دو فصلنامه بازاریابی سياسی شماره 4 - مگ لند

دو فصلنامه بازاریابی سياسی شماره 4

دو فصلنامه بازاریابی سياسی شماره 4

دو فصلنامه بازاریابی سياسی شماره 4

‫قران کریم‪ ،‬سوره ی مبارکه ی مجادله‬ ‫نش ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی‬ ‫شماره چهارم‬ ‫پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫مدیر مسئول‪:‬‬ ‫دکتر مصباح الهدی باقری‬ ‫سردبیر‪:‬‬ ‫دکتر نادر جعفری‬ ‫هیئت تحریریه‪:‬‬ ‫مهدی مشفق‪ ،‬محمدامین باقری‪،‬‬ ‫سیدجواد حسینی‪ ،‬محمدمهدی حسین زاده‪ ،‬احمد شریعتمداری‪،‬‬ ‫حسن وکیل زاده‪ ،‬امیرحسین رشیدی‬ ‫باتشکر از‪:‬‬ ‫دکترمجتبی باباخانی‪ ،‬دکتر هادی معصومی زار ع‪ ،‬دکتر سعید غفاری‪،‬‬ ‫دکتر زهرا شریفی‪ ،‬دکتر مائده نیکزاد‪ ،‬عاطفه رضوی‪ ،‬محمدصادق توسلی‪،‬‬ ‫سروش سیاری‪ ،‬مصطفی اقاجانی‬ ‫مدیر داخلی‪ :‬حسن وکیل زاده‬ ‫مدیر هنری‪ :‬محمدمهدی حسین زاده‬ ‫مدیر فنی‪ :‬سامان قاموس‬ ‫طراح و صفحه ارا‪ :‬سیدمصطفی شفیعی‬ ‫نشانی دفتر نشریه‪:‬‬ ‫تهران‪ -‬بزرگراه شهید چمران‪-‬‬ ‫جنب پل مدیریت ‪ -‬دانشگاه امام صادق؟ع؟‪-‬‬ ‫مرکز رشد‬ ‫تلفکس‪89775592-88590027 :‬‬ ‫رایانامه‪ cpms.rushdisu@gmail.com :‬فضای مجازی‪@political.marketing :‬‬ ‫در این شماره می خوانید‪:‬‬ ‫ ‬ ‫ ‬ ‫ ‬ ‫نطق پیش از دستور ‬ ‫یک هسته‪ ،‬یک قصه ‬ ‫ ‬ ‫ ‬ ‫ ‬ ‫ ‬ ‫ ‬ ‫ ‬ ‫ ‬ ‫ ‬ ‫ ‬ ‫ ‬ ‫ ‬ ‫ ‬ ‫ ‬ ‫ ‬ ‫ ‬ ‫ ‬ ‫ ‬ ‫ ‬ ‫ ‬ ‫ ‬ ‫ ‬ ‫ ‬ ‫ ‬ ‫بازاریابی سیاسی ما ‬ ‫‪3‬‬ ‫ ‬ ‫‪ 7‬‬ ‫‪1 0‬‬ ‫‪ 26‬‬ ‫‪3‬‬ ‫‪ 0‬‬ ‫‪ 34‬‬ ‫‪ 40‬‬ ‫‪ 44‬‬ ‫‪ 48‬‬ ‫‪ 56‬‬ ‫‪ 62‬‬ ‫‪ 68‬‬ ‫‪ 72‬‬ ‫‪ 84‬‬ ‫‪ 90‬‬ ‫‪ 94‬‬ ‫‪ 98‬‬ ‫‪ 102‬‬ ‫‪ 106‬‬ ‫‪ 120‬‬ ‫‪ 132‬‬ ‫‪ 140‬‬ ‫‪ 152‬‬ ‫‪ 160‬‬ ‫‪ 168‬‬ ‫‪ 176‬‬ ‫ّ‬ ‫تحزب ایرانی اسالمی‬ ‫گام سوم‬ ‫گناه های انتخاباتی‬ ‫وعده سنج انتخاباتی‬ ‫ان روی سکه!‬ ‫در جستجوی طالقانی و بهشتی‪...‬‬ ‫شناسنامه های خط خطی‬ ‫هندسه جمهوریت!‬ ‫دیگه حتی قبر هم نمیشه خرید!‬ ‫خوشبختی یا سرخوشی؟‬ ‫دنیای سلبریتی ها‬ ‫لبنان‪ ،‬کشوری با دو پرچم‪...‬‬ ‫الیجرب المجرب‬ ‫از هر طرف چون بنگری‪،‬حزبی ببینی‬ ‫فقط تصویر است که می ماند!‬ ‫یونسکو و یک فرصت طالیی‬ ‫جا پای«احمد»‬ ‫جنایات‪ ،‬ولی بی مکافات‬ ‫فرمایشی‪...‬نمایشی‪...‬مردمی‬ ‫بازگشت به مناسک سیاسی نبوی‬ ‫ناقص و نارس‬ ‫سازمان شیطان‬ ‫نه برای قدرت‪ ،‬برای عقیده‬ ‫از طلوع انسجام تا غروب انشعاب‬ ‫من نگران مردم ساالری دینی ام!‬ ‫سرباز صفر؛ برای اسالم‪ ،‬برای ایران‬ ‫ن�ط ݩݑ ٮݫ ݫ ݫ ݩݒ‬ ‫ݡى ا�ز ݩݑ‬ ‫س ݣ ݣ ݣدݣݡسٮ ݣوݣرݤ‬ ‫ٯ ݫݕݭݣ ݫ ݫݭ ݫݔ ݣ ݣ ݤ ݣ‬ ‫ݣݣݣݣ‬ ‫ݐݩ‬ ‫ݑٮݩ‬ ‫ݦ‬ ‫ّ‬ ‫ݨ‬ ‫ݩ‬ ‫ݧ‬ ‫ݐ‬ ‫ݣٮ ݫݭݣݣىݔ ݣرݣ ݤاݤں ݣ ݣ ݣی ݣݠاݥݣݡس ݣالݣم ݤی‬ ‫حرݣ ݬݫݓ ݣ ݣاݤ ݣ‬ ‫�ز ن ݐ‬ ‫ح‬ ‫م‬ ‫ݭ‬ ‫ݫ‬ ‫ݫ‬ ‫ݫ‬ ‫ه‬ ‫ݡݡس ݣالݣمیݤ‬ ‫ݭ‬ ‫ݣمݓ ݣ ݣورݣ ݣ ݣ ݣ ݣ‬ ‫ݣدر ݣݡطاݣ ݣ ݣ ݣ ݣ‬ ‫ݣی ݣ ݣ ݣ� ݣ‬ ‫ٮ ݣوݤݣرݣ ݣ ݣ‬ ‫اݤݣحىݬݫݔاݤݣگ ݣ ݣرݥسݣىݫݬݔاݣس ݑ ݦ ݦ ݣ‬ ‫ݣی ݣݠاݥ‬ ‫‪ ‬در شماره ی سوم نشریه نوشتیم که «از‬ ‫مردمی مان تا امروز‬ ‫پیروزی انقالب اسالمی و‬ ‫ِ‬ ‫َ‬ ‫یعنی چهل سال را‪ ،‬نه سال به سال‪ ،‬که گام‬ ‫به گام پیموده ایم و پیش امده ایم‪ .‬کاستی ها‬ ‫و ضعف ها و کارهای نکرده مان‪ ،‬کم نیستند‬ ‫ولی با اطمینان می گوییم که کارهای بزرگی‬ ‫هم انجام داده ایم‪ ...‬و امروز بیش از هر زمان‬ ‫دیگری به اینده امیدواریم؛ امیدوارتر از گذشته»‬ ‫و بنا به این باور‪ ،‬در این شماره همان مسیر را‬ ‫کاویده ایم تا برای شما خوانندگان گرامی‪ ،‬بیشتر‬ ‫از فراز و نشیب های چهل سالگی انقالب مان‬ ‫بگوییم‪ .‬البته نه در همه ی زمینه ها که ظرفیت‬ ‫یک شماره از نشریه این امکان را نمی دهد و‬ ‫نه رویکرد بازاریابی سیاسی ّادعای پردازش و‬ ‫تحلیل همه ی ابعاد پدیده ها را دارد‪ .‬بنابراین به‬ ‫موضوع بسیار مهم و کلیدی ّ‬ ‫«تحزب» به عنوان‬ ‫محور اصلی این شماره از نشریه ا کتفا کرده ایم و‬ ‫به ّ‬ ‫همت هیات تحریریه و دیگر همکاران علمی‬ ‫مرکز رشد دانشگاه‪ ،‬موضوع حزب و فراز و فرود‬ ‫ان در تجربه ی انقالب اسالمی را به صورت یک‬ ‫پرونده ویژه در قالب مقاالت و نوشته های زیر‬ ‫به محضرتان عرضه کرده ایم‪:‬‬ ‫ ▪ «فرمایشی‪ ...‬نمایشی‪ ...‬مردمی؛ ترسیم‬ ‫الگوی حزبی مورد نظر امام خمینی؟هر؟»‬ ‫مقاله ای برگرفته از پایان نامه کارشناسی‬ ‫ارشد مصطفی اقاجانی است که در ان تالش‬ ‫شده تا دیدگاه حضرت امام راجع به ابعاد‬ ‫کارکردی و عملکردی حزب و ویژگی های‬ ‫کار حزبی از خالل سخنان ایشان جستجو‬ ‫و جمع بندی شود‪.‬‬ ‫ ▪ در مقاله ی «بازگشت به مناسک سیاسی‬ ‫نبوی؛ بایسته های هنجاری حزب در اندیشه‬ ‫رهبر معظم انقالب» احمد شریعتمداری تالش‬ ‫کرده تا دیدگاه رهبری معظم انقالب؟دم؟ را با‬ ‫توجه به هنجارهایی در این باره بشناسد‪.‬‬ ‫ ▪ «ناقص و نارس؛ قصه ی حزب ها در جمهوری‬ ‫اسالمی» مقاله ای از دکتر مصباح الهدی‬ ‫باقری است که تالش می کند روایتی از‬ ‫ّ‬ ‫شکل گیری احزاب‪ ،‬گروه ها و تشکل های‬ ‫مردمی و دولت ساخته پس از انقالب اسالمی‬ ‫تا اواخر دهه ی ‪ ۷۰‬ارائه دهد و به خوبی‬ ‫گویای وضعیت نامتناسب حزب های وطنی‬ ‫در وضع موجود انهاست‪.‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪3‬‬ ‫ن�ط ݩݑ ٮ ݫ ݫ ݫ ݩݒ‬ ‫ݡى ا�ز ݩݑ‬ ‫س ݣ ݣ ݣدݣݡسٮ ݣوݣرݤ‬ ‫ٯ ݫݕݭݣ ݫ ݫ ݭ ݫݔ ݣ ݣݤ ݣ‬ ‫ݣݣݣݣ‬ ‫ ▪ «سازمانشیطان؛نگاهیبهتشکیالتمجاهدین‬ ‫خلق» مقاله ای است از همکار علمی نشریه‪،‬‬ ‫دکتر مجتبی باباخانی که تکمیل کننده ی‬ ‫دو مقاله ی قبلی ایشان با تمرکز بر سازمان‬ ‫منافقین است و سه گانه ی قابل توجهی را برای‬ ‫عالقمندان به عملکرد ّ‬ ‫مزورانه ی این سازمان‬ ‫شیطانی فراهم کرده است‪.‬‬ ‫ ▪ گزارش سه نشست با فعاالن و پیشروان فعالیت‬ ‫حزبی در انقالب اسالمی که در ابتدای این‬ ‫بخش به مفهوم حزب و تحزب در اندیشه‬ ‫ایت اهلل علم الهدی پرداخته شده است و‬ ‫اقای دکتر عبداهلل جاسبی (قائم مقام دبیرکل‬ ‫حزب جمهوری اسالمی) و اقای مهندس‬ ‫محمدرضا باهنر (دبیرکل جامعه اسالمی‬ ‫مهندسین‪ ،‬عضو مجمع تشخیص مصلحت‬ ‫و نماینده ‪ ۷‬دوره مجلس شورای اسالمی)‬ ‫هم روایتی درونی از تجربه ی فعالیت های‬ ‫حزبی این دو سیاستمدار کهنه کار است‪.‬‬ ‫افزون بر این بخش ویژه که جای خالی ان را‬ ‫در مرور تجربه ی چهل سالگی انقالب به ّ‬ ‫ شدت‬ ‫احساس می کردیم‪ ،‬مطابق رویه ی نشریه تالش‬ ‫شده تا از هر س ه حوزه ی بازاریابی سیاسی‪ ،‬مقاالتی‬ ‫را در این شماره جای دهیم‪ .‬در حوزه ی بازاریابی‬ ‫سیاسی انتخابات ‪ 3‬مقاله زیر ارائه شد ه است‪:‬‬ ‫ ▪ محمدامین باقری در مقاله ی «گناه های‬ ‫انتخاباتی؛ اموزه های قاعده فقهی االعانه‬ ‫علی االثم در انتخابات» با اسیب شناسی‬ ‫رفتار انتخاباتی کاندیداها‪ ،‬ستادهای انها‬ ‫و حامیان شان به خوبی نشان می دهد که‬ ‫هنوز فاصله ی قابل توجهی میان عمل‬ ‫و رفتار انتخاباتی در جمهوری اسالمی با‬ ‫بازاریابی سیاسی ما و الگوی ایرانی اسالمی‬ ‫رفتار انتخاباتی وجود دارد‪.‬‬ ‫‪4‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫ ▪ حسن وکیل زاده در مقاله ی «ان روی سکه!؛‬ ‫نگاهی گذرا به چالش های انتخابات ایران»‬ ‫با اسیب شناسی فرایند انتخابات مختلف‬ ‫در کشور‪ ،‬چالش های اصلی موجود در‬ ‫به کارگیری این ابزار را برمی شمرد‪.‬‬ ‫ ▪ مقاله ی «وعده سنج انتخاباتی؛ بالی جان‬ ‫کاندیداها و احزاب یا عامل ّقوت انها» هم‬ ‫تالش دارد تا یکی از ابزارهای ّ‬ ‫مقوم شفافیت‬ ‫و ترغیب کننده ی مشارکت مردم در انتخابات‬ ‫را در بستر بازاریابی سیاسی ما‪ ،‬به عنوان‬ ‫یک الگوی بومی‪ ،‬مطرح و ضرورت ان را‬ ‫نشان دهد‪.‬‬ ‫در حوزه ی بازاریابی سیاسی دولت نیز ‪ ۶‬مقاله‬ ‫زیر ارائه شده که همگی تالش دارند ابعادی‬ ‫از به کارگیری دانش بازاریابی سیاسی را برای‬ ‫تحلیل پدیده های اجتماعی مرتبط با دولت ها‬ ‫نشان دهند‪:‬‬ ‫ ▪ در مقاله ی «دیگه حتی قبر هم نمیشه‬ ‫خرید!؛ نمادهای مترا کم نارضایتی و‬ ‫اشوبنا کی فرهنگ سیاسی ایرانی» احمد‬ ‫شریعتمداری درصدد است با بهره گیری‬ ‫از رویکرد مطالعات تفسیری در فرهنگ‬ ‫سیاسی‪ ،‬انبوهی از گزاره های خبری منتشره‬ ‫در شبکه های اجتماعی را تحلیل کرده‬ ‫و نشان دهد وا کاوی ارتباطی نمادهای‬ ‫نا کارامدی سیاسی در نهادهای حکومتی‬ ‫و دولتی می تواند در فضای سواد محدود‬ ‫ ای کاربران ایرانی‪ ،‬موجبات کاهش‬ ‫رسانه ِ‬ ‫سرمایه اجتماعی نظام را فراهم اورد و‬ ‫درمقابل‪ ،‬نشان دهد که به راحتی می توان‬ ‫با برخورد ّ‬ ‫جدی و رفع موارد معدود و‬ ‫کوچک تر نا کارامدی‪ ،‬زمینه ی اصالح و‬ ‫بازگشت اعتماد عمومی را فراهم اورد‪.‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫ ▪ ‬ ‫ ▪ ‬ ‫ ▪ ‬ ‫ ▪ ‬ ‫مقاله ی «شناسنامه های خط خطی» از‬ ‫محمدامین باقری به صراحت نشان می دهد‬ ‫که چگونه هدف قدرت طلبی و سیاست ورزی‬ ‫به برخی افراد اجازه می دهد که در نبود‬ ‫احزاب یا چهارچوب های مشخص حزبی‬ ‫که الزمه ی پاسخگویی از عملکردهاست‪-‬‬‫اسیر بادهای فضای سیاسی و بازی های‬ ‫بازار رقابت سیاست مداران شوند‪.‬‬ ‫خوانندگان گرامی نشریه می توانند اظهارنظر‬ ‫یکی از کاندیداهای سابق انتخابات‬ ‫ریاست جمهوری درباره مذا کره با امریکا‬ ‫را در یک فاصله ی ‪ ۲۰‬ساله در سال های‬ ‫‪ ۱۳۷۶‬و ‪ ۱۳۹۷‬در چهارچوب همین مقاله‬ ‫تحلیل نمایند‪.‬‬ ‫ســـــیدجواد حســــــــــینی در مقاله «در‬ ‫جست وجوی طالقــــــــانی و بهشـــــتی‪»...‬‬ ‫فضای سیاسی ایران را دچار نوعی نزول‬ ‫سیاسی و سیاست ورزی می داند که وجه‬ ‫بارز ان در نخبگان سیاسی و جایگاه انها‬ ‫قابل مشاهده است‪ّ :‬‬ ‫تنز ل سیاست مداران‬ ‫از سطح مرحوم ایت اهلل طالقانی و شهید‬ ‫ایت اهلل بهشتی و دیگر بزرگان به سطح‬ ‫امروز‪ ...‬که علل و عوامل ان را در این‬ ‫مقاله به نظاره خواهیم نشست‪.‬‬ ‫در مقاله ی «دنیای سلبریتی ها»‪ ،‬محمدمهدی‬ ‫حسین زاده با تا کید بر نقش اجتماعی روزافزون‬ ‫افراد مشهور اجتماعی در فضای رسانه ای‬ ‫امروز کشور‪ ،‬انها را به مثابه فیلسوفان عصر‬ ‫جدید و از بازیگران مهم و نوین بازار سیاست‬ ‫می انگارد و بازار سیاست را به توجه بیشتر‬ ‫به نقش این افراد دعوت می کند‪.‬‬ ‫« خو شبختی یا سر خو شی ؟ کژ تا بی‬ ‫ّ‬ ‫خودانگاره ی ملی ایرانی ها» مقاله ی دیگری‬ ‫از دکتر نادر جعفری است که ضمن ان با‬ ‫مقایسه ی دو شاخص جهانی خوشبختی و‬ ‫توسعه ی انسانی نشان می دهد که احساس‬ ‫خوشبختی در میان ملت ها ا گرچه باید در‬ ‫ارتباط مستقیم با توسعه ی انسانی انها‬ ‫ً‬ ‫معنادار شود ولی معموال بازاریابی سیاسی‬ ‫دولت ها به انها این امکان را می دهد که‬ ‫خوشبختی را هم بازاریابی کرده و به مردم‬ ‫خویش احساسی فراتر از واقعیت توسعه ی‬ ‫انسانی ببخشند‪.‬‬ ‫ ▪ در مقاله ی «هندسه جمهوریت!؛ روایتی‬ ‫کوتاه از انقالب تا جمهوری» حسن وکیل زاده‪،‬‬ ‫شکل گیری وضعیت حاضر در فضای سیاسی‬ ‫ایران را نتیجه یک روند تدریجی در تغییر‬ ‫معرفتی‪ ،‬رفتاری و ساختاری در ساحت‬ ‫سیاسی در تمامی سطوح جامعه می داند و‬ ‫روند این تغییرات را در سه نهاد سیاسی‪ ،‬نهاد‬ ‫رسانه ای و نهاد اجتماعی بررسی می کند‪.‬‬ ‫در حوزه ی بازاریابی سیاسی بین المللی و با‬ ‫انقالب‬ ‫توجه به اینکه در سال جاری‪ ،‬رویارویی‬ ‫ِ‬ ‫چهل ساله ی ایران اسالمی با امریکای ترامپ و‬ ‫گروهی دیگر از نومحافظه کاران طرفدار صهیونیسم‪،‬‬ ‫موضوع مهمی در عرصه ی بین المللی تلقی‬ ‫می شود ‪ ۷‬مقاله با تمرکز بر موضوع تصویر و‬ ‫ّ‬ ‫وجهه ی ملی و صدور انقالب اسالمی به شرح‬ ‫زیر به چاپ رسیده است‪:‬‬ ‫ ▪ در حوزه منطقه ی هالل شیعی سعی شده با‬ ‫مقاالتی چون «لبنان کشوری با دو پرچم‪،»...‬‬ ‫ّ‬ ‫ّ‬ ‫المجرب» و «از هر طرف چون بنگری‪،‬‬ ‫«الیجرب‬ ‫حزبی ببینی» به نوع سیاست ورزی و انتخابات‬ ‫در سه کشور لبنان‪ ،‬عراق و پا کستان و نسبت‬ ‫انها با موضوع صدور انقالب اسالمی پرداخته‬ ‫شود و تحلیلی از انتخابات اخیر در این سه‬ ‫کشور ارائه گردد‪.‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪5‬‬ ‫ن�ط ݩݑ ٮ ݫ ݫ ݫ ݩݒ‬ ‫ݡى ا�ز ݩݑ‬ ‫س ݣ ݣ ݣدݣݡسٮ ݣوݣرݤ‬ ‫ٯ ݫݕݭݣ ݫ ݫ ݭ ݫݔ ݣ ݣݤ ݣ‬ ‫ݣݣݣݣ‬ ‫ ▪ در مقاله ی «فقط تصویر است که می ماند!؛‬ ‫تصویر عقب تر از صدا‪ » ...‬دکتر مصباح الهدی‬ ‫باقری درصدد برجسته کردن نقش تصویرسازی‬ ‫ّ‬ ‫ملی در مواجهه با هجمه رسانه های‬ ‫سلطه جوی جهانی است و شواهد متعددی‬ ‫بر این گزاره ارائه می دهد که جنگ امروز‪،‬‬ ‫جنگ ادرا کات و تصویرسازی هاست‪.‬‬ ‫ ▪ در مقاله ی «جنایات‪ ،‬ولی بی مکافات؛ بازاریابی‬ ‫سیاسی رویدادهای انقالب اسالمی» دکتر نادر‬ ‫جعفری سعی دارد مفهوم بازاریابی رویداد را‬ ‫برای برجسته سازی پیام مظلومیت انقالب‬ ‫جنایت تاریخ‬ ‫اسالمی در فراموشی بزرگ ترین‬ ‫ِ‬ ‫هواپیمایی جهان و یاداوری عمق ددمنشی‬ ‫ّ‬ ‫و دشمنی ایاالت متحده علیه ملت ایران‬ ‫به رخ بکشد‪.‬‬ ‫ ▪ «جای پای احمد؛ در سودای بسیج جهانی‬ ‫مستضعفین» مقاله ای از مهدی مشفق‬ ‫است که در ان به موضوع صدور انقالب‬ ‫در راستای نظر حضرت امام و با پیشگامی‬ ‫سردار احمد متوسلیان می پردازد و ورود‬ ‫سپاه به لبنان از سال ‪ ۱۳۶۱‬را در واقع یک‬ ‫ّ‬ ‫انقالب فرهنگی می داند؛ زیرا تفکرات امام‬ ‫خمینی؟هر؟ و فرهنگ انقالب اسالمی را با‬ ‫خود به لبنان منتقل و مردم مظلوم شیعه‬ ‫را جذب کرد‪ .‬نویسنده معتقد است لبنان‬ ‫امروز همان جای پای احمد است و امید‬ ‫دارد روزی حاج احمد بازگردد و اثار حرکت‬ ‫نمادین خود برای صدور انقالب را ببیند‪.‬‬ ‫‪6‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫ ▪ مقاله ی «یونسکو و یک فرصت طالیی؛‬ ‫ظرفیت تصویرسازی منفی جهانی علیه‬ ‫رژیم صهیونیستی» تالش دارد با اشاره‬ ‫به برخی قطعنامه های یونسکو درباره ی‬ ‫سرزمین فلسطین در سالهای اخیر‪ ،‬به‬ ‫ظرفیت سازمان های بین المللی فرهنگی‬ ‫در مواجهه با بخش مهمی از نظام سلطه ی‬ ‫جهانی و به ویژه البی صهیونیست ها بپردازد؛‬ ‫ظرفیتی که برای صدور پیام انقالب اسالمی‬ ‫بسیار مهم است‪.‬‬ ‫این موضوع را هم باید به اطالع برسانم که رویکرد‬ ‫نشریه از درج مقاالت بلند علمی به ترکیبی از‬ ‫مقاالت و نوشته های علمی کوتاه و ایده مند‬ ‫تبدیل شده تا هم «دو کلمه حرف حساب»‬ ‫گفته شود و هم فرصت تنوع بخشی به مطالب‬ ‫و موضوعات مختلف از دیدگاه بازاریابی سیاسی‬ ‫فراهم تر باشد‪ .‬البته در هر حال و مطابق روش‬ ‫نشریه در شماره های گذشته کوشیده ایم در‬ ‫ّ‬ ‫حد توان و بضاعت مان مطالب و نوشته هایی‬ ‫در سطح انتظار و شان شما خواننده ی گرامی‬ ‫به محضرتان تقدیم نماییم؛ تا چه قبول افتد و‬ ‫چه در نظر اید‪...‬‬ ‫خوشحال می شویم ا گر باز هم مشارکت شما را‬ ‫در مطالعه ی مقاالت این شماره و معرفی ان به‬ ‫دیگران ببینیم‪ ،‬ما را از نظرات و دیدگاه های خود‬ ‫مطلع کنید‪ .‬بازاریابی سیاسی از اینکه مورد توجه‬ ‫شما فرهیخته گرامی قرار گیرد به خود می بالد‪.‬‬ ‫سردبیر – تابستان‪۱۳۹۷‬‬ ‫ݠهس ت ݧ ݧ ݧݑݩݩ‬ ‫کݣ‬ ‫ک ݣ‪ ،‬ݬىݫ ݫݔ ݣٯ ݣ ݣ ݣص ݣ ݣهݤ ݣ‬ ‫ݬىݫ ݣݫݔ ݣ ݣ ݣ ݣ� ݣ ݣهݤ ݣ‬ ‫م‬ ‫ݣم ݣ ݣوݣ ݤ‬ ‫گاݣ ݣ ݣ ݣس‬ ‫‪‬حاال‪ ،‬سی ماه است که هسته بازاریابی سیاسی‬ ‫متولد شده است‪ .‬همه چیز برای تبدیل شدن‬ ‫به یک هسته موثر که نه در مطالعه و پژوهش‬ ‫خام بماند و نه در اجرا هضم و حذف شود‪ ،‬اماده‬ ‫است‪ .‬این فهم‪ ،‬گام اول است و پیش تر و بیشتر‬ ‫یک مرحله شناختی است‪.‬‬ ‫گام دوم‪ ،‬درک و فهم درست از مساله بیرونی‬ ‫است‪ :‬این که انقالب اسالمی در حوزه مربوط که‬ ‫می تواند ماموریتی‪ ،‬موضوعی یا سازمانی باشد‪ ،‬با‬ ‫چه مسائلی مواجه است؟ چه فرصت هایی قابل‬ ‫رصد و دستیابی است؟ چه چالش هایی‪ ،‬تهدیدزا‬ ‫و اسیب رسان است؟ گام دوم به ما کمک می کند‬ ‫که از ادبیات و مبانی نظری به صورت مبهم به‬ ‫دل مساله نزنیم‪ .‬بلکه با فهم چارچوب های کلی‬ ‫یک حیطه دانشی و شناسایی مسائل اساسی ان‪،‬‬ ‫سعی کنیم با تالقی درست با حوزه های مربوط‬ ‫به این مسائل در محدوده انقالب اسالمی‪ ،‬از‬ ‫نزدیک ترین پنجره دانش و اتخاذ قوی ترین و‬ ‫سازگارترین روش شناسی های پژوهشی‪ ،‬گام های‬ ‫مساله را محکم و متین‪ ،‬طی کنیم‪.‬‬ ‫برای طی مسیر رسیدن هسته به یک سازمان‬ ‫یا حوزه ای که در نظام‪ ،‬مامور به ان موضوع‬ ‫و حل مساله هایش می باشد‪ ،‬نیازمند بلوغ‬ ‫ارتباطی هسته است‪ .‬این مهم در گام سوم با‬ ‫استفاده از ابزارهای رسانه ای خاص ان هسته‪،‬‬ ‫شکل می گیرد و ظرفیت ارتباط در درون ان‪،‬‬ ‫سازمان می یابد‪ .‬البته بلوغ ارتباطی متقابل‬ ‫در مجموعه و زنجیره نظام حکمرانی جمهوری‬ ‫اسالمی نیز برای استفاده از یک گروه (که اینجا‬ ‫به ان هسته می گوییم)‪ ،‬بسیار تاثیر گذار و‬ ‫سرنوشت ساز است‪.‬‬ ‫در گام چهارم حضور هسته در قالب های مختلف‬ ‫در سازمان(های) مربوط چه به صورت پروژه ای‪،‬‬ ‫چه به صورت مشاوره ای‪ ،‬چه به صورت حضور‬ ‫در هیات های اندیشه ورز و سیاستگذاری‪ ،‬چه‬ ‫در عرصه بهبود و ارزشیابی فرایندها و چه در‬ ‫عرصه مدیریتی صورت می پذیرد‪ .‬در عین حال‪،‬‬ ‫هسته همچنان با موجودیت مستقل خود ادامه‬ ‫حیات می دهد‪.‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪7‬‬ ‫ݠهس ت ݧ ݧ ݧ ݧݑݩݩ‬ ‫کݣ‬ ‫ک ݣ‪ ،‬ݬىݫ ݫݔ ݣ ݣٯ ݣ ݣ ݣص ݣ ݣهݤݣ ݣ‬ ‫ݬىݫݣ ݣݫݔ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ� ݣ ݣهݤݣ ݣ‬ ‫رفت و برگشت حاصل از تعامل و تعاون با‬ ‫سازمان (های) درگیر در یک ماموریت خاص‪،‬‬ ‫انباشت دانشی‪ ،‬بینشی و عملکردی برای هسته‬ ‫فراهم اورده و مدیریت دانش ان ماموریت را‬ ‫محقق می سازد‪.‬‬ ‫لذا همیشه هسته به عنوان یک گروه مساله یاب‪،‬‬ ‫مساله شناس و حل مساله‪ ،‬همراه و همگام با‬ ‫حوزه های ماموریتی در حال رشد و حیات اند و‬ ‫هیچ گاه متوقف یا تعطیل نمی شوند‪.‬‬ ‫در این انباشتگی علم و تجربه‪ ،‬مرکز رشد‬ ‫تخصصی(در اینجا‪ ،‬مرکز رشد تخصصی بازاریابی‬ ‫سیاسی) ‪،‬به ظهور می رسد‪.‬‬ ‫‪8‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫‪ ‬هسته بازاریابی سیاسی‪ ،‬هم ا کنون در گام‬ ‫سوم است و تالش دارد با ابزارهای رسانه ای و‬ ‫ارتقای بلوغ ارتباطی‪ ،‬خود را در تالقی با مرا کز و‬ ‫حوزه های ماموریتی مرتبط قرار دهد‪ .‬ابزارهای‬ ‫بالفعل رسانه ای هسته‪ ،‬نشریه پیش روی شما‪،‬‬ ‫کالس درس بازاریابی سیاسی در دانشگاه امام‬ ‫صادق؟ع؟‪ ،‬نشست های تخصصی هسته که به‬ ‫صورت عمومی برگزار می شود و گردهمایی ساالنه‬ ‫هسته می باشد‪ .‬همچنین ابزارهای دیگری در‬ ‫هسته‪ ،‬در حال نهایی سازی و اجراست‪.‬‬ ‫تمرکز هسته در شش ماه گذشته‪ ،‬عالوه بر‬ ‫مطالعه و مباحثه بخش های بیشتری از کتاب‬ ‫بازاریابی سیاسی نیومن‪ ،‬به دو موضوع تجربه‬ ‫تحزب و تجربه کاندیداتوری ( = حضور عملیاتی‬ ‫در عرصه بازاریابی سیاسی انتخابات) اختصاص‬ ‫داشت‪ .‬در بخش فهم ضرورت و چگونگی جریان‬ ‫شکل گیری احزاب‪ ،‬نشست هایی با ایت اهلل‬ ‫علم الهدی و مهندس باهنر شکل گرفته بود که‬ ‫برگزاری دو نشست با دکتر جاسبی در خصوص‬ ‫حزب جمهوری اسالمی هم به ان اضافه شد‪.‬‬ ‫در خصوص تجربه حضور در عرصه رقابت انتخاباتی‬ ‫سه جلسه برگزار گردید‪ .‬حجت االسالم و المسلمین‬ ‫دکتر سعدی‪ ،‬دکتر عادل اذر و دکتر عبداهلل‬ ‫جاسبی‪ ،‬حضورشان در انتخابات خبرگان‬ ‫پنجم (اسفند ‪ ،)۹۴‬مجلس هفتم (اسفند ‪ )۸۲‬‬ ‫و ریاست جمهوری ششم و هشتم (خرداد ‪ ۷۲‬و‬ ‫‪ )۸۰‬را روایت کردند و استراتژی های رقابتی شان‬ ‫را تبیین نمودند‪.‬‬ ‫نشست های این هر دو موضوع ادامه دارد‪ .‬البته‬ ‫بخشی از تولیدات مرتبط علمی و نشست های‬ ‫مربوط به تحزب در این شماره نشریه‪ ،‬مجال‬ ‫عرضه یافته است‪.‬‬ ‫محمدامین باقر ی کنی‬ ‫پژوهشگر هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫دانشجوی دکتری معارف اسالمی و مدیریت دولتی‬ ‫گرایش خط مشی گذاری عمومی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫�ݡیت‬ ‫ݨݐ ݦ ݨݑݦ ݧݩݐ ݤݤݤ‬ ‫ݐ‬ ‫گݡںاݣ ݣݣه ݣاهݣ ݣ ݣݠاݤ ݣں‬ ‫ݣی ݣٮحا ݣٮݫݓݬݣاݣ ݤ‬ ‫ݨݖ ݦ �ز ݑ ݦ ڡݧݩݐ ݩ ݧݑ‬ ‫ݩݐݦ ݦ ع ݒݩ ݦ‬ ‫ݣی ݣٯاع ݣد ݣ ݣ ݣݣهٯ ݣهی « ݢ ݤا ݬݫݙݤالݣعاں ݑݦه ل ݣ ݣ ݢاݤݣیݥ ݣ ݬݫݙ ݣݢالٮم»‬ ‫ݣاموݣ ݣ ݣݣه ݣاهݣ ݣ‬ ‫مقدمه‬ ‫انتخابات به عنوان پدیده ای غیر بومی در ایران‪ ،‬یکی از بزرگترین چالش های جمهوری اسالمی در‬ ‫سال های اخیر بوده است‪ .‬انتخابات به مانند بسیاری دیگر از پدیده های غربی بدون لحاظ لوازم‬ ‫خود و مقتضیات کشور‪ ،‬وارد فضای سیاسی ایران شده و با گذشت ده ها سال چارچوب مشخصی‬ ‫ّ‬ ‫برای ان یافت نمی شود‪ .‬انتخابات به عنوان تجلی جمهوریت نظام در برخی سال ها به تیشه ای‬ ‫به ریشه جمهوریت و اسالمیت نظام تبدیل شده است‪ .‬سبب اصلی این امر نبود یک چارچوب‬ ‫مشخص برای فعالیت های انتخاباتی است‪ .‬بسیاری از رفتارهای بازیگران مختلف انتخابات با‬ ‫موازین شرعی و قانونی تناسبی ندارد‪ .‬در این میان نه قانون ّ‬ ‫مدون و جامعی برای برخورد با این‬ ‫رفتارها وجود دارد و نه همان که هست‪ ،‬به درستی به اجرا در می اید‪ .‬در این پژوهش تالش شده‬ ‫تا از منظر فقهی به جنبه هایی از این رفتارها نگریسته شود‪ .‬به طور مشخص با استفاده از قاعده‬ ‫فقهی «االعانه علی االثم» نگاهی به رفتارهای بازیگران مختلف انتخابات انداخته و مصادیقی از‬ ‫این قاعده در میدان انتخابات ایرانی را بر خواهیم شمرد‪.‬‬ ‫‪10‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫‪maminb1986@gmail.com‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫‪ -1‬تبیین مفهوم قاعده «االعانه علی االثم»‬ ‫«االعانه علی االثم»‪ ،‬عنوان قاعده ای فقهی است‬ ‫که ّ‬ ‫مفاد ان حرمت یاری و همکاری با فرد گناهکار‬ ‫در انجام گناه است‪ .‬مراد از «اثم» یا همان گناه‪،‬‬ ‫عصیان یا نافرمانی در برابر امر شار ع و به تعبیر‬ ‫دقیق تر ترک واجب یا انجام حرام است‪ .‬از «اعانه»‬ ‫در لغت به مساعده یعنی یاری و کمک تعبیر‬ ‫شده است‪ .‬بدین ترتیب مراد از اعانه بر اثم‪،‬‬ ‫یاری کردن گناهکار در انجام گناهی است که‬ ‫از او سر می زند و این امر با ایجاد همه یا برخی از‬ ‫مقدمات انجام گناه‪ ،‬صورت می گیرد‪( .‬بجنوردی‪،‬‬ ‫‪ )361-359 :1419‬به تعبیر دقیق تر‪ ،‬مقصود از‬ ‫اعانه بر اثم‪ ،‬اماده کردن مقدمه یا مقدمات‬ ‫انجام گناه توسط فردی دیگر است‪ .‬بنا بر این‬ ‫قاعده‪ ،‬چنین کمکی خود حرامی مستقل است‪.‬‬ ‫به عنوان مثال‪ ،‬رفتار فروشنده ای که با علم به‬ ‫اینکه خریدار می خواهد با انگور‪ ،‬خمر بسازد‪ ،‬به‬ ‫او انگور می فروشد‪ ،‬مصداق چنین اعانه ای است‪.‬‬ ‫مستند اصلی این قاعده‪ ،‬عقل است‪ .‬چه اینکه ا گر‬ ‫هیچ سند قرانی یا روایی دیگری در این خصوص‬ ‫وجود نداشت‪ ،‬عقل به تنهایی ادرا ک می کرد که‬ ‫یاری کردن «عالمانه» فردی در انجام گناه‪ ،‬خود‬ ‫نافرمانی و گناهی مستقل است‪ .‬با این حال‪ ،‬در‬ ‫استدالل بر حرمت اعانه بر اثم به ایه کریمه دوم‬ ‫از سوره مبارکه مائده استناد می شود‪:‬‬ ‫َ َ َ َ ُ ْ َ َ ْ ّ َ َّ ْ‬ ‫ٱلتق َو ٰى‬ ‫«وتعاونوا على ٱل ِب ِر و‬ ‫ْ‬ ‫َ َ ُ ْ َ ْ ْ‬ ‫ْ‬ ‫َولا ت َع َاونوا َعلى ٱل ِاث ِم َوٱل ُعد ٰو ِن»‬ ‫بر اساس نظر بجنوردی‪ ،‬از جمله دوم این فراز‬ ‫از ایه که ظهور در نهی دارد‪ ،‬به وضوح می توان‬ ‫استنباط حرمت کرد (بجنوردی‪ .)361 :1419 ،‬در‬ ‫کنار این ایه‪ ،‬روایات متعددی نیز وجود دارد که بر‬ ‫مفاد این قاعده داللت می کند‪ .‬از جمله می توان‬ ‫به این روایت امام محمد باقر؟ع؟ اشاره کرد‪:‬‬ ‫«لعن رسول ّالله؟ص؟ فی الخمر عشره؛ غارسها‪،‬‬ ‫وحارسها‪ ،‬وعاصرها‪ ،‬وشاربها‪ ،‬وساقیها‪ ،‬وحاملها‪،‬‬ ‫والمحموله الیه‪ ،‬وبائعها‪ ،‬ومشتریها‪ ،‬واکل ثمنها»‬ ‫رسول خدا؟ص؟ در خصوص خمر ده گروه را مورد‬ ‫نفرین قرار داد؛ ان که درخت را می کارد‪ ،‬ان که‬ ‫حرس می کند‪ ،‬ان که اب انگور را می گیرد‪ ،‬ان که‬ ‫می نوشد‪ ،‬ان که خمر را به شارب ان می رساند‪،‬‬ ‫ان که ان را حمل می کند‪ ،‬ان که از حمل کننده‬ ‫تحویل می گیرد‪ ،‬ان که می فروشد‪ ،‬ان که می خرد‬ ‫و ان که از درامد ان ارتزاق می کند‪( .‬عاملی‪،‬‬ ‫‪.)165: 1409‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪11‬‬ ‫یتاباختنا یاه هانگ‬ ‫انتخابات به عنوان تجلی جمهوریت نظام در برخی سال ها به تیشه ای به ریشه جمهوریت و اسالمیت نظام تبدیل شده‬ ‫است‪ .‬سبب اصلی این امر نبود یک چارچوب مشخص برای فعالیت های انتخاباتی است‪.‬‬ ‫به جز شارب‪ ،‬کسانی که در این روایت در زمره‬ ‫ملعونین رسول خدا؟ص؟ شمرده شده اند‪ ،‬همگی‬ ‫از باب اعانه بر اثم مورد لعن قرار گرفته اند‪ .‬نکته‬ ‫مهم این روایت مورد نفرین قرار گرفتن غارس‪ 1‬و‬ ‫حارس‪ 2‬در کالم امام؟ع؟ است‪ .‬از انجا که غرس‬ ‫و حرس از جمله مقدمات بعیده انجام این‬ ‫گناه اند‪ ،‬اما صرف داشتن علم‪ّ ،‬نیت یا قصد گناه‬ ‫در هنگام غرس و حرس‪ ،‬انها را به افعالی حرام‬ ‫تبدیل نموده است‪ .‬بر این اساس ا گر ّ‬ ‫مقدمه ای‬ ‫از ّ‬ ‫مقدمات انجام گناه ا گرچه دور‪ ،‬با قصد اعانه‬ ‫بر اثم واقع شود‪ ،‬از مصادیق این قاعده خواهد‬ ‫بود (بجنوردی‪.)364-363 :1419 ،‬‬ ‫بر این اساس دو پرسش مهم در تبیین مصادیق‬ ‫قاعده «االعانه علی االثم» به وجود می اید‪.‬‬ ‫نخست اینکه ایا قصد فرد ُمعین در تحقق‬ ‫مصداق این قاعده موثر است؟ یعنی ا گر ُمعین‬ ‫قصد کمک و یاری گناهکار را نداشته باشد‪،‬‬ ‫می توان برداشت اعانه بر اثم کرد؟ دوم انکه ایا‬ ‫وقوع اثم شرط تحقق این قاعده است؟ به این‬ ‫معنی که ا گر در واقع گناهی صورت نگرفت ایا باز‬ ‫هم می تواند مصداق اعانه بر اثم باشد یا نه؟ بر‬ ‫اساس پاسخ اری یا نه به این دو پرسش‪ ،‬چهار‬ ‫صورت در قاعده اعانه بر اثم‪ ،‬مفروض است‪:‬‬ ‫هم فرد ُمعین قصد دارد و هم در واقع گناه رخ‬ ‫می دهد؛ فرد ُمعین قصد ندارد و گناهی هم‬ ‫رخ نمی دهد؛ فرد ُمعین قصد دارد اما گناه رخ‬ ‫َ‬ ‫‪ -1‬غ َر َس ‪ :‬کاشت‪.‬‬ ‫‪َ -2‬ح َر َس ‪ :‬حرس کرد و شاخه و برگ خشک زائد ان را زدود‪.‬‬ ‫‪12‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫نمی دهد؛ و فرد ُمعین قصد ندارد‪ ،‬اما گناه رخ‬ ‫می دهد‪( .‬بجنوردی‪ )365 :1419 ،‬در ادامه به‬ ‫تبیین این چهار صورت می پردازیم‪.‬‬ ‫ ‪ُ -1‬معین قصد دارد و گناه واقع می شود؛ این‬ ‫ّ‬ ‫مورد قدر متیقن قاعده است و اختالفی‬ ‫در این زمینه در میان فقها وجود ندارد‪.‬‬ ‫ً‬ ‫مانند زمانی که فردی قصدا انگور را به کسی‬ ‫می فروشد که می خواهد با ان خمر بسازد و‬ ‫خمر هم می سازد‪.‬‬ ‫ ‪ -2‬معین قصد ندارد و گناه هم واقع نمی شود؛‬ ‫ّ‬ ‫در این مورد‪ ،‬نظر ا کثریت فقها‪ ،‬قدر متیقن‬ ‫عدم صدق قاعده اعانه است‪ .‬نظیر زمانی‬ ‫که فردی بدون قصد به دیگری انگوری‬ ‫می فروشد و ان فرد قصد دارد با ان انگور‬ ‫شراب بسازد‪ ،‬لکن انگور را در مکانی جا‬ ‫می گذارد و در نتیجه گناهی واقع نمی شود‪.‬‬ ‫ ‪ -3‬معین قصد دارد ولی گناه واقع نمی شود؛‬ ‫غالب فقها در این مورد نیز قائل به صدق‬ ‫اعانه نیستند‪ ،‬چرا که گناهی واقع نشده‬ ‫است که اعانه بر ان مصداق پیدا کند‪ .‬نظیر‬ ‫ً‬ ‫موردی که فردی قصدا انگور را به دیگری‬ ‫می فروشد تا شراب بسازد اما خریدار‪ ،‬انگور‬ ‫را سرکه می کند‪ .‬البته ممکن است از جهت‬ ‫حرمت اعانه بر اثم‪ ،‬بر ِ ُ‬ ‫قاصد‪،‬‬ ‫عین ِ‬ ‫فرد م ِ‬ ‫ّ‬ ‫متجری بشود چرا که وی به صدور‬ ‫اطالق‬ ‫گناه قطع داشته است‪ .‬همچنین ممکن‬ ‫است عمل فرد معین از باب تهیه اسباب‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫حرام که خود حرامی جدا گانه است‪ ،‬حرام‬ ‫باشد‪ .‬در هر حال باید گفت‪ ،‬اعانه صرف نظر‬ ‫از اینکه بر امر نیکو یا گناه باشد‪ّ ،‬‬ ‫مقدمه ای‬ ‫است از ّ‬ ‫مقدمات انجام یک فعل توسط‬ ‫فردی دیگر‪ ،‬که ا گر به هر دلیلی فعل از او‬ ‫سر نزند‪ ،‬اعم از اینکه فرد از تصمیم خود‬ ‫بازگشته یا مانعی وی را از انجام ان فعل‬ ‫باز دارد‪ ،‬هیچ معنایی برای اعانه بر عدم‬ ‫نمی توان متصور شد‪.‬‬ ‫ ‪ -4‬معین قصد ندارد ولی گناه واقع می شود؛ این‬ ‫مورد محل اختالف میان فقها شده است‪.‬‬ ‫برخی قائل اند که مصداق اعانه هست‪،‬‬ ‫برخی قائل به عدم صدق اعانه در این مورد‬ ‫بوده و گروه سوم قائل به تفصیل اند؛ میان‬ ‫مقدمه ای از ّ‬ ‫حالتی که فعل ُمعین ّ‬ ‫مقدمات‬ ‫گناه بوده و پس از اراده فرد گناهکار و عزم او‬ ‫بر انجام گناه صورت بگیرد‪ ،‬نظیر حالتی که‬ ‫فردی می خواهد دیگری را بزند و تنها نیاز‬ ‫به یک عصا دارد و معین عصا را در اختیار‬ ‫ضارب قرار می دهد و حالتی که فعل معین‬ ‫قبل از اراده و عزم گناهکار بر انجام گناه‬ ‫بوده است‪ ،‬نظیر حالتی که معین عصا را‬ ‫به دست فرد دیگری می دهد غافل از ان که‬ ‫او با ان می خواهد دیگری را بزند‪ .‬البته در‬ ‫مثال های فرض چهارم مناقشات فراوانی‬ ‫وجود دارد‪( .‬بجنوردی‪)368-366 :1419 ،‬‬ ‫به عنوان جمع بندی باید گفت براساس مجموع‬ ‫اراء فقها و استنباط از مثال هایی که در مصادیق‬ ‫اعانه بیان کرده اند و توجه به دیدگاه برخی‬ ‫از فقهای معاصر در این خصوص‪ ،‬از انجا که‬ ‫ْ‬ ‫قصد تابع علم است‪ ،‬مال ک و ضابط اصلی در‬ ‫داشتن یا نداشتن قصد‪ ،‬علم به ارتکاب یا عدم‬ ‫ارتکاب گناه است‪ .‬به گونه ای که ا گر ُمعین علم‬ ‫ّ‬ ‫دارد که فرد در صورت تملک انگور با ان شراب‬ ‫ً‬ ‫می سازد‪ ،‬طبیعتا از روی قصد و عمد‪ ،‬گناهکار‬ ‫را یاری کرده است؛ ا گرچه که در دل یا زبانش‬ ‫این باشد که فرد از تصمیم خود برگردد‪ .‬اما‬ ‫ا گر فروشنده نداند که خریدار انگور‪ ،‬با ان چه‬ ‫ً‬ ‫می کند‪ ،‬طبعا در صورت ساختن شراب از ان‬ ‫انگور‪ ،‬وی معین بر اثم شناخته نمی شود‪ .‬در این‬ ‫خصوص نظر برخی فقها این است که احتمال‬ ‫عقالیی نیز ملحق به علم است‪ .‬یعنی ا گر فردی‬ ‫یقین پیدا نکند که این فرد انگور را برای ساختن‬ ‫شراب می خرد اما براساس شواهد یا شناخت از‬ ‫خریدار‪ ،‬احتمال بدهد که بدین مقصود انگور‬ ‫می خرد‪ ،‬این احتمال عقالیی مانند علم بوده‬ ‫و در صورت فروش انگور از مصادیق اعانه بر اثم‬ ‫تلقی خواهد شد‪.‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪13‬‬ ‫یتاباختنا یاه هانگ‬ ‫انتخابات مانند صدها پدیده و ابزار وارداتی دیگر از تمدن غرب‪ ،‬هیچگاه از مسیر درست و شیوه صحیح به جامعه ایرانی وارد نشده و بدون‬ ‫در نظر گرفتن مقتضیات فرهنگی‪ ،‬جامعه شناختی و حتی جغرافیایی ایران‪ ،‬امروز یکی از کلیدی ترین رخدادهای سیاسی ما را رقم می زند‪.‬‬ ‫‪ -2‬انتخابات ایرانی و‬ ‫تعارض های ساختاری ان‬ ‫انتخابات ‪-‬به شکل امروزی ان‪ -‬به عنوان یک‬ ‫رخداد سیاسی‪ ،‬یک مکانیسم انتقال قدرت‪،‬‬ ‫یک عرصه ی مشارکت سیاسی شهروندان یا به‬ ‫ّ‬ ‫هر عنوان دیگری‪ ،‬پدیده ای بومی و ملی برای‬ ‫جامعه ما نبوده و نیست و سابقه ای از ان در‬ ‫جامعه شناسی تاریخی و ساختار سیاسی ما‬ ‫یافت نمی شود‪ .‬انتخابات مانند صدها پدیده‬ ‫و ابزار وارداتی دیگر از ّ‬ ‫تمدن غرب‪ ،‬هیچگاه از‬ ‫مسیر درست و شیوه صحیح به جامعه ایرانی‬ ‫وارد نشده و بدون در نظر گرفتن مقتضیات‬ ‫فرهنگی‪ ،‬جامعه شناختی و حتی جغرافیایی‬ ‫ایران‪ ،‬امروز یکی از کلیدی ترین رخدادهای‬ ‫سیاسی ما را رقم می زند‪.‬‬ ‫ن همراه‪،‬‬ ‫سینما‪ ،‬رادیو‪ ،‬تلویزیون‪ ،‬اینترنت‪ ،‬تلف ‬ ‫شبکه های اجتماعی و بسیاری دیگر از ابزارها و‬ ‫پدیده هایی که در ّ‬ ‫تمدنی با زیربنا و محتوای‬ ‫متفاوت از ّ‬ ‫تمدن ما شکل گرفته اند‪ ،‬با در نوردیدن‬ ‫بسیاری از مرزها‪ ،‬خطوط و چارچوب های فکری‪،‬‬ ‫فرهنگی و اجتماعی زندگی ما‪ ،‬جایگاه مناسبی‬ ‫در فرهنگ ما نیافته اند و نسبت صحیحی با‬ ‫اموزه های دینی و اخالقی جامعه ما پیدا نکرده اند‪.‬‬ ‫از این رو‪ ،‬چنین ورود افسارگسیخته و بی برنامه‪،‬‬ ‫اسیب های بی شماری را به فرهنگ‪ ،‬جامعه و‬ ‫سبک زندگی ایرانی وارد نموده است‪ .‬یکی از‬ ‫بزرگ ترین اسیب ها در این زمینه‪ ،‬که در اثر‬ ‫‪14‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫غفلت از اثار و پیامدهای این پدیده ها و ابزارهای‬ ‫این چنینی نمایان شده‪ ،‬هنجارشکنی های دینی‬ ‫و اخالقی انهاست‪ .‬چنین غفلتی در عرصه هنر‬ ‫و به ویژه سینما و تلویزیون‪ ،‬تا حدودی حس‬ ‫شده و تالش هایی هرچند پرا کنده و کم اثر‪،‬‬ ‫در راستای کمینه کردن این اسیب ها صورت‬ ‫گرفته است‪ .‬اما در عرصه بسیار مهمی چون‬ ‫انتخابات‪ ،‬حتی چنین تالش های پرا کنده و‬ ‫کم اثری نیز دیده نمی شود! در مبنا‪ ،‬در شیوه‬ ‫اجرا و در کارکرد و اثر انتخابات در جامعه‪ ،‬هنوز‬ ‫سواالت پرشمار فقهی و حقوقی بر زمین مانده‬ ‫و پاسخی به انها داده نشده است‪.‬‬ ‫یکی از جنبه های مهم انتخابات‪ ،‬رقابت است‪.‬‬ ‫انتخابات عرصه رقابت اراء‪ ،‬افکار‪ ،‬جناح ها‪ ،‬گروه ها‬ ‫و افراد سیاسی مختلف است که برای به دست‬ ‫گرفتن همه یا بخشی از قدرت سیاسی کشور‬ ‫تالش می کنند‪ .‬این میدان رقابت پرهیجان و‬ ‫ملتهب‪ ،‬در بسیاری از کشورها به بند قوانین‬ ‫و مقررات بسیار سخت و ّ‬ ‫جدی درامده است تا‬ ‫اسیب های ساختاری و اجتماعی ان محدود و‬ ‫کنترل شود‪ .‬در ایران ّاما‪ ،‬نه تنها قوانین جدی‬ ‫و دقیقی وضع نشده است بلکه حتی هنوز هیچ‬ ‫شیوه ّ‬ ‫مدون و چارچوب ّ‬ ‫معینی در خصوص نحوه‬ ‫رفتار کاندیداها‪ ،‬احزاب‪ ،‬رای دهندگان‪ ،‬رسانه ها‬ ‫و نهادهای اجرایی و نظارتی دیده نمی شود و به‬ ‫کلیاتی مبهم و بی اثر در این خصوص بسنده شده‬ ‫است‪ .‬در این میان برخی رفتارهای هر کدام از‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫بازیگران انتخاباتی‪« ،‬مصداق ّبی ِن حرام شرعی» است اما‬ ‫قانون محکم و قاطعی برای جلوگیری از ان وجود ندارد!‬ ‫نگاهی گذرا به روند رقابت های انتخاباتی در جمهوری‬ ‫اسالمی به خوبی نشان می دهد یکی از مهم ترین چالش های‬ ‫حا کمیت در سالیان اخیر‪ ،‬ان است که در رقابت های‬ ‫ً‬ ‫انتخاباتی رشته امور تقریبا از دست همه نهادهای اجرایی و‬ ‫نظارتی خارج می شود و نا گهان کشور در معرض بحران های‬ ‫جدی قرار می گیرد‪ .‬در حالی که تا پیش از شروع رسمی‬ ‫رقابت های انتخاباتی نهاد نظارتی شورای نگهبان‪ّ ،‬‬ ‫سد‬ ‫بزرگی در برابر بی قانونی و بی اخالقی کاندیداهاست‪ ،‬با‬ ‫اغاز دوره رسمی تبلیغات انتخاباتی به نا گاه‪ ،‬کاندیداها‪،‬‬ ‫ستادهای انتخاباتی‪ ،‬احزاب‪ ،‬گروه های سیاسی‪ ،‬رای‬ ‫دهندگان و رسانه ها در فضایی رها (تعریف نشده) و امن‬ ‫(بدون نظارت) برای هر نوع فعالیتی قرار می گیرند و ازادانه‬ ‫در مقابل قوانین و حتی اصول اساسی نظام می ایستند و‬ ‫برای کسب رای بیشتر از هیچ اقدامی فروگذار نمی کنند‪ .‬این‬ ‫امر در سالیان اخیر به گونه ای در امده است که کاندیداهای‬ ‫ریاست جمهوری اسالمی ایران که در صورت پیروزی در‬ ‫انتخابات باید پاسدار اسالم‪ ،‬قانون اساسی و امنیت ملی‬ ‫جمهوری اسالمی باشند‪ ،‬در نطق های انتخاباتی خود‬ ‫بی پروا علیه اسالم‪ ،‬قانون اساسی و امنیت ملی موضع‬ ‫می گیرند! به راستی فردی که با چنین مواضعی به کرسی‬ ‫ریاست جمهوری می نشیند‪ ،‬چرا و چگونه باید از اسالم‪،‬‬ ‫قانون اساسی و امنیت ملی پاسداری کند؟‬ ‫عالوه بر ساختار کند و نا کارامد نهادهای نظارتی (از‬ ‫جمله شورای نگهبان) پس از تایید یا احراز صالحیت ها‬ ‫و انفعال و تاخیر قوه قضائیه در اعالم جرم و رسیدگی به‬ ‫جرائم انتخاباتی‪ ،‬قوانین وضع شده نیز به دلیل ابهام و‬ ‫دوری از فضای واقعی رقابت‪ ،‬اثر چندانی ندارند‪ .‬گویی‬ ‫قانونی نانوشته وجود دارد که در ایام انتخابات همه چیز‬ ‫ازاد است! چنین قانون نانوشته ای اسیب های مختلفی‬ ‫با اغاز دوره رسمی تبلیغات انتخاباتی به نا گاه‪ ،‬کاندیداها‪ ،‬ستادهای‬ ‫انتخاباتی‪ ،‬احزاب‪ ،‬گروه های سیاسی‪ ،‬رای دهندگان و رسانه ها در‬ ‫فضایی باز و امن برای هر نوع فعالیتی قرار می گیرند و ازادانه در مقابل‬ ‫قوانین و حتی اصول اساسی نظام می ایستند و برای کسب رای بیشتر‬ ‫از هیچ اقدامی فروگذار نمی کنند‪.‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪15‬‬ ‫یتاباختنا یاه هانگ‬ ‫را به نظام جمهوری اسالمی وارد اورده است‪.‬‬ ‫یک بخش از این اسیب ها به عدم رعایت حقوق‬ ‫شهروندی در رقابت های انتخاباتی باز می گردد‪.‬‬ ‫در ایام تبلیغات انتخاباتی انواع تهمت ها و‬ ‫دروغ ها نسبت به افراد مختلف حاضر یا غائب‬ ‫در میدان رقابت انتخاباتی وارد می شود‪ .‬نه‬ ‫قانون بازدارنده ای وجود دارد و نه قانونی که‬ ‫ان را پی بگیرد‪ .‬این در حالی است که در حین‬ ‫رقابت انتخاباتی هم شورای نگهبان و هم قوه‬ ‫قضائیه تکلیف و توان ورود به موضوع را دارند‬ ‫و هم پس از پایان کارزار انتخابات‪ ،‬دست قوه‬ ‫قضائیه برای طرح ّادعا و رسیدگی باز است‪.‬‬ ‫پرواضح است که همه مشکالت به نبود قانون باز‬ ‫نمی گردد‪ .‬دسته ای دیگر از اسیب ها‪« ،‬مخدوش‬ ‫کردن امنیت ملی کشور» است‪ .‬رقابت انتخاباتی‬ ‫ان قدر رها و ازاد است که کاندیداهای مختلف‬ ‫به طرق متفاوت نظیر افشای اطالعات محرمانه ‬ ‫نظام‪ ،‬طرح شعارهای مخالف با اصول قانون‬ ‫اساسی‪ ،‬ارائ ه وعده های کاذب و التهاب افرین و‬ ‫غیره‪ ،‬امنیت ملی کشور را مخدوش می کنند و در‬ ‫اینجا نیز هیچ مانعی برای انها وجود ندارد‪ّ .‬‬ ‫«تعدی‬ ‫به حقوق الهی» دسته ای دیگر از اسیب های‬ ‫انتخاباتی است‪ .‬ارائه وعده های انتخاباتی مخالف‬ ‫شر ع یا معروف ساختن منکرات یکی از مصادیق‬ ‫مهم چنین رفتارهایی است‪ .‬در هر سه زمینه‪،‬‬ ‫بازگشت این اسیب ها یا به ّ‬ ‫تعدی از شر ع است‬ ‫یا زمینه سازی برای گناهان دیگر و دیگران است‬ ‫ّ‬ ‫که خود از مصادیق اعانه بر اثم تلقی می شود‪.‬‬ ‫نخستین اقدام برای اصالح این شرایط‪ ،‬وضع‬ ‫قوانینی است که حدود و ثغور رقابت انتخاباتی‬ ‫‪16‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫را دقیق و شفاف مشخص کند‪ .‬قوانینی که انچه‬ ‫خالف شر ع یا قانون اساسی است را بر شمرد‪.‬‬ ‫قوانینی که ضمن شناسایی و احصاء گناه های‬ ‫انتخاباتی‪ ،‬زمینه پیشگیری از ارتکاب ان را فراهم‬ ‫نماید‪ .‬اثرگذارتر و مهم تر از ان‪ ،‬گام بعدی یعنی‬ ‫وضع قوانینی است که زمینه ها و ّ‬ ‫مقدمات ارتکاب‬ ‫گناه را از میان برده و فضای رقابت را به سمت‬ ‫پرهیز از گناه هدایت کند‪ .‬به این معنی که اعمال‬ ‫و رفتارهایی که فی نفسه خالف قانون یا شر ع‬ ‫نیست‪ ،‬اما منجر به الوده شدن فضای انتخاباتی و‬ ‫فراهم شدن زمینه بی قانونی و خالف شرع می شود‪،‬‬ ‫منع گردد‪ .‬به عنوان نمونه می توان به شعارهای‬ ‫ساختارشکن برخی کاندیداها در دوره های قبلی‬ ‫ً‬ ‫اشاره کرد‪ .‬شعارهایی که اوال در حیطه اختیارات‬ ‫ً‬ ‫نامزدها نبوده و ثانیا فضای تقابل مردم و حا کمیت‬ ‫را ایجاد‪ ،‬تهییج و تقویت می کند‪.‬‬ ‫یکی از گام های الزم برای تدوین قوانین یادشده‪،‬‬ ‫شناسایی زمینه ها و ّ‬ ‫مقدمات ارتکاب گناه‬ ‫مبتنی بر قران کریم و شر ع ّ‬ ‫مقدس اسالم است‪.‬‬ ‫در این پژوهش براساس قاعده «االعانه علی‬ ‫االثم» رفتارها و فعالیت هایی بیان می شوند‬ ‫که به خودی خود‪ ،‬گناه نبوده‪ ،‬اما به واسطه‬ ‫یاری و همراهی گناهکار در انجام گناه‪ ،‬گناه‬ ‫شمرده شده است‪ .‬برای این منظور ابتدا به‬ ‫تبیین گناه های انتخاباتی می پردازیم؛ سپس‬ ‫شیوه های اعانه بر گناه مورد بررسی قرار می گیرد‬ ‫و در نهایت به بیان مصادیق اعانه بر اثم در‬ ‫میان نقش افرینان و بازیگران مختلف عرصه ی‬ ‫انتخابات پرداخته می شود‪.‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫‪ -3‬گناه های انتخاباتی‬ ‫با نگاهی به روند برگزاری انتخابات در جمهوری اسالمی و شیوه های رقابت در ادوار مختلف به ویژه‬ ‫انتخابات ریاست جمهوری‪ ،‬اهم گناه های انتخاباتی در موارد زیر احصا شده است‪ .‬بدیهی است‬ ‫این احصا تام نیست و می توان مواردی را بر ان افزود‪ .‬در هر مورد تالش می شود تا نمونه ای واقعی‪،‬‬ ‫البته به طور غیر مستقیم ذکر شود‪.‬‬ ‫ ‪ - 1‬دروغ؛ دروغ از گناهان کبیره بوده و به ضرورت‬ ‫عقل و الزام ادیان الهی حرام است و بر حرمت‬ ‫ّ‬ ‫ان ادله اربعه قران‪ ،‬سنت‪ ،‬عقل و اجماع داللت‬ ‫می کند (انصاری دزفولی ب‪.)11 :1415 ،‬‬ ‫ ‪ -2‬بهتان؛ مقصود از بهتان نسبت دروغین و‬ ‫ناروا به کسی دادن است‪ .‬مطابق روایات‬ ‫بهتان از مصادیق گناهان کبیره است‬ ‫(شاهرودی و دیگران ب‪.)152 :1426 ،‬‬ ‫ ‪ -3‬غیبت؛ بیان عیب فرد دیگری در غیاب‬ ‫ّ‬ ‫وی را غیبت گویند و بنا بر ادله اربعه حرام‬ ‫و از گناهان کبیره شمرده می شود (انصاری‬ ‫دزفولی الف‪.)315 :1415 ،‬‬ ‫ ‪ -4‬ریختن ابروی مومن؛ به هر شیوه ای اعم‬ ‫از تمسخر‪ ،‬عیب گویی‪ ،‬بدگویی‪ ،‬دشنام‪،‬‬ ‫سرزنش‪ ،‬هجو‪ ،‬سبک شمردن و‪ ...‬که‬ ‫هریک خود گناهی ّ‬ ‫مجزاست (دستغیب‪،‬‬ ‫‪.)291 :1383‬‬ ‫ ‪ -5‬خیانت در امانت؛ از جمله گناهان کبیره‬ ‫بوده و مطابق روایت فضل بن شاذان‪ ،‬مطلق‬ ‫خیانت در امانت حرام است (دستغیب‪،‬‬ ‫‪.)242 :1383‬‬ ‫‪1‬‬ ‫ ‪ -6‬شیون دروغین ؛ که جنبه حرمت ان از‬ ‫ّ‬ ‫باب دروغ است و ال شیون فی نفسه حرام‬ ‫نیست (انصاری دزفولی ب‪.)67 :1415 ،‬‬ ‫ ‪ -7‬مدح کسی که شایسته مدح نیست یا‬ ‫ً‬ ‫سزاوار ّ‬ ‫ذم است؛ حرمت ان عقال ثابت است‬ ‫و روایات نیز بر حرمت ان ّ‬ ‫صحه می گذارند‬ ‫(انصاری دزفولی ب‪.)51 :1415 ،‬‬ ‫ّ‬ ‫ ‪ -8‬یاری ستمگر در ظلمش؛ به گواهی ادله اربعه‬ ‫جزء گناهان کبیره است به گونه ای که در‬ ‫روایت امده که هرکس برای کمک به سوی‬ ‫ظالمی رود در حالی که به ظلم او ا گاه است‪،‬‬ ‫از اسالم خارج شده است‪ .‬همچنین ظاهر‬ ‫‪ -1‬النوح بالباطل‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪17‬‬ ‫یتاباختنا یاه هانگ‬ ‫‪ -4‬شیوه های اعانه‬ ‫روایات نشان می دهد این یاری محدود‬ ‫محرمات نبوده و غیر ّ‬ ‫به ّ‬ ‫محرمات را نیز در‬ ‫برمی گیرد و شیخ انصاری نیز بر ان صحه‬ ‫گذاشته است (انصاری دزفولی ب‪:1415 ،‬‬ ‫‪.)54-53‬‬ ‫ّ‬ ‫ ‪ -9‬غش‪ :‬غش به معنی فریب و مکر بوده و حرمت‬ ‫ّ‬ ‫ان قطعی و روایات دال بر ان متواتر است‬ ‫(انصاری دزفولی الف‪ .)275 :1415 ،‬شرط‬ ‫در ان خفاء است به گونه ای که طرف مقابل‬ ‫متوجه ان نشود‪ .‬مثل ممزوج کردن شیر و‬ ‫اب (انصاری دزفولی الف‪.)278 :1415 ،‬‬ ‫ ‪ّ -10‬‬ ‫سب مومن‪ :‬مقصود از ّ‬ ‫سب و شتم واحد‬ ‫است‪ .‬مراد از ّ‬ ‫سب بیان نقص و سبک‬ ‫شمردن مومن است‪ .‬در ّ‬ ‫سب‪ ،‬مواجهه با‬ ‫مسبوب شرط نیست اما قصد اهانت شرط‬ ‫است‪ .‬در نتیجه رابطه ّ‬ ‫سب و غیبت عموم‬ ‫ن وجه است (انصاری دزفولی‬ ‫و خصوص م ‬ ‫الف‪.)255-254 :1415 ،‬‬ ‫ّ‬ ‫ ‪ - 11‬استفاده از مال غیر (دزدی)‪ :‬بنا بر ادله اربعه‬ ‫حرام است و از گناهان کبیره به شمار می رود‪.‬‬ ‫ّ‬ ‫ ‪ -12‬اشاعه فحشاء‪ :‬بنا بر ادله اربعه و تصریح‬ ‫قران کریم‪ ،‬اشاعه فحشاء حرام است‪.‬‬ ‫ّ‬ ‫ ‪ -13‬ایجاد اختالف بین امت اسالم‪ :‬بنا بر ادله‬ ‫اربعه کسی که با قول یا فعل خود جامعه‬ ‫اسالمی را دچار تفرقه کند‪ ،‬مرتکب گناه‬ ‫کبیره شده است‪.‬‬ ‫ّ‬ ‫عالوه بر موراد فوق می توان از تکبر‪ ،‬غدر و حیله‪،‬‬ ‫سر ّ‬ ‫افشاء ّ‬ ‫(سر افراد یا نظام)‪ ،‬برگزاری مجلس گناه‬ ‫و اصرار بر صغیره نیز نام برد‪.‬‬ ‫‪18‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫منظور از اعانه یا یاری کردن‪ ،‬کمک لسانی‪،‬‬ ‫یدی یا مالی است‪.‬‬ ‫ ‪ -1‬کمک لسانی‪ :‬منظور از ان تایید یا زمینه سازی‬ ‫یک گناه با سخن گفتن است‪ .‬به عنوان‬ ‫مثال‪ ،‬سخنان یکی از کاندیداهای ریاست‬ ‫جمهوری در یک مناظره انتخاباتی عالوه بر‬ ‫ان که بخشی از ان‪ ،‬خود یک گناه مستقل‬ ‫بود‪ ،‬به وقوع گناهان دیگری از جمله تفرقه‬ ‫میان جامعه اسالمی نیز کمک کرد‪.‬‬ ‫ ‪ -2‬کمک یدی‪ :‬منظور از ید در اینجا به معنی‬ ‫انجام کاری است که ّ‬ ‫مقدمه انجام گناه‬ ‫گردد‪ .‬به عنوان مثال‪ ،‬برخی از کاندیداهای‬ ‫ریاست جمهوری با انتشار بیانیه ای مبنی بر‬ ‫تشکیل کمیته صیانت از اراء‪ ،‬زمینه «بهتان‬ ‫ّ‬ ‫تقلب به نظام» را فراهم اوردند‪.‬‬ ‫ ‪ -3‬کمک مالی‪ :‬منظور از ان روشن است‪ .‬این‬ ‫ً‬ ‫امر غالبا در اطرافیان کاندیداها و حامیان‬ ‫انها مصادیق زیادی داشته است‪ .‬به عنوان‬ ‫مثال حامیان یکی از کاندیداها در انتخابات‬ ‫هزینه بسیاری را در تولید و توزیع یک‬ ‫سی دی محتوی تهمت های فراوان نسبت‬ ‫به کاندیدای دیگر صرف کردند‪.‬‬ ‫ ‪ -4‬سکوت‪ :‬منظور از ان سکوتی است که‬ ‫زمینه ساز یا تاییدکننده گناه باشد‪ .‬به عنوان‬ ‫مثال در یکی از انتخابات ها‪ ،‬کاندیدایی‬ ‫با مطرح کردن شعارهای تند علیه نظام‬ ‫به دنبال جلب اراء مردم بود اما بسیاری از‬ ‫گروه های مرجع جامعه که تاثیر به سزایی بر‬ ‫مردم داشتند با سکوت خود زمینه ساز تکرار و‬ ‫توسعه این ادبیات در رقابت انتخاباتی شدند‪.‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫‪ -5‬مصادیق اعانه بر اثم در رفتارهای انتخاباتی‬ ‫بررسی مصادیق اعانه بر اثم در رفتارهای انتخاباتی نیازمند‬ ‫شناسایی بازیگران مختلف در عرصه انتخابات است‪ .‬در این‬ ‫بخش به بررسی مصادیق به تفکیک چهار بازیگر مهم عرصه‬ ‫انتخابات می پردازیم‪ :‬نامزدها‪ ،‬رای دهندگان‪ ،‬ستادهای انتخاباتی‬ ‫و حامیان کاندیداها و رسانه ها‪.‬‬ ‫الف‪ -‬نامزدها‬ ‫ ‪ - 1‬انتخاب شعار‪ .‬انچه به ّکرات در فضای انتخاباتی کشور مشاهده‬ ‫شده‪ ،‬دادن شعارهایی است که زمینه ساز فسادند‪ .‬شعارهای‬ ‫برخی نامزدها زمینه ساز ایجاد و گسترش فساد اجتماعی‪،‬‬ ‫فساد سیاسی‪ ،‬فساد اقتصادی و فساد اخالقی شده است‪.‬‬ ‫ّ‬ ‫البته شعارهای کلی نیز با برداشت ازاد مخاطبین در این میان‬ ‫سهم به سزایی داشته است‪ .‬نظیر شعار ازادی که سرانجام ان‬ ‫به ولنگاری اخالقی و اسیب های ناشی از ان انجامید‪.‬‬ ‫ ‪ -2‬دو قطبی سازی‪ .‬یکی از بزرگترین گناهان انتخاباتی ایجاد‬ ‫تفرقه در کشور ّ‬ ‫(امت اسالم) است‪ .‬به عنوان مثال‪ ،‬در یکی‬ ‫از انتخابات ‪ ،‬نامزدهای رقیب با نطق ها وشعارهای خود‪ ،‬به‬ ‫ایجاد فضای دو قطبی در جامعه پرداخته و سرانجامی تلخ از‬ ‫دو دستگی و شرحه شرحه شدن انسجام اجتماعی را برای‬ ‫کشور به جا گذاشتند‪.‬‬ ‫ ‪ -3‬تشکیل مجالس گناه‪ .‬این مورد نیز به دفعات در رقابت های‬ ‫انتخاباتی مشاهده شده که میتینگ های انتخاباتی برخی‬ ‫کاندیداها به اختالط زن و مرد و مجالس گناه تبدیل شده‬ ‫ً‬ ‫است‪ .‬همچنین پخش موسیقی ّ‬ ‫مهیج در کنار اختالط غالبا‬ ‫منجر به بروز ناهنجاری های اجتماعی و فرهنگی در بیرون از‬ ‫محل جلسات شده است‪.‬‬ ‫ّ‬ ‫ ‪ -4‬اتخاذ مواضعی که منجر به تسلط اجانب بر کشور گردد‪.‬‬ ‫یکی از مهم ترین نمونه های اعانه بر اثم‪ ،‬اتخاذ مواضعی از‬ ‫سوی کاندیداهاست که دولت های بیگانه را برای تسلط بر‬ ‫کشور ترغیب می کند؛ مواضعی که در ان ضعف های داخلی‬ ‫یکی از مهم ترین نمونه های اعانه اتخاذ مواضعی از سوی‬ ‫کاندیداهاست که دولت های بیگانه را برای تسلط بر کشور‬ ‫ترغیب می کند‪ .‬مواضعی که در ان ضعف های داخلی‬ ‫کشور را برجسته ساخته و نیاز کشور به دولت های بیگانه‬ ‫را فریاد می زند‪.‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪19‬‬ ‫یتاباختنا یاه هانگ‬ ‫کشور را برجسته ساخته و نیاز کشور به‬ ‫دولت های بیگانه را فریاد می زند‪ .‬گره زدن‬ ‫مشکالت داخلی به روابط دیپلماتیک و‬ ‫ً‬ ‫سیاست خارجی کشور‪ ،‬عمال چراغ سبزی‬ ‫برای مداخله بیگانگان در امور کشور بوده‬ ‫ً‬ ‫و برخی کاندیداها با توسل به ان صرفا‬ ‫به دنبال کسب اراء بیشتر بوده اند‪.‬‬ ‫ً‬ ‫ ‪ -5‬رفتاری که رقیب را وادار به گناه کند‪ :‬بعضا‬ ‫مشاهده شده که رفتار تند و تحریک امیز‬ ‫یک کاندیدا در سخنرانی ها یا مناظره ها‪،‬‬ ‫رقیب را وادار به گناه کرده است‪ .‬نظیر این‬ ‫که نامزدی مطلبی را بیان کرده یا رفتاری از‬ ‫خود بروز داده که منجر به هتک یا تحریک‬ ‫طرف مقابل گردیده تا رقیب برای اعاده‬ ‫حیثیت یا وا کنش به ان‪ ،‬به دروغ‪ ،‬افشاء‬ ‫ّ‬ ‫سر‪ ،‬هتک مومن و غیره متوسل شود‪.‬‬ ‫ ‪ -6‬از بین بردن قبح گناه در جامعه‪ :‬موارد‬ ‫بسیاری مشاهده شده که شعار‪ ،‬سخنان‬ ‫یا رفتار یک کاندیدا‪ ،‬قبح گناه را در جامعه‬ ‫از بین برده است‪ .‬نمونه پر تکرار چنین‬ ‫رخدادی‪« ،‬بهتان به رقیب و همراهان‬ ‫او»ست که در بسیاری از ادوار انتخابات‬ ‫دیده شده است‪ .‬این رفتار‪ ،‬بالفاصله به‬ ‫جامعه ّ‬ ‫تسری می یابد و هم موافقان و هم‬ ‫مخالفان کاندیدا‪ ،‬بدون در نظر گرفتن قبح‬ ‫گناهانی نظیر بهتان‪ ،‬غیبت یا دروغ‪ ،‬به له‬ ‫یا علیه نامزدی رفتار می کنند‪.‬‬ ‫ ‪ -7‬القاء شیوه گناه به جامعه‪ :‬این مورد‬ ‫نیز با مورد قبل بسیار نزدیک است‪ .‬چه‬ ‫‪20‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫اینکه از بین بردن قبح گناه خود یکی از‬ ‫روش های القاء شیوه گناه است‪ .‬در حقیقت‪،‬‬ ‫درو غ گویی‪ ،‬بهتان‪ ،‬غیبت‪ ،‬افشاء ّ‬ ‫سر و از‬ ‫همه بیشتر و خطرنا ک تر هتک مومن‪ ،‬روشی‬ ‫است که از گفتار‪ ،‬رفتار یا شعار یک نامزد‬ ‫انتخاباتی به جامعه منتقل می شود‪ .‬این امر‬ ‫در سطوح باالتر انتخابات مانند انتخابات‬ ‫ریاست جمهوری و نامزدهایی در ان سطح‪،‬‬ ‫بیشتر مطرح شده و منشا اثر واقع می شود‪.‬‬ ‫ ‪ -8‬فراهم اوردن زمینه اسراف‪ :‬منش شخصی‬ ‫یک کاندیدا می تواند زمینه اسراف گسترده‬ ‫در اطراف وی را پایه ریزی کند‪ .‬یکی از‬ ‫مهم ترین زمینه های شکل گیری اسراف‬ ‫در اطراف نامزدهای انتخاباتی‪ ،‬سکوت‬ ‫در برابر ریخت و پاش ها و زیاده روی های‬ ‫اطرافیان انها است‪ .‬هرچند چنین شیوه ی‬ ‫مسرفانه ای یکی از الگوهای مهم انتخاباتی‬ ‫در کشور است و برخی نامزدها رفتار تبلیغاتی‬ ‫خود را بر چنین شیوه ای بنا نهاده اند‪.‬‬ ‫ ‪ -9‬تدلیس‪ :‬در حالی که نامزد انتخاباتی خود را‬ ‫در معرض انتخاب مردم قرار می دهد‪ ،‬نباید‬ ‫اجازه دهد تصویری دروغین و غیر واقعی از‬ ‫او به نمایش گذارده شود؛ زیرا چنانچه این‬ ‫تصویر غیرواقعی موجب جلب ارای مردم‬ ‫ً‬ ‫شود‪ ،‬بدیهی است که انتخاب وی احتماال‬ ‫شبهه نا ک می شود‪ .‬ا گر اطرافیان یک نامزد‬ ‫به دنبال تدلیس وی باشند‪ ،‬سکوت و همراهی‬ ‫او با انان خود یکی از مصادیق مهم اعانه بر‬ ‫اثم خواهد بود‪.‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫ب‪ -‬ستادهای انتخاباتی و‬ ‫حامیان کاندیداها‬ ‫ ‪ -1‬تدلیس‪ :‬مهم ترین خطای ستادهای‬ ‫انتخاباتی تدلیس نامزدهاست‪ .‬البته تدلیس‬ ‫فی نفسه حرام است لکن وجه حرمت ان‬ ‫اعانه بر دروغ است‪ .‬مطابق ادبیات بازاریابی‬ ‫سیاسی‪ ،‬رای دهندگان براساس ادرا ک خود‬ ‫از تصویر نامزد انتخابات به او رای می دهند‪.‬‬ ‫حال ا گر کسی به دروغین شدن این تصویر‬ ‫کمک کند و از این طریق باعث شود یک‬ ‫کاندیدا مردم را بفریبد‪ ،‬خود زمینه ساز حرام‬ ‫شده است‪ .‬چنین رفتاری در بسیاری از‬ ‫ادوار انتخابات مشاهده می شود‪ .‬نمونه‬ ‫برجسته ان مستندهای انتخاباتی است‬ ‫که در ان تصویری از نامزد ارائه شده که با‬ ‫شخصیت واقعی او نه تنها مطابقت نداشته‬ ‫بلکه در تعارض نیز بوده است! همچنین در‬ ‫طراحی پوسترهای تبلیغاتی و شعار های‬ ‫انتخاباتی برای نامزدها نیز وضعیت مشابهی‬ ‫وجود دارد‪.‬‬ ‫ ‪ -2‬القاء کذب‪ :‬دادن اطالعات و امار غلط به‬ ‫نامزد برای تغییر یا تقویت تصمیم وی یکی از‬ ‫فعالیت های مرسوم در ستادهای انتخاباتی‬ ‫است‪ .‬نمونه مشهور چنین اعانه ای در اجرا‬ ‫و ارائه نظرسنجی های غلط به نامزدهاست‬ ‫که نامزد را در ّ‬ ‫توهم پیروزی قرار می دهد‪.‬‬ ‫همچنین ارائه مطالبی خالف واقع در‬ ‫خصوص سایر نامزدها ممکن است منجر به‬ ‫معاصی متعددی از سوی نامزد و اطرافیان‬ ‫دادن اطالعات و امار غلط به نامزد برای تغییر یا تقویت تصمیم وی یکی از‬ ‫فعالیت های مرسوم در ستادهای انتخاباتی است‪ .‬نمونه مشهور چنین اعانه ای در‬ ‫دادن نظرسنجی های غلط به نامزدهاست که نامزد را در توهم پیروزی قرار می دهد‪.‬‬ ‫وی شود‪ .‬نمونه دیگر القاء کذب‪« ،‬القاء‬ ‫ّ‬ ‫حس تکلیف بدون وجود صالحیت در فرد»‬ ‫است‪ .‬نمونه های زیادی وجود دارد که‬ ‫هجوم عده ای در اطراف یک فرد که خود‬ ‫را شایسته هم نمی دانسته‪ ،‬وی را متقاعد‬ ‫(و شاید ّ‬ ‫متوهم) کرده تا در عرصه انتخابات‬ ‫حضور یابد‪ .‬این امر از جهات مختلفی اعانه‬ ‫بر اثم است از جمله جلوگیری از حضور‬ ‫کاندیدای اصلح‪ ،‬به مسند نشستن فردی‬ ‫غیرصالح در صورت پیروزی در انتخابات‪،‬‬ ‫اسراف فراوان منابع و امکانات‪ ،‬فریب مردم‪،‬‬ ‫تدلیس و بسیاری گناهان دیگر‪.‬‬ ‫ ‪ -3‬ترغیب به استفاده از اموال عمومی‪ :‬این‬ ‫امر به ویژه در خصوص نامزدهایی که در‬ ‫دوره انتخابات مسوولیت دیگری نیز در‬ ‫کشور دارند صادق است و تجربه ی ادوار‬ ‫مختلف انتخابات نشان داده که تعداد‬ ‫چنین نامزدهایی هم کم نیست‪ .‬نمونه های‬ ‫زیادی وجود دارد که اطرافیان نامزدها‬ ‫ان ها را وادار به استفاده از اموال عمومی و‬ ‫بیت المال کرده اند‪.‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪21‬‬ ‫یتاباختنا یاه هانگ‬ ‫ ‪ -4‬تولید مصنوعات تبلیغاتی ّ‬ ‫مروج گناه‪ :‬اشاعه‬ ‫فحشاء یکی از محتمل ترین نتایج مصنوعات‬ ‫تبلیغاتی ستادها به ویژه در مستندهای‬ ‫تبلیغاتی است‪ .‬همچنین مستندی که‬ ‫جامعه را به سمت دو قطبی شدن پیش‬ ‫ببرد‪ّ ،‬‬ ‫حس ناامیدی از نظام اسالمی را در‬ ‫جامعه ترویج کند یا اعتماد مردم نسبت به‬ ‫نظام را کاهش دهد‪ ،‬نیز به طریقی موجب‬ ‫ترویج گناه در جامعه خواهد شد‪.‬‬ ‫ ‪ -5‬حمایت به منظور مساعدت در حرام‪:‬‬ ‫بسیاری از افراد با هدف کسب منفعت حرام‬ ‫به سوی نامزدها می روند‪ .‬نفس حمایت از‬ ‫نامزدی حرام نیست‪ ،‬اما قصد افراد برای‬ ‫به دست اوردن قدرتی که لیاقت ان را ندارند‬ ‫یا استفاده از رانت اشنایی با نامزدها در‬ ‫کسب حرام‪ ،‬حمایت انها را به حرامی دیگر‬ ‫تبدیل می کند‪.‬‬ ‫ ‪ - 6‬کمک به ظالم‪ :‬اطرافیان و ستادهای انتخاباتی‬ ‫نامزدی که ظالم است‪ ،‬خود اعانه ظالم است‪.‬‬ ‫الزمه چنین امری اطالع از ظلم نامزد است‪.‬‬ ‫نمونه چنین امری نیز به ّ‬ ‫ کرات در انتخابات‬ ‫وجود داشته است‪ .‬حمایت از نامزدی که‬ ‫وعده دروغ یا خالف شرع می دهد‪ ،‬از امانت‬ ‫و تقوا برخوردار نیست‪ ،‬صالحیت الزم برای‬ ‫تصدی مسوولیت را ندارد‪ ،‬با رسیدن به قدرت‬ ‫گناه را در جامعه ترویج و تشییع می کند و‪...‬‬ ‫همگی از مصادیق این موردند‪.‬‬ ‫ ‪ -7‬ایجاد زمینه اسراف‪ :‬ستادهای انتخاباتی و‬ ‫اطرافیان کاندیداها نقش مهمی در ایجاد‬ ‫زمینه اسراف در جامعه دارند‪ .‬اختصاص‬ ‫بودجه زیاد ولو از مال شخصی افراد‪ ،‬تولید‬ ‫مصنوعات پر هزینه و اتخاذ رویکرد ریخت و‬ ‫‪22‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫پاش در ستاد‪ ،‬هر یک نمونه های بسیاری‬ ‫را در انتخابات های گذشته داشته اند‪.‬‬ ‫ ‪ -8‬تولید مصنوعات تبلیغاتی با هدف تخریب‪:‬‬ ‫یکی از خطرنا ک ترین رفتارهای ستادهای‬ ‫انتخاباتی‪ ،‬تولید مصنوعات با هدف تخریب‬ ‫ّ‬ ‫متضمن تخریب است‪.‬‬ ‫رقیب یا دست کم‬ ‫ً‬ ‫چنین شیوه ای عمال به یک رویه مرسوم‬ ‫انتخاباتی تبدیل شده است‪ .‬البته ساخت‬ ‫ً‬ ‫چنین مصنوعاتی خود غالبا گناهی مستقل‬ ‫نظیر بهتان یا هتک حرمت مومن است و‬ ‫هرگونه کمک به تولید و توزیع ان از مصادیق‬ ‫اعانه بر اثم شمرده می شود‪.‬‬ ‫ج‪ -‬رای دهندگان‬ ‫در خصوص رای دهندگان دو جنبه مهم وجود‬ ‫دارد‪ ،‬یکی اعان ه بر اثم در حمایت از یک کاندیدا و‬ ‫دیگری اعانه بر اثم در مخالفت با کاندیدای دیگر‪.‬‬ ‫‪ -1‬اعانه بر اثم در حمایت از یک کاندیدا‪:‬‬ ‫حمایت یک را ی دهنده از یک نامزد َ‬ ‫صو ر‬ ‫مختلفی دارد؛ به عنوان مثال اشاعه اندیشه و‬ ‫برنامه های یک کاندیدا یا حضور در میتینگ ها‬ ‫و جلسات انتخاباتی وی نمونه ای از رفتارهای‬ ‫حمایتی یک رای دهنده است‪ .‬اخرین رفتار یک‬ ‫رای دهنده ی حامی‪ ،‬انداختن برگ رای به نام‬ ‫کاندیدای مورد حمایتش در صندوق انتخابات‬ ‫است‪ .‬بزرگترین خطر برای رای دهندگان نیز‬ ‫البته در همین جا نهفته است‪ .‬همراهی با گناه‬ ‫یا همکاری با گناهکار‪ .‬عناوین زیر نمونه هایی‬ ‫از مصادیق اعانه بر اثم در رفتار رای دهندگان‬ ‫حامی یک کاندیداست‪:‬‬ ‫ • کاندیدایی که توان چنین مسوولیتی‬ ‫ندارد؛ حمایت از کاندیدایی که صالحیت‬ ‫قرار گرفتن در ان مسند را ندارد و رای دهنده‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫علیرغم اطالع از این موضوع‪ ،‬براساس منافع‬ ‫شخصی‪ ،‬گروهی یا جناحی خود از ان فرد‬ ‫حمایت می کند‪ .‬با اینکه این اسیب بیشتر‬ ‫متوجه رای دهندگان ّ‬ ‫متعصب و ایدئولوژیک‬ ‫است‪ ،‬باید توجه داشت حضور ناا گاهانه‬ ‫رای دهنده در عرصه انتخابات و حمایت‬ ‫چشم بسته از یک کاندیدا نیز می تواند چنین‬ ‫اسیبی را برای او در پی داشته باشد‪.‬‬ ‫ • کاندیدایی که وعده خالف شرع می دهد؛‬ ‫بدیهی است حمایت از کاندیدایی که وعده‬ ‫ّ‬ ‫تعدی از حدود الهی را می دهد‪ ،‬مصداق‬ ‫کاملی از اعانه بر اثم خواهد بود‪.‬‬ ‫ • کاندیدایی که گناه را رسمیت می دهد؛‬ ‫حمایت از کاندیدایی که در رفتارهای‬ ‫انتخاباتی خود حدود شرعی را مراعات نکرده‬ ‫و کمپین انتخاباتی او از ارتکاب گناه ابایی‬ ‫نداشته باشد‪ ،‬یکی از مصادیق قطعی اعانه‬ ‫بر اثم خواهد بود‪.‬‬ ‫ • کاندیدایی که ظالم است؛ این اسیب نیز‬ ‫بیش از هرچیز متوجه رای دهندگان ّ‬ ‫متعصب‬ ‫و ایدئولوژیک است‪.‬‬ ‫ • کاندیدایی که اجانب را بر کشور مسلط‬ ‫می کند؛‬ ‫ • رفتار تحریک امیز و ایجاد دوقطبی؛‬ ‫رای دهنده حامی در برخی موارد با شیوه‬ ‫تبلیغی تحریک امیز جامعه را به سمت‬ ‫دوقطبی پیش برده و با تحریک موافق و‬ ‫مخالف خود‪ ،‬اتش تفرقه را شعله ور می کند‪.‬‬ ‫‪ -2‬اعانه بر اثم در مخالفت با یک کاندیدا‬ ‫در خصوص مخالفت با یک کاندیدا هم‬ ‫عالوه بر شیوه هایی که خود گناه محسوب‬ ‫می شوند نظیر بهتان‪ ،‬هتک حرمت مومن و‬ ‫افشاء ّ‬ ‫سر‪ ،...‬رفتارهایی وجود دارند که خود‬ ‫معصیت نبوده اما می توانند مصداق اعانه بر‬ ‫اثم باشند‪ .‬عناوین زیر نمونه هایی از مصادیق‬ ‫اعانه بر اثم در رفتار رای دهندگان مخالف یک‬ ‫کاندیداست‪.‬‬ ‫ • رای ندادن به اصلح؛ اینکه فردی کاندیدایی را‬ ‫اصلح شناخته و از رای به او امتناع کند‪ ،‬ممکن‬ ‫است منجر به انتخاب فرد غیراصلحی شود‪.