫جدید و بهبود تصویر سازمان در اذهان مردم‬ ‫جهان‪ ،‬مستلزم عملیات رسانه ای منسجم و‬ ‫گسترده است‪ ،‬سازمان در تالش است با همکاری‬ ‫حامیان خود به شکلی این ضعف را مرتفع نماید‪.‬‬ ‫یکی از نمونه های این تالش تبلیغاتی و رسانه ای‬ ‫را می توان راه اندازی موسسه «کمیته سیاست‬ ‫ایران»‪ 5‬به ریاست «ریموند تنتر»‪ 6‬دانست‪ .‬این‬ ‫کمیته با بودجه ی منافقین اداره می شود و‬ ‫تنتر نیز یکی از حامیان قدیمی منافقین است‬ ‫که بابت مدیریت فعالیت های این موسسه از‬ ‫‪ -5‬جهت اطالع بیشتر مراجعه کنید به مطلب «کمیته سیاست ایران؛‬ ‫ساخته دست منافقین» در سایت هابیلیان‪.‬‬ ‫‪6-. Raymond Tanter‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪81‬‬ ‫ݧݩݐ‬ ‫لݣ ت‬ ‫�!!‬ ‫ک ݬݕ ݪٮ ݣیݥ ݫ ݣ ݫݭݣٮݓ ݣرݣاݤ ݣݫ ݣݫݣٮݭݓ ݣ ݣر ݣاݥݣ‬ ‫ݡص ݣںݣى ݣݪ ݣ ݣݔسݣ‬ ‫ماموریت چهارم که شاید بتوان ان را مهم ترین ماموریت یا به عبارتی ماموریت‬ ‫غایی سازمان محسوب کرد‪ ،‬حرکت به سوی ّاتحاد اپوزیسیون جمهوری اسالمی‬ ‫ایران در قالب یک جنبش دموکراتیک! و منسجم جهت فشار بر نظام جمهوری‬ ‫اسالمی ایران است‪.‬‬ ‫منافقین حقوق می گیرد‪ .‬کمیته سیاست ایران‬ ‫پیگیر سیاست های کالن دولت امریکا در قبال‬ ‫ّ‬ ‫جمهوری اسالمی ایران و تفکر حا کم بر انقالب‬ ‫ایران است‪ .‬ان ها با صرف هزینه های گزاف به‬ ‫تولید فیلم های مستند و چاپ کتاب در حوزه‬ ‫اسالم هراسی و ایران هراسی با تکیه بر برنامه ی‬ ‫هسته ای کشور می پردازند‪ .‬مستند «ایرانیوم»‪،‬‬ ‫فیلم سینمایی «‪ »300‬و کتاب «ساوا ک در خدمت‬ ‫ایت اهلل ها» نمونه هایی از سرمایه گذاری های گزاف‬ ‫این کمیته است‪ .‬در این میان‪ ،‬سازمان منافقین‬ ‫از حمایت برخی از مرا کز صهیونیستی امریکا مانند‬ ‫«انستیتوی واشنگتن برای سیاست گذاری خاور‬ ‫نزدیک»‪ 1‬یا موسسه «امریکن اینترپرایز»‪ 2‬که از‬ ‫نومحافظه کاران حامیان اسرائیل هستند برخوردار‬ ‫شده است‪ .‬این موسسات و به ویژه اشخاصی‬ ‫مانند «مایکل لدین»‪ 3‬مجاهدین خلق را بهترین‬ ‫گزینه جایگزین برای حکومت ایران می دانند و با‬ ‫برگزاری گردهمایی های مختلف به دنبال تغییر‬ ‫نظام حا کم بر ایران هستند‪.‬‬ ‫عالوه بر این‪ ،‬سازمان تالش می کند از یک سو‪ ،‬با‬ ‫برپایی دفاتر متعدد در کشورهای غربی و ایجاد‬ ‫البی های قدرتمند پارلمانی‪ ،‬به جلب همراهی‬ ‫‪1-. The Washington Institute for Near Middle East‬‬ ‫‪2-. American Enterprise Institute‬‬ ‫‪3-. Michael Ledean‬‬ ‫‪82‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫نمایندگان پارلمان و مسئوالن ان کشورها پرداخته‬ ‫و از سوی دیگر با بهره گیری از حمایت ها‪ ،‬شرایط‬ ‫الزم برای برپایی ّ‬ ‫تجمعات و گردهمایی های‬ ‫بین المللی علیه نظام جمهوری اسالمی را فراهم‬ ‫سازد و با استفاده از حربه مظلوم نمایی‪ ،‬به تدریج‬ ‫افکار عمومی مردم و مسئوالن ان کشورها را‬ ‫با خواسته های خویش همراه سازد و خورا ک‬ ‫خبری رسانه های غربی علیه نظام جمهوری‬ ‫اسالمی ایران را فراهم نماید‪.‬‬ ‫ّ‬ ‫‪ -۴-۳‬حرکت به سمت اتحاد‬ ‫اپوزیسیون تحت یک جنبش‬ ‫دموکراتیک و حقوق بشری‬ ‫پس از اشغال عراق توسط ایاالت متحده امریکا‬ ‫در سال ‪ ،1382‬هرچند اسیب هایی به تشکیالت‬ ‫و تجهیزات سازمان منافقین وارد شد و این‬ ‫سازمان توسط ارتش امریکا خلع سالح شد‪،‬‬ ‫اما در پشت پرده ی این وضعیت‪ ،‬توافق های‬ ‫خطرنا کی میان ان کشور و منافقین در حال‬ ‫شکل گیری بود‪ .‬امریکا با بمباران پایگاه های‬ ‫منافقین و وادار نمودن انان به تسلیم‪ ،‬توانست‬ ‫سازمان را در شرایط ضعف قرار دهد تا بتواند‬ ‫به راحتی خواسته های خود را بر انان تحمیل‬ ‫نماید‪ .‬هرچند اخبار غیررسمی و تحلیل های‬ ‫گونا گونی درخصوص توافق صورت گرفته میان‬ ‫امریکا و منافقین در این مقطع زمانی منتشر شده‬ ‫است‪ ،‬اما فار غ از این موارد‪ ،‬عملکرد طرفین در‬ ‫سال های پس از اشغال عراق به خوبی نمایان گر‬ ‫ّ‬ ‫مفاد احتمالی ان توافق بوده است‪.‬‬ ‫امریکا بعد از ‪۱۵‬سال‪ ،‬نام سازمان مجاهدین خلق‬ ‫را از فهرست گروه های تروریستی خارج می کند‬ ‫تا امکان حمایت رسمی و علنی از ان در اینده‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫وجود داشته باشد و البته اعضای سازمان بتوانند‬ ‫تابعیت کشور البانی را پذیرفته و به شکل رسمی‬ ‫و قانونی در اروپا و امریکا امدوشد نمایند‪ .‬این‬ ‫کشور همچنین با رایزنی های گسترده توانست‬ ‫خطر‬ ‫قبول ِ‬ ‫در شرایطی که هیچ کشوری حاضر به ِ‬ ‫پذیرش منافقین در خا ک خود و پناه دادن به‬ ‫ّ‬ ‫یک گروه تروریستی و مسلح نبود‪ ،‬کشور البانی‬ ‫را جهت انجام این امر متقاعد سازد تا اعضای‬ ‫سازمان که پس از ترک «کمپ اشرف» در «کمپ‬ ‫ّ‬ ‫لیبرتی» امریکا در خا ک عراق به شکل موقت‬ ‫اسکان داده شده بودند‪ ،‬از بی خانمانی نجات‬ ‫ّ‬ ‫یافته و محلی برای اسکان بیابند‪.‬‬ ‫در مقابل این اقدامات امریکا‪ ،‬سازمان هم‬ ‫پذیرفت تا تغییراتی ّ‬ ‫جدی در رهبری خود ایجاد‬ ‫نماید‪ .‬در اولین اقدام‪« ،‬مسعود رجوی» رهبر‬ ‫مادام العمر سازمان از صحنه کنار رفت و از سال‬ ‫‪ 1382‬به بعد هیچ تصویری از وی منتشر نشد‪.‬‬ ‫چرایی این امر‬ ‫فار غ از تحلیل هایی که پیرامون‬ ‫ِ‬ ‫ارائه می شود‪ 1‬انچه در عمل اتفاق افتاده این‬ ‫است که تالش شده مسعود رجوی عامل تمام‬ ‫عملکرد گذشته ی سازمان نشان داده شود‪ .‬در‬ ‫چنین وضعیتی این گونه تظاهر شد که منافقین‬ ‫پس از تغییر رهبری ان به مریم رجوی‪ ،‬روندی‬ ‫ً‬ ‫کامال متفاوت از گذشته در پیش گرفته و به دنبال‬ ‫اصالحات ّ‬ ‫جدی براساس روندی دموکراتیک‬ ‫در ایران است‪.‬‬ ‫‪ -1‬برخی از تحلیل گران معتقدند مسعود رجوی در حمله ی امریکا به اشرف‬ ‫کشته شده است؛ برخی معتقد به تسویه حساب درون گروهی در سازمان‬ ‫هستند که طی ان کودتای خاموش مریم رجوی علیه مسعود صورت‬ ‫ً‬ ‫گرفته و او احتماال در جریان این ماجرا محبوس یا کشته شده است‪ .‬برخی‬ ‫مبتنی بر اخباری‪ ،‬از بیماری سخت رجوی صحبت می کنند و از بستری‬ ‫شدن وی در بیمارستانی تحت تدابیر شدید امنیتی خبر می دهند‪ .‬اما‬ ‫سازمان با تکذیب این اخبار‪ ،‬مدعی زندگی مخفیانه ی مسعود رجوی در‬ ‫مکانی امن و ّ‬ ‫سری است‪.‬‬ ‫امریکا بعد از ‪۱۵‬سال‪ ،‬نام سازمان مجاهدین خلق را از فهرست گروه های تروریستی‬ ‫خارج می کند تا امکان حمایت رسمی و علنی از ان در اینده وجود داشته باشد‬ ‫و البته اعضای سازمان بتوانند تابعیت کشور البانی را پذیرفته و به شکل رسمی‬ ‫و قانونی در اروپا و امریکا امدوشد نمایند‪.‬‬ ‫مریم رجوی نیز پس از پذیرفتن ایفای نقش جدیدی که غرب به عهده وی‬ ‫نهاده بود‪ ،‬در راستای ترسیم «تصویری ازادی خواه و نواندیش» از سازمان‪،‬‬ ‫ّ‬ ‫تالش کرد علی رغم تا کید همیشگی سازمان بر مبارزه ی مسلحانه تا براندازی‬ ‫نظام جمهوری اسالمی ایران‪ ،‬این بار طرح جدیدی را با تا کید بر راه «تغییر‬ ‫ّ‬ ‫ّ‬ ‫دموکراتیک به دست مردم»‪ ،‬با عنوان «راه حل سوم»‪ ،‬تنها راه حل واقعی برای‬ ‫مبارزه با نظام اسالمی بنامد‪.‬‬ ‫مریم رجوی نیز پس از پذیرفتن ایفای نقش‬ ‫جدیدی که غرب به عهده وی نهاده بود‪ ،‬در‬ ‫راستای ترسیم «تصویری ازادی خواه و نواندیش»‬ ‫از سازمان‪ ،‬تالش کرد علی رغم تا کید همیشگی‬ ‫ّ‬ ‫سازمان بر مبارزه ی مسلحانه تا براندازی نظام‬ ‫جمهوری اسالمی ایران‪ ،‬این بار طرح جدیدی را‬ ‫با تا کید بر راه «تغییر دموکراتیک به دست مردم»‪،‬‬ ‫ّ‬ ‫ّ‬ ‫با عنوان «راه حل سوم»‪ ،‬تنها راه حل واقعی برای‬ ‫مبارزه با نظام اسالمی بنامد‪ .‬وی در همین راستا‪،‬‬ ‫برنامه ای ده ماده ای برای «ایران فردا» منتشر‬ ‫کرد که در اولین بند از ان ّ‬ ‫مدعی شده که «از نظر‬ ‫ما ارای مردم‪ ،‬تنها مال ک سنجش می باشد و بر‬ ‫همین اساس‪ ،‬خواهان یک حکومت جمهوری‬ ‫مبتنی بر ارای مردم هستیم»‪ ،‬ادعایی که نه با‬ ‫سابقه و پیشینه ی این سازمان قرابتی دارد و نه‬ ‫با هیچ یک از شعارهای دهه های گذشته ی ان‬ ‫همخوان است‪ .‬بند دوم این برنامه نیز مدعی‬ ‫شده «ما خواهان یک نظام کثرت گرا و ازادی‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪83‬‬ ‫ݧݩݐ‬ ‫لݣ ت‬ ‫�!!‬ ‫ک ݬݕ ݪٮ ݣیݥ ݫ ݣ ݫݭݣٮݓ ݣرݣاݤ ݣݫ ݣݫݣٮݭݓ ݣ ݣر ݣاݥݣ‬ ‫ݡص ݣںݣى ݣݪ ݣ ݣݔسݣ‬ ‫احزاب و اجتماعات هستیم‪ .‬در ایران فردا‪ ،‬ما‬ ‫به کلیه ازادی های فردی احترام می گذاریم و بر‬ ‫ازادی بیان و ازادی کامل رسانه ها و دسترسی‬ ‫بی قیدوشرط همگان به فضای مجازی تا کید‬ ‫داریم»‪ .‬این در حالی است که هنوز خبرها و‬ ‫ً‬ ‫تصاویر منتشره از چند هزار نفر از اعضای تقریبا‬ ‫زندانی سازمان مجاهدین خلق در کمپ اشرف‬ ‫از اذهان مردم پا ک نشده است که نه تنها از‬ ‫دسترسی به هرگونه ابزار و امکانات ارتباطی با‬ ‫جهان محروم بودند‪ ،‬بلکه اجازه اطالع رسانی‬ ‫از وضعیت خویش به خانواده های خود را هم‬ ‫نداشتند‪.‬‬ ‫اما اقدام دیگری که امریکا و رژیم صهیونیستی‬ ‫در راستای روند اصالح تصویر سازمان مجاهدین‬ ‫خلق ایران در سال های اخیر در پیش گرفته اند و‬ ‫به سرعت در حال رسمیت بخشی به ان هستند‪،‬‬ ‫«گسترش فعالیت ها و دیدارهای دیپلماتیک‬ ‫سرکرده جدید منافقین» است‪ .‬بر این اساس‪،‬‬ ‫مریم رجوی در فروردین ‪ 1393‬به پارلمان اروپا‬ ‫دعوت شد و برخی اعضای این پارلمان با خطاب‬ ‫قرار دادن وی به عنوان «رئیس جمهوری برگزیده‬ ‫مقاومت ایران»‪ ،‬وی را منادی «ایرانی دموکراتیک‬ ‫و ازاد» خوانده و همین گروه محدود نیز حمایت‬ ‫خود را از وی اعالم داشتند‪ .‬در اردیبهشت ‪1394‬‬ ‫کنگره امریکا در اقدامی مشابه‪ ،‬سرکرده منافقین‬ ‫را به عنوان «رئیس جمهور منتخب ایران»! جهت‬ ‫شرکت در جلسه استماع کنگره و در نشستی با‬ ‫عنوان «داعش؛ تعریف دشمن» دعوت کرد‪ .‬در‬ ‫مرداد ‪ 1395‬نیز محمود عباس به عنوان یک‬ ‫‪84‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫مقام رسمی از یک کشور با مریم رجوی دیدار‬ ‫کرد که اقدامی خالف شئون و عرف بین الملل‬ ‫محسوب می شود‪.‬‬ ‫ّ‬ ‫اما اقدام مهم دیگری که جدیت غرب را برای‬ ‫رسمیت بخشی به حضور سیاسی و دیپلماتیک‬ ‫مجاهدین خلق در عرصه تعامالت بین المللی برای‬ ‫فشار بر جمهوری اسالمی ایران نشان می دهد‪،‬‬ ‫برگزاری «گردهمایی ساالنه مقاومت ایران» در‬ ‫پاریس است که به ّادعای منابع خبری منافقین‪،‬‬ ‫چند ده هزار نفر در ان حضور داشتند!‪ 1‬نکته حائز‬ ‫اهمیت در این همایش‪ ،‬فار غ از ّ‬ ‫صحت و سقم‬ ‫میزان شرکت کنندگان در ان‪ ،‬حضور گسترده ی‬ ‫مقامات سابق بسیاری از کشورهای غربی و‬ ‫عربی در این همایش بود‪ 2‬که نشان از تمهیدات‬ ‫گسترده ی مالی و دیپلماتیک حامیان این گروه‬ ‫تروریستی برای سرعت دادن به پروژه ی رسمیت‬ ‫و مشروعیت بخشی به حضور منافقین در فضای‬ ‫سیاسی و دیپلماتیک بین المللی دارد‪.‬‬ ‫‪ -1‬هرچند امار دقیقی از میزان حضور شرکت کنندگان در این مراسم وجود‬ ‫ندارد‪ ،‬اما بی شک امار واقعی‪ ،‬تفاوتی بسیار محسوس با امار اعالم شده‬ ‫توسط منافقین دارد‪ .‬عالوه بر این‪ ،‬سازمان از هر اهرمی تشویقی ‪-‬همچون‬ ‫رفت وامد و اسکان رایگان در هتل های چند ستاره و‪ -...‬برای حضور افرادی‬ ‫که هیچ سمپاتی با ان ها ندارند‪ ،‬به عنوان سیاهی لشکر در همایش ساالنه‬ ‫خویش استفاده می کند‪.‬‬ ‫‪ -2‬تعدادی از شخصیت های شرکت کننده در این مراسم عبارت بودند از‪:‬‬ ‫نوت گینگریچ‪ ،‬رئیس پیشین مجلس نمایندگان امریکا؛ رودی جولیانی‪،‬‬ ‫شهردار سابق نیویورک؛ جان بولتون‪ ،‬سفیر پیشین امریکا در سازمان ملل؛‬ ‫سناتور جو لیبرمن‪ ،‬لویی فری‪ ،‬تام ریج‪ ،‬مایکل موکیزی‪ ،‬ترکی فیصل از‬ ‫عربستان سعودی؛ میشل دوپولور نماینده مجلس ملی فرانسه؛ لیندا‬ ‫چاوز مدیر پیشین روابط عمومی کاخ سفید؛ و نصر الحریری عضو هیئت‬ ‫اپوزیسیون سوریه‪ .‬در این کنفرانس‪ ،‬هیئت هایی پارلمانی از بریتانیا و‬ ‫ایتالیا‪ ،‬هیئت بزرگی از البانی به ریاست نخست وزیر پیشین این کشور‪،‬‬ ‫هیئتی از رهبران اپوزیسیون سوریه‪ ،‬شخصیت هایی از الجزایر به ریاست‬ ‫احمد غزالی‪ ،‬هیئتی پارلمانی از مصر‪ ،‬و هیئت هایی پارلمانی از فلسطین‪،‬‬ ‫اردن‪ ،‬تونس و کشورهای اروپایی‪.‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫جمع بندی‬ ‫با توجه به نگاه ابزاری غرب به گروه های تروریستی‬ ‫جهت بهره گیری از انان در پیش برد اهداف و‬ ‫نیل به منافع خویش‪ ،‬به نظر می رسد که غرب‬ ‫ماموریت جدیدی متناسب با شرایط کنونی برای‬ ‫منافقین ترسیم نموده است‪ .‬بر این اساس‪ ،‬ابتدا‬ ‫باید تغییراتی در مدیریت این سازمان صورت‬ ‫ً‬ ‫می گرفت و رهبری سازمان کامال با اهداف و‬ ‫خواسته های غرب همراه می شد‪ .‬در گام بعدی‪،‬‬ ‫‪1‬‬ ‫اقدامات الزم جهت ترمیم تصویر (ری برندینگ)‬ ‫موجود از سازمان در افکار عمومی مردم جهان‬ ‫و بخصوص در اذهان ایرانیان صورت گرفت‬ ‫ّ‬ ‫ّ‬ ‫متحجر‪ ،‬سفا ک و خونریز»‬ ‫تا چهره ی «منفور‪،‬‬ ‫منافقین به چهره ای «دموکراتیک‪ ،‬ازادی خواه‬ ‫و حامی حقوق بشر» تبدیل شود‪ .‬گام بعد‪،‬‬ ‫بازشدن پای رهبران سازمان به عرصه تعامالت‬ ‫بین المللی با حمایت حامیان غربی انان بوده‬ ‫که بر این اساس‪ ،‬با دعوت از رهبران سازمان‬ ‫جهت حضور در مجامع بین المللی‪ ،‬تالش‬ ‫ شده نوعی مشروعیت ساختگی برای سازمان‬ ‫در عرصه بین الملل ایجاد شود‪ .‬البته باید توجه‬ ‫داشت که در کنار این گام ها که در جهت به روز‬ ‫ّ‬ ‫و جذاب نمودن چهره ی سازمان و ایجاد امکان‬ ‫‪1- Re-branding‬‬ ‫جذب اعضای جدید و تداوم حیات ان صورت‬ ‫می گیرد‪ ،‬در پشت پرده‪ ،‬اقداماتی جهت ارتقاء‬ ‫توانمندی های نظامی‪ ،‬جاسوسی و خرابکارانه‬ ‫اعضای سازمان در جریان خواهد بود تا در‬ ‫کنار چهره دموکراتیک‪ ،‬قابلیت های عملیاتی و‬ ‫پارتیزانی گروهک نیز حفظ و تقویت شود تا در‬ ‫مواقع مورد نیاز مورد استفاده قرار گیرد‪.‬‬ ‫بر این اساس و با توجه به برنامه ریزی صورت‬ ‫گرفته‪ ،‬امریکا و صهیونیست ها چهار ماموریت‬ ‫برای سازمان مجاهدین خلق در دوران جدید‬ ‫حیات سازمان در نظر گرفته اند‪ :‬اول‪ ،‬بهره گیری‬ ‫از توان جاسوسی و اطالعاتی سازمان با توجه به‬ ‫برخورداری از نیروهای نفوذی در داخل خا ک‬ ‫ایران‪ .‬دوم‪ ،‬استفاده از توان عملیاتی سازمان‬ ‫جهت انجام ترورهای هدفمند و یا ایجاد شورش‬ ‫و ناارامی در ایران‪ .‬سوم‪ ،‬تبلیغات رسانه ای و‬ ‫فرهنگی جهت گسترش ایران هراسی‪ .‬و ماموریت‬ ‫چهارم که شاید بتوان ان را مهم ترین ماموریت‬ ‫یا به عبارتی ماموریت غایی سازمان محسوب‬ ‫کرد‪ ،‬حرکت به سوی ّاتحاد اپوزیسیون جمهوری‬ ‫اسالمی ایران در قالب یک جنبش دموکراتیک!‬ ‫و منسجم جهت فشار بر نظام جمهوری اسالمی‬ ‫ایران است‪.‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪85‬‬ ‫مهدی مشفق‬ ‫پژوهشگر هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟‪،‬‬ ‫دانشجوی دکتری سیاستگذاری بازرگانی دانشگاه عالمه طباطبایی؟هر؟‬ ‫ݖ‬ ‫ݦ‬ ‫ݦ‬ ‫ݨ‬ ‫یݤ‬ ‫ݣمی؛ ݣاݤݣ ݣرݣ ݤ‬ ‫ݣی ݣݡݡس ݣالݣ �ن�ق ݣ‬ ‫ح�جمهوݣرݣ ݐ ݦ ݑݩݦ ݣ ݣݤا ݣ‬ ‫ݑ‬ ‫ݡه اݤں ݧ‬ ‫لݣ ل‬ ‫ݣٮ‬ ‫ݣٮٮݣ ݣا ݭݫݣحݫݕه ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ‬ ‫ل ݣٮݩݐحاݣٮݫݬݓاݣ ݑ ݦ ݦ ݨݦ ݣ‬ ‫ݓ ݬݪٮݣ ݣ ݫر ݣ ݫ ݣر ݫݣ ݣݫ ݣ ݫ ݣس ݫ ݣ ݫݣݡیݭ ݣݫݕ ݣ ݣ ݣ ݣ‬ ‫ݡݡس ݣاݤ گ ݣاݤݣیݥ ݣ الݣ ݬݫݓ‬ ‫مقدمه‬ ‫نظام جمهوری اسالمی ایران از بدو تاسیس تا کنون یکی از نظام های حکومتی دنیاست که بیشترین‬ ‫انتخابات را تجربه و برگزار نموده است‪ .‬جمهوری بودن ساختار نظام و انتخابی بودن مناصب و‬ ‫مقامات تقنینی و اجرایی از جمله شاخص های مردم ساالری نظام جمهوری اسالمی ایران است که‬ ‫بستر مناسبی را برای حضور گسترده شهروندان‪ ،‬گروه ها و احزاب در جهت تعیین سرنوشت سیاسی‬ ‫از طریق انتخابات و «مشارکت مردم» فراهم نموده است‪ .‬قانون اساسی جمهوری اسالمی ایران‬ ‫ب حق بودن‬ ‫ی است بر سهیم کردن مردم در اداره ی جامعه و صاح ‬ ‫نیز که برگرفته از احکام اسالم ‬ ‫ّ‬ ‫مردم‪ ،‬تا کید نموده و اصل ششم قانون اساسی‪ ،‬نظام سیاسی کشور را متکی بر رای مردم می داند‪.‬‬ ‫در این نوشته بر ان هستیم تا انتخابات مختلف عمر چهل ساله ی انقالب را از منظر مشارکت‬ ‫سیاسی و به عنوان یکی از مولفه های اصلی بازاریابی سیاسی مرور کنیم و جنبه های مختلفی از‬ ‫مفهوم کلیدی مشارکت سیاسی مردم را در بازار سیاست داخلی کشور‪ -‬که البته اثار مهمی را نیز‬ ‫در سیاست خارجی به دنبال دارد‪ -‬نشان دهیم‪ .‬هدف این نوشتار ان است که زمینه ای را برای‬ ‫بررسی های جدی تر مقوله ی مشارکت سیاسی و عمومی در کشور ایجاد کند‪.‬‬ ‫‪86‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫‪mahdimoshfegh@gmail.com‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫‪ -۱‬اهمیت مشارکت سیاسی مردم‬ ‫در نگاه امامان انقالب اسالمی‬ ‫امام خمینی؟ق؟ در باورها و رفتارهای خود به‬ ‫مردم اطمینان و اعتقاد واقعی داشتند‪ .‬در مبارزه‬ ‫علیه رژیم شاهنشاهی‪ ،‬به مردم و ایمان انان‬ ‫تکیه نمودند و بعد از پیروزی انقالب اسالمی‬ ‫نیز درست در زمانی که لیبرال ها و روشنفکران‪،‬‬ ‫می خواستند مردم را کنار بگذارند و میوه چینی‬ ‫کنند‪ ،‬ایشان مشارکت مردم را به عنوان اصلی‬ ‫ً‬ ‫بنیادین مطرح کرده و با وجود اینکه مردم عمال‬ ‫و بارها رفراندوم گونه رای خود را به جمهوری‬ ‫اسالمی و رهبری و زعامت امام؟ق؟ اعالم کرده‬ ‫بودند‪ ،‬بازهم امام؟ق؟ از انان خواست تا با شرکت‬ ‫در همه پرسی و دادن رای خود‪ ،‬نسبت به نوع‬ ‫نظام جایگزین شاهنشاهی اظهارنظر کنند‪ .‬پس‬ ‫از ان نیز در انتخاب خبرگان رهبری‪ ،‬تصویب‬ ‫قانون اساسی‪ ،‬انتخابات ریاست جمهوری‪،‬‬ ‫انتخاب نمایندگان مجلس و هرجا که بایستی‬ ‫مردم اعالم عقیده کنند‪ ،‬امام؟ق؟ صحنه را برای‬ ‫حضور و مشارکت مردم باز کرد و به رای انان‬ ‫اعتماد نمودند‪( .‬قنائی و قیصری‪)1396 ،‬یکی‬ ‫از گسترده ترین مبانی و اصول سیاسی حضرت‬ ‫امام؟ق؟ مشارکت مردمی است‪ .‬ایشان پایه ریزی‬ ‫ّ‬ ‫نظام جمهوری اسالمی را به دست توانای ملت‬ ‫متعهد دانسته اند که این نشان دهنده ی نقش‬ ‫و اهمیت مشارکت مردمی در تاسیس حکومت و‬ ‫سیاست مطلوب است‪ .‬از نظر ایشان‪ ،‬مشروعیت‬ ‫احکام الهی و حقوق مردم‪ ،‬منافی یکدیگر نیستند‬ ‫و باهم قابل جمع اند‪.‬‬ ‫از دیدگاه مقام معظم رهبری نیز مشارکت در عرصه‬ ‫انتخابات و رای دهی فراتر از یک ّ‬ ‫حق حقوقی و‬ ‫قانونی محض است که در دموکراسی های غربی‬ ‫به ان تکیه می شود‪ .‬در نگاه دینی‪ ،‬این کنش‬ ‫اجتماعی و سیاسی عالوه بر ان که ّ‬ ‫حق قانونی‬ ‫افراد است‪ ،‬به عنوان یک عمل عبادی و فریضه ای‬ ‫الهی نیز به حساب می اید که نیاز به قصد قربت‬ ‫دارد‪ .‬نقطه نگاهی که رای دادن و انتخاب کردن را‬ ‫از یک عمل سیاسی عرفی محض در نظام های‬ ‫سکوالر‪ ،‬به یک رفتار سیاسی و عبادی هدفمند‬ ‫و پویا ارتقاء می دهد‪ .‬این گونه است که در نگاه‬ ‫امام؟ق؟ «هر کس که به خاطر تثبیت نظام و به‬ ‫خاطر انجام وظیفه‪ ،‬رای در صندوق انداخته‬ ‫است‪ ...‬پیش خدا ماجور است‪ ».‬و به عبارت‬ ‫دیگر «شرکت و حضور در انتخابات برای مردم‪،‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪87‬‬ ‫ݨݖݦ ݦ‬ ‫ݣی ݣݡݡس ݣالݣݣمی؛ ݣݣاݤݣ ݣرݣیݤ‬ ‫�جمه ݣو ݣرݣ ݣ ݣاݤ ݣ ݣ‬ ‫‪ -۲‬بازاریابی سیاسی و مشارکت عمومی‬ ‫ّ‬ ‫انتخابات «مظهر اقتدار ملی»‪« ،‬نشان دهنده حیات و خودا گاهی یک ملت»‪،‬‬ ‫«حرکت عظیم مردمی برای تثبیت نظام جمهوری اسالمی»‪« ،‬میدان شرف و‬ ‫افتخار»‪« ،‬زره پوالدین در مقابل حمله دشمنان و بددلی مستکبران»‪« ،‬مایه قدرت‬ ‫ّ‬ ‫و ّابهت بین المللی ملت» و «میدان مهم همبستگی و نعمت بزرگ خدا» است‪.‬‬ ‫هم یک فریضه سیاسی است‪ ،‬هم یک فریضه‬ ‫دینی‪ ...‬این مهم ترین مساله در باب انتخابات‬ ‫است؛ یعنی حضور مردم‪».‬‬ ‫شاید بتوان مشارکت مردم در نظام جمهوری‬ ‫اسالمی را در فرایند انتخابات از سنخ «جهاد‬ ‫سیاسی فرهنگی» به حساب اورد که از طریق‬ ‫تجربه ی ان‪ ،‬مردم ضمن انتخاب صالح ترین افراد‬ ‫برای اداره ی امور جاری و اجرایی کشور و تحکیم‬ ‫پایه های اقتدار حا کمیت دینی و افزایش ّ‬ ‫عزت‬ ‫و شوکت ان‪ ،‬به مبارزه ی عملی با توطئه های‬ ‫تنیده شده ی بدخواهان و دشمنان خارجی انقالب‬ ‫و نظام و منافقین داخلی برمی خیزند؛ همین‬ ‫مساله است که مخالفت دشمنان را برانگیخته‬ ‫و همواره کوشش انان در مسیر کمرنگ کردن‬ ‫حضور همگانی در تمامی میدان ها به ویژه‬ ‫عرصه ی انتخابات است؛ چه اینکه انتخابات‬ ‫«مظهر اقتدار ملی»‪« ،‬نشان دهنده حیات و‬ ‫ّ‬ ‫خودا گاهی یک ملت»‪« ،‬حرکت عظیم مردمی‬ ‫برای تثبیت نظام جمهوری اسالمی»‪« ،‬میدان‬ ‫شرف و افتخار»‪« ،‬زره پوالدین در مقابل حمله‬ ‫دشمنان و بددلی مستکبران»‪« ،‬مایه قدرت و‬ ‫ّ‬ ‫ّابهت بین المللی ملت» و «میدان مهم همبستگی‬ ‫و نعمت بزرگ خدا» است‪.‬‬ ‫‪88‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫یکی از مباحث جدی در حوزه بازاریابی سیاسی‪،‬‬ ‫«جلب مشارکت عمومی و سیاسی مردم در فرایند‬ ‫اداره نظام سیاسی حا کم» است که نمود عینی‬ ‫و علنی ان شرکت مردم در انتخابات است‪ .‬به‬ ‫عبارت دیگر دروازه ورود بازاریابی به حوزه علم‬ ‫سیاست‪ ،‬بحران مشارکت در جوامع دموکراتیک‬ ‫بوده است‪« .‬ورود علم بازاریابی به حوزه سیاست‪،‬‬ ‫راهبردهای جدیدی جهت ترغیب مردم در اختیار‬ ‫سیاسیون قرار می دهد‪ .‬بازاریابی سیاسی شامل‬ ‫ابزارهایی است که نظر به اختالفات فرهنگی‬ ‫در جوامع توسعه یافته‪ ،‬در حال توسعه‪ ،‬و کمتر‬ ‫توسعه یافته ی سیاسی‪ ،‬اثراتی متمایز از یکدیگر‬ ‫دارند» (کوالینا‪ ،‬فالکوفسکی‪ ،‬نیومن‪)1393 ،‬‬ ‫با افزایش ا گاهی های سیاسی مردم‪ ،‬روند انتخابات‬ ‫سیاسی نیز پیچیده تر شده و این پدیده از طرفی‬ ‫نیز باعث بی میلی مردم برای شرکت در روند‬ ‫تصمیمات سیاسی شد‪ .‬این مهم تبعات مختلفی‬ ‫برای جوامع داشته و خواهد داشت‪ .‬جوامعی که‬ ‫خود را الگوی نظام های دموکراتیک و مشارکتی‬ ‫می دانستند در این وضعیت‪ ،‬مبانی ارزشی خود‬ ‫را در خطر دیدند و از طرف دیگر کاهش مشارکت‬ ‫سیاسی جامعه مدنی‪ ،‬باعث کاهش اعتبار و اقتدار‬ ‫واحدهای سیاسی و حا کم گردید‪ .‬از این رو بود‬ ‫ّ‬ ‫که اقبال و گرایش یه بازاریابی سیاسی برای حل‬ ‫مشکل مشارکت عمومی و سیاسی شکل گرفت‪.‬‬ ‫گذشته از اینکه تبارشناسی بازاریابی سیاسی در‬ ‫کجا قرار دارد‪ ،‬این گرایش علمی به دنبال ان است‬ ‫که بتواند نظام و منطق ترجیحات مخاطبان‬ ‫رای دهنده را شناخته و ان را مدیریت کند و با‬ ‫این فرایند‪ ،‬مخاطبین خود را پذیرای ارزش های‬ ‫مطلوب خود قرار دهد‪.‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫‪ -۳‬مفهوم مشارکت سیاسی‬ ‫علیرغم کاربرد زیاد واژه ی مشارکت سیاسی‪،‬‬ ‫تعریف منسجم و یکسانی از ان صورت نگرفته‬ ‫است و در نتیجه برداشت ها و تعبیرهای متفاوتی‬ ‫از ان وجود دارد‪ .‬جامعه شناسان‪ ،‬مشارکت‬ ‫سیاسی را شرکت در گروه های سیاسی که به‬ ‫گزینش رهبران سیاسی می انجامد و سیاست‬ ‫عمومی را تعیین می کند یا بر ان اثر می گذارد‪،‬‬ ‫تعریف کرده اند (پویان‪ .)1376 ،‬دایره المعارف‬ ‫علوم اجتماعی‪ ،‬مشارکت سیاسی را فعالیت های‬ ‫داوطلبانه ای دانسته که اعضای یک جامعه‬ ‫ّ‬ ‫برای انتخاب حکام به گونه ای مستقیم و یا‬ ‫غیرمستقیم انجام می دهند که این فعالیت ها‬ ‫در شکل گیری سیاست های عمومی موثر است‬ ‫(شهبازی‪ .)132 : 1380 ،‬مشارکت سیاسی را‬ ‫می توان افزایش تقاضا برای سهیم شدن در‬ ‫قدرت و تصمیم گیری سیاسی از سوی مردم‬ ‫تعریف کرد که این امر به نهادهای کارکردی‬ ‫فرایند سیاست گذاری بستگی دارد‪ .‬هدف از‬ ‫مشارکت‪ ،‬فعال کردن گروه ها و افرادی است که‬ ‫ً‬ ‫سابقا نسبت به مسائل خود بی اعتنا بوده و‬ ‫حالت انفعالی داشته اند (قوام‪.)132 : 1376 ،‬‬ ‫‪ -۱-۳‬اهمیت مشارکت سیاسی‬ ‫مشارکت سیاسی را می توان به عنوان یک رفتار و‬ ‫هنجار اختیاری انسانی‪ ،‬همانند هر عمل اختیاری‬ ‫دیگر‪ ،‬معلول باورها و اندیشه های افراد جامعه‬ ‫دانست‪ .‬به عبارت دیگر مشارکت سیاسی‪ ،‬ریشه‬ ‫در فرهنگ سیاسی مشارکتی جامعه دارد‪ .‬میزان‬ ‫مشارکت و ّ‬ ‫شدت و ضعف مردم در مشارکت‬ ‫سیاسی‪ ،‬وابسته به میزان مقبولیت نظام های‬ ‫سیاسی است؛ هر چه مشارکت سیاسی مردم در‬ ‫یک نظام سیاسی بیشتر باشد‪ ،‬مقبولیت نظام‬ ‫بیشتر است‪ .‬طبیعی است که مشارکت سیاسی‬ ‫مردم‪ ،‬مولود به رسمیت شناخته شدن چنین‬ ‫ّ‬ ‫حقی برای انان است و این امر در مطالعات‬ ‫ّ‬ ‫مربوط به حقوق اساسی انسان و ملت ها بررسی‬ ‫می شود‪ .‬قوانین اساسی‪ ،‬جلوه گاه حقوق اساسی‬ ‫یک ّملت و از جمله ّ‬ ‫حق او برای مشارکت در‬ ‫زندگی سیاسی خویش است‪ .‬بنابراین حقوق‬ ‫و قانون اساسی از یک سو همچون ابزاری در‬ ‫خدمت علوم سیاسی با هدف نهادینه کردن‬ ‫مشارکت سیاسی مردم عمل می کند و از سوی‬ ‫دیگر به منزله ی ساختاری است که رفتار سیاسی‬ ‫مردم و دولت را سامان داده‪ ،‬تحدید و تعریف‬ ‫می نماید و بر حسن اجرای ان نظارت می کند‪.‬‬ ‫لذا کشورهای توسعه یافته و کشورهای دموکراتیک‬ ‫از نظر شاخص های مشارکت سیاسی با هم‬ ‫تفاوت های اساسی دارند‪ :‬در کشورهای توسعه یافته‬ ‫میزان مشارکت سیاسی مردم بسیار پایین است‪،‬‬ ‫در حالی که در نظام های دموکراتیک و مدل‬ ‫حکومت های مردم ساالرانه‪ ،‬به ویژه حکومت‬ ‫مردم ساالری دینی‪ ،‬اساس و بنیان شکل گیری‬ ‫حکومت براساس رای و نظر مردم است‪ .‬لذا‬ ‫مقوله ی مشارکت می تواند به حذف فاصله و‬ ‫شکاف میان حا کمیت و مردم بیانجامد؛ چرا که‬ ‫مردم وقتی احساس کنند که بین انان و حا کمیت‬ ‫فاصله ای نیست و حا کمیت را از ان خود تلقی‬ ‫کنند‪ ،‬ا گاهانه و ازادانه و از روی اختیار و یا میل‬ ‫و اشتیاق‪ ،‬در توسعه ی ملی‪ ،‬مشارکت همگانی و‬ ‫ّفعال خواهند داشت‪ .‬روشن است فعالیت هایی‬ ‫که از روی جبر‪ ،‬اجبار و ا کراه صورت گیرند‪ ،‬هرگز‬ ‫در بلندمدت دوام نخواهند اورد‪.‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪89‬‬ ‫ݨݖݦ ݦ‬ ‫ݣی ݣݡݡس ݣالݣݣمی؛ ݣݣاݤݣ ݣرݣیݤ‬ ‫�جمه ݣو ݣرݣ ݣ ݣاݤ ݣ ݣ‬ ‫انتخابات از یک سو‪ ،‬پایه های اجتماعی قدرت سیاسی را نشان می دهد و از سوی‬ ‫دیگر‪ ،‬مال ک خوبی برای ارزیابی توزیع قدرت در جامعه است‪.‬‬ ‫‪ -۲-۳‬انتخابات؛ مظهر مشارکت سیاسی‬ ‫بارزترین نمونه ی مشارکت های سیاسی مردم‬ ‫در نظام اسالمی‪ ،‬انتخابات است‪ .‬مطابق اصل‬ ‫ششم قانون اساسی کشور «در جمهوری اسالمی‬ ‫ایران امور کشور باید به ّاتکای ارای عمومی اداره‬ ‫شوند‪ ،‬از راه انتخابات‪ ،‬رییس جمهور‪ ،‬نمایندگان‬ ‫مجلس شورای اسالمی‪ ،‬اعضای شوراها و نظایر‬ ‫اینها‪ ،‬یا از راه همه پرسی در مواردی که در‬ ‫اصول دیگر این قانون ّ‬ ‫معین می گردد»‪ .‬از این رو‬ ‫انتخابات‪ ،‬چگونگی و فرایند برگزاری و نتایج ان‪،‬‬ ‫ّ‬ ‫به عنوان راهکار تحقق و شاخص «اداره امور‬ ‫کشور با اتکای به ارای عمومی» و اقتضائات ان‬ ‫در راستای تحکیم مبانی و ساختار مردم ساالری‬ ‫دینی‪ ،‬اهمیت ویژه ای دارد‪ .‬در نظام جمهوری‬ ‫اسالمی با پیروزی انقالب اسالمی و سقوط نظام‬ ‫استبدادی‪ ،‬زمینه ی مساعدی برای ازادی عمومی‬ ‫و مشارکت سیاسی بسیار گسترده ی شهروندان‪،‬‬ ‫احزاب و گروه ها در جهت تعیین سرنوشت سیاسی‬ ‫ازطریق انتخابات پدید امد» (دارابی‪: 1388 ،‬‬ ‫‪ )170‬تا عموم افراد جامعه بتوانند فعاالنه در‬ ‫ّ‬ ‫انتخابات شرکت نموده و با دقت‪ ،‬وسواس و با‬ ‫مشارکت ّفعال و فرا گیر خود در انتخاب مدیران‬ ‫کارامد کشور‪ ،‬در کارامدی و تثبیت بیشتر نظام‬ ‫سیاسی خویش نقش افرینی نمایند‪ .‬بدیهی‬ ‫‪90‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫ً‬ ‫است متقابال مسئوالن نیز وظیفه دارند با ّاتکای‬ ‫ّ‬ ‫ّ‬ ‫به حضور گسترده ی ملت در این ازمون ملی‪،‬‬ ‫تالشی مضاعف را برای افزایش کارامدی نظام‬ ‫در سطح بین المللی و داخلی نشان دهند و با‬ ‫ّ‬ ‫نمایش روحیه ی تعاون و انسجام ملی‪ ،‬زمینه ساز‬ ‫تثبیت اعتبار و اقتدار نظام سیاسی در عرصه های‬ ‫بین المللی باشند‪.‬‬ ‫یاداوری این نکته در اینجا الزم است که در یک‬ ‫نگرش نظام مند‪ ،‬می توان انتخابات و فضای‬ ‫ّ‬ ‫محیط بر ان را متشکل از اجزای زیر دانست‪:‬‬ ‫‪ )۱‬برگزارکنندگان‪ ،‬شامل دولت‪ ،‬احزاب و گروه هایی‬ ‫که نامزدها به انان وابسته اند؛‬ ‫‪ )۲‬انتخاب شوندگان‪ ،‬شامل نامزدهای انتخاباتی‬ ‫که عالوه بر وابستگی حزبی یا گروهی‪ ،‬خصوصیات‬ ‫شخصی شان نیز در معرض رقابت و انتخاب‬ ‫قرار می گیرد؛‬ ‫‪ )۳‬انتخاب کنندگان‪ ،‬شامل شرکت کنندگانی‬ ‫که برای وا گذاری و انتقال قدرت به نامزدهای‬ ‫انتخاباتی وارد عرصه انتخاباتی می شوند؛‬ ‫‪ )۴‬قوانین انتخاباتی‪ ،‬قوانینی هستند که هر کشور‬ ‫برای انتخابات وضع می کند و مواردی چون ّ‬ ‫سن‬ ‫و شرایط رای دهی یا نحوه ی گزینش کاندیداها‬ ‫را برای ورود به عرصه انتخابات تعیین نماید؛ و‬ ‫‪ )۵‬فضای حا کم بر جامعه‪ ،‬شامل گفتمان‬ ‫سیاسی‪ ،‬فرهنگی و اجتماعی حا کم در زمان‬ ‫انتخابات (عیوضی‪.)34- 33 :1385 ،‬‬ ‫انتخابات از یک سو‪ ،‬پایه های اجتماعی قدرت‬ ‫سیاسی را نشان می دهد و از سوی دیگر‪ ،‬مال ک‬ ‫خوبی برای ارزیابی توزیع قدرت در جامعه است‪.‬‬ ‫البته عالوه بر بررسی میزان و نحوه ی مشارکت‬ ‫سیاسی از طریق انتخابات‪ ،‬عامل دیگری که‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫می تواند در بررسی میزان مشارکت سیاسی و عمق بخشیدن به ان موثر باشد‪« ،‬احزاب» است‪.‬‬ ‫احزاب کارویژه های متعددی دارند که عبارتند‪:‬‬ ‫‪ )۱‬انسجام منافع و خواسته های گروه های اجتماعی و افکار عمومی و انتقال ان ها به نظام سیاسی؛‬ ‫‪ )۲‬تسهیل مشارکت سیاسی؛‬ ‫‪ )۳‬نظارت بر سیاست های جاری از طریق گفتگوی درون حزبی و یا انتقادهای بین حزبی؛‬ ‫‪ )۴‬تسهیل انتقال مسالمت امیز قدرت سیاسی؛ و‬ ‫‪ )۵‬اموزش سیاسی جامعه (پیشه وری‪)279 : ،1376 ،‬‬ ‫‪ -۴‬مشارکت سیاسی؛ حق یا تکلیف؟‬ ‫در ادبیات دینی‪ّ ،‬‬ ‫حق و تکلیف درکنار هم به‬ ‫کار می روند‪ .‬تکلیف چهره ی دیگر حق است و‬ ‫نه چیزی جدای از ان‪ .‬در حکومت دینی نه تنها‬ ‫مشارکت سیاسی یک تکلیف شرعی است‪،‬‬ ‫بلکه تمام مسلمانان موظف به نظارت مستمر‬ ‫ُ‬ ‫«النصیحه ِل ّ‬ ‫حا کمان هستند و لذاست که‬ ‫ائمهِ‬ ‫المسلمین» یکی از وظایف مسلمانان شمرده‬ ‫شده است‪ .‬طبق تعابیری که از بزرگان امده‪،‬‬ ‫انتخاب کردن و رای دادن‪ ،‬هم به عنوان یک‬ ‫حق برای مردم معرفی شده و هم از ان به عنوان‬ ‫یک تکلیف شرعی در ردیف دیگر تکالیف شرعی و‬ ‫شاید باالتر از برخی از تکالیف دیگر یاد شده است‪.‬‬ ‫«همان گونه که حا کم اسالمی با نصب از جانب‬ ‫خدا مشروعیت الهی و مکتبی پیدا می کند چون‬ ‫می خواهد بر مردم حکومت نماید‪ ،‬به مقبولیت‬ ‫مردمی نیز نیاز دارد‪ .‬زیرا این مقبولیت مردمی‬ ‫به وسیله ی مشارکت مردم در جهت قبول رهبری‬ ‫ّ‬ ‫حا کم اسالمی باعث تحقق عینی حکومت خواهد‬ ‫شد‪ .‬خواه این مشارکت از طریق بیعت باشد یا‬ ‫هر طریق دیگری که حضور مردم را در بر داشته‬ ‫باشد‪( ».‬کوا کبیان‪)70 : 1370 ،‬‬ ‫ّ‬ ‫از انجا که در اسالم رای و انتخاب ملت در عرصه ی‬ ‫نصب کارگزاران حکومت اسالمی اعتبار حقیقی‬ ‫ّ‬ ‫دارد‪ ،‬ملت حق دارند که در انتخابات حاضر‬ ‫شده و به نامزد مورد عالقه ی خود رای دهند‪.‬‬ ‫هیچ کس نیز در جایگاهی نیست که بتواند مانع‬ ‫ّ‬ ‫تحقق این حق شود‪ .‬به واقع انچه در نظام های‬ ‫غربی مبتنی بر منشایی خیالی چون «قرارداد‬ ‫اجتماعی» شکل گرفته‪ ،‬در اسالم اساس و‬ ‫بنیانی محکم داشته و مستظهر به اموزه های‬ ‫الهی است‪ .‬از سوی دیگر مشارکت سیاسی ّفعال‬ ‫در جامعه که مصداق بارز ان حضور در عرصه‬ ‫انتخابات است‪ ،‬به عنوان یک ضرورت شرعی و‬ ‫تکلیف الهی مورد تا کید قرار گرفته است؛ چرا که‬ ‫ّ‬ ‫ً‬ ‫اوال نظام سیاسی اسالم بدون حضور ملت در‬ ‫ً‬ ‫صحنه معنا نمی یابد؛ و ثانیا این حضور موجب‬ ‫حفظ و تقویت نظام اسالمی می شود که به‬ ‫فرموده ی حضرت امام؟ق؟ حفظ ان از اوجب‬ ‫واجبات است و ان را در برابر تهدیدات مختلف‬ ‫مصون می سازد‪.‬‬ ‫ّ‬ ‫در واقع مشارکت سیاسی از یک جهت حقی است‬ ‫که به شهروندان مسلمان داده شده تا به موجب‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪91‬‬ ‫ݨݖݦ ݦ‬ ‫ݣی ݣݡݡس ݣالݣݣمی؛ ݣݣاݤݣ ݣرݣیݤ‬ ‫�جمه ݣو ݣرݣ ݣ ݣاݤ ݣ ݣ‬ ‫در نظر امام‪ ،‬مردم عالوه بر دارا بودن حق مشارکت در انتخابات‪ ،‬طبق مبانی‬ ‫دینی‪ ،‬تکلیفی را نیز در این زمینه به گردن دارند که حتی در عداد دیگر تکالیف‬ ‫شرعی و واجبات است‬ ‫در نگاه تکلیف مدارانه ی حضور در انتخابات‪ ،‬فرد باید به اصول دیگری نیز توجه‬ ‫کندکه از ان جمله می توان به اصل شایسته ساالری و انتخاب کاندیدای اصلح‬ ‫اشاره کرد‪ .‬مطابق این تعبیر رهبری که‪« :‬همچنان که اصل انتخابات یک تکلیف‬ ‫الهی است‪ ،‬انتخاب اصلح هم یک تکلیف الهی است‪».‬‬ ‫ان اداره و نیروی خود را جهت مشارکت در‬ ‫حا کمیت به کار گیرند و از طرف دیگر‪ ،‬مسلمانان‬ ‫ّ‬ ‫مکلف به برپایی حکومت دینی و نظارت مستمر‬ ‫بر اعمال حا کمان خود هستند‪ .‬به عبارت دیگر‬ ‫از یک طرف ا گر ّ‬ ‫حق هر مسلمانی است که در‬ ‫تعیین سرنوشت خود دخالت داشته باشند‪ ،‬از‬ ‫طرف دیگر دفاع از حکومت دینی و برقراری قسط‬ ‫و عدل‪ ،‬بر او تکلیف شده است‪ .‬امام خمینی؟ق؟‬ ‫در برخی از موارد به توامان بودن حق و تکلیف‬ ‫مردم تصریح کرده اند‪ .‬از جمله درباره ی «تعیین‬ ‫سرنوشت» برای مردم چنین فرموده اند‪« :‬این‬ ‫ّ‬ ‫ّ‬ ‫ملت ‪-‬هر ملتی‪ -‬حق دارد خودش تعیین کند‬ ‫سرنوشت خودش را‪ .‬این از حقوق بشر است‪ ،‬که‬ ‫در اعالمیه حقوق بشر هم هست»‪ ،‬ممکن است‬ ‫در این گفتار از کلمه «باید» تکلیف بدست نیاید‪،‬‬ ‫اما در جمله ی دیگری از ایشان‪ ،‬این مطلب به‬ ‫صراحت امده است‪« :‬باید همه شما‪ ،‬همه ما زن‬ ‫و مرد‪ ،‬همان طور که باید نماز بخواند‪ ،‬همان طور‬ ‫باید سرنوشت خودش را تعیین کند»‪.‬‬ ‫‪92‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫رهبری معظم انقالب نیز به این حقیقت چنین‬ ‫اشاره دارند‪:‬‬ ‫«‪ ...‬هم ّ‬ ‫حق و هم تکلیف مردم است که بیایند‬ ‫و سرنوشت کشورشان را به دست خودشان‬ ‫ّ‬ ‫ّ‬ ‫معین کنند؛ زیرا که کشور متعلق به مردم است‪.‬‬ ‫مردم باید بیایند و با انتخاب صحیح و ازادانه‪،‬‬ ‫قانون گذاران شان را در ّقوه ی ّ‬ ‫مقننه ّ‬ ‫معین کنند؛‬ ‫مجریان خودشان را با ترتیبی که در قانون ّ‬ ‫معین‬ ‫معین کنند‪ .‬این ّ‬ ‫شده است‪ّ ،‬‬ ‫حق مردم است‬ ‫و متعلق به ان هاست؛ اما تکلیف هم هست‪.‬‬ ‫این طور نیست که یکی بگوید من نمی خواهم‬ ‫ّ‬ ‫از این حقم استفاده کنم؛ نه‪ ،‬سرنوشت نظام‬ ‫بسته ی به احقاق و استنقاذ این حق است؛‬ ‫این تکلیف است؛ باید همه شرکت کنند»‬ ‫(‪.)۷۸/۱۱/۲۶‬‬ ‫در به کارگیری تعبیر تکلیف نکته دیگری نیز نهفته‬ ‫است و ان این که عمل به تکلیف مستلزم رعایت‬ ‫چارچوبی است و با رعایت اصول و قواعدی‬ ‫ّ‬ ‫معنا می یابد‪ .‬لذا مکلف باید ضمن اشنایی با‬ ‫الزامات تکلیف موردنظر‪ ،‬کار را به بهترین نحو‬ ‫به ثمر رساند‪ .‬در نگاه تکلیف مدارانه ی حضور‬ ‫در انتخابات‪ ،‬فرد باید به اصول دیگری نیز توجه‬ ‫کندکه از ان جمله می توان به اصل شایسته ساالری‬ ‫و انتخاب کاندیدای اصلح اشاره کرد‪ .‬مطابق‬ ‫این تعبیر رهبری که‪:‬‬ ‫«همچنان که اصل انتخابات یک تکلیف الهی‬ ‫است‪ ،‬انتخاب اصلح هم یک تکلیف الهی‬ ‫است‪)۷۶/۲/۳۱(».‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫‪ -۵‬سابقه ی مشارکت سیاسی در ایران‬ ‫مشارکت سیاسی در ایران‪ ،‬یکی از مسائل مطرح در‬ ‫تاریخ معاصر ایران است‪ .‬در سال های شکل گیری‬ ‫نهضتمشروطه‪،‬بحثمشارکتسیاسیواردادبیات‬ ‫سیاسی ایران شد‪ .‬تجربه ی مشارکت سیاسی‬ ‫در برگزاری چندین انتخابات برای نمایندگی در‬ ‫ّ‬ ‫مجلس شورای ملی‪ ،‬باعث شد که کم کم نحوه‬ ‫و میزان مشارکت سیاسی مورد توجه قرار گیرد‪.‬‬ ‫با گذشت چندین دوره از انتخابات‪ ،‬به تدریج‬ ‫مجلس به عنوان نهادی که برانگیزاننده مشارکت‬ ‫سیاسی مردم و نخبگان جامعه ی ایرانی ست‪ ،‬از‬ ‫طرف مردم و مسووالن در جامعه ی ایران پذیرفته‬ ‫شد و به عنوان یک رکن اساسی قدرت در ساختار‬ ‫حکومتی ایران نهادینه شد‪ .‬هر چند هم در نحوه ی‬ ‫انتخاب نمایندگان و هم در میزان اثرگذاری مجلس‬ ‫در ساختار حا کمیت در دوران بعد از مشروطیت‬ ‫بحث های فراوانی مطرح است‪ ،‬اما به عنوان اولین‬ ‫تجربه ها در ایران‪ ،‬مجلس و نظام نمایندگی و‬ ‫ً‬ ‫مشارکت سیاسی نسبتا مفید واقع شد‪.‬‬ ‫با شکل گیری کودتای ‪ 1299‬و چند سال پس از‬ ‫ان با روی کار امدن رضاخان و تغییر حکومت‬ ‫قاجاریه به پهلوی‪ ،‬به دلیل نوع تعامل رضاخان با‬ ‫مجلس و نمایندگان ان‪ ،‬به خصوص در دوره های‬ ‫اغازین‪ ،‬این نهاد به سمتی پیش رفت که اثرگذاری‬ ‫ان به حداقل رسید و قدرت ان به سمت ضعف‬ ‫رفت و به تبع ان مشارکت سیاسی مردم نیز حالتی‬ ‫ً‬ ‫کامال صوری به خود گرفت‪ .‬این وضعیت تا حدی‬ ‫ادامه داشت که برخی از «فرمایشی بودن» مجلس‬ ‫سخن به میان اورده اند (نظری‪ .)۱۳۹۴ ،‬همین‬ ‫وضعیت کمابیش در دوره ی پهلوی دوم‪ ،‬هم در‬ ‫سطح احزاب (احزاب فرمایشی) و هم در سطح‬ ‫انتخابات مجلس وجود داشت‪.‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪93‬‬ ‫ݨݖݦ ݦ‬ ‫ݣی ݣݡݡس ݣالݣݣمی؛ ݣݣاݤݣ ݣرݣیݤ‬ ‫�جمه ݣو ݣرݣ ݣ ݣاݤ ݣ ݣ‬ ‫‪ -۱-۵‬مشارکت سیاسی فرا گیر‬ ‫پس از انقالب اسالمی‬ ‫با پیروزی انقالب اسالمی در ایران‪ ،‬ساختار‬ ‫حا کمیت براساس و مبانی دیگری استوار گردید‬ ‫که بی سابقه بود‪ .‬ساختاری که در ان عالوه بر‬ ‫رعایت مبانی دموکراسی جدید‪ ،‬اصول اساسی‬ ‫اسالم و حا کمیت دین‪ ،‬حضوری پررنگ داشت‪.‬‬ ‫این ساختار براساس اصل بنیادین «والیت‬ ‫فقیه»‪ ،‬نظامی را تعریف و تعیین کرد که بر «اصل‬ ‫تفکیک قوا» استوار بود و نقش مردم و مشارکت‬ ‫ان ها در تعیین نمایندگان‪ ،‬در سطح انتخاب‬ ‫عالی ترین مقام حکومتی ایران (رهبری) و در‬ ‫سطح عالی ترین مقام اجرایی (ریاست جمهوری)‬ ‫و در سطح قانون گذاری (نمایندگی مجلس) و در‬ ‫سطح اداره ی کل کشور (شوراهای اسالمی شهر‬ ‫ً‬ ‫و روستا) کامال پیش بینی شده بود‪ .‬قابل توجه‬ ‫این که در تکوین و تاسیس همین نظام جمهوری‬ ‫اسالمی هم‪ ،‬مردم با مشارکت ‪ 98/2‬درصدی خود‬ ‫در ‪ 12‬فروردین ‪ 1358‬نقش اساسی را داشتند‪.‬‬ ‫باتوجه به تجربه ی چند دهه بعد از انقالب‪،‬‬ ‫نکته ی مهمی که در زمینه ی مشارکت سیاسی‬ ‫می توان عنوان کرد این است که علیرغم همه ی‬ ‫مشکالت این سالها از قبیل بحران های اغاز‬ ‫انقالب‪ ،‬گروهک ها‪ ،‬ترورها‪ ،‬ناامنی های گاه وبیگاه‪،‬‬ ‫جنگ تحمیلی عراق علیه ایران‪ ،‬هشت سال‬ ‫دفاع مقدس‪ ،‬تحریم ها‪ ،‬تهدیدهای منطقه ای‬ ‫و جهانی‪ ،‬براندازی نرم‪ ،‬تهاجم فرهنگی و‪...‬‬ ‫در هیچ مرحله ای از عمر انقالب اسالمی‪ ،‬روند‬ ‫مشارکت سیاسی و برگزاری انتخابات به عنوان‬ ‫بارزترین جلوه ی مشارکت سیاسی‪ ،‬متوقف‬ ‫‪94‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫نشده است‪ .‬حتی در شرایط جنگ تحمیلی‬ ‫که حضرت امام؟ق؟ از اختیار قانونی الزم برای‬ ‫به تعویق انداختن انتخابات در شرایط بحرانی‪،‬‬ ‫برخوردار بودند بازهم انتخابات به موقع برگزار‬ ‫شده است‪ .‬اهتمام امام؟ق؟ و رهبری به برگزاری‬ ‫به موقع انتخابات در هر شرایطی نشان دهنده ی‬ ‫پایبندی ایشان و نظام به ّ‬ ‫حق مشارکت سیاسی‬ ‫و ّ‬ ‫حق حا کمیت مردم بر نظام سیاسی بعد از‬ ‫انقالب است‪.‬‬ ‫نکته ی مهم دیگری که در زمینه ی مشارکت‬ ‫سیاسی بعد از انقالب می توان ذکر کرد ان‬ ‫است که عرصه های مشارکت سیاسی مردم‪،‬‬ ‫پس از انقالب گسترش پیدا کرده است‪ .‬ا گر‬ ‫تنها انتخابات گسترده ی قبل از انقالب‪ ،‬در‬ ‫زمینه ی انتخاب نمایندگان مجلس شورای ملی‬ ‫بوده‪ ،‬پس از انقالب در چهار عرصه ی انتخاب‬ ‫نمایندگان مجلس خبرگان رهبری (هر هشت‬ ‫سال)‪ ،‬انتخاب رئیس جمهور (هر چهار سال)‪،‬‬ ‫انتخاب نمایندگان مجلس شورای اسالمی (هر‬ ‫چهار سال)‪ ،‬و انتخاب نمایندگان شورای اسالمی‬ ‫شهر و روستا (هر چهار سال) برگزار می شود‪ .‬این‬ ‫ّ‬ ‫تنوع در برگزاری انتخابات‪ ،‬خود زمینه ی ّ‬ ‫تحرک و‬ ‫نشاط سیاسی را به دنبال خواهد داشت و باعث‬ ‫تقویت فرهنگ مشارکت سیاسی در جامعه خواهد‬ ‫شد‪ .‬با توجه به تجربه ی حدود ‪ ۴۰‬انتخابات در‬ ‫چهل سال پس از انقالب‪ ،‬به طور متوسط در هر‬ ‫سال یک انتخابات در کشور برگزار شده است‪.‬‬ ‫ا گرچه به دلیل هزینه های قابل مالحظه ی برگزاری‬ ‫هر انتخابات سراسری‪ ،‬در سه مقطع نیز تجمیع‬ ‫انتخابات انجام شده است (اسفندماه ‪1386‬؛‬ ‫اسفندماه ‪۱۳۹۲‬؛ اردیبهشت ‪.)۱۳۹۶‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫‪ -۲-۵‬تحلیل مشارکت سیاسی و رفتار انتخاباتی مردم‬ ‫برخی محققان در بررسی روند مشارکت سیاسی پس از پیروزی انقالب‬ ‫اسالمی‪ ،‬به عنوان دوره ای جدید برای شکل گیری نوع خاصی از رفتار سیاسی‬ ‫(رفتار انتخاباتی) که ّ‬ ‫مبین رشد فرهنگ سیاسی به سمت فرهنگ مشارکتی‬ ‫است‪ ،‬سه دوره ی زمانی را مطرح می کنند که مطابق ان ها‪ ،‬سه گونه رفتار‬ ‫سیاسی بروز کرده است‪:‬‬ ‫‪ )۱‬روند تسریعی‪ ،‬فرا گیر و غیرتصریحی رفتار انتخاباتی (سال های اولیه‬ ‫پیروزی انقالب اسالمی تا پایان جنگ تحمیلی‪)۱۳۶۷-۱۳۵۷ :‬؛‬ ‫‪ )۲‬روند تعمیقی‪ ،‬فرا گیر و تصریحی رفتار انتخاباتی (پایان جنگ تحمیلی‬ ‫و شروع دوران سازندگی تا دوم خرداد‪)۱۳۷۶-۱۳۶۸ :‬؛‬ ‫‪ )۳‬روند تعمیقی‪ ،‬کمتر فرا گیر‪ ،‬و بیشتر تصریحی رفتار انتخاباتی (دوم خرداد‬ ‫‪ 1377‬تا سال ‪ .)1380‬با توجه به مقاطع مطر ح شده‪ ،‬به نظر می رسد هر چه‬ ‫به سال های اخیر نزدیک تر می شویم‪ ،‬روند مشارکت سیاسی‪ ،‬تعمیق یافته تر‬ ‫و ا گاهانه تر شده است‪ .‬ا گر به انتخابات پس از سال ‪ ۱۳۸۰‬هم دقت کنیم‬ ‫همان روند تعمیقی‪ ،‬فرا گیر و تصریحی اما از نوع دیگری حا کم است‪ .‬لذا‬ ‫به نظر می رسد سطح ا گاهی سیاسی جامعه به اندازه ای رسیده است که‬ ‫مردم مسایل سیاسی جامعه را به خوبی تشخیص می دهند و بی دلیل و‬ ‫یا توده ای به سمت احزاب و جریانات حا کم حرکت نمی کنند‪.‬‬ ‫در تحلیل رفتار انتخاباتی دوره ی اول می توان گفت با توجه به اغاز جمهوری‬ ‫اسالمی و شروع جنگ تحمیلی‪ ،‬گرچه زمینه ی مشارکت سیاسی چه به‬ ‫لحاظ قانونی و چه به لحاظ نشاط سیاسی در جامعه ّ‬ ‫مهیا شده بود‪،‬‬ ‫اما شرایط اجتماعی سیاسی اماده ی بسط مشارکت و فعالیت سیاسی‬ ‫در قالب احزاب و گروه ها نبود‪ .‬لذا برخی از خطوط قرمزها باعث شد که‬ ‫عرصه ی انتخابات چندان باز نشود و همین موضوع تا حدودی کاهش‬ ‫مشارکت را نیز به دنبال داشته است‪« :‬مروری بر نحوه برگزاری انتخابات‬ ‫ریاست جمهوری تا دوره ششم به خوبی ّ‬ ‫معرف استراتژیی است که هدف‬ ‫از ان ارام بخشی فضای جامعه از طریق کاهش میزان رقابت ها و تایید‬ ‫خطوط قرمز نظام است» (افتخاری‪ .)78 :1380 ،‬در این دوران اشترا ک‬ ‫منافع میان رای دهندگان برای حفظ انقالب و نظام از یک سو‪ ،‬و شرایط‬ ‫اجتماعی سیاسی حا کم بر فضای کشور در شرایط جنگی ازسوی دیگر‬ ‫به نظر می رسد هر چه به سال های اخیر نزدیک تر‬ ‫می شویم‪ ،‬روند مشارکت سیاسی‪ ،‬تعمیق یافته تر‬ ‫و ا گاهانه تر شده است‪.‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪95‬‬ ‫ݨݖݦ ݦ‬ ‫ݣی ݣݡݡس ݣالݣݣمی؛ ݣݣاݤݣ ݣرݣیݤ‬ ‫�جمه ݣو ݣرݣ ݣ ݣاݤ ݣ ݣ‬ ‫باعث شده بود که مردم مشتاقانه و براساس‬ ‫تکلیف شرعی و عرفی در انتخابات شرکت کنند‬ ‫و مشارکت سیاسی خود را در عرصه ی انتخابات‬ ‫نشان دهند؛ هرچند در این دوره مشارکت های‬ ‫عمومی دیگری از قبیل حضور در جبهه ها‪ ،‬دفاع‬ ‫از کشور و نظام‪ ،‬حضور در اجتماعات سیاسی‬ ‫شهرها‪ ،‬و حضور در اجتماعات مناسبتی (علیرغم‬ ‫این که چنین مواردی جزء مشارکت سیاسی‬ ‫به معنی متعارف محسوب نمی شوند) فراوان‬ ‫صورت می گرفت‪.‬‬ ‫در دوره ی دوم که اغاز دوران موسوم به سازندگی‬ ‫است‪ ،‬بخش زیادی از توان و انرژی دولت و مردم‬ ‫صرف بازسازی کشور می شد‪ .‬در این شرایط‪،‬‬ ‫ّ‬ ‫گروه های سیاسی در قالب تشکل های محدودتر‬ ‫و مشخص تری به اقدامات سیاسی پرداختند و‬ ‫تالش کردند با شعارهای مشخص تر و از طریق‬ ‫توجه به منافع مردم‪ ،‬فعالیت سیاسی کنند‪.‬‬ ‫ا گرچه در این دوران شاهد تشکیل احزاب کارامد‬ ‫نیستیم اما فعالیت گروه های مختلف با کارکرد‬ ‫حزبی باعث عمق یافتن رفتار مشارکتی مردم شد‪.‬‬ ‫همچنین در این دوره به دلیل منافع متفاوت‬ ‫مردم و گروه ها‪ ،‬روند انشعاب ها در درون گروه ها‬ ‫رو به رشد بوده است‪ .‬به عنوان نمونه مهم ترین‬ ‫انشعاب در بین «مجمع روحانیون مبارز» و‬ ‫«جامعه روحانیت مبارز» صورت می گیرد‪ .‬در این‬ ‫دوران‪ ،‬رشد و بهبود وضعیت اقتصادی جامعه‬ ‫و پشت سرگذاشتن شرایط سخت جنگی و گذر‬ ‫از بحران های مختلف‪ ،‬باعث شد که فضای‬ ‫فرهنگی اجتماعی جامعه برای رشد سیاسی‪،‬‬ ‫تقاضای سیاسی و پرسشگری از مسووالن فراهم‬ ‫شود‪ .‬با توجه به نظریاتی که توسعه اقتصادی‬ ‫‪96‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫را زمینه ساز توسعه سیاسی می دانند‪ ،‬شاید‬ ‫بتوان این دوران را زمینه ساز جنبش سیاسی‬ ‫موسوم به دوم خرداد دانست‪( .‬خواجه سروی‬ ‫و جعفرپور‪)1392 ،‬‬ ‫با شکل گیری جریان دوم خرداد ‪ 1376‬که «توسعه‬ ‫سیاسی» را محوری ترین شعار انتخاباتی و دولتی‬ ‫خود قرار داده بود‪ ،‬مشارکت گسترده ای ازسوی‬ ‫مردم در این دوران صورت گرفت‪ .‬گرچه عده ای‬ ‫این مشارکت گسترده را «رشد و توسعه سیاسی»‬ ‫نام نهاده و از ان بهره برداری کرده اند‪ ،‬اما واقعیت‬ ‫موضوع ان است که در این دوران مورد توجه‬ ‫مردم قرار گرفته است‪ ،‬رشد ّکمی احزاب و نیز‬ ‫مطبوعات است که تاحدودی کارکرد احزاب را‬ ‫برعهده گرفته بودند‪ .‬علیرغم فضای باز سیاسی‬ ‫به وجود امده که می توانست زمینه ای مناسب‬ ‫برای رشد و بالندگی سیاسی در جامعه باشد‪،‬‬ ‫اما به جهت برخی سیاسی کاری ها‪ ،‬خروج از‬ ‫کارکردهای تعریف شده‪ ،‬و سوء مدیریت ها‪،‬‬ ‫مطبوعات و احزاب نتوانستند از فضای به وجود‬ ‫امده به خوبی استفاده کنند‪ .‬هرج و مر ج گرایی‪،‬‬ ‫سیاسی کاری‪ ،‬رشد غیر قابل توجیه و قار چ گونه ی‬ ‫ّ‬ ‫مطبوعات و تشکل ها‪ ،‬رعایت نکردن خطوط‬ ‫قرمزها‪ ،‬و خروج از دایره ی رقابت سالم‪ ،‬باعث‬ ‫شد که در جریان شکل گیری انتخابات نهم‪،‬‬ ‫مردم از احزاب و گروه ها روی گردان شوند و‬ ‫علیرغم مشارکت باالی مردم‪ ،‬از کاندیدایی‬ ‫حمایت کنند که از حمایت هیچ حزب رسمی‬ ‫برخوردار نباشد! البته مشارکت سیاسی مردم‬ ‫در این دوران نیز از شاخصه های ا گاهی سیاسی‬ ‫باالیی برخوردار بود‪.‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫‪ -۶‬میزان و نحوه مشارکت سیاسی در چهل سال انتخابات نظام جمهوری اسالمی‬ ‫برای بررسی میزان و نحوه ی مشارکت سیاسی در انتخابات چهل ساله انقالب اسالمی‪ ،‬الزم است‬ ‫به میزان ارا و روند مشارکت مردم در انتخابات توجه داشته باشیم‪ .‬جدول زیر روند این مشارکت‬ ‫را در انتخابات تاسیسی‪ ،‬انتخابات مجلس شورای اسالمی‪ ،‬انتخابات ریاست جمهوری‪ ،‬انتخابات‬ ‫مجلس خبرگان رهبری‪ ،‬و انتخابات شوراهای اسالمی شهروروستا نشان می دهد‪.‬‬ ‫نوع انتخابات‬ ‫انتخابات تاسیسی‬ ‫انتخابات ‬ ‫مجلس شورای اسالمی‬ ‫شماره‬ ‫موضوع انتخابات‬ ‫درصد اراء‬ ‫‪۱‬‬ ‫همه پرسی تاسیس جمهوری اسالمی‬ ‫‪98/2‬‬ ‫‪۲‬‬ ‫خبرگان قانون اساسی‬ ‫‪51/71‬‬ ‫‪۳‬‬ ‫همه پرسی تائید قانون اساسی‬ ‫‪75/23‬‬ ‫‪۴‬‬ ‫همه پرسی بازنگری قانون اساسی‬ ‫‪54/51‬‬ ‫‪۵‬‬ ‫مجلس اول‬ ‫‪52/14‬‬ ‫‪۶‬‬ ‫مجلس دوم‬ ‫‪64/64‬‬ ‫‪۷‬‬ ‫مجلس سوم‬ ‫‪59/72‬‬ ‫‪۸‬‬ ‫مجلس چهارم‬ ‫‪57/81‬‬ ‫‪۹‬‬ ‫مجلس پنجم‬ ‫‪71/10‬‬ ‫‪۱۰‬‬ ‫مجلس ششم‬ ‫‪67/35‬‬ ‫‪۱۱‬‬ ‫مجلس هفتم‬ ‫‪51/21‬‬ ‫‪۱۲‬‬ ‫مجلس هشتم‬ ‫‪55/40‬‬ ‫‪۱۳‬‬ ‫مجلس نهم‬ ‫‪63/87‬‬ ‫‪۱۴‬‬ ‫مجلس دهم‬ ‫‪62‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪97‬‬ ‫ݨݖݦ ݦ‬ ‫ݣی ݣݡݡس ݣالݣݣمی؛ ݣݣاݤݣ ݣرݣیݤ‬ ‫�جمه ݣو ݣرݣ ݣ ݣاݤ ݣ ݣ‬ ‫نوع انتخابات‬ ‫انتخابات ریاست جمهوری‬ ‫انتخابات خبرگان رهبری‬ ‫انتخابات شورای اسالمی‬ ‫شهر و روستا‬ ‫‪98‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫شماره‬ ‫موضوع انتخابات‬ ‫درصد اراء‬ ‫‪۱۵‬‬ ‫دولت اول‬ ‫‪67/41‬‬ ‫‪۱۶‬‬ ‫دولت دوم‬ ‫‪64/23‬‬ ‫‪۱۷‬‬ ‫دولت سوم‬ ‫‪74/26‬‬ ‫‪۱۸‬‬ ‫دولت چهارم‬ ‫‪54/78‬‬ ‫‪۱۹‬‬ ‫دولت پنجم‬ ‫‪54/59‬‬ ‫‪۲۰‬‬ ‫دولت ششم‬ ‫‪50/66‬‬ ‫‪۲۱‬‬ ‫دولت هفتم‬ ‫‪79/92‬‬ ‫‪۲۲‬‬ ‫دولت هشتم‬ ‫‪67/77‬‬ ‫‪۲۳‬‬ ‫دولت نهم ‪ -‬مرحله اول‬ ‫‪62/84‬‬ ‫‪۲۴‬‬ ‫دولت نهم ‪ -‬مرحله دوم‬ ‫‪59/76‬‬ ‫‪۲۵‬‬ ‫دولت دهم‬ ‫‪84/83‬‬ ‫‪۲۶‬‬ ‫دولت یازدهم‬ ‫‪72/94‬‬ ‫‪۲۷‬‬ ‫دولت دوازدهم‬ ‫‪73‬‬ ‫‪۲۸‬‬ ‫خبرگان اول‬ ‫‪77/38‬‬ ‫‪۲۹‬‬ ‫خبرگان دوم‬ ‫‪37/09‬‬ ‫‪۳۰‬‬ ‫خبرگان سوم‬ ‫‪46/32‬‬ ‫‪۳۱‬‬ ‫خبرگان چهارم‬ ‫‪61/00‬‬ ‫‪۳۲‬‬ ‫خبرگان پنجم‬ ‫‪60/97‬‬ ‫‪۳۳‬‬ ‫شورای اول‬ ‫‪64/42‬‬ ‫‪۳۴‬‬ ‫شورای دوم‬ ‫‪49/96‬‬ ‫‪۳۵‬‬ ‫شورای سوم‬ ‫‪64/83‬‬ ‫‪۳۶‬‬ ‫شورای چهارم‬ ‫‪62/65‬‬ ‫‪۳۷‬‬ ‫شورای پنجم‬ ‫‪70‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫سخن پایانی‬ ‫ا کنون که در استانه چهل سالگی انقالب اسالمی‬ ‫هستیم‪ ،‬شاهد برگزاری ‪ ۳۷‬دوره انتخابات در‬ ‫عرصه های مختلف بوده ایم‪ .‬در این نوشتار کوتاه‬ ‫تالش شد تا موضوع مشارکت سیاسی به عنوان‬ ‫نمود عینی و ظاهری انتخابات مورد بررسی و‬ ‫وا کاوی قرار گیرد‪ .‬در جمهوری اسالمی ایران به‬ ‫دلیل ویژگی ها و شرایط منحصر به فرد انقالب‬ ‫ی و دشمنی و خصومت ذاتی قدرت های‬ ‫اسالم ‬ ‫استکباری‪ ،‬پیام انتخابات نشانه ای از مشارکت‬ ‫سیاسی مردم و کارامدی الگوی مردم ساالری‬ ‫دینی است که بر کاهش تهدیدات خارجی موثر‬ ‫است‪ .