‬‬ ‫به تعبیر بهتر عدم انتخاب اصلح برای یک‬ ‫مسوولیت زمینه ساز معاصی مختلفی خواهد‬ ‫شد که بارزترین ان خیانت در امانت است‪.‬‬ ‫ • تبلیغ برای رقیب کاندیدای اصلح؛ این‬ ‫امر نیز به دلیلی مشابه دلیل قبل‪ ،‬زمینه ساز‬ ‫گناه و از مصادیق اعانه بر اثم است‪.‬‬ ‫ • کمک به تخریب یک کاندیدا؛ قطع نظر از‬ ‫صالحیت یا عدم صالحیت یک کاندیدا‪،‬‬ ‫تبلیغات منفی علیه هر مومنی بی تردید‬ ‫معصیت است‪ .‬باید توجه داشت در این‬ ‫خصوص استثناءاتی وجود دارد (نظیر‬ ‫استثناءات غیبت) که باید در مجال خود‬ ‫بدان پرداخت‪ .‬کوتاه اینکه تنها در صورتی‬ ‫تبلیغات منفی در حدود شر ع مجاز خواهد‬ ‫بود که جامعه از شناخت فردی فاسق‪،‬‬ ‫عاجز باشد‪ .‬البته ذکر این نکته نیز ضروری‬ ‫است که تشخیص این امر در قانون اساسی‬ ‫به عهده شورای نگهبان گزارده شده تا مانع‬ ‫از حضور افراد ناصالح در عرصه انتخابات‬ ‫شود‪.‬‬ ‫ • سکوت در وقت سخن؛ ا گر سکوت به معنی‬ ‫تایید هتک یا تخریب یک کاندیدا گردد‪،‬‬ ‫بی تردید از مصادیق اعانه بر اثم خواهد بود‪.‬‬ ‫ • رفتار تحریک امیز و ایجاد دو قطبی‪.‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪23‬‬ ‫یتاباختنا یاه هانگ‬ ‫شاید مهم ترین‪ ،‬موثرترین و بزرگترین معین بر اثم در فضای انتخاباتی‪ ،‬رسانه‬ ‫است‪ .‬رسانه به عنوان ابزاری برای اطالع رسانی‪ ،‬عمال گریزی از دو راه ندارد‪ .‬یا‬ ‫اعانه بر خیر کند و یا اعانه بر اثم‪ .‬به جرات می توان گفت همه رفتارهای رسانه ای‬ ‫جز در این دو راه قرار ندارند‪.‬‬ ‫د‪ -‬رسانه ها‬ ‫ُ‬ ‫شاید مهم ترین‪ ،‬موثرترین و بزرگترین معین بر‬ ‫اثم در فضای انتخاباتی‪ ،‬رسانه است‪ .‬رسانه‬ ‫ً‬ ‫به عنوان ابزاری برای اطالع رسانی‪ ،‬عمال گریزی از‬ ‫دو راه ندارد‪ :‬یا اعانه بر خیر کند و یا اعانه بر اثم‪.‬‬ ‫به جرات می توان گفت همه رفتارهای رسانه ای‬ ‫جز در این دو راه قرار ندارند‪ .‬مساله حتی از این‬ ‫هم فراتر است که حتی سکوت رسانه ها در مقابل‬ ‫رخدادهای بیرونی نیز خود در یکی از این دو‬ ‫راه قرار خواهد گرفت‪ .‬از این جهت‪ ،‬رسانه تیغ‬ ‫دولبه ای است که نا گزیر باید ُبب ّرد‪ ،‬ا گر از این سو‬ ‫نبرید‪ ،‬الجرم از سوی دیگر خواهد برید‪ .‬لذا هم‬ ‫پوشش و هم عدم پوشش خبری‪ ،‬نمونه هایی‬ ‫از اعانه بر اثم در فضای رسانه ای است‪ .‬این‬ ‫کارکرد دوگانه رسانه ها را روایتی از امام جواد؟ع؟‬ ‫به خوبی تبیین نموده است‪:‬‬ ‫الناطقُ‬ ‫کان ّ‬ ‫َ‬ ‫َ«م ْن َا ْصغی الی ناطق َف َق ْد َع َب َد ُه َفانْ‬ ‫ِ‬ ‫ِ ٍ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫َ‬ ‫ُ‬ ‫ْ‬ ‫ُ‬ ‫ّ‬ ‫َ‬ ‫ْ‬ ‫َ‬ ‫َعن ا ّلل ِه َف َق ْد َع َب َد ا ّلله َو ان کان الن ِاطق َین ِطق عنْ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ْ َ ََ‬ ‫َ‬ ‫لیس فق ْد َع َب َد ِا ْبلیس» «هرکس به گوینده ای‬ ‫سان ِاب‬ ‫ِل ِ‬ ‫گوش فرا دهد‪ ،‬به راستی که او را پرستیده است؛‬ ‫پس ا گر این گوینده از خدا بگوید خدا را عبادت‬ ‫کرده و ا گر از زبان ابلیس سخن بگوید ابلیس را‬ ‫عبادت کرده است‪( ».‬کلینی‪ ،‬ص ‪.)792‬‬ ‫عناوین زیر که به عنوان خروجی رسانه ها در‬ ‫اختیار عموم قرار می گیرند هر یک به سهم خود‬ ‫زمینه ساز گناه یا گناهانی می شوند‪:‬‬ ‫‪24‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫ • ‬ ‫ • ‬ ‫ • ‬ ‫ • ‬ ‫ • ‬ ‫پنهان سازی زوایای منفی کاندیدای‬ ‫همسو؛ از تخصص های رسانه های امروزی‪،‬‬ ‫نشان دادن بخش مطلوب خود از واقعیت‬ ‫و پنهان سازی بخش نامطلوب است‪ .‬این‬ ‫ً‬ ‫امر عمال تدلیس چهره یک کاندیدا است و‬ ‫همانطور که گذشت تدلیس خود از مصادیق‬ ‫اعانه بر اثم است‪.‬‬ ‫ّ‬ ‫انتشار اخبار از منابع غیرمعتبر ضد یک‬ ‫کاندیدا؛ از روش های مرسوم رسانه ای انتشار‬ ‫اخبار نامعتبر و سپس تکذیب انها پس از‬ ‫اثرگذاری خبر اول است‪ .‬بدیهی است ا گر‬ ‫ً‬ ‫این اتفاق عمدا رخ دهد که از ابتدا خود‬ ‫معصیت است و ا گر از روی غفلت باشد‪،‬‬ ‫کمک به شیوع یک شایعه در هتک حرمت‬ ‫فردی دیگر خواهد شد‪ .‬لذا ارباب جراید باید‬ ‫در خصوص منابع خبری خود دقت الزم را‬ ‫به خرج دهند‪.‬‬ ‫دمیدن در اتش تفرقه و التهاب؛ انتشار‬ ‫گزارش ها و یا اخباری که جامعه را دوقطبی‬ ‫و ملتهب می سازد‪.‬‬ ‫انتشار مطالبی که به عادی سازی گناه در‬ ‫جامعه دامن بزند؛ نظیر پوشش خبری از‬ ‫میتینگ های مختلط کاندیداها‪.‬‬ ‫سکوت؛ یکی از گناه های بزرگ رسانه ها‪،‬‬ ‫سکوت در هنگام نیاز جامعه است‪ .‬سکوتی‬ ‫که منجر به پوشاندن حق و احیاء باطل‬ ‫می شود‪ .‬مانند اینکه در جریان یکی از‬ ‫ت ریاست جمهوری بسیاری از رسانه ها‬ ‫انتخابا ‬ ‫با سکوت نسبت به برخی واقعیت های‬ ‫ً‬ ‫انتخابات‪ ،‬عمال زمینه وقوع گناهان بسیاری‬ ‫را فراهم اوردند‪.‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫‪ -6‬نتیجه گیری و پیشنهادها‬ ‫به نظر می رسد یکی از بزرگ ترین چالش های‬ ‫انتخابات در ایران‪ ،‬عدم رعایت ضوابط شرعی و‬ ‫قانونی ازسوی بازیگران مختلف انتخابات است‪.‬‬ ‫این حجم از گناه و قانون گریزی در عرصه ای که یا‬ ‫متوجه قانون گذار است و یا مجری قانون‪ ،‬بیش‬ ‫از انکه ناشی از خال قانونی باشد‪ ،‬ناشی از نبود‬ ‫دو ضرورت مهم دیگر است‪:‬‬ ‫‪ )۱‬نبود تربیت دینی و سیاسی صحیح کسانی که‬ ‫برای قرار گرفتن در مناصب سیاسی تالش می کنند‪.‬‬ ‫به نظر می رسد عمده ترین دلیل فقدان چنین‬ ‫ّ‬ ‫تربیتی‪ ،‬نبود تشکل های مرجع مناسب نظیر احزاب‬ ‫و گروه های سیاسی قویم است که بتوانند محمل‬ ‫و مسیری برای تربیت صحیح دینی و سیاسی‬ ‫سیاست مداران و تمرین الگوی صحیح و دینی‬ ‫سیاست ورزی باشند‪ .‬در حقیقت جایی برای تربیت‬ ‫این افراد در جامعه وجود ندارد‪ .‬نبود این تربیت‬ ‫صحیح واژه قدرت را به جای خدمت نشانده که‬ ‫افراد برای کسب ان هیچ مرزی نمی شناسند‪ .‬با این‬ ‫ی پیشرفته ‪-‬که خبری‬ ‫حال در کشورهایی با دموکراس ‬ ‫از تربیت ّ‬ ‫مجزای دینی افراد نیست‪ ،-‬می توان رفتار‬ ‫سیاستمداران را درون و بیرون از انتخابات‪ ،‬بسیار‬ ‫ّ‬ ‫منقح و چارچوب یافته مشاهده نمود؛ اینجاست‬ ‫که باید به خال ضرورت دیگری اشاره کرد‪.‬‬ ‫‪ )۲‬نبود ضمانت اجرای الزم برای قوانین و‬ ‫ضعف دستگاه های نظارتی و قضایی در برخورد‬ ‫ّ‬ ‫با متخلفان‪ .‬این پژوهش بیشتر بر ان بود تا‬ ‫تقریری از مصادیق یکی از قواعد فقهی در میدان‬ ‫انتخابات ارائه کند‪ .‬اما برای اصالح وضع موجود‬ ‫ّ‬ ‫عالوه بر تدوین قوانین شفاف تر و جامع تر جدید‬ ‫و اصالح قوانین موجود‪ ،‬باید ضمانت اجرای‬ ‫مناسب ان را نیز تدبیر کرد‪ .‬یک قانون خوب‬ ‫به تنهایی کافی نیست‪ .‬قانونی که اجرا نشود‪،‬‬ ‫بود و نبودش یکی است‪.‬‬ ‫منابع‬ ‫‪ -1‬بجنوردی‪ ،‬سید حسن‪ ،‬القواعد الفقهیه‪ ،‬جلد ‪ ،1‬نشر الهادی‪ ،‬قم‪1419 ،‬‬ ‫‪ -2‬کلینی‪ ،‬محمد بن یعقوب‪ ،‬الکافی‪ ،‬جلد ‪ ،12‬دارالحدیث‪ ،‬قم‪1429 ،‬‬ ‫‪ -3‬دزفولی انصاری الف‪ ،‬مرتضی‪ ،‬المکاسب المحرمه والبیع و الخیارات‪،‬‬ ‫جلد ‪ ،1‬کنگره بزرگداشت شیخ اعظم انصاری‪ ،‬قم‪1415 ،‬‬ ‫‪ -4‬دزفولی انصاری ب‪ ،‬مرتضی‪ ،‬المکاسب المحرمه والبیع و الخیارات‪،‬‬ ‫جلد ‪ ،2‬کنگره بزرگداشت شیخ اعظم انصاری‪ ،‬قم‪1415 ،‬‬ ‫‪ -5‬دستغیب‪ ،‬عبدالحسین‪ ،‬گناهان کبیره‪ ،‬دفتر انتشارات اسالمی‪ ،‬قم‪1383 ،‬‬ ‫‪ -6‬عاملی‪ّ ،‬‬ ‫حر محمد بن حسن‪ ،‬وسائل الشیعه‪ ،‬جلد ‪ ،12‬موسسه ال‬ ‫البیت‪ ،‬قم‪1409 ،‬‬ ‫‪ -7‬هاشمی شاهرودی‪ ،‬سید محمود و دیگران‪ ،‬فرهنگ فقه مطابق مذهب‬ ‫اهل بیت؟مهع؟‪ ،‬موسسه دائره المعارف فقه اسالمی‪ ،‬قم‪1421 ،‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪25‬‬ ‫دکتر زهرا شریفی‬ ‫پژوهشگر حوزه بازاریابی سیاسی‬ ‫ݡسں ݐݩ ݦں ݧݩݑٮ ݧݩݐ ݑݩ‬ ‫ݐݩ‬ ‫ݣ ݣوݣ ݣ ݣع ݣ ݣدݣ ݣݤه ݣ ج ݣ ݣ� ݥݣݠا ح قاݣ ݫٮݬݓاݣݣٮݖݨݦ ݦی‬ ‫ح ک ݧݐں ى ݐ ݦ‬ ‫ى ع م � ݧّ ݑݦ ݦ ݤݨݠاݨݨ ݩݐںه‬ ‫ݣٮ ݣ ا‬ ‫ل ݣ ݣو ݣ ݣ ݤݨݣ‬ ‫ݣݡٮ ݣ ݫݬݔا ݣ اݣ ݣ ݣ ݣ‬ ‫ݣحراݣ ݬݫݓ ݣ‬ ‫ݣن ݣاݣ دݣ ݫݬݔ ݣدݣاݤ ݣݤاه ݣݣو ݣاݤݣ ݣ‬ ‫ݣی ݣ ݫݬݓ اݣ ݣ‬ ‫�بالݣ ݣ ݣ‬ ‫ً‬ ‫ا گرچه پذیرش وعده های کاندیداها در جامعه و اعتماد به ان عمدتا به ا گاهی رای دهندگان درباره ی‬ ‫کاندیداها و نیز تصویر ذهنی او و ارزیابی رای دهندگان از سابقه ی عملکرد او و حزب متبوعش بستگی‬ ‫دارد ولی در بحث از تصویر ذهنی کاندیداها نیومن و همکارانش می نویسند «امروزه مردم بیشتر بر‬ ‫اساس قلب هایشان اقدام به رای دهی می کنند نه با ذهن هایشان‪».‬‬ ‫در بازاریابی سیاسی‪ ،‬محصول ارائه شده ازسوی کاندیدا عبارت است از «ترکیب پیچیده ای از مزایایی‬ ‫که رای دهندگان معتقدند درصورت انتخاب شدن و رای اوردن کاندیدا به ان دست می یابند»‬ ‫(نیفنگر به نقل از نیومن و همکاران‪ .)۵۸ :۱۳۹۳ ،‬بنابراین هر وعده ی انتخاباتی یک محصول در‬ ‫بازار سیاست است‪ .‬عمده ترین وعده های انتخاباتی در سخنرانی های کاندیداها اشکار می شوند و‬ ‫سپس این وعده ها با استفاده از تبلیغات سیاسی‪ ،‬مطبوعات‪ ،‬رسانه ها و گردهمایی های سیاسی‬ ‫به اطالع عموم مردم می رسد‪.‬‬ ‫‪26‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫ً‬ ‫این که وعده ی انتخاباتی صرفا برای رای جمع کردن‬ ‫است و قرار نیست به اجرا دربیاید موضوع این‬ ‫نوشته نیست؛ هدف من تا کید بر این باور و‬ ‫ارزش فرهنگی مان است که‪« :‬دوصد گفته‬ ‫چون نیم کردار نیست»‪ .‬به ویژه برای حا کمانی‬ ‫که چشم امید و انتظار مردم به انهاست و قرار‬ ‫ْ ُ‬ ‫است به فرموده ی امیرالمومنین؟ع؟‪«َ :‬و ل َیک ْن‬ ‫َ‬ ‫َ َ َ‬ ‫َ‬ ‫ْ‬ ‫َ َّ ْ ُ ُ‬ ‫ک ا ْو َس ُط َها فِی ال َح ّ ِق‪َ ...‬و ا ْج َم ُع َها‬ ‫ور ِال ْی‬ ‫احب الام ِ‬ ‫لر َضا َّ‬ ‫الر ِع َّیهِ ‪»...‬‬ ‫ِِ‬ ‫سیاست مداران نا گزیرند در کارزار انتخابات و در‬ ‫بازار رقابتی کاندیداها ‪ ،‬محصول خود را متمایز‬ ‫از دیگران نشان دهند و به همین خاطر تالش‬ ‫می کنند وجوه تمایز مختلفی را برای محصول‬ ‫ادعایی خویش یا به عبارتی وعده هایشان مطرح‬ ‫کنند‪ .‬مطالبات اقوام و اقلیت ها (بی سابقه بودن)‪،‬‬ ‫ّ‬ ‫حل تحریم های ظالمانه و کاهش بیکاری‬ ‫ّ‬ ‫(کم هزینه کردن)‪ ،‬برخورد قاطع با متخلفان در‬ ‫دولت (عادالنه عمل کردن)‪« ،‬برای رای اوردن از‬ ‫تخریب استفاده نمی کنم» یا «ا گر اشتباهی کنم‬ ‫با صراحت از مردم عذرخواهی می کنم» (اخالقی‬ ‫عمل کردن)‪ ،‬شفافیت و پاسخگویی در عملکرد‬ ‫دولت یا عدالت در زندگی مسووالن (شفاف عمل‬ ‫کردن)‪ ،‬افزایش اشتغال با رونق صادرات (فرا گیر‬ ‫بودن) و یا اینکه «به همه هم وطنان قول می دهم‬ ‫که افتخارات بزرگان ایرانی که برخی کشورهای‬ ‫همسایه ان را تصاحب کردند برگردانم و احترام‬ ‫پاسپورت ایرانی نیز برگردانده می شود» (فرا گیر‬ ‫بودن) همه و همه از نمونه های تمایزسازی برای‬ ‫محصول یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری‬ ‫کشورمان در قالب وعده های انتخاباتی وی‬ ‫است‪ .‬ا گر یک وعده سنج بی طرف و مردمی‪،‬‬ ‫وعده های انتخاباتی کاندیداها را در انتخابات‬ ‫مختلفی مانند ریاست جمهوری‪ ،‬مجلس‪ ،‬شورای‬ ‫شهر و‪ ...‬ثبت و پیگیری و شفاف سازی می کرد‪،‬‬ ‫ً‬ ‫احتماال «راستگویی و صداقت» به تدریج به عادت‬ ‫رفتاری سیاست مداران بدل می شد و شاید بیش‬ ‫َ‬ ‫از همیشه «عالم را محضر خدا می دانستند» تا‬ ‫در محضر خدا دروغ نگویند‪ .‬این ارزو را البته‬ ‫مدتی ست در ان سوی دنیا تجربه کرده اند‪ .‬شاید‬ ‫به این دلیل که امروزه انجا باور بر این است که‬ ‫ا کثر سیاستمداران دروغ می گویند یا حداقل‬ ‫چیزی را پنهان می کنند؛ و شاید هم کمی به‬ ‫کار بازار انتخابات ما و بازاریابی سیاسی ما بیاید‪.‬‬ ‫ِ‬ ‫یکی از این گونه مرا کز که در فضای انتخابات‬ ‫سیاسی ایاالت متحده در دهه ی اخیر فعالیت‬ ‫می کند ‪ Politi Fact‬است‪ .‬این موسسه سعی‬ ‫می کند بدون وابستگی حزبی و مالی‪ ،‬مبتنی‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪27‬‬ ‫یتاباختنا جنس هدعو‬ ‫‪28‬‬ ‫بر شفافیت و عدالت و ازطریق گزارش کردن و‬ ‫نوشتن درباره ی وعده های انتخاباتی کاندیداها‬ ‫َ‬ ‫روشنگری کند‪ .‬پولیتی فکت مدعی است با‬ ‫ارائه ی اطالعات و افزایش ا گاهی شهروندان‬ ‫می توان به انها قدرت ایفای نقش صحیح در‬ ‫جهت دموکراسی را داد‪ .‬این موسسه که ازسوی‬ ‫یک روزنامه ی منطقه ای در سال ‪ ۲۰۰۷‬راه اندازی‬ ‫شده و از سال ‪ ۲۰۱۸‬به مالکیت موسسه مطالعات‬ ‫رسانه ای غیرانتفاعی پوینتر‪ 1‬درامده‪ ،‬از همان ابتدا‬ ‫روی رصد وعده ها و بیانیه های سیاستمداران‬ ‫تمرکز داشته تا انها را با هدف پایش ّ‬ ‫صحت و‬ ‫درستی شان رتبه بندی کند‪.‬‬ ‫َ‬ ‫از نظر منابع تامین مالی‪ ،‬موسسه پولیتی فکت‬ ‫درامد هایی هم ازطریق مشارکت محتوایی‪،‬‬ ‫تبلیغات بازرگانی انالین و گرنت ها دارد‪ .‬در‬ ‫سال ‪ ۲۰۱۷‬هم یک کمپین عضویت سراسری‬ ‫با عنوان «گروه حقیقت» ‪ 2‬را ه اندازی کرد‬ ‫تا بتواند حامیان مالی جدیدی از میان‬ ‫خوانندگان و طرفداران ماموریتش ‪-‬یعنی‬ ‫حقیقت جویی‪ -‬برای خود دست و پا کند‪.‬‬ ‫این موسسه نه تنها به هیچ وجه از منابع‬ ‫ناشناس‪ ،‬احزاب سیاسی‪ ،‬کاندیداها یا‬ ‫سیاستمداران پیروز در انتخابات و یا هر‬ ‫منبعی که موجب تضاد در منافع حرفه ایش‬ ‫شود‪ ،‬هیچ گونه کمک مالی نمی پذیرد بلکه‬ ‫فهرست تمامی کمک های مالی دریافتی خود‬ ‫را نیز ماهانه منتشر و به روزاوری می کند‪ .‬این‬ ‫رویکرد موجب تقویت استقالل حرفه ای در‬ ‫تصمیم گیری دربار ه ی موضوعات‪ ،‬موارد و‬ ‫َ‬ ‫رتبه بندی وعد ه ها می شود‪ .‬پولیتی فکت‬ ‫تالش می کند تحت تاثیر برجسته سازی‬ ‫رسانه ای یا سوگیری های سیاسی قرار نگیرد‬ ‫و موضوعات حقیقی را پی بگیرد‪ .‬فهرست‬ ‫اسامی روزنامه نگاران و نویسندگان خود را‬ ‫ً‬ ‫رسما اعالم می کند و در دسترس مخاطبان قرار‬ ‫َ‬ ‫می دهد‪ .‬پولیتی فکت هر روزه فهرست سخنان‬ ‫و وعد ه های اعضای کنگره‪ ،‬قانو ن گذاران‬ ‫دولتی‪ ،‬دولتمردان‪ ،‬شهرداران‪ ،‬رئیس جمهور‪،‬‬ ‫وزراء‪ ،‬شخصیت های سیاسی‪ ،‬کاندیداهای‬ ‫احتمالی انتخابات و همه ی فعاالن سیاست‬ ‫امریکا را بررسی می کند‪ .‬بعد از جستجو و‬ ‫گرداوری سخنان این افراد از مراجع رسمی‪،‬‬ ‫وعد ه ها در حقیقت سنج ‪ 3‬در دسته های زیر‬ ‫ً‬ ‫رتبه بندی می شوند‪ :‬صحیح‪ ،‬کامال صحیح‪،‬‬ ‫ً‬ ‫نیمه صحیح‪ ،‬عمدتا نادرست و نادرست‪.‬‬ ‫ً‬ ‫گزار ه های کامال غلط هم پایین ترین رتبه‬ ‫را می گیرند‪ :‬غلط غلوط ‪ !4‬گاهی هم به طور‬ ‫خاص وعد ه سنج را روی یک فرد یا حزب‬ ‫‪1- Poynter Institute for Media Studies.‬‬ ‫‪2- Truth Squad.‬‬ ‫‪3- Truth-O-Meter‬‬ ‫‪4- Pants on Fire‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫خاص یا نمایندگان یک مجلس متمرکز‬ ‫می کنند و عناوین جدیدی مانند اوباماسنج‬ ‫یا ترامپ سنج راه می اندازند‪.‬‬ ‫درخصوص دروغگویی شایع میان سیاست مداران‬ ‫امریکایی‪ ،‬وضعیت ترامپ به نظر می رسد خیلی‬ ‫حاد باشد‪ Politi Fact .‬در سال ‪ ۲۰۱۶‬در براوردی‬ ‫از میزان صداقت در اظهارات کاندیداهای‬ ‫ریاست جمهوری امریکا‪ ،‬دریافت که فقط ‪ ٪۲‬از‬ ‫ً‬ ‫ادعاهای ترامپ کامال صحیح است‪ ٪۲۲ ،‬از ان‬ ‫ً‬ ‫نسبتا و نیمی صحیح‪ ٪۱۵ ،‬اغلب غلط‪٪۴۲ ،‬‬ ‫ً‬ ‫کامال غلط و ‪ ٪۱۸‬غلط غلوط است‪( .‬یعنی سه‬ ‫ً‬ ‫گزینه اخر جمعا ‪.)٪۷۵‬‬ ‫ً‬ ‫حال ا گر مسووالن و دولت مردان فعلی در نظام اسالمی و انها که قبال مسوولیت‬ ‫داشتند و انها که در تالشند تا مسوولیتی بپذیرند‪ ،‬در مقابل یک وعده سنج‬ ‫انتخاباتی قرار می گرفتند ایا حاضر بودند راستی ازمایی شوند؟ ایا در مقابل‬ ‫وعده های خود پاسخگو بودند؟‬ ‫خود تا کنون ‪ ۱۰۲‬وعده داده (با ثبت جزئیات در‬ ‫جدول امتیازی ترامپ سنج‪ )2‬که ‪ ۳۳‬مورد هنوز‬ ‫باقی هستند؛ ‪ ۷‬مورد نقض شده اند و ‪ ۹‬مورد هم‬ ‫انجام شده اند (ازجمله انتقال سفارت ان کشور‬ ‫به بیت المقدس)؛ ‪ ۷‬مورد کنار گذاشته شده اند؛‬ ‫و ‪ ۴۶‬وعده (نزدیک به نیمی از کل وعده ها) هم‬ ‫در حال انجام هستند‪.‬‬ ‫جس بالویت‪ 1‬در یادداشتی که در می ‪۲۰۱۸‬‬ ‫(اردیبهشت ‪ )۱۳۹۷‬برای پایگاه اینترنتی‬ ‫پولیتی فکت نوشته به مقایسه ی میزان پایبندی‬ ‫ترامپ و اوباما به وعده های انتخاباتی شان پرداخته‬ ‫است‪ .‬وی با اشاره به اینکه ترامپ هنوز ‪ ۲.۵‬سال‬ ‫از دوره ی مسوولیتش باقی مانده و انگیزه ی‬ ‫تداوم دوره ی دوم هم در او وجود دارد به این‬ ‫مقایسه پرداخته و می نویسد‪« :‬ترامپ تنها ‪٪۸.۸‬‬ ‫از وعده های کمپین انتخاباتی ش را انجام داده‬ ‫و ‪ ٪۶.۹‬دیگر را هم کنار گذاشته؛ ‪ ٪۳۲.۴‬دیگر از‬ ‫وعده های او هنوز دست نخورده باقی مانده و‬ ‫‪ ٪۴۵.۱‬هم در حال انجام است‪ .‬ضمن اینکه ترامپ‬ ‫‪ ٪۶.۹‬از وعده ای خود را نقض کرده است‪ .‬این‬ ‫امارها برای اوباما در دوران ریاست جمهوری ش‬ ‫عبارت بودند از‪ ٪۴۸.۴ :‬اجرای کامل وعده؛‬ ‫‪ ٪۲۷.۴‬کنار گذاشتن وعده؛ و ‪ ٪۲۴.۲‬هم نقض‬ ‫َ‬ ‫وعده‪ .‬همچنین پولیتی فکت در گزارشی دیگر‬ ‫نشان داده که ترامپ از اغاز کمپین انتخاباتی‬ ‫‪http://www.politifact.com/truth-o-meter‬‬ ‫‪1- Jess Bolluyt‬‬ ‫‪2- Trump-o-Meter scorecard‬‬ ‫حال ا گر مسووالن و دولت مردان فعلی در نظام‬ ‫ً‬ ‫اسالمی و انها که قبال مسوولیت داشتند و انها‬ ‫که در تالشند تا مسوولیتی بپذیرند‪ ،‬در مقابل‬ ‫یک وعده سنج انتخاباتی قرار می گرفتند ایا‬ ‫حاضر بودند راستی ازمایی شوند؟ ایا در مقابل‬ ‫وعده های خود پاسخگو بودند؟ ایا از پیگیری‬ ‫ّ‬ ‫رسانه ها برای میزان تحقق وعده های خود‬ ‫استقبال می کردند؟ ای کاش همه ی ما پایبندی‬ ‫بیشتری به این فرمایش امام صادق؟ع؟ داشتیم‬ ‫َ َ‬ ‫لک ِن‬ ‫که‪« :‬لا تغت ّر وا ِب َص ِ‬ ‫صیام ِهم‪َ ...‬و ِ‬ ‫لات ِهم َولا ِب ِ‬ ‫َ‬ ‫اختبر ُ‬ ‫وهم ع َ‬ ‫َ‬ ‫ند ِصدق َ‬ ‫دیث ُ‬ ‫واداء الامان ِه»‪،‬‬ ‫ِ‬ ‫الح ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫«فریب نماز و روزه مردم را نخورید‪ ...‬بلکه انها‬ ‫را به راستگویى و امانتدارى بیازمایید»‪( .‬کافى‪،‬‬ ‫ج‪ ،2‬ص‪ ،104‬ح‪)2‬‬ ‫منبع‪:‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪29‬‬ ‫حسن وکیل زاده‬ ‫پژوهشگر هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫دانش اموخته کارشناسی ارشد معارف اسالمی و مدیریت بازرگانی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫ݨݖ ݦ‬ ‫ݡسکهݤݤ!‬ ‫ݣی ݣ‬ ‫ݣن ݣرݣوݣ ݣ ݣ ݣ ݣ‬ ‫اݤݣ ݣ‬ ‫�نگ گ�ذ ح ل ݒ ݦݩ ݐݠاݦں ݩݑݦ‬ ‫ݣݡٮݭݫ ݣݫݣىݭݔ ݣراݤݣنݤ‬ ‫ݣی ݣ ݧٮݩݐحاݣٮݬݫݓاݣ ݑ ݦ ݦ ݣ ݣݠاݤݣ‬ ‫س ݣاهݣ ݣ ݣ ݤݣ ݣ‬ ‫اݣ هݣ� ݣ ݣݡیݤ ݣ ݣ ݣرݣ ݣاݤٮݣ ݫݬݓ ݣ ݣه ݣ ݫ ݫݬݕاݣ ݣ ݣ‬ ‫بازاریابی سیاسی در مشارکت سیاسی جامعه نقش بسزایی دارد و افزایش مشارکت سیاسی در یک‬ ‫جامعه تا حدود زیادی مرهون بازاریابی سیاسی است‪ .‬در جوامع دموکراتیک‪ ،‬مشارکت سیاسی در‬ ‫اولویت نخست قرار دارد‪ .‬شرکت در انتخابات‪ ،‬عام ترین‪ ،‬سهل ترین و کم هزینه ترین نوع مشارکت‬ ‫سیاسی است‪ .‬افزایش مشارکت سیاسی با بسیج سیاسی گروه ها و جریان ها و ارایش سیاسی الزم در‬ ‫صحنه مبارزه سیاست و شکل دهی به بازی رقابت در نظام انتخاباتی‪ ،‬نیازمند مدیریت کمپین های‬ ‫سیاسی است که در دانش بازاریابی سیاسی به ان پرداخته می شود‪ .‬سازماندهی مناسب نظام‬ ‫انتخاباتی از یک سو‪ ،‬موجب افزایش مشارکت و رقابت سیاسی بین گروه های مختلف سیاسی‪-‬‬ ‫اجتماعی شده و از سوی دیگر‪ ،‬موجب بسط عالیق سیاسی در بین مردم و اشنا کردن انها با حقوق‬ ‫سیاسی شهروندی می گردد‪.‬‬ ‫‪30‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫‪Vakilzadeh118@yahoo.com‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫سازماندهی مناسب نظام انتخاباتی از یک سو‪ ،‬موجب افزایش مشارکت و رقابت سیاسی بین گروه های مختلف سیاسی‪-‬اجتماعی شده و از‬ ‫سوی دیگر‪ ،‬موجب بسط عالیق سیاسی در بین مردم و اشنا کردن ان ها با حقوق سیاسی شهروندی می گردد‪.‬‬ ‫از این منظر در نظام جمهوری اسالمی ایران‪،‬‬ ‫ما با یک نظام انتخاباتی با مختصات متفاوت‬ ‫روبه رو هستیم‪ .‬انتخابات در جامعه ایرانی از‬ ‫حیث جامعه شناختی‪ ،‬روانشناختی‪ ،‬ساختار و‬ ‫فرهنگ سیاسی‪ ،‬متفاوت و متمایز از کشورهای‬ ‫دیگر است‪ .‬انتخابات در جوامع دموکراتیک‬ ‫ً‬ ‫عمدتا کارکرد انتقال باثبات قدرت و زمینه ساز‬ ‫گردش قدرت را بین نخبگان سیاسی ایفا می کند‬ ‫اما در نظام جمهوری اسالمی ایران عالوه بر‬ ‫این کارکرد اصلی‪ ،‬نقش های پررنگ تری نیز‬ ‫به خود گرفته است‪ .‬به طوری که در برخی‬ ‫از مواقع‪ ،‬نقش های دیگر انتخابات‪ ،‬کارکرد‬ ‫اصلی ان را نیز دچار معضل و بحران می کند‪.‬‬ ‫بنابراین وجود یک نگاه ماموریتی و بنیادین‬ ‫به مقوله انتخابات از سوی حا کمیت به عنوان‬ ‫یکی از مولفه های قدرت ملی از یک سو و نفوذ‬ ‫اندیشه های سیاسی مدرن غرب با همه لوازم‬ ‫ان در قالب پروژه «دموکراتیزاسیون» در فرهنگ‬ ‫و ساختار سیاسی ایران از سویی دیگر‪ ،‬به صورت‬ ‫یک جریان خزنده می تواند در اینده نه چندان‬ ‫دور نظام انتخاباتی کشور را تحت تاثیر قرارداده و‬ ‫برای ادامه ی مسیر نظام و انقالب‪ ،‬چالش برانگیز‬ ‫و خطرنا ک نماید‪ .‬برخی از اسیب های ناشی از‬ ‫این چالش عبارتند از‪:‬‬ ‫‪ )۱‬فردگرایی در انتخابات‬ ‫رشد فردگرایی و نگاه اومانیستی در انتخابات ایران‬ ‫نه تنها در سطح نخبگانی بلکه در سطح توده‬ ‫مردم نیز قابل مشاهده است‪ .‬شخصی سازی از‬ ‫سیاست و دخالت ارزوها‪ ،‬دیدگاه ها‪ ،‬عالیق مردم‬ ‫و پیروی از افکار و عقاید عمومی در انتخابات‬ ‫موجب شده که سطح مبارزات انتخاباتی از‬ ‫رویکرد اصلی واقع گرایانه خود فاصله گرفته و به‬ ‫سطح عوام گرایانه (پوپولیستی) ّ‬ ‫تنزل پیدا کند‪.‬‬ ‫ّ‬ ‫‪ )۲‬مادی گرایی در انتخابات‬ ‫نگاه ماتریالیستی نه تنها در فرهنگ و اقتصاد‪،‬‬ ‫بلکه در سیاست هم اثار زیان باری از خود‬ ‫برجای گذاشته است‪ .‬اولین اثر این نوع نگاه‪،‬‬ ‫ایدئولوژی زدایی از جامعه و به تبع ان در فرهنگ‬ ‫سیاسی کشور است‪ .‬در این بستر احزاب‪،‬‬ ‫جریان ها و سیاستمداران در طیفی از ایدئولوژی‬ ‫رفت وامد می کنند و به یک جایگاه مشخص پایبند‬ ‫نخواهند بود‪ .‬بنابراین وقتی معیار انتخاب احاد‬ ‫جامعه از ایدئولوژی خالی شد‪ ،‬دیگر جریان های‬ ‫سیاسی و افراد ایدئولوژی محور در انتخابات رنگ‬ ‫می بازند که نمونه هایی از ان را در انتخابات ‬ ‫اخیر شاهد بودیم‪.‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪31‬‬ ‫!هکس یور نا‬ ‫‪ ) ۳‬اقتصادگرایی در انتخابات‬ ‫پیوند محکم اقتصاد با سیاست و ضرورت عوامل‬ ‫اقتصادی در انتخابات و نهادهای سیاسی‬ ‫برای کسب قدرت‪ ،‬موجب ایجاد اسیب هایی‪،‬‬ ‫هم در انتخاب توده مردم و هم در رقابت‬ ‫نخبگان سیاسی شده است که این رویکرد‬ ‫موجبات به وجود امدن فساد در ابعاد سیاسی‬ ‫و اقتصادی شده و اثرات ان را به خصوص در‬ ‫انتخابات مجلس شورای اسالمی و شوراهای‬ ‫شهر و روستا نظاره گر هستیم‪.‬‬ ‫‪ )۴‬رسانه گرایی در انتخابات‬ ‫امروزه رسانه های جمعی در حال تبدیل شدن به‬ ‫مرا کز فرماندهی فرایندهای اجتماعی و سیاسی‬ ‫و شکل دهی به افکار عمومی در دنیای سیاست‬ ‫هستند‪ .‬همانطور که بسیاری از اندیشمندان‬ ‫اجتماعی درخصوص اهمیت تصویرسازی‬ ‫‪32‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫رسانه ها بیان کرده اند امروزه ما روی تصاویری‬ ‫که رسانه ها از دنیا ایجاد کرده اند راه می رویم‬ ‫و از انها برای معنادهی به مسائل سیاسی و‬ ‫اجتماعی خود استفاده می کنیم‪ .‬دریچه ای‬ ‫که ما با ان تصاویر را می بینیم‪ ،‬خنثی و بی روح‬ ‫نیست بلکه در بردارنده قدرت و دیدگاه های‬ ‫نخبگانی است که بر این دریچه ها تمرکز داشته‬ ‫و با ان کار می کنند‪.‬‬ ‫‪ ‬در استانه چهل سالگی انقالب اسالمی‪،‬‬ ‫اسیب شناسی و اسیب زدایی از نظام انتخاباتی‬ ‫ّ‬ ‫کشور امری ضروری به نظر می رسد که حل ان‪،‬‬ ‫همت اصحاب علم و عمل را می طلبد؛ هرچند‬ ‫که برخی از این چالش ها در عصر مدرنیته‬ ‫و جهانی سازی‪ ،‬در زیست جهان نخبگان‪،‬‬ ‫روشنفکران و حتی جامعه ایرانی ریشه دوانیده‬ ‫است‪.‬‬ ‫سید جواد حسینی‬ ‫پژوهشگر هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫دانش اموخته کارشناسی ارشد معارف اسالمی و علوم سیاسی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه عالمه طباطبایی؟هر؟‬ ‫ݒݦ ݩ ݦ ݩݑ ݩ ݐݩں ݐ ݦݩ‬ ‫ىݬݔݣاݣس ݤی‬ ‫ݣن ݣ‬ ‫لݤ ݣݡح ب�گاݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ‬ ‫سںݧݩݐ ݣر ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ‬ ‫ݫ ݬݫݕحاݣل ٮ ݣ ݣݐ ݣ‬ ‫ݡس ݫ‬ ‫ح ݑݩݡسٮح ط ݑ ݦٯ ݐݩ ݓݬݪٮ ݒݦ ݦ ݦݩ‬ ‫هݡݡس ݑݩ‬ ‫یݤ ݣ اݣل اݣݣںی ݣ ݣ ݣݣو ݣ ٮݡی‪...‬‬ ‫درݫݓ ݣ ݬݫݓ ݣوݣ ݣ‬ ‫ݣ ݣ ݣ ݣ ݫݣ ݫݣݫ ݣ‬ ‫اشاره‬ ‫سیاست و سیاست ورزی و به معنای دقیق تر؛ حکمرانی از جمله مسائلی است که مبتنی بر منابع‬ ‫مختلف هنجاری و ارزشی فهم می شود‪ .‬به عبارت دیگر؛ حکمرانی حکومت ها برخاسته از منابع‬ ‫معرفتی و ارزشی می باشد که همان جامعه نیز برساخته ان می باشد‪ .‬یکی از ارکان سیاست ورزی‬ ‫و حکمرانی در هر حکومتی‪ ،‬نخبگان سیاسی ان حکومت است‪ .‬از این رو اجماع نخبگان‪ ،‬رقابت‬ ‫سیاسی نخبگان‪ ،‬ثبات سیاسی نخبگان‪ ،‬تناز ع نخبگان و‪ ...‬از جمله مسائلی است که حول پدیده‬ ‫نخبگان سیاسی رقم می خورد و نقش مهمی در کارامدی و باال رفتن شاخصه های حکمرانی در‬ ‫یک حکومت دارد‪.‬‬ ‫اما نخبگان و نظام مسائل حول ان یکی از پرونده های علمی است که پژوهش حول ان‪ ،‬زوایای‬ ‫بسیاری از پدیده های سیاسی ـ اجتماعی را مشخص می سازد‪ .‬یکی از مسائل محوری در حوزه نخبگان‬ ‫سیاسی؛ مسئله تنزل نخبگان سیاسی است‪ .‬منظور از تنزل نخبگان سیاسی در یک حکومت ان‬ ‫است که سیاستمدارانی عهده دار امر حکمرانی می شوند که فاقد حداقل های شاخص های نخبگانی‬ ‫برای امر سیاست و حکمرانی هستند‪.‬‬ ‫‪34‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫‪s.j.hosseini66@gmail.com‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫به عبارت دیگر منظور از تنزل نخبگانی ان است‬ ‫که سیاست ورزی دولتمردان و سیاستمداران؛‬ ‫نخبگانی نیست‪ .‬نخبگانی به این معنا که‬ ‫انتظار از یک نخبه سیاسی ان است که‬ ‫سیاست ورزی وی مبتنی بر شاخص هایی‬ ‫نظیر تخصص‪ ،‬کارامدی‪ ،‬صراحت‪ ،‬پختگی‪،‬‬ ‫دوراندیشی‪ ،‬متانت‪ ،‬زیرکی و‪ ....‬در تعریف‬ ‫نخبه گفته شده که منظور از نخبه یعنی‬ ‫کسی که در جامعه دارای شهرت‪ ،‬موقعیت‬ ‫برتر اجتماعی‪ ،‬سیاسی‪ ،‬اقتصادی و یا فرهنگی‬ ‫است‪ .‬به نوعی نخبه یعنی بهترین‪.‬‬ ‫همچنین منظور از نخبه سیاسی یعنی کسانی‬ ‫که بیشترین دسترسی و کنترل را بر ارزش های‬ ‫سیاسی (به ویژه مهم ترین ان یعنی قدرت)‬ ‫دارا هستند‪ .‬در تاریخ معاصر ایران رجال و‬ ‫شخصیت های معدودی هستند که به عنوان عیار‬ ‫سیاست ورزی نخبگانی مطرح هستند‪ .‬بسیاری‬ ‫منظور از تنزل نخبگان سیاسی در یک حکومت ان است که سیاستمدارانی عهده‬ ‫دار امر حکمرانی می شوند که فاقد حداقل های شاخص های نخبگانی برای امر‬ ‫سیاست و حکمرانی هستند‪.‬‬ ‫از نخبگان سیاسی فعلی جمهوری اسالمی از‬ ‫حداقل های سیاست ورزی نیز تهی هستند‪.‬‬ ‫اما سوال اصلی این مجال ان است که علت تنزل‬ ‫نخبگان سیاسی در جمهوری اسالمی چیست؟‬ ‫چرا نخبگان سیاسی در جمهوری اسالمی تا به‬ ‫این حد دچار افت شخصیت شده اند که حتی‬ ‫دیگر قابل قیاس با سیاستمداران نسل اول در‬ ‫جمهوری اسالمی هم نیستند‪ .‬به عبارت دیگر‬ ‫چرا الگوی سیاست ورزی در جمهوری اسالمی از‬ ‫الگوهایی نظیر شهید بهشتی‪ ،‬مرحوم طالقانی‪،‬‬ ‫شهید باهنر‪ ،‬شهید رجایی‪ ،‬مرحوم ایت اهلل‬ ‫مهدوی کنی‪ ،‬مهندس بازرگان‪ ،‬دکتر حبیبی‬ ‫و‪ ...‬تا این میزان فاصله گرفته است؟‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪35‬‬ ‫‪...‬یتشهب و یناقلاط یوجتسج رد‬ ‫علت اصلی تنزل نخبگان سیاسی در جمهوری اسالمی ان‬ ‫است که سیاست نیز خود از ورطه ی نخبگانی خارج شده‬ ‫است و متولی خاصی ندارد‪ .‬لذا هر فردی به خود اجازه‬ ‫می دهد وارد حوزه ی حکمرانی شود از سوی دیگر نخبگان‬ ‫سیاسی نیز از توان تحلیلی باال برای حل مشکالت کشور‬ ‫بی بهره هستند‪.‬‬ ‫‪36‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫‪ -1‬دور شدن از سیاست نخبگانی‬ ‫ً‬ ‫سیاست ذاتا یک امر نخبگانی است‪ .‬سیاست به معنای حکمرانی‬ ‫و اداره یک واحد سیاسی امری مبتنی بر تحلیل های ساده انگارانه‬ ‫نیست‪ .‬به عبارت روشن تر؛ سیاست ورزی و حکمرانی یک جامعه‪،‬‬ ‫تصمیمی چندجانبه‪ ،‬عمیق و گسترده است که می بایست تبعات‬ ‫ان تصمیم نیز سنجیده شود‪ .‬از این رو نیازمند بهره هوشی باال‪،‬‬ ‫انباشت تجربه متوالی‪ ،‬مشورت دائم و رجوع به متخصص در‬ ‫همه ابعاد می باشد‪.‬‬ ‫امروزه با گسترش تفکر مدرنیته و پیچیده تر شدن جوامع انسانی‬ ‫حکمرانی به مراتب نیازمند تخصص های میان رشته ای و همچنین‬ ‫متکی بر شناخت اولویت ها و استفاده از نخبگان کارامد و اثرگذار‬ ‫می باشد‪ .‬نواوری‪ ،‬خالقیت و فعالیت مداوم و مستمر از جمله‬ ‫شاخصه هایی است که حکمرانی جوامع مدرن به ان نیازمند‬ ‫می باشند‪ .‬از این رو حکمرانی منبعث از یک تحلیل یک بعدی و‬ ‫یا یک جانبه رویکردی ساده انگارانه است‪.‬‬ ‫از این رو در اندیشه سیاسی همواره بر این گزاره تا کید شده است‬ ‫که سیاست ورزی یک امر نخبگانی است‪ .‬اما وضعیتی که امروزه‬ ‫در جمهوری اسالمی با ان روبرو هستیم وضعیتی است که همه‬ ‫شخصیت های اجتماعی و فعالین هنری و فرهنگی به خود اجازه‬ ‫می دهند در مورد تمامی اولویت های حکمرانی نه تنها اظهارنظر‬ ‫کنند بلکه حتی به صدور نسخه و ارائه راهکار و تجویز هم برسند‪.‬‬ ‫به عبارت دیگر علت اصلی تنزل نخبگان سیاسی در جمهوری‬ ‫اسالمی ان است که سیاست نیز خود از ورطه نخبگانی خار ج‬ ‫شده است و متولی خاصی ندارد‪ .‬لذا هر فردی به خود اجازه‬ ‫می دهد وارد حوزه حکمرانی شود از سوی دیگر نخبگان سیاسی‬ ‫نیز از توان تحلیلی باال برای حل مشکالت کشور بی بهره هستند‪.‬‬ ‫اولویت ها را نمی شناسند و توان مدیریت بحران و در صحنه‬ ‫بودن را ندارند‪.‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫‪ -2‬فربه گی عرصه سیاست‬ ‫به نظر دومین عامل تنزل نخبگان سیاسی در‬ ‫جمهوری اسالمی فربه گی عرصه سیاست در این‬ ‫نظام باشد‪ .‬در جمهوری اسالمی حوزه سیاست‬ ‫انقدر گسترده و فربه شده است که اجازه رشد‬ ‫و توسعه به حوزه های دیگر داده نشده است‪.‬‬ ‫حوزه هایی نظیر اجتماع‪ ،‬فرهنگ و هنر‪ ،‬اموزش‬ ‫و پژوهش و‪ ...‬حوزه هایی هستند که متناسب‬ ‫با نیاز جامعه و نظام مسائل حوزه خود رشد‬ ‫نکرده اند‪.‬‬ ‫سایه سیاست در جمهوری اسالمی انقدر سنگین‬ ‫است که اولین تحلیل در ذهن نخبگان یا سیاسی‬ ‫است و یا امنیتی‪ .‬اهمیت سیاست و سیاست ورزی‬ ‫این نیست که همه مسائل کشور سیاسی شوند‪.‬‬ ‫در حقیقت بین سیاست و سیاسی کاری تفاوت‬ ‫وجود دارد‪ .‬سیاست و سیاست ورزی پایه حکمرانی‬ ‫است؛ اما سیاسی کاری تالش برای کسب قدرت‬ ‫و به تبع ان استفاده از مزایای قدرت است‪ .‬از‬ ‫این رو بسیاری از نخبگان سیاسی حضور طوالنی‬ ‫مدت در سیاست را امری ممدوح می دانند و حال‬ ‫اینکه قدرت تنها تصدی ان نیست‪.‬‬ ‫به عبارت روشن تر از گسترده شدن عرصه سیاست‬ ‫در حوزه های دیگر منجر به قدرت گرفتن نخبگانی‬ ‫شده است که توانایی حکمرانی و سیاست ورزی‬ ‫ندارند‪ ،‬بلکه تنها مبتنی بر روش های سیاسی‬ ‫کاری وارد گردونه قدرت شده اند‪ .‬این عامل نقش‬ ‫مهمی در تنزل نخبگان سیاسی در جمهوری‬ ‫اسالمی شده است‪.‬‬ ‫اهمیت سیاست و سیاست ورزی این نیست که همه ی مسائل کشور سیاسی‬ ‫شوند‪ .‬در حقیقت بین سیاست و سیاسی کار تفاوت وجود دارد‪ .‬سیاست و سیاست‬ ‫ورزی پایه ی حکمرانی است؛ اما سیاسی کاری تالش برای کسب قدرت و به تبع‬ ‫ان استفاده از مزایای قدرت است‪.‬‬ ‫‪ -3‬رشد قارچی نخبگان سیاسی‬ ‫دیگر عامل تنزل نخبگان سیاسی در جمهوری‬ ‫اسالمی؛ رشد قارچی انان است‪ .‬نخبگان سیاسی‬ ‫در جمهوری اسالمی سیر طبیعی و عادی را طی‬ ‫نمی کنند؛ بلکه مبتنی بر عوامل دیگر تالش می کنند‬ ‫همواره زودتر از انچه که برای ان تربیت شده و‬ ‫اموزش دیده اند به مناصب قدرت دست یابند‪.‬‬ ‫این در حالی است که بعد مهارتی سیاست ورزی‬ ‫و حکمرانی نیازمند انباشت تجربه و یادگیری فن‬ ‫حکمرانی است‪.‬‬ ‫توان و استعدادهای یک نخبه سیاسی با طی‬ ‫تدریجی مناصب سیاسی و با ازمون و خطایی که‬ ‫در امر سیاست ورزی یاد می گیرد شکوفا می شود‪.‬‬ ‫از همین منظر تجربه و مهارتی که فراهم اورده تنها‬ ‫متعلق به او نیست‪ .‬برای مثال رئیس جمهوری‬ ‫که هشت سال اداره یک کشور را بر عهده داشته‬ ‫مبتنی بر تجربه ای که کسب کرده دارای مهارت و‬ ‫توان نخبگی بیشتری شده است که می بایست ان‬ ‫را در محملی از ساختار نظام‪ ،‬به خود نظام خدمت‬ ‫کند‪ .‬شاید یکی از کارکردهای مهم مجمع تشخیص‬ ‫مصلحت نظام همین بعد باشد‪ .‬محملی برای‬ ‫بازگشت تجربه و توان نخبگی به روند تصمیم گیری‬ ‫و تصمیم سازی کشور‪.‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪37‬‬ ‫‪...‬یتشهب و یناقلاط یوجتسج رد‬ ‫نخبگان سیاسی در جمهوری اسالمی بدون کسب و طی مراحل طبیعی و روال‬ ‫عادی یکباره به مناصب باالی اجرایی و سیاسی می رسند؛ این مساله خود زمینه‬ ‫ساز تنزل نخبگان سیاسی می شود‪.‬‬ ‫این در حالی است که نخبگان سیاسی در‬ ‫جمهوری اسالمی بدون کسب و طی مراحل‬ ‫طبیعی و روال عادی یک باره به مناصب باالی‬ ‫اجرایی و سیاسی می رسند؛ این مسئله خود‬ ‫زمینه ساز تنزل نخبگان سیاسی می شود؛ چرا که‬ ‫نخبه سیاسی در منصبی قرار گرفته است که ابزار‬ ‫الزم‪ ،‬مهارت کافی‪ ،‬تجربه متوالی برای تصدی‬ ‫این مسئولیت را کسب نکرده است‪ .‬در دولت‬ ‫نهم و دهم فراوان چهره هایی مطرح بودند که‬ ‫به یک باره به مناصب باالی اجرایی و گاهی تا‬ ‫سطح معاونت رئیس جمهور نیز رسیدند‪.‬‬ ‫البته شاید بخش مهمی از این اسیب ناشی از‬ ‫عدم وجود سازوکار مناصب برای تربیت‪ ،‬رقابت‬ ‫و چرخش و توالی نخبگان سیاسی در جمهوری‬ ‫اسالمی ایران باشد‪.‬‬ ‫‪38‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫‪ -4‬سیاست ورزی مبتنی بر بازاریابی‬ ‫نظام جمهوری اسالمی ایران چرخش نخبگان‬ ‫را مبتنی بر یک سیستم مردم ساالر تنظیم کرده‬ ‫است‪ .‬این بستر هم مزایایی و معایبی دارد‪ .‬به‬ ‫عبارت دیگر جمهوری اسالمی تصمیم گرفته که‬ ‫مبتنی بر «رای» نخبگان سیاسی خود را کشف و‬ ‫تصدی مناصب حکمرانی را از این طریق معین‬ ‫کند‪ .‬این محمل خود زمینه ساز ان شده است که‬ ‫«رای» جامعه تبدیل به یک عامل بازاریابی شود‪.‬‬ ‫از این رو کاندیداهای سیاسی برای پیروزی‬ ‫در کارزار انتخاباتی تالش می کنند تا مبتنی بر‬ ‫عوامل مختلف بازاریابی اقدام به جذب «اراء»‬ ‫ جامعه مخاطب کنند‪ .‬این در حالی است که‬ ‫سیاست ورزی و حکمرانی در جمهوری اسالمی‬ ‫متضمن منابع معرفتی مجزایی از مدل های‬ ‫غربی می باشد و همچنین چارچوب و ساختار‬ ‫معینی بر ان حا کم است‪.‬‬ ‫تبدیل شدن «رای» به مثابه پول و رای دهندگان‬ ‫به مثابه خریدار و کاندیداها به مثابه فروشنده و‬ ‫عرصه سیاست به مثابه بازار؛ منجر به وضعیتی‬ ‫شده است که در نهادهایی نظیر مجلس‪،‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫نمایندگانی حضور دارند که حداقل های امر‬ ‫سیاست ورزی را نمی فهمند‪.‬‬ ‫به عبارت روشن تر؛ انتخابات به مثابه بازاری شده‬ ‫است که تنها تبلیغات جذاب‪ ،‬کاذب و اثرگذار‬ ‫است که بازار را تبدیل به وضعیتی انحصاری برای‬ ‫یک کاندیدا یا همان فروشنده می کند‪ .‬در این‬ ‫وضعیت مردم تنها به یک تصویر رای می دهند‪،‬‬ ‫نه به یک واقعیت‪ .‬لذا نخبگان سیاسی بعد از‬ ‫گذر دوران تبلیغات و حضور در مناصب قدرت؛‬ ‫تصویر واقعی خود را بروز و ظهور می دهند‪.‬‬ ‫اینکه نخبه سیاسی در جمهوری اسالمی مبتنی‬ ‫بر کمپین های انتخاباتی و مدیریت افکار عمومی‬ ‫و بازاریابی سیاسی به منصب و قدرت اجرایی‬ ‫می رسد؛ خود عامل تنزل نخبگی سیاسی در‬ ‫جمهوری اسالمی ایران است‪ .‬چه اتفاقی در‬ ‫افکار عمومی مردم تهران رخ می دهد که احمد‬ ‫توکلی‪ ،‬حسن سبحانی که سابقه چندین ساله در‬ ‫مجلس و امور تخصصی دارند از ورود به مجلس‬ ‫باز می مانند اما در مقابل افرادی وارد مجلس‬ ‫شورای اسالمی می شوند که حتی نمی دانند‬ ‫اولویت اصلی کشور در حال حاضر چیست؟!‬ ‫انتخابات به مثابه ی بازار شده است که تنها تبلیغات جذاب‪ ،‬کاذب و اثرگذار است‬ ‫که بازار را تبدیل به یک وضعیت انحصاری برای یک کاندیدا یا همان فروشنده‬ ‫می کند‪ .‬در این وضعیت مردم تنها به یک تصویر رای می دهند نه به یک واقعیت‪.‬‬ ‫جمع بندی‬ ‫به عقیده نگارنده؛ نخبگان سیاسی در جمهوری‬ ‫اسالمی دچار تنزل شدید شده است‪ .‬نطق های‬ ‫نمایندگان مجلس‪ ،‬وزرا و مدیران کشور سطحی و‬ ‫غیر کارشناسی است‪ .‬مدیریت و رفتار سیاست ورزی‬ ‫و حکمرانی دولتمردان فاقد دانش‪ ،‬بینش و‬ ‫تجربه است‪ .‬این وضعیت‪ ،‬معلول چه عواملی‬ ‫است؟ به نظر می رسد دور شدن از سیاست‬ ‫نخبگانی و تالش برای جلب رضایت حدا کثری‬ ‫جامعه‪ ،‬فربه گی عرصه سیاست و تک بعدی‬ ‫شدن جمهوری اسالمی و کشف نخبگان سیاسی‬ ‫مبتنی بر یک روند بازاریابی معیوب‪ ،‬منجر به‬ ‫این وضعیت شده است‪.‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪39‬‬ ‫محمدامین باقر ی کنی‬ ‫پژوهشگر هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫دانشجوی دکتری معارف اسالمی و مدیریت دولتی‬ ‫گرایش خط مشی گذاری عمومی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫ݩݐ ݩݧݐ‬ ‫ݩ‬ ‫ݦ‬ ‫ݒ‬ ‫ݦ‬ ‫ݐ‬ ‫ݐ‬ ‫ݧ‬ ‫ح‬ ‫ں‬ ‫ں‬ ‫یݤ ݣح ݣ ݣ ݣ ݣط ݣطیݥ‬ ‫ݣمه ݣاهݣ ݣ ݣ‬ ‫ݡس ݥݣاس اݣ ݣ‬ ‫ݐ‬ ‫سى س ݑݦ ݦ �ن‬ ‫هرگی ݣݡس ݭݫىݫݔاݣسݡی‬ ‫ٮ ݣ ݫحݭݕ ݣ ݣحݫدݣ ݫݕݭهرگ ݤی ݣىݫݬݔ ݣا ݣ ݫحݭݫݕں ݣ ݣح ݫدݣݭ ݫݕ ݣ ݣ ݣ‬ ‫ݬ ݫݔاݣ ݣ‬ ‫یکی از افات گریبان گیر سیاست در جمهوری اسالمی‪ ،‬عدم التزام غالب بازیگران سیاسی به چارچوبی‬ ‫مشخص برای کنش سیاسی است‪ .‬امروزه‪ ،‬این سو و ان سو پریدن بازیگران سیاست در ایران‪،‬‬ ‫دیگر محدود به موضع گیری متضاد و متناقض یک بازیگر سیاسی در دو انتخابات مختلف یا موضع‬ ‫اپوزیسیون اختیار کردن مسئوالن سابق نیست‪ ،‬بلکه یک نماینده مجلس‪ ،‬یک وزیر‪ ،‬یک امام‬ ‫جمعه و یا حتی یک رئیس قوه این توانایی را دارد که در منظر عموم و در مدتی کمتر از یک هفته‪،‬‬ ‫ً‬ ‫سیاست منهای دیانت‬ ‫دو موضع متضاد و بعضا متناقض اتخاذ نماید‪ .‬هر چند لیبرالیسم‪ ،‬اقتضای‬ ‫ِ‬ ‫است اما این چنین رها شدن در مسیر باد و تیشه به ریشه بنیادی ترین ارمان های خود زدن و در‬ ‫یک کالم؛ چنین بی هویتی سیاسی‪ ،‬فکری و عملی را تا کنون هیچ سیاستمدار لیبرالی‪ ،‬نه تجویز‬ ‫کرده و نه بدان عمل نموده است‪.‬‬ ‫‪40‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫‪maminb1986@gmail.com‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫ چند چهرگی‪ ،‬تبعیت از بادهای موسمی یا بازی در نقش های‬ ‫‪‬‬ ‫مختلف در عرصه سیاست‪ ،‬مدل رایج سیاست ورزی امروز کشور‬ ‫ما شده است‪ .‬تفاوتی میان جناح ها و گروه های سیاسی وجود‬ ‫ندارد‪ .‬راست یا چپ‪ ،‬اصول گرا یا اصالح طلب‪ ،‬تندرو یا اعتدالی‪،‬‬ ‫هیچ کدام در بهره بردن از این سلوک از دیگری عقب نمانده اند‪ .‬در‬ ‫این بین هم افرادی بوده اند که خود را در هیچ یک از دسته های‬ ‫سیاسی مرسوم قرار نداده و فار غ البال و بی با ک‪ ،‬چنین سلوکی‬ ‫را با دستی بازتر و خاطری اسوده تر پیشه کرده اند‪ .‬نا گفته نماند‬ ‫که در کنار این ا کثریت‪ ،‬بوده اند اندک رادمردانی که در سراسر‬ ‫حیات سیاسی خود‪ ،‬از سیر و سیره ای معین عدول نکرد ه و چون‬ ‫سروی استوار از گزند کندبادها و تندبادهای موسمی سیاست‬ ‫ایرانی در امان مانده اند‪.‬‬ ‫این مشی پنهان در سال های ابتدایی پیروزی انقالب اسالمی‪،‬‬ ‫با گذر زمان شکل اشکار تری به خود گرفت‪ .‬پایان جنگ‪ ،‬ارتحال‬ ‫امام خمینی؟هر؟ و شروع به کار دولت سازندگی از یک سو و‬ ‫فقدان حافظه تاریخی مردم از سوی دیگر‪ ،‬زمینه های ابراز بیشتر‬ ‫این مشی سیاست ورزی را فراهم اورد‪ .‬دوم خرداد ‪ ،1376‬اولین‬ ‫ازمون موفق سیاست ورزانی با این شیوه بود‪ .‬تندروهای دهه ‪60‬‬ ‫با سابقه تسخیر سفارت امریکا‪ ،‬نا گاه مدعیان ازادی‪ ،‬اصالحات و‬ ‫تغییر رنگ‪ ،‬در دیدگاه نسل جوان‬ ‫گفتگوی تمدن ها شدند‪ .‬این‬ ‫ِ‬ ‫ان روز که بزرگترین سبد رای طرف پیروز انتخابات را تشکیل‬ ‫می داد‪ ،‬چندان احساس نشد‪.‬‬ ‫هم افراد و هم احزاب و تشکل های اصالح طلب‪ ،‬با استفاده‬ ‫مناسب از فاصله خود با حا کمیت و عدم پایبندی به اصول‬ ‫از یک سو و بهره گیری به هنگام از تا کتیک بر هم زدن بازی‬ ‫رقیب و انداختن و نگه داشتن توپ در زمین او از سوی دیگر‪،‬‬ ‫نه تنها هزینه های رنگ به رنگ شدن خود در سیاست را‬ ‫نپرداخت ه که بخش مهمی از ان را به دوش رقیب خسته و‬ ‫ملول خود وانهاده اند‪.‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪41‬‬ ‫یطخ طخ یاه همانسانش‬ ‫‪ ‬تیرماه ‪ ،1384‬با انتخاب محمود احمدی نژاد‬ ‫ ‬ ‫به عنوان رئیس جمهور‪ ،‬به نظر می رسید یک‬ ‫سنت شکنی در تاریخ سیاسی ایران به وقوع‬ ‫پیوسته و فردی خارج از جریانات سیاسی غالب‪،‬‬ ‫پیروز انتخابات گردیده است‪ .‬فردی با سیمایی‬ ‫انقالبی و کالمی به مراتب انقالبی تر‪ .‬هر چند این‬ ‫انتخاب‪ ،‬نوید ظهور یک سلوک سیاست ورزی تراز‬ ‫انقالب اسالمی را به جامعه منتقل کرد‪ ،‬اما به‬ ‫تدریج روی دیگری از خود را نمایاند و به تحکیم‬ ‫و تقویت «چندچهرگی سیاسی» دامن زد‪ .‬نقطه‬ ‫عطف این مسیر را می توان رخدادهای پیش و‬ ‫پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم دانست‪.‬‬ ‫ دو قطبی انتخاباتی ‪ 13۸۸‬و مسیر پرمخاطره‬ ‫‪‬‬ ‫فتنه تا رفع ان‪ ،‬تبدیل به بزرگترین غربال سیاسی‬ ‫پس از انقالب اسالمی شد و بستری مهیا برای‬ ‫بلوغ «چندچهرگی سیاسی» بازیگران مختلف‬ ‫‪42‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫سیاست را فراهم اورد‪ .‬مناظره ‪ ۱۳‬خرداد‪ ،‬نامه‬ ‫بدون سالم‪ ،‬غبار فتنه‪ ،‬دمیدن در اتش اشوب و‬ ‫قانون گریزی بازیگران انتخابات از یک سو و سکوت‬ ‫خواص و مطالبه رهبری از انان از سوی دیگر‪ ،‬از‬ ‫این مشی پنهان پرده برداشت‪ .‬هر چند برای‬ ‫عده ای امر تازه ای نبود‪ ،‬اما توده های مردم با‬ ‫ً‬ ‫یک شوک بزرگ مواجه شده و تدریجا به شیوه ای‬ ‫نوین از سیاست ورزی ایرانی اشنا شدند‪ .‬از این‬ ‫به بعد‪« ،‬چندچهرگی سیاسی»‪ ،‬نه به عنوان‬ ‫َ‬ ‫معروف‬ ‫یک منک ِر مذموم‪ ،‬بلکه به عنوان یک‬ ‫ِ‬ ‫ممدوح مورد اتفاق اغلب بازیگران سیاسی‪،‬‬ ‫ِ‬ ‫جا افتاد و روزبه روز طرفداران بیشتری در میان‬ ‫سیاستمداران ایرانی پیدا کرد‪ .‬اثار فرهنگی و‬ ‫اجتماعی این مشی سیاسی بر سبک زندگی‬ ‫مردم‪ ،‬داستانی بس اسف بار و رنج اور است که‬ ‫در این مقال نمی گنجد‪.‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫ زمستان ‪ ،1396‬این اش انقدر شور شد که‬ ‫‪‬‬ ‫ً‬ ‫شخص اول کشور‪ ،‬علنا به نقد ان پرداخت‪.‬‬ ‫ایت اهلل خامنه ای در ششم دی ‪ 1396‬در دیدار‬ ‫با اعضاء شورای هماهنگی تبلیغات اسالمی در‬ ‫نقد مشی برخی سیاسیون در ناامید کردن مردم‬ ‫از جمهوری اسالمی فرمودند‪:‬‬ ‫پایگاه اجتماعی اصولگرایان همواره متشکل از اراء ایدئولوژیک انقالبیون بوده و‬ ‫هیچ گاه نتوانسته اند پایگاه رای مناسبی در میان طبقه متوسط اجتماعی و اراء‬ ‫خا کستری برای خود دست و پا کنند‪.‬‬ ‫«‪ ...‬دین این ها سیاسی است‪ ،‬به جای اینکه‬ ‫سیاستشان دینی باشد؛ دینشان سیاسی کاری‬ ‫است‪ .‬سیاست ما باید دینی باشد‪ ،‬نه اینکه‬ ‫دینداری مان را در جهت سیاسی کاری‪ ،‬در جهت‬ ‫اهداف پست و حقیر سیاسی حرکت بدهیم»‪.‬‬ ‫ایشان در ادامه صریح تر از هر زمان‪ ،‬چندچهرگی‬ ‫سیاسی در جمهوری اسالمی را به باد انتقاد گرفتند؛‬ ‫«کسانی هستند و انسان مشاهده می کند که‬ ‫یا امروز همه امکانات مدیریتی کشور در اختیار‬ ‫این ها است یا دیروز تمام امکانات مدیریتی‬ ‫در اختیار این ها بوده است‪ .‬ان وقت نقش‬ ‫اپوزیسیون به خودشان می گیرند‪ .‬این کسانی‬ ‫که کشور در اختیارشان است یا در اختیارشان‬ ‫بوده‪ ،‬این ها دیگر حق ندارند علیه کشور حرف‬ ‫بزنند و موضع بگیرند؛ باید موضع مسئوالنه‬ ‫بگیرند و پاسخگو باشند‪.»...‬‬ ‫رهبر معظم انقالب در جمع بندی این مسئله‬ ‫با اشاره به تفاوت انقالبی گری و انقالبی نمایی‬ ‫شیوه صحیح سیاست ورزی تراز انقالب اسالمی‬ ‫را متذکر شدند‪:‬‬ ‫«انقالبی نمایی غیر از انقالبی گری است؛‬ ‫انقالبی نمایی یعنی ادم جوری عمل کند که‬ ‫ّ‬ ‫کانه ما انقالبی هستیم؛ انقالبی گری کار سختی‬ ‫است؛ پایبندی الزم دارد‪ّ ،‬‬ ‫تدین الزم دارد»‪.‬‬ ‫ با اینکه ظاهر کالم رهبری بیشتر مخاطب‬ ‫‪‬‬ ‫نزدیک یعنی محمود احمدی نژاد را هدف گرفته‬ ‫بود‪ ،‬اما تاریخ چهل ساله انقالب نمونه های‬ ‫خرد و کالنی از این جنس سیاستمداران را به‬ ‫خود دیده است‪ .‬سیاستمدارانی که در مسیر‬ ‫انقالبی گری‪ ،‬انقالبی نما از اب در امده‪ ،‬یا در لباس‬ ‫ً‬ ‫لیبرالیسم و ازادی‪ ،‬دفعتا تئوریسین دیکتاتوری و‬ ‫ریاست جمهوری مادام العمر شده اند؛ یا انهایی‬ ‫که به بهانه همراهی امام راه جماران را گرفته و‬ ‫برای همراه نشدن با رهبری؛ هنوز از جماران‬ ‫برنگشته اند؛ یا پشیمانانی از گذشته خود که‬ ‫لباس سربازی و خدمت و روحانیت را از تن به‬ ‫در اورده و رخت دامادی عروس سیاست به تن‬ ‫کرده اند؛ یا نخبگان و خواصی که نیمی از عمر خود‬ ‫را به تدوین و تبلیغ یک نظریه علمی پرداخته‬ ‫و در نیم دیگر به نقد و تخریب و تمسخر خود‬ ‫نشستند‪ .‬به تعبیر رهبر معظم انقالب اسالمی «ما‬ ‫در این چهل پنجاه سال بعد از شروع نهضت امام‬ ‫چه چیزها دیدیم! باال رفتن ها‪ ،‬پایین امدن ها؛‬ ‫ُ‬ ‫ُتندی ها‪ ،‬کندی ها؛ افراط ها‪ ،‬تفریط ها؛ چیزهای‬ ‫عجیبی دیدیم در این ّ‬ ‫مدت!»‪.‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪43‬‬ ‫حسن وکیل زاده‬ ‫پژوهشگر هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫دانش اموخته کارشناسی ارشد معارف اسالمی و مدیریت بازرگانی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫ح‬ ‫ݩ‬ ‫ݧ‬ ‫ݑ‬ ‫ݐ‬ ‫م‬ ‫ں‬ ‫ى‬ ‫ݭ‬ ‫ه‬ ‫ݠه‬ ‫ݠٮ!‬ ‫ݣسه‬ ‫د‬ ‫ݣ‬ ‫ݣ‬ ‫ݠر‬ ‫ݣ‬ ‫و‬ ‫ݣ‬ ‫ݣ‬ ‫ݣ‬ ‫ݣ‬ ‫ݣ‬ ‫ݣ‬ ‫ݭ‬ ‫ݫ‬ ‫ݫ‬ ‫ݓ‬ ‫ݫ‬ ‫ݫ‬ ‫ݫ‬ ‫ݫ‬ ‫ݔ‬ ‫ݑݦ ح‬ ‫ݩݑ ݦ ݨݑ ݦ �ز ݐݩݦ ݑݦٯ‬ ‫ݣݡٮٮݣ ݣا ݭ ݫݣݓمه ݣو ݣرݣیݤ‬ ‫رݣوݣاݫݬݔى ݣٮک ݣ ݥݡیݣوݣٮاݣ ݣݣه ݣاݤ ݣ ݣݤاں الݣ ݫݬݓ ݣ‬ ‫در اوایل انقالب یک پیش داوری منفی علیه مردانی وجود داشت که مشتاق رسیدن به مقامات‬ ‫سیاسی بودند و برچسب «جاه طلب» برای چنین انسان های فرهیخته ای هرگز صفت ستایش امیزی‬ ‫نبود‪ .‬هرچند که بی میلی برای مسئولیت و تنها قبول مسئولیت در پاسخ به درخواست های فراوان‬ ‫دیگران‪ ،‬ریشه ای تاریخی‪-‬مذهبی دارد ولی به هرحال اخالق عمومی و فضای اولیه انقالب چنین‬ ‫ّ‬ ‫حکم می کرد‪ :‬فرد نباید مشتاقانه به دنبال مقامات دولتی باشد؛ به همین علت رفتار سیاست مداری‬ ‫که به ّ‬ ‫ شدت در پی اقناع مردم برای رای دادن به خویش بود تحقیرامیز شمرده می شد ولی شاید در‬ ‫ان شرایط‪ ،‬موضع مناسب در این خصوص برای یک کاندیدا‪« ،‬قیام» برای کسب قدرت و مقام و نه‬ ‫«دویدن» برای ان بود‪ .‬اما سوال اینجاست‪ :‬کسی که شخصیت او هنوز برای مردم شناخته شده‬ ‫ً‬ ‫نیست ولی برای تصدی مقام دولتی واقعا مناسب است‪ ،‬ایا باید خود را عرضه کند؟ ایا می توان‬ ‫قدرت را به کسی سپرد که برای کسب حمایت عمومی تالش می کند؟‬ ‫بدون تردید امروز راه زیادی را از چنین طرز فکری که ریشه در چنین سوال هایی دارد پیموده ایم‪.‬‬ ‫شکل گیری وضعیت حاضر در فضای سیاسی ایران نتیجه یک روند تدریجی در تغییر معرفتی‪ ،‬رفتاری‬ ‫و ساختاری در ساحت سیاسی در تمامی سطوح جامعه است‪ .‬در ادامه به بررسی روند تدریجی‬ ‫این تغییرات در چهل سالگی جمهوریت نظام می پردازیم‪.‬‬ ‫‪44‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫‪Vakilzadeh118@yahoo.com‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫‪ -۱‬نهاد سیاسی‬ ‫ّ‬ ‫بعد از انقالب اسالمی و به ویژه از دهه هفتاد شاهد شکل گیری تشکل ها و‬ ‫جریان های سیاسی بوده ایم که برخی از انها مانند حزب جمهوری اسالمی‬ ‫ّ‬ ‫یک تشکل موفق و تاثیرگذار از مردم و برای مردم بوده و برخی نیز مانند حزب‬ ‫کارگزاران سازندگی یا حزب مشارکت جزو احزاب «دولت ساخته» بوده اند و‬ ‫در جهت حفظ و ادامه سیاست های دولت مستقر تشکیل شده اند‪ .‬برخی‬ ‫ّ‬ ‫تشکل ها نیز مانند جامعه روحانیت مبارز‪ ،‬مجمع روحانیون مبارز و دیگر‬ ‫ّ‬ ‫تشکل های سیاسی به عنوان نهادها و جریان های سیاسی فعال و اثرگذار‪،‬‬ ‫نقش برجسته ای در مرجعیت فکری و سیاسی رسانه ها و مردم داشتند‪.‬‬ ‫‪ -۲‬نهاد رسانه ای‬ ‫از اوایل دهه هشتاد با تغییر شیوه های مبارزه‪ ،‬احزاب سیاسی خود را‬ ‫برای انتخاب و حمایت فعاالنه از کاندیدای خود و مخالفت با کاندیداهای‬ ‫احزاب دیگر سازماندهی می کردند‪ .‬به دلیل وجود ایده مبتنی بر قیام برای‬ ‫کسب مقام‪ ،‬احزاب سیاسی سازوکاری برای پیش بردن نظرات کاندیدای‬ ‫انتخابی خود ایجاد کردند‪ .‬عرصه بازار سیاست در این دوره به یک مبارزه‬ ‫سیاسی علنی نه تنها برای کمپین خود بلکه علیه مخالفانش تبدیل‬ ‫شده بود‪ .‬نهاد رسانه از این دوره برای پیشبرد و ترویج فعاالنه کمپین‬ ‫جریان های سیاسی وارد عمل می شود‪ .‬از شروع کمپین های انتخابات‬ ‫سال ‪ ۱۳۷۶‬تا اواخر این دهه که جریان رسانه ای غیردولتی (موسوم به‬ ‫روزنامه های زنجیره ای) به مثابه بازیگری مهم و تاثیرگذار مطرح شده بود‪،‬‬ ‫ً‬ ‫تقریبا از دوره نهم انتخابات ریاست جمهوری (سال ‪ ،)۱۳۸۴‬رسانه ملی‬ ‫نقش پررنگ تری در ایجاد و شکل دهی بازی سیاست در اذهان مخاطبین‬ ‫جامعه ایرانی ایفا کرد‪ .‬بنابراین در میدان مبارزات سیاسی ایران‪ ،‬در کنار‬ ‫نهادها و جریان های سیاسی به عنوان کنشگران فعال‪ ،‬نهاد رسانه نیز در‬ ‫نقش یک کنشگر مستقل وارد عمل می شود‪ .‬طوری که در برخی مواقع‬ ‫نهادها‪ ،‬جریان ها و شخصیت های سیاسی برای ارتباط خود از دریچه‬ ‫رسانه با توده مردم باید دست به یک بازتعریف و بازسازی دوباره بزنند‬ ‫حتی ا گر این بازتعریف تفاوت هایی با پیشینه انها داشته باشد! از این‬ ‫منظر‪ ،‬تبادل دو نهاد سیاست و رسانه در صورت بندی مبارزات سیاسی‬ ‫در این دوره نقش بسزایی داشته است‪.‬‬ ‫در میدان مبارزات سیاسی ایران‪ ،‬در کنار نهادها و‬ ‫جریان های سیاسی به عنوان کنشگر فعال‪ ،‬در این‬ ‫دوره‪ ،‬نهاد رسانه نیز در نقش یک کنشگر مستقل‬ ‫وارد عمل شده‪ ،‬به طوریکه در برخی مواقع نهادها‪،‬‬ ‫جریان ها و شخصیت های سیاسی برای ارتباط‬ ‫خود از دریچه رسانه با توده مردم باید دست به‬ ‫یک بازتعریف و بازسازی دوباره بزنند حتی ا گر این‬ ‫بازتعریف تفاوت هایی با پیشینه خود داشته باشد‪.‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪45‬‬ ‫!تیروهمج هسدنه‬ ‫امروز به مدد ابزارهای نوین رسانه ای و افزایش سطح ا گاهی و شناخت جامعه از جهان پیرامون خود‪ ،‬خواست و اراده ملی به عنوان یک کنشگر‬ ‫فعال در حال شکل گیری بوده و از صرف اثر پذیری عبور کرده و به سمت اثرگذاری بر روی دو نهاد سیاست و رسانه در حال حرکت می باشد‪.‬‬ ‫‪ -۳‬نهاد اجتماعی‬ ‫ّ‬ ‫صدای ملت‪ ،‬ندای مردم‪ ،‬اراده ملی‪ ،‬خواست‬ ‫ً‬ ‫ملی و مانند اینها مفاهیمی هستند که تقریبا‬ ‫از اواخر دهه ‪ ۸۰‬و اوایل دهه ‪ ۹۰‬خواسته و‬ ‫ناخواسته در مبارزات سیاسی و رسانه ای‬ ‫نقش پررنگ تری به خود گرفته و پوپولیسم‬ ‫ّ‬ ‫یا توده گرایی روی دیگری از سکه ای است که‬ ‫حول محور مشارکت مستقیم رای دهندگان در‬ ‫انتخاب کاندیدا بدون دخالت سایر نهادهای‬ ‫ّ‬ ‫قدرت ساز ‪-‬نظیر احزاب و تشکل ها‪ -‬عنوان‬ ‫می شود‪ .‬تضعیف رهبران و نهادهای سیاسی با‬ ‫حضور رای دهندگان جدید در داخل میدان به‬ ‫کمک ابزار سیاسی مدرن از طرفی و برجسته تر‬ ‫شدن نقش پایگاه های مردم نهاد از طرف دیگر‬ ‫موجب شده است که از طریق رسانه های‬ ‫نوین و در بستر شبکه های اجتماعی‪ ،‬با ایجاد‬ ‫سرمایه های اجتماعی مجازی‪ ،‬پایگاه های‬ ‫‪46‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫اجتماعی را در عالم واقع صورت بندی کرده و‬ ‫عرصه مبارزات سیاسی را شکل دهند‪.‬‬ ‫این صورت بندی از باال به پایین و از پایین به باال‬ ‫طی یک پروسه زمانی شکل گرفته و در نهایت‬ ‫در ترکیبی از یک برایند برساخته و حقیقی در‬ ‫افکارعمومی‪ ،‬خواست ملی را شکل می دهد‪ .‬امروز‬ ‫به مدد ابزارهای نوین رسانه ای و افزایش سطح‬ ‫ا گاهی و شناخت جامعه از جهان پیرامون خود‪،‬‬ ‫خواست و اراده ملی به عنوان یک کنشگر فعال به‬ ‫ایفای نقش می پردازد و از صرف اثرپذیری عبور‬ ‫کرده و به سمت اثرگذاری روی دو نهاد سیاست و‬ ‫رسانه در حال حرکت است‪ .‬این خواست ملی در‬ ‫نهایت در مرحله کنش می تواند در قالب انتخابات‪،‬‬ ‫اجتماعات و اعتراضات مدنی‪ ،‬جریان های اجتماعی‬ ‫رفرمیستی و در سطح گسترده تر و عمیق تر به صورت‬ ‫یک «انقالب» خود را نشان دهد‪.‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫جمع بندی‬ ‫در جمع بندی می توان چنین گفت که انچه‬ ‫امروز هندسه قدرت را در جمهوریت نظام‬ ‫تنظیم می کند‪ ،‬ترابط و تبادل این سه نهاد‬ ‫قدرت ساز است که در هر مبارزه با توجه به‬ ‫زمینه و زمین بازی‪ ،‬معادالت قدرت بین انها‬ ‫جمهوریت نظام اسالمی را‬ ‫تغییر یافته و هندسه‬ ‫ِ‬ ‫شکل می دهد‪ .‬زمانی «نهاد سیاسی» ‪ -‬احزاب‪،‬‬ ‫ّ‬ ‫تشکل ها و گروه های سیاسی‪ -‬پررنگ تر می نمود‬ ‫و نقش اصلی را در انتخابات ایفا می کرد (نظیر‬ ‫انتخابات ریاست جمهوری دوره های اول تا‬ ‫پنجم)؛ زمانی دیگر «نهاد رسانه ای» کنشگر اصلی‬ ‫در میدان رقابت انتخاباتی بود و می توانست در‬ ‫تعاملی قدرتمندانه با دو کنشگر دیگر‪ ،‬انها را‬ ‫تحت تاثیر خویش قرار دهد و در بازی انتخابات‬ ‫برنده شود (نظیر انتخابات ریاست جمهوری‬ ‫سال های ‪ ۱۳۷۶‬و ‪)۱۳۸۰‬؛ و امروزه که می توان‬ ‫گفت «نهاد اجتماعی» به عنوان کنشگر اصلی و‬ ‫بی بدیل سربراورده و البته با تاثیرگذاری بر ان‬ ‫دو نهاد دیگر‪ ،‬خود را به عنوان بازیگر انحصاری‬ ‫عرصه های مختلف انتخاباتی معرفی و تحمیل‬ ‫کند (ازجمله در انتخابات ریاست جمهوری‬ ‫دهه ی ‪ ۸۰‬به این سو)‪.‬‬ ‫شاید امروز باید سواالت ابتدای این نوشته را‬ ‫این گونه بازنویسی کرد که‪ :‬ایا دو نهاد اجتماعی‬ ‫و نهاد رسانه‪ ،‬به تنهایی برای معرفی و عرضه ی‬ ‫کاندیداهای شایسته و باصالحیت کافی هستند؟ ایا‬ ‫در فقدان نهاد سیاسی کارامد و قدرتمند‪ ،‬می توان‬ ‫فضای کنش در عرصه ی رقابت های انتخاباتی‬ ‫را تنها به ان دو نهاد وا گذار نمود؟ و ایا عملکرد‬ ‫انحصاری دو نهاد یادشده و به خصوص نهاد‬ ‫اجتماعی‪ ،‬امکان بروز سیاستمداران پوپولیست‬ ‫را به جای احزاب و افراد شایسته و کارامد افزون تر‬ ‫نمی کند؟‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪47‬‬ ‫احمد شریعتمداری‬ ‫پژوهشگر هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫ن‬ ‫ن م م ݑݩݦ ک �ن ݐ ى ݩݑ ݦ ݖ ݦ ݧݒݩ �ن ف‬ ‫ى � ݤݤݡیݤ‬ ‫ݡݡس ݫݬݔ اݣݣسی ݣاݣ�ی ݣ ݣر ݣاݣ‬ ‫گݣ‬ ‫ݣکی ݣݣ�رݣ ه�ݩݐ ݦں ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ‬ ‫ݣی ݣٮ ݣراݤݣ ݣ ݣم ݣا ݣ ݣرݣݣݡص ݫݭاݣݔٮی ݣݣو ݣ ݤݣاسوݣٮݫݬݓ اݣ ݣ‬ ‫� ادݣاهݣ ݣ ݣ ݣ ݣ‬ ‫ݩ‬ ‫ݐ‬ ‫ݧ‬ ‫ݩ‬ ‫ݧ‬ ‫ݧ‬ ‫ݧ‬ ‫ں‬ ‫ݦ‬ ‫ݩ‬ ‫�خ‬ ‫ݑ‬ ‫ݩ‬ ‫ݑ‬ ‫ݦ‬ ‫ݩ‬ ‫ݒ‬ ‫م‬ ‫ݠه‬ ‫دى ݫݔ ݣ ݣحگه ݣٮ ݣ ݣی ݣݡٯ ب� ݣ ݣر ݣ ݣ ݣ ݣ ݣمݭ ݫݣ ݫݔ ݡس‬ ‫ه ݣرىݫݬݔد!‬ ‫ى ݣݣݣ‬ ‫‪ ...‬وحشی های سدمعبری رو‪ ،‬دوباره ریختن توی خیابونا | بانکت رو با خودت ببر شهرداری‪ ،‬هر‬ ‫چی دلت خواست بساز | دوباره بحران شد و بحران در مدیریت بحران شروع شد | سواالی کنکورو‬ ‫به کی فروختند امسال؟ | بازرسا قبل اومدن شون به اداره خبر داده بودن که میان؟ | گوشت‬ ‫الوده رو از روسیه و برزیل اوردند و صداشم در نیاوردند | هواپیماهای ما مال دو قرن پیشه حق‬ ‫دارن با عصا پرواز کنن | میمون فلک زده ای که فرستادیم فضا‪ ،‬االن توی کدوم ستاره است؟ |‬ ‫اونقدر که توی صندوقای بازنشستگی اختالس شد برای رکود یه کشور بسه | خصوصی سازی‬ ‫فقط برای نورچشمیا بود و شد خصولتی | اسمای خاص اصیل ایرانی رو ثبت نمی کنن دیگه |‬ ‫میری سند ثبت کنی هنوز ثبت اسنادیا پول کرایه دفترشونو جدا می گیرند | زورشون به کله گنده ها‬ ‫نمیرسه به بیچاره هایی که حقوق و فروش شون رو میتونن راحت ببینن‪ ،‬مالیات می بندن | تا االن‬ ‫دکتری رو دیدید که برای خطای پزشکی برکنار شده باشه؟ کیارستمی چی شد؟ پول خونمونو‬ ‫میگیرن نامردا‪ .‬بیمارستان نیست که کشتارگاهه | پرستاره رو که هر دو سال یه بار میومد باالی‬ ‫‪48‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫‪reappearance313@gmail.com‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫تخت با دو من عسل نمیشد خورد! | یه سری‬ ‫معدن خاص کشف کردن زیر اون تپه که فقط‬ ‫سپاه میتونه بره اونجا | اسم اون بندرهایی‬ ‫که مربوط به اون نهادهای خاصه رو بگم که‬ ‫فقط جنسای قاچاق رو راحت کانتینر کانتینر‬ ‫وارد می کنن؟ | انحصار فالن محصول رو بگم‬ ‫دست کیه؟ | تابستون که بشه اب که برای‬ ‫ثروتمندا سهمیه بندی نمیشه | کنسرت ها رو‬ ‫دوباره کنسل کردن | اما کن گیر میده و گرنه‬ ‫کی عکس رهبر توی مغازش میزنه؟ | گشت‬ ‫ارشاده یا گشت مردم ازاری؟ | تامین اجتماعی‬ ‫میدونی نصف کارخونه های کشورو داره ولی‬ ‫زورش میاد هزارتومن بذاره روی حقوق ما‬ ‫بیچاره ها؟ هر روزم پول بیشتری ازمون می گیره‬ ‫| گذرنامه مون رو هیچ جا دیگه قبول نمی کنن‬ ‫| معلم جماعت‪ ،‬خار ج بهترین درامد و اعتبار‬ ‫و دارند ولی اینجا شا گرد سوار معلم میشه | ‬ ‫کارت بسیج بگیری همه جا استخدام میشی |‬ ‫بنیاد مستضعفانه یا مستکبران؟ | بنیاد شهید‬ ‫تیول دار شده‪ ،‬به اسم شهید همه کاری می کنه‬ ‫| تا کی با حج باید پول تو حلقوم عربای وهابی‬ ‫سعودی ریخت؟ | بهشون یه دسته قبض جریمه‬ ‫میدن تا شب باید همشو اب کنن | ترافیک‬ ‫رو فقط خط ویژه ای ها می بینن | این همه‬ ‫تبلیغات اسالمی داریم و مسلمانی از زمان شاه‬ ‫خدابیامرز بدتر شده | ا گه سپاه دست از سر‬ ‫کچل اقتصاد برداره همه بخش خصوصی رشد‬ ‫می کنه | نماز جمعه شده موعظه کده پیرپاتاال‬ ‫| کاش فقرای ایرانم عرب بودن تا کمیته امداد‬ ‫یه کمی بهشون کمک می کرد | همین پول‬ ‫نفتو بیارن تو سفره‪ ،‬کل مردم ثروتمند میشن‬ ‫| دیگه حتی قبر هم نمیشه خرید و‪...‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪49‬‬ ‫!دیرخ هشیمن مه ربق یتح هگید‬ ‫‪ -۱‬رویکرد مطالعات تفسیری در‬ ‫شناخت فرهنگ سیاسی‬ ‫نهادها‪ ،‬مرکب هایی اعتباری برای به مقصد‬ ‫رساندن دیگر اعتبارات اجتماعی مان هستند‪.‬‬ ‫همه ما حاضر در انبوهی از نهادها‪ ،‬ا گاهانه یا‬ ‫ناا گاهانه زیست اجتماعی داریم و نسبت به‬ ‫هرکدام از انها (که گاه ساختار قانونی سفت و‬ ‫سختی را نیز با خود جابجا می کنند)‪ ،‬گرایش های‬ ‫ً‬ ‫غالبا مشترک متفاوتی بروز می دهیم و اسنادها و‬ ‫طرحواره های ذهنی مان را گاه در قالب کنش های‬ ‫ً‬ ‫گفتاری به رخ می کشیم‪ .‬از این رو اساسا امکان‬ ‫تعامل و تعایش کم خطر و یکنواختی را می یابیم‪.‬‬ ‫وقتی سوار تا کسی هستیم‪ ،‬وقتی برای خرید به‬ ‫مغازه ای می رویم‪ ،‬هنگامی که در صف انتظار در‬ ‫مطب پزشک نشسته ایم‪ ،‬گاه که در نهاد اجتماعی‬ ‫خانواده با دیگر اعضا مشغول به تعاطی افکار‬ ‫و ارزاق می شویم‪ ،‬در همه این موقعیت های‬ ‫اجتماعی‪ ،‬این «اسنادهای مشترک نمادین» در‬ ‫نظام ادرا کی ماست که حلقه اتصال کلمات ما و‬ ‫نزدیکی ادرا کی‪-‬تحریکی ما به یکدیگر را فراهم‬ ‫می کند و گفت وگو را رقم می زند‪.‬‬ ‫این الگو از اسنادهای پرتکرار (مانند لیستی‬ ‫که در ابتدای متن امد) که نماینده ای برای‬ ‫سیاست (به معنای عمومی ان) در اذهان‬ ‫مردم به شمار می روند‪ ،‬در رهیافتی از ّ‬ ‫سنت‬ ‫مردم شناسانه مطالعات فرهنگی سیاسی مورد‬ ‫توجه رویکرد «مطالعات تفسیری» قرار می گیرد‪.‬‬ ‫رهیافتی که تمرکزی جدی بر ُبعد نمادین‬ ‫سیاست از جمله افسانه و ایین دارد‪ .‬این‬ ‫ً‬ ‫رهیافت عمدتا از روش مشاهده مشارکتی‪ 1‬بهره‬ ‫ّ ّ‬ ‫می برد و برای توضیح تکه تکه شدن اجتماع یا‬ ‫انسجام ان یا تغییرات چشمگیری که در جامعه‬ ‫اتفاق می افتد کارامد است‪ .‬رویکرد هرمنوتیک‬ ‫به دنبال اشکار کردن محدودیت ها و قیود‬ ‫است‪ .‬این محدودیت ها در قالب افسانه ها‪،‬‬ ‫ً‬ ‫نمادها‪ ،‬ایین ها و گفتمان ها عمدتا از طریق‬ ‫غوطه وری در زندگی اجتماعی و وابستگی شدید‬ ‫به تحلیل های نشانه شناختی بیان می گردد‪.‬‬ ‫این رهیافت مشتق از بستگی و عالقه مطالعات‬ ‫وبری به معنای کنش اجتماعی و یک تمرکز‬ ‫پدیدارشناسانه بر ماهیت اجتماع ساخته ی‬ ‫دانش و جامعه بوده است‪ .‬بر همین اساس‬ ‫در این رهیافت‪« ،‬فرهنگ» به عنوان معانی‬ ‫تجمیع یافته ای است که گروه ها می سازند‪،‬‬ ‫به اشترا ک می گذارند و به صورت «نمادین»‬ ‫بیان می کنند‪.‬‬ ‫‪1- participant observation‬‬ ‫‪50‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫‪ -۲‬کارکرد نمادها در مطالعات‬ ‫تفسیری فرهنگ سیاسی‬ ‫ِ‬ ‫نمادها در این نگرش‪ ،‬جایگاهی کارکردگرایانه پیدا‬ ‫می کنند‪ .‬به این معنا که هم مشروعیت بخش‬ ‫ً‬ ‫یک نظم سیاسی مطلوبند و تبعا از یک نظم‬ ‫ً‬ ‫سیاسی نامطلوب (و عمدتا موجود) منزجرند؛‬ ‫و هم در خدمت منافع افراد و حتی دولت های‬ ‫‪1‬‬ ‫نخبه ی سیاسی قرار می گیرند‪ .‬هارولد السول‬ ‫می گوید نخبگان برای رسیدن به مقصود خود‪،‬‬ ‫نمادها را به نحوی دستکاری می کنند که برای‬ ‫ّ‬ ‫ارزوهای ناخودا گاه توده ها جذاب جلوه کنند‪.‬‬ ‫نمادها همه عینیات بصری و غیربصری با تمرکز‬ ‫معانی مشترک را شامل می شوند‪ .‬از پرچم و توتم‬ ‫و تصاویر انسانی تا اما کن خاص و شخصیت های‬ ‫سیاسی و البته نمادهای کالمی مثل گفتارهای‬ ‫متمایز مشهور در این دامنه قرار می گیرند‪.‬‬ ‫مورای ادلمن‪ 2‬که در وا کاوی رابطه سیاست و‬ ‫نمادها پیشرو بوده است در کتاب «استفاده های‬ ‫نمادین از سیاست»‪ ،‬نمادها را به انواع ترا کمی‪ 3‬و‬ ‫ارجاعی‪ 4‬تقسیم می کند‪ .‬نمادهای ترا کمی برای‬ ‫بیان احساسات توده ها و خواسته های ناخودا گاه‬ ‫‪1- Harold Lasswell‬‬ ‫‪2- Murray Edelman‬‬ ‫‪3- condensation‬‬ ‫‪4- referential‬‬ ‫نمادها همه عینیات بصری و غیربصری با تمرکز معانی مشترک را شامل می شود‪.‬‬ ‫از پرچم و توتم و تصاویرانسانی تا اما کن خاص و شخصیت های سیاسی و البته‬ ‫نمادهای کالمی مثل گفتارهای متمایز مشهور در این دامنه قرار می گیرند‪.‬‬ ‫انها در قبال حوادث استفاده می شود و بیشتر‬ ‫در سخنرانی های مبارزاتی و اعتراضات توده ها‬ ‫به کار می رود‪ .‬این نمادها ناظر به رویدادی‬ ‫غرورافرین‪ ،‬اضطرابی جمعی‪ ،‬تعبیری از شکوه‬ ‫گذشته یا تحقیر گذشته و وعده های بزرگ نسبت‬ ‫به اینده است‪ .‬نمادهای ارجاعی به موضوعات‬ ‫عینی و تجربی اشاره داشته و افراد مختلف به‬ ‫ّ‬ ‫شکل یکسان از انها استفاده می کنند و برای تفکر‬ ‫منطقی مفید هستند‪ .‬امارهای مربوط به اتفاقات‬ ‫واقعی از این دست نمادها هستند‪ .‬نمادهای‬ ‫غلیظ و مترا کم دارای جذابیتی غیرعقالیی در‬ ‫ً‬ ‫میان توده هاست و نخبگان معموال برای رسیدن‬ ‫به مقاصد و منافع خود از ان استفاده می کنند‪.‬‬ ‫این رهیافت در ّ‬ ‫تطور خود با نظریات ارتباطات‬ ‫ً‬ ‫امیخته است‪ .‬لوول دیتمر‪( 5‬که عمدتا متاثر از‬ ‫نظریه ارتباطات سیبرنتیک است)‪ ،‬به عنوان‬ ‫نمونه ای از این ّ‬ ‫تطور در مقاله «فرهنگ سیاسی‬ ‫و نمادگرایی سیاسی‪ :‬به سوی یک تلفیق نظری»‬ ‫‪5- Lowell Dittmer‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪51‬‬ ‫!دیرخ هشیمن مه ربق یتح هگید‬ ‫نخبگان با چارچوب دادن به نمادها و اعمال تغییرات یا اصالحاتی در ترتیبات درونی و بیرونی نمادها به مقصود خود می رسند‪ .‬در این وضعیت‬ ‫زبان از عالیق روزمره‪ ،‬منفک شده و نمادها به ویژه نمادهای زبانی در جهت منافع نخبگان‪ ،‬قابلیت استفاده می یابند‬ ‫اشاره می کند که فرهنگ سیاسی «نظام نمادهای‬ ‫سیاسی» است و این نظام در یک ساختار کالن تر و‬ ‫جامع تر سکنا گزیده که می توانیم ان را «ارتباطات‬ ‫سیاسی» بنامیم‪ .‬هر فرهنگی در همراهی با عناصر‬ ‫عینی خود یکتایی می یابد و این یگانگی در‬ ‫نمادهای ان متبلور می شود‪ .‬این نظام‪ ،‬اجزای‬ ‫اصلی یک نظام ارتباطی را داراست؛ یعنی دارای‬ ‫کدهایی برای تنظیم استفاده از نمادها (یعنی‬ ‫داللت هایی بر رمزگذاری‪ ،‬رمزگشایی و تفسیر‬ ‫نمادها) است‪ .‬همچنین مجموعه ای از شرایط‬ ‫که اجازه چنین عملیاتی را می دهد (یعنی وجود‬ ‫فرستنده‪ ،‬گیرنده‪ ،‬کانال و متن پیام ارتباطی)‬ ‫نیز حاضر است‪ .‬ویژگی متمایز زبانشناختی‬ ‫نمادها این است که انها به صورت همزمان‪،‬‬ ‫هم کارکرد زبان عینی را دارند و هم داللت های‬ ‫‪52‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫واقعی فرازبانی را‪ .‬به نظر می رسد که انها یک‬ ‫رویداد ظاهری مشخصی را نشان می دهند‪،‬‬ ‫اما درواقع به مجموعه ای از نشانه هایی که‬ ‫بیانگر حوادثی هستند اشاره دارند‪ .‬به عنوان‬ ‫مثال‪ ،‬شعار روزولت ُ«پرکردن پمپ»‪ 1‬بود که به‬ ‫یک اتفاق ساده در پمپ های قدیمی در مزار ع‬ ‫ً‬ ‫و کارگاه ها اشاره داشت‪ ،‬اما مفهوما به طیف‬ ‫گسترده ای از سیاست های تحریکی اجتماعی‬ ‫و اقتصادی باز می گشت‪.‬‬ ‫با این مدل‪ ،‬ارتباطات در یک نظام‪-‬فرهنگ‬ ‫سیاسی به دو گروه نخبگان و توده تقسیم‬ ‫می شود که به صورت دوسویه و گاه یک سویه‬ ‫و در درون یک متن که بین دو سوی ارتباط‪،‬‬ ‫مشترک است صورت می گیرد‪ .‬نخبگان نمادها را‬ ‫‪1- priming the pump‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫دستکاری می کنند در حالی که توده ها‪ ،‬نمادها‬ ‫را تفسیر کرده و براساس تفسیر خود و مهارت‬ ‫نخبگان در دستکاری و قابل فهم کردن نمادها و‬ ‫یکی نمودن عالیق شان با خواسته های توده ها‪،‬‬ ‫نسبت به انها وا کنش نشان می دهند‪ .‬نمادها‪،‬‬ ‫البته در ذات خود توانایی متمرکز کردن و کانونی‬ ‫کردن احساسات ناروشن‪ ،‬در مورد تجربیات‬ ‫یک جمع انبوه را دارند‪ ،‬اما هنرمندی نخبگان‬ ‫در بیان و انتقال نمادهاست که در این کارکرد‪،‬‬ ‫توده ها را به اعتراض یا حمایت از وضع موجود‬ ‫برمی انگیزند‪ .‬شکل زیر این وضعیت را به خوبی‬ ‫نشان می دهد‪.‬‬ ‫قابلیت هدایتگری نمادهای سیاسی نیز از همین‬ ‫درک مشترک از معنای نماد پدید می اید‪ .‬گاه‬ ‫درک مشترک از معنای نمادها به صورت جهانی‬ ‫در می اید‪ .‬به بیان دیگر‪ ،‬خورشید همواره نماد‬ ‫نورانیت‪ ،‬اسمان نماد استعال‪ ،‬قدرت و فناناپذیری‬ ‫و یا پلکان تخت شاهنشاهی بوده‪ ،‬زانو زدن و‬ ‫اعمال احترام امیز دیگر‪ ،‬نشانه ی سلسله مراتب‬ ‫ّ‬ ‫و یا دیگر تحرکات اجتماعی بوده است‪ .‬نخبگان‬ ‫با چارچوب دادن به نمادها و اعمال تغییرات‬ ‫یا اصالحاتی در ترتیبات درونی و بیرونی نمادها‬ ‫به مقصود خود می رسند‪ .‬در این وضعیت زبان‬ ‫از عالیق روزمره‪ ،‬منفک شده و نمادها به ویژه‬ ‫نمادهای زبانی در جهت منافع نخبگان‪ ،‬قابلیت‬ ‫استفاده می یابند‪ .‬کادربندی به صورت استفاده‬ ‫از لغات تخصصی و پرستیژی‪ ،‬چرخش های بدنی‬ ‫و حرکات دست‪ ،‬سر و‪ ...‬برای نیرو بخشیدن به‬ ‫نمادها صورت می گیرد‪.‬‬ ‫‪ -۳‬کارکرد اسطوره ها در رویکرد‬ ‫تفسیری فرهنگ سیاسی‬ ‫ِ‬ ‫در این رهیافت‪ ،‬اسطوره ها نیز مانند نمادها‬ ‫خاصیت تاثیرگذاری بر رفتار سیاسی دارند و از‬ ‫این منظر مورد توجه قرار گرفته اند‪ .‬اسطوره های‬ ‫سیاسی مانند قهرمانان یک ماجرای حماسی‬ ‫هستند که مراحلی مانند تولد و مرگ قهرمان‪،‬‬ ‫ازمایش در شرایط مختلف‪ ،‬رویارویی با عناصر و‬ ‫عوامل ضدقهرمان مانند ّ‬ ‫شیادان‪ ،‬جنایتکاران‬ ‫فراری و قهرمانان ناامید را تجربه می کنند‪ .‬از‬ ‫این منظر اسطوره ها را به اسطوره های بنیادین‪،‬‬ ‫یزدان شناسانه‪ ،‬نژادپرستانه و حتی اسطوره های‬ ‫انقالبی که هر کدام کارکرد مخصوص خود را‬ ‫دارند‪ ،‬تقسیم کرده اند‪ .‬کارایی عملی اسطوره‬ ‫زمانی پدید می اید که اسطوره به عنوان حقیقت‬ ‫پذیرفته شود‪ .‬یعنی به عنوان راهنما و توجیه گر‪،‬‬ ‫مقاصد موردنظر پذیرندگان خود را به دست‬ ‫اورد‪ .‬اعتبار یک اسطوره در این است که بتواند‬ ‫قهرمان را به بدنه جامعه پیوند بزند و از این‬ ‫ْ‬ ‫قدرت مشروعیت بخشیده‪ ،‬وفاق‬ ‫طریق به‬ ‫اخالقی ایجاد کند و گزینه های بدیل برای کنش‬ ‫فردی و جمعی را محدود کند‪ .‬بنابراین در این‬ ‫رهیافت تا کید بر ابعاد نمادین کنش سیاسی در‬ ‫فرهنگ سیاسی است‪ .‬در بحث تغییر فرهنگ‬ ‫سیاسی نیز‪ ،‬این رهیافت تا کید بر تغییرپذیری‬ ‫نمادها دارد‪ .‬دستکاری و ارائه تفسیرهای جدید‬ ‫از نمادها توسط نخبگان که به ایجاد الگوهای‬ ‫رفتار سیاسی جدید می انجامد و تغییر فرهنگ‬ ‫سیاسی را به همراه دارد‪.‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪53‬‬ ‫!دیرخ هشیمن مه ربق یتح هگید‬ ‫ ‪ -۴‬و اما‪ ...‬ایران و‬ ‫احساس فرا گیر نارضایتی‬ ‫نمادهای به کارگرفته شده در سرشاخه های‬ ‫ناامیدی و نا کارامدی‪ ،‬به دنبال این کژکارکرد‬ ‫مشخص برای مشروعیت زدایی از ساختار‬ ‫اجتماعی‪-‬سیاسی ایران و بهسازی و ایده ال سازی‬ ‫ضمنی تصویر نظم حا کمیتی غربی و رفعت بخشی‬ ‫به مدیر و سیاستمدار خارجی و ساختار دولت‪-‬‬ ‫ّ‬ ‫ً‬ ‫ملت های غربی است‪ .‬معموال انچه ذیل عنوان‬ ‫نماد نا کارامدی شناخته می شود‪ ،‬به صورت‬ ‫مقایسه ای با نمونه هایی شبیه به این جمله‬ ‫تکرار می شود‪« :‬توی ایران بیچاره‪ ،‬موضوع‪...‬‬ ‫ً‬ ‫که اینطوریه ولی خارج دقیقا خالفشه»!‬ ‫نخبگان تصویرسازی و استراتژیست های بازاریابی‬ ‫سیاسی‪ ،‬همواره تصویرهایی نمادین از خود نشر‬ ‫می دهند که برای جامعه هدف‪ ،‬مطلوب بوده و‬ ‫تصویر مقابل ان ازاردهنده باشد‪ .‬به عنوان مثال‬ ‫در حالی که فساد در جامعه اداری ما شکل نمادین‬ ‫یافته‪ ،‬ارائه تصویرهای نمادین از فسادزدایی در‬ ‫جوامع غربی و سازمان های اداری انها‪ ،‬همان‬ ‫دستکاری نمادهاست که می تواند نظم سیاسی‬ ‫مطلوب غربی را در اذهان مخاطبان رقم بزند‪.‬‬ ‫درباره همین مثال‪ ،‬همه نمادها به کمک یکدیگر‬ ‫می ایند‪ :‬نماد و اسطوره ی یک مدیر مطلوب با یک‬ ‫ّ‬ ‫ساختار اداری جذاب شبیه به انچه در سازمان های‬ ‫غربی وجود دارد و ایین اداره غربی ان و حتی نوع‬ ‫نمادهای ارتباطی (ابزارهای گفتاری و غیرگفتاری)‬ ‫شایسته در همان فضای غربی تعبیر می شود‪.‬‬ ‫در این مسیر ارتباطی‪ ،‬نخبگان به گروهی اطالق‬ ‫می شود که توانایی اثرگذاری بر گروه دیگر (توده)‬ ‫را دارند؛ از این رو وقتی یک سلبریتی یا یک‬ ‫استاد دانشگاه یا یک روزنامه نگار نماد خاصی را‬ ‫‪54‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫دستکاری کرده و در زمینه مفهومی مدنظر خود‬ ‫به کار می برد و توانایی به دست گرفتن تبادرات‬ ‫ذهنی مخاطب توده را می یابد‪ ،‬او در واقع از‬ ‫فرصت دستکاری در فرهنگ سیاسی بهره برده‬ ‫است‪ .‬در این میان کسانی که بتوانند از ابزارهای‬ ‫پیام نمادها بهتر بهره ببرند‪ ،‬اثرگذارترند‪.‬‬ ‫رسانش ِ‬ ‫مطالعات تجربی نشان داده که در ارتباطات‬ ‫ً‬ ‫اجتماعی معموال به کارگیری ابزارهای غیرکالمی‬ ‫توسط سلبریتی ها بیشتر است و استفاده از‬ ‫ابزارهای کالمی در دیگر نخبگان پررنگ تر است‪.‬‬ ‫در وا کاوی ارتباطی این نمادها‪ ،‬کدهای نمادساز‬ ‫مشخص است‪ .‬نمادهای ناظر به نمایش‬ ‫نا کارامدی‪ ،‬همواره با کدهای قابل تفسیر‬ ‫توسط اطرافیان و گیرندگان پیام همراه است‪.‬‬ ‫ً‬ ‫مثال وقتی کسی با کادربندی ژست حرکت تناوبی‬ ‫دست یا سر به چپ و راست یا موقعیت شانه های‬ ‫افتاده و سر به پایین و پوزخندی تاسف الود‬ ‫اشاره می کند که «دوباره خیابان را اسفالت‬ ‫کردند»‪ ،‬همه با داللت ضمنی متوجه می شوند‬ ‫که قرار است دوباره ان را زیرورو کنند و لوله ای‬ ‫را کار بگذارند‪ .‬یا وقتی می گویند «فناوری نوینی‬ ‫کشف یا وارد شده»‪ ،‬داللت ضمنی ان‪ ،‬تحریم‬ ‫ان فناوری توسط مراجع دینی و ایدئولوژیک در‬ ‫جامعه است‪ .‬با این وصف‪ ،‬نخبگان همیشه از‬ ‫مجال این نوع ارتباطات نمادین سیاسی برای‬ ‫ً‬ ‫کنترل توده بهره می برند‪ .‬طبیعتا نخبگان غربی‬ ‫به واسطه توجهی که به موضوع ارائه نمادین‬ ‫پیام و ابزارهای قوی رسانش پیام گسترده دارند‬ ‫بهره اصلی را می برند‪.‬‬ ‫در بطن اجزای یک ارتباط‪« ،‬محدودیت ایجاد کردن‬ ‫ً‬ ‫در کانال پیام های نمادین»‪ ،‬احتماال کم اثرترین‬ ‫شیوه برای جلوگیری از دستکاری نخبگان غیرهمسو‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫در نمادهای جاری در فرهنگ سیاسی جامعه ایران‬ ‫است‪ .‬البته غالب سیاست های اعالمی و اعمالی‬ ‫موجود در فضای سیاست گذاری ما نیز اتکای به‬ ‫همین کم اثرین شیوه دارد! که خود این تالش‬ ‫کم اثر‪ ،‬تبدیل به یک نماد مهم اثرگذار در مقوله‬ ‫نا کارامدی شده است‪ .‬این در حالی است که‬ ‫تربیت و ا گاه سازی نظام شناختی گیرندگان پیام‪،‬‬ ‫واسازی یک پیام نمادین با تحلیل ُبن انگاره های‬ ‫معرفتی ان و بهسازی تصویر فرستندگان پیام ها‬ ‫ً‬ ‫با بهبود بخشیدن به کارکردهایشان‪ ،‬احتماال‬ ‫راه های بهتری برای فرار از این مهلکه فرهنگ‬ ‫سیاسی موجود است‪.‬‬ ‫اما انچه بیشتر مورد توجه این مقاله است‬ ‫تجویزی در حوزه واسازی نمادها از طریق‬ ‫امحای مصادیق عینی نا کارامدی است‪ .‬این‬ ‫نمادها هر کدام‪ ،‬هر چند نماینده ی یک مفهوم‬ ‫عام (نا کارامدی) هستند ولی نوعی انحصار‬ ‫نا کارامدی در این موارد را نیز نتیجه داده اند‪.‬‬ ‫یعنی ذهن تبادری و استشهادی مخاطب ایرانی‬ ‫(که تربیت نشدگی ان را نشان می دهد)‪ ،‬با شنیدن‬ ‫مفهوم نا کارامدی سریع به نمونه های محدود‬ ‫در دایره برداشت های خود متبادر می شود؛ از‬ ‫این رو ا گر بتوان ان نمونه ها را به صورت «خاص‪،‬‬ ‫جدی و فوری» مورد توجه سیاستی و اجرایی‬ ‫ّ‬ ‫قرار داد‪ ،‬می توان تنفس گاهی برای ذهن های‬ ‫اشفته امروز ایرانیان و فایل با کس به هم ریخته‬ ‫و افسارگسیخته ی مدیران داشت‪ .‬به همین‬ ‫ً‬ ‫خاطر است که مثال اداره راه و شهرسازی در‬ ‫برنامه اصالح تصویر خود‪ ،‬از میان همه وظایف‬ ‫قانونی اش‪ ،‬توجه جدی خود را باید به نمادهای‬ ‫نا کارامدی اش داشته باشد؛ هر چند این کار نیاز‬ ‫ضروری‪ ،‬فوری و واقعی جامعه نباشد‪.‬‬ ‫ذهن تبادری و استشهادی مخاطب ایرانی‪ ،‬با شنیدن مفهوم نا کارامدی سریع‬ ‫به نمونه های محدود در دایره برداشت های خود متبادر می شود؛ از این رو ا گر‬ ‫بتوان ان نمونه ها را به صورت «خاص‪ ،‬جدی و فوری» مورد توجه سیاستی و‬ ‫اجرائی قرار داد می توان تنفسگاهی برای ذهن های اشفته امروز ایرانیان و فایل‬ ‫با کس به هم ریخته و افسارگسیخته ی مدیران داشت‪.‬‬ ‫اسطوره در این میان جایگاهی خاص می یابد‪:‬‬ ‫کسی که بتواند نمادهای نارضایتی را نابود کند و‬ ‫پروتا گونیست داستان سیاست ایران امروز باشد‪ .‬در‬ ‫الگوی سفر قهرمان‪ ،1‬در مسیر سخت تغییر شرایط‬ ‫قدم بگذارد و در کشمکش های داستان سیاست‬ ‫ایران‪ ،‬انتا گونیست های نمادین را در نقاط اوج‬ ‫این داستان کنار بگذارد‪ .‬جالب اینجاست که این‬ ‫اسطوره ها حتی در مقام مقایسه با اسطوره های‬ ‫باستانی و دینی ما نیز توصیف می شوند‪.‬‬ ‫ضرورت توجه به نماد و اسطوره در فضای‬ ‫سیاست ایران غیرقابل چشم پوشی است‪.‬‬ ‫بخواهیم یا نخواهیم‪ ،‬سیاست‪ ،‬داستانی است‬ ‫که قهرمان می خواهد و این قهرمان می تواند‬ ‫مصادیق سمبلیک نا کارامدی را از بین ببرد و‬ ‫نمادهای رضایت را به جامعه ارزانی دارد‪ .‬قرار‬ ‫بر این است که اسطوره‪ ،‬حقیقی بنماید و این‬ ‫با تحصیل اغراض جامعه که در نمادها تبلور‬ ‫یافته حاصل می شود‪ .‬تنها به عنوان مثال‪،‬‬ ‫جومونگ ایران زمین یا یوسف ّ‬ ‫مدبر مصر در ایران‬ ‫می توانست واقعی باشد‪ ،‬ا گر توان پیوند با بدنه‬ ‫جامعه را داشت و می توانست برای حا کمیت‬ ‫مشروعیت بسازد و گزینه های نامطلوب بدیل را‬ ‫محدود کند زیرا اسطوره ها می توانند نمادهای‬ ‫نارضایتی را کم رنگ و کم رمق جلوه دهند‪ .‬باید‬ ‫برای اینده ایران‪ ،‬به جنگ با نمادهای نارضایتی‬ ‫و اسطوره های تولدیافته از انها رفت‪.‬‬ ‫‪1- Monomyth‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪55‬‬ ‫دکتر نادر جعفری‬ ‫استاد هادی هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫عضو هیات علمی گروه مدیریت بازرگانی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫ݐ ݦ ش� ݐ ݦݨٮ ݧݑ خ ݒݩ‬ ‫حݣ ݣوݣݫݭݓ ح خٮین ݣى ݬݫݔ ݣا ݣ ݩّݣس ݣ�رݣ ݣوݣ ݩݐسیݤݤ؟‬ ‫ݒ ݦݨݦ ݑݩݦ ٮ � �گ م‬ ‫ݣی ݣل ݣ ݢݤݠاݤݣی ݭݣݫݢىݭݫݔرݣاݤݣݣںی ݣݣاه‬ ‫کر اݣ�ب ݣی ݣوݣݣداݣ اݣرݣ ݣݣه ݣ ݣ‬ ‫بازاریابی سیاسی دولت یکی از حوزه های مهم بازاریابی سیاسی است که بعد از کارزار انتخابات و‬ ‫زمانی فرصت بروز می یابد که حزب‪ ،‬جناح یا فرد پیروز در انتخابات‪ ،‬مسوولیت دولت یا ا کثریت را‬ ‫در مجلس به دست می اورد و در موقعیتی است که می تواند با «تصمیم های صحیح»‪« ،‬اقدام های‬ ‫بجا» و در کنار این دو با «اطالع رسانی بموقع و موثر» پایبندی اش را به وعده های انتخاباتی خود‬ ‫نشان دهد و هم هوادارانش و هم عموم مردم و رای دهندگان را نسبت به بهبود شرایط رفاهی و‬ ‫زندگی اینده شان مطمئن سازد‪ .‬بنابراین دولت ها و احزاب پیروز در انتخابات همیشه سعی می کنند‬ ‫این سه گام را بردارند‪:‬‬ ‫ّ‬ ‫ ‪ .1‬مبتنی بر عملکرد واقعی خود‪ ،‬شاخص های بهبود عملیاتی حیات انسانی و رفاه مادی و معنوی‬ ‫مردم را ارتقاء دهند‪.‬‬ ‫ّ‬ ‫ّ‬ ‫ّ‬ ‫ ‪ .2‬با برندسازی صحیح و مبتنی بر هویت ملی مردم‪ ،‬تصویر ملی کشور را ارتقاء دهند (به ویژه در‬ ‫نگاه دیگران)‬ ‫ّ‬ ‫ّ‬ ‫ ‪ .3‬و به دنبال ارتقای تصویر ملی کشور‪ ،‬ادرا ک مردم و شهروندان را از ان تصویر ملی بهبود بخشند‪.‬‬ ‫‪56‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫‪reappearance313@gmail.com‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫موضوع موردنظر این نوشته‪ ،‬همین گام سوم است‬ ‫که بستر «بازاریابی سیاسی دولت» است و مساله ‬ ‫هم ان جاست که فاصله میان «عملکرد واقعی»‬ ‫و «ادرا ک مخاطبان» چگونه شکل می گیرد؟ و‬ ‫برای رفع ان چه باید کرد؟ برای پاسخ‪ ،‬ابتدا الزم‬ ‫است به کمک برخی شاخص های عملیاتی‪،‬‬ ‫اصل وجود این فاصله را نشان دهیم تا پس از‬ ‫ان مجال تحلیل فراهم شود و زمینه ی ارائه ی‬ ‫راهکار براید‪ .‬اینجا از دو شاخص جهانی «توسعه‬ ‫انسانی» و «خوشبختی» استفاده می کنیم‪.‬‬ ‫سازمان ملل متحد برای نمایش توسعه و بهبود‬ ‫ّ‬ ‫عملی حیات انسانی و رفاه ّ‬ ‫مادی و معنوی ملت ها‪،‬‬ ‫از شاخص توسعه انسانی (‪ 1)HDI‬و برای نمایش‬ ‫میزان رضایت شهروندان یک کشور از شاخص‬ ‫جهانی خوشبختی (‪ 2)WHR‬استفاده می کند‪.3‬‬ ‫همان طور که گفته شد شاخص توسعه ی انسانی‬ ‫نشانگر عملکرد واقعی کشورها در پیشرفت انسانی‬ ‫و رفاه مادی و معنوی ملت هاست ّ‬ ‫(معرف گام‬ ‫‪ ۱‬باال) و شاخص خوشبختی‪ ،‬بیشتر از جنس‬ ‫ادرا ک مردم و شهروندان از پیشرفت کشور و‬ ‫اعتماد انها به سیاست ها‪ ،‬برنامه ها و اقدام های‬ ‫دولت هایشان است ّ‬ ‫(معرف گام ‪ ۳‬باال)‪ .‬درواقع‬ ‫گزارش خوشبختی نشان می دهد که مردم هر‬ ‫کشور چه احساسی نسبت به وضعیت خود و‬ ‫ّ‬ ‫تصویر ملی شان دارند و به عبارتی خودانگاره‬ ‫انها از پیشرفت شان چقدر است‪.‬‬ ‫)‪1- Human Development Index (HDI‬‬ ‫)‪2- World Happiness Report (WHR‬‬ ‫‪ -3‬البته ا گرچه این دو شاخص همانند بسیاری از شاخص های دیگر جهانی‪ ،‬محدودیت هایی دارند و قابل نقدند ولی در حال حاضر‪ ،‬معتبرترین شاخص های‬ ‫بین المللی در این حوزه ها هستند‪ .‬گزارش شاخص نخست را برنامه توسعه ملل متحد (‪ )undp‬و گزارش شاخص دوم را شبکه توسعه پایدار ملل متحد‬ ‫(‪ )unsdn‬سالیانه تهیه و منتشر می کند‪ .‬شاخص توسعه انسانی (که از سال ‪ ۱۹۹۶‬تولید و ارائه می شود)‪ ،‬شاخصی ترکیبی است برای سنجیدن موفقیت در‬ ‫هر کشور در سه معیار‪ :‬زندگی طوالنی و سالم‪ ،‬دسترسی به دانش و معرفت و سطح زندگی مناسب‪ .‬اما پشتیبان گزارش جهانی خوشبختی‪ ،‬قطعنامه مجمع‬ ‫عمومی سازمان ملل (‪ )۲۰۱۱‬است که از کشورها می خواهد میزان خوشبختی و احساس ان را در میان مردم شان بسنجند و داده های ان را برای تقویت‬ ‫ً‬ ‫سیاست های عمومی در کشور خود به کار گیرند‪ .‬البته به دلیل اینکه داده های گزارش نخست ازسوی کشورها تولید و ارائه می شود معموال تدوین و انتشار‬ ‫ان نیز بیشتر زمان می برد؛ لذا در این نوشته گزارش ‪ 2016-HDI‬و گزارش ‪ 2018-WHR‬به عنوان اخرین گزارش های منتشرشده مورد استناد قرار گرفته اند‪.‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪57‬‬ ‫؟یشوخرس ای یتخبشوخ‬ ‫یک‪ -‬رتبه ی خوشبختی > رتبه ی توسعه انسانی‪ .‬یعنی ادرا ک مردم در این کشورها از پیشرفت‬ ‫کشورشان بیش از واقعیت است و به نوعی احساس کاذب خوشبختی دارند‪ .‬این دسته را می توان‬ ‫کشورهای سرخوش نامید‪.‬‬ ‫‪58‬‬ ‫خودانگاره مثبت‬ ‫رتبه توسعه انسانی‬ ‫رتبه خوشبختی‬ ‫نام کشور‬ ‫‪+۵۳‬‬ ‫‪۶۶‬‬ ‫‪۱۳‬‬ ‫کاستاریکا‬ ‫‪+۲۲‬‬ ‫‪۴۲‬‬ ‫‪۲۰‬‬ ‫امارات‬ ‫‪+۵۳‬‬ ‫‪۷۷‬‬ ‫‪۲۴‬‬ ‫مکزیک‬ ‫‪+۳۳‬‬ ‫‪۶۰‬‬ ‫‪۲۷‬‬ ‫پاناما‬ ‫‪+۵۱‬‬ ‫‪۷۹‬‬ ‫‪۲۸‬‬ ‫برزیل‬ ‫‪+۹۵‬‬ ‫‪۱۲۵‬‬ ‫‪۳۰‬‬ ‫گواتماال‬ ‫‪+۲۴‬‬ ‫‪۵۹‬‬ ‫‪۳۵‬‬ ‫مالزی‬ ‫‪+۵۸‬‬ ‫‪۹۵‬‬ ‫‪۳۷‬‬ ‫کلمبیا‬ ‫‪+۸۳‬‬ ‫‪۱۲۴‬‬ ‫‪۴۱‬‬ ‫نیکارا گوا‬ ‫‪+۶۱‬‬ ‫‪۱۰۵‬‬ ‫‪۴۴‬‬ ‫ازبکستان‬ ‫‪+۴۱‬‬ ‫‪۸۷‬‬ ‫‪۴۶‬‬ ‫تایلند‬ ‫‪+۷۲‬‬ ‫‪۱۴۷‬‬ ‫‪۷۵‬‬ ‫پا کستان‬ ‫‪+49‬‬ ‫‪۱۲۹‬‬ ‫‪۸۰‬‬ ‫تاجیکستان‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫دو‪ -‬رتبه ی توسعه انسانی > رتبه ی خوشبختی‪ .‬یعنی ادرا ک مردم از پیشرفت کشورشان کمتر از‬ ‫واقعیت است و به نوعی بیش از انچه که هستند احساس عدم رضایت و عدم خوشبختی می کنند‪.‬‬ ‫این کشورها را می توان خودکم بین نامید‪.‬‬ ‫خودانگاره منفی‬ ‫رتبه توسعه انسانی‬ ‫رتبه خوشبختی‬ ‫نام کشور‬ ‫‪-۲۱‬‬ ‫‪۲۶‬‬ ‫‪۴۷‬‬ ‫ایتالیا‬ ‫‪-۲۶‬‬ ‫‪۲۵‬‬ ‫‪۵۱‬‬ ‫اسلوونی‬ ‫‪-۳۷‬‬ ‫‪۱۷‬‬ ‫‪۵۴‬‬ ‫ژاپن‬ ‫‪-۳۹‬‬ ‫‪۱۸‬‬ ‫‪۵۷‬‬ ‫کره جنوبی‬ ‫‪-۱۰‬‬ ‫‪۴۹‬‬ ‫‪۵۹‬‬ ‫روسیه‬ ‫‪-۴۴‬‬ ‫‪۵۶‬‬ ‫‪۱۰۰‬‬ ‫بلغارستان‬ ‫‪-۳۷‬‬ ‫‪۶۹‬‬ ‫‪۱۰۶‬‬ ‫ایران‬ ‫‪-۵۸‬‬ ‫‪۷۰‬‬ ‫‪۱۲۸‬‬ ‫گرجستان‬ ‫‪-۴۵‬‬ ‫‪۸۴‬‬ ‫‪۱۲۹‬‬ ‫ارمنستان‬ ‫‪-۵۴‬‬ ‫‪۸۴‬‬ ‫‪۱۳۸‬‬ ‫ا کراین‬ ‫‪-۶۴‬‬ ‫‪۱۲‬‬ ‫‪۷۶‬‬ ‫هنگ کنگ‬ ‫‪-۹‬‬ ‫‪۷۸‬‬ ‫‪۸۷‬‬ ‫اذربایجان‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪59‬‬ ‫؟یشوخرس ای یتخبشوخ‬ ‫این نکته نیز قابل توجه است که برخی از همسایگان ایران علیرغم حضور جهانی قابل مالحظه ای که در رسانه های جهانی‪ ،‬عرصه های اجتماعی‬ ‫ً‬ ‫مانند ورزش یا عرصه های سیاسی بین المللی دارند از رتبه ی نسبتا برابری در این دو شاخص برخوردارند و درواقع باید گفت مردم شان نه دچار‬ ‫خودبزرگ بینی هستند و نه از خودکم بینی رنج می برند‪.‬‬ ‫به همین دلیل ا گر میان رتبه ی یک کشور در ان‬ ‫عملکرد (‪ )HDI‬و این خودانگاره (‪ )WHR‬فاصله ای‬ ‫قابل مالحظه وجود داشته باشد‪ ،‬تحلیل این‬ ‫فاصله‪ ،‬اهمیت و معنا می یابد و بازاریابی سیاسی‬ ‫ً‬ ‫دولت دقیقا همین جا مطرح می شود و این‬ ‫هدف را دنبال می کند که چه کارهایی باید کرد تا‬ ‫ّ‬ ‫«احساس خوشبختی یک ملت» همیشه باالتر از‬ ‫«پیشرفت واقعی ان کشور» باشد و به عبارتی مردم‬ ‫از وضع کنونی شان راضی و به اینده شان امیدوارتر‬ ‫باشند‪ .‬نا گفته پیداست که چنین احساسی در‬ ‫ّ‬ ‫سطح یک ملت‪ ،‬می تواند چه تحوالت شگرفی را‬ ‫در سیاست های عمومی و بین المللی ان کشور‬ ‫رقم بزند‪ .‬این دو گزارش در ارتباط با تعدادی از‬ ‫کشورها مقایسه شده اند‪:‬‬ ‫تحلیل مقایسه ای مرتبط با وضعیت ج‪.‬ا‪ .‬ایران‬ ‫درباره ی این که چرا در برخی کشورها ازجمله‬ ‫ایران‪ ،‬مردم خودکم بین اند و رتبه ی ادرا ک‬ ‫خوشبختی یا احساس رضایت انها کمتر از رتبه ی‬ ‫توسعه ی انسانی شان است تحلیل های مختلف‬ ‫زیر را می توان ارائه نمود‪:‬‬ ‫‪60‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫ ▪ کشورهایی که به دالیل ایدئولوژیک یا سیاسی‬ ‫ّ‬ ‫مورد هجمه ی جریان مسلط رسانه ای غرب‬ ‫هستند‪ .‬مانند ایران (‪ )-۳۷‬و روسیه (‪.)-۱۰‬‬ ‫ ▪ کشورهای جداشده از بلوک شرق که علیرغم‬ ‫همراهی سیاسی با غرب‪ ،‬هنوز نتوانسته اند‬ ‫دیدگاه مثبت رسانه های غربی را به دست اورند‬ ‫و به همین دلیل ذهنیت مثبت مردم شان‬ ‫را با خود ندارند‪ .‬مانند بلغارستان (‪،)-۴۴‬‬ ‫ا کراین (‪ ،)-۵۴‬گرجستان (‪ ،)-۵۸‬ارمنستان‬ ‫(‪ )-۴۵‬و اذربایجان (‪.)-۹‬‬ ‫این نکته نیز قابل توجه است که برخی از‬ ‫همسایگان ایران علیرغم حضور جهانی قابل‬ ‫مالحظه ای که در رسانه های جهانی‪ ،‬عرصه های‬ ‫اجتماعی مانند ورزش یا عرصه های سیاسی‬ ‫ً‬ ‫بین المللی دارند از رتبه ی نسبتا برابری در این‬ ‫دو شاخص برخوردارند و درواقع باید گفت‬ ‫مردم شان نه دچار خودبزرگ بینی هستند و نه‬ ‫از خودکم بینی رنج می برند‪ .‬مانند قطر (‪،)+۱‬‬ ‫عربستان (‪ ،)+۵‬ترکیه (‪ )-۳‬و عراق (‪.)+۴‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫رویکرد بازاریابی سیاسی دولت این توصیه را دارد که دولت ها باید افزون بر تالش های عملکردی به منظور بهبود روزافزون رفاه مردم (=رشد‬ ‫ّ‬ ‫ّ‬ ‫ّ‬ ‫شاخص توسعه انسانی)‪ ،‬هم تصویر ملی کشور را ارتقاء دهند (= رشد شاخص برند ملی) و هم پس از ارتقای تصویر ملی کشور‪ ،‬ادرا ک مردم و‬ ‫شهروندان را از ان تصویر بهبود بخشند‪.‬‬ ‫جمع بندی و راهکار‬ ‫رویکرد بازاریابی سیاسی دولت این توصیه را دارد‬ ‫که دولت ها باید افزون بر تالش های عملکردی‬ ‫به منظور بهبود روزافزون رفاه مردم (=رشد‬ ‫ّ‬ ‫شاخص توسعه انسانی)‪ ،‬هم تصویر ملی کشور‬ ‫ّ‬ ‫را ارتقاء دهند (= رشد شاخص برند ملی) و هم‬ ‫ّ‬ ‫پس از ارتقای تصویر ملی کشور‪ ،‬ادرا ک مردم و‬ ‫شهروندان را از ان تصویر بهبود بخشند (=رشد‬ ‫شاخص خوشبختی جهانی)‪ .‬ادرا ک شهروندان‬ ‫ً‬ ‫نیز عموما تابع برنامه های تصویرسازی دولت‬ ‫است که بخش مهمی از ان مبتنی بر اعتمادسازی‬ ‫و ارتقای سرمایه اجتماعی است‪ .‬با این وجود‬ ‫تقویت خودانگاره ی مردم از عملکرد دولت و‬ ‫نظام اسالمی‪ ،‬موضوع بسیار مهم و در عین‬ ‫حال فراموش شده ای است که مقایسه ی رتبه ی‬ ‫ایران در دو شاخص پیش گفته در جدول دوم‬ ‫نشانگر خال قابل مالحظه ای است که دولتمردان‬ ‫ما دچارش بوده اند و این علیرغم پیشرفت های‬ ‫عملیاتی بوده که «منجر به رشد چشمگیر و‬ ‫‪ ۴۱‬رتبه ای در شاخص توسعه ی انسانی کشور‬ ‫در سال های پس از پیروزی انقالب اسالمی‬ ‫شده و ایران را طی ‪ 4‬دهه حائز باالترین رشد‬ ‫در شاخص توسعه انسانی در میان کشورهای‬ ‫جهان کرده است»‪.1‬‬ ‫ا گرچه با کم توجهی به تصویرسازی و تقویت‬ ‫خودانگاره ی مردم در قالب بازاریابی سیاسی‬ ‫دولت‪ ،‬متاسفانه ازیک سو زمینه ی احساس‬ ‫عدم رضایت و عدم خوشبختی مردم و ازسوی‬ ‫دیگر‪ ،‬زمینه ی سیاه نمایی برای رسانه های معاند‬ ‫غربی و ضدانقالبی فراهم شده است‪.‬‬ ‫منابع‬ ‫‪1- Helliwell, John; Layard, Richard & Sachs, Jeffrey (2018) World‬‬ ‫‪Happiness Report.‬‬ ‫‪2- UNDP (2017) Human Development Report 2016: Human‬‬ ‫‪Development for Everyone.‬‬ ‫‪ -3‬شبکه خبر به تاریخ ‪ ۱۳۹۶/۱۱/۱۲‬قابل دسترس در‪http://www. :‬‬ ‫‪irinn.ir/fa/news/562346‬‬ ‫‪ -1‬بر اساس گزارش توسعه انسانی ‪ 2016‬که اوایل سال جاری منتشر شد‪،‬‬ ‫شاخص توسعه انسانی ایران به ‪ 0.774‬از یک رسید که در مقایسه با نمره‬ ‫‪ 0.437‬ایران در قبل از پیروزی انقالب اسالمی بیش از ‪ 0.337‬درجه افزایش‬ ‫نشان می دهد‪ .‬این در حالی است که بین ‪ 105‬کشور دنیا که از سال ‪1980‬‬ ‫میالدی شاخص توسعه انسانی برای انها محاسبه می شد‪ .‬پس از ایران‪،‬‬ ‫چین با رشد ‪ ۰.۳۳۴‬درجه ای در رتبه دوم جهان جای گرفته است‪ .‬بر‬ ‫اساس همین گزارش سازمان ملل‪ ،‬رتبه جهانی جمهوری اسالمی ایران‬ ‫در این ‪ 4‬دهه بیش از ‪ 41‬رده صعود داشته و از جایگاه ‪ 110‬در سال ‪1979‬‬ ‫به جایگاه ‪ 69‬در سال گذشته ارتقا یافته است‪( .‬منبع‪ :‬شبکه خبر به تاریخ‬ ‫‪ ۱۳۹۶/۱۱/۱۲‬قابل دسترس در‪)http://www.irinn.ir/fa/news/562346 :‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪61‬‬ ‫محمدمهدی حسین زاده‬ ‫پژوهشگر هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫دانش اموخته کارشناسی ارشد معارف اسالمی و مدیریت بازرگانی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫ݩݧݐى سل ى ݑݩ‬ ‫رݣٮی ݣݣاه‬ ‫ݣی ݫ ݣ ݫݭݓݡٮ ݭݭ ݫ ݭݔݣ‬ ‫دݣں ݫݔاݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ‬ ‫در بازار رقابت های انتخاباتی و در هیاهوی کارزار کاندیداها همیشه می توان حضور پررنگ چهره های‬ ‫مشهور اجتماعی (سلبریتی ها) را مشاهده کرد‪ .‬عکس معروف دیوید کامرون نخست وزیر انگلستان‬ ‫با اعضای یک گروه موسیقی جوان درمقابل دفتر نخست وزیری (‪ ،)۲۰۱۳‬حضور پررنگ هنرپیشه ها‬ ‫و ورزشکاران در کمپین های انتخاباتی هیالری و ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری امریکا (‪)۲۰۱۶‬‬ ‫و یا حتی مواضع ضد صهیونیستی راجر واترز خواننده معروف و جهانی موسیقی‪ ،‬نمونه هایی از‬ ‫حضور سلبریتی ها در بازار سیاست و تمایل سیاستمداران به این پیوند است‪ .‬این گونه دستکاری در‬ ‫تایید و پذیرش اجتماعی سیاسیون (‪)Manipulation Of Political Endorsements By Celebrities‬‬ ‫موضوع مهمی در بازاریابی سیاسی به شمار می اید و به همین خاطر نوشته ی حاضر تالش دارد‬ ‫این گروه از بازیگران مهم بازار سیاست را بیشتر مورد توجه قرار دهد‪.‬‬ ‫‪62‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫‪mn.zadeh@gmail.com‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫افزایش عوارض خروج از کشور‪ ،‬مدیریت بحران زلزله‪ ،‬مسئله‬ ‫فلسطین‪ ،‬ازادی خرمشهر‪ ،‬حمله ی داعش به مجلس‪ ،‬نسل کشی‬ ‫مسلمانان میانمار‪ ،‬رقصنده های اینستا گرام‪ ،‬زندانیان سیاسی‪،‬‬ ‫انتخابات ریاست جمهوری‪ ،‬رشوه گرفتن قضات‪ ،‬جهت گیری های‬ ‫سیاسی صداوسیما‪ ،‬فقر‪ ،‬اموزش جنسی در مدارس‪ ،‬وحدت ملی‪،‬‬ ‫خروج امریکا از برجام‪ ،‬حضور ایران در سوریه‪ ،‬مسئله ی عدالت‪،‬‬ ‫افطاری کاخ سفید‪ ،‬الوگی هوا‪ ،‬اختالس‪ ،‬قیمت ارز و سکه و مانند‬ ‫اینها‪ .‬کسانی هستند که درباره ی برخی یا همه ی این موضوعات‬ ‫نظر دارند و صاحب یک کنش اجتماعی و سیاسی هستند‪ .‬کسانی‬ ‫که نه کارشناس مسائل سیاسی‪ ،‬نه جامعه شناس‪ ،‬نه اقتصاددان‪،‬‬ ‫نه روان شناس و نه به معنای متعارف‪ ،‬صاحب تخصصی درباره ی‬ ‫هر یک از این موضوعات هستند‪ .‬افرادی که در همه جای دنیا‬ ‫شناخته شده و به یک نام خوانده می شوند‪« :‬سلبریتی»‬ ‫سلبریتی ها محصول دوران مدرن نیستند بلکه در ادوار مختلف‬ ‫تاریخ‪ ،‬نشانه هایی از وجود انان در جوامع بشری وجود داشته‬ ‫است‪ .‬اما مدرنیته ‪-‬عصر محدود شدن اندیشه به تصویر‪ -‬بیش‬ ‫از همه ی دوران‪ ،‬سلبریتی ها را در معرض توجه قرار داده است‪.‬‬ ‫سلبریتی ها یک مزیت دارند‪ :‬اینکه صاحب ُ‬ ‫«شهرت» هستند و‬ ‫بیش از دیگران دیده می شوند یا عالقه دارند خود را در معرض‬ ‫دید و توجه دیگران قرار دهند‪ .‬این شهرت اغلب دائرمدار‬ ‫استعداد ویژه ای در هنر یا ورزش است که با گل کردن در میان‬ ‫مردم‪ ،‬سبب ایجاد نوعی «اعتبار اجتماعی» برای انان شده است‪.‬‬ ‫عامه ی مردم به واسطه ی این اعتبار‪ ،‬هنرمندان‪ ،‬ورزشکاران و‬ ‫قهرمانان دنیای سرگرمی را صاحب زیستی دلخواه می پندارند و‬ ‫ناخودا گاه‪ ،‬خود و زندگی خود را با انان قیاس می کنند و در این‬ ‫قیاس از دیدگاه ها‪ ،‬کنش های فردی‪ ،‬اجتماعی و سیاسی انان‬ ‫الگو می پذیرند؛ به چیزی مشتاق می شوند یا از چیزی روی گردان‪.‬‬ ‫در دنیای رسانه های اجتماعی‪ ،‬کمتر مسئله ای را می توان سراغ‬ ‫گرفت که افکار عمومی را تحت تاثیر قرار داده باشد و سلبریتی ها‬ ‫اظهارنظری درباره ی ان نداشته باشند‪.‬‬ ‫عامه ی مردم به واسطه ی این اعتبار‪ ،‬هنرمندان‪ ،‬ورزشکاران و‬ ‫قهرمانان دنیای سرگرمی را صاحب زیستی دلخواه می پندارند‬ ‫و ناخودا گاه‪ ،‬خود و زندگی خود را با انان قیاس می کنند و‬ ‫در این قیاس از دیدگاه ها‪ ،‬کنش های فردی‪ ،‬اجتماعی و‬ ‫سیاسی انان الگو می پذیرند‪.‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪63‬‬ ‫اه یتیربلس یایند‬ ‫مشهوران دنیای سرگرمی گاهی به تاثیر از رسانه ها‪ ،‬افکار‬ ‫عمومی‪ ،‬صاحبان قدرت و ثروت‪ ،‬نوعی انگیزه و دغدغه‬ ‫شخصی یا متاثر از فرهنگ ملی و ایینی‪ ،‬موضعی اجتماعی‬ ‫و سیاسی را ترویج می کنند‪.‬‬ ‫‪64‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫ً‬ ‫سلبریتی ها غالبا مشهوران دنیای سرگرمی هستند‪ .‬اما در ایران نوعی‬ ‫ی مذهبی نیز وجود دارد که به عنوان الترناتیو سلبریتی های‬ ‫سلبریت ‬ ‫ً‬ ‫ّ‬ ‫سرگرمی‪ ،‬در میان عامه ی مذهبی کار می کند‪ .‬مداحان و غالبا‬ ‫ّ‬ ‫مداحان جوانی که صاحب هیئت های پرجمعیت و پرشور هستند‪،‬‬ ‫سردمداران این گروه از سلبریتی های مذهبی به شمار می روند‪.‬‬ ‫این گروه همانند سلبریتی های دنیای سرگرمی‪ ،‬طرفدار دارند و‬ ‫بیش و کم‪ ،‬قواعد دنیای طرفداری نیز برای انان صادق است‪.‬‬ ‫سلبریتی های دنیای سرگرمی اغلب از طریق رسانه های اجتماعی‬ ‫یا غیررسمی در حال نمایش فردیت خویش هستند‪ :‬اینکه در فالن‬ ‫رستوران همراه با فالن ادم چه غذایی خورده اند یا در ساحل شمال‬ ‫با هوادار خود در چه ُپزی عکس یادگاری گرفته اند یا فرزندشان در‬ ‫کدام بیمارستان داخل یا خارج به روش سزارین یا طبیعی متولد‬ ‫شده یا میک اپ چهره شان در پشت صحنه فالن سریال‪ ،‬با چه‬ ‫ِتمی اجرا شده و مانند اینها‪ .‬و هزار و یک موردی که بخشی از‬ ‫تمایالت و عالیق فردی انان را به نمایش می گذارد و ان را برای‬ ‫مخاطب عام‪ ،‬مطبوع و دلخواه جلوه می دهد‪.‬‬ ‫مشهوران دنیای سرگرمی گاهی به تاثیر از رسانه ها‪ ،‬افکار عمومی‪،‬‬ ‫صاحبان قدرت و ثروت‪ ،‬نوعی انگیزه و دغدغه شخصی یا متاثر‬ ‫ّ‬ ‫از فرهنگ ملی و ایینی‪ ،‬موضعی اجتماعی و سیاسی را ترویج‬ ‫می کنند‪ُ .‬پربسامدترین عناوینی که سلبریتی ها در قبال ان موضع‬ ‫ّ‬ ‫می گیرند‪ ،‬عبارتند از‪ :‬وقایع و رویدادهای تاریخی با جنبه ی ملی و‬ ‫ایینی‪ ،‬رویدادهای روز سیاسی مانند انتخابات‪ ،‬یا وقایع سیاسی‬ ‫و اجتماعی که با تحریک احساسات‪ ،‬نوعی اعتراض و نارضایتی‬ ‫اجتماعی را در پی دارد‪ .‬اظهارنظر در شبکه های اجتماعی‪ ،‬ایجاد‬ ‫یک کمپین اجتماعی یا سیاسی‪ ،‬حضور در کمپین های انتخاباتی‪،‬‬ ‫حضور در ّ‬ ‫تجمعات سیاسی و‪...‬الخ از مصادیق کنش های سیاسی‬ ‫و اجتماعی سلبریتی هاست‪.‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫شهرت‪ ،‬محبوبیت و نزدیک شدن به زندگی روزمره یک سلبریتی‪،‬‬ ‫سبب می شود تا مخاطب عام در برابر پیام های دیگری که از‬ ‫سلبریتی ها دریافت می کند‪« ،‬ناخودا گاه در موضع پذیرش» قرار‬ ‫گیرد‪ .‬این پذیرش وقتی ّ‬ ‫شدت می یابد که پیام مخابره شده از‬ ‫سوی سلبریتی ها با پیام های متعارفی که از رسانه های رسمی‬ ‫شنیده می شود‪ ،‬هم خوانی نداشته باشد و با چاشنی اعتراض‪،‬‬ ‫نوعی تفاوت را به مخاطب القاء کند‪ .‬موضع سلبریتی ها درباره ی‬ ‫دستگیری رقصنده های اینستا گرامی و نحوه ی اعتراف گیری و‬ ‫پخش ان از صداوسیما یکی از اخرین نمونه هاست‪ .‬اما مورد‬ ‫عجیب سلبریتی های وطنی اینجاست که بعضی کنش های‬ ‫ان ها بیشترین هم خوانی را با نگاه حا کم دارد و در عین حال‬ ‫به مراتب بیش از بلندگوهای رسمی موثر است‪ .‬برای مثال یاداور‬ ‫شدن حمله ی ناو امریکایی به هواپیمای مسافربر ایرانی‪ ،‬یا ذکر‬ ‫قهرمانی ها و رشادت های رزمندگان در دوره دفاع مقدس یا‬ ‫نمایش وطن دوستی و همدلی در زمان حمله ی داعش به تهران‪،‬‬ ‫نمونه هایی از این دست است‪ .‬گویی شنیده شدن این مواضع‬ ‫از زبان سلبریتی ها‪ ،‬طعم دیگری دارد و سبب ایجاد نوعی ّ‬ ‫تنوع و‬ ‫تفاوت برای مخاطب عام می شود‪ .‬کنار هم گذاشتن کنش های‬ ‫متناقض نمای سلبریتی ها‪ ،‬تحلیل مشهوران دنیای سرگرمی را‬ ‫پیچیده تر می کند‪.‬‬ ‫اما سلبریتی های مذهبی بسیار کمتر از سلبریتی های دنیای‬ ‫سرگرمی‪ ،‬به ترویج ّ‬ ‫فردیت خود می پردازند‪ .‬شاید به این دلیل‬ ‫که ان را نوعی کار لغو و بیهوده می دانند‪ .‬از طرفی «شهرت گریزی»‬ ‫ولو به صورت ظاهری و زبانی در میان این گروه به عنوان یک‬ ‫فضیلت شناخته می شود که البته با اساس معنای سلبریتی‬ ‫بودن در تعارض است‪ .‬این گروه حتی عالقه ندارند که کسی‬ ‫انان را سلبریتی بنامد‪ .‬به همین قیاس‪ ،‬کنش های اجتماعی و‬ ‫در مشهور شدن و مورد توجه قرار گرفتن‪،‬‬ ‫سیاسی خود را نه از ِ‬ ‫شهرت‪ ،‬محبوبیت و نزدیک شدن به زندگی روزمره یک‬ ‫سلبریتی‪ ،‬سبب می شود تا مخاطب عام در برابر پیام های‬ ‫دیگری که از سلبریتی ها دریافت می کند‪ ،‬ناخودا گاه در‬ ‫موضع پذیرش قرار گیرد‪.‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪65‬‬ ‫اه یتیربلس یایند‬ ‫بخواهیم و نخواهیم سلبریتی ها نقش فیلسوفان‬ ‫عصر جدید را بازی می کنند و کنش های اجتماعی‬ ‫ت می دهد‪ .‬چه‬ ‫و سیاسی انان افکار عمومی را جه ‬ ‫اینکه این کنش ها از سر ا گاهی‪ ،‬دانش و نوعی‬ ‫وطن داری باشد یا از سر همراهی با موجی که‬ ‫گاه معلوم نیست از کجا اب می خورد‪.‬‬ ‫‪66‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫بلکه از روی نوعی ادای وظیفه ی شرعی یا انقالبی می دانند‪ .‬کنش های‬ ‫اجتماعی و سیاسی این گروه‪ ،‬کمتر از طریق رسانه های اجتماعی و غیررسمی‬ ‫و بیشتر از رسانه های رسمی و ّ‬ ‫سنتی مذهبی و انقالبی مانند هیئت‪ ،‬مراسم‬ ‫و راه پیمایی های انقالبی‪ ،‬تریبون های رسمی و نظایر ان دیده می شود‪.‬‬ ‫هم تافت بودن کنش های این گروه با باورهای رسمی‪ ،‬یا شیوه و چگونگی‬ ‫بروز این کنش ها سبب شده تا ُبرد اثرگذاری انان از عامه ی مذهبی فراتر‬ ‫نرود‪ .‬همچنین سلبریتی های مذهبی به تدریج‪ ،‬جایگاه مرجعیت فکری‬ ‫دینی و مذهبی را برای عامه ی مذهبی یافته اند‪.‬‬ ‫بخواهیم و نخواهیم سلبریتی ها نقش فیلسوفان عصر جدید را بازی می کنند و‬ ‫ت می دهد‪ .‬چه اینکه‬ ‫کنش های اجتماعی و سیاسی انان افکار عمومی را جه ‬ ‫این کنش ها از سر ا گاهی‪ ،‬دانش و نوعی وطن داری باشد یا از سر همراهی با‬ ‫موجی که گاه معلوم نیست از کجا اب می خورد‪ .‬سلبریتی ها می توانند از روی‬ ‫شناخت‪ ،‬هوشمندی و صداقت‪ ،‬نوعی احساس تعهد‪ ،‬افتخار و باورمندی را‬ ‫در وقایع مهم اجتماعی و سیاسی در مردم ایجاد کنند و یا می توانند با نمایشی‬ ‫مفلوک و حقیر‪ ،‬تا مدت ها طعم بیزاری و بدبینی را در کام مردم باقی بگذارند‪.‬‬ ‫سلبریتی ها را نه می توان پس زد‪ ،‬نه می توان پرستید؛ نه می توان از اثرگذار بودن‬ ‫ً‬ ‫انان چشم پوشی کرد و نه می توان هدایت افکار عمومی را تماما به این گروه سپرد‪.‬‬ ‫به راستی چگونه می شود جایگاه مطلوب سلبریتی ها را در ایران ترسیم کرد؟‬ ‫بلندگوهای رسمی چه نسبتی باید با سلبریتی ها برقرار کنند؟ با چه معیاری‬ ‫می توان کنش های اجتماعی و سیاسی سلبریتی ها را به خوب یا بد تقسیم کرد؟‬ ‫تخلیه ذهنی و روانی مردم؟ منافع ملی؟ هویت فرهنگی؟ باورها و اعتقادات‬ ‫دینی؟ ایا کنش های سلبریتی ها تاثیر اجتماعی و سیاسی بلندمدت و عمیقی‬ ‫خواهد داشت یا زودگذر و فراموش شدنی است؟ این سوال ها و ده ها سوال‬ ‫نظیر ان می تواند پیچیدگی های بحث سلبریتی در ایران را بازگو کند‪ .‬شاید‬ ‫دلخواه این بود که دنیا بر پاشنه ی دیگری می چرخید و مشهوران دیگری‬ ‫هدایت کنندگان افکار عمومی بودند اما در عصر رسانه های اجتماعی تا اطالع‬ ‫ثانوی‪ ،‬اش همین اش است و کاسه همین کاسه‪ .‬پس چه بهتر که هر چه‬ ‫زودتر نسبت خود را با این گروه مهم و اثرگذار‪ ،‬مشخص کنیم‪.‬‬ ‫دکتر سعید غفاری‬ ‫دانش اموخته مقطع دکتری دانشگاه عالی دفاع ملی‬ ‫ݩ‬ ‫ݧ‬ ‫ݩ‬ ‫ݐ‬ ‫ݦ‬ ‫ݒ‬ ‫ل‬ ‫ح‬ ‫�‬ ‫ک‬ ‫ٮ‬ ‫ݭ‬ ‫س‬ ‫ب‬ ‫م‬ ‫ݣی ݫݬݓݣا ݣدݣݣو ݣ ݭݫ ݣݣٮݭݫ ݕݣ ݫرݣ ݫ ݫݭݕ ݤݤ‪...‬‬ ‫ݣن‪ ،‬ݣ وݣرݣ ݣ‬ ‫ݡںاݣ ݣ ݣ‬ ‫ݒݩ ݦ‬ ‫ݑݦݩٮ ݧݩݐڡ�ی�ق‬ ‫ݣ ݣ ݭرݣ ݫ ݫݔ ݡݡس‬ ‫ݣی ݣوݣ‬ ‫ه ݣاهݣ ݣ ݣ‬ ‫ݣى ݣ‬ ‫ݣٮ ݣݤهلل‬ ‫ݣسی ݣݣح�ز ݣ ݫݬݓ ݣاݤݣ‬ ‫ݣسݣ ݫݬݔىاݣ ݣ‬ ‫‪ -1‬در حالیکه لبنان در اتش جنگ داخلی می سوخت و رژیم صهیونیستی با حمله به این‬ ‫کشور بخش هایی را به اشغال خود دراورده بود‪ ،‬جنبش انقالبی حزب اهلل لبنان با الهام از‬ ‫اسالم سیاسی‪ ،‬متاثر از انقالب اسالمی وتایید امام راحل؟هر؟ ظهور کرد‪.‬‬ ‫حزب اهلل بعد از حدود چهار دهه حضور در عرصه سیاسی لبنان‪ ،‬به ویژه پس از پیروزی بر رژیم‬ ‫صهیونیستی و اخراج انها از جنوب لبنان در سال ‪ 2000‬و نیز رویارویی با رژیم اشغالگر قدس در سال‬ ‫‪ 2006‬میالدی که به جنگ ‪ 33‬روزه معروف شد به عنوان قدرتی راهبردی و غیرقابل انکار درامد‪.‬‬ ‫جنگ ‪ 33‬روزه را می توان خط پایانی برشکست های اعراب از رژیم اسرائیل دانست‪.‬‬ ‫این همه در کنار درایت سید حسن نصراهلل ‪-‬که او را به رهبری محبوب در جهان اسالم تبدیل‬ ‫نمود‪ -‬و حکمت جاری درحزب اهلل سبب شد تا سرمایه ای معنوی و اجتماعی برای حزب اهلل بوجود‬ ‫بیاید تا عالوه برمبارزه با اشغالگری رژیم اسرائیل در صحنه سیاسی ‪،‬اجتماعی و فرهنگی لبنان نیز‬ ‫نقشی بی نظیر و غیرقابل انکاری بیابد‪.‬‬ ‫‪68‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫حزب اهلل در نخستین انتخابات پارلمانی (در سال‬ ‫‪ )1992‬پس از امضای پیمان طائف شرکت کرد و‬ ‫موفق شد ‪ 12‬کرسی را در مجلس نمایندگان به‬ ‫دست اورد‪ .‬در انتخابات سال ‪ 1996‬نیز حزب اهلل‬ ‫همان موفقیت قبلی را تکرار کرد‪ .‬در رقابت های‬ ‫سال ‪ 2000‬حزب اهلل ‪ 14‬کرسی پارلمان را به خود‬ ‫اختصاص داد‪ .‬در انتخابات شوراهای شهری‬ ‫و روستایی که در سال ‪ 1998‬و پس از سه دهه‬ ‫برگزار گردید‪ ،‬حزب اهلل توانست موفقیت های‬ ‫چشمگیری کسب کند‪.‬‬ ‫در انتخابات سال ‪ 2004‬شوراهای شهری و روستایی‬ ‫کاندیداهای حزب اهلل در منطق ه ضاحی ه بیروت و‬ ‫همچنین استان جبل به پیروزی دست یافتند‪.‬‬ ‫حزب اهلل لبنان با انتشار مرام نامه جدیدی‬ ‫ً‬ ‫در سال ‪ ،۲۰۰۹‬صراحتا بر اجرای یک رویکرد‬ ‫منسجم اسالمی بر پایه رای مستقیم مردم تا کید‬ ‫نمود‪ .‬همچنین‪ ،‬حزب اهلل تا کید کرد که نیل‬ ‫به مردم ساالری مبتنی بر رضایت مردم‪ ،‬یکی از‬ ‫اصول اساسی حکومت در لبنان باقی خواهد‬ ‫بود‪ .‬بر این اساس‪ ،‬حزب اهلل لبنان از سال ‪۲۰۰۹‬‬ ‫چهره ای سیاسی به خود گرفت و به‪‎‬طور جدی‬ ‫پا به عرصه ی رقابت های سیاسی گذاشت‪.‬‬ ‫در انتخابات پارلمانی ژوئن‪ ۲۰۰۹‬تمامی کاندیداهای‬ ‫حزب اهلل به پارلمان راه یافتند اما از انجا که‬ ‫متحدان انها در ائتالف ‪ ۸‬مارس موفق به کسب‬ ‫ارای مردم نشدند‪ ،‬گروه ‪ ۱۴‬مارس تحت حمایت‬ ‫غرب با کسب ‪ ۷۱‬کرسی پیروز انتخابات اعالم شد‪.‬‬ ‫پس از این ‪،‬حز ب اهلل با اتخاذ اصول و‬ ‫چهارچوب هایی مشخص ومتفاوت از روال و‬ ‫روند سیاسی حا کم برلبنان توانست جایگاه‬ ‫سیاسی خودرا حفظ و تحکیم نماید‪ .‬چنانکه‬ ‫ً‬ ‫حزب اهلل لبنان با انتشار مرام نامه جدیدی در سال ‪ ،۲۰۰۹‬صراحتا بر اجرای یک رویکرد‬ ‫منسجم اسالمی بر پایه رای مستقیم مردم تا کید نمود‪ .‬همچنین‪ ،‬حزب اهلل تا کید‬ ‫کرد که نیل به مردم ساالری مبتنی بر رضایت مردم‪ ،‬یکی از اصول اساسی حکومت‬ ‫در لبنان باقی خواهد بود‪ .‬بر این اساس‪ ،‬حزب اهلل لبنان از سال ‪ ۲۰۰۹‬چهره ای‬ ‫سیاسی به خود گرفت و به‪‎‬طور جدی پا به عرصه ی رقابت های سیاسی گذاشت‪.‬‬ ‫در انتخابات سال ‪ ،2018‬این محور مقاومت و‬ ‫متحدان حزب اهلل بودند که ا کثریت مجلس را‬ ‫به خود اختصاص دادند‪.‬‬ ‫نا گفته نماند که در جامعه طایفه ای و پیچیده‬ ‫لبنان‪ ،‬حزب اهلل در ابتدا با محدودیت های سیاسی‬ ‫و اجتماعی گسترده ای در داخل و خارج از مرزهای‬ ‫این کشور مواجه بود‪ ،‬به گونه ای که حتی دیگر‬ ‫احزاب و دولت ان را به رسمیت نمی شناختند‪.‬‬ ‫از این جهت حزب اهلل راه پرفراز و نشیبی را برای‬ ‫کسب مقبولیت اجتماعی و مشروعیت سیاسی‬ ‫طی کرده است‪.‬‬ ‫حزب اهلل با تغییر رویکرد در عرصه داخلی و اتخاذ‬ ‫راهبردیعقالنیدر چهارچوباسالمسیاسیمبادرت‬ ‫به رقابت و مشارکت در صحنه سیاسی ‪ -‬اجتماعی‬ ‫لبنان کرد و توانست از این رهگذر جایگاه خود را‬ ‫در عرصه داخلی و خارجی تحکیم و تثبیت نماید‪.‬‬ ‫به گونه ای که عالوه بر کسب مشروعیت مردمی‬ ‫برای مقاومت علیه رژیم اشغالگر قدس و بدون‬ ‫عدول از منطق مقاومت‪ ،‬سبب ثبات و ارامش‬ ‫نسبی صحنه سیاسی لبنان شود که این ثبات‬ ‫در سایه الگویی از مردم ساالری دینی‪ ،‬همزیستی‬ ‫هوشمندانه‪ ،‬رعایت قواعد رقابت های سیاسی‬ ‫و همچنین اقدامات مشارکتی توسط حزب اهلل‬ ‫لبنان فراهم شده است‪.‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪69‬‬ ‫‪...‬مچرپ ود اب یروشک ‪،‬نانبل‬ ‫حزب اهلل با درک عمیق واقعیات محیطی و ضمن پذیرش بخش های کلیدی‬ ‫مفهوم دموکراسی ‪،‬تالش نموده است تا به سوی رفتارهای جاری منحرف نشود‬ ‫وبا در نظر گرفتن چشم اندازی منبعث از اسالم سیاسی و تدوین مرامنامه ای‬ ‫متفاوت‪،‬روایتی از فعالیت و کنش سیاسی را به نمایش بگذارد که در ان اخالق‬ ‫و پای بندی به والیت فقیه برجسته باشد‪.‬‬ ‫‪ -2‬حضور سیاسی حزب اهلل در جغرافیای‬ ‫سیاسی لبنان و منطقه از همان ابتدا دربرگیرنده‬ ‫و متضمن «روایت» متفاوتی بوده است که‬ ‫می توان انرا در چهارچوب مردم ساالری دینی‬ ‫تحلیل و توصیف نمود‪.‬‬ ‫چهارچوبی که به حزب اهلل این ظرفیت را داد‬ ‫تا بتواند ارزش های اخالقی جامعه را مطابق با‬ ‫منطق و علم روز و بواسطه دین در حوزه عمومی‬ ‫و سیاسی جامعه پیاده یا کنترل کند‪.‬‬ ‫از این منظر فعالیت حزب اهلل درقالب یک حزب‬ ‫سیاسی‪ ،‬نمونه و الگویی است که نشان می دهد‬ ‫چگونه ارزش های اخالقی و مردم ساالرانه می تواند‬ ‫در پهنه فرهنگی و فکری متفاوتی از انچه تا کنون‬ ‫شناخته شده است وجود داشته باشد‪.‬‬ ‫این در حالی است که در یک جامعه سکوالر‬ ‫مانند لبنان و با توجه به شرایط خاص تاریخی‪،‬‬ ‫سیاسی و اجتماعی و گذر از یک دوره جنگ داخلی‬ ‫طایفه ای‪ ،‬ارزش ها و مشخصات دیگری مهم و‬ ‫برجسته بوده و بر ان ها تمرکز ایجاد می شود و‬ ‫مبنای مردم ساالری قرار می گیرد‪.‬‬ ‫فعالیت سیاسی و اجتماعی حزب اهلل از اغاز‪ ،‬با‬ ‫مشخصات و ارزش هایی مانند صداقت‪ ،‬اخالق‪،‬‬ ‫تعهد و همراه با صمیمیت حتی در میان دشمنان‬ ‫خود شناخته می شود‪ .‬همگان معترف اند که‬ ‫‪70‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫حزب اهلل دروغ نمی گوید‪ ،‬ا گر متعهد به انجام‬ ‫عملی گردد‪ ،‬از ان عدول نمی کند و حتی با‬ ‫احزاب رقیب و گاه دشمن با اخالق رفتار می کند‪.‬‬ ‫ویژگی های فوق سبب شده است تا حزب اهلل‬ ‫نه تنها در لبنان بلکه در سطح منطقه و عرصه‬ ‫بین الملل به یک الگوی ویژه تبدیل شود و‬ ‫مقبولیت اجتماعی و مشروعیت سیاسی ان‬ ‫دو چندان گردد و تصویر قدرتمندی از خود‬ ‫ارائه نماید‪ .‬همین امر جایگاه حزب اهلل را از‬ ‫یک حزب سیاسی به بازیگری مهم در منطقه‬ ‫ارتقاء داده است به گونه ای که می تواند بر‬ ‫مقتضیات و محاسبات حال و اینده لبنان و‬ ‫منطقه موثر باشد‪.‬‬ ‫همواره شاهد هستیم که پس از هربار سخنرانی‬ ‫سیدحسن نصراهلل‪ ،‬فضای سیاسی‪ ،‬اجتماعی‬ ‫لبنان‪ ،‬از یک مرحله وارد مرحله جدیدی می شود‬ ‫که همراه با پشت سر گذاشتن چالش ها می باشد‬ ‫و چشم انداز جدیدی را به روی حل مسائل و‬ ‫تفکر درباره اینده می گشاید‪.‬‬ ‫دلیل ائتالف میشل عون با حزب اهلل این دو‬ ‫ً‬ ‫نکته ذکر شده است که اوال حزب اهلل هیچگاه‬ ‫از سالحش در داخل لبنان استفاده نمی‬ ‫ً‬ ‫کند و ثانیا حزب اهلل‪ ،‬حزبی سالم و عاری از‬ ‫فساد است‪ .‬این اعتراف صریح رئیس حزب‬ ‫جریان ازاد ملی‪ ،‬باور دیگر احزاب لبنانی‪،‬‬ ‫حتی انهایی که اشکارا با حز ب اهلل مخالف‬ ‫می باشند نیز می باشد‪.‬‬ ‫به عبارت روشن تر حزب اهلل در دل و ذهن دوست‬ ‫و دشمن در داخل و خارج لبنان با مجموعه ای‬ ‫از فضایل و ارزش ها شناخته می شود‪.‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫در اخرین تحلیلی که پس از انتخابات ‪ 2018‬از سوی رژیم اشغالگر قدس منتشر شده بود درباره شخصیت سید حسن نصراهلل امده بود ‪« :‬وقتی‬ ‫نصراهلل تهدیدی را مطرح می کند ما باید خوب به ان گوش کنیم زیرا او به همه تهدیدها و به هرچیزی که تعهد کرده عمل کرده است‪».‬‬ ‫‪ -3‬در محیط پیچیده و خاص کشوری مانند‬ ‫لبنان که دموکراسی غربی شانه به شانه اقتصاد‬ ‫بازار ازاد شالوده رقابت های سیاسی را تعیین‬ ‫می کند‪ ،‬بروز و ظهور یک حزب بر مبنای مردم‬ ‫ساالری دینی و ادامه حیات ان‪ ،‬یک استثناء‬ ‫و شگفتی محسوب می شود‪.‬‬ ‫در واقع حزب اهلل با درک عمیق واقعیات محیطی‬ ‫و ضمن پذیرش بخش های کلیدی مفهوم‬ ‫دموکراسی‪ ،‬تالش نموده است تا به سوی‬ ‫رفتارهای جاری منحرف نشود و با در نظر گرفتن‬ ‫چشم اندازی منبعث از اسالم سیاسی و تدوین‬ ‫مرام نامه ای متفاوت‪ ،‬روایتی از فعالیت و کنش‬ ‫سیاسی را به نمایش بگذارد که در ان اخالق و‬ ‫پای بندی به والیت فقیه برجسته باشد‪.‬‬ ‫حزب اهلل بزرگ ترین حزب شیعی در لبنان‬ ‫است که با هدف مقابله با تهدیدات اسرائیل‬ ‫شکل گرفت‪ .‬اصول کلیدی این حزب‪ ،‬ایمان‬ ‫به اسالم‪ ،‬مقاومت در برابر اسرائیل و پذیرش‬ ‫اصل والیت فقیه است‪.‬‬ ‫پای بندی حز ب اهلل به مفهوم والیت فقیه‬ ‫در عرصه نظر و بر بستر واقعیات موجود در‬ ‫لبنان وجه مهم و ظریفی از رفتار‪ ،‬اندیشه و‬ ‫سلوک ان هاست که پرداختن به ان در این‬ ‫مختصر نمی گنجد و حق مطلب فرصتی دیگر‬ ‫را می طلبد‪.‬‬ ‫به طور کلی نوشته های سید محمدباقر صدر و امام‬ ‫راحل‪ ،‬تجربه های انقالب اسالمی و رهنمودهای‬ ‫حضرت ایت اهلل خامنه ای؟دم؟ مهم ترین منابعی‬ ‫هستند که ظاهر و باطن حزب اهلل را به خصوص‬ ‫در عرصه سیاسی معماری کرده است‪.‬‬ ‫این چهارچوب معنایی همراه با چند ویژگی‬ ‫مهم در عرصه واقعیات میدانی و عمل اجتماعی‬ ‫در شکل گیری هویت سیاسی حزب اهلل بسیار‬ ‫موثر بوده است‪.‬‬ ‫اتحاد و انسجام داخلی حزب اهلل‪ ،‬گفت و گو‪،‬‬ ‫همزیستی و مشارکت هدفمند‪ ،‬سیاست اعتدال‬ ‫و انعطاف پذیری در تعیین اولویت های راهبردی‬ ‫و مهم تر از همه شخصیت و رهبری سید حسن‬ ‫نصراهلل از جمله ویژگی های قابل ذکر می باشند‪.‬‬ ‫تحلیل گران رژیم اسرائیل بر این موضوع اجماع‬ ‫دارند که سید حسن نصراهلل رهبری استثنائی‬ ‫است و باید به سخنان وی خوب گوش داد زیرا‬ ‫میان سخنان او و عملکردش تطابق بسیاری‬ ‫وجود دارد‪.‬‬ ‫در اخرین تحلیلی که پس از انتخابات ‪2018‬‬ ‫از سوی رژیم اشغالگر قدس منتشر شده بود‬ ‫درباره شخصیت سید حسن نصراهلل امده بود ‪:‬‬ ‫«وقتی نصراهلل تهدیدی را مطرح می کند ما باید‬ ‫خوب به ان گوش کنیم زیرا او به همه تهدیدها‬ ‫و به هرچیزی که تعهد کرده عمل کرده است‪».‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪71‬‬ ‫دکتر هادی معصومی زارع‬ ‫دکترای مطالعات منطقه ای از دانشگاه تهران‬ ‫ٮ �ز ݐ ݦں ݑ ݦٮ�خ ٮ ݑ ݦ ݦ ق‬ ‫ݐݦ م� ݩݑ‬ ‫�‬ ‫قݡٮ ݣدݣیݤ ݣ ݣݫݤ‪،‬ݭݕ ݣ ݭݫىݫݔرݤوݣ ݣاݤݣ اݣ ݫݬݓاݣ ݣ ݣ ݣع‬ ‫ݣٮ ݣرݤݣ ݣاݤ ݤ‬ ‫ݣٮ ݣ‬ ‫حر ݫݬݓݣ ݣ ݣ ݣ ݣ‬ ‫ݣ‬ ‫ل‬ ‫ى‬ ‫م‬ ‫ا‬ ‫ݤ‬ ‫ݣٮ‬ ‫ݥ‬ ‫ݣ‬ ‫ݣ‬ ‫ݣ‬ ‫ݣݡݡٮ‬ ‫ݣ‬ ‫ݣ‬ ‫ر‬ ‫ݣ‬ ‫ح‬ ‫ر‬ ‫الݣݭݫݔ ݭݓ ݓ �ج ݫݓ‬ ‫‪ ‬چند روز پیش از برگزاری انتخابات پارلمانی عراق‪ ،‬مقاله ای با عنوان «در باب انتخابات عراق‪،‬‬ ‫بیانیه مرجعیت و ائتالف فتح» از نویسنده در باب انگیزه های هجمه های بی سابقه علیه ائتالف فتح‬ ‫انتشار یافت که در ان با استناد به نظرسنجی های مطرح شده در عراق‪ ،‬پیروزی قدرتمند ائتالف‬ ‫فتح و نیز رتبه چهارم تا پنجم برای ائتالف سائرون به رهبری سیدمقتدی صدر پیش بینی شده و‬ ‫مهم ترین دلیل این هجمه ها‪ ،‬رتبه دوم احتمالی ائتالف فتح در انتخابات عراق عنوان شده بود‪.‬‬ ‫در پی نوشت های مقاله اشاره شده بود که « نویسنده به دلیل عدم حضور میدانی و رصد میدانی‬ ‫وضعیت انتخاباتی نمی تواند نظرسنجی های مختلف را مورد رد یا تایید قرار دهد‪ .‬با این حال ان‬ ‫چه درباره رتبه بندی ائتالف ها نقل شد‪ ،‬بر اساس ا کثر نظرسنجی های بی طرفانه است‪».‬‬ ‫گواه اتقان نظرسنجی های یادشده و یا الاقل حا کمیت احساس اتقان ان ها‪ ،‬پیروزی قدرتمند‬ ‫ائتالف فتح و کسب رتبه دوم ان از یک سو و هشدارهای مصرح مقتصدی صدر و تعداد دیگری‬ ‫از رهبران جریان صدر و ائتالف سائرون مبنی بر تالش «احزاب»‪« ،‬فصائل مسلح» و «میلیشیات»‬ ‫برای تقلب در انتخابات پارلمانی ‪۲۰۱۸‬م عراق بود‪ .‬روشن است که این جریان در صورت احساس‬ ‫پیروزی و کسب رتبه نخست در انتخابات هیچ گاه چنین هشدارهایی را ضروری نمی دانست‪.‬‬ ‫‪72‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫این یادداشت پیشتر در سایت اندیشکده مرصاد منتشر شده است‪:‬‬ ‫‪/http://mersadcss.com/fa/product/election-of-iraq‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫با این حال با توجه به ظهور نه چندان قدرتمند‬ ‫جریان صدر در انتخابات پارلمانی سال ‪۲۰۱۴‬م‬ ‫و کسب تنها ‪ ۲۸‬کرسی انتخاباتی از سوی کتله‬ ‫االحرار وابسته به این جریان‪ ،‬براستی درخشش‬ ‫مجدد این جریان در انتخابات هفته گذشته‬ ‫معلول چه مولفه ها و فا کتورهایی است؟! ایا‬ ‫اساسا ان گونه که تقریبا تمامی تحلیل های رایج‬ ‫اعالم می دارند و با استناد به تعداد کرسی های‬ ‫بدست امده برای جریان صدر‪ ،‬می توان مقتدی‬ ‫صدر را پیروز انتخابات جاری عنوان کرد؟! پاسخ‬ ‫دقیق به این پرسش از دو رهگذر تحلیلی‪-‬اماری‬ ‫مقدور است‪ .‬با این حال‪ ،‬نویسنده می خواهد‬ ‫ً‬ ‫مقدمتا چند نکته در باب این انتخابات را طرح‬ ‫و مورد اشاره قرار دهد‪.‬‬ ‫‪ ‬نخستین مساله مهم‪ ،‬مشارکت بسیار‬ ‫پایین انتخاباتی (‪ )%۴۴.۵‬بود که ا گر چه قابل‬ ‫پیش بینی بود و نویسنده نیز به مزاح اشاره‬ ‫کرده بود که ممکن است تعداد نامزدهای‬ ‫انتخاباتی بیشتر از تعداد مشارکت کنندگان‬ ‫و رای دهندگان باشد اما این سطح پایین‬ ‫مشارکت به ویژه در استان های شیعی قابل‬ ‫انتظار نبود‪ .‬این پدیده را بیش از هرچیز می توان‬ ‫ناشی از احساس یاس و سرخوردگی از تغییر‬ ‫و نگاه این همانی نسبت به سیاستمداران‬ ‫عراقی و عدم تمایز میان سیاستمداران فاسد‬ ‫و غیرفاسد عنوان کرد‪.‬‬ ‫در انتخابات سال ‪ ۲۰۱۴‬قریب به ‪ ۱۲‬میلیون نفر در‬ ‫یک مشارکت ‪ %۶۲‬در انتخابات شرکت داشته اند‬ ‫ولی در سال ‪۲۰۱۸‬م این مشارکت به کمتر از ‪%۴۴‬‬ ‫و ده میلیون نفر (کاهش بیش از ‪ )%۱۷‬تنزل یافته‬ ‫است‪ .‬ا گرچه برخی در همین سطح از مشارکت نیز‬ ‫سطح پایین مشارکت به ویژه در استان های شیعی قابل انتظار نبود‪ .‬این پدیده‬ ‫را بیش از هرچیز می توان ناشی از احساس یاس و سرخوردگی از تغییر و نگاه این‬ ‫همانی نسبت به سیاستمداران عراقی و عدم تمایز میان سیاستمداران فاسد و‬ ‫غیرفاسد عنوان کرد‪.‬‬ ‫تردیدهای جدی وارد کرده اند‪ .‬به عنوان نمونه‬ ‫ایاد عالوی به صراحت از مشارکت کمتر از بیست‬ ‫درصدی در انتخابات سخن گفته است‪.‬‬ ‫حس یاس و ناامیدی چنان در جامعه شیعی‬ ‫عراق ریشه دوانده که حتی بیانیه مرجعیت‬ ‫اعالی عراق نیز نتوانست توده های (حتی)‬ ‫شیعی را به مشارکت در فرایند سیاسی وادارد‪.‬‬ ‫مساله ای که جای تحلیل و بررسی های جامعه‬ ‫شناسانه دارد‪ .‬فراتر از این‪ ،‬مشارکت مردمی در‬ ‫استان های کردی و سنی نیز وضعیت بهتری را‬ ‫تجربه نکرده است و از میان هجده استان عراقی‪،‬‬ ‫مشارکت تنها در سه استان نینوی‪ ،‬سلیمانیه‬ ‫و دیاله پنجاه تا پنجاه و سه درصد بوده و در‬ ‫باقی استان ها این میزان‪ ،‬کمتر از پنجاه درصد‬ ‫و با ‪ %۳۳‬مشارکت واجدین رای دهی‪ ،‬بغداد در‬ ‫اخرین رتبه قرار گرفته است‪.