‬دشمنان انقالب اسالمی به عنوان بخشی از‬ ‫راهبرد فروپاشی از درون‪ ،‬تالش می کنند به عنوان‬ ‫یک فرصت بر انتخابات ایران تاثیر بگذارند و ان‬ ‫را به چالش بکشند‪ .‬تجربه ی انتخابات ‪1388‬‬ ‫نمونه ای از این نوع است که البته نوشتار فعلی‬ ‫بنای بر ورود به این موضوع نداشت‪.‬‬ ‫همچنین دسته بندی های سیاسی از یک سو‬ ‫و تعمیق نیافتن ّ‬ ‫تحزب گرایی صحیح از سوی‬ ‫دیگر‪ ،‬باعث ایجاد مخاطرات و چالش های زیادی‬ ‫برای کشور و مردم به ویژه هم زمان با برگزاری‬ ‫انتخابات شده است‪ .‬انتخابات باید به گونه ای‬ ‫در جمهوری اسالمی ایران به دلیل ویژگی ها و شرایط منحصر به فرد انقالب اسالمی ‬ ‫و دشمنی و خصومت ذاتی قدرت های استکباری‪ ،‬پیام انتخابات نشانه ای از‬ ‫مشارکت سیاسی مردم و کارامدی الگوی مردم ساالری دینی است که بر کاهش‬ ‫تهدیدات خارجی موثر است‪.‬‬ ‫برگزار شود که بیشترین رابطه ی ممکن بین‬ ‫انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان برقرار باشد‬ ‫تا بتوان نسبت به حا کمیت مردم امیدوار بود‪.‬‬ ‫بنابراین صرف وجود انتخابات نمی تواند بیانگر‬ ‫مشارکت مردمی در یک جامعه باشد‪ .‬دوران‬ ‫پهلوی نمونه ی واضحی از یک نظام استبدادی‬ ‫است که انتخابات را به مجرای اعمال اراده ی‬ ‫ّ‬ ‫شخص شاه‪ ،‬به جای اراده ی ملت بدل کرده‬ ‫بود و گزینش از باال‪ ،‬نمایشی و صوری بودن‪،‬‬ ‫مختصاتی انتخابات در دوران پهلوی بود‪ .‬پس از‬ ‫انقالب‪ ،‬انتخابات با کارکرد متفاوتی تعریف شد و‬ ‫مشارکت مردمی در عرصه ی سیاست مهم ترین‬ ‫تالش دست اندرکاران انتخابات در جمهوری‬ ‫اسالمی است‪ .‬حضور مردمی و تالش در جهت‬ ‫نهادینه کردن جریان انتخابات‪ ،‬از مختصات‬ ‫انتخابات در این دوران است‪.‬‬ ‫منابع‬ ‫‪1 .1‬افتخاری‪ ،‬اصغر (‪ )1380‬درامدی بر خطوط قرمز رقابت های سیاسی‪،‬‬ ‫تهران‪ :‬فرهنگ گفتمان‪ :‬مرکز بررسی استراتژیک ریاست جمهوری‪.‬‬ ‫‪2 .2‬پیشه وری‪ ،‬احمد (‪ )1376‬جامعه شناسی سیاسی‪ ،‬اهواز‪ :‬دانشگاه ازاد اسالمی‪.‬‬ ‫‪3 .3‬خواجه سروی‪ ،‬غالمرضا و جعفرپور‪ ،‬رشید (‪ )1393‬بررسی تطبیقی مشارکت‬ ‫سیاسی در دو دوره پهلوی دوم و جمهوری اسالمی ایران‪ ،‬فصلنامه‬ ‫مطالعات علوم اجتماعی ایران ‪ ،‬سال یازدهم‪ ،‬شماره چهلم‪1393 ،‬‬ ‫‪4 .4‬دارابی‪ ،‬علی (‪ ،)1388‬رفتا ر انتخاباتی در ایران‪ ،‬چاپ چهارم‪ ،‬تهران‪:‬‬ ‫انتشارات سروش‪.‬‬ ‫‪5 .5‬ستاد انتخابات کشور‪ -‬امار تجمیعی انتخابات های ‪ 40‬سال گذشته‬ ‫‪6 .6‬شاخص های مکتب حضرت امام خمینی؟هر؟ (‪ ،)1394‬جلد دوم‪،‬‬ ‫پژوهش و تدوین‪ :‬موسسه فرهنگی قدر والیت‪.‬‬ ‫‪7 .7‬صحیفه امام‪( ،‬بیانات امام خمینی؟هر؟)‪ ،‬تهیه شده توسط موسسه‬ ‫نشر و تنظیم اثار امام خمینی؟هر؟‬ ‫‪8 .8‬عیوضی‪ ،‬محمدرضا ( ‪ ) 1385‬مشارکت سیاسی در جمهوری اسالمی‬ ‫ایران‪ ،‬تهران‪ :‬مرکز اسناد انقالب اسالمی‪.‬‬ ‫‪9 .9‬قنائی‪ ،‬فاطمه و قیصری‪ ،‬نوراهلل (‪ ،)1396‬مشارکت سیاسی و رفتار‬ ‫انتخاباتی (ترجیحات رای دهی) مردم از دیدگاه امام خمینی؟هر؟‪،‬‬ ‫فصلنامه پژوهشنامه انقالب اسالمی‪ ،‬سال هفتم‪ ،‬شماره ‪ ،22‬بهار ‪1396‬‬ ‫‪1010‬قوام‪ ،‬عبدالعلی (‪ )1376‬سیاست های مقایسه ای‪ ،‬تهران‪ :‬انتشارات‬ ‫سمت‪ ،‬چاپ دوم‪.‬‬ ‫‪1111‬کوا کبیان‪ ،‬مصطفی (‪ ،)1378‬مبانی مشروعیت در نظام والیت فقیه‪،‬‬ ‫موسسه نشر اثار امام‪.‬‬ ‫‪1212‬کوالینا‪ ،‬ووسیچ؛ فالکوفسکی‪ ،‬اندرژه؛ نیومن‪ ،‬بروس‪ .‬ای (‪)1393‬‬ ‫بازاریابی سیاسی‪ -‬مبانی نظری و راهبردی‪ ،‬ترجمه حمیدرضا عسگری‬ ‫دهابادی و شهاب طالیی شکری‪ ،‬تهران‪ :‬موسسه کتاب مهربان نشر‪.‬‬ ‫‪1313‬نظری‪ ،‬فهیمه (‪« )۱۳۹۴‬انتخابات نمایشی و مجلس فرمایشی در‬ ‫عصر رضاشاه»‪ ،‬گزارش نشست پژوهشی تاریخی غالمرضا سالمی‪،‬‬ ‫سندپژوه تاریخ معاصر‪ ،‬پایگاه تاریخ ایرانی‪ .‬قابل دسترس در‪:‬‬ ‫‪http://tarikhirani.ir/fa/.../5327‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪99‬‬ ‫محمدمهدی حسین زاده‬ ‫پژوهشگر هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟‪،‬‬ ‫دانش اموخته کارشناسی ارشد معارف اسالمی و مدیریت بازرگانی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫ط ݩ ݧ ݧ ݧݩݧݩݐ ݐݩݦ ݐںىݩ‬ ‫ݩ‬ ‫ݑ‬ ‫ݦ‬ ‫ݨ‬ ‫ݐ‬ ‫ݭ‬ ‫س‬ ‫ݫ‬ ‫ݡݡں‬ ‫ر‬ ‫ݔ‬ ‫ݤ‬ ‫ا‬ ‫ݡٮم ݤݡیݤ!‬ ‫ݣ‬ ‫ݤ‬ ‫ݣ‬ ‫ݣ‬ ‫و‬ ‫ر‬ ‫ݣ‬ ‫ݣٮ‬ ‫ݣ‬ ‫ݣ‬ ‫ݣ‬ ‫ݥ‬ ‫ݣ‬ ‫ݣ‬ ‫ݣ‬ ‫ݥ‬ ‫ݣ‬ ‫ݣ‬ ‫ݭ‬ ‫ݭ‬ ‫ݫ‬ ‫ر‬ ‫ݭ‬ ‫ݫ‬ ‫ݫ‬ ‫ا‬ ‫ݕ‬ ‫ݫ‬ ‫ݨݑ ݦ ا م مخ�ت ݐ ن ݐݨݦ ݦم ت ن ݖ ݦ �ن�ق س ݤ‬ ‫(قسمت دوم)‬ ‫ݣدر ݣوݣ ݭ ݫݓح ݣ ݣو ݣ �ݣݣه ݣ ل ݣط ݣ ݣ ݨ‬ ‫ݣنٮ ݣا ݣاݤݣ ݣال ݣ ݣاݤݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣالݣ ݤݤ‬ ‫ݣٮ ݣ� ݣݣو ݣس� ب ݑݦ ݦ ݣ ݣ ݤاݣ‬ ‫ٮ ݣ� لی ݣ ݣ‬ ‫ڡ ݣ� ݣݤݨر ݣ ک�وݣ ݫݬݓ‬ ‫ٮ ݣ ݣ ݫݓݬ �ب‬ ‫اضح َ‬ ‫َ«و ّان ُه ُه َو َ‬ ‫ک َو ابکی» و این اوست که می خنداند و می گریاند‪.‬‬ ‫(سوره نجم‪ ،‬ایه ‪)43‬‬ ‫جوهره ی طنز‬ ‫پیش تر درباره طنز‪ ،‬معنا و مراتب مختلف ان گفته شد‪ .‬طنز‪ ،‬هجو‪ ،‬هزل و فکاهه‪ ،‬انواع شوخ طبعی هایی‬ ‫است که هر یک به فراخور حال‪ ،‬موضوع و روش از دیگری متمایز می شود‪ .‬دریافتن مراتب مختلف‬ ‫طنز کار را برای سنجش اثاری که رنگی از شوخی دارند و زیر این پرچم اردو زده اند‪ ،‬سخت و دشوار‬ ‫می سازد‪ .‬طنزپرداز حقیقی کسی است که بارزترین وجه کمیک این عالم‪ ،‬یعنی موقعیت های‬ ‫گونا گونی که بشر دوپا در گیرودار اهواء نفسانی خویش فار غ از مرگ ‪-‬پایان تراژیک‪ -‬خوش و ّ‬ ‫خرم‬ ‫روزگار می گذارند به ریشخند می گیرد‪ .‬طنزپرداز رندانه از موضوع فاصله می گیرد و همین سبب‬ ‫می شود که از دریچه ای فرازمینی به زمین و روابط زمینیان بنگرد‪ .‬ناب ترین صورت خنده در فرهنگ‬ ‫کهن ما در این عرصه جلوه می کند‪ .‬این نگاه نوعی طنز حکیمانه‪ ،‬دردمندانه و انسانی می افریند که‬ ‫لبخندی جاودان در دل ‪-‬و شاید بر لب‪ -‬باقی می گذارد که غرض و مقصود ان بیدار کردن انسان‬ ‫و رها کردن او از قیود اعتباری جهان مادی است‪.‬‬ ‫‪100‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫‪mn.zadeh@gmail.com‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫‪ ‬استاد بهاءالدین خرمشاهی در کتاب سیر‬ ‫بی سلوک می نویسد‪« :‬طنز اخرین مرحله ی ّ‬ ‫تعمق‬ ‫وجودی قبل از رسیدن به ایمان است‪ .‬تفاوت‬ ‫طنز با هجو این است که طنز از هم دردی خالی‬ ‫نیست‪ .‬کسی که با وارستگی و اعتزال‪ ،‬کار و بار و‬ ‫جنب و جوش بشر خا کی را نظاره کند‪ ،‬همه ی‬ ‫چیزهای عادی به نظرش غریب و مضحک می اید‪.‬‬ ‫باالترین و واالترین این نظرگاه ها‪ ،‬نظرگاه دینی‬ ‫است‪ .‬انسان متدین بیشتر از هر کس دیگری‬ ‫می تواند به بولعجب کاری عالم و ادم بخندد»‬ ‫(خرمشاهی‪ .)۱۳۷۲ ،‬طنز و طعنه (نحوی‬ ‫وارونه گویی) «امیزشی است از شور و شوق اخالقی‬ ‫ً‬ ‫که در محا کمه وجدان ادمی‪ ،‬دائما ضمیر و درون‬ ‫را مورد تا کید قرار می دهد‪ .‬این شور اخالقی از‬ ‫ً‬ ‫تربیتی اصیل بهره مند است که ظاهرا در مراوده‬ ‫و تعلق به مردم تا بی نهایت از ضمیر و باطن‪،‬‬ ‫منتز ع و جدا می شود‪( ».‬کی یرکه گور‪)۳۰ :۱۳۸۴ ،‬‬ ‫‪ ‬طنز تذکر حقیقت است و برمال کردن‬ ‫موقعیت های مضحک و مسخره ای که جدی‬ ‫گرفته شده اند‪ .‬بی گمان جز حق تعالی هیچ کس‬ ‫نمی تواند طعم تلخ استهزاء را به دیگری بچشاند‬ ‫و با امتداد سرکشی اش او را سرگشته کند‪ .‬اما‬ ‫کسی که طنز و تمسخر پیشه کرده است باید‬ ‫به ریشه ی استهزاء نظر داشته و چنان بسراید‬ ‫یا بنویسد که دشمن سرگشته بماند یا طرد‬ ‫شود‪ .‬ان که فار غ از پیکار با دشمن و برای تفریح‬ ‫خوانندگان خود در حدود عرف و اخالق‪ ،‬نمکی یا‬ ‫متلکی می پرا کند‪ ،‬فکاهه نویس است نه طنزپرداز‬ ‫که همواره در جهاد با بیدادگران است و بنیان‬ ‫ستم را با استهزاء به لرزه درمی اورد‪( .‬میرشکا ک‪،‬‬ ‫‪) 64-63 :۱۳۸۴‬‬ ‫دو موقعیت ویژه در عالم وجود دارد که انسان ها‬ ‫در هر زمان و مکان و مرتبه ای با ان درگیر شده‬ ‫و در صورت های مختلف ازمایش می شوند‪:‬‬ ‫دنیاطلبی و جاه طلبی؛ کسب ثروت و مقام‪.‬‬ ‫طنزپرداز حکیم‪ ،‬سخنگوی حق و برمال کننده ی‬ ‫وجه باطل این دو موقعیت است؛ یعنی ریشخند‬ ‫کردن انسان مغرور و متکبری که در این دو‬ ‫حال‪ ،‬لغزش های فراوانی دارد‪ .‬این جوهره ی‬ ‫طنز در فرهنگ و ّ‬ ‫سنت ماست که در دل خود‬ ‫ّ‬ ‫متضمن نوعی اصالح است‪ ،‬چرا که ناپایداری‬ ‫این دو موقعیت را به انسان یاداور می شود‪ .‬طنز‬ ‫همچون یک کودک معصوم‪ ،‬فار غ از هیاهوی‬ ‫روزمره‪ ،‬بی هیچ ترس و واهمه ای در میان‬ ‫جمعیت سربرمی اورد و با شجاعت می گوید‪:‬‬ ‫ُ‬ ‫پادشاه لخت است!‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪101‬‬ ‫ݩ‬ ‫ط ݧݩ ݧ ݧ ݧ ݩ ݧ ݐ‬ ‫ݡݡں ݐݩݦر ݐں ݔى‬ ‫ݑ‬ ‫ݦ‬ ‫ݨ‬ ‫س‬ ‫ݫ‬ ‫ݭ‬ ‫ݣ ݣ ݣݐݩاݥ ݣ ݣݥر ݣ ݣݤ ݫݭݣݣٮݭݫ ݫرݣݭ ݫݕوݣ ݣاݤ ݣ ݡٮ! (‪)2‬‬ ‫چراغ طنز همیشه گرم و روشن است‪ .‬کافی است کمی هوشمندانه و صادقانه‬ ‫ُ‬ ‫به ماهیت و کنه وقایع سیاسی‪ ،‬رفتار سیاست مداران و‪...‬الخ نظر داشته باشیم‬ ‫‪102‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫‪ ‬در فضای سیاست روز ‪-‬داخلی و خارجی‪ -‬جز‬ ‫در کار انگشت شمار سیاست مداران و رهبرانی‬ ‫که به نحو ّ‬ ‫تام و تمام برخواسته از این سنت و‬ ‫فرهنگ اند؛ به سختی می توان کسی یا چیزی را‬ ‫پیدا کرد که خالی از لغزش های متعارف این دو‬ ‫موقعیت باشد‪ .‬پس در نتیجه چراغ طنز همیشه‬ ‫گرم و روشن است‪ .‬کافی است کمی هوشمندانه‬ ‫ُ‬ ‫و صادقانه به ماهیت و کنه وقایع سیاسی‪ ،‬رفتار‬ ‫سیاست مداران و‪...‬الخ نظر داشته باشیم‪ :‬صاحب‬ ‫قدرتی که دیروز با هیاهوی هیچ‪ ،‬قصد تغییر دنیا‬ ‫را داشته‪ ،‬امروز با زنبیل پشت در دادگاه در انتظار‬ ‫نوبت دادرسی است؛ پادشاهی ثروتمند با یک‬ ‫لشگر خدم و حشم‪ ،‬امروز جنازه اش پیچیده در‬ ‫یک پتوی گل قرمزی پشت وانت حمل می شود؛‬ ‫کاندیدایی که برای انتخاب شدن‪ ،‬حاضر است‬ ‫با کاله بوقی هم عکس یادگاری بگیرد؛ صاحب‬ ‫منصبی که تا دیروز ماست را سیاه می دانسته اما‬ ‫پس از عبور مرکب مبارک از پل‪ ،‬ماست را سفید‬ ‫می پندارد و‪ ...‬الخ‪ .‬این ها مظاهری است که از‬ ‫چشم طنزپرداز حکیم دور نمی ماند‪ .‬گونه یا‬ ‫نوع طنز بسته به نوع لغزش و اثر ان در اجتماع‪،‬‬ ‫نسبتی که طنزپرداز با موضوع برقرار می کند و‬ ‫صداقت و انسانیت و دردمندی که در او هست‬ ‫یا باید باشد‪ -‬متفاوت است‪ .‬به عبارت دیگر‬‫نقد یا اعتراض شوخ طبعانه ای که رنگ کمیک‬ ‫دارد‪ ،‬بسته به احساسی که در مخاطب ایجاد‬ ‫می کند ‪-‬تلخ یا شیرین‪ -‬و غایت و هدفی که در‬ ‫پی می گیرد ‪-‬اصالح یا براندازی‪ -‬در مرتبه ای‬ ‫از انواع شوخ طبعی قرار می گیرد‪ :‬فکاهی‪ ،‬هزل‪،‬‬ ‫هجو و طنز‪.‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫طنز سیاسی انقالب اسالمی‬ ‫پس از انقالب اسالمی انچه در ابتدا به عنوان‬ ‫طنز سیاسی مطر ح بود‪ ،‬باقیمانده جریان‬ ‫مجالت فکاهی پیش از انقالب بود که مورد‬ ‫استقبال انقالبیون واقع نشد‪ .‬وقایع اول انقالب‬ ‫انقدر برای مردم و نظام نوپا سهمگین و غمبار‬ ‫بود که فرصتی برای شوخی باقی نمی گذاشت‪.‬‬ ‫مجله «فکاهیون یا توفیقیون» از شاخص ترین‬ ‫نمونه های ان دوران است که عمر چندان درازی‬ ‫نداشت‪ .‬این ماجرا ادامه داشت تا دی ماه ‪1363‬‬ ‫که الگویی جدید از طنز سیاسی در ستون «دو‬ ‫کلمه حرف حساب» در روزنامه ی اطالعات خلق‬ ‫شد‪( .‬صدر‪)۲۴-۲۳ :۱۳۸۴ ،‬‬ ‫انقالب اسالمی به اقتضای ماهیت فرهنگی و‬ ‫اعتقادی اش‪ ،‬سراغاز تحول بنیادین در عرصه ی‬ ‫فرهنگ و اخالق و نگرش هاست‪ .‬بر این اساس‪،‬‬ ‫سرایندگان انقالب‪ ،‬قدرت بیان و سحر کالم را در‬ ‫راه ستیز با ناهنجاری های فرهنگی و ناراستی های‬ ‫اخالقی به کار بسته اند‪ .‬ناراستی و تزویر ا گر در‬ ‫شرایط متالطم انقالب و میدان های نبرد‪ ،‬چندان‬ ‫مجال بروز نمی یابد‪ ،‬در روزگار ارامش و تقسیم‬ ‫غنایم و مناصب‪ ،‬تزویر و دگرنمایی‪ ،‬سالح کارامد‬ ‫اهل دنیاست و در همین هنگامه ی جهاد ا کبر‬ ‫(ستیز با نفس و شیطان درونی) است که کارایی‬ ‫کالم طنز برای شناسایی و معرفی دشمنان‬ ‫پنهان در نفس های ناپیراسته نمایان می شود‪.‬‬ ‫(امینی‪)36 :۱۳۹۳ ،‬‬ ‫چراغ طنز با نقد و اعتراض گرم می شود‪ .‬اما‬ ‫طنزپردازان انقالب چگونه باید این چراغ را در دل‬ ‫انقالب اسالمی و نظام جمهوری اسالمی روشن‬ ‫نگه می داشتند؟ به تدریج وقتی انقالب اسالمی‬ ‫وارد مرحله ی ساخت نظام مدنی و سیاسی‬ ‫شد‪ ،‬لغزش های سیاست و سیاست مداران‬ ‫(بی تدبیری‪ ،‬فساد‪ ،‬قدرت طلبی‪ ،‬دنیازدگی و‪)...‬‬ ‫اشکار گردید‪ .‬بنابراین نیاز به نیرویی احساس‬ ‫می شد که بتواند اعتراض به ّ‬ ‫ حق و انقالبی مردم‬ ‫را نسبت به این لغزش ها به صورت مسالمت امیز‬ ‫بیان کند و جریان اعتراض را با نگاه کمیک‪،‬‬ ‫تبدیل به انرژی مثبت برای حرکت رو به جلو‬ ‫کند و نیز نوعی خودا گاهی و ّ‬ ‫تنبه در مسئوالن‬ ‫به وجود اورد‪.‬‬ ‫گل اقا از اولین کسانی بود که توانست با منطقی‬ ‫روشن وارد این عرصه شود‪ .‬او درباره ی منطق‬ ‫طنزنویسی خود می گوید‪:‬‬ ‫«هدف ما بیان مسائل به صورت طنز‪ ،‬و به دور از‬ ‫بددلی‪ ،‬اهانت‪ ،‬تحقیر و تمسخر است‪ .‬ما عشق‬ ‫و دوستی و همدلی را خمیرمایه ی طنز سالم‬ ‫می دانیم‪ ...‬البته ما معایب را می گوییم و انتقاد‬ ‫می کنیم‪ .‬وعده های توخالی را افشا می کنیم و‬ ‫این ممکن است باعث اسباب تکدر خاطر کسی‬ ‫بشود که سوژه ی طنز ما واقع شده است‪ .‬اما‬ ‫این مشکل خود اوست‪ .‬انچه قطعی و حتمی‬ ‫است‪ ،‬ما نمی خواهیم ان کس که درباره ی او‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪103‬‬ ‫ݩ‬ ‫ط ݧݩ ݧ ݧ ݧ ݩ ݧ ݐ‬ ‫ݡݡں ݐݩݦر ݐں ݔى‬ ‫ݑ‬ ‫ݦ‬ ‫ݨ‬ ‫س‬ ‫ݫ‬ ‫ݭ‬ ‫ݣ ݣ ݣݐݩاݥ ݣ ݣݥر ݣ ݣݤ ݫݭݣݣٮݭݫ ݫرݣݭ ݫݕوݣ ݣاݤ ݣ ݡٮ! (‪)2‬‬ ‫«ما برای پاره کردن یقه نیامده ایم‪ .‬نه یقه ی خود نه یقه ی دیگران‪ .‬ا گر بتوانم‬ ‫با یک شاخه گل به صورت کسی بزنم و او را بیدار کنم‪ ،‬باید دچار حواس پرتی‬ ‫مزمن باشم که با چماق به کله اش بکوبم‪ .‬گل اقا زنبور عسل است‪ ،‬مار زنگی‬ ‫که نیست!» (گل اقا)‬ ‫مکتب «طنز اصالح گر» مهم ترین مکتب طنز سیاسی پس از انقالب است‪ .‬یکی از‬ ‫مهم ترین ویژگی های طنز اصالح گر ان است که با ا گاهی کامل از وضع سیاسی‬ ‫با الگویی به نقد و اعتراض می پردازد که وابسته به پشتوانه فرهنگی و اعتقادی‬ ‫مردم است‪.‬‬ ‫طنزی نوشته و کار و طرح و برنامه اش را مورد‬ ‫انتقاد قرار داده ایم‪ ،‬ما را به بی انصافی و بداخالقی‬ ‫متهم کند و دیگران بگویند حق با اوست‪ .‬ا گر‬ ‫صاحبان ذوق سلیم و طبع بی غرض‪ ،‬حق را‬ ‫به او بدهند‪ ،‬ما اشتباه کرده ایم‪ .‬و اال ان کسی‬ ‫ً‬ ‫که از طنز ما ناراحت شده حتما در یک کارش‬ ‫عیبی وجود دارد‪ .‬پس این اوست که باید خود را‬ ‫اصالح کند‪ ...‬ما برای پاره کردن یقه نیامده ایم‪.‬‬ ‫نه یقه ی خود نه یقه ی دیگران‪ .‬ا گر بتوانم با یک‬ ‫شاخه گل به صورت کسی بزنم و او را بیدار کنم‪،‬‬ ‫باید دچار حواس پرتی مزمن باشم که با چماق‬ ‫به کله اش بکوبم‪ .‬گل اقا زنبور عسل است‪ ،‬مار‬ ‫زنگی که نیست!» (سالنامه گل اقا‪)42 :1372 ،‬‬ ‫مکتب«طنزاصالح گر»مهم ترینمکتبطنزسیاسی‬ ‫پس از انقالب است‪ .‬نویسندگان و سرایندگان‬ ‫زیادی‪-‬با شدت و ضعف های مختلف‪ -‬در این‬ ‫چشم انداز قلم و قدم زده اند‪ .‬ویژگی اصلی این‬ ‫نوع نگاه ان است که در برابر «هجو برانداز» قرار‬ ‫می گیرد و در این رهگذر از مایه ی نقد و اعتراض‬ ‫ماهیت ّ‬ ‫فروگذار نمی کند و خود را با ّ‬ ‫ضد ظلم و‬ ‫‪104‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫ّ‬ ‫ضد فساد انقالب اسالمی هم تافت می بیند‪.‬‬ ‫البته روشن است طنزهایی که با این منطق‬ ‫نوشته شده است همه در یک مرتبه و درجه‬ ‫قرار ندارند‪ .‬بخش قابل توجهی از طنزهای این‬ ‫مکتب‪ ،‬به فکاهه سیاسی نزدیک تر است تا طنز‪.‬‬ ‫یعنی نوعی شوخی و مزه پرانی بی تاثیر و بی خطر‬ ‫یا بی خاصیت‪ -‬همراه با مهر استاندارد و خالی‬‫از نوعی نقد‪.‬‬ ‫یکی از مهم ترین ویژگی های طنز اصالح گر ان است‬ ‫که با ا گاهی کامل از وضع سیاسی با الگویی به نقد‬ ‫و اعتراض می پردازد که وابسته به پشتوانه فرهنگی‬ ‫و اعتقادی مردم است‪ .‬اما فضای سیاسی کشور‬ ‫در دوره ای به سمتی رفت که می خواست با الگوی‬ ‫سیاسی و فرهنگی «جامعه ی مدنی» طرحی نو‬ ‫دراندازد‪ .‬طنز سیاسی نیز از هیمنه ی این فضا در‬ ‫امان نماند‪ .‬هجو مستقیم افراد‪ّ ،‬‬ ‫تقدس زدایی‪ ،‬و‬ ‫عبور از خط قرمزها‪ ،‬از ویژگی های بارز این نوع از‬ ‫شوخی های سیاسی در ان دوران بود‪ .‬این گونه از‬ ‫طنز با دست اندازها و چالش های زیادی مواجه‬ ‫شد‪ .‬زبان این جریان تندتر از ان بود که بتوان‬ ‫نام اصالح را بر ان نهاد‪ .‬این تندروی انقدر ادامه‬ ‫پیدا کرد که کار باال گرفت و برخی از مهم ترین‬ ‫نویسندگان این جریان‪ ،‬پس از محکومیت در‬ ‫دادگاه‪ ،‬از جریان انقالب جدا شدند‪.‬‬ ‫پس از این دوران‪ ،‬طنز سیاسی مکتوب در‬ ‫مطبوعات و غیر مطبوعات به ثباتی نسبی رسید‪.‬‬ ‫اما مسئله اصلی این بود که با گرم شدن تنور‬ ‫رسانه های تصویری و نمایشی‪ ،‬مدیوم دلخواه‬ ‫مردم «از طنز مکتوب به طنز نمایشی» در حال‬ ‫تغییر بود‪ .‬اقتضائات زندگی روزمره فرصت توجه‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫به کتاب یا نشریه را از مردم گرفته بود‪ .‬مدیوم های تصویری بسیار‬ ‫راحت تر و سهل الوصول تر نیاز مردم به خندیدن با کمی چاشنی‬ ‫ً‬ ‫نقد و اعتراض را براورده می ساخت‪ .‬ا گر چه این موارد عمدتا به‬ ‫مسائل اجتماعی بازگشت داشت و نه سیاسی‪ .‬پس از گذشت‬ ‫چند سال‪ ،‬اینترنت و شبکه های اجتماعی نیز فضایی را فراهم‬ ‫اوردند که هر کس بتواند در این فضا ذوق ازمایی کند‪ .‬فی الحال‬ ‫کوچکترین اتفاقی که می افتد ‪-‬تلخ یا شیرین‪ -‬با موجی از شوخی ‬ ‫در شبکه های اجتماعی از طرف عامه ی مردم و افراد بی نام و نشان‬ ‫طرف هستیم که گاه به طنز نزدیک می شود و در اغلب موارد در‬ ‫هجو‪ ،‬هزل و فکاهی با پس زمینه های سیاسی و اجتماعی باقی‬ ‫می ماند‪ .‬طنز مکتوب ا گر چه رونق گذشته ی خود را ندارد اما‬ ‫هنوز هم ا گر عرصه ای نو و بدیع برای معرفی خود بیابد همچنان‬ ‫می تواند مخاطب خود را سر ذوق بیاورد و با مایه ی نقد‪ ،‬جریان‬ ‫اعتراض را به جریانی مثبت و رو به جلو برای اصالح تبدیل کند‪.‬‬ ‫طنز مکتوب ا گر چه رونق گذشته ی خود را ندارد اما هنوز‬ ‫هم ا گر عرصه ای نو و بدیع برای معرفی خود بیابد همچنان‬ ‫می تواند مخاطب خود را سر ذوق بیاورد و با مایه ی نقد‪،‬‬ ‫جریان اعتراض را به جریانی مثبت و رو به جلو برای اصالح‬ ‫تبدیل کند‪.‬‬ ‫‪ ‬ا کنون نمونه هایی شاخص و برگزیده از اثار طنز انقالب را از میان نشریات و کتب مختلف در‬ ‫پایان بندی بخش دوم می خوانیم‪:‬‬ ‫تعریف ازادی‪:‬‬ ‫«ازادی یعنی اینکه گل اقا حرف حساب بزند‪ ،‬ما‬ ‫هم گوش بدهیم»‬ ‫«شاغالم»‪:‬‬ ‫«ازادی یعنی اینکه گل اقا حرف حساب بزند‪ ،‬ما‬ ‫هم ٌ‬ ‫صم بکم باشیم»‬ ‫«غضنفر»‪:‬‬ ‫«ازادی یعنی اینکه گل اقا حرف حساب بزند ما‬ ‫هم گوش بدهیم‪ ،‬هم ٌ‬ ‫صم بکم باشیم»‬ ‫«مش رجب»‪:‬‬ ‫شاغالم مزخرف می گوید‪ ،‬غضنفر الطائالت‬ ‫می بافد‪ ،‬مش رجب خزعبالت‪ .‬این سه نفر‬ ‫ازادی را با خفقان اشتباه گرفته اند‪ .‬ازادی یعنی‬ ‫اینکه وقتی من دو کلمه حرف حساب می زنم‪،‬‬ ‫این سه نفر ‪-‬چشمشان چهارتا‪ -‬همه را به رضا‬ ‫و رغبت بخوانند و پس از خواندن به صدای‬ ‫بلند بگویند‪ :‬صحیح! ا گر نگفتند معلوم می شود‬ ‫خفقان گرفته اند‪ .‬البته بنده در باب ازادی‬ ‫نظرات دیگری هم دارم‪ .‬ا گر روزنامه ی کیهان‬ ‫ً‬ ‫با من امدند و مصاحبه کردند که مفصال عرض‬ ‫خواهم کرد و ا گر نیامدند که هیچی!‬ ‫«گل اقا»‬ ‫‪65/5/11‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪105‬‬ ‫ݩ‬ ‫ط ݧݩ ݧ ݧ ݧ ݩ ݧ ݐ‬ ‫ݡݡں ݐݩݦر ݐں ݔى‬ ‫ݑ‬ ‫ݦ‬ ‫ݨ‬ ‫س‬ ‫ݫ‬ ‫ݭ‬ ‫ݣ ݣ ݣݐݩاݥ ݣ ݣݥر ݣ ݣݤ ݫݭݣݣٮݭݫ ݫرݣݭ ݫݕوݣ ݣاݤ ݣ ݡٮ! (‪)2‬‬ ‫تذکره المقامات ذکر شیخ مهدی کروبی؟ظفح؟‬ ‫در شکوه از جا به جا شدن‬ ‫جای مستکبر و مستضعف‬ ‫اقای مغـرضی خواست یک مرد را دهد لو‬ ‫کوشــــــــــــــید تا به نحوی بیچاره را کند هو‬ ‫ ‬ ‫گفتا که اوست هم چاق‪ ،‬هم با سر و پز نو‬ ‫هم قد اوست رعنا‪ ،‬هم نام اوست خسرو‬ ‫ ‬ ‫چون نام او به فرهنگ باشد به معنی شاه‬ ‫مستکبر است واهلل‪ ،‬مستکبر است باهلل!‬ ‫ ‬ ‫اقا رجب که برده است‪ ،‬با صد هزار شیوه‬ ‫روی هزار تومان‪ ،‬سود از فروش میوه‬ ‫ ‬ ‫چون جای کفش دارد‪ ،‬در پای خویش گیوه‬ ‫یا پیش خلق نالد همچون زنان بیوه‬ ‫ ‬ ‫یا با لباس پاره هر روز می رود راه‬ ‫ مستضعف است واهلل‪ ،‬مستضعف است باهلل!‬ ‫گفتا یکی‪ :‬فالنی‪ ،‬در نا کسی است یکتا‬ ‫در زندگی ندارد از مکر و حیله پروا‬ ‫ ‬ ‫گفتم در این سخن چیست اخر دلیل اقا؟‬ ‫گفتا خباثت طبع از شکل اوست پیدا‬ ‫ ‬ ‫با هیکلی چو خرس است‪ ،‬با پوزه ای چو روباه‬ ‫مستکبر است واهلل‪ ،‬مستکبر است باهلل!‬ ‫ ‬ ‫حاجی صفر قلی بود‪ ،‬ده سال پیش بی پول‬ ‫ باحیلهجیب ها کند‪،‬چونشدبه کسبمشغول‬ ‫از یک تومن دراورد‪ ،‬یکصد تومن به بامبول‬ ‫ هر چند در ّ‬ ‫تمول‪ ،‬قارون شده است ان غول‬ ‫چون می کند شکایت‪ ،‬از باد فتق گهگاه‬ ‫ مستضعف است واهلل‪ ،‬مستضعف است باهلل!‬ ‫‪...‬الخ‬ ‫از ابوالقاسم حالت (صدر‪)106-104 :۱۳۸۴ ،‬‬ ‫‪106‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫ان شیفته ی صفات الهی‪ ،‬ان واله مقام الیتناهی‪،‬‬ ‫ان مختار رد و قبول‪ ،‬ان دانای فقه و اصول‪ ،‬ان‬ ‫صاحب کرامات ربوبی‪ ،‬صدر الوکال شیخ مهدی‬ ‫کروبی ‪-‬دامت افاضاته‪ -‬از رجال بنام بود و از‬ ‫کرامات او این بود که تا بود غم مردمان خوردی‬ ‫و اصحاب را وصیت کردی به غم خوردن و گفتی‪:‬‬ ‫«خوش چیزی است غم که بسیار خواص دارد!»‬ ‫و ان روز که هیچ غم نداشتی از دیگران قرض‬ ‫کردی و هم از این جهت او را «موالنا شخ الرییس‬ ‫غمخوار» گفتندی! از ویژگی های وی ان بود که‬ ‫گویند‪« :‬راست می گفت و چپ می زد!»‬ ‫«ابوالفضل زرویی نصراباد‪،‬‬ ‫هفته نامه گل اقا» (صدر‪)139 :۱۳۸۴ ،‬‬ ‫در فضیلت وکالت و پاترول‬ ‫ای فرزند! زنهار سخن نامردان و حسرتیان نشنوی‬ ‫که می گویند‪ :‬امارت و وزارت وزر و بال است و الم‬ ‫دنیا و عذاب اخرت در پی دارد‪ .‬بلکه خیر دنیا‬ ‫و اخرت همه در ریاست است و ا گر تو را دست‬ ‫به شاخه نرسد‪ ،‬باری جهد کن که خوشه چین‬ ‫خرمن وکالت باشی که کمترین فایدت ان پاترول‬ ‫است که در خبر امده است‪«:‬من له پاترول فی‬ ‫الدنیا فله پاتروالن فی االخره» میرزا پیاده ی‬ ‫مستمند در منقبت پاترول می گوید‪:‬‬ ‫ای قبله گاه اهل سیاست‬ ‫ای تخت با شکوه ریاست‬ ‫ ‬ ‫رخشنده رخش رستم دستان‬ ‫مرکوب مال و جاه پرستان‬ ‫ ‬ ‫ای حاصل هزار زد و بند‬ ‫ای نور چشم همسر و فرزند‬ ‫ ‬ ‫ای دین من فدای رکابت‬ ‫جانم فدای رنک و لعابت‬ ‫ ‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫ای پای من به روی کالجت‬ ‫ ای دست من به دنده ی عاجت‬ ‫ای مسند همیشگی من‬ ‫محصول چندپیشگی من‬ ‫ ‬ ‫ای حاصل وکالت بنده‬ ‫جانم فدای ان دک و دنده‬ ‫ ‬ ‫ای صندلیت صندل سردرد‬ ‫ّ‬ ‫خرم کسی که توی تو جا کرد‬ ‫ ‬ ‫از یوسفعلی میرشکاک (‪)61-58 :۱۳۷۹‬‬ ‫فستیوال خنجر‬ ‫گرچه نا ا گاه خنجر می زنند‬ ‫ دوستان هم گاه خنجر می زنند‬ ‫گاه بهر مال‪ ،‬اشباه الرجال‬ ‫گاه بهر جاه خنجر می زنند‬ ‫ ‬ ‫روز روشن خیل شاعر پیشگان‬ ‫با هالل ماه خنجر می زنند‬ ‫ ‬ ‫بانوان دل نازک و بی طاقتند‬ ‫با کمی ا کراه خنجر می زنند‬ ‫ ‬ ‫پیروان حکمت (خیراالمور‪)...‬‬ ‫در میان راه خنجر می زنند‬ ‫ ‬ ‫دود مردان در تکاپوی علف‬ ‫ یا که مشتی کاه خنجر می زنند‬ ‫رستمان نشئه در خوان نخست‬ ‫بیژنان در چاه خنجر می زنند‬ ‫ ‬ ‫مومنان ایینه ی یکدیگرند‬ ‫ لیک‪ ...‬اما‪ ...‬اه‪ ،‬خنجر می زنند‬ ‫عارفان هم گاه گاه از پشت سر‬ ‫فی سبیل اهلل خنجر می زنند‬ ‫ ‬ ‫عده ای هق هق کنان و عده ای‬ ‫قاه اندر قاه خنجر می زنند‬ ‫ ‬ ‫ای برادر بد به دل وارد مکن‬ ‫در زمان شاه خنجر می زنند!‬ ‫ ‬ ‫از سید حسن حسینی (امینی‪)51 :۱۳۹۳ ،‬‬ ‫سیالب گل و بلبل‬ ‫ایران چک می دهند‪ .‬حقوق کارمندان را اضافه می کنند‪.‬‬ ‫سیب زمینی می بخشند‪ .‬جاسوس ازاد می کنند‪ .‬مهربان‬ ‫می شوند‪ .‬خروج از کشور بدهکاران به بانک ها را ازاد می کنند‪.‬‬ ‫خانه و زمین را انقدر ارزان می کنند که قیمت هر مترش‬ ‫با یک متر چلوار برابری می کند‪ .‬مستمری بازنشستگان را‬ ‫باال می برند‪ .‬مربی تیم ملی را عوض می کنند‪ .‬سود سهام‬ ‫عدالت می دهند‪ .‬بنگاه زودبازده می دهند به همه‪ .‬چیز‬ ‫افتتاح می کنند‪ .‬اشتی می دهند‪ .‬گل یاسی به گدا می دهند‪.‬‬ ‫زن زیبای جذامی را گوشواره ی دیگر می بخشند‪ .‬دب‬ ‫ا کبر را بر گردن دخترک بی پای روی پل می اویزند‪ .‬شربت‬ ‫سیاه سرفه را تقسیم می کنند‪ .‬سینمای فردین را تقسیم‬ ‫می کنند‪ .‬مهربانی دست زیبایی را گرفته‪ .‬کمترین کالم‬ ‫دوست داشتن است‪ .‬برای کبوترها دانه می پاشند و‪...‬‬ ‫همه چیزهایی که شاعران گفته اند را انجام می دهند‪.‬‬ ‫خالصه دم انتخابات است و سیالب گل و بلبل ممکت‬ ‫را برداشته‪...‬‬ ‫از شهرام شکیبا (‪)180 :۱۳۹۰‬‬ ‫ادامه دارد‪....‬‬ ‫منابع و ماخذ‬ ‫‪1 .1‬حسینی‪ ،‬سید حسن (‪ ،)1393‬فستیوال خنجر‪ ،‬به اهتمام اسماعیل امینی‪ ،‬تهران‪:‬‬ ‫سوره ی مهر‪.‬‬ ‫‪2 .2‬خرمشاهی‪ ،‬بهاءالدین (‪ ،)1372‬سیر بی سلوک‪ ،‬تهران‪ :‬انتشارات پروین‪.‬‬ ‫‪3 .3‬سالنامه گل اقا (‪ ،)1372‬تهران‪ :‬موسسه گل اقا‬ ‫‪4 .4‬شکیبا‪ ،‬شهرام (‪ ،)1390‬صفحه ی اخر (مجموعه طنزهای مطبوعاتی)‪ ،‬تهران‪:‬‬ ‫انتشارات نیستان‪.‬‬ ‫‪5 .5‬صدر‪ ،‬رویا (‪ ،)1384‬برداشت اخر (نگاهی به طنز امروز)‪ ،‬تهران‪ :‬انتشارات سخن‪.‬‬ ‫‪6 .6‬کی یرکه گور‪ ،‬سورن (‪ ،)1384‬طنز و استهزاء منطق ویرانگر کی یر که گور‪ ،‬کتاب طنز‪،1‬‬ ‫به اهتمام سید عبدالجواد موسوی‪ ،‬تهران‪ :‬سوره ی مهر‪.‬‬ ‫‪7 .7‬میرشکا ک‪ ،‬یوسفعلی (‪ ،)1379‬دیپلمات نامه‪ ،‬تهران‪ :‬انتشارات نیستان‪.‬‬ ‫‪8 .8‬میرشکا ک‪ ،‬یوسفعلی (‪ ،)1384‬طعن و طنز در گفتار ایزدی‪ ،‬کتاب طنز‪ 2‬به اهتمام‬ ‫سید عبدالجواد موسوی‪ ،‬تهران‪ :‬سوره ی مهر‪.‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪107‬‬ ‫دکتر نادر جعفری هفت خوانی‬ ‫استاد هادی هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟‪،‬‬ ‫دکتری فرهنگ و ارتباطات و استادیار گروه مدیریت بازرگانی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫ݩݧݐ ݑ ݦ ݦ ݑݩ‬ ‫ݣی ݣص ݭݔوݣݣىر‬ ‫ٮ ݣرݣوݣ ݣ ݣٮ�ن ݣ‬ ‫ٮݫݬݕ ݤݣا ݣر ݣاݤ ݫݣىݫ ݣݣر ݫݭݔ ݣ‬ ‫�ز‬ ‫مݤ‬ ‫ݣٮݣم ݣاݣ ݤ‬ ‫ىاݣݣسی ݣ ݣݣو ݣص ݣدݣوݣݣر ݣاݤݣ ݑݦٯالݣ�ب ݣ ݣ ݤاݣ ݣسالݣ ݣ ݣم�زاݤݣ ݣݡیݥ ݣ ݣدݣى ݫݬݔ ݣدݣگ ݣا ݣ ݣ ݣݣهحݣ ض�رݣ ݑݦ ݦ ݣ ݣاݤ‬ ‫ݬݫٮݓاݣ ݣاݤݣرݣ ݬݔىاݣݭٮݫݓݣ ݣ ݣ ݣی ݣݡس ݬݫݔ‬ ‫؟ق؟‬ ‫ݣدر ݣتݠݠه ݣر ݣاݣن‬ ‫ݣتسخیر ݣݣسفارت ݣݣامریکا ݣ ݣ‬ ‫ݣ‬ ‫ ی ݣ‬ ‫مورد مطالعه‪ :‬مدیریت ݣݣتصویر ݣݣواقعه ݣ‬ ‫«باید کوشش کنید چهره ی نورانی اسالم را برای جهانیان روشن نمایید که ا گر این چهره‬ ‫با ان جمال جمیل که قران و ّ‬ ‫سنت در همه ی ابعاد به ان دعوت کرده از زیر نقاب مخالفان‬ ‫اسالم و کج فهمی های دوستان خودنمایی نماید‪ ،‬اسالم جهان گیر خواهد شد‪».‬‬ ‫(وصیت نامه ی حضرت امام؟ق؟)‬ ‫چکیده‬ ‫«صدور انقالب» عنوانی مهم در مکتب فکری حضرت امام؟ق؟ بوده و در بیانات ایشان نیز پرتکرار و‬ ‫منسجم است‪ .‬در سال های نخست انقالب اسالمی ا گرچه به نظر می رسید انچه که می توانست در‬ ‫اولویت اول‪ ،‬قابلیت صدور بیاید معنویت اسالم و ارزش های اخالقی ان و به گفته ی حضرت امام؟ق؟‬ ‫«چهره ی جمال جمیل اسالم» باشد‪ ،‬ولی در شرایط خاص وقوع انقالب اسالمی و به خصوص با‬ ‫ً‬ ‫فعالیت های ظالمانه ی برخی ابرقدرت ها نهایتا وضعیتی پیش امد که موجبات عدم فهم و درک‬ ‫درست ا کثر دولت های غربی از ماهیت انقالب اسالمی ایران و در نتیجه مخالفت و ّ‬ ‫ضد ّیت ان ها‬ ‫با ان شد‪ .‬با این همه حضرت امام؟ق؟ در تمامی مواقع و وقایعی که پس از انقالب اسالمی پدید‬ ‫‪108‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫‪Jafari@isu.ac.ir‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫حضرت امام؟ق؟ در تمامی مواقع و وقایعی که پس از انقالب اسالمی پدید امد تالش نمودند صدور انقالب را با «افرینش پیام هایی روزامد‬ ‫مبتنی بر مبانی ارزشی اسالم برای جامعه ی مخاطبان جهانی انقالب اسالمی»‪« ،‬زمینه سازی برای شناخت و درک مبانی ارزشی ان» و‬ ‫ً‬ ‫نهایتا «مدیریت تصویر انقالب اسالمی» انجام دهند‪.‬‬ ‫امد تالش نمودند صدور انقالب را با «افرینش‬ ‫پیام هایی روزامد مبتنی بر مبانی ارزشی اسالم‬ ‫برای جامعه ی مخاطبان جهانی انقالب اسالمی»‪،‬‬ ‫«زمینه سازی برای شناخت و درک مبانی ارزشی‬ ‫ً‬ ‫ان» و نهایتا «مدیریت تصویر انقالب اسالمی»‬ ‫انجام دهند‪ .‬یکی از مهم ترین و شاید نخستین‬ ‫فرصت ها در این رابطه‪ ،‬واقعه ی تسخیر سفارت‬ ‫امریکا در تهران به دست گروهی از دانشجویان‬ ‫انقالبی بود که موضوع اصلی این تحقیق به‬ ‫شمار می اید و این مقاله تالش دارد با تطبیق‬ ‫مفهوم بازاریابی سیاسی بین المللی مبتنی بر‬ ‫ّ‬ ‫خلق و مدیریت تصویر ملی جمهوری اسالمی‬ ‫ایران براین واقعه‪ ،‬رویکرد امام؟ق؟ را با استفاده از‬ ‫مفاهیم‪ ،‬الگوها و تکنیک های بازاریابی سیاسی‬ ‫تحلیل نماید‪.‬‬ ‫پرسش اصلی تحقیق حاضر ان است که امام؟ق؟‬ ‫چگونه و با چه اقداماتی با مدیریت تصویر واقعه ی‬ ‫تسخیر به زمینه سازی برای صدور انقالب اسالمی‬ ‫پرداخت‪ .‬یافته های این تحقیق ‪ ۱۴‬اقدام و راهکار‬ ‫ایشان در طول این واقعه (از ابان ‪ ۱۳۵۸‬تا دی‬ ‫‪ )۱۳۵۹‬را در راستای تصویرسازی برای صدور‬ ‫انقالب نشان می دهد‪ .‬همچنین بررسی نسبی‬ ‫تصویر ارائه و ادرا ک شده از این واقعه به واسطه ی‬ ‫رسانه های غربی در این تحقیق نشان می دهد‬ ‫علیرغم تالش ها‪ ،‬اقدام ها و راهکارهای امام؟ق؟‬ ‫برای مدیریت تصویر این واقعه‪ ،‬به نظر می رسد‬ ‫«تصویر برداشت شده» در غرب از واقعه ی‬ ‫تسخیر با انچه که امام؟ق؟ مایل بودند ارائه‬ ‫نمایند متفاوت از اب درامده است‪ .‬فاصله ی‬ ‫محسوس میان این دو تصویر ‪ -‬و به عبارتی میان‬ ‫ّ‬ ‫«برند ملی ما» و «وجهه ی ادرا ک شده ازسوی‬ ‫مخاطبان» ناشی از این واقعه‪ -‬و تاثیر انی و اتی‬ ‫ان بر سیاست های سازمان های بین المللی و‬ ‫کشورهای غربی درخصوص جمهوری اسالمی‬ ‫ً‬ ‫ایران احتماال موجب برخی موضع گیری ها و‬ ‫رفتارهای این سازمان ها و کشورها علیه انقالب‬ ‫اسالمی ایران و نظام جمهوری اسالمی در‬ ‫سال های بعدی شده است‪.‬‬ ‫واژ گان کلیدی‪ :‬بازاریابی سیاسی‪ ،‬صدور انقالب‪ ،‬تسخیر النه جاسوسی‪ ،‬امام خمینی؟ق؟‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪109‬‬ ‫ٮ ݩݧݐ ݑ ݦ ݦ ݩݑ‬ ‫ݣی ݣص ݭݔوݣݣىر‬ ‫ٮ ݣرݣوݣ ݣ ݣٮݣ ݣ‬ ‫ݬݫݕاݤݣ ݣراݤݣ ݣىݫݣرݣ ݫݭݔ ݣ‬ ‫‪ -۱‬مقدمه‬ ‫انقالب اسالمی ایران به دلیل ماهیت دین مدارانه‪،‬‬ ‫فطرت گرایانه و فرهنگی خود از یک سو و نیز‬ ‫به دلیل شرایط جهانی وقوع ان از سوی دیگر‬ ‫ّ‬ ‫زمینه ها ی ّ‬ ‫خاصی برای الگوگیری ازسوی ملت های‬ ‫ّ‬ ‫مسلمان‪ ،‬یا ملت های در حال توسعه و کمتر‬ ‫توسعه یافته در جهان داشته و به همین علت‬ ‫مفهوم «صدور انقالب» که از نخستین دغدغه های‬ ‫بنیان گذار فقید انقالب بود بالفاصله به یکی از‬ ‫مهم ترین برنامه ها و ماموریت های حکومت‬ ‫نوپای اسالمی پس از انقالب تبدیل شد‪ .‬با‬ ‫این همه حضرت امام؟ق؟ در تمامی مواقع و‬ ‫وقایعی که پس از انقالب اسالمی پدید امد به‬ ‫اعتقاد این قلم‪ ،‬تالش نمودند صدور انقالب را‬ ‫با «افرینش پیام هایی روزامد مبتنی بر مبانی‬ ‫ارزشی اسالم برای جامعه ی مخاطبان جهانی‬ ‫انقالب اسالمی»‪« ،‬زمینه سازی برای شناخت و‬ ‫ً‬ ‫درک مبانی ارزشی ان» و نهایتا «مدیریت تصویر‬ ‫انقالب اسالمی» انجام دهند‪ .‬یکی از مهم ترین و‬ ‫شاید نخستین فرصت ها در این رابطه‪ ،‬واقعه ی‬ ‫تسخیر سفارت امریکا در تهران به دست گروهی‬ ‫از دانشجویان انقالبی است که موضوع اصلی‬ ‫‪110‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫این تحقیق به شمار می اید و تالش می شود‬ ‫با تطبیق مفهوم بازاریابی سیاسی بین المللی‬ ‫ّ‬ ‫مبتنی بر خلق و مدیریت تصویر ملی جمهوری‬ ‫اسالمی ایران براین واقعه‪ ،‬رویکرد حضرت امام؟ق؟‬ ‫با استفاده از مفاهیم‪ ،‬الگوها و تکنیک های‬ ‫بازاریابی سیاسی تحلیل شود‪ .‬بنابراین مساله ی‬ ‫ً‬ ‫این تحقیق‪ ،‬اوال بازتعریف مفهوم صدور انقالب‬ ‫ً‬ ‫اسالمی از دیدگاه بازاریابی سیاسی‪ ،‬و ثانیا تبیین‬ ‫چگونگی مدیریت تصویر انقالب اسالمی از سوی‬ ‫حضرت امام؟ق؟ پس از رخداد واقعه ی تسخیر‬ ‫است‪ .‬پرسش اصلی تحقیق حاضر نیز ان است‬ ‫که ایشان چگونه و با چه اقداماتی با مدیریت‬ ‫تصویر واقعه ی تسخیر به زمینه سازی برای صدور‬ ‫انقالب اسالمی پرداختند‪.‬‬ ‫«صدور انقالب» عنوانی مهم در مکتب فکری‬ ‫حضرت امام؟ق؟ بوده و در بیانات ایشان نیز پرتکرار‬ ‫و منسجم است‪ .‬مروری بر سخنان ایشان‪ ،‬برخی‬ ‫از محورهای موردنظر در این باره را به شرح زیر‬ ‫نشان می دهد (صحیفه نور‪ ،‬ج‪۳۳۶ :۱۱‬؛ ج‪:۱۳‬‬ ‫‪۹۶‬؛ ج‪۳۰۷ :۱۵‬؛ ج‪۸۲ :۱۶‬؛ ج‪۳۸۳ :۱۷‬؛ ج‪:۱۸‬‬ ‫‪۷۳‬؛ ج‪۱۵۸ :۱۸‬؛ ج‪۲۹۳ :۱۸‬؛ ج ‪« :)۸۶ :۲۱‬ارائه‬ ‫الگوى مردمى بودن نظام در صدور انقالب؛‬ ‫ضرورت تبلیغات جهت صدور انقالب اسالمی؛‬ ‫صدور انقالب با رفتار پسندیده؛ صدور انقالب با‬ ‫تبلیغ بر اساس معنویت؛ صدور انقالب با سخن‬ ‫و عمل؛ صدور انقالب و بیدارى ملت ها؛ صدور‬ ‫انقالب به خارج‪ ،‬بستگی به داخل دارد؛ صدور‬ ‫اسالم با دعوت‪ ،‬نه با سرنیزه؛‪(» ...‬سواری‪)۱۳۹۵ ،‬‬ ‫در سال های نخست انقالب اسالمی ا گرچه به‬ ‫نظر می رسید انچه که می توانست در اولویت‬ ‫ً‬ ‫اول‪ ،‬قابلیت صدور بیاید معنویت اسالم و عمدتا‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫مفاهیم ارزشی چون عدالت‪ ،‬کرامت انسان‪،‬‬ ‫اخالق‪ ،‬تعالی انسان‪ ،‬دین مداری‪ ،‬معنایابی‬ ‫زندگی‪ ،‬فقرزدایی‪ ،‬عقالنیت ارزشی‪ ،‬خلوص‬ ‫ّنیت و پا کی طینت‪ ،‬جهاد با نفس (جهاد ا کبر)‪،‬‬ ‫ظلم ستیزی‪ ،‬دفاع از مظلوم و ارزش هایی دیگر‬ ‫مانند اینها باشد که به گفته ی حضرت امام؟ق؟‬ ‫«چهره ی جمال جمیل اسالم»‪ 1‬را به جهانیان‬ ‫عرضه نماید‪« :‬امید است با تاییدات خداوند متعال‬ ‫و تحت عنایات خاصه ولی اهلل اعظم‪-‬روحی فداه‪-‬‬ ‫هرچه بیشتر برای بارور شدن تبلیغات اسالمی‬ ‫و صدور معنوی انقالب اسالمی در جهان موفق‬ ‫و موید باشید» (صحیفه نور‪ ،‬ج‪ )۱۶۴ :۱۸‬ولی در‬ ‫شرایط خاص وقوع انقالب اسالمی و به خصوص‬ ‫با فعالیت های ظالمانه ی برخی ابرقدرت ها در‬ ‫مواجهه با ان و اختالف های درونی به دلیل‬ ‫حضور برخی گروه های دارای اهداف غیراسالمی‬ ‫ً‬ ‫و یا غیر انقالبی در داخل کشور‪ ،‬نهایتا وضعیتی‬ ‫پیش امد که موجبات عدم فهم و درک درست‬ ‫برخی دولت های غربی از ماهیت انقالب اسالمی‬ ‫ایران و در نتیجه مخالفت و ّ‬ ‫ضدیت ان ها با ان‬ ‫شد که این شرایط‪ ،‬فرصت الزم را برای تثبیت‬ ‫انقالب اسالمی و عمل به ارمان های موردنظر‬ ‫ان به ویژه صدور واقعی انقالب (ان چنان که‬ ‫امروزه در دهه ی چهارم حیات انقالب اسالمی‬ ‫رخ می دهد) به تعویق انداخت‪.‬‬ ‫با این همه حضرت امام؟ق؟ در تمامی مواقع‬ ‫و وقایع پس از انقالب اسالمی تالش نمودند‬ ‫صدور انقالب را با «افرینش پیام هایی روزامد‬ ‫‪ -1‬کالم حضرت امام؟هر؟ در وصیت نامه ی الهی سیاسی ایشان‪ ،‬انجا که‬ ‫می فرمایند‪« :‬باید کوشش کنید چهره ی نورانی اسالم را برای جهانیان روشن‬ ‫نمایید که ا گر این چهره با ان جمال جمیل که قران و ّ‬ ‫سنت در همه ی ابعاد‬ ‫به ان دعوت کرده از زیر نقاب مخالفان اسالم و کج فهمی های دوستان‬ ‫خودنمایی نماید‪ ،‬اسالم جهان گیر خواهد شد‪( ».‬امام خمینی‪)41 :1371 ،‬‬ ‫واقعه ی تسخیر سفارت امریکا در تهران ازسوی گروهی از دانشجویان انقالبی‪،‬‬ ‫هرگونه و با هر نگاهی که تحلیل شود‪ ،‬به دلیل پذیرش و تایید پسینی ان از سوی‬ ‫ّ‬ ‫ّ‬ ‫ولی فقیه جامعه اسالمی می بایست فرصتی تلقی می شد برای نشان دادن ابعادی‬ ‫از ماهیت انقالب اسالمی ایران و معرفی و صدور جنبه های معنوی ان به جهانیان‪.‬‬ ‫امام؟ق؟ در این واقعه نیز همانند تمامی مواقع و وقایع پس از انقالب اسالمی تالش‬ ‫نمودند صدور انقالب را با «افرینش پیام هایی روزامد مبتنی بر مبانی ارزشی اسالم‬ ‫برای جامعه ی مخاطبان جهانی انقالب اسالمی»‪« ،‬زمینه سازی برای شناخت‬ ‫ً‬ ‫و درک مبانی ارزشی ان» و نهایتا «مدیریت تصویر انقالب اسالمی» انجام دهند‪.‬‬ ‫مبتنی بر مبانی ارزشی اسالم برای جامعه ی‬ ‫مخاطبان جهانی انقالب اسالمی»‪« ،‬زمینه سازی‬ ‫ً‬ ‫برای شناخت و درک مبانی ارزشی ان» و نهایتا‬ ‫«مدیریت تصویر انقالب اسالمی» انجام دهند‪.‬‬ ‫یکی از مهم ترین و شاید نخستین فرصت ها در‬ ‫این باره‪ ،‬واقعه ی تسخیر سفارت امریکا در تهران‬ ‫به دست گروهی از دانشجویان انقالبی است‬ ‫که موضوع اصلی این تحقیق به شمار می اید و‬ ‫تالش می شود با تطبیق مفهوم بازاریابی سیاسی‬ ‫ّ‬ ‫بین المللی مبتنی بر خلق و مدیریت تصویر ملی‬ ‫جمهوری اسالمی ایران براین واقعه‪ ،‬رویکرد‬ ‫حضرت امام؟ق؟ با استفاده از مفاهیم‪ ،‬الگوها‬ ‫و تکنیک های بازاریابی سیاسی تحلیل شود‪.‬‬ ‫مساله ی این تحقیق‪ ،‬بازتعریف مفهوم صدور‬ ‫انقالب اسالمی از دیدگاه بازاریابی سیاسی‪ ،‬و‬ ‫تبیین چگونگی مدیریت تصویر انقالب اسالمی‬ ‫از سوی حضرت امام؟ق؟ پس از رخداد واقعه ی‬ ‫تسخیر است‪ .‬پرسش اصلی تحقیق حاضر نیز‬ ‫ان است که ایشان چگونه و با چه اقداماتی با‬ ‫مدیریت تصویر واقعه ی تسخیر به زمینه سازی‬ ‫برای صدور انقالب اسالمی پرداختند‪.‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪111‬‬ ‫ٮ ݩݧݐ ݑ ݦ ݦ ݩݑ‬ ‫ݣی ݣص ݭݔوݣݣىر‬ ‫ٮ ݣرݣوݣ ݣ ݣٮݣ ݣ‬ ‫ݬݫݕاݤݣ ݣراݤݣ ݣىݫݣرݣ ݫݭݔ ݣ‬ ‫‪ -۲‬اهمیت مساله و پرسش تحقیق‬ ‫واقعه ی تسخیر سفارت امریکا در تهران که از‬ ‫سوی حضرت امام؟ق؟‪ ،‬اشغال «النه ی جاسوسی»‬ ‫و «یک انقالب زیادتر از انقالب اول» نام گرفت در‬ ‫‪ ۳۸‬سال گذشته فراز و نشیب های مختلفی را‬ ‫ً‬ ‫طی کرده و از دیدگاه های کامال متفاوتی تحلیل‬ ‫و تعبیر شده است‪ .‬بسیاری از مقامات رسمی و‬ ‫سیاسی کشورها و سازمان های بین المللی ان را‬ ‫«گروگان گیری»‪« ،‬زیرپا گذاشتن قواعد و حقوق‬ ‫ً‬ ‫و عرف بین المللی» «پدیده ای کامال بی سابقه‬ ‫در مناسبات میان ملل» و حتی «تجاوز اشکار‬ ‫و بی سابقه به حقوق بین الملل» نامیدند (برای‬ ‫نمونه نک‪ .‬به‪ :‬والدهایم‪)۵ :۱۳۷۰ ،‬؛ برخی ان را‬ ‫عامل انزوای ایران انقالبی و تضعیف اقتصادی‬ ‫کشور و بسیاری از رویدادهای بعدی کشور از‬ ‫جمله جنگ تحمیلی دانستند (برای نمونه‬ ‫نک‪ .‬به‪ :‬عزیزی‪)۲۰۳ :۱۳۹۵ ،‬؛ برخی از همان‬ ‫دانشجویان انقالبی از ان برائت جستند (برای‬ ‫نمونه نک‪ .‬به‪ :‬حسین زاده و جعفری هرستانی‪،‬‬ ‫‪)۱۳۱-۱۲۹ :۱۳۹۴‬؛ برخی دیگر از همان دانشجویان‬ ‫ان را «تسخیر» ‪ -‬و نه گروگان گیری‪ -‬نام نهادند‬ ‫ّ‬ ‫(ابتکار‪ )۱۳ ،‬و برخی دیگر نیز ان را «تجلی بصیرت‬ ‫‪112‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫و اقدام انقالبی» نامیدند (حسین زاده و جعفری‬ ‫هرستانی‪)۱۳۹۴ ،‬؛ برخی از سیاست مداران و‬ ‫روشنفکران امریکایی نیز همان زمان به شدت‬ ‫از سیاست های دولت وقت خود در مواجهه‬ ‫با مساله ی گروگانگیری گالیه و با ان مخالفت‬ ‫کردند (برای نمونه نک‪ .‬به‪ :‬ولز‪-۵۷ :۱۳۶۶ ،‬‬ ‫‪۵۸‬؛ ِک ِلن‪ ،‬بی تا‪ .)۲۱ :‬همچنین پس از وقوع این‬ ‫رویداد تا کنون‪ ،‬این عبارت که «گروگان گیران خود‬ ‫ن گروگانگیری شان قرار گرفتند» ( ِک ِلن‪ ،‬بی تا)‬ ‫گروگا ‬ ‫یا «گروگانگیرها در رخدادهایی که به سرعت به‬ ‫مساله ای بین المللی تبدیل شد و در نهایت از‬ ‫کنترل ان ها خارج گشت‪ ،‬گرفتار شدند» (رید‪،‬‬ ‫‪ )۲۰ :۱۳۷۹‬و یا «افرادی که پس از شکل گیری‬ ‫واقعه ی اشغال سفارت‪ ،‬تحت سلطه ی کسانی‬ ‫قرار می گیرند که هیچ کنترلی بر انان ندارند و‬ ‫در نهایت کنترل ان ها را در دست می گیرند»‬ ‫(رید‪ )۳۲ :۱۳۷۹ ،‬یا «تنگناهای موجود‪ ،‬کشور‬ ‫را به نوعی گروگان این ماجرا کرده و مساله را نه‬ ‫فقط برای امریکا که برای ما نیز به کالفی سردرگم‬ ‫ً‬ ‫بدل کرده بود» (عزیزی‪ ۱۹۲ :۱۳۹۵ ،‬و ‪ )۱۹۸‬مکررا‬ ‫در ارزیابی ها و قضاوت های افراد و به خصوص‬ ‫غربی ها از واقعه دیده می شود‪.‬‬ ‫در این روایت پرسش هایی نیز مطرح است‪:‬‬ ‫ایا دانشجویان به اندازه ی کافی از شرایطی که‬ ‫انقالب نوپای اسالمی داشت ا گاه بودند؟ ایا‬ ‫فرد یا افرادی که در همان گام نخست‪ ،‬مرجع‬ ‫فکری دانشجویان و «مشاور معنوی و سیاسی‬ ‫ان ها» در توجیه این اقدام بودند‪ 1‬از شایستگی‬ ‫الزم برای تدارک این اقدام و موقعیت سنجی‬ ‫وجهه بین المللی نظام و صدور انقالب اسالمی‬ ‫‪ -1‬ازجمله حجت االسالم علی ا کبر موسوی خوئینی ها‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫برخوردار بودند؟ که ا گر چنین است چرا قبل از تحمیل این واقعه‬ ‫به نظام‪ ،‬مورد اعتماد محدود امام؟ق؟ و شورای انقالب قرار گرفته‬ ‫بود؟ چرا هیچ یک از اصلی ترین معتمدین امام؟ق؟ (اعضای شورای‬ ‫انقالب به ویژه ایت اهلل بهشتی؟هر؟‪ ،‬ایت اهلل خامنه ای؟دم؟ یا ایت اهلل‬ ‫مهدوی کنی؟هر؟ رئیس کمیته انقالب اسالمی و‪ )...‬در حلقه ی‬ ‫ً‬ ‫رهبری این اقدام قرار نداشتند؟ ایا دانشجویان واقعا ان گونه که‬ ‫خود می پنداشتند به «بلوغ فکری زودرس» رسیده بودند و «براورد‬ ‫دقیق و درستی از میزان ا گاهی مردم داشتند» (رید‪۲۰ :۱۳۷۹ ،‬‬ ‫و ‪ )۲۵‬یا اینکه برخی از همان ابتدای انقالب با ّاتکا به صداقت و‬ ‫سالمت فکری دانشجویان در عین استکبارستیزی و امریکاستیزی‬ ‫صحیح ان ها تالش کردند نشان دهند که می توان از ّ‬ ‫ولی فقیه‬ ‫‪1‬‬ ‫زمان‪ ،‬جلوتر گام برداشت و او را در «شرایط واقعه» قرار داد ! ایا‬ ‫مواضع گروهی از همان دانشجویان تسخیرکننده در کمتر از دو‬ ‫دهه بعد در فضای سیاسی کشور‪ 2‬نشانگر نهادینه شدن همین‬ ‫رویکرد نبوده که می توان از رهبری و ّ‬ ‫ولی فقیه پیش افتاد و گذر‬ ‫کرد و او را در «شرایط واقعه» قرار داد؟ ایا این تندروی ها نتیجه و‬ ‫ی نبوده است؟ محور همه ی این سوال ها‬ ‫تداوم همان افراط کار ‬ ‫همین نکته ی «درک صحیح از پرچمداری‪ ،‬پیشگامی و راهبری‬ ‫ّ‬ ‫ولی فقیه در حفظ و استمرار انقالب اسالمی» است و بس؛ و البته‬ ‫بحث از پاسخ به این سوال ها مجال دیگری می طلبد‪ .‬با این‬ ‫حال ّ‬ ‫تکثر تحلیل ها نسبت به واقعه ی تسخیر و اهمیتی که در‬ ‫اینده ی انقالب اسالمی داشته و دارد‪ ،‬نشانگر ضرورت و اهمیت‬ ‫پرداختن به ان است؛ ا گرچه این تحقیق در پی تحلیل علل وقوع‬ ‫ان یا کشف و نقد مواضع و انگیزه های وقوع ان نیست بلکه هدف‬ ‫اصلی نویسنده همان طور که پیش تر ذکر شد شناسایی اقدامات‬ ‫حضرت امام؟ق؟ در مدیریت تصویر واقعه ی تسخیر با رویکرد صدور‬ ‫انقالب اسالمی از نگاه بازاریابی سیاسی است‪.‬‬ ‫شاید برخی از همان ابتدای انقالب با ّاتکا به صداقت و سالمت‬ ‫فکری دانشجویان در عین استکبارستیزی و امریکاستیزی‬ ‫ولی فقیه‬ ‫صحیح ان ها تالش کردند نشان دهند که می توان از ّ ‬ ‫زمان‪ ،‬جلوتر گام برداشت و او را در «شرایط واقعه» قرار داد؟‬ ‫‪ -1‬روحانیون جوانی مانند سیدعلی ا کبر موسوی خوئینی ها‪ ،‬سیدمحمد خاتمی و‪ ...‬که ارتباط شان با‬ ‫ً‬ ‫حضرت امام؟ق؟ منحصرا ازطریق حجت االسالم سیداحمد خمینی برقرار می شد و بعدها با جدا کردن‬ ‫ّ‬ ‫خود از جامعه ی روحانیت مبارز تهران‪ ،‬تشکلی را با نام «مجمع روحانیون مبارز» به رهبری حجت االسالم‬ ‫مهدی کروبی پایه نهادند‪.‬‬ ‫‪ -2‬ازجمله تاسیس حزب مشارکت‪ ،‬رویدادهای مجلس ششم و تندروی های متعدد سیاسی در مواجهه‬ ‫با مسائل انقالب اسالمی و حتی زمینه سازی انقالب رنگی در کشور در سالهای بعد‪.‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪113‬‬ ‫ٮ ݩݧݐ ݑ ݦ ݦ ݩݑ‬ ‫ݣی ݣص ݭݔوݣݣىر‬ ‫ٮ ݣرݣوݣ ݣ ݣٮݣ ݣ‬ ‫ݬݫݕاݤݣ ݣراݤݣ ݣىݫݣرݣ ݫݭݔ ݣ‬ ‫‪ -۳‬چهارچوب نظری و پیشینه‪ :‬بازاریابی سیاسی و مدیریت تصویر‬ ‫افکار عمومی‪ ،‬انتظارات مردم و رای دهندگان‪،‬‬ ‫چگونگی رفتار انتخاباتی و سیاسی مردم‪ ،‬نخبگان‬ ‫و دیدگاه های انان‪ ،‬نقش رسانه ها در افکار عمومی‪،‬‬ ‫دیدگاه ها و مواضع احزاب و هواداران ان ها‪ ،‬بازتاب‬ ‫مواضع و رفتارهای دولت و مقامات و‪ ...‬همگی‬ ‫از نمونه موضوعاتی هستند که بازار سیاست را‬ ‫شکل می دهند‪.‬‬ ‫‪114‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫‪ -۱-۳‬بازاریابی سیاست و بازاریابی سیاسی‬ ‫بازاریابی سیاسی شامل همه ی موارد و موضوعاتی است که یک دولت‪،‬‬ ‫حزب یا مقام سیاسی باید ان را مورد توجه قرار دهد (لیزمارشمنت‪)۱۳۹۴:۸ ،‬‬ ‫افکار عمومی‪ ،‬انتظارات مردم و رای دهندگان‪ ،‬چگونگی رفتار انتخاباتی و‬ ‫سیاسی مردم‪ ،‬نخبگان و دیدگاه های انان‪ ،‬نقش رسانه ها در افکار عمومی‪،‬‬ ‫دیدگاه ها و مواضع احزاب و هواداران ان ها‪ ،‬بازتاب مواضع و رفتارهای دولت‬ ‫و مقامات و‪ ...‬همگی از نمونه موضوعاتی هستند که بازار سیاست را شکل‬ ‫می دهند‪ .‬نظام نوپای جمهوری اسالمی که با مشارکت حدا کثری مردم‬ ‫در همه پرسی فروردین ماه سال ‪ ۱۳۵۸‬تشکیل شد انتظارات خاصی را‪،‬‬ ‫هم برای عموم مردم‪ ،‬و هم برای جوانان انقالبی در داخل کشور به وجود‬ ‫اورده بود و چشمان بسیاری را نیز در خارج از کشور و در فضای جهانی به‬ ‫انتظار سازوکارهایی نگاه داشته بود که می بایست نشانگر نوع دموکراسی‬ ‫و مردمی شدن موردنظر انقالب اسالمی و چگونگی مشارکت و نقش افرینی‬ ‫ّ‬ ‫ملت در فضای سیاسی و اجتماعی و سازوکارها و فرایندهای ان باشند‪:‬‬ ‫«به وجود امدن بخش های جدید در بازار از جمله جوانان ‪ ،‬زنان‪ ،‬و گروه های‬ ‫قومی‪ ،‬چالش های جدیدی را برای احزاب و دولت ها پدید می اورد‪ .‬این‬ ‫بخش ها از لحاظ سبک زندگی‪ ،‬گرایش ها‪ ،‬مشارکت سیاسی و سیاست های‬ ‫موردنظر با یکدیگر تفاوت دارند‪ .‬بنابراین الزم است دولت ها و احزاب با‬ ‫کمک دانش و مهارت های بازاریابی‪ ،‬پاسخگوی نیازهای متفاوت این‬ ‫بخش ها باشند‪( ».‬لیزمارشمنت‪)۱۰ :۱۳۹۴ ،‬‬ ‫در انقالب اسالمی نیز مشارکت اقشار و طبقات متوسط و پایین جامعه و‬ ‫به خصوص جوانان و زنان در مبارزه ی مستقیم‪ ،‬و در تظاهرات و رویدادهای‬ ‫منجر به شکل گیری انقالب اسالمی‪ ،‬چشمگیر و از جهاتی بی سابقه بود‪.‬‬ ‫همین موضوع اهمیت درک پدیده ی جدید بازار سیاست در انقالب نوپای‬ ‫اسالمی را بیشتر نشان می دهد‪« .‬خود سیاست نیز نیازمند بازاریابی است‪:‬‬ ‫سطح مشارکت جوانان و عموم مردم در انتخابات و سایر رویدادهای‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫اجتماعی و سیاسی موردنظر‪ ،‬برای همه ی دولت ها مهم و ّ‬ ‫موید میزان‬ ‫و عمق پایبندی ان ها به دموکراسی است‪ ...‬امروزه رای دهندگان نسبت‬ ‫ّ‬ ‫حساسیت و انتقاد بیشتر و‬ ‫به عملکرد سیاستمداران‪ ،‬دولت ها و احزاب‪،‬‬ ‫رضایت کمتری دارند‪( ».‬لیزمارشمنت‪ ۱۰ :۱۳۹۴ ،‬و ‪ )۱۱‬باید به این واقعیت‬ ‫توجه داشت که مردم به خصوص در سال های اخر پیش از وقوع انقالب‪،‬‬ ‫ْ‬ ‫احزاب اعتماد روبه کاهشی داشتند و نظام نوپای‬ ‫به سیاستمداران و‬ ‫انقالب اسالمی ضمن اینکه به مردم امکان حضور و مشارکت سیاسی بسیار‬ ‫بیشتری داد‪ ،‬خود نیز زیر ذره بین قرار گرفت و به همین دلیل زمینه ی قابل‬ ‫مالحظه ای برای بازاریابی سیاست های احزاب‪ ،‬گروه ها‪ ،‬شخصیت ها‪،‬‬ ‫دولت‪ ،‬نظام‪ ،‬و حتی شخص حضرت امام؟ق؟ فراهم امده بود‪.‬‬ ‫«دلیل دیگری که سیاست را تحت تاثیر بازاریابی قرار می دهد مطالعه ی‬ ‫روابط بین نخبگان سیاسی و بازار در بازاریابی است‪ .‬همانطور که در دانش‬ ‫علوم سیاسی نیز به مطالعه ی روابط احزاب و مقامات ان ها با مردم و‬ ‫رای دهندگان و نقش رسانه ها در این میان پرداخته می شود» (لیزمارشمنت‪،‬‬ ‫‪ .)۳۲ :۱۳۹۴‬اینجا یاداوری این نکته الزم است که در مقطع زمانی موردنظر‬ ‫این تحقیق یعنی پاییز سال ‪ ۱۳۵۸‬تا زمستان ‪ ۱۳۵۹‬رویدادهای انتخاباتی‬ ‫متعددی با تا کید بر بازار سیاست در کشور رخ داد‪ .‬ازجمله استعفای دولت‬ ‫موقت (ابان ‪ ،)۵۸‬مسوولیت شورای انقالب در اداره ی کابینه (ابان تا بهمن‬ ‫‪ ،)۵۸‬نخستین انتخابات ریاست جمهوری (دی ‪ ،)۵۸‬نخستین انتخابات‬ ‫مجلس شورای اسالمی (خرداد ‪ ،)۵۹‬انتخاب نخست وزیر و تشکیل کابینه‬ ‫(مرداد ‪ )۵۹‬و‪ ...‬بنابراین به کارگیری بازاریابی سیاسی در فضای سال های‬ ‫ابتدایی انقالب اسالمی امکان خوبی را برای بازخوانی و تحلیل رویدادها و‬ ‫وقایع به پژوهشگران می دهد‪ .‬ضمن اینکه یکی از اثرات این رویکرد‪ ،‬فرصت‬ ‫به کارگیری برخی مفاهیم بازاریابی در حوزه ی سیاست است که ازجمله‬ ‫موضوعات مهم ان در این تحقیق‪ ،‬موضوع «تصویر نظام جمهوری اسالمی‬ ‫و مدیریت ان» است که به نظر می رسد یکی از وجوه فراموش شده و کمتر‬ ‫مورد توجه در عملکرد سال های نخست انقالب اسالمی در حیطه ی صدور‬ ‫به کارگیری بازاریابی سیاسی در فضای سال های‬ ‫ابتدایی انقالب اسالمی امکان خوبی را برای‬ ‫بازخوانی و تحلیل رویدادها و وقایع به پژوهشگران‬ ‫می دهد‪ .‬ضمن اینکه یکی از اثرات این رویکرد‪،‬‬ ‫فرصت به کارگیری برخی مفاهیم بازاریابی در‬ ‫حوزه ی سیاست است که ازجمله موضوعات‬ ‫مهم ان در این تحقیق‪ ،‬موضوع «تصویر نظام‬ ‫جمهوری اسالمی و مدیریت ان» است که به نظر‬ ‫می رسد یکی از وجوه فراموش شده و کمتر مورد‬ ‫توجه در عملکرد سال های نخست انقالب اسالمی‬ ‫در حیطه ی صدور انقالب بوده است‪.‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪115‬‬ ‫ٮ ݩݧݐ ݑ ݦ ݦ ݩݑ‬ ‫ݣی ݣص ݭݔوݣݣىر‬ ‫ٮ ݣرݣوݣ ݣ ݣٮݣ ݣ‬ ‫ݬݫݕاݤݣ ݣراݤݣ ݣىݫݣرݣ ݫݭݔ ݣ‬ ‫ً‬ ‫بنا به دالیلی مختلف‪ ،‬مشخصا درخصوص مواضع‪ ،‬رفتارها و گفتار حضرت امام؟ق؟‬ ‫به کارگیری چنین الگوهایی به طور صریح و مستقیم امکان پذیر و کارگشا نیست‪ .‬چرا‬ ‫ّ‬ ‫که ایشان هیچ گاه در محدوده ی یک رئیس دولت‪ ،‬حزب یا یک تشکل به موضوع‬ ‫ً‬ ‫انقالب اسالمی نگاه نکرده اند و تبعا انگیزه ها‪ ،‬نگرش و کالم و گفتار ایشان نیز‬ ‫ً‬ ‫متفاوت از چنین چهارچوب هایی است که معموال رهبران سیاسی به ان ها پایبند‬ ‫بوده و هستند‪ .‬به عبارتی مواضع‪ ،‬رفتارها و کالم حضرت امام؟ق؟ را بایستی ترکیبی‬ ‫از دیدگاه های یک رهبر دینی‪ ،‬سیاسی‪ ،‬مبارز و انقالبی‪ ،‬مردمی‪ ،‬اصیل و در عین‬ ‫ً‬ ‫حال قادر به درک شرایط زمانه دانست که ضمنا از جایگاه یک فقیه‪ ،‬فیلسوف‪،‬‬ ‫ّ‬ ‫مفسر قران‪ ،‬مرجع تقلید و در یک کالم‪ّ ،‬‬ ‫ولی فقیه به پدیده ها و وقایع می نگرد‪.‬‬ ‫انقالب بوده است‪ .‬البته همان طور که پیش تر‬ ‫گفته شد بازاریابی سیاسی می تواند مفهوم صدور‬ ‫انقالب را در قالب «ایجاد‪ ،‬ارتقاء و مدیریت تصویر‬ ‫انقالب» لحاظ و بازخوانی نماید‪ .‬زیرا این مهم‬ ‫سیاسی انقالب‬ ‫است که بتوان در فضای بازاریابی‬ ‫ِ‬ ‫اسالمی به این سه سوال پاسخ های خوب و‬ ‫واقعی داد (لیزمارشمنت‪)۱ :)۴۴-۴۲ :۱۳۹۴ ،‬‬ ‫مسووالن انقالبی نظام تمایل داشتند «چه‬ ‫محصول سیاسی را بازاریابی کنند»؟‪« )۲ ،‬کدام‬ ‫بازارهای سیاسی مخاطبان اصلی این بازاریابی‬ ‫ً‬ ‫بودند»؟ و ‪ )۳‬اصوال «چه اهدافی از بازاریابی‬ ‫سیاسی انقالب اسالمی دنبال می شد»؟‬ ‫همچنین الزم به یاداوری است که ا گرچه‬ ‫درخصوص برخی احزاب و نیز شخصیت های‬ ‫سیاسی و حزبی در ان سال ها به نظر می رسد‬ ‫بتوان از الگوهای معمول بازاریابی سیاسی (ازجمله‬ ‫الگوی معتبر نیومن‪ ۱۹۹۴ ،‬به نقل از کوالینا و‬ ‫همکاران‪۱۰۵-۹۹ :۱۳۹۳ ،‬؛ و یا الگوی احزاب بازار‪/‬‬ ‫فروش‪ /‬محصول محور لیزمارشمنت‪ ۲۰۰۱ ،‬به نقل‬ ‫از لیزمارشمنت‪ )۵۷ :۱۳۹۴ ،‬استفاده کرد ولی بنا‬ ‫ً‬ ‫به دالیلی مختلف‪ ،‬مشخصا درخصوص مواضع‪،‬‬ ‫رفتارها و گفتار حضرت امام؟ق؟ به کارگیری چنین‬ ‫‪116‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫الگوهایی به طور صریح و مستقیم امکان پذیر و‬ ‫کارگشا نیست‪ .‬چرا که ایشان هیچ گاه در محدوده ی‬ ‫ّ‬ ‫یک رئیس دولت‪ ،‬حزب یا یک تشکل به موضوع‬ ‫ً‬ ‫انقالب اسالمی نگاه نکرده اند و تبعا انگیزه ها‪،‬‬ ‫نگرش و کالم و گفتار ایشان نیز متفاوت از چنین‬ ‫ً‬ ‫چهارچوب هایی است که معموال رهبران سیاسی‬ ‫به ان ها پایبند بوده و هستند‪ .‬به عبارتی مواضع‪،‬‬ ‫رفتارها و کالم حضرت امام؟ق؟ را بایستی ترکیبی‬ ‫از دیدگاه های یک رهبر دینی‪ ،‬سیاسی‪ ،‬مبارز و‬ ‫انقالبی‪ ،‬مردمی‪ ،‬اصیل و در عین حال قادر به‬ ‫ً‬ ‫درک شرایط زمانه دانست که ضمنا از جایگاه‬ ‫یک فقیه‪ ،‬فیلسوف‪ّ ،‬‬ ‫مفسر قران‪ ،‬مرجع تقلید‬ ‫و در یک کالم‪ّ ،‬‬ ‫ولی فقیه به پدیده ها و وقایع‬ ‫می نگرد‪ .‬با این وجود‪ ،‬از انجا که امکان دارد‬ ‫به کارگیری چنین الگوهایی فرصت های تازه ای‬ ‫را برای درک زوایایی جدید از مواضع و رفتارهای‬ ‫رهبر فقید انقالب اسالمی و ّ‬ ‫ولی فقیه وقت به‬ ‫پژوهشگران بدهد‪ ،‬نویسنده تالش می کند در‬ ‫این تحقیق به کاری مبادرت ورزد که تا کنون‬ ‫کمتر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است و‬ ‫منابع موجود نیز کمتر با توجه به این رویکرد‬ ‫اقدام به تحلیل کرده اند‪.‬‬ ‫‪ -۲-۳‬توسعه ی محصول سیاسی‬ ‫یکی از رایج ترین تکنیک ها در بازاریابی سیاسی‪،‬‬ ‫تعریف و توسعه ی یک محصول سیاسی است که‬ ‫می تواند یک تصمیم‪ ،‬یک روایت‪ ،‬یک رویکرد و یا‬ ‫حتی یک فرد باشد‪« :‬شناخت بازار‪ ،‬درک عمیقی‬ ‫نسبت به عموم مردم و توده ی رای دهندگان‬ ‫فراهم می اورد و نخبگان سیاسی را قادر می سازد‬ ‫قبل از اتخاذ تصمیم های سیاسی‪ ،‬خواسته ها‬ ‫و مطالبات مردم را در نظر بگیرند‪ ...‬توسعه ی‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫ً‬ ‫محصول صرفا به معنای لزوم ایجاد تغییر در‬ ‫همه چیز نیست بلکه الزم است سیاست مداران به‬ ‫ّ‬ ‫حد الزم بدانند که فقط بخشی از محصول خود‬ ‫را تغییر دهند‪ .‬در همه ی انتخابات و همیشه نیاز‬ ‫به توسعه ی مستمر یا توسعه ی ّ‬ ‫مجدد‪ 1‬محصول‬ ‫در ّ‬ ‫طی زمان وجود دارد» (لیزمارشمنت‪:۱۳۹۴ ،‬‬ ‫‪۱۴۳‬و ‪ .)۱۴۶‬در بازاریابی سیاسی نیز همانند‬ ‫ادبیات بازاریابی‪ ،‬بدیهی است که در مرحله ی‬ ‫معرفی محصول‪ ،‬هزینه ها (= روش های ارائه ی‬ ‫ایده) زیاد باشد و حجم فروش (= پذیرش ایده)‪،‬‬ ‫کم؛ و تقاضاها (برای پذیرش ایده) به تدریج باید‬ ‫به وجود بیایند و مشتریان (=مخاطبان و مردم)‬ ‫برای شناخت محصول باید برانگیخته شوند‪.‬‬ ‫اما در مرحله های بعدی یعنی رشد‪ ،‬بلوغ و‬ ‫ثبات محصول‪ ،‬همزمان با کاهش تدریجی‬ ‫هزینه ها و افزایش تدریجی فروش‪ ،‬سوددهی‬ ‫(=ا گاهی عمومی) و وفاداری مشتریان (= همراهی‬ ‫مردم)‪ ،‬افزایش می یابد و ا گر مرحله های یادشده‬ ‫به درستی طی شوند محصول سیاسی ارائه شده‬ ‫بدون نیاز به تبلیغات‪ ،‬موقعیت ویژه ی خود‬ ‫را در بازار (= گفتمان عمومی) و در میان رقبا‬ ‫می یابد و با افزایش در عرضه های رقابتی‪=( 2‬‬ ‫در رقابت با گفتمان های رقیب) و کسب تمایز‬ ‫به حدا کثر منفعت (= عمل مبتنی بر پذیرش‬ ‫ایده) خواهد رسید‪.‬‬ ‫‪ -۳-۳‬انتخاب نام تجاری‬ ‫«انتخاب نام تجاری نشان دهنده ی این است‬ ‫که مردم چه ّ‬ ‫تصور و درکی از یک فرد یا سازمان‬ ‫سیاسی دارند»‪ ،‬انتخاب نام در مورد یک تصمیم‬ ‫‪1- Continued development / Redeevelopment‬‬ ‫‪2- Competitive Offering‬‬ ‫یا رویداد سیاسی نیز همین طور است‪« .‬نام‪،‬‬ ‫مفهومی گسترده تر از محصول دارد‪ .‬در حالی که‬ ‫محصول دارای هدفی کاربردی است نام‪ ،‬چیزی‬ ‫فراتر ارائه می کند که بیشتر جنبه ی روانشناختی‬ ‫دارد‪ ،‬کمتر مشهود است‪ ،‬و با عقاید‪ ،‬تصاویر‪،‬‬ ‫گرایش ها و تشخیص سروکار دارد‪ ...‬نام و عنوان‬ ‫در تغییر یا حفظ اعتبار و جلب پشتیبانی کمک‬ ‫می کند؛ نام و عنوان نوعی ّ‬ ‫حس هویت ایجاد‬ ‫می کند؛ موجب تقویت حمایت در بازار سیاست‬ ‫می شود؛ به مصرف کنندگان در پردازش اطالعات‬ ‫و ّ‬ ‫حس اطمینان از تصمیم شان کمک می کند؛‬ ‫به حزب یا سیاستمدار در ایجاد وجه تمایز در‬ ‫رقابت کمک می کند؛ نشانگر شناخت بازار است‪».‬‬ ‫(لیزمارشمنت‪۱۴۸ :۱۳۹۴ ،‬و ‪ )۱۴۹‬به عبارتی نام‬ ‫مناسب در فضای بازاریابی سیاسی‪ ،‬می تواند از‬ ‫رکود یک محصول سیاسی جلوگیری کرده و ان را‬ ‫برای دوره ای طوالنی پررونق نگاه دارد‪ .‬همچنین‬ ‫یک نام سیاسی می تواند به سادگی ایدئولوژی و‬ ‫نگرش پنهان درخصوص یک رفتار‪ ،‬تصمیم یا‬ ‫رویداد سیاسی را هم نشان دهد‪.‬‬ ‫‪ -۴-۳‬تصویر (وجهه) دولت و مدیریت ان‬ ‫مدیریت تصویر‪ ،‬بخشی از ارتباطات بازاریابی‬ ‫دولت هاست‪« .‬هنگامی که یک سیاستمدار در‬ ‫راس قدرت قرار می گیرد در قبال وقایع پیش امده‬ ‫و نیز درستی یا نادرستی کارهای انجام شده‪،‬‬ ‫مسوولیت بیشتری می یابد‪ .‬بنابراین از انجایی‬ ‫ّ‬ ‫تصویر اعتبار کلی یک‬ ‫که مشکالت می توانند به‬ ‫ِ‬ ‫دولت اسیب وارد کنند‪ ،‬مدیریت مشکالت‬ ‫اهمیت بیشتری می یابد‪( ».‬لیزمارشمنت‪،‬‬ ‫‪ )۲۹۰ :۱۳۹۴‬بنابراین افزون بر محدوده ی بومی‬ ‫کشورها برای مدیریت تصویر و بازاریابی دولت‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪117‬‬ ‫ٮ ݩݧݐ ݑ ݦ ݦ ݩݑ‬ ‫ݣی ݣص ݭݔوݣݣىر‬ ‫ٮ ݣرݣوݣ ݣ ݣٮݣ ݣ‬ ‫ݬݫݕاݤݣ ݣراݤݣ ݣىݫݣرݣ ݫݭݔ ݣ‬ ‫‪118‬‬ ‫و سیاست های ان‪ ،‬امروزه «بازاریابی سیاسی‬ ‫جهانی» (لیزمارشمنت‪ )۳۲۶ :۱۳۹۴ ،‬نیز مطرح‬ ‫شده و اهمیت یافته است‪ .‬برای درک بیشتر این‬ ‫مفهوم مروری مختصر بر پیشینه ی «وجهه‪/‬تصویر‬ ‫ّ‬ ‫ملی کشورها» مفید است‪:‬‬ ‫سابقه ی پژوهش درباره ی سیاست هایی مبتنی‬ ‫بر ساخت‪ ،‬حفظ و تداوم وجهه در روابط میان‬ ‫کشورها دست کم به بعد از جنگ جهانی دوم و‬ ‫دهه ی ‪ 1950‬بازمی گردد که ابزار جدید ارتباطات‬ ‫رسانه ای‪ ،‬افکار عمومی را به تسخیر خود دراورد‬ ‫و سیاست های قدرت‪ ،‬به تدریج ازطریق پخش‬ ‫اخبار جهانی‪ ،‬و در شکل جنگ روانی‪ 1‬خود را‬ ‫کانالیزه کرد‪ .‬با گسترش پژوهش و مطالعه ی‬ ‫کاربرد سیاست های وجهه‪/‬تصویر‪ ،‬محقق دیگری‬ ‫در دهه ی ‪ 1980‬نوشت‪« :‬شاید اغراق نباشد ا گر‬ ‫بگوییم نیمی از سیاست های قدرت کشورها را‬ ‫وجهه سازی‪ 2‬دربرمی گیرد‪ ».‬با افزایش اهمیت‬ ‫افکار عمومی در امور خارجی‪ ،‬وجهه سازی به‬ ‫طور مداوم افزایش یافته است‪ .‬یکی از نمونه های‬ ‫ّ‬ ‫مهم ساخت و به کارگیری وجهه ی ملی در روابط‬ ‫ِ‬ ‫بین الملل‪ ،‬جنگ خلیج فارس در سال ‪ 1991‬به‬ ‫سرکردگی امریکا و متحدانش علیه عراق بود که‬ ‫رسانه ها در این رویداد مهم نقشی بی نظیر داشتند‪:‬‬ ‫«رسانه ها ملموس ترین و حیاتی ترین نقش خود‬ ‫را بیش از هر زمان دیگری در تاریخ‪ ،‬در ان جنگ‬ ‫ایفا نمودند و در خالل ان‪ ،‬تمرکز اصلی مباحث بر‬ ‫نقش رسانه ها قرار داشت» (جعفری هفتخوانی‪،‬‬ ‫‪ .)۹۸-۹۷ :۱۳۹۱‬تحقیقات بعدی نیز به خوبی‬ ‫نشان داده که «وجهه ی ملی یک کشور می تواند‬ ‫مرجع و شاخص موثری برای موفقیت تالش های‬ ‫ان کشور در سطح بین المللی باشد» (انهولت‪،‬‬ ‫‪ .)59 :2002‬با این وجود پژوهشگران ارتباطات‬ ‫مدتهاست که به سیاست های وجهه‪/‬تصویر به‬ ‫عنوان محور راهبردی روابط بین المللی کشورها‬ ‫توجه دارند‪ .‬چرا که «قدرت در صحنه ی رقابت‬ ‫بین المللی‪ ،‬برگرفته از توانایی یک ملت برای‬ ‫ارائه ی وجهه و تصویری از خود است که اهمیت‬ ‫نظامی‪ ،‬اقتصادی‪ ،‬سیاسی یا فرهنگی‪ ،‬ان را به‬ ‫صورتی ّ‬ ‫موجه یا قدرتمند می نمایاند‪ ...‬و امروزه‬ ‫ً‬ ‫ا کثر کشورهای جهان به طور کامال جدی درگیر‬ ‫مدیریت وجهه ی بین المللی خود هستند»‬ ‫(مانهایم‪ .)۳۵ :۱۳۹۰ ،‬به همین دلیل «مفاهیمی‬ ‫چون ارتباطات عمومی راهبردی‪ 3‬و مدیریت‬ ‫وجهه ی ملی‪ 4‬برای افزایش هدفمند وجهه‬ ‫یک ملت نزد مخاطبان به عنوان ابزار سیاست‬ ‫خارجی مورد استفاده قرار گرفته است» (گیفارد‪،‬‬ ‫‪ 2000‬به نقل از جعفری هفت خوانی‪.)۳۱ :۱۳۹۱ ،‬‬ ‫بنابراین بازاریابی سیاسی می تواند با ارائه ی‬ ‫مفهوم مدیریت تصویر‪ ،‬فرصت تازه ای را برای‬ ‫تحلیل واقعه ی تسخیر مبتنی بر رفتار‪ ،‬مواضع‬ ‫و کالم حضرت امام؟ق؟ فراهم َ‬ ‫اورد؛ رویکرد نوینی‬ ‫در تحلیل که محور اصلی یافته های این تحقیق‬ ‫را شکل می دهد‪.‬‬ ‫‪1- Psychological warfare‬‬ ‫‪2- Image making‬‬ ‫‪3- Strategic public communication‬‬ ‫‪4- National image management‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫‪ -۴‬موضوع تحقیق‪ :‬واقعه ی تسخیر‬ ‫سفارت امریکا در تهران‬ ‫روز ‪ ۱۳‬ابان ماه ‪ ۱۳۵۸‬جمعی از دانشجویان‬ ‫ً‬ ‫دانشگاه های تهران ‪ -‬که بعدا خود را دانشجویان‬ ‫پیرو خط امام؟ق؟ نامیدند‪ -‬سفارت امریکا در‬ ‫تهران را به اشغال خود دراوردند‪ .‬اشغال سفارت‬ ‫بنا به اطالعیه ی این دانشجویان که در فردای‬ ‫روز تسخیر در روزنامه کیهان به چاپ رسید‬ ‫انگیزه های صریحی داشت که عبارت بودند از‪« :‬ما‬ ‫دانشجویان مسلمان پیرو خط امام خمینی‪...‬‬ ‫سفارت جاسوسی امریکا در تهران را به تصرف‬ ‫دراورده ایم تا اعتراض خود را به گوش جهانیان‬ ‫برسانیم‪ .‬اعتراض به امریکا جهت‪ :‬پناه دادن به‬ ‫شاه و استفاده از او؛ کمک به ضد انقالبیون فراری‬ ‫ایرانی؛ توطئه در مناطق مختلف کشور و نفوذ در‬ ‫ارگان های اجرایی؛ و نقش ّ‬ ‫مخرب ان در منطقه»‬ ‫(معبادی‪ .)۹۱-۹۰ :۱۳۸۱ ،‬با این وجود‪ ،‬بازتاب‬ ‫ً‬ ‫جهانی این پدیده صرفا ریشه در عمل تسخیر‬ ‫نداشت بلکه بیشتر تابعی از طول زمان ان پس از‬ ‫وقوع بود‪« :‬گرچه ّ‬ ‫تصرف سفارت امریکا در روزهای‬ ‫نخست‪ ،‬پدیده ای لحظه ای و موقتی به حساب‬ ‫می امد و ّ‬ ‫تصور می رفت که حدا کثر چند روزی‬ ‫به طول انجامد و همچون پدیده های مشابه در‬ ‫دیگر نقاط جهان دیری نپاید‪ ،‬اما برخالف این‬ ‫خوش بینی اولیه‪ ۴۴۴ ،‬روز به طول انجامید و‬ ‫به بحرانی منطقه ای و بین المللی تبدیل شد»‬ ‫(خواجه سروی‪.)۱۳ :۱۳۹۴ ،‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪119‬‬ ‫ٮ ݩݧݐ ݑ ݦ ݦ ݩݑ‬ ‫ݣی ݣص ݭݔوݣݣىر‬ ‫ٮ ݣرݣوݣ ݣ ݣٮݣ ݣ‬ ‫ݬݫݕاݤݣ ݣراݤݣ ݣىݫݣرݣ ݫݭݔ ݣ‬ ‫دالیلی که بعدها برای واقعه ی تسخیر مطرح‬ ‫شد همان مواضع و وا کنش های خصمانه ای‬ ‫بود که ایاالت متحده در ‪ ۹‬ماه نخست پیروزی‬ ‫انقالب اسالمی روا داشته بود‪ .‬مهم ترین این‬ ‫رفتارها مبتنی بر انچه که در نخستین اطالعیه‬ ‫دانشجویان دیده می شد عبارت بودند از‪)۱« :‬‬ ‫استقرار ناوگان دریایی امریکا در تنگه ی هرمز‬ ‫که گاه با تهدیدهای نظامی علیه نیروهای‬ ‫دریایی ایران توام می شد؛ ‪ )۲‬موضع گیری‬ ‫تند و هشدارهای شدیداللحن امریکا درمورد‬ ‫دستگیری و مجازات عناصر فاسد حکومت‬ ‫شاه ازسوی حکومت انقالبی ایران؛ ‪ )۳‬حمایت‬ ‫و پشتیبانی از عوامل حکومت شاه که اموال و‬ ‫دارایی های بانک های کشور را غارت کرده و به‬ ‫اروپا و امریکا گریخته بودند؛ ‪ )۴‬ایجاد پشتوانه ی‬ ‫خبری برای مطر ح کردن فعالیت های ضد انقالب‬ ‫در سطح بین المللی توسط رسانه های امریکایی‬ ‫و صهیونیستی؛ ‪ )۵‬سکوت توام با رضایت نسبت‬ ‫به ترور شخصیت های طراز اول انقالب اسالمی‬ ‫نظیر شهید مطهری و‪...‬؛ ‪ )۶‬تبدیل سفارت‬ ‫امریکا به ستاد ایجاد بحران در کشور و تالش برای‬ ‫هماهنگ ساختن فعالیت های نیروهای لیبرال‬ ‫و بقایای حکومت سابق علیه اسالم و انقالب؛‬ ‫‪ )۷‬سازماندهی تبلیغات وسیع و مغرضانه علیه‬ ‫ّ‬ ‫تفکرات امام؟ق؟ و طرح مطالبات به نام ملت‬ ‫ایران در رادیوهای بیگانه و رسانه های غربی؛ ‪)۸‬‬ ‫حمایت اشکار از ّ‬ ‫تحرکات ضدانقالب و غارت گران‬ ‫ّ‬ ‫ثروت های عمومی و ملی؛ ‪ )۹‬حمایت از شاه و‬ ‫‪120‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫ّ‬ ‫مخالفت با درخواست های ملت و دولت ایران‬ ‫مبنی بر بازگرداندن و تحویل او برای محا کمه‬ ‫(واعظی‪۹۵-۹۳ :۱۳۷۹ ،‬؛ ابتکار‪.)۹۱-۹۰ :۱۳۷۹ ،‬‬ ‫دانشجویان مایل بودند به عنوان گروهی پیشرو‬ ‫ّ‬ ‫از ملت ستم کشیده ی ایران و با اعتقاد به اینکه‬ ‫««انقالب‪ ،‬صدای قدرتمندی را به ما ارزانی‬ ‫داشته» (ابتکار‪ ،)۴۴ :۱۳۷۹ ،‬صدای خود را به‬ ‫این روش به گوش جهانیان برسانند‪« :‬به او‬ ‫[یکی از گروگان هایی که اعتصاب غذا کرده بود]‬ ‫گفتم که ا گر سفارت را اشغال نمی کردیم دنیا هرگز‬ ‫نمی فهمید که دولت امریکا چه رنج و ستمی را بر‬ ‫مردم ایران تحمیل کرده است‪ ...‬توضیح دادم‬ ‫که در شرایط عادی‪ ،‬هیچ کس توجهی به رنج ها‬ ‫و االم ما نمی کرد زیرا نظام جهانی در سلطه ی‬ ‫امریکا بود‪ ...‬باید به کجا شکایت می کردیم؟‬ ‫چه کسی به حرف ما گوش می کرد؟» (ابتکار‪،‬‬ ‫ ‪ .)۱۹۹-۱۹۸ :۱۳۷۹‬شاید خود دانشجویان نیز‬ ‫فکر نمی کردند که اقدام انقالبی ان ها عالوه بر‬ ‫بازتاب های داخلی قابل توجهی که به همراه دارد‬ ‫موجب شود «بازتاب های ان‪ ،‬روابط و مواضع‬ ‫کشورها را در قبال جمهوری اسالمی ایران و‬ ‫امریکا به ّ‬ ‫ شدت تحت تاثیر قرار دهد و بعد از سال‬ ‫‪ ۱۳۵۸‬باعث تحوالت ّ‬ ‫مهمی در منطقه گردد»‬ ‫(خواجه سروی‪ )۱۳ :۱۳۹۴ ،‬و به عبارتی تصویر‬ ‫ّ‬ ‫انقالب اسالمی و تصویر ملی جمهوری اسالمی‬ ‫ایران را در نگاه جهانیان به ّ‬ ‫ شدت تحت الشعاع‬ ‫این اقدام قرار دهد‪.‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫‪ -۵‬بازتاب های جهانی واقعه ی‬ ‫تسخیر‪ :‬تصویر نظام انقالبی ایران‬ ‫تصویری که دانشجویان انقالبی مایل بودند‬ ‫از واقعه ی تسخیر به مردم جهان ارائه کنند‬ ‫استکبارستیزی‪ ،‬امریکاستیزی و شکستن هیمنه ی‬ ‫ظاهری ابرقدرت ان روزهای جهان در نگاه مردم‬ ‫ایران و سایر ملل مستضعف و رنج کشیده ی‬ ‫جهان بود‪ .‬هدفی که حضرت امام؟ق؟ نیز مدنظر‬ ‫داشتند‪« :‬ایشان توانست با مدیریت بحران‬ ‫گروگان گیری‪ ،‬امریکا را در سطح منطقه ای و‬ ‫بین المللی تحقیر نماید‪ ،‬هیبت ترسنا ک این‬ ‫ّ‬ ‫کشور را بشکند‪ ،‬و به ملت ها و دولت ها جرات‬ ‫دهد که احساس شخصیت کرده و در سال های‬ ‫بعد بتوانند علیه امریکا اقدام نمایند‪ ...‬تمامی‬ ‫مقامات صاحبنظر امریکایی درگیر در این بحران‬ ‫هم به این نکته اعتراف کرده اند که‪ ...‬پرستیژ‬ ‫بین المللی خود را به تدریج و در پی این واقعه در‬ ‫مخاطره دیده اند» (خواجه سروی‪.)۱۶ :۱۳۹۴ ،‬‬ ‫با این حال روایت یادشده تنها روایت موجود از‬ ‫واقعه ی تسخیر نیست و شاید بتوان گفت میان‬ ‫ایران انقالبی مایل بود از این واقعه‬ ‫تصویری که ِ‬ ‫ارائه دهد (که در ادبیات بازاریابی‪ ،‬برندینگ نامیده‬ ‫می شود)‪ ،‬و تصویری که با دخالت رسانه ها از‬ ‫این واقعه به جهانیان عرضه شد (وجهه‪/‬تصویر‬ ‫ادرا ک شده)‪ ،‬تفاوت بسیاری ‪-‬ناشی از همان‬ ‫دستکاری رسانه ها‪ -‬وجود داشت‪.‬‬ ‫مرکز اسناد انقالب اسالمی در مروری که بر این واقعه‬ ‫انجام می دهد می نویسد‪« :‬اقدام به گروگان گیری‬ ‫و ّ‬ ‫تصرف سفارت امریکا در ایران به خصوص که‬ ‫ازسوی دولت و مقامات حکومتی تا کید و حمایت‬ ‫می شد‪ ،‬به وضوح به لحاظ قواعد و حقوق و عرف‬ ‫ایران انقالبی مایل بود از این‬ ‫شاید بتوان گفت میان تصویری که ِ‬ ‫واقعه ارائه دهد (که در ادبیات بازاریابی‪ ،‬برندینگ نامیده می شود)‪،‬‬ ‫و تصویری که با دخالت رسانه ها از این واقعه به جهانیان عرضه‬ ‫شد (وجهه‪/‬تصویر ادرا ک شده)‪ ،‬تفاوت بسیاری ‪-‬ناشی از همان‬ ‫دستکاری رسانه ها‪ -‬وجود داشت‪.‬‬ ‫بین المللی غیرقابل قبول بود و از همین رو ایران‬ ‫نتوانست حمایت دولت ها را در این باب جلب‬ ‫ً‬ ‫ْ‬ ‫برعکس امریکا تالش وافر و نسبتا موفقی‬ ‫نماید و‬ ‫به کار بست تا انزوای سیاسی و اقتصادی برای‬ ‫ایران فراهم اورد» (معبادی‪ .)۹۲ :۱۳۸۱ ،‬کورت‬ ‫والدهایم دبیرکل وقت سازمان ملل متحد که‬ ‫در همان ماه های نخست واقعه یعنی دی ماه‬ ‫‪ ۱۳۵۸‬به کشورمان سفر کرد نیز می نویسد‪« :‬از‬ ‫زمان قیام بوکسورها (قیام داخلی چین در اوایل‬ ‫قرن ‪ )۲۰‬نظیر چنین تجاوز اشکاری به حقوق‬ ‫بین الملل در هیچ جا روی نداده بود‪ ...‬تا دسامبر‬ ‫‪ ۱۹۷۹‬تمامی کوشش های ایاالت متحده‪ ،‬شورای‬ ‫امنیت سازمان ملل‪ ،‬و دادگاه بین المللی برای‬ ‫ازادکردن ماموران سفارت امریکا بی نتیجه مانده‬ ‫بود؛ اطالعات سیاسی رسیده از تهران نه تنها‬ ‫گیج کننده بود بلکه گمان ها درباره ی اینکه در‬ ‫این موضوع چه کسی قدرت تصمیم گیری دارد‬ ‫نیز ضدونقیض بود‪( ».‬والدهایم‪ :۱۳۷۰ ،‬ص ‪.)۵‬‬ ‫پس از واقعه ی تسخیر سفارت‪ ،‬امریکا مجموعه‬ ‫اقدامات اقتصادی و سیاسی را علیه ایران‬ ‫به صورت یکجانبه و یا با همکاری دیگر کشورها‬ ‫ً‬ ‫و عمدتا ازطریق شورای امنیت سازمان ملل‬ ‫متحد به شرح زیر در پیش گرفت تا به صورتی‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪121‬‬ ‫ٮ ݩݧݐ ݑ ݦ ݦ ݩݑ‬ ‫ݣی ݣص ݭݔوݣݣىر‬ ‫ٮ ݣرݣوݣ ݣ ݣٮݣ ݣ‬ ‫ݬݫݕاݤݣ ݣراݤݣ ݣىݫݣرݣ ݫݭݔ ݣ‬ ‫عملگرایانه و به تدریج موجب ایجاد تصویری منفی‬ ‫از جمهوری اسالمی ایران در سطح بین المللی‬ ‫شود‪ :‬تحریم خرید نفت از ایران (‪،)۵۸/۸/۲۳‬‬ ‫توقیف دارایی ها و اموال ایران در کلیه بانک های‬ ‫امریکایی و شعب خارجی ان (‪)۵۸/۸/۲۳‬؛‬ ‫هماهنگی برای صدور اجماعی قطعنامه ی‬ ‫شورای امنیت (شماره ‪ )۴۵۷‬علیه ایران مبنی‬ ‫بر لزوم ازادی فوری گروگان ها‪1‬؛ ارجاع موضوع‬ ‫گروگانگیری به دیوان بین المللی دادگستری در‬ ‫الهه و صدور رای این دیوان علیه ایران ازسوی‬ ‫‪ 15‬قاضی این دادگاه به اتفاق اراء (‪)۵۸/۹/۲۵‬؛‬ ‫صدور قطعنامه ی دوم شورای امنیت علیه ایران‬ ‫(‪ )۵۸/۱۰/۹‬درباره ی واقعه ی تسخیر (شماره ‪)۴۶۱‬‬ ‫و اخطار شدید مبتنی بر ضرورت ازادی فوری‬ ‫گروگان ها؛ تشکیل جلسه شورای امنیت برای‬ ‫صدور قطعنامه ی تحریم اقتصادی بین المللی‬ ‫علیه ایران (‪ )۵۸/۱۰/۲۲‬که البته ازسوی شوروی‬ ‫وتو شد؛ نامه محرمانه ی رئیس جمهور امریکا و‬ ‫درخواست مذا کره (‪ )۵۹/۱/۶‬که البته ازسوی‬ ‫امام؟ق؟ افشا شد؛ قطع روابط دیپلماتیک امریکا با‬ ‫ایران (‪ )۵۹/۱/۲۱‬و اخراج کاردار و دیپلمات های‬ ‫ایران؛ عملیات نظامی مستقیم برای ازادسازی‬ ‫گروگان ها که منجر به شکست و واقعه طبس‬ ‫شد (‪)۵۹/۲/۵‬؛ اشغال سفارت ایران در لندن‬ ‫(‪ )۵۹/۲/۱۵-۱۰‬و گروگان گیری ‪ ۱۷‬کارمند‬ ‫سفارتخانه؛ منع واردات هرگونه کاال از ایران‬ ‫به امریکا‪ ،‬و منع فروش کلیه ی کاالها ازجمله‬ ‫موادغذایی و دارو (‪)۵۹/۲/۲۷‬؛ پیوستن کانادا و‬ ‫‪ -1‬نماینده امریکا در سازمان ملل پس از تصویب این قطعنامه اظهار داشت‬ ‫ً‬ ‫که اختالف فعلی صرفا بین ایاالت متحده و ایران نیست بلکه مساله ی ایران‬ ‫و جامعه بین المللی است‪( .‬مشهدی پور‪)۳۹ :۱۳۹۶ ،‬‬ ‫‪122‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫اروپای غربی و ژاپن تحت فشار امریکا به تحری ‬ ‫م‬ ‫اقتصادی علیه ایران (‪)۵۹/۴/۱‬؛‪ ...‬با این همه‬ ‫و علیرغم شکست در راهکار مستقیم نظامی‪،‬‬ ‫ان کشور به تالش های خود برای ازادسازی‬ ‫گروگان ها پایان نبخشید و با به کارگیری انواع‬ ‫روش ها باالخره در ‪ ۳۰‬دی همان سال (‪)۱۳۵۹‬‬ ‫به هدف خود که ازادی ان ها بود دست یافت‬ ‫و گروگان ها پس از ‪ ۴۴۴‬روز (حدود ‪ ۱۵‬ماه) با‬ ‫ّ‬ ‫حضور رسمی نماینده ی دولت وقت در پلکان‬ ‫هواپیما‪ ،‬به کشورشان بازگشتند‪( .‬معبادی‪،‬‬ ‫‪۹۴-۹۳ :۱۳۸۱‬؛ مشهدی پور‪۴۲-۳۸ :۱۳۹۶ ،‬؛‬ ‫و واعظی‪)۹۸ :۱۳۷۹ ،‬‬ ‫رویداد اشغال سفارت ایران در لندن (دهم تا‬ ‫پانزدهم اردیبهشت ماه ‪ )۱۳۵۹‬نیز زمینه ی کافی‬ ‫برای استفاده ی تبلیغاتی و تصویرسازی انگلستان‬ ‫و به خصوص ایاالت متحده برای موضوع تسخیر‬ ‫سفارت فراهم کرد‪ .‬ابوترابیان معتقد است در‬ ‫این رویداد‪« ،‬نقش مقامات واشنگتن موقعی‬ ‫اشکارتر می شود که ان ها با دامن زدن به شایعات‬ ‫و پرا کندن اخبار و تفسیرهای گونا گون در مورد‬ ‫ّ ً‬ ‫این مساله‪ ،‬مسلما قصد داشتند به یک یا چند‬ ‫هدف زیر برسند‪ )۱ :‬هیاهوی وسیعی برای زشت‬ ‫نشان دادن گروگانگیری در سفارت خانه ها به‬ ‫راه بیاندازند؛ ‪ )۲‬با استفاده از این ماجرا‪ ،‬افکار‬ ‫عمومی را از توجه به شکست ماشین نظامی خود‬ ‫در صحرای طبس منحرف کنند و در حالی که تنها‬ ‫پنج روز از ان شکست نگذشته‪ّ ،‬‬ ‫سد محکمی در‬ ‫مقابل تبلیغات ایران علیه این تهاجم نظامی‬ ‫به وجود اورند؛ ‪ )۳‬ان چنان ّ‬ ‫جو نامساعدی علیه‬ ‫گروگانگیری ایجاد کنند که به زعم خود بتوانند‬ ‫ایران را در فشار شدید قرار دهند و مقامات‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫ایران را برای ازادی گروگان های امریکایی وادار‬ ‫به تسلیم نمایند؛ ‪ )۴‬ایران را از هرگونه وا کنش‬ ‫خشن علیه گروگان های امریکایی در مقابله‬ ‫با هجوم نظامی امریکا به طبس باز دارند؛ ‪)۵‬‬ ‫سبب ارعاب کشورهایی شوند که به زعم ان ها‪،‬‬ ‫ً‬ ‫احتماال فکر تقلید از عمل ایرانی ها و گروگان گرفتن‬ ‫امریکایی ها را در سر می پروراندند» (ابوترابیان‪،‬‬ ‫ُ‬ ‫‪ :۱۳۶۳‬نه‪ ،‬سیزده و چهارده)‪ .‬ایاالت متحده از‬ ‫همان زمان تا کنون به طور پیوسته تصویری‬ ‫منفی از حکومت جمهوری اسالمی ایران در‬ ‫افکار عمومی جهان و اذهان مقامات کشورهای‬ ‫مختلف شکل داده و همان تصویر ساخته شده ‬ ‫را مبنای بسیاری از تصمیم گیری های بین المللی‬ ‫و جهانی درارتباط با جمهوری اسالمی ایران در‬ ‫ّ‬ ‫سطح ملی و بین المللی قرار داده است‪.‬‬ ‫دبیرکل وقت سازمان ملل متحد و رئیس جمهور‬ ‫بعدی کشور اتریش می نویسد‪« :‬در ماه دسامبر‬ ‫سال ‪( ۱۹۷۹‬دی ماه ‪ )۱۳۵۸‬طنینی تهدیدکننده‬ ‫درباره ی قلدری رام نشدنی تهران نیز مفهوم‬ ‫بود‪ ...‬سه روز اقامت ما در تهران در اغاز سال‬ ‫نوی ‪ ۱۹۸۰‬همراه با ناراحتی های فراوان و حتی‬ ‫وحشت بود» (والدهایم‪ ۱۱ :۱۳۷۰ ،‬و ‪ .)۲۲‬عجیب تر‬ ‫انکه برنامه ی بازدید وی از بهشت زهرا؟اهس؟ نیز با‬ ‫فشار جمعیتی که به اعتقاد وی به قصد تهدید به‬ ‫سوی خودرو و هلیکوپتر حامل وی امده بودند‬ ‫ملغی شد‪ .‬رویدادی که وقتی تلویزیون ایران‬ ‫نیز ان را نشان داد برخی اعضای هیات سازمان‬ ‫ملل‪ ،‬نگران زنده ماندن دبیرکل شده بودند‬ ‫(والدهایم‪ ۱۵ :۱۳۷۰ ،‬و ‪ .)۱۹‬وی که تالش هایش‬ ‫برای میانجیگری و ازادسازی گروگان ها پذیرفته‬ ‫نشد و حتی موفق به دیدار با حضرت امام؟ق؟ و‬ ‫ایاالت متحده از همان زمان تا کنون به طور پیوسته تصویری منفی‬ ‫از حکومت جمهوری اسالمی ایران در افکار عمومی جهان و اذهان‬ ‫مقامات کشورهای مختلف شکل داده و همان تصویر ساخته شد ه را‬ ‫مبنای بسیاری از تصمیم گیری های بین المللی و جهانی درارتباط با‬ ‫ّ‬ ‫جمهوری اسالمی ایران در سطح ملی و بین المللی قرار داده است‪.‬‬ ‫گروگان ها هم نشد درخصوص پیامدهای این‬ ‫وضعیت می نویسد‪« :‬وقتی ماجرای غم انگیز و‬ ‫طوالنی جنگ خلیج فارس شروع شد ‪ ،‬و شورای‬ ‫امنیت تشکیل جلسه داد تا درباره ی شروع جنگ‬ ‫مشورت کند‪ ،‬رجایی نخست وزیر جدید ایران‬ ‫به نیویورک امد تا در انجا شکایت کشورش را‬ ‫علیه عراق عرضه کند‪ .‬رجایی‪ ...‬نمی توانست‬ ‫درک کند که چرا نسبت به ایرانی ها که اینچنین‬ ‫اشکارا قربانی تهاجمی از خارج شده بودند‪ ،‬در‬ ‫نیویورک تا بدین حد کم همدردی می شود‪ .‬او‬ ‫با تلخکامی از بی عدالتی در سازمان ملل متحد‬ ‫شکایت می کرد و من کوشیدم برایش روشن سازم‬ ‫که نمی تواند انتظار چندان کمکی در زمینه ی‬ ‫شکایت خود داشته باشد‪ ،‬تا زمانی که ایران‬ ‫به رغم محکوم دانستن عمل گروگانگیری ازطرف‬ ‫جهانیان‪ ،‬همچنان گروگان ها را نگاه داشته‬ ‫است‪( ».‬والدهایم‪.)۲۴۴ :۱۳۷۰ ،‬‬ ‫اهمیت خبری واقعه ی تسخیر برای رسانه های‬ ‫امریکایی به حدی بود که به گفته ی تیم ولز‪،‬‬ ‫گرداورنده ی امریکایی کتاب ‪ ۴۴۴‬روز‪« :‬طی‬ ‫دورانی که ماجرای گروگانگیری ادامه داشت‪،‬‬ ‫گزارش های واصله از تهران در راس تمام خبرها‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪123‬‬ ‫ٮ ݩݧݐ ݑ ݦ ݦ ݩݑ‬ ‫ݣی ݣص ݭݔوݣݣىر‬ ‫ٮ ݣرݣوݣ ݣ ݣٮݣ ݣ‬ ‫ݬݫݕاݤݣ ݣراݤݣ ݣىݫݣرݣ ݫݭݔ ݣ‬ ‫ّ‬ ‫ً‬ ‫رسانه های جمعی امریکا که عموما رسانه های مسلط جهانی هم به شمار می امدند‬ ‫با به کارگیری تمام توان حرفه ای خود و با حدا کثر تالش برنامه ریزی شده در پی‬ ‫ان بودند تا تصویری را که دولت متبوع امریکا از این واقعه‪ ،‬ایجادکنندگان ان‪،‬‬ ‫و نقش حکومت انقالبی ایران مدنظر دارد با اب وتاب تمام در ّ‬ ‫حد یک کارزار‬ ‫ّ‬ ‫جذاب بین المللی و در چهارچوب واژ گان و تصاویری ّ‬ ‫مهیج نظیر خشونت‪،‬‬ ‫ّ‬ ‫اشغال‪ ،‬گروگان گیری‪ ،‬ربایش‪ ،‬افراد مسلح‪ ،‬ترور و تروریست‪ ،‬شکنجه‪ ،‬گرسنگی‪،‬‬ ‫و مانند اینها ارائه دهند‪.‬‬ ‫قرار می گرفت و تصاویری که حوادث ایران را‬ ‫نشان می داد ا کثر برنامه های تلویزیونی امریکا را‬ ‫می پوشاند» (ولز‪ .)۱۳ :۱۳۶۶ ،‬رسانه های جمعی‬ ‫ّ‬ ‫ً‬ ‫این کشور که عموما رسانه های مسلط جهانی‬ ‫هم به شمار می امدند با به کارگیری تمام توان‬ ‫حرفه ای خود و با حدا کثر تالش برنامه ریزی شده‬ ‫در پی ان بودند تا تصویری را که دولت متبوع‬ ‫امریکا از این واقعه‪ ،‬ایجادکنندگان ان‪ ،‬و نقش‬ ‫حکومت انقالبی ایران مدنظر دارد با اب وتاب‬ ‫ّ‬ ‫تمام در ّ‬ ‫حد یک کارزار جذاب بین المللی و‬ ‫در چهارچوب واژ گان و تصاویری ّ‬ ‫مهیج نظیر‬ ‫خشونت‪ ،‬اشغال‪ ،‬گروگان گیری‪ ،‬ربایش‪ ،‬افراد‬ ‫ّ‬ ‫مسلح‪ ،‬ترور و تروریست‪ ،‬شکنجه‪ ،‬گرسنگی‪ ،‬و‬ ‫مانند اینها ارائه دهند‪« :‬در این تصاویر بعضی‬ ‫صحنه ها وجود داشت که هنوز هم منظره ی ان ها‬ ‫ّ‬ ‫از چشم مردم امریکا محو نشده است‪ :‬افراد مسلح‬ ‫اشغالگر سفارتخانه به نظاره ی گروگان هایی که‬ ‫چشمان شان بسته است مشغولند؛ دریایی از‬ ‫جمعیت در مقابل سفارت امریکا شعارهای ضد‬ ‫امریکایی سر داده اند؛ مردم مشغول سوزاندن‬ ‫ادمک هایی شبیه پرزیدنت کارتر و شاه هستند‪» ...‬‬ ‫(ولز‪ .)۱۳ :۱۳۶۶ ،‬تصویری که رسانه های تصویری‬ ‫ایاالت متحده از دانشجویان مسلمان می دادند‬ ‫‪124‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫این بود که انان «ابتدا به عنوان بنیادگران خشن‬ ‫ً‬ ‫به تصویر کشیده شده و ان گاه صراحتا با عدم‬ ‫پذیرش مواجه‪ ،‬و ارمان ها و اندیشه های شان به‬ ‫تمسخر گرفته شد» (رید‪.)۳۰ :۱۳۷۹ ،‬‬ ‫گری سیک مقام ارشد شورای امنیت ملی امریکا‬ ‫در دوران انقالب اسالمی و واقعه ی تسخیر در‬ ‫کتابش که با عنوان همه چیز فرو می ریزد‪ 1‬در‬ ‫ایران ترجمه شده درباره ی نگرش مردم ان کشور‬ ‫درباره ی تصویر واقعه ی تسخیر در مردم امریکا‬ ‫می نویسد‪« :‬بسیاری از دانشجویان ایرانی در‬ ‫ایاالت متحده‪ ...‬هنگامی که اقدام به برگزاری‬ ‫راهپیمایی در حمایت از اشغال سفارت امریکا‬ ‫کردند بیش از پیش با خشم و غضب مردم امریکا‬ ‫مواجه شدند‪ ...‬واشنگتن از ان بیم داشت که‬ ‫مردم امریکا وا کنش تند و خشونت باری را در‬ ‫برابر راهپیمایی های دانشجویان نشان دهند‬ ‫و این واقعه به رسانه ها و سپس تهران انتقال‬ ‫یابد و در نتیجه‪ ،‬اقدامات تالفی جویانه ای علیه‬ ‫گروگان ها انجام شود‪ ...‬مساله ی خشم و غضب‬ ‫ً‬ ‫مردم امریکا هم مساله ی ّ‬ ‫حادی بود‪ ...‬تقریبا‬ ‫تمامی ایرانیان سا کن امریکا در معرض خطر قرار‬ ‫داشتند و بیشتر ان ها مورد ازار و اذیت قرار گرفتند؛‬ ‫برخی مشاغل خود را از دست دادند و برخی مورد‬ ‫ضرب و شتم قرار گرفتند‪ ...‬روزهای گروگان گیری‬ ‫روزهای سختی برای ایرانیان مقیم ایاالت متحده‬ ‫بود» (سیک‪ ۳۱۵ :۱۳۸۴ ،‬و ‪ .)۳۱۷‬البته برخی‬ ‫از روشنفکران امریکایی نیز همان زمان به شدت‬ ‫از سیاست مداران وقت خود گله می کردند که‬ ‫نوع مواجهه با مساله ی گروگانگیری از اساس‪،‬‬ ‫‪1- ALL FALL DOWN; America's Tragic Encounter with Iran, by‬‬ ‫‪Gary Sick, 1985, random House Pub.‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫صحیح نبوده‪« :‬خودداری ما از معذرت خواهی به خاطر یک دیکتاتور‬ ‫به خاطر حمایت از خلف وی‪ ،‬یک مساله است و عدم موفقیت در درک‬ ‫این مطلب که شور و هیجان ایرانیان‪ ...‬بیشتر به خاطر نفرت عمیق ان ها‬ ‫از شاهی بود که ما او را حمایت می کردیم؛ کسی که پلیس او هزاران ایرانی‬ ‫را شکنجه داده و کشته بود در حالی که ایاالت متحده یک کلمه علیه او‬ ‫سخن نگفته بود‪ ،‬مساله ای دیگر است» ( ِک ِلن‪ ،‬بی تا‪.)۲۱ :‬‬ ‫معصومه ابتکار سخنگوی دانشجویان تسخیرکننده و عضو کمیته ی‬ ‫روابط عمومی ستاد دانشجویی تسخیر درباره ی بازتاب جهانی این واقعه‬ ‫و نقش رسانه های امریکایی در این باره می نویسد‪« :‬وقتی اشغال النه ی‬ ‫ّ‬ ‫جاسوسی ابعاد دیگری یافت و‪ ...‬به جنبشی ملی تبدیل شد پوشش‬ ‫خبری رسانه های جمعی امریکا افزایش یافت و غرض ورزی های ان ها‬ ‫به تدریج رخ نمود و به دنبال ان دولت امریکا همه ی تالش های خود را‬ ‫بر توفان تبلیغاتی متمرکز کرد و رسانه های خبری اصلی سیل اتهامات‬ ‫و درو غ های خود را اغاز کردند‪ .‬ان ها بدون اینکه کوچک ترین مدرکی‬ ‫برای اثبات حرف خود داشته باشند ادعا می کردند گروگان ها در معرض‬ ‫شکنجه‪ ،‬گرسنگی و بدرفتاری قرار گرفته و زندگی ان ها در خطر است‪...‬‬ ‫جنگ تبلیغاتی علیه ما بسیار شدید بود» (ابتکار‪.)۱۱۳-۱۱۲ :۱۳۷۹ ،‬‬ ‫پس از ازادی چند نفر از گروگان های زن و سیاهپوست که بنا به دستور‬ ‫حضرت امام؟ق؟ انجام شد دانشجویان از گروگان های ازادشده خواستند‬ ‫در کنفرانس مطبوعاتی شرکت کنند و درباره ی وضعیت رفتار با خود و نیز‬ ‫شرط ازادی سایر گروگان ها یعنی بازگرداندن شاه از سوی دولت امریکا‬ ‫حرف بزنند‪ .‬پس از بازتاب جهانی این کنفرانس معلوم شد که بازهم‬ ‫سلطه ی رسانه ای امریکا اجازه ی نقش افرینی به چنین حسن ّ‬ ‫ ظنی را نداده‬ ‫است‪« :‬در روزهای بعد از طریق دوستان ایرانی مقیم خارج فهمیدیم که‬ ‫رسانه های امریکا و به طور کلی رسانه های جهان‪ ،‬بخش های زیادی از‬ ‫این کنفرانس را سانسور کردند‪ ...‬و تمام تالش خود برای محدودکردن‬ ‫تاثیر این ازادی و پنهان ساختن پیام ان به کار بردند» (ابتکار‪:۱۳۷۹ ،‬‬ ‫‪ .)۱۲۳‬تالش های دیگری که خانم ابتکار و دانشجویان انجام می دادند‬ ‫ً‬ ‫هم ظاهرا دچار همین سوء برداشت می شد‪« :‬ما موضع خود را در دیدار‬ ‫با یکی از نمایندگان کنگره امریکا برای جهانیان توضیح دادیم که با مردم‬ ‫امریکا هیچ خصومتی نداریم؛ این یک انتقام گیری نیست؛ تنها به دنبال‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪125‬‬ ‫ٮ ݩݧݐ ݑ ݦ ݦ ݩݑ‬ ‫ݣی ݣص ݭݔوݣݣىر‬ ‫ٮ ݣرݣوݣ ݣ ݣٮݣ ݣ‬ ‫ݬݫݕاݤݣ ݣراݤݣ ݣىݫݣرݣ ݫݭݔ ݣ‬ ‫اعاده ی حقوق طبیعی خود هستیم‪ ...‬این جلسه با دوربین های تلویزیونی‬ ‫ضبط و ازطریق ماهواره برای تماشا گران امریکایی پخش می شد» (ابتکار‪،‬‬ ‫ ‪ )۱۷۰ :۱۳۷۹‬اما این بار نیز معلوم شد رسانه ها دستکاری های موثری در‬ ‫انتقال این پیام نیز داشته اند‪.‬‬ ‫گذشت چند ماه از تصویرسازی منفی رسانه های بین المللی امریکایی علیه‬ ‫واقعه ی تسخیر به تدریج دانشجویان را با موضوع ارتباطات رسانه ای و‬ ‫نقش و سیطره ی رسانه های بین المللی بر جریان اخبار جهانی به تلخی‬ ‫اشنا کرد‪ .‬دانشجویان که به مدت شش ماه از ابان ‪ ۱۳۵۸‬تا اردیبهشت‬ ‫ّ‬ ‫‪ ۱۳۵۹‬در سطح ملی و جهانی خبرسازان اصلی بودند طولی نکشید دریافتند‬ ‫که پیام ان ها بدون تحریف به افکار عمومی جهان نمی رسد‪« :‬خبرنگارانی‬ ‫که تصور می کردیم به عنوان چشم و گوش رسانه یا کشور متبوع خود تعهد‬ ‫اخالقی دارند نتوانستند بی طرفی و واقع بینی خود را حفظ کنند‪ .‬خبرنگاران‬ ‫ً‬ ‫امریکایی از همه بدتر بودند‪ .‬ان ها تقریبا از هر خبر یا مصاحبه ای در جهت‬ ‫منافع خود نتیجه گیری می کردند و شکاف موجود را عمیق تر کرده و به‬ ‫سوء تفاهم ها و خصومت های بین ایران و امریکا دامن می زدند‪ ...‬رسانه ها‬ ‫تصویر تحریف شده ای از ما ارائه می کردند؛ تصویری مهاجم و تروریست‪.‬‬ ‫ّ‬ ‫متعصب به تصویر کشیده‬ ‫به طور کلی ایرانیان به صورت مذهبی های‬ ‫می شدند‪ ...‬حرف های ما سانسور و یا به شدت تحریف می شد‪( ».‬ابتکار‪،‬‬ ‫‪ .)۲۲۹-۲۲۸ :۱۳۷۹‬با این وجود و علیرغم تالش های متعدد دانشجویان برای‬ ‫طراحی رویدادهای روابط عمومی و ارتباطی مانند بازدید گروه های مردمی‬ ‫و سازمان های ازادیبخش و ضداستعماری جهانی و امریکایی از سفارت و‬ ‫وضعیت گروگان ها و تشریح دالیل و انگیزه های واقعی اشغال سفارت‪ ،‬انان‬ ‫ً‬ ‫به تلخی دریافتند که تقریبا هیچ چیزی از واقعیت ها در رسانه های جهانی‬ ‫و به خصوص امریکایی منتشر نمی شود‪« :‬درواقع ان ها این گونه رویدادها را‬ ‫بایکوت خبری می کردند‪ ...‬رسانه های اصلی امریکا هر چیزی را که ممکن‬ ‫بود ایرانیان را منطقی یا خردورز معرفی کند سانسور می کردند و هر خبری‬ ‫که اشغالگران سفارت را دانشجو‪ ،‬و نه مهاجم‪ ،‬معرفی می کرد غیرقابل ذکر‬ ‫یا غیرقابل پخش می دانستند‪ ...‬روایاتی که در رسانه های غربی منتشر‬ ‫ّ‬ ‫متعصبان خشک مغز به تصویر می کشید‪ .‬از‬ ‫می شد همواره ما را به عنوان‬ ‫انجا که کلمه ی دانشجو با این تصویرها در تضاد بود‪ ،‬رسانه ها از واژه هایی‬ ‫همچون مهاجم یا گروگان گیر استفاده می کردند‪( ».‬ابتکار‪ ۲۵۸ :۱۳۷۹ ،‬و‬ ‫‪126‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫‪ .)۲۶۲‬شاید به دلیل همین رفتارهای رسانه های امریکایی در تصویرسازی‬ ‫از این واقعه بود که حتی برخی طرفداران انقالب اسالمی هم دچار ّ‬ ‫شک‬ ‫و تردید می شدند‪ .‬حسنین هیکل روزنامه نگار و سیاستمدار برجسته ی‬ ‫مصری همان زمان در کتابش که در ایران نیز ترجمه و انتشار یافت‪ 1‬نوشت‪:‬‬ ‫«درست است که ایرانی ها با گروگان گیری‪ ،‬امریکا دشمن اصلی خود را‬ ‫تحقیر کردند اما‪ ...‬شکست واقعی امریکا سقوط شاه بود و احتیاج نبود‬ ‫چیزی به ان اضافه شود‪( ».‬معبادی‪.)۹۷ :۱۳۸۱ ،‬‬ ‫یکی از نمادها و نتایج تصویرسازی رسانه های امریکایی از واقعه ی تسخیر‪،‬‬ ‫سال ها بعد از وقوع ان در قالب یک فیلم سینمایی عرضه شد‪« :‬شش تن‬ ‫از اعضای سفارت در جریان عملیات اشغال به نحوی موفق به فرار شدند‬ ‫و ابتدا در سفارت بریتانیا و سپس در سفارت کانادا پناه گرفتند‪ .‬این افراد‬ ‫در نهایت به کمک سفارت کانادا و با گذرنامه ی کانادایی در ژانویه ‪۱۹۸۰‬‬ ‫از ایران خارج شدند‪ .‬بعدها درباره ی انان فیلمی سینمایی به نام ارگو‬ ‫ساخته و در سال ‪ ۲۰۱۳‬ا کران شد و با سروصدای فراوان و بیشتر با دالیل‬ ‫ّ‬ ‫سیاسی و بی شک نامتعارف‪ ۳ ،‬جایزه ی اسکار نیز به ان تعلق گرفت و‬ ‫خانم اوباما بانوی اول امریکا در برنامه ای که مستقیم از کاخ سفید پخش‬ ‫می شد برنده ی اسکارشدن ارگو را اعالم کرد‪( ».‬عزیزی‪ .)۱۸۶ :۱۳۹۵ ،‬به‬ ‫گفته ی خانم رجایی فر ‪ -‬از دانشجویان تسخیرکننده ی النه جاسوسی‪-‬‬ ‫فیلم ارگو بازهم تصویری خاص از دانشجویان ارائه می دهد‪ « :‬ارگو بازسازی‬ ‫مستند یک واقعه تاریخی نیست‪ .‬متاسفانه در خیلی از صحنه های این‬ ‫فیلم‪ ،‬رفتارهای مردم ایران تند و خشن نشان داده می شود‪ ...‬فیلم ارگو‬ ‫بدترین تصویر را از ایران ارائه کرد‪( ».‬رجایی فر‪.2)۱۳۸۹ ،‬‬ ‫ً‬ ‫جالب تر انکه با این همه تصویرسازی رسانه ها از حواشی واقعه‪ ،‬ظاهرا‬ ‫ً‬ ‫خبرها از خود گروگان های امریکایی در حداقل ممکن و شاید تقریبا هیچ‬ ‫بود! یعنی برخالف انچه که دانشجویان سعی می کردند واقعیت هایی‬ ‫از سالمت و زندگی معمولی گروگان های شان ارائه دهند ولی متاسفانه‬ ‫رسانه ها به شدت این گونه اخبار را سانسور می کردند؛ نتیجه انکه مردم‬ ‫‪ -1‬حسنین هیکل‪ ،‬محمد (‪ )۱۳۶۲‬ایران؛ روایتی که نا گفته ماند‪ .‬ترجمه ی حمید احمدی‪.‬‬ ‫‪-2‬جالب اینکه بر پایه ماجرای اشغال سفارت ایران در لندن نیز در سال ‪ ۲۰۱۷‬یک فیلم سینمایی بلند با نام ‪۶‬روز‬ ‫و به کارگردانی توا فریز ساخته شد‪ .‬انگلیسی ها با ساخت این فیلم تالش کردند اتهام همکاری سازمان یافته ی‬ ‫خود با رژیم بعثی عراق را برای همیشه از بین ببرند و حتی وجهه حکومتی و امنیتی دولت خود را تقویت کنند‪.‬‬ ‫این فیلم که روایت دلخواه ان ها را از اشغال و گروگان گیری سفارت ایران در لندن ارائه می کند در سال ‪ ۱۳۹۶‬در‬ ‫سطح جهانی ا کران شد‪.‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪127‬‬ ‫ٮ ݩݧݐ ݑ ݦ ݦ ݩݑ‬ ‫ݣی ݣص ݭݔوݣݣىر‬ ‫ٮ ݣرݣوݣ ݣ ݣٮݣ ݣ‬ ‫ݬݫݕاݤݣ ݣراݤݣ ݣىݫݣرݣ ݫݭݔ ݣ‬ ‫بدیهی است که در چنین شرایطی‪ ،‬قضاوت‬ ‫افکار عمومی راجع به وضع گروگان ها‪ ،‬واقعیت‬ ‫گروگان گیری‪ ،‬انگیزه های واقعی دانشجویان و‬ ‫ً‬ ‫خواسته های ان ها تقریبا همان بود که ازسوی‬ ‫ً‬ ‫رسانه ها عنوان می شد و رسانه ها نیز عموما‬ ‫گزارش ها‪ ،‬اخبار و تصاویری را منتشر می کردند که‬ ‫ً‬ ‫کامال برنامه ریزی شده در پی دستکاری حقیقت‬ ‫واقعه بود و درواقع ذهن مردم و مخاطبان را‬ ‫از درک حقیقت واقعه و علل اصلی وقوع ان‬ ‫منحرف می کردند‪.‬‬ ‫امریکا در طول پانزده ماه واقعه ی تسخیر النه جاسوسی و حتی پس‬ ‫از ازادی گروگان ها در نوعی بیخبری نگاه داشته شده بودند‪« :‬موقعی‬ ‫هم که در ژانویه ‪ ۱۹۸۱‬گروگان ها ازاد شدند و به امریکا بازگشتند باز وضع‬ ‫به صورتی درامد که گردباد تبلیغاتی از همه سو مسائل را تحت تاثیر خود‬ ‫قرار داد؛ و در پی ان نیز با سکوتی که نا گهان همه جا را فرا گرفت باالخره‬ ‫معلوم نشد بر گروگان ها در دوران اسارت چه گذشته است‪( ».‬ولز‪:۱۳۶۶ ،‬‬ ‫‪ )۱۴‬و البته بدیهی است که در چنین شرایطی‪ ،‬قضاوت افکار عمومی راجع‬ ‫به وضع گروگان ها‪ ،‬واقعیت گروگان گیری‪ ،‬انگیزه های واقعی دانشجویان‬ ‫ً‬ ‫و خواسته های ان ها تقریبا همان بود که ازسوی رسانه ها عنوان می شد و‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫رسانه ها نیز عموما گزارش ها‪ ،‬اخبار و تصاویری را منتشر می کردند که کامال‬ ‫برنامه ریزی شده در پی دستکاری حقیقت واقعه بود و درواقع ذهن مردم و‬ ‫مخاطبان را از درک حقیقت واقعه و علل اصلی وقوع ان منحرف می کردند‪.‬‬ ‫را کی سیکمن از تفنگداران دریایی سفارت و یکی از ‪ ۵۲‬نفر گروگان های‬ ‫ازادشده در همان سال بازگشت‪ ،‬خاطراتش را از روزهای دستگیری اش در‬ ‫قالب کتابی با نام گروگان ایرانی‪ 1‬منتشر کرد‪ .‬وی هم در شرح مختصری‬ ‫که بر واقعه ی تسخیر نگاشته و هم در گزارش خاطرات دست نوشته اش‪،‬‬ ‫بارها و بارها از واژه ی «دانشجوها»‪ 2‬برای اشاره به گروگان گیرها اشاره‬ ‫می کند (‪ )… Sikmann, 1982: 3, 4, 6, 12, 22, 38, 45, 48, 82, 100, 191‬و‬ ‫به عبارتی او که پس از ازادی‪ ،‬خاطرات واقعی خود را بدون رعایت هرگونه‬ ‫مالحظات سیاسی می نویسد‪ ،‬می تواند دانشجوها را از تروریست ها تفکیک‬ ‫عنوان دانشجو می خواند‪ .‬خاطرات وی سرشار از‬ ‫کند و ان ها را به همین‬ ‫ِ‬ ‫جزئیاتی از زندگی معمولی و دور از اسارت ان هاست‪ :‬انواع غذاهایی که در‬ ‫اختیارشان قرار می گیرد از جمله هات دا گ (ص ‪ ،)۴۴‬تنقالتی مثل شکالت‪،‬‬ ‫چیپس‪ ،‬خشکبار (ص ‪ )۳۸‬امکاناتی که در اختیار داشتند مانند رادیوضبط‬ ‫برای گوش دادن به موسیقی (ص ‪ ،)۲۲‬ورزش هایی که در ارامش انجام‬ ‫می دادند مانند پینگ پونگ (ص ‪ ،)۸۲‬اموزش ورزش کاراته (ص ‪،)۴۵‬‬ ‫تماشای فیلم ویدئویی با تلویزیون (ص ‪ )۶۵‬و‪...‬‬ ‫‪1- Iranian HOSTAGE; A Personal Diary of 444 Days In Captivity …, by Rocky Sickmann. Crawford‬‬ ‫‪Press, Kansas, USA, 1982‬‬ ‫‪2- Students‬‬ ‫‪128‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫البته همان طور که در ابتدای این بخش ذکر شد خوانش مقامات انقالبی‬ ‫کشورمان از تصویری که با نقش افرینی هدفمند رسانه های جهانی و‬ ‫درراستای منافع امریکا از واقعه ی تسخیر و به تبع ان از کشور جمهوری‬ ‫اسالمی ایران و نظام نوپای انقالب اسالمی ساخته و ترویج می شد‪ ،‬بسیار‬ ‫متفاوت بود‪ .‬این تفاوت را می توان در دو نمونه ی زیر مشاهده کرد‪:‬‬ ‫شهید رجایی‪ ،‬نخست وزیر وقت کشور در گزارشی که پس از اجرای‬ ‫توافق نامه الجزایر و ازادی گروگان ها در تاریخ ششم بهمن ماه ‪ ۱۳۵۹‬به‬ ‫مجلس ارائه داد‪ ،‬ثمرات خارجی تسخیر النه جاسوسی را دو مورد زیر‬ ‫برمی شمرد‪ :‬پایان دادن به افسانه ی شکست ناپذیری ابرقدرت ها‪ ،‬و روشن‬ ‫کردن عملکرد واقعی سفارت خانه های ابرقدرت ها که مرکز فعالیت های‬ ‫جاسوسی هستند (حسین زاده و جعفری هرستانی‪ .)۸۷ :۱۳۹۴ ،‬همچنین‬ ‫در جلسه ی بررسی و تصویب گزارش کمیسیون ویژه در مجلس شورای‬ ‫اسالمی (ابان ‪« ،)۵۹‬موضعی که ا کثر سخنرانان هم نوا با گزارش کمیسیون‬ ‫ویژه بر ان ّ‬ ‫مصر بودند مجرم دانستن گروگان ها و نقش انان در جاسوسی‬ ‫علیه نظام و انقالب بود‪ .‬بیانات پایانی اقای هاشمی رفسنجانی ‪ ،‬رئیس‬ ‫وقت مجلس را می توان نوعی جمع بندی از دیدگاه های نمایندگان به‬ ‫شمار اورد‪« :‬ما با کسانی که مسوول جنایات امریکا هستند یعنی دولت و‬ ‫گردانندگان دولت امریکا خیلی حرفی نداریم چون می دانیم حرف حق به‬ ‫دانشجویان ما انتخاب‬ ‫راه گفتن حق همین است که‬ ‫گوش شان نمی رود‪ِ .‬‬ ‫ِ‬ ‫کردند‪ :‬یعنی گلوی ان ها را بگیرند و فشار بدهند تا حرف حق را بفهمند‪...‬‬ ‫ّ‬ ‫معلوم شد که یک ملت مستضعفی می تواند از طریقی که انتخاب می کند‬ ‫حقوقش را از یک دولت نیرومندی هرچند ابرقدرتی مثل امریکا‪ ،‬بگیرد‪...‬‬ ‫ما به دنیا نشان دادیم که حاضریم در مقابل گرفتن حق مان دست از‬ ‫این مجرمین برداریم و عفوشان کنیم‪( »...‬عزیزی‪ ۲۰۱ :۱۳۹۵ ،‬و ‪.)۲۰۲‬‬ ‫پیش تر نیز گفته شد که این تفاوت میان تصویری که ما می خواستیم و‬ ‫مایل بودیم از این واقعه و از انقالب اسالمی مان به جهانیان ارائه دهیم‬ ‫ّ‬ ‫(بازاریابی واقعه و برندینگ ملی کشور) با تصویری که مخاطبان رسانه های‬ ‫ّ‬ ‫امریکایی برداشت و ادرا ک کردند (وجهه یا تصویر ملی ادرا ک شده از ما)‬ ‫را می توان باتوجه به نقش افرینی رسانه های امریکایی ‪-‬که در عرصه ی‬ ‫ّ‬ ‫ارتباطی دنیای ان روز یکه تاز بودند و جریان اخبار جهانی را در سلطه ی‬ ‫خود داشتند‪ -‬تحلیل و درک نمود‪.‬‬ ‫فاصله ی محسوس میان این دو تصویر ‪ -‬و به عبارتی‬ ‫ّ‬ ‫میان «برند ملی ما» و «وجهه ی ادرا ک شده ازسوی‬ ‫مخاطبان» ناشی از این واقعه‪ -‬و تاثیر انی و اتی‬ ‫ان بر سیاست های سازمان های بین المللی و‬ ‫کشورهای غربی درخصوص جمهوری اسالمی‬ ‫ً‬ ‫ایران احتماال موجب برخی موضع گیری ها و‬ ‫رفتارهای این سازمان ها و کشورها علیه انقالب‬ ‫اسالمی ایران و نظام جمهوری اسالمی در سال های‬ ‫بعدی تا کنون شده است‪.‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪129‬‬ ‫ٮ ݩݧݐ ݑ ݦ ݦ ݩݑ‬ ‫ݣی ݣص ݭݔوݣݣىر‬ ‫ٮ ݣرݣوݣ ݣ ݣٮݣ ݣ‬ ‫ݬݫݕاݤݣ ݣراݤݣ ݣىݫݣرݣ ݫݭݔ ݣ‬ ‫شاید بتوان محصول سیاسی خلق شده و توسعه یافته در کالم حضرت امام؟ق؟ راجع به واقعه ی تسخیر را «صورت بندی ّ‬ ‫مجدد دوگان مظلوم‪-‬‬ ‫ظالم‪ ،‬و ضرورت حق طلبی برای حمایت از مظلوم‪ ،‬و جواز احقاق ّ‬ ‫حق مظلوم از همه ی راه های ممکن مبتنی بر فلسفه ی قیام عاشورا» دانست‪.‬‬ ‫‪ -۶‬اجرای تحقیق‪ :‬اقدامات حضرت امام؟ق؟ برای مدیریت تصویر واقعه ی تسخیر‬ ‫در این بخش تالش می شود مبتنی بر مطالبی که درباره ی بازاریابی سیاسی و مدیریت تصویر در‬ ‫بخش ‪ ۳‬یعنی چهارچوب نظری و پیشینه ی تحقیق ارائه شد تنها به تطبیق مباحث یادشده با‬ ‫واقعه ی تسخیر پرداخته شود‪.‬‬ ‫‪ -۱-۶‬توسعه ی محصول سیاسی‬ ‫شاید بتوان محصول سیاسی خلق شده و‬ ‫توسعه یافته در کالم حضرت امام؟ق؟ راجع به‬ ‫واقعه ی تسخیر را «صورت بندی ّ‬ ‫مجدد دوگان‬ ‫مظلوم‪-‬ظالم‪ ،‬و ضرورت حق طلبی برای حمایت‬ ‫از مظلوم‪ ،‬و جواز احقاق ّ‬ ‫حق مظلوم از همه ی‬ ‫راه های ممکن مبتنی بر فلسفه ی قیام عاشورا»‬ ‫دانست‪ .‬این رویکرد در رفتار امام؟ق؟ در ایام‬ ‫واقعه ی تسخیر به ّ‬ ‫ حدی جدی است که ایشان‬ ‫عالوه بر تکرار فراوان ان در خالل دیدارها و‬ ‫مصاحبه ها در ان ایام‪ ،‬همه ی انچه را که در عرف‬ ‫معمول سیاست‪« ،‬میانجیگری» خوانده می شود‬ ‫یک سره رد می کند و با این استدالل که موضوع‬ ‫واقعه ی تسخیر‪ ،‬احقاق ّ‬ ‫حق مظلوم است و نه‬ ‫یک دعوای سیاسی‪ ،‬همه ی مقامات بین المللی‬ ‫و میانجی ‪ -‬ازجمله دبیرکل وقت سازمان ملل‪،‬‬ ‫سناتور امریکایی‪ ،‬هیات فلسطینی‪ ،‬کمیسیون‬ ‫ّ‬ ‫حل اختالف سازمان ملل‪ ،‬نمایندگان رسانه ها‪،‬‬ ‫و حتی نماینده ی پاپ‪ -‬را به صراحت به دفاع‬ ‫ّ‬ ‫از ملت مظلوم ایران فرامی خواند و در پاسخ به‬ ‫دعوت پاپ‪ ،‬وی را به ّ‬ ‫تبعیت از رویه ی حمایت‬ ‫ خواهی حضرت مسیح دعوت‬ ‫از مظلوم و عدالت‬ ‫ِ‬ ‫می کند‪ .‬بخش هایی از بیانات امام؟ق؟ درباره ی‬ ‫‪130‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫واقعه ی تسخیر و متمرکز بر تعریف و تبیین یک‬ ‫محصول سیاسی‪ ،‬به شرح زیر است‪:‬‬ ‫“ایشان [اقای پاپ] چرا‪ ...‬و واسطه می شوند‬ ‫“‬ ‫ّ‬ ‫مابین یک ملت مظلوم که می خواهد یک‬ ‫مقداری از مظلمه هایی که بر او شده است‬ ‫کشف کند‪ ،‬و به مردم‪ ،‬به مستضعفین بفهماند‬ ‫که راه ظلم اینها چه است‪ ،‬و از چه راه اینها ظلم‬ ‫می کنند؟ و یک ظالم و یک کسی که توطئه گر‬ ‫است (دیدار با نماینده ی پاپ‪ ۱۹ ،‬ابان ‪:۱۳۵۸‬‬ ‫صحیفه نور‪ ،‬ج‪)۲۹ :۱۱‬‬ ‫“غرب همین است که شما مالحظه می کنید که‬ ‫“‬ ‫این طور جنایات می کنند‪ .‬ان وقت ان کسی که‬ ‫جانی مطلق است‪ ،‬می برند نگه می دارند و‬ ‫ّ‬ ‫پشتیبانی از او می کنند‪ .‬به حرف یک ملت مظلوم‬ ‫گوش نمی دهند‪ .‬نمی گذارند که شورای امنیت‬ ‫تشکیل بشود‪ .‬پول های ایران را مثل دزدهای‬ ‫سرگردنه غارت می کنند‪ ،‬توقیف می کنند‪ .‬غرب‬ ‫وضعش این است‪ .‬و این سازمان هایی هم‬ ‫که درست کرده اند برای خودشان‪ ،‬همه برای‬ ‫منفعت غرب است‪ .‬هیچ برای مظلوم ها نیست‪.‬‬ ‫(دیدار با نمایندگان مجلس خبرگان‪ ۲۴ ،‬ابان‬ ‫‪ :۱۳۵۸‬صحیفه نور‪ ،‬ج‪)۵۰ :۱۱‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫“ما مسائل مان‪ ،‬مسائل مظلومین است و موافق‬ ‫“‬ ‫با طبقات مظلوم‪ .‬و ان ها با ما موافق اند‪ ،‬ا گر‬ ‫ظالم ها بگذارند صدای ما به ان ها برسد‪ .‬و ا گر‬ ‫نگذاشتند یا منعکس جلوه دادند‪ ،‬این مخالفت‬ ‫نیست‪ .‬این مخالف ان عملی است که شده‬ ‫است که ما از ان عمل بری هستیم‪ .‬ما تمام‬ ‫مسائل مان‪ ،‬مسائل «مظلوم» است در مقابل‬ ‫ظالم؛ «غارت شده» است در مقابل غارتگر؛‬ ‫«کشته شده» است در مقابل کشنده‪ .‬اینها مسائل‬ ‫ماست و از اینها خارج نیست‪ ...‬ظالم ها با این‬ ‫منطق مخالف اند‪ ( .‬مصاحبه با خبرنگار ژاپنی‪،‬‬ ‫‪ ۵‬اذر ‪ :۱۳۵۸‬صحیفه نور‪ ،‬ج‪)۱۳۲ :۱۱‬‬ ‫“ظالم ها همه می خواهند که مسئله جاسوسی‬ ‫“‬ ‫رواج پیدا بکند و النه های جاسوسی در ممالک‬ ‫مظلوم باشد‪ .‬لکن منطق مظلوم غیر از این‬ ‫منطق است‪ .‬منطق مظلوم ‪-‬که ا کثریت قاطع‬ ‫دنیا را تشکیل می دهد‪ -‬این است که باید هر‬ ‫مملکتی ازاد باشد‪ .‬هر مملکتی مستقل باشد‪.‬‬ ‫هر مملکتی ذخایرش خرج خودش بشود‪ .‬این‬ ‫منطق مظلوم هاست‪ ...‬و این النه ی جاسوسی در‬ ‫منطق مظلومین این است که باید بسته بشود‪.‬‬ ‫و منطق ظالمین این است که باید باشد؛ این‬ ‫مظلومین اند که باید به حقوق خودشان برسند‪.‬‬ ‫و این ظالم ها هستند که می گویند حقی برای‬ ‫مظلومین نیست‪( .‬مصاحب ه با خبرنگار ژاپنی‪،‬‬ ‫‪ ۵‬اذر ‪ :۱۳۵۸‬صحیفه نور‪ ،‬ج‪)۱۳۳ :۱۱‬‬ ‫“منطق ظالم ها این است که باید اینها را غارت کرد‪،‬‬ ‫“‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫اینها ادم اصال نیستند‪ .‬این ابرقدرت ها ما را اصال‬ ‫ادم نمی دانند‪ .‬مظلوم ها را در هر جا هست‪ ،‬در‬ ‫ممالک خودشان که هست‪ .‬مظلوم ها را جزء بشر‬ ‫حساب نمی کنند‪ .‬حقوق بشر می گویند‪ ،‬حقوق‬ ‫بشر یعنی حقوق ظالم ها‪( .‬مصاحبه با خبرنگار‬ ‫ژاپنی‪ ۵ ،‬اذر ‪ :۱۳۵۸‬صحیفه نور‪ ،‬ج‪)۱۳۳ :۱۱‬‬ ‫“ملت ما می دانند که هر شورایی یا محکمه ای که‬ ‫“‬ ‫تحت نفوذ مستقیم امریکا تشکیل شود از اول‬ ‫رای انان دیکته شده است‪ ،‬و محکومیت ملت‬ ‫مظلوم ما مورد استقبال انان است‪( .‬بیانات‬ ‫درباره جلسه شورای امنیت‪ ۶ ،‬اذر ‪:۱۳۵۸‬‬ ‫صحیفه نور‪ ،‬ج‪)۱۳۵ :۱۱‬‬ ‫“اقای پاپ یا سایر روحانیون مسیح‪ ،‬روحانیون‬ ‫“‬ ‫همه مذاهب این را احتمال می دادند که ا گر‬ ‫عیسی مسیح بیاید در بین ماها‪ ،‬این به طایفه‬ ‫مظلومین متصل می شود یا به طایفه ظالم ها؟‬ ‫ما مظلومین که پنجاه سال جوان های ما کشته‬ ‫شده اند‪ ،‬ذخایر ما برده شده است‪ ،‬فرهنگ ما‬ ‫به تباهی کشیده شده است‪ ،‬اختناق در این‬ ‫مملکت واقع شده است‪( .‬مصاحبه با خبرنگاران‬ ‫اروپایی‪ ۸ ،‬اذر ‪ :۱۳۵۸‬صحیفه نور‪ ،‬ج‪)۱۵۱ :۱۱‬‬ ‫“{سوال‪ :‬چرا شما در این نزاع میانجی نمی شوید؟‪...‬‬ ‫“‬ ‫شما‪ ،‬رمزی کالرک‪ ،‬والدهایم و سازمان ازادیبخش‬ ‫فلسطین را رد کرده اید؟} من نخواستم بگویم که‬ ‫اینان بدون حرمت هستند‪ ،‬نه‪ ...‬ولی یک مسئله‬ ‫از همه مهم تر است و ان اینکه من می خواهم به‬ ‫تمام مردم جهان بگویم که هرگز میانجی بین‬ ‫ظالم و مظلوم نشوند‪ .‬باید در چنین مواقعی‬ ‫طرف مظلوم را گرفت و خصمانه بر دشمن‬ ‫تاخت‪ .‬میانجی گری بین ظالم و مظلوم خود‬ ‫ظلمی بزرگ است و ما می خواستیم کسی چنین‬ ‫ظلمی را مرتکب نشود‪ .‬از این جهت نپذیرفتیم‬ ‫و نخواهیم پذیرفت‪ .‬و منطقی که از ظالم دفاع‬ ‫کند و بر مظلوم بتازد‪ ،‬منطق نیست‪ .‬ا گر شما‬ ‫رفت وامد نمایندگان تان را به عنوان میانجی بین‬ ‫اسرائیل و فلسطین منطقی می دانید ما ان را‬ ‫منطقی نمی دانیم‪ .‬ما تنها دفاع از فلسطین را‬ ‫منطقی می دانیم‪( .‬مصاحبه با مجله امریکایی‬ ‫تایم‪ ۹ ،‬اذر ‪ :۱۳۵۸‬صحیفه نور‪ ،‬ج‪)۱۵۹ :۱۱‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪131‬‬ ‫ٮ ݩݧݐ ݑ ݦ ݦ ݩݑ‬ ‫ݣی ݣص ݭݔوݣݣىر‬ ‫ٮ ݣرݣوݣ ݣ ݣٮݣ ݣ‬ ‫ݬݫݕاݤݣ ݣراݤݣ ݣىݫݣرݣ ݫݭݔ ݣ‬ ‫یکی از اقدامات حضرت امام؟ق؟ در بازاریابی سیاسی واقعه ی تسخیر‪ ،‬نام گذاری سفارت امریکا به «النه ی جاسوسی» بود‪ .‬تا کید ایشان‬ ‫ّ‬ ‫در سخنرانی ها و مصاحبه های ان ایام بر اینکه در محل سفارت فعالیت های جاسوسی انجام می شده و سفارت به دنبال توطئه بوده و‬ ‫ً‬ ‫ان افراد عموما مامور به جاسوسی بودند برای جاانداختن و تثبیت نام و عنوان «النه ی جاسوسی» به جای سفارت امریکا و «جاسوسان»‬ ‫به جای ماموران رسمی سفارتخانه با همین رویکرد از نگاه بازاریابی سیاسی قابل تحلیل است‪.‬‬ ‫‪ -۲-۶‬انتخاب نام در بازاریابی سیاسی‬ ‫یکی از اقدامات حضرت امام؟ق؟ در بازاریابی‬ ‫سیاسی واقعه ی تسخیر‪ ،‬نام گذاری سفارت‬ ‫امریکا به «النه ی جاسوسی» بود‪ .‬تا کید ایشان‬ ‫در سخنرانی ها و مصاحبه های ان ایام بر اینکه‬ ‫ّ‬ ‫در محل سفارت فعالیت های جاسوسی انجام‬ ‫می شده و سفارت به دنبال توطئه بوده و ان افراد‬ ‫ً‬ ‫عموما مامور به جاسوسی بودند برای جاانداختن‬ ‫و تثبیت نام و عنوان «النه ی جاسوسی» به جای‬ ‫سفارت امریکا و «جاسوسان» به جای ماموران‬ ‫رسمی سفارتخانه با همین رویکرد از نگاه‬ ‫بازاریابی سیاسی قابل تحلیل است‪ .‬بخشی از‬ ‫کالم صریح حضرت امام؟ق؟ در این باره که در‬ ‫دیدارها با رسانه های جهانی و باهدف انتقال‬ ‫پیام حقیقی انقالب اسالمی از واقعه ی تسخیر‬ ‫ایراد شده عبارت است از‪:‬‬ ‫“اقای کارتر‪ ...‬این جاسوسی که النه جاسوسی که‬ ‫“‬ ‫در اینجا درست کردند مبدلش کنند به دستگاه‬ ‫انسانی نه دستگاه حکومت بر یک ملت‪ ،‬نه‬ ‫دستگاه جاسوسی از برای یک ملت‪( .‬مصاحبه‬ ‫با تلویزیون سی بی اس امریکا‪ ۲۷ ،‬ابان ‪:۱۳۵۸‬‬ ‫صحیفه نور‪ ،‬ج‪)۷۳ :۱۱‬‬ ‫“ما هرگز احتمال نمی دادیم که یک سفارت مرکز‬ ‫“‬ ‫جاسوسی باشد‪ ...‬من احتمال نمی دادم که‬ ‫‪132‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫اقای کارتر برخالف همه موازین بین المللی عمل‬ ‫بکند و اینجا را مرکز جاسوسی و مرکز توطئه و مرکز‬ ‫حکومت بر ملت قرار بدهد‪ ...‬االن ما فهمیدیم‬ ‫این مسئله را و ما این مرکز جاسوسی را خواهیم‬ ‫بست‪( .‬مصاحبه با تلویزیون سی بی اس امریکا‪،‬‬ ‫‪ ۲۷‬ابان ‪ :۱۳۵۸‬صحیفه نور‪ ،‬ج‪)۸۳-۷۳ :۱۱‬‬ ‫“قراردادهای بین المللی اقتضا می کند که جاسوس‬ ‫“‬ ‫در یک مملکتی به اسم سفیر باشد یا به اسم‬ ‫کاردار سفیر باشد! یا نه؟ ا گر سفرایی باشند‪،‬‬ ‫اشخاصی باشند که در یک مملکتی خیانت‬ ‫نخواهند بکنند‪ ،‬جاسوسی نمی خواهند بکنند‪،‬‬ ‫اسباب حکومت نمی خواهند فراهم کنند‪ ،‬اینها‬ ‫هستند که گروگان گرفتن شان صحیح نیست‪ .‬و‬ ‫ّ‬ ‫اما اینکه ملت ما عمل کرده است‪ ،‬این گرفتن‬ ‫یک دسته جاسوس است که این جاسوس ها‬ ‫به حسب قواعد باید بازرسی و محا کمه شوند‪.‬‬ ‫(مصاحبه با خبرنگاران امریکایی‪ ۲۸ ،‬ابان ‪:۱۳۵۸‬‬ ‫صحیفه نور‪ ،‬ج‪)۸۷-۸۵ :۱۱‬‬ ‫“تا مادامی که این مجرم برنگردد و اقای کارتر به‬ ‫“‬ ‫قوانین بین المللی احترام نگذارد‪ ،‬این جاسوس ها‬ ‫را ما نمی توانیم برگردانیم‪ .‬ما چنانچه بعد از امدن‬ ‫شاه هم جاسوس ها را برگردانیم این برای این‬ ‫است که یک تخفیفی به ان ها داده ایم‪( .‬مصاحبه‬ ‫با خبرنگاران امریکایی‪ ۲۸ ،‬ابان ‪ :۱۳۵۸‬صحیفه‬ ‫نور‪ ،‬ج‪)۸۷-۸۵ :۱۱‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫“این مطلب که النه جاسوسی که به اسم سفارت‬ ‫“‬ ‫در ایران بوده است و جوانهای ما البد مطلع‬ ‫شدند بر اینکه مسائل جاسوسی در اینجاست‬ ‫و رفتند و انجا را قبضه کردند‪ ،‬ظالم ها با این‬ ‫مسئله جاسوسی موافق اند همه شان‪ .‬ظالم ها‬ ‫همه می خواهند که مسئله جاسوسی رواج پیدا‬ ‫بکند و النه های جاسوسی در ممالک مظلوم‬ ‫باشد‪( .‬مصاحب ه با خبرنگار ژاپنی‪ ۵ ،‬اذر ‪:۱۳۵۸‬‬ ‫صحیفه نور‪ ،‬ج‪)۱۳۴-۱۳۱ :۱۱‬‬ ‫“رسیدگی به امر شاه مخلوع و امر جاسوسان‬ ‫“‬ ‫در مرکز جاسوسی‪ ،‬جز در ایران امکان ندارد‪،‬‬ ‫زیرا عالئم و شواهد جرم در ایران است و قابل‬ ‫انتقال به غیر ایران نیست‪ ...‬و رسیدگی به امر‬ ‫محل به اصطالح‬ ‫النه جاسوسی باید در همان ِ‬ ‫«سفارت» صورت گیرد‪ ،‬زیرا شواهد جرم در همان‬ ‫محل است‪( .‬بیانات درباره شورای امنیت‪ ۶ ،‬اذر‬ ‫‪ :۱۳۵۸‬صحیفه نور‪ ،‬ج‪)۱۳۵ :۱۱‬‬ ‫“این اشخاصی هم که گروگان هستند در اینجا‪،‬‬ ‫“‬ ‫اینها هم معلوم نیست که مامور سفارت باشند‪.‬‬ ‫سفیر که اینها نیستند‪ .‬کاردارشان هم که در اینجا‬ ‫نیست‪ .‬اصل اینکه اینها از اجزای سفارت باشند‬ ‫ً‬ ‫و از دیپلماتها باشند‪ ،‬این پیش ما اصال ثابت‬ ‫نیست‪ .‬بلکه خالفش بیشتر واضح است‪ .‬این عده‬ ‫را ما عقیده مان این است که اینها امده اند اینجا‬ ‫فقط برای جاسوسی و برای اینکه مملکت ما را‬ ‫به تباهی بکشند‪ .‬و شواهد زیاد االن در همین‬ ‫النه جاسوسی هست‪( .‬مصاحبه با خبرنگاران‬ ‫اروپایی‪ ۸ ،‬اذر ‪ :۱۳۵۸‬صحیفه نور‪ ،‬ج‪)۱۵۰ :۱۱‬‬ ‫“جوانان ما جاسوسان را نگه داشته اند تا ثابت‬ ‫“‬ ‫کنند اینها چکاره اند‪( .‬مصاحبه با روزنامه لوموند‪،‬‬ ‫‪ ۹‬اذر ‪ :۱۳۵۸‬صحیفه نور‪ ،‬ج‪)۱۶۲ :۱۱‬‬ ‫ً‬ ‫“اصال ما اینجا را سفارتخانه نمی دانیم‪ .‬ما اینها را‬ ‫“‬ ‫اجزای سفارتخانه نمی دانیم‪ .‬اینجا جاسوس خانه‬ ‫است و ان ها هم جاسوس هستند‪ .‬این همه‬ ‫فریادی هم که قشرهای مختلفی که در خارج‬ ‫هستند دارند می زنند ‪-‬که همه رای به این‬ ‫می دهند که اینها باید رها بشوند برای اینکه‬ ‫اینها اشخاصی هستند‪ ،‬اجزای سفارتخانه‬ ‫هستند‪ ،‬مامورین کذا هستند‪ -‬ماهمه اینها را‬ ‫منکر هستیم و می گوییم بیایید ببینید‪ .‬دعوت‬ ‫می کنیم از این قشرهای مختلف که بیایید ببینید‬ ‫که وضع اینجا‪ ،‬وضع سفارتخانه است؟ سفارت‬ ‫ما را در امریکا ببینید‪ .‬سفارت امریکا را در اینجا‬ ‫ببینید‪ .‬سفارت سایر مملکت ها را ببینید‪....‬‬ ‫ّ‬ ‫اینجا محل جاسوسی است لیس ال‪ .‬و اینها‬ ‫ً‬ ‫هم جاسوس هستند و اصال ربطی به سفارت‬ ‫و سفارت خانه ندارد‪( .‬مصاحبه با خبرنگاران‬ ‫مسلمان مقیم انگلستان‪ ،‬خبرنگاران افریقایی‬ ‫و اسیایی‪ ۲۶ ،‬اذر ‪ :۱۳۵۸‬صحیفه نور‪ ،‬ج‪)۳۰۲ :۱۱‬‬ ‫“اینجانب به کارتر اخطار می کنم که ا گر دست به‬ ‫“‬ ‫امثال این کار ابلهانه بزند‪ ،‬کنترل این جوانان‬ ‫مسلمان و مبارز و غیوری که نگهبان جاسوسان‬ ‫جاسوس خانه هستند برای ما و دولت امکان‬ ‫ندارد و مسئول جان انان‪ ،‬شخص اوست‪( .‬پیام‬ ‫مردمی به مناسبت واقعه ی طبس‪ ۵ ،‬اردیبهشت‬ ‫‪ :۱۳۵۹‬صحیفه نور‪ ،‬ج‪)۲۵۶ :۱۲‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪133‬‬ ‫ٮ ݩݧݐ ݑ ݦ ݦ ݩݑ‬ ‫ݣی ݣص ݭݔوݣݣىر‬ ‫ٮ ݣرݣوݣ ݣ ݣٮݣ ݣ‬ ‫ݬݫݕاݤݣ ݣراݤݣ ݣىݫݣرݣ ݫݭݔ ݣ‬ ‫حضرت امام؟ق؟ باتوجه به دغدغه ی ّ‬ ‫جدی خویش برای ارائه ی چهره ی جمال‬ ‫جمیل اسالم (مدیریت وجهه‪/‬تصویر اسالم) و نظام نوپای اسالمی از فرصت‬ ‫واقعه ی تسخیر نهایت استفاده را کردند تا با گفتار مستدل و برگرفته از باورهای‬ ‫معرفتی خویش در کنار رفتارهای مبتنی بر ارزش های اسالمی‪ ،‬زمینه های الزم‬ ‫برای صدور انقالب اسالمی را فراهم نمایند‪.‬‬ ‫یافته های این تحقیق ‪ ۱۴‬اقدام و راهکاری را نشان می دهد که امام؟ق؟ در طول‬ ‫این واقعه (از ابان ‪ ۱۳۵۸‬تا دی ‪ )۱۳۵۹‬انجام دادند که به باور این تحقیق می توان‬ ‫ان ها را در راستای تصویرسازی برای صدور انقالب ارزیابی کرد‪.‬‬ ‫‪ -۳-۶‬تصویر (وجهه)‬ ‫دولت‪/‬نظام و مدیریت ان‬ ‫حضرت امام؟ق؟ باتوجه به دغدغه ی ّ‬ ‫جدی‬ ‫خویش برای ارائه ی چهره ی جمال جمیل‬ ‫اسالم (مدیریت وجهه‪/‬تصویر اسالم) و نظام‬ ‫نوپای اسالمی از فرصت واقعه ی تسخیر ‪ -‬که‬ ‫کمتر از یک سال پس از پیروزی انقالب اسالمی‬ ‫ر خ داد‪ -‬نهایت استفاده را کردند تا با گفتار‬ ‫مستدل و برگرفته از باورهای معرفتی خویش‬ ‫در کنار رفتارهای مبتنی بر ارزش های اسالمی‪،‬‬ ‫زمینه های الزم برای صدور انقالب اسالمی را‬ ‫فراهم نمایند‪ .‬از نگاه نویسنده‪ ،‬این تالش از‬ ‫ورای فراوانی و تکرار مفاهیم موردنظر ایشان‬ ‫در ّایام واقعه ی تسخیر از یک سو و پذیرش‬ ‫مصاحبه های ّ‬ ‫متعدد با خبرنگاران رسانه های‬ ‫جهانی (امریکایی‪ ،‬اروپایی‪ ،‬ژاپنی و‪ )...‬ازسوی‬ ‫ً‬ ‫دیگر‪ ،‬کامال اشکار و قابل مشاهده است‪ .‬در‬ ‫این بخش با مرور گزارش واقعه به یافته های‬ ‫زیر درباره ی اقدام های امام؟ق؟ دست می یابیم‪:‬‬ ‫‪134‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫‪ -۱-۳-۶‬نخستین اقدام امام؟ق؟ برای مدیریت‬ ‫صدور انقالب در واقعه ی تسخیر‪ ،‬تا کید و تکرار‬ ‫بر این بود که این کار فقط و فقط به دست‬ ‫«دانشجویان» انجام شده است؛ نه نظامیان‪،‬‬ ‫نه شبه نظامیان‪ ،‬نه مهاجمان و نه افرادی‬ ‫دیگر‪« :‬من دیدم کالمی که از ایشان (اقای کارتر)‬ ‫صادر شده است‪ ،‬مع االسف کالم عاقالنه ای‬ ‫نبوده است که اینها دانشجو نیستند‪ ،‬اینها‬ ‫الت هستند‪ ،‬اینها تروریست اند‪ .‬دانشجوها با‬ ‫«الت» در منطق شما یکی هستند؟! الت ها‬ ‫و اراذل با دانشجوها را شما در منطق تان یکی‬ ‫می دانید؟! توهین به دانشجوها در سراسر‬ ‫کشورهای عالم نیست این مطلب؟» (مصاحبه‬ ‫با خبرنگار تلویزیون سی بی اس امریکا‪ ۲۷ ،‬ابان‬ ‫‪ :۱۳۵۸‬صحیف ه نور‪ ،‬ج ‪)۷۴ :۱۱‬‬ ‫‪ -۲-۳-۶‬دومین اقدام امام؟ق؟ برای مدیریت‬ ‫صدور انقالب در واقعه ی تسخیر این بود که‬ ‫دانشجویان را در این واقعه‪ ،‬نمایندگان واقعی‬ ‫ّ‬ ‫ملت و اقدام ان ها را نمونه ای از اقدام انقالبی‬ ‫ّ‬ ‫مردم نشان دهند‪« :‬این مسئله مربوط به ملت‬ ‫ّ‬ ‫است‪ .‬سی و پنج میلیون ملت ما خواست شان‬ ‫ّ‬ ‫ّ‬ ‫این است‪ ...‬ملت نمی گذارد‪ .‬ملت ما می خواهد‬ ‫ّ‬ ‫و نمی شود غیر از این‪ .‬ما برخالف ملت نمی توانیم‬ ‫عمل بکنیم‪( ».‬مصاحبه با خبرنگار تلویزیون‬ ‫سی بی اس امریکا‪ ۲۷ ،‬ابان ‪ :۱۳۵۸‬صحیفه ‬ ‫نور‪ ،‬ج ‪)۷۳ :۱۱‬‬ ‫‪ -۳-۳-۶‬یکی از راهکارهای اصلی امام؟ق؟ برای‬ ‫مدیریت صدور انقالب در واقعه ی تسخیر‪ ،‬تا کید‬ ‫ّ‬ ‫بر «تفکیک ملت ها از دولت ها به خصوص تفکیک‬ ‫ّ‬ ‫ملت از دولت امریکا» بود‪« :‬ما اول باید حساب‬ ‫ّ‬ ‫ملت امریکا را از دولت امریکا جدا کنیم‪ .‬ما به‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫ّ‬ ‫هیچ وجه مقابل با ملت امریکا نیستیم‪ .‬اقای کارتر است که به این ناراحتی‬ ‫دامن می زند از طریق جنگ اعصاب و ممکن است به دخالت نظامی منجر‬ ‫ّ‬ ‫شود‪ .‬و ما به هیچ وجه ملت امریکا را تحقیر نکرده ایم‪ .‬اقای کارتر است که‬ ‫ّ‬ ‫ّ‬ ‫دشمن ما و ملت را که غارتگر ما و ملت است نگه داشته و در دنیا برخالف‬ ‫واقع هیاهو بپا کرده است‪( ».‬مصاحبه با خبرنگار روزنامه لوموند‪ ۹ ،‬اذر‬ ‫‪ :۱۳۵۸‬صحیفه نور‪ ،‬ج‪)۱۶۲ :۱۱‬‬ ‫‪ -۴-۳-۶‬اقدام دیگر امام؟ق؟ این بود که با تا کید بر یکی از ارزش های‬ ‫نظام جمهوری اسالمی مبنی بر مقابله با تبعیض نژادی و احترام به حقوق‬ ‫زنان‪ ،‬حدود دو هفته پس از واقعه‪ ،‬از دانشجویان خواست گروگان های‬ ‫زن و یا سیاهپوستانی را که جاسوسی ان ها معلوم نیست‪ ،‬ازاد کنند‪« :‬به‬ ‫نظر من امام؟ق؟ از این کار دو هدف داشتند‪ :‬نخست ایشان می خواستند‬ ‫با طرفداری نمادین از زنان و سیاهپوستان امریکایی به این نکته اشاره‬ ‫کنند که در امریکا هنوز جنسیت و رنگ پوست دلیلی برای تبعیض است‬ ‫و از طرف دیگر ما در این درخواست امام‪ ،‬خط مشی بهبود جایگاه زن‬ ‫در چهارچوب نظام ارزشی اسالم را می دیدیم‪( ».‬ابتکار‪ )۱۱۷ :۱۳۷۹ ،‬در‬ ‫نتیجه ی این اقدام ‪ ۵‬زن و ‪ ۸‬مرد سیاهپوست که طبق اطالعات محدود‬ ‫دانشجویان در جاسوسی ها دخالتی نداشتند در روز ‪ ۲۸‬ابان ‪ ۱۳۵۸‬ازاد‬ ‫شدند‪ .‬اهمیت این موضوع در ان است که این تصمیم تا پایان واقعه‬ ‫(به جز در مورد یک نفر بیمار) تکرار نشد و به همین علت‪ ،‬ازادی این گروه‬ ‫با دالیل یادشده می توانست عرضه ی خوبی از برخی ارمان های انقالب‬ ‫اسالمی باشد‪.‬‬ ‫‪ -۵-۳-۶‬راهکار دیگر امام؟ق؟ این بود که با تا کید بر نقش واقعی مردم در‬ ‫نظام جمهوری اسالمی در تعیین سرنوشت واقعی کشور‪« ،‬مردم و نمایندگان‬ ‫رسمی ان ها را تصمیم گیر نهایی» بداند و بر همین نظر تا کید کند و ان را‬ ‫ً‬ ‫هم در عمل نشان دهد‪ .‬ظاهرا حضرت امام؟ق؟ از اذرماه سال ‪ ۱۳۵۸‬و در‬ ‫دیداری با نماینده ی رئیس جمهور کره شمالی به نقش مجلس مردمی‬ ‫ایران در تصمیم گیری درباره ی واقعه تسخیر اشاره کرده بود‪« :‬در ان مالقات‬ ‫ایشان درباره ی نقش مجلسی که قرار بود انتخاب شود صحبت کرده و‬ ‫ّ‬ ‫غیرمستقیم قدرت تصمیم گیری برای حل مساله گروگان ها را به نمایندگان‬ ‫قانونی و منتخب مردم سپردند‪( ».‬ابتکار‪ )۱۷۷ :۱۳۷۹ ،‬ا گرچه این نظر‬ ‫ایشان سه ماه بعد در اسفندماه همان سال به دستور صریح تبدیل شد‪.‬‬ ‫راهکار دیگر امام؟ق؟ این بود که با تا کید بر نقش‬ ‫واقعی مردم در نظام جمهوری اسالمی در تعیین‬ ‫سرنوشت واقعی کشور‪« ،‬مردم و نمایندگان رسمی‬ ‫ان ها را تصمیم گیر نهایی» بداند و بر همین نظر‬ ‫تا کید کند و ان را هم در عمل نشان دهد‪.‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪135‬‬ ‫ٮ ݩݧݐ ݑ ݦ ݦ ݩݑ‬ ‫ݣی ݣص ݭݔوݣݣىر‬ ‫ٮ ݣرݣوݣ ݣ ݣٮݣ ݣ‬ ‫ݬݫݕاݤݣ ݣراݤݣ ݣىݫݣرݣ ݫݭݔ ݣ‬ ‫یکی دیگر از اقدام های امام؟ق؟ «نپذیرفتن‬ ‫هیات های میانجی با این هدف بود که از نظر‬ ‫ایشان واقعه ی تسخیر‪ ،‬نماد تقابل مظلوم و ظالم‬ ‫بود و نه یک دعوای حقوقی‪ .‬لذا ایشان انتظار‬ ‫داشت همگان به حمایت از مظلوم برخیزند و در‬ ‫چنین تصویری از واقعه‪ ،‬میانجی گری موضوعیتی‬ ‫نمی یافت‪.‬‬ ‫‪136‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫‪ -۶-۳-۶‬اقدام دیگر امام؟ق؟ برای مدیریت صدور انقالب در واقعه ی‬ ‫تسخیر این بود که با برنامه هایی از نوع روابط عمومی و ارتباطات رسانه ای‪،‬‬ ‫ارزش های معنوی و انسان دوستانه ی انقالب اسالمی را به جهانیان نشان‬ ‫دهد و یاداوری نماید که هدف اصلی از نگاه داشتن گروگان ها‪ ،‬فقط و‬ ‫ّ‬ ‫فقط احقاق حقوق ملت ایران است‪ .‬ایشان در اواخر اذرماه سال ‪۱۳۵۸‬‬ ‫(دسامبر ‪ )۱۹۷۹‬دستور دادند جشن کریسمس برای گروگان ها برنامه ریزی‬ ‫و برگزار شود‪« :‬به پیشنهاد امام خمینی برنامه ریزی به منظور برگزاری جشن‬ ‫کریسمس برای گروگان ها را اغاز کردیم‪ .‬شورای مرکزی برنامه ی دعوت‬ ‫روحانیان مسیحی را که به الهیات رهایی بخش معتقد بوده و دیدگاه های‬ ‫اجتماعی و سیاسی ازاداندیشانه ای داشتند تنظیم کرد‪ ...‬حتی از اسقف‬ ‫اعظم فلسطین که سابقه مبارزات طوالنی علیه ستم رژیم صهیونیستی‬ ‫داشت هم دعوت کردیم‪ ...‬از صداوسیما خواستیم تا مراسم را ضبط کند و‬ ‫ان گاه به عنوان نمایش حسن ّ نیت می توانستیم ان را ازطریق ماهواره برای‬ ‫مردم امریکا پخش کنیم‪( ».‬ابتکار‪)۲۰۱-۲۰۰ :۱۳۷۹ ،‬‬ ‫‪ -۷-۳-۶‬یکی دیگر از اقدام های امام؟ق؟ «نپذیرفتن هیات های میانجی با‬ ‫این هدف بود که از نظر ایشان واقعه ی تسخیر‪ ،‬نماد تقابل مظلوم و ظالم‬ ‫بود و نه یک دعوای حقوقی‪ .‬لذا ایشان انتظار داشت همگان به حمایت‬ ‫از مظلوم برخیزند و در چنین تصویری از واقعه‪ ،‬میانجی گری موضوعیتی‬ ‫نمی یافت‪« :‬من می خواهم به تمام مردم جهان بگویم که هرگز میانجی‬ ‫بین ظالم و مظلوم نشوند‪ .‬باید در چنین مواقعی طرف مظلوم را گرفت‬ ‫و خصمانه بر دشمن تاخت‪ .‬میانجیگری بین ظالم و مظلوم خود ظلمی‬ ‫بزرگ است و ما می خواستیم کسی چنین ظلمی را مرتکب نشود‪ .‬از این‬ ‫جهت نپذیرفتیم و نخواهیم پذیرفت» (مصاحبه با مجله امریکایی تایم‪،‬‬ ‫‪ ۹‬اذر ‪ :۱۳۵۸‬صحیف ه نور‪ ،‬ج‪ .)۱۵۹ :۱۱‬شاید این تصویر از واقعه کمتر مورد‬ ‫توجه قرار گرفته است و به همین علت «صرفنظر از تالش های گونا گون و‬ ‫بی ثمر سایر کشورها و شخصیت های جهانی برای پادرمیانی در این باره‪،‬‬ ‫سفر کورت والدهایم دبیرکل وقت سازمان ملل متحد به تهران و نیز سفر‬ ‫هیات موسوم به حقیقت یاب سازمان ملل به تهران برای گشودن این گره‬ ‫نا کام ماند» (عزیزی‪.)۱۹۱ :۱۳۹۵ ،‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫‪ -۸-۳-۶‬اقدا م دیگر امام؟ق؟ در مدیریت تصویر‬ ‫واقعه ی تسخیر‪ ،‬دستور افشای نامه ی محرمانه ای‬ ‫بود که کارتر برای ایشان فرستاده بود و طی ان‬ ‫امادگی خود را برای «پذیرش حقایقی تازه ناشی‬ ‫از انقالب ایران» اعالم کرده بود‪ .‬انتشار این نامه‬ ‫که نشانگر دورویی و درو غ گویی دولت امریکا‬ ‫بود در امریکا به افتضاح سیاسی جدیدی برای‬ ‫کارتر بدل شد‪ .‬کارتر در ‪ ۶‬فروردین ‪ ۱۳۵۹‬نامه‬ ‫محرمانه ی به امام؟ق؟ نوشت مبنی بر اینکه «‪...‬‬ ‫ما اماده ی پذیرش حقایق جدیدی هستیم که‬ ‫مولود انقالب ایران است‪ ...‬من تصور می کنم که‬ ‫ما هدف واحدی را که صلح جهانی و برقراری‬ ‫عدالت برای همه ی ملل است تعقیب می کنیم‪».‬‬ ‫(عزیزی‪)۱۹۰ :۱۳۹۵ ،‬‬ ‫‪ -۹-۳-۶‬یکی دیگر از اقدام های امام؟ق؟ از نوع‬ ‫برنامه های روابط عمومی و تصویرسازی برای‬ ‫مدیریت صدور انقالب در این واقعه ان بود که‬ ‫موافقت کردند همزمان با عید پا ک مسیحیان‬ ‫(‪ 20‬فروردین ‪ ،)۱۳۵۹‬سه کشیش امریکایی به‬ ‫محل النه جاسوسی بروند و مراسم مذهبی عید‬ ‫پا ک را باحضور گروگان ها اجرا کنند‪ .‬ا گرچه کارتر‬ ‫یک روز پس از این مراسم ‪-‬که پخش تلویزیونی‬ ‫ان بازهم با سانسور رسانه های امریکایی تاثیر‬ ‫چندانی نیافت‪ -‬روابط دیپلماتیک امریکا با‬ ‫ایران را قطع کرد‪.‬‬ ‫‪ -۱۰-۳-۶‬اقدام دیگر امام؟ق؟ برای مدیریت صدور‬ ‫انقالب در واقعه ی تسخیر‪« ،‬صدور حکم رسمی‬ ‫ایشان به رئیس جمهور وقت کشور برای رسیدگی‬ ‫رسمی به جرایم امریکا در حمله ی نظامی به‬ ‫ایران با دعوت از گروه های مختلفی از کشورهای‬ ‫جهان» بود‪ .‬بدیهی است چنانچه این برنامه ی‬ ‫ارتباطی و تصویرسازی نیز به موقع و درست انجام‬ ‫ً‬ ‫می شد احتماال موج خبری قابل مالحظه ای علیه‬ ‫این تجاوز اشکار بین المللی شکل می گرفت‪...« :‬‬ ‫مقتضی است برای رسیدگی به جرایم امریکا در‬ ‫حمله نظامی به ایران‪ ،‬از گروه های مختلف‬ ‫کشورهای جهان دعوت شود که مشاهده کنند‬ ‫امریکای جهانخوار با ادعاهای طرفداری از حقوق‬ ‫ّ‬ ‫بشر و صلح دوستی و انسان دوستی با یک ملت‬ ‫مستقل چه معامله ای کرده است و می کند تا‬ ‫مشاهده کنند اثار جرم این رژیم ادمخوار را؛ که‬ ‫مع االسف دولت های غربی‪ ،‬جمعیت های طرفدار‬ ‫حقوق بشر‪ ،‬و سازمان ملل متحد‪ ،‬و شورای‬ ‫امنیت سازمان ملل متحد‪ ،‬همگی طرفداری از او‬ ‫می کنند‪ .‬و به عیان ببینند تا انچه اینجانب ّ‬ ‫مکرر‬ ‫گفته ام که تمام این سازمان ها و گروهها برای‬ ‫طرفداری از قدرتمندان به وجود امده است‪ ،‬و‬ ‫این جمعیت ها به دست قدرتمندان برای سلطه‬ ‫بر ضعیفان و مکیدن خون محرومان جهان به‬ ‫وجود امده است‪ .‬تا ببینند که به بهانه نجات‬ ‫جاسوسان چه نقشه ای برای ملت مظلوم ما‬ ‫طرح کرده اند‪( ».‬حکم به رئیس جمهور ایران‪،‬‬ ‫‪ ۷‬اردیبهشت ‪ :۱۳۵۹‬صحیفه نور‪ ،‬ج‪)۲۵۸ :۱۲‬‬ ‫‪ -۱۱-۳-۶‬یکی دیگر از راهکارهای امام؟ق؟ تبیین‬ ‫شکست امریکا در واقعه ی طبس (‪ ۵‬اردیبهشت‬ ‫‪ )۱۳۵۹‬با تفسیر عقیدتی و الهی واقعه و با عباراتی‬ ‫بود که بر نقش ایمان انقالبی و امدادهای غیبی‬ ‫تا کید داشت‪ ...« :‬از این مانور احمقانه که به‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪137‬‬ ‫ٮ ݩݧݐ ݑ ݦ ݦ ݩݑ‬ ‫ݣی ݣص ݭݔوݣݣىر‬ ‫ٮ ݣرݣوݣ ݣ ݣٮݣ ݣ‬ ‫ݬݫݕاݤݣ ݣراݤݣ ݣىݫݣرݣ ݫݭݔ ݣ‬ ‫امر خدای قادر شکست خورد‪ ،‬هراسی به خود‬ ‫راه ندهید که حق با ما و خدا پشتیبان ملت‬ ‫مسلمان است‪( ».‬پیام مردمی به مناسبت واقعه‬ ‫طبس‪ ۵ ،‬اردیبهشت ‪ :۱۳۵۹‬صحیفه نور‪ ،‬ج‪:۱۲‬‬ ‫‪ )۲۵۶‬و یا «ان ها در طبس امدند و گمان کردند‬ ‫که می توانند نیرو پیاده کنند و می توانند بیایند‬ ‫و به بهانه خارج کردن گروگان ها ایران را قبضه‬ ‫کنند و خدای تبارک و تعالی شن ها و بادها را‬ ‫فرستاد و ان ها را شکست داد‪( ».‬دیدار مردمی‪،‬‬ ‫‪ ۲۴‬اسفند ‪ :۱۳۶۰‬صحیفه نور‪ ،‬ج‪)۱۰۵ :۱۶‬‬ ‫‪ -۱۲-۳-۶‬راهکار دیگر امام؟ق؟ این بود که از‬ ‫واقع ه طبس برای تبیین همان حربه و اتهامی‬ ‫علیه امریکا استفاده کند که تا پیش از این در‬ ‫واقعه ی تسخیر‪ ،‬امریکایی ها علیه ایران انقالبی‬ ‫از ان استفاده می کردند؛ یعنی «نقض قوانین‬ ‫بین المللی»‪« :‬این اقایی که هی فریاد می زند که‬ ‫شما نقض قراردادهای اجتماعی و بین المللی را‬ ‫کردید‪ ،‬خودش همین نقض قرارداد بین المللی را‬ ‫کرده است که نظامی وارد کرده در یک مملکتی‬ ‫که مستقل است‪ .‬این یکی از چیزهایی است که‬ ‫نقض حقوق بین المللی است‪ .‬نقض قراردادهای‬ ‫بین المللی است‪ .‬این نقض قرارداد بین المللی را‬ ‫که ایشان انجا هی فریاد می زند‪ ،‬خودش نقض‬ ‫می کند‪ .‬و این قدرها هم این مجالسی که در دنیا‬ ‫هست از او انتقاد نمی کنند‪( ».‬دیدار با فرماندهان‬ ‫سپاه‪ ۱۲ ،‬اردیبهشت ‪ :۱۳۵۹‬ج‪)۲۶۸ :۱۲‬‬ ‫‪ -۱۳-۳-۶‬اقدام دیگر امام؟ق؟ این بود که به منظور‬ ‫نشان دادن ارزش های انسان دوستانه ی اسالم‬ ‫و نظام جمهوری اسالمی‪ ،‬با پیشنهاد ازادی یکی‬ ‫از گروگان ها که بیماری شدید داشت موافقت‬ ‫ً‬ ‫کردند‪« :‬امام؟ق؟ دستور دادند که او فورا باید ازاد‬ ‫‪138‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫شود و نزد خانواده اش برگردد‪ .‬مراحل ازادی او‬ ‫به سرعت انجام شد و وی در ‪ ۲۱‬تیر ‪ ۱۳۵۹‬راه‬ ‫خانه را در پیش گرفت‪( ».‬ابتکار‪.)۲۲۴ :۱۳۷۹ ،‬‬ ‫ً‬ ‫‪ -۱۴-۳-۶‬نهایتا یکی از اصلی ترین اقدام های‬ ‫امام؟ق؟ برای مدیریت صدور انقالب در واقعه ی‬ ‫تسخیر‪ ،‬مصاحبه های مطبوعاتی متعدد و پرشمار‬ ‫خبرنگاران خبرگزاری ها و مجالت‬ ‫ایشان با‬ ‫ِ‬ ‫مختلف امریکایی‪ ،‬اروپایی‪ ،‬اسیایی‪ ،‬افریقایی‪...‬‬ ‫ً‬ ‫بود و ایشان مکررا تالش می کرد ازطریق این‬ ‫مصاحبه ها ‪ -‬که عدد ان ها از ‪ ۳۰‬مصاحبه فراتر‬ ‫ً‬ ‫است‪ -‬موضوع ها و محورهای زیر را صراحتا بیان‬ ‫دارد و ذهن خبرنگاران و رسانه ها وبه َ تبع ان ها‬ ‫ذهن های مردم و مخاطبان خارجی را با روایت و‬ ‫تصویر دیگری از این واقعه مواجه سازد‪ :‬تفکیک‬ ‫نقش مردم از دولت در واقعه ی تسخیر؛ تا کید‬ ‫بر اینکه تسخیرکنندگان دانشجویان مردمی‬ ‫هستند (و نه ان طور که رسانه های غربی ان ها‬ ‫را می نامند)؛ تبیین انگیزه های ملت ایران از‬ ‫تسخیر و حمایت از ان؛ تفکیک مواضع دولت‬ ‫ّ‬ ‫ّ‬ ‫امریکا از ملت امریکا؛ تحقیر دولت امریکا نه ملت‬ ‫امریکا؛ تعیین شرایط ختم واقعه ؛ اصرار بر شرط‬ ‫بازگرداندن شاه و اموال غارت شده ی ملت ایران؛‬ ‫افشای نقش استعماری امریکا در رژیم شاه و سایر‬ ‫کشورهای منطقه؛ پاسخ به میانجیگری ها؛ پاسخ‬ ‫به نگرانی های افراد شاخص مذهبی مانند پاپ؛‬ ‫تبیین جایگاه وابسته ی نهادهای بین المللی‬ ‫به ویژه شورای امنیت به امریکا؛ سانسور دولت‬ ‫امریکا نسبت به اخبار واقعه؛ تهدید امریکا به اینکه‬ ‫درصورت حمله ی نظامی‪ ،‬ممکن است سفارت‬ ‫را جوان ها تخریب کنند و گروگان ها کشته شوند؛‬ ‫نفی رویکرد انتقامجویی در واقعه ی تسخیر؛‪...‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫‪ -۷‬جمع بندی و نتیجه گیری‪ :‬مدیریت تصویر واقعه ی تسخیر‬ ‫ازسوی حضرت امام؟ق؟ درجهت صدور انقالب اسالمی‬ ‫ً‬ ‫واقعه ی تسخیر سفارت امریکا در تهران ازسوی ان» و نهایتا «مدیریت تصویر انقالب اسالمی»‬ ‫گروهی از دانشجویان انقالبی‪ ،‬هرگونه و با هر نگاهی انجام دهد‪ .‬واقعه ی تسخیر‪ ،‬یکی از مهم ترین‬ ‫که تحلیل شود‪ ،‬به دلیل پذیرش و تایید پسینی و شاید نخستین این فرصت ها بود که در این‬ ‫ان از سوی ّ‬ ‫ولی فقیه جامعه اسالمی می بایست تحقیق تالش شد با تطبیق مفهوم بازاریابی‬ ‫ّ‬ ‫فرصتی تلقی می شد برای نشان دادن ابعادی از سیاسی بین المللی مبتنی بر خلق و مدیریت‬ ‫ّ‬ ‫ماهیت انقالب اسالمی ایران و معرفی و صدور تصویر ملی جمهوری اسالمی ایران بر این واقعه‪،‬‬ ‫جنبه های معنوی ان به جهانیان‪ .‬باتوجه رویکرد حضرت امام؟ق؟ با استفاده از مفاهیم‪،‬‬ ‫ّ‬ ‫متصور برای شکل گیری و ابعاد الگوها و تکنیک های بازاریابی سیاسی و مبتنی‬ ‫به انگیزه های‬ ‫انسانی این واقعه‪ ،‬اهمیت رسانه ای پوشش بر گفتار و رفتار ایشان تحلیل شود‪.‬‬ ‫ان برای رسانه های جهانی‪ ،‬مردمی بودن وقوع یافته های این تحقیق ‪ ۱۴‬اقدام و راهکاری را‬ ‫ان و پشتیبانی چشمگیر اقشار مختلف مردم‪ ،‬نشان می دهد که امام؟ق؟ در طول این واقعه‬ ‫از شرایط ّ‬ ‫بالقوه ای برخوردار بود که مدیریت (از ابان ‪ ۱۳۵۸‬تا دی ‪ )۱۳۵۹‬انجام دادند که‬ ‫هدفمند ان ازجهت تصویرسازی بتواند زمینه ساز به باور این تحقیق می توان ان ها را در راستای‬ ‫صدور معنوی انقالب باشد و به گفته ی حضرت تصویرسازی برای صدور انقالب ارزیابی کرد‪:‬‬ ‫امام؟ق؟ «چهره ی جمال جمیل اسالم» را به ‪ )۱‬تا کید بر اینکه تسخیر فقط و فقط به دست‬ ‫جهانیان عرضه نماید‪ .‬امام؟ق؟ در این واقعه «دانشجویان» انجام شده است‪،‬‬ ‫نیز همانند تمامی مواقع و وقایع پس از انقالب ‪ )۲‬دانشجویان را در این واقعه‪« ،‬نمایندگان‬ ‫ّ‬ ‫اسالمی تالش نمود صدور انقالب را با «افرینش واقعی ملت» و اقدام ان ها را نمونه ای از اقدام‬ ‫پیام هایی روزامد مبتنی بر مبانی ارزشی اسالم انقالبی مردم معرفی کرد‪،‬‬ ‫ّ‬ ‫برای جامعه ی مخاطبان جهانی انقالب اسالمی»‪ )۳ ،‬تا کید بر «تفکیک ملت ها از دولت ها» به خصوص‬ ‫ّ‬ ‫«زمینه سازی برای شناخت و درک مبانی ارزشی تفکیک ملت از دولت امریکا‪،‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪139‬‬ ‫ٮ ݩݧݐ ݑ ݦ ݦ ݩݑ‬ ‫ݣی ݣص ݭݔوݣݣىر‬ ‫ٮ ݣرݣوݣ ݣ ݣٮݣ ݣ‬ ‫ݬݫݕاݤݣ ݣراݤݣ ݣىݫݣرݣ ݫݭݔ ݣ‬ ‫نتیجه ی تالش ها‪ ،‬اقدام ها و راهکارهای امام؟ق؟ برای مدیریت تصویر این واقعه‪،‬‬ ‫ّ‬ ‫انقالبی‬ ‫ا گرچه موجب ا گاهی بخشی و تعمیق ارزش های انقالب اسالمی در ملت‬ ‫ِ‬ ‫ّ‬ ‫ایران اسالمی و برخی ملت های ستمدیده در کشورهای همسو شد ولی به نظر‬ ‫می رسد «تصویر برداشت شده» در غرب از واقعه ی تسخیر با انچه که حضرت‬ ‫امام؟ق؟ مایل بودند ارائه نمایند متفاوت از اب درامد‪.‬‬ ‫‪ )۴‬تا کید بر یکی از ارزش های نظام جمهوری‬ ‫اسالمی مبنی بر «مقابله با تبعیض نژادی و احترام‬ ‫به حقوق زنان»‪ ،‬و درخواست از دانشجویان‬ ‫برای ازادی گروگان های زن و یا سیاهپوستانی‬ ‫که جاسوسی ان ها قطعی نبود‪،‬‬ ‫‪ )۵‬تا کید بر نقش واقعی مردم در نظام جمهوری‬ ‫اسالمی در تعیین سرنوشت واقعی کشور و ارجاع‬ ‫تصمیم گیری نهایی به «نمایندگان رسمی مردم‬ ‫در مجلس»‪،‬‬ ‫‪ )۶‬دستور برگزاری جشن کریسمس برای‬ ‫گروگان ها به مثابه برنامه ای روابط عمومی و‬ ‫ارتباطات رسانه ای برای طرح ارزش های معنوی‬ ‫و انسان دوستانه ی انقالب اسالمی به جهانیان‪،‬‬ ‫‪« )۷‬نپذیرفتن هیات های میانجی» با این هدف‬ ‫که این واقع ه نماد تقابل مظلوم و ظالم بود؛ لذا‬ ‫ایشان انتظار داشت همگان به حمایت از مظلوم‬ ‫برخیزند نه میانجی گری‪،‬‬ ‫‪ )۸‬دستور افشای نامه ی محرمانه ی کارتر برای‬ ‫افشای دورویی و دروغگویی وی در نظر و عمل‪،‬‬ ‫‪ )۹‬موافقت با برگزاری مراسم عید پا ک مسیحیان‬ ‫با حضور سه کشیش امریکایی در محل النه‬ ‫جاسوسی برای گروگان ها‪،‬‬ ‫‪ )۱۰‬صدور حکم رسمی به رئیس جمهور وقت‬ ‫کشور برای رسیدگی رسمی به جرایم امریکا در‬ ‫‪140‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫حمله ی نظامی به ایران با دعوت از گروه های‬ ‫مختلفی از کشورهای جهان‪،‬‬ ‫‪ )۱۱‬تبیین شکست امریکا در واقعه ی طبس با‬ ‫تفسیر عقیدتی و الهی واقعه و با عباراتی ّ‬ ‫موید‬ ‫نقش ایمان انقالبی و امدادهای غیبی‪،‬‬ ‫‪ )۱۲‬استفاده از واقعه طبس برای تبیین همان‬ ‫حربه و اتهامی علیه امریکا که تا پیش از این‬ ‫در واقعه ی تسخیر‪ ،‬ان ها علیه ایران انقالبی‬ ‫از ان استفاده می کردند؛ یعنی «نقض قوانین‬ ‫بین المللی»‪،‬‬ ‫‪ )۱۳‬نشان دادن ارزش های انسان دوستانه ی‬ ‫اسالم و نظام جمهوری اسالمی و موافقت با‬ ‫پیشنهاد ازادی یکی از گروگان ها که بیماری‬ ‫شدید داشت‪،‬‬ ‫‪ )۱۴‬برگزاری مصاحبه های مطبوعاتی متعدد‬ ‫خبرنگاران خبرگزاری ها و‬ ‫و پرشمار ایشان با‬ ‫ِ‬ ‫مجالت مختلف امریکایی‪ ،‬اروپایی‪ ،‬اسیایی‪،‬‬ ‫افریقایی‪( ...‬بیش از ‪ ۳۰‬مورد) و تالش برای بیان‬ ‫محورهایی که ذهن خبرنگاران و رسانه ها وبه َ تبع‬ ‫ان ها ذهن های مردم و مخاطبان خارجی را با‬ ‫روایت و تصویر دیگری از این واقعه مواجه سازد‪.‬‬ ‫با این وجود بررسی نسبی تصویر ارائه و ادرا ک شده‬ ‫از این واقعه به واسطه ی رسانه های غربی‬ ‫در این تحقیق نشان می دهد خبرنگاران و‬ ‫رسانه های جهت دار و وابسته به ایاالت متحده‬ ‫و یا تحت تاثیر ان ها‪ ،‬متاسفانه نخواستند (یا‬ ‫نتوانستند) حقیقت انچه را که می بینند یا‬ ‫می فهمند به درستی و فار غ از دستکاری هدفمند‬ ‫رسانه ای به مخاطبان خویش ‪-‬عموم مردم‬ ‫امریکا و دیگر کشورهای غربی‪ -‬منتقل نمایند‪.‬‬ ‫بنابراین نتیجه ی تالش ها‪ ،‬اقدام ها و راهکارهای‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫امام؟ق؟ برای مدیریت تصویر این واقعه‪ ،‬ا گرچه‬ ‫موجب ا گاهی بخشی و تعمیق ارزش های انقالب‬ ‫ّ‬ ‫انقالبی ایران اسالمی و برخی‬ ‫اسالمی در ملت‬ ‫ِ‬ ‫ّ‬ ‫ملت های ستمدیده در کشورهای همسو شد ولی‬ ‫به نظر می رسد «تصویر برداشت شده» در غرب از‬ ‫واقعه ی تسخیر با انچه که حضرت امام؟ق؟ مایل‬ ‫بودند ارائه نمایند متفاوت از اب درامد‪ .‬فاصله ی‬ ‫محسوس میان این دو تصویر ‪ -‬و به عبارتی میان‬ ‫ّ‬ ‫«برند ملی ما» و «وجهه ی ادرا ک شده ازسوی‬ ‫مخاطبان» ناشی از این واقعه‪ -‬و تاثیر انی و اتی‬ ‫ان بر سیاست های سازمان های بین المللی و‬ ‫کشورهای غربی درخصوص جمهوری اسالمی‬ ‫فهرست منابع‬ ‫‪1 .1‬ابتکار‪ ،‬معصومه (‪ .)۱۳۷۹‬تسخیر؛ اولین روایت مکتوب از درون سفارت‬ ‫تسخیرشده ی امریکا در تهران‪ .‬ترجمه ی فریده ابتهاج شیرازی‪ -.‬تهران‪:‬‬ ‫انتشارات اطالعات‪.‬‬ ‫‪2 .2‬ابوترابیان‪ ،‬حسین (‪« ،)۱۳۶۳‬مقدمه» بر کتاب اشغال‪ .‬گرداوری ساندی‬ ‫تایمز‪ ،‬ترجمه ی حسین ابوترابیان‪ .‬تهران‪ :‬نشر نو‪.‬‬ ‫‪3 .3‬تفرشی‪ ،‬مجید (‪« ،)۱۳۸۹‬اشغال سفارت ایران در لندن در سال ‪ ۱۳۵۹‬به روایت‬ ‫اسناد ارشیو ملی بریتانیا »‪ .‬قابل دسترس در پایگاه تاریخ ایرانی‪ .‬به نشانی‪:‬‬ ‫‪ http://tarikhirani.ir/fa/events/3/EventsDetail/156‬بازبینی‬ ‫در تاریخ ‪۱۳۹۶/۸/۲۸‬‬ ‫‪4 .4‬جعفری هفت خوانی‪ ،‬نادر (‪ .)۱۳۹۱‬مدیریت گردشگری و وجهه ی‬ ‫ّ‬ ‫ملی در جمهوری اسالمی ایران‪ -.‬تهران‪ :‬دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫ّ‬ ‫‪5 .5‬حسین زاده‪ ،‬وحید؛ جعفری هرستانی‪ ،‬علی (‪ .)۱۳۹۴‬تجلی بصیرت؛‬ ‫مروری بر اقدام انقالبی جریان دانشجویی و مواضع امام خمینی؟ق؟‬ ‫در تسخیر النه جاسوسی‪ -.‬تهران‪ :‬نشر سدید‪.‬‬ ‫‪6 .6‬خمینی‪ ،‬روح اهلل‪ .‬صحیفه نور‪ ،‬جلدهای ‪ ۱۸ ،۱۷ ،۱۶ ،۱۵ ،۱۳ ،۱۱‬و ‪.۲۱‬‬ ‫ل دسترس در پایگاه امام روح اهلل‪ ،‬به نشانی ‪http://farsi.rouhollah.ir‬‬ ‫قاب ‬ ‫بازبینی در تاریخ ‪۱۳۹۶/۸/۳۰‬‬ ‫ّ‬ ‫‪7 .7‬خواجه سروی‪ ،‬غالمرضا (‪« ،)۱۳۹۴‬مقدمه» بر کتاب تجلی بصیرت‪،‬‬ ‫حسین زاده و جعفری هرستانی‪ -.‬تهران‪ :‬نشر سدید‪ ،‬ص ‪.۱۶-۱۳‬‬ ‫‪8 .8‬رجایی فر‪ ،‬فروز (‪« ،)۱۳۸۹‬گفتگوی تلویزیونی درباره ی تسخیر النه جاسوسی»‪،‬‬ ‫برنامه ی دیروز‪ ،‬امروز‪ ،‬فردا‪ ،‬به تاریخ ‪ ۱۳۹۱/۱۲/۱۰‬قابل دسترس در‪:‬‬ ‫‪http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13911211000158‬‬ ‫‪9 .9‬رید‪ ،‬فرد ای‪« ،)۱۳۷۹( .‬پیشگفتار» در تسخیر‪ ،‬معصومه ابتکار‪ -.‬تهران‪:‬‬ ‫انتشارات اطالعات‪ ،‬صص ‪.۳۳-۱۹‬‬ ‫‪1010‬سواری‪ ،‬محمدامین (‪« ،)۱۳۹۵‬فرهنگ صدور انقالب اسالمی در‬ ‫منظر امام خمینی؟ق؟»‪ ،‬قابل دسترس در پایگاه بصیرت‪ ،‬به نشانی‪:‬‬ ‫‪ /http://basirat.ir/fa/news/291654‬بازبینی به تاریخ ‪۱۳۹۶/۹/۲‬‬ ‫ً‬ ‫ایران احتماال موجب برخی موضع گیری ها و‬ ‫رفتارهای این سازمان ها و کشورها علیه انقالب‬ ‫اسالمی ایران و نظام جمهوری اسالمی در‬ ‫سال های بعدی تا کنون شده است‪.‬‬ ‫ً‬ ‫نهایتا اینکه ضرورت توجه به بازاریابی سیاسی‬ ‫انقالب اسالمی و نظام جمهوری اسالمی مبتنی‬ ‫بر رویدادها و فرصت های تعامل و ارتباطات‬ ‫ّ‬ ‫فراملی در ابعاد منطقه ای‪ ،‬بین المللی و جهانی‬ ‫برای صدور معنوی ارزش های انقالب اسالمی‬ ‫و چهره ی جمال جمیل اسالم‪ ،‬از دیگر اهداف‬ ‫این تحقیق بود که به نظر می رسد به ان دست‬ ‫یافته باشد‪.‬‬ ‫‪1111‬سیک‪ ،‬گری (‪ .)۱۳۸۴‬همه چیز فرو می ریزد‪ .‬ترجمه ی علی بختیاری زاده‪-.‬‬ ‫تهران‪ :‬مرکز اسناد انقالب اسالمی‪.‬‬ ‫‪ِ 1212‬ک ِلن‪ ،‬ادوارد (بی تا)‪ .‬رازها؛ نا گفته هایی درباره ی گروگانگیری امریکایی ها‬ ‫در ایران‪ .‬ترجمه ی پوران خاور و سرور طلیعه‪ -.‬بی جا‪ :‬بی نا‪.‬‬ ‫‪1313‬کوالینا‪ ،‬فالکوفسکی و نیومن (‪ .)۱۳۹۳‬بازاریابی سیاسی (مبانی نظری‬ ‫و راهبردی)‪ -.‬ترجمه حمیدرضا عسکری و شهاب طالیی‪ -.‬تهران‪:‬‬ ‫مهربان نشر‪.‬‬ ‫‪1414‬لیزمارشمنت‪ ،‬جنیفر (‪ .)۱۳۹۴‬مدیریت بازاریابی سیاسی (اصول و کاربردها)‪.‬‬ ‫ترجمه ی بهرام خیری و پدرام باقرنژاد‪ -.‬تهران‪ :‬انتشارات بهمن برنا‪.‬‬ ‫‪1515‬مانهایم‪ ،‬یارول (‪ .)۱۳۹۰‬دیپلماسی عمومی راهبردی و سیاست خارجی‬ ‫امریکا (گسترش نفوذ)‪ .‬ترجمه ی حسام الدین اشنا و محمدصادق‬ ‫اسماعیلی‪ -.‬تهران‪ :‬انتشارات دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫‪1616‬مشهدی پور‪ ،‬فاطمه (‪« ،)۱۳۹۶‬بازاریابی رویداد و بازاریابی سیاسی‪:‬‬ ‫به بزرگی یک تسخیر‪ ،‬به فراموشی یک فرمانده»‪ ،‬دوفصلنامه بازاریابی‬ ‫سیاسی‪ ،‬شماره ‪( ،۲‬بهار و تابستان ‪ ،)۹۶‬صص ‪.۴۹-۳۶‬‬ ‫‪1717‬معبادی‪ ،‬حمید (‪ .)۱۳۸۱‬چالش های ایران و امریکا بعد از پیروزی انقالب‬ ‫اسالمی ایران‪ -.‬تهران‪ :‬مرکز اسناد انقالب اسالمی‪.‬‬ ‫‪1818‬واعظی‪ ،‬حسن (‪ .)۱۳۷۹‬ایران و امریکا؛ بررسی سیاست های امریکا در‬ ‫ایران‪ -.‬تهران‪ :‬سروش‪.‬‬ ‫‪1919‬والدهایم‪ ،‬کورت (‪ .)۱۳۷۰‬کاخ شیشه ای سیاست‪ -.‬تهران‪ :‬انتشارات‬ ‫اطالعات‪ ،‬چاپ چهارم‪.‬‬ ‫‪2020‬ولز‪ ،‬تیم (‪ ۴۴۴ .)۱۳۶۶‬روز (خاطرات گروگان ها از دوران تسخیر‬ ‫النه ی جاسوسی امریکا)‪ .‬ترجمه ی حسین ابوترابیان‪ -.‬تهران‪ :‬مرکز‬ ‫نشر فرهنگی رجاء‪.‬‬ ‫‪21. Sickmann, Rocky (1982) Iranian HOSTAGE; A Personal Diary‬‬ ‫‪of 444 Days In Captivity …, Crawford Press, Kansas, USA.‬‬ ‫‪22. Anholt, Simon (2002a) «Nation branding : a continuing theme»,‬‬ ‫‪Journal of Brand Management, 10(1), 5960-.‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪141‬‬ ‫سید جواد حسینی‬ ‫پژوهشگر هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟‪،‬‬ ‫دانش اموخته کارشناسی ارشد معارف اسالمی و علوم سیاسی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه عالمه طباطبایی؟هر؟‬ ‫ݡݡٮ‬ ‫�ناݤ ݩݑݦٯ ݫ ݫݬݓ ݤݤ‬ ‫ݡص ݩݖ ݦدݣوݣ ݣݣر ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݥݣال ݤ‬ ‫�ن‬ ‫ݩ‬ ‫ݐ‬ ‫ݧ‬ ‫ݦ‬ ‫ݑ‬ ‫ݦ‬ ‫ݩ‬ ‫ݦ‬ ‫ݐ‬ ‫ݒ‬ ‫ٯ‬ ‫م‬ ‫ى‬ ‫ى‬ ‫م‬ ‫ا‬ ‫ݤ‬ ‫ک ݣ الݣ ݓݪݣٮ ݣ‪،‬ٮݣ ݫݓݣ ݣه ݣݣڡ ݣر ݣاݤ وݣس ݣ ݫݣݡیݥ ݫݣݬݔکݣ ݤاݣرݣ اݣنݤ‬ ‫ٮ ݫݬݓه ݫݣ ݫݣٮݭݓرݣرݣݣگی ݣ ݬݫݔ ݣ ݣ‬ ‫مقدمه‬ ‫انقالب اسالمی ایران به تمام معنا یک پیام جدید بود‪ .‬درست در زمانی که جهان بشری در دوگانه ی‬ ‫سودانگار و مارکسیسم بی روح‪ ،‬مجبور بود یک گزینه را به عنوان الگو برای زندگی خود‬ ‫لیبرالیسم‬ ‫ِ‬ ‫برگزیند‪ ،‬پیامی متفاوت وارد این عرصه شد‪ .‬پیامی که توانست انحصار دو بلوک غرب و شرق را در‬ ‫مخاطب یابی بشکند و برای بخش عظیمی از انسان ها پیامی جدید و متفاوت با انچه که جان و‬ ‫ذهن انان خو گرفته بود ارائه دهد‪ .‬لذا در اولین دقایقی که انقالب اسالمی ایران در بهمن ‪ 57‬به بار‬ ‫نشست‪ ،‬دشمنان ان زودتر از دوستانش‪ ،‬پیام انقالب را درک کردند‪ .‬انان تمام تالش خود را صرف‬ ‫کردند تا پیام انقالب صادر نشود‪ .‬همچنین بسیار تالش کردند تا پیام انقالب ناقص یا با تصویری‬ ‫متفاوت با انچه که بود منتقل شود تا از این طریق هزینه های شکست خود را به حداقل برسانند‪.‬‬ ‫از این رو ا گر تاریخ ایران معاصر مطالعه شود هیچ واقعه ای به اندازه ی وقوع انقالب اسالمی کانون‬ ‫دغدغه و اضطراب برای نظام استعماری بین الملل نشده است‪ .‬ارمان «صدور انقالب» به اندازه ی‬ ‫خود وقوع انقالب اسالمی مهم بوده و هست‪.‬‬ ‫‪142‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫‪S.J.HOSSEINI66@gmail.com‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫صدور انقالب‪ ،‬یعنی صدور فرهنگ انسان ساز اسالم‪ ،‬و صدور صفا و خلوص‪ ،‬و تکیه و اصرار بر‬ ‫ارزش های انسانی‪ .‬ما به این کار و انجام این وظیفه افتخار می کنیم‪ .‬این‪ ،‬راه انبیاست و ما‬ ‫این راه را باید ادامه دهیم‪.‬‬ ‫(رهبری معظم انقالب‪)۱۳۶۸/۴/۲۲ ،‬‬ ‫‪ ‬در استانه ی چهلمین سالگرد پیروزی انقالب‬ ‫اسالمی‪ ،‬این نهال نوپا تبدیل به درختی تنومند‬ ‫شده که دیگر بحث از تغییر یا حذف ان نیست‪،‬‬ ‫بلکه تالش ها مصروف فهم ان می شود و هیچ‬ ‫واقعه ای در منطقه رخ نمی دهد و هیچ تصمیمی‬ ‫گرفته نمی شود مگرانکه ایران یک سوی این‬ ‫ماجرا است؛ و رای و نظر جمهوری اسالمی‬ ‫ایران در مورد ان مساله پرسیده می شود‪ .‬ارمان‬ ‫انقالب اسالمی و اندیشه ی رهبران ان امروز در‬ ‫کشورهای اسالمی تبدیل به گفتمان عمومی‬ ‫شده و مفاهیمی که انان افریده اند در جای جای‬ ‫جهان اسالم ریشه دوانده است‪ .‬در مدیریت‬ ‫بحران های منطقه ای نیز دایره و میزان نفوذ‬ ‫ایران گسترش یافته است‪ .‬ایران امروز در عراق‬ ‫و سوریه با داعش می جنگد و از حیثیت و عزت‬ ‫جامعه ی شیعی و اسالمی محافظت می کند‪،‬‬ ‫در سوریه از محور مقاومت حمایت می کند و در‬ ‫لبنان از مظلومان ان دیار دستگیری نموده و در‬ ‫مقابل زور و زر و تزویر جریان های افراطی منطقه‬ ‫تالش می کند سالح مقاومت را حفظ کند‪ .‬اما‬ ‫ما همواره انقالب را از درون ان بررسی کرده ایم؛‬ ‫حال ان که وقت ان رسیده که این پیکره ی‬ ‫عظیم را از منظر یک ناظر بیرونی بنگریم‪ .‬ا گر‬ ‫رویکردمان از هسته ی بیرونی انقالب اسالمی‬ ‫باشد‪ ،‬الگوهای صدور و فهم بازتاب های انقالب‬ ‫و همچنین میزان فهم نخبگان سیاسی در این‬ ‫موضوع‪ ،‬بهتر قابل رویت است‪.‬‬ ‫انقالب اسالمی ایران یک پدیده ی سیاسی‪-‬‬ ‫اجتماعی بود که مانند همه ی پدیده ها‪ ،‬اثرات‬ ‫و تبعاتی بر فضای پیرامونی خود می گذاشت‪ .‬به‬ ‫عبارت دیگر این واقعه ان قدر در جامعه ی خود و‬ ‫جوامع پیرامونی اثرگذار بود که تمامی مخاطبان‬ ‫ان خواسته یا ناخواسته در مقابل عرضه ی‬ ‫این پیام قرار می گرفتند‪ .‬اما عالوه بر این‪ ،‬پیام‬ ‫انقالب اسالمی تفاوت دیگری نیز با سایر پیام ها‬ ‫داشت و ان این که پشتوانه ی فکری این پیام به‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪143‬‬ ‫ݩݖݦ‬ ‫ݩݧݐ‬ ‫ݐ ݦ ى نا ݑݦ‬ ‫ٮ ݫݬݓ ݣه ݫݣݣٮݫݓݭرݣرݣݣگی ݣ ݬݫݔ ݣ ݣ ݤݣ‬ ‫ک� ݣٯالݣ ݓݪݣٮ ݣ‪،‬ٮݣ ݫݓݣ ݣه ݣݣڡ ݣراݤݣموݣ ݩݒ ݦݣس ݣىݣݡیݥ ݫݣݬݔکݣاݤݣرݣماݣنݤ‬ ‫میزانی بود که بتواند هم به صورت عرضی و هم‬ ‫به صورت طولی در جوامع و نسل های بعدی‬ ‫اثرگذار باشد‪ .‬ظهور شهدای مدافع حرم که از‬ ‫ّ‬ ‫نظر میانگین ّ‬ ‫سنی متولدان دهه ی دوم انقالب‬ ‫اسالمی هستند نشان از حرکت نسلی پیام انقالب‬ ‫دارد‪ .‬از این رو امروز شاهد ان هستیم که پیام‬ ‫انقالب اسالمی یا گفتمان مقاومت در بسیاری از‬ ‫جوامع به عنوان یک گفتمان غالب‪ ،‬بروز و ظهور‬ ‫یافته و بسیاری از متاثران این پیام‪ ،‬خود را در‬ ‫همگرایی با انقالب اسالمی و جمهوری اسالمی‬ ‫ایران می بینند‪.‬‬ ‫از این رو می توان ارمان صدور انقالب را یک ارمان‬ ‫بلند و به مثابه مرحله ی دوم انقالب اسالمی ایران‬ ‫دانست‪ .‬به عبارت دیگر صدور انقالب گام دوم اما‬ ‫گامی بلند و متعالی از مراحل انقالب اسالمی بود‬ ‫که به فراموشی سپرده شد‪ .‬همچنین نخبگان‬ ‫سیاسی انقالب اسالمی نتوانستند به نقشه ی‬ ‫راهی منسجم و مشخص در مساله ی صدور‬ ‫انقالب برسند‪ .‬این در حالی است که ا گر در‬ ‫منطق اندیشه ی مهدویت گام برداریم‪ ،‬انقالب‬ ‫اسالمی ایران ان گاه به ارمان مهدویت نزدیک‬ ‫می شود و با ان پیوند می خورد که از مرحله ی‬ ‫صدور انقالب عبور کرده و بتواند گفتمان خود‬ ‫را در سطح منطقه و بین الملل همگانی سازد‪.‬‬ ‫از این رو صدور انقالب را می توان ارمان دانست‬ ‫به بزرگی و عظمت خود انقالب اسالمی‪.‬‬ ‫‪144‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫‪ -1‬اسیب شناسی روند صدور انقالب‬ ‫بعد از وقوع انقالب اسالمی ایران‪ ،‬بین نخبگان‬ ‫سیاسی بر سر الگوها و شیوه های صدور انقالب‬ ‫اختالف نظر وجود داشته و این اختالف نظر تا امروز‬ ‫نیز امتداد یافته است‪ .‬البته باید بیان داشت که‬ ‫ً‬ ‫طبیعتا منظور از الگوهای صدور انقالب‪ ،‬روش های‬ ‫موجود و مورد استفاده ی کشورهای استکباری‬ ‫برای صدور اندیشه های لیبرال نیست؛ بلکه‬ ‫مراد از این الگوها‪ ،‬محمل هایی برامده از فکر‬ ‫و مکتبی است که انقالب اسالمی از ان تغذیه‬ ‫می شود‪ .‬به عبارت دیگر هر چند انقالب اسالمی‬ ‫روش و الگوی خاص خود را برای صدور انقالب‬ ‫دارد که این الگو و روش غیرتقلیدی و مختص‬ ‫خود انقالب است‪ ،‬اما در این خصوص هنوز فکر‬ ‫و ایده ی خاصی طراحی نشده است‪.‬‬ ‫در ابتدای انقالب اسالمی برخی از نخبگان و‬ ‫فعاالن عرصه ی صدور انقالب تالش کردند با‬ ‫زمینه سازی نظامی و ورود سخت افزاری در‬ ‫جوامع دیگر بستر را برای صدور انقالب فراهم‬ ‫اورند‪ .‬تالش هایی که توسط حجت االسالم‬ ‫شهید محمد منتظری‪ 1‬در سازمان نهضت های‬ ‫ازادی بخش صورت گرفت‪ ،‬نماد بارز این طیف‬ ‫‪ -1‬حجت االسالم محمدعلی منتظری فرزند ایت اهلل حسینعلی منتظری‪،‬‬ ‫متولد ‪ 1323‬در نجف اباد‪ ،‬از مبارزان پیش از انقالب و ازجمله بنیان گذاران‬ ‫سپاه پاسداران انقالب اسالمی بود که سرانجام در هفتم تیر ‪( 1360‬انفجار‬ ‫دفتر حزب جمهوری اسالمی) به شهادت رسید‪.‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫امروزه نظام بین الملل به بازاری شبیه است که عرضه کنندگان مختلف و متعدد در تالش هستند تا مخاطبان بیشتری را جذب پیام خود‬ ‫ً‬ ‫نمایند‪ .‬جذبی که در یک طرح هدفمند و برنامه ریزی شده‪ ،‬ذائقه ی ان قبال ساخته شده و پیام متناسب با مذاق مخاطبان عرضه می شود‪.‬‬ ‫فکری بوده است‪ .1‬اما این روش به دلیل نتایج و‬ ‫بازتاب های منفی که به بار اورد‪ ،‬به محاق رفت‪.‬‬ ‫همچنین در سوی دیگر طیف‪ ،‬برخی از نخبگان‬ ‫سیاسی معتقد بودند که می بایست جنبه های‬ ‫هم افزایی انقالب اسالمی با نظام بین الملل ان قدر‬ ‫تقویت شود که ایران به عنوان عضوی از جامعه ی‬ ‫جهانی به رسمیت شناخته شود‪ .‬این دیدگاه‬ ‫معتقد بود که ایران می بایست از مجاری قانونی‬ ‫بین المللی برای صدور گفتمان خود تالش کند‪.‬‬ ‫این نظر در سیاست خارجی ایران بعد از پایان‬ ‫ً‬ ‫دوران دفاع مقدس ُپررنگ شد؛ در حالی که اوال‬ ‫بسیاری از محمل ها و مجراهای نظام بین الملل‬ ‫اجازه ی انتقال پیام انقالب اسالمی ایران را به‬ ‫ً‬ ‫مخاطبان اصلی نمی دادند و ثانیا در بسیاری‬ ‫از موارد پیش شرط نظام حا کم بین الملل برای‬ ‫به رسمیت شناخته شدن حضور ایران در مجامع‬ ‫بین المللی‪ ،‬کوتاه امدن جمهوری اسالمی ایران‬ ‫از بسیاری از مبانی و شعارهایش بود‪.‬‬ ‫با مطرح شدن و ّقوت گرفتن الگوی دیپلماسی‬ ‫عمومی در سیاست خارجی‪ ،‬دولت ها تالش‬ ‫‪« -1‬رادیکالیست های انقالبی مانند مرحوم شهید محمد منتظری‪،‬‬ ‫معتقد بودند انقالب اسالمی بنا به ماهیت ایدئولوژیکی ان (خاتمیت و‬ ‫ً‬ ‫جهان شمولی دین) ضرورتا باید به سایر کشورها منتشر گردد‪ ،‬حتی با‬ ‫دخالت نظامی‪ .‬وی جهاد ارزشمند را جهاد ابتدایی می دانست و صدور‬ ‫انقالب از طریق ا گاهی بخشی را یک نوع تا کتیک انحرافی بر می شمرد و‬ ‫معتقد بود سیره مسلمانان صدر اسالم باید سرلوحه مسلمانان امروز باشد‬ ‫که تفکیکی بین مسلمانان شهرها و مناطق اسالمی نبود و همه ان ها جهاد‬ ‫را واجب می دانستند و در ان مشارکت می کردند‪ ...‬شهید محمد منتظری‬ ‫صدور انقالب را به دو صورت جهاد ابتدایی یا کمک مادی و تسلیحاتی به‬ ‫نهضت های ازادی بخش دنیا چه مسلمان و چه غیر مسلمان که در جبهه‬ ‫مستضعفان علیه مستکبران مبارزه می کنند‪ ،‬امکان پذیر می دانست‪».‬‬ ‫(ایزدی‪ 1361 ،‬به نقل از فتحی‪)۷۴ :۱۳۹۳ ،‬‬ ‫کردند به جای مخاطب قرار دادن دولت های‬ ‫ّ‬ ‫دیگر‪ ،‬ملت ها را مخاطب خود قرار دهند‪ .‬به‬ ‫عبارت دیگر ورود به فضای غیررسمی سیاست‬ ‫خارجی زمینه را برای اثرگذاری و ساختن ذهن‬ ‫مخاطب‪ ،‬جهت حرکت در مسیر قدرت های‬ ‫سیاسی را فراهم ساخت‪ .‬دیگر نیازی نبود که‬ ‫دولت ها برای منافع خود به کشورهای دیگر‬ ‫لشکرکشی کنند‪ .‬استفاده از غول های رسانه ای‬ ‫منجر به ان می شد که سبک زندگی جوامع ازطریق‬ ‫تغییر ذائقه برای جذب مخاطب و رساندن یک‬ ‫پیام‪ ،‬مطابق اهداف کشورهای استعماری تغییر‬ ‫یابد‪ .‬به عبارت دیگر امروزه نظام بین الملل به‬ ‫بازاری شبیه است که عرضه کنندگان مختلف و‬ ‫متعدد در تالش هستند تا مخاطبان بیشتری‬ ‫را جذب پیام خود نمایند‪ .‬جذبی که در یک‬ ‫طرح هدفمند و برنامه ریزی شده‪ ،‬ذائقه ی‬ ‫ً‬ ‫ان قبال ساخته شده و پیام متناسب با مذاق‬ ‫مخاطبان عرضه می شود‪ .‬حال در این بازاری‬ ‫که شکل گرفته و پیام ها در ان به مثابه یک کاال‬ ‫انگاشته شده است‪ ،‬جایگاه جمهوری اسالمی‬ ‫ایران و پیام ان کجاست؟ انقالب اسالمی ایران‬ ‫چگونه می تواند در این رقابت تنگاتنگ حضور‬ ‫یافته و پیام خود را به ذهن و جان مخاطب‬ ‫ً‬ ‫نزدیک کند؟ ایا اصال لزومی دارد که او وارد این‬ ‫بازار شود یا اینکه الزم است متناسب با جنس‬ ‫پیامش‪ -‬که با پیام های دیگر متفاوت است‪-‬‬ ‫طرحی نو در اندازد؟‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪145‬‬ ‫ݩݖݦ‬ ‫ݩݧݐ‬ ‫ݐ ݦ ى نا ݑݦ‬ ‫ٮ ݫݬݓ ݣه ݫݣݣٮݫݓݭرݣرݣݣگی ݣ ݬݫݔ ݣ ݣ ݤݣ‬ ‫ک� ݣٯالݣ ݓݪݣٮ ݣ‪،‬ٮݣ ݫݓݣ ݣه ݣݣڡ ݣراݤݣموݣ ݩݒ ݦݣس ݣىݣݡیݥ ݫݣݬݔکݣاݤݣرݣماݣنݤ‬ ‫بازتاب یعنی انعکاس طبیعی و بدون برنامه ریزی یک واقعه سیاسی‪ -‬اجتماعی در‬ ‫محیط پیرامونی‪ .‬اما صدور انقالب یعنی برنامه ریزی و هدف گذاری برای رساندن‬ ‫اثرات و نتایج یک واقعه ی سیاسی‪ -‬اجتماعی در محیط اطراف‪.‬‬ ‫‪ -2‬صدور انقالب یا بازتاب ان؟‬ ‫ممکن است امروزه از نتایج و پیروزی های‬ ‫انقالب اسالمی در منطقه و دفع فتنه های‬ ‫مختلف خرسند باشیم و شکی نیست که این‬ ‫پیروزی ها و دست برتر داشتن‪ ،‬ثمره ی درخت‬ ‫پربرکت انقالب است‪ .‬اما در کنار این احساس‬ ‫خرسندی الزم است با رویکردی دقیق به تحلیل‬ ‫وضعیت صدور انقالب بپردازیم‪ .‬باید دانست‬ ‫ً‬ ‫که این پیروزی ها لزوما ناشی از تالش نخبگان‬ ‫سیاسی برای صدور انقالب نیست بلکه این اثر‬ ‫طبیعی و ّقوت پیام انقالب است که توانسته در‬ ‫رقابت با تمامی پیام های مشابه و غیر مشابه‪،‬‬ ‫خود را به ذهن و جان مخاطب تشنه نزدیک تر‬ ‫کند‪ .‬به عبارت دیگر انقالب اسالمی یک وظیفه ی‬ ‫ذاتی دارد و ان حفاظت از کیان اسالم و ّ‬ ‫تشیع‬ ‫در مقابل دشمنان و بدخواهان است‪ .‬این به‬ ‫توان و قدرت جمهوری اسالمی بر می گردد که‬ ‫توانسته از نظر قدرت و ّقوت نظامی به میزانی‬ ‫از توانمندی برسد که از مرزهای جغرافیایی‬ ‫و مرزهای اعتقادی اسالم و ّ‬ ‫تشیع دفاع کند‪.‬‬ ‫بی شک این توانمندی در استانه ی چهل‬ ‫سالگی انقالب اسالمی دستاوردی بزرگ و‬ ‫درخور ستایش و تحسین است اما در این نکته‬ ‫باید توجه داشت که صدور انقالب یعنی ابالغ‬ ‫و رساندن پیام به مخاطب؛ در حالی که هنوز‬ ‫‪146‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫در بسیاری از عرصه ها پیام انقالب اسالمی به‬ ‫الیه های مختلف مخاطبان نرسیده است‪.‬‬ ‫یکی از مهمترین مباحث در الگوهای صدور‬ ‫انقالب فهم این نکته است که انقالب اسالمی‬ ‫بازتاب دارد یا نیازمند صدور است؟ ابتدا این دو‬ ‫مفهوم را در علم سیاست تبیین می کنیم‪ .‬بازتاب‬ ‫یعنی انعکاس طبیعی و بدون برنامه ریزی یک‬ ‫واقعه سیاسی‪ -‬اجتماعی در محیط پیرامونی‪.