‬‬ ‫تعدادی از ائتالف های شکست خورده‪ ،‬نسبت‬ ‫به تقلب در انتخابات و دستکاری اراء هشدار‬ ‫داده و خواستار بازشماری دستی حدود ‪ %۵‬از‬ ‫صندوق های رای شده اند‪ .‬با توجه به اشکاالت‬ ‫جدی وارده بر ماشین های رای گیری الکترونیکی‬ ‫و تست های ناموفق مکرر ان در دوره قبل از‬ ‫انتخابات و نیز مکلف بودگی کمیساریای عالی‬ ‫انتخابات عراق در پذیرش چنین خواسته ای‪،‬‬ ‫امتناع این کمیساریا از قبول بازشماری پنج‬ ‫درصدی صندوق های رای‪ ،‬می تواند تردیدها‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪73‬‬ ‫برجملا برجیال‬ ‫رتبه اول نوری مالکی با اختالف دو تا چندبرابری نسبت به سرلیست های دیگر‬ ‫ائتالف ها در بغداد (حدود ‪ ۱۰۲‬هزار رای) کما کان نشان دهنده جایگاه مردمی وی‬ ‫در میان جامعه شیعی عراق است‪.‬‬ ‫و ادعاهای مطروحه را تقویت کند‪ .‬به طور ویژه‬ ‫انتخابات در شهر کرکوک محل منازعه جدی بوده‬ ‫است‪ .‬به نظر می رسد ائتالف سائرون (به عنوان‬ ‫پیروز نخست) قلبا با بازشماری رندوم درصدی‬ ‫از صندوق های رای مخالفت داشته باشد و‬ ‫تمامی طرف های دیگر از جمله ائتالف فتح‪،‬‬ ‫دولت قانون‪ ،‬الوطنیه و حتی القرار از بازشماری‬ ‫دستی درصدی از صندوق ها استقبال کنند‪.‬‬ ‫ائتالف فتح در نخستین تجربه انتخاباتی خود‪،‬‬ ‫بی ان که همچون دیگران دست به برساختن‬ ‫یک ائتالف «چتری» زده باشد و تنها با تکیه بر‬ ‫ظرفیت های گفتمانی خود‪ ،‬توانست ‪ ۴۷‬کرسی‬ ‫انتخاباتی (شامل ‪ ۱۳۶۷۵۱۸‬رای و ‪ %۱۲.۶‬اراء) را‬ ‫از ان خود کرده و در چهار استان عراق‪ ،‬رتبه اول‬ ‫حمایت مردمی و در کل عراق رتبه دوم پس از‬ ‫ائتالف سائرون را از ان خود کند‪ .‬رتبه دوم هادی‬ ‫عامری سرلیست ائتالف فتح در بغداد و رای‬ ‫باالتر وی نسبت به ماجده التمیمی سرلیست‬ ‫ائتالف سائرون نیز به نوبه خود بسیار قابل تامل‬ ‫و معنادار است و نشان دهنده محبوبیت مردمی‬ ‫این «فرمانده سابق» حشد است که مستظهر به‬ ‫پشتوانه هیچ یک از بیوت مرجعیت نبوده است‪.‬‬ ‫شکست بسیاری از چهره های مطرح مجلس فعلی‬ ‫عراق‪ ،‬یکی از پدیده های انتخاباتی قابل توجه‬ ‫‪74‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫و البته قابل پیش بینی این دوره از انتخابات‬ ‫بود‪ .‬حنان الفتالوی سرلیست ائتالف اراده‪،‬‬ ‫سلیم الجبوری رئیس فعلی پارلمان‪ ،‬موفق‬ ‫الربیعی‪ ،‬علی العالق‪ ،‬مشعان الجبوری‪ ،‬سکندر‬ ‫وتوت‪ ،‬کاظم الصیادی‪ ،‬همام حمودی‪ ،‬سلمان‬ ‫الجمیلی‪ ،‬کمال الساعدی و عباس البیاتی از این‬ ‫جمله هستند‪.‬‬ ‫رتبه اول نوری مالکی با اختالف دو تا چندبرابری‬ ‫نسبت به سرلیست های دیگر ائتالف ها در بغداد‬ ‫(حدود ‪ ۱۰۲‬هزار رای) کما کان نشان دهنده‬ ‫جایگاه مردمی وی در میان جامعه شیعی عراق‬ ‫است‪ .‬نوری مالکی موفق شد در اوج حمالت‬ ‫رسانه ای‪ ،‬قریب به دو برابر رای نسبت به هر‬ ‫یک از سرلیست های ائتالف سائرون و نیز ائتالف‬ ‫نصر یعنی حیدرالعبادی نخست وزیر فعلی عراق‬ ‫جذب سبد خود کند‪ .‬این در حالی است که‬ ‫بیانیه مرجعیت در جمعه پیش از انتخابات‪،‬‬ ‫به طور ضمنی بر ضرورت پرهیز از رای دادن به‬ ‫چهره های «فاسد»ی که تا پیش از این در راس‬ ‫قدرت بوده اند‪ ،‬تا کید داشت‪ .‬ضمیری که در‬ ‫ادبیات سیاسی بغداد و عراق به نوری مالکی‬ ‫بازگشت داشت‪.‬‬ ‫شکست فاحش فهرست ائتالف قانون نسبت‬ ‫به انتخابات سال ‪۲۰۱۴‬م (ازدست دادن ‪۶۷‬‬ ‫کرسی) نیز از پدیده های دیگر این انتخابات بود‬ ‫که البته قابل پیش بینی بود‪ .‬مهم ترین دالیل‬ ‫این شکست را می بایست در مواردی همچون‬ ‫پخش شدن توان حزب الدعوه در دو فهرست‬ ‫دولت قانون به رهبری نوری مالکی و نصر به‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫رهبری حیدرالعبادی‪ ،‬بیانیه مرجعیت و تا کید بر شعار المجرب‬ ‫ال یجرب‪ ،‬اشتهار برخی از چهره های موجود در این فهرست به‬ ‫فسادهای مالی و در نهایت جداشدن ظرفیت برخی از فرماندهان‬ ‫سابق حشدالشعبی در قالب ائتالف فتح به رهبری هادی عامری‬ ‫از فهرست دولت قانون بود‪.‬‬ ‫فهرست های انتخاباتی الوطنیه به زعامت ایاد عالوی و فهرست‬ ‫دموکرات کردستان به رهبری نیچروان بارزانی موفق نشدند‬ ‫بیش از کرسی های فعلی خود‪ ،‬کرسی جدیدی را به دست اورند‬ ‫اما فهرست های حکمت به رهبری عمار حکیم‪ ،‬اتحادیه میهنی‬ ‫به رهبری کوسرت رسول علی و ائتالف القرار به رهبری اسامه‬ ‫ُ‬ ‫النجیفی به ترتیب ده‪ ،‬سه و نه کرسی پارلمانی را از دست دادند‪.‬‬ ‫تفوق و چیرگی خالد العبیدی وزیر دفاع معزول سابق عراق بر‬ ‫چهره های نامداری همچون ایادعالوی و اسامه النجیفی نیز‬ ‫نکته قابل توجهی است‪.‬‬ ‫‪ ‬در پایان همان طور که پیش بینی شده بود «در انتخابات‬ ‫جاری هیچ فهرستی نخواهد توانست به تنهایی پیروز انتخابات‬ ‫شود و فهرست ها تنها با تعداد اندکی نسبت به یکدیگر پیشی‬ ‫خواهند گرفت‪ ».‬از همین رو همچون گذشته‪ ،‬انتخاب نخست‬ ‫وزیر در گروی اتحاد چندگانه ای از ائتالف های پیروز خواهد‬ ‫بود‪ .‬این روزها ماراتن نفسگیری میان ائتالف های پیروز برای‬ ‫تعیین پست نخست وزیری و البته به موازات ان رقابت های‬ ‫سختی در خصوص پست های ریاست جمهوری و ریاست‬ ‫مجلس نیز میان کردها و اهل سنت اغاز شده است‪ .‬کار به‬ ‫جایی رسیده است که خمیس الخنجر‪ ،‬تامین کننده مالی‬ ‫اصلی جریا ن های تروریستی و تکفیری از سال ‪ ۲۰۰۶‬بدین‬ ‫سو نیز با اخذ تضمین های امنیتی از چندروز پیش وارد عراق‬ ‫شده و به عنوان نامزد احتمالی ریاست جمهوری مطر ح شده‬ ‫است و با برخی از چهره های سیاسی عراق نیز دیدار و گفتگو‬ ‫داشته است‪.‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪75‬‬ ‫برجملا برجیال‬ ‫شاید بتوان ائتالف سائرون را تنها ائتالفی عنوان کرد که به هیچ عنوان از چهره های‬ ‫قدیمی سپهر سیاست عراق بهره نبرده و شخص مقتدی صدر حتی اعضای‬ ‫فرا کسیون االحرار وابسته به خود را از مشارکت در انتخابات جاری منع نموده و‬ ‫با ترکیبی یکدست «جوان» و «غیرمشهور» وارد میدان رقابت شده بود‪.‬‬ ‫‪ ‬با گذار از همه این ها‪ ،‬براستی پیروزی سائرون‬ ‫را چگونه می بایست تحلیل کرد؟ مهم ترین دالیل‬ ‫و اسباب تفوق فهرست سیدمقتدی صدر بر دیگر‬ ‫رقبای شیعی خود چه بود؟ نویسنده می کوشد‬ ‫از دو منظر تحلیلی‪-‬اماری این مساله را مورد‬ ‫بررسی قرار داده و به تحلیل بنشیند‪.‬‬ ‫پیروزی سائرون در حوزه تحلیلی‬ ‫واقعیت ان است که کسب رتبه نخست انتخاباتی‬ ‫از سوی جریان صدر را می بایست معلول اسباب و‬ ‫علت های متعددی برشمرد‪ .‬به طور مشخص جوان‬ ‫گرایی و به میدان اوردن چهره های جدید‪ ،‬ارائه‬ ‫یک چهره ضدفساد از خود‪ ،‬قدرت بسیج اجتماعی‬ ‫برامده از کاریزمای شخص سیدمقتدی صدر‪،‬‬ ‫چتری بودن ائتالف سائرون‪ ،‬تکثر فهرست های‬ ‫انتخاباتی شیعی و در نهایت مشارکت حداقلی‬ ‫در استان های شیعی در انتخابات را می بایست‬ ‫شش دلیل اصلی تفوق جریان صدر عنوان کرد‪.‬‬ ‫‪76‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫‪ ‬نخست‪ :‬شاید بتوان ائتالف سائرون را تنها‬ ‫ائتالفی عنوان کرد که به هیچ عنوان از چهره های‬ ‫قدیمی سپهر سیاست عراق بهره نبرده و شخص‬ ‫مقتدی صدر حتی اعضای فراکسیون االحرار وابسته‬ ‫به خود را از مشارکت در انتخابات جاری منع نموده‬ ‫و با ترکیبی یکدست «جوان» و «غیرمشهور» وارد‬ ‫میدان رقابت شده بود‪ .‬مساله ای که به ویژه در‬ ‫ذیل شعار الیجرب المجرب و بهره گیری برخی از‬ ‫فهرست های انتخاباتی همچون دولت قانون‪ ،‬فتح‪،‬‬ ‫نصر و حتی تا حدودی فهرست حکمت از تعداد‬ ‫زیادیاز عناصروچهره هایپابهسن گذاشتهوتکراری‬ ‫عرصه سیاست‪ ،‬زمینه ساز توفیق ائتالف سائرون‬ ‫گردید‪ .‬به عنوان نمونه رئیس حزب االستقامه‪،‬‬ ‫حزب رسمی مقتدی صدر پزشک جراح ‪ ۴۲‬ساله‬ ‫جوانی به اسم حسن العاقولی است که تا پیش از‬ ‫این هیچ تجربه سیاسی نداشته است‪ .‬سرخوردگی‬ ‫مردم عراق از عملکرد نمایندگان خود‪ ،‬اثارش را در‬ ‫ترکیب فعلی پارلمان عراق برجای گذاشته و در‬ ‫نتیجه منجر به تغییر بیش از هفتاددرصدی ترکیب‬ ‫مجلس عراق گردید‪ .‬از میان ‪ ۳۲۹‬کرسی پارلمانی‪،‬‬ ‫سهم چهره های جدید ‪ ۲۳۲‬کرسی (معادل ‪)%۷۰.۵‬‬ ‫و سهم چهره های قدیمی نود وهفت کرسی (معادل‬ ‫‪ )%۲۹.۵‬از کرسی های پارلمانی شده است‪ .‬یکی از‬ ‫رازهای پیروزی سائرون در همین شناخت دقیق از‬ ‫وضعیت اجتماعی عراق و فهم سرخوردگی مردمی از‬ ‫چهره های قدیمی است‪ .‬منع اعضای کتله االحرار‬ ‫از مشارکت در کارزار انتخاباتی از سوی سیدمقتدی‬ ‫صدر‪ ،‬در همین شناخت صائب و دقیق اجتماعی‬ ‫نهفته بود‪ .‬المجرب ال یجرب!‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫به طور طبیعی فسادهای گسترده سازمان یافته در میان مسئوالن رده باالی‬ ‫عراقی و غارت بخش های مهمی از ثروت های نفتی این کشور در سال های گذشته‪،‬‬ ‫سیدمقتدی را به این صرافت انداخته است که این بار با شعار مبارزه با فساد‪،‬‬ ‫افکار عمومی عراق را متوجه خود ساخته و خود را در نقش ابرمنجی سیاسی و‬ ‫اجتماعی نشان دهد‪.‬‬ ‫‪ ‬دوم‪ :‬در خالل سه ساله گذشته شعارها‬ ‫و راهپیمایی های ضدفساد مقتدی صدر از او‬ ‫چهره ای فسادستیز ارائه کرده است که برای‬ ‫ریشه کن کردن فساد و صاحب منصبان فاسد‬ ‫در کشور عزمی راسخ دارد‪ .‬به طور طبیعی‬ ‫فسادهای گسترده سازمان یافته در میان‬ ‫مسئوالن رده باالی عراقی و غارت بخش های‬ ‫مهمی از ثروت های نفتی این کشور در سال های‬ ‫گذشته‪ ،‬سیدمقتدی را به این صرافت انداخته‬ ‫است که این بار با شعار مبارزه با فساد‪ ،‬افکار‬ ‫عمومی عراق را متوجه خود ساخته و خود را در‬ ‫نقش ابرمنجی سیاسی و اجتماعی نشان دهد‪.‬‬ ‫روشن است که در شرایط انتفاء گفتمان مقاومت‬ ‫ضداشغالگری و در فضایی که سیدمقتدی صدر‬ ‫بعنوان یک کنشگر سیاسی رسمی‪ ،‬مورد حمایت‬ ‫علنی یا ضمنی برخی از قدرت های منطقه ای و‬ ‫بین المللی دیگر نمی تواند سالح هواداران خود‬ ‫را به سوی شش هزار نیروی امریکایی مستقر در‬ ‫عراق بگیرد‪ ،‬بلند کردن گفتمان فسادستیزی‬ ‫می تواند بار دیگر وی را در نقش یک رهبر سیاسی‬ ‫فعال و الگویی در طراز حوزه علمیه «ناطقه»‬ ‫معرفی کند‪.‬‬ ‫‪ ‬سوم‪ :‬فا کتور موثر دیگر در پیروزی سائرون‬ ‫را می بایست بهره گیری این ائتالف از یک سازه‬ ‫«چتری» و «رنگین کمانی» عنوان کرد‪ .‬ائتالفی‬ ‫که شامل طیف های مختلفی از گرایش های‬ ‫سیاسی شامل چهره های اسالم گرا‪ ،‬سکوالر‬ ‫و حتی کمونیست بوده است‪ .‬روشن است‬ ‫که چنین ائتالف هایی از مزیت سرازیر شدن‬ ‫اراء طیف های مختلف در سبد ارای خود بهره‬ ‫می برند‪ .‬در چنین شرایطی است که برخالف‬ ‫ائتالف فتح که به صورت طبیعی و به دلیل‬ ‫ماهیت گفتمانی خود‪ ،‬تنها موفق به همراه‬ ‫سازی طیف خاصی و معینی از طبقات جامعه‬ ‫می گردند‪ ،‬ائتالف های رنگین کمانی و چتری‪،‬‬ ‫همراهی طیف های مختلف اجتماعی را با خود‬ ‫خواهند داشت‪ .‬به طور خاص‪ ،‬سائرون ترکیبی‬ ‫رنگین کمانی از احزاب مختلف اسالم گرا و سکوالر‬ ‫همچون ایستادگی ملی‪ ،‬حزب کمونیسم‪ ،‬حزب‬ ‫تجمع مردمی‪ ،‬حزب ترقی و اصالح‪ ،‬حزب دولت‬ ‫عادل و حزب جوانان و تغییر بود‪.‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪77‬‬ ‫برجملا برجیال‬ ‫واقعیت ان است که مقتدی صدر را می توان تنها رهبر سیاسی عراق عنوان کرد‬ ‫که از کاریزمای باال و توان بسیج مردمی گسترده ای برخوردار است‪ .‬شاید در کشور‬ ‫عراق در دوره پسابعث نتوان هیچ رهبری را از حیث قدرت بسیج سازی اجتماعی‬ ‫همچون مقتدی صدر عنوان کرد‪.‬‬ ‫‪ ‬چهارم‪ :‬تکثر فهرست های انتخاباتی در‬ ‫جامعه شیعی عراق از دیگر عواملی است که‬ ‫منجر به پرا کنده شدن طیف ارای هواداران دیگر‬ ‫گروه ها و تفوق نامزدهای مورد حمایت صدر در‬ ‫برخی حوزه ها گردید‪ .‬در همین زمینه در برخی از‬ ‫حوزه های انتخاباتی‪ ،‬نامزدهای سائرون با نسبت‬ ‫بسیار ناچیزی نسبت به نامزدهای فتح یا دیگر‬ ‫ائتالف ها موفق به پیروزی شده و موفقیتشان را‬ ‫بیش از هر چیز مدیون تکثر نامزدهای انتخاباتی‬ ‫بوده اند‪ .‬در برخی از حوزه های انتخاباتی‪ ،‬میزان‬ ‫ارای نامزدهای پیروز از فهرست سائرون تنها‬ ‫چندصد رای بیشتر از نامزدهای دیگر فهرست ها‬ ‫و به طور خاص نامزدهای ائتالف فتح و نصر بوده‬ ‫قیاس با ائتالف فتح‬ ‫است‪ .‬فراتر از این سائرون در‬ ‫ِ‬ ‫تنها موفق به کسب ‪ ۱۳۳‬هزار رای بیشتر (‪%۱.۲‬‬ ‫اراء) شده است که تقسیم این عدد به ‪ ۵۵‬کرسی‬ ‫پارلمانی مکسوبه توسط این ائتالف‪ ،‬نشان دهنده‬ ‫میانگین دوهزار و چهارصد رای بیشتر هر یک از‬ ‫نامزدهای پیروز این جریان در قیاس با ائتالف فتح‬ ‫است‪ .‬در چنین فضایی‪ ،‬ائتالف دیگر فهرست ها‬ ‫در کنار توجه به برخی مالحظات عشایری در‬ ‫استان های جنوبی می توانست راه را بر پیروزی‬ ‫اعضای ائتالف سائرون سخت و ناهموار کند‪.‬‬ ‫‪78‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫‪ ‬پنجم‪ :‬واقعیت ان است که مقتدی صدر را‬ ‫می توان تنها رهبر سیاسی عراق عنوان کرد که‬ ‫از کاریزمای باال و توان بسیج مردمی گسترده ای‬ ‫برخوردار است‪ .‬شاید در کشور عراق در دوره پسابعث‬ ‫نتوان هیچ رهبری را از حیث قدرت بسیج سازی‬ ‫اجتماعی همچون مقتدی صدر عنوان کرد‪ .‬چنین‬ ‫ّمیزه ای‪ ،‬منجر به حضور حدا کثری هواداران وی در‬ ‫پای صندوق های رای شده است و می توان مدعی‬ ‫شد که تنها جریانی که در انتخابات های پی در پی‬ ‫عراق و به طور خاص در انتخابات اخیر‪ ،‬به صورت‬ ‫حدا کثری در پای صندوق های رای حاضر شده اند‪،‬‬ ‫هواداران جریان صدر بوده اند‪ .‬از دید نویسنده از‬ ‫حیث بسیج اجتماعی و نیز حضور در عرصه های‬ ‫حساس سیاسی و امنیتی هوداران صدر همانند‬ ‫طبقه وفادار به جمهوری اسالمی در ایران هستند‬ ‫که در تمامی عرصه های مشارکت سیاسی (انتخابات‪،‬‬ ‫جنگ‪ ،‬راهپیمایی و…) حضور حدا کثری و تامی‬ ‫دارند‪ .‬چنین میزه ای به ویژه در سایه کمرنگ بودن‬ ‫مشارکت عمومی و شرکت هواداران دیگر جریان ها‪،‬‬ ‫پیروزی شیرینی را برای سائرون به ارمغان اورد‪.‬‬ ‫روشن است که هیچ یک از رهبران سیاسی عراق‪،‬‬ ‫از چنین ویژگی بسیج کنندگی برخوردار نیستند‪.‬‬ ‫نویسنده خود در سه هفته منتهی به انتخابات‪،‬‬ ‫در بغداد و در گفتگوهایش با منتسبان حشد‬ ‫بارها شاهد تردید بسیای از ایشان برای شرکت در‬ ‫انتخابات بود‪ .‬فضایی که شاید تجربه ان در میان‬ ‫هواداران صدر سالبه به انتفاء موضوع باشد‪ .‬برای‬ ‫جوانان پرشوری که از دادن سر و یا حتی بریدن سر‬ ‫در راه سیدمقتدی صدر دریغ ندارند‪ ،‬مشارکت در‬ ‫یک فرایند سیاسی به درخواست «القائد المفدی»‬ ‫بسیار پیش پا افتاده و حتمی است‪.‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫‪ ‬ششم‪ :‬با این حال و با صرف نظر از پنج مولفه‬ ‫فوق‪ ،‬به نظر می رسد مهم ترین عامل پیروزی‬ ‫ائتالف سائرون در انتخابات جاری را می بایست‬ ‫حضور حداقلی مردم در پای صندوق های رای‬ ‫عنوان کرد‪ .‬چه ان که پنج فا کتور یادشده تا‬ ‫پیش از این نیز قابل پیش بینی بوده و لذا‬ ‫با لحاظ ان ها کارشناسان و تحلیلگران عراق‬ ‫می بایست پیروزی جریان صدر و ائتالف سائرون‬ ‫را پیش بینی می کردند‪ .‬این در حالی است که‬ ‫در تمامی نظرسنجی های یادشده‪ ،‬سائرون در‬ ‫رتبه های چهارم یا پنجم طبقه بندی می گردید‬ ‫و کسب رتبه نخست از سوی این ائتالف‪ ،‬برای‬ ‫همگان غیرقابل انتظار بود‪ .‬با لحاظ این توضیح‬ ‫است که در حقیقت مهم ترین رکن پیروزی‬ ‫ائتالف سائرون را می بایست قهر بسیاری از‬ ‫مردم با صندوق های رای عنوان کرد‪ .‬گذشت‬ ‫که جریان صدر تنها جریانی است که از قدرت‬ ‫باالی بسیج سازی اجتماعی و سیاسی و حتی‬ ‫نظامی هواداران خود برخوردار است‪ .‬و نیز‬ ‫گذشت که می توان مدعی بود که تقریبا تمامی‬ ‫هواداران سیدمقتدی صدر مشارکت فعاالنه ای‬ ‫در انتخابات داشته اند‪ .‬از این رو مشارکت پایین‬ ‫مردمی را می بایست مهم ترین دلیل کسب ‪۵۴‬‬ ‫کرسی پارلمانی عراق از سوی سائرون عنوان کرد‪.‬‬ ‫وضعیت جریان صدر همانند وضعیت جریان‬ ‫موسوم به اصولگرایی در انتخابات پارلمانی ایران‬ ‫در تهران است‪ .‬نسبت سطح مشارکت مردم و‬ ‫پیروزی یا شکست اصولگرایان یک ربطه دائمی‬ ‫و ثابت است‪ .‬مشارکت حداقلی در شهر تهران‪،‬‬ ‫پیروزی دائمی اصولگرایان را تضمین خواهد کرد‬ ‫و بالعکس مشارکت حدا کثری‪ ،‬پیروزی جریان‬ ‫موسوم به اصالحات را! مدعا ان است که ا گر‬ ‫تنها چیزی میان پنج تا هشت درصد دیگر از‬ ‫واجدین شرایط در مناطق شیعی در انتخابات‬ ‫مشارکت می جستند‪ ،‬به احتمال زیاد وضعیت‬ ‫سائرون چیزی غیر از این بود‪.‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪79‬‬ ‫برجملا برجیال‬ ‫پیروزی سائرون در حوزه اماری‬ ‫ائتالف سائرون که تنها هفت کرسی بیشتر از ائتالف فتح بدست‬ ‫اورده‪ ،‬از طیف ائتالف های چتری و رنگین کمانی و مشتمل بر‬ ‫جریان های مختلف فکری‪-‬گفتمانی از طیف های مختلف اسالم‬ ‫گرا تا سکوالر و مسلمان تا کمونیست و بی حجاب تا باحجاب را‬ ‫در برگرفته واز همین رو موفق به جذب ارای طیف های مختلف‬ ‫به سبد ارای خود گردیدند‪ .‬ولی این بدان معنا نخواهد بود که‬ ‫سائرون موفق به جذب ا کثریت ارای مردم عراق شده است‪ .‬برای‬ ‫فهم این مساله نگاهی اماری و مقایسه ای میان این انتخابات با‬ ‫انتخابات سال ‪ ۲۰۱۴‬خواهیم داشت‪.‬‬ ‫همان طور که گذشت در سال ‪۲۰۱۴‬م قریب به شصت و دو درصد‬ ‫مردم در انتخابات پالمانی ان سال مشارکت کرده و کتله االحرار‬ ‫فهرست وابسته به صدر به همراه ائتالف با جریان النخب و تجمع‬ ‫الشرا که موفق به کسب مجموعا ‪ ۳۴‬کرسی معادل هفت درصد‬ ‫ارا (‪ ۹۱۷,۵۸۹‬رای) و یک دهم کرسی های پارلمانی شدند‪ .‬این‬ ‫در حالی است که جریان صدر در انتخابات سال ‪ ۲۰۱۰‬به تنهایی‬ ‫‪ ۳۹‬کرسی را به دست اورده بود‪ .‬مساله ای که نشان دهنده تنزل‬ ‫جایگاه این جریان در میان محافل و جمهور شیعی بود‪ .‬به طور‬ ‫خاص برخی سیاست های مقتدی و جریان صدر در کشا کش‬ ‫بحران داعش و ریزش های مستمر در بنده و طیف نخبگانی‬ ‫این جریان‪ ،‬این پیش بینی را پدید اورده بود که دوره جدید‬ ‫و انتخابات سال ‪ ۲۰۱۸‬نیز شاهد تنزل بیشتر تعداد کرسی های‬ ‫پارلمانی صدر خواهد بود‪.‬‬ ‫اما با این حال‪ ،‬در انتخابات دو هفته قبل‪ ،‬از میان بیشتر از ‪۲۴‬‬ ‫میلیون واجد شرایط تنها ‪ %۴۵‬در پای صندوق های رای حاضر‬ ‫شده اند و امارها نشانگر کاهش ‪ %۱۷‬شرکت کنندگان در انتخابات‬ ‫نسبت به انتخابات سال ‪۲۰۱۴‬م بوده است‪ .‬همچنین بیش از‬ ‫‪ %۵۷‬شیعیان در هشت استان شیعه جنوبی (بغداد با جمعیت‬ ‫چندمیلیونی شیعه و مشارکت ‪ %۳۳‬را استثناء می کنیم) حتی‬ ‫در پای صندوق های رای حاضر نشده اند‪ .‬این بدان معناست‬ ‫‪80‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫که بیشتر از نیمی از شیعیان عراق به درخواست های مکرر سید‬ ‫مقتدی (و حتی مرجعیت اعلی) برای مشارکت در فرایند سیاسی‬ ‫و حذف ان چه ان را «دزدها و فاسدان» می خواند‪ ،‬پاسخ مثبتی‬ ‫نداده اند‪ .‬این در حالی است که جریان صدر اساسا مدعی‬ ‫زعامت و رهبری سیاسی (و فراتر از ان دینی) شیعیان عراق بوده و‬ ‫سیدمقتدی صدر را به عنوان راهبر شایسته عراق پسابعثی معرفی‬ ‫می کنند که به ویژه ا کثریت مطلق توده های شیعی همگی گوش‬ ‫به فرمان «ایشان» هستند‪.‬‬ ‫از سوی دیگر سهم جریان صدر از کل ارای ریخته شده در صندوق ها‬ ‫‪ ۱۵۰۰۸۶۲‬رای یعنی ‪ %۱۳.۸‬اراء بوده است‪ .‬این بدان معناست که‬ ‫سهم جریان صدر و نامزدهای ان از مجموع ارای واجدین شرایط‬ ‫اندکی بیش از ‪ %۶‬درصد اراء بوده است‪ .‬این در حالی است که‬ ‫سیدمقتدی صدر در انتخابات گذشته یک چهره کامال شیعی‬ ‫وارد میدان شده و سبد ارای وی به طور کامل شیعی و اسالم‬ ‫گرا بوده است‪ .‬با این حال در دوره جدید از یک ائتالف رنگین‬ ‫کمانی و چتری بهره می جسته است و لذا روشن است که بخشی‬ ‫از سبد رای وی را گروه ها و جریان های غیرشیعی تشکیل می داده‬ ‫اند‪ .‬توجه به صندوق های رای بغداد (شهرک صدر بغداد و شهر‬ ‫نجف دو پایگاه اصلی گفتمانی جریان صدر به شمار می ایند)‬ ‫کمی مساله را واضح تر می کند‪ .‬مشارکت انتخاباتی در سال ‪۲۰۱۴‬م‬ ‫در بغداد حدود ‪ %۶۶‬واجدین شرایط معادل ‪ ۲۸۲۱۹۰۰‬رای بود‬ ‫که از میان جریان صدر با دو فهرست کتله االحرار و تجمع نخب‬ ‫تنها موفق به کسب ‪ ۳۵۲۸۱۵‬رای معادل ‪ %۱۲.۵‬ارا افراد رای‬ ‫دهنده شدند‪ .‬با این حال در انتخابات جاری پارلمانی از میان‬ ‫‪ ۵۵۳۳۴۵۵‬واجد شرایط رای دهی در بغداد‪ ،‬تنها ‪ ۱۸۳۵۶۴۰‬نفر‬ ‫معادل ‪ %۳۳‬واجدین شرایط رای در بغداد پای صندوق های رای‬ ‫حاضر شدند‪ .‬یعنی حدود چهل درصد کاهش مشارکت تنها در‬ ‫بغداد در مقایسه با سال ‪۲۰۱۴‬م‪ .‬در این میان ائتالف سائرون موفق‬ ‫شد با کسب ‪ ۴۱۳۶۳۸‬رای حدود ‪ %۲۲.۵‬ارای شرکت کنندگان‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪81‬‬ ‫برجملا برجیال‬ ‫جریان صدر علیرغم شرکت در یک قمار بزرگ سیاسی و با ائتالف با گروه های سکوالر و کمونیست‪ ،‬نتوانسته است رای موافق حدود ‪ %۹۴‬ارای‬ ‫واجدین شرایط رای در کل عراق و حدود هشتاددرصد ارای شعیان را به سوی خود جذب کند‪ .‬این درست در تعارض با شعارهای دائمی این‬ ‫جریان مبنی بر مقبولیت مطلق این جریان در میان محافل شیعی است‪.‬‬ ‫در بغداد معادل ‪ %۷‬ارای واجدین شرایط رای‬ ‫را به خود جذب کرده و ‪ ۱۹‬کرسی پارلمانی را از‬ ‫ان خود کرده و رتبه اول بغداد را به دست اورد‪.‬‬ ‫این بدان معناست که جریان صدر در مقایسه‬ ‫با انتخابات سال ‪ ۲۰۱۴‬تنها ‪ ۶۰۸۲۳‬رای بیشتر‬ ‫(‪ %۱.۰۹‬ارای واجدین رای) بدست اورده است‬ ‫که در فرض مشارکت حدا کثری یا چنددرصدی‬ ‫بیشتر‪ ،‬تحقق چنین پیروزی برای این ائتالف‬ ‫سخت و دشوار و چه بسا ممتنع بود‪ .‬نکته قابل‬ ‫تامل ان است که جریان صدر این شصت هزار‬ ‫رای بیشتر را در ائتالف با برخی از گروه های‬ ‫سکوالر و کمونیست پیش گفته بدست اورده‬ ‫است‪ .‬این مساله ان گاه قابل فهم است که‬ ‫معلوم شود حزب کمونیست عراق در انتخابات‬ ‫سال ‪۲۰۱۴‬م در ضمن ائتالف مدنی دموکراتیک‬ ‫به همراه حزب الشعب و جریان دموکراتیک‬ ‫موفق به کسب ‪ ۱۱۲۵۶۳‬رای شدند‪ .‬با این حال‬ ‫در انتخابات اخیر‪ ،‬حزب کمونیست با پیوستن‬ ‫به ائتالف سائرون در انتخابات مشارکت کرده‬ ‫و دو حزب دیگر به صورت مستقل در انتخابات‬ ‫مشارکت کرده و موفق به کسب اندکی بیشاتر از‬ ‫‪ ۶۱۰۰۰‬رای شده اند‪ .‬دقیقا معادل ارائی که حزب‬ ‫کمونیست به سبد ارای سائرون ریخته است‪ .‬این‬ ‫‪82‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫دقیقا همان هسته مرکزی این نوشته است که‬ ‫تا کید دارد پیروزی سائرون در انتخابات اخیر را‬ ‫نباید به پای افزایش محبوبیت جریان صدر و‬ ‫سیدمقتدی صدر نوشت‪.‬‬ ‫نتیجه ان که جریان صدر علیرغم شرکت در یک‬ ‫قمار بزرگ سیاسی و با ائتالف با گروه های سکوالر‬ ‫و کمونیست‪ ،‬نتوانسته است رای موافق حدود‬ ‫‪ %۹۴‬ارای واجدین شرایط رای در کل عراق و‬ ‫حدود هشتاددرصد ارای شیعان را به سوی خود‬ ‫جذب کند‪ .‬این درست در تعارض با شعارهای‬ ‫دائمی این جریان مبنی بر مقبولیت مطلق این‬ ‫جریان در میان محافل شیعی است‪.‬‬ ‫با توجه به قدرت بسیج سازی عمومی سیدمقتدی‪،‬‬ ‫سوال این است که ایا جریان صدر به حجم‬ ‫‪ %۶‬خود در میان توده مردم عراق واقف و به‬ ‫ان ا کتفا خواهد کرد یا با توسل به روش های‬ ‫قدرت نمایی خیابانی‪ ،‬سهم بیشتری از ‪%۹۴‬‬ ‫دیگر کیک قدرت در عراق را خواستار خواهد‬ ‫شد؟ سوال دیگری که مطرح است ان است‬ ‫که اساسا همپیوندی میان سیدمقتدی صدر‬ ‫که از دو سال قبل بدین سو در حال پاسخ به‬‫پرسش های شرعی و زمینه سازی برای مرجعیت‬ ‫دینی در عراق به ویژه در دوره نجف پساسیستانی‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫پیروزی مقتدی صدر را بیش از هر چیز و پیش از ان که ناشی از قدرت او بدانیم‪ ،‬می بایست ناشی از ضعف «رقبا» عنوان کرد‪ .‬فقدان قدرت‬ ‫قبل مالحظه بسیج سازی اجتماعی‪ ،‬عدم برخورداری از رهبری کاریزماتیک‪ ،‬بهره گیری از برخی چهره های فاسد در فهرست های انتخاباتی‬ ‫خود‪ ،‬بهره گیری از چهره های پیر و فرتوت و قدیمی و در نهایت ائتالف های غیرچتری رقیبان صدر‪ ،‬سهم زیادی در پیروزی سائرون داشته است‪.‬‬ ‫است‪ -‬با جریان های سکوالر و کمونیست در‬ ‫میان جامعه شیعی عراق از او چهره ای ملی و‬ ‫محبوب خواهد ساخت یا پایه های مرجعیت‬ ‫اینده وی را به ویژه در میان محافل مذهبی و‬ ‫حوزوی نجف سست خواهد کرد؟! برای پاسخ به‬ ‫این پرسش چندسال دیگر باید به صبر نشست‪.‬‬ ‫ا گرچه مساله مرجعیت سید‪ ،‬تنها مساله وقت‬ ‫و مترصد نجف پساسیستانی است‪.‬‬ ‫نتیجه ان که پیروزی مقتدی صدر را بیش از هر‬ ‫چیز و پیش از ان که ناشی از قدرت او بدانیم‪،‬‬ ‫می بایست ناشی از ضعف «رقبا» عنوان کرد‪ .‬فقدان‬ ‫قدرت قبل مالحظه بسیج سازی اجتماعی‪ ،‬عدم‬ ‫برخورداری از رهبری کاریزماتیک‪ ،‬بهره گیری از‬ ‫برخی چهره های فاسد در فهرست های انتخاباتی‬ ‫خود‪ ،‬بهره گیری از چهره های پیر و فرتوت و قدیمی‬ ‫و در نهایت ائتالف های غیرچتری رقیبان صدر‪،‬‬ ‫سهم زیادی در پیروزی سائرون داشته است‪.‬‬ ‫با این حال‪ ،‬جریان صدر امروز صاحب ‪ ۵۴‬کرسی‬ ‫پارلمان عراق (یک ششم کرسی های پارلمان) و‬ ‫در ذیل تحوالت جاری و اخبار واصله از سوی‬ ‫رسانه های جمعی‪ ،‬به احتمال زیاد نقش محوری‬ ‫در تعیین نخست وزیر اینده این کشور ایفا‬ ‫خواهد نمود‪ .‬مساله ای که به هیچ عنوان قابل‬ ‫انکار نخواهد بود‪ .‬با یان حال مساله مهم تر که‬ ‫تقریبا به چشم نیامد ان بود که جریان صدر در‬ ‫یک همپیمانی بی سابقه با گروه های سکوالر و‬ ‫کمونیست‪ ،‬منتهای وزن خود در عراق و به طور‬ ‫خاص در میان شیعیان این کشور را نشان داد‪:‬‬ ‫‪ .%۶‬با توجه به ویژگی برجسته بسیج شوندگی‬ ‫صدری ها‪ ،‬می توان مدعی بود که عدم مشارکت‬ ‫‪ %۵۵‬و عدم رای دهی قریب به هشتاددرصدی به‬ ‫این جریان در مناطق شیعی‪ ،‬نشان از غیرصدری‬ ‫بودن ا کثریت مطلق شیعیان عراق و ضعف‬ ‫پایگاه مردمی این جریان در میان توده های‬ ‫شیعی است‪ .‬ضعفی‪ ،‬که ّمیزه بسیج شوندگی و‬ ‫همسبتگی قاعده‪-‬راس در هرم روابط رهبر‪-‬پیرو‬ ‫ان را جبران کرده و پیروزی شیرین اخیر را برای‬ ‫این جریان رقم زده است‪.‬‬ ‫مجددا تا کید می شود که پیروزی جریان موسوم‬ ‫به اصولگرایی در تهران در شرایط مشارکت‬ ‫حداقلی را نباید به پای محبوبیت باالی این‬ ‫جریان و برخورداری ان از پایگاه حدا کثری مردمی‬ ‫در تهران قلمداد کرد‪ .‬ماجرا برای جریان صدر‬ ‫در عراق هم فعال همین است تا در اینده و در‬ ‫ذیل موفقیت یا نا کامی این جریان در پارلمان‬ ‫جدید چه شود!‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪83‬‬ ‫عاطفه رضوی‬ ‫پژوهشگر حوزه بازاریابی سیاسی بین الملل‬ ‫ن‬ ‫ٮ‬ ‫ݡٮ ݭى ݐݩ‬ ‫ف‬ ‫ه�ز‬ ‫�‬ ‫ݦ‬ ‫ݐ‬ ‫ݭ‬ ‫ݨ‬ ‫ݭ‬ ‫ݫ‬ ‫ݫ‬ ‫ٮ‬ ‫ݫ‬ ‫ݫ‬ ‫ݫ‬ ‫ݫ‬ ‫ݭ‬ ‫ݭ‬ ‫ݓ‬ ‫ح‬ ‫ݓ‬ ‫ݔ‬ ‫ݭ‬ ‫ݫ‬ ‫ݫ‬ ‫ݫ‬ ‫ݣن ݓ ݣگ ݣرݣی ݣ‪،‬ݣݣحر�ب ݣ ݣ ݣ ݣی ݣ ںی‬ ‫ݣ� ݫݣݭݕوݣ ݣ ݣ ݣ‬ ‫اݣ ݣ ݣݣ� ݣر ݣݣطرݣ ݣ‬ ‫ݑݨݦ ݦ ݐ ݩݦ ݩݐ ݫ ݭ ݫٮݓ ݤݤݡیݤ‬ ‫ٮ کس�ت ٮݭݫ ݫ ݫ ݫ ݭ ݫ ݫ ݩݧݫݒ ݡݡس�ت �ز‬ ‫حر ݤݤ‬ ‫یݤ ݣ ݣ ݣݤ‬ ‫ٮ ݣوݣرݣ ݣݣرݣ ݣ ݣ‬ ‫ى اݣ ݣ ݣس ݫىݬݔاݣس ݣ‬ ‫ݫݬݕاݣ ݥݣا ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ‬ ‫ݣن‪ ،‬ݫݣ ݕ ݔݭ‬ ‫تحزب در پا کستان‬ ‫جمهوری اسالمی پا کستان از ابتدای تاسیس خود در ‪ 1947‬با محوریت ایدئولوژیک ساختار حزبی‬ ‫را نیز در دل خود جای داده بود‪ .‬جایی که محمد علی جناح‪ ،‬قائد اعظم پا کستان‪ ،‬رهبری حزب‬ ‫مسلم لیگ را برعهده داشت و رهبری جریان استقالل طلبی پا کستان را برعهده داشت‪ .‬پس از ان‬ ‫جدایی بنگالدش از پا کستان نیز با محوریت یکی از احزاب این کشور رقم خورد‪ .‬در نوشتار ذیل‬ ‫تالش می شود نگاهی کوتاه بر ساختار حزبی پا کستان با نیم نگاهی به انتخابات اخیر این کشور‬ ‫انداخته شود‪.‬‬ ‫‪84‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫تحزب در قانون اساسی پا کستان‬ ‫در قانون اساسی پا کستان ساختار حزبی به‬ ‫عنوان یک موضوع قابل اعتنا بندهایی را‬ ‫به خود اختصاص داده است‪ .‬ابتدا در اصل‬ ‫هفدهم این قانون امده (هر شهروندی که‬ ‫شاغل در دستگاه دولتی کشور نباشد‪ ،‬حق‬ ‫تشکیل احزاب سیاسی یا عضویت در انها را‬ ‫دارد)‪ .‬جمهوری اسالمی پا کستان سپس در‬ ‫سال ‪ 1962‬قانون تاسیس احزاب را به تصویب‬ ‫رساند و ان را الزم االجرا معرفی کرد‪ .‬این قانون‬ ‫سپس در سال ‪ 1986‬در بخش هایی بازنویسی‬ ‫و اصالح گردید‪.‬‬ ‫ا کنون ساختار قدرت در پا کستان که به شکل‬ ‫پارلمانی اداره می گردد‪ ،‬با محوریت تحزب کار‬ ‫خود را ادامه می دهد‪ .‬در این کشور انتخابات‬ ‫وزارت کشور و کمیسیون انتخابات وظیفه بررسی صالحیت احزاب و رهبران ان را‬ ‫در این کشور بر عهده دارد‪ .‬این امر البته منافی با نفوذ دستگاه قضایی در تایید و‬ ‫یا عدم صالحیت افراد برای تصدی برخی عناوین و پست ها نیست‪.‬‬ ‫میان احزاب سیاسی ثبت شده انجام می شود‬ ‫و به جز گروهی اندک که تحت عنوان مستقل‬ ‫در انتخابات حاضر می شوند‪ ،‬تمامی نامزدهای‬ ‫انتخابات با کارت احزاب در انتخابات حاضر‬ ‫می شوند‪.‬‬ ‫وزارت کشور و کمیسیون انتخابات وظیفه بررسی‬ ‫صالحیت احزاب و رهبران ان را در این کشور بر‬ ‫عهده دارد‪ .‬این امر البته منافی با نفوذ دستگاه‬ ‫قضایی در تایید و یا عدم صالحیت افراد برای‬ ‫تصدی برخی عناوین و پست ها نیست‪.‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪85‬‬ ‫ینیبب یبزح‪،‬یرگنب نوچ فرط ره زا‬ ‫انتخابات؛ چرخش قدرت در احزاب‬ ‫قدرت قوه مجریه کشور در اختیار حزب پیروز در انتخابات‬ ‫قرار می گیرد‪ .‬حزبی که ا گر نتواند ا کثریت مطلق کرسی های‬ ‫پارلمان را از ان خود کند‪ ،‬این فرصت را دارد تا با رایزنی با‬ ‫احزاب دیگر در پارلمان‪ ،‬انها را به ائتالف خود در بیاورد و‬ ‫دولتی ائتالفی تشکیل دهد‪.‬‬ ‫‪86‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫احزاب سیاسی چه حزبی که حا کم در کشور باشد و چه احزابی‬ ‫که در موضع اپوزیسیون قرار دارند‪ ،‬در جریان برگزاری انتخابات‬ ‫نقش عمده ای ایفا می کنند‪ .‬طبق قانون اساسی پا کستان دولت‬ ‫قانونی کشور‪ ،‬پس از پایان مهلت قانونی ‪ 5‬ساله خود‪ ،‬باید امور‬ ‫اجرایی کشور را به دولت موقت و نخست وزیر موقت تحویل‬ ‫دهد‪ .‬انتخاب نخست وزیر موقت با نقش مستقیم حزب حا کم‬ ‫و احزاب اپوزیسیون صورت می گیرد؛ بدین ترتیب که نخست وزیر‬ ‫قانونی کشور جلساتی را با رهبر جناح مخالف در پارلمان برای‬ ‫انتخاب نخست وزیر موقت برگزار می کند‪ .‬حاصل این جلسات‬ ‫انتخاب نخست وزیری است که وظیفه دارد به همراه کابینه‬ ‫موقت خود انتخابات سراسری در پا کستان را طی مدت حدا کثر‬ ‫دو ماه برگزار کند‪.‬‬ ‫طی این مدت روند برگزاری انتخابات با ثبت نام احزاب و نامزدها‬ ‫اغاز می شود‪ .‬پیش از اغاز فرایند مذکور کمیسیون انتخابات کشور‬ ‫اسامی احزاب قانونی دارای صالحیت برای معرفی نامزد ها را‬ ‫معرفی می کند‪ .‬انتخابات در این کشور در ایاالت ‪ 4‬گانه به اضافه‬ ‫منطقه پایتخت برگزار می شود‪ .‬همزمان با تشکیل مجلس فدرال‪،‬‬ ‫مجلس ایالت های چهارگانه در کشور ( پنجاب‪ ،‬سند‪ ،‬بلوچستان‬ ‫و خیبرپختونخوا) را انتخاب می کنند‪.‬‬ ‫قدرت قوه مجریه کشور در اختیار حزب پیروز در انتخابات قرار‬ ‫می گیرد‪ .‬حزبی که ا گر نتواند ا کثریت مطلق کرسی های پارلمان‬ ‫را از ان خود کند‪ ،‬این فرصت را دارد تا با رایزنی با احزاب دیگر‬ ‫در پارلمان‪ ،‬انها را به ائتالف خود در بیاورد ودولتی ائتالفی‬ ‫تشکیل دهد‪.‬‬ ‫در ایالت های چهارگانه نیز اوضاع به همین منوال پیش می رود‪.‬‬ ‫ا گر حزبی بتواند رای ا کثریت مطلق کرسی های پارلمان ایالتی را‬ ‫بدست اورد می تواند سروزیر ایالت و دولت ایالتی را تشکیل دهد‪،‬‬ ‫در غیر اینصورت نا گزیر از رایزنی با احزاب دیگر برای تشکیل دولت‬ ‫ایالتی خواهد بود‪ .‬دولت ها در هر دو سطوح فدرال و ایالتی برای‬ ‫مدت ‪ 5‬سال به این جایگاه نائل می شوند‪.‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫مبانی تشکیل احزاب در پا کستان‬ ‫احزاب در پا کستان بر مبانی مختلفی تشکیل شده اند و این بنیان های مختلف‬ ‫حا کی از باز بودن فضای سیاسی کشور برای تشکیل احزاب در پا کستان است‪:‬‬ ‫ ▪ شعارهای سیاسی‪ :‬احزاب محدودی در پا کستان هستند که بر پایه‬ ‫مبانی سیاسی و شعارهایی در این خصوص تشکیل شده اند که‬ ‫توانسته اند خود را در کل کشور پا کستان مطرح سازند‪ .‬شعارهایی‬ ‫نظیر توسعه اقتصادی و سیاسی‪ ،‬فساد ستیزی و عدالت‪ ،‬تامین شغل‬ ‫و مسکن و‪ ...‬از جمله این شعارهاست‪ .‬مهمترین احزاب در سطح‬ ‫کشوری حزب مردم‪ ،‬مسلم لیگ نواز و حزب تحریک انصاف هستند‪.‬‬ ‫ ▪ مبانی مذهبی‪ :‬یکی از مهمترین مبانی تشکیل احزاب در پا کستان‬ ‫گفتمان های مذهبی هستند‪ .‬برخی از این احزاب توانسته اند ریشه هایی‬ ‫در بیشتر ایالت های پا کستان بگسترانند و برخی نیز تنها محدود به یک‬ ‫یا چند حوزه محدود هستند‪ .‬همین احزاب نیز گرایشات متفاوتی دارند‪:‬‬ ‫الف‪ .‬احزاب با گرایشات اخوانی‪ :‬حزب جماعت اسالمی به رهبری سراج الحق‪،‬‬ ‫ب‪.‬احزاب با گرایشات اهل حدیث و دیوبندی‪ :‬جمعیت علمای اسالم‬ ‫(شاخه های سمیع و فضل)‬ ‫ج‪ .‬احزاب با گرایشات بریلوی‪ :‬جمعیت علمای اسالم پا کستان (قاضی‬ ‫نورانی) تحریک لبیک یا رسول‬ ‫د‪ .‬احزاب شیعی‪ :‬حزب تحریک اسالمی و مجلس وحدت مسلمین‬ ‫ه‪ .‬احزاب تکفیری‪ :‬حزب اهل سنت و الجماعت به رهبری لودیانوی‬ ‫و‪ .‬احزاب با گرایشات عام اهل سنت‪ :‬حزب تحریک سنت پا کستان‬ ‫و‪...‬‬ ‫ ▪ احزاب با گرایشات قومی‪ :‬در پا کستان احزاب متعددی وجود دارد که‬ ‫بر پایه گرایشات قومی شکل گرفته اند‪ .‬احزاب متعلق به اقوام بلوچ و‬ ‫پشتون و پنجابی بطور متعدد در پا کستان به چشم می خورد‪ .‬احزابی‬ ‫مانند بلوچستان عوامی‪ ،‬حزب ملی بلوچ‪ ،‬حزب ملی پشتون و‪. ...‬‬ ‫ ▪ صنوف مختلف‪ :‬از جمله مبانی مختلف دیگر در پا کستان برای تشکیل‬ ‫احزاب مرتبط به شرایط ویژه ای است که برخی از پا کستانی ها به ان‬ ‫دچارند‪ .‬موضوع مهاجرین از این جمله است که احزاب مطرحی همچون‬ ‫جنبش مهاجرین قومی (ام کیو ام) یا حزب سرزمین پا ک که پیگیری‬ ‫نیازهای مهاجرینی که از هند بعدها به پا کستان امده اند را برعهده دارد‪.‬‬ ‫یکی از مهم ترین مبانی تشکیل احزاب در پا کستان‬ ‫گفتمان های مذهبی هستند‪ .‬برخی از این احزاب‬ ‫توانسته اند ریشه هایی در بیشتر ایالت های‬ ‫پا کستان بگسترانند و برخی نیز تنها محدود به‬ ‫یک یا چند حوزه محدود هستند‪ .‬همین احزاب‬ ‫نیز گرایشات متفاوتی دارند‪.‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪87‬‬ ‫ینیبب یبزح‪،‬یرگنب نوچ فرط ره زا‬ ‫در پا کستان مشهور است که هیچ حزبی فرصت نخواهد یافت که دو دوره مداوم دولت فدرال را تشکیل دهد‪ .‬فرضیه پذیرفته شده این مولفه این‬ ‫است که تحلیلگران معتقدند ارتش چنین فرصتی را به احزاب سیاسی نخواهد داد؛ چون ارتش تمایلی به قدرت گیری جدی احزاب سیاسی ندارد‪.‬‬ ‫‪88‬‬ ‫چرخش قدرت میان احزاب پا کستان‬ ‫نقش ارتش در فضای حزبی‬ ‫هر چند که در تاریخ هفتاد ساله پا کستان‬ ‫فرصت تشکیل دولت فدرال بیشتر میان دو‬ ‫حزب مشهور مسلم لیگ و مردم در چرخش‬ ‫بوده‪ ،‬اما در سالهای اخیر احزاب دیگری نیز‬ ‫فرصت یافته اند تا خودی در این عرصه نشان‬ ‫دهند‪ .‬عالوه بر موضوع مذکور‪ ،‬برخی احزاب در‬ ‫ایالت های مختلف فرصت یافته اند که دولت‬ ‫ایالتی را الاقل تشکیل دهند‪ .‬از جمله مجلس‬ ‫متحده عمل که ائتالف ‪ 5‬حزب مذهبی بود در‬ ‫سال ‪ 2002‬توانست دولت ایالتی را در ایالت خیبر‬ ‫و برخی احزاب قومی با گرایش بلوچی در طول‬ ‫تاریخ فرصت یافته اند دولت ایالتی در ایالت‬ ‫بلوچستان را تشکیل دهند‪ .‬جنش مهاجر قومی‬ ‫نیز در مقاطع مختلف فرصت پیدا کرده نقش‬ ‫تاثیرگذاری در دولت ایالتی سند تشکیل دهد‪.‬‬ ‫همچنین احزاب کوچکتر در مقاطع مختلف تاریخی‬ ‫فرصت یافته اند در کنار حزب حاکم که نیاز به ائتالف‬ ‫با این احزاب داشته‪ ،‬دست دوستی با حزب حاکم‬ ‫دهند و در ائتالف با حزب حاکم در ایند و در نتیجه‬ ‫سهمی ولو اندک در تشکیل دولت فدرال ایفا کنند‪.‬‬ ‫با توجه به نقش گسترده ای که ارتش در عرصه‬ ‫سیاست در پا کستان ایفا می کند‪ ،‬طبیعی است‬ ‫در صحنه بازیگری احزاب سیاسی نیز ارتش‬ ‫درمقاطع مختلف و به انحای گونا گون نقش‬ ‫افرینی کرده است‪ .‬ارتش گاه مستقیما دست‬ ‫به حمایت از احزاب سیاسی مختلف ‪-‬البته نه‬ ‫بصورت کامال اشکار زده‪ -‬و گاه نیز در تخریب‬ ‫بازیگری برخی احزاب سیاسی اقدامات گونا گونی‬ ‫انجام می دهد‪.‬‬ ‫در این مبحث دو مولفه‪ ،‬شایسته تامل است‪:‬‬ ‫اول اینکه در پا کستان مشهور است که هیچ‬ ‫حزبی فرصت نخواهد یافت که دو دوره مداوم‬ ‫دولت فدرال را تشکیل دهد‪ .‬فرضیه پذیرفته‬ ‫شده این مولفه این است که تحلیلگران معتقدند‬ ‫ارتش چنین فرصتی را به احزاب سیاسی نخواهد‬ ‫داد؛ چون ارتش تمایلی به قدرت گیری جدی‬ ‫احزاب سیاسی ندارد‪.‬‬ ‫دوم اینکه کمتر دولتی در تاریخ پا کستان فرصت‬ ‫یافته مهلت پنج ساله خود را تکمیل کند‪ .‬این‬ ‫اتفاق برای احزاب تا کنون دو بار اتفاق افتاده‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫ولی هیچ نخست وزیری فرصت تکمیل دوره‬ ‫پنج ساله خود را نیافته است‪.‬‬ ‫در هر دو مولفه فوق الذکر نقش اصلی بر عهده‬ ‫ارتش است؛ بدین ترتیب که گاه عمر دولت ها‬ ‫بوسیله کودتاهای نظامی در نیمه‪ ،‬خاتمه یافته‬ ‫و گاه از ابزارهای مختلف برای به زیر کشیدن‬ ‫قدرت یک حزب بهره برداری شده است‪.‬‬ ‫ارتش گاهی نیز نقش یک متعادل کننده میان‬ ‫احزاب مختلف سیاسی و بویژه مذهبی را ایفا‬ ‫می کند‪ .‬بدین ترتیب با حمایت از یک حزب‬ ‫سیاسی‪ ،‬قدرت حزب دیگر را تعدیل می کند و‬ ‫گاه فرقه های مختلف مذهبی و احزاب منتسب‬ ‫به انان را با حمایت از جناح مخالف انان تقویت‬ ‫یا تعدیل می کند‪.‬‬ ‫انتخابات ‪ 2018‬پا کستان‬ ‫در انتخابات هفته های اخیر پا کستان‪ ،‬اتفاقی‬ ‫تقریبا نادر در تاریخ پا کستان ر خ داد؛ حزب‬ ‫تحریک انصاف خود را به عنوان ضلع سوم‬ ‫احزاب سیاسی مطرح و در سطح احزابی مانند‬ ‫مسلم لیگ و مردم عرض اندام کرد‪ .‬مردم‬ ‫پا کستان نیز در این دوره ترجیح دادند حزبی‬ ‫به غیر از احزاب دوگانه مذکور را بر مسند قدرت‬ ‫بنشانند‪ .‬جایی که اتفاقا حزب تحریک انصاف‬ ‫که توانسته اقبال عمومی را به خود جلب کند‪،‬‬ ‫مشهور است که مستظهر به حمایت ارتش نیز‬ ‫هست‪ .‬با این تحلیل که ارتش نیز تمایل داشت‬ ‫هم قدرت گیری مسلم لیگ(ن) را تعدیل کند و‬ ‫هم مانع تداوم دوره حکومت داری مسلم لیگ‬ ‫برای دو دوره مداوم شود‪.‬‬ ‫احزاب مخالف نیز ا گر چه بعضا قائل به تقلب‬ ‫در انتخابات هستند‪ ،‬با این وجود پذیرفته اند‬ ‫که به قواعد دموکراسی پایبند باشند و مانع از‬ ‫تشکیل پارلمان نشوند‪ .‬این احزاب اعالم کردند‬ ‫که اپوزیسیونی قوی در برابر حزب تحریک‬ ‫انصاف تشکیل خواهند داد‪ .‬برخی احزاب‬ ‫مانند جمعیت علمای اسالم(ف) تمایل به‬ ‫انحالل پارلمان داشتند اما احزاب مردم و مسلم‬ ‫لیگ(ن) ترجیح دادند که بنای ناسازگاری با‬ ‫حزب نوظهور تحریک انصاف برنداشته و با‬ ‫تا کید بر تداوم روند دموکراسی در کشور‪ ،‬بر‬ ‫ضرورت تشکیل پارلمان تا کید و حتی حزب‬ ‫جمعیت علمای اسالم را مجبور به همراهی‬ ‫با خود کنند‪.‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪89‬‬ ‫دکتر مصباح الهدی باقری‬ ‫پژوهشگر هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫عضو هیات علمی گروه مدیریت بازرگانی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫ݩ‬ ‫ݧ‬ ‫ݑ‬ ‫�ف‬ ‫ق‬ ‫ݐ‬ ‫ݨ‬ ‫ݧ‬ ‫ݦ‬ ‫ݑ‬ ‫ݦ‬ ‫ݨ‬ ‫ٮ ݣ ݣ ݣݣکه ݣݣمی ݣماݣںد!‬ ‫� ݣ ݣطٮ ݣص ݥݣو ݫݭݣىݔرݣ ݣاݤس ݣ‬ ‫ت‬ ‫�ت‬ ‫�صو ݣ ݭ ݫݣىݔݣعݣر ݣ�ق�ب ݣ ݣر ݣ �زݤݣا ݣ ݣݣݡص ݣدݣاݤ‬ ‫از اغاز انقالب‪ ،‬جنگ تصاویر و روایت ها‪ ،‬به ّ‬ ‫شدت هرچه تمام تر در جریان بود ولی اقتضائات‬ ‫سخت افزاری جنگ را تن به تن و نفس به نفس نکرده بود‪ .‬عمده روایت ها شنیداری بود و جنگ بر‬ ‫مدار امواج بود‪ .‬از گزاره های نغز در بازاریابی‪ ،‬عبارت مشهوری است که در ان پرده از یک واقعیت‬ ‫مهم برمی دارد‪:‬‬ ‫‪Marketing is the war between perceptions not products‬‬ ‫بازاریابی‪ ،‬جنگ ادرا کات است‪ ،‬نه رقابت محصوالت‪.‬‬ ‫امروز ایران‪ ،‬این جنگ جدی است‪ .‬یک نبرد نرم افزاری تمام عیار که هر طرف سعی می کند برای‬ ‫ِ‬ ‫تصویرسازی از خودش و طرف مقابل‪ ،‬هزینه اش را بپردازد و نان ان را بخورد‪ .‬حاال در میانه این‬ ‫نبرد‪ ،‬یکی فوق فعال و تهاجمی می تازد و با طراحی های دقیق‪ ،‬تالش می کند تصویر برساخته خود‬ ‫و طرف مقابل را‪ ،‬ان گونه که خود می خواهد‪ ،‬بسازد؛ و طرف دیگر خیلی دیرهنگام و با دست پائین‬ ‫در تدارک بهم زدن بازی طرف مقابل و منحرف خواندن تصویر ساخته شده اش است‪ .‬چرایی این‬ ‫عقب افتادگی و انفعال ریشه ای تاریخی و مزمن دارد‪...‬‬ ‫‪90‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫‪mesbab@yahoo.com‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫‪ ‬از اغاز انقالب‪ ،‬جنگ تصاویر و روایت ها‪،‬‬ ‫به ّ‬ ‫ شدت هرچه تمام تر در جریان بود ولی اقتضائات‬ ‫سخت افزاری‪ ،‬جنگ را تن به تن و نفس به نفس‬ ‫نکرده بود‪ .‬عمده روایت ها شنیداری بود و جنگ‬ ‫بر مدار امواج بود‪ :‬رادیو امریکا‪ ،‬رادیو بی بی سی‪،‬‬ ‫رادیو عراق و صدای مجاهد چهار رسانه ای بود‬ ‫که تالش می کرد تصاویر خاص خود را از انقالب‬ ‫ایران و وقایع جاری ان‪ ،‬خاصه جنگ عراق و‬ ‫ایران برای دنیا بسازد‪ .‬از ان سو‪ ،‬جبهه رسانه ای‬ ‫ایران‪ ،‬بااینکه در خارج از مرزها‪ ،‬امکان نفوذ‬ ‫وسنگرسازی نداشت‪ ،‬اما در داخل باتوجه به دو‬ ‫شبکه تلویزیونی و شبکه های رادیویی‪ ،‬عملیات‬ ‫تصویرگری حریف را خنثی و برساخته تصویری‬ ‫خود را فائق می کرد‪.‬‬ ‫در این جنگ و تخاصم رسانه ای‪ ،‬بااینکه بازنده‬ ‫نشدیم‪ ،‬اما به عادت بدی مبتال شدیم که ان‬ ‫اوردن جنگ به درون خانه بود‪ .‬عادت بدی که‬ ‫در ان رسانه در ّ‬ ‫حد یک ابزار اطالع رسانی باقی‬ ‫ماند و فرصت های تهاجم و نفوذ ان به درستی‬ ‫شناخته نشد و حتی برای ان طراحی نگردید‪ .‬این‬ ‫عقب نشینی و عقب اندیشی سبب گردید حتی به‬ ‫ظرفیت های دفاعی رسانه برای مقابله با هجوم‬ ‫هم بی توجهی شود و قوه دفاعی رسانه ای مان‬ ‫هم به بیماری وا گرایی و عقب ماندگی تکنولوژیک‬ ‫مبتال شود‪ .‬از حیث نرم افزاری که این وادادگی و‬ ‫واماندگی‪ ،‬سخت بیشتر بود‪.‬‬ ‫در حقیقت‪ ،‬هیچ نگاه اینده پژوهانه و پیش نگرانه ای‬ ‫حا کم بر رسانه و مهم تر از ان جریان تصویرسازی‬ ‫ً‬ ‫نبود و کامال خطی و به دور از درک شرایط ویژه‪،‬‬ ‫ً‬ ‫«تصویر» در وضعیتی کامال خال و عادی پیش رانده‬ ‫می شد‪ .‬شاید ا گر نگاهی که به اهمیت و ضرورت‬ ‫تامین دفاعی کشور از حیث جنگ افزاری وجود‬ ‫داشت به حوزه های دیگر مثل صنعت و ورزش‬ ‫و رسانه هم نفوذ می کرد‪ ،‬ارایش کشور در این‬ ‫حوزه ها‪ ،‬نه تنها دفاعی و امنیت بخش بود‪ ،‬بلکه‬ ‫تهاجمی و فوق فعال می شد و حتی می توانست‬ ‫در عرصه رقابت نیز وارد بازار و لیگ جهانی شده و‬ ‫سهم بازار و فروش خوبی کسب کند و ارتقاء یابد‪.‬‬ ‫ً‬ ‫مثال «ستاد تبلیغات جنگ» در دوره دفاع مقدس‪،‬‬ ‫مجموعه ای یادگیرنده با درک اقتضائات کیفیت‬ ‫پوشش و چگونگی اخبار و اطالع رسانی جهت‬ ‫تصویرسازی ملی‪ ،‬منطقه ای و حتی جهانی جنگ‬ ‫بود‪ .‬با اتمام جنگ‪ ،‬به جای ارتقاء این ستاد ‪ -‬هم‬ ‫در حوزه حفظ و نشر اثار و هم انتقال اموخته ها و‬ ‫ّ‬ ‫انباشت تجربه‪ -‬به نا گاه کل ان محو شد و «دفتر‬ ‫حفظ اثار و نشر ارزش های دفاع مقدس» بدون‬ ‫به عاریت گرفتن تجارب و دانش تولید شده‪،‬‬ ‫به جای ان حیات گرفت‪ .‬فی الواقع بدون ایجاد و‬ ‫ساخت هیچ پلی‪ ،‬مجموعه ای که در دل جنگ و‬ ‫با همه سختی های ان حیات گرفته بود‪ ،‬در قامتی‬ ‫دیگر و بدون رعایت شرایط و اقتضائات تبدیل‬ ‫(کانورت)‪ ،‬در فرم و محتوای جدیدی خود را نشان‬ ‫ً‬ ‫داد و ظاهرا عقبه خود را از حافظه پا ک کرد‪ .‬حال‬ ‫در طول این سال ها‪ ،‬به جز ساماندهی مجموعه‬ ‫راهیان نور و طراحی و ساخت یادمان ها‪ ،‬کمتر کار‬ ‫کلیدی و ّ‬ ‫جدی برای خا ک نخوردن ارزش های‬ ‫دفاع مقدس صورت گرفت‪ .‬نسل جدید به چه‬ ‫میزان درگیر معارف جنگ شد؟ ایا به نسبت زمانی‬ ‫که از دوره دفاع مقدس می گذرد‪ ،‬نسل های جدید‬ ‫غریبه با موضوع جنگ نیستند؟ چقدر این حوزه‬ ‫در ساخت فیلم ها و مجموعه ها دخیل بود؟ ایا‬ ‫ً‬ ‫اصال چنین کارکردی برای ان متصور بود؟ ایا ادامه‬ ‫حیات ستاد تبلیغات جنگ که در دوران دفاع‬ ‫مقدس‪ ،‬ابدیده و ورزیده شده بود‪ ،‬نمی توانست‬ ‫ّ‬ ‫خیلی زود حا کم و مسلط بر عرصه شود و متناسب‬ ‫با اقتضائات روز راه گشایی نماید‪.‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪91‬‬ ‫!دنام یم هک تسا ریوصت طقف‬ ‫شاید مهمترین هدف دشمن در این جنگ‪ ،‬بی اعتمادسازی مردم به رسانه های‬ ‫داخلی و انقالبی بود که در برخی مواقع با کمک های خودمان‪ ،‬این هدف را تا‬ ‫حدودی محقق شده دید‪.‬‬ ‫‪ ‬بگذریم؛ اما با عبور از دوره جنگ و وارد‬ ‫شدن در دهه دوم انقالب‪ ،‬استراتژی رسانه ای‬ ‫ً‬ ‫کشور‪ ،‬استراتژی کامال تدافعی بود و از جهت‬ ‫تخصیص منابع خاصه منابع انسانی‪ ،‬ان‬ ‫میزان که نیروی باقابلیت در صنایع دفاعی‬ ‫و نظامی جذب و تزریق شد‪ ،‬در صنعت رسانه‬ ‫و اعم از ان در حوزه تصویرسازی وارد نشد و‬ ‫ً‬ ‫با یک رویکرد کامال خطی تالش شد تعداد‬ ‫رسانه ها از حیث بخش بندی های جمعیت‬ ‫شناختی‪ ،‬قومی و منطقه ای و در اخر هم‬ ‫تخصصی‪ ،‬متعدد شود‪.‬‬ ‫البته برای تدارک خط اتش تهاجمی‪ ،‬نیم نگاهی‬ ‫در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسالمی و وزارت‬ ‫خارجه به ایجاد و گسترش شبکه های برون مرزی‬ ‫و تصویرسازی جهانی از طریق رسانه ها وجود‬ ‫داشت ولی بیشتر از ان که بتوان از ان به عنوان‬ ‫یک کار جدی یاد کرد‪ ،‬می توان ان را دیدارهای‬ ‫تدارکاتی در زمین خا کی محسوب نمود که‬ ‫بیشتر جنبه خالی نبودن عریضه را داشت‪ .‬در‬ ‫این میانه‪ ،‬برنامه های میدانی سپاه قدس‪ ،‬یک‬ ‫استثنا به حساب می اید که البته با منظور کردن‬ ‫ّ‬ ‫درجه تحفظ و الیه های محرمانگی نمی توان‬ ‫ّ‬ ‫ان را با دقت و به درستی وارد این معادالت و‬ ‫‪92‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫تعامالت کرد‪ .‬بدین سبب نه توان فنی و نه توان‬ ‫برنامه سازی‪ ،‬امکان جذب و هواخواهی برای‬ ‫انقالب اسالمی ایران و ساخت تصویر دلخواه را‬ ‫ایجاد نمی کرد و فقط جبهه خودی های معتقد‬ ‫در خارج از مرزها را تقویت می نمود‪.‬‬ ‫جبهه رسانه ای غرب که زمینه نفوذ خوبی برای‬ ‫پیشبرد اهداف خود پیدا کرده بود‪ ،‬با همین‬ ‫دست فرمان‪ ،‬اتش بار سنگینی را بر مواضع‬ ‫مختلف ما تهیه دید‪ .‬از تفرقه قومیتی گرفته تا‬ ‫تغییر سبک زندگی‪ ،‬هجمه به ارزش های دینی و‬ ‫مذهبی‪ ،‬یارگیری سیاسی در درون نظام‪ ،‬به هم‬ ‫زدن اولویت ها و در حقیقت راه اندازی یک جنگ‬ ‫روانی تمام عیار‪ .‬این جبهه رسانه ای که دنباله های‬ ‫خوبی چه از جهت هوادار فکری و چه از جهت‬ ‫جذب برخی خام اندیشان برای خود ردیف کرده‬ ‫بود‪ ،‬توانست این زمینه نفوذ را به شدت و قدرت‬ ‫گسترش داده و به نوعی مدیریت افکار عمومی را‬ ‫تا حد زیادی در اختیار خود بگیرد‪ .‬همراه با این‬ ‫جنگ نرم‪ ،‬سخت افزارهای ان نیز‪ ،‬زود به زود‪،‬‬ ‫نو به نو شد و ما که با همان عادت بد‪ ،‬به جنگ‬ ‫درون خانه در حوزه رسانه عادت کرده بودیم‪ ،‬با‬ ‫افزایش هجمه و فشار‪ ،‬نوعی وادادگی و انفعال در‬ ‫مقابل حمالت را نشان دادیم‪ .‬شاید مهم ترین‬ ‫هدف دشمن در این جنگ‪ ،‬بی اعتمادسازی‬ ‫مردم به رسانه های داخلی و انقالبی بود که در‬ ‫برخی مواقع با کمک های خودمان‪ ،‬این هدف‬ ‫را تا حدودی محقق شده دید‪.‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫‪ ‬انچه ما امروز شاهدیم یک عقب ماندگی مزمن‬ ‫و تاریخی در عرصه تصویرسازی است‪ .‬عرصه ای که‬ ‫ً‬ ‫عمدتا با حمله و تهاجم شدید به مواضع ما صورت‬ ‫می گیرد و تازه بعد از مدتی که تصویر طراحی شده‬ ‫ً‬ ‫با ذهن ها تالقی و در انها نفوذ کرد‪ ،‬افکار را بعضا‬ ‫درگیر نمود و حتی گاهی به نشست در اذهان‬ ‫انجامید‪ ،‬ان وقت ما به فکر پاتک‪ ،‬اصالح‪ ،‬ترمیم و‬ ‫بازسازی برمی اییم؛ غافل از اینکه برای اصالح‪ ،‬هر‬ ‫زمانی مناسب نیست و هر راهی نیز به اصالح ختم‬ ‫نمی شود‪ .‬مستند انقالب ‪ ،57‬باز کردن پرونده‬ ‫اعدام منافقین در سال ‪ ،67‬فیلم کوتاه مجلس‬ ‫خبرگان سال ‪ ۶۸‬برای تعیین رهبر‪ ،‬مستند خط‬ ‫و نشان رهبر و‪ ...‬همه و همه از تک های قابل‬ ‫اعتنای تصویری جبهه معاند نظام است که‬ ‫منجر به فتح خا کریز های زیادی برایشان شده‬ ‫است و تازه جبهه خودی بعد از جذب و هضم‬ ‫این تصاویر‪ ،‬شروع به فعالیت هایی نموده که‬ ‫متاسفانه چندان هم موثر و کارامد نبوده است‪.‬‬ ‫عملیات دشمن تا بدانجا گسترش می یابد که‬ ‫رهبر معظم انقالب در ‪ 14‬خرداد ‪ 96‬می فرمایند‬ ‫ّ‬ ‫جای جلد و مظلوم را عوض می کنند!‬ ‫‪ ‬نکته این که فضای تصویر بسیار فراتر از فضای‬ ‫رسانه های رسمی است‪ .‬ا کنون‪ ،‬هر ا کانتی یک‬ ‫کانال رسانه ای و تصویرساز است که می تواند‬ ‫یک کلمه‪ ،‬یک گزاره‪ ،‬یک جمله‪ ،‬یک روایت‬ ‫و یک عکس را طوری که می خواهد بزرگ کند‬ ‫و نظام را درگیر خود نماید‪ .‬راهکار برون رفت از‬ ‫راهکار برون رفت از وضعیت فعلی‪ ،‬ایجاد یک قرارگاه فرماندهی و فهم میدان‬ ‫رسانه و تصویر بعنوان یک جنگ تمام عیار است که الزم است با بکارگیری انواع‬ ‫راهبردهای فوق فعال و تهاجمی‪ ،‬دشمن را در مرزهای خود زمین گیر نماید‪.‬‬ ‫وضعیت فعلی‪« ،‬ایجاد یک قرارگاه فرماندهی» و‬ ‫«فهم میدان رسانه و تصویر به عنوان یک جنگ‬ ‫تمام عیار» است که الزم است با به کارگیری انواع‬ ‫راهبردهای فوق فعال و تهاجمی ‪-‬به عوض این که‬ ‫درگیر عکس العمل و تدافع کور شود‪ -‬دشمن را در‬ ‫مرزهای خود زمین گیر نماید‪ .‬ارشادات مقام معظم‬ ‫رهبری در دیدار رمضانی ‪۲‬خرداد ماه سال جاری با‬ ‫کارگزاران نظام‪ ،‬داللت های تصویری خوبی برای‬ ‫تدارک تهاجم به مرزهای دشمن را داشت که‬ ‫شاید بازهم ان قدر که باید و شاید قدر ندید؛ چرا‬ ‫که ان بیماری تاریخی‪ ،‬ما را دچار معلولیت نموده‬ ‫است‪ .‬این خط راهبری‪ ،‬در دیدارهای ‪۷‬خرداد ماه‬ ‫با دانشجویان‪14 ،‬خرداد در سالگرد امام؟هر؟ و ‪۶‬‬ ‫تیر با مسئولین قوه قضائیه شکل هشدار جدی‬ ‫به خود گرفت تا جایی که رهبری انذار دادند‪:‬‬ ‫«ا گر تهاجم وسیع و پرحجم ضدانقالب به افکار‬ ‫عمومی‪ ،‬با روشنگری و مطالبه گری ارمان ها مواجه‬ ‫ً‬ ‫نشود‪ ،‬قطعا ویرانگر خواهد بود‪ ...‬لشکر جوانان‬ ‫مومن و انقالبی باید وارد میدان مطالبه دائم‬ ‫ارمان ها شود و در مقابل تخریب افکار عمومی‬ ‫سد ایجاد کند‪».‬‬ ‫باز هم یادمان باشد‪ :‬جنگ‪ ،‬جنگ ادرا کات و‬ ‫تصویر سازی هاست‪...‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪93‬‬ ‫دکتر مائده نیکزاد‬ ‫پژوهشگر حوزه بازاریابی سیاسی‬ ‫ݩݐ ݦ‬ ‫ݧ‬ ‫ݩ‬ ‫ݐ‬ ‫ݑ‬ ‫ݦ‬ ‫ݦ‬ ‫ݦ‬ ‫ݨ‬ ‫ݡٮ ݣط ݭݫالݣىݫݔݭیݤ‬ ‫ݫݭىݔݣ ݣوݣںݡسکو ݣݣو ݣى ݬݫݔکݣ ݣݣڡ ݣرݣص ݧݩݐں�یس�ت ݣ ݣ‬ ‫ݤݡیݤ‬ ‫�ظ ݧݐ‬ ‫ت �ز ݐݩ ݧݩݐ ݐݩ ݩݦ‬ ‫ݣی ݣڡ ݣ ݭ ݣیݫح ݣݫ ݫݭݠهاݣݣں ݣی ݣعلى ݣه ݣ ݩݒرݣ ݣݣر ݫݭى ݣ ݣ ݣص ݣم ݣه ݣ�ݣ ݣوݣ ݤݤݤ‬ ‫مں‬ ‫ٮ ݣاهݣ ݣ ݣ� ݣ‬ ‫ݣڡرݣى ݫ ݭݫݔ ݑ ݦ ݣ‬ ‫ݣی ݣصوݣ ݫݭݣىݔرݣساݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݓ ݫݔ ݔ ی‬ ‫سالر وز ثبت شهر اسلامی الخلیل فلسطین در فهرست میراث جهانی یونسکو‬ ‫این یک اتفاق تاریخی برای مردم فلسطین بود که بر هویت اسالمی و فلسطینی الخلیل و مسجد‬ ‫ابراهیمی تا کید کرد؛ هم چنین بر ادعاهای کذب رژیم صهیونیستی که به صراحت خواستار انضمام‬ ‫مسجد ابراهیمی به میراث یهودی است‪ ،‬خط بطالن کشید‪.‬‬ ‫سازمان بین المللی یونسکو حدود یک سال پیش در جوالی ‪( ۲۰۱۷‬تیر ‪ )۱۳۹۶‬بخش تاریخی شهر‬ ‫الخلیل را در فهرست «میراث جهانی» ثبت کرد و بالفاصله نیز ان را در فهرست «میراث جهانی در‬ ‫خطر» قرار داد‪ .‬این یک اتفاق تاریخی برای مردم فلسطین بود که بر هویت اسالمی و فلسطینی‬ ‫الخلیل و مسجد ابراهیمی تا کید کرد؛ هم چنین بر ادعاهای کذب رژیم صهیونیستی که به صراحت‬ ‫خواستار انضمام مسجد ابراهیمی به میراث یهودی است‪ ،‬خط بطالن کشید‪ .‬سازمان بین المللی‬ ‫ّ‬ ‫ً‬ ‫یونسکو قبال نیز قطعنامه ای را درخصوص تعلق مسجداالقصی به مسلمانان به تصویب رسانده‬ ‫(ا کتبر ‪ ۲۰۱۶‬برابر با مهر ‪ )۱۳۹۵‬و اقدامات رژیم اسرائیل را در داخل و اطراف مسجداالقصی به ّ‬ ‫ شدت‬ ‫محکوم کرده بود‪.‬‬ ‫‪94‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫‪ ‬این رویداد همان زمان با استقبال نهادهای‬ ‫حامی فلسطین ازجمله دبیرخانه دائمی کنفرانس‬ ‫انتفاضه فلسطین مواجه شد که معتقد بود این‬ ‫مصوبه «بیانگر پوچی کلیه ادعاهای صهیونیست ها‬ ‫نسبت به سرزمین فلسطین بوده و ثابت می کند‬ ‫حضور صهیونیست ها در این مناطق‪ ،‬حضوری‬ ‫اشغالگرانه است و هرگونه اقدام انها در تحمیل‬ ‫شرایط جدید به این مناطق تاریخی و ّ‬ ‫مقدس‬ ‫اسالمی‪ ،‬اقدامی تجاوزکارانه محسوب می گردد‪.‬‬ ‫لذا جامعه جهانی موظف است ضمن حمایت‬ ‫از ّ‬ ‫مصوبات یونسکو درخصوص هویت واقعی‬ ‫بیت المقدس و الخلیل‪ ،‬با هر اقدام صهیونیست ها‬ ‫ً‬ ‫در تغییر این مناطق مقابله کنند‪ .‬خصوصا که‬ ‫رژیم صهیونیستی ضمن تالش برای تغییر در‬ ‫بافت تاریخی و جمعیتی این مناطق می کوشد‬ ‫مسجداالقصی و حرم ابراهیمی را به عنوان میراث‬ ‫تاریخی یهود معرفی نماید‪».‬‬ ‫در این که رژیم صهیونیستی از زمان تاسیس‬ ‫تا کنون همواره نابودی سرزمین فلسطین را با‬ ‫هدف تثبیت هویت خود دنبال کرده و در این‬ ‫ّ‬ ‫راه از هیچ تالشی فروگذار نکرده‪ ،‬شکی نیست‬ ‫ایا ما مسلمان ها نیز برای حمایت از تمامیت ارضی سرزمین اسالمی فلسطین‬ ‫از تمامی منابع‪ ،‬امکانات و ظرفیت های در اختیار خود بهره گرفته ایم؟ یکی از‬ ‫مهم ترین این زمینه ها «دیپلماسی فرهنگی» به عنوان یکی از ابزارهای بازاریابی‬ ‫جهانی فرهنگ و هنر‪،‬‬ ‫سیاسی بین المللی است که می تواند به خوبی و با زبان‬ ‫ِ‬ ‫موضوعات موردنظر را در سطحی فرا گیر و جهانی برجسته نماید‪.‬‬ ‫ولی ایا ما مسلمان ها نیز برای حمایت از تمامیت‬ ‫ارضی سرزمین اسالمی فلسطین از تمامی‬ ‫منابع‪ ،‬امکانات و ظرفیت های در اختیار خود‬ ‫بهره گرفته ایم؟ یکی از مهم ترین این زمینه ها‬ ‫«دیپلماسی فرهنگی» به عنوان یکی از ابزارهای‬ ‫بازاریابی سیاسی بین المللی است که می تواند‬ ‫جهانی فرهنگ و هنر‪ ،‬موضوعات‬ ‫به خوبی و با زبان‬ ‫ِ‬ ‫موردنظر را در سطحی فرا گیر و جهانی برجسته‬ ‫نماید‪ .‬یکی از حوزه های فعالیت دیپلماسی‬ ‫فرهنگی‪ ،‬بهره گیری از ظرفیت سازمان های جهانی‬ ‫ّ‬ ‫فرهنگی برای گردهم ایی و هم فکری متفکران و‬ ‫برجسته سازی موضوعات (مانند بیانیه جهانی‬ ‫تنوع فرهنگی یونسکو‪ )۲۰۰۵ ،‬یا مکان ها (مانند‬ ‫ثبت جهانی شهر اسالمی الخلیل‪ )۲۰۱۷ ،‬است‪.‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪95‬‬ ‫یئالط تصرف‬ ‫کی و وکسنوی‬ ‫در سایر بندهای این قطعنامه گزاره هایی جهانی علیه رژیم صهیونیستی است‬ ‫که قابلیت برجسته سازی و به کارگیری در تصویرسازی منفی علیه رژیم اشغالگر را‬ ‫مصوبات یونسکو ضمانت اجرایی جدی ندارند اما این گونه ّ‬ ‫دارد‪ .‬ا گرچه ّ‬ ‫مصوبات‬ ‫ازجهت برجسته سازی مساله و تنویر افکار عمومی نسبت به قضیه فلسطین و‬ ‫اشغالگر بودن رژیم صهیونیستی بسیار ارزشمند است‪.‬‬ ‫‪ ‬در جریان اجالس سال ‪ )۱۳۹۶( ۲۰۱۷‬یونسکو‪،‬‬ ‫اعضای کمیته میراث جهانی با تا کید دوباره بر‬ ‫قطعنامه های قبلی خود‪ ،‬رژیم اشغالگر قدس را‬ ‫محکوم کردند‪ .‬این کمیته با صدور قطعنامه ای‬ ‫بر نفی هرگونه حا کمیت رژیم صهیونیستی بر‬ ‫قدس شریف تا کید و حفاری های ان رژیم را در‬ ‫این شهر محکوم کرد‪ .‬در این قطعنامه امده‬ ‫است‪« :‬تمام اقدامات و اعمال قانونی و اجرایی‬ ‫اتخاذشده از سوی نیروی اشغالگر که شخصیت‬ ‫و وضعیت شهر بیت المقدس به ویژه حقوق پایه‬ ‫و اساسی در مورد بیت المقدس را تغییر داده و‬ ‫یا قصد تغییر داشته است‪ ،‬باطل و بی اعتبار‬ ‫است»‪ .‬شورای اجرایی یونسکو در سال ‪۲۰۱۶‬‬ ‫(‪ )۱۳۹۵‬نیز قطعنامه ای را پیرامون اشغالی بودن‬ ‫ّ‬ ‫قدس به تصویب رساند و خواستار توقف هرگونه‬ ‫ّ‬ ‫تصرف و ساخت وساز رژیم صهیونیستی به عنوان‬ ‫اشغالگر در این شهر شد‪.‬‬ ‫توجه به متن این دو قطعنامه و عبارات و‬ ‫اصطالحاتی که در انها علیه رژیم اشغالگر‬ ‫صهیونیستی به کار گرفته شده است از این جهت‬ ‫‪96‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫ً‬ ‫اهمیت دارد که اوال سازمان یونسکو به عنوان‬ ‫یک سازمان فرهنگی بین المللی از «اعتبار منبع»‬ ‫قابل قبولی برای شنیده شدن در رسانه های‬ ‫جهانی برخوردار بوده و مورد توجه رسانه ها و‬ ‫نیز جامعه ی فرهیختگان در کشورهای مختلف‬ ‫ً‬ ‫جهان است و ثانیا تصویب چندباره و پی درپی‬ ‫این گونه قطعنامه ها زمینه ی بسیار خوبی را‬ ‫برای تصویرسازی منفی از رژیم صهیونیستی از‬ ‫سوی دولت ها و نهادهای دیپلماسی فرهنگی‬ ‫در کشورهای اسالمی فراهم می اورد‪ .‬در ج‬ ‫عباراتی چون «اسرائیل‪ ،‬قدرت اشغالگر»‪( 1‬بند‬ ‫‪« ،)۱‬تعیین مسجد قبله درون مسجداالقصی‪،‬‬ ‫حرم شریف‪ ،‬به عنوان یک مکان مقدس زیارتی‬ ‫مسلمانان و بخشی از یک میراث جهانی»‪( 2‬بند‬ ‫‪« ،)۵‬محکومیت شدید»‪( 3‬بند ‪ )۹‬و گزاره های مهم‬ ‫دیگری در سایر بندهای این قطعنامه گزاره هایی‬ ‫جهانی علیه رژیم صهیونیستی است که قابلیت‬ ‫برجسته سازی و به کارگیری در تصویرسازی‬ ‫منفی علیه رژیم اشغالگر را دارد‪ .‬ا گرچه ّ‬ ‫مصوبات‬ ‫یونسکو ضمانت اجرایی جدی ندارند اما این گونه‬ ‫ّ‬ ‫مصوبات ازجهت برجسته سازی مساله و تنویر‬ ‫افکار عمومی نسبت به قضیه فلسطین و اشغالگر‬ ‫بودن رژیم صهیونیستی بسیار ارزشمند است‪.