‬‬ ‫اما صدور انقالب یعنی برنامه ریزی و هدف گذاری‬ ‫برای رساندن اثرات و نتایج یک واقعه ی سیاسی‪-‬‬ ‫اجتماعی در محیط اطراف‪ .‬به عبارت دیگر در‬ ‫صدور‪ ،‬عنصر تدبیر و برنامه ریزی نهفته است‬ ‫اما در بازتاب‪ ،‬این مفهوم بروز و ظهور ندارد و اثر‬ ‫طبیعی خود ان پیام است‪ .‬مقام معظم رهبری‬ ‫نیز در سخنی تفاوت صدور و بازتاب در انقالب‬ ‫اسالمی را به روشنی تبیین نموده اند‪:‬‬ ‫«بارها گفتیم مفاهیم انقالب و مفاهیم اسالم‪،‬‬ ‫مثل عطر گل هاى بهارى است؛ هیچ کسى‬ ‫نمی تواند جلوى ان را بگیرد؛ پخش می شود‪،‬‬ ‫همه جا می رود؛ نسیم روح افزا و روان بخشى‬ ‫است که همه جا را به خودى خود می گیرد‪».‬‬ ‫(‪)۱۳۹۳/۹/۶‬‬ ‫این تفکیک زمانی خوب فهم می شود که به‬ ‫این نکته توجه شود که با وقوع انقالب اسالمی‪،‬‬ ‫انعکاس این واقعه به میزانی بود که تمامی‬ ‫مخاطبانی که به نوعی در جریان ان بوده اند‪،‬‬ ‫خود را در مقابل این پیام دیدند‪ .‬این وضعیت‬ ‫بسیار متفاوت با وضعیتی است که در ان‬ ‫تالش می شود تا الگوی صدور انقالب طراحی‬ ‫و ایده پردازی شود و به صورت یک مجموعه ی‬ ‫منسجم به مخاطب برسد‪.‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫‪ -3‬تفاوت ها و تمایزهای‬ ‫پیام انقالب اسالمی‬ ‫اولین نکته در الگوی بازاریابی سیاسی برای‬ ‫صدور پیام انقالب اسالمی‪ ،‬فهم تفاوت ها و‬ ‫تمایزهای این اندیشه و پیام با اندیشه ها و‬ ‫پیام های مشابه است‪ .‬انقالب اسالمی ایران‬ ‫در منطقه اولین صدای برخاسته از اسالم‬ ‫برای جذب مخاطبان نبوده بلکه قبل و بعد از‬ ‫ان‪ ،‬پیام های دیگری از مبانی فکری مختلف‬ ‫شنیده شد‪ .‬اینکه امروزه در جهان اسالم پیام‬ ‫انقالب اسالمی رساتر شنیده می شود‪ ،‬ناشی‬ ‫از سرکوب سایر پیام ها یا نبودن رقیب نیست؛‬ ‫بلکه تمام این اندیشه ها و پیام ها یک بار خود را‬ ‫عرضه کرده اند و مخاطبان در نسل های متعدد‬ ‫همه ی این پیام ها را شنیده و حتی در برخی‬ ‫موارد ان را تجربه کرده اند‪ .‬در جهان اسالم بعد‬ ‫از برجسته شدن ارمان تاسیس ّ‬ ‫تمدن نوین‪ ،‬دو‬ ‫رویکرد کالن مطرح شد‪ :‬رویکرد اسالمی و رویکرد‬ ‫غیر اسالمی‪ .‬در رویکرد غیر اسالمی دو جریان‬ ‫ناسیونالیسم عربی و مارکسیسم عربی تالش‬ ‫کردند مبتنی بر اندیشه های غیر اسالمی‪ّ ،‬‬ ‫تمدن‬ ‫ّ‬ ‫نوینی را برای ملت های مسلمان رقم بزنند که هر‬ ‫دو تالش به شکست انجامید‪ .‬جمال عبدالناصر‬ ‫در مصر و حزب بعث در عراق دو نمونه ی ناموفق‬ ‫از صدور این دو پیام هستند‪.‬‬ ‫اما در رویکرد اسالمی‪ ،‬از حدود یک قرن گذشته‪،‬‬ ‫ارمان بیداری اسالمی و بازگشت به ّ‬ ‫تمدن اصیل‬ ‫اسالمی دغدغه ی بسیاری از اندیشمندان و‬ ‫نخبگان جهان اسالم شده است‪ .‬سید جمال الدین‬ ‫اسدابادی‪ ،‬شیخ محمد عبده‪ ،‬رشید رضا‪ ،‬سید‬ ‫قطب‪ ،‬ابواالعلی مودودی‪ ،‬عالمه اقبال الهوری‪،‬‬ ‫از حدود یک قرن گذشته‪ ،‬ارمان بیداری اسالمی و بازگشت به ّ‬ ‫تمدن اصیل‬ ‫اسالمی دغدغه ی بسیاری از اندیشمندان و نخبگان جهان اسالم شده است‪.‬‬ ‫سید جمال الدین اسدابادی‪ ،‬شیخ محمد عبده‪ ،‬رشید رضا‪ ،‬سید قطب‪ ،‬ابواالعلی‬ ‫مودودی‪ ،‬عالمه اقبال الهوری‪ ،‬شهید مرتضی مطهری و‪ ...‬هر یک به نوعی‬ ‫دغدغه ی احیای تفکر دینی و بازافرینی ّ‬ ‫تمدن نوین اسالمی را پیگیری کرده و‬ ‫وجهه ی همت خود قرار داده بودند‪.‬‬ ‫تکفیر سایر مذاهب اسالمی‪ ،‬نپذیرفتن و به رسمیت نشناختن دیگر نحله های‬ ‫فکری در جهان اسالم‪ ،‬برخوردهای خشنونت بار‪ ،‬برداشت های به ّ‬ ‫ شدت‬ ‫ظاهرگرایانه و اجتهادهای ّ‬ ‫متعصبانه در دین‪ ،‬از مهم ترین بنیان های اندیشه ای‬ ‫پیام افراط گرایی است‪.‬‬ ‫شهید مرتضی مطهری و‪ ...‬هر یک به نوعی‬ ‫دغدغه ی احیای تفکر دینی و بازافرینی ّ‬ ‫تمدن‬ ‫نوین اسالمی را پیگیری کرده و وجهه ی همت‬ ‫خود قرار داده بودند‪ .‬پیام های مبتنی بر مکتب‬ ‫اسالم را می توان در ‪ 3‬نحله تقسیم بندی نمود‪.‬‬ ‫‪ -۱-۳‬پیام مبتنی بر رویکرد افراط گرایی‬ ‫یکی از مهم ترین پیام های ّ‬ ‫مدعی در جهان اسالم‪،‬‬ ‫اندیشه های افراطی است که در سال های اخیر و‬ ‫ّ‬ ‫تفکر ّ‬ ‫وهابیت‪ ،‬ابتدا در قالب «طالبان»‬ ‫برگرفته از‬ ‫و پس از ان در قالب «داعش» خود را نشان داده‬ ‫ّ‬ ‫است‪ .‬این تفکر مبتنی بر یک مکتب فقهی خاص‪،‬‬ ‫تالش می کند اجتهادهایی را از اسالم استخراج‬ ‫کند که محصول ان به زعم انان بازگشت به ّامت‬ ‫نخستین و معاصر پیامبر ا کرم ؟ص؟ است و به همین‬ ‫َ‬ ‫دلیل‪ ،‬این گروه خود را َسلفی (به معنای بازگشت‬ ‫به اسالف نخستین) می نامد‪ .‬تکفیر سایر مذاهب‬ ‫اسالمی‪ ،‬نپذیرفتن و به رسمیت نشناختن دیگر‬ ‫نحله های فکری در جهان اسالم‪ ،‬برخوردهای‬ ‫خشنونت بار‪ ،‬برداشت های به ّ‬ ‫ شدت ظاهرگرایانه‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪147‬‬ ‫ݩݖݦ‬ ‫ݩݧݐ‬ ‫ݐ ݦ ى نا ݑݦ‬ ‫ٮ ݫݬݓ ݣه ݫݣݣٮݫݓݭرݣرݣݣگی ݣ ݬݫݔ ݣ ݣ ݤݣ‬ ‫ک� ݣٯالݣ ݓݪݣٮ ݣ‪،‬ٮݣ ݫݓݣ ݣه ݣݣڡ ݣراݤݣموݣ ݩݒ ݦݣس ݣىݣݡیݥ ݫݣݬݔکݣاݤݣرݣماݣنݤ‬ ‫عواملی نظیر تکیه بر الگوهای غربی برای تاسیس ّ‬ ‫تمدن اسالمی‪ ،‬پذیرفتن‬ ‫استانداردهای نظام بین الملل و هضم شدن در این سیستم‪ ،‬و همچنین نفوذ‬ ‫جریان های َس َلفی ّ‬ ‫متعصب در اندیشه ی اخوانی‪ ،‬منجر به تناقض اندیشه ای این‬ ‫پیام با تعلیمات رهبران اولیه ان شد‪.‬‬ ‫ّ‬ ‫متعصبانه در دین‪ ،‬از مهم ترین‬ ‫و اجتهادهای‬ ‫‪1‬‬ ‫بنیان های اندیشه ای پیام افراط گرایی است ‪.‬‬ ‫ّ‬ ‫تفکر افراط گرایی سالهاست که در کشورهای‬ ‫مختلف جهان اسالم منجر به شکل گیری گروه های‬ ‫تندرویی شده که تالش می کردند مبتنی بر‬ ‫روش های سخت افزاری‪ّ ،‬‬ ‫تمدن مدرن غربی را‬ ‫به چالش بکشند‪ .‬شکل گیری گروه های افراطی‬ ‫نظیر طالبان‪ ،‬القاعده‪ ،‬داعش‪ ،‬بوکوحرام و‪ ...‬هر‬ ‫ّ‬ ‫چند مبتنی بر تفکرات و اندیشه های افراط گرایی‬ ‫بود اما انان در نهایت در میدانی به سیاست ورزی‬ ‫می پرداختند که توسط صهیونیسم‪ ،‬دولت های‬ ‫غربی و در راس ان امریکا طراحی شده بود‪ .‬بحران‬ ‫داعش در خاورمیانه به گونه ای طراحی شد که‬ ‫جریان افراط گرایی اسالمی به جای مواجهه با‬ ‫رژیم غاصب صهیونیستی‪ ،‬کشورهای اسالمی‬ ‫را به اتش کشید‪.‬‬ ‫‪ -۲-۳‬پیام مبتنی بر اندیشه ی اخوانی‬ ‫یکی از مهم ترین پیام های برخاسته از مکتب‬ ‫اسالم‪ ،‬اجتهاد اخوان المسلمین مصر از دین‬ ‫اسالم بود‪ .‬این اجتهاد بیش از یک قرن توانست‬ ‫ذهن بسیاری از نخبگان جهان اسالم را به خود‬ ‫‪ -1‬افکار افراط گرایی در اندیشه های ابن تیمیه بروز و ظهور یافت اما پس از‬ ‫درگذشت وی‪ ،‬با «هجوم فقهیان همه ی مذاهب علیه او» سلفی گری در‬ ‫مرا کز اصلی نشر اسالم رونق خود را از دست داد و شا گردان ابن تیمیه نیز‬ ‫نتوانستند شیوه ی مناقشه برانگیز او را گسترش دهند‪ .‬تا اینکه محمد بن‬ ‫عبدالوهاب (م‪ 1260 .‬ق) در سرزمین نجد به احیا این شیوه همت گذاشت‬ ‫تا اینکه با ظهور وهابیت در سده های اخیر‪ ،‬سلفی گری از حمایت نیروی‬ ‫سیاسی موثری در جهان اسالم برخوردار شد‪.‬‬ ‫‪148‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫متوجه و مشغول سازد‪ .‬این جنبش در کشورهای‬ ‫ی مصر‪ ،‬تونس‪ ،‬لیبی‪ ،‬ایران‪ ،‬ترکیه‪ ،‬عراق‪،‬‬ ‫اسالم ‬ ‫فلسطین‪ ،‬اردن‪ ،‬پا کستان‪ ،‬کویت و قطر توانست‬ ‫به تربیت نیرو و تاسیس تشکیالت بپردازد‪.‬‬ ‫جنبش فدائیان اسالم در ایران‪ ،‬جنبش حماس‬ ‫در فلسطین‪ ،‬جریان حزب عدالت و توسعه به‬ ‫رهبری نجم الدین اربکان در ترکیه‪ ،‬و جریان‬ ‫حرکه النهضه راشد الغنوشی در تونس‪ ،‬همگی‬ ‫در حقیقت ترجمان پیام اخوان المسلمین در‬ ‫این کشورها بودند‪ .‬اما جریان اخوانی از ابتدای‬ ‫پیدایش تا امروز در بزنگاه های تاریخی نتوانسته‬ ‫به ماموریتی که برای ان تشکیل شده بود‬ ‫نایل اید زیرا پیام مبتنی بر اندیشه ی اخوانی‬ ‫ویژگی هایی داشت که مخاطب را در فضایی‬ ‫مبهم و متناقض رها می کرد‪.‬‬ ‫عواملی نظیر تکیه بر الگوهای غربی برای تاسیس‬ ‫ّ‬ ‫تمدن اسالمی‪ ،‬پذیرفتن استانداردهای نظام‬ ‫بین الملل و هضم شدن در این سیستم‪ ،‬و‬ ‫َ‬ ‫ّ‬ ‫متعصب در‬ ‫همچنین نفوذ جریان های َسلفی‬ ‫اندیشه ی اخوانی‪ ،‬منجر به تناقض اندیشه ای‬ ‫این پیام با تعلیمات رهبران اولیه ان شد‪.‬‬ ‫تالش های ترکیه برای پیوستن به اتحادیه ی‬ ‫اروپا و مواضع محمد ُمرسی در مصر نسبت به‬ ‫ایران در مقایسه با روابطی که با اسرائیل اغاز‬ ‫کرده بود‪ ،‬نمود کامل انحراف این پیام از مواضع‬ ‫نخستین خود بود‪ .‬همچنین حمایت های ترکیه‬ ‫و قطر از داعش‪ ،‬نمونه ای واقعی از گرفتارشدن‬ ‫این پیام به الگوهای افراط گرایانه است‪ .‬بحران‬ ‫داعش میدان امتحان بزرگی بود که جریان‬ ‫اخوانی با تمام میراث اندیشه ای خود از ان‬ ‫سربلند بیرون نیامد‪.‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫‪ -۳-۳‬پیام مبتنی بر انقالب‬ ‫اسالمی‪ :‬جریان مقاومت‬ ‫سومین پیامی که در جهان اسالم سر بر اورد و تا کنون‬ ‫انعکاس ان امتداد دارد پیام انقالب اسالمی است که‬ ‫امروز به عنوان محور مقاومت معرفی می شود‪ .‬پیام‬ ‫این واقعه نسبت به دو پیام قبلی چند تفاوت عمده‬ ‫داشت‪ :‬نفی خشونت و افراط گرایی ‪ ،‬تشخیص اولویت‬ ‫در مسائل جهان اسالم‪ ،‬وفاداری به ارمان فلسطین‪ ،‬‬ ‫اعتقاد به وحدت جهان اسالم‪ ،‬مردم گرایی در امور‬ ‫اجتماعی و سیاسی جامعه‪ ،‬و استقالل همه جانبه‬ ‫از ّ‬ ‫تمدن غربی‪ ،‬از جمله اصول این پیام است که‬ ‫منجر به تمایز پیام انقالب اسالمی از پیام های‬ ‫مشابه شده است‪.‬‬ ‫عملکرد جمهوری اسالمی ایران در بحران داعش‬ ‫در منطقه ناظر به این نکته بود که ارمان فلسطین‬ ‫نباید فراموش شود؛ لذا سوریه و عراق از ان جهت‬ ‫که خا کریز اول جبهه ی مقاومت در مقابل ّ‬ ‫غده ی‬ ‫سرطانی اسرائیل هستند می بایست حفظ شوند‪ .‬این‬ ‫اولویت سنجی باعث شد تا ایران تالش کند ضمن ّرد‬ ‫جریان افراط گرایی تالش کند جریان اخوانی منطقه‬ ‫نظیر ترکیه و قطر را به خود نزدیک کند‪ .‬تا ضمن عدم‬ ‫ضربه خوردن ارمان وحدت و نفی خشونت گرایی‬ ‫در منطقه که حاصل ان تقویت تصویری مخدوش‬ ‫از اسالم بود‪ ،‬تمامیت ارضی کشورهای اسالمی نیز‬ ‫حفظ شود‪ .‬موفقیت رویکرد جمهوری اسالمی ایران‬ ‫موجب شد پیام برامده از انقالب اسالمی امروزه در‬ ‫منطقه در مقایسه با دو پیام دیگر در سطحی باالتر‬ ‫قرار گرفته است‪ .‬حذف داعش و همچنین تالش برای‬ ‫ایجاد همگرایی در کشورهای مسلمان برای اتحاد‬ ‫در مقابل دشمنان ‪ ،‬منجر به تقویت جایگاه ایران در‬ ‫ّ‬ ‫میان ملت های منطقه و جهان اسالم شده است‪.‬‬ ‫نفی خشونت و افراط گرایی‪ ،‬تشخیص اولویت در مسائل جهان اسالم‪،‬‬ ‫وفاداری به ارمان فلسطین‪ ،‬اعتقاد به وحدت جهان اسالم‪ ،‬مردم گرایی‬ ‫در امور اجتماعی و سیاسی جامعه‪ ،‬و استقالل همه جانبه از ّ‬ ‫تمدن غربی‪،‬‬ ‫از جمله اصول این پیام است که منجر به تمایز پیام انقالب اسالمی از‬ ‫پیام های مشابه شده است‪.‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪149‬‬ ‫ݩݖݦ‬ ‫ݩݧݐ‬ ‫ݐ ݦ ى نا ݑݦ‬ ‫ٮ ݫݬݓ ݣه ݫݣݣٮݫݓݭرݣرݣݣگی ݣ ݬݫݔ ݣ ݣ ݤݣ‬ ‫ک� ݣٯالݣ ݓݪݣٮ ݣ‪،‬ٮݣ ݫݓݣ ݣه ݣݣڡ ݣراݤݣموݣ ݩݒ ݦݣس ݣىݣݡیݥ ݫݣݬݔکݣاݤݣرݣماݣنݤ‬ ‫معین کرده است‪ :‬برخورد مجتهدانه با ّ‬ ‫انقالب اسالمی در مواجهه با ّ‬ ‫تمدن مدرن تکلیف خود را ّ‬ ‫تمدن مدرن‪ ،‬به گونه ای که زندگی اجتماعی‬ ‫مختل نشود و در مقابل‪ ،‬فرهنگ اسالمی بتواند هویت خود را در سبک زندگی اسالمی حفظ کند و ان را ارتقاء بخشد‪.‬‬ ‫‪ّ -4‬‬ ‫مزیت رقابتی پیام انقالب اسالمی‬ ‫پیام انقالب اسالمی در مقایسه با پیام های رقیب‬ ‫حائز چند شاخص بوده که این شاخص ها منجر‬ ‫به ّ‬ ‫مزیت رقابتی ان نسبت به پیام های مشابه‬ ‫در بازاریابی مخاطبان شده است‪ :‬مردم گرایی‪،‬‬ ‫برخورد مجتهدانه با ّ‬ ‫تمدن مدرن‪ ،‬عقل گرایی‪،‬‬ ‫پرهیز از خشونت‪ ،‬عدم اقدام نظامی علیه‬ ‫دیگر کشورها و‪ ...‬را می توان از مهم ترین این‬ ‫شاخص ها برشمرد‪.‬‬ ‫ُ‬ ‫مردم ساالری واقعی در پیام انقالب اسالمی پررنگ‬ ‫است‪ .‬امام خمینی؟ق؟ از ابتدای حرکت نهضت‬ ‫بر بدنه ی مردم اتکاء داشت و این تکیه بر مردم‬ ‫تا امروز در جمهوری اسالمی ایران به عنوان یک‬ ‫اصل پذیرفته شده باقی مانده است‪ .‬این در حالی‬ ‫است که در پیام ها و مکاتب رقیب‪ ،‬خواست و‬ ‫اراده ی مردم جایگاهی در امر سیاسی و اداره ی‬ ‫جامعه ندارد‪ .‬ویژگی دوم در ّ‬ ‫مزیت رقابتی پیام‬ ‫ّ‬ ‫انقالب اسالمی‪ ،‬برخورد مجتهدانه ی ان با تمدن‬ ‫سنت و ّ‬ ‫مدرن است‪ .‬جدای از بحث ّ‬ ‫تجدد ‪-‬که از‬ ‫فرصت این مقال بیرون است‪ -‬انقالب اسالمی‬ ‫در مواجهه با ّ‬ ‫تمدن مدرن تکلیف خود را ّ‬ ‫معین‬ ‫ّ‬ ‫کرده است‪ :‬برخورد مجتهدانه با تمدن مدرن‪،‬‬ ‫به گونه ای که زندگی اجتماعی مختل نشود و‬ ‫در مقابل‪ ،‬فرهنگ اسالمی بتواند هویت خود‬ ‫‪150‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫را در سبک زندگی اسالمی حفظ کند و ان را‬ ‫ارتقاء بخشد‪.‬‬ ‫شاخص سوم‪ ،‬عقل گرایی به عنوان بستر اصلی‬ ‫پیام انقالب اسالمی است‪ .‬جدای از ریشه دار‬ ‫ّ‬ ‫تفکر ّ‬ ‫تشیع‪ ،‬انقالب اسالمی‬ ‫بودن عقل گرایی در‬ ‫توانسته این تصویر را از خود برای مخاطبان‬ ‫ترسیم کند که عقل به عنوان یک منبع و شاخص‬ ‫در تعامالت سیاسی‪ -‬اجتماعی می تواند مبنا‬ ‫باشد‪ .‬دوری از خشونت گرایی و افراط گرایی از‬ ‫دیگر مشخصه های پیام انقالب اسالمی است که‬ ‫توانسته مخاطبان را به این سطح از اقناع برساند‬ ‫که جمهوری اسالمی هیچ گاه شروع کننده اقدام‬ ‫نظامی علیه هیچ کشوری نبوده و نخواهد بود‪:‬‬ ‫«‪ ...‬اینها خیال می کردند که ما برای صدور‬ ‫انقالب لشگرکشی خواهیم کرد؛ یا لشگر نظامی یا‬ ‫لشگر امنیتی و اطالعاتی؛ مثل خودشان که برای‬ ‫مقاصدشان لشگرهای امنیتی می فرستند؛ اما‬ ‫غافل از اینکه نه‪ ،‬ما نه لشگر اطالعاتی می خواهیم‬ ‫ّ‬ ‫و نه لشگر نظامی‪ ،‬بلکه حرف ملت ایران و ان‬ ‫ّ‬ ‫طرحی که ملت ما برای اداره ی ملت ها و جوامع به‬ ‫ّ‬ ‫میان اورده‪ ،‬در دل ملت های مسلمان می نشیند‬ ‫ّ‬ ‫و ملت های مسلمان به طور طبیعی عالقه مند و‬ ‫ّ‬ ‫طرفدار ملت ما می شوند؛ که هستند و شدند و‬ ‫ّ‬ ‫روزبه روز هم بیشتر می شوند‪( ».‬رهبری معظم‬ ‫انقالب‪)۱۳۸۵/۸/۱۷ ،‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫‪ -5‬اولویت یابی در جذب مخاطبان‬ ‫(بخش بندی و هدف گیری در بازار سیاست)‬ ‫در الگوی صدور انقالب‪ ،‬اولویت یابی در جذب‬ ‫مخاطب مهم است و نخبگان سیاسی انقالب‬ ‫اسالمی باید مخاطبان متنوع پیام انقالب‬ ‫اسالمی و سطوح مختلف ان ها را دریابند‪ .‬در‬ ‫بیانات امام خمینی؟ق؟ و مقام معظم رهبری‬ ‫جهانی پیام‬ ‫به نوعی طبقه بندی مخاطبان‬ ‫ِ‬ ‫انقالب اسالمی دیده می شود‪ .‬به نظر می رسد‬ ‫مخاطبان پیام انقالب اسالمی در الیه های‬ ‫شیعیان‪ ،‬مسلمانان‪ ،‬مظلومان و ابناء بشر‬ ‫قابل ترسیم باشند (شکل شماره ی ‪ .)۱‬مقام‬ ‫معظم رهبری در گوشزد کردن فهم صحیح این‬ ‫نکته توجه داده اند که نباید مخاطبان واقعی‬ ‫پیام انقالب را با بهانه های مختلف و فرعی دور‬ ‫کرد‪ .‬شاید در این دستگاه فکری‪ ،‬رمز استراتژی‬ ‫وحدت بیشتر و بهتر فهم شود‪ .‬به عبارت دیگر‬ ‫پیام انقالب اسالمی در جهان اسالم با استراتژی‬ ‫وحدت توان اثرگذاری بیشتری دارد‪:‬‬ ‫«بعضی ها خیال می کنند که ا گر بخواهند راجع‬ ‫ً‬ ‫به دوره ی خلفا تحلیل کنند‪ ،‬حتما باید با طعن‬ ‫به ان ها همراه باشد؛ نه‪ ،‬طعن به خلفا در‬ ‫رادیو جایز نیست‪ ...‬داعیه ی ما این است که‬ ‫می خواهیم انقالب مان را به دنیا صادر کنیم؛‬ ‫کدام دنیا؟ در درجه ی اول‪ ،‬دنیای اسالم‬ ‫است‪ .‬ان وقت دنیای اسالم که یک میلیارد‬ ‫و دویست میلیون نفر جمعیت دارد و حدود‬ ‫چهارپنجم شان کسانی هستند که به چیزهایی‬ ‫به شکل ّ‬ ‫مقدسات اعتقاد دارند‪ ،‬شما بیایید به‬ ‫این مقدسات اهانت بکنید؟! ایا این انقالب‬ ‫صادر می شود؟!» (‪)۱۳۷۰/۱۲/۱۳‬‬ ‫در الیه ی دیگر مخاطبان انقالب اسالمی نه تنها‬ ‫جهان اسالم بلکه تمامی عالم بشریت دیده‬ ‫می شود‪ .‬پیام انقالب اسالمی ناظر به ابعادی‬ ‫از وجود و فطرت انسانی است که می تواند این‬ ‫طیف از انسان ها را نیز به سوی خود جلب کند‪:‬‬ ‫«یک نقطه ی دیگر از نقاط روشن خط امام‪،‬‬ ‫جهانی بودن نهضت است‪ .‬امام نهضت را‬ ‫جهانی می دانست و این انقالب را متعلق به‬ ‫ّ‬ ‫همه ی ملت های مسلمان‪ ،‬بلکه غیرمسلمان‬ ‫معرفی می کرد‪ .‬امام از این ابائی نداشت‪ .‬این‬ ‫غیر از دخالت در امور کشورهاست‪ ،‬که ما‬ ‫نمی کنیم؛ این غیر از صادر کردن انقالب به‬ ‫سبک استعمارگران دیروز است‪ ،‬که ما این کار‬ ‫را نمی کنیم‪ ،‬اهلش نیستیم؛ این معنایش ان‬ ‫است که بوی خوش این پدیده ی رحمانی‬ ‫ّ‬ ‫باید در دنیا پرا کنده شود‪ ،‬ملت ها بفهمند که‬ ‫ّ‬ ‫وظیفه شان چیست‪ ،‬ملت های مسلمان بدانند‬ ‫که هویت شان چگونه است و کجاست‪( ».‬رهبری‬ ‫معظم انقالب‪)۱۳۶۸/۴/۱۹ ،‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪151‬‬ ‫ݩݖݦ‬ ‫ݩݧݐ‬ ‫ݐ ݦ ى نا ݑݦ‬ ‫ٮ ݫݬݓ ݣه ݫݣݣٮݫݓݭرݣرݣݣگی ݣ ݬݫݔ ݣ ݣ ݤݣ‬ ‫ک� ݣٯالݣ ݓݪݣٮ ݣ‪،‬ٮݣ ݫݓݣ ݣه ݣݣڡ ݣراݤݣموݣ ݩݒ ݦݣس ݣىݣݡیݥ ݫݣݬݔکݣاݤݣرݣماݣنݤ‬ ‫شکل ‪ -۱‬بخش بندی و اولویت بندی مخاطبان پیام انقالب اسالمی‬ ‫شکل ‪ -۲‬تقویت هسته های همگرا؛ راهکار صدور انقالب اسالمی‬ ‫‪152‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫‪ -6‬صدور انقالب با تقویت هسته های همگرا‬ ‫انچه که امروز می بینیم نتیجه ی طبیعی و بازتاب‬ ‫ّ‬ ‫متوقع از پیام و گفتمان انقالب اسالمی است‪ .‬به‬ ‫عبارت دیگر نخبگان سیاسی انقالب تا حال تنها نظاره گر‬ ‫وقایع بوده اند و تالشی برای طراحی میدان هایی‬ ‫برای انتقال پیام انقالب اسالمی نداشته اند‪ .‬یکی‬ ‫از مهم ترین تکنیک های صدور انقالب‪« ،‬تقویت‬ ‫هسته های همگرا با پیام انقالب اسالمی» است‪.‬‬ ‫الگوگیری جوامع پیرامونی از انقالب اسالمی در بسیاری‬ ‫از زمینه ها خود را نشان داده است و نیازمند ان است‬ ‫که این هسته های همگرایی تقویت شود‪ .‬یعنی پیام‬ ‫انقالب اسالمی در حال حاضر در الیه های مختلف‬ ‫مخاطبان فرا گیر شده است اما باید سازوکارهایی‬ ‫برای تثبیت این پیام ها طراحی کرد‪.‬‬ ‫یکی از این راهکارها تقویت هسته های همگرا با پیام‬ ‫انقالب اسالمی است‪« .‬حزب اهلل لبنان» از جمله‬ ‫هسته های مقاومت متاثر از انقالب اسالمی است‬ ‫که در بسیاری از مبانی اندیشه ای نیز از پیام انقالب‬ ‫اسالمی تغذیه می شود‪ .‬همچنین «کمیته های مردمی»‬ ‫در یمن که با الگوگیری از کمیته های انقالب اسالمی‬ ‫طراحی و اجرا شده است‪ .‬تشکیل «حشدالشعبی»‬ ‫متاثر از الگوی بسیج مستضعفین در عراق‪ ،‬تشکیل‬ ‫لشگر فاطمیون شیعیان افغانستان و لشگر زینبیون‬ ‫شیعیان پا کستان را نیز می توان از دیگر نمونه های موفق‬ ‫این هسته های همگرا دانست (شکل شماره ی‪.)۲‬‬ ‫تربیت نیرو‪ ،‬انسجام تشکیالت‪ ،‬انتقال مبانی‪ ،‬تشکیل‬ ‫زنجیره ی نخبگان سیاسی از جمله مهمترین اموری‬ ‫است که برای تقویت هسته های همگرا برای صدور‬ ‫انقالب باید ّ‬ ‫مدنظر داشت‪.‬‬ ‫یکی از مهم ترین تکنیک های صدور انقالب‪« ،‬تقویت هسته های همگرا با‬ ‫پیام انقالب اسالمی» است‪.‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪153‬‬ ‫ݩݖݦ‬ ‫ݩݧݐ‬ ‫ݐ ݦ ى نا ݑݦ‬ ‫ٮ ݫݬݓ ݣه ݫݣݣٮݫݓݭرݣرݣݣگی ݣ ݬݫݔ ݣ ݣ ݤݣ‬ ‫ک� ݣٯالݣ ݓݪݣٮ ݣ‪،‬ٮݣ ݫݓݣ ݣه ݣݣڡ ݣراݤݣموݣ ݩݒ ݦݣس ݣىݣݡیݥ ݫݣݬݔکݣاݤݣرݣماݣنݤ‬ ‫‪ -7‬ترویج الگوی معیار‬ ‫بعد از اسیب شناسی وضع موجود و ارائه ی راهکار‬ ‫به نظر می رسد ارائه «الگوی معیار» زنجیره ی‬ ‫نهایی این بحث باشد‪ .‬بهترین وضعیت برای‬ ‫الگوی صدور انقالب چیست؟ به عقیده ی‬ ‫نگارنده بهترین روش برای انتقال یک پیام‪،‬‬ ‫«اقناع مخاطب» درجهت درک ارزشمندی پیام‬ ‫و ّ‬ ‫تبعیت از ان است‪ .‬وقتی مخاطب دریابد انچه‬ ‫که به وی عرضه می شود بهترین و ارزشمندترین‬ ‫پیامی است که تا کنون با ان مواجه شده‪،‬‬ ‫بی درنگ ان را می پذیرد‪ .‬پیام انقالب اسالمی‬ ‫زمانی بهترین شرایط صدور را خواهد داشت که‬ ‫جمهوری اسالمی به عنوان یک الگوی تمام عیار‪،‬‬ ‫ّ‬ ‫همه جانبه و کامل نمود پیدا کند و کشور را مرفه‬ ‫و برخوردار از عدالت اجتماعی و سایر ارزش های‬ ‫اسالمی کند‪ .‬انقالب اسالمی ا گر در هدایت و‬ ‫مدیریت جامعه ی خود موفق باشد‪ ،‬به بهترین‬ ‫روش برای اقناع مخاطبان در دریافت پیام‬ ‫انقالب اسالمی دست یافته است‪.‬‬ ‫«ا گر جنگ هشت ساله را بر ما تحمیل کردند‪،‬‬ ‫به خاطر این بود که ما دیرتر به بازسازی کشور و‬ ‫زنده کردن زمینه های عمران بپردازیم‪ .‬استعمار‬ ‫ّ‬ ‫و استکبار می دانند که ا گر ملت ما به کمک‬ ‫مسووالن و گردانندگان و مدیران دلسوز کشور‬ ‫‪154‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫بتواند ایرانی اباد و ازاد بسازد و احاد جامعه را‬ ‫ً ّ‬ ‫کامال مرفه و برخوردار از عدالت اجتماعی و سایر‬ ‫ارزش های اسالمی کند و در زیر چتر شریعت‬ ‫مقدسه ی اسالم نگهدارد‪ ،‬در ان صورت انقالب‬ ‫بزرگ و شکوهمند ما به خودی خود و بدون‬ ‫ان که کسی تالش کند‪ ،‬به همه ی کشورهای‬ ‫اسالمی صادر خواهد شد و الگوی دیگران قرار‬ ‫خواهد گرفت‪)۱۳۶۸/۴/۱۸( .‬‬ ‫ّ‬ ‫این نکته زمانی بهتر درک می شود که علت انحراف‬ ‫در جریان بیداری اسالمی را از همین منظر دنبال‬ ‫کنیم‪ .‬بیداری اسالمی‪ ،‬مرحله ی جدیدی در‬ ‫حیات کشورهای جهان اسالم بود اما به دلیل‬ ‫عدم برخورداری از الگوی معیار دچار انحراف‬ ‫شد‪ .‬به عبارت دیگر پیام های افراط گرایانه و یا‬ ‫پیام اخوانی تنها توانستند جامعه را به هیجان‬ ‫بیاورند اما برای بعد از فضای انقالبی‪ ،‬نسخه ای‬ ‫کارکردی ارائه نداند‪ .‬این خالء‪ ،‬زمینه را برای‬ ‫بروز نسخه های غیربومی و البته شایع و رایج‬ ‫فراهم اورد‪ .‬وضعیت کنونی مصر‪ ،‬لیبی و تونس‬ ‫ناشی از فقدان یک الگوی معیار بود‪ .‬نکته ای‬ ‫که امام خمینی؟ق؟ به فراست در ابتدای انقالب‬ ‫اسالمی ان را دریافتند و نسخه ی جایگزین را‬ ‫پیشنهاد دادند‪.‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫جمع بندی‬ ‫ارمان صدور انقالب به عظمت خود انقالب‪ ،‬مهم و درخور توجه‬ ‫بوده و این اهمیت هنوز هم امتداد دارد‪ .‬نخبگان سیاسی بعد‬ ‫از انقالب تالش کردند مبتنی بر روش های مختلف به ارمان‬ ‫ً‬ ‫صدور انقالب جامه ی عمل بپوشانند‪ .‬اما این روش ها عمدتا‬ ‫غیربومی‪ ،‬ناشی از عدم شناخت ّ‬ ‫مزیت رقابتی پیام انقالب‬ ‫اسالمی در مقایسه با پیام های مشابه‪ ،‬و همچنین عدم رعایت‬ ‫اولویت بندی در مخاطبان این پیام بوده است‪ .‬به عبارت دیگر‬ ‫نخبگان سیاسی انقالب اسالمی نباید دستاوردهای امروز انقالب‬ ‫اسالمی را به حساب تالش های خود بگذارند‪ .‬وضعیت موجود را‬ ‫تنها می توان بازتاب انقالب اسالمی دانست نه نتیجه ی صدور‬ ‫انقالب‪ .‬در کنار فهم تفاوت پیام انقالب اسالمی با پیام های‬ ‫مشابه‪ ،‬کشف ّ‬ ‫مزیت رقابتی این پیام‪ ،‬و رعایت اولویت بندی در‬ ‫جذب مخاطبان‪ ،‬می بایست به طراحی الگوی معیار مبتنی بر پیام‬ ‫انقالب اسالمی نیز دست یافت‪ .‬امروز در استانه ی چهلمین سالگرد‬ ‫پیروزی انقالب اسالمی به نظر می رسد مبتنی بر اندیشه ی امام‬ ‫خمینی؟ق؟ و مقام معظم رهبری‪ ،‬بهترین الگوی صدور انقالب‪،‬‬ ‫تشکیل یک جامعه و نظام سیاسی قدرتمند است که این الگوی‬ ‫تمام عیار بتواند مخاطبان خویش را در مواجهه و انتخاب پیام‬ ‫انقالب اسالمی به اقناع برساند‪.‬‬ ‫نخبگان سیاسی انقالب اسالمی نباید دستاوردهای امروز‬ ‫انقالب اسالمی را به حساب تالش های خود بگذارند‪ .‬وضعیت‬ ‫موجود را تنها می توان بازتاب انقالب اسالمی دانست نه‬ ‫نتیجه ی صدور انقالب‪.‬‬ ‫منابع‬ ‫‪1.1‬ایزدی‪ ،‬مصطفی (‪ .)1361‬یادنامه شهید محمد منتظری (مجموعه گفتارها)‪ -.‬تهران‪ :‬انتشارات‬ ‫و تبلیغات فرهنگ انقالب اسالمی‪.‬‬ ‫‪2.2‬فتحی‪ ،‬یوسف (‪ « ،)۱۳۹۳‬نسبت صدور انقالب اسالمی و بیداری اسالمی از منظر امام خمینی؟ق؟»‪،‬‬ ‫فصلنامه علمی‪-‬پژوهشی مطالعات انقالب اسالمی‪ ،‬س ‪( ۱۱‬بهار ‪ ،)۹۳‬ش ‪ ،36‬صص ‪.۹۰-۷۱‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪155‬‬ ‫حسن وکیل زاده‬ ‫پژوهشگر هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫ݩ‬ ‫ݒ ݑ‬ ‫�غ‬ ‫ݩ‬ ‫ݦ‬ ‫رٯیݤݤ‪ ،‬ݣݐں ݦݩ ݣه ݣ رݣݫݭٮݫ ݫݭݓیݤ!ݤ‬ ‫ݐں ݣه ݣݡس‬ ‫ݤ‬ ‫ݣ‬ ‫ݣ‬ ‫مݡی‬ ‫ٮ لمل گ ف�ت �ن ݑݦٯ س ݤݤݤ‬ ‫�ز‬ ‫ݣٮ ݣ ݣ ݣالݣ ݤ‬ ‫ݣن ݣالݣ ݬݫݓ ݣ ݣاݤ ݣ ݣ‬ ‫ل ݣ� ماݣ ݣ ݣاݤݣ ݣ ݣ ݣ‬ ‫ن ݣ ݣ ݣ ݣوݤ ݣ‬ ‫ݣسی ݬݫݣݓ ݭݫݔى ݣ ݣاݤݣ ݣ ݣ‬ ‫ٮݫݬݓاݣ ݣاݤݣرݣ ݬݔىاݣ ݫݭݓٮ ݣ ݣ ݣ ݣی ݣݡس�ی اݣ ݣ‬ ‫‪ ‬بعد از گذشت چهل سال از انقالب اسالمی ایران‪ ،‬با توجه به اهمیت روز افزون عرصه روابط‬ ‫بین الملل و کنش های جاری در ان‪ ،‬اشنایی با ابزارها و عوامل تاثیر گذار بر ان‪ ،‬امری حیاتی و‬ ‫استراتژیک است‪.‬‬ ‫بازاریابی سیاسی بین الملل به عنوان یکی از حوزه های ناشناخته اما مهم‪ ،‬نقش اساسی در تبیین‬ ‫و تنظیم نظام روابط بین الملل دارد‪ .‬در این مقاله ابتدا سعی خواهیم کرد حوزه بازاریابی سیاسی‬ ‫بین الملل را به صورت اجمالی تببین کرده و سپس به ابعاد این حوزه و نقش ان در عرصه روابط‬ ‫بین الملل بپردازیم‪ .‬انچه در این نوشتار مهم است این است که امروزه قدرت گفتمانی انقالب‬ ‫اسالمی در عرصه روابط بین الملل به عنوان یک قدرت کنش گرا و نه به یک گفتمان صرف تبدیل‬ ‫شده است و این الگو با ایجاد یک موازنه ی جدید در نظام منطقه ای‪ ،‬می تواند در اینده بر نظم‬ ‫نوین جهانی تاثیرگذار باشد‪.‬‬ ‫‪156‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫‪vakilzadeh118@yahoo.com‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫بازاریابی سیاسی‬ ‫بازاریابی سیاسی به عنوان یک رشته نوپا توانسته است تا حدودی‬ ‫فضای علم سیاست و علم بازاریابی را به هم نزدیک کند‪ .‬بازاریابی‬ ‫سیاسی به سه بخش تقسیم بندی می شود‪ :‬بخش اول بازاریابی‬ ‫سیاسی به عنوان مبارزات انتخاباتی‪ ،‬بخش دوم بازاریابی سیاسی‬ ‫به عنوان ابزار حکومت داری و بخش سوم که مدنظر این نوشتار‬ ‫می باشد به عنوان بازاریابی سیاسی بین الملل مطرح می باشد‪.‬‬ ‫بازاریابی سیاسی بین الملل حوزه هایی مثل قدرت نرم‪ ،‬دیپلماسی‬ ‫عمومی‪ ،‬بازاریابی ملت ها‪ ،‬روابط سیاسی بین الملل‪ ،‬سیاست‬ ‫خارجی و مطبوعات و مطالعات بین فرهنگی بازاریابی سیاسی‬ ‫را پوشش می دهد‪)2008 ,Sun(.‬‬ ‫بازاریابی سیاسی بین الملل حوزه هایی مثل قدرت نرم‪،‬‬ ‫دیپلماسی عمومی‪ ،‬بازاریابی ملت ها‪ ،‬روابط سیاسی‬ ‫بین الملل‪ ،‬سیاست خارجی و مطبوعات و مطالعات بین‬ ‫فرهنگی بازاریابی سیاسی را پوشش می دهد‪.‬‬ ‫بازاریابی سیاسی بین الملل‬ ‫طبیعت میان رشته ای بازاریابی سیاسی بین الملل می تواند از چند‬ ‫زاویه دیده شود‪ :‬بازاریابی سیاسی‪ ،‬دیپلماسی عمومی‪ ،‬ارتباطات‬ ‫سیاسی و روابط بین الملل‪ .‬موضوع اصلی دانش بازاریابی مبادله‬ ‫هست و این موضوع در دانش بازاریابی سیاسی بین الملل تعبیر به‬ ‫کنش سیاسی می شود‪ .‬در بازاریابی سیاسی بین الملل‪ ،‬بازیگران‪:‬‬ ‫حکومت ها‪ ،‬گروه های مردمی و سازمان های بین المللی هستند‪.‬‬ ‫محیط و فضای مبادله بیشتر به ماهیت بین فرهنگی و پارادایم‬ ‫گفتمانی حا کم بر ان ها مدیون است و محصول ارائه شده توسط‬ ‫بازیگران ارمغانی به عنوان منافع ملی است‪.‬‬ ‫هنری سان در مقاله خود‪ ،‬بازاریابی سیاسی بین الملل را اینگونه‬ ‫تعریف می کند‪:‬‬ ‫بازاریابی سیاسی بین الملل به دنبال ایجاد‪ ،‬حفظ و ارتقاء روابط‬ ‫بلند مدت سیاسی سودمند با کشورها است به طوریکه اهداف‬ ‫و منافع بازیگران سیاسی و سازمان های درگیر براورده شود‪.‬‬ ‫(‪)2007 ,Sun‬‬ ‫بازاریابی سیاسی بین الملل به دنبال ایجاد‪ ،‬حفظ و ارتقاء‬ ‫روابط بلند مدت سیاسی سودمند با کشورها است به‬ ‫طوریکه اهداف و منافع بازیگران سیاسی و سازمان های‬ ‫درگیر براورده شود‪.‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪157‬‬ ‫ݐ ݦݩ ݒ ݑݩٯی ݐ ݩݦ غ‬ ‫ی‬ ‫ٮ‬ ‫ں ݣ ݣه ݣݣݡس ݣرݤݣ ݤݤ‪ ،‬ݣں ݣه ݣݣ�رݣݫݭ ݫ ݫݭݓ ݤݤ!‬ ‫با توجه به نمودار باال به ارکان بازاریابی سیاسی بین الملل می پردازیم‪:‬‬ ‫ محیط سیاسی بین الملل‪ :‬محیط سیاسی‬ ‫‪‬‬ ‫بین الملل در واقع بازار مبادالت بین‬ ‫کنش گرهای سیاسی می باشد‪.‬‬ ‫ کنش گر سیاسی‪ :‬در واقع می تواند یک واحد‬ ‫‪‬‬ ‫یا موجودیتی سیاسی مثل یک حکومت‪،‬‬ ‫گروه های مردمی و یا سازمان های بین المللی‬ ‫را داشته باشد و یا اینکه به طور کلی به عنوان‬ ‫یک بازیگر سیاسی در محیط بین الملل‬ ‫نقش افرینی کند‪ .‬کنش گر سیاسی در محیط‬ ‫بین الملل می تواند درنقش‪ :‬دشمن‪ ،‬مخالف‪،‬‬ ‫رقیب‪ ،‬همکار و شریک ظاهر شود‪(.‬دهشیار‪،‬‬ ‫‪)1385‬‬ ‫ زمینه کنش سیاسی‪ :‬در واقع فضا و جو‬ ‫‪‬‬ ‫سیاسی یا به عبارتی فضای گفتمانی حا کم‬ ‫بر مبادله کنش گران سیاسی در محیط‬ ‫بین الملل می باشد‪ .‬زمینه کنش می تواند‬ ‫‪158‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫از یک فضای بی اعتمادی که منجر به رفتار‬ ‫تقابلی می شود تا یک فضای مورد اعتماد که‬ ‫منجر به رفتار تعاملی می شود بین کنش گران‬ ‫سیاسی شکل بگیرد که این فضا با توجه به‬ ‫هویت بازیگران و منافع مورد مبادله طرفین‬ ‫تغییر می یابد‪.‬‬ ‫ کنش سیاسی‪ :‬کنش سیاسی در واقع همان‬ ‫‪‬‬ ‫فرایند مبادله بین کنش گران سیاسی می باشد‪.‬‬ ‫کنش سیاسی در واقع راه دستیابی طرفین به‬ ‫منافع خود در محیط بین الملل است‪ .‬این‬ ‫کنش سیاسی می تواند در قالب دیپلماسی‬ ‫دوجانبه‪ ،‬دیپلماسی چندجانبه‪ ،‬دیپلماسی‬ ‫عمومی‪ ،‬اعمال قدرت و اقناع شکل گیرد‪.‬‬ ‫تهدید‪ ،‬تحریم‪ ،‬تطمیع‪ ،‬جنگ‪ ،‬مذا کره و‪...‬‬ ‫مصادیقی از روش های دستیابی کنش گران‬ ‫سیاسی به منافع خود در محیط بین الملل‬ ‫می باشد‪.‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫ منافع کنش گران‪ :‬در هر کشور یک سلسله‬ ‫‪‬‬ ‫«نیازمندی ها» و «خواست ها»یی وجود‬ ‫دارد که تامین ان ها در داخل کشور میسر‬ ‫نیست و در نتیجه رهبران موظفند ان ها را‬ ‫از محیط بین المللی(بازار) فراهم اورند‪ .‬این‬ ‫نیاز ها می توانند«مادی» باشند مثل خرید‬ ‫ارزاق و ماشین االت یا «معنوی» مثل کسب‬ ‫اعتبار و وجهه بین المللی در میان سایر‬ ‫جوامع‪( .‬فرهادی نیا & جهانبخش‪)1379 ,‬‬ ‫ قدرت سیاسی‪ :‬قدرت سیاسی همان قدرتی‬ ‫‪‬‬ ‫است که به کنش گر سیاسی این امکان را‬ ‫می دهد تا در محیط بین الملل وارد مبادله با‬ ‫طرف مقابل شود که در ادبیات بازاریابی به‬ ‫مفهوم تقاضا ( قدرت خرید برای رسیدن به‬ ‫خواسته) نزدیک می باشد‪ .‬کنش گر سیاسی‬ ‫بدون قدرت سیاسی برای دست یابی به‬ ‫منافع خود با مشکل مواجه می شود‪.‬‬ ‫بر پایه این الگو منافع ملی برایند برخورد منافع‬ ‫و ارزش ها و هدف های متفاوت و متضاد و‬ ‫همچنین ابزار مختلف ا کتساب ان هاست‪ .‬بر‬ ‫این مبنا گروه های دارای اهداف و ابزار فشار‬ ‫متفاوت‪ ،‬وارد کنش متقابل و سرانجام معامله‬ ‫می شود و انچه در این معامله حاصل می شود‪،‬‬ ‫منافع ملی است‪(.‬قریشی‪)1381 ،‬‬ ‫در روابط بین الملل محور اساسی قدرت ملی‬ ‫است نه قدرت به مفهوم عام و کلی ان‪ .‬قدرت‬ ‫در سطح یک دولت یا یک کشور در علم روابط‬ ‫بین الملل مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد‪.‬‬ ‫قدرت ملی به معنای مجموعه توانایی های یک‬ ‫دولت جهت تحققق اهداف و منافع ملی خویش‬ ‫است‪ .‬وجهه ملی بخشی از منافع ملی است و‬ ‫پر واضح است که حکومت ها برای رسیدن به‬ ‫منافع خود بدون داشتن پشتوانه ای به نام قدرت‬ ‫ملی‪ ،‬قادر نخواهند بود به اهداف خود دست‬ ‫یابند و نقشی که علم بازاریابی در نسبت خود‬ ‫با مفهوم قدرت در علم سیاست ایفا می کند این‬ ‫است که موجب افزایش قدرت ملی یک حکومت‬ ‫در عرصه بین الملل و به تبع ان افزایش منافع‬ ‫ملی ان حکومت خواهد بود‪(.‬جمالی ‪)1385 ،‬‬ ‫اما انچه که در این بین مهم است ایجاد یا وجود‬ ‫یک فضای گفتمانی مشترک جهت هم راستا‬ ‫شدن منافع ملی دو کشور یا به عبارتی زمینه‬ ‫کنش سیاسی باید سطحی از فرا گیری را داشته‬ ‫باشد تا ازدل ارزش ها و فرهنگ ها و هویت و‬ ‫منافع ملی عبور کرده تا به یک کنش سیاسی‬ ‫در محیط بین الملل تبدیل شود‪.‬‬ ‫برخی از اندیشمندان روابط بین الملل بر این‬ ‫باورند که قدرت ملی‪ ،‬زمینه کنش سیاسی‬ ‫را تعیین و برخی دیگر معتقدند زمینه کنش‬ ‫سیاسی خود میزان و نسبت قدرت بازیگران‬ ‫را تعیین می کند‪ .‬زمینه کنش سیاسی یا به‬ ‫عبارتی دیگر نگاه گفتمان محور‪ ،‬می تواند‬ ‫نسبت کنش های سیاسی را تعیین و عرصه را‬ ‫برای بازیگران بین الملل ساختارمند کند‪ .‬البته‬ ‫همانطور که بیان شد هر گفتمانی چنین قابلیتی‬ ‫را دارا نیست و گفتمان های کنش گرا گفتمان‬ ‫هایی هستند که توانایی تغییر موازنه در محیط‬ ‫بین الملل را دارا بوده و در ساخت زمینه کنش‪،‬‬ ‫نقش اساسی دارند‪.‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪159‬‬ ‫ݐ ݦݩ ݒ ݑݩٯی ݐ ݩݦ غ‬ ‫ی‬ ‫ٮ‬ ‫ں ݣ ݣه ݣݣݡس ݣرݤݣ ݤݤ‪ ،‬ݣں ݣه ݣݣ�رݣݫݭ ݫ ݫݭݓ ݤݤ!‬ ‫یک نظام گفتمانی کنش گرا برگرفته از یک نظام‬ ‫ارزشی پذیرفته شده است که این نظام ارزشی پس از‬ ‫گذشتن از الیه فرهنگ سیاسی یک کشور و تبدیل‬ ‫شدن به هویت سیاسی یک ملت و با سازگاری‬ ‫پیدا کردن با منافع ملی‪ ،‬توسط دستگاه های‬ ‫سیاست خارجی تا متولیان دیپلماسی عمومی‬ ‫پشتیبان و در عرصه بین الملل به یک کنش‬ ‫سیاسی تبدیل می شود‪.‬‬ ‫‪160‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫نظام گفتمانی کنش گرا و موازنه نرم‬ ‫طبق نظریه و مکتب ساخت اجتماعی روابط بین الملل‪ ،‬ایده‪ ،‬نظر‪ ،‬گفتمان‬ ‫و منطق اجتماعی یک مفهوم کلیدی در فرهنگ سیاسی است‪ .‬این نظریه‬ ‫ادعا دارد که گفتمان‪ ،‬تاثیرگذاری بیشتری از نفوذ قدرت مادی بین ملت ها‬ ‫دارد‪ .‬یعنی نظام منطقه ای و جهانی از یک ساخت اجتماعی پیروی می کند‬ ‫که این ساخت اجتماعی می تواند خودساخته یا پیش ساخته باشد‪ .‬طبق‬ ‫این نظریه‪ ،‬گفتمان کنش گرا می تواند حوزه نفوذ بیشتر با سطح باالیی از‬ ‫پایداری را نسبت به قدرت های دیگر ایجاد کند‪ .‬ابعاد این نفوذ در گستره‬ ‫افقی به صورت وسیع و هم افزا و در گستره عمودی دارای شدت و عمق‬ ‫بیشتر می باشد‪ .‬یک گفتمان کنش گرا می تواند در دو سطح منطقه ای و‬ ‫جهانی در محیط بین الملل ایفای نقش کند‪ .‬یک نظام گفتمانی کنش گرا‬ ‫برگرفته از یک نظام ارزشی پذیرفته شده است که این نظام ارزشی پس از‬ ‫گذشتن از الیه فرهنگ سیاسی یک کشور و تبدیل شدن به هویت سیاسی‬ ‫یک ملت و با سازگاری پیدا کردن با منافع ملی‪ ،‬توسط دستگاه های سیاست‬ ‫خارجی تا متولیان دیپلماسی عمومی پشتیبان و در عرصه بین الملل به‬ ‫یک کنش سیاسی تبدیل می شود‪( .‬بشیر & نعمت نیا‪)1392 ،‬‬ ‫از این منظر‪ ،‬این رویکرد می تواند به ساخت فیزیکی منطقه به ویژه بخش‬ ‫بندی داخلی ان و پیوند ان با نظام جهانی و نظام های کنترلی نظم ان و‬ ‫از سوی دیگر‪ ،‬سطح و میزان انسجام داخلی منطقه و نظام موازنه قدرت‬ ‫منطقه ای و الگوهای رفتاری مرتبط با ان را شکل دهد‪ .‬به عقیده کنت‬ ‫والتز ا گر عرصه سیاست بین الملل را عرصه رقابت بدانیم تاثیر رقابت صرفا‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫به گستره نظامی و قدرت سخت محدود نمی شود بلکه جامعه پذیری در‬ ‫خصوص نظام گفتمانی نیز رخ می دهد‪.‬‬ ‫فضای رقابتی موجب ایجاد ائتالف ها برای ایجاد موازنه قدرت بین رقبا‬ ‫می شود و این امر موجب می شود دولت ها از یکدیگر تقلید کرده و نسبت‬ ‫به یک نظام گفتمانی جامعه پذیر شده یا می شود‪ .‬یک گفتمان کنش گرا‬ ‫باید قابلیت جامعه پذیری داشته باشد‪ ،‬در غیر اینصورت این نظام گفتمانی‬ ‫قابلیت ایجاد موازنه نرم و به تبع ان ایجاد موازنه سخت را نخواهد داشت‪.‬‬ ‫جامعه پذیر شدن دولت ها در این نظام رقابتی تا حدودی به جایگاه و‬ ‫رفتار دولت ها نسبت به رفتار دولت های دیگر دارد‪ .‬همانطور که ثبات بازار‬ ‫در برابر شرکت های تازه وارد با حضور شرکت های مستقر و دارای جایگاه‬ ‫در بازار افزایش می یابد‪ ،‬در عرصه سیاست بین الملل نیز حضور دولت های‬ ‫دارای جایگاه بین المللی در یک نظام گفتمانی در برابر قدرت های مداخله‬ ‫گر می تواند ثبات ان نظام را افزایش داده و هزینه چانه زنی را باال ببرد‪.‬‬ ‫در ادبیات نظریه موازنه نرم‪ ،‬تمرکز بیشتر مربوط به چگونگی کاهش و خنثی‬ ‫سازی قدرت دولت تهدید کننده بدون وارد شدن به مواجهه مستقیم‬ ‫است‪ .‬این نظریه بعد از حمله امریکا به عراق و اتخاذ سیاست های یکجانبه‬ ‫گرایانه و تهاجمی امریکا و ناتوانی سایر قدرت های بزرگ مخالف و رقیب‪،‬‬ ‫برای بازداشتن امریکا از این سیاست مطرح شد‪ .‬نظام گفتمانی در شکل‬ ‫دهی به این نوع از موازنه که متاثر از شاخصه های قدرت نرم می باشد‪ ،‬در‬ ‫چارچوب کنش های ا گاهانه دیپلماتیک و به خصوص دیپلماسی عمومی‬ ‫در جهت تنظیم رفتار دولت های دیگر برای کسب اهداف امنیتی‪ ،‬از اهمیت‬ ‫بسزایی برخوردار است‪( .‬نجات‪)1396 ,‬‬ ‫یک گفتمان کنش گرا باید قابلیت جامعه پذیری‬ ‫داشته باشد‪ ،‬در غیر اینصورت این نظام گفتمانی‬ ‫قابلیت ایجاد موازنه نرم و به تبع ان ایجاد موازنه‬ ‫سخت را نخواهد داشت‪ .‬جامعه پذیر شدن دولت ها‬ ‫در این نظام رقابتی تا حدودی به جایگاه و رفتار‬ ‫دولت ها نسبت به رفتار دولت های دیگر دارد‪.‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪161‬‬ ‫ݐ ݦݩ ݒ ݑݩٯی ݐ ݩݦ غ‬ ‫ی‬ ‫ٮ‬ ‫ں ݣ ݣه ݣݣݡس ݣرݤݣ ݤݤ‪ ،‬ݣں ݣه ݣݣ�رݣݫݭ ݫ ݫݭݓ ݤݤ!‬ ‫گفتمان کنش گرای انقالب اسالمی‬ ‫یکی از کارکردهای ویژه بازاریابی سیاسی بین الملل ایجاد‬ ‫یک الگوی رفتاری مشخص در منطقه در جهت منافع ملی‬ ‫و منطقه است که شکل دهی به این کنش‪ ،‬نیازمند به یک‬ ‫زمینه کنش سیاسی‪ ،‬که این زمینه کنش برگرفته از یک‬ ‫نظام گفتمانی کنش گرا می باشد تا با تنظیم رفتار دولت ها‬ ‫و ملت ها‪ ،‬الگوی رفتاری مطلوب را ایجاد کند‪.‬‬ ‫‪162‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫یکی از کارکردهای ویژه بازاریابی سیاسی بین الملل ایجاد یک‬ ‫الگوی رفتاری مشخص در منطقه در جهت منافع ملی و منطقه‬ ‫است که شکل دهی به این کنش‪ ،‬نیازمند به یک زمینه کنش‬ ‫سیاسی‪ ،‬که این زمینه کنش برگرفته از یک نظام گفتمانی کنش گرا‬ ‫می باشد تا با تنظیم رفتار دولت ها و ملت ها‪ ،‬الگوی رفتاری‬ ‫مطلوب را ایجاد کند‪.‬‬ ‫بعد از گذشت چهل سال از انقالب اسالمی امروز می توان ادعا‬ ‫کرد که گفتمان انقالب اسالمی از مرزهای جغرافیایی فراتر رفته‬ ‫و توانسته است در فضای بین المللی زمینه کنش های سیاسی را‬ ‫برقرار کرده و الگوهای رفتاری را متناسب با این گفتمان شکل دهد‪.‬‬ ‫این مدل از گفتمان کنش گرا با داشتن یک نظام ارزشی مشترک‬ ‫بین ملت ها بعد از گذر از فیلتر فرهنگ و هویت ملی‪-‬سیاسی‬ ‫کشور در جهت منافع ملی در کنار مولفه های ژئوپلیتیک منطقه‬ ‫ای موجب ایجاد یک جبهه و موازنه نرم منطقه ای شده است به‬ ‫طوریکه یک تفکر و الگوی رفتاری معین و قابل پیش بینی را در‬ ‫منطقه حا کم کرده و در جامعه پذیری ملت ها و دولت ها نسبت‬ ‫به این گفتمان به موفقیت هایی رسیده است‪.‬‬ ‫گفتمان کنش گرای انقالب اسالمی امروز بعد از گذر از موازنه نرم‬ ‫و مواجهه غیر مستقیم‪ ،‬وارد مرحله جدیدی از موازنه سخت‬ ‫شده است که این نوع از موازنه موجب ایجاد مواجهه مستقیم‬ ‫جمهوری اسالمی ایران با قدرت های منطقه ای و جهانی کرده‬ ‫است که با عبور از این مرحله می تواند نظام کنترل نظم منطقه‬ ‫ای را به دست گرفته و بازیگران منطقه ای را با قدرت هوشمند‬ ‫(نای‪ )1387 ,‬خود مدیریت کند‪.‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫جمع بندی‬ ‫منابع و ماخذ‬ ‫به طور کلی‪ ،‬پیچیده شدن نظام جهانی و‬ ‫حا کمیت اصول نظام های پیچیده بر ان موجب‬ ‫تغییر در ساخت و اصول موازنه ی قدرت منطقه‬ ‫ای شده است‪ .‬وظیفه موازنه قدرت منطقه ای‬ ‫حفظ استقالل کشورها و جلوگیری از بلعیدن‬ ‫ان ها توسط قدرت های قوی تر است‪ .‬جهت‬ ‫دستیابی به چنین موازنه قدرت‪ ،‬بازاریابی‬ ‫سیاسی بین الملل با طراحی یک زمینه کنش‬ ‫سیاسی در قالب یک نظام گفتمانی کنش گرا و‬ ‫با هویت سازی و جامعه پذیری بازیگران منطقه‬ ‫ای با استفاده از ابزار دیپلماسی عمومی و قدرت‬ ‫نرم موجب تشکیل موازنه نرم منطقه ای شده و‬ ‫در قالب یک الگوی رفتاری مشخص‪ ،‬به عنوان‬ ‫پشتیبان برای شکل دهی موازنه سخت ایفای‬ ‫نقش می کند‪ .‬در استانه چهلمین سالگرد انقالب‬ ‫اسالمی ایران‪ ،‬این نظام گفتمانی با ایجاد موازنه‬ ‫نرم منطقه ای در قالب جبهه مقاومت توانسته‬ ‫است به مرز موازنه سخت رسیده و موازنه قوای‬ ‫منطقه ای را به سمت خود سوق دهد و در اینده‬ ‫نزدیک باید شاهد محل تالقی و برخورد نظام‬ ‫کنترلی منطقه ای و نظام کنترلی جهانی باشیم‪.‬‬ ‫‪1. Sun, H. (2007). International political marketing: a case study‬‬ ‫‪of its application in China. Journal of Public Affairs, 331340-.‬‬ ‫‪2. Sun, H. (2008). International political marketing: a case study of‬‬ ‫‪United States soft power and public diplomacy. Journal of Public‬‬ ‫‪Affairs, 165183-.‬‬ ‫‪3.3‬بشیر‪ ,‬حسن‪ & ,‬نعمت نیا‪ ,‬جاسم‪ .)1392 ( .‬مدل تبدیل شدن گفتمان‬ ‫به کنش های ارتباطات بین الملل‪ .‬فصلنامه پژوهش های روابط‬ ‫بین الملل‪.149-115 ,‬‬ ‫‪4.4‬جمالی‪ ,‬حسین‪ .)1385( .‬تاریخ و اصول روابط بین الملل ‪ .‬قم‪ :‬سپاه‬ ‫پاسداران انقالب اسالمی‪،‬نمایندگی ولی فقیه‪،‬پژوهشکده تحقیقات‬ ‫اسالمی‪،‬انتشارات زمزم هدایت‪.‬‬ ‫‪5.5‬دهشیار‪ ,‬حسین‪ .)1385( .‬چارچوب تئوریک نظام بین المللی و منافع‬ ‫ملی‪ .‬پژوهش حقوق عمومی‪.74-53 ,‬‬ ‫‪6.6‬فرهادی نیا‪ & ,‬جهانبخش‪ ,‬محمدمهدی‪ .)1379( .‬منافع جمهوری‬ ‫اسالمی ایران از نگاه دیگر‪ .‬رویدادها و تحلیل ها‪.53-51 ,‬‬ ‫‪7.7‬قریشی‪ ,‬سیدحمیدرضا‪ .)1381( .‬مقایسه مفهوم منافع ملی در علوم‬ ‫سیاسی و روابط بین المللی‪ .‬مدیریت نظامی‪.56-35 ,‬‬ ‫‪8.8‬نای‪ ,‬جوزف‪ .)1387( .‬قدرت نرم‪ .‬تهران‪ :‬دانشگاه امام صادق؟ع؟‪،‬پژوهشکده‬ ‫مطالعات و تحقیقات بسیج‪.‬‬ ‫‪9.9‬نجات‪ ,‬سیدعلی‪ .)1396( .‬بحران سوریه و بازیگران منطقه ای‪ .‬تهران‪:‬‬ ‫ابرار معاصر تهران‪.‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪163‬‬ ‫امیرحسین رشیدی‬ ‫پژوهشگر هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟‪،‬‬ ‫دانشجوی کارشناسی ارشد معارف اسالمی و علوم سیاسی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫ݭاݤى ݐݩںح ݧںݐ‬ ‫�ت‬ ‫ى‬ ‫س‬ ‫ݫ ݣ ݫݔ ݫݬݓا ݣدݣ ݬ ݫݔا ݣ ݤݣا ؛‬ ‫ن‬ ‫ݫݭحم سم ݤݤݤݡی ݤݤݤ‬ ‫ݡص ݣد ݣاݤ ݣ ݣ ݣݫ‬ ‫ݣی ݣ ݣ ݣ ݣ ݣال ݣݤ ݣاݤ ݣݭݫݔ ݣݣى ݣرݣاݣ ݤ‬ ‫ݣیݓݭ ݣهوݣرݣ ݣ ݣ ݤا ݣ‬ ‫چکیده‬ ‫عرصه ی پرشتاب و پرتنش روابط بین الملل در عصر حاضر‪ ،‬روند تصمیم گیری و تصمیم سازی در‬ ‫ّ‬ ‫حوزه ی سیاست خارجی را برای کشورها دشوار نموده است‪ .‬دولت ها برای دستیابی به منافع ملی‬ ‫ّ‬ ‫و فراملی خود و جهت موفقیت در حوزه دیپلماسی‪ ،‬دیگر نمی توانند به صورت کنش پذیر و منفعل‬ ‫عمل کنند‪ .‬لذا ضروری است که گام های مقتضی را برای رسیدن به سیاست خارجی ّفعال و پیشرو‬ ‫برداشته و با ّاتخاذ راهکارهای سیاست خارجی کنش گرا در نظام بازاریابی سیاسی بین الملل در کنار‬ ‫ّ‬ ‫پیگیری مسائل جاری دستگاه دیپلماسی‪ ،‬جایگاهی برتر و متنفذ در این زمینه پیدا کنند‪ .‬بازاریابی‬ ‫سیاسی بین الملل دارای نظامی است که در ان کنش گران سیاسی در عرصه ی محیط سیاسی‬ ‫بین الملل در حال مبادله‪ ،‬ارتباط و به طور کلی رفتار سیاسی هستند‪ .‬این رفتار و کنش سیاسی در‬ ‫محیط بین الملل‪ ،‬در واقع همان سیاست خارجی یک کشور است که نیمی از نظام سیاسی کشور‬ ‫ّ‬ ‫را می سازد و نمایانگر مواضع‪ّ ،‬‬ ‫هویت و راهبردهای ملی در برابر سیاست خارجی سایر کشورها است‪.‬‬ ‫‪164‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫‪ahrashidi91@gmail.com‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫یافته های این تحقیق نشان می دهد سیاست خارجی کشور باید مبتکر و اغازگر بوده و فرصت ها و‬ ‫تهدیدهای پیش روی نظام را به موقع شناسایی و تحلیل نموده و راهکارهایی برای ان ارائه دهد‪.‬‬ ‫سیاست خارجی کشور می بایست ساختاری واحد و هماهنگ داشته باشد و در عین تضارب اراء‬ ‫و نظرات مختلف‪ ،‬با انسجام الزم از اسیب ها و هزینه های ناهماهنگی بکاهد و وجهه ی مطلوبی را‬ ‫ّ‬ ‫از کشور در محیط بین المللی شکل دهد‪ .‬بصیرت‪ ،‬اینده نگری و تفکر منطقی می بایست از جمله‬ ‫ویژگی های کارگزاران دستگاه سیاست خارجی کشور باشد و همراه با روحیه ای انقالبی از پژوهش ها‬ ‫و تعلیم نیروهای راهبردی در این حوزه استقبال و حمایت شود‪ .‬این مقاله با ارائه و بررسی پنج‬ ‫راهکار سیاست خارجی کنش گرا‪ ،‬به مطالعه ی روندها و چالش های دستیابی به سیاست خارجی‬ ‫ّفعال در منظومه ی بازاریابی سیاسی بین الملل می پردازد‪.‬‬ ‫واژ گان کلیدی‪ :‬سیاست خارجی کنش گرا‪ ،‬بازاریابی سیاسی بین الملل‪ ،‬اینده پژوهی جمهوری‬ ‫اسالمی‪ ،‬دیپلماسی انقالبی‬ ‫مقدمه‬ ‫پس از گذشت چهار دهه از پیروزی انقالب اسالمی و عبور از فراز و نشیب های‬ ‫مختلف‪ ،‬جمهوری اسالمی ایران پیشرفت ها و دستاوردهای فراوانی در‬ ‫عرصه ی سیاست خارجی داشته و به لطف به کارگیری سه اصل اساسی‬ ‫حکمت‪ّ ،‬‬ ‫عزت و مصلحت توانسته است به یک قدرت منطقه ای و کشوری‬ ‫موثر در معادالت جهانی تبدیل شود‪ .‬ایران اسالمی در این سال ها از‬ ‫یک سو سیاست ها و توسعه طلبی های قدرت های غرب و شرق را به چالش‬ ‫کشیده است و از سوی دیگر قدرت و نفوذ راهبردی خود را با بهره گیری از‬ ‫ّ‬ ‫هوشمندی انقالبی‪ ،‬در منطقه ی جنوب غربی اسیا و در میان ملت های‬ ‫مستضعف افزایش داده است‪ .‬به عبارت دیگر عرصه ی سیاست خارجی‪،‬‬ ‫عرصه ی موفقیت های باارزشی برای جمهوری اسالمی بوده است‪.‬‬ ‫به این ترتیب ا کنون که در سطوح مختلف بین المللی و منطقه ای شاهد‬ ‫پیچیده تر شدن عرصه ی روابط بین الملل و تعمیق رقابت های رئالیستی‬ ‫میان دولت ها هستیم‪ ،‬اهمیت شناخت همه جانبه تحوالت‪ ،‬اینده نگری‬ ‫ّ‬ ‫و طراحی برنامه های راهبردی جهت دستیابی به اهداف و منافع ملی و‬ ‫ّ‬ ‫فراملی دوچندان شده است‪ .‬در سطح نظام بین الملل‪ ،‬ایاالت متحده‪،‬‬ ‫قدرت هژمونیک خود را از دست داده و افول قدرت امریکا مسیر نظام‬ ‫ایران اسالمی در این سال ها از یک سو سیاست ها‬ ‫و توسعه طلبی های قدرت های غرب و شرق را‬ ‫به چالش کشیده است و از سوی دیگر قدرت و‬ ‫نفوذ راهبردی خود را با بهره گیری از هوشمندی‬ ‫انقالبی‪ ،‬در منطقه ی جنوب غربی اسیا و در میان‬ ‫ّ‬ ‫ملت های مستضعف افزایش داده است‪.‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪165‬‬ ‫م ݤݡی‬ ‫نݤ‬ ‫ݫݭ ݣݤاىݫݔ ݐݩںحا ݣ ݧدݣݐںىا ݣ ݤݣاس ت‬ ‫ݣی ݣ ݣس ݣ ݣ ݣال ݣݤݤݤ ݣاݤ ݣݭݫݔ ݣݣى ݣرݣاݣ ݤݤ‬ ‫ݣیݭݓم ݣهوݣرݣ ݣ ݣاݤ ݣ‬ ‫�؛ ݡص ݣد ݣاݤ ݣ ݣ ݫݭݣح ݫݣ‬ ‫ݫݬݓ ݬ ݫݔ‬ ‫بین الملل را در جهت تقویت قدرت هایی نظیر‬ ‫چین و روسیه و همچنین قدرت های نوظهور‬ ‫منطقه ای بیش ازپیش فراهم اورده است‪.‬‬ ‫(‪ )2013 ,Prestowitz‬در سطح منطقه نیز تالش های‬ ‫جهان غرب و هم پیمانان منطقه ای ان ها برای‬ ‫از پا دراوردن جبهه ی مقاومت شکست خورده‬ ‫است و با پیروزی های متوالی اسالم سیاسی‬ ‫ناب محمدی؟ص؟ در میدان نبرد و عرصه ی‬ ‫سیاست های کالن منطقه بر اسالم امریکایی‪،‬‬ ‫رژیم های وابسته نسبت به اینده سیاسی خود‬ ‫در این منطقه ی ژئوپلیتیک نگران و مستاصل‬ ‫شده اند‪.‬‬ ‫البته این پیروزی ها پایان کار نیست و همان طور‬ ‫که رهبر معظم انقالب؟دم؟ پس از پیروزی های‬ ‫اخیر جبهه مقاومت فرمودند‪:‬‬ ‫«امریکا از دشمنی با اسالم دست بر نمی دارد‪ .‬باید‬ ‫بیدار و هوشیار باشیم؛ باید امادگی های خودمان‬ ‫را حفظ کنیم؛ نبایستی غافلگیر شویم‪ .‬نمی توانیم‬ ‫کید دشمن را نادیده بگیریم‪)1396/9/2( ».‬‬ ‫بنابراین برای استمرار این نقش موثر و جهت‬ ‫پاسخگویی درخور به دشمنی ها‪ ،‬می بایست با‬ ‫تقویت بنیه راهبردی در حوزه سیاست خارجی‬ ‫و پایداری در این راه‪ ،‬گام هایی مستحکم و بلند‬ ‫در جهت دستیابی به سیاست خارجی فعال و‬ ‫پیشرو بر داریم‪.‬‬ ‫بازاریابی سیاسی بین الملل یکی از سه حوزه ‬ ‫اصلی رشته بازاریابی سیاسی محسوب می شود‬ ‫که هنری سان ان را این گونه تعریف می کند‪:‬‬ ‫«بازاریابی سیاسی بین الملل به دنبال ایجاد‪،‬‬ ‫حفظ و ارتقاء روابط بلندمدت سیاسی سودمند‬ ‫‪166‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫با کشورها است به طوری که اهداف و منافع‬ ‫بازیگران سیاسی و سازمان های درگیر براورده شود‪».‬‬ ‫بازاریابی سیاسی بین الملل دارای سیستمی‬ ‫است که در ان کنش گران سیاسی در عرصه ی‬ ‫محیط سیاسی بین الملل در حال مبادله‪ ،‬ارتباط‬ ‫و به طور کلی رفتار سیاسی هستند‪ .‬این رفتار و‬ ‫کنش سیاسی در محیط بین الملل درواقع همان‬ ‫سیاست خارجی یک کشور است که نیمی از‬ ‫نظام سیاسی کشور را می سازد و نمایانگر مواضع‪،‬‬ ‫ّ‬ ‫هویت و راهبردهای ملی در برابر سیاست خارجی‬ ‫سایر کشورها است‪( .‬وکیل زاده‪)23-18 :1394 ،‬‬ ‫به عبارتی دیگر می توان گفت سیاست خارجی‬ ‫کنش گرا یکی از ارکان سیستم بازاریابی سیاسی‬ ‫بین الملل محسوب می شود‪ .‬اهمیت کنش گر‬ ‫و ّفعال بودن سیاست خارجی از انجا مشخص‬ ‫ّ‬ ‫می شود که باعث پویایی‪ ،‬ارتقاء قدرت ملی‪ ،‬ایجاد‬ ‫ّ‬ ‫ّ‬ ‫تصویر ملی مطلوب و دستیابی به منافع ملی و‬ ‫ّ‬ ‫فراملی کشور می شود‪ .‬اما این مهم در صورتی‬ ‫ّ‬ ‫محقق می شود که دستگاه سیاست خارجی‬ ‫کشور به راهکارهای مدیریتی بازاریابی سیاسی‬ ‫بین الملل توجه الزم داشته باشد و در راستای‬ ‫پژوهش‪ ،‬سرمایه گذاری و به کارگیری نتایج این‬ ‫راهکارها اهتمام ورزد‪ .‬این راهکارها عبارتند از‪:‬‬ ‫‪ )۱‬سیاست خارجی کنش گر‪،‬‬ ‫‪ )۲‬هماهنگی و یکپارچگی ساختار تصمیم گیری‪،‬‬ ‫‪ )۳‬اینده نگری استراتژیک‪،‬‬ ‫‪ )۴‬تعلیم و تعامل نیروهای راهبردی‪،‬‬ ‫‪ )۵‬انقالبی گری در سیاست خارجی‪.‬‬ ‫این مقاله پنج راهکار مذکور را بررسی نموده و‬ ‫در انتها نیز جمع بندی مطالب ارائه می شود‪.‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫راهکارهای سیاست خارجی کنش گرا در پرتو بازاریابی سیاسی بین الملل‬ ‫‪ -۱‬سیاست خارجی فعال‬ ‫یکی از مهم ترین الزامات موفقیت در عرصه‬ ‫بین المللی و سیاست خارجی‪ ،‬بهره برداری‬ ‫به موقع و بهینه از فرصت های موجود است‪.‬‬ ‫سیاست خارجی کشورها بر اساس قابلیت و‬ ‫توانایی ایجاد و بهره گیری از فرصت ها به سه‬ ‫دسته کنش مند ّ‬ ‫(فعال)‪ ،‬کنشگر و منفعل‬ ‫تقسیم می شوند‪.‬‬ ‫سیاست خارجی کنش مند‪ ،‬خودابتکار و‬ ‫خودتنظیم کننده بوده و از قدرت فرصت سازی‬ ‫و هنجارسازی برخوردار است‪ .‬سیاست خارجی‬ ‫کنشگر‪ ،‬توانایی فرصت سازی ندارد؛ اما قادر است‬ ‫از فرصت های ایجادشده توسط دیگران نهایت‬ ‫استفاده را ببرد‪ .‬سیاست خارجی انفعالی‪ ،‬نه‬ ‫کنش مند است و نه کنشگر‪ ،‬بلکه کنش پذیر بوده‬ ‫و به علت ماهیت عکس العملی ان‪ ،‬به صورت‬ ‫وا کنشی نسبت به رفتار دیگر بازیگران تنظیم‬ ‫و تدوین می شود‪ .‬سیاست خارجی کنش پذیر‬ ‫حتی توانایی استفاده از فرصت های موجود را‬ ‫ندارد و چه بسا ان ها را به تهدیدهایی تبدیل‬ ‫می کند؛ یعنی سیاستی فرصت سوز و تهدیدساز‬ ‫است‪ .‬کنش پذیری‪ ،‬سیاست خارجی را دچار‬ ‫نوعی ّ‬ ‫روزمرگی می سازد که ان را از تعقیب و تامین‬ ‫اهداف و منافع بلندمدت و راهبردی باز می دارد‬ ‫و تصویری شکننده و ناپایدار از ان کشور در افکار‬ ‫عمومی جهان به جای می گذارد‪ .‬این در حالی‬ ‫ً‬ ‫است که اصوال موفقیت سیاست خارجی بر پایه ی‬ ‫میزان دستیابی به اهداف و منافع بلندمدت‬ ‫براورده می شود؛ ا گرچه در بسیاری از مواقع‪،‬‬ ‫دیپلماسی انفعالی حتی در پیگیری و دستیابی‬ ‫به اهداف و منافع کوتاه مدت نیز عاجز و ناتوان‬ ‫است‪ .‬بنابراین سیاست خارجی به نسبتی که از‬ ‫کنش مندی و کنش گری برخوردار باشد‪ ،‬میزان‬ ‫موفقیت ان نیز بیشتر است؛ و برعکس هرچه‬ ‫میزان کنش پذیری سیاست خارجی بیشتر‬ ‫باشد درجه ی پیروزی و کامیابی ان کمتر است‪.‬‬ ‫(دهقانی فیروزابادی‪)8-7 :1381 ،‬‬ ‫درواقع نهادهای دخیل در سیاست خارجی‬ ‫کشور‪ ،‬هر یک وظایف و مسئولیت های مختلفی‬ ‫دارند و در مسیر ایفای این نقش با مسائلی روبرو‬ ‫ّ‬ ‫می شوند که حل ان ها به مثابه گامی روبه جلو در‬ ‫این حوزه ی ّ‬ ‫حساس سیاسی است؛ اما زمانی که‬ ‫طرف های خارجی به طراحی و برنامه ریزی علیه‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪167‬‬ ‫م ݤݡی‬ ‫نݤ‬ ‫ݫݭ ݣݤاىݫݔ ݐݩںحا ݣ ݧدݣݐںىا ݣ ݤݣاس ت‬ ‫ݣی ݣ ݣس ݣ ݣ ݣال ݣݤݤݤ ݣاݤ ݣݭݫݔ ݣݣى ݣرݣاݣ ݤݤ‬ ‫ݣیݭݓم ݣهوݣرݣ ݣ ݣاݤ ݣ‬ ‫�؛ ݡص ݣد ݣاݤ ݣ ݣ ݫݭݣح ݫݣ‬ ‫ݫݬݓ ݬ ݫݔ‬ ‫با وجود چنین فضای رقابتی میان دولت ها برای دستیابی به اهداف و منافع‬ ‫سیاست خارجی از یک سو و برنامه ریزی و پرداخت هزینه های هنگفت برای‬ ‫داشتن دست برتر در این حوزه‪ ،‬سیاست خارجی کنش پذیر و منفعل‪ ،‬یکی از‬ ‫تهدیدهای راهبردی در حوزه روابط خارجی ایران اسالمی محسوب می شود‪.‬‬ ‫منافع مادی و معنوی کشور می پردازند‪ ،‬بیشتر‬ ‫توان این نهادها صرف پاسخگویی و اقدام متقابل‬ ‫در برابر مسائلی می شود که کشورهای دیگر برای‬ ‫ما ایجاد کرده اند‪ .‬به عبارت دیگر سیاست خارجی‬ ‫کشور‪ ،‬به صورت کنش پذیر در برابر برنامه های‬ ‫دستگاه های سیاست خارجی سایر کشورها‬ ‫عمل نموده و در ا کثر مسائل پیش امده نقش‬ ‫پسینی پیدا می کند‪.‬‬ ‫با وجود چنین فضای رقابتی میان دولت ها برای‬ ‫دستیابی به اهداف و منافع سیاست خارجی‬ ‫از یک سو و برنامه ریزی و پرداخت هزینه های‬ ‫هنگفت برای داشتن دست برتر در این حوزه‪،‬‬ ‫سیاست خارجی کنش پذیر و منفعل‪ ،‬یکی از‬ ‫تهدیدهای راهبردی در حوزه روابط خارجی‬ ‫ایران اسالمی محسوب می شود‪ .‬ازاین جهت‬ ‫‪168‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫نهادهای تصمیم گیر در این حوزه می توانند از‬ ‫شاخص های راهبردی مانند ریسک پذیری‪،1‬‬ ‫ّ‬ ‫مدیریت پیچیدگی‪ ،2‬خلقیت‪ 3‬و فرصت جویی‬ ‫هوشمندانه‪ 4‬استفاده کنند تا عالوه بر پاسخگویی‬ ‫به مسئله سازی دیگر کشورها‪ ،‬بتوانند سیاست‬ ‫خارجی پیشرو و اغازگری داشته باشند‪.‬‬ ‫ریسک پذیری در سیاست خارجی به این معناست‬ ‫که کشور موردنظر توانایی تصمیم گیری در فضای‬ ‫ّ‬ ‫مبهم و غیرشفاف را داشته باشد و در انجام امور‬ ‫و تصمیم گیری ها‪ ،‬پذیرای خطرات منطقی باشد‪.‬‬ ‫کشوری می تواند پیچیدگی های سیاست خارجی را‬ ‫مدیریت نماید که توانایی تصمیم گیری و فعالیت‬ ‫در وضعیتی با ابعاد ّ‬ ‫متعدد و در هم تنیده به همراه‬ ‫ّ‬ ‫محدودیت های فراوان را داشته باشد‪ .‬خلقیت‬ ‫به معنای توانایی تولید اندیشه ها و ایده های‬ ‫نو و نگاه کنجکاو به پدیده های موجود است‪.‬‬ ‫منظور از فرصت جویی هوشمندانه نیز توانایی‬ ‫تشخیص و کشف فرصت های نوظهور در خارج‬ ‫از مرزهای کشور و ظرفیت های نهفته ی درون‬ ‫ان ها است‪( .‬سلطانی‪)152-151 :1393 ،‬‬ ‫‪1- Risk Taking‬‬ ‫‪2- Complexity Management‬‬ ‫‪3- Creativity‬‬ ‫‪4- Intelligent Opportunism‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫‪ -۲‬هماهنگی و یکپارچگی‬ ‫ساختار تصمیم گیری‬ ‫اهمیت تصمیمات سیاست خارجی تنها محدود‬ ‫به مسائل سیاسی یک کشور نمی شود و ابعاد‬ ‫مختلفی از مسائل اقتصادی‪ ،‬فرهنگی‪ ،‬نظامی‬ ‫و غیره را در بر می گیرد؛ به عبارت دیگر همان گونه‬ ‫که مقام معظم رهبری؟دم؟ می فرمایند‪:‬‬ ‫«سیاست خارجی و دستگاه اداره کننده ی سیاست‬ ‫خارجی در حقیقت نیمی از نظام سیاسی است‬ ‫که رابطه و حدود و منافع کشور را در اقطار عالم‬ ‫دنبال می کند‪ .‬هر چه هم که دنیا از ارتباطات‬ ‫بیشتری و نزدیک تری برخوردار بشود‪ ،‬این نقش‬ ‫اهمیت بیشتری پیدا می کند‪)1379/5/25( ».‬‬ ‫بنابراین با توجه به این اهمیت‪ ،‬دولت ها به طور‬ ‫روزافزون بر سرمایه گذاری های خود در این حوزه‬ ‫می افزایند و تصمیم های کالنی ّاتخاذ می کنند که‬ ‫می تواند ّ‬ ‫خط سیر سیاست خارجی را تغییر داده‬ ‫و در پی ان اولویت های کشور در این بخش را نیز‬ ‫دگرگون کند‪ .‬درنتیجه این تصمیم گیران سیاست‬ ‫خارجی کشور هستند که با تصمیم های حیاتی‬ ‫ّ‬ ‫خود‪ ،‬سرنوشت یک ملت را در سطح خرد یا کالن‬ ‫تعیین می کنند‪ .‬وحدت ساختار تصمیم گیری‬ ‫سیاست خارجی کشور در موفقیت و نقش ّفعال‬ ‫ان بسیار موثر است‪ .‬کشوری در تنظیم و اجرای‬ ‫ّ‬ ‫سیاست خارجی موفق خواهد بود و هویت ملی‬ ‫پایداری در محیط بین المللی خواهد داشت که از‬ ‫یک ساختار تصمیم گیری و سیاست گذاری واحد‬ ‫و یکپارچه برخوردار باشد‪ .‬در این ساختار‪ ،‬افراد‬ ‫و نهادهای تصمیم گیر مشخص و ّ‬ ‫معین بوده و‬ ‫جایگاه هر یک از انان نیز در محیط سازمانی و‬ ‫بوروکراتیک شناخته شده است‪.‬‬ ‫ساختارهای ّ‬ ‫متعدد سیاست گذاری و تصمیم گیری‬ ‫به سیاست ها و تصمیم های متعارض و متناقض‬ ‫منجر می شود که ممکن است سیاست خارجی‬ ‫را به سمت بی سیاستی و بی تصمیمی سوق دهد‬ ‫و درنهایت ان را با شکست مواجه سازد‪ .‬ا گر‬ ‫سیاست گذاری و تصمیم گیری را فرایندی تعریف‬ ‫کنیم که از طریق ان نهادها به داده های سیاست‬ ‫خارجی تبدیل می شوند‪ ،‬پس ساختارهای‬ ‫چندگانه ی تصمیم گیری و سیاست گذاری‪،‬‬ ‫تصمیم ها و سیاست های چندگانه ای را تولید‬ ‫می کند که سازگاری و هماهنگی الزم را ندارد‪.‬‬ ‫چندگانگی ساختار تصمیم گیری و سیاست گذاری‬ ‫ّ‬ ‫متعدد تصمیم گیری و‬ ‫به شکل گیری مرا کز‬ ‫سیاست گذاری می انجامد که سیاست ها و‬ ‫تصمیم های منسجم و یکپارچه را مختل می سازد‬ ‫ّ‬ ‫و تصویر ملی غیرمنسجمی از کشور به نمایش‬ ‫می گذارد‪ .‬این مرا کز که به صورت جزایر مستقلی‬ ‫عمل کرده و در قالب ساختار واحدی به هم مرتبط‬ ‫و متصل نمی شوند‪ ،‬هر یک بر اساس منافع و‬ ‫اهداف خود به اخذ تصمیم ها و سیاست هایی‬ ‫دست می زنند که انسجام و سازگاری الزم را‬ ‫نداشته و در مقام عمل و اجرا یکدیگر را خنثی‬ ‫کرده و نا کام می سازند‪.‬‬ ‫به عبارت دیگر بیشترین و رایج ترین نوع تاثیر‬ ‫دیوان ساالری از رقابت های بین سازمانی و‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪169‬‬ ‫م ݤݡی‬ ‫نݤ‬ ‫ݫݭ ݣݤاىݫݔ ݐݩںحا ݣ ݧدݣݐںىا ݣ ݤݣاس ت‬ ‫ݣی ݣ ݣس ݣ ݣ ݣال ݣݤݤݤ ݣاݤ ݣݭݫݔ ݣݣى ݣرݣاݣ ݤݤ‬ ‫ݣیݭݓم ݣهوݣرݣ ݣ ݣاݤ ݣ‬ ‫�؛ ݡص ݣد ݣاݤ ݣ ݣ ݫݭݣح ݫݣ‬ ‫ݫݬݓ ݬ ݫݔ‬ ‫درون سازمانی در فرایند تصمیم گیری و اتخاذ‬ ‫سیاست ها نشات می گیرد؛ زیرا هر یک از این نهادها‬ ‫براساس تعریف و برداشت خاص خود از منافع‬ ‫ّ‬ ‫ملی ایران‪ ،‬رقابتی دائمی با سایر دستگاه ها برای‬ ‫ب ه حدا کثررساندن نفوذ و دخالت خود در فرایند‬ ‫سیاست خارجی دارند‪ .‬بنابراین همواره در مورد‬ ‫این که چه سیاست و تصمیمی باید اتخاذ شود‪،‬‬ ‫اختالف نظرهایی بین ارگان ها و وزارتخانه های‬ ‫مختلف و حتی در درون این نهادها بروز می کند‪.‬‬ ‫(دهقانی فیروزابادی‪)84 :1391 ،‬‬ ‫البته باید توجه داشت که ساختار واحد به معنای‬ ‫تصمیم گیری و سیاست گذاری متمرکز و غیر‬ ‫دموکراتیک نیست‪ .‬طبیعی است که در جوامع‬ ‫ّ‬ ‫متکثر امروز‪ ،‬جامعه از مجموعه ای از گروه های‬ ‫مختلفی تشکیل شده است که هریک منافع‬ ‫خاص خود را پیگیری می کنند‪ .‬چنین تقسیم‬ ‫کاری در دستگاه سیاست خارجی کشورها‬ ‫نیز صورت گرفته‪ ،‬اما همان گونه که ذکر شد‪،‬‬ ‫مسئله حیاتی این است که جایگاه و کارکرد‬ ‫هر یک از این کارگزاری ها در سلسله مراتب و‬ ‫ساختار تصمیم گیری مشخص و تعریف شده‬ ‫باشد تا در حوزه اختیارات و وظایف در فرایند‬ ‫سیاست گذاری و تصمیم گیری‪ ،‬نقش خود را‬ ‫در ارتباط با دیگر نهادها و سازمان ها ایفا کنند‬ ‫(دهقانی فیروزابادی‪ .)16-15 :1381 ،‬درواقع‬ ‫ا گر انسجام ساختار به معنای انطباق با جمع‬ ‫باشد به ضرر تصمیم گیری است؛ اما ا گر انسجام‬ ‫ساختار به معنای هماهنگی نهادها و بحث و‬ ‫بررسی جامع راه حل ها‪ ،‬جهت دستیابی به منافع‬ ‫ّ‬ ‫ملی باشد؛ به نفع سیاست خارجی کشور خواهد‬ ‫بود‪( .‬سریع القلم‪)23 :1379 ،‬‬ ‫‪170‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫‪ -۳‬اینده نگری استراتژیک‬ ‫تحوالت پرشتاب در عرصه ی بین المللی و‬ ‫رویارویی دولت ها با چالش های جدید سیاسی‬ ‫و امنیتی باعث شده است که تصمیم گیری در‬ ‫زمینه ی سیاست خارجی دشوارتر از گذشته شود‪.‬‬ ‫تحلیل گران سیاست خارجی برای تصمیم گیری‬ ‫و تصمیم سازی در مورد مسائل جاری کشور با‬ ‫کوهی از داده ها و اطالعات روبرو هستند که‬ ‫روند شناخت‪ ،‬تحلیل و ارائه ی راهکار را برای‬ ‫ان ها و دولت های متبوع ان ها‪ ،‬به مسئله ای‬ ‫پیچیده تبدیل کرده است‪ .‬البته این تحوالت‬ ‫و ناپایداری ها جزئی از ذات روابط بین الملل‬ ‫است و دولت هایی می توانند به موفقیت های‬ ‫پایدار و مستمر در عرصه ی سیاست خارجی‬ ‫دست یابند که به طور نسبی از شناخت کافی‬ ‫نسبت به مسائل جهانی و منطقه ای و همچنین‬ ‫دغدغه های کشور خود در این حوزه برخوردار‬ ‫باشند و بتوانند برنامه هایی راهبردی در ارتباط‬ ‫با سیاست های خود با دولت های دیگر و نظام‬ ‫بین الملل تنظیم نمایند‪.‬‬ ‫ّ‬ ‫‪3‬‬ ‫بصیرت‪ ،1‬اینده نگری‪ 2‬و تفکر منطقی از ویژگی های‬ ‫یک سیاست خارجی کنش گرا در زمینه ی نگاه‬ ‫به اینده و امادگی برای رویارویی با مسائل جدید‬ ‫است‪ .‬بصیرت به معنای قابلیت درک و تفسیر‬ ‫درست و پیش بینی صحیح نسبت به پدیده های‬ ‫محیط درونی و بیرونی سیاست خارجی کشور‪،‬‬ ‫اینده نگری به معنای توانایی ّ‬ ‫تصور اینده های‬ ‫احتمالی با تکیه بر روش های علمی و شهود‪،‬‬ ‫تعیین مطلوب ترین اینده و تمرکز بهینه ی همه‬ ‫ّ‬ ‫منابع جهت دستیابی به ان‪ ،‬و تفکر منطقی‬ ‫‪1- Insight‬‬ ‫‪2- Futuristic Approach‬‬ ‫‪3- Logical Thought‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫به معنای توانایی درک یک موقعیت یا مسئله‬ ‫به وسیله ی شناسایی الگوها و ارتباطات موجود و‬ ‫مشخص کردن عوامل به وجوداورنده ی ان است‬ ‫(سلطانی‪ .)151 :1393 ،‬به کارگیری ویژگی های‬ ‫مذکور حداقل در سه زمینه ی تدوین چشم انداز‬ ‫سیاست خارجی‪ ،‬بررسی و شناخت مسائل به‬ ‫صورت راهبردی و مواجهه منطقی با فرصت ها‬ ‫و تهدیدهای پیش امده می تواند به سیاست‬ ‫خارجی کشور مساعدت کرده و پیشرفت های‬ ‫چشمگیری در این حوزه ایجاد نماید‪.‬‬ ‫تدوین چشم انداز سیاست خارجی اولین نتیجه ی‬ ‫استفاده از مولفه های راهبردی مذکور است‪.‬‬ ‫برخی از اسناد باالدستی‪ ،‬اهداف و نقشه راه‬ ‫ً‬ ‫سیاست خارجی را در یک دوره ی زمانی نسبتا‬ ‫طوالنی ّ‬ ‫ مدت تعیین می کنند و تحت عنوان‬ ‫«چشم انداز» سیاست خارجی ان کشورها شناخته‬ ‫ً‬ ‫می شوند‪ .‬تقریبا همه کشورهای توسعه یافته‬ ‫چشم انداز سیاست خارجی خود را تدوین و‬ ‫به صورت رسمی اعالم کرده اند‪.‬‬ ‫دولت ها البته از انتشار عمومی چشم انداز‬ ‫سیاست خارجی خود اهدافی را دنبال می کنند‬ ‫که از ان جمله می توان به موارد ذیل اشاره کرد‪:‬‬ ‫الف‪ -‬تدوین نقشه راه سیاست خارجی‪ :‬ا گرچه‬ ‫نمی توان تاثیر تحوالت مقطعی و کوتاه مدت را در‬ ‫سیاست خارجی انکار نمود‪ ،‬اما سیاست خارجی‬ ‫ً‬ ‫اساسا تابع اصول و اهداف بلندمدتی می باشد و‬ ‫بایستی بر طبق یک نقشه راه دقیق و منسجم‬ ‫به پیش برود‪ .‬تدوین چشم انداز سیاست خارجی‬ ‫نقشه راه یک دولت را در عرصه سیاست خارجی‪،‬‬ ‫بر اساس منافع و اهداف بلندمدت معین می کند‬ ‫و مانع از ایجاد انحراف ها و تغییرات زیان بار در‬ ‫این مسیر می شود‪.‬‬ ‫ب‪ -‬بسیج منابع و ظرفیت ها در مسیر نیل به‬ ‫ّ‬ ‫اهداف و منافع ملی‪ :‬تدوین اهداف بلندمدت‬ ‫یک دولت در سیاست خارجی‪ ،‬می تواند منابع و‬ ‫ظرفیت های موجود را در مسیر نیل به این اهداف‬ ‫بسیج و تحقق این اهداف را تسهیل نماید‪.‬‬ ‫ج‪ -‬جهت دهی افکار عمومی جهان در راستای‬ ‫اصول و اهداف خود‪ :‬بیان ارمان ها و اهداف‬ ‫بلندمدت دولت ها در سیاست خارجی می تواند‬ ‫افکار عمومی جهان را ناخودا گاه به سمت وسوی‬ ‫این اهداف سوق دهد و پذیرش این اهداف را‬ ‫قابل قبول تر نماید‪.‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪171‬‬ ‫م ݤݡی‬ ‫نݤ‬ ‫ݫݭ ݣݤاىݫݔ ݐݩںحا ݣ ݧدݣݐںىا ݣ ݤݣاس ت‬ ‫ݣی ݣ ݣس ݣ ݣ ݣال ݣݤݤݤ ݣاݤ ݣݭݫݔ ݣݣى ݣرݣاݣ ݤݤ‬ ‫ݣیݭݓم ݣهوݣرݣ ݣ ݣاݤ ݣ‬ ‫�؛ ݡص ݣد ݣاݤ ݣ ݣ ݫݭݣح ݫݣ‬ ‫ݫݬݓ ݬ ݫݔ‬ ‫قدری از غافلگیری و نا گهانی بودن در ذات سیاست خارجی وجود دارد‪ ،‬اما این‬ ‫امر سبب نمی شود که وظیفه ی نهادهای دخیل برای رصد و شناخت به موقع‬ ‫و قابل قبول از مسائل سیاسی و امنیتی اینده نادیده گرفته شود‪.‬‬ ‫د‪ -‬اعالم اهداف و خط قرمزها در سیاست‬ ‫خارجی‪ :‬انتشار این اسناد می تواند به درک‬ ‫کشورها از اهداف یکدیگر و همکاری ان ها کمک‬ ‫شایانی کند‪ .‬از سوی دیگر زمانی که کشورها خط‬ ‫قرمزهای خود در حوزه های مختلف اقتصادی‪،‬‬ ‫ّ‬ ‫سیاسی و امنیتی را در قالب اسناد ملی منتشر‬ ‫می کنند به طور مشخص به دیگر کشورها این پیام‬ ‫را می رسانند که حاضر به مسامحه در موضوعات‬ ‫مورد اشاره نیستند‪( .‬دبیرخانه شورای راهبردی‬ ‫روابط خارجی‪)4-3 :1394 ،‬‬ ‫عالوه بر مورد قبل بهره گیری از سه ویژگی بصیرت‪،‬‬ ‫ّ‬ ‫اینده نگری و تفکر منطقی در سیاست خارجی به‬ ‫کشورها کمک می کند که بتوانند درک و شناخت‬ ‫مناسبی از مسائل پیش رو داشته باشند و با‬ ‫رصد و تحلیل دقیق تحوالت و تحرکات سیاسی‬ ‫در منطقه و جهان‪ ،‬از میزان غافلگیری دستگاه‬ ‫سیاست خارجی خود بکاهند‪ .‬چنان که بیان‬ ‫شد‪ ،‬قدری از غافلگیری و نا گهانی بودن در ذات‬ ‫سیاست خارجی وجود دارد‪ ،‬اما این امر سبب‬ ‫نمی شود که وظیفه ی نهادهای دخیل برای‬ ‫رصد و شناخت به موقع و قابل قبول از مسائل‬ ‫سیاسی و امنیتی اینده نادیده گرفته شود‪.‬‬ ‫در حوزه سیاست خارجی نهادهایی راهبردی‬ ‫محسوب می شوند که قبل از بحرانی شدن و‬ ‫عمومی شدن یک مسئله‪ ،‬پیرامون ابعاد مختلف‬ ‫ان رصد‪ ،‬پژوهش و تحلیل کرده و راهکارهایی‬ ‫‪172‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫ّ‬ ‫برای حل وفصل ان مسائل ارائه دهند؛ نهادهایی‬ ‫که در اوج رسانه ای شدن یک مسئله‪ ،‬شروع به‬ ‫تحلیل‪ ،‬بررسی و برگزاری نشست ها و میزگردها‬ ‫می کنند نه تنها راهبردی عمل نمی کنند بلکه‬ ‫سیاست خارجی کشور را به سوی انفعال و‬ ‫سطحی نگری می کشانند‪.‬‬ ‫و اما سومین نتیجه یعنی مواجهه ی منطقی‬ ‫با فرصت ها و تهدیدهای پیش روی دستگاه‬ ‫سیاست خارجی کشور زمانی اتفاق می افتد که‬ ‫ً‬ ‫اوال شناختی درخور و مقبول از مسائل اینده در‬ ‫ً‬ ‫دستور کار باشد؛ ثانیا دستگاه سیاست خارجی‬ ‫توان اولویت بندی و ارزش گذاری صحیح مسائل‬ ‫ً‬ ‫را داشته باشد؛ و ثالثا هماهنگی و انسجام‬ ‫نهادهای دخیل در ّ‬ ‫حد مطلوب باشد‪ .‬یک‬ ‫سیاست خارجی ّفعال و راهبردی عالوه بر تمرکز بر‬ ‫ً‬ ‫مسائل سیاسی و امنیتی‪ ،‬حتما به فرصت هایی‬ ‫که در زمینه های اقتصادی‪ ،‬فرهنگی‪ ،‬علمی و‬ ‫ایدئولوژیک ایجاد می شود‪ ،‬توجه و التفات الزم‬ ‫را داشته و برای استفاده ی حدا کثری از این‬ ‫فرصت ها طرح و برنامه ی متقن و معقولی را‬ ‫ارائه می کند‪ .‬به این ترتیب کشوری که فرصتی‬ ‫بی سابقه برای صادرات به یک کشور بزرگ دیگر‬ ‫دارد‪ ،‬یا می تواند حضور و نفوذ علمی و فرهنگی‬ ‫در کشورهای همسایه و منطقه داشته باشد‪ ،‬اما‬ ‫این مسائل را در اولویت اقدامات خود نمی داند‪،‬‬ ‫ً‬ ‫طبعا از جرگه ی کشورهای راهبردی خارج است؛‬ ‫زیرا از یک سو فرصت ایجادشده را از دست داده‬ ‫است و از سویی دیگر با خالی گذاشتن میدان‬ ‫برای رقبای ژئوپلیتیک و دشمنان فرصت طلب‪،‬‬ ‫فرصت را به تهدید تبدیل کرده است‪.‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫‪ -۴‬تعلیم و تعامل نیروهای راهبردی‬ ‫ّ‬ ‫پیگیری و اعمال تفکر استراتژیک در عرصه های‬ ‫اموزشی و پژوهشی یکی از ملزومات بنیادین‬ ‫برای دستیابی به یک سیاست خارجی کنشگر‬ ‫و ّفعال است‪ .‬طبیعی است که برای داشتن‬ ‫چنین سیاست خارجی موفقی تنها اموزش‬ ‫دیپلمات هایی که در فنون دیپلماتیک و اداب‬ ‫کنسولی متخصص هستند و پژوهش در مسائل‬ ‫جاری و دغدغه های فعلی نهادهای دخیل‪ ،‬کافی‬ ‫نخواهد بود؛ زیرا تربیت چنین دیپلمات هایی با‬ ‫هدف تامین نیروی موردنیاز دستگاه دیپلماتیک‬ ‫کشور صورت می گیرد که این دستگاه ناخواسته‬ ‫ا کثر توان خود را جهت رسیدگی به امور جاری‬ ‫سیاست خارجی به کار می گیرد‪ ،‬لذا رمق و توان‬ ‫الزم را بابت پرداختن به مسائل راهبردی و‬ ‫دغدغه های اتی سیاست خارجی کشور ندارد‪.‬‬ ‫سیاست خارجی راهبردی از یک سو می بایست‬ ‫دارای نیروهایی اموزش دیده باشد که بتوانند‬ ‫ّ‬ ‫با نگاهی اینده نگر‪ ،‬خلق و زمان شناس برای‬ ‫سطوح مختلف سیاست خارجی کشور اعم از‬ ‫کوتاه مدت‪ ،‬میان مدت و بلندمدت برنامه ریزی‬ ‫کنند و تحلیل هایی قریب ب ه واقع داشته باشند؛‬ ‫و از سویی دیگر ساختاری داشته باشد که برای‬ ‫ّ‬ ‫تفکر استراتژیک ارزش قائل بوده و حاضر باشد‬ ‫ً‬ ‫در این حوزه سرمایه گذاری نماید؛ یعنی اوال‬ ‫فضای درخور جهت رشد نیروهای راهبردی‬ ‫ً‬ ‫فراهم کند و ثانیا از پایان نامه ها و مقاالت علمی‬ ‫و به طورکلی پژوهش ها در این زمینه حمایت‬ ‫معنوی و مادی نماید‪.‬‬ ‫ازاین رو اهمیت تصمیم گیران سیاست خارجی و‬ ‫اتخاذ تصمیم های راهبردی توسط ان ها جهت‬ ‫تربیت چنین دیپلمات هایی با هدف تامین نیروی موردنیاز دستگاه دیپلماتیک‬ ‫کشور صورت می گیرد که این دستگاه ناخواسته ا کثر توان خود را جهت رسیدگی به‬ ‫امور جاری سیاست خارجی به کار می گیرد‪ ،‬لذا رمق و توان الزم را بابت پرداختن‬ ‫به مسائل راهبردی و دغدغه های اتی سیاست خارجی کشور ندارد‪.‬‬ ‫سیاست خارجی راهبردی از یک سو می بایست دارای نیروهایی اموزش دیده‬ ‫ّ‬ ‫باشد که بتوانند با نگاهی اینده نگر‪ ،‬خلق و زمان شناس برای سطوح مختلف‬ ‫سیاست خارجی کشور اعم از کوتاه مدت‪ ،‬میان مدت و بلندمدت برنامه ریزی‬ ‫کنند و تحلیل هایی قریب به واقع داشته باشند؛ و از سویی دیگر ساختاری‬ ‫ّ‬ ‫داشته باشد که برای تفکر استراتژیک ارزش قائل بوده و حاضر باشد در این‬ ‫حوزه سرمایه گذاری نماید‪.‬‬ ‫نیل به سیاست خارجی ّفعال مشخص می شود‪.‬‬ ‫پیچیدگی های محیطی در داخل و خارج سیستم‬ ‫بازاریابی سیاسی بین الملل‪ ،‬قابلیت پیش بینی‬ ‫اینده را مشکل می کند و کشورها جهت نیل به‬ ‫موفقیت‪ ،‬نیازمند به کارگیری شیوه های ظریف‪،‬‬ ‫پیچیده‪ ،‬کارشناسی و پاسخگویی سریع هستند‪.‬‬ ‫بنابراین ا گر سیاست گذاران درجه اول کشورها برای‬ ‫پذیرش تغییرات سیستم‪ ،‬به دیدگاه های تخصصی‪،‬‬ ‫راهبردی و کارشناسی توجهی نداشته باشند و‬ ‫سیاست های ساده را در قبال پیچیدگی های‬ ‫روزافزون بکار گیرند‪ ،‬به استقبال چالش های‬ ‫عمیق و نا گواری برای نظام سیاسی خود رفته اند‪.‬‬ ‫(قاضی زاده و دیگران‪)30 :1390 ،‬‬ ‫نهادهای تصمیم گیر باید توجه داشته باشند که‬ ‫حوزه سیاست خارجی نیازمند دریافت داده ها‬ ‫و تحلیل های متفاوت است تا بتواند پویایی و‬ ‫کنش گری خود را حفظ نماید‪ .‬لذا برای تدوین‬ ‫سیاستی کارساز و موفق‪ ،‬می بایست دیدگاه‬ ‫و نظرات جناح های مختلف و شخصیت های‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪173‬‬ ‫م ݤݡی‬ ‫نݤ‬ ‫ݫݭ ݣݤاىݫݔ ݐݩںحا ݣ ݧدݣݐںىا ݣ ݤݣاس ت‬ ‫ݣی ݣ ݣس ݣ ݣ ݣال ݣݤݤݤ ݣاݤ ݣݭݫݔ ݣݣى ݣرݣاݣ ݤݤ‬ ‫ݣیݭݓم ݣهوݣرݣ ݣ ݣاݤ ݣ‬ ‫�؛ ݡص ݣد ݣاݤ ݣ ݣ ݫݭݣح ݫݣ‬ ‫ݫݬݓ ݬ ݫݔ‬ ‫جدید در نظر گرفته شود تا راهکارهای نو و انگیزه های باالتری در ساختار سیاست خارجی کشور‬ ‫ّ‬ ‫ایجاد شود‪ .‬باید توجه داشت که ایجاد حلقه ای از افراد با تفکرها و گرایش های یکسان و همسو‪،‬‬ ‫مانع از پویایی و پیشرفت می شود‪ .‬به همین جهت وجود گروه به عنوان یک نهاد تصمیم گیری‪،‬‬ ‫بهتر از فرد است زیرا راه حل های گونا گون بحث و دیدگاه های مختلف مطرح شده و مناظره صورت‬ ‫ً‬ ‫می پذیرد‪ ،‬اطالعات و مواد خام متفاوتی عرضه شده و عموما بحث ازاد باعث می شود تا دخالت‬ ‫احساس‪ ،‬تعصب و منافع شخصی به حداقل برسد‪( .‬سریع القلم‪)23 :1379 ،‬‬ ‫این گفتمان کنش گرای انقالبی درواقع وجه تسمیه و نقطه ی تمایز سیاست خارجی جمهوری اسالمی ایران نسبت به سیاست خارجی‬ ‫سایر دول است‪ .‬در حقیقت ایران اسالمی را در نقطه نقطه ی جهان به هویت انقالبی و مستقل ان می شناسند و برای این ّ‬ ‫هویت مستقل‬ ‫ّ‬ ‫است که ملت ها و دولت های ازاده جهان ارزش قائل هستند‪.‬‬ ‫‪ -۵‬انقالبی گری در سیاست خارجی‬ ‫ایدئولوژی منافع کشورها را براساس شاخص های‬ ‫جدید بازنمایی نموده و چارچوب ذهنی جدیدی‬ ‫برای سیاست خارجی به وجود می اورد‪ .‬این امر‬ ‫ّ‬ ‫نشان می دهد منافع ملی و الگوهای رفتاری‬ ‫در سیاست خارجی تحت تاثیر شاخص های‬ ‫ایدئولوژیک قرار می گیرد ّ‬ ‫(متقی و دیگران‪:1390 ،‬‬ ‫‪ .)42-39‬لذا در نظام اسالمی ایران‪ ،‬فرهنگ‬ ‫اسالمی و اصول و قواعد اخالقی ان به طور عام‬ ‫و چارچوب فقهی ان به طور خاص‪ ،‬تاثیر عمیقی‬ ‫بر درک ایرانیان از محیط اطراف خود و بایدها‬ ‫و نبایدهای انان نهاده است‪ .‬فرهنگ گفتمانی‬ ‫برامده از گفتمان انقالب اسالمی که ریشه در دیگر‬ ‫منابع هویت ساز نظیر اسالم و مذهب ّ‬ ‫تشیع دارد‪،‬‬ ‫به عنوان یک نظام معنایی‪ ،‬تاثیر مستقیمی بر‬ ‫فرهنگ گفتمانی و دال های گفتمان سیاست‬ ‫خارجی جمهوری اسالمی ایران داشته است‪.‬‬ ‫هویت خواهی و کسب شخصیت در شعارها و‬ ‫هنجارهای برامده از انقالب اسالمی به عیان‬ ‫‪174‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫ّ‬ ‫متجلی است (دهقانی فیروزابادی و دیگران‪،‬‬ ‫ّ‬ ‫‪ .)82 :1391‬برایند این هویت ملی یکپارچه و‬ ‫ّ‬ ‫پایدار که سازنده وجهه ملی کشور نیز هست‪،‬‬ ‫گفتمان کنش گرای انقالبی را نتیجه می دهد‪ .‬لذا‬ ‫دستیابی به ثمرات بازاریابی سیاسی بین الملل‬ ‫ّ‬ ‫ّ‬ ‫نظیر منافع ملی‪ ،‬قدرت ملی‪ ،‬و وجهه مطلوب‬ ‫بین المللی حاصل پیگیری این گفتمان کنش گرا‬ ‫خواهد بود‪.‬‬ ‫این گفتمان کنش گرای انقالبی درواقع وجه تسمیه‬ ‫و نقطه ی تمایز سیاست خارجی جمهوری اسالمی‬ ‫ایران نسبت به سیاست خارجی سایر دول است‪.‬‬ ‫در حقیقت ایران اسالمی را در نقطه نقطه ی جهان‬ ‫به هویت انقالبی و مستقل ان می شناسند و برای‬ ‫ّ‬ ‫این ّ‬ ‫هویت مستقل است که ملت ها و دولت های‬ ‫ازاده جهان ارزش قائل هستند‪ .‬دست کشیدن‬ ‫از اصول و ارزش های انقالب اسالمی در مواجهه‬ ‫با قدرت های جهانی و به بهانه ی دستیابی یا‬ ‫ّ‬ ‫مراقبت از منافع ملی‪ ،‬نه تنها موجب پیشرفت‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫و حصول سیاست خارجی فعال نمی شود بلکه‬ ‫این تحلیل را به غربی ها می دهد که جمهوری‬ ‫اسالمی حاضر است اصول و اهداف اساسی خود‬ ‫را برای رسیدن به منافع ّ‬ ‫مادی کنار بگذارد‪ .‬عالوه‬ ‫بر این استمرار روند عدول از ارمان ها‪ ،‬ممکن‬ ‫است در بلندمدت باعث استحاله ی انقالب‬ ‫اسالمی و تبدیل رفتار سیاست خارجی ایران‬ ‫به رفتاری لیبرال و منفعت محور شود‪.‬‬ ‫روحیه ی انقالبی و تا کید بر ارمان های انقالبی‬ ‫همواره مورد تا کید امامان انقالب اسالمی بوده‬ ‫و هست‪ .‬حضرت امام خمینی؟ق؟ به عنوان رهبر‬ ‫ّ‬ ‫تفکر اسالم سیاسی و انقالبی در موضوعات‬ ‫مختلف بر انقالبی گری تا کید نموده و در حوزه‬ ‫ّ‬ ‫سیاست خارجی این تفکر در راهبرد صدور‬ ‫انقالب ایشان بیشتر نمود یافته است‪ .‬ایشان‬ ‫دراین باره می فرمایند‪:‬‬ ‫«ما باید با ّ‬ ‫شدت هر چه بیشتر‪ ،‬انقالب خود‬ ‫را به جهان صادر کنیم و این طرز فکر را که‬ ‫قادر به صدور انقالب نیستیم‪ ،‬کنار بگذاریم؛‬ ‫زیرا اسالم بین کشورهای اسالمی تمایز قائل‬ ‫نیست‪ .‬ما حامی تمام محرومان هستیم‪ .‬همه ی‬ ‫ابرقدرت ها و همه ی قدرت ها برای از بین بردن‬ ‫ما برخاسته اند‪ .‬ا گر ما در محیط محدودی باقی‬ ‫ً‬ ‫بمانیم‪ ،‬قطعا با شکست روبه رو می شویم‪».‬‬ ‫(صحیفه امام‪ ،‬ج‪)202 :12‬‬ ‫رهبر معظم انقالب اسالمی؟دم؟ نیز انقالبی گری‬ ‫در حوزه دیپلماسی را ّ‬ ‫خط درست دیپلماسی‬ ‫ارزیابی می کنند‪:‬‬ ‫«ا گر ما برای جامعه ی انقالبی و اسالمی‪ ،‬ب ه‬ ‫ل هستیم ‪ ،‬باید‬ ‫دیپلماسی انقالبی و اسالمی قائ ‬ ‫ل جهت گیری اسالمی حفظ شود و‬ ‫در درجه ی او ‬ ‫ل تهدیدهای دشمنان ‬ ‫ت در مقاب ‬ ‫گستاخی و شجاع ‬ ‫ق بر‬ ‫ل و منط ‬ ‫ت عق ‬ ‫گ و نیز حا کمی ‬ ‫و قدرت های بزر ‬ ‫تصمیم گیری ها و حرکات ‪ ،‬مورد توج ه قرار بگیرد‪.‬‬ ‫این ّ‬ ‫ت دیپلماسی است‪ .‬انقالبی گری‬ ‫خط درس ‬ ‫به این نیست ک ه ما انجایی که نباید پرخاش ‬ ‫ش کنیم ‪ .‬انقالبی گری ب ه ان ‬ ‫کنیم ‪ ،‬بیخودی پرخا ‬ ‫ع اسالمی و انقالبی را قاطعانه ‬ ‫ت ک ه ما مواض ‬ ‫اس ‬ ‫ن و خا م شدن ‬ ‫ن رودربایستی و مرعوب شد ‬ ‫و بدو ‬ ‫ش کاذب ‪،‬‬ ‫ل برخی از چهره های امیدبخ ‬ ‫در مقاب ‬ ‫حفظ کنیم ‪)1368/5/31( ».‬‬ ‫درنتیجه می توان گفت انقالبی گری در سیاست‬ ‫خارجی یکی از ملزومات دستگاه دیپلماسی‬ ‫کنش گرا است‪ .‬چنانچه نهادهای دخیل از این‬ ‫ظرفیت باارزش استفاده نمایند‪ ،‬فرصت هایی‬ ‫ّ‬ ‫متعهد و توانمند‪،‬‬ ‫نظیر استفاده از نیروهای‬ ‫ایجاد انگیزه ها و هویت یکپارچه ی انقالبی در‬ ‫سازمان‪ ،‬ثبات و استحکام در نظرات و راهبردها‬ ‫برایشان فراهم شده و در غیر این صورت از ظرفیت‬ ‫ّ‬ ‫پیش برنده ی تفکر انقالبی به دور خواهند بود‪.‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪175‬‬ ‫م ݤݡی‬ ‫نݤ‬ ‫ݫݭ ݣݤاىݫݔ ݐݩںحا ݣ ݧدݣݐںىا ݣ ݤݣاس ت‬ ‫ݣی ݣ ݣس ݣ ݣ ݣال ݣݤݤݤ ݣاݤ ݣݭݫݔ ݣݣى ݣرݣاݣ ݤݤ‬ ‫ݣیݭݓم ݣهوݣرݣ ݣ ݣاݤ ݣ‬ ‫�؛ ݡص ݣد ݣاݤ ݣ ݣ ݫݭݣح ݫݣ‬ ‫ݫݬݓ ݬ ݫݔ‬ ‫جمع بندی‬ ‫این مقاله مروری بود بر مولفه های اساسی‬ ‫یک سیاست خارجی ّفعال و پیشرو که با بیان‬ ‫و بررسی راهکارهای کنش گری در بازاریابی‬ ‫سیاسی بین الملل نظیر هماهنگی و یکپارچگی‬ ‫ساختار تصمیم گیری‪ ،‬اینده نگری استراتژیک‪،‬‬ ‫تعلیم و تعامل نیروهای راهبردی و انقالبی گری‬ ‫در سیاست خارجی پیگیری شد‪ .‬در حقیقت‬ ‫وجود این مولفه ها در ساختار سیاست خارجی‬ ‫کشور نشانگر استحکام‪ ،‬انسجام‪ ،‬هماهنگی و‬ ‫ّ‬ ‫به طور کلی فعال و راهبردی بودن ان و موجب‬ ‫ّ‬ ‫دستیابی به قدرت و تصویر ملی پایدار و پویا‬ ‫است‪ .‬پژوهش حاضر نشان داد که تصمیم گیران‬ ‫سیاست خارجی کشور می بایست دارای نگاه‬ ‫استراتژیک‪ ،‬بلندمدت و کنشگر و روحیه ی‬ ‫همکاری‪ ،‬هم افزایی و انقالبی باشند و ساختار‬ ‫سیاست خارجی نیز باید جهت پژوهش در‬ ‫زمینه ی مسائل کالن و راهبردی و همچنین‬ ‫اینده پژوهی همراه با شناخت و ارائه راهکار برای‬ ‫چالش های اتی‪ ،‬امادگی الزم را در خود ایجاد کند‪.‬‬ ‫سیاست خارجی کشور باید کنشگر بوده و ابتکار‬ ‫عمل را در مواجهه با فرصت ها در دست داشته‬ ‫باشد و با بهره گیری از ویژگی های اینده نگری و‬ ‫بصیرت سیاسی‪ ،‬نسبت به چالش ها و تهدیدهای‬ ‫پیش رو شناخت و تحلیل متناسبی داشته و از‬ ‫غافلگیری دستگاه سیاست خارجی خود بکاهد‪.‬‬ ‫پرورش نیروهای راهبردی اینده نگر و انقالبی و‬ ‫همچنین حمایت معنوی و مادی از تحقیقات‬ ‫این حوزه از جمله مولفه های الزم برای یک‬ ‫دیپلماسی فعال است‪ .‬در این تحقیق بخشی‬ ‫از شاخص ها بررسی شده و اثار ان بر پیشرفت‬ ‫سیاست خارجی کشور بیان شد‪ ،‬اما انچه ضروری‬ ‫به نظر می رسد‪ ،‬لزوم پژوهش و تحقیق در حوزه‬ ‫چشم انداز سیاست خارجی کنش گرا و الگوی‬ ‫مناسب ان برای جمهوری اسالمی ایران است‬ ‫که یکی از کارکردهای بازاریابی سیاسی بین الملل‬ ‫محسوب می شود‪.‬‬ ‫منابع‬ ‫‪1 .1‬امام خمینی؟ق؟‪ ،‬روح اهلل (‪ )1389‬صحیفه امام‪ ،‬ج ‪ -.۱۲‬تهران‪ :‬موسسه‬ ‫تنظیم و نشر اثار امام خمینی؟ق؟‬ ‫‪2 .2‬بیانات مقام معظم رهبری؟دم؟ به تاریخ ‪1368/5/31‬؛ ‪۱۳۷۹/۵/۲۵‬؛‬ ‫‪1396/9/2‬‬ ‫‪7 .7‬سریع القلم‪ ،‬محمود (‪ )1379‬سیاست خارجی جمهوری اسالمی ایران؛‬ ‫بازبینی نظری و پارادایم ائتالف‪ -.‬تهران‪ :‬مرکز تحقیقات استراتژیک‬ ‫ّ‬ ‫‪8 .8‬سلطانی‪ ،‬ایرج (‪ )1393‬تفکر استراتژیک بستر اینده پژوهی‪ -.‬تهران‪:‬‬ ‫ارکان دانش‬ ‫‪3 .3‬دبیرخانه شورای راهبردی روابط خارجی‪ )1394( ،‬اسناد باالدستی سیاست‬ ‫خارجی فدراسیون روسیه‪ -.‬تهران‪ :‬شورای راهبردی روابط خارجی‬ ‫‪9 .9‬قاضی زاده‪ ،‬شهرام؛ طالبی فر‪ ،‬عباس (‪ )1390‬مناسبات راهبردی ایران‬ ‫و چین‪ -.‬تهران‪ :‬پژوهشکده مطالعات راهبردی‬ ‫‪4 .4‬دهقانی فیروزابادی‪ ،‬سید جالل (‪« )1381‬سیاست خارجی جمهوری‬ ‫اسالمی ایران‪ :‬روندها و بازتاب ها»‪ ،‬فصلنامه مطالعات خاورمیانه‪،‬‬ ‫سال نهم‪ ،‬شماره ‪3‬‬ ‫‪1010‬متقی‪ ،‬ابراهیم؛ پوستین چی‪ ،‬زهره (‪ )1390‬الگو و روند در سیاست‬ ‫خارجی ایران‪ -.‬تهران‪ :‬انتشارات دانشگاه مفید‬ ‫‪5 .5‬دهقانی فیروزابادی‪ ،‬سید جالل (‪ )1391‬سیاست خارجی جمهوری‬ ‫اسالمی ایران‪ -.‬تهران‪ :‬سمت‬ ‫‪6 .6‬دهقانی فیروزابادی‪ ،‬سید جالل؛ نوری‪ ،‬وحید (‪ )1391‬سیاست خارجی‬ ‫جمهوری اسالمی ایران در دوران اصول گرایی‪ -.‬تهران‪ :‬دانشگاه‬ ‫امام صادق؟ع؟‬ ‫‪176‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫‪1111‬وکیل زاده‪ ،‬حسن (‪ )1394‬بازاریابی سیاسی؛ روایت تصویر ارائه شده‬ ‫از نظام جمهوری اسالمی ایران در عرصه بین الملل (مطالعه موردی‪:‬‬ ‫دولت اول اقای احمدی نژاد)‪ ،‬پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه‬ ‫امام صادق؟ع؟‬ ‫‪12. Prestowitz, Clyde (2013), “The Trans-Pacific Partnership and the‬‬ ‫‪Decline of American Hegemony”, ForeignPolicy.com‬‬ ‫ف ݩ ݧ ݩݧݐݠهں گ ݥݡی‬ ‫ی ݤ ݣ ݣݥو ݣ� ݣݥر‬ ‫ع ݣی ݣݤ ݣم ݣم ݥݣو‬ ‫م ل �ن ىٮ لم اݣس‬ ‫ه ݣ ݣک ݣݥر ی ݑ ݦ ٮ ا ݣݫدݣݭݔ ݭ ݫݕ‬ ‫ݣ‬ ‫ݓ‬ ‫ݬ‬ ‫‪.‬‬ ‫ݫ‬ ‫ٮ‬ ‫ظ‬ ‫‪.‬‬ ‫ݤ‬ ‫اݣ ݣرا ݤݣ ݩ ݣنٮ ٮݓر‪ .‬ن ݩݦݑٯ ݓݫݬ ݣالݣݤ ݧ ݤݩݐ ݤ ݧ ݧݩݑ� ݠݠهݣ ݥ ݣوݣرݤ‬ ‫ح ݡم ݧ ݩ ݧ ݩ ݧݐݡح ݬ ݩݐݦ داݣ�ا ݤݣ ݣ ݣن ݣ اݤڡه ݣ ݣٯ‬ ‫ز ا ݤݣݫ ݭ ݫݣ� ݫݣݭ ݓ ݐݦ ݣمرݣ ݣر ݣ‬ ‫اݣ � ݣب‬ ‫ا ݣ ݤ�ز ݣن ݣ‬ ‫ݭ ݫٮݓرݣوݣ‬ ‫لم‬ ‫�ز‬ ‫ح‬ ‫ݫ‬ ‫ݭ‬ ‫ݫ‬ ‫ݭ‬ ‫اݤݣ ݣ ݣ ݓ‬ ‫ݣنٮ ݣݫݬݓ ݣهݤ ݣ ݣک ݣرݥݣ �ی ن‬ ‫ݡم ݩ ݧݒاݣ ݣ ݑرݦݩاݤݣ ݧݩݐ ݣ‬ ‫ݩ‬ ‫ݐ‬ ‫ں ٮ‬ ‫ݐݦ‬ ‫ݐ ݦ ݒݩݦ ٮ‬ ‫ݩ ݧݩ ݐ‬ ‫ݑݦ ݦ ݩݦ ٮ ى ى ٮ ک ݑݩ محم ح ىحں ݤݡیݤ‬ ‫ݠهݡسٮ ݣه ݣݬݫݓاݣ ݣݣراݤݣرݣ ݔݬݪاݣ ݭݫݓٮ ݣی ݣس ݫݔاݣݣسی ݣ ݬݫݓاݣ ݣدݣٮ ݣ ݣر ݣ ݣ ݣ ݫݭدݣ ݫݭݓوݣاݤݣ ݣݣد ݣالݣݭݫ ݣ ݭݫݔرݣ ݣ ݣ ݫݬݓ ݣاݣ ݤ‬ ‫ٮحݣ ݣص ݣ ݣ ݣص ݣ ݣݡیݥ ݣ‬ ‫ٮ ݣحݫݭݕها ݣم ݣر ݣݔݭ ݣى ݣس ݣ ݣ ݣسن ݣ ݨݑ ݦ ݦ ݦ ݣ ݣ ݣ ݣ‬ ‫ݣسسݓ ݫݣݭ ݫ ݭݫݔ ݑ ݦ ݦ ݣ ݣوݤ ݣ‬ ‫ݣگر ݣاݤ ݣرݣ ݣݫىݣݫ ݣݭݫ ݫݣ‬ ‫اشاره‬ ‫در یکی از روزهای مهرماه فرصتی شد تا اعضای هسته ی بازاریابی سیاسی جلسه ای علمی در حضور‬ ‫دکتر محمد جواد الریجانی داشته باشند‪ .‬دکتر محمدجواد الریجانی جامع علوم حوزوی و علوم‬ ‫جدید‪ ،‬ریاضیات و سیاست‪ ،‬تجربه و نظر است‪ .‬وی سال ها معاون وزارت امورخارجه‪ ،‬نماینده ی‬ ‫مجلس‪ ،‬رئیس مرکز پژوهش های مجلس‪ ،‬معاون بین الملل قوه قضائیه‪ ،‬استادی در دانشگاه شریف‬ ‫و ریاست مرکز فیزیک نظری بوده و هم ا کنون دبیر ستاد حقوق بشر این قوه می باشند‪.‬‬ ‫دکتر الریجانی در کنار فعالیت های سیاست عملی‪ ،‬عرصه ی سیاست نظری را رها نکرد‪ .‬وی سال ها‬ ‫در دانشگاه های مختلف کشور نظیر دانشگاه تهران‪ ،‬امام صادق؟ع؟‪ ،‬مطالعات خارجی وزارت‬ ‫امورخارجه و مدرسه ی عالی شهید مطهری؟هر؟ استاد اندیشه سیاسی و فلسفه سیاسی بوده است‪.‬‬ ‫دکتر الریجانی در سیاست خارجی صاحب سبک‪ ،‬نظر و ایده است و نقش وی در سیاست خارجی‬ ‫ایران بعد از انقالب اسالمی پررنگ قلمداد می شود‪ .‬دکتر الریجانی از جمله شخصیت هایی بود‬ ‫که در دو واقعه ی مهم و حساس قطعنامه ‪ 598‬و نامه ی امام خمینی؟هر؟ به گورباچف در متن‬ ‫این دو واقعه حضور داشته است‪.‬‬ ‫به بهانه ی بازاریابی واقعه و تصویر نامه ی امام خمینی؟هر؟ به گورباچف از منظر بازاریابی سیاسی؛‬ ‫خاطرات ایشان را مرور کردیم و دوباره در روزهای دهه ی شصت قدم زدیم‪...‬‬ ‫این نشست با حضور اعضای هسته بازاریابی سیاسی در تاریخ ‪ 1396/7/23‬در محل ستاد حقوق بشر قوه قضائیه برگزار گردید‪.‬‬ ‫‪178‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫‪ -1‬چهار رکن اصلی در سیاست‬ ‫به نظر می رسد بتوان از اصطالح بازاریابی سیاسی در اندیشه سیاسی اسالم‬ ‫قرائت دیگری نیز ارائه کرد‪ .‬علی االصول سیاست در تفکر اسالمی ما ذیل‬ ‫والیت تعریف می شود است‪ .‬در اسالم والیت هم در میدان نظر و هم در‬ ‫میدان عمل مطرح است‪ .‬در حدیث معروفی از امام رضا؟ع؟ که از منابع‬ ‫مختلف نقل شده به این نکته اشاره شده است‪:‬‬ ‫َ ْ َ َّ َ َ َ َ َ‬ ‫ٌ‬ ‫ْ َ‬ ‫َْ َ‬ ‫َْ ْ‬ ‫اخ َب َرنا َج َم َاعه‪َ ،‬ع ْن ابِی ال ُمفض ِل‪ ،‬قال‪َ :‬ح ّدث َنا ا ُبو ُم َح َّم ٍد الفض ُل ْب ُن ُم َح َّم ِد ْب ِن ال ُم َس ّی ِب‬ ‫َ َ‬ ‫َّ‬ ‫الش ْع َران ُّی ب ُج ْر َج َان‪َ ،‬ق َال‪َ :‬ح َّد َث َنا َه ُار ُ‬ ‫ون ْب ُن َع ْمر و ْبن َع ْب ِد ْال َعزیز ْبن ُم َح ّم ٍد ا ُبو ُم َ‬ ‫وسى‬ ‫ِ ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫َ َ‬ ‫ْ‬ ‫َ‬ ‫َ َ ََ‬ ‫َ‬ ‫ال ُم َج ِاش ِع ُّی‪ ،‬قال‪َ :‬ح ّدث َنا ُم َح َّم ُد ْب ُن َج ْعف ِر ْب ِن ُم َح َّم ٍد‪َ ،‬ع ْن ا ِبیهِ ابِی َع ْب ِد ا ّلل ِه؟ع؟‪ .‬قال‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫ْ‬ ‫َ‬ ‫وسى‪َ ،‬ع ْن ابیهِ ُم َ‬ ‫الر َضا َعل ُّی ْب ُن ُم َ‬ ‫ُ َ ُ َ َ َّ ْ َ ُ ّ‬ ‫وسى‪َ ،‬ع ْن ا ِبیهِ َج ْعف ِر ْب ِن‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫المج ِاش ِع ّی‪ :‬و حدثناه ِ‬ ‫َ‬ ‫َ َ َ ْ ُ َ ُ َ‬ ‫ْ‬ ‫ً‬ ‫ُم َح َّم ِد؟مهع؟‪َ ،‬و َقالا َج ِمیعا َع ْن َاب ِائه َما‪َ ،‬ع ْن ا ِمیر ال ُم ْو ِم ِن َ‬ ‫ین؟ع؟‪ ،‬قال‪ :‬س ِمعت رسول‬ ‫ِ‬ ‫َ ِ َ َ َّ‬ ‫َّ‬ ‫َُ ُ َ ْ ْ َ ُ ََ َ‬ ‫ْ‬ ‫الش َه َاد َت ْین َو ْال َقر َین َت ْین‪ِ .‬قیلَ‬ ‫ال‪ :‬على‬ ‫الل َه؟ص؟ یقول‪ :‬ب ِنی ال ِاسلام على خم ِس ِخص ٍ‬ ‫ِ ِ‬ ‫ِ‬ ‫َ ُ َّ َّ َ َ َ َ َ ْ َ َ ْ َ ُ َ َ َ ْ َ َ َ َ َ َّ َ ُ َ َّ َ ُ َ َّ َ‬ ‫الزکاه‪ ،‬ف ِان ُه لا‬ ‫ان قال‪ :‬الصلاه و‬ ‫ان فقد عرفناهما‪ ،‬فما الق ِرینت ِ‬ ‫له‪ :‬اما الشهادت ِ‬ ‫ُ ْ َ ُ َ َ ُ ُ َ َّ ْ ُ ْ‬ ‫ام‪َ ،‬و ح ُّج ْال َب ْیت َمن ْاس َت َ‬ ‫ّ‬ ‫َ‬ ‫طاع ا َل ْیهِ َسب ًیلا‪َ ،‬و ُخ ِتمَ‬ ‫ُ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫الصی‬ ‫ِ‬ ‫یقبل احدهما ِالا ِ َبالاخرى‪ ،‬و ِ‬ ‫ِ َ ِ‬ ‫ِ ِ‬ ‫َ َ ْ َ‬ ‫َ ْ َ َ‬ ‫َْْ َ َ ْ‬ ‫ک َم ْل ُت َل ُک ْم ِد َین ُک ْم َو ا ْت َم ْم ُت َع َل ْی ُکمْ‬ ‫ک ِبال َول َایهِ ‪ ،‬فان َزل ا ّلله؟زع؟‪« :‬الیوم ا‬ ‫ذ ِل‬ ‫ُ َ ُ ُ ْ ْ َ ً‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫َ‬ ‫ِن ْعم ِتی و ر ِضیت لکم ال ِاسلام ِدینا»‪( .‬االمالی (للطوسی)‪ ،‬النص‪ ،‬ص‪)518 :‬‬ ‫ما تا به حال فکر می کردیم که والیت ذیل مباحث‬ ‫اصول دین است‪ .‬یعنی همانگونه که توحید و‬ ‫معاد و نبوت جزو اصول دین است‪ ،‬والیت هم‬ ‫یکی از اصول محسوب می شود‪ .‬اما به نظر می رسد‬ ‫والیت در بین سایر ارکان اصول یک تفاوتی هم‬ ‫دارد و ان اینکه والیت یک عمل است‪.‬‬ ‫مرحوم مجلسی در بهار وقتی به این حدیث می رسید توجه ی خیلی‬ ‫قشنگی دارد می گوید ما تا به حال فکر می کردیم که والیت ذیل مباحث‬ ‫اصول دین است‪ .‬یعنی همانگونه که توحید و معاد و نبوت جزو اصول‬ ‫دین است‪ ،‬والیت هم یکی از اصول محسوب می شود‪ .‬اما به نظر می رسد‬ ‫والیت در بین سایر ارکان اصول یک تفاوتی هم دارد و ان اینکه والیت یک‬ ‫ً‬ ‫عمل است‪ .‬یعنی مثال صاله یک کاری هست و صوم یک کاری است‪،‬‬ ‫والیت هم یک کاری است‪ ،‬این چه کاری است که ما باید انجام بدهیم و‬ ‫ا گر این کار را انجام ندهیم بقیه اعمال قبول نیست‪ ،‬حضرت می فرمایند‬ ‫‪ 70‬سال هم نماز بخواند و همه چیز را هم داشته باشد‪ .‬ا گر والیت نباشد‪،‬‬ ‫نتیجه ای در بر نخواهد داشت‪ .‬البته ذیل همین حدیث و احادیث دیگر‬ ‫چهار رکن در اندیشه سیاسی اسالم قابل استخراج است که علی القاعده‬ ‫والیت بر این چهار رکن مستقر می شود‪.‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪179‬‬ ‫ݐݩں ݩݒ‬ ‫س‬ ‫ݩ‬ ‫ݦ‬ ‫ݦ‬ ‫ݦ‬ ‫ݑ‬ ‫لم‬ ‫ݧ‬ ‫ݧ‬ ‫ݧ‬ ‫س‬ ‫ز‬ ‫ح‬ ‫ݩ‬ ‫ݣس ݣ ݤ‬ ‫ݣنٮ ݣݫݬݓ ݣهݤ ݣ ݣک ݣرݥݣ ی�ن‬ ‫ٮݤ‪ -‬ݣاݤ ݣݣ� ݫ ݣ ݫݭݓݡماݣ ݣر ݣاݤ ݣ‬ ‫ݣ ݣ ݣݐ ݩݦݣ ݣگر ݣا ݣ ݣرݣ ݣ ݣ ݒݩݣ ݣ ݣ ݣ ݣ‬ ‫تولی و تبری در امر حکومت و والیت ضروری است و جالب اینکه تبری از تولی‬ ‫مقدم است‪ .‬این نکته ی خیلی ظریفی است و من خودم بشخصه متوجه ان‬ ‫نمی شدم و همیشه می گفتم چرا باید تبری بر تولی مقدم باشد‪ .‬تا اینکه فتنه ی‬ ‫ً‬ ‫‪ 88‬رخ داد‪ .‬ما در فتنه ی ‪ 88‬فهمیدیم که اتفاقا تبری خیلی مشکل تر از تولی‬ ‫است‪ ،‬ادم با دوستی که سال ها با او بوده باید به گونه ای فاصله بگیرد‪.‬‬ ‫مال ک سیطره ی مشروعیت در نظام سکوالر لیبرال؛ بر اساس تئوری رضایت است‪.‬‬ ‫یعنی کسی که رای می اندازد در صندوق می گوید ا گر کاندیدای من پیروز شد که‬ ‫رضایت من بر این امر تعلق گرفته اما ا گر کاندیدای من هم رای نیاورد؛ ا کثریت‬ ‫مبناست و من به این رای ا کثر رضایت می دهم‪.‬‬ ‫‪ )1‬رکن اول ان حساسیت نسبت به مشروعیت و‬ ‫حکومت است‪ .‬شیخ انصاری؟هر؟ در اول مکاسب‬ ‫این بحث را مطرح می کند‪ .‬شیخ انصاری به این‬ ‫نکته اشاره می کند که ا گر حا کم نامشروع باشد‪،‬‬ ‫َ ُ ْ‬ ‫هرگونه همکاری با او معاونت به اثم است‪ .‬ت َع َاونوا‬ ‫ْ ْ‬ ‫َ َ ْ ّ َ َّ ْ َ َ َ َ َ َ ُ ْ َ َ‬ ‫الاث ِم َوال ُع ْد َو ِان‪.‬‬ ‫على ال ِبر والتقوى ولا تعاونوا على ِ‬ ‫(سوره مائده‪ ،‬ایه ‪)2‬‬ ‫ا گر مشروع باشد به اندازه ی کفایت‪ .‬لذا تولی‬ ‫و تبری در امر حکومت و والیت ضروری است‬ ‫و جالب اینکه تبری از تولی مقدم است‪ .‬این‬ ‫نکته ی خیلی ظریفی است و من خودم بشخصه‬ ‫متوجه ان نمی شدم و همیشه می گفتم چرا باید‬ ‫تبری بر تولی مقدم باشد‪ .‬تا اینکه فتنه ی ‪ 88‬رخ‬ ‫ً‬ ‫داد‪ .‬ما در فتنه ی ‪ 88‬فهمیدیم که اتفاقا تبری‬ ‫خیلی مشکل تر از تولی است‪ ،‬ادم با دوستی که‬ ‫سال ها با او بوده باید به گونه ای فاصله بگیرد‪.‬‬ ‫‪180‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫‪ )2‬نکته ی دوم مال ک مشروعیت سیطره است‪.‬‬ ‫یعنی مال ک مشروعیت سیطره در اندیشه‬ ‫سیاسی اسالم چیست؟ االن یکی از مشکالت‬ ‫این است که مال ک سیطره ی مشروع مشخص‬ ‫نیست‪ .‬یعنی درست است که سیستم رای گیری‬ ‫داریم‪ ،‬اما باید به این نکته هم توجه کنیم که‬ ‫مال ک سیطره ی مشروعیت در نظام سکوالر‬ ‫لیبرال؛ بر اساس تئوری رضایت است‪ .‬یعنی‬ ‫کسی که رای می اندازد در صندوق می گوید ا گر‬ ‫کاندیدای من پیروز شد که رضایت من بر این‬ ‫امر تعلق گرفته اما ا گر کاندیدای من هم رای‬ ‫نیاورد؛ ا کثریت مبناست و من به این رای ا کثر‬ ‫رضایت می دهم‪ .‬اما مگر در اسالم چنین حقی‬ ‫برای ما مطرح است؟‬ ‫در اندیشه ی سیاسی غرب برای انسان حق‬ ‫سیطره ی بر خود پذیرفته شده است‪ .‬اصل این‬ ‫اندیشه هم به جان ال ک بر می گردد‪ .‬جان ال ک‬ ‫معتقد است که انسان حق سیطره بر نفس خود‬ ‫را دارد و بر خود حا کم است‪ .‬این حق سیطره بر‬ ‫اموال انسان هم قابل تسری است‪ .‬یعنی وقتی‬ ‫انسان بر خود و نفس خود حا کم است بر مال خود‬ ‫حا کم است بر ازادی و سرنوشت خود نیز حا کم‬ ‫است‪ .‬این حا کمیت را در یک قرارداداجتماعی‬ ‫به حا کم و حا کمیت تفویض می شود‪.‬‬ ‫این در حالی هست که در اسالم اساسا انسان بر‬ ‫خود هم سیطره ندارد چون سیطره از ان خداست‬ ‫و به اندازه و به ان طریقی که خود او اجازه داده‬ ‫به انسان تفویض شده است‪ .‬جالب اینکه در‬ ‫اسالم حتی انسان بر مال خود نیز سیطره ی‬ ‫کامل ندارد‪ .‬مثال مالکیت در دموکراسی و در‬ ‫نظام لیبرال دموکراسی مثال خوبی است‪ .‬برای‬ ‫مثال در اندیشه سیاسی غرب؛ انسان بر اموال‬ ‫خود مسلط است و می تواند با اموال خود هر‬ ‫کاری بکند به شرط انکه این عمل اسیبی به‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫توجیه سیستم رای گیری در نظام اسالمی به این صورت است که ولی مشروع‬ ‫بخشی از وظایف خود را به مردم وا گذار می کند‪ ،‬یعنی ولی امر به مردم امکان را‬ ‫می دهد که برای اداره ی بخشی از امور خود؛ خود مدیر خود را انتخاب کنند‪.‬‬ ‫بنابراین کسی که مسئول می شود باید بداند که بازوی ولی امر است‪.‬‬ ‫دیگران نزند‪ .‬ا گر شما یک خانه داشته باشید پر‬ ‫از اسکناس می توانید اتش بزنید فقط شعله های‬ ‫ان‪ ،‬دود ان نباید همسایه را ناراحت کند‪ .‬در تفکر‬ ‫ً‬ ‫اسالمی اتفاقا ما بر مال خود چنین سیطره ای‬ ‫نداریم‪ .‬یعنی نمی توانیم مال خود را اتش بزنیم‪.‬‬ ‫حتی ا گر چنین کنیم دادستان می تواند علیه‬ ‫ما وارد کار شود‪ .‬ما از مالی که خداوند به ما‬ ‫به صورت امانت داده می توانیم در زمینه های‬ ‫مشروع استفاده کنیم‪.‬‬ ‫درک این تفاوت در دو اندیشه سیاسی اسالم و‬ ‫غرب مهم است‪ .‬چون من دیدم مسئولینی که‬ ‫ً‬ ‫در جمهوری اسالمی رای می اورند؛ غالبا می گویند‬ ‫که چون مردم به ما رای دادند ما مشروعیت پیدا‬ ‫کردیم‪ .‬این همان تبعات پذیرش مبنای رضایت‬ ‫عمومی مبتنی بر اندیشه ی سیاسی غرب است‪.‬‬ ‫ً‬ ‫ما معتقدیم که اتفاقا رای مردم مهم است اما‬ ‫ناظر به این نکته که ادم خودش حقی ندارد‪،‬‬ ‫لذا نمی تواند به دیگری افاضه کند‪ .‬پس توجیه‬ ‫سیستم رای گیری در نظام اسالمی به این صورت‬ ‫است که ولی مشروع بخشی از وظایف خود را به‬ ‫مردم وا گذار می کند‪ ،‬یعنی ولی امر به مردم امکان‬ ‫را می دهد که برای اداره ی بخشی از امور خود؛‬ ‫خود مدیر خود را انتخاب کنند‪ .‬بنابراین کسی که‬ ‫مسئول می شود باید بداند که بازوی ولی امر است‪.‬‬ ‫‪ )3‬رکن سوم در ‪ 4‬عمل اصلی والیت در واقع‬ ‫تشخیص مصداق است‪ .‬یعنی نمی توانیم‬ ‫بگوییم ما خیلی ادم متفکری هستیم و دائما‬ ‫تئوری پیشنهاد دهیم اما به دنبال پیدا کردن‬ ‫مصداق نیستیم‪ .‬دنبال مصداق بودن یکی از‬ ‫شوون والیت است‪ .‬یعنی یک فعل است و این‬ ‫را همه باید بدانند‪ .‬در منابع دینی ما ا گر کسی‬ ‫بدون شناخت مصداق امامت از دنیا برود در‬ ‫حقیقت به مرگ جاهلی مرده است‪ .‬قال رسول‬ ‫اهلل؟ص؟‪ :‬من مات و لیس علیه امام‪ ،‬فمیتته میته‬ ‫ّ‬ ‫جاهلیه‪( .‬االصول السته عشر( ط‪ -‬دار الحدیث))‬ ‫‪ )4‬مساله ی چهارم هم تولی و تبری است‪ .‬پس‬ ‫باید به دنبال مصداق بود‪ .‬در روایات ما نماز‬ ‫هم کامل نیست مگر اینکه مصداق امامت و‬ ‫والیت را بیابد و از او تبعیت کند‪ .‬تولی و تبری‬ ‫داشته باشد و قبال هم گفته شد که تبری مقدم‬ ‫بر تولی است‪ .‬خب این تعبیر ما از سیاست است‪.‬‬ ‫سیاست مبتنی بر عقالنیت اسالمی منبعث از‬ ‫مکتب اهل بیت؟مهع؟‪ .‬این هم نیاز به ساختن‬ ‫دارد‪ .‬تجربه و ایده ی اینچنینی چالش های‬ ‫فراوان هم دارد‪ .‬این بخش اول کالم‪.‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪181‬‬ ‫ݐݩں ݩݒ‬ ‫س‬ ‫ݩ‬ ‫ݦ‬ ‫ݦ‬ ‫ݦ‬ ‫ݑ‬ ‫لم‬ ‫ݧ‬ ‫ݧ‬ ‫ݧ‬ ‫س‬ ‫ز‬ ‫ح‬ ‫ݩ‬ ‫ݣس ݣ ݤ‬ ‫ݣنٮ ݣݫݬݓ ݣهݤ ݣ ݣک ݣرݥݣ ی�ن‬ ‫ٮݤ‪ -‬ݣاݤ ݣݣ� ݫ ݣ ݫݭݓݡماݣ ݣر ݣاݤ ݣ‬ ‫ݣ ݣ ݣݐ ݩݦݣ ݣگر ݣا ݣ ݣرݣ ݣ ݣ ݒݩݣ ݣ ݣ ݣ ݣ‬ ‫امام؟هر؟ در این ارسال نامه یک چشم اندازی را داشتند‪ .‬این پیام این بود که ا گر نظامات اجتماعی و مدنی یک جامعه به گونه ای طراحی‬ ‫شود که جنگ با خدا در دستور کار ان نظامات باشد‪ .‬این طراحی محکوم به شکست است و فروپاشی هم دارد‪.‬‬ ‫‪ -2‬روایت ماموریت امام؟هر؟‬ ‫شما از من خواستید راجع به پیام حضرت امام‬ ‫به گورپاچف صحبت کنم‪ ،‬شاید این تنها بروز و‬ ‫ظهور رسمی از امام به یک کشور قدرتمند غیر‬ ‫اسالمی بود‪ .‬من برداشتم این است که حضرت‬ ‫امام؟هر؟ سه هدف مهم از این نامه نگاری داشت‪.‬‬ ‫‪ )1‬اولین نکته این بود که امام؟هر؟ در این ارسال‬ ‫نامه یک چشم اندازی را داشتند‪ .‬این چشم انداز‬ ‫در نامه ی امام هم منعکس است‪ .‬این پیام‬ ‫این بود که ا گر نظامات اجتماعی و مدنی یک‬ ‫جامعه به گونه ای طراحی شود که جنگ با خدا‬ ‫در دستور کار ان نظامات باشد‪ .‬این طراحی‬ ‫محکوم به شکست است و فروپاشی هم دارد‪.‬‬ ‫‪ )2‬محور دوم مد نظر امام خمینی؟هر؟ در این‬ ‫پیام این بود که تجربه ی اسالمی خودمان را کم‬ ‫ارزش ندانیم‪ .‬در زمانی که تجربه ی ایدئولوژی‬ ‫مارکسیسمی و ایدئولوژی سکوالر و لیبرال هم‬ ‫بودند؛ ما تجربه ی اسالمی خود را مهم و با ارزش‬ ‫بدانیم و تالش کنیم تا ان را عرضه کنیم و از این‬ ‫عرضع شرمنده نباشیم‪.‬‬ ‫‪182‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫‪ )3‬محور سوم راجع به روابط جمهوری اسالمی‬ ‫با خود روسیه ی بعد از مارکسیسم بود که ان‬ ‫هم مدنظر حضرت امام؟هر؟ بود‪ .‬این بعد‬ ‫بیشتر مربوط به وظایف مملکت داری ایشان‬ ‫در ان برهه بود‪.‬‬ ‫اما راجع به حواشی این نامه نگاری باید خدمتتان‬ ‫عرض کنم که واقعا کسی مطلع این برنامه و‬ ‫هدف امام نبود‪ .‬یک روز بعد از ظهر مرحوم حاج‬ ‫احمداقا زنگ زدند و فرمودند امام یک همچین‬ ‫نظری دارد و یک مطلبی هم ایشان تهیه کردند‪.‬‬ ‫حاج احمد اقا گفتند که این نامه ی امام را شما‬ ‫ببینید و ا گر نظری دارید‪ ،‬بفرمایید‪ .‬یک جمعی‬ ‫را هم اسم بردند که این افراد باید حامل نامه‬ ‫باشند‪ .‬این جمع محدود نامه را خدمت ایت اهلل‬ ‫خامنه ای اوردیم و در حضور ایشان چند بار‬ ‫متن نامه را مرور کردیم‪ .‬ما خدمت ایشان متن‬ ‫را مرور و ظرف ‪ 24‬ساعت و به صورت اورژانسی‬ ‫تمام محورهای نامه را بررسی کردیم‪ .‬من هم ادم‬ ‫ماللغتی هستم‪ .‬در مجموع شش پیشنهاد برای‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫امام؟هر؟ اماده کردیم‪ .‬از این شش پیشنهاد؛‬ ‫پنج تای ان محتوایی نبود‪ ،‬بیشتر شکلی بود‪.‬‬ ‫یک مورد هم محتوایی بود‪ .‬و ان این نکته بود‬ ‫که امام؟هر؟ در نامه فرموده بودند که مارکسیسم‬ ‫دیگر به تاریخ پیوست و استخوان هایش از هم‬ ‫پاشید‪ .‬ان زمان این مطلب تازه در حال مطرح‬ ‫شدن بود‪ .‬اما خودم بشخصه معتقد بودم که‬ ‫یک مقدار با احتیاط پیش برویم چون ممکن‬ ‫است به این زودی اتفاق نیفتد‪ .‬بعد حرف‬ ‫خانم مارگارت تاچر نخست وزیر وقت بریتانیا و‬ ‫دیگران را نوشتم‪ .‬تاچر گفته بود که گورباچف‬ ‫می خواهد مارکسیسم را روغن کاری کند؛ یعنی‬ ‫چرخ دنده هایش کار کند‪ ،‬لذا به طور قطع‬ ‫نمی توان از فروپاشی مارکسیسم سخن گفت‪.‬‬ ‫جالب این بود که امام؟هر؟ ان پنج پیشنهاد‬ ‫شکلی را پذیرفتند اما این مالحظه ی محتوایی‬ ‫را نپذیرفتند و گفتند من به گونه ی دیگر فکر‬ ‫میکنم لذا از نظر امام؟هر؟ ما تبعیت کردیم‪ .‬بعد‬ ‫حاج احمداقا فرمودند که شما قبل از مالقات‬ ‫با گورباچف یک مالقاتی با شوارد نادزه داشته‬ ‫باشید و اهداف امام از ارسال نامه را توضیح‬ ‫دهید‪ .‬من هم اهداف امام را توضیح دادم و‬ ‫روی نکته ی سوم که ایران مایل است در دوران‬ ‫بعد از فروپاشی شوروی هم در روسیه زمینه ی‬ ‫فعالیت داشته باشد توضیح دادم‪.‬‬ ‫بنابراین امام مسئله ی رابطه با روسیه در ذهنش‬ ‫بود و لذا ما که رفتیم ان جا‪ ،‬شب من یک مالقات‬ ‫بسیار طوالنی داشتم با اقای شوارد نادزه و‬ ‫برای او محورهای حضرت امام را توضیح دادم‬ ‫و گفتند شما باید خوب بفهمید و از فرصت هم‬ ‫استفاده کنید‪ .‬ترکیب این هیئت هم معنادار‬ ‫امام؟هر؟ در نامه فرموده بودند که مارکسیسم دیگر به تاریخ پیوست و استخوان‬ ‫هایش از هم پاشید‪ .‬ان زمان این مطلب تازه در حال مطرح شدن بود‪ .‬اما خودم‬ ‫بشخصه معتقد بودم که یک مقدار با احتیاط پیش برویم چون ممکن است به‬ ‫این زودی اتفاق نیفتد‪.‬‬ ‫بود‪ .‬یعنی کارهای دیپلماسی این اقدام یک‬ ‫طرف و توجه و مهندسی ان در یک بعد دیگر‬ ‫قابل تحلیل و بررسی است‪ .