‬‬ ‫‪1- Israel, the Occupying Power‬‬ ‫‪2- the Qibli Mosque inside Al-Aqsa Mosque/ Al-Haram Al-Sharif,‬‬ ‫‪which is a Muslim holy site of worship and an integral part of a‬‬ ‫‪World Heritage Site‬‬ ‫‪3- Strongly condemns‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫تمسخر اقدام های این سازمان فرهنگی بین المللی ازسوی رژیم صهیونیستی و محکومیت این گونه موضع گیری های یونسکو و پافشاری این‬ ‫ن و ادامه سیاست های یهودی سازی ان را می توان‬ ‫رژیم بر سیاست های گذشته خود در طرح ادعاهای بی اساس درباره ی مالکیت این سرزمی ‬ ‫نوعی تجاوز فرهنگی تاریخی برشمرد که جامعه ی جهانی باید با ان مقابله کند و یکی از بهترین راه ها‪« ،‬بهره گیری از ظرفیت یونسکو به عنوان‬ ‫بزرگ ترین و معتبرترین سازمان فرهنگی بین المللی» است‪.‬‬ ‫‪ ‬تمسخر اقدام های این سازمان فرهنگی‬ ‫بین المللی ازسوی ر ژیم صهیونیستی و‬ ‫محکومیت این گونه موضع گیری های یونسکو‪ 1‬و‬ ‫پافشاری این رژیم بر سیاست های گذشته خود‬ ‫در طرح ادعاهای بی اساس درباره ی مالکیت‬ ‫این سرزمین و ادامه سیاست های یهودی سازی‬ ‫ان و همچنین تالش صهیونیست ها برای‬ ‫ساختن تاریخ مجعول و متفاوت با تاریخ واقعی‬ ‫را می توان نوعی تجاوز فرهنگی تاریخی برشمرد‬ ‫که جامعه ی جهانی باید با ان مقابله کند و‬ ‫یکی از بهترین راه ها‪« ،‬بهره گیری از ظرفیت‬ ‫یونسکو به عنوان بزر گ ترین و معتبرترین‬ ‫سازما ن فرهنگی بین المللی» است‪ .‬اما ایا‬ ‫جمهوری اسالمی ایران تا کنون از این فرصت‬ ‫ً‬ ‫بهره گرفته و یا اصال قابلیت بهره گیری از این‬ ‫سازوکار را دارد؟‬ ‫‪ -1‬لیبرمن وزیر جنگ رژیم صهیونیستی هم در وا کنش به این اقدام مدعی‬ ‫شد «یونسکو دارای مواضع جانبدارانه سیاسی و مخالف با یهودیت است‪ .‬وی‬ ‫گفت‪« :‬تصمیم یونسکو ثابت می کند رویکرد تشکیالت خودگردان به سمت‬ ‫صلح نیست بلکه به دنبال تخریب چهره اسرائیل و تحریک علیه ماست‪».‬‬ ‫به قول دکتر احمد جاللی‪ ،‬نماینده ی سابق‬ ‫کشورمان در یونسکو و رئیس مجمع عمومی‬ ‫ان‪« :‬ما از کشورهای قدیمی عضو یونسکو‬ ‫محسوب می شویم‪ .‬االن ‪ 195‬کشور عضو‬ ‫یونسکو هستند ولی ما جزء ان اولی ها بوده ایم‪.‬‬ ‫ّ‬ ‫چون ما ملتی تاریخی و فرهنگی بودیم‪...‬‬ ‫اما با این ساختارهای مدرن سازما ن های‬ ‫بین المللی اشنایی نداشتیم یعنی سازوکارش‬ ‫ً‬ ‫را عمیقا بلد نبودیم چون این ساختارها از‬ ‫دستاوردهای مدرنیته است؛ مثل هر پدیده‬ ‫و نهاد دیگر مدرن‪ ،‬مثل نهاد صنعت‪ ،‬نهاد‬ ‫روزنامه نگاری‪ ،‬نهاد پارلمان و امثال اینها‪...‬‬ ‫هنوز ما راه درازی داریم تا بدانیم و بفهمیم‬ ‫که کشوری با ظرفیت های تاریخی‪ ،‬فرهنگی‬ ‫و ّ‬ ‫تمدنی ما چگونه می تواند از این ظرفیت ها‬ ‫بسیار بیش از ذخایر نفت و گازش بهره ببرد و‬ ‫هم امنیتش را باال ببرد و هم نفوذش را و هم‬ ‫افت زدایی کند در مقابل بسیاری از افت های‬ ‫زمانه و جریانات ّ‬ ‫مخرب جهانی‪».‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪97‬‬ ‫مهدی مشفق‬ ‫پژوهشگر هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫دانشجوی دکتری سیاستگذاری بازرگانی دانشگاه عالمه طباطبایی؟هر؟‬ ‫ݓ ݬݪٮ ݔسى ح ݩݧم ݧݩݐس ݑݩݦٮ ݧ ݧݐصع ݐڡݨ‬ ‫ݣی ݣ ݬݪ ݭݓ ݣ ݣحݫݭ ݣݫݓݡه ݣا ݣݣں ݣ ݣ ݣی ݣ ی�ن‬ ‫درسݣوݣ ݣداݣ ݣ ݣ‬ ‫ݣݣ‬ ‫ح‬ ‫�ج ا ݣٮݫݬݕاݣݣی« ݣاݣ ݡمد»‬ ‫در تقسیم بندی حوزه های تحت پوشش بازاریابی سیاسی‪ ،‬موضوع بازاریابی سیاسی بین الملل از‬ ‫اهمیت ویژه ای برخوردار است‪ .‬بازاریابی سیاسی بین الملل عرصه هایی چون دیپلماسی عمومی‪،‬‬ ‫ّ‬ ‫بازاریابی ملت‪ ،‬روابط سیاسی بین الملل‪ ،‬رسانه های سیاسی خارجی و مطالعات بین فرهنگی را‬ ‫پوشش می دهد‪.‬‬ ‫یکی از مفاهیم بنیادی و مهم در سپهر سیاسی بعد از انقالب‪ ،‬مفهوم صدور انقالب بود‪ .‬در اندیشه ‬ ‫امام خمینی؟هر؟ ضمن اینکه صدور انقالب یک ضرورت اجتناب ناپذیر محسوب می شود‪ ،‬بر پایه ی‬ ‫مجموعه ای از اهداف و برنامه ها مانند الگوسازی‪ ،‬تبلیغ‪ ،‬ا گاه سازی‪ ،‬اموزش و حمایت از نهضت های‬ ‫ازادی بخش استوار است و هدف اصلی صدور انقالب‪ ،‬ملت ها هستند‪ .‬امام خمینی عالوه بر تا کید‬ ‫بر ماهیت اسالم و انقالب اسالمی مبتنی بر اعتقاد به ارمان ها و ارزش های الهی‪ ،‬تکلیف داشتن و‬ ‫وظیفه مند بودن نسبت به سرنوشت همه ی انسان ها و پاسخگویی به نیاز جامعه ی بشری را ضرورتی‬ ‫انکارناپذیر می دانند‪ ،‬زیرا اشنایی با اسالم‪ ،‬انقالب و اهداف ان نیاز و تقاضای طبیعی انسان هاست‪.‬‬ ‫ایشان بر وفاداری به این تکلیف توصیه ی همیشگی داشتند و در این زمینه‪ ،‬صدور انقالب را جزیی‬ ‫از خصلت ذاتی و اجتناب ناپذیر انقالب اسالمی معرفی کرده اند‪ .‬ایشان عمل به این تکلیف را منوط‬ ‫به اجازه ی مخالفان نمی دانند و تکلیف دانستن این موضوع را نه ارمانی و دست نیافتنی‪ ،‬بلکه‬ ‫امری ممکن و دست یافتنی می دانند‪ .‬یکی از مصادیق مهم و جدی در این موضوع ‪ ،‬اعزام سپاهیان‬ ‫محمد رسول اهلل به لبنان برای مقابله با حمله رژیم صهیونیستی است‪.‬‬ ‫‪98‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫‪mahdimoshfegh@gmail.com‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫هنوز چند روزی از عملیات غرورافرین بیت المقدس‬ ‫و ازادسازی خونین شهر در ‪ 3‬خرداد ‪ 1361‬نگذشته‬ ‫بود‪ ،‬که حاج احمد متوسلیان فرمانده سلحشور‬ ‫تیپ‪ 27‬محمد رسول اهلل؟ص؟ با تصویب شورای عالی‬ ‫دفاع عازم لبنان می شود تا به یاری برادران لبنانی‬ ‫در جنگ با رژیم صهیونیستی بپردازد‪ .‬ان طور‬ ‫که محسن رضایی گفته است‪ ،‬یکی از دالیل‬ ‫تصمیم گیری برای اعزام نیرو به لبنان‪ ،‬جلوگیری‬ ‫از تبلیغات مسموم اعراب و درو غ پرا کنی انها‬ ‫مبنی بر همکاری ایران با اسرائیل بود؛ چرا که‬ ‫رزمندگان اسالم در جریان نبرد با متجاوزان بعثی‪،‬‬ ‫قصد ورود به خا ک عراق را داشتند و همان زمان‬ ‫صهیونیست ها نیز در تدارک حمله به لبنان بودند؛‬ ‫لذا این نگرانی وجود داشت که اعراب به دروغ‬ ‫القاء کنند که ایران و اسرائیل در حمله به اعراب‬ ‫دارای نقطه نظر مشترکند‪ .‬اما به نظر می رسد‬ ‫دلیل اصلی اعزام نیرو به لبنان‪ ،‬منبعث از نگاه‬ ‫ایدئووژیک و حق مدارانه نظام و رهبری ان در دفاع‬ ‫از مظلومان و مستضعفان جهان بود‪.‬‬ ‫اما اصل ماجرا چه بود؟‬ ‫در پنجم ژوئن ‪ ۱۹۸۳‬برابر با پانزدهم خرداد ماه‬ ‫‪ ۱۳۶۱‬و درست دوازده روز پس از فتح عظیم‬ ‫خرمشهر در عملیات بیت المقدس که از نظر‬ ‫استراتژیست های جهانی به مثابه شکسته شدن‬ ‫ستون فقرات ارتش بعث صدام تلقی شد‪ ،‬رژیم‬ ‫صهیونیستی طی عملیاتی تحت عنوان صلح‬ ‫برای الجلیل خا ک لبنان بی دفاع را از زمین‪ ،‬هوا‬ ‫و دریا مورد هجومی سرتاسری و همه جانبه قرار‬ ‫داد‪ .‬ارتش صهیونیستی در تهاجمی گسترده‪،‬‬ ‫ضمن یک پیشروی برق اسا (طی سه روز) خود‬ ‫را به بیروت‪ ،‬پایتخت لبنان رساند و ضمن‬ ‫محاصره ی این شهر و قطع اب و برق ان‪ ،‬شروع‬ ‫یکی از دالیل تصمیم گیری برای اعزام نیرو به لبنان‪ ،‬جلوگیری از تبلیغات مسموم‬ ‫اعراب و دروغ پرا کنی ان ها مبنی بر همکاری ایران با اسرائیل بود‪ .‬اما به نظر‬ ‫می رسد دلیل اصلی اعزام نیرو به لبنان‪ ،‬منبعث از نگاه ایدئووژیک و حق مدارانه‬ ‫نظام و رهبری ان در دفاع از مظلومان و مستضعفان جهان بود‪.‬‬ ‫به کشتار شهروندان لبنانی و اوارگان فلسطینی‬ ‫کرد‪ .‬ضمن ان که بخش هایی از غرب و جنوب‬ ‫کشور سوریه را نیز مورد حمله قرار داد‪.‬‬ ‫حضرت امام؟هر؟ در پیامی ضمن محکوم کردن‬ ‫حمله ی ددمنشانه ی اسرائیل به جنوب لبنان‬ ‫و سوریه‪ ،‬با اوردن ایه ی کریمه ی «استرجاع»‬ ‫در ابتدای پیام‪ ،‬نارضایتی خود را از سکوت و‬ ‫بی تفاوتی کشورهای اسالمی در قبال این فاجعه‬ ‫ابراز داشت‪ .‬به دنبال پیام امام و در راستای‬ ‫اطاعت از ان‪ ،‬شورایعالی دفاع تصمیم به اعزام‬ ‫نیرو به لبنان می گیرد‪ .‬در گفته ها و خاطرات‬ ‫محسن رضایی‪ ،‬فرمانده وقت سپاه پاسداران‬ ‫انقالب اسالمی‪ ،‬امده است که پس از انتخاب‬ ‫احمد متوسلیان به عنوان فرمانده نیروهای‬ ‫اعزامی‪ ،‬وی خواستار دیدار با حضرت ایت اهلل‬ ‫خامنه ای‪ ،‬رئیس جمهور وقت می شود‪.‬‬ ‫محسن رضایی‪ ،‬در توصیف ماجرای مالقات‬ ‫ّ‬ ‫متوسلیان با ایت اهلل خامنه ای می گوید‪:‬‬ ‫«… برادرمان حاج احمد را بردم خدمت مقام‬ ‫معظم رهبری که در ان زمان مسئول شورای عالی‬ ‫دفاع بودند‪ .‬در ان مالقات‪ ،‬من خدمت «اقا» گفتم‬ ‫ً‬ ‫که ایشان [حاج احمد] کامال اماده ی قبول این‬ ‫ماموریت است؛ منتها مایل است از زبان شما‬ ‫بشنود که باید این کار را انجام بدهد‪ .‬وقتی «اقا»‬ ‫به حاج احمد گفتند که شما انتخاب شده اید تا‬ ‫به عنوان نماینده ی نظام جمهوری اسالمی ایران‬ ‫به ان جا بروید‪ ،‬حاج احمد خیلی تحت تاثیر قرار‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪99‬‬ ‫»دمحا« یاپ اج‬ ‫حضرت امام؟هر؟ با فراست و زیرکی خویش با طرح استراتژی «راه قدس از کربال‬ ‫می گذرد» با تا کید بر اولویت جبهه جنگ با عراق و مقدم داشتن ان و درک این مهم‬ ‫که ایران توان جنگ همزمان در دو جبهه را ندارد دستور بازگشت نیروهای بالتکلیف‬ ‫از سوریه را صادر فرمودند‪.‬‬ ‫گرفت‪ .‬خود «اقا» هم تا کنون بارها ان جمالتی‬ ‫را که احمد در ان مالقات به کار برد‪ ،‬به ما یاداور‬ ‫شده اند‪ .‬احمد در ان مالقات خدمت «اقا» عرض‬ ‫کرد‪ :‬یعنی خداوند متعال‪ ،‬ما را انتخاب کرده‬ ‫که برویم با اسرائیلی ها بجنگیم؟ اقا فرمودند‪:‬‬ ‫بله! شما نماینده ی نظام هستید‪ .‬بروید ان جا‬ ‫و جلوی اسرائیلی ها را سد کنید‪».‬‬ ‫اعزام قوای محمد رسول ا…؟ص؟ به سوریه در‬ ‫سه مرحله انجام گرفت‪ .‬در مرحله اول‪ ،‬احمد‬ ‫متوسلیان به همراه تعدادی از نیروها عازم شدند‬ ‫و در حقیقت انها رفتند تا به عنوان جلودار قوای‬ ‫اعزامی ایران‪ ،‬در دمشق زمینه را برای اعزام دیگر‬ ‫نیروها اماده کنند‪ .‬پس از ان مرحله دوم اعزام‬ ‫انجام گرفت و سپس مجموعه سوم را شهید‬ ‫محمد ابراهیم همت بر عهده داشت‪ .‬پس از بر‬ ‫زمین نشستن بوئینگ ‪ ۷۴۷‬در فرودگاه دمشق در‬ ‫غروب ‪۲۱‬خرداد ‪ ،۱۳۶۱‬احمد متوسلیان خطاب‬ ‫به نیروهای اعزامی چنین فرمود‪:‬‬ ‫«برادرها‪ ،‬قبل از رسیدن به اینجا‪ ،‬در ایران انچه‬ ‫گفتنی بود‪ ،‬ما برای شما گفتیم‪ .‬خیلی کوتاه من‬ ‫عرض می کنم‪ ،‬امام عزیزمان فرموده اند باید که‬ ‫اسرائیل از صحنه جهان زدوده شود (ان شااهلل‬ ‫رزمندگان) و شما مردان بزرگ باید که این حرف‬ ‫امام عزیزمان را جامه عمل بپوشانید‪».‬‬ ‫در چنین شرایطی امام خمینی؟هر؟ ده روز پس‬ ‫از اعزام نیروهای رزمی سپاه پاسداران به سوریه‪،‬‬ ‫در یک سخنرانی اعالم کردند که قضیه تهاجم‬ ‫اسرائیل به لبنان توطئه ای امریکایی برای منحرف‬ ‫‪100‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫کردن اذهان مردم ایران از جنگ با عراق است‬ ‫تا بدین وسیله رژیم عراق از سقوط رهایی یابد‪.‬‬ ‫حضرت امام؟هر؟ با فراست و زیرکی خویش با‬ ‫طرح استراتژی «راه قدس از کربال می گذرد» با‬ ‫تا کید بر اولویت جبهه جنگ با عراق و ّ‬ ‫مقدم‬ ‫داشتن ان و درک این مهم که ایران توان جنگ‬ ‫همزمان در دو جبهه را ندارد دستور بازگشت‬ ‫نیروهای بالتکلیف از سوریه را صادر فرمودند‪.‬‬ ‫اسارت‬ ‫پس از فرمان حضرت امام؟هر؟ درخصوص‬ ‫بازگشت نیروها از سوریه به ایران‪ ،‬عده زیادی‬ ‫از نیروهای اعزامی به ایران بازگشتند‪ .‬اما تعداد‬ ‫اندکی از نیروها در لبنان باقی ماندند تا تکلیف‬ ‫نهایی مشخص شود‪.‬‬ ‫صبح روز ‪۱۴‬تیر ‪ ۱۳۶۱‬سیدمحسن موسوی کاردار‬ ‫سفارت ایران در لبنان به محل استقرار قوای محمد‬ ‫رسول اهلل؟ص؟ در پادگان زبدانی امد و خواستار‬ ‫مالقات فوری با فرمانده نیروهای اعزامی شد‪.‬‬ ‫موسوی ماجرای تهدید سفارت ایران و نزدیک‬ ‫شدن فاالنژ ها و اسرائیلی ها را برای احمد تعریف‬ ‫کرد و احمد بالفاصله اماده رفتن شد‪ .‬گروهی از‬ ‫نیروها از او خواستند تا این ماموریت را به انها‬ ‫وا گذارد اما احمد با لحنی مالیم گفت‪« :‬نه برادرها!‬ ‫خودم باید بروم شماها اماده باشید که هر چه‬ ‫زودتر برگردید تهران‪ ».‬حاج احمد متوسلیان‬ ‫به همراه سید محسن موسوی‪ ،‬کاظم اخوان و‬ ‫تقی رستگار‪ ،‬با ماشین پال ک سیاسی سفارت و‬ ‫ا کیپ های حفاظت دیپلماتیک ژاندارمری لبنان‬ ‫عازم بیروت شدند‪ .‬در فاصله بیست کیلومتری‬ ‫بیروت اتومبیل انها درمنطقه معروف به «حاجز‬ ‫برباره» توسط یک پست ایست بازرسی متوقف‬ ‫شد‪ .‬نیروهای شبه نظامی فاالنژ به ریاست ایلی‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫جبیقه و فرماندهی نظامی سمیر جعجع (فرمانده‬ ‫نیروهای موسوم به قوات لبنان) چند روز قبل‬ ‫پاسگاه حاجز برباره را برپا کرده بودند‪ .‬انها‬ ‫ماشین سفارت را متوقف ساخته و بدین ترتیب‬ ‫حاج احمد متوسلیان و سه تن از همراهانش‬ ‫در ساعت ‪ ۱۲‬ظهر روز ‪ ۱۴‬تیر ‪ ۱۳۶۱‬به اسارت‬ ‫فاالنژیست های لبنان درامدند‪.‬‬ ‫ماموریتی جدید‬ ‫پس از بازگشت نیروهای نظامی و اسارت حاج‬ ‫احمد‪ ،‬ماموریت نیروهای اعزامی سپاه پاسداران‬ ‫تغییر کرد و موضوع مشارکت مستقیم سپاه در‬ ‫عملیات نظامی علیه ارتش اسرائیل لغو شد‪.‬‬ ‫البته به علت نیاز شدید شیعیان لبنان به‬ ‫اموزش های نظامی و عقیدتی‪ ،‬سپاه ماموریت‬ ‫جدیدی یافت تا به عنوان مستشار نظامی و‬ ‫مربی اموزش نظامی و عقیدتی وارد صحنه‬ ‫لبنان شود و مردم لبنان را برای دفاع از کشور‬ ‫خود اموزش دهد‪ .‬در پی این تحول مهم‪،‬‬ ‫سوریه اجازه داد که اولین واحد از نیروهای‬ ‫سپاه پاسداران به استعداد هشتصد نفر ّ‬ ‫مقر‬ ‫خود را در شهرک مرزی «زبدانی» در مرز سوریه‬ ‫با لبنان ترک کردند و در شهر بعلبک لبنان‬ ‫مستقر شوند‪ .‬چندی بعد یک واحد هفتصد‬ ‫نفری به این واحد افزوده شد‪ .‬تا قبل از ورود‬ ‫سپاه پاسداران به لبنان‪ ،‬وضعیت روحی و روانی‬ ‫مردم لبنان به شدت تضعیف شده بود و بر اثر‬ ‫پیشروی های سریع ارتش اسرائیل‪ ،‬بسیاری‬ ‫از سا کنان مناطق اشغال شده‪ ،‬پرچم سفید‬ ‫بر پشت بام خانه های خود برافراشته بودند‪.‬‬ ‫اما هنگامی که خبر ورود اولین گروه از سپاه‬ ‫پاسداران به لبنان منتشر شد نا گهان ّ‬ ‫جو روحی‬ ‫و روانی تغییر کرد و امید در دل مردم زنده شد‬ ‫و بسیاری از مردم پرچم های سفید خود را به‬ ‫زیر کشیدند‪.‬‬ ‫اولین دوره اموزشی شامل ‪ 180‬نفر بود که بسیاری‬ ‫از کادرها و روحانیون فعلی حزب اهلل و در راس‬ ‫همه انان‪ ،‬شهید سید عباس موسوی را که‬ ‫بعدها دبیرکل حزب اهلل شد‪ ،‬در بر می گرفت‪.‬‬ ‫اموزش اولین دوره از داوطلبان توسط سپاه‪،‬‬ ‫اعزام انان به مناطق جنگی‪ ،‬ایجاد ارتباط میان‬ ‫انان با هسته های خودجوش مقاومت در جنوب‬ ‫لبنان و بیروت‪ ،‬همگی در خفای محض و بدون‬ ‫هیچ گونه اعالن تبلیغی انجام شد‪ .‬با استقرار‬ ‫سپاه در منطقه بقاع‪ ،‬تنها امادگی نظامی برای‬ ‫رزمندگان حاصل نشد‪ ،‬بلکه انتقال افکار و‬ ‫دیدگاه های انقالب اسالمی و امام خمینی؟هر؟‬ ‫نیز به صورت گسترده ای انجام شد‪ .‬به گونه ای‬ ‫که شعارهای انقالب اسالمی بر دیوار خانه های‬ ‫بعلبک و سایر شهرها و روستاهای بقاع نمایان‬ ‫شد‪ .‬در راس همه شعارها نیز «مرگ بر اسرائیل»‬ ‫بود‪ .‬بدین ترتیب‪« ،‬وظیفه ا گاه سازی مردم‬ ‫و احیای قضیه اصلی مسلمین یعنی ارمان‬ ‫فلسطین‪ ،‬بعد دیگری از جنگ شد»‪.‬‬ ‫ورود سپاه به لبنان در واقع یک انقالب فرهنگی‬ ‫ّ‬ ‫را در پی داشت‪ ،‬زیرا اعضای سپاه تفکرات امام‬ ‫خمینی؟هر؟ و فرهنگ انقالب اسالمی را با خود‬ ‫به لبنان منتقل و با رفتار خود همگان را جذب‬ ‫کردند‪ .‬لبنان امروز همان جای پای احمد است؛‬ ‫‪ ...‬تا روزی که خودش بازگردد و اثارش را ببیند‪.‬‬ ‫ان شاءاهلل‪.‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪101‬‬ ‫دکتر نادر جعفری‬ ‫استاد هادی هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫عضو هیات علمی گروه مدیریت بازرگانی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫سم ݤݤݤݡیمهس ݨݑ ݦ‬ ‫ى ݠا�ن�ق‬ ‫�ز‬ ‫ٮݤݤ؟ݤ‬ ‫ݣݡٮ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣالݣ ݤݤ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣمݠا ݣ‬ ‫ݣی ݣ الݣ ݫݬݓ ݣݠاݤݣ‬ ‫ݣسی ݣرݣوݣ ݬݫݔ ݣدݣاݤݤداهݣ ݣ ݣݤ ݣ‬ ‫�چ رݣ ݤا ݣ�با ݣاݤݣݣرىݬݫݔا ݭ ݫݓٮی ݣس�ی ِݣ‬ ‫ا‬ ‫مک �ف‬ ‫�ج�ن‬ ‫ݦ‬ ‫ݑ‬ ‫ݦ‬ ‫ݦ‬ ‫ݑ‬ ‫ى‬ ‫ا ݬݫݔاٮ‪ ،‬ݣوݣݣلی ݣ�ب ݣی ݣ اݣ اݣݣٮ‬ ‫علیرغم این که همان زمان با انتشار تصاویر اجساد مسافران پرواز ‪ 655‬از تلویزیون ایران و انعکاس‬ ‫ان در رسانه های جهانی‪ ،‬خشم و انزجار عمومی مردم جهان برانگیخته شد‪ ،‬ولی متاسفانه ما‬ ‫ّ‬ ‫نتوانستیم از ان زمان‪ ،‬اقدام بین المللی و حتی ملی خاصی را برای ماندگاری این واقعه در اذهان‬ ‫عمومی جهانیان و حتی مردم خود انجام دهیم‪.‬‬ ‫ویلیام راجرز فرمانده ناو جنگی وینسنس امریکا که ا کنون در کالیفرنیا زندگی می کند‪ ،‬کسی بود‬ ‫که با فشردن دکمه ی شلیک دو موشک‪ 290 ،‬سرنشین هواپیمای پرواز شماره ‪ ۶۵۵‬ایران ایر را در‬ ‫تاریخ ‪ 12‬تیر ‪ 1367‬به شهادت رساند‪ .‬البته او نه تنها در هیچ دادگاه بین المللی محا کمه نشد بلکه‬ ‫تنها ‪ ۲‬سال بعد ازسوی رئیس جمهور امریکا مدال شجاعت هم گرفت!‬ ‫همه ی ما بارها و بارها درباره ی رویدادهای مختلفی که در چهار دهه حیات انقالب اسالمی رخ داده‪،‬‬ ‫شنیده و خوانده ایم‪ .‬البته در این میان برخی از این رویدادها بیش از بقیه‪ ،‬مظلومانه دچار گذر زمان‬ ‫و فراموشی حاصل از حافظه ی ضعیف تاریخی ما شده اند‪ .‬یکی از مهم ترین نمونه های این مظلومیت‬ ‫تاریخی‪ ،‬رویداد «کشتار مسافران هواپیمای ایرانی» است‪ .‬درباره این جنایت اشکار و ّ‬ ‫تعمدی امریکا‬ ‫یعنی شلیک به هواپیمای مسافربری ایران مطالب و تحلیل های بسیاری ارائه شده اما علیرغم این که‬ ‫‪102‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫‪Jafari@isu.ac.ir‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫همان زمان با انتشار تصاویر اجساد مسافران پرواز‬ ‫‪ 655‬از تلویزیون ایران و انعکاس ان در رسانه های‬ ‫جهانی‪ ،‬خشم و انزجار عمومی مردم جهان‬ ‫برانگیخته شد‪ ،‬ولی متاسفانه ما نتوانستیم از ان‬ ‫ّ‬ ‫زمان‪ ،‬اقدام بین المللی و حتی ملی خاصی را برای‬ ‫ماندگاری این واقعه در اذهان عمومی جهانیان‬ ‫و حتی مردم خود انجام دهیم‪ .‬این نوشته علت‬ ‫اصلی را «ضعف در بازاریابی رویدادهای انقالب‬ ‫اسالمی» می داند؛ هم از سوی دولتمردان‪ ،‬هم‬ ‫ازسوی نخبگان (نویسندگان‪ ،‬شاعران‪ ،‬فیلمسازان‪،‬‬ ‫هنرمندان و‪ )...‬و هم از سوی ما مردم‪.‬‬ ‫البته می توانیم برخی دالیل احتمالی را که از سوی‬ ‫مسووالنطرحمی شودحدسبزنیم‪:‬در شرایطجنگ‬ ‫تحمیلی‪ ،‬امکان پیگیری حقوقی بین المللی واقعه‬ ‫فراهم نبود؛ رسانه های بین المللی طرفدار مواضع‬ ‫جمهوری اسالمی نبودند و نیستند؛ پیگیری هایی‬ ‫ً‬ ‫کردیم‪ 1‬ولی‪ ...‬اتفاقا جمله ی معروفی در دانش‬ ‫بازاریابی هست که می گوید «بازاریابی از زمانی شروع‬ ‫می شود که رقابت قیمت تمام می شود‪ ».‬اینجا هم‬ ‫ً‬ ‫باید گفت دقیقا به خاطر همین محدودیت هایی‬ ‫که وجود داشته و دارد‪ ،‬ما باید برای بازاریابی این‬ ‫رویداد مهم در تاریخ کشورمان کاری می کردیم‪ .‬مگر‬ ‫امریکا با رویداد بزرگداشت قربانیان بمباران اتمی‬ ‫هیروشیما و برگزاری هرساله ی مراسم یادبود انها‬ ‫در ‪ ۷۲‬سال گذشته‪ 2‬موافق بوده؟ درست است‬ ‫که هرساله مراسم یادبودی کوچک و البته بدون‬ ‫درست است که هرساله مراسم یادبودی کوچک و البته بدون پوشش خبری مناسب‬ ‫(داخلی و جهانی) برای بزرگداشت قربانیان فاجعه کشتار مسافران این پرواز اسمانی‬ ‫برگزار می شود ولی جالب تر ان است که بدانیم با وجود گذشت ‪ ۳۰‬سال از این رویداد‪،‬‬ ‫ّ‬ ‫هنوز «نمادی ملی» برای این واقعه و مظلومیت قربانیان بی گناه ان نداریم‪.‬‬ ‫پوشش خبری مناسب (داخلی و جهانی) برای‬ ‫بزرگداشت قربانیان فاجعه کشتار مسافران این‬ ‫پرواز اسمانی برگزار می شود ولی جالب تر ان است‬ ‫که بدانیم با وجود گذشت ‪ ۳۰‬سال از این رویداد‪:‬‬ ‫ّ‬ ‫▪ هنوز یک «عنوان ملی» برای ان نداریم‪.‬‬ ‫درواقع گام اول برای برندینگ یک رویداد‪،‬‬ ‫تعیین یک نام متناسب و ماندگار برای ان است‪.‬‬ ‫این پرا کندگی را می توان با جستجوی اخبار و‬ ‫سوابق درباره ی این فاجعه به خوبی دریافت‪.‬‬ ‫عناوینی چون سقوط هواپیما‪ ،‬ناو ویسننس‪،‬‬ ‫بوئینگ مسافربری‪ ،‬پرواز شماره ی ‪ ،۶۵۶‬یا‬ ‫شلیک به ایرباس ایرانی و امثال ان هیچ کدام‬ ‫عنوانی در شان بزرگی این رویداد نیستند‪.‬‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫‪ -1‬ظاهرا در پی شکایت ایران از امریکا در دادگاه بین المللی‪ ،‬نهایتا در سال ‪(۱۹۹۶‬هشت سال بعد) دو کشور به توافق مشترکی دست یافتند که طی ان‬ ‫ً‬ ‫امریکا این رخداد را صرفا یک «فاجعه ی انسانی وحشتنا ک» دانست و پرداخت خسارت به قربانیان ایرانی ان را پذیرفت‪.‬‬ ‫‪ -2‬مراسم یادبود سال ‪ ۲۰۱۷‬با حضور بازماندگان و خویشاوندان قربانیان و حدود ‪ 50‬هزار نفر از مردم ژاپن انجام شد و جمع زیادی از فعاالن صلح‪ ،‬مقام های رسمی‬ ‫ژاپن‪ ،‬دیپلمات ها و نمایندگان ‪ 70‬کشور و اتحادیه های بین المللی نیز در ان حضور داشتند‪ .‬از ائین های این مراسم‪ ،‬رهاسازی هزاران فانوس به یاد قربانیان این‬ ‫حادثه روی سطح اب رود «موتویاسوی» بود که نماد سفر پس از مرگ قربانیان حادثه است‪ .‬همچنین خانواده های بازماندگان‪ ،‬عالوه بر برگزاری مراسم نیایش‬ ‫و یک دقیقه سکوت‪ ،‬کبوترهایی را به نشانه ی ازادی رها و بیانیه صلح را قرائت کردند‪ .‬باالترین مقام سیاسی ژاپن یعنی نخست وزیر ان کشور هم در این مراسم‬ ‫سخنرانی کرد و دبیرکل سازمان هم با ارسال پیامی به مناسبت هفتاد و دومین سالگرد بمباران اتمی هیروشیما‪ ،‬ضمن اظهار همدردی با قربانیان‪ ،‬خواستار‬ ‫جهانی عاری از سالح های هسته ای شد‪ .‬جالب اینکه ژاپنی ها هرساله تالش می کنند با دعوت از هنرمندان کشورهای مختلف‪ ،‬پیام این یادبود را جهانی کنند‪.‬‬ ‫در سال های اخیر برخی هنرمندان ایرانی هم در این مراسم حضور داشتند‪ :‬رخشان بنی اعتماد‪ ،‬کمال تبریزی‪ ،‬فاطمه معتمد اریا‪ ،‬مریال زارعی‪ ،‬حبیب احمدزاده‪،‬‬ ‫وحید جلیلی‪ ،‬رضا میرکریمی‪ ،‬گلعلی بابایی و‪...‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪103‬‬ ‫تافاکم یب یلو ‪،‬تایانج‬ ‫کشتار انسان هایی مظلوم‪ ،‬شهادت جمعی‬ ‫بیگناه‪ ،‬کشتار وحشیانه ی مسافران بی پناه‪...‬‬ ‫و یا نام گذاری هوشیارانه تری مانند‪ :‬جنایت‬ ‫ناو وینسنس؛ فاجعه ی هواپیمای مسافربری؛‬ ‫شهدای هواپیمای مسافربری؛ جنایت دریایی‬ ‫کاپیتان راجرز؛ جنایت ‪ ۱۲‬تیر؛ بزرگترین جنایت‬ ‫تاریخ هواپیمایی‪...‬؛ شاید مردم ما در یک‬ ‫ّ‬ ‫فراخوان ملی‪ ،‬نام های بهتری را پیشنهاد دهند‬ ‫که بتواند نشانگر ّ‬ ‫شدت وحشیگری امریکایی ها‬ ‫و عمق مظلومیت ایرانیان باشد‪.‬‬ ‫ّ‬ ‫▪ هنوز «نمادی ملی» برای این واقعه و‬ ‫مظلومیت قربانیان بی گناه ان نداریم‪.‬‬ ‫یکی دیگر از گام های فرایند برندینگ‪ ،‬استفاده‬ ‫از یک نماد عینی و جاندار متناسب با ارزش های‬ ‫هویت ان برند است‪ .‬ایا می شد تصویر «دخترکی‬ ‫با عروسک سوخته» یا یک «اسباب بازی شکسته‬ ‫و معلول» را نماد این واقعه ساخت‪ .‬ایا حتی برای‬ ‫گردشگرانی که به بندرعباس یا جزایر اطراف ان‬ ‫می روند‪ ،‬یک نماد یادبود به عنوان سوغاتی و‬ ‫یادمان وجود دارد؟ و ا گر وجود دارد‪ ،‬به اندازه ی‬ ‫کافی شناخته شده و مشهور است؟‬ ‫▪ هنوز «یک اثر هنری ماندگار» در این باره‬ ‫خلق نکرده ایم‪.‬‬ ‫دریغ از یک کتاب داستانی بزرگ‪ ،‬یک فیلم‬ ‫سینمایی مطرح‪ ،‬یک سمفونی موسیقی شاخص‪،‬‬ ‫ّ‬ ‫یک تابلوی نقاشی جذاب‪ ،‬یک ترانه ی مردمی‬ ‫پرطرفدار‪ ،‬یک اثر ّ‬ ‫تجسمی دیدنی و‪.1 ...‬‬ ‫این در حالی است که رخداد یادشده ظرفیت های‬ ‫بسیار خوبی برای برجسته سازی و بازاریابی‬ ‫رویداد دارد که برخی از انها عبارتند از‪:‬‬ ‫ً‬ ‫ □ یک هواپیمای مسافربری مستقیما ازسوی‬ ‫یک ناو جنگی هدف گرفته شد‪.‬‬ ‫ □ کشور مهاجم و کشور قربانی در شرایط رسمی‬ ‫جنگ نبودند‪.‬‬ ‫ □ همه ی ‪ ۲۹۰‬مسافر هواپیما (ازجمله ‪۱۶‬‬ ‫خدمه پرواز) دردم و یکجا کشته شدند‪.‬‬ ‫ □ ‪ ۶۶‬نفر از قربانیان این فاجعه‪ ،‬کودکان زیر‬ ‫‪۱۲‬سال بودند‪.‬‬ ‫ّ‬ ‫ □ ‪ ۵۲‬روز جمع اوری اجساد طول کشید‪( .‬شدت‬ ‫کشتار موجب پرا کندگی اجساد شده)‬ ‫ □ تنها جسد ‪ ۱۸۷‬نفر از مسافران جمع اوری‬ ‫شد‪ّ .‬‬ ‫(شدت کشتار باعث متالشی شدن‬ ‫اجساد شده)‬ ‫ □ قربانیان از ‪ّ ۶‬‬ ‫ملیت مختلف بودند‪.‬‬ ‫شاید حق با پرویز پرستویی باشد که در یادداشتی‬ ‫در سالگرد این واقعه ضمن گالیه از کم کاری‬ ‫مسووالن نوشت‪« :‬دوست من‪ ،‬خود ما باید به‬ ‫جهان ثابت کنیم که همچون سالگرد بمباران‬ ‫اتمی هیروشیما و‪ .....‬خون هموطنان مان نیز‬ ‫قابل معامله با هیچ توجیهی نیست؛ چه برسد‬ ‫که بدان خاطر مدال ها [به ان جنایت کاران]‬ ‫داده شود‪ .‬پس همگی در ‪ 12‬تیر کاری کنیم‬ ‫که این مدال ها در تاریخ جهان به لکه ننگ‬ ‫تبدیل شوند»‪.‬‬ ‫ً‬ ‫‪ -1‬ا گرچه فیلم های مستندی مانند پرواز صبح یکشنبه (‪ )۱۳۹۳‬و فانوس خون (‪ )۱۳۹۶‬در این باره تهیه و تولید شده اند که به دالیل مختلفی عموما با‬ ‫مخاطبان محدودی مواجه شده اند و ا کران انها نیز محدود به پخش از شبکه های سیما شده است‪.‬‬ ‫‪104‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫ٮ ݤ ݤ ݤݤ‬ ‫ݧ ݩݒ ع ݫ اݣݓ‬ ‫�نݠا ݤ ݣݤ ݣس ݣ ݣ‬ ‫�ب ݣ‬ ‫نݤ ݤط اݣݤ‬ ‫ݤ‬ ‫ݤ‬ ‫ݡی ݤ ݣݤوݣ ݤ ݑ ݨ ݦ ٮ ا ݣ رݣوݣ‬ ‫ݩ ݧݒ ݣىݣ ݣݔݫݬ ݣ‬ ‫ݐ‬ ‫ݨ‬ ‫ݡس‬ ‫�‬ ‫ى ݣ ݣا ݣ ݣس ݣں ݣیݣ ݣ ب ݩݐ ح اݣمݣ ݤ ݣ�غ‬ ‫م ݣ ݣ ݣ ݣن ݣ‬ ‫س ݤ ا�ز ا ݣ‬ ‫ݣک ݣݡس ݣ ݣ ݣ ݫݔ ںعݤا ݤݣس ݫݓݬ ݡى ݣهدݣݤ‬ ‫�ن ݣو ݣ ا ݣرݣ ݡس‬ ‫ݣ‬ ‫ݣ‬ ‫ص‬ ‫ݣ‬ ‫�ق ݣ‬ ‫ݣ‬ ‫ط‬ ‫ݑ‬ ‫ݧ‬ ‫ݩ‬ ‫ݧ‬ ‫و‬ ‫ݣ‬ ‫س‬ ‫ل‬ ‫ݣ‬ ‫ر ݣمدݣی ݤ ٮݣ�ن ݣمه ݫݓݣ ا اݤ�ز ݣ ݣ ع ٯ ݣ ݣ ݣی ݣ ݫݔ‬ ‫�ن ا‬ ‫‪..‬ݣم ش�ت‬ ‫‪�،‬بݣ ݣرا ݤݣ ݣ‬ ‫م‬ ‫ݤ‬ ‫ن ىݒݩ�ݦم‪ .‬ݫ ݭݫاݣݓݓسی‪ .‬ݐݦٮ گاݓݫݣݬ ݣر� ݩ ݐ ݣی ݣاݣݤ ݤ ! �ت ݣ‬ ‫ݒݩ ݦ ی‪..‬‬ ‫ىی ݣݭدݣ ݫݭݔں �قی ݣ دݣرݣ‬ ‫ف ىمر ݫ ݭݫاݣݓݓس‬ ‫س الݣرݣ ا ݤݣ ݣ‬ ‫�‬ ‫م ݤ ݣݤ ݣ ا ه ݣ ݭٮݫݓ ݣر‬ ‫�ن‬ ‫ݣنمݣر ݣ ݥݣد‬ ‫�ن ݣن ݣگ ݣرا ݤݣ‬ ‫م‬ ‫مصطفی اقاجانی‬ ‫پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫ف م ى ݫݭ ݒ ݩݦ ن�م ى ݫݭ ݒ ݩݦ‬ ‫�ر اݣ ݓسی‪ ...‬اݣ ݓسی‪...‬ݣݣم �خرݣ ݣدݣمیݤ‬ ‫نݐ‬ ‫�ن‬ ‫ݑݦ‬ ‫س� ل‬ ‫ݣی ݣح ݣی ݣموݣرݣ ݣݣد ݣ�ݡط ݣ م مى‬ ‫ام ݭ ݫݣݔ ی‬ ‫ݣٮ ݣرݣ ی ݣ ݣاݤ ݣ ݣم ݣگوݣ ݣ ݣ �ز�ب‬ ‫راݤݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݭݭ ݣݫ‬ ‫؟هر؟‬ ‫مقدمه‬ ‫امام خمینی؟هر؟ در دوران پیش از پیروزی انقالب‪ ،‬ضمن افشای ماهیت وابسته ی احزاب فرمایشی‪،‬‬ ‫تالش استعمارگران برای سوء استفاده از ان ها در جهت ایجاد اختالف بین مردم را نشان دادند‪.‬‬ ‫ایشان اقشار ملت را از همکاری با احزاب فرمایشی و دستوری چون حزب رستاخیز باز داشتند و‬ ‫در هنگام اوج گیری نهضت‪ ،‬با توجه به عدم پایگاه مردمی احزاب و گروه های سیاسی که ادعای‬ ‫مخالفت با سلطنت پهلوی را داشتند‪ ،‬هیچ گاه به ان ها متوسل نشدند؛ بلکه بارها با صراحت بر‬ ‫عدم نقش ان ها در پیروزی انقالب تا کید کردند‪ .‬به دنبال پیروزی انقالب اسالمی‪ ،‬ایشان فعالیت‬ ‫احزاب و گروه های سیاسی‪ ،‬حتی احزاب چپ و غیراسالمی را ازاد اعالم کردند‪ ،‬مشروط به ان که‬ ‫فعالیت های عملی ان ها به زیان مردم‪ ،‬مملکت و اسالم نباشد‪ .‬در مجموع بررسی سیره ی حضرت‬ ‫امام؟هر؟ نشان می دهد که ایشان هیچ گاه مخالفتی با فعالیت ازادانه ی احزاب و گروه های سیاسی‬ ‫در چارچوب نظام مبتنی بر والیت فقیه نداشتند‪ ،‬اما همواره در مورد مفید بودن فعالیت احزاب‬ ‫و گروه های وابسته یا دولتی از لحاظ عملی و نظری تردید داشتند‪ .‬امام خمینی؟هر؟ همواره با‬ ‫الگوگیری از ائمه ی معصومین؟مهع؟ بر ضرورت کار تشکیالتی در عرصه ی فعالیت های تبلیغی در‬ ‫ُبعد عمل و نظر تا کید داشتند‪.‬‬ ‫‪106‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫‪Mostafa.aghajani@isu.ac.ir‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫پرورش شا گردان بی شمار و موثر در عرصه ی‬ ‫جامعه‪ ،‬استفاده از ظرفیت روحانیت جوان و‬ ‫ّ‬ ‫معمر در کنار هم‪ ،‬در راستای اهداف اسالمی و‬ ‫انقالبی‪ ،‬به کارانداختن قدرت و توان مردمی و‬ ‫توانایی بسیج توده های مردمی با هسته های فکری‬ ‫و کانون های مختلف در مساجد و حسینیه ها‪،‬‬ ‫توانایی هدایت جنبش های اجتماعی هماهنگ‪،‬‬ ‫ایجاد شبکه ای از نیروها و کادرهای انقالبی برای‬ ‫هدایت کشور‪ ،‬تربیت و پرورش نیروهای سیاسی‬ ‫و نظامی برای عهده گرفتن مسئولیت های مهم‬ ‫و باالخره تایید و همراهی با احزاب مختلف که‬ ‫خود را در چارچوب انقالب تعریف می کنند‪،‬‬ ‫همه و همه از امام خمینی؟هر؟ به عنوان فردی‬ ‫تشکیالتی و موافق ّ‬ ‫تحزب اسالمی می سازد‪.‬‬ ‫ایشان علیرغم دقت در اسیب های وارده از‬ ‫سوی احزاب خود فروخته ی ایران‪ ،‬هیچ گاه از‬ ‫مزایای ّ‬ ‫تحزب غافل نبودند‪ .‬در این نوشتار با‬ ‫تبیین ماهوی و کارکردی احزاب سیاسی در نگاه‬ ‫حضرت امام؟هر؟‪ ،‬ابتدا به تصویر مختصات حزب‬ ‫سیاسی می پردازیم و پس از ان با ارائه ی نقشه‬ ‫کالن احزاب‪ ،‬به جایگاه و مسیر احزاب سیاسی‬ ‫در ساخت سیاسی انقالب اسالمی توجه کرده‬ ‫و در نهایت الزامات سیاسی و اجتماعی مهم که‬ ‫بایستی نسبت به احزاب سیاسی مراعات شود‪،‬‬ ‫محل دقت قرار می گیرد‪.‬‬ ‫‪ -1‬مفهوم حزب‬ ‫‪ -1-1‬تعریف حزب موجود از نگاه امام؟هر؟‬ ‫هرچند در مطالب به جای مانده از امام؟هر؟‪،‬‬ ‫تعریف دقیقی از حزب یافت نشده است اما‬ ‫با کنکاش در بین نظرات ایشان می توان به‬ ‫ارکان یک تعریف مفید از حزب دست یافت‪.‬‬ ‫امام خمینی؟هر؟ به ماهیتی که در غرب برای‬ ‫احزاب سیاسی طراحی شده است قائل بودند و‬ ‫اصل بحث را در حزب‪« ،‬ایده ان» می دانستند‪.‬‬ ‫(صحیفه نور‪ ،‬ج‪ )133 :17‬بر این اساس حزب در‬ ‫نگاه ایشان‪ ،‬به مجموعه ای از افراد با اهداف‬ ‫سیاسی اطالق می شود که با منشا داخلی و از‬ ‫دل مردم‪ ،‬برای رفع مشکالت و مسائل ملت‬ ‫ایران گرد هم امده اند و بدون ایجاد شکاف های‬ ‫اجتماعی و در درون احکام اسالمی و پایبندی‬ ‫به نظام والیت فقیه امور خود را پیش می برند‬ ‫(برداشت نگارنده از سیره عملی امام؟هر؟)‪ .‬البته‬ ‫این تعریف ناظر به کلیه ی احزابی است که در‬ ‫داخل کشور در حال فعالیت هستند‪.‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪107‬‬ ‫یمدرم‪...‬یشیامن‪...‬یشیامرف‬ ‫‪ -2‬نفی یا اثبات ماهیت احزاب سیاسی‬ ‫و عوامل موثر بران‪ ،‬در نگاه امام؟هر؟‬ ‫باید توجه داشت که مضر بودن فعالیت احزاب از دیدگاه امام خمینی ناظر به‬ ‫خدمت به بیگانگان و تامین منافع انان در مقابل منافع ملت‪ ،‬وابستگی به‬ ‫بیگانگان و ایجاد تفرقه و نفاق در جامعه بوده است‪.‬‬ ‫‪ -2-1‬تعریف حزب مطلوب از نگاه امام؟هر؟‬ ‫اما جدای از این نوع احزاب‪ ،‬انچه مدنظر امام؟هر؟‬ ‫بود و شکل مطلوب ان‪ ،‬با اشکال متعارف احزاب‬ ‫سیاسی متفاوت است‪ .‬در یک کلمه ایشان قائل‬ ‫به حزب اهلل بودند که نمونه یک ایده اسالمی‬ ‫از حزب است (هاشمی تروجنی‪،7،15 :1385 ،‬‬ ‫‪ )21،39،58‬امام خمینی؟هر؟ از ضرورت تشکیل‬ ‫حزب مستضعفین که ماهیت و عملکردی غیر‬ ‫از احزاب موجود دارد می گوید‪:‬‬ ‫ت ک ه حزب بد باشد یا ه ر حزبی ‬ ‫«‪ ...‬اینطور نیس ‬ ‫خوب باشد ‪ .‬میزان ‪ ،‬اید ه حزب است و ا گر ایده‬ ‫ی باشد این حزب شـیطان اسـت‪ ،‬هر‬ ‫چیز دیگر ‬ ‫د کوشش‬ ‫اسمی هم داشته باشد‪ .‬بنابراین م ا بای ‬ ‫کنیم که حزب مان را حزب اهّلل کنیم‪ .‬خودمان‬ ‫را جزء حزب اهّلل قرار دهیم؛ و من امیدوارم که‬ ‫اقایان موفق شوند در هرجا که هـستند بـرای‬ ‫ن به مقصد الهی‬ ‫ی رسید ‬ ‫اسالم و برای خدا و برا ‬ ‫فعالیت کنند ‪( »...‬صحیفه نور‪ ،‬ج‪.)133 :17‬‬ ‫البته ترسیم شمای کلی از انچه که مدنظر‬ ‫امام؟هر؟ بوده است نیازمند گزاره های بیشتر‬ ‫و کامل تری است که در ادامه به طور تفصیلی‬ ‫از ان بحث خواهد شد‪.‬‬ ‫‪108‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫امام خمینی؟هر؟ با وجود احزاب مختلف و‬ ‫جناح های گونا گون موافق اند‪ ،‬ولی در این مورد نیز‬ ‫مانند سایر شاخص ها‪ ،‬شرایط و محدودیت هایی را‬ ‫قائل هستند‪ .‬در این قسمت شرایطی که امام؟هر؟‬ ‫برای پذیرش و یا ّرد یک حزب سیاسی ّ‬ ‫مدنظر‬ ‫قرار داده اند مورد بررسی و احصاء قرار می گیرد‪.‬‬ ‫‪ -1-2‬حمایت مردمی یکی از‬ ‫شرایط پذیرش احزاب‬ ‫امام؟هر؟ در تاریخ ‪ 5‬دی ماه ‪ 1357‬و پیش از‬ ‫پیروزی انقالب اسالمی مبنای ازادی فعالیت‬ ‫احزاب را به پذیرش جامعه پیوند می زند‪ .‬بدون‬ ‫تردید‪ ،‬جامعه ای که بر ایدئولوژی اسالمی استوار‬ ‫باشد‪ ،‬احزاب غیراسالمی را نمی پذیرد‪:‬‬ ‫«ما به حزبی که مطرود جامعه ی اسالمی است‬ ‫اجازه ی ورود به حکومت اسالمی را نخواهیم‬ ‫داد‪( ».‬صحیفه نور‪ ،‬ج‪)97 :4‬‬ ‫‪ -2-2‬مخالفت با حزب غیر‬ ‫اسالمی و مخالف مصالح‬ ‫امام؟هر؟ تشکیل حزب «رستاخیز» را مخالف‬ ‫اسالم و مصالح ملت ایران می دانست و شرکت‬ ‫در ان را حرام شرعی اعالم کرد (صحیفه امام‪ ،‬ج‬ ‫‪ ،3‬ص ‪ .)71‬امام در پاسخ سوال خبرنگاری که‬ ‫پرسیده بود «در نظام اینده ایران نقش احزاب‬ ‫سیاسی مخالف شاه که غیراسالمی هستند‬ ‫چیست» فرمود‪:‬‬ ‫«فعالیت های احزاب ا گر چنانچه ُمضر نباشند‪،‬‬ ‫ازاد است» (صحیفه امام‪ ،‬ج ‪)432 :4‬‬ ‫باید توجه داشت که مضر بودن فعالیت احزاب از‬ ‫دیدگاه امام؟هر؟ ناظر به خدمت به بیگانگان و‬ ‫تامین منافع انان در مقابل منافع ملت‪ ،‬وابستگی‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫به بیگانگان و ایجاد تفرقه و نفاق در جامعه بوده‬ ‫است‪ .‬البته این موضع فقط به دوران قبل از انقالب‬ ‫منحصر نیست و در اوایل سال‪ 58‬با همین مضمون‬ ‫تکرار شده است‪( .‬صحیفه امام‪ ،‬ج ‪)297 :9‬‬ ‫َ‬ ‫‪ -3-2‬تایید اشکال واقعی احزاب‬ ‫سیاسی در چارچوب قانون‬ ‫«انجاهایی که حزب هست‪ ،‬دولت ها از حزب‬ ‫وجود پیدا می کنند؛ نه اینکه اول دولت تشکیل‬ ‫شود بعد حزب درست کند‪ ،‬بعد ّاتکا به ان پیدا‬ ‫کند‪ ...‬قبل از اینکه دولت شما پیش بیاید‪ ،‬یک‬ ‫حزبی درست کنید و بعد هم حزب در مجلس‪،‬‬ ‫به طوری که باید بشود‪ ،‬به طوری که قوانین‬ ‫اساسی و قانون اساسی و سایر قوانین اقتضا‬ ‫می کند‪ ،‬نماینده درست کنند و بعد هم اقای‬ ‫وزیر‪ ،‬نخست وزیر ّ‬ ‫متکی به نمایندگانی که از‬ ‫حزب پیدا شد و از جمعیت و از خواسته ی مردم‬ ‫و این ها پیدا شد‪ ،‬بعد می شود یک دولت ّمتکی‬ ‫به حزب‪( »...‬صحیفه امام‪ ،‬ج‪.)94 :1‬‬ ‫از این گزاره این بر می اید که امام؟هر؟ با دولت‬ ‫حزبی مخالفت نداشته اند بلکه با احزب دولتی‬ ‫مخالف بوده اند‪ .‬از دیدگاه ایشان احزاب باید‬ ‫در خدمت توده های محروم و منافع و مصالح‬ ‫جامع ه باشند از این رو احزاب دولتی نمی توانند‬ ‫این ارزو را براورده سازند‪ .‬احزاب سیاسی زمان‬ ‫ً‬ ‫پهلوی عمدتا چنین حزب هایی بوده اند‪.‬‬ ‫‪ -4-2‬وحدت‪ ،‬مشخصه ا ی ضروری‬ ‫برای نظام حزبی ایران‬ ‫امام خمینی؟هر؟ همواره نسبت به تفرقه و‬ ‫وحدت شکنی هشدار داده اند و و زیاد شدن و‬ ‫ّ‬ ‫تعدد احزاب را از حیله های دشمنان دانسته اند‬ ‫که می خواهند از این راه اختالفات را افزایش‬ ‫دهند (صحیفه نور‪ ،‬ج‪ .)159 :10‬ایشان از سویی‬ ‫قائل به ایجاد ارتباط در بین گروه ها و جناح های‬ ‫حاضر بوده و همه انها را از تفرقه بر حذر می دارند‪:‬‬ ‫«تکلیف است‪ ،‬تکلیف الهی است؛ باید باهم باشید‪،‬‬ ‫ط زیـرزمینی باهم داشته‬ ‫باید این جناح ه ا روابـ ‬ ‫د اشکارا نـباشد‪ ،‬زیـرزمینی‬ ‫باشند بزرگان شان؛ بای ‬ ‫د روابطشان؛ اما روابط داشته باشند ک ه ا گر‬ ‫بـاش ‬ ‫یک وقتی بنا شد صحبت کنند‪ ،‬همه صـحبت ‬ ‫کـنند‪ ...‬ا گر یک وقتی بنا شـد سـا کت باشند‪،‬‬ ‫همه سا کت باشند‪ ،‬دست واحد باشند ‪ ،‬نه ‬ ‫ت کند ‪،‬‬ ‫متفرقات؛ که یکی حـزب بـخواهد درس ‬ ‫ً‬ ‫مثال فرض کـنید چه درست کند ‪ ،‬ایـن‬ ‫ان یکی ‬ ‫صـحیح نیست‪ .‬ما همه باید یـد واحـد باشیم‪،‬‬ ‫مسلمین باید ید واحد باشند‪ .‬ا گر مسلمین ‬ ‫ید واحد باشند کسی نـمی تواند مـقابل این ‬ ‫جمعیت قیام کند ‪ ،‬هـیچ غـلطی نـمی توانند ‬ ‫بکنند»‪( 1‬صحیفۀ نور‪ ،‬ج ‪)71 :2‬‬ ‫‪ -5-2‬سایر شروط‬ ‫رعایت چارچوب قوانین دینی و رعایت مصالح‬ ‫و قوانین کشور در فکر‪ ،‬ارا و رویه های عملی‬ ‫(صحیفه نور‪ ،‬ج‪ ،)220 :14‬بیان انتقاد و دوری‬ ‫از توطئه (صحیفه نور‪ ،‬ج‪ 86: 6‬و ج‪ 267 :17‬و‬ ‫‪ ،)268‬دوری از تضعیف جمهوری و ارگان های‬ ‫کشور (صحیفه امام‪ ،‬ج‪ )463-460 :17‬عدم‬ ‫وابستگی به قدرت های بیگانه (صحیفه نور‪،‬‬ ‫ج‪ ،)178 :3‬عدم ِاضرار به جامعه و نظام سیاسی‬ ‫و اشخاص (صحیفه نور‪ ،‬ج‪ 97 :3‬و ج‪ 261 :2‬و‬ ‫‪ )280‬و برخورداری از پذیرش و حمایت مردم و‬ ‫سازگاری با انسجام و همبستگی ملی و اجتماعی‬ ‫از شروط دیگر امام؟هر؟ درخصوص احزاب است‪.‬‬ ‫‪ -1‬در موضوع وحدت و ضرورت توجه به کنارگذاشتن اختالفات امام‬ ‫می فرماید‪« :‬مع االسف ملتفت نیستیم‪ ،‬عمق مسئله را نمی توانیم درک‬ ‫کنیم که در ظرف یک سال کمتر‪ ،‬دویست تا گروه در مملکت پیدا شود‬ ‫و دویست تا حزب اظهار وجود کردند‪ ،‬این یعنی چه؟‪ ...‬هرچه گروه ها‬ ‫زیادتر بشود‪ ،‬اختالفات زیادتر می شود» (صحیفه امام‪ ،‬جلد ‪ ،11‬ص ‪)158‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪109‬‬ ‫یمدرم‪...‬یشیامن‪...‬یشیامرف‬ ‫شکل شماره ‪ -۱‬اهداف مطلوب برای احزاب سیاسی از دیدگاه امام؟هر؟‬ ‫در نگاه امام خمینی؟هر؟ دال محوری کارویژه های احزاب را خدمت تشکیل می دهد‪ ،‬به عبارتی مهم ترین وظیفه ی یک جماعت متشکل و‬ ‫سازماندهی شده در قالب حزب در نگاه ایشان‪ ،‬خدمت و به طور خاص خدمت به مستضعفین می باشد‪.‬‬ ‫‪ -3‬اهداف احزاب سیاسی در‬ ‫نگاه امام خمینی؟هر؟‬ ‫امام؟هر؟ در نامه ای به محمدعلی انصاری در‬ ‫تاریخ ‪ ،1367/8/10‬به تشریح برخی خصایص که‬ ‫در درون گروه های انقالبی است اشاره می کنند‬ ‫که می توان از ان موارد چنین برداشت نمود که‬ ‫ایشان‪ ،‬این موارد را به عنوان اهدافی مطلوب‬ ‫برای احزاب سیاسی درنظر داشته اند (صحیفه‬ ‫امام‪ ،‬ج‪ .)180-177 :21‬همچنین با مراجعه به‬ ‫مواضع ذکرشده می توان موارد مشخص شده در‬ ‫شکل شماره ‪ ۱‬را به این مجموعه اضافه نمود‪.‬‬ ‫‪110‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫‪ -۴‬کارکرد احزاب سیاسی از‬ ‫نگاه امام خمینی؟هر؟‬ ‫ّ‬ ‫در نگاه امام خمینی؟هر؟ دال محوری‬ ‫کارویژ ه های احزاب را «خدمت» تشکیل‬ ‫می دهد‪ .‬به عبارتی مهم ترین وظیفه ی یک‬ ‫ّ‬ ‫جماعت متشکل و سازماندهی شده در‬ ‫قالب حزب در نگاه ایشان‪ ،‬خدمت و به طور‬ ‫خاص «خدمت به مستضعفین» است‪ .‬در‬ ‫ادامه سعی می شود برخی از کارویژ ه هایی‬ ‫که از عبارات امام؟هر؟ قابل استخراج است‪،‬‬ ‫بررسی و ارائه شود‪.‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫‪ -1-۴‬حفظ و استقرار نظام اسالمی‬ ‫ً‬ ‫«این را کرارا گفتم که یک کشوری را که بخواهید‬ ‫اداره کنید‪ ،‬تا شرکت مردم نباشد‪ ،‬نمی شود‬ ‫اداره صحیح شود‪( ».‬صحیفه نور‪ ،‬ج ‪)239 :10‬‬ ‫و یا در جایی دیگر چنین می فرماید‪:‬‬ ‫«از ّ‬ ‫تفرقات‪ ،‬از این افتراق ها‪ ،‬پرهیز کنید‪ .‬من‬ ‫همه را دارم می گویم‪ ،‬من خطابم به هرجاست که‬ ‫برسد صدایم‪ .‬معنا ندارد امروز در یک مملکتی که‬ ‫فتحش نیمه کاره است‪ ،‬احزاب مختلف بگذارند‬ ‫استقرار پیدا بکند‪ ،‬بعد هرکاری می خواهند بکنند‪.‬‬ ‫بگذارند ما درست مستقر شویم‪ ،‬اقتصادمان‬ ‫درست بشود‪ ،‬زراعت مان درست بشود‪»...‬‬ ‫(صحیفه امام‪ ،‬ج‪)509 :8‬‬ ‫‪ -2-4‬مشارکت مردم در سازندگی‬ ‫«باید شماها توجه داشته باشید که نگاه نکنید‬ ‫به اینکه اداره چه می کند‪ ،‬دولت چه می کند‪.‬‬ ‫انها مشغول اند؛ منتها نمی توانند ان قدری که‬ ‫ایران احتیاج دارد انها عمل کنند‪ .‬ایران مال‬ ‫خود شماست و خود شما باید او را بسازید و‬ ‫ا گر همه ملت در این امر سازندگی ّ‬ ‫همت نکنند‪،‬‬ ‫کارها زمین می ماند‪( ».‬موسسه تنظیم و نشر‪،‬‬ ‫‪ )72 :1379‬‬ ‫‪ -3-4‬کارکرد ضد فساد‬ ‫ّ‬ ‫«شما هم باید‪[ ،‬شما هم] موظفید‪ ،‬در بانک‬ ‫ّ‬ ‫ّ‬ ‫موظفند‪ ،‬در انجمن های اسالم موظفند‪ ،‬جمهوری‬ ‫ّ‬ ‫اسالمی و حزب جمهوری اسالمی موظف است‬ ‫ّ‬ ‫و دولت‪ ،‬همه موظف اند به اینکه نگذارند یک‬ ‫مورد هم فساد واقع شد‪ ،‬اغماض نکنند؛ همان‬ ‫یک مورد را تعقیب کنند و همان یک مورد‬ ‫را از بین ببرند تا سرایت نکند؛ یک وقت یک‬ ‫جمهوری به فساد کشیده بشود یا الاقل‪ ،‬به‬ ‫اینطور کشیده بشود که بدنام بشود در دنیا‪».‬‬ ‫(صحیفه امام‪ ،‬ج‪)173 :16‬‬ ‫‪ -4-4‬نظارت همگانی بر‬ ‫مسائل سیاسی اجتماعی‬ ‫« باید همه زن ها و مردها در مسائل اجتماعی‪،‬‬ ‫در مسائل سیاسی وارد باشند و ناظر باشند‪،‬‬ ‫هم به مجلس ناظر باشند‪ ،‬هم به کارهای‬ ‫ّ‬ ‫دولت ناظر باشند و اظهارنظر بکنند‪ .‬ملت باید‬ ‫همه شان ناظر امور باشند‪ ،‬اظهارنظر بکنند‬ ‫در مسائل سیاسی‪ ،‬در مسائل اجتماعی‪ ،‬در‬ ‫مسائلی که عمل می کند دولت‪ ... ،‬ا گر یک کار‬ ‫خالف دیدند‪( ».‬همان‪)120 :‬‬ ‫‪ -5-4‬انتقاد و قصد اصالح‬ ‫حق انتقاد مردم که نوعی خیرخواهی است و‬ ‫بدون ان امور جامعه سامان نمی یابد‪ ،‬در کلمات‬ ‫حضرت امام؟هر؟ مورد تا کید قرار گرفته است‪.‬‬ ‫ایشان انتقاد و حتی تخطئه را عطیه ای الهی‬ ‫دانسته و از منتقدان می خواستند که به قصد‬ ‫اصالح و برادرانه به انتقاد از مسئوالن جامعه‬ ‫بپردازند (صحیفه امام‪ ،‬ج‪ )236 :14‬و از عیب‬ ‫جویی و انتقام گیری و تالش برای خارج کردن‬ ‫رقیب از صحنه ی سیاسی بپرهیزند (صحیفه‬ ‫نور‪ ،‬ج‪.)78 :13‬‬ ‫‪ -6-4‬امر به معروف و نهی از منکر‬ ‫امام؟هر؟ همواره به مردم توصیه می کردند که‬ ‫مراقب «قدرت طلبی» و «مال اندوزی» مسئوالن‬ ‫ّ‬ ‫جامعه باشند و اجازه ندهند قشرهای مرفه به‬ ‫قدرت برسند و اعمال و رفتار مسئوالن جامعه‬ ‫را زیر نظر داشته باشند (صحیفه نور‪ ،‬ج‪.)30 :16‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪111‬‬ ‫یمدرم‪...‬یشیامن‪...‬یشیامرف‬ ‫‪ -7-4‬ایجاد وحدت در جامعه‬ ‫«ا کنون الزم است وحدت کلمه ی خود را ‪-‬که‬ ‫بحمداهلل حاصل است‪ -‬با کمال ّ‬ ‫جدیت حفظ‬ ‫کنید و صفوف خود را در زیر پرچم عدالت پرور‬ ‫اسالم فشرده کنید‪ .‬و الزم است تمام جناح ها‬ ‫که در پیشرفت مکتب رهایی بخش اسالم در‬ ‫تکاپو هستند به هم بپیوندند و با شعار واحد‬ ‫که شعار اسالم و قران است هم صدا شوند‪»...‬‬ ‫(صحیفه امام‪ ،‬ج‪)360 :3‬‬ ‫‪ -8-4‬ایجاد ارتباط و هماهنگی میان احزاب‬ ‫«امروز روزی نیست که شماها با تفرقه کار انجام‬ ‫بدهید‪ .‬ا گر چنانچه تفرقه داشته باشید‪ ،‬تا اخر‬ ‫همین هستید و از همین بدتر‪ .‬تکلیف است‪،‬‬ ‫تکلیف الهی است‪ ،‬باید با هم باشید‪ .‬باید این‬ ‫جناح ها روابط زیرزمینی با هم داشته باشند‬ ‫بزرگانشان‪ .‬باید اشکارا نباشد‪ ،‬زیرزمینی باشد‬ ‫روابط شان؛ اما روابط داشته باشند‪ .‬که ا گر‬ ‫یک وقتی بنا شد صحبت کنند‪ ،‬همه صحبت‬ ‫کنند‪ .‬ا گر یک وقتی بنا شد‪ ،‬هجمه کنند‪ ،‬همه‬ ‫هجمه کنند‪ ...‬باید روابط باشد‪ ،‬باید کارهای‬ ‫شما روی روابط و ضوابط باشد‪ .‬باید روی یک‬ ‫برنامه باشد کارهای مسلمین‪ .‬باید احزاب با هم‬ ‫دست به هم بدهند‪ .‬این حزب کذا‪ ،‬ان حزب‬ ‫کذا‪ ،‬ان حزب چه‪ ،‬هرکه برای خودش کار بکند‪،‬‬ ‫نباشد‪( ».‬صحیفه امام‪ ،‬ج‪)412 :3‬‬ ‫‪ -9-4‬خدمت به مردم و نه‬ ‫ادعای طرفداری از خلق‬ ‫«حاال ما از این جمعیتی که با صورت های مختلف‬ ‫افتاده اند توی مردم‪ ،‬نمی گذارند شما کارتان را‬ ‫انجام بدهید‪ ،‬ما از این ها می پرسیم‪ ،‬که خب‪ ،‬ما‬ ‫می خواهیم برای ضعفا‪ ،‬برای ان هایی که خانه‬ ‫ندارند‪ ،‬برای ان هایی که نمی توانند خانه تهیه‬ ‫‪112‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫کنند‪ ،‬برای این زاغه نشین های اطراف تهران‪-‬که‬ ‫وضع شان اینطوری است‪-‬می خواهیم خانه‬ ‫درست کنیم‪ ...‬این ها چه می گویند؟ این ها‬ ‫دلسوز ملت اند؟ این ها فدایی ملت اند؟‪»...‬‬ ‫(صحیفه امام‪ ،‬ج‪)303 :7‬‬ ‫همچنین می فرماید‪:‬‬ ‫«من از همه ی ارگان های دولتی و ملی و همه ی‬ ‫گروه ها می خواهم که از گروه گرایی و دسته بندی‬ ‫و فرصت طلبی و هواهای نفسانی احتراز کنند و‬ ‫خود را در راه خدمت به ملت و خلق مستضعف‬ ‫قرار دهند؛ و از راهی که ملت می رود منحرف‬ ‫نشوند‪( »...‬صحیفه امام‪ ،‬ج‪)443 :12‬‬ ‫‪ -10-4‬راهنمایی و ارشاد در انتخابات ها‬ ‫و معرفی نامزدهای اصلح‬ ‫«همانطور که بارها گفته ام‪ ،‬مردم در انتخابات‬ ‫ازادند و احتیاج به ّقیم ندارند؛ و هیچ فرد یا گروه‬ ‫و دسته ای حق تحمیل فرد و یا افرادی را به مردم‬ ‫ندارند‪ .‬جامعه ی اسالمی ایران‪ ،‬که با درایت و‬ ‫رشد سیاسی خود جمهوری اسالمی و ارزش های‬ ‫واالی ان و حا کمیت قوانین خدا را پذیرفته اند و‬ ‫ّ‬ ‫به این بیعت و پیمان بزرگ وفدار مانده اند‪ ،‬مسلم‬ ‫قدرت تشخیص و انتخاب کاندیدای اصلح را‬ ‫دارند‪ .‬البته مشورت در کارها از دستورات اسالمی‬ ‫است‪ .‬و مردم با متعهدین و معتمدین خویش‬ ‫مشورت می کنند‪ .‬و افراد و گروه ها و روحانیون‬ ‫در حد تذکرات قبلی در حوزه ی خود می توانند‬ ‫کاندیدا معرفی نمایند؛ ولی هیچ‪‎‬کس نباید توقع‬ ‫داشته باشد که دیگران اظهارنظر و اظهار وجود‬ ‫نکنند (صحیفه امام‪ ،‬ج ‪.)10 :21‬‬ ‫در مجموع می توان کارکردهای احزاب سیاسی از‬ ‫دیدگاه حضرت امام؟هر؟ را مطابق شکل شماره‬ ‫‪ ۲‬جمع بندی نمود‪:‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫شکل شماره ‪ -۲‬کارکردهای مطلوب احزاب سیاسی از دیدگاه امام؟هر؟‬ ‫اجتماعی اسالمی‪ ،‬ابتدا زمینه ی ایجاد یک الگوی حزب اهلل را در داخل کشور اسالمی‬ ‫امام خمینی؟هر؟‪ ،‬در ترسیم شکل گیری بسیج نیروهای‬ ‫ِ‬ ‫ایران و پس از ان الگوبرداری این حزب از سوی ملت های مسلمان و در مرحله ی سوم‪ ،‬ایجاد یک حزب فرا گیر مستضعفین را پیشنهاد می دهد‪.‬‬ ‫‪ -5‬شمای کلی تحزب و تشکل‬ ‫مطلوب امام؟هر؟‬ ‫امام خمینی؟هر؟ در ترسیم شکل گیری بسیج‬ ‫اجتماعی اسالمی‪ ،‬ابتدا زمینه ی ایجاد‬ ‫نیروهای‬ ‫ِ‬ ‫یک الگوی حزب اهلل را در داخل کشور اسالمی‬ ‫ایران و پس از ان الگوبرداری این حزب از سوی‬ ‫ّ‬ ‫ملت های مسلمان و در مرحله ی سوم‪ ،‬ایجاد یک‬ ‫حزب فرا گیر و جهانگیر مستضعفین را پیشنهاد‬ ‫می دهد؛ اما در عین حال از وجود اختالف سالیق‬ ‫و وجود گروه ها در دل این حزب فرا گیر نیز استقبال‬ ‫می کند‪ .‬وجود این پرا کندگی و پذیرش اختالف‬ ‫سالیق در تمام این سه سطح‪ ،‬از سوی امام؟هر؟‬ ‫پذیرفته شده است‪ .‬برای توضیح این مطلب به‬ ‫تبیین و تشریح اراء ایشان در این زمینه می پردازیم‪.‬‬ ‫‪ -1-5‬سطح اول‪ :‬تشکیل حزب اهلل‬ ‫در جمهوری اسالمی‬ ‫امام؟هر؟ در تبیین حزب اهلل‪ ،‬هر مسلمانی که‬ ‫موازین و اصول اسالم را پذیرفته است و در‬ ‫اعمال و رفتار از انضباط دقیق شیعی برخوردار‬ ‫است را یک عضو از اعضای حزب اهلل می داند‬ ‫که تمامی دستورات این حزب و خط مشی ان‬ ‫را قران و اسالم بیان کرده است‪ .‬این حزب غیر‬ ‫از حزب های متداول امروز دنیاست (صحیفه‬ ‫امام‪ ،‬ج‪ .)408 :5‬ایشان از نهضت مردم ایران‬ ‫تحت عنوان حزب ملت مسلمان ایران و همان‬ ‫حزب اهلل یاد می کند (صحیفه امام‪ ،‬ج‪)438 :5‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪113‬‬ ‫یمدرم‪...‬یشیامن‪...‬یشیامرف‬ ‫و با تمایزگذاری بین حزب اهلل و حزب شیطان که ا کثریت هم با‬ ‫این بوده‪ ،‬بر وجود دائمی این دو اشاره نموده اند‪:‬‬ ‫ش این است که روح خداست‪ ،‬یعنی کوشش‬ ‫«حزب های الهی ‪ ،‬اثار ‬ ‫د و دعوت به خدا بکند؛ دعوت‬ ‫ان این است که دعوت ب ه خو د نکن ‬ ‫به طبیعت نکند و دعوت به الوهیت و ملکوت بکند‪ ...‬ان چیزی‬ ‫که الزم است برای همه افراد بشر‪ ،‬این است که توجه کنند که‬ ‫خودشان را در حزب خدا وارد کنند‪ ،‬انبیاء هم برای همین امدند»‬ ‫(صحیفه نور‪ ،‬ج ‪)191 :17‬‬ ‫البته امام این یگانگی اعضای حزب اهلل را نافی دسته بندی ها و‬ ‫اختالف اراء و سالیق نمی انگارد و با ان موافقت دارد‪ .‬این پذیرش‬ ‫هم نسبت به احزاب موجود است‪ .‬انجا که می فرماید‪:‬‬ ‫«این را باید تذکر بدهیم که ما گفتیم حزبی به نام «حزب مستضعفان»‬ ‫در همه دنیا‪ ،‬معنایش این نبود که حزب های صحیحی که در ایران‬ ‫است‪ ،‬نباشد‪ ...‬به معنای این نیست که در محل و در منطقه ها‬ ‫حزب نباشد؛ خیر در منطقه ها احزاب هستند و ازاد هم هستند‪،‬‬ ‫مادام که توطئه معلوم نشده است» (در جستجوی راه از کالم‬ ‫امام‪ ،‬دفتر ‪)321 :1362 ،۱۳‬‬ ‫موید دیگر برای پذیرش این اختالفات و در عین حال وحدت مسیر‬ ‫و بینش را می توان با توجه به رفتار ایشان با موضوع انشعاب در‬ ‫ّ‬ ‫تشکل سیاسی جامعه ی روحانیت یافت که امام؟هر؟ می فرماید‪:‬‬ ‫«البته دو تفکر هست‪ ،‬باید هم باشد‪ .‬دو رای هست‪ ،‬باید هم باشد‪.‬‬ ‫سلیقه های مختلف باید باشد‪ ،‬لکن سلیقه های مختلف اسباب این‬ ‫نمی شود که انسان با هم خوب نباشد‪( ».‬صحیفه نور‪ ،‬ج ‪)47 :21‬‬ ‫‪ -2-5‬سطح دوم؛ تشکیل حزب اهلل در کشورهای اسالمی‬ ‫امام؟هر؟ در ادامه ی مرحله بندی و ترسیم نقشه ی راه ّ‬ ‫تحزب‪،‬‬ ‫به ّامت اسالمی پرداخته و با بیان الگو بودن ایران اسالمی برای‬ ‫ّامت اسالمی‪ ،‬انان را به این الگوبرداری برای تشکیل حزب اهلل‬ ‫فرامی خواند‪:‬‬ ‫«تا کنون مستضعفین ّ‬ ‫متفرق بودند و با تفرقه‪ ،‬کاری انجام نمی گیرد‪.‬‬ ‫ا کنون که نمونه ای از پیوند مستضعفین در بالد مسلمین تحقق‬ ‫پیدا کرد‪ ،‬این نمونه باید در سطح وسیع تری در تمام قشرهای‬ ‫‪114‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫انسان های تاریخ حال و اینده‪ ،‬تحقق پیدا کند؛‬ ‫به اسم «حزب مستضعفین» که همان «حزب اهلل»‬ ‫است‪ .‬و موافق اراده ی خدای تبارک و تعالی است‬ ‫که مستضعفین باید وارث زمین بشوند‪ .‬ما از‬ ‫جمیع مستضعفین عالم دعوت می کنیم که با‬ ‫هم در حزب مستضعفین وارد بشوند و مشکالت‬ ‫خودشان را دسته جمعی و با اراده ی مصمم‬ ‫عمومی رفع کنند‪ .‬هر مسئله ای که در هرجا‬ ‫ّ‬ ‫و در هر ملتی پیش می اید به وسیله ی همین‬ ‫حزب مستضعفین رفع بشود‪( ».‬در جستجوی‬ ‫راه از کالم امام‪)321 :1362 ،‬‬ ‫‪ -3-5‬سطح سوم؛ تشکیل‬ ‫حزب جهانی مستضعفین‬ ‫«و من یک پیشنهادی در چند روز پیش از این‬ ‫کردم که ا گر این پیشنهاد را عمل بکنند‪ ،‬این‬ ‫اسباب این می شود که روابط ان شاءاهلل کم کم‬ ‫پیدا بشود؛ و ان ایجاد یک «حزب مستضعفین»‪،‬‬ ‫تمام مستضعفین دنیا‪ ،‬اعم از مسلم و غیر‬ ‫مسلم است‪ .‬این دولت های غیراسالمی که به‬ ‫مردم ظلم می کنند؛ ملت ها این طور نیستند‪.‬‬ ‫ً‬ ‫ملت مثال امریکا‪ ،‬ملت فرانسه‪ ،‬ان ها که ظلمی‬ ‫نمی خواهند بکنند‪ .‬اینکه ظلم می کند‪ ،‬انکه‬ ‫خالف می کند‪ ،‬دولت ها هستند‪ .‬ان ها هم‬ ‫مستضعفین شان گرفتار مستکبرین است‪ .‬ا گر‬ ‫یک حزبی در عالم پیدا بشود‪ ،‬یک حزب عالمی‪،‬‬ ‫حزب مستضعفین‪ ،‬که همان «حزب اهلل» است‪،‬‬ ‫این مشکل رفع بشود‪ .‬با رفع این دو اشکال‪،‬‬ ‫تمام مشکالت مسلمین رفع می شود؛ هیچ‬ ‫قدرتی با این قدرت ها نمی تواند مقابله بکند‪.‬‬ ‫(صحیفه امام‪ ،‬ج‪)331 :9‬‬ ‫امام ؟هر؟ هرچند معتقد به جامعیت و کمال دین و حا کم بودن دین بر تمام‬ ‫امور زندگی بودند‪ ،‬بر ضرورت مشارکت مردم در تمام ابعاد سیاسی‪ ،‬اجتماعی و‬ ‫اقتصادی تا کید می ورزید‪.‬‬ ‫‪ -6‬الزامات سیاسی اجتماعی الگوی‬ ‫احزاب در اندیشه امام خمینی؟هر؟‬ ‫‪ -1-6‬الزام مردم ساالری دینی‬ ‫باور امام؟هر؟ بر مبنای تحقق مردم ساالری اصیل‬ ‫در جامعه ی دینی است و بارها ایشان برتری‬ ‫حکومت اسالمی را بر دموکراسی یاداور شده و ان‬ ‫را دموکراسی حقیقی و درست خوانده اند (همان‪،‬‬ ‫ج‪13 :3‬و‪ .)62-64‬به نظر می رسد ایشان تمایل‬ ‫چندانی نداشتند که برای نشان دادن اهمیت‬ ‫و مدخلیت نقش مردم در سیاست و حکومت‬ ‫اسالمی از کلمه ی دموکراسی استفاده کنند و در‬ ‫ً‬ ‫عوض ترجیح می داده اند که مستقیما به الفاظ‬ ‫«ملت» و یا «مردم» متوسل شوند‪ 1.‬امام؟هر؟‬ ‫هرچند معتقد به جامعیت و کمال دین و حا کم‬ ‫بودن دین بر تمام امور زندگی بودند‪ ،‬بر ضرورت‬ ‫مشارکت مردم در تمام ابعاد سیاسی‪ ،‬اجتماعی‬ ‫و اقتصادی تا کید می ورزید (صحیفه ی نور‪ ،‬ج‪:10‬‬ ‫‪ 181‬و ج‪ )145 :3‬در کنار این‪ ،‬در جایی دیگر از‬ ‫ایشان می خوانیم‪:‬‬ ‫«ما ا گر تمام ازادی ها را به ما بدهند‪ ،‬تمام‬ ‫استقالل ها را به ما بدهند و بخواهند قران را از‬ ‫ما بگیرند‪ ،‬نمی خواهیم‪ .‬ما بیزار هستیم از ازادی‬ ‫‪ -1‬در بیست و دو جلدکتاب صحیفه ی نور‪1523 ،‬مورد لفظ «ملت» و‬ ‫‪1212‬مورد لفظ «مردم» تکرار شده است‪.‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪115‬‬ ‫یمدرم‪...‬یشیامن‪...‬یشیامرف‬ ‫منهای قران‪ ،‬ما بیزار هستیم از استقالل منهای‬ ‫اسالم‪( »...،‬هاشمی تروجنی‪.)304 :1385 ،‬‬ ‫دموکراسی مطلوب امام در مقابل خواسته های‬ ‫شرعی و قانونی مردم تسلیم است (صحیفه امام‪،‬‬ ‫ج ‪ ،1‬ص ‪ )59‬دیدگاه حا کم بر وصیت نامه ی‬ ‫حضرت امام بر این امر داللت می کند که مردم‬ ‫مسلمان مکلف به مشارکت هستند و از عباراتی‬ ‫مانند وظیفه ی شرعی‪ ،‬در توصیف چگونگی‬ ‫مشارکت بهره جسته اند‪ .‬البته باید توجه داشت‬ ‫که نگرش تکلیفی به مشارکت مردم در چارچوب‬ ‫دینی است که متناسب با توان افراد تکلیف بر‬ ‫ان ها بار می شود‪( .‬کوشکی‪ )37 :1379 ،‬با کنار‬ ‫هم قرار دادن این مجموعه گزاره ها و با مروری‬ ‫بر کتاب والیت فقیه امام؟هر؟ بدین نتیجه‬ ‫می رسیم که حضرت امام؟هر؟ در نسبت بین‬ ‫اراده ی الهی و اراده ی مردم؛ قائل به تضاد و‬ ‫تقابل نبوده اند؛ بلکه با تربیت نیروی انسانی‪،‬‬ ‫مردم را با اقناع و تبلیغ‪ ،‬به خیزش انقالبی و‬ ‫نقش افرینی سیاسی برای روی کار اوردن نظام‬ ‫و احکام اسالمی دعوت نمودند تا بین اراده ی‬ ‫مردم مسلمان و نظام برامده از اسالم‪ ،‬همگرایی‬ ‫کافی وجود داشته باشد‪ .‬لذا برایند کلی از نظر‬ ‫ایشان همان نظام جمهوری اسالمی یعنی نگاه‬ ‫توامان به مردم و به یک معنا احزاب مردمی و‬ ‫اسالم و ایفای نقش هریک در کنار دیگری است‬ ‫که البته در موارد لزوم و طبق مسائل روز‪ ،‬نظر‬ ‫دین بر نظر مردم با رضایت و پذیرش خود مردم‪،‬‬ ‫برتری داده می شود‪.‬‬ ‫‪ -2-6‬الزام جایگاه والیت فقیه‬ ‫بررسی نقش مردم در انتخاب والیت فقیه و یا‬ ‫انتصابی بودن ان و قائل بودن امام؟هر؟ به‬ ‫‪116‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫هریک از این نظریات‪ ،‬می تواند نتایج متفاوتی‬ ‫را در خصوص جایگاه و نقش مردم در سیاست‬ ‫و به دنبال ان چگونگی نقش احزاب سیاسی به‬ ‫عنوان نمایندگان مردم‪ ،‬حاصل نماید‪ .‬باید گفت؛‬ ‫حکومت و والیت فقیه‪َ ،‬ح َسب احادیث و روایات‬ ‫مختلف رسیده از معصومین؟مهع؟‪ ،‬انچنان که در‬ ‫کلمات حضرت امام؟هر؟ نیز امده است وجه‬ ‫شرعی بالترجیح نسبت به نقش مردم می یابد‪:‬‬ ‫«قضیه ی والیت فقیه یک چیزی نیست که‬ ‫مجلس خبرگان ایجاد کرده باشد‪ .‬والیت فقیه‬ ‫یک چیزی است که خدای تبارک و تعالی درست‬ ‫کرده است‪ .‬همان والیت رسول اهلل هست‪».‬‬ ‫(صحیفه امام‪ ،‬ج‪)308 :10‬‬ ‫در خصوص جایگاه تایید شار ع مقدس و نیز قبول‬ ‫مردمی نسبت به نقش افرینی حا کمیتی‪ ،‬فقیه‬ ‫جامع الشرایط نائب معصوم اینطور می فرماید‪:‬‬ ‫« ما دولت را تعیین کردیم؛ هم به حسب قانون‬ ‫ما حق داریم و هم به حسب شر ع حق داریم‪ .‬ما‬ ‫به حسب والیت شرعی که داریم و به حسب ارای‬ ‫ملت که ما را قبول کرده است‪ ،‬اقای مهندس‬ ‫بازرگان را مامور کردیم که دولت تشکیل بدهد‪.‬‬ ‫(صحیفه امام‪ ،‬ج ‪) 68 :6‬‬ ‫اما فار غ از نقش مردم در روی کار اوردن حکومت‬ ‫اسالمی‪ ،‬انان در تداوم و تقویت این حکومت نیز‬ ‫وظایفی دارند (صحیفه امام‪ ،‬ج‪)56-55 :20‬‬ ‫«حفظ اسالم یک فریضه الهی است‪ ،‬باالتر از تمام‬ ‫فرایض‪ ...‬بر همه ی ما و شما و همه ی ملت و‬ ‫همه ی روحانیون حفظ این جمهوری اسالمی از‬ ‫اعظم فرایض است» (صحیفه امام‪ ،‬ج ‪)329 :15‬‬ ‫با توجه به این گزاره ها‪ ،‬باید گفت‪ ،‬نسبت احزاب‬ ‫با والیت فقیه و نظام برامده از اسالم‪ ،‬برگرفته از‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫نسبت مردم و حکومت اسالمی‪ ،‬یک جایگاه و‬ ‫نسبت سازگار و قابل پذیرش است که بر اساس ان‪،‬‬ ‫احزاب باید نقش مهمی در ظهور‪ ،‬تقویت و استمرار‬ ‫والیت فقیه داشته باشند‪ .‬امام؟هر؟ در خصوص‬ ‫جایگاه و نسبت امام با حزب اهلل چنین می فرماید‪:‬‬ ‫«امام به معنی پیشوا و کسی که جمعی را در‬ ‫جهتی هدایت و رهبری می کند و امام بیان کننده ی‬ ‫خط مشی شیعه و حزب اهلل و رهبری کننده ی‬ ‫این تشکیالت بزرگ فرا گیر است که تمامی‬ ‫وظایف انان را از قران و سنت پیامبر اسالم در‬ ‫زمان های مختلف و شرایط مختلف اجتهاد‬ ‫و استنباط می کند و به انان ابالغ می نماید‪».‬‬ ‫(صحیفه امام‪ ،‬ج‪ 408 : 5‬و ‪)409‬‬ ‫‪ -3-6‬الزام حزبی عمل نکردن مردم‬ ‫حضرت امام؟هر؟ چند روز مانده به رفراندوم‬ ‫تعیین نظام سیاسی در ایران فرمودند‪:‬‬ ‫«شما ازادید که به هرچه بخواهید رای بدهید‪...‬‬ ‫در هرصورت شما مختارید که «اری» بگویید‬ ‫یا «نه» بگویید یا هرچه دلتان می خواهد در‬ ‫ورقه بنویسید‪ .‬کسی جلوی شما را نمی گیرد‪».‬‬ ‫(صحیفه نور‪ ،‬ج‪)221 :5‬‬ ‫«باید شماها بدون توجه به اینکه دستور کسی‬ ‫داده‪ ،‬دستور‪ ،‬کسی حق ندارد راجع به انتخابات‬ ‫بدهد‪ ،‬دستور در اجرا‪ ،‬در خوبی اجرا بله‪ ،‬وزیر‬ ‫کشور دستور می دهد که اجرا خوب بشود‪ ،‬اجرا‬ ‫اسالمی باشد‪ ،‬اما یک باالیی بخواهد به شما‬ ‫َ‬ ‫دستور بدهد که کی ا ک‪ ،‬باید وکیل بشود‪ ،‬کی ا ک‬ ‫می خواهد وکیل بشود‪ ،‬این امر نیست در اسالم‪،‬‬ ‫در ایران هم نیست‪ ... .‬پیشنهاد می کند و مردم‬ ‫مختاراند‪ .