‬به هر حال انتخاب‬ ‫ایت اهلل جوادی املی‪ ،‬خانم دباغ هم پیام ویژه ی‬ ‫خودش را داشت‪.‬‬ ‫اقای جوادی املی را هم به نظرم به خاطر اینکه‬ ‫ایشان سمبل تفکر اسالمی بودند در ترکیب هیئت‬ ‫گذاشتند‪ .‬یعنی فکر اسالمی و اندیشه ی اسالمی‪،‬‬ ‫اقای جوادی یک مزایای مجموعی دارد‪ .‬حاال‬ ‫ممکن است در جریانات انقالب و این ها به ان‬ ‫شکل مثل بقیه ی علما نباشند اما از شا گردان‬ ‫بسیار خوب حضرت امام بودند‪ .‬منتها فقه ایشان‬ ‫از فلسفه و تفسیر خیلی بهتر است ولی هیچ وقت‬ ‫گل نگرد ان طوری‪ ،‬در حوزه هم هر کسی فلسفه‬ ‫و تفسیر شروع کند دیگر مرجع نمی شود یعنی‬ ‫سیستم حوزه فقه محور است‪ .‬فلذا فقه ایشان‬ ‫نه تنها کمتر نیست‪ ،‬چون من یک مقداری هم‬ ‫خدمت ایشان تتلمذ کردم فقه ایشان خیلی‬ ‫فقه منضبطی است و اصول محور هم هست‬ ‫منتها ایشان به فلسفه و تفسیر معروف هستند‪.‬‬ ‫البته حواشی بسیاری هم این وسط است که‬ ‫ً‬ ‫در نوع خود بسیار درس اموز است‪ .‬مثال وقتی‬ ‫شوارد نادزه پاسخ امام را اورد‪ ،‬امام اول گفت من‬ ‫نمی پذیریم اقای رئیس جمهور یا کسی دیگری‬ ‫بگیرد خالصه ما خیلی با امام؟هر؟ صحبت کردیم‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪183‬‬ ‫ݐݩں ݩݒ‬ ‫س‬ ‫ݩ‬ ‫ݦ‬ ‫ݦ‬ ‫ݦ‬ ‫ݑ‬ ‫لم‬ ‫ݧ‬ ‫ݧ‬ ‫ݧ‬ ‫س‬ ‫ز‬ ‫ح‬ ‫ݩ‬ ‫ݣس ݣ ݤ‬ ‫ݣنٮ ݣݫݬݓ ݣهݤ ݣ ݣک ݣرݥݣ ی�ن‬ ‫ٮݤ‪ -‬ݣاݤ ݣݣ� ݫ ݣ ݫݭݓݡماݣ ݣر ݣاݤ ݣ‬ ‫ݣ ݣ ݣݐ ݩݦݣ ݣگر ݣا ݣ ݣرݣ ݣ ݣ ݒݩݣ ݣ ݣ ݣ ݣ‬ ‫شوارد نادزه نشسته بود در باز شد و امام وارد شد با همان هیبت یک شب کالهی‬ ‫داشت و یک شمدی و یک دمپایی پاره‪ ،‬بعد ان جا نشست بعد این چشم های‬ ‫حضرت امام زوم کرد روی این شوارد نادزه‪ ،‬شوارد نادزه دست پاچه شد امام هم‬ ‫نگاه خیلی نافذی داشت یک مقدار لرزش و شروع کرد به صحبت‪...‬‬ ‫که وقتی شما را پذیرفتند شما هم باید وقت ان ها‬ ‫را بپذیرید‪ ،‬امام؟هر؟ گفتند باشد‪ .‬بعد مرحوم‬ ‫حاج احمداقا یک بعد از ظهر به من زنگ زدند‬ ‫ً‬ ‫که اقا اصال امام به هیچ وجه راضی نمی شوند که‬ ‫برای وزیر خارجه ی شوروی بلند شوند‪ .‬بعد یک‬ ‫مقدار که صحبت کردیم امام راضی شدند که‬ ‫که فقط برای ایت اهلل جوادی املی بلند شوند‪.‬‬ ‫به این صورت که ایت اهلل جوادی املی و ادوارد‬ ‫شوارد نادزه هم زمان وارد اتاق شوند و امام به‬ ‫احترام ایت اهلل جوادی املی بلند شوند‪ .‬خالصه‬ ‫دیدم این هم جور نمی شود من پیشنهاد کردم‬ ‫ً‬ ‫اصال ما می رویم داخل اتاق می نشینیم و امام‬ ‫وارد بشوند‪ ،‬به هر صورت ایشان قبول کردند‪.‬‬ ‫البته ما ریزه کاری های دیگر را با امام تمام نکرده‬ ‫بودیم‪ .‬بعد لحظه ای که امام می خواستند بیایند‬ ‫دیدم حاج احمداقا سراسیمه امدند گفتند‪:‬‬ ‫امام گفتند به هیچ وجه نه عمامه می گذارم نه‬ ‫قبا می پوشم‪ ،‬همان دمپایی پاره با یک شمد‬ ‫با یک شب کاله‪ ،‬گفت که کسی حریف ایشان‬ ‫نیست خودت باید بروید راضی کنید‪ ،‬گفتم‬ ‫شاید بد هم نباشد به هر صورت امام می خواهد‬ ‫تحقیرشان کند دیگر حاال این یک قسمتش‬ ‫خیلی مهم نیست‪ .‬دیگر بیش از این چیزی‬ ‫نمی توان به امام گفت‪ ،‬می ترسیدیم که امام‬ ‫‪184‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫یکدفعه همه چیز را را رد کند و به طور کلی وزیر‬ ‫خارجه را نپذیرد‪.‬‬ ‫به هر صورت شوارد نادزه نشسته بود در باز شد‬ ‫و امام وارد شد با همان هیبت یک شب کالهی‬ ‫داشت و یک شمدی و یک دمپایی پاره‪ ،‬بعد‬ ‫ان جا نشست بعد این چشم های حضرت امام‬ ‫زوم کرد روی این شوارد نادزه‪ ،‬شوارد نادزه دست‬ ‫پاچه شد امام هم نگاه خیلی نافذی داشت یک‬ ‫مقدار لرزش و شروع کرد به صحبت‪ ،‬بعد امام تا‬ ‫یک مقدار این صحبت می کرد امام می گفت ما‬ ‫ً‬ ‫این ها را نگفتیم که‪ ،‬مثال گفته بود ما هم اخالق‬ ‫را مهم می دانیم می گفتند من که این ها را نگفتم‬ ‫چیز دیگری گفتم‪ ...‬خالصه وسط های صحبت‬ ‫شوارد نادزه امام دائما نکته های خودشان‬ ‫را می فرمودند‪ ...‬برای امام هم زمان ترجمه‬ ‫می شد‪ .‬حاج احمد اقا خیلی ناراحت بودند و فکر‬ ‫می کرد ممکن است اتفاقی در عالم دیپلماسی‬ ‫بیافتد من به به ایشان گفتم نگران نباشید امام‬ ‫است؛ نمی شود ایشان را در یک پارچوب معین‬ ‫و مضخص محدود کرد‪.‬‬ ‫از همه جالب تر حاجی عیسی بود‪ ،‬حاجی عیسی‬ ‫ان جا چایی اورد‪ .‬وقتی که چایی اورد چایی رو‬ ‫با دست خود به شوارد نادزه داد و قند را هم‬ ‫هم خودش از قندان گرفت و انداخت داخل‬ ‫چایی او‪ .‬بعد گفتم حاجی عیسی عجب کار‬ ‫بدی کردی‪ ،‬گفت‪ :‬این ها دست هایشان نجس‬ ‫است‪ .‬گفتم مگر فقه تو فقه حنفی است‪ .‬این‬ ‫ً‬ ‫اصال دستانش خشک است‪ ...‬خالصه خیلی‬ ‫بامزه بود‪ .‬خدا رحمت کند حضرت امام؟هر؟‬ ‫ً‬ ‫را واقعا یک شخصیتی بود و زندگی ایشان یک‬ ‫تجربه بود برای همه‪.‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫‪ ‬و اما ان سه موضوع و محور اصلی در اندیشه ی امام؛‬ ‫‪ )1‬موضوع اولی که امام بر روی ان تا کید داشتند‬ ‫و به نظر می رسد که این محور به جهان بینی‬ ‫امام باز می گردد و ان این نکته که در جامعه ی‬ ‫بشری و نظاماتی که وجود دارد ایشان معتقد‬ ‫بودند کسانی که جنگ با خدا را راه می اندازند‪،‬‬ ‫در نهایت سقوط می کنند‪ .‬امام علت ساقط شدن‬ ‫مارکسیسم و گورباچف را جنگیدن علنی با خدا‬ ‫می دانستند‪ .‬به عبارت دیگر نظام ها می توانند‬ ‫فاسد باشند اما جنگ علنی با خداوند نیز نداشته‬ ‫باشند‪ .‬هر چند ان ها نیز در نهایت به سقوط‬ ‫می افتند‪ .‬این جهان بینی ادم را به تفکر درباره ی‬ ‫اینده ی امریکا می اندازد‪ .‬االن در غرب بیش از‬ ‫سه دهه است که از شعار تسامح امده به شعار‬ ‫جنگ بی امان با خدا‪ ،‬این رویکرد االن در همه ی‬ ‫برنامه های امریکا قابل دیدن است لذا فروپاشی‬ ‫امریکا و غرب را نباید از نظر دور داشت‪ .‬لذا پیدا‬ ‫ً‬ ‫شدن ترامپ اتفاقا خیلی تئوری امام را باور پذیر‬ ‫کرده است‪ .‬االن دوران شفافیت شرق است یعنی‬ ‫شرق به تمام معنا شفاف شده‪ ،‬فروپاشی امریکا‬ ‫االن دیگر بحثی نیست که ما فقط در ایران از‬ ‫ان صحبت کنیم‪ .‬فی الحال صحبت عمده ی‬ ‫روشنفکرها و سیاست مدارهای امریکایی است‪،‬‬ ‫مجموعه ی مقاالتی که در نیویورک تایمز چاپ‬ ‫می شود؛ غالبا اعتراف خودشان هم این است‬ ‫که کار ما هم تمام است‪.‬‬ ‫‪ )2‬محور دوم که بسیار اهمیت دارد و من به‬ ‫نظرم باید بیشترین تمرکز را روی ان انجام بدهیم‬ ‫این محور است که هدف انقالب اسالمی‪ ،‬بنای‬ ‫مدنی جامع براساس عقالنیت اسالمی‬ ‫یک نظام ِ‬ ‫منبعث از مکتب اهل بیت؟مهع؟ است‪ .‬این ان‬ ‫هدف اصلی تجربه ی جمهوری اسالمی است‪.‬‬ ‫البته اینکه ما خودمان چقدر این موضوع را‬ ‫فهمیده ایم و چقدر بر روی ان کار کرده ایم و چه‬ ‫میزان از ابعاد ان را استخراج کرده ایم و چقدر‬ ‫برای ان اماده هستیم یک بحث است‪.‬‬ ‫اما یک بحث اصلی دیگر این است که ایا اساس‬ ‫این تجربه قابل عرضه در دنیا است یا خیر؟ امام‬ ‫قصد داشتند این مطلب را از ابتدا جا بیندازند‬ ‫که این تجربه هیچ چیزی کمتری از تجربه ی‬ ‫دموکراسی لیبرال ندارد‪ .‬اما جالب این است‬ ‫بدانید که در کشور ما هم خیلی ها معتقد به این‬ ‫نکته نیستند‪ .‬یعنی ممکن است برخی از افراد‬ ‫معتقد باشند که این تجربه به درد خودمان یا‬ ‫نهایتا به درد جهان اسالم می خورد اما نظر امام‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪185‬‬ ‫ݐݩں ݩݒ‬ ‫س‬ ‫ݩ‬ ‫ݦ‬ ‫ݦ‬ ‫ݦ‬ ‫ݑ‬ ‫لم‬ ‫ݧ‬ ‫ݧ‬ ‫ݧ‬ ‫س‬ ‫ز‬ ‫ح‬ ‫ݩ‬ ‫ݣس ݣ ݤ‬ ‫ݣنٮ ݣݫݬݓ ݣهݤ ݣ ݣک ݣرݥݣ ی�ن‬ ‫ٮݤ‪ -‬ݣاݤ ݣݣ� ݫ ݣ ݫݭݓݡماݣ ݣر ݣاݤ ݣ‬ ‫ݣ ݣ ݣݐ ݩݦݣ ݣگر ݣا ݣ ݣرݣ ݣ ݣ ݒݩݣ ݣ ݣ ݣ ݣ‬ ‫این بود که این تجربه به درد کل عالم بشری‬ ‫می خورد‪ .‬یعنی ما درصدد بربیاییم که تجربه ی‬ ‫خودمان را به سایر ملل توجیه کنیم ان ها این‬ ‫را مورد چالش قرار می دهند و سبب می شوند‬ ‫ما برگردیم و تجربه ی خودمان را بهتر بفهمیم‪.‬‬ ‫یعنی انقالب اسالمی حادثه ی بزرگ تاریخی‬ ‫بود و از این حادثه دو تا حرکت راه افتاد یک‬ ‫حرکت همین بنای خودمان که بنای همین‬ ‫نظام مدنی و تجربه ی جمهوری اسالمی است‬ ‫یک حرکتی هم در فرای مرزهای ما راه افتاد‬ ‫که حاال نهضت بیداری اسالمی یک چیزهایی‬ ‫ً‬ ‫که اصال به ساختار امت دارد تبدیل می شود‬ ‫یعنی حتی مسلمینی که در کشورهای غربی‬ ‫زندگی می کردند‪ ،‬به سوی مکتب اسالم متمایل‬ ‫شده اند‪ .‬هر چند بهترین گزینه برای همه ی‬ ‫مسلمین مکتب اهل بیت؟مهع؟ است‪ .‬یعنی‬ ‫مکتب اهل بیت؟مهع؟ است که می تواند نظام‬ ‫مدنی ایجاد کند‪ ،‬دموکراسی ایجاد کند‪ ،‬مدرن‬ ‫باشد و عقالنیت داشته باشد خوب این جای‬ ‫خالی معنایش این است که همان بحث حضرت‬ ‫امام است‪ .‬امام می خواستند ما در تجربه ی‬ ‫مدنی خودمان را هم به دنیا عرضه کنیم و در‬ ‫این عرضه شدن خود ما هم قوی بشویم یعنی‬ ‫خود ما هم توانمند بشویم‪.‬‬ ‫ِ‬ ‫‪ )3‬نکته ی سوم هم در رابطه با خود شوروی بعد‬ ‫از مارکسیسم است‪ .‬امام احساسشان این بود که‬ ‫با توجه به وضعیتی که شوروی پیدا کرده این‬ ‫کشور دیگر شوروی سابق نخواهد شد‪ .‬مراوده‬ ‫ایران و شوروی هم توسط خود امام می بایست‬ ‫بازطراحی شود‪ .‬یعنی با توجه به مواضعی که‬ ‫امام از ابتدا علیه مارکسیسم و شوروی داشتند‬ ‫تنها خود ایشان می توانست روابط بعد از سقوط‬ ‫‪186‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫مارکسیسم در شوروی را باز تعریف کند‪ .‬بعد از‬ ‫این موضع گیری بود که روابط ایران و شوروی‬ ‫در یک مسیر جدیدی افتاد و بعد از ان سفر‬ ‫روسای جمهور ایران به روسیه شروع شد و‪. ...‬‬ ‫جالب اینکه ما که از سفر برگشتیم ایشان خیلی‬ ‫صبح زود همه ی ما را صدا کردند ما رفتیم داخل‬ ‫و من تا دست امام را بوسیدم ایشان گفتند اقای‬ ‫الریجانی ان موضوع درست بود یا نه؟ امام این‬ ‫موضوع را با حساسیت دنبال می کردند‪ ،‬گفتم‪:‬‬ ‫این مطالبی که شما به گورباچف گفته اید‪ ،‬ا گر‬ ‫یکی کمترین عالقه ای به مارکسیسم داشت‬ ‫می بایست عصبانی می شد اما گویی ما حرف‬ ‫دل ایشان را داریم می زنیم‪ ،‬فلذا من فکر می کنم‬ ‫مارکسیسم اوضاعش خالص است گورباچف هم‬ ‫هیچ اعتقادی به مارکسیسم ندارد‪.‬‬ ‫به نظرم گورباچف ان قسمت سوم را راحت تر‬ ‫درک کرده بود که ایران امادگی برای ایجاد و‬ ‫گسترش روابط بعد از سقوط شوروی را دارد‪.‬‬ ‫البته قسمت اول و دوم را قبول داشت‪ .‬اما‬ ‫امام به روشنی گورباچف را تحذیر کرده بود‪.‬‬ ‫امام گورباچف را از در باغ سبزی که غربی ها‬ ‫به او نشان داده بودند بر حذر داشتند‪ .‬این را‬ ‫ً‬ ‫گورباچف روی ان تامل کرده بود و بعدا گورباچف‬ ‫در صحبت های بعدی هم که ساقط شده بود‬ ‫گفت‪ .‬او گفت این بزرگترین هشدار امام بود که ما‬ ‫گوش نکردیم و علت فروپاشی اتحادیه ی جماهیر‬ ‫شوروی این بود که ما در باغ سبز غرب را جدی‬ ‫گرفتیم‪ ،‬گفتیم حاال ترکمنستان برود در عوض‬ ‫رابطه برقرار می شود ان یکی برود در حالی که‬ ‫ما باید محکم می ایستادیم در مقابل غربی ها‪،‬‬ ‫البته این ها هیچ وقت مندرج هم نشده بودند‪.‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫‪ ‬یک نکته ی دیگر هم اینکه امام؟هر؟ زمانی اقدام به این‬ ‫کار کردند که تبختر شوروی ریخته بود‪ .‬امام با قدرتی که از روی‬ ‫تبختر با ادم صحبت کند حاضر نبودند صحبت کنند‪ ،‬شوروی‬ ‫در استانه ی فروپاشی بود و امام فرصت را مناسب دیدند برای‬ ‫اینکه هم مسائل ایران را جلو ببرند هم مسائل خودشان را راجع‬ ‫به اینده ی شوروی و اینده ی جهان مطرح کنند‪ .‬از این نظر واقعا‬ ‫انتخاب داهیانه ای بود‪.‬‬ ‫گفتم راجع به فروپاشی شوروی مارکسیسم در دنیا نظر امام چالش‬ ‫داشت‪ ،‬خود من معتقد به این نظر نبودم که این دارد فروپاشی‬ ‫می شود به معنای این که مارکسیسم دارد سقوط می کند ولی‬ ‫امام معتقد بودند این فروپاشی یک حکومت نیست فروپاشی‬ ‫یک ایدئولوژی است‪.‬‬ ‫راجع به فروپاشی شوروی مارکسیسم در دنیا نظر امام‬ ‫چالش داشت‪ ،‬خود من معتقد به این نظر نبودم که این‬ ‫دارد فروپاشی می شود به معنای این که مارکسیسم دارد‬ ‫سقوط می کند ولی امام معتقد بودند این فروپاشی یک‬ ‫حکومت نیست فروپاشی یک ایدئولوژی است‪.‬‬ ‫در انتها هم بنده برای شما ارزوی موفقیت دارم‪ .‬موفق باشید‪.‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪187‬‬ ‫ا�ز ݐݦ ݩ ݧݩ‬ ‫ݡحݐ‬ ‫ݣن ݣ ݣ ݣݣمرݣ ݣ ݣݣر ݣ ݬݓٮر‬ ‫ݭݫݓٮرݣوݣ ݣ ݣ ݤ ݣ‬ ‫ݑ ݦ ٮ ݫݭىٮلم سیݤعممیݤ �ف ݠه ݧݩںݐ‬ ‫‪ ...‬ا ݣ ݔدݣ ݭݫݕ ݣاݣ ݩ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣوݥ ݣ ݣوݥ ݣ ݣرݥݣ گݡیݥ‬ ‫�‬ ‫ݐݩ ݩݧݒ ݑ ݦ ݧݩ‬ ‫ݐ ݩݦ ٮى ݓݬݪح ّ‬ ‫ݐ ݦ ݒ ݩ ݦ ههݡم ں ٮݧݩݐ‬ ‫ݐݦ‬ ‫ݣن ݣݫݓݭ‬ ‫ݡٮلیݤ‬ ‫ݡم ݣ ݣ ݣاݥ ݣ ݣݫ ݣ ݫ ݣ ݫ ݣ ݫݣ ݫݣ‬ ‫ݠه ݑ ݦ ݦݩݡسٮ ݣهٮݣݬݫݓاݣ ݣݣراݤݣرݣ ݔݪݬىاݣ ݭݫݓٮ ݣی ݣس ݫݔىاݣݣسی ݣٮ ݬݫݓ ݣا ݣدݣکٮ ݣ ݫݭݣرݥ ݣ ݫ ݭ ݫ ݕ ݫ ݫ ݭ ݫݓ ݣ ݣ‬ ‫ٮحݣ ݣص ݣ ݣ ݣص ݣ ݣݡیݥ ݣ‬ ‫ى ݣس ݣ ݣ ݣسن ݣ ݨݑ ݦ ݦ ݦ ݣ ݣ ݣ ݣ‬ ‫ݣسحݭݣ ݫ ݭݣݫݕ ݣ ݣا ݣ ݣر ݣدݣ ݔ ݣݪ ݣ‬ ‫ݣگر ݣاݤ ݣرݣ ݣ‬ ‫اول‪ :‬دوران نوجوانی و وقوع انقالب اسالمی‬ ‫ً‬ ‫من سال ‪ ۱۳۴۵‬در تهران به دنیا امدم‪ .‬وقتی که انقالب پیروز شد ‪ 12‬سالم بود و تبعا فضای فرهنگی‬ ‫و اجتماعی قبل از پیروزی انقالب را تا حدودی خیلی مبهم و تار در ذهن دارم‪ .‬ولی ّایام انقالب‪،‬‬ ‫ّایام دفاع مقدس‪ ،‬ترورهای ابتدای دهه ی ‪ ۶۰‬و سال های بعد از ان را در ّ‬ ‫سن نوجوانی‪ ،‬جوانی و‬ ‫ورود به دانشگاه خیلی عمیق تر درک کرده ام و به یاد دارم‪ .‬شاید درک همان سال ها و نقش هایی‬ ‫که در ذهن و خاطرات ما شکل گرفت باعث شد که نسل ما انگیزه و احساس وظیفه ی خاص و‬ ‫بیشتری [نسبت به انقالب اسالمی] داریم و به اینکه در مسئولیت ها و موقعیت هایی که برای ما‬ ‫فراهم می شود بتوانیم کاری مهم و ّ‬ ‫جدی انجام بدهیم‪ .‬پایان نامه ی کارشناسی ارشدم را تحت‬ ‫عنوان «ابعاد روانشناختی امر به معروف و نهی از منکر» در سال ‪ ۱۳۷۲‬دفاع کردم‪ .‬ان زمان به علت‬ ‫فاصله ای که جامعه از دهه ی ‪ ۶۰‬گرفته بود فضای فرهنگی متفاوتی حا کم شده و در دوره ی دولت‬ ‫سازندگی‪ ،‬یک مقداری معیارها و ضوابط فرهنگی و هم بحث امر به معروف و نهی از منکر در جامعه‬ ‫به تدریج داشت تحت الشعاع توسعه ی اقتصادی قرار می گرفت‪ .‬لذا احساس من در دانشگاه این بود‬ ‫این نشست با حضور اعضای هسته بازاریابی سیاسی در تاریخ ‪ 1395/12/18‬در دانشگاه امام صادق؟ع؟ برگزار گردید‪.‬‬ ‫‪188‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫که این بحث فرهنگی را باید به ان بیشتر بپردازیم‪ ،.‬در این پایان نامه مجبور شدم خیلی از ادبیات‬ ‫حوزه ی روانشناسی را زیرنظر دکتر علی قائمی‪ ،‬استاد راهنمایم مطالعه کنم و به کار بگیرم‪ .‬به هرحال‬ ‫ما نسل دهه ی ‪ 60‬را نسل وفاداتر به انقالب می دانند به خاطر اینکه ما مجبوریم هم مبانی انگیزشی‬ ‫خود و هم مبانی فرزندان مان را طوری تقویت کنیم که دچار تناقض نشویم‪ .‬نسل ما این دغدغه‬ ‫را دارد ولی خب نسل های بعدی که نقش و مسئولیتی در انقالب نداشتند‪ ،‬نه انقالب کردند و نه‬ ‫جنگ کردند و نه‪ ...‬شاید این انگیزه را خیلی نداشته باشند‪.‬‬ ‫دوم‪ :‬دوره ی دانشجویی در‬ ‫دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫سال ‪ ۱۳۶۳‬وارد دانشگاه امام صادق شدم‬ ‫و سال ‪ ۱۳۶۸‬واحدهای درسی ام در رشته ی‬ ‫الهیات‪ ،‬معارف اسالمی و تبلیغ تمام شد‪ .‬سال‬ ‫‪ ۱۳۷۲‬هم پایان نامه ام را دفاع کردم‪ .‬همان موقع‬ ‫با بحث هایی که بین ما دانش اموخته های‬ ‫رشته ی تبلیغ و به ویژه در ان یکی دو دوره ی‬ ‫اول شکل گرفت با این طور سوال ها مواجه بودیم‬ ‫که‪ :‬ایا تبلیغ در عصر امروزین با همان شیوه ی‬ ‫قدیمی باید اتفاق بیافتد؟ و ایا دانش اموخته‬ ‫تبلیغ دانشگاه امام صادق؟ع؟ باید مانند‬ ‫یک دانش اموخته ی حوزه و مانند یک طلبه‬ ‫به امر تبلیغ بپردازد یا نه؟ ایا بین کار تبلیغی‬ ‫ما و کار تبلیغی حوزه های علمیه تفاوت هایی‬ ‫وجود دارد؟ این بحث ها شکل گرفت که ما در‬ ‫فضای تکنولوژیک امروز‪ ،‬نیاز به این داریم که در‬ ‫حوزه ی ارتباطات و رسانه ها بتوانیم کار علمی‬ ‫جدی انجام بدهیم‪ .‬خوشبختانه این ایده جا‬ ‫افتاد و در سال ‪ 73‬منجر به این شد که اولین‬ ‫دوره ی دکتری فرهنگ و ارتباطات در دانشگاه‬ ‫امام صادق طراحی و از سال بعد راه اندازی‬ ‫بشود‪ .‬البته به نظرم جمع کردن ان هیئت‬ ‫علمی رشته ی فرهنگ و ارتباطات و‬ ‫موسس‬ ‫ِ‬ ‫تجربه ی راه اندازی این رشته در سطح دکتری‬ ‫برای اولین بار در دانشگاه امام صادق؟ع؟ هم‬ ‫خودش افتخار بزرگی است؛ هم گویای عظمت‬ ‫روح حاج اقای مهدوی کنی است که خدا ایشان‬ ‫را رحمت کند؛ و هم اینکه دانشگاه چقدر پویا‪،‬‬ ‫نواور و تحول خواه است که توانسته این جمع از‬ ‫افراد را زیر یک سقف علمی جمع کند‪ :‬از اقایان‬ ‫دکتر چنگیز پهلوان‪ ،‬دکتر مجید تهرانیان‪ ،‬و دکتر‬ ‫سیدحمید موالنا گرفته تا حجت االسالم خاتمی‪،1‬‬ ‫دکتر غالمعلی ّ‬ ‫حداد عادل‪ ،‬دکتر حجاریان‪ ،‬دکتر‬ ‫روح االمینی‪ ،‬دکتر معتمدنژاد‪ ،‬دکتر محسنیان راد‬ ‫و‪ ...‬این ترکیب عجیب و غریب را همه تعجب‬ ‫می کردند که اقای مهدوی کنی چطور توانسته‬ ‫همه ی این ها را زیر یک سقف جمع کند؛ ایشان‬ ‫هم البته به این جمع اعتماد داشت و ان ها هم‬ ‫ً‬ ‫واقعا کارهای بزرگی کردند‪ .‬من دوره ی دکتری ام‬ ‫را سال ‪ ۱۳۸۳‬دفاع کردم‪.‬‬ ‫‪ -1‬سال ‪ ۱۳۷۴‬که دوره ی دکتری راه اندازی شد ایشان دو سال بعد‬ ‫رئیس جمهور کشور شد‪.‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪189‬‬ ‫ݐݩ‬ ‫ں ݐ ݩݦݩݒسس ݧ ݧ ݧݩݑݦ ݦ ݩݦ‬ ‫ݡح ݑ ݦ ٮ ݫىٮلم سیعممیݤ ف ݠه ݩݧںݐ‬ ‫ٮ ݓ ا�ز ݐݦ ݩݧ ݩ ݧݐ‬ ‫ݣن ݣ ݣ ݣݣمرݣ ݣ ݣݣر ݣ ݬݓٮر‪ ...‬ݣا ݣ ݭݔدݣ ݭݫݕ ݣاݣ ݣ ݣ ݣݤ ݣ ݣ ݣوݥݣ ݣ ݣوݥ ݣ� ݣرݥݣ گݡیݥ‬ ‫ݣس ݣ ݤݤ‪ -‬ݬٮرݣوݣ ݣ ݣ ݤ ݣ‬ ‫ݣ ݣ ݣ ݣ ݣگر ݣا ݣ ݣرݣ ݣ ݣ ݒݩݣ ݣ ݣ ݣ ݣ‬ ‫سوم‪ :‬ورود به رادیو و تلویزیون؛‬ ‫خبر‪ ،‬خبر و باز هم خبر‪...‬‬ ‫سال ‪ ۱۳۷۰‬وارد صداوسیما شدم‪ .‬قبل تر هم‬ ‫عمومی دانشگاه‬ ‫به مدت یک سال مدیر روابط‬ ‫ِ‬ ‫امام صادق؟ع؟ بودم‪ .‬ان زمان و قبل از ورود به‬ ‫سازمان‪ ،‬میان دو فرصت شغلی ّ‬ ‫حق انتخاب‬ ‫داشتم‪ :‬یکی وزارت امورخارجه و یکی هم‬ ‫صداوسیما؛ وزارت امور خارجه جلسه ی ّ‬ ‫مفصلی‬ ‫برای تعدادی از دانش اموختگان تشکیل داد‬ ‫که من هم یکی از ان ها بودم‪ .‬یکی از اقایانی‬ ‫که االن جزء افراد با تجربه ی وزارت خانه است‬ ‫و سابقه ی چهاربار سفارت هم دارد برای ما‬ ‫صحبت کرد و خیلی ّ‬ ‫متکبرانه و با فضایی که‬ ‫من به شخصه خیلی نپسندیدم گفت‪« :‬شماها‬ ‫چیزی حالی تان نیست و این جا وزارت امور‬ ‫خارجه هست و ما همه ی دنیا را گشته ایم و‪!»...‬‬ ‫من از ان وضعیت خوشم نیامد و همان وسط‬ ‫جلسه بلند شدم که بیرون بروم و پشت سر من‬ ‫هم سه چهار نفر دیگر بلند شدند‪ .‬به ایشان بر‬ ‫خورد و گفت کجا دارید می روید؟ گفتم‪ :‬این جا‬ ‫خیلی به درد من نمی خورد‪ ،‬می روم جایی دیگر‪.‬‬ ‫روحیه ی من خیلی با این طور فضاها نمی خورد؛‬ ‫جایی می خواهم بروم که همه عشق و عالقه ی‬ ‫کارکردن داشته باشند؛ این طور که یک عده به‬ ‫‪190‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫دیگران فخر بفروشند [را نمی پسندم]‪ .‬این بود‬ ‫که به علت همان عالقه ی شخصی ام به حوزه ی‬ ‫روابط عمومی و ارتباطات‪ ،‬وارد صداوسیما‬ ‫شدم‪ .‬ان زمان چون هنوز سردبیران‪ ،‬گویندگان‬ ‫و تهیه کنندگان‪ ،‬همان افرادی بودند که از قبل‬ ‫انقالب مانده بودند‪ ،‬و تازه حدود ‪ ۱۳-12‬سال از‬ ‫انقالب گذشته بود و سازمان که احتیاج داشت‬ ‫تحولی در نیروها به وجود بیاید‪ ،‬برای دو بخش‬ ‫به دنبال نیرو بود‪ :‬یکی حوزه ی نظارت رادیو و‬ ‫یکی هم حوزه ی خبر‪ .‬من هم برای شناخت‬ ‫کار رسانه ای‪ ،‬پذیرفتم در هر دو حوزه کار کنم‪.‬‬ ‫دو سه روز هفته بعدازظهرها به رادیو می رفتم و‬ ‫برنامه های رادیو را گوش می دادم و ان جایی که‬ ‫الزم بود نظارت و حذف می کردم؛ همان شب ها را‬ ‫هم در واحد خبر بودم و به عنوان دبیر خبر خارجی‬ ‫شب رادیو مشغول به کار شدم‪ .‬صبح ها هم یا‬ ‫در مدرسه تدریس می کردم یا مشغول تکمیل‬ ‫پایان نامه بودم‪ .‬به هر حال مراحل متعددی را‬ ‫ً‬ ‫به تدریج در صداوسیما گذراندم‪ .‬تقریبا پنج شش‬ ‫شب رادیو‬ ‫ماهی که گذشت‪ ،‬سردبیر خبر خارجی ِ‬ ‫شدم و بعد چون در تلویزیون هم به این کارم نیاز‬ ‫داشتند‪ ،‬به عنوان دبیر خبر در برنامه ی خبر ‪ 21‬به‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫تلویزیون امدم‪ .‬خبر خارجی‪ ،‬جانشین سردبیر‪،‬‬ ‫و سردبیر اخبار خارجی‪ ،‬و بعد هم جانشین خبر‬ ‫‪ ،21‬مسوولیت های بعدی م تا سال ‪ ۱۳۷۸‬بود‪.‬‬ ‫سال ‪ ۱۳۷۸‬زمان اوج بحث های سیاسی در‬ ‫جامعه بود و جریان ها و جناح های مختلف‬ ‫سیاسی در ان فضا فعالیت داشتند و درنتیجه‪،‬‬ ‫بحث های سیاسی هم در جامعه و هم در‬ ‫مجلس خیلی ّ‬ ‫شدت گرفته بود‪ .‬من پیشنهاد‬ ‫کردم که سازمان یک فضای مناظره ای در خبر‬ ‫راه بیاندازد و کارشناسان هر دو جناح بیایند و‬ ‫حرف های شان را بزنند‪ .‬فضای صداوسیما در‬ ‫ان سال ها نسبت به االن خیلی متفاوت بود؛‬ ‫ً‬ ‫مثال از ورود تلفن همراه تازه دو سه سال گذشته‬ ‫بود‪ ،‬اینترنت در ّ‬ ‫حد خیلی خیلی محدود و تنها‬ ‫در دسترس بعضی از مدیران بود و البته فضای‬ ‫سازمان هم تاحدودی بسته تر از جامعه بود‪.‬‬ ‫ان زمان پیشنهاد مناظره ی تلویزیونی را در‬ ‫بخش خبری ‪ 22:30‬دادم‪ .‬مدیران وقت البته‬ ‫گفتند که انجا این مناظره نمی گیرد‪ ،‬و پیشنهاد‬ ‫دادند که خبر ‪ 21‬را بگیریم ولی نظرم این بود که‬ ‫خبر ‪ 21‬به دلیل حساسیت های خاص و اینکه‬ ‫ً‬ ‫بخش خبری رسمی تری است احتماال دچار‬ ‫مشکل می شود؛ لذا ترجیح می دادم جایی دیگر‬ ‫و بی سروصدا در گوشه ای ارام تر این کار را انجام‬ ‫دهم‪ .‬این شد که جرقه ی اولیه همین «گفتگوی‬ ‫ویژه ی خبری» در سال ‪ 78‬زده شد و بالفاصله از‬ ‫نظر مخاطبان با یک رشد تصاعدی مواجه شدیم‪.‬‬ ‫به یاد دارم ان موقع درباره ی کنفرانس برلین و‬ ‫اتفاقات حواشی ان خود صداوسیما به خاطر‬ ‫پخش تصاویر کنفرانس‪ ،‬یکی از طرف های اصلی‬ ‫ماجرا و مورد اتهام بخشی از افکار عمومی بود‬ ‫رئیس وقت صداوسیما (دکتر الریجانی) به من گفت‪« :‬شما خبر ندارید! زمانی که‬ ‫شما شروع کردید بخش خبری ‪ ۲۲:۳۰‬شبکه ی دو نسبت به خبر ‪ ۲۱:۰۰‬شبکه ی یک‪،‬‬ ‫حدود یک سوم مخاطب داشت اما ظرف همین مدت دو ماهه میزان مخاطبان‬ ‫ً‬ ‫شما حدودا ‪ ۱۰‬برابر رشد داشته و نسبت به خبر ‪ ۲۱‬هم ‪ ۲.۵‬برابر بیننده دارید‪».‬‬ ‫و من مایل بودم همین موضوع را به گفتگوی‬ ‫ً‬ ‫پیش اقای‬ ‫ویژه ی خبری بیاورم‪ .‬بنابراین شخصا ِ‬ ‫دکتر الریجانی ‪ -‬که تا ان وقت ایشان را ندیده‬ ‫بودم‪ -‬رفتم تا وی را به برنامه دعوت کنم‪ .‬ایشان‬ ‫هم استقبال کرد و امد‪ .‬من هم توضیح دادم‬ ‫که این برنامه چندماه است که تازه راه افتاده‬ ‫و خوشبختانه امار ببیندگانش باال رفته‪ ...‬که‬ ‫ایشان گفت‪« :‬شما خبر ندارید! زمانی که شما‬ ‫شروع کردید بخش خبری ‪ ۲۲:۳۰‬شبکه ی دو‬ ‫نسبت به خبر ‪ ۲۱:۰۰‬شبکه ی یک‪ ،‬حدود یک سوم‬ ‫مخاطب داشت اما ظرف همین مدت دو ماهه‬ ‫ً‬ ‫میزان مخاطبان شما حدودا ‪ ۱۰‬برابر رشد داشته‬ ‫و نسبت به خبر ‪ ۲۱‬هم ‪ ۲.۵‬برابر بیننده دارید‪».‬‬ ‫این تجربه‪ ،‬به نظرم برای سازمان نمونه ی الزم‬ ‫و موفقی بود که خب تا همین امروز هم ادامه‬ ‫پیدا کرده و گفتمانی را ایجاد کرده است‪ .‬توجه‬ ‫داشته باشید که این رویکرد قبل از تجربه های‬ ‫برخی شبکه های رقیب منطقه ای ما مثل الجزیره‬ ‫و برنامه ی «الرای و الرای االخر» ان شبکه بود‪.‬‬ ‫یعنی قبل از این که ان ها این کار را بکنند ما در‬ ‫ّ‬ ‫رسانه ی ملی توانستیم این کار را انجام دهیم‪.‬‬ ‫خاطره ی دیگری هم از ان روزها به یاد دارم‬ ‫این که یک شب بحث «قانون مطبوعات» را‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪191‬‬ ‫ݐݩ‬ ‫ں ݐ ݩݦݩݒسس ݧ ݧ ݧݩݑݦ ݦ ݩݦ‬ ‫ݡح ݑ ݦ ٮ ݫىٮلم سیعممیݤ ف ݠه ݩݧںݐ‬ ‫ٮ ݓ ا�ز ݐݦ ݩݧ ݩ ݧݐ‬ ‫ݣن ݣ ݣ ݣݣمرݣ ݣ ݣݣر ݣ ݬݓٮر‪ ...‬ݣا ݣ ݭݔدݣ ݭݫݕ ݣاݣ ݣ ݣ ݣݤ ݣ ݣ ݣوݥݣ ݣ ݣوݥ ݣ� ݣرݥݣ گݡیݥ‬ ‫ݣس ݣ ݤݤ‪ -‬ݬٮرݣوݣ ݣ ݣ ݤ ݣ‬ ‫ݣ ݣ ݣ ݣ ݣگر ݣا ݣ ݣرݣ ݣ ݣ ݒݩݣ ݣ ݣ ݣ ݣ‬ ‫دکتر فرقانی‪ ،‬بعد از حضور در یک برنامه ی زنده ی گفتگوی ویژه ی خبری به من‬ ‫گفت‪« :‬برنده ی این بحث صداوسیما بود که برای اولین بار توانست خودش را‬ ‫کنار بکشد و به جای ان‪ ،‬اجازه داد به اصطالح دیگران خودشان وارد بحث شوند‬ ‫و توی سر یکدیگر بزنند!‬ ‫‪192‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫داشتیم که مجلس پنجم در پی اصالح ان بود‬ ‫و نماینده های طرفدار اصالحات هم طرح ان را‬ ‫ارائه کرده بودند‪ .‬ما برای این که موضوع را به بحث‬ ‫و مناظره بگذاریم از اقای دکتر فرقانی ‪ -‬که االن‬ ‫رئیس دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه عالمه‬ ‫طباطبایی و از همکاران ما هستند‪ -‬به عنوان‬ ‫کارشناس ارتباطات‪ ،‬و از ان سو هم اقای قربانی را‬ ‫که مسئول تلفیق کمیسیون مطبوعات مجلس‬ ‫بودند دعوت کردیم و هر دوی ان ها هم تلفنی‬ ‫امدند؛ جالب اینکه اقای دکتر فرقانی ابتدا قبول‬ ‫نمی کرد که بیاید چون تا ان موقع ایشان را به‬ ‫ً‬ ‫صداوسیما دعوت نکرده بودند! اتفاقا بحث‬ ‫طرفین هم حسابی باال گرفت‪ ...‬و پس از پایان‬ ‫مناظره‪ ،‬خود ایشان به من تلفن زد و گفت فالنی‪،‬‬ ‫به نظر تو برنده ی این بحث چه کسی بود؟ گفتم‬ ‫که هر دو طرف استدال ل های خوبی داشتند ولی‬ ‫ّ‬ ‫خب شما یک مقدار مسلط تر بودید‪ .‬گفت‪ :‬نه‪،‬‬ ‫برنده ی این بحث شما بودید و صداوسیما برای‬ ‫اولین بار توانست خودش را کنار بکشد و به جای‬ ‫ان‪ ،‬اجازه داد به اصطالح دیگران خودشان وارد‬ ‫بحث شوند و توی سر یکدیگر بزنند!‬ ‫به نظرم در مجموع راه اندازی بخش «گفتگوی‬ ‫ویژه ی خبری ‪ »۲۲:۳۰‬تجربه ی موفقی بود‪.‬‬ ‫نتیجه ی این موفقیت در جذب مخاطب هم‬ ‫این شد که مسوولیت مدیرکل اخبار داخلی‬ ‫واحد مرکزی خبر به عهده ی من گذاشته شد و تا‬ ‫سال ‪ ۱۳۸۰‬این پست را داشتم‪ .‬در این مدت به‬ ‫نظر خودم کارهای اساسی ان جا صورت گرفت‪،‬‬ ‫تحلیل های تخصصی انجام شد‪ ،‬ما برای اولین بار‬ ‫به خارج از کشور خبرنگار اعزام کردیم و ارتباط‬ ‫زنده با خبرنگارمان در جریان جنگ افغانستان‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫برقرار کردیم و کارهای دیگر‪ ...‬با این وجود از‬ ‫سال ‪ ۸۰‬یک سالی مشاور معاون سیاسی بودم تا‬ ‫سال ‪ 81‬که با دعوت اقای مهندس هاشمی ثمره‪،‬‬ ‫رئیس وقت دانشکده ی صداوسیما مسئولیت‬ ‫معاونت اموزشی دانشکده را به عهده گرفتم‪.‬‬ ‫البته من قبل تر در سال ‪ ۱۳۷۵‬گروه ارتباطات‬ ‫دانشکد ه را با کمترین امکانات و تنها با یک نفر‬ ‫عضو هیات علمی ‪ -‬یعنی خودم!‪ -‬راه اندازی‬ ‫ً‬ ‫کرده بودم که بعدا گسترش پیدا کرد تا االن که‬ ‫سه چهار رشته کارشناسی ارشد دارد و تبدیل به‬ ‫دانشکده شده است‪ .‬بعد از دعوت اقای هاشمی‬ ‫ثمره باز دوباره با ان طر ح های بلندپروازانه ای‬ ‫که همیشه فکر می کردم دارم‪ ،‬کار را شروع کردم‪.‬‬ ‫شش ماه بعد همزمان با حمله ی امریکا به عراق‬ ‫و علیه صدام‪« ،‬شبکه ی العالم» با مدیریت‬ ‫اقای بهشتی پور تاسیس شد‪ .‬به تدریج از دور‬ ‫و بر زمزمه هایی به گوش می رسید که من را‬ ‫ً‬ ‫دعوت به همکاری می کردند‪ .‬احتماال چون در‬ ‫اوان تاسیس شبکه‪ ،‬نیروی تخصصی کم بود و‬ ‫من هم زبان عربی بلد بودم و هم خبر کار کرده‬ ‫ً‬ ‫بودم‪ ،‬گزینه ی نسبتا مناسبی به نظر می رسیدم‪.‬‬ ‫با این وجود به دلیل مسوولیتم در دانشکده‬ ‫استقبال نمی کردم تا اینکه با دستور مستقیم‬ ‫اقای الریجانی که‪« :‬اقای دکتر گفتند شما از فردا‬ ‫بروید شبکه ی العالم»‪ ،‬به انجا رفتم و به عنوان‬ ‫مدیرکل اخبار شبکه ی العالم منصوب شدم‪.‬‬ ‫چون اولین تجربه ی راه اندازی یک شبکه ی‬ ‫بین المللی در جمهوری اسالمی همان سال‬ ‫خود این موضوع‪ ،‬ایده ای را در‬ ‫‪ 81‬انجام شد ِ‬ ‫هنجاری یک‬ ‫من ایجاد کرد که ببینم الگوهای‬ ‫ِ‬ ‫شبکه ی بین المللی برای جمهوری اسالمی ایران‬ ‫سال ‪ ۱۳۸۴‬مسوولیت دفتر شبکه ی العالم را که قرار بود در بیروت راه اندازی شود‬ ‫پذیرفتم‪ .‬این دوره ی ‪ 3‬ساله ی ماموریت من در بیروت (‪ )۱۳۸۴-۸۷‬دوره ی بسیار‬ ‫پرحادثه‪ ،‬پرتجربه و مصادف بود با دوره ی ترورها در لبنان‪ :‬ترور رفیق حریری و‬ ‫بعد هم ترورهای دیگر‪ ،‬جنگ ‪ 33‬روزه و حوادث بعد از ان‪ ...‬طوری که فکر می کنم‬ ‫تنها یک بار توانستم از فرودگاه بیروت به تهران بیایم!‬ ‫چه می تواند باشد؟ این موضوع مبنای رساله ی‬ ‫دکتری ام شد که با همین عنوان سال ‪ ۱۳۸۳‬از‬ ‫ان در دانشکده ی معارف اسالمی و فرهنگ و‬ ‫ارتباطات دانشگاه امام صادق ؟ع؟ دفاع کردم‪.‬‬ ‫تا سال ‪ ۱۳۸۴‬مدیرکل اخبار العالم بودم که به‬ ‫نظر من یک تجربه ی قابل ثبتی است‪ .‬قبل از‬ ‫ان بارها در صداوسیما به من پیشنهاد حضور در‬ ‫ً‬ ‫دفاتر خارج از کشور شده بود که مثال به لندن‪،‬‬ ‫دهلی و‪ ...‬بروم‪ ،‬اما من هیچ وقت هیچ چیزی را‬ ‫به درس ترجیح ندادم‪ .1‬ولی وقتی دیگر رساله ی‬ ‫دکتری ام را دفاع کردم گفتم خوب است و‬ ‫تجربه ی جدیدی است‪ .‬به همین خاطر در‬ ‫سال ‪ ۱۳۸۴‬مسوولیت دفتر شبکه ی العالم را‬ ‫که قرار بود در بیروت راه اندازی شود پذیرفتم‪.‬‬ ‫این دوره ی ‪ 3‬ساله ی ماموریت من در بیروت‬ ‫(‪ )۱۳۸۴-۸۷‬دوره ی بسیار پرحادثه‪ ،‬پرتجربه و‬ ‫مصادف بود با دوره ی ترورها در لبنان‪ :‬ترور رفیق‬ ‫حریری و بعد هم ترورهای دیگر‪ ،‬جنگ ‪ 33‬روزه‬ ‫و حوادث بعد از ان‪ ...‬طوری که فکر می کنم تنها‬ ‫یک بار توانستم از فرودگاه بیروت به تهران بیایم!‬ ‫بقیه ی اوقات فرودگاه به خاطر جنگ یا به خاطر‬ ‫درگیری یا مشکل امنیتی دیگری بسته بود که‬ ‫ً‬ ‫باید می رفتیم و مثال از دمشق به تهران می امدیم‪.‬‬ ‫‪ -1‬حتی موقعی که کارشناسی ارشدم را دفاع نکرده بودم این زمینه برای‬ ‫من فراهم شده بود که به رایزنی فرهنگی ایران در کانادا بروم؛ ولی علیرغم‬ ‫اصرار و پیگیری زیاد سفیرمان در کانادا‪ ،‬گفتم از این موقعیت ها زیاد پیدا‬ ‫می شود‪ ،‬من درسم که تمام شد باید تصمیم بگیرم‪.‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪193‬‬ ‫ݐݩ‬ ‫ں ݐ ݩݦݩݒسس ݧ ݧ ݧݩݑݦ ݦ ݩݦ‬ ‫ݡح ݑ ݦ ٮ ݫىٮلم سیعممیݤ ف ݠه ݩݧںݐ‬ ‫ٮ ݓ ا�ز ݐݦ ݩݧ ݩ ݧݐ‬ ‫ݣن ݣ ݣ ݣݣمرݣ ݣ ݣݣر ݣ ݬݓٮر‪ ...‬ݣا ݣ ݭݔدݣ ݭݫݕ ݣاݣ ݣ ݣ ݣݤ ݣ ݣ ݣوݥݣ ݣ ݣوݥ ݣ� ݣرݥݣ گݡیݥ‬ ‫ݣس ݣ ݤݤ‪ -‬ݬٮرݣوݣ ݣ ݣ ݤ ݣ‬ ‫ݣ ݣ ݣ ݣ ݣگر ݣا ݣ ݣرݣ ݣ ݣ ݒݩݣ ݣ ݣ ݣ ݣ‬ ‫چهارم‪ :‬دیپلماسی عمومی و فرهنگی؛‬ ‫فعالیت بیرون از صداوسیما‬ ‫اواخر این دوره که بیروت بودم اقای دکتر جلیلی‬ ‫که تازه دبیر شورایعالی امنیت ملی شده بود‬ ‫چندبار از تهران تماس گرفت و دعوت کرد‬ ‫که به مجموعه ی ایشان در حوزه ی ارتباطات‬ ‫رسانه ای کمک کنم‪ .‬من با اینکه هیچ وقت با‬ ‫ً‬ ‫فضاهای امنیتی نسبتی نداشتم‪ ،‬صرفا به خاطر‬ ‫رفاقتی که با ایشان داشتم ‪-‬چون ما در دوره ی‬ ‫دانشجویی هم اتاق بودیم و در جبهه هم در کنار‬ ‫هم بودیم ‪ -‬احترام شان را حفظ کردم و مسئولیت‬ ‫معاون رسانه ای دبیر شورایعالی امنیت ملی را از‬ ‫ابان ماه ‪ ۱۳۸۷‬پذیرفتم‪ .‬سالی پرکار که سال بعد‬ ‫از ان هم انتخابات ریاست جمهوری بود و هم‬ ‫واقعه ی فتنه رخ داد‪ ...‬بعد از یک سال و اندی‬ ‫به ایشان گفتم راستش را بخواهید روحیه ی‬ ‫من به این کار ستادی نمی خورد و من بیشتر‬ ‫دوست دارم در کار صف رسانه ای باشم یا بروم‬ ‫دانشگاه؛ ایشان هم لطف کرد و پذیرفت و من‬ ‫اسفندماه ‪ ۱۳۸۸‬پس از یک سال و پنج ماه از‬ ‫شورای امنیت ملی بیرون امدم و بعد از تعطیالت‬ ‫نوروز ‪ - ۸۹‬که بعد از بیست سال‪ ،‬اولین نوروز‬ ‫‪194‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫بدون مسوولیت را در کنار خانواده گذراندم‪ -‬به‬ ‫دانشکده ی صداوسیما برگشتم‪.‬‬ ‫ان چند ماه در یک اتاق کوچک در دانشکده‬ ‫به عنوان استاد گروه از کار علمی لذت زیادی‬ ‫می بردم‪ :‬استاد راهنما بودم و حدود ‪ ۱۰‬تا پایان نامه‬ ‫گرفتم‪ ،‬می نشستم درس نامه می نوشتم و ترجمه‬ ‫ً‬ ‫می کردم؛ واقعا یکی از شیرین ترین دوره های کاری‬ ‫من بود‪ .‬اواخر سال ‪ 89‬که قضیه ی بیداری اسالمی‬ ‫ّ‬ ‫در تونس پیش امد‪ ،‬شورایعالی امنیت ملی یک‬ ‫جلسه ای گذاشت و من را هم دعوت کرد‪ .‬خب‬ ‫من از قبل به دلیل شش سال کار حرفه ای در‬ ‫العالم و اشنایی میدانی با زبان عربی‪ ،‬دوستان‬ ‫و رفقای تونسی داشتم که با ان ها مرتبط بودم‪،‬‬ ‫چند کلمه ای ان جا در جلسه ی شورا صحبت‬ ‫کردم‪ .‬بعد که برگشتم اقای دکتر جلیلی پیغام‬ ‫فرستاد که همین چیزهایی را که اینجا گفتید‬ ‫بنویسید‪ .‬مطلبی حدود ‪ ۵۰-40‬صفحه نوشتم‬ ‫و برای ایشان فرستادم‪ .‬بعد از ان مرا صدا کرد و‬ ‫گفت‪« :‬یکی دو هفته ای باید بروی تونس و انجا‬ ‫سر و گوشی اب بده‪ ،‬االن سفیرمان برگشته و‬ ‫ما در تونس کسی را نداریم؛ شما ببین وضعیت‬ ‫فرهنگی ان جا چطوری است و یک گزارشی بده»‪.‬‬ ‫اماده شدنم برای رفتن‪ ،‬چند هفته ای طول‬ ‫ً‬ ‫کشید که‪ ...‬یک باره شنیدم ظاهرا قرار است‬ ‫به عنوان سرپرست سفارت بروم انجا! یک راست‬ ‫پیش اقای جلیلی رفتم و گالیه کردم‪« ...‬من‬ ‫ً‬ ‫نمی خواهم بروم‪ .‬اصال این کار را بلد نیستم‪،‬‬ ‫ً‬ ‫من اصال یک روز هم در وزارت خارجه نبودم‪ ،‬و‬ ‫خوشم نمی اید‪ .»...‬ایشان تا کید کرد که «کار‬ ‫ان جا از عهده ی کسی مثل تو برمی اید‪ ،‬تو ان جا‬ ‫زبان بلد هستی‪ ،‬ارتباطات هم که خواندی‪،‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫روابطت هم که خوب است‪ ،‬برو ان جا ببین‬ ‫چه خبر است‪ .‬برو با گروه ها‪ ،‬احزاب و به ویژه با‬ ‫ً‬ ‫النهضه و اسالم گراها صحبت کن‪ ...‬و نهایتا یک‬ ‫گزارش برای ما بیاور»‪ .‬سر شما را درد نیاورم که‬ ‫‪ 2‬هفته شد ‪ 3‬ماه‪ ،‬و ‪ 3‬ماه شد‪ 3 ،‬سال و ‪ 7‬ماه‬ ‫که البته بعدها به عنوان سفیر معرفی شدم و‬ ‫ان هم قضایایی داشت‪ ...‬مسوولیت غیررسمی ام‬ ‫ً‬ ‫دائم تمدید می شد تا اینکه نهایتا به عنوان سفیر‬ ‫ازسوی وزارت امورخارجه معرفی نامه گرفتم و‬ ‫یک سال هم در دولت اقای روحانی‪ ،‬سفیر ایران‬ ‫در تونس بودم‪.‬‬ ‫اقای دکتر جلیلی قبل از رفتنم نکته ی جالبی‬ ‫به من گفت‪« :‬شما ان جا صبحانه‪ ،‬ناهار و شام‬ ‫را نباید با خانواده بخورید‪ .‬تالش کنید تا با‬ ‫روسای احزاب و گروه ها‪ ،‬رسانه ها‪ ،‬روزنامه ها و‬ ‫طیف های مختلف اجتماعی تونس غذا بخورید‪.‬‬ ‫شما انجا می روید که ارتباطات جمهوری اسالمی‬ ‫را با بدنه ی جامعه ی تونس برقرار کنید‪ .‬االن‬ ‫همه انجا می روند که به نفع خودشان یارگیری‬ ‫کنند و روی موج سوار شوند‪ .‬جمهوری اسالمی‬ ‫ّ‬ ‫احق از همه است‪ ،‬چون بیداری اسالمی ثمره ی‬ ‫انقالب اسالمی است و ما باید از این فرصت‬ ‫نهایت استفاده را بکنیم‪ ».‬خب من هم حسابی‬ ‫به توصیه ی ایشان گوش کردم و صبحانه‪ ،‬ناهار‬ ‫و شام را با احزاب تونس از الییک و کمونیست‬ ‫گرفته تا مسلمان و شیعه و ّ‬ ‫وهابی می خوردم‪ ،‬و با‬ ‫شخصیت ها و روزنامه های این طرفی و ان طرفی‬ ‫و‪ ...‬با همه جلسات و گفت وگو و اشنایی داشتم تا‬ ‫اینکه یک روز مرا به وزارت خارجه ی تونس احضار‬ ‫کردند و گفتند فالنی شما که سفیر نیستید و از‬ ‫ً‬ ‫جای دیگری معرفی شده اید حتما می دانید که‬ ‫من هم حسابی به توصیه ی ایشان گوش کردم و صبحانه‪ ،‬ناهار و شام را با احزاب‬ ‫تونس از الییک و کمونیست گرفته تا مسلمان و شیعه و ّ‬ ‫وهابی می خوردم‪ ،‬و با‬ ‫شخصیت ها و روزنامه های این طرفی و ان طرفی و‪ ...‬با همه جلسات و گفت وگو‬ ‫و اشنایی داشتم تا اینکه یک روز مرا به وزارت خارجه ی تونس احضار کردند و‬ ‫گفتند این کارها‪ ،‬در حیطه ی مسوولیت سفیر هم نیست؛ چه برسد به شما که‬ ‫هنوز مسئولیت رسمی سیاسی هم ندارید‪.‬‬ ‫سفیر در حیطه ی ماموریتش فقط می تواند در‬ ‫داخل سفارت‪ ،‬ان هم دیدارهای رسمی داشته‬ ‫باشد؛ و ا گر بخواهد دیدار غیررسمی انجام دهد‬ ‫باید به وزارت خارجه یادداشت بدهد‪ ،‬اجازه‬ ‫بگیرد و بعد دیدار کند‪ .‬شما ماشاءاهلل از صبح تا‬ ‫شب بیرون سفارت جلسه و دیدار دارید و این‪،‬‬ ‫در حیطه ی مسوولیت سفیر هم نیست‪ ....‬و چه‬ ‫بسا همین دل چرکینی که از من داشتند باعث‬ ‫شد که پذیرش پیشنهاد سفارت مرا ‪ 3‬ماه طول‬ ‫بدهند‪ .‬با این وجود تجربه ی رایزنی و سفارت‬ ‫در تونس هم تجربه ی قابل ذکر و مهمی بود‪.‬‬ ‫پس از سه سال و هفت ماه وقتی از ماموریتم‬ ‫برگشتم‪ ،‬یک مدت محدود چندماهی را خدمت‬ ‫ایت اهلل اقای ارا کی در مجمع تقریب بودم و‬ ‫مسوولیت معاون بین الملل مجمع را پذیرفتم‬ ‫(ابان ‪ .)۱۳۹۳‬ایشان قبل تر دوسه بار به دعوت‬ ‫من به تونس امده بود و ان جا چند جلسه ی‬ ‫تقریب گذاشته بودیم‪ .‬حضور در مجمع هم‬ ‫ا گرچه خیلی کوتاه بود ولی با چهارچوب ذهنی‬ ‫من تناسب داشت‪ :‬هم فعالیت ارتباطی و فرهنگی‬ ‫بود و هم در محدوده ی بین الملل‪.‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪195‬‬ ‫ݐݩ‬ ‫ں ݐ ݩݦݩݒسس ݧ ݧ ݧݩݑݦ ݦ ݩݦ‬ ‫ݡح ݑ ݦ ٮ ݫىٮلم سیعممیݤ ف ݠه ݩݧںݐ‬ ‫ٮ ݓ ا�ز ݐݦ ݩݧ ݩ ݧݐ‬ ‫ݣن ݣ ݣ ݣݣمرݣ ݣ ݣݣر ݣ ݬݓٮر‪ ...‬ݣا ݣ ݭݔدݣ ݭݫݕ ݣاݣ ݣ ݣ ݣݤ ݣ ݣ ݣوݥݣ ݣ ݣوݥ ݣ� ݣرݥݣ گݡیݥ‬ ‫ݣس ݣ ݤݤ‪ -‬ݬٮرݣوݣ ݣ ݣ ݤ ݣ‬ ‫ݣ ݣ ݣ ݣ ݣگر ݣا ݣ ݣرݣ ݣ ݣ ݒݩݣ ݣ ݣ ݣ ݣ‬ ‫در دوره ای که معاون خبر صداوسیما شدم (دی ماه ‪ ،)93‬مهم ترین اتفاقی که در این دوره افتاد مذا کرات هسته ای و برجام بود‪ .‬ما هم‬ ‫کارهایی که در سازمان برای روشن شدن موضوع انجام دادیم و مناظراتی که برگزار می شد‪ ،‬همگی مبتنی بر ان نکته ای بود که حضرت اقا‬ ‫ً‬ ‫فرموده بودند‪« :‬دیدگاه های مختلف مطرح شود»‪ .‬ما هم پشتگرم به فرمایش ایشان واقعا دیدگاه های مختلف را اوردیم‪.‬‬ ‫ا گرچه هنوزم که هنوز است خیلی از دوستان در وزارت امور خارجه و نیز در دولت‪ ،‬از من عصبانی هستند که‪ ...‬فالنی در دوره معاونت خبر‬ ‫ً‬ ‫صداوسیما پدر برجام را دراورد! در صورتی که واقعا ّنیت و قصد ما این نبود که بخواهیم جلوی تصمیم دولت را بگیریم‪ .‬بلکه چون کار‬ ‫ّ‬ ‫بسیار مهمی داشت انجام می شد و ما اعتقاد داشتیم که این کار سرنوشت انقالب را تعیین خواهد کرد و این بحث‪ ،‬فقط در حد مذا کرات‬ ‫هسته ای نخواهد ماند‬ ‫پنجم‪ :‬هرکسی کو دور ماند از اصل‬ ‫خویش‪( ...‬بازگشت به صداوسیما)‬ ‫اقای سرافراز که تازه از همان پاییز ‪ ۹۳‬رئیس‬ ‫سازمان شده بود من را دعوت کرد و ما ّ‬ ‫مفصل‬ ‫گفتگو کردیم‪ ...‬به هر حال با اصرار ایشان و با‬ ‫مسوولیت معاون خبر صداوسیما در دی ماه ‪۹۳‬‬ ‫به سازمان بازگشتم‪ .‬مهم ترین اتفاقی هم که در‬ ‫این دوره افتاد مذا کرات هسته ای و برجام بود‪.‬‬ ‫ما هم کارهایی که در سازمان برای روشن شدن‬ ‫موضوع انجام دادیم و مناظراتی که برگزار می شد‪،‬‬ ‫همگی مبتنی بر ان نکته ای بود که حضرت اقا‬ ‫فرموده بودند‪« :‬دیدگاه های مختلف مطرح‬ ‫ً‬ ‫شود»‪ .‬ما هم پشتگرم به فرمایش ایشان واقعا‬ ‫دیدگاه های مختلف را اوردیم‪ .‬ا گرچه هنوزم‬ ‫که هنوز است خیلی از دوستان در وزارت امور‬ ‫خارجه و نیز در دولت‪ ،‬از من عصبانی هستند‬ ‫که‪ ...‬فالنی در ان دوره پدر برجام را دراورد! در‬ ‫ً‬ ‫صورتی که واقعا ّنیت و قصد ما این نبود که‬ ‫بخواهیم جلوی تصمیم دولت را بگیریم‪ .‬بلکه‬ ‫چون کار بسیار مهمی داشت انجام می شد و‬ ‫ما اعتقاد داشتیم که این کار سرنوشت انقالب‬ ‫‪196‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫را تعیین خواهد کرد و این بحث‪ ،‬فقط در ّ‬ ‫حد‬ ‫مذا کرات هسته ای نخواهد ماند ‪ -‬که وضعیت‬ ‫االن نشان می دهد که این نگاه خالی از واقعیت‬ ‫نبود ‪ -‬احساس می کردیم که مسئولیت داریم و‬ ‫باید جوانب مختلف این موضوع را روشن کنیم‪.‬‬ ‫ً‬ ‫به ویژه این که احساس می کردیم رهبری شخصا‬ ‫نسبت به این موضوع ّ‬ ‫حساس هستند‪ ،‬مالحظه‬ ‫دارند و گاهی هم انتقاد دارند و ما هم باالخره‬ ‫دستگاه رسانه ای نظام هستیم‪.‬‬ ‫بعد از موضوع برجام که مهم ترین تجربه ی ما‬ ‫بود‪ ،‬انتخابات مجلس شورای اسالمی و مجلس‬ ‫خبرگان را هم داشتیم که در مجموع یک سال‬ ‫و هشت ماه (دی ‪ 93‬تا مرداد ‪ )95‬در مسوولیت‬ ‫معاون خبر باقی ماندم‪ .‬یعنی اقای دکتر عسگری‬ ‫هم که اردیبهشت ‪ ۹۵‬امدند‪ ،‬من سه ماه را در‬ ‫همان موقعیت قبلی خدمت ایشان بودم تا‬ ‫ً‬ ‫نهایتا مردادماه تصمیم گرفته شد که من به‬ ‫معاونت برون مرزی منتقل شوم و مسوولیت‬ ‫انجا را داشته باشم‪ .‬امیدوارم بتوانم کارهای‬ ‫مثبتی را این جا انجام دهم‪.‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫در بحث از صدور انقالب اسالمی‪ ،‬به هر حال امتیاز ما و نقطه ی ّقوت ما این است که یک «کامنت متفاوت از دنیا» داریم‪ .‬این نکته ی‬ ‫بسیار مهمی است که به قول یکی از اساتیدم‪ ،‬اقای دکتر مجید تهرانیان‪ ،‬ایران در بین تمام کشورهای دنیا یک کامنت و حرف جدید‬ ‫دارد؛ ایران در مقابل گفتمان غرب‪ ،‬در مقابل گفتمان شرق‪ ،‬و حتی در مقابل گفتمان های دیگر یک پیام متفاوت و یک کامنت دارد‪.‬‬ ‫پرسش و پاسخ‬ ‫یکی از دغدغه های ّ‬ ‫جدی حوزه ی بازاریابی سیاسی‪ ،‬صدور انقالب است‪ .‬با توجه به تجربیات حضرت عالی‬ ‫در این حوزه و فعالیت هایی که در بستر تکنولوژی رسانه انجام داده اید ایده هایی را که در ذهن دارید‬ ‫و همچنین اشاره ای هم به نواقصی که وجود دارد بفرمایید‪.‬‬ ‫همین چالش [میان تکنولوژی رسانه و صدور‬ ‫انقالب] بود که باعث شد من رساله ی دکتری ام‬ ‫را با تمرکز بر ان دنبال کنم‪ .1‬چون از یک طرف‬ ‫رسانه ی خودمان را یک رسانه ی دولتی می دیدم‬ ‫که متناسب با شرایط انقالب اسالمی جایگاه ان‬ ‫به خوبی در قانون اساسی مشخص شده اما برای‬ ‫کار در عرصه ی بین المللی و خارج از مرزها این‬ ‫مال ک ها‪ ،‬هنجارها و شاخص ها پاسخگو نیست‬ ‫و باید به سراغ الگوهای دیگری رفت‪ .‬همچنین‬ ‫از طرف دیگر ما برای تکنولوژی که قداست قائل‬ ‫نیستیم بلکه می خواهیم در خدمت هدف ما‬ ‫باشد‪ ،‬انهم هدفی که می خواهیم به خوبی‬ ‫منتقل شود‪ .‬بنابراین الزامات و ملزومات کار‬ ‫با تکنولوژی را باید بپذیریم و ازانجا که این دو‬ ‫‪ -1‬به سوی الگوی هنجاری شبکه تلویزیونی بین المللی جمهوری اسالمی‬ ‫ایران (‪)۱۳۸۳‬‬ ‫با یکدیگر به صورت ارگانیک تداخل دارند باید‬ ‫به دنبال یک راه حل بینابین بگردیم تا بتوانیم‬ ‫پیام متفاوت و جدید انقالب اسالمی را که‬ ‫ت ماست سوار بر این حامل پیام ‪ -‬یعنی‬ ‫رسال ‬ ‫رسانه‪ -‬به دنیا و به مخاطبین برسانیم‪ .‬البته‬ ‫چون من در رسانه بزرگ شده بودم‪ ،‬به طور‬ ‫طبیعی کار صدور انقالب را بیشتر سوار بر محمل‬ ‫رسانه می دیدم و می بینم؛ ا گرچه تجربه ی کارم‬ ‫در شورایعالی امنیت ملی و هم در سفارت تونس‬ ‫برایم روشن کرد که رسانه‪ ،‬تنها یکی از ابزارهای‬ ‫صدور انقالب است و روش ها و ابزارهای دیگر را‬ ‫هم باید جدی گرفت‪.‬‬ ‫در بحث از صدور انقالب اسالمی‪ ،‬به هر حال‬ ‫امتیاز ما و نقطه ی ّقوت ما این است که یک‬ ‫«کامنت متفاوت از دنیا» داریم‪ .‬این نکته ی بسیار‬ ‫مهمی است که نقل قول می کنم از اقای دکتر‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪197‬‬ ‫ݐݩ‬ ‫ں ݐ ݩݦݩݒسس ݧ ݧ ݧݩݑݦ ݦ ݩݦ‬ ‫ݡح ݑ ݦ ٮ ݫىٮلم سیعممیݤ ف ݠه ݩݧںݐ‬ ‫ٮ ݓ ا�ز ݐݦ ݩݧ ݩ ݧݐ‬ ‫ݣن ݣ ݣ ݣݣمرݣ ݣ ݣݣر ݣ ݬݓٮر‪ ...‬ݣا ݣ ݭݔدݣ ݭݫݕ ݣاݣ ݣ ݣ ݣݤ ݣ ݣ ݣوݥݣ ݣ ݣوݥ ݣ� ݣرݥݣ گݡیݥ‬ ‫ݣس ݣ ݤݤ‪ -‬ݬٮرݣوݣ ݣ ݣ ݤ ݣ‬ ‫ݣ ݣ ݣ ݣ ݣگر ݣا ݣ ݣرݣ ݣ ݣ ݒݩݣ ݣ ݣ ݣ ݣ‬ ‫مجید تهرانیان‪ - 1‬که خدا رحمت شان کند یکی‬ ‫از اساتید دوره ی دکتری ما بود‪ -‬ایشان می گفتند‬ ‫که ایران در بین تمام کشورهای دنیا یک کامنت‬ ‫و حرف جدید دارد؛ به باور ایشان کشورهای عربی‬ ‫با همه ی قدرت و وسعت شان‪ ،‬کامنت ندارند‬ ‫یعنی حرف جدید و نکته ی جدیدی ندارند؛ ولی‬ ‫ایران در مقابل گفتمان غرب‪ ،‬در مقابل گفتمان‬ ‫شرق‪ ،‬و حتی در مقابل گفتمان های دیگر یک‬ ‫ً‬ ‫پیام متفاوت و یک کامنت دارد‪ .2‬واقعا ما باید‬ ‫قدر این پیام متفاوت را بدانیم‪ ،‬چرا که این پیام‬ ‫متفاوت خودش به تنهایی می تواند نیمی از راه‬ ‫را طی کند‪ .‬یعنی همین پیام متفاوت‪ ،‬هم در‬ ‫بین مخاطبانی که هم نظر و همسو با ما هستند‪،‬‬ ‫و هم در بین مخاطبانی که دیدگاهی مخالف ما‬ ‫ً‬ ‫دارند‪ ،‬جای خودش را باز می کند؛ اصوال دنیا برای‬ ‫حرف متفاوت حساب باز می کند‪ .‬ما ا گر بخواهیم‬ ‫شبیه بقیه عمل کنیم‪[ ،‬انتقال پیام مان دشوار‬ ‫ً‬ ‫می شود‪ ].‬اتفاقا وقتی از تونس برگشتم اقای دکتر‬ ‫جلیلی از من پرسید که از ماموریتم چه برداشت‬ ‫کردم؟ گفتم که کار سفارت را شاید بتوان در ‪3‬‬ ‫عنصر خالصه کرد‪ :‬اولین و مهم ترین ان «ایمان‬ ‫‪ -1‬دکتر مجید تهرانیان (‪۱۳۱۶‬مشهد ‪۱۳۹۱ -‬امریکا) در سال ‪ ۱۹۶۴‬دکترای‬ ‫خود را در اقتصاد سیاسی از دانشگاه هاروارد گرفت و به مدت هفت سال به‬ ‫تدریس در دانشگاه های امریکا پرداخت‪ .‬وی سال ‪ 1350‬به ایران بازگشت‬ ‫و به تدریس در دانشگاه‪ ،‬تاسیس و همکاری با پژوهشکده علوم ارتباطی‬ ‫و توسعه ایران پرداخت که نتیجه ی ان ده ها اثر علمی در قالب کتاب ‪،‬‬ ‫مقاله و طر ح های پژوهشی است‪ .‬وی پس از انقالب به مدت یک سال‬ ‫در دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫به عنوان استاد مهمان مشغول به تدریس شد‪ .‬برخی از فعالیت های علمی‬ ‫و مدیریتی مجید تهرانیان به شرح زیر است‪ :‬استاد و رئیس واحد ارتباطات‬ ‫بین الملل دانشگاه هاوایى امریکا‪ ،‬پایه گذار پژوهشکده علوم ارتباطات و‬ ‫توسعه وابسته به رادیو و تلویزیون ایران‪ ،‬رئیس موسسه مطالعات و تحقیقات‬ ‫صلح جهانى «تودا» و سردبیر نشریه «صلح و تدبیر تودا»‪ ،‬استاد مهمان‬ ‫برخی دانشگاه ها در کانادا‪ ،‬انگلستان‪ ،‬روسیه و امریکا‪.‬‬ ‫ً‬ ‫‪ -2‬اتفاقا ایشان در مورد دانشگاه امام صادق؟ع؟ هم همین را می گفتند‬ ‫ً‬ ‫که این دانشگاه یک کامنت و یک چیز متفاوتی دارد و کال با دانشگاه های‬ ‫دیگر متفاوت است‪.‬‬ ‫‪198‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫به ماموریت» است‪ ،‬دوم «قدرت برقراری ارتباط»‬ ‫ّ‬ ‫تسلط به ْ‬ ‫زبان شما را خیلی‬ ‫است و سوم «زبان»؛‬ ‫جلو می اندازد‪ .‬زبان به عنوان یک ابزار پرقدرت‬ ‫ارتباطی عمل می کند‪ .‬البته دانش ارتباطات‪،‬‬ ‫روابط بین الملل و دانش علوم سیاسی هم‬ ‫خوب است ولی برای اینکه کار را تکمیل کنند‪.‬‬ ‫از همه ی این ها مهم تر‪ ،‬همان ایمان به ماموریت‬ ‫است‪ .‬با خاطره ای این موضوع را بازتر می کنم‪:‬‬ ‫راستش را بخواهید من در تونس احساس‬ ‫می کردم سفیر فرانسه و سفیر امریکا در کارشان‬ ‫ً‬ ‫و ماموریت شان جدی تر از ما بوده اند‪ .‬مثال وقتی‬ ‫در پارلمان جلسه ای می گذاشتند و همه ی سفرا‬ ‫را دعوت می کردند‪ ،‬سفرای عرب از همان ابتدا‬ ‫می رفتند جلوی میز و اول از همه می نشستند که‬ ‫ْ‬ ‫ب جا هم‬ ‫دوربین بیشتر ان ها را نشان بدهد و خ ‬ ‫محدود بود! اما سفیر فرانسه شروع می کرد قبل‬ ‫از جلسه ی رسمی از ابتدا یک به یک نماینده ها‬ ‫و حتی رئیس مجلس را کنار می کشید و با ان ها‬ ‫صحبت می کرد‪ .‬با فالن وزیر‪ ،‬وکیل‪ ،‬نماینده‪،‬‬ ‫روزنامه نگار‪ ،‬رئیس حزب‪ ...‬و با همه صحبت‬ ‫می کرد تا بتواند کارش را پیش ببرد‪ .‬من بارها این‬ ‫صحنه را می دیدم که بعد از پایان کارش و با شروع‬ ‫رسمی جلسه‪ ،‬صندلی های سالن را نگاه می کرد و‬ ‫می دید جا نیست بنشیند‪ ،‬می رفت داخل راهرو‬ ‫می ایستاد! ان هم سفیر فرانسه ای که سال های‬ ‫سال اقای این کشور بوده و همچنان در جایگاه‬ ‫استعمارگر و صاحب انجا دیده می شود‪ .‬با این‬ ‫وجود‪ ،‬ان سفیر کارش این طور بود و هدف برای‬ ‫او از همه چیز مهم تر بود‪ ،‬حتی از رعایت منزلت‬ ‫شخصی اش و جای نشستنش‪ .‬همچنین سفیر‬ ‫امریکا در حمله ای که به سفارت ان کشور شد‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫و در هنگام بحران‪ ،‬استین باال می زند و به میدان می رود؛ حتی ا گر کشته‬ ‫شود‪ .‬یعنی این طور نیست که اتوکشیده و صاف برود گوشه ای بنشیند‬ ‫تا در سالن تشریفات رسمی دعوتش کنند؛ یا فقط به مراسم رسمی برود‪.‬‬ ‫نه‪ ،‬زحمت می کشد و کار می کند‪ .‬باید هم این طور باشد و به اصطالح جان‬ ‫بکند و برای ماموریتش و برای کشورش عملگی کند‪.‬‬ ‫[بعد از برگشت از ماموریت تونس] به دکتر جلیلی گفتم که برداشتم از‬ ‫ماموریت یک سفیر ان است که باید عمله ی کشور خود و عمله ی ارمانش‬ ‫باشد‪ .‬یعنی در اصل باید به کار خود ایمان و باور داشته باشد‪ .‬به نظرم‬ ‫این «باور وفاداری به ارمان ها» باید در تمام حوزه هایی که می توانند در‬ ‫انتقال پیام کشور و انقالب موثر باشند وجود داشته باشد‪ .‬اما در حوزه ی‬ ‫دیپلماسی ‪-‬و نه در حوزه ی رسانه‪ -‬اعتقاد من این است که متاسفانه باور‬ ‫ً‬ ‫به ماموریت در میان همه وجود ندارد (امیدوارم اشتباه کنم)‪ .‬یعنی بعضا‬ ‫ماموریت خود را نمی شناسیم که چه هست‪ ،‬اهمیت موضوع ماموریت‬ ‫خود را درک نکرده ایم و ایمان به ماموریت خودمان هم نداریم‪ .‬یعنی کار را‬ ‫یا خیلی ساده یا خیلی دولتی و دیسیپلینی فرض می کنیم‪ .‬چنین تحلیلی‬ ‫تازه مبتنی بر یک فرض خوب است؛ وگرنه در خیلی از موارد متاسفانه نه تنها‬ ‫ً‬ ‫ایمان به ماموریت خود نداریم‪ ،‬بلکه اصال ان کاری را که باید انجام دهیم‬ ‫قبول نداریم! دیده می شود در مواردی دیدگاه سفیر همین طور است‪،‬‬ ‫مدیرکل هم همین طور است‪ ،‬رئیس هم همین طور است‪ .‬خیلی ها هستند‬ ‫که متاسفانه این ویژگی ها را دارند و تا زمانی هم که امثال ما یعنی کارگزاران‬ ‫نظام و انقالب‪ ،‬مسئوالن ما و کسانی که کاری از دست شان برمی اید‬ ‫«ایمان به ماموریت» نداشته باشد‪ ،‬موفق نخواهند بود؛ فرق نمی کند‪،‬‬ ‫چه در حوزه ی خارج کشور و چه در حوزه ی داخل کشور‪.