‬فرض بکنید که ا گر همه ی کسانی که‬ ‫در راس بروند‪ ،‬پیشنهاد بکنند که فالن ادم را شما‬ ‫وکیل کنید‪ ،‬لکن شما‪ ،‬به نظرتان درست نباشد‪،‬‬ ‫جایز نیست بر شما که تبعیت کنید؛ باید خودتان‬ ‫تشخیص بدهید که ادم صحیحی است تا اینکه‬ ‫بتوانید رای بدهید‪( ».‬صحیفه نور‪ ،‬ج‪)204 :18‬‬ ‫‪ -4-6‬الزام حزبی نشدن نیروهای مسلح‬ ‫«از اموری که من برای همه ی قوای مسلح الزم‬ ‫می دانم؛ عدم دخالت در امور سیاسی است‪ .‬شماها‬ ‫یک مردم صحیح‪ ،‬یک مردم صادق و صاف دل‬ ‫هستید؛ و بعضی از سیاسیونی که نفوذ پیدا‬ ‫کردند از طرف اجانب در بعضی از جاها یک مردم‬ ‫شیطانی هستند و می خواهند با همان مسائل‬ ‫شما را وارد کنند و در سیاست های شیطانی و‬ ‫افتراق بین شما بیندازند‪ .‬شما خودتان را از این‬ ‫ً‬ ‫امور کنار بکشید و ابدا گروه گرایی نکنید‪ .‬شما‬ ‫همه لشکر امام زمان هستید و همه گروه واحد‬ ‫و این گروه واحد ُجند خدا است و لشکر امام‬ ‫ً‬ ‫زمان‪ .‬ابدا اعتنا به مسائلی که طرح می شود‬ ‫در انجا نکنید‪( .‬صحیفه امام‪ ،‬ج‪)144-143 :14‬‬ ‫‪ -5-6‬الزامات جایگاه روحانیت‬ ‫یک وجه حضور علماء و فقها‪ ،‬حضور روحانیت‬ ‫به صورت عام و کلی در سیاست و اهتمام انان‬ ‫به امور مسلمین و استقرار در سنگر اسالم یعنی‬ ‫مساجد است‪ ،‬در این صورت روحانیت عهده دار‬ ‫هدایت مردم و راه بردن ان هاست‪ .‬امام؟هر؟ در‬ ‫خصوص کنار زدن روحانیت از این وظیفه خطیر‬ ‫این طور اشاره می کنند‪:‬‬ ‫«این امر را از اروپا گرفته بودند‪ ،‬ان ها هم روحانیت‬ ‫خودشان را منزوی کرده بودند تا هرکاری که‬ ‫می خواهند به سر ملت ها بیاورند و کسی نباشد‬ ‫«چرا» بگوید؛ در این جا هم‪ ،‬در مملکت ما و در‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪117‬‬ ‫یمدرم‪...‬یشیامن‪...‬یشیامرف‬ ‫بالد اسالمی هم همین نقشه بود‪ ...‬این یک‬ ‫نقشه ای بود که سال های طوالنی کشیده شده‬ ‫بود و استفاده های بزرگی هم کردند‪( ».‬صحیفه‬ ‫امام‪ ،‬ج‪ ،14‬ص‪)185‬‬ ‫ایشان در تایید دخالت روحانیت در سیاست‬ ‫به سیره پیامبر ا کرم؟ص؟ و امیرالمومنین؟ع؟‬ ‫اشاره می نمایند‪:‬‬ ‫«نمی دانند که اسالم و پیغمبر اسالم و اولیای‬ ‫اسالم با تمام قداست این مسائل را داشتند‪،‬‬ ‫تمام قداست و الوهیت محفوظ بوده است‪،‬‬ ‫معذلک می رفتند و اشخاصی که برخالف مسیر‬ ‫انسانیت هستند ان ها را دفع می کردند و سیاست‬ ‫مملکت را حفظ می کردند و منافات با قداست‬ ‫هم نداشتند ‪( »...‬صحیفه امام‪ ،‬ج‪ ،10‬ص ‪)71‬‬ ‫ایشان برای روحانیت جایگاهی واال در جامعه قائل‬ ‫بودند و این نهاد را تشکلی فراحزبی و فراجناحی‬ ‫به شمار می اوردند‪ .‬از این رو‪ ،‬فعالیت سیاسی انان‬ ‫را در قالب تحزب و احزاب سیاسی متعارف‪ ،‬نمی‬ ‫پسندیدند و با ان مخالف بودند‪ ،‬ولی با اصرار فراوان‬ ‫برخی از شا گردان خود با تاسیس حزب جمهوری‬ ‫ً‬ ‫اسالمی موافقت کردند و در واقع و اصالتا بیشتر و‬ ‫پیش تر از تایید و تشکیل این حزب‪ ،‬سران اصلی‬ ‫ان را که از دست پروردگان خود می شمردند‪ ،‬تایید‬ ‫نمودند و در نهایت به توصیه ایشان و موافقت‬ ‫مسئولین‪ ،‬حزب مزبور نیز بنا به مصالح کشور و‬ ‫انقالب‪ ،‬تعطیل شد‪( .‬اخوان کاظمی‪)46 :1386 ،‬‬ ‫‪118‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫‪ -6-6‬الزام به تمایز بین احزاب‬ ‫اسالمی و غیراسالمی‬ ‫امام؟هر؟ احزاب عاری از حمایت مردم را مردود‬ ‫می داند و از سویی مردم را از احزاب غیر اسالمی‬ ‫برحذر می دارند که نتیجه ی ان باز هم عدم‬ ‫حمایت و تایید احزاب غیراسالمی است‪ .‬ایشان در‬ ‫بیانی از ورود مردم به این احزاب تحذیر می دهد‬ ‫و نتیجه ی کار این احزاب را ازادی منهای قران و‬ ‫استقالل منهای اسالم و اسالم منهای روحانیت‬ ‫دانسته اند که از ان ابراز بیزاری کرده اند و ان را خیانت‬ ‫می دانند‪( .‬صحیفه امام‪ ،‬ج‪ )486-485 :7‬بعد از‬ ‫بیان این تمایز‪ ،‬امام؟هر؟ به نوع رفتار مناسب با‬ ‫این احزاب و گروه ها اشاره می نمایند‪:‬‬ ‫«ما دلمان می خواهد که کسانی که قلم دارند‪،‬‬ ‫کسانی که عرض می کنم که به خیال خودشان‬ ‫«روشنفکر» هستند‪ ،‬کسانی که جبهه ها تشکیل‬ ‫دادند‪ ...‬ما میل داریم که با مالیمت با ان ها رفتار‬ ‫کنیم؛ لکن باید دست از کار خودشان بردارند‪.‬‬ ‫ّ‬ ‫مسیر ملت معلوم است‪ ،‬یک چیزی نیست که‬ ‫مجهول باشد‪ .‬همه ی کسانی که بر اوضاع ایران‬ ‫ّ‬ ‫مطلع هستند‪ ،‬همه می دانند که این ملت چه‬ ‫می خواهد‪ ،‬بر کسی پوشید ه نیست‪ .‬به خارجی ها‪،‬‬ ‫داخلی ها‪ ،‬به احزاب‪ ،‬به همه‪ ،‬پوشیده نیست که‬ ‫این ملت انی که می خواهد‪ ،‬جمهوری اسالمی‬ ‫می خواهد‪ .‬اسالم را می خواهد این ملت‪»....‬‬ ‫(صحیفه امام‪ ،‬ج‪)300-298 :9‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫جمع بندی‬ ‫امام خمینی؟هر؟ به علت مالحظات خاص اسالمی‬ ‫و جایگاهی که دین مبین اسالم برای مردم قائل‬ ‫شده‪ ،‬به نقش مردم و وظیفه ایشان در حکومت از‬ ‫یک سو و به نقش حاکم اسالمی در تربیت سیاسی و‬ ‫دینی مردم به صورت توامان توجه داشته اند و بر این‬ ‫اسالمیمطلوبخودراطوریسامان‬ ‫اساس‪،‬حکومت‬ ‫ِ‬ ‫می دهند که در مقایسه با دموکراسی های معاصر‪،‬‬ ‫ً‬ ‫کامال متفاوت است‪ .‬در حکومت امام؟هر؟ مردم‬ ‫در نقش تحقق بخشی حکومت نائب معصوم؟ع؟‪،‬‬ ‫نقشی جدی داشته و برای ثبات و استمرار ان نیز‬ ‫وظیفه ای مهم بر عهده دارند‪ ،‬در ّ‬ ‫حدی که با کنار‬ ‫رفتن مردم‪ ،‬ان حکومت خود به خود سقوط می کرده‬ ‫است؛ چرا که به باور و گفته امام؟هر؟ ایشان در پی‬ ‫تحمیلبرمردمنبودهونیستند‪.‬ایشاننسبتاحزاب‬ ‫را با مردم به صورتی مساوی دانسته و احزابی که‬ ‫مردمی باشند را مورد تایید قرار داده اند؛ چرا که مردم‬ ‫ّ‬ ‫مسلمان متشکل‪ ،‬هویتی جدای از اسالم ندارند‪.‬‬ ‫ً‬ ‫احزاب نمایشی و صرفا نخبگانی‪ ،‬نمی توانند حزب‬ ‫موردنظر امام؟هر؟ باشند‪ .‬بر اساس نگاه ایشان‪،‬‬ ‫احزاب ّ‬ ‫متکثر و مختلف‪ ،‬تا زمانی که اهداف پیش گفته‬ ‫و شرایط و هنجارهای موردنظر ایشان و قانون اساسی‬ ‫را رعایت نمایند‪ ،‬می توانند به فعالیت بپردازند و با اغاز‬ ‫این هنجارشکنی ها نیز‪ ،‬باید ابتدا با روش های مالیم‬ ‫و تبلیغی‪ ،‬انان را به توبه و بازگشت دعوت نمود و در‬ ‫صورت ادامه ی این موضوع با انان برخوردهای قهری‬ ‫نمود‪ .‬امام؟هر؟ به جهت تاریخی احزاب را زاییده‬ ‫استعمار دانسته و سابقه بد احزاب را نیز محصول‬ ‫تولیدکنندگانش می داند‪ .‬در تبیین حزب مطلوب‬ ‫در تبیین حزب مطلوب؛ امام ؟هر؟ به چیزی شبیه دوگانه امام و امت تحت عنوان‬ ‫حزب اهلل اشاره می نماید که بعلی رغم اختالف سالیق در طیف های این حزب‪،‬‬ ‫همگی در یک مسیر و تحت رهبری یک امام‪ ،‬هدایت شده و به پیش می روند‪.‬‬ ‫امام در تبیین این حزب‪ ،‬برای ان سطوحی در قالب ایران اسالمی‪ ،‬کشورهای‬ ‫اسالمی و در مرحله ی سوم؛ کشورهای جهان را در نظر می گیرد‪.‬‬ ‫امام؟هر؟ می توان به مفهومی شبیه دوگانه امام و‬ ‫ّامت تحت عنوان حزب اهلل اشاره نمود که علیرغم‬ ‫اختالف سالیق در طیف های این حزب‪ ،‬همگی‬ ‫در یک مسیر و تحت رهبری یک امام‪ ،‬هدایت‬ ‫شده و به پیش می روند‪ .‬امام؟هر؟ در تبیین این‬ ‫حزب‪ ،‬برای ان سطوحی در قالب ایران اسالمی‪،‬‬ ‫کشورهای اسالمی و در مرحله ی سوم‪ ،‬کشورهای‬ ‫جهان را در نظر می گیرد‪.‬‬ ‫منابع‬ ‫‪ -1‬مرکز مدارک فرهنگی انقالب اسالمی (‪ ،)1361‬صحیفه ی نور مجموعه ی‬ ‫رهنمودهای امام خمینی (مدظله العالی)‪ ،‬تهران‪ :‬انتشارات شرکت سهامی‬ ‫چاپخانه وزارت ارشاد اسالمی‪22 ،‬جلد‬ ‫‪ -2‬گروه تحقیقات سیاسی اسالم (‪ ،)1379‬مولفه های اندیشه سیاسی‬ ‫امام خمینی؟هر؟‪ ،‬تهران‪ :‬پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی‬ ‫‪ -3‬موسسه تنظیم و نشر اثار امام خمینی(س)‪ ،)1378( ،‬صحیفه امام(بیانات‪،‬‬ ‫پیام ها‪ ،‬مصاحبه ها‪ ،‬احکام‪ ،‬اجازات شرعی و نامه ها)‪ ،‬تهران‪ :‬سازمان چاپ‬ ‫و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسالمی‪.‬‬ ‫‪ -4‬کوشکی‪ ،‬محمد صادق (‪« ،)1379‬تامالتی در اندیشه سیاسی امام‬ ‫خمینی»‪ ،‬تهران‪ :‬مرکز اسناد انقالب اسالمی‬ ‫‪ -5‬موسسه تنظیم و نشر اثار امام خمینی(س)(‪« ،)1380‬ازادی در اندیشه‬ ‫امام خمینی»‪ ،‬تهران‪ :‬موسسه تنظیم و نشر اثار امام خمینی؟هر؟‬ ‫‪ -6‬موسسه تنظیم و نشر اثار امام خمینی(س) (‪ ،)1379‬جایگاه مردم در‬ ‫نظام اسالمی از دیدگاه امام خمینی؟هر؟‪ ،‬تهران‪ :‬موسسه تنظیم و نشر‬ ‫اثار امام خمینی؟هر؟‪.‬‬ ‫‪ )1362( -7‬در جستجوی راه از کالم امام‪ ،‬دفتر سیزدهم‪ :‬گروه های سیاسی‪،‬‬ ‫چاپ اول‪ ،:‬تهران‪ :‬امیرکبیر‬ ‫‪ -8‬موسسه فرهنگی هنری قدر والیت (‪ ،)1390‬درامدی برسیره سیاسی‬ ‫حضرت امام خمینی؟هر؟‪ ،‬تهران‪ :‬قدر والیت‬ ‫حسنی‪ ،‬محمد حسن (‪ ،)1378‬نوسازی جامعه از دیدگاه امام خمینی(س)‪،‬‬ ‫تهران‪ :‬موسسه تنظیم و نشر اثار امام خمینی؟هر؟‬ ‫‪ -9‬خمینی‪ ،‬روح اهلل (‪ )1379‬والیت فقیه؛ حکومت اسالمی (تقریر بیانات‬ ‫امام خمینی؟هر؟‪ ،‬تهران موسسه تنظیم و نشر اثار امام خمینی؟هر؟‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪119‬‬ ‫احمد شریعتمداری‬ ‫پژوهشگر هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫ݐ‬ ‫ݨ‬ ‫ݡیݤ‬ ‫ٮ ݐ ݦ گ�ش�ت م�ن‬ ‫ݣسیݣں ݣ ݣب� ݣ ݣوݣ ݤݤ‬ ‫ى‬ ‫س‬ ‫ݡس‬ ‫ݡٮ ݣ ݫݣݔ ݣا ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ‬ ‫کظ ݣ �ن�ق ݫ ݫ ݫݣݓ ݣ ݣ ݤݣ‬ ‫ݫݬݓ ݣ ݣار �ن ٮݣ ݫݓ ݣه ݣ ا ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ‬ ‫ا�ن ى ݒݩ ه�مع� ݠاݤ ݤݤ‬ ‫ٮ ݑ ݦ ه� ح �ز‬ ‫ݣدر ݤݣ ݣ ݭݫدݣݫݭݔسه ݣرݣ ݣ ݣ ݣ�ب ݣ ݣر ݣ ݣ ݣ ݣ ݤݣ ݣمݣ ݣ ݣ ݣالݣ ݤ‬ ‫ݣی ݣݣح ݣ ݬݓݣٮ ݣ ݣ‬ ‫ݣی ݣ ݬݓ ا ݣر ݣ ݣ‬ ‫ݫݬݓاݣ ݫݭݔݣىݡسٮ ݣه ݣاهݣ ݣ‬ ‫‪ ‬در بازاریابی سیاسی برای رسیدن به موفقیت های سیاسی‪ ،‬دسترسی به احزابی که سازمانی‬ ‫نیرومند دارند و برخوردار از منابع مناسب هستند توصیه می شود‪ .‬ماشین سیاسی بزرگی که‬ ‫تحقق همه مراحل و ابعاد بازاریابی سیاسی در بستر ان راحت تر تلقی کند‪ .‬با حزب‪ ،‬منابع و ابزار‬ ‫ان‪ ،‬تحلیل بازار سیاسی‪ ،‬توسعه استراتژیک محصول سیاسی و برندسازی‪ ،‬متعادل سازی مولفه‬ ‫رهبری‪ ،‬بازاریابی پول‪ ،‬مدیریت و توسعه فعالیت داوطلبان‪ ،‬برقراری ارتباطات سیاسی‪ ،‬برگزاری‬ ‫کمپین انتخاباتی و بعد از دستیابی به قدرت‪ ،‬مدیریت انتقال و مانند این موارد راحت تر خواهد‬ ‫بود‪ .‬حتی می توان ادعا کرد که در دنیای رقابت های سیاسی امروز‪ ،‬بدون حزب نمی توان به برخی‬ ‫از این مطلوب های سیاسی دست یافت‪.‬‬ ‫‪ ‬امروزه دو نوع تعریف و زاویه نگاه به حزب در جامعه شناسی سیاسی مرسوم است؛ حزب را هم‬ ‫می توان «نهادی و ساختاری» تعریف کرد که بر این اساس در حزب‪ ،‬افراد به عنوان بازیگران سیاسی‬ ‫جمعی ایفای نقش می کنند‪ .‬افرادی که انگیزه سیاسی دارند وقتی که امکانات خود را روی هم‬ ‫می گذارند و برای به دست اوردن قدرت سیاسی رقابت می کنند‪ ،‬احزاب سیاسی را به وجود می اورند‪.‬‬ ‫با این تعریف‪ ،‬وجود اشکال حکومتی الیگارشی رقابتی یا دموکراسی نمایندگی تعبیرپذیر است‪ .‬در‬ ‫تعاریف «کارکردی» هم‪ ،‬احزاب سیاسی به عنوان مجموعه هایی سیاسی مفهوم بندی می شوند که‬ ‫‪120‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫‪reappearance313@gmail.com‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫کار تجمیع و تنظیم مطالبات سیاسی یا به بیان‬ ‫امروزی‪ ،‬وظیفه رفع موانع پیش روی انتخاب‬ ‫اجتماعی و اقدام دسته جمعی را بر عهده دارند‬ ‫(نش و اسکات‪ ،‬راهنمای جامعه شناسی سیاسی‪،‬‬ ‫‪212 :1388‬ـ‪.)213‬‬ ‫در توصیف کالسیک علوم سیاسی‪ ،‬احزاب‬ ‫سیاسی جدید‪ ،‬سازمان های باثباتی هستند‬ ‫که همراه با توسعه حق رای همگانی شکل‬ ‫گرفتند و از اواخر قرن نوزدهم میالدی به صورت‬ ‫سازمان های سراسری و غیروابسته به اشخاص‬ ‫درامدند که دیگر به بنیانگذاران خود وابسته‬ ‫نبودند و به طور مشخص از طریق تکیه بر رای‬ ‫مردم در پی کسب قدرت بودند‪ .‬این تشکل ها از‬ ‫قرن نوزدهم وارد صحنه سیاسی جوامع اروپای‬ ‫غربی شدند‪ .‬از ان پس‪ ،‬این احزاب به سرعت بر‬ ‫ً‬ ‫زندگی سیاسی غلبه یافته‪ ،‬تقریبا ان را در انحصار‬ ‫خود دراوردند‪ .‬ویژگی بارز احزاب جدید‪ ،‬سازمان‬ ‫ان ها بود وگرنه گروه های سیاسی مشابه ان در‬ ‫گذشته نیز وجود داشت‪ .‬در اغاز هیچ کس نظر‬ ‫خوشی نسبت به ان ها نداشت و همه‪ ،‬ان ها را‬ ‫مایه تفرقه و تشنج می پنداشتند‪ ،‬اما ضرورت و‬ ‫پیچیدگی و تخصصی شدن زندگی سیاسی راه را‬ ‫برای ان ها هموار ساخت (نقیب زاده‪ ،‬درامدی‬ ‫بر جامعه شناسی سیاسی‪ .)202 :1385 ،‬اما‬ ‫امروزه با توجه به دولتی شدن فرایند احزاب‬ ‫سیاسی و حزبی شدن دولت های غربی‪ ،‬دیگر‬ ‫از احزاب سیاسی به عنوان نهادهایی مردمی‬ ‫در جهت دموکراتیزاسیون و لیبرالیزاسیون‬ ‫جامعه و دولت نام برده نمی شود‪ .‬با وجود انکه‬ ‫احزاب سیاسی هیچگاه نتوانستند پاسخگوی‬ ‫نیازها و انتظاراتی که از ان ها می رفت باشند؛‬ ‫امروزه دیگر احزاب در غرب به منزله مقام حد واسط میان دولت و مردم عمل‬ ‫نکرده‪ ،‬بلکه حتی به جدایی هر چه بیشتر دولت ها از توده های مردم دامن می زنند‪.‬‬ ‫لکن نبود ان ها‪ ،‬دموکراسی را با چالش مواجه‬ ‫می سازد؛ هر چند که بود ان ها نیز مانعی در‬ ‫مقابل گسترش پلورالیسم است‪ .‬در واقع‬ ‫احزاب سیاسی با انحصارطلبی قدرت‪ ،‬مجال‬ ‫هرگونه رقابت را از سایر جریانات‪ ،‬سازمان های‬ ‫هواخواه و گروه های سیاسی سلب کرده اند‪.‬‬ ‫در این شرایط‪ ،‬صحبت از بنیانی است که با‬ ‫سلب اراده سیاسی از مردم‪ ،‬اقدام به مونوپولیزه‬ ‫کردن حزب ساالر قدرت سیاسی می کند‪ .‬امروزه‬ ‫دیگر احزاب در غرب به منزله مقام حد واسط‬ ‫میان دولت و مردم عمل نکرده‪ ،‬بلکه حتی به‬ ‫جدایی هر چه بیشتر دولت ها از توده های مردم‬ ‫دامن می زنند‪ .‬بر این اساس‪ ،‬گزاره شاخص‬ ‫احزاب دولتی و دولت های حزبی به خوبی‬ ‫بیان کننده وضعیت کنونی تحزب در غربی‬ ‫است که «پارتیتوکراسی» به تدریج دموکراسی‬ ‫را به انزوا کشانده است (طباطبائی‪ ،‬بنیان‬ ‫دولت حزب ساالر و تعامل میان دموکراسی و‬ ‫پارتیتوکراسی‪.)76 :1394 ،‬‬ ‫‪ ‬با ذکر این مقدمه و بیان اهمیت موضوع حزب‪،‬‬ ‫بار دیگر سوال قدیمی ولی با پاسخی نه چندان‬ ‫روشن در فضای فلسفه سیاسی و جامعه شناسی‬ ‫سیاسی امروز ایران احیا می شود که حزب در نگاه‬ ‫و اندیشه بزرگان سیاست امروز ما چه جایگاهی‬ ‫دارد؟ در ذیل به وا کاوی اجمالی این مفهوم در‬ ‫نگاه رهبر معظم انقالب می پردازیم‪.‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪121‬‬ ‫یوبن یسایس کسانم هب تشگزاب‬ ‫فعالیت احزاب در جمهوری اسالمی باید تبعی و با غایت تمهید برای حضور این چنینی از مشارکت مردم باشد‪ .‬در این فضا‪ ،‬احزاب نه با حمایت‬ ‫مالی باندهای ثروت و قدرت‪ ،‬بلکه با نیروهای اجتماعی خود و با تولید سرمایه ی اجتماعی واقعی می توانند در این رقابت موثر باشند‪.‬‬ ‫حزب مطلوب از دیدگاه رهبری‬ ‫ساخت مطلوب حکومت حزب از دیدگاه رهبر‬ ‫انقالب‪ ،‬همراه با عبور از دو رویکرد معروف در‬ ‫حوزه جامعه شناسی سیاسی (توده گرایی و‬ ‫نخبه گرایی) است‪ .‬نه بسیج کور اجتماعی با‬ ‫مولفه های شخصیتی مولد قدرت کاریزما صورت‬ ‫می پذیرد و نه الیگارشی های حزبی و نخبگان‬ ‫پرا کنده در حوزه های مختلف جامعه‪ ،‬چر خ های‬ ‫جامعه را به حرکت وا می دارند‪.‬‬ ‫در مردم ساالری دینی‪ ،‬اراده عمومی مردم با‬ ‫حرکت دائمی و نهادینه شده مبتنی بر نقشه‬ ‫عقالنیت مبنا تبلور می یابد که در انواع مشارکت‬ ‫سیاسی قالب رفتاری پیدا می کند‪ .‬این عقالنیت‬ ‫در مناسبت خاص خود با والیت‪ ،‬جهت دهی‬ ‫می شود‪ .‬این مدل را نمی توان در الگوی متعارف‬ ‫نخبه گرایی و توده گرایی ارزیابی کرد و نظام نظری‬ ‫و عملی خاص خود را دارد‪ .‬مبدا حکومت‪،‬‬ ‫غایت و اشکال تحقق ان متفاوت از نمونه های‬ ‫غیراسالمی حکومت است‪.‬‬ ‫تصمیم ها در مردم ساالری دینی با خواست واقعی‬ ‫مردم گرفته می شود و چون روش عقالنی برای‬ ‫ارزیابی وجود دارد و جهت گیری ها با راهنمایی های‬ ‫والیی معین شده و تصمیمات مردمی در جهت‬ ‫اراده الهی اخذ می شود‪:‬‬ ‫‪122‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫انتخابات نظام جمهورى اسالمى این جور‬ ‫«در‬ ‫ِ‬ ‫نیست‪ .‬اینجا مردم اند که دارند تصمیم می گیرند‪،‬‬ ‫مردم اند که دارند تشخیص می دهند‪ .‬ممکن‬ ‫است این تشخیص یکجا درست باشد‪ ،‬یکجا‬ ‫غلط باشد ـ بحث در این نیست ـ اما تصمیم گیر‪،‬‬ ‫خود مردم هستند‪ .‬پشت سر ارای مردم‪ ،‬ارای‬ ‫باندهاى قدرت و ثروت و این ها قرار ندارد‪ .‬در‬ ‫ً‬ ‫این انتخابات‪ ،‬واقعا احترام به رای مردم است؛‬ ‫احترام به تشخیص مردم است‪ .‬باید در مقابل‬ ‫این تشخیص تسلیم شد‪ .‬این یک مسئله است»‬ ‫(بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری‪،‬‬ ‫‪.)1388/12/6‬‬ ‫به نظر می رسد که فعالیت احزاب در جمهوری‬ ‫اسالمی باید تبعی و با غایت تمهید برای حضور‬ ‫این چنینی از مشارکت مردم باشد‪ .‬در این‬ ‫فضا‪ ،‬احزاب نه با حمایت مالی باندهای ثروت‬ ‫و قدرت‪ ،‬بلکه با نیروهای اجتماعی خود و با‬ ‫تولید سرمایه اجتماعی واقعی می توانند در این‬ ‫رقابت موثر باشند‪.‬‬ ‫ایت اهلل خامنه ای با تعریف نوینی که از حزب‬ ‫و کارکردهای ان ارائه می دهند‪ ،‬موافقت خود‬ ‫را با این پدیده سیاسی در سال های ابتدایی‬ ‫انقالب اعالم می کنند‪ .‬در واقع انچه رهبری در‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫ایشان حزب را دامنه اجتماعی یافتن حرکت افرادی می داند که خودشان در مسیر هدفگذاری شده در حرکتند‪ .‬این دامنه با ابزار انسجام‪ ،‬موجد‬ ‫حرکت اجتماعی می شود‪ .‬از این رو‪ ،‬حزب اهداف و حتی روش های کامال منفک و جدا از انچه افراد می خواهند ندارد‪.‬‬ ‫ابتدای انقالب حزب می دانند‪ ،‬حزب به معنای‬ ‫مصطلح در نظریه سیاسی مدرن نیست‪ .‬در‬ ‫واقع در دوران نهضت انقالب اسالمی و اوایل‬ ‫جمهوری اسالمی‪ ،‬حضور پرتکاپوی دسته ها و‬ ‫احزاب سیاسی گونا گون که در دامنه ای غیر از‬ ‫نیروهای انقالبی قرار می گرفتند‪ ،‬ایجاب می کرد‬ ‫که نیروهای انقالبی نیز به برپایی یک گروه‬ ‫اجتماعی برای فعالیت های سیاسی دست یازند‬ ‫که به حزب جمهوری مشتهر شد‪.‬‬ ‫می توان از شواهد این مهم که حزب مدنظر‬ ‫رهبری انقالب با پارتی در نظام سیاسی غرب‬ ‫متفاوت است‪ ،‬به نوعی احاطه و شمولیتی که‬ ‫این حزب برای نیروهای انقالبی داشت اشاره‬ ‫کرد که نشان از عدم هدف گذاری ان برای کارکرد‬ ‫رقابت سیاسی دارد‪.‬‬ ‫ایت اهلل خامنه ای‪ ،‬در اوایل پیروزی انقالب که‬ ‫به عنوان نماینده امام در دانشگاه تهران حضور‬ ‫یافته بودند و به سواالت پاسخ می دادند‪ ،‬در‬ ‫یکی از جلسات پاسخ به پرسش که در بهمن‬ ‫ماه ‪ 1358‬به سواالت متعددی پاسخ داده اند‬ ‫و در روزنامه جمهوری اسالمی مورخ سه شنبه‬ ‫دوم بهمن ماه منتشر شد‪ .‬در بخشی از ان که‬ ‫دربردارنده دیدگاه معظم له درباره تحزب و جایگاه‬ ‫ان در اسالم و نیز تبیین نقش حزب جمهوری‬ ‫اسالمی در اوایل پیروزی انقالب می باشد‪ ،‬ایشان‬ ‫حزب را این گونه تعریف می کنند‪:‬‬ ‫«برداشت ما از حزب این است‪ :‬تشکیالت و‬ ‫سازماندهی دادن به تمام نیروهای فعال‪ .‬ما‬ ‫گفتیم که حزب باید نیروهای بالفعل را منسجم‬ ‫کند و نیروهای حرکت دار را در حرکتشان شتابنده‬ ‫کند و نیروهای بالقوه را به فعل دراورد» («حزب‬ ‫از دیدگاه ایت اهلل خامنه ای»‪ ،‬نشریه یاد‪ ،‬بهار تا‬ ‫زمستان ‪ :1378‬صفحه ‪.)265‬‬ ‫این تعریف به وضوح نشان می دهد که تایید‬ ‫ایشان نسبت به حزب‪ ،‬با تعریفی نوین از این‬ ‫پدیده سیاسی همراه است‪ .‬ایشان حزب را‬ ‫دامنه اجتماعی یافتن حرکت افرادی می داند‬ ‫که خودشان در مسیر هدف گذاری شده در‬ ‫حرکتند‪ .‬این دامنه با ابزار انسجام‪ ،‬موجد حرکت‬ ‫اجتماعی می شود‪ .‬از این رو‪ ،‬حزب اهداف و‬ ‫ً‬ ‫حتی روش های کامال منفک و جدا از انچه افراد‬ ‫می خواهند ندارد‪.‬‬ ‫در جایی دیگر‪ ،‬تعریف مدنظر ایشان از حزب‬ ‫این گونه است‪:‬‬ ‫«حزب عبارت است از یک گروه متشکل و‬ ‫منظم و هماهنگ در حرکت‪ ،‬در جهت گیری‪،‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪123‬‬ ‫یوبن یسایس کسانم هب تشگزاب‬ ‫در عمل و در ذهنیت‪ ...‬یعنی یک ارگانیزم‪...‬‬ ‫یک پیکر واحد‪ ...‬تشکل و سازمان یافتگی‬ ‫یک عده انسان» (بیانات در حزب جمهوری‬ ‫اسالمی ‪1358‬؛ برگرفته از کتابچه نقش تشکل‬ ‫در تداوم انقالب)‪.‬‬ ‫ایشان این نوع از تحزب را در مناسک سیاسی‬ ‫نبوی و علوی قابل مشاهده می دانند و معتقدند‬ ‫که از اول اسالم تا دوران حکومت های اسالمی‬ ‫حزب وجود داشته است که برای نمونه به حزب‬ ‫مسلمانان مکه در زمان حضور رسول اهلل؟ص؟ در‬ ‫این شهر اشاره می کنند که زیرزمینی و تشکیالتی‬ ‫کار می کرده اند‪ .‬ایشان حتی جریان تشیع را‬ ‫«حزب ائمه اطهار» می دانند («حزب از دیدگاه‬ ‫ایت اهلل خامنه ای»‪ ،‬نشریه یاد‪ ،‬بهار تا زمستان‬ ‫‪ :1378‬صفحه ‪.)266‬‬ ‫ایت اهلل خامنه ای به وضوح کارویژه حزب را‬ ‫حرکت جمعی در مسیر هدایت و تبلیغ گفتمان‬ ‫امام محور می دانند و بهره وری حزب را منوط به‬ ‫امکان عدم اشتغال به کارهای اجرایی می دانند‪.‬‬ ‫این مهم؛ تفاوت مهم حزب مطروح در این بیانات‬ ‫و حزب در معنای غربی را می رساند‪ .‬ایشان حتی‬ ‫حرکت تبلیغاتی برای قدرت گرفتن حزب را نیز‬ ‫ضروری نمی دانند و اشاره می نمایند که حزب‬ ‫جمهوری اسالمی کمترین تبلیغات را در دوران‬ ‫انتخابات ریاست جمهوری داشته است («حزب‬ ‫از دیدگاه ایت اهلل خامنه ای»‪ ،‬نشریه یاد‪ ،‬بهار تا‬ ‫زمستان ‪ :1378‬ص ‪.)267‬‬ ‫‪124‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫رهبر معظم انقالب‪ ،‬حسن بزرگ و ویژگی بسیار‬ ‫مهم جنبش اسالمی به رهبری امام را این می داند‬ ‫که دیوارها و فاصله ها از میان گروه ها برداشته‬ ‫شد‪ .‬یعنی امام و رهبر این ملت‪ ،‬این هنر بزرگ‬ ‫را کرد و داشت که توانست همه این دیوارهایی‬ ‫را که منطقه زیست ذهنی و سیاسی انقالبیون‬ ‫را به مناطق کوچک تقسیم کرده بود از میان‬ ‫بردارد؛ یک صحنه وسیعی‪ ،‬یک پهنه گسترده ای‬ ‫به وجود اورد‪ .‬در ادامه به نوعی از ضرورت حفظ‬ ‫این فضا سخن می گویند و کارکرد رقابتی احزاب‬ ‫لیبرال دموکرات را زیر سوال می برند‪:‬‬ ‫«حاال ما امده ایم این پهنه وسیع را از نو داریم‬ ‫تقسیم بندی و دیوارکشی می کنیم! این کار چه‬ ‫فایده ای دارد؟ و چه ضرورتی هست که ما یک‬ ‫فضای وسیع را که هم از نور برخوردار است و‬ ‫هم از گرمای مطبوع و هم از نسیم حیات بخش‪،‬‬ ‫تقسیم کنیم به حفره ها و خانه ها و منطقه های‬ ‫کوچک و محدود که نه روشنایی دارد و نه گرما‬ ‫و نه نسیم فر ح افزا؟ ما ضابطه ای برای وحدت و‬ ‫ضابطه ای برای جدایی داریم؛ این ضابطه ها را‬ ‫پیدا کنیم و با برادران متحد بشویم» (بیانات در‬ ‫‪ 15‬خرداد ‪ 1358‬در جمع انجمن های اسالمی؛‬ ‫برگرفته از کتابچه نقش تشکل در تداوم انقالب)‪.‬‬ ‫ایشان در پاسخ به این سوال که چرا حزب‬ ‫جمهوری اسالمی را علی رغم وحدت عمومی پیش‬ ‫از انقالب تاسیس کردند و ایا این اقدام به مثابه‬ ‫گزینش برخی از میان سایر افراد نیست؟ پاسخ‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫می دهند که تشکیل حزب چهار مزیت دارد و‬ ‫نیل به این مزیت ها موجد حزب جمهوری شد‪:‬‬ ‫«ان چیزی که می تواند همه نیروها را در یک‬ ‫جهت حرکت بدهد و نیز می تواند نیروهای خفته‬ ‫و مرده را زنده کند و به نشاط بیاورد و نیروهای‬ ‫بالقوه را بالفعل کند‪ ،‬توی این کوچه و بازار‪ ،‬توی‬ ‫این خانه ها‪ ،‬حتی توی این دانشگاه ها‪ ،‬حتی‬ ‫توی این مدارس دینی‪ ،‬خیلی نیروهای بالقوه‬ ‫خوابیده بود‪ ،‬این ها باید بالفعل بشوند یعنی به‬ ‫صحنه کشانده بشوند و نیز می تواند نیروهای‬ ‫کم کار و را کد را شتابنده کند و فعالیت بدهد‬ ‫و باالخره می تواند از انحراف نیروها جلوگیری‬ ‫کند؛ چیزی که این چهار خاصیت و این چهار‬ ‫هنر را دارد چیست؟ یک سازمان و یک تشکل‬ ‫سیاسی!» (بیانات در ‪ 15‬خرداد ‪ 1358‬در جمع‬ ‫انجمن های اسالمی؛ برگرفته از کتابچه نقش‬ ‫تشکل در تداوم انقالب)‪.‬‬ ‫ً‬ ‫مشخصا رهبر معظم انقالب‪ ،‬در ابتدای انقالب‬ ‫به وضوح به وضع معنای نوین از حزب و‬ ‫معادل بخشی معنایی ان با تشکیالت می پردازند‬ ‫که البته این مسیر فکری قطع نشد و ایشان‬ ‫بازطراحی نوعی تشکیالت حزبی با اقتضائات‬ ‫اسالمی را ضروری می دانند‪ .‬اما در عین حال‪،‬‬ ‫حرکت فکری و بیانی رهبر معظم انقالب در‬ ‫دهه هفتاد و هشتاد به طور ویژه به سمت طرد‬ ‫حزب ساالری غربی در فضای فکری و سیاسی‬ ‫ایران معطوف می شود‪.‬‬ ‫مشخصا رهبر معظم انقالب ابتدای انقالب بازطراحی نوعی تشکیالت حزبی با‬ ‫اقتضائات اسالمی را ضروری می دانند‪ .‬اما در عین حال‪ ،‬حرکت فکری و بیانی رهبر‬ ‫معظم انقالب در دهه هفتاد و هشتاد به طور ویژه به سمت طرد حزب ساالری‬ ‫غربی در فضای فکری و سیاسی ایران معطوف می شود‪.‬‬ ‫حزب و حزب ساالری مطرود‬ ‫از دیدگاه رهبری‬ ‫در دهه دوم انقالب که ادبیات سیاسی کشور‬ ‫با انبوهی از واژ گان سیاسی رایج در لیبرال‬ ‫دموکراسی احاطه می شود و اهمیت توسعه‬ ‫سیاسی با نقش افرینی احزاب مطرح می شود‪،‬‬ ‫وا کنش رهبر انقالب به مفهوم تحزب (در معنای‬ ‫رایج غربی)‪ ،‬همراه با تایید مطلق نیست و از‬ ‫مجرای تجربه های سیاسی موفق داخلی در‬ ‫نهضت امام خمینی و تجربه ناموفق و دروغین‬ ‫غربی در کارکردهای ارزش محور حزب ساالری‪،‬‬ ‫به تبیین کارکردهای بایسته احزاب و فهم نوین‬ ‫از حرکت سیاسی جمعی می پردازند‪:‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪125‬‬ ‫یوبن یسایس کسانم هب تشگزاب‬ ‫رهبری معظم انقالب حتی امام خمینی را در اغلب موارد واجد تردید نسبت به‬ ‫انگیزه گروه های سیاسی معرفی می کنند که از بده بستان های سیاسی ان ها دوری‬ ‫می گزید و با مردم همیشه صادقانه و دلسوزانه سخن می گفت‪.‬‬ ‫عدم اتکای نهضت امام‬ ‫خمینی بر حزب ساالری‬ ‫ایت اهلل خامنه ای‪ ،‬رمز پیروزی نهضت امام‬ ‫خمینی؟هر؟ را در الفت میان نیروهای انقالب و‬ ‫حرکت جمعی در راه رسیدن به حبل اهلل می دانند‬ ‫و بیان می کنند‪:‬‬ ‫تدریج یاس‪ ،‬دل ها را فرا گرفت‪ .‬ان نیرویی که‬ ‫می توانست در مقابل رژیم پهلوی به معنای‬ ‫واقعی کلمه بایستد‪ ،‬ملت بود؛ یعنی باید همه‬ ‫ملت به صحنه می امد تا می توانست رژیم فاسد‬ ‫و وابسته و دیکتاتور و ظالم پهلوی و پشت سرش‬ ‫امریکا را شکست دهد‪ ،‬هیچ کانون و مرکزی در‬ ‫ایران وجود نداشت که بتواند ملت را بسیج کند؛‬ ‫مگر روحانیت و پرچم داران دین با شعار دین‪.‬‬ ‫در کشور ما این یک تجربه طوالنی است‪ ...‬در‬ ‫قضیه مشروطه ا گر علما نبودند مشروطیت به‬ ‫وجود نمی امد و به پیروزی نمی رسید‪ ...‬در‬ ‫نهضت ملی شدن صنعت نفت هم همین طور‬ ‫بود» (بیانات در سالگرد ارتحال حضرت امام‬ ‫خمینی؟هر؟‪.)1381/3/14 ،‬‬ ‫«ما تحت تاثیر فرهنگ رژیم خودکامه شاهنشاهی‬ ‫هر کدام مان یک شاه بودیم و همه از هم جدا و‬ ‫هر کدام پیله به دور خود تنیده و هر کدام در پیله‬ ‫خود خفته و در حال مرگ و احتضار‪ .‬دل های ما‬ ‫با هم نزدیک شد‪ ،‬لباس ها‪ ،‬مزرعه ها‪ ،‬شغل ها‪،‬‬ ‫رنگ ها‪ ،‬زبان ها‪ ،‬این دیوارهای گونا گون از وسط‬ ‫برداشته شد و همه با هم اشنا شدیم‪ .‬خواهر و‬ ‫برادرها در کنار هم گام برداشتند‪ ،‬سخن واحدی‬ ‫را شنیدند‪ ،‬در راه واحدی حرکت کردند‪ ،‬این‬ ‫یک نعمت بزرگ است‪ ،‬یک چیز وصف ناپذیر‬ ‫است‪ .‬این را نگه دارید و قدر بدانید» (بیانات در‬ ‫‪ 15‬خرداد ‪ 1358‬در جمع انجمن های اسالمی؛‬ ‫برگرفته از کتابچه نقش تشکل در تداوم انقالب)‪.‬‬ ‫رهبری معظم انقالب‪ ،‬حرکت سیاسی امام را‬ ‫مملو از ایمان و عقل و اراده می دانست که در‬ ‫عین حال‪ ،‬به کمک قشرهای وسیع مردم و نه‬ ‫اتکای به احزاب و گروه های سیاسی اغاز شد‪.‬‬ ‫ایشان‪ ،‬حتی امام خمینی را در اغلب موارد‬ ‫واجد تردید نسبت به انگیزه گروه های سیاسی‬ ‫معرفی می کنند که از بده بستان های سیاسی‬ ‫ان ها دوری می گزید و با مردم همیشه صادقانه‬ ‫و دلسوزانه سخن می گفت‪.‬‬ ‫«همه راه های ممکن در این کشور تجربه شد‬ ‫و همه نا کام و ناموفق از اب در امد‪ .‬احزاب‬ ‫گونا گون سیاسی‪ ،‬جریان های وابسته به شرق‬ ‫«نهضت امام متکی به تشکیالت حزبی نبود و‬ ‫مخاطبش متن مردم بود‪ .‬امام حتی در طول‬ ‫چهارده پانزده سال تبعید از ایران توانست‬ ‫ً‬ ‫بن مایه فکری‪-‬اسالمی و نهضت اسالمی را اوال در‬ ‫ً‬ ‫ذهن ها عمیق کند ثانیا در سطح جامعه توسعه‬ ‫در بیانات مهم خود در سالگرد رحلت امام خمینی‬ ‫به تمایز حرکت سیاسی امام اشاره می کنند‪:‬‬ ‫‪126‬‬ ‫و غرب و حرکت های مسلحانه به شدت سرکوب‬ ‫شد؛ تسلط رژیم پهلوی هم بیشتر گردید و به‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫دهد؛ دل های جوانان و ذهن ها و ایمان ها را‬ ‫به ان متوجه کند تا زمینه برای انقالب عظیم‬ ‫فراهم شود» (بیانات در خطبه های نماز جمعه‪،‬‬ ‫‪.)1378/3/14‬‬ ‫این توصیف ها از نهضت ایده ال امام خمینی؟هر؟‪،‬‬ ‫خاصیت و منش سیاسی مطلوب را به نحو تجویزی‬ ‫و هنجاری از منظر رهبری انقالب بیان می کند‪.‬‬ ‫تصویری که رهبری از «کادرسازی در سطح ملت»‬ ‫ارائه می دهد‪ ،‬رویکرد ایشان را به مسئله حرکت‬ ‫حزبی به نمایش می گذارد‪.‬‬ ‫ایت اهلل خامنه ای در مقایسه ای از کنش‬ ‫اجتما ع محور سیاسی امام خمینی؟هر؟ و‬ ‫حزب های سیاسی متعارف‪ ،‬به تفاوت های‬ ‫قابل اعتنایی اشاره می کنند‪:‬‬ ‫«کادرسازی های امام هم غیر از از کادرسازی های‬ ‫حزبی بود‪ .‬احزاب می نشینند اشخاصی را به طور‬ ‫ً‬ ‫خاص تربیت می کنند‪ ،‬برای اینکه مثال فالن شغل‬ ‫و فالن کار به این ها بدهند؛ اما امام جوانان را‬ ‫تربیت می کردند و به ان ها روحیه خودباوری‬ ‫می دادند‪ ...‬شیوه امام عبارت بود از شیوه ای‬ ‫که پیامبران ان را می پیمودند؛ یعنی تزریق‬ ‫ایمان و باور عمیق‪ ،‬همراه با بصیرت و ا گاهی‬ ‫و تامل و فکر در مخاطبان خود‪ .‬چنین روشی‬ ‫به طور طبیعی استعدادها را شکوفا می کند و‬ ‫کادرها را پرورش می دهد‪ .‬الزم نبود از ده سال‬ ‫قبل بردارند فهرستی تهیه کنند که فالن کس‬ ‫را برای فالن کار می خواهیم؛ اما به طور طبیعی‬ ‫فهرست هایی طوالنی به وجود می امد» (بیانات‬ ‫در جلسه پرسش و پاسخ با جوانان در دومین‬ ‫روز از دهه فجر‪.)1377/11/13 ،‬‬ ‫ایشان نیز همچون امام در بیاناتشان بارها سعی در برمال ساختن چهره ناپا ک‬ ‫و پوشالی اینگونه نظام ها داشته اند و اسالم و نظام سیاسی برخاسته از ان را به‬ ‫عنوان نماد مردم ساالری حقیقی معرفی کرده اند‪.‬‬ ‫تبیین حزب ساالری مطرود‬ ‫در نظام سیاسی غربی‬ ‫چالش هایی که حزب ساالری برای دولت های‬ ‫دموکراتیک به وجود اورده‪ ،‬مدت هاست که مورد‬ ‫توجه اندیشمندان سیاسی قرار گرفته است‪.‬‬ ‫دولتی شدن فزاینده احزاب سیاسی و حزبی شدن‬ ‫دولت های غربی باعث ایجاد دولت حزب ساالر‬ ‫ً‬ ‫و نتیجتا به چالش کشیده شدن دموکراسی از‬ ‫سوی پارتیتوکراسی شده است‪ .‬در عصر حاضر‪،‬‬ ‫تفکر و اندیشه های فردی و جمعی‪ ،‬جای خود‬ ‫را به شعور حزبی داده اند و اراده مردمی و ملی‪،‬‬ ‫به اراده حزبی بدل شده است‪ .‬در نتیجه امروزه‬ ‫تعیین کننده سیاست ملی و سیاست ملت‪،‬‬ ‫احزاب سیاسی که به بخشی از دولت تبدیل‬ ‫شده اند و دولت هایی که در احزاب سیاسی‬ ‫خالصه شده اند‪ ،‬هستند و این امری است که‬ ‫از ان با عنوان دولت حزب ساالر نام می برند‬ ‫(طباطبائی‪ ،‬بنیان دولت حزب ساالر و تعامل‬ ‫میان دموکراسی و پارتیتوکراسی‪.)34 :1394 ،‬‬ ‫همان طور که اشاره شد‪ ،‬دامنه رویکرد انتقادی‬ ‫رهبری به مسئله حزب ساالری در جامعه سیاسی‬ ‫ایران‪ ،‬با اتخاذ شیوه نقد این رهیافت رایج در‬ ‫کنش گری سیاسی در غرب هم همراه است؛‬ ‫ایشان نیز همچون امام در بیاناتشان بارها‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪127‬‬ ‫یوبن یسایس کسانم هب تشگزاب‬ ‫سعی در برمال ساختن چهره ناپا ک و پوشالی‬ ‫این گونه نظام ها داشته اند و اسالم و نظام سیاسی‬ ‫برخاسته از ان را به عنوان نماد مردم ساالری‬ ‫حقیقی معرفی کرده اند‪:‬‬ ‫«انچه امروز در غرب به نام دموکراسی و حکومت‬ ‫مردم خوانده می شود‪ ،‬در واقع حکومت زبدگان‬ ‫و شخصیت های زرنگی است که با اتکا به پول و‬ ‫مهارت های انسانی بر مردم حکومت می کنند‪.‬‬ ‫در این حکومت ها دموکراسی حقیقی وجود‬ ‫ندارد و ارای مردم به زور تبلیغات صید می شود»‬ ‫(بیانات در جمع دانشجویان و اساتید دانشگاه‬ ‫امیرکبیر‪.)1379/12/9 ،‬‬ ‫ایشان در واضح نمایی تغایر مفهوم ـ مصداق‬ ‫مردم ساالری در غرب سعی وافری دارند و از‬ ‫این رهگذر به چرایی این ادعا که مردم ساالری‬ ‫دینی‪ ،‬حق مردم در اداره جامعه را استیفا می کند‬ ‫اشاره می کنند‪:‬‬ ‫«غربی ها می گفتند کارها بایستی با نظر مردم‬ ‫ً‬ ‫انجام بگیرد؛ شعار دموکراسی دادند؛ اما عمال‬ ‫حزب بازی های غربی ـ که نمونه هایش را در‬ ‫خیلی کشورهای دنیا؛ کشورهای معروف و بزرگ‬ ‫غرب مشاهده می کنید ـ نقش مردم را کم رنگ‬ ‫کرد‪ .‬شما نشان دادید که دموکراسی واقعی‪،‬‬ ‫مردم ساالری دینی است؛ مردم می بینند‪،‬‬ ‫می شناسند‪ ،‬تشخیص می دهند‪ ،‬دوست می دارند‬ ‫و رای می دهند؛ یعنی خود مردم هستند و‬ ‫احزاب‪ ،‬نقش ضعیفی دارند‪ .‬نقش حقیقی مال‬ ‫خود خود مردم است‪ .‬مردم هستند که اراده‬ ‫می کنند و تصمیم می گیرند» (بیانات در دیدار‬ ‫مردم سمنان‪.)1385/8/17 ،‬‬ ‫‪128‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫در اندیشه رهبری انقالب‪ ،‬حزب ساالری‪ ،‬موجد‬ ‫دیکتاتوری مدرن تلقی می شود‪:‬‬ ‫«در ساخت دیکتاتوری‪ ،‬مردم حضور دارند‪،‬‬ ‫تحرک نیز دارند‪ ،‬اما نه به عنوان تصمیم گیر‬ ‫اصلی‪ .‬به فرض تصمیم گیری نیز نه به عنوان‬ ‫عناصر صاحب اختیار‪ .‬ساخت استبدادی و‬ ‫دیکتاتوری به شکل بسیار مدرن و پیشرفته‪،‬‬ ‫امروز در بسیار از کشورهای غربی و در راس‬ ‫ان ها در امریکا مستقر و حکام است‪ .‬انجا مردم‬ ‫به معنای انسان های صاحب اختیار و صاحب‬ ‫اراده‪ ،‬نقشی در بر سر کار اوردن حکومت ها ندارند؛‬ ‫پول است و زور صاحبان سرمایه و زرساالران‬ ‫است که همه چیز را تعیین می کند و همه چیز‬ ‫را در مجرای دلخواه خود به حرکت می اندازد»‬ ‫(بیانات در دیدار فرماندهان و کارکنان نیروی‬ ‫هوایی و پدافند هوایی ارتش‪.)94/11/19 ،‬‬ ‫ایشان در بیانات عمومی خود در ‪ 25‬خرداد‬ ‫‪ ،1384‬تالش برخی گروه های داخلی در تحقیر‬ ‫احساسات عمومی و عوام گرایی خواندن این‬ ‫احساسات پرشور از یک طرف و اعطای نقشی‬ ‫همچون احزاب امریکا و برخی کشورهای اروپایی‬ ‫به احزاب داخلی را از طرف دیگر محکوم می کنند‬ ‫و تالش این افراد را تصمیم گیری چند مسئول‬ ‫حزبی با بده بستان های سیاسی و اقتصادی به‬ ‫جای عموم مردم قلمداد می کنند که این نقشه‬ ‫در ایران موفق نبوده و نخواهد بود‪.‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫الگوگیری از مجالس غربی‪ ،‬از دیگر نقاط‬ ‫تحذیربرانگیز رهیافت تحزب در اندیشه سیاسی‬ ‫رهبری است‪:‬‬ ‫«مجالس کشورهای غربی هم چنان که از لحاظ‬ ‫اخالق سیاسی صالحیت ان را ندارند که الگو قرار‬ ‫گیرند‪ ،‬از لحاظ ترکیب سیاسی نیز لزومی ندارد‬ ‫که در کشور بزرگی چون ایران که از لحاظ اخالق‬ ‫و سیاست و ارزش های متعالی از منبع فرهنگی‬ ‫سرشاری برخوردار است‪ ،‬مورد تبعیت و تقلید‬ ‫واقع شوند‪ .‬تعبیرهای چپ و راست یا اصرار بر‬ ‫وجود احزاب سیاسی در مجلس قانونگذاری‬ ‫و مانند این ها‪ ،‬سوغاتی های بی ارزشی که‬ ‫شان مجلس شورای اسالمی باالتر از پذیرش‬ ‫کورکورانه ان هاست‪( »...‬پیام به مناسبت اغاز‬ ‫به کار پنجمین دوره مجلس شورای اسالمی‪،‬‬ ‫‪.)1375/3/11‬‬ ‫در اسیب شناسی از ارز ش های حا کم بر‬ ‫حزب ساالری که در دامنه فعالیت های سیاسی‬ ‫ایران نیز جاری است؛ از گرفتار شدن نیروهای‬ ‫اجتماعی در دام ان ها تحذیر می دهند‪ .‬این‬ ‫بیانات‪ ،‬در واقع ادامه همان ا گاه سازی عمومی‬ ‫نسبت به کارکرد حزب ساالری و استشهاد به‬ ‫اسیب های این رهیافت کنش سیاسی و عدم‬ ‫قابلیت تحزب برای پیگیری ارمان ها و ایده ال های‬ ‫انقالب اسالمی است‪:‬‬ ‫«تریبون های ازاد بگذارند و با هم بحث کنند؛‬ ‫منتها نه متعصبانه و لجوجانه و تحریک شده‬ ‫به وسیله جریانات سیاسی و احزاب سیاسی که‬ ‫فقط به فکر اینده کوتاه مدت و مقاصد خودشان‬ ‫هستند و برای انتخابات و امثال ان‪ ،‬از جوان ها‬ ‫استفاده می کنند‪( »...‬دیدار با دانشجویان و اساتید‬ ‫دانشگاه های استان کرمان‪.)1384/2/19 ،‬‬ ‫در بیانی دیگر به همین سوءاستفاده احزاب‬ ‫در نیروهای اجتماعی معلمان اشاره می کنند‪:‬‬ ‫«برخی احزاب و گروه های سیاسی برای اهداف‬ ‫کوتاه مدت خود به معلمان توجه مقطعی می کنند‪،‬‬ ‫اما نگاه نظام به جامعه فرهنگیان‪ ،‬سیاسی‬ ‫نیست‪ ...‬البته احزاب و جناح ها و جمعیت های‬ ‫سیاسی همیشه برای اهداف کوتاه مدت ـ برای‬ ‫فالن خواست‪ ،‬فالن انتخابات‪ ،‬فالن گزینش ـ‬ ‫به اموزش و پرورش توجه ویژه ای دارند‪ .‬این ها‬ ‫چیزهای بسیار کم اهمیتی است‪( »...‬دیدار‬ ‫معلمان کرمان با رهبر انقالب‪.)1384/2/12 ،‬‬ ‫در توصیه خود به جنبش دانشجویی‪ ،‬دور بودن از‬ ‫«اختاپوس خطرنا ک احزاب و گروه های سیاسی»‬ ‫را ضروری می دانند و مراقبت جنبش دانشجویی‬ ‫از خود را توصیه می کنند‪ .‬در غیر این صورت‪،‬‬ ‫احزاب از مجموعه ازاداندیش دانشجویی‪ ،‬اغلب‬ ‫خصوصیات مثبت را خواهند گرفت که ا گر این‬ ‫اتفاق واقع شود‪ ،‬انسان در خدمت دشمنان‬ ‫انقالب قرار می گیرد (بیانات در دیدار دانشجویان‬ ‫دانشگاه شریف‪.)1378/9/1 ،‬‬ ‫ایشان حتی در پیام خود به شوراها در ‪ 8‬اردیبهشت‬ ‫‪ ،1386‬ضمن تا کید بر وظیفه نهادینه شده در‬ ‫شوراهای اسالمی شهر و روستا‪ ،‬انگیزه های‬ ‫جناحی و حزبی را موجب تاخت وتاز شوراها‬ ‫می دانند که ان ها را از کار اصلی خود باز می دارد‪.‬‬ ‫دخالت جناح بندی ها و انگیزه های حزبی و‬ ‫گروهی و شخصی و طایفه گی در شوراها‪ ،‬زهر‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪129‬‬ ‫یوبن یسایس کسانم هب تشگزاب‬ ‫در واقع این حزب نیست که افراد را برای غایت کسب قدرت می سازد‪ ،‬بلکه این‬ ‫افرادند که با هدفی واحد و اتخاذ مسیری مشخص و در جهتی الهی‪ ،‬حزب را صورت‬ ‫می بخشند‪ .‬این رویکرد به وضوح متضمن مردم ساالری (و نه نخبه ساالری در‬ ‫حزب گرایی) بوده است‪.‬‬ ‫مهلکی است که شوراها را از کار می اندازد و ان‬ ‫را گاهی زیانبخش هم می کند‪.‬‬ ‫در فرازی از بیانات رهبری می توان تقریر اشکار‬ ‫و صریح ایشان را از بی اعتباری نگرش حزبی و‬ ‫جناحی مشاهده نمود که ساحت تصمیم گیری‬ ‫نظام را از این خطی و جناحی دیدن دور می دانند‪:‬‬ ‫«این جناح ها و خطوط و احزاب از نظر بنده‬ ‫اعتباری ندارند‪ .‬بعضی خودشان که کشمکش‬ ‫می کنند هیچ‪ ،‬سعی می کنند که رهبری و‬ ‫دستگاه های نظام را هم وانمود کنند که در‬ ‫دعواهای جناحی و خطی این ها واردند! این‬ ‫مطلب‪ ،‬درست نیست‪ .‬بنده‪ ،‬حزب و شخصیت‬ ‫نمی شناسم؛ بنده‪ ،‬این را می شناسم که کسی‬ ‫می اید به مجلس‪ ،‬باید با تقوا باشد‪ ...‬طرفدار‬ ‫محرومین باشد‪ ...‬ضد فساد باشد‪ ....‬البته‬ ‫توانمند‪ ،‬با اخالص و عالم هم باشد‪ .‬صالحیت‪،‬‬ ‫بر اساس این مسائل است‪( »...‬بیانات در دیدار‬ ‫اقشار مختلف مردم قم در استانه قیام ‪ 19‬دی‪،‬‬ ‫‪.)1382/10/18‬‬ ‫به طور خالصه‪ ،‬مقام معظم رهبری در رویکرد‬ ‫متخذ خود نسبت به پدیده حزب و تحزب‪ ،‬به‬ ‫‪130‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫ضرورت نوعی از حزب محوری اشاره می کنند که‬ ‫می توان ان را مبرای از افت حزب ساالری مرسوم‬ ‫در غرب دانست‪ .‬این نوع حزب گرایی مطلوب‪،‬‬ ‫حاصل جمع حرکت الهی افراد است که ضریب اثر‬ ‫می پذیرد‪ .‬در واقع این حزب نیست که افراد را برای‬ ‫غایت کسب قدرت می سازد‪ ،‬بلکه این افرادند که با‬ ‫هدفی واحد و اتخاذ مسیری مشخص و در جهتی‬ ‫الهی‪ ،‬حزب را صورت می بخشند‪ .‬این رویکرد به‬ ‫وضوح متضمن مردم ساالری (و نه نخبه ساالری در‬ ‫حزب گرایی) بوده است‪ .‬رهبری انقالب‪ ،‬به خصوص‬ ‫در اوایل انقالب اسالمی بر ضرورت حزب تا کید‬ ‫داشته اند؛ چنانچه در تاسیس حزب جمهوری‬ ‫اسالمی بر این عقیده استوار بودند؛ اما نکته قابل‬ ‫اعتنا‪ ،‬دریافتی است که ایشان از معنای حزب‬ ‫داشته اند که بیشتر متضمن مفهومی تشکیالت‬ ‫محور است‪ .‬یعنی بی شک بقای انقالب اسالمی‬ ‫و نهضت امام خمینی؟هر؟‪ ،‬وابسته به هماهنگی‬ ‫تشکیالتی نیروهای انقالب است‪:‬‬ ‫«بار دیگر تکرار می کنم این سه مسئولیت را‪.‬‬ ‫اول‪ :‬شتاب دادن نیروهای کند و بالفعل کردن‬ ‫نیروهای بالقوه؛ دوم‪ :‬جهت دادن تکلیف دادن‪،‬‬ ‫مشخص و معین کردن وظیفه؛ سوم‪ :‬هماهنگی‬ ‫میان این همه فعالیت زندگی ساز‪ .‬این سه کار‬ ‫را یک حزب بر عهده دارد‪ .‬حاال شما با این‬ ‫برداشت از حزب ببینید که نقش حزب در تداوم‬ ‫دادن و در تضمین تداوم انقالب چیست؟ ایا‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫یک انقالب بدون یک چنین هماهنگی فعال‬ ‫ً‬ ‫و سازنده ای اصال می تواند تداوم پیدا کند؟‬ ‫یک انقالب با شور و با احساس و مبتنی بر یک‬ ‫ایدئولوژی به وجود می اید؛ اما شور و احساس‬ ‫که به وسیله رهبری ها هدایت می شود‪ ،‬همواره‬ ‫باقی نمی ماند و رهبری ها همیشه در همه‬ ‫زمان ها در همه مکان ها حضور ندارند؛ طعمه ای‬ ‫در اختیار بداندیشان و بدخواهان و توطئه گران‬ ‫درخواهد امد که هر کدام از انقالب گوشه ای‬ ‫را ببرند و ببلعند‪ ....‬شما تاریخ انقالب های‬ ‫جهان را خوانده اید‪ ،‬انقالب کبیر فرانسه را‬ ‫می دانید‪ ،‬انقالب هندوستان را می دانید‪،‬‬ ‫انقالب ا کتبر را می دانید‪ .‬انحراف انقالب ها را‬ ‫شناختید و دیدید‪ .‬انچه می تواند یک انقالب‬ ‫را تداوم بدهد و دوام روحیه انقالبی و جهت‬ ‫انقالبی و روح انقالب را تضمین بکند؛ یک تدبیر‬ ‫هماهنگ‪ ،‬یک حرکت هماهنگ‪ ،‬یک اندیشه‬ ‫هماهنگ میان یک عده عناصر مومن به این‬ ‫انقالب است‪ .‬بنابراین حزب برای تداوم انقالب‬ ‫یک ضرورت است» (بیانات در حزب جمهوری‬ ‫اسالمی ‪1358‬؛ برگرفته از کتابچه نقش تشکل‬ ‫در تداوم انقالب)‪.‬‬ ‫ایشان در همان سخنرانی سال ‪ 58‬در حزب‬ ‫جمهوری اسالمی و تبیین معنای مدنظر‬ ‫ً‬ ‫خود از حزب‪ ،‬اساسا تحزب را ضامن وحدت‬ ‫جامعه ایمانی و انقالبی می شمارند که این‬ ‫تلقی‪ ،‬به وضوح فاصله معنای مدنظر ایشان از‬ ‫حزب مطلوب با انچه حزب ساالری در جوامع‬ ‫لیبرال دموکراسی و خاستگاه احزاب و اشکال و‬ ‫مکانیسم های کنش سیاسی ان نامیده می شود‬ ‫را متبلور می سازد‪.‬‬ ‫حزب ساالری متعارف در غرب‪ ،‬حتی در کشورهای‬ ‫غربی نیز سبب شده که دموکراسی با چالش‬ ‫عمیقی مواجه شود و مبنای پلورالیسم سیاسی‬ ‫متوطن در دموکراسی به محاق رود و بیان شود‬ ‫ً‬ ‫که اساسا برای نجات دموکراسی باید احزاب را‬ ‫منحل کرد‪ .‬بی شک‪ ،‬تحقق ان سبک از حزب های‬ ‫دولتی و دولت های حزبی در مردم ساالری دینی‬ ‫نیز سبب می شود که جایگاه مشارکت سیاسی‬ ‫عمومی مردم لحاظ نشود و فردفرد موجود در‬ ‫جامعه‪ ،‬به نحو شایسته در تکامل اجتماعی و‬ ‫سیاسی حضور نیابند و این خالف اهداف مطروح‬ ‫برای مردم ساالری دینی است‪.‬‬ ‫بر این اساس و با توجه به اهمیت کارکردهای‬ ‫منفی حزب در فضای سیاست غربی و البته‬ ‫نقشی که در بازاریابی سیاسی ان ها ایفا می کند‪،‬‬ ‫به نظر می رسد که پیاده سازی الگوهای بازاریابی‬ ‫سیاسی در فضای مطلوب سیاست ورزی تراز‬ ‫انقالب اسالمی با مالحظات و مقیدات فراوانی‬ ‫همراه است که شاید مسیر نوینی را در بازاریابی‬ ‫سیاسی شایسته و بایسته فراهم نماید‪.‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪131‬‬ ‫دکتر مصباح الهدی باقری‬ ‫پژوهشگر هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫عضو هیات علمی گروه مدیریت بازرگانی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫ص ݣݣو�ن ݣ ا ݣرݣسݤ‬ ‫�ن ا�ق ݣ‬ ‫ݫح ݫم سم ݤݤݡیݤ‬ ‫ی ݣ ݣ ݣ ݣ ݣالݥ ݤ‬ ‫ݣدر ݭݣݫݓهوݣ ݣرݣ ݣ ݣݠاݤ ݣݤ‬ ‫ݣݡݡٮ ݣݣاه ݣ ݣ ݣ ݣ‬ ‫صه ݣݣح�ز ݣ ݫݬݓ ݣ‬ ‫�ق ݣ‬ ‫ ‪ -1‬در رژیم منحوس پهلوی هر نحله‪ ،‬گروه و حزب سیاسی و فکری که زاویه ای با مطامع و‬ ‫خواسته های ان رژیم داشت محکوم به انسداد بود و اعضای اصلی و وابستگان ان حیات‬ ‫خود را در زندان و تبعید و شکنجه طی می کردند‪ .‬به همین جهت این گروه ها فعالیت سیاسی‬ ‫خود را به صورت زیرزمینی دنبال می کردند‪ .‬هدف این گروه ها در یک موضوع مشترک بود و ان‬ ‫مخالفت با رژیم پهلوی بود‪ .‬این مخالفت در برخی شکل ها به صورت اعتراض مدنی با حدا کثر‬ ‫ّ‬ ‫خواسته ی اصالح رژیم‪ ،‬نشانه گذاری می شد و در ان سر طیف‪ ،‬برخی تشکل ها بودند که فعالیت‬ ‫مبارزاتی و مسلحانه خود را به جهت سرنگون کردن رژیم طاغوت پیش می بردند‪.‬‬ ‫ّ‬ ‫ ‪ -2‬با پیروزی انقالب اسالمی احزاب سیاسی به درامده از خفقان شاهنشاهی‪ ،‬تنفس راحتی را‬ ‫تجربه کردند؛ اما از انجا که اهداف دیگرشان ‪-‬غیر از مخالفت با رژیم طاغوت‪ -‬متفاوت و یا در‬ ‫اولویت های مختلفی خود را نشان می داد‪ ،‬لذا اختالف دیدگاه ها خیلی زود خود را عیان کرد‪.‬‬ ‫ ‪ -3‬رهبری امام خمینی از ان دست موضوعاتی بود که برخی گروه های سیاسی و جریان های‬ ‫غیرمذهبی با ان به ّ‬ ‫ شدت مقابله داشتند‪ .‬از انجا که شخص حضرت امام نیز خود داعیه ای‬ ‫ً‬ ‫برای این امر نداشتند لذا در اغاز امر‪ ،‬این اختالف خود را نشان نداد‪ .‬مخصوصا مهندس بازرگان‬ ‫که شخصیتی میانه رو (و نه انقالبی) و در اغاز انقالب مرضی االطراف بود از بروز این نظرگاه های‬ ‫متعارض و متضاد جلوگیری می کرد‪.‬‬ ‫‪132‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫‪mesbab@yahoo.com‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫ ‪ -4‬نظرات صریح امام در مورد عوامل بروز انقالب‬ ‫ً‬ ‫که عمدتا «وحدت کلمه احاد ملت» را ریشه‬ ‫ً‬ ‫کامال توحیدی‬ ‫اصلی قلمداد می کردند و نگاهی ‬ ‫به جریان انقالب داشتند در پیروی هرچه بیشتر‬ ‫احاد مردم از ایشان نقش چشم گیری داشت‪.‬‬ ‫به این جمله الهی ایشان توجه کنید‪:‬‬ ‫«این انقالب نه به تبلیغات من و شما را ه افتاده و نه‬ ‫هم روحانیت‪ ،‬جنود خداوند بود‪ .‬هیچ یک از جناح های‬ ‫سیاسی نمی تواند ادعا کند که او خالق انقالب است‪،‬‬ ‫ا گر اراده خداوند به ان تعلق نمی گرفت‪ ،‬حتی شعار‬ ‫مرگ بر سلطنت پهلوی نیز بر زبان هیچ یک از شماها‬ ‫جاری نمی شد»‪.‬‬ ‫ ‪ّ -5‬‬ ‫شدت حمایت و پشیبانی مردم که بعدها در‬ ‫مفهوم ّ‬ ‫تبعیت و پیروی محض از امام خود را‬ ‫نشان داد‪ ،‬سبب شد گروه های مختلف فکری‬ ‫و سیاسی در این مورد کمتر وارد مناقشه رهبری‬ ‫نظام شوند‪ .‬البته خیلی زود و در انتخابات‬ ‫تعیین ساختار حکومت‪ ،‬انجا که امام نظر خود‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫را رسما و علنا «جمهوری اسالمی» اعالم کردند‬ ‫همه ی دیگران با کمتر از ‪ %2‬اراء متوجه شدند‬ ‫از پشتیبانی فکری مردم برخوردار نیستند‪.‬‬ ‫ ‪ -6‬در طول حیات حضرت امام‪ ،‬طی دوره انقالب‬ ‫اسالمی در هر انتخابی که نظر امام به درستی‬ ‫یا به اشتباه از طریق نشانه ها و نشانگرها توسط‬ ‫مردم فهم می شد همان نظر‪ ،‬رای ا کثریت‬ ‫می شد‪ .‬به عنوان نمونه در ایام انتخابات ریاست‬ ‫جمهوری دوره اول‪ ،‬بنی صدر به بیت امام در قم‬ ‫رفت و بعد از بیرون امدن از منزل امام‪ ،‬اعالم‬ ‫کاندیداتوری کرد؛ طوری که در اذهان شبهه‬ ‫ایجاد کند گویی امام به او فرمانی خاص داده‬ ‫ً‬ ‫نظرات صریح امام در مورد عوامل بروز انقالب که عمدتا «وحدت کلمه احاد ملت»‬ ‫ً‬ ‫کامال توحیدی به جریان انقالب داشتند‬ ‫را ریشه اصلی قلمداد می کردند و نگاهی ‬ ‫در پیروی هرچه بیشتر احاد مردم از ایشان نقش چشم گیری داشت‪.‬‬ ‫است‪ ،‬با این که بعدها معلوم شد درست عکس‬ ‫این بوده است‪ .‬البته حمایت برخی از اعضای‬ ‫خانواده امام نیز این شبهه را تقویت کرد و سبب‬ ‫رای اوری بنی صدر شد‪.‬‬ ‫نمونه دوم ترور سران و شخصیت های اصلی‬ ‫حزب جمهوری اسالمی و دو ماه بعد‪ ،‬رئیس‬ ‫جمهور و نخست وزیر وقت بود که سبب شد‬ ‫امام به ّ‬ ‫ شدت نسبت به فقد و از دست دادن‬ ‫ّ‬ ‫انها ابراز تالم روحی نمایند‪ .‬همین سبب شد‬ ‫مردم بار دیگر و این بار البته به درستی جهت‬ ‫فکر امام را تشخیص و به ایت اهلل خامنه ای رای‬ ‫دهند‪ ،‬تا کمک کاری برای منویات امام باشند‪.‬‬ ‫نمونه سوم مفهوم سازی دوگان اسالم امریکایی‬ ‫و اسالم ناب محمدی توسط حضرت امام بود‪.‬‬ ‫این موضوع سبب شد که برخی گروههای فکری‬ ‫مذهبی‪ّ ،‬‬ ‫معرف و نماینده اسالم ناب و برخی متهم‬ ‫به اسالم امریکایی شوند‪ .‬لذا مردم در مجلس‬ ‫سوم به ّ‬ ‫تاسی از نگاه امام والبته مصداق تراشی‬ ‫نادرستی که اتفاق افتاده بود‪ ،‬نامزدهای مجمع‬ ‫روحانیون مبارز را به عنوان نمایندگان مجلس‬ ‫انتخاب کردند‪ .‬البته قضیه ‪ 99‬نفر و مخالفت‬ ‫با نخست وزیری مهندس موسوی که به نوعی‬ ‫مخالفت با نظر حضرت امام تلقی می شد نیز در‬ ‫این رای اوری‪ ،‬موثر بود‪.‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪133‬‬ ‫سران و صقان‬ ‫در دوره بعد از امام‪ ،‬اندیشه مقام معظم رهبری بر حضور و مشارکت جریان های‬ ‫مختلف سیاسی در درون ساختار حا کمیت نظام جمهوری اسالمی بود‪ .‬فلذا ضمن‬ ‫تعهد به نهادهای ناظر مثل شورای نگهبان تالش می کردند که افراد و گروههای با‬ ‫فکرهای متفاوت و متنوع در چارچوب نظام حق حیات و اثرگذاری داشته باشند‪.‬‬ ‫ ‪ -7‬انچه که بیان شد نشان داد موضع و نظر شخص‬ ‫شخیص امام به هر صورتی که دانسته می شد فائق‬ ‫ّ‬ ‫ً‬ ‫و غالب‪ ،‬تجلی می یافت و تقریبا نقش احزاب در‬ ‫دهه اول انقالب‪ ،‬بسیار کمرنگ بود‪ .‬نوع رهبری‬ ‫ّ‬ ‫حضرت امام به گونه ای بود که قاطبه ملت امام‬ ‫را به عنوان منجی شناخته و رای و نظر ایشان‬ ‫را ّ‬ ‫مقدم بر هر رای و نظری می دانستند‪ .‬این در‬ ‫حالی بود که امام به جز در اعالم رای شان برای‬ ‫تعیین نوع نظام‪ ،‬هیچ گاه نظر و رای خود را به‬ ‫مردم‪ ،‬اعالم و تحمیل نمی کردند بلکه این مردم‬ ‫بودند که با پیدا کردن نشانه ها سعی می کردند نظر‬ ‫امام را کشف و به عنوان نظر صائب‪ ،‬نصب العین‬ ‫انتخاب شان قرار دهند‪.‬‬ ‫ ‪ -8‬این روند و همچنین اهمیت موضوع جنگ‬ ‫تحمیلی سبب شد بسیاری از احزاب و گروه های‬ ‫سیاسی که البته پشتیبانی مردمی چشمگیری را‬ ‫نیز به دنبال نداشتند‪ ،‬نقشی کم رنگ تا بی رنگ‬ ‫بیابند‪.‬‬ ‫ ‪ -9‬کم رنگ شدن اثر احزاب در سایه وجود متعالی‬ ‫حضرت امام‪ ،‬یک پیامد سوء هم داشت و ان‬ ‫ضعیف شدن رکن تمرین سیاست ورزی بود‪ .‬در‬ ‫حقیقت حکمرانی حزبی در نظام‪ ،‬زیر سایه ی‬ ‫حکمرانی والیی و الهی امام کم رنگ شد؛ فلذا‬ ‫یادگیری سیاست ورزی هم کم رمق و کم رونق‬ ‫شد‪ .‬البته این نکته الزم الذکر است که امام‬ ‫هیچگاه احزاب را کوچک نشمردند و حتی زمین‬ ‫بازی خوب و متعارفی هم برایشان باز کردند ‪ ،‬اما‬ ‫‪134‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫ی‪‎‬خواستند از زیر سایه درخت با ریشه و‬ ‫مردم نم ‬ ‫اصیل امام ‪ ،‬زیر سایه نهال دیگری قرار بگیرند‪.‬‬ ‫ ‪ -10‬در برهه حساس ارتحال امام؟هر؟ چهار حزب‬ ‫ّ‬ ‫و تشکل شناسنامه دار سیاسی نبض داشتند‪:1‬‬ ‫جامعه روحانیت مبارز‪ ،‬مجمع روحانیون مبارز‪،‬‬ ‫حزب موتلفه اسالمی و سازمان مجاهدین‬ ‫ً‬ ‫انقالب اسالمی‪ .‬این چهار تشکل بعضا بسیار‬ ‫جوان و انشعاب یافته مثل مجموع روحانیون‪،‬‬ ‫ً‬ ‫بعضا پوست اندازی کرده و در قالب جدید مثل‬ ‫ً‬ ‫سازمان مجاهدین و بعضا ریشه دار مثل جامعه‬ ‫روحانیت یا حزب موتلفه بودند‪ .‬در حقیقت از‬ ‫جمع دهها حزب و گروه فکری و سیاسی اول‬ ‫ّ‬ ‫انقالب‪ ،‬این چهار تشکل باقی ماندند‪.‬‬ ‫ ‪ -11‬در دوره بعد از امام‪ ،‬اندیشه مقام معظم رهبری‬ ‫بر حضور و مشارکت جریان های مختلف سیاسی‬ ‫در درون ساختار حا کمیت نظام جمهوری‬ ‫اسالمی بود‪ .‬فلذا ضمن ّ‬ ‫تعهد به نهادهای ناظر‬ ‫مثل شورای نگهبان تالش می کردند که افراد و‬ ‫گروه هایی با فکرهای متفاوت و ّ‬ ‫متنوع در چارچوب‬ ‫نظام حق حیات و اثرگذاری داشته باشند‪ .‬این‬ ‫در حالی بود که چگونگی سیاست ورزی به عنوان‬ ‫یک حلقه مفقوده در بیشتر احزاب نمود داشت‪.‬‬ ‫ ‪ -12‬انتخابات ریاست جمهوری دوره ی پنجم (‪)۱۳۶۸‬‬ ‫در فضای پس از رحلت امام و حضور ایت اهلل‬ ‫هاشمی رفسنجانی به عنوان نامزد مورد قبول‬ ‫بیشتر جریان های سیاسی‪ ،‬ادامه روند گذشته‬ ‫در زمان حیات امام را برای احزاب رقم زد‪ .‬بدین‬ ‫صورت که وجهه ایشان به عنوان یار نزدیک و‬ ‫صمیمی امام راه را برای رسیدن به هر انتخاب‬ ‫دیگری مسدود کرد‪.‬‬ ‫ ‪ -13‬سال ‪ ،69‬انتخابات خبرگان دوم انجام می شود‪.‬‬ ‫خبرگان همچنان با بازی های سیاسی حزبی‬ ‫‪ -1‬و البته بودند دیگرانی که فقط اسمی از انها مانده بود‪.‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫اغشته نشده و به عنوان پناهگاه روز حادثه‪ ،‬چتر‬ ‫کسوت و فقاهت و هدایت خود را می گستراند‪.‬‬ ‫انتخاباتی ارام با مشارکتی متوسط‪.‬‬ ‫ ‪ -14‬سه سال بعد‪ ،‬در انتخابات مجلس چهارم‬ ‫احزاب حضور جدی تر و چشمگیرتری دارند‪.‬‬ ‫حزب موتلفه در ائتالف با جامعه روحانیت مبارز‬ ‫نام محافظه کاران را یدک می کشد و سازمان‬ ‫مجاهدین و مجمع روحانیون‪ ،‬نیروهای خط امام‬ ‫را شکل می دهند‪ .‬فضا بعد از رد صالحیت برخی‬ ‫از نامزدهای ّ‬ ‫خط امام ازسوی شورای نگهبان‪،‬‬ ‫ً‬ ‫متشنج می شود و نهایتا مجلس دست راستی‬ ‫تشکیل می شود که در ان هر ‪ 30‬نامزد مورد‬ ‫حمایت جامعه روحانیت مبارز تهران انتخاب‬ ‫می شوند‪ .‬در اینجا کمی سیاست ورزی حزبی‬ ‫تجربه می شود اما در ائتالف های صورت گرفته‬ ‫خیلی ُپررنگ نمی ماند‪ .‬در همین انتخابات‪ ،‬‬ ‫مفهوم نظارت استصوابی شورای نگهبان محل‬ ‫جدال و بحث احزاب می شود و تنش و ّ‬ ‫تشنج بر‬ ‫انتخابات سایه می اندازد‪ ،‬با اینکه بروز و ظهور‬ ‫مردمی ندارد‪.‬‬ ‫ ‪ -15‬دولت دوم اقای هاشمی با قهر رسمی نیروهای‬ ‫ّ‬ ‫خط امامی و کسب ‪ 10‬میلیون رای در سال ‪۱۳۷۲‬‬ ‫تشکیل می شود‪ .‬جالب این که سه نامزد دیگر‬ ‫که از لحاظ خط رسمی فکری به اقای هاشمی‬ ‫نزدیک بودند به عنوان نامزدهای رقیب (اقایان‬ ‫توکلی‪ ،‬جاسبی و طاهری) حدود ‪ 7‬میلیون رای‬ ‫را به خود اختصاص می دهند‪ .‬در حقیت نگاه‬ ‫حزبی باز هم تغییر مفهوم می دهد‪ .‬به طوری‬ ‫که از یک جبهه فکری‪ ،‬چهار نفر با هم نامزد‬ ‫می شوند‪ .‬این خود یک زنگ خطر برای مفهوم‬ ‫حزب ایجاد می کند‪ .‬در حقیقت فرد خود را باالتر‬ ‫ّ‬ ‫از ایده ای متشکل و سازمان یافته که برامده از‬ ‫حزب است می بیند و پا به عرصه رقابت می گذارد‪.‬‬ ‫البته این که نامزدهایی از یک جناح فکری در‬ ‫انتخابات شرکت کنند سابقه قبلی هم داشته‬ ‫لیکن بیشتر جنبه ایجاد هیجان انتخاباتی ّ‬ ‫مدنظر‬ ‫بوده است در حالی که در این دوره عالوه بر ان‬ ‫رقابت جدی نیز مورد توجه قرار می گیرد‪.‬‬ ‫ ‪ -16‬مجلس چهارم که در سال ‪ ۷۱‬با شعار «اطاعت از‬ ‫رهبری‪ ،‬حمایت از هاشمی» ا کثریت قابل توجهی‬ ‫پیدا کرد‪ ،‬در جلسات بررسی صالحیت کابینه‬ ‫اقای هاشمی و همین طور در ادامه مسیر‪ ،‬نقش‬ ‫حمایتی اش را کم رنگ نمود‪ .‬عدم رای اعتماد‬ ‫به دکتر نوربخش برای وزارت اقتصاد که منجر‬ ‫به عصبانیت اقای هاشمی و انتصاب فوری وی‬ ‫به عنوان معاون اقتصادی رئیس جمهور ‪-‬که در‬ ‫چارچوب ساختار سازمانی دولت سابقه قبلی‬ ‫نداشت‪ -‬از این دست بود‪ .‬در حقیقت از یک‬ ‫جناح فکری‪ ،‬یک مجلس و یک رئیس جمهور‬ ‫در می اید که بایستی با توجه به جوهره ذاتی‬ ‫یک حزب سیاسی موید هم باشند؛ در صورتی‬ ‫که این چنین نبود‪.‬‬ ‫ ‪ -17‬از انجا که فروغ و ظهور جناح چپ در‬ ‫مسئولیت های کلیدی نظام کاهش پیدا کرده‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪135‬‬ ‫سران و صقان‬ ‫‪136‬‬ ‫بود روزنامه ها و مجالت سعی می کردند این خالء‬ ‫را جبران کنند‪ .‬روزنامه سالم به مدیرمسئولی‬ ‫موسوی خوئینی ها و روزنامه جهان اسالم به‬ ‫مسئولیت هادی خامنه ای همراه با نشریات‬ ‫بیان‪ ،‬مبین‪ ،‬کیان‪ ،‬عصر ما‪ ،‬گردون‪ ،‬ایران فردا‬ ‫و زنان که توسط طیف روشنفکر و چپ اداره‬ ‫می شد جایگاه این جناح را به نوعی پر می کرد‪.‬‬ ‫ً‬ ‫البته شخصیت اقای هاشمی هم که عمدتا با‬ ‫گل عدم ّ‬ ‫تحمل مخالفت شکل گرفته بود سعی‬ ‫در مسدود کردن صدای این جریان فکری‬ ‫داشت‪ .‬در این راستا مطبوعات جناح چپ خاصه‬ ‫روزنامه ها به ّ‬ ‫ شدت تحت فشار قرار داشتند و از‬ ‫طرف دیگر‪ ،‬مطبوعات اصلی راست محافظه کار‬ ‫که کیهان و رسالت بودند و برخی نشریات مثل‬ ‫صبح به مدیرمسئولی مهدی نصیری و پیام‬ ‫دانشجو به مدیر مسئولی حشمت اهلل طبرزدی‬ ‫به ّ‬ ‫ شدت شیوه اداره تکنوکرات هاشمی را مذموم‬ ‫دانسته و ان را مورد نقد های جدی و سنگین‬ ‫قرار می دادند‪ .‬در برهه ای غرضی که وزیر پست‬ ‫و تلگراف و تلفن دولت هاشمی بود (که با شعار‬ ‫‪ ،1=55‬به معنای عملکرد یک سال این وزارتخانه‬ ‫برابر با ‪ 55‬سال)‪ ،‬ماه ها مورد انتقاد قرار گرفت و‬ ‫عملکردش به ّ‬ ‫ شدت زیر ذره بین عدالت خواهان‬ ‫رفت‪ ،1‬در زمانی محلوجی (وزیر معادن و ّ‬ ‫فلزات)‬ ‫نیز با تجهیز و تزیین دهها میلیونی دفتر کار‬ ‫خود ‪-‬که ان زمان مبلغ هنگفتی بود‪ ،-‬زمانی‬ ‫عملکرد فروزش (وزیر جهاد کشاورزی) و زمانی‬ ‫تصمیمات محسن نوربخش (معاون اقتصادی‬ ‫رئیس جمهور) و محمدحسین عادلی (رئیس کل‬ ‫بانک مرکزی) مورد نقد و ارزیابی همین مطبوعات‬ ‫قرار می گرفت‪ .2‬در حقیقت باید گفت مطبوعات‬ ‫در دوره ی کم رنگی و کم فروغی احزاب‪ ،‬در جایگاه‬ ‫انها حضور داشتند‪.‬‬ ‫ّ‬ ‫ ‪ -18‬نقطه عطف جریان تحزب در ایران بعد از‬ ‫انقالب‪ ،‬ظهور حزب دولت ساخته «کارگزاران‬ ‫سازندگی» بود‪ .‬هنگامی که فشارها از دو جناح‬ ‫بر دولت هاشمی فزونی گرفت این حزب ابتدا با‬ ‫عضویت ‪ 16‬نفر از معاونین رئیس جمهور و وزرای‬ ‫ً‬ ‫دولت هاشمی اعالم موجودیت کرد؛ ولی بعدا‬ ‫با مخالفت رهبری با حضور وزرای دولت در ان‪،‬‬ ‫تنها با ‪ 6‬معاون رئیس جمهور شکل گرفت‪ .