‬‬ ‫راستش را بخواهید من در تونس احساس می کردم‬ ‫سفیر فرانسه و سفیر امریکا در کارشان و ماموریت شان‬ ‫جدی تر از ما بوده اند‪ .‬این طور نیست که اتوکشیده‬ ‫و صاف برود گوشه ای بنشیند تا در سالن تشریفات‬ ‫رسمی دعوتش کنند؛ یا فقط به مراسم رسمی برود‪.‬‬ ‫نه‪ ،‬زحمت می کشد و کار می کند‪ .‬باید هم این طور‬ ‫باشد و به اصطالح جان بکند و برای ماموریتش و‬ ‫برای کشورش عملگی کند‪.‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪199‬‬ ‫ݐݩ‬ ‫ں ݐ ݩݦݩݒسس ݧ ݧ ݧݩݑݦ ݦ ݩݦ‬ ‫ݡح ݑ ݦ ٮ ݫىٮلم سیعممیݤ ف ݠه ݩݧںݐ‬ ‫ٮ ݓ ا�ز ݐݦ ݩݧ ݩ ݧݐ‬ ‫ݣن ݣ ݣ ݣݣمرݣ ݣ ݣݣر ݣ ݬݓٮر‪ ...‬ݣا ݣ ݭݔدݣ ݭݫݕ ݣاݣ ݣ ݣ ݣݤ ݣ ݣ ݣوݥݣ ݣ ݣوݥ ݣ� ݣرݥݣ گݡیݥ‬ ‫ݣس ݣ ݤݤ‪ -‬ݬٮرݣوݣ ݣ ݣ ݤ ݣ‬ ‫ݣ ݣ ݣ ݣ ݣگر ݣا ݣ ݣرݣ ݣ ݣ ݒݩݣ ݣ ݣ ݣ ݣ‬ ‫یکی از مصداق های اخیر این نگاه‪ ،‬اقتصاد‬ ‫مقاومتی است که االن رهبری بارهاست روی ان‬ ‫تا کید می کنند‪ .‬اما وضعیت پایبندی مسووالن‬ ‫اجرایی را ا گر خوشبینانه بخواهیم تحلیل کنیم‬ ‫باید بگوییم که بلد نیستند؛ ولی بدبینانه اش این‬ ‫ً‬ ‫است که اصال این روش را قبول ندارند‪ .‬من فکر‬ ‫می کنم در همه ی حوزه های کاری و مسئولیتی‪،‬‬ ‫ً‬ ‫مصیبت اول این است که ما مسئوالن اصال کار‬ ‫و ماموریت خود را باور و قبول نداریم‪ .‬یعنی‬ ‫وقتی می نشینیم با هم خودمانی حرف می زنیم‬ ‫ْ‬ ‫منتقدان خود ماها هستیم‪ .‬ولی ا گر‬ ‫بزرگترین‬ ‫هر کسی در ان جایی که هست کارش را درست‬ ‫انجام دهد‪ ،‬مملکت اباد می شود‪ .‬شما استاد‬ ‫دانشگاه هستید‪ ،‬کار خودت را درست انجام‬ ‫بده‪ ،‬و باور داشته باش که کار تو مهم ترین کار‬ ‫دنیاست؛ ا گر کسی که وزیر هم هست همین‬ ‫حس را داشته باشد‪ ،‬کسی که نگهبان هم هست‬ ‫همین احساس را داشته باشد و به جای این که‬ ‫در حوزه ی کاری دیگران سرک بکشیم و بگوییم او‬ ‫چرا کارش را این طوری انجام می دهد‪ ،‬خودمان‬ ‫کارمان را درست انجام بدهیم‪ ،‬اطمینان دارم‬ ‫کشور اباد می شود‪.‬‬ ‫یکی دیگر از اثرات ایمان نداشتن به کار‪ ،‬ان است‬ ‫که نواوری و خالقیت در به روز رساندن و تحقق‬ ‫هدف خود نخواهیم داشت‪ .‬درنتیجه در حوزه ی‬ ‫کاری مان تبدیل به یک کارمند ساده می شویم که‬ ‫یک ساعتی باید بیاییم و یک ساعتی باید برویم‬ ‫و تابع محض چهارچوب ها و ضوابط کاری هم‬ ‫می شویم‪ .‬البته گاهی اوقات هم ممکن است‬ ‫شانس بیاوریم و یک کاری هم انجام بشود!‬ ‫در موضوع صدور انقالب که قضیه خیلی بزرگتر‬ ‫‪200‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫و بسیار فراتر از ماموریت های روزانه ی معمولی‬ ‫ً‬ ‫است‪ ،‬ما واقعا احتیاج به این داریم که قبل‬ ‫از همه چیز ‪ -‬قبل از این که رسانه ی مناسب‬ ‫را پیدا کنیم و یا فرمول صدور را بیابیم‪ -‬ابتدا‬ ‫باید بفهمیم که صادرکنندگان پیام انقالب چه‬ ‫کسانی هستند؟ خود صادرکنندگان انقالب ایا‬ ‫به چیزی به نام انقالب باور دارند؟ و می دانند‬ ‫که انقالب یعنی چه یا نه؟ خاطرم هست وقتی‬ ‫در تونس به بعضی از این مراسمی که سفرا‬ ‫دعوت می کردند می رفتیم به همکاران سفارت‬ ‫می گفتم «ا گر شما را دعوت می کنند‪ ،‬سرتان را‬ ‫باال بگیرید و با افتخار راه بروید‪ .‬ما جمهوری‬ ‫اسالمی ایران هستیم که امریکا را در منطقه‬ ‫ّ‬ ‫ذله کرده ایم‪ ،‬جلوی حرف زور ایستاده ایم و‬ ‫در بسیاری از ترتیبات منطقه ای نقش داریم‪.‬‬ ‫در همین تونس که امدیم ‪ -‬جایی که سال ها‬ ‫در ان غایب بودیم‪ -‬همه به تکاپو افتاده اند که‬ ‫ایرانی ها دارند چه کار می کنند؟ یعنی ما بالفعل یک‬ ‫ابرقدرت هستیم نه بالقوه؛ با احساس ابرقدرتی‬ ‫برویم در مراسم شرکت کنیم‪ ،‬مصاحبه کنیم و‬ ‫ً‬ ‫حرف بزنیم‪ ،‬چون واقعا ما ابرقدرت هستیم‪».‬‬ ‫یکی از کارهایی که در تونس خیلی زیاد انجامش‬ ‫می دادم مصاحبه با رسانه ها بود‪ .‬یکبار یکی از‬ ‫روزنامه ها از من پرسید که شما ‪ -‬به عنوان سفیر‬ ‫جمهوری اسالمی ایران‪ -‬در این جا چه ّ‬ ‫حسی‬ ‫دارید؟ گفتم «من ّ‬ ‫حس خوبی دارم؛ وقتی که‬ ‫در کوچه و بازار می روم همه ی مردم نسبت‬ ‫به انقالب اسالمی ما ابراز محبت می کنند‪ .‬اما‬ ‫نمی دانم ایا بقیه ی سفرا هم وقتی به میان‬ ‫مردم می روند این قدر احساس ارامش و راحتی‬ ‫ً‬ ‫می کنند؟ یا اصال نمی توانند به خیابان بروند و‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫ً‬ ‫خرید کنند!»‪ .‬وضعیت ما واقعا همین طور بود‪ .‬یعنی بدون این که کار‬ ‫ّ‬ ‫خاصی انجام دهیم‪ ،‬می توانستیم در شهر و به میان مردم کوچه و بازار‬ ‫برویم‪ .‬نمونه ای دیگر از کشور موریتانی برای شما مثال می زنم‪ .‬تا همین‬ ‫االن که ‪ 38‬سال از انقالب می گذرد ما هنوز در موریتانی نه سفارتخانه داریم‬ ‫و نه رایزنی فرهنگی؛ در حالی که موریتانی نقطه ی غربی جهان اسالم است‪.‬‬ ‫ّ‬ ‫ً‬ ‫من به واسطه ی کار در العالم‪ ،‬تقریبا با تمام ملیت های عربی و اسالمی‬ ‫اشنا شده ام‪ ،‬و در موریتانی هم دوستانی دارم که می گویند پیام امام و نام‬ ‫امام خمینی؟ق؟ تا ان جا نفوذ کرده که اسم روح اهلل تبدیل به اسم رایجی‬ ‫شده که مردم روی بچه های خود می گذارند! [واقعیت این است که] ما‬ ‫ً‬ ‫انجا هیچ کاری نکرده ایم‪ ،‬اصال نه حضور رسمی و سیاسی داشته ایم و نه‬ ‫ً‬ ‫حضور فرهنگی‪ ،‬و نه در برنامه های خود اصال به موریتانی پرداخته ایم‪.‬‬ ‫اما وضعیت این طوری است‪ ،‬یعنی خود این پیام انقالب اسالمی به خاطر‬ ‫ً‬ ‫متفاوت بودن ان و این که صرفا شعار نیست بلکه با حرف دل خیلی از‬ ‫مردم دنیا انطباق دارد‪ ،‬خود پیام مخاطبانش را یافته‪ ،‬به ان ها رسیده و‬ ‫بر ان ها اثر گذاشته است‪.‬‬ ‫من همین نکته را در جلسه ای که چند ماه پیش محضر رهبری رسیدیم‬ ‫عرض کردم و ایشان خیلی پسندیدند و ان را تایید کردند‪ .‬انجا هم گفتم‬ ‫که پیام انقالب اسالمی قبل از رسانه های جمهوری اسالمی خیلی از نقاط‬ ‫را درنوردیده و به افریقا‪ ،‬امریکای التین و خیلی جاهای دوردست رسیده‬ ‫است؛ رسانه های جمهوری اسالمی هم خیلی زودتر از دیگر نهادهای‬ ‫ّ‬ ‫سیاسی و فرهنگی کشورمان توانسته اند در میان ملت ها نفوذ پیدا کنند‪.‬‬ ‫لذاست که ما باید رسانه های جمهوری اسالمی را تقویت کنیم تا بتوانیم به‬ ‫پای پیام انقالب اسالمی برسیم‪ .‬چون پیام انقالب خیلی زودتر از ما رفته و‬ ‫در جلسه ای محضر رهبری هم عرض کردم که پیام‬ ‫انقالب اسالمی قبل از رسانه های جمهوری اسالمی‬ ‫خیلی از نقاط را درنوردیده و به افریقا‪ ،‬امریکای‬ ‫التین و خیلی جاهای دوردست رسیده است؛‬ ‫رسانه های جمهوری اسالمی هم خیلی زودتر‬ ‫از دیگر نهادهای سیاسی و فرهنگی کشورمان‬ ‫ّ‬ ‫توانسته اند در میان ملت ها نفوذ پیدا کنند‪.‬‬ ‫لذاست که ما باید رسانه های جمهوری اسالمی‬ ‫را تقویت کنیم تا بتوانیم به پای پیام انقالب‬ ‫اسالمی برسیم‪ .‬چون پیام انقالب خیلی زودتر از‬ ‫ما رفته و جای خود را باز کرده است‪ .‬خب این‬ ‫یک امتیاز برای ماست‪.‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪201‬‬ ‫ݐݩ‬ ‫ں ݐ ݩݦݩݒسس ݧ ݧ ݧݩݑݦ ݦ ݩݦ‬ ‫ݡح ݑ ݦ ٮ ݫىٮلم سیعممیݤ ف ݠه ݩݧںݐ‬ ‫ٮ ݓ ا�ز ݐݦ ݩݧ ݩ ݧݐ‬ ‫ݣن ݣ ݣ ݣݣمرݣ ݣ ݣݣر ݣ ݬݓٮر‪ ...‬ݣا ݣ ݭݔدݣ ݭݫݕ ݣاݣ ݣ ݣ ݣݤ ݣ ݣ ݣوݥݣ ݣ ݣوݥ ݣ� ݣرݥݣ گݡیݥ‬ ‫ݣس ݣ ݤݤ‪ -‬ݬٮرݣوݣ ݣ ݣ ݤ ݣ‬ ‫ݣ ݣ ݣ ݣ ݣگر ݣا ݣ ݣرݣ ݣ ݣ ݒݩݣ ݣ ݣ ݣ ݣ‬ ‫جای خود را باز کرده است‪ .‬خب این یک امتیاز‬ ‫برای ماست‪ .‬ببینید فرانسه ای که سال های سال‬ ‫است‪ -‬شاید ده ها و صدها سال‪ -‬در افریقا حضور‬ ‫و نفوذ دارد و به قول خودشان رفته اند و انجا را‬ ‫استعمار کرد ه اند‪ ،‬یعنی اباد کرده اند! البته یک‬ ‫ّ‬ ‫تصور این است که انجا را وابسته و ثروت های شان‬ ‫را چپاول کرده اند ولی یک ّ‬ ‫تصور دیگر هم این‬ ‫است که باالخره دانشگاه ها را و و حوزه های‬ ‫فناوری را تقویت کرده اند‪ .‬دانشگاه های تونس‬ ‫ّ‬ ‫از پیشرفته ترین دانشگاه ها در کل افریقا هستند‬ ‫به خاطر این که ارتباطات نزدیکی با دانشگاه های‬ ‫فرانسه دارند‪ .‬خب این ها کارهای بزرگی است که‬ ‫برخی کشورهای غربی در حوزه ی فرهنگی یا در‬ ‫حوزه ی علمی در کشورهای افریقایی کرده اند‪.‬‬ ‫حال باید دید علیرغم همه ی این کارها‪ ،‬به چه‬ ‫ً‬ ‫دلیلی افکار عمومی در افریقا عموما نسبت به‬ ‫قدرت های غربی‪ ،‬نسبت به فرانسه‪ ،‬و نسبت‬ ‫به امریکا نفرت دارند‪ .‬چرا؟ و در مقابل اینها ما‬ ‫چه کاری برای ان ها کرده ایم؟ ما کدام جاده یا‬ ‫دانشگاه را برای ان ها ساخته ایم؟ چه کار مثبتی‬ ‫انجام داده ایم که وقتی می گوییم «انقالب اسالمی‬ ‫ایران»‪ ،‬حداقل با احترام به ما نگاه می کنند‪.‬‬ ‫می خواهم بر این واقعیت تا کید کنم که پیام‬ ‫ْ‬ ‫اسالمی خود به خود صادر شده و بدون‬ ‫انقالب‬ ‫ان که ما ان را صادر کنیم‪ ،‬همین االن حداقل ‪50‬‬ ‫درصد جلوتر از بقیه هستیم‪ .‬هنر ما ان است که‬ ‫این وضعیت را تقویت کنیم و به دنبال راه هایی‬ ‫ً‬ ‫برای ترویج بیشتر این پیام بگردیم‪ .‬اتفاقا شاید‬ ‫ً‬ ‫بعضی اوقات به این نتیجه برسیم که ا گر ما اصال‬ ‫‪202‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫پیام انقالب اسالمی‬ ‫ورود نکنیم بهتر است؛ خود ِ‬ ‫خود به خود بهتر منتشر می شود و می تواند اثر‬ ‫خود را داشته باشد‪ .‬به نظر من باید در ابزارهای‬ ‫صدور انقالب‪ ،‬یک شناسایی و بازنگری جدی‬ ‫ً‬ ‫انجام دهیم‪ .‬شخصا تا قبل از تجربه ی ماموریتم‬ ‫ً‬ ‫به تونس‪ ،‬واقعا تصورم این بود که «رسانه»‬ ‫مهم ترین ابزار صدور پیام انقالب است؛ البته‬ ‫ً‬ ‫رسانه یکی از وسیله های مهم است ولی واقعا‬ ‫کار نزدیک با مردم‪ ،‬ارتباط چهره به چهره‪ ،‬و‬ ‫کار عملی میدانی‪ ،‬اهمیت و ارزشی بیشتر از‬ ‫کار رسانه ای دارد‪ .‬گواهم بر این تجربه‪ ،‬قول‬ ‫حجت االسالم اقای قرائتی است ‪-‬خدا ایشان‬ ‫را حفظ کند و شفای عاجل عطا فرماید‪ -‬که‬ ‫یک بار در همین دانشگاه این جمله را گفت‬ ‫که «من بعد از سال ها ‪-‬ان موقع بیست واندی‬ ‫سال‪ -‬حضور در تلویزیون و کار رسانه ای‪ ،‬االن‬ ‫دارم به این نتیجه می رسم که جلسه و گعده ای‬ ‫که پای منبر با مردم داشتم اثرش بیشتر بود تا‬ ‫این جلسات درسی که در تلویزیون دارم‪ ».‬یعنی‬ ‫گاهی اوقات خود رسانه تبدیل به حجاب و مانع‬ ‫شده و باعث ایجاد سوءتفاهم می شود‪ .‬حضور‬ ‫میدانی و ارتباط چهره به چهره با اتکای به زبان‬ ‫ّ‬ ‫رایج مردم‪ ،‬به همان شیوه ی مبلغان اسالم و‬ ‫ّ‬ ‫مبلغان مذهب اهل بیت؟مهع؟ شاید مناسب ترین‬ ‫ً‬ ‫روش باشد که متاسفانه ما معموال این کار را‬ ‫ً‬ ‫نمی کنیم‪ .‬دستگاه های فرهنگی ما عمدتا در‬ ‫دفاتر رسمی خود می نشینند و در را هم به روی‬ ‫خودشان می بندند و تماس‪ ،‬ارتباط‪ ،‬و اختالطی‬ ‫با جامعه ی میزبان و هدف شان ندارند‪.‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫یک بار وزیر فرهنگ تونس به من می گفت که «اقای سفیر‪ ،‬در تونس دو‬ ‫کشور هستند که مثل شما کار فرهنگی جدی انجام می دهند‪ :‬امریکا‬ ‫و فرانسه‪ .‬البته امریکا یک مقدار کمتر از شما‪ ،‬و فرانسه قوی تر‪ ».‬به او‬ ‫گفتم چگونه به این نتیجه رسیدید؟ گفت‪« :‬شما به دانشگاه های تونس‬ ‫رفته اید و هفته ی فیلم جمهوری اسالمی راه انداخته اید؛ شما نمایشگاه‬ ‫ّ‬ ‫کتاب زده اید؛ شما با استان دارها دارید مالقات می کنید؛ با تشکل های‬ ‫ً‬ ‫مردم نهاد جلسه می گذارید و‪ ،...‬این کارها را فرانسوی ها معموال انجام‬ ‫می دهند نه شما‪ ( .‬چون کمی با ما همسو بود‪ ،‬تعریف می کرد که یعنی‬ ‫دارید کار خوبی می کنید‪ ).‬حتی ترکیه و المان هم به اندازه ی شما ّفعالیت‬ ‫ً‬ ‫نمی کنند؛ ان ها هم عموما محدود به پایتخت هستند ولی شما تا اقصی‬ ‫نقاط کشور رفته اید‪».‬‬ ‫‪ ‬این ها کارهایی است که با همین امکانات محدود‪ ،‬شدنی است ولی‬ ‫ً‬ ‫باید اوال باور و ایمان به ماموریت مان داشته باشیم‪ .‬دوم این که ابزارها و‬ ‫روش های کار و فعالیت فرهنگی موثر را بشناسیم و ان ها را یکپارچه کنیم‪،‬‬ ‫یعنی هیچ یک از ابزارهای انتقال را هدر ندهیم‪ .‬سوم این که درست عمل‬ ‫کنیم‪ ،‬ارزیابی علمی داشته باشیم و ان کاری را که داریم انجام می دهیم‪،‬‬ ‫مهم ترین کار بدانیم‪ .‬به نظر می اید ا گر این س ه گام را مورد توجه قرار دهیم‬ ‫با توجه به این رانت و فرصتی که داریم ‪-‬یعنی این که پیام انقالب اسالمی‬ ‫قبل از ما رفته و جای خود را میان مخاطبانش باز کرده‪ -‬می توانیم از این‬ ‫فرصت به خوبی استفاده کنیم و پیام انقالب اسالمی را انشاءاهلل تقویت کنیم‪.‬‬ ‫یک بار وزیر فرهنگ تونس به من می گفت که‬ ‫«اقای سفیر‪ ،‬در تونس دو کشور هستند که مثل‬ ‫شما کار فرهنگی جدی انجام می دهند‪ :‬امریکا‬ ‫و فرانسه‪ .‬البته امریکا یک مقدار کمتر از شما‪ ،‬و‬ ‫فرانسه قوی تر‪».‬‬ ‫‪ ...‬ادامه دارد‪.‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪203‬‬ ‫ݐݩݦ �ناݤ ݑݩݦٯ ݫ ݬݫݓ ݤݤ‬ ‫ٮظ‬ ‫ݣن ݣ ݣ ݣ ݧالݣݐݩ ݤ‬ ‫اݣݣداݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ‬ ‫�‬ ‫ݩ‬ ‫ݧ‬ ‫ٯݥ ݣݠݠه ݩوݣرݤ‬ ‫�ب ݣ ݣهاݤڡݣ ݐݩݑ ݣ ݣ ݣ‬ ‫ݧݩ ݑ ݦ‬ ‫ݒݩݦ ه‬ ‫ں ݩݧݒ ٮݧݐݩ‬ ‫ݐݦ‬ ‫ݐ ݩ ع ݩݧ ݧ ݧ ݧ ݩ ݧ ݑ‬ ‫ݠه ݑ ݦ ݦݩݡسٮ ݣهٮݣݬݫݓاݣ ݣݣراݤݣرݣ ݔݪݬىاݣ ݫݭݓٮ ݣی ݣس ݫݔىاݣݣسی ݣٮ ݬݫݓ ݣا ݣدݣک ݦ ݣٮ ݣ ݣرݥ ݣلی ݣٮݫ ݬݫݓاݣݣݡٯ ݣ ݣ ݣرݣیݤ‬ ‫ٮحݣ ݣص ݣ ݣ ݣص ݣ ݣݡیݥ ݣ‬ ‫�م ݣ�ی ݣ ݣس ݣ ݣ ݣسن ݣ ݨݑ ݦ ݦ ݦ ݣ ݣ ݣ ݣ‬ ‫ݣسى ݫݬݔݣ ݐݩا ݣ ݣݣر ݣدݣ‬ ‫ݐ ݦ ݣگر ݣاݤ ݣرݣ ݣ ݣ ݣ‬ ‫‪ ‬با اغاز مذا کرات هسته ای در دولت یازدهم و سپس با پذیرش برجام توسط این دولت‪ ،‬صف ارایی‬ ‫میان دو تفکر در کشور به اوج رسید‪ .‬تفکری که حامی برجام بود و به برجامیان شهرت یافت و‬ ‫تفکری که مخالف برجام بود و نابرجامیان نام گرفت‪ .‬برای بررسی ویژگی ها و مختصات هر دو تفکر‪،‬‬ ‫شایسته است به مبانی اندیشه ای ان دو رجوع نمود‪ ،‬چرا که بسنده کردن به اختالف دو دیدگاه در‬ ‫خصوص خود برجام و منحصرکردن این اختالف در متن سند برجام‪ ،‬هر چند می تواند مفید باشد‪،‬‬ ‫اما نمی تواند واقعیت‪-‬های دو تفکر و ابعاد و زوایای اندیشه ای دو تفکر را تبیین نماید‪.‬‬ ‫نگاهی ژرف تر به پدیده ی انقالب اسالمی می تواند ریشه های این دو تفکر را به خوبی نمایان کند‪.‬‬ ‫این نشست در قالب سلسله نشست های تحلیل برجام‪ ،‬فراسو و فرجام در تاریخ ‪ 1395/11/11‬در دانشگاه امام صادق؟ع؟ برگزار گردید‪.‬‬ ‫‪204‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫‪ ‬تفکر اول معتقد است که انقالب اسالمی‬ ‫پروژه ای برای سرنگونی رژیم شاهنشاهی بود‬ ‫که توانست با بسیج همه ی ظرفیت های مردمی‬ ‫و با محوریت اعتقاد دینی توده های مردم‪ ،‬در‬ ‫کوتاه ترین زمان و کم ترین هزینه‪ ،‬رژیمی را که‬ ‫متکی به پشتیبانی قدرت های بزرگ زمان خود‪،‬‬ ‫واژ گون نماید‪ .‬از این رو‪ ،‬با سقوط رژیم طاغوت‬ ‫و استقرار جمهوری اسالمی‪ ،‬نیازی به ارتباط‬ ‫جمهوری اسالمی با انقالب اسالمی نیست‪،‬‬ ‫چرا که این اتصال موجب بقا و تعمیق هویت‬ ‫دینی حکومت شده و این امر باعث می شود تا‬ ‫هزینه های مادی و غیرمادی زیادی بر کشور‬ ‫وارد شده و منافع ملی تضییع گردیده و رفاه‬ ‫جامعه صدمه ببیند‪.‬‬ ‫‪‬تفکر دوم معتقد بود‪ ،‬انقالب اسالمی‪ ،‬جلوه ای‬ ‫از اسالم ناب محمدی؟ص؟ است که با رهبری‬ ‫مرجعیت عام جهان تشیع یعنی حضرت امام‬ ‫خمینی؟هر؟‪ ،‬رژیم طاغوت را سرنگون کرد و‬ ‫جمهوری اسالمی را در ایران بنیان گزارد‪ .‬از این رو‪،‬‬ ‫ارتباط میان جمهوری اسالمی و انقالب اسالمی‬ ‫وثیق‪ ،‬بنیادین‪ ،‬گسست ناپذیر و همیشگی است‪،‬‬ ‫به گونه ای که جمهوری اسالمی بدون انقالب‬ ‫اسالمی‪ ،‬حکومتی است که هویت دینی از ان‬ ‫سلب شده و در بهترین حالت می تواند نمایشگر‬ ‫حکومت مسلمانان باشد و نه حکومتی اسالمی‪.‬‬ ‫ارتباط میان جمهوری اسالمی و انقالب اسالمی وثیق‪ ،‬بنیادین‪ ،‬گسست ناپذیر و‬ ‫همیشگی است‪ ،‬به گونه ای که جمهوری اسالمی بدون انقالب اسالمی‪ ،‬حکومتی‬ ‫است که هویت دینی از ان سلب شده و در بهترین حالت می تواند نمایشگر حکومت‬ ‫مسلمانان باشد و نه حکومتی اسالمی‪.‬‬ ‫‪ ‬تفکر اول مربوط به کسانی است که ورود‬ ‫دین در سیاست را نه تنها مفید نمی دانند‪ ،‬بلکه‬ ‫ارتباط ان ها با هم‪ ،‬یکدیگر را موجب صدمه دیدن‬ ‫حا کمیت برای انجام وظایف اصلی خود که دفاع‬ ‫از منافع ملی‪ ،‬صیانت از امنیت ملی و تامین رفاه‬ ‫جامعه می دانند که می توان جریان هایی مانند‬ ‫نهضت ازادی‪ ،‬سازمان منحله ی مجاهدین‬ ‫انقالب اسالمی‪ ،‬حزب منحله ی مشارکت‪ ،‬حزب‬ ‫کارگزاران سازندگی‪ ،‬و‪ ...‬را از جمله شاخص ترین‬ ‫حامیان این تفکر دانست‪..‬‬ ‫‪ ‬در مقابل‪ ،‬مبدع و رهبر تفکر دوم‪ ،‬حضرت‬ ‫امام خمینی؟هر؟ و پس از ایشان مقام معظم‬ ‫رهبری و حامیان اصلی ان نیز جبهه ی انقالب‬ ‫و توده های مختلف و متنوع مردم هستند که‬ ‫همواره برای ارزش های دینی و انقالبی‪ ،‬از جان‬ ‫و مال خود هزینه داده و می دهند‪.‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪205‬‬ ‫ݐݩں ݩݒ‬ ‫ٮ ݧݩݐ ظ‬ ‫س‬ ‫ݩ‬ ‫ن‬ ‫ݦ‬ ‫ݦ‬ ‫ݦ‬ ‫ݑ‬ ‫ݧ‬ ‫ݧ‬ ‫ݧ‬ ‫ݤ‬ ‫ݦ‬ ‫ݩ‬ ‫ݩ‬ ‫ݑ‬ ‫س‬ ‫ݦ‬ ‫ݓ‬ ‫ݫ‬ ‫ݐ‬ ‫ݬ‬ ‫ݧ‬ ‫ݫ‬ ‫ݩ‬ ‫�‬ ‫ݩ‬ ‫ݤ‬ ‫ݣس ݣ ݤ‬ ‫ٯݥ ݣݠݠهوݣرݤ‬ ‫ݣنٯ ݣ ݣ ݣالݣ ݣ� ݣب ݣ ݤ ݣهاڡݣ ݑ ݣ ݣ ݣ ݣ‬ ‫ٮݤ‪ -‬اݣݣداݣ ݣ ݣاݤ� ݣ ݣ ݣ‬ ‫ݣ ݣ ݣݐ ݩݦݣ ݣگر ݣا ݣ ݣرݣ ݣ ݣ ݒݩݣ ݣ ݣ ݣ ݣ‬ ‫در تفکر امام‪ ،‬انقالب اسالمی مانند یک نیروگاه‬ ‫تولید برق است که ا گر در هر زمانی رابطه اش با‬ ‫جمهوری اسالمی قطع شود‪ ،‬روشنایی جمهوری‬ ‫اسالمی از بین می رود‪ .‬تفکر امام می گوید انقالب‬ ‫اسالمی ماهیت جمهوری اسالمی است‪ ،‬ا گر این‬ ‫رابطه را قطع بکنیم‪ ،‬حکومت سکوالر می شود‪.‬‬ ‫‪206‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫ورود دین به حا کمیت‪ ،‬شا کله ی تفکر سیاسی امام؟هر؟ بود‪ .‬بسیاری‬ ‫از افرادی که دوران انقالب جزء انقالبی ها نیز محسوب می شدند‪ ،‬این‬ ‫تفکر را باور نداشتند و معتقد بودند که چنین چیزی امکان ندارد‪ .‬یکی‬ ‫از علمای بزرگ و انقالبی تهران که خدا رحمت شان کند می فرمودند‪،‬‬ ‫حرکت امام؟هر؟ یک حرکت مافوق تصور ما بود؛ زمانی که امام جماعت‬ ‫مسجدی در مرکز تهران بودم‪ ،‬در نزدیکی ان مسجد‪ ،‬مغازه ای مشروبات‬ ‫ی کاری‬ ‫الکلی می فروخت‪ .‬هدف ما این بود که با همکاری دوستان مسجد ‬ ‫کنیم که این مشروب فروشی تعطیل شود‪ .‬به عبارت دیگر‪ ،‬به تعبیر این‬ ‫عالم بزرگوار‪ ،‬افق دید حتی بسیاری از انقالبی های ان زمان این بود که‬ ‫چنین محل های فسادی را از نزدیکی مسجد بردارند؛ اما حرکت امام کار‬ ‫دیگری کرد‪ ،،‬چرا که امام امد و زیربنا را عوض کرد که دیگر به هیچ وجه‪،‬‬ ‫امثال چنین مغازه ای وجود نداشته باشد‪.‬‬ ‫در تفکر امام‪ ،‬انقالب اسالمی مانند یک نیروگاه تولید برق است که ا گر در‬ ‫هر زمانی رابطه اش با جمهوری اسالمی قطع شود‪ ،‬روشنایی جمهوری‬ ‫اسالمی از بین می رود‪ .‬تفکر امام می گوید انقالب اسالمی ماهیت جمهوری‬ ‫اسالمی است‪ ،‬ا گر این رابطه را قطع بکنیم‪ ،‬حکومت سکوالر می شود‪ .‬ا گر‬ ‫این رابطه قطع شود‪ ،‬جمهوری اسالمی ایران هم مانند جمهوری اسالمی‬ ‫افغانستان و یا جمهوری اسالمی پا کستان‪ ،‬کشوری خواهد شد با نام‬ ‫اسالمی ولی ماهیت ان اسالمی نیست‪ ،‬چرا که حکومت در ان کشورها بر‬ ‫مبنای دین پایه گذاری نشده و هیچ الزامی به مراعات مبانی و احکام دین‬ ‫در ساختار‪ ،‬سازوکار‪ ،‬کارکردها و عملکردهای حکومت نیست‪ .‬ریشه ی اصلی‬ ‫اختالف دولت موقت در اوایل پیروزی انقالب اسالمی با حضرت امام؟هر؟‬ ‫ً‬ ‫دقیقا بر سر همین موضوع بود‪ .‬تحوالت در دوره ی ریاست جمهوری اقای‬ ‫هاشمی نیز از همین جنس است‪ ،‬چرا که مهم ترین خروجی سیاسی این‬ ‫دوره‪ ،‬تولد جریانی به نام کارگزاران سازندگی است‪ .‬حزب کارگزاران یعنی‬ ‫تجمع تکنوکرات‪-‬ها؛ تکنوکرات ها هم یعنی کسانی که فقط در اندیشه ی‬ ‫حا کمیت و سازوکارهای مربوط به ان هستند و کاری به ارزش ها ندارند‪.‬‬ ‫در دوران دولت دوم خرداد نیز همین جریان حا کمیت را در دست داشت‪.‬‬ ‫حتی در دوره ی دولت های نهم و دهم نیز وضع به همین منوال است‬ ‫و اختالف اصلی جریان حا کم بر دولت های نهم و دهم با رهبری انقالب‬ ‫ً‬ ‫اسالمی دقیقا بر سر همین موضوع است‪ .‬البته امروزه که این جریان سینه‬ ‫چا ک نمادهای ملی گرایی شد ه و به طور علنی تالش می کند تا به همه نشان‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫دهد که رابطه اش با ارزش های دین و انقالب سست گردیده است‪ ،‬فهم‬ ‫این حقیقت خیلی سخت نیست‪ .‬این حقیقت زمانی عینیت یافت که‬ ‫فرد مورد اعتماد رئیس دولت دهم سخن از ملت اسرائیل گفت و ایشان‬ ‫هم ان را رد نکرد‪ ،‬در واقع ان ها قصد داشتند تا به بقیه عالمت بدهند که‬ ‫ما نیز جمهوری اسالمی از نوع اول را قبول داریم و انقالب اسالمی را به‬ ‫عنوان سرچشمه ی ماهیت و هویت جمهوری اسالمی قبول نداریم‪ .‬دولت‬ ‫ً‬ ‫اعتدال نیز بر همین باور است و عمال تالش می کند تا رابطه ی جمهوری‬ ‫اسالمی با انقالب اسالمی را قطع نماید‪.‬‬ ‫براورد بنده این است که از نگاه امامین انقالب اسالمی‪ ،‬انقالب اسالمی‬ ‫تنها یک پروژه برای سرنگونی رژیم طاغوت نبوده است‪ ،‬بلکه از منظر ایشان‬ ‫انقالب اسالمی‪ ،‬غبارزدایی از اسالمی است که طی چند قرن از نقش افرینی‬ ‫در عرصه ی جامعه دور شده است و به عبارت واضح تر‪ ،‬انقالب اسالمی‬ ‫همان اسالم ناب محمدی؟ص؟ است‪ .‬از این رو قطع رابطه ی جمهوری‬ ‫اسالمی با انقالب اسالمی به معنای قطع رابطه ی حا کمیت با اسالم است؛‬ ‫و این به معنای سکوالرشدن حا کمیت است‪.‬‬ ‫اما تفکری که انقالب اسالمی را پروژه ای برای سرنگونی رژیم طاغوت‬ ‫می داند‪ ،‬بر خالف تفکر امام و رهبری حرکت می کند‪ .‬ایت اهلل مهدوی کنی؟ق؟‬ ‫می فرمودند‪ ،‬مرحوم بازرگان می گفت شما روحانیون این انقالب را با کمترین‬ ‫هزینه و در مدت زمان کم پیروز کردید‪ ،‬و خیلی خوب هم این کار را انجام‬ ‫دادید؛ اما االن باید به مساجد بروید و کار را به کاردان بسپارید‪ .‬به خاطر‬ ‫همین تفکر جدا دانستن دین از سیاست است کارگزاران دولت موقت بود‬ ‫که امام خمینی؟هر؟ در اسفندماه ‪ ،1367‬در منشور روحانیت می فرمایند‪:‬‬ ‫از نگاه امامین انقالب اسالمی‪ ،‬انقالب اسالمی‬ ‫غبارزدایی از اسالمی است که از نقش افرینی در‬ ‫عرصه ی جامعه دور شده است‪ .‬انقالب اسالمی‬ ‫همان اسالم ناب محمدی؟ص؟ است‪ .‬از این رو‬ ‫قطع رابطه ی جمهوری اسالمی با انقالب اسالمی‬ ‫به معنای قطع رابطه ی حا کمیت با اسالم است؛‬ ‫و این به معنای سکوالرشدن حا کمیت است‪.‬‬ ‫اما تفکری که انقالب اسالمی را تنها پروژه ای‬ ‫برای سرنگونی رژیم طاغوت می داند‪ ،‬بر خالف‬ ‫تفکر امام و رهبری حرکت می کند‪.‬‬ ‫«من امروز بعد از ده سال از پیروزی انقالب اسالمی همچون گذشته اعتراف‬ ‫می کنم که بعض تصمیمات اول انقالب در سپردن پست ها و امور ّ‬ ‫مهمه‬ ‫کشور به گروهی که عقیده خالص و واقعی به اسالم ناب محمدی نداشته اند‪،‬‬ ‫اشتباهی بوده است که تلخی اثار ان‪ ،‬به راحتی از میان نمی رود؛ گر چه در‬ ‫ً‬ ‫ان موقع هم من شخصا مایل به روی کار امدن انان نبودم ولی با صالحدید‬ ‫و تایید دوستان قبول نمودم و االن هم سخت معتقدم که انان به چیزی‬ ‫کمتر از انحراف انقالب از تمامی اصولش و حرکت به سوی امریکای جهان‬ ‫خوار قناعت نمی کنند‪ ،‬درحالی که در کارهای دیگر نیز جز حرف و ادعا هنری‬ ‫ندارند‪ .‬امروز هیچ تاسفی نمی خوریم که انان در کنار ما نیستند چرا که از‬ ‫اول هم نبوده اند»‪.‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪207‬‬ ‫ݐݩں ݩݒ‬ ‫ٮ ݧݩݐ ظ‬ ‫س‬ ‫ݩ‬ ‫ن‬ ‫ݦ‬ ‫ݦ‬ ‫ݦ‬ ‫ݑ‬ ‫ݧ‬ ‫ݧ‬ ‫ݧ‬ ‫ݤ‬ ‫ݦ‬ ‫ݩ‬ ‫ݩ‬ ‫ݑ‬ ‫س‬ ‫ݦ‬ ‫ݓ‬ ‫ݫ‬ ‫ݐ‬ ‫ݬ‬ ‫ݧ‬ ‫ݫ‬ ‫ݩ‬ ‫�‬ ‫ݩ‬ ‫ݤ‬ ‫ݣس ݣ ݤ‬ ‫ٯݥ ݣݠݠهوݣرݤ‬ ‫ݣنٯ ݣ ݣ ݣالݣ ݣ� ݣب ݣ ݤ ݣهاڡݣ ݑ ݣ ݣ ݣ ݣ‬ ‫ٮݤ‪ -‬اݣݣداݣ ݣ ݣاݤ� ݣ ݣ ݣ‬ ‫ݣ ݣ ݣݐ ݩݦݣ ݣگر ݣا ݣ ݣرݣ ݣ ݣ ݒݩݣ ݣ ݣ ݣ ݣ‬ ‫ً‬ ‫پیروان تفکر جدایی دین از سیاست عمال با‬ ‫سناریوسازی نادرست‪ ،‬تالش می کنند تا یک تقابل‬ ‫دروغین در اذهان افکار عمومی ایجاد کنند‪ ،‬به این‬ ‫ترتیب که اتکای به انقالب اسالمی و ارزش های‬ ‫برامده از ان موجب خدشه به منافع ملی‪ ،‬امنیت‬ ‫ملی‪ ،‬رفاه جامع و صلح و ارامش می شود‪ .‬البته‬ ‫این گزاره ی خودساخته این عده‪ ،‬صد درصد‬ ‫گزاره ی نادرستی است‪.‬‬ ‫انچه واقعیت دارد این است که به اعتراف دشمنان‬ ‫این ملت‪ ،‬ا کنون ایران جزء کشورهای پیشرو در دو‬ ‫عرصه ی هسته ای و نظامی است و این پیشرفت‬ ‫در هر سه سطح دانش‪ ،‬فناوری و صنعت خود را‬ ‫به وضوح نشان می دهد‪.‬‬ ‫‪208‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫نقش تفکر انقالبی در پیشرفت و تفکرغیرانقالبی در پسرفت‬ ‫ً‬ ‫پیروان تفکر جدایی دین از سیاست عمال با سناریوسازی نادرست‪ ،‬تالش‬ ‫می کنند تا یک تقابل دروغین در اذهان افکار عمومی ایجاد کنند‪ ،‬به‬ ‫این ترتیب که اتکای به انقالب اسالمی و ارزش های برامده از ان موجب‬ ‫خدشه به منافع ملی‪ ،‬امنیت ملی‪ ،‬رفاه جامع و صلح و ارامش می شود‪.‬‬ ‫البته این گزاره ی خودساخته این عده‪ ،‬صد درصد گزاره ی نادرستی است‪.‬‬ ‫این گزاره‪ ،‬یک ترفند دروغین برای انحراف و روی گردانی افکار عمومی از‬ ‫ارزش های دینی و انقالبی است؛ در حالی که واقع امر چیز دیگری است‪.‬‬ ‫ً‬ ‫واقعیت ان است که اتفاقا پای بندی به مبانی دین و ارزش های انقالب‬ ‫اسالمی موجب تامین منافع ملی‪ ،‬صیانت از امنیت ملی‪ ،‬تامین رفاه جامعه‬ ‫و برقراری صلح و ارامش خواهد بود‪ .‬این واقعیتی است که تجربه ی ‪39‬‬ ‫ساله ی گذشته ان را اثبات می کند‪.‬‬ ‫بر هیچ کس پوشیده نیست که از اغاز استقرار نظام اسالمی در ایران‪،‬‬ ‫ابرقدرت ها ایران را در چند عرصه تحریم کردند که دو عرصه ی هسته ای‬ ‫و نظامی بارزترین نمودهای این تحریم ها بود‪ .‬این تحریم ها یا به صورت‬ ‫رسمی بود و یا ب ه صورت عملی‪ .‬یعنی انجایی هم که قانون تحریمی علیه‬ ‫ایران وجود نداشت مواد و تجهیزات مربوط به دو عرصه ی هسته ای و‬ ‫نظامی را در اختیار ایران قرار نمی دادند‪ .‬این امر ان قدر شدید بود و به ‬ ‫طور جدی اعمال و اجرا می شد که در زمان جنگ تحمیلی‪ ،‬از فروش‬ ‫سیم‪-‬خاردار نیز به ایران خودداری می کردند‪.‬‬ ‫از سوی دیگر انچه واقعیت دارد این است که به اعتراف دشمنان این ملت‪،‬‬ ‫ا کنون ایران جزء کشورهای پیشرو در دو عرصه ی هسته ای و نظامی است‬ ‫و این پیشرفت در هر سه سطح دانش‪ ،‬فناوری و صنعت خود را به وضوح‬ ‫نشان می دهد‪ .‬حال سئوال این است که با وجود این محدودیت ها و با‬ ‫عنایت به این که زیرساخت قابل توجهی در این دو عرصه از پیش از انقالب‬ ‫اسالمی وجود نداشت‪ ،‬چگونه این پیشرفت های انکار ناپذیر و غرورافرین‬ ‫محقق شده است؟ پاسخ ان است که کسانی که این پیشرفت های دشمن‬ ‫شکن را خلق کردند‪ ،‬از افرادی بودند که اتکای ان ها به مبانی دینی و پای‬ ‫بندی ان ها به ارزش های انقالبی در اوج قرار داشت‪ .‬افرادی مانند شهید‬ ‫شهریاری در صنعت هسته ای و شهید طهرانی مقدم در صنعت موشکی‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫نه تحصیل کرده ی خارج کشور بودند و نه در‬ ‫قالب پروژه ای مشترک با بیگانگان به دنبال‬ ‫انتقال فناوری هسته ای و موشکی به کشور‬ ‫بودند‪ ،‬بلکه این افراد در شرایطی که همه ی‬ ‫درهای دسترسی به دانش‪ ،‬فناوری و صنعت‬ ‫هسته ای و موشکی دنیا به روی ان ها بسته‬ ‫بود‪ ،‬فقط با اتکا به ایمان و التزام به ارزش های‬ ‫انقالب توانستند این پیشرفت های عینی را‬ ‫ایجاد نمایند‪.‬‬ ‫در مقابل ما با صنایع دیگری مواجه هستیم که‬ ‫هم سابقه ی دیرین در کشور داشته و حتی قبل‬ ‫از پیروزی انقالب اسالمی نیز زیر ساخت های‬ ‫فراوانی برای ان ها در کشور ایجاد شده بود‬ ‫و هم با هیچ محدودیتی برای دسترسی به‬ ‫دانش‪ ،‬فناوری و صنعت مورد نیاز ان ها در‬ ‫خارج کشور وجود نداشت‪ ،‬اما پس از دهه ها‬ ‫فعالیت در این عرصه ها هیچ پیشرفت قابل‬ ‫توجهی دراین عرصه ها ان مشاهده نمی شود‪.‬‬ ‫یک مثال بارز برای این دسته از صنایع موضوع‪،‬‬ ‫صنعت خودروسازی است‪ .‬امروز پس از گذشت‬ ‫نیم قرن از ایجاد صنعت خودروسازی در ایران‬ ‫برخی مسئوالن به عنوان یک دستاورد از تدبیر‬ ‫خود اعالم می کنند که در قراردادهای ساخت‬ ‫خودرو با طرف خارجی شرط انتقال فناوری را‬ ‫قید خواهند کرد‪ .‬این در حالی است که امروز‬ ‫با این واقعیت تاسف بار روبرو هستیم که برخی‬ ‫خودروهای تولید داخل نه تنها رو به پیشرفت‬ ‫نیستند‪ ،‬بلکه عقب گرد نیز دارند تا جایی که‬ ‫مردم استفاده کننده از این خودروها‪ ،‬خودروی‬ ‫تولیدی سال ‪ 1375‬ان شرکت ها را بر خودروی‬ ‫تولید سال ‪ 1395‬شان ترجیح دهند‪ .‬حال سئوال‬ ‫امروز پس از گذشت نیم قرن از ایجاد صنعت خودروسازی در ایران برخی مسئوالن‬ ‫به عنوان یک دستاورد از تدبیر خود اعالم می کنند که در قراردادهای ساخت‬ ‫خودرو با طرف خارجی شرط انتقال فناوری را قید خواهند کرد‪.‬‬ ‫این است که چرا صنعت خودروسازی در این‬ ‫وضعیت به سر می برد؟ شاید یکی از مهم ترین‬ ‫علت ها‪ ،‬سیطره ی مدیران تکنوکرات و غیر معتقد‬ ‫به ارزش های انقالب اسالمی در این صنعت در‬ ‫طول ‪ 4‬دهه ی گذشته است‪ .‬این مدیران برخالف‬ ‫جهادگران عرصه های هسته ای و موشکی به‬ ‫دنبال به چنگ اوردن فناوری نیستند‪ ،‬بلکه‬ ‫ً‬ ‫نهایتا در قالب یک کار اداری این مهم را دنبال‬ ‫می کنند‪ ،‬این در حالی است که طرف مقابل که‬ ‫همه ی هویت اقتصادی خود را در انحصار ان‬ ‫فناوری می داند‪ ،‬حاضر نیست فناوری را که در‬ ‫حکم گنجیه ی سرمایه ای برای ان است‪ ،‬دو‬ ‫دستی تقدیم ما کند‪.‬‬ ‫به این ترتیب مشاهده می شود که التزام به مبانی‬ ‫دینی و پای بندی به ارزش های انقالب اسالمی‪،‬‬ ‫نه تنها موجب وارد اوردن خسارت به منافع و‬ ‫امنیت ملی و خدشه به رفاه جامعه نمی شود‪،‬‬ ‫بلکه انچه که موجب تامین منافع ملی و تامین‬ ‫رفاه جامعه خواهد گردید‪ ،‬التزام به مبانی دینی‬ ‫و پای بندی به ارزش های انقالب اسالمی است‪.‬‬ ‫امروز برای همه مسجل است که این جوانان‬ ‫مومن‪ ،‬خالق و انقالبی که ازتربیت شدگان‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪209‬‬ ‫ݐݩں ݩݒ‬ ‫ٮ ݧݩݐ ظ‬ ‫س‬ ‫ݩ‬ ‫ن‬ ‫ݦ‬ ‫ݦ‬ ‫ݦ‬ ‫ݑ‬ ‫ݧ‬ ‫ݧ‬ ‫ݧ‬ ‫ݤ‬ ‫ݦ‬ ‫ݩ‬ ‫ݩ‬ ‫ݑ‬ ‫س‬ ‫ݦ‬ ‫ݓ‬ ‫ݫ‬ ‫ݐ‬ ‫ݬ‬ ‫ݧ‬ ‫ݫ‬ ‫ݩ‬ ‫�‬ ‫ݩ‬ ‫ݤ‬ ‫ݣس ݣ ݤ‬ ‫ٯݥ ݣݠݠهوݣرݤ‬ ‫ݣنٯ ݣ ݣ ݣالݣ ݣ� ݣب ݣ ݤ ݣهاڡݣ ݑ ݣ ݣ ݣ ݣ‬ ‫ٮݤ‪ -‬اݣݣداݣ ݣ ݣاݤ� ݣ ݣ ݣ‬ ‫ݣ ݣ ݣݐ ݩݦݣ ݣگر ݣا ݣ ݣرݣ ݣ ݣ ݒݩݣ ݣ ݣ ݣ ݣ‬ ‫مکتب دوم (ارتباط نا گسستنی جمهوری اسالمی‬ ‫با انقالب اسالمی) بودند که قلب فعالیت های‬ ‫هسته ای را به تپش وا داشته و از جمله با اقتدار‬ ‫توانستند غنی سازی ‪ 3/5‬درصد را انجام دهند‪،‬‬ ‫چند تن مواد غنی شده ی ‪ 3/5‬درصد را ذخیره‬ ‫کنند‪ ،‬مواد با غنای ‪ 20‬درصد را تولید نمایند‪ ،‬چند‬ ‫ده کیلویی مواد ‪ 20‬درصد را ذخیره نمایند‪ ،‬ساخت‬ ‫گاه غنی سازی فردو را ساخته و راه اندازی کنند‪،‬‬ ‫کارخانه ی تولید اب سنگین را فعال نموده و مقادیر‬ ‫قابل توجهی اب سنگین ذخیره نمایند‪ ،‬را کتور اب‬ ‫سنگین ارا ک را برای بهره برداری نهایی اماده نمایند‪،‬‬ ‫روند تحقیق و توسعه را در ابعاد مختلف پیگیری‬ ‫نمایند و‪ ،...‬اما در مقابل‪ ،‬همگان می دانند که چه‬ ‫کسانی در قلب فعالیت های پرتپش هسته ای ایران‬ ‫بتن ریختند‪ .‬مردم ما به خوبی می دانند که فقط‬ ‫پیروان تفکر اول (قطع ارتباط جمهوری اسالمی با‬ ‫انقالب اسالمی) که برخی از ان ها تحصیل کردگان‬ ‫دانشگاه های امریکا و انگلیس بودند می توانستند‬ ‫که این چنین با شقاوت تمام با بتن ریزی در قلب‬ ‫را کتور اب سنگین ارا ک‪ ،‬نماد اعتماد به نفس ملی‬ ‫ً‬ ‫را به نماد ذلت ایران و ایرانی تبدیل نمایند‪ .‬اتفاقا‬ ‫جمله ی معروفی که در انتخابات ریاست جمهوری‬ ‫‪ 1392‬زبان زد همگان شد برخاسته از مکتب اول‬ ‫است‪ .‬ا گر به خاطر داشته باشید در انتخابات سال‬ ‫‪ 1392‬شعار دکتر روحانی این بود که «خیلی خوب‬ ‫است که سانتریفیوژها بچرخد‪ ،‬اما به شرط این که‬ ‫چرخ صنعت‪ ،‬اقتصاد و زندگی مردم هم بچرخد»‪.‬‬ ‫در واقع بر اساس اظهارات ایشان‪ ،‬حال که امریکا با‬ ‫مانع تراشی و اعمال تحریم علیه ملت ایران به خاطر‬ ‫فعالیت های هسته ای‪ ،‬مانع چرخش اقتصاد و صنعت‬ ‫شده است‪ ،‬باید به گونه ای برخورد کنیم تا امریکا این‬ ‫‪210‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫موانع را از سر راه چرخ اقتصاد و صنعت ایران بردارد و لذا از طریق پذیرش‬ ‫مطالبات و خواسته های امریکا و براورده نمودن انتظارات ان‪ ،‬شرایطی را‬ ‫به وجود خواهیم اورد تا چرخ زندگی مردم بچرخد‪ .‬از این رو‪ ،‬از این پس‬ ‫ایران بر اساس نیازها‪ ،‬اقتضائات‪ ،‬برنامه ها‪ ،‬ظرفیت ها و توانمندی های‬ ‫خود برای فعالیت های مختلف از جمله هسته ای برنامه ریزی و اقدام‬ ‫نخواهد نمود‪ ،‬بلکه در دوره ی تدبیر و امید چرخش همه ی چر خ ها از جمله‬ ‫هسته ای منوط به نظر امریکا خواهد بود‪ ،‬چرا که بر اساس اظهارات دکتر‬ ‫روحانی «ا گر دنبال توسعه هستیم‪ ،‬باید درست رفتار کنیم» و هم چنین‬ ‫بنا به گفته ی ایشان (‪ 16‬تیرماه ‪ ...« )1394‬کافی است‪ ،‬دوران احساسات‬ ‫کافی است‪ ،‬در هر انقالبی این جور است‪ ،‬احساسات فراوان است‪ ،‬اما شش‬ ‫ماه‪ ،‬یک سال‪ ،‬دو سال‪ 36 .‬سال‪ 37 ،‬سال از انقالب گذشتیم‪ ،‬واقعیت ها‬ ‫را بیان کنیم‪ .‬جامعه ی ما بداند واقعیت چیست‪ ،‬دنیا چیست‪ ،‬بداند‬ ‫تعامل با دنیا چیست»‪.‬‬ ‫‪ ‬تفکر مبتنی بر دیدگاه های حضرت امام؟هر؟ و مقام معظم رهبری که‬ ‫ریشه در بنیان های دینی دارد‪ ،‬در مناسبات بین المللی بر اساس رویکرد‬ ‫حق مداری ورود پیدا می کند؛ حق ملت ایران برای داشتن رابطه با کشور‬ ‫همسایه‪ ،‬حق ملت ایران برای به رسمیت نشاختن نشناختن و نامشروع‬ ‫دانستن رژیم صهیونیستی و نیز حق داشتن فعالیت های صلح امیز هسته ای‬ ‫در چارچوب تعهدات متعارف و‪ ...‬از جمله مصادیق این نوع ورود در‬ ‫عرصه ی مناسبات بین المللی است‪ .‬در این چارچوب‪ ،‬ارکان حا کمیت‬ ‫و نظام مسئولیت دارند تا این «حق» را استیفا نمایند و هیچ چیزی نیز‬ ‫این حق را محدود نمی کند و این «حق بی حد» است‪ .‬به عبارت دیگر‪ ،‬بر‬ ‫مبنای این تفکر‪ ،‬انچه مهم است دستیابی به «نتیجه» است و از این رو‪،‬‬ ‫می توان این تفکر را «حق مدار» و «نتیجه محور» نام دارد‪.‬‬ ‫تفکر مبتنی بر نگاه مقابل حضرت امام؟هر؟ که قایل به جدایی جمهوری‬ ‫اسالمی از انقالب اسالمی بوده و پذیرش چارچوب نظام سلطه را واقع گرایی‬ ‫قلمداد کرده و نشانه ی عقالنیت می دانند‪ ،‬چیزی به نام حق را برای ملت‬ ‫ایران قایل نیستند‪ ،‬چرا که پذیرش منویات نظام سلطه حقی را برای ملت‬ ‫ایران به جا نمی گذارد و ان چه مهم است این است که بتوانیم سهمی را‬ ‫که نظام سلطه (کدخدا) برای ملت ایران پذیرفته است قبول دارد‪ ،‬دریافت‬ ‫کنیم‪ .‬بر این اساس و برای این که بدانیم «سهم» ملت ایران از منظر کدخدا‬ ‫تفکر مبتنی بر دیدگاه های حضرت امام؟هر؟ و مقام‬ ‫معظم رهبری که ریشه در بنیان های دینی دارد‪ ،‬در‬ ‫مناسبات بین المللی بر اساس رویکرد حق مداری‬ ‫ورود پیدا می کند؛ حق ملت ایران برای داشتن‬ ‫رابطه با کشور همسایه‪ ،‬حق ملت ایران برای به‬ ‫رسمیت نشاختن نشناختن و نامشروع دانستن‬ ‫رژیم صهیونیستی و نیز حق داشتن فعالیت های‬ ‫صلح امیز هسته ای در چارچوب تعهدات متعارف‬ ‫و‪ ...‬از جمله مصادیق این نوع ورود در عرصه ی‬ ‫مناسبات بین المللی است‪.‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪211‬‬ ‫ݐݩں ݩݒ‬ ‫ٮ ݧݩݐ ظ‬ ‫س‬ ‫ݩ‬ ‫ن‬ ‫ݦ‬ ‫ݦ‬ ‫ݦ‬ ‫ݑ‬ ‫ݧ‬ ‫ݧ‬ ‫ݧ‬ ‫ݤ‬ ‫ݦ‬ ‫ݩ‬ ‫ݩ‬ ‫ݑ‬ ‫س‬ ‫ݦ‬ ‫ݓ‬ ‫ݫ‬ ‫ݐ‬ ‫ݬ‬ ‫ݧ‬ ‫ݫ‬ ‫ݩ‬ ‫�‬ ‫ݩ‬ ‫ݤ‬ ‫ݣس ݣ ݤ‬ ‫ٯݥ ݣݠݠهوݣرݤ‬ ‫ݣنٯ ݣ ݣ ݣالݣ ݣ� ݣب ݣ ݤ ݣهاڡݣ ݑ ݣ ݣ ݣ ݣ‬ ‫ٮݤ‪ -‬اݣݣداݣ ݣ ݣاݤ� ݣ ݣ ݣ‬ ‫ݣ ݣ ݣݐ ݩݦݣ ݣگر ݣا ݣ ݣرݣ ݣ ݣ ݒݩݣ ݣ ݣ ݣ ݣ‬ ‫امام تمام هنر و تالش شان را به کار بردند تا ادرا ک‬ ‫نخبگان‪ ،‬ادرا ک توده ها و ادرا ک رهبران نهضت به‬ ‫هم نزدیک شود و هم افزایی ایجاد کند‪.‬‬ ‫‪212‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫به چه میزان است‪ ،‬باید با ان مذا کره کرده و سپس با دستیابی به «توافق»‬ ‫از سهم خود مطلع شویم‪ .‬بدیهی است که این سهم دارای «حد» است‬ ‫و حد ان را توافق تعیین می کند‪ .‬البته برخی افراد و جریان ها که در قالب‬ ‫این تفکر قرار دارند‪ ،‬بر این باورند که مذا کره برای «تعیین سهم» ملت‬ ‫ً‬ ‫ایران نیست‪ ،‬صرفا برای «اطالع از سهم» ملت ایران است‪ ،‬ولی برخی از‬ ‫افراد و جریان ها از روی احساسات شخصی‪ ،‬خارج از چارچوب این تفکر‬ ‫در مذا کرات با بیگانگان اقدام به چانه زنی کرده و تالش می کنند که سهم‬ ‫ملت ایران در توافق نهایی افزایش یابد که این رویکرد خارج از چارچوب‬ ‫تدبیر‪ ،‬و عقالنیت بوده و نشانه ی عدم فهم واقعیت ها است‪ ،‬چرا که‬ ‫عقالنیت و تدبیر از منظر این تفکر ان است که در یک تعامل سازنده فقط‬ ‫از سهم درنظر گرفته شده ی ملت ایران توسط کدخدا مطلع شد‪ .‬بر اساس‬ ‫این تفکر است که دولت یازدهم در جریان مذا کرات هسته ای‪ ،‬مذا کره با‬ ‫دولت امریکا را مشروط به داشتن اختیار تام این دولت از سوی کنگره‬ ‫نکرد‪ ،‬در حالی که عمده ی تحریم های اعمالی علیه ایران توسط کنگره‬ ‫تصویب شده و اختیار لغو ان نیز با کنگره بود‪ .‬مشروط نکردن مذا کره با‬ ‫دولت امریکا به اختیار این دولت از سوی کنگره برخاسته از تفکری است‬ ‫که فعالیت هسته ای را حق ملت ایران ندانسته و پیگیری نتیجه را خالف‬ ‫عقالنیت و تدبیر قلمداد می کند‪.‬‬ ‫به همین سبب در دور قبلی مذا کرات که تفکر انقالبی بر مذا کره کنندگان‬ ‫حا کم بود‪ ،‬هیات مذا کره کننده قایل به حق مداری در موضوع هسته ای‬ ‫بود‪ ،‬لذا مبانی خودساخته ی غربی ها برای مذا کرات را نپذیرفت تا جایی‬ ‫که امریکا را که سال ها قایل به غنی سازی صفر برای ایران بود‪ ،‬مجبور کرد‬ ‫از این خط قرمز عقب نشینی کرده و ان را کنار بگذارد‪ ،‬حقوق هسته ای‬ ‫ایران را بپذیرد و از استثنا کردن ایران در حقوق و تکالیف خودداری نماید‪.‬‬ ‫‪ ‬نکته دوم‪ ،‬فاصله و شکافی است که بین ظرفیت های انقالب اسالمی‬ ‫ و ساختار جمهوری اسالمی وجود دارد‪.‬‬ ‫امام تمام هنر و تالش شان را به کار بردند تا ادرا ک نخبگان‪ ،‬ادرا ک توده ها‬ ‫و ادرا ک رهبران نهضت به هم نزدیک شود و هم افزایی ایجاد کند‪ .‬همین‬ ‫ممشا را مقام معظم رهبری هم ادامه دادند‪ .‬حاال در سال های اخیر‬ ‫باید ببنیم این «ادرا ک»ها در یک راستا و نزدیک به هم هست‪ .‬حضرت‬ ‫اقا‪ ،‬در چند سال گذشته با احیاء مفهوم انقالبی بودن‪ ،‬انقالبی ماندن‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫و انقالبی گری تالش کردند تا صبغه و رنگ حقیقی به جریان فکری در‬ ‫خدمت نظام اسالمی بدهند‪ .‬در حقیقت‪ ،‬این عنصر بوده که ا کنون ما را‬ ‫در منطقه تکثیر کرده است‪ .‬حزب اهلل در لبنان‪ ،‬جیش الشعبی در سوریه‪،‬‬ ‫حسد الشعبی در عراق‪ ،‬انصاراهلل در یمن و یگان های فاطمیون افغان و‬ ‫زینبیون پا کستان همه محصول نفوذ نگاه و تفکر انقالبی و تکثیر و ریشه‬ ‫دوانی ان در منطقه بوده است‪.‬‬ ‫به عنوان نمونه‪ ،‬حضوری که االن ما در عرصه سیاسی و حکومت عراق‬ ‫داریم با هیچ کشور دیگری قابل مقایسه نیست‪ .‬یادم می اید در دولت اقای‬ ‫خاتمی‪ ،‬صادق خرازی پیشنهادی برد برای امریکایی ها که ما حاضریم در‬ ‫مورد گروه های فلسطینی‪ ،‬کمک به حزب اهلل لبنان و چند محور دیگر با شما‬ ‫مذا کره کنیم‪ .‬اما دیک چنی که در ان زمان معاون بوش پسر ‪-‬رئیس جمهور‬ ‫امریکا‪ -‬بود‪ ،‬گفته بود‪ :‬ما با تروریست ها‪ ،‬مذا کره نمی کنیم ‪.‬اما همین ها‪،‬‬ ‫وقتی که نفوذ ما را در عراق دیدند‪ ،‬امدند و سه دور با ما مذا کره کردند‪.‬‬ ‫چون فهمیدند که در غیر این صورت‪ ،‬نمی توانند کاری را از پیش ببرند‪.‬‬ ‫خوب‪ ،‬این از کارکرد تفکر انقالبی در عرصه سیاست بین المللی است‪،‬‬ ‫اما خودتان می بینید‪ ،‬وضعیت اقتصادی و تجاری ما با عراق در چه رده‬ ‫ضعیفی نسبت به سایر کشورها‪ -‬مثل ترکیه‪ -‬قرار دارد‪ .‬امور عمرانی‪ ،‬امور‬ ‫مخابراتی و‪ ،...‬عراق همه در اختیار ترک هاست‪ .‬در حقیقت‪ ،‬این خال و‬ ‫فاصله ای است که بین ساختار جمهوری اسالمی و ظرفیت انقالب اسالمی‬ ‫ بوجود امده و عمیق شده است‪.‬‬ ‫ً‬ ‫یا مثال ظرفیتی که انقالب برای جوشش علمی در بین جوانان درست کرده‬ ‫را با ساختار جمهوری اسالمی برای بکارگیری ان مقایسه کنید‪ .‬در عرصه‬ ‫صنایع دفاعی و نظامی‪ ،‬در بسیاری حوزه ها‪ ،‬ما جزء ده کشور اول دنیا‬ ‫هستیم‪ ،‬در برخی جزء ‪ 5‬کشور و در برخی در سه تای باالیی قرار داریم‪.‬‬ ‫مهم ترین دلیل این امر هم‪ ،‬زنده بودن جریان انقالبی و روحیه مبارزه با‬ ‫نظام سلطه و استکبار است‪ .‬حال این وضعیت را مقایسه کنید با صنعت‬ ‫ً‬ ‫خودروسازی‪ ،‬می بینید مدیرعامل سابق این صنعت‪ ،‬قبال در صنایع‬ ‫دفاعی بسیار موفق بوده‪ ،‬بعد هم برگشته انجا باز هم توفیق داشته ولی‬ ‫در خودروسازی بزرگ کشور که بوده‪ ،‬انگار نه انگار‪ .‬وجود نگاه انقالبی و‬ ‫حس مبارزه با نظام سلطه‪ ،‬ا گر نباشد‪ ،‬انوقت جمهوری اسالمی می شود‪،‬‬ ‫جمهوری اسالمی کشورهایی که فقط اسمی از ان دارند و نه رسم و ارمانی‪.‬‬ ‫وجود نگاه انقالبی و حس مبارزه با نظام سلطه‪،‬‬ ‫ا گر نباشد‪ ،‬انوقت جمهوری اسالمی می شود‪،‬‬ ‫جمهوری اسالمی کشورهایی که فقط اسمی از‬ ‫ان دارند و نه رسم و ارمانی‪.‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪213‬‬ ‫ݨݐ ݦ اݤ ݒ ݩݦ ک‬ ‫ݣس ݣالݤݣس ݤیݤ‬ ‫ݣگر ݣ ݣرݣ ݣ ݣ ݣ ݣ‬ ‫ٮ ا�ز‬ ‫س‬ ‫ݡس�ی اݣݣسی «ݢ ݣا ݣک ݣ ݣالݣ ݤݤ»ݤ‬ ‫ى‬ ‫ݬݫݓاݣ ݣ ݤݣرݣ ݔݭ ݣا ݣ ݫݓݣݣٮ ݣ ݣݡی ݣ‬ ‫�ب‬ ‫مقدمه‬ ‫هرچند بازاریابی سیاسی جایگاه خود را به عنوان یک دانش میان رشته ای در میان سایر رشته های‬ ‫مشابه‪ ،‬باز کرده است اما هنوز نتوانسته به عنوان یک رشته تحصیلی و یا حتی یک واحد درسی‬ ‫اموزشی در بسیاری از دانشکده های مدیریت بازاریابی‪ ،‬جایگاه درخور خود را بیابد‪ .‬ازانجا که‬ ‫ً‬ ‫خوش بینانه ترین نگاه به بازاریابی سیاسی‪ ،‬غالبا نگاه به یک بازاریابی مضاف است‪ ،‬به نظر می رسد‬ ‫این حوزه برای تبدیل شدن به یک دانش مستقل راه زیادی در پیش دارد‪ .‬هرچند در حال حاضر‬ ‫در برخی دانشکده های بازاریابی این نگاه کمی تلطیف شده و جایگاه بازاریابی سیاسی تقویت شده‬ ‫است‪ ،‬اما در کشور ما این رشته هنوز به درستی فهم نشده و به جایگاه واقعی خود دست نیافته‬ ‫است‪ .‬در همین راستا مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟ از سال ‪ 1392‬با تاسیس هسته مطالعاتی‬ ‫بازاریابی سیاسی‪ ،‬تمرکز بیشتر بر این رشته را در دستور کار قرار داده است‪ .‬هدف از تشکیل این‬ ‫ّ‬ ‫بازار‬ ‫هسته تثبیت و توسعه ی کمی و کیفی این رشته و عملیاتی سازی اموزه ها و ابزارهای ان در ِ‬ ‫سیاست جمهوری اسالمی ایران است‪ .‬یکی از گام های موثر در توسعه ی کیفی و معرفی این رشته‪،‬‬ ‫ارائه ی واحد درسی بازاریابی سیاسی در سطح کارشناسی است که تا کنون دو بار در نیمسال دوم‬ ‫سال های تحصیلی ‪ 94-95‬و ‪ 95-96‬توسط اقای محمدامین باقری‪ ،‬دانشجوی دکتری معارف اسالمی‬ ‫و مدیریت دولتی‪ ،‬و اقای حسن وکیل زاده‪ ،‬هر دو از دانش اموختگان کارشناسی ارشد مدیریت‬ ‫بازرگانی و از اعضای هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟ ارائه شده است‪.‬‬ ‫‪214‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫شیوه ارائه‬ ‫این درس در یک واحد دو ساعته برای دانشجویان‬ ‫رشته معارف اسالمی و مدیریت تنظیم شد‪.‬‬ ‫اقتضای میان رشته ای بودن بازاریابی سیاسی‬ ‫منجر شد تا در طرح اولیه عالوه بر دانشجویان‬ ‫مدیریت‪ ،‬دانشجویان رشته های معارف اسالمی‬ ‫و علوم سیاسی‪ ،‬و معارف اسالمی و فرهنگ و‬ ‫ارتباطات نیز در زمره ی مخاطبان هدف این درس‬ ‫قرار بگیرند که با توجه به محدودیت واحد این‬ ‫دانشجویان‪ ،‬این درس تا کنون برای ان ها ارائه‬ ‫نگردیده است‪ .‬با این حال این درس در دو نوبت‬ ‫ارائه شده به عنوان یکی از موضوعات انتخابی برای‬ ‫دانشجویان رشته های معارف اسالمی و الهیات‪،‬‬ ‫معارف اسالمی و حقوق‪ ،‬و معارف اسالمی و اقتصاد‬ ‫قابل اخذ بود و مخاطبان متنوع و شایسته ای را‬ ‫در این رشته ها به خود جلب کرد‪ .‬در این میان‬ ‫حضور پررنگ و قابل توجه دانشجویان رشته های‬ ‫فقه و اقتصاد‪ ،‬زمینه را برای ورود رشته های‬ ‫جدید در میدان نظریه پردازی این حوزه فراهم تر‬ ‫از گذشته نمود‪.‬‬ ‫اهداف‬ ‫ارائه این درس یک هدف دور و دو هدف نزدیک را‬ ‫به طور همزمان دنبال می کند که پس از دو نوبت‬ ‫ارائه‪ ،‬هدف سومی نیز بدان افزوده شد‪ .‬هدف دور‬ ‫عبارت است از تثبیت جایگاه بازاریابی سیاسی‬ ‫در میان سایر گرایش های مدیریت بازاریابی و‬ ‫سایر رشته های دانشگاهی‪ ،‬و حرکت به سمت‬ ‫تاسیس رشته مستقل بازاریابی سیاسی‪ .‬اما دو‬ ‫هدف نزدیک عبارتند از دعوت و متمرکزکردن‬ ‫دانشجویان مستعد و عالقه مند رشته بازاریابی‬ ‫در حوزه بازاریابی سیاسی‪ ،‬و جذب دانشجویان‬ ‫مستعد و عالقه مند رشته های علوم سیاسی و‬ ‫فرهنگ و ارتباطات برای توسعه جنبه های میان‬ ‫رشته ای این حوزه؛ با افزوده شدن دانشجویان‬ ‫مستعد از رشته ی فقه از یک سو و احساس ضرورت‬ ‫مطالعات فقهی در این حوزه در درون هسته‪،‬‬ ‫جذب دانشجویان عالقه مند سایر رشته ها به‬ ‫ویژه گرایش های «فقه» و «قران و حدیث» از‬ ‫رشته الهیات‪ ،‬به عنوان سومین هدف در کنار‬ ‫اهداف مذکور قرار گرفت‪.‬‬ ‫سرفصل مطالب‬ ‫منبع تدریس این درس‪ ،‬در هر دو نیمسال‪ ،‬دو‬ ‫اثر از اثار بروس نیومن اندیشمند امریکایی این‬ ‫حوزه بوده است‪ .‬کتاب «بازاریابی یک رئیس‬ ‫جمهور» (‪ )1994‬و «بازاریابی سیاسی؛ مبانی‬ ‫نظری و راهبردی» (‪ )2011‬منبع اصلی این درس‬ ‫بوده اند‪ .‬نیومن که در کتاب نخست خود یک‬ ‫مدل ابتدایی از بازاریابی سیاسی را ارائه نمود‪ ،‬در‬ ‫کتاب دوم و مبتنی بر تجربیات تطبیقی از اجرای‬ ‫مدل خویش در کشورهای مختلف و به ویژه‬ ‫لهستان‪ ،‬و به کمک دو پژوهشگر لهستانی‪ ،‬مدل‬ ‫نوین و به روزرسانی شده ای از ان را ارائه می کند‪.1‬‬ ‫استاد درس با تلخیص مطالب دو کتاب در هر‬ ‫نیم سال یکی از دو مدل را در کالس طرح و به‬ ‫بحث می گذارد‪.‬‬ ‫نتایج‬ ‫با توجه به محدودیت های ساختاری از یک سو و قرار‬ ‫نگرفتن درس بازاریابی سیاسی در جایگاه مناسب‬ ‫خود در نقشه دروس دانشجویان بازاریابی‪ ،‬ارائه ی‬ ‫این درس هنوز نتوانسته اهداف تعیین شده ی‬ ‫خود را به خوبی محقق کند و به حداقل ها بسنده‬ ‫کرده است‪ .‬لذا از میان اهداف سه گانه نزدیک‪،‬‬ ‫تنها هدف اول تاحدودی تامین شده‪ ،‬هدف‬ ‫ّ‬ ‫دوم به علت وجود مانع ساختاری هنوز محقق‬ ‫نشده‪ ،‬و هدف سوم به عنوان یک هدف جدید‬ ‫دنبال می شود‪« .‬ایجاد یک درسنامه متقن» و‬ ‫«تدوین و تالیف یک کتاب با موردکاوی های‬ ‫بومی» ضرورتی است که برای تحقق هدف دورتر‬ ‫یعنی تاسیس رشته مستقل بازاریابی سیاسی با‬ ‫محور این درس‪ ،‬الزم است پیگیری شود‪.‬‬ ‫ً‬ ‫‪ -1‬این دو کتاب قبال طی مقاله ای باعنوان «از بیل تا هیالری؛ از نیومن ‪ ۱۹۹۴‬تا نیومن ‪ »۲۰۱۱‬در شماره ی یکم نشریه ی بازاریابی سیاسی به قلم محمدامین باقری معرفی شده اند‪.‬‬ ‫شماره سوم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1396‬‬ ‫‪215‬‬ ‫�ز‬ ‫م‬ ‫ٮݫݬݓاݣ ݣاݤݣرݣ ݔݬݪىا�ب ݣ ݣ ݣ ݣی ݣݡس ݭىݫݔاݣ ݣ ݣس ݣ ݤا ݣݡی ݣ‬ ‫ݡݡس ݫىݫݔاݣݣسی ݣݣ‪...‬‬ ‫کݣع ݣ ݣ ݣهݣ ݣ ݣ ݣد ݣ‬ ‫�ی ݣ ݣ‬ ‫‪ ‬احمد توکلی یکی از نامزدهای انتخابات‬ ‫ریاست جمهوری سال ‪ ۱۳۸۴‬بود که با شعار‬ ‫انتخاباتی «جمهوری دوم» مطرح شد‪ .‬در ان‬ ‫انتخابات‪ ،‬شش نامزد اصولگرا حضور داشتند‬ ‫که چهار نفرشان (قالیباف‪ ،‬رضایی‪ ،‬احمدی نژاد‬ ‫و توکلی) حکمیت شورای هماهنگی نیروهای‬ ‫انقالب را پذیرفته و میثاق نامه ای را امضا کردند‬ ‫تا همگی به نفع نامزد برتر از نگاه نظرسنجی ها‪،‬‬ ‫ّ‬ ‫کنار بکشند‪ .‬میثاقی که تنها توکلی به ان عمل‬ ‫کرد‪ .‬تصور وی این بود که ا گر کنار برود‪ ،‬رضایی‬ ‫و احمدی نژاد هم تحت تاثیر قرار می گیرند و‬ ‫کنار می کشند اما چنین نشد‪ .‬شاید ا گر این کار‬ ‫ً‬ ‫صورت می گرفت احتماال نتیجه ی دیگری در‬ ‫ان انتخابات و اینده ی کشور رقم می خورد‪.‬‬ ‫نماینده سابق تهران که از مجلس هفتم تا نهم‬ ‫در مجلس شورای اسالمی حضور داشت بعدها‬ ‫تصریح کرد که عدم رعایت میثاق اصول گرایان‬ ‫باعث رئیس جمهور شدن اقای احمدی نژاد شد‪.‬‬ ‫سخنرانی در جمع اعضای ستاد انتخابات ریاست جمهوری؛‬ ‫‪ ۲۵‬خرداد ‪۱۳۹۲‬؛ برگرفته از «و این شدنی است‪ -‬مجموعه‬ ‫خاطرات دکتر سعید جلیلی»‪ ،۱۳۹۵ ،‬ص ‪۵۷‬‬ ‫‪216‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫ّ‬ ‫‪ ‬در پایبندی به عهد انچه از روح کلی قران‬ ‫کریم برداشت می شود این است که وفای به عهد‬ ‫بوده و‬ ‫به عنوان یک عقد و پیمان میان دو انسان َ‬ ‫عمل به ان واجب است و خداوند می فرماید‪«َ :‬یا ُّیهاَ‬ ‫َّ‬ ‫َْ ُ ْ ْ ُ‬ ‫ال ِذ َین َء َام ُنوا ا ْوفوا ِبال ُعقود» (المائده‪ .)۱ :‬بسیاری‬ ‫ّ ُ‬ ‫اعم از خلق وخو‪ ،‬روش زندگی‬ ‫از مسائل اخالقی‬ ‫و اداب معاشرت از جمله لوازم و بایسته های‬ ‫یک جامعه اسالمی است و می بایست برای انها‬ ‫قاعده و قانون ّ‬ ‫خاصی تعریف شود که مطابق با‬ ‫ّ‬ ‫روح کلی قران کریم باشد‪ .‬لذا به نظر می رسد به‬ ‫مسائل اخالقی نیز می بایست به چشم مسائل‬ ‫فقهی و اعتقادی نگریسته شود‪ .‬ا گر مسائل‬ ‫اخالقی که جزء فرهنگ جامعه ی اسالمی است‪،‬‬ ‫حذف شده یا همانند مستحبات و امور مباح‬ ‫شمرده شوند‪ ،‬در این صورت مانند این است‬ ‫که یک پیکر بی جان را حمل می کنیم‪ .‬مسائل‬ ‫اخالقی‪ ،‬همان فرهنگ جامعه ی اسالمی است‬ ‫و جامعه ی بدون فرهنگ‪ ،‬پیکر بی جان است‪.‬‬ ‫مرحوم ایت اهلل مهدوی کنی‪ ،‬کتاب تفسیر سوره ی قدر‬