‬در‬ ‫حقیقت به جای این که احزاب‪ ،‬شکل دهنده‬ ‫ساختار حا کمیت و هیئت حا کمه باشند دولت به‬ ‫خلق حزب دست زد! این بدعت سراغاز انحراف‬ ‫جریان ّ‬ ‫تحزب در ایران به حساب می اید‪ .‬اولین‬ ‫حضورحزب دولت ساخته کارگزاران در انتخابات‬ ‫مجلس پنجم (سال ‪ )۱۳۷۵‬بود‪ .‬جناح چپ که‬ ‫ً‬ ‫عمدتا با مجمع روحانیون و سازمان مجاهدین‬ ‫شناخته می شد‪ ،‬به واسطه رد صالحیت های دور‬ ‫قبل‪ ،‬همچنان قهر را به عنوان موضع رسمی خود‬ ‫‪ -1‬ازجمله نشریه صبح یک ویژه نامه اش را به بررسی عملکرد و افشای‬ ‫رویه ی سیاسی‪ -‬اداری اقای غرضی اختصاص داد‪.‬‬ ‫‪ -2‬و البته هفته نامه «عصرما» ارگان سازمان مجاهدین انقالب اسالمی در‬ ‫این میان تالش می کرد نقش ایدئولوگ سیاسی را ایفا نماید‪.‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫انتخاب کرد‪ ،‬لکن با اوج گیری جریان کارگزاران‪ ،‬به‬ ‫نوعی غیررسمی با حمایت از انها‪ ،‬رقابت را برای‬ ‫جناح راست ّ‬ ‫سنتی دشوار کرد‪ .‬پایان انتخابات‪،‬‬ ‫مساوی بود با سهم قابل توجهی از کرسی های‬ ‫مجلس در اختیار حزب کارگزاران‪ .‬این حزب‪،‬‬ ‫سعی کرد با گسترش ساختار و فعالیت های‬ ‫ّ‬ ‫حزبی نقش جدی در ادامه پیدا کردن تفکر‬ ‫تکنوکراتی خود در بدنه حا کمیت و همچنین‬ ‫تداوم تفکر هاشمیسم ایفا نماید‪.‬‬ ‫ ‪ -19‬انتخابات ریاست جمهوری هفتم (‪ ،)۱۳۷۶‬اولین‬ ‫انتخابات رقابتی به معنای واقعی کلمه در عرصه‬ ‫ریاست جمهوری بود‪ .‬در این انتخابات جناح‬ ‫چپ با مالحظه انتخابات مجلس پنجم که در‬ ‫ان با حضور کارگزاران‪ ،‬ا کثریت مطلق جناح‬ ‫راست به ا کثریت شکننده ای تبدیل و برخی‬ ‫نمایندگان فکری جناح چپ با پرچم کارگزاران‬ ‫وارد مجلس شده بودند‪ ،‬این حس را داشتند‬ ‫که امکان رقابت و اعالم حیات وجود دارد‪ .‬لذا‬ ‫بعد از بررسی فراوان و با عدم پذیرش مهندس‬ ‫موسوی ‪ ،‬به سراغ سید محمد خاتمی رفتند و‬ ‫با کلنجار فراوان او را راضی به حضور در عرصه‬ ‫انتخابات ریاست جمهوری کردند‪ .‬خاتمی تا قبل‬ ‫از این هیچ سابقه سیاست ورزی جدی نداشت و‬ ‫ً‬ ‫عمدتا با شخصیت فرهنگی و مشی فرهنگ دوست‬ ‫در عرصه سیاست حضور داشت‪ .‬از ان طرف‪ ،‬‬ ‫کارگزارانی ها‪ ،‬به دنبال ادامه ریاست جمهوری‬ ‫هاشمی در دوره سوم و نقض یا اصالح قانون‬ ‫اساسی بودند که با مخالفت رهبر انقالب مواجه‬ ‫شدند‪ .‬این خواسته توسط عطاءاهلل مهاجرانی‬ ‫معاون حقوقی رئیس جمهور وقت و عضو حزب‬ ‫کارگزاران به صورت علنی مطرح شد‪.‬‬ ‫با عدم موافقت با این خواسته‪ ،‬کارگزاران با توجه‬ ‫به بدنه خود که منشعب و متمایز از جناح راست‬ ‫نقطه عطف جریان تحزب در ایران بعد از انقالب‪ ،‬ظهور حزب دولت ساخته‬ ‫کارگزاران سازندگی بود‪ .‬در حقیقت به جای این که احزاب شکل دهنده ساختار‬ ‫حا کمیت و هیئت حا کمه باشند دولت به خلق حزب دست زد‪ .‬این بدعت سراغاز‬ ‫انحراف جریان تحزب در ایران به حساب می اید‪.‬‬ ‫شده بود‪ ،‬به جناح چپ متمایل شده و بدون‬ ‫ّ‬ ‫مبلغ و ّ‬ ‫مروج خاتمی معرفی‬ ‫اعالم رسمی‪ ،‬خود را‬ ‫کردند‪ .‬در انتخابات ‪ ،‬چهار نامزد تایید صالحیت‬ ‫شدند که اقای زواره ای در این بین مستقل‬ ‫می نمود‪ ،‬اقای ری شهری از حزب تازه تاسیس‬ ‫«جمعیت دفاع از ارزش ها» امده بود که محمد‬ ‫پورنجاتی و محمد شریعتمداری در راس ان قرار‬ ‫داشتند و اقایان ناطق نوری و خاتمی از طرف‬ ‫جامعه روحانیت و مجمع روحانیون نامزد شدند‪.‬‬ ‫ً‬ ‫انچه که نهایتا ازسوی مردم ادرا ک شد این بود‬ ‫که اقای ناطق ادامه اقای هاشمی است و چون‬ ‫ادرا ک نارضایتی از دولت هاشمی زیاد بود لذا‬ ‫اقای خاتمی برنده انتخابات شد‪.‬‬ ‫اما از جهت حزبی هیچ حرکت منسجم حزبی‬ ‫که داللت بر برنامه دار بودن یک کاندیدا باشد‬ ‫در انتخابات دیده نشد‪ .‬در انتخاب کابینه نیز‪ ،‬‬ ‫فقط پنج وزیر دولت اقای هاشمی تغییر کردند!!‬ ‫دقت بفرمایید که دولتی مغایر با مسیر قبل از‬ ‫طرف مردم انتخاب گردید ولی ا کثر کارگزاران‬ ‫دولت منتخب‪ ،‬عاریت گرفته شده از دولت قبل‬ ‫ً‬ ‫بودند که تقریبا در تقابل با خواست عمومی رای‬ ‫دهندگان بود و این اوج کژکارکردی جریان حزب‬ ‫در جمهوری اسالمی بود‪.‬‬ ‫ ‪ -20‬در این انتخابات‪ ،‬نامزد رسمی مجمع روحانیون‬ ‫مبارز با شعار «توسعه ازادی های مدنی و سیاسی»‬ ‫به پیروزی رسید‪ .‬شعاری که ا گر به ده سال قبل‬ ‫از ان بر می گشتیم با نطفه منعقدشده ی حرب‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪137‬‬ ‫سران و صقان‬ ‫دقت بفرمایید که دولتی مغایر با مسیر قبل از طرف مردم انتخاب گردید ولی‬ ‫ً‬ ‫ا کثر کارگزاران دولت منتخب‪ ،‬عاریت گرفته شده از دولت قبل بودند که تقریبا در‬ ‫تقابل با خواست عمومی رای دهندگان بود و این اوج کژکارکردی جریان حزب‬ ‫در جمهوری اسالمی بود‪.‬‬ ‫انشعاب یافته ی روحانیون مبارز‪ ،‬هیچ سنخیتی‬ ‫نداشت و شاید درست در تضاد با تفکرات‬ ‫تاسیسی انها و فهم ایشان از ازادی بود‪ .‬رجوع‬ ‫به نطق ها و عملکرد انها در دهه اول انقالب‪،‬‬ ‫این ناهمخوانی را فریاد می زند‪.‬‬ ‫ ‪ -21‬در ادامه مسیر اقای خاتمی بیشتر از ان که خود‬ ‫را متعلق به مجمع بداند‪ ،‬به جریانی رادیکال‬ ‫خود را متعلق دانست که احساس می کرد‬ ‫پیروزی او ناشی از تالش فکری انهاست‪ :‬سعید‬ ‫حجاریان‪ ،‬علی شکوری راد‪ ،‬مصطفی تاج زاده‪،‬‬ ‫محسن میردامادی‪ ،‬حمیدرضا جالیی پور‪،‬‬ ‫عبداهلل رمضان زاده و‪ ...‬اتاق فکر جنگ روانی‬ ‫خاتمی برای پیروزی در انتخابات بودند‪ .‬این‬ ‫گروه‪ ،‬حزب دولت ساخته ی دوم را به نام «جبهه‬ ‫مشارکت ایران اسالمی» تاسیس کردند‪ .‬در‬ ‫حقیقت‪ ،‬بار دیگر هیچ ّردپای حزبی مشخصی‬ ‫از جهت مرامنامه و ایدئولوژی تعریف شده‪،‬‬ ‫برای پیروز شدن در انتخابات وجود نداشت؛‬ ‫بلکه اقتضاء و شرایط زمانه‪ ،‬مردم را به یک فرد‬ ‫می رساند‪ ،‬ان گاه برای ان فرد و اطرافیانش که‬ ‫پیروز انتخابات شده اند‪ ،‬حزب و جبهه و ارگان‬ ‫ساخته می شد‪.‬‬ ‫ ‪ -22‬از انجا که اعضای اصلی جبهه مشارکت عده ای‬ ‫از روشنفکران دینی با صبغه و سابقه چپ‬ ‫‪138‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫ً‬ ‫انقالبی بودند که عمدتا در سالهای دهه ی ‪،۷۰‬‬ ‫اموزه های سیاسی‪ ،‬جامعه شناختی و ارتباطاتی‬ ‫دولت مدرن را ّ‬ ‫تلمذ کرده بودند لذا تالش‬ ‫داشتند جریان ّ‬ ‫تحزب را برای جریان بخشیدن‬ ‫مفهوم مردم ساالری به زعم خود و معنادار کردن‬ ‫فرایند رسیدن به قدرت نهادینه کنند‪ .‬اندیشه‬ ‫ً‬ ‫سیاسی این گونه افراد کامال وام گرفته از خاستگاه‬ ‫نظریات مرجع غربی بود‪ ،‬فلذا این ناهمسانی‬ ‫و ناهمخوانی با فرهنگ سیاسی مشروع‪ ،‬منجر‬ ‫به تعارضات جدی در بدنه حا کمیت شد‪.‬‬ ‫ ‪ -23‬با اینکه دو برنامه توسعه اقتصادی «ایران‬ ‫‪ »۱۴۰۰‬و برنامه پنج ساله توسعه دوم‪ ،‬به عنوان‬ ‫برنامه های باالدستی برای حرکت اقتصادی و‬ ‫فرار از تورم ‪ ۵۰‬درصدی سال های پایانی دولت‬ ‫هاشمی وجود داشت‪ ،‬اما دولت اقدام به طراحی‬ ‫یک برنامه جدید با عنوان «طرح ساماندهی‬ ‫ً‬ ‫اقتصاد ایران» کرد که‪ ‬طراحان ان عمدتا افراد‬ ‫با نگرش چپ اقتصادی بودند‪ .‬جالب اینجاست‬ ‫ً‬ ‫که مجریان این برنامه تقریبا همگی از کارگزاران‬ ‫دولت هاشمی بودند که اعتقاد به اقتصاد‬ ‫ازاد داشتند و برنامه های شان در سال های‬ ‫دولتمندی هاشمی فاصله فقیر و غنی را به ّ‬ ‫ شدت‬ ‫ّ‬ ‫متشتت‬ ‫بیشتر کرده بود‪ .‬به عبارت دیگر‪ ،‬نگاه‬ ‫و غیرساختاریافته حزبی‪ ،‬برنامه اقتصادی را به‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫برای نهادینه کردن جریان تحزب‪ ،‬جبهه مشارکت اقدام به ایجاد فضای باز ‪-‬یا در‬ ‫حقیقت لجام گسیخته‪ -‬سیاسی می کند‪ .‬حاصل ان‪ ،‬نشر مطبوعات متعدد که در‬ ‫تفکر نظریه پردازان جبهه مشارکت‪ ،‬رکن چهارم دموکراسی بود‪ ،‬به چشم می اید‪.‬‬ ‫ارمغان می اورد که طراحش نظریه پردازان چپ و‬ ‫مجری اش کارگزاران اقتصاد لیبرالی بودند‪ .‬این‬ ‫برنامه و این مجری و نفت ‪ ۷‬دالری شرایط را‬ ‫برای دولت به ّ‬ ‫ شدت بغرنج می کرد‪.‬‬ ‫ ‪ -24‬برای نهادینه کردن جریان ّ‬ ‫تحزب‪ ،‬جبهه‬ ‫مشارکت اقدام به ایجاد فضای باز‪ -‬یا در حقیقت‬ ‫لجام گسیخته‪ -‬سیاسی می کند‪ .‬حاصل ان‪ ،‬نشر‬ ‫ّ‬ ‫مطبوعات متعدد بود که در تفکر نظریه پردازان‬ ‫جبهه مشارکت‪ ،‬رکن چهارم دموکراسی بود‪.‬‬ ‫روزنامه های جامعه‪ ،‬توس‪ ،‬عصرازادگان ‪ ،‬نشاط (که‬ ‫همگی با محوریت مشترک حمیدرضا جالیی پور و‬ ‫ماشااهلل شمس الواعظین‪ 1‬ظهور کرده و با توقیف‬ ‫یکی‪ ،‬دیگری باال می امد)‪ ،‬صبح امروز (سعید‬ ‫حجاریان)‪ ،‬خرداد (عبداهلل نوری)‪ ،‬زن (فائزه‬ ‫هاشمی)‪ ،‬همبستگی (راه چمنی) و هموطن‬ ‫(غالمحسین کرباسچی و محمد عطریانفر) از‬ ‫روزنامه های برجسته و تاثیرگذار ان دوره بودند‬ ‫که هر کدام برای خود قصه ای ّ‬ ‫مفصل از ژورنالیسم‬ ‫‪ -1‬ذکر دو نکته در این خصوص ضروری است‪ .‬یکی ان که جریان مدیریت و‬ ‫ً‬ ‫بقای این روزنامه ها به شکلی کامال حرفه ای و در قالب یک شرکت خصوصی‬ ‫با عنوان «جامعه روز» با مدیریت شخصی به نام باقر ولی بیک از عهده ی‬ ‫ً‬ ‫چرخه ی اقتصادی خود برمی امد‪ .‬ثانیا برخی از این روزنامه ها فعالیت خود‬ ‫را از ابتدای فرایند صدور ّ‬ ‫مجوز شروع نمی کردند بلکه از مسیر خرید امتیاز‬ ‫ً‬ ‫مطبوعات موجود (بعضا هفته نامه های اجتماعی و ورزشی نظیر نشاط)‬ ‫به زنجیره ی این روزنامه ها وارد می شدند که به همین علت‪ ،‬اصطالح‬ ‫روزنامه های زنجیره ای برای این مجموعه روزنامه ها ازسوی گروهی از‬ ‫منتقدان مطرح شد و جا افتاد‪.‬‬ ‫مطبوعاتی و جنجال افرین به همراه دارند‪ .‬با این‬ ‫مطبوعات مفهوم دموکراسی پوستین وارونه ای‬ ‫شد که نوعی از انارشیسم را تحفه اورد‪ .‬در این‬ ‫بین روزنامه فردا به مدیر مسئولی احمد توکلی‬ ‫جزء معدود روزنامه های جناح مخالف دولت‬ ‫بود که نوع جدیدی از روزنامه نگاری را تجربه‬ ‫کرد ولی به واسطه فشارهای اقتصادی نتوانست‬ ‫دوام بیاورد‪.‬‬ ‫ ‪ -25‬برخی افراد که خود را نزدیک به رئیس جمهور‬ ‫وقت می دانستند اما احساس می کردند جبهه‬ ‫مشارکت با تندی عمل خود مشی سیاسی و شیوه‬ ‫سیاست ورزی انها را نمایندگی نمی کند اقدام به‬ ‫راه اندازی احزاب جدید کردند‪ .‬حزب همبستگی‬ ‫به دبیرکلی راه چمنی و حزب مدافعین پیام دوم‬ ‫خرداد در سمنان‪ -‬که بعدها به مردم ساالری‬ ‫تغییر نام داد‪ -‬به دبیرکلی مصطفی کوا کبیان‪،‬‬ ‫از جمله مهم ترین این احزاب بودند‪.‬‬ ‫ ‪ -26‬در طول ‪ 4‬سال تصدی گری دولت دوم خرداد که‬ ‫موسوم به اصالحات هم شده بود‪ 3 ،‬انتخابات‬ ‫برگزار شد که هر کدام از نظر قبض و بسط نقش‬ ‫احزاب‪ ،‬خود قصه دیگری داشت‪...‬‬ ‫ ‪ ... -27‬و این قصه ادامه دارد‪.‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪139‬‬ ‫دکتر مجتبی باباخانی‬ ‫پژوهشگر هسته اندیشه امام؟هر؟ مرکز رشد دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫نݤ‬ ‫�ز م ݩݧ ݧݒ ط ݤݤݤ‬ ‫ىݣݬݔ ݣ ݣ ݣاݣ ݤ‬ ‫ان ݣ‬ ‫ݡسا ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ‬ ‫ݡس ݧݩݐ ݣ ݣݬ�قݫ‬ ‫ش‬ ‫ݧݩ‬ ‫�ن ݩݑ ݦٮ�کى �ت �ز‬ ‫ݡحل‬ ‫ان ݣ ݫݬݓمحا ه� ݣ ݣ ید ݣ� ݣ ݣ ݣ ݣن ݣ‬ ‫گا ه ݣ� ݣݡیݤݣ�ب ݣ ݣه ݣ ݔ ݣال ݣ ݣسا م ݣ ݣ ݣ‬ ‫مقدمه‬ ‫تا کنون تفاسیر و تعاریف گونا گونی در خصوص معنا و کارکرد حزب و جایگاه ان در نظام اسالمی‬ ‫ارائه شده است و همین تعاریف مختلف‪ ،‬موجب اتخاذ مواضع متفاوت در قبال ّ‬ ‫تحزب در جامعه‬ ‫شده است‪ .‬انچه در این یادداشت به عنوان حزب تعریف می شود برگرفته از سخنان مقام معظم‬ ‫رهبری در این خصوص است‪ .‬از نگاه ایشان‪ ،‬دو گونه حزب وجود دارد؛‬ ‫«یک‪ ‎‬جور حزب‪ ،‬به تقلید از احزاب کنونی غربی است‪ ...‬احزاب کنونی غربی به معنای باشگاه هایی‬ ‫ً‬ ‫برای کسب قدرت است؛ اصال حزب یعنی مجموعه ای برای کسب قدرت‪ .‬یک گروهی با هم جمع‬ ‫می شوند‪ ،‬از سرمایه و پول و امکانات مالی خودشان بهره مند می شوند‪ ،‬یا از دیگران کسب می کنند‪ ،‬یا‬ ‫بند و بست های سیاسی می کنند‪ ،‬برای اینکه به قدرت برسند‪ .‬یک گروه هم رقیب این هاست؛ کارهای‬ ‫مشابهی را این انجام می دهد تا ان را از قدرت پایین بکشد و خودش بشود جایگزین‪ .‬االن احزاب در‬ ‫ً‬ ‫دنیا غالبا این گونه اند»‪.‬‬ ‫‪140‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫‪mojtabababakhani@gmail.com‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫گونه دوم حزب که برخالف گونه اول‪ ،‬از نگاه‬ ‫رهبر معظم انقالب قابل تایید است‪:‬‬ ‫«عبارت است از یک تشکیالتی که نقش راهنمایی‬ ‫و هدایت احاد مردم را به سمت یک ارمان هایی‬ ‫ایفا می کند‪ ...‬یک کانال کشی در درون جامعه‪،‬‬ ‫برای گسترش فکر درست؛ چه فکر عقیدتی و‬ ‫اسالمی‪ ،‬چه فکر سیاسی و تربیت کادرهای‬ ‫گونا گون»‪ .‬احزاب با این معنا‪ ،‬دنبال این نیستند‬ ‫که «قدرت را در دست بگیرند‪ ،‬می خواهند جامعه‬ ‫را به یک سطحی از معرفت‪ ،‬به یک سطحی از‬ ‫دانایی سیاسی و عقیدتی برسانند؛ این چیز‬ ‫خوبی است» (بیانات در جمع دانشجویان‬ ‫کرمانشاه‪.)1390/07/24 ،‬‬ ‫ا گر تعریف دوم از حزب را مبنا قرار داده و براساس‬ ‫ان نگاهی به تاریخ معاصر ایران بیندازیم‪ ،‬شاید‬ ‫نتوان هیچ تشکیالتی را مصداق کامل این تعریف‬ ‫از حزب دانست‪.‬‬ ‫اما نگاهی به اغماض نشان می دهد برخی از‬ ‫احزاب و تشکیالت ها همچون حزب جمهوری‬ ‫اسالمی‪ ،‬حزب توده و سازمان مجاهدین خلق‬ ‫ّ‬ ‫را می توان سه مورد از منسجم ترین تشکل های‬ ‫دوران معاصر ایران به حساب اورد‪ .‬این گروه ها‪،‬‬ ‫هرچند هر یک به نوبه خود دچار ضعف ها و‬ ‫اشکاالتی در کارهای تشکیالتی و حزبی بودند‪ ،‬اما‬ ‫به لحاظ سازماندهی و برنامه ریزی‪ ،‬از موفق ترین‬ ‫ّ‬ ‫ّ‬ ‫تشکل های دوران معاصر در حرکت به سوی تحقق‬ ‫ارمان ها و خواسته های خویش محسوب می شوند‪.‬‬ ‫بر این اساس‪ ،‬نگارنده در این یادداشت به دنبال‬ ‫ان است تا به تجزیه و تحلیل تشکیالتی سازمان‬ ‫مجاهدین خلق به عنوان یکی از منسجم ترین‬ ‫ّ‬ ‫تشکل های موثر در عرصه سیاست و اجتماع در‬ ‫ایران پرداخته و نقاط ّقوت و ضعف این گروه در‬ ‫سازماندهی تشکیالتی خویش در ادوار مختلف‬ ‫حیاتش را احصا نماید‪.‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪141‬‬ ‫ناطیش نامزاس‬ ‫‪ -۱‬نقاط ّقوت تشکیالتی مجاهدین خلق‬ ‫سازمان مجاهدین خلق از همان ابتدای شکل گیری براساس بنیانی منسجم و سازمان مند شکل‬ ‫گرفت و بنیان گذاران ان تالش کردند تا اصول تشکیالتی را به بهترین وجه در سازمان پیاده نمایند‪.‬‬ ‫ارائه تصویری مردمی‪ ،‬جوان‪ ،‬نخبه گرا‪ ،‬انقالبی و مبارز با اهداف و ارمان هایی ایده ال‪ ،‬موجب جذب‬ ‫ّ‬ ‫بسیاری از مبارزان جوان‪ ،‬متفکر و انقالبی به این سازمان شد‪« .‬نخبه گزینی»‪« ،‬برنامه های اموزشی‬ ‫ّ‬ ‫و تربیتی مستمر» و «برقراری سلسله مراتب منظم تشکیالتی» از جمله مهم ترین شاخصه های مثبت‬ ‫تشکیالتی سازمان مجاهدین خلق محسوب می شود‪.‬‬ ‫‪ -۱-۱‬نخبه گزینی؛ دقت در جذب‬ ‫سازمان مجاهدین خلق را باید سازمانی نخبه گرا‬ ‫دانست که برای جذب نیرو و تربیت کادرهای‬ ‫تشکیالتی‪ ،‬در وهله اول‪ ،‬به دنبال جذب نیروهای‬ ‫جوان‪ ،‬نخبه و توانمند بوده است‪ .‬بسیاری از‬ ‫کادرهای اصلی این تشکل‪ ،‬از میان دانشجویان‬ ‫مستعد و ّفعال دانشگاه های مطرح تهران گزینش‬ ‫شده و از توانمندی مناسبی جهت مدیریت سایر‬ ‫نیروها و پیشبرد امور سازمان برخوردار بودند‪.‬‬ ‫مهم ترین عامل موثر در جذب جوانان نخبه به‬ ‫سازمان را باید در «تصویر»ی جستجو کرد که‬ ‫سازمان در ارتباط گیری با فرد از خود ترسیم می کرد‪.‬‬ ‫سازمان با بهره گیری از نارضایتی نخبگان از وضعیت‬ ‫نابسامان جامعه در دوران پهلوی‪ ،‬مبارزه به سبک‬ ‫سازمان را تنها راه نجات کشور تصویر می کرد و پس‬ ‫از جلب اعتماد اولیه افراد به سازمان‪ ،‬به تدریج‪،‬‬ ‫با اموزش های خود‪ ،‬زمینه همراهی و هم فکری‬ ‫هرچه بیشتر انان را فراهم می اورد‪.‬‬ ‫یک فرد برای عضویت در سازمان باید مراحل‬ ‫ً‬ ‫گونا گونی را سپری می کرد تا کامال مورد شناسایی و‬ ‫تایید سازمان قرار گیرد و به تدریج وارد ارکان رسمی‬ ‫سازمان شود‪ .‬یک فرد پس از شناسایی اولیه‬ ‫توسط سازمان‪ ،‬باید مراحلی را جهت اطمینان‬ ‫از عدم ارتباط وی با سازمان اطالعات و امنیت‬ ‫رژیم شاه طی می کرد و چنانچه اطمینان در این‬ ‫‪142‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫خصوص حاصل می شد‪ ،‬برنامه ای جهت کامل تر‬ ‫شدن شناخت از وی در نظر گرفته می شد‪ .‬در‬ ‫ً‬ ‫این مرحله معموال عالوه بر شکل دهی نوعی‬ ‫رابطه صمیمانه‪ ،‬سازمان تالش می کرد وی را وارد‬ ‫حلقه های مطالعات و مباحثات تفسیر قران و شرح‬ ‫نهج البالغه نماید و به شکل مستمر با او ارتباط‬ ‫داشته باشد تا شایستگی ورود وی به سازمان‬ ‫به خوبی محک بخورد‪ .‬اطمینان کامل امنیتی‪،‬‬ ‫برخورداری از ایدئولوژی اسالمی‪ ،‬اعتقاد به مبارزه‬ ‫با رژیم شاه و امپریالیسم جهانی و عدم وابستگی‬ ‫ّ‬ ‫به شغل‪ ،‬خانواده و تعلقات این چنینی‪ ،‬از جمله‬ ‫معیارهایی بود که صالحیت فرد در ان ها باید احراز‬ ‫می شد (احمدی روحانی‪60-61 :1384 ،‬؛ جمعی‬ ‫از نویسندگان‪ ،1384 ،‬ج‪.)294 :2‬‬ ‫چنانچه فرد این مراحل را به خوبی سپری می کرد‬ ‫وارد اولین الیه از عضویت در سازمان می شد و‬ ‫در هر مرحله‪ ،‬این سنجش و رصد دائمی وی‬ ‫ادامه می یافت و تنها در صورتی امکان ورود به‬ ‫الیه باالتر برایش فراهم می شد که از ازمون های‬ ‫مختلف پیش روی خود‪ ،‬سربلند بیرون می امد‪.‬‬ ‫لذا سازمان نه تنها در مرحله شناسایی و جذب‬ ‫اولیه اعضا‪ ،‬بسیار سخت گیرانه و با دقت عمل‬ ‫می کرد‪ ،‬بلکه در ارتقاء اعضا به مراحل باالتر هم‬ ‫دقت فراوانی به خرج می داد‪.‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫علی رغم دقتی که هسته اولیه‪ ،‬در جذب نیرو و کادرسازی برای سازمان به خرج می دادند تا توانمندترین و هم سوترین نیروها را انتخاب و جذب‬ ‫نمایند‪ ،‬اما هیچ گاه از لزوم اموزش های گونا گون جهت توانمندسازی و هم سویی هرچه بیشتر کادرهای سازمان غافل نبودند‪.‬‬ ‫‪ -۲-۱‬اموزش مستمر اعضا‬ ‫علیرغم دقتی که هسته اولیه‪ ،‬در جذب نیرو‬ ‫و کادرسازی برای سازمان به خرج می دادند تا‬ ‫توانمندترین و همسوترین نیروها را انتخاب و‬ ‫جذب نمایند‪ ،‬اما هیچ گاه از لزوم اموزش های‬ ‫گونا گون جهت توانمندسازی و همسویی هرچه‬ ‫بیشتر کادرهای سازمان غافل نبودند‪ .‬در این‬ ‫میان می توان به دو نوع اموزش اشاره کرد‪ :‬نخست‬ ‫اموزش عقیدتی و ایدئولوژیک برای ایجاد هم فکری‬ ‫و همسویی هرچه بیشتر میان اعضای کادرهای‬ ‫سازمان و دوم؛ اموزش عملی و عملیاتی برای‬ ‫ارتقاء سطح توانمندی و روحیه مبارزاتی اعضا‪.‬‬ ‫‪ ‬ایجاد هم سویی و عرق به سازمان؛‬ ‫با اموزش های مستمر علمی‪-‬اعتقادی‬ ‫مطالعه و مباحثه جزوات عقیدتی تدوین شده‬ ‫توسط سران سازمان منافقین‪ ،‬یکی از اولین‬ ‫گام های طراحی شده در این سازمان بود که‬ ‫همواره مورد اهتمام بوده و تاثیر بسزایی در‬ ‫یکدستی فکری و انسجام تشکیالتی سازمان‬ ‫برجای گذاشت‪ .‬این اموزش ها در سه حوزه‬ ‫کلی «اموزش های ایدئولوژیک»‪« ،‬اموزش های‬ ‫سیاسی و اجتماعی» و «اموزش های اقتصادی»‬ ‫انجام می گرفت‪.‬‬ ‫در حوزه اموزش های اعتقادی‪ ،‬سازمان با محور‬ ‫قرار دادن برداشتی خاص از قران و نهج البالغه و‬ ‫نیز رجوع به اثار افرادی چون مهندس بازرگان‪،‬‬ ‫ایت اهلل طالقانی‪ ،‬دکتر یداهلل سحابی‪ ،‬برخی کتب‬ ‫ایت اهلل مطهری و نیز تدوین جزواتی همچون‬ ‫«شناخت»‪« ،‬تکامل»‪« ،‬راه انبیا‪ ،‬راه بشر» و‪....‬‬ ‫تالش کرد تا مبانی اعتقادی و مبارزاتی واحدی در‬ ‫میان اعضای سازمان ّ‬ ‫تسری یابد‪ .‬محور در حوزه‬ ‫سیاسی‪-‬اجتماعی‪ ،‬اشنایی با «علم مبارزه» بود‬ ‫ً‬ ‫و غالبا ادبیات مارکسیستی در ان غلبه داشت‪ .‬در‬ ‫این بخش‪ ،‬جزواتی همچون «مبارزه چیست؟»‬ ‫با هدف بهره گیری از تجربیات انقالب های دیگر‪،‬‬ ‫اشنایی با مواضع سیاسی‪-‬استراتژیک سازمان و‬ ‫همچنین پیدا کردن توان تحلیل مسائل سیاسی‬ ‫در جهت اتخاذ تا کتیک های مناسب برای برخورد‬ ‫با اقدامات رژیم پهلوی تدوین شده و به بحث‬ ‫گذاشته می شد‪ .‬در بخش اموزش های اقتصادی‬ ‫هم جزواتی با هدف اشنا کردن فرد با مفاهیم و‬ ‫مباحث اقتصادی و نظام های مختلف اقتصادی‬ ‫و شناخت وضع اقتصادی جامعه ایران بود‪.‬‬ ‫این جزوات‪ ،‬مفاهیم بنیادین اقتصاد سیاسی‬ ‫مارکسیستی را پذیرفته و الگوی ماتریالیسم تاریخی‬ ‫سیر ّ‬ ‫تطور جوامع بشری را مبنای تحلیل خود‬ ‫قرار می دادند‪ ،‬اما در عین حال تالش می کردند‬ ‫با بهره گیری از برخی ایات و روایات‪ ،‬رنگ و بوی‬ ‫اسالمی به ان ببخشند (جمعی از نویسندگان‪،‬‬ ‫‪ ،1384‬ج‪.)296-304 :2‬‬ ‫این اموزش ها از یک سو می توانست زمینه وحدت‬ ‫رویه اعضای سازمان را فراهم کرده و از سوی دیگر‬ ‫با تقویت اعتقادات ایدئولوژیک اعضا و ترسیم‬ ‫ارمان ها و افق های مشترک‪ ،‬امادگی انان را برای‬ ‫از خودگذشتگی در جهت نیل به این ارمان ها‬ ‫افزایش دهد‪ .‬معیار ارتقا در سازمان‪ ،‬در درجه‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪143‬‬ ‫ناطیش نامزاس‬ ‫یکی دیگر از الزامات سازمان برای اعضایش‪« ،‬جامعه گردی» بود‪ .‬افراد سازمان‬ ‫موظف بودند برای اشنایی با وضعیت زندگی مردم مناطق محروم‪ ،‬برخی از روزهای‬ ‫هفته همراه با مسئولین خود به گودها‪ ،‬کوره پزخانه ها و مناطق محروم شهر رفته‬ ‫و از نزدیک با وضع زندگی مردم این مناطق اشنا شوند‪.‬‬ ‫خود‬ ‫اول‪ ،‬صالحیت ایدئولوژیک یا به اصطالح ِ‬ ‫سازمان‪« ،‬حل شدن فرد در سازمان» و میزان‬ ‫امادگی وی برای فدا کاری و از خودگذشتگی‬ ‫در جهت مصالح و منافع سازمان بود و در‬ ‫ی فرد در تحلیل سیاسی و‬ ‫درجه دوم‪ ،‬توانمند ‬ ‫اجتماعی جامعه و در نهایت‪ ،‬قابلیت های عملی‬ ‫فرد (جمعی از نویسندگان‪ ،1384 ،‬ج‪.)388 :2‬‬ ‫‪ ‬ایجاد توانمندی و روحیه مبارزاتی؛‬ ‫با اموزش های عملیاتی‬ ‫عالوه بر اموزش های تئوریک‪ ،‬سازمان برخی از‬ ‫اموزش های عملی و تربیتی را نیز برای اعضای‬ ‫خود در نظر می گرفت‪ .‬از جمله این اموزش ها‪،‬‬ ‫ّ‬ ‫مقید ساختن اعضای سازمان به حفظ امادگی‬ ‫ّ‬ ‫جسمانی خود بود‪ .‬بر این اساس‪ ،‬عالوه بر موظف‬ ‫بودن اعضا به انجام یک ربع تا نیم ساعت نرمش‬ ‫صبحگاهی روزانه‪ ،‬مسئوالن ملزم بودند در روزهای‬ ‫تعطیل به همراه افراد تحت مسئولیت شان به‬ ‫کوهنوردی بپردازند‪.‬‬ ‫یکی دیگر از الزامات سازمان برای اعضایش‪،‬‬ ‫«جامعه گردی» بود‪ .‬افراد سازمان موظف بودند‬ ‫برای اشنایی با وضعیت زندگی مردم مناطق محروم‪،‬‬ ‫برخی از روزهای هفته همراه با مسئوالن خود به‬ ‫گودها‪ ،‬کوره پزخانه ها و مناطق محروم شهر رفته‬ ‫‪144‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫و از نزدیک با وضع زندگی مردم این مناطق اشنا‬ ‫شوند‪ .‬مهم ترین هدف این کار‪ ،‬نشان دادن اثار‬ ‫سلطه امپریالیسم بر کشور و مشاهده نتایج اجرای‬ ‫سیاست های امپریالیستی برای اعضا بود که انان‬ ‫را در راه مبارزه با رژیم پهلوی استوارتر می ساخت‪.‬‬ ‫اموزش عملی دیگری که سازمان برای اعضایش در‬ ‫نظر می گرفت‪« ،‬خودسازی» بود‪ .‬اعضای سازمان‬ ‫موظف بودند که ساده زندگی کنند‪ ،‬ساده بخورند‪،‬‬ ‫ساده بپوشند و حتی المقدور روزه بگیرند‪ .‬این اعضا‬ ‫چنانچه کارمند حقوق بگیر بودند‪ ،‬این گونه بار‬ ‫می امدند که از درامد خود‪ ،‬میزان معینی که برای‬ ‫یک زندگی ساده موردنیاز است را برداشته و مابقی‬ ‫را برای پیشبرد اهداف و ارمان هایشان در اختیار‬ ‫سازمان قرار دهند (جمعی از نویسندگان‪،1384 ،‬‬ ‫ج‪.)304-305 :2‬‬ ‫مجموعه این اموزش ها ‪-‬که حدود سه سال به‬ ‫طول می انجامید‪ -‬زمینه های امادگی هرچه بیشتر‬ ‫اعضا و تعمیق ِعرق سازمانی انان را فراهم می اورد و‬ ‫در واقع‪ ،‬افراد پس از طی این اموزش ها‪ ،‬به تدریج‬ ‫به شکل رسمی تری وارد سازمان می شدند و البته‬ ‫این اموزش ها در مراحل بعدی هم با عمق و دقت‬ ‫بیشتری تداوم می یافت‪ .‬فرا گیری مشی چریکی‬ ‫و اموزش های نظامی‪ ،‬اشنایی با موتورسواری و‬ ‫تعمیرات ان‪ ،‬فنون سرقت اتومبیل‪ ،‬ساخت پال ک‬ ‫جعلی و ساخت مواد منفجره و‪ ...‬از جمله دیگر‬ ‫توانمندی هایی بود که افراد در مراحل باالتر ان ها‬ ‫را فرا می گرفتند (جمعی از نویسندگان‪،1384 ،‬‬ ‫ج‪.)393 :2‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫ً‬ ‫اطالعات در سازمان کامال طبقه بندی شده بوده و سطح دسترسی فرد به اطالعات سازمان در هر مرحله تعریف شده است و با گذار از هر‬ ‫مرحله‪ ،‬به میزانی مشخص‪ ،‬افزایش می یابد‪.‬‬ ‫ّ‬ ‫‪ -۳-۱‬سلسله مراتب منظم تشکیالتی‬ ‫سازمان مجاهدین خلق در زمانی شکل گرفت‬ ‫که خفقانی شدید بر فضای سیاسی و اجتماعی‬ ‫کشور حا کم بود‪ .‬این سازمان برای حفظ حیات‬ ‫خود‪ ،‬نا گزیر از تعبیه تشکیالتی پنهانی و مخفی‬ ‫در کشور بود‪ .‬بر این اساس‪ ،‬سازمان علیرغم تمام‬ ‫دقتی که در گزینش و جذب نیرو به کار می برد‬ ‫و اموزش های چندساله ای که در فرایند جذب‬ ‫افراد در نظر گرفته بود‪ ،‬باز هم تالش می کرد‬ ‫ً‬ ‫از سلسله مراتبی کامال محکم و سازمان مند‬ ‫برخوردار باشد‪.‬‬ ‫هر فرد در دورانی که در حال طی کردن مراحل‬ ‫جذب رسمی به سازمان بود‪ ،‬دارای یک مسئول‬ ‫ّ‬ ‫بوده که باید تمام کارهای خود را به کلی با او‬ ‫هماهنگ کرده و حرف شنوی کامل از وی داشته‬ ‫باشد‪ .‬عضو جدید سازمان‪ ،‬در این دوره تنها با‬ ‫افراد معدودی در ارتباط بوده و هیچ شناخت‬ ‫کالن مجموعه ندارد‪.‬‬ ‫جامعی از جایگاه خود در ِ‬ ‫وی تنها با مسئول مستقیم خود در ارتباط بوده‬ ‫و به هیچ عنوان حق کنجکاوی بیشتر در خصوص‬ ‫سلسله مراتب و ساختار سازمان را ندارد‪ .‬اطالعات‬ ‫ً‬ ‫در سازمان کامال طبقه بندی شده بوده و سطح‬ ‫دسترسی فرد به اطالعات سازمان در هر مرحله‬ ‫تعریف شده است و با گذار از هر مرحله‪ ،‬به میزانی‬ ‫مشخص‪ ،‬افزایش می یابد‪.‬‬ ‫نتیجه این نوع چینش سلسل ‪‎‬ه مراتبی در سازمان‬ ‫ً‬ ‫این بود که با لو رفتن بخشی از سازمان‪ ،‬اوال‬ ‫اموزش های عقیدتی و ِعرقی که در فرد در قبال‬ ‫سازمان و ارمان هایش ایجاد شده بود‪ ،‬مانع‬ ‫از ان می شد که وی به راحتی لب به سخن‬ ‫بگشاید و اسرار سازمان را برمال سازد‪ .‬استفاده‬ ‫مکرر اعضای دستگیرشده این سازمان از سیانور‬ ‫برای از میان بردن خود در مواقعی که راه فراری‬ ‫از دست نیروهای امنیتی رژیم شاه نمی یافتند‪،‬‬ ‫از جمله نشانه های بارز ّ‬ ‫تعصب و اعتقاد عمیق‬ ‫ً‬ ‫اعضای سازمان به ان مجموعه است‪ .‬ثانیا در‬ ‫صورت لبریز شدن کاسه صبر و مقاومت هر یک‬ ‫از اعضا‪ ،‬وی بجز اشنایی با چند فرد از سازمان و‬ ‫دانستن بخش کوچکی از اطالعات ان‪ ،‬اطالعات‬ ‫باارزش دیگری نداشته تا امکان افشا گری گسترده‬ ‫علیه منافقین را داشته باشد (احمدی روحانی‪،‬‬ ‫‪.)122-124 :1384‬‬ ‫بدین ترتیب و با رعایت سخت گیرانه سلسله مراتب‬ ‫تشکیالتی بود که سازمان منافقین توانست‬ ‫علیرغم ضربات سنگینی که در مقاطع مختلف‬ ‫از سوی ساوا ک و نیروهای امنیتی رژیم شاه‬ ‫دریافت کرد‪ ،‬به حیات خود ادامه داده و دچار‬ ‫از هم گسیختگی تشکیالتی نشود‪.‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪145‬‬ ‫ناطیش نامزاس‬ ‫«ایدئولوژی نادرست و التقاط فکری»‪« ،‬قدرت طلبی‪ ،‬اقتدارگرایی و غیردموکراتیک‬ ‫بودن» و «حرکت به سوی فرقه شدن» از مهم ترین اسیب هایی بود که موجبات‬ ‫انحراف و انحطاط منافقین را فراهم اورد‪.‬‬ ‫‪ -۲‬نقاط ضعف تشکیالتی مجاهدین خلق‬ ‫سازمان مجاهدین خلق علیرغم برخورداری از‬ ‫برخی عناصر مثبت تشکیالتی و سازمانی‪ ،‬دارای‬ ‫اشکاالت و خالءهای بنیادینی بود که به تدریج بروز‬ ‫و ظهور بیشتری یافت و در نهایت منجر به انحطاط‬ ‫سازمان در بلندمدت شد‪« .‬ایدئولوژی نادرست‬ ‫و التقاط فکری»‪« ،‬قدرت طلبی‪ ،‬اقتدارگرایی و‬ ‫غیردموکراتیک بودن» و «حرکت به سوی فرقه‬ ‫شدن» از مهم ترین اسیب هایی بود که موجبات‬ ‫انحراف و انحطاط منافقین را فراهم اورد‪.‬‬ ‫‪ -۱-۲‬ایدئولوژی نادرست و التقاط فکری‬ ‫شاید بتوان مهم ترین اشکال موجود در سازمان‬ ‫مجاهدین خلق را التقاط فکری و ضعف در‬ ‫فهم درست و اصیل از اموزه های دین اسالم‬ ‫دانست‪ .‬از همان ابتدای شکل گیری‪ ،‬علیرغم‬ ‫اینکه بسیاری از موسسان سازمان‪ ،‬افرادی‬ ‫مسلمان و معتقد بودند‪ ،‬اما در عمل‪ ،‬به علت‬ ‫ضعف در اشنایی با مبانی اسالمی و عدم علم‬ ‫کافی برای بهره گیری مستقیم از مبانی اعتقادی‪،‬‬ ‫فقهی و اصولی اسالم‪ ،‬به مطالعه اثار برخی‬ ‫از اندیشمندان مسلمان روی اوردند و تمرکز‬ ‫خود را بر اثار مهندس بازرگان قرار دادند که از‬ ‫ً‬ ‫عمق الزم برخوردار نبود و تالش داشت صرفا‬ ‫با نگاهی علمی و تجربی‪ ،‬اموزه های اسالم را‬ ‫تبیین نماید (راستگو‪ .)101-112 :1384 ،‬مطالعه‬ ‫سخنان و نوشته های بنیان گذاران سازمان و‬ ‫مالحظه بکارگیری همزمان اصطالحات اسالمی‬ ‫و مارکسیستی‪ ،‬به خوبی التقاط فکری انان میان‬ ‫اسالم و مارکسیسم را نمایان می سازد‪:‬‬ ‫‪146‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫«‪ ...‬سازمان ما بر مبنای ایدئولوژی اسالمی بنا‬ ‫شده بود و هدف این بود که از لحاظ ایدئولوژی‬ ‫بتوانیم با قوانین دیالکتیک و مطالعه قران‬ ‫تبیین صحیحی از جهان (مبدا و هدف ان)‬ ‫بنمائیم و حا کمیت قانون تکامل و هدف دار‬ ‫بودن جهان را روشن سازیم و بر مبنای شناخت‬ ‫واقعی جهان‪ ،‬موقعیت انسان و اجتماع را‬ ‫مبنی بر اصل مساوات و برادری استوار نمائیم‪.‬‬ ‫پیاده کردن اصل مساوات و برادری که هرگونه‬ ‫بهره کشی انسان از انسان را محکوم کند شکل‬ ‫سیاسی ایدئولوژی ما بود‪»...‬‬ ‫از سوی دیگر‪ ،‬بسیاری از اعضای سازمان‪ ،‬اسالم‬ ‫را بدون تلفیق با علم مبارزه مارکسیستی‪ ،‬ناقص‬ ‫و نا کافی می دانستند و معتقد بودند‪:‬‬ ‫«‪...‬شکست این مبارزات (مبارزات سال های‬ ‫‪ 1340‬به دست بورژوازی ملی و خرده بورژوازی)‬ ‫و اولین نتیجه گیری های تاریخی مربوط به‬ ‫حوادث این دوران (سال های ‪ 40‬به بعد)‪ ،‬اشکار‬ ‫می ساخت که بدون مطالعه و کاربرد قوانین‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫علمی در مبارزه انقالبی هیچ گونه پیشرفت و‬ ‫پیروزی امکان پذیر نیست‪ .‬این قوانین نیز به هر‬ ‫حال جز با مطالعه و کاربرد اندیشه مارکسیستی‬ ‫لنینیستی ‪-‬اندیشه ای که برای اولین بار در طول‬ ‫تاریخ‪ ،‬با برخورد علمی با تاریخ و جامعه‪ ،‬مسیر‬ ‫تحوالت و قوانین تغییرات اجتماعی را فرموله‬ ‫ً‬ ‫کرده بود‪ -‬غیرممکن بود ‪ ...‬این امر مخصوصا‬ ‫از ان نظر قابل توجیه بود که فرهنگ مذهبی‪ ،‬با‬ ‫ان که همه زواید ارتجاعی و قشرهای خرافی و‪...‬‬ ‫ان زدوده شده بود‪ ،‬به هیچ وجه نمی توانست‬ ‫راهنمای ما در کار سیاسی‪ -‬تشکیالتی روز و‬ ‫پاسخگوی مسائل هر روز پیچیده تر ما باشد‪...‬‬ ‫این احساس در همه مشترک بود که‪ ...‬مذهب‬ ‫بدون امیختن مارکسیسم ‪ -‬لنینیسم در متن ان‪،‬‬ ‫حتی یک سانتی متر نمی تواند ما را جلو ببرد»‪..‬‬ ‫شهید مطهری در نامه ای که در سال ‪ 1356‬به‬ ‫حضرت امام؟هر؟ در نجف می نویسند‪ ،‬از خطر‬ ‫سازمان مجاهدین خلق که «در ابتدا یک گروه‬ ‫ً‬ ‫سیاسی بودند ولی تدریجا به صورت یک انشعاب‬ ‫مذهبی دارند در می ایند» خبر می دهد که «در‬ ‫عین اظهار وفاداری به اسالم‪ ،‬کارل مارکس الاقل‬ ‫در حد امام صادق؟ع؟ نزد اینها مقدس و محترم‬ ‫است» (جمعی از نویسندگان‪ .)268 :1389 ،‬این‬ ‫اندیشه به تدریج با تغییراتی که در کادر رهبری‬ ‫سازمان ایجاد شد‪ ،‬پررنگ تر شد و در نهایت به‬ ‫کنار نهادن اسالم و اعالم رسمی مارکسیست‬ ‫شدن سازمان در سال ‪1354‬ه‪.‬ش انجامید‪.‬‬ ‫‪ -۲-۲‬قدرت طلبی‪ ،‬اقتدارگرایی‬ ‫و غیردموکراتیک بودن‬ ‫یکی دیگر از عوامل تضعیف تشکیالت منافقین‬ ‫را باید در قدرت طلبی و رفتارهای خشونت امیز‬ ‫این سازمان جستجو کرد‪ .‬خشونت در سازمان‬ ‫مجاهدین خلق را می توان در دو بخش «تسویه‬ ‫حساب های درونی» و «خشونت علیه مردم و‬ ‫مسئوالن نظام اسالمی» مورد بررسی قرار داد‪:‬‬ ‫‪ ‬تسویه حساب های درون سازمانی‬ ‫این سازمان‪ ،‬همچون بسیاری از سازمان های‬ ‫مشابه که به نوعی تشکیالت مخفی و زیرزمینی‬ ‫روی می اورند‪ ،‬به تدریج دچار تسویه حساب های‬ ‫خونین درونی شد‪ .‬از انجایی که حفظ اسرار و‬ ‫امنیت و همچنین اجتناب از ایجاد اختالف و‬ ‫چنددستگی در چنین سازمان هایی از خطوط‬ ‫قرمز به شمار می اید‪ ،‬سران سازمان ‪-‬برای از‬ ‫میدان به در کردن رقبای خود و تعمیم محوریت‬ ‫و اقتدار خود در سازمان‪ -‬به راحتی با متهم کردن‬ ‫یکدیگر به ایجاد مخاطره در زمینه امنیت اعضا‪،‬‬ ‫اقدام به تسویه حساب کرده و رقبای خود را از‬ ‫میان برمی دارند‪ .‬بیم از لو رفتن اطالعات‪ ،‬مانع‬ ‫پذیرش درخواست جدایی و قطع همکاری‬ ‫اعضای سازمان ‪-‬به خصوص اعضای رده باال‪-‬‬ ‫از ان می شود و احساس بریدن از سازمان یا‬ ‫اصرار بر خروج از ان هم در بسیاری از موارد‪،‬‬ ‫منجر به از میان بردن شخص شده تا خطر‬ ‫درز اطالعات سازمان به بیرون را به حداقل‬ ‫ممکن کاهش دهد‪ .‬از سوی دیگر‪ ،‬از انجایی‬ ‫که اصل در چنین سازمان هایی‪ ،‬اعتماد به‬ ‫سران و پیروی از تصمیمات انان است‪ ،‬هرگونه‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪147‬‬ ‫ناطیش نامزاس‬ ‫منافقین برای ایجاد رعب و وحشت در مردم و کاستن حمایت انان از نظام‬ ‫اسالمی‪ ،‬در بسیاری از موارد‪ ،‬دست به انجام ترورهای کور و بی هدف زده و مردم‬ ‫عادی را به بهانه برخورداری از یکی از نمادهای اسالمی همچون داشتن عکس‬ ‫امام خمینی؟هر؟ در مغازه و منزل یا‪ ...‬به ترور می رساندند‪.‬‬ ‫مخالفت با این گونه اقدامات خشونت امیز نیز‪،‬‬ ‫ّ‬ ‫تمرد از فرمان رهبری سازمان محسوب شده و‬ ‫ّ‬ ‫با اشد مجازات مواجه خواهد شد‪ ،‬لذا مخالفین‬ ‫تسویه ها نیز‪ ،‬چاره ای جز سکوت در مقابل ان‬ ‫نخواهند داشت‪ .‬در یکی از اطالعیه های سازمان‬ ‫منافقین در خصوص اعدام چند تن از کادرهای‬ ‫این سازمان چنین امده است‪:‬‬ ‫«‪...‬الزم به تذکر است که دو تن دیگر به نام های‬ ‫علی میرزاجعفر عالف و جواد سعیدی در سازمان‬ ‫اعدام شده اند‪ .‬اعدام ان ها در این رابطه بوده‬ ‫است که ان ها در صدد ان بودند که خود را به‬ ‫ً‬ ‫رژیم معرفی نموده و نتیجتا اطالعات خویش را‬ ‫در اختیاز او قرار دهند»‪.‬‬ ‫مجید شریف واقفی‪ ،‬مرتضی صمدیه لباف‪،‬‬ ‫تقی شهرام‪ ،‬محمد یقینی‪ ،‬رفعت و محبوبه‬ ‫افراز‪ ،‬فاطمه فرتوک زاده و‪ ....‬از جمله قربانیان‬ ‫تسویه های خونین سازمان به بهانه اخالفات‬ ‫فکری‪ ،‬عدم تمایل به ادامه همکاری و ایجاد‬ ‫شکاف در سازمان و یا به اتهام مشکوک بودن‬ ‫و ایجاد خطر امنیتی برای سازمان‪ ،‬به شمار‬ ‫می روند (جمعی از نویسندگان‪94-97 :1389 ،‬‬ ‫و ‪ 119-125‬و کاظمی ‪.)1379‬‬ ‫‪ ‬خشونت علیه مردم و مسئوالن نظام اسالمی‬ ‫گونه دیگری از خشونت سازمان منافقین‪ ،‬سابقه‬ ‫ترورهای وسیع مردم عادی و مسئوالن نظام‬ ‫جمهوری اسالمی پس از ماجرای رای مجلس‬ ‫شورای اسالمی به عدم کفایت سیاسی ابوالحسن‬ ‫بنی صدر به عنوان رئیس جمهور در ‪ 31‬خرداد‬ ‫ّ‬ ‫‪ 1360‬بود که اعالم جنگ مسلحانه سازمان علیه‬ ‫نظام جمهوری اسالمی و اقدام به ترور سران نظام‬ ‫‪148‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫کردند‪ .‬از جمله ایت اهلل شهید بهشتی‪ ،‬رئیس‬ ‫دیوان عالی کشور؛ شهید محمدعلی رجایی‪،‬‬ ‫رئیس جمهور؛ حجهاالسالم محمدجواد باهنر‪،‬‬ ‫نخست وزیر؛ ایت اهلل مدنی‪ ،‬امام جمعه تبریز؛‬ ‫ایت اهلل دستغیب‪ ،‬امام جمعه شیراز؛ ایت اهلل‬ ‫ّ‬ ‫ّقدوسی‪ ،‬دادستان کل کشور؛ ایت اهلل صدوقی‪،‬‬ ‫امام جمعه یزد؛ ایت اهلل اشرفی اصفهانی‪ ،‬امام‬ ‫جمعه کرمانشاه؛ حجهاالسالم هاشمی نژاد و‪....‬‬ ‫عالوه بر مسئوالن و سران نظام اسالمی‪ ،‬مردم‬ ‫عادی کوچه و بازار و کسانی که به شکلی احساس‬ ‫نوعی دلبستگی میان انان و نظام اسالمی احساس‬ ‫می شد‪ ،‬از خطر مورد هدف سازمان قرار گرفتن‪،‬‬ ‫مصون نبودند‪ .‬منافقین برای ایجاد رعب و وحشت‬ ‫در مردم و کاستن حمایت انان از نظام اسالمی‪ ،‬در‬ ‫بسیاری از موارد‪ ،‬دست به انجام ترورهای کور و‬ ‫بی هدف زده و مردم عادی را به بهانه برخورداری‬ ‫از یکی از نمادهای اسالمی همچون داشتن عکس‬ ‫امام خمینی؟هر؟ در مغازه و منزل یا‪ ...‬به ترور‬ ‫می رساندند‪ .‬برجای ماندن بیش از هفده هزار نفر‬ ‫شهید ترور پس از پیروزی انقالب اسالمی‪ ،‬خود‬ ‫نشان دهنده عمق کینه و خشونت این سازمان‬ ‫علیه مردم عادی است (باباخانی‪.)44-45 :1395 ،‬‬ ‫شاید بتوان نقطه اوج این خشونت علیه ملت‬ ‫خویش را همدستی سازمان منافقین با صدام‬ ‫حسین در جنگ هشت ساله تحمیلی دانست‪.‬‬ ‫منافقین در حالی که صدام در حال جنگ با‬ ‫ً‬ ‫جمهوری اسالمی ایران بود‪ ،‬رسما به عراق کوچ‬ ‫کرده و با استقرار در کنار رژیم بعث عراق‪ ،‬نقش‬ ‫مهمی در پشتیبانی اطالعاتی و عملیاتی از صدام‬ ‫در مواجهه با نظام اسالمی ایران بر عهده گرفتند‪.‬‬ ‫این رویه سازمان منافقین‪ ،‬نه تنها نتوانست‬ ‫موجب دست کشیدن مردم از نظام اسالمی و‬ ‫قطع حمایت از ان شود‪ ،‬بلکه تاثیر بسزایی در‬ ‫ا گاهی مردم از ذات سران سازمان و اوج گیری‬ ‫نفرت از انان در جامعه داشت‪.‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫‪ -۳-۲‬حرکت به سوی فرقه گرایی‬ ‫یکی از مواردی که شاید بتوان گفت ضربه اخر را بر‬ ‫پیکر منافقین وارد کرد‪ ،‬تبدیل تدریجی و گام به‬ ‫گام این سازمان به فرقه ای تحت رهبری مسعود و‬ ‫مریم رجوی بود‪ .‬در فرهنگ سیاسی فرقه معادل‬ ‫کلمه «کالت»‪ 1‬و از ریشه «کالتوز»‪ 2‬در التین به معنی‬ ‫«پرستش»است‪ .‬کالتدر فرهنگانگلیسی«وبستر»‬ ‫چنین معنی شده است‪« :‬وفاداری شدید نسبت‬ ‫به یک فرد‪ ،‬ایده‪ ،‬شیء‪ ،‬جنبش یا کار»‪« ،‬یک گروه‬ ‫کوچک از افراد که با نوع خاصی از عبادت و پرستش‬ ‫متمایز می شوند» و «مدل و سیستم خاصی از‬ ‫باورهای مذهبی و ائینی»‪.‬‬ ‫«مارگارت تالر سینگر» فرقه را اینچنین تعریف‬ ‫می کند‪« :‬روابطی که در ان یک فرد ا گاهانه افراد‬ ‫دیگر را وادار می کند تا به طور کامل درخصوص‬ ‫ً‬ ‫تقریبا همه تصمیمات مهم زندگی اش وابسته به‬ ‫او باشد و به این پیروان اعتقادی اینطور القا می کند‬ ‫که دارای استعداد‪ ،‬نبوغ یا دانش ویژه ای است»‬ ‫(هاشمی‪ .)1388 ،‬در یک فرقه‪« ،‬رهبر خودخوانده‬ ‫که منصوب خویشتن است‪ ،‬تنها مرکز قدرت و تنها‬ ‫تعیین کننده ارزش ها و اهداف است و خودمختاری‬ ‫وی ّ‬ ‫حد و مرزی ندارد‪ ،‬به کسی پاسخگو نیست و‬ ‫مذهب خود را با اقتباس صوری از سایر ادیان و‬ ‫ایجاد ترکیبی التقاطی‪ ،‬اختراع می کند» (جمعی از‬ ‫نویسندگان‪.)272 :1389 ،‬‬ ‫سازمان مجاهدین خلق که زمانی با کادر رهبری‬ ‫اداره می شد‪ ،‬به تدریج با دستگیری و اعدام غالب‬ ‫اعضای کادر رهبری‪ ،‬تحت سیطره مسعود رجوی‬ ‫تنها فرد باقی مانده از کادر رهبری‪ -‬درامد‪ .‬وی‬‫پس از ازدواج با «مریم قجر عضدانلو» که همسر‬ ‫سابق یکی از کادرهای رده باالی سازمان به نام‬ ‫ً‬ ‫«مهدی ابریشم چی» بود و صرفا جهت ازدواج با‬ ‫مسعود از وی جدا شده بود‪ ،‬انقالب به اصطالح‬ ‫ایدئولوژیک خود را اغاز کرد‪ 3‬و هدف از این اقدام را‬ ‫«ارتقاء مقام زن به جایگاه رهبری و انقالب و جامعه»‬ ‫عنوان داشت‪ .‬پس از این بود که استفاده از زنان‬ ‫به عنوان کادر رهبری منافقین اغاز شد‪ .‬در ادامه‬ ‫انقالب ایدئولوژیک‪ ،‬مسعود رجوی در اقدامی که‬ ‫به مرحله سوم از «انقالب ایدئولوژیک» موسوم شد‪،‬‬ ‫با قرائت متنی‪ ،‬همسر خود مریم رجوی را به عنوان‬ ‫مسئول اول منصوب کرد و به عبارت دیگر‪ ،‬خود‬ ‫را که تا ان زمان مسئول اول بود‪ ،‬به مقام رهبری‬ ‫مذهبی و ایدئولوژیکی ارتقا داد! به عبارت دیگر‪،‬‬ ‫پس از کشته شدن موسی خیابانی در بهمن ماه‬ ‫‪ ،1360‬رهبری مسعود رجوی بر‪ ،‬بالمنازع شد و وی‬ ‫توانست طی سه سال و اندی‪ ،‬را از یک تشکیالت‬ ‫سیاسی مذهبی به یک فرقه شبه مذهبی مافیایی‬ ‫تقلیل دهد‪.‬‬ ‫مجموعه ّ‬ ‫تحوالت درونی با هدف مطیع سازی‬ ‫نیروها و تبدیل رهبری جمعی به مجاهدین خلق‬ ‫(اعضای کادر مرکزی) به رهبری خاص الخالص‬ ‫(شخص مسعود رجوی) و سپس تبدیل این‬ ‫رهبری به عنصری ّ‬ ‫مقدس و دست نیافتنی‬ ‫به منظور فرمانروایی محض و بالاشکال در امر‬ ‫کنترل نیرو و خط دهی به درون و برون‪ ،‬همه و‬ ‫همه‪ ،‬از مجاهدین خلق‪ ،‬یک فرقه ایدئولوژیک‬ ‫نظامی ساخت (جمعی از نویسندگان‪.)269:1389،‬‬ ‫ملزم کردن اعضا به طالق های اجباری‪ ،‬جدا‬ ‫کردن فرزندان از والدین‪ ،‬ایزوله کردن اعضا و عدم‬ ‫دسترسی انان به اخبار و اطالعات بیرونی‪ ،‬و‪...‬‬ ‫همه از مواردی بود که در راستای گسستن اعضای‬ ‫ّ‬ ‫‪4‬‬ ‫از تعلقات و فدا شدن در رهبری‪ ،‬به اجرا درامد‬ ‫(باباخانی‪.)51-60 :1395 ،‬‬ ‫‪1- Cult- https://www.merriam-webster.com/dictionary/cult.‬‬ ‫)‪2- Cultus: (inhabited, cultivated, worshipped‬‬ ‫‪ -3‬برخی محققان‪ ،‬اعالم تغییر ایدئولوژی منافقین از اسالم به مارکسیسم را «مرحله اول انقالب ایدئولوژیک»‪ ،‬ازدواج مسعود رجوی با مریم قجر عضدانلو‬ ‫را «مرحله دوم انقالب ایدئولوژیک» و ارتقاء مریم قجر به عنوان مسئول اول سازمان را «مرحله سوم انقالب ایدئولوژیک» منافقین نام گذاری کرده اند‪.‬‬ ‫‪ -4‬بسیاری از کادرهای اصلی سازمان‪ ،‬همواره قرص «سیانور» همواه خود داشتند تا در صورتی که در خطر دستگیری قرار گرفتند‪ ،‬جهت اجتناب از ضربه به سازمان‬ ‫و لو رفتن تشکیالت ان‪ ،‬اقدام به خودکشی کرده و خود را فدای سازمان نمایند‪ .‬همچنین خودسوزی تعدادی از اعضای سازمان در غرب‪ ،‬پس از دستگیری مریم‬ ‫رجوی در خرداد ‪ 1382‬در پاریس‪ ،‬نمونه هایی از اقدامات اعضای سازمان در فدا نمودن خود برای رهبری ان است (‪.)http://www.nejatngo.org/fa/posts/22100‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪149‬‬ ‫ناطیش نامزاس‬ ‫‪ -۳‬کالم پایانی‬ ‫سازمان مجاهدین خلق (منافقین) با بهره گیری از ساختار و‬ ‫ً‬ ‫تشکیالتی منسجم و نظام مند‪ ،‬توانست نمونه ای نسبتا موفق‬ ‫از تشکیالت تربیتی‪ -‬سیاسی را بنیان گذارد‪ .‬این سازمان با‬ ‫نخبه گزینی و دقت در جذب نیرو‪ ،‬اموزش های مستمر عقیدتی‬ ‫و ایدئولوژیک‪ ،‬معرفی یک نظام فکری سیاسی و اقتصادی خاص‬ ‫و اموزش های عملی و توانمندساز‪ ،‬توانست انسجام و یکدستی‬ ‫مناسبی میان شبکه اعضای خود ایجاد نماید‪ .‬لذا از برخی از‬ ‫مولفه های مهم حزب ‪-‬به معنای درست کلمه‪ -‬یعنی «کانال کشی‬ ‫در درون جامعه جهت هدایت فکری ان به سمت ارمان های‬ ‫خود»‪« ،‬افزایش سطح دانایی سیاسی و عقیدتی» و «تربیت نیرو‬ ‫و کادرسازی» برخوردار بود‪.‬‬ ‫تصویرسازی از سازمان مجاهدین خلق به عنوان گروهی انقالبی‬ ‫و مبارز علیه امپریالیسم جهانی‪ ،‬دلسوز مردم و پیگیر حقوق خلق‬ ‫و نیز مجموعه ای جوان و نخبه‪ ،‬توانست موجب جذب بسیاری‬ ‫از جوانان مسلمان انقالبی شود که محملی برای سازماندهی‬ ‫مبارزات خود علیه رژیم پهلوی نمی دیدند‪ .‬ساختار سامان مند‬ ‫تربیتی سازمان هم توانست جوانان جذب شده را تا ّ‬ ‫حد ممکن‬ ‫از جهت فکری به هم نزدیک نماید و مجموعه ای منسجم و‬ ‫همسو ایجاد کند‪.‬‬ ‫اما از دیگر سو‪ ،‬منافقین با عدم برخورداری از بینش عمیق اسالمی‬ ‫و عدم فهم جامع اموزه های دین اسالم‪ ،‬به تدریج به التقاط‬ ‫فکری و معرفتی کشانده شدند و با ترکیب اسالم و مارکسیسم‪،‬‬ ‫برای مبارزه با امپریالیسم‪ ،‬اسالم را به تنهایی نا کافی شمردند‬ ‫و اشنایی با فلسفه تاریخ و علم مبارزه مارکسیستی را الزمه‬ ‫بارور شدن اموزه های اسالمی در این مسیر دانستند‪ .‬منافقین‬ ‫به تدریج با حذف کادرهای مسلمان و اعالم تغییر ایدئولوژیک‪،‬‬ ‫ً‬ ‫رسما مارکسیست شدن خود را اعالم نمودند‪ .‬به همین علت‬ ‫مهم ترین ضعف این سازمان‪« ،‬ضعف بینشی» بود که موجب‬ ‫شد این سازمان نه تنها نتواند اعضای خود و جامعه را به سوی‬ ‫‪150‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫صالح هدایت نماید‪ ،‬بلکه موجب گمراهی و‬ ‫انحراف تعداد زیادی از جوانان مستعد و نخبه‬ ‫ّ‬ ‫کشور به سوی مقابله با ملت خویش گردید‪.‬‬ ‫عالوه بر ضعف بینشی‪ ،‬عملکرد خشونت امیز و‬ ‫سوال برانگیر منافقین در مواجهه با مخالفان‬ ‫داخلی و انجام تسویه حساب های خونین و‬ ‫ترورهای گسترده و کشتار هزاران نفر از مسئوالن‬ ‫ّ‬ ‫و مردم پس از اعالم جنگ مسلحانه علیه نظام‬ ‫ّ‬ ‫اسالمی‪ ،‬این سازمان را به سطح گروهکی مسلح‬ ‫با مشی چریکی تقلیل داد و موجب نارضایتی‬ ‫گسترده در درون و بیرون سازمان شد‪ .‬تبدیل‬ ‫تصویر سازمانی انقالبی و نخبه گرا به گروهکی‬ ‫چریکی با عملکردی خشونت بار‪ ،‬تاثیر فراوانی‬ ‫بر روی گردانی مردم و بسیاری از کادرهای اصلی‬ ‫این سازمان از ان داشت‪.‬‬ ‫در نهایت‪ ،‬انجام انقالب های ایدئولوژیک و حرکت‬ ‫گام به گام منافقین به سوی تبدیل شدن به یک‬ ‫فرقه ‪ -‬با محوریت مسعود و مریم رجوی‪ -‬تیر‬ ‫اخر را بر پیکره نیمه جان تشکیالت حزبی این‬ ‫سازمان وارد اورد و ان را به فرقه ای مخوف بدل‬ ‫کرد که حاضر است برای نیل به اهداف و کسب‬ ‫رضایت رهبری فرقه‪ ،‬دست به هر اقدامی بزند‬ ‫و خود را فدای ارمان های رهبری فرقه نماید‪.‬‬ ‫تبدیل شدن منافقین به گروهکی چریکی و‬ ‫سپس فرقه ای مخوف‪ ،‬موجب فاصله گرفتن‬ ‫سازمان از فعالیت های منسجم و سامان مند‬ ‫تشکیالتی و حزبی شده و تصویری دگرگون شده‬ ‫از ان در اذهان به وجود اورد‪.‬‬ ‫ا کنون و پس از گذشت سال های طوالنی از مبارزات‬ ‫مسلحانه و سخت منافقین با نظام اسالمی‪ ،‬با‬ ‫ً‬ ‫توجه به نا کامی اقدامات صرفا نظامی و سخت‬ ‫انچه ا کنون غرب به دنبال ان است‪ ،‬تغییر ماموریت سازمان‪ ،‬ترمیم تصویر‬ ‫اسیب دیده و مذموم منافقین‪ ،‬زدودن تصویر خشن و غیرانسانی از سازمان و‬ ‫معرفی ان به عنوان مجموعه ای دموکراتیک و مردمی است تا امکان تداوم حیات‬ ‫منافقین را فراهم سازد‪.‬‬ ‫ان‪ ،‬غرب ‪-‬به عنوان حامی اصلی منافقین‪ -‬به این‬ ‫نتیجه رسیده که باید با تغییر استراتژی‪ ،‬راهبردی‬ ‫ّ‬ ‫جدید برای نقش افرینی منافقین در تحقق منافع‬ ‫غرب اتخاذ نماید‪ .‬بر این اساس‪ ،‬انچه ا کنون غرب‬ ‫به دنبال ان است‪ ،‬تغییر ماموریت سازمان‪ ،‬ترمیم‬ ‫تصویر اسیب دیده و مذموم منافقین‪ ،‬زدودن‬ ‫تصویر خشن و غیرانسانی از سازمان و معرفی ان‬ ‫به عنوان مجموعه ای دموکراتیک و مردمی است‬ ‫تا امکان تداوم حیات منافقین را فراهم سازد‪.1‬‬ ‫منابع‬ ‫‪ -1‬احمدی روحانی‪ ،‬حسین (‪ .)1384‬سازمان مجاهدین خلق‪ .‬تهران‪:‬‬ ‫مرکز اسناد انقالب اسالمی‪.‬‬ ‫‪ -2‬باباخانی‪ ،‬مجتبی (‪ .)1395‬روسری قرمز‪ ،‬روسری فیروزه ای؛ حقیقت‬ ‫منافقین در محاق‪ .‬بازاریابی سیاسی‪ .‬شماره اول‪ ،‬صص ‪.۶۳-۳۸‬‬ ‫‪ -3‬جمعی از نویسندگان (‪ .)1384‬سازمان مجاهدین خلق؛ پیدایی تا‬ ‫فرجام (‪ .)1344-1384‬تهران‪ :‬موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی‪.‬‬ ‫‪ -4‬جمعی از نویسندگان (‪.)1389‬سازمان مجاهدین خلق؛ پیدایی تا‬ ‫فرجام (‪ .)1344-1384‬خالصه دوره سه جلدی‪ .‬تهران‪ :‬موسسه مطالعات‬ ‫و پژوهش های سیاسی‪.‬‬ ‫‪ -5‬راستگو‪ ،‬علی ا کبر (‪ .)1384‬مجاهدین خلق در ایینه تاریخ‪ .‬تهران‪ :‬مرکز‬ ‫اسناد انقالب اسالمی‪.‬‬ ‫‪ -6‬کاظمی‪ ،‬محسن (‪ .)1379‬خاطرات احمد احمد‪ .‬تهران‪ :‬حوزه هنری‬ ‫تبلیغات اسالمی‪.‬‬ ‫‪ -7‬هاشمی‪ ،‬سید حسین (‪ .)1384‬زنان و کودکان قربانیان فرقه تروریستی‬ ‫منافقین‪ .‬مطالعات راهبردی زنان‪ ،‬شماره ‪.43‬‬ ‫‪8- https://www.merriam-webster.com‬‬ ‫‪9- https://www.mojahedin.org/‬‬ ‫‪10- http://www.iran-interlink.org/wordpressfa‬‬ ‫‪11- http://www.irandidban.com/fa‬‬ ‫ّ‬ ‫‪ -1‬این تغییر رویکرد از یک سازمان تروریستی مسلح و خشن به یک سازمان‬ ‫ً‬ ‫اجتماعی طرفدار حقوق زنان‪ ،‬قبال در مقاله ی زیر از همین نویسنده و در‬ ‫همین نشریه تبیین شده است‪« :‬کپی برابر اصل نیست؛ منافقین یا فعاالن‬ ‫اجتماعی» شماره ‪( ۳‬پاییز و زمستان ‪ ،)۱۳۹۶‬صص ‪.۸۵-۷۴‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪151‬‬ ‫�ن �ق �ت ع ݧٯ ݩݧݑ‬ ‫ݣی ݣ ݫ ݫݔݡى ݣدݣهݤ‬ ‫ݣی ݣ ݣدرݣ ݣ‪�،‬ب ݣ رݣاݤݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ‬ ‫ه ݣݫݭݓݣٮرݣ ݣݤا ݣ‬ ‫ک م�ف ݑݩ‬ ‫ݧݐں ى ݒݩ ݦ ݖ ݦ ى ݑ ݦ ا ع‬ ‫ݤهلل ݣل ݣݠاݤݣ ݣلم ݣݡه ݣ ݣ ݣدݣیݤ‬ ‫ݣدراݤݣ ݣ ݭدݣݫݔس ݣه ݣݤا ݫݭݔ ݣ ݣݤ‬ ‫ٮݣ ݣݣݣ‬ ‫ݣمٮ ݣح�ز ݣ�ب ݣ ݣݣو ݣݣح�ز ݣ�ب ݣ ݣ ݣ‬ ‫ݣی ݣهوݣ ݣ ݣ ݣ ݣ‬ ‫وا اوݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ‬ ‫گزارش بیستمین نشست تخصصی هسته بازاریابی سیاسی با ایت اهلل علم الهدی‬ ‫االن در جامعه خودمان‪ ،‬مشکلی که برای ما در این انتخابات روشن شد‪ ،‬بازاریابی سیاسی در‬ ‫عرصه نفوذ است‪ .‬یعنی ما داریم میدان های نفوذ خودمان را از دست می دهیم‪ .‬این مسئله برای‬ ‫ما مهم تر از مسئله انتخابات است‪.‬‬ ‫ما یک تجربه ای داریم هم در کار دانشگاهی هم در کارهای اجتماعی یک سری حرکت ها و برنامه ها‬ ‫هست که ا گر از اول به دنبال جنس و فصلش برویم در همان مفهوم می مانیم و نمی توانیم در‬ ‫عرصه عملیات وارد بشویم‪ ،‬اما ا گر قبل از اینکه برویم دنبال جنس و فصل‪ ،‬به دنبال مصادیق‬ ‫ً‬ ‫برویم زودتر به مرحله عملیات می رسیم‪ .‬مثال همین مدیریت جهادی یا بازاریابی سیاسی‪ .‬االن در‬ ‫جامعه خودمان‪ ،‬مشکلی که برای ما در این انتخابات روشن شد‪ ،‬بازاریابی سیاسی در عرصه نفوذ‬ ‫است‪ .‬یعنی ما داریم میدان های نفوذ خودمان را از دست می دهیم‪ .‬این مسئله برای ما مهم تر از‬ ‫مسئله انتخابات است‪.‬‬ ‫‪152‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫تنظیم‪ :‬محمدصادق توسلی‪ ،‬دانشجوی دکتری مدیریت دولتی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫محل برگزاری‪ :‬دانشگاه امام صادق؟ع؟ ‪ -‬زمان‪1396/4/10 :‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫ً‬ ‫‪ ‬یک حرفی را حدودا یک ماه بعد از پیروزی‬ ‫انقالب‪ ،‬رئیس سازمان سیای امریکا زد‪ ،‬منتها‬ ‫این حرفش را کسی گوش نداد‪ .‬یک نامه ای‬ ‫کارتر نوشت به سازمان سیا به عنوان توبیخ نامه‬ ‫بزرگترین سازمان اطالعاتی دنیا‪ .‬کارتر در این نامه‬ ‫نوشته بود که شما ‪ 25‬سال بر این کشور (ایران)‬ ‫مسلط بوده اید‪ 40 .‬هزار مستشار امریکایی‪،‬‬ ‫عرصه های نظامی و مدیریتی و فرهنگی کشور‬ ‫را قبضه کرده بودید و شبکه اطالعاتی ما را در‬ ‫منطقه در این کشور متمرکز کرده بودید‪ .‬با تمام‬ ‫این موارد‪ ،‬چطور چنین انقالبی را پیش بینی‬ ‫نمی کردید و نتوانستید جلوی این انقالب را‬ ‫بگیرید؟ جوابی که رئیس سازمان سیا داد این‬ ‫بود که همه این حرفا درست‪ .‬ما پیدایش یک‬ ‫انقالب را پیش بینی کرده بودیم‪ ،‬تمام ابوابش‬ ‫را بسته بودیم و تمام نیروهایش را از بین برده‬ ‫بودیم و بین اختالفات الزم بین افراد از نظر‬ ‫قومیت و مذهب کار کرده بودیم به نحوی که‬ ‫اینها با هم یکپارچه نشوند‪ .‬اما یک چیزی که‬ ‫ما فکر نمی کردیم این بود که یک پیرمردی ‪13‬‬ ‫سال است که تبعید شده است از این کشور‪.‬‬ ‫اسمش قاچاق است‪ ،‬کتابش قاچاق است‪،‬‬ ‫عکسش قاچاق است‪ ،‬تمام رگه های ارتباطی‬ ‫او را هم قلع و قمع کردیم‪ .‬هیچ رسانه ای هم‬ ‫ندارد؛ این فقط با یک قلم و با یک صفحه‬ ‫کاغذ بتواند ‪ 35‬میلیون دل را به هم بدوزد‬ ‫و این انقالب را به وجود بیاورد‪ .‬این تعبیر‬ ‫رئیس سازمان سیا بود در جواب نامه کارتر‪.‬‬ ‫اینها مسئله میدان نفوذ را خوب فهمیدند که‬ ‫چیست‪ .‬بعد به این نتیجه رسیدند که همان‬ ‫در را ببندند و از همانجا سفره را جمع کنند‬ ‫و این را هم فهمیدند که تا این انقالب است‬ ‫اینها راهی در منطقه و کشور ندارند و روز به روز‬ ‫هم ضعیف تر می شوند و باید انقالب را جمع‬ ‫کنند‪ .‬هیچ چیز هم مثل ارتجاع‪ ،‬نمی تواند‬ ‫انقالب را جمع کند‪ .‬االن انها تمام فعالیتشان‬ ‫را گذاشتند روی ارتجاع انقالب‪ .‬شما می بینید‬ ‫که انها چهره های انقالبی خیلی قوی را پیدا‬ ‫می کنند و با ایادی مختلف‪ ،‬انها را به صورت‬ ‫یک ادم خسته شده از انقالب یا یک ادمی که‬ ‫می گوید دیگر بس است که تا اینجا امدیم‪،‬‬ ‫اینها را به این صورت در می اورند‪.‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪153‬‬ ‫هدیقع یارب ‪،‬تردق یارب هن‬ ‫‪ ‬ما یک میدانی داریم در عرصه سیاست عین میدان های‬ ‫نظامی‪ .‬ا گر در عرصه نظامی همه بروند در اتاق فرماندهی‬ ‫بنشینند و همه طرح بدهند و نقشه بدهند‪ ،‬چه کسی‬ ‫می خواهد برود در سنگر؟ چه کسی می خواهد برود در‬ ‫جنگ تن به تن؟ چه کسی می خواهد عملیات بکند؟ به‬ ‫بنده می گویند که تو چرا اینقدر تیز و تند حمله می کنی؟‬ ‫من تیز حمله نمی کنم‪ ،‬ا گر هم تند و تیز باشد با یک‬ ‫مقدمه ای این حمله را انجام می دهم‪ ،‬اما ان مقدمات ما‬ ‫را حذف می کنند‪ ،‬تقطیع می کنند‪ .‬بعضی جاها که بنده‬ ‫اصطالحات تندی به کار می برم‪ ،‬به این دلیل است که‬ ‫اینجا دیگر میدان کار است‪ .‬در همین قضیه ‪ 9‬دی یک‬ ‫نفر به من می گفت تو داشتی تفسیر قران می گفتی‪ ،‬یک‬ ‫مرتبه بحث بزغاله و گوساله را چرا مطرح کردی؟! گفتم‬ ‫ً‬ ‫مردم اصال به اینها راضی نمی شوند‪ .‬طرف مقابل امده‬ ‫وسط میدان گفته مرگ بر ولی فقیه‪ ،‬اینها امدند اینطوری‬ ‫گفتند‪ .‬خب حاال یک نفر هم می خواهد بیاید وسط جواب‬ ‫او را بدهد‪ .‬وقتی که کسی نگوید‪ ،‬من می گویم بزغاله و‬ ‫گوساله‪ .‬نمی شود ان را بی جواب گذاشت‪ .‬ما نمی توانیم‬ ‫ژست رهبری بگیریم و بگوییم مقام معظم رهبری اینطور‬ ‫ً‬ ‫مودب برخورد می کنند؛ اینجا اصال وارد بحث نمی شود‬ ‫و چیزی نمی گویند پس من هم نگویم‪ .‬مشهد دو برابر‬ ‫نمازجمعه تهران ادم دارد و میدان کار است‪ .‬در میدان‬ ‫ادم باید بزند ولو بخورد‪.‬‬ ‫‪154‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫‪ ‬در حوزه نمایندگی والیت فقیه وقتی ما رفتیم مشهد اول‬ ‫اسیب شناسی کردیم‪ .‬خدا بیامرزد مرحوم اقای طبسی را‪.‬‬ ‫من از زمانی که ‪ 16-15‬ساله بودم ایشان را می شناختم و‬ ‫مرید ایشان هم بودم تا دم مرگ‪ .‬یک مردی بود که انقالب‬ ‫را خیلی قبول داشت و خیلی هم ادم متصلبی در انقالب‬ ‫بود‪ .‬تحمل ضد انقالبی را به هیچ وجه نداشت‪ .‬در ایمانش‬ ‫هم مرد متدینی بود‪ .‬چیزی که کسی فکر نمی کرد در مورد‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫ایشان زهدش بود‪ .‬واقعا شخصا در زندگی مرد زاهدی بود‪.‬‬ ‫ً‬ ‫خب ما دیدیم این مرد با این زهد و تقوا و دیانت ‪-‬که یقینا‬ ‫در علمای مشهد کسی زهدش و تقوایش به اقای طبسی‬ ‫نمی رسید‪ -‬محبوبیت الزم را در جامعه ندارد‪ ،‬نفوذ سیاسی‬ ‫هم ندارد‪ .‬بنده یک اسیب شناسی اول کردم دیدم که نماینده‬ ‫ولی فقیه در مدیریت خود‪ ،‬غیر از ارتباط اجتماعی‪ ،‬چیزی‬ ‫که برایش الزم است عالوه بر اینکه حاال مردم او را ببینند و‬ ‫همه جا به او دسترسی داشته باشند‪ ،‬یک ارتباط فرهنگی‬ ‫الزم دارد‪ .‬به این معنا که فرهنگ او از نوع قشر مستضعف‬ ‫و از نوع فرهنگ بچه حزب الهی باشد‪.‬نماینده ولی فقیه ا گر‬ ‫بخواهد مدیریت کند‪ ،‬باید برود در مردم و از نوع قشری از‬ ‫جامعه باشد که با او سنخیت دارند‪ .‬یعنی قشری از جامعه‬ ‫که با مقام والیت سنخیت دارند‪ .‬اینهایی که فدایی رهبری‬ ‫هستند‪ ،‬اینهایی که جانشان کف دستشان است‪ ،‬اینهایی‬ ‫که همه چیز را برای اقا می خواهند‪ .‬در مشهد‪ ،‬ادم های‬ ‫اینطوری خیلی زیاد هستند‪.‬‬ ‫نماینده ولی فقیه ا گر بخواهد مدیریت کند‪ ،‬باید برود در مردم‬ ‫و از نوع قشری از جامعه باشد که با او سنخیت دارند‪ .‬یعنی‬ ‫قشری از جامعه که با مقام والیت سنخیت دارند‪.‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪155‬‬ ‫هدیقع یارب ‪،‬تردق یارب هن‬ ‫کار یک نمایندگی ولی فقیه باید به کلی فاقد عرض و طول باشد‪ .‬هر مقدار عرض و طول اداری و تشکیالتی نماینده ولی فقیه توسعه داشته‬ ‫باشد‪ ،‬به همان مقدار هم از مردم جدا می شود‪ .‬حوزه نمایندگی ولی فقیه‪ ،‬حوزه اخوندی است‪ .‬این اداره و تشکیالت نیست‪.‬‬ ‫‪ ‬مسئله دوم این بود که کار یک نمایندگی‬ ‫ولی فقیه باید به کلی فاقد عرض و طول باشد‪.‬‬ ‫هر مقدار عرض و طول اداری و تشکیالتی‬ ‫نماینده ولی فقیه توسعه داشته باشد‪ ،‬به‬ ‫همان مقدار هم از مردم جدا می شود‪ .‬حوزه‬ ‫نمایندگی ولی فقیه‪ ،‬حوزه اخوندی است‪.‬‬ ‫ً‬ ‫این اداره و تشکیالت نیست‪ .‬بنده اصال‬ ‫تشکیالت درست نکردم‪ .‬همین االن دفتر ما‬ ‫در حد منشی گری است‪ .‬منشی گری می کند‬ ‫و جواب تلفن می دهد و وقت تعیین می کند‪،‬‬ ‫اما در تصمیم گیر ی های سیاسی اجتماعی‬ ‫و برنامه های بنده یک سر سوزن نه رئیس‬ ‫دفتر دخالت دارد نه اعضای دفتر دخالت‬ ‫ً‬ ‫دارند‪ .‬رئیس دفتر بنده اصال نمی داند که‬ ‫کار سیاسی من چیست‪ .‬ا گر با فالن جریان‬ ‫رفت و امد می کنم‪ ،‬فقط خبرش را می شنود‬ ‫ً‬ ‫عین همه مردم‪ .‬اصال در تصمیم گیری من‬ ‫ً‬ ‫دخالت ندارد‪ .‬دفتر‪ ،‬صرفا منشی است‪ .‬یک‬ ‫جمع چند نفره کارپرداز هستند که تلفن چی‬ ‫هست و مسئول دبیرخانه و همین! در راس‬ ‫‪156‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫اینها هم یک اقایی است که این ها را تنظیم‬ ‫می کند که اسمش شده است رئیس دفتر‪ ،‬که‬ ‫ً‬ ‫اصال رئیس دفتر نیست؛ رئیس منشی ها است‪.‬‬ ‫خود نظام دفتری برای نماینده ولی فقیه‬ ‫درست نیست‪ .‬حاال شاید شما در بینش های‬ ‫مدیریتی این را تخطئه کنید‪ .‬کما اینکه درخود‬ ‫مشهد هم خیلی ما را تخطئه می کنند‪ .‬خیلی‬ ‫از دوستان ما می گویند اخر این که دفتر نشد‬ ‫و برخی به من حمله هم می کنند‪ .‬بنده االن‬ ‫رئیس دفترم ماهی یک میلیون و هشتصد‬ ‫هزار تومان حقوق می گیرد‪ .‬رئیس دفتر من‬ ‫هست‪ ،‬نماینده شورای سیاست گذاری ائمه‬ ‫جمعه هست‪ 54 ،‬تا امام جمعه خراسان را‬ ‫دارد جمع می کند‪ ،‬مصالهای اینها را اداره‬ ‫می کند‪ ،‬خانه های اینها‪ ،‬ماشین اینها‪ ،‬دفتر‬ ‫اینها‪ ،‬همه ی اینها را دارد راه می اندازد‪ ،‬از‬ ‫این سر استان به ان سر استان می رود‪ .‬بین‬ ‫نظافتچی ما و مسئول دبیرخانه ما دویست‬ ‫تومان بیشتر مابه التفاوت نیست‪ .‬این سیستم‬ ‫دفتری بنده است‪.‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫حزب با ان تشکیالت حزبی به ان سبک دیکته شده غربی در کشور ما و در فرهنگ ما موفق نیست‪ .‬از اول هم موفق نبود‪ .‬چه احزابی که از‬ ‫قشرهای ارزشی تشکیل شده است‪ ،‬مثل حزب جمهوری اسالمی و چه احزابی که از اقشار الئیک تشکیل شده است‪ ،‬مثل سازمان منافقین‪،‬‬ ‫جبهه ملی و نهضت ازادی‪.‬‬ ‫سیاه و سفید تحزب در‬ ‫جمهوری اسالمی ایران‬ ‫حزب با ان تشکیالت حزبی به ان سبک دیکته‬ ‫شده غربی در کشور ما و در فرهنگ ما موفق نیست‪.‬‬ ‫از اول هم موفق نبود‪ .‬چه احزابی که از قشرهای‬ ‫ارزشی تشکیل شده است‪ ،‬مثل حزب جمهوری‬ ‫اسالمی و چه احزابی که از اقشار الئیک تشکیل‬ ‫شده است‪ ،‬مثل سازمان منافقین‪ ،‬جبهه ملی و‬ ‫نهضت ازادی‪ .‬این که ما بگوییم راس جریان یک‬ ‫شورای مرکزی باشد‪ ،‬شورای مرکزی تصمیم گیرنده‬ ‫باشد و بدنه جریان‪ ،‬فقط عامل اجرایی باشند و‬ ‫چشم و گوش بسته دنبال شورا راه بیفتند‪ ،‬این‬ ‫نمی گیرد‪ .‬به خاطر اینکه مردم ما انگیزه شان در‬ ‫انقالب‪ ،‬دینشان بوده است‪ .‬این انقالب را به‬ ‫خاطر دینشان می خواهند‪.‬‬ ‫‪ ‬بنده یک مورد را خدمت شما مثال بزنم‪ .‬روز‬ ‫دوم و سوم انقالب‪ ،‬حزب جمهوری اسالمی که‬ ‫درست شد‪ ،‬امام هنوز اینجا بودند‪ .‬من با اخوی‬ ‫بزرگم رفتم خدمت امام‪ .‬به امام عرض کردم اقا‬ ‫این حزب را که انتخاب کردند و تشکیل شده‬ ‫است ما برویم در این حزب یا نه؟ فرمایش شما‬ ‫برای ما حجت است‪ .‬امام فرمودند‪« :‬بروید‬ ‫داخل این حزب و تایید کنید‪ .‬ا گر نروید سرتان‬ ‫کاله می رود‪ ».‬این تعبیر خود امام بود‪ .‬بنده از‬ ‫خدمت امام امدم بیرون و رفتم در دفتر حزب‪.‬‬ ‫تازه داشتند میز و صندلی می چیدند و اتاق ها را‬ ‫درست می کردند‪ .‬ما هم در دفتر حزب به جز اقا‬ ‫(مقام معظم رهبری) کسی را نمی شناختیم‪ .‬ما‬ ‫رفتیم خدمت اقا و به ایشان عرض کردیم که ما‬ ‫االن خدمت امام بودیم و اینطور فرمودند‪ .‬من‬ ‫امدم خدمت شما‪ .‬هرکاری دارید بدهید من انجام‬ ‫بدهم‪ .‬اقا گفتند که شما برای کارهای فرهنگی‬ ‫خوبی‪ .‬شما برو پیش اقای سعیدمحمدی‪،1‬‬ ‫ایشان مسئول فرهنگی حزب شده است‪ .‬شما‬ ‫بروید با ایشان کار کنید‪ .‬ما رفتیم پیش ایشان‬ ‫و گفتیم که امدیم و اقا فرمودند پیش شما کار‬ ‫کنیم‪ .‬روز دوم یا سوم بود که بین ما دعوا شد‪.‬‬ ‫ایشان یک چیزی را به من گفت که این کار را‬ ‫بکن‪ .‬گفتم که این کار از نظر شرعی گیر دارد‪ .‬در‬ ‫‪ -1‬مهدی سعیدمحمدی‪ ،‬عضو فعال حزب جمهوری اسالمی‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪157‬‬ ‫هدیقع یارب ‪،‬تردق یارب هن‬ ‫ان غیبت و تهمت است‪ .‬ایشان شروع کرد با ما‬ ‫بحث کردن‪ .‬من امدم خدمت اقا عرض کردم‬ ‫این اقای سعیدمحمدی عوام الناس است‪.‬‬ ‫بنده طلبه هستم و اخوندم‪ .‬من می گویم این‬ ‫گیر شرعی دارد‪ ،‬این اقا می گوید هرچی که من‬ ‫می گویم باید بشود‪ .‬اقا فرمودند که تو به درد این‬ ‫حزب نمی خوری‪ .‬مگر نمی گویی که امام گفته‬ ‫است ما را تایید کن‪ .‬برو در مسجد خودتان کار‬ ‫فرهنگی بکن و ما را هم تایید کن‪ .‬تو ا گر بخواهی‬ ‫هر روز بیایی اینجا و با یک نفر درگیر بشوی و‬ ‫من بیایم دعوا را حل کنم این نمی شود‪ .‬شما‬ ‫برو در دفترت و حزب را تایید کن‪ .‬عضو برای‬ ‫حزب بساز‪ .‬جوان ها را بفرست بیایند در حزب‬ ‫فعالیت کنند‪ .‬ما هم همین کار را کردیم‪ .‬بعد‬ ‫خودشان مجبور شدند حزب را جمع کردند‪.‬‬ ‫علتش هم این بود که بدنه حزب متدین بود‪.‬‬ ‫کسی این کار را نمی کند که خودش را بسپارد به‬ ‫یک اقایی به عنوان عضو کادر مرکزی تشکیالت‪.‬‬ ‫این فرهنگش در ایران ما نیست‪ .‬این کاری‬ ‫است که منافقین کردند‪ .‬حتی منافقین هم‬ ‫نتوانستند پیش ببرند و متوسل شدند به یک‬ ‫سری فعالیت های شیطانی و حرکت های امنیتی‬ ‫و جاسوسی تا توانستند نفرات خودشان را نگه‬ ‫دارند‪ .‬هر چند وقت یکبار هم دست به یک‬ ‫تسویه داخلی می زدند و ادم ها را می کشتند‪ .‬یک‬ ‫عده ای را می ترساندند و به این وسیله سازمان‬ ‫خودشان را نگه داشتند‪.‬‬ ‫‪ ‬چیزی که اقای مهدوی می گفت دیگران‬ ‫نمی فهمیدند‪ .‬ما دو بافت تشکیالتی داریم که‬ ‫می تواند در جامعه ما شکل بگیرد‪ .‬یک بافتش‬ ‫چیزی بود که اقای مهدوی درست کرد‪ .‬اقای‬ ‫‪158‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫مهدوی می گفت که ما اخوندیم و این جامعه‬ ‫روحانیت است و حزب نیست‪ .‬ما یک عده از‬ ‫اخوندها نشسته ایم دور هم داریم حرف می زنیم‪،‬‬ ‫مشورت می کنیم‪ ،‬تصمیم می گیریم و عمل‬ ‫می کنیم‪ .‬ما یک عده با هم می نشینیم‪ .‬تشکل هم‬ ‫تشکل مشورتی است و نه حزبی‪ .‬همه اقایان در‬ ‫سطح هم هستند‪ .‬در بین خودمان می نشینیم‪،‬‬ ‫می بینیم که یک نفر فعال است و کاری است‪،‬‬ ‫او می شود مسئول هیئت اجرایی‪ ،‬که برود کار‬ ‫اجرایی را انجام بدهد و باقی هم مشورت کنند‬ ‫و تصمیم بگیرند‪ .‬یعنی با این وضع ما می توانیم‬ ‫پیش ببریم و با این وضع هم پیش رفت‪ .‬یعنی‬ ‫هر کسی که در جامعه روحانیت بود‪ ،‬خودش‬ ‫صاحب نظر بود‪ ،‬صاحب عقیده بود‪ .‬می نشستیم‬ ‫حرف می زدیم و مشورت می کردیم و تصمیم‬ ‫می گرفتیم‪ .‬خیلی جاها هم اقای مهدوی با‬ ‫م مخالف بود‪ .‬می گفت که چون ا کثریت‬ ‫تصمی ‬ ‫نظرشان این است‪ ،‬من با اینکه مخالف هستم‬ ‫تابعم‪ .‬ولی اقای مهدوی یک سر و گردن از‬ ‫همه باالتر بود‪ .‬چون یک سر و گردن باالتر بود‬ ‫و بین افراد نفوذ معنوی داشت‪ .‬یک عده ای که‬ ‫امده بودند در جامعه روحانیت‪ ،‬به این خاطر‬ ‫بود که اقای مهدوی را دوست داشتند‪ .‬ما که‬ ‫عضو نبودیم‪ .‬ما به عنوان وابسته اقای مهدوی‬ ‫عضو جامعه روحانیت شدیم‪ .‬یک عده ایشان را‬ ‫دوست داشتند و حرفشان حرف اقای مهدوی‬ ‫ً‬ ‫بود و نظرشان نظر ایشان بود و اصال دنبال سر‬ ‫ایشان بودند‪ .‬جامعه مدرسین هم به اعتبار‬ ‫امتیاز اقای مهدوی دنباله رو جامعه روحانیت‬ ‫شده بودند؛ یعنی هر چه که جامعه تصمیم‬ ‫می گرفت‪ ،‬می گفتند که این نظر اقای مهدوی‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫است پس درست است‪ .‬به اصطالح اقای مهدوی‬ ‫یک نقش پدرانه داشت نسبت به تشکیالت و‬ ‫تشکیالت هم یک نقش اجرایی داشت‪ .‬نقش‬ ‫اجرایی خانوادگی‪ ،‬نه نقش اجرایی فرمان بری‪.‬‬ ‫ِ‬ ‫در واقع فرهنگ تشکیالتی یک خانواده بر یک‬ ‫تشکل اجتماعی حا کم بود‪ .‬حرف اقای مهدوی‬ ‫این بود‪ .‬می گفت که ما حزب نیستیم‪ .‬ما با ان‬ ‫جریان غربی نمی توانیم بیاییم و حزب درست‬ ‫کنیم و در عرصه فعالیت های سیاسی وارد بشویم‪.‬‬ ‫ما با هم مشورت می کنیم و تکلیف شرعی ما‬ ‫هرچه که هست به ان عمل می کنیم‪ .‬ما تکلیف‬ ‫مدار هستیم‪ ،‬قدرت مدار نیستیم‪ .‬حزب برای‬ ‫جریان قدرت مدار است‪.‬‬ ‫‪ ‬یک سیستم دیگر هم خیلی در ایران موثر‬ ‫است و به جز انجمن حجتیه کسی ان را کشف‬ ‫نکرده است‪ .‬اصل این سیستم برای بهایی ها‬ ‫بود‪ .‬تنها کسی در قشرهای کشور که این سیستم‬ ‫را کشف کرد‪ ،‬انجمن حجتیه بود‪ .‬ولی انقدر با‬ ‫انجمن حجتیه مخالفت می شود که نمی تواند‬ ‫این روش را ادامه بدهد‪ ،‬یعنی گسست به وجود‬ ‫می اید‪ .‬ان سیستم هم «ارتباطات هسته ای»‬ ‫است‪ .‬یعنی شما می نشینی ارزیابی می کنی درکشور‬ ‫چقدر همفکر داری که مثل شما می پسندند و‬ ‫والیت را قبول دارند و دین را قبول دارند‪ .‬بعد‬ ‫شما می ایید همفکرهای خودتان را در کشور‬ ‫شناسایی می کنید و هر کدام را در یک دسته ای‬ ‫متشکل می کنید‪ .‬با شما هم هیچ ارتباط ندارند‪.‬‬ ‫فقط یک هسته هستند‪ .‬شما یک هسته در‬ ‫شیراز دارید‪ ،‬یک هسته در اصفهان دارید‪ ،‬یک‬ ‫هسته در مشهد دارید‪ ،‬یک هسته در تهران‬ ‫دارید‪ .‬فرض کنید که ‪ 200‬هسته درکشور به وجود‬ ‫اقای مهدوی می گفت که ما حزب نیستیم‪ .‬ما با ان جریان غربی نمی توانیم بیاییم‬ ‫و حزب درست کنیم و در عرصه فعالیت های سیاسی وارد بشویم‪ .‬ما با هم مشورت‬ ‫می کنیم و تکلیف شرعی ما هرچه که هست به ان عمل می کنیم‪ .‬ما تکلیف مدار‬ ‫هستیم‪ ،‬قدرت مدار نیستیم‪ .‬حزب برای جریان قدرتمدار است‪.‬‬ ‫می اورید‪ .‬بین این ‪ 200‬تا یک شبکه ارتباطی‬ ‫به وجود می اورید‪ ،‬نه شبکه ای که فکر کنید‬ ‫اینها تلفن بزنند و حرف بزنند و گزارش بدهند‬ ‫و از وضعیت خبر بگیرند‪ .‬شبکه ارتباطی یعنی‬ ‫فرض کنید حدود ‪ 10‬نفر شما درست می کنید‬ ‫که تمام ایام سال در گردش هستند‪ .‬یعنی‬ ‫حضوری در ارتباط هستند نه از طریق وسایل‬ ‫ارتباطی‪ .‬یعنی االن از اینجا ماشین می رود در‬ ‫شیراز در یک هسته‪ .‬هم وضع انها را می بیند‬ ‫که چیست‪ ،‬هم اشکاالتی دارند می گوید‪ ،‬هم‬ ‫نظریاتی که شما دارید از طریق این عامل شبکه‬ ‫ارتباطی شما منتقل می کنید‪ .‬این هسته ها را‬ ‫در کشور حفظ می کنید‪ .‬نوع تشکل انها هم از‬ ‫نوع تشکل خانوادگی است‪ .‬کسی نمی خواهد به‬ ‫اینها ماموریت بدهد‪ ،‬چون کاری نمی خواهند‬ ‫انجام بدهند‪ .‬فقط خود هسته موضوعیت دارد‬ ‫که همدیگر را بشناسند‪.‬‬ ‫‪ ‬شما بروید با جنبه های فناوری و مدیریت‬ ‫خودتان روی این سیستم کار کنید ببینید که‬ ‫چطور در می اید‪ .‬ولی حزب با ان شکل غربی اش‬ ‫در کشور ما نمی گیرد‪ .‬تا به حال هم هر کسی رفته‬ ‫دنبالش به نتیجه نرسیده است و مفید هم نبوده‬ ‫است‪ .‬ادم هایی که داخل حزب می ایند از روی‬ ‫عقیده نمی ایند و به عنوان قدرت می ایند‪.‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪159‬‬ ‫ٮ‬ ‫�ز طل ݐݩںسح ݑݨ ݦ ٮ �غ‬ ‫ݤݠا�ن ݧسݒݩع ݫݓ ݤݤݤ‬ ‫مݤ ݣ ݣا ݣ رݣ ݣو�ب ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ ݣاݣ‬ ‫عاݤݣ ݬݫݓ اݣ ݣ‬ ‫اݤ ݣ ݣ ݣ ݣوݣ ݣ‬ ‫�ز �ز ݬݓح سم ݤݡیݤ‬ ‫ى ݑ ݦ ݦ ݤدک�ت‬ ‫یݤ ݣ ݣ ݣ ݣالݣ ݤݤ‬ ‫ݣݡٮهݣوݤ ݣرݤݣ ݣ ݣ ݤݠاݤݣ ݣ‬ ‫ٮ ݣ ݣر ݣ ݫحݫݓاݣس�ب ی ݣݣا ݣ ݣ ݣݣح ݣ ݓ ݣ ݪݣ ݣ ݣم ݣ ݣ‬ ‫رݣݣواݣ ݫݭ ݔ ݣ ݣ ݤݣ ݣ‬ ‫گزارش بیست و هفتمین نشست تخصصی هسته بازاریابی سیاسی با دکتر جاسبی‬ ‫اشاره‬ ‫در روزهای سرد اسفند ماه ‪ ،96‬فرصتی دست داد تا طی دو جلسه؛ اعضای هسته ی بازاریابی‬ ‫سیاسی نشستی علمی را با اقای دکتر عبداهلل جاسبی داشته باشند‪ .‬دکتر عبداهلل جاسبی در سال‬ ‫‪ 1322‬در تهران چشم به جهان گشود وی پس از گذراندن دوره های تحصیلی و اخذ مدرک دیپلم‬ ‫لیسانس خود را در رشته ی صنایع به پایان رساند و با رتبه ی اول‪ ،‬موفق به دریافت نشان و مدال‬ ‫درجه ی اول فرهنگ شد وی همزمان با دوران متوسطه به تحصیل علوم دینی نیز روی اورد‪.‬‬ ‫در سال ‪ 1351‬برای ادامه ی تحصیالت وارد دانشگاه « استون» در انگلستان شد و مدرک دکتری‬ ‫خود را در رشته ی مدیریت تولید و تکنولوژی از این دانشگاه دریافت کرد و در اغاز پیروزی انقالب‬ ‫اسالمی به کشور بازگشت‪.‬‬ ‫‪160‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫تنظیم‪ :‬مصطفی اقاجانی‪ ،‬دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫محل برگزاری‪ :‬دفتر دکتر جاسبی ‪ -‬زمان‪9 :‬و‪1396/12/17‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫‪ -1‬بیان تاریخچه ای از حزب جمهوری‬ ‫و ضرورت نگارش این تاریخچه‬ ‫وی پس از انقالب مسئولیت های متعددی را‬ ‫بر عهده گرفت که از جمله می توان به مواردی‬ ‫چون معاونت نخست وزیر در دوره ی شهید‬ ‫رجایی‪ ،‬جانشین دبیر کل حزب جمهوری‬ ‫اسالمی‪ ،‬رییس دانشگاه ازاد‪ ،‬مشاور وزیر‬ ‫کشور‪ ،‬مسئول واحد تحقیقات اقتصادی‪،‬‬ ‫اجتماعی حزب جمهوری اسالمی‪ ،‬نامزد‬ ‫ریاست جمهوری در سال ‪ ،1372‬صاحب‬ ‫امتیاز چندین روزنامه و مجله‪ ،‬عضویت در‬ ‫شواری عالی انقالب فرهنگی؛ اشاره نمود‪.‬‬ ‫وی تالیفات گونا گونی در مدیریت‪ ،‬مسائل‬ ‫سیاسی و امور اموزشی دارد‪ .‬از جمله کتب‬ ‫نوشته شده به دست اقای جاسبی عبارت اند‬ ‫از‪ :‬روز شمار حزب جمهوری اسالمی‪ ،‬تشکل‬ ‫فرا گیر‪ ،‬مروری بر یک دهه فعالیت حزب‬ ‫جمهوری اسالمی‪ ،‬حزب جمهوری اسالمی‬ ‫ایران ‪ -‬تولد در بستر انقالب‪ .‬عالوه بر اثار‬ ‫باال‪ ،‬کتب و تحقیقات قابل توجهی زیر نظر‬ ‫ایشان نوشته شده است که غالب ان ها نیز‬ ‫در زمینه ی احزاب سیاسی می باشند‪ .‬به‬ ‫بهانه ی بازاریابی سیاسی و کسب برداشتی‬ ‫درست از رویداد حزبی در دهه ی اول انقالب‬ ‫بخشی از خاطرات و بیانات ایشان را مورد‬ ‫دقت قرار دادیم و در البه الی نا گفته های‬ ‫حزبی‪ ،‬به دنبال پاسخ هایی راهگشا قدم‬ ‫برداشتیم‪...‬‬ ‫داستان حزب جمهوری اسالمی که داستان بسیار‬ ‫مهم و پرماجراست؛ بعد از اینکه حزب جمهوری‬ ‫اسالمی تعطیل شد یا به قول معرف فیتیله اش‬ ‫پایین کشیده شد من پیش خودم فکر کردم که‬ ‫تاریخ حزب جمهوری اسالمی باید نوشته بشود؛‬ ‫علتش هم این بود که حزب جمهوری اسالمی‬ ‫یک بخش مهمی از تاریخ انقالب است که هم‬ ‫در دهه ی فعالیت خودش نقش اول را داشته‬ ‫در کشور و در انقالب و در نظام و هم هنوز اثارش‬ ‫کامال برجاست و ان هایی که انجا تربیت شدند‪،‬‬ ‫هنوز در حقیقت عناصر اصلی تشکل ها و احزاب‬ ‫مختلف هستند‪ .‬و نیز فکر کردم؛ یکی از مشکالتی‬ ‫که ما داشتیم در یکصد سال اخیر این بوده که‬ ‫به خاطر کم کاری ما تاریخ نهضت ها و انقالب ها‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫را معموال دیگران نوشتند؛ دیگرانی که ا کثرا از‬ ‫نظر طرز فکر و عقیده و غیر این ها‪ ،‬مخالفین ما‬ ‫بوده اند‪ .‬به همین دلیل من برای اینکه تاریخ حزب‬ ‫جمهوری اسالمی با این مشکل روبرو نشود و بعدها‬ ‫دیگران و مخالفین حزب تاریخ حزب را ننویسند‬ ‫و تحلیل های دلبخواهانه از ان ارائه نکنند؛ فکر‬ ‫کردم که من این کار را انجام بدهم‪...‬االن؛ پنج‬ ‫جلد از این تاریخ حزب جمهوری اسالمی تحت‬ ‫عنوان تشکل فرا گیر به چاپ رسیده و جلد ششم‬ ‫ً‬ ‫اش تقریبا تمام شده است‪ .‬این مقدمه ای بود‬ ‫که من راجع به حزب جمهوری اسالمی خواستم‬ ‫عرض کنم‪.‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪161‬‬ ‫باعشنا بورغ ات ‪،‬ماجسن ا عولط زا‬ ‫در نهضت ها و انقالب های گذشته عناصر اصلی که پا به میدان مبارزه گذاشته و‬ ‫هزینه کردند‪ ،‬نیروهای مومن و مسلمان بودند اما میوه ی این نهضت ها و انقالب ها‬ ‫را دیگران برداشت کرده بودند‪.‬‬ ‫‪ -2‬ضرورت تحزب‬ ‫تلخ‬ ‫‪ -1-2‬تجربه‬ ‫تاریخی ِ‬ ‫ِ‬ ‫نبود تشکیالت حزبی‬ ‫یکی از چیزهایی که در اوایل انقالب در موردش‬ ‫بحث شد و لزوم تحزب را مطرح کرد این { تجربه}‬ ‫بود که؛ در نهضت ها و انقالب های گذشته‬ ‫عناصر اصلی که پا به میدان مبارزه گذاشته و‬ ‫هزینه کردند‪ ،‬نیروهای مومن و مسلمان بودند‬ ‫اما میوه ی این نهضت ها و انقالب ها را دیگران‬ ‫برداشت کرده بودند‪( .‬اقای جاسبی در ادامه‬ ‫به شواهد عینی از این پدیده اشاره می کنند‪).‬‬ ‫الف)ناظر به مشروطیت‬ ‫در انقالب مشروطیت‪ ،‬پیشتازان این انقالب‬ ‫ایت اهلل بهبهانی‪ ،‬ایت اهلل طباطبایی و تا یک‬ ‫مقطعی شیخ فضل اهلل نوری بودند ولی بعد‬ ‫از مشروطه می بینیم باز دوباره همان عناصر‬ ‫ً‬ ‫وابسته به انگلستان عمال نفوذ کرده و قدرت را‬ ‫در دست می گیرند و با یک فاصله ی کوتاه (مثال‬ ‫چند مجلس) شخصی به نام رضا خان می اید و‬ ‫ً‬ ‫مجلس را کامال در دست می گیرد و به صورت یک‬ ‫دیکتاتوری مطلقه که دیگر اثاری از ان دموکراسی‬ ‫که مشروطیت برایش انقالب کرد وجود ندارد‪.‬‬ ‫ب)ناظر به نهضت جنگل‬ ‫در سطح منطقه ای می شود گفت نهضت جنگل‬ ‫یک نهضت خیلی ریشه داری بود که در ان‪ ،‬یک‬ ‫فردی با شعار اسالمی با بینش و اعتقاد اسالمی‬ ‫‪162‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫پا به میدان می گذارد اما در عمل هم به علت‬ ‫اشتباهات صورت گرفته و هم خیانت های‬ ‫دولت سوسیالیستی شوروی و‪ ...‬این نهضت‬ ‫شکست خورد و بعد از ان‪ ،‬افرادی به اصطالح‬ ‫به جامانده از ایشان حتی امدند و سر میرزا را‬ ‫به رضا خان هدیه کردند‪.‬‬ ‫ج)ناظر به نهضت ملی شدن صنعت نفت‬ ‫بعد از شهریور ‪ 1320‬ایجاد فضای باز سیاسی‬ ‫مجلس تا حدودی‬ ‫بر اثر برکناری رضاشاه‪ ،‬یک‬ ‫ِ‬ ‫ازاد‪ ،‬شکل گرفت که همراهی مردم را در صحنه‬ ‫به دنبال داشت‪{ .‬زمینه های مختلف تاریخی‪،‬‬ ‫اجتماعی‪ ،‬سیاسی و اقتصادی منجر به شکل گیری‬ ‫نهضت ملی شدن صنعت نفت شد} در اینجا‬ ‫دو نفر یعنی ایت اهلل کاشانی و دکتر مصدق‪ ،‬در‬ ‫حقیقت رهبری نهضت را به عهده داشتند و‬ ‫‪ 30‬تیر ‪ ،1331‬اوج موفقیت این نهضت بود‪ .‬در‬ ‫‪ 30‬تیر سال ‪ ،1331‬با حمایت ایت اهلل کاشانی‪،‬‬ ‫قوام السطنه از نخست وزیری برکنار شد و مجددا‬ ‫مصدق روی کار امد‪ .‬اما از این تاریخ تا ‪28‬مرداد‬ ‫‪ 32‬انچنان اختالف و ّ‬ ‫تشتت بین این دو شخصیت‬ ‫باال گرفت؛ که مردمی که در صحنه و اماده‬ ‫ً‬ ‫جان فشانی بودند عمال از صحنه خارج شدند‪.‬‬ ‫البته طر ح ها و برنامه های انگلیس و بعدش امریکا‬ ‫هم موثر واقع شده بود و نتیجه اش کودتای ‪28‬‬ ‫مرداد شد؛ اما اشتباهات خود این ها به خصوص‬ ‫دکتر مصدق و به خصوص انحالل مجلس و خیلی‬ ‫مسائل دیگر البته بیشترین تاثیر را داشت و این‬ ‫ادامه داشت تا سال ‪ 42‬که برای اولین بار یک‬ ‫قیامی توسط حضرت امام؟هر؟ صورت گرفت‪.‬‬ ‫مردم امدند در صحنه و شخصیت امام شناخته‬ ‫شد و قاطعیت اش‪ ،‬شجاعت اش و اینکه صالحیت‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫رهبری این انقالب را دارد؛ محرز شد از ان نقطه ی‬ ‫تاریخی تا ‪ 15‬سال بعد که انقالب اسالمی ایران‬ ‫تحقق پیدا می کند؛ یکی از چیزهایی که قبل از‬ ‫انقالب اسالمی ایران مطرح شد که ان تجارب‬ ‫تلخ ذکرشده تکرار نشود و مورد جمع بندی همه‬ ‫واقع شد این بود که ما باید تشکیالت داشته‬ ‫باشیم‪ .‬این مسئله الزمه اش این بود که حضرت‬ ‫امام با ان کاریزمایی که داشتند‪ ،‬با این کار‬ ‫موافقت کنند‪ .‬حضرت امام دیدگاه اش بیشتر‬ ‫روی تشکل های روحانی بود‪ ،‬ولی به تدریج و‬ ‫به خصوص در استانه ی پیروزی انقالب اسالمی‬ ‫موسس حزب‬ ‫{با شرایطی که از سوی هسته ی‬ ‫ِ‬ ‫جمهوری تشریح شد}باالخره امام قانع شدند‬ ‫و قبول کردند و حمایت کردند و به دنبال‬ ‫حمایت شان حتی کمک مالی موثری هم به‬ ‫حزب جمهوری اسالمی کردند و حزب جمهوری‬ ‫اسالمی در حقیقت در سال ‪ 57‬گویا ‪ 29‬بهمن‪،‬‬ ‫اعالم موجودیت کرد و حزب جمهوری اسالمی‬ ‫با یک حجم عظیمی از استقبال مردم روبرو شد‪.‬‬ ‫(پس یک بحث شد ناظر به تجارب تاریخی که‬ ‫ضرورت حزب را می رساند)‬ ‫‪ -2-2‬تجربه دموکراسی‬ ‫غربی و اقتضائات ان‬ ‫{بحث دیگری که مطر ح می شود؛ موضوع‬ ‫شا کله ی دموکراسی اقتباسی از غرب است}‪.‬‬ ‫در این راستا؛ از ابزارهای ان یعنی انتخابات و‬ ‫اقتضای ان یعنی تحزب که استمراربخش حکومت‬ ‫است باید استفاده کنیم‪ .‬چرا که بدون تحزب‬ ‫ما یک انتخابات را برای یک دوره ی طوالنی و‬ ‫به صورت پایدار نمی توانیم در اختیار داشته‬ ‫باشیم‪ .‬به همین دلیل بحث تحزب مطرح شد‪.‬‬ ‫در این بین جریانات التقاطی‪ ،‬ضد اسالمی‪ ،‬انحرافی و منافقین نیز رشد کردند‪.‬‬ ‫در میدان رقابت با این گروه ها که همگی دارای تشکیالت بودند به این نتیجه‬ ‫رسیدیم که حزب ضرورت دارد‪ .‬به همین دلیل حزب جمهوری اسالمی تشکیل شد‪.‬‬ ‫‪ -3-2‬ضرورت عملی و‬ ‫اقتضائات رقابت سیاسی‬ ‫در این بین جریانات{ التقاطی و ضد اسالمی و‬ ‫انحرافی‪ ،‬منافقین} نیز رشد کردند‪ .‬و این ها همه‬ ‫امده بودند و فضای ایران را پر کرده بودند‪ .‬و این‬ ‫موضوع که ما در میدان رقابتی با این گروه ها‬ ‫قرار داریم که همگی دارای تشکیالتی هستند و‬ ‫نمی توانیم فاقد ان باشیم در عمل معلوم شد که‬ ‫حزب ضرورت دارد و باید باشد‪ .‬به همین دلیل‬ ‫حزب جمهوری اسالمی تشکیل شد‪.‬‬ ‫‪ -4-2‬ضرورت حفظ انقالب اسالمی و‬ ‫مانع نبودن مخالفت برخی علما با ان‬ ‫من اعتقاد ندارم که شهید مطهری و مرحوم‬ ‫ایت اهلل مهدوی کنی و مهم تر از همه خود شخص‬ ‫امام با اصل تحزب مخالف بودند چون این را‬ ‫ً‬ ‫رسما هیچ جا اعالم نکردند‪ .‬در مراوداتی هم که‬ ‫ً‬ ‫ما داشته ایم مثال نقل قولی که از اقای هاشمی‬ ‫شده اقای مطهری‪ ،‬مخالف تحزب نبود ولی‬ ‫خودش نمی خواست در این حزب وارد شود‪ ،‬اما‬ ‫مخالف حزب جمهوری اسالمی هم نبود‪ .‬خود‬ ‫ً‬ ‫امام که اصال در یک مقطعی حمایت کرد پول‬ ‫داد پشتیبانی کرد‪ .‬و ایت اهلل مهدوی کنی هم من‬ ‫حداقل سخنرانی از ایشان ندیده ام که ضد تحزب‬ ‫باشد؛ اما با فرض اینکه بعضی ها از شخصیت های‬ ‫انقالب مخالف باشند نیز مانعی نمی شود که ما‬ ‫این واقعیت را بپذیریم؛ چرا که تحزب برای حفظ‬ ‫انقالب اسالمی و حفظ دست اوردهای انقالب‬ ‫اسالمی یک ضرورت اجتناب ناپذیر است‪.‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪163‬‬ ‫باعشنا بورغ ات ‪،‬ماجسن ا عولط زا‬ ‫‪164‬‬ ‫‪ -3‬نسبت والیت فقیه و‬ ‫ارزش های اسالمی با تحزب‬ ‫‪ -4‬حزب جمهوری اسالمی؛‬ ‫چالش ها و نقاط قوت‬ ‫نکته ای که مطرح می شود این است که درست است‬ ‫که الزمه ی این دموکراسی که ما از غرب گرفته ایم‬ ‫انتخابات است ولی ما یک چیزهایی داریم که با‬ ‫این بحث جور درنمی اید؛ مثل اصل والیت فقیه‬ ‫در قانون اساسی یا اهمیت ارزش های اسالمی‪.‬‬ ‫{خب تکلیف این موضوعات در قبال حزب چگونه‬ ‫می شود؟} به اعتقاد من این ها نمی توانند دلیلی‬ ‫ً‬ ‫برای عدم لزوم تحزب باشند‪( .‬اتفاقا) این ها می توانند‬ ‫تحزب مورد نظر ما را با یک سری محدودیت های‬ ‫خودخواسته اش‪ ،‬شکل بدهد‪ .‬ما همان ابزار را‬ ‫با اعمال این محدودیت ها به کار می گیریم‪ .‬کما‬ ‫این که در دوره ی ده ساله ی این حزب‪ ،‬هم اصل‬ ‫والیت فقیه رعایت شد و هم ارمان اسالمی و عقیده‬ ‫ُ‬ ‫اسالمی تا کنه وجود این حزب نفوذ کرد و به ان‬ ‫اعتقاد داشتند و به ان عمل می کردند و حزب هم‬ ‫فعالیت خود را داشت‪ .‬تحزب با این اقتضائات‬ ‫اسالمی معنی دارد؛ منتها یک تحزب خاص نه ان‬ ‫ً‬ ‫تحزبی که در غرب معموال دنبال می شود‪.‬‬ ‫‪ -1-4‬حمایت مردمی‪ ،‬نقطه ی قوت حزب‬ ‫حزب جمهوری اسالمی وقتی که تشکیل شد‬ ‫در حقیقت دو جریان نسبت به ان حساسیت و‬ ‫عکس العمل نشان دادند؛ یکی جریان توده های‬ ‫عظیم مردم بود که با توجه به اینکه موسسین‬ ‫این حزب مورد تایید حضرت امام بودند و‬ ‫منسوب حضرت امام بودند در شورای انقالب‬ ‫و شخصیت های شناخته شده به عنوان مبارز و‬ ‫پیشتاز در مبارزات علیه رژیم شاهنشاهی بودند‪.‬‬ ‫مردم با یک شور و هیجانی وارد ثبت نام شدند‬ ‫ً‬ ‫که اصال بی نظیر بود در تاریخ ایران و ان هایی‬ ‫که متدین بودند و اهل مطالعه‪ ،‬احساس کردند‬ ‫که قرار نیست حوادث تلخ گذشته در رابطه با‬ ‫جنبش ها و انقالب ها و نهضت ها تکرار بشوند و‬ ‫این یک جریان بود‪.‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫‪ -2-4‬چالش گروه های مخالف‬ ‫نکته دوم این بود که مجموعه کسانی که با‬ ‫نظام جمهوری اسالمی مخالف بودند اعم از‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫مجاهدین خلق‪ ،‬چریک های فدایی خلق‪ ،‬پیکار‪،‬‬ ‫حزب توده و کسانی که احساس می کردند؛ این‬ ‫اسالمی که این ها مطرح می کنند با اسالمی که‬ ‫ان ها مطرح خواهند کرد فرق دارد؛ ان ها هم‬ ‫َ‬ ‫َعلم مخالفت شان را بلند کردند‪ ...‬و از همان‬ ‫موقع جوسازی ها شروع شد‪ ،‬عبارت هایی مثل‬ ‫انحصارطلبی‪ ،‬چماق دارها‪ ،‬تخریب این ها؛ از همان‬ ‫اغاز{کار}‪ ،‬شروع شد حزب جمهوری اسالمی از‬ ‫نظر خود انقالب یک مسئولیت بسیار خطیری‬ ‫داشت برای اینکه مخالفین جمهوری اسالمی‬ ‫نمی خواستند انقالب پایدار بماند و ادامه پیدا‬ ‫کند؛ بنابراین؛ مشکالت قومیت ها در کردستان‪،‬‬ ‫سیستان و بلوچستان‪ ،‬اذربایجان‪ ،‬در گنبد و‬ ‫غیر این ها شروع شد و هر کس برای خودش‬ ‫ادعای استقالل و تجزیه طلبی کرد‪ .‬این یک‬ ‫طرف قضیه بود؛ طرف دوم قضیه نا کارامدی‬ ‫ُ‬ ‫بود که می گفتند خب حاال انقالب شده است‪،‬‬ ‫بحث مشکل معیشت مردم‪ ،‬اقتصاد‪ ،‬دانشگاه‪،‬‬ ‫ً‬ ‫مدرسه تکلیفش چیست؟ واقعا حزب جمهوری‬ ‫اسالمی مسئولیت خطیری داشت؛ در حالی که‬ ‫جهاد سازندگی‪ ،‬سپاه پاسداران و وزارت خانه هایی‬ ‫مانند ا کنون‪ ،‬وجود نداشت‪ .‬ما در داخل حزب در‬ ‫چارت سازمانی حزب‪ ،‬هم کار تشکیالتی داشتیم‬ ‫ً‬ ‫هم کار سازندگی داشتیم مثال سازمان های وابسته‬ ‫داشتیم؛ معلمین‪ ،‬اساتید‪ ،‬کارگران‪ ،‬کشاورزان‪،‬‬ ‫که این ها همه جزء سازمان های وابسته بودند‪.‬‬ ‫یکی از نقاط قوت حزب جمهوری اسالمی این بود‬ ‫ً‬ ‫که تقریبا همه ی ائمه جمعه یا حداقل ائمه ی‬ ‫جمعه ی مرا کز استان ها و شهرها‪ ،‬همه طرفدار‬ ‫حزب جمهوری اسالمی بودند اعم از اینکه عضو‬ ‫ً‬ ‫بودند یا نبودند مثال ایت اهلل صدوقی در یزد این‬ ‫ما در داخل حزب در چارت سازمانی حزب‪ ،‬هم کار تشکیالتی داشتیم هم کار‬ ‫ً‬ ‫سازندگی داشتیم مثال سازمان های وابسته داشتیم؛ معلمین‪ ،‬اساتید‪ ،‬کارگران‪،‬‬ ‫کشاورزان‪ ،‬که این ها همه جزء سازمان های وابسته بودند‪ .‬یکی از نقاط قوت‬ ‫ً‬ ‫حزب جمهوری اسالمی این بود که تقریبا همه ی ائمه جمعه یا حداقل ائمه ی‬ ‫جمعه ی مرا کز استان ها و شهرها‪ ،‬همه طرفدار حزب جمهوری اسالمی بودند‬ ‫اعم از اینکه عضو بودند یا نبودند‪.‬‬ ‫ً‬ ‫محل عبور و مرور در سرچشمه (مقر حزب)‪ ،‬اصال‬ ‫چیز عجیب و غریبی بود‪ .‬امام جمعه‪ ،‬تیمسار‪،‬‬ ‫سرهنگ‪ ،‬کارگر؛ همه جور ادمی می امدند و ما‬ ‫خیلی از مشکالت را انجا حل می کردیم‪ .‬از نظر‬ ‫طیف یکی از پرچم هایی که علیه حزب جمهوری‬ ‫اسالمی بلند کردند حزب خلق مسلمان بود و این‬ ‫ً‬ ‫خیلی مسئله مهمی بود چون اوال در راس اش یک‬ ‫مرجع تقلید بود؛ باالخره ایت اهلل شریعتمداری‬ ‫از ان طرف تکیه کردند به زبان اذربایجانی و ترکی‬ ‫و غیره و حالت قوم گرایی پیدا کرد‪.‬‬ ‫‪ -3-4‬خط سه؛ چالشی درون گفتمانی‬ ‫گروه دیگری بعد از اینکه حزب جمهوری اسالمی‬ ‫اوج گرفت به نام خط سه تشکیل شد که این ها‬ ‫البته تابع امام بودند‪ .‬امام هم باالخره به این ها‬ ‫حکم داده بود ولی یک نوع مخالفتی با حزب‬ ‫داشتند و در راس ان ها بیشتر با شهید بهشتی‬ ‫مخالفت داشتند‪ .‬در راس شان مثال ایت اهلل‬ ‫طاهری اصفهانی‪ ،‬اقای عبداهلل نوری‪ ،‬اقای‬ ‫محتشمی‪ ،‬اقای شریعتی{معاون وزیر کشور}‪،‬‬ ‫اقای موسوی خوئینی ها بودند‪ .‬در این بین؛‬ ‫طیفی که این ها را می گرداند؛ یکی کرباسچی‬ ‫و یکی هم اعتیادفرد بود‪ .‬این ها طیف عجیب‬ ‫غریبی بودند به عنوان خط سه خیلی علیه‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪165‬‬ ‫باعشنا بورغ ات ‪،‬ماجسن ا عولط زا‬ ‫شهید بهشتی بودند خط سه {در مسئله ی‬ ‫نامزد معرفی شده ی حزب جمهوری یعنی‬ ‫جالل الدین فارسی و رای نیاوردنش} بیشترین‬ ‫توان را گذاشتند یعنی هر چه در قدرت داشتند‬ ‫اینجا گذاشتند و این مسئله را مطرح کردند که‬ ‫ایشان ایرانی االصل نیست‪ .‬بنی صدر نیز از روز‬ ‫اولی که رییس جمهور شد‪ ،‬شروع کرد علیه حزب‬ ‫جمهوری اسالمی(کار کردن)‪.‬‬ ‫چالش جبهه بودن حزب‬ ‫‪-4-4‬‬ ‫ِ‬ ‫یکی از اشکاالتی که به حزب می توان گرفت؛‬ ‫از این جا سرچشمه می گیرد که حزب به جای‬ ‫اینکه‪ ،‬حزب باشد در حقیقت یک جبهه بود‪.‬‬ ‫این اختالفات البته در هر حزبی می تواند وجود‬ ‫داشته باشد‪ ،‬ولی این مقدار اختالف شدید؛‬ ‫نمایش گر جبهه {بودن}است‪ ،‬که حزب جمهوری‬ ‫اسالمی این چنین بود‪.‬‬ ‫‪ -5-4‬مشکالت سیاسی‪،‬‬ ‫چالشی بدتر از جبهه بودن‬ ‫مشکل اصلی مشکل سیاسی بود‪ ،‬من معتقدم‬ ‫بیش از مشکالت اقتصادی‪ ،‬مشکل سیاسی‬ ‫ً‬ ‫بود؛ مثال اختالف بین اقای موسوی و اقای‬ ‫عسکراوالدی‪ .‬ان یکی می گفت‪ ،‬چارچوبی که‬ ‫امام تعیین کرده؛ من ان را قبول ندارم این‬ ‫تکه اش را قبول نداشتند این واقعیتی است و‬ ‫‪166‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫این واقعیت بر انقالب ما سایه انداخت‪ .‬ما بخشی‬ ‫از وقت مان در حزب به جای این که بشینیم‬ ‫برای اقایان‪ ،‬کارهای ممکلت را برسیم؛ درون‬ ‫حزب تناقض داشتیم‪.‬‬ ‫‪ -6-4‬چالش مواضع حضرت امام؟هر؟‬ ‫از ان طرف هم به قول کسی؛ امام یکی یکی‬ ‫پایه های حزب را شروع می کرد کشیدن‪ ،‬یعنی‬ ‫بعد از اینکه امام فرمودند که نیروی های مسلح‬ ‫از این پس نباید در هیچ حزبی باشند که البته‬ ‫حرفشان درست بود؛ ولی ما (که) همه چیز‬ ‫داشتیم‪ ،‬از جمله یک شاخه ای به نام نیروهای‬ ‫مسلح داشتیم نا گهان یک تکه از حزب رفت‪.‬‬ ‫همچنین از امام نقل شد که؛ ائمه ی جمعه‬ ‫باید بین امامت جمعه و حزب‪ ،‬یکی را انتخاب‬ ‫کنند که به این شکل‪ ،‬نیمی از حزب (کم) شد‬ ‫ً‬ ‫این خیلی مسئله مهمی بود البته ا کثرا امام‬ ‫جمعه را می پذیرفتند اما بعضی ها نیز می گفتند‬ ‫ما حزب را قبول می کنیم و از امامت جمعه‬ ‫استعفاء می دهیم‪.‬‬ ‫اخرین حرکت امام این بود (از افراد شاخص‬ ‫حزب که در جایگاه های ملی و مقامات باالی‬ ‫نظام مسئولیت داشتند خواستند که از حزب‬ ‫خارج شوند؛ چرا که این مقام بایستی شامل‬ ‫همه ی مردم بشود و تحت الشعاع حزب نباشد‪).‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫‪ -5‬شاخص های عملکردی و‬ ‫ساختاری حزب جمهوری‬ ‫‪ -1-5‬ویژ گی حزبی عمل نکردن‬ ‫ما به شهید رجایی تن دادیم {ما از اول از رجایی‬ ‫ً‬ ‫چنین شناختی نداشتیم‪ .‬ما واقعا نشان دادیم‬ ‫که نمی خواهیم حزبی عمل کنیم‪ .‬میرسلیم که‬ ‫به شورای مرکزی حزب نزدیک تر بود؛ به او رای‬ ‫ندادیم ولی به رجایی رای دادیم‪ .‬ما دنبال این‬ ‫ً‬ ‫بودیم که ادم انقالبی و محکم واقعا معتقد به‬ ‫امام‪( ،‬روی کار بیاید)‪.‬‬ ‫‪ -2-5‬تامین مالی حزب جمهوری اسالمی‬ ‫در یک مرحله ای که اقای هاشمی رفت و یک‬ ‫چمدان پول از امام گرفت و امد‪ .‬بعد از ان امام‬ ‫ً‬ ‫به شیوه های مختلف کمک می کردند؛ مثال‬ ‫مجوزی داده بودند که این ها می توانستند‬ ‫از وجوهات شرعی استفاده کنند‪ .‬از سویی؛‬ ‫برادران موتلفه‪ ،‬طبق برنامه هایی که داشتند‪،‬‬ ‫کمک هایی می کردند‪ .‬بنابراین منبع مالی ما اول‬ ‫کمک مستقیم حضرت امام بود؛ دوم وجوهات‬ ‫شرعی که خود امام به این اقایان داده بودند؛‬ ‫یکی هم بچه های موتلفه که هر از چندگاهی‪،‬‬ ‫جلسه می گذاشتند و پول جمع می کردند‪.‬‬ ‫منبع مالی ما اول کمک مستقیم حضرت امام بود؛ دوم وجوهات شرعی که خود‬ ‫امام به این اقایان داده بودند؛ یکی هم بچه های موتلفه که هراز چندگاهی‪ ،‬جلسه‬ ‫می گذاشتند و پول جمع می کردند‪.‬‬ ‫‪ -3-5‬روند سازمان دهی حزب جمهوری‬ ‫ما دو جور عضو داشتیم یک نوع از پایین به‬ ‫باال بود؛ و یک نوع از باال به پایین بود‪ .‬پایین به‬ ‫باالیش این چنین بود که ما در تمام حوزه هایی‬ ‫که داشتیم انتخابات باید صورت می گرفت و‬ ‫ً‬ ‫واقعا انتخابات درست و حسابی برگزار کردیم از‬ ‫هر حوزه ای یک نفر باید انتخاب بشود و باید چه‬ ‫کاری بکند و همین طور تا باال بیایند؛ تعدادی‬ ‫چندصد نفر تعیین می شدند‪ .‬یک نوع هم از‬ ‫باال بود؛ بدین صورت که شورای مرکزی حزب‬ ‫این اختیار را داشت یک سری از افرادی که به‬ ‫حزب نزدیک هستند و امادگی دارند و کمک‬ ‫کردند و یا غیر ایشان را دعوت کنند‪.‬‬ ‫‪ -4-5‬حفظ نظام؛ کارکرد اصلی حزب‬ ‫{این حزب}می خواست نظام را حفظ کند؛‬ ‫می خواست انتخابات ریاست جمهوری‬ ‫بعدی‪ ،‬انتخابات مجلس‪ ،‬انتخابات شوراها؛‬ ‫می خواست{در}همه ی این ها {نقش افرینی کند}‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪167‬‬ ‫�ن‬ ‫ݩ‬ ‫ݐ‬ ‫م‬ ‫ݣی ݣ ݭدݣݫىݭݔں ݣی ݣاݣ ݤݤ!ݤ‬ ‫ݣن ݣ ݣݣمر ݣ ݥݣد ݣݤ‬ ‫مݤ ݣساالݣرݣ ݣ‬ ‫من ݣگ ݣر ݣاݤ ݣ‬ ‫ݣ‬ ‫م ق‬ ‫�ز‬ ‫ݣدر ݣݡحا�‬ ‫ݣی ݣح�ز�ب ی ݣ ݣ ݣ ݣ ݣ‬ ‫س�ی اݣس�ت ݣ ݣوݣرݣ ݣ ݣ ݣ ݣ‬ ‫گزارش بیست و دومین نشست تخصصی هسته بازاریابی سیاسی با مهندس باهنر‬ ‫‪ ‬برای شروع بحث در ارزیابی گره کور فقدان نهاد واسط مدنی ـ حا کمیتی در ایران‪ ،‬باید این نکته‬ ‫را مطرح کنیم که ایا فضای حا کمیت ایران می تواند با وضع موجود ادامه راه دهد یا با مشکالت‬ ‫اساسی روبرو شده و خواهد شد‪ .‬ا گر به یک جمع بندی رسیدیم که وضع موجود قابل استمرار‬ ‫نیست‪ ،‬برای برون رفت از این شرایط ممکن است راه حل هایی را ارائه دهیم که یکی از ان ها می تواند‬ ‫حرکت به سمت نظام حزبی باشد‪.‬‬ ‫در دوره کنونی حس ما این است که دستگیره ای را به نام قانون اساسی داریم و باید داشته باشیم‬ ‫که همه ما بر ان مبنا کار کنیم‪ .‬اما متاسفانه هر چند قانون اساسی اهدافی را مطرح کرده‪ ،‬ولی چون‬ ‫با ان ها فاصله داریم و قابل تحلیل و تفسیر توسط فعاالن مختلف هست (چه فعاالن سیاسی‪ ،‬چه‬ ‫ً‬ ‫فعاالن فرهنگی یا اقتصادی) و متاسفانه این مشکل در نهادهای حکومتی ما کامال رسوخ کرده‪،‬‬ ‫ً‬ ‫عمال ارکان حکومتی ما منفصل از یکدیگر شده اند و در نتیجه حرکتی واحد را در میان اجزاء این‬ ‫ساختار حا کمیتی نمی بینیم‪.‬‬ ‫‪168‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫تنظیم کننده‪ :‬احمد شریعتمداری‪ ،‬دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه امام صادق؟ع؟‬ ‫محل برگزاری‪ :‬دفتر حزب جامعه اسالمی مهندسین ‪ -‬زمان‪1396/6/9 :‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫‪ ‬بعد از قانون اساسی‪ ،‬سیاست های کلی را‬ ‫در ذهن تعریف کرده ایم و یک سند کلی تر به نام‬ ‫ً‬ ‫چشم انداز ‪ 20‬ساله را نیز به چشم دیده ایم‪ .‬مشخصا‬ ‫به این نتیجه می رسیم که در سیاست های کلی‪،‬‬ ‫مواردی گفته‪ ،‬بحث و نوشته می شود‪ ،‬اما هیچ‬ ‫رژیم حقوقی تعریف شده ای برای اعمال ان ها‬ ‫نداریم‪ .‬حتی خود سیاست های کلی (به عنوان‬ ‫کسی که عضو مجمع هم بوده است می گویم) هم‬ ‫وحدت نظری یک پازل مشخصی که بتواند تصویر‬ ‫روشنی را از اینده ترسیم کند ندارد‪ .‬انبوهی از‬ ‫سیاست های کلی بحث و تصویب شده و هر کسی‬ ‫هم بر اساس ظن خود یا بر مبنای اعتقادش به‬ ‫سیاست ها یا توانمندیش در اجرای سیاست ها‬ ‫کارهایی می کند‪ ،‬اما باز رژیم حقوقی مشخصی‬ ‫برای اعمال سیاست های کلی وجود ندارد‪.‬‬ ‫بعد از سیاست های کلی‪ ،‬به سطح قانون های‬ ‫مادر و عادی و سپس ایین نامه ها و بخشنامه ها‬ ‫و دستورالعمل ها که می رسیم‪ ،‬هر مقدار این‬ ‫سطوح قانونی به پایین میل می کند‪ ،‬انفصال‬ ‫ان ها نسبت به اهداف قانون اساسی و اسناد‬ ‫باالدستی بیشتر و بیشتر می شود‪.‬‬ ‫عالوه بر این انقطاع ارکان تصمیم ساز و تصمیم گیر‬ ‫حکومت در یک زمان واحد‪ ،‬ا گر به سراغ تکرار‬ ‫دوره های مختلف نهادهای حا کمیتی برویم و‬ ‫در مقام مقایسه بر اییم‪ ،‬انجا هم ناهنجاری‬ ‫ً‬ ‫مهمی وجود دارد‪ .‬مثال در مجلس شورای‬ ‫اسالمی به صورت معمول و میانگین‪ ،‬در انتقال‬ ‫هر دوره به دوره بعد؛ دوسوم از اعضایش تغییر‬ ‫می کنند‪ .‬ممکن است با این تغییرات‪ ،‬مجلس‬ ‫شورای اسالمی خط و جریان عوض نکند و حتی‬ ‫جایگاه ا کثریت و اقلیت تغییر نکند‪ ،‬اما ادم ها‬ ‫متاسفانه هرچند قانون اساسی اهدافی را مطرح کرده‪ ،‬ولی چون با ان ها فاصله‬ ‫داریم و قابل تحلیل و تفسیر توسط فعاالن مختلف هست (چه فعاالن سیاسی‪،‬‬ ‫چه فعاالن فرهنگی یا اقتصادی) و متاسفانه این مشکل در نهادهای حکومتی ما‬ ‫ً‬ ‫کامال رسوخ کرده‪ ،‬عمال ارکان حکومتی ما منفصل از یکدیگر شده اند و در نتیجه‬ ‫حرکتی واحد را در میان اجزاء این ساختار حا کمیتی نمی بینیم‪.‬‬ ‫جابجا می شوند و مشکل اینجاست که چون این‬ ‫اشخاص‪ ،‬ارتباط منسجمی با یکدیگر ندارند‪ ،‬نوعی‬ ‫انقطاع ساختاری به وجود می اید‪ .‬یک شخص‬ ‫اصولگرا جایگاه یک اصولگرای دیگر را می گیرد و‬ ‫ً‬ ‫اصال مشخص نمی شود که تفاوت های این دو‬ ‫چیست و ارتباط هایشان چگونه سامان یافته و‬ ‫ایا حرف های یکدیگر را پیگیری می کنند یا خیر‪.‬‬ ‫این شرایط گاهی حالت خیلی حادتری به خود‬ ‫ً‬ ‫می گیرد و مثال در جابجایی دوره های مجلس‪،‬‬ ‫یک کمیسیون اساسی مثل برنامه و بودجه یا‬ ‫امنیت ملی‪ ،‬کل اعضایش تغییر می کند‪ .‬دولت ها‬ ‫هم با این مشکل مواجه می شوند‪ .‬در نظر بگیرید‬ ‫در این دولت های چندگانه ای که گذشته‪( ،‬به‬ ‫جز دو دولتی که یک رئیس جمهور دارند و‬ ‫وجهی از انسجام برایشان قابل تصور است) به‬ ‫محض اینکه رئیس جمهور عوض می شود کل‬ ‫مسیرهای سیاست ورزی و سیاست اندیشی‬ ‫تغییر می کند؛ ‪ 4‬سالی می گذرد که دوره قبلی‬ ‫را محکوم و شماتت کنند و در ‪ 4‬سال بعد هم‬ ‫ً‬ ‫کامال این انفصال میان دولتی حفظ می شود‪.‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪169‬‬ ‫!ما ینید یرالاس مدرم نارگن نم‬ ‫ما خارج از نهادها و ارکان حکومتی‪ ،‬به حلقه وصلی فکری و عملیاتی میان کسانی که مسئولیت را از نیروهای پیش از خود تحویل می گیرند‬ ‫نیاز داریم‪ .‬ما هم ا کنون میان تصمیم سازان و تصمیم گیران معاصر همدیگر هیچ حلقه وصلی نداریم‪.‬‬ ‫‪ ‬خب فکر می کنم طرح این دو چالش برای‬ ‫فهم ضرورت این مهم کفایت می کند که ما‬ ‫خارج از نهادها و ارکان حکومتی‪ ،‬به حلقه وصلی‬ ‫فکری و عملیاتی میان کسانی که مسئولیت را از‬ ‫نیروهای پیش از خود تحویل می گیرند نیاز داریم‪.‬‬ ‫ما هم ا کنون میان تصمیم سازان و تصمیم گیران‬ ‫معاصر همدیگر هیچ حلقه وصلی نداریم‪ .‬ایده ال‬ ‫ً‬ ‫ما این است که مثال سیاست های کلی ما حلقه‬ ‫وصل باشد و هر شخص یا گروهی که می اید‪،‬‬ ‫ً‬ ‫برای خود سیاست تعریف نکند و ضرورتا مسیر‬ ‫سیاست های کلی را دنبال کند؛ اما این ایده ال‬ ‫حداقل در شرایط کنونی دست نیافتنی است‪.‬‬ ‫ً‬ ‫اوال سیاست های کلی خودشان مشکل دارند‪،‬‬ ‫چرا که نه انسجام کافی در اجزاء ان یافت می شود‬ ‫و نه نقشه راه دقیقی را در خود جای داده اند‪،‬‬ ‫ً‬ ‫ثانیا رژیمی حقوقی وجود ندارد که دولت ها و‬ ‫مجالس را وادار به حرکت در این ریل بکند‪.‬‬ ‫‪ ‬با این وضعیت‪ ،‬به ذهنمان می رسد که یکی‬ ‫از راه حل های این انفصال در ساختار‪ ،‬حزبی‬ ‫اداره شدن کشور است‪ .‬دو یا سه حزب باشد که‬ ‫یک سری اسناد باالدستی در ان ها مورد تعهد و‬ ‫تقید بماند و به تبع‪ ،‬یک سری اسناد هم باید‬ ‫خودشان به عنوان مانیفست حزب (که به ان‬ ‫‪170‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫متعهد بمانند) تدوین کنند‪ .‬در این شرایط‬ ‫ترسیمی‪ ،‬اشخاص هم که در ساختار حا کمیت‬ ‫تغییر می کنند‪ ،‬چون وابسته به یک حزب هستند‬ ‫مجبورند در ان ریل مشخص حزبی حرکت کنند‬ ‫و کار را جلو ببرند و این یکی از الزامات حکومت‬ ‫به حساب می اید‪.‬‬ ‫سوالی که در اینجا قابل طرح و مداقه می باشد‬ ‫این است که ایا ما در نظام جمهوری اسالمی‬ ‫ می توانیم احزابی را شبیه احزاب لیبرال دموکرات‬ ‫(با همان ساختارها و تعاریف و مشخصات) داشته‬ ‫باشیم؟ یا ا گر خواستیم ساختار حزبی را برگزینیم‪،‬‬ ‫باید به تحزب بومی سازی شده متمسک شویم؟‬ ‫به اصطالح حزبی را طراحی کنیم که با فرهنگ‪،‬‬ ‫اعتقادات‪ ،‬ایدئولوژی و نظام سیاسی مان مرتبط‬ ‫یا الاقل همسو باشد‪.‬‬ ‫بعضی ها با این جمله که نظام حزبی با نظام‬ ‫والیی قابل جمع نیست‪ ،‬به نظام حزبی ایراد‬ ‫می گیرند که البته بنده ان را نفی می کنم‪ .‬با یک‬ ‫ً‬ ‫مطالعه تطبیقی مشخص می شود که تقریبا در‬ ‫همه حکومت های دنیا که حاال به اصطالح لیبرال‬ ‫غیر ایدئولوژیک هم در میان ان ها هست‪ ،‬نظامی‬ ‫ً‬ ‫ دارند که در ان ضرورتا مرا کزی باالتر از احزاب‬ ‫وجود دارد‪ .‬شورای امنیت‪ ،‬کاخ سلطنتی‪ ،‬نهاد‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫بنابراین بسیاری از کشورها یک ریل گذاری دقیقی را فراتر از قانون احزابشان طر ح ریزی کرده اند که در کشور ما این جایگاه باالدستی‪ ،‬می تواند‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫نهاد والیت فقیه باشد و باید هم اینگونه باشد‪ .‬در قانون اساسی هم رژیم حقوقی اش تعریف شده و ما هم شرعا و قانونا موظف به تبعیت هستیم‪.‬‬ ‫امپراطوری‪ ،‬دادگاه عالی از این دست نهادهای‬ ‫باالدستی است‪ .‬باالخره جایی هست که باالی‬ ‫سر احزاب حاضرند و سیر سیاست های کلی را در‬ ‫کشور تامین می کنند و احزاب در ان چارچوب‬ ‫حق دارند فعالیت داشته باشند‪ .‬در مقام تطبیق‪،‬‬ ‫انگلستان این گونه است‪ ،‬امریکا‪ ،‬ژاپن‪ ،‬المان و‬ ‫دیگر کشورها همین رویه را پی می گیرند‪.‬‬ ‫‪ ‬بنابراین بسیاری از کشورها یک ریل گذاری‬ ‫دقیقی را فراتر از قانون احزابشان طر ح ریزی‬ ‫کرده اند که در کشور ما این جایگاه باالدستی‪،‬‬ ‫می تواند نهاد والیت فقیه باشد و باید هم‬ ‫این گونه باشد‪ .‬در قانون اساسی هم رژیم‬ ‫ً‬ ‫ً‬ ‫حقوقی اش تعریف شده و ما هم شرعا و قانونا‬ ‫موظف به تبعیت هستیم‪ .‬بر مبنای همان نقطه‬ ‫اثر باالدستی‪ ،‬معتقدیم دولت ها‪ ،‬مجلس ها‪،‬‬ ‫مجمع تشخیص و دیگر ارکان‪ ،‬همه باید در‬ ‫ان ریلی حرکت کنند که سیاست های کلی‬ ‫ترسیم کرده و مقام معظم رهبری هم ابالغ‬ ‫نمودند‪ .‬بنابراین من این اشکال مطروح که‬ ‫قانون اساسی ما یا رژیم حکومتی ما ناسازگار‬ ‫با احزاب هست را قبول ندارم‪.‬‬ ‫در کشور ما بعضی ها توهم دیگری هم داشتند‬ ‫که البته الحمداهلل به نظر می رسد ان توهم را از‬ ‫دست داده اند و ان اینکه فکر می کردند در این‬ ‫مملکت با رای می شود همه چیز را‪ ،‬حتی رژیم‬ ‫سیاسی را عوض کرد؛ خب داستان های مجلس‬ ‫ششم و داستان دوره اصالحات و موارد دیگر را‬ ‫به یاد داریم‪ ،‬از این نمونه ها عبور کردیم و من‬ ‫فکر می کنم همان تئوریسین هایی که دنبال ان‬ ‫ً‬ ‫مسئله بودند نیز االن کامال تعدیل شدند و قبول‬ ‫دارند که با رای مردم می توان به جنگ احزاب‬ ‫یا دولت ها رفت‪ ،‬ولی نمی توان به جنگ نظام‬ ‫ً‬ ‫رفت‪ .‬البته این مورد نیز کامال در دنیا پذیرفته‬ ‫شده که با رای‪ ،‬نظام و رژیم حکومتی را نمی توان‬ ‫عوض کرد‪ .‬بعضی از قوانین اساسی در دنیا مثل‬ ‫ً‬ ‫قانون فرانسه‪ ،‬صراحتا این را ذکر کرده اند‪ .‬یعنی‬ ‫ً‬ ‫مثال ا گه نود درصد مردم فرانسه هم رای بدهند‬ ‫نمی توانند رژیمشان را عوض کنند‪ .‬حاال در بعضی‬ ‫ً‬ ‫قوانین اساسی و بنیادین کشورها‪ ،‬صراحتا نوشته‬ ‫شده و به اصطالح پذیرفته شده که با تکیه بر‬ ‫رای مردم رژیم تغییر نمی کند‪.‬‬ ‫همه این مقدمات ذکر شد که بیان شود ما‬ ‫هیچ چاره ای جز طر ح ریزی نهاد واسط با‬ ‫کارویژه حلقه وصل بودن نداریم‪ .‬این نهاد‬ ‫حلقه وصل چند عملکرد دیگر نیز دارد که‬ ‫خدمتتان عرض می کنم‪:‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪171‬‬ ‫!ما ینید یرالاس مدرم نارگن نم‬ ‫یکی از وظایف راهبردی حزب‪ ،‬کادرسازی است‪ .‬کادرسازی چون مسیری پلکانی‬ ‫و تعریف شده دارد‪ ،‬چالش هایی از قبیل اینکه یکباره کسی از خیابان بیاید و‬ ‫بخواهد نماینده یا وزیر یا استاندار بشود را حذف می کند‪.‬‬ ‫‪ -1‬کادرسازی‬ ‫واقعیت ان است که در کشور ما‪ ،‬برای حکومت‬ ‫کردن هیچ مرکزی متکفل موضوع کادرسازی‬ ‫نیست‪ .‬متخصص داریم ولی کادر حاکمیتی نداریم‪.‬‬ ‫دانشمند هسته ای‪ ،‬نانو‪ ،‬پزشکی‪ ،‬علوم انسانی‬ ‫و همه نوع دانشمندی تربیت می کنیم‪ ،‬ولی یک‬ ‫ی که حکومت و حکومت کردن را یاد بگیرد‬ ‫عالم ‬ ‫نداریم‪ .‬مسیر را باید این گونه پی می گرفتیم که‬ ‫حکمرانی خوب را تعریف بکنیم‪ ،‬بعد از ان کادر‬ ‫بسازیم و بگوییم این کادر باید این حکومت را‬ ‫اداره کند‪ .‬ما هیچ مرکزی با این کارکرد نداریم‪،‬‬ ‫هرچند مرا کزی مثل دانشگاه امام صادق؟ع؟ و‬ ‫ً‬ ‫یا مثال چیزی مثل مدرسه شهید مطهری وجود‬ ‫دارد اما همچنان یک انسجام جامع و مانعی‬ ‫برای تحقق هدف کادرسازی وجود ندارد‪ .‬یکی‬ ‫از وظایف راهبردی حزب‪ ،‬کادرسازی است‪.‬‬ ‫کادرسازی چون مسیری پلکانی و تعریف شده‬ ‫دارد‪ ،‬چالش هایی از قبیل اینکه یکباره کسی از‬ ‫خیابان بیاید و بخواهد نماینده یا وزیر یا استاندار‬ ‫بشود را حذف می کند‪ .‬شخص باید مسیری را طی‬ ‫بکند و او هم باید قابلیت های ذاتی داشته باشد‬ ‫و هم قابلیت های ا کتسابی اش را ارتقاء دهد تا‬ ‫بتواند وارد حوزه تصمیم سازی برای حا کمیت‬ ‫یا تصمیم گیری در مورد چالش های ان بشود‪.‬‬ ‫‪172‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫‪ -2‬تجمیع و اولویت بندی مطالبات مردم‬ ‫احزاب ا گر مردمی باشند (که باید این گونه باشند) باید‬ ‫مطالبات مردم را بشنوند‪ ،‬تجمیع و اولویت بندی‬ ‫بکنند و بر اساس اولویت‪ ،‬مطالبات مردم را پاسخ‬ ‫بدهند که این اولویت ها را در بادی امر می توانیم به‬ ‫سه گروه تقسیم کنیم‪ :‬یک سری مطالبات مردمی‬ ‫بسیار مبرم و ضروری است که حق هم هست و‬ ‫حکومت باید با همه توان این مطالبات را پاسخ‬ ‫دهد‪ .‬نوع دوم مطالباتی است که مردم دارند و‬ ‫هر چند ضروریست ولی فوری نیست یا امکانات‬ ‫برای پیگیری ان ها محدود بوده یا عوامل و موانعی‬ ‫اجازه تحقق ان ها را نمی دهد‪ .‬این ها به عنوان‬ ‫مطالبات مردم طبقه بندی می شود ولی در مرتبه‬ ‫دوم پاسخگویی قرار می گیرد و هر زمانی که توانستیم‬ ‫یا پول یا زمان داشتیم پاسخ داده می شود؛ نوع‬ ‫ً‬ ‫سوم مطالباتی است که حتما باید مردم رو قانع‬ ‫کنیم که دست از ان مطالبات بردارند‪ .‬این نوع‬ ‫مطالباتی که مردم دارند خالف منافع ملی‪ ،‬امنیت‬ ‫ملی‪ ،‬سیاست های کالن و این قبیل مسائل حیاتی‬ ‫برای حفظ جامعه است که باید مضر بودن تحقق‬ ‫ً‬ ‫ان ها برای مردم تشریح شود‪ .‬اتفاقا حس ما این‬ ‫است که ا کثریت مطالبات مردم از این نوع سوم‬ ‫هست که به نفعشان نیست و با امنیت یا منافع‬ ‫ملی یا خواسته های احاد مردم همخوان نیست‪.‬‬ ‫ماهاتیر محمد در زندگینامه اش جمله قشنگی‬ ‫نوشته که من ا گر در حکومت کردن موفق بودم (که‬ ‫به تعبیر من‪ ،‬براساس سیاست هایش بسیار موفق‬ ‫بوده) یکی از دالیلش این بوده که در تمام دوران‬ ‫حکومت‪ ،‬هیچ زمانی منافع ملی را فدای رضایت‬ ‫ملی نکردم‪ .‬جمله طنز این موضوع هم این است‬ ‫ً‬ ‫که دقیقا عکس کاری است که ما در این ‪ 40‬سال‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫انجام داده ایم‪ .‬ما در تمام دوران ‪ 40‬ساله پس از‬ ‫انقالب‪ ،‬تالش کردیم که رضایت مردم را جلب‬ ‫کنیم و بنابراین هر کار و اقدام اساسی را که منفعت‬ ‫مردم در ان بود ولی رضایتشان همراهش نبود‪ ،‬به‬ ‫همین بهانه کنار گذاشتیم‪ .‬با این جمالت که «ما‬ ‫فردا انتخابات داریم» یا «فردا راهپیمایی داریم»‪،‬‬ ‫محافظه کارانه ترین سیاست ها را دنبال کردیم‪.‬‬ ‫مسئولین اداره حکومت محافظه کار می شوند‪،‬‬ ‫برای اینکه می خواهند مردم را راضی نگه دارند و‬ ‫ً‬ ‫اتفاقا در همین حرکت ها هست که مردم به شدت‬ ‫ناراضی می شوند؛ چون در ا کثر نقاط‪ ،‬جلب رضایت‬ ‫کوتاه مدت مردم با منافع درازمدت شان تضاد دارد‬ ‫و بنابراین هر چه ما تالش می کنیم مردم را راضی‬ ‫کنیم‪ ،‬مردم هر روز ناراضی تر و پرتوقع تر می شوند‪.‬‬ ‫به هر صورت امروز ما رفتار حزبی در کشور نداریم‪.‬‬ ‫فعاالن سیاسی ما (که خود ما هم جزو متهمین‬ ‫اصلی هستیم)‪ ،‬منافع حزب را می خواهیم ولی‬ ‫حاضر به پرداخت هزینه هایش نیستیم‪ .‬باالخره‬ ‫تحزب یک سری منافع دارد و در مقابلش‪ ،‬یک‬ ‫سری دستورالعمل ها و بایدها و نبایدها دارد که‬ ‫ً‬ ‫محدودیت هایی ایجاد می کند‪ .‬معموال فعاالن‬ ‫سیاسی دوست دارند از منافع حزب استفاده‬ ‫کنند ولی بایدها و نبایدهای حزب را قبول ندارند‪.‬‬ ‫ان حزبی که اعضایش به بایدها و نبایدهایش‬ ‫توجه نکنند‪ ،‬هویت معنایی ندارد و حالتی شبیه‬ ‫به وضعیت احزاب در ایران ایجاد می شود‪ .‬در‬ ‫حدود ‪ 300‬تا ‪ 400‬نفر یک برگ مجوز حزب داری از‬ ‫وزارت کشور گرفته اند که در جیبشان برای روز مبادا‬ ‫می ماند‪ .‬از این ‪ 400-300‬نفر‪ ،‬ا گر بخواهیم دور از‬ ‫ً‬ ‫واقعیت چیزی نگفته باشیم‪ ،‬نود درصد ان ها عموما‬ ‫تعطیل اند‪ .‬حدود ‪ 8-7‬درصد از باقی مانده ان ها‪،‬‬ ‫ً‬ ‫بعد از انقالب‪ ،‬تقریبا ا کثریت قریب به اتفاق احزاب ما‪ ،‬دولت ساخته بوده اند‪.‬‬ ‫یعنی دولتی که روی کار امده‪ ،‬حزبی را راه انداخته و حزب فعال شده و حمایت‬ ‫‪‎‬گرفته و پس از اتمام دولت‪ ،‬حزب هم به محاق رفته است‪.‬‬ ‫در زمان عادی تعطیل اند اما در زمان انتخابات فعال‬ ‫می شوند؛ ان ‪ 3-2‬درصد باقی مانده نیز چه در زمان‬ ‫انتخابات و چه غیر انتخابات‪ ،‬فعالیت دارند‪ .‬دفتر‬ ‫دارند‪ ،‬ساختمان دارند‪ ،‬شاید ساختمان تجاری‬ ‫داشته باشند‪ ،‬نشریه و سایت دارند و کار می کنند‪.‬‬ ‫ً‬ ‫‪ ‬اشکال هم اینجاست که بعد از انقالب‪ ،‬تقریبا‬ ‫ا کثریت قریب به اتفاق احزاب ما‪ ،‬دولت ساخته‬ ‫بوده اند‪ .‬یعنی دولتی که روی کار امده‪ ،‬حزبی را‬ ‫راه انداخته و حزب فعال شده و حمایت گرفته و‬ ‫پس از اتمام دولت‪ ،‬حزب هم به محاق رفته است‪.‬‬ ‫ً‬ ‫ما عمال احزابی که دولت ساز باشند نداریم‪ .‬حتی‬ ‫ی هم حا کمیت ساخته بود ‬ ‫حزب جمهوری اسالم ‬ ‫ً‬ ‫و عمال ان هایی که در حا کمیت بودند این مسیر‬ ‫را پیگیری کردند‪ .‬ا کثر موسسین حزب جمهوری‬ ‫اسالمی از اعضای شورای انقالب بودند؛ باالترین‬ ‫قدرت حاکمیتی را داشتند و حزب جمهوری اسالمی‬ ‫ را راه انداختند که البته منافع خیلی زیادی داشت‬ ‫و من هم ا کنون قصد بررسی عملکرد حزب را ندارم‪.‬‬ ‫اما اینکه یک حزبی تاسیس بشود و بتواند دولت‬ ‫را تصرف کند و مجلس را بگیرد‪ ،‬به این صورت‬ ‫یا نداشتیم یا خیلی کم بوده است و ا کثر احزاب‬ ‫ما دولت ساخته اند؛ به عنوان نمونه می توان به‬ ‫ً‬ ‫کارگزاران سازندگی یا جبهه مشارکت یا مثل ابادگران‬ ‫اشاره کرد‪ .‬مبنای قدرتشان مبنای رای مردمی‬ ‫ نبوده و بر مبنای قدرت حکومت‪ ،‬توان یافته بودند‪.‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪173‬‬ ‫!ما ینید یرالاس مدرم نارگن نم‬ ‫در رژیم حقوقی ما جایگاه مشخصی برای حزب و اعضای ان در نظر گرفته نشده‬ ‫است‪ .‬یعنی نه قانونی وجود دارد که از وجود حزب حمایت کند و نه قانونی داریم‬ ‫که اعضای حزب را مجبور به تبعیت از حزبشان کند‪.‬‬ ‫‪ ‬اما طرح این سوال که ایا در این روزهای‬ ‫سیاست ما‪ ،‬فضای به وجود امدن حزب وجود‬ ‫دارد و ا گر دارد چه نوع حزبی سازگار با روحیات‬ ‫مردم ما هست‪ ،‬سواالتی است که بازاریابی سیاسی‬ ‫می تواند به ان پاسخ دهد‪ .‬ا گر بحث حزب جدی‬ ‫شود‪ ،‬در مسئله تعارض یا عدم تعارضی که با‬ ‫مسئله والیت پیدا می کند‪ ،‬تنها یک نقطه در‬ ‫این چالش مفروض برای من حل نشده که ان‬ ‫هم موضوع حزبی شدن مجلس خبرگان رهبری‬ ‫است‪ .‬ا گر قرار باشد احزاب کاندیدا معرفی کنند‪،‬‬ ‫قوام حا کمیت زیر سوال می رود‪ .‬به نظر می رسد‬ ‫باید راه حل دیگری را جست مثل اینکه مجلس‬ ‫خبرگان ساختار انتخاباتی اش را به گونه ای دیگر‬ ‫ً‬ ‫تعریف کند؛ مثال حوزه های علمیه یا مراجع یا‬ ‫عده ای خاص مجلس خبرگان را تعیین کنند‪ .‬در‬ ‫غیر این صورت‪ ،‬حزبی شدن مجلس خبرگان را‬ ‫افت نظام حزبی داخل کشور می دانم‪.‬‬ ‫نکته دیگر قابل اشاره‪ ،‬موانع کار حزبی در کشور‬ ‫ً‬ ‫ماست؛ اوال در رژیم حقوقی ما جایگاه مشخصی‬ ‫برای حزب و اعضای ان در نظر گرفته نشده‬ ‫‪174‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫است‪ .‬ما در قانون اساسی مان از جواز تشکیل‬ ‫حزب و عضویت در ان و در عین حال عدم اجبار‬ ‫به عضویت اشخاص در حزب سخن گفته ایم و‬ ‫به همین حد کفایت شده است‪ .‬ا گر من فردا‬ ‫از قانون حزب متبوعم تخطی کردم‪ ،‬ایا قانونی‬ ‫برای پیگیری این مهم و حتی جرم انگاری‬ ‫ً‬ ‫(جرم انگاری حزبی و نه لزوما جرم انگاری قانونی‬ ‫کشوری) ان وجود دارد؟ و ا گر این جرم انگاری‬ ‫صورت گرفته‪ ،‬مجازات ان چیست؟ هزینه هایی‬ ‫که بنده در تخطی دستورات حزب باید بدهم‬ ‫کدام است؟ یعنی نه قانونی وجود دارد که از‬ ‫وجود حزب حمایت کند و نه قانونی داریم که‬ ‫اعضای حزب را مجبور به تبعیت از حزبشان کند‪.‬‬ ‫حتی یکبار در مجلس‪ ،‬قانون فرا کسیون های‬ ‫مجلس را تصویب کردیم که ا گر نماینده ای‬ ‫مایل بود به فرا کسیونی بپیوندد‪ ،‬از تصمیمات‬ ‫فرا کسیون تبعیت کند و ا گر نمی خواهد تبعیت‬ ‫کند‪ ،‬باید به طور رسمی اعالم کند که من‬ ‫جزء ان فرا کسیون نیستم‪ .‬همچنین حضور‬ ‫در چند فرا کسیون مختلف سیاسی هم به‬ ‫صورت هم زمان ممنوع باشد و در عین حال‬ ‫جابجایی میان فرا کسیون ها هم مجاز شود‪ .‬در‬ ‫عین ناباوری‪ ،‬شورای نگهبان با عنوان خالف‬ ‫قانون اساسی بودن‪ ،‬ان را رد کرد‪.‬‬ ‫نشـ ـ ـ ـ ـ ـ ــریه‬ ‫علمݡی‪-‬تخصصݡی‬ ‫نکته دوم در موانع پیش روی حزب‪ ،‬ممدوح نبودن حزبی بودن در فضای‬ ‫فرهنگ سیاسی کشور است‪ .‬این بیان استقالل و عدم وابستگی به حزب افتخار‬ ‫شده است‪ .‬در حالی که این فرهنگ باید ایجاد شود که ادمی سیاسی ا گر حزب‬ ‫ندارد‪ ،‬بی قبیله و بی ریشه است‪.‬‬ ‫‪ ‬نکته دوم در موانع پیش روی حزب‪ ،‬ممدوح‬ ‫نبودن حزبی بودن در فضای فرهنگ سیاسی‬ ‫کشور است‪ .‬البته تقصیر القای این فرهنگ‬ ‫نادرست هم خودمان هستیم‪ .‬اقای هاشمی‪،‬‬ ‫اقای خاتمی‪ ،‬اقای احمدی نژاد و اقای روحانی‬ ‫می گویند من حزبی نیستم ولی همه شان هم از‬ ‫نردبام حزب باال رفته اند‪ .‬این بیان استقالل و‬ ‫عدم وابستگی به حزب افتخار شده است‪ .‬در‬ ‫حالی که این فرهنگ باید ایجاد شود که ادمی‬ ‫سیاسی ا گر حزب ندارد‪ ،‬بی قبیله و بی ریشه‬ ‫است‪ .‬به نظر می رسد برای مردم عادی مسئله‬ ‫حمایت یا عدم حمایت حزبی معنادارتر است‪،‬‬ ‫ً‬ ‫چون عمال در کالن شهرها مردم به لیست های‬ ‫وابسته به احزاب و جریان ها رای می دهند‪.‬‬ ‫مشکل فرهنگ سیاسی نخبگان در زمینه تحزب‬ ‫جدی تر است‪.‬‬ ‫نکته سوم در موانع بسط حزب ورزی به این‬ ‫موضوع باز می گردد که مجامع حا کمیتی از‬ ‫ً‬ ‫به کارگیری نیروهای حزبی پرهیز دارند‪ .‬مثال ا گر‬ ‫بفهمند یک نیرو از اعضای رسمی فالن حزب‬ ‫است او را در جایگاه سیاسی مثل فرماندار و‬ ‫مدیرکل و‪ ...‬قرار نمی دهند‪ .‬در این شرایط هم‬ ‫مسئولین کشور باید منافقانه عمل کنند‪ ،‬یعنی‬ ‫در خفا رفتار و تعلقات حزبی دارند ولی در اشکار‪،‬‬ ‫خود را از حزبی بودن بری می کنند‪.‬‬ ‫‪‬این شرایط منفی برای حضور حزب‪ ،‬موسسین‬ ‫حزب را به چالش انداخته است‪ .‬در تامین مالی‬ ‫ً‬ ‫حزب به شدت به تکاپو و سختی می افتند که اوال‬ ‫ً‬ ‫چطور تامین مالی کنند و ثانیا چطور برچسب های‬ ‫عجیب و ناصواب نخورند‪ .‬در زمینه ارتباطات‬ ‫ً‬ ‫مالی حزب‪ ،‬اصال تکلیف روشن نیست‪ .‬در دنیا‬ ‫این موارد تعریف مشخص قانونی دارد که ا گر‬ ‫حزبی می خواهد کمپین انتخاباتی راه بیندازد‬ ‫هزینه ها را چطور تامین کند یا برای گذران‬ ‫عادی حزب چگونه تامین مالی صورت پذیرد‬ ‫و حتی دریافت پول از بنگاه های اقتصادی هم‬ ‫مشخص شده است‪ .‬به تبع این بیان شفاف‬ ‫قانونی‪ ،‬متخلفین از ان موازین هم با مجازات‬ ‫سنگینی مواجه می شوند‪ .‬به نظر می رسد ما‬ ‫ً‬ ‫عمال فساد را با این عدم واضح سازی مسیر‬ ‫قانونی فعالیت های سیاسی مثل کاندیداتوری‬ ‫انتخابات ریاست جمهوری و نمایندگی مجلس‬ ‫نهادینه می کنیم‪.‬‬ ‫به هر صورت و در مقام نتیجه گیری باید عرض کنم‬ ‫که در غیبت چند حزب قدرتمند و حا کمیت نظام‬ ‫حزبی؛ من برای اینده مردم ساالری دینی نگرانم‪.‬‬ ‫شماره چهارم ‪ -‬پاییز و زمستان ‪1397‬‬ ‫‪175‬‬ ‫�ز‬ ‫م‬ ‫ٮݫݬݓاݣ ݣاݤݣرݣ ݔݬݪىا�ب ݣ ݣ ݣ ݣی ݣݡس ݭىݫݔاݣ ݣ ݣس ݣ ݤا ݣݡی ݣ‬ ‫ٮ ݐ ݦݨ‬ ‫ن‬ ‫ݠاݤ ݤݤݤ‬ ‫ف‬ ‫س‬ ‫ݣیݭ ݣݣىݫݭݔݣ ݣر ݣݠاݥݣ‬ ‫سر ݫ ݫ ݣا ݫݬݓݣ ݣݣر ݣݡص�ر؛ ݣ�ب ݣر ݣاݤ ݣ ݣݠاݤ ݣ‬ ‫ݣی ݣ ݣالݣم ݣ‪،‬ݣ ݭݫݓٮ ݣراݤݣ ݣ ݣ ݣ ݫ‬ ‫‪ ‬بازاریابی در فرم کالسیک‪ ،‬همیشه درون مایه ای از جنگ‬ ‫روانی و بر هم زدن تعادل ها را داراست؛ رقابت برای دیده شدن‬ ‫تا برنده شدن‪ .‬انها که دانش اموخته اندیشه های ما کیاولی‬ ‫هستند و یا در عمل‪ ،‬خود را عامل به ان می خواهند‪ ،‬نمی توانند‬ ‫حتی به ظاهر هم که شده از ان فرار کنند و کوچک ترین تفسیر‬ ‫مهره ها را در ظرف اندیشه خود تعبیر و تفسیر می کنند‪ .‬یعنی‬ ‫ادرا ک شان نسبت به هر محرک‪ ،‬در ظرف جهان بینی خودشان‪،‬‬ ‫معنابخشی می شود‪ .‬لذا ا گر حرکتی را نتوانند فهم کنند‪ ،‬ان‬ ‫قدر ان را کانالیزه و فرمالیزه می کنند تا در بستر معناشناختی‬ ‫و نشانه شناسی خاص خود‪ ،‬تعبیر نمایند‪.‬‬ ‫در سال ‪ ۹۵‬و در اوج پیروزی های پیاپی جبهه اسالم در عراق‬ ‫و سوریه‪ ،‬عده ای در همان وادی پیش گفته‪ ،‬سردار سلیمانی‬ ‫را در قامت یک نامزد انتخابات ریاست جمهوری تصویر و‬ ‫ً‬ ‫تصور کردند و برای این تصویر‪ ،‬شروع به قصه گویی و بعضا‬ ‫هرزه گویی نمودند‪.‬‬ ‫این گزاره ها همه ذیل منطق جنگ روانی که در بازاریابی‬ ‫سیاسی متعارف از ارزش بسزایی برخوردار است‪ ،‬جان می گرفت‪.‬‬ ‫سردار قبل از این که‪ ،‬فضا در خدمت بداخالقان و بدخواهان‬ ‫مسموم شود‪ ،‬نامه ای تدارک دیدند و در ان با متانت مومنانه‬ ‫ضمن اعراض از لغو اشاعه داده شده و قرار نگرفتن در زمین‬ ‫بازی طراحی شده‪ ،‬نوشتند‪:‬‬ ‫‪176‬‬ ‫هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد‬ ‫بسم اهلل الرحمن الرحیم‬ ‫با اهدای سلام و درود خالصانه به محضر رهبر معظم و حکیم‬ ‫انقلاب اسلامی و ملت شریف و عزیز ایران‪ ،‬در پاسخ به اظهارات‬ ‫تفرقه افکنانه اخیر دشمن و مطالبی که حول ان بیان و القا‬ ‫می شود‪ ،‬عرض می کنم جبهه دشمنان انقلاب و نظام مقدس‬ ‫جمهوری اسلامی سخنان خود را همواره با هدف تفرقه و ایجاد‬ ‫تقا بل بین صفوف متحد و یکپارچه مردم انقلابی و رشید‬ ‫بیان می کند؛ لذا هیچ گاه نباید به ان توجه و اعتنایی کرد‪.‬‬ ‫حقیر سرباز صفر ولایت و نظام جمهوری اسلامی و ملت شجاع‬ ‫و عزیزتر از جانم بوده و ان شاء اهلل با استعانت از خدای سبحان‬ ‫تا اخر عمر در همین جایگاه «سربازی» خواهم بود‪.‬‬ ‫از همه برادران و خواهران عزیزم خواهشمندم با بی اعتنایی‬ ‫به اظهارات فریبکارانه و تفرقه افکنانه دشمنان اجازه ندهند‬ ‫وقت ارزشمند خدمتگزاران این ملت صرف اهداف و مقاصد‬ ‫شوم دشمنان گردد‪.‬‬ ‫ ‬ ‫ ‬ ‫والسلام‬ ‫قاسم سلیمانی‪.‬‬

آخرین شماره های دو فصلنامه بازاریابی سياسی

دو فصلنامه بازاریابی سياسی 3

دو فصلنامه بازاریابی سياسی 3

شماره : 3
تاریخ : 1396/07/01
دو فصلنامه بازاریابی سياسی 2

دو فصلنامه بازاریابی سياسی 2

شماره : 2
تاریخ : 1396/02/01
دو فصلنامه بازاریابی سياسی 1

دو فصلنامه بازاریابی سياسی 1

شماره : 1
تاریخ : 1395/07/01
ثبت نشریه در مگ لند

شما صاحب نشریه هستید ؟

با عضویت در مگ لند امکانات متنوعی را در اختیار خواهید داشت
ثبت نام ناشر
لطفا کمی صبر کنید !!